| دسته بندی | فنی و مهندسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 45 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 46 |
فصل اول : خصوصیت بیومکانیکی و فیزیولوژیکی حرکات ایزوکلینیک
این کتاب عمدتا به اندازه گیری و شرایط عملکرد عضله ایزوکلینیکی در کارهای کلینیکی می پردازد. اصطلاح Isokinetic به شرط خاصی اطلاق می گردد که در آن یک عضله یا گروه عضلانی در برابر یک مقاومت تطبیق یافته و کنترل شده که سبب حرکت بخشی از عضو تحت یک زاویه پایدار و یا سرعت خطی بر بخشی از دامنه حرکت آن عضوی شود، مقابله می کند. در این فصل برخی از موضوعات مستقل بیومکانیکی و فیزیولوژیکی در باب استفاده از سیستم های Isokinetic بحث می شود.
قبل از پرداختن به موضوع اصلی این فصل نیاز به اندازه گیری می بایست روشن و واضح شود. قدرت عضله که فاکتور اصلی در قلمرو عملکردی عضلات عمومی می باشد نزدیک به یک قرن در استفاده از تکنیک MMT (ارزیابی دستی عضله) مورد ارزیابی قرارگرفت. ارتباط مشخص MMT با Isokinetic درجات 3، 4و 5 می باشند که تحت عنوان توانایی یک عضله (گروه عضلانی) برای غلبه بر مقاومت جاذبه (درجه 3) غلبه بر مقاومت جاذبه و مقاومت اندک (درجه 4) و غلبه بر حداکثر مقاومت اعمالی (درجه 5) تعریف می گردند. این درجات بطور عمده به استاتیک Isokinetic مربوط می شوند تا ظرفیت دینامیکی. می بایست مدنظر داشت اگرچه درجه 3 یک اندازه قابل مشاهده می باشد. اما درجات 4و5 با توجه به حدت (تیزی) حسی منعکس شده از طرف بیمار و توسط افراد متخصص تعیین می شوند بهرحال توانایی بشر در تشخیص دقیق میزان مقاومت در هر دو منظر مطلق و نسبی ضعیف می باشد. (Sepega , 1995) بعنوان مثال تفاوتهای موجود به میزان قدرت کمتر از 25% بطور کلی غیرقابل شناسایی می باشند.در نتیجه و با توجه به تعریف اگر عضله طرف درگیر با عضله مرجع (طرف غیر درگیر) با عضله مرجع (طرف غیردرگیر) به توازن برسد و یا بخشی از قدرت آن را گرفته باشد. از تکنیک MMT نمی توان به تصمیم غیری قابل اتکائی دست یافت. علاوه براین پیشرفت عملکرد عضله را نمی توان بطور موثر تخمین زد.
این مشکل با این حقیقت که درجه 4 مسئول %90-60 قدرت عضلانی است، پیچیده تری شود. این عدد از آنالیز (حداکثر) قدرت انتهایی عضلات استنتاج گردیده است که به سنجش Isokinetic در برابر قدرت مورد نیاز برای مقاومت کردن در برابر گرانش اشاره می کند. بعبارت دیگر به ترتیب درجه s دوبرابر درجه 3 (Dvir 1997a). جدول 1-1 محدوده شاخص هایی را ترسیم می نماید که برای درجه 3 بر اساس وضعیت عضوی که حداکقر نیروی جاذبه وارد شود، محاسبه گشته است. نمرات درجه 5 بر x منابع منتشره متنوع متکی می باشد. بوضوح به استثناء فلکسورها و ابداکتورهای hip که در وضعیت sidelying , supine برای متعادل ساختن حرکات قابل توجه و اعمال شده توسط وزن اندام تحتانی مورد نیاز می باشند. در سایر نمونه ها مقاومت جاذبه معادل %20-4 حداکثر حرکت (قدرت) اعمالی توسط عضلات مربوط می باشد.در نتیجه اکثر پتانسیل هی عضلاتی در درجه 4 قرارمی گیرند. اگرچه این موضوع به ناچار منجر به تقسیمات جزئی (بعنوان مثال +3 و -5) می شود که کاربرد این تقسیمات نه تجدیدشدنی می باشند و نه معتبر. بواسطه سلولهای حساس به فشار آنها و خلاقیت های تکنولوژی مرتبط، سنجش پویایی Isokinetic می تواند بطور موثرتر و دقیق تری حداکثر ظرفیت حقیقی عضلات را بخوبی تفاوتهای ظریف موجود در مراحل عملکردی عضله اندازه بگیرد آنها می توانند این عمل را تحت فشارهای استاتیک و نیز دینامیک انجام دهند و اطلاعاتی را بدست آورند که به مراتب افزون تر از اطلاعاتی است که با استفاده از سایر تکنیک های دستی یا دستگاهی حاصل می گردد.
اصول پایه
اربطه کشش – طول
عملکرد عضلات ارادی و غیرارادی
دینامومتری Isokinetic منحصرا برای عملکرد عضلات ارادی بکار برده می شود. این بدان معنا می باشد که علاوه بر عوامل مکانیکی و فیزیولوژیکی عوامل روانی نیز دخیل می باشند به راستی اشتیاق و میل به همکاری از افراد ضروری آزمون Isokinetic می باشند. به هر حال ممکن است از سنجش پویایی Isokinetic برای سنجش عملکرد عضلانی که ممکن است در ابتدا غیرارادی باشند، بعنوان مثال در مریض هایی که از فلج های spasdic ناشی از سکته مغزی رنج می برند، استفاده شود.
رابطه اصلی
اساسی ترین رابطه حاکم بر عملکرد عضله رابطه بین طول عضله و حجم کشش ناشی از آن می باشد. دانش ما در این زمینه منحصرا متکی بر آزمایشات صورت گرفته برروی حیوانات می باشد. در نمونه های اندک آزمایش شده برروی انسان یافته ها در داوطلبانی با قطع عضو (Rolston etal 1949) Cineplastic با اصول اثبات شده حاصله از آزمایشات انجام شده برروی حیوانات مطابقت داشته است.
اصول انقباض های Isometric
تحلیل انقباضات Isometric بر پایه تنظیمات تجربی استوار می باشد که در آن طول عضله (متغیر مستقل) توسط آزمایش کننده تعیین می شود و کشش تحت فشار Passine یا تحریک الکتریکی (متغیر وابسته) توسط دستگاه اندازه گیری نیرو ضبط می گردد. (Hill 1953)
بدلیل شروع حرکت در وضعیت Slack بطوری که فاصله بین دو انتهای عضله از طول کلی عضله کوتاهتر است، عضله به استفاده از تحریک الکتریکی وادار می شود. کشش حاصله توسط یک سلول فشاری متصله به مجموعه ای از عضلات اندازه گیری می گردد. فاصله بین دو انتهای عضله اندکی افزایش می یابد و در یک نقطه معین مقاومت Passive حتی قبل از تحریک توسط سلول فشاری ضبط می ردد. این روند تا توقف افزایش آشکارای کشش تکرار می گردد.
کشش ضبط شده توسط پویا سنج دو منبع مستقل را بیان می کند. (شکل 1-1)
1- کشش active ایجاد شده توسط ارکان قابل انقباض عضله
2- کشش passive ایجاد شده توسط ارکان غیرقابل انقباض عضله
از آن جایی که دو مورد ذکر شده بطور فیزیکی بهم متصل اند، اندازه گیری همزمان عملکرد مستقل آنها غیرممکن است. به هر حال کشش active با کاهش مقدار کشش passive حاصل می شود. بعنوان مثال در ثبت کردن قبل از تحریک ناشی از مقدار متشابهی از کشش کلی خط منحنی توصیف کننده جزء active تقریبا شکل U معکوس کاملا قرینه دارد. (شکل 1-1)
طول عضله مطابق با حداکثر کشش active بعنوان length resting شناخته می گردد که نبایستی آنرا با طول عضله در حالت آناتومیک اشتباه گرفت. بنابراین قدرت (به پایین نگاه کنید) افزایش یافته توسط عضله در length resting با حداکثر میزان خود یکسان نمی باشد.
رابطه کشش – طول تمامی عضلات منعکس کننده رفتار مکانیکی فیبر عضلانی است. (Gordon et al 1969) . میزان افزایش کشش به تعداد پل های عرضی موجود بین رشته های active و myosin مرتبط می باشد که در جای خود به میزان هم پوشانی آنها نیز مرتبط می باشد.
قدرت عضله
حداکثر گشتاور
تکنیک های Isometricو Isokinetic و یا سایر تکنیک ها که برای اندازه گیری نیرو – عضله در موجودات زنده بکار می روند، همگی بر پایه روش های گوناگونی استوار می باشند. بجای نیرو که اصولا یک عامل خطی است، اصطلاح قدرت مناسب تر است. قدرت بعنوان اثر چرخشی نیرو، تولیدشده توسط یک عضله یا گروه عضلانی اطراف مفصل مورد بررسی و نیز با نام حرکت عنوان می گردد. گرچه قدرت نسبت به هر نقطه ای درامتداد دامنه حرکت مفصل (Rom) و در محل اعمال اثر عضلات معرفی می گردد. ولی معنای رایج قدرت نقطه ای از Rom می باشد که در آن جا قدرت به حداکثر مقدار خود می رسد و از این رو اصطلاح اوج حرکت یا اوج گشتاور نامیده می شود. قدرت همچنین شامل مفهوم Synergy ( کار توام) مرجع ایجادی محل کاربرد، تلفیق حرکت تعدادی عضله نسبت به یک عضله می باشد. (Herzog etal 1991) .
بدون درنظرگرفتن اثر جاذبه در یک حرکت، قدرت با ثبت نیروی اعمال شد، توسط عضو distal بدن بر مفصل و توط یک حس گر پویاسنج و افزایش حجم محدود شده توسط طول بازوی اهرمی س گر نیرو اندازه گرفته شود. (2-1fig) تا ایجاد حرکت نماید. (M). بعبارت دیگر ظرفیت مکانیکی عضله تنها از روش اندازه گیری مستقیم بدست می آید. علاوه براین ملاحظات مکانیکی ساده نشان می دهد که میزان نیروی اعمالی بر حس گر نیرو رابطه معکوسی با فاصله بین محور مفصل ونقطه اعمال نیرو دارد.
بدلیل کوچکی کلی بخش های بدن، حتی انحراف cm1 از placement اصلی حس گر ممکن است به محص ارزیابی دوباره خطاهای تقریبی %5-5/2 با تاثیر مشابه بر قابلیت تکثیر یافته های ارزیابی ایجاد شود.
نیروی کلی و نیروی قابل اندازه گیری
به هر حال تفاوت اساسی دیگری میان روشهای رایج و مستقیم می باشد بدین معنا که روش آخر تنها بخشی از نیروی کلی عضله می باشد که قابل اندازه گیری است. بعنوان مثال شکل 3-1 که قیاسی از نمای planer مفصل آرنج است. نیروی F ، توسط عضله brachialis ایجاد ودر این جا با نیروی flenor کلی نشان داده شده است. برداری با دو جز» نیروی (Fta) transarticular و نیروی چرخشی (Fr) جزء transarticular بعنوان تثبین کننده مفصل عمل می کند اما در ایجاد حرکت در اطراف آرنج مداخله نمی کند.
در شرایط پویا dynamic : عمل خم کردن و یا جلوگیری از entersior باز و توسط جزء چرخشی (rotatory) نیروی brachialis انجام می شود. میزان حرکت (M) با افزایش جزء چرخشی(Fr) (3-1 fig) توسط طول اهرم d محدود می گردد. طول اهرم d فاصله عمودی میان (Fr) تا مرکز چرخشی در مفصل آرنج می باشد. M=Frd و از دیدگاه مثلثات که جهتی است که F در ان اعمال شود و یا زاویه کاربرد (AOA) (3-1 fig) و بطور کلی
منحنی حرکت – وضعیت زاویه ای
بنابراین با افزایش طول d حرکت عضلانی وابسته به دو عامل است: نیروی عضله وسینوس زاویه کاربرد. . این تنوعات تا حدی در روش مخالف کاربرد دارد. وقتی که عضله بر بیشترین حالت اتساع خود می باشد و با توجه به کاهش حجم AOA , M بسیار کوچک می شود و از این رو سینوس زاویه در حداقل مقدار خود می باشد. و هنگامی که عضله کوتاهتر می شود. کشش عضله توانایی کم شدن را کسب می کند بعنوان مثال F کم شده اما AOA متناسب با آن و از این رو sin افزایش می یابند. در خلال بخشهای اولیه ROM کلی میزان افزایش سریعتر از میزان افزایش نیروی عضله متناسب F و حرکت M ایجاد شده توسط عضله عموما براین بش افزایش می یابد. این دلیلی است برای افزایش مشاهده شده در قدرت عضله ناشی از گذر از موقعیت لبه خارجی به دامنه میانی است.
عکس این موضوع ممکن است در بخش بعدی غالب گردد و ناشی ازگذر از موقعیت دامنه میانی به لبه داخلی است که منسجم به کاهش حرکت M می گردد.
شکل منحنی حرکت – وضعیت زاویه ای در شکل 4-1 نشان داده شده است که این منحنی متکی بر ارزیابی Isokinetic و pronatorها و supinatorها آرنج می باشد.
اصلاح نیروی جاذبه:
در انقباض های dynamic حرکت خارجی یعنی حرکتی که بر عضله غلبه می کند توسط سه جزء مجزا ایجاد می شود:
به محض رسیدن به شرایط Isokinetic یعنی بازو اهرمی به یک سرعت زاویه ای پایدار برسد، اجزاء شتاب بی اهمیت می شوند.بنابراین به منظور تعیین نیروی خالص عضله در نظرگرفتن تاثیر وزن ضروری است. شکل 15-1 به اندازه گیری Isometric قدرت flenorها و entersorهای زانو سر وضعیت نشسته اشاره دارد. Entersorها سر جهت مخالف وزن پا و مقاومت dynamometer عمل می کند. حرکت اعمالی توسط Entersorها و Me (پاد ساعتگرد در شکل 5-1) می بایست با مجموع حرکات وزن پا (ساق و foot) Mleg و حرکت اعمالی توسط مقاومت dynamometer و Md (هر دو ساعتگرد در شکل 5-1) برابر باشد. این رابطه در معادله زیر آمده است: Me = Md + Mleg
از طرف دیگر وقتی flenorها بصورت Isometric انقباض می یابند، حرکت ایجادی ناشی از این عمل Mf و حرکت اعمالی توسط وزن پا در یک جهت عمل می کنند. (ساعتگرد در شکل 5-1). و از این رو معادله زیر برقرار است: Mf + Mleg = Md و یا بعبارتی Mf =Md- Mleg
بنابراین در gravitional position قدرت entensor ها ممکن است ناچیز گرفته شوند و قتر flenorها با حرکتی برابر با حرکت جاذبه زیاد برآورد شوند. در ارزیابی Isokinetic موارد ذکرشده در موارد متشابه entensor و انقباضات هم مرکز flenor یافت می شوند. بعنوان مثال در جایی که عضله بر وزن عضو و مقاومت dynamometer غلبه می کند. به منظور دستیابی به میزان صحیح قدرت عضله، اجرای مرحله ای مرسوم به gravity correction ضروری است که این روند در سیستم های تجاری موجود Isometric دخالت دارد. این روند بر پایه سنجش وزن عضو دریک موقعیت ثبت شده و ارائه شده (هرچه نزدیک تر به افق) که توسط سیستم سلول فشاری و یک محاسبه مثلثاتی ساده که در پردازش اطلاعات حرکت یا نیرو توسط کامپیوتر دخالت می کند،انجام می گیرد.
همانگونه که در تعدادی از صفحات آخر Bygottet al 2001: رجوع به فصل 9 برای توضیحات بیشتر) روند اصلاح گرانش دارای خطا می باشد. این خطا عمدتا به دو عامل وابسته است:
عنصر active توسط عضلات اطراف حمایت می شود که ممکن است که این عضلات ممکن است تحریک شوند وحتی اگر زمانی اندازه گیری انجام شوند فرد نیازمند آرامش کامل است.
عنصر passive ناشی از stretch کپسول ، تاندونها و رباط هاست. بنابراین بجای یک جز Sinusoidal (مسطح) مقاومت یک الگوی متفاوت درنظر گرفته شود.
یک نمونه موثر توسط Wessel و همکارانش (1992) شرح داده شد که در آن قدرت flexor تنه مورد ارزیابی قرارگرفت و جزء گرانش تنه اندازه گرفته شد. اگرچه راه حل تناوبی – حرکت passive جز ارزیابی شده در طول ROM و کاهش مقاومت حاصله از قدرت active به منظور دستیابی به قدرت خالص بطور جزئی مشکل اول را حل می کند. (حرکت (Non – anital و اما این مشکل دارای مشکلات یکسانی است که به اجزاء active و passive مربوطند. در نتیجه ارزیابی های Isokinetic می بایست در شرایط فاقد گرانش انجام پذیرند. هرچند این روش در تمامی نمونه ها قابل اجرا نیست اما نیازمند وضعیت ناآگاهانه فرد و وسایل ویژه می باشد. اصلاح گرانش مسلما در مراحل انتهایی ارزیابی فاقد مشکل است چون در صورت کاهش میزان آن، جزء طرف غیر درگیر بعنوان اساس سنجش ایفای نقش می کند. بجز درموارد اشاره شده که نیروی وزن اجزاء متقارن بصورت یکسان درنظر گرفته می شوند. از طرف دیگر در جایی که جز ثانویه موجود نیست، نظیر مواردی در تنه، دقت کم مراحل رایج به کار گرفته شده برای اصلاح این اثر یا امتناع کردن از استفاده از آن، تبعات مهمی در هنگام تفسیر اصلاح کلینیکی دارد.
نسبت قدرت عضلات antagonist agonist :
واضح است که درنظرگرفتن جاذبه در محاسبه حرکت خالص حاصله از عضلات ارزیابی شده در نسبت حرکت (قدرت) antagonist agonist موثر است. این موضوع بطور کلی در آن دسته از عضلاتی که اندام را در صفحات frontal , sagital را در نظر گیریم Ent / flex که در آن flex و Ent حرکات عضلانی نسبی می باشند. و وزن اعمالی توسط عضو را در یک نقطه مشخص از ROM مورد ارزیابی 2ONM در نظر بگیریم و آن که هر عضله در این نقطه حداکثر Nm60 حرکت uncorrected دارد. (برای مباحث جزئی تر از بحث اندازه گیری به فصل 2 رجوع کنید). براساس این مقادیر uncorrected :
و اگر چنانچه میزان گرانش به entensor ها اضافه کنیم و از ها بکاهیم، نتیجه حاصل از این قرار است:
این یک تفاوت مهم می باشد که می تواند در مورد نسبت قدرت flexor به entensor تنه به مقادیر بیشتری برسد.
نسبت بین حرکت – سرعت زاویه ای در انقباضات دینامیک
اگر نسبت بین نیرو و طول (نسبت حرکت به زاویه) اساسی ترین پارامتر فیزیولوژیکی عضلات اسکلتی باشد، پارامتر اساسی دیگر ارتباط بین نیرو یا کشش، ایجادی در طول عضله و میزان سرعت انقباض آن عضله است. عملکرد عضله دینامیک (پویا) ممکن است با کمک عوامل زیر اندازه گیری شود:
مورد دوم که برای پویا سنج های Isokinetic مناسب است از اواخر دهه 1960 . برای تعیین کیفیت عملکرد عضله مورد پذیرش قرارگرفت.
در مبحث سرعت – کشش در رابطه با انقباض عضله یافته ها بر پایه آمادگی عضله مورد مطالعه باشد که خود این کار بر پایه تشخیصات حاصله از آزمایش برروی موجودات زنده می باشد. در نمونه آخر رابطه حرکت – سرعت زاویه ای باید درنظر قرارگیرد.
توصیف ریاضی
فرمول توصیف کننده نسبت نیرو- سرعت توسط Hill(1953) پیشنهاد گردید:
که در آن T کشش، T0 کشش Isometric و V سرعت کاهش و b,a مقادیر ثابتی می باشند و نیز داریم Umax=bT0/a که Vmax سرعت کاهش بدون اعمال فشار است.
صورت دیگر این معادله عبارتست از: که در آن و و .
بازده و توان
بازده قدرت p ناشی از عضله توسط (McMahan 1984) ارائه گشت: سرعت کاهش × کشش = قدرت یا P=Tv
و با جایگزاری فرمول Hill داریم:
هنگامی که سرعت کاهش %33-25 سرعت حداکثر (Vmax) باشد این مقدار به حداکثر مقدار خود می رسد.
نمودار معادلات فوق در شکل 1.6 ارائه شده اند ((McMahan 1984 که در آن K=0.25 می باشد. به این نکته می بایست توجه کرد که معادله بین نیرو و سرعت برای افزایش طول active عضله بکار می رود (که در آن active یک حالت انقباضی است) در این مورد افزایش کشش عضله بعنوانی یک عملکرد از سرعت اتساع active تخمینی دارای شیب بیشتری از موارد کاهش مشابه می باشد.
حرکت عضله و سرعت زاویه ای
در مطالعات انجام شده برروی موجودات زنده هیچ تناسبی میان نیرو و سرعت خطی برقرار نیست. حرکت جایگزین مورد اول می گردد که تحت عنوان نیروی گشتاور شناخته می شود. وسرعت زاویه ای (W) بازوی اهرمی جایگزین مورد دیگری شود که این سرعت تحت عنوان سرعت زاویه ای مفصل (اما از نظر مقدار با آن متفاوت است) بیان می گردد. براین نکته تاکید می شود که این بیان برای ارزیابی حرکت زاویه ای بکار می رود که تحت عنوان نادرست زنجیره حرکتی باز) شناخته می شود و نبایستی در ارزیابی زنجیره حرکتی بسته (close kinetic chion) بکاربرده می شود. بعلاوه اصطلاحات کاهش و کشش active با عبارات انقباضات متحدالمرکز و گریز از مرکز جایگزین می گردند. (رجوع کنید به Box 1.1)
قابلیت کاربرد عضله در آزمایشگاه:
مطالعات انجام شده بر پایه اندازه گیریهای Isokinetic گروههای عضلانی مختلف به این نکته اشاره دارد که اصول حاکم بر رفتار عضله in vitro که نسبت به نیرو – سرعت نامیده می شود فقط بصورت جزئی در نقاط مقابل داخل بدن خود عکس العمل نشان میدهد. عمدتا با توجه به فعالیت متحدالمرکز در سرعت خطی پایین (perrine & Edgerton 1978 & Houston1985) و در انقباضات گریز از مرکز eccentric (به پایین رجوع کنید) استثنائی موجود است.
وقتی سرعت ارزیابی تحمیل افزایش می یابد:
1- در سرعت یکسان ثدرت eccentric بیشتر از قدرت concentric می باشد.
2- براساس اصل ارائه شده توسط Elfman (1966) و ترتیب قدرت، وابسته به طرز انقباض بدین شرح می باشد: این ترتیب و با توجه به قدرت ربایش در شکل 12-1 ارائه شده است (Dvir 1977b) . (برای اطلاع از مقادیر حداکثر و متوسط نیروی قدرت ربایش حاصله از این مطالعه جدول 9-11 را مطالعه کنید). گشتاور در طول انقباضات eccentric رفتار شاخه eccentric منحنی حرکت – سرعت زاویه ای (M-W) از مدل تئوریکی ونیز یافته های آزمایشگاهی حاصل می شود. این رفتار با عدم یکنواختی، منحنی مشخص می شود که حتی در سرعتهای نسبی پایین نیز این عمل رخ می دهد. این یافته ها در تعدادی از مطالعات مربوط به آرنج (Griffin 1987 , Hortobagyi & Kateh 1990) ، شانه (Shkar & Dvir 1995) ، زانو (Rizzardo) و همکاران 1989 Ghena , Colliander & Tesch و همکاران 1991) و تنه (Dvir & Keating 2003) نیز صدق می کند. توضیح این پدیده که احتمالا بیشترین پذیرش را دارا است یک خمیدگی feedback منفی را فرض می کند که شامل تعدیل فقراتی ومحیطی به منظور اجتناب از واردشدن فشارهای اضافی بر خود عضله می باشد. (Staubar 1989) . با توجه به این توضیح، سیستم عصبی مرکزی تمام کشش ها (tension) را در تمام طول نگرانی کنترل می کند (انتگرال کشش- زمان یا برانگیختگی) و ظرفیت eccentric عضله ای که می تواند در حدود %100 بر قدرت Isometric بالغ گردد ، محدود نماید. (Edman و همکاران 1979). براستی هنگامی که میزان این خمیدگی برای عملکرد صحیح کاهش یابد مانند حالتی که ممکن است در کشش شدید و ناگهاین یک عضله active رخ دهد، پارگی بخش عضلانی – تاندونی می تواند ایجاد گردد. یک نمونه شاخص این حالت، پارگی تاندون آشیل در هنگام زمین خوردن ناگهانی و به طرف جلو است. نسبت قدرت eccentric به Concentric((E/C نسبت ((E/C نقش مهمی را در مطالعات Isokinetic ایفا می کند. بطور رایج این نسبت با درنظرگرفتن سرعت ثابت تعریف می شود. (بطور مثال E/C در 30 یا s/ 120) قدرت مطرح شده در این نسبت ممکن است حداکثر حرکت (pM) باشد و یا میانگین حرکت (AM) بدلیل این که تحت شرایط عادی و عملکرد نهایی قدرت eccentric مطلقا از قدرت Concentric مربوط بیشتر است. نسبت حاصله می بایست بیشتر از یک باشد. این اصل کلی تنها در یک مطالعه Trudelle – Jackson) و همکاران در سال 1988). صدق نکرده که درمطالعه مذکور حد پایین طیف سرعت مدنظر قرارگرفته بود. مطالعه مذکور بیان داشت که در %54-33 موارد عادی نسبت E/C کمتر از 0.85 می باشد. از طرف دیگراین پیشنهاد در بسیاری در مقالات و حتی در آسیب شناسی های کنونی Conway) و همکاران در سال 1992) صدق می کند. علاوه براین با درنظرگرفتن منحنی M-W نسبت E/C باید به تناسب سرعت ارزیابی افزایش یابد. اطلاعات مربوط راجع به دامنه این نسبت اکثرا مربوط به بخشهای نیمه تحتانی طیف سرعت می باشند. جدول 2-1 نتایج نسبت E/C را به افراد عادی نشان می دهد. برخی استثنائات بایست مدنظر قرارگیرد. با یک تمایل کلی بطرف مقادیر بالاتر اما حد فوقانی دربیشتر از 2.0 ثابت می ماند. اعداد حاکی از نسبت E/C تنها به موارد تک مفصلی محدود نمی شوند. عملکرد عضله در شرایط Concentric و eccentric فرمان با entension لگن و زانو و با تاکید ویژه بر تنوع نسبت مورد مطالعه قرارگرفت. (Dvir , 1966) اندازه گیری در وضعیت Supine و با قرارگرفتن hip و زانو در100 و حمایت foot بوسیله attachment مخصوص انجام گرفت. بازوی اهرمی با قوسی حدود 3- جابجا شد. با حرکت برگشتی بازوی اهرمی به وضعیت اولیه بصورت eccentric این مقادیر برای سرعتهای چنین پائینی، زیادی باشند. اما بایست در وهله اول این موضوع را مدنظر قرارداد که نیرویی که پس از حرکت اندازه گیری می شود از دیدگاه ترکیبات عضلانی – مفصلی افراد دارای تفاوت بیشتری است. آسیب های پاتولوژی در رابطه با نسبت E/C انحراف در دامنه ذکر شده در بالا، منجر به عوارض آسیب زا می شود. بعنوان مثال نسبتهای پایین E/C (کمتر از 0.85 بعنوان یک عامل بر مشکلات Patellofemoral توسط Stubar , Bennett (1986) بیان شد. این پیشنهاد که بر پایه یک اشکال در کنترل حرکتی عصبی عضله 4 سر رانی متکی است، در فصل 6 بطور مفصل بیان می شود. توصیف دیگری یک جلوگیری انتخابی از عملکرد eccentric وابسته به برد را بیان می دارد. این تئوری بر فشارهای بالای حاصله درانقباضات eccentric بخوبی حرکت مخالف کشکک (مراجعه کنید به فصل 6) استوار است. از طرف دیگر مقادیر بسیار بالای گزارش شده با توجه به عملکرد افراد مریض دارای کمردرد مزمن می باشد. (Shrado و همکارانش 1995) در این نمونه توضیح موجهی برای محدودکردن ارادی بازده قدرت Concentric وابسته به عوامل فرهنگی و تشویش بیان شده است. (Shrado و همکارانش 1995) مقادیر بسیار بیشتر نسبت E/C، در موارد فلج اسپاستیک و تالاسمی ماژور B یافت می شود. پاتولوژی قبلی یک واسط نوروفیزیولوژیکی می باشد. عملکرد عضله Quodri caps در افراد دارای فلج اسپاستیک مورد بررسی قرارگرفت. در این افراد انقباض های eccentric مستلزم پاسخ های اسپاستیک عضلات antagonistic نمی باشندز یرا حرکت ایجادی به جای کشش وارن این عضلات آنها را سست می کند. علاوه براین شاهد افزایش میزان بازده از انتهاهای اولی درک عضلات agonist خواهیم بود. (Knutsson 1987). شکل 14-1 منحنی قدرت Concentric و eccentric عضله چهار سر ران را در یک مریض فلج اسپاستیک نشان میدهد. افزایش سریعی ودر حدود %10 مقدار معمول در قدرت Concentric وجود دارد (برای سن و جنس مناسب) از طرف دیگر قدرت eccentric مطابق با میزان نرمال خودی باشد. بدین ترتیب نسبت E/C بطورقابل ملاحظه ای بالا می باشد. بین 4و5. پدیده افزایش سریع میزان E/C همچنین در موارد کلینیکی که در انها هیچ اختلال نورولوژیکی موجود نمی باشد، صدق می کند. درافرادی که بیماری تالاسمی ماژور B رنج می برند (بیماری ناشی از کم خونی موروثی که منجر به تضعیف بافت عضلانی می شود) استفاده از اعمال نیرو Concentric و eccentric عضله Quadriceps مورد ارزیابی قرارگرفته است و دراین افراد که دارای کاهش شدید قدرت Concentric باشند و قدرت eccentric خود را گرچه در حد نرم نیست حفظ می کنند، نسبت E/C بیشتر از حالت طبیعی می باشد (شکل 15-1) اتصال بیشتر اجزا بافت به یکدیگر می تواند دلیلی بر این امر باشد. نسبت کنترل پویا (دینامیک) اگرچه نسبت E/C بعنوان یک پارامتر عملکردی عضلات داخلی مورد استفاده قرارگرفت (بعنوان مثال در عضله یا گروه عضلانی مشابه) اطلاعات حاصله حاکی از آن است که این نسبت می تواند توضیح روابط بین عضلانی به همان نسبت موثر باشد. بخصوص با درنظرگرفتن حرکت eccentric عضلات نسبت به حرکت Concentric عضلات agonis که ناشی از نسبت کنترل دینامیک Dvir : DCR) و همکارانش 1989) می باشد. Aagaarel و همکارانش (1998) این نسبت را تحت عنوان Functional و در برابر نسبت قرادادی Concentric/ eccentric پیشنهاد کردند. DCR جز مهمی در ان دسته از شرایطی است که عضلات agonis و antagonist بطور همزمان فعالیت می کنند تا مفصل را از خطرهای احتمالی حفظ کنند. نمونه ای از این موارد در مفاصل زانو (Dvir و همکارانش 1989) و شانه (1997 Magnusson , Bak) که فعالیتهای مستلزم نیروی زیاد و یا ناپایدارهای ذاتی، جزء ویژگیهای مفصل می باشد، موجود می باشد. بعنوان مثال شانه را در Internal Rot , Add در نظر بگیرد. این چنین فعالیتی ممکن است حاصل از فعالیت Concentric عضلات agonis پکتورالیس ماژور توام با ساب اسکاپولاریس باشد. (Glousman و همکارانش 1988). اگر برون گرداننده ها بصورت همزمان از حرکت به جلو سر هومروس پیش گیری نمی کردند احتمال نیمه دررفتگی قدامی بسیار زیاد می شد. بدلیل این که سرانجام عضلات agonis بر antagonist غلبه می کند و عضلات antagonist کشش بسیاری را تحمل می کنند. هر دو نوع عضله بصورت eccentric منقبض می شوند. DCR فعال که رابطه حرکتی بین عضلات agonis و antagonist در طول اجرای فعال حرکت نامیده می شود نمی تواند از یک تجاوز کند و یا به بیان دیگر حرکتی رخ نمی دهد. از طرف دیگر DCR ایزوکینتیک وابسته به رابطه قدرت عضلات agonis و antagonist می باشد. تفاوتهای دوطرفه دینامیک در برابر استاتیک یافته های حاصله از اندازه گیری عملکرد عضلات (قدرت و یا سایر پارامترهای مکانیکی) ممکن است بصورت مستقل و یا وابسته بیان شوند که مورد دوم ذکر شده بصورت رایج تر و در زمانی که سازش یک طرفه حاکم باشد، بکارمی رود. مخصوصا اگر این تسلط جزئی بر عملکرد عضلات منقبض شده و پارامترهای مکانیکی داشته باشد. همواره قدرت بین دو طرف درگیر وغیردرگیر مقایسه می شود و با استفاده از فرمول زیر میزان تفاوت آنها بصورت درصد بیان می شود: = = تفاوت % که در این فرمول SI , SU یعنی قدرت عضله (عضلات) طرف غیردرگیر و طرف درگیر و موثر برطرف مقابل. یکی از سوالات اصلی که حتی متخصصین امروزه نیز با آن مواجه می باشند ؛ طریقه انقباض اتخاذی برای محاسبه تفاوت ذکر شده می باشد. علاوه براین طریق ایزومتریک نه تنها در تکنیک MMT بعنوان معیار درنظر گرفته می شود بلکه بعنوان یک معیار قابل تعریف در اختلالات دست نیز بکار می رود. وجود وسایل دقیق و ساده – پویاسنج دست Jamar- که بطور موثری با عملکرد عمده gross ساختمان عضلانی دست مطابقت دارد. می تواند دلیلی بر قانون دوم ذکر شده باشد: grip استاتیک. به هرحال بجز دست که خصلت های عملکردی و موروفولوژیکی خاص آن که امکان این چنین اندازه گیری را می دهد. سایر گروههای عضلانی عمده نیازمند نوع متفاوتی از اندازه گیری می باشند که این نوع توسط پویاسنجی ایزوکینتیک حاصل می شود. اما علیرغم استفاده شایع از این روش و مطالعات بسیار زیاد ایزوکنیتیکی مشتمل بر پاتولوژی های گوناگون پاسخ روشنی به این سوال که آیا می شود تفاوتهای یک طرفه را تنها و توسط هریک از سه روش انقباضی بیان کرد، نداده اند. بعبارت دیگر آیا با وجود تفاوت عضلانی، احتمال استفاده بیشتر از روشهای ایزومتریک Concentric یا eccentric می باشد و یا خیر؟ این سوال مقایسه های بین چند مدل را نیز شامل می شود: تفاوت بین استاتیک Isometric در برابر دینامیک Isokinetic تفاوت بین Concentric و eccentric . در مقایسه های اساسی تر این سوال نهفته است: ایا قدرت محلولی مستقل است و یا وابسته به شرایط و روش؟ این نکته لازم به ذکر است که اگر حتی جواب منطقی برای این سوالات موجود باشد، سوالات مربوطه بیشتر در مورد رابطه بین کمبود قدرت خالص (ایزومتریم Concentric یا eccentric و کاهش میزان عملکرد همچنان بدون پاسخ می ماند. مقایسه بین Intermodal با درنظرگرفتن اولین موضوع Intermodal شواهد حاکی از کاهش بیشتر قدرت به زمانیکه محاسبات بر پایه مقایسه روش ایزوکینیتیک یا ایزومتریک انجام می شود، می باشند. در مطالعه ای در مورد عملکرد عضله quadriceps برابر 15% و در روش ایزوکینیتیک 40% بود. Madsen) و همکارانش 1995). علاوه براین که ارزیابی ایزوکینیک قدرت زانو قابل پذیرش می باشد. در مقایسه با قدرت ایزومتریک ، میزان قدرت ایزوکنتیک مقیاس مناسب تری برای پیش بینی درد و ناتوانی ناشی از آن می باشد. مبحث ذکر شده عامل مهمی در اتخاذ تصمیم در مورد این که کدام نوع از کاهش قدرت می تواند بعنوان معیار بکار رود، در مطالعه دیگری Carter و همکارانش افرادی را که از اختلال عصبی حسی و حرکتی ارثی نوع II,I مورد ارزیابی قرارداد و عملکرد عضلانی آنها را با درنظرگرفتن سن و جنس نمونه مورد بررسی قرارداد. نتایج حاصله حاکی از این امر بود که کاهش میزان قدرت وابسته به اندازه گیری ایزومتریک با تقریب %30 مشابه نتایج حاصله از اندازه گیریهای ایزوکینیتیک می باشد. یافته های حاصله از مطالعه برروی افرادی که آسیب یک طرفه عضو دارند حاکی از این امر بود که قدرت ایزوکینیتیک عضله quaeiricaps اندکی کمتر از قدرت Concentric و eccentric بود. (Holder-Powell و Rtherford 1999) مقایسه Intermodal با درنظرگرفتن این مقایسه در مطالعه مشابهی که توسط Carter و همکارانش (1995) انجام پذیرفت. این نتیجه بیان شد که میزان کاهش در حالت eccentric کمتر از حالت Concentric مشاهده نشد. تا به امروز نتایج منتشرنشده از یک گروه عظیم از افرادی که از نقص یک طرفه قدرت ایزوکینیتیک در زانو، شانه، مچ پا و دست (grip) مشاهده نشده است تا به کمک آن بتوان میزان بیشتری از تفاوتهای انقباض های Concentricدر مقایسه با انقباضات eccentric کشف کرد. (2003Dvir). این اختلاف به کنترل محدودتر ایجاد تنش عضلانی ارتباط داده شده است.در نتیجه امکان تغییر در روش رایج کاربردی مدل Concentric به مانند روش eccentric می باشد. علاوه براین با درنظرگرفتن نقش عملکردی مرکزی انقباضات eccentric میانگین میزان E/C به مراتب منطقی تر و مناسب تر بدست می آید. کنترل انقباضات eccentric شاید مهمترین نقش پویاسنجی ایزوکینیتیک در مطالعه عملکرد عضله علاوه بر اندازه گیری صحیح امکان فعالیتهای Concentric معرفی و ایجاد وسایلی برای اندازه گیری انقباضات eccentric باشد. پارامترهای دافعی بدن در اعمال انقباضات eccentric یعنی عواملی که بصورت ارادی نمی توان از انجام آنها جلوگیری کرد. مثل توانایی کنترل خم شدن به جلو، فعالیت eccentric اکتنسورهای تند- تا ورود این پویاسنج های active در میانه دهه 1980، مدنظر قرارنمی گرفتند یکی از جذاب ترین موضوعات مطالعه شده در استفاده از تکنیک های نوروفیزیولوپیکی بر پایه این سوال بود که آیا سیستم عصبی در انقباض eccentric فرمان خاصی وجود دارد یا خیر؟ با مطالعات انجام شده توسط (Enoka) نکات زیر یادآوری شد که منجر به دادن پاسخ مثبت به این سوال بود. فی المجموع ما این یافته ها وجود یک استراتژی فعالیت عصبی غیرعادی را نشان می دهند. مفاهیم این چنین مکانیسم هایی از دیدگاه تعریف دقیق قدرت، تغییر یافته های حاصله از ارزیابی قدرت و درنظرگرفتنت یافته های optimal برای جبران آسیب ها و تروماهای حاصله ملموس تر می باشد. رابطه بین حرکت – سرعت زاویه ای در حرکت passive کشش passive در افراد سالم هنگامی که بخشی از یک عضو فرد سالم بصورت passive در مسیری که گرانش بر آن اعمال می شود، جابجا می گردد حرکت مقاومتی حاصله بر نیروی گرانش و نیز خصوصیات ویسکوالاستیک عضله و بافت پیوندی مربوط به آن عضله نسبت داده می شود. ولی از آن جایی که جزء دوم تنها به محض رسیدن به طول ایستا شروع به اعمال نیروی محسوس می کند. وضعیت مناسبی برای افزایش ROM مفصل، امکان ایفای یک نقش قطعی درمداخله حرکت نیست. عامل دیگر انقباض رفلکسی در برخی عضلات که بصورت عادی عضو را در جهت مخالف حرکت می دهند. (فعالیت antagonist) می باشد. این پدیده به ندرت در موارد نرمال رخ می دهد و تنها در حرکات passive اینکه با بالاترین سرعتها انجام می گیرند، رخ می دهد. (Thilmann و همکارانش 1991) جلوگیری از ایجاد فعالیت antagonist: براستی یکی از خصوصیات یک سیستم عصبی عضلانی بسیار هماهنگ، توانایی این سیستم در عملکرد یکنواخت حتی در بالاترین سرعتها و بواسطه جلوگیری از ایجاد فعالیت antagonist می باشد. بعنوان مثال یک فرد بسیار ماهر در پرتاب توپ بیس بال، انقباض Concentric فروبندهای گلنوهومرال ممکن است بدلیل cocking طولانی مدت برای پرتاب با حداکثر نیرو Glousman) و همکارانش 1988) باشد که خود این عامل ناشی از سرعتهای زاویه ای بازو در تامین این حرکت بدون تحریکات محسوس فعالیت antagonist باشد. Cocking به معنای کشش پشت بازو قبل از وکت به طرف جلو آن مفهومی بر پایه عمل شلیک اسلحه. یکی از عللی که در ورزشکاران غیرحرفه ای با عملکرد دینامیک معادل عضلات پیشین که امکان ایجاد سرعت زاویه ای بازویی یکسان با مشکل روبرو می باشد فعالیت معکوس عضلات پسین می باشد. این عدم فعالیت آنتاگونیست ها از تمرین های مخصوص و شدید زیر حاصل میش ود. اسپاستسیته و فلج عضلانی فعالیت antagonist عضله بدون شرح دقیق مکانیسم های پیچیده ای موجود در مورد اسپاسیته عملکرد عضلات antagonist در افرادی که دارای اختلاف نورولوژیکی می باشند. ناقص می باشد. این مکانیسم در افرادی که دچار فلج اسپاستیک ناشی از آسیب در سیستم عصبی مرکزی می باشند، آشکارتر می باشند و اسپاستیسیته بعنوان یک اختلال حرکتی مشخص شده بوسیله افزایش پیوسته سرعت در رفلکس های کششی تونیک (تن عضلانی) بهمراه کشش بیش از حد تاندون ناشی از قابلیت تحریک بیش از حد رفلکس کششی، و بعنوان جزئی از سندرم عصب حرکتی بالایی توصیف می شود. (1980 Lance) جزء فلج عضلانی یا ضعف عضلانی در حرکات ارادی-بخوبی حرکات غیرارادی و نیمه غیرارادی- زندگی روزمره مثل راه رفتن موجود می باشد (1987Knutson) یکی از علل این ضعف که قبلا نیز ذکر شد، ممانعت اسپاستیک اعمالی توسط فعالیت antagonist می باشد.در چنین موردی عملکرد عضلات antagonist ممکن است سالم باشد اما حرکت مخالف ممکن است کاهش سراسری در قدرت را ایجاد نماید. ارزیابی با استفاده از دینامومتر های ایزوکینتیکی: ارزیابی دقیق اسپاستیه و فلج عضلانی در تعیین وضعیت ناتوانی و کلینیکی مریض ضروری می باشد. روشهای رایج بر پایه کلینیکی (دستی) و وسایل مکانیکی و الکتروفیزیولوژیکی استوار می باشند. در مورد دوم نقش پویاسنج های ایزوکینتیک کلیدی است. این وسایل در حرکت passive بخشی از عضو در سرعت از پیش تعیین شده و در اندازه گیری سیستمیک مقاومت عضلانی غیرارادی نیز بکار می روند. براستی این یکی از اولین کاربردهای سیستم Kincon که خود این سیستم نمونه اولیه سیستم های active می باشد، بود. اگرچه پیوستگی سرعت اسپاسیته مورد تردید قرارگرفته است (Rymer , Katz 1989) اما توانایی این پویاسنج ها در اندازه گیری دقیق، مقاومت اسپاستیک و با درنظرگرفتن موقعیت زاویه ای در تمام ROM موجود آنها را به ابزار مهمی در این زمینه تبدیل کرده است. اثبات فعالیت غیرطبیعی عضلات antagonist از سیستم های ایزوکینتیک active در مطالعات اولیه Knutsson و همکارش در موسسه Karolinska سوئد، به منظور اثبات کردن اثر فعالیت غیرطبیعی عضلات antagonist استفاده شد. ((1987 Knutsson , 1980 Martensson , Knutsson) شکل 16-1 . منحنی قدرت فلکسور در طول انقباض ارادی عضله همسترنیک در فردی مبتلا به فلح اسپاستیک را نشان می دهد. کاهش شیب در حرکت با سرعت 1200/S مربوط به افزایش شدید حرکت الکترومایوگرافیک عضله quadriceps می باشد. فعالیت این عضله حجیم در افراد طبیعی و در چنین سرعت پایینی رخ نمی دهد و حرکت برعکس عضله همسترینگ در اکتسنشن active و passive زانو فعال می شود. (شکل 17-1) تغییرپذیری میزان اسپاستیسیتی عضله: اگرچه کاربرد دینامومتری ایزوکینتیک در اندازه گیری اسپاستیسیته واضح می باشد در مطالعاتی که از این پویاسنج ها استفاده شده است، همگی در این نظر که این موارد دارای تغییرپذیری زیادی در میان نمونه ها می باشند، متفق القول می باشند. (1993 Panturin , Dvir 1987 Knutsson) پیشنهاد کردند که در مریض هایی با اختلالات پیشرفته،سرعت بحرانی در برانگیزش رفلکس شدید کششی حدود 1800/S می باشد با این حال در برخی از مبتلایان ماضر سرعت 1200/S در برانگیزش رفلکس ذکر شده، کافی نیست. انواع ارزیابی حرکت چند مفصلی طرح اغلب پویاسنج های موجود بر پایه حرکت زاویه ای (AM) بازوی اهرمی می باشد. از آن جایی که حس گر نیرو (در اغلب سیستم ها) به این بازو متصل می باشد، نیمروی اندازه گیری شده در جابجایی بخش در روش ایستاده اعمال شده است. این وضعیت در ارزیابی حرکات لولایی که نمونه ی بارزش زانو می باشد، مناسب است. بنابراین وقتی که ساق پا در هر دو حالت eccentric و Concentric برخلاف بازوی اهرمی حرکت می کند. نیروی مخالف اعمالی توسط حرکت تقریبا در سمت راست تیبیا عمل می کند. این اصل در تمامی ارزیابی های AM صادق می باشد و بدین سان میزان عرف انقباض ایزوکینتیک حاصل می شود. لازم به یادآوری است که تعداد عضلات درگیر در اجرای چنین حرکتی حداقل مقدار خود است. به هر حال عملکردهای متمایل به حرکت ندرتا در تک مفصلی ها رخ می دهد و بیشتر ترکیبی از حرکت هماهنگ چندین مفصل می باشد. نه تنها امکان ایجاد چنین حرکتی ضرورتی نیست، بلکه این حرکت در مقایسه با حرکات لولایی که در بالا ذکر شد، مستلزم یک الگوی حرکتی بسیار هماهنگ در تعداد زیادی از عضلات می باشد. علاوه براین اگرچه بازده کلی حرکت بصورت ایزوکینتیک محاسبه می شود، نقش اختصاصی گروه عضلانی مسئول در اجرای حرکت را نمی توان در گروههای بیشتر و یا حداقل در راههای امکان انجام وکات تک مفصلی ها و paner بصورت تجربی بیان نمود. استفاده عملی و آنالیز حرکت چند مفصلی ها بدلیل افزایش آگاهی نسبت به نیاز به حرکات مکمل و تاکید بر همه به جای جزء در توانبخشی مدنظر قرارمی گیرد. پویاسنجی های ایزوکینتیک می توانند به تعیین دقیق محدودیتها و کاربردهای آن نقش مهمی را در این راستا اجرا کند. برای رسیدن به این مقصود، تعریف مفهوم زنجیره حرکتی باز و بسته ضروری است. اگرچه در مفهوم ذکر شد، بخوبی در مقالات توانبخشی فیزیکی توصیف شده اند. اما بنظر می رسد این مفهوم دچار برخی ابهامات گشته است. زنجیره حرکتی باز (OKC) بعنوان سلسله ای از اجزای مفصلی تعریف شده است: انتهای جزء nام به (1-n) ام و سر آن به جزء (1+n) اممتصل می شوند. اولین جزء معمولا ساکن در نظرگرفته می شود و frame نامیده می شود ولی آخرین جز آزادانه حرکت می کند. نمونه کلاسیک OKC اندام فوقانی است که در آن ribcage بعنوان فرم ودست بعنوان جز انتهایی درنظر گرفته می شود. زنجیره حرکتی بسته (CKC) ترتیبی از اجزاء مفصلی سلسله وار است که در آن جزء انتهایی و فرم هر دو مفصل می شوند. وقتی که حرکت جز انتهایی در OKC اتفاق نمی افتد. هر جزئی در CKS ممکن است بعنوان انتها یا tail درنظر گرفته می شود. بنابراین معمولا CKC , OKC به ترتیب بعنوان انتها آزاد و انتها مسدود معرفی می شوند. نمونه از CKC عمل ترکیبی کل اعضای بدن در استفاده از دست برای بلندشدن از روی صندلی می باشد. در تمام مدتی که دست در حال انجام عمل grip می باشد و ساعد استراحت می کند زنجیره شامل مفصل بین زمین و پا، مفاصل سایر بدن در ارتباط با دستها، از پشت تا پایین صندلی می باشد. OKC یا CKC ؟ بدن انسان توالی های پیچیده ای از CKC , OKC را نشان می دهد. بعنوان نمونه اگرچه بودن دست به یک وضعیت خاص ممکن است یک فعالیت OKC باشد. عملکردی مثل گرفتن (pinch) یک شیء انجام شده بوسیله دو انگشت، بعنوان یک فعالیت CKC در نظر گرفته می شود. در فاز swing راه رفتن foot (gait) (پا) در حال حرکت در حالت OKC می باشد اما به محض برخورد آن با زمین CKC رخ می دهد. و نیز در خلال پایین آمدن یا بالارفتن از پله، فاز swing (یعنی جابجایی اندام تحتانی از یک پله به پله بعدی) ، ران ، ساق پا و پا آزادانه در فضا حرکت می کنند. و بنابراین حرکت اتفاق افتاده در روش CKC جای دارد. به هر حال به محض تماس با پله و قبل از بلندشدن انتهای طرف مقابل از پله مثلا در زمان فاز تحمل وزن، بدلیل تماس هر دو پا با پله که جز رایجی از این CKC می باشد. حرکت تمام مفاصل به یکدیگر وابسته می شود. دلیل مشابه علت ذکر شده در حین انجام اعمالی مثل بلندشدن از صندلی، دوچرخه سواری ، بلندکردن اشیاء و غیره بکار می رود. بنابراین هنگامی که بخش انتهایی شروع به حرکت می کند (و نیز اجزاء دیگر) سیستم مشابه CKC رفتار می کند، در حالی که اگر بخش انتهایی حرکت نکند، این جزء به عنوان خصوصیت OKC درنظر گرفته می شود. و نیز با توجه به حالت موقتی مفاصل / اجزاء بجای مفاصل آناتومیکی آنها نوع وضعیت موجود که CKC است یا OKC مشخص می شود.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 145 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 190 |
فصل اول
مقدمه
موضوع تحقیق
مساله تحقیق
هدفهای تحقیق
اهمیت و فایده تحقیق
فرضیه های تحقیق
مقدمه
خشونت خانوادگی[1]پدیده ای جدید نیست اما توجه به آن به عنوان مسئله اجتماعی جدید است .
در کشورهای غربی از حدود سی سال پیش و در ایران از چند سال پیش نگاه افراد متخصص به این پدیده جلب شده است .
در حال حاضر در ایران بسیاری از مسائل و آسیبهای اجتماعی در رابطه با خانواده وجود دارد .
می توان از مشکل دختران فراری و افزایش خودکشی و خودسوزی در میان زنان و افزایش طلاق و خشونت خانوادگی نام برد .
به احتمال زیاد شرایط زندگی در خانواده ها مشکلاتی برای اعضای خود به وجود می آورد برای حل مشکلات خانوادگی نمی توان تنها به پند و نصیحت یا نظارت بر رفتار افراد اکتفا کرد بلکه در عین حال باید به رابطه متقابل میان جامعه و خانواده نیز توجه داشت اگر ساختار جامعه بر اساس اقتدار و نابرابری میان اعضا شکل گرفته باشد قوانین[2] آداب[3] و رسوم،
باورها[4] و نگرشهای اجتماعی سلسله مراتب موجود را تایید می کنند و بازتاب آن در خانواده نیز مشاهده می شود و اقتدار و نابرابری و استفاده از خشونت برای پیشبرد امیال فرد مقتدر در خانواده به عنوان رفتاری طبیعی در نظر گرفته می شود. نتیجه خشونت خانوادگی نه فقط باعث ایجاد مشکلات اجتماعی و تشدید روابط اقتداری در جامعه خواهد شد که بار دیگر در خانواده ها انعکاس خواهد یافت .
از آنجا که خشونت علیه زنان به ویژه در محیط خانواده پیامدهای جدی و جبران ناپذیری در خانواده و جامعه بر جای می گذارد لذا توجه به زنان جهت کاهش آسیبهای اجتماعی به روشهای مختلف لازم و ضروری به نظر می رسد خشونت علیه زنان از موانع جدی برای دستیابی به اهداف توسعه و صلح است و بررسی آن ضروری است .
نتایج[5] بررسی ها نمایشگر این امر بوده اند که خشونت های خانگی در جوامع مختلف از گستردگی زیادی برخوردارند و در میان کلیه طبقات اجتماعی و فرهنگ های مختلف دیده می شود و عواملی مانند فشارها و تنشهای اجتماعی یا بحرانهای خانوادگی نیز در ظهور آنها دخالت دارند زیرا خشونت فقط در میان خانواده های مساله دار مشاهده نمی شود .
خشم در انسان وجود دارد اما اگر در مسیر صحیح هدایت نشود امنیت خانواده را مختل می کند و موجب بروز رفتارهایی از قبیل کودک آزاری و زن آزاری خواهد شد زن آزاری اغلب در خانواده بصورت رقابت، حمله کلامی و آسیب بدنی است که باعث در هم کوبیدن شخصیت زن و در نتیجه عکس العمل های نابهنجار بر کودکان می شود .
زن آزاری ( همسر آزاری ) یکی از آفتهایی است که از گذشته تا کنون متوجه جوامع بوده و یکی از مخربترین عواملی است که کانون خانواده را مورد هجوم قرار می دهد .
زنان ایران در میان انواع 9 گانه خشونت خانگی بیشتر تحت خشونتهای روانی و کلامی قراردارند .
7/52 درصد از کل پاسخگویان در پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی دقیقاً اعلام کرده اند که از اول زندگی مشترک تا کنون قربانی این نوع خشونت که شامل به کاربردن کلمات رکیک ، دشنام و داد و فریاد، بهانه گیری های پی درپی بوده اند (اعزازی، 1380 : 30) .
میانگین وقوع این نوع خشونت برای زنانی که درگیر آن بوده اند 10 بار است .
رتبه بعدی از آن خشونت فیزیکی از نوع دوم است که 8/37 درصد از زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود آن را تجربه کرده اند که شامل سیلی زدن زدن با مشت یا چیز دیگر، لگدزدن و...است. متوسط میزان تجربه این نوع خشونتها برای زنان درگیر درخشونت خانگی برابر با 46/2 بار است. رتبه[6] سوم با رقم 7/ 27 درصد متعلق به خشونتهایی است که مانع از رشد اجتماعی و فکری و آموزشی است که شامل ایجاد محدودیت در ارتباطهای فامیلی – دوستانه و اجتماعی، کاریابی و اشتغال و ایجاد محدودیت در ادامه تحصیل و مشارکت در انجمنهای اجتماعی است که 3/72 درصد از زنان اظهار کرده اند که از اول زندگی مشترک تا کنون در معرض این نوع از خشونتهای همسران خود نبوده اند .
خشونت جنسی و ناموسی که شامل مجبور کردن به دیدن عکسها و فیلمهای مبتذل یا اجبار به روابط زناشویی نا خواسته یا غیر متعارف می شود با رقم 2/ 10 درصد رتبه پایئنی را به خود اختصاص داده است .
آمارهایی که ابعاد میزان وقوع خشونت خانگی را در سطح ملی نشان می دهد حاکی است که 8 /89 درصد از زنان ایرانی گفته اند در طول زندگی مشترک تا کنون در معرض این نوع خشونت همسران خود نبوده اند (اعزازی، 1380 : 74).
بنابراین نتایج پژوهش بررسی خشونت خانگی [7]در28 مرکز استان نشان می دهد که وقوع خشونتهای جنسی و ناموسی در سطح ملی در مقایسه با خشونتهای دیگر کمتر گزارش شده است .
میانگین مرتب شده دوره های زندگی در بین پاسخگویان در سطح ملی بر حسب میزان وقوع خشونت خانگی نشان می دهد که دوره های زیر به ترتیب پرخشونت ترین دوره ها برای زنان ایران محسوب می شوند .
1 – یک سال اول ازدواج
2 – دوران تنگناهای مالی
3 – پس از تولد فرزندان
4 – حداقل یکباردر ماه
5 – دوران میانسالی
6 – دوران بارداری
خلاصه یافته های بدست آمده از خشونت خانگی در 28 مرکز استان کشور چنین نشان می دهد :
1 – مجبور کردن به انجام کارهای خلاف عرف و شرع و قانون ( 1/1 درصد )؛
2 – کتک کاری منجر به سقط جنین ( 2 /1 درصد ) ؛
3 – زدن تا حد نقص عضو ( 3 / 1 درصد ) ؛
4 – زدن تا حدی که پرده گوش پاره شده است ( 5 /1 درصد )؛
5 – زدن تا حدی که دست یا پا شکسته است ( 2 درصد ) ؛
6 – از دست دادن دندان ( 6 /1 درصد ) ؛
7 – زدن تا حدی که فک یا بینی شکسته است ( 5 /1 درصد ) ؛
8 – ازدواج مجدد شوهر بدون رضایت همسر اول ( 2 درصد ) ؛
9 – جلوگیری از نگهداری فرزندان توسط زن در زمان متارکه ( 2 درصد ) ؛
10 – مجبور کردن به سقط جنین ( 5 /2 درصد ) ؛
11 – زدن تا حدی که دندانها لق شده است ( 5 /2 درصد )؛
12 – عدم مراعات بهداشت زناشویی ( 6 / 2 درصد )(اعزازی، 1380 : 75).
بیان مسئله
خانواده یکی از نهادهای اجتماعی نخستین است که شالوده حیات اجتماعی محسوب می گردد و گذشته از وظیفه فرزند آوری و پرورش کودک و در نتیجه استمرار نسل ها و بقای نوع بشر وظایف دیگری از قبیل فعالیتهای اقتصادی آموزشی و اجتماعی کردن فرد را به عهده دارد ( وثوقی و نیک خلق 1379 : 199 ) .
در بین تمامی نهادها و سازمان ها و تاسیسات اجتماعی خانواده نقش و اهمیتی خاص دارد و هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامتی کند اگر از خانواده سالم برخوردار نباشد از آسیبهای اجتماعی در امام نیست اگر از تاثیر خانواده غافل باشد ( ساروخانی، 1375 : 11 ) .
این نهادها در دوره های مختلف تاریخی به اشکال گوناگونی مثل ( خانواده گسترده، خانواده هسته ای ) وجود داشته باشد و آنچه مهم است تنها شکل خانواده نیست بلکه تداوم مستمر آن در یک جامعه سالم از اهمیت برخوردار است .
مردم عموما خانواده را کانون آرامش و سازش و انطباق رفتار توام با آسایش تصور می کنند در حالی که خانواده محل برخورد عقاید و سلیقه های متضاد، سوء تفاهم های دراز مدت و هزاران تضاد و تناقض های فرهنگی دیگر است که مرد و زن به مدد نیروی صیانت ذات عشق و علاقه به یکدیگر پاره ای از آنها را نادیده گرفته و در موردی با یکدیگر سازش کرده و درباره تضادها که نه راه سازش دارد و نه راه اغماض برای یکدیگر حریم قائل شده و آنها را به عنوان پدیده ای مورد احترام طرفین تحمل می کنند .( زنگنه، 1380 : 2 ).
خشونت با زنان از پدیده های رایج در جامعه ی ماست که به صورت فیزیکی ( کتک زدن ) و کلامی ( ناسزا – تحقیر وتوهین ) و سایر اشکال انجام می گیرد در مقابل خشونت های فیزیکی مرد ، تنها کاری که زن می تواند بکند این که در صورت بروز ضرب و جرح به پزشکی قانونی از طریق مراکز انتظامی مراجعه کند گزارش دهد و طول درمان دریافت کند. در آن صورت مرد تعهد می سپارد که همسر خود را نزند و پرونده بسته می شود و در صورت تکرار جریمه ای هم به او تعلق می گیرد ( قاسم زاده، 1376 :31 ) .
تا حدود سه دهه قبل جامعه شناسان خشونت در خانه را امری استثنایی قلمداد می کردند و آن را خاص خانواده هایی می دانستند که دارای مشکلات مادی، سطح پایین فرهنگ و شرایط بحرانی مانند طلاق بودند اما نتایج بر خلاف تصور رایج نشان داد که خشونت در میان همه خانواده ها وجود دارد و معمولا قربانیان خشونت در خانواده زنان و کودکان هستند ( اعزازی، 1380 : 11 ).
زنان به انواع گوناگون خشونت در بیرون از خانواده دچارند از جمله آزار و اذیت جنسی در محل های کار، سوء استفاده نگهبانان زندان، حمله در مکان های عمومی خیابان ها و اتوبوس ها، سخنان زشت در خیابان که دیدار از برخی مکانها را برای زنان تنها یا بدون مرد، ناخوشایند یا نا ممکن می سازند حمله به زنان مسافر، تجاوز به عنف ، حمله به زنان معلول و سالمند هم در خانه و هم در مکانهای عمومی اما بیشترین حمله به زنان در خانه از جانب مرتکبان آشنا صورت می گیرد.از جمله شوهران ،پدران، ناپدریها، پدرخوانده ها، برادران یا پسران یا خویشاوندان دیگر .
خشونت شوهران علیه زنان در خانواده یکی از معضلات اساسی در جوامع امروزی اعم از توسعه یافته و در حال توسعه است به عبارتی دیگر خشونت علیه زنان یک امر جهانی است زیرا در کشورهای مختلف شاهد این پدیده هستیم برای مثال :
30 تا 35 درصد زنان امریکایی مورد آزار جسمی شوهران خود قرار می گیرند.
15 تا 25 درصد زنان آمریکایی به هنگام بارداری نیز مورد ضرب وشتم قرار می گیرند .
طبق گزارش اف . بی آی در 1992 در آمریکا از هر ده قربانی زن سه نفر توسط شوهر یا دوست پسر خود کشته شده اند .
21 تا 30 درصد زنان در آمریکا حداقل یک بار در طول زندگی مشترک مورد هجوم وآزار جسمی قرار گرفته اند .
در کلمبیا بیش از 120 درصد زنان مورد آزار لفظی یا روانی شوهران قرار می گیرند .
41درصد زنان هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می زنند.
42درصد از زنان در کنیا به طور مرتب مورد آزار فیزیکی همسران خود قرار می گیرند .
در سانتاگوی شیلی 63 درصد از زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند. در گینه نو 67 درصد از زنان روستایی 56 درصد از زنان شهری مورد خشونت قرار می گیرند .
نظر بر اینکه خشونت شوهران علیه زنان در خانواده مسئله جهانی است بازتاب آن در جامعه بین الملل نیز وسیع بوده است در چهارمین کنفرانس حقوق بشر در وین در سال 1997 خشونت علیه زنان یکی از موضوعات دارای اولویت برای بررسی در کنفرانس تشخیص داده شد و این نکته مهم مورد تاکید قرار گرفت که خشونت جسم و روان آزادی زنان را تهدید می کند ( مهرانگیز کار، 1379 : 13 ) .
آنچه مسلم است در ایران نیز خشونت شوهران علیه زنان در خانواده در ابعاد مختلف آن ( اقتصادی، اجتماعی ،روانی، جسمی ،جنسی ) حتی خشونت هایی که منجر به قتل توسط شوهر یا خودکشی زنان می شود. اما اکثر زنان به دلایل مختلفی از جمله ترس از مواجهه با فقر عدم پذیرش مجدد در خانواده، حرفهای[8] مردم، بی آبرویی، ترس از دست دادن کودکان مشکلات خود را گزارش نمی کنند و ترجیح می دهند تحمل مصائب آنها را در معرض دید و قضاوت عمومی قرار ندهند. در بسیاری از فرهنگ ها ( سوختن و ساختن ) یک ارزش مثبت برای زنان تلقی می شود و مورد تحسین عمومی قرار می گیرد ( زنگنه، 1380 : 9 ).
آنچه که ضرورت توجه به این مسئله را جدی تر می کند آن است که اعمال خشونت علیه زنان علاوه بر زندگی فرد دارای پیامدهای بسیار منفی برای جامعه است .
عدم احساس امنیت اجتماعی، اختلال در روابط اجتماعی، بی اعتمادی اجتماعی از بین رفتن انرژیهای مثبت و بهینه اعضای درگیر در خشونت به جای صرف آن در جهت رشد و توسعه جامعه از جمله پیامدهای ذکر شده هستند. افسردگی، ترس، اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و استرس های ناشی از خشونت بر روحیه زنان تاثیر ماندگار و طولانی دارد و این مساله تبعاتی نیز برای فرزندان این گونه زنان دارد .
با این توصیف باید گفت که سال هاست که پدیده خشونت مردان علیه زنان بوده و هست و این مسئله تبعاتی نیز برای فرزندان این گونه زنان دارد .
با این توصیف باید گفت که سال هاست که پدیده خشونت مردان علیه زنان بوده و هست و این مسئله همیشه ذهن مرا به خود درگیر کرده بود که چه علتی زمینه ساز یا باعث افزایش خشونت مردان علیه زنان میشود ؟ در این پژوهش به بررسی علل خشونت هایی که در کانون خانواده بر علیه زنان از جانب همسرانشان صورت می گیرد می پردازیم .
سوال اصلی تحقیق این است که چه علل موجب خشونت مردان علیه زنان در خانواده می شود ؟
سوالات تحقیق
1 – آیا زیاد بودن فرزند سبب بروز خشونت مردان علیه زنان می شود ؟
2 – آیا خشونت به وسیله مردانی اعمال می شود که از درآمد پایین تری برخوردارند ؟
3 – آیا وابستگی مرد به مواد مخدر بر روی خشونت علیه زن تاثیر می گذارد ؟
4 –آیا عدم رضایت و علاقمندی زن در انتخاب همسر روی خشونت در خانواده علیه زن تاثیر می گذارد ؟
5 – آیا دخالت اطرافیان سبب بروز خشونت علیه زنان می شود ؟
6 – آیا مشاهده یا تجربه خشونت مرد در خانواده خود می تواند بر خشونت علیه زن تاثیر گذارد ؟
7 – آیا بد بینی مرد نسبت به زن می تواند بر خشونت در خانواده علیه زن تاثیر گذارد ؟
8 – آیا پایبند نبودن به اعتقادات مذهبی مردان در خانواده بر روی خشونت علیه زنان تاثیر می گذارد ؟
9- آیا پایبند نبودن به اعتقادات مذهبی مردان در خانواده برروی خشونت علیه زنان تاثیر می گذارد؟
هدفهای تحقیق
هر تحقیقی دارای هدفهایی است که پژوهشگر باید آنهایی را که بدنبال دستابی است بیان کند .
در واقع تحقیق جهت دهنده و راهنمای پژوهشگر در جریان کار تحقیقی است که او را از ابهام و سر درگمی خارج و مشخص می کند که محقق به دنبال چه چیزی می گردد و چرا ؟
1 – بررسی علل موثر خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده مثل : در آمد مرد، تعداد فرزندان، مشاهده و تجربه خشونت در خانواده مرد، میزان عدم رضایت و علاقه زن در انتخاب همسر .
2 – بررسی عوامل فردی – روانی موثر بر خشونت مردان علیه زنان مانند : اعتیاد به مواد مخدر، الکل و ...
3 – ارائه راهکارهای اجرایی مناسب و مطلوب در خصوص بسترسازی فرهنگی به منظور کاهش رفتارهای خشونت آمیز مردان علیه زنان در خانواده .
ضرورت تحقیق :
در هر تحقیق علمی در باب پدیده ها و واقعیات هستی در ابتدا این سوال مطرح می گردد که اهمیت و سودمندی این تحقیق و شناخت آن چیست ؟ یا از چه اولویتی نسبت به واقعیات دیگری در تحقیق برخوردار است . مثلا ممکن است پرسیده شود چرا بررسی خشونت خانوادگی در این مورد را مطالعه می کنید ؟
کافی است که بگوییم خشونت خانوادگی یک مسئله اجتماعی به شمار می رود و هر مسئله نیازمند مطالعه بررسی شناخت و پیشگیری است و اهمیت آن در مقایسه با دیگر مسائل اجتماعی به این خاطر است که نه تنها مشکلاتی برای فرد قربانی به همراه دارد بلکه به فرزندان آن خانواده و کل جامعه آسیب می رساند. ( بگر ضایی، 1382 : 10 ) .
پدیده خشونت علیه زنان یکی از معضلات مهم جامعه بشری است البته پدیده ای جدیدی به حساب نمی آید بلکه توجه به آن به عنوان مسئله اجتماعی جدید است .
در حدود سه دهه است که خشونت خانوادگی مورد توجه جامعه شناسان و محققان قرار گرفته است و در ایران حدود 10 سال پیش نگاه افراد متخصصین به این موضوع جلب شده است. تحقیقات نشان داده که با وجود تمام تفاوتهایی که در جوامع گوناگون وجود دارد پدیده خشونت خانوادگی در همه جا قابل مشاهده است. در گذشته توجیه رفتارهای خشونت آمیز نیز معمولا با توجه به خصوصیات فردی روانی افراد بود و بدون در نظر گرفتن شرایط اجتماعی دخیل در آن صورت می گرفت. اما چند سال پیش این پدیده وارد مباحث علمی تخصصی و دانشگاهی شد و در این زمینه سمینارها، کنگره ها و بررسی هایی انجام گرفته شد زیرا مشخص شد که خشونت خانوادگی هم در ایران ( بخصوص در نقاط شهری ) وجود دارد ( اعزاری، 1379 : 89 ) .
بررسی علیه زنان نه تنها از لحاظ فردی و خانوادگی مهم است بلکه از لحاظ اجتماعی نیز دارای اهمیت می باشد چرا که اثرات خشونت مردان علیه زنان فقط به زنان محدود نمی شود بلکه شوهران و فرزندان و به طور کلی خانواده و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد و زنان که در معرض خشونت قرار می گیرند علاوه بر صدمات شدید جسمانی اثرات روانی جبران ناپذیری نیز از جمله افسردگی مزمن، اختلالات شخصیتی اضطراب[9] و اختلالات روان تنی[10] متحمل می شوند و همچنین خشونت شوهران علیه زنان در خانواده پیامدهای نامطلوبی بر کودکان از نظر روانی و عاطفی خواهد داشت .
خشونت شوهران نسبت به زنان در خانواده در یک دایره معیوب به خشونت در خانواده و جامعه منجر خواهد شد چرا که خانواده شالوده و زیر بنای جامعه به حساب می آید و سلامت جامعه مستلزم سلامت خانواده می باشد .
اهمیت کاربردی این تحقیق این است که می توان سیاستگذاران و مجریان جامعه را از خشونت و بدرفتاری که علیه زنان در خانواده انجام می شود آگاه ساخت تا سیاست هایی را جهت ارائه خدمات به قربانیان خشونت از قبیل تاسیس خانه های امن برای زنان، مراکز مشاوره تقویت، نهاد مددکاری اجتماعی، ایجاد فرصتهای شغلی برای زنان حمایت قانونی از قربانیان و پیگیری و برخورد با اعمال خشونت علیه زنان، اتخاذ کرد و از این طریق به کاهش بروز خشونت در خانواده و بهبود و حفظ سلامت و استحکام خانواده کمک موثری کرد همچنین نتایج این تحقیق می تواند اطلاعات و پیشنهاداتی در زمینه خشونت شوهران علیه زنان در خانواده و عوامل موثر بر آن و اثرات زیانبار آن بر فرد، اعضای خانواده و در نتیجه بر جامعه و اقدامات لازم جهت پیشگیری و کاهش آن در اختیار خانواده قرار دهد و بدین ترتیب در جلوگیری و کاهش خشونت در خانواده و در نتیجه بهبود روابط و ایجاد خانواده هایی سرشار از عشق، محبت، آرامش و احترام متقابل به حقوق یکدیگر مفید و موثر باشد. ارزش و اهمیت مطالعه خشونت خانوادگی در این است که شناخت علل و عوامل آن ممکن است کلید جهت گشودن درهای مسائل اجتماعی گوناگون باشد از این رو علل و عواملی که لزوم تحقیق و پژوهش در امر خشونت را افزایش می دهد متنوع و متعدد است . خشونت مردان علیه زنان به دنبال مجموعه ای از عوامل مختلف اجتماعی و خانوادگی، فرهنگی و فردی به وجود می آید . ( زنگنه، 1380 : 14 – 12 ) .
اگر به وجود انسان ها ارزش می نهیم و اگر خواهان خوشی و سلامتی انسان ها هستیم و اگر خواهان درمان دردها و رنج ها و فشارهای روانی جسمانی آنها هستیم جا دارد که با شناخت دقیق عوامل موثر برخشونت مردان نسبت به زنان اقدام نمائیم و با شناخت عوامل موجود آن به پیشگیری و درمان آن بپردازیم. از آنجایی که موفقیت در از میان برداشتن یک مشکل دستیابی به علل موجود آن است در مورد این معضل اجتماعی نیز تنها می تواند از طریق شناخت عوامل بوجود آورنده خشونت خانوادگی به موفقیت در امر ریشه کن کردن آن دست یافت این جا است که نقش محقق آشکار شده و لزوم و ضرورت وجود تحقیقات در چنین اموری باز می گردد .
فرضیات تحقیق :
در این تحقیق متغیر وابسته خشونت شوهران علیه زنان در خانواده است که بر اساس مدل تحقیق و پژوهشهای انجام شده در این زمینه موضوع فرضیات آن عبارتند از :
1 – به نظر می رسد بین تعداد فرزندان و میزان خشونت مرد نسبت به زن رابطه وجود دارد .
2 – به نظر می رسد بین میزان درآمد مرد و میزان خشونت وی نسبت به زن رابطه وجود دارد .
3 – به نظر می رسد بین اعتیاد مرد به الکل و مواد مخدر و میزان خشونت نسبت به زن رابطه وجود دارد .
4 – به نظر می رسد بین میزان رضایت و علاقه زن در انتخاب همسر و میزان خشونت مرد نسبت به زن رابطه وجود دارد .
5 – به نظر می رسد بین دخالت خویشاوندان نزدیک مرد در زندگی زوجین و میزان خشونت مرد نسبت به زن رابطه وجود دارد .
6 – به نظر می رسد بین تجربه و مشاهده خشونت توسط مرد در خانواده اش و میزان خشونتی که او نسبت به زن خود اعمال می کند رابطه وجود داردا .
7 – به نظر می رسد بین بدبینی مرد نسبت به زن و میزان خشونتی که از طرف وی نسبت به زن اعمال می شود رابطه وجود دارد.
8 – به نظر می رسد بین اعتقادات مذهبی مرد و میزان خشونتی که از طرف وی نسبت به زن اعمال می شود رابطه وجود دارد .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2320 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 114 |
مقدمه :
خشنودی شغلی از عوامل مهمی است که باید در توسعه صنعتی مورد توجه قرار گیرد ، مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعلیم یافته در تبدیل جوامع به جوامع صنعتی تاثیر انکار ناپذیری داشته است.
هر فردی سعی دارد شغلی را انتخاب کند که علاوه بر تامین نیاز های مادی ازنظر روانی نیز او را ارضا نماید. بدین لحاظ برای نیل به این هدف یعنی گماردن افراد در مشاغل مناسب مطالعه فردی و بررسی خصوصیات آن ها لازم و ضروری است. در غیر این صورت با سپردن مشاغل به افرادی که یا علاقه ای به انجام شغل مورد نظر ندارد و یا فاقد خشنودی شغلی لازم برای انجام آن هستند علاوه بر آن که فردی ناشایست بر سر کار گمارده می شود بلکه موجب تغییر در سطح پرخاشگری نیز می گردد.
در جامعه صنعتی بر خلاف جوامع سنتی هیچگاه مشاغل افراد از قبل تعیین شده نیست بلکه رغبت ها ، توانایی ها ، استعداد ها و نیاز های شغلی جامعه تعیین کننده آینده فرد می باشند هر فردی باید از بازار کار مطلع بوده و با مؤسسات استخدام کننده و نحوه استخدام آن ها آشنا باشد.
ارضای نیاز های جسمانی که از طریق کسب پول در مقابل انجام کار حاصل می شود نمی تواند تنها علت لازم و کافی برای کار کردن محسوب گردد. ارضای نیاز های روانی ، اجتماعی نیز از تعیین کننده های مهم در اشتغال و نوع آن به شمار می روند.
تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین خشنودی شغلی با پرخاشگری پرداخته است. اگر خشنودی شغلی به شکل صحیح مطالعه و بررسی بشود و با توجه به نتایج به دست آمده برای دستیابی به آن ، طرح ریزی شده و بر اجرای طرح ها نظارت شود ، منابع چند گانه عام و خاص به همراه خواهد داشت.
یکی از منافع مطالعه و بررسی رابطه بین خشنودی شغلی و پرخاشگری این است که جهت سطح عمومی خشنودی کارکنان بر پرخاشگری در صنعت را به مدیریت نشان می دهد.
نتایج تحقیق منعکس کننده بخشی از خشنودی یا ناخشنودی گروه های خاصی از کارکنان است و به عبارت دیگر بیانگر احساسات کارکنان در خصوص کارشان است. که این احساسات مربوط به کدام بخش از خشنودی شغلی
می شود. پرخاشگری بیشتر از کدام بخش از خشنودی تاثیر خواهد پذیرفت و به چه عاملی مربوط می شود.
تحقیق و مطالعه خشنودی شغلی راهی است تا از نظرات کارکنان مطلع شویم و از سوی دیگر آنان را نیز از طریق بیان احساسات خود به تغییرات توسعه نزدیک نماییم . بر اساس نتایج تحقیق می توان نیاز های آموزش را تعیین کرد. نگرش ، شناخت و دید کارکنان را نسبت به شاخص های زمینه ساز خشنودی بخش مورد شناسایی قرار داد و همچنین درک کرد که کارکنان چه انتظاراتی از عناصر تاثیر گذار و نحوه سلوک و عملکرد آن دارند.
بیان کلی مسئله :
در دنیایی که هر روز به سوی صنعتی شدن گام بر می دارد و در دنیایی که هر فرد برای داشتن زندگی در آن نیاز به کارکردن دارد، آیا ضروری است که مدیران و برنامه ریزان بخش تولید با خواست ها و ملاک هایی که یک فرد در زمینه عوامل خشنودی شغلی با آن رو به روست آشنا شوند ؟
آیا شناخت خواسته های افراد می تواند منجر به تغییر سطح پرخاشگری و خشنودی شغلی گردد ؟ آیا وقتی شخصی برای شغل خود ارزش و اعتبار قائل شود و یا اهمیت آن را واقعاً در یابد ، این فرایند به تغییر سطح خشنودی شغلی او می انجامد؟ و از همه مهم تر این که آیا همیشه خشنودی شغلی موجب پرخاشگری پایین می شود ؟ یا خیر ؟ ( دعائی ، 1377 )
مهم ترین مسئله تلاش در جهت انجام مطالعه هدفمند و معطوف به خشنودی شغلی در راستای پرخاشگری کار است. یعنی شناخت علمی فرآیند متغییر مستقل ، بر متغییر وابسته در شرایط تعدیل کننده و ... در بحث خشنودی شغلی و پرخاشگری.
آنچه در پی می آید جزئیات کوشش پژوهشگری است برای شناسایی و سنجش میزان خشنودی شغلی و اولویت بندی عوامل مربوط به آن در میان کارکنان دانشگاه علم و صنعت و در نهایت ارائه استراتژی های مناسب برای بهبود وضعیت موجود در تحقیق پرخاشگری کار.
بیان مسئله : آیا بین رضایت شغلی و پرخاشگری کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد؟
هدف پژوهش :
هدف اصلی در تحقیق حاضر آزمون پیش فرضهای دو گانه است که برخی از آن ها معتقدند خشنودی شغلی بر پرخاشگری تاثیر کاهنده دارد و بعضی بر این اعتقاد رابطه ای بین آن ها نیست. با حد اقل خشنودی شغلی همواره موجب پرخاشگری بالا نمی شود.
خشنودی از شغل پدیده ای است احساسی که یک فرد سازمانی از اشتغال به شغل مورد نظر خود می تواند به دست آورد. در گذشته بعضی از مدیران تصور می کردند که روحیه بستگی غیر قابل انکار ناپذیری با خشنودی از شغل دارد. در صورتی که امروزه روحیه را مجموعه ای کیفی تمام خصیصه های فردی ، اجتماعی ، خانوادگی و سازمانی ، اقتصادی و سیاسی ، علمی است. از این رو هدف اساسی از انجام پژوهش حاضر بررسی اثرات خشنودی شغلی بر پرخاشگری کار است. ( آبراهام ، ترجمه شکر کن ، 1370 )
با وجود آن که مقصود اصلی این پژوهش بررسی خشنودی شغلی اعم از شناخت عوامل مانند نفس کار ، سرپرستی شغلی ، حقوق و مزایا ، امکان ترفیع و رشد در شغل و نقش همکاران در این حوزه از یک سو و درک عوامل معطوف به پرخاشگری را در سطح واحد ( میزان نیل به هدف نیست به نیروی انسانی و میزان خشنودی ذینفعان اصلی نسبت به نیروی انسانی ) از سوی دیگر است . اما در این میان ایجاد حساسیت در مدیران شرکت از ناحیه درک بیشتر پیامد های عدم خشنودی شغلی و همچنین بستر سازی جهت اثر گذاری بر ادراک و طرز تلقی کارکنان نسبت به تلاش های شرکت در جهت اهمیت دادن به منابع انسانی و اولویت بندی خشنودی شغلی معطوف به پرخاشگری کار است. ( همان منبع )
اهداف خاص پژوهش به شرح ذیل است:
مطالعه نقش نفس کار در حوزه طراحی شغلی و اثر آن در پرخاشگری کارمندان دانشگاه علم و صنعت ، مطالعه تاثیر شاخص حقوقی و مزایای در پرخاشگری کارمندان دانشگاه ، بررسی نقش همکاران در شغل و پرخاشگری در کارمندان ، مطالعه پرخاشگری یعنی ارتباط بین خشنودی شغلی و میزان نیل به هدف نسبت به نیروی انسانی در کارمندان ، مطالعه ارتباط بین خشنودی شغلی و میزان خشنودی ذینفعال اصلی نسبت به نیروی انسانی در کارمندان دانشگاه است که شاخص های برنامه ریزی شده تولید و نسبت های واقعی آن را شامل می شود.
اهمیت موضوع پژوهش :
خشنودی شغلی مفهومی است که به مشخص کردن برنامه ریزی های مهم جامعه و وضعیت اجتماعی سبک زندگی و ضوابط خانوادگی ، بهداشت و درمان و نیاز های آموزشی تاثیر گذاراست.
از آن جا که رفتار فرد توسط تعامل میان شغل او یا ویژگی های محیطی ـ شغلی تعیین می شوند ، چنین تعاملات فرهنگی میان افراد و محیط آن ها به انتخاب شغلی با ثبات تر ، پیشرفت شغلی بیشتر ، دست یابی به خشنودی بیشتر و سر انجام تولید موثر منجر می شود. اغلب بزرگسالان بیشتر اوقات خود را در محل کار می گذارند پس تعجب آور نیست که مشاغل یا حرفه ها منبع مهم در بهداشت روانی اجتماعی نقش موثر ایفا کنند. بنا بر این بررسی خشنودی شغلی علی رغم اهمیت در صنعت و تولید برای بهداشت روانی افراد در جامعه از اهمیت بالای پژوهش برخوردار است. ( شفیع آبادی ، عبد الله ، 1384 )
از سوی دیگر ، خشنودی شغلی نیروی انسانی به عنوان استراتژیک ترین عامل سازمانی نقش ویژه ای در روان شناسی صنعتی بازی می کند. به طوری که متون جدید مدیریتی ارزش هر سازمان را معادل ارزش کارکنان آن می دانند.
اگر با نگرش واقع بینانه به سازمان های موفق نظری بیفکنیم متوجه خواهیم شد که تنها و تنها سازمان های صنعتی که به منابع انسانی توجهی عمیق داشته اند به توفیق واقعی دست یافته اند.
امروزه منابع انسانی چه به لحاظ مهارت ها و توانایی ها و چه به لحاظ تفکرات ، ارزش ها ، نیاز ها و خواسته ها با گذشته متفاوت است و دیگر نمی توان با همان انگیزه های ساده و غیر پویای گذشته ، انسان پیچیده امروزی را به تحرک و پویایی ترغیب نمود. بنا بر این درک میزان خشنودی کارکنان از سازمان ها و شناسایی عوامل انگیزاننده و نگهدارنده در دنیای امروز برای هر سازمان متناسب با شرایط خاص خود مهم به نظر می رسد که این اهمیت ، ضرورت انجام این تحقیق را ایجاب نموده است. ( آبراهام ، ترجمه شکر کن ، 1370 )
از آن جا که خشنودی شغلی در صنایع مفهومی پیچیده و چند بعدی است و عوامل موثر بر خشنودی شغلی در کار و تولید صنعتی به علت فقدان تعاریف و مفاهیم روشن از یک سو و تکثر و تقاوت فرهنگ ها و محیط های متفاوت صنعتی از سوی دیگر بسیار گسترده و فراوانند. از این رو انجام پژوهش عملیاتی بر اساس مفاهیم نظری و پرداختن به شاخص های آن در فر آیند علمی و تجربی فعالیتی تازه محسوب می شود . ( همان منبع )
مطالعه موردی کارمندان دانشگاه علم و صنعت زاویه ای دیگر از صنایع تولدی به حساب می آید که پژوهش در حیطه آن گاهی مهم تلقی می شود. از جهت دیگر پاسخ به سؤالات کارشناسان تولید ابهامات فرایند نظامدار در زمینه تغییر سطح تولید و افزایش آن را مرتفع خواهدا ساخت. زیرا پرداختن به این بخش تولید زمینه های بسط و توسعه پژوهش در سایر منابع تحقیق نیروی انسانی و پرخاشگری را امکان پذیر می سازد. در بخش مبانی نظری پژوهش ،هدف پژوهشگر ذکر مهم ترین تعاریف ، مفاهیم و نظریه های رایج و عوامل و روش های ارزیابی خشنودی شغلی بوده است. بدیهی است آشنایی بیشتر با معیار های خشنودی شغلی کارکنان در حیطه پرخاشگری بستر مناسب تری جهت بهبود تولید فراهم خواهد آورد.
فرضیه پژوهش :
فرضیه اصلی :
بین خشنودی شغلی و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.
فرضیه های فرعی :
1- بین شاخص نفس کار و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.
2- بین شاخص سرپرستی و پرخاشگری در میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.
3- بین شاخص حقوقی و مزایا و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.
4- بین شاخص امکان ترفیع و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.
5- بین شاخص همکاران و پرخاشگری میان کارمندان دانشگاه علم و صنعت رابطه وجود دارد.
تعاریف نظری و عملیاتی متغیر ها :
تعریف عملیاتی متغیر ها :
خشنودی شغلی : بر نمره حاصل جمع ارزشیابی مجموع معیار های پنجگانه پرسشنامه سنجش خشنودی شغلی ( JDI ) ویسوکی و کروم اطلاق می شود.
نفس کار : که طراحی شغل در خصوص غنی سازی ، توسعه شغلی وبه مجموعه امتیاز های استناد دارد که پیچیدگی ، غیر تکراری و خلاقانه بودن ، شیفته بودن ، خوب ، خشنودی ، محترمانه ، مفید و ارزشمند ، مطبوع و سود مند همراه با احساس موفقیت و رسیدن به هدف را می سنجد.
سرپرستی شغل : که به کار بردن در روابط انسانی و مواردی همچون شایستگی هوش ، دردسترس بودن ، مورد پسند بودن ، میانه روی ، انعطاف پذیری ، عدم دخالت در کار ، بازخورد دهی ، سرپرست را مورد سنجش قرار می دهد.
حقوق و مزایا : به مجموعه ارزیابی عملکرد و ارزشیابی شغل و ملاک های خوب بودن ، امنیت شغلی ، پرداخت بالا ، مکفی و متناسب و توانمند بون حقوق را اندازه گیری می نماید.
امکان ترفیع و رشد شغل : که برنامه ریزی کار را با ملاک ارتقاء مناسب ، منظم و بر اساس توانایی ، مستمر همراه با فرصت پیشرفت را مورد سنجش قرار می دهد.
همکاران در شغل که مجموعه روابط انسانی ، مشاغل گروهی و حلقه های کیفیت را با زیر مجموعه انگیزه دهنده ، وفادار ، سریع ، مسئولیت پذیر ، زیرک ، فعال ، مراعات کننده ، خوشایند ، دوستانه و پرجاذبه بودن را می سنجد.
پرخاشگری : آن است که پرسشنامه پژوهش حاضر می سنجد که تست پرخاشگری SCL 90 است.
تعریف نظری /متغیر ها :
پرخاشگری :
پرخاشگری به هر گونه رفتاری که معرف آن صدمه زدن به خود یا دیگری باشد. آنچه در این تعریف حائز اهمیت است قصد و نیت رفتار کننده است یعنی یک رفتار آسیب زا در صورتی پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگران یا به خود انجام گرفته باشد . ( کریمی،1379 )
پرخاشگری تلویحاً به قصد آسیب رساندن نیز دلالت می کند که این قصد باید از اتفاقات پیش و پس از عمل پرخاشگری استنباط نمود . در واقع رفتاری که به دیگران آسیب می رساند پرخاشگری تلقی می شود. به خصوص وقتی که شخص بداند که رفتارش به دیگران آسیب می رساند. همچنین اعمال خصمانه ای که از روی قصد باشد نیز پرخاشگری تلقی می شود. ( یاسایی ، 1380 )
پرخاشگری آن است که با علائمی مانند تپش قلب ، لرزش ، احساس تنفر ، علائم فیزیکی مثل فحش دادن ، فریاد زدن ، عبارات نیش دار و استهزاآمیز مشاهده شود.
در ضمن به بی اعتنایی انتخابی نسبت به شخص یا گروهی نیز پرخاشگری گفته می شود ( ستوده ، هدایت الله ، 1374 )
افسردگی :
این اصطلاح بسیار وسیع و تا حدودی مبهم است برای شخصی عادی حالتی مشخص با غمگینی و گرفتگی و بی حوصلگی و برای پزشک گروه وسیعی از اختلالات خلقی با زیر شاخه های متعدد را تداعی می کند. خصوصیات اصلی و مرکزی حالات افسردگی کاهش عمیق میل به فعالیت های لذت بخش روز مره مثل معاشرت ، تفریح ، ورزش ، غرایز و روابط جنسی است. این توانایی برای کسب لذت حالتی نافذ و پایا دارد. ( پور افکاری ، 1376 )
رضایت شغلی : عبارت است از حدی احساسات و نگرش های مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند رضایت شغلی نتیجه ادارک خود است و این احساس مثبت می تواند منجر به سلامت فیزیکی و روانی افراد گردد. عوامل موثر در رضایت شغلی عبادتند از حقوق و دستمزد ، پاداش ، ترفیع مدیران و سرپرستان مناسب و محیط کار امن . ( شفیع آبادی ، 1369 )
مدل عملیاتی ارتباط متغیر ها :
1- متغیر های مستقل (Independent Variable ) خشنودی شغلی با پنج شاخص
1 ) نفس کار ، 2 ) سرپرستی شغل، 3) حقوق و مزایا ، 4 ) امکان ترفیع و رشد در شغل ، 5 ) همکاران در شغل .
2- متغیر وابسته ( Depedent Variable ) پرخاشگری .
3- متغیر تعدیل گر ( Moderators ) متغیر تعدیل گر در این تحقیق عبارت از کارکنان دانشگاه علم و صنعت است.
4- متغیر مداخله گر ( Inter vening Variable ) متغیر مداخله گر در این تحقیق عبارتند از عوامل غیر قابل کنترل در خشنودی شغلی ( عوامل خانوادگی و اجتماعی ) .
[ مدل تحلیلی تحقیق ( Analytical model )]
تاریخچه تعاریف رضایت شغلی
مطالعه رسمی رضایت شغلی یا مطالعات هاموژن در اوایل دهه 1930 شمع شد و از دهه 1930 رضایت شغلی به طور گسترده مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت در اصل رضایت شغلی به این دلیل اهمیت پیدا کرد که طرفداران اولیه رویکرد روابط انسانی صاحب نظران و مدیران را قانع کردند که کارگر خوشحال کارگری سود آور است . ( هوی و میسکل 1370)
تلاش کلاسیک برای تعریف رضایت شغلی در سال 1935 توسط رابرت هاپاک [1] انجام شد وی رضایت شغلی را به عنوان ترکیبی از موارد روان شناختی فیزیولوژی و محیط تعرف کرد که باعث می شوند شخص از شغل خود اظهار رضایت نماید.
شرترز [2] معتقد است رضایت شغلی به معنای دوست داشتن وظایف مورد لزوم یک شغل شرایطی که کار در آن انجام می گیرد و پاداشی که برای انجام آن دریافت می شود می باشد او اضافه می کند این که فعالیت ها امور وشرایطی که کار را تشکیل می دهند تا چه مواردی به چه میزانی و به چه خوبی نیازهای فرد بر آورده می سازند بستگی به قضاوت فرد دارند فرد باید موارد خوب وبد شغل خود را موازنه کند ؛ چنان چه خوبی ها بر بدی ها غلبه کند احتمال دارد که فرد از شغل خود راضی باشد ( شرترز ، 1371)
هرسی و بلانچارد [3] معتقد هستند رضایت شغلی تابعی است از سازگاری انتظارات سازمانی با نیاز های سرشت کلی فرد در حالتی که این دو توافق و تعادل داشته باشند رفتار به طور هم زمان بر آورنده انتظارات سازمان و نیاز های فرد است یعنی اثر بخشی و رضایت توأم حاصل می کردند ( هرسی و بلانچارد ، 1386 )
فلامن و آرنولد 1985 [4] رضایت شغلی را به مجموع تمایلات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند تعریف کرده اند آن ها می گویند وقتی می گوییم یک فرد از شغل خود رضایت بالایی دارد حقیقت منظور مان این است که وی به طور کلی به میزان زیاد شغل خود را دوست دارد. و توانسته است از طریق شغل خود نیاز های خویش را ارضا کند و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به آن دارد.
هیولین 1966 [5] می گوید که رضا مندی شغلی یک پدیده احساسی است که یک کارمند در باره شغل خود می تواند به دست آورد . بنا بر این رضایت شغلی زمانی حاصل می شود که کارکنان از طبیعت کار خود رضایت داشته باشند از حقوق و مزایای خود راضی باشند و فرصت های مناسبی برای ارتقاء ترفیع داشته واز همکاران و سرپرستان خود راضی باشد از رضایت شغلی یک پدیده فردی می باشد.
ابعاد رضایت شغلی :
به طور کلی سه بعد مهم در رضایت شغلی تشخیص داده شده است که عبارت است از :
1- رضایت شغلی یک پاسخ عاطفی نسبت به شرایط یا وضعیت شغل است.
2- رضایت شغلی اغلب در رابطه با بر آورده شدن نیاز ها و انتظارات تعیین می شود.
3- رضایت شغلی منبعث از چند نگرش به هم پیوسته می باشند.
اسمیت ، کندل و هیوسن پنج بعد شغلی پیشنهاد کرده اند که عبارت است از ماهیت شغل ، دستمزد ، فرصت های ارتقاء ، سرپرست یا مدیر و همکاران این ابعاد از مهم ترین ویژگی های شغلی هستند که افراد پاسخ موثر نسبت به آن ها نشان می دهند.
به طور کلی رضایت و عدم رضایت شغلی دور از انتهای یک پیوستار نیستند و نیز آن چنان که بسیار تصور می کنند رضایت و یا عدم رضایت به طور کلی یک جانبه نتیجه حقوق و دستمزد کم یا زیاد نمی باشند گرچه متأثر از آن نیز هستند بلکه رضایت شغلی ماحصل تأثیر و تأثر عوامل زیادی نظیر نیازها ، علائق، انگیزه ها ، نگرش و شخصیت افراد از یک طرف و مختصات شغلی نظیر محیط کار ، جو زمانی ، فرهنگ سازمانی و نیز مدیریت از طرف دیگر می باشد چنان چه این عوامل موید یکدیگر باشند موجب حالتی می شوند که خود را در خود احساس رضایت می کند که به رضایت شغلی منجر می گردد. (عباس زاده ،1369 )
رضایت شغلی وعوامل موثر در انتخاب آن :
ناگفته پیداست که رضایت شغلی مفهومی پیچیده و چند بعدی است . عوامل موثر بر رضایت شغلی به علت تعدد تعاریف و مفاهیم از یک سو و تکثر و تفاوت فرهنگ ها و محیط ها از سوی دیگر، بسیار گسترده و فراوانند . ارائه تعریفی دقیق از آن را اندکی مشکل کرده است ، لیکن دو بخش مبانی نظری پژوهش هدف پژوهشگران ذکر مهم ترین تعاریف ، عوامل روش های ارزیابی رضایت شغلی بوده است گرچه انتخاب این مهم ترین ها نیز خود جای بحث دارد.
تعریف شغل:
« شغل» از نظر لغوی به معنای به کار واداشتن کسی است و آن چه ماید مشغولیت می باشد.از طریق اشتغال ، فرد فعالانه در جریان تولید و خدمات مشارکت می کند و پاداشی نقدی یا جنسی در یافت می دارد.( شفیع آبادی ، 1376 راهنمایی و مشاور) . کار و شغل فعالیتی بدنی یا فکری در جهت تولید و خدمت است . به طور کلی ، فعالیتی است که از کسی خواسته شده و در مقابل آن به وی مزد پرداخت می شود . (بروس آی ، شرتزر ، بررسی و برنامه ریزی زندگی شغلی ، ترجمه زندی پور (1369) ص 207 .)
به طور خلاصه می توان گفت : شغل یعنی کار که فرد مشغول به انجام آن است و از طریق آن هم انجام وظیفه می کند و هم امرار معاش می نماید.
در تعریفی دیگر ، شغل عبارت است از گروهی از موقعیت های مشابه در یک مؤسسه ، اداره یا کارگاه که افراد واجد شرایط خاص می توانند این موقعیت ها را احراز کنند و وظایف محوله را انجام دهند . (شفیع آبادی ، عبدالله . ص 3 )
تعریف رضایت شغلی:
تلاش اولیه برای تعریف رضایت شغلی توسط ، رابرت هاپاک انجام شد . وی عوامل رضایت شغلی را به عنوان ترکیبی از موارد روان شناختی ، فیزیولوژیکی و محیطی معرفی کرد که باعث می شود شخص اظهار نماید که «من از شغل خود رضایت دارم»[6]
« رضایت شغلی» مجموعه ای از احساسات و باور هاست که افراد در مورد مشاغل کنونی خود دارند (عبدالله شفیع آبادی) رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موفقیت شغلی است عاملی که موجب افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد. ( بروس آی ، شرترز) رضایت شغلی یعنی دوست داشتن شرایط و لوازم یک شغل ، شرایطی که در آن کار انجام می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود[7].
با توجه به مطالب مزبور می توان گفت : « رضایت شغلی» یعنی احساس خرسندی وخشنودی که فرد از کار خود می کند و لذتی که
از آن می برد و در پی آن به شغل خود دل گرمی و وابستگی پیدا می کند. (رضایت شغلی) حالتی مطبوع ، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغل و یا تجارب شغل است . مفهومی دارای ابعاد ، جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آن ها را در نظر گرفت. از جمله این عوامل می توان به صفات کارگر و کارمند ، نوع کار ، محیط در روابط انسانی کار اشاره نمود. ( عبد الله شفیع آبادی .)
فیشر ( V.E.Fisher ) و هانا ( J.V.Hanna) رضایت شغلی را عاملی درونی می دانند و آن را نوعی سازگاری عاطفی و شرایط اشتغال می انگارند یعنی اگر شغل مورد نظر لذت مطبوع را برای فرد تأمین کند ، او از شغلش راضی است. در مقابل چنان چه شغل مورد نظر رضایت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در این حالت او از کار خود خدمت می نماید و در صدد تغییر آن بر می آید ( خدیجه
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 209 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 239 |
1-1-بیان مسئله :
اسلام به عنوان دین برتر وتضمین کننده حیات وتکامل بشری به تمام زوایا وخواستهای انسان پرداخته تا نیازهای اورا در هر مقطع زمانی و مکانی پاسخ گو باشد.
چشم انداز اسلام در مقوله قضاء ریشه در اعماق فلسفه اسلام دارد که نظام هستی را برمبنای عدل و داد می داند « قاممت السموات والارض بالعدل ».
دراسلام بحث از حل وفضل منازعات واجرای عدل وداد هرگز مستقل ومجردد از بحث شرائط و اوصاف کیسکه اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرارنگرفته بلکه این دومکمل یکدیگر بوده ومشروعیت قضاء رافراهم می سازند و این دورکن عبارتند از :
1- اهلیت قاضی به لحاظ احراز شرایط ویژه آن
2- مطابقت احکام صادره با قوانین الهی
وبهمین منطور است که در اسلام هر گاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هرجند به عدل و داد حکم نماید گماردن و ی در منصب قضاء حرام وقبول اونیز گناه و بردن دعاوی ازسوی مسلمانان در محکه او نیز حرام می باشد .
1-2-اهمیت وهدف تحقیق
کثرت روبه تزاید جمعیت ، ارتباطات دقیق و ظریف و لحظه ای انسانها، حرف وشغلها وتخصصهای مختلف ، نیاز انسانها به یکدیگر در عرصه های گوناگون وتعاملات انسانها با یکدیگر و... طبیعتاً اصطکاک هایی رابه وجود می آورد که به جهت رعایت اصول عدالت اجتماعی و ایجاد آرامش زندگی آحاد وجامعه ، ضروری است علاوه بررعایت قوانین با متخلفان از آن برابر ضوابط رفتار شود .
پرواضح است که در این راستا علاوه بر احکام وضوابط عاملان ایجاد عدالت ومجریان امر یعنی قضات باید دارای شرایط ویژه باشند تا هرچه بیشتر جامعه از کج روی ها و هرج ومرج وبی قانونی مصون بماند .
علاوه برموارد فوق هدف از انتخاب این موضوع این نکته است که طرح آراء مختلف فقها و مکاتب فقهی نه تنها زمینه وبهانه تشدید اختلافات مذهبی نبوده برعکس ارائه تطبیقی نظریات گوناگون فقهی در جوی سالم کوششی است در جهت یافتن دیدگاههای فقهی مشترک ودستیابی به علل واقعی اختلاف آراء، از سوی دیگر طرح موضوع شرایط قاضی در اسلام به عنوان مسئله روز ومورد ابتلاء جوامعی است که عزم اجرای احکام الهی را نموده اند ولی می تواند راهگشای نیازمندیهای قضائی گردد .
گستردگی عالم اسلام ونیاز جامعه اسلامی به دادرسی ا زدیدگاه فرق مختلف اسلام ونظرات فقها پیرامون موضوعات مختلف اهمیت بحث را جهت دانش بیشتر ورسیدن به ایده های برتر جهت پیشبرد امر قضاء ونیز شرایط قاضی که درحقیقت بعد ازاحکام قوانین رکن رکین امر دادرسی در اسلام است مطرح می سازد .
1-3-سوال مورد تحقیق
1- شخصی با احراز چه شرایطی می تواند برمسند قضاوت بنشیند .
2- مشروعیت وثبوت قضاء دراسلام
3- انتصاب قاضی از دیدگاه امامیه واهل سنت
4- انتخاب وگماردن قاضی ازنظر امامیه واهل سنت
5- اجتهاد ازدیدگاه امامیه واهل سنت
6- قضاء تنصیب وتحکیم
7- قضاء تحکیم ازدیدگاه امامیه واهل سنت
8- شرایط قاضی در حقوق موضوعه
1-4-فرضیه :
دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیاء آنان بوده و شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم وستاندن حقوق ایشان پرداخته اند .
بدیهی است که بموازات اهمیت وارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد . شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی رابه عهده میگیرد نیز اهیمت یافته وبدین سبب دربینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضائی و حل وفصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی وعینی احکام الهی است رابدست نا اهل سپرد وتعریف قضاء در شرع ولایت برصدور حکم است واز ناحیه کسی است که حائز شرائط فتوا باشد .
قاضی باید متصف به اسلام ( ایمان ) علم ، اجتهاد ، عدالت ، رجولیت ، دارای حافظه، بینائی – شنوائی ، توانستن برکتابت ( خواندن ونوشتن ) باشد وتمام این صفات مورد نظر واتفاق اسلام می باشد .
1-5-تعریف واژگان :
قضاء : واژه ای است عربی ، اصل آن قضائی بوده است و جمع آن اقضیه می باشد ودر فارسی به داوری وحکم ترجمه شده است.
استفاضه : در لغت به معنای جریان وانتشار وشیوع آمده است ، " افاض السیل" سیل جاری شد .استفاض الحدیث، یعنی خبر شایع ومنتشر شد ، ودر اصطلاح علم حدیث به خبری که بیش از سه نفر آن را نقل کند که موجب صحت یا اطمینان قریب به یقین گردد اما به حد تواتر نرسد .
بینه : شاهد عادل
اجتهاد : در مفردات راغب به دو نحو آمده است الجهد بافتح ج یعنی مشقت وسختی وباضم آن یعنی کوشش گسترده و وسیع به اندازه طاقت
مجتهد مطلق : طبق نظر وفتوای خود عمل کند و تقلید ا زدیگری بر او حرام است
مجتهد متجزی : برخی از احکام را از ادله استنباط کند وبرخی رانتواند
رجولیت :یعنی مرد بودن مذکر بودن .
قاضی تنصیب : که از ناحیه امام وحکومت باشد قاضی التنصیب
قاضی تحکیم : هرگاه طرقین نزاع برحکمت و داوری فردی رضایت دهند قاضی التحکیم .
1-6-محدودیتها :
علم وتکنولوژِ باهمه توان وپیشرفتهای موجود به کمک بشرآمده تا نیازهای مادی ومعنوی خود را سریعتر از گذشته وبارعایت زمان انجام دهد وبی بعضاً مشاهده میشود باپیشرفت دنیای رایانه و دیجیتال بهره مندی از این فناوری عام شمول وهمگانی نگردیده .
کسب منابع وکتب مورد نیاز برای تهیه این رساله از این قاعده مستثنی نبوده و طبیعتاً ممکن است عدم وجود یک بایگانی رایانه ای فقهی مرجع ودیگر متون موجب کندی کار و کاهش کیفیت پژوهش گردد ولی با تلاشها همه جانبه ای که انجام شد وباعنایات خداوند متعال وراهنمایی اساتید بزرگوار توفیق تهیه این رساله حاصل گردید .
1-7-پیشینه تحقیق
دادرس از عمده ترین مسئولیتها خلفا وائمه وحکام اسلامی بوده .وحتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیزداد رسی از وظایف فقهای شیعه در زمان غیبت بوده وولایت وی در امور قضائی ورسیدگی به مرافعات و مخاصمات واجرای حدود الهی از جمله مسئولیتهای است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد و فقهای اهل سنت دادرسی را از اهم وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند فلذا به واسطه اهمیت بالائی که مقام دادرسی دارد به موازات آن شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی و قضاوت را به عهده دارد اهمیت یافته تا جائی که اگر چنانچه فردی آگاهی به احکام وقوانین قضاء را داشته باشد اما اهلیت آنرا نداشته باشد گماردن او به منصب قضاء جایز نیست و به همین سبب فقها قبل ازآداب قضاء به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند .
تاکید اسلام برضرورت اتصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام باسایر نظامهای حقوق جهان به ویژه در زمان معاصره گردیده است .
1-8-روش تحقق :
پژوهش حاضر به جهت اسنادی بودن رش کتابخانه ای و مطالعاتی را در پیش گرفته و پس ازفیش برداری و رجوع به منابع معتبر فرق مختلف برای بررسی مقایسه ای به تدوین فصول پژوهش پرداخته است .
2-1-بررسی واژه قضاء:
قضاء واژه ای است عربی، اصل آن قضایٌ بوده است که به خاطر قاعده صرفی یای بعد از الف تبدیل به همزه شده و جمع آن اقضیه می باشد، واژه قضیه نیز به معنای حکم آمده که جمع آن قضایا است.
واژه قضاء در فارسی به داوری، دادرسی و حکم ترجمه شد و در کتب فقهی احکام قضا را تحت عنوان کتاب القضاء، کتاب القضایا، کتاب القضیه، آداب القضاء و ادب القاضی می توان یافت.
عده ای از فقهاء معنای عرفی قضاء را معادل معنای لغوی آن یعنی حکم گرفته اند و گروه دیگر از آن به " ولایت بر حکم" یا " الزام به حکم" تعبیر نموده اند.
مهمترین تعاریفی که از قضا در کتب فقهی شیعه و اهل سنّت آمده بدین شرح است:
الف: شهید اول : " ولایه شرعیه علی الحکم فی المصالح العامّه مِن قِبَلِ الامام" .[1]
ب : شهید ثانی : " القضاء ای الحکم بین النّاس" .[2]
ج : مقدس اردبیلی: " القضاء ولایة عامة بالنّیابه عن النّبی اوالامام عموماً اَوخصوصاً" .[3]
د : میرزا محمد حسن آشتیانی : نیز همانند شهید ثانی و صاحب جواهر الکلام تعریف قضا رابه " الحکم بین النّاس" بهتر از سایر تعاریف دانسته است. [4]
هـ : امام خمینی (ره) : " القضاء و هوالحکم بین النّاس ارفع التّنازع بینَهُم" .[5]
و: دکتر جعفر لنگرودی: " حکم قاضی بیان کننده در مورد مسائلی است که احراز کرده است خواه امور کیفری باشد یا نباشد" .[6]
ز: احمدبن محمدبن احمد الدردیر (مالکی): "( القضاء) فی الشّرع هو حکم حاکم او محکّم بامرٍ ثَبتَ عنده : کدینٍ و حبسٍ و قتلِ و جرحٍ و ضربٍ و سَبٍّ و ترک صلوة و نحوها، وقذف و شرب و زنا و سرقة و غضب و عداله و ضدّها و ذکوره و انوثه و موت و حیاه و سفهٍ و رشد و کبر و نکاح و طلاق و نحو ذلِک لیرتّب علی ما ثبَتَ عندهُ مقتضاهُ او حکم بذلک المقتضی".[7]
ح: " القضاء ... شرعاً ، فصل الحضومات و قطع المنازعات" (حنفی).[8]
لغت شناسان برای واژه قضاء معانی گوناگونی ذکر کرده اند، نویسنده کتب فقهی: " جواهرالکلام" به نقل از اهل لغت ده معنای قضاء را بشرح زیر شمرده است و برای هر یک نیز شواهدی از آیات قرآن مجید آورده:
" حکم، علم، اِعلام، قول، حتم، امر، خلق، فعل ، اتمام و فراغ" .[9]
صاحب کتاب نفیس " وجوه القرآن" با استناد و استشهاد آیات کریمه، کاربرد قضاء را در قرآن بر سیزده وجه دانسته، وی علاوه بر معانی فوق الذکر وجوه دیگری همچون : منیه = مرگ، قتل = کشتن، فصل = جدا کردن و اداء برای واژه قضاء برشمرده است.[10]
آیا واژه قضاء مشترک لفظی است بین معانی ذکر شده؟ چنانکه نویسنده کتاب " بُلغه السالّک" بر آنست[11] یا آنکه قضاء در اصل برای یک یا چند معنای محدود همچون حکم، فراغ و اتمام وضع شده و استعمال آن در دیگر معانی از باب اشتراک در معنا می باشد و اینکه آن معنای اصلی کدامیک از معانی مذکور می باشد و همچنین در بیان رابطه معنای لغوی با معنای اصطلاحی قضاء میان فقهاء اختلاف نظر وجود دارد.[12]
بهر حال مشهورترین معنای لغوی قضاء حکم است که با معنای اصطلاحی آن نیز مناسبت تام دارد.
2-2-دادرسی در اسلام :
یافتن تاریخ و مبدأ مشخصی برای توجه بشر به امر دادرسی کار آسانی نیست و می توان گفت دقیقاً از روزگاری که آدمی به زندگی اجتماعی و برقراری روابط ، هر چند به شکل ابتدایی و ساده روی آورد، این واژه نیز در فرهنگ حیات بشری پدیدار گردید، اجتماعی زیستن حتی در ابتدایی ترین نوع خود مستلزم پذیرش محدودیتهایی است که بدون آن برقراری رابطه با دیگران و تشکیل اجتماع امکان ناپذیر است.
محدودیتها خواه صرفاً نتیجه نیاز بشر و حکم عقل و سایر انگیزه های آدمی باشند و خواه حاصل پیام و راهنمایی پیامبران و حاملان وحی الهی، در عمل و اجرا همواره بصورت صحیح و کامل رعایت نشده اند، پایبند نبودن به تعهدات و مسئولیتهایی که لازمه حیات اجتماعی است از سوی برخی از عناصر و ارکان تشکیل دهنده اجتماع یعنی آدمیان و نادیده انگاشتن مرزها و تعرض به حقوق دیگران نیز از بدو پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها آغاز گردیده و تا به امروز ادامه دارد. ( اشاره به داستان هابیل ، قابیل ودرگیری آن دو)[13]
اعتقاد به مبدأ هستی و خدا و تبیین نظام خلقت بر اساس بینش دینی و به دنبال آن پذیرش ایدئولوژی یعنی مجموعه ای از حقوق، تکالیف و مقررات که فرد را در مقابل خود، دیگران و خدای خود متعهد ساخته ، مرزها و محدودیتهای دیگری را فراروی آدمیان قرار داده که تخطی از آن، تعرض به حدود الهی و به همان میزان انحراف و دوری از مسیر تکامل و رشد فرد تلقی می گردد.
ارتکاب گناه، تعرض به حدود الهی و پایمالی حقوق دیگران واقعیتهای انکارناپذیر تاریخ زندگانی انسانند، و به همین دلیل دقیقاً همزمان با پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها و پذیرش بنیانهای اعتقادی و دینی، تمایل و گرایش به داد و دادگری و دادرسی در جامعه انسانی نمودار گردیده است.
بحق می توان گفت انگیزه و حداقل بهانه بسیاری از کشمکشها و جنگ و ستیزهای تاریخ بشری و همچنین فلسفه پیدایش بسیاری از مکاتب فلسفی و مذهبی و نظامهای حکومتی همین گرایش قوی و نیرومند آدمی به داد و دادگری بوده است.
اسلام نیز به عنوان دینی واقع گرا و رئالیست دادرسی را بمثابه مهمترین رکن بقای جامعه و تضمین کننده تکامل حیات بشری در اصول و فروع خویش تعقیب و بدان تکیه نموده است، چشم انداز اسلام از مقولة داد و دادرسی برگرفته از یک اصل بنیادی فلسفی است که نظام هستی را نظام عدل و داد می داند، و بدینسان این مقوله را فراتر از رابطه انسان با انسان می نگرد، و از اینرو در ارزیابی نظام حقوقی اسلام باید به همسوئی آن با نظام خلقت بر اساس اصول جهانبینی اسلامی توجه نمود.
در بیان اهمیت دادرسی در اسلام همین بس که خداوند در کتاب خود فلسفه بعثت و رسالت انبیاء را برپایی عدل و داد معرفی نموده است.( لقد ارسلنا رسلنا با لبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط) [14]
دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیای آنان بوده، و چنانکه در بحثهای آینده، خواهیم نگاشت نه تنها انبیاء شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم و ستاندن حقوق ایشان پرداخته اند بلکه اساساً منصب قضاء در بینش اسلامی از مناصب ویژه ایشان است.
پیامبر اسلام (ص) شخصاً به عنوان قاضی مسلمین به دادرسی همّت گمارده و در مواردی نیز شخصیتهایی همچون علی (ع) و معاذبن جبل را برای انجام این مهم به بلاد اسلامی فرستاده است.
دادرسی از عمده ترین مسئولیتهای خلفا و ائمه و حکام اسلامی بوده، و حتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت مطلقه فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیز دادرسی از وظایف اولیه فقهاء شیعه در زمان غیبت بوده و ولایت وی در امور قضایی و رسیدگی به مرافعات و مخاصمات و اجرای حدود الهی از جمله مسئولیت هایی است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد، همچنین فقهای اهل سنت دادرسی را از اهمّ وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند.
بدیهی است که بموازات اهمیت و ارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد، شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی را به عهده می گیرد نیز اهمیت یافته و بدین لحاظ در بینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضایی و حل و فصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی و عینی احکام الهی است بدست نا اهل سپرد، بنابراین هرگاه فردی واجد شرایطِ بنیادین قضاء نباشد هر چند از هوش و فراست سرشاری برخوردار بوده و به قوانین و احکام دادرسی آگاهی کامل داشته و بر فنون دادرسی نیز کاملاً مسلّط باشد، گماردن او به منصب قضاء جایز نیست. به همین جهت فقهاء قبل از آنکه آداب و احکام قضاء و چگونگی صدور حکم در منازعات را مطرح نمایند، ابتدا به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند.
تأکید اسلام بر ضرورت اتّصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص، یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام با سایر نظامهای حقوقی جهان بویژه نظامهای معاصر گردیده است،
آنچه که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام گردیده، همان تأکید و توجه به صلاحیت قاضی قبل از دادرسی است در حالیکه در نظامهای دیگر بدون استثناء محور مسائل و احکام حقوقی نفس حکم و قانون است و در حقیقت بحث از شرایط دادرسی جائی در مجموعه نظام حقوقی ندارد. منشاء این تفاوت نیز همسویی و هماهنگی قوانین و احکام اسلامی با مبانی عقیدتی و اصول جهان بینی آن است در اسلام بحث از حل و فصل منازعات و اجرای عدل و داد هرگز مستقل و مجرّد از بحث شرایط و اوصاف کسی که اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرار نگرفته، به سخن دیگر قضاء شرعی و دادرسی اسلامی ماهیتاً دو عنصر تفکیک ناپذیر دارد که نبود هر یک از آن دو مشروعیت قضاء را منتفی می سازد و این دو رکن عبارتند از :
1- اهلیت قاضی از لحاظ احراز شرایط ویژه آن.
2- مطابقت احکام صادره با قوانین الهی، و دقیقاً به همین جهت است که اسلام گفته اند:
" هرگاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هر چند به عدل و داد حکم نماید، گماردن وی به منصب قضاء حرام و قبول او نیز گناه و بردن دعاوی از سوی مسلمانان در محکمه او نیز حرام خواهد بود" .
و عرفوه شرعاً بانه : ولایه الحکم شرعاً لمن له اهلیه الفتوی بجزئیات القوانین الشرعیه علی اشخاص معیّنه من البرّیه باثبات الحقوق و استیفائها للمستحّق.[15]
ترجمه: " و در شرع قضاء را این چنین تعریف نموده اند: ولایت بر صدور حکم است شرعاً از ناحیه کسی که حائز شرایط فتوی است در مورد جزئیات قوانین شرعی و بین اشخاص معین بمنظور اثبات حقوق و بازگرداندن حق به صاحب آن"
2-3-حکم مشروعیت قضا در اسلام:
قضاوت و حکم کردن ، شرعاً واجب کفایی است در حق کسانیکه صلاحیت آن منصب را دارند یعنی اگر مثلاً ده نفر صلاحیت آن را داشته باشند ابتدا بر همه آنها واجب است آن را بدست بگیرند ولی وقتی که یکی از آنها پیشقدم شد و آن را بر عهده گرفت از دیگران ساقط می شود و اگر هیچکس اقدام به آن نکرد همه گناه کرده اند.
البته قضاوت در زمان حضور امام معصوم علیه السلام وظیفه خاص امام است ، پس بر امام واجب است که به نحو واجب کفایی یک نفر را در منطقه و محلّی برای قضاوت نصب فرماید، و گاهی قضاوت کردن بالعرض واجب عینی می شود مثل اینکه جز او کسی از اهل قضا یافت نشود و نیاز به او باشد.[16]
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 208 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 258 |
« مقدمات و کلیات »
این تحقیق در نظر دارد در فضای اندیشه و آثار یکی از مطرح ترین [1] و با نفوذترین [2] روشنفکران دوره اخیر حیات اجتماعی ایران جلال آل احمد کنکاش کرده و مقولات جامعه شناختی موجود در آثارش را شناخته و مدون سازد .
بیان واقعیتها از طرق تحلیل محتوای آثار نویسندگان علیرغم منزلت و پایگاه والای اجتماعی آنها بسیار مهم و در خور اعتنای جدی است ، در این راستا نقد و بررسی آراء اجتماعی آل احمد که در یکی از برهه های تاریخ معاصر ایران از ارج و اهمیتی برخوردار بوده از این مقوله مستثنی نیست .
با اینکه آل احمد را روشنفکر و از آگاهان اجتماعی [3] درجه اول فرض کرده اند ، این تحقیق بر آن است تا پاسخی برای این پرسش بیابد که آیا آل احمد رویکردی علمی – جامعه شناختی به مسائل اجتماعی داشته است ؟
« تاریخچه مطالعاتی »
در ارتباط با مطالعاتی که در این خصوص صورت گرفته ، حداقل تحت عنوان مورد نظر تحقیق ، مطالعه ای صورت نگرفته است و بیشتر مطالعات را در این راستا مطالعات ادبی تشکیل می دهد .
لذا بمنظور کمک به امر تحقیق ، به بررسی دو اثر پرداخته می شود :
1- چراغی ، فرخ « جامعه شناختی آثار جلال آل احـمد : کنکاشـی در جـامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات » ، اراک : ( بی جا ) ، 1374 ، رساله فوق لیسانس جامعه شناسی
2- سروری ، جمشید « قشر بندی و طبقات اجتماعی با کندو کاوی در آثار جلال آل احمد » پایان نامه دانشجویی کارشناسی ارشد .
- اثر اول خلاصه رساله ایست ، تحت عنوان « بررسی جامعه شناختی در آثار جلال آل احمد : کنکاش در جامعه شناسی در ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، از فرخ چراغی که زمستان 1374 در دانشگاه اراک ، با راهنمایی استاد ، دکتر ح . ا . تنهائی و مشاوره دکتر علی رضا کلدی به انجام رسیده است .
این رساله براساس روش شناسی علمی دانشگاهی ، در پنج فصل تنظیم گردیده است ، که در مجموع زیر عنوان فوق الذکر ، کنکاشی است در جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی در ادبیات ، و سعی در کشف و ارائه بنیانهای جامعه شناسی آثار نویسنده ، یعنی جلال آل احمد دارد .
فصل اول : براساس روش شناسی علمی ، به تدوین تاریخچه مطالعاتی ، بیان مسئله ، طرح پرسشهای تحقیقاتی ، اهداف ، حدود مطالعاتی و تعریف اصطلاحات پرداخته است. در این رساله بجای فرض از پرسش تحقیقاتی استفاده گردیده است و پرسشها با عنوان کلی ، خلاصه شده اند پیرامون جستجوی چهار مبحث ، هستی شناسی ، ایستائی شناسی، روش شناسی و پویائی شناسی در آثار آل احمد . در اهداف مطالعه ، محقق به دنبال طرح اهداف تحقیق پیرامون پیدا نمودن پاسخ پرسشهای تحقیق است .
در مورد اهمیت مطالعاتی ، محقق در خلاصه رساله چنین می آورد :
« تحقیق تاکید دارد بر لزوم شناسائی و معرفی اندیشمندان متفکر انسانگرا ، تا با استفاده از شیوه آنها با بازگشت به خویشتن خویش و تکیه بر نظرات متفکرین ایرانی ، پایه های فرهنگ اصیل خود را باز شناخته و با توشه برداشتن از آن ، سدی محکم در برابر هجوم فرهنگهای گوناگون بسازد و برای مبارزه با خود بیگانگی و بی هویتی در برابر تئوری پردازان با شناخت اندیشه متفکران ایران زمینه رشد این اندیشه ها را در جامعه به وجود آورد . » [4]
در مبحث تعریف اصطلاحات ، با استفاده از کتب معتبر به تعریف اصطلاحات پرداخته است .
فصل دوم : اختصاص داده است . به نقد و بررسی چند کتاب . از جمله :
1- کتاب واقعیت اجتماعی و جهان داستان ، نوشته جمشید مصاحبی پور ایرانیان 2 - کتاب راز چشم برادر ، شمس آل احمد .
3 - کتاب ، قصه نویسی – نوشته رضا براهنی .
4 - نقد آثار جلال آل احمد ، نوشته عبدالعلی دسغیب .
در فصل سوم براساس اصول روش شناسی به معرفی روش تحقیق ، روش شناسی ، طرح تحقیق، فن تحقیق ، طرح تحلیلی و طرح زمان اجرا پرداخته است . ضمنا نامبرده از طرح تحقیق توصیفی – تحلیلی و فن مطالعه کتابخانه ای و تکنیک استنباط استفاده نموده است .
فصل چهارم را با ارائه و تحلیل داده ها شروع نموده ، ابتدا به ترسیم شرایط عینی و ذهنی ، زمان جلال پرداخته ، سپس به طرح جستارهای جامعه شناختی و بررسی پرسشهای تحقیق پرداخته است ، در این راستا به طرح نظرات جامعه شناسان برجسته در این رابطه توجه نموده است ( برای روشن شدن موضوع ) ، در پایان به طرح تحلیل تئوریکی و بررسی نظرات فروم پرداخته و سپس به مقایسه نظرات آل احمد با آنها در فصل پنجم همت گماشته است .
2- اثر دوم : این رساله در دو بخش و مشتمل بر نوزده فصل است . نگارنده در بخش نخست کلیات و نمونه های کلی در تشخیص قشر بندی و طبقات اجتماعی را در شش فصل بیان کرده است .
فصل اول : محتوا ، منابع و روش
فصل دوم : قشر بندی اجتماعی
فصل سوم : طبقات اجتماعی
فصل چهارم : درباره منشا نابرابری اجتماعی
فصل پنجم : مروری بر اندیشه ها و نظـریه های تاریخـی و معاصر مربـوط بـه قشر بندی اجتماعی
فصل ششم : قشر بندی و طبقات اجتماعی و پایگاه طبقاتی از دیدگاه اسلام
در بخش دوم مشخصات ویژه اقشار و طبقات را در ساخت اجتماعی ایران در آثار جلال آل احمد طی سیزده فصل مورد مداقه قرارداده است .
فصل اول : آثار آل احمد و زندگی او
فصل دوم : آل احمد و قشر بندی و طبقات اجتماعی
فصل سوم : طبقات حاکم
فصل چهارم : قشر روشنفکران
فصل پنجم : قشر روحانی
فصل ششم : اقشار شهری
فصل هفتم : طبقات روستائیان
فصل هشتم : طبقه کارگر
فصل نهم : طبقات مرفه
فصل دهم : قشر زنان
فصل یازدهم : قشر معلمان و حال و آینده معلمان در نظام پهلوی و آینده آموزش و پرورش
فصل دوازدهم : قشر اهل قلم ( نویسندگان )
فصل سیزدهم : قشر شعرا و نگرش آل احمد به شعر و شاعران
نویسنده قصد داشته که از زاویه اصول و مبادی جامعه شناختی به اندیشه های آل احمد نگریسته و دریابد که وی به مسائل در قلمرو قشربندی طبقات اجتماعی چگونه می اندیشیده ، و اندیشه اش چه ارمغانی برای تفکر اجتماعی آورده است . محقق درصدد پاسخگویی به سوالاتی در مورد طبقات و دلایل پیدایش ، ضرورت وجود یا عدم لزوم آن بوده و بعنوان مطالعه ای موردی آثار آل احمد را انتخاب نموده لذا به اصول و محتوای اندیشه های آل احمد نپرداخته بلکه در حاشیه کار خود با جامعه شناسی ادبیات تماس حاصل کرده است .
