| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 87 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
مقدمه
در این فصل ابتدا در قسمت مبانی نظری، ضمن ارائه تاریخچه ای از اخلاق در اسلام و ضرورت توجه به آن، تربیت به طور کلی و بعد از آن تربیت در دوره کودکی مورد بررسی قرار می گیرد. از میان ابعاد مختلف تربیت، تربیت اخلاقی و ضرورت توجه به آن محور بحث بوده که بعد از توضیح در زمینه تربیت اخلاقی و بررسی نظریه ها و رویکردهای مختلف در این زمینه، تربیت اخلاقی کودک و زمان آغاز این نوع تربیت در دوره کودکی از دیدگاه اندیشمندان مختلف بحث شده است.
در قسمت پیشینه تجربی نیز پژوهش های انجام شده بر اساس ارتباط با موضوع از عام به خاص تنظیم شده است و در پایان این فصل مطابق با مباحث مبانی نظری و پیشینه تجربی جمع بندی ارائه شده است.
2-1- مبانی نظری
2-1-1-تاریخچه اخلاق در اسلام
بخشی از تعالیم اسلام را اخلاق اسلامی شکل می دهد، که تحت عناوین اخلاق حمیده و رذیله مورد بحث جدی است. خداوند یکی از اهداف اساسی بعثت پیامبر اسلام(ص) را تزکیه مردم از آلودگی های اخلاقی می داند« به یقین، خدا بر مومنان منت نهاد که پیامبری از خودشان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» (آل عمران: 163).
یکی از شعارهای محوری پیامبر اسلام چنین بوده است «انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق» تنها برای تکمیل فضایل اخلاقی برانگیخته شدم. پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) به سبب تاکیدهای ایشان توجه به مسائل اخلاقی تداوم یافت. امیرالمومنین علی(ع) اولین کسی است که در این باب اثری مکتوب از خود به یادگار نهاد و در نامه ای به امام حسن (ع) نکاتی مهم در اخلاق و تربیت اخلاقی بیان نمود که به نامه 31 نهج البلاغه معروف است که ابواحمد حسن بن عبدالله عسکری از دانشمندان اهل سنت در کتاب الزواجر و المواعظ در مورد آن می نویسد: اگر از کلمات پندآموز چیزی باشد که باید با آب طلا نوشته شود همین نامه است (مکارم شیرازی، ج1، 1377).
رساله حقوق امام سجاد و دعای مکارم الاخلاق ایشان در صحیفه سجادیه نیز در این زمینه بی نظیرند و در روایاتی که از امامان معصوم(ع) به ما رسیده، بسیاری از مسائل اخلاقی مطرح شده است. از این رو تدوین کنندگان مجموعه های روایی بخشی از آنها را به اخلاقیات اختصاص داده اند. مثلا در کتاب شریف کافی، بخشی از جلد دوم آن با عنوان «کتاب العشره» و «صفات المومن» در مورد مباحث اخلاقی است. هم چنین رساله ای با عنوان صفه المومن و الفاجر از اسماعیل بن مهران و المانعات من دخول الجنه از جعفر بن احمدقمی، کتاب تحف العقول از ابومحمد شعبه حرانی، مکارم اخلاق از علی بن احمد کوفی، مکارم اخلاق از طبرسی، السعاده و الاسعاد از عامری، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق از ابن مسکویه، احیاء و علوم الدین و کیمیای سعادت از غزالی، اخلاق ناصری از خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق اشراف از روزبهان شیرازی، اخلاق شمسی و اخلاقی کاشفی از علی کاشفی، مجهه البیضاء فی تهذیب الاخیار از فیض کاشانی و جامع السعادات از ملامهدی نراقی و معراج السعاده از احمد نراقی تالیف شده و این روند تا به امروز ادامه دارد و نشانگر پیشینه طولانی افتخار آمیز اخلاق در جهان اسلام است ( به نقل از داوودی، 1391، ص 25). که هم اکنون تحت عنوان علم اخلاق مورد توجه قرار گرفته است.
ابن مسکویه(1422ق) در تعریف علم اخلاق می نویسد: علم اخلاق، صفت های خوب و بد و راههای اکتساب صفت های خوب و دوری از صفت های بد را بیان می کند و نیز درباره خلق می گوید: «حالتی است که باعث می شود افعال متناسب با آن بدون نیاز به فکر و تامل از فرد صادر شود» .
خواجه نصیرالدین طوسی(1360) دراین باره می نویسد: علم اخلاق علمی است که نفس انسانی را چگونه خلقی اکتساب تواند کرد که جملگی افعالی که با ارادت او از او صادر شود، جمیل و محمود بود. بنابراین از نظر وی این علم بیان کننده صفت هایی است که انسان باید در خود ایجاد کند تا رفتارهای ارادی صادر شده ای از همگی نیکو و پسندیده باشد. وی در علم اخلاق هم از صفتهای خوب و بد و هم از چگونگی کسب صفت های خوب و دوری از صفت های بد بحث می کند.
ملااحمد نراقی(1351) در معراج السعاده می نویسد: فایده علم اخلاق پاک ساختن نفس است از صفت های رذیله و آراستن آن به ملکات جمیله که از آن به تهذیب اخلاق تعبیر می شود و به نظر وی در علم اخلاق از فضایل و رذایل و از چگونگی اکتساب فضایل و زودن رذایل بحث می شود.
بنابراین موضوع علم اخلاق فضیلت ها و رذیلت ها و راههای ایجاد فضیلت ها و مبارزه با رذیلت هاست. یکی از این راهها تربیت است.
2-1-2-تربیت
تربیت به معنای پروردن، از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن است و از ریشه «رب ب» معادل رشد و تحول در همه ابعاد و به معنای پرورش و رشد دادن تدریجی چیزی از مرحله نقص به مرحله کمال است(راغب اصفهانی، ص 436). اما تربیت در اصطلاح، کوشش برای ایجاد دگرگونی مطلوب در فرد و به کمال رساندن تدریجی و مداوم او است. به عبارت دیگر، تربیت به فعلیت رساندن استعدادها، به کمال رساندن فرد مستعد کمال و نیز مراقبت از او در مسیر رشد و کمال است. از این تعریف اهمیت فراوان تربیت آشکار می گردد، چون انسان، ترکیبی از استعدادها و قوای جسمی و روحی است. پیامبر گرامی اسلام در حدیثی انسان ها را به معادن تشبیه کرده و فرموده است:«الناس معادن کمعادن الذهب و الفضّه ، مردم معدن هایی هستند همچون معادن طلا و نقره»(فروع کافی، ج8، ص177،ح197).
چنانچه استعدادها ی درونی به شکوفایی و فعلیت نرسد، زندگی انسان بیهوده خواهد بود و کسی که هدف مشخص و اعتقادات راسخی دارد همواره در مسیر کمال گام می نهد و هر لحظه خود را به هدف نزدیک تر می کند. پس انسان دور از تربیت، یعنی انسان دور از حیات فرهنگی و اعتقادی، دور از کمال و پیشرفت، انسان بی هدف و بالاخره انسانی دور از انسانیت. موضوع تعلیم و تربیت و روش های مطلوب آن از زمان های بسیار دور مورد توجه بشر بوده و در تمام عصرها در زندگانی انسان اهمیت والایی داشته است. علاوه بر پیامبران الهی که رسالت و مسئولیت تعلیم و تربیت جوامع بشری را عهده دار بوده اند، دانشمندان، فلاسفه و اندیشمندان هر جامعه و ملتی نیز همگام با آنان در این رهگذر می کوشیده اند. دانشمندان اسلامی نیز از آغاز قرن اول اسلامی تا کنون، به مدد قرآن و حدیث رهنمودها و تألیفات ارزشمندی از خود بر جای گذاشته اند که همه از آموزه های اسلامی الهام گرفته اند. تعلیم و تربیت به خصوص در دوره کودکی نیز مورد توجه آنان بوده است.
2-1-3-تربیت در دوره کودکی
مسلمانان در در پرتو تعالیم اسلام در امر تعلیم و تربیت به فعالیت پرداختند و با اقتباس تحقیقاتی که در گذشته مردم یونان ، هند، مصر و ایران بود ، خود به اختراعات واکتشافات جدیدی نائل آمدند و تمدن کنونی را که به دست اروپاییان به اوج کمال رسیده، بنیان نهادند. شاید بتوان گفت روابط اروپاییان، طی جنگهای صلیبی با دنیای متمدن اسلامی آن روز، وسیله بیداری آنها گردید و منجر به پیدایش رنسانس شد. لوتر برای اولین بار پیشنهاد کرد که دولت ها موظفند آموزش و پرورش ملت های خود را برعهده گیرند و با اجبار کودکان را تحت تعلیم قرار دهند تا سبب ترقی و تعالی ملت خود گردند. بتدریج آموزش وپرورش علمی مستقل شد و شعبی از قبیل فلسفه آموزش و پرورش ایجاد شد و دانشمندانی چون هربارت، روسو، فروبل، پستالوزی و دیویی در این رشته پا به عرصه وجود گذاشتند (صدیق،ص115).
در اینجا بود که دوره کودکی به عنوان یک دوره مهم در نگاه تربیتی اندیشمندان غرب مورد توجه قرار گرفت و اندیشمندان برای کودک بدرستی ارزش قائل شدند، در حالی که تا آن زمان کودک را موجودی فعل پذیر و ناتوان تصور می کردند و به خودی خود برای او ارزشی قائل نبودند، دوران کودکی او را مقدمه بلوغ می پنداشتند و فقط فرد بالغ را کامل تصور می نمودند. در حالیکه که از نظر آموزش و پرورش هیچ کس در هیچ مرحلی ای کامل نیست. بنابراین دوره کودکی دوره ای خاص است که مقتضیات خاص خود را دارد. امرسن می گوید: «به کودک احترام بگذارید و درزندگی او زیاد مداخله نکنید و خلوت او را برهم نزنید و در این کارکوتاهی مکنید، ولی در عین حال به خود نیز احترام بگذارید. وی تاکید می نماید در تربیت کودک دو نکته مهم است: مقتضیات طبع کودک را مراعا ت کنید وموافق جهتی که دارد، او را بار آورید و به سلاح دانش مسلحش کنید و تاکید می کند راه تربیت صحیح همین است که بس دشوار است و معلم باید در این راه همه نیرو، وقت و فکر خود را به کار گیرد» (بهشتی ،1377،ص100-99).
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 73 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
مقدمه
یکی از مباحث مهم در بودجه بندی سرمایه ای جدال با ریسک در ارزیابی طرح ها است. به طور کلی دو روش برای ارزیابی طرح ها تحت روش ارزش خالص فعلی وجود دارد. طبق روش اول، که همان روش سنتی یا روش ارزش فعلی خالص ایستا نامیده می شود، ارزش اختیارات جهت ارزیابی طرح ها یا منظور نمی شود یا ارزش یابی اختیارات سرمایه گذاری به طور کامل اجرا نمی شود. در حالی که اهمیت اختیارات در بلند مدت معنا پیدا می کند. اما طبق روش دوم که با عنوان روش ارزش فعلی خالص راهبردی نامیده می شود به این موضوع پرداخته می شود (علی نژاد ساروکلایی، 1388، 44).
در این فصل پس از مروری مختصر بر سابقه تاریخی اختیارات سرمایه گذاری، پیرامون موضوعاتی هم چون اختیارات سرمایه گذاری، موارد تشابه و افتراق اختیارات سرمایه گذاری با اختیارات مالی، اختیارات سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای و گونه های اختیارات سرمایه گذاری توضیح داده شده است. و در انتهای فصل به تحقیقات به عمل آمده از منابع خارجی و داخلی و ذکر نتایج آنها نیز اشاره گردیده است.
2-2- نگاهی مختصر بر سابقه تاریخی اختیارات سرمایه گذاری
اصطلاح اختیارات سرمایه گذاری اصطلاحی نسبتأ جدید به شمار می آید ولی سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای (بودجه بندی سرمایه ای) عمری بسیار طولانی دارد. به هر حال، اصطلاح اختیارات سرمایه گذاری برای اولین بار توسط استوارت مه یزراستاد دانشگاه ام آی تی ابداع و به کار گرفته شد. البته قابل ذکر است که در سال 1930 اروینگ فیشر به روشنی مطالبی را در ارتباط با قابلیت دسترسی مالک واحد تجاری به اختیارات بیان نموده است. مفهوم اختیارات سرمایه گذاری توسط مایکل مابوسین استادیار مدرسه تجاری کلمبیا شهرت یافت. مابوسین اختیارات سرمایه گذاری را برای توصیف شکاف بین قیمت های بازار سهام برخی از بنگاه ها و
ذاتی آن بنگاه ها که از روش سنتی ارزش یابی به ویژه فنون جریان وجوه تنزیل شده استفاده می کردند به کار برد.
ادواردو شوآرتز به نوعی در پژوهش های علمی در این زمینه پیش قدم بوده است. هم چنین لنوس تری جرجیس از صاحب نظران معاصری است که در ارتباط با اختیارات سرمایه گذاری مطالعات زیادی انجام داده و کتاب و مقالات زیادی از وی به چاپ رسیده است.
3-2- اختیارات سرمایه گذاری چیست؟
اصطلاح اختیارات سرمایه گذاری از دو کلمه اختیار و سرمایه گذاری یا سرمایه ای تشکیل شده است. که معادل لاتین آن از ترکیب دو واژه «Real» و «Option» بوجود آمده است. تحلیل اختیارات سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای بر این اساس استوار است که در هنگام انجام سرمایه گذاری در دارایی های حقیقی مانند زمین، ساختمان و ماشین آلات اختیارات ویژه ای مشابه اختیارات دارایی های مالی (اختیار خرید و اختیار فروش) نهفته است (دستگیر، 1383، 78).
اختیارات سرمایه گذاری حقی است تا سرمایه گذار بتواند اکنون یا آینده عملی را انجام دهد، در صورتی که انجام ندادن آن تعهدی برای وی به وجود نمی آورد (دنوفیل، 2000، 78).[1]
اختیارات سرمایه گذاری بدین معنا است که در بسیاری از مجموعه های ارزیابی طرح ها، شرکت ها یک یا چند اختیار جهت تغییرات راهبردی برای طرح در طول عمر آن خواهند داشت. به عنوان مثال، یک شرکت منابع طبیعی ممکن است تصمیم به تعویق استخراج طلا از معدن را هنگامی که قیمت طلا به زیربهای استخراج برسد، بگیرد و در مقابل به هنگام افزایش مجدد قیمت طلا شروع به بهره برداری کند. این اختیار راهبردی که تحت عنوان اختیارات سرمایه گذاری شناخته می شود، عمومأ در تجزیه و تحلیل های فنون جریان وجوه نقد تنزیل شده استاندارد نادیده گرفته می شود. به هر حال، این اختیارات می توانند ارزش یک طرح را به وسیله حذف بازده های نامطلوب و ایجاد فرصت های جدید در آینده افزایش دهند. در حقیقت اختیارات سرمایه گذاری فی النفسه نوعی حق (اختیار عمل) برای دارنده ی آن ایجاد می کند، نه نوعی تعهد. برخی از اختیارات سرمایه گذاری اختصاصی هستند یعنی شخص یا موسسه ی دیگری قادر به استفاده از آن نیست. در مقابل، برخی از اختیارات سرمایه گذاری مشترک است(علی نژاد ساروکلایی، 1388، 45).
تغییر نگرش ناشی از تحولات اقتصادی و افزایش پیچیدگی فعالیت های مربوطه موجب رویکرد جدیدی در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی با نام انتخاب حقیقی شده است. این رویکرد مبتنی بر تصمیم گیری در شرایط نامطمئن و پیچیده می باشد که در آن تعین انتظارات از تغییرات آتی با در نظر گرفتن نا اطمینانی های موجود نقش اساسی ایفا می نماید. بیشترین کاربرد انتخاب حقیقی در زمینه ی تصمیم گیری های سرمایه گذاری و یا ارزش گذاری در زمینه ی فعالیت هایی است خطرپذیریی بالایی برخوردارند و معمولأ در خط مقدم توسعه فناوری ها تحقیق و توسعه قرار دارند. دیدگاه سنتی تصمیم گیری سرمایه گذاری که هم اکنون توسط بسیاری از افراد مورد استفاده قرار می گیرد مبتنی بر ایجاد تصویر ثابتی از انتظارات وقایع آینده است. البته این روش تا زمانی که اتفاقات آتی تفاوت زیادی با انتظارات نداشته باشد با اغماض و تقریب قابل قبولی می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. لیکن مشکل زمانی پدید می آید که محیط فعالیت دارای عدم قطعیت بالا و به همین دلیل از پیچیدگی زیادی برخوردار باشد. لذا در این حالات نیاز به رویکردی جدید است که بر اساس آن بتواند بر مشکلات مزبور فائق آمد. یکی از مسائل مهم در زمینه تصمیم گیری مالی و سرمایه گذاری وجود حالتهای مختلفی است که تبعات متفاوتی را در بر دارند و نکته مهم این است که تصمیم گیرنده از اختیارات و امکانات تصمیم گیری و نتایج آن آگاهی کافی داشته باشد. بر این اساس نگرش و رویکرد انتخاب حقیقی نه تنها برای تصمیمات سرمایه گذاری بلکه تصمیم گیری های استرتژیک در سازمان ها مفید واقع شود. اگر بخواهیم اختیار حقیقی را به طور ساده و شهودی تعریف نماییم می توان گفت که اختیار واقعی مانند نقشه راهی[2] است که در جاهای مختلف آن نشانه ها و رهنماهایی تعبیه شده که مسیرها و انتخاب های موجود را در اختیار قرار می دهد و بدین ترتیب نه تنها امکان تصمیم گیری مناسب وجود دارد بلکه این ساختار به افزایش آگاهی و همچنین یادگیری بهتر فرد کمک می نماید با این مقدمه کوتاه رویکرد اختیار واقعی را می توان به شکل زیر تعریف نمود:
روش اختیار واقعی[3] رویکردی سیستماتیک است که در آن با استفاده از نظریه ی فاینانس، تحلیل اقتصادی، تحقیق در عملیات (علم مدیریت)[4]، نظریه تصمیم، علم آمار و مدل سازی اقتصاد سنجی همچنین نظریه اختیار[5] در فضای تصمیم گیری پویا و همچنین محیط های تجاری نامطمئن و در قالب تصمیم گیری استراتژیک سرمایه گذاری، ارزش گذاری سرمایه گذاری و نیز هزینه یابی طرح ها و پروژه های اقتصادی، دارایی ها اعم از فیزیکی و مالی قیمت گذاری می شود. نقش اختیار واقعی در موارد زیر بسیار حیاطی و مهم است:
1- تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری در فعالیت ها و طرح هایی که با عدم اطمینان بالایی برخوردارند.
2- ارزشگذاری تصمیمات استراتژیک که در قالب تحلیل توجیه پذیری مالی[6] ارائه می شوند.
3- دسته بندی و اولویت گذاری هر یک از تصمیمات مزبور بر اساس شاخص های کمی و کیفی.
4- بهینه سازی تصمیمات استراتژیک سرمایه گذاری با توجه مسیرهای مختلف تصمیم گیری.
1-De Neufville
1-Road map
-(Mun,2002)2
3-Operational research(Management science)
4-Option theory
5-Financial Feasibility Analysis
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 36 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
افسردگی
افسردگی در طی قرون و اعصار به نامهای متفاوت نام برده شده است.در کتب قدیم طب قدیمی ایران این بیماری به نام مالیخولیا نام برده شده است. داستانهای زیادی به این نام نوشته شده است.
لغت مالیخولیا نام هنوز هم هر گروه معینی از افسردگی ها نسبت داده می شود. بشر اولیه آن را به نفرین خدایان یا لعن شیطان نسبت می داده است.[1]
توصیف هایی از آنچه ما امروزه از اختلالات خلقی می خوانیم در بسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد. داستان (عصر عقیق) شاه سانول و داستان خودکشی آژاکس در هومر ، هر دو یک سفر افسردگی را توصیف کرده اند.
حدود 45 سال قبل از میلاد بقراط اصطلاح مانی و ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی بکار برده در حدود صد سال قبل از میلاد کورنیلوس سلسوس در کتاب (Demedi cina) افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود این اصطلاح را پزشکان از جمله ارسطو نیز بکار برده است.
در قرون وسطی طبابت در ممالک اسلامی رونق داشت و رازی و ابن سینا و پزشک یهودی میمونر، ملانکولی را بیماری روانی توصیف نمود آن را ملانکوکسیس نامید در سال 1854 خالد حالتی را توصیف نمود و آن را جنون ادواری نامید چنین بیمارانی حالات خلقی مانی و افسردگی تجربه می کنند. تقریباً در همان زمان یک روان پزشک فرانسوی دیگر به نام بیلارگر جنون دو شکلی شرح داده که در آن بیمار دچار افسردگی عمیق می شود که به حالت بعت افتاده و جان فرد از آن بهبود می یابد. در سال 1881 کارل که بنام روان پزشک آلمانی با استفاده از اصطلاح مایکلوتایمی مانی و افسردگی را مراحل مختلف یک بیماری توصیف نموده ، اصیل کراپلین در سال 1896 بر اساس معلومات روان پزشکان فرانسوی و آلمانی مفهوم بیماری مانیک پرسیو را شرح داد که شامل اکثر ملاکهای تشخیصی است که امروزه روان پزشکان برای تشخیص این بیماری از آنها استفاده می کنند. کاپلون و همکارانش در کتاب جامع روان پزشکی 1988 اظهار می دارند بعد از جنگ جهانی دوم که عصر اضطراب خوانده می شود اکنون عصر جدیدی از ملانکولیا مطرح است.
تعریف افسردگی
نورزی افسردگی نورزی است که طی آن شخص نسبت به بعضی موقعیتهای ناراحت کننده واکنش به صورت غم و اندوهگینی بیش از آنچه که معمول است نشان می دهد و اغلب در بازگشت به حالت طبیعی پس از یک دوره از جان قصوری می ورزد. افسردگی را شاید بتوان حالتی توصیف کرد که با تغییر اساسی اولیه در خلق شروع شده و با مداومت احساس غم و اندوه به درجات مختلف مشخص می گردد.
افسردگی محدود در زمان و مکان خاص نیست بلکه واکنشی است در مقابل استرس، حالتی است که در پی زمان و برای هر کس ممکن است روی دهد به جرات می توان گفت که نیمی از افراد بالغ در دوره ای از عمر خود دچار این حالت بوده و متاسفانه اکثریت این گروه از افسردگی خود آگاه نبوده اند. افسردگی جنگی است درونی جنگی که شخص علی رغم شدت و کشمکش آن محکوم است که به تنهایی و در انزوا با آن بجنگد.
نشانه های افسردگی
1- نشانه های کسالت روحی
الف: عزلت جویی و کناره گیری: اغلب بیماران افسرده نسبت به انجام فعالیتهایی که زمانی از آن لذت می بردند بی علاقه می شوند و احتمال از میزان مشارکتها و فعالیتهای اجتماعی خود می کاهند.
ب) منفی گیری: در شرایط افسردگی گاه اشخاص که در برخورد با نقطه نظرهای مختلف شکیبایی به خرج می دهند عیب جو می شوند انسان افسرده با سماجت در مخالفت با پیشنهادات و دستورات و یا راهنماییهای دیگران مقاومت می کند.
ج) اندوه: شخص افسرده ممکن است بخش مهمی از زندگی خود را در اندوه به سر برد یا مدام گریه کند.
2- نشانه های طرز تلقی فرو افتاده
الف) خود ضعیف بینی و احساس گناه: فرد افسرده گاه در مقام تحقیر خویش بر می آید جملاتی از قبیل "من شکست خورده هستم" چطور می توانی مرا تحمل کنی در قالبهای گوناگون از افسرده ها شنیده می شود. اشخاص افسرده،گاه گناه انجام کاری را که به آنها بی ارتباط است به گردن می گیرند.
ب) ابراز درماندگی: شخص افسرده مصراً به امور بدبین می شود گاه از خودکشی حرف می زند و حتی به این کار اقدام می کند.
3- نشانه های کاهش احساس حیاتی
الف) بی توجهی به خود و یا وظایف خود: انسان افسرده بعضاً نسبت به سر و وضع خود بی تفاوت می شود و یا از انجام تکالیف آموزشی شغلی و یا کارهای خانه سر باز می زند.
ب) بی حالی: ممکن است فرد افسرده از خستگی یا فقدان انگیزه شکایت کند برای او بخصوص شروع کارهای تازه ، دشوار است شدت این بی حالی و بی علاقگی در صبح ها بیشتر است.
ج) کاهش تمرکز: در شرایط افسردگی تمرکز کردن در رسیدگی به یک امر خاص دشوار است بسیاری از افسرده ها کتابها را با تمام کنار می گذارند مرتب کتاب جدیدی انتخاب می کنند اما چند بخش را نخوانده کتاب را رها می کند تا سراغ کتاب بعدی بروند نوشتن و نگارش هم برای افسردهها دشوار است.
د) تردید: تصمیم گیری برای افسرده ها دشوار است گاه شخص افسرده تصمیم گیری را به دیگران محول می کند.
4- سایر نشانه ها :
الف) تغییر در وزن و اشتها که کم اشتهایی و همراه آن کاهش وزن از نشانه های متفاوت افسردگی است اما در برخی از انواع افسردگی و بویژه در افسردگی های فصلی اشتها و وزن افزایش مییابد.
ب) تغییر کیفیت خواب: اغلب افسرده ها از خواب راحت محرومند، بیدار شدنهای پی در پی بخصوص از ساعت 2 تا 6 صبح از جمله مواردی است که می توان به آن اشاره کرد در مواردی نیز خواب سنگین و بیدار شدن از آن دشوار می شود.
ج) تغییر میل جنسی : بطور کلی میل و عملکرد جنسی در اشخاص افسرده کمتر است. اگر دقیق تر بشویم تغییرات دیگری نیز در جسم و روان افراد افسرده پیدا می کنیم. افسرده ها اغلب در طول مدت روز تغییر روحیه می دهند معمولا شدت افسردگی در صبح بیشتر است.
هرچه از روز می گذرد از شدت افسردگی ها کاسته می شود در مواقعی نیز بیمار افسرده با حمله اضطراب روبرو می شود در این موقع نشانه های حمله اضطراب از قبیل تنگی نفس عرق کردن یا لرزش اندامها در بیمار بروز می کند.
[1] - Depression
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 44587 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
پاورپوینت سایت الکترونیک خودرو شرق
پاورپوینت سایت الکترونیک خودرو شرق دارای 22 اسلاید (ویژه رشته های مهندسی کامپیوتر) با ظاهری زیبا ، متفاوت ، مفید، مختصر و قابل ویرایش می باشد قسمتی از متن را ببینید و در صورت تمایل خرید کنید.
چکیده
.NET یک API جدید است که ابزارهای جدیدی را برای نوشتن برنامه های کاربردی تحت Windows و Web را مهیا میکند که این سایت توسط این زبان
نوشته شره است که در مورد شرکت الکتریک خودرو شرق میباشد که این شرکت در کیلومتر 2 جاده آسیایی مشهد به قوچان واقع گردیده که هم اکنون با تعداد 814 نفر پرسنل مشغول فعالیت تولیدی می باشند و زیر مچموعه گروه صنعتی قطعات اتوبیل ایران( IAP ( می باشد.
مقدمه :
تفاوت بین ASP.NET با ASP کلاسیک از دو زاویه اصلی قابل مطالعه است:
بعد اول : ASP.NET امکانات بمراتب بیشتری را از بعد برنامه نویسی نسبت به ASP کلاسیک ارائه نموده است . مایکروسافت در این زمینه از نقطه نظرات و پیشنهادات افرادیکه با ASP کار کرده اند استفاده و سعی نموده است که با بررسی دقیق این نوع خواسته ها ،امکان افزودن قابلیت های جدید برنامه نویسی در ASP.NET را محقق نماید.
بعد دوم : ASP.NET تغییراتی را در رابطه با اصول برنامه نویسی برای ایجاد صفحات وب پویا ایجاد نموده است . برای ایجاد و نوشتن صفحاتASP.NET نیازمند کسب تجارب بیشتر و جدیدتری نسبت به آنچه قبلا" در رابطه با ASP کلاسیک فراگرفته شده است، خواهد بود.
تعریف زبان ASP.NET:
معرفی ASP.NET و بررسی تفاوت های موجود با ASP کلاسیک
آیا ASP.NET نسخه جدیدی از ASP کلاسیک است ؟ در پاسخ به سوال فوق می بایست با صراحت اعلان نمود که ASP.NET بعنوان یک نسخه اصلاح شده و یا تکمیلی نسبت به آخرین نسخه ASP کلاسیک یعنی ASP 3.0 نبوده و در حقیقت ASP.NET یک الگوی جدید برای پیاده سازی برنامه ها تحت وب خصوصا" اسکریپت هائی که بر روی سرویس دهنده اجراء می گردند ، می باشد . در این مقاله سعی خواهد شد که به بررسی مهمترین تفاوت های موجود بین ASP.NET و ASP کلاسیک پرداخته و در این رهگذر نگاهی نیز بر اصول اولیه و اساسی برای ایجاد این نوع صفحات داشته باشیم .
.NET Common Language Runtime شرکت مایکروسافت در حال ایجاد یک زیر ساخت سطح پایین (Low-Level) برای ویندوز است . این زیر ساخت جدید ، بعنوان حد واسط بین عملیات سطح پایین ویندوز و برنامه های کاربران ، قرار گرفته و ایفای وظیفه ( مدیریت اجرای کدها ) خواهد کرد . زیرساخت فوق CLR نامیده شده است .CLR مسئول ایجاد یک سطح خاص از کپسوله سازی بین پیاده کنندگان نرم افزار و سیستم عامل بوده و طبیعتا" باعث تسهیل در ایجاد برنامه های تحت ویندوز خواهد شد
ppt: نوع فایل
سایز:31.3 MB
تعداد اسلاید:22
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 273 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
بازار مالی
با تقسیم کل سیستم اقتصاد یک کشور به دو بخش واقعی و مالی، بخش مالی را می توان به عنوان زیر مجموعه ای از نظام اقتصاد تعریف کرد که در آن وجوه، اعتبارات و سرمایه در چارچوب قوانین و مقررات مشخص از طرف پس انداز کنندگان و صاحبان پول و سرمایه به طرف متقاضیان ، جریان می یابد (سایت بورس اوراق بهادار ایران-335).
بازار های مالی نیز بازارهایی هستند که در آنها داراییهای مالی مبادله می شوند . داراییهای مالی داراییهایی مثل سهام اوراق قرضه هستند که ارزش آنها به ارزش تولیدات وخدمات ارائه شده توسط شرکت های منتشر کننده آنها وابسته است .
فلسفه اصلی شکل گیری بازارهای مالی، تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد است، سیستم های مالی سعی دارند تا به بهترین نحوه، نقل و انتقال وجوه را بین عرضه کنندگان و متقاضیان وجه نقد تسهیل و از این راه تخصیص منابع را بهینه کنند (سایت خبر آنلاین -کد خبر 127111).
2-2-1-1-اقسام بازار مالی
بازار مالی بر اساس سررسید تعهدات مالی به دوگروه طبقه بندی می شود.
بازار پول
بازار پول، بازاری برای دادوستد پول ودیگر داراییهای مالی جانشین نزدیک پول است که سررسید کمتر از یکسال دارند . همچنین می توان از بازار پول به عنوان بازار ابزار های مالی کوتاه مدت با ویژگی اندک بودن ریسک عدم پرداخت ،نقدشوندگی وارزش اسمی زیاد نام برد (www.wikipedia.com).
بازار سرمایه
بر پایه طبقه بندی بازار مالی با نگرش به سررسید داراییها ، بازار سرمایه به بازار دادوستد ابزارهای مالی با سررسید بیشتر از یک سال وداراییهای بدون سررسیداطلاق می شود.این بخش از بازار مالی نقش مهمتری درگردآوری منابع پس اندازی وتامین نیاز های سرمایه گذاری واحد های تولیدی دارد . بازار سرمایه نسبت به بازار پول بسیار گسترده تر است واز تنوع ابزاری بیشتری برخوردار است . (www.wikipedia.com)
2-2-2-سرمایه
اقتصاددانان سرمایه را به جیوه تشبیه می کنند که لغزان است و با کوچکترین تکانی جا به جا میشود، یاآنرا پرنده ای می پندارند که با کوچکترین صدای پایی می پرد و زودتر از آدمی از معرکه می گریزد. «این پرنده گریز پا» ، امروزه سهم مهمی در اقتصاد کشورهای جهان دارد، به اقصی نقاط دنیا مهاجرت میکند و گاه گفته می شود سرمایه« وطن» نمی شناسد(پاک مرام ومولودی، 1390). سرمایه پایبند وطن و احساسات نیست هرکجا احساس ناامنی کند به مکانی مطمئن تر با کسب بازدهی بیشتر منتقل می شود. در ادبیات اقتصادی، سرمایه به منزله ی رگ حیات یک نظام اقتصادی تلقی شده، و بر تشکیل آن به عنوان مهم ترین عامل تعیین کننده رشد و توسعه اقتصادی تأثیر فراوان شده است. (جلیلیان و جمشیدپور، 1390)
2-2-2-1-بازار سرمایه بورس بهادار
در بازار سرمایه اوراق بهادار با سررسید بیش از یکسال به فروش می رسد. با در نظر گرفتن این واقعیت که پس انداز و سرمایه گذاری برای رشد اقتصاد حیاتی هستند، بازار سرمایه پلی است که مازاد پس انداز واحدهای اقتصادی را به واحدهای سرمایه گذاری که بدان نیازمندند انتقال می دهد و نقش مهمی را در بسیج امکانات مالی و سرمایه ای در جهت تخصیص بهینه منابع،به منظور رشد و توسعه اقتصادی کشور ایفا می کند.
یکی از نقش های بازار سرمایه، تأمین مالی شرکتهای مولد است یعنی پول سرگردان در بازار را جمع می کند. در طی چندین سال اخیر محور تأمین مالی تغییر کرده و بازار سرمایه به دلایلی از جمله کمبود منابع دیگر محور تأمین مالی نیست این گونه است که بازار سرمایه یکی از نقش های خود را به درستی ایفا نمی کند. بنابراین بازار سرمایه، واحدهای پس اندازی و سرمایه گذاران را با یکدیگر ارتباط می دهد، از طرفی دیگر سازوکارهای تعبیه شده در این بازار از طریق رشد حجم پس انداز و سرمایه گذاری، رشد اقتصادی را تسریع می کنند. استفاده از بازار سرمایه برای تأمین مالی مخارج دولت نیز از جمله قدیمی ترین و متداولترین شکل مبادلات مالی است. اتکای دولتها به بازار سرمایه در اغلب اقتصادهای مدرن از این جهت مهم است که دولتها غالباً اوراق بدهی منتشر می کنند تا بخش عمده هزینه های خود را تأمین نمایند، استقراض دولت غالباً حجم عظیمی از کل وجوه عرضه شده در بازار توسط وام دهندگان را جذب می کند (سایت بورس اوراق بهادار-335).
2-2-2-2-ابزار بازار سرمایه
ابزارهای تأمین مالی بلند مدت
سهام:
سهام، صرف نظر از شکل آن نشان دهنده منافع مالک در شرکت است و از آنجا که طلب و ادعای سهام داران در مورد دارایی شرکت در مرحله آخر تمام طلبها قراردارد، منافع سهام به عنوان "منفعت باقی مانده" شناخته می شود.
سهام عادی[1]
سهام عادی، نوعی از ابزار سرمایه گذاری است که نشانگر مالکیت دارنده آن در یک شرکت سهامی است و به دو دسته سهام با نام و سهام بی نام تقسیم می شود. متداولترین نوع اوراق بهادار در بازار ایران سهام عادی است.
سهام ممتاز[2]
این نوع سهام مانند سهام عادی نشانگر مالکیت دارنده آن در یک شرکت است. اما، برخلاف سهام عادی، سود سهام معینی دارد، که پرداخت آن بر پرداخت سود سهام عادی مقدم است.
اوراق قرضه[3]
ا.راق قرضه، اسنادی است که به موجب آن ناشر متعهد می شود مبالغ معینی(بهره سالانه) در فاصله های زمانی مشخص به دارنده آن پرداخت کند و در سررسید اصل مبلغ را پرداخت کند (سایت بورس اوراق بهادار تهران-189).
صکوک
نوعی اوراق قرضه اسلامی است که بر اساس موازین شرعی طراحی شده، ساختار پرداخت بهره ی اوراق قرضه غربی مطابق با موازین شرعی نیست، از این جهت در ایران به جای اوراق قرضه از صکوک استفاده میشود. ناشر اوراق صکوک، گواهی را به سرمایه گذاران میفروشد و سپس با قیمتی مشخص دوباره از خریداران اجاره میکند. فروشنده هم تعهد میکند در تاریخ مشخص،اوراق را با قیمتی معلوم از خریداران بازخرید کند. (سایت بورس اوراق بهادار تهران-189).
اوراق مشارکت
اوراقی است که سود علی الحساب دارد و صادرکننده اوراق متعهد می شود اصل پول و سود قطعی آنرا در تاریخ معین پرداخت کند. در کشورهای دیگر اوراق مشارکت در انواع بیشتری منتشر شده و نام آن اوراق قرضه است.
مشتقات[4]
ابزار مشتقه اوراق بهاداری هستند که به خودی خود ارزش ذاتی ندارند و ارزش آن بر اساس دارایی اصلی دیگری تعیین می شود به عبارت دیگر بر اساس یک دارایی اصلی یا زیربنایی، اوراق بهادار فرعی ایجاد می شود،این اوراق بهادار ارزش ذاتی نداشته و مانند اوراق بهادار مستقل در بورس معامله می شود. مهم ترین ابزارهای مشتقه عبارتند از:
اختیار معامله[5]
اختیار معامله نوعی اوراق بهادار است که در بازار بورس ایران از 13 اسفند 1390 دستور اجرای آن توسط فقها ابلاغ شد، به دو نوع، اختیار خرید و اختیار فروش تقسیم می شود. به نحوی که خریدار، حق خرید یا فروش دارایی مشخص را در یک قیمت توافقی و تا زمان معین از فروشنده خریداری کرده و مبلغی را برای در اختیار داشتن این حق تا آن زمان می پردازد. این قرارداد الزامی برای فروشنده ولی یک اختیار و نه الزام،برای خریدار است. این ابزار بیشترین کاربرد را برای شاخص و سهام عادی دارد. (سایت بورس اوراق بهادار تهران-189).
قرارداد آتی[6]
قرارداد آتی، ابزار مشتقه ای است که بیشتر برای بازار کالا، شاخص و ارز کاربرد دارد. در قرارداد آتی دو طرف معامله قرار می گذارند در زمانی مشخص با قیمتی معلوم ابزار مورد معامله (کالا یا ابزار مالی) را معامله کنند. برخلاف اختیار معامله در آن تعهدی وجود ندارد (سایت فاپیران).
[1] .common stock
[2] .preferred stock
[3] .Bond
[4] .Derivatives
[5] .option
[6] .future
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 96 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 53 |
تولید علم
عصاره اندیشه و نگرش محققین یا حاصل یافتههای پژوهشی آنان در قالب کتاب یا مقاله مجلات به ظهور میرسد. از زمانی که فردوسی "توانا بود هر که دانا بود" را بیان کرد و در ادامه بیکن بیان کرد "دانش توانایی است" ، محققان زیادی نقش کلیدی علم را یاد آور شدهاند. در عصر ارتباطات، تولید علم و دانش از ارکان توسعه و پیشرفت هر کشور میباشد و توسعه و شکوفایی در جنبههای مختلف نیز به ایجاد دانش و علم کمک میکند.
آنچه که در بحث تولید علم حائز اهمیت است، این است که نویسندگان تلاش میکنند مقالات خود را در مجلاتی منتشر کنند که در موسسه تامسون رویترز یا سایر موسسات نمایهسازی، نمایه شوند زیرا این امر به شناخته شدن نویسندگان در سطح جهانی کمک شایانی میکند. همچنین بدلیل اعتبار چنین مجلاتی در سطح جهانی، مقالات نمایه شده در مجلات این گونه پایگاهها بخت استفاده و در نتیجه دریافت استناد بیشتری داشته و به افزایش نمایانی و اثرگذاری مقاله در پیشبرد علم جهانی منجر میشود (بالابان،2012).
2-1-3. شاخص های کمی و کیفی علم
متخصصان علم سنجی برای سنجش علم از دو شاخص مطلق تعداد تولیدات و تعداد استنادها استفاده میکنند و شاخصهای دیگری مانند عامل اثرگذاری، درصد مدارک استناد شده، ضریب تاثیر و غیره که از این دو شاخص مطلق مشتق شدهاند را برای بهبود روند ارزیابی تولید علم معرفی کرده اند.
تولید مقالات در هر کشور میتواند نمادی از پیشرفتهای علمی آن کشور باشد و افزایش مقالات نویسندگان میتواند توسعه علمی یک کشور را نوید دهد. اما آن چه اعتبار تولید علم را تصدیق میکند کاربرد و اثرگذاری آن در پیشبرد دانش بشری است. شاخص استناد استفاده از اثر و میزان اثرگذاری را نشان میدهد زیرا فرض بر این است که نویسندگان به همه آثاری که برای نگارش مقاله استفاده کردهاند، استناد میدهند. از این رو، با استفاده از استناد که بوسیله یوجین گارفیلد معرفی گردید، میتوان به میزان استفاده و اثرگذاری یک مدرک پی برد.
2-1-3-1. استناد
دو واژه ارجاع و استناد معمولا مترادف در نظر گرفته میشوند. شاخص استناد به عنوان سنجه پایه برای محاسبه میزان اثرگذاری علم در نظر گرفته شده و سنجهای به نسبت کیفی است. در متون تعاریف مختلفی از استناد ارائه شده است. استناد عبارت است از قبول صحت و درستی یک مدرک توسط مدرک دیگر (آقاجانلو ، 1387 به نقل از نرین[1] و همکاران ،1976). استناد مهمترین شاخص علمسنجی است که میتواند بیانگر میزان نفوذ و تاثیر علمی یک اثر و نشاندهنده اعتبار مقاله باشد. این اعتقاد وجود دارد که آثاری که در حوزه علمی خود موثرتر هستند به دفعات بیشتری مورد استناد قرار میگیرند (عباسی و بیگلو ،1390 ).
بررسی متون نشان میدهد اگر مقاله ای از نظر کیفی مورد تایید باشد در سایر تحقیقات علمی از آن استفاده شده و در نتیجه میزان استناد به آن افزایش مییابد و کم کم در بدنه علم قرار میگیرد، اما گروهی از دانشمندان معتقدند حتی اگر مقالهای در مقالات دیگر به نقد کشیده شود نیز به نوعی اهمیت آن مدرک را نشان میدهد زیرا بیان ضعفها و کاستیهای اثر مورد انتقاد نیز میتواند از تکرار اشتباهات علمی پیشگیری نموده و در تولید علم جدید تاثیرگذار باشد ( آقاجانلو ، 1387).
گارفیلد[2](1972) نیز یکی از عملکردهای تعداد استناد مقاله را اثرگذاری علمی نویسنده بیان کرد (بورمن و دانیل، 2008 به نقل از اسمیت،1981). شمار استنادها میتواند میزان تاثیر علمی نویسنده را به وی نشان دهند. به این ترتیب نویسنده درخواهد یافت که چه تعداد مدرک او را تایید یا رد نمودهاند. از سوی دیگر، محقق میتواند محققین دیگر در رشته تخصصی خود را شناسایی کند. زیرا بطور معمول کسانی به یک اثر استناد میدهند که با آن اثر رابطه موضوعی داشته باشند و بدین وسیله محقق میتواند از عناوین مطالعاتی رشته خود آگاه شود. همچنین، این آگاهی به محققین کمک میکند از دوباره کاریها و صرف بودجههای تکراری پیشگیری کنند (زلفی گل ،کیانی بختیاری ،1387).
بنابراین، استناد به یک مدرک لزوما نشاندهنده صحت، درستی و تایید مطالب آن نمیباشد و استناد میتواند به دلیل انتقاد یا رد روش یا نتایج ارائه شده در مدرک مورد استناد به آن داده شود. همانطور که گارفیلد و ولجامس دورف[3] (1990) در بررسی استنادها به مقاله برونینگ[4] که از مقالات پر استناد در (1980-1988) بود، دریافتند که تنها 10 درصد از استنادها تاییدی بوده و 33 درصد از آنها استنادهای انتقادی بوده و نتایج و روش برونینگ در مقالهاش را به زیر سوال برده بودند.
2-1-3-2. انواع استناد در مطالعات تحلیل استنادی
بر اساس هدف تحلیل استنادی، عملکردها و انواع متفاوتی از استنادها در متون پیشنهاد شده است. بورمن و دانیل (2008) به نقل از گارزن ومرسر[5](2000) استنادها را با توجه به عملکرد آنها در انگیزههای استنادی به چند نوع طبقهبندی کردندکه عبارتند از:
استنادهای تاییدی[6]: استناد به آثاری که مدرک استنادکننده آنها را تایید میکند و با نظرات یا یافتههای اثرمورد استناد موافق است. این نوع استناد حاکی از وابستگی دو اثراست. درصد این نوع استنادها در مطالعات استنادی انجام شده حدود 10 تا 90 درصد بدست آمده است.
استنادهای مفهومی : استفاده از تعاریف، مفاهیم و نظریات اثر استنادکننده. درمطالعات رفتار استنادی میزان این استناد حدود 1 تا 50 درصدگزارش شده است.
استنادهای مقایسهای : نویسنده، اثر خود یا آثار دیگران را با اثر مورد استناد مقایسه کرده است یا اثراستناد کننده پشتیبانی علمی برای اثر مورد استناد است. میزان این استناد حدود 5 تا 40 درصدگزارش شده است.
استنادهای مقطعی/فرضی[7]: در این نوع استناد نویسنده به دانش فرض شده در یک اثر تاریخی اشاره میکند یا به این دلیل استناد میدهد که دانش موجود در اثر استنادکننده را دانشی عمومی فرض میکند یا به اثر مورد استناد به عنوان اثر پیشکسوت پیشین ادای احترام میکند. میزان این استناد حدود 5 تا 50 درصدگزارش شده است.
استناد به روششناختی[8]: استناد به روش استفاده از مواد، تجهیزات، فنون عملی و ابزار، روشهای تحلیل و فرآیندهای به کار رفته در اثر مورداستناد، استناد به روششناختی نامیده شده است. میزان این استناد حدود 5 تا 45 درصدگزارش شده است.
استنادهای تکذیبی[9](انتقادی) : در این نوع استناد، اثر استنادکننده به بحث درباره برخی جنبههای اثر مورد استناد پرداخته و آنها را مورد پرسش قرار میدهد. به این ترتیب، استنادگر نکات مورد انتقاد را تصحیح کرده یا تنها به ارزیابی منفی اثر مورد استناد اکتفا میکند. میزان این استناد حدود 1 تا 15درصدگزارش شده است.
انواع استنادهای ذکر شده در متون مختلف، بر اساس بررسیهای محققان مختلف شناسایی شدهاند اما استناد میتواند گوشهای از اهمیت اثر مورد استناد را نشان دهد و عوامل زیادی بر میزان استناد در جوامع علمی اثرگذار است. از جمله عواملی مانند زمان انتشار مقاله، حوزه موضوعی، مجله منتشر کننده، نوع مقاله، مخاطبان مقاله، شهرت نویسنده، در دسترس بودن انتشارات و مشکلات فنی.
از این رو، استناد میتواند بر اثر این عوامل به گروهی از مقالات سوق پیدا کند بنابراین نادیده گرفتن تاثیر این عوامل میتواند از دقت ارزیابیهای مبتنی بر تعداد استناد بکاهد. بورمن و دانیل (2008) به نقل از اسمیت (1981) کاربرد شمارش استناد بعنوان یک شاخص اثرگذاری را تنها وقتی مناسب میداند که سه معیار زیر در مورد استناد صادق باشد: 1) استنادهای یک مدرک به معنی مدارکی باشد که نویسنده از آنها استفاده کرده است. 2) استناد، شایستگی (کیفیت، اهمیت، اثرگذاری) یک مدرک را منعکس کند. 3) استنادها به بهترین آثار ممکن داده شود.
به عبارت دیگر، اعتبار یک مقاله را نمیتوان تنها بر حسب تعداد استنادهای آن تعریف کرد بلکه تعداد استناد تنها میتواند بازتابی از اثرگذاری مقاله باشد و بهتر است استناد را تنها بازنمونی از تاثیر مقاله بدانیم نه کیفیت آن.
2-1-4. رفتار استنادی
رفتار استنادی به معنی الگوهای حاکم بر رفتار نویسندگان در استناد به برخی آثار و عدم استناد به آثار دیگر است. عوامل زیادی بر رفتار استنادی نویسندگان اثرگذار است که برخی مانند تفاوت حوزه های موضوعی، نوع مقالات، نوع مخاطبان و ... شناسایی شده و برخی ناشناختهاند.
کوچن و آزبور[10] (1987 ) نیز اشاره کردهاند رفتار استنادی میتواند بیانگر میزان تاثیر نویسنده از اثر مورد استناد باشد. اما اندازهگیری تاثیر "حقیقی" مقالات مورد استناد بر نویسندگان استناد کننده، به دلیل غیر قابل پیش بینی بودن و سوگیری رفتار استنادی نویسندگان، دشوار میباشد. به عنوان مثال گارفیلد معتقد است بیشتر نویسندگان دست کم یک مقاله مروری دارند که باید به تمام نویسندگان که در آن مقاله مروری مورد اشاره قرار گرفتهاند، استناد دهند اما اینکار را انجام ندادهاند (گارفیلد ، 1989).
کیس و هیگینز[11](2000) نیز معتقدند با اینکه دلایل استناد یک نویسنده بطور گسترده و در طول چهار دهه در میان دانشمندان علوم اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است اما ارزیابی دلایل استناد با محدودیتهایی مانند روش بررسی انگیزههای استناد و شناخت انواع استنادهای ممکن مواجه است. لذا نمیتوان بررسی دقیق و کاملی از رفتار استنادی نویسندگان داشت. گرچه بر طبق نظرات نویسندگان فوق، بررسی رفتار استنادی با محدودیتهایی مواجه است اما محققین توانستهاند نظریههای مختلفی در خصوص چگونگی رفتار استنادی نویسندگان ارائه دهند.
2-1-4-1. نظریههای رفتار استنادی
تحقیقهای زیادی درباره دلایل استناد نویسندگان انجام گرفته است. شالوده نظریههای استناد مبتنی بر توصیف انگیزههای استناد محققین است. اولین بار مرتون[12](1957) فرضیه "هنجارهای علم[13]" را مطرح کرده است و معتقد است نویسندگان اعتبار نظریات جدید در مقالات خود را با استناد به آثار اولیه و پیشرو تایید میکنند. او همچنین اصطلاح "کمونیسم علم[14]" را بکار میبرد و آن را این گونه تشریح میکند که در این سیستم، ارزیابان تنها به اثر اصلی هر نویسنده اعتبار میدهند و استنادهای نویسنده به آثار پیشین خود را نادیده میگیرند. از آنجا که خوداستنادی ممکن است ناشی از ادامه تحقیقات تخصصی فرد باشد و نویسنده برای دنبال کردن روند تحقیقات خود ناگزیر به مقالات پیشین خود استناد باشد، لذا روش اعتباردهی مبتنی بر فرضیه کمونیسم علم تنشهایی را بوجود آورد.
[1] . Narin
[2]. Garfield
[3]. Welljams -Dorof
[4]. Breuning
[5]. Garzon & mercer
[6] . Affirmative
[7].Assumptive
[8].Methodological
[9] .Negational Citation
[10].Kochen &Azbour
[11]. Case &Higgins
[12] .Merton
[13].Norms of Science
[14] .Communism of Knowledge
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 219 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 57 |
در فرهنگ لغت حییم کلمة عملکرد[1] به معنی اجراء، انجام، نمایش کار برجسته ترجمه شده است.(بیک زاد وهمکاران،151،1389). عملکرد مفهوم نسبی چند بعدی است که شامل نتایج و فرآیندهای ایجاد نتایج است و معیارهای کیفی و کمی که در مورد عملکرد بکار گرفته می شوند، به عنوان نماینده عملکرد بوده و از عملکرد متفاوت هستند. بطور کلی عملکرد، مقایسه نتایج با چند الگو یا مرجع انتخاب شده یا تحمیل شده داخلی یا خارجی و مقایسه نتایج با انتظارات است. برخی اندیشمندان معتقدند که عملکرد می بایست به عنوان نتیجه کار توصیف شود. "عملکرد کارکنان تابعی از حاصلضرب سه عامل: توانایی و مهارت، تلاش و کوشش در انجام وظایف و پشتیبانی های محیطی است(میرسپاسی، 1392، 291).
از واژه عملکرد تعاریف زیادی شده است اما در یک تعریف جامع می توان گفت عملکرد به معنای ساختارها و هم به معنای نتایج است. رفتارها از فرد اجراء کننده ناشی شده و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل می کند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند، بلکه خود نتیجه به حساب می آیند و می توان جدای از نتایج، در مورد آنها قضاوت کرد(بیک زاده وهمکاران،151،1389).
عملکرد فرایندهای مختلف می تواند معانی مختلفی داشته باشد. در عین حال عوامل بسیاری وجود دارند که بر عملکرد تاثیر می گذارند. عملکرد بر حسب میزان کالاها یا خدمات قابل ارائه در یک واحد زمانی معین بیان می شود. در این مفهوم عملکرد سازمان شامل تاثیر بخشی کارایی خروجی و سایر حوزه هاست. عملکرد بر اساس نوع و فرم تولید مشخص می شود. در حالی که بیشتر خدمات در بخش دولتی ارائه می شوند بخش خصوصی به عنوان تولیدکننده بیشتر ظاهرشده است(یوگور[2] و یولوسوی،111،2013). عملکرد کسب و کار یا شغل شامل خروجی در انتهای یک مدت زمان معین است و شامل درجه تحقق اهداف یا وظایف کسب و کار می باشد. در این حالت عملکرد نتیجه تمام تلاش ها در جهت دستیابی به اهداف کسب و کار می باشد(ارکوت [3]و همکاران ،18،2010).
در نتیجه عملکرد مفهومی است که به صورت کمی یا کیفی تعیین می شود و یک شاخص اندازه گیری سطح دسترسی به هدف مشخص شده می باشد (کاسگون[4]،581،2013). عملکرد میزان دستیابی کسب و کار به هدف مشخص شده و به عبارت دیگر کمیت و کیفیت آنچه از طریق آن حاصل شده است می باشد. بر اساس این تعریف خروجی یک نهاد، در انتهای یک دوره زمانی معین، عملکرد شغلی یا نتیجه فعالیتهاست. این نتیجه به صورت درجه دستیابی به اهداف وضع شده توسط نهاد تعریف می شود (یوگور و یولوسوی،111،2013).
همچنین عملکرد نتیجه واقعی و قابل اندازه گیری تلاش است . اگر چه تلاش منجر به عملکرد می گردد ولی این دو را نمی توان با یکدیگر برابر دانست و میان این دو تفاوت فاحشی وجود دارد(سعادت، 1392،261). در واقع عملکرد نتیجه ی نهایی فعالیت است. این فعالیت به منظور سنجش عملکرد بر اساس اهداف قبلی ارزیابی می شود(خویشی،66،1388).
در این ارتباط ، عملکرد و تلاش ها در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده است. عملکرد کارکنان تعاریف زیادی دارد، که از جمله شامل انجام وظایف و مسئولیت ها در شرکت توسط کارکنان با صرف زمان و تلاش در جهت برآورده کردن نیازهایشان می باشد. شرکتهای دارای منابع انسانی ماهر و کارامد می توانند به اهداف نهایی شان دست یابند. به علاوه اطلاعات مربوط عملکرد، فعالیتها آموزش و توسعه در سازمان، ترفیع، انتقال ، حقوق و مزایا، پاداش در ازای عملکرد و امثال آن اهمیت مساله را افزایش می دهد (آکناز[5]،163؛2009).
مدیریت عملکرد و سیستمها و روشهای مربوط به آن در سازمانهای مختلف از جمله شاخههای مدیریت امروز است که بحث توانمندسازی و قابلیت پاسخگویی در چارچوب اصول و مفاهیم مدیریت را برای تحقق اهداف و وظایف سازمانی و قالب برنامههای اجرایی دنبال میکند(رضایی، 1382).
تاریخچه ارزیابی عملکرد به قرن هفتم هجری برمیگردد. این موضوع نخستین بار از سوی خواجه رشیدالدین فضلالله مطرح شد. قرنها پس از آن در سال ۱۳۴۹ در کشور مقرر شد مدیریت و نحوه انجام امور مورد ارزیابی قرار گیرد. به این منظور مرکز ارزشیابی سازمانهای دولتی در نخست وزیری تشکیل شد. در سال ۱۳۵۲ با آغاز برنامه پنجم عمرانی به موجب بند ۸ ماده ۵ فصل سوم قانون برنامه و بودجه کشور، وظیفه ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی به عهده سازمان برنامه و بودجه گذاشته شد و به همین منظور معاونت ارزشیابی سازمانهای دولتی در این سازمان تشکیل شد.در سال ۱۳۵۴ براساس اصلاحیه مورخ ۲۸/۱۲/۵۳ قانون استخدام کشوری و به موجب بند ۶ قسمت ب ماده ۶۰۴ قانون مذکور وظیفه ارزشیابی و کارایی در دستگاههای اجرایی کشور، به منظور راهنمایی آنها در جهت برقراری روشهای صحیح اداری و اصول مدیریت و گزارش آن به نخست وزیر، به سازمان امور اداری و استخدامی کشور منتقل و در پی آن دفتر ارزشیابی سازمانهای دولتی تشکیل شد. در سال ۱۳۵۹ دفتر ارزشیابی سازمانهای دولتی در سازمان امور اداری و استخدامی کشور منحل و اقدامات مربوط به ارزیابی کارایی و عملکرد دستگاههای اجرایی تا سال ۱۳۷۶ متوقف شد. در سال ۱۳۷۹ نیز پس از ادغام دو سازمان برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی کشور و تشکیل سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، این وظیفه برعهده دفتر ارزیابی عملکرد سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور گذاشته شد(نجمی وحسینی، 1389).
بهبود مستمر عملکرد سازمانها، نیروی عظیم هم افزایی[6] ایجاد می کند که این نیروها می تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت های تعالی سازمانی شود. دولت ها و سازمان ها و موسسات تلاش جلو برنده ای را در این مورد اعمال می کنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش های پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرا سیاست های تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون اندازه گیری و ارزیابی امکان پذیر نیست. لرد کلوین[7] فیزیکدان انگلیسی در مورد ضرورت اندازه گیری می گوید: «هر گاه توانستیم آنچه درباره آن صحبت می کنیم اندازه گرفته و در قالب اعداد و ارقام بیان نماییم می توانیم ادعا کنیم درباره موضوع مورد بحث چیزهایی می دانیم. در غیر این صورت آگاهی و دانش ما ناقص بوده و هرگز به مرحله بلوغ نخواهد رسید». علم مدیریت نیز مبین مطالب مذکور است. هر چه را که نتوانیم اندازه گیری کنیم نمی توانیم کنترل کنیم و هر چه را که نتوانیم کنترل کنیم مدیریت آن امکان پذیر نخواهد بود(حسین زاده بحرینی همکاران ، 1387). موضوع اصلی در تمام تجزیه و تحلیل های سازمانی، عملکرد است و بهبود آن مستلزم اندازه گیری است و از این رو سازمانی بدون سیستم ارزیابی عملکرد قابل تصور نمی باشد.
هر فرایند شامل انجام مجموعه اقدامات و فعالیتهای خاصی است که دارای ترتیب، توالی ویژه، منطقی و هدفمند است. ارزیابی عملکرد نیز از این قاعده مستثنا نیست و مستلزم پیمودن مراحل یاد شده است. رءوس مراحل مورد نظر در ارزیابی عملکرد چنین است:
تدوین و یا بررسی رسالتها، مأموریتها، اهداف کلان و استراتژیها، تدوین و تنظیم شاخصهای ارزیابی عملکرد و تدوین و برقراری معیارها و استانداردها (عملکردی مرتبط با شاخصهای ارزیابی و ابلاغ و اعلام انتظارات شاخصهای ارزیابی شونده و اندازهگیری عملکرد واقعی) ، مقایسه عملکرد واقعی با استانداردهای هر شاخص و اعلام نتایج و نحوه نیل به آنها به ارزیابی شونده و اقدام برای به کارگیری عملیات اصلاحی به منظور بهبود مستمر عملکرد ارزیابی شونده از طریق مکانیسم بازخورد.(سیروس حسینی، 1384).
هدف از اندازه گیری عملکرد این است که مدیران به درک واضح و روشنی از جنبه های مختلف سازمان پی برده و بتوانند تصمیمات هوشمندانه تری را اتخاذ نمایند. اهمیت روز افزون جایگاه مدیران در عصر حاضر بیانگر ظهور الگویی جدید می باشد .از آنجا که مدیران عناصر مهم در تحقق جامعه پیشرفته صنعتی می باشند، جامعه باید روشهایی را اتخاذ کند که راه را برای استفاده بهینه از عوامل پیشرفت هموار کند. درحقیقت، در جهانی که دائماً در حال تغییر است، بقای جامعه به توانایی آن جامعه در جهت نمایان ساختن مدیران شایسته بستگی دارد. بعلاوه حفظ یک مدیر به اندازه ی توانایی آن قابل اهمیت می باشد. بنابراین با اندازه گیری عملکرد مدیر هر سازمان می توان به شایستگی های آن مدیر در جهت تحقق اهداف سازمان در راستای مأموریت و برنامه های استراتژیک پی برد و برای حفظ آن مدیر و بهبود عملکرد وی برنامه ریزی های لازم را انجام داد. با توجه به اینکه به کارگیری منابع انسانی و مادی هر سازمان به تصمیمات مدیران آن سازمان بستگی دارد، لذا اندازه گیری عملکرد مدیران سازمانها می تواند به بهبود عملکرد هر سازمان منجر شود(بیک زاد وهمکاران،1389،152).
[1]. Performance
[2]. Uygur &Ulusoy
[3]. Erkut et al
[4].Cosgun
[5].Aktas
[6]. Synergy
[7]. Celvin
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
تعریف استرس:
کلمه استرس از زبان انگلیسی گرفته شده است ومعادل دقیقی غیر ازکلمه فشار در فارسی ندارد وآن هم معنای وسیع وطیف گسترده آن را نمی رساند،لذا،ازهمان لغت استرس که مورداستفاده جهانی پیدا کرده است استفاده می کنیم. بنابرگفته تعدادی ازدانشمندان،تمام بیماریهای موجود درانسان ازجهاتی بااسترس ارتباط دارند. این بیماریها تنهاشامل امراض روانی یابیماریهای روان-تنی نمی شوند،بلکه دربرگیرنده تمام امراض جسمانی ازقبیل: سرطان،سل ومانند آن نیز هستند. ازسالهای قبل درآزمایشگاه ها دانشمندان باوارد آوردن استرس برحیوانات،آنها رامبتلا به انواع امراض جسمانی کرده اند. مثلا" درسال 1979 دومحقق به نام اسکلار وانیسمان باتحریک عصبی موشهایی که دچار سرطان بودند به وسیله شوک الکتریکی مشاهده کردندکه درموشهایی که در معرض تحریک عصبی بودند سرطان به سرعت نشو و نما کرد و مرگ آنها تسریع شد.
در انسان تحقیقات در زمینه رابطه استرس با بیماریها و به ویژه امراض جسمی، اخیرا" شروع شده است ولی قبل از اینکه به ذکر نظریات و پژوهش های موجود در این باره بپردازیم،لازم است مختصری به تعریف، تاریخچه و ماهیت پدیده استرس توجه کنیم.
تعریف استرس:
هانس سلیه روان پزشک اطریشی الاصل مقیم کانادا که پایه گذار پژوهش های علمی درباره پدیده استرس بوده، از اولین کسانی است که رابطه بین استرس و بیماریها را دقیقا" توجیه کرده استاو استرس را به «درجه سوز و ساز بدن» بر اثر فشارهای زندگی تعریف می کند. البته کلمه استرس تنها به روند این پدیده در بدن انسان اطلاق نمی شود بلکه محرک های فشارآور نیز تحت همین نام خوانده می شوند.
سلیه در سال 1956 میلادی روند ارتباط بین استرس و بیماری ها را تشریح کرد. به نظر او هر محرک فشارزای بیرئنی مانند زخم بدن، مسمومیت، خستگی عضلانی، سرما و گرما، و عوامل روانی، اگر فشار کافی داشته باشد ممکن است منجر به ایجاد واکنشی شود که او آن را«نشانگان کلی سازگاری» یا G.A.S نامیده است. خصوصیات این نشانگان یا سندرم کلی سازگاری، عبارتست از ازدیاد ترشحات هورمون های بخش قشری غده فوق کلیه در اثر تحریکات غده هیپوفیز مغز، که در نتیجه منجر به واکنش های فیزیولوژیک شدید می شود و درجه مقاومت بدن را پایین می آورد و تعادل حیاتی بدن را به هم می زند و اگر طولانی شود منجر به ایجاد مرض می شود.
تاریخچه و وضع فعلی استرس:
کلود بردنارد، فیزیولوژیشت بزرگ قرن نوزدهم فرانسه، متذکر شد که قسمت مختلف بدن موجودات زنده تکامل یافته، به وسیله محیط مایعی مانند خون احاطه شده است که برای ادامه زندگی باید به طور مستمر وجود و ثبات داشته باشد. به نظراو هدف تمام ساختارهای فیزیولوژیک، تنها حفظ این ثبات است. این نظریات به وسیله والترکانن در سال 1932 بسط و گسترش یافت. این ثبات داخلی را«تعادل حیاتی » نامید؛ زیرا نابهنجاری های اورگانیسم را که در اثر عوامل فشارآور بیرونی و درونی ایجاد شده است، رفع می کند. به عبارت دیگر تعادل حیاتی هنگام فشار بر موجود، به کمک او برای برقراری تعادل می شتابد. مثلا" مکانیسم های تعادل حیاتی موقعی که نمک در مواد مایع بدن افزایش می یابد، کوشش می کنند تا درجه نمک را در بدن، به میزان مطلوب آن برسانند. بعدها کانن و سلیه ثابت کردند که فشارهای فیزیولوژیک به خودی خود قادرند تغییرات هورمونی چشم گیری ایجاد کنندکه آنها نیز به نوبه خود سبب ایجاد واکنش ها و علائم فیزیولوژیک می شوند. سلیه و همکارانش در سال 1959 میلادی یک نظریه تفصیلی برای نشان دادن چگونگی واکنش موجود زنده به استرس ارائه دادند.
سلیه در این نظریه تشریح کرد که چگونه تعادل حیاتی از هم می پاشد و واکنش استرس تحت شرایط شدید آشکار می گردد که به آن واکنش کلی سازگاری(G.A.S) می گویند.
سلیه در تحقیقات خود نشان داد که تحت فشار، ارگانیسم به واکنش«مبارزه یا فرار» مبادرت می ورزد و اگر این پاسخ و واکنش مانن زمان جنگ، مزمن گردد، تغییرات شدید و دراز مدت شیمیایی پدید می آید که باامآل منجر به ازدیاد فشار خون، تصلب شرائین، ضعیف شدن مصونیت بدن در مقابل امراض و تعداد بی شماری مشکلات دیگر می شود. یکی از محققان به نام فردگودوین در سال 1983 نشان داد که انسان ها قدرت زیادی برای تحمل استرس های شدید دارند، اما هنگامی درمانده می شوند که قدرت تجدید مجدد قوا برای مقابله با فشارهای جدید را نداشته باشند. محقق دیگری به نام جک بارکاس به این نتیجه رسید که حتی رفتارهای کوچک ما می توانند تاثیر چشم گیری بر بیوشیمی بدن بگذارند.
در حالی که انواع پاسخ ها در مقابل عوامل استرس زا، از افراد بشر سر می زند،ولی در اوایل دهه 1950 میلادی، روان پزشکی به نام توماس هلمز در پژوهش های خود به این نتیجه رسید که تنها عامل مشترک در ایجاد هر نوع استرس، لزوم، ضرورت و اجبار در ایجاد تغییر و تحول مهم، در روند زندگی معمولی فرد است. این پژوهش گر مشاهخده کرد که در بیماران مبتلا به سل شروع بیماری غالبا" متعاقب یک سلسله اتفاقات و حوادث و بحران های مخرب مانند مرگ و میر در خانواده، از دست دادن شغل یا تغییر آن، ازدواج، طلاق و مانند آن بوده است. البته او می افزاید که استرس علت ایجاد سل نیست لیکن در شدت و خامت آن موثر است. اومعتقد شد که حتی بحث های نامطلوب می تواند تغییرات فیزیولوژی ایجاد کند. در آزمایشی که هلمز بر روی بیماران مسلول انجام داد نمونه هایی از سلولهای بدن آنها را، قبل و بعد از اطلاع به آنان، که افراد ناخواسته ای به دیدنشان می آیند، برداشت و مشاهده کرد که پس از خبر ناخوشایند، تعداد زیادتری از سلول ها آسیب خورده بودند، تا قبل از خبر. در پژوهش دیگری نشان داده شد که مقدار سرما خوردگی در افرادی که قدرت مقابله با فشارهای زندگی را ندارند به مراتب بیشتر از دیگران است.
به منظور نشان دادن تاثیر استرس ناشی از «تغییرات عمده زندگی » که گفتیم عامل مشترک بین تمام انواع استرس هاست، هلمز و روان شناسی به نام ریچارد ریهی در سال های 1940 و 1950 میلادی از پنج هزار نفر پرسش هایی مبنی بر اولویت دادن به اتفاقات و حوادث و تغییرات مهم زندگی پرسیدند، که بر اساس آن مقیاس معروف هلمز ریهی برای اندازه گیری درجه اهمیت وقایع زندگی ساخته شد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 131 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
مبانی نظری اشتیاق شغلی
اشتیاق شغلی به عنوان یک مفهوم، گرایش به روانشناسی به روانشناسی مثبت را منعکس می کند. پدیده مثبت در محیط کاری و نبود پیامدهای منفی مانند فرسودگی شغلی، خطا و خرابکاری در شغل و ضعف کاری از نقطه نظر حفظ منابع بسیار قابل ملاحظه است. به بیان دیگر، التزام شغلی، توجه بر روی توانایی نیروی انسانی، عملکرد بهینه و تجارب مثبت در کار می باشد ( سیکزنت میهالی[1]، 1990 و مسلچ، شوفلی و لیتر[2]، 2001).
هدف اصلی که در تئوری حفظ منابع مورد نظر است، داشتن و به کارگیری تجارب مثبت یا منابعی است که بتواند سودآوری و بهره بیشتری داشته باشد و تأثیر مثبتی روی بالا رفتن سطح سلامت داشته باشد. بنابراین نداشتن نیروی کار و منابع انسانی مناسب، می تواند روی دیگر دستاوردها، تأثیر منفی گذاشته و آنان را از بین ببرد. و بر عکس داشتن نیروی کار و منابع انسانی مناسب می تواند دستاوردهای بهتری در پی داشته باشد.
مفهوم اشتیاق شغلی در نتیجه تغییر پژوهش ها به نقطه مقابل فرسودگی پدیدار شد. در ابتدا اشتیاق شغلی به عنوان انتهای مخالف گستره فرسودگی شغلی، مفهوم پردازی شده بود (مسلچ و لیتر، 1997). بنا بر نظر آن ها اشتیاق شغلی اشاره به انرژی، دلبستگی و کارآمدی حرفه ای دارد، که درست در جهت مقابل فرسودگی شغلی (خستگی، بدگمانی یا بدبینی، عدم کارآمدی حرفه ای) در نظر گرفته می شود. فرسودگی شغلی واکنشی به استرس ناشی از کار است که با ابعاد خستگی عاطفی هیجانی (یعنی ته کشیدن منابع عاطفی ـ هیجانی)، بدگمانی (یعنی نگرش منفی بی عاطفی و بدبینی نسبت به شغل و فقدان کارآمدی حرف های (یعنی تمایل به ارزیابی منفی کار) تعریف می شود (به نقل از شائوفیلی، 2002).
لیتر، شائوفیلی و همکاران (2002) به اشتیاق به عنوان سازه ای مستقل از فرسودگی شغلی نظر انداختند و آن را به عنوان حالت ذهنی مثبت، ارضا کننده و مربوط به کارتعریف کردند که به وسیله ابعاد جذب، نیرومندی و وقف کار شدن مشخص می شود که در سطح وسیع اعتبار یابی شده اند. کارکنان دارای اشتیاق شغلی متمایل به سخت کارکردن با حالت ذهنی مثبت هستند که به وسیله آن قادرند در محیط کار، کارهای زیادی را به انجام برسانند (باکر و دمروتی[3]، 2008).
2-2-1- ابعاد اشتیاق شغلی
1. جذب: یکی از ابعاد اشتیاق شغلی، جذب است که مخصوصاً به تمرکز و غرق شدن در کار اشاره دارد و وجه مشخصه آن این است که برای افراد وقت سریع می گذارد و فرد به سختی می تواند از کار خود جدا شود. تحقیقات اخیر نشان داده است که تجربه جذب به میزان درگیری در کار مربوط است به طوری که فرد گذر زمان را تشخیص نمی دهد ( لورنس[4] و همکاران، 2007). این بدان معناست که گاهی برخی از افراد در زمان و شرایطی جذب کاری می شوند که برای آنان لذت بخش است و افراد برای آن بهای زیادی را می پردازند، تنها به خاطر این که این کار را داشته باشند. طبق نظر سیکزنت میهالی، تجارب درگیری در کار و متوجه نشدن گذر زمان، معمولاً هم خارج از زمینه کاری رخ می دهد (برای مثال کارهایی که به صورت سرگرمی صورت می گیرند) و هم ممکن است در همه حوزه ها و زمینه های زندگی صورت گیرد. تجارب درگیری در کار، هنگامی به وجود می آید که تعادل نسبی بین نیازهای شغلی (مثل چالش برانگیزی آن) و مهارت حرفه ای کارکن، ایجاد شود. تفاوت عمده ای که در مفهوم درگیری در کار و جذب وجود دارد، مقاومتی است که فرد از لحاظ ذهنی هنگام کار مبذول می دارد، که این حادثه ممکن است در همه زمینه های زندگی اتفاق بیفتد (شائوفیلی و همکاران، 2006).
2. نیرومندی: بعد نیرومندی، به سطوح بالای انرژی و ارتجاعی بودن ذهن کارکن هنگام کار اشاره دارد، به گونه ای که کارکن تلاش قابل ملاحظه ای برای انجام کارش مبذول می دارد و نیز در موقعیت های دشوار پافشاری می کند (شائوفیلی، 2002). همچنین بعد نیرومندی بیان می کند کارکنانی که از نیرومندی بیشتری برخوردارند، بیشتر توسط کارشان برانگیخته شده و هنگامی که با مشکلی برخورد می کنند و یا جر و بحث کاری وجود دارد، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند. به بعد نیرومندی به عنوان یک مفهوم انگیزشی توجه شده است. این مطلب با در نظر گرفتن تعریف انگیزش شغلی تئوری اتکینسون[5] (1964) ارائه شده است. در این تعریف، انگیزش شغلی، نیرو و توان انجام کار یا مقاومت جهت انجام کار، ایجاد می کند.
3. وقف کار شدن: سومین مؤلفه اشتیاق شغلی، وقف کردن خود در کار می باشد که با درگیری شدید روانی شخص کارکن نسبت به کار خود مشخص می شود و ترکیبی از احساس معنی داری، اشتیاق و چالش می باشد. این بعد به شکل سنتی با مفهوم دلبستگی شغلی، نکات مشترک زیادی دارد (یا تعهد کاری) و به عنوان درجه ای که فرد از لحاظ روانی خودرا وابسته و مربوط به شغلش می داند عنوان شده است. همچنین دلبستگی، به اینکه چگونه یک کار می تواند نیازهای کنونی یک فرد را پاسخ گوید، اشاره دارد (ماونو و کینونن[6]، 2000). هم دلبستگی شغلی و هم وقف کردن، به عنوان پدیده های پایدار و با دوام اشتیاق شغلی محسوب می شوند که تفاوت آن ها تا کنون به شکل دقیق مورد بحث قرار نگرفته است، در حالی که وقف کردن یک موضوع واضح تر و روشن تری نسبت به دلبستگی شغلی می باشد. هنگامی که احساس وقف کردن وجود دارد، اشتیاق، الهام بخشی، غرور و چالش انگیزی بیشتری نسبت به وقتی که منحصراً به ارزش کار در زندگی کارکنان توجه شود، وجود دارد. اخیراً محققین به این نکته توجه کرده اند که نیرومندی و وقف کار شدن را با هسته اصلی ابعاد اشتیاق شغلی مقایسه کنند، در حالی که وضعیت کنونی جذب شباهت زیادی به درگیری در کار دارد ( لورنس و همکاران، 2007).
2-2-2- پیشایندها و پیامدهای اشتیاق شغلی
اگرچه پژوهش های اندکی در رابطه با عوامل پیش بین اشتیاق شغلی کارکنان وجود دارد، مشخص کردن چند پیشایند بالقوه از مدل کان[7] (1990) و ماسلاخ و همکاران (2001) ممکن است. گرچه ممکن است پیشایندها برای اشتیاق شغلی و سازمانی متفاوت باشند، فرض های مساوی برای هر دو نوع اشتیاق ارائه شده است.
اشتیاق کارکنان، پیامدهای مثبتی برای سازمان دارد. یک توافق عام وجود دارد که بین اشتیاق کارکن و نتایج تجارت رابطه است ( هارتر[8] و همکاران، 2002). به هر حال اشتیاق یک سازه در سطح فردی است و اگر منجر به نتایج تجاری گردد، در ایتدا باید بر بازده های سطح فردی اثر بگذارد. در این راستا می توان انتظار داشت اشتیاق کارکنان با نگرش ها، نیات و رفتارهای کارکنان مرتبط می باشد. کان (1992) بیان کرد که اشتیاق هم منجر به بازده های فردی می شود ( یعنی کیفیت کار افراد و تجربیات انجام آن کار برای همان افراد) و هم بازده های سازمانی (یعنی رشد و بهره وری سازمانی). دلایل چندی وجود دارد که انتظار داشته باشیم، اشتیاق به بازده های کاری مرتبط باشند. تجربه اشتیاق به عنوان تجربه و حالت ذهنی مثبت و ارضاگر کاری توصیف شده است (سونینتاگ[9]، 2003). این تجارب مثبت احتمالاً منجر به بازده های کاری مثبت می شوند. همانطور که توسط شائوفیلی و باکر (2004) مطرح شده است که کارکنان دارای اشتیاق بالا وابستگی بیشتری به سازمان داشته و تمایل کمتری به ترک آن دارند.
بر طبق نظریه مبادله اجتماعی، وقتی که هم فرد و هم سازمان، به قوانین مبادله ای متعهد می مانند، در نتیجه یک رابطه وفادارانه و قابل اعتماد و تعهد متقابل برقرار خواهد بود ( کروپانزانو و میچل[10]، 2005). به عبارتی افرادی که به درگیر کردن خودشان ادامه می دهند به علت تداوم مبادلات مطلوب متقابل چنین رفتار می کنند و در نتیجه، افراد دارای اشتیاق بالاتر بیشتر احتمال دارد که با کارفرمایانشان روابط باکیفیت تر و با اطمینان تری داشته باشند و بنابراین بیشتر احتمال خواهد داشت که نگرش ها و نیات مثبتی نسبت به سازمان را گزارش دهند.
به علاوه چند پژوهش تجربی رابطه بین اشتیاق و بازده های کاری را گزارش کرده اند. برای مثال یافت شده است که اشتیاق با تعهد سازمانی رابطه مثبت و با قصد ترک رابطه منفی دارد و با عملکرد شغلی و رفتار برون نقش مرتبط است (شائوفیلی و باکر، 2004).
شائوفیلی و باکر (2004) دریافتند که اشتیاق با قصد ترک شغل رابطه منفی داشته و میانجی گر رابطه بین منابع شغلی و قصد ترک شغل است. بنابراین پیش بینی شده است که اشتیاق شغلی و سازمانی به بازده های کاری مرتبط باشند. اشتیاق شغلی با خشنودی شغلی، تعهد سازمانی و رفتار مدنی سازمانی رابطه مثبت و با قصد ترک رابطه منفی دارد.
پژوهش های پیشین دریافتند که اشتیاق شغلی از طریق منابع متعدد مانند جو اجتماعی و خلاقانه، تنوع مهارت، حمایت از جانب سرپرست و خودمختاری پرورش می یابد ( باکر و دمروتی، 2007؛ باکر و شائوفیلی، 2006). منابع شخصی مانند خودکارآمدی، عزت نفس سازمانی و خوش بینی نیز به عنوان پیشایندهای اشتیاق شغلی در نظر گرفته شده اند (باکر، دمروتی و شائوفیلی، 2007). بعلاوه اشتیاق کاری اثرات مهم خود را بر نگرش های کاری و بازده های رفتاری مانند خشنودی شغلی، سازگاری شغلی، قصد ترک شغل و عملکرد، از طریق اثر میانجی گری آن بین پیشایندهای مذکور و بازده ها نشان داده است.
[1]. Csikszent mihalyi
[2]. Shoofly, Liter
[3]. Bakker, A., Demorouti
[4]. Lorens
[5]. Atkinson
[6]. Mauno & Kinnunen
[7]. Kahn
[8]. Harter
[9]. Sonnentag
[10]. Crapanzano & Mitchell
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 116 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 58 |
تعریف اعتیاد
اعتیاد یک اصطلاح عامیانه و غیر علمی به معنی وابستگی بیمار گونه بهمصرف یک یا چند نوع ماده مخدر است که سبب بروز رفتارهای مواد جویانه شده و در صورت عدم مصرف مواد مورد نظر ، علائم محرومیت در فرد معتاد بروز میکند . منظور از مواد ، یک ماده شیمیایی – نه خوراکی است که پس از مصرف، وابستگی و نیاز شدید در فرد به مصرف دوباره آن ایجاد میشود.بطور متعارف، اعتیاد برای شناسایی رفتارهای خود مخربی بکار میرود که شامل مولفههای دارویی است. این واژه مختص کسانی است که گرفتار وابستگی جسمی به یک وبیش از یک داروی غیر قانونی هستند. دراین تعریف شامل هوس کردن شدید مواد، و نیاز به مواد بیشتر برای کسب همان اثر قبلی است.(بهاری 1388).
اختلالهای ناشی از مصرف مواد
راهنمای تشخیص و آمار اختلالات روانی(DSM-IV-IR) اعتیاد را به عنوان اختلال مربوط به مصرف مواد به حساب نمیآورد. اما سه دسته مجزا مربوط به مصرف مواد به شرح زیر:
1-بدون اختلال مصرف مواد 2-سوءمصرف مواد 3-وابستگی به مواد ارائه میدهد (لیویِن تال[1]، 2008).
وابستگی :
منظور از وابستگی مجموعهای از علائم و مشکلات رفتاری، شناختی، و فیزیولوژیک است که به دنبال مصرف طولانی مدت مواد ایجاد میشوند. در این حالت فرد علیرغم وجود مشکلات قابل توجه در رابطه با مصرف به صورت اجباری به مصرف مواد پرداخته و ناتوان از قطع مصرف مواد است، یا وابستگی اشاره به اختلال یا ناراحتی ناشی از الگوی مصرف مواد است .
(DSM – IV – TR، 2000). به عبارتی دیگر تعریف اعتیاد عبارت است از: نداشتن کنترل بر تکانههای رفتاری ، به ویژه تکانه برای مصرف مواد و داروها میباشد.
راهنمای تشخیص و آمار اختلالات روانی(DSM-IV-IR) انجمن روانپزشکی آمریکا[APA] (2000، ص197) یک فرد را وابسته به مواد روانگردان معرفی میکند، در صورتی که فرد سه تا از معیارهای زیر را به مدت دوازه ماه مستمر نشان دهد:
1- تحمل 2- علائم محرومیت 3- مقدار ماده مصرفی یا مدت زمان مصرف، بیشتر از حدی شود که فرد در ابتدا در نظر داشت. 4- کوششهای فرد برای تنظیم یا قطع مصرف مواد، با عدم موافقیت روبه رو شود. 5- وقت و زمان زیادی صرف تهیه مواد، مصرف، و از بین رفتن اثرات مواد میشود. 6- فرد از فعالیتهای خانوادگی و سرگرمیهای خودکناره میگیرد تا در تنهایی یا همراه دوستان به مصرف مواد بپردازد. 7- فرد علیرغم آنکه میداند مواد باعث مشکلات جسمانی یا روانی میشود (مانند علائم افسردگی یا آسیبهای بدنی شدید) همچنان به مصرف مواد ادامه میدهد ] APA، 2000، ص198[. تشخیص وابستگی میتواند بدون تحمل و علائم محرومیت صورت گیرد ولی این علائم میتواند ما را در توصیف بهتر فرد وابسته بر طبق APAیاری دهد.
نشانههای وابستگی در انواع طبقات مشابه یکدیگر است ولی برای طبقات خاص بعضی از نشانهها برجستگی کمتری دارند. و در موارد معدود هیچکدام از نشانه ها وجود ندارد (به عنوان مثال، در وابستگی به مواد توهم زا نشانههای ترک اعتیاد دیده نشده است). بیشتر کسانی که به مواد وابستگی دارند احتمالاً "اشتیاق مصرف" یا سائق روانی شدید برای مصرف مواد را تجربه میکنند، اگر چه این دخالت به گونه اخص به عنوان یک ملاک تشخیص فهرست نشده است (جعفری، 1389).
سوءمصرف
در سوءمصرف مواد، پدیدههای تحمل، محرومیت و مصرف اجباری مواد وجود ندارد. بلکه فرد به دنبال مصرف مواد با مشکلاتی روبه رو میشود. به این ترتیب سوءمصرف مواد، نوعی از مصرف مواد است که باعث ایجاد عواقب و پیامدهای نامطلوب میگردد. زمانی که شخص همواره کار یا فعالیت خود را به دلیل مستی یا خواب بعد از مستی از دست میدهد رفتار وی ممکن است با تعریف سوءمصرف مطابق باشد. یک حادثه منفرد یا زیادهروی در مصرف یک مصرف یک ماده در یک موقعیت خاص در این تعریف نمیگنجد. مصرف منظم مقادیر کم تا متوسط مواد به عنوان سوءمصرف منظور نمیگردد، مگر آنکه به آسیب در عملکرد فرد منجر شود. نه مقدار و نه نوع داروی مصرف شده، نه مجاز بودن و نه غیر مجاز بودن آن طبق DSM کلید تعریف سوءمصرف مواد محسوب نمیشود. بلکه این موضوع مطرح میشود که اگر فرد به رغم اینکه میداند مصرف مکرر ماده مانع از عملکرد او در سایر زمینههای زندگی میشود به مصرف آن ادامه میدهد، سوءمصرف محسوب می شود (آزاد، 1390).
بر طبق راهنمای تشخیص و آمار اختلالات روانیDSM-IV-IR) ، 2000) برای آن که مشخص شود فردی به مرحله سوءمصرف مواد رسیده یا نه، لازم است که حداقل یکی از موارد زیر را به مدت دوازده ماه مستمر داشته باشد:
1- مصرف مکرر مواد به نوعی که مانع انجام نقشها و تعهدات شغلی، تحصیلی و خانوادگی فرد شود. مثلاً دانشآموزی که به علت مصرف مواد از کلاس غیبت میکند. 2- مصرف مکرر مواد در مواردی که امکان خطر جانی وجود دارد. مثلاً رانندگی تحت مصرف مواد. 3- ایجاد مشکلات مکرر قانونی به دنبال مصرف مواد مانند: دستگیری و زندان. 4- با ادامه یافتن مصرف مرتب مشکلات اجتماعی و ارتباطی تشدید میشود. مانند فردی که به دنبال مصرف مواد دائماً با دیگران درگیر میشود.
عوامل خطر ساز و محافظت کننده در برابر مواد:
عواملی وجود دارند که احتمال یا امکان سوء مصرف مواد و اعتیاد را افزایش میدهند که به آنهاعوامل خطرسازمی گویند.این عوامل ضامن اعتیاد در آینده نیستند، بلکه بیشتر پیش بینی کننده یا شاخص اعتیاد بالقوه هستند.(ای جی گیندا[2]،2007).
همچنین عواملی وجود دارندکه احتمال مصرف و وابستگی راکاهش میدهد،که به آنها عوامل محافظت کننده گفته میشود.در این بخش برخی از گزارشات مرتبط با عوامل خطرساز و محافظت کننده که تاحدی نیز هم هوشی دارند ، آورده میشوند.