رساله مورد بررسی مشخصات ویژه اقشار و طبقات اجتماعی ، ساخت اجتماعی جامعه ایران را در مجموعه آثار آل احمد بررسی کرده و در هر فصل ( مجموعا سیزده فصل) یکی از اقشار و طبقات را مورد بررسی قرار داده و مشخصات آن را بازگو کرده و سرانجام با ذکر ملاکهای تحرک اجتماعی از دیدگاه آل احمد و نتیجه گیری نوشته خود را به پایان رسانده است . در بخش نتیجه گیری نویسنده نظام اجتماعی با نظریه تضادگرایان به ویژه با آراء مارکسیستها مطابق دانسته و نگرش او را در این باب بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی ، نه بر پایه تحقیقات علمی می داند . نویسنده چنین اظهار می کند :
« بطور کل نظام اجتماعی آل احمد نظامی مقشر است و ماهیت طبقاتی دارد . با تاملی در اندیشه های وی در خصوص قشر بندی و طبقات اجتماعی و تطبیق آن با نظریه های رایج در جامعه شناسی این نتیجه بدست می آید که نظریات و تعاریف وی از طبقات ، اقشار و تیپهای اجتماعی از یکسو به احساسات مشخص ، تربیت سنتی – مذهبی استوار است . به همین دلیل با قضاوتهای ارزشی آمیخته شده است . از سوی دیگر تحت تاثیر فلسفه علمی و اجتماعی سوسیالیسم است . همچنین نگرش وی به طبقات و انتساب برخی از ویژگیها و اوصاف به آنها بیشتر مبتنی بر تجربیات فردی اوست تا تحقیقات علمی .» [5]
از سوی دیگر نویسنده داشتن نگرش کارکرد گرایی را به آل احمد نسبت داده و او را فردی تنها و بیرون از روابط اجتماعی معرفی می کند . نویسنده آل احمد را فردی خواستار ایجاد و دگرگونی در جامعه و تغییر ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد آن ، بر اساس پندارها و باورهای خویش می داند .
« آل احمد در مدیر مدرسه یک روشنفکر است . او نمی تواند با این جامعه یگانه شود ، در حاشیه جامعه می ایستد ، در همان آن می کوشد تا چیز مثبتی از درون همان پیوندها برای این جامعه به ارمغان بیاورد . او فردی است تنها و بیرون از روابط اجتماعی این جامعه و می کوشد آن را بنا بر پندارها و باورهای مشخص خویش دگرگون کند و درصدد است این ساخت ناهمگن و فاقد کارکرد را معنایی عقلانی بخشد . چنین کوششی نتیجه نگرش کارکرد گرایی نویسنده مدیر مدرسه است .» [6]
نویسنده به این نکته نیز اشاره دارد که آل احمد جامعه ایران را نه جامعه ای کاستی ، نه جامعه ای باز ، بلکه جامعه ای مبتنی بر سلسله مراتب اجتماعی می داند که صعود در سلسله مراتب اجتماعی در آن قدری دشوار است .
نگارنده از بیان مشکلات تحقیق و یا پیشنهادات خودداری کرده است . تنها ذکر این نکته را لازم می دانسته که به دلیل حرمت آل احمد در جامعه ، سخن گفتن درباره او و یا نقادی آثارش پس از وفات مشکل می نماید .
« بیان مساله »
این تحقیق در نظر دارد با بررسی و تدقیق در آثار جلال آل احمد دیدگاههای اجتماعی – سیاسی و فرهنگی این نویسنده معاصر را تشریح کرده و بنیانهای جامعه شناختی آنرا ارائه کند . از آنجا که دوران حیات وی ، دوران کشاکش های سیاسی – اجتماعی و زمینه ساز تغییر و تحولات دهه اخیر ایران است و آل احمد نویسنده ای مبارز و پرشور بوده که از جامعه معاصر خویش به طرق متفاوت تاثیر پذیرفته است ، شناخت این چهره ، شناخت جریانهای فکری و فرهنگی دوره ای از تاریخ اجتماعی معاصر ایران خواهد بود ، چرا که او نشانه بارز ، شاخص و پرچمدار نسلی از جوانان این سرزمین است . همانطور که در تاریخچه مطالعاتی آمده است ، افراد زیادی از جمله سیمین دانشور [7] شمس آل احمد [8] عبدالعلی دستغیب [9] ، رضا براهنی [10] و ... آثار آل احمد را مورد بررسی قرار داده اند ولی هر یک از زاویه دیدی خاص به قسمی از آثار وی پرداخته اند ولی هیچیک کل آثار آل احمد را از نظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار نداده است ، لذا ضرورت این تحقیق احساس می شود . با توجه به آنچه گذشت بدلیل حساسیتهای دوره تاریخی مذکور و نگرش اجتماعی آل احمد ، جستجو جهت یافتن دیدگاه و تخیل جامعه شناختی در آثار وی بس ارزشمند و همچون یک مساله قابل طرح در جامعه شناسی می باشد .
« چار چوب نظری »
در این قسمت برای آنکه سوگیریهای پژوهشی منظم شوند بایستی بر مبنای چشم انداز خاص و یا از دریچه « تخیل علمی [11] » ویژه ای به مسئله نگریسته شود تا رویکردها و دیدگاهها خصایص منظم و عامی را همراه داشته باشد . از این رو است که طرح چارچوب نظری یا قالب تخیل علمی ایکه بتوان مسئله را از آن طریق وارسی نمود ضروری به نظر می رسد [12] . لذا از آنجا که این تحقیق به دنبال کشف مقولات اجتماعی و انسانی « جلال آل احمد » در مورد جامعه های نمادی و نا نمادی و کنشهای اجتماعی در درون یک جامعه ، نظام روانشاختی ، نظام کنشی و از همه مهمتر شناخت انسان تفسیرگر و معرفی آن از دیدگاه جلال آل احمد می باشد بنابراین می توان برای تبیین این موضوع به چار چوب نظری مکتب کنش متقابل نمادی « هربرت بلومر » که وابسته به مکتب تفسیر گرایی است استناد جسته و یک قالب تحلیل کلی جامعه شناختی و انسان شناختی مطرح ساخت .
« نظریه هربرت بلومر »
بلومر با مطرح کردن سه قضیه ، چشم انداز جامعه شناختی خود را بیان میکند . در قضیه اول به « جهان اعیان [13] » اشاره می کند یعنی جهان عبارت است از کلیه چیزهایی که برای انسان قابل فهم بوده و دارای معنا می باشد . معنایی که انسان می تواند به آنها اشاره کند و بر اساس آن اشارات رابطه برقرار نماید . بنابراین هیچ گاه نمی توان چیزی را دریافت که قابل معنا و اشاره نباشد ، که در واقع ما تعریف و درکی جمعی و مشترک نسبت به آنها داریم . قضیه دوم اشاره می کند به این نکته که ما می دانیم انسان از بدو تولد موجودی ناقص و نادان است ولی بتدریج در دوران حیاتش آموختنیها را می آموزد . پس آیا باید معانی را در ذات اشیاء جستجود نمود ؟ انسان هر آنچه را که می آموزد و برایش معنا دار می شود در روابط متقابل اخذ می کند . اگر اشیاء برای او دارای معناست ، این معنا را از روابط متقابل اجتماعی کسب نموده است ، عناصر فرهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست . بسیارند هنجارها و عاداتی که در میان قومی مقبول و معمول می باشند و در قوم و ملتی دیگر مذموم . هیچ یک از آن دو قوم قادر به درک دلایل یکدیگر نسبت به رد یا قبول آن رسم یا عادت نمی باشند . امور و عناصر فرهنگی در فرهنگهای متفاوت در مقابل مسائلی که تحت عنوان روابط اجتماعی می شناسیم معنا دار می شوند .
بنابراین معانی نه در ذات پدیده ها و نه در ذهن انسان ، بلکه در روابط متقابل اجتماعی معنا می یابند . قضیه سوم وجه تفسیر گرایی بلومر را نشان می دهد . همانگونه که گفتیم مکتب عوامل گرا بر آنند که علل و عوامل و انگیزه های بیرونی و یا درونی، انسان را تحت « تعین » قرار داده است و سبب می شود که او تحت شرایط خاصی پاسخ مشخصی که از قبل قابل پیش بینی است را از خود نشان می دهد در حالیکه رفتار گرایان اجتماعی و در مجموع تفسیر گرایان بر این باورند که انسان چیزی در درونش با آن قوه ذاتی دارد که در برابر کلیه عوامل به تفسیر می نشیند و در اینجا مرحله ای در « خود » انسان رخ می دهد که آن را اشاره معانی به « خود خویشتن[14]» می نامند . یعنی انسان با خودش مباحثه [15] و مشورت [16] می کند که فلان کار را انجام بدهم یا ندهم این همان مفهوم بازتابی بودن « خود » در نظام جورج هربرت مید است.
بنابراین انسان موجودی است که وقتی در برابر موقعیت قرار می گیرد آن موقعیت را تفسیر می کند و سپس بر اساس تحلیل و تفسیر از موقعیت و معانی که خویشتن خویش است اشاره نموده است به کنش و نه واکنش می زند . بلومر با تاکید بر کنشگر بودن انسان در برابر واکنش نشان دادن ، سعی در به تصویر کشاندن انسان نمادی دارد که در حد سلامت نفس رفتار می کند .
انسان نا سالم چگونه انسانی است ؟ این موضوعی است که مید به آن توجه صریح نداشت ولی بلومر به آن دقت می کند . رواج شایعه و یا تسلط روح جمعی و تاثیر روان شناختی آن در ظهور پدیده « از خود رهایی [17] » نمونه ای از این منظر است . شایعه عبارت است از نقل معنایی به دیگری است و از آن شخص به فردی دیگر و همینطور شنیدن و گفتن آنقدر ادامه پیدا می کند تا شایعه شکل می گیرد . بدون اینکه کسی در این میان حتی برای لحظه ای فکر کرده باشد که ممکن است این جز اشتباه باشد . این یکی از خصلت های بیمار گونه ای است که همیشه در جوامع انسانی موجود است و این ناشی از عمل « واکنش پیوسته [18] » یا تسلط « جامعه نا نمادی [19] » بر انسان است که مفهومی است که فرم در « سنخ نابارور [20] » شخصیت با سوگیری کناره گیری فعال معرفی می کند . به نظر بلومر یکی از خصلت های بد که متاسفانه انسان ها پیدا کرده اند این است که از واقعیت بدان گونه که هست گریزانند لذا دچار انواع کجرویها یا « واکنش گرد گشتی [21] » یا واکنش دورانی می شویم یعنی دقیقا تابع جو نا نمادی شده و این تاثیر را به دیگری منتقل می کنیم و دیگری هم چون تحلیل نمی کند باز به فرد بعدی انتقال می دهد و همینطور ادامه پیدا می کند .
قضیه سوم بلومر به همین معنا است که فکر کنیم و بیاندیشیم که چه کرده ایم ؟ چه نتیجه ای گرفته ایم ؟ این همان مصاحبه و مشورت با خود است . از این مشورت با خویشتن خویش به پدیده تفسیر نمودن وقایع که مبنای کنش است و اساس قضیه سوم را شکل می دهد ، می رسیم بدین معنا بلومر انسان را موجودی مفسر و دریابنده معانی ، و نیز در خطر سقوط به مقام موجودی حیوانی و نا نمادی می داند . او معتقد است پژوهشگر بایستی واقعیت جهان که از طریق تشکیل مفاهیم شناختی در فرآیند کنش متقابل اجتماعی رخ می دهد را به طریق عینی و به عنوان واقعیتی خارجی ، ولی مبتنی بر کنش متقابل نمادی که بر مبنای تفسیر تشکیل می شود مطالعه کند . [22]
حال با بیان نظریه جامعه شناس معروف « هربرت بلومر » می توان یک قالب و چارچوب کلی تحلیل جامعه شناختی مورد نظر در این تحقیق را بیان کرد :
از آنجا که مفهوم اساسی و مهم در مکتب تفسیر گرایی موضوع « انسان » است و آن هم انسان با شعور یعنی انسانی که آگاه به خویشتن خویش است و خود آگاه نسبت به موقعیت خویش است . از این دیدگاه انسان از وجود خود به عنوان امری مستقل از بیرون و درون آگاهی دارد و ناگزیر از خودسازی ، تحلیل و تفسیر شرایط است . انسان به موقعیت های زندگی خویش آگاه است و بنابراین از آنجا که موضوع علم جامعه شناسی گروه هایی است از عناصر با شعور ، عناصر خلاق ، مفسر ، معنی کننده تاریخ و دریابنده معانی و یا از خود بیگانه و مفلوج تاریخ ، آدمهای عاصی و شورشگر و یا انسانهای راضی و مطیع و به هر حال انسانی که می بیند ، می فهمد و با این فهمش – چه غلط باشد چه درست – به کنش و واکنش می پردازد . می توان نتیجه گرفت که شرایط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی تعیین کننده نیست بلکه تاثیر گذار است . لذا این چارچوب می تواند و بایستی راهنما و راهبری برای پرسشهای تحقیقاتی باشد .
« پرسشهای پژوهش »
با توجه به اینکه اساتید و مدرسین و محققین علم روش تحقیق زمانیکه اطلاعات مقدماتی برای وضع فرضیه کم است به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می نمایند [23] . و این پژوهش برای وضع فرضیه، اطلاعات مقدماتی به اندازه کافی ندارد لذا به جای فرضیات ، پرسشهای تحقیقاتی مطرح می شود ، از طرفی چون این تحقیق درصدد کشف وجود تخیل جامعه شناختی و انسان شناختی در نوشته های آل احمد و ارائه این مقولات در آن است ، از آنجا که تحقیق در جهت کشف مسئله پژوهشی است دارای پایگاه کشفی می باشد و پرسشهای پژوهش به شرح ذیل دنبال می شوند :
1-1-آیا آل احمد در آثارش به نوعی تخیل جامعه شناختی – انسان شناختی دست یافته است ؟
2-1- نگرش آل احمد به خدا و جهان هستی چیست ؟
3-1- نگرش آل احمد نسبت به انسان چیست ؟
4-1- نگرش آل احمد نسبت به جامعه و تقابل انسان و جامعه چیست ؟
1-2- آیا آل احمد جهان را قابل شناخت می داند ؟ ( روش شناسی )
2-2- محدودیتهای شناخت جهان و انسان از نظر آل احمد چیست ؟
3-2- روشها و راههای شناخت را آل احمد چگونه معرفی می کند ؟
4-2- آیا آل احمد در آثارش از روش طبیعت گرایانه ( تجربی ) استفاده می کند ؟
5-2- آیا آل احمد به نوعی واقع گرایی در روش خود استفاده نموده است ؟
6-2- آیا آل احمد از روش انتقادی سود جسته است ؟
7-2- آیا آل احمد از روش تقابلی و جدلی استفاده نموده است ؟
1-3- آیا آل احمد دیدگاهی ایستایی شناسی دارد ؟
2-3-آل احمد در این دیدگاه چه مباحثی را مورد بحث قرارد می دهد ؟
3-3- آیا انسان را موجودی تفسیرگر معرفی می کند ؟
4-3- آیا آل احمد انسان را تحت تعیین شرایط می داند یا تاثیر گذار بر شرایط معرفی می کند ؟
5-3- جامعه ای که آل احمد معرفی می کند چگونه جامعه ای است ؟
6-3- آیا اشاره به جامعه نمادی و نا نمادی می کند ؟
7-3- انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی از دیدگاه آل احمد چگونه انسانی است ؟
8-3- جامعه آل احمد جامعه ای است که رفتارش مبتنی بر نظام کنشی است ؟
9-3- آیا جامعه آل احمد جامعه مبتنی بر نظام روانشناختی است ؟
1-4- آیا آل احمد دیدگاه پویایی شناسی دارد ؟
2-4- موضوعات مورد بررسی آل احمد در پویایی شناسی کدام است ؟
3-4- آیاآل احمد در کنش متقابل نمادی به تاریخ ومراحل تاریخی اعتقاد دارد ؟
4-4- نحوه سیر تاریخ را آل احمد چگونه معرفی می نماید ؟
5-4- آل احمد مکانیزمهای تغییر و تحول را چگونه معرفی می کند ؟
6-4- عوامل تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟
7-4- شرایط تغییر از نظر آل احمد کدام است ؟
8-4- آل احمد کارگزاران تغییر را چگونه معرفی می کند ؟
« اهداف مطالعاتی »
این تحقیق بر آن است تا مقولات جامعه شناختی و انسان شناختی را در آثار نویسنده معاصر جلال آل احمد خصوصا در داستانهای کوتاه و رمانهای وی استخراج نماید و ضمن دستیابی به نظرات او در قلمرو جستارهای چهارگانه جامعه شناختی ( جامعه شناسی ادبیات ) دیدگاه آل احمد را در خوشه های هستی شناسی ( خدا ، انسان ، جامعه و تقابل انسان و جامعه ) را بررسی کند و نیز دریابد که آل احمد در گرد آوری و تدوین آثارش چه شیوه ای را به کار برده است ؟ و آیا جهان را قابل شناخت دانسته ، با استفاده از روشهای مورد نظرش ؟ روش تجزیه و تحلیل و رسش او چگونه بوده است ؟ سپس در صدد یافتن و مدون سازی نظرات آل احمد در جستار ایستایی شناسی است که آل احمد انسان را چگونه معرفی می کند ، آیا او را موجودی تفسیرگر و دارای اختیار می داند ؟ آیا انسان آل احمد تحت تعین شرایط است یا تاثیر گذار بر آن است ؟ انسان مورد نظر آل احمد چگونه انسانی است ؟ انسان سالم و نمادی یا انسان ناسالم و نا نمادی ؟ انسان سالم کیست و انسان نا نمادی چه خصوصیاتی دارد ؟ جامعه سالم و مطلوب از نظر آل احمد کدام است و چگونه می توان این جامعه را ساخت ؟ و سپس در چهارمین جستار کشف مراحل تاریخی و چگونگی سیر تاریخ کنشهای نمادی ، کارگزاران تغییر و تحول و نحوه سیر تاریخ که آل احمد در نظر دارد که بالطبع بررسی جامعه شناختی و انسان شناختی دوره آل احمد نیز در قلمرو جامعه شناسی ادبیات دنبال خواهد شد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 144 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 139 |
فصل اول
کلیات
1-1- بیان مسئله
بررسی مردم شناسی سیر تحولی ازدواج از دوره قاجاریه تا ایران فعلی از دیدگاه اجتماعی در این تحقیق به بررسی ازدواج شاهان قاجاری و دلایل نوع ازدواج و تعدد زوجات و همینطور تأثیر این ازدواجها بر زندگی مردم و همینطور ازدواج در قشرهای مختلف مردم در دوره قاجاریه و همینطور تغییر و تحول ازدواج در عصر پهلوی و اصلاحاتی که شاهان دوره پهلوی در این زمینه ازدواج انجام دادهاند. در دوره کنونی عواملی که سبب تغییرات در شکل و نوع و سن ازدواج میشود بررسی میگردد.
2-1- اهمیت و ضرورت مسئله:
در این مورد ما میفهمیم که هدف مردم در سه دوره مختلف در زمینه ازدواج چیست و به جنبههای فرهنگی- اقتصادی- جغرافیایی- سیاسی-اجتماعی در ازدواج دست مییابیم وهمچنین به ریشهیابی نوع ازدواجها میپردازیم و عوامل مختلفی نیز که سبب تحولات در ازدواج شده است را بررسی میکنیم.
3-1- انگیزه تحقیق:
بررسی دقیق و تخصصیتر و شناخت کامل از ازدواج از دوره قاجاریه به بعد و همچنین تحلیل مردمشناسی در مورد ازدواج و پیامدهای حاصل تغییرات ازدواج در جامعه.
4-1- اهداف تحقیق:
اهداف تحقیق بررسی
1. ازدواج و همسرگزینی در بین شاهان قاجاریه.
2. ازدواج در بین طبقات مختلف مردم در دوره قاجاریه.
3. انواع ازدواجها در دوره قاجاریه.
4. اهداف ازدواجها در دوره قاجاریه.
5. تحول ازدواج در دوره پهلوی.
6. تأثیر تحولات جامعه بر ازدواج در دوره پهلوی.
7. تغییرات الگوی ازدواج در جامعه کنونی.
8. بررسی عوامل تغییر سن ازدواج در جامعه فعلی.
5-1- پرسشهای تحقیق:
1. آیا پادشاهان در همسرگزینی معیار خاصی برای ازدواج داشتند؟
2. آیا ازدواج در بین طبقات مختلف، متفاوت است؟
3. آیا ازدواج انواع خاصی دارد؟
4. آیا ازدواجها دارای هدفهای خاصی بوده است؟
5. آیا تغییراتی در دورههای مختلف در زمینه ازدواج به وجود آمده است؟
6-1- قلمرو جغرافیایی تحقیق:
با توجه به ژرفانگر بودن روش مردمشناسی محدود کردن قلمرو مورد مطالعه ضروری است قلمرو جغرافیایی این تحقیق کشور ایران است.
7-1- زمان تحقیق:
ازآن جایی که تحقیق مردم شناسی است مدت تحقیق و مطالعه یک سال می باشد .
8-1- روش تحقیق:
استفاده از روش میدانی. مشاهده مشارکتی
مطالعه اسنادی مهمترین روش اتخاذ شده در زمینه موضوع تحقیق است.
استفاده از ابزارها و تکنیکهایی مثل ضبط صوت، دوربین عکاسی و فیلمبرداری.
9-1- روش جمعآوری اطلاعات:
ثبت و ضبط دقیق مشاهدات
استفاده از مشاهده مستقیم و میدانی
استفاده از مصاحبه حضوری
استفاده از اسناد و مدارک موجود در کتابخانهها
10-1- پیشینه تاریخی:
1. مقاله آقای دکتر آزاد ارمکی و خانمها: مهناز زند- طاهره خزایی که در مورد تأثیر تحولات جمعیتی و اجتماعی در امر همسرگزینی طی سه نسل در خانواده ایرانی، بود به بررسی مطالعه تطبیقی در مورد سن ازدواج، دفعات ازدواج، علت ازدواجهای مجدد، دایره و دامنه همسرگزینی در میان سه نسل متوالی پرداخته بودند.
2. مقاله آقای محمد احمدی موحد به بررسی روند تغییرات شاخصهای ازدواج و طلاق طی سالهای 1380-1375 پرداخته است.
3. پایاننامه کارشناسی ارشد جمعیتشناسی خانم زهرا المطهری- از دانشگاه علوم اجتماعی و به راهنمایی دکتر محمد میرزایی و مشاورت دکتر شهلا کاظمیپور- دانشگاه تهران 1375 که به بررسی تحلیل دموگرافیک وضعیت زناشویی پرداخته.
4. پایاننامه کارشناسی ارشد جمعیتشناسی خانم پروانه آستینفشان از دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه تهران به راهنمایی دکتر محمد جلال عباسی شوازی و مشاورت دکتر محمد میرزایی تهران 1380 که به بررسی روند تحولات سن ازدواج و عوامل اجتماعی پرداخته است.
5. پایاننامه کارشناسی علوم اجتماعی- آقای حمید پوریوسفی به راهنمایی دکتر جمشید بهنام از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 1355 که به بررسی سن ازدواج در ایران پرداخته است.
6. مقاله خانم ناهید درودیآهی که به بررسی وضعیت ازدواج جوانان با استفاده از جداول خالص زناشویی پرداخته.
11-1- مشکلات تحقیق:
این تحقیق با وجود تمام جاذبههایی که داشت متأسفانه دارای مشکلات بزرگی بود که سبب میشد که من آنطوری که لازم است نتوانم اطلاعات آماری دقیقی از اشخاص به دست بیاورم. زیرا هر منبع اطلاعات آماری آن با منبع دیگر متفاوت بود و همچنین همکاری نکردن بعضی از ارگانها برای ارائه خدمات و قرار ندادن اطلاعات جامعتر در منابع. و همچنین سنگین بودن هزینههای سفر برای تحقیق زیرا برای کامل کردن تحقیق خود لازم بود به شهرهای مختلف سفر کرده که این خود مستلزم پرداخت هزینههای بسیار گزافی بود.
12-1- ادبیات تحقیق:
همان گونه که در همه تیرهها و ملتها به گونهای که ویژه خودشان است، زن و شوهر با هم ازدواج میکنند و در روزگار باستان هم چنین بوده و زن و شوهر به گونهای با هم پیوند زناشویی میبستند، اشو زرتشت هم برای پیروان خود آئین زناشویی را با دوشی استوارتر و درستتر از همه ملتها برقرار نمود. زناشویی به آهنگ زندگی خوش و خرم و همبستگی و همراهی و زیادشدن مردم و برپایی خانواده را بر پایهای چنان درست و شایسته استوار کرد که خود ضامن ماندن و دوام زندگی مشترک بود و مهر و محبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار میساخت. در آئین زرتشت از دیدگاه آراسته شدن کارهای جهان و استوار ساختن یگانگی و جلوگیری از تباهی اخلاقی، درباره زناشویی بسیار سفارش شده است. (رضایی/ 1381/784)
در کیش قدیم ایران زناشویی به آهنگ پدید آوردن زندگی خوش، یگانگی و همراهی تشکیل خانواده و ازدیاد نفوس انجام میپذیرد. اشو زرتشت در وهشیتواشیتگات سینا 56 قطعه 5 به پسران و دخترانی که آهنگ بستن پیمان ازدواج دارند چنین اندرز میدهد: ای دختران شویکننده و ای دامان اینک بیاموزم و آگاهتان سازم با غیرت از پی زندگی، پاکمنشی بجویید، هر یک از شما باید در کردار نیک بر دیگری پیشی جوئید و از این راه زندگانی خود را خرمی بخشید.
کیش زرتشتی بر استواری پیوندهای یگانگی و جلوگیری از مفاسد اخلاقی از راه زناشویی تأکید فراوان دارد. در این کیش کمک به امر ازدواج کسانی که به سن بلوغ رسیده و به سبب تنگدستی بیهمسر ماندهاند، از کارهای نیک شمرده شده است.
در ایران باستان عقد ازدواج بر چند گونه بود:
1. پادشاه زنی- این اصطلاح برای موردی به کار گرفته میشود که پسر و دختری برای نخستین بار با خشنودی پدر و مادر خود با یکدیگر ازدواج میکنند.
2. (ایوک دت یگانه) زنی- ایوک زنی عبارت آنست که مردی با دختری ازدواج کند که تنها فرزند خانواده است و او را ایوک نامند. از آنجا که دختر نمیتواند اموال خانه پدر خویش را به خانواده دیگری منتقل سازد، پس بایستی نخستین پسر خود را به جای فرزند پدر خویش قرار دهد.
3. چاکرزنی- این ازدواج در مورد زن بیوهای به کار میرفت که پس از مرگ همسر نخستین درصدد گزینش همسری دیگر برآید. اگر زن اول بمیرد یا دیوانه شود یا نازا بوده است تا مرد میتواند زن دومی بگیرد که آن زن را چاکرزن مینامند.
4-در زمان ساسانی نوع اصلی ازدواج ایرانی( زنی پادخشای) خوانده می شود که در واقع انتقال قیومیت دختر ازپدر ازشوهربود (نجفی،1365/805)
5- انواع دیگری هم از ازدواج بود ازجمله: چگر که هنگامی که شوهر توانایی فرزندآوری نداشت ، زن خود را به عنوان همسر موقت به یکی از نزدیکان می داد تا فرزندآورند،چگر رابه صورت چکر می نوشتند. نوع دیگر که باعث جدل های زیادی میان امروزیان شده است، ازدواج با محارم است.
6-خودسرزنی- چنانچه دختر و پسر بالغ پیش از رسیدن به بیست و یک سالگی خواسته باشند بدون خشنودی پدر و مادر خویش با یکدیگر ازدواج کنند مؤبد حق دارد صیغه عقد را جاری کند و آن دو از ارث محروم خواهند شد. (رضایی/ 1376/ 257 و 256)
فصل دوم
جغرافیای طبیعی ایران:
1-2- جغرافیای طبیعی ایران:
الف) موقعیت جغرافیایی ایران:
ایران در نیمکره شمالی از سطح کره زمین بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا (مدار مبدأ) و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ مبدأ انتخابی واقع شده است. نیمکره شرقی، نیمکره شمالی (جز فلات ایران، ممالک خاورمیانه در مغرب آسیاست. مساحت ایران 000/648/1 کیلومتر مربع است.
ایران از اقیانوسها و دریاهای بزرگ دور است ولی از دو سوی شمال و جنوب به دریا چسبیده است. از سوی شمال ایران با دریای خزر که دریایی است بسته و در حقیقت دریاچه بزرگ است که هیچگونه ارتباطی با اقیانوس و دریاها ندارد در جنوب ایران خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد و این دریاها به اقیانوس راه دارد. (بدیعی/ 1372/ 13 و 12)
از شمال به جمهوری روسیه شوروی و دریای خزر، از مشرق به کشور افغانستان و جمهوری پاکستان، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس، از مغرب به جمهوری عراق و جمهوری ترکیه، از شمال غربی به قفقاز (روسیه شرقی).
کوههای مهم در ایران چهار رشته کوهستان وجود دارد:
1. رشته کوههای شمالی- کوههای البرز
2. رشته کوههای غربی- کوههای زاگرس
3. رشته کوههای مرکزی و شرقی
4. رشته کوههای جنوبی با کوههای ساحلی
برطبق سرشماری نفوس و مسکن 1385 تقسیمات کشوری ایران 30 استان- 336 شهرستان- 889 بخش- 1015 شهر و 2400 دهستان است. (شاملویی/ 1361/ 85)
2-2- آب و هوای ایران:
کشور ایران دارای آب وهوای متنوع و متفاوت بوده و با مقایسه نقاط مختلف کشور این تنوع را میتوان به خوبی مشاهده نمود.
1- مناطق صحرایی:
در سواحل جنوبی از گواتر تا خوزستان که به آن خشک ساحلی مینامیم که مشخصات این آب و هوا، گرمای زیاد توأم با رطوبت و به مقدار کمی باران میباشد و حداکثر هوا به 53 درجه میرسد و باران در این مناطق نامنظم است و در زمستان باران میبارد.
و خشک داخلی: در داخل صحرا و کویرها همین نوع آب و هوا با اختلاف جزئی وجود دارد که به آن خشک داخلی میگوئیم.
2- آب و هوای نیمه صحرایی و کوهپایهای:
این آب و هوا حد فاصل آب و هوای صحرایی و مرطوب میباشد. منطقه اقلیمی کوهپایهای میتوان دزفول، کازرون، اصفهان، تهران و مشهد را ذکر کرد.( کیانی/ 1379/ 27 و 28)
3- آب و هوای معتدل:
الف) آب و هوای معتدل کوهستانی: این منطقه شامل کوهستانها و نواحی کوهستانی آذربایجان، البرز، زاگرس و قسمتی از برجستگیهای مرکزی ایران میباشد.
ب) آب و هوای معتدل خزری: رشته کوههای البرز عامل مؤثری است که بین سواحل شمالی و جنوبی آن دو نوع آب و هوای کاملاً متمایز به وجود آورده است این منطقه شامل سواحل تالش گیلان و مازندران و گرگان است و سواحل جنوبی دریای مازندران، دارای دو نوع آب و هوای خزری مرطوب و خزری خشک میباشد.
4- آب و هوای سرد:
یا جنگلی سرد است که کوههای مرکزی ترکیه در مغرب ارومیه و سایر نقاط کوهستانی دارای این نوع آب و هوا هستند. (کیانی/ 1379/ 32-30)
3-2- پوشش گیاهی و جانوری ایران
در جاهای مختلف ایران پوشش گیاهی و زندگی جانوری متنوعی دیده میشود. این نوع بستگی به وضع طبیعی و آب و هوا دارد. با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران در سه ناحیه معتدل خزری، معتدل کوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده میشود.
1- پوشش گیاهی و جانوری ناحیه خزری:
این قسمت شامل جنگلهای انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور میباشد. علت این امر بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.
مساحت جنگلهای شمال حدود 000/840/1 هکتار میباشد و دامنه شمالی سلسله جبال البرز را پوشانیده است این جنگلها از بجنورد تا آستارا کشیده شده است.
جنگلهای ناحیه خزری پوشیده از درختان پهنبرگ از نوع بلوط، سپیدار، راش، افرا و غیره میباشد. انبوهی و فشردگی این درختان در بعضی جاها بسیار زیاد و در زیر درختان کوتاه قد و درختچههای گوناگون روئیدهاند، به طوری که از آنها نمیتوان عبور کرد.
به طور کلی پوشش گیاهی ناحیه خزری را از نظر اهمیت میتوام به چهار دسته تقسیم نمود:
1- جنگلهای انبوه
2- جنگلهای متوسط
3- جنگلهای درجه 3
4- مزارع و اراضی غیرجنگلی(فرجی/ 1366/ 64)
جانوران ناحیه خزری نیز متنوع میباشند. در جنگلهای این ناحیه گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی و خرگوش و جوجه تیغی زندگی میکنند.
در بیشهزارها و مزارع مرغ سواحل جنوبی رودخانه ارس و برخی از نقاط جنگی کشور یافت میشود. مرغابی، غاز، قو، و حواصیل خصوصاً در فصول پائیز و زمستان به فراوانی یافت میشود. همچنین دریای خزر و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است. در جنگلهای ایران گوزن قفقازی و بز وحشی را نیز میتوان نام برد. در بعضی نقاط از کنارههای دریای خزر دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره نیز یافت میشود.
2- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه معتدل کوهستانی
ناحیه کوهستانی ایران از پوشش گیاهی کامل و ممتدی برخوردار نیست. در جاهایی که برف و باران بیشتری میبارد و تبخیر به علت پائین بودن دما به کندی صورت میگیرد، رویش گیاهان بیشتر است و در آنجا جنگل نیز دیده میشود. در جاهایی که رطوبت کمتر و ضخامت خاک کمتر است گیاهان کمتری دیده میشود.
جنگلهای ناحیه کوهستانی در بعضی جاها تنک و فاقد گیاهان زیر درختی هستند و در برخی جاها انبوهتر میباشند و در زیر آنها درختچههای گوناگون میرویند. بارزترین این جنگلها، جنگلهای غرب ایران است و از آنجایی که بیشتر درختانشان بلوط میباشد به جنگلهای بلوط معروفند. این جنگلها از جنوب غربی ارومیه شروع میشود و از امتداد سلسله جبال زاگرس تا کوههای بختیاری و جنوب شرقی فارس ادامه دارد. بیشتر قسمتهای کردستان، باختران، لرستان، کوههای چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و کوههای بخش کازرون فارس از جنگلهای بلوط پوشیده شده است. در این جنگلها درختان میوه از قبیل گلابی، انجیر، پسته و بادام وحشی وجود دارد.
به طور کلی بیشتر ناحیه کوهستان ایران از استپ پوشیده شده است که در این نوع استپها درختچهها و درختها نیز دیده میشوند. از آنجایی که در این نوع استپها فواصل گیاهان کمتر است به استپ کوهی معروفند. این نوع استپ قسمتهای پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران را پوشانده است. در قسمتهای نسبتاً پهناوری از ناحیه کوهستانی ایران و در فواصل پوشش استپ کوهی به خاطر وجود شرایط مساعد چمنزار یا مرتع وجود دارد که این چمنزارها، کوچنشینها را به خصوص در ماههای گرم سال برای چرای دامها به طرف خود جلب میکنند. وسعت این چمنزارها در قسمتهای غربی و شمال غربی از دیگر قسمتهای کوهستانی بیشتر است.
جانوران ناحیه کوهستانی حیواناتی از قبیل خرس، کفتار، خرگوش، بز وحشی، انواع قوچ و میش وحشی، گوزن زرد، گوزن خالدار و پلنگ میباشند. همچنین پرندگانی از قبیل عقاب، کبک، تیهو و کرکس و غیره در این ناحیه دیده میشود. (فرجی/ 1366/ 67-66)
3- پوشش گیاهی و زندگی جانوری در ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی:
در ناحیه بیابانی ایران به علت باران کم و تبخیر زیاد و وزش باد پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی میتوانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و بافاصله میباشند. در این ناحیه خصوصاً در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کوههای شاهسواران و بارز جنگلهای بسته که اغلب آنها را نبه نیز مینامند همراه با درختان بادام وحشی دیده میشوند.
همچنین در کرانههای دریای عمان و خلیج فارس جنگلهای گرمسیری به صورت پراکنده دیده میشوند که درختان آنها عبارتند از: گز، کهود، کنار (به نام سدر به جای صابون) مصرف میشود آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.
در قسمت نیمه بیابانی ایران، به خاطر ریزش برف و باران بیشتر نسبت به ناحیه بیابانی و دارا بودن طبقه خاک ضخیمتر، شرایط رشد گیاهان بهتر و فاصله درختان کمتر از ناحیه بیابانی میباشد.
جانورانی که در این ناحیه زندگی میکنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا همچنین در کنارههای دریای جنوب و درمیان آبها سنگپشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهیها وجود دارد. (فرجی/ 1366/ 68)
در ضمن پراکندگی حیوانات ایران به شرح ذیل میباشد: انواع جوندگان مانند موشها (موشهای صحرایی و موش کور و ...) تقریباً در تمام نقاط و مخصوصاً در بخشهای کویری و نیمه کویری دیده میشوند. آهو در اغلب نقاط دیده میشود. شتر یک کوهان و دو کوهان فقط به حالت اهلی وجود دارد. از حیوانات تکسم که تقریباً در جنوب غربی آسیا از بین رفتهاند در قسمتی از ایران به ندرت گورخر و خر وحشی هم دیده میشود.
از درندگان در قسمتهای مرتفع ایران، یوزپلنگ در اطراف کویرها به شکار آهو میپردازد. در کوههای البرز خرس خاکستری و گربه کوهی نیز دیده میشود.
ظاهراً تا این اواخر در تمام قسمتهای جنوبی ایران شیر یالکوتاه ایران وجود داشته است پرندگان ایران نیز بسیار متنوع هستند. از تیره ماکیانها، بلدرچین و در کوههای نیمه خشک و دامنههای آنها تیهو و کبک و کبک دری و در جنوب و از کنارههای دریای خزر و دراج و در جنوب خزر در کوههای مرتفع هوبره و در درههایی رودها و نقاط کم درخت، قرقاول و در قسمتهایی از جنوب غربی ایران هوبره خاکستری و در جنوب دریای خزر و سواحل خلیج فارس، اروند رود، درنا، غاز، غاز سرخ دیده میشود. از پرندگان گوشتخوار در کوهها و دشتها باشد، بازسرفید، لاشخور، عقاب، دال، کرکس و غیره یافت میشود. از مرغان پا بلند، حواصیل و مرغ ماهیخوار، آب چلیک و غیره در ساحل دریای خزر و رودهای کشور یافت میشوند.
در موقع زمستان از دریاچهها و رودهای روسیه میلیونها اردک و غاز به سوی ایران آمده، پس از تمام شدن فصل زمستان و گرم شدن هوا مجدداً مراجعت میکنند.
در ایران کبوترهای وحشی و کبوترهای کوهی که در کوهها لانه میکنند فراوان است. از تیره کلاغها انواع کلاغ و هدهد، پرستوی شب و دارکوب و جغد و مرغ شباهنگ و بوم تقریباً در اکثر نقاط کشور وجود دارند.
گنجشکها انواع فراوان دارند ولی تمام آنها از اقساط کوچک میباشند. در میان آنها میتوان توکا، دمجنبانک، گنجشک، چرخ ریسک، کاکلی را نام برد.
در کشاورزی ایران به سار اهمیت زیادی داده میشود. این پرندگان در دامنههای سنگی درههای کوهستانی لانه نهاده در شهرستانهای شمالی و جنوب در کوههای فارس دیده میشود.
خزندگان ایران نیز وضع مخصوص به خود دارند. در دشتها و بیابانها غالباً جوندگان بسیارند،ن بیشتر از همه سوسمارها و مارها دیده میشوند. از سوسمار انواع مارمولک و سوسمار و سرگرد دیده میشود و در نقاط مرطوبتر سوسمارهای پهن و خشن و سفید و سبز فراوان است. مارهای ایران از انواع عادی و زیتونی و سفید و زرد و قفقازی و شاخدار میباشند. در بعضی نقاط اقسام مارها شبیه به مار بوآ و بیزهر و مارهای خیزان غالباً دیده میشود. از مارهای زهری و مارهای سمی خطرناک برای انسان و حیوانات اهلی باید افعی و کبرا را ذکر کرد. گرزه در سوراخهای جوندگان و در محلهای بیآب در کوههای کم ارتفاع خشک زندگی میکنند و آنها را میتوان در سوراخهای نزدیک چشمهها مشاهده کرد.
در جنوب ایران و در آبهای خلیج فارس سنگپشتهای بزرگ دریایی و مارهای دریایی و در دلتاهای رودهای شرقی کروکودیل دیده شده است.
دوزیستان ایران به واسطه خشکی هوا کمترند ولی سمندر سبز و قورباغه و غوک و وزغ برگهای و قفقازی فراوان است.
ماهیهای آب شیرین از نظر انواع، بسیار زیاد و متفاوت و حتی در بعضی قسمتها، ماهیهای مخصوص بومی میتوان مشاهده کرد. میگو و خاویار ایران شهرت جهانی دارد. جانوران بیمهره ایران بسیار زیادند مثل ملخ دشتی- پشههای پادرشت و پاریز و شپشکها و رطیل و عقرب فراوان است. عقربها جانورانی شبانه هستند و روزها در زیر سنگها و شکافها و سوراخ موشها بسر میبرند. (کیانی/ 1379/ 64-62)
4-2- گروه قومی:
پیش از ورود و استقرار آریاییها در ایران، نژادهای بومی در این کشور میزیستند. از حدود هزاره پنجم ق.م. اقوام غیرآریایی در ایران میزیستهاند. که بعدها در احوال اجتماعی، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران آریایی تأثیر داشتهاند. از جمله این اقوام ایلامیان در جنوب غربی ایران، کاسیان، در زاگرس- لرستان، لولوبیها در زاگرس. کرمانشاهان، کادوسیال در گیلان کنونی، تپوریان در مازندران را میتوان نام برد. انتشار و گسترش آریائیان در فلات ایران در حدود نیمه هزاره دوم ق.م. شروع شد. آریائیان شاخهای از اقوام سفید پوست هند و اروپایی هستند که عده ای به سرزمین هند و گروهی به فلات ایران رو میآورند.
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 104 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 117 |
پیشگفتار :
سرگذشت و تاریخ بشریت همواره همراه با نگرانیهای قابل درکی است که در قبال خطا و تجاوز علیه مقدسات ، آداب و رسوم، عرف و هنجارهای جامعه ابراز شده . آثار و مدارک به جا مانده نشان میدهد که جوامع انسانی از نخستین ادوار با پدیده مجرمانه درگیر بوده و در جهت دفاع و حفظ منافع فردی و جمعی در برابر متجاوزان و بر هم زنندگان و تهدیدکنندگان نظم اجتماعی ، واکنشهای متنوعی را ابراز داشتهاند. در جوامع بدوی معیار تمیز رفتار مجرمانه از اعمال مجاز عرف جاری حاکم بر گروهها و جوامع و قبایل بود. این مقررات با گذشت زمان و نهادینه شدن به صورت عادت و فرهنگ و رسوم اجتماعی، تحت نقوذ قدرتهای سیاسی و اجتماعی صورت قانونی به خود گرفت و به دنبال توسعه و پیشرفت جوامع به صورت علمی درآمد که در مراکز علمی و دانشگاهی مورد توجه قرار گرفت امروزه این علم به شاخههای مختلفی تقسیم بندی شده که یکی از مهمترین و شیرینترین این تقسیمبندیها حقوق جزاست.
چکیده
همانطور که میدانیم یکی از مسائل مهم در امور کیفری اثبات رابطهی سببیّت است. بدیهی است اگر عملی مستقیماً باعث حصول نتیجه مجرمانه شود. احراز رابطه سببیّت با دشواری مواجه نخواهد شد، مثلاً اگر کسی اسلحهای تهیه در کمین رقیب خود بنشیند و زمانی که طرف مورد نظر در حال عبور است به سمت او تیراندازی و او را به قتل برساند در این جا بین عمل مجرمانه و حصول نتیجهی آن رابطهی سببیّت وجود داشته و احراز آن کار مشکلی نیست ولی سببیّت زمانی مشکل میشود که چند عامل باعث حصول نتیجه مجرمانه شوند. این عاملان میتوانند چند مباشر، چند مسبب، یا اجتماعی از سبب و مباشر یا چند مسبب باشند البته قانونگذار از مورد اخیر در میان موارد دیگر نامی به میان نیاورده . به هر حال قانونگذار نیز این شیوهها و صورتهای دخالت در جرم را پذیرفته است و برای حفظ حقوق افراد جامعه مجازاتهایی را در نظر گرفته این جانب در نخستین کار تحقیقی خود همین عنوان ؟(تسبیب در جنایت) را در نظر گرفته به و بحث در خصوص دیدگاههای فقها و حقوقدانان در باب تسبیب پرداختهام.
فهرست
صورتهای دخالت در وقوع جرم
مباشرت
شرط
سبب
تاریخچه سبب
فرق شرط و سبب و علت
آیا تسبیب یک اصطلاح راوائی است؟
شرط ضمان در تسبیب
مباشرت و تسبیب در جنایات عمدی
مباشرت و تسبیب در جنایات غیر عمدی
دوقاعده کلی در این زمینه
اقسام سبب
-سبب حسی
- سبب شرعی
-سبب عرفی
نوع دیگری از تسبیب
مستندات خلق قاعده تسبیب
تشخیص رابطهی سببیّت
الف- تشخیص رابطهی استناد در آراء حقوقدانان اروپایی
اول. ضمان سبب ضروری
دوم. نظریه برابری شرایط و اسباب
سوم. نظریه سبب مستقیم و بیواسطه
چهارم. تئوری شرط پویای نتیجه
پنجم. تئوری سبب متعارف و اصلی
ب: تشخیص رابطه استناد در آراء حقوقدانان اسلامی
1-ب: اجتماع سبب و مباشر
الف) مواردی که سبب قوی تراست
مواردی که مباشر جرم موجودی جامد است
مواردی که مباش جرم موجودی جاندار چون سگ وچهارپایان ( حیوانات ) باشد
درصورتی که مباشرجرم فاقد مسئولیت اند چون دیوانه وکودک
درصورتی که مباشر جرم جاهل به حکم یا موضوع باشد
ب) مواردی که مباشر قوی تراست
ج) مواردی که مباشر وسبب درعرض هم هستند
2-ب) اجتماع اسباب
1. اجتماع سبب ماذون باسبب عدوانی
2. اجتماع اسباب منغذی وعدوانی
2.1) ستادی صفان
2.2 ) صفان سبب اقوی
مجازات سبب ومباشر
تعارض قاعده ی تبیب با قاعده ی احسان
تعارض اتلاف وتثبیت
نتیجه گیری
منابع وماخذ
بحث اصلی
صورتهای دخالت در وقوع جرم
جانی ممکن است با ایجاد یکی از عوامل ذیل در وقوع جرم و جنایت مداخله کند :
1. مباشرت 2. شرط 3. سبب
در خصوص هر یک از موارد مذکور به تفصیل ، بحث خواهیم کرد اما در خصوص مورد دوم لازم است تذکر داده شود اگر چه گروهی شرط را نیز از صورتهای دخالت در وقوع جرم دانستهاند اما قانونگذار ذکری از آن به جا نیاورده و گروه مذکور در توجیه این مطلب آوردهاند : از آن جا که معمولاً عنوان سبب بر شرط نیز اطلاق شده است قانونگذار معترض شرط نشده با ذکر سبب خود را بینیاز از بیان شرط دانسته است در صورتی که شرط و سبب در همه موارد از موقعیت و آثار یکسانی برخوردار نبوده .
مباشرت
مباشرت را ایجاد علت گفتهاند. حکما و فلاسفه از واژه علت مفهوم وسیعی را اراده کردهاند و در تعریف علت گفتهاند: آن شیئی که شیئی دیگر را (وجود و هستی خود) به او احتیاج دارد علت نامیده میشود و شیئی دیگر معلول، بعضی از آن علتها ناقص هستندو بعضی مستقل (تام) و همچنین بعضی خارج از معلولاند و بعضی داخل آن. باید توجه داشت که این تعریف، تعریف علت به معنی عام است که شامل همه اقسام علتها میشود و به این معنی هر جزء نیز علت کل است. بنابر نوعی تقسیمبندی علت یا ناقصه است و یا مستقل- یعنی آن چیزی که دیگری در وجود خود به او نیازمند است و ما به او نام علت را دادهایم یا به نحوی است که معلول فقط به او محتاج است و به غیر او احتیاج ندارد و یا چنین نیست و به عبارت دیگر یا وجود او برای وجود پیدا کردن معلول کافی است و یا کافی نیست. اولی را میگوییم علت مستقله یا تامه و دومی را میگوییم علت غیر مستقله یا ناقصه. مثلاً تحقق کتاب احتیاج دارد به امور متعدد از قبیل کاغذ ، قلم، حرکات انگشتان دست نویسنده وارادهی او وجود مدادی و نبودن مانع بر روی صفحه و امثال اینها که مجموعاً مقدمات و وسایل کار هستند. علت تامه یا مستقله عبارت است از مجموع این مقدمات و وسایل که از آن جمله عدم برخورد و مانع است البته اگر همه وسایل و مقدمات فراهم شد تحقق معلول ضروری و حتمی و به اصطلاح امروز اجتنابناپذیر خواهد بود علت ناقصه عبارت است از بعضی از این اقدامات و وسایل که اگر وجود پیدا نکند کتابت موجود نمیشد اما اگر موجود شود ولی سایر وسایل و مقدمات موجود نباشد برای تحقق کتابت کافی نیست. در تقسیم بندی دیگری که از ارسطو به جا مانده است علت منقسم شده است به چهارتا 1- علت فاعلی ،2- علت مادی، 3- علت غایی،4- علت صوری[1] بنابراین علت هر امری است که از وجود آن وجود معلول و از عدم آن عدم معلول، لازم آید مانند قتل با شمشیر و کارد یا خفه کردن با دست و نظایر آن[2] و همان گونه که دکتر گلدوزیان در کتاب خود (بایستههای حقوق جزای عمومی) مینویسد: طبق مادهی 317 قانون مجازات اسلامی مباشرت آن است که جنایت مستقیماً توسط خود جانی واقع شده باشد. بنابراین در مواردی که جانی خود به طور مستقیم و بیواسطه مرتکب جنایت بر نفس یا عضو شود میتوان گفت جرم را به مباشرت مرتکب شده است مثل فردی که دیگری را با دستان خود خفه کرده است. البته گاهی نیز علت و مباشرت در جرم ممکن است با واسطه اشیایی باشد مثل اینکه جانی با کارد یا شمشیر و تفنگ و... موجبات جنایت بر دیگری را فراهم کند که البته از دید عرف و مردم از آن جا که مشخص و آشکار نیست واسطه محسوب نمیشود و باز شخصی که از این وسایل برای ارتکاب جرم استفاده نموده است مباشر جرم است.[3] باید متذکر شویم که منظور از عبارت جنایت مستقیماً توسط جانی... در مادهی 317 قانون مجازات اسلامی وقوع بلاواسطه فعل جانی نیست بلکه مقصود وجود رابطه مستقیم علیّت است به طوری که جنایت مستقیماً از نفس فعل ناشی شده و بتوان گفت نوعاً یا بر حسب خصوصیتهای مورد ، تلف از لوازم آن کار است و به عبارت دیگر مباشر کسی است که وقوع تلف عرفاً به نفس کار وی منسوب است و نه بر اثر آن.
شرط
وقوع هر پدیده مجرمانه منوط به وجود شرایطی است که زمینههای ارتکاب آن را فراهم میسازد شرط چیزی است که اگر نباشد ، مشروط به وجود نمیآید اما اگر باشد ، به تنهایی برای ایجاد مشروط کافی نیست مثلاً حفرچاه نسبت به افتادن در آن شرط است.[4] بنابراین شرط آنچنان امری است که از عدم آن عدم معلول لازم میآید لکن از وجود آن معلول (جرم) لازم نمیآید. از این رو وقوع جنایت محصول شرط نیست اگر چه همراه و در کنار علت جنایت است. به نحوی که تحقق جنایت متوقف بر وجود آن است بنابراین شرط از اجزاء و عناصر اصلی در تکوین جنایت نبوده و فی نفسه مؤثر در آن نیست گرچه ضرورتاً به انتقاء شرط حدوث جنایت نیز منتقی میگردد. برای مثال ممسک در جنایت که مجنی علیهرا نگه میدارد تا دومی او را به قتل برساند شرط محسوب است زیرا ممسک هیچگونه مدخلیتّی در سلب حیات نداشته است. لازم به ذکر است که به موجب آراء فقیهان اسلامی گرچه تأثیر مؤثر به وجود شرط است متعلق نشده و ایجاد کننده شرایط وقوع قتل را مشمول این مجازات ندانستهاند.[5]
سبب
در مواردی مداخله بزهکار در وقوع جرم فراتر از اقدامات ایجاد کننده شرط و ضعیفتر از علت است بگونهای که جانی با ایجاد سبب جنایت بدون آنکه خود مستقیماً در آن مباشرت نماید مرتکب جرم میگردد و بر خلاف شرط جنایت محصول سبب است اما به طور غیر مستقیم . گروهی از حقوقدانان[6] معتقدند که سبب در حقوق اسلامی معنای ویژهای دارد و با سببی که در منطق و فلسفه مطرح است به یک معنا نیست و از این جهت مناسب مینماید آن چه را که بعضی از حقوقدانان بزرگ اسلامی در این باره آوردهاند مورد توجه قرار گیرد . از این رو به تعریف سبب در مختصر نافع و تحریرالوسیله اشاره میکنند.
در مختصرنافع آمده : سبب یا تسبیب ، ایجاد چیزی است که اگر نبود تلف شدن یا شکستن عضو واقع نمیشد ، ولی به علت تلف نفس ، یا شکستن عضو نیست مثلاً یکی از موارد تسبیب کندن چاه در معابر عمومی است . پس اگر کسی در آن بیفتد و بمیرد علت مرگ او وجود چاه نیست بلکه علت آن سرنگون شدن اوست در چاه . و در تحریرالوسیله آمده : مراد از اسباب در این جا هر فعلی است که تلف شدن ، نزد آن ( ولی نه به علّت آن، بلکه) به علت دیگری تحقق بیابد، به گونهای که اگر آن فعل نبود، تلف، پدید نمیآمد، مثل کندن چاه، نصب چاقو ، افکندن سنگ ، ایجاد لغزشگاه و غیره . بنابراین مجرمی که جرم را نه مستقیماً و به خودی خود ، بلکه به واسطه انجام میدهد سبب جرم و مجرم سببی است. اما دکتر عباس زراعت سبب را در معنای فلسفی آن ، چیزی میداند که از وجودش وجود و از عدمش ، عدم لازم آید اما در معنای فقهی و حقوقی چیزی است که اگر نباشد مسبب به وجود نمیآید.[7] اما علت به وجود آمدن مسبب چیز دیگری است مانند گذاشتن سنگ در معبر عمومی که کسی با آن برخورد کند و موجب تلف وی شود. در این جا علت صدمه برخورد با سنگ است اما اگر سنگ نبود ، این تصادم هم به وجود نمیآمد. دکتر ابراهیم پاد نیز در تعریف سبب گفتهاند: سبب هر امری است که موجب تلف آن به حاصل شود ولی به علتی دیگر به نحوی که اگر آن سبب نباشد علت هم به وجود نمیآید و یا مؤثر واقع نمیشود و برخی دیگر گفتهاند سبب آن چیزی است که آن فیالجمله اثری در تولید هست مانند علت. به هر حال به موجب مادهی 318 قانون مجازات اسلامی ”تسبیب در جنایت آن است که انسان سبب تلف شده یا جنایت دیگری را فراهم کند و خود مستقیماً مرتکب جنایت نشود بطوری که اگر نبود جنایت حاصل نمیشد مانند آنکه چاهی بکند و کسی در آن بیفتد و آسیب بیند.“ سبب واسطهای است که اگر وجود نداشت جرم واقع نمیگردید یعنی میان عمل مجرم و حصول نتیجه مجرمانه واسطهای است و در عین حالیکه سبب موجب جنایت نیست اگر ایجاد نشده بود جنایت واقع میشد. قانون مجازات اسلامی مقرراتی تمثیلی در مورد ارتکاب جرم از طریق تسبیب ذکر گردیده [8] که ما در این جا چند مورد را بیان میکنیم :
هرگاه کسی دیگری را بترساند یا موجب وحشت وی گردد و در اثر این ترس آن شخص بمیرد ، اگر این عمل کشنده باشد و یا با قصد قتل انجام شود اگر چه عمل نوعاً کشنده و نه با قصد قتل انجام بگیرد قتل شبه عمد محسوب شده و دیه به آن عهده قاتل است همچنین است اگر این ترس موجب فرار او گردد و آن شخص در حال فرار از جایی پرت شود و یا بدرون چاهی بیفتد. ملاحظه میگردد در موارد فوق مرتکب از طریق واسطه مرتکب جرم گردیده است و نه به طور مستقیم . لازم به ذکر است که در این موارد اثبات رابطه سببیت لازم است یعنی باید ثابت گردد که ترس موجب مرگ گردیده است.
برخی از حقوقدانان[9] اکراه و اجبار و اضطرار را نیز از اسباب ارتکاب جرم دانستهاند که در این خصوص در مباحث بعدی سخن به میان میآید. نتیجتاً تسبیب در تلف یعنی ایجاد کاری که وقوع تلف عرفاً به اثر آن کار منسوب است بر خلاف مباشرت که وقوع تلف عرفاً به نفس کار مستند است. همانطور که ملاحظه میگردد اگر چه مفهوم شرط و سبب، تشابه و قرابت بسیاری با یکدیگر دارند و چنانچه در تعریف هر یک گذشت شرط هیچ تأثیری در وقوع جنایت ندارد هرچند تأثیر مؤثر موقوف بر آن است در حالیکه سبب خود مؤثر در جنایت است لیکن نه به صورت علت. تعریف ماده 318 در ظاهر شامل شرط نیز میشود چون شرط هم زمینه وقوع جنایت را فراهم میکند اما تأثیر مستقیم درآن ندارد. بنابراین بهتر بود قیدانتساب جنایت به سبب هم در تعریف ذکر میشد. البته در بسیاری از موارد میان سبب و شرط نمیتوان تمایز داد و مثالهایی را که برخی فقها شرط دانستهاند فقهای دیگر سبب محسوب میکنند و یا آنها را به جای یکدیگر به کار میبرند.
از ملاحظهی این تعریفها به دست میآید که رابطه علت و جنایت ، رابطه مستقیم و بدون واسطه است و اگر چنین رابطهای وجود داشته باشد نوبت به سبب یا شرط نمیرسد . همچنین رابطه و جنایت نزدیک تر از رابطه شرط و جنایت است. بنابراین اگر در وقوع جنایتی ، شرط و سبب هر دو فراهم باشند، بدون شک باید سبب را مسئول دانست شباهت سبب و شرط آن است که هردو اگر نباشند نتیجه است و شرط زمینهساز است به گونهای که در عرف، جنایت منتسب به آن نمیشود. یعنی معمولاً انتظار تحقق جنایت از فراهم شدن چنین زمینهای نمیرود برخلاف سبب که این انتظار در آن وجود دارد. مثلاً شخصی از دوست خود میخواهد او را با وسیله نقلیة خود به محلی برساند و در بین راه وسیلهی نقلیه با عابر پیادهای تصادف میکند و منجر به قتل او میشود. در این جا عمل کسی که از دوست خود چنین درخواستی کرده است شرط تحقق تصادف قتل است . چون اگر این درخواست صورت نمیگرفت، تصادف و در نتیجه قتل نیز اتفاق نمیافتاد، اما عرف هیچگاه درخواست مزبور را سبب قتل نمیداند.
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 230 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 160 |
«مقدمه»
اَلحَمُدللِه الذَّی هَدانا لِهذا وَ ما کُنا لِنَهتَدی لَولا اَن هَدانا اَللهُ[1] (ستایش خدای را که ما را بدین [راه] هدایت نمود ، و اگر خدا ما را راهبری نمی کرد ما خود هدایت نمی یافتیم).
حمد و سپاس خدای را که به عنوان خالق «ماسوی الله» هر موجودی را در راه سعادت خودش تا نهایت کمالش راهنمایی کرده و فرموده : «رَبُنّا الَذی اَعطی کُلَ شَیءٍ خَلقه ثُمَّ هَدی».(پرودگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده ، سپس آن را هدایت فرموده است).و هیچ موجودی را از قائده به کمال رسیدن مستثنی نکرده و انسان را که اشرف مخلوقات دانسته ، کمال و سعادت عظمی عنایت فرموده و به سوی آن هدایت کرده است.و عقل را راهنما به سوی کمال و منشا شکوه و سربلندی انسان قرار داده است.
اما از آنجایی که سعادت و کمال انسان منحصر به سعادت مادی نمی باشد ، بلکه جهان معنا هر دو جهان را شامل می گردد به همین خاطر خداوند متعال اول عقل آفرینش یعنی حضرت محمد (ص) را به عنوان نبوت برگزید و او را به بندگانش حجت قرار داد : «حُجَهُ اَللهِ عَلَی العِبادِ النَبِّیُ و الحُجَه فیما بَینَ العِبادِ وَ بَینَ اَللهِ اَلعَقلُ»[2].(حجت خداوند بر بندگان پیامبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است).و آن حضرت را خلیفه خود بر روی زمین قرار داد تا راهنما و هدایت گر خلق به سوی او باشد و ایشان بشارت دهنده و ترساننده نیکان و بدان قرار داد تا حجت را بر مردم تمام گرداند.
«رُسُلاً مُبَشرینَ وَ مُنذرینَ لِئَلا یَکونَ لِلناسِ عَلَی اللهِ حُجَه بَعدَ الرُسُلِ وَ کانَ اَللهُ عَزیزاً حَکیماً»[3].(پیامبرانی که بشارت گر و هشدار دهنده بودند، تا برای مردم ، پس از (فرستادن) پیامبران ، در مقابل خدا (بهانه) و حجتی نباشد و خداوند توانا و حکیم است.)
بنابراین همچنان که بدون نبوت غافله بشریت به هدفی که از آفرینش او در نظر بوده است نمی رسد، تبیین احکام و مقررات الهی توسط راهبران غیر معصوم نیز راه به جایی نخواهد برد و موجب گمراهی خواهد شد و این نیازمند به دلایل عقلی و نقلی محکم می باشد.
در این رساله تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن» با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث معصومین به بررسی شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته و پس از بررسی و تحلیل نظرات مختلف ، نظریه مختار بیان گردیده است.و به اندازه بضاعت اندک ، قطره ای ناچیز از این دریای بیکران چشیده و به نکات زیر دست یافتم که : «حکمت» نوری افاضه ای از سوی خداوند است به کسانی که از نیروی عقل خود بتوانند درست استفاده نمایند ، عطا خواهد شد و در سایه آن به حقایق معلومات و درجاتی از کمال می رسند.[4]
و موعظه یکی از راه های دعوت و جلب قلوب شمرده می شود که پیامبر اسلام (ص) برای جذب افرادی که دارای احساسات و عواطف جوشان و بیداری عمومی بودند از موعظه بهره می برد و خداوند متعال برای اینکه پیامبرش را اسوه اهل استدلال قرار دهد، به او ابلاغ فرمود که استدلال محض ، همه جا سودمند نیست ،بلکه علاوه بر آن ، از موعظه برای دعوت دیگران استفاده نماید.
و «مجادله» که رسول اکرم (ص) به طور مطلق از آن نهی نشده است بلکه از آن مجادله غیر احسن و یا باطل منع شده است ، چنانکه خداوند متعال می فرماید : «وَلا تُجادَلوا اَهلَ الکُتابِ اِلا بِالَّتی هِیَ اَحسَن» ، بنابراین مجادله احسن در اسلام جایز می باشد که قانون عملی برای رسول اکرم (ص) در مقابل مخالفان اسلام بوده است.در مقابل مجادله احسن مجادله باطل قرار می گیرد که مطابق قرآن کریم و روایات معتبر معصومین ، بر مردم حرام گردیده است زیرا در این نوع جدال ،سعی و تلاش مخالفان در جهت حق جلوه دادن عقاید باطل و نادرستشان می باشد در حالی که مجادله احسن با استفاده از اصول مشترک طرفین برای محقق ساختن حق و اثبات آن صورت می پذیرد.
این پایان نامه به روش کتابخانه ای و با استفاده از منابع تفسیری و روایی و با راهنمایی اساتید محترم راهنما و مشاور در پنج فصل تالیف و تنظیم گشته است :
فصل اول- شامل کلیات (اهداف و انگیزه موضوع ، سوالات تحقیق ، پیشینه تحقیق ،روش تحقیق و ساختار و محدوده تحقیق) می باشد.
فصل دوم- مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اکرم (ص) شامل (معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه و جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم و شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی به خصوص شیوه رسول اکرم (ص) می باشد).
فصل سوم- جلوه های حکمت الهی که اهم آن شامل : (اهمیت حکمت از نظر اعتقادی ، حکمت و توحید ، حکمت الهی هدف بعثت انبیاء ، اعطای حکمت بر صالحین در قرآن کریم ، حکمت واعطای فضل بر رسول اکرم (ص) و خاندانش (علیهم السلام) ، تاویل حکمت در قرآن و روایات) می باشد.
فصل چهارم- جلوه های موعظه از منظر قرآن و روایات معصوم که اهم آن شامل : (موعظه در قرآن کریم ، موعظه اخلاقی ، نفسانی ، تاثیر گذاری موعظه ،اقسام موعظه ،تاویل موعظه) می باشد.
فصل پنجم- جلوه های مجادله در قرآن و روایات که عبارتند از : (انواع مجادله در قرآن و روایات ، مجادله احسن پیامبران الهی ، جلوه های مجادله احسن پیامبر اکرم (ص) در قرآن کریم و زمینه های مجادله غیر احسن ، اهداف مجادله) می باشد.
در نهایت به نتیجه گیری کلی پرداخته شده است.
از پروردگار متعال پیوسته درخواست نماییم «الهم انّی اسئلک ان تصلّی علی محمد نبّی رحمتک و کلمه نورک و ان تملأ قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان و فکری نور النیات و عزمی نور العلم و قوّتی نور العمل و لسانی نور الصدق و دینی نور البصائر من عندک و بصری نور الضیاء و سمعی نور الحکمه و مودتی نور الموالاه لمحمد و اله علیه السلام......[5]
(خدایا از تو می خواهم که اولاً درود فرستی بر محمد پیغمبر رحمتت و کلمه نورت و ثانیاً پر کنی دلم را با نور یقین و سینه ام را با نور ایمان و فکرم را با نور تصمیمات و تصمیمم را با نور دانش و نیرویم را با نور کار و زبانم را با نور راستی و دینم را با نور بصیرت ها از پیشت و دیده ام را با نور روشنایی و گوشم را با نور حکمت و مودتم را با نور دوستی و پیوستگی با محمد و آلش که سلام بر آنان باد......)
فصل اول : کلیات
1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع
1 – 2 – سؤالات تحقیق
1 – 3 – پیشینۀ تحقیق
1 – 4 – روش تحقیق
1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق
1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع
هدف و انگیزه اصلی در این پایان نامه ، شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» می باشد.از آنجایی که پیامبران و خصوصاً پیامبر خاتم (ص) به منزله سراج منیر و دعوت کننده به سوی خدا «سراجاً منیراً و داعیاً الله» هستند ، بسیار مشتاق بودم برای فهم و شناخت پیرامون این شیوه ها و ابعاد و جلوه ها و مصادیق آنها بتوانم بهره هایی از کلام الهی و نور حکمت را بر قلب خود دریابم و با فهم موعظه از موعظه حسنه در شناخت حقایق الهی و عبرت از خلایق الهی آگاه شوم و با درک مجادله احسن به عنوان روش نیکوتر خداوند در مقابل مخالفان خدا و رسول و اولیاء معصوم الهی به اثبات حقانیت عقاید شیعی خود برسم.
1 – 2 – سؤالات تحقیق
پیرامون موضوع رساله ، سؤالات بسیاری مطرح می باشد که از پرسش های ویژه این تحقیق می توان اشاره کرد به :
1 – حکمت و موعظه و جدال از نظر لغوی و اصطلاحی چیست ؟
2 – تاویل حکمت بر اساس آیات قرآن و روایات چیست؟
3 – انواع موعظه کدام است ؟ منظور از موعظه حسنه در آیات قرآن کریم چیست؟آیا موعظه می تواند غیر حسنه باشد؟
4 – شیوه ها و اقسام مجادلات انبیاء در قرآن کریم و تعالیم اسلامی بر چه اساسی
می باشد؟
5 – آیا در قرآن و روایات نمونه هایی از مجادلۀ احسن انبیاء بر اساس قرآن و روایات آمده است؟
1 – 3 – پیشینۀ تحقیق
تا کنون کمابیش پیرامون آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روشهای تبلیغی انبیای الهی و روش تبلیغی و دعوت پیامبر اسلام (ص) کتب و مقالاتی نگاشته شده که گاه مورد استفاده در رساله موجود هم بوده است.مانند 1- راه و رسم تبلیغ نوشته گروهی از فضلای قم.2- مقاله قانون عملی پیامبر اسلام (ص).3- آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روایات با نگاهی به کتاب مقدس از عبدالله ستوده ارشد علوم قرآن ، 1387. 4- شیوه های هدایتی و تبلیغی انبیا از دیدگاه قرآن و روایات از طیبه خداویسی ، 1386.
می توان وجه امتیاز رسالۀ موجود نسبت به تالیفات پیشین را اولاً فراهم نمودن یک بخش تأویلی از آیات قرآن کریم را در کنار بخش تفسیری آن که مرتبط با موضوع می باشد در نظر گرفت که رسالۀ حاضر علاوه بر تفسیر به تأویل ، تا جایی که امکان داشته پرداخته است . و ثانیاً به گردآوری شیوۀ رسول اکرم ( ص) در یک مجموعه که به طور مستقل و تخصصی (قرآنی و روایی) به هر یک از آنها پرداخته شده است . وعلت انتخاب موضوع ، علاقمندی این جانب به دانستن روش های دعوت اسلام و جذابیت موضوع مورد بحث و فهم و درک بیشتر از دین تشیع ، فهم آیات قرآن کریم چه از جهت ظاهری و چه از جنبۀ تأویلی و شناخت رسول اکرم (ص) و اهل بیتش «علیهم السلام » که امید است باری تعالی با الطاف و عنایت خویش این حقیر را در جهت گام نهادن و سوق دادن به این جهت یاری فرماید .
1 – 4 – روش تحقیق
در این رساله ، ابتدا با هماهنگی استاد راهنما ، یک طرح کلی از پایان نامه تنظیم گردید و با راهنمایی وافر و تحسین برانگیز ایشان به مطالعه و مرور کتابهای معتبر روایی و قدیمی پرداخته . وکار تحقیق موضوع را آغاز نمودم و جمع آوری مطالب از طریق فیش برداری از کتاب ها با روش کتابخانه ای و با استفاده از CD های تفاسیر و سایتهای اینترنتی ( با مراجعه به منابع اصلی و معتبر ) تنظیم و تدوین گردیده است . و برای انجام این امر ، بیشترین بهره برداری از کتابخانه مجلس و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وبعد کتابخانه دانشکده الهیات تهران و در موارد بسیار محدودی از کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی به عمل آمده است .
ذکر این نکته لازم است که ، متون عربی مرتبط با موضوع که در منابع قدیمی و یا بعضاً جدید بچشم می خورد اولاً به یاری خداوند متعال و بعد با سعی و تلاش خود ، به فارسی روان ترجمه کردم و در کل ، در تنظیم و تهیۀ رساله از راهنمایی سرکار خانم دکتر هاشمی و مشاورۀ آقای دکتر رضوی ، بهره و استفاده لازم صورت گرفته است که کمال تشکر را از این دو بزرگوار دارم .
1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق
موضوع مورد بحث تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اکرم ( ص ) یا تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن » در محدودۀ قرآن و روایات معصومین « علیهم السلام » از کتب و تفاسیر شیعی بهره گرفته شده است که در طی یک چکیده و مقدمه و پنج فصل و جمع بندی و نتیجه نهایی می باشد که هر فصل نیز شامل مباحثی که امید است به یاری خداوند این گام کوچک مورد عنایت پروردگار قرار گیرد .
فصل دوم : مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)
2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل
2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت
2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه
2 – 1 – 3 - معنی لغوی و اصطلاحی جدل
2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم
2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت
2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه
2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل
2-3 شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم
2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)
2-3-2 تبیین و تفسیر «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» در آیه 125 از سوره نحل
2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل
2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت
واژۀ « حکمت » به معنی استواری و دانش درست که شکی در آن راه ندارد می باشد. شریف عاملی در مفردات خود آورده است : « حکمت در اصل به معنای منع از جهل و زشتی است از این رو بعضی آن را به عدل و علم و بعضی آن را به معرفت برترین اشیاء به برترین علوم تفسیر کرده اند . [6] »
« حاکم » و هر چه که به معنای آن باشد مانند کسی است که حکم می کند ، همانگونه که در تاج العروس آمده است . « حکیم بر وزن فعیل ٌ به معنای فاعل یا کسی است که اشیاء را محکم می کند و به معنای صاحب حکمت و عالم نیز گفته شده است . [7] »
حکم به معنای عدالت در قضاوت آمده است و اکثر لغویین د رکتابهای شان اشاره به این معنی ، داشته اند . چنانکه راغب می گوید : « اصل کلمۀ حکم منع کردن جهت اصلاح است . و از این رو لجام و افسار را مانع چارپا دانسته اند زیرا او را محکم نگه می دارد . [8]
از تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت که واژه حکمت از ریشه « حکم » مشتقاتی دارد که همۀ آنها در تعریف لغوی و توضیح به یک اصل واحد اعاده می گردند و آن تعریف واحد همان « علم به حقایق اشیاء است که قضاوت و عمل کردن به مقتضای آن می باشد و یا علم و تفقه در دین قضاوت بر اساس عدالت می باشد .»
واژه حکمت در اصطلاح ، با توجه به این که به حکمت علمی و عملی تقسیم می شود ، در واقع نوعی از قوه عقلی علمی است که همان حکمت الهیه می باشد .
چنانکه خداو.ند متعال می فرماید : «وَلَقد ءاتینا لقمانَ الحکمَهَ .[9]( و براستی ، به لقمان حکمت دادیم ).
پس در این آیه مذکور ، منظور از حکمت ، جهت عقلی می باشد که موافق احکام شریعت است ، و به عبارتی دیگر ، حکمت ، اصابت حق با علم و عمل است و حکمت در مورد پروردگار ، معرفت اشیاء و ایجاد آنها با هدف إحکام آنها می باشد و در مورد انسان معرفت موجود است و انجام امور خیر می باشد [10] . در تفاسیر آمده است که حکمت در این آیه «و یعلمه الکتاب و الحکمه»[11] .علم شریعت و احکام می باشد و در آیات «اتاه الله الملک و الحکمه»[12] و «شددنا ملکه و ءاتیناه الحکمه و فصل الخطاب»[13].به معنی نبوت و رسالت بیان گردیده است.
از آنجایی که حکمت ، اسرار علوم شریعت و طریقت را که همان اسرار حقیقت الهیه است ، در بردارد ، معنی قرآن و تورات و انجیل نیز ذکر گردیده است . چنانکه خداوند می فرماید : « یُوتِی الحِکمهَ مَن یشاءُ و مَن یؤتَ الحکمهَ فَقَد أُوتِیَ خیراً کثیراً [14] » .
( به هر کسی که خواهد حکمت عطا کند و به هر کسی که حکمت داده شد به او خیر کثیر عطا شده است . )
که منظور ، تأویل و اصابت سخن حق در آن می باشد [15] .(الحکمه ضاله المومن)
شعرانی در نثر طوبی آورده است که : رسول اکرم ( ص ) در ضمن حدیثی حکمت را گمشدۀ مؤمن معرفی می کند که هر جا آن را یافت فرا گیرد و گاه آن گوهر گمشده را از گمراهی می شنود و آن را می آموزد [16] .
ذکر « حکیم » به عنوان صفتی برای قرآن کریم آمده است : همانگونه که زبیدی در تاج العروس آورده است : « حکیم صفتی برای قرآن کریم است ، یعنی حاکم بر شما و یا آن حکمی است که در آن اختلاف و اضطراب نیست . [17] »
بعضی از لغویین واژه « حکم » را بصورت امر کلی که فراگیر است و هم حکمت و هم غیر آن را شامل می شود در نظر گرفته اند : « حکم » در اصطلاح اعم از حکمت است و می توان یادآور شد که هر حکمتی حکم است ولی هر حکمی حکمت نیست از این جهت است که در حکم چیزی با چیز دیگر قضاوت و داوری می شود . خداوند متعال در سورۀ مبارکه مریم می فرماید : « وَ اتیناه الحُکمَ صبیّاً »[18] یعنی به او در حالیکه کودک بود ، نبوت دادیم که اشاره به این مطلب دارد که از کودکی علم و نظر حکیمانه و فقیهانه به او عطا کردیم .»
« محکم » این واژه صفت قرآن است که همان صفت کلام و آیۀ قرآن بحساب می آید که در مقابل تشابه قرار می گیرد و کلامی است که معنی آن آشکار و واضح است و متشابه کلامی است که آشکار نمی باشد و در آن شبهه قرار دارد .[19]
بنابراین « حکمت » همان تفقه و اندیشیدن در دین می باشد که مسببی جهت مطیع بودن برای پروردگار متعال و پذیرش ولایت را ایجاب می کند و همچنین ، حکمت را می توان از هر کسی فرا گرفت . البته در صورتیکه ابتدا با عقل و درک خود در مورد آن سخن بسنجیم و اگر صحیح بود آن را بپذیریم ، اما در مورد سخنان حکمت آمیز انبیاء و ائمه معصومین « علیهم السلام » این گونه نیست بلکه در صورت انتساب صحیح آنها به معصومین باید تعبداً آن را پذیرفت .[20]
2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه
واژۀ وَعَظَ ، یَعِظُ ، وَعظاً ، یعنی نصیحت کردنی که همراه با ترساندن باشد ، طوری که شخص دلش نرم گردد و به طاعت و فرمان خدای تعالی بپردازد و به سوی او هدایت گردد و از عقاب و شکنجه به واسطۀ گناه بترسد [21] .
خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ اِذ قال لقمانُ لابنِهِ و هو یعظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشرِک بِاللهِ انّ الشرکَ لَظلمٌ عظیمٌ »[22] . « و یاد کن هنگامی را که لقمان به پسر خویش در حالی که وی او را اندرز می داد گفت : ای پسرک من ، به خدا شرک میاور که براستی شرک ستمی بزرگ است » .
و موعظه در اصطلاح عبارت است از پند و اندرز که در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده است . از قبیل : « یا أیها الناس قد جائتکم موعظه مِن ربکم و شِفاءٌ لما فی الصُّدور»[23] .
( ای مردم به یقین برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی ، و درمانی برای آنچه در سینه هاست آمده است ).
همچنین « الموعظه الحسنه » اشاره به قرآن کریم دارد .و به همین ترتیب اگر در دعا دقت نماییم ، این عبارت ملاحظه می شود : « اَعوذ بک اَن تجعلَنی عِظه لغیری » (پروردگارا به تو پناه می برم از این که مورد موعظه برای دیگران قرار گیرم و آنان بواسطۀ من پند پذیرند) . و به عبارتی دیگر ، یعنی این که ، خداوند را از این که مورد عبرت برای دیگری قرار گیرم من را حفظ گردان . و همچنین موعظه را سفارش به تقوی و طاعات و دور شدن از گناهان و فریب خوردن دنیا و مانند آن دانسته اند . [24]
2 – 1 – 3 – معنی لغوی و اصطلاحی جدل
بعضی از لغویین در تعریف جدل از جهت لغوی این گونه بیان کرده اند :
« جدل » از نظر لغوی به معنی خصومت فراوان و توانایی بر آن می باشد و جدل منطقی ، آن قیاسی است که از مشهورات و مسلمات بدست می آید و هدفش ، استعمال و ارائه خصم و فهماندن کسی است که از ادراک مقدمات برهان کوتاهی می کند . و لفظ « جدال » مشارکت در منازعه و مغالبه می باشد گویا هر یک از دو طرف متخاصم از جهت رأی با هم درگیر هستند که اصل در جدال ، گلاویز شدن و به سختی طرف مقابل را شکست دادن می باشد . [25]
و علامه شعرانی گوید : « جدل یعنی دشمنی کردن ، کاویدن جدال ، مجادله به همان معنی می باشد که خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ لَقَد صَرَّفنا فی هذَا القرانِ للناسِ من کُلِّ مثلٍ و کان الانسانُ اکثرَ شیءٍ جدلاً » [26] .( براستی در این قرآن ، برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم ، ولی انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد) .
همچنین لفظ مجادله به معنای مناظره و مخاصمه کردن و جدل مقابله دلیل با دلیل ذکر شده است . [27] و خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : « وَ جادَلوا باالباطِلِ لِیُد حِضوُا بِهِ الحَقَّ»[28] . ( به وسیلۀ باطل دفاع نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند ) . این کار کافران است که با سخن باطل خویش در براندازی گفتار پیغمبران اقدام کردند .
بنابراین در قرآن کریم و روایات جدال کافران معاند که با باطل صورت می گیرد مردود شمرده شده است ولی جدال احسن که مورد تأکید قرآن و روایات می باشد ، برای هدایت عموم مردم است و قابل پذیرش می باشد از این رو می فرماید : « وَ جادِلهم بالتی هی احسن » [29].
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 110 |
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر سبکهای دلبستگی بر رضایت زناشویی زنان متاهل شهر تهران است.به این منظور تعداد 50 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ و پرسشنامه سبکهای دلبستگی با..... استفاده شد.
پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی بود و به منظور تجزیه و تحلیل داده های آماری از نرم افزار SPSS استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به اینکه فقط رابطه سبک دلبستگی ایمن با رضایت زناشویی مثبت است.
بنابراین با افزایش سبک دلبستگی ایمن ،رضایت زناشویی افزایش می یابد و بالعکس.اما رابطه سبک دلبستگی ترسان ، اجتنابی و اشتغالی با رضایت زناشویی منفی است بنابراین با افزایش این سبک ها ، رضایت زناشویی کاهش می یابد و بالعکس.می توان چنین نتیجه گیری کرد که بین سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی رابطه معنی دار وجود دارد.در نتیجه فرضیه پژوهشی مبنی بر وجود رابطه بین سبک دلبستگی و رضایت زناشویی تایید می شود.
مقدمه
ازدواج معمولا اصلی ترین و مهم ترین زمینه ای است که عملکرد و اثر صمیمیت و روابط اجتماعی رشد یافته در آن متجلی می شود. برای اکثر بزرگسالان شادمانی در زندگی بیشتر به ازدواجی موفق و روابط زناشویی توام با رضایت وابسته است تا سایر جنبه های زندگی، جستجوی این رضایت خارها به نیازهای شخصی، خانوادگی و حتی اجتماعی فرد مرتبط است و به گونه های متفاوت وی را وادار به ازدواج و داشتن انتظارات متفاوت از شریک زندگی خود می کند(جانسون و هارویس[1]، به نقل از میرخشتی، 1375).
افراد متاهلی که از زندگی زناشویی خود رضایت دارند، کمتر دچار بیماری روانی می شوند که شاید به دلیل رضایت از کل زندگی شان و احساس مسئولیت و رضامندی جنسی است. عدم توجه به ازدواج بخصوص در سنین بالا ممکن است به علت ترس از تعهد، مسئولیت و یا یک نقطه ضعف در رشد روانی فرد محسوب گردد. از طرف دیگر اینگونه افراد به علت اینکه از ثمرات یک زندگی رضایت بخش، ایمن و سرگرم کننده برخوردار نیستند، همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی کرده و اکثر با توسل به لذت طلبی ها و کامجویی های بدلی به دنبال تکیه گاه های غیرحقیقی می گردند و در آنجا نیز از فشارهای روانی اسوده نیستند(میلانی فر، 1373).
تحقیقات متعددی نشان می دهد که رضایت از زندگی زناشویی بر سلامت روانی افراد تاثیر مهمی دارد. راه های زیادی برای تعریف رضامندی زناشویی وجود دارد. ارتباطات اعضای خانواده با یکدیگر به عنوان یک عامل تعیین کننده بر رضایت از زندگی زناشویی تاثیر می گذارد و به همین دلیل انتظار می رود که بر سلامت روانی آنها نیز موثر باشد ( به نقل از میرخشتی، 1375).
خانواده این واحد به ظاهر کوچک اجتماعی، از ارکان عمده و از نهادهای اصلی هر جامعه به شمار می رود. در واقع هر خانواده را باید خشت بنای جامعه و کانون اصلی سنت و رسوم و ارزش های والا ومورد احترام و شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی مبدا بروز و ظهور عواطف انسانی و کانون صمیمانه ترین روابط میان افراد و مهدپرورش فکر و اندیشه و اخلاق و روح اشان به شمار آورد. تا آنجایی که نشانی از حیات انسانی ملاحظه شده و خانواده وجود داشته باشد (توسلی، 1381)
هر فردی در خانواده ایی که متولد می شود، نیازهای خود را برطرف می کند و در پرتو آن سکون و آرامش می یابد. بسیاری از پژوهشگران خانواده، رابطه زوجی را مهمترین رابطه خانوادگی می دانند. آنها معقتدند که ازدواج موفق و رضایت بخش موجب ثبات عملکرد خانواده، کفایت اعضای خانواده در مشکل گشایی و سلامت روانی کودکان و ایفا نقش مناسب خانوادگی و بین فردی می شود ( نوربالا و مراحی، 1379).
موفقیت در ازدواج و زندگی زناشویی به عوامل زیادی از قبیل: میزان آمادگی برای ازدواج تحصیلات، زمینه قبلی و خانوادگی فرد، بحران های تجربه شده، نوع و کیفیت الگوی قدرت حاکم بر خانواده قبلی، سن، سلامتی، شخصیت، درآمد و غیره و کیفیات و خصوصیاتی از جمله : تعهد، حساسیت، سخاوت، ملاحظه و صمیمت، وفاداری، مسئولیت ، اعتمادو اطمینان بستگی دارد. زن و شوهر در رابطه با یکدیگر نیاز به حس تفاهم، همکاری و انعطاف پذیری دارند و در صورت وجود این خصوصیات و تقویت آنها، ازدواج به بلوغ و شکوفایی می رسد. چه بسیار زنان و شوهرانی که در زندگی زناشویی سعادتمندی را انتظار داشته اند و کارشان به سلامت کشید و اکنون در کسالت زندگی می کنند و چه بسیار زنان و شوهرانی که قبلا در تمام موراد زندگی مشترک به تفاهم رسیده و اکنون به عدم تفاوت مطلق رسیده اند. چگونه است که زن و شوهر از توهم به بیماری، از شیفتگی به بیزاری و از رضایت به نارضایتی مطلق می رسند (بک، ترجمه قراچه داغی، 1378).
زمینه های دیگر نیز مانند نحوه گذران اوقات فراغت با یکدیگر، تقسیم کار، نگهداری از بچه ها، روابط جنسی، مسائل مالی، مسئله اقوام همسر و روابط با آنان و غیره می تواند موجبات نارضایتی از زندگی زناشویی در زن و شوهر شود. زن وشوهر در رابطه شان با یکدیگر نیاز به حسن تفاهم، همکاری و انعطاف پذیری دارند و در صورت وجود این خصوصیات و تقویت انهاست که ازدواج به بلوغ و شکوفایی می رسد(همان منبع).
یکی از مسائل مهم در روان شناسی خانواده این است که فرد تحت تاثیر آنچه در خانواده رخ می دهد، قرار می گیرد و تاثیر می پذیرد. ایجاد علاقه و محبت در وجود افراد خانواده از همان دوران کودکی شکل می گیرد که در رابطه با این موضوع می توان به نوع دلبستگی افراد در رابطه با یکدیگر اشاره کرد. دلبستگی از دوره کودکی شروع شده و به تدریج شکل می گیرد و پیامد آن در بزرگسالی غود می کند. این دلبستگی در روابط عاطفی میان زن و شوهر بسیار تاثیرگذار است، چرا که علاوه بر سبک عشق و نوع علاقه طرفین به یکدیگر، دلبستگی نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است.(سیف؛ 1380) .
بیان مساله
روابط میان افراد خانواده به سلامت محیط خانواده کمک می کند. تفاهم میان خانواده منجر به احساس رضایتمندی از زندگی زناشویی می شود، در غیر این صورت خانواده با مشکل مواجه می شود(بنی اسدی، 1378).
مازن و شاور(1987 ، 1990) اظهار داشته اند که نوع دلبستگی کودکی در ایجاد نوع سبک عشق دوران بزرگسالی تاثیرگذار است. اساس رفتار والدین، نوع و سبک دلبستگی را در کودکان، مشخص می کند. سبک های دلبستگی شامل، سبک دلبستگی ایمن، سبک اجتنابی سبک ترسان، سبک اشتغالی.
هریک از این سبک های دلبستگی با نوع عشق می تواند مرتبط باشد. از این رو میزان رضایتمندی زناشویی می تواند ریشه در نوع دلبستگی داشته باشد. برقراری ارتباط آسان با دیگران با دوری از مردم، اضطراب و نگرانی هنگام رویارویی با مردم، در رفتار زناشویی نیز تاثیر می گذارد، گاهی صمیمیت زیاد نیز باعث، اختلاف در زندگی زناشویی می شود، برخی همسران از اینکه، همسر خود را با دیگران صمیمی احساس کنند.
در هراس هستند و این عامل می تواند، نارضایتی در زندگی زناشویی را پدید آورد.
با این مسئله ، پژوهش حاضر درصدد آن است که به بررسی میزان رضایت زناشویی و سبک دلبستگی ، در زوجین بپردازد و به دنبال پاسخ دادن به این سوال است که ایا دلبستگی افراد با رضایت زناشویی آنها رابطه دارد.
اهمیت و ضرورت پژوهش
چنانچه گفته شد که خانواده اولین تجلیگاه روابط عاطفی برای افراد است. کنش ها و چالش هایی که در محیط خانواده صورت می گیرد. پایه های تربیتی فرزندان را تشکیل می دهد، فرهنگ خانواده، شخصیت فرزند را تعیین می کند. روابط اطرافیان، تاثیر شگرف در برقراری ارتباط فرزندان با فراد جامعه دارد. و تمامی رفتارها و فرهنگ یک خانواده هر دو محور اصلی یعنی زن و شوهر می چرخد، چرا که آنان علاوه بر تعیین نوع رابطه و زندگی خود، وظیفه تربیت و ایجاد انگیزه برای زندگی بهتر فرزندان را نیز برعهده دارند.
تداوم و بقای خانواده، مستلزم سلامت و بهداشت روانی اعضاء آن است و سلامتی روانی نیز در نتیجه میزان رضایت طرفین از زندگی بوجود می آید ، خانواده ایی که دچار اضطراب و کشمکش های نابجا نباشد و همه روابط فیمابین اصولی باشد، دارای سلامت روانی است . و چون افراد خانواده به یکدیگر دلبسته هستند و این دلبستگی تعیین کننده میزان علاقه است ، پس تحقیق و مطالعه در این خصوص اهمیت و ضرورت داشته و خانواده سالم، رضایت بالای زن و شوهر و سطح دلبستگی مثبت و خوب برای یک جامعه بسیاری ضروری است و این تحقیق می تواند در این خصوص راهگشا باشد.
هدف پژوهش
در پژوهش حاضر سعی بر این است تا میزان رضایت زناشویی و سبک دلبستگی افراد بررسی شود و به دنبال این هدف است که :
- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی ایمن
- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی اجتنابی
- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی ترسان
- بررسی میزان رضایت زناشویی با سبک دلبستگی اشتغالی
فرضیه های پژوهش
1-بین میزان رضایت رناشویی با سبک های دلبستگی ایمن رابطه معنی دار وجود دارد.
متغیرهای پژوهش
متغیروابسته : رضایت زناشویی
متغیر مستقل: سبک دلبستگی ایمن- سبک دلبستگی اجتنابی
سبک دلبستگی اشتغالی- سبک دلبستگی ترسان
چهار سبک دارید ایمن، ترسان، اشتغالی و اجتنابی
تعاریف نظری اصطلاحات
رضایت زناشویی[2]، میزان رضایت زن و شوهر از چگونگی و کست رابط خود با یکدیگر می باشد .(هاشمی ،1386).
به اعتقادها کینز رضایت از زندگی زناشویی یعنی احساس خوشایند و رضایمند و لذت تجربه ای که به وسیله یک زوج صورت می گیرد هنگامیکه تمامی جنبه زندگی زناشویی خود را مورد توجه قرار دهند.(سلیمانیان، 1372).
سبک دلبستگی[3]
نحوه ای که فرد با یک مظهر مراقبت کننده رابطه برقرار می کند (ریچاردپی- هالجین- سوزان کراس- ترجمه سیدمحمدی، 1384).
به کسب احساس آرامش و ایمنی که در مجاورت عاشق به معشوق به دست می دهد و حساسیت و پاسخگو بودن به نیازهای معشوق اطلاق می کرد.(سپاه منصور، 1368).
تعاریفی عملیاتی اصطلاحات
رضایت زناشویی : منظور نمره ای است که آزمودنی از آزمون رضایت زناشویی ایریح کسب می کند
سبک دلبستگی: منظور نمره ای است که آزمودنی از پرسشنامه سبکهای دلبستگی سبک می کند.
تعاریف ازدواج
انعقاد قرارداد اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب می گردد به بیان دیگر در راه تحقق امر ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باسیم (ساروخانی، 1370).
زناشویی پیوندی اخلاقی و بخودی خود غایتی مطلق است (هگل [4]، ترجمه امینی).
به طور کلی ازدواج به منظور تعهدات اخلاقی طرفین در جهت ساختن یک خانواده منسجم و تربیت فرزندان می باشد.
عوامل فروپاشی ازدواج
1.اختلاف تحصیلات (آریانپور، 1375)
2.عدم شناخت نسبت به یکدیگر
3.وجود اعتیاد یکی از طرفین
4.اختلال رفتاری و یا بیماری های روانی
5.دخالت رفتاری و یا بیماری های روانی
6.نداشتن فرزند یا نازائی
7.عدم آشنایی کافی به وظایف در طرفین (زن سالاری- مردسالاری)
8.خیانت زناشویی
9.غافل ماندن زنان از وظایف خویش به علت اشتغال
تمامی این موارد، می تواند از عوامل فروپاشی خانواده باشد و باعث ایجاد انحرافات اجتماعی گردد. آسیب به کودکان وارد می گردد و آنها را درجامعه دچار بحران و مشکل می سازد (قائمی، 1379).
انگیزه های ازدواج:
انگیزه های ازدواج متعدد و متنوع هستند که عبارتند از : تعهد، ارتباط خصوصی، همراهی و مشارکت عشق، شادی، سکس مشروع و بچه دار شدن.
تعهد : مردم احساس می کنند که یک نفر خودش را به آنان اهدا می کند بدون آنکه قصد تلافی داشته باشد ازدواج نمونه کامل این وقف شدن است. جشن غروسی نمونه کامل برای بیان تعهد است.
ارتباط خصوصی: افراد انتظار و آرزوی ارتباط صمیمانه و پرداوم را از ارتباط خصوصی خویش دارند و مایل هستند با فردی ازدواج کنند که آنان را از نظر هیجانی، احترام، اعتماد و صمیمیت تامین کند. یکی از وظایف مهم افراد در دوران جوانی است که یاد بگیرند چگونه یک فرد می تواند صمیمی باشد.
همراهی و مشارکت: ازدواج فرصت مناسبی را برای رهائی از تنهایی فراهم می کند و در این زمان همراهی و مشارکت بین دو فرد ایجاد می شود. زمانی که ارضاء نیازها متقابل شد فرد در فعالیت های خویش با دیگری سهیم می شود، ارتباط یکپارچه شده و زوج ها رضایت بیشتری را از ازدواج تجربه می کنند.
عشق : زمانی که دو فرد به یکدیگر نزدیک می شوند بین آنان رابطه صمیمانه ایجاد می شود و در این مرحله زندگی با رضایت همراه می شود، فردی عشق می ورزد و دیگری به عشق پاسخ می دهد ازدواج فرصت مناسب را برای نیاز به عشق فراهم می کند.
خوشحالی: بسیاری از مردم اقدام به ازدواج را خوشحالی می دانند، در حالیکه منبع خوشحال کننده آن دو نفر هستند که با ازدواج امکان ارتباطات محبت آمیز را فراهم می کنند.
سکس مشروع و بچه دار شدن: ازدواج روش پسندیده و قابل قبول برای رفتارهای جنسی است با آنکه رفتارهای جنسی خارج از زناشویی نیز وجود دارد، انگیزه بچه دار شدن دلیل دیگری برای ازدواج است.
گاهی انگیزه هایی که برای ازدواج انتخاب می شوند، نادرست است، یکی آنکه شریکی برای ارتباط جنسی خویش داشته باشند، امنیت عاطفی و اقتصادی داشته باشند. گاهی برای فرار از تنهایی تصمیم به ازدواج می گیرند یا انکه می خواهند از موقعیت آزاددهنده خانه فرار کنند. اگرچه این دلایل مهم هستند ولی انگیزه منطقی برای ازدواج به حساب نمی آیند (کی نیا، 1377).
انواع ازدواج
1- ازدواج سنتی
نوعی از ازدواج است که اکثراً این نوع را انتخاب می کنند و از گذشته تاکنون ادامه دارد. در این نوع شیوه ازدواج به طور کلی تصمیم گیرنده خود فرو نمی باشد. به بیان دیگر طرفین مورد نظر هیچ دخالتی در تعیین همدیگر ندارند و بزرگان و یا عوامل خارجی، عامل پیوند طرفین می باشند.
در این نوع ازدواج پسر یا دختر برحسب اتفاق با یکدیگر ازدواج می نمایند بدون آنکه شناخت زیادی نسبت به یکدیگر داشته باشند.
آنجه که در این شیوه از ازدواج ملاک برای طرفین است ، عوامل ظاهری مانند زیبایی، قیافه، طبقه اجتماعی ، موقعیت اقتصادی و مالی می باشد. معمولا هم در این شیوه تصمیم گیرنده فقط یکی از طرفین است و مشورت کمتر در آن صورت می گیرد.
در این نوع ازدواج، زنان جایگاه واقعی خودشان را به درستی پیدا نمی کنند و از اهمیت خاصی در زندگی برخوردار نیستند.
در شیوه های سنتی به طور کلی هر عاملی که باعث عدم دخالت مستقیم دختر و پسر در انتخاب یکدیگر باشند، جای می گیرد و دختر و پسر در انتخاب آینده خود، مختار نمی باشند.
2- ازدواج های غیرسنتی
ازدواج های غیرسنتی را می توان محصول پیشرفت جامعه و تکنولوژی و صنایع و هم چنین فرهنگ مردم دانست که نوع ازدواج نیز برای وفق دادن خود با شرایط حاضر تغییر نموده است و به شکل ازدواج های غیرسنتی درآمده است.
در این نوع ازدواج، طرفین( دختر و پسر) در انتخاب همسر خود مختار می باشند و در مرحله قبل از ازدواج رابطه هایی را برای شناخت هرچه بیشتر خود داشته باشند و به تناسب سطح تعقل و آینده نگری خود، طرف مقابل خود را ارزیابی نمایند. در این نوع ازدواج ها نه اینکه عوامل خارجی تعیین کننده نمی باشند، بلکه به عنوان عوامل تسریع کننده جای می گیرند. مثلا در ازدواج های غیرسنتی پدر و مادر در امر ازدواج دخالت می ورزند، ولی فقط به ارائه نظرات خودشان اکتفا می نمایند و تصمیم گیرنده اصلی خود دختر یا پسر می باشد.
در این گونه ازدواج ها، نقش الگو از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و جوانان از طریق تقلید بیشتر تحت سلطه الگو قرار می گیرند و سعی می کنند تا ملاک های انتخابی خود را برحسب الگو قرار داده و خود را به نحوی جای الگو قرار دهند( احمدی، 1380)
اما آنچه که مهم است میزان رضایت مندی طرفین از ازدواج خود می باشد و دیده می شود که حتی در ازدواج های غیرسنتی که براساس انتخاب دختر یا پسر انجام شده، عدم رضایت و تفاهم بسیار است. از این رو عوامل تعیین کننده ای برای سازگاری وجود دارد که آن را بیان می نماییم.
عوامل تعیین کننده سازگاری در ازدواج
در مورد زن و شوهران جوان زندگی با یکدیگر با هیجان و شور و شوق زیاد، همراه است. یعنی آنچه می تواند آنان را به هم پیوند دهد، شور و هیجان وافر است.
برخی از ایشان درمی یابند که تصوراتشان چیزی برخیال و تفکر غلط نبوده و اکثرا رویاهای ایده آلیسم جایگزین واقعیت گردیده است.
زوجین در روابط خود می توانند توانائی ها ونقطه نظراتشان را با هم تقسیم نمایند.
در مرحله سازگاری های مثبت برخی از روی تمایل می خواهند که تغییر پیدا کنند تا زندگی و روابطشان حفظ شود.
اسلام و اهمیت ازدواج
دین اسلام برای ازدواج و تشکیل خانواده ارزش بسیار قائل گردیده است. آیات بی شمار در خصوص ازدواج و خانواده نشانگر این اهمیت است (سوره بقره، نساء، انفال، نور، فرقان، احزاب، طلاق و ...)
براساس دین اسلام آفرینش زن و مرد از یک خمیرمایه است و آیات و نشان می دهد که در بین آنها همبستگی و پیوندی خونی و تاریخی وجود دارد و در سایه ازدواج این همبستگی به صورت میثاقی محکم در می آید. خانواده اسلامی که در سایه نکاح شرعی پدید می آید از چنان استواری و ارزشی برخوردار است که رسول خدا فرمود:
هیچ بنایی در نزد خدا محبوب تر از بنایی نیست که در سایه ازدواج پدید آمده است و چنین اهمیتی در هیچ مکتبی و مذهبی دیده نشده است و آنها که تن به ازدواج اسلامی می دهند عملا از چنین عملکردی آگاه می شوند(قائمی، 1378).
عوامل تاثیرگذار بررضایت از زندگی
ارتباطات اعضای خانواده
روابط میان اعضای خانواده به عنوان یک عامل تعیین کننده بر رضایت از زندگی خانوادگی و زناشویی تاثیر می گذارد و به همین دلیل انتظار می رود که بر سلامت روانی آنها نیز موثر باشد.
ارتباطات و پیام های اعضای خانواده نقش مهمی در کارایی و سلامت روانی آنها دارد. ارتباطات در خانواده شامل پیام های کلامی و غیرکلامی، آشکار و پنهان، صریح و استعاری می شود که گاهی توسط اعضای خانواده و همسر به خوبی دریافت نمی شود، در این صورت این پیام ها به صورت انتظارات ساختگی نمایان می شود.
پیام های ابراز نشده معمولا به صورت غیرکلامی ارائه می شود و در هاله ای از ابهام قرار می گیرد، مثلا یکی از همسران قهر یا سکوت کرده و به رفتار طرف مقابل پاسخی نمی دهند، در این صورت برای همسر او روشن نیست که مقصود او چیست و چه می خواهد .
به طور کلی عدم ارتباط صحیح و عدم ابراز احساسات و نوع روابط طرفین نقش مهمی در سلامت روانی خانواده و در نتیجه پایداری زندگی دارد، چرا که خانواده پایه واحدی است که سلامت روانی افراد در آن شکل می گیرد و از مهمترین دلایل رضایت مندی زوجین از زندگی داشتن ارتباط سازگارانه می باشد.
تاثیر شباهت بر انواع گوناگون ارتباطات
شباهت نگرش ها و ارزش ها اهمیت ویژه ای در رشد روابط دوستانه دارد و به هر میزان که تشابه نگرشها برای فردی مهمتر باشد، اثر بیشتری در انتخاب دوست و همسر برجای می گذارد. راجع به ازدواج، یافته های کاملا با ثباتی وجود ندارد.
باس و همکاران[5] (1985) دریافتند که متاهلین و زوجهای نامزد تمایل دارند تا در ویژگی هایی مانند طبقه اجتماعی، هوش، نگرش ها و عاداتی مانند میزان مصرف الکل و سیگار با یکدیگر مشابه باشند.
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد روابط عاشقانه موجب نادیده انگاشتن نگرشهای مغایر می شود. البته در جهان غرب یک شعار افسانه ای وجود دارد که می گوید : «متضادها یکدیگر را جذب می کنند و تضاد موجب علاقه مندی افراد به یکدیگر و زندگی توام با تفاهم و خشنودی می شود». در حالیکه شواهد پیشنهاد می کند که پایدارترین ازدواجها میان زوجهای همانند و مشابه شکل گرفته است(کتل[6]،1967).
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 83 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 71 |
چکیده
پیشرفت روزافزون تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات بسیاری در عرصه حیات بشر شده است و این پیشرفت شتابنده تمامی جوانب زندگی انسانی را تحت الشعاع خود قرارداده است. آموزش هم یک امر جدائی ناپذیر از زندگی انسان است. پس این امر هم با دیگر عوامل تحت تاثیر این پیشرفتها و تحول ها قرارگرفته است. روزگار ما عصر تغییر و دگرگونی است! از خصوصیات این تغییرات شتابندگی، فراگیری و تاثیرگذاری است. بعبارت دیگر تکنولوژی جدید بر تمام عرصه های زندگی بشر نافذ و تاثیرگذار است (درانی، 1384 ).
ما می دانیم عصری که در آن قرارداریم، عصری ثابت و بی تحرک نیست. هرچند که انسان در طول حیات خود همیشه در حال تغییر و تحول بوده است اما تحولات آن دوران را هیچگاه نمی توان با تحولات سریع و شتابان این دوران مقایسه کرد ( همان منبع ).
می توان گفت حال که ارتباطات بر تمامی جوانب زندگی انسان تاثیر گذاشته است پس آموزش هم بی تاثیر نخواهدبود. می توان به جرات گفت در این عصر یکی از مهمترین نهاد اجتماعی که دستخوش تغییرات وسیع شده است. همین نهاد آموزش و یادگیری در سطح عمومی و عالی بوده است ( فقیهی ، 1383 ).
فصل دوم
تفاوت هایی بین دانش آموزان قرن 21 با قرن 20-19
گزارش کمیسیون (یادگیری : گنج درون) در برهه ای از تاریخ انتشار یافت که به نظر می آید جهان بین اهداف کوتاه مدت بلند مدت توسعه بشری و بین مادیات و معنویات در افسارگسیختگی بسر می برد. پیام این گزارش بطور کلی این است که فرد با نشانه گرفتن اهداف بلندمدت می تواند بهترین تلاش را در جهت نیل به نظرات کوتاه مدت انجام دهد. مفهوم یادگیری مادام العمر ما را توانا می سازد تا آموزش را در تمام ابعادش هم بعنوان ابزاری برای پیشرفت فردی و اجتماعی و هم بعنوان پایانی در خود مشاهده نماییم.
شناخت جهان و شناخت دیگران
یکی از اهداف اساسی تعلیم و تربیت کمک به تبدیل وابستگی متقابل به اتحادی است که آزادانه بتوان در آن وارد شد. برای رسیدن به این هدف باید مردم را قادر ساخت یکدیگر و دیگران را از طریق شناخت کلی جهان بشناسند.
اولین گام در جهت فهمیدن پیچیدگی های رو به رشد رویدادهای جهان و مبارزه علیه وضعیت نامعلوم آن، کسب معلومات، عینیت بخشیدن به حقایق و تعدیل نگرشی منتقدانه به جریان اطلاعات است. اینجاست که تعلیم و تربیت به عنوان عاملی جایگزین ناپذیر در پیشرفت قوه تشخیص بشر مطرح می شود و قدرت فهم واقعی رویدادها را ورای تصویر تحریف شده و کوتاهی که رسانه ها ارائه می دهند، تقویت می کند. تعلیم و تربیت آرمانی باید همه را یاری دهد تا شهروند دنیای متلاطم و در حال تغییری شوند که در مقابل چشمانشان تولد می یابد.
به طور یقین برای شناخت دنیا راهی جز شناخت روابط میان انسان ها و شرایط محیطی آنها دیده نمی شود. پرداختن به این مهم نیازی به افزودن درس جدیدی به برنامه تحصیلی که به اندازه کافی هم شلوغ شده است، ندارد. اما با بهره گیری از علوم طبیعی و اجتماعی در دروس موجود باید دیدگاه جامعی از روابطی که مردان و زنان را به محیط زندگیشان پیوند می دهد، پیش رو قراردهیم. این نوع آموزش را بعنوان بخشی از آموزش های مادام العمر نیز می توان به همه مردم آموخت.
همبستگی جمعی یا تأکید بر هویت
اتحاد و همبستگی جهانی به معنای نادیده گرفتن تمایل درون نگرانه شخص برای تاکید بر هویت خویش به منظور شناخت دیگران براساس احترام به تنوع فرهنگی است. در اینجاست که مسئولیت تعلیم و تربیت هم مهم و اساسی است و هم مشکل آفرین چرا که هویت را به دو طریق می توان تفسیر کرد: اثبات تفاوت شخص با دیگران و کشف دوباره ریشه های فرهنگی وی و تقویت همبستگی جمعی که ممکن است برای هرکس تجربه ای مثبت باشد. اما اگر سوء تفاهم پیش آید، ارتباط و گفتگو با فرهنگهای دیگر مشکل و یا تقریبا غیرممکن خواهدبود.
بنابراین تعلیم و تربیت باید در پی آگاه کردن افراد از ریشه ها و اصالت خویش باشد بطوری که به آنها نقطه مرجعی را نشان دهد که در مقام مقایسه با آن اشخاص قادر به شناخت موقعیت خود در جهان باشند و در عین حال باید به آنان بیاموزد که به فرهنگهای مختلف نیز احترام بگذارند. در این مورد باید به برخی از درسها اهمیت فراوانی داد. مثلا درس تاریخ اغلب حس هویت ملی را با نمایان تر کردن تفاوتها و ستودن برتری ها، تقویت می کند زیرا تدریس تاریخ کم و بیش بر مبنای نظریه ای غیرعلمی بنیان نهاده شده است. و این حقیقت ساده ما را بر آن می دارد که به ورای تجربه های بلاواسطه خودمان نظر افکنیم و تفاوتهای مردم را بشناسیم و بپذیریم که مردمان دیگر نیز تاریخی غنی و آموزنده دارند. پس شناخت فرهنگهای دیگر نه تنها ما را از یگانگی فرهنگ خویش بلکه از میراث مشترک همه انسانها نیز آگاه می سازد.
بنابراین شناخت دیگران، شناخت بهتر خویشتن را ممکن می سازد به عبارت دیگر شناخت و هویت موضوعی پیچیده است زیرا افراد در مقایسه با مردم دیگر (هم به صورت جمعی و هم فردی) و با مقایسه با گروههای مختلفی که به آنها تعلق دارند، براساس الگویی که مدام تغییر می کند، سنجیده می شوند. درک این مهم که انسان علاوه بر گروههای نسبتا محدودی چون خانواده، جامعه محلی و جامعه ملی به جوامع بالاتری نیز تعلق دارد، خبر از جستجو برای یافتن ارزشهای مشترکی می دهد که بنیان «اتحاد فکری و معنوی نوع بشر» را که در بیانیه یونسکو اعلام شده است، تشکیل دهد.
بنابراین تعلیم و تربیت مسئولیت ویژه ای در بنیان نهادن دنیایی که در آن حمایت متقابل کشورها بیشتر باشد، به عهده دارد و کمیسیون براین عقیده است که سیاستهای آموزشی باید قویا نشان دهنده این مسئولیت باشند. تعلیم و تربیت باید به ایجاد نوع دوستی تازه ای که اجزای اخلاقی لازم را در خود داشته باشد ، کمک کند و با آگاهی از فرهنگها و ارزشهای معنوی تمدنهای مختلف و احترام به آنها به عنوان وزنه تعادل در مقابل پدیده جهانی شدن، به آن اهمیت بدهد. در غیراینصورت جهانی شدن فقط به زمینه های اقتصادی یا تکنولوژی محدود خواهدشد. مفهوم ارزشها و سرنوشت مشترک مبنایی است که همه برنامه هایی که در زمینه همکاریهای بین المللی طراحی می شود، باید بر آن مبنا بنا شوند ( رئوف و دیگران ، 1376 ).
تفکر منطقی:
اندیشیدن یا تفکر منطقی با دیگر انواع تفکر، از این جهت که به وسیله هدفی (حل مسأله ) کنترل و هدایت می شود، تفاوت دارد. (هولفیش و اسمیت، ترجمه شریعتمداری، 1371)
تفکر منطقی، تفکری است که بتواند بر اساس فرضیات یا داده های عینی نتایج، تجزیه و تحلیل ها و جمع بندی های صحیح و منطقی بنماید. ابزار وعوامل تشکیل دهنده این نوع تفکر بر اساس تحقیقات انجام شده عبارتند از:
توانایی های یادآوری، مقایسه، گروه بندی، استقرا، استنتاج، ترکیب، تجزیه و تحلیل، تفسیر و تعبیر، پیش بینی و ارزشیابی.
برای دستیابی به تفکر منطقی لازم است که توانایی های شکل دهنده آن رشد یابند. این توانایی ها تنها در روند عملی و ملموس توسط خود فرد در به کارگیری مکرر آنان بر پایه تجربیات عینی شکل می گیرند و تکامل می یابند و سرانجام تفکر را برخوردار از بعدی منطقی در رویارویی با پدیده های مختلف می نمایند.
فرد دارای تفکر منطقی، خصوصیاتی را از خود نشان می دهد که در سه بعد به هم مرتبط گروه بندی می شوند عبارتند از: جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری. چنین فردی دارای ذهنیت فلسفی است. کسانی که دارای تفکر منطقی هستند، 12 شاخص زیر را کسب کرده اند:
جامعیت:
1- نگریستن به مواد خاص در ارتباط با زمینه ای وسیع
2- ارتباط دادن مسائل آنی با اهداف دراز مدت
3- بکار ب ردن قوه تعمیم
4- شکیبایی در تفکرات عمیق نظری
تعمق:
5- زیر سؤال بردن آنچه مسلم یا بدیهی تلقی می شود.
6- کشف و تدوین بنیادها
7- کاربرد حساسیت برای اموری که دارای معانی ضمنی و رابطه ای می باشد.
8- مبتنی کردن انتظارات بر جریان فرضیه استنتاجی- قیاسی
انعطاف پذیری:
9- رها شدن از جمود روان شناختی
10- ارزشیابی افکار و نظریات جدا از منبع آنها
11- دیدن مسایل با جهات متعدد
12- شکیبایی در قضاوت موقت و مشروط (بهرنگی، 1369)
عقل، تفکر و خلاقیت
یکی از استعدادهای بالقوه بشر، استعداد عقلی یا قوّة تعقل است که موجب امتیاز انسان از سایر حیوانات می گردد. عقل دریای بیکرانی است که دارای انتها و ساحلی نمی باشد و این اقیانوس بی پایان در هر فردی از افراد بشر وجود دارد ولی خود به خود به کوشش و فعالیت وا نمی گردد.
کشف مجهولات، ابداعات، اختراعات، خلاقیت و پیدایش قوانین علمی و اجتماعی همه از وجود همین نیروی الهی سرچشمه می گیرد که در انسانها به ودیعه گذاشته شده است. عقل وسیله ای است برای سنجش امور و قضایا و یا عمل مقایسه بین دو امری که هر دو مفید و مناسب باشند، عقل می تواند سرمنشاء کمال انسانی قرار گیرد. عقل روشنگر راه و جهت سنجش هدف انسان می باشد. عقل فطری بدون علم که همان عقل اکتسابی است فعال نمی گردد و قدرت تجزیه و تحلیل و درک و استباط و استنتاج را نمی یابد. علم و آگاهی هم بدون عقل هیچگونه ارزشی ندارد. اما عقل چگونه باید این حقایق را دریابد؟ عقل در بکارگیری حواس چنانچه راه صحیح را در پیش گیرد، در نتیجة آن حواس قادر به درک جهان خارج خواهد شد و معلومات لازم را در ذهن به وجود خواهد آورد و علوم مکتسبه می تواد روشنایی سنجش راه عقل و بالطبع عقل مستعد برای دریافت حقایق گردد. اگر حس کنجکاوی فرد در مسیر صحیح تربیتی قرار گیرد، متربی، فردی متفکر، پژوهشگر و خلاق پرورش یافته و در مرحله بعدی زندگی، فردی قائم به خود، منطقی، آزاداندیش و بالاخره نقاد کلام تربیت خواهد شد. (شالچیان، 1376)
3- خلاقیت : مشخصه موج سوم
حسینی ( 1383 ) در مقاله جهانی شدن و نظامهای نوین آموزش می نویسد:
تافلر[1] (1980) در کتاب موج سوم از سه موج که تمدن تا به حال شاهد بوده است یاد می کند. موج اول مربوط به دوران کشاورزی است و در این دوران به سبب وابسته بودن انسان ها به زمین بشریت از تفکری محدود برخوردار بوده است. موج دوم با شکل گیری انقلاب صنعتی به وجود آمده است و شرایط باعث ارتباط مناطق دور با یکدیگر شده است که نوعی ذهنیت موج دومی یا تخصص گرا را به همراه داشته است اما در موج سوم بشریت خود را با جهش غیرقابل تصور و با عمیق ترین خیزش اجتماعی و خلاقانه ترین نوسازی مواجه دیده است؛ از مهم ترین مشخصه های موج سوم خلاقیت است. خلاقیت به عنوان یک نتیجه طبیعی تمدن موج سوم و عامل اصلی حرکت به سمت این تمدن است. از ویژگی های دیگر موج سوم تولید نامتمرکز، انرژی احیاپذیر، بریدن از شهر، کار در خانه و ... است. تافلر معتقد است؛ تقلید از تمدن صنعتی که در حال سکرات است کار عبثی است. بنابراین کشورهای موج اول می توانند بدون طی توسعه صنعتی یا موج دوم به موج سوم برسند، به شرط آن که با اتکا به خلاقیت مردمشان موفق به ترکیب فناوری های پیشرفته با مختصات تمدن موج اولی خود شوند تا به پیشرفت و توسعه اقتصادی و فرهنگی نائل گردند و زاغه نشین های دهکده جهانی نباشند. بنابراین از نظر تافلر خلاقیت شرط بقا و حیات این جوامع است. (تافلر، 1980، ترجمه خوارزمی، 1378)
جورج لند و بت جارمن[2] (1379) نیز سیر تمدن را شامل سه دوران می دانند. دوران اول تمدن زمانی است که بشر غارنشین و صحرانشین مقهور طبیعت بوده است و خود را جزئی از طبیعت قلمداد می کرد و جهان بینی حاکم تحت تاثیر ارواح نامحدود قرارداشته است. دوران دوم تمدن، اقتصاد، از شکار حیوانات به اقتصاد با ثبات کشاورزی تغییر یافت ولی جهان بینی روح گرایی دوران اول مدتها ادامه یافت تا آن که با تاخیری چندهزار سلسله جهان بینی منطقی جایگزین شد. اکنون زندگی بشر از اوایل قرن بیستم بر پایه کشفیات دوران سومی و فناوری حاصل از آن قراردارد. اما جهان بینی و شیوه نگرش به جهان با دیدگاه دوران دوم (منطقی) ارزیابی و تجزیه و تحلیل می شود. و این باعث شده است سازمان های صنعتی، بازرگانی و آموزشی به جای کاربرد اصول دوران سوم با قوانین دوران دوم برخورد کنند و هرچه بیشتر تلاش می کنند نتایج معکوس به دست می آورند و مشکلات تازه ای به وجود می آید. که تنها چاره کار بهره گیری از جهان بینی خلاق دوران سومی است. لذا جامعه ای که بتواند از خلاقیت درصد بیشتری از اعضای خود بهره جوید، فاصله اش با کشورهای دیگر قابل قیاس با فاصله فعلی که هم اکنون بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است، نخواهدبود.
با توجه به آنچه گفته شد، کلید هر سعادت و پیشرفت و حتی امکان حیات و ادامه بقا جوامع در حال توسعه در فرایند جهانی شدن تنها در خلاقیت، رشد و توسعه این توانایی است که سهم زیادی از آن بر دوش آموزش و پرورش است.
وی در ادامه می گوید: بازنگری در نظام آموزش و پرورش و تحولی همه جانبه در اجزا، عناصر و عوامل موثر در آن امر اجتناب ناپذیر و ضروری برای مصون ماندن یا به حداقل رساندن تخریب های جهانی شدن آموزش و پرورش و حرکت به سمت آموزش و پرورش جهانی است. جورج لند و بت جارمن (1379) معتقدند: جهان دائما به نحوی خلاق در حال تغییر است. بهره مند شدن از این تغییرات مستلزم نوع جدیدی از یادگیری است... چالش عظیمی که امروز جوامع با آن روبرو هستند روش های تازه ای برای یادگیری را طلب می کند... رهاکردن راههای کهنه، مدل های یادگیری حفظی، اتاق درسی کلاسیک، جداسازی معلم و یادگیرنده و فرایند رقابت و به جای آن ساختن محیطی که در آن افراد در فرایندهای تفکر خلاق درگیر شده و مدام و هوشمندانه مبادرت به دوباره آغازکردن می نمایند، راه حلی برای یادگیری موثر است.
جورج لند معتقد است: بحران آموزش دهه های اخیر، ساختن مدارس بیشتر، تدوین مجموعه مواد درسی جدید و بهبود آزمون ها را برانگیخته است. تاکید بر انجام کارهای بیشتر از همان نوع قبلی بوده است. معلمان بیشتر، کلاس های کوچکتر، سخت گیری بیشتر. این استراتژی ها به دانش آموزان کمک خواهدکرد که دانش موجود و مهارتهای تفکر منطقی خطی را کسب کنند. چنین استراتژی های یادگیری فقط در فرهنگهایی که در آنها مسائل آینده را می توان پیش بینی کرد، راه حل ها را از فرمول های از پیش تدوین شده به دست آورد. قابل قبول و بدیهی است در محیط امروز که تمام دانشی که از بدو تاریخ تاکنون انباشته شده، هرچهارسال یکبار دو برابر می شود و روزانه انواع جدیدی از کار پدیدار می شود، مناسبتی ندارد. دانستن پاسخ های صحیح باید با یادگیری چگونگی یادگرفتن و چگونگی خلق راه حلهای جدید جایگزین شود (لندوجارمن، ترجمه قاسم زاده، 149:1378)
تافلر معتقد است آموختن را باید از نو تعریف کنیم و هدف آموزش و پرورش باید تقویت دانایی عملی افراد برای پیش بینی وقایع و سازگاری با تحولات از طریق تخیل و به دست آوردن اطلاعات و یا قدرت روانی باشد.
برای این که دانش آموز در محیطی که به سرعت در حال تغییر و تحول است عملکرد خوبی داشته باشد باید فرصت یابد تا کاری بیش از جمع آوری و انبارکردن اطلاعات انجام دهد. باید به او فرصتی برای تغییر و تحول داده شود. در غیراین صورت تلاش هایش بی شک با شکست مواجه خواهدشد و این منوط به اصلاحات اساسی در ارتباط با تئوری آموزش و عمل است (تافلر، ترجمه پاکزاد و بهنامی، 24:1377).
نظام های آموزشی اگر بخواهند با تحولات بنیادی جامعه امروز خود را هماهنگ سازند نیازمند الگوهای نوین و خلاق آموزشی هستند تا دانش آموزان را برای مقابله با بحران های زندگی و بهره گیری از فرصتها و توانایی ها و خلاقیت های خویش آماده سازند. لذا بازنگری در ساختار، محتوا، شیوه های آموزشی و تغییر آن به سمت آموزش و پرورشی مبتنی بر روان شناسی آینده از اولویت های اصلی جامعه ماست.
چنان که تافلر می گوید: در زمانه پرآشوب و سرشار از تغییر و تحول تنها با مسلح شدن به روان شناسی آینده است که آموزش و پرورش می تواند با بازبینی مقوله یادگیری، خونی تازه در رگ هایش جاری کند. (تافلر، ترجمه پاکزاد و بهنامی 31:1377).
چه باید کرد که آموزش و پرورش، خلاقیت کودکان و نوجوانان را محدود نسازد بلکه بر عکس موجب رشد و گسترش آن را فراهم سازد؟ این سوال از این جهت مهم است که هدف آموزش و پرورش ایجاد تغییرات مطلوب دررفتار میباشد و گاهی تغییرات که به نظر مربیان و اجتماع مطلوب میباشد مغایر با خلاقیت یادگیرنده است، تا جائی که کوشش در راه ایجاد آن «تغییرات مطلوب » جلوی تظاهرات خلاقه یادگیرنده را سد میکند (خان زاده، 1358) .
خلاقیت انسان در رسیدن او به موفقیت کنونی نقش مهمی داشته است. محققین معتقدند همه انسانها در کودکی از استعداد خلاق بر خوردارند فقدان محیط مناسب و بی توجهی و عدم تقویت این توانایی مانع ظهور آن میگردد. برای هر جامعه ای وجود افراد خلاق ضروری است. زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر نیاز مبرمی به را ه حلهای خلاق برای مسایل حال و آینده خود دارند (حسینی ، 1385 ) .
تفکر خلاق
تفکر خلاق مانند تفکر انتقادی به شکلهای مختلفی تعریف شده است. هلپرن (1984) معتقد است که «خلاقیت میتواند به عنوان تواناییهایی برای تشکیل ترکیب جدیدی از اندیشه، جهت برآوردن نیاز تصور شود» (ص 324). بارون (1969) در مورد شمول تصور تفکر انتقادی و تفکر منطقی، معتقد است که «فرآیند خلاق متضمن یک مناظره پیدر پی بین هماهنگی و فوران احساسات بین همگرایی و واگرایی و بین تز و آنتیتز است.
«پرکینز» (1984) یک ویژگی مهم از تفکر خلاق را مشخص کرده است:
تفکر خلاق، تفکری است که طوری طرح شده که تمایل به منجر شدن به نتایج خلاق دارد. این تعریف به ما یادآوری میکند ملاک خلاقیت، بازده است. در واقع وقتی فردی را خلاق مینامیم که همواره نتایج خلاق به دست آورد؛ یعنی از طریق ملاکهای قلمرو سؤال به نتایج بدیع و به عبارتی درست، دست یابد.
پرکینز به طور ضمنی اشاره میکند که برای یاددهی خلاقیت ملاک نهایی باید بازده شاگردان باشد. ولی تفکر متفاوت شاگردان مختلف ممکن است باعث شود که آنها ثمره کمی به بار آورند؛ مگر اینکه به نوعی بینش با عمل برگردانده شود. این عمل ممکن است درونی باشد (مانند تصمیمگیری یا تنظیم یک فرضیه) یا بیرونی باشد (مانند نقاشی یک تصویر، بازی با کلمات یا یک تمثیل و پیشنهاد یک راه حل جدید برای اجرای آزمایش). اما تفکر خلاق باید حاصلی هم داشته باشد.
جنبههای تفکر خلاق
1 – خلاقیت در تلفیق با میل و آمادگی زیاد رخ می دهد: یک استدلال غلط عمومی درباره خلاقیت این است که، لازمه آن کار سخت و دوراندیشی نیست. هرمان و رین گلد(1984) معتقدند که شرط قبلی معمول برای خلاقیت، کلنجار رفتن دقیق، شدید و طلانی با یک مسأله است. آنها نقل قول می کنند که «استراوس» یکی از موسیقیدانان چنین می گوید:
»من می توانم با تجربه خود به شما بگویم کهمیل پرشور و هدف ثابت همراه با عزم راسخ، ما را به نتایج می رساند. اندیشه مصمم و متمرکز شده نیرویی شگرف است. من متقاعد شدهام که این یک قانون است که در مورد هر تلاشی صدق می کند.:
بدین ترتیب، رادسپ (1983) در مورد فرد خلاق می نویسد:
«این تصور رایج که فرد خلاق عمدتاً بر فکر بکر تکینه می کند، تصوری کاملاً نادرست است. لازمه به دست آوردن خلاقیت یک کار عمیق، خود انضباطی و فداکاری مداوم، سخت و طاقت فرسا است.: (ص 178)
«پرکینز: (1985) به آسانی مطرح می کند که : «افراد خلاق بدون استثنا سخت کوش هستند، آنها باید فعالیتی را به کار گیرند. که از نظر افراد دیگر ممکن است نامعقول تصور شود».
2 – خلاقیت مستلزم فعالیت در کنار قابلیت شخص است به جای مرکز آن: این نظریه برای فرآیند خلاقیت بسیار مهم است (پرکینز، 1981، 1984) . گذشته از زمان و تلاش، افراد خلاق همواره شقوق دیگر را پس می زنند. زیرا می کوشند فشاری که دانش و توانایی های آنها را محدود می کند، از میان بردارند.