عوامل خطرساز:
الف- عوامل خطرساز از نظر روانپزشکی مثل: اضطراب ، اختلالات شخصیتی سطح تحمل پایین ، تصویر منفی از خود، فقدان شایستگی ، انزوا و افسردگی ب- عوامل خطرساز از نظر رفتاری مثل: اجتماع ستیزی اولیه و رفتار بزهکارانه (اختلال کرداری)، عملکرد تحصیلی ضعیف ، فقدان تعهد آموزشی ، گرفتاری اجتماعی با سایر همسالان و رفتار غیر قابل قبول اجتماعی برای دستیابی به قوه ارزش و رضایت خاطر .ج- عوامل خطرساز جمعیت شناختی مثل: گرایش مردان به مواد در مقایسه با زنان ، گروهای نژادی و فرهنگی خاص ، زندگی شهری و موانع شغلی ، آموزشی و اقتصادی همراه آن.د- عوامل خطرساز خانوادگی مثل: انضباط متناقض والدین ، فقدان صمیمیت خانوادگی ، فقدان مهارت های کافی نزد والدین و سوء مصرف مواد بوسیله والدین.و- عوامل خطرساز اجتماعی مثل: مصرف مواد بوسیله همسالان و دسترس پذیری مواد.س- عوامل خطرساز و وراثتی مثل: پسران و دختران افراد الکلیک 3یا4 برابر بیشتر احتمال دارد که نسبت به افرادی که تاریخچه خانوادگی الکلیسم ندارند ، بعنوان یک الکلی رشد کنند و یا ارتباط برخی انتقال دهننده گان عصبی مثل دوپامین و سروتونین با مصرف مواد .(ای جی گیندا،2007).
گزارش موسسه ملی سوء مصرف مواد ایالات متحده از عوامل خطرساز و محافظت کننده در کودکان و نوجوانان (2003).
|
عوامل خطرساز |
گستره موثر |
عوامل محافظت کننده |
|
رفتارهای تهاجمی زودرس |
فردی |
خودکنترلی |
|
کوتاهی و نظارت والدین |
خانوادگی |
نظارت و کنترل والدین |
|
سوء مصرف مواد |
گروه همسالان |
شایستگی تحصیلی |
|
دسترس بودن مواد |
آموزشگاه |
سیاستهای مغایر سوء مصرف مواد |
|
فقر |
جامعه |
تقویت روابط و وابستگی اجتماعی |
براساس این گزارش پژوهشها نشان دادهاند که خطرناکترین مواقع در زندگی برای آسیبپذیری بیشتر نسبت به سوءمصرف مواد، مراحل انتقالی است.(گالانتز[3]،2006). اولین موقعیت انتقالی بزرگ برای کودک زمانی است که محیط خانواده را ترک کرده و به مدرسه میرود، بعدها نیز زمانی تغییر مقاطع تحصیلی همین خطر او را احاطه میکند و آسیب پذیری او بخاطر موقعیت جدید اجتماعی و داخل شدن در گروه های همگن بزرگتر زیاد می شود ، معمولاً در اوایل نوجوانی است که کودکان برای نخستین بار با سوء مصرف مواد روبرو میشوند زمانی که کودکان وارد دبیرستان میشوند ،نوجوانان در معرض چالشهای جدید اجتماعی ،عاطفی و تحصیلی قرار میگیرند و درهمین زمان ممکن است آنها دسترسی راحتتری به مواد و سوءمصرف کنندگان مواد داشته باشند. این چالشها میتوانند سوءمصرف الکل ، موادمخدر و سیگار را در آنان بالا ببرد.
[1] . Levinthal, C.F.
[2] .A.j.gindi
[3] .Glantz
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 107 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 61 |
افسردگی چیست
افسردگی نوعی اختلال روانی است که در آن خلق شخص آشفته میشود. چون افسردگی، اغلب مورد درمان قرار نمیگیرد پزشکان از تعداد واقعی افراد مبتلا به افسردگی اطلاع ندارند. با این حال، آنها میدانند که تعداد افراد افسرده کم نیستند در واقع، افسردگی به قدری متداول است که گاهی از آن به عنوان سرماخوردگی روانی یاد میشود (گنجی،1387).
2-1-2-2- اصطلاح افسردگی
اصطلاح افسردگی اغلب برای بیان اندوه عمیق به کار میرود. تقریباً همه افراد زمانی دچار غم و غصه شدهاند، اما کسانی که بیماری افسردگی دارند دلسردی و نومیدی شدیدی تجربه میکنند که مدت زیادی طول میکشد و معمولاً با زندگی خانوادگی، شغلی یا موقعیتهای اجتماعی آنها تداخل پیدا میکند.
اگر افسردگی عمده درمان نشود میتواند خطرناک باشد. افکار خودکشی جزء جداییناپذیر این بیماری است. هر چند که افراد مبتلا به افسردگی عمیق به ندرت نیروی کافی برای خودکشی دارند با کم شدن افسردگی احتمال بیشتری وجود دارد که اقدام به خودکشی کنند. افسردگی درمان نشده عمدهترین عامل خودکشی میباشد.افسردگی یکی از اختلالات عمده دوره نوجوانی و جوانی است.
افسردگی از زمانهای قدیم در نوشته ها آمده است و توصیفهایی از آنچه ما امروزه اختلالات خلقی می خوانیم دربسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد . داستان عهد عتیق شاه سائول و داستان خودکشی آژاکس در ایلیاد هومر ، هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کرده اند . حدود 450 سال قبل از میلاد ، بقراط اصطلاح مانی و ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی بکار برد . در حدود 100 سال قبل از میلاد کورتیلوس سلسوس در کتاب De Medicina افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود . این اصطلاح را پزشکان دیگر از جمله ارسطو (120 تا 180 سال بعد از میلاد ) و جالینوس ( 129 تا 199 سال بعد از میلاد ) نیز بکار بردند . در قرون وسطی طبابت در ممالک اسلامی رونق داشت و رازی و ابن سینا و پزشک یهودی ،میموند ، ملانکولی را بیماری مشخص تلقی می نمودند . در سال 1854 ژان پیرفالر حالتی را توصیف نمود و آن را جنون ادواری نامید .
امیل کرپلین در سال 1986 بر اساس معلومات روانپزشکان فرانسوی و آلمانی ، مفهوم بیماری مانیک دپرسیو راشرح داد که شامل اکثر ملاکهای تشخیصی است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آنها استفاده می کنند . کرپلین همچنین نوع خاصی از افسردگی را به نام « افسردگی رجعتی » که پس از یائسگی در زنها و در اواخر بزرگسالی در مردها شروع می شود را شرح داد ( پورافکاری، 1386) .
2-1-2-3- ملاکهای تشخیصی حملةافسردگی اساسی DSMIV
A پنج تا ( یا بیشتر ) از علائم زیر در یک دورة دو هفته ای وجود داشته اند و نشان دهندة تغییر از سطح عملکرد قبلی هستند ، حداقل یکی از علائم یا بصورت :
1ـ خلق افسرده و یا 2ـ از دست دادن علاقه و احساس لذت است .
- علائمی را که به وضوح ناشی از اختلال طبی کلی هستند ، یا هذیانها و توهمات ناهماهنگ با خلق را به حساب نیاورید .
1ـ خلق افسرده اکثر مواقع تقریباً هر روز ، یا با گزارش ذهنی ( مثل احساس غمگینی ، پوچی ) یا مشاهدات دیگران ( مثلاً غمگین و اشکبار بودن ).
- در کودکان و نوجوانان ممکن است بصورت خلق تحریک پذیر باشد .
2ـ کاهش قابل ملاحظه علاقه یا احساس لذت نسبت به تمام ، یا تقریباً تمام فعالیتها در قسمت عمدة روز ، تقریباً هر روز ( به طوریکه شرح ذهنی بیمار یا مشاهدات دیگران نشان می دهد) .
3ـ کاهش قابل ملاحظه وزن بدون پرهیز یا رژیم غذایی یا افزایش وزن ( مثلاً پیش از 5 درصد وزن بدن در یک ماه ) یا کاهش و یا افزایش اشتها تقریباً هر روز .
- در کودکان عدم بالا رفتن مورد انتظار وزن را در نظر بگیرید .
4ـ بی خوابی یا پر خوابی تقریباً هر روز .
5ـ تحریک یا کندی روانی ـ حرکتی تقریباً هر روز ( قابل مشاهده برای دیگران مربوط به احساسهای ذهنی بی قراری یا کندی که دریافت یا مطرح می گردد ).
6ـ خستگی یا فقدان انرژی تقریباً هر روز .
7- احساس بی ارزشی ، زیادی بودن یا گناه بی جا ( که ممکن است هذیانی باشد، تقریباً هر روز، فقط شامل خود ملامتگری و احساس گناه در مورد بیمار بودن نمی گردد) .
8ـ کاهش توانایی تفکر یا تمرکز ، یا بی تصمیمی تقریباً هر روز (به شرح ذهنی بیمار یا مشاهدات دیگران ) .
9ـ افکار تکرار شونده مرگ ( نه بصورت ترس از مرگ ) افکار انتحاری تکراری بدون نقشه خاص ، یا اقدام به خودکشی یا طرح خاص برای خودکشی .
B ـ علائم شامل ملاکهای یک دوره مختلط نمی گردد .
C ـ علائم ناراحتی قابل ملاحظة بالینی که با تخریب در عملکرد اجتماعی ، شغلی یاخانوادگی همراه است.
D ـ علائم ، ناشی از تأثیر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده ( داروی نسخه شده یا داروی سوء مصرف یا یک اختلال طبی کلی مثل کم کاری تیروئید ) نباشد .
E ـ داغدیدگی توضیح بهتری برای علائم ارائه نکند . یعنی پس از فقدان فردی محبوب ، علائم بیش از دو ماه دوام یابد و با تخریب عملکردی بارز ، اشتغال ذهنی بیمارگونه با بی ارزشی ، تفکر انتحاری ، علائم پسیکوتیک ، یا کندی روانی ـ حرکتی همراه شود . (گنجی،1387).
2-1-2-4- نشانه های افسردگی
صرف نظر از اینکه چه عواملی باعث ایجاد و بروز بیماری افسردگی می شود ، مجموعة علائم مربوط به این بیماری ، یعنی سندرم افسردگی ، به نحو خارق العاده ای تداوم داشته و دارد . معمولاً بیمار علائق خود را مدام از دست می دهد و از زندگی لذت نمی برد ، اشتها و خواب او مختل می گردد . کنش های جسمانی و روانی وی کند می شود ، تداوم تمرکز و یاد آوری اش به هم می خورد ، اعتماد به نفس خویش را از دست می دهد ، احساس گناه و بی ارزشی شدید می کند که بصورت اشتغال ذهنی دردآلودی در می آید ، و بالاخره فکر مرگ و خودکشی پیدا می کند و حتی به قصد و عمل خودکشی نیز می انجامد( هرسن وترنر[1]، 1985 ) .
الف ـ فقدان لذت :
در این حالت یک ناتوانی کلی درکسب لذت از هر چیز در زندگی و یا حتی در آداب و رسوم و وقایع و چیزهای خوشایند روزمره می باشد و در کل ازدست دادن توانایی برای کسب لذت می باشد (اسنیس[2] ،1993 ) این اصطلاح برای اولین بار به وسیلة ریبو (1896) بحث شده است و بعنوان یک نشانة بارز در بیماران افسرده و توسط کلین (1974) مطرح شده است و شاید نشانة پیش آگهی بالینی بهتری در پاسخ به درمان باشد . در افراد افسرده « فقدان لذت » که ناتوانی در کسب تجربة لذت می باشد، سیمای پایداری است که بصورت فقدان جذبه در قیافه ، گفتار ، رفتار و سبک زندگی تظاهر پیدا می کند ( سیمز 1995 ).
ب : احساس گناه و بی ارزشی
احساس گناه و بی ارزشی در بیماران افسرده نوع درون زاد ممکن است علامت بارزی باشد .این موضوع خیلی وقتها پیش توسط پلوتارک در یک قرن بعد از میلاد مسیح توصیف شده است . با استفاده از یک مقیاس برای ارزیابی احساس گناه ، ممکن خواهد بود که ما دو نوع آن را از هم جدا کنیم :
احساس گناه یا شرم « هذیانی » که در رابطه با اعمال شخصی خود فرد تجربه می شود ) و احساس گناه « عاطفی » ( یک احساس کلی و خیلی شدید از بی ارزش بودن ) ( بریوس و دیگران، 1992 ).
به همان اندازه هذیان گناه و احساس بی ارزشی ، هذیانهای خود بیمار پندارانه و نیست انگاری نیز نسبتاً در بیماران افسرده ، خصوصاً وقتی که در بزرگسالی رخ می دهد شایع است ( سیمز، 1995).
ج ـ مسخ شخصیت[3]
مسخ شخصیت نیز در افسردگی شایع است و ممکن است بصورت فقدان
و یا عدم احساس و یا عدم توانایی بر حس چیزی تظاهر پیدا کند . بطور کلی شکل خفیفی از آن که در بیماریهای شدید و هذیانهای نیست انگاری دیده می شود ، ممکن است در افسردگی شایع باشد ، به این صورت که بدنم تبدیل به آب شده است یا من مرده ام ، و من هیچ احساسی ندارم و نخواهم داشت ( سیمز، 1995 ) .
[1] Hersen&Terner
[2] Asniss
[3] Depersonalization
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 97 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
مبانی نظری
در این بخش به منظور بررسی تاریخچه و مبانی نظری در ابتدا به بررسی نقش باورهای شناختشناسی در حوزههای مختلف، پرداخته شده است. در ضمن همانطور که در فصل اول ذکر شد، یکی از مسائل مورد مطالعه روانشناسان در حوزه شناختشناسی، بررسی تأثیر الگوهای ارتباطی خانواده و رابطه آن با مسائل انگیزشی از جمله انگیزش پیشرفت است که موضوع پژوهش حاضر بوده است؛ بنابراین تعریف مختصری از این اهداف نیز ارائه گردیده است.
به طورکلی میتوان تحقیقات صورت گرفته در مورد باورهای شناختشناسی را در شش حوزه کلی طبقهبندی کرد (هوفر و پینتریچ، 1997):
1) بازنگری و بسط و توسعهی نظریهی پری
2) ایجاد ابزارهای اندازهگیری سادهتر برای ارزیابی باورهای شناختشناسی
3) اکتشاف الگوهای جنسیتی در حوزه دانستن
4) بررسی جایگاه باورهای شناختشناسی به عنوان قسمتی از فرایند تفکر و استدلال
5) شناسایی ابعاد باورهای شناختشناسی
6)ارزیابی نحوهی ارتباط این باورها به دیگر فرایندهای شناختی و انگیزشی
این شش حوزه در سه گروه مختلف جای میگیرند که در قسمت بعد به آن اشاره شده است.
تحقیقات روانشناسی در مورد رشد باورهای شناختشناسی در اواسط دههی 1950 آغاز شد. در این زمان سه خط سیر تحقیقاتی به طور همزمان شش حوزهی ذکرشده را پوشش
میداد (هوفر و پینتریچ، 1997). اولین گروه، به این مسئله علاقمند شدند که افراد چگونه تجارب آموزشی خود را تفسیر میکنند. (باکستر ماگلدا[1] 1992؛ بلنکی[2] و همکاران 1986، پری، 1970). پری کار خود را با نمونهای که تنها شامل جنس مذکر بود آغاز کرد. در مقابل، بلنکی (1986) "شیوه دانستن زنان"[3] را مورد تحقیق قرار داد. بکستر ماگلدا با مشاهدهی نتایج این دو تحقیق تصمیم گرفت تا تحقیق مشابهی را با هر دو گروه انجام دهد، در واقع حوزههای یک تا سه در این گروه قرار میگیرند.
دومین گروه محققان به بررسی این مسئله پرداختند که چگونه فرضیات شناختشناسی بر فرآیند تفکر و استدلال تأثیر میگذارند. در همین راستا کینگ[4] و کیچنر[5] (1994) مدلی بنام قضاوتهای تأملی[6] طراحی کردند که نشاندهندهی تحول نحوهی تفکر و استدلال بود، این سری تحقیقات دربرگیرندهی حوزهی چهارم هستند.
سومین و جدیدترین خط پژوهش به بررسی باورهای شناختشناسی در حین یادگیری کلاس و تأثیر آن بر درک و شناخت افراد از تکالیف علمی و انگیزهی آنان پرداختند (رایان 1984، 1984، شومر،1990، 1994). این سری از تکالیف حوزه پنجم و ششم را پوشش
میدهند.
در ادامه به سه مدل شناختشناسی مطرح اشاره میشود. در مدل اول معروفترین نظریهپردازان عبارتند از پری (1968)، بلنکی (1986) و ماگلدا (1986). در مدل دوم کینگ و کیچنر (1994) نامهای مطرحی هستند و در مدل سوم نام شومر (1990) برجستهتر از دیگران است.
2-2-1- مدلهای شناختشناسی
2-2-1-1-مدل شناختشناسی پری، بلنگی و ماگلدا
در اواخر دهه 1960 پری (1968) به علت تحقیق در مورد رشد باورهای شناختشناسی شهرت یافت. او بر اساس مصاحبهها و پرسشنامههای انجام شده بر روی دانشجویان کارشناسی دانشگاه هاروارد نظریهی خود را بنا نهاد. پری بیان داشت دانشجویانی که به دانشگاه وارد میشوند، معتقدند، دانش امری ساده و قطعی است که توسط یک مرجع قدرت علمی مشخص میشود، در حالیکه با گذشت زمان اکثر دانشجویان سال آخر و دورههای تکمیلی به این باور میرسند که دانش امری پیچیده است ودلیل قبول آن نه گفتههای مرجع علمی بلکه دلیل و مدرک قابل قبول و محکم میباشد.
پری علاقمند بود، دریابد چگونه دانشجویان به صورتهای متفاوتی در محیط علمی و اجتماعی دانشگاه عمل میکنند. به همین منظور ابزاری به نام چکلیست ارزشهای آموزشی[7] ساخت. این پرسشنامه سؤالاتی از قبیل "بهترین حالت در مورد موضوعات علمی این است که اکثر مسائل تنها یک جواب درست داشته باشند"را در برمیگرفت. پریلیست ارزشهای آموزشی را بر روی 313 نفر از دانشجویان سال اول اجرا نمود، سپس تعدادی از دانشجویان (27 مرد و 4 زن) رابرای یک مصاحبهی سالیانه دعوت کرد. او در ابتدا از آنان میپرسید: "در طی سال تحصیلی، چه نکتهی برجستهای در مورد مسائل آموزشی و علمی شما وجود داشته است؟"[8]
هدف از مصاحبه تشویق دانشجویان به بیان باور و عقیدهی اصلی خود در مورد تجارب آموزشی درطول سال تحصیلی بود. بر اساس این مصاحبهها، پری و همکارانش طرحی از رشد هوشی و اخلاقی ارائه دادند، که به چهار طبقه و 9 موقعیت متوالی تقسیم میشدند، بطوریکه طبقهها از نظر کیفی با هم متفاوت بودند و در هر طبقه چند موقعیت جای میگرفتند که از لحاظ شدت با هم فرق میکردند (به نقل از هوفر و پینتریچ، 1997)، این طبقهها عبارتند از:
ثنویگرایی یا دوگرایی:[9] در این مرحله افراد دیدی مطلقگرا (صحیح و غلط) نسبت به جهان پیرامون خود دارند؛ حقیقت در نزد مراجع علمی میباشد و آنان این حقیقت و دانش موجود را به یادگیرندگان منتقل میکنند. لازم به ذکر است موقعیتهای 1 و 2 در این طبقه جای میگیرند. موقعیتهای 1 و 2 شبیه به هم و تنها از نظر میزان مطلقگرایی متفاوتند، بطوریکه موقعیت اول نسبت به موقعیت دوم حالت شدیدتری دارد.
چندگرایی[10] : موقعیتهای 3 و 4 متعلق به این طبقه هستند. موقعیت 3 حالت اصلاح شده و تغییر شکل یافتهی حالت قبلی است. در این موقعیت فرد شروع به شناخت مفاهیمی از قبیل عدم قطعیت میکند. نکتهی مهم این است که در این موقعیت نیز حقیقت قابل دسترس است. حتی اگر مراجع علمی هنوز به آن دست نیافته باشند. در موقعیت 4 افراد کمکم به این باور میرسند که همهی دیدگاهها معتبر و عقیدهی هر فردی برای خودش صحیح میباشد.
نسبیگرایی[11]: موقعیتهای 5 و 6 در این طبقه قرار دارند. موقعیت 5 آغاز پیدایش دید نسبیگرایانه وابسته به بافت و موقعیت است. در ضمن یک تغییر مهم در این مرحله درک افراد از خود به عنوان سازندهی فعال مفاهیم و معانی میباشد. در موقعیت 6 افراد دانش را به صورت امری نسبی، مشروط و وابسته به بافت درک میکنند.
تعهد همراه با نسبیگرایی[12] : موقعیتهای 7 تا 9 بیانگر یک دید نسبیگرایانه همراه با قبول مسئولیت و احساس تعهد است. افراد در این مرحله با وجود داشتن یک دید
نسبیگرایانه، نسبت به ارزشها، خطمشیها، روابط و هویت فردی احساس تعهد میکنند؛ که دلیل آن درونی شدن مفاهیم در فرد است، زیرا خود فرد سازندهی معانی و مفاهیم
میباشد.
پری (1968) بیان داشت، تغییر در دید دانشجویان نسبت به ماهیت دانش و نقش مرجع علمی منجر به تغییرات محسوسی در شیوهی مطالعه و آموختن مطالب خواهد شد. همچنین او معتقد بود شیوهی تفسیر دانشجویان از دنیای پیرامونشان ناشی از یک تیپ شخصیتی نیست، بلکه یک فرایند رشدی شناختی میباشد.
تحقیقات پری در اواخر دههی 1970 به علت محدودیتهای جنسیتی مورد حمله قرار گرفت (هوفر و پینتریچ، 1997). همان طور که قبلاً ذکر شد نمونه پری تقریباً تنها شامل مردان میشد. او معتقد بود الگوی رشدی در زنان نیز از همان الگوی بدست آمده پیروی
میکند، امّا بلنکی (1986) علاقهمند شد صحت این موضوع را در این پژوهش مورد بررسی قرار دهد. به همین منظور با 135 زن مصاحبه کرد. این مصاحبهها نیز با سوالی شبیه به سوال مصاحبهی پری شروع میشد. "در طی چند سال گذشته چه نکتهی برجستهای در زندگی شما وجود داشته است؟"[13] سپس ازمصاحبه شوندگان پرسیده میشد "کدام نکته هنوز هم در زندگی شما وجود دارد؟"[14]
بلنکی با استفاده از این سؤالات قصد داشت به دیدی که افراد در مورد دانش و حقیقت دارند، پی ببرد. از آنجا که تحقیق بلنکی یک پژوهش عرضی بود، نمیتوان به صورت مشخص برای آن مراحلی را تعریف کرد؛ با این وجود بلنکی پنج موقعیت مختلف را با استفاده از استعارهی صوت تعریف کرد که عبارت بودند از:
موقعیت سکوت[15] : در این موقعیت، زنان یک نقش منفعل را ایفا میکنند و تنها به مرجع قدرت خارجی گوش میسپارند.
موقعیت دانش دریافت شده[16]:در این موقعیت، برای مسائل موجود تنها یک جواب صحیح وجود دارد و ایدههای مطرح شده یا خوبند یا بد، یا صحیحاند یا غلط. زنان در این موقعیت برخلاف موقعیت قبلی قادرند دانش را باز تولید کنند، امّا هنوز هم دانش چیزی خارج از فرد است. نکتهی قابل توجه این است که مردان در مدل پری در مرحلهی ثنویگرایی خود را در ردیف[17]مرجع حاضر میبینند؛ در حالیکه زنان در این موقعیت متمایل به این نوع همتاسازی نبودند و خود را در آن حد نمیدیدند.
موقعیت دانش ذهنی[18]: این موقعیت هم هنوز حالت ثنویگرایانه دارد، امّا منبع دانش و حقیقت درون خود فرد است. بلنکی این موقعیت را با مرحلهی چندگرایی پری برابر دانست، امّا بیان داشت مردان حقیقت واحد را بر اساس شواهد بیرونی مشخص میکنند؛ در حالیکه زنان به تجارب شخصی و الهام درونی برای تشخیص حقیقت واحد معتقدند.
موقعیت دانش روشمند[19]: در این موقعیت، زنان شیوهای نظاممند و عینی در تحلیل مسائل از خود نشان میدهند. البته این موقعیت بر اساس منبع شناختشناسی افراد، خود به دو نوع دانستن مجزا[20] و دانستن پیوسته[21] تقسیم میشود. دانستن مجزا در تفکر انتقادی مورد استفاده قرار میگیرد؛ در حالیکه ذهنی گرایان[22] (افراد متعلق به موقعیت دانش ذهنی) بر این باورند که باور هر فردی صحیح است، یاد گیرندگان مجزا معتقدند، هرکس حتی خودشان ممکن است اشتباه بگویند و بیاندیشند. در "دانستن پیوسته"، حقیقت بنابر توجه به موضوع مورد نظر تعریف میشود[23]و شیوهی دانستن شخصی و بر اساس قضاوت بنا نهاده شده است.
موقعیت دانش ساختارگرایانه[24]: در این موقعیت خود یادگیرنده بخشی از دانش است و حقیقت بر اساس بافت موجود تعریف میشود؛ مهمتر از همه اینکه افراد خود را به عنوان یکی از ارکان سازندهی دانش میشناسند. تحقیقات بلنکی (1986)، بسیار با ارزش و با اهمیت بود، زیرا با دقت فراوان به بررسی نگرش زنان در مورد منبع دانش و حقیقت پرداخته میشد؛ امّا از آنجا که تنها نمونهی زنان را دربرمیگرفت، نمیتوانست به بررسی تفاوت بین زنان و مردان بپردازد. در سال 1986 باکسترماگلدا ، یک تحقیق طولی 5 ساله را با 101 نفر از دانشجویان دانشگاه میامی در اُهایو آغاز کرد. او از مصاحبهی باز پاسخ و همچنین پرسشنامهای به نام اندازهگیری شناختشناسی تفکر[25] (MER) استفاده نمود. این مدل شامل چهار شیوهی متفاوت دانستن میشد. هر کدام از این شیوهها معرف یک نوع یادگیرنده میباشند که عبارتند از:
یادگیرندگان مطلق[26]: این نوع یادگیرندگان دانش را امری قطعی و مشخص میدانند و معتقدند، مراجع علمی همهی جوابها را در نزد خود دارند.
یادگیرندگان انتقالی[27]: این یادگیرندگان دریافتهاند که مراجع علمی همه چیز را نمیدانند؛ از این رو وجود عدم قطعیت را در علم پذیرفتهاند.
یادگیرندگان مستقل[28] : این یادگیرندگان مراجع علمی را به عنوان تنها منبع دانش زیر سؤال میبرند. آنان باورها و افکار خود را نیز به عنوان یک منبع دانش میپذیرند.
[1] -Baxter Magolda
[2] -Belenky
[3] -Women’s ways of knowing
[4] -King
[5] -Kitchener
[6] -Reflective judgment
[7] - Checklist of Educational Values
[8] Would you like to say what has stood out for you during the year?
[9] - Dualism
[10] -Multiplicity
[11] -Relativism
[12] -Commitment within relativism
[13] -What stand out for you in your life over the last few years?
[14] -What stays with you?
[15] -Silence
[16] -Received knowledge
[17] -Align
[18] -Subjective knowledge
[19] -Procedural knowledge
[20] -Separate knowing
[21] -Connected knowing
[22] -Subjectivism
[23] Truth emerges through care
[24] -Constructed knowledge
[25] Measure of Epistemological Reflection
[26] -Absoulte knower
[27] -Transitional knower
[28] -Independent knower
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 604 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 124 |
مقدمه
پیشرفت اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فناوری در هر کشور، در گرو تربیت نیروی انسانی ماهر، متخصص، کاربلد و دارای اخلاق حرفهای مورد نیاز در بخشهای مختلف میباشد. سرمایهگذاری کلان (ملی، منطقهای، استانی و محلی) در هر بخش، نیازمند برنامهریزی و سرمایهگذاری در پیشرفت منابع انسانی میباشد. دانشگاهها، وزارت آموزش و پرورش و سازمانهای متولّی و فعال در زمینههای صنعت، خدمات، فرهنگ و هنر و فناوری؛ هر یک متناسب با وظایف قانونی خود تلاش میکنند، در حیطهی مأموریت محوله، زمینه دستیابی به هدفهای تعیین شده در قانون اساسی، سند چشمانداز20 ساله، مرجعیت علمی شدن ایران در سال 1404 و قانون برنامهی 5 سالهی پنجم را عملیاتی نمایند. (آموزش فنی وحرفهای درسال1400)»
کشورهای در حال توسعه به شرطی میتوانند در بازار کار رقابت کنند که در تکنولوژی های نوین مهارت داشته و از مهارتهای تخصصی برخوردار باشند. معمولاً نظام آموزش حرفهای هر کشور مانند یک نهاد، مسئول آماده سازی افراد برای کار قلمداد میشود(فیض پور، 1389).
مدرنیسم و ورود به دنیای پست مدرن، زمینهی تحولات زیادی را در مفهوم کار و اشتغال ایجاد کرده است. شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی نوین همراه با مفهوم جهانی شدن، شرایط جدید و تازهای از مفهوم مهارت را که زیربنای کار و اشتغال است، مطرح کرده است. این مجموعه تحولات، زمینهای شد که مفهوم کار و شغل و از همه مهمتر برنامهی انتقال و آموزش مهارتهای کلیدی و اشتغالزا که ورود افراد به دنیای کار و مشاغل را فراهم میسازد، تغییر و تحولی اساسی پیدا کند(ایزدی، صالحی عمران و قربانی، 1389).
مبانی نظری پژوهش
برای ایجاد نزدیکی بین کارایی رشتههای دانشآموختگان هنرستانهای فنی و حرفهای و کاردانش و بازار کار مدلها و شیوههای زیر تدوین و توسعهیافته است. به نظر میرسد بتوان مجموع نظرات متخصصان را در سه رویکرد دستهبندی کرد.
1- رویکرد حرفهآموزی
2- رویکرد یکپارچهسازی آموزشهای عملی و نظری
3- رویکرد پرورش صلاحیتها و مهارتهای پایه
1- رویکرد حرفهآموزی
این رویکرد معتقد به ارائهی دروس حرفهای محض در مؤسسات خاص و مستقل (که از آنها به نام مدارس فنی و حرفهای یاد میشود) است. در این رویکرد، وظیفهی اصلی مدارس، آمادهسازی جوانان برای کسب و کار است و این هدف از طریق تنوع بخشیدن به رشتههای فنی و حرفهای در مدارس محقق میشود. در این رویکرد آموزش حرفهای خصوصاً از دههی 1970میلادی گسترش زیادی یافت و در تمام مقاطع تحصیلی زیر مطرح است(گرت لوز1378،ص16).
مقطع ابتدایی: آمادگی حرفهای
مقطع متوسطه: تقویت مهارتهای حرفهای
مقطع عالی: مهارتهای تخصصی
در قالب رویکرد حرفهآموزی چندین روش مورد استفاده دولتها قرار گرفته است که به اجمال به سه الگوی اساسی اشاره میشود.
الف) الگوی مدرسه- محور(school-besed model)
در این الگو، حرفهآموزی در محیط آموزشگاه صورت میگیرد(مانند کشورهای سوئد، انگلستان و آمریکا). در الگوی مدرسه- محور، اگرچه مدرسه مسئولیت آمادهسازی جوانان برای دنیای کار را برعهده دارد، در کنار آن از همکاری صنعت نیز برای پربارسازی آموزشهای مهارتی استفاده میشود.
ب) الگوی کار- محور(work- based model)
این الگو ناظر به نقش و اهمیت محیط واقعی کار در تربیت اثربخش صلاحیتهای شغلی است . در برخی کشورها، نقش مؤسسات صنعتی در آموزشهای مهارتی بسیار برجسته است و در برخی کشورها آشنایی با محیط واقعی کار از طریق کارآموزی (Apprenticeship) صورت میگیرد. درضمن، ارتباط نزدیکتری بین اولیای مدرسه و صاحبان صنایع برقرار میشود.استراتژیهای نیل به این اهداف عبارتند از:
1- قراردادن آموزش در موقعیت دنیای واقعی
2- ایجاد آموزشی که دنیای خارج را به کلاس درس بیاورد.
3- ایجاد فرصتهای یادگیری ورای کتب درس متعارف
4- رسیدن به تسلط علمی تحت شرایط مشابه دنیای حرفهای
ج) الگوی مدرسه/ کار- محور (school/work – based model)
در این الگو بخشی از فرایند آموزش دانش و مهارتهای شغلی بر عهدهی مدارس و بخشی بر عهدهی کارفرمایان و صاحبان صنایع است. بارزترین نمونهی این الگو کشور آلمان است. درآلمان مؤسسات صنعتی در کنار مدارس به آموزش صلاحیتهای شغلی میپردازند و بعضاً نقش آنها مهمتر از مدارس است.
وجه مشترک کلیهی الگوهای حرفهآموزی، متأثر بودن برنامههای درسی از مشاغل موجود جامعه است. نظام برنامهریزی در این الگوها، نظام مهارت- محور میباشد که بر اساس آن ابتدا مشاغل به وظایف اصلی آن تحلیل میشود و سپس مهارتهای مورد نیاز برای انجام وظایف شغلی تعیین میگردد.
2- رویکرد یکپارچه سازی آموزش عملی و نظری
در این رویکرد جدید، محور ایدههای مطرح شده این است که مرز بین آموزشهای حرفهای و علمی باید کمرنگ شود. معتقدان به یکپارچهسازی آموزش حرفهای و نظری، تجدیدسازمان دروس نظری و فنی و حرفهای را مطرح میکنند تا از آن طریق دروس به هم مرتبط گردند و دانشآموزان نیز بتوانند همه جنبههای شغل یا حرفه مورد نظر (ابعاد دانش و ابعاد مهارتی) را درک نمایند. به عنوان نمونه ادوارد بریتون (1991) در کتاب خود تحت عنوان پیوند دادن ریاضیات و علوم تجربی به دنیای کار، درهمتنیدگی آموزشهای نظری با آموزشهای حرفهای را مورد تأکید قرار میدهد.
درتوصیهنامههای اخیر یونسکو نیز این موضوع تقویت شده است که برای تطابق با تقاضاهای در حال تغییر بازار کار، باید دانش عمومی افراد برای تکمیل دانش فنی آنها ارتقاء یابد و آموزش برای مشاغل به صورت چندجانبه و میانرشتهای باشد.
3- رویکرد آموزش صلاحیتها و مهارتها ی پایه
رویکردی که شرح آن گذشت ، عمدتاً آموزشهای مورد نظر را در قالب برنامههای درسی مرسوم در مدارس و دانشگاه مد نظر دارد و لذا حیطهی عملکرد آن دورهی متوسطه و آموزش عالی است . اما برخی از صاحبنظران، ضمن قبول ضرورت آموزش حرفهای، این ایده را مطرح کردند که موفقیت شغلی علاوه بر چیرگی در مهارتهای علمی و عملی، مستلزم وجود یک سری مهارتها و عادات فردی نیز هست که ورای یک شغل خاص است. مثل ارزشگذاری برای کسب کار، مسئولیتپذیری، مخاطرهپذیری، انعطافپذیری و ... . لذا برخی از صاحبنظران، عدم موفقیت افراد در کار را بیش از پیش به ضعف آنان در انطباق با محیط کار نسبت دادهاند تا ندانستن مهارتهای کارکردی. به همین دلیل امروزه جنبههای مربوط به انگیزش افراد نسبت به کار و روابط متقابلشان در زندگی کاری، حتی مهمتر از کسب صلاحیتها در مهارتهای کارکردی تلقی میشود (گرت لوز 1373 ص 15). براساس این رویکرد، آموزش قابلیتهای شغلی باید از همان اوایل که کودکی شروع شود و در پایههای تحصیلی بالاتر تعمیق یابد.
در چارچوب رویکرد برنامهریزی درسی برای ایجاد مهارتهای عمومی و پایهی مورد نیاز اشتغال، روشهای آموزش صلاحیتهای متعدی ذکر شده است . مثلاً آیزنر (1997) در مقالهی« تربیت متناسب با شرایط شغلی و مهارتهای فردی» معتقد است آموزش اصول هنرها میتواند دانشآموزان را برای کار و شغل و زندگی آماده کنند. وی صلاحیتهایی نظیر درک روابط، توجه به ظرایف و توانایی تصمیمگیری در غیاب قواعد از قبل تعیین شده را برای آمادگی شغلی لازم میداند و معتقد است این صلاحیتها از طریق تربیت هنری ـ و نه تربیت حرفهای به مفهوم متعارف حاصل می شود (مهرمحمدی ،1381(
برنامه درسی و آموزش فنی و حرفه ای
جی گالن سیلور[1] و همکاران (1902)، برنامهی درسی را مجموعهای از فرصتهای یادگیری برای افراد تحت تعلیم تعریف می کند. باید توجه داشت که آماده کردن مجموعهای از فرصتهای یادگیری میتواند شامل یک برنامهی موضوع محور یا برنامهای براساس شایستگی باشد(جی گالن سیلور، ترجمه خوی نژاد، 1380، ص40).
برنامهی درسی فنی و حرفه ای علاوه بر آن که بر فرایند آموزشی متمرکز میگردد، در برگیرنده نتایج محسوس آن فرایند هم میباشد. این امر یکی از دلایل متعددی است که نشان می دهد چرا برنامهی درسی فنی وحرفه ای متمایز از سایر قلمروهای برنامهی درسی است. با مطالعه ی کتاب فینچ و کرانکلین، ترجمه ی خلاقی و همکاران (1389)، نکتهی مهمی در برنامهی درسی این نوع آموزشها دیده می شود و آن این است که فارغالتحصیلان این برنامهی درسی از نظر سطح مهارت علمی و فنی بایستی برابر باشند. به نظر می آید ویژگیهای برنامهی درسی آموزشهای فنی و حرفهای در دنیای امروز با خلاقیت محوری و کارآفرینی و تولید پیوند یافته است، لذا ارتباط نزدیکی با تحولات علمی بینالمللی و تحولات شغلی محلی دارد. ویژگیهای این برنامه درسی آن طور که در کتاب فینچ و کرانکلین آمده است به شرح زیر است :
1) پاسخگو بودن به نیازهای فناوری در جامعه
2) دارا بودن امکانات، تجهیزات و منابع آموزشی
3) هزینهبری
4) نقش بسیار مهم در اقتصاد، فرهنگ و اشتغال
یکی از عناصر مهم برنامهی درسی فنی و حرفه ای، فرایند یاددهی- یادگیری است، که از اهمیت خاصی برخوردار است؛ چرا که تفاوت آشکاری با برنامههای درسی دیگر در این عنصر، دیده میشود. از جمله این که در ارتباط فرایند یادگیری با بازار کار و پیوند آن با عملگرایی تأکید میگردد، برای همین مؤلف مشهور کتاب تربیت معلم در اوایل قرن بیستم، این فرایند را به خطوط مونتاژ یک کارخانه تشبیه کرده است. به لحاظ نتایج محسوس و آشکار این فرایند و همچنین تأثیرگذاری آن در چگونگی مهارت کارگران و مهندسان، سعی شده است در این تحقیق نیز کشورهایی مورد بررسی قرار گیرند که توانستهاند فرایند مذکور را با بازار کار هماهنگ و در نتیجه موفقیت خود را عرصهی اشتغال و اقتصاد و آموزش تضمین نمایند.
رویکردهای حاکم بر فرایند یاددهی – یادگیری در آموزشهای فنی و حرفه ای
الف- دیدگاههای فلسفی در ارتباط با فرایند یاددهی- یادگیری فنی و حرفهای
ب- دیدگاههای فرهنگی در ارتباط با فرایند یاددهی- یادگیری فنی و حرفهای
ج- دیدگاههای آموزشی در ارتباط با فرایند یاددهی- یادگیری فنی و حرفهای
الف- دیدگاههای فلسفی در ارتباط با فرایند یاددهی- یادگیری فنی و حرفهای
دو دیدگاه فلسفی «رشد اجتماعی» و «کارایی اجتماعی» که در دههی 1880، برآموزش و پرورش حاکم بود، بر ایجاد ارتباط یا تلفیق کار و آموزش تأکید دارد. دیدگاه اول بر رشد اجتماعی تأکید دارد ، یعنی پیوند کار و آموزش فرصتهایی را فراهم میآورد که فرد بتواند با فهمیدن از طریق تجربه کردن، بهنحو بهتری زندگی شخصی خود و بالطبع جامعه را بهبود بخشد . اما دیدگاه دوم ، توأم ساختن این دو را موجب بالا رفتن کارایی اجتماعی میداند که افراد را برای دنیای کار آماده می کند. در مجموع این دو دیدگاه به این اشاره دارند که اگر کار و آموزش با هم تلفیق شوند، کارگران ماهری خواهیم داشت که باعث بهبود زندگی شخصی و اجتماعی خواهند شد. براساس آنچه پاترسون (1990) و خلاقی (1997) براساس تجربهی انگلیس و استرالیا ارائه کرده اند، برقراری ارتباط میان محیط کار و آموزش را میتوان در قالب چهار الگوی «معلم محور»، «دانشآموز محور»، «برنامه محور» و «بازار محور» طبقه بندی کرد. از این الگوها، روشهای یادگیری مختلفی جهت تدریس در مدارس منشعب میشد که در هریک از آنها ، تمرکز بر فعالیت یکی از عناصر آموزشی یعنی معلم، شاگرد، برنامه و بازار کار بود . مثلاً در الگوی دانشآموز محور، فعالیتهای یادگیری درقالب کارآموزی، دنبال کردن سایه به سایه مربی، کار پروژهای، آموزش حین کار، مشابهسازی کار در کارگاهها، کاربینی و بازدید از محیط کار توسط دانشآموز ارایه میگردد . در الگوی معلم محور، فرصتهایی برای خود معلم در ارتباط با مراکز صنعتی، کسب تجربه و دانش از طریق کارآموزی فراهم میشود تا در هنگام تدریس بتواند آنها را به شاگردان منتقل کند. در شکل دیگری با دعوت متخصصان بخش صنعت برای حضور در مدرسه و سخنرانی برای دانشآموزان و یا تشکیل سمینار برای معلمان، فرصت یادگیری برای آموختن از کار بوجود میآید (خلاقی،1381).
ب- دیدگاه فرهنگی آموزش برای کار و بقا
مفروضات بنیادی این رویکرد متکی بر چند باور است : اول اینکه مدارس در آیندهی کشور نقش حیاتی دارند. ثانیاً مدارس میتوانند تأثیرات نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی حاصل از نظام بازار آزاد و روندهای اقتصادی غیرقابل کنترل را اصلاح نمایند. این طرح بر این نکته تأکید میکند که لازمهی داشتن شغل در جهان رقابتی بازارها و نیاز جوانان، تخصصهای روز آمدتر است(کپلن،1997،ص427). نظام آموزشی رسمی دورهی متوسطه، علاوه بر مهارتهای تدریس لازم عصر صنعتی، معرف نیاز به تدریس مهارتهای زندگی نیز است تا دانشآموزان را برای زندگی در عصر صنعتی یاری کند .
پیوند نظام رسمی آموزش و کار خارج از مدرسه در دههی 1970 در این رویکرد، به این اشاره میکند که کار حقیقی دانشآموزان، بهترین زمینهساز دوران بزرگسالی است. تربیت حرفهای باید با نظری تلفیق شود و فقط به طیف محدودی از مهارتها تأکید نکند. بسیاری از طرفداران تربیت حرفهای جدید به اقتباس از دیویی پرداخته و به «تربیت از طریق مشاغل و نه برای مشاغل» استناد مینماید. اقدامات جدید تربیت حرفهای، نقشهای جدیدی برای معلم و دانشآموز به ارمغان آورده و منجر به نابودی موانع میان تربیت نظری و حرفهای نموده است. در این پارادایم جدید دانشآموز مولد صرف نیست و دارای قابلیت یادگیری و حل مسأله است. در سنوات اخیر «سازمان آمریکایی کمیسیون کارگران» اشاره نمود که به 5 حوزه ضروری در اکتساب مهارتهای لازم معتقد است: کار کردن مؤثر با دیگران ، تخصیص منابع ، فهم نظامها با استفاده از تکالیف متعدد تخصصی برای حل مسأله ، مسأله های در هم تنیده ، مدیریت و استفاده از اطلاعات و تکنولوژی در برنامههای حرفه ای جدید .
ج- دیدگاههای آموزشی در ارتباط با فرایند یاددهی- یادگیری فنی و حرفه ای
1- رویکرد آموزشی مبتنی بر شایستگی
این روش توجه زیادی به کیفیت محصول یا خروجی نظام آموزشی دارد. این روش موجب تدوین استاندارهای شایستگی در بسیاری از کشورها شد (خلاقی1381). نورتون (1987)، معتقد است که آموزش مبتنی بر شایستگی، مخالف عقیده ی زمان قرون وسطی است. به نظر فوستر (1990)، استفاده از مدل های سنتی مبتنی بر مدرسه، ناکارآمد است. بعد از امتحانات عمیق درباره ی برنامههای مبتنی بر شایستگی (آنتونی داتون ،1990) مشخص شد که صنایع مبتنی بر شایستگی، پتانسیل زیادی برای استفاده در بازار صنعت دارد (اریک سالیوان، 2003). این رویکرد به یکپارچهسازی دانش، مهارت و نگرش در انجام وظایف واقعی و سنجش و ارزیابی در طول دوره اشاره می کند. هدف کلی این روش، دستیابی به شایستگیهای مندرج در برنامه است. هر مدرس موظف است به اندازهی کافی تجارب یادگیری متنوعی را فراهم کند تا فراگیران در فرصتهای ایجاد شده برای تسلط یافتن به حداقل مجموعه شایستگیها تلاش کنند. تئوریهای سرمایهی انسانی، استدلال میکنند که آموزشهای فنی و حرفه ای میتوانند مهارتهایی را به دانش آموزان، آموزش دهد که ممکن است برای کارفرمایان ارزشمند باشد و احتمال دستیابی به شغل را فراهم کند(یاسی شادیت و و التر مولر، 2000، ص 39).
خصوصیات مربیانی که از این روش آموزشی استفاده می کنند، به شرح زیر است :
üایجاد فرصت برای دانشآموزان برای نزدیک شدن به جهان خارج
üتجربهی یک محیط معنی دار برای یادگیری
üعملگرایی وتوسعه آموزش یکپارچه (رنتاوسلینک،2004،ص15).
2- رویکرد آموزشی مبتنی بر محل کار
در آموزش مبتنی بر محل کار، دانشآموز موقعیت را مدنظر قرار میدهد و مستقیماً با آن روبرو می شود و در عین حال استرس ناآگاهی را از بین میبرد. آنهایی که درک تحلیلی و تئوریک بهتری دارند از مزیت بیشتری برخوردارند و حداقل در شرایط انجام کار احساس فشار نمیکنند. مشخصهی آموزش مبتنی بر کار، روشهای عملی کارآموزان است. مسأله ی مهم گذر از آموزش به کار نیست، بلکه از آموزش به شرایط کاری است. افراد در آموزشهای فنی و حرفه ای چیزهای زیادی یاد میگیرند ولی با چالشهای زیادی روبرو میشوند که این امر باعث می شود اعتماد به نفسشان را از دست بدهند. ارانت و همکارانش(2004) نشان دادند که چگونه افرادی که با حمایت و چالش مواجه می شوند، بهتر و عمیقتر یاد میگیرند (وینزانستلی ،2009). با این توضیح آموزش مبتنی بر کار علاوه بر ایجاد شایستگی در فراگیر جهت انجام پروژهها، درک و تحلیل او را در برخورد با مسایل و مشکلات پیش بینی نشده، تقویت می کند. یادگیری کار محور و عمل محور، رویکردی است که توسط پروفسور رینالدریوانز در انگلستان در دهه 1960 آغاز شد و در سراسر جهان گسترش یافت. این روش که جزء فعالیتهای یادگیری است، احتمالات اصلاح شدهای برای پیشرفت فردی و حرفه ای فرد تأمین میکند و همچنین میتواند به بهبود سازندگی اقتصادی کمک کرده و باعث توسعهی اقتصادی گردد. اشتاین نیز خاطر نشان میکند که کارگر ماهری که در آینده تنها میتواند قدرت فیزیکی خود را ارائه دهد، مقتضیات جهان مدرن کار را برآورده نمیسازد، چرا که ماشینها بسیاری از اعمال او را در دست میگیرند (اشتاین 1965،ص 11). در این رویکرد، عمل به عنوان یک رفتار هدفمند درک میشود و از دیگر کنشهای انسانی برحسب درجه آگاهی و هدفمندی متمایز میشود.
[1] Saylor john Galen
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 191 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 102 |
این محصول در قالب پاورپوینت و قابل ویرایش در 102 اسلاید می باشد.
اسلاید 2
آنچه که در این اسلاید می خوانیم :
(شبکه فعالیت روی راس ها)AOV 1) نمایش شبکه (شبکه فعالیت روی یال ها)AOE 2) نمایش شبکه 3) محاسبه ی زودترین زمان فعالیت 4) محاسبه ی دیرترین زمان فعالیت
اسلاید 3
نمایش شبکهAOV
هر پروژه ای را می توان به چندین زیرپروژه که فعالیت نامیده می شود، تقسیم کرد . به عنوان مثال : یک دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار برای گرفتن مدرک ناچار به موفقیت در چندین درس است. پس هر درس به عنوان یک فعالیت در نظر گرفته می شود. پیش نیازها روابط و اولویت موجود بین دروس را معین می کنند .
| دسته بندی | ریاضی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 2219 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 302 |
پاورپوینت سیستمهای دودویی
پاورپوینت سیستمهای دودویی دارای 302اسلاید می باشد که بخشی از متن و فهرست آن را در ادامه برای مشاهده قرار داده ایم و در صورت نیاز به داشتن کل این پاورپوینت می توانید آن را دریافت نموده و از آن استفاده نمایید
بخشی از متن:
– باید از R-1رقم برای نمایش اعداد استفاده کرد.
– مثال:
AR = an-1 an-2 ... a1 a0 .a-1…a-m
نقطه در اینجا قسمت طبیعی و کسری عدد را از یکدیگر جدا کرده است.
– ارزش ARبرابر است با:
V(AR ) =
– هزینة ساخت سخت افزار(ALU،CPUو کانالهای ارتباطی)
– زمان لازم برای پردازش داده ها
– جداول لازم برای جمع ریاضی اعداد
– در سیستم هائی که مکان رقم در آنها دارای وزن نیست:
– جدول جمع دو رقم برای چنین سیستمهائی پایان پذیر است، اما هر چه اندازة جدول کوچکتر باشد ،ساخت آن مقرون به صرفه تر است.بنابراین در چنین شرایطی مبنای 2مرجح تر از مبنای 10است.
فهرست مطالب:
•انواع دادهها
کشف خطا
نمایش عددی دادهها
نمایش عددی دادها
نمایش عددی دادها
نمایش عددی دادها
مقایسة اعداد در چهار مبنا
تبدیل بین مبناهای 16،2و8
تبدیل اعداد در مبنای 10به مبناهای دیگر
تبدیل دسیمال به مبنای R
تبدیل دسیمال به مبنای R
مکمل اعداد
• اعداد با ممیز ثابت
• اعداد علامت دار
• اعداد علامت دار
• نمایش اعداد با ممیز ثابت
• خصایص سه روش نمایش اعداد علامت دار
• خصایص سه روش نمایش اعداد علامت دار
• وزن ارقام در سیستم مکمل دو
• جمع اعداد علامت دار در سیستم اندازه-علامت
• جمع اعداد علامت دار در سیستم اندازه علامت
• جمع دو عدد علامت دار در نمایش مکمل دو
• جمع دو عدد نمایش داده شده در سیستم مکمل یک
• مقایسة نمایش اعداد علامت دار در سه سیستم
• مقایسة نمایش اعداد علامت دار در سه سیستم
• تفریق
• نمایش اعداد با ممیز شناور
• اعداد با ممیز شناور
• اعداد با ممیز شناور
• خصوصیات نمایش اعداد بصورت ممیز شناور
• نمایش داخلی و خارجی
• نمایش خارجی
• نمایش خارجی
• انواع کدهای دسیمال
• تحلیل کد گری
• نمایش کاراکترها بوسیلة کد ASCII
• کدهای تشخیص خطا
• کدهای تشخیص خطا
• تولید بیت توازن
• تولید کنندة بیت توازن
•جبربول
اصول جبر بول
جدول درستی توابع بولی
نحوه نمایش توابع بولی
تبدیل بین شکلهای متعارف
تبدیل توابع بولی به مجموع جملات مینیمم
تبدیل توابع بولی به فرم حاصلضرب جملات ماکزیمم
روش دیگر
گیت های منطقی در درون ICها
گیت AND
گیت NAND
طراحی و تحلیل مدارهای ترکیبی
تحلیل مدار با استفاده از جدول درستی
ساخت مدارهای ترکیبی
تحقق NAND و NOR
ساده سازی توابع بولی
روشهای سادهسازی توابع
استفاده از قضایا و اصول جبر بول
جدول کارنو برای دو متغیر
جدول کارنو برای سه متغیر
کاربرد جدول کارنو در سادهسازی توابع
جدول کارنو برای چهار متغیر
جدول کارنو برای پنج متغیر
تبدیل انواع مختلف
مدارهای منطقی به یکدیگر
مداری تنها با گیتهای NAND
مداری تنها با گیتهای NOR
توابع XOR و XNOR
مدارهای جمعکننده و ضرب کننده
رابطة تمام جمعکننده
یک مثال از یک جمع کننده 4بیتی
نکات سریزی
مدارهای ترکیبی
نحوة طراحی مدار ترکیبی
مثال طراحی نیمجمع کننده
دو صورت متفاوت پیادهسازی مدار نیمجمع کننده
طراحی تمامجمعکننده
نمودار منطقی تمام جمعکننده
طراحی تمامتفریق کننده
طراحی مدار جمعکنندة BCD
مدار جمعکنندة BCD
نحوه مقایسة دو عدد
پیادهسازی تمام جمعکننده با دیکدر
MUX چهارتایی 2 خطی به 1 خطی
مراحل پیادهسازی
حافظهها
بلوک دیاگرام کلی حافظه
سیکلهای حافظه
ساختار داخلی یک حافظةRAM
حافظههای ROM
بلوک دیاگرام یک ROM
تحقق مدار ترکیبی با استفاده از ROM
یک PALچهار ورودی-چهار خروجی
فلیپفلاپها
مدارهای منطقی ترتیبی
مثالهائی از مدارات منطقی ترتیبی
حافظه چیست؟
مدارهای ترتیبی
جداول تحریک فلیپ فلاپها
ثباتها و شمارندهها
عنوان: سیستمهای دودویی
فرمت: پاورپوینت
صفحات:302 اسلاید
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 278 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 322 |
عناوین فصل ها:
فصل اول : نگاه کلی به سخت افزار.
فصل دوم: نگاه کلی به سیستم عامل.
فصل سوم: فرآیندها.
فصل چهارم: نخها ،چند پردازشی متقارن و زیر هسته ها
فصل پنجم: همزمانی:انحصار متقابل و همگام سازی.
فصل ششم : بن بست و گرسنگی.
فصل هفتم: مدیریت حافظه.
قصل هشتم: حافظه مجازی.
فصل نهم: زمان بندی تک پردازنده ای
نگاه کلی به سخت افزار:
چهارعناصر اصلی سخت افزار:
۱- پردازنده (cpu): کنترل و پردازش داده ها .
۲– حافظه اصلی: ذخیره داده ها و برنامه ها و نا پایدار.
۳- مولفه های ورودی و خروجی: انتقال داده ها بین کامپیوتر و محیط خارجی .
۴- اتصالات داخلی سیستم: جهت ارتباط بین سه مولفه دیگر .
واحد پردازش مرکزی
ثباتهای پردازنده
حافظه سریعتر وکوچکتر از حافظه اصلی است که در داخل پردازنده قرار گرفته است.
دو وظیفه آن:
۱- مراجعه به حافظه اصلی را به حداقل می رساند.
(قابل روئیت هستند)
۲- کنترل عملیات پردازنده
(ثبات کنترل و وضعیت ؛ اغلب قابل رویت نیستند)
حافظه :
شامل مجموعه ای از محل هایی است ، که حاوی یک عدد دودویی است ، که می توانیم دستورالعمل یا داده تفسیر شود که بوسیله شماره آدرس هایی برای آنها مشخص می شود.
مولفه ای ورودی / خروجی
داده ای میانگیر داخلی است.
جهت نگهداری داده ها تا زمان انتقال
ثبات قابل روئیت برای کاربرد
ثباتی است که برنامه نویس می تواند به وسیله دستور العمل های ماشین به آنها مراجعه کند.
۱- ثباتهای داده : برنامه ساز می تواند به بعضی توابع نسبت دهد.
۲- ثباتهای آدرس : حاوی آدرس داده و دستورالعمل ها می باشد.
۳- ثبات کد وضعیت : بیتهای هستند که به عنوان نتیجه عمل ها توسط سخت افزار مقدار گذاری می شود.
(بخشهایی از آن برای کاربر قابل روئیت نیست)
ثبات های آدرس
۱- ثبات شاخص ( X+ مقدار پا یه = آدرس موثر)
۲- ثبات اشاره گر قطعه: حافظه به قطعاتی تقسیم شده و یک ثبات برای نگهداری آدرس پایه (محل شروع) قطعه استفاده می شود.ممکن است چند ثبات آدرس پایه وجود داشته باشد.
۳- ثبات اشاره گر پشته: ثباتی خاص جهت اشاره به بالای پشته در حافظه اصلی.
ثبات های کنترل وضعیت
این ثبات قابل روئیت برای کاربر نیست.
برای کنترل عمل پردازنده به کار می روند.
– ثبات کلمه وضعیت (PSW) :حاوی اطلاعات وضعیت.
علاوه بر کد وضعیت شامل اطلاعات ذیل می باشد
– بیت فعال و غیر فعال کردن وقفه.
– بیت حالت کار بر/ سرپرست.
تخصیص چند صد یا هزارکلمه ازابتدای حافظه برای مقاصد کنترلی متداول است
چرخه دستورالعمل:
۱- چرخه واکشی: یک دستور را از حافظه می خواند
۲- چرخه دستورالعمل: اجرای دستورالعمل واکشی شده
– ثبات pc آدرس حافظه که با بیتی واکشی شده را نشان می دهد.
– واکشی دستورالعمل به ثبات IR .
– معمولا پردازنده پس از واکشی دستورالعمل یک واحد به PCاضافه می کند.
– ثبات :IRدارای ۴ بیت که بیت اول عمل و سه بیت دیگر آدرس حافظه را مشخص می کند .
– کد عمل : عملی را که با بیتی پردازنده انجام بدهد را نشان می دهد.
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 246 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
در قالب ppt و در 26 اسلاید، قابل ویرایش، شامل:
پیش گفتار
زندگی الکترونیکی E-Life
همه چیز الکترونیک E-Everything
دکوراژه الکترونیک
انزوای الکترونیک
بمباران اطلاعات الکترونیک
خشونت الکترونیک
پورنوگرافی الکترونیک
اعتیاد الکترونیک
سلامت الکترونیک: نکاتی در مورد آداب اجتماعی و معاشرت های الکترونیکی بدانیم
پیش گفتار
جامعه نوین در قالب جامعه مجازی
برخی از قواعد آداب معاشرت الکترونیکی: هیچگاه نباید جوش بیاورید
به دنبال راه حل های مناسب باشید
مهمان بایستی آرام باشد
وقتی در مقابل هیچ، چیزی به شما داده اند
خودتان باشید
حقوق مولفین را محترم بشمارید
برای تبلیغات حتماً مکانی در نظر گرفته شده است
اظهار نظر، هم جا دارد، هم راه
مخاطب خود را همواره به یاد بیاورید
سخن آخر
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 28 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
پاورپوینت زبان مدلسازی حقیقت مجازی VRML
پاورپوینت زبان مدلسازی حقیقت مجازی VRML دارای 26 اسلاید (ویژه رشته های مهندسی کامپیوتر) با ظاهری زیبا ، متفاوت ، مفید، مختصر و قابل ویرایش می باشد قسمتی از متن را ببینید و در صورت تمایل خرید کنید.
مفهوم حقیقت مجازی
حقیقت مجازی Virtual Reality :
شبیه سازی فضای سه بعدی توسط تکنیکهای نرم افزاری روی فضایی که ذاتا دوبعدی است، بگونه ای که کاربر میتواند به غیر از مشاهده این فضا در آن سیر کرده و در محیط تغییراتی را نیز ایجاد نماید
مثال: چرخاندن یک صفحه شطرنج و نگریستن به آن از زوایای مختلف و جابجا کردن مهره ها
قابلیت تغییر اشیاء در محیط VR بدلیل حفظ دقیق مشخصات و مختصات هر شی در محیط
نگاشت بعد سوم روی فضای دوبعدی با استفاده از روشهای پرسپکتیو
مقایسه حقیقت مجازی با محیطهای چندرسانه ای
شباهت بدلیل وجود صدا و تصویر در هر دو
پیدایش و رشد همزمان هر دو در دنیای تکنولوژی اطلاعات
تفاوت 1: دوبعدی بودن محیطهای چندرسانه ای مانند فیلم و تصاویر متحرک و در مقابل سه بعدی بودن اشیا در محیط VR و داشتن پارامتر ارتفاع علاوه بر مختصات طول و عرض
تفاوت 2: عدم امکان تغییر در محیطهای چندرسانه ای و در عوض محاوره ای بودن محیط VR مانند تغییر زاویه دید، جابجا کردن اشیا و غیره
کاربر خود را در محیط VR احساس میکند( بوسیله عینکهای ویژه و یا کلاههای مخصوصی بنام HMD مخفف Head Mounted Display
توجه به اثرات و تعاملات اشیاء یک صحنه بر روی یکدیگر
پردازشهای موتور تفسیر برای ترسیم یک شی :
بررسی موقعیت هر شی نسبت به اشیاء دیگر
محاسبه درخشندگی شی
محاسبه سطوح قابل رویت هر شی بر اساس زاویه دید فعلی
محاسبه پرسپکتیو شی : بدست آوردن z بر اساس x و y
پردازشهای گوناگون دیگری نیز وجود دارند
توجه : وقت گیر بودن بسیار این محاسبات
فایلهای VRML مجموعه ای از اشیاء تعریف شده بزبان vrml
فایلهای VRML فایلهای متنی ساده ASCII هستند مانند HTML
قابل ایجاد و ویرایش در یک ویرایشگر متن
ذخیره فایل با پسوند wrl یا vrml یا vrm
انتقال فایل vrml پس از درخواست مبتنی بر پروتکل HTTP
پویش فایل vrml توسط نسخه های جدید netscape
نیاز مرورگر IE برای پویش vrml به برنامه های اتصالی Plug-ins
مثالی از مرورگر تفسیر کننده vrml : مرورگر Live3D
ppt: نوع فایل
سایز:31.8 KB
تعداد اسلاید:26
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 224 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
دولت الکترونیکی Egovernment:راهکارهای پیاده سازی دولت الکترونیک(قسمت اول(
پیشگفتار
دولت الکترونیکی چیست؟
تسهیل ارائه خدمات به شهروندان
چرا دولت الکترونیک ؟
ضرورت ایجاد دولت الکترونیکی
مهمترین اهداف سیاست ها و ابتکارهای دولت الکترونیکی
دولت الکترونیکی Egovernment:راهکارهای پیاده سازی دولت الکترونیک(قسمت دوم(
▪راهبرد شفاف
▪رهبری اجرایی قوی
▪ تعهد کلیه طرف های ذینفع
▪ وجود ظرفیت کافی
▪تغییر فرهنگی
زیرساخت الکترونیکی
▪ درگاه
▪ واسط ادغام
مدیریت داده الکترونیکی
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 627 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 273 |
پاورپوینت ذخیره و بازیابی اطلاعات
ساختار فایل ترکیبی از نحوه نمایش داده ها در فایل ها و عملیات لازم برای دستیابی به داده ها است. ساختار فایل به برنامه کاربردی این امکان را می دهد که داده ها را بخواند ،بنویسد و اصلاح کند.
طی سه دهه اخیر با بررسی تکامل ساختارهای فایل مشاهده می کنیم که طراحی ساختار فایل ابتدا از ترتیبی شروع شد ،سپس به ساختارهای درختی رسید و سرانجام دستیابی مستقیم مطرح شد. در همه این موارد مشکلات و ابزارهای طراحی مشابهی مشاهده شده است. این ابزارها را ابزارهای مفهومی می نامند که روش هایی برای تنظیم و حل یک مسئله طراحی اند.
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 3018 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 317 |
پاورپوینت مبانی فناوری اطلاعات
فهرست:
مفاهیم اولیه فناوری اطلاعات شامل تعاریف ، مزایا ، معایب ، محدودیتها ، مقایسه فناوری مولد و فناوری اطلاعات و ..
جامعه اطلاعاتی و مفاهیم مرتبط
تاثیر فناوری اطلاعات بر وجوه مختلف جامعه از جمله اقتصاد، تجارت، آموزش، حکومت، کسب وکار تولید ، سازمان ، و...
معماری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی
توسعه اطلاعاتی ،سواد اطلاعاتی و استانداردهای موجود ( ICDL، ICCS و....)
مقدمه ای بر معماری کامپیوتر ( الگوها و اجزا)
مروری بر سیستم عامل و ویژگیهای آن
مفاهیم اولیه شبکه های کامپیوتری ( شامل تعاریف ، کاربردها ، مزایا، و ...)
انواع شبکه های کامپیوتری و کاربرد هر یک
Peer to Peer، Client Server، Lan، Wan، Man، Interanet، Extranet، Internet
انواع توپولوژیهای شبکه و ویژگیهای هر یک
معرفی تجهیزات فیزیکی شبکه و ویژگیهای هر یک ( شامل : سرور، روتر، گیت وی، مودم ، مسیر انتقال و.......)
سیستم های عامل شبکه و مقایسة آنها
مفاهیم پروتکلهای شبکه، پروتکل استاندارد OSI و لایه های آن،
پروتکل Tcp/Ip و کاربرد آن
پروتکل Tcp/IP و سرویسهای عمومی در اینترنت ( شبیه : DHCP، DNS، Proxy، Mail، Ras، ...)
مروری بر امنیت شبکه ، تهدیدات و روشهای مقابله با آنها ( Firewall، Proxyو ..)
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 66 |
پاورپوینت درخت ها
پاورپوینت درخت ها دارای 66 اسلاید می باشد که بخشی از متن و فهرست آن را در ادامه برای مشاهده قرار داده ایم و در صورت نیاز به داشتن کل این پاورپوینت می توانید آن را دریافت نموده و از آن استفاده نمایید
بخشی از متن:
تعریف
lیک درخت مجموعه ای متناهی ازیک یا بیشترگره می باشد، به طوریکه :
۱- یک گره خاص به عنوان ریشه در نظر گرفته می شود.
۲- بقیه ی گره ها به n ≥ ۰ مجموعه ی جدا ازهم T1,T2,…,Tn افراز می شوند که هرکدام یک درخت هستند.
هرکدام ازمجموعه ها یک زیردرخت نامیده می شوند.(تعریف بازگشتی)
شرط جدا بودن مجموعه ها مانع از اتصال زیر درخت ها می شود.
اسلاید ۲ :
اصطلاحات اساسی درختها
–درجه یک گره: تعداد زیردرختهای یک گره درجه آن گره خوانده می شود.
deg(A)=2 , deg(C)=3
–برگ : گره با درجه ی صفر برگ یا گره پایانی نامیده می شود.(D,E,F,G,H)
-فرزندان یک گره : ریشه های زیر درخت های آن گره می باشند.( H فرزند C می باشد.)
اسلاید ۳ :
ااصطلاحات اساسی درختها-ادامه
پدر یک گره : گره x پدر y است اگر فرزند x باشد.(C پدرH است )
به فرزندان یک پدر برادریا همزاد یا sibling گفته می شود.
درجه ی یک درخت : درجه ی گره ای ازآن درخت است که حداکثر درجه را دارد.(درجه ی درخت داده شده ۳ است .)
اجداد یک گره: تمام گرههایی هستند که درمسیرریشه به آن گره قراردارند.(اجداد گره F
A,C هستند.)
اسلاید ۴ :
ااصطلاحات اساسی درختها-ادامه
lسطح یک گره : ریشه را درسطح یک درنظرمی گیریم .
–اگریک گره درسطح L باشد فرزندان آن گره درسطح L+1 می باشند. ( گره F درسطح ۲ می باشد)
–ریشه را می توان درسطح صفرنیزدرنظرگرفت.
l ارتفاع یا عمق درخت : حداکثرسطح گره های درخت را عمق درخت می گویند. (عمق درخت شکل برابر۳ است .)
اسلاید ۵ :
ااصطلاحات اساسی درختها-ادامه
lدرخت k تایی : یک درخت ازدرجه یk یک درخت kتایی نامیده می شود.
lدرخت متوازن : درختی که اختلاف سطح برگ های آن حداکثر۱می باشد.
lدرخت کاملاً متوازن : درختی که اختلاف سطح برگ های آن ۰ می باشد.
lدرخت k تایی پر: درخت کاملاً متوازن که درجه ی تمام گره ها به جزبرگها k باشد.
lدرخت k تایی کامل : یک درخت k تایی با n گره وعمق L یک درخت kتایی کامل است اگر وتنهااگرگره های آن با شماره گذاری از۱تاn منطبق برگره های شماره گذاری شده دریک درخت k تایی پرباعمقL باشد.(نحوه ی شماره گذاری به این صورت است که به ریشه عدد یک را نسبت می دهیم وسپس گره های هرسطح به ترتیب از چپ به راست شماره گذاری می شوند.)
اسلاید ۶ :
ااصطلاحات اساسی درختها-ادامه
lجنگل : به مجموعه ی n≥۰ درخت مجزا جنگل گفته می شود.
–جنگل می تواند تهی هم باشد.
اسلاید ۷ :
نمایش درخت ها
lچگونه یک درخت درحافظه ذخیره می شود؟
۱- نمایش یک درخت به صورت یک رشته ی بازگشتی :
ابتدا اطلاعات ریشه و سپس در داخل پرانتز اطلاعات فرزندان هر گره به ترتیب از چپ به راست ذکر می شود . به عبارت دیگر با یک تعریف بازگشتی داریم :
(( نمایش پرانتزی زیردرختn ام ، … ، نمایش پرانتزی زیر درخت اول) ریشه)
اسلاید ۸ :
سوالات
lساختمان داد ه مورد نیاز هر کدام در زبان C++ کدامست؟
l
lحافظه مورد نیاز هر یک چه میزان می باشد؟
اسلاید ۹ :
نمایش درخت ها- ادامه
lچگونه یک درخت درحافظه ذخیره می شود؟
۳- پیاده سازی به فرم یک درخت k تایی ثابت
دراین نوع نمایش هرگره درخت به وسیله ی یک المان با طول ثابت ، شامل داده واشاره گرهایی به گره های فرزند می باشد تعداد اشاره گر ها درهر المان برابر درجه ی درخت می باشد . (الگوریتم ها ساده تر)
اسلاید ۱۰ :
سوالات
در روش قبل هریک ازفیلدهایchild اشاره گربه یک زیردرخت اشاره می کنند. دریک درخت ازدرجه ی k که n گره داشته باشد n(k-1)+1 اشاره گر null (تهی) خواهیم داشت. چرا؟
عنوان: درخت ها
فرمت: پاورپوینت
صفحات: 66 اسلاید
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
پاورپوینت درخت پوشا
درخت پوشا
درخت پوشای مینیمم
الگوریتم کراسکال
الگوریتم پرایم
الگوریتم سالین
lیکی از خواص جالب درخت پوشا: درخت پوشا کوچک ترین زیرگراف است...
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
پاورپوینت درخت AVL
درخت BST متعادل
lدر درخت متعادل BST متوسط تعداد مقایسه پایینتر خواهد بود؟
lبرای اینکه درخت را متعادل نماییم:
–باید درخت را از نو بازسازی کنیم. صرف وقت
–درخت را متوازن نگه داریم.
تعریف بازگشتی درخت متعادل دودویی
lاگرT یک درخت دودویی غیر تهی با زیر درختان سمت چپ و راست TLوTRباشد، آنگاه Tیک درخت متعادل از نظر ارتفاع است اگر و فقط اگر
–TL و TR از نظر ارتفاع متعادل بوده و
–۱<= |hL-hR| باشد که در آن hL و hR به ترتیب ارتفاع TRو TL هستند.
ضریب تعادل
lضریب تعادل یک گره مانند T ، (BF(T ، در یک درخت دودویی به صورتhL-hR تعریف می گردد.
l
lبرای هر گره T در درخت باینری متعادل، BF(T) برابر با ۱- و ۰ و ۱ است.
l
انواع چرخش
lچرخشها توسط نزدیک ترین جد A یک گره ی درج شده مانند Y که ضریب تعادل آن ۲+ و ۲- است ، مشخص می گردد.
l
lLL : گره ی جدید Y در زیر درخت چپ مربوط به زیر درخت چپ A درج می شود.
lLR: Y در زیر درخت راست مربوط به زیر درخت چپ A درج می شود.
lRR: Y در زیر درخت راست مربوط به زیر درخت راست A درج می شود.
lRL: Y در زیر درخت چپ مربوط به زیر درخت راست A درج می شود.
l LL و RR مانند LR و RL متقارن است .
انواع چرخش
lهمیشه ارتفاع زیر درختی که در چرخش شرکت می کند ، بدون تغییر باقی می ماند.
lبرای انجام چرخش لازم است که مکان گره A که قرار است چرخش حول آن انجام گیرد تعیین شود.
نکات انواع چرخش
lضریب تعادل یک گره نمی تواند به میزان ۲+ و ۲- تغییر کند، مگر انکه ضریب تعادل آن قبل از جایگذاری ۱+ و۱- باشد.
l بنابراین می توان گفت که گره A نزدیکترین جد گره جدید است که ضریب تعادل آن قبل از درج ۱+ و۱- می باشد.
نکات انواع چرخش
lزمانی که درج یک گره منجر به یک درخت نامتعادل نگردد، چه مساله ای رخ خواهد داد؟
lاگر در پی یک درج درخت حالت نامتعادل پیدا نکند ، در اینصورت حتما مقدار جدید ضریب تعادل A برابر ۰ خواهد بود.
lاگر جد A با ضریب توازن ۱+و یا ۱- وجود نداشته باشد، A را ریشه اختیار کنید.
lضریب های توازن گره ها از A به پدر گره ی جدید ، به ۱+ و۱- تغییر می کند.
ارتفاع درخت AVL
lاگر h ارتفاع درخت قبل از جایگذاری باشد ، آنگاه زمان لازم برای درج یک شناسه جدید برابر O(h) خواهد بود.
که همان زمان درختهای جستجوی دودویی نامتوازن است.
اگرجه اکنون سربار آن بصورت قابل توجهی بیشتر است.
lدر مورد درخت AVL ،h حداکثر می تواند O(log n) باشد.از ابن رو زمان عمل درج در بد ترین حالت برابر O(log n) است.
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 33 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 18 |
این فایل حاوی مطالعه دادهکاوی جریاندادهها با درختهای تصمیمگیری می باشد که به صورت فرمت PowerPoint در 18 اسلاید در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است، در صورت تمایل می توانید این محصول را از فروشگاه خریداری و دانلود نمایید.
فهرست
دادهکاوی جریاندادهها با درختهای تصمیمگیری
کلاسه بندی
درخت های تصمیم گیری
مجموعه داده های آموزشی
الگوریتم برای درخت های تصمیم گیری
چالش ها
نکات کلیدی
الگوریتم Hoeffding Tree
درختان تصمیم گیری بسیار سریع VFDT
منابع
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 76 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
این محصول در قالب پاورپوینت و قابل ویرایش در 40 اسلاید می باشد.
اسلاید 2
جریان داده
بسیاری از برنامه های کاربردی نوع داده جدیدی به نام جریان داده را تولید و تحلیل می کنند که در آن داده ها به صورت پویا به یک بستر ( یا پنجره ) وارد و یا از آن خارج می شوند . خواص جریان داده : حجم زیاد و گاه نامحدود تغییرپویا جریان به درون و خارج با یک ترتیب مشخص پیمایش یکبار یا تعدا د محدود نیازمند زمان پاسخ سریع ( اغلب بلادرنگ ) ممکن است دارای چندین منبع باشند .
اسلاید 4
در جریان داده تعدادی یا همه داده های ورودی که باید روی آنها عملیات انجام شود روی دیسک یا حافظه اصلی قرار ندارند و بیشتر به صورت جریان داده پیوسته می رسند . جریان داده ها از داده های ذخیره شده در موارد زیر متفاوت اند : عناصر داده ها به صورت بر خط می رسند . سیستم هیچ گونه کنترلی روی ترتیب عناصر دادهای ( روی عناصر جریان یا جریانهای دادهای ) ، که جهت پردازش میرسند ، ندارد . جریانهای داده ای به صورت ذاتی از نظر اندازه نامحدود هستند . یک عنصر از جریان داده پس از پردازش یا نادیده در نظر گرفته می شود یا آرشیو می شود .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 76 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
توسعه اقتصادی از عمده ترین اهداف اقتصادی کشورهای در حال توسعه است. در این راستا سیاست های مالی نیز از طریق تاثیر بر تخصیص عوامل تولید، توزیع درآمد و ثروت، بهبود بازدهی نیروی کار و در نهایت تامین مالی سیاست های توسعه اقتصادی به تحقق این هدف کمک می کند. سیاست های مالیاتی نیز بخش مهمی از سیاست های مالی است که در چارچوب نظام اقتصادی کشور قرار دارد و بصورت هماهنگ با سایر سیاست های اقتصادی به کار گرفته می شود. نظام مالیاتی کارا در واقع امکان رشد هماهنگ بخشها و توسعه اقتصادی را به وجود می آورد. به طور کلی شاید سیاست مالیاتی را بتوان سیاستی در جهت افزایش تحرک، پویایی و حرکت جامعه به سمت توسعه تلقی نمود. (1385 کمیجانی و فهیم یحیایی)
درآمد های مالیاتی یکی از منابع مهم بودجه سالانه کشورها محسوب می شود. اگرچه در کشور ما به واسطه وجود درآمدهای نفتی توجه عمده ای به درآمدهای مالیاتی نمی شود. توافق نظری و تئوریک در میان صاحب نظران اقتصادی به روشنی جایگاه اهمیت و نقش مالیات را در بودجه های سالانه نشان می دهد. همچنین تدوین و تنظیم سیاست های مالیاتی مناسب ایفای توزیع درآمد بین دهک های اقتصادی جامعه را میسر می سازد. یکی از فرض های اساسی در ادبیات مدیریت مالی آن است که هر شرکتی با هدف حداکثر ساختن ثروت سهامداران خود فعالیت می کند و به منظور دستیابی به هدف مذکور، مدیریت شرکت باید در تصمیم گیری های خود به عامل بازده توجه داشته باشد. وجود مالیات بر درآمد شرکت ها باعث کاهش عایدات آتی شرکت می گردد. بنابراین یکی از اقداماتی که می تواند در جهت حداکثر ساختن ارزش شرکت و ثروت سهامداران انجام پذیرد، استفاده از راه کارهایی است که از طریق آنها مالیات پرداختنی شرکت کاهش یابد. اجتناب مالیاتی به عنوان راهکار کاهش میزان مالیات تعلق گرفته به سود حاصل از عملکرد واحدهای تجاری تعریف می شود، اما هیچ تعریف علمی پذیرفته شده ای در تحقیقات حسابداری از اجتناب مالیاتی به چشم نمی خورد. تحت این تعریف، اجتناب مالیاتی شامل زنجیره ای از برنامه های استراتژیک و فعالیت های انجام شده ای است که کاملاً قانونی و پیش رونده در اخذ معافیت مالیاتی بوده و منجر به وجود آمدن فضای خاکستری در ارائه اطلاعات و گزارش های مالی و مالیاتی به افراد برون سازمانی می گردد. (هانلون و هیتزمن، 2009)[1]
اصولاً مالیات از ابزار اصلی اداره حکومت می باشد. یعنی دولت و حکومت بدون پدیده مالیات غیر معقول می باشد. از سوی دیگر مالیات در حال حاضر در زندگی روزمره مردم یک امر عادی و لازم تلقی می شود. (1375، حاتمی)
مقوله مالیات از ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد و همچنین برخوردهای شفاف و اصولی را می طلبد زیرا مالیات بعنوان یک عنصر اثرگذار در اقتصاد کشورها، تلقی شده که در صورت عدم توجه، موجب بروز مشکلاتی در همان اقتصاد خواهد شد. در خصوص اهمیت مالیات از جنبه های گوناگون اعم از سیاسی و اجتماعی ذکر این نکته کافی است که پیدایش حقوق اساسی و حکومت مشروطه در انگلستان و نیز کسب استقلال آمریکا بدان نسبت داده شده است. (1385 موحد).
مالیات یکی از منابع مهم بودجه ای دولت ها می باشد و تامین هزینه های دولت از محل مالیات منجر به پویایی و رشد اقتصادی می شود. از طرفی هزینه تحمیلی ناشی از مالیات خوشایند سرمایه گذاران و مالکان نمی باشد، چون باعث کاهش بازده و انتقال منابع از مالکان به سوی دولت می شود. لذا واحدهای تجاری برای جلوگیری از کاهش رغبت سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری، به اجرای برنامه های اجتناب مالیاتی با هدف تعدیل هزینه های ناشی از مالیات و افزایش ثروت سهامداران روی می آورند. اما چون برنامه های اجتناب مالیاتی همراه با ابهام و پنهان کاری است، احتمال سوء استفاده مدیریت فرصت طلب از ابهام ایجاد شده وجود دارد. بنابرابن سوال این است که آیا اجتناب مالیاتی با شفافیت گزارشگری و ارزش شرکتها رابطه معکوس دارد یا خیر؟
الف) تامین هزینه های دولت به منظور ایجاد زیرساخت های اقتصادی، اجتماعی و عمرانی و... .
ب) تعدیل ثروت در بین دهک های اقتصادی جامعه با اعمال نرخ های مالیاتی
با این روش می توان از شکل گیری شکاف عمیق طبقاتی در جامعه جلوگیری کرد. در واقع از دیدگاه کلان اقتصادی، مالیات یکی از عمده ترین ابزار سیاست های اقتصادی دولت محسوب می شود. (1385 موحد).
امروزه مالیات به عنوان یکی از ابزارهای مهم سیاست اقتصادی محسوب شده و نقش آن در اقتصاد ملی و کلان به عنوان عامل تعیین کننده از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به طوری که درآمدهای مالیاتی یکی از منابع مهم درآمدی دولت هاست. به طور مثال حدود نود درصد از درآمدهای دولت آلمان و استرالیا از طریق درآمدهای مالیاتی تامین می شود. حتی در کشورهایی که از منابع غنی همچون نفت و گاز برخوردار هستند، مالیات از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به طوری که در حال حاضر در ایران حدود سی و پنج درصد از درآمد های دولت را تشکیل می دهد. دولت ها با اتخاذ سیاست های مختلف اقتصادی در زمینه مالیات می توانند سیاست های انقباضی و انبساطی گوناگون را با توجه به شرایط مختلف اقتصادی اتخاذ و از این طریق نسبت به رفع مشکلات اقتصادی از قبیل تورم و رکود اقدام نمایند. (نشریه سامان بهار1389)
از دیدگاه اجتماعی، توسعه بخش مالیات و وابستگی دولت بر درآمدهای مالیاتی، باعث تقویت ساختار دموکراسی می شود و نظارت مردم را بر ارکان حکومت توسعه می بخشد. در جامعه مبتنی بر مالیات، کارایی و اثربخشی در حداکثر خود قرار می گیرد و منابع تولید کمترین اتلاف را دارند. اما با گذشت بیش از هفتاد سال از ایجاد نظام مالیاتی در ایران هنوز این بخش مهم نظام اقتصادی، نتوانسته خود را با نیازهای اقتصادی کشور و تحولات اقتصادی دنیا هماهنگ کند و مطابق با آنها پیش رود. در حالی که درآمدهای مالیاتی نسبت به تولید ناخالص داخلی در فرانسه هفتاد درصد، در کره جنوبی چهل درصد، در آمریکا هفتاد و پنج درصد و در آلمان و انگلیس بالای شصت درصد است. این رقم در ایران به کمتر از هفت درصد تولید داخلی می رسد. ( نشریه سامان بهار1387 ).
مالیات به مثابه یک نوع هزینه اجتماعی است که آحاد یک ملت در راستای بهره وری از امکانات و منابع یک کشور موظفند آنرا پرداخت نمایند تا توانائیهای جایگزینی این امکانات و منابع فراهم شود. مالیات در واقع انتقال بخشی از درآمدهای جامعه به دولت و یا بخشی از سود فعالیتهای اقتصادی است که نصیب دولت میگردد زیرا ابزار و امکانات دست یابی به درآمد و سودها را دولت فراهم ساختهاست. دولتها برای جبران هزینه های خدماتی که به شهروندان انجام می دهند. از طریق وضع مالیاتی اقدام مینمایند والبته هدف از وضع مالیاتی برای اغلب کشورها جبران هزینه نیست زیرا از طریق مالیات نقدینگی دچار تغییرات میشود که بعد از جبران هزینه مهمترین عامل وضع مالیاتی می باشد. مالیات مقدار پول و یا مالى است که شهروندان یک کشور طبق قانون به دولت خود مى پردازند تا در جهت اداره امور کشور تامین کالاها و خدمات عمومى و ضرورى تضمین امنیت و دفاع همگانى و عمران و آبادانى توسط دولت مورد بهرهبردارى قرار بگیرد. مالیات ریشه تاریخى طولانى و عمیقى دارد و عمر آن با پیدایش نخستین حکومتها و سازمانهاى مدیریت اجتماعى همراه مى باشد. تنها نوع و مقدار مالیات و نحوه وصول آن متفاوت بوده است و اصل آن هیچگاه متروک نمى شده است. در برخى از کشورهاى جهان باستان از قبیل کلده و آشور در(بین النهرین) و (آتن)، فرهنگ وصول مالیات از مردم تابع قوانین مدون بوده ولى در بسیارى از نقاط جهان مسئله مالیات از نظر چگونگى وصول واندازه آن تابع اراده دولت مرکزى و یا پادشاه بوده است که در برابر دریافت مقدارى پول و یا کالا در سال، حکومت و فرماندارى مناطق گوناگون را به افراد واگذار مى کرده است. حاکم منطقه نیز که به یک طایفه و قبیله و منطقه و یا شهر و ایالتى منصوب مى شد آن اندازه از پول و کالا جهت دولت مرکزی باافزودن مبالغ هنگفتى براى اداره امور منطقه و خود و ذخیره شخصى بطور سرانه و یا خانوارى از مردمان زیر سلطه خود وصول می کرد و در نپرداختن آن براى پادشاه و حاکم منطقه هیچ عذرى پذیرفته نبود. ازاینرو در عصر حاضر یکى از پایه هاى استوار کشوردارى، ترقى و پیشرفت وارائه خدمات به مردم و در نتیجه دریافت مالیات مى باشد. دریافت مالیات از جامعه در کشورهاى جهان امرى طبیعى و براساس سیاست مالى مى باشد و در برخى از کشورهاى صنعتى جهان 90 تا 98 درصد بودجه عمومى از طریق مالیاتها تامین مى شود و مردم نیز هیچگونه واکنش منفى در برابر آن بروز نمى دهند. برای پرداخت مالیات دو نگرش وجود دارد، نگرش اول روی دو اصل داوطلبانه بودن مالیات و مشروط بودن آن به استفاده افراد از خدمات دولتی می باشد. نگرش دوم به اصول اجباری بودن و بلا شرط بودن آن تاکید می کند. که امروزه نگرش مطرح در حکومت ها جهت اخذ مالیات از مردم، نگرش اجباری و بلاشرط بودن آن می باشد. بدین جهت که با پرداخت مالیات بخش قابل توجهی از ثروت اشخاص به دولت ها انتقال پیدا می کند، فعالیتهایی جهت تعدیل این انتقال منابع از طرف مالکان درخواست و توسط مدیریت واحدهای تجاری به اجرا در می آید. در فرار مالیاتی برای تعدیل هزینه مالیات متعلقه، اقداماتی از طریق فرآیندهای غیر قانونی غیر قابل توجیه به اجرا گذاشته می شود، ولی اجتناب مالیاتی از طریق قوانین و معافیت های مصوب مراکز قانونی، در واحدهای تجاری انجام می شود تا مالیات کمتری پرداخت شود (دسای و دارماپالا 2009). یکی از مصادیق این معافیت ها در ایران، معافیت موضوع ماده 132 ق. م. م می باشد که بر حسب آن، درآمد مشمول مالیات ابرازی ناشی از فعالیت های تولیدی و معدنی در بخش های تعاونی و خصوصی که پروانهی فعالیت آنها از طرف وزارت خانه های ذیربط صادر شده باشد، به میزان هشتاد درصد و به مدت چهار سال و در مناطق کمتر توسعه یافته به میزان صد در صد و به مدت ده سال از مالیات موضوع ماده 105 ق. م. م معاف می باشند.