متفکران خلاق فقط به این که «چه چیز به دست خواهد آمد» قانع نیستند؛ بلکه آنها برای یافتن چیزهایی که کمی بهتر کار خواهد کرد، مؤثر خواهد بود و وقت کمتری را خواهد گرفت ، یک انگیزش همیشه حاضر دارند.
3 – لازمه خلاقیت بیشتر موضوع ارزش یابی درونی است تا بیرونی: توانایی افراد خلاق برای مخاطره کردن در اعتماد آنها به معیارهایی ارزشیابی خودشان نهفته است (پرکینز، 1984 – 1985) . افراد خلاق به طور درونی به خود می نگرند و به صورت برونی به همتایان خود تا در مورد درستی و اعتبار کار آنها قضاوت نمایند. رادسپ (1983) تأکید می کند که شخص خلاق، تحمل می کند و اغلب به صورت آگاهانه کار در انزوا را در خود پرورش می دهد. ایجاد منطقهای حائل که به وجود می آورد فرد را از بعضی از هنجارها و اعمال استاندارد جدا می کند. تعجب آور نیست که بیشتر اخلاق افراد خلاق در ابتدا مورد پذیرش وقبول افراد معاصر خود نبودهاند.
مسألهای که وابستگی نزدیک با موضوع ارزش یابی دارد، انگیزش است. پرکینز (1985) تأکید می کند که خلاقیت انگیزش درونی را بیش از انگیزش بیرونی در بر می گیرد. انگیزش درونی به طرق گوناگونی آشکار می شود: اذعان به ایثار، ساعات طولانی، توجه به صنایع، درگیری با اندیشه ها و به عبارت درست، مقاومت در برابر آشفتگی خاطر که از پاداش های درونی ناشی می شود. مانند درآمد بیشتر در مقابل خلاقیت کمتر در نوع کار. در واقع مدارک و شواهد قابل توجه نشان می دهد که انگیزش بیرونی قوی، انگیزش درونی را تخریب می کند (امابیل، 1983).
4 – خلاقیت شامل تنظیم دوباره اندیشهها است: این جنبه از خلاقیت عموماً بیشتر مورد تأکید است؛ اگر چه نظریه پردازان مختلف آن را به طرق گوناگون شرح می دهند. مفهوم قابلیت انعطاف پذیری همان طور که پرکینز (1984) و رادسپ(1983) توضیح دادهاند، زیر این مقوله قرار می گیرد. تفکر واگرا که گیلفورد (1965) به شرح آن پرداختند و تفکر جانبی که به وسیله بونو (1970) توصیف شده نیز در در این گروه جای دارند.
به منظور فهمیدن این که چگونه یک اندیشه دوباره تنظیم می شود، باید ابتدا در نظر بگیریم که چطور یک اندیشه تنظیم می شود. نظریه پردازان پردازش اطلاعات (مانند رامل هرت و ارترنی / 1977) تأکید می کنند که تفسیر ما از جهان از طریق ساختارهایی است که طرح واره نامیده می شود، یعنی ساختارهای دانشی که اطلاعات مربوط به آن به صورت خوشه جمع گردد. مردم برای فهمیدن و تفسیر جهان از طرح واره ها استفاده می کنند. اسمیت (1982) . به طور کلی از طرح واره ها به عنوان نظریه هایی درباره چگونه بودن جهان صحبت می کند: «تئوریهای دنیا در سرمان» او می نویسد که طرح وارهها اساس همه ادراک و فهم ما از دنیا، ریشه همه یادگیری ها، منبع همه امیدها و بیم ها و انگیزه ها و انتظارات ماست.
این ساختار عملاً به منظور توصیف هر نوع عملکرد شناختی از درک دیداری (لیندسی و نورمن، 1977) تا فهم زبانی به کار برده می شود. (رامل هرت، 1980) این «تئوریهای دنیای انسان» برای یادگیری و فهم ما از دنیا امری اساسی هستند؛ ولی تناقض عجیبی در این طرح واره ها وجود دارد. همان قدر که آنها اساس درک و فهم بشر هستند، اما برای تفسیرهایی که در خارج از گستره آنها قرار می گیرد، اغفال کنندهاند.
خلاقیت شامل توانایی فراتر رفتن از طرح وارهها ( طرح کنش و واکنش) عادی است که برای نزدیک شدن به مساله به کار می رود: بنابر خصلت فرد خلاق، توانایی نگریستن یک مسأله از یک چارچوب از مرجع یا طرح واره (طرح کنش و واکنش) و سپس آگاهانه تغییر چارچوبی دیگر از مرجع دادن یک دیدگاه کاملاً جدید را داراست. این فرآیند ادامه می یابد تا شخص مسأله را از دیدگاههای مختلف نگاه کند.
تنظیم دوباره اغلب شامل استفاده از الگوها، استعارهها یا تشبیهات است. وقتی روشهای تجزیه و تحلیل مستقیم، به استنتاجی در به وجود آوردن یک راه حل خلاق شکست خورد، فرد خلاق می تواند با ساختارهای متفاوت ایجاد رابطه کند، زیرا این ساختارها، پرورده (ماهرانه) و مبسوط هستند و ممکن است نتیجه آنها راه حلهای محکم و جدید باشد. (رانکین، 1964).
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 123 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 71 |
فصل اول
کلیات
بیان مسئله
پوست بدن به عنوان وسیعترین و یکی از اولین اعضاء بدن که در معرض گاز خردل قرار می گیرد معمولاً بیشترین آسیب را نسبت به سایر اعضاء متحمل میشود (1). سولفورموستارد به عنوان یک عامل آلکیلان بر سلولهای پرولیفراتیو بدن مانند سلولهای بافت پوست ، لنفوئید و مغز استخوان تاثیر میگذارد (2)و باعث ایجاد عوارض حاد و مزمن میشود. از جمله عوارض حاد سولفورموستارد میتوان به اریتم و خارش اشاره کرد و از عوارض مزمن و گاهاً مقاوم به درمان این عامل میتوان خشکی پوست (xerosis) و خارش مزمن را نام برد(3و4)که بیشتر ناشی از اثر توکسیک مستقیم عامل میباشند. (5)
در خصوص مکانیسمهای ایجاد کننده خارش ، اگر چه مدیاتورهای دقیق ایجاد کننده آن کاملاً مشخص نیست و پاتوژتر آن روشن نمی باشد ولکن در خصوص مدیاتورهای وازواکتیو مثل هیستامین اتفاق نظر بیشتری وجود دارد که بعنوان عامل اصلی ایجاد کننده خارش و التهاب باشد (6) و در این خصوص تحقیقات نشان داده است که افزایش ریلیز هیستامین از لکوسیت های محیطی و افزایش سطح هیستامین پلاسما و پوست در مرحله تشدید خارش و ضایعات اگزمائی پوست مشاهده گردیده است (7) و به همین دلیل آنتی هیستامین ها نیز بعنوان داروی استاندارد در پروتکل های درمانی توصیه میشود.
از طرف دیگر، کورتیکو استروئیدهای موضعی پاسخ خوبی را در بهبود ضایعات خارش دار ایجاد کرده اند و هنوز هم جزو خط اول درمان محسوب میشوند ولکن در موارد خشکی شدید پوست و خارش متعاقب آن که گاهاً با التهاب شدید و خونریزی و آسیب های بافتی پوست همراه است، مصرف کورتیکو استروئید های موضعی سئوال برانگیز است.(6) بعلاوه اینکه با توجه مزمن بودن این مشکل در جانبازان شیمیایی و نیاز به درمان طولانی مدت با کورتیکوستروییدها، احتمال بروز عوارض جانبی این دارو بخصوص در نواحی پوستهای نازکتر وجود دارد.(8)
آنچه که امروزه بیشتر در درمان این ضایعات خارش دار استفاده میشود آنتی هیستامین ها و بیحس کننده های موضعی بدلیل کاهش حساسیت گیرنده های درد و در نتیجه کاهش خارش میباشد و همینطور کورتیکواستروئیدها و نرم کنندهها جهت کاهش التهاب و کمتر کردن خشکی پوست میباشد که مورد توجه هستند. (9)
از آنجا که ضایعات خارش دار اغلب مقاوم به درمان بوده و خشکی پوست و خارش های مداوم زخم های موضعی را نیز ایجاد میکند در این حالت مصرف کورتیکواستروئید ها و بیحس کننده های موضعی با پایه چرب نه تنها کمکی به درمان نمیکند بلکه ممکن است عوارض پوستی را به همراه داشته باشد و ضایعات را بدتر کند.
به نظر میآید که ترکیب موضعی Unna`s boot که شامل زینک اکسید ، کالامین ، گلیسیرین و ژلاتین میباشد (10) احتمالاً بتواند در درمان خارش ، خشکی پوست و بهبود زخم های ایجاد شده در اثر خارش مؤثر باشد و بتواند جایگزین مناسبی برای کورتیکواستروئیدهای موضعی باشد . امروزه گزارشاتی در خصوص اثرات ضد خارش ترکیب زینک اکسید ، کالامین و گلیسرین که مواد موثر این دارو هستند وجود دارد (11) و برخی دیگر به طور خاص بر اثربخشی چشمگیر کالامین در درمان علامتی خارش تاکید دارند.(12و13و14و15)در ارتباط با اثر بخشی این دارو و بخصوص اثرات مفید این دارو در بهبود زخم ها و بخصوص زخم های فشاری که در اثر بهبود وضعیت میکروسیرکولاسیون پوستی و زیر پوستی آن میباشد نیز گزارشهایی وجود دارد(16و17). از طرفی این ترکیب بدلیل داشتن گلیسیرین و ژلاتین می تواند اثرات مفیدی در خصوص برطرف کردن خشکی ناحیه خارش دار داشته باشند.
مطابق آمار موجود در حال حاضر بیش از386653 جانباز جنگ تحمیلی در کشور ما وجود دارد که از این بین48420 نفر از ضایعات شیمیایی رنج میبرند. این تعداد جانبازان شیمیایی در حالی روزانه وارد دوره حاد بیماری و از دست دادن قوای خود میشوند که تا کنون فقط به تنها 35978 نفر از آنان استفاده از حق پرستاری تعلق گرفتهاست.(18) با احتساب تعداد جانبازان جنگ و اضافه شدن تعداد دیگری از آزادگان به خیل جانبازان و از آنجا که اکثر این بیماران در سنین میانسالی و فعالیت بسر میبرند، لزوم توجه به مشکلات در این بیماران بیش از پیش مطرح میشود.
گاز خردل :
با وجود اینکه بشر از راه حل مشکلات بهداشتی و درمانی و کنترل بیماریهای عفونی درسایه پیشرفت و تمدن کمک شایانی در بقا مادی خود نموده است اما همزمان به علت داشتن خلق و خوی حیوانی از دیدگاه و جنبه دیگری از این پیشرفت بهرهبرداری کرده و همواره در فکر برنامهای برای طراحی و گسترش شیوههایی بوده که از آنها بر علیه همنوعان خود استفاده کند. یکی از این شیوهها کاربرد سلاحهای شیمایی است. گازهای شیمیایی که در ابتدا به عنوان خدمت به بشر در آزمایشگاه سنتز گردید، بعداً تبدیل به سلاحهای مخرب شدند که باعث نابودی نسل بشر میگردند. به کارگیری این گازها و مواد شیمیایی در جنگها به حدود 2 هزار سال قبل از میلاد، قرون وسطی و عهد باستان برمیگردد به طوری که در آن زمان مدفوع اجسادی که به وسیلة بیماری مسری میمردند را در چاه آب آشامیدنی طرف مقابل میریختند و آنها را مسموم میکردند.(18) پس از آن استفاده از مواد شیمایی در جنگ جهانی اول صورت گرفت که تلفات بسیاری را ایجاد کرد. در طی هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز بارها و بارها شواهد به کارگیری سلاحهای شیمیایی از طرف رژیم بعثی عراق بودیم که اولین بار در سال 1359 بود و بیشترین مورد استفاده آن در سال 1366 در منطقه سردشت بود که تلفات جانی و مالی بسیاری را در برداشت و هنوز هم پس از گذشت 19 سال از اتمام جنگ مسائل و مشکلات مصدومین شیمیایی گریبانگیر جامعه ما میباشد. (19)از جمله ضایعاتی که باعث مراجعه مصدومین شیمیایی به کلینیک میشود مشکلات پوستی میباشد که یکی از مهمترین آنها خارش مزمن است که واقعا برای بیماران طاقتفرسا میباشد. خارش شایعترین احساس نامطلوبی است که ما در پوستمان تجربه میکنیم، از درد شایعتر است، بیشترین تشویش را ایجاد میکند و درمان آن مشکلتر است. حس خارش میتواند در اثر طیف وسیعی از اختلالات پوستی و عفونت و یا در اثر تحریک خارجی از قبیل تغییر درجة حرارت، ضربه یا قرار گرفتن در معرض مواد زیانآور ایجاد شود.(20) همچنین خارش میتواند تظاهری از یک بیماری سیستمیک باشد. اکثر واکنشهای آلرژیک جلدی و سیستمیک باعث خارش میشوند و اغلب یک مشکل شدید تشخیصی ایجاد میکنند.(20) در سطح مولکولی، هیستامین بهترین واسطه شیمیایی شناخته شدة خارش است اگرچه مواد شیمیایی دیگری مثل (پاپائین، تریپسین و ... ) نیز واسطههای شیمیایی شناخته شدة خارش هستند(20) در وسیعترین سطح، خارش میتواند به عنوان یک پاسخ همسان به طیف وسیعی از تحریکات فیزیکی و شیمیایی منظور شود. پوست خشک، علل متابولیک و عللی از جمله بیماریهای انسدادی صفراوی، اورمی، بیماری تیروئید، پرکاری پاراتیروئید، دیابت، نقرس و بدخیمیها،پارازیتوزیس، واکنشهای دارویی و علل متفرقة دیگر میتوانند علل مهم بیماریهای داخلی همراه با خارش باشند.(20) هنوز تحقیقاتی در مورد درمان خارش در جانبازان شیمیایی ادامه دارد و ما در این مطالعه بر آن شدیم تا تأثیر داروی unna’s boot را در درمان خارش مشخص نمائیم.
تاریخچة خردل:
در اواخر جنگ جهانی اول در ژوئیه سال 1917 در یکی از شهرهای کوچک بلژیک بنام ایپر (ypres) در بلوار معروف استاند(ostand) از طرف واحدهای ارتش آلمان نوعی گز سمی به کار رفت که تلفات نسبتا" سنگینی به قوای متفقین وارد آورد زیرا نه تنها موجب آسیبهای ریوی، بلکه ضایعات چشمی و جلدی و اختلالات شدید معدی- رودهای را نیز سبب شد. سربازان این گاز را به مناسبت محلی که در آن به کار رفته بود ایپریت و به علت بویی که داشت گاز خردل نامیدند در صورتیکه به هیچ وجه با اسانس خردل معمولی ارتباطی نداشت. (20) گاز خردل مادهایست به نام شیمیایی سولفوردی اتیل که سالها قبل شناخته و توصیف شده بود. نکته جالب اینکه در اوایل جنگ یعنی در سال 1915 یکی از فیزیولوژیستهای معروف انگلیسی به نام جی.بی.اس.هالدانز (J.B.S.HALDANS) استفاده از گاز تاولزا (vesicant) را به عنوان سلاح جنگی پیشنهاد کرده بود ولی فرماندهان متفقین بدان جهت که بقدر کافی کشنده نبود نپذیرفته بودند. بعد از جنگ جهانی اول از سال 1919 عدهای از محققین متوجه شدند در مسمومیت با گاز خردل تعداد گلبولهای سفید خون کم میشود و اراتوپسی کسانی که توسط این گاز از بین رفتهاند، انهدام مغز استخوان و بافتهای لنفوئیدی مشاهده میگردد. ده سال بعد یعنی در سال 1929 دانشمندی به نام اس.برنبلوم (S.Berenblum) که راجع به سرطانهای آزمونی به وسیلة قطران زغال سنگ مطالعه مینمود. با توجه به اینکه ایپریت، آسیبهای جلدی ایجاد میکند، به فکر افتاد تأثیر قطران را با اضافه نمودن مقداری گاز خردل تشدید کند ولی با کمال تعجب ملاحظه کرد این ماده شیمیایی بر نمو بافت سرطانی پوست حیوانات آزمایشگاهی اثر معکوس دارد و مجاور نمودن نیم درصد آن در استون این بافت را منهدم میکند. بعد از این کشف اتفاقی، چون گاز خردل مسمومیت شدید داشت عدهای در صدد برآمدند ترکیبات مشابهی که کمتر سمی باشند به دست آورند. اولین اقدام این بود که به جای اتم دو والانسی گوگرد یک اتم سه والانسی ازت یا نیتروژن قرار دهند و والانسی اضافی را با یک رادیکال الکلیل مرتبط نمایند. بدین ترتیب یکدسته اجسام جدید ساخته شد که آنها را خردلهای ازت نامیدند. علت این که کلمه خردل هنوز در نامیدن این اجسام به کار رفته، این است که مبدأ اولیه آنها یعنی گاز خردل را یادآور باشند. (20) در جنگ جهانی دوم نیز مقداری از این مواد سمی به منظور استفاده احتمالی در میدانهای نبرد ساخته شد ولی خوشبختانه بکار نرفت. از لحاظ درمانی نیز بر روی این گاز اعمالی انجام گرفته است با در نظر گرفتن نتایج رضایت بخش حاصل از استعمال خردلهای ازت در سرطانهای آزمونی، اولین بیمار سرطانی در سال 1942 یعنی در بحبوحه جنگ جهانی دوم به وسیله مکیلرواتامین (mechilorethamin) تحت درمان قرار گرفت. ابتدا بهبود قابل ملاحظهای بدست آمد، اما دورة فروکش بیماری کوتاه بود، در دورههای بعدی معالجه، به علت عدم سازگاری و آسیب به مغز استخوان، نتایج حاصل رضایت بخش نبودند. باید اضافه شود که حتی تا مدتی بعد از پایان جنگ، نیز این مواد جزو سلاحهای سری طبقهبندی شده بودند. به همین علت تحقیقات فارماکوتراپیکی در مورد آنها با کندی انجام میگرفت. اما بعد از اینکه ظاهرا" آزاد اعلام شدند عدهای از محققین مخصوصا" فارماکولوژیستهای معروفی به نامهای گودمن و گیلمن به اتفاق همکاران خود راجع به خواص این اجسام مطالعات زیادی انجام دادند و مقالات مهمی منتشر نمودند (البته این موضوع در مورد نحوة استفاده جنگی از این مواد صدق نمیکند چون استکبار جهانی به منظور حفظ منافع خود برای رسیدن به هدفهای استراتژیک همواره فن آخر را برای استفاده از آن به عنوان تیر خلاص به صورت مخفی در دست خود نگه میدارد) (20). پس از آن معلوم شد که خردلهای ازت در واکنش با سایر اجسام شیمیایی یک گروه الکیل خود را جانشین یک اتم هیدروژن آنها نموده و خواص آنها را تغییر میدهند. به همین دلیل خردلهای ازت را عوامل آلکیهکننده نامیدند. تمام ترکیباتی که بدوا" به کار میرفتند سمی و فقط از راه تزریقی قابل تجویز بوده و مدت توقف و اثر آنها در خون کوتاه بود. اما به تدریج توانستند ترکیبات جدیدتری تهیه نمایند که از راه دهان نیز مؤثر بوده و مقداری از معایب اولیه را از نظر عوارض فرعی نداشته باشد.(20)
خردلها: (Mustards)
ترکیبات خردل از عوامل تاولزا هستند که بیشترین ضایعات را در پوست ایجاد میکنند و مسمومیت عمومی و علائم سیستمیک آنها بروز خواهد کرد. این ترکیبات اغلب به شکل مایع روغنی سنگین، فرار، محلول در حلالهای آلی و نامحلول یا جزئی محلول در آب هستند که در مصارف نظامی برای ایجاد مسمومیت در افراد مورد تفاهم به صورت ابر یا دود در فضا میگردند. ضایعات حاصل بیشتر در نواحی باز بدن به صورت اریتم و تاول همراه با خارش، سوزش و درد دیده میشود.(18) گاز خردل گوگرددار یا سولفور موستارد، 2و2 دی کلرواتیل سولفاید، اولین و شناخته شدهترین ترکیب از این دسته بود که توسط دسپورتس (Desprotz) در سال 1822 و در سال 1859 به وسیلة گوترینه (Guthrine) سنتز گردید. دیگر مشتقات خردل مانند خردلهای نیتروژنه تا اواسط قرن 19 کشف و سنتز گردید. گاز سولفور موستارد برای اولین با در نزدیکی دهکده یپریت در بلژیک در سال 1917 توسط قوای آلمانی مورد استفاده قرار گرفت و به همین دلیل فرانسویان نام یپریت را نیز به گاز خردل دادند نام دیگر گاز خردل صلیب زرد بود زیرا برای مشخص نمودن مخازن حاوی خردل از علامت صلیب زرد استفاده مینمودند.(18) از نظر نظامی اختصارات H, HD, QH نیز به گاز خردل یا سولفورموستارد اطلاق میشود. در سال 1918، SMITH و همکارانش جذب پوستی و در 1919، BERENBLUM مسمومیت سیستمیک و اثر تومورزایی سولفور موستارد را در موش سوری گزارش کردند. در جنگ جهانی دوم از این گاز استفاده نشد، لکن انبارهای طرفین متفاهم هم انباشته از این سلاح گردید، به طوریکه از سال 1945 تا سال 1954 حدود 50000 تن از این گاز در دانمارک و حدود 2000 تن در سوئد ذخیره گردید، اما رسما" در هیچ جنگی از آن استفاده نشد تا اینکه در سال 1984 عراق علیه قوای ایران از آن استفاده نمود. در همان سال 23 ماهیگیر در دریای بالتیک به علت نشت گاز خردل از مخازن خود به دریا مصدوم گردیدند با بروز این حادثه و همچنین استفاده گسترده عراق از این سلاح شیمیایی در جنگ با ایران فصل تازهای از تحقیقات روی این ترکیبات که از سال 1950 تقریبا" متوقف شده بود، آغاز گشت و محققین زیادی را در ایران و سایر کشورهای جهان به خود مشغول ساخت (18) خواص فیزیکی سولفورموستارد: سولفور موستارد به صورت مایع روغنی شکل فرار، بیرنگ تا کهربایی با واکنش خنثی میباشد که از لحاظ فیزیکی و شیمیایی نسبتا" پایدار است به طوری که در آب در مدت 2 ساعت 22 درصد آن و پس از 24 ساعت 60 درصد آن به اسید کلریدریک و تیودیگلیکول هیدرولیز میشود. حلالیت آن در حلالهای آلی بسیار خوب است ولی فقط حدود هفت صدم آن در آب حل میشود.
در حضور مواد قلیایی: حرارت بالا هیدرولیز گاز خردل تسریع مییابد بر عکس در آب و هوای سرد و معتدل پایداری گاز افزایش مییابد و در آب و هوای گرم از پایداری آن کاسته میشود ولی به علت تبخیر سریع میزان غلظت آن در هوا نسبتا" بالا خواهد بود. و همان طوری که میدانیم پرمنگنات نیز با اکسید کردن سولفور موستارد آن را خنثی میکند ولی خردل نیتروژندار کمتر تحت تأثیر پرمنگنات اکسیده میشود. 1فرمول مولکولی سولفور موستارد C4H8CL2S و وزن مولکولی آن 08/159 مولکول گرم و وزن مخصوص آن 338/1-27/1 بوده که در دمای 217-215 درجه سانتیگراد به جوش آمده و در 14-13 درجه سانتیگراد منجمد میشود و کریستالهای بیرنگ و شمعی ایجاد میکند. گاز خردل خالص بیبو است اما به مرور زمان به علت تولید اتیل سولفور در آن، بوی سیر میدهد. در یک نوع گاز خردل تحت عنوان گاز اچ حدود 30 درصد ناخالصی به صورت گوگرد وجود دارد و به همین لحاظ دارای بوی مشخصی میباشد. با شستشو و تصفیه گاز خردل در خلاء، خردل تصفیه شده تولید میشودکه بویکمتر و قدرت تاولزایی بیشتر از گاز H داشته و ازآن پایدارتر است.(20)
شیمی خردلها
در ساختمان همه خردلها یک عنصر نوکلئوفیل و یک عنصر الکتروفیل وجود دارد. در این ترکیبات عنصر الکتروفیل با حمله الکترونهای عامل نوکلئوفیل موجود در ساختمان جسم (مانند S, N) جسم را ترک کرده و باعث ایجاد یک کاتیون سه ضلعی حلقوی میگردد که این حلقه میتواند به راحتی مورد حمله عوامل نوکلئوفیل درون بدن نظیر اسیدهای آمینه، آب، اسیدهای نوکلئیک و ... قرار گیرد و همین امر باعث تراتوژنیسیته و کارسینوژنیسیته این ترکیبات میشود. در درمان مسمومیت با موستاردها، آنتیدوتها روی عاملی مؤثرتر است که به میزان کمتری وارد سلول میشوند و کاتیون حلقوی بیشتری ایجاد مینماید به همین دلیل تیوسولفات سدیم که به عنوان آنتیدوتموستارها به کار میرود روی نیتروژن موستارد مؤثرتر از سولفور موستارد است چون تیوسولفات قادر به عبور از غشای سلولی نیست.(18)
مکانیسم عمل موستاردها: شکل حلقوی موستاردها با درجات مختلف با اکثر گروههای فعال بیولوژیکی مانند آلفاآمینها، ایمیدازول، سولفوهیدروکسی، سولفید، فنلآمینها- ایمینهای اسیدهای آمینه، پپتیدها، فسفاتهای معدنی، گلسیروفسفاتها، هگزوفسفاتها و گروههای آمین و کربوکسی پروتئینها واکنش میدهد. نشان داده شده که اثرات ستیوتوکسیک سایر موستاردها تا حد زیادی بستگی به آلکیلاسیون DNA به طور اعم و به خصوص در ناحیة نیتروژن شمارة هفت گوانین دارد. به طوری که چنانچه موستارد دارا و واجد یک بازوی فعال باشد با یک گوانین و اگر دو محل فعال داشته باشد میتواند با دو نیتروژن از دو مولکول گوانین وارد واکنش شود. علاوه بر این موستاردها با اثر بر روی قسمتهای دیگر DNA مثل جفت شدن با تیمین نیز سبب آلکیلاسیون و تخریب میشوند. همچنین موستاردهایی که دارای دو بازوی فعال هستند عملا" سمیتر هستند زیرا سبب پارگی DNA شده و در بقای سلولی اختلال ایجاد میکنند در حالی که موستاردهایی که دارای یک بازوی فعال هستند خواص موتاژنیک و کار سینوژنیک بیشتری دارند و از این رو سبب ایجاد تغییرات ثابت در درون ساختمان DNA میشوند.
مکانیسم ایجاد تاول بوسیله عوامل آلکیله کننده موستاردی از طریق تأثیر بر DNA توجیه میشود به طوری که ثابت شده است که در سلولهای پوششی، پورینهای DNA را آلکیله کرده و نقاط آپورینیک ایجاد میکنند در نتیجه آلکیلاسیون DNA ، اندونوکلئازها فعال شده و سبب شکستگی در DNA میشوند. تکههای ایجاد شده از DNA سبب فعال شدن آنزیم ADP ریبوز پلیمراز میشود که این آنزیم باعث پلیمریزاسیون ADP شده و AD مثبت و نیکوتین آمید آزاد میشود. از بین رفتن این عنصر حیاتی در سلول سبب مهار گلیکولیز و فعال شدن راه هگزوز مونوفسفات و سبب القای مهارکننده پلاسمینوژن و آزاد شدن پروتئازها میشود که موجب شروع التهاب و ضایعات پوستی میگردد. به علاوه بسیاری از سیستمهای آنزیمی دیگر نیز به طور برگشت ناپذیر توسط موستاردها مهار میشوند از جمله پروتئازها و فسفوکینازها که حساسیت بارزتری نسبت به موستاردها دارند. نشان داده شده که حساسیت آنزیم به مهار توسط موستاردها، به بافتی که آنزیم در آن قرار دارد بستگی دارد به عنوان مثال کولین اکسیداز توسط موستارد در کلیه موش صحرایی مهار میشود ولی کولین اکسیداز مهار نمیشود.(18)
متابولیسم و دفع گاز خردل:
متابولیسم خردل مارکه (355) در موش سوری، موش صحرایی و انسان حاکی از آن است که قسمت اعظم گوگرد رادیواکتیو از طریق ادرار 24 ساعته دفع میشود. 30-25 درصد سولفور موستارد جذب شده در بدن در حضور آب هیدرولیز شده و با از دست دادن یک عامل کلر به موستارد نیمه و سرانجام به تیودیگلیکول تبدیل میشود که نسبتا" غیرسمی است. 10% سولفورموستارد در بدن توسط واکنشهایی که در شاخههای جانبی انجام میشود در جهت هیدرولیز یا ایجاد متابولیت سمی حذف میشود. 50% سولفورموستارد جذب شده در بدن با اسید آمینه سیستئین کونژوگه شده و ایجاد دی سیستئین اتیل سولفون میکند از طریق ادرار دفع میشود.(18) علائم بالینی مسمومیت با سولفورموستارد: پوست در مقایسه با سایر ارگانهای بدن بافت هدف مهمی برای موستاردها است و در مسمومیت با این عوامل، سوختگیهای شدید پوستی دیده میشوند. علت این امر ممکن است کاهش سریع تبخیر شدن موستارد و تسریع حلقوی شدن آن در نواحی مرطوب باشد. علائم پوستی ممکن است پس از 6-4 ساعت با عامل تاولزا بروز کند اما گاه دیده میشود که علائم حتی تا 24 ساعت و در بعضی موارد 12 روز بعد ظاهر میشود. در ابتدا اریتم ظاهر شده که بتدریج یک حالت پیگمنتاسیون که خاص سوختگی با موستارد است ظاهر میشود. ادم جلدی 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد ظاهر میشود. ادم زیر جلد 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد بستگی به پوست ناحیه خاص ایجاد شده، سپس تاولهای پوستی ظاهر میشوند. در ابتدا تاولهای کوچک به تعداد زیادی روی پوست ایجاد شده که در اثر به هم پیوستن، تاولهای بزرگتری ایجاد مینمایند. در بسیاری از موارد متوسط زمان لازم برای بروز اولین تاولها در نواحل مختلف بدن حدود 2/7 روز است. تاولهای سطحی بعد از چند روز خودبهخود بهبود مییابند ولی در 1/1% موارد تاولهای عمقی در 4 روز اول تماس با سولفورموستارد ایجاد میشود. این امر موجب از دست دادن لایه شاخی پوست و بروز درد گشته و احتمال بروز عفونتهای پوستی در این گونه موارد ازدیاد مییابد، در چنین مواردی متوسط زمان لازم برای بهبود 19 روز تا چندمین ماه میباشد. (18) تماس مجدد و یا سوختگی با گاز خردل میتواند منجر به بروز پدیده حساسیت شود. به طوری که مقدار کمی گاز خردل که روی پوست طبیعی سوختگی جزئی ایجاد میکند بر روی پوست حساس موجب سوختگی وسیع میشود. در سال 1983 علائم بالینی غیرمنتظرهای از مجروحین شیمیایی ایرانی که در جزیرة مجنون مجروح شده بودند توسط تعدادی از پزشکان ایرانی و اروپایی گزارش گردید که در آن صدمات ریوی شدید با درصد مرگ و میر بالا و پوست اکسونولیاتیوپیگمانته شده مشاهده میشد. از آنجایی که این مشاهدات با علائم بالینی کلاسیک گاز خردل تفاوت زیادی داشت نام سندرم مجنون به آن اطلاق گردید. بعد از بررسیهای انجام شده بر روی بمبهایی که توسط نیروهای عراقی به کار گرفته شده بود نشان داده شد که خردل به کار گرفته شده حاوی مقدار زیادی از ترکیبات نامحلول به نسبت یک به دو از جمله سیلیکاتها، کلسیت و آهن میباشد.
اثرات سیستمیک مسمومیت با سولفورموستارد:
برای بروز اثرات عمومی، عامل باید در ابتدا وارد خون شود موستاردها به همان سرعتی که وارد خون میشوند به همان سرعت هم خارج شده، وارد بافتها میشوند. عناصر خونی واکنش داده و با مقادیر کم وارد ادرار میشوند. بافتهای پرولیزاتیو از جمله مغز استخوان و سیستم تریلکولواندوتلیال حساسیت بیشتری به موستاردها دارند. اثرات سمی این عوامل شامل مرگ سلولی از طریق هارمتیفد، کاهش تنفس بافتی و اختلالات متابولیک میباشد. علائم سیستمیک موستاردها عبارتند از: تهوع، استفراغ،اسهال، سردرد، تب، بیخوابی (به علت درد، اریتم و سوختگی، بیاشتهایی، درد شکم، ترمورد که معمولا" یکساعت بعد از تنفس گاز بروز میکند)، سرگیجه و اضطراب، افزایش سرعت نبض و تنفس اثرات موتاژنیک و کارسینوژنیک، آنمی آپلاستیک، لکوپنی به خصوص نوتروپنی و سرطان خون از دیگر عوارض مسمومیت سیستمیک با گاز خردل است. علت مرگ بسیاری از مجروحین ناشی از خردل دپرسیون مغز استخوان و نارسایی تنفسی است. مهمترین اثر دیر رس موستاردها، اثرات تومورزایی آنها است. پتانسیل کارسینوژنیسیته و تراتوژنیسیته این عوامل توسط تعداد زیادی از آزمایشات و مطالعات اپیدمیولوژیک گزارش شده است. یک مطالعه 40 ساله روی کارگران انگلیسی که در صنایع گاز خردل در جریان جنگ جهانی دوم کار میکردند حاکی از آنست که میزان مرگ و میر ناشی از بدخیمیهای دستگاه تنفسی در این افراد 5/5 برابر افراد عادی است که هیچگونه تماسی با این گونه مواد نداشتهاند. انسیدانس بالایی (بیش از 35 برابر) از سرطان ریه در کارگران ژاپنی و آلمانی که در کارخانجات تولید گاز خردل به کار اشتغال داشتند گزارش شده است. (18)
خارش:
یکی از تظاهرات شایع بیماریهای پوستی مانند: درماتیت آتوپیک، اگزمای گزروتیک و درماتیت تماسی آلرژیک خارش است. درمان مؤثر خارش میتواند از خراشهایی که منجر به زرد زخم یا لیکن سیمپلکس میشود جلوگیری کند. بیماران به ویژه افراد مسنی که خارش شدید داشته و به درمان حمایتی جواب نمیدهند باید از لحاظ بیماریهای سیستمیک زمینهای مورد ارزیابی قرار گیرند. علل سیستمیک خارش شامل اورمی، کلستاز، پلیسیتمیورا ، لنفوم هوچکین، هایپرپاراتیروئیدیسیم و ایدز هستند. بیوپسی، تراشیدن و کشت از ضایعه پوستی ممکن است لازم باشد.(21)
تستهای تشخیصی با ارزیابی بالینی هدفدار شده و شامل شمارش کامل سلولی ، تستهای تیروئیدی، بیلی روبین سرم، آلکالن فسفاتاز، کراتینین سرم و سطوح BUNهستند. CXR و تست تشخیصی HIV در بعضی بیماران لازم است. درمان عمومی و حمایتی خارش بر جلوگیری از XEROSIS (خشکی پوست) متمرکز است. درمان خارش اختصاصی درمان بیماری سیستمیک مانند اورمی و کلستاز است.(21)
خارش یک مشکل شایع پوستی است که با افزایش سن بیشتر میشود در بعضی بیماران شرایط ممکن است آنقدر شدید شود که خواب و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. با این که خارش اکثرا" در بیماریهای پوستی دیده میشود ولی ممکن است که دال بر یک بیماری زمینهای سیستمیک باشد.(21)
پاتوفیزیولوژی: خارش از پایانههای پوستی برهنه که اغلب در مچ و پاشنه متمرکز هستند شروع میشوند. احساس خارش از طریق الیافها به شاخ خلفی نخاع و از آنجا به طریق الیاف اسپانیوتالامیک به کورتکس مخ انتقال مییابد. (21)
خارش یک رفلکس خود به خودی نخاعی را ایجاد میکند، خاراندن یک رفلکس تاندونی عمقی ذاتی است. (22)
بدون توجه به علت خارش که اغلب توسط التهاب پوستی تشدید میشود عوامل دیگر مثل خشکی یا شرایط آب و هوایی داغ، وازودیلاتاسیون پوستی و استرسهای سایکولوژیک نیز در ایجاد آن موثرند.(23)
یک مکانیسم واحد نمیتواند تمام علل خارش را توجیه کند، هیستامینی که توسط ماست سلها آزاد میشود در افراد با کهیر یا دیگر علل آلرژیک به طور کلاسیک با خارش همراه است. به هر حال به جز شرایط آلرژیک، هیستامین باید به عنوان یکی از چندمین عوامل وریاتوری خارش در نظر گرفته شود.(21)
به نظر میرسد سروتونین یک ترکیب کلیدی در خارش در بیماریهایی از قبیل پلیسیتمی ورا، اورمی، کلستازیس و لنفوما و خارش همراه با مورفین باشد.(22)
مهارکنندة سیسروتونین از قبیل سیپروهپتادین (periactin)، pizotifen، paroxetin (paxil)، (zofran) ondansetron اثر ثابت شدهای در درمان شرایط همراه با خارش داشتهاند.(22)
اپیوئیدها در 95 درصد از بیمارانی که نارکوتیکهای داخل نخاعی دریافت میکنند به عنوان آغازگر خارش مطرح میشوند. تزریقات داخل وریدی یا پوستی اپیوئیدها سبب ایجاد خارش میشوند.
آنتاگونیستهای نارکوتیک به طور موفق برای رفع خارش در بیماران کلستاتیک به کار رفتهاند.(24)
خارشی که در هرپس زوستر اتفاق میافتد یک نمونه خارش با علت نوروپاتیک است. انواع ایدیوپاتیک مشخص خارش لوکالیزه اغلب در نوروپاتی محیطی دیده میشود.
خارش براکیو رادیال شرایط ناشایعی است که به صورت خارش خارج بازو تظاهر میکند که ممکن است با بیماری نخاعی همراه باشد. به طور مشابه notalgia paresthetica با خارشی که اغلب به پشت محدود است شاید منشأ نوروپاتیک داشته باشد. خارشهای شدید اغلب در بیماران با تومورهای نخاعی و MS دیده میشود.(22و25و26)
در درماتیتهای آتوپیک به نظر میرسد که آزادسازی مدیاتورهای ایمنی از قبیل سیتوکینها و دیگر واسطههای پیشالتهابی مشابه هایپر اکتیویتی راههای هوایی در بیماران آسمی، خارش را ایجاد کنند.(27) در معرض قرار گرفتن بیش از حد در این نوع هایپراکتیویتی احساس لمس و خارش ایجاد میکند، اگر چه بیمارانی که درماتیت آتوپیک ندارند با تحریک تماسی معلوم میشوند، بیماران با درگیری فوق با خارش مشخص میشوند.(28)
علل پوستی خارش
Xerosis : خشکی پوست
خارش اغلب یک علامت آزار دهندة دال بر یک بیماری پوستی است.
خارش پوست خشک به عنوان Xerosis در افراد مسن شایعتر است.(27)
|
جدول 1: |
|
|
دلایل پوستی خارش |
|
|
علت |
تظاهرات |
|
تماس آلرژیک |
ضایعه اریتماتو فاقد حاشیة مشخص با وزیکولهایی روی یک زمینه اریتماتو |
|
درماتیت آتوپیک |
واکنش در خلال 2-7 روز بعد از تماس، ایجاد راش در بیمارانبا شرایط آتوپیک که بعد از خاراندن ایجاد میشود. |
|
بولوس پمفیگوئید |
درگیری سطوح فلکسورمچ دستها و پاشنهها همچنین خطرات پوپلیته آی و آنتهکوبیتال ضایعات کهیری خارشدار اولیه اغلب در نواحی اینترتریگون تشکیل تاولهای سفت بعد از کهیر. |
|
|
|
|
لنفومای پوستی T-cell (فونگوئیدس مایکوزیس) |
پچهای بیضی شکل شبیه اگزمای روی پوست بدون تماس با نور (در نواحی باسن) تظاهر احتمالی به صورت درماتیت اگزماتوز در افراد مسن |
|
|
|
|
درماتیت هرپتی فورم |
تظاهر احتمالی به صورت اریترودرمی (درماتیت اکسوفولیاتیو) به ندرت درماتیت وزیکولر که نواحی مهرة سومبوساکران، آرنج یا زانوها را درگیر میکند. |
|
|
|
|
فولیکولیت |
خارش نامتناسب با تظاهر درماتیت |
|
|
|
|
لیکن پلان |
پاپولها و پوسچولها در نواحی حاوی فولیکول در سینه، پشت یا ساق که ضایعات اغلب در نواحی فلکسورمچها ظاهر میشود. خارش، ضایعات چند وجهی، مسطح، پلاک پاپول- قابل عمل |
|
|
|
|
پدکولوزیس |
درگیری اکسی پوت در بچههای سنین مدرسه، ژنیتالیا در افراد بالغ از طریق جنسی |
|
|
|
|
پسوریازیس |
پلاکهایی در نواحی انتهایی اکستانسورها، low back ، کف دست و پاها و اسکالپ |
|
|
|
|
جرب: scabies |
نقبهایی در پردههای بین انگشتان، axilla وژنیتالیا پلاکهای هایپرکراتوتیک، پاپولهای خارشدار یا پوستهریزی |
|
|
|
|
Sunburn آفتاب سوختگی |
درگیری صورت و اسکالپ در بچهها بیشتر از بزرگترها دیده میشود. علل احتمالی حساسیت به نور شامل (NSAIDs ، Cosmetics) |
|
|
|
|
Xerotic eczema |
خارش شدید در افراد مسن (اغلب در زمستان در نیمکرة شمالی) درگیری پشت، تنه، شکم، مچ، انتهای اندامها.
|
|
. |
|
|
|
|
بیماران مبتلا به Xerosis خارش شدیدی را تجربه میکنند که بیشتر نواحی قدامی خارجی قسمت تحتانی پا را درگیر میکند. نواحی دیگر شایع شامل پشت، تنه، شکم و مچ دست است.(27)
خشکی پوست و خاراندن منجر به پلاکهای قرمزی میشود که ترکخوردگی و ظاهر آن مانند ترکهای پورسلین است. (Porcelain)
درماتیت آتوپیک: درماتیت آتوپیک میتواند موجب خارش شدید شود که اغلب به عنوان خارشی که راش میزند (زمانی که خارانده میشود) نامیده میشود. درماتیت آتوپیک 10 درصد کودکان را درگیر میکند که اغلب قبل از 6 ماهگی است.(27)
درماتیت آتوپیک اغلب تا بزرگسالی وجود دارد و ممکن است در طی حاملگی تشدید شود. بیماران مبتلا اغلب سابقة فامیلی آسم یا رینیت آلرژیک دارند. اگزما در نوجوانان مبتلا به درماتیت آتوپیک بیشتر صورت، اسکالپ، تنه، پشت بازو و پاها را درگیر میکند. در کودکان بزرگتر و بالغین درگیری خود را به صورت تعریق و داغ شدن چینها و حفرههای بدن نمایان میکند که سطوح فلکسور از قبیل آنته کوبیتال و پوپلتیه، فلکسور مچ دستها و پاشنه است.(28) در بالغین درماتیت آتوپیک ممکن است تا دستها، پلک فوقانی و نواحی آنوژنیتال گسترش یابد.(28)
درماتیت آلرژیک تماسی
یک شرح حال دقیق در بیماران فوق مهم است که یکی دیگر از علل شایع خارش میباشد. درماتیت آلرژیک تماسی ممکن است در اثر مواجهه با موادی از قبیل نیکل، لاتکس، Cosmeticها، روغنها rhus (مثل سم Ivy) و داروهای موضعی از قبیل بنزوکائین (آمریکائین) و نئومایسین بوجود آید.(29)
|
جدول 2: دلایل تماسی منجر به خارش |
|
درماتیت تماسی آلرژیک: Cosmeticها، رنگ موی سیاه لاتکس (دترجنتهای رختشویی- نرمکنندههای لباس) نیکل روغنهایی که خاصیت کشانی بالا دارند رنگهایی که در تتو به کار میروند (پارافنیلن ادیامین)، رنگ تتو(کادیوم زرد- سولفید جیوه (قرمز)- روغن Rhus – داروهای موضعی (بنزوکائین)(آلرکائین) نئومایسین |
|
مواجهه با گرما کهیر کولینرژیک (در اثر حمام داغ، تب، ورزش) Miliaria rubra (آماس و سوزش غدد عرق)
|
|
تماسهای شغلی فایبرگلاس گلیسریل مونوتیوگلیکولات (در محلول نگهدارنده موج) متیل متاکریلات (مثل plexiglas) دیکرومات پتاسیم ( در رنگها و پارچهها) رزین یا اپوکسی رزینها در چسبها لاستیک
|
|
درمانهای سیستمیک داروهای ضد قارچ: فلوکونازول (Diflucan)، ایتراکونازول (Sporanox)، کتوکونازول (Nizoral) آسپرین ویتامینهای B شامل نیاسینامید داروهای هایپرسنسیویتی: rifampin یا Rifadin، وانکومایسین(وانکوسین) نیتراتها (نگهدارندههای غذایی) کوئینیدین نارکوتیکهای اسپینال (خارشهایی که صورت، گردن، بالای قفسه سینه را درگیر میکند) |
|
تماس با آب
|
|
خارش آبی (همراه با پلیسیتمیورا، خارش 15 دقیقه بعد از تماس با آب) کهیر کولینرژیک (در پاسخ به آب گرم) پلیسیتمیورا خارش شناگران (بیرون زدن دانه هفت روز بعد از شنا در آب شیرین) |
شبیه Xerosis و درماتیت آتوپیک، درماتیت آلرژیک تماسی یک واکنش اگزماتوز است اما واکنش به نواحی مواجه شده با آلرژن محدود است. تشخیص درماتیت تماسی آلرژیک از درماتیت تماسی تحریکی ممکن است دشوار باشد که اغلب یک واکنش به استفاده مکرر از صابون یا حلالهای کنسانتره است. به هر حال درماتیت آلرژیک تماسی تمایل به گسترش سریع داشته و ضایعات حاشیه مشخصی داشته که آنها را از درماتیت تحریکی تماسی افتراق میدهد.(30)
LICE یا SCABIES: خارش ممکن است شکایت اصلی بیماران فوق باشد، برخلاف نقبهایی که پاتوگونومیک جرب بوده و در پردههای بین انگشتان، آگزیلا وژنیتالیا تشکیل میشود پاپولهای خارشدار قابل تشخیص، ممکن است تنها نشانه بیماری باشد.(31)
علل سیتسمیک خارش
خارش ممکن است تنها تظاهر پوستی در 50-10 درصد بالغین با بیماری زمینهای سیستمیک باشد. (32) علل سیستمیک خارش ممکن است مخصوصا" در بیماران مسنی که خارش آنها پایدار و مقاوم به درمان باشد مورد توجه قرار گیرد.(29) خارش با انواع متعددی از بیماریهای سیستمیک همراه است (جدول 3)
در بیش از 30 درصد از بیماران تشخیص هوچکین لنفوما با خارش شدید، مزمن وژنرالیزه مشخص میشود.(33)
خارش ممکن است یک تظاهر بیماران با T cell Lymphoma باشد(33). .
بیماران مبتلا به HIV اغلب خارش دارند که اغلب به علت شیوع همزمان مشکلات پوستی از قبیل Xerosis، درماتیت سبورئیک کاندیدیازیس، پسوریازیس، جرب یا فولیکولیت ائوزینوفیلیک است.(34)
اورمی باعث حملات شدید خارش به ویژه در تابستان میشود که در 25 درصد از بیماران با CRF و 86 درصد بیماران دیالیزی دیده میشود(35).
|
جدول3: |
|
|
دلایل سیستمیک خارش |
|
|
علت |
تظاهرات |
|
کلستازیس
|
خارش شدید (دستها، صورت، محلهای فشار که در شبها بدتر میشود. هایپرپیگمنتاسیون واکنشی که در وسط پشت بدن پخش میشود (درماتیت شبیه بال پروانه) |
|
CRF |
حملات شدید خارش ژنرالیزه که در تابستان بدتر میشود. |
|
|
|
|
ضایعات انگلی |
به صورت موضعی روی بازوها و پاها |
|
|
|
|
لنفوم هوچکین
|
خارش ژنرالیزه طول کشیده که اغلب تشخیصی است |
|
HIV
|
یک نشانه شایع که اغلب از علل ثانویه منشأ میگیرد (اگزما، واکنش دارویی وزیکولیت ائوزینوفیلیک، شوره) |
|
|
|
|
هایپرتیروئیدی
|
پوست داغ و مرطوب، پرهتپیال همراه با اونیکولیزیس، هایپرپیگمینات سیون،زرده زخم |
|
|
|
|
فقر آهن
|
نشانههای مربوط به خارش، گلوسیت، شکاف گوشة لب |
|
کارسینوئید بدخیم |
فلاشینگ متناوب سر و گردن با اسهال شدید |
|
|
|
|
مولتیپل میلوم |
در بیماران مسن درد استخوان، سردرد، کاشکسی، آنمی، نارسایی کلیه |
|
|
|
|
نورودرماتیت یا خارش نوروتیک
|
برجستگیهایی با خارش که بیماران را از خواب بیدار میکند اسکالپ، گردن مچ دست، آرنج، قسمت خارجی پا،پاشنه و پرینه درگیر میشود. |
|
|
|
|
عفونتهای انگلی |
اغلب بعد از برگشت از سفر یا مهاجرت |
|
|
|
|
فیلاریازیس |
پارازیتهای گرمسیری مسؤول لنف ادم هستند. |
|
|
|
|
شیستوزومیازیس |
تماس با آب شیرین در آفریقا، نواحی مدیترانهای یا جنوب آمریکا |
|
|
|
|
اونکوسرسیاسیس |
که با پشه سیاه در آفریقا و آمریکای لاتین منتقل میشود |
|
|
|
|
تریشن |
خوردن گوشت خوک پخته نشده، خرس، گراز وحشی یا گوش شیرماهی |
|
عفونت پارو ویروس B19 |
در کودکان با، آرتریت در بعضی از بالغین |
|
نوروپاتی محیطی |
خارش براکیورادیال: درگیری خارج بازو در بیماران سفید پوستی که سابقه مسافرت به نواحی گرمسیری دارند.
|
|
هرپس زوستر: |
خارش همراه درد که 2 روز قبل از راش ظاهر میشود. |
|
|
|
|
Notalgia paresthetica |
خارش در میانه پشت پا پچهای هایپرپیگمانته
|
|
پلی سیتمیا ورا
|
خارش همراه با سوزن سوزن شدن که ساعتها بعد از حمام یا باران ایجاد میشود |
|
اسکلرودرما: |
ادم انتهایی، غیر گودهگذار و خارش فازادم با خارش قبل از فیبروز پوست اتفاق میافتد |
|
کهیر |
پاسخ به آلرژن سرد، داغ، ورزش، نور آفتاب یا فشار مستقیم |
|
کاهش وزن در اختلالات خوردن
|
علائم به علاوة خارش، ریزش مو، موی ظریف در پشت و گونهها تغییر رنگ زرد رنگ پتشی |
|
|
|
|
|
|
همانند اورمی، کلستاز نیز مسئول خارش شدید است و اغلب منجر به خارش شبانه میشود که دست و پاها را درگیر میکند هایپرپیگمنتاسیون ممکن است در نواحی تحت خارش شدید ایجاد شود.
در بیماران با هایپرپیگمنتاسیون کلستازیس ممکن است در اثر مصرف داروهایی مثل ocp، اریترومایسین، آموکسی سیسیلین، کلاوونات پتاسیم (Augmentin) فنویتازینها و استروئیدهای آنابولیک ایجاد شود.(35)
کلستازیس 5/0% از زنان حامله را درگیر میکند (مخصوصا" در 3 ماهة دوم) در مجموع خارش در حاملگی شایع است که در 14% از حاملهها اتفاق میافتد[جدول 4]
|
جدول4: |
|
|
دلایل خارش در حاملگی |
|
|
علت |
تظاهرات |
|
پاپولهای خارشدار کهیری و پلاکهای حاملگی |
خارش شدیدی که شکم را با انتشار به ساق، باسن، پستان و بازوها درگیر میکند |
|
|
|
|
خارش حاملگی (که در نیمه دوم شایع است) |
با درماتیت آتوپیک همراه است پاپولهای خراشیده وندولهایی در پشت شکم و بازو |
|
|
|
|
تظاهرات هرپس یا تظاهرات پمفیگوئید(غیرشایع) |
وزیکول وبولاهایی روی شکم و انتها در نیمه دوم حاملگی پاسخ به پردنیزوسون (40-20 میلیگرم در روز)
|
|
کلستازیس داخل کبدی حاملگی
|
خارش تنه و انتهاها بدون راش در انتهای حاملگی بدون زردن در نوع خفیف پاسخ به کلسیترامین (Questran) و ویتامین K1
|
|
فولیکولیت خارشدار که در حاملگی تشدید میشود |
خارش تنه و انتهاها که در نیمه دوم حاملگی اتفاق میافتد احتمالا" یک نوع خارش متفاوت حاملگی است |
|
|
|
|
سایر شرایط خارشدار که در حاملگی تشدید میشود |
درماتیت آتوپیک یا درماتیت تماسی آلرژیک |
|
|
|
ارزیابی خارش
شرح حال و معاینه فیزیکی کامل محور اصلی ارزیابی خارش هستند. اغلب شرایط همراه با خارش بر اساس وجود درماتیت همزمان قابل تشخیص است. فاکتورهای اطمینان دهندهای برای اگزوژن یا غیر سیستمیک بودن خارش شامل توزیع خارش یا راش یا یک شرح حال تماس اخیر با علل اگزوژن، شروع حاد در عرض چند روز خارش لوکالیزه، محدودیت خارش به پوست خارجی، وجود خارش در سایر اعضای خانواده یا شرح حال مسافرت اخیر یا تماسهای شغلی هستند.(22)
توزیع خارش ممکن است لیست عمل بالقوه را به طور مشخص کاهش دهد یا برای شرایط خاصی پاتوگونومیک باشد، مثلا" جرب که با خارش فضای بین انگشتان همراه است.
معاینه پوستی دقیق مهم است به ویژه در افراد مسن. فقدان نشانههای پوستی در افراد بالغ مسنتر توجه ویژه به بیماریهای زمینهای را برمیانگیزاند. تراشیدن پوست جرب و درماتوفیتها را مشخص میکند. بیوپسی پوستی در رد کردن تعداد زیادی از ضایعات پوستی مشکوک از قبیل ماستوسیتوزیس، مایکوزیس فونگوئیدوس یا بولوس پمفیگوئید مفید است.(22)
معاینه فیزیکی اغلب باید شامل لمس عقدههای لنفی، کبد یا طحال باشد.
اگر خارش به 2 هفته درمان علامتی جواب ندهد یا اگر یک بیماری زمینهای سیستمیک مورد شک باشد یک ارزیابی محدود آزمایشگاهی اندیکاسیون دارد.(22)
درمان خارش:
درمان غیراختصاصی
درمان غیراختصاصی به طور کلی در تسکین درماتیت آتوپیک و Xerosis مفید است اما اغلب ممکن است در تعداد زیادی از انواع خارش مؤثر باشد. (جدول 5)
.
لوبریکانتهای پوستی باید به طور مکرر در طول روز و بلافاصله بعد از حمام استفاده شود. بیماران باید از حمام بیش از حد استفاده مکرر از صابون، محیط خشک، محرکهای محیطی از قبیل لباسهای پشمی طبیعی یا مصنوعی، بیحس کنندة موضعی و گشادکنندههای عروقی(مثل کافئین، الکل، تماس با آب داغ) اجتناب کنند.(27) آنتی هیستامین ممکن است در درمان کهیر و سایر علل آلرژیک خارش مؤثر باشند.(36)
آنتی هیستامین ها
هیستامین، سروتونین و آلکالوئیدهای ارگوت
هیستامین و سروتونین (5-هیدوکسی تریپتامین) آمینهایی هستند که از لحاظ بیولوژک فعال بوده و در بسیاری از بافتها یافت میشوند. این مواد دارای آثار پیچیدة فیزیولوژیک از طریق زیر گروههای متعدد گیرندهها میباشند و اغلب به صورت موضعی آزاد میشوند. هیستامین و سروتونین، پلی پپتیدهای آندوژن، پروستاگلاندینها و لکوترینها و سیتوکینها را گاهی اوتاکئید یا هورمونهای موضعی میخوانند. اوتاکوئید در زبان یونانی به معنای خودشفابخش میباشد. (36)
آنتاگونیستهای هیستامین
آثار هیستامین آزاد شده را میتوان به چند طریق کاهش داد. آنتاگونیستهای فیزیولوژیک، به خصوص اپینفرین دارای اثراتی بر روی عضلات صاف هستند که با آثار هیستامین بر روی آنها مقابله میکنند، اما از طریق گیرندههای دیگری بجز گیرندههای هیستامینی اعمال میشوند. این مسئله از نظر بالینی حائز اهمیت است، زیرا در آنافیلاکسی سیستمیک و در سایر شرایطی که هیستامین و دیگر میانجیها به مقدار زیاد آزاد میشوند، تزریق اپی نفرین میتواند بیمار را از مرگ نجات دهد.
مهارکنندههای آزادسازی هیستامین، دگرانولاسیون ماستسلها را که از واکنش آنتیژن و IgE ناشی میشود، کاهش میدهند. به نظر میرسد کرومولین و ندوکرومیل (Nedocromil) دارای چنین اثری باشند. از این داروها در درمان آسم استفاده میشود ولی مکانیسم مولکولی عمل آنها هنوز ناشناخته است. به نظر می رسد آگونیست های گیرندههای آدرنرژیک نیز توانایی کاهش آزادسازی هیستامین را داشته باشند. (36)
فارماکولوژی پایة آنتاگونیستهای گیرندة H1
ساختمان شیمیایی و فارماکوکینتیک
آنتاگونیستهای H1 را از قدیم به دو دسته داروهای نسل اول و داروهای نسل دوم تقسیم کردهاند. بیشتر داروهای نسل اول اثر خوابآور قوی دارند. داروهای این دسته همچنین گیرندههای دستگاه عصبی خودکار را بیشتر مسدود میکنند. این که داروهای نسل دوم خاصیت خوابآوری کمتری دارند، تاحدودی به خاطر این است که دسترسیشان به دستگاه عصبی مرکزی کمتر میباشد. تمام آنتاگونیستهای H1، آمینهای پایداری هستند . این مواد به چندین گروه فرعی تقسیم میشوند
این داروها بعد از مصرف خوراکی به سرعت جذب میشوند؛ حداکثر غلظت خونی آنها در عرض 1 تا 2 ساعت ایجاد میشود؛ بهطور گستردهای در سراسر بدن توزیع میشوند. داروهای نسل اول وارد دستگاه عصبی مرکزی میشوند. بعضی از آنها بهطور وسیعی متابولیزه میشوند و راه عمدة متابولیسم آنه دستگاه میکروزومی کبد میباشد. بسیاری از داروهای نسل دوم توسط سیستم CYP3A4 متابولیزه میشوند و به این ترتیب در معرض تداخل اثر با داروهای دیگری (مثل کتوکونازول) هستند که این زیرگروه از آنزیمهای P450 را مهار میکنند. اکثر آنها به دنبال یک بار مصرف، مدت اثری در حدود 6-4 ساعت دارند اما مکلیزین و بسیاری از داروهای نسل دوم اثر طولانیتری بین دوازده تا بیست و چهار ساعت دارند. داروهای جدیدتر حلالیت کمتری در چربی داشته و ورود آنها به دستگاه عصبی مرکزی غیرممکن یا دشوار است. متابولیتهای فعال هیدروکسیزین و ترفنادین و لوراتادین به صورت دارو در دسترس هستند (به ترتیب، ستیریزین و فکسوفنادین و دزلوراتادین).
-فارماکودینامیک
الف) مسدود کردن گیرندههای هیستامین
این داروها اثر هیستامین بر روی گیرندههای H1را بهطور رقابتی و برگشتپذیر مسدود میکنند. اثر آنها بر روی گیرندههای H2 قابل صرفنظر کردن و بر روی گیرندههای H3ناچیز میباشد. به عنوان مثال، انقباضات ناشی از هیستامین در عضلات صاف برونشها یا دستگاه گوارش را میتوان با این داروها بهطور کامل مسدود کرد اما تأثیری بر روی ترشح اسید معده و قلب نخواهند داشت.
ب) آثاری که ناشی از مسدود شدن گیرندههای هیستامین نمیباشند
آنتاگونیستهای نسل اول، آثار زیادی دارند که نمیتوان آنها را به مسدود شدن اثرات هیستامین مربوط دانست. تعداد زیادی از این آثار احتمالاً ناشی از تشابه ساختمان عمومی آنتاگونیستهای H1 با ساختمان داروهایی است که دارای اثراتی بر روی گیرندههای موسکارینی، آلفاآدرنرژیک، سروتونین و محل اثر بیحس کنندههای موضعی میباشند. بعضی از اثرات دارای ارزش درمانی بوده و بعضی از آنها نیز نامطلوب میباشند.
عوارض سمی
طیف وسیع آثار نامطلوب آنتیهیستامینهای قبلاً توضیح داده شده است. تعدادی از این آثار از جمله آثار خوابآور و ضدموسکارینی، به منظور مقاصد درمانی به خصوص در داروهای OTC به کار گرفته شدهاند. با وجود این، وقتی این داروها به منظور مسدود کردن گیرندههای هیستامینی به کار میروند، دو اثر فوق شایعترین آثار نامطلوب آنها به شمار میروند.
به دنبال مصرف سیستمیک این داروها، آثار سمی که شیوع کمتری دارند عبارتند از: تحریک و تشنج در کودکان، افت فشار وضعیتی و پاسخهای آلرژیک. حساسیت دارویی، به خصوص به دنبال مصرف ترکیبات موضعی این داروها نسبتاً شایع میباشد. آثار ناشی از مصرف بیش از حد آتروپین میباشد و به همان روش نیز درمان میشوند. مصرف بیش از حد آستمیزول ممکن است موجب آریتمیهای قلبی شود و امروزه در آمریکا در دسترس نمیباشد؛ در اثر تداخل دارویی مهارکنندههای آنزیمی نیز ممکن است همین عارضه اتفاق افتد.
تداخلهای دارویی
در بیمارانی که ترفنادین یا آستمیزول را همراه با کتوکونازول، ایتراکونازول یا آنتیبیوتیکهای ماکرولیدی مثل اریترومایسین مصرف کردهاند، مسمومیتهای قلبی قابل توجهی از جمله آرتیمیهای بطنی بالقوه کشنده اتفاق افتاده اند. این آنتیبیوتیکها متابولیسم بسیاری از داروها را به وسیلة CYP3A4 مهار میکنند و موجب افزایش چشمگیر غلظت خونی آنتیهیستامینها میشوند. مکانیسم این اثر سمی، انسداد کانالهای پتاسیمی در قلب است که مسؤول رپلاریزاسیون پتانسیل عمل میباشند (کانالهای -). حاصل آن طویل شدن پتانسیل عمل است که در صورت تشدید به آریتمی منجر میگردد. با تشخیص این مشکلات، ترفنادین و آستمیزول از بازار دارویی آمریکا جمعآوری شدند. هرچند هنوز این داروها در دسترس قرار دارند، مصرف آنها در بیمارانی که از کتوکونازول، ایتراکونازول یا ماکرولیدها استفاده میکنند و در افرادی که مبتلا به بیماریهای کبدی هستند، ممنوع میباشد. آب گریپفروت نیز CYP3A4 را مهار میکند و نشان دادهاند که سطح خونی ترفنادین را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
در مورد آنتاگونیستهایی از که اثر خوابآور واضحی دارند اضافه کردن داروهای دیگری که باعث تضعیف دستگاه عصبی مرکزی میشوند، آثار اضافی ایجاد میکند و لذا مصرف آنها در زمان رانندگی یا کار کردن با ماشینآلات ممنوع است. همین طور، اثرات تضعیف سیستم اتونوم، موجب تقویت آثار داروهای موسکارینی و مسدد آلفا میگردد.
درمان علل سیستمیک
درمان خارش باید بر اساس علت زمینهای باشد در افراد با خارش که علت زمینهای دارند(مثل هایپرتیروئیدیسم، فقر آهن،هوچکین، HIV) خارش بتدریج با بهبود شرایط اولیه کاهش مییابد. اگر چه بحث در مورد درمان خارج از حوصله این مقاله است درمان مرحلهای مخصوص برای اورمی و خارش کلستاتیک و سایر شرایط همراه خارش در جدول 6 آمده است:
|
درمان غیراختصاصی خارش |
درمان اختصاصی خارش |
|
استفاده از سوبریکانهای پوستی به طور دلخواه، پترولاتوم یا سوبریکانت در موقع خواب، لوسیونهای فاقد الکل هایپو آلرژیک در حلول روز
کاهش دفعات استحمام و محدود کردن حمام به تماس کوتاه با آب ولرم، نوازش مختصر پوست خشک و استفاده از سوبریکانتهای پوستی بلافاصله
استفاده از صابون ملایم، بدون بو و هایپوآلرژن 3-2 بار در هفته. استفاده محدود از صابون در زیر بغل و ران (به جز پاها، بازوها و تنه) |
کلستازیس:
کلسیترامین (Questran) و 6-4 خوراکی 30 دقیقه قبل از غذا اورسودیول اسید (Actigall) 15-13 میلیگرم به اضای هر کیلوگرم روزانه به صورت خوراکی |
|
|
(Zofran) ondansetron 8-4 میلیگرم وریدی سپس 4 میلیگرم خوراکی هر 8 ساعت |
|
انتخاب لباسهایی که پوست را تحریک نمیکنند(ترجیحا") از 2 لایه کتان یا نایلون به صورت متخلخل بافته شده پرهیز از لباسهایی که از پشم، کتان نازک بافته شده یا مواد عایق حرارت (پارچههای صناعی) |
آنتاگونیستهای دسپتوراپیات مثل (Revex) Nalmefen 20 میلیگرم خوراکی هر 12 ساعت (Rifadin)Rifampin 300 میلیگرم خوراکی 2 بار در روز |
|
|
Bile duct stenting برای کلستاز خارج کبدی |
|
موقع شستن ظروف یا استحمام اضافه کردن روغن حمام (Alpha Keri) به سیکل آبکشی |
درمان با نور روشن Bright light therapy |
|
پرهیز از استفاده از وازودیلاتورها مثل قهوه، الکل، آب داغ، ادویه |
|
|
پرهیز از مصرف داروهای محرک موضعی از قبیل کورتیکواستروئیدها برای دورههای طولانی (خطر آتروفی پوستی) و بیحسکنندههای موضعی و آنتیهیستامینها ممکن است پوست خارجی را حساس کرده و خطر درماتیت تماسی را افزایش دهد. |
خارش نوروتیک: (orap) pimozide به صورت خوراکی برای ضایعات پوستی |
|
|
|
|
جلوگیری از عوارض خاراندن با کوتاه و تمیز نگاهداشتن ناخنها و با مالیدن کف دستها بر روی پوست در صورتی که خارش غیرقابل اجتناب باشد |
بهار کنندههای انتخابی بازجذب سروتونین مثل فلووکسامین (luvox)، فلوکسین (prozac) پاروکستین(paxil) |
|
|
|
|
درمانها: عوامل ضد خارش استاندارد: منتور وکامفورد مثل محلول Sarna حمام با oatmeal (آرد جو) مثل Aveeno Pramoxine مثل Parmagel |
نوتالژیا پارستتیکا کرم کپسایسین 025/0% (zostrix) برای مناطق سوکالیزه 4-6 بار روزانه برای چند هفته |
|
محلول کالامین (caladryle): مورد استفاده در ضایعات مترشحه به صورت انحصاری) کرم (Zonalon) 5% Doxepin عوامل ضد خارش موضعی برای خارش مکرر و مزمن (مثل درماتیت آتوپیک شدید) محلول Burrow’s (پوشش مرطوب) unna’sboot ، امولسیون تار
|
پلی سیتمیورا: آسپرین mg500 خوراکی هر 8 ساعت تا 24 ساعت پاروکستین (paxil) 20-10 میلیگرم خوراکی روزانه اینترفرون آلفا 35-3 میلیون واحد در هفته
|
|
|
اپیوئید نخاعی منجر به خارش |
|
عوامل ضد خارش سیستمیک: مورد استفاده در بیماری آلرژیک و کهیری. (Sinequan)doxepin 25-10 میلیگرم در موقع خواب. هیدروکسیزین (Atarax) 100-25 میلیگرم در موقع خواب آنتی هیستامینهای غیر سداتیو مثل (Allegra) fexofenadine |
Ondansetron: 8 میلیگرم وریدی همراه با opioid (Nubain) Nalbuphine 5 میلیگرم وریدی همراه با opioid |
|
|
اورمی: Ultraviolet B phototherapy 2بار در هفته تا یکماه شارکول فعال 6 گرم خوراکی روزانه |
|
|
کرم کایسایسین 025/0% برای نواحی لوکالیزه 4-6 بار روزانه برای چند هفته
اونادترون و ناتروکسان (Trexan) در درمان خارش ناشی از اورمی مؤثر نیستند
|
|
|
|
عوارض خارش: زمانی که خارش با خاراندن شدید همراه باشد تشدید میشوند.
لیکن سیمپلکس کرونیکوس ضخامت لوکالیزه پوستی است که اغلب در پشت گردن، انتهاها، اسکروتوم، vulva، آنوس و باتوکها ظاهر میشود در prurigo nodularls یک واریانت لیکن سیمپلکس کرونیکوس ندولهای 20-10 میلیمتر در تمام نواحی گسترش مییابد که براحتی در معرض خاراندن هستند از قبیل پشت بازوها و پاها.(31)
در prurigo nodularis به راحتی با کرم حاوی کپسایسین 025/0% (zoltrix) درمان میشود که بصورت موضعی 6-4 بار در روز برای 8-2 هفته استفاده میشود.
زرد زخم ممکن است نتیجه سوپر اینفکشن excoriationها که در بیماران با درماتیت آتوپیک اتفاق میافتد ایجاد شود.
بیخوابی مربوطه که در افراد پیر شایع است با خارش تشدید میشود فقدان خواب به طور مشخص کیفیت زندگی را متأثر میکند نیز افزایش خطر تصادفات و جراحات که به بدتر شدن شرایط بیانجامد.
از آنجا که ضایعات خارش دار اغلب مقاوم به درمان بوده و خشکی پوست و خارش های مداوم زخم های موضعی را نیز ایجاد میکند در این حالت مصرف کورتیکواستروئید ها و بیحس کننده های موضعی با پایه چرب نه تنها کمکی به درمان نمیکند بلکه ممکن است عوارض پوستی را به همراه داشته باشد و ضایعات را بدتر کند.
مروری برمتون
آقای habif درکتاب clinical Dermatology درسال 1997 ترکیب موضعی unna`s boot که شامل زینک اکسید ، کالامین ، گلیسیرین و ژلاتین میباشد (10) احتمالاً بتواند در درمان خارش ، خشکی پوست و بهبود زخم های ایجاد شده در اثر خارش مؤثر باشد و بتواند جایگزین مناسبی برای کورتیکواستروئیدهای موضعی باشد . امروزه گزارشاتی در خصوص اثرات ضد خارش این دارو و بخصوص اثرات مفید این دارو در بهبود زخم ها (و13و14و15و12)و بخصوص زخم های فشاری وجود دارد که در اثر بهبود وضعیت میکروسیرکولاسیون پوستی و زیر پوستی آن میباشد (16,17) . از طرفی این ترکیب بدلیل داشتن گلیسیرین و ژلاتین می تواند اثرات مفیدی در خصوص برطرف کردن خشکی ناحیه خارش دار داشته باشند.
خارش بعنوان یک عارضه مزمن ناشی از اثر سولفورموستارد بر پوست بدن، معضل عمده ای در بسیاری از جانبازان شیمیایی محسوب می شود. تاکنون درمانهای علامتی مختلفی از جمله آنتی هیستامینها، بیحس کننده های موضعی و کورتیکواستروئیدها برای کنترل این ضایعه استفاده شده اند که هر کدام بنا به دلایلی، محدودیت مصرف گسترده و طولانی مدت دارند. امروزه از ترکیبات مختلف کالامین و زینک اکساید مانند Unna`s Boot بعنوان یک ترکیب موثر و کم عارضه برای التیام خارش استفاده می شود که ما در این مطالعه این محصول را با کورتیکواستروئید مقایسه کردیم
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 405 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 168 |
چکیده
موضوع این پژوهش بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی دانشآموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1385 – 1384 است .
در این تحقیق، محقق به منظور رسیدن به هدف شناخت و درک هرچه بیشتر تفاوتها در میان مادران دانش آموزان دارای نارسایی بینایی و مادران دانشآموزان عادی مورد بررسی قرار داده که هر دو گروه شامل 30 نفر آزمودنی بوده است .( به عبارت دیگر 30 نفر از مادران دانشآموزان دارای نارسایی بینایی و 30 نفر از مادران دانشآموزان عادی بوده است) .
در این پژوهش با توجه به متغییر مستقل و وابسته آن که به ترتیب، جنسیت و میزان افسردگی بوده است از روش پژوهشی پس رویدادی استفاده شده است.
ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه افسردگی بک است .
برای تجزیه و تحلیل داده ها چون هدف پژوهشگر مقایسه میانگین های دو گروه مستقل است از آزمون t استفاده شده است .
و پس از به کارگیری از آزمون t یافته های نتایج نشان داد که :
بین افسردگی مادران دانشآموزان عادی و دانشآموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی داری وجود دارد.
مقدمه:
در عصر حاضر انسان به واسطه حاکمیت ماشینیزم و توسعه غوم آسای صنعت و تکنولوژی با دستهای خود ، خویشتن را مقهور تکنولوژی کرده است . از طرفی رشد بی رویه جمعیت و پیچیده تر شدن روابط انسانی ، منجر به از خود بیگانگی و افزایش اختلالات روانی و مشکلات رفتاری شده است . در نتیجه در جستجو برای شناخت واقعی خویش بیش از هر زمان دیگر برای انسان اجتناب ناپذیر شده است، تا در این رهگذر بتواند به گونهای سازنده و مطلوب با دنیای درون و بیرون خود رابطه منطقی برقرار کرده و بر اساس یک شناخت درست و سنجیده و مسایل ، مشکلات و پیچیدگیهای زندگی خویش روبرو شود و از افتادن در دام نگرانیها و تشویشهای فکری و نگرشهای غلط خود را محفوظ نگه دارد ( تامپسون. رودلف ،ترجمه طهوریان، 1384 ) .
امروزه همراه با پیشرفتهای فنی و تحولات صنعتی ، جوامع به مراتب پیچیده تر شده اند . انسانها به رفاه نسبی بیشتری رسیده اند و همراه با آن تلاش و کوشش بیشتری نیز می کنند . با این حال نباید غافل از این نکته بود که همین تحولات ،توأم با اثرات نامطلوبی بر روی جسم و روان افراد بوده است . یکی از اثرات مزبور، با پدید آمدن اختلال روانی عمده ای به نام « افسردگی » است که موضوع مورد بحث این پژوهش می باشد.پدیده افسردگی کما بیش ناشناخته است و بسیاری از افراد به وخامت آن پی برده اند . در نظر آنها، این مسئله معمولاً یک بیماری خفیف و ساده تلقی می شود . یکی ازعلل، کم توجهی به افسردگی اشتباه گرفتن آن با غمگینی معمولی است. در این زمینه نظریه پردازی به نام « ایکی اسکال » معتقد است که : غمگینی و افسردگی دو چیز متفاوت هستند و مردم باید این دو را از هم بدانند . (هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر،1375).
در حالت افسردگی، ساده، شخص سعی می کند خودش را از اضطراب و بی علاقگی به زندگی رهایی بخشد . این حالت ، معمولاً یک واکنش عاطفی در قبال زندگی است . در حالت افسردگی شدید عبارت می شود از کم شدن توموس « کشیدگی طبیعی عضله » روانی که روی خلق، رفتار و احساسی که شخص از وجود خود دارد اثر می گذارد. حالاتی که ممکن است برای شخص افسرده پیش آید: خستگی مختصر ، بدبینی ، نا امیدی ، غمگینی ، کاهش فعالیت روزمره و حتی کاهش استعداد ، عدم اعتماد به نفس ، اضطراب ، خود کم بینی ، احساس گناه و بالاخره احساس بی ارزشی ، بیچارگی و تنهایی است ( سابینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379) .
زمانی که علت بسیاری از مشکلات روانی کودکی هنوز مشخص نبود انگشت اتهام به سوی مادران نشانه می رفت . در خانواده و جامعه مادر را مقصر اصلی مشکل رفتاری دانش آموزان می دانستند ، چنین رسوایی هایی اجتماعی و تهمتهای ناروا به مادران در جوامع کم نبوده و هنوز هم ادامه دارد.
این مسائل باعث شده که مادران نه تنها دشواریهای پرورش و تربیت را بعهده بگیرند، بلکه در کنار آن همواره دچار افسردگی و تشویش باشد که آیا به راستی من مادر خوبی هستم؟ این احساس اضطراب و تشویش در مادرانی که دارای دانش آموزان استثنایی هستند، بیشتر دیده می شود . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
متأسفانه در این مسیر نه تنها جامعه به آنها کمک نمی کند بلکه باورهای سنتی پیش از پیش مادران دارای دانش آموزان استثنایی را آشفته کرده و از نظر وجدانی آنها را تحت فشار می گذارد . مادر شدن به خودی خود مشکلی را نباید برای کار آنها پدید آورد. هیچ مادری نباید در جامعه مجبور شود میان زندگی مستقل و فرزندش یکی را انتخاب کند. جامعه ای موفق است که زن در آن بتواند به تنها میل و لذت فرزندپروری را تجربه کند، بلکه رکن آن استقلال در زندگی و رشد و تکامل وجودی خویش را نیز حفظ نماید .لازمه تحقق این خواسته ها مشارکت زنان در مدیریت زندگی خانوادگی ، مشارکت در قبول مسؤولیت فرزندپروری زن و مرد در کنار یکدیگر و تعیین نگرش در به کارگیری زنان در اجتماع است . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
پرورش تواناییهای بالقوه دانش آموزان با نارسایی بینایی مستلزم این است که جامعه برنامههای از پیش آمادهای را برای آموزش و پرورش خاص آنها آماده کرده باشد . آسیب های بینایی در میان نقایص حسی آشکارترین نقایص هستند که به میزان زیادی می توانند انطباق فرد نابینا با محیط او را تحت تأثیر قرار دهند. دانش آموزان دارای آسیب بینایی نباید به دلیل این آسیب دیدگی از صحنه تلاشهای اجتماعی حذف گردند، آنها می توانند هم در جهت شکوفایی تواناییهای بالقوه خود و هم در جهت کمک به حرکت جامعه به سمت اهداف مورد نظر مفید و به این ترتیب با ایفای نقش مثبت خود، هم به بهداشت روانی خود و خانواده خویش و هم به بهداشت روانی اجتماعی خود کمک نمایند ( نامنی ، 1381 ).
لازم به ذکر است که افسردگی یک بیماری شایع و ناشناخته می باشد که امکان بروز آن در تمام دورهها اعم از کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، بزرگسالی و پیری وجود دارد.
به نظر می رسد افسردگی معمولاً بعد از حادثه ای فشار آور یا از دست دادن هر آنچه برای شخص با اهمیت است شروع می شود. ممکن است وجود یک فشار روانی سبب ایجاد رفتاری در خود شود که تا مدتها ادامه یابد و به دنبال آن الگوهایی فکری نامطلوبی برای او به وجود آورده و نیز تمایلی را در وی پدید آورده که هر رویدادی را یک مصیبت تعمیم دهد و دنیا را در نظرش تیره و تار سازد.
شخص افسرده غالباً خصوصیات مثبت خود رافراموش و به خصوصیات منفی خود فکر می کند . اگر او به پیشرفت مورد انتظارش نرسد، افکاری این چنین در شخص پرورش می یابد: « من شخص بی فایده ای هستم و به هیچ کاری نمی آیم ، همه مرا ضعیف می پندارند. » خصیصه این نوع تفکر زیاده روی در تعمیم است ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).
همچنین بک معتقد است که : افراد افسرده به این دلیل افسرده اند که در روش تفکرشان خطا می کنند و یا به راه مبالغه می روند ،شخص افسرده نظر منفی در باره خود، دنیا وآینده اش دارد .بیمار افسرده به دلیل عدم اعتماد به نفس مشکلات و مسائل پیش آمده را نمیتواند حل کند. او احساس ناتوانی میکند این احساس سبب رنجوری او میشود به طوریکه ممکن است دست به خودکشی زدن را در ذهن خود بپروراند.
البته این افراد معمولاً اقدام به خودکشی 8 برابر خودکشی های منجر به مرگ است. (هالاهان وی فمن، 1988،ترجمه ماهر،1375).
تحقیقات انجام شده نشانگر این واقعیت است که عقدههای روانی حلنشده دوران طفولیت عامل اصلی بروز افسردگی در هنگام بلوغ میباشد ( هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر ، 1375 ).
بیان مسئله:
افسردگی به مجموعه علائمی گفته میشود که رفتارهای کلامی و غیرکلامی انسان اساس شرایط محیطی با برخی تغییرات فیزیولوژیک منعکس می گردد، بنابر این باید گفت که افسردگی ضعیف و زودگذر و با علائم اندک رو به زوال، از حالات عاطفی انسان است و افسردگی زمان دار با علائمی فزاینده اختلال عاطفی شمرده می شود. افسردگی را شاید به حالتی توصیف کرد که باتغییر اساسی و اولیه در خلق شروع و با مداومت احساس غم و اندوه به درجات مختلف مشخص می گردد ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).
تغییر خلق از علائم ثابت و متفاوتی است که برای روزها ، هفته ها ، ماهها و سالها به طول می انجامد همراه با تغییر خلق و دگرگونیهایی در رفتار ، کار آیی و عملکرد فیزیولوژیک نیز پیش می آید . دو مشخصه اصلی افسردگی نا امیدی و غمگینی می باشد و شخص رکود وحشتناکی احساس می کند و نمی تواند تصمیمی بگیرد یا فعالیتی را شروع کند و یا به چیزی علاقمند شود، شخص افسرده در احساس بی کفایتی و بی ارزشی غوطه ور می شود گاه گریه می کند و ممکن است به خودکشی بیفتد ( هالاهان وی فمن ،1998، ترجمه ماهر، 1375 ).
افسردگی از دیدگاه یادگیری و بر اساس محرک و پاسخ نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . صاحبنظران رفتار گرا معتقدند که افسردگی عبارتند از کاهش چشمگیر حساسیت در برابر محرکهای محیطی است ( هالاهان و کافمن،1998،ترجمه ماهر ، 1375 ).
با به دنیا آمدن اولین فرزند مادر بالاترین لذت های زندگی را در وجود خود می یابد . در چشمان کودکش بالاترین صداقت و معصومیت را می بیند و گویی کودک با چشمانش نظاره گر کارهای مادر است . دیگر کودک در کالبد مادر قالب بندی شده و امروز گرمابخش وجود اوست کودکی که در گهواره خوابیده، لبخند دانش آموزانه می زند و بالاخره نوپایی که مشتاقانه به سوی دستها و آغوش مادر می رود و شیرین زبانی می کند .
اما چرا به یکباره احساس افسردگی بی مقدمه تمام آن لحظات لذت و شعف مادرانه را بر هم می ریزد؟ چرا می شنویم که مادران در گوشه و کنار زمزمه می کنند که خود را قربانی بچههایشان کرده اند؟ و این احساس افسردگی و تشویش در مادران بیشتر دیده می شود و وجدان آنها را تحت فشار می گذارد.
ما به مادران تلقین کرده ایم که مهمترین وظیفه شما نگهداری از فرزند است و در غیراینصورت گناهکارید، احساس گناه، احساس طبیعی در ذهن ووجود مادران نیست، احساسی است که جامعه به آنها از قدیم تا کنون تزریق کرده است . تعریف جامعه از مادر یعنی کسی که نگهبان رفاه و آسایش کودک است .
افسردگی به عنوان خلق یا عاطفه، احساس یا هیجان همراه همیشگی تجربیات طبیعی انسان و دگرگونیهایی است که در زندگی او پدید می آیند . بنابراین به منظور انجام پژوهش علمی، بررسی باید در یک چهار چوب محدود ومعین صورت بگیرد . به عبارت دیگر باید مشخص کرد که افسردگی در چه گروهی و در چه مقطع سنی مورد آزمایش قرار می گیرد . محقق با توجه به این نکات مسأله پژوهش را این طور بیان می کند که به چه دلیلی گروهی را انتخاب کرده ایم مناسب است؟
در بیماری افسردگی آنچه برای بیمار خوشایند بوده، دیگر برای او جالب نیست نه خوشی هست و نه توقع آن ، هر کاه کوه می شود ، در عین حال احساس گناه سبب حس مسؤولیت می شود و بیمار افسرده به زحمت کارهای روزمره را انجام می دهد و به اشکالاتی در زندگی روزمره برخورد می کند که اکثراً به خاطر فشارهای گوناگون اجتماعی ، محدودیتهای تحصیلی ، فشارهای خانوادگی و امثال آن می باشد .
با توجه به مسائل فوق مهمترین سؤال این پژوهش به شرح ذیل می باشد :
- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت وجود دارد ؟ و در پژوهش حاضر مساله اصلی « مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی است » که محقق به آن پرداخته در این رابطه لازم به ذکر است اگر چه افسردگی از دیرباز به عنوان یکی از نابسامانیهای روانی عمده شناخته شده است در دودهه اخیر اهمیت این بیماری هم از حیث، آزاری که مبتلایان به آن تحمل می کنند و هم از لحاظ بار سنگینی که به علت این ناراحتی منابع درمانی ملت ها تحمیل می گردد بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است .
اهمیت و فایده تحقیق:
همه افراد برای اینکه یک زندگی عادی و بدون دغدغه به همراه آرامش را داشته باشند باید از سلامت روحی و روانی برخوردار باشند در غیراینصورت هیچگاه احساس رضایت و خشنودی را از زندگی خود نخواهد داشت. افسردگی هم از جمله مسائل روحی و روانی است که باید مورد توجه قرار گیرد زیرا بالابودن افسردگی در افراد باعث بروز مشکلات عاطفی و روانی و حتی می توان گفت باعث بروز ناراحتیهای عصبی فراوان در زندگی همه افراد می شود که البته این مشکلات با توجه به نقایص افراد دارای نارسایی بینایی دو چندان شده ، و احتمال ابتلای این افراد ( دارای نارسایی بینایی ) نیز به مشکلات روحی و ورانی به دلیل داشتن نقصانهای موجود بیشتر از افراد عادی می باشد و تأثیرات آنها بر روی زندگی این افراد زیاد و بسیار حائز اهمیت است لذا باید با توجه به تحقیقات راه حلی منطقی برای کمتر کردن این مشکلات و یا لااقل با شناختن روحیات و افکار و نقاط ضعف این افراد طرز برخورد مناسب با آنها را شناسایی کرده و در روابط خود با آنها بدانیم که چه چیزها و مسائلی را باید در رفتار با آنها بیشتر در نظر داشته باشیم تا کمترین ناراحتی را برای آنها به وجود نیاوریم ( سیف نراقی، نادری 1380 ).
نابینایان نیز به دلیل مشکلات خاص خود از نظر افسردگی و سایر عوامل روانی مشکلات بیشتری پیدا می کنند زیرا واکنش اجتماعی و طرز برخورد افراد جامعه نسبت به این دانش آموزان و احساسات مختلفی مانند ترحم و دلسوزی در مورد نابینایان معمولاً شرایط دشواری برای دانش آموزان نابینا ایجاد می کند و در نتیجه اختلالاتی در خلق و خو و رفتار این دانش آموزان پدید می آورد نکته مهم اینکه دانش آموزان نابینا اگر چه از اختلالات حسی رنج می برند ولی وضعیت روانی آنها متفاوت است و هر کدام عوارض روانی مخصوص به خود دارند ( میلانی فر ، 1375 ).
گروهی از متخصصان ( لوئنفلد [1] ، 1979 )معتقدند که نابینایی بر ادراک فرد و نهایتاً شناخت او از جهاتی چون گوناگونی دامنه توجه تحرک و جابجایی واکنش متقابل با محیط تأثیرات سوء می گذارد و آنها را محدودکرده و لذا این محدودیتها ممکن است بر خودپنداره فرد نابینا تأثیر منفی بگذارد ( نادری ، سیف نراقی ، 1380 ).
افسردگی بیماری پیچیده و چندوجهی می باشد و اهمیت موضوع از آن جهت است که در عصر حاضر افسردگی به عنوان یکی از اختلالات عمده در طبقه بندی بیماریهای روانی مطرح شده است . و این بیماری یکی از مسائل جوامع صنعتی امروز است که باید به آن توجه ویژهای شود زیرا زمانیکه بر شدت آن افزوده و فشارها غلبه خود را بیشتر کند خطر بروز خودکشی که مسئله ای خانمان سوز مطرح می گردد و به همین دلیل به راحتی نمی توانیم عامل مشخصی را تشخیص داده و به روی آن انگشت گذاشت . چون استرسهای روانی موجب تغییرات بیولوژیکی می شوند بنابراین تمایز قائل شدن بین عوامل فیزیکی و اجتماعی بیهوده است .
اهمیت وکاربرد تحقیق:
1 – با انتخاب موضوعی که محقق در نظر گرفته است با استفاده از ابزارهای علمی به بررسی سیستماتیک و عینی آن می پردازد .
2 – با بررسی اختلالی به نام افسردگی در مورد مادران می توان به درجات شدت و شیوع آن در جامعه پی برد .
3 – آنچه مسلم است در هر کار تحقیقی و پژوهشی در انتهای یک سری مسائل و عللی که باعث بروز مشکل ومسأله گردیده است مشخص و آشکار می شود که این امر کمک مؤثری در شناخت هر چه بیشتر و توجه به مسأله و تلاش در جهت رفع نقص می باشد از نتایج تحقیقات می بایستی که برنامه های کوتاه مدت و درازمدت استفاده کرد.
کودک نابینا و یا نیمه بینا به دلیل مشخصه خاص بینایی قابل شناسایی و تشخیص است.
نگاههای مختلفی از سوی همسالان و والدین ومربیان متوجه کودک نابینا گاهی همراه با تأسف و دلسوزی و گاهی با دنیایی از اندیشه و تفکر بعضی کودک نابینا را اصلاً کودک نمی بیند در واقع خیلی وقتها وقتی برخوردی با این انسان نابینا پیدا می کنیم در تعریف و توضیح برخوردخود به خانواده و فرد دیگری به طور ناخود آگاه همه ابعاد وجودی آن برادر یا خواهر نابینا را فراموش و خیلی ساده می گوییم « یک کور بود » آری خیلی زود خویشتن خویش را فراموش می نماییم و خیال می کنیم وقتی به دنیا آمدیم در مقابل آیینه ای نشستیم و بر صورت خود یک جفت چشم ترسیم می نمودیم بی خبر از آنکه نابینا نیز خود مانند ما اراده ای در داشتن حس بینایی و یا نداشتن حس بینایی نداشته است ( هالاهان ، کافمن ، ترجمه جوادیان،1375 ).
تعداد زیادی از افراد نابینا نمی خواهند مورد ترحم قرار گیرند و حتی از کمکهای غیر ضروری دیگران بهره مند گردند . با وجود اینکه در بعضی از موقعیتها ممکن است به کمک نیاز داشته باشند اما در اصل ترجیح می دهند که مستقل باشند . آنهابه توجه دیگران نسبت به خود ارج می نهند . اما مایلند که افراد به جای اشاره کردن به تفاوتهایشان از تشابهاتشان گفتگو کنند . ( دانش آموزان استثنایی ،هالاهان ، کافمن ، دانیل پی ، ترجمه مجتبی جوادیان 1375 ).
نقص نابینایی بیش از هر معلولیتی نابینایی به بار می آورد به راستی چرا اینقدر ما از نابینایی می ترسیم و توجه بیشتری به آن معطوف می داریم؟ اولین دلیل آنست که نابینایی نمایان تر از سایر معلولیتهاست بین نگرش مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان نابینا نسبت به فرد نابینا تفاوت وجود دارد . دانش آموزان استثنایی از جمله افراد نابینا حق دارند که به راحتی در جامعه زندگی کنند همانند افراد عادی و دیگران از آنها استقبال کرده و بدون ترحم به آنها کمک نمایند . این افراد خود به دلیل بیماری و ضایعه ای که دارند از درون رنج می برند ودچار مشکلات عاطفی و روحی و روانی می گردد اگر این فرد دارای نارسایی بینایی با این مشکلات درونی وارد جامعه ای گردند. که او را پذیرش نمی کند و نگرش منفی نسبت به این افراد دارند مشکلات آنها صدچندان می شود . پس بنابراین باید نگرشهای خود را تغییر داده وهم دست به دست دهیم تا این افراد نه تنها منزوی و پرخاشگر نشوند بلکه از استعدادهای درونی دیگر جهت نشان دادن و برتری داشتن نسبت به افراد دیگر استفاده نماید .
اما خانواده و اعضای آن که ارتباط مستقیم ومداوم و اولیه فرد دارای نقص بینایی می باشند خانواده یک نظام اجتماعی است و مداوم و اولیه فرد دارای نقص می باشند . خانواده یک نظام اجتماعی است و فرد نابینا یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشد و این دو نه تنها بر یکدیگر بلکه بر سایر افراد خانواده نیز دارای تأثیر متقابل و تعامل می باشند . این تأثیر غالباً جنبه منفی داشته است یعنی نابینایی یکی از اعضای خانواده باعث می شود که سیستم و نظام خانواده نتواند کارکردها وظائف خود را به نحو مطلوب انجام دهند . و در نتیجه در عملکرد خانواده با حضور یک کودک نابینا اشکالات و وقفه هایی بوجود می آید که ضروری به نظر می رسد که در این زمینه تحقیق و بررسی می شود و مشکلات اساسی را برطرف نمایند و نیز بهداشت روانی خانواده را از جهت اقتصادی ، اجتماعی و عاطفی دچار مشکل می نماید و خانواده در مقابل معلولیت فرزند خود واکنشهایی مثل احساس گناه احساس غم و اندوه ، از دست دادن امیدبه زندگی ، انکسار ، تنهایی ، دوگانگی احساس را نشان می دهد که بهداشت روانی خانواده را به هم می زند.
ما باید تمامی جامعه و افراد را به نارسایی بینایی پذیرا بکنیم تا مورد پذیرش افراد قرار بگیرد.زیرا به عنوان مثال : اگر نگرش معلم نسبت به فرد نارسایی بینایی منفی باشد کودک کم کم از معلم دور شده و از درس زده می شود و دچار افت تحصیلی و کم کاری و استرس و اضطراب می شود یا اگر پدر و مادر نگرشی منفی نسبت به نارسایی فرزندخود داشته باشد مدام خود را سرزنش می کنند و در ازای اینکه در جمع قرار بگیرند کناره گیری می کنند و یا اگر خود نیز به محافل میهمانی و دیگر مراسم بروند فرزند خود را نیز همراه خود نمی برند تا مایه خجالت و سرافکندگی آنها نباشد ( هالاهان،کافمن، ترجمه جوادیان ، 1375 ) .
فرضیه پژوهش
- بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنا داری وجود دارد.
سؤال پژوهش
- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی دار وجود دارد.
متغیرهای پژوهش
در این پژوهش:
متغیر مستقل : جنسیت
متغیر وابسته: میزان افسردگی
متغیر کنترل: دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی
تعاریف واژهها و اصطلاحات
تعاریف نظری:
از آنجایی که بسیاری از واژهها و اصطلاحات ، معانی گوناگونی دارد ، محقق در کاربرد آنها در تحقیق خود ناگزیر به تحریف آنهاست زیرا ممکن است در بعضی از موارد واژهها و اصلاح ویژهای مفهومی را به خواننده عرضه کند که اصولاً مورد توجه محقق نباشد. یا احتمالاً واژه و اصلاح خاصی برای خوانندگان بیگانه و نامفهوم باشد. با عنایت به مقدمه مذکور واژهها و اصطلاحات به کار رفته در این تحقیق به صورت زیر می باشد.
افسردگی : متداولترین نوع اختلال نورویتک به شمار می رود و عبارت است از ارتقاء به دیگران – حساسیت زیاد – عدم توانایی در نشان دادن خشم مستقیم نسبت به محیط خودآزاری به جای سرزنش محیط و ناکامی و خجالت و برون گرایی بیش از 50 درصد بیماران روانی دچار افسردگی هستند و زن ها بیشتر از مردها دچار افسردگی می شوند ( شاملو، 1372 ).
نابینای قانونی : فردی نابینای قانونی نامیده می شود که تیزی دیداری وی در چشم برتر از آن حداکثر ترمیم 200/20 ( بر مبنای اندازه گیری با تابلوی اسکن ) یا کمتر بوده ، میدان دید وی در بزرگترین قطور از بیست درجه بیشتر نباشد ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
تعاریف عملیاتی:
دانشآموز نابینا: در این تحقیق به دانشآموزانی اطلاق می شود که در مدارس نابینایان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده و از خط بریل برای خواندن استفاده می کنند.
دانشآموزان عادی : در این پژوهش افسردگی ویژگی است که به وسیله پرسشنامه افسردگی بک اندازه گیری می شود ( منظور از افسردگی نمره ای است که آزمودنی در این پرسشنامه کسب می کند ).
ادبیات پژوهش
نظریههای مربوط به افسردگی
1 – مدل شناختی افسردگی
مفصل ترین و جامع ترین توجیه شناخت افسردگی توسط بک در سال 1976 مطرح شده است ( مهریار ، 1373 ) .مدل شناختی بک ( بک ، 1976 ،) به طورطرح وارهای در تصویر 1 – 2 نشان داده شده است . در این مدل نظر بر آن است که تجربه در افراد به تشکیل فرضها یا طرحوارههایی در باره خویشتن و جهان می انجامد و این فرضها یا طرحوارهها ، خود در سازمان بندی ادراک و در کنترل و ارزیابی رفتار مورد استفاده قرار می گیرند( فنل ، 1989 ).
تصویر 1- 2 – مدل شناختی افسردگی ( به نقل از فنل )
توانایی پیش زمینی تجربههای فردی و معنی بخشیدن به آنها امری سودمند و در واقع ضروری برای کارکرد بهنجار است . اما برخی از فرضها انعطاف پذیری ، افراطی و مقاوم در برابر تغییرند و در نتیجه « ناکارآمد » یا نابارور هستند. این فرضها به مسایل مربوط می شوند درباره اینکه مثلاً مردم برای پیداکردن احساس خوشبختی چه کار باید کنند ( مانند این فرض که « اگر کسی افکار خوبی درباره من نداشته باشد نمی توانم احساس خوشبختی بکنم » ). و این که برای بوجود آوردن احساس ارزشمندی در خویشتن، چه کار باید بکنند و چگونه باید باشند ( مانند این فرض که « هر کاری را که بر عهده می گیرم ، باید خوب انجام دهم » ). فرضهای ناکارآمد به تنهایی نمی توانند پیدایش افسردگی مرضی را توجیه کنند. مسایل موقعی مطرح می شوند که اتفاقات مهمی بیفتند . اتفاقاتی که با نظام اعتقادی خود فرد سازگاری داشته باشد. بدین ترتیب این باور که ارزش هر کسی منحصراً به موفقیت بستگی دارد، در صورت شکست، ممکن است به افسردگی منجر شود. وقتی فرضهای ناکارآمد فعال شدند افکار « خود – آیند منفی » را بر می انگیزند . از این نظر به این افکار « منفی » می گوییم چون خود به خود به ذهن افراد می آیند و برخاسته از هیچ گونه فرآیند استدلال آگاهانهای نیستند. این افکار ممکن است تفسیرهایی از تجارب جاری باشند یا پیش بینی هایی درباره رویدادهای آینده و یا یادآوری چیزهایی که درگذشته اتفاق افتادهاند و این افکار به نوبه خود سایر نشانههای افسردگی را پدید می آورند : مانند نشانههای رفتاری ( کاهش در سطوح فعالیت ، کناره گیری ) نشانه انگیزشی ( بی علاقگی ، رخوت ) ، نشانههای هیجانی ( اضطراب ، احساس گناه ) نشانههای جسمانی ( بی اشتهایی و بی خوابی ). با پیشرفت افسردگی ، افکار خود آیند منفی هر چه بیشتر زیاد و شدید می گردند و افکار منطقی تر هرچه بیشتر ناپدید می شود و بدین ترتیب دور باطلی شکل می گیرد از سویی فرد هر قدر افسرده تر می شود، بیشتر افکار افسردگی زا بیشتر به ذهن فرد می آیند و در او اعتقاد بیشتری نسبت به آنها به وجود می آورند، آن فرد افسرده تر می شود. شناخت درمانگر این دور باطل را درهم می شکند. بدین منظور او به بیمار یاد می دهد که افکار خود- آیند منفی را مورد سؤال قرار دهد و بعد با فرضهایی که آن افکار بر اساس آنها شکل گرفتهاند به چالش بپردازد ( فنل ، 1989 ).
تحریفهای[2] شناختی
بر طبق نظر یک محتوای ویژه افکار هوشیار[3] منجر به یک پاسخ هیجانی ویژه می شود ( کراندل و چامبلس[4] ، 1981 ). همسو با این نقطه نظر او معتقد است که مراجعین افسرده عقاید تحریف شده و منفی معینی در مورد خودشان، دنیا و آینده می سازند ( فولکمن و لازاروس ، 1984 ). تحریف های شناختی خطاهای منطقی منظمی هستند که باعث بازنماییهای نادرستی از واقعیت ها می گردند ( مبینی ، 1376 ). این تحریفهای شناختی شامل موارد زیر است:
1 – انتزاع انتخابی[5] : شخص شواهد برجستهتر و تناقصات را نادیه می گیرد و در مورد یک رخداد بر اساس یک چیز جزیی منفی نتیجه می گیرد.
2 – استنباط های دلبخواه[6]: که در آن ارزیابی منفی در غیاب شواهد صورت می گیرد.
3 – تعمیم بیش از اندازه[7]: یک نتیجه منفی از تنها یک رخداد گرفته می شود و به طریقی غیر قابل قبول در موقعیت های غیر مشابه بکار برده می شود.
4 – بزرگتر جلوه دادن[8] ( بعضی وقتها فاجعه آمیز جلوه دادن[9] نامیده می شود ): که در آن اهمیت یک رخداد منفی بیش از حد برآورد می شود یا بزرگ جلوه داده می شود.
5 – تفکر همه یا هیچ[10] : تمایل به فکر کردن به مطلقها ( هر چیزی خوب است یا بد و اغلب بد است ).
2 – نظریه درماندگی آموخته شده
مفهوم درماندگی آموخته شده که توسط سلیگمن ( 1975 ) پیشنهاد شده در واقع مکمل نظریه شناختی افسردگی و تأثیر فقدان تقویت در آن است ( مهریار ، 1373 ) . این مفهوم بیشتر در مورد افسردگی هایی بکار می رود که با نوعی واکنش به عدم کنترل بر روی کیفیت ارضاء خواستها و تسکین ناراحتی و رنج شروع می شوند. در این حالت فرد افسرده به کندی عکس العمل نشان می دهد، خود را ناتوان و ناامید احساس می کند و نسبت به آینده نظر مطلوبی ندارد. طبق این نظریه آنچه باعث افسردگی می گردد نفس ضربه یا حادثه دردناک[11] نیست بلکه احساس ناتوانی فرد از کنترل آن حادثه است این احساس ناگزیر بودن ضربه دارای سه نوع تأثیر است:
1 – از لحاظ انگیزشی ، فرد مقاومت یا فرار را بی فایده می بیند و عکس العملی از خود نشان نمی دهد.
2 – از لحاظ عاطفی ، فرد به جای مقاومت و مبارزه به افسردگی پناه می برد.
3 – احساس افسردگی ، به نوبه خود ، روی برداشت شخص از خود و کارآیی پاسخهای او اثر می گذارد و یادگیری راهها و شیوههای مواجهه با مشکل افسردگی را در آینده مشکلتر می سازد. افراد افسرده بین رفتار خود و تقویتهایی که دریافت می کنند رابطهای نمی بینند و احساس ناتوانی و بیچارگی در روابط شخصی آنان با افراد دیگر تأثیر می گذارد . طبق این برداشت از افسردگی ، کمک به بیمار در جهت احراز کنترل روی نتایج و پیامدهای رفتار او حائز اهمیت است . برای این منظور باید مریض را در شرایطی قرار دهند که احساس موفقیت و پیشرفت کند ( مهریار ، 1373 ).
تدوین جدید نظری درماندگی آموخته شده
آبرامسون[12] ، سلیگمن و تیسدیل[13] ، در سال 1987 با استفاده از مفاهیم اسناد مسئولیت به تدوین دوباره مدل قبلی پرداختند.در نظریه جدید فرض بر این بود که یک سبک اسنادی خاص فرد را در خطر ابتلاء به افسردگی قرار می دهد (ریم[14] و همکاران، 1993 ).
سیلگمن (1981) طی یک مقاله خلاصهای از مدل اصلاح شده اسنادی را ارائه نمود. طبق اظهارات وی در این مدل جدید برای وقوع افسردگی اتفاق چهار فرض کافیست( ویلیامز[15]، 1992 ).
1)فرد انتظار دارد که احتمالاً یک حالت آزاردهنده[16] شدید پس از پیشامدها رخ دهد ( یا یک حالت دلخواه پیش آمدها غیرممکن است ).
2 ) فرد در مقابل این حالات آزار دهنده خود را بی دفاع تصور می کند.
3 ) فرد سبک اسنادی غیر انطباقی[17] دارد به طوریکه رویدادهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی ، ناپایدار و اختصاصی نسبت می دهد.
4 ) هر قدر احتمال پیش آمدن حالت آزاردهنده و احساس کنترل ناپذیری آن شدیدتر باشد، همانقدر شدت نارساییهای انگیزشی و شناختی بیشتر خواهد بود. به بیان دیگر هر اندازه اهمیت رویداد کنترل ناپذیر برای فرد بیشتر باشد، به همان میزان شدت نابسامانی عاطفی و کاهش عزت نفس در فرد، بیشتر خواهد بود.
به دلایلی مبهم اغلب پژوهشهای بعدی روی فرض سوم تکیه کردند، به این معنی که اصرار دارند سبک اسنادی غیر انطباقی فرد را برای واکنش افسردگی وار در مقابل وقوع رویدادهای آزاردهنده یاعدم وقوع رویدادهای مثبت آماده می کند ( مبینی ، 1376 ).
افراد افسرده از روی عادت پیامدهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی نسبت می دهند و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی، ناپایدار و اختصاصی. به عبارت دیگر به دنبال شکست بیمار افسرده خود را سرزنش می کند و چنین می انگارد که علت شکست، عمومی و مستمر است و نیز به دنبال موفقیت، اهمیتی برای آن قائل نیست زیرا می پندارد این موفقیت هیچ معنای ضمنی برای سایر رفتارها و هیچ تأثیر مثبتی در آیندهاش ندارد . ماهیت و نوع اسناد برای تجربه آزارنده خاص طبیعت افسردگی را تعیین می کند. اسناد درونی تعیین می کند که عزت نفس فرد تحت تأثیر قرار گرفته، اسناد پایدار مزمن بودن افسردگی و اسناد کلی عمومیت احساسات افسردگی را تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها به وسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها بوسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می شود. در یکی از تجدید نظرهای اخیر از این مدل چنین فرض می شود که سبک اسنادی نه علت لازم و نه علت کافی افسردگی، بلکه یک علت مؤثر یا عامل خطر ابتلاء به افسردگی در کنار بسیاری دیگر از عوامل قرار دارد ( مبینی ، 1376 ) .
3-نظریه ناامیدی[18] افسردگی
آلوی[19] و آبرامسون (1988) نظریه درماندگی آموخته شده از نو تدوین یافته را به شکل جدید تری مطرح کردند که در آن نه درماندگی بلکه ناامیدی بعنوان عامل اصلی در بروز افسردگی تبیین شده است ( مبینی، 1376 ) . پیش از ارائه نظریه ناامیدی افسردگی لازم است بین عوامل لازم[20]، کافی[21] و جانبی[22] برای پیدایش اولیه علائم افسردگی از لحاظ مفهومی تمیز قائل شد. از نقطه نظر سبب شناختی علل لازم به آن دسته از عوامل اطلاق می شود که برای پیدایش مجموعهای از علائم افسردگی باید موجود باشند، علل کافی مجموعهای از عوامل آسیب شناختی است که در صورت موجودیت خود بروز علائم افسردگی را امکان پذیر می سازند و بالاخره علل جانبی به دسته دیگری از عوامل سبب شناختی اطلاق می شوند که احتمال پیدایش علائم را افزایش می دهند و از این رو برای بروز علائم نه کافی هستند و نه لازم ( آلوی و آبرامسون ، 1988 ).
در نظر ناامیدی افسردگی علل بر طبق روابط ترتیبی آنها در ارتباط با شروع علائم بیماری نیز از همدیگر تفکیک می شوند. علل دور از وقوع[23] که در ردیف سبب شناختی افسردگی جلوتر عمل می کنند و در این نقطه از ترتیب علی هیچ تظاهری از علائم افسردگی دیده نمی شود. از طرف دیگر علل نزدیک به وقوع[24] که نسبتاً دیرتر عمل کرده و کمی قبل یا همراه علائم این بیماری رخ می دهند. نظریه ناامیدی افسردگی صریحاً تأکید می کند که افسردگی یک اختلال نا همگون است و علاوه بر ناامیدی عوامل دیگر نیز از عوامل کافی برای وقوع افسردگی هستند. خلاصه این نظر در تصویر 2 –2 ،آمده است. یکی از برتری های عمده نظریه ناامیدی در مقایسه با نظریه درماندگی آموخته شده سلیگمن این است که این مدل نه تنها برای افسردگی یک علت کافی نزدیک به وقوع ذکر می کند بلکه در یک زنجیره علی ترتیبی از حوادث فرض می شود که در نهایت به علت کافی نزدیک به وقوع می انجامد. چنانچه در تصویر 2 – 2 ،دیده می شود زنجیره علی مفروض با وقوع رویدادهای منفی ( یا عدم وقوع رویدادهای مثبت زندگی ) شروع می شود و با ایجاد علائم افسردگی ( مخصوصاً افسردگی ناامیدی ) پایان می پذیرد . بر طبق نظریه ناامیدی وقتی مردم تصور می کنند که رویدادهای منفی خاصی در زندگی آنان رخ داده است اسنادهای علی متعددی بر اساس این وقایع بنا می کنند و درجه اهمیتی که برای این اتفاقات قائل هستند از عوامل جانبی احساس ناامیدی و بروز علائم افسردگی واقع می گردد . درنظریه نا امیدی دو بعد اسنادی برای فهم این موضوع که چطور ممکن است رویدادهای منفی زندگی در پدیدآمدن احساس ناامیدی سهم داشته باشد عبارتند از: بعد پایدار،ناپایدار و کلی،اختصاصی.
تصویر 2-2،زنجیره علی معین در نظریه ناامیدی سردگی ، علل کافی ، علل جانبی ( مبینی، 1376 ). پایین در اجماع ( مثلاً فرد در امتحان ریاضیات شکست می خورد در صورتیکه دانش آموزان دیگر قبول می شوند) . بالا در پایداری ( معمولاً در امتحان ریاضیات شکست می خورد ) . پایین در اختصاصی بودن ( معمولاً در امتحانات دیگر همانند ریاضیات شکست می خورد ).
به طور کلی هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل پایدار ( یعنی مداوم ) و کلی ( که احتمالاً پیامدهای بسیاری را در بر دارد ) نسبت داده شده و مهم تلقی شوند، احساس ناامیدی و به نوبه خود بروز علائم افسردگی را سرعت می بخشند. علاوه بر این هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل درونی همراه با علل پایدار و کلی نسبت داده می شوند، ناامیدی همراه با اعتماد به نفس پایین خواهد بود.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2678 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 145 |
1-مقدمه:
در مطالعه سیر تمدن بشری به مرحله ای بنام «روستا نشینی» برمی خوریم که از نظر علم مردم شناسی و علوم اجتماعی حد واسط میان بیابانگردی و شبانی و مرحله شهر نشینی است.
می توان گفت دوره یکجا نشینی و ظهور تمدن ها و مظاهر آن همچون عمارات ،کاخ ها ،صنایع مختلف ،هنرها و علوم با آغاز دوره روستا نشینی پایه گذاشته شده است .از اینرو صحبت از این مرحله در حیات آدمی و بررسی خصوصیات فرهنگی آن ابعاد مادی و غیر مادی در حوزه علم مردم شناسی بوده و کار پژوهش مردم شناسی در خصوص توصیف و تحلیل جامعه روستایی همواره با دقت، ریز بینی ،کنکاش و ژرف نگری توأمان بوده است.
از انجا که علم مردم شناسی به مطالعه محیط های انسانی کوچک همچون روستا می پردازد پس بررسی علمی ویژگیهای یک روستا نیازمند روشهای علم مردم شناسی است.
بدین منظور از مردم نگاری در توصیف و تبیین خصوصیات و ویژگیهای جامعه روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی،جغرافیایی ،فرهنگی استفاده شده و در پایان علم مردم شناس دست به تحلیل یافته های مردم نگاری از مستندات و مشاهدات می زند.روستای گرمه با واقع شدن در استان اصفهان و برکرانه کویر مرکزی ایران دارای ویژگیهای فرهنگی،اجتماعی و جغرافیایی خاص مناطق کویری است.[1]
روستای گرمه بدلیل اقلیم خاص مناطق کویری و دوری از مراکز شهری در گذشته ای نه چندان دور نمونه ای جامع از فرهنگ دیرین ایرانی بوده است که از آن میان می توان به تکلم مردم به زبان هخامنشی یا پهلوی اشاره داشت که با وجود چند هزار سال گذشت زمان واستیلاء زبان وفرهنگ اسلام بر سراسر ایران هنوز مورد استفاده قرار می گیرد.
دوری از راههای مواصلاتی سبب گردیده است که زبان،فرهنگ در ابعاد مختلف مادی وغیر مادی همانند ابزار کشاورزی ،نحوه کشت،آداب ورسوم وباورها طی سالیان دراز کمتر دستخوش تحول وتغییر قرار گیردواصالت فرهنگی ایرانی در این روستا حفظ شودولی متاسفانه طی دهه های اخیر وشروع صنعتی شدن ایران ورشد شهرنشینی ساختار جامعه روستای گرمه در ابعاد مختلف دچار تغییر گشته است که درفصول پایانی به ان اشاره خواهد شد.
گذشته از هر مساله ومطلبی باید به نقش وجایگاه ویژه فرهنگ روستا اشاره داشت که به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی وقرار گرفتن درحاشیه کویردر طول تاریخ به دورازتهاجمات وفتنه های اقوام بیابانگرد مغول و....مانده است وگنجینه نابی از فرهنگ کهن ایران راحتی قبل از دوره زرتشت درخود حفظ کرده است که جای تامل ومطالعه ژرف در فرهنگ،زبان،سنن وویژگیهای خاص محیطی روستا دارد.
آنچه که روستا را تازمان حال پیش آوردواز خرابی ومتروکه که شدن وجای ماندن در صفحات تاریخ گذشتگان رهانید لطف کویر بود وبرکت نخل خرما وباید اذغان داشت که نخل وخرما در فرهنگ منطقه خور و بیا بانک وبه طبع آن روستای گرمه جایگاهی خاص یافته است.
2-بیان مساله:
روستای گرمه پس ازگذشت چند هزار سال از زمان امپراطوری هخامنشی وساسانی هنوز فرهنگ ایران باستان را درخود جای داده است که بارز ترین آن زبان آن دوران می باشد که هنوزمردم روستای گرمه به آنصحبت می کننداما مساله اینجاست که رشدشهرنشینی وآغازمهاجرت روستاییان به شهر ودرکنارآنگسترش راههای مواصلاتی وگسترش وسایل ارتباط جمعی به خصوص تلویزیون قالب کهن ودیرین روستا گرمه راشکسته است وهرچند مردم روستازبان نیاکان خودرا فراموش نکرده اندولی بسیاری از آداب ورسوم دچار تحول شده است وحتی بسیاری ازآنهابه دست فراموشی سپرده شده اند.
ازدیگر مسائل موجود میتوان به گسترش جمعیت روستا وعدم وجود مشاغل کافی اشاره داشت که بحث مهاجرت را رونق بخشیده است در حالیکه وجودپتانسیل خوب گردشگری درروستا می تواند امر مهاجرت راتحول بخشد.
3-اهداف تحقیق:
بابررسی مونوگرافی روستای گرمه سعی شده است به رابطه متقابل عناصر جغرافیایی حاکم بر محل وساختار فرهنگ مردم روستااشاره شود.
همچنین بابررسی اماکن کهن وتاریخی روستا به دیرینگی وقدمت فرهنگ روستا توجه شده است.
در کل هدف ازاین تحقیق بررسی فرهنگ مادی مانند نوع معماری مساکن ،مساجد وسایر اماکن وبناهای تاریخی وشیوه زراعت وباغداری وفرهنگ غیرمادی در ابعادآداب ورسوم،باورها واعتقادات،رابطه متقابل انسان ومحیط ،رسوم وسنن فراموش شده می باشد.
ازاهداف دیگ تحقیق می توان به سیر تغییرات اجتماعی رخ داده درروستا از قبیل پدیده مهاجرت وشهر شینی وعوامل دخیل درآن وعواقب ونتایج آن اشاره داشت.
4-روش تحقیق:به دلیل محدودیت فضای جمعیتی وجغرافیایی روستا نیازمند روشهای ژرف گر وعمیقی هستیم تابه عمق باورها واعتقادات وزندگی آن مردمان رسوخ کنیم از اینرو روشی که مورد استفاده قرار میگیردروش میدانی واستفاده از تکنیک های مشاهده ومصاحبه هدفمند می باشد که برای توصیف آداب ورسوم مردم روستاوکنکاش در باور ها مورد استفاده قرار گرفته است.
برای توصیف اماکن قدیمی وبناهای تاریخی ازروش مطالعه اسنادی یاروش کتابخانه ای کمک گرفته شده است تاتوضیحات این اماکن بر اساس مستندات گزارش شده است ونوشته شده مورخین وجهانگردان باشد.
فصل اول:ویژگیهای طبیعی وجغرافیایی:
1-1موقعیت جغرافیایی:
روستای گرمه واقع درشمال شرقی استان اصفهان ودر حاشیه شمالی کویر نمک قرار دارد .این روستا جزءبخش خور بیابانک از شهرنائین می باشد و دراطراف روستاهای مهرجان ،عروسان،آب گرم،اردیب میباشد ودرفاصله 755کیلومتری از شهرتهران واقع شده است.
برای رفتن به این روستا باید از مسیر قم ،کاشان،نائین،انارک،خور گذر کرد.موقعیت جغرافیایی روستا در طول وعرض جغرافیایی 05-53میباشد و دارای 1545متر ارتفاع ازسطح دریا میباشد.
2-1روستای گرمه دردامنه کوه جنوبی کوه گرمه واقع گردیده است واز نظرجغرافیایی در منطق حاشیه کویر واقع شده است ودارای آب وهوای خشک وبیابانی است بدین شکل که در روزبدلیل تابش مستقیم خورشید،درجه حرارت هوا بسیاربالاست وحتی تا48 درجه سانتیگراد در تابستان میرسد و در شب هوا بسیار سرد میشود وبادهای کویری بر سردی وخشکی هوا می افزاید وکلا آب وهوای کویری بر این روستا حاکم است.
درزمستان شاهد هوای سرد وخشک هستیم وبسیار کم برف میبارد
3-1میزان بارش :از نظر میزانبارش سالیانه باید گفت این روستا جزءمناطق کم بارش در ایران است به میزان متوسط بارش سالیانه کمتر ز 30 میلیمتر می باشد.
4-1 باد:
در طول سال کمتر شاهد وزش بادهای مدیترانه ای از سمت غرب کشور هستیم که از این مناطق عبور کند،غیر از آن بدلیل واقع شدن روستا در منطقه کویری شب ها وزش بادهای کویری را که بر سردی و خشکی هوا می افزاید داریم که از ویژگیهای خاص مناطق کویری می باشد.[2]
5-1 منابع خاک:
از خصوصیات خاک کویری داشتن نمک فراوان می باشد که کاشتن هر گیاهی در این خاک منجر به خشک شدن گیاه می گردد زیرا از یکسو نمک سبب از بین رفتن ریشه و کم آبی و نور مستقیم و شدید خورشید باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان می شود.[3]
از این رو می توان گفت خاک کویر ،خاکی فقیر در کشت گونه های مختلف گیاهی است و تنها گیاهانی رشد می یابند که دارای ریشه های عمیق در خاک برای جستجوی آب و مقاوم در برابر سرما و گرمای شدید ناشی از اختلاف درجه حرارت در شب و روز کویر باشند.
روستای گرمه نیز به طبع مناطق کویری فاقد زمین مناسب جهت کشاورزی است و تنها زمین قابل کشت در دامنه کوه گرمه است که بدلیل نزدیکی به آب چشمه و سعی و کوشش اهالی در غنی کردن خاک سبب شده است که نخلستان بوجود آید که تنها محدود به این ناحیه دامنه کوه می باشد.
پس می توان نتیجه گرفت که منابع خاک روستا جهت کشاورزی و باغداری بسیار محدود است و اراضی لم یزرع بسیار فراوان می باشد.
6-1 منابع آب روستا:
روستای گرمه بدلیل واقع شدن در حاشیه کویر و موقعیت خاص اقلیمی جزء مناطق کم آب و کم بارش ایران و جهان می باشد و مطابق نواحی داخله ایران از رودخانه خبری نیست.[4]
آنچه سبب پیدایش و شکل گیری روستا گردیده عامل آب و وجود چشمه ای است که از دل کوه جوشیده و به پایین می رود که به «چشمه گرمه» نزد اهالی معروف است.[5]
تا سالهای قبل و عدم وجود راههای ارتباطی مناسب و آسفالته،مردم روستا ملزم به خوردن آب چشمه گرمه بودند، اما امروز به یاری تکنولوژی راه سازی و تقویت ارتباطات جاده ای مردم از آب بهتری نسبت به آب چشمه سود می برند.
مردم روستا معتقد هستند که آب «چشمه گرمه» شور است و آب آن را جهت آبیاری درختان نخل استفاده می کنند و کمتر از ان جهت شرب استفاده می کنند.
چند سالی است که آب چشمه بازیاب که در چند کیلومتری روستای گرمه قرار دارد بوسیله تانکر به روستا منتقل شده و روستائیان که دارای منبع آب 2000 لیتری در حیاط و یا پشت بام هستند آن را پر می کنند و مورد استفاده قرار می دهند.
به نقل از روستائیان آب «چشمه بازیاب» طبق اظهار سازمان زمین شناسی از رودخانه زاینده رود سرچشمه گرفته و دارای کیفیت مناسبی جهت شرب است.
روستائیان بابت پر شدن هر منبع 2000 لیتری آب موجود در خانه مبلغ 1200 تومان پرداخت می کنند اما از آبی سالم و گوارا استفاده می کنند.
پوشش گیاهی منطقه
7-1 گونه های گیاهی و جانوری:
روستای گرمه بدلیل مجاورت با کویر دارای گونه های گیاهی خاص کویر ایران است که از میان می توان به گونه های تاغ ،بوته قیچ، گیاه تن گز، خار شتر، بوته ریش، ترخ، آویشن،گل گاو زبان ،بادام کوهی ،خارو، هلندر،ترشو، تره صحرائی، علف مار اشاره داشت.
پوشش گیاهی منطقه از نوع «اگزوفیت »،« تامارلیبک» و «هالوفیت» است که بصورت سوزنی برگ و خاردار هستند.در زمانی که هنوز مردم از سوخت های فسیلی استفاده نمی کردند از گیاهانی چون تاق، ریس جهت تولید گرما و تهیه غذا استفاده می کردند.
خار شتر جهت تغذیه شتر و گیاه «تن گز» بدلیل داشتن خار فراوان برای حصار کشی در باغ ها در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت.
البته شایان ذکر است که در گذشته سوخت اصلی مردم، از سوزاندن ساقه و برگ درخت خرما حاصل می شد.
از این میان برخی گیاهان در طب سنتی جایگاه ویژه دارند مانند آویشن (Avishan) گل گاو زبان و ترخ که برای دردهای مفصلی و عضلانی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین گیاه بسیار بدبویی به نام هنگ که از آن آشی تهیه می کنند که برای شستشوی دستگاه گوارش و بیماری های مرتبط به آن بسیار موثر است. از سایر گیاهان دارویی می توان به چز (chaz) ،انگورتور (towrah) ،مدکی (madki) ،پونه ،کانسی ،شیرو ،ترشو اشاره داشت.[6]
تمامی گیاهان فوق بصورت خودرو در بیابان می باشند و جزء پوشش گیاهی منطقه محسوب می شوند و نکته جالب آنکه چند سالی است مردم و جهاد کشاورزی اقدام به کاشت گیاه تاق در بیابان برای جلوگیری از حرکت شن های روان نموده اند که این امر سبب تثبیت خاک نخلستان می گردد.
الف: حیوانات اهلی: بز،گوسفند، شتر ،گاو ،الاغ ،مرغ و خروس.
ب) پرندگان: گنجشک که در گوش محلی به آن دیزی (Dizi) گویند.
از سایر پرندگان کبک ،تیهو، سار، دم جنبانک، مرغ انجیر خوار، کلاه بسر( هدهد) کلاغ سیاه، شاهین ،کبوتر، مرغ حق، چهرو(نوعی بلبل) ،پرستو ،جغد، خفاش و شب پره.
ج)درندگان: شغال،پلنگ،یوز، کفتار، روباه، گرگ، سیاه گوش.
د)خزندگان: انواع مارهای سمی شامل تیرمار ،سگ مار ،سبح مار و مار سیاه.
هـ)سایر حیوانات: بزکوهی، قوچ، آهو، خرگوش ،موش خرما،خار پشت و لاک پشت.
ی) انواع حشرات: سوسک، عقرب زرد و سیاه و دورگه، انواع پروانه، انواع مورچه زرد و سیاه، انواع ملخ ،سفار و (کفشدوزک) ،انواع زنبور، انواع کنه ،انواع عنکبوت، انواع مگس و انواع پشه[7]
8-1 وضع زمین:
بدلیل عدم مرغوبیت جنس خاک، نمی توان گونه های متنوعی از گیاهان و درختان را در منطقه به بار آورد و کشت خرما در چنین منطقه ای که دارای خاک رملی و ماسه ای است کار بسیار دشواری است و یافتن چند متر زمین مناسب کشت کار بسیار دشواری است.
در خاک منطقه املاحی مانند سولفات منیزیم، سولفات پتاسیم وجود دارد که برای گیاهان زیانبخش است.[8]
سفره ها زیر زمینی آب در مناطق عمیق نیست و نیروی تبخیر آب را از سطح خاک ممکن می سازد.پس از تبخیر نمک بر خاک افزوده می شود و برشوری خاک می افزاید پس برای کشاورز احتیاج به سیستم زهکش مناسب است تا از بالا زدن آب شور جلوگیری کند.[9]
9-1 کشاورزی:
در قدیم از محصولات کشاورزی، کشت پنبه در حد محدود بود و پنبه حاصله برای تهیه نخ جهت تولید پوشاک بود که بوسیله زنان و ئچرخ نخ ریسی دستی بوجود می آمد که نخ حاصله و پوشاک حاصله جه خود مصرفی اهالی روستا بوده صدور به سایر مناطق نداشته است.
در مورد کیفیت خرمای کشت شده در روستای گرمه باید گفت که کیفیت خرمای روستا آنقدر مناسب است که از سایر روستاهای همجوار در منطقه به روستای گرمه آمده و خرما خریداری کرده و می برند زیرا خرمایی که در سایر منطقه کشت می شود دارای کیفیت پایین تری نسبت به خرمای کشت شده در روستای گرمه است.
شکل کشاورزی در روستای گرمه بشکل سنتی و دستی است [10]و بدلیل باغداری و عدم کار بر زمین کشاورزی (غیر از موارد خاص) از کشاورزی ماشینی خبری نیست.
کشاورزی در شوره زار بسیار مشکل است و بدین منظور مقداری شاخ و برگ و بوته بیابانی در زمین می ریزند و روی آن را با خاک می پوشانند و خوب آبیاری می کنند تا نمک موجود در خاک پایین برود و خاک شیرین و قابل کشت شود.[11]
از مشکلاتی که در زمینه کشاورزی وجود دارد می توان به این مورد اشاره داشت:
1.شوری خاک وآب،کمی بارش سالیانه وفقر سفره های آب زیرزمینی.