[1] Hanlon & Hitzman 2009
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 20233 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 1804 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 57 |
پاورپوینت ترفندهای فتوشاپ
این مجموعه شامل آموزش کامل فتوشاپ به همراه ترفندهای پرکاربرد این نرم افزار میباشد. این مجموعه در قالب فتوشاپ با مجموع 60 اسلاید با گرافیک زیبا میباشد. همچنین فایل صوتی و فایل word نیز داخل این مجموعه میباشد
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 86 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 48 |
ادبیات تجربی
با وجود اینکه بیش از 7 دهه از عمر سینما در ایران می گذرد، تنها کمی بیش از 10 سال است که انجام تحقیقاتی از منظر جامعه شناختی درباره سینما آغاز شده است. با توجه به موضوع رساله حاضر، از میان پژوهشهای قابل تأمل جامعهشناسی سینما، در ذیل به آن دسته از تحقیقات اشاره میکنم که از زوایای مختلف به بررسی رابطه تحولات اجتماعی و سینما در ایران پرداختهاند.
"مجید حسینی زاد" در رساله دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران، تحت عنوان "تحولات اجتماعی در سینمای ایران"، با استفاده از مدل تحلیلی جامعهشناسی سینمای هواکو به بررسی رابطه تغییرات اجتماعی و شکلگیری ژانرها و موجها در تاریخ سینمای ایران از آغاز تا 1370 میپردازد. روش مطالعه او ترکیب تحلیل محتوا و مطالعه اسنادی فیلمها با توجه به تحولات اجتماعی و سینمایی ایران میباشد. حسینی زاد موج اول سینمای ایران را سینمای باستانی مینامد، که کاملاً در ارتباط با شرایط اجتماعی زمان رضاخان و مطرح کردن ناسیونالیسم ایرانی رضاخانی با تأثیر از نازیهای آلمان است. این سبک از ابتدای دوره پهلوی تا دوره فترت (1316) ادامه یافت که نمونه هایی از فیلمهای این سبک، دختر لر و لیلی و مجنون ساخته سپنتا میباشند. این سبک عمدتاً از نظر شکل به اکسپرسیورئالیسم شوروی و از نظر ماهیت به اکسپرسیونیسم آلمان دوره وایمار نزدیک است (حسینی زاد، 1374: 138).
وی معتقد است که شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سالهای پس از 1320 و اشغال ایران و به دنبال آن سرخوردگیها و تحقیرهای ناشی از جنگ، ژانری از سینما را پدید آورد که وی آن را سینمای خیالبند و رؤیاپرداز مینامد- سینمایی که در آن حقیقت، رنگ خورده و واژگونه جلوه داده میشود و خصیصه آن تکیه بر آرزوهای سرکوبشده مخاطب است.
پس از کودتای 1332 و حضور فراگیر آمریکاییها و به دنبال آن ورود محصولات سینمای هالیوود به ایران، ژانری از سینما در ایران شکل گرفت که حسینی زاد آن را، به تأسی از هوشنگ کاووسی، «فیلمفارسی» مینامد- یعنی سینمایی که هیچ سنخیتی با واقعیت اجتماعی ندارد. او مؤلفههای فیلمفارسی را اغراق در پرداخت صحنهها، کلیشههای داستانی سینمای هند، جذابیتهای جنسی و تأکید بر سائقهای فیزیولوژیکی و جنسی برمیشمارد.
به باور حسینی زاد سینمای ایران پس از 1338 هویتی برای خود یافت و تا سال 1348، زن به عنوان عنصری جنسی در سینما جا افتاد. فیلمهای این دوره، تجاری و اکثراً تقلیدی از فیلمهای اروپایی و هندی بود. به تبع کپیبرداری از سینمای غرب، موقعیت زن نیز تقلید شد و به موقعیت زن در سینمای غرب نزدیکتر گشت. به غیر از معدود فیلمهای نسبتاً پرمایه در این دوره، بقیه فیلمها تماماً تجاری هستند و زن نیز در آنها بر اساس قواعد تجارت و فروش به کار گرفته میشود (حسینی زاد، 1374: 186).
وی در جای دیگری اشاره میکند که پس از انقلاب و بعد از جنگ، سه گرایش در فیلمسازی به وجود آمد که نتایج طبیعی تحولات درونی اجتماع هستند. این سه گرایش عبارتند از: سینمای آرمانگرا که قهرمانی آرمانگرا در عصر سازندگی را دنبال میکند؛ سینمای واقعگرای شبیه به سینمای نئورئالیستی ایتالیا که به نقد جامعه میپردازد و نمونههای بارز آن آبادانیها و عروسی خوبان میباشد و حضور قدرتمند زنان فیلمساز پس از انقلاب نیز در این حیطه است؛ و سینمای تجاری به شکل غربی آن، که نمونه بارز آن فیلم عروس است که همان فیلمفارسی قبل از انقلاب است.
یکی از نقاط قوت این رساله، یکی این است که نویسنده، ضمن بررسی گسترده تاریخ سینمای ایران، برای اولین بار نوعی ژانربندی و تقسیمبندی فیلمها بر اساس سبک را ارایه میدهد. دیگر اینکه این رساله پژوهشی است پویا و تحلیلی- توصیفی که تغییرات ساختاری در ایجاد ژانر را بررسی می کند. اما شایان ذکر است که چارچوب نظری استفادهشده- نظریه جامعه شناسی سینمای هواکو- بیانی کلی دارد و نمیتوان آنرا یک چارچوب نظری محدود خواند، و نویسنده نیز در رسیدن به نتایجی که در رساله خود به آنها اشاره کرده است، چیز زیادی مدیون نظریه هواکو نیست.
"پرویز اجلالی" در رساله دکتری جامعهشناسی دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم و تحقیقات) در سال 1374 تحت عنوان "جامعهشناسی فیلمهای عامهپسند ایرانی: بازتاب دگرگونی جامعه در فیلمهای سینمایی در ایران (1357-1309)"، به تشریح و توصیف نهاد فیلمسازی در ایران و تحلیل محتوای فیلمهای به نمایش درآمده با مضامین عامهپسند و تجاری پرداخته است.
هدف نویسنده، مشاهده و ارزیابی فرایندهای مدرنیزاسیون با استفاده از تغییرات محتوای فیلمها بوده است؛ یعنی مشاهده رابطه محتوای فیلمها با واقعیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه روزگارشان- که این هدف با استفاده از نظریه ساختگرایی گلدمن دنبال شده است.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که فیلمهای عامهپسند ایرانی در آن سالها، با وجود سطحی بودن و ابتذالشان، ناخودآگاه یا خودآگاه برخی خصوصیات پایدار و کهن فرهنگ ملی ما را منعکس کردهاند؛ مثلاً تصورات فرهنگی سنتی موجود در جامعه در مورد زنان، حکومت، قانون و خانواده در فیلمها مشاهده میشود. علاوه بر این، نمونههایی از دگرگون شدن نگرشهای مردم نسبت به مدرنیزاسیون نیز در فیلمها دیده میشود. البته در برخی دورهها که آهنگ رشد اقتصادی ملایمتر و مشکلات و بحرانهای اجتماعی کمتر بوده است، مثل دهه 1330، فرایند مدرنیزاسیون فرهنگ با شتاب بیشتری به وقوع میپیوندد.
یکی دیگر از نتایج این رساله این است که، سینمای عامهپسند ایران تا اواخر دهه 40، با وجود عدم صراحت سیاسی غالباً دارای نگرشی محافظهکار بود که از نظام طبقاتی، فرهنگی و سیاسی موجود دفاع میکرد و تلویحاً در خدمت حفظ و استمرار آن بود. نگرش محافظهکارانه فیلمفارسیهای اواخر دهه 40، با پیدایش موج قیصر (1348) و مضمون انتقام عصیانگرانه فردی، دگرگون شد و گروهی از فیلمهای عامهپسند، ناخودآگاه نگرشی معترض و رادیکال نسبت به جامعه پیدا کردند.
از دهه 1350 به بعد، فیلمها عمدتاً بیانگر بحرانهای اخلاقی، سیاسی و فرهنگیای بود که طبقات متوسط شهری و گاه طبقات پایین با آنها روبرو بودند. بالاخره، در طول دهه 1350، با وجود عدم حساسیتی که عموماً در فیلمهای ایرانی به طور عام نسبت به تحولات فکری و سیاسی جامعه وجود داشت، میتوان به طور ضعیف در برخی فیلمها نشانههایی از گرایشهای فرهنگی و سیاسیای را مشاهده کرد که زمینه ساز انقلاب شد.
این رساله، از این حیث که به مطالعه تاریخی جامعی درباره سینمای ایران پرداخته شاخص و متمایز است. ولی اگر باریکبینانه بنگریم محقق در بحث روشی، استفاده مناسبی از تحلیل محتوا نکرده است. نکته جالب توجه دیگر در این رساله، نتیجهگیری نویسنده درباره سینمای ایران است. از نظر او، اگرچه سینمای ایران از بسیاری لحاظ قابل انتقاد است، اما باز هم گوشههایی از خصایل ایرانیان در آن به چشم میخورد و بنابراین به لحاظ اجتماعی قابل تأمل است. این نتیجهگیری نویسنده، ادعایی است در مخالفت با جریانی قوی و معروف از منتقدان سینمای ایران، که این سینما را کاملاً دور از واقعیتهای اجتماعی جامعه ایران میدانند.
فرامرز رفیعپور در تحقیقی تحت عنوان "وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزشهای اجتماعی" در سال 1378، به بررسی پر فروشترین فیلمهای سالهای 1360، 1365، 1370، و 1372 پرداخته است که به ترتیب عبارتند از: برزخیها، بایکوت، عروس و هنرپیشه.
محقق با کاربست روش تحلیل محتوای کمی، ارزشهای اجتماعی (ارزشهای مذهبی، مصرفگرایی، مادیگرایی، برابری اجتماعی) را در فیلمها اندازهگیری و نمرهگذاری کرده و نتیجه میگیرد که یک فرایند تغییر ارزشها اتفاق افتاده است و جامعه به سمت ارزشهای مادی- ثروت، نابرابری، سودجویی و مصرفگرایی- به عنوان ارزشهای مثبت گرایش داشته و از ارزشهای ملی، مذهبی و انقلابی موجود در پر فروشترین فیلم سال 1360، یعنی برزخیها، دور شده است.
"علی رجب زاده" در پایاننامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد (دانشکده هنر و معماری) تحت عنوان "رئالیزم اجتماعی در سینمای ایران و نقش آن در افکار عمومی (1375-1365)"، که در سال 1378 انجام شده، به بررسی زمینههای اجتماعی شکلگیری واقعگرایی در سینمای دهه 70 و اواسط دهه 80 در ایران پرداخته است. نویسنده با استفاده از تحلیل محتوای فیلمهای این دوره، معتقد است که نوعی رئالیسم اجتماعی در سینمای ایران اتفاق افتاده که هدفش توجه به اوضاع جامعه معاصر خود است. وی بر این باور است که بعد از جنگ، سینما با بهرهگیری از مؤلفهها و عناصر مستند، به ساختاری واقعی دست یافته است. این ساختار واقعی، شباهت زیادی بین سینمای نئورئالیستی ایتالیای بعد از جنگ جهانی دوم با سینمای بعد از جنگ ایران به وجود آورده است. وی یکی از دلایل درخشش سینمای ایران در محافل جهانی و دریافت جوایز بین المللی را همین گرایش سینمای ایران به کشف و جستجوی وقایع اجتماعی و واقعگرایی میداند.
نویسنده در خاتمه عواملی را بر میشمرد که سینمای ایران را محدود کردهاند و مانع از آن میشوند که این سینما مفسر اجتماع و منتقد جامعه باشد:
- بخش عظیمی از بدنه سینمای ایران محافظهکارانه عمل میکند و پرداختن به مناسبات و روابط اجتماعی را وظیفه خود نمیداند.
- این تصور وجود دارد که سینما صرفاً رسانهای سرگرمکننده است و باید به موضوعاتی بپردازد که بتواند چنین کارکردی در جامعه داشته باشد.
- اعمال ممیزی بر فیلمنامهها، تعویض و بازسازی برخی صحنهها، ممنوعیت نمایش برخی فیلمها.
- عدم طرح مسایل و معضلات اجتماعی چه به عنوان محور و موضوع فیلمها و چه به عنوان زمینه و فضای داستانی و ساختاری در جشنوارههای فیلم فجر.
نقطه آسیبپذیری این تحقیق، عدم وجود مبنایی تجربی، مثل تحلیل محتوای فیلمها، برای استدلالهای نویسنده است، زیرا وی کمتر به ارایه آمار و ارقام مستدل پرداخته است.
"مسعود زندی" در پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1382، با عنوان "سینما و تغییرات فرهنگی در ایران بعد از خرداد 1376: شکلگیری سینمای زن و تغییرات مضامین آن"، با استفاده از نظریه جامعهشناسی سینمای هواکو به بررسی تغییرات فرهنگی بعد از خرداد 76 و اثر آن بر بازنمایی زن در سینمای ایران میپردازد. روش اولیه مطالعه او اسنادی است و هدف آن جستجوی عوامل ساختاری لازم برای پیدایش یک موج فیلم از نظر هواکو است و سپس، جهت مقایسه بازنمایی زن در سینمای قبل و بعد از خرداد 76، به تحلیل محتوا میپردازد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 194 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 112 |
سادهترین تعبیر از بازنمایی که برگرفته از واژهنامه آکسفورد است این مفهوم را چنین تعریف میکند: «عمل نمایش دادن کسی یا چیزی به شیوهای خاص». اما تعریفی پیچیده از این مفهوم که توسط کریس بارکر و از منظر مطالعات فرهنگی بیان شده، بیان می کند: «بازنمایی مجموعهای از فرآیندهاست که از طریق آن، اعمال معنادار، یک شئی یا رفتار در دنیای واقعی را توصیف یا معنا میکنند. از اینرو، بازنمایی عمل نمادپردازانه است که دنیای مورد نظر مستقلی را انعکاس میدهد» (بارکر، 2004: 177).
"بازنمایی" یکی از مفاهیم بنیادی در مطالعات رسانهای است. کلمه ای که معانی احتمالی متفاوتی را به همراه دارد. بازنمایی راه و روشی است که از آن طریق، رسانهها حوادث و واقعیتها را نشان میدهند. از نظر "ریچارد دایر"[1] مفهوم بازنمایی در رسانهها عبارت است از:
«ساختی که رسانههای جمعی از جنبه های مختلف واقعیت مثل افراد، مکان ها، اشیاء، اشخاص، هویت های فرهنگی و دیگر مفاهیم مجرد ایجاد میکنند. تجلی بازنمایی ها ممکن است به صورت گفتاری، نوشتاری یا تصاویر متحرک باشد»(Dayer,2005,P.18).
تعریف بازنمایی:
فرهنگ لغات مطالعات رسانهای و ارتباطی بازنمایی را اینگونه تعریف میکند:
کارکرد اساسی و بنیادین رسانهها عبارتست از بازنمایی واقعیتهای جهان خارج برای مخاطبان واغلب دانش و شناخت ما از جهان بوسیله رسانهها ایجاد میشود و درک ما از واقعیت بواسطه و به میانجیگری روزنامهها، تلویزیون، تبلیغات و فیلمهای سینمایی و ... شکل میگیرد. رسانهها جهان را برای ما تصویر میکنند. رسانهها این هدف را با انتخاب و تفسیر خود در کسوت دروازبانی و بوسیله عواملی انجام میدهند که از ایدئولوژی اشباع هستند... آنچه ما به مثابه یک مخاطب از آفریقا و آفریقایی ها، صرب ها و آلبانیایی تبارها، اعراب و مسلمانان و ... می دانیم ناشی از تجربه مواجهه با گزارش ها و تصاویری است که بواسطه رسانهها به ما ارایه شدهاست. بنابراین مطالعه بازنمایی رسانهای در مطالعات رسانهای، ارتباطی و فرهنگی بسیار مهم و محوری است. از آنجائی که نمیتوان جهان را با تمام پیچیدگیهای بیشمار آن به تصویر کشید، ارزشهای خبری، فشارهای پروپاگاندایی، تهییج، تقابل (که ما را از دیگران جدا میسازد) یا تحمیل معنا در قالب مجموعهای از پیچیدگیهای [فنی و محتوایی] ارایه میدهند. براین اساس بازنمایی عنصری محوری در ارایه تعریف [از واقعیت] است (Watson and Hill, 2006: 248)
بازنمایی، تولید معنا از طریق چارچوبهای مفهومی و گفتمانی است. به این معنی که معنا از طریق نشانهها، به ویژه زبان تولید میشود. زبان سازندهی معنا برای اشیای مادی و رویههای اجتماعی است و صرفا واسطهای خنثی و بیطرف برای صورتبندی معانی و معرفت دربارهی جهان نیست. فرایند تولید معنا از طریق زبان را رویههای دلالت مینامند. لذا آنچه واقعیت نامیده میشود خارج از فرایند بازنمایی نیست. البته این بدان معنا نیست که هیچ جهان مادی واقعی وجود ندارد، بلکه مهم معنایی است که به جهان مادی داده میشود. استوارت هال میگوید:« هیچچیز معناداری خارج از گفتمان وجود ندارد؛ و مطالعات رسانهای وظیفهاش سنجش شکافت میان واقعیت و بازنمایی نیست بلکه تلاش برای شناخت این نکته است که معانی به چه نحوی از طریق رویهها و صورتبندیهای گفتمانی تولید میشود. از دیدگاه هال، ما جهان را از طریق بازنمایی میسازیم و بازسازی میکنیم». (کالورت و لوییز، 2002: 200)
استورات هال بازنمایی را به همراه تولید، مصرف، هویت و مقررات، بخشی از چرخه فرهنگ میداند. او بازنمایی را به معنای استفاده از زبان برای گفتن چیزی معنادار یا برای نمایش دادن جهان معنادار به افراد دیگر تعریف میکند. بازنمایی بخشی اساسی از فرایندی است که به تولید معنا و مبادله آن میان اعضای یک فرهنگ میپرداد و شامل استفاده از زبان، نشانهها و ایماژهایی میشود که به بازنمایی میپردازد. (هال و جالی، 1997: 15)
هال استدلال میکند واقعیت به نحو معناداری وجود ندارد و بازنمایی یکی از شیوههای کلیدی تولید معناست. معنا صریح یا شفاف نیست و از طریق بازنمایی در گذر زمان، یک دست باقی نمیماند. معنا بیثبات یا لغزنده است و همیشه قرار ملاقاتش با حقیقت مطلق را به تاخیر میاندازد، همیشه برای همطنین شدن با موقعیتهای جدید مورد مذاکره قرار میگیرد و تغییر مییابد، اغلب مورد مجادله بوده و هر ازگاهی به شدت بر سر آن جنگ شده است... معانی به شدت در رابطه با قدرت ثبت و حک می شوند. (مهدی زاده،1387: 16)
به عبارت دیگر بازنمایی یکی از کارکردهای فرهنگی است که معنا را تولید میکند. تأکید بر کردارهای فرهنگی در اینجا بدین معنی است که مشارکت کنندگان در یک فرهنگ هستند که به افراد، ابژهها و حوادث معنا میبخشند. چیزها فینفسه دارای معنا نیستند. بنابراین معنای
چیزها ، محصول چگونگی بازنمایی آنهاست و فرهنگ، تفسیر معنادار چیزهاست. معنایی که محصول بازنمایی افراد از آنهاست و بازنمایی به عملکرد تأثیرگزار چیزها برای ما بستگی دارد. (هال: 1997: 1)
مطالعات فرهنگی با اتخاذ نگرشی برسازنده درباره بازنمایی باور دارد که پدیدهها فینفسه قادر به دلالت نیستند بلکه معنای پدیدهها ناگریز باید از طریق واسطه فرهنگ، بازنمایی شود. بازنمایی فرهنگی و رسانهای نیز نه امری خنثی و بیطرف، که آمیخته روابط و مناسبات قدرت جهت تولید و اشاعه معانی مرجح در جامعه در راستای تداوم و تقویت نابرابریهای اجتماعی است.
اگر بپذیریم که معنا واجد ماهیتی ثابت و تضمین شده نیست بلکه از بازنماییهای خاص طبیعت در فرهنگ ناشی میشود، آنگاه میتوان نتیجه گرفت که معنای هیچچیز نمیتواند تغییر ناپذیر، غایی یا یگانه باشد. در واقع، معنای هر چیز همواره از یک زمینه بر میآید و مشروط به عواملی دیگر و همچنین تابع مناسبات متحولشونده قدرت است. بازنمایی فرهنگی و رسانهای نه امری خنثی و بیطرف، که آمیخته به روابط و مناسبات قدرت جهت تولید و اشاعه معانی مرجّح در جامعه در راستای تداوم و تقویت نابرابریهای اجتماعی است. (مهدی زاده،1387: 16)
ریچارد دایر درباره بازنمایی این پرسش را مطرح میکند که چه کسی، کدام گروه را به چه شیوهای باز مینمایاند. به دنبال چنین رویکردی است که موضوع رابطه میان «بازنمایی»، «قدرت» و «ایدئولوژی» پدیدار میشود. به این معنا که بازنمایی فرایند نمایش شفاف واقعیت از طریق رسانهها نیست بلکه اساساً فرایندی است که طی آن برخی امور نمایانده میشوند در حالیکه بسیاری از امور مسکوت میمانند؛ در واقع آنچه بازنمایی میشود، احتمالاً با منافع عده خاصی گره خورده است. (دایر به نقل از استریناتی، 1380)
در اندیشههای پستمدرنیستی و آنچه رولان بارت بر آن تأکید دارد، «چگونه» واجد اهمیت است و نه «چه». به بیان دیگر چگونگی امور واجد اهمیت است، نه آنچه در اندیشههای اومانیستی و فضلفروشانه بورژوازی در پیوند با «چیستی» میگذرد. اما در گرماگرم مجادلات میان «چه» و «چگونه»، آنچه مغفول میماند، «چراییِ» بازنمایی و یا به تعبیری سیاستِ بازنمایی است. چرا که یک نوع بازنمایی در یک لحظه خاص تاریخی و در پیوند با شخص، مضمون، نژاد، جنسیت و یا طبقه خاص پذیرفتنی است و در مواقع دیگر ممنوع شمرده میشود. رولان بارت همیشه بر چگونگی بازنمایی تأکید میورزید و با این تمرکز، به نوعی متنی کردن و شکل تازهای از سیاست اشاره داشت.
به طور کلی میتوان گفت که در دایره فرهنگی و اندیشگی امروز، بازنمایی زنان، اقلیتهای نژادی و دیگر گروههای سرکوب شده و به حاشیه رانده، مضمون نقد و نظرهای گوناگون بوده است. این نظریات قایل به این است که بازنمایی به هیچ وجه نمیتواند طبیعی و خنثی و مستقل از واقعیتهای بیرونی باشد و همیشه از سوی کدهای فرهنگی موجود و از پیشبوده ساخته و پرداخته میشود. (قره باغی، 1383: 41)
. به عبارت دیگر، بازنمایی فرآیندی است که به وسیله آن، اعضای یک فرهنگ، از زبان برای تولید معنا استفاده میکنند. در نتیجه، معنا، همیشه از فرهنگی به فزهنگ دیگر و از زمانی به زمان دیگر تغییر میکند. به این علت که معنی در حال تحول است و رمزگانها بیشتر به صورت قراردادهای اجتماعی عمل میکنند تا به صورت قوانین ثابت و غیر قابل نقض. (هال:1997)
به طور خلاصه می توان گفت بازنمائی فرایندی است که رسانه ها از طریق آن «جهان واقعی» را به ما نمایش می دهند، به عبارتی فاصله گرفتن از حقیقت و معیار و نشان دادن آن به شکلی دیگر و در برخی مواقع حتی نشان دادن به شکل وارونه.
کلیشه سازی
Stereotype از واژه یونانی Stereo به معنای جامد و سفت و سخت مشتق شدهاست. کلیشهها در واقع ایده ها و فرضیاتی هستند در حال جریان درباره گروههای خاصی از افراد. کلیشهها به مانند دو روی یک سکه عمل میکنند؛ آنها از یک سو به طبقه بندی گروهها میپردازند و از سوی دیگر به ارزیابی آنها اقدام میکنند. بنابرین کلیشهها در بر گیرنده سویه ای ارزشی هستند که قضاوتی جهت دار را در بر دارند. گرچه کلیشهها به دو شکل مثبت و منفی دیده میشوند اما اغلب آنها دارای بار منفی هستند و سعی میکنند از مجرای موضوعاتی سهل الوصول ادراکی از موقعیت یک گروه را فراهم آورند که به شکل قطعی و مشخصی، تفاوت های موجود در بین گروهها را برجسته سازند. این امر در حالی از خلال فرایند های کلیشهسازی تحقق می یابد که از طیف وسیعی از تفاوت ها در بین گروههای مد نظر چشم پوشی میشود و کلیشهها از خلال فرایند های سادهسازی سعی در یکدست سازی این تفاوت ها دارند.
در حالت کلی کلیشهسازی فرایندی است که بر اساس آن جهان مادی و جهان ایده ها در راستای ایجاد معنا، طبقه بندی میشود تا مفهومی از جهان شکل گیرد که منطبق با باورهای ایدئولوژیکی باشد که در پسِ پشتِ کلیشهها قرار گرفته اند.
هال کلیشهسازی را کنشی معنا سازانه میداند و معتقداست "اساساً برای درک چگونگی عمل بازنمایی نیازمند بررسی عمیق کلیشهسازی ها هستیم" (Hall, 1997:257 ). هال در بیان دیدگاه خود در باره کلیشهسازی به مقاله «ریچارد دایر» با عنوان «کلیشهسازی» اشاره میکند. دایر در این مقاله به تفاوت مهمی اشاره میکند که میان دو اصطالاح طبقه بندی و کلیشهسازی وجود دارد. از منظر دایر، بدون استفاده از طبقه بندی ها امکان معنادهی به جهان بسیار دشوار است (گرچه ناممکن نیست)، چرا که مفاهیم یا طبقه بندی های موجود در ذهن است که با انطباق آنها با مفاهیم عام، امکان درک و مواجهه با جهان ممکن میشود. مبنای نظری بحث دایر، مفهوم طبقه بندی آلفرد شوتز است. بنابراین و در حالت کلی، هال (1997) سه تفاوت بنیادین میان طبقه بندی و کلیشهسازی را اینگونه بر می شمرد:
اولاً کلیشهها تفاوت ها را تقلیل داده، ذاتی، طبیعی و نهایتاً تثبیت میکنند، ثانیاً با بسط یک استراتژی منفک سازی و شکافِ طبیعی و قابل قبول را از آنچه که غیر طبیعی و غیر قابل قبول است تفکیک میکنند ... ثالثاً کلیشهها از نابرابری های قدرت حمایت میکنند. قدرت همواره در مقابل فرودستان و گروههای طرد شده قرار میگیرد (Ibid: 258).
بنابراین کلیشهها نگهدارنده نظم اجتماعی و نمادین اند و بسیار سفت و سخت تر از طبقه بندی ها عمل میکنند. از منظر فوکویی، کلیشهها بر مبنای گفتمان های دانش / قدرت شکل میگیرند و عمل میکنند. همان گونه که قبلاً نیز ذکر شد، قدرت در اینجا در معنای محدود آن و در اصطلاحاتی همچون قدرت اقتصادی و اجبار فیزیکی عمل نمیکند بلکه شکلی نمادین دارد که با طرد آئینی همراه است.
تئو ون دایک بر مبنای پژوهش هایی که در اواخر دهه نود در زمینه گفتمان های مختلف و بازتولید نژادپرستی انجام داده است معتقداست که "تعصبات و کلیشهها بر تمامی فرایندهای پردازش اطلاعات یعنی خواندن، فهم و به خاطر سپردن گفتمان اثر می گذارد" (ون دایک، 1382 :298). بنابراین هر آنچه در فرایند پردازش اطلاعات دخیل است می تواند ابزار کلیشهسازی باشد؛ از تاثیرات تکنولوژیک گرفته تا ساختارهای روانشناختی افراد. رسانهها به عنوان میانجی انتقال اطلاعات از فرایند تولید کلیشهها مستثنی نیستند. آنها کلیشهها را می سازند، تقویت میکنند، بازتولید میکنند و حتی به اضمحلال می کشند.
سینما هم به مثابه رسانه ای مهم در جهان معاصر در امر کلیشهسازی دخیل است. در دنیای سینما، ابتدا کلیشهها برای کمک به ادراک روایت از سوی مخاطب شکل گرفتند. از سوی دیگر کلیشهها سبب ایجاز در روایت سینمایی میشوند. آنها تحت تاثیر عوامل زمینه ای نیز هستند. بنابراین"کلیشهها به تبعیت از تغییر بافت سیاسی- فرهنگی تغییر میکنند" (هیوارد، 1381: 270). به عنوان نمونه، بازنمایی کمونیسم در سینمای هالیوود دهه های 1950 تا 1990 طیفی را تشکلیل میدهد که از کمونیسم به مثابه تهدید (یعنی نیرویی بیگانه که می بایست شکست داده شود) تا نظام بی کفایت و فاسدی که محکوم به شکست است در نظر گرفته شدهاست. از سوی دیگر کلیشهها در بازنمایی تیپ ها و هنجارها بکار گرفته میشود و از آنجایی که "محصولاتی اجتماعی- فرهنگی هستند که شکل هنجاری به خود میگیرند، [پس] می بایست در مناسبت با نژاد، جنسیت، تمایلات جنسی، سن، طبقه و ژانر مورد بررسی قرار گیرند"(هیوارد، 1381: 270)
طبیعی سازی
طبیعی سازی به فرایندی اطلاق میشود که از طریق آن ساخت های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی به صورتی عرضه میشوند که گویی اموری آشکاراً طبیعی هستند. طبیعی سازی دارای کارکردی ایدئولوژیک است. در فیلم و تلویزیون، دنیا به صورت طبیعی به شکل دنیایی سفید، بورژوازی و پدرسالار نشان داده میشود و بر این اساس طبیعی سازی وظیفه تقویت ایدئولوژی مسلط را بر عهده میگیرد. گفتمان های طبیعی ساز چنان عمل میکنند که نابرابری های طبقاتی، نژادی و جنسیتی بصورت عادی بازنمایی میشوند. "تصویر زن به شکل موجود درجه دوم و ابژه نگاه خیره مرد نشان داده میشود. (هیوارد، 1381: 204).
مفهوم طبیعی سازی در آثار رولان بارت ذیل عنوان اسطوره سازی به گویاترین شکل ممکن مطرح شدهاست. بارت اسطوره را نوعی گفتار میداند که صرفاً محدود به گفتار شفاهی نیست. "این گفتار مشتمل بر شیوه هایی از نوشتار و بازنمایی ها؛ نه فقط گفتمان نوشتاری بلکه همچنین عکاسی و سینما و گزارش و ورزش و نمایش ها و تبلیغات نیز شامل آن میشود و تمامی اینها می تواند در خدمت پشتیبانی از گفتار اسطوره قرار گیرد" (بارت، 1380: 86). باید توجه داشت که در اسطوره دو مضمون [دال و مدلول] کاملاً آشکار هستند؛ "یکی پشت دیگری پنهان نشدهاست ... اسطوره چیزی را پنهان نمیکند؛ کارکرد اسطوره تحریف کردن و مخدوش کردن است نه ناپدید کردن" (بارت، 1380: 97). در این روند است که اسطوره دست به «طبیعی سازی» می زند و اینگونه است که اسطوره شکل میگیرد: "اسطوره تاریخ را به طبیعت بدل میکند ... اسطوره گفتاری است که به شیوه مفرط موجه جلوه داده میشود" (بارت، 1380: 105). به عبارت دیگر، اسطوره ها عقل سلیم را که امر تاریخی است به گونه ای عرضه میکنند که انگار چیزی طبیعی است. این امر بی شک نوعی سوء استفاده ایدئولوژیک است.
بارت اسطوره را «گفتاری سیاست زدوده» میداند چرا که "طبیعی جلوه دادن پدیده های تاریخی هدفی ندارد جز سیاست زدایی" (اباذری،1380: 145). حاصل کار از بین رفتن عمل سیاسی در معنای واقعی کلمه، تبدیل علم انسانی به علم طبیعی و نهایتاً جایگزینی گزارش به جای تبیین است.
1-Richard Dyer
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 80 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 64 |
مقدمه
بازی، مهم ترین و اصلی ترین فعالیت کودک است.کودک انواع مهارت های آموزشی و اجتماعی را ناخودآگاه از طریق بازی می آموزد. برخی صاحب نظران، بازی های رایانه ای را جزء اسباب بازی ها می دانند و برخی آن را صورت های جدیدی از بازی می دانند که برای انجام آن از اشکال مختلف تکنولوژی استفاده می شود. با توجه به این که هنوز هم اهمیت اسباب بازی های ساختنی، عروسک، ماشین و.... در نزد روانشناسان رشد بسیار است، اما آمار و ارقام نشان دهنده رشد روز افزون طرفداران بازی های رایانه ای است.
پدیده بازی های رایانه ای مانند بسیاری از شکل های نوین سرگرمی که محبوبیت گسترده ای یافته باعث بروز نگرانی هایی درباره ی اثرهای جانبی آن ها بر بازیکنان افراطی شده است. چون بازی های رایانه ای در میان کودکان و نوجوانان به دلیل های نادیده انگاشتن دیگر فعالیت های آموزشی، اجتماعی و اوقات آسودگی خود، به صرف داشتن وقت به بازی می پردازند، این بازی ها بالقوه زیان بار به شمار می روند. پرداختن افراطی به بازی های رایانه ای نه فقط متأثر از محتوای بازی هاست، بلکه ویژگی های فردی نیز در گرایش نوجوانان به بازی ها نقش مثبتی ایفا می کند. به طوری که ویژگی های روان شناختی و شخصیتی افراد، تمایلات آن ها را تا حدی جهت می دهد. با توجه اشاعه و آثار شگرف بازی های رایانه ای که به لحاظ اثر گذاری به تغییر شیوه ای زندگی از آن با عنوان « انقلاب بازی های رایانه ای» یاد می کنند و با توجه به گستره ی بازی ها، دیگر نمی توان به آن ها فقط به عنوان وسیله ی گذراندن اوقات فراغت نگریست، بلکه ممکن است عامل اثر گذاری یا اثر پذیر از ویژگی های روان شناختی افراد باشد.
«گانتر»[1] (1998) بازی های رایانه ای را جلوه ای از تحولات فناوری در عصر انقلاب رایانه می داند. این بازی ها را می توان روشی نو از آموزش غیر رسمی دانست. هم اکنون بازی های رایانه ای، به عنوان یک وسیله گذراندن اوقات فراغت منحصر به سن خاصی نیست. طراحان بازی های رایانه ای، با انجام تحقیقات مختلف در مورد کودکان خردسال می خواهند دامنه مخاطبان خود را وسعت بخشند و سود بیشتری بدست آورند. از طرف دیگر، هر روزه به دلیل تولید انبوه، دسترسی آسان، قیمت ارزان، زندگی آپارتمانی و عوامل مختلف دیگر، بر طرفداران این سرگرمی جدید در سرتاسر دنیا افزوده می شود و مخاطبان این بازی ها نیز هر روز با خرید، اجاره و یا بازی در کلوپ ها، ساعات بیشتری از اوقات خود را صرف این بازی ها می کنند. در مورد آثار مثبت و منفی بازی های رایانه ای بر جسم، روان و حتی عادات اجتماعی کودکان و نوجوانان، تحقیقات بسیاری شده است. برخی محققان، بازی های رایانه ای را سبب کنش های عصبی و روحی، اضطراب، القای خشونت و پرخاشگری دانسته و برخی به نکات مثبت آن ها، به خصوص در فرآیند آموزش و یادگیری، توجه کرده اند. اما هر دو گروه به این مسئله یقین دارند که انتخاب درست بازی های رایانه ای، باعث می شود تا اثرات منفی آن کاهش یابد (تفضلی فرد،1385).
(شاتون1989) در ارتباط با بازی های رایانه ای یا ویدیوئی به جای "اعتیاد" از واژه "وابستگی" استفاده می کند که به کمک آن می توان گروه خاصی از افراد را متمایز ساخت که بازی برایشان تنها یک سرگرمی اصلی نیست، بلکه نقش های اجتماعی و روانشناختی ویژه ای در زندگیشان دارد و آنان را از دیگر بازیکنان جدا می کند. رفتار اعتیاد پذیر، فارغ از هر زمینه ای، صرفا واکنش به مجموعه ای از موقعیت ها نیست، بلکه بیشتر گرایشی را نمایان می سازد که با گونه های خاصی از شخصیت همراه است (علی پور،1390).
2-2- نظریه های راجع به بازی
2-2-1- نظرات پیشوایان اسلام و دانشمندان اسلام
تعالیم اسلامی در مورد تربیت کودکان ابعادی وسیع دارد و علاوه بر این که برای دوران پیش از تولد دستوراتی دارد، برای دوران بعد از تولد نیز توصیه هایی می نماید. اسلام به بازی کودکان خیلی اهمیت می دهد. بازی را وسیله ای برای تجدید قوا می داند از این را است که با محیط خود درگیر می شود و به مناقشه رودررو می پردازد و نیروی قهر و غلبه بر مشکلات طبیعی خود و محیط را در می یابد و نهایتا به سازگاری می گراید (مقدم،ترکمان،1380).
2-2-2- نظریه ویگوتسکی
ویگوتسکی،[2] روانشناس روسی به صراحت بیان می کند؛ بازی خصوصیت غالب کودک نیست بلکه عامل راهگشای رشد است. محققان امروزی باور دارند بازی برای رشد خصوصیاتی که مربوط به شناخت و رشد اجتماعی است از اهمیت زیادی برخوردار است (شاوردی ، شاوردی، 1388).
2-2-3- نظریه پیاژه
در نظریه پیاژه[3] بازی راهی است برای دسترسی به جهان بیرون و لمس آن به گونه ای که با وضع کنونی فرد مطابقت کند. با این تعبیر بازی در رشد و هوش کودک نقش حیاتی دارد و تا حدودی حضور آن در رفتار آدمی همواره مشهود است (مظفری،1389).
2-2-4- نظریه روان تحلیل گری
بازی بیش از هر چیز ارزش هیجانی دارد. فروید،[4] ضمن اشاره به نقش بازی در شکل گیری ظرفیت های بهنجار کودکان بر کنش پالایش آن تاثیر دارد. کنشی که به کودک اجازه می دهد از هیجان های منفی رهایی یابد و هیجان های مثبت را جایگزین آن کند (مظفری،1389).
2-2-5- نظریه های بازی
دانشمندان به ویژه روان شناسان برای تبیین بازی ها نظریات مختلفی ارائه کرده اند که به برخی از آن ها اشاره می شود.
1- نظریه ی کارآیی یا انرژی اضافی: بازی فعالیتی است که بر اساس مازاد انرژی در فرد، به خصوص در کودکانی که نمی توانند از آن در جهت کارهای سازش یافته استفاده کنند، تحقق می پذیرد ( اسپنسر،[5] 1963 و شیلر،[6] 1992)
2- نظریه استراحت یا رفع خستگی: بازی به هنگامی که فرد خسته است صورت می گیرد تا وی به استراحت و تجدید قوا بپردازد ( شالر[7]، لازاروس و پاتریک ، به نقل از منصور، 1381)
3- نظریه اجمال فعالیت های اجدادی: کودکان از این جهت به بازی می پردازند که محتواها و صحنه هایی را که قبلاً اجدادشان تولید کرده اند و زندگی آنان ایجاب می کرده است را تجدید کنند و این عمل به این جهت صورت می گیرد که دوران کودکی بهترین موقعیت برای تسویه اعمالی است که در زندگی آینده نیازی به آن ها نخواهد بود ( استانلی هال، 1904 ).
4- نظریه ی پیش تمرین: بازی فعالیتی مهم در دوران کودکی است و از عوامل مهم ساخته شدن سازمان روانی محسوب می شود. بازی یک سلسله ی پیش تمرین عمومی است که هدف آن برقراری زمینه اعمال سازش یافته برای آینده فرد است ( کارل گروس،1997 ).
5- نظریه ی دهلیز فعالیت های غریزی : بازی چون دهلیزی است که غرایز گذشته از آن سر بیرون می آورند ( کار، به نقل از منصور، 1381).
6- نظریه جبران: در این نظریه به بازی های جبرانی رمزی اهمیت داده می شود ( رابینسون،[8]1920)
7- نظریه ی پویایی دوران کودکی: بازی جزء فعالیت های خاص دوران کودکی است و این کنش نوعی پویایی دوران کودکی است، یعنی تحرک و تکاپویی که در سازمان روانی فرد وجود دارد و تظاهرات به شکل بازی جلوه گر می شوند ( بوی تاندیک، به نقل از منصور،1381).
8- نظریه ی درون سازی: بازی اولویت درون سازی نسبت به برون سازی است، یعنی وقتی که کنش ها یا فعالیت ها در روان بنه ها به صورت خالی جلوه گر شوند و هدف تعادل جویی را دنبال نکند فعالیت هایی که انجام می گیرند به منزله ی بازی خواهند بود. اگر برون سازی بر درون سازی اولویت یابد، تقلید بروز خواهد کرد. با توجه به این نظریه می توان گفت در بازی های تمرینی هیچ ساخت خاصی وجود ندارد ولی در بازی های رمزی ساخت های رمزی وجود دارند و در بازی های قاعده دار شکل گیری های تحول اخلاقی دیده می شود ( پیاژه ، 1851 تا 1968، به نقل از منصور، 1381). البته ناگفته پیداست که این نظریات قبل از ظهور و گسترش بازی های رایانه ای و به منظور تبیین بازی های سنتی طرح شده اند و به سادگی نمی توان آن ها را به بازی های رایانه ای ربط داد.
2-2-6- نظریات دیگر دانشمندان
2-2-6-1- نظریه ی جان سولر
جان سولر[9] (2005) دیدگاه خود را بر اساس نیازهای مازلو بیان می کند، مازلو گستره ی وسیعی از نیازهای آدمی را از نیازهای بنیادین و بیولوژیکی تا نیازهای والاتر خود شکوفایی طبقه بندی می کند که فرد نیازی را در یک سطح ارضاء و به سطوح بالاتر می رود. بنابراین افراد به این دلیل شیفته ی شی، فرد یا فعالیت خاصی می شوند که نیازی را در آن ها برطرف می کند. ابراهام مازلو مدل خود را درباره ی انگیزش انسانی، بر مبنای تجوید کلینیکی خود در سال (1943) ارائه داد. او نیازهای بشری را به پنج طبقه تقسیم کرد و آن را سلسله مراتب نیازها نامید.
1- نیازهای فیزیولوژیک: ارضای میل های تشنگی، گرسنگی و جنسی؛
2- نیازهای ایمنی: رهایی از ترس آسیب های بیرونی، تغییرات شدید بدنی؛
3- نیازهای مربوط به تعلق: میل به داشتن روابط عاطفی و مراقبتی، یعنی دریافت محبت و حمایت شخصی از سوی دیگران؛
4- نیاز به قدرت و منزلت: احترام و ارج گذاری مثبت از جانب همسالان و وابستگان؛
5- خودیابی یا شکوفایی: خدمت برای ارضای توان بنیادین فرد تا حد نزدیک تر شدن به خود طبیعی نیاز به ارتباط متقابل، شناخت اجتماعی و حس تعلق داشتن در سومین سطح نیازهای مازلو قرار می گیرد.
[1] - Gunter
[2] - Vygotsky
[3] - Piaget
[4] - freud
[5] - spencer
[6] Sehiller
[7] - Sehaller
[8] - Robinson
[9] - suler
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 42 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
پاورپوینت تأثیر فنّاوری اطلاعات درایجاد اشتغال پایدار در ۳۰ اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx
شاخهای ازفنّاوری است که با استفاده از سختافزار، نرمافزار، شبکهافزار وفکرافزار، مطالعه وکاربرد داده وپردازش آن را درزمینههای: ذخیرهسازی، دستکاری، انتقال، مدیریت، جابهجایی، مبادله، کنترل، سوییچینگ ودادهآمایی خودکار امکانپذیر میسازد
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 122 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 43 |
تاریخچهی توجه به پژوهشگری معلم
پیشینهی توجه به پژوهشگری معلم، به دانش بدست آمده از جنبش آموزشی بر میگردد که در آن کاربرد روشهای علمی در توسعهی برنامهی درسی مورد تأکید قرار گرفت. این موضوع مربوط به زمانی میشود که باکینگهام در سال 1929، کتابی به عنوان «پژوهش برای معلمان» را تدوین نمود و در آن فصلی را به موضوع «معلم به عنوان پژوهشگر» اختصاص نمود. سپس جان دیویی (1938 و 1929)، موضوع «معلم پژوهنده» را مطرح ساخت و بیان نمود برنامههای درسی زمانی مؤثر خواهند بود که معلمان به طور فعال در پژوهش درگیر شوند (یون و همکاران 1999). بعد از آن همزمان با گسترش طرز فکر اقدام پژوهی، این شیوهی پژوهش در آموزش و پرورش نیز مطرح شد. «کرت لوین» به عنوان پدر اقدام پژوهی، یک محقق اجتماعی بود که اقدام پژوهی را به عنوان مبنایی که کارکنان به طور جدی در پژوهش درگیر شوند تا قادر به بهبود نتایج کار خود شوند توصیف کرد. طرز فکر اقدام پژوهی در آموزش و پرورش، در دهه ی 1950 در آمریکا رشد پیدا کرد، در دههی 1970 جنبش تازه ای در آمریکا با فعالیتهای محققانی همچون جان الیوت[1]، جک وایتهد[2]، ویلف کار[3] و استفن کمیس[4] شکل گرفت که اقدام پژوهی را به عنوان شیوه ای مؤثر در جهت توسعه ی حرفه ای معلمان مطرح کردند. وایتهد بر این عقیده بود که معلمان با مطالعهی نظامدار فعالیتهای خود قادر به تولید نظریه در زمینهی کار خود می باشند. نظریهی آن ها شامل توصیف و تشریح پاسخ این سؤال است: من چگونه میتوانم فعالیتهای آموزشی خود را بهبود بخشم؟ (وایتهد[5]، 1989؛ به نقل از نصراللهی، کریش[6]و موهدنور[7]، 2012). در ایران نیز در اسفند ماه 1367 به منظور سیاستگذاری در زمینهی پژوهش، شورای تحقیقات وزارت آموزش و پرورش تشکیل شد. در اواسط سال 1374، اساسنامهی پژوهشکدهی تعلیم و تربیت به تصویب شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری رسید و وظایف دبیرخانهی شورای تحقیقات آموزش و پرورش نیز به آنان واگذار گردید. با تأسیس پژوهشکدهی تعلیم و تربیت، تحوّل ساختاری در حوزة تحقیقات آموزش و پرورش ایران وارد مرحلهی جدیدتری گردید. در پی این تغییر، آییننامهی شورای تحقیقات نیز اصلاح شد و هدف آن به امر سیاست گذاری در زمینه گسترش تحقیقات و هدایت فعالیتهای مربوط در جهت بهبود کمی و کیفی نظام آموزشی کشور تغییر یافت (صافی1381). در سال 1375، به منظور ارتقای مهارت های پژوهشی در میان معلمان و به تبع آن در میان دانش آموزان و تشویق معلمان و کارگزاران آموزشی به انجام پژوهش حین عمل برای شناسایی مشکلات فرایند یاددهی-یادگیری و بهبود کیفیت این فرایند، برنامهای تحت عنوان «معلم پژوهنده» توسط پژوهشکدهی تعلیم و تربیت طراحی و اجرا گردید (چایچی، گویا، مرتاضی مهربانی ، ساکی، 1384). در سال 1382 بار دیگر آییننامه شورای تحقیقات مورد بازنگری قرار گرفت و عنوان آن به شورای سیاستگذاری تحقیقات وزارت آموزش و پرورش تغییر یافت. در این آئیننامه هدف از تأسیس شورا، تسهیل فعالیتهای سازمانی آموزش و پرورش، برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری و نظارت و ارزشیابی برای ایجاد محیط مناسب یادگیری ذکر شده است. در اسفند ماه 1383 به منظور تمرکز سیاستگذاری و یکپارچگی عملیات، پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش رسماً کار خود را آغاز نمود. این پژوهشگاه اهداف طرح معلم پژوهنده را موارد زیر بیان می کند: گسترش فرهنگ پژوهش در میان معلمان و کارشناسان آموزش و پرورش، اشاعهی تصمیمگیری مبتنی بر پژوهش، پرورش تواناییها و مهارتهای ذهنی و عملی در انجام تحقیقات، رشد استعدادهای پژوهشی فرهنگیان، کاهش فاصلهی میان تحقیقات رسمی دانشگاهی و حوزهی اجرایی و مستندسازی تجارب مفید معلمان برای استفاده بوسیلهی سایر همکاران (رضوی، 1389). در سند ملّی تحول بنیادین آموزش و پرورش که در سال 1390 به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید، نیز بر توسعهی زمینهی پژوهشگری و افزایش توانمندیهای حرفهای معلمان به شکل فردی و گروهی، تبادل تجارب و دستاوردها در سطح محلی و اختصاص اعتبارات خاص برای فعالیتهای پژوهشی معلمان و استفادهی بهینه از ظرفیتهای موجود برای گسترش فرهنگ تفکر و پژوهش در بین مدیران و معلمان، تأکید گردید.
با توجه به تاریخچهای که در زمینهی پژوهشگری معلم بیان شد مشخص میگردد که توجه به مسئلهی معلم پژوهنده و حمایت از معلمان شایسته، کارآمد و پژوهشگر از نکات مشترک نظام های آموزشی مختلف است و طی سالهای اخیر در ایران نیز اقدامات مهمی در جهت پژوهشمداری در آموزش و پرورش و سرمایهگذاری در این زمینه انجام شده است لکن تا رسیدن به حد مطلوب و نهادینه شدن فرهنگ پژوهش در آموزش و پرورش راهی طولانی در پیش داریم.
2-1-2) اهمیّت و ضرورت توجه به پژوهشگری معلمان
جامعهی امروز ما که سرآغاز هزارهی سوم است از سوی بسیاری از صاحبان اندیشه، عصر دانایی لقب گرفته و پژوهش و تحقیق در عصر کنونی از مهم ترین عوامل تولید و گسترش دانش می باشد. در رویارویی با چالشهای این عصر، آموزش و پرورش سرمایهای اجتناب ناپذیر است؛ تحقق هر آرمانی در جوامع کنونی وابسته به آموزش و پرورش میباشد؛ از سوی دیگر رکن و غالب اصلی ساختار آموزش و پرورش را منابع انسانی آن، یعنی معلمان میسازند. بنابراین برای توسعه و تحقق اهداف پژوهشی در جامعه لازم است ابتدا معلمان دارای روحیّه و نگرش پژوهشی باشند، در صورت توفیق در تربیت معلمانی برخوردار از نگرش پژوهشی و مهارتهای عملی، بذر پویایی و تحول مستمر در نظام تعلیم و تربیت کاشته میشود (مهرمحمدی، 1379). بایستی برای معلمان در نظام تحقیقات آموزشی جایگاه روشنتر و دقیقتری در نظر گرفته شود به گونهای که آنها به کنکاش و شناسایی و حل مشکلات و مسائل دانش آموزان و همچنین مسائل و مشکلات حرفهای خود تشویق شوند. باید فراموش نکرد که معلمان میتوانند اساسیترین اهرمهای پژوهشی در نظام آموزشی کشور باشند و باید درنظر داشت مهمترین استفادهکنندگان از پژوهشهای تربیتی معلمان هستند که با گسترش فرهنگ پژوهش و ایجاد حرکتهای پژوهشی در بین آنها به تقویت تفکر علمی در مجموعهی نظام آموزشی کمک کردهایم (ساکی،1372). انجام فعالیتهای پژوهشی به معلمان کمک میکند تا بین نظریههای آموزشی و فعالیتهای روزمرهی آموزشی خود پیوند برقرار کنند، پژوهش نقش مستقیمی در بهسازی فعالیتهای آموزشی معلم دارد و از طریق حمایت از نقش معلم به عنوان پژوهشگر میتوان بر فاصلهی بین محقق و معلم غلبه کرد، همچنین مشارکت معلمان در پژوهش بازتاب زیادی در فعالیتهای کلاسی آنان دارد، در نتیجه معلمانی که در پژوهش درگیر میشوند توجه دقیقتری به روشهای صحیح تدریس، نگرش و فهم نسبت به کاربرد رویکردهای مختلف در فرایند تدریس دارند (یون و همکاران، 1999). بر همین اساس می توان گفت معلم پژوهنده کسی است که به امر آموزش و یادگیری مشغول است و می خواهد در فرایند آموزش و یادگیری شخصاً و یا همراه دیگر همکاران و دانش آموزان به پژوهش بپردازد تا آموزش را اثربخش سازد. یکی دیگر از دلایل گسترش اندیشهی معلم پژوهنده، ناکارآمدی تحقیقات آموزشی در بهبود مسائل آموزشی است. استیگلر و هیبرت (1383) با ذکر برخی کاستیهای روشهای سنّتی پژوهش در پاسخ گویی به نیاز معلمان، این فعالیتها را برای بهبود آموزش و تدریس ناکافی میدانند، به گفته آنان ممکن است محققان بسیار باهوش باشند ولی به اطلاعات مشابهی که معلمان در مواجهه با دانشآموزان واقعی، در شرایط کلاسهای واقعی و با اهداف یادگیری واقعی روبهرو میشوند، دسترسی ندارند و محققان برای بهبود آموزش باید بیشتر به اموری که در حال حاضر برای معلمان قابل درک است، پی ببرند. بنابراین یافتههای پژوهشی که معلمان پژوهشگر در کلاس درس به منظور اصلاح جریان آموزش و یادگیری بدست می آورند نسبت به یافتههای محققانی که در خارج از کلاس درس و به منزلهی پژوهشگران حرفهای به پژوهش میپردازند از اعتبار بیشتری برخوردار است. بنابراین آنچه می تواند در نظام آموزش و پرورش، ظرفیت تحول و ظرفیت پویایی مستمر ایجاد کند نظام پژوهشی است که نباید در سطح مسئولان ادارات آموزش و پرورش محدود شود. معلمان که تمامی وقت خود را صرف مواجهه با موقعیتهای عینی تعلیم و تربیت میکنند ضروری است طوری آماده شوند که خود به منزلهی پژوهشگر و محقق آموزشی و تربیتی عمل نمایند. متین(1382) در بیان اهمیت و ضرورت پژوهندگی توسط معلمان به نکاتی اشاره میکند:
“معلم بیش از دیگران در معرض پرسشهای آموزشی است؛ بهتر است برای پاسخ به پرسشها و مسائل، خود درگیر پژوهش و حل مسئله گردد. یافتههای پژوهش توسط خود معلمان به کار می رود. پس بهتر است که خود معلم نیز دست به پژوهش بزند. مشارکت معلم در پژوهش باعث ایجاد اعتماد به نفس میشود و در او انگیزه به پژوهش رشد مینماید. با درگیر شدن معلم در پژوهش مساله جدایی میان نظریه و عمل از میان میرود. نتایج حاصل از پژوهش معلمان در کلاس درس کاملاً کاربردی است. در فرآیند پژوهش، معلم هر جا لازم دانست تغییرهای لازم را اعمال میکند. معلم ضمن پژوهش رشد میکند، بالفعل میشود و چارهیابی، نوآوری و نوجویی اشاعه مییابد "
هر چقدر معلمان در پژوهش درگیر شوند به همان میزان فهم خود را از فرایند تعلیم و تربیت افزایش میدهند و آموختههای آنان تأثیر زیادی بر آنچه در مدرسه و کلاس درس اتفاق میافتد میگذارد. از این رو مسائلی که معلمان از طریق پژوهشهای انتقادی و بررسی دقیق فعالیتهای خودشان و برنامههای مدرسه مطرح میکنند بر جهتیابی آیندهی برنامههای آموزشی کارکنان، همچنین طرحهای توسعه و بهبود مدارس تأثیر میگذارد (یون و همکاران 1999). پژوهشی که توسط معلم انجام میگیرد طیفی از تغییرات را در فعالیتهای آموزشی وی بوجود میآورد، از این طریق معلمان راهکارهای جدید در زمینهی تدریس را توسعه میدهند (سیرجلا[8] ، 1996). به اعتقاد مورای، کمپل[9]، هکستال[10]، هولم[11]، جونز[12]، ماهونی[13]، منتر[14]، پروکتر[15]، وال[16]، (2009)، سه نکتهی مهم دربارهی جایگاه پژوهش در حرفهی معلمی و تدریس وجود دارد، اول اینکه حمایت از گسترش طرز تفکر «معلم به عنوان پژوهشگر» برای اطمینان از پیشرفت معلمان و کسب اطلاعات پژوهشی در زمینهی آموزش می باشد؛ دوم اینکه پژوهشگر فعال بودن بخش اساسی از کار تدریس همهی معلمان است و سوم اینکه افزایش ظرفیتهای پژوهشی معلمان حق مهم آنهاست و یکی از مؤلفههای اساسی آن، ایجاد زمینهها و فرصتهای پژوهش در آموزش است. معلم با بهرهگیری از پژوهش قادر خواهد بود تا دربارهی رویکردهای آموزشی که برای دانشآموزان مناسب است تصمیمگیری درستی نماید در نتیجه بیشترین تأثیرگذاری را بر عملکرد دانشآموزان خواهد داشت (آکرسون[17]، مک دوفی[18] ، 2002). ورود معلمان در عرصهی پژوهش و در نتیجه تحقق یک معلم فکور و پژوهنده تأثیرات زیادی بر نحوهی آموزش آنها بر جای خواهد گذاشت از جمله اینکه:
“معلمان مفروضات مربوط به استانداردهای فنی تدریس را بیش از پیش درک خواهند کرد. مزایای پژوهش – به ویژه رابطهی آن با فهم هر چه بیشتر عواملی که بر آموزش و تدریس اثر دارند – را بیشتر خواهند شناخت و از تجربه بیش از پیش میآموزند. توان آنها برای حضور در عرصهی تحقیقات آموزشی درک میشود، موقعیت معلم به عنوان یک یادگیرندهی فکور، به جای کارگزاری که از بالا به پایین و بدون هیچ سؤالی صرفاً مصرف کنندهی نظرات دیگران است درک میشود. به عنوان کارکنانی دانش محور در نظر گرفته میشوند که بر عمل حرفهای خود ژرفاندیشی می کنند و دانش حرفهای خود را متناسب با نیازمندیهای کلاس درس بهروز میسازند. پیچیدگیهای فرایند مدرسه بیشتر درک میشود و فهم اینکه این پیچیدگیها جدا از زمینههای اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، فلسفی، اقتصادی، سیاسی و روانی که آن را دربرگرفته اند، قابل درک نخواهد بود. پژوهش در عمل حرفهای جایگاه خود را مییابد. فرصتی برای تحلیل پدیدههای کلاس درس و کوشش در جهت تفسیر آنها فراهم میشود. فرصت تحلیل و ژرفاندیشی دربارهی دیدگاهها و عقاید دیگران فراهم میشود. معلمان با حضور فعال و از نزدیک، تجربیات و دانش خود و دیگران را برای حل موانع و مشکلات تدریس به کار میگیرند وبه این ترتیب دانش بومی ناظر بر توسعهی عمل تدریس گسترش مییابد (ساکی، 1389).
علیرغم مواردی که ذکر شد و با توجه به اهمیت پژوهشگری معلمان، آموزش و پرورش کشور ما به عنوان یکی از ساختارهای علمی- فرهنگی و آموزشی، با وجود برخورداری از مدیران و معلمانی تحصیل کرده و مستعد، راهبرد روشنی برای پژوهش ندارد و این امر موجب شده است تا نتواند جایگاه پژوهش و پژوهشگر و نقش آن ها را در پیشرفت، توسعه و تعالی جامعه مشخص و نهادینه نماید. لذا گاهی به پژوهش به عنوان یک فعالیت روبنایی و سطحی نگریسته میشود و جو مناسبی برای تحقیقات وجود ندارد و این مسئله موجب دوریِ بخش عظیمی از فرهنگیان از پژوهش و کاهش انگیزهی مطالعه وتحقیق آن ها را به دنبال دارد (فضل الهی قمشهای و همکاران، 1391). بنابراین بایستی با تغییر و تحول در برنامهها و سیاستهای آموزش و پرورش زمینهی لازم برای توسعهی ظرفیت پژوهش و در نتیجه تحقق سیاستها و اهداف آموزش و پرورش را به وجود آورد. چنین ظرفیت و استعدادی در صورتی به وجود خواهد آمد که معلمان انگیزه و توانمندی لازم برای انجام پژوهش و به موازات آن فرصتها و امکانات مورد نیاز برای پژوهش در محیط آموزشی را دارا باشند.
2-1-3) اهمیّت توسعهی ظرفیت پژوهشی معلمان
به منظور گسترش اندیشهی معلم پژوهنده در آموزش و پرورش بایستی ابتدا شرایط و زمینههای توسعهی این تفکر فراهم گردد. یکی از این شرایط، وجود «ظرفیت پژوهشی[19]» در نظام آموزشی میباشد. به عقیدهی گورارد[20](2002) ایجاد ظرفیت پژوهشی یکی از موضوعات اساسی و بخش مهمی از برنامههای آموزش ویادگیری پژوهش است. به اعتقاد وی،
برای توسعهی ظرفیت پژوهشی، لازم است پژوهشگران اطلاعات و آگاهیهای پژوهشی خود را گسترش داده و از رویکردهای متنوع پژوهشی برای پژوهشهای آیندهی خود استفاده نمایند.
طبق تعریف مؤسسهی آموزش و یادگیری برنامههای پژوهشی(TLRP)، موضوع ظرفیت پژوهشی دربارهی منابع قابل دسترس در سیستم آموزشی که برای انجام پژوهش و استفاده از آن به کار می رود، میباشد.
مبدأ و خاستگاه اصلی مفهوم ظرفیت پژوهشی که اکنون در برنامههای آموزشی و پژوهشی رواج یافته را میتوان در ادبیات توسعهی ملّی در دههی 1980 در امریکا جستجو کرد. در دههی 1980، ایجاد مفهوم توسعهی ظرفیت، پاسخی انتقادی به دخالتها وحمایتهای خارجی و برون مرزی بود، چرا که این کمکها موجب پیشرفت کوتاه مدت در سطح استانداردهای زندگی در کشورهای کمتر توسعه یافته میشد اما منجر به ضعف در مدیریت و ادارهی امور کشور توسط خودشان و وابستگی به حمایتهای خارجی میشد. بنابراین در مخالفت با حمایتهای فنی و علمی کشورهای بیگانه، تمرکز بر توسعهی مهارتهای بومی و خودکفایی به خصوص در زمینههای علمی و پژوهشی افزایش یافت. یکی از جنبههای مهم این خودکفایی، خودکفایی در پژوهش بود. پژوهش به عنوان فرایندی برای تولید و انتشار دانش، نقش مهمی در استقلال یک کشور دارد. بنابراین برای دستیابی به خودکفایی در پژوهش لازم است ابتدا باید برای ارتقاء ظرفیت پژوهشی در حوزههای مختلف برنامهریزی نمود. برای دستیابی به ظرفیت پژوهشی کامل و مناسب در سطح ملی به وجود عوامل متعددی نیاز است، از جمله این عوامل می توان به : تعریف جایگاه و چگونگی پژوهش در میان رشتههای مختلف و میزان کارایی و مفید بودن این پژوهشها، بالا رفتن حجم پژوهشها در تمامی رشتهها، افزایش کیفیت و کارایی تحقیقات آموزشی در تولید دانش دربارهی فرایندهای یاددهی یادگیری و تولید دانش دربارهی نحوهی عملکرد سیستم آموزشی، وجود ظرفیت در سیستم آموزشی برای پرورش و استفاده از پژوهشگران، اشاره نمود ( اسکالر[21]، 2004).
طبق نظر مؤسسهی تحقیقات آموزشی انگلستان (BERA)، شرایط زیر به گسترش ظرفیت پژوهشی کمک میکند: بهره گیری از برترین پژوهشگران آموزشی تعلیمدیده در زمینههای مختلف پژوهش آموزشی، ارتقاء توانمندی سیستم آموزشی برای نوآوری و ارائهی بازخورد از فعالیتهای انجام شده، ایجاد فرصتها و ساختارهایی برای گسترش پژوهش از طریق دورههای دانشگاهی، بهرهگیری از پژوهش برای اطلاع رسانی در زمینهی خط مشیها و فعالیّتها، همچنین شیوههایی که پژوهش میتواند شکافهای آموزشی را شناسایی کرده و روشهایی را برای پر کردن آنها پیشنهاد کند و در نهایت توانمندی تشخیص پژوهشهای مناسب از نامناسب و تلفیق نتایج پژوهشهای مختلف با یکدیگر (فارلانگ، 2004).
به عقیدهی اسکالر (2004)، ظرفیت پژوهشی تنها به یک بعد توجه نمیکند، ابعاد مختلف ظرفیت پژوهشی را میتوان به این صورت مشخص نمود: 1- قابلیّت و توانمندی پژوهشگران برای تولید پژوهش 2- قابلیت درک و فهم پژوهشهای موجود 3- توانایی تشخیص نیازهای پژوهشی برای انجام پژوهشهای آینده و 4- میزان اطلاعات و آگاهیهای استفادهکنندگان و ذینفعان از پژوهش.
به اعتقاد دیسون و دسفورگز (2001) به تمامی منابع محیطی و مادّی، انسانی، نگرشی و فکری که برای انجام پژوهش یا استفاده از تحقیقات به کار میرود، همراه با روشها و شیوههایی که این منابع کسب میشوند، ظرفیت پژوهشی میگویند.
مون (2008) نیز عناصر ظرفیت پژوهشی را به صورت 1- یادگیری پژوهش 2- آموزش پژوهش به صورت دانشگاهی یا غیر دانشگاهی 3- کمک هزینههای پژوهشی به اساتید و دانشجویان 3 - گسترش فرصتهای پژوهشی برای افراد مختلف، تقسیم بندی میکند.
وایتی[22] (2006) نیز سه مؤلفه را در ارتقاء ظرفیت پژوهشی مهم می داند: 1- توسعهی کیفیت سیستم آموزشی از طریق افزایش تمرکز بر منابع پژوهشی مختلف 2- درگیر کردن ذینفعان تحقیقات آموزشی و آگاهی دادن به آنها دربارهی مباحث اصلی آموزشی 3- حمایت کردن از پژوهشها.
اسکالر (2004) معتقد است که توسعهی ظرفیت پژوهشی تنها به آموزش افراد مرتبط نمیشود بلکه سطوح مختلف از جمله سطوح سازمانی، محلّی و ملّی را در بر میگیرد ؛ و نه تنها افزایش آگاهیها و عملکرد پژوهشگران بلکه استفادهکنندگان و مشارکتکنندگان از پژوهش آموزشی نیز اهمیت زیادی دارد.
طبق نظر دیسون و دسفورگز (2001) ظرفیت پژوهشی انواع مختلفی دارد که شامل: ظرفیت انجام پژوهشهای اندیشمندانه برای تولید دانش، ظرفیت سیاستگذاری و برنامهریزی جهت استفاده از نتایج پژوهشها و ظرفیت افراد برای انجام پژوهش یا استفاده از نتایج پژوهشها برای ایجاد تحول در حرفهی خود، میباشد. به عقیدهی چارلز دسفورگز (2008) ظرفیت پژوهشی شامل سه جزء: 1- تخصص و دانش 2- انگیزه و 3- فرصتها و امکانات محیطی میباشد، بنابراین از سه طریق میتوان ظرفیتها و قابلیتهای پژوهشی معلمان را بهبود بخشید: 1- از طریق افزایش تخصص، دانش و معلومات معلمان 2- تقویت انگیزههای درونی و بیرونی آنان برای انجام پژوهش 3- ایجاد فرصتها و امکانات پژوهشی در محیط آموزشی. برای ایجاد ظرفیت پژوهشی در معلمان ابتدا باید انگیزهی لازم جهت انجام پژوهش از طریق ایجاد فرصتهای پژوهشی برای آنان فراهم کرد تا بتوانند دانش و تخصص خود را گسترش دهند (به نقل از مورای، 2009). دیویس[23]و سالیس بری[24](2008) نیز بر این عقیدهاند: ایجاد فرصتهای پژوهشی در جهت گسترش مهارت و تخصص در یک محیط حمایتی برای پژوهشگران موجب ایجاد انگیزه در آنها برای درگیر شدن در فعالیتهای پژوهشی میشود.
با توجه به هدف پژوهش حاضر و با در نظر گرفتن دیدگاههای مختلف، در این مطالعه برای بررسی ظرفیت پژوهشی معلمان از نظریهی ظرفیت پژوهشی دیسون و دسفورگز (2008) به دلیل جامعیّت بیشتر و نزدیکی مؤلفههای این نظریه به هدف پژوهش استفاده خواهیم کرد. همانطور که بیان شد این پرسشنامه شامل سه مؤلفهی تخصص و دانش پژوهشی، انگیزهی پژوهشی و فرصتها و امکانات پژوهشی در محیط آموزشی میباشد. در اینجا لازم است به شرح و توضیح هریک از مؤلفهها به طور جداگانه بپردازیم.
1-Elliott
2-Whitehead
3- Carr
4-Kemmis
5- Whitehead
6-Krish
7-Mohd Noor
1- Syrjala
2- Campbel
3- Hextall
4- Hulme
5- Jones
6- Mahony
7- Menter
8- Procter
9- Wall
10- Akerson
11-McDuffie
1- Research Capacity
2-Gorard
1-Schuller
1- Whitty
2- Davies
3-Salisbury
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 118 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
تعریف
lحالت خاصی از نوع داده عمومی لیستهای مرتب شده
lLIFO ( Last in first out)
lساختمان داده نیست بلکه نحوه استفاده از یک ساختمان داده است.
lیک آرایه نقش پشته را بازی می کند اگر :جایگذاری و حذف از یک سمت (top) انجام شود.
lنوع متغیری که در داخل استک نگهداری می شود متفاوت است.
lبهتر نیست که یک بار یک لیست را طراحی کنیم و چندین بار از آن استفاده کنیم؟
lC++ این امکان را به ما می دهد.
lبرای این که بتوانیم از یک استک برای چند بار استفاده کنیم باید از کلاس های الگو(template) استفاده کنیم.
l
(۱دستور template <class KeyType> را قبل از هر کلاس وهر تابعی که در آن از template استفاده می شود قرار داده می شود.
nبه جای KeyType می توان هر اسم دیگر که در شرایط اسم در C++ صدق می کند استفاده کرد با این شرط که بعد از اسم گذاری فقط ازهمان اسم استفاده شود.
(۲اگر در کلاسی از template استفاده شود تعریف توابع آن کلاس به شکل مقابل تبدیل می شوند.
template <class KeyType>
retValType myClass< KeyType > :: Func(paramet list)
{
declaration and statements
}
template <class KeyType >
void Stack< KeyType > :: Push(KeyType newElement)
{
//declaration and statements
}
(۳هر جا لازم است متغیری از نوع الگو استفاده شود از قوانین تعریف و استفاده از متغیر معمولی استفاده می کنیم. مثلا برای ارسال به تابع از روش زیر استفاده می کنیم.
retValType Function(KeyType value){}
(۴برای ساختن شیئی از یک کلاس از نوع متغیری که میخواهیم از دستورالعمل زیر استفاده می کنیم:
myClass
مثال:
Stack <int> intStack;
که یک شی پشته با نوع اعداد صحیح ایجاد می کند.
نکته : پس از تعیین نوع شی نمی توان از نوع دیگر به شی فرستاد
–خطای زمان کامپایل، اجرا و یا از دست دادن اطلاعات
template
class Stack
{ //Object: A finite ordered list with zero or more elements
public:
Stack(int MaxStackSize=DefauktSize);
Boolean IsFull();
void Push (const KeyType &item);
Boolean IsEmpty();
KeyType* Pop();
}
lاگر top=0 باشد شرط خالی و پر بودن پشته چیست؟ چه تغییراتی در ترتیب دستورات Push و Pop بایستی ایجاد شود؟
lبه سوال ۲ از تمرینات بخش ۳-۲ پاسخ دهید؟
l
lاگر rear=front=0 باشد شرط خالی و پر بودن صف چیست؟ چه تغییراتی در ترتیب دستورات Add و Delete بایستی ایجاد شود؟
l
lتعداد عناصر موجود در صف؟
lچگونه می توان از صف در زمانبندی برنامه ها استفاده نمود ؟(مثال ۳-۲)
lروشی برای جلوگیری از اتلاف حافظه.
l
انواع:
۳٫صف حلقوی
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 85 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
مقدمه
ما با مبنا قرار دادن مدل "چسبندگی هزینه" که توسط اندرسن و همکارانش در سال 2003 پایه گذاری شد؛ در صدد آن برآمدیم که رفتار مدیران ایرانی را در نحوه ی پیش بینی های عائدی های سالانه، مورد بررسی قرار دهیم.
در ادامه تحقیق بر آن شدیم که نحوه ی پیش بینی فروش و هزینه ها را به تفکیک مورد بررسی قرار دهیم؛ زیرا عایدی ها، خود حاصل جبری فروش و هزینه هاست؛ و پیدا شدن هرگونه خطا در پیش بینی عایدها را می توان به خطا در پیش بینی فروش، خطا در پیش بینی هزینه ها و یا خطا درپیش بینی هر دو، نسبت داد.
از نظر تئوری، "بها" عبارت است ازفدا کردن منابع، به منظور ایجاد خدمت یا محصول برای فروش، با هدف بدست آوردن منافع در آینده (عثمانی، 1385).
ازآنجایی که فرآیند بودجه بندی با پیش بینی فروش شروع می شود (آتکینسن، بنکر و یانگ[1]، 1997). عقل سلیم حکم می کند؛ که تنها در صورت انتظار از وجود فروش (بنگاه های تولیدی)، مدیران مبادرت به صرف هزینه کنند؛ پس عموما" باید انتظار داشت که، هزینه ها با افزایش انتظار فروش، افزایش یابند؛
و با کاهش انتظار فروش، هزینه ها نیزکاهش یابند. در واقع مدیران زمانی هزینه می کنند که اطمینان معقولی از منفعت آتی آن داشته باشند.
موارد بالا نشان می دهد که توجه به ارتباط بین فروش پیش بینی شده و هزینه های پیش بینی شده، فراهم کننده ی اطلاعات عمیق تری در رابطه با چارچوب رفتار پیش بینی مدیران از عائدی ها در اختیار ما قرار می دهد.
با توجه به بندهای 6 ، 7 و 8 ماده 7 دستورالعمل اجرایی افشای اطلاعات شرکتهای ثبت شده نزد سازمان که در تاریخ 3/5/86 هجری شمسی، به تصویب هیئت مدیرۀ سازمان بورس و اوراق بهادار رسید.
بندها به شرح ذیل می باشند:
6- برنامههای آتی مدیریت و پیشبینی عملکرد سالانۀ شرکت اصلی و تلفیقی گروه حداقل 30 روز قبل از شروع سال مالی جدید و اظهارنظر حسابرس نسبت به آن حداکثر 20 روز پس از ارائه توسط ناشر.
7- پیشبینی عملکرد سالانۀ شرکت اصلی و تلفیقی گروه، بر اساس عملکرد واقعی3، 6 و 9 ماهه وسالانه، حداکثر 30 روز پس از پایان مقاطع سه ماهه و اظهارنظر حسابرس نسبت به پیشبینی براساس عملکرد واقعی 6 ماهه حداکثر 20 روز پس از ارائه آن توسط ناشر.
8- پیشبینی عملکرد حسابرسی شده در سایر مواردی که منجر به تغییر با اهمیت در پیشبینی عملکرد میگردد، حداکثر 20 روز پس از ارائۀ اطلاعات حسابرسی نشده توسط ناشر.
دسترسی به پیش بینی های مدیریت در ایران، فراهم کننده ی فرصتی منحصر به فرد برای پی بردن به چگونگی رفتار مدیریت در رابطه با پیش بینی هزینه ها، فراهم می آورد.
طبق نظر اندرسن 2003، در زمانی که مدیران پیش بینی کاهش فروش را دارند، برای خود، شروع به برآورد میزان کاهش هزینه ها به همان میزان می کنند؛ حال آنکه هزینه به راحتی بالا رفتن، پایین نخواهد آمد؛ واین ناشی از چسبندگی هزینه است.
تحقیقات تجربی نشان می دهد که در زمان انتظار کاهش فروش در آینده توسط مدیریت، نرخ پیش بینی کاهش هزینه ها بزرگتر از نرخ واقعی کاهش هزینه ها، خواهد بود . به زبان ساده تر اگر مدیران پیش بینی کاهش فروش را داشته باشند، شاید به علت خوش بینی، خود خدمتی، درنظر نگرفتن چسبندگی هزینه ها، کمبود اطلاعات و یا سایر عوامل، انتظار دارند هزینه ها نیز سریع کاهش یابند (یاسوکاتا، 2013)؛ حال آنکه نه تنها پیش بینی آنها با واقعیت فاصله دارد ، بلکه در شرایط واقعی نیز به علت چسبندگی هزینه، هزینه ها به نسبت واقعی کاهش فروش، کاهش نمی یابند.
اگر؛انتظار(پیش بینی)کاهش فروش <
وهمچنین،
در زمان انتظار افزایش فروش در آینده توسط مدیریت، نرخ پیش بینی افزایش هزینه ها کوچکتر از نرخ واقعی افزایش هزینه ها، خواهد بود . به زبان ساده تر اگر مدیران پیش بینی افزایش فروش را داشته باشند، شاید به علت خوش بینی، خود خدمتی[2]، درنظر نگرفتن چسبندگی هزینه ها، کمبود اطلاعات و یا سایر عوامل، انتظار دارند هزینه ها به کندی افزایش یابند (علی پناه و مشایخی، 1392)؛ حال آنکه نه تنها پیش بینی آنها با واقعیت فاصله دارد، بلکه در شرایط واقعی، هزینه ها به رشد خود ادامه خواند داد. و این رفتار، باعث خطای مضاعف در پیش بینی، و کاهش مطلوبیت گزارشات پیش بینی مدیریت، خواهد شد.
اگر؛انتظار(پیش بینی)افزایش فروش >
2- 2 گسترش ادبیات رفتار هزینه و پیش بینی مدیریت
تفکر ایجاد ارتباط بین هزینه ها و فعالیت ها در اواخر دهه 1960 و اوایل 1970 میلادی، در آثار برخی از دانشمندان از جمله سولومون و استابوس ارائه گردید. پس از آن نظرات فراوانی در این زمینه ارائه شد. از جمله نظریه نوریین[3] که عنوان می کند، هزینه ها در ارتباط با سطح فعالیت به ثابت و متغیر تقسیم می شوند و هزینه های متغیر، متناسب با تغییر در سطح فعالیت تغییر می کند (نورین و سدرستن[4] ،1994). برآورد رفتار هزینه ها در ارتباط با سطح فعالیت با نادیده گرفتن چسبندگی هزینه ها گمراه کننده خواهد بود. در جایی دیگر مینتز می گوید اگر یک افزایش نامتناسب با فروش در هزینه های فروش، اداری و عمومی صورت گیرد، تحلیل گران صورت های مالی آن را به عنوان ضعف کنترلی مدیریت در نظر می گیرند. این تحلیل ممکن است گمراه کننده باشد. زیرا اگر هزینه های توزیع و فروش و عمومی واداری چسبنده باشند؛ با افزایش فروش، متناسب با آن حرکت می کنند اما با کاهش فروش متناسب با آن حرکت نمی کنند (مینتز[5]، 1994). مطالعات اندرسن، بنکر و جان کرمن در سال 2003 نیز نشان دهنده رفتار چسبنده هرینه های توزیع و فروش بود.
سوبرامانیام و ویدنمایر[6] 2003، شواهد چسبندگی را به رفتار مدیریتی نسبت داده می شود.
کوپر وکاپلان[7] 2004، این رفتار هزینه ها را ناشی ازملاحظات و ویژگی های مدیریتی بر می شمارند. راجر[8] 2005، نیز بیان می کند که رفتار خودخدمتی مدیران، باعث خوش بینی زیاد در پیش بینی مدیریت قبل از انتشار سهام می شود. کاتو[9] 2009، نیز بیان می کند که می توان تمایلات خوش بینانه را در ابتدای دوره مالی، برای پیش بینی های هزینه را دید.
طبق مطالعاتی که در سال 2011 در بورس توکیو، ژاپن، انجام شد؛ نشان داد که پیش بینی مدیریت، مبنای بودجه بندی داخلی مدیران قرار می گیرد.
از نظر تئوری، اگر در سال آینده انتظار افزایش فروش داشته باشیم؛ تصمیم معقول این است که، مدیران، طرح افزایش هزینه ها را داشته باشند تا حاشیه سود به صفر میل کند (کم شود)؛ در واقع این کار باعث هموارسازی سود می شود. همواره این کار باعث جلوگیری از نوسان شدید سوددهی و در نتیجه کاهش ریسک سرمایه گذاران می شود (گراهام، هاروی و راجگپال[10]، 2005).
این موضوع، که مدیران مانع ابراز سود بسیار بالا هستند وتمایل دارند که سود به آرامی تغییر کند در سال 2002 توسط لئونه ای جی[11] ارائه گردید.
پس می توان انتظار داشت که اگر مدیران برای فروش، پیش بینی افزایش داشته باشند، برای پایین نگهداشتن هزینه ها تحت فشار نخواهند بود؛ و حتی شاید برای افزایش هزینه ها تشویق شوند؛ این در حالی است که به دلایل مختلف، در پیش بینی رشد هزینه ها ، دچار کم برآوردی می شوند.
اما مشکل زمانی شروع می شود که مدیران انتظار کاهش فروش دارند، در نتیجه سعی در کاهش هزینه ها خواهند داشت؛ اما از یک طرف، چسبندگی هزینه ها و از طرف دیگر، خوش بینی کاذب در نرخ کاهش هزینه ها (بعلت خوش بینی، انتظار دارند هزینه ها نیز به سرعت کاهش یابند) مانع از رعایت معیارهای از پیش تعیین شده ی مدیران می شود.
برای اثبات موارد بالا نیز، اندرس[12]، بنکر[13] در2002 و2010 بیان می کنند؛ که چسبندگی هزینه زمانی خود رانشان می دهد که فروش رو به کاهش می گذارد.
باید دقت شود که حتی اگر در بودجه بندی، چسبندگی هزینه ها مد نظر باشد؛ باز هم مدیران در رعایت معیارهای خود دچار چالش خواهند بود، زیرا حتی با فرموله گردن چسبندگی هزینه ها در رفتارخود، مجبور خواهند بود از
هزینه های لازم برای هموارسازی، چشم پوشی کنند (یاسوکاتا 2013).
یاسوکاتا 2013 تایید میکند که اگر مدیران پیش بینی افزایش فروش در سال آتی داشته باشند؛ درگزارشات پیش بینی خود، نرخ رشد هزینه های عملیاتی را کمتر از واقع محاسبه و پیش بینی می کنند. وبلعکس زمانی که پیش بینی کاهش فروش در سال آتی داشته باشند؛ نرخ کاهش هزینه های عملیاتی را بیشتر از واقع محاسبه و پیش بینی می کنند.
ما نیز بر آن شدیم، تا با توجه به ادعای یاسوکاتا، کینجی[14] 2013، و با توجه به توانایی های مدیران داخلی و اطلاعات در دسترس آنان، نحوه ی رفتار پیش بینی آنان را مورد توصیف و استنباط قرار دهیم، که در جای خود بصورت کامل توضیح داده خواهد شد.
3 – 2 مفهوم پیش بینی
1. پیش بینی عبارت است از؛ استفاده از داده های تاریخی، گذشته و حال برای تعیین جهت حرکت و تمایل آینده. پیش بینی ها توسط شرکت ها برای تعیین چگونگی اختصاص بودجه ها برای دوره های پیش رو استفاده می شود.
سرمایه گذاران از پیش بینی ها برای تعیین وقایع پیش روی شرکت، مانند انتظار از فروش و تغییرات در قیمت سهام در آینده استفاده می کنند؛ همچنین از آن بعنوان چارچوبی برای شرکت هایی که نگاهی بلندمدت به عملیات خود دارند؛ استفاده می شود.
تحلیلگران بازار سهام[15] از شیوه های مختلفی برای پیش بینی وضعیت آینده بنگاهها، استفاده می کنند.
2. پیش بینی عبارت است از؛ تصویر سازی حقایقی که هنوز به وقوع نپیوستند.
"برآورد" واژه ای پیش پا افتاده برای پیش بینی است که به معنی محل قرار گیری تعدادی متغیر در زمانی معلوم در آینده است. "پیش گویی[16] " نیز واژه ای مشابه اما بسیار کلی است.
[1] Atkinson, Banker & Young
[2] self - serving
[3] Noreen, E
[4] Noreen & Soderstrom
[5] Mintz
[6] Suberamaniam & Weidenmier
[7] Cooper R., & Kaplan R.
[8] Rogers, J. L
[9] Kato , K
[10] Graham, Harvey & Rajgopa
[11] Leone A.J
[12] Anderson, M, R
[13] Banker ,R ,D
[14] Kenji Yasukata
[15] Stock analysts
[16] Prediction
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 306 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
بررسی منابع دانشگاهی و تالیفات پژوهشی در خصوص مهریه و عوامل موثر بر آن نشان داد که این موضوع تحقیقی به صورت کمی و کیفی در تعداد محدودی در سطح کشور کار شده است. از آنجایی که این موضوع به عنوان یک اثر پژوهشی تنها در کشور ما قابل تحقیق است و لذا منابع خارجی مناسبی در این حوزه کشف نشد. علی ایحال با توجه به بررسیهای صورت گرفته، دستهای از تحقیقات دانشگاهی که بیشتر جنبه حقوقی دارند، استخراج گردیده که با معدود اثرهای جامعهشناختی به عنوان پیشینه تحقیق ارائه میگردد.
1 - بررسی اجمالی مهریه در تهران (شاکری ،1343)
هدف تحقیق بررسی خصوصیات فردی، اجتماعی و جمعیتی زوجین شهر تهران است. این بررسی به روش اسنادی و مطالعه 10 درصد از اسناد کلیه ازدواجهای ثبت شده در تهران در 8 ماهه آخر سال 1343 انجام گرفته است. یافته نشان میدهد که بیشترین میزان مهریه بین 10000 تا 199999 ریال میباشد. هر چه میزان سواد زنان بیشتر باشد، میزان مهریه بالاتر میرود. کسانی که دارای تحصیلات عالیتر و صاحب مشاغل عالیتر و فنی وحرفهای و اداری باشند، مهریه زیادتری دارند. میزان مهریه نسبت به دفعات ازدواج کم میشود. پایین بودن سن دختران با میزان مهریه رابطه نزدیکی دارد. در تمام گروههای سنی، تعداد زن و شوهری که با هم نسبت خویشاوندی ندارند، زیادتر است. بهطور کلی در تمام مشاغل ازدواج مردان بین سنن 29-25 سال ازدواج زنان بین سنین 17-15 سال است. تعداد بیسوادان و یا کمسوادان در بین زنان و مردان برابر است، ولی در سطح تحصیلاتی دیپلم و لیسانس به بالا تعداد مردان خیلی بیشتر از زنان است. تعداد مردان شاغل بیش از زنان شاغل است. مردان بیشتر در مشاغل تخصصی و فنی، حمل و نقل، تولید، معاون، ارتش و زنان بیشتر در مشاغل منشیگری، اداری و خدماتی مشغول به کار هستند.