2.فرسایش خاک در اثر عوامل فرساینده واستفاده مداوم اززمین
3.سیستم ابتدایی وسنتی کشاورزی
4.پیشروی ریگ روان درمزارع
5.قطعه قطعه بودن اراضی مزروعی
6.خاک کم قوه وعدم آشنایی کشاورزان به استفده صحیح از کودهای شیمیایی
7.آفات نبایی مانندشته،ریشه قر
8.ابتدایی بودن شیوه آبیاری
9.بینظمی نخلستان که آن رابصورت جنگلی در هم آورده است
10-کمبود نیروی انسانی کار آمد.
ازدرختان وگیاهان قابل کشت می توان به درخت نخل ،انار که در حد خود مصرفی میوه می دهد و کاشت سبزیجات معطر برای خود مصرفی اهالی روستا نام برد.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 693 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
عنوان: پاورپوینت قرارداد ها و پیمان های آتی
دسته: حسابداری- مدیریت مالی(ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی- مدیریت سرمایه گذاری - تصمیم گیری در مسائل مالی)
فرمت: پاورپوینت (PowerPoint)
تعداد اسلاید: 24 اسلاید
این فایل در زمینه " قرارداد ها و پیمان های آتی " می باشد که در حجم 24 اسلاید همراه با نمودارها و توضیحات کامل با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری و تصمیم گیری در مسائل مالی رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
تعریف اوراق مشتقه
مهمترین اوراق مشتقه
مهمترین قرارداد ها و پیمان های آتی
تفاوت های عمده بین قرارداد های خاص و استاندارد
قیمت گذاری قرارداد آتی خاص
رابطه بین قیمت قرارداد آتی و قیمت جاری کالا
رابطه بین قیمت قرارداد آتی و قیمت مورد انتظار کالا
معادلات قیمت قرارداد آتی
ارزش بازار قرارداد های آتی منتشره قبلی
تعیین قیمت پیمان های آتی استاندارد
علامت صرف برای پیمان های آتی استاندارد مالی
اهمیت صرف ها برای سرمایه گذاران و مدیران مالی
پیمان های آتی استاندارد شاخص سهام
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 1658 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 96 |
فهرست :
مدل متوازن اثرات اجتماعی ، سازمانی و جهانی سازی در مدیریت تطبیقی
مقدمه
دلایل مطالعه مدیریت تطبیقی
هدف مدیریت تطبیقی
آشنایی با روش مطالعه ی تطبیقی به منظور شناخت ، تبیین وتحلیل پدیده ها
تعریف مطالعه تطبیقی و کاربرد آن در سازمانها
پیشروان مطالعات تطبیقی
انواع مطالعات تطبیقی
مطالعات تطبیقی درنظامهای اداری درجوامع مختلف وادوارکوناگون وفوایدآن
تعریف مطالعه تطبیقی اداری (مدیریت تطبیقی)
نگرش نظامند(مبتنی برنظامهای باز)درمطالعات تطبیقی اداری
اهمیت الگو برای بررسی های تطبیقی اداری
تعریف ساخت سازمانی
انواع مطالعات تطبیقی نظامهای اداری
اهداف مطالعات تطبیقی نظامهای اداری
مشکلات مطالعات تطبیقی اداری
ویژگیهای نظام اداری کشورهای در حال توسعه
سازمان ومدیریت دراتحادجماهیرشوروی سابق
سازمان و مدیریت در آمریکا
سازمان و مدیریت در ژاپن
آشنایی با ویژگیهای مدیریت صنعتی در ژاپن و مقایسه آن با آمریکا و اروپا
مقایسه اجزای فرایند مدیریت در ژاپن و آمریکا
تاثیر فرهنگ ژاپنی بر سازمانها
سازمان و مدیریت در جمهوری خلق چین
سازمان مدیریت در منطقه آفریقا
فلسفه و جهت گیری مدیریت در چهار کشور
نگرشی بر اکثر ایسم ها بصورت مختصر و زیبا
بررسی تطبیقی تعداد روزهای تعطیل رسمی در چند کشور
شباهت ها و تفاوت های فرهنگی ملل مختلف
جدول مقایسه گرایش اقوام ایرانی به رویکردها و سبک های مدیریت
مقایسه نظام های آموزشی در پنج قاره جهان
سوالات تشریحی و پاسخهای آنان ( ۱۲۰ سوال)
سوالات چهارگزینه ای ( ۱۰۵ سوال)
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 211 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 180 |
فصل اول
کلیات
1-1 مقدمه
آنچه مسلم است قوه قانونگذاری نمایندگان مردم را در خود جای می دهد تا بر مبنای نیاز مردم جامعه قانون وضع کنند و با آن به نیازهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی حوزه های انتخابیه خود و کل کشور پاسخ دهند . نمایندگان مجالس مقننه به نمایندگی از مردم در طول چهار سال نمایندگی خود از طرفی با طرح خواسته های مردم حوزه انتخابیه خود و از طرف دیگر بر مبنای تقاضای اکثریت مردم قوانین را به تصویب می رسانند تا آن قوانین از مردم جامعه رفع نیاز کند و مردم در این راستا احساس امنیت و آسایش نمایند . نمایندگان مردم در قوه مقننه به مسئله مهمی مانند بودجۀ کل کشور نظارت می کنند و لایحه بودجه را که توسط دولت تنظیم شده به تصویب خویش می رسانند و در تقسیم بودجه و اختصاص آن به نیازهای مختلف درآمد کشور را به نوعی به مصرف نیازها می رسانند که هم آهنگی بین درآمد و هزینه برقرار شود .
نظارت نمایندگان مردم بر عمل و رفتار دولتها از مهمترین وظایف آنهاست که مطمئن شوند دولت منطبق با قانون اساسی وظایف خویش را انجام می دهد . و در این راستا نمایندگان دارای حق استیضاح می باشند که وزیران دولت و دولتمردان در عرصه ای از حیات سیاسی ، اجتماعی یا فرهنگی اگر دچار خطا ، لغزش و یا کم کاری شوند ، آنها را به مجلس فرا خوانده و از آنان در برابر حق مردم بازخواست نمایند .
پس اگر به مسئلۀ یاد شده دقیق شویم ملاحظه می شود که اگر نمایندگان ، نماینده واقعی مردم حوزه انتخابیه خویش هستند ، این نظارت و کنترل را باید با دقت انجام دهند و مطمئن شوند که دولتها حقوق شهروندان را رعایت کرده و هیچ گونه ستمی به حقوق اجتماعی ، سیاسی و شهروندی آنها روا نمی دارند .
البته این نکته قابل ذکر است که اگر انتخابات نمایندگان مردم از کانال احزاب سیاسی صورت گیرد که در بسیاری از کشورها بدین صورت می باشد نتایج خویش را شفاف تر ارائه می دهند و تبعات و معضلات آن نیز کمتر خواهد بود . و رفتارها و کنشهای سیاسی مردم را به سوی صحت عقلانیت سیاسی پیش خواهد برد و پیوستن مردم به احزاب سیاسی نوعی روحیه نظم و نظارت را به آنها انتقال می دهد و دانش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آنان را بالاتر می برد .
1-2 بیان مسئله
مسئله انتخابات با نیازهای مردم جامعه برخورد دارد که نمایندگان مردم به نمایندگی از آنها به نیازهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی شان پاسخ می دهند . پس مسائل مختلفی برای انتخابات مجلس وجود دارد که باید به نحوی درست و اساسی صورت بگیرد از جمله آنها این است که نمایندگان باید نمایندگان واقعی مردم باشند و قوه مقننه نیازهای جامعه را مرتفع سازد .
بررسی چنین مسئله ای اهمیت فراوانی دارد و می طلبد که تحقیقات و پژوهشهای زیادی در این رابطه صورت پذیرد زیرا در ارتباط انسان با مسائل معیشتی ، فرهنگی و سیاسی این مرز و بوم است .
از سوی دیگر نمایندگان جزء نخبگان جامعه می باشند و باید بدین موضوع پرداخت که جایگاه اجتماعی آنان کجاست و اصولاً مکانیسم کار این گروه چیست و در چه مسائلی از نوع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی تأثیر گذار هستند که بیان این مسئله و پاسخ به آن نیاز به بررسی های دقیق دارد .
همان طور که می دانیم نخبگان از مؤثر ترین گروههای جامعه هستند که از عوامل و نیروهای مؤثر اجتماعی و سیاسی جامعه تشکیل می شوند و به نوعی عمل می کنند که تمام منافع و تصمیم گیری ها به منافع و علائق گروه نخبگان متمایل باشد
از سوی دیگر در درون فرهنگ یک جامعه مشارکت سیاسی از عمده ترین عناصر آن می باشد چرا که این مسئله از طرفی با زندگی روزانه مردم جامعه ارتباط دارد و از طرفی نیز تاریخ اجتماعی و سیاسی را می سازد . تأثیر عمل نمایندگان مجلس در قوه قانونگذاری در شکل گیری زندگی و ساختار اجتماعی و سیاسی دارای اهمیت بسیار است و به این اعتبار مقایسه مجالس قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران نشان خواهد داد که در هر یک از این مقاطع نمایندگان مجلس چه تأثیراتی در جامعه و بر نیازهای اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی آنان بر جای گذاشته است .
1-3 اهداف پژوهش
از آنجائیکه مشارکت سیاسی یک مسئله اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی است ، بررسی و شناخت آن از نظر جامعه شناختی امری ضروری می باشد . از طرفی بررسی رفتارها و کنشهای سیاسی مردم یک جامعه به ما فرصت می دهد که با نحوه و چگونگی آنها با دیگر عوامل و ارتباط و دخالت آنها نسبت به یکدیگر پی ببریم . برای شناخت این روند باید کلیه عناصر سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی را مد نظر قرار داد . به همین منظور محقق قصد دارد تا برای شناخت گوشه ای از کنشها و رفتارهای سیاسی و انتخاباتی مردم ایران در یک کار جامعه شناختی به صورت علمی به تحقیق و مطالعه پردازد،حال در این تحقیق تلاش شده است ، تا چگونگی برپائی مجالس قانونگذاری و انتخابات و عملکرد مجالس و نمایندگان آنها را در قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران مورد مطالعه جامعه شناختی تطبیقی قرار گیرد .
آنچه را که تحقیق به عنوان اهداف اصلی خود قرار داده است ، همانا شناخت درست این واقعیات و کنشهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی به نسل امروز و فردا و همچنین روند تحولات ایجاد شده در این کنشها و رفتارها در مجلس و نمایندگان قبل و بعد از انقلاب اسلامی می باشد .
1-4 ضرورت پژوهش:
در این مبحث اهمیت کاربردی و کارکرد راه گشایانه تحقیق در جهت پیشبرد اهداف علمی مورد نظر جامعه به صورت اهمیت معنائی و علمی و اهمیت آنی تحقیق بیان می شود . اهمیت تحقیق را می بایست در راستای توجه به پدیده ها و رفتارها و کنشهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی آن قلمداد کرد . شناخت و آگاهی نسبت به سیاست ، تاریخ ، اجتماع هر جامعه ای که در آن زندگی می کنیم و معرفی دقیق و آگاهانه آن باعث می شود تا افراد یک جامعه از دنباله روی ، تقلید و انفعال سیاسی بیرون بیایندو صرفاً به کنشهای عاطفی و سنتی نپرداخته و به سمت کنشهای عقلانی در سیاست رهنمون شوند .
یکی از راه های رسیدن به امر توسعه سیاسی – اجتماعی همانا شناخت دقیق و همه جانبه کنشها و رفتارها و نهادهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی است و عناصر آنها و تکامل بخشیدن به آنها ست . که در این راستا شناخت دقیق فرهنگ سیاسی گروه های مختلف نه تنها در جهت برنامه ریزی کارشناسانه در سطح ملی و منطقه ای ضروری است بلکه همین شناخت و آگاهی ما بینش کلی و معقولانه ای را در افراد جامعه ایجاد می نماید که در رویاروئی با معضلات سیاسی – اجتماعی همیشه مقلد و دنباله رو نباشند و علاوه بر آن عملکرد صحیح و منطقی و عقلانی داشته باشند .
حال محقق در این تحقیق با توجه به مطالب فوق و اهمیت شناخت سازمانها و پدیده های سیاسی به بررسی مجالس مورد نظر می پردازد .
و بر همین اساس محقق اهمیت مطالعاتی این موضوع تحقیقاتی را مورد بررسی قرار می دهد.
1-5 چارچوب نظری
مطالعه عالمانه یک پدیده اجتماعی باید مبتنی بر رویکرد منظم علمی باشد و از آنجا که موضوع مورد پژوهش با ویژگی های خاص ( زمانی ، مکانی ) با نظریات مختلف روبروست . لذا باید با بهره گیری از نظریات متفکران مختلف که در این حوزه فکری به طرح نظریه و کار عملی پرداختند به طرحی نو اندیشید تا بتوان چشم اندازی خاص با تکیه بر تخیل جامعه شناختی ترسیم کرد و با توجه به آن به وارسی موضوع پرداخت . بنابراین نظریاتی که بتوان با آن پدیده نقش نمایندگان مجلس ، انتخابات و چرخش نخبگان را در ایران مطالعه کرد نظریاتی است از قبیل نظریات پاره تو ، موسکا ، مارکس ، سی رایت میلز ، شلر ، ما نهایم و شومپیتر که در این تحقیق از آنها استفاده شده و سود برده ایم . ضمن آن که سعی ما بر این است که بر اساس این نظریات چارچوب نظری پژوهش را تدوین نمائیم.
1-6 پرسشهای تحقیق:
دو نوع پایگاه در تحقیق وجود دارد که هر تحقیق با توجه به فرضیات خویش تنها می تواند یک پایگاه داشته باشد ، یا باید « پایگاه اثباتی » باشد یا « پایگاه کشفی » .
پایگاه کشفی:
وقتی که تحقیق بخواهد پرسشهایی را برای اولین بار مطرح کند که تاکنون هیچ پژوهشگر و مؤلف دانشمندی پیرامون آن کنکاش نکرده است در این صورت دارای پایگاه کشفی خواهد بود .
با مقدمات داده شده پرسشهای ذیل طرح و مورد بررسی و مطالعه جامعه شناختی قرار می گیرد.
1 – مجالس شورای ملی قبل از انقلاب مجالسی مردمی و برگرفته از رأی مردم ایران بود ؟
2 – آیا کارکرد مجالس شورای ملی با منافع ملت ایران همراه بوده است ؟
3 – آیا مجالس شورای ملی تنها در مسیر تحقق منافع شاه و رژیم وی قدم بر می داشت ؟
4 – آیا مردم ایران به مجالس شورای ملی قبل از انقلاب باور داشتند و مصوبات آن را حاوی منافع معیشتی خود می دانستند ؟
5 – آیا خود نمایندگان این مجالس واقعاً خود را نماینده مردم ایران می دانستند ؟
همین سؤالات را دقیقاً می توان دربارۀ مجلس شورای انقلاب اسلامی و نمایندگان پس از انقلاب نیز مطرح نمائیم .
1-7 فرضیه های تحقیق
1 – تعداد نمایندگان مجالس بعد از انقلاب بیشتر از نمایندگان مجالس شورای ملی قبل از انقلاب است .
2 – تعداد نمایندگان معمم در مجالس بعد از انقلاب بیشتر از دوره های مشابه مجالس شورای ملی است .
3 – تحصیلات نمایندگان مجالس قبل از انقلاب ( مجلس شورای ملی ) بیشتر از نمایندگان مجالس شورای اسلامی است .
4 – تحصیلات حوزوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیشتر از نمایندگان مجالس شورای ملی می باشد .
5 – درصد آرا مأخوذه انتخابات های مجالس اسلامی به نسبت جمعیت بیشتر از آراء نمایندگان قبل از انقلاب می باشد .
1-8 روش تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها
روش تحقیق اسنادی و مطالعه ی کتابخانه ای و تاریخی خواهد بود . و روش تجزیه و تحلیل داده ها به شیوه تحلیل جامعه شناختی و تاریخی می باشد . بدلیل اسنادی و تاریخی بودن تحقیق نحوه گردآوری اطلاعات و داده ها و نحوه استفاده از اسناد و مدارک در این تحقیق از روش معمول مطالعات اسنادی تاریخی به شیوه جامعه شناختی استفاده می شود .
توجه ما به اظهارات و دیدگاه های صاحب نظران تاریخی ، مورخان و گزارش نویسان است و به صحت و سقم مطالب التفات نمی شود و همانطوریکه « دوروژه » می گوید : صداقت در تحلیل جامعه شناختی مطرح نیست .
منابع کتابخانه ای در ارتباط با انتخابات از دید تاریخی و مراحل مختلف آن که در فصل مربوطه به آن توجه شده است کلیه تغییرات و تجدید نظرها را در قوانین انتخاباتی و روشها مورد بررسی قرار داده است .
1-9 محدوده مطالعاتی (قلمرو تحقیق):
در حدود مطالعاتی می بایست حد ومرز تحقیق مشخص شود . منظور از حدود مطالعاتی آن دسته از بررسی ها و جستجوهایی است که در ارتباط با موضوع بوده لیکن با توجه به اهداف مطالعاتی ، جنبی هستند ، یعنی تحقیق با آنها تماس پیدا می کند .
بدین ترتیب یکی از ارکان مهم در حدود مطالعاتی ، متغیر شناسی است که امکان کار را مهیا می کند . بر این اساس با توجه به موضوع تحقیق که مقایسه جامعه شناختی نمایندگان مجالس قبل و بعد از انقلاب اسلامی می باشد حدود مطالعاتی آن متغیرهایی نظیر انتخاب نمایندگان و عملکرد نمایندگان و نتایج بدست آمده می باشد .
1-10 جامعه ی پژوهش:
مجموعه اسناد و مدارک موجود در مورد مجلس و قوه قانونگذاری و نمایندگان مجلس ملی و شورای اسلامی که درکتابخانۀ مجلس و مجامع علمی و فرهنگی پژوهشی تاریخی موجود می باشد در حد نیاز مورد مطالعه قرار گرفته است و به جهت مطالعات کتابخانه ای و اسنادی بودن تحقیق نیازی به اندازه گیری یافته های تحقیق نمی باشد .
1-11 تعریف اصطلاحات
نمایندگان قوه مقننه:
به نامزدهای انتخاب شده برای مجلس قانونگذاری
انتخابات :
برای هر دوره از مجلس انتخابات انجام می شود و مردم با رأی خویش نماینده مورد نظر خود را به مجلس گسیل می دارند .
مجلس :
مرکز قوه مقننه که جلسات آن در هفته اقلاً سه روز تشکیل می شود .
قانون:
تصمیماتی است از طرف اکثریت نمایندگان در ارتباط با نیاز مردم جامعه .
مصوبه:
قوانین به تصویب رسیده توسط نمایندگان را مصوبه می نامند .
قانون اساسی:
مادر قوانین هر جامعه است و بر مبنای آن دیگر قوانین نباید مغایر و مخالف با اصول قانون اساسی باشند .
قانون جزا :
مجازات تعیین شده برای هر جرم را قانون جزا می گویند .
شورای نگهبان:
شورائی است متشکل حقوقدانان و فقها برای نظارت مصوبات مجلس .
جلسات هفتگی:
جلسات مجلس شورای اسلامی است که در هفته سه بار تشکیل می گردد و به صورت علنی یا غیر علنی می باشد .
ادوار مجلس:
به هر دوره از مجلس که به مدت چهار سال طول می کشد .
حوزه انتخابیه:
معمولاً برای هر 000/150 نفر یک نماینده از حوزه های جمعیتی انتخاب می شود .
احزاب سیاسی:
مهمترین نهاد سیاسی و اجتماعی جوامع دنیای امروز .
1-12 محدودیت های پژوهش :
از جمله اصلی ترین و عمده ترین محدودیتی که گریبان هر پژوهشی را که به صورت مطالعۀ اسنادی و کتابخانه ای صورت می گیرد، همانا کمبود منابع، اسناد و مدارک و دست نیافتن بدانهاست. که در این تحقیق نیز این محدودیت ما را نیز به سختی آزرد و پژوهش را به طور عمده ای ناقص کرد. این کمبود و محدودیت چه در منابع و ماخذ و اسناد و مدارک مجلس شورای ملی به چشم آمد و بخصوص در مورد مجلس شورای اسلامی که متاسفانه بدلیل اینکه هنوز یک هماهنگی و همسویی میان موسسات آموزش عالی و پژوهشی- علمی با نهادهای سیاسی وجود ندارد و این شبهه وجود دارد که هدف اصلی هر پژوهش در حوزۀ جامعه شناسی سیاسی چیست، همکاریهای لازم نمی تواند صورت پذیرد و مسئولین با اطمینان خاطر منابع و اسناد و مدارک را در اختیار پژوهشگر قرار نمی دهند تا بتواند به طور کافی و کامل از آنها استفاده نماید. پس از جمله نارسائی ها و محدودیت های این پژوهش اینست که متأسفانه محافظت از امنیت وجاه و جان نمایندگان مجلس شورای اسلامی دامنگیر ما گردید و نتوانستیم آن طور که شایسته و بایسته بود به جمع آوری خصوصیات و ویژگیهای فردی و اجتماعی نمایندگان بخصوص دوره های اخیرنائل شویم و بیشتر منبع و مأخذ همان نشریات مجلس شورای اسلامی است که همان را هم به سختی و ناقص به دست آوردیم.
فصل دوم
مطالعات نظری
2-1 تعریف نخبه[1] سیاسی
ترقی و تعالی یا سقوط و فروپاشی هر مملکتی به نقش نخبگان سیاسی وابسته است و اندیشه و تفکر آنها در اجرای برنامه های سیاسی و اجتماعی و چگونگی تحقق خواستهای مردم به میزان تعیین کننده و سرنوشت سازی مؤثر می باشد . به عبارت دیگر ، تلاش در جهت افزایش ظرفیت نظام سیاسی جوامع در حال توسعه به لحاظ گستردگی ، تنوع و سرعت این دگرگونی ها محتاج دخالت یکی از زیر سیستمهای نظام سیاسی ، یعنی نخبگان سیاسی ، است که به خاطر توانایی تأثیر گذاری بر ساختار و عملکرد کل نظام سیاسی با هیچ یک از پاره نظامهای دیگر قابل مقایسه نیستند . از این رو ، برای فهم درست مفهوم ، خاستگاه و عملکرد نخبه سیاسی ، تبیین و تحلیل دقیق آن ضروری است .
موضوع اصلی بحثهای علمای علوم اجتماعی در چهل سال اخیر را گروه نخبه قدرتمند سیاسی و ساختار عملکردی آن تشکیل می دهد . در این بحثها ، گروه نخبه سیاسی در جوامع صنعتی غرب به عنوان گروهی رسمی که به طور قانونی برگزیده شده اند ، تعریف و تبیین می شود . در حالی که گروه نخبه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران هنوز با تعریفهای پاره تو و موسکا که مفهوم گروه نخبه سیاسی را به مثابه یک مفهوم اساسی در دانش اجتماعی جدید وارد کرده اند ، همسویی بیشتری دارد . مفهوم گروه نخبه در جامعه ایران نمی تواند با مفهوم گروه8 نخبه به شکلی که در کشورهای دموکراتیک غربی مطرح است ، منطبق باشد ؛ چرا که پیدایش گروه نخبه در این جوامع معلول عواملی چون انقلابهای سیاسی و صنعتی و دگرگونی های ساختاری در قشر بندی اجتماعی بوده است . در حالی که این عوامل در ایران یا اساساً صورت واقع به خود نگرفته یا با تأخیر انجام پذیرفته است ؛ در نتیجه تأثیر گذاری گروه نخبه سیاسی بر پویش تصمیم گیری امور داخلی و خارجی در کشورهای غربی به دلیل نسخ خاص نظام سیاسی آنها به نحوی است که در چارچوب آن جوامع قابل تبیین می باشد . بنابراین وضعیت نخبگان سیاسی ایران در مقطع زمانی مورد بررسی این نوشتار با دیدگاه موسکا که در درون طبقه سیاسی حاکم گروه کوچکتری ، یعنی نخبگان سیاسی ، را متمایز می سازد منطبق تر است . اگر در کشورهای صنعتی غرب تأثیر گذاری نخبگان سیاسی بر پویش سیاسی و اجتماعی جامعه نتیجه هوش ، دانش ، ذکاوت و تجربه آنهاست و دقیقاً با این برجستگی ها قابلیت اعمال نفوذ در افکار و اندیشه ها و تصمیم گیری های دیگران را دارند ، در ایران این امر به خاطر دارا بودن منشأ خانوادگی زمین دارای ملوک الطوایفی و از نظر سیاسی ، به خاطر مقام و منزلت اجتماعی استثنایی آنها بوده است .
جوامع روستایی – غیر مدنی در پویش نوسازی سیاسی و دگرگونی اجتماعی خود با مشکلاتی بسیار پیچیده تر و فروان تر نسبت به کشورهای توسعه یافته غربی رو به رو هستند بدین خاطر کشورهای در حال توسعه برای دست یابی به توسعه یافتگی در حوزه های مختلف سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مجبورند در مرحله اول نهادها ، ارزشها و هنجارهای سنتی را اصلاح و یا اساساً از میان بردارند و برای جذب نیروهای اجتماعی پویا و فعال کردن آگاهانه مردم در پویش مشارکت ، نهادهای جدیدی را به وجود آورند . اگر بپذیریم که توسعه سیاسی مجموعه پویشهای مشارکت و نهادینگی سیاسی است ، در این صورت نهادینگی سیاسی به خودی خود صورت نخواهد گرفت ، بلکه شدیداً متأثر از تلاش مسئولانه و آگاهانه نخبگان سیاسی در جهت افزایش ظرفیت نهادهای سیاسی از طریق اصلاح نقشها ، هنجارها و نهادهای سیاسی است .
مگر صاحب نظری بر اهمیت نقش نخبگان سیاسی در جوامع توسعه یافته و با تأکید در جوامع در حال دگرگونی تأکید نکرد . هر چند که نقش مؤثر و سرنوشت ساز نخبگان سیاسی در پویش نهادینگی سیاسی یک جامعه به مفهوم پذیرش نقش مطلق آنان در پویش نو سازی سیاسی و دگرگونی اجتماعی نیست و عوامل و انگیزه های مختلفی چون فرهنگ ، منابع مادی ، ساختار طبقاتی، قشربندی اجتماعی نظام سیاسی داخلی و سنخ و ماهیت نظام بین المللی می توانند به نحوی بر رفتار نخبگان سیاسی تأثیر گذارند . در عین حال واقعیتی است انکار ناپذیر که فقط نخبگان به مثابه اقلیتی قدرتمند با بهره گیری از فرصت های مناسب و با استفاده بهینه از امکانات مادی و معنوی راه حلهای متناسب با شرایط درونی جامعه تدوین و به اجرا می گذارند . نخبگان سیاسی همان نخبگان قدرت می باشند .(آدمیت، 1355)
اما هیچ تعریفی کاملاً با یکدیگر منطبق نمی شوند ، در عین حال در اصل موضوع ، که گروهی کوچک – رسمی و سازمان یافته سیاسی بر اکثریت سازمان نیافته حکومت می رانند ؛ اختلافی میان آنها وجود ندارد . آنچه مایه اختلاف است ، حد و حدود و ترکیب نخبگان است ، به طوری که از یک سو می توان مفهوم نخبگان را به حدی وسعت بخشید که تمامی مدیران سازمانها و مؤسسات رسمی و غیر رسمی یک جامعه را در بخش های گوناگون در بر می گیرد و از سوی دیگر ممکن است حوزه معنایی آن را تا آنجا محدود کرد که شمار نخبگان از شمار انگشتان دست تجاوز نکند .
«نخبگان سیاسی به عنوان بخش اصلی قدرت حاکم هستند که رفتار سیاسی آنان حوزه وسیعی از جامعه ایران را تحت سلطه خویش در می آورد . بنابراین قدرت سیاسی نخبگان قدرتی است که در درون نظام سیاسی اعمال می شود . با توجه به وجود اختلاف بین توزیع قدرت بر حسب نهادها و ساختارهای رسمی حکومت با توزیع واقعی آن در نظام سیاسی ایران ، تعیین دقیق این که چه کسی واقعاً نخبه سیاسی است و چه کسی نیست ، بسیار مشکل است . تحقیقات اولیه نشان می دهد که در ایران نمونه بارز آن دسته از جوامعی است که ضریب متغیر بین توزیع واقعی و رسمی قدرت در آنها بسیار زیاد است . نادیده گرفتن اختلاف توزیع رسمی و حقیقی قدرت برای اهداف شناسایی نخبه سیاسی می تواند به یک تحریف فاحش در سیاست ایران منجر شود ». (هالیدی، 1385، ص 55).
چه تعریف نخبه سیاسی با کمک گرفتن از جامعه سیاسی غربی انجام گیرد و چه با معیارهای خاص شرقی یا ایرانی ، آنچه مسلم است اینکه بر طبق تعریف موسکا همیشه گروهی برگزیده با مشخصات خاص خود بر این مملکت فرمان رانده اند . بدین ترتیب ، نخبگان سیاسی در جامعه ایرانی ، قدرت سیاسی را تصاحب کرده ، توان کاربرد آن را در سطح وسیعتری ، به نسبت سایر اعضای جامعه ، در اختیار دارند .
بحث ، عمدتاً بر این فرض که دارندگان مناصب رسمی ، اعم از قانونگذاران و مجریان ، جزو گروه اصلی نخبگان سیاسی رسمی در جامعه ایران محسوب می شوند ، تأکید دارد . منظور از نخبگان سیاسی رسمی هر دو نوع نخبه ابزاری و فکری است ؛ زیرا چگونگی پیدایش و عملکرد خاص نخبگان سیاسی در جامعه غیر مدنی ایران ما را از تفکیک نخبگان فکری و نخبگان ابزاری باز می دارد . اصولاً ، نخبگان فکری ، یعنی صاحبان اندیشه که مسئولیت اصلی بهینه سازی جامعه را بر عهده دارند ، از سوی دیگر ، نخبگان ابزاری ، یعنی صاحبان قدرت سیاسی و اقتصادی ، را بدون فکر و اندیشه انگاشتن ما را به بیراهه سوق خواهد داد . به طور مثال ، قائم مقام فراهانی ، امیر کبیر ، میرزا حسن خان قزوینی و امین الدوله را جزو کدام یک از گروه نخبگان باید ذکر کرد ؟ طبیعی است که همه آنها هر دو ویژگی عملکردی نخبگان را دارا بودند .
نخبگان سیاسی در روند نهادینگی سیاسی جوامع در حال دگرگونی نقش تعیین کننده و مؤثری دارند . البته نقش مؤثر نخبگان سیاسی در پویش نوسازی سیاسی و اجتماعی جامعه به معنای پذیرفتن نقش مطلق آن نیست . عوامل گوناگونی ، از تعارضات فرهنگی ، منابع زیرزمینی ، ساختار اجتماعی و طبقاتی گرفته تا موقعیت جغرافیایی و نظام بین المللی می توانند بر رفتار نخبگان تأثیر گذارند و تسهیلات و یا موانعی را در جریان تصمیم گیری های عمده ایجاد نمایند . اساسی ترین نقش نخبگان سیاسی در پویش نهادینگی سیاسی و بسط حوزه سیاست ، مشروعیت بخشیدن به ارزش ها و نهادهای جدیدی است ، که اصول و مبانی همکاری و همزیستی عمومی را تبیین می کنند و به پویش سیاسی خصلتی ملی – اخلاقی می بخشند .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 89 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 142 |
چکیده:
موضوع این پایان نامه بررسی علل جامعه شناختی پدیده کودک آزادی در شهر تهران است که هدف از آن بررسی و پیداکرن راه حلی برای کاهش این پدیده در شهر تهران و ارائه راه حلی برای آن می باشد.
جامعه آماری در این پژوهش شهروندان تهرانی می باشند و تعداد مورد بررسی 25 نفر بوده و روش اصلی در این پژوهش پیمایشی – توصیفی بوده و ابزار مورد استفاده در اینجا پرسشنامه است.
مقدمه
بقای جامعه با اطفال است و برای این که جامعه به رشد و تعالی برسد باید طفل و کودک تربیت و برای زندگی عادی و اجتماعی آماده شود شخصیت کودک در خانواده تکوین می یابد و به طور کلی هر خانواده زیر بنای ساختمان فکری کودک را تشکیل می دهد .
کودکان آسیب پذیر تر از سایر افراد جامعه اند این آسیب پذیری به علل مختلف از جمله : کوچکی ، معایبِ مادر زادی ، بیماری عدم تطابق، محیط و نیز عدم قدرت اندیشیدن و تشخیص خوب است ، لذا برای چاره این آسیب پذیری والدین ، سرپرستان و نیز مددکاران و کسانی که مسئولیت آنها را بر عهده دارند باید نخست آشنایی کامل و درستی از این نکات ، ضعفها و بیماریها و عوامل خطه او داشته باشند .
وقتی کودک مورد آزار قرار می گیرد از نظر روحی و جسمی با مشکلاتی روبرو می شود که در آینده گریبانگیر خود و جامعه اش خواهد بود و در نتیجه مردان و زنان شایسته ای که باید برای فردای بهتر امور مملکت تربیت شوند به وجود نمی آیند ، فقدان چنین افرادی خانواده و در نتیجه جامعه را به مخاطره می اندازد .
کودک آزاری مسأله جدیدی نیست و از دید محققان و نیز قانونگذاران پنهان نبوده است . برای اولین بار در سال 1946 توسط شخصی به نام کافی در گزارش شکستگی های متعدد استخوان های وراز مطرح شد . و در سال 1962 کپی نتایج صدمات عمدی وارد به کودک و اثرات آن را با اصطلاح شدم کودک کتک خورده معرفی کرد و امروزه اصطلاح آسیب های جسمانی مقبولیت عمومی بیشتری پیدا کرده است .
امروزه یکی از مسائل مهمی که متخصصین اطفال ، مددکاران اجتماعی ، پزشکی قانونی و کسانی که با کودکان کار می کنند درگیر آن هستند آزار فیزیکی روانی و جنسی کودکان و سایر اولیاء آنها می باشد .
لذا می بایست خانواده ها ، مددکاران اجتماعی و مسئولین نسبت به این پدیده شوم اجتماعی آگاهی داشته باشند تا بتوانند از طریق پیشگیری و دادن آگاهی به خانواده ها از این معضل اجتماعی جلوگیری نمایند .
بیان مسأله :
در رابطه با این پدیده شوم و نابهنجار اجتماعی که سراسر دنیای اجتماعی با آن مواجه است مقاله ، سمینارهای گوناگون و نیز تلاشهای فراوان صورت گرفته است . سازمانهای جهانی در ارتباط با آن تشکیل شده اند و کشورها و جوامع مختلف از طریق سازمانها و نیز NGO به مبارزه با این پدیده و کمک به کودکان پرداخته اند .
اما به هر صورت دیده می شود که کودکان تحت شرایط سخت و در بعضی موارد شرایط واقعا تأسف انگیز و در حال زندگی هستند .
در حالی که بسیاری از آنها حتی توانایی بیان مشکل و درد خویش را نیز با توجه به شرایط محیطی سختی که در آن گرفتار هستند را ندارند .
و در حال حاضر 250 میلیون کودک در جهان براساس آمار سازمان بین الملل مورد آزار قرار دارند که حدود 73 میلیون نفر از آنها زیر 10 سال قرار دارند و هر سال حدود یک میلیون مورد بهره کشی جنسی قرار دارند و نیز حدود 100 میلیون از این کودکان نیز در جوامع از تحصیل محروم هستند .
کشورهای مترقی و پیشرفته در برخورد با این مسئله اجتماعی بسیار پیشرفت کرده و در جوامع خود این پدیده شوم را به حداقل رسانده اند اما در جواع توسعه نیافته و فقیر همه روزه و به دلایل مختلف بر تعداد این کودکان افزوده شده است البته زمانی که سازمان ملل و نیز یونیسف به مبارزه با این پدیده برخاسته اند این میزان روبه کاهش گذاشته و از میزان آن کاسته شده است .
البته در جوامع مختلف نیز طرق کودک آزاری متفاوت است . در یک جامعه کوهستانی نگرش والدین به فرزندان بعضاً خشن تر است . چون آگاهی از تربیت اولیه به فرزندان بسیار کم محسوس است . فرزندان در این جوامع بیشتر به کارهای سخت و طاقت فرسا وادار می شوند و با توجه به این مراتب میزان تحصیلات نیز رو به کاهش می رود .
البته این نوع کار و خواستن بیش از توان فرزندان از دیدگاه جامعه یک نوع کودک آزاری است ولی دیدگاه والدین و باوری که آنها در این مورد دارند این کار را نوعی تربیت می دانند که به نسبت در چنین مناطقی فراگیر است .
در شهرهای حاشیه کویر مسائل به گونه ای دیگر جلوه گر است . به طوری که مقداری مطالعه و تحصیل را برای کودک و فرزندان خود روا می دارند یعنی کودک بعد از تحصیلات ابتدایی مقید است که در تابستان در مزارع و کار ساختمانی به صورت کارگر روزمزد کار کنند و هزینه تحصیل را فراهم نمایند .
و در کنار آن تنبیه و خشونت را که بزرگترها به منظور تربیت و ایجاد نظم بر آنها اعمال می کنند را تحمل کرده و به ناچار عوارض روحی و روانی آن را بپذیرند در غیر این صورت ناگریز هستند از ادامه تحصیل برای خود خودداری نمایند .
اهداف پژوهش:
هدف کلی :
بررسی علل جامعه شناختی پدیده کودک آزاری در جامعه شهر تهران
هدف های جزئی :
1) بررسی ارتباط وضعیت اقتصادی و پدیده کودک آزاری
2) بررسی ارتباط وضعیت فرهنگی و اجتماعی و پدیده کودک آزاری
3) بررسی تعداد فرزندان در خانواده و پدیده کودک آزاری
4) بررسی سطح سواد والدین و پدیده کودک آزاری .
اهمیت موضوع تحقیق :
شاید برای برخی از والدین ، آزار و اذیتی که از سوی آنها یا سایر اعضای خانواده بر کودکان اعمال می شود مسئله زیاد مهمی نباشد .
آنان عادت کرده اند که ارزش و اهمیت زیادی برای شخصیت فرزندان قائل نشوند . برخی بر این باورند که رو دادن به کودکان آنها را گستاخ بار می آورد،کودکان تا زمانی که بزرگ نشده و به سن بلوغ نرسیده اند نباید زیاد مورد عنایت و توجه قرار گیرند .
این گونه افکار و نگرش ها باعث پایمال شدن حقوق کودکان در جامعه می شود؛ علاوه بر این مسئله داشتن این نوع نگرش دارای اثرات نادرست تربیتی در سطوح فردی و اجتماعی است ، از لحاظ فردی ، عدم توجه به کودکان و احیاناً تنبیه و اذیت آنان به شیوه های مختلف در خانواده ، مدرسه و سایر نهادها باعث به وجود آمدن شخصیت های متزلزل تحقیر شده و عقده ای و پرخاشگر در نوجوانان و جوانان آینده می شود .
اگر افراد به وجود آورنده یک جامعه از شخصیت سالم و متعادل بهره مند نباشد امکان توسعه اجتماعی و فرهنگی در آن جامعه میسر نخواهد بود .
از لحاظ اجتماعی اثرات نامطلوب این پدیده در سطحی گسترده ، چشمگیر
می باشد . کودک آزاری باعث می شود تا نهاد خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماعی است در معرض تزلزل قرار گیرد . زیرا با وجود این پدیده روابط عاطفی مستحکم بین والدین و فرزندان به وجود نمی آید . و به این ترتیب روابط خانوادگی دچار آسیب و انحراف می شود اگرچه کودکان در مراحل اولیه زندگی خود مجبور به تحمل چنین وضعی در درون خانواده هستند .
ولی به محض رسیدن به سن بلوغ و پیدا کردن اختیار و توانایی ، راه و شیوه مستقلی در پیش می گیرند و مسلماً راه و شیوه ای را که در پیش می گیرند .
جدای از آنچه که در این سالها در خانواده به او آموخته اند نیست واین فرد در زندگی شخصی و خانوادگی خود وقتی که او نیز یک پدر و مادر می شود همان شیوه تربیتی غلط را در مورد فرزندان خود به کار می برد .
بنابراین اگر خانواده که هسته اصلی سایر نهادهای اجتماعی به شمار می رود . چپنین وضعیتی را پیدا نماید بدیهی است که سایر نهادها موجود در جامعه کژکارکردی خواهند شد .
سوالهای پژوهش :
1- آیامیان طلاق والدین و کودک آزاری آنها رابطه وجود دارند ؟
2- آیا میان فقر خانواده و کودک آزاری رابطه وجود دارد؟
3- آیا نوع شغل والدین را می توان از عوامل کودک آزاری دانست ؟
4- فرهنگ حاکم بر جامعه چه میزان در کودک آزاری افراد تأثیر دارد ؟
5- آیا نداشتن آموزش و اطلاع کافی بر رفتار والدین نسبت با کودک موثر است؟
6- آیا قوانین موجود می تواند در مبارزه با این پدیده کمکی نماید یا باید بهتر شود ؟
7- تحصیلات والدین چه میزان با کودک آزاری ارتباط دارد ؟
8- آیا تعداد افراد خانواده می تواند بر این پدیده موثر باشد ؟
9- درآمد پائین خانواده چه تأثیری بر رفتار با کودک دارد ؟
10- آیا با راه اندازی سازمانهای حمایتی می توان از بروز این پدیده جلوگیری کرد ؟
11- بین میزان کار والدین و رفتار آنها با کودک رابطه ای وجود دارد ؟
12- تأثیر اعتیاد افراد خانواده بر کودک به چه صورت می باشد ؟
13- آیا می توان از کودک به عنوان منبعی برای کسب درآمد استفاده نمود ؟
14- جامعه از چه طریق برکودک تأثیر گذاشته واورا به سوی اعمال بزهکارانه سوق می دهد ؟
6-2 دیاگرام طرح
7 – 2 تعریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق:
1. جنسیت: مرد یا زن بودن افراد را شامل می شود.
در تعریف عملیاتی می توان گفت که افراد جامعه به دو گروه کلی و بزرگ زن و مرد تقسیم می شوند که همین جنسیت خود عاملی است برای بروز برخی رفتارهای متفاوت از سوی افراد جامعه زنان جامعه به عنوان مثال خانه داری بیشتر برای زنان جامعه تعریف شده است.
2. سن: میزان سالهایی است که از عمر شخص می گذرد.
در تعریف عملیاتی سن باید گفت که دراین مورد به طور عام افراد را به چنددسته تقسیم می نمایند مانند کودک، نوجوان، جوان، میانسال و پیر، البته به صورت رتبهای نیز سن قابل تعریف است مانند 1 تا 10 سال، 10 تا 30 سال و 30 سال به بالا.
3. تحصیلات: میزان آموزش درسی و فنی است که افراد فراگرفتهاند.
در تعریف عملیاتی تحصیلات میزان سالهایی را که فرد به تحصیل علم و دانش پرداخته قابل اهمیت است و به صورت رتبهای نیز می توان از آن ذکر کرد به صورت، ابتدایی، راهنمایی، سیکل، دیپلم، لیسانس و...
4. شغل: آن حرفه و کاری که فرد در قبال انجام آن مزد دریافت می نماید.
در تعریف عملیاتی شغل باید گفت که افراد را می توان حتی برحسب شغل در اجتماع طبقه بندی کرد تا این حد که شغل در ایجاد پایگاه اجتماعی نقش مهمی دارد. و افراد را می توان بسته به نوع شغل در پایگاههای اجتماعی بالا یا پایین قرار دارد. گاهی اوقات مشاغل را به چند دسته از جمله شغل آزاد، دولتی و یا سایر مشاغل تقسیم می کنند، گاهی اوقات نیز مشاغل را بر حسب میزان آن یعنی سختی و آسانی به مشاغل سخت و مشاغل آسان تقسیم می نمایند مانند کار در معدن یا کار در یک دفتر.
5. ساعات کار: میزان ساعتی است که افراد به کار مشغول هستند.
در تعریف عملیاتی ساعت کار می توان گفت گاهی این میزان کار بر حسب کار روزانه و گاهی نیز بر حسب ساعت هفتگی و ماهیانه مورد بررسی قرار می گیرد به عنوان مثال 1 تا 3 ساعت در روز ، 3 تا 6 ساعت یا 6 تا 10 ساعت در روز
6. جمعیت: به تعداد افرادی گفته می شود که در یک محدوده جغرافیایی معین با هم در ارتباط هستند.
در تعریف عملیاتی جمعیت نکته قابل توجه در اینجا جمعیتی است که در یک خانواده وجود دارد یا افرادی که در یک جامعه برزندگی افراد از طرق مختلف تأثیر دارند به عنوان مثال جمعیت بالا با درآمد پایین تأثیر منفی بر افراد جامعه خواهد داشت، در تعریفی می توان جمعیت را به صورت رتبهای بررسی که به عنوان مثال جمعیت خانواده را به صورت 3 تا 5 نفر، 5 تا 7 نفر، 7 نفر و بیشتر از آن طبقه بندی می نماییم.
7. درآمد: میزان پول و ثروتی است که فرد در مدت معینی به دست می آورد.
در تعریف عملیاتی درآمد باید گفت افراد بسته به نوع شغل خود و میزان کاری که انجام می دهند در یک مدت معین به عنوان مثال در یک ماه درآمدی به دست می آورند که میزان آن را می توان به این شکل رتبه بندی نمود کمتر از 200 هزار توان، از 200 تا 300 هزار تومان و 400هزار و بیشتر از آن.
8. جنگ: نزاع و مبارزه میان افراد، قبایل و کشورها
در تعریف عملیاتی جنگ بیشترین توجه به جنگ میان دولتهاست و تأثیری که این جنگها بر افراد جامعه در طی دوران خود می گذارند در طبقه بندی مربوط به افراد و جنگ می توان بسته به میزان حضور افراد در جنگها آن را طبقه بندی نمود مانند اصلاً حضور نداشته. 2 سال و کمتر از آن 30 سال و بیشتر از آن .
9. لذت طلبی: شامل خویشها و خوبیهایی است که فرد برای خود می خواهد.
در تعریف عملیاتی لذت طلبی باید گفت که افراد در طول روز یا هفته و ماه، زمانی را به خوشگذرانی برای خود اختصاص می دهند و در آن مدت به انجام کارهایی که لذت دنیوی برایشان در پی دارد می پردازند مانند شرکت در میهمانی ها یا گردشهای مجردی که البته آن را به صورت ساعتی یا روزانه می توان طبقه بندی و تقسیم نمود.
10. دین: نوع ارتباط افراد با خداوند می باشد.
در تعریف عملیاتی دین نکته قابل بررسی این است که آیا فرد دارای عقیده الهی می باشد و اگر هست چگونه می توان این عقیده را مورد بررسی قرار اداد، به عنوان مثال ما می توانیم میزان تدین مسلمانها را از دفعات نمازخواندن یا به مسجد رفتن آنها مورد بررسی قرار دهیم مثلاً اینکه فرد چند نوبت در هفته به مسجد می رود
1. نمی رود
2. 1 تا 3 بار در هفته
3. 4 بار و بیشتر از آن
11. توبیخ: سرزنش و ندامت از سوی کارفرما یا ارباب رجوع
در تعریف عملیاتی توبیخ باید گفت افراددر هنگام کار بنا به دلایل گوناگون مورد سرزنش و یا جریمه از سوی کارفرمای خود قرار می گیرند که می توان میزان آن را در هفته و یا ماه و سال بررسی کرد = دید که فرد در طول ماه یا هفته چندبار مورد توبیخ کارفرما قرار گرفته است، اصلاً نشده است. 1 تا 2 بار در ماه ، 3 بار یا بیشتر .
12. مسافرت: رفتن موقت از شهری یا مکانی به شهر یا مکانی دیگر جهت بازدید و استراحت
در تعریف عملیاتی باید گفت که فرد برای تفریح یا تجدید روحیه و یا به دلایل مختلف به سفر می رود که این سفر می تواند تأثیرات مثبت و منفی بر روی افراد خانواده من جمله کودکان بگذارد، لذا تعداددفعات مسافرت رفتن افراد را می توان تقسیم بندی نمود.یعنی بررسی کرد که در سال چند بار با خانواده به مسافرت می روند.
13. تنبیه: آزار جسمی و روانی جهت تغییر رفتار در کودک
در تعریف عملیاتی تنبیه باید گفت که افراد برای اینکه رفتار کودک را به صورت رفتار مورد پسند خود در بیاورند گاهی اوقات از تنبیه استفاده می نمایند که گاهی به صورت جسمانی است یا روانی که در هر صورت به صورت مستقیم بر جسم و روان کودک تأثیر دارد و آن را می توان به تعداد دفعاتی که الدین برای تربیت فرزندان خود استفاده می کنند در طول روز و هفته و ماه و ... مورد بررسی قرار داد.
14. آگاهی: آن اطلاعات و دانشی است که افراد در رابطه با موضوعی خاص دارند.
در تعریف عملیاتی آگاهی و ارتباط آن با کودک آزاری می توان به میزان اطلاع و آشنایی والدین از نیازها، نوع تربیت و یا مراکز فرهنگی، تفریحی مرتبط با کودکان اشاره کرد و آن را از این طریق که چقدر والدین نسبت به این اطلاعات آگاهی دارند به صورت اصلاً تا حدودی و کاملاً طبقه بندی نمود .
1-2 مقدمه
جنایاتی که امروزه به ویژه در قرن اخیر شهرت یافته خاصه جنایاتی که مربوط به کودکان است که نه توان دفاعی و روحی برای دفاع از خود دارند نه از نظر فیزیکی می توانند عکس العمل نشان داده و خطرات را از خود رفع کنند نه تنها برای اشخاص و جامعه سالم و هدفمندانه تنها تولید اضطراب و نگرانی می کند بلکه به صورت یک غره در بطن انسانها جا انداخته اند .
اگر مطبوعات و رسانه های گروهی که امر ارتباطات و اعلام خبر را به عهده دارند هر روز اخبار جنایی ؛ اضطراب آور و گاهی وحشت آور نقل نکنند می توانیم از لحاظ نظری ذات جنایت را یک امر فردی و کاملاً استثنایی بدانیم و آن را از مظاهر اعمال بشری بدانیم اما این واقعیت را که جنایت یک امر اجتماعی است نه تنها جرم شناسان ، جامعه شناسان و حقوقدانان پذیرفته اند .
بلکه اذهان عمومی و نهادهای حکومتی هر کشور را قبول کرده اند . هدف بزهکاری اطفال و مجرم بودن صغار و کودکان نیست بلکه غرض بررسی و ارتباط با پدیده کودک آزاری و وقوع جرایم علیه کودکان و اطفال جامعه است و یا به عبارتی عواملی که موجب می شود اطفال، قربانی جرم شوند و مواردی که می توان در پیشگیری از این پدیده اقدام نمود .
از جمله عوامل کودک آزاری می توان به عوامل فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی و نیز مسائل اجتماعی اشاره کرد البته فقر را می توان مهم ترین عامل آن دانست ونه همۀ علت آن در اینجا باید اشاره کرد که الگوی کودک آزاری در تمام جوامع و کشورهای مختلف یکی است ، یعنی تمام افرادی که به این پدیده اقدام می کنند شاید تنها در طریقه کودک آزاری و میزان آن فرق داشته باشند .
کودکان روزی دادگاهی علیه بزرگتران خود تشکیل خواهند داد و در آن داد خواست از والدین خواهند پرسید که آیا شما به تعهدات خود نسبت به ما عمل کرده اید تا انتظار داشته باشید ما فرزندان خلفی برای شما باشیم ؟
روان شناسان معتقد هستند والدینی که کودک آزاری می نماید بیمار هستند چنین انسانهایی خاستگاه آنها را نوعی ناهنجاری ارضاء می کند که البته خودشان هم نمی دانند این یک نوع بیماری است به این ترتیب و در طی مراتب مذکور کودک آزاری در جامعه به دو دسته تقسیم می شود :
دسته اول : هر نوع کاری را که کودکان از انجام آن ناتوانند را به آنها جبراً اعمال می نماید و البته نام تربیت برآن می گذارند .
دسته دوم : همان انسانهایی هستند که به علت نداشتن مسئولیت و نداشتن آموزش صحیح از ازدواج و تشکیل خانواده و عدم حمل بار سنگین زندگی خواسته های خود را به شیوه های مختلف به فرزندان تحمیل کرده و آنها را مورد ایزایی قرار می دهند .
در محیط خانواده که پیامد آن جز ناامنی ، ترس ، وحشت فرزندان از خانواده و عدم امنیت چیز دیگری نمی باشد چگونه فرزند بیرون دغدغه می تواند زندگی نماید .لذا بر تمام محققان و دانایان و اندیشمندان و مددکاران لازم است نسبت به افزایش سطح آگاهی عمومی در رابطه با این پدیده شوم اجتماعی اقدام کنند .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 107 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 153 |
چکیده
در پژوهش حاضر که به بررسی رابطه بین موسیقی و دقت در دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران مرکز رشته روان شناسی شهر تهران در سال تحصیلی 1387 پرداخته شد ، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی روان شناسی دانشگاه تهران مرکزی در سال تحصیلی 88 – 1387 می باشد که از این گروه تعداد 50 نفر بعنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند که برای 25 نفر از این گروه موسیقی اجرا شده و برای 25 نفر اجرا نشده است و روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی است .
ابزار مورد استفاده آزمون تولوز پیه رون می باشد که با استفاده از روشهای آماری به بررسی داده ها پرداخته ، در نهایت نتایج ذیل استخراج شده است :
بین دو گروه آزمودنی آزمایش و گواه از نظر میزان دقت تفاوت معناداری وجود ندارد بنابراین می توان نتیجه گرفت شنیدن موسیقی آرام بخش بدلیل عدم کنترل عوامل مزاحم و .......... نتوانسته بر افزایش دقت آزمودنی تأثیر داشته باشد .
مقدمه
برای مواجهه شدن با سوالات بی شمار این جهان درهایی از رنج های بی شمارش راهی جز رشد هوشیارانه ای برای پیمودن نیست . این هوشیاری ، آن نوع هوشیاری است که از خلال رویا شدن حس زیبا شناسی و ادراک آن حاصل می شود و تداوم می یابد .
این هوشیاری روح شناخت زیبائی های این جهان را در زبان موسیقی ، زبان رقص ( ریتم حرکت) و زبان شعر که به بیانی مهربان ترین و شاید عاشقانه ترین پیام های خلقت می باشند ، بازشناسی می کند و آنها را بعنوان فرزندان هنر به قالب هویت می کشاند و پیام آنها را به زبان رنگ – شکل – طراحی – نقاشی و نور و .......... تفسیر نموده و با نهادو درون انسان و هستی پیوند می دهد و معنا می کند ( کنگره هنر درمانی ، 1385 )
هنر این چشمه زاینده که آب حیات از آن می جوشد ، دارای ارزش جاودانگی و بخشیدن حیات ابدی است . هر کس بخواهد حیات جاودانه بیابد باید در آن وارد شود و شستشو کند . تمام کائنات و عالم خلقت غرق در دریای هنرند و با صدا و رقص و حرکت ، سجود خود را در برابر سازندة خود بجا آورده و نماز می گذارند .
موسیقی
موسیقی نیازی فیزیولوژیک ، ذهنی ، احساسی ، اجتماعی ، فرهنگی در زندگی انسان است و از این طریق نیازهای ریشه ای گسترده در تار و پود زندگی بشر پیدا کرده است .
موسیقی رابطه زیستی و فیزیولوژیک با مغز آدمی دارد . ریتم ، محرک بیولوژیک و ملودی لذّت خوشی و خیال انگیزی است . به این دلیل کوچکترین کنش ریتمیک و نوای موزون روح و جسم را بر می انگیزد .
از آغاز نوزادی بدون آن که آموزشی در کار باشد توجه به ریتم وملودی وجود و مغز به هماهنگی ، نظم و سازماندهی اصرار و گرایش دارد و موسیقی جلوه و تشابهی از این هماهنگی است .
موسیقی نیازی شناختی است . با توجه به موسیقی دنیایی از زیبائی ها ، رمز و راز صوت ها ، هماهنگی ها و وحدت اجزا و ارضای خیال انگیزی ها گشوده می شود و ذهن از ورود به تصورهای تازه ،الهام و خلق افکار جدید لذّت می برد . اندیشه ها و افکاری که در ذات دانش موسیقی وجود دارد وبا کنجکاوی بشر اندکی از آن کشف شده و دانش گسترده موسیقی امروزی را بوجود آورده است .
از سوی دیگر موسیقی با عناصر ذهنی مانند تخیّل ، حافظه ، تداعی ، الهام و ........ درآمیخته که در نتیجة آن مقوله ای شناختی بوجود آورده است.
امّا موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی و احساسی است . موسیقی سیستم عواطف مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت می بخشد .
هم چنین موسیقی نیازی اجتماعی است و همبستگی در ذات مطبوع آن وجود دارد . هر جا موسیقی جاری است گروهی در کنار هم جمع اند زیرا موسیقی به راحتی می تواند احساس ها و بیان مشترکی را در جمع بوجود آورد و نیروی عمومی را بر انگیزد . موسیقی نیروی همدلی است ، از آن می توان در تفاهم اجتماعی و سلیقة ملّی بهره جست .
هم چنین موسیقی زبان احساسی تاریخ و فرهنگ ، آیین ها و مراسم بشری است به خصوص آن گاه که کلام و نوشتار ناتوان بوده اند . در طول تاریخ موسیقی وسیله ارتباط و بیان نیاز و القای خواست ها بوده است . موسیقی از احساس برخاسته و با آن شکل و تحول یافته است . موسیقی هر ملتی معرف روحسه و سیر عاطفی و حالت روحی آن است . از این رو با شناخت موسیقی اقوام به روش ها و نگرشهای عاطفی و رفتاری آنها پی برد و رفتارهای احساسی آنها را پیش بینی کرد .
ریتم ها ، ملودی ها ، فواصل فیزیکی و گردشهای آهنگین موسیقی هر منطقه ای بر اساس طبیعت ، گنجایش ظرفیت عاطفی و نگرشهای حسی و حرکتی مردم آن شکل گرفته است .« زاده محمدی ، 1380 »
زمانی موسیقی در دست طبیبان نخستین برای تسخیر امراض و اشباح مزاحم و خروج آنها در هیجان ضرباهنگ و حرکات و آواهای موزون شفابخش بود و روزگاری دیگر در اندیشه یونانیان برای تنظیم هارمونی عناصر بدن به کار رفت و امروز در برداشتی علمی و کاربردی برای ایجاد نیروی زندگی ، سلامت و توانایی در مراکز گوناگون پزشکی ، روان پزشکی و زندگی روزمره مردم حضور یافته است .
امروز دیگر همه افراد از کوچک تا بزرگ ، آرام و بی قرار ، بیمار و سالم ، از فرد رنجور و مضطرب تا افسرده و ...... از قوای آرام بخش و دلنشین موسیقی بهره می برند . (اشمیت تپرز ، ترجم زاده محمدی ، 1380 )
تم های آرام بخش ملایم یکنواخت و ریتم آن آرام است . این تم حالت عاطفی خاصی ندارد بعبارت دیگر شور و حالی بوجود نمی آورد و یا کسی را تحریک نمی کند و در خود فرو نمی برد ممکن است یک ملودی حالت دار مانند ملودی خرین ، فرد افسرده ای را آرامش دهد امّا این آرامش ناشی از ساختار ملودی نیست بلکه ناشی از شرایط زمان و احساس شنونده است . در واقع این ملودی آرام بخش مقطعی و مشروط است .
مهم ترین خصیصه ملودی آرام بخش این است که هیچ احساس و هیجان خاصی را القا نمی کند . ریتم وگردش های ملودیک آرام و یکنواخت آن در فواصل بزرگ کمک می کند تا از سرعت و فشار خیالات و هیجان ها و خستگی ها بکاهد و با آهسته کردن احساس و هیجان در گردشها و فواصل مطبوع وبزرگ حالتی آرام و خوشایند و بدون هیجان و غلبه احساسی ایجاد کند ( زاده محمدی ، 1381 )
بیان مسئله
موسیقی یکی از ابزارهای تربیتی اثر گذار زندگی معاصر است و هر کس ناگزیر به شکلی از آن استفاده می کند . پس فهم آن نیز جزء آموزش فکری مردم و از جمله وظایف آموزش و پرورش هر کشوری است . بی شک موسیقی موهبت و پرتویی الهی است و ضرورت وجود و استفاده از آن در تقدیر بشر و برنامه ریزی یزدانی قرار دارد و نیازی زیستی و سرشتی قوی پیشتوانه آن است که این گونه در زوایای گوناگون زندگی بشر از آموزش و تربیت و یادگیری تا نیایش و درمان و سرگرمی او نفوذ پیدا کرده است . موسیقی هم چون امواج دریا سراسر انرژی ، کشش وعلاقه ، دوستی ، محبت و جذابیت است . این انرژی و کشش وقتی از حد خود بگذرد امواج خروشان و طوفانی می شود که پریشان کننده است وانسان بدون قایق اندیشه در این دریای مواج ادوار خود گسسته ، خواهد شد .
موسیقی مانند یک زبان مطالعه و به دلیل همگانی بودن و نیاز عمومی به آن در واقع نوعی زبان مادری و درونی بشر است . زبانی که هر روز به صورت های مختلف ، کلمه ها ، و مفاهیم آن را می شنویم و حس می کنیم . شایسته آن است که قواعد ، اجزاء ، ترکیب و ارکان این زبان رایج را بشناسیم و با فهم و درایت به دنیای زیبا ، تصور و الهام های آن وارد شویم و زیبایی ، تجربه های عرفانی و الهامی وسیر روحی آن ها را احساس کنیم به همین دلیل فراگیری ارکان و اصول موسیقی جزء اهداف و برنامه های عالی آموزش و پرورش در تمامی مقاطع کشورهای پیشرفته جهان است و از نیازهای انسانی به شمار می رود .
موسیقی درمانی به مفهوم عالی و تجربی آن با گذر از تاریخ کهن و افسانه ای ، سرانجام با کوله باری از دانش و تجربه بعنوان رشته ای علمی و دانشگاهی به ثمر نشست و نیروی سیال و سحر انگیز موسیقی همگام با دانش پزشکی و روان شناسی به زندگی بشر نشاط ، سلامت و انرژی بیشتری بخشید .
موسیقی درمانی راه و روش استفاده از موسیقی برای ایجاد آرامش ، خوشی ، سلامت و توانایی فردی و اجتماعی است .
جامعه ایرانی علاقه مند و نیازمند موسیقی است . موسیقی بخشی از فضا ، مکان ، تاریخ و احساس اوست . در طول تاریخ ، روحیه ایرانی به هنر سرزنده و سازگار بوده است . تاریخ ایران بیش از هر صنعت دیگری با جلوه های هنر نمایان است . روحیه عاطفی حالت های شیدائی و ظرافت های احساسی و الهامی خمیر مایه خلاقیت های تاریخی هنر است . هنری که عشق ورزیدن ، وحدت و دلدادگی های متعالی اساس آن است .« زاده محمدی ، 1380 »
به عبارت دیگر جامعه ایران نیازمند ارتقای درک علمی از موسیقی و ترمیم فرهنگ شنوایی موسیقایی است تا از گردونه محدود احساسی خارج و بر فضای گسترده و فکورانه آن نظر پیدا کند و موسیقی را بفهمد و بخوبی در اختیار گیرد .
موسیقی درمانی یکی از جلوه های کاربردی موسیقی در زندگی عموم است . آشنایی با این رشته نیز می تواند استنبا و انتظار عموم از موسیقی را ارتقا بخشد و ذهن را بسوی کاربرد گسترده آن وارد سازد . « زاده محمدی ، 1380 »
پژوهش های متعددی تأثیر موسیقی را بر علایم حیاتی و هورمونهای بیماران جسمی از جمله جراحی ارتوپدی ، بی هوشی و دندان پزشکی نشان می دهد .
در تحقیقی جامع ، اسپینتج و دورو ( 1985 ) اثر موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) بر ضربان نبض ، فشار سرخرگی خون ، سطح ترشح هورمون رشد ( GH ) ،سطح ترشح ACTH و سطح ترشح پرولاکتین در پلاسمای خون بررسی شد . 50 بیمار جراحی دندان ، با عنوان گروه آزمایش در هنگام درمان، موسیقی آرام بخشی شنیدند و در مقابل گروه موسیقی دریافت نکردند .
این اختلال ( ADD ) و هم چنین اختلال فقدان توجه در افراد بیقرار و ناآرام و بیش فعال ( ADHD ) در حدود 10 تا 15 درصد مردان جوان آمریکایی را مبتلا ساخته است و ویژگی های آن بیقراری و عدم توانایی در تمرکز ، تغییر ناگهانی خلقیات و مشکل ایجاد ارتباط است . در مطالعه نوزده کودک هفت تا هفده ساله ، که مبتلا به اختلالات فوق بوده اند ، محققین موسیقی موزارت را سه بار در هفته پخش می کردند .
موسیقی مورد مطالعه ، Disk بود که 100 نفر شاهکار موسیقی نامیده می شد و شامل مولف کنگ ، آمادئوس موزرات ،کنسرت پیانوی شماره 21 ، عروسی نیگارو ، کنسرت فلوت شمارة 3 از دون جیروانی و سایر کنسرتوها و سوناتها بودند . محققان گزارش دادند که افرادی که به این مجموعه گوش می کردند ، از میزان امواج تتای مغزی آنان کاسته شد واین امواج با آهنگ موسیقی کاملاً انطباق یافتند و از کنترل خلقیات و تمرکز بیشتری بهره مند شده . مهارتهای اجتماعی آنان رشد یافت . در میان افراد مورد آزمایش این توانایی را تا شش ماه پس از آزمایش حفظ کنند . بدون آن که تحت آموزش جدیدی قرار گیرند . « کمپ بل ، ترجمه شیخ جوادی ، 1380 »
تحقیقاتی که توسط کولن در سال 1992 در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان سنت جرج لندن صورت گرفته نشان می دهد که موسیقی به میزان قابل توجهی در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانی بیماران که در بخش آی – سی – یو بستری بوده اند تأثیر داشته است زیرا ثابت شده که سیستم اعصاب انسان به محرک های موزیکال پاسخ مثبت می دهد و عملاً موسیقی در تغییر حالت بیماران مؤثر می باشد .« تد ، اندروز ، ترجمه عمرانی ، 1380 »
پژوهش هایی که روی دو گروه بیمار که مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند انجام شده ، تأثیر موسیقی را نشان می دهد ، روی دسته اول بیماران از موسیقی استفاده نشد ولی برای گروه دیگر اقدام به پخش موسیقی گردید . کاهش فشار خون و ضربان قلب برای گروهی که از موسیقی استفاده کرده بودند کاملاً مشهود بود ؛ آزمایش ها نشان داده که موسیقی بیشترین اثر را در ایجاد رابطه مثبت و مؤثر بین بیمار و پزشک و پرستار و اطرافیان بیمار دارد .
در چند دهه اخیر موسیقی درمانی جزو رشته های دانشگاهی شده و عامل اصلی این امر رشد مستمر حجم پژوهش در زمینة موسیقی و کاربردش در پزشکی و روان پزشکی است . صرف کمی وقت در کتابخانه عمومی منتج به یافتن حجم عظیمی از اطلاعات ارزشمند خواهد شد .
از دهه 1950 چندین مؤسسه شروع به گردآوری ، سازماندهی و معرفی انبوهی از پژوهشهای مربوط به موسیقی درمانی کرده اند . دو مؤسسه ملی موسیقی درمانی و انجمن آمریکایی موسیقی درمانی از معروفترین آنها می باشند .
بگی ( 1996 ) در تحقیقی نشان داد که موسیقی سبب نوسازی سیرهای عصبی و تقویت چرخه های نوروتراسیمتری بین نورونی می گردد . حتی گوش دادن به موسیقی نیز می تواند تمرینی برای مغز در زمینة افزایش تمرکز و قدرت تفکر است . « به نقل از حسینی تنکابنی ، 1382 »
سوس ( 2001 ) می گوید که دانش آموزان با ناتوانی یادگیری به سختی می توانند برای مدت طولانی تمرکز داشته باشند . هم چنین احتمال بیشتری وجود دارد که حقایق یادگیری را به عنوان کوشش موقتی برای خوشایند معلم یا جهت گذراندن امتحان یاد می گیرند . تحقیقات اخیر نشان می دهد که ناتوانی یادگیری بعلت واحدی بوجود نمی آید بلکه مشکل در یکپارچگی اطلاعات از مناطق مختلف مغز با یکدیگر است .
از آنجایی که بیشتر حافظة فعال در لب فرونتال جای دارد ، منطقه ای است که تمرکز اتفاق می افتد . لب فرونتال به آرامی تا بزرگسالی رشد می کند وقتی سیناپس ها تغییرات شیمیایی و فیزیکی داشته باشند یادگیری صورت می گیرد. زیرا اثر یک نورون دیگر اتفاق می افتد مثلاً یک مجموعه نورون یادگیری را به سوی هم شلیک می کنند . تکرار شلیک ها موفقیت آن را سهل تر می نماید و بالاخره به صورت اتوماتیک و خودکار تحت شرایط معین در می آید و بنابراین حافظه شکل می گیرد . یادگیری فرآیندی است که در آن دانش جدید و مهارتها کسب می شود در حافظه فرآیندی است که فرد مکانیزم عصبی با انواع مختلف یادگیری در زمنیة ارتباط بین یادگیری اطلاعات جدید ، حافظه و تغییرات مغزی در ساختار مغز خبر می دهد و همانطور که ماهیچه با تمرین قوی تر می شود و مغز نیز با استفاده تقویت می شود .
در تحقیق دیگر اثر موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) بر میزان کورتیزول ، نوروآدرنالین در پلاسمای خون بیماران عمل جراحی ( با نوع بی هوشی نخاعی ) اندازه گیری شد .
در این آزمایش 30 بیمار در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل شدند . گروه آزمایش موسیقی آرام بخش شنیدند و گروه کنترل موسیقی دریافت نکردند و در نتیجه تأثیر موسیقی آرام بخش را در کاهش ترشح کورتیزول و نورآدرنالین گروه آزمایش در یک ساعت بعد از عمل و در طول دوران بهبودی ( بعد از عمل ) نشان می دهد .
در تحقیقی دیگر ، مربوط به تأثیر موسیقی ضد اضطرابی بر سطح ترشح ACTH ، آندورفین پی پلاسمای بیماران زایمان در طول 24 ساعت بود . آزمایش با دو گروه 100 نفری از زنان ( گروه آزمایش و کنترل ) انجام گرفت . گروهی موسیقی شنیدند و گروهی کنترل موسیقی دریافت نکردند . موسیقی درد زایمان بیماران را به طور بارزی کاهش داد .
وی پل و گلین ( 1992 ) در مطالعه ای تأثیر موسیقی آرام بخش و محرک را روی آستانه های درد ، پوست ، ضربان قلب و فشار خون 10 زن داوطلب بررسی کردند . در نتیجه موسیقی آرام بخش بر افزایش آستانه درد و پوست اثر نداشت ولی موسیقی محرک هر دو آستانه درد و پوستی را افزایش داد .
« به نقل از زاده محمدی ، 1385 )
در پژوهشی تأثیر موسیقی آرام بخش و محرک را بر واکنش های الکتریکی پوست ، اتساع مردمک چشم و تنویس ماهیچه های افراد معمولی و بیماران روانی بررسی کرده اند . نتیجة این تحقیق نشان داد که موسیقی محرک اتساع مردمک چشم و واکنش های الکتریکی پوست را افزایش می دهد و در عوض موسیقی آرام بخش مردمک چشم را منقبض و تنوس ماهیچه ها را کم می کند .
استیل من ( 1991 ) تأثیر تن آرامی توأم با ضرب آهنگ را قبل و بعد از عمل جراحی بررسی کرد . نتیجه گرفت که موسیقی درمانی بعنوان روشی حمایتی می تواند اضطراب قبل و ناراحتی بعد از عمل جراحی را کاهش دهد .
بنابراین شنیدن موسیقی ضد اضطرابی ( آرام بخش ) می تواند در رسیدن به تمرکز مناسب باشد در صورتی که تم مناسبی را انتخاب کرده باشیم .
موسیقی بیش از هر چیزی نیازی عاطفی و احساسی است و موسیقی سیستم عواطف ( لیمبیک ) مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساس و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی را منجر می شود و در بسیاری از مواقع که کلام و بیان پاسخگو نیست ، می تواند موجب همدردی و هم حسی شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت می بخشد . البته موسیقی تنها عاطفه را به توجه وخلسه نمی برد ، بلکه فکر را نیز به تمرکز می رساند .
موسیقی برای رسیدن به تمرکز بسیار مناسب است ، زیرا که دارای انرژی است و جریان دارد ، البته لازمه اش این است که تم های مناسب موسیقی را بدانیم و مناسب ترین آنرا انتخاب کنیم .
مانند موسیقی آرام بخش ، مهم ترین خصیصة ملودی آرام بخش این است که هیچ احساس و هیجان خاصی را القا نمی کند . ریتم و گردش های ملودیک آرام و یکنواخت آن در فواصل بزرگ کمک می کند تا از سرعت و فشار خیالات و هیجانها و خستگی ها بکاهد و با آهسته کردن احساس و هیجان در گردش ها و فواصل مطبوع و بزرگ حالتی آرام و خوشایند و بدون هیجان و غلبه احساس ایجاد کند .
هم چنین موسیقی آرام بخش تغییرات فیزیولوژیک آنچنانی ایجاد نمی کند و خاطره ای را تداعی نمی کند ، ضد اضطراب است و برای تمرکز مناسب است.
تمرکز می تواند به کلمه ، شیء ، صوت و یا سکوت و یا تکرار کلمه باشد . این تکرار سبب تمرکز می شود و مغز به حالت بی حسی می رسد . تمرکز بر شی ممکن است یک شمع ، نقطه ای نورانی یا رنگی ، چشم و بدن ......... باشد . تمرکز به صوت که می تواند یک ریتم ، یک موسیقی یا صوتی بی معنا باشد . سکوت مهم ترین اینهاست . اگر از سکوت به سکوت برسیم ، اگر چه دشوارترین مسیر است امّا واقعی ترین آنهاست .
در تمرکز می خواهیم به یگانگی برسیم ولی چون خاطرات نمی گذارد بهتر است که با ابزار به تمرکز برسیم . در واقع موسیقی برای رسیدن به تمرکز ابزار مناسبی است .
حال سؤال پژوهش در این جا این است « آیا بین موسیقی آرام بخش و میزان تمرکز همبستگی معنادار وجود دارد ؟
هر موسیقی آرام بخش نیست و ذهن را آرام نمی کند . آهنگ های بسیاری وجود دارند که ذهن را پریشان و روح را خموده و یا هیجان زده و بیقرار می کنند . موسیقی آرام بخش دارای خیال انگیز مثبت ، ضرباهنگی ملایم و ارکستراسیون شفاف در فواصل مطبوع است که احساس را در فضایی یکنواخت قرار می دهد .
ملودی های کلاسیک و پاپ انتخاب شده با ایجاد فضایی مطبوع و خیال انگیز ، ذهن شنونده ، را در جریانی ملایم و زیبا متوجه سیر آهنگ خود می کند و بدون آنکه هیجانی بوجود آورد از فشار و تنش های روحی می کاهد .
قطعات کلاسیک انتخاب شده مانند کنسرتو موتسارت و باله چایکوفسکی ذهن را در گردش ملایم و زیبای ملودی ها محصور و دل را یکپارچه و اضطراب و استرس را در سطح گسترده ای رها می کند و از فشار آن می کاهد.
معمولاً انکار پراکنده متعددی به ذهن می آید که طبیعی است . بدون ناراحتی ، فکر خود را بپذیرد و آن را یکبار مرور کنید و مجدداً به ملودی آرام بخش گوش کنید و سیر روحی را دنبال کنید . با شنیدن متمرکز و حفظ ملودی های موسیقی ، ذهن مطبوعی بوجود می آید . وقتی ذهن با احساسات زیبای ملودی ها خو می گرفت افکار منفی کم می شود .
گاستن ( 1968 ) یکی از پایه گذاران اولیه موسیقی درمانی به این واقعیت تأکید می کند که موسیقی یک رفتار انسانی است : « نه فقط برای اینکه انسان آن را خلق می کند بلکه برای این که بستگی و ارتباط خود را با آن می آفریند ........ موسیقی رفتاری ضروری و ذاتی انسان است . تأثیر آن بر حالات و رفتار انسان از هزاران سال پیش مطرح بوده است » . توماس ( 1974 ) محقق و پزشک معاصر که همانند گاستن می اندیشد و می نویسد : « نیاز به ساختن موسیقی و گوش دادن به آن اظهار همگانی افراد بشر است .......... مانند صحبت کردن یا وجه غالبی از بیولوژی انسان » مردم شناسان و موزیک شناسان اقوام اظهار داشتند که موسیقی در همة فرهنگ ها ، هم قبایل ابتدایی و هم اجتماعات متمدن وجود دارد .
موسیقی تأثیر معین جسمی و خصوصیات قابل تعریف علمی دارد که به عنوان روش درمانی فواید مشخصی دارد . دو ویژگی از این خاصیتها که دو رکن اصلی موسیقی به حساب می آیند ریتم و صدا هستند .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 107 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 101 |
مقدمه
بررسی پدیده ها و مسائل اجتماعی از دغدغه های اساسی متخصصین علوم اجتماعی است. در این راستا پژوهشی انجام شده تا به بررسی یکی ازآسیب های اجتماعی به نام طلاق بپردازد. در تحقیقاتی که درگذشته توسط محققین دیگرانجام شده ثابت شده است که وقتی طلاق،به یک آسیب اجتماعی تبدیل شود باعث ایجاد آسیب های اجتماعی دیگردر جامعه چه به صورت مستقیم وچه به صورت غیرمستقیم می شود مثل اعتیاد ،بزهکاری،خودکشی،اختلالات رفتاری وشخصیتی و…… در این پژوهش سعی شده تا از جنبه دیگری به این مسئله بپردازدو جوابی برای این سؤال که چه علل اجتماعی دخیل دردرخوا ست طلاق می با شد پرداخته شود.
چه ساختارهای اجتماعی،فرهنگی دراین امردخالت دارند وسرنوشتی این چنین را برای برخی ازدواج هاوزندگی های زنا شوئی رقم می زنند.این پژوهش براساس نظریه مبادله به بررسی این آسیب پرداخته تا از این منظر،متغیرهایی رادر نظربگیرد واثر آنها را بر طلاق و افزایش آن مطالعه کند وبا درنظرگرفتن وتوجه به این متغیرها گا هی درجهت حذف،کا هش و یا تغیراین متغیرها برداشته شود تا هدف اصلی که مهار طلاق در سطح جامعه می باشد با انجام این گونه پژوهشها محقق شود .
فصل اول
بیان مسئله
طلاق مهمترین عامل ازهم گسیختگی بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده است.شیوه نهادی شده پایان یک ازدواج واین پایان یافتن تحت هرشرایطی دارای پیامدهای منفی بسیاری است.طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی به طورمستقیم و غیر مستقیم برافرادآن خانواده درنقش های پدر،مادروفرزندتاثیر می گذارد.طلاق روانی هرچند در جامعه آمارقابل توجهی ا ست واثرات خاصی را برخانواده می گذارد اما چون به صورت رسمی موردبررسی قرارنگرفته آماری ازآن دردست نیست اما نوع دیگرطلاق(طلاق قانونی یا رسمی) به دلیل گستردگی وافزایش آن درجامعه به یک آسیب اجتماعی تبدیل شده و پژوهشگران زیادی را به بررسی این مسئله سوق داده است.
طلاق وقتی به یک آسیب اجتماعی تبدیل می شود،اولین واساسی ترین ضربه را به نهاد خانواده داردآورده وزمینه را برای آسیب های اجتماعی دیگر ازقبیل اعتیاد،خودکشی، بیماری های روحی وروانی و……فراهم می کند . لازم است به این مسئله نیزدقت کنیم که این رابطه به صورت متقابل و تعامل بین انواع آسیب های اجتماعی وجود دارد که افزایش یک آسیب زمینه افزایش آسیب های دیگر را فراهم می کند . در این پژوهش،پژوهشگر به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر در خواست طلاق می پردازد وبه این منظور متغیرهایی همچون تفاوت سنی زوجین،تفاوت عقاید زوجین،تفاوت تحصیلی،اعتیاد،نا باروری،نگاه خانواده فرد نسبت به طلاق،براورده نشدن انتظارات نقش همسری دخالت دیگران درزندگی زوجین،عدم صداقت و میزان شناخت پیش از ازدواج را در رابطه با در خواست طلاق مورد بررسی قرار می دهد تا میزان تاثیر این متغیرها در درخواست طلاق ارزیابی شود. امید به این که با انجام چنین پژوهشهایی زمینه برای برنامه ریزی و آموزشهای مختلف به افرادی که قصدازدواج دارندو افرادی که متاهل هستند فراهم گردد.
فصل دوم
اهمیت و ضرورت پژوهش
دلایل گوناگون را می توان بیان کرد که دال بر اهمیت بررسی مسئله طلاق در جامعه ایران به خصوص در شهرتهران می با شد این دلایل را با توجه به ابعادمتفاوت آثار و پیامدهای طلاق درسطح فرد،خانواده،روابط اجتماعی،وبه طور کلی ساختارهای جامعه می توان عنوان کرد.طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی اثرات مستقیم و غیر مستقیم بر تعادل روانی فرد در نقش های مختلف همسری،بستگان،فرزند و دوستان داردکه اثرات آن غیرقابل چشم پوش است.به علت آثارعاطفی ناشی از طلاق برفرد است که امکان وجودمشکلاتی را در فرد می توان پس از طلاق مشاهده نمود.همسری که بعداز طلاق باید به تنهایی اوقات خویش را بگذراند و یا فرزندی که ناچارست بدون هر دو ویا یکی از والدین خودبه سربرد و بستگان و دوستانی که در ارتباطات خویش با اینگونه افراد دچار اختلالاتی می گردند .همگی ازپیامدهای طلاق میباشد. ازپیامدهای طلاق می توان ازمشکلات اقتصادی که به خصوص برای زنان در جامعه به وجود می آید صحبت کرد،که می تواند در آسیب های اجتماعی نقش مهمی داشته باشد.
به هم خوردن تعادل در یک نهاد اساسی جامعه یعنی خانواده باعث به هم خوردن تعادلات در نهادهای دیگر جامعه می شود وبه اساس واستواری آن جامعه لطمه وارد می کند.
البته دراینجا رشد طلاق حائز اهمیت است که اگر بیش از حد قابل قبول در جامعه باشد حالتی آسیبی را ایجاد می کند واین مسئله در جوامع شهری ایران به خصوص در تهران بسیارصادق است. در مورد ضرورت انتخاب این موضوع باید به نقش طلاق در سایرآسیب های اجتماعی اشاره کرد که خود مبین اهمیت انتخاب موضوع می باشد:
((طلاق ازجمله مباحث اجتماعی است که در سایر پدیده های آسیب شناسی انعکاسی بارز دارد. اکثر بررسی های انجام شده از رابطه بین طلاق و اعتیاد،جرم،بزهکاری،روان پریشی،عدم تعادل شخصیتی،مسائل آموزشی تربیتی،خود کشی ویا جامعه ستیزی ونظایر آن حکایت دارد.و طلاق را علت آن می داند.جالب اینکه رابطه طلاق با آسیب های اجتماعی گاه رابطه ای دوسویه است یعنی برخی از این معلول ها خود می توا ند علت گرایش به طلاق باشند. مثلا اعتیاد می تواند عامل طلاق باشدولی خود طلاق تحت شرایطی متفاوت می تواند عامل گرایش به اعتیاد باشد.
این مسئله در مورد جرم وجنایت،عدم تعادل شخصیتی و نظایر آن هم می تواند صدق کند. لذا در این پژوهش سعی شده است تابا بررسی علل طلاق راه را برای بحث جدی تر در باب اعتیاد،جرم و جنایت،بزهکاری،روان پریشی ناثباتی روانی و شخصیتی،بحران های اجتماعی و خانوادگی فراهم سازد وازطرفی شناخت طلاق مقدم بر هر اقدام عملی برای کا هش آن و حفظ خانواده هاست و بالاخره کاوش و پژوهش درباره طلاق به طور غیرمستقیم شناخت ازدواج و شیوه های همسرگزینی وتشخیص خصایص کلی حاکم برآن به حساب می آید و می توا ند درجهت غنا بخشیدن به فرهنگ زناشویی وزدودن فقر حاکم برآن مفیدافتد.(پیران 1369 )
هم چنین با نگاهی به آمار طلاق در ایران به خصوص در مناطق شهرها به خصوص در تهران شاهد رشد صعودی طلاق هستیم که می توان آن را به عنوان یک پدیده آسیبی مطرح نمود وخود حاکی ازاهمیت موضوع و ضرورت تحقیق می باشد شهری مانند تهران با چنین جمعیتی در سالهای آتی با مشکلاتی چون فرزندان بی سرپرست و مشکل حضانت آنها،همچنین تعداد زنان مطلقه و مشکل اعاشه آنها مواجه خواهد بود.(ساروخانی 1376 ).
هم چنین باید گفت: (هیچگاه مطالعه آسیب شناسی اجتماعی، انحرافات اجتماعی و بزهکاری اجتماعی بدون شناسایی طلاق صورت پذیر نیست به تعبیر دیگر هر جامعه که در جستجوی سلامت است باید این پدیده را مهار کند).(همان منبع صفحه 17 )
فصل سوم
اهداف پژوهش : اهداف کلی
اهداف پژوهش به دو قسمت کلی و جزئی تقسیم می شود.اهداف کلی تحقیق در ابتدا بیان می شود هدف کلی از پژوهش حاضر بررسی عواملی است که در طی زندگی زناشویی برآن تاثیرداشته و منجربه برگزیدن راه حلی به نام طلاق از طرف زوجین ویا یکی از آن دو برای پایان بخشیدن به زندگی زناشویی می گردد.(علل اجتماعی) از سوی دیگر شناخت عوامل اجتماعی موثربر طلاق به عنوان گامی در جهت کنترل آن درجامعه کمک خواهدکرد(مشروط به ادامه تحقیقات دراین زمینه توسط محققین مطرح وبا تجربه ) پیامدهای آن را به حداقل می رساندو به سا لم سازی محیط اجتماعی کمک کرده وزمینه را برای رشد روحی و جسمی فرزندانی سا لم در محیط خانواده ای سا لم فراهم می کند به طورکلی هدف اصلی ازاین تحقیق مهار موضوعی به نام طلاق در جامعه است.
اهداف جزئی شامل:
1.بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق وتفاوت سنی زوجین وجوددارد؟
2. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و تفاوت عقاید زوجین وجوددارد؟
3. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و تفاوت تحصیلات زوجین وجوددارد؟
4.بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و اعتیاد وجوددارد؟
5. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و ناباروری وجوددارد؟
6. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و نظرخانواده فرد نسبت به طلاق وجوددارد؟
7. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و برآورده نشدن انتظارات از نقش همسری وجود دارد؟
8. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و میزان دخالت دیگران در زندگی زناشویی وجود دارد؟
9. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و میزان شناخت پیش از ازدواج وجود دارد؟
10. بررسی این مسئله که چه ارتباطی بین طلاق و عدم صداقت همسر وجوددارد؟
فصل چهارم
فرضیه های پژوهش:
10.به نظر می رسد بین طلاق با عدم صداقت همسر رابطه وجود دارد.
فصل پنجم
پیشینه پژوهش
در این قسمت از پژوهش به پژوهشهایی پرداخته می شود که قبلا در این زمینه صورت گرفته است به طور کلی دو گروه ازپژوهشهای مورد نظر می باشد الف)پژوهشهای خاص:که به موضوع طلاق پرداخته است واز جوانب مختلف به این پدیده توجه کرده است.ب)پژوهشهای عام:که پدیده طلاق را به صورت عام دربرمی گیرد.
الف)پژوهشهای خاص:
درتمام منابع به دست آمده در مورد طلاق به چند وجهی بودن این پدیده توجه شده است و اینکه تنها از یک سو نگریستن به مسئله راه به جایی نمی برد در این رابطه دکترساروخانی در اثرش طلاق پژوهشی در شناخت واقعیت وعوامل آن 1376 این چنین مینویسد:
همه پدیده های اجتماعی چندیاچندین عامل دارندطلاق نیز در این مجموعه مستثنی نیست. همه پدیده های اجتماعی دارای علل و عوامل عینی و ملموس وکمی هستند در عین حال ازعوامل ذهنی و کیفی نیز برخوردارند
طلاق نیز چنین ا ست .شناخت انتزاعی هر یک از عوامل یک واقعیت اجتماعی درست نیست عوامل به تنهایی معنایی ندارند آنان در مجموع یا شبکه عوامل معنا می یابند بنابرین به جای شناخت انتزاعی یا جدا سازی عوامل باید هر عامل را در متن و مجموعه شناخت. بدینسان عوامل یک پدیده اجتماعی با یکدیگر درمی آمیزندوترکیب می شوند واز آن آمیزه ای خاص و منحصر به فرد پدید می آید.باید محقق درعین حال هم عوامل روانی،اقتصادی،سیاسی وهم اجتماعی،حقوقی و… را با هم مطرح کرده مورد شناخت قراردهد تا واقعیت درهمه ابعادش شناخته شود به عنوان مثال به درستی می توان گفت طلاق سلسله عوامل اجتماعی دارد (نظیرمادی شدن جامعه،کمرنگ شدن ارزشهای معنوی و……)لیکن همه انسانها در همین جوامع دست به طلاق نمی زنند.بنابرین سلسله عوامل روانی نیز در کار طلاق تاثیر گذارند.از جانب دیگر هرگز نمی توان تصور کرد که شرایط اقتصادی جامعه بی تاثیر بر جریان طلاق باشد.(ساروخانی 1376)در اثر دکتر ساروخانی (طلاق پژوهشی در شناخت واقعیتو عوامل آن )ابتدا به دلایل عنوان شده و بهانه های طلاق از جانب افرادی که دست به طلاق زده اند برخورد می کنیم که بالاترین تعداد و درصد ذکر شده برای درخواست طلاق ازجانب فرد طی سالهای 52تا60 نداشتن توا فق اخلاقی بوده است. که البته روند رو به کا هش را طی این سالها نشان می دهد.از دیگر فراوانی بهانه های طلاق تنفر و کراهتی است که زوجین نسبت به یکدیگرداشته اند وبعد عاطفی طلاق را به خود اختصاص می دهد. ابعاد انحرافی در طلاق نیز نقش سوم را دارد دلایلی چون اعتیاد،انحراف زوجه و عدم تمکین که از سال 58 به بعد حدود 2 درصد بهانه های طلاق را تشکیل می دهد.
در ضمن ایشان این تذکر را نیز داده اند که مسائل موجود در این داده ها که توسط آمار مرکزی جمع آوری شده است تا اندازه ای از دقت و صحت این داده ها می کاهد. در برابر این بهانه ها ایشان به دو گروه از علل و عوامل اشاره دارند که در امر طلاق دخیل بوده و این پدیده را تحت تاثیر قرار می دهند.(همان منبع 51 ـ46)درمورد علل طلاق به مسائل زیر اشاره می کنند:
سستی روابط اجتماعی که در جوامع صنعتی به علت های مختلف از قبیل تحرک جغرافیایی،بسط تکنولوژی،کاهش اهمیت خانواده و روابط انسانی وجود دارد.قشربندی اجتماعی که هر یک از قشرهای اجتماعی با توجه به فرهنگ خاص آن فضائی خاص را تشکیل می دهد و درون آن رفتار انسانها وضع یا شکل خاصی می یابد برای مثال وضع شغلی یا درآمد که عوامل مهم درقشربندی اجتماعی هستند. هر یک با ویژگی های خاص خویش بررفتار خانوادگی انسانها تاثیر خاصی بر جای می گذارد. از نظر وضع شغل شیوع طلاق در بین بازیگران نمایش یا هنر پیشه ها در سراسر جهان امری قطعی است و یا اینکه بحران در وضع درآمد و سیر نزولی آن که همراه با ترک عادات رفاهی افراد خانواده همراه می گردد بر میزان طلاق موثر خواهد بود.قشرهای پایین جامعه در صورت نبودن مقررات سخت و هزینه ها و بار مالی طلاق بیشترین روی آوران به طلاق می باشند.
میزان تحصیلات زن و مرد در طلاق تاثیرات مهمی را نشان می دهد ولیکن در ایران بر خلاف دیگرنقاط جهان که طلاق به روشنی با افزایش تحصیلات رو به کاهش می نهد در تهران به نوعی فقدان هنجار مشخص برمی خوریم و علی رغم این واقعیت روندهایی چند دیده می شود.بی سوادی و مرزهای نزدیک به آن بالاترین نسبت طلاق را فراهم می سازد سطح تحصیلات تا ورود به آموزش عالی از این روند می کاهد . با افزایش سطح تحصیلات دانشگاهی مجددا آمار طلاق افزایش می یابد.ازعوامل مهم دیگر تعداد فرزندان است که بی فرزندی در خانواده مشکلات را افزایش داده وبی ثباتی ازدواج کمک می کند ولی از سوی دیگر وجود فرزند و مخصوصا افزایش فرزندان همواره عاملی مثبت و در اصطلاح مرکز گرا و تحکیم بخش درخانواده نخواهد بود سن ازدواج و سن زوجین و تفاوت سنی آنها نیزازعوامل دیگر به طلاق عنوان شده است زودرسی سن ازدواج بر میزان آسیب آن تاثیر گذارده است و هم چنین شکاف سنی برطلاق تاثیر دارد ولی به طور کلی این علل همراه با عوامل دیگر به طلاق دامن می زنند ولی هرخانواده ای با چنین ویژگی محتوم به گسست پیوند نیست.(همان منبع ص 82 –52 )
نویسنده عوامل طلاق را دردو حوزه جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی مورد بحث قرار می دهد. به این ترتیب که در حوزه جامعه شناسی عوامل ساختی با آسیب ها رابطه جدی دارند. عوامل ساختی در حوزه جامعه شناسی شامل عواملی ا ست تام،چند ساختی،وسیع وکلی. این عوامل با تمامی حیات اجتماعی سروکار دارند به تعبیر جامعه شناسان آسیب زا یا آسیب برانگیزندو در اعماق جامعه عمل می کنند. از این رو در محدوده جامعه شناسی عمقی جای دارند خوشه یا مجموعه وسیع از پدیده های اجتماعی را بیمار می سازند بنابراین با تمام زمینه های آسیبی در ارتباطند.برخی از این عوامل ساختی چنین اند: پیتریم سوروکین واضع مفهوم جامعه حسی است به زعم او آنگاه که انسانها همه ارزشها را در مسلخ ماده گرایی و ابزار گرایی قربانی می سازند جامعه ای تکوین می پزیرد که باید جامعه حسی خوانده شود. اهم مشخصات چنین جامعه ای به این قرار است: سلطه کششهای طبیعی،التذاذ آنی شئی سروری وقلب رابطه انسان و طبیعت.(همان منبع ص 122 )
درهریک ازاین جوامع روابط انسانی سست و سرد آسیب پذیرمی گردد عواطف انسانی ناپدید می شوند،انسانها به سودهای مادی یا جسمانی توجه دارندو ا شیاء ارزش انسانها راتعیین می کنندانسانها قربانی نظامی میشوندکه در آن جز ماده،شیء،کالا وسود آنی پرستی ارزشی ندارند ومعنای متعالی زیستن در کنار یکدیگر برای همیشه ازمیان می رود و روابط خانوادگی نیز از این امر مستثنی نیست همچنین از عوامل ساختاری درحوزه جامعه شناسی بی هنجاری ودو ساختی شدن جامعه را مطرح می کند که به مفهوم آنومی از نظردورکیم و مرتون نزدیک است.درحال دگرگونی سریع جوامع قواعدو هنجارهای سنتی کم ارزش تر به نظرمی رسند وارزشها ی جدید و منطبق با واقعیت نیز جا نیفتاده اند در چنین حالتی که جامعه در حال گذر است دو ساخت کهن و جدید هر دو وجوددارند و تبعیت افراد را با هنجار دچار مشکل می سازندوتناقض آمیزی این دو ساخت در تمام روابط خانوادگی دیده می شود که برای مثال در ازدواج به هنگام گزینش همسر سنت های قدیمی به کار می آیند(تبعیت از بزرگتران،ریش سفیدان خانواده)که درزمان خودکارایی داشته است یعنی هنگامی که عروس با پیراهن سفید عروسی به خانه بخت می رفت و با پیراهن سفید (کفن)ازآن بیرون می آمد ودر زمان کنونی که همه چیزدر حال دگرگونی است برای مثال نقش زن در جامعه تنها به عنوان همسرمنحصرنمی گردد.و اشتغال ووضع سواد در بین این قشر تغییرکرده و ارزشهای جدیدی مطابق بااین تغییرات به وجود آمده است. دیگراین روش کارایی خود رااز دست میدهد بنابراین دو ساختی شدن جامعه منجربه عدم تعادل درساختارهای جامعه و حالت آسیب زایی پیدا می کند. ازدیگر عوامل دراین حوزه کرختی وجدان جمع و تصری طلاق می باشد. دردوبعدنفی مفرط یا پذیرش افراطی باعث آسیب زائی در رابطه با طلاق می باشد از دیگر عوامل ناهمسان همسری و یگانگی زوجهاست که باعث می شود تا دو انسان با دو مجموعه ارزشها و عادتها وجهان بینی ها ی متفاوت از یکدیگر هر چنددرابتدا با لعابی عاطفی به زندگی مشترک روی می آورند ولیکن شکافها به زودی خود را نشان می دهد و منجر به گسست زندگی مشترک می گردد وهرقدر فاصله اجتماعی،جغرافیایی،فرهنگی و شغلی حتی زبانی و دینی زوجین بیشتر باشد احتمالا بیشتر درمعرض تهدید به طلاق قرار می گیرند(همان منبع ص 130 –120 )
در میان عوامل ساختی در حوزه روان شناسی اجتماعی نیزعواملی چند مطرح می شود از جمله خود میان بینی و دوری از همدلی در بین افراد است به همان اندازه که فرآیند همدلی یا توان خود را به جای دیگری نهادن موجبات بسط و تقویت مشارکت اجتماعی و به تبع آن گسترش و شکوفایی روابط انسانی را فراهم می سازد دوری از همدلی زوجین را از یکدیگر دور ساخته وعدم سازش ایشان را فراهم می کند. از دیگر عوامل در این حوزه بلوغ روا نی- اجتماعی و زدایش رمانتیسیم ازدواج می باشد به این معنا که جوان یا هر انسانی که دست به ازدواج می زند باید بداند که زناشویی نیز هماننددیگرامور و پدیده های اجتماعی دارای جهات مثبت و منفی است وتنها درخواست و جلب نکات مثبت ازازدواج امریست بسیار دورازواقعیت. با توجه دادن به این مسائل بسیاری از مشکلات زوجین حل خواهد گردید و آخرین مبحث دراین حوزه آگاهی از فضای خاص ارتباطی است به این معنی که حرمت ارتباطات در یک خانواده نوپا باید مورد توجه اطرافیان قرا ر بگیرد واز دخالت در ارتباطات زوجین باید جلوگیری شود.(همان منبع ص 136-130 )نویسنده مدل زیر رابه عنوان مدل علی طلاق مطرح می کند:
|
در این رابطه رفتار و عقاید خانواده منشاءارزشهای اساسی فرد دررابطه با ازدواج،اصول اخلاقی توجه نداشتن به سود ولذت گرایی فرد درارتباطات خویش، وضع مادی ازنظر وضع درآمد ورفاه، شبکه روابط اجتماعی و وجود افرادی سا لم یا نا سالم در این شبکه و چگونگی گزینش همسر در موارد ذکر شده در مدل برطرق مؤثر پنداشته شده ا ند.مقاله ای که توسط دکترپرویز پیران تحت عنوان ((در پی تبیین جامعه شناختی طلاق)) نوشته شده است ایشان به نکاتی چنددر مورد این پدیده پرداخته اند درمورد چهار چوب تئوریکی پژوهش خویش ایشان معتقدند که ((چهار چوب تئوریک مناسب پژوهش در باب طلاق منطقا باید چنان چهار چوبی باشد که دائما بین فرد و جامعه از طریق شناخت نهادها و سازمان اجتماعی نوسان کند.))
در ارتباطی هماهنگ این سطوح را نگریسته برهر یک درنگ کند. و ضمن عدم غفلت از هویت و خصایص فردی واراده آگاه انسان جبر اجتماعی را نیز به فراموشی نسپرد. درمورد طلاق باید آگاه بود که ساختارجامعه ایران در طی
تاریخ خود مکانیسم هایی را برزندگی زناشویی مسلط ساخته است این مکانیسم هادر شیوه همسر گزینی منعکس است اما باید اذعان داشت برخی ازاین مکانیسم ها احتمال انحلال خانواده را دربطن خود به همراه دارداز سوی دیگر مکانیسم های سنتی در150 سال گذشته دستخوش آشوب شده اندو حداقل برای اقشاری برندگی خود را از دست داده اند و جایگزین مناسبی نیز یافته ا ند.پس از یک سو امکان وقوع طلاق دربرخی از مکانیسم های اجتماعی کهنسال ریشه دارد و از سوی دیگر به تهاجم گریزناپزیر فرهنگ غرب ونحوه دفور مه شدن ساختار و روابط اجتماعی درشرایط وابستگی مربوط است اما انعکاس شرایط اجتماعی نیز یکدست نیست و خصایص ساختار وبه اشکال گوناگون درزندگی افراد و گروهها منعکس می شود .
برخی از این شیوه های ا نعکاس با طلاق قرابت بیشتری دارند که تحلیل آندرسطح عامیانه صورت می گیرد بالاخره ساختار جامعه و رشد و تربیت افراد خصایص متنوعی را پدیدمی آورد که برخی ازاین خصایص چنانچه در فردی جمع شوند احتمال وقوع طلاق را برای او فزونتر می سازندکه موضوع سطح فرد است((پیران 1369 ))
ایشان با مرور منابع در مورد طلاق چهار مقوله کلی: اشکال روابط اجتماعی،معیشت و گذران زندگی،ارزشهای اجتماعی وفرهنگی،نارسایی های جسمی و روحی را با طلاق مرتبط فرض کرده اندوهر یک ازاین مقولات را به فرضیه های متعدد تقسیم کرده تابتوان به صورت تجربی آنها را مورد آزمون قرار داد این فرضیه ها عبارتند از:
.10تحرک شدید طبقاتی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
.11تفاوت شدید طبقاتی احتمال وقوع طلاق راافزایش می دهد.
12.حضت شوهرخاصه در صورت اتکاءمالی زن و شوهراحتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
13.نازایی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد ولی تعدادفرزند با احتمال وقوع طلاق رابطه معکوس دارد.
14. بیماری چه روحی وچه جسمی درصورت تداوم احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
15.مسائل و مشکلات جنسی مربوط به زندگی زناشویی احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
16. اعتیاد احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
17. تضادارزشهای فرهنگی و باورهاو چشمداشت ها احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
18.مرد سالاری وتمایل به سلطه بر همسرو فرزندان وسلطه ناپذیری همسراحتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.
19.سوءظن به همسراحتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد 0
20 .عدم صداقت چه قبل وچه بعد ازازدواج احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.(همان منبع ص 38)
در این فرضیه ها به گفته محقق رابطه علی منظور نشده است زیرا به نظرپژوهشگر این کاریست دشوار هم از نظر ارزش تحقیق وهم از نظربینشی زیرا کار مستلزم توانایی تئوریک،پژوهشهای عینی فکری وتامل طولانی است زیرا طلاق درحیطه تکامل و تضاد شخصیت ها قرار میگیرد ودر کنار عوامل اجتماعی،زیستی یا روا نی و اراده فردی به موقعیت های خاص و گاه لحظه ای وناگهانی نیزمربوط می شود که جمع بندی همه آنها درقالب روابط علی وکنترل پارامترهای دیگر با فرض خنثی بودن آن ها اگر غیر ممکن نباشد بدون تردید ساده نخواهد بود.(بیان مؤلف)
براین اساس جان ایکه لار معتقد است که نتایج تحقیقات جامعه شناختی،روانشناختی،روانکاوی در مورد طلاق حداکثرقادرندبه جای سخن گفتن ازعلل طلاق ومطرح روابط علی ازپدیده های مرتبط،پیوسته یا همراه طلاق یادکنند وازوجودهمزمانی وهمراهی ویا احتمال افزایش وکاهش موارد وقوع خبر دهند.(همان منبعص 38 )
فرضیه های ذکر شده دردو مرحله ویا دو روش: تحلیل محتوا و پرسش و پاسخ بررسی گردیده اند که نتایج به دست آمده به این قرارند:درروش تحلیل محتوا مهمترین نتایج عبارتند از:
وجودرابطه بین زندگی شهری،وسعت وجمعیت شهری ازیک سوواحتمال طلاق ازسوی دیگر نسبت طلاق به ازدواج درنقاط مختلف مورد مدافه قرار گرفته است و مشخص شده که ز ندگی شهری وفضای روانی آن بدون تردید درافزایش ناسازگاریها واز جمله طلاق مؤثر است.
-رابطه معکوس تعداد فرزندان و احتمال طلاق.
-رابطه حرفه وطلاق با توجه به آمارهای موجود.(معرفی بیکارها،مشاغل غیرفعال اموراداری و منشیگری،حرفه های هنری و گذراندن اوقات فراغت،حرفه هایی با دوری طولانی از منزل به عنوان حرفه هایی با بالاترین درصدطلاق وامور تولیدی وصنعتی با پائین ترین درصد.
-ارتباط بین سواد و طلاق
-طرح احتمال وجود رابطه بین دخالت شخص ثالث و انحلال خانواده.
-طرح کم بودن احتمال وجود رابطه بین سواد و نوسان احتمال و دخالت شخص ثالث در خانواده.
-طرح احتمال وجود رابطه بین استقلال مالی زن و نا سازگاری زناشویی.
-طرح احتمال وجود رابطه بین مدت آشنایی و طلاق.
-طرح کم بودن احتمال رابطه بین نحوه آشنایی ودوام زندگی زناشویی.
-طرح کم بودن احتمال رابطه بین سواد و نحوه آشنایی.
-طرح وجود رابطه بین رضایت ازروابط جنسی وکمی اختلاف سن زن و شوهر و پایداری زناشویی.
-وجود رابطه بین سن زن و شوهر و طلاق.
-وجود رابطه بین فقر وطلاق.
-وجود رابطه بین داشتن روابط نامشروع و افزایش احتمال وقوع طلاق.
پس ازجمع آوری روابط مندرج و استخراج متغیرهای مفروض در هر رابطه و ترکیب و ادغام آنها مشخص شد که علل و آثارروابط یاد شده بیشتر درجهت اثبات فرضهای شماره 1 ،3 ،4 ،7،9 ،14،19 . پژوهش مورد بحث سیر می کنند.(همان منبع ص 39)
درقسمت پرسش و پاسخ نیز فرضیه های یاد شده مورد آزمون قرار گرفتند و نتایج زیر به دست آمده است:
-پیوستگی مثبت کامل بین ناآشنایی با همسرویا کوتاه بودن آشنایی ازیک سو و افزایش احتمال وقوع طلاق ازسوی دیگر.(فرضیه شماره 1)
-پیوستگی مثبت کامل بین اجبار به ازدواج و افزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره 2)
-عدم وجود ارتباط بین ازدواج درسنین کم واحتمال وقوع طلاق در نمونه مورد بررسی.(فرضیه شماره3 )
-ارتباط منفی بین طولانی شدن زندگی زناشویی واحتمال وقوع طلاق .(فرضیه شماره 4 )
-پیوستگی مثبت کامل بین تنگدستی و عدم توانایی در تامین حداقل مخارج زندگی وافزایش احتمال وقوع طلاق(فرضیه شماره 9 )
-ارتباط مثبت بین داشتن رابطه نامشروع و احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره5)
-پیوستگی مثبت کامل بین تحرک شدید طبقاتی (چه مثبت و چه منفی)و افزایش احتمال وقوع طلاق (فرضیه شماره 10)
-پیوستگی مثبت کامل بین تفاوت شدید طبقاتی و افزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره 11)
-پیوستگی مثبت کامل بین مردسالاری و تمایل به سلطه برهمسرو فرزندان و سلطه ناپذیری همسرو افزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره18)
-پیوستگی مثبت کامل بین سوءظن همسر وافزایش احتمال وقوع طلاق.(فرضیه شماره 19)
-پیوستگی مثبت کامل بین عدم صداقت چه قبل وچه بعد از ازدواج وافزایش وقوع طلاق.(فرضیه شماره20) (همان منبع ص41)
| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 639 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 510 |
فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 – عنوان تحقیق
بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی
IMC(Integrated Marketing Communications)
1-2)بیان مسأله
پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس قرائن موجود تجربی و علمی، مدیران بازارایابی شرکتهای دولتی و خصوصی در زمینه مواد شوینده مستقر در تهران، تا چه میزان با مفهوم جدید ارتباطات یکپارچه (IMC) آشنا بوده و تا چه میزان از تکنیکهای آن طراحی استراتژی بازاریابی محصولات خود استفاده می کنند.
ارتباطات بازاریابی به مدیران یادآوری می کند که همه عناصر تبلیغات و ارتباطات باید به صورت یکپارچه با یکدیگر هماهنگ شوند تا همانند صدای سازهای یک ارکستر سمفونیک که هدف مشخصی را دنبال می کند به گوش برند. (آمیکو به نقل از حیدرزاده- 27)
اهمیت تحقیق:
امروزه با توجه به جهانی شدن و توسعه فن آوری های نوین، مفاهیم جدیدی منجمله، بازاریابی ارتباطی ارائه شده است. مفهوم IMC فرصتهای زیادی در پیش روی شرکتهای مختلف قرار داده است.
امروزه شرکتهای بزرگ دنیا از بازاریابی انبوه رویگردان شده و با توجه ویژه به مقوله ارتباطات، توجه خود را به یکپارچه کردن ارتباطات مدیریت بازار معطوف نموده اند.
ارتباطات بازاریابی یکپارچه (IMC) فعالیتی است جهت متحد کردن همه ابزارهای ارتباطی بازاریابی و مشارکت و گسترش دادن پیامها برای ارتباط برقرار کردن دوطرفه با مخاطبان هدف از یک راه تازه.
برنامه IMC از برنامه های سنتی تبلیغاتی خیلی پیچیده تر می باشد زیرا که منابع پیام بیشتر، ابزارهای ارتباطی بیشتر و مخاطبان بیشتری را مد نظر قرار می دهد.
با توجه به موارد ذکر شده و هزینه های سرسام آور تبلیغات برای شرکت های تجارتی، در سال 1993 پیشنهاد شد که با محوریت قرار دادن ارتباطات در فرآیند بازاریابی ضمن برقراری ارتباطات مؤثر با مخاطبان، می توان تا مقدار زیادی هزینه های مرتبط با تبلیغات انبوه را کاهش داد و با استفاده از بخش ارتباطات و روابط عمومی، موفقیت های بیشتری را کسب کرد. (صمدی، عباسی0 435، 436)
تبلیغات مدرن شکل جدیدی از تلاش اولیه ای است که برای تبلیغات می شده است . مبلغین آمریکا، سالانه 244 بیلیون دلار برای تبلیغات هزینه می کنند و در کل دنیا، چیزی نزدیک به 465 بیلیون دلار صرف تبلیغات می شود. هر چند تبلیغات اکثراً توسط شرکتهای تجاری استفاده می شود، ولی در سازمان های بدون سود، حرفه ای ها و آژانس های اجتماعی نیز کاربرد دارد. در واقع بزرگترین شرکتی که در قرن 21 بیشترین هزینه را در تبلیغات داشت، یک سازمان بدون سود بود.
استراتژی تبلیغات شامل دو عنصر اصلی است. ایجاد پیام های تبلیغاتی و انتخاب رسانه برای تبلیغات در گذشته، شرکت ها به رسانه به عنوان تابعی از فرآیند تولید پیام می نگریسته. دپارتمان تولید ابتدا تبلیغات مناسب را خلق می کرد و سپس دپارتمان رسانه، بهترین رسانه را برای رساندن این پیام به مخاطبین انتخاب می کرد ولی امروزه قطعه بندی رسانه ها، تعیین هزینه های رسانه و استراتژی های بازاریابی متمرکز به هدف، اهمیت فرآیند انتخاب رسانه را افزایش داده اند. (Kotler 480, 482)
بازاریابی برای هر نوع حرکت آگاهانه و هدفمند در بازار امروزه ضرورت دارد- بازاری که دیگر نه مرز می شناسد و نه مشتری خاصی را در نظر دارد. «جهانی شدن» بازار، پدیده ای است که به تدریج چهره خود را نمایان می سازد. شعار امروز بازاریابی برای همه کارآفرینان و مدیران و بازاریابان حرفه ای در این جمله کوتاه خلاصه می شود: «جهانی بیندیش، محلی عمل کن». جهانی شدن بازار یعنی اقتصاد و تجارت بدون زر و لازمه آن بینش وسیع، حرکت هدفمند، نگرش سیستمی و افزایش توانمندیها و بهبود مقررات و قوانین است. بازاریاب امروز باید مرزها را بشکند، مغزش را به کار اندازد و رمزهای کامیابی را زودتر از دیگران بیابد و بشناسد تا بتواند در تلاطم بازار واقعی که در آن حرفه ایها در شکار لحظه ها هستند و فرصتها را به سادگی از دست نمی دهند، خود را نجات دهد. (روست، ونوسی، ابراهیمی- 2)
جهانی شدن قلمرو بازاریابی، روندها و روند سازها را هر چه بیشتر گسترده ساخته و تبلیغات را قابل انتقال به آن سوی مرزها می شود. پیشرفت در امکانات، تلفنهای همراه، شبکه های رایانه ای و پهنای باند مخابرات، تشکیل گردهمایی مجازی را تسهیل می کند که در آنها تبلیغات به دور از محدودیتهای جغرافیایی سیر می شود. نشر روز قرون نام و نشان هائیست همراهی گسترده تر مردم شده، قابلیت تأثیرگذاری تبلیغات را افزایش می دهد. از سوی دیگر افزایش درآمد قابل تصرف مردم در سراسر جهان، مشارکت گسترده، آنها را در اینگونه پدیده های همدیگر توسعه می بخشد. (حیدرزاده- 62)
گرایش به رسانه های ،دلایل مشخص خود را دارد و در واقع به ویژگی های منحصر به فرد آنها باز می گردد که هفت مورد آن آشکار است:
1-آزادی از زمان و مکان.
2-امکان دسترسی به ادبیات جهانی واژه ها.
3-امکان استفاده از گرافیک متحرک، موسیقی، صدا و تصویر.
4-امکان ارتباط بی واسطه.
5-امکان کنش و واکنش دو سویه.
6-امکان شخصی شدن
7-رفتارهای افقی و بدون سلسله مراتب (شکرخواه- 28، 29)
با توجه به موارد فوق می توان اهمیت ارتباطات در بازاریابی را اینگونه بیان نمود که از طریق هماهنگ نمودن و انسجام بخشیدن به فعالیتهای تبلیغی از دوباره کاری و هزینه های مرتبط با آن اجتناب خواهد شد، همچنین در مزیت هم افزایش (Synergy) ابزارهای مختلف تبلیغاتی استفاده خواهد شد و سرانجام برنامه های تبلیغاتی به صورت کارا و اثربخش طراحی خواهند شد. (صمدی، عباسی- 449)
با وجود اینکه امروزه نوک پیکان رقابت شرکتهای برتر دنیا در عرصه تجارت را بازاریابی تشکیل می دهد، هنوز این علم یا هنر، جایگاه خود را در کشور ما نیافته است . در بسیاری از موارد گویا حتی تعریف درستی از آن درک نمی شود.
کالا از منظر بازاریابی ترکیب از محصول (Product) ، بسته بندی (Package)، برچسب (Lable)، قیمت (Price)، نام (Brand) و شعار تبلیغاتی (Slogan) می باشد. نه تنها محصول بلکه کلیه عناصر فوق در انتخاب کالای شرکت از سوی بازار مؤثر هستند. تقریباً می توان در مورد کالاهایی که مصرف کننده نهایی آنها عموم مردم می باشند (نظیر شوینده ها) اهمیت عناصر آمیخته فوق را به ترتیب ذیل رتبه بندی کرد:
1-قیمت- محصول (در یک بازار خاصی، معمولاً بین این دو پارامتر، همبستگی شدیدی وجود دارد)
2-نام و شعار تجاری
3-بسته بندی
4-برچسب
گذشت زمان مظروفی بوده است که در آن افزایش تولید، تنوع مارک ها و اشباع بازارها را داشته ایم. ظهور تولید کنندگان متعدد بویژه در صنعت فوق الذکر موجب شده است که انتخاب مشتریان در خرید هر کالا بشدت افزایش یابد، به عبارت دیگر امروزه کسی مجبور به خرید نام و یا مارک خاصی نیست، نکته حائز اهمیت این است، که در طول زمان، امکان حفظ امتیازات تکنولوژی برای یک تولیدکننده میسرنیست عملاً نیر تولیات کالاهای مورد در بخش ویژه ای از یک بازار از نظر کیفیت محصول در دراز مدت به سمت یکدیگر سوق می یابند. این در حالی است که تولیدکننده محتاج به القاء برتری و حداقل القاء تفاوت کالای خود با کالاهای رقبا به مشتریان است تا توجه آنان را به کالایش جلب کرده و شرایط خرید کالا را از سوی مشتریان فراهم سازد.
در پی احساس ضرورت فوق، شرکتهای کشورمان تلاش می کنند که با تبلیغات گسترده از طریق رسانه های مختلف (بیل بوردهای شهری- تلویزیون- رادیو- روزنامه ها و مجلات و....) بتوانند نوعی امتیاز و یا تفاوت را بین کالای خود و رقبا ایجاد نمایند و با شناساندن خود به مشتریان شانس فروش کالای خود را در مقابل نمونه رقیب افزایش دهند. بواسطه محدودیت در ایجاد نوآوری های حتی و سپس حفظ آن، عدم شرکتها به سمت ایجاد تفاوتهای القایی سوق یافته اند که مستلزم ا ستفاده کارآمدتر از دیگر عناصر ترکیب کالا است. ولی بدلیل عدم توانایی در انتخاب ترکیب کالایی مناسب برای مصداق حرفه ای خود کارایی هزینه های تخصصی به امر تبلیغات و بازاریابی را در شرکتهایشان با افت کیفیت مواجه می کنند. در بین عناصر ترکیب کالایی مذکور، به طور بی سابقه ای گسترش یافته است و نیز راههای ارتباط میان شرکتها، مشتریان و محیطهای دیگر به گونه ای مؤثرتر و کارآمدتر طراحی می شود. توجه به مشتری همواره از معیارهای اصلی یک بازاریابی موفق بوده است اما تصورات در این باره که چگونه می توان یک جهت گیری کارآمد در ارتباط با مشتریان داشت به شدت تغییر کرده است و انتخاب بهترین مسیرها برای رسیدن به مشتری بسیار مهم تر شده است. اگر در دهه های هشتاد و نود اغلب سیستم های مدیریت مشتری با هدف جمع آوری حداکثر اطلاعات در باره مشتریان تدوین می شده تا در نهایت ا ز این اطلاعات در جهت عرضه مناسب کالا برای ای مشتریان استفاده شود، در عصر حاضر، اغلب تیم های مدیریت مشتری با هدف پی بردن به نیازهای فردی مشتریان شکل می گیرد و عرضه با توجه به نیازهای تک تک مشتریان انجام گیرد. در حالی که در دهه های هشتاد و نود نوعی عرضه استاندارد وجود داشت که بر اساس اطلاعات کلی در باره مشتریان صورت می گرفت. امروزه، مشتریان دیگر در قالب گروههای مقصد، طبقه بندی نمی شوند بلکه هدف اصلی در بازاریابی نوین آن است که بر اساس الگوی برنده- برنده نیازهای مشتریان به بهترین شکل ممکن تأمین شود.
جان هاگل سوم و آرتور بی آرمستراگ در این ارتباط به بازارهایی اشاره می کنند که در آنها، مشتریان سایر عوامل مؤثر در زمینه قیمت و حتی نوع کالاها را هم تعیین م یکنند. به دیگر سخن در بازاریابی نوین، مشتریان در صدر تمامی برنامه ها و استراتژی ها قرار دارند و نقش محوری ایفا می کنند. در این عرصه هیچ فرق نمی کند که کجا می توان یک مشتری بالقوه را یافت، در سوپرمارکت، در سفر، سرکار، در خانه یا در مقابل کامپیوتر؛ بلکه مهم آن است که همیشه و همه جا در اندیشه جذب تک تک مشتریان بود. همواره وظیفه اصلی بازاریابی آن است که همیشه خود را به صورت انعطاف پذیری با طرحها و الگوهای موجود سازگار کرده و ابزارهای مناسب را به منظور برآورده کردن نیازهای مشتریان در اختیار قرار دهد.
یکی از عمده ترین مشکلاتی که بازاریابی امروزی با آن روبرو است، تجزیه روزافزون آن است، از مدت ها پیش، بازاریابی کلاسیک با استفاده از روشها و ابزارهای نوین بازاریابی، تکمیل شده است. روشها نوین بازاریابی و مدیریت مشتری امکانات تازه ای را برای ابزارهای مدیریتی کلاسیک فراهم کرده است.
پیش قراولان دنیاهای نوین رسانه ای مانند مارشال مک لوهان از دهها سال پیش، شبکه ای شدن را به عنوان ویژگی اصلی روشها، مشکل ارتباطات و اقتصاد آینده می دانستند.
جهان بازاریابی نیز به شدت تحت تأثیر این ویژگی شبکه ای شدن قرار دارد. این مسأله از آنجا قابل درک است که مدیریت ارتباطات در روند بازاریابی همواره دارای اهمیت بیشتری می شود.
یکی از ویژگیهای مهم بازاریابی نوین آن است که در آن ارتباطات به صورت یک طرفه نیست و همه با هم در ارتباط متقابل هستند. این مسأله نه تنها چالشی بزرگ برای شرکتها محسوب می شود بلکه مدلهای بازاریابی یکپارچه است این امکان را فراهم می کند که علاوه بر بازارهای جمعی کلاسیک، بازارهای تازه ای نیز تشکیل شود که در آنجا عرضه کنندگان و خریداران با هم ارتباط مستقیم برقرار کرده و کالاهای مورد نیاز یکدیگر را تأمین کنند.
تغییراتی که بواسطه رسانه ها و تکنولوژی های جدید در روند بازاریابای صورت گرفته است هیچ گاه موجب نشده است که نقش اصلی بازاریابی دچار تحول محسوسی شود. هنوز هم مهمترین دل مشغولی صاحبان کارخانه ها و مدیران شرکتها آن است که محصولات خود را به گونه ای عرضه کنند که با حداقل هزینه و حداکثر سودآوری به فروش برود.
این معیارها مرزهای طبیعی هرگونه بازاریابی انعطاف پذیر و مبتنی بر فردگرایی را نیز به خوبی تعریف می کند. (هرمان- طولانی- 48)
1-4) اهداف تحقیق
1-5) قلمرو تحقیق
تحقیق حاضر به بررسی کلیه شرکتهای دولتی وخصوصی فعال درزمینه مواد شوینده وبهداشتی در تهران پرداخته است .
ازپرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شده وجمع آوری پرسشنامه ها حدود دو ماه ( خرداد ، تیر ) به طول انجامیده است .
فرضیه ها وسؤالات تحقیق
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) ونحوه تعامل با مشتران نهایی همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 15 و 24 طراحی شدند.
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم( ای ام سی) و یکیارچه کردن ابزارهای ارتباطی، همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 14 ، 16 ، 17 و 19 طراحی شدند.
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و انتخاب محتوای ییام در رسانه ها ،همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 18 ، 20 ، 22 و 23 طراحی شدند.
بین رشته تحصیلی مدیران بازاریابی و استفاده از استرتژی های نوین بازاریابی، همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 4 ، 13 ،21 ، 25 ، 26 و 27 طراحی شدند.
بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و تولید محصولات، همبستگی وجود دارد.
در این خصوص سؤالات 9 ، 10 ، 11 و 12 طراحی شدند.
پرسشنامه سؤال 2 مشتریان بالقوه
دومین گام از فرآیند هشت مرحله ای ارتباطات بازاریابی یکپارچه ، ارزیابی مشتریان احتمالی است. برای اینکه شرکتها می خواهند بهترین مشتریان و مشتریان بالقوه را داشته باشند، در گام دوم مشتریان و مشتریان احتمالی ارزیابی می شوند. بهترین راه برای ارزیابی مشتریان و مشتریان احتمالی این است که توجه بیشتری به جزئیات " درآمدهای جاری" داشته باشیم ، بدین معنی که بعد از آن شرکتها بتوانند تعیین کنند که برای ثابت نگه داشتن میزان رشد و یا هدایت مشتریان به سوی محصولات یا خدمات خاصی در پرفایل شرکت، به چه میزان سرمایه گذاری کنند. بعلاوه، هنگامی که شرکتها جزئیاتی مثل میزان درآمدزایی یک شخص یا گروه در آینده را بدانند، می توانند تصمیم بگیرند که به چه میزان تمایل دارند بر روی مشتریان احتمالی سرمایه گذاری کرده و آنها را به یک مشتری تبدیل کنند. (صمدی، عباسی ـ 437)
IMC تمام منابع ارتباطاتی که مشتری با محصول یا خدمات پیش از فروش دارد را شامل می شود. فرآیند IMC قبل از تولید محصول با مشتری شروع می شود و دوباره در تعیین و تعریف اشکال و متدهایی که از طریق آنها ارتباطات مؤثر شکل می گیرد به کار گرفته می شود.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-6)
پرسشنامه سؤال 3 مشتری
امروزه ، مبحث کیفیت و رضایت مشتری از محصولات تولیدی فراتر رفته و زمینه های خدماتی را نیز تحت پوشش قرار داده است. آموزش فرآیندی است که افراد طی آن، مهارت ها ، دانش و گرایش مناسب را جهت ایفای نقش خاصی می آموزند. (کتسون ، 1994 به نقل از رهنورد، عباسپور ـ 1383)
ارزش آفرینی (سود) سازمانها به رضایت مشتری یا گیرندگان خدمت وابسته است. رضایت مشتری نیز به کیفیت خدمات دریافتی کارکنان سازمان بستگی دارد. لذا قابلیت خدمات رسانی کارکنان در زنجیرة سود ـ خدمت نقش کلیدی دارد و این نتیجه به نوبت خود به کیفیت خدمات دریافتی از سازمان بستگی دارد. دسته ای از عوامل درونی یک سازمان بر رضایت مشتری مؤثر می باشد، این عوامل را عوامل هشت گانه « کیفیت خدمات داخلی» نامیده اند. با سنجش کیفیت این عوامل، مدیران قادرند تعیین نمایند برای رسیدن به رضایت مشتری چه فعالیتهایی در داخل سازمان باید بهبود یابد و به طور خلاصه کمیت و کیفیت خدمات داخلی به وظایف کارکنان یک سازمان بستگی دارد و خدمات داخلی با قابلیت خدمت رسانی کارکنان به مشتریان دارای رابطه ای از نوع همبستگی است و کیفیت خدمات داخلی در مقایسه با حقوق و دستمزد با رضایت کارکنان دارای همبستگی قویتری است. (اعرابی ـ اکرمی ـ 1382 ـ 274)
ارتباطات بازاریابی موفق ، نیازمند ایجاد ارتباط دوطرفه بین مشتریان و برندها است. (اصطلاح برند(Barand) یک برچسب مناسب برای توصیف تمام تلاشهای هماهنگ بازاریابی به شمار می رود که می تواند یک محصول، ارائه خدمات، یک خرده فروشی، یک شرکت رسانه ای یا حتّی یک شخص باشد.) (SHIMP-5)
یک ارتباط، عامل باثباتی بین برند و مشتریان آن است. ایجاد ارتباط دوطرفه با مشتری کلید فروش مدرن است و IMC یکی از کلیدهای ایجاد ارتباط با مشتری است. ارتباط دوطرفه میان مشتریان و برندها منجر به تکرار خرید و اعتماد به برند می شود. (همان ـ 13)
فروش واسطه ای یکی از اجزاء IMC است که برای مطلوب کردن ارتباطات فردی و تقابلات با مصرف کننده ها برای توسعه رابطه درازمدت سودآور با مشتریان تلاش می کند. مصرف کننده های راضی، وفادار می شوند و مصرف کننده های وفادار ، سودآورتر می شوند. فروش واسطه با استفاده از IT، ارتباطات بازاریابی را به توسعه ارتباطات با مشتری قادر می سازد منبع اطلاعاتی فروش واسطه ای ، حاوی ویژگیهای مصرف کننده، اطلاعات ارتباط و آنالیز می باشد که فروشنده را به دستیابی به گروههای هدف ویژه قادر کرده و آنها را از خریداران اولیه به مشتریان همیشگی تبدیل می کند. اثربخشی فروش واسطه ای بستگی به میزان رضایت مشتری و میزان وفاداری او دارد.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-138,139)
پرسشنامه سؤال 4 ارتباط طولانی مدت با مشتری
IMC فرآیند توسعه و انجام اشکال مختلف برنامه های ارتباطی اثرگذار با مشتریان در طول زمان می باشد. هدف IMC تحت تأثیر قرار دادن مستقیم رفتار مخاطب انتخابی است. IMC یک فرآیند تجاری استراتژیک است که برای برنامه ریزی، توسعه، اجرا و ارزیابی برنامه های ارتباطی مؤثر و قابل اندازه گیری و هماهنگ در طول زمان با مشتری ها و مصرف کننده ها و سایر افراد مورد هدف به کار می رود.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-7)
بسیاری نویسندگان معتقدند که استفاده از استراتژی Push ، منجر به رقابت های شدید قیمتی و انتقادهای همیشگی از قیمت ها می شود. اگر این استراتژی به صورت نادرستی استفاده شود می تواند منجر به تخریب آینده ی بازار یک محصول برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت شود. پیشبرد فروش حمایت واسطه ها را بدست می آورد و مصرف کننده آن را می خرد، امّا تبلیغات باعث ایجاد انصاف ،عدالت و تقدّم به صورت طولانی مدت می شود. با اختصاص بودجه ی تبلیغات شبکه ای به وسایل پیشبرد فروش، شرکت ها در سود کوتاه مدت موفق خواهند بود، امّا در ایجاد انصاف، تعهّد مشتری ، سهم فروش و ارتباطات طولانی مدت با مشتری ناموفق خواهند شد.
(KOTLER, ARMESTRONG-445)
پرسشنامه سؤال 5 مخاطبان آگاه
IMC یک اصطلاح انتخابی برای تمام فعالیت های ارتباطی است که در فروش یک محصول به کار می رود. هدف از ارتباطات بازاریابی، اضافه کردن ارزش محصول در نظر خریدار و مشتری است.
(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-20)
از جمله اجزای مختلف ترویج مختلط ـ اهمیت تحت تأثیر قرار دادن صداقت مصرف کننده از طریق ارتباطات بازاریابی و دیگر ـ اهمیت افزایش چهره عدالت و انصاف یک شرکت می باشد که بر روی افزایش محصول در نظر خریدار و مشتری تأثیر بسزایی دارد. (همان ـ 18)
کاتلر چهار نوع تغییر اجتماعی را مشخص می کند :
1- تغییر شناختی
2- تغییر کنشی
3- تغییر رفتاری
4- تغییر ارزشی
تغییر ارزش به معنای تلاش برای آگاه کردن گروه هدف از محصولات شرکت می باشد. (دهقان ـ 174)
از لحاظ قانونی ، شرکت ها باید از تبلیغات فریبنده یا غلط پرهیز کنند. نباید ادعاهای غلط داشته باشند و باید از تبلیغات بالقوه برای فریب بپرهیزند حتی اگر هیچ کسی فریب نخورد و باید سعی در ارائه اخبار درست و آگاه کنند در مورد محصول داشته باشند و اطمینانی که به مشتری در مورد کیفیت محصول ارائه می شود کاملاً صادقانه و متعهدانه باشد.
(KOTLER, ARMESTRONG, 446)
پرسشنامه سؤال 6 تولید محصول خاص برای گروه خاصی و تبلیغات آن
دو فاکتور اصلی که چهره ارتباطات فروش را تغییر می دهند عبارتند از :
1-شبکه انبوه دچار شکاف شده است و فروشندگان از شبکه انبوه دور شده و بیشتر در حال ایجاد برنامه های متمرکز در فروش هستند، که به ایجاد روابط نزدیک با مشتریان ویژه در فروشگاههای کوچکتر ، منجر می شود.
2-پیشرفت در تکنولوژی اطلاعات که امکان تهیه اطلاعاتی راجع به مشتریان در سطوح فردی و خانه داران را فراهم کرده است.
انتقال از فروش انبوه به فروش بخش بخش، تأثیر شگرفی بر ارتباطات فروش داشته است. انتقال به سمت فروش یک به یک ، نسل جدیدی از تلاشهای ارتباطی هدف دار و تخصصی را ایجاد کرده است.
(KOTLER,ARMESTRONG-428)
پرسشنامه سوال 7 تولید بر مبنای نیاز مشتری
مشتری ، نظر و سلیقه اش ، در واقع علت و هدف نهایی تولید است. این سلیقه بر اثر سالها کار و تجدیدنظر در تولید محصول بروز می کند و درعین حال بسیار شکننده است، زیرا خریدار کسی است که هم قدرت انتخاب و هم اختیار نخریدن دارد. تولید کننده باید کالای خود را به او بشناساند (تبلیغ) سلیقه او را را برانگیزاند (ترغیب) به او بیاوراند که کالای تولید شده مطابق نیاز و سلیقه اوست (اقناع) و سرانجام کاری می کند که جز کالای او، مشتری تولید رقبا را برنگزیند(ارضا). (حیدرزاده ـ 27)
پرسشنامه سؤال 11 و14 تعهّد سازمانی
تعهد سازمانی عبارت است از حالتی که کارگر سازمان به خصوصی هدفهایش را، معرف خود می داند و آرزو می کند که در عضویت آن سازمان بماند و فرد، سازمانی را معرف خود می داند.
(پی . رابینز ـ پارساییان ، اعرابی ـ 283)
تعهد عبارتست از احساس هویت و وابستگی فرد به سازمان. عوامل بی شماری موجب ایجاد تعهد و پایبندی در فرد می شوند. به نظر ریچارد استیرز تعهد و پایبندی را میتوان هم ناشی از عوامل شخصی مانند سن وسابقه خدمت در سازمان دانست و هم ناشی از ویژگیهای سازمانی مانند میزان آزادی کارکنان در تصمیم گیری و احساس امنیت شغلی. مدیران باید با مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی کارکنان را بیشتر کنند. (مورهد، گریفین ـ الوانی ، معمارزاده ـ 94)
یکی از فرآیندهای IMC بر طبق گفتة گونرینگ (Gonring) استخدام کارکنان تیمی است. کارکنان در IMC آموزش می بینند که در کارهای عملیاتی محدود نشوند و در کار گروهی رشد کرده، متعهد و مسئولیت پذیر باشند و تمرکز نهایی آنها بر روی مشتریان باشد. (صمدی، عباسی ـ 1385)
سؤالات 12 و 23 پرسشنامه یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای
(Argyris)آرجریس به موضوعات یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای پرداخته است. در یادگیری تک حلقه ای می آموزیم که چگونه به متغیرهای حاکم پاسخ دهیم تا ثبات حاصل شود. در حالی که در یادگیری دو حلقه ای می آموزیم که چگونه متغیرهای حاکم را تغییر داده، وضعیت را متحول سازیم.
یادگیری تک مرحله ای فرآیند ساده ای است که طی آن از بازخورد اقدامات قبلی برای اصلاح اقدامات آتی استفاده می شود و می تواند در موقعیت های محدود مؤثر واقع گردد ولی مدیریت را در موقعیت رویارویی و تقابل گسترده ای قرارمی دهد. این در حالی است که در یادگیری دو مرحله ای، نه تنها از اقدامات قبلی جهت پاسخگویی به سؤالات در زمینه اقدامات آتی استفاده می شود بلکه فرضیاتی را که اساس آنها در آینده تصمیم گیری به عمل خواهد آمد نیز دربرمی گیرد. (ویتزل ، 1382 ، 349 به نقل از فرهنگی، شاه میرزایی، حسین زاده ـ 88)
آجریس (Argyris-1982) ، رفتارهای تطابقی و انعطاف پذیر که نه تنها منجر به فعالیت های متفاوت، بلکه منجر به روشهای متفاوت برای انتخاب فعالیتها می گردند را «یادگیری دو حلقه ای» می نامد.
اشبای (Ashbay-1959) اشاره می کند که در تیمهای با بازخورد دو حلقه ای ، حلقه اول بازخور با به کارگرفتن روشهای تصمیمات موجود نامنظمی های مربوط به " شدت" را کنترل می کند، در حالیکه دومین حلقه بازخور، نامنظمی های مربوط به " نوع " را با تعیین اینکه آیا لازمست روشهای کنترل در سطح عملیاتی دوباره تعریف شوند یا نه کنترل می نماید. (میرزایی اهرنجانی، سلطانی تیرانی ـ 146)
یادگیری دو حلقه ای زمانی ایجاد می شود که ما بتوانیم ارتباط و جذابیت استانداردها و هنجارها را که به مثابه راهنمای عمل هستند، مورد سؤال قرار دهیم. این استانداردها به منزله محدودیت هایی بر رفتار مورد توجه قرار می گیرند بنابراین یادگیری دو حلقه ای مبتنی بر فرآیندی است که محدودیتی در نظر گرفته شده برای فعالیتها را مورد سؤال قرار می دهد. (مورگان ـ مشبکی ـ 124)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3975 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 108 |
مقدمه :
الهی
هم دعا از تو اجابت هم ز تو ایمن از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن مصلحی تو ای تو سلطان سخن
همانطوری که از عنوان تحقیق برمی آید، پژوهش در این مقوله گرد سن ازدواج می چرخد بر همگان روشن است که برخی ها در جامعه به امر ازدواج اقدام نکرده اند، در حالی نشان هم در حد بالاست و از سن ازدواجشان گذشته است و روز به روز بر تعداد این عده افزوده می شود، و به صورت مشکل و مسئله حد در جوامع پدیدار گشته است و هر انسان صاحب احساس و نوع دوست را به تفکر و چاره اندیشی وا می دارد تا بتواند بر این مشکل فائق آید و این معضل را از جامعه بزداید. اینک ما این مشکل را میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر(عج) مورد بررسی قرار داده ایم، هر چند جامعه مورد بررسی خیلی محدود است و به کل جامعه نمی توان تعمیم داد ولی با توجه به رشته تحصیلی و احساس محقق می توان گفت که :
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.
ازدواج در کنار تولد و مرگ یکی از سه حادثه مهم زندگی آدمی است. تولد بدون اطلاع و اراده موعود اتفاق می افتد، مرگ نیز تا حدود زیادی خارج از کنترل اوست. ولی ازدواج در میان این سه، تنها حادثه ای است که امکان انتخاب در آن وجود دارد. اما این انتخاب و تصمیم گیری در خلاء صورت نمی گیرد بلکه در اجتماع تحقق می یابد. در این تحقیق محقق با توجه به رشته تحصیلی، عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مؤثر بر موضوع ازدواج را مورد بررسی قرار می دهد. چون تحولات اقتصادی و اجتماعی بر مناسبات خانوادگی و زن و شوهری تأثیر می گذارد و برعکس تحولی همچون تغییر سن ازدواج مؤثرند و آثار و پیامدهای مختلف این تعیین کنندگی کدامند؟ به طور خلاصه می توان گفت که اگر ازدواج در شرایط زمان خود صورت نگیرد، موجبات فراهم آمدن انواع جرایم خواهند بود، جرایمی که از لواط، فحشاء تن فروشی و زنا گرفته تا فرزندان نامشروع و خودکشی هایی که در این مورد انجام می گیرد.[1]
لازم به ذکر است که علت این که تحقیق در میان دانشجویان صورت می گیرد این است که چون دانشگاه یکی از نقاط مهم و حساس هر جامعه است و ارزشها از دانشگاهها به سایر نقاط جوامع توزیع می شود، بنابراین محقق علل بالا رفتن سن ازدواج دانشجویان را انتخاب کرده است.
پیشگفتار:
نهاد ازدواج که بنیان خانواده بر آن قرار دارد، در نتیجه پژوهشهای جدید تاریخی، جمعیت شناسی و مردم شناسی بهتر شناخته شده است. نگرشهای اتخاذ شده توسط این شاخه های علمی و مسائل مورد نظر آنها تا حدودی تقارب یافته و در نتیجه، شواهدی تازه را در این زمینه فراهم آورده اند. اینک برای ما امکان آن هست تا ما بهره گیری از اطلاعات مربوط به یک دوره تاریخی که در قرن شانزدهم میلادی تا زمان حال ادامه دارد، به تعدادی از سؤالات پاسخ دهیم که به سهم خود می توانند ابهامات مربوط به خانواده را به عنوان یک نهاد اجتماعی، مرتفع سازند. این سؤالات به مقوله های گزینش همسر، سن زوجین هنگام ازدواج و کارکردهای زناشویی مربوط می شوند.
در جامعه هایی که بر اصول اعتقادات استوار هستند، قوانین مشخصی ناظر بر روابط جنسی هستند، که ازدواج را مشروعیت می بخشند. در یک چارچوب حقوقی و شرعی، نهاد ازدواج رد مفاهیم بسیار متنوع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ریشه دارد. هنگامی که جمعیت شناسان نرخ ازدواج ـ یعنی نسبت تعداد ازدواج به کل جمعیت را محاسبه می کنند این سؤال را مطرح می سازند که آیا در گذشته ها تعداد ازدواجها بیشتر از امروز بوده و مردم در چه مواقعی از سال بیشتر ازدواج می کردند. بدیهی است در مورد دوره هایی که در مورد آنها هیچ یک از مجموعه های آماری مربوط به عصر حاضر در اختیارمان نیست، چنین محاسبه هایی سهل نخواهند بود ولی امروزه با توجه به مستندات و مدارک بدست آمده از کشورهای دیگر و کشور خودمان معلوم می شود که سن ازدواج رو به افزایش است و نرخ آن کاهش دارد.
آقای سگالن در کتاب جامعه شناسی تاریخی خانواده می گوید: از سال 1740 تا زمان حاضر، البته جز در برخی از دوره های جنگ، نرخ مطلق ازدواجها به طور مداوم از افزایش جزئی برخوردار بوده است. در حالیکه نرخ ناخالص ازدواج کمابیش ثابت باقی مانده است. تنها در سالهای اخیر شاهد تنزل در نرخ اخیر ازدواج بوده ایم.
از سال 1775 تا 1900 نرخ متوسط ازدواج در فرانسه 16 در هزار باقی ماند. در طول امپراطوری اول (14-1804) این نرخ با کاهش اندک به 15 هزار و در سالهای اخیر به 14 در هزار رسید. که البته در این میان اختلالات ناشی از جنگهای مربوط به انقلاب فرانسه، دوره امپراطوری و جنگ های سالهای 1-1870، 18-1914، 45-1939 نادیده گرفته می شوند، در این سالها، تعداد زیادی از ازدواج ها به تعویق افتاده اند و بعداً نرخ فوق را در سالیان بلافاصله پس از ترک مخاصمان افزایش دادند.[2]
در کشور خودمان با مرور ارقام ازدواج طی سالهای 1368 تا 1372 ملاحظه می گردد تعداد ازدواجهای ثبت وگزارش شده طی این دوره، علی رغم افزایش جمعیت، با ثبات نسبی در سالهای 68، 69، 70 روبرو بوده و در سال 1371 کاهش حدود 22 هزار رویداد ثبت شده به پایین ترین سطح این دوره افت کرده و سپس با افزایش 40 هزار رویداد در سال 1372 از سطح سال 1368 گذشته است.[3]
در بیان علت این تحولات می توان به موارد زیر اشاره کرد:
نخست اینکه احتمالاً با پایان یافتن جنگ تحمیلی، نیروهای جوان و مجری که دوران خدمت در جبهه ها را سپری می کردند مجال تشکیل خانواده یافته و شرایط اجتماعی نیز به این مساعدت نموده است. در نتیجه ارقام ازدواج در سال 1368 بالاتر از سنوات ماقبل بوده است. با عادی شدن تدریجی شرایط اجتماعی تعداد ازدواجها نیز به حالت عادی رجوع کرده است.
کاهش رویداد ازدواج در سال 1371 ممکن است نتیجه شرایط اقتصادی بوده باشد که با اعلام نتایج به مسئولین امور منجر به اخذ تصمیمات در سطح کلان گردیده و متعاقب آن شاهد افزایش رویداد در سال 1372 بوده ایم. همچنانکه می دانیم تأثیر نوسانات اقتصادی در ازدواج از دیرباز شناخته شده است.[4]
فصل اول ـ کلیاتی در باره تحقیق
1- موضوع تحقیق
2- بیان مسئله
3- تعریف موضوع
4- ضرورت تحقیق و اهمیت موضوع
5- اهداف تحقیق
6- فرضیات
1- موضوع تحقیق:
بررسی عوامل مؤثر بر بررسی (بالا رفتن سن) ازدواج میان دانشجویان پسر دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر (عج).
2- بیان مسأله
در این پژوهش مسئله مورد بررسی بالا رفتن سن ازدواج میان دانشجویان دانشگاه آزاد مجتمع ولیعصر(عج) می باشد. البته با اندکی تفحص و تحقیق معلوم می شود که این مشکل تنها به جامعه ما (ایران) اختصاص ندارد بلکه دامن گیر کلیه جوامع جهانی بعد از صنعتی شدن بوده و هست و روز به روز در حال اوج گیری می باشد. اینک محقق با توجه به رشته تحصیلی خود و تجارب چند ساله خود با دانشجویان از نزدیک مصاحبه ها و صحبت هایی که به طور شفائی در طول چند سال انجام داده این مسئله را به عنوان پایان نامه کارشناسی مورد تحقیق و بررسی قرار می دهد.
3- تعریف موضوع:
ازدواج رابطه ای است شرعی، عرفی یا قانونی بین زن و مرد که آنها را برای مدت دائم یا موقت با هم پیوند می دهد و از طرف جامعه به رسمیت شناخته می شود.[5]
در این بررسی موضوع عوامل مؤثر بر تأخیر در ازدواج می باشد یا به عبارتی بالا رفتن سن ازدواج در این بررسی می خواهیم بدانیم که چه عواملی باعث می شود تا رابطه زناشویی که یک رابطه شرعی، عرفی و قانونی است در جامعه صورت نگیرد. ازدواج را می توان از جنبه ها و موارد زیر تعریف کرد: رابطه ، کارکرد و نقش اجتماعی.
1-از نظر کارکرد ازدواج نهادی است که برای انجام وظایف خانواده، مانند تولید نسل و اجتماعی کردن کودکان و فرهنگ پذیر نمودن آنان به وجود آمده است.
2-از نظر رابطه، ازدواج پیوند پایدار زن و مرد و همزیستی آنان و فرزندان و اقوامشان می باشد.
3-از نظر نقش اجتماعی، ازدواج عبارت است از رابطه و مناسبات میان زن و مرد که در داخل الگوی وسیعی از مناسبات اجتماعی قرار می گیرد.[6]
تعریف و بررسی ازدواج عبارت است از اینکه فردی از نظر سنی در حد بالا هستند و می توانند ازدواج کنند ولی ازدواج نکرده اند در این بررسی به دنبال این هستیم که آیا چه عواملی باعث شده است که این افراد نتوانند ازدواج کنند به عبارت دیگر و بررسی ازدواج عبارت از این است که افراد دارای شرایط ازدواج هستند ولی ازدواج نکرده اند.
4- ضرورت تحقیق و اهمیت بررسی
ضرورت و اهمیت تحقیق در قبال این موضوع را از قرآن مجید شروع می کنم به این صورت که در این بررسی خیلی مختصر حدود 97 آیه در قرآن راجع به کلمه «زوج» و «نکح» بدست آمده است. آیا مطلب و موضوعی که خداوند متعال در کتاب خود این همه به اهمیت آن تأکید فرموده اند و پیشوایان دین اسلام و سایر ادیان آسمانی سفارشهای فراوانی درباره آن فرموده اند عدم به جاآوردن و انجامش جای سؤال نخواهد بود؟ آیا عدم ازدواج و تأخیر آن جهت بررسی و تحقیق از درجه بالای اهمیت برخوردار نیست؟
لازم به ذکر است که یکی از این علل انتخاب این موضوع جهت بررسی و تحقیق این است که با توجه به اهمیت ازدواج از دید قرآن مجید و پیشوایان دین و سایر علما و اندیشمندان علمی که به تجربه و تحقیق اطلاعات ارزنده ای ارائه نموده اند. پژوهش در قبال تأخیر ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج شاید از مهمترین و اساسی ترین پژوهشها می باشد.
وقتی که قرآن کریم مرد را در لباس زن و زن را در لباس مرد بیان می فرماید و پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
«ما نبی بناءُ فی الاسلام اجبُ الی الله من التزویج»
(هیچ کاخی در زندگی برافراشته نشده که محبوبتر از کاخ ازدواج نزد خداوند باشد.)[7]
با این حساب آیا از دست دادن این موهبت الهی خسران نیست و آیا پژوهش در قبال عدم ازدواج و عوامل مؤثر بر تأخیر آن مهمتر و ضروری تر نمی نماید؟
1-4- اهداف ازدواج
اهداف ازدواج که اهداف تحقیق و یافتن موانع و عوامل مؤثر بر نرسیدن به این اهداف نیز می باشد، به ترتیب زیر می باشد:
1-رسیدن به سکون و آرامش
2-شکوفایی عواطف و احساسات
3-تأمین نیازهای جنسی
4-حفظ نوع و نسب
5-جلوگیری از انحرافات اخلاقی و بیماریها
6-تعاون و همکاری
7-رسیدن به تمامیت شخصیت و تکمیل و تکامل
8-پاسخ به ندای فطرت
2-4- فلسفه ازدواج
علاوه بر ارضاء جنسی ـ تعهد و تکامل و رشد و شخصیت و آرامش و فوائد ارزنده دیگری است که برای انسان به ارمغان می آورد. در تشکیل خانواده، عزت و رشدی است که هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود. استاد مطهری می فرماید: یک خصایص اخلاقی است که انسان جزء در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند. تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقمند شدن به سرنوشت دیگران، اخلاقیون و ریاضت کشها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع «خاصی» و یک نوع «بچگی» در آنها وجود داشته است. همچنین استاد مطهری درباره نقش تربیتی ازدواج می فرماید:
« یک پختگی هست که این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد نفس پیدا نمی شود، در نماز شب پیدا نمی شود، با ارادت به نیکان هم پیدا نمی شود، بلکه ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.»[8]
3-4- فایده های تسریع و زیانهای تأخیر در ازدواج
1-حفظ و تقویت ایمان و معنویات : یکی از سپرهای قوی در برابر دشمنان«ایمان»، «ازدواج» است.
2-بهره مندی از دوران شیرین و با نشاط جوانی
3-پاک ماندن از فسادها و انحرافات جنسی
4-محفوظ ماندن از بیماریهای عصبی و روانی[9]
با توجه به مطالب فوق، ضرورت و بررسی تحقیق در زمینه ازدواج در حد خیلی بالا می باشد و جا دارد که تحقیقات علمی زیادی در این زمینه صورت بگیرد، چون تأخیر در ازدواج عواقب خطرناکی در پی دارد که در زیر به برخی از این عواقب اشاره خواهد شد، ولی پژوهش حاضر به صورت یک تحقیق بنیادی در حد محدود می باشد. هر چند سن مادر در هنگام ایجاد نسل بالاتر باشد ابتلای نسل به ضعف و ناتوانیها بیشتر است، که یکی از آنها امکان منگول شدنش می باشد. تا آنجا که ممکن است مادر زن در پیری، زن را زائیده و اینک که دخترش در جوانی زایمان انجام داده فرزند منگولیسم داشته باشد. یعنی حتی یک نفر در سن بالا ازدواج کند فامیل را به بی رواجی می افکند.
قبل از انعقاد نطفه، پدر و مادر خوب و از انعقاد نطفه تا تولد مادر و پدر خوب و از تولد تا مرگ معلم و والدین خوب لازم است تا نسل مورد پسند حضرت علی (ع) را آنچنانکه فرموده بتوان داشت و از این قرار:
« بزرگترین خدمتی که می توان به فرزند خود نمود انتخاب همسری شایسته و معلمی صالح می باشد.»
«علم بزبان مردم سخنان انبیاء را بازگو می کند.»[10]
4-4- سن و بیماری
یک تحقیق علمی که اهمیت موضوع تحقیق حاضر و عواقب شوم دیرکرد ازدواج را می رساند بدین صورت است که اخیراً طبق تحقیقات دکتر ژان پاول از انجمن سرطان مرکز پزشکی ملکه الیزابت بیرمنگام نتیجه جالبی بدست آمده است. طبق این تحقیقات زنان میانسال مجرد نسبت به زنان هم سن خود که شوهر دارند در دهة 1960-1970 بیشتر مبتلا به سرطان کولون شده اند. مهمتر آنکه در هر سنی که دختر بتواند تحمل آمیزش را داشته باشد و هورمونهایش به او شلاق کشش بزنند و قدرت جلب مرد را در آنها تحریک نمایند، آمار بیماریها در همان سن در نزد شوهر کرده ها کمتر از مجردهاست. پسر و دختر به سن بلوغ جنسی رسیده اگر تخلیه مربوط را انجام ندهند و یا در تخلیه آنها تأخیر باشد، حالات عصبانیت پیدا خواهند کرد و از این جهت که اعصاب ناراحت دارند زمینه پذیرش بیماریهای مختلط را فراهم می سازد.[11]
5-4- انواع بلوغ برای ازدواج لازم و ضروری است
مطالعات و تحقیقات به عمل آمده توسط دانشمندان نشان می دهد که پدیده للوغ منحصر به بلوغ فیزیکی نیست بلکه تلفیقی است از سایر انواع بلوغ که احراز آنها، خود را آماده ازدواج می سازد بنابراین این بلوغ به 5 مرحله تقسیم شده است. بلوغ فیزیکی، عاطفی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی. که هر کدام از این بلوغها به عنوان پایه و ستون ازدواج موفق می باشد. هر چند اهمیت آنها نسبت به هم فرق می کند و دارای سلسله مراتب اهمیت هستند.[12]
1- بلوغ فیزیکی (جنسی)
فرآیند بلوغ یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی هر فرد است. «استانلی هال» که پدر روانشناسی بلوغ معروف است، این مرحله را دوران طوفان و فشار می نامند. «روسو»دوره بلوغ را تولد مجدد می دانست. وقتی فرد به دوره بلوغ می رسد مثل این است که فرد دیگری با خصوصیات بدنی و روانی متفاوتی در وی به وجود می آید نوجوانی با تغییرات بیولوژیکی آغاز می شود این تغییرات در دختران در سنین 9-12 سالگی و در پسران 11 تا 13 سالگی بروز می کند. قد، وزن و به طور کلی رشد سریع جسمانی در این دوره تحت تأثیر هورمونهای غدد درون ریز، خصوصاً غده هیپوفیز قرار دارد. ترشح هورمونهای غده هیپوفیز و سایر غدد مانند غده فوق کلیوی، غده تیروئید و غده جنسی را فعال می کند. رشد بدنی سه تا چهار سال به طول می کشد که اوج آن در پسران 14 سالگی و در دختران 12 سالگی است. طی این دوره 15 تا 20 سانتیمتر بر قد و 20 تا 25 کیلوگرم بر وزن نوجوان اضافه می شود. عملکرد و غدد جنسی نه تنها باعث تغییراتی در ظاهر جسم بلکه باعث تغییراتی در ساختمان شخصیتی و روانی نوجوان نیز می شود.[13]
2- بلوغ عاطفی
بلوغ عاطفی مفهومی هنجاری در روانشناسی رشد است که به معنی گذر از بیچارگی و بی دفاعی دوره طفولیت خروج از سادگی کودکان و عبور از طغیان دورة نوجوانی و رسیدن به بزرگسالی است. بحرانهای مختلف زندگی فرصتی است برای محک زدن بلوغ عاطفی افراد. یک فرد بالغ در مواجهه با ناکامیها، بیشترین سعی خود را طرف فایق آمدن بر موانع و مشکلات و پذیرش منطقی امورد اجتناب ناپذیر می کند، در حالیکه برای یک فرد نابالغ، ناکامی فرصتی است برای ابراز غیظ، وی در شرایطی که خود را لبریز از خشم و غضب، آزردگی و یا شکست احساس می کند، حملات کور خود را متوجه نزدیکترین هدف در دسترس کرده و آنها را مقصر می داند و یا برعکس به خلوت گزینی و دل سوزاندن به حال خویشتن، سعی می کند از مسئله پیش آمده فرار کند. شخص بالغ قادر به ایجاد و حفظ روابط و مناسبات شخصی با دیگران است. کودکان فاقد این تواناییند. آنها به هر کسی که نیازهای آنان را برآورده سازد متکی می شوند بدون اینکه قادر به انجام خدمت متقابلی باشند. از طرف دیگر نوجوانان بسیار مشتاقند که در روابط خود با دیگران، استقلالشان را حفظ کنند در حالی که بلوغ عاطفی متضمن داد و ستد عاطفی هستند، چیزی که هم کودکان و هم نوجوانان فاقد آنند. ویژگی دیگر بلوغ عاطفی توانایی درک احساس دیگران یا همدلی است. افراد نابالغ آنچنان غرق در نیازهای خود هستند که نمی توانند بفهمند دیگران چه احساسی دارند. بچه ها موجوداتی خود محورند و سالها طول می کشد تا یاد بگیرند که احساس دیگران را نیز به رسمیت بشناسند. فراتر از به رسمیت شناختن نیازهای دیگران، پذیرش مسئولیت برآوردن آن نیازهاست. شخص نابالغ شاید بتواند برای لحظاتی کوتاه و گذرا دگردوست باشد اما وی همیشه از قبول تعهدات بلند مدتی که مخل و مزاحم علایق متلون و متغیرش باشد گریزان است. ازدواج و تشکیل خانواده به معنی پذیرش این مسئولیت مادام العمر و قبول تأمین نیازهای شریک زندگی است.
بلوغ عاطفی برای موفقیت در همه مناسبات و روابط انسانی، امری لازم و ضروری است اما ازدواج در این میان بیشترین نیازها را به این بلوغ دارد. خانواده امروزی بیش از گذشته بر قابلیتها و استعدادهای عاطفی ـ روانی زوجین متکی است. موفقیت زناشویی در خانواده های گذشته کمتر بر شخصیت طرفین ازدواج بوده ولی امروزه ازدواج دیگر یک ضرورت اقتصادی نیست، موفقیت در ازدواج منوط به توانایی هر یک از زوجین در وقف کردن وجود خود برای دیگری است.
3- بلوغ ذهنی:
روانشناسان معتقدند که ذهن انسان تا قبل از 15 سالگی به بلوغ نمی رسد. به زعم روان شناسان بلوغ ذهنی از چند مؤلفه تشکیل شده است:
1-مشاهده اشیاء و پی بردن به رواب بین آنها
2-قدرت حافظه
3-قدرت تخیل (توانایی فرض و استنتاج)
4-قدرت استنباط و قیاس
5-قدرت تمرکز و توجه
شکی نیست که کودکان حدی از قابلیتهای فوق الذکر را واجدند اما فرد بالغ همه این قابلیتها را به طور کاملتر و موزونتری دارد. البته در مواردی ممکن است رشد ذهنی با سن تقویمی و سن فیزیکی انطباق نداشته باشد بدین معنی که فردی ممکن است به لحاظ تقویمی بزرگسال محسوب شود و به لحاظ سن فیزیکی دارای تمامی مشخصات فیزیکی بلوغ باشد اما مجازات عقلی و بهره هوشی وی بسیار پایین و در حد یک کودک باشد. روانشناسان به چنین وضعیتی «عقب ماندگی ذهنی» می گویند. ورود به عرصه ازدواج، ذهنیتی پخته و بالغ را می طلبد. مشکلات و موانعی را که در جامعه مدرن و یپچیده امروزی بر سر راه حیات خانوادگی قرار می گیرد و جز با ذهنی پخته و بالغ نمی توان از میان برداشت.
4- بلوغ اجتماعی
بلوغ اجتماعی بدین معنی است که فرد بتواند با اتکاء به خود و بدون استمداد از دیگران از عهده آنجا مکارهای خود در موقعیتها و وضعیتهای اجتماعی برآید. به طوری که احتیاجی نداشته باشد به اینکه مثلاً کسی او را اول صبح برای رفتن به سرکار به زور از خواب بیدار کند یا حمام کردن را به وی یادآور شود، به جای آوردن عبادات شخصی و بسیاری از مسئولیتهای دیگر را به وی تذکر دهد. در تجمعات اجتماعی به عنوان مهمان یا میزان بتواند نقش خود را ایفا کند. با اعتماد به نفس به تنهایی مسافرت کند. آداب اجتماعی را در برخورد با دیگران در کلیه اشکال ارتباطات انسانی رعایت کند. در این مرحله فرد با اشتغال به کار و فعالیتهای اجتماعی دیگر در صدد اثبات استقلال و هویت خود برمی آید.
5- بلوغ اقتصادی
بلوغ های فیزیکی، عاطفی و اجتماعی جزو آمادگی های شخصی برای ازدواج می باشند و اما بلوغ اقتصادی تحت تأثیر مقتضیات محیطی و خارجی است و در شرایط اقتصادی فعلی جامعه ما توجه بیشتری را به سوی خود جلب کرده است. در موقع ازدواج سؤالات زیدی در خصوص جنبه های اقتصادی زندگی مشترک مطرح می شود. از جمله: آیا میزان درآمد برای تأمین مخارج زندگی زن و فرزند کفایت می کند؟ اگر نه از چه راههایی این کمبود جبران می شود؟ آیا زن و شوهر مایلند از والدین و بستگان خود کمک های مالی دریافت کنند؟ آیا شغل شوهر با دوام و باثبات است؟ توانایی وی در مالکیت منزل مسکونی یا اجاره تا چه حد است؟ آیا پول کافی برای شروع زندگی مشترک و خارج اولیه ازدواج را در اختیار دارد یا خیر؟
بلوغ اقتصادی آنگاه حاصل می شود که فرد توانایی آن را داشته باشد که بدون کمک دیگران از عهده تأمین معاش خود و زن و فرزندانش برآید.[14]
سن ازدواج
تا بدین جا از آمادگیهای لازم جهت ازدواج و تشکیل خانواده سخن گفتیم. حالا این سؤال مطرح می شود که بهترین و مناسبترین سن ازدواج زنان و مردان در چه سنی است؟ از مرور بحثهای فوق در خصوص انواع بلوغ این نکته کاملاً روشن می شود که هیچ سن تقویمی تثبیت شده ای را نمی توان به عنوان مناسبترین سن برای ازدواج معرفی نمود. اما اگر تمامی جنبه های بلوغ را مد نظر داشته باشیم شاید بتوان گفت شمار کسانی که در سنین کمتر از 20 سالگی از بلوغ کافی و همه جانبه ای جهت ازدواج برخوردار می شوند بسیار کم است.
قانون مدنی ایران (مصوب قبل از انقلاب) سن ازدواج را برای زنان تا 15 سال تمام و برای مردان 18 سال کامل را تعیین کرده اند و جز در موارد استثنایی (رجوع شود به ماده 1041 قانون مدنی سابق) ازدواج در سنین پایین تر ممنوع بود. البته بین قانون و واقعیت (عرف) فاصله هایی هم وجود داشت. متن قانون در تمامی نقاط کشور رعایت نمی شود به طوری که ازدواج زودرس به دلیل فقدان منع شرعی و عرفی در جوامع ایلی و روستایی و گاه شهرهای کوچک ایران مکرر به پشم می خورد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سن بلوغ (سن قانونی ازدواج) برای زن و مرد به ترتیب 9 و 15 سال قمری تعیین گردید.[15]
الف ـ اهمیت پزشکی تأخیر در سن ازدواج دختران
دخترانی که در سن 30 سالگی به بعد (به تعبیری 27 سالگی به بعد) ازدواج می کنند در معرض انواع خطرات و تهدیدات قرار دارند. برخی از این خطرات عبارتند از : وضع حمل پردرد و طولانی تر، افزایش احتمال مرگ و میر مادر و نوزاد قبل از زایمان، افزایش احتمال زاییدن کودکان منگولی و مبتلا به اختلالات کروموزومی ، دوقلو زائیدن ، البته هر چه زایمان اول به سمت زایمانهای بعدی حرکت کنیم احتمال خطرات فوق چند برابر می شود. همچنین احتمال ابتلا به سرطان کولون نیز با بالا رفتن سن دختران مجرد افزایش می یابد.
ب ـ آثار اجتماعی تأخیر در سن ازدواج دختران و پسران
1-از پیامدهای قابل توجه ازدواج معوق، کوتاهتر شدن دوره باروری زنان است.
2-به علاوه تأخیر در سن ازدواج مردان موجب افزایش فاصله سنی بین زوجین در مواقع ازدواج می شود. مردانی که با تأخیر ازدواج می کنند معمولاً دختران بسیار جوانتر از خودشان را به همسری برمی گزینند. در حالی که مردانی که زودتر ازدواج می کنند همسرانی نزدیکتر به سن خود را انتخاب می کنند.
3-از آثار ازدواج معوق، افزایش فاصله زمانی بین بلوغ فیزیکی(جنسی) و بلوغ اقتصادی است که این خود می تواند دو نتیجه را به دنبال داشته باشد:
خویشتنداری و رهبانیت موقت و احتمالاً تحمل محرومیتها، ناکامیها و عقده های جنسی و دیگر افزایش بیماریها، انحرافات و بزهکاریهای جنسی است که به دلیل تضعیف تابوهای اجتماعی در خصوص روابط جنسی خارج از محدوده زناشویی. در جوامع غربی تأخیر در سن ازدواج با عامل دیگری در ارتباط است و آن سهولت و رواج روابط خارج از دایره زناشویی است به طوری که افراد برای پذیرش مسئولیتهای ناشی از ازدواج معوق، خود باعث به وجود آوردن مسئله دیگری شده است و آن تهدید خانواده و تضعیف ارزشهای اخلاقی است.[16]
ازدواج یکی از مراحل زندگی طبیعی انسان است که برای هر زن و مرد سن و سال خاصی دارد و تأخیر در آن مجاز نیست. گریز از ازدواج نشانه اختلالی در وجود فرد است. سن ازدواج از دیدگاه علمی آن دوره ای است که فرد آماده است که وظایف و تکلیف خود را در چهارچوب یک زندگی مشترک به انجام نیک برساند و حقوق خود را در آن چهارچوب استیفا نماید.
ازدواج نیاز اساسی برای انسان
انسان موجودی است که به کلام قرآن «فالهمها فجورها و تقوها» ( پس به او زشتی ها و پرهیزکاری ها را الهام کردیم) موجودی است که اگر در خود به خوبی دقت کند نیک و بد را بدون هیچ راهنمایی نیز می داند. موجودی است که بر اساس تعریف دارای پنج طبقه نیازمندی است:
الف ـ نیازهای زیست شناختی (مانند غذا ـ آب ـ هوا ـ خواب ـ ارضای جنسی)
ب ـ امنیت و قابل پیش بینی بودن محیط زندگی
ج ـ تعلق خاطر و عشق
د ـ احترام (شناخته شدن ، مورد قبول واقع شدن ، مورد اعتماد بودن)
هـ ـ تحقق نفس (معرفت کامل، پذیرش چگونگی عمل شخصی خود برای نیل به کمال و شرافت و ابراز استعدادهای بالقوه انسانی).
با توجه به مطالب فوق الذکر که ارضای جنسی انسان را جزء نیازهای زیست شناختی و فیزیولوژیکی انسان می داند، و ارضای نیاز جنسی انسان تنها از طریق ازدواج می تواند صورت گیرد، پس ازدواج یک نوع نیاز اساسی برای انسان است.[17]
5- اهداف تحقیق
در هر تحقیق قبل از هر چیز باید انگیزه و هدف تحقیق مشخص شود. بررسی ها و پژوهشهای اجتماعی دارای یکی از دو هدف زیر می توانند باشند:
1- یا برای بررسی تجربی تئوریها و سنجش میزان تطبیق آنها با واقعیت است تا بدین وسیله دامنه علم در زمینه شناخت گسترش یابد.
2- و یا برای مسائل حاد روزمره اجتماعی و یافتن راه حل های آنها می باشد. اینگونه مسایل نیز می بایست در رابطه با تئوریهای موجود بررسی شوند.[18]
جنبه علمی و کاربردی این تحقیق در سطح وسیع و گسترده نمی باشد چون مسئله یک مسئله کلی در سطح کل جامعه ایران است، در حالی که این پژوهش تنها شامل محیط محدود دانشگاه مجتمع ولیعصر(عج) می باشد، که اگر هم جنبه کاربردی داشته باشد، تنها در این مکان بکار خواهد رفت. بلکه این بررسی بیشتر جنبه بنیانی دارد و در واقع برای بررسی تجربی و تئوریها و سنجش میزان تطبیق آنها با واقعیت ها می باشد. هدف عمده از این تحقیق، ارائه پایان نامه کارشناسی در رشته علوم اجتماعی می باشد و علت اینکه از بین هزاران مسئله اجتماعی، این مسئله را به عنوان موضوع پایان نامه انتخاب کرده ام، این است که در طول مدت تحصیل از نزدیک لمس کرده ام که حادترین مسئله و عمده ترین موانع رشد دانشجویان عدم ازدواج و افکار منفی ناشی از آن می باشد به این خار که خواستم پژوهشی در این مورد نموده و از عمق مسئله اطلاعاتی بدست آورده و عوامل و موانع ازدواح را پیدا کرده باشم.
با توجه به اهداف ذکر شده بالا، می توان گفت که تحقیق از هر نوعی که باشد دارای دو نوع هدف است:
1-اهداف کلی تحقیق (هدف تحقیق و بررسی)
2-اهداف جزء (هدف از طرح هر سؤال)
بنابراین اهداف موجود تحقیق به شرح زیر می باشد:
الف ـ هدف کلی (عام)
هدف کلی بررسی عوامل مؤثر بر بالا رفتن سن ازدواج در رابطه با تئوریهای موجود در این زمینه می باشد یا به عبارت دیگر: هدف کلی تحقیق آزمون روابط موجود میان عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و شخصیتی مؤثر بر بالا رفتن سن دانشجویان می باشد.
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 2041 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
بیومتریک چیست؟
تطابق یک به یک
تطابق یک به چند
معماری سیستمهای بیومتریک
پارامترهای مهم در سیستمهای بیومتریک
شناسایی از طریق چهره
الگوریتم تشخیص اثر انگشت
تصاویری از آثار انگشت تقلبی
اسامی خطوط اثر انگشت در شناسایی اثر انگشت
نمونه ای از کارت هوشمند چند منظوره
نمونه ای از کارت اعتباری بدون تماس
آزمایشگاه سیستم های بیومتریک – SfinGe
مراحل بررسی یک کارت شناسایی بیومتریک
الگوی دمایی نوک انگشت :
استفاده از آنالیز خطوط برآمدگی انگشت توسط نورهای تابیده شده
معرفی دستگاه اسکنر اثر انگشت هَمِستِر
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 81 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 108 |
در خصوص مبنا و فلسفه حکم ماده 630 ق.م.ا از منظر حقوقی، با توجه به وجود سابقه عرفی و اظهار نظر حقوقدانان در مورد مبنای آن، میتوان نظرات ارائه شده توسط علمای حقوق را در این باب تشریح کرد.
برای رسیدن به هدف فوق، مقدمتاً باید گفت: اصولاً وقتی عناصر متشکله جرم (عنصر قانونی، مادی، معنوی و عناصر خاص) جمع باشد، جرم واقع شده و مجازات قابل اعمال است. اما این اصل کلی، همیشه صادق نیست. قانون مواردی را معین کرده که با وجود جمع عناصر تشکیل دهنده جرم، باز هم مرتکب قابل مجازات نیست. اوضاع و احوالی که سبب این امر میشود از لحاظ کیفیت و ماهیت بر چهار نوع است: 1- جهات مشروعیت، مثل دفاع مشروع، امر قانونی و... 2- عوامل رافع مسوولیت کیفری، مثل صغر، سفه و... 3- معاذیر قانونی معاف کننده و تخفیف دهنده 4- کیفیات مخففه قضایی
هرکدام از این عوامل مانع اعمال مجازات میشود و دارای تعاریف، موارد و شرایط و آثار خاص خود هستند. در این فصل ضمن توضیحی در خصوص موارد یاد شده به بررسی سه نظریه متفاوت در توجیه حکم ماده از منظر حقوقی، توسط حقوقدانان میپردازیم.
4-1-1: جهات مشروعیت (علل موجه جرم)
جهات مشروعیت یا علل موجه جرم به عواملی اطلاق میشوند که جنبه مجرمانه بودن را از عملی که علیالاصول مجرمانه است و در قانون برای مرتکب آن مجازات خاصی پیشبینی شده است، سلب میکنند.
به عبارت دیگر شرایط و کیفیات خاصی توسط قانونگذار پیشبینی شده است که چنانچه در آن اوضاع و احوال، عمل مجرمانه ارتکاب یابد، وصف مجرمانه از عمل، سلب و عمل مباح تلقی میشود. به عنوان مثال هرگاه قتل که مطابق قانون جرم و دارای مجازات معین است، به خاطر دفاع از نفس یا در اجرای امر آمر قانونی واقع شود، فاقد جنبة مجرمانه بوده و مجازاتی به دنبال نخواهد داشت. در صورتی که این کیفیت خاص که قانون آن را معین کرده است، وجود نداشته باشد، عمل، مباح تلقی نشده و مجازات مقرر در قانون بر مرتکب آن تحمیل خواهد شد.
بنابراین به علت وجود اوضاع و احوال خاص، قانونگذار ارتکاب اعمالی را که در شرایط عادی جرم است، جرم نمیشناسد و مجازات نمیکند.[1] در نتیجه باید گفت که علل موجهه جرم: کیفیات و شرایط خارجی و موضوعی هستند که اصل عمل را مباح میسازند و کلیه کسانی که در ارتکاب عمل شرکت یا به نحوی مساعدت کردهاند، از مباح بودن عمل بهرهمند میشوند و مسؤولیتی نخواهند داشت.[2]
در کتابهای حقوقی و قوانین مختلف مصادیق متعددی نظیر دفاع مشروع، امر آمر قانونی، حالت ضرورت، رضایت مجنی علیه، به عنوان علل موجهه جرم معرفی شدهاند؛ گرچه در این مصادیق نظرات متفاوتی توسط حقوقدانان ارائه شده است و وحدت نظر وجود ندارد. از جمله آنها، دفاع مشروع است که به لحاظ ارتباط با موضوع لازم است در این مورد توضیحی ارائه شود.
4-1-1-2: دفاع مشروع
در حقوق اسلامی «دفاع مشروع، قدرتی بازدارنده است که به موجب آن حق انجام عملی که شرعاً ضروری است برای شخصی علیه دیگری وجود دارد تا خطر حقیقی، حال و غیر مشروعی را دفع کند که حق محترم مسلمان یا کافر ذمی یا مستأمن اعم از نفس، مال یا عرض و ناموس را مورد تهدید قرار داده است.»[3]
مناسبترین تعریف برای دفاع مشروع در حقوق عرفی بدین صورت است: «دفاع مشروع عبارت از حقی است که قانون آن را برای شخص مقرر کرده است تا با عملی که ضرورت دارد، خطر حقیقی، حال و غیر مشروعی را که نفس، مال یا ناموس او یا دیگری را مورد تهدید قرار داده است، دفع کند.».[4]
در دفاع مشروع، حقوق مورد حمایت شریعت، یعنی حقوق محترمه افراد، مورد تجاوز قرار میگیرد که در مقابل این تجاوز، دفاع بعمل میآید. این حقوق عبارت از نفس، مال و ناموس است. زیرا بر طبق حدیث نبوی «کل المسلم علی المسلم حرام دمه و عرضه و ماله» یعنی خون، ناموس و مال مسلمانان بر یکدیگر حرام است.[5]
با توجه به موضوع این تحقیق و تبیین مبانی ماده تنها به بحث دفاع از ناموس میپردازیم.
در قرآن کریم تصریح شده است که «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم» [6]یعنی هرکس که به جور و ستمکاری به شما تعدّی کرد، به اندازة تجاوزی که به شما کرده است، با او مقابله کنید. یعنی با ستمکاران به عدل مقابله کنید یکی از مصادیق دفاع مشروع، در خصوص دفاع از ناموس است که برای حفظ کیان خانواده واجب می باشد و الّا بقای خانواده متزلزل میشود. فقهای عظام نیز در این باره فتوی دادهاند که: «چنانچه بر حریم زوجه یا غیر او، تجاوزی صورت گیرد، واجب است که آن تجاوز، به هر نحو ممکن دفع شود، حتی اگر منجر به قتل مهاجم شود.»[7]
به عنوان مثال، چنانچه مردی، ارادة تجاوز به زنی کند و زن نتواند آن تجاوز را به جز از طریق قتل او خنثی کند، بر وی واجب است که متجاوز را در صورت امکان به قتل برساند.[8] حال چنانچه شخص از خود دفاع نکند، به خاطر ترک واجب، مستحق عقوبت اخروی خواهد بود[9]. بنابراین چنانچه کسی با زنی رابطة زوجیت دائم یا موقت، داشته باشد و مرد اجنبی را در حالی که با همسرش مشغول زنا است، مشاهده کند و زن نیز در انجام عمل زنا، تمکین داشته باشد، مجاز است که هر دو را به قتل برساند و گناهی بر او به خاطر ارتکاب قتل نیست و دلیل بر این جواز قتل، روایات و اخبار وارده است که فقها به آنها استناد کردهاند.
مادة 61 ق. م. 1. مصوب 1370 مقرر میدارد: «هرکس در مقام دفاع از نفس یا عرض و یا ناموس و یا مال خود یا دیگری و یا آزادی تن خود یا دیگری، در برابر هرگونه تجاوز فعلی و یا خطر قریبالوقوع، عملی انجام دهد که جرم باشد، در صورت اجتماع شرایط زیر، قابل مجازات نخواهد بود...».
همانگونه که ملاحظه میشود، مقنن در این ماده، دفاع از عرض یا ناموس را از جمله موارد دفاع مشروع دانسته که در این مورد، لازم است توضیحاتی پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی عرض و ناموس ارائه دهیم.
"عرض" از نظر لغوی به معنای بدن، تن مردم، ناموس و آبروی مرد که از نقصان و رخنه نگاه دارد، ذکر شده است[10] و بدین جهت بعضی از حقوقدانان، عرض و ناموس را از لحاظ معنی واژهها، مترادف با یکدیگر میدانند و معتقدند که مقصود مقنن از بکار بردن جداگانه دو کلمه عرض و ناموس، شمول کلیه مفاهیمی است که متبادر به ذهن میشود؛[11] در صورتی که به نظر میرسد نتوان آن دو را مترادف با یکدیگر دانست. ناموس در لغت به معنای حیثیت، اعتبار، حیا و آبرو است.[12] این لغت در معنای خاص خود و به اعتقاد بعضی از حقوقدانان، امری اعتباری است و با توسل به خصوصیات نژادی، قومی و آداب و رسوم، ممکن است مصادیق مختلف داشته باشد.[13] از نظر اصطلاحی، بین عرض و ناموس، سلسله مراتبی وجود دارد، به نحوی که عمل علیه ناموس تجاوز یا در صدد تجاوز برآمدن علیه زن به منظور انجام مواقعه و نزدیکی است؛ ولی فعل برخلاف عرض میتواند شامل هر عمل منافی عفت دیگری مانند بوسیدن یا در صدد بوسیدن برآمدن نیز بشود و به طور کلی میتوان گفت دو کلمة مذکور، مکمل یکدیگرند و هر نوع عمل منافی عفت را در بر دارند و چنانچه شخصی در مقام دفاع از ناموس و عرض خود، فردی را که درصدد هتک حیثیت و آبرو و شرف وی برآمده است، در حین عمل با رعایت شرایطی که در باب دفاع مطرح میشود، مورد ضرب و جرح قرار دهد و یا حتی به قتل برساند، از معافیت قانونی از مجازات برخوردار خواهد شد.[14]
بنا به تعریفی که قبلاً از دفاع مشروع بیان کردیم، ارکان دفاع مشروع، عبارت از تجاوز و دفاع که هریک باید دارای شرایطی باشند تا به عنوان عامل موجهه جرم، مشروع به شمار آید.
4-1-1-2-1-1-تجاوز باید غیر مشروع باشد:
تجاوز زمانی غیر مشروع است که حق قانونی یا شرعی فردی را به ناحق مورد تهدید قرار دهد. در حقوق اسلامی، جان، مال و حریم مردم، محترم شمرده شده است و این امور مصون از تجاوز هستند و حق صاحبان آن است که از آنها در کمال سلامت، حفاظت و نگهداری کنند و تجاوز و تعدّی دیگران به آنها منع شده است و فقهای اسلام، خطراتی را که بدون حق، این امور را تهدید میکند، غیر مشروع دانستهاند.
بنابراین، تجاوزی که حرام و از روی ستم باشد، غیر مشروع شناخته میشود. حال اگر تجاوز شخص متجاوز مشروع باشد، جایی برای دفاع مشروع باقی نمیماند و این تجاوز، زمانی مشروع است که عمل متجاوز برای اجرای حق یا برای انجام وظیفهای باشد؛ به همین دلیل، مقاومت در برابر مقام صلاحیتدار یا مأمورین اجرای قانون، در حدود وظایفی که بر عهده دارند، با استناد به حق دفاع، جایز نیست؛ زیرا عمل آنان مشروع و قانونی است.[15]
4-1-1-2-1-2-تجاوز باید قطعی یا قریبالوقوع باشد:
از آنجا که نقش دفاع مشروع، جلوگیری از تعرضها یا تجاوزها با توجه به شرایط آن است، به مجرد وجود دلایل و قرائن عینی و معقول بر این که متجاوز به زودی قصدش را عملی خواهد کرد و قطعیت اجرای تجاوز در نزد مدافعین متیقن شود، چنین تجاوزی قطعی یا قریبالوقوع محسوب میشود. بنابراین اگر تجاوزی در گذشته انجام پذیرفته باشد، دلیلی وجود نخواهد داشت که فرد آسیب دیده، در زمان حاضر به مقابله با آن بپردازد؛ زیرا این عمل، جنبة انتقامجویی دارد و مخالف با فلسفه دفاع مشروع است. در نتیجه، منظور از شرط اخیر آن است که قصد تجاوز به نحو قاطعی آشکار و برای مدافع این اطمینان حاصل شود که چنانچه در مقام دفاع بر نیاید، متجاوز قصد خود را به مرحله اجرا درخواهد آورد.[16]
4-1-1—2-1-3-تجاوز باید توأم با عنف و اکراه باشد:[17]
این شرط از جمله شرایطی است که در بحث دفاع از عرض و ناموس، باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد. عنف در لغت به معنای درشتی و سختی، تندی و ستیزه کردن و ضد رفق و مدارا است.[18] به عبارت دیگر، چنانچه شخصی در مقابل تجاوز به عرض و ناموس دیگری که توأم با عنف و اکراه است برآید، باز هم به دلیل تجویز شارع، دفاع از شخص مورد تجاوز، مشروع خواهد بود.
بند (ب) مادة 629 ق. م. ا [19].دفاع از عرض و ناموس دیگری را تنها زمانی مجاز و مرتکب رفتار مجرمانه در مقام دفاع علیه متجاوز را معاف از مجازات میداند که تجاوز، توأم با اکراه باشد؛ البته تبصره ماده 61 ق. م. ا[20] مصوب 1370، دفاع از دیگری را در صورتی مشروع میداند که شخص مورد تجاوز، ناتوان از دفاع باشد و تقاضای استمداد کرده و یا لااقل در وضعیتی قرار گرفته باشد که امکان استمداد نداشته باشد.
4-1-1-2-1-4-دفاع، باید ضرورت داشته باشد:
ارتکاب اعمال مجرمانه برای دفع تجاوز، در صورتی که تنها وسیلة ممکن برای دفاع باشد، مشروع تلقی میشود. بنابراین اگر شخص به آسانی بتواند متجاوز را خلع سلاح یا دفع کند، ولی با وجود این، مرتکب قتل یا ضرب و جرح متجاوز شود، عمل او دفاع مشروع، محسوب نخواهد شد. بنابراین مقصود از ضرورت، وجوب انجام عمل دفاعی نیست. به طوری که دفاع نکردن حرام باشد، بلکه شرط ضرورت، متعلق به جنس عمل دفاعی است. بدین سبب، فقهای امامیه، شافعی، مالکی، حنبلی، حنفی، زیدی و ظاهری، همگی عقیده دارند که بکارگیری هر عملی از اعمال دفاعی، تا زمانی که دفاع متوقف بر آن نبوده و طریق دیگری وجود نداشته باشد، جایز نیست.»[21]
بنابراین در حالت دفاع مشروع، بکار گرفتن عملی برای دفع خطر جایز است که دفاع تنها به وسیله آن ممکن باشد.
4-1-1-2-1-5-دفاع، باید متناسب با تجاوز باشد:
عمل دفاعی، زمانی متناسب است که با کمترین حد ممکن از قدرت لازم برای دفع تجاوز صورت گیرد. دلیل این امر آن است که استفاده از این حق، تنها برای ضرورت دفع تجاوز مقرر شده است و با امکان تحصیل مقصود با عمل سبکتر و آسانتر، استفاده از عمل سنگینتر و شدیدتر، ضرورتی ندارد؛ زیرا هدف از دفاع، دفع تجاوز است. البته تشخیص این امر که دفاع متناسب با تجاوز بوده است یا نه، امری موضوعی است که با توجه به اوضاع و احوال هر مورد خاص، از طرف قاضی صورت میگیرد. معیاری که برای تناسب توسط فقها بیان شده است، ظن غالب مدافع یا هر عملی است که به فکرش خطور میکند که با توجه به شرایط روحی و شخصی خود و اعتبارات متجاوز و حالت تجاوز، قادر به انجام آن است.[22] برخی از فقهای امامیه در این مورد میگویند: «اگر مدافع، کسی را در حال عملی غیر از جماع با کنیز یا زن یا غلام یا پسرش بیابد، حق دارد با عملی که انتظار دفع متجاوز با آن را دارد، او را دفع کند.»[23]
نتیجه آنکه، شرط تناسب دفاع با حمله را میتوان مکمل شرط ضرورت دفاع دانست؛ به دلیل آن که زمانی که برای دفاع ضرورتی وجود نداشته باشد، مسلماً دفاع به هر نحوی که اعمال شود، واجد شرط تناسب نیز نخواهد بود و چنانچه اقدام به دفاع ضرورت پیدا کند، آنگاه بایستی این دفاع، متناسب هم باشد. علاوه بر این، از شرط تناسب دفاع با تجاوز، توجه به این نکته معطوف است که شدت صدمات وارده در نتیجه دفاع، متناسب با تجاوزی باشد که در صورت خودداری از دفاع، ممکن بوده است شخص مدافع را تهدید کند.[24]
شرط تناسب دفاع با تجاوز اساسیترین شرایط دفاع است که قانونگذار صراحتاً در بند (1) مادة 61 ق. م. ا. و نیز مادة 625 و بند (ب) مادة 627 قانون مذکور، به آن اشاره کرده است.
با مراجعه به تاریخ حقوق جزا این مطلب روشن میشود که بشر تا حد امکان در برابر اقدامات غیر عادلانه و غیر مشروع تسلیم نشده و دفاع در مقابل آن را از حقوق طبیعی خود به حساب آورده است. به تعبیر دیگر اقدامات تلافیجویانه و مقابله بهمثل توسط فرد از بدیهیترین حقوق بشری است و فرد نوعی حق برای خود و نوعی تکلیف نسبت به دیگران در این مقوله میشناسد و لزوم حفظ روابط اجتماعی و انسانی ایجاب میکند که در برابر حمله و تهاجم غیر عادلانه دیگران از خود واکنش نشان دهد که این دفاع بحق، ولو در شرایط عادی جرم باشد، قانون آن را مجاز دانسته است.[25]
در حقوق رم، دفاع مشروع جرم شناخته نمیشد و سیسرون آن را به عنوان اصلی از حقوق طبیعی به شمار میآورد. در حقوق قدیم فرانسه تحت تأثیر اندیشههای مسیحیت، دفاع مشروع با محدودیتهای فراوان مورد قبول قرار داشت.[26]
در توجیه حقوقی دفاع مشروع و پاسخ به این سؤال که چرا کسی در حالت دفاع مشروع، مرتکب عملی شود که در حال عادی جرم تلقی میشود، مسؤولیت ندارد و مجازات نمیشود، نظرات متفاوتی وجود دارد.
عدهای به تئوری «اجبار معنوی» استناد کردهاند. مطابق این تئوری، مدافع در اثر حمله وارده، آزادی ارادة خود را در ارتکاب عمل از دست میدهد و در حالت اجبار معنوی قرار میگیرد و باعث میشود فعل ارتکابی به او قابل استناد نباشد و در نتیجه شخص قابل مجازات نباشد. با پذیرفتن این تئوری، دفاع مشروع از علل رافع مسؤولیت به حساب میآید که جنبة شخصی دارد. در حقوق قدیم فرانسه وقتی کسی به هنگام دفاع مشروع باعث قتل یا جرح دیگری میشد، او را مجرم میشناختند، ولی مجازات نمیکردند و معتقد بودند که حمله باعث شده است که آزادی ارادة او سلب شود و به ارتکاب جرم مجبور شود.[27]
با توجه به فرض مسأله، این تئوری غیر قابل قبول است، بدلیل آنکه دفاع مشروع از علل موجهه جرم است و پذیرش این تئوری به عنوان فلسفه دفاع مشروع، آن را در عداد علل رافع مسؤولیت کیفری قرار میدهد و مستلزم آن است که اولاً، دفاع از شخص ثالث را همیشه مشروع ندانیم، ثانیاً، برخلاف آنچه که حق و عدالت اجتماعی حکم می کند، در مقابل تعرضات قانونی و عادلانه مأمورین دولت نیز، هر نحو که اعمال شوند موجب بروز اختلال در اراده و ایجاد اضطراب و تشویش و تهییج انسان میشوند، دفاع را مشروع دانسته و اجازة اجرای عکسالعمل مجرمانه را به مجنیعلیه بدهیم.[28]
به نظر عدهای دیگر، دفاع مشروع «اجرای حق» است. هگل معتقد است، تهاجم نفی حق است و دفاع، نفی این نفی؛ در نتیجه اجرای حق است. مطابق این تئوری، دفاع مشروع جرم نیست تا بتوان مرتکب آن را تحت تعقیب قرار داد و مجازاتی برای آن در نظر گرفت.[29]
این نظریه که مورد قبول اغلب حقوقدانان است، دفاع مشروع را در عداد علل موجهه یا جهات مشروعیت قرار داده است و اقدام شخص در مقابل یک حمله غیر قانونی را اعمال حق وی دانسته است. توجیه این امر، بدین قرار است که اگرچه در اجتماعی که قانون حکمفرماست، افراد نمیتوانند شخصاً مجری قانون شوند و خود در مقام دفاع و دفع تجاوز برآیند، ولی چنانچه فردی در معرض خطر فعلی و قریبالوقوع قرار گیرد و دخالت اجتماع نیز مفید در دفع خطر از وی نباشد، فرد این حق را دارد که خود اقدام کند و متجاوز را از تعدی باز دارد، زیرا در مقام مقایسه حقوق و آزادیها و تمامیت جسمانی حمله کننده ، شخص مورد حمله، شخص اخیر بیشتر قابل احترام است. حتی میتوان گفت که وی با اقدام به موقع خود، نظم اجتماع را حفظ کرده است و ممکن است فلسفه دفاع از دیگری را نیز در این معنا قلمداد کنیم.[30]
4-1-1-2-2-3- تئوری عمل و مقابله به مثل یا جبران بدی با بدی
زیربنای این تئوری مبتنی بر این اصل استوار است که پاداش بدی، بدی همانند آن است و این طرز تفکر طرفداران سیستم عدالت مطلقه است. طرفداران این تئوری دفاع مشروع را فینفسه جرم میدانند؛ اما جرمی که بواسطة تحقق عدالت در مقام عکسالعمل نسبت به اقدام متعرضانه شخص متعرض صورت میپذیرد و مجازات ندارد.[31] به عقیده ایشان، ضرورت دفاع، موجب تحول و تغییر ذات و نفس عمل جرمزائی که در مقام اعمال دفاع انجام میشود، نمیشود و زشتی و قبح و جرم بدون آن را به حسن و حق تبدیل نمیکند؛ اما نظر به اینکه این عمل پاسخ به متعرضی است که با اقدام خود، حمایت قانون را از خودش سلب کرده ، عادلانه است و لزوم تحقق عدالت موجب عدم اعمال مجازات نسبت به وی میشود. به تعبیر دیگر، دفاع پاداش بدی و زیانی است که از تعرض شخص حاصل میشود و بدین صورت است که بدی جبران شده و از این جبران، استقرار نظم در جامعه نیز تأمین میشود.[32]
4-1-1-2-2-4تئوری «تعارض دو حق »:
این تئوری حاکی از آن است که در تعارض و برخورد بین دو حق، ناچار بایستی یکی از آن دو را فدا کرد و در این صورت شکی نیست آن حقی که واجد ارزش و اهمیت کمتری است، برای فدا شدن، مناسبتر و عادلانهتر خواهد بود. در دفاع مشروع حق مدافع با حق مهاجم تعارض پیدا میکند و چون حقوق فردی که بناحق مورد تعرض واقع شده است، نسبت به حقوق شخص متجاوز از نظر عقلی و منطقی از اهمیت بیشتری برخوردارمی باشد، لازم است از حمایت قانونی بهرهمند شود، مضاف بر آنکه شخص متعرض با اقدام خویش، قوانین و مقررات جامعه را نقض کرده است و موجب ایجاد اختلال در نظم جامعه و آرامش عمومی شده و با این وصف خود را از حمایت قانونی محروم کرده است. بنابراین در صورتی که بر اثر عمل مدافع، ضرر و زیانی اعم از مادی و معنوی متوجه وی شود و این خسارت مورد حمایت قانون واقع نشود و بلاجبران باقی بماند، جامعه نسبت به این امر حساسیتی از خود نشان نمیدهد و حال آنکه عدم حمایت از حقوق تضییع شدة فرد مورد تجاوز به لحاظ بیگناهی و عدم تقصیر وی و مظلوم واقع شدن او موجب بر انگیخته شدن احساسات و عواطف جامعه میشود.[33]
4-1-1-2-2-5-تئوری «رعایت حق و نفع جامعه»:
این تئوری در عین این که گرایشی به نظریة حقوق طبیعی است، متأثر از افکار روسو است. به عقیده طرفداران این تئوری، منشأ دفاع اجتماعی، دفاع فردی است؛ یعنی قبول مشروعیت دفاع فردی است که موجب موقعیت کنونی دفاع شده است و چنانچه به علل دفاع اجتماعی نقش خود را نتواند اجرا کند، دفاع فردی در این وضعیت میتواند با رعایت حدود و موازین و بدون تجاوز و زیادهروی بطور مؤثری تجلّی کند.[34]
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2952 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
چکیده:
در این تحقیق به بررسی اثرا ت بازی گروهی و با قاعده در رشد اجتماعی دختران 4 تا 5 ساله مدارس آمادگی شهر تهران پرداخته شد، بدین ترتیب پس از تدوین سوال و فرضیه دال بر اثبات ثبت بازی درمهد کودک بخصوص بازی گروهی و باقاعده درمهد کودک بر میزان رشد اجتماعی، بررسی مباحث نطری و بخصوص نظری وایلند درمحیط رشد اجتماعی تأکید شد، پس از آن تعداد و 60 نفر به عنوان نمونه تحقیق به صورت تصادفی با روش نمونهگیری خوشهای گزینش شدند و از پرسشنامه وایلند بر روی آنها اجرا گردید. سپس از طریق آزمونt استیودنت گروههای مستقل با آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد و مشخص گردید که میانگین رشد اجتماعی کودکی یا کودکانی که درمهد کودک بازی گروهی و با قاعده انجام میدهند درمقایسه با کودکانی که در مهد کودک بازی گروهی و با قاعده انجام نمیدهند، بالاتر است و این تفاوت ازلحاظ آماری در سطح 1 0 / 0 * معنا دار میباشد. بنابراین میتوان نتیجهگیری نمود که بازی گروهی و با قاعده درمهد کودک میتوان تأثیر مثبتی را در افزایش رشد اجتماعی کودکان ایفا نماید.
فصل اول:
موضوع
مقدمه
بیان مسئله
ضرورت پژوهش
هدف پژوهش
فرضیه
تعریف مفهومی و عملیاتی
موضوع: بررسی تأثیر بازی گروهی و باقاعده در رشد اجتماعی دختران 4 تا 5 ساله مدارس آمادگی منطقه 7 تهران بر اساس تست رشد اجتماعی وایلند.
مقدمه:
بازی که به معنی تلاش و فعالیت لذت بخش و خوشایند و تفریح است برای رشد همه جانبه کودک ضرورت تام دارد. کودک از طریق بازی احساسات و رویاهای خود را بروز میدهد. استعدادهایش راشکوفا میسازد، کنترل به موقع اعمال و حرکات را میآموزد، بر تجاربش میافزاید، دنیای درون و اسرار و مشکلاتش را بارز میسازد و انرژی ذخیره شده خویش راهر جهت مطلوب به مصرف میرساند. کودک از طریق بازیها، مشکلات و همکاری و رعایت حقوق دیگران و قوانین اجتماعی را یاد میگیرند. (شفیع آبادی، 1372 ) .
کودکان خردسال نمیتوانند افکار و عقاید و احساسات خود را به وضوح ازطریق کلمات و گفتار بیان کنند. بازی بخش عمدهای از زندگی کودک پیش دبستانی را تشکیل میدهد و باعث رشد شخصیت او میگردد. موجبات شادی و لذت و انبساط خاطر کودک را فراهم میکند. همکاری و نوع دوستی و اطلاعات و قوانین را به کودک یاد میدهد، دامنه تجسم و قصور او را میگستراند و کودک را به مشاغل گوناگون آشنا میسازد. (قاضی، 1370 ) .
بنابه اظهار کارل[1]، گروهی یکی از روانشناسان بزرگ سوئیسی، بازی کودکان مقدمه ای برای کوششهای آینده و آماده شدن برای زندگی آینده است. بدان سان که درآن جدی بودن زندگی بزرگسالات بر دوش کودک سنگینی نمیکند. او میگوید دربازی پلیس و ژاندارم کودکی که نقش ژاندارم را میآفریند و به دستگیری دردی میرود، گذشته از این که نیروی جهانی او توسعه مییابد به تأثیر اصل اخلاقی و اجتماعی نیز میپردازد و در ضمن وظایف و حدود اختیارات این شغل رانیز میآموزد. به عکس کودکی که نقش دزد را بازی میکند، با دستگیر شدن و پذیرفتن گوشمالی و در واقع زشتی دزدی را میپذیرد و به اجرای عدالت اجتماعی احترام میگذارد، به هر حال از دیدگاه گروهی، هدف بازی در خود نرفته است و بازی نمایانگر زندگی و فعالیت آزاد کودک بوده، در حقیقت او را برای اجرای کارها و وظیفه های سنگین آینده خود آماده میسازد(بهرامی ، 1370)
. در کتاب روان شناسی درمانی آلفرد، آدلر[2] که درسال 1907 نوشته شده است بازی به معنای ارضاء غیر واقعی (بیرون از حد حقیقت ) اجمالی مانند برتری جویی و خود نمایی تفسیر شده است و آدلرانیها را سر آغازی برای بیان گذاری ابتدایی ترین و اندیشه آدمی تلقی میکند. برتری جویی و خود نمایی در سال های کودکی امکان میدهد که امیال فرد را به سادگی نشان داده و آنها ر اآرام سازند. بدین معنی که کودکان خردسال در بازیهای خویش واقعیت را با توجه به خواستهای خویش دگرگون جلوه میدهند. زیرا دانش لازم برای پیروی از حقیقت دارند و به این ترتیب ناتوانی و * خود را بر طرف میسازند.روشن است که آنچه را که بزرگسالان ارضاء غیر واقعی مینامند برای کودکان مفهوم ارضاء واقعی میل خود نمایی و برتری جویی ر ادارا میباشد. (قشلاقی، 1356 ).
روان شناسان امروزی همه بر آنند که کودک بر اساس نیازهای درونی به بازی میپردازند ، و فعالیتها و کوشش های آگاه یا ناخود گاه وی به منظور آماده ساختن خویش برای زندگی آینده است البته ممکن است از بازی نکات سودمندی فراگیرد که بعداً در زندگی وی به کار آینده. لکن به دست آوردن تجربه و مهارت، یک نتیجه فرعی بازی است و هدف اساسی به شمار نمیرود. در نتیجه با توجه به نظریات علمای تعلیم و تربیت، توجه و ایجاد امکانات برای بازی ،به کودکان فرصت میدهند تا بهتر یاد بگیرند. بنابر این بازی میتوان، تقریباً به تمام هدفهای تربیتی از قبیل رشد بدنی و ذهنی، فهم عمومی و تربیت اجتماعی و اخلاقی کودک کمک کند. تربیت بنیاد بشریت است. تربیت کوران رابینا ، لنگان راتوانا، خود خواهان را مردم دوست و نابشرها را بشر میسازد. کودکان خود را چنان تربیت کنید که بنیان گذار زندگی نو وخادم بشریت باشد. روسو[3] میگوید:«طبیعت انسان را نیکو خلق کرده و لی جامعه او را شریر تربیت نموده طبیعت انسان را آزاد آفریده لیکن جامعه او را بنده گردانیده طبیعت انسان را خوشبخت ایجاد کرده ولی جامعه او رابدبخت کرده است نسبت به عالم طبیعت به جامعه مثل نسبت خیر است به شر. تربیت عبارتست از ، اعمالی که موجب تجلی شخصیت انسانی و بروز تمایلات و عواطف عالی بشری است. پایههای زندگی خود برروی چگونگی آموزش و پرورش کودکان قرار دارد. یکی از عواملی که در تربیت کودک مهم است ، محیط و هم صحبتان و مراودههای اجتماعی کودک است چون بشیر با کودکان همسال خود مشغول بازی و اعمال کودکانه است. مطمئناً عادات و اخلاق دیگران دراو موثر خواهد بود. روح کودک پاک است و برای گرفتن هرنقشی آماده پس در اثر روان اجتماعی نادرست ممکن است به زودی نا پاک گردد. بنابر این یکی از مسائلی که در تربیت کودکان اهمیت دارد بازی و تفریحات و سرگرمیهای اوست. پیاژه[4]، رشد اجتماعی کودک را به 3 مرحله تقسیم میکند: مرحله نخست کودک خود محور یا خود میان بینی است. مرحله دوم کودک کوشش میکند روابط اجتماعی واقعی بر قرار کند. مرحله سوم داد و ستد اجتماعی به وجود میآید با دیگران رفتار احترام آمیز دارد.(پارسا، 1371 ) .
رابطه عاطفی بین کودکان و اطرافیان، مخصوصاً با مادر دراولین سال زندگی دررشد اجتماعی او نقش تعیین کنندهای دارد. نحوه ارضاء نیازهای کودک زیر بنای نگرش وی را در آینده نسبت به دیگران میسازد. کودک به تدریج و ضمن ارتباط با دیگرا ن به مهارتهای اجتماعی خود میافزاید و علیرغم دوره اول کودکی که همبازی ها نقش چندانی در زندگی کودک ندارد، در دوره پیش دبستانی دوستان تأثیر بسزایی در رشد اجتماعی کودک دارند و مهارتهای اجتماعی کودک راافزایش میدهند. کودک دراین مکان ها به تجربه و یادگیری میپردازد و روشهای ارتباط با دیگران را فرا میگیرد و به نقاط ضعف و قدرت خود پی میبرند. (شفیع آبادی، 1372 ) .
از 2 تا 4 سالگی کودکان که در آغاز افرادی غیر اجتماعی هستند به افراد اجتماعی تبدیل میشوند. کودک در اثر بازی با کودکان دیگر یعنی از راه مشارکت در فعالیتهای آنان و دادن و گرفتن اسباب بازیها، در اندک زمان روح سازگاری دراو پدیدارمیشود. همچنین او از راه تقلید کردار و گفتار همچنان های همبازیش میکوشد خود را به شکل آنان در آورده و مطابق با الگوی قابل قبول گروه خود رفتار کند. (پارسا، 1371 ) .
نخستین رشد اجتماعی اندکی پس از تولد کودک آغاز میشود و شامل آموزش های گوناگون است سپس زبان آموزی به تدریج انجام میشود. کودک در سنین 5 تا 6 سالگی دچار دگرگونی های فراوانی در روابط با کودکان دیگر، با پدر و مادر و بزرگسالان میشود، این دوره از لحاظ اجتماعی و سازگاری کودک در آینده چنان اهمیت دارد که باید دوره اصلاح و تصحیح رفتار اجتماعی کودکان نامید. در این دوره برای رشد کودک وجود کودکان دیگر از اهمیت فراوانی بر خورداراست و آرامش روانی او هنگامی تأمین میشود که افراد گروه او را پذیرفته باشند. به تدریج که طرز رفتار و ارتباط با دیگران را در مییابد،نظرش درباره خودش بهتر میشود و در نتیجه در کارهایش توفیق بیشتری بدست میآورد. (پارسا،1371 )
بیان مسئله:
از آنجا که به نظر میرسد که کودک در سالهای اولیه زندگی به شخصیت خود پی میبرد و این شناخت را در خلال حرکات وی میتوان دید، تربیت و تعلیم صحیح میتواند در این میان مؤثر واقع شود. یکی از بهترین وسایلی که میتوان آموزش و تربیت را ایجاد کند، بازی است. کودک در خلال بازی به کشف محیط خود میپردازد و ازطریق بازی نخستین گامها را برای ایجاد اجتماعی شدن بر میدارد. او همکاری و تعاون با گروه را میآموزد، یاد میگیرد که چگونه بر دیگران تأثیر بگذارد و چگونه از دیگران تأثیر پذیرد. بازی کودک را از افسردگی و خمودی خارج کرده و باعث شرکت وی درگروه میشود و به او یاد میدهد که برای پذیرش و موفقیت درگروه باید چه تواناییهایی داشته باشد و چگونه میتواند ازتوانایی دیگران برای رفع نیاز خود و نیاز دیگران استفاده کند. بازیها در اجتماعی شدن کودکان سهم بسزایی دارد. اطفال اغلب برای اولین باز از راه بازیهای دسته جمعی خود به ارزش کودکان دیگر که بدون آنها بازی مقدور نیست پی میبرد. به وسیله بازی آنها یادمیگیرند که چگونه یکدیگر را قبول داشته باشند، درباره قوانین بازی توافق کننده و دسته جمعی بر گروه رقیب پیروز شوند. مفهوم همکاری و پیروزی و شکست ، هم چشمی وبرتری طلبی اغلب در این دوره ازورای بازیهای البته جمعی استنباط میشوند و به رشد لازم میرسند از طرف دیگر بازیهای چون ، آشپزی ، خانه داری، دکتر بازی و غیره باعث آمادگی کودک برای احراز شغلی در آینده و تفهیم نظامی اجتماعی میشوند. با توجه به این مطالب سوالی که در اینجا مطرح میشود، این است که آیا بازی دسته جمعی و با قاعده در مهد کود ک که تحت نظر مربی است، باعث افزایش رشد اجتماعی میشود؟
ضرورت پژوهش:
بر هیچ کس پوشیده نیست که عدم وجود امکانات لازم برای کودکان در هرسنی، ازرشد مناسب و لازم آنها دران سن جلوگیری یا آن راکند میسازد.بدین ترتیب درصورتی که محیط دوران کودکی جهت پرورش و باروری جنبه اجتماعی کودک به اندازه کافی غنی نباشد، کودک درآینده فردی منزوی و گوشه گیر بار آمده ویاجهت ابزار وجود خویش و بودن درگروه هموار به افراد قویتر در این زمینه ها وابسته میشود و با انتخاب شخصیت اتکایی و وابسته میکوشد ضعف های خود را نسبت الگویی که بر میگزیند مخفی سازد و چون بازی و بخصوص بازیهای گروهی و با قواعد برای کودکان 5 تا 6 ساله (دوران پیش دبستانی ) در آماده سازی آنها جهت شرکت در روابط اجتماعی آینده نقش مهمی ایفا مینماید. لذا تحقیق حاضر به انعکاس اهمیت آن در زشد اجتماعی کودکان به والدین و مربیان خواهد پرداخت و اهمیت آن ، این است که به معلمان و مربیان و والدین کمک کند تا با استفاده از وسایل بازی و اهمیت دادن به بازیهای گروهی کودکان و دادن نقشهای اجتماهی در حین بازی به آنها به اجتماعی شدن آنها کمک کنند.
هدف پژوهش:
واضح است که کودکان درخلال بازیهای گروهی، انعطاف پذیری، نوبت گرفتن و اجتماعی شدن را تجربه میکنند و رضایت خود را تاگرفتن نتیجه به تأخیر میاندازد و با صبر و استقامت و انتظار کشیدن را درخود تقویت میکنند. به این ترتیب بازی هایی که کودک درآن به صورت گروهی بازی میکند او را مجبور به رعایت نکات اجتماعی میکند. البته در ابتدا کودک ازنقش دیگران که با او بازی میکنند آگاه نیست و در خلال بازی با آنها ، تمام قوانیش متمرکز به خودش میباشد ولی به مرور به نقش آن افراد پی برده و یاد خواهد گرفت که چگونه با غریبه ها رابطه برقرار کرده و آنها را به بازی دعوت و مسائلی را که یک بازی مطرح میکند به کمک آنها حل نماید. پس در خلال بازی گروهی که کودک مفاهیم صبر و حوصله ، احترام به حقوق دیگران، افزایش اعتماد به نفس ، پیروزی و شکست و مانند آن را یاد خواهد گرفت . به طوری که بامشاهده بازی کودک میتوان به میزان فعالیت اجتماعی او پی برد. با توجه به مطالب مذکور تحقیق حاضر در نظر دارد تفاوت رشد اجتماعی کودکان را از طریق تفاوت موجود درنوع بازیهایشان (بازیهای گروهی و باقاعده با بازیهای فردی یا چند نفره بدون قاعده ) مورد سنجش قرار دهد و چون اغلب بازیهای گروهی منظم درمهد کودک با نظارت مربی انجام میگردد لذا دو گروهی که در این تحقیق جهت رسیدن به هدف پژوهش حاضر مورد استفاده قرار میگیرند، از بین کودکان مهد کودک رو، و کسانی که به مهد کودک نیمیروند ، انتخاب میگردند. درصورتی که فرضیه تحقیق که مدعی وجود ارتباط بین میزا ن بازی دختران 4 تا 5 ساله و رشد اجتماعی آنان میباشد،مورد تأیید قراربگیرد،درآن صورت میتوان با استفاده از بازیهای و افزایش کمیت و کیفیت آنها در رفع مشکلات موجود در روابط اجتماعی کودکان استفاده نمود . همچنین با افزایش آگاهی والدین از نقش و اهمیت بازیها میتوان از آنها جهت کاربرد بازیهای مناسب سن کودکانشان بهره گرفت.
فرضیه پژوهش:
1 – بازیهای گروهی و باقاعده که تحت نظر مربی در مهدهای کودک انجام میگیرد به طور معنی داری باعث افزایش رشد اجتماعی دختران میشود.
تعاریف مفهومی و عملیاتی واژهها:
مفهومی:
بازی عبارتست از فعالیتی که بدون وجود نیروی خارجی (زور و اجبار ) و کاملاً اختیاری و بدون هدف و منظور خاصی انجام داده میشود، به طوری که انجام آن سبب لذت و آرامش میشود.برای کودکان بازی یک راه میان بر برای دست یابی به مسائل دنیا است. بازی عبارت است ، از خود، بدون ترس. (طباطبایی نیا، 1366 ).
رشد اجتماعی عبارت است از ، توانایی کودک برای ایجاد روابط نیکو با دیگران و همکاری با آنان.و کودک تا زمانی که به رشد عقلی نرسد، استعدادهای اجتماعی دروی پدیدار نمیشود و نمیتوان مردم و محیط خود را بشناسد و باآنان رابطه بر قرار کند. (پارسا، 1371 ) .
مهد کودک = کودکان پیش از دبستان برای آموزش و نگهداری به آنجا سپرده میشوند و از خدمات آموزش و پرورش استفاده میکنند.(پارسا، 1371).
عملیاتی:
اجتماعی شدن، منظور نمراتی است که فرد با کودک در تست وایلند به دست میآورد. بازی، هر فعالیتی که بوسیله آن انسان خود را از دنیای کار جدا میکند.
فصل دوم:
تاریخچه بازی
اشارهای گذرا به تاریخچه روانشناسی کودک
بازی ار دیدگاه اسلام
بازی از دیدگاه اسلام
بازی از نظر قرآن
بازی در کردار و گفتار معصومین
بازی از دید روانشناسی قدیم
بازی از دید روانشناسی جدید
تعریف بازی و فرق آن با کار
بازی و رشد اجتماعی
ارزش بازی برای کودکان
شرط مقررات خوب و جامع
فوائد بازی
چرا بازی برای رشد کودکان ضرورت دارد؟
انواع بازی
بازی سمبلیک
بازی و بیان کلامی
عوامل مؤثر در بازی
رشداجتماعی کودک
رفتار اجتماعی کودک
اصول رشد شناختی اجتماعی کودک
مراحل رشد ذهنی اجتماعی کودک کودکستانی و مهد کودکی
بازی درمانی
تاریخچه بازی
شروع بازی را میتوان به گذشته های دور، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد. در حقیقت بازی جزیی از زندگی انسان از بدو تولد تا زمان مرگ است و در کل تاریخچه بشریت مندرج . انسان از نظر فیزیولوژیکی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزمهم این جنبش و حرکت است. انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیر مایه تفکر است. تشکیل اجتماعات اولیه بشری نحوه و شکل جدیدی از بازی را پدید آورده بازیهای گروهی به صورت بازیهای نمایش از عبادت ارواح و پرستش اشیاء گرفته تا رقص شکار و رقص جنگ، مجموعهای ازراههای بر آوردن نیازهای جسمانی و ذهنی افرادی فراهم گرداند. خواه به این مجموعه بازی نام دهیم و خواه نامی دیگر، دراصل مطلب تفاوت چندانی پدید نمیآید. در ابتدای تاریخچه بشر، مواد و اشیاء خام و طبیعی به دست آمده از طبیعت بود. قطعهای سنگ، به دست گرفتن آن ، حرکت دادن آن، و سر انجام غلتاندن یا پرتاب آن همه نوعی بازی محسوب میگردید. رشد ذهنی یا اجتماعی انسان و تسلط پیش رونده او بر طبیعت امکان دست کاری در اشیاء طبیعی را به وجود میآورد و از این زمان اشیایی به خواست انسان تغییر شکل دادند تا بتوانند اندیشه او را درشکل دهی به بازی غذای بیشتری بخشند و روح او راضی تر گردانند. از این زمانها آثاری دردست است. * روی دیواره نمادها و شاید آنها با مواد مورد نیازبازی به برداشت ها از قدمت بازی ارزش بیشتری خواهد بخشد. ابداع زمان در جهت انتقال اندیشهها و تشکیل جوامع بزرگتر بشری به علت آسانتر شدن راه تبادل اطلاعات ، بدعت جدیدتری دربازی به وجود آورد. در واقع این دوران آغازگر بازیهای خلاقانه تری است که نیاز به استفاده از زبان و کلمات برای انجام آنها ضروری بود. (مظلوم، 1377 )
اشارهای گذرا به تاریخچه روان شناسی کودک
مطالعه علمی درباره رفتار کودکان سابقه چندانی ندارد و مطالعه علمی در این زمینه تازه آغاز شده است، قبلاً فلاسفه درباره اهمیت دوران کودکی و تأثیر آن در شخصیت انسان در بزرگسالی بحث و گفتگو کردهاند. درقرن 19 داروین بیوگرافی کورک را منتشر کرد. اولین مطالعه جامع در زمینه رشد کودک در سال 1882 قرن 19 توسط پرایر حاصل مطالعات وی در کتاب هیجانی به نام «ذهن کودکـ » منتشر شده، پرایر[5] درباره بازتاب ها، تواناییهای حسی و رشد هیجانی و فرایندهای فکری کودک مطالبی نوشت و در واقع این کتاب در تاریخ روان شناسی کودک نقطه عطفی بوده است. در مطالعه کودکان، روشهای تجربی اهمیت زیادی پیدا کرده است. وچون کودکان نمیتوانند درباره حالات درونی خود سخن بگویند به کاربردن روشهای درون نگری بی اهمیت تلقی گردید. (مظلوم، 1377 ).
بازی از دیدگاه اسلام
کودک را باید تا هفت سال آزاد گذاشت و پس از آن در مدت هفت سال باید به تربیت و ادب اهتمام نمود. « حضرت علی »
بازی امری طبیعی و همانند نفس کشیدن برای کودک ضروری است. کودک موجودی زنده است و هر موجود
زنده باید فعال باشد، بازی برای کودک ، نوعی فعالیت و کار است .کودک ندانسته عاشق بازی است و شاید شدیدترین محرومیت برای او باشد که از بازی محرومش کنند. کودک فطرتاً نیاز به بازی دارد. اسلام این آیین مقدس فطری نیز به نیاز طبیعی کودک توجه داشته و دستور داده که او را آزاد بگذارند تا بازی کند و بر این عقیده که بازی تلف کردن وقت نمیباشد.رشد را به معنی دست یافتن به واقعیت های آفرینش گرفته اند. بر خلاف «فی » که باز ماندن از واقعیتهای آفرینش و گم کردن آنهاست. اما ژرف اندیشان که بهتر توانستهاند به عمق معنی راه یابند میگویند «رشد » عبارت است از این که تنی داشته باشی در خدمت و دلی در معرفت و سری درمحبت . بدین ترتیب، مربیان، والدین و غیره باید طفل را در مسیری قرار دهند که از رشد باز نماند. در انسان های بالغ و کودکان دانشآموز این هدفها را از راه تقویت ایمان و فعالیتهای واقعگرایانه به تفکر و عبادت ورزشی و بازی حاصل میشود. اما در دوره اولیه کودکی راهی جز گرایش طفل به بازی وجود ندارد، او درضمن بازیهای مطلوب هم تنش برای خدمت آماده میشود و هم اصل معرفت و محبت بار میآید. به همین جهت است که کودکی و بازی با عنایت به رهنمودهای اسلامی لازم و ملزوم یکدیگرند و اگر بازی را از کودک بگیرند تنها ازرشد محرومش میکنند، بلکه حیات را هم از او میگیرند، برای این که کودک ضمن بازیهای کودکانه هر چه بهتر درمسیر رشد قرار بگیرد، لازم است که مربیان بیشتر به بازیهای سازنده توجه کرده و باهدایت دقیق و صحیح از بازیهای کور و بی هدف و بی معنا جلوگیری کنند و یا لااقل آنها را کاهش دهند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 58 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
مقدمـه :
باورها و ارزشها به فرهنگ کلی و جامعه مفهوم و معنی می بخشد. وقتی مسئله قضاوت و ارزشیابی جامعه مطرح می شود عملاً با مفهوم مقایسه میان بهتر و بدتر سر و کار خواهیم داشت . در واقع باورها و ارزشها ی هر جامعه معرف شخصیت و هویت اجتماعی ، فرهنگی افراد و حتی جوامع هستند ، چرا که خصیصه " انسان " داشتن نظامی از باورها ، هنجارها و ارزشهاست. این نظام باورها است که مقررات و قوانین جامعه حول آن شکل می گیرد. به تعبیری نه فقط حیات اجتماعی و سالم انسانها نیازمند داشتن مجموعه ای از باورها و نظام های ارزش است ، بلکه تداوم زیست معنی دار و با هدف انسانها " تعالی و کمال" جز با برپایی و اقامه نظام ازشی میسر نیست.
در نظام اجتماعی ایران که متکی به باورهای اسلامی است توجه به باورهای مذهبی افراد جامعه حائز اهمیت است.
جامعه بشری همواره جهت حفظ و استمرار و صیانت از " انسانیت" خویش نیازمند داشتن پروراندن نظام های باورهای مذهبی است. امروز بر همه انسانهای اهل شعور و منطق اثبات شده که ارزشها و هنجارهای دینی است که همواره انسجام بخش حیات جامعه انسانها است و تنظیم کننده روابط اجتماعی و حدود و شعور مقررات هر جامعه و اجتماع انسانی است.
از این روست که " سوروکین" جامعه شناس شهیر از نظام باورهای دینی به عنوان دم مسیحایی یاد می کند، که می تواند آخرین پناهگاه برای بشر باشد.
(گرامی – عبدالرحیم- جامعه شناسی ادیان – تبیان – تهران 79 )
در جامعه ایران نیز همچنانکه داده های تجربی نشان داده است ، همه اقشار جامعه ، اعم از پیر و جوان همچنان به باورهای مذهبی خود معتقد هستند و عاملی که از همه بیشتر می تواند بر این باورهای مذهبی تأثیر داشته باشد نقش تلویزیون و رسانه ها در این امر است. در ایران معمولاً اعضای خانواده با هم به تماشای تلویزیون می پردازند و تلویزیون همواره با این معضل روبرو بوده است که چگونه می توان ارزشهای فرهنگ سنتی را با رسانه های مدرن معاصر ترکیب کرد تا هم جذابیت آنها محفوظ بماند و هم اثر جاذبه خود را از دست ندهد.
موضوع بحث این تحقیق بررسی رابطه تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان است به بررسی میزان باورهای مذهبی مخاطبان و تأثیر تأتر تلویزیون بر آن می پردازیم.
بیان مسئله :
طی سالهای اخیر ساختار اجتماعی و اقتصادی کشورهای اسلامی و از جمله ایران دگرگون و تا حدی مدرن شده است. با وجود این، مسلمانان هنوز برای محترم داشتن دستورهای خداوند و آموزه های قرآن اهمیت زیادی قائل هستند. مسلمانان نشان داده اند که تا حد زیادی توانسته اند انگیزه های دینی خود را در دنیای مدرن حفظ کنند . دنیایی که مشاهده گسترش روز افزون مطالعات رسانه ای و تأثیریافته های آن در عرصه های متفاوت زندگی بشر از جمله اعتقادات و باورها است و اگر نگوئیم که سرنوشت جوامع انسانی و افکار عمومی یکسره در اختیار نگاههای عظیم خبررسانی و اطلاع رسانی است ، دست کم باید بپذیریم که متولیان رسانه های گوناگون توانسته اند تا حد زیادی واقعیات را آنگونه که همسو با منافع و اهداف آنان است نمایش دهند. امروزه امکان استفاده جهانی از رسانه ها باعث شده است که مخاطب بنا به دلایل شخصی و اجتماعی به سوی استفاده از رسانه ای خاص گرایش یابد و انگیزه اصلی وی که دستیابی به رضایت شخصی ناشی از انتخاب رسانه و بهره گیری از آن است ، جایگزین ارتباط یکسویه سابق شود. بر این اساس ، سلیقه و انتخاب مصرف کننده رسانه در تنظیم محتوای پیام ها اثر می گذارد.
(سعیدیان- ایما- نگاهی نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بیستم – تهران)
آگاهی از انگیزه ها و انتظارات بینندگان و مخاطبان برنامه ها ، عامل مهمی در موفقیت سیاستگذاران و برنامه ریزان تلویزیون در زمینه کسب رضایت مخاطبان است.
بنابراین با توجه به تأثیر روزافزون رسانه های رقیب در القای ارزش ها و افکار جدید و تغییر نگرش و رفتارها و باورهای مذهبی و نیز تحول نیازها و انتظارات مخاطبان و همچنین تعدد و تنوع شبکه های تلویزیونی ، برنامه سازی و برنامه ریزی جهت تقویت نگرش ها و باورها و بررسی رابطه تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان امری است ضروری که خود مستلزم آگاهی از ارتباط میان میزان تماشای برنامه های تلویزیون و نوع برنامه های منتخب از سوی مخاطبان با باورهای مذهبی مخاطبان است.
براین اساس، در پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان باورهای مذهبی مخاطبان با میزان ساعات تماشا و نوع برنامه های منتخب آنان پرداخته ایم.
اهمیت تحقیق :
با گسترش ارتباطات در سطح جهان و نزدیک شدن فرهنگ هابه یکدیگر ، نوعی همرنگی و همزیستی در نگرش و باورهای مذهبی و سیاسی افراد به چشم می خورد و این امر حتی در جامعه اسلامی ما به ویژه در میان جوانان به نحو چشمگیری ملاحظه می شود.
امروز تحقیقات انجام گرفته حاکی از تغییر ساخت نگرش و باورهای مذهبی مخاطبان جامعه و تمایل بیشتر آنان به استفاده از رسانه های غیررسمی است که مستقیماً سنگر مذهب را مورد تهاجم خویش قرار داده اند. در چنین اوضاعی توجه جدی به برنامه های صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران جهت شناخت سلیقه ها و تقویت نگرشها و باورهای دینی مخاطبان حائز اهمیت است.
تلویزیون به عنوان وسیله اثر بخش در گسترش اسلام و انتقال فرهنگ ، به خوبی در قانون اساسی مورد تأکید قرار نگرفته است، از این رو هر گونه تولید و برنامه سازی تلویزیونی مستلزم رعایت اصول دینی و اخلاقی است. از این نظر تلویزیون در ایران منحصر به فرد است . زیرا که این رسانه از یک سو می کوشد تا با الزامات تکنولوژیک سازمانی و برنامه سازی کنار آید و از سوی دیگر مسئولیت تطابق برنامه ها و قالب های برنامه ریزی را با موازین اخلاقی برعهده گیرد.
(مولانا- حمید- " چگونه تلویزیون در ایران اسلامی شد" – انتشارات سروش ، سال بیست و دوم – شماره 1026)
ضرورت تحقیق :
با هجوم روز افزون رسانه های رقیب و شبکه فارسی زبان خارج از کشور و کوشش آنها در القای ارزش ها و افکار جدید و تغییر نگرشها و رفتارها و باورهای مذهبی و نیز تحول نیازها و انتظارات مخاطبان ، شناخت سلایق و نوع برنامه مورد انتخابی آنها و همچنین ساعات تماشای تلویزیون از سوی آنها برای برنامه ریزی در جهت برنامه های مطلوب ضرورت این تحقیق را مشخص می کند.
اهداف تحقیق :
هدف کمی تحقیق، عبارت است از دستیابی به وجود یا عدم وجود رابطه بین باورها و رفتارهای دینی بینندگان تلویزیون با کمیت تماشای برنامه ها و نوع برنامه های انتخابی و هدف آنان از تماشای برنامه ها.
اهداف جزئی شامل وجود تفاوت در خصوص متغیر مؤلفه باورهای مذهبی با توجه به متغیرهای جنس ، سن و تحصیلات و درآمد و ... مخاطبان است.
سؤالات تحقیق :
- مفهوم باورهای مذهبی چیست ؟
- مفهوم برنامه های تلویزیونی چیست ؟
- رابطه بین ساعات تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان چیست؟
- رابطه بین نوع برنامه انتخابی با باورهای مذهبی مخاطبان چیست ؟
- رابطه بین قالب برنامه با باورهای مذهبی مخاطبان چیست ؟
- وضع موجود نظام باورهای مذهبی مردم چگونه است ؟
فرضیـات :
- به نظر می رسد بین ساعات تماشای برنامه های تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان رابطه وجود دارد.
- به نظر می رسد بین باورهای دینی مخاطبان و نوع برنامه ای که انتخاب
می کنند رابطه وجود دارد.
- به نظر می رسد بین باورهای دینی مخاطبان و هدف آنان از تماشای برنامه های تلویزیون رابطه وجود دارد.
تعاریف مفهومی :
«مقدمه»
باورها به صورت طیف گسترده ای بنیان رفتار و حرکات انسانی را تشکیل می دهند، منظومه باورهای انسان که هنوز به صورت کامل شناخته نشده اند توسط " میلتون روکیج" مورد بحث و علاقه قرار گرفته و در این بین 5 دسته باور مورد شناسایی و تبیین قرار گرفته اند که از باورهای عینی و مرکزی شروع (نوع A) و تا باورهای بدون عواقب نوع(E ) ادامه دارد که بر حسب نوع از بار اهمیتی گوناگون برخوردارند، تغییر در باورهای انسان دارای فرآیند خاصی است که مشخص می شود چه میزان چالش لازم است که بتوان هر باور را در یکی از تقسیم بندی های باوری دچار تزلزل یا تغییر کرد، " به طور کمی یک باور (اعتقاد) هر جمله ساده اخباری است که می توان از آنچه فرد می گوید یا انجام می دهد آن را استنباط کرد و می توان به راحتی با عبارت " من اعقاد دارم که ... " بیان نمود.
بنابراین ، باورها ، تمام اعتقادات و آمادگی های ذهنی قبلی برای عمل هستند و هر اعتقاد دارای 3 جزء شناختی ، احساسی و رفتاری است.
باورها و ارزشها به فرهنگ کمی و جامعه مفهوم و معنی می بخشد. در واقع باورها و ارزشهای هر جامعه معرف شخصیت و هویت اجتماعی- فرهنگی افراد و حتی جوامع هستند. چرا که خصیصه انسان داشتن نظامی از باورها و ارزشها است.
مفهوم باورهای مذهبی :
باور دینی اعتقادی است که فرد یا گروهی در مورد موضوعات دینی دارا هستند به طوریکه این عقاید بر قضاوت های ارزشی یا استدلال و دلایل منطقی متکی است.
(گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – تهران – 79)
مفهوم برنامه های تلویزیون :
تلویزیون یک ابزار مخابراتی برای ارسال و دریافت عکس های متحرک و صدا از یک فاصله دور می باشد. این لغت به تمام بخش های تلویزیون ، برنامه های تلویزیون و پخش آن اشاره می کند.
کلمه تلویزیون یک کلمه دو قسمتی است که از زبان یونانی و لاتین می آید. تل در یونانی به معنای دور در حالیکه ویزیون که از زبان لاتین ویزیو می آید به معنای دیدن یا بینایی می باشد.
منظور از برنامه های تلویزیونی تمامی برنامه هایی است که توسط گروههای دینی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تفریحی ، ورزشی و ... در شبکه های مختلف تولید و پخش می شود.
قالب های برنامه ای :
انواع و اقسام برنامه های تولید شبکه ها که در زمینه ها و
قالب های ، فیلم و سریال ، جنگ و برنامه های شاد خبر ، گزارش و مصاحبه ، موسیقی و تصویر ، دکلمه و پیام های کوتاه ، کارتون ، تبلیغات و غیره از شبکه های مختلف تولید و پخش می شوند.
انواع برنامه :
انواع برنامه های تولیدی شبکه ها در زمینه های علمی و آموزشی ، خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی ، اخلاقی و فرهنگی ، اخلاقی و مذهبی ، ورزشی ، سیاسی ، اقتصادی ، تاریخی ، بهداشت و ایمنی ، هنر و ادب ، پلیسی و جنایی و غیره که از نظر نوع با هم متفاوتند.
منابع و مأخذ این فصل به ترتیب کاربرد :
1) گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – 79
2) سعیدیان – ایما – نگاهی نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بیستم – تهران
3) مولانا – حمید " چگونه تلویزیون در ایران اسلامی شد " – سروش – سال بیستم و دوم – شماره 1026
4) گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – 79
× سوابق نظری موضوع
× سوابق تجربی
× فهرست منابع و مأخذ
پیشینه نظری موضوع :
«مقدمه »
یکی از مشخصات برجسته دوران ما مقامی است که وسایل ارتباط جمعی در زندگی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ملل بدست آورده اند. مارشال مک لوهان معتقد است که اگر دوران فن آوری یک دوران مصنوع فکر و عمل انسان است می توان گفت که انسان هر عصر به سهم خود مصنوع فن آوری زمان خود است.
(ساروخانی- باقر "جامعه شناسی ارتباطات "تهران 71 ) انتشارات اطلاعات نقش تلویزیون در شکل دهی رفتارها و باورهای مردمی به علت جنبه های شنیداری و دیداری و حرکتی آن دارای ویژگی های خاص است و به دلیل همین ویژگی ها و تأثیرات عمیقی که این رسانه می تواند به افراد جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان داشته باشد ، حساسیت داشتن جامعه به محتوای پیام های ارائه شده از طریق این رسانه ضرورت پیدا می کند. نتایج تجربیات که بتازگی انجام شده حاکی از آن است که تأثیر رسانه های گروهی و به خصوص تلویزیون بر مردم به منزله مسمومیتی شبیه مسمومیت مواد مخدر است و یکی از روانشناسان مدعی است که تلویزیون مانند مواد مخدر پاره ای از اختلاف ها را می پوشاند و از بروز آنها جلوگیری می کند .
(شرایر- شروان – نیروی پیام – ترجمه سروش حبیبی – تهران 71)
در بحث از آثار وسایل ارتباط جمعی از جمله تلویزیون ، دو دیدگاه افراطی و یک دیدگاه معتدل به چشم می خورد برخی مانند مک لوهان معتقدند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند برای نخستین بار نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند. به نظر وی تلویزیون یک وسیله ارتباطی سرد به شمار می آید که می تواند موجبات مشارکت انسانی را فراهم کند.
تاریخچه باورهای مذهبی:
دین و باورهای مذهبی یکی از اساسی ترین و مهمترین نهادهایی است که جامعه بشری به خود دیده است به طوریکه هیچگاه بشر خارج از این پدیده زیست نکرده و دامن از آن بر نکشیده.
به گفته پلوتارک اگر به صحنه گیتی نظری بیافکنیم، بسیاری از محل ، اماکن را خواهید دید که در آنجا نه آبادیست نه علم و نه دولت ، اما یکجا که خدا نباشد و باور مذهبی نمی توان پیدا نمود.
(کوزر – لوئین – جامعه شناسی معرفت : به ترجمه سعید سبزیان – نامه علوم اجتماعی 73 )
در واقع هیچ فرهنگی در گذشته یافته نمی شود که دین در آن جایی نداشته باشد و هیچ کس فکر نمی کند که در آینده نیز فرهنگی غیر از این بتواند به وجود آید . مطالعه انسان فهم و درک این نکته را برای ما ممکن می سازد که نیاز به یک نظام مشترک جهت گیری و باوری و مرجع اعتقاد دارای ریشه عمیق در شرایط زیستی انسان است.
(فرم – اریک – روانکاری و دین – به ترجمه آرسن نظریان – انتشارات مروارید – چاپ اول – 82)
به زعم یونگ " دین حالتی خاص از روح انسان است که بر طبق معنی اصلی کلمه دین و باور مذهبی به این عبارت تعریف می شود ، بعضی از عوامل مؤثر که بشر عنوان " قدرت قاهره " را به آن اطلاق می کند و آنها را به صورت ارواح ، شیاطین ، خدایان، قوانین ، صور مثالی ، کمال مطلوب و غیره تجسم می کند.
(یونگ - کارل گوستاور – روانشناسی و دین – ترجمه فواد روحانی – انتشارات علمی و فرهنگی چاپ سوم – 82)
استعمال کلمه دین و باور مذهبی ، اعتقاد به ملک معینی را در نظر ندارد . اما هر ملکی در اصل از یک طرف به احساس مستقیم کیفیت قدسی و نورانی متکی است و از طرف دیگر به ایمان یعنی وفاداری به اعتقاد و تأثیر عوامل قدسی و نورانی و تغییراتی که در وجدان انسان از آن تأثیر حاصل می شود.
به نظر فروید منشاء دین و باور مذهبی ناتوانی انسان در مقابله با نیروهای طبیعت در بیرون از خود و نیروهای غریزی درون خویش است . به نظر او دین در مراحل ابتدایی و اولیه تکامل انسان به وجود آمده یعنی زمانی که هنوز بشر از عقل و دانش کافی برخوردار نبوده و قادر به استفاده از خرد خود در مقابله با این نیروهای بیرونی و درونی نبوده است . در نتیجه به جای مقابله با آنها و استفاده از خرد از "ضد انفعالات " و دیگر باورهای احساسی و عاطفی کمک گرفته و در این فراگیر چیزی را در خود پرورش می دهد که فروید آن را " توهم " می نامد .
بنابراین نتیجه می گیریم مذهب و باور مذهبی از همان ابتدای تاریخ بشر همیشه همراه و همگام انسان بوده و موجبات اعتلای روانی و تکامل و آرامش و تعالی انسان شده است.
تاریخچه تلویزیون :
«مقدمه »
تلویزیون یک ابزار مخابراتی برای ارسال و دریافت عکسهای متحرک و صدا از یک فاصله دور می باشد . این لغت به تمام بخشهای تلویزیون ، برنامه های تلویزیون و پخش آنها اشاره می کند . کلمه تلویزیون یک کلمه دو قسمتی است که از زبان یونانی و لاتین می آید . تل در یونانی به معنای دور در حالی که ویزیون که از زبان لاتین ویزیو می آید به معنای دیدن یا بینایی می باشد .
پیشرفت تکنولوژی را می توانیم به دو قسمت تقسیم کنیم : اول پیشرفت و توسعه وابسته به مسائل مکانیکی و الکترونیکی و دیگری که به الکترونیک وابسته بود . تمام تلویزیونهای مدرن از قسمت دوم هستند ، ولی این غیر ممکن است که بدون کشفیات و بینش از سیستمهای مکانیکی بتوانیم سر در بیاوریم .
تلویزیون الکترومکانیکی :
پول گوتلیپ نیپ کوو به اولین تلویزیون الکترومکانیکی در سال 1884 م امتیاز داد . مردم بر این عقیده اند که او هرگز نتوانست نمونه اصلی را طراحی کند . تا سال 1907 م که نمونه اصلی آن بطور آزمایشی طراحی شد . در سال 1907-1910م ، بوریس روسینگ و دانش آموزش ولادیمیر زوریکین یک سیستم تلویزیونی را نشان داد که از یک جستجوگر آینه ای مکانیکی در نمایشگر و لیوب براون الکترونیکی در دریافت کننده استفاده می کردند . روسینگ در مدت انقلاب بولشویک 1917 م ناپدید شد ، ولی زوریکین بعداً برای RAC کار می کرد تا یک تلویزیون الکترونیکی بسازد ، طراحی آن نتیجتا حق انحصاری و امتیاز را توسط فیلوتیلورفرنس فورس به او دادند . یک تلویزیون مشابه نیمه مکانیکی برای اولین بار در لندن نشان داده شد ، در فوریه 1924 توسط ژان لوجی بیرد با تصویر فلیکس گربه و تصویر متحرک بیرد در30 اکتبر 1925م ، نشان داده شد. سیستم بیرد نتیجتاً توسط شرکت BBC دوباره بازسازی شد .
تلویزیون الکترونیکی :
با وجود اینکه نیپ کوف ، روسینگ ، بیرد خیلی خارق العاده بود . قسمت کمی از تکنولوژی آنها در تلویزیون امروزی کاربرد داشت . در سال 1934 ، تمام سیستمهای تلویزیونی الکترومکانیکی دیگر خارج از مد شده بود . کمپل سوینتون یک نامه به مجله طبیعت در 18 ژوئن 1908م نوشت که در آن استفاده از اشعه کاتدی در تلویزیون الکتریکی که توسط کارل فردیناند براون اختراع شده بود را شرح داد . او نظریه داد که از پرتو الکترون هم در دوربین و هم در دریافت کننده استفاده شود ، که می تواند بصورت الکترونیکی بچرخد و تصاویر متحرک تولید کند . او سخنرانی در رابطه با موضوعی در سال 1911م داشت و یک نمودار را نشان داد که هیچ کس ، حتی سوینتون ، نتوانست طرح او را بفهمد ، سیستم او هیچ وقت ساخته نشد .
سیستم تمام الکترونیک اولین بار توسط فیلوتیلور فرانس وورس در پائیز سال 1927م نمایش داده شد . فرانس وورس مزرعه مورمون پسری از ایداهو ، او اولین بار در سن 14 سالگی این سیستم را در نظر داشت . اولین ایده را با معلم شیمی دبیرستانش بحث می کرد ، کسی که فکر می کرد که آن بدون دلیل کار نمی کند (فرانس وورس بعدا به معلمش ثابت کرد ژاستین تال من که یک کلید بر روی اختراعش قرار داد) او به دنبال ایده خود در آکادمی جوانان بریگهام (جدیداٌ دانشگاه جوانان بریگهام) بود .
در سن 21 سالگی ، او یک سیستم کاربر را در لابراتور شخصی اش در سان فرانسیسکو نشان داد . تمام تلویزیونهای امروزی بطور مستقیم از طراحی او پیروی می کنند . ولادیمیر زوریکین بخاطر اختراع مفیدش ایکونوسکوپ در سال 1923 و اختراع کینسکوپ در سال 1929 بعنوان پدر تلویزیون الکترونیکی شناخته می شود . طراحی او جزء اولینهایی بود که سیستم تلویزیون را نشان می داد . کار قبلی او با روسینگ بر روی تلویزیون الکترومکانیکی به او آموخت که چگونه یک سیستم تولید کنند ، ولی ادعای او و (RCA) که این اختراع اصلی آنها بود به سه دلیل بیهوده به حساب می آید :
امتیاز 1923 زوریکین یک طرح ناتمام را نشان داد ، ناتوان در کاری که می خواست انجام دهد (تا سال 1923 طول کشید تا زوریکین توانست طرح کاری خود را کسب کند .)
درخواست نامه امتیاز سال 1923 تا سال 1938 قبول نشد و بطور جدی مورد قبول واقع نشده بود .
دادگاه دریافت که RAC امتیاز طرح تلویزیونی که توسط فیلو تیلور فرانس وورس داده شد را نقض کرد . اختلاف در این بود که آیا اولین بار فرانس وورس بود یا زوریکین که تلویزیون امروزه را اختراع کرد . بعضی از اینها ادعا دارند وقتی که فرانس وورس برای اولین بار می خواست آن را بسازد ، این RAC بود که اولین بار به خرید و فروش تلویزیون می پرداخت و کارمندان RAC بودند که تاریخ اختراع تلویزیون را نوشتند . با این وجود فرانس وورس جنگ قانونی در برابر این مسئله را برد ، او هرگز قادر نبود تا سرمایه گذاری تمام و کامل روی اختراعش بکند .
پخش کردن برنامه از تلویزیون :
اولین فاصله زیاد پخش تلویزیون عمومی که از واشنگتن DC به نیویورک پخش شد ، در 7 آوریل 1927 پدیدار شد . تصویرهای پخش شده در مورد مسائل بازرگانی بود . هربرت هوور اولین سرویس مشابه WGY بود ، شنکتدی ، نیویورک در 11 می 1928 افتتاح شد . اولین نمایش تلویزیون انگلیسی مردی با گل در دهانش بود، که در ژوئیه 1930م پخش شد . ایستگاه CBS در نیویورک اولین برنامه های منظم خود را در هفت روز هفته در ایالات متحده پخش می کرد . در 21 ژوئیه 1931م اولین پخش جیمز جی .واکر ، کیت اسمیت و جورج گرش وین اولین تلویزیون تمام الکترونیکی در لوس آنجلس شروع به کار کرد .
CA توسط پخش دن لی . تاریخ شروع آنها از 23 دسامبر 1931م در W6XA0 که بعدا KTSL شد . اصولا تجهیزات مکانیکی استفاده شد ، ولی در ژوئن 1936 سرویس 300 خطه تمام الکترونیکی راه اندازی شد . در سال 1932 برنامه BBC راه اندازی شد که از سیستم 30 خط استفاده می کرد ، این پخشها تا 11 دسامبر 1935 ادامه داشت . در 21 نوامبر 1936 ، BBC شروع به پخش سیستم دو طرفه نمود . شش ماه بعد ، انجمن شهر بیان کرد که تصویر الکترونیکی EMI مارکونی ، برترین تصویر گرفته شده است و آنها را یک نمونه استاندارد انتخاب کردند . این سرویس به عنوان اولین سرویس تلویزیون عمومی منظم و با محدودیت بالای جهانی نامگذاری شد .
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 60 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 77 |
مروری بر بانکهای اطلاعاتی
یکی از مهمترین بخشهای هر برنامه کاربردی اطلاعاتی آن است که با چگونگی ذخیره و بازیابی اطلاعات سروکار دارد. در این فصل مروری بر مفهوم بانک اطلاعاتی و انواع آن خواهیم داشت.
تعریف بانک اطلاعاتی
بانک اطلاعاتی مجموعهای از دادههای پایدار است که توسط برنامههای کاربردی موجود در یک موسسه مورد استفاده قرار میگیرد. منظور از پایداری این است که نوع دادههای بانک اطلاعاتی با دادههای ناپایداری مثل دادههای ورودی دادههای خروجی دستورات کنترلی صفها بلوکهای کنترل نرمافزار نتایج موقت و به طور کلی تمام دادههایی که ماهیت آنها حالت گذرا دارد متفاوت است.
بانکهای اطلاعاتی از نظر فیزیکی فایلهایی هستند که در سیستمهای کامپیوتری برای ذخیره و بازیابی اطلاعات به کار میروند. برنامههای کاربردی مستقیماً نمیتوانند این فایلها را دستکاری کنند بلکه برای پردازش این فایلها فرمانهایی را به سیستمهای مدیریت بانک اطلاعاتی (DBMS) صادر میکنند. بنابراین سیستمهای مدیریت بانک اطلاعاتی واسط میان کاربران و بانکهای اطلاعاتیاند.
به این دلیل میگوییم دادههای بانک اطلاعاتی پایدار است که وقتی دادهها توسط سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی برای ورود به بانک اطلاعاتی پذیرفته شدهاند فقط در صورتی میتوانند حذف شوند که درخواستی به این سیستم وارد شده و اجازه حذف به آن داده شود. یعنی با اثرات جانبی ناشی از اجرای برنامه حذف نخواهند شد.
توجه داشته باشید که منظور از موسسه در تعریف بانک اطلاعاتی هر سازمان اقتصادی، علمی ، فنی و غیره است. موسسه ممکن است یک واحد مستقل ، یا یک شرکت بزرگ باشد مانند:
- شرکت تولیدی - دانشگاه - اداره دولتی
- بیمارستان - بانک
هر موسسه دادههایی راجع به عملیات خود نگهداری میکند. این دادهها همان دادههای پایدار هستند.
سیستم بانک اطلاعاتی چیست؟
سیستم بانک اطلاعاتی ، سیستم کامپیوتری نگهداری دادههاست . بانک اطلاعاتی را میتوان بستری برای نگهداری دادهها در نظر گرفت. کاربران سیستم میتوانند عملیات گوناگونی را بر روی این فایلها انجام دهند:
- افزودن فایلهای جدید و خالی به بانک اطلاعاتی
- افزودن دادهها به فایلهای موجود
- بازیابی دادهها از فایلهای موجود
- تغییر دادههای فایلهای موجود
- حذف دادهها از فایل موجود
- حذف فایلهایی از بانک اطلاعاتی
به عبارت سادهتر، سیستم بانک اطلاعاتی یک سیستم کامپیوتری است که هدف آن ذخیره اطلاعات است و کاربران میتوانند اطلاعات آن را بازیابی یا به هنگامسازی کنند.
یک بانک اطلاعاتی ساده از چهار مولفه تشکیل شده است :
- دادهها - نرمافزار
- سخت افزار - کاربران
هر یک از این چهار مولفه را به طور مختصر شرح خواهیم داد:
دادهها
سیستمهای بانک اطلاعاتی در کامپیوترهای شخصی و کامپیوترهای بزرگ (یا سرور) به کار گرفته میشود. بدیهی است که قابلیتهایی که سیستم بانک اطلاعاتی ارائه میکند تا حد زیادی به کامپیوتری که این سیستم بر روی آن نصب است، بستگی دارد. سیستمها بر روی کامپیوترهای بزرگ معمولاً چند کاربره هستند، در حالی که سیستمها بر روی کامپیوترهای شخصی، تک کاربره میباشند به طور کلی، دادهها در بانک اطلاعاتی ، به خصوص در سیستمهای بزرگ، هم به صورت مجتمع و هم به صورت اشتراکی هستند. این دو جنبه، یعنی مجتمع و اشتراکی بودن دادهها در محیطهای بزرگ به عنوان امتیاز سیستمهای بانک اطلاعاتی محسوب میشود و در سیستمهای کوچک نیز ارزشمند است. هر کدام از این دو جنبه را به طور مختصر شرح میدهیم.
- مفهوم مجتمع بودن این است که بانک اطلاعاتی مجموعهای از فایلها است که بخشی از اطلاعات اضافی از آن حذف شدهاند.
- مفهوم مشترک بودناین است که دادههای موجود در بانک اطلاعاتی میتواند بین کابران مختلف به اشتراک گذاشته شود، یعنی هر یک از کاربران میتوانند از یک بخش از دادهها برای اهداف خاصی استفاده کنند.
کاربران مختلف میتوانند به یک بخش از دادهها دستیابی داشته باشند. این شیوه اشتراک و همزمانی از این واقعیت ناشی میشود که بانک اطلاعاتی مجتمع است.
سخت افزار
قطعات سخت افزاری سیستم شامل موارد زیر است :
- حافظههای جانبی ( معمولاً دیسکها) که برای ذخیره دادهها به کار میروند و دستگاههای ورودی ، خروجی ، (مثل درایوها) ، گردانندههای دستگاهها، کانالهای ورودی ـ خروجی و ...
- پردازندههای سختافزار و حافظههای اصلی آنها که برای پشتیبانی از اجرای نرمافزار بانک اطلاعاتی به کار میروند.
نـرمافـزار
بین بانک اطلاعاتی فیزیکی (مثلاً دادههای ذخیره شده) و کاربران سیستم ، لایهای از نرمافزار وجود دارد که سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی نام دارد. امکاناتی مثل حذف و اضافه فایلها، بازیابی دادهها از آنها و به هنگامسازی این فایلها از طریق سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی ارائه میشود. یکی از کارهایی که سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی انجام میدهد این است که کاربران را از مواجه شدن با جزئیات سختافزاری دور میکند.
کـاربـران
کاربران اطلاعاتی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
- دسته اول ، برنامهنویسان کاربردی هستند که برنامههای کاربردی بانک اطلاعاتی را به زبانهای خاصی مینویسند. این برنامهها، درخواست مناسبی را به سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی ارسال میکنند تا به بانک اطلاعاتی دستیابی داشته باشند.
- دسته دوم ، کاربران نهایی هستند که از طریق ایستگاههای کاری یا پایانه به سیستم دستیابی دارند. هر کاربر میتواند از طریق برنامههای کاربردی به بانک اطلاعاتی دستیابی داشته باشد.
دسته سوم : مدیر بانک اطلاعاتی است. وظیفه این دسته از کاربران ، مدیریت بر دادههای بانک اطلاعاتی است که مفهوم دادهها را درک میکنند و نیاز موسسه به دادهها را در سطح مدیریت عالی قرار میدهند.
مزایای استفاده از بانک اطلاعاتی
برای این که با مزایای استفاده از بانک اطلاعاتی آشنا شوید، باید بدانید که موسسات معمولاً دادههای خود را به دو شکل ذخیره میکنند:
سیستمهای فایل . در این سیستم ، هر یک از فایلهای مربوط به دادههای موجود در موسسه ، مستقل از دیگری مورد استفاده قرار میگیرد. موسسه برای بهرهبرداری از این سیستم ، به ازای هر فایل ، یک یا چند برنامه کاربردی مینویسد . این برنامههای کاربردی هر کدام مستقیماً به دادههای فایل دستیابی دارند.
در چنین سیستمی ، برقراری ارتباط بین فایلهای مختلف و به دست آوردن اطلاعات جدید دشوار است. علاوه بر این دادههای تکراری در فایلهای مختلف ذخیره میشوند.
سیستم بانک اطلاعاتی : در چنین سیستمی ، دادهها در یک بانک اطلاعاتی قرار دارند که با مفهوم آن در ابتدای بحث آشنا شدید. مزایای سیستم بانک اطلاعاتی عبارتند از:
- جلوگیری از اتلاف حافظه در ذخیره کردن دادهها.
- ایجاد اطمینان نسبت به گزارشهای به دست آمده.
- ساده بودن اخذ گزارشهای جدید.
- بالا بودن سرعت پردازش دادهها.
- استقلال دادهها از سیستم کاربردی.
- تمرکز در مدیریت دادهها.
انواع بانکهای اطلاعاتی
برای سازماندهی دادهها و روابط بین آنها راههای گوناگونی وجود دارد. سه الگوی اصلی ، تشکیل سه نوع بانک اطلاعاتی را میدهند.
بانک اطلاعاتی هرمی
در این الگو، اطلاعات به صورت درختی در اختیار کاربران قرار میگیرد. دادهها در بخشهایی به نام قطعه ذخیره میشوند. قطعه بالای نمودار ریشه نام دارد. ریشه به صورت رابطه پدر – فرزندی به قطعات زیرین وصل میشود. قطع پدر میتواند چندین فرزند داشته باشد، ولی هر فرزند فقط یک پدر دارد.
بانک اطلاعاتی شبکهای
این شکل ، حالت تغییریافته الگوی هرمی است. این دو الگو به آسانی قابل تبدیل به یکدیگر هستند. در الگوی هرمی میتوان یک عامل را به چند عامل پیوند داد، ولی در الگوی شبکهای میتوان چندین عامل را پیوند داد.
بانک اطلاعاتی رابطهای
در سیستم بانک اطلاعاتی رابطهای، هر یک از فایلهای بانک اطلاعاتی را یک جدول مینامند. به عبارت دیگر ، بانک اطلاعاتی مجموعهای از جدول هاست و هر جدول حاوی دادههای مرتبط به هم است. که در هر جدول هر ستون را یک فیلد و هر سطر را یک رکورد گویند. بنابراین ، هر رکورد بانک اطلاعاتی حاوی چند فیلد است که هر فیلد از نوع خاصی است.
نکته دیگری که در مورد جدولها قابل توجه است ، فیلد کلید اولیه است. این ، فیلد مشخصه هر رکورد است و در هیچ دو رکوردی از جدول یکسان نیست.
انـواع رابـطه
همانطور که از نام بانک اطلاعاتی رابطهای برمیآید. رابطه ، عنصر مهمی در این نوع بانک اطلاعاتی محسوب میشود. به عبارت دیگر، قدرت بانک اطلاعاتی رابطهای ، ناشی از رابطهای است که جدولهای بانک اطلاعاتی میتوانند با یکدیگر داشته باشند. برای این که جدولها با یکدیگر رابطه برقرار کنند، باید دارای فیلد کلید اصلی باشند، زیرا رابطه بر اساس این فیلد صورت میگیرد. جدولهای بانک اطلاعاتی به شکلهای مختلف میتوانند با یکدیگر رابطه داشته باشند که به شرح آنها خواهیم پرداخت.
رایطه یک به یک : در این نوع رابطه ، یک رکورد با یک رکورد از جدول دیگر ارتباط برقرار میکند.
رابطه یک به چند : این رابطه ، متداولترین رابطه در بانک اطلاعاتی است که در آن ، یک رکورد از جدولی با چند رکورد از جدول دیگر مطابقت میکند.
رابطه چند به چند : در این رابطه ، چند رکورد از یک جدول با چند رکورد از جدول دیگر تطبیق میکند. این نوع رابطه معمولاً در بانک اطلاعاتی رخ نمیدهد. ولی برای ایجاد چنین رابطهای ، باید جدول دیگری به نام جدول اتصال ، بین دو جدول دیگر قرار داد , تا رابطه چند به چند را به دو رابطه یک به چند تبدیل کند.
طراحی بانک اطلاعاتی
اطلاعات در سیستم بانک اطلاعاتی رابطهای بین چند جدول توزیع میشود تا ذخیرهسازی اطلاعات و بازیابی اطلاعات بهینه شود. جدولها با فیلدهای مشترکی ارتباط داده میشوند به طوری که اطلاعات میتوانند به شیوههای موثری استخراج و نمایش داده شوند. اگر بانک اطلاعاتی خوب طراحی شده باشد میتواند ابزار مهمی برای مدیریت بر اطلاعات شخصی یا تجاری باشد، ولی اگر طراحی آن خوب صورت نگیرد، ارزشی نخواهد داشت. هر چه وقت بیشتری در طراحی و تحلیل دادهها صورت گیرد، نتیجه بهتری به دست میآید.
وقتی طراحی کامل و مرور شد، به راحتی میتوان بانک اطلاعاتی را ایجاد کرد.
فرآیند طراحی ، با تحلیل کارهایی میشود که برای بانک اطلاعاتی مورد نیاز است. اول باید مشخص کنید که سیستم چه کاری را باید برای کاربر انجام دهد. با کاربران مصاحبه کنید تا به خواستههای آنها پی ببرید. توجه داشته باشید که فرآیند طراحی یک فرآیند تکراری است. وقتی کاربران میخواهند از سیستم جدید استفاده کنند، راجع به ویژگیهای آن فکر میکنند، مثل فرم ورود دادهها، تقاضاهای ویژه و فیلدهای محاسباتی.
از طرفی دیگر ، طراحی باید جایی خاتمه یابد و توسعه بانک اطلاعاتی شروع شود. در این صورت، خواستههای دیگر سیستم را میتوانید در نسخ بعدی سیستم منظور کنید. فرآیند طراحی بانک اطلاعاتی را میتوان در هشت مرحله انجام داد که هر مرحله هدف خاصی را دنبال میکند:
مقایسه سه نوع بانک اطلاعاتی
همنطور که دیدید، سه نوع بانک اطلاعاتی را میتوان ایجاد کرد که عبارتند از هرمی ، شبکهای و رابطهای که اکنون به بررسی نقاط ضعف و قوت هر کدام میپردازیم. توانمندی اصل یالوهای هرمی و شبکهای در کارآیی آنها است. به عنوان مثال ، از الگوی هرمی میتوان در سیستم هواپیمایی استفاده کرد که میلیونها جا را ذخیره میکند.