2- سیر تحول مهریه در آراء فقها(کیان،1388)
این اثر که بر مبنای تحقیق کتابخانهایی صورت گرفته است به بررسی مسائل مختلفی از مسائل مهریه بر مبنای تحریر الوسیله امام خمینی پرداخته که در ضمن جمعآوری و ارائه آرای فقها، به بررسی میزان اتفاق و اختلافنظر فقها در هر دوره پرداخته است که محرک اصلی انجام کار این عقیده رایج بود که بحث مهریه به علت داشتن پشتوانه آیات و روایات از اختلاف کمی برخوردار است. به همین جهت برای دریافت صحت و سقم این ادعا به بررسی آرای فقها پرداخته شد که در برخی موارد حتی اختلاف فتوای یک فقیه در دو اثر خود نیز بدست آمد. روش کار به این صورت است که پس از جمعآوری نظرات و دستهبندی آن در سه دوره و با اضافه کردن نظر امام خمینی به صورت مجزا و همراه کردن ادله هر فتوا از منظر آیت الله مکارم، به نتیجهگیری پرداخته است. از جمله نتایج این تحقیق میتوان به اختلاف فاحش در مسالههای اجاره نفس، صحت یا فساد عقد در عقدی که با مهر فاسد منعقد شده است، مهر و پدر زن، فوت یکی از زوجین در عقد مفوضه، میزان مهرالمثل، فوت زوج قبل از دخول و ... اشاره کرد که اگرچه دارای یک پشتوانه قوی هستند اما با اختلاف بسیار روبرو شدهاند.
3-تحلیل فقهی حقوقی امکان محدود ساختن میزان مهریه (اسدی امیرآبادی،1388)
در این رساله از نظر فقهی و حقوقی و به استناد قواعد عمومی قراردادها، برای حل مشکل مهریه سنگین و غیرمتعارف، راه حل حقوقی ارائه داده است و عنوان داشته در صورتی که مبلغ مهر رقم سنگین و غیرمتعارفی را تشکیل دهد که ایفای آن غیرمقدور باشد یا اراده جدی در پذیرش یا اجرای آن وجود نداشته باشد یا میزان آن آنقدر زیاد باشد که از دید عرف پذیرش چنین تعهدی عقلایی نباشد، میتوان میزان مهریه را با توجه به سه قاعده مقدورالتسلیم بودن، قصد جدی داشتن در توافقات و عقلایی بودن، محدود به حدودی که مقدور و متعارف باشد، نمود.
4- بررسی آیات الاحکام مهریه از دیدگاه فقیهان شیعه و سنی (شایان،1388)
نگارنده در این رساله بر این است که مسایل فقهی مهریه را با توجه به مفاد آیات استخراج شده، تشریح نماید احکامی مانند مقدار مهر، اقسام آن، وضعیت آن در قبل و بعد از دخول و همچنین احکام عدم تعیین مهریه در هنگام عقد نکاح.
5-بررسی وضعیت حقوقی مهریههای غیر مقدورالتسلیم در حقوق ایران (امیدی،1389)
توافق بر تعیین مهر، توافقی است تبعی و پیوستگی آن با عقد نکاح از رابطه شرط و عقد نیز کمرنگتر است. زیرا نه خود عقد و نه التزام به آن بر حسب انشا وابسته به پرداخت مهر نیست. با توجه به اینکه مهریه در زمره حقوق خاصه زوجه به شمار آمده و نقش بسزایی در روابط زوجین ایفا میکند و نظر به اینکه یکی از مشکلات اساسی مرتبط با مهر، غیر مقدور التسلیم بودن مهریههای تعیینی میباشد، لذا بررسی اینکه آیا وجود قدرت و توانایی زوج در تعیین مهر میتواند از جمله شرایط صحی مهر باشد یا نه بسیار مهم جلوه میکند. دراین پژوهش به دنبال اثبات این امر بوده که قدرت بر تسلیم از شرایط عمومی قراردادهاست و تفاوتی در این زمینه میان عقود اصلی و قراردادهای تبعی مثل شرط ضمن عقد و مهر وجود ندارد.
6- بررسی نظریات شهید ثانی در باب مهریه با اتکاء به کتاب مسالک الافهام و تطبیق آن با قانون مدنی(سعیدی مقدم،1388)
بررسی نظریات شهید ثانی در مهریه با اتکاء به کتاب مسالک الافهام و تطبیق با قانون مدنی، عنوان رسالهای است که با تکیه بر نظریات شهید ثانی و تطبیق با قانون مدنی، احکام مربوط به مهر و دلایل احکام را بررسی و تبیین نموده است. در این رساله که در چهار فصل تنظیم شده راجع به تعریف مهر، موضوع مهر، مقدار و شرایط موضوع مهر و سایر موارد مربوطه از دیدگاه شهید ثانی و قانون مدنی، بحث و بررسی شده است. مشهور فقهاء امامیه و شهید ثانی مهر را مالی دانستند و طی به مباشرت با عقد نکاح یا از بین بردن بضح قهری، بر مرد واجب دانستهاند، ولی قانون مدنی راجع به مهر تعریف خاصی ارائه نداده است. قانون مدنی راجع به مقدار مهر، موضوع و شرایط موضوع مهر از مشهور فقهاء امامیه متابعت نموده است. پیرامون متفرعات مهر از جمله عوامل استقرار مهر بر ذمه مرد، معیوب و تلف شدن مهر، جعل شرط در مهر و عقد نکاح، وضعیت مهر در صورت وقوع طلاق قبل و بعد از دخول، وجود حق حبس برای زن قانون مدنی با تبعیت از نظر مشهور فقهاء، به صراحت مواردی را ذکر کرده است. پیرامون اختلافات حاصله بین زوجین راجع به مهر، مقدار مهر و صفت آن همچنین راجع به اختلاف در وقوع نزدیکی و عدم وقوع نزدیکی، بین فقهاء اختلاف نظر است.
7- شروط ضمن عقد نکاح با تکیه بر شرط عندالاستطاعه بودن مهریه (کردکردستانی، 1389)
هدف بر این است تا با نگاهی درباره شروط ضمن عقد نکاح و نظرات فقها و حقوقدانان وضعیت حقوقی این شروط بررسی شده و با تمرکز بر دو بند جدید در عقدنامهها قصد اصلی مسئولین برای درج این دو بند مورد توجه قرار گرفت و در نهایت مشخص گردد آیا شرط عندالاستطاعه بودن مهریه قابل پذیرش است؟
8- بررسی مهریه، حدود و احکام آن در فقه امامیه(فلاحی،1380)
هدف از تدوین این پایاننامه علاوه بر پژوهش فقهی در خصوص حدود و احکام موضوع، بررسی تاریخچه، فلسفه حقیقی مهر از منظر اسلام، انتقاد به وضع مهریههای کنونی، اهمیت انتخاب موضوع و تنظیم تمام موارد و فروعات مربوط به آن میباشد. هر چند که مبنای بحث فقه امامیه میباشد، اما در پارهای از موارد به مواد قانونی و نظرات خاص حقوقدانان در این زمینه نیز اشاره شده است تا رساله مذکور در حد توان از هر حیث کامل و جامع باشد. علاوه بر این که گستردگی مطالب بسیار فراوان بود، اما سعی بر آن شده که تمام موارد در چهار فصل تهیه گردند که فصل اول شامل کلیاتی چون بررسی کلمه، اسما مترادف و تاریخچه مهر میباشد. در فصل دوم به بیان اقسام، احکام و فروعات پرداخته شده است. در فصل سوم به یکی از مسائل جدید و بسیار مهم یعنی تقویم مهریه به نرخ روز همت گردیده و نهایتاً در فصل چهارم، پیام، ضمائم، نتیجهگیری و کتابنامه عنوان شده است.
9- آسیب شناسی مهریه و عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر آن(قلی زاده، 1390)
هدف این پژوهش بررسی وضعیت مهریهی دانشجویان متاهل، شناسایی آسیبهای ناشی از مهریه و عوامل فرهنگی اجتماعی موثر بر آن بود. روش پژوهش از نوع توصیفی - پیمایشی بود که در مورد 180 نفر نمونهی آماری از مجموع 530 نفر دانشجویان متاهل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان که به گونهی نمونهگیری طبقهای انتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزار اندازهگیری، پرسشنامهی محقق ساخته بود که در سه بخش اطلاعات جمعیتشناختی، شناسایی آسیبهای ناشی از مهریه و شناسایی عوامل آسیبزا در مقیاس لیکرت تنظیم گردید. پایایی پرسشنامه براساس آلفای کرونباخ، برابر 89/0 در شناسایی آسیبها و 86/0 در شناسایی عوامل آسیبزا برآورد شد. دادههای پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی تجزیه و تحلیل شد. یافتههای بدست آمده از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مهریه سبب ایجاد آسیبهای خانوادگی، آسیبهای اجتماعی، آسیبهای اقتصادی و آسیبهای فرهنگی به ترتیب با ضریب کفایت نمونهگیری 82/0، 66/.، 64/. و 73/0 میشود. همچنین، یافتههای بدست آمده از آمار استنباطی نشان داد که عوامل اجتماعی(شامل:چشم و همچشمی، جایگزین شدن ارزشهای مادی به جای ارزشهای معنوی، وجود عشق های رمانتیک، تاخیر در پرداخت یا عدم پرداخت مهریه، عدم شناسایی توانمندیهای زنان، افزایش شان و منزلت اجتماعی) ( با میانگین 35/3)، عوامل اقتصادی( شامل:ارتباط مهریه با شغل، میزان دارایی و تمکن اقتصادی داماد، تاثیر سبک زندگی خانوادهها بر مهریه، ارتباط مهریه با افزایش حقوق، افزایش تشریفات و هزینههای زندگی، افزایش قیمت سکه و طلا ) (با میانگین 33/3) بیش از حد متوسط و عوامل فرهنگی(شامل : توجه به موقعیت خانوادگی ؛ تحصیلات؛ ثروت و شغل، رواج جمله چه کسی مهر را داده و چه کسی گرفته، ناآگاهی زنان نسبت به حقوق مدنی و قوانین ازدواج، دخالت نداشتن دختران در تصمیمگیری در مورد مهریه) (با میانگین 99/2) در حد متوسط بر وضعیت مهریه موثر بودند.
10- پایش جامعه شناختی مهریه(یوسف زاده،1384)
این نوشتار با تعریف لغوی مهریه، به مفهوم هدیه داماد به هنگام عقد به عروس، بیان میشود که سنت پرداخت مهریه ضمن چیزی مشابه آن، یک سنت دیرپا و کهن از نظامهای مختلف حقوقی خانواده در بین تمدنهای پیشین بوده است. از جمله کارکردهای اجتماعی مهریه، ارضای نیاز فطری، بیمه اجتماعی، احساس امنیت نسبت به آینده و ارزش نمادین ذکر شده است و در ادامه مطرح میشود که در عصر کنونی مهریه علیرغم سفارش به سبک گرفتن میزان آن در حال افزایش است که پیامدهایی از جمله تغییر در نوع همسرگزینی، کاهش نرخ ازدواج، ایجاد خصومت و دشمنی، احتمال سوداگری و موارد دیگر به همراه دارد. در پایان پیشنهاداتی جهت کنترل روند افزایش مهریه در ایران ارائه شده است.
11- بررسی رابطه میزان مهریه و احساس امنیت در زنان متاهل شهر تهران در سال (1390-1388)(نوراله زاده،1390)
با توجه به افزایش میزان مهریه در سالهای اخیر پژوهش حاضر درصدد است که تا رابطه احساس امنیت و میزان مهریه در زنان متاهل شهر تهران در سال تحصیلی 1390-1388 مورد مطالعه قرار دهد. براین اساس با استفاده از نظریه چلبی درباره احساس امنیت به عنوان چارچوب نظری به بررسی رابطه آن با میزان مهریه پرداخته است. به این منظور تعداد 400 پرسشنامه به روش پیمایش و بر اساس روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای در 3 منطقه شهر تهران اجرا گردیده است. در روش کیفی یک سری سوالات باز پاسخ در پرسشنامه گنجانده شده است. همچنین مطالعه اکتشافی از طریق مصاحبه نیمهاستاندارد از سردفترداران سابقهدار محضرخانههای ازدواج به شیوه نمونهگیری اتفاقی در سه منطقه شمال مرکز و جنوب تهران صورت گرفته است.
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 61 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
پاورپوینت پایگاه داده چند رسانه ای در 29 اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx
مقدمه
مدیریت اطلاعات مالتیمدیا در پایگاه داده:
نکات مورد توجه برای ذخیره سازی داده ها
معماری سیستم
Continuous-Media Data
ماهیت دادههای مالتیمدیا
فرمت دادههای مالتیمدیا
پردازش Queryها
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 209 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 240 |
پاورپوینت برنامه سازی پیشرفته
برنامه سازی پیشرفته جلسة اول برنامهسازی پیشرفته مقدمه و معرفی درس برنامهسازی پیشرفته: بیان مفاهیم پیشرفته برنامهسازی با استفاده از زبان C برنامهسازی پیشرفته منبع اصلی جهت مطالعه دانشجویان کتاب: برنامهنویسی به زبان C (ویرایش دوم) برنامهسازی پیشرفته سابقة تاریخی زبان C زبان B زبان BCPL زبان C : در سال 1972 توسط دنیس ریچی طراحی شد.
برنامهسازی پیشرفته ویژگیهای بارز زبان C C یک زبان میانی است برنامهسازی پیشرفته سطوح زبانهای برنامهسازی زبانهای سطح پایین Assembly زبانهای میانی Java، C زبانهای سطح بالا Pascal، Ada، Cobol، Basic برنامهسازی پیشرفته ویژگیهای بارز زبان C C یک زبان ساختیافته است. C زبان برنامهنویسی سیستم است. C یک زبان قابل حمل است. C زبانی قابل انعطاف و قدرتمند است. برنامهسازی پیشرفته کلیات زبان C حساس به حروف (Case Sensitive) INT و int کلمات کلیدی کم مثال: for ، if ، while نکته: کلیه کلمات کلیدی با حروف کوچک هستند. برنامهسازی پیشرفته کلیات زبان C ; جدا کنندة دستورات از یکدیگر: هر دستور در یک یا چند سطر چند دستور در هر سطر برنامهسازی پیشرفته کلیات زبان C توضیحات بین /* و /* یا بعد از // /* this is a sample comment.
*/ // this is another sample comment.
برنامهسازی پیشرفته استانداردسازی زبان C گونههای مختلف زبان C استانداردسازی زبان C : ANSI C برنامهسازی پیشرفته کامپایلر پیشنهادی زبان C Borland C++ 3.1 برنامهسازی پیشرفته برنامة کامپیوتری برنامهسازی پیشرفته مجموعة دستورات هر زبان برنامهنویسی دستورات کامپایلر زبان دستورات ورودی - خروجی دستورات محاسباتی و منطقی دستورات کنترل روند برنامه برنامهسازی پیشرفته جلسة دوم برنامهسازی پیشرفته انواع دادههای اصلی int float double char void boolean ?!! برنامهسازی پیشرفته int اعداد صحیح با دامنه محدود برای کامپیوترهای شخصی دو بایت 32767- 2762+ برنامهسازی پیشرفته float اعداد حقیقی با دامنة محدود نمایش معمولی نمایش علمی 12.3E- 4 = 12.00003 برنامهسازی پیشرفته double اعداد حقیقی با دقتی بیشتر از float برنامهسازی پیشرفته Char کاراکترها نمادها یا حروف ‘a’ ‘A’ ‘+’ ‘~’ بسته به محل استفاده عدد یا کاراکتر است.
برنامهسازی پیشرفته void دادة تهی دارای کاربردهای مختلف مثال: توابع فاقد خروجی برنامهسازی پیشرفته انواع دادهای دیگر با ترکیب کلمات زیر با برخی از انواع دادههای اصلی: signed ، unsigned (با علامت ، بدون علامت) long ، short مانند: unsigned int long int unsinged long int برنامهسازی پیشرفته متغیرها قوانین نامگذاری متغیرها: حروف ‘a’ تا ‘z’ ، ‘A’ تا ‘Z’ ، ارقام و ‘_’ اولین کاراکتر رقم نباشد. کلمات کلیدی نمیتوانند نام متغیر باشند.
برنامهسازی پیشرفته متغیرها اسامی مجاز: count c124 avg_grade اسامی غیرمجاز: 1test bin#tree for برنامهسازی پیشرفته تعریف متغیر ; نام متغیر نوع داده int x ; float m, n ; char ch1, ch2, ch3 ; long int count ; برنامهسازی پیشرفته مقدار دهی اولیه به متغیرها int x = 5, y ; char ch1 = ‘a’, ch2 = ‘A’, ch ; برنامهسازی پیشرفته ثابتها تعریف ثابت: مقدار ثابت نام ثابت#define یا مقدار = نام ثابت
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 145 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 44 |
تاریخچه مطالعات تابآوری
اگر چه تابآوری سازه نسبتا جدیدی در ادبیات علم روان شناسی می باشد، اما بررسی مفهوم « حداقل پیامدهای منفی در شرایط نامطلوب یا بهبود موفقیت آمیز » از اوایل قرن بیستم مورد توجه محققان بوده است. تمرکز اولیه تحقیقات اولیه در این حوزه به بررسی سبب شناسی آسیبهای روانی بیماران اسکیزوفرنیایی[1] اختصاص داشت که نسبت به دیگر بیماران مهارتهای بیشتری در کار، ارتباطات اجتماعی، ازدواج و مسئولیت پذیری از خود نشان می دادند (بلوئلر[2]، 1950؛ گارمزی، 1970؛ به نقل از ماستن ، 2004).
بررسی پاسخهای سازگارانه کودکان با والد اسکیزوفرنیایی، یا کودکان با آسیبهای قبل از تولد، و یا عواملی همچون فقر، به منظور بررسی یافتن عواملی که چنین پیامدهای مثبت فراتراز حد انتظار را به همراه دارد، بطور گسترده ای عناوین تحقیقات تجربی را در دهههای هفتاد به خود اختصاص دادهاست (گارمزی، 1985؛ گارمزی و راتر[3]، 1983). (البته چنین مطالعاتی در حوزه تروما و مطالعات آسیبهای پس از حادثه توسط محققین بالینی همچنان صورت می پذیرد.)
پس از آن به تدریج مطالعات نظام دار از حوزه سبب شناسی اختلالات روانی به سمت مطالعه کودکانی جلب شد که علیرغم انواع مختلف عوامل خطرزا، توان غلبه بر پیامدهای منفی را داشته و در مقایسه با همتایان خود سازگاریهای مثبت روانی بیشتری را نشان دادند. (پاونستد[4]، 1965؛ به نقل از ماستن، 2004؛ ورنر و اسیمت، 1982).
به عنوان مثال ورنر و اسمیت (1982) در یک مطالعه طولی، 698 کودک را به مدت سه سال در جزیرهای درهاوایی مورد مطالعه قرار دادند. کودکان در ابتدا به دو گروه در معرض شرایط پرخطر و کم خطر طبقهبندی شدند. تجربیات خطرزا را عواملی همچون استرس خانوادگی، فقر، اختلالات روانی والدین، و خانواده بی ثبات را در بر می گرفت. از میان 200 نفر افرادی که به عنوان افراد در معرض شرایط پرخطر مشخص شده بودند، 70 نفر در زمره افراد تابآور با کارکردهایی چون عدم مشکلات رفتاری، یادگیری و رفتارهای ضد اجتماعی تشخیص داده شدند.
اعتماد بر چنین تحقیقات گسترده ای، محققان را بر آن داشت تا با مطالعات نظام داری به دنبال بررسی عوامل حفاظتیای باشند که چنین تمایزاتی را در بین گروههای کمتر سازگار و سازگار و یا تابآور و غیر تابآور باعث می شوند.
تلاشهای اولیه ابتدائا، بر ویژگیهای فردی کودکان تابآور از قبیل خود استقلالی یا عزت نفس بالا متمرکز بود (ماستن و گارمزی، 1985). همچنان که تحقیقات مسیر رشد خود را طی می کرد این باور شکل می گرفت که عوامل حفاظتی منحصر به عوامل درون فردی نبوده و تابآوری ممکن است متأثر از عوامل بیرون از کودکان باشد. تحقیقات بعدی به تدریج سه سطح از عوامل حفاظتی را شناسایی کردند : 1) عوامل حفاظتی درون فردی 2) عوامل خانوادگی و 3) عوامل در سطح بزرگتر اجتماع (ماستن و گارمزی، 1985؛ ورنر و اسمیت، 1982، 1992).
از این رو دال و لیون (1998) با بررسی دقیق تاریخچه تحقیقات تابآوری، بیان می کنند که تاریخچه تحقیقات تابآوری شاهد دو نسل از تحقیقات با رویکردهای ویژه ای می باشد.
سری اول تحقیقات تابآوری بر مطالعات نظام دار عوامل خطرزا و بررسی انواع رفتارهای ناسازگار متمرکز بوده است (راتر، 1990). هدف این مطالعات بررسی تأثیر حوادث منفی و تعامل والد – فرزند بر سلامت ذهنی بر دیگر ابعاد مختلف شناختی – اجتماعی، و عاطفی بوده است.
موج دوم چنین تحقیقاتی بر مفهوم سازی خطر و بررسی جداگانه هر نوع از عوامل خطرزا و پیامدهای آن متمرکز بوده است. مطالعات موردی، طولی و پدیدار شناختی در این گروه قرار می گیرند. نتایج چنین تحقیقات منجر به چنین ادراک مشترکی شده است که تجربیات منفی مختلف زندگی از قبیل عوامل زیستی، رفتاری و محیطی توان مختلفی در ایجاد پیامدهای گوناگون دارند. (راتر، 1990).
سری سوم چنین تحقیقاتی به بررسی تأثیرات متعدد انواع عوامل خطرزا و تعامل آنها با عوامل حفاظتی پرداخته اند. طیف گسترده ای از تحقیقات تابآوری که به هدف یافتن عوامل حفاظتی درونی و بیرونی در کودکان و نوجوانان تابآور که در معرض خطر و در شرایط نامطلوب قرار دارند، در این گروه جای می گیرند (به عنوان مثال ورنر و اسمیت، 1982؛ راتر 1990؛ ماستن، 1994).
مطالعه تاریخچه تحقیقات تابآوری، نسل دومی از تحقیقات را نشان می دهد که در آن انتقال آشکاری در تحقیقات، مبنی بر تأکید بر مقابله موفق و سازگاری مطلوب و رشد مهارتها در برخورد با شرایط چالش زا دیده میشود (به عنوان مثال: گارمزی، ماستن و تلگن[5]، 1984؛ وولین و وولین، 1992؛ به نقل از دال و لیون، 1998). هدف اصلی چنین رویکردی به تحقیقات بررسی چگونگی حفظ کارکردهای سلامت، در دستیابی به مهارت در برخورد با شرایط ناگوار می باشد. در واقع، این سیر از تحقیقات به هدف بررسی مکانیزمها و فرآیندهای درگیر در سازه تابآوری شکل گرفته است. مطالعات طولی متعدد و مهمی و در نمونههای جداگانه ای صورت گرفت است که اهمیت چنین انتقالی را نشان می دهد. به عنوان مثال ورنر و اسمیت (1982، 1992).
قبل از شروع پژوهشهای مربوط به تابآوری، ذکر چند نکته ضروری است. یکی از مسائل بسیار مهمی که در مطالعات تابآوری باید به آن توجه داشت شناسایی پیامدهای مثبتی است که به عنوان شاخصهای تابآوری در حوزه تحصیلی و اجتماعی در نظر گرفته می شود. در تحقیقات تابآوری، معیارهای متفاوتی برای توصیف مهارت یا سازگاری خوب مورد استفاده قرار گرفته است که ماستن (2004) آنها را بدین شکل خلاصه نموده اند : موفقیت و پیشرفت تحصیلی به عنوان مثال معدل و نمرات امتحانی، ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر، درگیری و مشارکت در فعالیتهای آموزشی، الگوهای رفتاری متناسب با فرهنگ (شامل رفتارهای موافق اجتماعی در مقابل رفتارهای ضد اجتماعی)، مهارتهای اجتماعی، پذیرش و داشتن دوستیهای نزدیک، سلامت روانی و ذهنی نرمال (عدم وجود نشانههای درونی یا بیرونی اختلالات رفتاری)، شادی و رضایت از زندگی، عدم وجود نشانههای بیماریهای روانی از قبلی اضطراب استرس و یا اختلالات در تنظیم هیجان.
چنین معیارهای عملیاتی برگرفته از حوزههای نظری مختلفی از جمله روان شناسی تحولی و علم آسیب شناسی تحولی می باشد. قضاوت در خصوصیات سازگاری خوب یا مهارتها، اغلب با ارجاع به تکالیف رشدی نرمال با هر سن و فرهنگی که در بستر تاریخی و یا خانوادگی و یا اجتماعی شکل گرفته، صورت می پذیرد (کیربی، فریزر 1997؛ به نقل از لوتار و همکاران،2000؛ ماستن، 1994 ؛ ماستن ، 2004).
از دیگر مسایلی که در پژوهشهای مربوط به تابآوری مطرح میباشد، چگونگی اندازهگیری عوامل خطرزا میباشد. لوتار و کاشینگ (1999) سه رویکرد را برای اندازه گیری عوامل روانی – اجتماعی خطر در مطالعات مربوط تابآوری مطرح می کنند. رویکرد اول مربوط به اندازه گیری مجموعه عوامل خطرزا در زندگی فرد میباشدکه تجربیات او را تحت تأثیر قرار می دهد. (مثلا پرسشنامهی حوادث منفی زندگی[6] (NLE) و یا مصاحبه: گارمزی و همکاران، 1984). رویکرد دوم بر بررسی پیامدهای نوع خاصی از شرایط یا عوامل خطرزا یا حادثه استرسزاکه ماهیتی مزمن و یا حاد دارند؛ متمرکز میباشند. مثل آسیب شناسی روانی والدین (تبس[7]، کافمن[8]،
ادنوپوز[9] و راکوزین[10]، 2001) و یا طلاق (هترینگتون[11]، استنلی -هاگال[12]، 1999). رویکرد سوم مربوط به بکارگیری مجموعه عوامل تراکمی از عوال خطرزای فردی – اجتماعی می باشند که در کنار یکدیگر شرایط خطرزا را باعث می شوند. مثل بزرگ بودن اندازه خانواده، درآمد کم، شغل پایین، گروه اقلیت بودن، و سلامت روانی یا فیزیکی پایین پدر و مادر (لوتار و کوشینگ، 1999).
یکی از عوامل خطرزا و شرایط نامطلوبی که تأثیرات عمیقی بر کارکردهای مختلف روانی و یا عملکرد تحصیلی دارد؛ سطح اقتصادی-اجتماعی میباشد. در این پژوهش سطح اقتصادی-اجتماعی (میزان درآمد خانواده) به عنوان عامل خطر در نظر گرفته شدهاست.
محیط اقتصادی – اجتماعی که در آن کودکان رشد و پرورش می یابند به نظر می رسد که مهمترین پیش بینی کننده به – زیستی آنها باشد. حجم گسترده ای از تحقیقات نشان داده اند که رشد فیزیکی، شناختی، اجتماعی، و عاطفی فرد، میزان تحصیلات کودکان و پیشرفت تحصیلی آنان متأثر از شرایط اقتصادی – اجتماعی خانوادهها میباشد(مک ویرتر[13] و همکاران، 1998؛ سکومب[14] ،2000؛ به نقل از گیزیر، 2004).
تحقیقات چندی نشان داده اند که فقر می تواند تأثیر منفی بر برکیفیت جو خانوادگی، رفتارهای والدین و نحوه پرورش فرزندان داشته باشد. چنین والدینی کمتر درگیر تربیت می شوند، مستبد بوده و از قوانین ناهماهنگ در تقویت و تنبیه – (حتی تنبیه فیزیکی) بهره می گیرند (داج[15]، پتی[16] و بتز[17]، 1994؛ هشیما[18] و اماتو[19]، 1994؛ لمپرز[20]، کلارک لمپرز[21]، و سیمونز[22]، 1989؛ مک لود[23] و شانان[24]، 1993؛ مک لوید[25]، 1990؛ به نقل از گیزیر، 2004).
همچنین کودکان محروم احتمال بیشتری دارد که در معرض خشونت، بی حرمتی، ضرب و شتم پدران و مادران معتاد قرار گیرند چرا که چنین مشکلاتی می توانند ریشه در فقر داشته
باشند (بوکنر[26]، مزاکایا[27] ، و بیردسلی[28]، 2003). فقر همچنین منابع خانوادگی را محدود می کند به گونه ای که محدودیتهایی را در ارائه سرویسهای مناسب در زمینههای مختلف به کودکان اعمال میکند (باردلی[29] ،وایت ساید[30]، مونفرد[31]، کازی[32]، کلهر[33]،و پوپ[34]، 1994).
خانوادههای فقیر همچنین تهدید بیشتر و وقایع منفی غیر قابل کنترلی را تجربه می کنند که کارکردهای مختلف در زمینههای گوناگون را متأثر می سازد و این شرایط ممکن است ظرفیت نوجوانان را برای وظایف تحولی کاهش دهد (باردلی، وایت ساید - منسل[35]، 1997).
تأثیر فقر در طی چند دهه تحقیقات بر سلامت فیزیکی و روانی و موفقیت تحصیلی کودکان روشن شده است (دانکن، بروکس - گان ،2000، لیچتر[36]، 1997؛ سکوب، 2000، وایت[37] و راجرز[38]، 2000) کودکان و نوجوانان در معرض فقر بدلیل برخوردهای مکرر و تجربیات متعدد شرایط نامطلوب با احتمال بیشتری مشکلات اجتماعی – عاطفی را نشان می دهند (بل[39]، 1990؛ بروکس – گان، دانکن و کلبانو، 1993؛ لوتار، 1999 سکوب، 2000؛ مک لوید، 1998). همچنین ممکن است اختلالات روانپزشکی و کارکردهای اجتماعی ناسازگاری را به نمایش بگذارند (بالدوین[40] و کول[41] 1990، مک لوید و شاناهان[42]، 1993، بولگر[43]، پیترسون، تامپسون و کوپر اسمیت[44]، 1995؛ به نقل از گیزیر، 2004).
همچنین شواهدی قوی مبتنی بر ارتباط میان فقر و عملکرد تحصیلی پایین، مشکلات تحصیلی، نمرات پایین در هوش آزمونهای استاندارد و ادامه تحصیل تا مقاطع بالاتر وجود دارد. فقر همچنین شرایط آسیب پذیری در برخورد با مشکلات تحصیلی و مدرسه را افزایش
می دهد (دانکن و همکاران، 1998؛ انتوایزل[45] و الکساندر[46]، 1995؛ مک لوید، 1998؛ پیانتو[47]، اگلند[48] و اسروف[49]، 1990؛ اسمیت، بروکس – گان، کلبانو، 1997 با پونگ[50]، 1997؛ به نقل از گیزیر، 2004).
در مجموع، اهمیت فقر به عنوان یک عامل خطرزا به این بر می گردد که با عوامل چندگانهی تنشزایی همراه می شود (باردلی و همکاران، 1994، مک لوید، 1990). کودکان و نوجوانان در معرض فقر در مطالعات تاب آوری به عنوان کودکان در معرض خطر شناسایی می شوند. علیرغم اینکه فقر فرآیندهای متعددی رشد و سازگاری روانی را در کودکان و نوجوانان به خطر می اندازد، درصد قابل ملاحظه ای از کودکان و نوجوانان در معرض چنین شرایط ناگواری، توانایی غلبه بر پیامدهای نامطلوب آن را دارند. (گارمزی، 1985؛ ورنر و اسمیت، 1982، 1992). به عبارتی، بطور اختصاصی، چنین کودکان و نوجوانان تاب آور رفتارهای مرتبط با مهارت و تسلط از وظایف تحولی را به نمایش می گذارند مثل عملکرد کارآمد در مدرسه، ادراک از خود کارآمدی و کفایت، اجتناب از رفتارهای مشکل ساز و بزه در مدرسه، مدیریت ارتباط مؤثر و سازگار با همسالان و دیگر اعضاء جامعه (تی لور[51]، 1994). علیرغم رشد روزافزون فقر در تمامی نقاط جهان، و اهمیت فقر به عنوان یک عامل خطرزا تحقیقات زیادی در خصوص ارتباط آن با ابعاد مختلف تاب آوری از قبیل تاب آوری تحصیلی و یا کارکردهای اجتماعی – عاطفی صورت نگرفتهاست.
2-2-تحقیقات تابآوری
در سال 1988 یک تحقیق ملی با عنوان پروژه مطالعه طول تحصیلی [52](nels:88) در میان 599/24 دانش آموز پایه هشتم که از 1057 مدرسه در مناطق فقیرنشین و محروم انتخاب شده بودند، صورت پذیرفته است. مطالعات تعقیبی به ترتیب در سالهای 90، 92 و 94 نیز به منظور بررسی نتیجه گیریهای علّی انجام گرفته است. در سال 1988 دانش آموزان و والدین آنها مورد مصاحبه قرار گرفته و اطلاعات شخصی از قبیل نژاد / ملیت، ساختار خانواده، اندازه و درآمد، تحصیلات والدین، و انتظارات تحصیلی گردآوری شد. متغیرهای مورد نظر در دانش آموزان دوره دبیرستانی در این تحقیق عبارت بودند از: تحصیلات به موقع در مقطع دبیرستانی، نگرش نسبت به نمرات ریاضی، نمرات خواندن و gpa[53]، نگرشهای تحصیلی شامل درگیری و مشارکت درفعالیتهای مدرسه، نگرش نسبت به مدرسه و انتظارات تحصیلی به عنوان شاخص تابآوری تحصیلی، و عوامل روانی – اجتماعی شامل منبع کنترل، خود – ارزشی و خوش بینی نیز به عنوان عوامل فردی یا درونی، عوامل بیرونی مربوط به حضور مؤثر والدین در خصوص وقایع مدرسه و مرتبط با کودکان، مشارکت در تحصیل فرزندان و حمایتهای خود استقلالی، حمایتهای معلمین و نگرش همسالان نسبت به تحصیل.
نتایج تحقیق نشان می دهد که ارتباط میان فاکتورهای درونی و ادامه تحصیل تا مقطع دبیرستان در دانش آموزان کم درآمد با سطوح مختلف عاملهای بیرونی متأثر می شود. همچنین سطوح عوامل مختلف خانوادگی با جهت گیری تحصیلی و نگرش تحصیلی و ادامه تحصیل مرتبط می باشند. بطور اختصاصی، صرفنظر از نگرشهای تحصیلی و درگیری در مدرسه، حمایتهای مختلف والدین تأثیر مستقیمی بر ادامه تحصیل تا مقطع دبیرستان دارد. اما فاکتورهای دیگر خانوادگی به شکل مثبت ارتباط میان جهت گیریها و نگرشهای تحصیلی را تعدیل می کنند.
چنین نتایجی پیشنهاد می کند که موفقیتهای تحصیلی دانش آموزان هم از علاقه والدین به تحصیل و هم از تعاملات والدین با فرزندان (عوامل متعدد حفاظتی خانوادگی مذکور) متأثر می شود (به عنوان مثال ارتباطات کلاس و گفتگو میان والدین و فرزندان). چنین نتایجی را در خصوص ارتباطات میان معلمین و دانش آموزان نیز می توان مشاهده نمود (به نقل از ماستن، هوبارد، گست، تلگن، گارمزی، و رامیرز[54]، 1999).
مطالعه مهم دیگری که در این زمینه صورت گرفته است مربوط به مطالعات طولی راچستر[55] (سامروف وسیفر، 1990؛ سامروف، سیفر، بالدوین و بالدوین، 1993؛ به نقل از سامروف، 2000) می باشد. این پژوهش اساسا به منظور بررسی نقش عوامل خانوادگی و اختصاصا به منظور بررسی کارکردهای عاطفی – اجتماعی کودکان با مادران دارای مشکلات عاطفی – اجتماعی در مقایسه با کودکان دارای مادران سالم، پرداخته است. دو گروه نمونه براساس متغیرهای فردی از قبیل شرایط اقتصادی – اجتماعی، اندازه خانواده، نژاد، سن، سطح تحصیلات مادران همتاسازی شده بودند. برای گروه کودکان 4 ساله عوامل خطرزای محیطی شامل عواملی همچون بیماری ذهنی مادران، حوادث استرس زای زندگی، فرزند پروری ضعیف، تحصیلات پایین والدین، بیکاری و مشکلات اخلاقی بودهاست. بعد از گذشت 9 سال، یعنی در سن 13 سالگی گروه تابآور با گروه غیر تابآور مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که نوجوانان تابآور سطوح بالایی از عزت نفس، منبع کنترل درونی، آموزش مؤثر والدین، سطوح پایینی از بحرانها و هنجارهای خانوادگی، سطوح پایینی از افسردگی و بیماریهای روانی را نسبت به گروه غیر تابآور نشان می دهند. بالدوین و بالدوین و کول (1990) بر مبنای دادههای مطالعات طولی روچستر و همکاران (1990) وسامروف و همکاران (1993) علاقمند به مطالعه مهارتهای شناختی بالاتر از حد انتظار در نمونههای در معرض خطر شدند. این نمونه شامل 152 خانواده و کودکان آنها که در طیف سنی 12 تا 14 سال قرار داشتند، بود.
[1]- Schizophernia
[2]- Blueler
[3]- Streitman
[4]- Pavenstedt
[5]- Tellegen
[6]- Negetive Life Events
[7]- Tebes
[8]- Koufman
[9]- Adnopoz
[10]- Racusin
[11]- Hetherington
[12]- Stanley - Hagan
[13]- Mcwhirter
[14]- Seccombe
[15]- Dodge
[16]- Petti
[17]- Bates
[18]- Hashima
[19]- Amato
[20]- Lempers
[21]- Clark - Lempers
[22]- Simons
[23]- Mcleod
[24]- Shanan
[25]- Mcloyd
[26]- Buckner
[27]- Mezzacappo
[28]- Beardslee
[29]- Bardley
[30] - Whiteside
[31] - Munford
[32] - Casey
[33] - Kelleher
[34] - Pope
[35]- Wniteside - Mansen
[36]- Lichter
[37]- White
[38]-Rogers
[39]- Belle
[40]- Baldwin
[41]- Cole
[42]- Shanahan
[43]- Bolger
[44]- Kupersmidt
[45]- Entwisle
[46] Alexander
[47]- Pianto
[48]- Egelaod
[49]- Sroufe
[50] -Pong
[51]- Teylor
[52]- National Education Loangitudinal Studyof 1988
[53]- Grade Point Average
[54] - Masten, Hubbard, GestTellegen, Garmezy & Ramirez
[55]- Rochester
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 1022 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 32 |
پاورپوینت بررسی راهکارهای عملی فعالسازی کارگاههای کامپیوتر مدارس
این مجموعه یکی از بهترین پروژه های گردآوری شده برای بررسی راهکارهای عملی فعالسازی کارگاههای کامپیوتر در مدارس میباشد که برای دوستانی که مایل به توجیه این مورد برای مدارس هستن میتوانند از مطالب و راهکارهای این طرح استفاده کنند. این مجموعه در قالب پاورپوینت مجموعا در 32 اسلاید زیبا و متحرک گردآوری شده است.
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 19937 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
بخشی از مطالب و عناوین موجود در این پاور پوینت :
اسلاید آموزش Free Hand
با فعال کردن این گزینه از منوی View خط کش های افقی و عمودی در سند جاری به نمایش درآمده و کنترل مقیاس در طراحی را برای طراح امکان پذیر می سازد. خط کش ها امکان تعیین دقیق موقعیت نشانگر ماوس را در جهات افقی و عمودی بر اساس واحد اندازه گیری جاری برای کاربر فراهم می آورند نقطه مبدأ ( ۰ و ۰ ) خط کش در گوشه سمت چپ و پائین صفحه گرافیکی می باشد. واحد اندازه گیری خط کش ها بر اساس واحدی خواهد بود که در نوار وضعیت قبلاً تعیین کرده اید.
فهرست مطالب
خط کشهای صفحه Page Rulers
شناسایی اصول ترسیم Rectangle
شناسایی اصول ترسیم Ellipse
شناسایی ترسیم polygon
شناسایی اصول ترسیم Star
گزینه های پنل objectبرای چند ضلعی ها
شناسایی اصول ترسیم Line
ترسیم شکل به کمک ابزار pen
اصول کار با ابزارهای spiral , pencil
تکمیل کار با استفاده از امکانات تکثیر و ویرایش در فری هند
فرامین past spcial , copy spcial واقع در منوی Edit
فرامین past behind , past in Front واقع در منوی Edit
ملغی کردن فرامین
شناسایی اصول کار با ابزار skew
شناسایی اصول کار با پنل More
تغییر شکل موضوعات با استفاده از نوار ابزار Envelope
شناسایی اصول کار با فرمان Group
شناسایی اصول کار با فرمان ungroup
شناسایی اصول کار با فرمان Join
شناسایی اصول کار با فرمان join Blend to path
شناسایی اصول کار با فرمان Blend
شناسایی اصول کار با فرمان union
شناسایی اصول کار با فرمان punch
شناسایی اصول کار با فرمان Crop
شناسایی اصول کار با فرمان Divide
شناسایی اصول کار با فرمان Interesect
شناسایی اصول کار با ابزار Smudge
شناسایی اصول کار با ابزار Arc
شناسایی اصول کار با ابزار Mirror
کار با فرمان Save as , Save
| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 126 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
پاورپوینت بررسی وضعیت نرم افزار در ایران
پاورپوینت بررسی وضعیت نرم افزار در ایران دارای 16 اسلاید می باشد که بخشی از متن و فهرست آن را در ادامه برای مشاهده قرار داده ایم و در صورت نیاز به داشتن کل این پاورپوینت می توانید آن را دریافت نموده و از آن استفاده نمایید
فهرست مطالب:
تعریف نرم افزار
لایه های نرم افزار
نرم افزار های ثبت شده (سال 83)
ویژگی های نرم افزار به عنوان یک صنعت
ویژگیهای صنعت نرمافزار
مقایسه صنعت نرم افزار و سخت افزار
مدل صنعت نرمافزار(بر اساس گزارش مایکروسافت)
وضعیت کنونی صنعت نرم افزار در ایران
توضیحات جدول بازار نرم افزار
عنوان: بررسی وضعیت نرم افزار در ایران
فرمت:پاورپوینت
صفحات 16 اسلاید
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 45 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
اگر هنگام روشن نمودن رایانه به نوشته های روی صفحه نمایش دقت کرده باشید ، مطمئنا نام BIOS به چشمتان خورده است. بایوس برگرفته از حروف اول کلمات Basic Input Ooutput System به معنای سیستم ورودی و خروجی مقدماتی است. در واقع یکی از متداولترین موارد کاربرد حافظه های Flash ، استفاده از آنان در بایوس است . بایوس این اطمینان را به عناصر سخت افزاری نظیر : تراشه ها ، هارد یسک ، پورت ها ، پردازنده و … خواهد داد که بدرستی عملیات خود را در کنار یکدیگر انجام دهند.
هر کامپیوتر ( شخصی ، دستی ) دارای یک ریزپردازنده بعنوان واحد پردازشگر مرکزی است . ریزپردازنده یک المان سخت افزاری است .بمنظور الزام پردازنده برای انجام یک عملیات خاص، می بایست مجموعه ای از دستورالعمل ها که نرم افزار نامیده می شوند نوشته شده و در اختیار پردازنده قرار گیرد. از دو نوع نرم افزار استفاده می گردد :
– سیستم عامل : سیستم عامل مجموعه ای از خدمات مورد نیاز برای اجرای یک برنامه را فراهم می نماید. ویندوز ۹۸ ، ۲۰۰۰ و یا لینوکس نمونه هائی از سیستم های عامل می باشند.
– برنامه های کاربردی : برنامه های کاربردی نرم افزارهائی هستند که بمنظور تامین خواسته های خاصی طراحی و در اختیار کاربران گذاشته می شوند. برنامه هائی نظیر : Word ، Excel و … نمونه هائی از این نوع نرم افزارها می باشند.
BIOS در حقیقت نوع سومی از نرم افزارها بوده که کامپیوتر بمنظور عملکرد صحیح خود به آن نیاز خواهد داشت.
وظیفه بایوس
بایوس چند وظیفه متفاوت دارد که مهمترین آنها بارگذاری سیستم عامل است. هنگامی که شما رایانه خود را روشن می کنید و ریز پردازنده ، قصد اجرای اولین دستورالعمل ها را دارد ، این دستورالعمل ها را باید از جایی دریافت کند. اما نمی تواند آنها را مستقیما از سیستم عامل دریافت کند. زیرا سیستم عامل بر روی دیسک سخت قرار دارد و CPU نمی تواند بدون هیچ دستورالعملی به آن دسترسی پیدا کند. یکی از وظایف بایوس ارسال این دستورالعمل های مقدماتی به CPU است.