عیب روشهای هرمی و شبکهای این است که همه راههای دستیبابی ، مسیرها و فهرستها باید از قبل مشخص باشد. پس از این که تعریف شدند به راحتی قابل تعریف نیستند. لذا، انعطافپذیری آنها بسیار کم است. نیاز به برنامهنویسی زیادی دارند، وقت گیر بوده نصب و نوسازی آنها دشوار است.
قدرت الگوی رابطهای، انعطافپذیری آن در پذیرش خواستههای جدید، ترکیب اطلاعات از منابع مختلف ، سهولت طراحی و نگهداری ، و افزودن اطلاعات بدون تاثثرگذاری در دادهها و برنامههای موجود است. عیب عمده آن ، کندی نسبی آن است ، زیرا باید حجم زیادی از دادهها را که بر روی دیسک ذخیره شدهاند بازیابی کند، رابطه بین آنها را تشخیص دهد و اطلاعات مناسب را در اختیار قرار دهد.
کاربردهای شبکه های کامپیوتری
قبل از پرداختن به جزئیات فنی ، بهتر است کمی درباره اینکه چرا مردم به شبکه های کامپیوتری اهمیت می دهند و چرا از آنها استفاده می کنند، صحبت کنیم، چرا که اگر کسی به شبکه اهمیت نمی داد اصلا شبکه ای ساخته نمی شد. ابتدا از کاربرد های سنتی شروع می کنیم و سپس به کاربردهای جدیدتر خواهیم پرداخت .
کاربرد های تجاری:
اکثر شرکت ها تعداد زیادی کامپیوتر برای کارهای مختلف دارند. شاید در ابتدا این کامپیوتر ها از یکدیگر جدا باشند، ولی در مرحله ای از کار برای یکپارچه کردن اطلاعات کل شرکت، مدیریت تصمیم می گیرد تا آنها را به هم متصل کند .
به بیان کلی تر، اشتراک منابع به ما اجازه می دهد تا برنامه ها، تجهیزات و به خصوص داده ها را صرفنظر از موقعیت فیزیکی افراد ومنابع در اختیار همه آنهایی که به این شبکه متصلند، قرار دهیم. ساده ترین مثال آن چاپگریست که برای تمام کارکنان یک دفتر به اشتراک گذاشته شده است .
پیداست که تک تک این افراد به یک چاپگر اختصاصی نیاز ندارند، و علاوه بر آن یک چاپگر شبکه اغلب ارزانتر، سریعتر و کم هزینه تر از تعداد زیادی چاپگرهای پراکنده است .
با این حال اشتراک اطلاعات بسیار مهمتر از اشتراک تجهیزات فیزیکی است. امروزه تمام شرکت های بزرگ و متوسط به شدت به اطلاعات کامپیوتری خود وابسته اند. بانکی که تمام کامپیوترهای آن از کار افتاده باشند، پنج دقیقه هم نمی تواند دوام بیاورد. حتی شرکت های کوچکی مانند آژانس های مسافرتی و دفاتر خدمات حقوقی نیز به شدت به اطلاعات کامپیوتری خود متکی هستند. در یک شرکت کوچک تمام کامپیوترها به احتمال زیاد در یک دفتر قرار دارند، در حالیکه کامپیوترهای یک شرکت بزرگ می تواند در یک یا چند پایگاه داده متمرکز باشد، و کارمندان شرکت بایستی بتوانند از راه دور به آنها دسترسی داشته باشند. در این مدل، اطلاعات در کامپیوترهای پر قدرتی به نام سرویس دهنده که اغلب در یک مرکز و تحت کنترل سرپرست سیستم قرار دارند نگهداری می شوند. کارمندان نیز که در اینجا به آنها مشتری گفته می شود از راه دور و از پای کامپیوترهای معمولی خود به اطلاعات دسترسی پیدا می کنند. اتصال کامپیوترهای مشتری و سرویس دهنده از طریق شبکه صورت می گیرد.
برای آرایش مدل مشتری سرویس دهنده گفته می شود، و در بسیاری از شبکه های کوچک و بزرگ کاربرد دارند چون مستقل از فاصله است. وب نیز بر مبنای همین مدل ساخته شده است، وقتی یک صفحه وب را باز می کنید، در واقع آنرا از سرویس دهنده وب دریافت کرده، و در کامپیوتر خود نمایش می دهید. در اکثر مواقع یک سرویس دهنده می تواند به تعداد زیادی مشتری سرویس بدهد .
سخت افزار شبکه :
اکنون وقت آن است که توجه خود را از مسایل متفرقه به موضوع اصلی معطوف کنیم. هیچ طبقه بندی پذیرفته شده ای که در بر گیرنده تمام انواع شبکه های کامپیوتری باشد وجود ندارد ، ولی در این میان می توان به 2 عامل مهم توجه کرد: تکنولوژی انتقال و اندازه شبکه .
این 2 را جداگانه بررسی می کنیم، امروزه دو تکنولوژی انتقال بیش از همه گسترش یافته و فراگیر هستند :
1- ارتباطات پخش
2- ارتباطات همتا به همتا
شبکه های پخش دارای یک کانال مخابراتی هستند که بین همه کامپیوترهای شبکه به اشتراک گذاشته شده است. هر یک از کامپیوترها می توانند پیامهای خود را در بسته های کوچک مخابره کنند و تمام کامپیوترها دیگران پیام ها را دریافت خواهند کرد. آدرس کامپیوتری که این بسته در حقیقت برای وی ارسال شده، در بخش از پیام نوشته می شود. هر کامپیوتر به محض دریافت بسته، آدرس گیرنده را چک می کند. اگر پیام برای او باشد، آنرا پردازش می کند ولی اگر پیام متعلق به دیگری باشد، به سادگی آنرا نادیده می گیرد .
در شبکه های همتا به همتا بین تک تک کامپیوتر ها مسیر ارتباطی مستقل وجود دارد. البته وقتی یک بسته بخواهد از کامپیوتری به کامپیوتر دیگر برود، احتمالا سر راه خود از چندین ماشین بینابین نیز عبور خواهد کرد. معمولا در این قبیل شبکه ها مسیرهای متعددی بین دو کامپیوتر خاص می توان برقرار کرد که از نظر طول مسیر با هم متفاوتند و یافتن کوتاهترین مسیر یکی از مسایل مهم در این گونه شبکه است.
شبکه های محلی
شبکه محلی، شبکه ایست خصوصی واقع در یک ساختمان یا مجتمع، که حداکثر ابعاد آن یکی دو کیلومتر باشد. از این نوع شبکه معمولا برای اتصال کامپیوترهای یک شرکت و به اشتراک گذاشتن منابع یا مبادله اطلاعات استفاده می شود. یک شبکه محلی 3 مشخصه اصلی دارد، که آنرا از سایر انواع شبکه متمایز می کند :
1) اندازه 2) تکنولوژی انتقال اطلاعات 3) توپولوژی
اندازه شبکه محلی بسیار محدود است، بگونه ایکه زمان انتقال سیگنال ها در ان بسیار کم و از قبل قابل پیش بینی است. دانستن این محدودیت ها برای طراحی شبکه بسیار مهم و اساسی است و باعث ساده تر شدن مدیریت شبکه نیز می شود .
تکنولوژی انتقال اطلاعات در شبکه محلی معمولا به کابل متکیست، سرعت انتقال اطلاعات بین 10 تا 100 میلیون بیست در ثانیه، تأخیر انتشار در آن کم، و خطا در آن بسیار اندک است .
توپولوژی های مختلفی برای شبکه های محلی پخش وجود دارد، در یک شبکه باس در هر لحظه فقط یکی از کامپیوترها مجاز به استفاده از خط و ارسال اطلاعات است، و تمام ماشین های دیگر بایستی در این مدت از ارسال هر گونه اطلاعات خودداری کنند. در این قبیل شبکه ها بایستی مکانیزمی برای حل اختلاف وجود داشته باشد .
نوع دیگری از شبکه های پخش، شبکه حلقوی است. در یک شبکه حلقوی، هر بیت اطلاعات به طور مستقل در شبکه اطلاعات منتشر می شود. در این نوع شبکه هم بایستی مکانیزمی برای حل اختلاف بین کامپیوترهای متخاصع وجود داشته باشد. اغلب این مکانیزم ها به نوعی نوبت بندی متکی هستند .
مدل مرجع TCP/IP
اکنون اجازه دهید به مدل مرجع به کار رفته در پدربزرگ شبکه های کامپیوتری، آرپانت و خلف آن اینترنت بپردازیم. آرپانت یک شبکه تحقیقاتی بود که توسط وزارت دفاع آمریکا پایه ریزی شد.
به تدریج صدها دانشگاه و مرکز دولتی بوسیله خطوط اجاره ای تلفن به این شبکه ملحق شدند. با پیشرفت مخابرات رادیویی و ماهواره ها، مشکلاتی در پروتکلهای ارتباطی آرپانت به وجود آمد، که انتخاب یک معماری مرجع جدید را الزامی می کرد. یکی از اولین اهداف آرپانت ارتباط یکپارچه شبکه های مختلف بود که بالاخره توسط مدل مرجع TCP/IP محقق شد. این مدل برای اولین بار در سال 1974 تعریف شده و در سال 1985 مورد تجدید نظر قرار گرفت .
SQL Server
در این مبحث با مفهوم بانک اطلاعاتی و انواع آن آشنا شدید. دو سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی رابطهای که کاربرد فراوان دارند، اوراکل و SQL Sevrer هستند.
بانک اطلاعاتی SQL Server
هر بانک Server SQL دارای تعدادی از اشیاء است که جلوتر به آن میپردازیم. علاوه بر این ، تعدادی از بانکهای اطلاعاتی قبلاً ایجاد شدند و همراه این سیستم وجود دارند.
اشیای بانک اطلاعاتی SQL Server
هر بانک اطلاعاتی دارای اشیایی است که هر کدام نقش خاصی دارند. ایجاد بانک اطلاعاتی برای برآورده کردن اهداف تجاری مستلزم ایجاد و کارکردن با این اشیاء است .
شروع کار با 2000 SQL Server
محیط 2000 SQL Sever
در این قسمت یاد خواهید گرفت که چگونه :
- Manager Enterprise را آغاز کنید.
- یک Server را راهاندازی کنید.
- یک Server را به راه انداخته یا آن را متوقف کنید.
- اشیاء را در کنسول درختی نشان دهید.
- از Manager Enterprise خارج شوید.
2000 SQLSever Microsoft برای پشتیبانی از پایگاههای اطلاعاتی بزرگ و مهم طراحی شده است. مثل ذخیره سازی اطلاعات و تجارت الکترونیکی و پردازش تراکنشها به صورت Online . برای بیان منظور ، Server SQL ابزارهای متعددی در اختیار شما قرار میدهد، از جمله برنامه های کمکی مثل Bcp.exe که برای کپی کردن اطلاعات Server SQL به یک فایل معمولی به کار میرود و Manager Enterprise ، که یک ابزار گرافیکی قوی و پیچیده برای مدیریت پایگاههای داده و خود Server SQL میباشد.
آشنایی با Enterprise Manager
Manager Enterprise اولین ابزاری است که برای مدیریت Server SQL به کار میرود. با استفاده از رابط گرافیکی Manager Enterprise میتوانید:
- گروههایی از چندین نمونه Server SQL تعریف کرده و هر یک از سرویس گیرندههای موجود در یک گروه را ثبت کنید.
- پارامترهای Server SQL را برای هر یک از سرویسدهندههای ثبت شده تنظیم کنید.
- در هر یک از سرویس دهندههای ثبت شده ، پایگاه داده بسازید و آنها را سازماندهی کنید، برای آن سرویسدهنده کاربرانی تعریف کرده و حق دسترسی هر یک از آنها را مشخص نمایید.
- امور مدیریتی Server SQL را بر روی هر یک از سرویسدهندههای ثبت شده تعریفی اجرا کنید.
- با استفاده از Analyzer Query ، دستورات SQL نوشته و آنها را تست کنید.
- با استفاده از Designer Query ، محتویات جدولها و نماها را مشاهده کنید.
- هر یک از ویزاردهای Server SQL را فراخوانی کنید.
سیستم عامل ویندوز شامل برنامهای است به نام Console Management Microsoft یا به اختصار MMC، که به عنوان یک چارچوب استاندارد برای مدیریت برنامههای سرویس دهنده به کار میرود یک "کنسول" نامیده میشود. معمولترین نوع کنسول ، Span-in میباشد و Manager Enterprise یک Span-in میباشد و Manager Enterprise بوده که برای مدیریت Server SQL به کار میرود. جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد MMC ، به Help ویندوز مراجعه کنید.
آغاز کردن Enterprise Manager
قبل از انجام هر کاری باید Manager Enterprise را آغاز کنید. Manager Enterprise مانند بقیه برنامههای ویندوز بوده و راهاندازی آن کاملاً مشابه میباشد.
برای آغاز کردن Enterprise Manager
Manager Enterprise ابزارهایی در اختیار قرار میدهد که با استفاده از آنها میتوانید مدیریت Server SQL را انجام داده و پایگاههای داده بسازید. پنجره این برنامه به دو قسمت تقسیم میشود: کنسول درختی در سمت چپ و منطقه جزئیات در سمت راست.
آیتمهای موجود در کنسول درختی به صورت سلسلهای مرتب شدهاند درست مثل پوشهها در Explorer Windows برای مشاهده آیتمهای موجود در زیر یک آیتم میتوانید روی آیکون Explorer که به شکل یک + است کلیک کنید. آیکون Collapse که به شکل علامت – میباشد برای بستن آیتمها به کار میرود.
کنترل کردن SQL Sevrer
قبل از این که با استفاده از Manager Enterprise بتوانید یک پایگاه داده جدید بسازید یا به اطلاعات درون یک پایگاه داده موجود دسترسی پیدا کنید، ابتدا باید نمونه سرویس دهنده را به Manager Enterprise معرفی کنید، اطمینان حاصل کنید که سرویس دهنده فعال بوده و در حال اجرا است, و به پایگاه داده مورد نظر خود متصل شوید.
مدلهای امنیتی Server SQL
برای کسب اطمینان از این که تنها افراد شناسایی شده به اطلاعات سری و حساس درون پایگاهها دسترسی پیدا میکنند، Server SQL دو روش برای ورود به سیستم ارائه میدهد:
شناسایی ویندوز و شناسایی Server SQL . مدل شناسایی ویندوز، که از سوی مایکروسافت نیز پیشنهاد شده است، به کاربران 2000 Windows , NT Windows امکان میدهد که با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور خود به سیستم وارد شوند. هنگامی که از مدل شناسایی Server SQL استفاده میکنید شناسایی کاربران به عهده خود سرویس دهنده میباشد و کاربران باید در هنگام برقراری ارتباط با یک پایگاه داده، نام و کلمه عبور را وارد کنند.
ثبت کردن یک سرویس دهنده
اولین باری که Manager Enterprise را اجرا میکنید، این برنامه به طور اتوماتیک . تمام نمونههای Server SQL را که بطور محلی اجرا میشوند را ثبت میکند. اگر بخواهید نمونههای جدیدی از Server SQL نصب کنید یا اگر بخواهید به یک نمونه از Server SQL که از طریق یک شبکه در دسترس است متصل شوید، باید خودتان آن را ثبت کنید.
برای ثبت کردن یک سرویسدهنده
توجـه : اگر نام سرویسدهنده مورد نظر در کنسول درختی دیده میشود به این معنی است که سرویس دهنده قبلاً ثبت شده است و شما نباید مراحل زیر را طی کنید.
ویزارد نام سرویسدهنده را در سمت راست نشان میدهد.
ویزارد صفحهای را نشان میدهد که نام گروهی را که سرویسدهنده جدید باید به آن اضافه شود از شما درخواست میکند.
ویزارد ثبت سرویس دهنده بسته شده و سرویسدهنده جدید در کنسول درختی ظاهر میشود.
نکته : شما هر سرویسدهنده را تنها یکبار ثبت خواهید کرد و بار دیگر که Manager Enterprise را اجرا کنید، این برنامه سرویسدهندههای ثبت شده را به خاطر خواهد داشت.
راهاندازی و متوقف کردن یک سرویسدهنده
قبل از آن که بتوانید به یک نمونه از Server SQL متصل شوید. ابتدا باید آن را آماده سرویسدهی کنید. برای این که مطمئن شوید یک سرویسدهنده در حال دسترسی هست یا خیر، کافی است به آیکون آن که در کنسول درختی برنامه Manager Enterprise قرار توجه کنید.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 51 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 94 |
چکیده :
اوقات فراغت و چگونگی گذران آن از مباحث تازهای است که بعد از انقلاب صنعتی و رشد منابع و تکنولوژیها، توجه عالمان را برانگیخته و موضوعی مهم در حوزه علوم اجتماعی شده است. پژوهش حاضر به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت در دو گروه از دانشآموزان دختر سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در دو دبیرستان شهید بهشتی و شهید اول به (ترتیب واقع در منطقه 1 و 16 شهر تهران) میپردازد.
توجه به اوقات فراغت در این پژوهش از ابعاد ذیل حائز اهمیت میباشد. اوقات فراغت یک امر فرهنگی است. بر شخصیت افراد و از جمله شکلگیری شخصیت اثر میگذارد، آثار و نتایجی به صورت مثبت و منفی (انحراف و بزهکاری) برجای میگذارد. به فراغت جوانان و نوجوانان (که تعداد زیادی از جمعیت جامعه را به خود اختصاص میدهند) میپردازد، به فراغت دختران که از محرومیت و محدودیت بیشتری در مقایسه با پسران برخوردارند توجه میکند، توجه به فراغت در تعطیلات طولانی مدت تابستان و ایام نوروز، تطبیقی و مقایسهای بودن، رویکرد انسانشناسی شهری و نهایتاً کاربردی بودن پژوهش حاضر از رئوس مهم توجه به اوقات فراغت و نحوه گذران آن میباشد.جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر دو کلاس 21 نفره دانشآموزان دختر دبیرستانی در سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی است که در دو قشر کاملاً متفاوت (قشر بالا و پایین) قرار دارند. در این پژوهش از 3 روش اسنادی، مشاهده، مصاحبه استفاد شده است
مقدمه:
فراغت در لغت به معنای «آسودگی و آسایش» است و معمولاً در تقابل با اشتغالات و درگیریهای روزمره که نوعاً موجب خستگی میشود بکار میرود. اما فراغت از نگاه علمی به این استنباط عام محدود نمیگردد و تبیین آن عملاً به گشایش باب ویژهای از حوزه این علم تحت عنوان «جامعهشناسی فراغت» انجامیده است.
وجود اوقات فراغت در جوامع گذشته (به رغم وجود بیکاریهای فصلی و پنهان در آن جوامع) مورد تردید است، لیکن در نتیجه پیشرفت صنعت در جهان، خصوصاً در کشوهای توسعهیافته از نیمه قرن بیستم، بشر از رفاه بیشتری نسبت به قرون گذشته برخوردار شده و باعث شده که بسیاری از مردم برای تأمین زندگی خویش کمتر مجبور به انجام کارهای سخت و سنگین باشند و مدت کار روزانه آنها نیز کمتر شده است به طوری که در اکثر کشورهای صنعتی یک روز تعطیل هفتگی به دو و حتی سه روز در هفته افزایش یافته و بدین ترتیب اکثر مردم این کشورها اشتغال به کار اقتصادیشان، نسبت به صد سال قبل، کاهش یافته است. تغییراتی هم در روابط اجتماعی در ارتباط با خانواده کلیسا، فامیل، محله و ... اتفاق افتاده و فردگرایی رواج تام یافته است.
همچنین به میزان زیادی از تعهدات اجتماعی اشخاص کاهش یافته است. این نوع تغییرات اقتصادی و اجتماعی برای انسان غربی «وقت فراغت» تولید کرده و یا آنرا افزایش داده است و این امر، تحولی است که در میزان وقت فراغت در جوامع صنعتی به وجود آورده است. (اورعی، 1375، ص 61-59)
در کشورهای در حال توسعه نیز تحولاتی در « اوقات فراغت» حاصل شده است. پیدایش شهرهای بزرگ در کشورها، مبدأ این تحول بوده، به طوریکه گسترش ادارات دولتی و تعداد کارکنان آن، گسترش کارخانجات و تصویب قانون کار، مهاجرت تعداد زیادی از مردم روستاها، بخشها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و کاهش ارتباطات اجتماعی سنتی همگی به ایجاد «وقت فراغت» و یا افزایش آن دامن زده است. البته مشکلات اقتصادی و پیدایش پدیده اقتصادی «کار دوم» و «اضافه کار» از این موضوع میکاهد ولی برای تعدادی از مردم و برخی دستههای اجتماعی مثل کودکان، نوجوانان و جوانان و ... «وقت فراغت» وجود دارد. در روستاها نیز با افزایش جمعیت و کمبود زمین زیر کشت و استفاده از وسایل مکانیکی جدید مانند تراکتور و ... «وقت فراغت» کمابیش قابل مشاهده است. (همان)
در مجموع میتوان گفت که در جوامعی که صنعت نفوذ پیدا کرده، فرصت تفریح فراوانی برای مردم پیدا شده است. کشور ایران و از جمله شهرهای بزرگ آن به خصوص شهر تهران نیز از این مقوله مستثنی نبوده و وجود فراغت و تفریحات را میتوان در آن مشاهده نمود البته لازم به ذکر است که عوامل مختلفی چون قشر و طبقه اجتماعی، مکان و محله زندگی، امکانات مالی، شرایط سنی و جنسی، میزان آزادی و اختیار، نوع نگرشها و باورهای افراد و ... همگی به نوعی بر وقت فراغت و نحوه گذران آن تأثیر گذارده به طوریکه آن را محدود و یا متنوع میسازد. بعنوان مثال نحوه گذران اوقات فراغت قشر نوجوان با جوان، میانسال، بزرگسال و کهنسال، افراد ثروتمند، با افراد متوسط و هر دو با افرادی که از نظر بنیه مالی ضعیفاند، شهری و روستایی و افراد سنتی و متجدد همگی به دلیل فرهنگ و خرده فرهنگ خاصشان) متفاوت است. از اینرو هر یک از این اقشار، مطالعه، پژوهش و برنامهریزی خاصی را در زمینه فراغت میطلبد.
توجه به مطالب ارائه شده دراین پژوهش نیز سعی شد تا با انتخاب نوجوانان دختری که در آستانه ورود به مرحله جوانی هستند، به بررسی نحوه گذران اوقات فراغت صرفاً این گروه سنی و جنسی پرداخته شود. نکته دیگر اینکه، صاحبنظران معتقدند که «وقت فراغت» وقتی است که شخص احساس میکند که از او هیچ انتظاری ندارد وگذران فراغت نوعی عمل کردن غیرالزامی است. بطوریکه شخص در این اوقات، آنگونه که میتواند و میخواهد عمل میکند. چون عمل او پاسخ به انتظار دیگری نیست (پس عمل فراغتی لزوماً الزامی نیست و در نتیجه با نوعی طیب خاطر و رضایت انجام میشود). ولی از سوی دیگر، عمل فراغتی نمیتواند برخلاف هنجارهای گروه و جامعهای که شخص به آن مربوط است، انجام شود. پس ضرورتاً عمل فراغتی عمل نابهنجار نیست بلکه علیالقاعده باید بر طبق هنجارها صورت گیرد. ولی با این وجود یکی از علتهای توجه جامعهشناسان به اوقات فراغت نابهنجاریهایی است که درگذران آن رخ میدهد. به طوری که بررسیهای جامعهشناسان در این باره نشان میدهد که رخ دادن در کجروی در اوقات فراغت بیش از اوقات اشتغال است (مثلاً بیشتر خودکشیها در این اوقات رخ میدهد) کاهش کنترلهای اجتماعی و نبودن تکالیف مشخص برای افراد از عوامل تشدید کننده وقوع عملهای نابهنجار در این اوقات است. نمونههایی چون پرسه زدن در خیابانها، اذیت و آزاد مردم، ماجراجویی از روی تنوع طلبی، گرایش به حرکات هیجانی مانند حرکتهای سرسامآور با موتور سیکلت پرش با موتور از ارتفاعات، اعتیاد، انجام امور جنسی و ... از این قبیل است. حال به منظور جلوگیری از بروز چنین مواردی باید به گونهای برنامهریزی کرد تا اوقات فراغت افراد به شکل صحیح و مطلوب سپری شود. بسیاری از صاحبنظران «اوقات فراغت» معتقدند که: اگر وقت فراغت افراد به طور صحیح و درست سپری شود در آن صورت از آنها شخصیتهایی مثبت و سازنده به وجود خواهد آمد و اگر این اوقات نامطلوب سپری شود سبب شکلگیری شخصیتهای منفی مخرب و حتی منحرف و کجرو خواهد شد. از اینرو برنامهریزان اجتماعی و عالمان علوم اجتماعی برای پیشگیری از این نوع مشکلات تعمیم تعهد و مسئولیت اجتماعی در امر اوقات فراغت را پیشنهاد میکنند. پس مطالعه و تحقیق در امر فراغت و نحوه گذران آن با برنامهریزی صحیح و اصولی و جلوگیری از بروز انحراف و کجروی ضروری است. به طوری که پژوهش حاضر نیز درصدد است تا از طریق بررسی آسیبها و انحرافات اجتماعی ناشی از نحوه گذران نامطلوب اوقات فراغت به معرفی تیپهای شخصیتی منحرف و کجرو بپردازد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در یک نگاه کلی به نحوه گذران اوقات فراغت دو گروه از دانشآموزان دختری که در آغاز سن جوانی قرار دارند. (دانشآموزانی که در کلاس سال سوم رشته ادبیات و علوم انسانی در دو دبیرستان شهید بهشتی و شهید اول به ترتیب واقع در منطقه 1 و 16 شهر تهران تحصیل مینمایند و از نظر موقعیت طبقاتی در دو قشر کاملاً متفاوت اجتماعی بسر میبرند میپردازد. و سپس به مقایسه بین این دو گروه میپردازد.
تاریخچه در جهان:
سیر تاریخی گذران اوقات فراغت:
درباره اینکه اصولاً زمان فراغت پدیده خاص جامعه صنعتی است، تمام پژوهشگران هم داستان نیستند بلکه برخی از آنها معتقدند که زمان فراغت در تمام مراحل تاریخی زندگی بشر وجود داشته ولی تفاوتهایی اساسی با اوقات فراغت عصر صنعتی داشته است.
«در روزگاری که کشاورزی بنیان اقتصادی بیشتر جوامع را تشکیل میداد، در تمامی روزها و فصول سال کار انجام میشد با این تفاوت که در هوای خوب آهنگ کار تند بود و در هوای بد این آهنگ به کندی میگرایید، در تمدن کشاورزی، پیشرفتهای فنی توانسته بود تنها اندکی بر کارایی نیروی به دست آمده از فعالیت انسان و حیوان بیفزاید. اما ابزارهای فنی آن روزگار همانند گاوآهن و خیش برای آزاد ساختن آدمی از تلاش معاش کافی نبود» (توکل 1375، ص 102)
در این دوران به لحاظ ویژگیهای کار و اشتغال هنوز نمیتوان از فراغت به مفهومی که امروزه از آن مقصود است سخن گفت.
ژوفردومازدیه: « در ادوار گذشته کار و بازی اغلب با یکدیگر پیوند داشتند و فراغت اصطلاحی نیست که بتوان در مورد جوامع گذشته به کار برد. کار و بازی در آن بخشی از مراسم مذهبی بوده که انسانها به لحاظ آفرینش با ارواح نیاکان خود برپا میکردند و حتی جشنهای مذهبی نیز تجسم از کار و بازی بودند و هیچ تضادی میان آن دو وجود نداشت.»
در رابطه با جشنهای برپا شده در آن دوران دومازدیه میگوید: در طول سال یک رشته «روز آیین» و «روز جشن» وجود داشت. روز آیین به مذهب تعلق داشت حال آنکه روز جشن اغلب فرصتی بود برای صرف مقدار عظیمی نیرو (گذشته از غذا) و از اینرو نقطهای مقابل زندگی روزمره به شمار میرفت. لیکن جنبه آیینی این مراسم را هرگز نباید نادیده گرفت. این مراسم ریشهشان در مذهب بود نه در فراغت. لذا اگر چه تمدنهای اروپایی در سال تا پیش از 150 روز بدون کار بودند لیکن نمیتوانیم برای استفادهای که در آن زمان از این روزها میکردند مفهوم فراغت را بکار ببریم.
در حالیکه وبلن معتقد بود که «جادوگران قبائل از کار معاف بودند چرا که جزو طبقه ممتاز محسوب میشدند و صرفاً به اجرای کارهای سحرآمیز مذهبی
میپرداختند در نتیجه مورد احترام افراد قبیله بودند». در حالیکه دومازدیه معتقد است که «وظایف جادوگران برای جامعه کاملاً ضروری بوده پس اصولاً در چنین شرایطی زمان فراغت مفهوم نداشته است.
برخی از محققین که نماینده آنان را میتوان «گرازیا» معرفی نمود، «فراغت را تا آن شیوه زندگی دنبال میکنند که برخی از طبقات اشرافی در طول تمدن مغرب زمین از آ« بهرهمند بودهاند. ولیکن افرادی چون دومازدیه با این نظریه مخالف بوده و اعتقاد دارند که به زمان بیکارگی فیلسوفان یونانی در عهد باستان و نجیبزادگان قرن 16 هیچ وقت نمیتوان فراغت اطلاق نمود چراکه آنها بیکارگی خود را با کار غلامان و دهقانان بدست میآوردند و این زمان بیکارگی نه مکمل کار آنها بود و نه پاداش آنها، بلکه تماماً جای کار را گرفته است. لذا به فعالیتهای این قشر که عمدتاً در بیکاری خلاصه میشده عنوان فراغت جایز نبوده چرا که فراغت به مفهوم امروزین آن با کار ملازمهای تنگاتنگ دارد. به طور کلی در حکومتهای اشرافی گذشته فعالیتهای فراغت صرفاً مخصوص طبقات مرفه بوده به طوری که بعنوان مثال در روم و یونان دریدن مسیحیان توسط شیران، بازیهای گلادیاتورها و کشتن انسانهای برده توسط شیران و حیوانات درنده در آمفیتئاترها از این قبیل است. بتدریج با گذشت زمان تغییراتی در این روند بعمل آمد به طوریکه در قرن 12 و 13 انواع توپ بازی رواج پیدا کرده و زمینها و جایگاههایی سرپوشیده جهت تماشاچیان برپاگردید و در دوران قرون وسطی ورزشهایی چون تیراندازی با تیر و کمان و یا در حال سواری یا روی آب از جمله فعالیتهای فراغت بوده که در هر حال مختص طبقه اشراف بوده. در قرن 17 م. از جمله فعالیتهای فراغت، گفت و شنود در سالهای مخصوص و در جشنها، تئاتر و نمایشنامهها از جمله نمایشنامههای شکسپیر و مولیر و راسین بوده که عمدتاً مخصوص طبقات ممتاز بوده است».
و اما تحولات دوره رنسانس در کنار اختراع ابزارهای فنی نوین مانند ماشین بخار و پیشرفت علم جدید در سدههای 16 و 17 م. دوران جدیدی را پایهگذاری کرد که «تمدن صنعتی» نام گرفت. این دگرگونیها سبب شد تا جهتگیری جدیدی پدید آید که در جهان قدیم وجود نداشت و آن عبارت بود از «تأکید فزاینده برکاربرد معرفت علمی در حل مسائل مربوط به کنترل، انسان بر محیط.» (توکل، 1370، ص102) همچنین انقلاب کبیر فرانسه (1789) م. و در هم ریختن دنیای کهن از یک طرف و بروز «منشور حقوق بشر» و درهم ریختن نظام فئودالی و سنتهای کهنه و به وجود آمدن سرمایهداری به مثابه نظامی جدید و رشد شهرها از طرف دیگر در پدیده اوقات فراغت تغییرات برجستهای را به وجود آورد.
«بنابراین فراغت پدیدهای است که با تمدن صنعتی پیوند دارد. در چنین تمدنی دو شرط لازم برای پیدایش اوقات فراغت تحقق یافته است. نخست کار از شکل اجبار فرهنگی و اجتماعی به درآمده و شکل مسئولیت آزاد فرد را دارد. (هر چند گزینش فردی در این زمینه تا اندازه زیادی از سوی ضرورتهای اجتماعی تعیین میگردد.) شرط دوم، جداشدن کار از فعالیتهای دیگر انسان است. سازمانیافتگی کار به شکلی است که چه از جنبه نظری و چه از جنبه علمی از وقت آزاد جدا شده است. از نظر دومازدیه این دو شرط ضروری تنها در زندگی اجتماعی تمدنهای صنعتی و پس از صنعتی وجود دارند و نبود آنها در تمدنهای باستانی و کشاورزی سنتی به معنای نبود فراغت است. بعبارت دیگر تحولاتی مانند «افزایش سالهای تحصیل (دبستان تا دانشگاه) و در نتیجه دیررس انسان به بازار کار، افزایش سن ازدواج و بهبود سطح زندگی سبب شده تا میزان وسیعی از زمان آغاز شود. دیگر انسان جدید از کودکی مستقیماً به بزرگسالی قدم نمینهد، بلکه سالیانی چند در زندگی او تجلی مییابد که با فقدان یا کمی مسئولیت مترادف است و در آن اوقات فراغت سهم بزرگی دارد. (ساروخانی، 1370، ص 764)
مشخصات فراغت در دوران جدید:
تحولات و دگرگونیها سریع صنعتی، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی را دربرداشت. که بر چگونگی اوقات فراغت مردم تأثیراتی را برجای گذاشت. برای مثال، مکانیزه شدن صنایع و ایجاد امکانات رفاهی و نظایر آن که موجب تغییر سبک زندگی مردم از قبیل کوچکتر شدن ابعاد خانواده و تغییر روابط همبستگی افراد با یکدیگر شد. در حالی که در گذشته روابط همبستگی و خانوادگی افراد با یکدیگر نقش بارزی در گذران اوقات فراغت مردم داشت. به همه اینها مکانیزه شدن وسایل رفت و آمد ظهور سینما و فعالیتهای مختلف در قرون اخیر، اختراع تلویزیون در سال 1946 را که بیش از هر تکنیک دیگری بر اوقات فراغت مردم مؤثر بود را میتوان افزود. البته پیشرفت تکنیک تنها عامل نبوده است بلکه احتیاجات اجتماعی و روابط میان قدرتهای اجتماعی زمان را نیز برآورد، زمان آزاد باید به حساب آورد. محیط اجتماعی و اقتصادی تکنولوژی نیز در انتخاب نوع امکانات فراغت تأثیر بسیاری دارند.
«از مشخصات اساسی فراغت در جهان کنونی این است که در جوامع رشد یافته دیگر به طبقات ممتاز و متنعم اختصاص ندارد و به طبقات دیگر تعمیم یافته است و با توسعه صنعت تکامل فنی نه فقط گسترش مییابد بلکه افزایش پیدا میکند. شاخص دوم این است که در سابق اگر طبقات کهتر جامعه از لحظات محدود آزادگی و آسودگی برخوردار بودند، این اوقات درون خانه و خانواده صرف میشد و صورت غیررسمی و خودمانی داشت و به همنشینی و محاوره، با خویش و پیوند با دوست و همسایه میگذشت. با پیشرفت جوامع و پراکندگی وظایف خانواده، مندرجاً جنبه رسمی و در اموری تجاری پیدا کرد و جزو وظایف مؤسسات خاص درآمد. شاخص سوم عبارت است از به کار بردن روز افزون وسایل و اسباب ماشین چون اتومبیل، رادیو و تلویزیون و مانند آن که هر یک در گذران اوقات آسایش سهمی بزرگ و نقشی نمایان دارند. تحول دیگر اهمیت خاصی است که در حیات فردی و اجتماعی احراز کرده چنانکه زمان کار از زمان فراغت به کلی جدا شده و اوقات فراغت ارزشی بذاته پیدا کرده است.
به طور خلاصه «ژان کارنو» سه ویژگی عمده فراغت در جوامع امروزی را چنین بیان میدارد:
«1- فراغت جای بیشتری در موجودیت انسانی مییابد. 2- فراغت پدیدهای جمعی میشود. 3- فراغت تحت تأثیر صنعت قرار میگیرد و جامعه را مبدل به توده مردم میکند.»
تاریخچه در ایران:
کشور ما در زمره و ردیف جوانترین کشورهای دنیا است هدایت و ایجاد امکانات برای گذران اقات فراغت نوجوانان و جوانان میتواند در شکلگیری و تداوم شخصیت صحیح آنان و سازندگی جامعه نقش بسزایی داشته باشند. تحقیقات متعدد نشان داده است که رواج انواع تفریحات انحرافی (به خصوص در میان نوجوانان و جوانان) در بسیاری از جوامع بخصوص در کشورهای در حال توسعه نظیر ایران ناشی از نداشتن امکانات مناسب تفریحی، عدم آگاهی، نداشتن برنامه صحیح و نیز اجرای سیاستهای اجتماعی و اقتصادی نادرست در زمینه اوقات فراغت میباشد و از آنجا که رمز موفقیت یک جامعه بسته به وجو افراد کارآمد، خلاق و پویا است، بنابراین جا دارد به منظور تحقق شرایط فوق با سیاستگذاری و برنامهریزی مناسب و وضع قوانین لازم، توجه بیشتری به اوقات فراغت اقشار مختلف خصوصاً نوجوانان و جوانان شود.
نظام تعلیم و تربیت کشور ایران در مقایسه با سایر نظامهای تعلیم و تربیتی کشورهای دیگر، یکی از طولانیترین تعطیلات اعم از تعطیلات تابستانی و نوروزی را داراست. این زمان طولانی در صورت توجه نکردن به فعالیتهای فراغتی دانشآموزان نوجوان و جوان بسیار مسألهآفرین خواهد بود. چرا که اوقات فراغت طولانی و بیبرنامه افراد را عاصی و سرگردان مینماید. بقول «دندیس گیبور» یکی از کارشناسان مسأله فراغت: «جای شگفتی است که انسانها قدرت تطابق و سازگاری عجیبی در برخورد با مشکلات و سختیها از خود نشان میدهند ولی همین افراد از کنار آمدن با اوقات فراغتی که برنامهای برای آنان ندارد، عاجز میباشند.
نوجوانان در عین حال که احساس سرگردانی و بلاتکلیفی میکنند و به تدریج سرخورده و مأیوس میشوند و به دنیای درون خویش پناه میبرند و در کنج خلوت و انزوا، راهی برای مشغولیت خود میجویند، شاید تعداد نوجوانانی که بعلت فقدان سرگرمیهای سالم اوقات فراغت برنامهریزی شده به انحراف اخلاقی مبتلا شدهاند کم نباشد پس توجه به ضرورت برنامهریزی در اوقات فراغت به خصوص در تابستان و ایام نوروز برای دانشآموزان لازم و مؤثر است.
طرح مسأله:
اوقات فراغت در معنای امروزین خود، نتیجه غلبه تکنولوژیک در زندگی بشر میباشد چرا که با پیشرفت صنعت و استفاده از دستگاههای خودکار به جای انسان از میزان ساعات کار افراد کم شده و زمانی را برای او به وجود آورده است که در آن شخص احساس میکند هیچ کس هیچ انتظاری از او ندارد یعنی وی فرصتی بدون برنامه از قبل تعیین شده توسط اشخاص و گروههای اجتماعی و وقتی بدون تعهد و مسئولیت اجتماعی بدست آورده است از اینرو نکته مهمی که انسانشناسی در رابطه با اوقات فراغت اشخاص باید مورد توجه قرار دهد چگونگی گذران اوقات فراغت توسط افراد میباشد. اوقات فراغت همچنین به عنوان امری فرهنگی- اجتمماعی بر افراد از جمله شخصیت آنها تأثیر میگذارد. از اینرو مسأله اصلی و اساسی پژوهش حاضر بررسی تأثیر اوقات فراغت و نحوه گذران آن در میان دانشآموزان دختر دو دبیرستان شهید اول و شهید بهشتی میباشد که هر کدام از این مدارس به ترتیب در جنوب و شمال تهران (منطقه 16 و 1 آموزش و پرورش) واقع شدهاند. به عبارت دیگر محقق درصدد است تا بررسی نماید که نحوه گذران اوقات فراغت دانشآموزان فوق که از نظر قشر اجتماعی با یکدیگر تفاوتهای اساسی دارند، چگونه است؟ لازم به ذکر است که دو دبیرستان نام برده در دو موقعیت کاملاً متفاوت از نظر موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی در شهر تهران قرار گرفتهاند و از آن جا که شهر بزرگ تهران دارای فرهنگها و خرده فرهنگها و طبقات اجتماعی متعدد بیشماری است لذا تیپهای شخصیتی متنوعی را در درون خود میپروراند، از اینرو تحقیق حاضر به مقایسه نحوه گذران اوقات فراغت دو کلاس سال دوم رشته ادبیات علوم انسانی از دو دبیرستان فوق پرداخته و وجوه تشابه و تفارق آنها را مورد بررسی قرار میدهد.
روش تحقیق:
در پژوهش حاضر از چند روش تکنیک پژوهشی استفاده شده که در ذیل به آنها اشاره میگردد:
الف: روش اسنادی و مطالعه کتابخانهای:
با توجه به مباحث اصلی این پژوهش (اوقات فراغت و نحوه گذران آن) محقق با رجوع به کتابخانهها، مراکز تحقیقاتی و پژوهشی، بخش نشریات و روزنامهها و پایاننامهها همچنین جستوجوهای کامپیوتری به جمعآوری اطلاعات درزمینههای فوق پرداخته اسیت. منابع مورد استفاده شامل: کتابها- مجلات و روزنامهها- پایاننامهها و همچنین نقشههای جغرافیایی میباشد.
ب: مشاهده:
به منظور مطالعه و بررسی بر روی دو جامعه مورد مطالعه (دو کلاس دبیرستانهای شهید اول و شهید بهشتی) حضور محقق در محل تحقیق لازم و ضروری بوده از اینرو در هر دو دبیرستان به کار مشاهدات عینی و دقیق پرداخته و همچنین نزدیک شدن به دانشآموزان و برقراری ارتباط دوستانه با آنها اطلاعات صحیحی را از ایشان به دست آورد و همچنین پرداختن به مسأله اوقات فراغت از حساسیت زیادی برخوردار است چرا که این امر، یک مسئله شخصی است و بعضاً افراد به خصوص دانشآموزان دختر که در موقعیت حساس آغاز جوانی قرار دارند از پاسخ به آن خودداری مینمایند لذا محقق با برقراری روابط دوستانه نه درصدد جلب اعتماد دانشآموزان برآمده و سپس به کسب اطلاعات در زمینه فوق اقدام نموده است.
مصاحبه:
به منظور کسب اطلاعات دقیقتر و جامعتر مصاحباتی نیز با تعدادی از دانشآموزان و اولیای ایشان و مسئولین هر دو مدرسه (مدیریت- معاونت و مسئول امور تربیتی) انجام گرفت. به دلیل کمبود وقت و مشکلات رفت و آمد اولیا به مدرسه، مصاحبه فقط با تعدادی از اولیا صورت گرفت. مادران بیشترین پاسخگویان به سئوالات بودهاند و پدران به جهت مشغله کاری و عدم حضورشان در منزل مورد پرسش قرار نگرفتهاند.
هدف تحقیق:
مهمترین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نحوه گذران اوقات فراغت در میان دانشآموزان دختر میباشد.
فایده تحقیق:
1-فعالیتهای اوقات فراغت به مثابه «آئینه فرهنگ» یک جامعه است به این معنی که چگونگی گذران این اوقات در یک جامعه تا حد زیادی معرف ویژگیهای فرهنگ آن جامعه است و از آنجا که بررسی و مطالعه فرهنگ جوامع همواره امری ضروری و الزامی بوده لذا مطالعه و پرداختن به اوقات فراغت که امری فرهنگی است حائز اهمیت میباشد.
2-اوقات فراغت و چگونگی گذران آن در شکلگیری و تداوم شخصیت افراد نقش بسزایی دارد چراکه اوقات فراغت چون شمشیر دولبهای است که اگر به صورتی صحیح و مطلوب سپری شود فرد را در مسیر کمال قرار داده و از او شخصیتی مطلوب و سالم میسازد و اگر بصورت نادرست و به شکلهای نامطلوب گذرانده شود فرد را در مسیر تباهی قرار داده و از او شخصیتی ناسالم نابهنجار و حتی منحرف خواهد ساخت به گونهای که حتی سبب تخریب جامعه نیز خواهد شد. از اینرو پرداختن به بحث فراغت به منظور ارائه بهترین زمینههای فراغتی و شکلگیری شخصیتهای سالم در جامعه ضروری میباشد.
3-رشد صنعت و تحولات تکنولوژیک از طریق کاهش تدریجی ساعات کار ، افزایش درآمد و فراهم کردن وسایل و امکانات لازم و القاء نظام نوینی از زندگی به انسانها، ابعاد جدیدی را به فراغت بخشیده است. این ابعاد در زمینههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی تجلی مییابد در نتیجه اهتمام مسئولان و اولیاء امور را در جامعه و خانواده نسبت به بازشناسی پدیده فراغت ضروری میسازد.
4-تشکیل کمیسیون اوقات فراغت در شورای عالی جوانان وابسته به نهاد ریاست جمهوری مؤید اهمیت و ضرورت امر اوقات فراغت در میان نوجوانان و جوانان میباشد، تلاش در این زمینه جامعه را از وضع موجود به وضع مطلوب خواهد رساند.
5-دلیل دیگر پرداختن به چنین تحقیقی، توجه به جنسیت و قشر دختران است چراکه زنان و دختران در جامعه ما در مقایسه با مردان و پسران از محدودیت و محرومیت بیشتری در ابعاد مختلف از جمله اوقات فراغت و نحوه گذران آن برخوردارند. که این دلایل گوناگونی دارد. اولاً نوع فرهنگ حاکم بر جامعه که اجازه تحرک و فعالیت کمتری را به قشر بانوان میدهد. (آزادی عمل و آسودگی خیالی که مردان از حضور بیشتر در اجتماع در مقایسه با زنان و دختران دارند خود گویای این ادعا است.) ثانیاً انتظاری که بسیاری از خانوادهها به خصوص مادران از دختران خود دارند که آنها میبایست در خانه و در امور مربوط به آن کمک و یاور باشند و بیشتر اوقات خود را در خانه بگذرانند، این امر بعضاً مانعی در استفاده صحیح و مطلوب از اوقات فراغت مناسب و فعال خواهد بود. چراکه صرفاً کار در منزل، تماشای تلویزیون، گوش دادن به رادیو و سایر فعالیتهای فراغتی در خانه دختران را از پرداختن به جنبههای دیگر فعالیتهای فراغتی که میتواند در شکفتگی شخصیت ایشان مؤثر باشد باز میدارد این امر تأثیرات نامطلوبی را بر شخصیت و رفتارهای ایشان گذارده و آنها را در نوع رفتارها و روابط اجتماعی از پسرها عقبتر نگه میدارد. ثالثاً: شرایط و امکانات موجود در جامعه نیز عملاً فاصله زیادی را میان فراغت آرمانی و فراغت موجود دختران جوان ایجاد نموده است. چنانکه بعنوان مثال، کمبود امکانات ورزشی، آموزشی و غیره، ناخواسته دختران جوان را به سوی گذران فراغت غیرفعال و غیرخلاق سوق میدهد.
نتیجه این که اوقات فراغت نامطلوب و غیرفعال سبب بروز شخصیتی ناسالم (کسل، خسته، بیروحیه) و از نظر اجتماعی ضعیف در دختران میشود لذا این بحث راکه دختران مادران آینده و مربیان فرزندان فردا هستند را با مشکل مواجه خواهد ساخت. مجموع نکات فوق بر اهمیت برنامهریزی در مورد اوقات فراغت دختران تأکید مینماید.
6-تطبیقی و مقایسهای بودن پژوهش حاضر دلیل اهمیت و ضرورت چنین تحقیقی است چرا که گذران اوقات فراغت در میان تمام افراد یکسان نبوده و در میان طبقات، اقشار و خرده فرهنگهای متفاوت، اشکال مختلفی به خود میگیرد، لذا برنامهریزی بر روی اوقات فراغت نمیتواند در میان تمام افراد بصورت یکسان اجرا شود بلکه هر برنامهریزی باید براساس شناخت از گروه و یا جامعه مورد مطالعه صورت گیرد از اینرو تحقیقات مردمشناسانه مطالعات موردی بر روی خرده فرهنگها ضروری و حائز اهمیت میباشد.
7-امروزه بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان برای رفع مشکلات و معضلات فرهنگی و اجتماعی جوامعشان از پژوهشهای انسانشناسی و حضور مردمشناسان در میادین پژوهشی استفاده مینمایند یعنی مردمشناسی در این جوامع رویکردی کاربردی کاربردی یافته است تحقیق حاضر نیز در زمره انسانشناسی کاربردی بوده و نتایج بدست آمده از آن به برنامهریزان و کارگزاران دولتی کمک خواهد نمود تا با برنامهریزی صحیح بر روی اوقات فراغت و گذران آن از معضلات و مشکلات در این رابطه بکاهند. بدین ترتیب کاربردی بودن بر ضرورت و اهمیت انجام پژوهشهایی از این قبیل میافزاید.
8-رویکرد دیگر پژوهش حاضر، ورود به عرصه مطالعات انسانشناسی شهری است. از آنجا که امروزه شهرها از جمله شهر بزرگی چون تهران با مسائل و مشکلات زیادی نظیر معضلات فرهنگی روبرو هستند لذا تحقیق و پژوهش برای حل این مشکلات از سوی انسانشناسی شهری ضروری بنظر میرسد.
سئوالات تحقیق:
1-هر یک از دانشآموزان هر دو کلاس اوقات فراغت خود را به کدام نوع از گونههای فراغت داخل و یا خارج از منزل سپری مینمایند؟
2-نحوه گذران اوقات هر یک از دو گروه دانشآموز چه شخصیتیای را در میان ایشان به وجود آورده است؟
3-هر یک از دانشآموزان تا چه اندازه در گذران اوقات فراغت خود به خلاقیت و نوآوری دست یافتهاند؟
4-تا چه اندازه میان اوقات فراغت موجود دانشآموزان با اوقات فراغت آرمانی آنها فاصله وجود دارد؟
تعریف عملیاتی واژهها:
تعاریف اوقات فراغت:
تمامی تعاریف اوقات فراغت نکتهای مشترک، یعنی قرار گرفتن این پدیده در مقابل کار دارند. عدهای فراغت را زمان آزادی میدانند که پس از انجام کار باقی میماند عدهای دیگر، زمان فراغت را محدودتر دانسته و براین اعتقادند که زمان فراغت، زمانی است که از کار، رفت و آمد به محل کار و برآورده ساختن نیازهای بدنی مانند خوابیدن، غذا خوردن، شست و شو مانند اینها باقی میماندبرخی دیگر با موشکافی بیشتر، زمان انجام تعهدات اجتماعی مانند امور مذهبی و خانوادگی را از زمان آزاد کم میکنند و آنچه باقی میماند فراغت میدانند از اینرو وقت آزاد، هم دربردارنده وقت آزاد است و هم تمامی فعالیتهایی را که بیرون از حوزه کار در برابر فرد قرار دارند. اما آنچه که مورد اتفاق بسیاری از صاحبنظران در این زمینه میباشد تعریفی است از: «مجموعهای از اشتغالات فرد که کاملاً به رضایت خاطر خود یا برای استراحت یا برای تفریح به منظور توسعه اطلاعات، یا آموزش غیرانتفاعی، مشارکت اجتماعی داوطلبانه بعد از آزاد شدن از الزامات شغلی، خانوادگی و اجتماعی بودن میپردازد.
فرهنگ:
تعاریف متعددی از فرهنگ ارائه شده است ولی تعاریف ذیل برخاسته از نظرات اصحاب مکتب فرهنگ و شخصیت میباشد که عبارتند از:
فرهنگ: «مجموع تصورات، پاسخهای عاطفی شرطی و الگوهای عادی رفتار که اعضای جامعه از راه آموزش کسب کردهاند و کمابیش در آن مشترکند.» «مجموع مرتبطی از کردارها و باورها که از راه جامعه به ارث رسیده و بافت زندگی ما را تعیین میکند.» (سلطانیفر، 1377، ص 15)
خرده فرهنگ:
افراد جامعه برحسب اینکه متعلق به کدام گروه اجتماعی و شغلی هستند و به چه طبقهای بستگی دارند و خود را از چه طایفهای میدانند و به کدام گرایش فکری و عقیدتی منسوبند و بالاخره برحسب اینکه از نظر جنسی و سنی در چه ردهای قرار دارند دارای نمود و ظهور و مختصات فرهنگی متفاوتند و به آسانی میتوان آنها را به اعتبار گفتار و رفتار و لباس و ... از یکدیگر متمایز ساخت. این تفاوتها و ویژگیهای داخلی هر فرهنگ را «خرده فرهنگ» میگویند.
(در روانشناسی، تحلیل خرده فرهنگها و جنبههای عاطفی، سنی، جنسی و اجتماعی آن یکی از زمینههای مطالعه شخصیت است.) (روحالامینی، 1368، ص 30)
| دسته بندی | پرستاری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 194 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 290 |
فصل اول :
کلیات تحقیق
1-1مقدمه
عصر حاضر عصر سازمانهای بزرگ و پیچیده است. در سازمان های اجتماعی انسان بعنوان یک عامل مفید و موثر از اهیمت خاص برخوردار است. ( میر کمالی، 1373 ص28) می نویسد : « انسان با مجموعه خصوصیات و ویژگیهای خاص خودش با پیمودن روند تکامل خواهان ترقی و پیشرفت است و می بایست زمینه های مساعد برای رشد و ترقی او فراهم شود.
اهمیت کار آموزی و تلاش برای آموزش کارکنان و مدیران در این است که توانایی های تخصصی و مهارت آنها در انجام وظایف محوله افزایش یابد و توانایی های بالقوه آنان نیز به فعلیت درآید ( میر سپاسی، 1373 ص301)
به منظور فراهم ساختن این زمینه ها تامین نیازهای شغلی انسان موضوعی است که مورد اهمیت می باشد ». برای پاسخگویی به این نیاز اساسی نمی توان تنها به آموزش های پراکنده و مقطعی متکی شد. اینگونه آموزش ها که بوسیله سازمانهای مختلف در زمانهای خاص بدون توجه به نیازهای آموزشی خاص افراد ارائه می شود به دلیل عدم پیوستگی و بخصوص عدم هماهنگی در فرایند برنامه ریزی غالبا موجب بروز خلا در روند آموزش و یادگیری بزرگسالان می شود ( بهبهانیان به نقل از برجون، 1369ص66 ) . امروزه آموزش و بهسازی منابع انسانی بعنوان یکی از استراتژیهای اصلی دستیابی به سرمایه انسانی و سازگاری مثبت با شرایط تغییر بعنوان دو مزیت رقابتی سازمان ها قلمداد می شود و از این رو جایگاه و اهمیت راهبردهای آن در بقاء و توسعه سازمان نمایان شده است. بدیهی است این فعالیت نیز مانند هر فعالیت سازمانی دیگر مستلزم برنامه ریزی صحیح و اصولی است ( عباس زادگان و ترک زاده ،1379ص13)
آموزش تجربه یادگیری است که تغییرات نسبی دائمی در فرد ایجاد می کند و توانایی او را برای انجام دادن کار اصلاح خواهد کرد بعبارت دیگر آموزش تغییرات مهارتی، دانش، نگرش یا رفتار اجتماعی را تدریجاً کمال می بخشد. آموزش ضمن خدمت به معنای تغییر دانسته های کارمندان چگونگی انجام دادن کار آنها نگرش های آنان نسبت به کارشان یا تعاملات آنها با همکاران یا سر پرستاران است. آموزش های ضمن خدمت به مجموعه آموزش هایی گفته می شود که برای افزایش اثر بخشی و کارای کارمندان و مدیران رسمی و در حال استخدام یک سازمان داده می شود( نصیری ،1379 ص3)
شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر این که سازمان ها می تواند با سرمایه گذاری در بخش آموزش کارکنان اثر بخشی خود را به نحو قابل ملاحظه ای افزایش دهند. ویلیام جیمز طی یک مطالعه نشان داد که کارکنان سازمانها در شرایط معمول 20 تا 30 درصد از توانایی خود را مصروف اهداف سازمانی می کنند در حالی که با ارائه آموزش درصد توانایی آنها برای کار در سازمان ها تا 90 درصد هم افزایش می یابد ( ساکی ،1379ص 38)
آموزش کارکنان نیاز به برنامه ریزی دارد تا بتواند در کنار سایر فعالیت ها در جهت دستیابی به اهداف سازمان موثر واقع شود. در واقع می توان گفت که در هر نوع برنامه ریزی سازمانی عدم توجه به برنامه ریزی آموزشی کارکنان می تواند سازمان ها را از دستیابی از اهداف مورد نظر محروم سازد. ( علوم، 137641 ص41) می نویسد« وجود دوره های آموزشی در یک سازمان دهنده آگاهی مدیریت برعلوم سازمانی تلقی شده و اجرای دوره های آموزشی به معنای بالندگی مدیریت و پویایی مجموعه می باشد . آموزش کارکنان باید بطور مستمر با مجموعه فرآیندهای مدیریت نیروی انسانی مورد توجه قرار گیرد تا اسیر فعالیت های مدیریت منابع انسانی بتواند مثمر ثمر واقع شود» . این هدف از طریق برنامه ریزی آموزشی میسر می گردد که لازم است گام به گام صورت گیرد.
گام اول یا به عبارتی خشت اول برنامه های آموزشی تعیین ( شناسایی و اولویت بندی) نیازهای آموزشی است که اگر بدرستی طرح ریزی و انجام شود تمهیدی مهم و اساسی برای اثر بخشی کارکرد آموزش و بهسازی و تبعاً اثر بخشی سازمان خواهد بود. ( عباس زادگان و ترک زاده، 1379 ص13)
رایچورا (1998 ص53) تعیین نیازهای آموزشی بزرگسالان را قبل از انجام آموزش باعث بهبود کیفیت آموزش و یادگیری می داند. والر ( 1998ص417) می نویسد : « آموزش بزرگسالان باید با بررسی دقیق نیازهای آموزشی و توانایی های بالقوه آنان آغاز شود. زیرا نیازهای آموزشی فراگیران در سطوح مختلف آموزشی فرق می کند» . گلدشتاین (2001ص11) بیان می دارد: « در برنامه های آموزشی که به منظور تامین نیازهای آموزشی طراحی شده اند همیشه این نگرانی وجود دارد که بدون تعیین دقیق این نیازها آموزش را شروع کنیم . الگوی آموزشی نشان می دهد که اهداف ملاکها و طرح هر برنامه همگی از این تعیین نیازها سرچشمه می گیرند. آرمان ها و اهداف گام های کلیدی در تعیین محیط برنامه هستند تا آنها مشخص و تصریح نشوند هیچ راهی برای اندازه گیری موفقیت ها وجود ندارد. بسیاری از تحلیل گران بر این نکته تاکید می ورزند که برنامه های آموزشی که بر مبنای ذهنیت بنا شده اند بسیار از کاربردهای عملی را ندارند. برای طرح ریزی برنامه های آموزشی موثر اهداف به توصیف شده ای مورد نیاز است که این اهداف بر مبنای رفتارهای مورد نیاز تهیه شده باشند ( بعبارت دیگر اهداف باید رفتاری باشند ) علاوه بر این باید رابطه مستقیم این اهداف و نوع آموزشی که داده می شود وجود داشته باشد.پزشکان قبل از اینکه دارویی تجویز کنند یا جراحی دیگر فنون درمانی را به کار ببرند از طریق پرتوهای اشعه ایکس و آزمایش ها ابتدا بیماری را تشخیص می دهند. به همین منظور می توان با استفاده از روشهای نیاز سنجی که مهمترین آن ها تجزیه و تحلیل سازمانی شغلی و فردی می باشند . ( ماتیس و جاکسون، 1995صس155-158) و با استفاده از تکنیک های گوناگون جمع آوری اصلاحات نظیر مصاحبه اجرا و پرسشنامه نیازهای آموزشی کارکنان را تشخیص و به برنامه های آموزشی تبدیل نمود. در بیمارستان ها نیز بعنوان سازمان های پویا که هر روز با ورود دانش و تکنولوژی جدید روبرو هستند شناخت صحیح نیازهای آموزشی پرستاران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بررسی و شناسایی نیازهای آموزشی کارکنان حرف بهداشتی بعد از فارغ التحصیلی برای توانمند ساختن آن ها در جهت حفظ شایستگی ها استانداردهای حرفه ای و بهبود حرفه است. ( پویتز، 1987ص54) می نویسد : « بررسی نیازهای آموزشی پرستاران مرحله اساسی و مهم در امر برنامه ریزی اجرا و ارزشیابی برنامه های آموزش لازم پرستاری است » . زیرا چنانچه محتوا یا مواد آموزشی متناسب با نیاز فرا گیران و بر طبق بررسی نیازهای آموزشی انتخاب شود و برنامه ریزی براساس اولویت های فراگیران باشد همکاران و شرکت پرستاران در برنامه ها افزایش خواهد یافت (کریستجانسون و اسکانلان، 1989ص118-123) بطوریکه بیان شد پس از شناخت نیازها اولویت بندی آنها انجام شده و مواد و محتوای برنامه های آموزشی تنظیم می گردد. پژوهش حاضر جهت بخش نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان پارسیان شهر تهران انجام شده است تا با شناخت نیازها برای برنامه ریزی آموزشی ضمن خدمت آنان ارائه طریق نماید.
2-1 بیان مساله :
نیازهای آموزشی یکی از دروندادهای اصلی سیستم آموزشی است که مبنای اساسی طرح ریزی اجرا و ارزشیابی فعالیتهای سیستم قرار می گیرد. بسیاری مواقع آموزشگیران مجبور می شوند مطالبی یاد بگیرند که عملا در موقعیت شغلی آنها کاربردی ندارد. این مشکل جدا از تبعاتی که دارد ناشی از دو دلیل است . عدم دقت در نیاز سنجی و یا نبود خود نیاز سنجی در فرآیند آموزشی.
از این رو اولین مانع اثر بخشی برنامه های آموزشی عدم تطابق آنها با نیازهای مخاطبان و شرکت کنندگان است ( عباس زادگان و ترک زاده، 1379ص63 ) . مقصود نیاز سنجی آموزشی دستیابی به اطلاعاتی درباره وظایف اصلی و عملی لازم برای ایفای نقش شغلی و دانش مهارتها و نگرش های ضروری برای انجام آن وظایف است. از این رو می توان گفت نیازسنجی عملا یک ابزار گردآوری اطلاعات است که چنانچه بدرستی اعمال شود ما را از یک موضع انفعالی و ابهام آموز در فعالیتهای آموزشی خارج می سازد. نیازسنجی عبارت است از « شناسایی نیازها ( فاصله میان آنچه هست و آنچه باید باشد) و درجه بندی آنها به ترتیب اولویت و انتخاب نیازهایی که باید کاهش یافته و یا حذف شود (مشایخ به نقل از کافمن و هرمن، 1374ص163) . بعبارتی « نیاز سنجی به یک فرآیند یا جریان اشاره دارد که نتیجه آن عبارت است از مجموعه ای از نیازها که بر اساس اولویت تنظیم شده اند و باید برای کاهش یا برطرف کردن آن اقدامات اساسی صورت پذیرد. (فتحی و اجارگاه، 1374ص141و144) در کشور ما برنامه های آموزشی در بیشتر موارد بدون نیاز سنجی آموزشی و همچنین بدون برنامه ریزی کافی براساس آن ها طرح ریزی می شود و مدیران سازمان ها در اغلب مواد بدون هیچ دلیل خاصی احساس می کنند که بهتر است این کار را انجام دهند . متعاقب آن طرح های آموزشی مشابهی از جوامع دیگر مورد استفاده قرار می گیرد . بدون آنکه بررسی شود که آیا برنامه هایی که در یک جامعه پیاده شده با نیازهای موجود در جامعه دیگر تطابق دارد یا خیر؟ و یا با شرایط بیرونی انسانی جامعه مورد نظر همگون است یا خیر؟ برای تاثیر بیشتر آموزش مداوم بایستی نیازهای آموزشی بطور دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و براساس آن ها برنامه ریزی شود ( محسنی، 1369ص10)
اکثر طرح های نیاز سنجی آموزشی بیمارستان ها بطور اجمال سوالاتی دارد پرسشنامه هایی مطرح نموده و نظرات پرسنل را جویا شده اند و الگوی عملی مناسبی جهت تدوین این پرسشنامه ها وجود ندارد. این می تواند به این دلیل باشد که مسئولین شناسایی نیازهای آموزشی در بیمارستان ها اطلاع کافی از روش های نیاز سنجی آموزشی نداشته یا به اهمیت موضوع آگاه نیستند. لذا توجه به اهمیت موضوع استناد به اینکه یکی از وظایف ناظران آموزشی در بیمارستان ها بررسی نیازهای آموزشی ( توجیهی ) آموزشی پرستاران باید با استفاده از الگوها و تجارب موجود بازسازی مجددی صورت پذیرفته و الگوی مناسبی که دارای چهار چوب نظری دقیقی باشد ارائه گردد. ( شمونایی، 1370ص9) می نویسد: « بررسی نیازهای آموزشی پرستاران علاوه بر اینکه می تواند باعث ارتقاء سطح دانش پرستاران و ارائه خدمات بهداشتی یا کیفیت برتر شود،کمک شایانی به دست اندرکاران برنامه ریزی آموزش مداوم و ضمن خدمت می نماید تا برنامه های آموزشی را براساس نیازها طرح ریزی کنند. چون برنامه ریزی بدون نیاز سنجی آموزشی همانطور که تحقیقات نشان داده است از استقبال شایانی برخوردار نمی شود، در نتیجه فراگیران مطالبی را که در ارتباط با محیط کارشان نیاز دارند نمی آموزند که از این طریق وقت زیاد و بودجه هنگفت صرف شده ، بازدهی کافی نخواهد داشت و زیان آن متوجه بیماران و دریافت کنندگان مراقبت های بهداشتی و هم بودجه کشور خواهد بود. (والی، 1365 ص255) در پژوهش خود تحت عنوان « بررسی نگرش و انگیزش پرستاران و مربیان شاغل پیرامون آموزش مداوم پرستاری » به این نتیجه رسیده است که نگرش و انگیزش پرستاران نسبت به آموزش مداوم پرستاری مثبت است . از جمله موارد مهم این بررسی این است که بیشتر برنامه های آموزشی که برای پرستاران در نظر گرفته شده بدون بررسی نیازهای آموزشی آنان بوده است . « بررسی وجود و نوع ماهیت برنامه های آموزشی ضمن خدمت برای پرستاران فارغ التحصیل در بیمارستانهای آموزشی تهران عنوان تحقیق دیگری است که توسط ( منجمد، 1376 ص120) صورت گرفته و محقق به این نتیجه رسیده است که بیشتر آموزش های بیمارستانهای آموزشی تهران رسمی نبوده و نیز آن تعداد که برنامه های آموزشی داشته اند، عناوین آموزشی فقط در ارتباط با درمان های جدید و روش های تکنیکی جدید در مراقبت از پرستاری بوده و موضوعات آموزشی در هیچ یک از بیمارستانها نیاز پرستاران را تامین نکرده است . با توجه به آنچه که گذشت اگر نیازهای آموزشی نیروی انسانی سنجیده نشود، رشد و بلوغ شغلی آنها نمی تواند افزایش یابد.درپژوهش حاضر سعی شده است تا ضمن بررسی راههای گوناگون نیازسنجی آموزشی سازمان ها، نیازهای آموزشی پرستاران بویژه در بیمارستان پارسیان شهر تهران بررسی شود.
انتخاب بیمارستان پارسیان شهر تهران برای شناخت نیازهای آموزشی پرستاران این بیمارستان به دلایل زیر مورد پذیرفته است :
1- گسترش روز افزون دانش و تکنولوژی در دنیای امروز و لزوم آگاهی بیمارستان از این تغییرات،نیاز سنجی آموزشی پرستاران را ازاهمیت برخوردار کرده است .
2- وجود فعالیت تعیین نیازهای آموزشی پرستاران بعنوان یکی از وظایف اصلی ناظران در بیمارستان مذکور .
3- فقدان چارچوب مشخصی برای نیازسنجی آموزشی مشاغل پرستاری دربیمارستان.
4- تعداد مناسب پرستاران این بیمارستان و استقبال ناظران آموزشی بیمارستان از انجام این پژوهش.
در مجموع می توان گفت پژوهش حاضر با ارائه پاسخ به سوالات ذیل از طریق شناخت نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان پارسیان شهر تهران چارچوب مناسبی جهت شناخت نیازها ارائه می دهد. همچنین نتایج پژوهش به نظر می رسد بتواند در توسعه و اصلاح توامان « نیازسنجی آموزشی پرستاران مورد استفاده قرار گیرد »
1- چگونه می توان نیازهای آموزشی پرستاران را شناخت؟
2- نیازهای آموزشی پرستاران از دیدگاه سرپرستان بخش های مختلف بیمارستان پارسیان چه مواردی است ؟
3- چگونه می توان نیازهای آموزشی پرستاران را از دیدگاه مدیران پرستاری بررسی نمود؟
4- اولویت نیازهای آموزشی مشخص شده از دیدگاه سرپرستاران و مدیران پرستاری کدامند؟
5- آیا با توجه به نتایج شناخت نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان پارسیان شهر تهران چارچوب این نیاز سنجی آموزشی می تواند باشد.
3-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
لازمه مبادرت به ارائه خدمات پزشکی و بهداشتی داشتن آگاهی کافی متناسب با دانش روز است که براساس ضوابط دین اسلام انسان در برابر مبادرت ناآگاهانه به این خدمات ضامن و در محکمه عدل الهی و محاکم قانون اساسی مسئول است. علاوه بر ضرورت افزایش اطلاعات باید موارد کاربرد آگاهی ها ونیز ارزیابی نتایج آن و اصلاح نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت در ارائه خدمات به طور پیاپی و مستمر صورت گیرد که این یک زمینه مستمر پژوهش را طلب می کند پژوهشی که از پایین ترین راه ها با سطح تحصیلات ابتدایی تا بالاترین تخصص ها و سطح تحصیلات بسیار بالا باید همواره مد نظر داشته باشند. ( اصفهانی1372 ص53)
آنچه که از طریق آموزش مداوم آموخته می شود باید در خدمت ارتقا و یا گسترش شایستگی های مورد لزوم سیستم های ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی قرار گیرد. چنین آموزشهائی باید با نیازهای سه گانه زیر که با هم در ارتباط هستند تناسب داشته باشند.
نیازهای بهداشتی جامعه، نیازهای سیستم خدمات بهداشتی و نیازهای آموزشی کارکنان بهداشتی، اگر ارتقاء سطح دانش تاکید نماید اما مهارتها را در نظر نگیرد اگر پیشرفت ها و روشهای تازه کلینیکی و درمانی را بدون توجه به منابع واقعا موجود مد نظر قرار ندهد. و یا اگر فعالیت های آموزشی را بر لایه تحلیل اولویت نیازها و برنامه های جاری استوار نسازد این تناسب اکثر مواقع حاصل نمی شود ( آبات و مجیا 1992 ص 24) بدلیل اینکه پرستاری جزئی از سیستم پویا و متحول بهداشت و درمان است لازم است خود را با این تحولات هماهنگ نماید بدین منظور توجه به آموزش مداوم در حرفه پرستاری امری ضروری به نظر می رسد ، بعلاوه پرستاری بوسیله گروهها و در گروه انجام می شود.
بدین سبب نیاز به افراد لایق و آموزش دیده و آموزش پذیر دارد تا بتواند انگیزه لازم را در افراد برای ارائه خدمت موثر ایجاد نمایند و بتواند هماهنگی لازم را در بین اعضای تیم درمان و مراقبت برقرار نماید تا بدین وسیله گروه را پویا و منسجم نماید. بنابراین آموزش افراد تحت سرپرستی به منظور اصلاح عملکردها تاثیر بسزایی در کارآیی افراد دارد( آموزش مداوم در پزشکی 1370 صص 3-2) . عدم توانایی پرستاران در انجام مراقبت های پرستاری و ایفای نقشهای مربوطه مطابق اصول جدید موجب پایین آمدن کیفیت خدمات اشغال طویل المدت و افزایش هزینه بهای بیمار و بیمارستان می شود (گولیس، 1994صص243-225) می نویسد : « یکی دیگر از ضررهای فقدان آموزش مداوم پرستاری » بی علاقه شدن پرستاران و از بین رفتن انگیزه برای ادامه خدمت و دلسردی و افزایش غیبت و ترک خدمت آنها می باشد.» بدین سبب آموزش مداوم پرستاری از جمله موضوعاتی است که مورد توجه بسیاری از برنامه ریزان آموزش مداوم و دست اندرکاران آموزشی ضمن خدمت قرار گرفته است . از این رو در اغلب کشورهای دنیا تعقیبات بسیاری در این مورد صورت گرفته است و مجلات و گزارشهای بسیاری از جمله ماهنامه آموزش مداوم پرستاری آموزش پرستاری و پزشکی و .... به چاپ رسیده است . اما تا کنون روش خاصی جهت نیاز سنجی آموزشی اتخاذ شده است . یافته های این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های آموزش مداوم پرستاری مورد استفاده قرار گیرد. و دست اندرکاران برنامه آموزش ضمن خدمت با شناخت نیازهای آموزشی پرستاران می توانند دوره های آموزشی را در زمان مناسب، مدت مناسب و با موضوع مورد نیاز فراگیران برنامه ریزی کنند تا پرستاری بعنوان حرفه ای پویا و یا قدرت وظایف مدرس خود را مبنی بر ارتقای سطح سلامت جامعه ایفاد کند و بتواند صلاحیت حرفه ای خود را حفظ کند. در بخش خدمات پرستاری یافته های این پژوهش می تواند در برنامه ریزی آموزش مداوم بعنوان مورد استفاده قرار گیرد و پرستاران می توانند در زمینه ای که نیاز دارند از اطلاعات کافی برخوردار شوند بهتر نقش خودشان را در زمینه مراقبت و مدیریت ایفا کنند. یافته های این پژوهش می تواند توجه مدیران پرستاری را به این مسئله معطوف دارد که استفاده از بررسی نیازهای آموزشی و برنامه ریزی براساس آنها اولا اطلاعات مفیدی در اختیار پرستاران و سایر کارکنان قرار داده ثانیا بدون صرف بودجه هنگفت وقت زیاد بر حسب نیاز هر بخش و هر بیمارستان آموزشهای لازم به آنان داده شود.
4-1 هدف تحقیق
الف)هدف کلی :
بررسی نیازهای آموزشی پرستاران ازدیدگاه پرستاران و مدیران بیمارستان پارسیان
ب) اهداف جزئی :
1- بررسی ویژگیهای شخصی و حرفه ای پرستاران و مدیران
2- شناخت، اولویت بندی نیازهای آموزشی پرستاران از دیدگاه آنان.
3- شناخت و اولویت بندی نیازهای آموزشی پرستاران از دیدگاه مدیران بیمارستان (ارشد، میانی و پایه)
4- مقایسه دیدگان مدیران و پرستاران در خصوص تاثیر برگزاری دوره های آموزشی در افزایش دانش، بینش و مهارت پرستاران
5- بررسی نظرات پرستاران و مدیران در خصوص میزان استفاده از روش های آموزشی برای بهبود دانش و توانایی پرستاران در زمینۀ حرفه پرستاری
6- بررسی نظرات پرستاران و مدیران در خصوص میزان تاثیر روش های آموزشی در افزایش توانمندی پرستاران و کاهش نیازهای آموزشی آنان
7- بررسی و مقایسه دیدگاه پرستاران و مدیران در خصوص موانع شرکت پرستاران در دوره های آموزشی ضمن خدمت
8- ارزیابی دوره های آموزشی برگزار شده ضمن خدمت از دیدگاه پرستاران و مدیران بیمارستان پارسیان
5-1 فرضیات تحقیق
فرضیه تحقیق حدس بخردانه ای درباره رابطه دو یا چند متغیر است فرضیه ها به صورت جمله اخباری بیان می شود ونشانگر نتایج مورد انتظار است. یک فرضیه هیچگاه اثبات ویا ابطال نمی شود، بلکه براساس داده های به دست آمده فقط تأئید یا رد می شود. (سرمد، بازرگان وحجازی، 1381).
1- بین سن پرستاران و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
2- بین سطح تحصیلات پرستاران و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
3- بین حقوق ماهیانه پرستاران و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
4- بین سابقه خدمت پرستاران و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
5- بین میزان علاقه پرستاران به شغل خود و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
6- بین دفعات شرکت پرستاران در دوره های آموزشی و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
7- بین استفاده پرستاران از سخنرانی های آموزشی و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
8- بین استفاده پرستاران از آموزش های عملی و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
9- بین استفاده پرستاران از مجلات و نشریات آموزشی و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
10- بین استفاده پرستاران از بحث های گروهی و میزان نیازهای آموزشی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
H1 : 0r1 r0
H0: r=0
11- بین پرستارانی که در دوره های آموزشی ضمن خدمت شرکت نموده اند و سایرینی که شرکت نکرده اند از نظر میزان نیازهای آموزشی اختلاف معنی داری وجود دارد.
H1: H0: =
12- بین پرستاران زن و مرد از نظر میزان نیازهای آموزشی اختلاف معنی داری وجود دارد.
H1: H0: =
13- بین پرستاران متاهل ومجرد از نظر میزان نیازهای آموزشی اختلاف معنی داری وجود دارد.
H1: H0: =
14- بین نظرات پرستاران و مدیران در خصوص میزان نیازهای آموزشی پرستاران اختلاف معنی داری وجود دارد.
H1: H0: =
15- رشته تحصیلی پرستاران بر میزان نیازهای آموزشی آنان تاثیر گذار است.
H1: …
H0: = = …
16- بین میزان نیازهای آموزشی پرستاران از نظر محل خدمت ( بخش تخصصی) اختلاف معنی داری وجود دارد
H1: H0: =
6-1 واژگان کلیدی:
تعاریف نظری:
- نیاز: نیاز احساس یک کمبود همراه با کوشش در جهت برطرف کردن آن. (فن هرمان، 1832ص120)
- آموزش: آموزش تغییراتی است که در رفتار افراد بر اثر تجربه یا گذراندن دوره های آموزشی به وجود می آید ( حق جو، 1373ص122)
- نیاز آموزشی: نیاز آموزشی عبارت است از اختلاف قابل سنجش بین دانش ها و مهارت ها و رفتاری که در نیروی انسانی شاغل در یک شغل یا حرفه معین وجود دارد و دانش ، مهارت و رفتار مطلوبی که مستلزم انجام آن شغل یا حرفه به نحو احسن می باشد. ( ابطحی، 1368ص86)
- تعیین نیاز آموزشی: کل فرآیند تصمیم گیری در مورد اینکه چه مطالبی در آموزش منظور گردد تعیین نیازهای آموزشی نامیده می شود.
- نیازسنجی آموزشی: نیازسنجی آموزشی فرایندی است که طی آن نیازهای یک فرد یا گروهی از مردم شناسایی می گردند و از طریق طراحی و برگزاری برنامه های آموزشی برآورده می شوند.(عباسی، 1375)
- پرستار: یکی از اعضای تیم مراقبت بهداشتی پرستار است وی پس از کسب دانش و مهارت لازم می تواند نقش های مختلفی از جمله مراقبت کننده، تصمیم گیرنده، حمایت کننده، مدیر، توانبخش و آموزش دهنده داشته باشد (پاتروپری، 1997ص122 )
- سرپرستار: پرستاری است که بعنوان مدیر میانی کار می کند. او علاوه بر اینکه وظیفه دارد به مانند یک مدیر برنامه ریزی کند و سازماندهی نماید، باید بعنوان محرک مربی و ارزیاب بوده و در بیشتر مواقع مجری فعالیت های بخش باشد (قابلجو، 1369 صص40-34)
- مدیر پرستاری : مدیر پرستاری فردی است که بعنوان نماینده از طرف بیمارستان سیاست های جاری بیمارستان را در ارائه خدمات پرستاری دخالت می دهد ( قابلجو، 1369ص363) .
- بیمارستان: برای درمان و مراقبت از افرادی که نیازمند اقدامات خاص جراحی و پزشکی هستند می باشد (دلون دلندر، 1998ص122).
تعاریف عملیاتی:
- نیاز آموزشی: نیاز آموزشی در این پژوهش احساس نیاز به میزانی از دانش ها و مهارتها می باشد که از طریق پاسخ های داده شده به مواد مندرج در پرسشنامه بدست می آید
- پرستار: پرستار در این پژوهش بعنوان فردی است که دارای تحصیلات در سطح کارشناسی یا کارشناسی ارشد در رشته پرستاری می باشد و وظیفه پرستاری را طبق ابلاغ رسمی در بیمارستان محیط پژوهش به عهده می گیرد.
- سرپرستار: در این پژوهش فردی است که دارای تحصیلات در سطح کارشناسی یا بالاتر در رشته پرستاری بوده و وظیفه مدیریت بخش را طبق ابلاغ رسمی بیمارستان بر عهده دارد.
- مدیر پرستاری : مدیران پرستاری در این پژوهش شامل مدیر پرستاری ( مترون )، سرپرستاران و ناظران (سوپروایزرها) و استف های ، بیمارستان می باشند که دارای تحصیلات کارشناسی یا کارشناسی ارشد در رشته پرستاری هستند. سرپرستاران و ناظران آموزشی زیر نظر مدیر پرستاری انجام وظیفه می کنند. سرپرستاران مسئولیت های مدیریت بخش بیمارستان را طبق ابلاغ رسمی بر عهده داشته و ناظران آموزشی نیز مسئولیت برنامه های آموزشی بیمارستان را عیناً براساس ابلاغ رسمی بر عهده دارند.
- بیمارستان: منظور بیمارستان پارسیان شهر تهران است که واحدهای مورد پژوهش در بخش های مختلف آنها مشغول به فعالیت می باشند کار می باشند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 432 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 359 |
فصل اول
کلیات طرح
1-1مقدمه
انسان به دلیل امتیازات خاص خود نسبت به سایر جانداران از برتری خاصی برخوردار بوده، همچنین از توانایی های غیر قابل وصفی برخوردار است که برخی از آنها ذاتی و تعدادی اکتسابی اند.
انسان با کمک عوامل تربیت به شکوفایی استعدادهای بالقوه خود و جهت دهی مناسب به آنها می تواند به سرمایه ای بی بدیل تبدیل شده زندگی پر از رونق، امید، نشاط، پویایی و توأم با سازندگی را برای خود و دیگران به طرزی شایسته بوجود آورد. (امیرحسینی،5،1383)
در اصطلاحات علمی و تربیتی شاکله انسان یعنی ساختار، قالب، حالات و حرکات و آنچه عادت اوست .این حالات و عادات در فرد به صورت یک مرکب و یک ترکیب وجود دارد. مجموعه این حالات و حرکات ،ساختاری برای افراد می سازد که به واسطه آن از یکدیگر باز شناخته می شوند.
«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ (اسراء/84) تو به خلق بگو هر کس بر حسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد »
اهمیت شاکله در تربیت بسیار نمود دارد، زیرا زمانی می شود شخص را خوب تربیت کرد که ابتدا بشود او را خوب شناخت که ذیلاً به توضیح آن پرداخته می شود.
شاکله انسان در زمان امروز و قدیم و در فلسفه با دولغت ذکر می شود: 1) هویت انسان یعنی کیستی انسان و 2) ماهیت انسان به معنی چیستی انسان.
راجع به هویت در انسان و در تبع آن شناخت شاکله باید راجع به 10 مسأله مهم شناخت صورت گیرد.
1- دربارة ساختار زیستی، جسمانی فرد
2- دربارة ذهن فرد از لحاظ هوش و عقل و حافظه و تخیل و تصور و استعداد
3- دربارة جنبه های عاطفی فرد شامل محبت و شجاعت و ...
4- دربارة هویت روانی فرد مثال با اراده بودن، خوش درک بودن، تعمق، ظرافت
5- دربارة هویت مرتبط به جنبه های عالی رشد که فقط صفات خاص انسان و مابه التفاوت های او با حیوان است. مثل فطرت، وجدان، دفاع از شرف و اعتقادات، حقیقت دوستی
6- دربارة خط سیاسی فرد مثلاً آیا صلح طلب است یا جنگ طلب
7- دربارة هویت اقتصادی فرد به عنوان مثال این که اهل بخشش است، قانع است و...
8- دربارة هویت اجتماعی فرد مثلاً رفتارهای اخلاقی در اجتماع
9- دربارة هویت فرهنگی فرد به طور مثال اهل علم و تحقیق بودن، اهل هنر بودن
10- دربارة هویت معنوی فرد مثلاً انسان با دین یا بیدین بودن.
این ده بعد برای تربیت انسان باید شناسایی شود (قائمی امیری،1385)
نکته مهم در امر تربیت آنست که استعدادهای موجود در فرد در حالت تعادل و توازن باشد یعنی آن وقت انسان تربیت یافته است که فقط به سوی یک استعداد گرایش پیدا نکند و استعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نگذارد و همه را در یک وضع متعادل و متوازن، همراه هم رشد دهد. همه هماهنگ با یکدیگر رشد کنند و رشد هر کدام از این ارزش ها به حد اعلی برسد (مطهری،41،1376)
البته باید توجه داشت که تربیت این موجود انسانی به دلیل پیچیدگی هایی که دارد خودبخود صورت نمی گیرد بلکه برای اقدام به امر تربیت او می باید برنامه ریزی اساسی و جدی از قبل طراحی نمود. قاعدتاً هر جامعه و هر مکتبی با توجه به مبانی و ارزش های خود ممکن است ساختار خاصی را برای امر تربیت انسان جامعه خود تدوین نماید.
در محتوای دین اسلام خصوصاً در قالب کتاب تربیتی قران، دقیقاً محورهای اساسی مورد نیاز در امر تربیت و مبانی مربوط به هر یک و خطوط و چهارچوب ها مشخص گردیده است.
این مکتب بر اساس پرورش استعدادها و نیروهای انسانی و بر اساس تنظیم آنهاست یعنی کاری که این مکتب می کند دو چیز است: یکی این که در راه شناخت استعدادهای انسانی و پرورش دادن آنها و نه ضعیف کردن آنها کوشش می کند؛ دوم این که نظامی میان استعدادهای انسانی برقرار نماید که چون انسان از یک نوع آزادی خاصی در طبیعت برخوردار است، در اثر این نظام هیچگونه افراط و تفریطی حکمفرما نیست، یعنی هر نیرویی، هر استعدادی حظ خویش را می برد و به بقیه تجاوز نمی کند (مطهری،267،1374)
البته توافق مختصری بین مکتب تربیتی اسلام و مسیر زندگیش با برخی از مکاتب تربیتی دیگر وجود دارد اما سپس از بررسی مطلب با حقیقت پایداری روبرو می شویم که بشریت در سراسر تاریخ خود هرگز نظامی بدین وسعت و جامعیت و همه جانبگی نشناخته است که تمام امور مربوط به زندگی انسان و همه لحظاتش را در حیطه روش های جامع و دقیق خود قرار داده باشد و امتیاز دیگرش اینست که این وسعت و همه جانبگی برگزار از وحدت راه و وحدت هدف منحرف نمی شود؛ و برای رسیدن راههای مختلفی انتخاب نمی کند که هر یک به غایتی منتهی شده شخص را به جهتی سوق دهد و نیروی او را میان کشمکش های گوناگون تلف کند. راه یکی است و هدف هم یکی. تمام پراکندگیهای جان را گرفته، همبسته می سازد و بر پایة یک هدف گردآوری می کند.
1-2بیان مسأله
منابع احکام اسلام عبارتند از: 1- قران 2- سنت که شامل گفتار و کردار معصومین و آنچه در حضور آنها گفته شده یا اجرا گردیده و مورد تأیید ایشان واقع شده است 3- اجماع 4- عقل (شریعتمداری،99،1380)
قران کریم از آغاز نزول تا به امروز همواره مورد توجه اندیشمندان، زبدگان و متفکران بوده است. آنان از زوایای گوناگون به تدبر و تأمل در آن پرداخته و از این رهگذر، آثار گرانقدری از خود به یادگار گذارده اند. (قرائتی،1384،مقدمه)
اگر با دیدی عمیق، واقع بینانه و به دور از تعصب در قرآن بنگریم تمامی آیات به نحوی دارای مضامین تربیتی هستند و برخی از آیات شاهد روشنی بر این مدعا هستند.
«وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ(نحل/89) و ما این کتاب آسمانی (قران) را بر تو نازل کردیم که بیان همه چیز در آن است. »
از این آیه به خوبی می توان استدلال کرد که در قران، بیان همه چیز هست ولی با توجه به این نکته که قران یک کتاب تربیت و انسان سازی است که برای تکامل فرد و جامعه در همه جنبه های معنوی و مادی نازل شده است روشن می شود که منظور از همه چیز، تمام اموری است که برای پیمودن این راه لازم است، نه این که قران یک دایره المعارف بزرگ است که تمام جزئیات علوم ریاضی و جغرافیایی و شیمی و فیزیک وگیاه شناسی و مانند آن در آن آمده است، هر چند قران یک دعوت کلی به کسب همه علوم و دانش ها کرده که تمام دانش های یاد شده و غیر آن در این دعوت کلی جمع است، به علاوه گاهگاهی به تناسب بحث های توحیدی و تربیتی، پرده از روی قسمت های حساسی از علوم و دانش ها برداشته است، ولی با این حال آنچه قران به خاطر آن نازل شده و هدف اصلی و نهایی قران را تشکیل می دهد، همان مسأله انسان سازی است و در این زمینه چیزی را فروگذار نکرده است.
گاهی انگشت روی جزئیات این مسائل گذرانده و تمام ریزه کاری ها را بیان می کند (مانند احکام نوشتن قراردادهای تجارتی و اسناد بدهکاری که در طولانی ترین آیه قران یعنی آیه 282 سوره بقره طی 18 حکم بیان شده است) و گاهی مسائل حیاتی انسانی را به صورت های کلی و کلیتر مطرح میکند مانند آیه: «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْیِ (نحل/90) خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان می دهد و شما را از هر گونه زشتی و منکر و ستم، نهی می کند.»
وسعت این مفاهیم مانند وسعت مفهوم «وفای به عهد» در آیه «إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً »(اسرا/34) و «وفای به عهد» در آیه «أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ» (مائده/1) و لزوم اداء حق جهاد در آیة «وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» (حج/78) و اقامه قسط و عدل در آیة «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید/25) و توجه به نظم در تمام زمینه ها در آیة «وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِوَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ» (الرحمن/9-7) و خودداری از هر گونه فساد در روی زمین در آیة «وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا» (اعراف/85) و دعوت به تدبر و تفکر و تعقل که در بسیاری از آیات قران وارد شده است، و امثال این برنامه های انسان شمول که می تواند راهگشا در همه زمینه ها باشد، دلیل روشنی است بر این که در قران بیان همه چیز هست. حتی فروع این دستورهای کلی را نیز بلاتکلیف نگذارده و مجرایی که باید از آن مجرا این برنامه ها تبیین شود بیان کرده و می گوید: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا (حشر/7) آنچه پیامبر به شما دستور می دهد اجرا کنید و آنچه شما ر از آن نهی می کند باز ایستید.»
هر قدر انسان در اقیانوس بیکرانة قران، بیشتر شناور شود و به اعماق آن برای استخراج گوهرهای برنامههای سعادت بخش، فروتر رود، عظمت این کتاب آسمانی و شمول و جامعیت آن آشکارتر میشود و درست به همین دلیل آنها که در زمینه این برنامه ها دست نیاز به این سو آن سو، دراز می کنند مسلماً قران را نشناخته اند و آنچه خود دارند از بیگانه تمنا می کنند.
این آیه و آیات مشابه علاوه بر این که اصالت و استقلال تعلیمات اسلام را در همة زمینه ها مشخص میکند بار مسئولیت مسلمانان را سنگین تر می گرداند و به آنها می گوید بابحث مستمر و پیگیر در قران، هر چه را لازم دارید از آن استخراج کنید.
در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم «ان الله تبارک و تعالی انزل فی القران تبیان کل شیء حتی والله ماترک شیئاً تحتاج الیه العباد، حتی لایستطیع عبد یقول لوکان هذا، انزل فی القران، الّا و قدانزله الله فیه؛ خداوند در قران هر چیزی را بیان کرده است به خدا سوگند چیزی که مورد نیاز مردم بوده است کم نگذارده، تا کسی نگوید اگر فلان مطلب درست بود در قران نازل می شد، آگاه باشید همه نیازمندیهای بشر را خدا در آن نازل کرده است. (ابن جمعه،ج740،3)
در حدیث دیگری از امام باقر (ع) می خوانیم: «ان الله تبارک و تعالی لم یدع شیئا تحتاج الیه الامه الّا انزله فی کتابه و بینه لرسوله (ص) وجعل لکل شیء احدا، و جعل علیه دلیلا یدل علیه، و جعل علی من تعدی ذلک الحدحدا؛ خداوند متعال چیزی را که مورد نیاز این امت است در کتابش فروگذار نکرده و برای رسولش تبین نموده است و برای هر چیزی حدی قرار داده، و دلیل روشنی برای آن نهاده، و برای هر کسی که از این حد تجاوز کند، حد و مجازاتی قائل شده است. (مکارم شیرازی،ج361،1373،11)
اگر ادعا شود که تعالیم قران بهترین و صاف ترین و مستقیم ترین راه تربیت و خوشبختی است ادعایی درست است.« إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ (اسرا/9) این قرآن مردم را به آیینی که مستقیم ترین و پابرجاترین آیین هاست هدایت می کند.»
صاف و مستقیم از نظر عقایدی که عرضه می کند، عقایدی روشن، قابل درک، خالی از هر گونه ابهام و خرافات، عقایدی که دعوت به عمل دارد. نیروهای انسانی را بسیج می کند و میان انسان و قوانین عالم طبیعیت هماهنگی برقرار می سازد.
صاف تر و مستقیم تر از این نظر که میان ظاهر و باطن، عقیده و عمل، تفکر و برنامه، همگونی ایجاد کرده و همه را به سوی الله دعوت می کند.
صاف تر و مستقیم تر از نظر قوانین اجتماعی و اقتصادی و نظامات سیاسی که بر جامعة انسانی حکم فرماست که هم ،جنبه های معنوی را پرورش می دهد و هم از نظر مادی، تکامل آفرین است.
به افراط و تفریط عبادت و همچنین برنامه های اخلاقی که انسان را از هر گونه تمایل به افراط و تفریط و آز و حرص و طمع و اسراف و تبذیر و بخل و حسد و ضعف و استکبار رهایی می بخشد.
و بالاخره صاف تر و مستقیم تر از نظر نظام حکومتی که برپادارندة عدل است و درهم کوبندة ستم و ستمگران. (مکارم شیرازی،ج 36،1373،12)
در آیه دوم سورة یس، خداوند قران را به حکیم توصیف می کند، «وَالْقُرْآنِ الْحَکِیم»،ِ در حالی که حکمت معمولاً صفت شخص زنده و عاقل است.
گویی قران را موجودی زنده و عاقل و رهبر و پیشوا معرفی می کند که می تواند درهای حکمت را به روی انسان ها بگشاید.
کتابی با این صفات و خصوصیات و سایر خصوصیات موجود دیگر بهترین کتاب تربیت و انسان سازی است چرا که هم همه مطالب لازم را بیان کرده (تبیاناً لکل شیء) و هم به بهترین وجه آن بیان شده است (للتی هی اقوم) و هم همواره به صورت زنده و پویا از آن بهره برداری می شود (والقران الحکیم).
این کتاب مقدس با برخی شرایط برشمرده و مسائل جامع تربیتی فقط مختص گروه خاص یا پیروان خود نیست همان طور که از همان ابتدای بلند شدن ندای اسلام- با وجود این که تنها افراد معدودی به این ندا پاسخ داده بودند و اقلیت مطرودی را تشکیل می دادند که هیچ پشتیبانی جز خدا نداشتند و از طرف تمام صاحبان زر و زور رانده شده تنها پناهگاهشان خدا بود- اسلام اعلام کرد که دعوتش جهانی است و خطاب به تمام انسان ها به مفهوم کلی کلمه است. (قطب،10،1352)
یعنی در آستانه قرن هفتم میلادی هنگامی که آیات اولیه وحی بر پیغمبر (ص) والاتبار اسلام نازل گردید، تعلیم و تربیت به صورت دیگری در زندگی بشر نمودار گشت و خداوند رحمان با نزول قران به پیامبر خود مهربانی و رحمت خویش را به نهایت بر عالمیان مبذول فرمود
در یکی از سوره هایی که در همان ابتدای امر در مکه نازل شده- سورة تکویر- می فرماید:
«إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ، در این قران چیزی جز یک یادآوری برای تمام جهانیان نیست.» در اولین گام میگوید برای «جهانیان» نه عرب می شناسد نه اهل مکه و نه قریش. برای تمام مردمی که بر روی این کرة خاکی زندگی می کنند.
در میزان و سنجش خدا هیچ تفاوتی بین عرب و غیر عرب، نیست جز آنان که بیشتر پرواگیرند و راه رستگاری یعنی شناخت حق را بهتر و بیشتر یافته باشند.
«وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ(حجرات/13) شما را بدین جهت به صورت ملت های گوناگون و قبایل مختلف درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی ترین شخص شما نزد خدا پروادارترین فردتان می باشد. »
نیز در آیات دیگر می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ (سبا/28)تو را نفرستادیم مگر آن که برای همه مردم بشارت دهنده و بازدارنده باشی ولی بیشتر مردم نادانند.»
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا (اعراف/158)ای مردم، من فرستاده خدایم بر شما. »
در قران هیچ خطابی به صورت «یا ایهاالعرب» و یا «یا ایهاالقرشیون» پیدا نمی شود. گاهی در برخی جاها خطاب «یا ایهاالذین آمنوا» هست که مطلب مربوط به خصوص مؤمنین است که به پیغمبر گرویده اند (و در این جهت هم فرق نمی کند؛ مؤمن، از هر قوم و ملتی باشد داخل خطاب است) و گرنه در موارد دیگر که پای عموم در میان بوده عنوان «یا ایهاالناس» آمده است.
دعوت دین اسلام، دعوتی است همگانی که نه مرزی برای وطن می شناسد نه نژاد نه قبیله و نه خانواده ،دعوتی که مردم را نه به طایفه های گوناگون تقسیم می کند نه به رنگ های گوناگون و نه به نژادها، مستقیماً تا عمق نهادشان در آنجا که کمینگاه «انسان» است نفوذ می کند گوهر یگانه ای که انسانیت از آن بوجود می آید.
حال این نوشتار تلاش دارد موضوع تربیت جهانی را با توجه به آیات ذکر شده در متن قران کریم در محورهای مختلف فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و معنوی مورد بررسی قرار دهد.
1-3 اهداف تحقیق
- استخراج مفاهیمی در آموزه های دین اسلام (قران و کتب سایر ائمه اطهار) که دلالت بر جهانی بودن امر تربیت دارند
- دسته بندی و طبقه بندی وتحلیل آموزه های استخراج شده بر اساس مقولات اساسی تربیت.
1-4 ضرورت و اهمیت تحقیق
همان طور که در ذیل بیان مسأله اشاره شد «اسلام، دینی جامع، کامل و یگانه است»
این نوشتارو ساختارهایی نظیر آن درقالب های بیان، گفتار، نوشته های نویسندگان و کلام وعاظ وجود دارد ولی متأسفانه در مقام عمل و اجرا و به کارگیری، هم برای جهانیان (عامه مردم در ادیان دیگرو یا افرادبدون دین) و هم برای عموم مسلمانان و مع الاسف برای برخی روحانیون و مبلغین ،دین اسلام هنوز به صورت مبهم و یا کلی مطرح است و کمتر در ابعاد مختلف زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ... ظرایف و لطایف آن روشن و به کار گرفته شده است.
اگر این دین با توجه به نکات دقیق آن بررسی گردد و بر همگان روشن شود برای جهانی شدن آن به تبلیغ نیاز ندارد و شاید مصادیق آیه «لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ (بقره/256) «واضح ترگردد.
حضور و وجود هر مسلمان چنانچه متخلق به اخلاق واقعی اسلام باشد، خود بهترین ملاک برای دعوت به اسلام و جهان شمولی اصول، روش ها و ... تربیت اسلامی است.
شهید مطهری درباره شعاع تأثیر اسلام می فرماید: آنچه بیش از همه در خور اهمیت و قابل توجه است دعوت هایی است که در همة ابعاد پیشروی داشته است. هم سطح بسیار وسیعی را اشغال کرده و هم قرن های متمادی در کمال اقتدار حکومت کرده و هم تا اعماق روح بشر ریشه دوانده است. که مسلما محتوای دستورات و اجرای آنها در این امر بی تأثیر نمیباشد.
نتیجتاً این که در مباحث انسان شناسی، اخلاق وتربیت، تنظیم روابط فردی و اجتماعی و... تربیت اسلام با تأکید بر کلام قران باید محور قرار گیرد.
ضمناً برخی تلاش ها و کوشش هایی که تا کنون از سوی نسل های پیشین دربارة قران صورت گرفته- در اوج ارجمندی- نمی تواند برای نسل حاضر قانع کننده باشد و نمی توان به آنها بسنده کرد. علاوه بر آن، امت های متأخر اگر بخواهند با همان زاویه دید و ابزارهاو روش های گذشتگان به تحقیق در قران بپردازند و خواست ها و نیازهای خود را، همانند متقدمان تلقی کنند ممکن است این پندار نادرست در ایشان راه یابد که معارف وحی الهی پاسخگونیست ،زیرا دراین صورت دستاوردهای دینی وقرآنی خودرا مطابق با نیازها و واقعیت های عصر خویش نخواهد یافت در صورتی که مفاهیم قران جاری و پویا و قابل استفاده برای هر نسل و عصر است.
برناردشاو سخنی در این رابطه دارد که:« دین محمد(ص) یگانه دینی است که با تمام ادوار بشری مناسب است و قابلیت آن را دارد که هر نسلی را به خود جلب کند. »
در آخر آن که پیامبر از گروه عظیمی از مسلمانان به پیشگاه خدا شکایت می برد که این قران را به دست فراموشی سپردند «وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا (فرقان/30)»، قرانی که رمز حیات است و وسیله نجات ،قرانی که عامل پیروزی و حرکت و ترقی است، قرانی که مملو از برنامههای زندگی می باشد این قران را رها ساختند و حتی برای قوانین مدنی و جزائیشان دست گدایی به سوی دیگران دراز کردند! مهجور از نظر مغز و محتوا، متروک از نظر اندیشه و تفکر و متروک از نظر برنامه های سازنده اش.
به همین خاطر ضرورت دارد که تلاش های علمی و تحقیقی در راستای بهره گیری بیشتر از مضامین قران کریم و آموزه های دینی همچنان ادامه داشته باشد به خصوص در عرصه مباحث تربیتی که در واقع زیرساز سایر مباحث در عرصه های مختلف می باشد. این تحقیق نیز در جهت پاسخگویی به همین نیاز تدوین گردیده است.
1-5 سؤالات پژوهش
1- آیا می توان با استناد به آموزه های دینی، مفاهیمی را استخراج نمود که دلالت بر جهانی بودن امر تربیت داشته باشد؟
2- مفاهیم استخراج شده را تحت چه مقولاتی می توان طبقه بندی وتحلیل نمود؟
فصل دوم
مطالعات نظری
2-1 مبانی نظری تحقیق
بررسی مفهومی
الف- تربیت
1- تربیت از 2 ریشة رً بَوَ یا رُبُو به معنای زیادتی یا افزایش و فزونی و رشد و رَ بَبَ (رَبَّ ) به معنای پرورش کاری به منظور افزودن، اضافه کردن این گونه نتیجه می شود:
«اداره و هدایت جریان ارتقایی و رشد بشر به منظور جهت دادنش به سوی کمال بینهایت»
در این تعریف اداره به معنای سرپرستی کردن و کفالت، هدایت در معنای راهنمایی و جهت را نشان دادن و جریان به معنی حرکت از یک نقطه به نقطه دیگر آمده است و کمال بینهایت مقصود خداوند است. (قائمی امیری،1385)
2- تربیت از نظر لغوی به معنای نشو ونموو نما دادن و زیاد کردن، برکشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است .[1]
3- تربیت همانا کشاندن آدمی است به سوی ارزش های والای انسانی، چنان که آن ارزش ها را بفهمد، بپذیرد، دوست بدارد و به کار آورد.
تربیت از دیدگاه دانشمندان مختلف:
صاحب نظران در عرصه های مختلف نیز تعاریف خاصی از تربیت بیان داشته اند که به تعدادی از آنها اشاره می شود:
تربیت از دیدگاه فلاسفه و علمای اخلاق
- تربیت هنر رهبری و هدایت انسان در سازندگی و آموزش اوست.
- تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب.
- تربیت عملی است که گرایش به رهبری، آسان کردن رشد انسانی، روانی، فکری، معنوی و مسئولیت اجتماعی کردن انسان را بر عهده دارد.
- تربیت رساندن جسم و روح است به بالاترین پایه جمال و کمال.
تربیت از نظر روانشناسان
- تربیت عملی است عمدی و آگاهانه و دارای هدف از سوی فردی بالغ به منظور ساختن، پروردن و دگرگون کردن فرد.
- تربیت پروردن قوای ذهنی، ادراک، حافظه، تداعی معانی، دقت و اراده است.
- تربیت کوششی است برای ایجاد تغییرات و رشد و نمو، آشکار کردن، فعلیت دادن استعدادها و قوای پنهانی.
تربیت ازنظرجامعه شناسان
- تربیت عبارت است از عملی که از طریق نسل بالغ درباره آنها که هنوز رشد کافی نیافته اند صورت می گیرد و غرض آن پرورش جسمی، فکری و اخلاقی آنهاست برای عضویت در جامعه و زندگی آینده.
- تربیت عبارت است از انتقال سنن، آداب و رسوم، مهارت ها و فرهنگ یک جامعه به اعضای جوانتر و یا انتقال میراث اجتماعی.
- تربیت عبارت است از پرورش عضوی مفید برای جامعه.
تربیت از نظر دیگر دانشمندان (رشته های دیگر علوم)
- تربیت عبارتست از ایجاد تغییراتی برای سیر تکاملی، و سیر تکاملی عبارتست از فعل و انفعال پرورش مستمر
- تربیت، هنر ساختن و پروردن انسان است.
- تربیت پروردش دادن حیات انسانی از طریق عملی است.
تربیت از دیدگاه اسلام
- تربیت وسیله ای است برای ساختن مستمر و به عمل آوردن آدمی که حاصل آن داشتن انسانی است متفکر، مؤمن، متعهد و مسئول که در برابر محیط ارزیاب، منتقد و در جنبه رفتار عامل به یافته های مکتب باشد.
- تربیت، هدایت و اراده جریان ارتقایی و تکاملی بشر است به گونه ای که او را به سوی الله(جل جلاله) جهت دهد.
- تربیت، ایجاد هیأتی تازه است در فرد از طریق فرا هم آورن زمینه جهت رشد و تکامل همه جانبه.
- تربیت عبارت است از احیای فطرت خدا آشنای انسان و پرورش ابعاد وجود او در جهت حرکت به سوی کمال بینهایت.
یکی از مشهورترین نظرهای معاصر درباره تربیت از آن جان دیویی است. او تربیت را عبارت از نوسازی تجربه می داند که این به نوبه خود به هستی ما مفهوم و معنا می بخشد و نیز در کسب تجربههای بعدی به ما یاری می دهد اما خود دیویی هم به نقص تعریف خود معترف است، زیرا معنای تجربه چندان وسیع است که در شمول مفهوم، با واژه زندگی برابری می کند، تجربه همان اندازه که ممکن است در راه های خردمندانه به کار رود، احتمال دارد در مسیر القای عقاید و تبلیغات زهرآگین افتد (مانند تجربه های هیتلر و موسولینی). در تربیت باید مفهوم کیفی تجربه مورد نظر باشد؛ بنابراین تربیت را باید فرایندی دانست که به روشنی افکار نوع بشر رهنمون می شود.
این تعریف نه تنها رشد عقلی، بلکه بلوغ عاطفی و بهبود اخلاقی را نیز از ملاک های تربیت می شمارد، بنابراین تربیت بدون تهذیب عادت های عمده کامل نیست.
همچنین در تعریف مذکور این مفهوم نیز نهفته است که در روش های تربیتی و هدف های تعلیم و تربیت باید همواره تجدید نظر شود.
ب-تربیت اسلامی
تربیت اسلامی عنوانی است که استعمال فراوان یافته و برای نشان دادن طرح اسلام در ساختن و پرداختن انسان به کار می رود.
واژه تربیت از ریشه «ربو» مصدر متعدی باب تفعیل است. در این ریشه معنای زیادت و فزونی اخذ گردیده است و در مشتقات مختلف آن، می توان این معنی را به نوعی بازیافت. مثلاً به تپه «ربوه» گفته می شود ... «إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِینٍ، (مؤمنون/50)» زیرا نسبت به سطح زمین برآمده است، نفس زدن را «رَبو» می گویند به سبب این که موجب برآمدن سینه است.
«ربا» نیز از آن رو که زیادتی بر اصل مال است بدین نام خوانده می شود. البته در لسان شرع تنها به نوع خاصی از زیادت بر اصل مال، ربا اطلاق شده، نه به هر گونه زیادتی، فی المثل، برکت که نوعی زیادت بر اصل است، ربا (به معنای شرعی) محسوب نمی گردد. «یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ (بقره/276)».
بنابراین واژه تربیت،با توجه به ریشه آن، به معنی فراهم آوردن موجبات فزونی و پرورش است و از این رو به معنی تغذیه طفل به کار می رود.
اما علاوه بر این، تربیت به معنی تهذیب نیز استعمال شده که به معنی زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی است. گویا در این استعمال، نظر بر آن بوده که تهذیب اخلاقی، مایه فزونی مقام و منزلت معنوی است و از این حیث می توان تهذیب را تربیت دانست.
در قران مفهوم تربیت (از ریشه ر ب و) چندان مورد توجه قرار نگرفته است و اگر جستجوگری بخواهد با پی جویی این واژه و موارد استعمال آن در قران، اصطلاحاً تربیت اسلامی را تببین کند توفیقی نخواهد یافت. در مواردی که این کلمه در رابطه با انسان به کار رفته عمدتاً مفهوم رشد و نمو جسمی مراد بوده است. چنان که در آیات زیر مشهود است، «وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا(اسرا/24)، و بگو خدایا بر والدین من که مرا در کودکی تربیت کردند رحم نما»
کلمه صغیر (کوچک) در برابر کبیر (بزرگ) است و این قرینه ای است بر آن که «تربیت» در این آیه به معنی رشد و نمو جسمی (از ر ب و) است و معادل دقیق آن در زبان فارسی «بزرگ کردن» است. اگر گفته شود که بزرگ کردن، بدون آن که شامل جنبه های معنوی و اخلاقی شود چه اهمیتی دارد که باید به سبب آن برای والدین طلب رحمت نمود، پاسخ واضح است؟ در قران، حتی صرف زحمات عادی والدین، مایه خضوع و احسان در برابر آنان محسوب شده است. «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا (احقاف/15) هر چند آنان مشرک بوده باشند یا حتی فرزند را نیز به شرک ورزی واداشته باشند.
نظیر معنای فوق را در خطاب موسی (ع) نیز می یابیم. هنگامی که موسی (ع) به پیامبری رسید و در برابر فرعون ایستاد، فرعون را باز شناخت و گفت: «آیا ما ترا در کودکی تربیت نکردیم ... أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ (شعرا/18)»
مراد فرعون آن است که تو طفلی در معرض هلاکت بودی و ما ترا از آب برگرفتیم و بزرگت کردیم نه این که مقصود او تهذیب اخلاقی موسی باشد.
بنابراین طراح اسلام در ساختن و پرداختن انسان، در مفهوم تربیت نمی گنجد زیرا این مفهوم و استدلال قران به معنی بزرگ کردن و رشد و نمو جسمی است.
باید توجه داشت که تعاریف مختلفی از کلمه تربیت اسلامی به عمل آمده است اما از میان این تعاریف به نظر می آید تعریفی که باقری (1382) ارائه می دهد، مبنای دقیق تری دارد. به همین منظور با تأکید بر این تعریف، تلاش می گردد مفهوم تربیت اسلامی روشن گردد.
علیرغم دامنه محدودی که کلمه تربیت از (ر ب و) داشت، مادة (ر ب ب) و استعمال و مشتقات آن در رابطه با انسان، فراخنای وسیعی از آیات قران را دربرگرفته است و چنین به نظر می آید که در بررسی آنچه به عنوان تربیت اسلامی گفته می شود باید این طریق را پیمود.
ر ب ب ( که در صورت مضاعف، ربّ می شود) دو عنصر معنایی دارد: مالکیت و تدبیر؛ پس رب به معنای مالک مدبر است یعنی هم صاحب است و تصرف در مایملک از آن اوست و هم تنظیم و تدبیر مایملک در اختیار اوست.
کلمه رب در حالت اضافه، به غیر خدا نیز اطلاق می شود (ربّ الدار: صاحب خانه) اما هر گاه به طور مطلق به کار رود (یعنی به صورت رب) اختصاص به خدا خواهد داشت. زیرا وقتی چیز معینی (چون خانه یا غیر آن) به رب اضافه نشود معنی مالکیت و تدبیر نسبت به همه موجودات را افاده می کند و این تنها از آن خداست نکته دیگر آن است که چون کلمه رب دو عنصر معنایی دارد، می توان آن را تنها با توجه به یکی از دو معنی یا هر دو استعمال نمود. پس رب گاه معنی مالک و گاه معنی مدبر دارد و در صورتی که در استعمال قرینه ای بر اختصاص به یکی از این دو معنی موجود نباشد معنی مالک مدبر خواهد داشت.
در «المفردات» رب در معنای مصدری، معادل تربیت گرفته شده است، یعنی گرداندن و پروراندن پی در پی چیزی تا حد نهایت (انشاء الشی حالاً فحالاً الی حد التمام) و این معنی از دوجنبه مالکیت و تدبیر، تنها به جنبه دوم ناظر است و می توان گفت که تدبیر، متضمن مالکیت گرفته شده است. به هر حال تدبیر، فرع بر مالکیت است و رب، هم مالک است و هم مدبر.
بر اساس مطالب گفته شده تربیت اسلامی اصطلاحاً این گونه تعریف می شود «شناخت خدا به عنوان رب یگانه انسان و جهان و برگزیدن او به عنوان رب خویش و تن دادن به ربوبیت او و تن زدن از ربوبیت غیر».
در این تعریف سه عنصر شناخت، انتخاب و عمل وجود دارد بر این اساس مفهوم تلاش و کوشش فرد، به نحو اصولی در تعریف تربیت اسلامی لحاظ شده است؛ اگر حرکت از سمت فرد صورت نپذیرد مقصود حاصل نخواهد شد.
از همین رو است که در قران، تطهیر و تزکیه، هم به خدا و رسول خدا(ص) (به اصلاح رایج، به مربی) نسبت داده شده و هم به خود انسان (به اصطلاح رایج به متربی).
ج- اسلام
قران کریم که دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی می کند نه چند تا، یک نام روی آن می گذارد و آن «اسلام» است البته مقصود این نیست که در همة دوره ها دین خدا با این نام خوانده می شده است و با این نام در میان مردم معروف بوده است بلکه مقصود این است که حقیقت دین دارای ماهیتی است که بهترین معرف آن لفظ اسلام است و این است که می گوید:« إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ (آل عمران/19) دین در نزد خدا اسلام است.» و یا می گوید «مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا (آل عمران/67) ابراهیم نه یهود و نه نصرانی بلکه حق جو و مسلم بود »(مطهری،166،بی تا)
اسلام آیین حق الهی است و آخرین و کامل ترین و بهترین دین در تأمین سعادت بشری و جامع ترین دین در تأمین مصالح دنیوی و اخروی انسان هاست دینی که تمام نیازهای بشر را در امور و نظام های فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی برمی آورد. دین اسلام آخرین دین است و دیگر انتظار آمدن دین دیگری را نداریم تا بیاید و بشر را از ظلم و فساد و تباهی نجات بخشد به ناچار روزی فرا خواهد رسید که آیین اسلام قوت و نیرو می گیرد و سراسر جهان را تحت سیطره عدالت و قوانین متقن خود درمی آورد.
اگر قوانین و دستورات اسلام آن طور که هست در تمام زمین به صورت کامل و صحیح پیاده شود صلح و امنیت همه انسان ها را فرا می گیرد و تمام انسان ها به سعادت واقعی خود نائل می شوند و به آخرین حد رفاه و آسایش و عزت و سر بلندی و بی نیازی و اخلاق نیک می رسند و دیگر در دنیا ستم از ریشه قطع می گردد و محبت و برادری بین همه انسان ها برقرار می شود. فقر و تهیدستی از صفحه روزگار برچیده می گردد.
بنابراین تمسک و پیروی از اسلام علت عقب ماندگی شرم آور مسلمین نشده است بلکه برعکس. دوری از تعالیم سازنده اسلام و سبک شمردن قوانین آن، به وجود آمدن ستمگری ها و تجاوزها در میان فرمانداران و زیر دستان و خواص و عوام مسلمین، باعث این عقب گردها و ضعف و سقوط معنوی شده است.
ایمان، امانتداری، درستکاری، اخلاص، رفتار نیک، گذشت، و دوست داشتن برای برادر مسلمان آنچه را که برای خود دوست می دارد از اصول مسلم اسلام است. امروزه و آینده راه نجات و سعادتی جز این نیست که با کمال دقت نظر برای تذهیب خود و نسل آینده در پرتو دین استوارشان نهضتی به پا کنند و در سایه چنین نهضتی ظلم و تعدی را در میان خود ریشه کن سازند.
معنا و مفهوم اسلام با توجه به آیات قران
1- دینی را که خدای تعالی به جهانیان عرضه فرموده است اسلام است. دین اسلام در نهایت کمال است و آنچه موجب سعادت دنیا و آخرت باشد در آن تضمین گردیده است، به طوری که مراعات آن آرامش روحی و سرافرازی را برای تمام انسان ها- الی الابد- تأمین می نماید.
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا (مائده/3) امروز برای شما- مسلمانان- دینتان را کامل گرداندم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما برگزیدم.»
2- دین اسلام، مجموعه ای است از کتاب و سنت؛ قران کریم و گفتار و رفتار و تقریر حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار (14 معصوم علیهم السلام)، که جامع تمام خیر و سعادت و مانع تمام بدی و آفت است، عصاره ادیان گذشته آسمانی و موجب سعادت دو جهانی برای تمام انسان ها است. «وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا (احزاب/71) و هر که خدا و رسول او را فرمان برد به درستی که رستگار شده است، رستگاری بزرگی.»
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 68 |
فصــل اوّل
«کلیــات پژوهـــــش»
مقدمه :
افسردگی یکی از اختلالات روانی است که بین کودکان و نوجوانان نیز شایع است. تشخیص افسردگی در کودکان و نوجوانان موضوعی بالنسبه تازه است.
طبق نظریه فروید و پیروان او، افسردگی مربوط است به کشمکش های وجدان اخلاقی (سوپرایگوی[1]) رشد یافته و چون طبق نظریه آنها رشد ایگو تا نوجوانی کامل نیست، افسردگی واقعی در کودکان نمی تواند وجود داشته باشد.
چون کودکان همواره در حال رشد و تغییرات بدنی و روانی هستند ارزیابی مفهوم یا اثرات درازمدت رفتارهای افسردگی و سایر مسائل رفتاری مشکل است.
اکنون این توافق بالنسبه کلی وجود دارد که کودکان نیز ممکن ست مانند بزرگسالان افسرده شوند اکثر متخصصان بالینی نیز موافق اند که نشانه های افسردگی در گروههای سنی تغییر می کند. فرد 6 تا 8 ساله افسرده احساس غم، بیچاره گی و شاید ناامیدی می کند. خصوصیات فرد افسرده، 8 تا 15 ساله عبارت اند از افکار منفی دربارة اعتماد به نفس و فرد 13 تا 15 ساله می تواند به عنوان کسی که احساس گناه
می کند توصیف شود (آزاد، 1374).
پژهشگران به رابطه بین افسردگی و عوامل زیستی، شناختی، اجتماعی و ...
پی برده اند و یکی از مهمترین اینها رابطه بین خانواده و افسردگی فرزندان می باشد. خانواده نهادی است که همه ِ نهادهای دیگر با آن ارتباط دارد و به حق شایسته است که بیش از اینها درباره ی خانواده تحقیق کنیم.
براون و همکارانش (1978) معتقدند که میزان آسیب پذیری در مقابل افسردگی به عنوان بخشی از عوامل مرتبط با خانواده می باشد.
سعادتمند (1376) در پژوهش خود به وجود رابطه بین کارآیی خانواده و ابتلاء فرزندان به اضطراب، اختلال خام، کارکرد اجتماعی و افسردگی پی برده است. مشکلات خانواده شکلهای مختلفی دارد که یکی از این مشکلات نارضایتی زناشویی می باشد که به شکل تعارضات بین والدین خود را نشان می دهد.
کیفیت رابطه زناشویی والدین، عاملی مهم در ایجاد و تشدید اختلاف عاطفی یا رفتاری کودک است. بچه های والدین که ازدواج شان با نزاع، تنش، نارضایتی متقابل، انتقاد، خصومت و فقدان گرمی و صمیمت قرین باشد احتمالاً بیشتر آشفته و رنجیده خاطر می شوند. حقیقت این است که فرزندان والدین جدا شده از هم، به وضوح مسائل و آشفتگی های بیشتری دارند (هترینگتون، 1982).
برخی مطالعات نشان می دهد که موفقیت و همدلی در رابطه زناشویی ، لیاقت و کارآیی فرزندان را افزایش می دهد.
پژهشگر در پژوهش حاضر به دنبال یافتن رابطه بین رضایت زناشویی والدین و افسردگی فرزندان می باشد که اگر چنین رابطه ای موجود باشد امیدوارم در
پژوهش های دیگر عوامل مرتبط با رضایت زناشویی بررسی گردیده و از این طریق راهکارهایی برای رضامند کردن والدین ارائه گردد و در ضمن از میزان ابتلاء فرزندان به افسردگی کم شده و قدمی در جهت بهداشت روانی جامعه برداشته شود.
بیان مسئله :
افسردگی[2] یکی از رایج ترین انواع ناراحتی های روانی است، به حدی این بیماری شایع است که می توان آن را با سرماخوردگی در میان ناراحتی جسمی مقایسه کرد. در هر لحظه از زمان پانزده تا بیست درصد افراد جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی را از خود نشان دهند.
حداقل دوازده درصد از جمعیّت کشورهای پیشرفته در طی عمر خود برای معالجه علائم افسردگی به متخصصان روانی مراجعه می کنند (مهربان، 1373).
عوامل متعددی در ایجاد افسردگی نقش ایفاء می کنند که یکی از این عوامل خانواده می باشد. خانواده به عنوان اولین محیط شکل گیری شخصیت انسان از اهمیت زیادی برخوردار است، به خصوص اینکه رابطه والدین بر رشد سالم و متعالی عاطفی روانی تأثیر زیادی می توان داشته باشد.
چندین مقاله نظری و تعدد گزارش های روانی در زمینه ارتباط بین کارکرد خانواده و شروع اختلالات خلقی، بخصوص اختلالات افسردگی اساسی وجود دارد (کاپلان، 1994).
با توجه به اینکه برای پیشگیری از ناراحتی های روانی بایستی عوامل وابسته به آن ناراحتی را شناسایی نمود و از آنجا که نتایج پژوهش های زیادی نشان می دهد که بسیاری از نارحتی های عاطفی و روانی فرزندان با کیفیت زناشویی مرتبط است لذا پژوهش حاضر در صدد بررسی ارتباط بین میزان رضایت زناشویی والدین و میزان افسردگی کودکان آنها است (ترجمه پورافکاری، 1376).
اهداف پژوهش:
با توجه به اینکه خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزشهای معیارهای فکری است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آینده فرد را دارد و اخلاق و صحت و سلامتی روانی فرد تا حدود بسیار درگرو آن است و از آنجا که خانواده یک واحد اجتماعی است که ارزش ها و معیارهای اجتماعی از طریق آن به کودک منتقل می شود. هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه بین میزان رضایت زناشویی والدین و افسردگی کودکان آنها در جامعه انتخابی دانش آموزان مقطع تحصیلی راهنمایی منطقه پنج تهران می باشد و اهداف جزئی آن نیز عبارتند از :
1- شناخت روابط بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان دختر مقطع راهنمایی آنها
2- شناخت روابط بین میزان رضایت زناشویی مادران و میزان افسردگی فرزندان دختر مقطع راهنمایی آنها
فرضیه پژوهش :
1- بین میزان رضایت زناشویی پدران و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه ای وجود دارد.
2- بین میزان رضایت زناشویی مادران و میزان افسردگی فرزندان دختر آنها رابطه ای وجود دارد.
تعیین متغیر متغیر مستقل : میزان رضایت زناشویی
متغیر وابسته : افسردگی کودکان
تعاریف متغیرها :
رضایت زناشویی :
از دیدگاههای مختلفی تعریف شده که با هم متفاوت هستند. سلیمانیان به نقل از وینچ و همکاران (1986) رضایت زناشوی را انطباق بین وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که مورد انتظار است تعریف می کند. بنابراین تعریف رضایت مندی از زناشویی بستگی زیادی به نوع تفکرات فرد دارد. یعنی رضایت مندی تابع نگرش ها و انتظارات فرد است.
سلیمانیان (1373) به نقل از هاکینز (1987) رضایت از زناشویی را چنین تعریف می کند: احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت از تجربه توس زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواج شان را در نظر می گیرند.
افسردگی :
افسردگی اصطلاحی است که به مجموعه رفتارهایی اطلاق می شود که عناصر مشخص آن کندی حرکت و کلام، گریه کردن، غمگینی، فقدان پاسخ های شاد، خود کم بینی ، فقدان علاقه ، کم ارزشی، بی خوابی، بی اشتهایی، خلق افسرده، بازداری از عمل و بازداری از تفکر است (احمدی، 1368).
تعریف عملیاتی متغیرها
در این پژوهش رضایت زناشویی به متغیر مستقل عبارت است از نمرة حاصله از فرم 47 سؤالی پرسشنامه رضایت زناشویی ENRICH.
افسردگی به عنوان متغیر وابسته عبارت است از نمرة حاصله از پرسشنامة افسردگی کودکان و نوجوانان.
فصــل دوم
«گسترۀ نظری مسئله مورد بررسی»
و
«سوابق پژوهش»
سابقه پژوهش :
خانواده : شاید بتوان ادعا کرد که خانواده اولین نهاد اجتماعی است که بر اساس نیاز بشر بوجود آمده است، همچنین پایدارترین نهاد اجتماعی است که در طول تاریخ تحولات و تغییرات اجتماعی خود را حفظ کرده است. خانواده هنوز به عنوان یک نهاد آموزشی، اقتصادی، عاطفی، اجتماعی، اهمیت خود را دارا می باشد(فرجاد، 1372).
خانواده مانند هر نظام اجتماعی دیگر نیازهای اولیه ای دارد. از جملة این نیازها می توان به این موارد اشاره کرد:
- احساس امنیت فیزیکی
- احساس صمیمیت و وابستگی
- احساس مسئولیت
- نیاز به انگیزه
- نیاز به شادی
- نیاز به تأیید و تصدیق و
- نیازهای روحی و معنوی.
خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد که به برقراری یک رابطه سالم با هم و فرزندان متعهد باشند و آنقدر احساس امنیت کنند تا بتوانند فرزندان خود را به دور از آسیبها بزرگ کنند (براد شاو، ترجمه قرچه داغی، 1372).
خانه و خانواده مکانی است که کودک با تمامی تجربه های دیگر لحظه های اجتماعی و زندگی خود بدان بازمی گردد، آسایشگاهی که در آن جامعه افتخارات و موفقیّت هایش را به نمایش می گذارد. در آنجا او به دنبال مداوا و مرهمی برای تألمات، شکست ها، جراحات و زخم های وارد برخود می گردد تا آلام خود را تسکین دهد (نوابی نژاد، 1377).
حساسیت روانی کودک، انعطاف او، مخصوصاً تجمع هر اثر خارجی که بر وی وارد می شود در جزء ناآگاه وجدانش اثر اولیه خانواده را پایاتر می سازد. در این زمینه باز هم آثار بسیاری پدید می آید که بر تأثیر تربیت در خانواده و مخصوصاً نقش حساس مادر دلالت دارد.
حتی کارلسون[3] خرسندی فرزندان را به هنگام ازدواج متأثر از خرسندی والدین آنان در خانواده می دانست. همچنان که درست در همین مضمون، کوترل[4] و برگس [5] سعادت فرزندان را در زندگی زناشویی از سعادت والدین در خانواده متأثر می دانند (ساروخانی، 1370).