برخی از خدمات متداول که BIOS ارائه می دهد ، بشرح زیر می باشد:
– یک برنامه تست با نام POST بمنظور بررسی صحت عملکرد عناصر سخت افراری
– فعال کردن تراشه های BIOS مربوط به سایر کارت های نصب شده در سیستم نظیر : کارت گرافیک و یا کنترل کننده SCSI
– مدیریت مجموعه ای از تنظیمات در رابطه با هارد دیسک،Clock و …
هنگامی که رایانه را روشن می کنید، بایوس کارهای زیر را به ترتیب انجام می دهد:
۱ – بررسی CMOS برای تنظیمات سیستم. (بعد از روشن نمودن رایانه هنگامی که با فشردن کلید Del یا دکمه های دیگر وارد محیط Setup می شوید و تنظیمات اساسی سیستم را انجام می دهید این تنظیمات در CMOS که یک تراشه روی مادربرد است ذخیره می شوند.) اولین موردی را که BIOS بررسی خواهد کرد، اطلاعات ذخیره شده در یک نوع حافظه RAM با ظرفیت ۶۴ بایت است . اطلاعات فوق بر روی تراشه ای با نام CMOS)Complementry metal oxid semiconductor) ذخیره می گردند. CMOS شامل اطلاعات جزئی در رابطه با سیستم بوده و درصورت بروز هر گونه تغییردر سیستم، اطلاعات فوق نیز تغییر خواهند کرد. BIOS از اطلاعات فوق بمنظور تغییر و جایگزینی مقادیر پیش فرض خود استفاده می نماید.
پیکربندی BIOS
برای تغییر دادن تنظیمات مربوطه می بایست برنامه پیکربندی CMOS فعال گردد. برای فعال کردن برنامه فوق می بایست در زمان راه اندازی سیستم کلیدهای خاصی را فعال تا زمینه استفاده از برنامه فوق فراهم گردد. در اغلب سیستم ها بمنظور فعال شدن برنامه پیکربندی کلید Esc یا Del یا F1 یا F2 یا Ctrl-Esc یا Ctrl-Alt-Esc را می بایست فعال کرد.( معمولا” در زمان راه اندازی سیستم نوع کلیدی که فشردن آن باعث فعال شدن برنامه پیکربندی می گردد، بصورت یک پیام بر روی صفحه نمایشگر نشان داده خواهد شد ) پس از فعال شدن برنامه پیکربندی با استفاده از مجموعه ای از گزینه های می توان اقدام به تغییر پارامترهای مورد نظر کرد. تنظیم تاریخ و زمان سیستم ، مشخص نمودن اولویت درایو بوت، تعریف یک رمز عبور برای سیستم ، پیکربندی درایوها ( هارد، فلاپی ، CD) و … نمونه هائی از گزینه های موجود در این زمینه می باشند. در زمان تغییر هر یک از تنظیمات مربوطه در CMOS می بایست دقت لازم را بعمل آورد چراکه در صورتیکه عملیات فوق بدرستی انجام نگیرد اثرات منفی بر روی سیستم گذاشته و حتی در مواردی باعث اختلال در راه اندازی سیستم خواهد شد.
۲ – بارگذاری راه اندازهای دستگاه ها و گرداننده های وقفه های سیستم ]Interrupthandlers).Interrupt handlers نوع خاصی از نرم افزار بوده که بعنوان یک مترجم بین عناصر سخت افزاری و سیستم عامل ایفای وظیفه می نماید.مثلا” زمانیکه شما کلیدی را برروی صفحه کلید فعال می نمائید، سیگنال مربوطه، برای Interrupt handler صفحه کلید ارسال شده تا از این طریق به پردازنده اعلام گردد که کدامیک از کلیدهای صفحه کلید فعال شده اند.
۳- آماده سازی ثبات ها و مدیریت تغذیه (لازم به توضیح است که ثبات ها حافظه های بسیار کوچک و سریعی هستند که در داخل CPU قرار دارند و CPU به طور مستقیم به آنها دسترسی دارد)
۴- انجام آزمایش خودکار سخت افزارها و نمایش تنظیمات سیستم.
۵ تشخیص درایوی که سیستم می بایست از طریق آن راه اندازی Booting گردد.
۶ – مقدار دهی اولیه برنامه مربوط به استقرار سیستم عامل در حافظه Bootstrap
اولین چیزهایی که بعد از روشن نمودن رایانه مشاهده می کنیم ناشی از اعمال بایوس است که هر یک مفاهیم خاصی دارند. مثل مقدار حافظه موجود بر روی سیستم ، مدل و نوع کارت گرافیکی و مادربرد ، سرعت CPU ، نوع دیسک سخت و…. گرداننده های وقفه ها ، قطعات نرم افزاری کوچکی هستند که مانند یک مترجم بین قطعات سخت افزاری و سیستم عامل عمل می کنند. راه اندازهای دستگاه ها نیز قطعات نرم افزاری دیگری هستند که سخت افزارهای پایه از قبیل صفحه کلید و ماوس و دیسک های سخت و فلاپی درایو را شناسایی می کنند. بعد از بارگذاری این نرم افزارها و مقداردهی اولیه به ثباتها ، بایوس به بررسی سالم بودن کارت گرافیکی می پردازد. اکثر کارتهای گراٿیکی یک بایوس کوچک مخصوص به خود دارند که حافظه و پردازنده روی کارت گراٿیکی را آماده کار می کند. در غیر این صورت معمولا در یک تراشه جداگانه روی مادربرد ، اطلاعات مربوط به راه انداز کارت گرافیکی قرار دارد که بایوس اطلاعات موجود در آن را بارگذاری می کند.
به روز رسانی بایوس
بایوس در نوعی حافظه فقط خواندنی ذخیره شده است ، تغییر آن کمی سخت تر از به روزرسانی دیگر نرم افزارهاست. به همین منظور نیاز به یک برنامه ارائه شده توسط شرکت سازنده نیاز خواهید داشت. بنابراین باید تاریخ و نوع بایوس خود را هنگام راه اندازی سیستم بخوانید و با مراجعه به سایت شرکت سازنده نرم افزار مربوطه را در صورت وجود دریافت کنید و بعد از کپی کردن آن نرم افزار داخل فلاپی و راه اندازی سیستم توسط آن فلاپی ، عمل به روزرسانی را انجام دهید. برای انجام این کار باید خیلی مراقب باشید و توجه کنید که نرم افزار مورد استفاده شما دقیقا مربوط به نوع بایوس شما باشد و نه مدلهای دیگر آن. در غیر این صورت ممکن است بایوس و در نتیجه آن سیستم شما از کار بیفتد و بلااستفاده شود.
قفل بایوس را چگونه باز کنیم
گاهی لازم است که وارد برنامه برپایی بایوس (BIOS Setup) شوید. اگر یک کامپیوتر دست دوم خریدهاید، یا کلمه عبور بایوس خود را فراموش کرده اید ، مجبورید که بایوس را باز نشانی ( reset ) کنید تا بتوانید وارد برنامه برپایی آن شوید.
در زیر سه روش اجرای این کار شرح داده شده است . از آسانترین روش آغاز کرده ایم و در آخر دشوارترین روش را خواهیم گفت . اگر روش اول کار نکرد ، روش بعدی را امتحان کنید .
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 2654 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
پاورپوینت آموزش کورل دراو
دانلود پاورپوینت آموزش کورل دراو ۲۱ اسلاید ppt
عنوان ارائه : COREL DRAW
کاربرد CORELL DRAW
برای طراحی و رسم شکلهای گرافیکی ، طراحی جلد کتاب و مجلات و کارتهای تجاری و تبلیغاتی به کار می رود .
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 93 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
پاورپوینت آموزش الکترونیک
حتماً بارها این سخن را شنیده اید «توانا بود هر که دانا بود». به راستی آنچه که می توان امروز به آن بعنوان یک سرمایه فنا ناپذیر از آن یاد کرد داشتن اطلاعات و توانایی بکارگیری آن است. اطلاعات به عنوان یک کالای ثمین و وزین محسوب می شود و هر کشوری که از این کالا بهره بیشتری بگیرد در عرصه بین المللی نیز پیشرفت های چشمگیری خواهد داشت و سخنی به گزاف نگفته ایم اگر بگوییم دانایی و علم بهتر از ثروت است البته به معنای اخص آن، با پیشرفت های تکنولوژیکی شاهد بروز پدیده هایی چون IT و ICT هستیم که این پدیده ها در آینده ای نه چندان دور کلیه فعالیت های سیستم های اقتصادی، آموزشی و رفاهی را در بر خواهد گرفت و نظام های آموزشی نیز از چنین امری مستثنی نیستند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 114 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 32 |
بخش اول- تاریخچه موضوع :
نگاهی به تاریخچه موادمخدر در جهان :
استعمال موادمخدر بسته به نوع فرهنگ در هر جامعه متفاوت است نقش گیاه خشخاش بر روی لوحههای گلی و کتیبههای سنگی بیانگر آگاهی اقوام گذشته از این گیاه و خواص آن میباشد .حداقل حدود هفت هزار سال پیش انسان از شیره تریاک، تریاک و دانههای خشخاش به انواع مختلف به عنوان داروهای ضد درد و شفا بخش امراض استفاده میکردهاند. (میرعلی، 1384 ،ص 49).سومریان از کهن ترین اقوامی هستند که از تریاک استفاده میکردند و از آن به نام گیاه شادی بخش نام میبردند . مجارستان اولین کشور اروپایی است که گیاه خشخاش را هزار ودویست سال پیش از میلاد مسیح میشناختند و از شیره آن استفاده میکردند. (برفی، 1384 ،ص 58)
در کشورهای گرم وخشک خاورمیانه چندین هزار سال پیش ، بومیان کشف کردند که یک گیاه یکساله در 9-7 روز معین شیره ای تولید میکند که اگر خورده شود ، رنج ناشی از درد را از میان می برد.
خشخاش ابتدا در مصر کشت شد و بنام تبائیکا[1] شناخته میشد . که از واژه طبس [2]نام شهری در مصر باستان که در آن خشخاش کشت میشده بر گرفته شده است . در پاپیروسهای ابرس که از 1500 سال پیش از میلاد به جای مانده ، به روشی درمانی برای آرام کردن کودکان اشاره شده است. همان روشی که امروزه به کمک آن در مصر کودکان را آرام میکنند و برای این منظور دارویی به کار میبرند که در آن تریاک به کار میرود . در این پاپیروسها از نوشیدنی ویژه ای نام برده شده است که آمیخته ای از تریاک و الکل است . 1500 سال پیش از میلاد تخم خشخاش از مصر به یونان برده شده و در آنجا رواج یافته است.در افسانههای هومر از جزیره ای یاد شده است که در آن قهرمانان ادیسه گرفتار نشئگی مواد اعتیاد آوری گردیده و نجات از آن به سادگی میسر نبوده است .در ادبیات کلاسیک ویرژیل [3] و اوید [4] اشارههایی به خشخاش شده است و خدای خواب یونانیان موسوم به هیپنوز [5] همانند خدای خواب رومیان سومنوس غالبا در حالیکه شاخهای از گیاه خشخاش در دست داشت و یا خود را با آن آراسته بود و گاهی اوقات با ظرفی دارای تریاک در دست نقاشی میشد . تریاک در یونان باستان دارای اهمیت بوده و به نظر میرسید که تریاک داروی همه دردها باشد : در برابر سم و گزیدگی و زهر مقاوم است ، سرد مزمن ، تهوع و سرگیجه ، کری ، گرفتگی نفس ، کولیک ، یرقان ، سفت شدن طحال ، سنگ ، شکایتهای دستگاه ادراری ، تب ها ، جذام ، مشکلات مخصوص زنان ، مالیخولیا ، و طاعون را درمان می کند . در سده پنجم پیش از میلاد بازرگان عرب تخم خشخاش را به عنوان دارو به ایران وارد کرده و از راه ایران به چین بردند ( کریم پور : 1364 ، ص 40). در آغاز سده دهم میلادی در کتب پزشکی چین به تریاک اشاره شده است . در آغاز سده هیجدهم ورود مقادیر زیاد تریاک به کشور چین طی یک قرن توسط دولت انگلیس سبب بروز جنگها و کشمکشهایی بین دو کشور گردید که به جنگ تریاک شهرت یافت . دولت انگلیس ورود تریاک به چین را که بیشتر در آن کشور به جای دارو به کار برده میشد ، با 200 صندوق تریاک در سال 1729 آغاز کرد و در سال 1383 به بیش از 40000 صندوق و در سالهای دهه 1850 به 70000 صندوق افزایش داد ( یزدانی : 1359 ، ص 35). این امر سبب معتاد شدن چندین میلیون چینی ، بر باد رفتن حجم زیادی از توان مالی چین و ایجاد بحران در زمینههای اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی این کشور شد . این وضعیت برخی از روشنفکران چینی را واداشت تا جنبشی سیاسی – اجتماعی را بر علیه واردات تریاک توسط انگلیس سازمان دهند و دولت چین را واداشتند تا قوانینی بر علیه ورود تریاک و مصرف آن را در این کشور وضع کند .
در سال 1860مافیا که پشتیبان تودهها بود منحرف میشود و به تشکیلات ضد بشری تبدیل میگردد .موسولینی این سازمان را در ایتالیا از بین برد اما مافیا وارد آمریکا شد . جامعه ملل در برابر این هجوم مافیایی موادمخدر عکس العمل نشان داد و طی قرارداد 23 ژانویه 1912 در لاهه به امضای جمعی از کشورها رسید اقدام به محدود کردن کشت و تجارت تریاک نمود و جمع زیادی ازکشورها به جمع مبارزه کنندگان موادمخدر پیوستند(همان،ص 48 ). پس از پایان جنگ جهانی دوم، تایلند، لائوس و برمه مرکز فعالیت مافیا گردید و مناطق مذکور را "مثلث طلائی" نامیدند. در سال1949 که انقلاب سوسیالیستی چین به پیروزی رسید در حدود 50 میلیون نفر در چین معتاد به موادمخدر بودهاند. مائو رهبر انقلاب چین، مبارزه سخت و جدی بر علیه گروههای سازمان یافته قاچاقچیان موادمخدر را آغاز و ضربه ای هولناک بر معتادین و قاچاقچیان و سودگران وارد آورد . در خاورمیانه نیز به علت جنگ داخلی در افغانستان در حدود دو میلیون نفر مهاجر افغانی در پاکستان بسر میبرند که بین افغانستان و پاکستان در رفت و آمد می باشند موادمخدر را از افغانستان به پاکستان حمل می کنند و این دو کشور "هلال طلائی" نامیده میشود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 سازمان مافیا و سایر قاچاقچیان با استفاده از بی نظمی، اختلافات قومی و مذهبی در بعضی از کشورهای مستقل مشترک المنافع، مسیر جدیدی را از شمال افغانستان برای عبور از کشورهای مذکور برای حمل موادمخدر به اروپا گشودند بطوری که تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، ارمنستان و اوکراین و آذربایجان مسیر ترانزیت موادمخدر به اروپا شده است (همان،ص 50).
در دوران تشنجات جهانی ایتالیا، انگلیس، فرانسه و آلمان مرکز فعالیت مافیا شد . اسپانیا به دلیل داشتن سواحل طولانی در دریای مدیترانه و اقیانوی اطلس یکی از پایگاه های قاچاقچیان موادمخدر در اروپا بشمار میرود. در قاره آفریقا نیز سازمان مافیا با استفاده از جنگ های داخلی، فقر،هرج و مرج در کشورهای آفریقائی، سعی در گسترش کشت خشخاش در قاره مذکور از جمله اوگاندا، زامبیا، نیجریه، کنگو و آفریقای جنوبی را دارد. در قاره آمریکا مصرف آمفتامین در بین معتادان رو به ازدیاد است. در ایالات متحده آمریکا که سازمان مافیا فعالیت گسترده دارد مصرف انواع موادمخدر حتی در بین دانش آموزان متداول است . کوکائین از کلمبیا و ونزئلا، هروئین از شرق آسیا و مکزیک وارد آمریکا میشود. کوکائین بیشترین نوع موادمخدر مصرفی در آمریکا میباشد (همان،ص70).
[1] -Thebaica
2- Tebes
[3] - Virgile
[4] - Ovid
[5]- Hypnos
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 225 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
۲. ۱. مبانی نظری پژوهش
۲. ۱. ۱. فلسفه
قرنهاست فلسفه را در معنایی سنتی بهعنوان یک فعالیت فکری پیچیده که لازمه آن مهارتهای شناختی و روحیه پرسشگری است، میشناسند. در این معنای کلی، گوتک[1] فلسفه را شامل تلاش انسان در جهت اندیشه فطری، تأملی و نظامدار درباره جهان و انسان میداند (گوتک، ۱۳۸۰: ۶). این تلقی دربار فلسفه آن را ذیل شاخهای مستقل از دانش میگنجاند که مقصد آن، کشف حقایق مدّ نظر فیلسوفان است و بر دانش و استدلال منطقی تمرکز دارد. «فلسفه، در ابتداییترین سطح خود، درصدد حل معماهای اساسی در مورد زندگی ما و جهانی است که خود را در آن مییابیم» (وارتنبرگ[2]،۱۳۹۰: ۱۱). به تعبیری، فلسفه قابلیت آن را دارد که بهعنوان یک سبک فکری تعریف شود. در این صورت، رسالت آن احیای حقیقت از طریق گفتار است (دانیل[3] و اوریاک[4]،۲۰۱۱: ۴۱۷). در معنایی مشابه، اسمیت، فلسفه را کاری میداند که شخص باید انجام دهد (اسمیت[5]،۱۳۷۷: ۴۱).
به نظر میرسد هرکسی میتواند اظهار نظر کند اما هنر اظهار نظر منطقی و توانایی تشخیص و ارزیابی آن، مسأله دیگری است. (برنیفیر[6]،۲۰۰۴ نقل از دانیل و اوریاک، ۲۰۱۱). این تفسیر از فلسفه، در امکان آموزش آن به کودکان نسبت به معنای سنتی آن توانمندتر است. با این وجود، میتوان مخرج مشترک همه جریانهای فلسفی را، روشهای خاص پرسش، تصورسازی و تفکرات پیچیده دانست (پارلمان فرانسویهای بلژیک، ۲۰۱۱).
نحوه مواجهه با تاریخ اندیشههای فلسفی در برنامه آموزش فلسفه به کودکان، متضمن دو رویکرد روشگرایی و محتواگرایی است (باقری،۱۳۸۶: ۱۴).
بر اساس رویکرد لیپمن در برنامه فلسفه برای کودکان، عامدانه از فیلسوفان و اندیشههای آنها سخنی به میان نمیآید و از فلسفه برای برانگیختن ذهن کودک بهمنظور پاسخگویی به نیاز و اشتیاقش به معنا بهره برده میشود (لیپمن، ۱۳۸۸: ۲۸).
عدهای از متفکران، برنامه فلسفه برای کودکان در کلاس درس را به چالش کشیدهاند و بر این باورند که این بحثها ذاتاً فلسفی نیستند. دانیل و اوریاک (۲۰۱۱) معتقدند اختلافی اساسی بین رویکرد لیپمن، یعنی فلسفه برای کودکان و فلسفه به مفهوم سنتی آن وجود دارد، اما ویژگی مشترک و اصلی این دو تلقی از فلسفه در تفکر انتقادی نمود پیدا میکند؛ بر این اساس، تفکر انتقادی پلی است که فلسفه را به فلسفه برای کودکان پیوند میدهد (دانیل و اوریاک، ۲۰۱۱: ۱۷۰).
۲. ۱. ۲. تفکر انتقادی
همانند فلسفه، برای تفکر انتقادی نیز تعریف عامی وجود ندارد. این مفهوم، چگونگی تفکر درباره یک موضوع را شرح میدهد؛ به تعبیری فراگیری تفکر انتقادی به این معناست که افراد یاد بگیرند چه زمانی سؤال کنند، چگونه سؤال کنند و چه سؤالهایی بپرسند. افراد یاد بگیرند چگونه استدلال کنند، چه زمانی از استدلال استفاده کنند و چه روش استدلالی را به کار گیرند (فیشر، ۱۳۸۵: ۱۱۸).
با این وجود، به تعاریف چند تن از فیلسوفان صاحبنظر در این زمینه اشاره میکنیم که بخشی از پیشینه این مفهوم است.
در سال ۱۹۶۳، مقاله رابرت انیس[7] با عنوان «تعریفی از تفکر انتقادی»، نقطه عطفی در جنبش تفکر انتقادی بود. او در این مقاله کوشید به جنبههای کاربردی منطق بیشتر اهمیت دهد و پلی ارتباطی میان منطق عملی و صوری ایجاد کند. وی بعدها تعریف خود از تفکر انتقادی را به این صورت تکمیل نمود: «تفکر انتقادی، تفکری مستدل و منطقی است که بر تصمیمگیری ما در خصوص آنچه میخواهیم انجام دهیم، یا باور داشتهباشیم، متمرکز میشود» (انیس، ۱۹۸۷ نقل از مکتبی فرد، ۱۶۰:۱۳۸۹).
ریچارد پل[8] بهعنوان چهرهای مطرح، این تعریف را برای تفکر انتقادی ارائه کرده است: «تفکری که صراحتاً قصد دارد بر مبنای قضاوتی صحیح، استانداردهای مناسبِ ارزیابی را برای تعیین ارزش، محاسن و مزایای صحیح یک چیز به کار گیرد» (پل والدر[9]،۲۰۰۶ به نقل از مکتبی ۱۳۸۹:۱۶۰). در تفکر پل، آموزش تفکر انتقادی مستلزم راهبردهای شناختی، اجتماعی و اخلاقی است.
از دیگر افراد تأثیرگذار میتوان لیپمن را نام برد. وی تفکر انتقادی را چنین تعریف میکند: «تفکر انتقادی، تفکری ماهرانه و مسئولانه است که قضاوت خوب را تسهیل میکند (لیپمن، ۱۹۸۸به نقل از مکتبی ۱۳۸۹: ۱۶۰). البته تفکر انتقادیِ مدّنظر لیپمن با رویکردی عملگرایانه، به برنامه فلسفه برای کودکان ارتباط پیدا میکند.
از منظری کاربردیتر، عابدنیا[10] (۲۰۱۲) نیز، در پژوهشی که بر روی تعدادی از معلمان زبان انگلیسی انجام داده است، به نتایج جالبی در زمینه قابلیتِ تدریسِ تفکر انتقادی رسیده است. نتایج پژوهش بیانگر تغییر هویت حرفهای معلمان در زمینه ایدئولوژی و تفکر انتقادی است.
به طور کلی، اگر تفکر انتقادی را واسطهای بدانیم که فلسفه را به فلسفه برای کودکان پیوند میدهد، آنگاه بیان این نکته ضروری است که هر فعالیت فلسفی در تفکر و گفتمان انتقادی ظهور میکند؛ بنابراین، میتوان نتیجه گرفت جنبههای کاربردی تفکر انتقادی، در مفهوم فلسفه به معنای سنتی آن پدیدار نیست، اما در فلسفه بهعنوان یک روش تفکر نمایان است (دانیل و اوریاک،۲۰۱۱ : ۱۷۱).
بر این اساس، میتوان از رهگذر تفکر انتقادی و رویکرد روشگرا، فلسفیبودن برنامه فلسفه برای کودکان را نتیجه گرفت و از اجزای آن دفاع کرد.
2. 1. 3. عناصر و مؤلفههای برنامه فلسفه برای کودکان
بحثهای لیپمن در مورد برنامه فلسفه برای کودکان، البته بر مبنای تفکر انتقادی، تحت تأثیر عملگرایی[11] دیویی است. برنامه ابداعی لیپمن، به کشف رابطه میان فلسفه و کودکی اختصاص دارد و هدف آن، تصدیق فلسفه بهعنوان یک حوزه تکاملیافته در مدارس دولتی است (دانیل و اوریاک،۲۰۱۱ : ۱۷۲).
به اعتقاد لیپمن، فلسفه برای کودکان، نوعی فلسفه کاربردی است که هدف آن واداشتن کودکان به فلسفیدن و انجام فعالیت فلسفی است، نه برنامهای که در آن از آرای فیلسوفان برای روشنسازی و حل مسائل غیرفلسفی استفاده شود. لیپمن به دنبال طراحی یک روش تدریس و برنامه تحصیلی است که بر مبنای آن بتواند برای دانشآموزان تمامی سطوح، امکان تجربه درسیِ مبتنی بر کاوش فلسفی را فراهم آورد (فیشر ۱۳۸۵: ۴۸).
با این وجود، حضور فلسفه برای کودکان به دو صورت در برنامه درسی نظامهای آموزشی قابل تصور است: نخست اینکه این برنامه را به صورت واحد درسی کاملاً جدا و مستقل در نظر بگیریم و یا اینکه روح فلسفی و استدلالی، در تار و پود برنامه درسی مبتنی بر این رویکرد دمیده شود (حسینی، ۱۳۹۱ :۱۱).
لیپمن اهداف برنامه فلسفه برای کودکان را بهبودِ توانایی استدلال، پرورش خلاقیت، تفکر انتقادی، درکِ اخلاقی، ارزشهای هنری، پرورش شهروندی، رشد فردی و میانفردی و پرورش توانایی یافتنِ معنا در تجربه میداند و از حلقه کندوکاو (اجتماع پژوهشی) کتابهای درسی داستان و معلمان تغییرنقشداده، بهعنوان مؤلفههای این برنامه نام میبرد (حسینی، ۱۳۹۱: ۱۵).
6. Gutek
[2]. Wartenberg
[3]. Daniel
[4]. Auriac
[5]. Smith
[6]. Brenifier
[7]. Robert Ennis
[8]. Richard Paul
[9]. Elder
[10] . Abednia, A. (2012). Teacher’s Professional Identity: contributions of critical EFL Teacher education course in iran.
[11]. Pragmatism.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 83 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 52 |
«درمورد تحول و دگرگونی، دیدگاههای بسیار زیادی از دانشمندان علوم اجتماعی مطرح گردیده است. همچنین هر کدام تعریفی از تحول اجتماعی ارائه نموده اند، لکن آنچه مسلم است و اکثر قریب به اتفاق دانشمندان علوم اجتماعی همنظر هستند که هر تحولی دارای یک ماهیتی است، یعنی تحول ممکن است فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و غیره باشد. مثلاً تحول می تواند در سطح خرد یا در سطح کلان و یا به طور نسبی در سطح متوسط صورت پذیرد، در واقع قلمرو تحول در اینجا مد نظر است. مسأله بعدی مدت زمان تحول است مثلاً هر نهضتی نقطه آغازین و یا نقطه عطف دارد، مسأله بعد جهت تحول است؛ باید دید این تحول خطی یا دورانی است. البته طبق نظر علما، تغییر اجتماعی از تغییر فرهنگی تجزیه داده شده است گرچه بسیار به هم نزدیک هستند.»
همانطور که کروبر و تالکوت پارسونز، ذکر کرده اند، جامعه و فرهنگ هر نظام مستقل هستند. به نظر آنان این دو در مفهوم جدا هستند چراکه از لحاظ تحلیلی دارای یک سری عناصر مربوط به خود هستند، عناصری که روابط الگوهای فرهنگی را می سازند و با روابطی که در الگوهای اجتماعی وجود دارند، متفاوت است. همینطور که با کینزلی دیویس موافقم که معتقد بود، تغییر اجتماعی تنها بخشی از مقوله تغییر فرهنگی است، وی می گوید : «تغییرات در هر بخش از فرهنگ مانند هنر، علم، تکنولوژی، فلسفه و غیره و مانند هر تغییر در اشکال و نقش های سازمان های اجتماعی حادث می شود» (واگو، 1374، 163).
به جرأت می توان گفت در هیچ زمانی در طول تاریخ به اندازه امروز به تغییرات اجتماعی توجه نشده است و این گرایش های نظری و تجربی به آن با استراتژی ها و تاکتیک های آن همراه بوده است. در بسیاری از حوزه های زندگی اجتماعی که تغییر ایجاد نمی شود یا به کندی صورت می گیرد، اما همیشه عواملی که موجب ایجاد سرعت تغییر می شود وجود دارد. نیاز به تغییر و تحول اجتماعی از منابع مختلفی ناشی می شود و توجه زیادی به ایجاد، هدایت، جهت دار کردن و اداره تغییر امروزه به چشم می خورد.
باوجود آنکه مطالعه تغییر اجتماعی از ابتدای پیدایش جامعه شناسی مورد توجه جامعه شناسان بوده است، ولی هنوز نظریه عامی در این مورد وجود ندارد. منظور از تئوری عام نظریه ای است که ضمن تشریح ابعاد شش گانه تعریف تغییر اجتماعی قادر به تشریح موارد زیر باشد:
«اگوست کنت برای اولین بار جامعه شناسی را به دو بخش عمده تقسیم می کند:
1- جامعه شناسی استاتیک
2- جامعه شناسی دینامیک
موضوع مورد مطالعه جامعه شناسی استاتیک، نظم حاکم در جامعه است یعنی شیوه ای که براساس آن افراد یک جامعه در بین خود نوعی تفاهم به وجود می آورند که در حقیقت ضامن وجود و ادامه حیات و عملکرد آن جامعه است، برعکس موضوع جامعه شناسی دینامیک پیشرفت و توسعه است یعنی مطالعه تکامل جامعه از ورای تاریخ بشریت و در واقع براساس همین نظریه است که آگوست کنت قانون حالات سه گانه خود را ارائه داده است. تئوری کنت در قالب تئوری تکامل که از دیرباز توسط کنت، مورگان و اسپنسر مطرح شده است و در دوران معاصر افرادی مثل گرهارد و جین لنسکی آن را پی می گیرند جای گرفته است، بر این اساس است که تمامی جوامع در تمامی جنبه های زندگی اجتماعی از مراحل خاص رشد و پیشرفت گذر می کنند و خصوصیت تمام این مراحل حرکت از ساده و ناقص به پیچیده و کامل است. »
از میان دیگر جامعه شناسان می توان مارکس و انگلس را نیز صاحب نظریه جامعه شناسی تغییر دانست. آنها اعتقاد داشتند که ریشه تحولات جامعه کاپیتالیستی در تشدید مبارزه بین صاحب ابزار تولید و طبقه کارگر است که سبب از بین رفتن طبقه کاپیتالیستی و به وجود آمدن جامعه کمونیستی می شود. کسانی که به مارکس علاقه داشتند معمولاً محققانی بودند که علاقه مند به تجزیه و تحلیل تغییر اجتماعی بوده اند. ریشه این همه توجه به جامعه شناسی مارکس در واقع باید در علاقه مندی و کوشش جدید در زمینه مطالعات جامعه شناسی از دید تاریخی جستجو کرد ولی در همین زمان جامعه شناسی مارکس در عده زیادی از جامعه شناسان تمایل جدیدی را در جهت مطالعه مشکلات و مسائل تئوریک و تجربی که مربوط به تحولات اجتماعی جامعه می شوند چون مبارزه طبقاتی، جنبش های انقلابی، تغییرات ساخت جامعه و ... به وجود آورد.
عده ای معتقدند که کارکردگراها به تغییرات اجتماعی چندان توجهی ندارند. اما نبایستی تصور کرد که فونکسیونالیزم از هر نوع مطالعه ای درباره تغییر اجتماعی دست کشیده است زیرا در همین دوره محققان بیشماری تحلیل های بسیار جالبی یا در ارتباط با بعضی عوامل یا درباره چگونگی تغییر اجتماعی بعمل آورده اند حتی کینگزلی دیویس در این زمینه تائید می نماید که در برخی از عالی ترین تحلیل های تغییر اجتماعی از آثار محققانی است که به عنوان فونکسیونالیزم شهرت یافته اند مثلاً کروبر درباره تغییرات ناشی از رشد اختراعات، تکنیک ها، آگاهی ها در رابطه با نوآوری در جوامع باستانی و پیشرفته و مرتن به تحلیل نقش عوامل مختلف اجتماعی – فرهنگی در تحول آگاهی های علمی و تکنولوژیک پرداخته است (مور، 1381).
دورکیم نیز از جامعه شناسانی است که بیش از کسان دیگر عامل جمعیت را در دگرگونی اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. افزایش زیاد جمعیت به نوعی تقسیم کار منجر شد و به دلیل تقسیم کار است که جامعه سنتی مبتنی بر انسجام مکانیکی به جامعه صنعتی مبتنی بر همبستگی ارگانیکی تبدیل گردید. از طرفی تراکم جمعیت سبب به وجود آمدن تراکم اخلاقی گردیده و به این صورت که انسانها با نزدیک شدن به یکدیگر روابط شان تنوع یافته و تشدید می گردد. از طرفی افزایش جمعیت سبب به وجود آمدن تمدن می شود به این صورت که هرچه کنش متقابل آنها بیشتر باشد و هرچه این کنشها سریعتر و قوی تر عمل نماید زندگی اجتماعی پر هیجان تر و پیچیده تر خواهدبود. تراکم اخلاقی به عنوان موتور یا نیروی محرکه توسعه جوامع و منشاء تمدن در واقع حاصل تشدید، تعدد کنش های متقابل و در نتیجه تأثیر متقابل افراد به یکدیگر است. بنابراین رشد و تراکم جمعیتی در چنین زمانی باعث پیشرفت تقسیم کار و تراکم اخلاقی می گردد (روشه، 1370).
«ابن خلدون برای دگرگونی مسیرهای مختلفی را ترسیم کرده است.» «وی در وهله اول احساس
می کرد که در روش های موجود تاریخ نگار کاملاً نارسا هستند. او دید که ثبت رویدادها از پی هم در بهترین حالت تنها یک وظیفه مقدماتی بر این مورخ است. آنچه لازم است تعیین و توزیع الگوهای تغییر است» (اچ لاور،1374 ،23).
ابن خلدون عوامل متعددی را در تحولات موثر می داند. وی 6 اصل جامعه شناسی را به شرح زیر مطرح می کند:
1- پدیده های اجتماعی از الگوهای قانونمند پیروی می کنند. این الگوها به سختی الگوهای موجود در جهان فیزیکی نیستند ولی آنقدر نظم و ترتیب دارند که قابل تشخیص و توصیف باشند.
2- قوانین در سطح جامعه عمل می کنند، اگرچه فرد را نمی توان تنها یک مهره از نیروهای عظیم تاریخ به حساب آورد، اما در عین حال باید دانست که او از محدودیتهایی که قوانین اجتماعی بر رفتار را وضع کرده اند قادر به گریز نیست.
3- قوانین فرایند اجتماعی را باید از طریق جمع آوری اطلاعات و مشاهده روابط بین متغیرها کشف کرد.
4- در جوامعی که ساخت یکسان دارند قوانین اجتماعی مشابهی یافت می شود.
5- دگرگونی اجتماعی از ویژگی های جوامع هستند.
6- قوانین مربوط به دگرگونی ماهیتاً قوانینی جامعه شناسانه است نه زیست شناختی یا فیزیکی (همان، 24-26).
«سوروکین نیز مانند ابن خلدون به نظریه دوری تحول معتقد است. وی معتقد است که در تاریخ الگوی که نشاندهنده فرایند خطی یا مستقیم باشد پیدا نمی شود. ولی فرایند دوری را در الگوهای فرهنگی می توان دید.» سوروکین به جنبه های کیفی و کمی فرهنگی توجه داشت و تحول فرهنگی را از وضعیتی به وضعیتی دیگر از روشهای کمی و کیفی مورد بررسی قرار می داد. در ادامه سوروکین همچنین می گوید : «غرض ارزشمند کمی در وهله اول ازدیاد عددی وسایل انتقال یا عوامل انسانی و یا هر دو امر می باشد.
به طور مثال نظام حقوقی ممکن است از طریق افزایش تعداد دادگاهها، حقوق دانان و موضوعات حقوقی همراه با افزایش تعداد قوانین گسترش یابد. رشد کیفی از طرف دیگر شامل نوعی بهبود در نظام معانی، وسایل انتقال و عوامل انسانی آن و یا هر سه جزء است. به نظر می رسد که رشد کیفی در سطح اجتماع برای سوروکین چیزی نظیر تحقیق خود در سطح فردی می باشد» (همان، 36).
سوروکین بین رشد کیفی و کمی رابطه مستقل را هم و یا حتی معکوس را ممکن می داند. وی افول فرهنگی را هم مانند رشد فرهنگی دارای ابعاد کیفی و کمی می داند. سوروکین در نظام هایی که از انسجام بسیار بالا برخوردار هستند، معتقد است که درصورت دگرگونی تمام بخشها همزمان تغییر می کنند و اگر این انسجام شدید نباشد در بعضی از خرده نظام های آن نظام و مجموعه بزرگ رخ می دهد. در حالیکه در سایر بخش ها و نظام ها تأثیر نمی گذارد.
بحث ما اگرچه تنها نگاهی گذرا به ظرفیت های اندیشه بغرنج سوروکین بود، اما از آن می توان چنین نتیجه گرفت که او به تغییر دوری اعتقاد دارد و می گوید تاریخ نوسانی است بین سه ابر نظام اجتماعی، فرهنگی و سیاسی (همان، 38).
«یکی دیگر از نظریات مهم در باب تحولات اجتماعی را می توان در دیدگاه تکامل گرایان جست که تکامل جوامع و گذار از دوره ای به دوره دیگر، براساس الگویی پیروی می کند.» نظریه پردازان کلاسیک این اعتقاد را داشتند که جوامع بر سیر تکاملی خود از مرحله ای به مرحله دیگر گذر می کنند و مرحله تاریخی در قیاس با مرحله ماقبل خود مرحله ای کامل تر و پیشرفته تر ارزیابی می گردید. انسان شناسان معاصر در احیای نظریه تکامل بر فرهنگ و تکنولوژی تأکید دارند تا نشان دهند چگونه تغییرات تکاملی در جامعه اتفاق می افتد. آنها سعی دارند تا منبع اصلی تغییر جوامع را به نحوه معیشت آنها تبیین کنند و ربط دهند (واگو، 1989، 115).
به نظر ویلبرت مور علاقه به تکامل اجتماعی به دو شکل عمده تجلی پیدا کرده است: شکل اول را می توان در کار استوارد دید که تلاش می کند تنوع تکاملی اجتماعی را به کمک مقوله تکامل چندخطی درک کند و شکل دوم را در کار کسانی مانند وایت و سالینز باید دید که معتقدند نظریه تکامل اجتماعی را باید در سطح بسیار عام دید. لیکن نباید بر این نکته اصرار داشت که تمام تفاوت های ساختاری و فرایندهای پویا در این نظریه گنجانده شود یا از آن مشتق شود (مور، 1381، 164).
«تحلیل تغییر اجتماعی در قالب الگوی اشاعه تلاش می کند که نگاه خطی دیدگاه تطورگرایانه به تاریخ را رد نماید و بر مطالعه پدیده های فرهنگی در قالب و کانون های جغرافیایی خاص متمرکز گردد.» در این الگو تغییرات اجتماعی و فرهنگی اقتباس و امانت گرفتن عناصر فرهنگی از یک نقطه جغرافیایی و بسط و گسترش آن در نقطه دیگر مورد تحلیل قرار می گیرند. انسان شناسان معتقدند که اشاعه در جوامع پیچیده امروزی نیز وجود دارد. بسیاری از عناصر فرهنگی که توسط گروه های متخصص ایجاد شده به وسیله گروه های دیگر اخذ شده است (واگو، 1989، 116).
دلالت بر اخذ ویژگی های مادی و غیر مادی از جامعه و فرهنگ دیگر دارد به عبارت دیگر
فرهنگ پذیری به آن دگرگونی فرهنگی اطلاق می شود که بر اثر تماس های گسترده و مستقیم میان دو یا چند گروهی رخ می دهد که بیش از این تماس، گروه های مستقلی بوده اند (بیتز و پلاک، 1375، 722).
«شهری شدن فرایندی است که به واسطه آن نسبت جمعیت شهرنشین همراه با افزایش و گسترش شبکه های ارتباطی فعالیت اقتصادی، سازمان های سیاسی و اداری در مناطق شهری افزایش می یابد.» شهری شدن فرایندی تاریخی است که قدمت طولانی دارد و همراه است با تغییراتی در مقیاس های خرد، میانی و کلان. تغییرات و پیامدهایی که نه تنها در تمامی طول فرایند شهری شدن از شکل و ماهیت همگون و یکسانی برخوردار نیستند بلکه این تغییرات و پیامدها در مناطق مختلف نیز تفاوت محسوس را از خود نشان داده اند. به نظر کومار شهرنشینی نمی تواند صرفاً با آمار رشد شهری شناخته شود (کومار، 1381).
«فرایند صنعتی شدن تغییرات عمده ای را در نهاد خانواده از لحاظ ساختاری، کارکردی و روابط درونی خانواده و نیز چگونگی شکل گیری این نهاد به وجود آورده است.» از حیث ساختاری صنعتی شدن خانواده گسترده به خانواده هسته ای تبدیل نمود. خانواده در دنیای غیر صنعتی یک موسسه و بنگاه جمعی است. همه اعضایش خود را جزئی از آن مجموعه می دانند و نتیجه همکاری مشترکشان را در ذخیره مشترک می ریزند، خدمتکاران و اعضای دیگر غیر خانواده مانند شاگردان به عنوان اعضای خانواده پذیرفته می شوند و این گونه با آنها رفتار می شود. هیچگونه روابط شخصی الزامی به جز آنها که خانواده تشخیص می دهد وجود ندارد، خانواده و اعضا مدل کوچکی از جامعه اند. کار ویژه اقتصادی خانواده را بر هم می زند و آن را به واحد مصرف و اجتماعی شدن تقلیل می دهد. تولید از خانواده به کارخانه منتقل می شود.
«یکی از انواع دسته بندی تغییر می تواند دوره زمانی تغییر باشد. بر اساس تعریف دوره زمانی تغییر بلندمدت زمانی است که تغییر بعد از پذیرفته شدن و بدون از دست دادن کارکرد خود باقی می ماند. تغییرات اجتماعی بلندمدت بیشتر از بعد تاریخی دیده می شوند و می توانند عواملی مثل بیابان نشینی، عصر کارگران ماهر و ... در بر گیرد. اما تغییرات اجتماعی زودگذر تغییراتی هستند که دوره زمانی آنها عموماً زیر 50 سال است» و می تواند یکی از انواع زیر باشد:
مرتن در کتاب ساخت اجتماعی و بی هنجاری، به بررسی رفتار فردی می پندارند و تا حدود زیادی نیز چنین است. لیکن هدف کلی او القاء یک نوع شناسی از شیوه های رفتار است (توسلی، 1387، 224) . «او در این کتاب کار خود را با توصیفی از خود ساخت های اجتماعی و اینکه آن ساختها چه کاری انجام میدهند، شروع می کند. وی تبیین مسأله انحراف را براساس فرضیه های فردگرایانه و روان شناختی نیز مربوط می داند. او می خواهد ثابت کند که ساخت اجتماعی تنوعی از شیوه های کنش (شیوه انطباق) را در اختیار اشخاص قرار می دهد و نیز اینکه این شرایط ساختی است که علت ریشه ای انحراف اجتماعی است. او به نفس انحرافات یا جنایات علاقه مند نیست بلکه به ریشه های ساختی اجتماعی گرایش افراد به راه های نامطلوب کنش علاقه مند است. در حقیقت با شرایطی که او توصیف می کند، انحراف عملاً رفتاری هنجاری است. اشخاص منحرف نه عجیب و غریب اند و نه نقص روان شناختی دارند. آنها کاری را انجام
می دهند که در شرایط خاص از آنها انتظار می رود.»
| دسته بندی | علوم انسانی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 55 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
پاورپوینت اینترنت ماهواره ای
پاورپوینت اینترنت ماهواره ای در 25 اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx
اینترنت ماهواره ای پرسرعت چگونه است ؟
- جعبه ابزار یوتلست برای دریافت چند رسانه ای را تجربه کنید.
2- شما توانایی تجربه جعبه ابزار یوتلست برای دریافت چند رسانه ای را خواهید داشت. به این خاطر شما احتیاج به نصب چند سخت افزار و نرم افزار ساده دارید . نحوه نصب کردن در زیر به طور کامل توضیح داده شده است.
در درجه اول به یک کامپیوتر PC که میتواند از نوع دسک تاپ یا نوت بوک باشد که به سیستم عامل 98 یا بالاتر، نوع پروسسور می تواندAMD آتلون 400 مگاهرتز یا پنتیوم 400 گیگا هرتز باشد. برای RAM ، 128 مگا بایت توصیه می شود.فضاهای هارد دیسک باید حداقل 40 مگابایت بزای نصب و 1 گیگا بایت جهت داون لودهای شما وجود داشته باشد.