اهمیّت خانواده در رشد و سلامت اعضاء بیشتر از آن چیزی که بتوان در این مختصر بیان نمود، لذا در این جا بطور اجمال به بررسی نقطه شروع خانواده یعنی ازدواج می پردازیم.
اهمیّت خانواده و ازدواج:
ازدواج عملی است که پیوند دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی، موجب می شود. بنابراین، رابطه دو فرد از یک جنس چه بطور موقت و چه به طور دایم ازدواج خوانده نمی شود. از سوی دیگر در تعریف ازدواج، روابط جسمانی بین دو انسان از دو جنس مخالف به خودی خود کافی به نظر نمی رسد، چه ازدواج مستلزم انعقاد قراردادی اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب می گردد. به بیان دیگر، در راه تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه ینز باشیم (ساروخانی، 1370).
در تمام فرهنگ ها و ادیان، ازدواج و خانواده امری لازم و ضروری برای حفظ بقاء جامعه و حفظ تعادل روانی و سلامت افراد آن شمرده می شود. لذا هر گونه اختلال در نظام خانواده و ایجاد جو تشنج در روابط زن و شوهر موجب آسیب به اعضای آن می شود.
استون[6] (1993) نشان داد کودکانی که در خانواده های دارای تعارض بزرگ شده اند، دارای نگرشهای منفی نسبت به تشکیل خانواده هستند. نلسون و الیسون [7] (1992) طی یک بررسی به این نتیجه رسیدند که فرزندان خانواده های دارای تعارض در کسب صمیمیت و هویت در دوران جوانی و نوجوانی دچار اختلال می شوند. یافته های فوق بیانگر اهمیّت خانواده می باشد.
عناصر و اهداف ازدواج:
مصلحتی (1379) بیان می کند که عده از از روان شناسان از جمله فروید، معتقدند که ازدواج در گذشته متضمن پنج عصر یا عامل بوده است. این عوامل هنوز کم و بیش، بویژه در اجتماع ما، از جمله معیارهای اساسی زناشویی می باشند که این عوامل
عبارتند از :
1- عامل اجتماعی ازدواج :
از آنجا که ازدواج یک پدیده اجتماعی است. بنابراین تنها اجتماع می تواند همواره بر آن نظارت نماید و مصالح مورد علاقه زن و مرد را که مورد تأیید مقررات اجتماعی و قانونی نیز هست را در هر ازدواجی در نظر بگیرد. بدون تردید اگر نظارت و کنترل جامعه نبود، زناشویی به تدریج جنبه فردی و خصوصی به خود می گرفت و تنها عنصر حکم فرمای آن، تمایلات غریزی و جنسی و میل طرفین می گردید.
جامعه از ازدواج اهدافی مستحکم و منطقی را خواستار است، به عبارت دیگر خواستار تولیدمثل، بقای نسل، پرورش و تربیت نونهالان، ایجاد آرامش و تعادل روانی و کمال شخصیت و خلاصه خواستار تشکیل خانواده و سازمانی است که یار و مددکار افراد سالم جامعة فردا باشد(مصلحتی، 1379).
2- عامل اقتصادی ازدواج:
یعنی قبول تأمین احتیاجات زن بوسیله شوهر، یا شوهر بوسیله زن. در جامعه ی ما عموماً چه از نظر حقوقی و چه از نظر عرف و عادت، تأمین معاش و زندگی زن، به عهده مرد است. خودداری مرد از پرداخت هزینه زندگی در فقه اسلامی و حقوق مدنی ما می تواند علت و دلیل کافی برای طلاق باشد. لیکن جوامعی نیز وجود دارند که در آنها تأمین معاش به عهده زن است.
3- عامل جنسی ازدواج
یعنی اجازه داشتن روابط جنسی مرتب زن و مرد با یکدیگر. در حقیقت شاید بتوان گفت که بدون این عامل اساسی و ثابت زناشویی فاقد هرگونه مفهوم واقعی و زیستی است. انسان دارای مجموعه ای از نیازها و غرائز است که عدم ارضاء ویا نقص در ارضای هر کدام از این غرائز ایجاد تزلزل در شخصیت را موجب می گردد. یکی از نیرومندترین غرائز انسان غریزه جنسی است که در اثر ازدواج تأمین این نیاز در مسیر طبیعی و سالم قرار می گیرد و زن و مرد را از انحراف و گناه مصون می دارد. شاید به همین علت است که رسول خدا (ص) می فرماید: «هر کس که ازدواج کرد نصف دینش را حفظ کرد»(نوابی نژاد، 1377).
4- عامل زیستی ازدواج :
یکی از موضوعات مهمی که در ازدواج دختر و پسر مطرح است و از ثمرات بزرگ ازدواج شمرده می شود مسئله تولید مثل و بقای نسل است که از اهداف اساسی ازدواج محسوب می شود. به بیان دیگر تولید انسان هایی که نیازمند تربیت و پرورش صحیح هستند. وجود فرزندان باعث گرمی، پویایی و صفای کانون خانوادگی و انگیزه ای برای دوام زندگی و احتمالاً تخفیف در درگیریهای زن وشوهر است. رسول خدا(ص) در همین زمینه می فرماید: « تزویج کنید تا صاحب فرزند شوید و بر شمار شما افزوده شود، زیرا من در قیامت با امت های دیگر به وسیلة کثرت شما مباهات می کنم» (نوابی نژاد، 1377).
5- عامل روانی ازدواج :
یعنی جلب رضایت و تمایل طرفین یا خانواده طرفین، که رکن اساسی هر زناشویی به شمار می رود. یکی دیگر از هدفهای ازدواج تکمیل و تکامل است. هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست.
دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و نوجوانی ضمن آنکه در صدد رسیدن به استقلال فکری هستند برای جبران نواقص خود و تأمین نیازهای بی شمار خویش به سوی ازدواج سوق داده می شوند وبا گزینش همسری شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم می کنند. در زندگی زناشویی زن و مرد از تشویق ها و حمایت ها و رهنمودها و کمکهای یکدیگر بهره مند می گردند و در مسائل و مشکلات زندگی از تعاون و همکاریهای همسر خویش استمداد می جویند. پس از ازدواج برای انسان نوعی کمال محسوب می شود. (نوابی نژاد، 1377)
بعد از ازدواج دوام و سلامت خانواده به عوامل زیادی بستگی دارد و یکی از مهمترین عوامل رضایت زن و شوهر از زندگی زناشویی شان می باشد.
رضایت زناشویی:
الیس[8](1982) به نقل از سلیمانیان (1373) می نویسد: طرق مختلفی برای تعریف رضایت زناشویی وجود دارد که یکی از بهترین تعاریف توسط هاکینز انجام گرفته. وی رضایت زناشویی را چنین تعریف می کند:« احساسات عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر
می گیرند». اساساً اگر رضامندی زناشویی حاصل مبادله رفتارهای پاداش بخش باشد، عدم رضامندی فقط هنگامی خواهد بود که دو شریک از چیزی رنج ببرند.
به نظر السون[9] سه زمینه کلی رضایت مندی وجود دارد که با یکدیگر تداخل داشته و وابسته به یکدیگرند: رضایت افراد از ازدواجشان، رضایت از زندگی خانوادگی و رضایت کلی از زندگی بعضی از محققین (مانند واتین و لی یاد[10] ، 1997؛ سیلورمن، 1978) معتقدند که هر گاه خانواده بتواند کارکردهایی را که از آن مورد انتظار است خوب انجام دهد، نشانگر رضایت اعضای آن می باشد. این کارکردها که در غالب وظایف اعضای خانواده مطرح می شود به شرح زیر است.
1- کنترل و تنظیم روابط جنسی و مشروعیت بخشیدن به آن
2- بقای نسل و تولید مثل
3- تأمین نیازهای جسمانی انسان مانند غذا، مسکن، لباس و غیره
4- تأمین نیازهای روانی و عاطفی افراد خانواده
5- مشارکت در تولید بهبود وضع اجتماعی و اقتصادی (محلوجی، 1371)
ساعتچی (1365) به نقل از «گانت و موئر»[11] اظهار می دارد که برای بقاء خانواده و ایجاد رضایت از زندگی زناشویی شرایط زیر لازم است.
1- اعتقاد به اینکه ازدواج یک تعهد طولانی مدت و خانواده یک نهاد مقدس است.
2- داشتن گرایش یا طرز تلقی مثبت به همسر.
3- توافق در مورد هدف کلی زندگی.
از دهه 1950 پژوهشگران عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی را بررسی کردند و هر کس با توجه با نگرش خاص خود و یا نتایج پژوهشهایش، عواملی را برای رضایت زناشویی بیان می کند. هم اکنون به بررسی مهمترین این عاملها می پردازیم.
عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی
1- ابراز محبت و عشق زوجین به یکدیگر:
اساس شیدایی اوایل ازدواج به مرور می تواند به عشقی بالغانه تبدیل شود. زن می تواند از گفتن «دوستت دارم» و شوهر از شنیدن آن لذت ببرند، زیرا محبت و جذابیت متقابل دریافت صمیمیت، وفاداری، اعتماد و دوستی به هم گره خورده، عشق قویتر و عمیق تری را پایه گذاری می کند.(بک 1988، ترجمه قارچه داغی، 1376).
آنچه در ازدواجهای پریشان وجود ندارد ابراز محبت و صمیمیت است. زن و شوهر که دلیل ابراز خشم خود را درک نمی کنند در مراودت خود به جایی می رسند که هر دو یا دست کم یکی از آنها به این نتیجه می رسند که به قدر کافی مورد عشق و محبت همسر خود قرار ندارند (بلاچ، ترجمه قراچه داغی، 1370) .
2- احترام به همسر:
تاجیک اسماعیلی (1377) در رابطه با نقش های شوهر می نویسد: مرد بایستی به همسر خود، بخصوص در حضور دیگران احترام بگذارد، این احترام باید توأم با صمیمیت و مهربانی باشد. زن نیازمند دریافت محبت و احترام از شوهر است ، به ویژه هنگامی که در حضور دوستان و آشنایان قرار داشته باشد. این امر باعث می شود که زن از داشتن شوهر احساس افتخار و سربلندی کند و این احساس، شوق او را به زندگی زناشویی و آمادگی وی را برای گذشت و بردباری در برابر محرومیت ها و سختی های احتمالی بیشتر کند.
در پژوهشی که توسط میشل (1971) به نقل از موسوی (1375) در سه کشور امریکا، فرانسه، شوروی انجام شد، به این نتیجه رسید که 70 تا 90 درصد زنان احترام متقابل را مهمترین مسئله در رضایت زناشویی می دانند.
3- رابطه جنسی :
پژوهشها نشان می دهد که مسائل جنسی از لحاظ اهمّیت در ردیف مسائل درجه اول یک زندگی زناشویی قرار دارند و سازگاری درروابط جنسی از مهمترین علل خوشبختی زندگی زناشویی است به طوری که اگر این روابط ارضاء کننده و کامل نباشد منجر به ناراحتی شدید، اختلافات و حتی از هم پاشیدگی خانواده می شود (میلانی فر، 1370).
نجاتی (1376) در این خصوص بیان می دارد، در ابتدای ازدواج زوجین جهت بهبود، شناخت و اصلاح روابط جنسی خود باید در مورد توقعات، رفتار و ارزشها با هم گفتگو کنند. گفتگو به منظور بهبود روابط جنسی بسیار سازنده است چون از نحوه بینش یکدیگر آگاه شده و می توانند به طور مطلوب رضایت خاطر هم را فراهم کنند.
در تحقیقی که توسط کوپر و استولنبرگ[12] (1987) انجام شد، یک برنامه آگاه سازی در خصوص ارتباط اجتماعی در رابطه با غنی ساختن رابطه جنسی بین زوج ها اجرا شد که نتایج نشان داد افزایش اطلاعات در خصوص روابط جنسی موجب افزایش رضایت زناشویی می گردد.
راف [13] (1985) به این نتیجه رسید که بین زنان و مردان در رضایت از زناشویی تفاوت وجود دارد و همچنین بین رضایت از زناشویی به طور کلی و رضایت جنسی در مردان از ظاهر جسمی همسر ارتباط معنادار وجود دارد. امّا در زنان روابط جنسی با ارتباط عاطفی و محبت نزدیکی دارد.
4- مسائل اقتصادی و اجتماعی :
کارشناسان خانواده توصیه می کنند که خانواده دختر و پسر از نظر طبقه و وضع اقتصادی ـ اجتماعی مشابه باشند تا سازگاری بیشتری را در کنار هم تجربه کنند
(نوابی نژاد 1377) .
مسائل مربوط به دخل و خرج هم اغلب موجبات اختلاف زن و شوهر را فراهم
می سازد. وضعیت اقتصادی نامناسب، درآمد کم، عدم برنامه ریزی و ولخرجی
می تواند منجر به نارضایتی از زندگی شود. اگر چه ثبات مالی و پولی نمی تواند عامل رضایت از زناشویی شود، اما فقر می تواند موجب به وجود آمدن مشکلات فراوان در زندگی زناشویی گردد (فرجاد، 1372) .
5- ارتباط با اقوام و اطرافیان
وابستگی های عاطفی زن و شوهر به خانواده های خود می تواند بر روابط زناشویی تأثیر سوء بگذارد. در بسیاری از موارد، توجه زیاد زن و شوهر به پدر و مادر اسباب تکدر خاطر دیگری را فراهم می سازد(بک 1988، ترجمه قراچه داغی، 1376).
والدین حتی اگر دخالت ظاهری نکنند به طور غیرمستقیم در زندگی فرزندشان مؤثر می باشند، چرا که افکار زن و شوهر شخصیت شان تحت تأثیر افکار والدین شان شکل گرفته است، و هر دو همان رفتاری را با همدیگر می کنند که از پدر و مادرشان گرفته اند. نقش خانواده اصلی بعد از ازدواج به قدری قوی است که وقتی دو نفر به هم پیوند زناشویی می بندد در واقع والدین پسر و والدین دختر همه در تمام ابعاد و اوضاع و شرایط زندگی زوج جدید حضور دارند (ثنایی، 1379).
6- مسائل ارزشی، عقیدتی و مذهبی:
همسانی میان زن و شوهر از نظر مذهبی، سبب جذب و وابستگی هر چه بیشتر زن و شوهر و استواری پیوند زناشویی شان می باشد و برعکس ناهمسانی سبب و سرچشمة کشمکشهای خانوادگی است. ناهماهنگی مذهبی علاوه بر ایجاد اختلاف بین زن و شوهر مشکلاتی بسیار را نیز در روابط ایشان با والدین همسرشان ایجاد می کنند (ساروخانی، 1370).
روان شناسان ، ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را کار غیرعاقلانه ای می دانند. بعلاوه تربیت کودکان بسیار مؤثر از نگرش مذهبی زوجین است. اگر هر کدام پای بند به عقاید خود باشند، تلاش در تربیت کودکان مبتنی بر اندیشه دین خود خواهند داشت و این امر سبب بروز اختلافات خانوادگی می شود (شاملو، 1376).
علل نارضایتی از زناشویی:
هیچ زوجی وجود ندارد که برای خوشبختی ازدواج نکند و هیچ تشکیل خانواده ای به قصد جدایی شروع نمی شود. اما چه عواملی موجب به وجود آمدن مشکلات در خانواده و نارضایتی از زناشویی می شوند؟
نارضایتی از زناشویی یک پدیده واحد که در اثر یک عامل ایجاد شود نمی باشد بلکه در بوجود آمدن آن عوامل متعددی دخیل هستند و عوامل چندگانه ای در آن نقش دارند. نکته حائز اهمیت این است که بسیاری از زوج ها با وجود مشکلات موجود به دلایل مختلف به زندگی پر استرس خود ادامه می دهند و این امر موجب افزایش در آمار افراد ناراضی از زندگی زناشویی می گردد. در جامعه ایران کنونی به علت عوامل اقتصادی و اجتماعی مانند مهریه های سنگین و نگرش منفی جامعه نسبت به طلاق، زوجهای فراوانی می باشند که با وجود نارضایتی از زندگی زناشویی به زندگی خود ادامه می دهند (وکیلی، 1373).
فرجاد (1372) عوامل مؤثر در ناپایداری ازدواج را به شرح زیر نشان داده است:
1- فقر اقتصادی
2- کم سالی زن و مرد
3- بی فرزندی و کم فرزندی
4- رشد صنعت و شهرنشینی
5- فرهنگ و مذهب متفاوت
6- استقلال مالی زن
7- اختلالات روحی و روانی و اعتیاد.
بنابراین به وجود آمدن نارضایتی از زناشویی هم از عواملی بیرونی و هم از عوامل درونی ناشی می شود.
روانکاوان علل مشکلات را در تعارض های ناخودآگاه می داند و روان شناسان رفتارگرا بیشتر بر روی عواملی محیطی و بیرونی تأکید دارند. از طرف دیگر شناخت گرایان معتقد به این نظریه هستند که به جای حوادث بیرونی افکار و طرز تلقی فرد است که رفتار او را شکل می دهد (بک، آرول. تی ، ترجمه قراچه داغی 1376).
بطور کلی وقتی که به ادبیات تحقیق زناشویی توجه می کنیم عوامل فراوانی در نارضایتی زوجین نقش دارند که در اینجا به چند عامل مهم اشاره می کنیم.
1- عشق رمانتیک:
به عنوان یک عامل نارضایتی در سالهای اخیر در بسیاری از تحقیقات مورد توجه قرار گرفته است. انتظارات بسیار و بی نقص از زوج مقابل در ازدواج، یکی از پدیده هایی است که موجب دلسردی زن و شوهر از زندگی آنان می شود (مالاچ پینز، 1996) .
این حالت امید و انتظار بیش از حد، این توانایی را دارد که قدرت درک و بینش زوج ها را از بین ببرد و موجب تحلیل رفتگی زناشویی می شود یعنی در همان حالت عشق ایده آل و رمانتیک با واقعیات زندگی برخورد می کند و پذیرش واقعیت برای او غیرقابل قبول است.
2- طول مدت نامزدی :
طولانی بودن مدت نامزدی ممکن است موفقیت در ازدواج باشد و کوتاه بودن مدت نامزدی باعث کاهش شناخت و ارزیابی دقیق از طرف مقابل شود (کیت به نقل از ویتن و لی یاد، 1997) .
3- طبقه اجتماعی ـ اقتصادی:
طلاق در بعضی از طبقات بیشتر از طبقات دیگر است مثلاً در طبقه کارگران از طبق دیگر اجتماعی بالاتر است و در طبقات اجتماعی ـ اقتصادی بالاتر این میزان کمتر است (واتین و لی یاد، 1997). این مسئله می تواند به دلیل مشکلات مالی باشد.
4- سن :
افرادی که در سنین بسیار جوانی ازدواج می کنند میزان بروز طلاق در بین آنها بیشتر است و افراد در سن بالا احتمال طلاق کمتر است (وایتمن و لی یاد ، 1997) .
5- ابراز محبت و عشق زوجین به همدیگر:
اصولاً همه انسانها به تعلق و دوست داشتن و مورد علاقه قرار گرفتن نیازمند
می باشند. نیازهای دلبستگی یا عشقی، احتیاج به دوست داشتن کسی یا کسانی و مورد محبت واقع شدن دارد. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : «محبت خود را به همسرانتان اعلام کنید تا او آرام گیرد و مطمئن شود» (مشکینی ، 1959) .
تغییرات رضایت از زناشویی در طول زمان:
یک نکته قابل بحث عدم ثبات رضایت از زناشویی در طول دوره های مختلف زندگی است که این امر توجه به عوامل محیطی در بیرون را هم مورد توجه قرار
می دهد.
مطالعات مختلف که به صورت طولی انجام شده است نشان می دهد که در بعضی از دوره های زندگی رضایت زناشویی رو به کاهش می رود. به طور مثال بعد از تولد اولین فرزند، بعد از به سن بلوغ رسیدن نوجوانان و همچنین در هنگامی که فرزندان منزل را ترک می کنند ( لونسون[14]، 1992) .
گاپ لیب[15] (1990) به نقل از ملیت[16] معتقد است که رضایت از زناشویی بعد از تولد اولین کودک کاهش پیدا می کند، اما دلیل آن در زن و مرد متفاوت است.
زن در این خصوص نگرانی بیشتری در مورد نقش چندگانه ای که می بایست به عهده بگیرد، دارد. تأثیر بر روی شغل، تأثیر بر روی سلامت جسمانی، تقسیم کار می تواند منبع نگرانی برای او باشد. در مردان نگران صمیمیت و روابط نزدیک با همسرانشان می باشند، خصوصاً رابطه جنسی که در مردان در این دوران بیشتر از زمان های دیگر است (زلکویتز[17] ، 1996) .
همچنین با گذشت زمان بعضی از خصوصیات شخصی افراد با فراهم شدن بعضی از عوامل محیطی نمایان می شود که ممکن است برای زوج مقابل غیرقابل قبول باشد. با گذشت زمان تغییرات بیولوژیکی و بیماری ها و ... می تواند بر روی رضایت از زناشویی مؤثر باشد (گاتمن و کروکوف، 1989) .
وینچ معتقد است که رضایت از زناشویی در طول دوره های مختلف زندگی دچار نوسان و تغییرات می شود. محور اصلی این مراحل فرزندان می باشند، اما این که فرزندان در طول مراحل مختلف رشد چگونه بر رضایت زناشویی والدین اثر می گذارند جای بحث بیشتری دارد، که در این تحقیق نمی گنجد.
تأثیر رضایت زناشویی در کودکان:
آموزش کودک از همان ماههای نخستین زندگی آغاز می شود و تدریجاً گسترش می یابد. این ترتیب در ابتدا به ایجاد عادات منظم خوردن و خوابیدن محدود است، امّا رفته رفته، ایجاد کنجکاوی و علاقه نسبت به اشیاء و افراد پیرامون طفل و توجه به محرکها در برنامة آموزشی طفل قرار می گیرد. آموزش در هر مرحله ای باید چنان باشد که میل و رغبت کودک را برانگیزد و جریان آموزش برایش در هر مرحله ای باید چنان باشد که اسباب خوشحالی و سرگرمی او را فراهم کند. برای کودک این مهم نیست که در خانه ای مجلل زندگی کند. جامعه ای گرانبها بپوشد، بلکه آنچه می تواند سازندة منش و شخصیت او باشد محیط پر از مهر است. در واقع روابط متقابل خواهران و برادران و همچنین اعضاء خانواده است که در تکوین رشد شخصیت کودک و نوجوان تأثیر می کند (پارسا ـ محمد،1367) .
مطالعات مربوط به کودکان با والدین دارای آسیب های روانی نشان می دهد که چنین کودکانی متعلق به خانواده هایی هستند که احتمال ابتلاء به آسیب ها در آنها زیاد است و بین آنها و کودکان مربوط به خانواده هایی با آسیب کمتر، تفاوت معنی دار وجود دارد. بررسی جدید نشان داده است که محرومیت عاطفی و نبود آرامش در خانه به همان اندازه برای کودکان، به ویژه دختر بچه ها، زیان بار است که محرومیت های غذایی. پس فقدان محبت و آرامش در زندگی زناشویی ضایعات بزرگی برای کودکان ایجاد می کند (اسکات[18]، 1977) .
مسئله مورد توجه به این است که چگونه روابط بین والدین ممکن است بطور مستقیم یا غیرمستقیم بر تربیت، تعامل والد ـ کودک تأثیر گذارند. طبق گزارشهای موجود، فروپاشی روابط زناشویی با روابط ضعیف والد ـ کودک در ارتباط است. پیترسون و زیل (1986) به رویه ای خطی بین تعارض و ارزیابی کودکان از روابطشان با والدین دست یافتند. اگر چه بعضی از مطالعات تفاوتهای جنسی را در تأثیر پریشانی روابط زناشویی بر روابط والدین با دختران و پسران گزارش کرده ایند، اما این امر ظاهراً مصداق کلی دارد ( استافورد و به یر، ترجمه دهگانپور و فرازچی ، 1377).
ناراحتی های کودکی بیشتر با مشکلات زناشویی والدین و به طور کلی با روابط ناموزون زناشویی ارتباط دارد تا ناخوشی روانی والدین ، به ویژه والدینی که اختلال شخصیت پرخاشجویانه دارند، احتمالاً مشکلات زناشویی نیز خواهند داشت. به طوری که کودکان آنها زمینه ای مساعد برای مسایل و مشکلات رفتاری و عاطفی دارند (هترینگتون[19] 1982).
انواع خانواده :
1- خانواده حمایت کننده، یعنی خانواده ای که حمایت از فرزند را در برابر همة عوامل خارجی وظیفه خود می داند و منافع او را مقدم بر منافع دیگران می شمارد.
2- خانواده آزاد گذرانده، یعنی خانواده ای که به فرزند در فعالیتهایش آزادی زیاد می دهد تا شخصاً راه زندگی را بیابد.
3- خانواده محدود کننده، خانواده ای است که مانع فعالیتها و اقدامات مستقل فرزند می شود و او را به پیروی از روش و معتقدات پدر و مادر وامی دارد.
4- خانواده مطلوب، از لحاظ تربیتی خانواده ای است که مقتضیات امروز و فردای جامعه را در نظر بگیرد و فرزند را بر اساس آن پرورش دهد. این مقتضیات را روابط اجتماعی تعیین می کند(آصفی، 1375).
از نظر روان پزشکی و بهداشت روانی، بیشتر جو روانی خانواده و اثرات بالقوه آن در افراد خانواده مطرح می گردد.
| دسته بندی | برنامه نویسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
مقدمه:
تقریبا هر کس گاه احساس افسردگی می کند اکثر ما گاهی وقتها احساس غم در خود می کنیم وبه هیچ فعالیتی حتی فعالیتهای لذت بخش علاقه ای نشان نمی دهیم افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است عدم موفقیت در تحصیل یا کار از دست دادنه یکی از غریزان وآگاهی از این که بیماری،پیری توان مارا به تحلیل می برد از جمله موفقیت هایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی می شوند افسردگی تنها زمانی ناهنجار تلقی می شود که با واقعه ای که رخ داد متناسب نباشد یا فراتر از حدی که برای اکثر مردم نقطه آغاز بهبودی است ادامه می یابد. (اتکنیسون،1380)
وجود رابطه میان تجارب دوران نوجوانی ورفتار بعدی ما به عنوان یک بزرگسال مدتهاست که ثابت شده است مثلاً برای بعضی دادن پدر یا مادر در یک سن بحرانی طی کودکی موجب ابتلا افسردگی در دوران بعدی زندگی خواهد شد در جهانی که کودک تجربه می کند مادر را هم چون جزئی از خود می داند جزئی که غم،رضایت،آرامش وشادی واقعیت است ولی بعداً می تواند فرق میان سن وغیر سن را تشخیص دهد تمام این روند کمک خود ویادگیری با افسردگی ارتباط دارد تا آن جای که اینک گمان می رود از دست دادن شما ومحبوب در کودکی اساس تمام افسردگی های بعدی در فرد است پیش بینی از دست دادن شی ومحبوب باعث نگرانی می شود واز دست دادن واقعی آن افسردگی را به وجود می آورد وبه این ترتیب اضطراب وافسردگی در دوران بعدی زندگی در واقع تکرار فشرده بسیاری از این تجارب اولیه است(راسل میچل،2000).
عنوان پژوهش:
مقایسه افسردگی نوجوانانی که پدر خود را از دست داده اند با نوجوانانی که پدرشان در قید حیات هستند.
تعریف موضوع پژوهش:
در اثر از دست دادن پدر به هر صورت که باشد چه به وسیله مرگ وچه در اثر جدایی یک خلأ مهم در خانواده بوجود می آید این ضایعه قطعاً اثر مهمی در خانواده خواهد گذاشت لازم است بررسی دقیق وجدی روی تهران این فقدان بر فرزندان انجام شود خصوصاً رابطه فقدان با افسردگی، زیرا افسردگی موضوع مهمی است که در صورت وجود می تواند مانع رشد در زمینه های مختلف مثلاً ادامه تحصیل به صورت موفق شود.
هدف:
هدف از تحقیق مقایسه افسردگی نوجوانان بی سرپرست ودارای سرپرست.
پرسش پژوهش:
آیا بین میزان افسردگی نوجوانانی که پدر خود را از دست داده اند ونوجوانانی که دارای پدر هستند تفاوت وجود دارد؟
تعریف اصطلاحات:
افسردگی[1]:در سطح معمول افسردگی نشان نکاتی است که تحت خلق افسردگی است وبر اساس بیان نقطی وغیر نقطی عواطف غمگین واضطرابی و یا حالت های برانگیختگی نشان داده است،افت گذرا یا دوام حالتهای شدید عصبی- روانی که به صورت یک مؤلفه بدنی،سردرد؛ خستگی پذیری،
بی اشتهایی،بی خوابی، یبوست،کاهش فشار خون،وجزء آن ویک مؤلفه روانی واحساس به پایان رسیدن نیرو،ناتوانمندی،غمگین وجزءآن نمایان می شود.
سقوط غیر قابل توجیه اسن حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار
می شود در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی است ومشکل کوشش فکری در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخورائی که با هوشیاری فرد نسبت به توانمندی واکنش همراه است متجلی می شود «حالت روانی،خوش که با دلرزگی، یأس وخستگی پذیری مطلق می شود ودر بیشتر مواقع بااضطرابی کم وبیش شدید همراه است»
دریک جمع بندی حکم متوجه می شویم که مفهوم افسردگی به سه گونه متفاوت به کار رفته است.به منظور مطمئن کردن احساس های بهنجار غمگین،یأس، ناامیدی وجز آن وبروز آنها به عنوان نشانه یک اختلال
به منظور توصیف اختصاری یک نشانه که شامل نشانه های عاطفی وشناختی وحرکتی فیزیولوژیکی وغدد ترشح است «مبانی بهداشت روانی دکتر مصطفی حمدیه 1381)
تعریف عملیاتی:
افسردگی:داشتن نمره ای در حد نمره افسردگی آزمون بک در این آزمون پژوهش در نظرات وافسردگی دارای نمره ای در حد نمره افسردگی آزمون بک بودند به عنوان افراد افسرده مشخص شده اند.
افسردگی:
در زبان روزمره اصطلاح افسرده برای اشاره به یک حالت احساس،واکنش به یک موقعیت وسبک رفتار مختص به فرد بکار می رود احساس افسردگی معمولاً به عنوان شناخته می شود وامکان دارد در هوای بارانی سرمای گزنده یا بعد از منازعه با یک دوست رخ می دهد موقعیتی که انتظار می رود شادی آور باشد غالباًبه چنین احساس اندوهی پایان می بخشد احساس افسردگی ناشی از تعدیلات یا سکنی گزینی جدید یا یک موقعیت مهم زندگی معمولاً به سرعت بعد از برطرف شدن موقعیت یا وقتی شخص به شرایط تازه عادت کرد از بین می رود نوع دیگر افسردگی داغدیدگی یا واکنش شوداست عمی که از فوت نزدیکان یا ناامیدی از پایان رابطه عاشقان نشأت می گیرد وقتی رابطه مهمی تمام می شود بیشتر بازماندگان چیزی تجربه می کند که معمولاً سوگ نامیده می شود این پدیده کاملا عادی است در واقع فقدان این قبیل واکنش ها ممکن است در دراز مدت برای شخص مضر باشد ویژگی های عمومی سوگ شامل ناراحتی های جسمی از قبیل آقاکشیدن،احساس گرفتگی گلو،احساس خلأ در شکم واحساس ضعف عضلانی می شود علاوه ممکن است اشتغال ذهنی با تصویری بصری متوفی همراه با واکنش های احساس گناه وحسرت وجود داشته باشد طی فرآیند سوگواری،احساس گناه وخصومت وفقدان وعلائم جسمی تدریجاً از بین می روند از آن جا که احساس افسردگی را تقریباً همه مردم داشته اند این احساس به تنهایی برای تشخیص اختلال خلق افسرده کافی نیست افسردگی بالینی خیلی کمتر شایع است ونسبت به اندوه موقتی که هر یک از ما زمانی آن را تجربه کرده مشکلات جدیتری بوجود می آورد بعضی محققین عقیده دارند افسردگی می تواند روی پیوستاری از اندوه تا طبقات بالینی شدید مطالعه شود.
در ویژگی اختصاصی افسردگی عبارتند از خلق نافتاد وفقدان علاقه ولذت در تقریباً همۀ فعالیتهای عادی وسرگرمی های فرد تشخیص افسردگی دست کم یکی از این دو ویژگی است به علاوه دست کم چهار مورد از رفتارهای با احساسات زیر باید وجود داشته باشد کم اشتهایی یا تغییر وزن،اشکال در خوابیدن،فقدان نیرو، آشفتگی روانی،حرکتهاافزایش کندی پاسخ آنقدر مشخص که از سوی دیگران قابل مشاهده باشد خستگی یا فقدان انرژی سرزنش خود یا احساس گناه نابجا،شکایاتی از ناتوانایی در تفکر بطور روشن یا تمرکز حواس وافکار دائمی مرگ یا خودکشی یا آرزوی مردن،زنان افسرده نسبت به مردان علائم بیشتری دارا می باشند وعلائمی مثل احساس بی ارزش،فقدان علاقه، واختلال اشتها را بیشتر از مردان ذکر می کند (ساراسون،ساراسون،1381)
تاریخچه:
افسردگی از زمان های بسیار دور در نوشته های آمده توصیف هایی از آنچه ما امروز اختلالات خلقی می خوانیم در بسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد داستان عمد عتیق شاه مسئول وداستان خودکشی آژاکس در ایلیا هرمر هر در یک لندرم افسردگی را توصیف کرده اند حدود 45 سال قبل از میلاد بقراط اصطلاح مانی وطانکولی رابرای توصیف اختلالات روانی بکار می بردند در حدود صد سال قبل از میلاد کورلیوس در کتاب Deweeliciua افسردگی را ناشی از صفرای سیال معرفی نمود این اصطلاح را پزشکان دیگراز جمله ارسطو (120 تا 180 سال بعد از میلاد)وجانیوس (129 تا 199 سال بعد از میلاد)نیز بکار بردند وهمین طور الکساندر ترانز در قرن ششم.
در قرون وسطی طبابت درممالک اسلامی رونق داشت واز وابن سینا وپزشک یهودی سیموند ملانکولی را بیماری مشخص تلقی میشوند صانکولی را هنرمندان بزرگ زمان نیز مجسم کرده اند در سال 1386 بونت نوعی بیماری روانی را توصیف نمود وآنرا مانیا کومنا لکولیکسی نامید در سال 1845 ژول فالره حالتی را توصیف نمود وآن را جنون ادوار می نامید چنین بیمارانی متناوباً خلق مانی را افسردگی راتجربه می کنند تقریباً در همان زمان یک روانپزشک فرانسوی دیگر به نامه ژول با بارژه جنون در شکلی راشرح داد که در آن بیمار دچار افسردگی عمیقی می شود که به حالت بهت افتاده وبالاخره از آن بهبود می یابد در سال 1882 کارن کالبام روانپزشک آلمانی با استفاده از اصطلاح سایکو تایعی مانی وافسردگی را مراحل مختلف یک بیماری توصیف نمود امیل کرپلین درسال 1896 بر اساس معلومات روانپزشکان فرانسوی وآلمانی مفهوم بیماری شیدایی افسردگی را شرح داد که شامل اکثر ملاک های تشخیص است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آن استفاده می کنند(کاپلان وساروک،2000)
طبقه بندی اختلالات خلقی:
اختلالات خلقی به اختلالات افسردگی یک قطبی اختلال دوقطبی ودواختلال جسمی بر سبب شناسی اختلال خلق به علت یک حالت طبی عمومی واختلال ناشی از مصرف مواد تقسیم می شوند اختلالات افسردگی (یعنی،اختلال، افسردگی اساسی، اختلال افسده خویی،اختلال افسردگی به گونه ای دیگر مشخص شده است) از اختلالات دو قطبی با توجه به این نکته که هیچ گونه سابقه ای از دوره های حانیک،آمیخته وهیپومانیک در آنها دیده نمی شود متمایز می گردند اختلالات دو قطبی شامل وجود دوره های مانیک، دوره های آمیخته ویا دوره های هیپومانیک هستند که معمولاً با وجود دوره های افسردگی اساسی همراه اند.
اختلالات افسردگی :( یک قطب)
الف) اختلال افسردگی اساسی:علامت اصلی اختلال افسردگی اساسی یک سیر بالینی است که با یک یا چند دوره افسردگی بدون سابقه ای از دوره های مانیک آمیخته ویا هیپومانیک مشخص می شود اختلال افسردگی با مرگ ومیر بالایی همراه است بیش از 5 درصد افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شدید از طریق خودکشی می میرند اختلال افسردگی اساسی ممکن است به واسطه اختلال افسرده خویی دارای سابقه باشد اختلال افسردگی اساسی ممکن است با حالات طبی عمومی مزمن همراه باشد بیش از 20 تا 25 درصد افراد مبتلا به برخی حالات طبی عمومی (دیابت،انفارکتوس قلبی غده سرطانی،سکته مغزی) اختلال افسردگی اساسی را درطی سیر حالت طبی عمومی خود نشان می دهند.
شیوع اختلال افسردگی اساسی در زنان نوجوان وبزرگسال دو برابر مردان نوجوان وبزرگسال است دوره های افسردگی ممکن است به گونه ای کامل یا فقط به طور نسبی پایان یابد واصلاً پایان نیاید برای افرادی که فقط بهبودی نسبی پیدا می کنند احتمال بیشتری وجود دارد که دوره های دیگری رانشان دهند والگوی بهبودی نسبی دربین دوره ای را داشته باشند دوره های اختلال افسردگی اساسی اغلب بدنبال یک عامل استرس را روانی واجتماعی شدید نظیر مرگ فرد مورد علاقه یا طلاق است.
اختلال افسردگی اساسی در میان بستگان زیستی درجه اول اشخاص مبتلا به این اختلال 5/1 تا 3 برابر بیشتر عمومی است.(DSMIV)
ب)اختلال افسرده خویی:علامت اصلی اختلال افسرده خویی خلق به گونه ای مزمن افسردگی است که در بیشتر اوقات روز پدیدار می شود وحداقل دو سال استقرار دارد افراد مبتلا به اختلال افسرده وخویی خلق خودرا به صورت غمگین یا دفع بودن وبی حوصله بودن توصیف می کنند در کودکان خلق ممکن است تحریک پذیر باشد تا افسرده وحداقل مدت مورد نظر فقط یکسان است شایع ترین علائم اختلال افسرده خویی عبارتند از احساس بی کفایتی از دست دادن تعمیم یافته علاقه یا احساس لذت انزوای اجتماعی احساس گناه یا نگرانی درمورد گذشته، احساس ذهنی تحریک پذیری یا خشم مخرط،وکاهش فعالیت،کار آمدی یا مولد بودن درافراد مبتلا به اختلال افسرده خویی علائم نباتی ومثل خواب،اشتها،تغییر وزن، وعلائم روانی حرکتی ظاهراً از اشخاص مبتلا به یک دوره افسردگی اساسی شایع است وقتی اختلال افسرده خویی بدون اختلال افسردگی اساسی قبلی وجود دارد عامل خطرناکی برای پیدایش اختلال افسردگی اساسی است به نظر می رسد که کودکان اختلال افسرده خویی در هر دو جنس بروز یکسانی دارد واغلب منجر به آسیب در عملکرد آموزشگاهی وتعامل اجتماعی می شود کودکانی ونوجوانان مبتلا به اختلال افسرده خویی درهر دوجنس بروز یکسانی دارد اغلب منجر به آسیب در عملکرد آموزگاهی وتعامل اجتماعی می شود کودکان ونوجوانان مبتلا به اختلال افسرده خویی معمولاً تحریک پذیر عجیب ونیز افسرده اند آنها عزت نفس پائین ومهارتهای اجتماعی ضعیفی دارند وبدبینی هستند در بزرگسالان نسبت اختلال افسرده خویی در زنان دویا سه برابر مردان است.
اختلال افسرده خویی اغلب شروع زودرس تدریجی ونیز سیری فرض دارد در شرایط بالینی افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی معمولاً افسردگی اساسی نیز دارند که اغلب دلیلی برای طب درمان است اختلال افسرده خویی در میان بستگان زیستی درجه اول افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شایعتراز جمعیت عمومی است.(DSMIV)
ج)اختلالات افسردگی که به گونه ای دیگر مشخص شده است.شامل اختلالاتی همراه با علائم افسردگی است که واجد ملاکهای اختلال افسردگی اساسی، اختلال افسرده خوئی اختلال سازگاری همراه با خلق افسرده یا اختلال سازگاری همراه با خلق آمیخته افسرده ومضطرب نیست در بعضی موارد علائم افسردگی را می توان بخشی از اختلال اضطرابی به گونه ای دیگر مشخص شده را نیست. (DSMIV)
اختلالات دو قطبی:
الف)اختلال دوقطبی I: علامت اصلی اختلال دوقطبی I یک سیر بالینی است که با پدیدار شدن یک یا چند دوره مکانیک ای دوره آمیخته مشخص می شود اغلب افراد یک یا چند دوره افسردگی را نیز داشته اند عمل خودکشی در 10 تا 15 درصد افراد مبتلا به اختلال دوقطبی I وجود دارد سوءاستفاده از کودک سوءاستفاده از همسر یا هر رفتار تجاوز کارانه دیگری ممکن است در طی دوره های مانیک شدید یا در طی دوره های که همره با علائم سایکوتیک هستند وجود داشته باشند دیگرمشکلات همراه عبارتند ازفرار از مدرسه شکست در مدرسه شکست شغلی، طلاق یا رفتاری ضد اجتماعی دوره ای دیگر اختلالات روانی همراه عبارتند از بی اشتهایی عصبی،جوع،اختلال کمبود توجه وبیش فعالی ، اختلال وحشت، خوبیای اجتماعی واختلالات مرتبط با مواد مطالعات همه گیر شناسی اخیر در ایالات متحده نشان می دهد که اختلال دوقطبی I تقریباً شیوع یکسانی در مردان وزنان دارد ظاهراً جنسیت با ترتیب ظهور
دوره های مانیک وافسردگی اساسی در رابطه است احتمال بیشتری وجود دارد که اولین دوره درمردان یک دوره مانیک و در زنان یک دوره افسردگی اساسی باشد.
بستگان زمینی درجه اول افراد مبتلا به اختلال دوقطبی I میزانهای بالایی از اختلال دوقطبی I اختلال دوقطبی II واختلال افسردگی اساسی دارند مطالعات درمورد دوقلوها وفرزند خواندن ها شواهد قاطعی از تأثیر ژنتیک برای اختلال دوقطبی I فراهم کرده است.(DSMIV)
ب)اختلال دوقطبی II:علامت اصلی اختلال دوقطبی، مسیر بالینی است که با پدیدار شدن یک یا چند دوره افسردگی اساسی همراه با حداقل یک دوره هپومانیک مشخص می شود دوره های هیپومانیک نباید با چندین روزاحساس خود بزرگ بنیانه که ممکن است بعد از بهبودی دوره افسردگی اساسی پدید آید مشتبه شود.
افراد مبتلا به اختلال دوقطبی II ممکن است دوره های هیپومانیک را به صورت مرضی در نظر نگیرند گر چه دیگران ممکن است از رفتار متلون این افراد در عذاب باشند اغلب افراد به ویژه زمانی که در اواسط دورۀ افسردگی اساسی هستند دوره های هیپومانیک را بدون به یاد آوردن دوستان یا بستگان نزدیک به خاطر می آورند.
ارتکاب خودکشی خطرقابل توجهی است که در 10 تا 15 درصد اشخاص مبتلابه اختلال دو قطبی روی می دهند فرار از مدرسه شکست در مدرسه شکست شغلی یاطلاق ممکن است،اختلال دوقطبی II همراه باشد اختلالات روانی همراه با عبارتند از سوء مصرف یامحرومیت ازمواد،بی اشتهایی عصبی،اختلال کمبود توجه بیشتر فعالی،اختلال وحشت،خوبیای اجتماعی واختلال شخصیت فردی
اختلال دوقطبی II ممکن است در زنان شایعتر از مردان باشد زنان مبتلا به اختلال دوقطبی ممکن است در معرض افزایش خطر بروز دوره های بعدی در دورۀ بلافاصله پس از زایمان باشند تقریباً 60 تا 70 درصد دوره های هیپومانیک دراختلال دوقطبی II بلافاصله قبل یا بعد از دورۀ افسردگی اساسی روی می دهند ارائویی مشخص برای یکی شخص خاص گرچه اکثریت افراد مبتلا به اختلال دوقطبی II در بین دوره های به سطح کارکردی مناسبی
می رسند اما تقریباً در 15 درصد اختلال ادامه یافته تا اینکه فرد نوسان خلق یا مشکلاتی را در روابط بین شخصی یا شغلی از خود نشان می دهد.
بعضی مطالعات نشان داده اند که بستگان زمینی درجه اول افراد مبتلا به اختلال دوقطبی II درمقایسه با جمعیت عمومی میزان های بالایی از اختلال دوقطبی II اختلال دوقطبی I واختلال افسردگی دارند (DSMV)
ح)اختلال خلق ادواری
علامت اصلی اختلال خلق ادواری آشفتگی خلقی بی ثباتی وفرضی است که در برگیرنده دوره های بسیاری از علائم هیپومانیک وافسردگی است علائم هیپومانیک از نظر تعداد شدت جامعیت یا مدت ناکافی هستند تا واجد تمام ملاک هایی یک دوره مانیک باشند وعلائم افسردگی نیز از نظر، شدت جامعیت یا مدت ناکافی هستند تا واجد تمام ملاک های یک دورۀافسردگی اساسی باشند.در طی دورۀ در ساله هیچ فاصله بدون تمایلی بیشتر از دو ماه استقرار نمی یابد تشخیص اختلال خلق ادواری فقط در صورتی داده می شود که دوره دوسال اولیه علائم خلق ادواری خارج از دوره های افسردگی اساسی،مانیک وآمیخته باشد اختلال خلق ادواری اغلب در اوایل زندگی آغاز می گردد وگاهی اوقات به صورت انعکاس از یک گرایش فراجی برای دیگر اختلالات خلقی وبویژه دوقطبی در نظر گرفته می شود در نمونه های مبتنی برجامعه اختلال خلق ادواری ظاهراً در مردان وزنان شیوع یکسانی دارد در شرایط بالینی زنان مبتلا به اختلال خلق ادواری بیشتر از مردان برای درمان مراجعه می کنند اختلال خلق ادواری معمولاً در نوجوانی اوایل بزرگسالی شروع می شود شروع ویروس اختلال خلق ادواری دربزرگسالی ممکن است اختلال خلق ناشی از یک حالت طبی عمومی نظیر اسکلروزتحدد را مطرح سازد.
اختلال خلق ادواری معمولاً شروع تدریجی وسیری فرض دارد احتمال خطرها 15 تا 50 درصد وجود دارد که شخص متعاقباً اختلال دو قطبی I یا II را نشان می دهد.
اختلال افسردگی اساسی ودوقطبی I ویا در قطبی II ظاهراً از میان بستگان زیستی درجه اول اشخاص مبتلا به اختلال خلق ادواری از جمعیت عمومی شایعتر است (DSMIV)
د)اختلال دو قطبی به گونه ای وغیرمشخص شده است.
مقوله اختلال دو قطبی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است مشتمل به اختلالاتی است که دارای علائم دو قطبی هستند اما ملاک هایی هیچ یک از اختلالات خاص دوقطبی را ندارند نمونه های آن عبارتند از:
1)تغییر خلقی سریع بین علائم مانی وافسردگی که ملاک های حداقل طول مدت یک دوره مانی یا یک دوره افسردگی سی را ندارند.
2)دوره های عود کننده هیپومانی بدون علائم افسردگی بین دوره ای
3)یک دوره درمانی یا آمیخته به اختلال هذیانی،اسکینروفرنی باقی مانده اختلال سایکوتیک که به گونه ی دیگر مشخص نشده است اضافه شده است.
4)موقعیت هایی که طی آن متخصص بالینی به این نتیجه رسیده است که یک اختلال دوقطبی وجود دارد اما قادربه تبیین اولیه بودن ناشناخته از یک حالت طبی عمومی ویا مرتبط با مواد بودن آن نیست(DSMIV)
اختلال خلق ناشی از یک حالت طب عمومی:
علامت اساسی اختلال خلق ناشی از یک حالت طبی عمومی،آشفتگی بارز ومستمر در خلق است که استنباط می شود ناشی از تأثیر مستقیم یک حالت طبی عمومی باشد آشفتگی خلق ممکن است مستقل باشد برخلق افسرده کاهش بارز علاقه ولذت، یا خلق بالا،خود بزرگ بنیانه یا تحریک پذیر،اگر ممکن است تظاهر بالینی آشفتگی خلق مشابه یک دوره افسردگی اساسی مانی،آمیخته یا هیپومانی باشد اما ضرورت ندارد واجد ملاک های کامل یکی از این اختلالات باشد با استفاده از انواع زیرمی توان نوع علامت غالب را مشخص کرد همراه با علائم افسرده همراه با دوره شبه افسردگی اساسی، همراه با علائم مانی یا همراه با علائم آمیخته قراین حاصله از سابقه معاینه فیزیکی یا یافته های آزمایشگاهی می باید حاکی از آن باشد که آشفتگی پیامد فیزیولوژیکی مستقیم یک حالت طبی عمومی است درتعیین اینکه آیا آشفتگی خلقی ناشی از یک حالت طبی عمومی است متخصص بالینی باید ابتدا وجود یک حالت طبی عمومی را تثبیت کند علاوه بر این باید تعیین کند که آشفتگی خلق از نظر سبب شناختی از طریق یک مکانیزم فیزیولوژیکی با حالت طبی عمومی مرتبط است یک ارزیابی دقیق وجامعه از عوامل متعدد برای انجام چنین متفاوتی ضروری است.
انواع حالات طبی عمومی ممکن است علائم خلق را موجب شود این حالات مشتمل هستند برحالات نورولوژیک انحطاطی (مثلاً بیماری پارکنسیون،بیماری هاتینگتون) بیماری مغزی عروقی (مثلا سکته)حالات متابودیک مثلا کمبود ویتامین B12 حالات غدد داخلی مثل پرکاری وکم کاری تیروتید،پرکاری وکم کاری پاراتیروئید پرکاری وکم کاری آدرنوکرتیزم حالات خورایدن سازی مثلا لوپوس اریتسما توز منتشر عضو انتهای ویروس یا غیره مثل هپاتیت 7 مرنونوکلئوز عفونت ویروسی نقص ایمنی انسان یادیگر عفونتها (مثل کارنسیوم پانکراس)یافته های معاینه فیزیکی همراه یافته های آزمایشگاهی،والگوهای شیوع یا شروع سبب شناختی حالت طبی عمومی را منعکس می کند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 109 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 119 |
مقدمه
اصطلاح «تفکر»[1] از جمله اصطلاحات یا مفاهیم کلیدی در فرهنگ و ادبیات روانشناسی است که تقریباً همه مردم، اعم از کوچک و بزرگ یا با سواد و بی سواد آن را به کار میبرند و بسیاری نیز آن را با اهمیت قلمداد کرده و یکی از ویژگیهای آدمی میدانند، طوری که گاهی انسان را «حیوان متفکر» تعریف کردهاند (ارسطو، 1650).
روانشناسان در این که تفکر ریشه حل مساله و خلاقیت است، یعنی باید بتوانیم بیاندیشیم یا بتوانیم مسائل را حل کنیم یا خلاقیتی نشان دهیم، اتفاق نظر دارند. تمامی دانشآموزان و دانشجویان نیز نیاز دارند، به طور روشن بیاندیشند و نظامهای تربیتی هم متعهدند که دانشآموزان را در فراگیری تفکر راهنمایی کنند.
آنچه در زندگی برای ما اتفاق میافتد، نه تنها به میزان درست اندیشیدن، بلکه به چگونگی تفکر ما نیز مربوط است. همینطور یکی از اصول اساسی روانشناسی تربیتی معاصر این است که سطح اندیشیدن دانشآموزان، به عنوان یکی از مهمترین پیشبینی کنندههای موفقیت آنها در مدرسه قلمداد میشود.
رابرت استرنبرگ[2] (1994)، شیوههای متفاوت افراد در پردازش اطلاعات را به عنوان «سبکهای تفکر»[3] نامگذاری کرده است. به نظر او، شیوههای تفکر به عنوان شیوههای ترجیح داده شده در بکارگیری استعدادها تعریف میشود. از نظر وی، سبک تفکر، روش رجحان یافته تفکر است. البته سبک تفکر یک توانایی نیست، بلکه به چگونگی استفاده فرد از تواناییهایش اشاره دارد (سیف، 1380).
به عبارت دیگر، انسان در اداره فعالیتهای خود، شیوههایی بر میگزیند که با آن احساس راحتی بیشتری دارد. استرنبرگ معتقد است که شیوهها متفاوت از تواناییها است و مستلزم رجحان و برتری دادن است تا هوشیاری در بکارگیری تواناییهایی یک فرد. همینطور، شیوهها به تنهایی با قابلیتها یا توانایی، ارتباط ندارند، بلکه شیوهها، نحوه بیان یا بکارگیری یک یا چند توانایی را نشان میدهند (آرم استرانگ،[4] 2000، کانو – کاریکا& هانگس،[5] 2000؛ گریگورن & استرنبرگ،[6] 1997، زانگ،[7] 2000، زانگ & استرنبرگ، 200 و 1998).
از نظر استرنبرگ، تمایز بین سبک و توانایی نیز مهم است. توانایی به از عهده بر آمدن کاری به طور مناسب اشاره دارد، در حالی که سبک، به این که فرد دوست دارد چگونه کار انجام دهد، اشاره میکند(1997).
همینطور، شواهدی در دست است که نشان میدهد تواناییها از اهمیت قابل ملاحظهای برخوردار است (گریگورینکو و استرنبرگ، 1997). با این وجود، توانایی نمیتواند عملکرد تحصیلی را به طور کامل پیشبینی کند. به عبارت دیگر، بر مبنای تفاوت در توانایی، نمیتوان به این سوال که «چرا برخی از دانشآموزان در مدرسه نمره عالی میگیرند، در حالی که دانشآموزان دیگر با همان توانایی در امتحان رد میشوند؟» پاسخ داد (استرنبرگ، ویلیامز، 1997).
بر این اساس، با آگاهی از این که تفاوت در توانایی فقط میتواند بخشی از تفاوت در عملکرد تحصیلی را تبیین کند، تعداد زیادی از محققان، نقش با اهمیت و پیشبینی کننده متغیرهای روانشناختی متفاوت و نامرتبط به توانایی را بر پیشرفت تحصیلی سرلوحه فعالیتهای پژوهشی خود قرار دادند. یکی از این متغیرها نامرتبط به توانایی، سبکهای تفکر است.
این محققان، نقش سبکهای تفکر در پیشرفت تحصیلی را در فرهنگهای مختلف نظیر هنگکنگ، چین، فیلیپین و ایالات متحده آمریکا مورد مطالعه و بررسی قرار دادند (ژانگ، 2004). چنانچه استرنبرگ و گریگورینکو[8] (1993) و گریگورینگو و استرنبرگ (1997) نقش سبکهای تفکر را در پیشرفت تحصیلی دو گروه از کودکان تیز هوش شرکت کننده در یک برنامه مدرسهای مورد مطالعه قرار دارند. آنها نشان دادند که سبکهای تفکر با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان رابطه دارد. ژانگ (2001) با مطالعه رابطه بین سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان چینی نشان داد که سبک تفکر اجرایی با نمرات پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد. همچنین سبک تفکر قضایی نیز با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد.
کانوگارسیا[9] و هاگس[10] (2000) با مطالعه رابطه بین سبک تفکر و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان اسپانیایی نشان دادند که دانشجویان دارای سبکهای تفکر اجرایی، پیشرفت تحصیلی بیشتر دارند.
متغیر تاثیر گذار دیگر در این مورد، متغیر رویکرد[11] یادگیری است که با توانایی یادگیری دانشآموزان ارتباط ندارد. به عبارت دیگر یکی از ویژگیهای برجسته انسان، توانایی او در یادگیری است. فرق عمده آموختن انسان با آموختن سایر حیوانات نزدیک به او در این است که یادگیری آدمی بسیار پیچیدهتر و وسیعتر و عمیقتر از یادگیری سایر حیوانات است. برای انسان، بهتر، برتر و زیباتر ساختن زندگی مطرح است. بنابراین ناگزیر است هر لحظه چیزهای تازه و گوناگون و بیشتر یاد بگیرد.
به گفته اسکینر، نظام تربیتی موثر واقعی را نمیتوان به وجود آورد، مگر اینکه فرآیند عمل «یادگیری» و «تدریس» کاملاً شناخته و فهمیده شوند.
هرگاه روانشناسی بتواند عمل یا فرآیند یادگیری را کاملاً بشناسد و بفهمد شاید جهان آدمی بتواند انیشتینها و ابوعلی سینا و .... متعددی بار آورد.
روشهای یادگیری افراد با یکدیگر فرق میکند. یادگیری بعضی افراد، کلامی است، بعضی دیگر به صورت دیداری، بعضی هم با گوش دادن و عدهای با درگیر شدن فعالانه با موضوع مورد یادگیری، بهتر یاد میگیرند. رویکرد به یادگیری، متغیری عمده در تفاوتهای فردی است (کدیور، 1385، ص 289).
رویکرد یادگیری با توجه به دو مولفه در فرآیند یادگیری تعریف شده است:
1- انگیزش
2- راهبردهای یادگیری (بیگز،[12] 1979، 1992).
رینر و رایدینگ[13] (1997) دو رویکرد: درگیری سطحی[14] و عمقی[15] با تکلیف را مطرح کردند. رویکرد عمیق،[16] فهم واقعی مطالب درسی و رویکرد سطحی[17] که در بردارنده باز تولید مطالب آموزش داده شده و رویکرد پیشرفت مدار،[18] که توسط بیگز (1979) و رامسون و انت وسیتل[19] (1981)، بعداً به این دو رویکرد اضافه شد، بیانگر راهبردی است که سبب میشود فرد حداکثر موفقیت را به دست آورد.
در سه دهه گذشته، یکی از موارد و موضوعاتی که نظر پژوهشگران را به خود جلب کرد، بررسی رابطه رویکرد یادگیری به عنوان یک متغیر تاثیر گذار در پیشرفت تحصیلی است.
نتایج مطالعات مختلف بر وجود رابطه مثبت بین رویکرد عمیق با پیشرفت تحصیلی و رابطه منفی بین رویکرد سطحی و پیشرفت تحصیلی تاکید میکند (انت واستیل، رامسون، 1983، به نقل از دیست،[20] 2003).
همچنین میتوان گفت سازه (مفهوم) سبکهای تفکر به عنوان یک متغیر تاثیر گذار دیگر در رویکرد یادگیری بسیار مهم است، زیرا سبکهای تفکر، تاثیر عمدهای بر پیامدهای یادگیری فراگیران دارد (کدیور، 1385).
بنابراین باید به سبک تفکری پرداخت که مستلزم بکارگیری رویکرد مطالعه خاص است و همپوشی آنها، سبب موفقیت تحصیلی بیشتر شود.
پژوهش حاضر رابطه بین سبکهای تفکر و رویکرد یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان را مورد بررسی قرار میدهد.
بیان مسئله
انسانها در ابعاد مختلف، دارای تفاوتهایی هستند که در تواناییها، استعدادها، رغبتها و سرانجام سبک تفکر، نمود پیدا میکند. توجه به این تفاوتها باعث میشود که افراد در مسیر تحصیلی و شغلی مناسب هدایت شوند. شاید مهمترین مسالهای که باید به آن آگاه و هوشیار بود، وجود سبکهای تفکر متفاوت در افراد است. تحقیقات نشان دادهاند که تواناییهای تحصیلی و آزمونهای پیشرفت سنتی فقط بخش کمی از تغییرپذیری تفاوتهای فردی را در پیشرفت تحصیلی توجیه میکنند. (استرنبرگ و ویلیامز[21]، 1997)
لذا مطالعات زیادی درباره نقش مقیاسهای نامرتبط[22] با توانایی یا عوامل غیر تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی انجام شده است. این عوامل گستره وسیعی از سبکهای تفکر[23] (ژانگ 2003، 2005، گریگورینکو[24] و استرنبرگ، 1997) رویکردهای یادگیری (ژانگ، 2004، 200، بوساتو،[25] پرنیز،[26] الشوت[27] و هاماکر،[28] 1999، 2000) را در بر میگیرد.
استرنبرگ، سبک تفکر را به عنوان طریقی که فرد میاندیشد، تعریف کرده است. او در این باره معتقد است که «سبک تفکر یک توانایی نیست، بلکه به چگونگی استفاده از تواناییها اشاره میکند».
همینطور اگر چه ممکن است افراد عملاً در تواناییها مشابه باشند، اما در سبکهای تفکر از یکدیگر متفاوتاند (سیف 1380). افراد دارای سبکهای تفکر متفاوت، مایلند از تواناییهایشان به طرق مختلف استفاده کنند و متناسب با آن تفکر واکنش نشان دهند. از اینرو، بسیاری از دانشآموزان و دانشجویانی که در کلاسهای درس ضعیف قلمداد میشوند، توانایی موفق شدن را دارند و این معلمان هستند که از تنوع سبکهای تفکر و رویکردهای یادگیری آنها بی اطلاع میباشند.
رابطه بین سبک تفکر و موفقیت تحصیلی، توجه زیادی را در طی دو دهه گذشته به خود اختصاص داده است. تحقیقات نشان داده است که برخی شیوههای تفکر میتواند به عنوان عوامل پیشبینی کننده قابل توجهی از پیشرفت (موفقیت) تحصیلی دانشجویان و عملکرد آنها بکار گرفته شود (آلبایلی[29] 2006، استرنبرگ 1997، استرنبرگ و اگنر،1992).
ژانگ (2002) در پژوهشی با دانشجویان دانشگاههای آمریکا، دریافت که سبک تفکر محافظه کارانه به طور مثبتی معدل نمرات دانشجویان را پیشبینی میکند، در حالیکه سبکهای تفکر کلی و آزادیخواه (آسانگرانه) به طور منفی معدل نمرات دانشجویان را پیشبینی میکند. همانطور ژانک (2001) و ژانک و استرنبرگ (1998) این تحقیق را بر روی دانشجویان هنگکنگ انجام دادند و دریافتند که سبکهای تفکری محافظه کارانه (اجرایی، سلسله مراتبی و درونی) به طور مثبت با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد و سبکهای تفکر قانونی و آزادیخواه و بیرونی گرایشی منفی به موفقیت تحصیلی دارند.
علاوه بر این، این بررسی در دانشگاههایی در اسپانیا نیز اجرا شد. یافتههای حاصل از این تحقیق نیز نتایج تحصیلی را که در هنگکنگ اجرا شده بود، تایید کرد(گانوگاسیاوهاگس، 2000).
به عبارت دیگر، افرادی که به موفقیت تحصیلی بالاتر گرایش داشتند، افرادی هستند که ترجیح میدهند از قوانین و شیوههای موجود پیروی کنند (سبک اجرایی) ولی کسانی که ترجیح میدهند به تنهایی کار کنند (سبک تفکر درونی) و کسانی که ترجیح میدهند برای مسائل، راه حل خلق، تدوین و برنامهریزی کنند (سبک تفکر قانونی) رابطهای منفی با پیشرفت تحصیلی دارند (آلبایلی، 2006). در تحقیق دیگر بر روی دانشجویان فیلیپین، برناردو ژانک و کالونگ (2002) سبکهای تفکر نیازمندپیروی (انطباق)، احترام به مراجع قدرت و دارای مفهومی از نظم، به طور مثبت با موفقیت تحصیلی همبستگی دارد. سبک تفکر قضاوتی نیز به طور مثبت با موفقیت تحصیلی دانشجویان فیلیپینی رابطه داشت. در یک تحقیق جدیدتر که ژانگ(2004) بر روی دانشجویان هنگکنگی انجام داد، دریافت که تفکر سلسله مراتبی – قضاوتی و سلطنتی به طور معنی دار به پیشبینی تحصیلی دانشجویان کمک میکند.
بی توجهی به سبکهای تفکر در موقعیتهای مختلف منجر به این میشود کـهمهمتریـنو با ارزشترین استعـدادها و سرمایـههای بالقـوه حذف و یا نادیده گرفته شوند.
رویکرد یادگیری به عنوان یکی دیگر از منابع تفاوتهای فردی در عملکرد تحصیلی است، که با توانائی رابطه ندارد و شیوه ترجیحی فرد را در مطالعه و یادگیری مطالب نشان میدهد.
هماهنگ با الگوی فرایند، بازده دانکین و بیدل[30] (1974، به نقل از ژانگ و استرنبرگ، 2000) الگوی بیگز که سه مولفه کلاس را مورد توجه قرار داده است: پیش زمینه، فرآیند و بازده.
«پیشزمینه» به مولفههایی اشاره میکند که قبل از یادگیری حضور دارند. «فرآیند» مولفههایی است که ضمن یادگیری حضور دارند و «بازده» به نتایجی اشاره میکند که بعد از یادگیری اتفاق میافتد.
در این الگوی سه مولفه، سه رویکرد درباره یادگیری از یکدیگر قابل تمایز است. رویکرد سطحی، که در بردارنده باز تولید مطالب آموزش داده شده، جهت برآوردن حداقل مقتضیات است. رویکرد عمیق، که در بردارنده فهم واقعی مطالب یاد گرفته شده میباشد و رویکرد پیشرفت مدار، که در بردارنده استفاده از راهبردهایی است که نمرات فرد را به حداکثر میرساند. در این پژوهش از مطالعه رویکرد پیشرفت مدار صرفنظر گردید. ولی در بررسی متون مرتبط با این موضوع، مشخص شد که سه ساختار «انگیزه، کاربرد استراتژی و سبک یادگیری» نیز بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد (رامسون و انت وستیل).
کاربرد راهبرد، شامل رفتارهای یادگیرنده در فرآیند یادگیری است. برای مثال در تحقیقات اغلب بین پردازش عمیق و سطحی تفاوت قائل میشوند. استراتژی عمیق، مستلزم پردازش اطلاعات جدید بر حسب این امر میباشد که چگونه این شناخت، روش برنامهریزی فرد را برای مطالعه مرتبط میکند (شکری و همکاران، 1385).
استراتژی سطحی، مستلزم پردازش اطلاعات جدید، از شناخت موجود در یک شکل سطحی و ظاهری است که انسان در جریان مطالعه با آن مواجه میشود (همان منبع). در تحقیقی که در این زمینه در مورد دانشجویان مهندسی دانشگاه ایالات متحد ه انجام گرفته است، مشخص شد که کاربرد استراتژی عمیق، یادگیری و موفقیت را ارتقاء میدهد. همچنین شواهدی وجود دارد که استراتژی پردازش سطحی شاید یادگیری را با مشکل مواجه کند (دیلون،[31] گرن،[32] 2005).
دانشآموزان به سازگاری با کسب راهبردهای مطالعه و یادگیری جدید به منظور موفق شدن و پیشرفت تحصیلی نیاز دارند. (پری و پینز،[33] 1990)
آنها بر این باورند که راهبرد مطالعه ضعیف منجر به عملکرد ضعیف و در نتیجه کنترل ضعیف شده و موجب میشود که کیفیت آموزش پایین بیاید.
در شکلگیری مشخصههای دانشجویان موفق، تحقیقی انجام شده که نشان میدهد، روشهای تدریس (کیربای،[34] 1983، رامسون، 1990)، اعمال ارزیابی (رامسون 1992 و 1983) و برنامه آموزشی (بیگتز، 1990 و رامسون 1998) همه به طور مستقیم بر عملکرد تحصیلی تاثیر میگذارند.
وانکیز[35] (1982) تحقیقی را در مورد رابطه بین رویکرد مطالعه و رتبههای علمی اهدا شده، گزارش میکند. این تحقیق دریافت که شیوههای مطالعه غیر سازمان یافته، رویکرد سطحی و نگرش منفی نسبت به مطالعه همواره به طور ثابت با عملکرد تحصیلی مرتبط بوده است.
تحقیقات و مطالعات دیگری که در این راستا انجام شد، به این نتیجه دست یافتند که بین رویکرد یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد (واتکینگز[36]، هاتی[37]، 1984، به نقل از زانگ، 2003، سدلر[38]، اسمیت[39]، تسانگ[40]، 1998). به نظر پنتریچ[41] و همکاران (1993) راهبردهای پردازش عمیق از راهبردهای پردازش سطحی برای عملکرد مناسبترند. شونبرگ[42] و کاسوفسکا[43] (1997 و بیکل[44] (1996) نیز دریافتند که رویکرد عمیق با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد.
در زمینه رویکرد یادگیری، تحقیقات زیادی در کشورمان انجام نشده است و اینکهآیارابطه بین سبک تفکر و رویکرد یادگیری وجود دارد یا نه، نامشخـص است و یا اینکه رابطه بین این دو متغیر در پیشرفت تحصیلی دانشآموزان چقدر تاثیر دارد، مبهممیباشد.
لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ این سوال اساسی است که آیا بین سبـکتفکـردانشآموزان و رویـکردهای یـادگیری آنها با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت تحقیق
در مورد اهمیت و ضرورت تحقیق باید گفت: تفاوت در شیوه و نحوه اندیشیدن در افراد مختلف این آگاهی را میدهد که فکر کردن یک ویژگی فردی است و درهر فردی به نحو خاصی نمایان میشود، به طوری که آن را به شکل یک توانایی ظاهر میسازد که برای پردازش آن کارهای زیادی میتوان کرد (دوبونو، 1933، ترجمه صدری افشار، 1382).
سبکهای تفکر به افراد کمک میکند که چرا بعضی افراد در مشاغل انتخابی خود موفقند و برخی موفق نیستند (استرنبرگ، 1998، ترجمه خسروی اهری، 1381).
اساساً چه نوع توانهای ذهنی ناشناختهای در افراد وجود دارد که میتواند موفقیتهای تحصیلی آینده را پیشبینی کند.
افراد به شیوههای متفاوتی میاندیشند. تحقیقات نشان میدهد که افراد حتی فراتر از آنچه دیگران درباره شیوه تفکرآنان درکمیکنند، میاندیشند. بهمین دلیل است که بینهمسران، والدین و فرزندان معلمان و دانشآموزان، روسا و کارمندان سوء تفاهم ایجاد میشود.
درک درست سبکهای تفکر به افراد کمک میکند، مانع بروز این سوء تفاهمها شوند و در واقع درک بهتری نسبت به همدیگر و خودشان پیدا کنند (استرنبرگ، 1998، ترجمه خسروی واهری، 1381).
همانطور که در بیان مسئله عنوان شد، عوامل بسیاری در پیشرفت تحصیلیدانشآموزان تاثیر دارند که اگر هر کدام از این عوامل به عنوان متغیر بررسی شوند ووضوح رابطه آنها با پیشرفت تحصیلی مشخص شود، میتوان دلایل متقن و محکمی در اختیار متخصصان تعلیم و تربیت قرار دارد و کمک شایانی به موفقیت و پیشرفت دانشآموزان کرد.
در بیان این پژوهشها، میتوان رابطه بین سبک تفکر دانشآموزان در پیشرفتتحصیلی دانشآموزان و رابطه بین رویکردهای یادگیری آنان در پیشرفت تحصیلیدانشآموزان را نشان داد. به علاوه با توجه به اینکه سبک تفکر به شیوههایترجیحیافراد در استفاده از تواناییهای فردی دانشآموزان اشاره دارد (استرنبرگ،1997) و همچنین سبک تفکر بر نظریه خود مدیریتی ذهنی (استرنبرگ، 1997،1998) استوار است و مطرح میکند همان گونه که برای مدیریت یک جامعه راههایمتفاوتی وجود دارد، افراد نیز برای بهرهگرفتن از تواناییهای خود از شیوههـایمتفاوتی استفاده میکنند.
بنابراین، هدف پژوهش حاضر، یافتن سبک تفکری است که بر پیشرفت تحصیلی اثر مثبت دارد و به دانشآموزان کمک میکند تا به موفقیت تحصیلی نایل گردد.
از آنجا که رویکرد یادگیری نشان دهنده انگیزش و راهبردهای متناظر با آن هستند که فرد برای برآوردن تقاضای مطالعاتی خود، از آن استفاده میکنند. بر این اساس، رویکرد عمیق با هدف درک واقعی مطالب به کار میرود و راهبردهای متناظر با این رویکرد، شامل ارتباط بر قرار کردن بین ایدهها و استفاده از شواهد است و انگیزه غالب نیز علاقهمندی به ایدههای بدیع است (شکری همکاران، 1385).
در مقابل، رویکرد سطحی به تولید مجدد مطالب به کمک راهبرد یادگیری طوطیواراشاره دارد و انگیزه اصلی در این رویکرد، ترس از شکست است. (همانمنبع)بنابراین با توجه به با اهمیت بودن این متغیر در پیشرفت تحصیلی تحقیق حاضردرپی آن است که با شناخت این متغیر رابطه آن را با پیشرفت تحصیلی تبیین کند.باتایید رابطه رویکرد یادگیری با سطوح (عمیق و سطحی) با پیشرفت تحصیلیدراینپژوهش، میتوان کمک شایانی به سیستم تعلیم و تربیت و معلمیـنودانشآموزان کرد تا رویکردی را برای مطالعه انتخاب کنند، تا به موفقیت تحصیلی آنها کمک کند.
اهداف پژوهش
هدف کلی
مشخص کردن وجود یا عدم وجود رابطه بین سبکهای تفکر و رویکردهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان.
اهداف خاص
مشخص کردن وجود رابطه بین سبک تفکر با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان
مشخص کردن وجود رابطه بین رویکردهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانشآموزان
مشخص کردن وجود رابطه بین سبکهای تفکر و رویکردهای یادگیری
فرضیهها
1- بین سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
1-1- بین سبک تفکر اجرایی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
2-1- بین سبک تفکر قانونی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
3-1- بین سبک تفکر قضایی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
2- بین رویکردهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
1-2- بین رویکرد عمیق و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
2-2- بین رویکرد سطحی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.
3- بین سبکهای تفکر و رویکردهای یادگیری رابطه وجود دارد.
1-3- بین رویکرد عمیق و سطح تفکر اجرایی رابطه وجود دارد.
2-3- بین رویکرد عمیق و سطح تفکر قضایی رابطه وجود دارد.
3-3- بین رویکرد عمیق و سطح تفکر قانونی رابطه وجود دارد.
4-3- بین رویکرد سطحی و سطح تفکر اجرایی رابطه وجود دارد.
5-3- بین رویکرد سطحی و سطح تفکر قضایی رابطه وجود دارد.
6-3- بین رویکرد سطحی و سطح تفکر قانونی رابطه وجود دارد.
تعاریف و اصطلاحات و واژهها
تعاریف نظری
دیویی، (1932) سبک تفکر را جریانی مشتمل بر دو مرحله: الف) ابتدایی که مرحله شک و ابهام است و مرحله ب) انتهایی که فرد به نتیجه و جواب دست مییابد، تقسیم کرده است.
هریسون و برامسون (1982) سبک تفکر را در 5 گروه دستهبندی کردهاند:
1- سبک ترکیبی: این افراد مستعد و آماده چالش و بحث کردن میباشند.
2- سبک ایدهآلیسم: نقطه مقابل افراد ترکیبی هستند و از تعارض پرهیز میکنند و سعی در سازگاری دارند.
3- سبک پراگماسیسم: اغلب خوش طبع هستند و با نظرات دیگران سریع موافقت میکنند.
4- سبک آنالیسم (تجزیه گرا): افراد خونسرد، ساعی و مشتاق در درس با اشکالاتی در خواندن.
5- سبک رئالیسم: قوی و با شخصیت، رک گو و غیره...
هویتر، (1995) سبک تفکر را فرآیند ذهنی پیچدهای میداند که شامل ادراک و یادآوری دانش، پردازش آگاهانه اطلاعات و سازماندهی مجدد ساختارهای ذهنی، به منظور ارائه مفاهیم شخصی بر اساس تجربه خود شخص میباشد و نیاز به مهارت خاص دارد.
سبکهای تفکر شیوه ترجیحی افراد در استفاده از تواناییهای فردی آنها است (گریگونیکو و استرنبرگ، 1997)
استرنبرگ شیوههای متفاوت افراد در پردازش اطلاعات را سبکهای تفکر نامگذاری کرده است (استرنبرگ، 1994)
سبکهای تفکر به نظریه خود مدیریتی ذهنی استرنبرگ (1997، 1988، به نقل از ژانگ، 2004) استوار است و مطرح میکند همان گونه که برای مدیریت یک جامعه راههای متفاوتی وجود دارد، افراد نیز برای بهرهگرفتن از تواناییهای خود از شیوههای متفاوتی استفاده میکنند. این نظریه 13 سبک تفکر را توصیف میکند که در پنج بعد از یکدیگر متمایز میشود.
کارکردها،[45] شکلها،[46] سطوح،[47] حوزهها[48] و گرایشها[49].
کارکردها: برای خود مدیریتی ذهنی سه کار کرد میتوان تصور کرد که عبارتند از: قانونی، اجرایی، قضایی.
سبک تفکر قانونگذار: فرد در ایجاد و اختراع و طراحی و انجام کارها از روش خود استفاده میکند (استرنبرگ، 1994).
سبک تفکر اجرایی: به تمایل فرد در پیروی از دستورات و آنچه به او گفته میشود، اشاره دارد (استرنبرگ، 1994).
سبک تفکر قضاوتگر: به تمایل فرد در قضاوت و ارزیابی افراد و کارها اشاره دارد(استرنبرگ، 1994).
رویکرد یادگیری: یکی دیگر از متغیرهایی است که با توانایی یادگیری دانشآموزان ارتباط ندارد. هماهنگ با الگو فرآیند، بازده دانکین و بیدل[50] (1974، به نقل از ژانک و استرنبرگ، 2000)، مدل بیگز[51] سه مولفه کلاس درس را مورد توجه قرار داده است. «پیش زمینه» به مولفههایی اشاره میکند که قبل از یادگیری حضور دارد. «فرآیند» به مولفههایی اشاره میکند که ضمن یادگیری حضور دارد و «بازده» به نتایجی اشاره میکند که بعد از یادگیری اتفاق میافتد.
مارتون و سالجو (1976) بیان کردند که دانشجویان به طور کلی میتوانند دو رویکرد مختلف را در مطالعاتشان اتخاذ کنند که آنها آن را رویکرد «عمیق و سطحی» نامیدند.
سولسون (1982) دریافت کسانی که یک رویکرد عمیق را به کار میگیرند،تمایلبهمطالعه برای مدتهای طولانی دارند. از آنجاییکه به دنبال درک و فهم مطلب بودن، کار را برایشان جالبتر میکند و کسانی که یک رویکرد سطحی را به کار میگیرند، یکنواختی و خستگی (ملامت) یادگیری طوطیوار دارند و دقت کمتری برای مطالعه اختصاص میدهند.
رویکرد سطحی[52]: در بر دارنده باز تولید مطالب آموزش داده است و در جهت برآوردن حداقل مقتضیات تلاش میکند.
رویکرد عمیق[53]: فهم واقعی مطالب یاد گرفته شده را در بر میگیرد.
رویکرد پیشرفت مدار[54]: در بر دارند ه استفاده از راهبردهایی است که نمرات فرد را به بالاترین حد میرساند.
پیشرفت تحصیلی: سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدفهایآموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیمگیری در این باره که آیا فعالیتهایآموزش معلم و کوششهای یادگیری دانشآموزان به نتایج مطلوب رسیده است (سیف، 1383).
تعریف عملیاتی
سبکهای تفکر: سبکهای تفکر (قانونگذار، اجرایی، قضاوتگر) بر اساس عملکرد فرد در آزمون سبکهای تفکر استرنبرگ _ واگز و نمرهای که برای هر آزمون از پاسخگویی به این پرسشنامه به دست میآید، سنجیده میشود.
رویکرد یادگیری: رویکرد یادگیری (عمیق و سطحی) با پرسشنامه فرآیند مطالعه، بیگز و همکاران (2001) فرم دو عاملی تجدید نظر شده «پرسشنامه فرآیند مطالعه» (SPQ) را برای استفاده معلمان در ارزیابی رویکرد یادگیری دانشآموزان ارائه میکردند. این ابزار با استفاده از 20 سوال با مقیاس لیکرت پنج درجهای فقط رویکرد عمیق و سطحی (در حالی که هر رویکرد خود از دو بعد انگیزه و پیشرفت تشکیل شده) را ارزیابی میکند.
پیشرفت تحصیلی: معدل نمرات سال گذشته دانشآموزانی که در سال تحصیلی 87 – 86 در دبیرستانهای منطقه یک مشغول تحصیل هستند، مورد نظر است که از طریق دفتر دبیرستانهای مورد مطالعه، جمعآوری شده است.
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 229 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 186 |
1- 1- طرح مسئله:
موضوع امنیت سیاسی و امنیت ملی از جمله موضوعات مهم و حیاتی برای هر کشوریست. در این راستا و برای دستیابی به امنیت ملی و امنیت سیاسی همه جانبه ، بایستی به طرح مسئله در ابعاد کوچکتر پرداخت که بحث جغرافیای سیاسی و امنیتی مناطق و استان ها این جا منشاء می گیرد.
وقتی ما بتوانیم تمام مولف های امنیتی و عوامل سیاسی هر منطقه را به صورتی مجزا بررسی نمائیم، باعث می گردد که بتوانیم به یک الگوی درست و منطبق با هر استان دست پیدا کنیم. لذا داشتن یک الگوی صحیح و درست سیاسی، امنیتی یعنی رسیدن به یک ثبات سیاسی و امنیتی پایدار.
از طرفی دیگر استان کرمانشاه منطقه ایست استراتژیکی و مهم، که می توان آن را سرحد سکونت قوم ایرانی از غیر ایرانی دانست. وجود قومیت های مختلف از جمله کردها در این سو و آن سوی مرز استان کرمانشاه، فقر، بیکاری، درگیرهای و اختلافات مرزی باعث شده این منطقه گریبانگیر مشکلات و درگیرهای عدیده ای چه در داخل و چه در خارج مرز گردد که می توان به جنگ ایران و عراق و تأثیر آن در استان کرمانشاه اشاره نمود.
لذا شناخت مؤلفه ها و توانمندیهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی منطقه و برنامه ریزی درست می تواند باعث کاهش این تنش ها و درگیرها گردیده و از انتقال آن به سایر نقاط کشور جلوگیری کرد. با توجه به اینکه کشورهای استعماری در منطقه به دنبال رخنه در سیاست، امنیت و اقتصاد کشورمان بوده و هستند، را نا امید و مأیوس سازیم.
1- 2- ضرورت و اهمیت مطالعه:
همانطوریکه در بخش طرح مسئله بیان نمودم علت انتخاب موضوع جغرافیایی سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه، پی بردن به یک سری زیر ساخته هایی است که در بعد سیاسی و بعد امنیتی استان تأثیر داشته و باعث ثبات و بی ثباتی سیاسی و امنیتی استان می گردد.
این زیر ساخته ها یا به عبارتی عوامل امنیت به پنج گروه تقسیم می گردد: امنیت اقتصادی- امنیت نظامی- امنیت سیاسی امنیت فرهنگی، اجتماعی و امنیت زیست محیطی.
اینجانب جهت بیان ضرورت و اهمیت مطالعه جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه به یکی از این عوامل اشاره نموده و ضرورت و اهمیت مطالعه را تشریح می نمایم. یکی از عوامل امنیت که در بالا ذکر نمودیم امنیت اقتصادی است که این عامل خود دارای زیر مجموعه هایست، یکی از این زیر مجموعه های عامل اقتصادی در مناطق مرزی ، وجود و یا ایجاد بازارچه های مرزیست که می تواند نقش و تأثیر به سزایی در ثبات امنیتی و سیاسی منطقه داشته باشد.
لذا تأثیر این عامل با توجه به حجم بالای بیکاری به لحاظ عدم سرمایه گذاری در این بازارچه های باعث گردیده که حداقل توانسته تا حدودی مشکل بیکار ی را رفع نمایدبرای مثال: پرویز خان در مرز خسروی- بزرگترین مرز زمینی صادر کننده کشور حدود 2000 نفر به عنوان کارگر این بازارچه مشغول کار هستند که به طور حتم با بسته شدن این بازارچه علاوه بر بیکار شدن این افراد بیش از سه هزار نفر نیز به طور غیر مستقیم آسیب خواهند دید. از طرف دیگر در حال حاضر بخش زیادی از کالاهای مورد نیاز کشور عراق ازاین مرز به داخل این کشور ترانزیت می شود و مسدود شده آن امکان استفاده دیگر کشورهای منطقه از جمله ترکیه را از بازار مستعد عراق را به ضرر تجار و بازرگانان ایرانی فراهم خواهد کرد.
امنیت استان های مرز هم جواور با عراق (پنج استان خوزستان- ایلام- کرمانشاه- کردستان- آذربایجان غربی) نیز در چارچوب اصل و قاعده فوق تابعی از امنیت ملی ایران در حوزه امنیت داخلی و خارجی است لذا امنیت استان های مرزی ترکیبی از متغیر های موجود در چهار حوزه ذیل است:
1- متغیرهای امنیتی درون استانی
2- متغیرهای امنیتی بین استانی
3- متغیرهای امنیتی در سطح ملی
4- متغیرهای امنیتی در سطوح منطقه ای و فرا منطقه ای.
نکته مهم در این میان جایگاه تجارت مرزی در رشد و توسعه مناطق مرزی و به تبع آن تقویت امنیت این مناطق است. در شرایطی که پنج استان مرزی غرب و جنوب غربی کشور در جریان جنگ تحمیلی دچار خسارات سنگینی شده و بسیاری از زیر ساخت های اقتصادی آن ها تخریب شده است، هنوز به صنایع و سرمایه گذاران انگیزه و رغبت کافی را برای استقرار در این مناطق دارند و نه کشاورزی و دامداری آلوده به مین و خطرآن هاکفاف معیشت شان رامیدهد.درچنین شرایطی مردم ساکن در مناطق مرزی راه بیشتر روی ندارند یا باید به سمت قاچاق و فعالیت های غیر قانونی بروند یا به سمت تجارت مرزی قانونمند. به طبیعی بسیاری از مردم مناطق به این دلیل که ایرانی اند و تابع قانون و هم به این دلیل که فعالیت تجاری قانونی با آرامش بیشتر و خطر کمتر همراه است تمایل دارند تجارت مرزی قانونمند ی را انجام دهند.
ایجاد بازارچه های مرزی در سالهای گذشته و نقش مفید و مؤثر آن ها در جذب مردم به فعالیت تجاری و اقتصادی قانونمند باعث شد بسیاری از مردم این مناطق کار در بازارچه ها را حتی با درآمد اندک و غیر مستمر، مبنای زندگی و معیشت خود قرار دهند.
در واقع بازارچه هم کمک میکندمردم منبع درآمدی برای معیشت خود بیابند واز سر معیشت به سمت قاچاق نروند و هم به گرایش مردم به سوی تجارت مرزی، به طور منطقی گرایش به سوی قاچاق و عبور و مرور غیر قانونی از مرز کاهش یابد و زمینه تقویت امنیت کوتاه مدت و دراز مدت نیز فراهم شود زیرا در کوتاه مدت، عبور و مرور غیر مجاز و درگیریهای ناشی از آن کاهش می یابد و در دراز مدت نیز مردم مناطق مرزئی به سکونت در مرز پایبندتر می شوند که این یکی خود مبنا و رکن دفاع در برابر تهدیدات خارجی و در آمایش سرزمین مناطق مرز ی است.
1- 3- محدوده مورد مطالعه
استان کرمانشاه با مساحتی حدوداً 24361 کیلومتر مربع و تقریباً 5/1 درصد از کل مساحت کشور ایران و در غرب آن بین 33 درجه و 40 دقیقه تا 35 در جه و 11 دقیقه عرض شمالی و 45 در جه و 24 دقیقه تا 48 درجه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد.
این استان از شمال با استان کردستان، از شرق با استان همدان، از جنوب شرق و جنوب با استان های لرستان و ایلام، و از غرب با کشور عراق محدود می گرددو کر مانشاه در بشترین طول و عرض خود به ترتیب حدود 200 و 122 کیلومتر است.
ارتفاع استان کرمانشاه از سطح آب های آزاد 1420 متر فاصله هوایی آن تا تهران 413 کیلومتر است. این استان دارای 14 شهرستان به نام های: اسلام آباد غرب- دالاهو- سنقر- صحنه- کنگاور- هرسین- پاوه- جوانرود- روانسر- ثلاث باباجانی- گیلانغرب- سرپل ذهاب- قصر شیرین و کرمانشاه می باشد. دارای 28 شهر، 29 بخش و 85 دهستان می باشد.
1- 4- اهداف اصلی مطالعه
بررسی و مطالعه مسائل جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه
1- 5- سئوالات تحقیق
1- آیا تحولات کشور عراق می تواند باعث به وجود آمدن تحولاتی در مرزهای غربی ایران شود؟
2- آیا ارتباط و اتصال مجدد استان کرمانشاه در بعد اقتصادی با کشور عراق می تواند تأثیری در رونق اقتصادی داشته باشد؟
3- آیا شناسایی مؤلفه های امنیتی در برنامه ریزی های کلان در سطح منطقه می تواند نقش اساسی داشته باشد؟
1- 6- فرضیات تحقیق
1- با توجه به تحولات عراق به نظر می رسد که مرزهای غربی ایران دچار تحولاتی شود.
2- ا حتمالا" ارتباط و اتصال مجدد استان کرمانشاه با کشور عراق در بعد اقتصادی تأثیر مهمی در رونق اقتصادی استان دارد.
3- شناسایی مؤلفه های امنیتی در برنامه ریزیهای کلان در سطح منطقه نقش اساسی دارد.
1- 7- روش شناسی تحقیق :
الف: مطالعات کتابخانه ای
ب: طبقه بندی اطلاعات جمع آوری شده
ج : مطالعه و تجزیه و تحلیل
-8-1پیشینه تحقیق :
درباره امنیت و زیر مجموعه های آن تحقیقاتی صورت گرفته و در کتب دیگر از جمله کتاب کرمانشاهان وتمدن دیرینه آن نیز در باره سیاست و امنیت در کرمانشاه مطالبی و جود دارد ولی بااین عنوان و به صورت تخصصی پیشینه ای ندیدم.
1- 9- ساختار تحقیق :
این تحقیق در 5 فصل تدوین شده است
فصل اول:به طرح مسئله و فرضیات و سئوالات اصلی تحقیق و همجنین روش های تحقیق ، محدوده مورد مطالعه و ... می پردازد
فصل دوم:به موضوع جغرافیایی طبیع استان کرمانشاه پرداخته ام که در آن به موقعیت ، ا رتفاع، کوهها، و... پرداخته ام.
فصل سوم:به بررسی جغرافیایی انسانی و اقتصادی کرمانشاه پرداخته ام و آن را به دو بخش انسانی و اقتصادی تقسیم نموده ام .
در بخش انسانی سابقه تاریخی ، ویژگی ها ی جمعیتی ، اشتغال،بیکارو علل آن و... موردبررسی قرار گرفته ودر بخش اقتصادی، به صنایع ( ماشینی و دستی ) معادن و بازارچه ها اشاره شده است.
فصل چهارم:نیزازدو بخش جغرافیای امنیتی و سیاسی تشکیل شده . در بخش امنیتی اول به تعریفی از امنیت ، ا نواع آن ، عوامل امنیتی در استان و معبر نفوذی و محورهای ارتباطی و ... پرداخته و در بخش سیاسی ، کرمانشاه را در ادوار مختلف مورد بررسی قرارداده ، نهضتهای ، اوضا ع استان در جنگ های جهانی اول و دوم و شناسنامه سیاسی روستاها و جغرافیایی انتخابات را مورد بررسی قرار گرفته .
فصل پنجم:نیز به نتیجه گیری ، محدودیتهای پژوهش و پیشنهادات را شامل میشود.
2- 1- موقعیت جغرافیایی، حدود و وسعت:
استان کرمانشاه در غرب ایران قرار گرفته که از شمال با استان کردستان از شرق با استان همدان از جنوب شرق و جنوب با استان های لرستان و ایلام و از غرب با کشور عراق (با سیصد و سی کیلومتر مرز بین المللی) محدود شده است. استان کرمانشاه با مساحت 24361 کیلومتر مربع تقریباً 5/1 درصد از کل مساحت ایران را وبه خود اختصاص داده و بین 33 درجه و 40 دقیقه تا 35 درجه و 11 دقیقه عرض شمالی و 45 درجه و 24 دقیقه تا 48 درجه طول شرق نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد (12).
ارتفاع استان کرمانشاه از سطح دریا 1420 متر و فاصله هوایی آن تا تهران 413 کیلومتر است. کرمانشاه در بیشترین طول و عرض خود به ترتیب 200 و 122 کیلومتر است. (2)
شهر کرمانشاه مرکز استان کرمانشاه، با وسعتی حدود 5615 کیلومتر مربع، 8/22 درصد مساحت استان را به خود اختصاص داده است. از شمال به استان کردستان از طرف جنوب به استان لرستان از شرق به شهرستان های صحنه و هرسین و از غرب به شهرستان های دالاهو و اسلام آباد غرب منتهی می شود این شهرستان دارای 4 بخش مرکزی شهری و 13 دهستان و 769 آبادی می باشد.
2- 2- ناهمواری های استان کرمانشاه:
ناهمواریهای استان از لحاظ ساختاری و شکل ظاهری زمین (توپوگرافی) به سه واحد کو ه، دشت و تپه ماهور تقسیم می شوند. (10)
2- 2- 1- کوه ها
2- 2- 2- دشت ها
2- 2- 3- تپه ماهور
2-2-1- کوه های استان کرمانشاه:
کوههای استان کرمانشاه را با توجه ارتفاع و موقعیت ، به سه دسته تقسیم می کنند:
2-2-1- الف:شاهو،پرآو، بیستون، دالا خانی ، و امروله با ارتفاع بیش از 3000 متر که به آنها زاگرس مرتفع می گویند.
2-2-1-ب:کوه سفید ، دالاهو ، قلعه قاضی ، آتشگاه و... باارتفاع بین2000تا3000متر این قسمت به زاگرس چین خورده معرف است.
2-2-1-ج:بازی دراز ، آق داغ، دانه خشک و... که غالبا"قله هایی با کم ترااز2000متر ارتفاع دارند.
2- 2- 2- دشت های استان کرمانشاه:
با توجه به موقعیت ناهمواری ها و نیز ارتفاع، دشتهای استان کرمانشاه به دو دسته مرتفع و کم ارتفاع تقسیم می شوند.
2- 2- 2- الف: دشتهای مرتفع: مانند ماهیدشت، سنجابی، کلیایی، کرمانشاه، بیونیژ، حسن آباد، دینور و ... (10)
2- 5- 2- ب: دشتهای کم ارتفاع: مانند: دشت ذهاب، سومار و گیلان غرب، دیره و ... (10)
2- 2- 3- تپه ماهورها:
بخشی از ناهمواری های استان که در قسمت جنوب غربی واقع شده اند از نوع تپه ماهور هستند، مانند: تپه ماهورهای اطراف قصر شیرین و سومار (لازم به ذکر است که نواحی دامنه ی ارتفاع آن ها کم تر از 600 متر از سطح دریا باشند را تپه ماهور می گویند).
2- 3- آب و هوای استان کرمانشاه
2- 3- 1- مقدمه:
آب و هوای استان کرمانشاه، بر اساس مطالعات و نظریات هواشناسان و ضبط آمار و ارقام سالیانه، آب و هوای معتدل کوهستانی است. کوپن، منطقه باریکی از زاگرس غربی را که تقریباً شامل جلگه ها و کوهستان های بین کرمانشاه و شیراز می شود، دارای آب و هوای CSB یا آب و هوای بحر الرومی می داند که از مشخصات آن، تابستان های خشک و ز مستان های نسبتاً معتدل و باران کم است.(2).
2- 3- 2- در جه حرارت:
در نواحی کوهستانی کرمانشاه، سرما از آذر ماه و تا اسفند ماه ادامه می یابد. چندین ماه از سال، برف در ارتفاعات می ماند بر اساس آمار حداقل مطلق در دیماه 1386 شهرستان سنقر 5/24- درجه سانتی گراد که سردترین شهرستان استان بوده و حداکثر مطلق در مرداد ماه 1386 در شهرستان سر پل ذهاب، گیلان غرب و قصر شیرین 5/45 درجه سانتی گراد گزارش شده است و در شهرستان کرمانشاه حداکثر مطلق 41 درجه سانتی گراد و حداقل مطلق 5/18- درجه سانتی گراد به ثبت رسیده است. (11)
1- ناحیه کوهستانی ومر تفع، که دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است.
2- ناحیه پست و کم ارتفاع، که عمدتاً منطبق بر نوار مرزی است و دارای آب و هوای گرم و نیمه خشک است. (10)
2- 4- آب ها:
2- 4- 1- آب های سطح الارضی (روی زمین)
وزش بادهای مرطوب که از سوی اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه می وزد، موجب بارش برف و باران فراوان و ذخیره آب های زیر زمینی و همچنین جریان رودخانه های متعددی در نواحی مختلف کرمانشاه گردیده که تمام آن ها نهایتاً به سوی خلیج فارس جریان پیدا می کنند. (2)
2- 5- جنگل ها و مراتع استان کرمانشاه
2- 5- 1- جنگل ها:
جنگل های این منطقه عموماً از جامعه بلوط بومی ایران تشکیل یافته و در حدود 60 درصد از جامعه را گونه های مختلف بلوط و 25 درصد آن را گونه های مختلف پسته وحشی (بنه- ون) و حدود 5 درصد انواع بادام کوهی (ارژن) و 10 درصد بقیه نیز دیگر گونه ها، پوشش جنگلی این استان را تشکیل می دهد.
2- 5- 2- مراتع
2- 5- 2- الف : تعریف مرتع:
زمینی است که حداقل مدتی از سال دارای پوششی از گیاهان مرتعی خودرو باشد. بنابراین، در کشور ما هر زمین یا سرزمینی که دارای حتی مختصر پوشش گیاهی است که دام می تواند برای مدتی در آن بچرد، مرتع یا چراگاه نامیده می شود.
2- 5- 2- ب:انواع مراتع:
مراتع یا چراگاه را می توان از دیدگاه مختلف به انواع مختلف تقسیم کرد.در درجه اول از این که مراتع دارای گیاهان طبیعی خودرو باشد یاانسان آن ها را به وجود آورده باشد، به هفت نوع: 1- انواع مراتع بر اساس طبیعی یا غیر طبیعی بودن 2- انواع مراتع بر اساس فصل استفاده و یا گرمسیر و سرد سیر بودن آن ها3- انواع مراتع بر اساس عوارض طبیعی یا شکل زمین4-مراتع براساس چرای دام 5- انواع مراتع براساس نوع گیاه 6-انواع مراتع بر اساس ظرفیت چرای دام و مرغوبیت و تولید علوفه (14)
2-6- کشاورزی و دامداری
2-6-1- کشاورزی
استان کرمانشاه با آب و هوای متنوع و منابع آب و خاک ، از امکانات بالقوة بسیار بالایی برای توسعة کشاورزی برخوردار است .
دشتهای وسیع کرمانشاه در نواحی سرد ، معتدل و گرم گسترده شده است . تولید محصولات سردسیری و نیمه گرمسیری چون خرما و مرکبات ، از ویژگیهای استان می باشد . خاک در هیچ یک از دشتهای استان جز مقدار اندکی در نواحی گرمسیری نفت شهر و سومار عامل محدود کنندة توسعه کشاورزی نیست .
استان کرمانشاهان دارای دو اقلیم سردسیری و گرمسیری است : ناحیة گرمسیری نیمه کوهستانی با دشتهای وسیع و حاصلخیز در شمال ،شرق و جنوب استان قرار گرفته است .
نواحی گرمسیری کرمانشاهان قابلیت کشت غلات ، علوفه، جالیز و صیفی را دارد و در قسمتی از این نواحی مرکبات و نخیلات به عمل می آید و نواحی سردسیری استان مساعد برای کشت غلات ،حبوبات،علوفه،چغندرقند،دانه های روغنی ، سبزیجات ، باغ و ... است .
میوه هایی از قبیل : گردو،بادام،انار،سیب،گلابی،انجیر،مرکبات،خرما و ... در این استان به عمل می آید که از معروفیت خاصی برخوردارند.
2-6-2- دامداری
استان کرمانشاهان با موقعیت اقلیمی و جغرافیایی از لحاظ میزان بارندگی ،چشمه سارها ، مراتع طبیعی و پوشش گیاهی که از دیر باز داشته ، مرکز پرورش دام و دامداری بوده و یکی از مراکز مهم و مشهور دامداری ایران زمین است .
نگهداری و پرورش دام در سطح استان به طریق سنتی و به علت دو ناحیة سردسیر و گرمسیر به صورت ییلاق و قشلاق انجام گرفته و به هر حال دامداری در این منطقه از دیر باز به کشاورزی غلبه داشته و روی همین اصل زراعت و باغداری در حد مطلوب پیشرفتی نداشته و دنباله رو دامداران بوده است . دامداری در استان کرمانشاهان به صورتهای زیر انجام می شود:
1- دامداری در روستاها .2- دامداری ایلات و عشایر
3-1- جغرافیای انسانی واقتصادی استان کرمانشاه
3-1-1- جغرافیای تاریخی کرمانشاه
سرزمینی که امروز استان کرمانشاه را در خود جای داده است ، با توجه به شرایط طبیعی و موقعیت جغرافیایی و نیز به واسطه هم جواری با تمدن های ایلامی ، کاسی و دیگر تمدنهای بین النهرین ، از دیرباز مهمد تمدن های کهن و نیز مورد توجه حکومتهای مقتدر زمانه بوده است.(10)
کرمانشاه ، بزرگترین وسیله ارتباط مردم فلات ایران با ساکنان جلگه بین النهرین بوده است و به همین علت از تمدن هر دو قوم بهره گرفته و برای مردم فلات ایران به منزله کلیه دنیای متمدن آن زمان محسوب شده است .
قدمت آثار مکشوف در ناحیه گنج تپه بین 8500 تا 7000 سال پیش از میلاد مسیح میرسد
3- 1-2- کرمانشاه در ادوار مختلف تاریخی
3-1-2- الف : کرمانشاه در زمان عیلامیان ، لولوبیان، گوتیان ،کاسیان
عیلامیان :
از اوایل هزاره 4 ق م . در سرزمین عیلام ، به ویژه در دشت سوزیان که امتداد طبیعی دشت بین النهرین می باشد، زندگی شهرنشینی آغاز شده و شهر شوش پایتخت کشور عیلام بوده است.
حکومت عیلام، اصولاً حکومت فدارال و به بیان دیگر حکومت ملوک الطوایفی بوده است ، که هر یک ایالتهای آن، دارای حکومتهای جداگانه بوده اند. عیلام و همسایگان شمال و غربی اش در دامنه های سلسله جبال زاگرس و دشت بین النهرین ، در تماس بسیار نزدیک و دایمی بوده اند، که گاه این تماس ها دوستانه و مسالمت آمیز و گاه خصمانه و شدید بود، که در هر حال موجب مبادلات فرهنگی و نفوذ تمدنی ،خواه از این ممالک به عیلام وخواه زمانی چند از عیلام به این مناطق ، از جمله کرمانشاه بوده است .
در زمان پادشاهی شیلهک این شوشیناک (1156-1151ق.م.) فتوحات عیلام به نقاط دور دست کشیده شد، سپاهیان وی در شمال از ناحیه دیاله گذشتند و به نواحی کرکوک رسیدند، و آشور را به نقاط دورتر راندند و سراسر دره های دجله ، قسمت اعظم کرانه خلیج فارس، و سلسله جبال زاگرس ، از جمله منطقه کرمانشاه تحت تسلط عیلام درآمد.
آشور بانیپال به عیلام حمله کرده ، شاه عیلام را کشت و عیلام را به دو بخش تقسیم کرد و به دو تن از امرای عیلام سپرد. وی بالاخره توانست با حمله مجدد به عیلام در سال 640 ق.م. شوش ، پایتخت مملکت عیلام به دست آشوریها تسخیر و به خاک و خون کشیده شد. لولوبیان
آخرین دسته از ساکنانی که پیش از مادها ، در غرب فلات ایران مستقر شدند، اقوامی به نامهای لولوبی ، گوتی ،کاسی و... بوده اند که در میان اقوام قبلی و یا بومی مستحیل شده و سرانجام ، رشته امور را به دست گرفتند و بنیاد حکومتهایی را گذرانده و هر یک تازمان نسبتاًدرازی بر اقوام تابع ،فرمان راندند .
از شاهان معروف قوم لولوبی، آنوبانی نی بود، که ظاهراً در سده 22ق.م. سنگ نبشته ای از او بر صخره سرپل ذهاب نزدیک شهر ذهاب هنوز وجود دارد . کوتیان
کوتیان یا گوتیان در شرق ، شمال و شمال غربی لولوبیان و احتمالاً در آذربایجان، کردستان و کرمانشاه کنونی زندگی می کردند. کوتیان در سده 23 ق.م در زمان سلطنت نارام سین ،پادشاه آکد، در صحنه تاریخ پدید آمدند. طبق روایان آکدی، نارام سین ظاهراً در اواخر سلطنت خویش در اثر جنگ با کوتیان از پای درآمده است . سرانجام گوتیان توانستند طی جنگهای فرمانروایی عالیه دو رود بین النهرین را به دست آورند .
کاسیان
کاسیها ، قومی آسیایی نژاد بودند که در نیمه اول هزاره دوم قبل از میلاد ، در دامنه های سلسه جبال زاگرس، از جمله استان کرمانشاه بسر می بردند. عیلامها به این قوم کوسی ، و آشوریان آنان را به نام کاشو می شناختند.
کاسی ها ، حدود شش سده بر اراضی دو رود بین النهرین و مرکز کوهستان زاگرس، از جمله منطقه کرمانشاه فرمانروایی کردند. پژوهشگران ، زمان اینان را حدود 1925 تا 1171 ق.م ذکر کرده اند .
رشید یاسمی ، مولف کتاب کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او بر این باور است که ارتباط میان کاسیها و اقوام هندو اروپایی ، از جهات بسیاری مورد تایید است ، از جمله پرستش اسب به عنوان مظهر الهی میان این دو ، همچنین از نام بعضی خدایان کاسی پیداست که ارتباط خاصی میان کاسیها و نژاد هندو اروپایی وجود داشته است .... از آثار نفوذ هندو اروپایی در میان کاسیها واژه بوگاش (بغاش)، به معنی خداست .
از سده 12ق.م. سلسله کاسی رو به ضعف نهاد و بالاخره به دست عیلامیان منقرض شد .
3-1-2- ب: کرمانشاه در زمان مادها
مادها قومی آریایی نژاد بودند که در آغاز سده هفتم یا پایان سده هشتم پیش از میلاد، دولت ماد را تشکیل دادند . مادها چون نتوانستند بر دولت مقتدر آرارات پیروز شوند ، سرزمینهایی را اشغال کردند که امروزه استانهای آذربایجان ، کردستان ، کرمانشاه و ... را تشکیل می دهند . کرمانشاهان در زمان مادها، یکی از ایالتهای غربی آن دولت بود و در زمان کیاکسار، جز و ساتراپ نشین دهم مملکت ماد بود که به نام بیت هامبان ، از آن یاد شده است . بدین ترتیب سلسله ماد ، پس از 158 سال حکومت ، در سال 550 ق . م . کوروش منقرض شد .
3-1-2-ج:کرمانشاه در زمان هخامنشیان
پارس ها ،یکی از شاخه های اصلی قوم آریایی بودند که همزمان با مهاجرت اقوام دیگر آریایی ، وارد فلات ایران شدند . تاریخ ورود آنان به فلات ایران روشن نیست ، چنانکه گفته شد ، به عقیده گیرشمن در سالهای اول هزاره پیش از میلاد، و به قول دومرگان در هزاره دوم پیش از میلاد، وارد فلات ایران شدند.
کوروش اول ،در سال 6000 ق.م. در گذشت و پسر دومش کامبیز (کمبوجیه)،به سلطنت رسید. (پسر اول کوروش آروککو، بعنوان گروگان جنگی به نینوا فرستاده شد و احتمالاً در همانجا درگذشت .)
در این زمان ،مادها هنوز قدرت و نفوذ داشتند . از این رو کمبوجیه با ماندان، دختر آژ دهاک ، پادشاه ماد ازدواج کرد . این وصلت به وحدت و تحکیم قدرت قوم پارس کمک کرد و فرزندی به وجود آورد که همان کوروش کبیر است. کوروش کبیر (559-530 ق.م.) ، تا دوازده سالگی در دربار ماد نزد پدر بزرگش آژدهاک پرورش یافت ، زیرا مادرش پس از زاییدن او درگذشت. وی از ابتداء بسیار شجاع بود،همین امر، پادشاه مستبد مادر ابران داشت ، تا او را به پارس نزد پدرش بفرستند. کوروش در سال 550 ق.م. به هگمتانه (همدان) رفت و پس از تصرف مملکت ماد، از جمله کرمانشاهان، پارتها را نیز شکست داد و ظاهراً سایر ایلاتهای شرقی را که قبلاً جزء حکومت ماد بودند، تحت تسلط و تصرف خویش در آورد.
اسکندر مقدونی در نبردهای که با ایرانیان کرد ایران و کشورهای تابع آن را متصرف شد و سلسله هخامنشی ، پس از دویست و بیست سال حکومت منقرض شد.
3-1-2-چ:کرمانشاهان در زمان مقدونیان
پس از کشته شدن اردشیر سوم به روی کار آمدن داریوش سوم، حکومت هخامنش رو به اضمحلال گذاشت و برعکس دولت جوان مقدونی به رهبری فیلیپ دوم یا فیلقوس (359-366ق.م.) با سرعت در شاهراه پیشرفت و ترقی قرار گرفتند .
پس از کشته شدن فیلیپ (فیلیپ در راس لشکریان سرگرم تهیه مقدمات جنگ با ایرانیان بود که در توطئه ای به سال (336ق.م.) به قتل رسید )،پسرش اسکندر (336-323 ق.م.) در بیست سالگی به تخت سلطنت نشست .
استان کرمانشاه در زمان اسکندر مقدونی ، جزو ساتراپ نشینهای علیای تحت سلطه او یعنی تابع ساتراپ ماد بود است .
پس از درگذشت اسکندر مقدونی در سال 323 ق.م. هرج و مرج در سراسر کشور آغاز شد و تا ده سال ادامه یافت .
به هر حال در زمان اسکندر مقدونی و جانشینان ، سرزمین کرمانشاه به علت داشتن مراتع سرسبز برای پرورش اسبان تیزتک که از عوامل موفقیت در سپاه رانی دنیای قدیم بود،نظرها را جلب کرد تا آنجا که یونانیان این نواحی پر نعمت را به خدایان اساطیری خود نسبت دادند و به آن نیسا یا نیشا نام نهادند .
3-1-2-ر:سلوکیان
بنیان گذار این سلسله سلوکوس و به یونانوی نیکاتور (فاتح) پسر آنتیو خوس،سردار فلیپ دوم ، پدر اسکندر مقدونی بود. چنانکه گفته شد ،پس از مرگ اسکندر،جنگهای خونینی بر سر ممالک تابع او رخ داد . در این جنگها سلوکوس بر آنت گون،والی کیلیکیه غالب شد و خوزستان و ماد از جمله کرمانشاه را ضمیمه حکومت بابل کرد و در سال 312 ق.م. دولت سلوکی را در ایران تشکیل داد و در سال 306 ق.م رسماً خود را شاه خواند .
سلوکوس در زمان اسکندر،با آپاما، دختر سپیامن، سردار ایرانی ازدواج کرد . وی پس از 31 سال سلطنت درگذشت .
جانشینان سلوکوس دوم، سلوکوس سوم یا سوتر،آنتیوخوس سوم. مولون نامی حاکم ماد از جمله کرمانشاه بوده است .
3-1-2-ز - کرمانشاه در زمان دولت اشکانی
پس از درگذشت اسکندر مقدونی و تقسیم میراث او بین سردارانش، طوایف رشید و آزاده پارت، علیه حکومت جانشینان اسکندر قیام کردند و به رهبری ارشک اول،برحکام محلی سلوکیان درپارت شوریدند و پی از غلبه بر عمال آنان از دولت سلوکی جدا شدند و حکومت جدیدی به شیوه ایرانی در آن سرزمین بنیاد نهادند که به دولت اشکانی موسوم گشت.
پس از تیرداد اول پسرش اردوان اول که بردارش بود به سلطنت رسید،مهرداد پس از مبارزه سرسختانه ای سرزمین ماد ، از جمله کرمانشاه را به سال 155 ق.م. تصرف کرد.در زمان اشکانیان، سر زمین کرمانشاه به دو ایالت کرینا که با کرند کنونی منطبق میدانند و کامبادنه یا ناحیه کرمانشاه تقسیم شده بود.
3- 1- 2- ل: کرمانشاه در زمان ساسانیان
اردشیر (ارتخشترا) پسر دوم بابک که در شهر دارا بگرد، شهر ایالتی پارس، مقام نظامی ارگبد (قلعه بیگی شهر) را داشت. پس از مرگ پدر، از به رسمیت شناختن پادشاهی برادرش شاپور، امتناع ورزید. از این رو جنگ میان آنان اجتناب ناپذیر بود.
اردشیر بعد از جنگ های متوالی به سال 226 م رسماً تاجگذاری کرد و به عنوان شاه شاهان ایران را اختیار کرد. اردشیر پس از مراسم تاجگذاری، به کمک ارتش منظم خود، دشمنان و مخالفان خود را یکی پس از دیگری ازپای درآورد و منطقه نفوذ خود را از فرات تا مرو، هرات و سیستان وسعت بخشید. کرمانشاه در زمان سلطنت اردشیر جزو غرب بود.
بعدازاردشیر پسرش شاپوراول به سلطنت رسید، وی در پیشرفت وآبادانی ایالت های ایران،از جمله کرمانشاه کوشش بسیار کرد و همچنین در زمان این پادشاه بود که مانی ظهور کرد و آیین جدید خود را آشکار نمود و مورد توجه قرار گرفت.
یکی دیگر از پادشاهان ساسانی بهرام چهارم بود که بنای شهر کرمانشاه را به او نسبت می دهند که به عنوان حکمران ولایت کرمان به کرمانشاه ملقب شده بود، اما به احتمال بسیار شهری که او بنا کرد شهر کوچک کرمانشاه بود که میان یزد و کرمان قرار داشت.
در دوران سلطنت یزدگرد سوم جنگ های بین ایران و اعراب رخ داد از جمله می توان به جنگ های قادسیه، حمله اعراب و تسخیر سلوکیه، تسخیر تیسفون، جنگ جلولاء، جنگ حلوان و جنگ نهاوندرخ داد.
3- 1- 3- ق:کرمانشاه در زمان اعراب
عرب ها پس از انقراض سلسله ساسانی توانستند در سال 21 هـ. ق. حلوان را متصرف و کرمانشاه را به صلح متصرف شوند.احمدبن یحیی بن جابربلاذری، در کتاب فتوح البلدان خود می نویسد:
«جریر بن عبد الله بجلی حلوان را به صلح گشود، بر این قرار که از آنان دست بردارد و بر جان و مال امانشان دهد. سپس سعد، جریر را همراه عزره بن قیس بن غزیه بجلی بر حلوان گمارد و آن گاه جریر رهسپار دینور شد، لکن آن را فتح نکرد و قرماسین (کرمانشاه) را به صلحی همانند صلح حلوان بگشود. »
3- 1- 3- ف: کرمانشاه در زمان صفاریان، آل زیار ، آل بویه
صفاریان
یعقوب لیث بنیان گذار سلسله صفاری در سیستان علم استقلال بر افراشت و نخستین دولت مستقل ایرانی را پایه گذاری کرد و برخی نقاط کشور را نیز به کانون آزادیخواهان ایران تبدیل کرد.
پس از مرگ یعقو لیث در شاه آباد دزفول، برادرش عمرو لیث به پادشاهی رسید. وی نامه ای به معتمد خلیفه بغداد فرستاد و ظاهراً اظهار دوستی و مودت کرد و در خوزستان ماند تا اینکه احمد بن اب الصبع، فرمان حکومت فارس، کرمان، اصفهان، زنجان، ماسبذان، جبال (کرمانشاه جزو جبال بود)، ری، قم، گرگان، تبرستان، سند و سیستان را به انضمام فرمان شرطگی بغداد و حرمین (مکه و مدینه) را برای وی درآورد.
آل زیار
یکی از پادشاهان آل زیار به نام مرداویج پس از استیلا بر تبرستان و گرگان، سپاهی گرد آورد و به قصد توسعه قلمرو خود در سال 319 هـ. ق. به همدان لشکر کشی کرد و پس از تسخیر آن ناحیه به کرمانشاه هجوم برد و کنگاور، دینور و کرمانشاه را متصرف شد و اصفهان را پایتخت خود قرار داد.
پس از مرداویچ، برادرش وشمگیر زمام امور را به دست گرفت. وی به علت مخالفت های مختلف به امیر نوح سامانی پناهنده شد و سرانجام در اول محرم هنگام لشگر کشی از اسب افتاد و در گذشت. پس از وشمگیر پسرش بیستون (بهستون) به جای پدر به حکومت پرداخت. ولی زکاوس (قابوس) با او به مخالفت برخواست و بر گرگان مسلط شد وی به دست لشگریان خویش به هلاکت رسید و در بنایی که امروز به گنبد قابوس معروف است به خاک سپرده شد.
پس از مرگ قابوس، پسرش منوچهر به حکومت رسید و پس از منوچهر حکومت به ترتیب به انوشیروان پس منوچهر و کیکاوس پسر اسکندر بن قابوس ملقب به عنصر المعالی رسید و پس از او گیلانشاه جانشین وی شد. وی آخرین امیر این سلسله است که در سال 470 هـ. ق. به دست سلاجقه از حکومت خلع و سلسله آل زیار منقرض گردید.
آل بویه
ماهیگری به نام بویه، پسر فناخسرو از اهالی دیلم به خدمت ماکان بن کاکی، سردار سپاه امیر نصر سامانی در امدو پس از مدتی به سپاهیان مردانویج زیاری پیوست و مورد توجه وی قرار گرفت.
پس از درگذشت مرداویج، فرزاندان بویه به نام های: حسن و احمد صاحب قدرت شدند. علی (عماد الدوله) در سال 323 هـ. ق. فارس را تصرف کرد و حسن (رکن الدوله) نیزدر همین سال اصفهان، ری، همدان و کرمانشاه را فخر الدوله، پسر رکن الدوله (حسن) در ری، همدان، و کرمانشاه حکومت داشت و چون در سال 387 هـ. ق. فوت کرد، همسرش سیده خاتون پسر چهار ساله او رسم را با لقب مجدو الدوله به امارات ری و شمس الدوله پسر دیگرش را به حکومت همدان و کرمانشاه منصوب کرد. حکومت آل بویه توسط طغرل سلجوقی سرنگون و سلسله آل بویه به سال 447- 448 هـ. ق. منقرض شد.
3-1-2-د:کرمانشاه در زمان خوارزمشاهیان، مغولان، ایلخانان
خوارزمشاهیان
پس از درگذشت برکیارف، پاد شاه سلجوقی، قطب الدین محمد به سال 498 هـ. ق. خود را خوارزمشاه خواند. خوارزمشاه که فتوحاتی در نواحی مرکزی ایران به دست آورده بود، اراده دیار جبال کرد و چون حاکم همدان در مقابل او ایستادگی کرده بود سپاه وی به کشتار و غارت پرداخت و از همدان تا دینور و کرمانشاه را کوبید و خراب کرد.
مغولان
چنگیز خان مغول در سال 616 هـ. ق. به ایران حمله کرد و چون سلطان محمد خوارزمشاه شکست خورد و فراری شد، ولایات ایران یکی پس از دیگری در مقابل مغولان سقوط کردند. کرمانشاه نیز چون شهرهای دیگر ایران در زیر سم ستوران مغولان افتاد.
سلطان محمد به جزیره آبسکون در دریای مازندران پناه برد و در آن جزیره درگذشت. پسرش جلال الدین منکبرنی برای مقابله با مغولان از مازندران به خوارزم رفت و سپس به خراسان آمد و سپاهی فراهم کرد ولی شکست خورد. وی به هند رفته دوباره قشونی آماده کرده و پیروزی های درخشانی در غرب ایران شهرتی یافت. ولی در آذربایجان مورد حمله ناگهانی سپاهیان مغول قرار گرفت و به کردستان رفته در آن حدود به دست افراد ناشناسی کشته شد و سلسله خوارزمشاهیان منقرض شد.
ایلخانان
پس از مرگ چنگیز خان مغول در سال 641 هـ. ق. امیر ارغوان از دبیران اوگتای، حکومت کلیه ایران از جمله کرمانشاه را به دست آورد. حکمرانی ارغوان در ایران تقریباًطی پانزده سال طول کشید. تا این که هولاکو خان به ایران آمد و دامنه فتوحات مغولان را توسعه داد و سلسله ای به نام ایلخانان را تشکیل داد.
پس از فتوحات مغولان و حکومت ایلخانان، ولایت جبال به دو بخش نا مساوی تقسیم شد: بخش بزرگ تر در مشرق به عراق عجم معروف شد و بخش کوچکتر در مغرب کرمانشاه را شامل می شد به کردستان شهرت یافت.
3-1-2-ذ:کرمانشاه در زمان تیموریان
تیمور گورکان معروف به تیمور لنگ از نژاد مغول و از سوی مادر از اعقاب چنگیز خان مغول بود، توانست در اثر نشان دادن لیاقت و رشادت، قوایی به دور خود جمع کند و به تدریج بر بخش هایی از ماوراء النهر تسلط یابد. تیمور در یورش های خود اصفهان، فارس، بوشهر، آذربایجان، عراق عجم، کرمانشاه و عراق عرب را ضمیمه متصرفات خود کرد و در مدت 15 سال بر سراسر ایران مسلط شد و مانند چنگیز خان به قتل و غارت و وحشیگری پرداخت.
تیمور در مدت اقامت در سلماس، ملک عزالدین حاکم آن ناحیه را مورد توجه قرار داد و علاوه بر سلماس، اداره مناطق کردستان، کرمانشاه را نیز به وی سپرد.
3- 1- 2- ق: کرمانشاه در زمان صفویه
پسر قطب الدین معروف به امین الدین جبرائیل در تمام دوره زندگی خود، مردم را به تقوی ترغیب کرد.و شیخ صفی الدین پسر وی که در طریق ارشاد از پدر پیروی می کرد، یکی از بزرگان تصوف و مشایخ عرفا وبود و مریدان بسیار داشت. با ظهور شیخ صفی الدین ، کار این خاندان بالا گرفت و این سلسله به مناسبت نام او به صفویه معروف شدند.
یکی از پادشاهان صفویه شاه اسماعیل بود . در سالهای نخستین حکومت شاه اسماعیل صفوی سلطان مراد آق قویونلو با هفتادهزارسپاهی ، نواحی کرما نشاه و همدان را اشغال کرد. شاه اسماعیل در 38سالگی در گذشت .پس از در گذشت پدر ، شاه تهماسب پسر یازده ساله اش به حکومت رسید. وی بعد از چند سلا مجبورشدبه جنگ با ابراهیم پاشا برود که او یکی از دست نشانده های دولت عثمانی بود. ابراهیم پاشا با سپاه عثمانی در نواحی همدان و کرمانشاه رفته و خود سلطان سلیمان قانونی نیزبا سپاه ابراهیم پاشا ملحق گردید.
بعد از شا ه اسماعیل دوم ، سلطان محمد خدابنده و بعد شاه عباس اول به حکومت رسیدند.
در سال 1034.ه.ق. حسن خان استاجلو ، والی همدان و امیر الامرای قلمرو علی شکر پس از 25سال حکومت در گذشت .برخی از خانهای محلی پیرامون کرمانشاه به استحکام قلاعی مانند قلعه لک در ذهاب و قلعه مندلی در حدود هارون آباد(شاه آباد سابق واسلام آباد کنونی)پرداختند و سر از اطاعت پادشاه صفوی کشیدند. از این رو شاه عباس در این سال به غرب کشور لشکر کشی کردو پس از تنبیه متجاوزان و منهدم کردن قلاع آنا ن آماده فتح بغداد شد.
در زمان شاه صفی نیز کرمانشاه به وسیله شاهرخ بیگ که میر آخور بود به حکومت سنقر، هرسین، کرمانشاه، بیستون وکلهر منصوب شد.در زمان سلطنت شاه عباس دوم نیز ،استان کرمانشاه در تیول شیخ علی خان زنگنه بود .وی از سوی شاه عباس دوم به وزارت اعظم برگزیده شد. بعد از شاه عباس دوم ، شاه سلیمان ،شاه سلطان حسین، شاه تهماسب دوم، به حکومت رسیدندو آخرین پادشاه صفویه شاه عباس سوم بود.
3- 1- 2- ن: کرمانشاه در زمان قاجاریه
هجوم مغول به ایران راه ورودجمعی از قبایل ترک و تاتار ازجمله ایل قاجار را به ایران گشود. ایل قاجار یکی از هفت ایل ترکمن از سپاه صفویه در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول بود .قاجارها به دو دسته تقسیم شده بودند و به تناسب موقعیت جغرافیایی آنان را یوخاری با ش و اشاقه باش نامیدند.
پادشاهان قاجاریه
1-آقا محمد خان
آقا محمد خان با برادرانش پس از مرگ کریم خان زند ازشیراز فرارکردندوبه مازندران رفته وبا سران قاجار متحد شدند و دعوی سلطنت کرد . سرانجام پس از حدود ده سال نبرد بر تمام ایران از جمله کرمانشاه مسلط شد و سلسله قاجار را تشکیل داد.
2- فتحعلی شاه
فتحعلی شاه در سال1212.ه.ق.پسر بزرگش محمد علی میرزای دولتشاه رابه حکومت عراق عرب و عراق عجم منصور کرد و ایالت کرمانشاه تا حدود بغداد از سرحد بصره تا خرم آباد را به وی واگذار کرد و ابراهیم خان دولوو محمد خان شامبیاتی راملتزم رکاب او داشت.
پس از محمدعلی میرزا دولتشاه پسرش محمد حسین میرزا حشمت الدوله در سال 1237.ه.ق. به حکومت غرب و سر حدداری عراق عجم و عراق عرب از جمله کرمانشاه و بخش شمالی خوزستان منصوب شد. وی در سال 1245.ه.ق. به تقاضای مردم کرمانشاه ، بار دیگر محمد حسین میرزا حشمت الدوله به حکومت کرمانشاه تعیین گردید.
3- محمد شاه
درسال 1250.ه.ق. محمد شاه ، بهرام میرزا معزالدوله برادر خود را به حکومت کرمانشاه منصوب کرد و میرزا تقی قوام الدوله آشتیانی را نیز به وزارت وی گمارد.
در سال 1257 .ه.ق. حاجی خان شکی به فرمان محمدشاه قاجار به حکمرانی کرمانشاه و خوزستان منصوب گردید. حاجی خان مردی شجاع و از اهل سنت وجماعت بود وبرخی از عشایر و طوایف کرمانشاه را که اهل حق هستند و برای حضرت علی(ع) ارادت و ا حترام ویژه ای قایل هستند، بر انجام اموری که خلاف شریعت آنان است وادار می کرد. ازاین رو عشایر و طوایف اهل حق ساکن در کرندو پیرامون آن شورش کردند.
در همین سال عبدالاحسین خان جوانشیر که نسب به ابراهیم خان می برد ، از سوی محمدشاه قاجار به حکومت کرمانشاه منصوب گردید.وقتی به حکومت خبر رسید که جوانشیر در نظم اداره حکومت کوتاهی نموده از طرف دارالخلافه منوچهر خان را به کرمانشاه فرستاد تا اوضاع را کنترل و نظم دهد .منوچهر خان معتمد الدوله ، محب علی خان سرتیپ ماکویی را با لشکری به کرمانشاه فرستاد و دارالخلافه نیز حکومت وی رادرایالت کرمانشاه تایید کرد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1001 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
چکیده
هدف از پژوهش حاضر ، بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن داشته اند . به منظور بررسی و رسیدگی به این مهم در فصل 1 این پژوهش سوالاتی مطرح شد و در راستای رسیدگی به این سوالات و پاسخدهی به آنها . یک نمونه 30 تایی از جامعه مورد پژوهش ( منطقه 2 تهران ) را انتخاب کردیم و روش اندازه گیری ما در این تحقیق پرسشنامه GHO ( سلامت روان ) و یک پرسشنامه محقق ساخته بود و نیز استفاده از روش تحلیل استنباطی (کروسکال والیس ) .
در انتها به بحث و نتیجه گیری در مورد نتایج بدست آمده پرداخته و مشخص شد که تفاوت معناداری بین سلامت روان این 3 گروه وجود نداشت و تنها رضایت از زناشویی در بین گروه سنتی بالاتر بود که شاید به دلیل بالا بودن مدت زمان تاهل این افراد بود که در سطح معناداری قرار داشت .
فصل اول
مقدمه
بدون شک سلامت افراد جامعه اهمیت بسزایی دارد جوامع انسانی بدون حفظ سلامت و رعایت بهداشت نمی توانند بقا و استمرار خود را حفظ کنند. بیماری و ناتوانی روابط انسانی را مختل می کند در نتیجه احساس امنیت و همبستگی را از انسان سلب می کند . پس طبیعی است که علم طب با هدف دستیابی به اطلاعات جدید همواره در حفظ و بهبود سلامت جامعه تلاش می کند ، حفظ سلامت جسمانی افراد یک جامعه یعنی جلوگیری از شیوع یا ریشه کن ساختن بیماریهایی که باعث از کار افتادن یا نابودی انسان می شوند .
همانگونه که بهداشت به عنوان وظیفه علم طب و در حیطه علوم پزشکی از اهمیت بسزایی برخوردار است و حفظ سلامتی جسمانی افراد بدان وابسته است بهداشت و سلامت روانی فرد فرد جامعه نیز مورد توجه خاص متخصصین و دست اندرکاران قرار گرفته است . ( شهیدی ، 1381 ، ص 7) در نظام آفرینش و در حیات پدیده ها و سیر حرکت آنها ، اگر با دیدی عمیق و عارفانه بنگریم جلوه وحدت و محبت آن را می بینیم که این جلوه در میان انسان ها از عوامل انس و روابط انسان است . دست آفرینش میان زن و مردچنین جلوه ای را مبلغی ساخت تاآن دو را به هم پیوند دهد و در کنار هم آرامش گیرند و بنیان اصلی خانواده را تشکیل دهند .
به درستی هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند ، چنانچه از خانواده هایی سالم برخودار نباشد . بی هیچ شبهه ، هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آمده باشد . لذا ما در این پژوهش بر آنیم تا یکی از فاکتورهای مهمی را که در تعیین سلامت روان خانواده نقش بسزایی دارد که در واقع نحوه شروع و آغاز رابطه زوجین با یکدیگر است را بررسی می کنیم . ما در این پژوهش 3 شیوه ارتباط و آشنایی را که مورد بررسی قرار می دهیم که عبارتند از :
1) سنتی 2) نیمه سنتی 3) مدرن
در فصل 1 این پژوهش : ما سوالات و مفروضاتی را که در ذهنمان یا در ذهن سایر مردم وجود دارد را مطرح ساخته و انواع متغیرها را تعیین کرده و تعریف می کنیم .
در فصل 2 این پژوهش : ادبیات و پیشینه موضوع مورد تحقیق را اعم از سلامت روان و ازدواج را مطرح می کنیم .
در فصل 3 ما جامعه آماری ، نمونه ، روش نمونه گیری ، ابزار تحقیق و... را مد نظر قرار خواهیم داد .
در فصل 4 داده های بدست آمده از پرسشنامه ها را تحلیل توصیفی و استنباطی خواهیم کرد .
در فصل 5 نتیجه گیری کرده و محدودیت های پژوهش را عنوان خواهیم کرد و نتیجه پژوهش را با دیگر پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده است مقایسه کرده و در آخر منابع را ذکر می کنیم .
ضرورت پژوهش :
می دانیم که خانواده رکن بنیادی و اساسی جامعه است و برای داشتن جامعه ای سالم باید افراد سالمی داشته باشیم ، لازمه برخورداری افراد( کودکان ، نوجوانان ، جوانان ) از سلامت روان ، داشتن والدینی است که خود از سلامت روانی بالایی بهره مندند . برای اینکه یک زوج احساس رضایتمندی کرده وسلامت روانی مطلوبی داشته باشند ، علل و شرایط مختلفی دخیل است . از جمله : وضعیت اقتصادی ، نوع اشتغال ، وجود تفاهم در علائق ، در فرهنگ ، تفاوت سنی که بینشان وجود دارد و پیشینه ای که در زمان تجردی و زندگی با پدر و مادرشان تجربه کردند و...
ولی از آنجایی که یکی از فاکتورهای مهم واساسی در تضمین سلامت روانی زوجین نحوه آشنایی و شیوه همسرگزینی آنهاست ، لذا ضرورت ایجاب می کند تا ما در این پژوهش این مهم را بررسی نماییم .
در این تحقیق ماسه شیوه همسرگزینی را مدنظر قرار داده ایم :
1)آشنایی و دوستی قبل از ازدواج ( بدون دخالت اولیه خانواده ها ) = مدرن
2)آشنایی به هنگام خواستگاری ( گذراندن مدت زمانی بیش از 6 ماه به عنوان نامزد با نظارت و آگاهی خانواده های هر دو طرف و آزادی در مورد قطع یا ادامه ارتباط) = نیمه سنتی
3)آشنایی به هنگام خواستگاری ( و در مدتی کمتر از 6 ماه عقد و عروسی کردن)= سنتی
سوالات پژوهش
1- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « سنتی – مذهبی » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
2- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « نیمه سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
3- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « غیر سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
4- آیا سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی » داشته اند و افرادی که « ازدواج غیر سنتی و مدرن » داشته اند تفاوت معناداری با یکدیگر دارد ؟
5- میزان رضایت شغلی ، رفاه اقتصادی ، اعتقادات مذهبی و... در این 3 گروه افراد با ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن چگونه توصیف می شود ؟
فرضیه های پژوهش :
1)سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی داشته اند و افرادی که ازدواج غیر سنتی داشته اند تفاوت معناداری دارد .
2)افرادی که ازدوج « نیمه سنتی » داشته اند نسبت به دو گروه دیگر از سلامت روانی بیشتری برخوردارند .
تعیین متغیرها :
متغیر مستقل ß ( انواع ازدواج ) 1)سنتی – مذهبی 2)نیمه سنتی
3)غیر سنتی- مدرن
متغیر وابسته ß سلامت روان در زندگی زناشویی
متغیرهای مزاحم ß جنسیت ، تحصیلات ، مدت تاهل، عقاید مذهبی ، شغل رفاه مالی –داشتن و نداشتن فرزند
متغیر کنترلßسن (افراد 35-20 ساله ) ،منطقه سکونت(منطقه 2 تهران)
تعاریف مفهومی
1)ازدواج : ازدواج از نظر لغوی بعضی جفت کردن و شوهر کردن و با یکدیگر جفت و قرین شدن و نکاح اما به طور کامل رابطه حقوقی است که به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد ایجاد می شود ( معین ، 1375 ).
2)ازدواج مدرن : در این پژوهش عبارت است از : مراوده و تعامل بین دو جنس مخالف که همراه با « رابطه عاطفی » است و بعضا می تواند با رابطه جنسی همراه باشد و میزان تعهد در این روابط اغلب متغیر است و ممکن است گاهی به ازدواج ختم شود .
3)ازدواج سنتی : اساسا ازدواجی است که طبق اسلام با خواستگاری و توصیه بزرگترها شروع شود و افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را ندارند و در کمتر از 6 ماه ازدواج کنند .
4)ازدواج نیمه سنتی : این نوع ازدواج ، ازدواجی است که علیرغم شروع با خواستگاری و توصیه بزرگترهای خانواده ، افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را دارند و نیز حداقل 6 ماه قبل از عقد با یکدیگر رفت و آمد کرده و به راحتی در مورد قطع یا ادامه رابطه تصمیم بگیرند .
تعاریف عملیاتی :
سلامت روان : در این پژوهش نمره ایی که هر فرد با استفاده از پرسش نامه با GHQ خواهد گرفت تعیین کننده سلامت روان وی خواهد بود .
فصل دوم
سلامت
سنت علمی بر آسیب شناسی مبتنی است .نیومن (1979) برای یکپارچه کردن دیدگاه ها به سلامت و بیماری ،تعریف گسترده ای از سلامت را بدین شرح ارایه می کند که در آن سلامتی ترکیبی از بیمار بودن و بیمار نبودن است:
1.سلامتی ،شرایطی را شامل می شود که به صورت بیماری و آسیب شناسی توصیف می شود.
2.شرایط آسیب شناسامه را می توان تظاهر سبک کلی فرد تلقی کرد.
3.سبک فرد که عاقبت خود را به صورت آسیب شناسی نشان می دهد،ابتدایی بوده و قبل از تغییرات ساختاری ،کارکردی وجود دارد .
4.شما بر طرف کردن آسیب ،سبک فرد را تغییر نخواد داد.
5.اگر بیمار شدن شما راهی است که می تواند سبک خود را آشکار کند پس این بیماری ،شکلی از سلامتی را برای او به نمایش می گذارد.
6.سلامتی ،گسترش هشیاری است.(کیت تودور،ترجمه خواجوی ،1382،ص 56و55)
وضعیت سلامتی
وضعیت سلامتی به تجربه کلی فرد یا جمعیت از سلامت گفته می شود . از نظر نیومن(در کنار سلامت به عنوان ظرفیت ،یا فرایند)وضعیت سلامتی یک رویکرد به تعریف سلامت ،و از نظر سنتی به عنوان یک تعریف علوم طبیعی است،یعنی وضعیت عینی که نیازمند تایید زیستی – پزشکی است ، اگرچه هیچ دلیلی برای عدم امکان ارایه یک تعریف ذهنی از وضعیت سلامتی و جود ندارد.
شاخص سلامتی ،مقیاس و وضعیت سلامتی است.
فهرست سلامتی ،ترکیبی از شاخص های متعدد سلامتی است.
فهرست وضعیت سلامتی ،مقیاس خلاصه شده ای از وضعیت سلامتی است.(همان منبع ،1382،ص 57)
ارتقا،آموزش و پیشگیری
بیشتر بحث های ارتقای سلامت شامل نظریه های ارتباط بین «ارتقا و آموزش » و «ارتقا پیشگیری» است. دانشگاه ها با ارایه روش های مختلف از موضوع خود دفاع می کنند .تا ناهیل (1985)اظهار می دارد که به قدری برای ارتقای سلامت معافی گفته شد ه که آن را بی معنی کرد ه است. از نظر مفهومی ،آیزنبرگ(1987) با اطمینان ارتقای سلامت را همراه با حفظ سلامت بخشی از پیشگیری سطح اول تعریف می کند.وی سپس ارتقای سلامت را به آن اقداماتی که زیر سلطه قوانین هستند (مثلاً واکسیناسیون اجباری یا شیوه های غربالگری) و اقداماتی که بیشتر مربوط به آموزش و کنترل رفتار هستند،تقسیم می کند. دیدگاه نوکیشی از سبک های زندگی (وکیفیت زندگی ) و رفتاری که برخی از برنامه های آموزش /ارتقای سلامت آن را ترویج کرده اند،انتقاد کرده است ،و امروزه از اعتبار آن بسیار کاسته است. برای مثال اداره آموزش سلامت قبول دارد که مردم قبل از اینکه بخواهند یا بتوانند رفتار شخصی خود را اصلاح کنند،باید بتواند نیاز برای تغییر را بفهمند و بپذیرند.از طرف دیگر ،تونز(1990) پیشنهاد می کند که ارتقای سلامت موضوعی است که درمان، پیشگیری و سیاست را تحت پوشش قرار می دهد.تاناهیل(1985) سبکی از ارتقای سلامت را پیشنهاد می کند که شامل سه خوره فعالیت است که با هم همپو شی دارند- آموزش سلامت ،پیشگیری و حفظ سلامت .دکر(1978) بین پیشگیری به عنوان برنامه هایی که هدف آن گروه هایی «در معرض خطر» است و ارتقای سلامت که هدف آن عموم مردم است،تفاوت می گذارد.
حفظ سلامت
در سنت سلامت عمومی،حفظ سلامت به معنی کنترل های قانونی یا مالی (مالیاتی ) است،هدف سایر مقررات،سیاستها و فعالیت های داوطلبانه در جهت پیشگیری از بیماری،سلامت یا تقویت مثبت بهزیستی است (تاناهیل ،1985). نیومن و همکاران (1989) از یک چشم انداز روانی اجتماعی تر ،نقش سلامت روان را یک عامل حفاظتی برای سلامت می بننید.(همان منبع،59و58)
راه های ازدواج:
در این بخش شرحی در مورد اینکه برای یک ازدواج مناسب از چه راههایی باید استفاده کرد و واقعاً این سوال که چگونه ازدواج کرد که طلاق نهایت راه آن نباشد خواهیم داشت.
الف: انتخاب از طریق خواستگاری
ب: انتخاب از طریق شناخت قبلی و بعد خواستگاری
انتخاب و ازدواج از طریق خواستگاری کردن یک سنت بسیار خوب قدیمی است که در دنیا شاید از نه هزار سال قبل از میلاد مسیح(ع) وجود داشته است.مردم تمامی کشورهای دنیا به مراسم خواستگاری اعتقاد داشتند و دوتسینهای قبل از ازدواج نامشروع و ممنوع شناخته شده بود.
در خانواده های سلطنتی انگلستان ازدواج فقط از طریق خواستگاری صوت می گرفت و کسانی که خارج از قوانین خانواده ،سنت و عرف اجتماعی ،ازدواج می کردند،داماد یا عروس خانواده محسوب نمی شدند و حتی در پاره ای از موارد در خانواده های بسیار سنتی و قدیمی از خانواده طرد و ممنوع المیراث می شدند.ودر بعضی ازخانواده ها فرد خاصی را مجبور میکردند که فامیلی خود را تغییر دهد.آنان اعتقاد داشتند که دنیا دارای قوانینی است که باید از آن ها اطاعت کرد. اجرای قوانین اجتماعی که در هر جامعه ضروری است و فقط افرادی که افکار و رفتارهای ضد اجتماعی دارند و بیمار هستند،از این قوانین اجتماعی تعیین شده سرپیچی می کنند.این گونه افراد بدون عقد کردن درکلیساها و بدون مدرک با همدیگر به صورت مشترک زندگی میکنند وبعد از دوستی هم یکدیگر را رها می سازند.آنان هیچگونه مسئولیت و قیدی نسبت به زندگی و فرزند ندارند.
سنت خوب ما ایرانیان مسلمان،ازدواج همراه با خواستگاری است.مولف که بیش از 28 سال به عنوان مشاور خانواده و مددکار اجتماعی با مردم زندگی کرده است،ازهمه شما جوانان خوبی که آماده ازدواج هستید،می خواهد که مقید به خواستگاری باشید و هرگز نگوئید که این مراسم کهنه و پوسیده است و من خواستگاری را دوست ندارم .چون کسانی که همسرشان را در داخل پارکها و خیابان ها انتخاب کرده اند بزرگترین اشتباه خود را در زندگی مرتکب شده اند و هرگز نتوانسته اند بار زندگی را تا به آخر به دوش کشند.هیچ اشکالی ندارد اگر با جوانی آشنا شدید،بلافاصله او را به خانواده معرفی کنید زیرا این مساله به شما حرمت و احترام می بخشد .(رنجبر،1381،ص83)
اجرای مراسم خواستگاری:
مراسم خواستگاری یکی از زیباترین مراسم ،در زندگی هر جوانی می باشد.برای والدین نیز به همین صورت می باشد.بدین خاطر که با رفتن به مراسم خواستگاری برای فرزندانشان به یاد خاطرات خوب دوران جوانی خودشان می افتد.
در هر مراسم خواستگاری احتمالاً یکی از دو حالت زیر وجود دارد:
1.مراسم خواستگاری بدون شناخت قبلی از خانواده های طرفین.
2.مراسم خواستگاری با شناخت قبلی از خانواده های طرفین.
به طور کلی اجرای مراسم خواستگاری راکه از مراسم لازم برای شروع زندگی است ،نباید آن را سرسری گرفت و اگر می خواهید درخانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید. ( همان منبع ،ص 86)
دوستی دختران و پسران:
از جمله انواع روابطی که بین دختران و پسران در جامعه ما وجود دارد رابطه به اصطلاح دوستی دختران و پسران است که از اصطلاحاتی مانند «دوست پسر» و «دوست دختر» در اینگونه موارد،استفاده می شود. «مقصود از دوستی دختران و پسران رابطه ای نسبتاً صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانی که از طریق دیدارهای مخفیانه ،ردو بدل کردن نامه و یا برقرار ساختن ارتباط تلفنی بین دختر و پسر و یا از طریق اینترنت ،ایجاد می شود».این دوستها دارای ویژگی ها وتبعاتی است که باید مورد شناسایی و تحلیل قرار گیرد. در این دوستیها معمولاً پسری با دختری طرح آشنایی می ریزد برخی اوقات پسری ممکن است با چند دختر و در مواردی نادر نیز یک دختر با چند پسر طرح دوستی و آشنایی بریزد. اینگونه دوستها معمولاً به صورت پنهانی و به دور از چشم خانواده و آشنایان ،انجام می گیرد ،و به همین لحاظ دختر و پسر باید برای ملاقات و برقراری ارتباط وقت و انژری زیادی صرف کنند.
انگیزه های دوستی دختران و پسران معمولاً برای آن ها مهم است ،ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی ، باید بگوییم که پسران داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی می کنند و دختران نیز داشتن دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود می شمارند. به همین دلیل در بین افرادی که این افکار وجود دارد ،نداشتن دوست دختر یا دوست پسر نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی می شود.(احمدی،1381،ص114و113)
فصل سوم
جامعه مورد پژوهش
در این تحقیق جامعه مورد پژوهش ما را زنان و مردان متاهل 35-20 ساله ساکن در منطقه 2 تهران محله شهرک غرب تشکیل می دهد .
نمونه مورد پژوهش
به علت زیاد بودن تعداد افراد جامعه مورد نظر ما و نیز به علت خطایی که در این پژوهش ایجاد می شود و همچنین به علت نداشتن زمان کافی برای بررسی تمامی افراد جامعه از یک نمونه 30 تایی استفاده شده است . این نمونه 30 تایی معرفی از جامعه ما می باشد و نمی توان نتایج به دست آمده از این ارزیابی را به کل جامعه مورد نظر تعمیم داد .
روش نمونه گیری :
روش نمونه گیری ما در این پژوهش به دلیل محدود بودن نمونه های تصادفی و دشواری دریافتن نمونه های تصادفی ، به ناچار مجبوربه انتخاب روش نمونه گیری در دسترس شدیم .
روش پژوهش
روش پژوهشی مورد استفاده در این تحقیق علی- مقایسه ای است که در آن متغیر مستقل نوع ازدواج و متغیر وابسته سلامت عمومی است .
ابزار اندازه گیری
استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته که ما را در جهت رسیدن به این مطلب که افراد چگونه همسرشان را انتخاب می کنند و نیز اینکه آیا این افراد از ازدواج خود رضایت دارند یکی از ابزارهای اندازه گیری ما در این تحقیق می باشد .
دیگر ابزاری که ما را در این تحقیق یاری می دهد استفاده از پرسشنامه بین المللی (GHQ) است که مربوط به سلامت روانی افراد می باشد .
پرسشنامه سلامت عمومی یک پرسشنامه « سرندی » مبتنی بر روش خود گزارش دهی است و برای اولین بار توسط « گلوبرگ » در سال 1972 تنظیم و به طور وسیعی به منظور تشخیص اختلالات خفیف روانی در موقعیت های مختلف به کار برده شده است . این پرسش نامه شناخته شده ترین ابزار غربال گیری در روان پزشکی است که بر اساس آن می تواند افراد مشکوک به اختلال روانی را تعیین نمود که از جمله موارد عمده استفاده پرسش نامه کاربرد آن به عنوان ابزار غربال گیری اختلالات روانی و ارزیابی وضعیت سلامت روانی افراد در جامعه می باشد . در این پرسشنامه به 2 طبقه اصلی از پدیده ها توجه می شود :
ناتوانی فرد و برخورداری از یک کنش وری سالم و بروز پدیده های جدید با ماهیت معلول کننده .
پرسشنامه سلامت عمومی را می توان بعنوان مجموعه پرسش هایی در نظر گرفت که از پایین ترین سطوح نشانه های مشترک مرضی که در اختلال های مختلف روانی وجود دارند ، تشکیل شده است . و بدین ترتیب می تواند بیماران روانی را به عنوان یک طبقه کلی از آن هایی که خود را سالم می پندارند ، متمایز کند .
بنابراین هدف این پرسشنامه دستیابی به یک تشخیص خاص در سلسله مراتب بیماری های روانی نیست . بلکه منظور اصلی آن ایجاد تمایز بین بیماران روانی و سالم است . فرم 28 ماده ای پرسشنامه سلامت عمومی دارای این مزیت است که برای تمامی افراد جامعه طراحی شده است . این پرسشنامه دارای 4 مقیاس زیر است :
1) نشانه های بدنی 2) اضطراب و بی خوابی 3) نارساکنش وری اجتماعی
4) افسردگی و خیم
از مجموع نمرات یک نمره کلی به دست می آید وجود چهار مقیاس بر اساس تحلیل آماری پاسخ ها ثابت شده است . زیر مقیاس اول (A) شامل مواردی درباره احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنهاست . نشان های بدنی را در بر می گیرد . این زیر مقیاس دریافت های حسی بدنی را که اغلب با برانگیختگی های هیجانی همراهند ارزشیابی می کند .
پرسشنامه زیر مقیاس دوم (B) شامل مواردی است که با اضطراب و بی خوابی مرتبط اند . زیر مقیاس سوم (C) گسترده توانایی افراد در مقابله با خواسته های حرفه ای و مسائل زندگی روزمره را می سنجد و احساسات آنها را درباره چگونگی کنار آمدن با موقعیت های متداول زندگی آشکار می کند .
چهارمین زیر مقیاس (D) دربرگیرنده موادی است که با افسردگی وخیم و گرایش شخص به خودکشی مرتبط اند .
|
مقیاس |
B |
C |
D |
کل ( حاصل جمع 28 ماده ) |
|
A |
|
|
|
|
|
B |
|
|
|
|
|
C |
|
|
|
|
|
D |
|
|
|
|
نمره کلی هر فرد از حاصل جمع نمرات چهار مقیاس به دست می آید .
شیوه نمره گذاری :
به هر پاسخ از راست به چپ ، یک ، دو یا سه نمره تعلق می گیرد . نمرات هر آزمودنی در هر یک از مقیاس ها به صورت جداگانه مشخص و در زیر ورقه نوشته می شوند و پس از آن نمرات چهار زیر مقیاس را جمع کرده و نمره کلی را به دست می آوریم . نمرات بین (14 تا 21) در هر زیر مقیاس وخامت و جمع آزمودنی در آن عامل را نشان می دهند پرسشنامه سلامت عمومی این امکان را برای پژوهشگران فراهم می کند تا بتوانند به اطلاعاتی فراتر از آنچه از یک پرسش نامه کلی حاصل می شود دست یابد . محققانی که از پرسشنامه سلامت عمومی قبل و بعد از وقوع یک رویداد مانند دگرگونی اجتماعی یا اجرای یک شیوه درمانگری استفاده می کنند ، می توانند با سطح نمرات پیش آزمون و پس آزمون درجه تاثیر عامل برونی را در قلمروهای مختلف شناختی تعیین نمایند .
به طور کلی دو روش نمره گذاری برای این پرسش نامه وجود دارد :
الف ) روش نمره گذاری (GHQ) که در این شیوه گزینه های آزمون که برای تمام سوالات در چهار حالت ارائه گردیده به صورت (0-0-1-1) نمره گذاری می شوند که در نتیجه نمره کل آزمودنی از صفر تا 28 در نوسان خواهد بود .
ب ) روش نمره گذاری لیکرت که بر اساس این شیوه نمره گذاری هر یک از سوالات 4 درجه ای آزمون به صورت (0-1-2-3) بوده و در نتیجه نمره کل یک فرد از (0) تا (84) متغیر خواهد بود .
در شیوه نمره گذاری لیکرت هر چه نمره فرد بیشتر باشد وضعیت سلامت روانی فرد بدتر خواهد بود . در مطالعات انجام گرفته در کشورهای مختلف و در ایران با روش نمره گذاری لیکرت نمره برش 23 برایس مشخص کردن افراد دارای اختلال از افراد سالم در نظر گرفته شده است یعنی افرادی که نمره ای بیشتر از 23 گرفته باشند مشکوک به اختلال روانی می باشند .
اعتبار و روایی پرسشنامۀ(GHQ)
پرسشنامۀ(GHQ) (سلامت روانی) دارای این مزیت است که برای تمامی افراد جامعه طراحی شده است و اعتبار و روایی آن هر دو تایید شده است.
روش تحلیل این پژوهش:
استفاده از روش آزمونی کروسکال والیس
فصل چهار
ویژگی های جمعیت شناختی
دراین فصل می خواهیم بدانیم که آیا بین داده های بدست آمده از این سه گروه (ازدواج سنتی ،نیمه سنتی و مدرن) تفاوتی وجود دارد ؟
به این منظور می پردازیم به مقایسه داده های موجود در جداول زیر
|
Group |
N |
Mean Rank |
Chi-Square |
df |
sig |
|
سنتی |
4 |
50/17 |
250/0 |
2 |
882/0 |
|
نیمه سنتی |
9 |
44/15 |
|
|
|
|
مدرن |
17 |
06/15 |
|
|
|
|
جمع |
30 |
|
|
|
|
جدول شماره 1 میانگین سلامت روانی آزمونی های 3 گروه
|
Group |
N |
Mean Rank |
df |
Mean Square |
f |
sig |
|||
|
سنتی |
4 |
25/2 |
2 |
384/22 |
016/4 |
030/0 |
|||
|
نیمه سنتی |
9 |
72/11 |
27 |
595/0 |
|
|
|||
|
مدرن |
17 |
15/16 |
29 |
|
|
|
|||
|
جمع |
30 |
|
|
|
|
|
|||
جدول شماره 2 میانگین رضایتمندی زناشوئی آزمودنی های 3 گروه
|
Group |
N |
Mean Rank |
df |
Mean Square |
f |
sig |
|
سنتی |
4 |
50/21 |
2 |
318/4 |
426/3 |
47/0 |
|
نیمه سنتی |
9 |
78/13 |
27 |
260/1 |
|
|
|
مدرن |
17 |
15 |
29 |
|
|
|
|
جمع |
30 |
|
|
|
|
|
جدول شماره 3 میانگین رضایتمندی از سطح درآمد آزمودنی های 3 گروه
|
Group |
N |
Mean Rank |
df |
Mean Square |
f |
sig |
|
سنتی |
4 |
16 |
2 |
385/1 |
314/2 |
138/0 |
|
نیمه سنتی |
9 |
33/14 |
27 |
649/0 |
649/0 |
|
|
مدرن |
17 |
16 |
29 |
|
|
|
|
جمع |
30 |
|
|
|
|
|
جدول شماره 4 میانگین اعتقادات مذهبی آزمودنی های سه گروه
|
AGE |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
24-20 |
0 |
|
|
|
29-25 |
2 |
0/50 |
0/50 |
|
35-30 |
2 |
0/50 |
100 |
|
جمع |
4 |
0/100 |
|
جدول شماره ی 1-5- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب سن
|
AGE |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
25-20 |
0 |
|
|
|
29-25 |
4 |
4/44 |
4/44 |
|
35-30 |
5 |
6/55 |
0/100 |
|
جمع |
9 |
0/100 |
|
جدول شماره 2-5- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب سن
|
AGE |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
25-20 |
4 |
5/23 |
5/23 |
|
29-25 |
9 |
9/52 |
5/76 |
|
35-30 |
4 |
5/23 |
0/100 |
|
جمع |
17 |
0/100 |
|
جدول شماره 3-5- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب سن
|
Educat |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
سیکل |
- |
|
|
|
دیپلم |
4 |
0/100 |
0/100 |
|
بالای دیپلم |
- |
|
|
|
جمع |
4 |
|
|
|
Educat |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
سیکل |
3 |
3/33 |
3/33 |
|
دیپلم |
5 |
6/55 |
9/88 |
|
بالای دیپلم |
1 |
1/11 |
0/100 |
|
جمع |
9 |
0/100 |
|
جدول شماره 1-6 توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب تحصیلات
جدول شماره 2-6 توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب تحصیلات
|
Educat |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
سیکل |
0 |
0 |
0 |
|
دیپلم |
8 |
1/47 |
1/47 |
|
بالای دیپلم |
9 |
9/52 |
0/100 |
|
جمع |
17 |
0/100 |
|
جدول شماره 3-6 توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب تحصیلات
|
Sex |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
زن |
2 |
50 |
50 |
|
مرد |
2 |
50 |
100 |
|
جمع |
4 |
100 |
|
جدول شماره 1 -7- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب جنسیت
|
Sex |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
زن |
4 |
4/44 |
6/55 |
|
مرد |
5 |
6/55 |
0/100 |
|
جمع |
9 |
|
|
جدول شماره 2 -7- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب جنسیت
|
Sex |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
زن |
10 |
8/58 |
8/58 |
|
مرد |
7 |
2/41 |
100 |
|
جمع |
17 |
100 |
|
جدول شماره 3 -7- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب جنسیت
|
Job |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
بله |
4 |
100 |
100 |
|
خیر |
|
|
|
|
جمع |
|
|
|
جدول شماره 1-8- - توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب شاغل بودن
|
Job |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
بله |
7 |
8/77 |
8/77 |
|
خیر |
2 |
2/22 |
100 |
|
جمع |
9 |
100 |
|
جدول شماره 2-8- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب شاغل بودن
|
Job |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
بله |
11 |
7/64 |
7/64 |
|
خیر |
6 |
3/35 |
100 |
|
جمع |
17 |
100 |
|
جدول شماره 3-8- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب شاغل بودن
|
Chidren |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
داشتن فرزند |
4 |
100 |
100 |
|
نداشتن فرزند |
- |
|
|
|
جمع |
4 |
|
|
|
Chidren |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
داشتن فرزند |
6 |
7/66 |
7/66 |
|
نداشتن فرزند |
3 |
3/33 |
0/100 |
|
جمع |
9 |
0/100 |
|
جدول شماره 1-9- داشتن یا نداشتن فرزند درافراد ازدواج س
جدول 2-9- داشتن یا نداشتن فرزند درافراد ازدواج نیمه سنتی
|
Chidren |
Frequency |
Percent |
C.P |
|
داشتن فرزند |
6 |
3/35 |
3/35 |
|
نداشتن فرزند |
11 |
7/64 |
0/100 |
|
جمع |
17 |
0/100 |
|
جدول 3-9- داشتن یا نداشتن فرزند درافراد ازدواج مدرن
همانطور که ملاحظه می شوداز بین 30 زوج موردبررسی در این تحقیق 40 زوج دارای ازدواج سنتی ،9 زوج دارای ازدواج نیمه سنتی و17 زوج ازدواج مدرن می باشد.
حال می پردازیم به بررسی تفاوت این سه گروه:
1)سلامت روان
با توجه به جدول شماره 1مشخص می شود که میانگین سلامت روان در گروه سنتی بیش از 2 گروه دیگر (نیمه سنتی و مدرن) می باشد و این نشان می دهد که این افراد از سلامت روان بالاتری برخوردارند.
2)رضایتمندی زناشویی
با توجه به جدول شماره 2 افراد گروه سنتی از میانگین رضایتمندی بالاتری برخوردارند و نسبت به دو گروه دیگربیشتر اززندگی زناشویی خود راضی هستند .
3)رضایتمندی از سطح درآمد
با توجه به جدول شماره 3 افراد گروه سنتی میانگین بالاتری را نسبت به 2 گروه دیگر در میزان رضایتمندی از سطح درآمد خود دارند و این نشان می دهد که از رفاه مالی خوبی برخوردارهستند.
4)اعتقادات مذهبی
با توجه به جدول شماره 4 دو گروه ازدواج سنتی و مدرن از میانگین یکسانی در مورد اعتقادات مذهبی برخوردار هستند و تفاوت چندانی در 3 گروه دیده نشد.
5)سن
با توجه به جدول شماره 5 افراد گروه مدرن در مقایسه با دو گروه دیگر( سنتی و نیمه سنتی ) در سنین پایین تری قرار دارند و افرادگروه ازدواج نیمه سنتی در مقایسه با دو گروه دیگر (سنتی و مدرن ) در سنین بالاتری قراردارند.
6)تحصیلات
با توجه به جدول شماره 6 از مدرنی های گروه ازدواج مدرن نسبت به2 گروه دیگر (سنتی و نیمه سنتی ) از تحصیلات بالاتری برخوردار هستند و نیز آزمودنی های گروه نیمه سنتی از تحصیلات پایین تری در مقایسه با دو گروه (سنتی و مدرن) دارند.
7)جنسیت
با توجه به جدول شماره 7 معلوم می شود که هم زنان و هم مردان بیشتر ازدواج مدرن داشته اند.
8)شاغل بودن
با توجه به جدول شماره 8 بیشتر آزمودنی ها در هر سهگروه شاغل هستند و نمی توان گفت در این زمینه چه تفاوتی دارند.
9)داشتن یا نداشتن فرزند
با توجه به جدول شماره 9 مشخص می شود که افراد در گروه مدرن در مقایسه با دو گروه دیگر (سنتی و نیمه سنتی ) کمتر علاقه به فرزند داشتن هستند.
تحلیل توصیفی ( گروه اول = زوجهایی که ازدواج سنتی داشته اند .)
- داده های جدول فوق نشان می دهد که حداقل و حداکثر نمره های سلامت روانی آزمودنی ها به ترتیب برابر 6و12 می باشد .
- نمره های 25 درصد از آزمودنی ها بین 6 و 52 می باشد .
- میانگین و معاینه به ترتیب برابرند با 50/33 و 35 .
نتیجه گیری :
با توجه به اینکه میانگین کوچکتر از میانه است توزیع فراوانی نمره ها دارای کجی منفی است ولی چون درجه کمی (39%-) کم است می توان فرض به هنجار بودن فراوانی ها را پذیرفت .
شماره (1)
توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج سنتی جدول
|
Cumueutive percent |
percent |
Freyuency |
|
|
25 |
25 |
1 |
Valid 6 |
|
50 |
25 |
1 |
12 |
|
100 |
50 |
2 |
58 |
|
|
100 |
4 |
total |
جدول شماره 2
شاخص های توصیفی مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج سنتی
|
4 |
N |
|
33/5 |
Mean |
|
14/198 |
Std.Error of mean |
|
35/00 |
Median |
|
58 |
Mode |
|
28/396 |
Std.Deviation |
|
806/333 |
Variance |
|
-0/039 |
Skewness |
|
1/014 |
Std.Error of skewness |
|
52 |
Ranye |
|
6 |
Minimum |
|
58 |
Maximum |
نمایش هندسی توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنیهای دارای ازدواج سنتی
تحلیل توصیفی ( گروه دوم = زوجهای دارای ازدواج نیمه سنتی )
- داده های جدول فوق نشان می دهد که حداقل و حداکثر نمره های سلامت روانی آزمودنی ها به ترتیب برابر 15 و 42 می باشد .
- نمره های 4/44 درصد از آزمودنی ها بین 10 و 15 است .
- میانگین و میانه به ترتیب برابرند با 33/19 و 17 .
نتیجه گیری :
چون میانگین بزرگتر از میانه است توزیع فراوانی نمره های دارای کجی مثبت است و از آنجا که درجه کجی (657/1) زیاد است . نمی توان فرض به هنجار بودن توزیع نمره ها را پذیرفت .
توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی جدول شماره (3)
|
Cumueutive percent |
percent |
Freyuency |
|
|
11/1 |
11/1 |
1 |
Valid 10 |
|
22/2 |
11/1 |
1 |
11 |
|
33/3 |
11/1 |
1 |
12 |
|
44/4 |
11/1 |
1 |
15 |
|
55/6 |
11/1 |
1 |
17 |
|
77/6 |
22/2 |
2 |
22 |
|
88/9 |
11/1 |
1 |
23 |
|
100/0 |
11/1 |
1 |
42 |
|
|
100/0 |
9 |
total |
جدول شماره 4
شاخص های توصیفی مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی
|
9 |
N |
|
19/33 |
Mean |
|
3/283 |
Std.Error of mean |
|
17/00 |
Median |
|
22 |
Mode |
|
9/849 |
Std.Deviation |
|
97/000 |
Variance |
|
1/657 |
Skewness |
|
717 |
Std.Error of skewness |
|
32 |
Ranye |
|
10 |
Minimum |
|
42 |
Maximum |
نمایش هندسی توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای
ازدواج نیمه سنتی
تحلیل توصیفی (گروه سوم = زوجهایی که ازدواج مدرن داشته اند )
- داده های جدول فوق نشان می دهد که حداقل و حداکثر نمره های سلامت روانی آزمودنی ها به ترتیب 8 و 49 می باشد . چ
- نمره های 2/41 درصد از آزمودنیها بین 8 تا 15 می باشد .
- میانگین و معاینه به ترتیب برابرند با 82/19 و 5/16 .
نتیجه گیری :
با توجه به اینکه میانگین بزرگتر از میانه است توزیع فراوانی داده ها دارای کجی مثبت است و از آن جا که (394/1) درجه کجی زیاد است نمی توان فرض بهنجار بودن توزیع نمره ها را پذیرفت .
توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج مدرن جدول شماره (5)
|
Cumueutive percent |
percent |
Freyuency |
|
|
5/9 |
5/9 |
1 |
Valid 8 |
|
11/8 |
5/9 |
1 |
9 |
|
17/6 |
5/9 |
1 |
10 |
|
29/4 |
11/8 |
2 |
11 |
|
35/3 |
5/9 |
1 |
12 |
|
41/2 |
5/9 |
1 |
15 |
|
52/9 |
11/8 |
2 |
16 |
|
58/8 |
5/9 |
1 |
18 |
|
64/7 |
5/9 |
1 |
20 |
|
70/6 |
5/9 |
1 |
22 |
|
76/5 |
5/9 |
1 |
24 |
|
82/4 |
5/9 |
1 |
25 |
|
88/2 |
5/9 |
1 |
31 |
|
94/1 |
5/9 |
1 |
40 |
|
100/1 |
5/9 |
1 |
49 |
|
|
100/0 |
17 |
Total |
جدول شماره 6
شاخص های توصیفی مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی
|
17 |
N |
|
19/82 |
Mean |
|
2/751 |
Std.Error of mean |
|
16/00 |
Median |
|
11 |
Mode |
|
11/343 |
Std.Deviation |
|
128/654 |
Variance |
|
1/394 |
Skewness |
|
550 |
Std.Error of skewness |
|
41 |
Ranye |
|
8 |
Minimum |
|
49 |
Maximum |
نمایش هندسی توزیع فراوانی داده های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج مدرن
ب) تحلیل استنباطی
ب (1) همان طور که داده های جدول شماره 7 نشان می دهد بین سلامت روان هر 3 گروه تفاوت مشاهده می شود .
ب (2)
|
شاخص ها
گروهها |
تعداد |
میانگین |
انحراف معیار |
حداقل نمره |
حداکثر نمره |
|
سنتی |
4 |
50/33 |
396/28 |
6 |
58 |
|
نیمه سنتی |
9 |
33/19 |
849/9 |
10 |
42 |
|
مدرن |
17 |
82/19 |
343/11 |
8 |
49 |
جدول شماره 7
شاخص های توصیفی محاسبه شده مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن
ب(3) به منظور بررسی معنی دار بودن تفاوت مشاهده شده بین گروه های آزمودنی از نظر سلامت روان ، به دلیل اینکه توزیع فراوانی نمره های آزمودنیهای 3 گروه بهنجار نیست و نوع مقیاس سلامت روان فاصله ای است ، از آزمون ناپارامتری (کروسکال ، والیس ) استفاده به عمل آمد که چگونگی آن به شرح زیر است :
ب (4) فرضیه پژوهش :
بین سلامت روان افرادی که دارای ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن اند تفاوت معناداری وجود دارد .
ب(5) فرضیه صفر :
بین سلامت روان آزمودنی هایی که دارای ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن اند تفاوت معنی داری وجود ندارد .
ب(6)
|
گروه ها |
تعداد |
میانگین رتبه ها |
مجذور خی محاسبه شده |
درجه آزادی |
سطح معنادار بودن |
|
سنتی |
4 |
50/17 |
|
|
|
|
نیمه سنتی |
9 |
44/15 |
250/0 |
2 |
882/0 |
|
مدرن |
17 |
06/15 |
|
|
|
|
جمع |
30 |
|
|
|
|
شاخص های محاسبه شده مربوط به آزمون کروسکال ، والیس مربوط به مقایسه سلامت روان آزمودنی های 3 گروه
نتیجه :
چون مجذور خی محاسبه شده کوچکتر از مجذور خی بین جدول در سطح 5% درجه آزادی 2 (99/5) است ، فرض صفر پذیرفه می شود . پذیرش فرض صفر بدین معناست که بین میزان سلامت روان هر 3 گروه تفاوت معنادار وجود ندارد . بنابراین می توان گفت : نوع ازدواج بر سلامت روان افراد اثر ندارد .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 67 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 77 |
چکیده:
موضوع تحقیق حاضر با توجه به اهمیت بیماری روانی خصوصاً افسردگی در جوامع امروز انتخاب گردیده هدف اصلی مورد نظر در این مطالعه تعیین میزان افسردگی به روش غربالگری (بک) در دختران دبیرستانی تعیین گردیده است.
نمونه انتخاب شده شامل 60 نفر می باشد که به روش خوشهای و تصادفی انتخاب گردیده است. در هر مقطع تحصیلی اول و دوم و سوم دبیرستان 20 نفر انتخاب گردیده است. بعد از انتخاب گروهها تست افسردگی بک (فرم 21 سوالی) در بین گروهها اجرا گردید بعد از جمع آوری داده های خام و تحلیل آماری نتایج به روش تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که بین میانگین افسردگی دانش آموزان بر اساس پایه تحصیلی آنها رابطه معناداری مشاهده نگردیده است.
فصل اول
مقدمه
شاید بتوان به جرأت گفت که افسردگی شایعترین بیماری قرن حاضر است که باعث افت کاری، افت تحصیلی، اعتیاد، پیدایش مشکلات شغلی، خانوادگی، زناشویی و غیره .... می گردد. در هر لحظه از زمان 15 تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی شدید را از خودنشان دهند.
حداقل 12 درصد از جمعیت کشورهای پیشرفته در طی عمر خود برای معالجه علائم افسردگی شدید به متخصصان روانی مراجعه می کنند و حدس زده می شود که 75 درصد افرادی که در مؤسسات درمان روانی بستری می شوند دچار افسردگی هستند. مطالعاتی که در سالهای اخیر از طرف متخصصان سازمان جهانی بهداشت در کشورهای در حال توسعه آسیا و آفریقا انجام گرفته، از افزایش دامنه شیوع افسردگی در میان ملل در حال رشد حکایت می کند. (ملکی و دیگران)
افسردگی دانش آموزان و عدم توجه به تشخیص و درمان آنان می تواند موجب آسیب های اجتماعی فراوان در آینده گردد. افسردگی می تواند در خلق و رفتار، نگرش، تفکر و کارایی دانش آموزان تأثیر منفی گذاشته و باعث افت تحصیلی، اعتیاد و ... شود. تعیین میزان شیوع افسردگی در یک جامعه می تواند بعنوان حداقل یکی از فاکتورهای روانی آن جامعه بکار آید. بنابراین لزوم تحقیقاتی در رابطه با افسردگی که می تواند به تشخیص و ارتقاء اطلاعات عمومی از بیماری گردد ضروری به نظر می رسد. (همان منبع)
زندگی ماشینی و دور از طبیعت، افزایش فضشارهای روانی ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی نظیر بیکاری، فقر و اعتیاد در جامعه زمینه ساز یکی از شایعترین اختلالات روان پزشکی بنام افسردگی می باشد که با وجود شیوع بسیار زیاد آن در جوامع مختلف و خصوصاً جامعه ما همچنان شاهد هستیم که بسیاری از بیمارانی ای که از این مشکل خلقی رنج می برند به علت عرف و فرهنگ جامعه و یا عدم اطلاع و آموزش صحیح و یا از ترس بیمار روانی خوانده شدن و طرد شدن از اجتماعی که در آن زندگی می کنند به پزشک مراجعه نمی کنند. (حمیدرضا رصافیانی)
بیان مسئله
بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ خردی در مقابل آن مصونیت ندارد و این خطری است که مرتباً بشر را تهدید می کند. شاید کمتر کسی که در طول زندگی خود لحظاتی نگرانی و افسردگی را احساس نکرده باشد.
فراموش کردن جزء روانی بهداشت و سایر جنبه های رفتاری بیماری و اساسی ترین خطای موجود در نظام بهداشتی محسوب می شود . بعضی آمارها نشان می دهد که حدود 30 درصد از مردم در طول حیات خود به افسردگی مبتلا می شوند.
افکار خودکشی در همه سنین دیده می شود و بیشترین میزان آن هنگامی است که با یک اختلال افسردگی شدید همراه باشد. خطر خودکشی که علت 12 درصد مرگ ومیرها در دوره نوجوانی است در نوجوانان مبتلا به اختلالات افسردگی بالاست.
در دانش آموزانی که دچار تعارض و عدم امنیت روانی هستند به ناچار بخشی از نیروی فکری خود را صرف حل مسایلی خواهند کرد که باعث خستگی آنان شده و لذا دامنه توجه و دقت فرد افت کرده وتوجهی به مسائل کلان نخواهند کرد که در نهایت به افت تحصیلی می شود و این چرخه سبب افت تحصیلی وعدم امنیت روانی خواهد شد. دانش آموزان بعنوان نسل آینده ساز یکی از سرمایه های بنیادی جوامع محسوب می شوند که توجه به بهداشت روانی آنان از اهمیت زیادی برخوردار است.(حمید رضا رصافیانی)
در این پژوهش به بررسی میزان شیوع افسردگی در دانش آموزان مقطع دبیرستان در شهر تهران می پردازیم. تا آماری دقیق از شیوع علائم افسردگی در مقاطع ذکر شده و بررسی عوامل مؤثر در ایجاد آن می باشد بدست آوریم. امید است تا مسائل و مشکلات مختلفی را که دانش آموزان را به سوی افسردگی سوق می دهد شناسایی کرده و بتوانیم با توسل به راه حلهای مناسب با آنها مقابله کنیم . همچنین تعیین میزان شیوع افسردگی در یک جامعه می تواند به عنوان حداقل یکی از فاکتورهای روانی آن جامعه بکار آید.
بنابراین لزوم تحقیقاتی در رابطه با افسردگی که می تواند به تشخیص و ارتقاء اطلاعات عمومی از بیماری گردد، ضروری به نظر می گردد.
ضرورت انجام تحقیق:
افسردگی بیماری جدی است که هر سال 5/1 میلیون آمریکایی را مبتلا می کند و موجب می شود که نه تنها خود آنها، بلکه خانواده و دوستان آنها نیز رنج ببرند. خبر خوب اینکه افسردگی نیز مانند سایر بیماریها قابل درمان است، با این حال بیشتر افراد افسرده (نزدیک به 3/2 آنها) متوجه بیماری خود نمی شوند و در نتیجه درمان مورد نیاز را دریافت نمی کنند. اکثر مردم نیز افسردگی را یک بیماری نمی دانندبلکه آن را ضعف یا نقص شخصیتی می پندارند[1]. (انجمن پزشکی امریکا). افراد افسرده و خانواده هایشان نیاز دارند و مایلند در مورد عوامل بروز افسردگی اطلاعاتی بدست آوردند.
وجود چنین تحقیقاتی ضرورت بررسی بیشتر اختلالات روانی ناشی از افسردگی را در دانش آموزان توجیه می نماید. چرا که این مطالعات تا روشن تر نمودن مسائل، رهنمودهای لازم برای برنامه ریزی آتی را در اختیار مسئولین قرار خواهد داد. به علاوه اینگونه تحقیقات، زمینه مناسبی برای مطالعات بعدی تلقی شده و افراد علاقمند را قادر خواهد ساخت تا از نتایج بدست آمده استفاده نموده و در صورت لزوم به انجام پژوهش های مشابه بپردازند. بنابراین نتایج این تحقیق در راستای تکمیل مطالعات پیشین ضمن آشکار نمودن میزان افسردگی در دختران مقطع دبیرستان، اطلاعات لازم را در اختیار برنامه ریزان قرار خواهد داد که متناسب با نتایج حاصله اقدامات مورد نیاز را نیز به عمل بیاورند.
علاوه بر این علاقمندان به مسائل تعلیم وتربیت نیز می توانند از این مطالب سود برده و در صورت تمایل چنین مطالعاتی را دنبال نمایند.
اهداف تحقیق:
هدف کلی:
این تحقیق به بررسی میزان افسردگی در دختران دبیرستان منطقه 15 شهر تهران پرداخته است. بنابراین بررسی و مقایسه افسردگی این 3 مقطع در رابطه با میزان شیوع افسردگی ، کلی ترین هدف تحقیق محسوب می گردد. به عبارت دیگر، تحقیق حاضر ضمن آشکار نمودن چگونگی میزان افسردگی 3 گروه مذکور، آنها را با یکدیگر مقایسه می کند با توجه به مطالب فوق دستیابی به دانش و بینش جدیدی که از طریق بررسی این موضوع حاصل می گردد از مهمترین اهداف تحقیق حاضر به شمار می رود.
هدف جزیی:
تعیین میزان افسردگی در دانش آموزان دختر مقاطع تحصیلی دبیرستان شهر تهران
بیان فرضیه:
بررسی میزان افسردگی دانش آموزان دختر مقاطع تحصیلی دبیرستان بر اساس پایه تحصیلی
متغیرها:
متغیر مستقل:
در این پژوهش متغیر مستقل مقطع تحصیلی دانش آموزان دختر می باشد.
متغیر وابسته:
در این پژوهش متغیر وابسته افسردگی می باشد.
واژه های کلیدی:
میزان: به وسیله این میزان وفور کلیه موارد بیماری (جدید و قدیم) اندازه گیری می شود.
تعریف نظری افسردگی: حالت روانی که با احساس غمگینی، تنهایی، ناامیدی، ضعف عزت نفس و تقبیح خود شخص است، علائم همراه مشتملاند بر کندی روانی – حرکتی یا گاهی تهییج، کناره گیری از تماس میان فردی و نشانه های نباتی از قبیل بی خوابی و بی اشتهایی ، این اصطلاح به چنین خلقی یا به اختلال خلقی اشاره دارد.
تعریف عملیات افسردگی: در این پژوهش بر اساس نمره تست (بک)(21 سوال) درجات مختلف افسردگی تعیین میگردد.
دانش آموز دختر مقطع دبیرستان: دانش آموز دختری که در دوره دبیرستان مقاطع اول و دوم و سوم ، در یکی از مراکز آموزشی شهر تهران در سال تحصیلی 1386 مشغول به تحصیل می باشد.
فصل دوم
نظریه های مربوط به افسردگی
علل افسردگی از دیدگاههای نظری عمدهای مورد بررسی واقع شده است.
نظریه زیست شناختی:
پیش فرضهای نظریه زیست شناختی این است که علت افسردگی یا در ژنها قرار دارد که از طریق توارث از والدین به فرزندان منتقل می شود، یا نارسایی عمل فیزیولوژیکی است که ممکن است پایه ارثی یا غیرارثی داشته باشد. یافته های مربوط به دوقلوها از 1930 به بعد بیانگر آن است که عوامل ارثی موجب نوعی افسردگی می شود. بسیاری از پژوهندگان عوامل ارثی را همراه با آنچه که در زندگی شخص به وقوع می پیوندند. یعنی ترکیب آمادگیهای ارثی و فشارهای روانی محیطی را علت احتمالی رفتار افسرده می دانند. کسانی که افسردگی دو قطبی دارند، یعنی هم دارای افسردگی هستند و هم مانی دست کم دو نسل از بستگاه آنها اغلب رفتارهای مشابهی داشتند. همچنین در خانواده هایی که افسردگی دوقطبی وجود دارد شانس بیشتری برای ظهور افسردگی یک قطبی می باشد. این موضوع که چگونه افسردگی از طریق توارث منتقل می شود هنوز نامعلوم است.
یک زمینه عمده از تحقیق درباره علل زیست شناختی افسردگی مربوط است به نقش انتقال دهندگان عصبی. سالهاست که نظریه کتکول آمین در مورد افسردگی حاکم بوده است. این نظریه بیان کننده آن است که افسردگی مربوط است به کمبود کتکول آمینها ، به خصوص نوراپی نفرین، در محلهای گیرنده مخصوص مغز.
کتکول آمین دیگری بنام دوپامین نیز در ارتباط با افسردگی است.
سایر محققان افسردگی را به انتقال دهنده عصبی دیگر، یعنی سروتونین مربوط دانستهاند.
بسیاری از اطلاعات مربوط به نقش انتقال دهندگان عصبی نروترانسمیتر از طریق مشاهده اثرات دارو تجویز شده به بیماران حاصل شده است. مثلاً ملاحظه گردیده که ریسرپین یکی از نخستین داروهای آرامبخشی که برای فشار خون بالا مورد استفاده قرار میگرفت علت افسردگی در بعضی از افراد است. زیرا ریسرپین موجب تخلیه مقداری مواد شیمیایی در گروه کاتکول آمین که برای انتقال تحریک عصبی لازم است می شود، بعضی دانشمندان معتقد به رابطه بین انتقال دهندگان عصبی و افسردگی شدهاند.
دو گروه است که اکنون برای معالجه افسردگی بیشترین مورد استعمال را دارد عبارت است از تری سیکلیکها[2] (سه حلقهایها) وضع کنندگان منو آمین اکسیداز[3] (M.A.O) ابراز دیگر زیست شناختی برای جدا ساختن افراد افسرده که همگون بیشتری با یکدیگر دارند مطالعه دوره های خواب REM[4] است، مرحله از خواب که چشمها به سرعت از سو به سوی دیگر حرکت کرده الگوی امواج مغزی دلالت بر منتهای فعالیت مغز دارند. به نظر می رسد که در بعضی از افراد افسرده فاصله بین خواب رفتن و شروع اولین دروه REM کوتاهتر است.
نظریه روان پویایی:
مطالعات روانشناختی درباره افسردگی توسط زیگموند فروید و کارل آبراهام شروع گردیدهر دو نفر در مقالات جداگانه درباره افسردگی این اختلال را به عنوان یک واکنش پیچیده نسبت به از دست دادن چیزی توصیف نمودند.
افسردگی اولین اختلالی بود که فروید علت آن را به جای تمایلات جنبی عامل هیجانی ذکر کرده بود. مالیخولیا چنان که فروید آن را نامید، اندوهی است افراطی مشوش کننده، طولانی مدت، اغلب نامربوط با محیط و ظاهر بی مورد.
فروید عقیده داشت که فرد مبتلا به افسردگی یک وجدان تنبیه کننده یا وجدان اخلاقی قوی دارد. او بر احساس گناه که وجدان موجب آن می شود تأکید می ورزید. طبق نظر فروید یک دلیل که وجدان این چنین قوی می شود کنترل احساسات خشم و پرخاشگری است که در غیر اینصورت ممکن است به صورت آسیب رساندن به دیگران تجلی نماید.
نظریه های روان پویایی بر احساسات و واکنشهای ناخودآگاه نسبت به موقعیتهای جدید که اساس آنها حوادث قبلی زندگی است تأکید می ورزند. اکثر نظم بندیهای روان پویایی بر تاریخچه روابط بین فرد شخصی که او به عنوان یک کودک بیشترین وابستگی را به وی داشته است – معمولاً مادر، متمرکز است. بدین ترتیب که یک سابقه تاریخی افسردگی عبارت است از اختلال در روابط اولیه کودکی. این اختلال ممکن است فقدان واقعی والدین یا یک ترس خیالی درباره از دست دادن یکی از والدین باشد.
کوششهای درمانی طبق نظریه روان پویایی عبارتند از تغییر و اصلاح همخوانی هایی که در بین افکار و احساسات مراجع وجود دارد. روان درمانگری درازمدت معطوف به کشف پایه های ناخودآگاه اختلال عاطفی است که به نظر می رسد معلول تعارضات حل نشده دوران کودکی باشد.
چون اینگونه بازسازی کامل شخصیت در اکثر موارد ممکن نیست، درمانگری حمایتی کوتاه مدت اغلب در مورد افراد مبتلا به افسردگی به کار می رود تا به آنها فر صتی برای تصفیه افکار و احساساتشان داده شده در جهت سودمندی بهتر تشویق شوند.
نظریه یادگیری:
پیش فرضیه نظریه یادگیری آن است که افسردگی و فقدان تقویت به هم مربوط است. دلایل زیادی برای این فقدان تقویت وجود دارد. پاسخها ممکن است بدین دلیل مورد تشویق قرار گیرند که، هیچ تقویتی دریافت نداشتهاند یا پاسخی ناخوشایند یا تنبیه کننده به دنبال داشتهاند. بسیاری از نظریه پردازان که به دیدگاه یادگیری معتقدند در حد زیاد تحت تأثیر کارهای بی.اف.اسکینر به صورت شرطی سازی عاملی بودند. اندیشه های مربوط به کارهای اسکینر از طریق تأکید بر تأثیر متقابل اجتماعی، به ویژه اینکه چگونه رفتار سایر افراد به عنوان تقویت می تواند عمل نماید اصلاح گردیده است.
اوین سوهن و همکاران وی از پیشوایان تحقیق در زمینه افسردگی از نقطه نظر یادگیری هستند آنها به طورمعمول تأکید می کنند که میزان پایین برون شد رفتار واحساسات غمگینی یا ناشادی که با افسردگی همبسته می شوند مربوط است به میزان پایین تقویت مثبت و یا میزان بالای تجارب ناخوشایند. این حالات ممکن است توسط یکی از چندین دلیل ذیل واقع شود:
1. محیط فی نفسه ممکن است مسئله باشد. ممکن است عوامل تقویت کننده کم یا تنبیه کننده زیاد در محیط مشخص وجود داشته باشد.
2. شخص ممکن است فاقد مهارتهای اجتماعی برای جذب تقویت مثبت یا برای تطبیق مؤثربا حوادث تنفرانگیز ناخوشایند باشد.
3. به علت بعضی دلائل برای افرادی که مستعد افسردگی هستند تقویتها کمتر مثبت و تنبیه ها بیشتر منفی به نظر می رسد تا افراد عادی. این موضوع ممکن موجب کاهش رفتار یا کناره گیری گردیده منجر به تقویتهای کمتر یا تنبیه های بیشتر شود.
افراد افسرده ممکن است از طریق انجام دادن رفتار وابسته برای برقراری ارتباط کوشش نماید شاید آموزش به مهارتهای اجتماعی بتواند رویکرد درمانی مؤثری برای افراد افسرده باشد.
نظریه شناختی:
احتمالاً با نفوذترین نظریه روانشناختی که امروزه درباره افسردگی وجود دارد نقطه نظر شناختی است. اساس این نظریه این اندیشه است که یک تجربه معین ممکن است روی دو فرد تأثیر بسیار متفاوتی بگذارد. قسمتی از این اختلاف ممکن است به دلیل نحوه تفکر آنها درباره آن حادثه باشد واینکه و تا چه اندازه شناخت درباره آن دارند.
نظریه شناختی بک درباره افسردگی بر روشهای درمانی پیشرفته مؤثر بوده و تحقیقات زیادی را موجب شده است.
نظریه شناختی بک درباره افسردگی:
آرون بک معتقد است که افراد افسرده به این دلیل افسردهاند که راههای اشتباده آلود و مبالغه آمیز در فکر کردن دارند. شخص افسرده یک نظر منفی درباره خود، دنیا و آینده دارد. طبق نظر بک این شناختهای منفی علت افسردگی است، نه سایر چیزهای پیرامون شخص.
عقیده بک این است که احساس از دست دادن که اغلب نتیجه هدفها وتوقعات بالای غیرمنطقی است، عامل اصلی افسردگی محسوب می شود.
شخص مستعد افسردگی نه تنها بیش از حد تعمیم می دهد بلکه تمایل به بزرگ جلوه دادن گناهان شخصی و کوچک شمردن کیفیتهای شخصی دارد.
بک باور داشت که شخص افسرده علت هر گونه بدبختی را عیوب شخصی می داند. بک معتقد است که افراد افسرده تمایل دارندکه خود را با دیگران مقایسه کنند و این موضوع خود موجب می شود عزت نفس آنان کمتر شود. هر گونه مواجه با شخص دیگر فرصتی برای ارزیابی منفی از خود می شود. آنان موارد مثبت را به حداقل رسانده و موارد منفی را به حداکثر به نظر می رسد که شناختهای افراد افسرده درباره پیشرفت با شناختهای دیگران متفاوت است. افراد افسرده نه تنها پیشرفت خود را سخت گیرانه ارزیابی می کنند و در تقویت خود بعد از انجام عملی قصور می ورزند، بلکه سطح توقعات آنان قبل از شروع عمل نیز پایین است.
نظریه اصالت وجودی – انسانگرایی
در حالیکه نظریه های تحلیل روانی بر از دست دادن یک شیء مورد علاقه به عنوان علت اصلی افسردگی تأکید می ورند. نظریه های اصالت وجود بر از دست دادن عزت نفس متمرکز می شوند.
شیء از دست رفته می تواند واقعی یا سمبلیک باشد. قدرت، مقام اجتماعی یا پول.
ولی از دست دادن خود به خود بدان اندازه اهمیت ندارد که تغییر در خود ارزیابی فرد بر اساس آن از دست دادن. علت شایع افسردگی در مردان از دست دادن شغل است. شغل بیانگر ارزش شخص در نظر خودش می باشد. دست کم تا زمان افزایش زیاد میزان اشتغال زنان در خارج از خانه، یک علت شایع افسردگی در زنان از دست دادن همسر بوده است.
این از دست دادن فقط شخص مورد علاقه نبوده، بلکه منبع اصلی ارزش وی بوده است، زیرا موقعیت اجتماعی زن به طور سنتی مبتنی بر نقش شوهر بوده است. علاوه بر آن با از دست دادن نان آور خانواده ممکن است امرار معاش دچار مخاطره گردد.
نظریه پردازان انسان گرایی ممکن است بر اختلاف من آرمانی شخص و ادراک وی از حالت واقعی امور تأکید ورزند. بر اساس نظریه آنان افسردگی احتمالاً زمانی ظاهر می شود که اختلاف بین من واقعی و من آرمانی خیلی زیاد شود. به طوری که برای شخص قابل تحمل نباشد. این اندیشه با شواهد تجربی جمع آوری شده توسط محققانی که میزان خود ارزیابی های افراد افسرده و غیرافسرده را بررسی کردهاند مطابقت دارد. (حسین آزاد)
پیشینه تحقیق:
به گزارش پایگاه آگاهی رسانی کمیسیون اروپا بیش از 4/1 مردم اتحادیه اروپا به گونهای از بیماریهای روانی (در اندازه کم یا زیاد) مبتلا هستند و هر ساله 27 درصد از مردم کشورهای اروپایی به گونهای از بیماریهای روانی رنج می برند.
بر اساس این گزارش بیماریهای روانی هر ساله 4 درصد به اقتصاد کشورهای اروپایی آسیب وارد می کند. بر پایه همین گزارش افسردگی رایج ترین بیماری روانی در میان مردم اتحادیه اروپا است و پیش بینی می شود تا سال 210 افسردگی به شایعترین بیماری در کشورهای اروپا تبدیل می گردد.
آمار؟ 20 درصد جمعیت ایران افسرده است. در تحقیقاتی که در دانشگاه هاروارد انجام شده این نتایج بدست آمده است که اگر علل اصلی و عمده مرگ و میر را به 10 دسته مهم تقسیم بندی کنیم، مهمترین آن افسردگی می باشد که بیشترین آمار مرگ و میر در مورد افسردگی دیده شده است[5].
اطلاعاتی که اخیراً از مطالعات همه گیر شناسی بدست آمده نشان می دهد که اختلالات افسردگی جداً سلامت عمومی جامعه را تهدید می کند.
شواهد و مدارک حاصله از تحقیقات همه گیر شناسی حاکی از وجود یک دسته متفرند که با افسردگی ارتباط دارد. در میان این متغیرها، جنسیت در درجه نخست قرار دارد.
میزان افسردگی در زنان نسبت به مردان به مراتب بیشتر است (براون و هریس 1978) دادههای جدیدتر بیانگر آنند که در مورد افسردگی نباید تنها به عامل جنسیت نظر داشت. انسیل در سال 1982 بیان داشت تفاوتهای جنسی در افسردگی با میزان سن و وضعیت تأهل تغییر می کند.
ظاهراً اختلالات افسردگی در میان نوجوانان بیشتر و در میان منتشرها کمتر شایع است. (واسیمن و دیگران) بنابر دادههای حاصل از درجه شیوع در فاصله زمانی 6 ماهه، اختلالات افسردگی در افراد 45 سال شایعتر است. ظاهراً با افزایش سن شیوع اختلالات عمده افسردگی کاهش می یابد.
بک (beck) علت افسردگی را افکار منفی نسبت به خود، تجربه جاری و آینده و خطاهای منطق می داند.
طبق داده های موسسه ملی بهداشت روانی، درجه شیوع اختلال، در طول عمر از 601 تا 915 درصد جمعیت در نوسان است. بزرگترین بخش این گروه، یعنی 7/3 تا 7/6 درصد کل جمعیت، دچار اختلال افسردگیاند. به دنبال آن اختلال افسرده خویی با دامنه 1/2 تا 8/3 درصد جمعیت و اختلال ماینا با 6/0 تا 1/1 درصد جمعیت قرار می گیرند.
این داده ها بر آنند که بخش وسیعی از جمعیت ایالات متحده در طول زندگانی خود یک حادثه تأثیرگذار را تجربه می کنند.
بررسی های صورت گرفته در فواصل کوتاهتر، نشان می دهد که در هر زمان معین بسیاری از مردم دچار اضطراریهای تأثیر گذار می شوند.
اختلالات افسرده خوی به میزان 1/2 تا 2/3 درصد ماینا و به میزان 4/0 تا 8/0 درصد به ترتیب دارای اهمیت هستند.
با توجه به جمعیت 250 میلیونی ایالات متحده و با توجه به نسبتهای ذکر شده، نتیجه می گیریم که در خلال هر فاصله زمانی 6 ماهه، 8 میلیون نفر از اختلال عمده افسردگی 7 میلیون نفر از بیماری افسرده خویی، 2 میلیون نفر از ماینا رنج می برند. (کاپلان)
تاریخچه افسردگی:
افسردگی تاریخی کهن دارد. واژه ملانکولی (مالیخولیا) را بقراط عنوان کرد که گمان می کرد حاصل صفرای سیاه است. حدود پانصد سال بعد از بقراط، اوایل قرن دوم میلادی آرتائوس کاپادو چیا رابطه بین مانی و ملانکولی را کشف کرد:
«مبتلایان به ملانکولی همه بیماریشان یک نوع نیست، یا از مسموم شدن مظنون هستند یا از مردم گریزی سر به دامان صحرا میگذارند، یا خرافاتی شدهاند و از زندگی بیزار می گردند، هرگاه آرامش پیدا شود، خوشی بر آنان مسلط می شود (مالک اعتصام) .پزشک یهودی قرن دوازدهم «موزس میمونیوس» مالیخولیا را یک بیماری جداگانه می دانست. (بونه) در 1868 نیز یک بیماری روانی را ذکر کرده است که خود عنوان مالیخولیای شیدا گونه به آن داده بود.
در 1854 (ژول فالره) بیماری به نام جنون دورهای (فوی سیرکولار) را توصیف کرده بود که در آن حالت خلقی افسردگی و مانیا به طور متناوب پیدا می شود.
تقریباً همزمان با او روانپزشک فرانسوی دیگری بنام (ژول بالارژه) بیماری جنون دوشکی (فولی آدوبل فورم) را توصیف کرده بود که در آن، فرد عمیقاً افسرده و دچار نوعی حالت بهت می شد و سرانجام از آن حال در می آمد در 1882 روانپزشک آلمانی (کارل کالبام) اصطلاح سیکلوتایمی را به کاربرد و مانیا و افسردگی را مراحلی از یک بیماری واحد قلمداد کرد.
در 1988 (امیل کرپلین) بر اساس اطلاعاتی که از روانپزشکان آلمانی و فرانسوی پیش از خود بدست آورده بود،نوعی سایکوز بنام سایکوز ماینا – افسردگی را توصیف کرده بود و اکثر معیارهایی را که امروزه روانپزشکان برای گذاشتن تشخیص بکار می برند، در آنجا گنجانده بود. کرپلین نوعی افسردگی هم بر شمرده بود که در زنان پس از یائسگی و در مردان در اواخر بزرگسالی شروع می شد و نهایتاً نام مالیخولیای کهولی (Involutional melanchatia) بر آن نهاده شد. این نوع افسردگی از همان زمان شکلی از اختلالات خلقی دیر آغاز دانسته شد.(Harold0
تشخیص افسردگی
در 10 سال گذشته از نقطه نظر شناخت یا تشخیص افسردگی، پیشرفت شگرفی شده است (ایندیکوت واسپترز 1978) . چند برنامه مصاحبه بالینی ساخت دار را طراحی کردند که برای تشخیص افسردگی معتبرند. برنامه طراحی شده این دو محقق برای اختلالهای عاطفی وشیز و فرنی هم به گستردگی بکار می رود. این راهنمای مصاحبه به دو شکل یافت می شود: یکی[6] SADS که روی حادثه جاری بیماری تمرکز دارد، و دومی[7] SADS – L که درباره بیماری و جریانات وقایع قبلی ، داده های تارخی فراهنم می کند. این دو راهنما در پیوستگی با معیارهای تحقیقی تشخیص که جلوه دار راهنمای تشخیص و آماری اختلالهای روانی انجمن روان پزشکی آمریکا (1980 – APA) می باشد، بکار می روند. مصاحبه گر ورزیده با چنین ابزارهایی در مصاحبهای 60 – 90 دقیقهای بیماری را تشخیص می دهد. این ابزارها برای تشخیص افسردگی شدید نوعی هماهنگی فوق العاده دارند. هنگام مصاحبه SADS معمولاً کل روند را ضبط ویدیویی می کنیم تا در صورت داشتن سوالات بدون پاسخ و نیز جهت تشخیص قابل اعتمادتر، آن را تکرار می کنیم. تحت این شرایط متخصصان بالینی می توانند بنا به میل خود صدای مصاحبه را ضبط کند و سپس با مرور نوار آن، SADS یا SADS – L را درجه بندی نماید.
احتمالاً دشوارترین تمایزی که متخصص بالینی پس از انجام مصاحبه SADS باید متوجه آن شود، تمایز بین اختلال افسرده خویی و اختلال افسردگی عمده است.
مبتلایان به افسردگی عمده طبق مقیاس هامیلتون، به این عنوان که به طور قابل توجهی افسرده ترند درجه بندی شدهاند و میزان اضطراب جسمانی، پریشانی معدهای – رودهای، کاهش وزن، پارانویا، دلمردگی، و احتمال خودکشی آنها به نحوه فوق العادهای، بالا ارزیابی شد. بیماران افسرده خود از لحاظ اشتهای افزوده، درجه فوق العاده بالایی را کسب کردند. جالب اینجاست که بنابر پرسشنامه بک، به جز در چهار مورد، تفاوت چندانی بین کل بیماران نبود. بیماران افسرده عمده، بی اشتهایی بیشتری همراه با کمبود وزن داشتند، در حالیکه بیماران افسرده خود را نارضایتی و خستگی رنج می داد.
سنجش شدت افسردگی
در خصوص سنجش شدت افسردگی، چند روش گزارش فردی و مقیاس درجه بندی بالینی معتبر وجود دارد. تفاوت این مقیاسها در تأکیدی است که بر جنبه های خاصی از نشانه های افسردگی دارند. برخی به شدت بر جنبه های جسمانی اختلال و برخی دیگر بر جنبه های شناختی آن تأکید دارند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 293 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 186 |
کلیات موضوع مورد پژوهش
هر بررسی هنگامی شروع می شود که در زمینه معینی قبلاً دانشی به دست آورده باشیم و بدانیم که این دانش ناقص است، درباره آن چیزی وجود دارد که ما نمی دانیم. این دانش ممکن است دانشی باشد که ما درباره آن، برای پاسخ به یک پرسش اطلاعات کافی نداشته باشیم و یا اطلاعات موجود آنچنان پراکنده و بی سامان است که نمی توان آن را به سادگی به یک پرسش مربوط ساخت. در هر صورت با یک مسأله روبرو هستیم. تدوین و پرورندان مسأله به ویژه از این لحاظ مهم است که ما را در بقیه راه پژوهشی هدایت می کند.
این فصل با ذکر مقدمه و چکیده آغاز می شود. سپس بیان مسأله اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف، سؤالات پژوهش بیان می شود و در انتها متغیرها و اصلاحات مهم پژوهش تعریف می گردد.
1-1- مقدمه
در زندگی پیچیده امروزی که هر روز ماشینی تر و پیچیده تر می شود و ارتباط انسانها با یکدیگر از جامعه کوچک خانواده گرفته تا جوامع بزرگتر مانند مدرسه ، دانشگاه ، اداره ....بسیار کم رنگ تر می شود.و انسانها گاهی احساس می کنند تبدیل به یک ماشین شده اند. و دیگر جایی برای بروز احساسات و نیازهای روحی و فکری وجود ندارد.
در حالی که مهمترین و پیچیده ترین نیاز انسان نیاز روحی و فکری و احساس او است بطوری که امروزه حتی درست فکر کردن و مثبت اندیشی در موفقیت انسانها و تغییر منشا زندگی آنها و حتی در معالجه بیماریهای جسمی نیز ثابت شده است.
در این برهه از زمان نیاز مبرم جوامع به مددکاران تحصیل کرده و آموزش دیده که تسلط زیادی برعلم مددکاری داشته باشند ،آشنایی به ارتباط درست و دقیق با مددجویان داشته باشند و نه تنها خود بر افکار و احوال روحی خود احاطه داشته باشند و آنها را درست تربیت کرده باشند.
بلکه به انسانهای دیگر نیز این مهارت را بیاموزند و در زمان لزوم به کمک انسانهای دیگر بروند و انها را نیز آموزش دهند و در صورت نیاز با آنها همراهی و همفکری کنند تا آنها نیز بتوانند بر مشکلات خود فائق آیید.
و این نیاز مبرم در جامعه بیمارستان که انسانهایی که به آنجا مراجعه می کنند بیمار هستند و برای معالجه بیماران به آنجا می آیند بیشتر احساس می شود.
انسانی که بیماری دارد ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست بدهد یا زجرو ناراحتی ناشی از بیماری جسم و فکر اداره را نیز ضعیف و خسته کند با تنی رنجور و افکار آشفته نتواند بر بیماری خود غلبه نماید تا به سمت بهبودی برود و اگر مشکل مالی نیز فرید برعلت شود این نیاز (نیاز به مددکاری اجتماعی بیمارستان) بیشتر احساس می شود این نیاز زمانی پررنگ تربه چشم می خورد که وقتی می بینم همراهان بیمار به جای اینکه بتوانند کمک و یار و یاوری برای او باشند خود نیز احتیاج به مددکاری و آموزش درست دارند تا نتوانند به بیمار خود کمک کنند.
و این نیاز در مورد بیماران خاص خیلی به چشم میخورد و به دلیل مسئولیتهای متعدد ومتفاوت پرسنل پزشکی و پرستاری بیمارستان و متفاوت بودن حیطۀ شغلی آنها با مددکاران اجتماعی و محدود بودن وقت انها و برخوردار نبودن آنها از دانش مددکاری عملا باعث می شود که آنها تنوانند مانند یک مددکار حرفه ای به مددجویان خدمات رسانی کند.
این مسئله باعث پدید آمدن مسائل و مشکلات بسیار فراوانی در بیمارستانها می شود که ممکن است تا حد زیادی بر روی خدمات پزشکی و پرستاری تاثیر معکوس بگذارد و اینجاست که نقش مهم یک مددکار حرفه ای در بیماستان باعث جلوگیری از بروز مشکلات عدیده شده و روند معالجه بیماران تسریع پیدا می کند و کمک بسزائی به پرسنل دیگر بیمارستانی اعم از پزشک و پرستار ....می کنند.
انیجاست که بخش مددکاری اجتماعی بیمارستانها بعنوان یکی از مهمترین بخشهای بیمارستان به حساب می آید. و دید مسئولین بیمارستان به بخش مددکاری باید تغییر کنند . به جای اینکه بخش مددکاری را یک بخش فرعی و در غیرمهم در نظر بگیرند، باید بعنوان یک بخش مهم که تاثیر بسیار مهمی در بازدهی دیگرقسمتهای بیمارستانی دارد تلقی شود و به همان اندازه نیز امکانات و تسهیلات مورد نیاز این بخش را در نظر داشته باشند و همان انداز ه نیز از بخش مددکاری بیمارستان توقع بازدهی داشته باشند.
1-2- چکیده :
پژوهشی که تحت عنوان بررسی و رتبه بندی مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی در سال 86 در تهران عرضه می گردد دارای دو بخش است :
بخش اول: به مباحث نظری در مددکاری اجتماعی اختصاص دار که ابتدا به تعریف مددکاری، تعریف بیمارستان دولتی و سپس روشهای مددکاری می پردازد.
و بخش دوم که محقق پرسشنامه و اطلاعات را از جامعۀ آماری یعنی بیمارستان و نمونه ها که مددکاران اجتماعی این جامعه است ارتباط دارد و سپس به تفسیر و جمع بندی اطلاعات و داده ها می پردازد.
آنچه که موجب تشویق اینجانب به پژوهش در مورد مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی بیمارستان شده است دو علت داشت. علت اول کمبود شدید توجه به مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی و مخصوصاً مددکاران اجتماعی در بیمارستان از طریق مدیران موسسات بود. که البته جواب کافی به این کمبود ،تنها با همت و همکاری جبران کننده خواهد بود اطلاعات کافی در مورد این رشته و کار در بیمارستان در جامعه که باید دوباره هم خود مددکاران اجتماعی و هم مردم از مدد کاری اجتماعی بیمارستان آشنایی این رشته و کار در بین مردم شود. که این مطلب خود به کمک مددکاران آمده تا بتواند مشکلات مددجویان را برطرف و همچنین شناختی که مددجویان از این کار پیدا می کنند به خود آنها در مسائل و مشکلاتشان کمک می کنند. جامعه و مردم باید بیشتر با این رشته و نیز کار یعنی مددکاری اجتماعی واقع در بیمارستان اطلاعات کسب کنند تا بتوانند بهتر از امکانات موجود استفاده کنند در ضمن مددکاران اجتماعی نیز باید سعی براین داشته باشند که در عین اینکه به وظایف کاری خود عمل می کنند ولی در عین حال باید عزت نفس مددجویان را نیز در نظر بگیرند.
1-3- بیان موضوع و مساله پژوهش
در بین کشورهایی که روبه صنعتی شدن دارد ، به علت تغییر روشهای زندگی ماشینی تر شدن زندگی و بروز مشکلات و معضلات به واسطۀ ماشینی شدن زندگی مشکلات جدیدتر را پیش رو انسانها قرار می دهد در محدودیت که نتیجه آن سردی و محدودتر شدن روابط بین انسانها می باشد در ضمن به علت ماشینی ترشدن شهرها و نیاز مبرم به وجود مشاغل متعدد که جزء زندگی انسانها می باشد در جهان امروزی دهها هزار شغل و فرصت شغلی ایجاد شده است که یکی از مشاغل مددکاری اجتماعی است که از زمان زندگی امروز بشری است و یکی از دیگر گروههای مددکاری اجتماعی ، مدد کاری اجتماعی بیمارستان می باشد که کار در این بخش با مسائل و مشکلات مخصوص به خود همراه است .
مشکلاتی از قبیل:
1- میزان علاقه مندی مددکاران اجتماعی در بیمارستان به کار در رشتۀ خود.
2- شناخت این رشته برای خانواده های مددکاران.
3- شناخت رشتۀ مددکاری اجتماعی بیمارستان به مسولین.
4- میزان علاقه مددکاران اجتماعی در توسعه ارتباط.
5- میزان علاقه مددکاران اجتماعی در بیمارستان به کارهای تیمی و مشارکت و فعالیت در این کارها
6- میزان شناخت محدود و مددجویان بیمارستان از رشتۀ مددکاری و تاثیر آن برروی راندمان کاری مددکاران.
7- وجود فضا و امکانات مناسب به مددکاران اجتماعی در بیمارستان.
8- میزان آرامش و راحتی در محل کار مددکاران باعث بالا رفتن کارکرد مددکاران می شود .
و من به عنوان یک پژوهشگر می خواهم تمامی زوایای این مشکلات را مورد بررسی قرار دهم تا بتوانم یک بررسی و رتبه بندی از مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانها داشته باشم.
1-3-1- اهمیت و ضرورت پژوهش:
1. شخصیت مددکار اجتماعی در روند کاری وی موثر است.
2. عزت نفس بالا می تواند باعث کارکرد بیشتر مددکاران اجتماعی در بیمارستان شود.
3. وقتی مددکار اجتماعی از منبع کنترل در کارخود استفاده کند باعث افزایش کارکرد می شود.
4. اثربخشی مددکاران اجتماعی باعث گسترش ارتباط بین مددکاران در مددجویان می شود.
5. نیاز به قدرت (تمایل به کنترل محیط کاری) در مددکاران اجتماعی بیمارستان ها باعث تغییر روند کاری آنها می شود.
6. شوق خطر کردن (ریسک کردن) در کار در مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث بالا رفتن راندمان کاری آنها می شود.
7. حالت ریسک کردن در بین مددکاران اجتماعی بیمارستانها باعث بالا رفتن حالت رقابت بین آنها می شود.
8. نگرش یک مددکار اجتماعی بیمارستان به کارش باعث بالا رفتن راندمان کاری آنها می شود.
9.نگرش مددکار اجتماعی در بیمارستان نسبت به همکارانشان در بیمارستان باعث تغییر رفتار در مددکاران می شود.
10. نحوۀ نگرش (احساس مثبت یا منفی به شخصی یا شیی) نسبت به مدیران بیمارستانها به مددکاران اجتماعی باعث تغییر در روند کاری مددکاران اجتماعی می شود.
11. نحوۀ نگرش مددجوهای به مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث تغییر رویۀ کاری در مددکاران می شود.
12. رضایت از کار در مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث تغییر رویۀ کاری در مددکاران می شود و راندمان کاری را بالا می برد.
13. بین عملکرد در کار مددکاران اجتماعی و عدم رضایت از کار در مددکاران اجتماعی بیمارستان رابطه وجود دارد.
14. همانند سازی به سازمان به ارزشهای مددکاران اجتماعی در بیمارستان تاثیر دارد.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- اهداف کلی پژوهش :
هدف اصلی در این پژوهش رتبه بندی و بررسی مشکلات و مسائل مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی سال 86 تهران است.
1-4-2- اهداف کاربردی
1- کمک به ارتقاء شناخت مسئولین دست اندر کار بیمارستانها با مسائل مددکاران اجتماعی.
2- بستر سازی جهت ارتقاء توان علمی و مهارت شغلی مربیان (با معرفی مسائل و مشکلات آنان).
3- بسترسازی جهت برقراری یک رابطۀ صمیمانه و در عین حال کاری در بین مسئولین بیمارستان و همکارانشان با مددکاران اجتماعی.
4- بسترسازی جهت ایجاد یک تیم کاری منسجم بین مددکاران اجتاعی با تیم ها ی مربوطه .
1-5- سوالات تحقیق
1- آیا میزان آگاهی و علاقه مددکاران اجتماعی در مورد کارشان در بیمارستان های دولتی در کارکرد آنها تاثیر می گذارد؟
2- آیا سلامتی جسمی و روحی در کارایی مددکاران در بیمارستانهای دولتی تاثیر دارد؟
3- آیا شرح وظایف و اهداف کاری مددکاران با روحیه و قدرت مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی همخوانی دارد؟
4- آیا آیین نامه ها و برنامه ریزی هایی که تنظیم می شود با آیین نامه های کلی و دستورالعمل های جهانی یکی است ؟
5- آیا مسئولین بیمارستانها در جریان کار مددکاران خود هستند؟
6- آیا مسئولین بیمارستانها مددکاران اجتماعی را در کارهای تیمی سهیم می کنند؟
7- آیا مشارکت مددکاران اجتماعی با تیم های مربوط در بیمارستان ها در روند کاری آنها تاثیر می گذارد؟
8- آیا آگاهی عمومی از طریق رسانه ها (مانند تلویزیون و رادیو و ...) در مورد کار مددکاران اجتماعی در بیمارستانها داده می شود و این آگاهی ها کافی ا ست؟
9- آیا خانوادۀ مددکاران نسبت به کارها، سختی ها و مشکلات کارشان آگاهی دارند؟
10- آیا مددکاران اجتماعی در بیمارستانها از امکانات رفاهی و روانی کافی برخوردار هستند؟
1-6- تعاریف ، اصطلاحات و واژه ها:
مددکاری اجتماعی:
تعریف نظری: مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر دانش و خاصی قرار گرفته است که شامل انواع
مددکاری اجتماعی کار با فرد
مددکاری اجتماعی کار با گروه
مددکاری اجتماعی کار با جامعه
تعریف عملی : در این پژوهش مددکار اجتماعی خدمتی حرفه ای است که براساس دانش و مهارتهای ویژه بنا شده و هدف آن کمک به افراد گروهها و جامعه است تا بتوانند استقلال شغلی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند و در سلامتی فیزیکی، روانی و اجتماعی مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود را انجام دهند.
موسسات درمانی و بیمارستان دولتی: به موسسه ای اطلاق می گردد که بودجه و محل اعتبار این موسسات از مالیاتهای دولتی (عمومی ) می باشد. که از مددکاری اجتماعی به عنوان رسیدگی برای عرضۀ خدمات به مراجعان خود استفاده می کنند. در موسسات درمانی یا بیمارستانهای دولتی از منبع اختیارات حرفه ای استفاده می کنند این موسسه اختیارات و قدرت تام و تمام در قبول مسئولیتها و کارکرد دارند؛ در این دسته از موسسات بخش خدمات اجتماعی در درجۀ دوم اهمیت قرار گرفته است به کار گرفتن و بهره برداری از خدمات اجتماعی در این گونه موسسات به شناخت در واقعیت مهم ارتباط مستقیم داشته است . نخست آنکه هرگاه مشکل آشکار فردی به یک موسسه مربوط آورده می شود. مانند مراجعه بیمار به بیمارستان پیوسته این گمان می رود که عامل شرایط ساز این مشکل یکی از دشواریهای اجتماعی یا روانی با شد که در آن صورت برای بازشناخت و کمک به از منابع حرفه ای مددکاری اجتاعی می توان یاری جست.
مددکاری اجتماعی بیمارستان دولتی: در بیمارستانها اعم از دولتی خصوصی و مخصوصاً دولتی مددکاری اجتماعی می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد در بیشتر بیمارستانهای دولتی برای درمان بیمار درجه اول از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده می شود. که برای بهتر شدن وضع اجتماعی بیماران و بیان احساساتشان می تواند مددکار اجتماعی بسیار موثر باشد.
15- مددکار اجتماعی در بیمارستان که ارزشهای سازمان (بیمارستان ) را به مانند ارزشهای خود بداند در روند کاری وی تاثیر می گذارد و باعث بالا رفتن کارکرد آنها می شود.
16- وقتی مددکار اجتماعی برای ادارۀ هرچه بهتر بخش مددکاری بیمارستان تلاش خود را به کار گیرد مشکلات محل کار و مسائل کاری برطرف می شود.
17- در صورتی که مدیران بیمارستانها ، مانند مددکاران اجتماعی همانند سازی با بخش مددکاری را مدنظر داشته باشند مشکلات بین مدیران و مددکاران مرتفع خواهد شد.
18- بیمارستانهایی که در تصمیم گیریهای خود از مددکاران اجتماعی نیز بهره می گیرند از کارائی بالای مددکاران استفاده می کنند .
19- امنیت شغلی مددکاران اجتماعی در روند کاری آنها در بیمارستان موثر است.
20- نگرش مثبت مددجویان به کارمددکاران اجتماعی بیمارستانها بر روند کاری مددکاران موثر است.
21- نگرش صحیح مردم و (جامعه) نسبت به کار مددکاران بیمارستانها تاثیر بسزایی در روند کاری مددکاران می گذارد .
23- سهیم بودن مددکاران اجتماعی در فعالیتهای تیمی در میزان بازدهی کار آنها موثر است.
24- به دلیل موقعیت خاص مدیریت بیمارستان که باعث دوری مدیر از مددکار اجتماعی بیمارستان می شود ،همین امر باعث بروز مشکلاتی می شود.
25- پایبند بودن به اصول اخلاقی در مددکاران اجتماعی بیمارستانها باعث بالا رفتن ارزش شخصیتی آنها در دید مددجویان می شود.
26- می توان در بین مددکاران اجتماعی این بارو را گسترش داد که نباید مسائل کاری را در زندگی شخصی دخالت دهند.
27- وقتی مددکار اجتماعی در بیمارستان به مهارتها و استعدادهای خود مطمئن باشد این اطمینان باعث بهتر شدن شرایط کاری آنها می شود.
28- ارزش نهادن به مقام انسانی و عزت نفس مددجود به هنگام ارائه خدمات به آنها باعث بالا رفتن بازدهی کاری مددکاران می شود.
29- مثبت اندیشی مددکاران اجتماعی مبنی بر اینکه تا چه اندازه می توانند مددجو را آموزش داده تا بتواند بر مشکلات خود فائق آیند . تاثیر بسزایی در روند کاری مددکاران خواهد داشت.
پیشینه پژوهش
بدون تردید، شناخت دانش و تجربیات گذشته، از ضروریات یک تحقیق علمی به شمار می رود. مطالعه منابع مربوطه به موضوع تحقیق به پژوهشگر کمک می کند تا بینشی عمیق در زمینه موضوع مورد پژوهش، حوزهای که تحقیق به آن تعلق دارد، کسب کند. آگاهی از تجربیات گذشته معلوم می دارد که این موضوع، از چه زمانی و به چه ترتیبی در جامعه به صورت مسأله درآمده و متعاقب آن چه تحولی را در پی داشته است. کسب اطلاع از آنچه در گذشته روی داده است، توأم با دانش موجود، ضمن افزایش آگاهی محقق از موضوع مورد تحقیق، استواری و استحکام یافته های جدید را برای افزایش بهره وری عملی تضمین می نماید. همچنین اصلاح نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت، نیازمند اطلاع دقیق از نتایج تحقیقات گذشته دارد تا بتوان با بررسی همه جانبه آنها، پیشنهادهایی اصولی و دقیق جهت بهبود و پیشرفت امور ارائه نمود. بنابراین در این بخش ابتدا، تاریخچه، نظریه ها و یافته های پژوهشهای پیشین مربوط به موضوع مددکاری اجتماعی است. مفاهیم پایه، عوامل مؤثر، آثار و تبعات، نظریه ها و تحقیقات انجام شده قبلی، وضعیت موجود در ایران .
شناخت مفاهیم و اصطلاحات پایه و کلیدی هر دانش و حرفهای برای صاحبان آن ضروری است. به همین دلیل، در شناسایی هر دانشی ابتدا تعریف اصطلاحات پایه آن ارائه می شود. مددکاری اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
2- 1-
تعریف مددکاری اجتماعی: دکتر قندی در کتاب مددکاری اجتماعی، این حرفه را چنین تعریف کرده است:
«مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفهای است که بر دانش و مهارتهای خاصی قرار گرفته است. هدف از آن کمک به افراد گروهها یا جامعه است تا بتواند استقلال شخصی، اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند.»
(قندی / محسن / مددکاری اجتماعی / ص 12 / 1380 تهران)
پرلمن ضمن اینکه معتقد است مددکاری اجتماعی رویدادی زنده است و به این دلیل نمی توان آن را به تعریفی ساده محدود کرد، این تعریف را ارائه می کند: «مددکاری اجتماعی فعالیت و شیوهای است که برخی از مؤسسات رفاهی آن را به مراجعان خود عرضه می دارند و به آنان یاری می دهند تا با کارآیی بیشتری با مشکلاتی که در انجام دادن کار و وظایف اجتماعی فرد [با آن] روبرو شدهاند مقابله کنند».
(پرلمن، هلن هریس، مددکاری اجتماعی، ص 4)
در کتاب مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی نیز تعریفی به شرح زیر ارائه شده است: «خدمت حرفهای است مبتنی بر دانش و مهارت در روابط انسانی. این خدمت، به افراد به طور انفرادی یا گروهی کمک می کند تا بتوانند استقلال مالی و نیازهای شخصی خود را به دست آورند که این امر معمولاً از سوی مددکاران اجتماعی و سازمانهای مشابه آن اعمال می شوند».
(شیخی، محمدتقی، مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی، ص 9 و 10)
مری دابلیو، مافت و خوزه بی. اشفورد در کتاب خود چهار تعریف ارائه کردهاند که به ترتیب آنها را ذکر می کنیم:
تعریف اول: «مددکاری اجتماعی کارکرد اجتماعی افراد را خواه به صورت فردی یا گروهی افزایش می دهد. برای این منظور فعالیتهای خود را بر روابط اجتماعی آنها که موجب شکل گیری کنشهای متقابل افراد و محیط می گردد، متمرکز می سازد. این فعالیتها در سه زمینه ظاهر می گردد: ترمیم و اصلاح قابلیتهای مختل شده ، تأمین منابع و امکانات اجتماعی و فردی و پیشگیری از کژکارکردههای اجتماعی.»
تعریف دوم: «مددکاری اجتماعی فعالیتی تخصصی است مبتنی بر یاری رساندن به افراد، گروهها یا جوامع به منظور فراهم آوردن یا اصلاح قابلیتهای آنها جهت کارکردهای اجتماعی و ایجاد شرایط مساعد به منظور دستیابی به هدف تعیین شده».
تعریف سوم: «مددکاری اجتماعی فرایندی است برای تغییر برنامه ریزی شده و هدف دار».
تعریف چهارم: «مددکاری اجتماعی به کنشهای متقابل افراد و آن دسته از نهادهای اجتماعی که بر قابلیت آنها در انجام وظایف زندگی، خواستهها و ارزشها تأثیر گذاشته و فشارها را تخفیف می دهد، توجه دارد و به آنها می پردازد. این کنشهای بین افراد و نهادهای اجتماعی، در درون بافت رفاهی اجتماعی بزرگتر پدید می آید».
(مانت، مری دابلیو، خوزه بی، اشفورد، با اصول و مبانی مددکاری اجتماعی، ص 44)
کثرت تعریفهایی که از مددکاری اجتماعی به دست داده شده است جمع همه آنها و ارائه تعریفی جامع و مانع را دشوار می کند از سوی دیگر، تحولات سریع و پیچیده دنیای کنونی و تنوع مشکلات و نیازها و افرادی که از خدمات این حرفه استفاده می کنند، خود مانعی در ارائه تعریفی دقیق است. با این همه، تعریف زیر که برگرفته از تعاریف ارائه شده برای مددکاری اجتماعی است، مناسب می نماید:
مددکاری اجتماعی حرفهای است مبتنی بر دانش، اصول، مهارت و روشها که هدف از آن کمک به افراد، گروهها و جامعه است تا بتوانند با تکیه بر تواناییها و امکانات موجود، برای حل مشکل و یا رفع نیاز خود اقدام کنند و به استقلال نسبی و رضایت خاطر فردی دست یابند. در تعریف فوق چند نکته اساسی وجود دارد که به آنها اشاره می شود:
1- مددکاری اجتماعی حرفه ست ، یعنی بخشی از اطلاعات آن را هنگام کار و اجرا (با تجربه کردن) می توان آموخت.
2- مددکاری اجتماعی مبتنی بر دانش است به این معنا که باید بخش عمدهای از دانش مربوط به این حرفه را از طریق آموزش فرا گرفت. مددکاری اجتماعی باید دو دسته ازدانشها را به طور نظری فراگیرد:
الف) اطلاعات خاص حرفه مددکاری (که معمولاً در دانشگاهها تدریس می شود).
ب) اطلاعات عمومی از علوم و دانشهای دیگر از جمله روانشناختی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی، حقوق، مشاوره و مردم شناسی مددکاری اجتماعی به همین دلیل بین رشتهای است. در واقع، آگاهی عمومی مددکاری اجتماعی از رشته های دیگر علوم او را در خدمت رسانی بهتر یاری می دهد، خواه از طریق افزایش مهارت او در برطرف کردن مشکل مراجع باشد یا ارجاع درست مراجع به متخصص مربوطه.
3- مددکاری اجتماعی بر اصلهایی استوار است. این اصول ششگانه که در بسیاری از رشته های دیگر نیز مطرح است، عبارت است از: پذیرش فردیت، رازداری حرفهای، رابطه حرفهای، شرکت دادن مراجعه در فعالیتها و خودآگاهی مددکاری اجتماعی.
4- مددکاری اجتماعی مبتنی بر مهارت است. مددکاری اجتماعی در مقام فردی متخصص، برای جمع آوری اطلاعات، تشخیص مشکلات یا نیازها و غیره باید مهارتهای خاصی داشته باشد که از جمله آنها می توان به مهارت مصاحبه، مشاهده، خوب گوش دادن و بازدید از منزل اشاره کرد.
5- مددکاری اجتماعی روشهایی دارد ، یعنی مددکاری اجتماعی در عرضه خدمات می تواند از سه روش مددکاری فردی، گروهی یا جامعهای به صورت تلفیقی و کلی استفاده کند.
6- مددکاری اجتماعی هدف دارد. مددکار از رعایت اصل رازداری، ایجاد رابطه حرفهای، فراهم کردن زمینه مشارکت مراجعان در فعالیتها، خودآگاهی ، و غیره اهدافی را پیگیری می کند.
7- مددکاری اجتماعی کمک کننده است، به این معنا که برای حل مشکل یا رفع نیاز مراجعان خود به تنهایی همه کارها را انجام نمی دهد، بلکه در کنار آنان قرار می گیرد.
8- در مددکاری اجتماعی ، گروه هدف وجود دارد. در این حرفه سه گروه هدف تعیین شدهاند:
الف) فرد: یعنی فردی که مشکل یا نیاز دارد ، مثل معتاد، زندانی، دانش آموز، بیمار و ... البته در مددکاری ، خانواده دچار مشکل نیز در این گروه قر ار می گیرند.
ب) گروه: یعنی گروهی از افراد که دچار مشکل مشترک هستند، مانند افراد دچار مشکل سرطان، ایدز، طلاق و ....
ج) جامعه: گاهی، خدمات مددکاری اجتماعی به کل جامعه و بیشتر از اعضای گروه (که معمولاً بین دوازده تا پانزده نفرند) عرصه می شود، مثلاً عرضه خدمات پیشگیری از اعتیاد برای دانش آموزان منطقه یا محلهای که اعتیاد در آنجا رواج زیادی دارد. یا پیگیری برای ساخت بیمارستان و درمانگاه در یک منطقه یا محله.
9- در مددکاری اجتماعی تکیه بر تواناییها و امکانات موجود است. وظیفه مددکاری اجتماعی این است که در کار با گروههای هدف اعم از فرد، گروه یا جامعه، آنها را با تواناییها و استعدادهای خود و منابع موجود در جامعه آشنا کند تا از این تواناییها برای حل مشکلات یا رفع نیازها استفاده کنند و در انجام دادن امور وابسته به مددکاری اجتماعی نباشند.
10- مددکاری اجتماعی با گروههای هدف دچار مشکل و یا نیازمند سر و کار دارد، یعنی هم گروههایی که مشکل دارند (مثل بیمار دیالیزی) می توانند از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده کنند، هم کسانی که ممکن است مشکلی نداشته باشند. اما نیازهایی را احساس می کنند و به منظور راهنمایی شدن از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده می کنند (مثل فردی که برای عمل جراحی قلب به مددکاری اجتماعی مراجعه می کند تا درباره مراحل جراحی از وی کمک بگیرد.)
11- در مددکاری اجتماعی، دستیابی به استقلال نسبی مهم است، یعنی اینکه وظیفه مددکاری اجتماعی این است که با استفاده از تواناییهای گروه هدف و منابع موجود در جامعه ایجاد استقلال نسبی آنان را فراهم کند تا بتوانند بدون نیاز به حمایت و کمک مستمر دیگران به زندگی مهم خود ادامه دهند.
رفاه اجتماعی: در زمینه رفاه اجتماعی نیز تعاریف متعددی ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
«رفاه اجتماعی عبارت است از سیستم و نظامی از خدمات یا مؤسسه ها و یا نهادهای اجتماعی که به منظور خدمت کمک به افراد به وجود آمده است تا سلامت، زندگی بهتر و موجبات روابط مناسبتری را برای پیشرفت استعدادها، قابلیتها، ظرفیتها و تواناییهای انسانها به منظور رفاه آنها فراهم کند.»
(قندی، محسن، مددکاری اجتماعی، ص 12)
تعریف دیگری نیز در کتاب تأمین اجتماعی ارائه شده است که به این شرح است: «رفاه اجتماعی نتیجه فعالیتهایی است که نهادهای اجتماعی برای دستیابی افراد گروهها و جوامع به سطح قابل قبولی از زندگی، تندرستی و فرصتهایی که اجازه می دهد آنان تمامی استعدادهای خود را پرورش دهند و مسائل خود را در سازگاری با جامعه حل نمایند، عرضه می دارد».
(طالب ، مهدی، تأمین اجتماعی، ص 23)
هری ام. کسیدی رفاه اجتماعی را چنین تعریف می کنند: «رفاه اجتماعی عبارت است از فعالیتهای سازمان یافته که مستقیماً به حفظ، نگهداری و بهبود منابع مربوط است و شامل خدمات اجتماعی نظیر کمک های اجتماعی، بیمه های اجتماعی، رفاه کودک، بهداشت روانی، آموزش و پرورش، تفریح و گذراندن اوقات فراغت، حمایت از نیروی کار و حل مشکلات مسکن است.»
(شیخی، محمد تقی؛ مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی، ص10)
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 105 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 187 |
پیشگفتار:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران دگرگونی عمیقی در نظام حقوقی و به ویژه قوانین کیفری بوجود آمده و در جهت انطباق تام احکام قضایی با موازین شرعی تلاشهایی انجام گرفته است. این تغییر و تحول، بیشتر حوزة کیفری را دربرمی گیرد و بنابراین با توجه به تحولات اخیر، پژوهش و تحقیقات گسترده ای را در شناخت و تعیین عناصر و اجزاء متشکله اعمال جزای طلب می نماید. از جملة این اعمال جزایی، قتل عمدی می باشد که البته قدمتی به اندازة تاریخ زندگی انسان بر این کرة خاکی دارد.
نخستین بار قابیل، هابیل را به قتل رساند و بذر کینه و شرارت را در زمین افشاند و از آن پس نیز همچنان قتل و کشتار به دلایل و انگیزه های مختلف و با روشهای گوناگون ادامه داشته و از این پس نیز ادامه خواهد داشت.
گاه به گاه، جراید خبر از قتل دهها انسان بی گناه توسط قاتلینی را می دهند که با زبردستی و مهارت تمام و روشهای اعجاب انگیز، قربانیان خود را به قتل رسانده، و اجساد آنها را تکه تکه نموده اند. تا اینکه بعد از مدتها، پلیس موفق به شناسایی و دستگیری آنها شده است. در این گونه موارد، احساس ترس و ناامنی جامعه را فراگرفته، احساسات و عواطف مردم، شدیداً جریحه دار شده و یک صدا خواهان مجازات سریع و بی قید و شرط جانی می شوند. با توجه به تأثیرات نامطلوب این جرم را سلب امنیت و آرامش جامعه و برهم زدن نظم عمومی از گذشته های دور تاکنون همواره شدیدترین مجازاتها برای قتل عمدی پیش بینی شده است. در دین مبین اسلام، علاوه بر تعیین مجازات قصاص برای قاتلین، قتل نفس از گناهان کبیره به شمار آمده و خدای تعالی در قرآن کریم، از جمله در سورة مبارکه «نساء» آیة (93) بطور صریح وعدة عذاب داده است و می فرماید:« و من یقتل مؤمناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعدله عذاباً عظیما».
در آیات دیگری نیز به اهمیت قتل عمدی پرداخته شده است و روایات متعددی نیز در خصوص قتل و ضمانت اجرای آن وجود دارد.
با عنایت به اهمیت قتل عمدی که شدیدترین جرم علیه تمامیت جسمانی اشخاص می باشد. و اهمیت رکن روانی از بین عناصر سه گانه جرم، که مرتکب قتل نیز باید واجد آن بوده باشد تا قابل سرزنش بوده و مستوجب قصاص گردد. و عنایت به این مطلب که قتل عمدی از زمره جرایمی است که عنصر مادی آن مقید به قید نتیجه (سلب حیات) است و در چنین جرایمی، وجود سوءنیت عام و سوء نیت خاص در ذهنیت مرتکب لازم است و مرتکب قتل، باید قصد فعل و قصد نتیجه داشته باشد تا عملش عمدی تلقی گردد. صرف نظر از اینکه شخصیت و هویت مجنی علیه تأثیری در ماهیت قضیه نداشته باشد.
لیکن مقنن در ماده 206 قانون مجازات اسلامی که احکام و مقررات کلی مربوط به قتل عمدی را بیان نموده است. اولاً، قتل شخص معین را دربند «الف» لازمة قتل عمدی دانسته است. ثانیاً، در بند «ب و ج» سوءنیت خاص را در ذهنیت مرتکب قتل عمدی ضروری ندانسته است. ثالثاً، کیفیت علم مرتکب به کشنده بودن عمل در بند «ب» مشخص نشده است، رابعاً، کیفیت آگاهی مرتکب به وضعیت مجنی علیه در بند «ج» مبهم است.
با عنایت به اهمیت موضوع که از دقت در مطالعات فوق الذکر آشکار می گردد و تحولی که در زمینة قوانین و مقررات جزایی، همچون دیگر بخشهای جامعه به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی بوجود آمده و مسائل بدیع و جدیدی که در این زمینه مطرح گشته و لزوم کنکاش و تحقیق در این خصوص، موضوع رسالة خود را «بررسی تطبیقی قتل قتل عمد با فعل نوعاً کشنده (بند ب ماده 206) با حقوق انگلیس انتخاب نمودم.
مقدمه :
بطور کلی قتل نفس در حقوق داخلی به چهار دسته تقسیم می گردد:
1-عمد
2-شبه عمد
3-خطای محض
4-غیرعمد ( بر اثر عدم رعایت نظامات و مقررات).
اما در حقوق خارجی عمدتاً قتل را به عمدی یا غیرعمدی تقسیم می نمایند. در حقوق داخلی قتل عمدی نیز انواع مختلفی دارد. در قوانین قبل از انقلاب اسلامی ایران، قتل عمد به دو دسته تقسیم می گردید اوّل ـ قتل با قصد قتل ، دوّم قتل بدون قصد قتل ولی با آلت قتاله (موضوع مواد 170 و 171 قانون مجازات عمومی سابق). پس از انقلاب بدلیل برگرفته شدن قانون از فقه، قتل عمدی به سه نوع تقسیم گردید:
1-قتل عمد با قصد قتل
2-قتل عمد بدون قصد قتل ولی با کار نوعاً کشنده
3-قتل عمد بدون قصد قتل و بدون اینکه کار نوعاً کشنده باشد؛
اما آن کار براثر شخصیت بزه دیده، کشنده محسوب می گردد. در حقوق انگلیس قتل عمد صراحتاً در قوانین به دو نوع جداگانه تقسیم نشده است. امّا مفهوم سبق تصمیم سوء را چنان نفسیر می نمایند که مواردی از قبیل قتل با آلت قتاله یا قتل با فعل نوعاً کشنده را نیز شامل می گردد.
آنچه که مورد بررسی در این پایان نامه قرار می گیرد عمدتاً قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده است. عمدة مباحث بر روی قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده در حقوق داخلی است امّا تا آنجا که توان بررسی بوده در هر زمینه بحث حقوق تطبیقی نیز اضافه گردیده است. در این پایان نامه به چند سؤال اساسی پاسخ داده خواهد شد:
1-انواع قصد چیست؟
2-انواع قتل عمدی به جهت وجود هر یک از انواع قصود سه گانة فوق
3-مفهوم آلت قتاله چیست؟
4-مفهوم فعل نوعاً کشنده چیست؟
5-فعل نوعاً کشنده چه نوع ضابطه ای است (عینی یا ذهنی)؟
6-قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده ماهیتاً عمد است یا در حکم عمد؟
7-به مواد قانون مجازات اسلامی در این زمینه چه ایراداتی وارد است؟
8-آیا ترک فعل می تواند عنصر مادی چنین قتلی واقع گردد؟
9-منظور از عنصر معنوی مختلط در چنین قتلی چیست؟
10- موارد مشابه در حقوق داخلی و خارجی چه مواردی است و چه تفاوتهایی با قتل عمدی با فعل نوعاً کشنده دارد؟
11- با بررسی حقوق داخلی و خارجی جهت اصلاح قانون چه پیشنهاداتی می توان ارائه نمود؟
برای اولین بار در حقوق داخلی، قتل عمدی با آلت قتاله در قسمت دوّم ماده 171 ق.م.ع مصوب 1304مورد تصویب قرار گرفت. ماده 171 مقرر می داشت « هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که منتهی به فوت مجنی علیه گردد بدون اینکه مرتکب، قصد کشتن را داشته باشد به حبس با اعمال شاقه از سه تا دو سال محکوم خواهد شد؛ مشروط براینکه آلتی که استعمال شده است قتاله نباشد و اگر آلت قتاله باشد مرتکب در حکم قاتل عمدی است». امّا راجع به اینکه منظور از آلت قتاله چیست میان حقوقدانان و رویه قضایی آن زمان اختلاف نظر بود. عده ای معتقد بودند که منظور از آلت قتاله یا ذاتاً قتاله است و یا به اعتبار محل اصابت و برخی آلت قتاله را صرفاً در مواردی که ذاتاً قتاله بود می پذیرفتند. همین اختلافات در رویه قضایی نیز وجود داشت که موضوع در هیئت عمومی مطرح شد و نظریه اول مورد تأیید واقع گردید.
چنین نظری هر چند با نظریات حقوقدانان و نظریه علماء که اسلحه را به اعتبار عمل و نحوة استفاده اسلحه می دانند ( در حقوق فرانسه) تطبیق می کند ولی با نظر قانونگذار منطبق نبود چرا که قانونگذار با بکاربردن آلت قتاله، موردی را پیش بینی می کرد که شخصی با وسایل ذاتاً کشنده دیگری را مضروب یا مجروح نماید و نهایتاً منجر به مرگ مجنی علیه شود؛ یعنی قصد بکار بردن اسلحه یا وسیله ای که ذاتاً کشنده است جای قصد کشتن یا قصد نتیجه را می گیرد و قتل را عمدی می نماید.
پس از انقلاب اسلامی ایران، قتل عمدی با کار نوعاً کشنده در بند 2 ماده 2 قانون حدود و قصاص مصوب سال 1361 که در سال 1370 عیناً در بند «ب» ماده 206 قانون مجازات اسلامی تکرار گردید. در این بند بجای ذکر آلت قتاله (که در ماده 1711 قانون مجازات عمومی سابق بکار رفته بود) قانونگذار به بکارگیری عبارت «کار نوعاً کشنده» مبادرت نموده است. و همین موجب اختلاف نظر میان حقوقدانان گردیده است. عده ای کار نوعاً کشنده را معادل آلت قتاله در ماده 171 ق.م.ع سابق دانسته و آراء وحدت رویه صادره از هیئت عمومی در تفسیر آلت قتاله را به قوت خود در آن مورد باقی می دانند.
عده ای دیگر معتقدند که منظور از کار، وسیله کشنده نیست بلکه چگونگی و خصوصیات انجام عملی است که باعث مرگ مجنی علیه می شود خواه وسیله مورد استفاده قاتل کشنده باشد یا نباشد. در تفسیر«کار نوعاً کشنده» باید توجه به فقه و نظریات فقهی شود و سپس کار نوعاً کشنده مورد بررسی قرار گیرد. فقها بیشتر به صورت موردی کار نوعاً کشنده را ذکر نموده اند مثلاً چنانکه شخصی، دیگری را در آتش بیندازد چون نوعاً با لمس آتش توسط بدن، رگها و عروق تحریک شده و موجب مرگ می گردد سپس کار نوعاً کشنده دانسته اند و یا چنانچه شخصی را در جلوی شیر درنده و یا ماری بیندازند چون توانایی فرار ندارد کار نوعاً کشنده است ولی اگر توانایی فرار را داشته باشد و چنین کاری را نکند کار نوعاً کشنده نیست و حتماً ممکن است رابطة علیتی میان کار و نتیجه برقرار نگردد. از مجموع نظریات فقهی می توان استنباط نمود که تقریباً در همة موارد میان فقها راجع به کشنده بودن فعل ارتکابی اختلاف نظر وجود دارد. به همین دلیل می توان چنین گفت که در هر مورد قاضی باید با توجه به مجموع شرایط و اوضاع و احوال ارتکابی استنتاج نماید که آیا کار نوعاً کشنده محسوب می گردد و یا خیر. بنابراین چنانچه زید تیری به پای عمرو شلیک کند در حالی که بیمارستان، جراح، داروی کافی در دسترس مصدوم باشد غالباً مصدوم مداوا می گردد گر چه ممکن است نادراً منجر به مرگ وی نیز گردد. ولی چنانچه همین تیر به قلب مجنی علیه اصابت نماید احتمال نجات وی بسیار کم خواهد بود هر چند که بیمارستان ، جراح، دارو، ... در دسترس او باشد.
جرم قتل عمدی با کار نوعاً کشنده مانند هر جرمی دارای عناصر سه گانه است. عنصر قانونی آن بر طبق بند ب ماده 206 ق.م.ا مصوب 1370 تعریف و تعیین گردیده است و مجازات آن نیز بر طبق ماده 205 همان قانون مقرر گردیده است.
برای تحقق عنصر مادی وجود شخص قاتل و بزه دیده ضروری است بنابراین اقداماتی که بر روی انسانی انجام می شود که فاقد حیات است از شمول قتل عمد خارج است و تحت عنوان جنایت بر میت قابل مجازات است. اما دو مسئله قابل بررسی است یکی اینکه از چه موقع چنین دارای حیات محسوب می گردد و دیگر اینکه مرگ چه وقت ایجاد می گردد که در این زمینه نظریه پزشکی قانونی معتبر است.
فعل قاتل باید به صورت مثبت باشد، فعل مثبت یعنی ایجابی یا به عبارت بهتر یعنی انجام عمل و از طرف دیگر به عقیده بیشتر حقوقدانان و از جمله رویه قضایی سابق و رویه قضایی فعلی، فعل باید به صورت مادی باشد و منظور از مادی بودن فعل یعنی اینکه به طور محسوس بر بدن شخص مجنی علیه وارد گردد و امّا از آنجایی که در بند ب ماده 206 صرفاً و علی الاطلاق فعل مثبت و کشنده ذکر گردیده و کار یا فعل اعم از مادی و غیرمادی است و با توجه به مبنای فقهی که تفاوتی در این مورد قائل نشده است و با توجه به ماده 325 ق.م.ا مصوب 1370 که افعال غیرمادی را به طور علی الاطلاق و تمثیلی پذیرفته است، بنابراین کار نوعاً کشنده می تواند به صورت مادی یا غیرمادی باشد. از طرف دیگر فعل باید نوعاً کشنده باشد و یا بصورت سبب یا به صورت مباشرت انجام بگیرد. و از آنجایی که جرم قتل عمد از جرایم مقید است باید نتیجه مجرمانه یعنی فوت مجنی علیه محرز گردد و این فوت در نتیجه فعل قاتل باشد، به عبارت دیگر رابطة علیّت برقرار باشد. امّا برای تحقق عنصر معنوی قتل عمدی با کار نوعاً کشنده، سوءنیت عام کافی است امّا این سوءنیت، اختلاطی است از سوءنیت احتمالی و شبه عمد علاوه بر سوءنیت عام فوق الذکر برای تحقق عنصر معنوی قتل با کار نوعاً کشنده در جزء دیگر یعنی اثبات علم و اطلاع قاتل به فعل و دیگری علم جانی به زنده بودن بزه دیده لازم است. در مورد اثبات علم و اطلاع قاتل به فعل ابتدا باید بررسی گردد که جهل قاتل به موضوع زائل کننده عنصر معنوی است. از طرف دیگر منظور از نوعاً در عبارت «کار نوعاً کشنده» نوع انسانهاست یعنی افراد یک جامعه یا عرف آنها، آن فعل را کشنده بدانند. بنابراین ضابطة عینی مورد پذیرش قانونگذار ما قرار گرفته است و وظیفة قاضی صرفاً تطبیق فعل ارتکابی توسط متهم با آن چیزی است که در عرف وجود دارد امّا عرف خود به عام و خاص تقسیم می گردد در عرف عام مسلماً معیار پذیرش، نظر اکثریت افراد جامعه است. امّا در عرف خاص نظر اکثریت همان دسته یا گروه خاص، معیار واقع می گردد.
مواردی وجود دارد که مشابه قتل عمدی با کار نوعاً کشنده است بعضی از این موارد در حقوق داخلی است و برخی در حقوق خارجی. در حقوق داخلی ایران، در برخی از این موارد، قانونگذار به دلیل اهمیت موضوع برخی عناصر متشکله قتل عمدی با کار نوعاً کشنده را لازم ندانسته است مانند تقلب در مواد داروی و خوراکی و آشامیدنی و بهداشتی مثلاً در قتل عمدی با کار نوعاً کشنده شخص مجرم قصد بکار بردن آنها را بر روی شخص یا اشخاصی دارد (به مباشرت یا به تسبیب) اما در اینجا شخص قصد بکار بردن آنها را یا اصلاً ندارد و یا اینکه اگر قصد بکار بردن آنها را (روی اشخاص دارد به طور ضمنی) بر روی شخص معینی نیست یا مثلاً ماده 99 قانون تعزیرات مصوب 1361 فعل را برای تحقق عنصر مادی آن ماده ( که شبیه قتل عمدی با کار نوعاً کشنده است) لازم ندانسته است. در حالیکه در بند ب ماده 206 یکی از شرایط تحقق عنصر مادی آن، فعل مثبت بود.
همچنین در برخی از موارد قانونگذار به دلیل خاصی، برخی آلات و افعال را قتاله و کشنده فرض نموده است در حالیکه در قتل عمدی با کار نوعاً کشنده (همانطوری که قبلاً توضیح داده شد) معیار رجوع به عرف می باشد. از جمله این موارد قتل به وسیلة پاشیدن اسید بر طبق ماده واحدة مورخ 1337، و یا ماده1 قانون کیفرهای مربوط به راه آهن مصوب 1320 است.
امّا در حقوق خارجی موارد مشابهی وجود دارد. در حقوق فرانسه دیوان عالی تمیز تا قبل از اصلاح قانون مجازات 1832 ، به کسی که مرتکب ضرب و جرح عمدی شده و مصدوم بر اثر آن فوت نموده مجازات قتل عمد را داده است و فرض نوعاً کشنده بودن فعل را در صورت منجر به فوت شدن را نموده است. امّا با تصویب بند 3 ماده 309 قانون جزای فرانسه چنین قتلی شبه عمد محسوب می گردد. در حقوق انگلیس در سه دعوای هیام ـ ندریک و هنکاک، افعال کشنده و نوعاً کشنده موجب مرگ شده ولی ضابطه و حکم مجازات در هر سه مورد متفاوت است. در دعوای هیام ضابطة ذهنی پذیرفته شده امّا در دعوای دیگر ضابطة مختلط یعنی عینی و ذهنی پذیرفته شده است.
بر طبق ضابطة ذهنی اگر شخص D می دانست که نتیجة بسیار محتمل عملش حداقل منجر به صدمه شدید جسمانی خواهد گردید، قاتل عمد محسوب می گردد. منظور از ضابطه مختلط (عینی و ذهنی) این است که مرگ یا صدمة شدید جسمانی به طور حتم نتیجة آن عمل باشد و از طرف دیگر D نیز به طور حتم چنین پیش بینی را نموده باشد. روش در گردآوری مطالب این پایان نامه روش کتابخانه ای بوده است و از کتب و جزوات به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه استفاده شده است و تا حد امکان سعی شده است که نظریات اساتید حقوق جزا را در این زمینه مورد بررسی قرار داده و سپس نهایتاً نظریات نگارنده در هر مورد بیان شده است.
این پایان نامه در قالب سه فصل و هر فصل آن به سه گفتار تقسیم شده است که در فصل اوّل، مفهوم، انواع و درجات قصد مورد بررسی قرار گرفته که در گفتار نخست مفهوم قصد از لحاظ لغوی و فقهی و حقوقی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در گفتار دوّم، انواع قصد تحت عنوان قصد باسبق تصمیم و قصد ساده بیان شده است، در گفتار سوّم به بیان درجات قصد پرداختیم که در سه قسمت تحت عنوان قصد صریح یا مستقیم و قصد غیرصریح یا غیرمستقیم و همچنین قصد احتمالی یا بی پروایی، مورد بررسی و توجیه و تفسیر قرار گرفته است، فصل دوّم که به مفهوم و درجات قتل می پردازد به دو گفتار تقسیم شده که در گفتار اول آن مفهوم قتل، عمد، و قتل عمد بیان شده که نظریات علمای حقوق و فقها در این مورد بیان شده و همچنین از نظر لغوی هم بحث شده است و در گفتار سوّم، قتل عمد همراه با قصد صریح یا مستقیم که همان عمد محض می باشد و در آن میل و خواست در فعل وجود دارد یعنی جانی هم قصد فعل و هم قصد نتیجه را نسبت به مجنی علیه داشته است مطرح گردید در بند دیگر این گفتار قتل عمد همراه با قصد احتمالی یا بی پروایی بیان شده است، که این بند بیشتر در حقوق کامن لا مطرح می باشد و در فقه ما و قانون ما جزو مبهمات می باشد.
در فصل سوّم به تبیین ضابطة نوعاً کشنده پرداخته شد که در گفتار نخست مفهوم ضابطة نوعاً کشنده در فقه و قانون بیان شده و در گفتار دوّم راجع به مصادیق نوعاً کشنده بودن عمل که از جملة آن عبارت از کشنده بودن به اعتبار وسیله، کشنده بودن به اعتبار موضع و کشنده بودن به اعتبار شخصیت طرف می باشد، بیان شده است و در گفتار سوّم به ماهیت عینی و ذهنی ضابطة نوعاً کشنده بودن فعل و سپس در پایان هم نتیجه گیری و ارائه پیشنهاد پرداخته شده است.
تاریخچه:
قتل از بزرگترین جنایات است که امنیت اجتماع را مختل می سازد. به عبارت دیگر قتل نفس بزرگترین صدمه بدنی است که به افراد وارد می شود. در اوایل اجتماعات بشری که منافع اجتماعی و قدرت حاکمه عمومی و تشکیلات دولتی به معنای کنونی درک نشده بود. هیئت اجتماعی اصولاً در مجازات قتل مداخله نمی گردید. در این دوران قتل نفس از جمله تصادفات عادی زندگانی روزانه مبارزان برای بقا محسوب می شد. مقابله و معارضه با قاتل یک امر شخصی و خصوصی به شمار می رفت، ولی دم آتش انتقام خود را بر روی شخص قاتل یا کسان او اطفاء می کرد. معمولاً قاتل را می کشت یا از کشتن او صرفنظر می کرد و به طریقی دیگر جبران خسارات و ترمیم ضایعه را می خواست. کشتن قاتل در این دوران نه برای ارعاب دیگران یا تنبیه خود او و یا نتیجتاً حفظ منافع اجتماعی بود بلکه فقط به منظور تسکین حس انتقام کسان مقتول اجرا می شد.[1] به تدریج با پیشرفت تمدن و توسعه نسبی اجتماعات و پیدایش مفهوم خاص منافع اجتماعی، خود هیئت اجتماع به عنوان متضرر اصلی از جنایت عهده دار تعقیب و مجازات قاتل گردید. از این دوره است که بزه قتل به عنوان مهمترین جنایت عمومی شناخته شد. با کشته شدن یک نفر، نظام جامعه به شدت مختل می شد؛ برقراری نظم و اعادة تعادل جز با مجازات قاتل امکان پذیر نمی گردید.
طبیعی ترین مجازاتی که از همان اوایل تشکیلات منظم اجتماعی برای قتل نفس مقرر گردید اعدام قاتل بود (قانون قصاص[2]) مثل اینکه در مصر قدیم کلیة قاتلان حتی آنان که با امکان مساعدت با مقتول از یاری وی خودداری کرده و به طور غیرمستقیم سبب قتل می شدند به مجازات اعلام محکوم می گردیدند (ترک فعل) در قوانین یهود احکام مشروح و مفصل در خصوص قتل و اقسام آن پیش بینی شده است. برابر قوانین مذکور جنایت قتل به حدی بزرگ و نابخشودنی بود که هیچ بست و حصاری مانع اجرای مجازات قاتل نمی شد. در یونان قدیم، اعدام جنبة مذهبی داشت و به عنوان کفاره گناه اجرا می گردید. در روم قدیم مجازات اعدام قبل از الواح دوازده گانه مرسوم بوده و گویا اوّلین پادشاهی که در 715 سال قبل از میلاد مسیح این مجازات را به نام هیئت اجتماع اجرا نموده است؛ « نوما»[3] پادشاه افسانه ای دوّم روم قدیم بوده است. بعداً الواح دوازده گانه عین این مجازات را دربارة قاتلان مقرر داشته است. ولی در موردی که قتل نفس ناشی از تصادفات غیرعمدی می بود قاتل اعدام نمی شد بلکه مکلف بود به عنوان کفاره گناه گوسفندی قربانی کند.
بعد از الواح دوازده گانه، قانون معروف« لکس کورنلیا»[4] کیفر قتل عمدی را تکمیل نمود. به موجب این قانون اگر قاتل از طبقة اشراف یا شاغل مشاغل عالی بود محکوم به تبعید می گردید و اگر شخص متوسط الحال بود محکوم به اعدام می شد و در این صورت معمولاً سر او را می بریدند و قاتلان از طبقة پست را به صلیب می کشیدند یا جلو درندگان می انداختند.[5]
در پاره ای از قوانین قدیم مانند قوانین ژرمن[6] و فرانک اعدام قاتل مبتنی بر انتقام شخصی بود ولی اجرای آن الزامی نمی بود بلکه ولی دم می توانست از قاتل یا کسان او مالی به عنوان خون بهاء بگیرد و او را ببخشد. چندی بعد در نتیجة توقعات طاقت فرسای کسان مقتول، نرخ معین و ثابتی برای قیمت خون مقرر گردید و از آن پس ولی دم نتوانست بیش از آن مقدار مبلغ مطالبه کند. دورة اوّل به اسم نرخهای اختیاری و دورة دوّم به نام نرخهای قانونی یا اجباری معروف است. پس از مدتی این ترتیب نیز ملغی شد و همان سیستم قصاص به قوت خود باقی ماند.[7]
به نظر می رسد حقوق اسلام در چنین دوره ای شکل گرفته باشد؛ ولی از نظر اسلام قتل مهمترین جرم محسوب نمی گردد، چرا که از یک طرف قابل گذشت است و از طرف دیگر جرایم غیرقابل گذشتی وجود دارند که با شدیدترین نوع اعدام مورد مجازات قرار می گیرند. (مانند زنای محصنه که مجازات آن اعدام بوسیلة سنگسار نمودن است؛ ارتداد، محاربه و ...) ولی به هر حال در اسلام نیز شدیدترین کیفر و عقوبت ها در دنیا و عقبی مقرر نموده است.[8]
در آیة 31 از سورة مائده خداوند می فرماید:« هر کس دیگری را بدون اینکه به لحاظ قصاص و فساد او در زمین بکشد. مثل این است که تمام مردم را کشته است و آنکه او را زنده کند (از قصاص مجازات او را عفو بکند) مثل این است که همة مردم را زنده ساخته است.[9]
قبل از انقلاب قتل از مهمترین جرایم محسوب می گردید، بطوری که ماده 170 ق.م.ع مقرر می داشت « مجازات مرتکب قتل عمدی اعدام است». و از طرفی جرمی غیرقابل گذشت محسوب می گردید.
امّا پس از انقلاب مجدداً با فقهی شدن قوانین موضوعه، قتل مهمترین جرم محسوب نمی گردد بلکه جرایم دیگری مثل زنای محصنه و محاربه از مهمترین جرایم محسوب می گردند. در حقوق فعلی کشورهای خارجی نیز قتل مهمترین جرم محسوب می گردد. البته بعضی ها معتقدند که جاسوسی از مهمترین جرایم است زیرا که به اساسی ترین پایه دولت، حکومت و سازمانهای اجتماعی آن ضربه می زنند. امّا در رد آن گفته شده که جاسوسی بسیار نادر است و بهتر است که قتل عمدی را مهمترین جرم محسوب داریم.[10]
فصل نخست: مفهوم قصد، انواع قصد و درجات قصد
گفتار نخست: مفهوم قصد
الف) مفهوم لغوی قصد:
قصد در لغت به معنی میانه راه رفتن، آهنگ کردن و میانه روی آمده است در ترمینولوژی به مفهوم مصصم شدن به انجام یک عمل حقوقی از قبیل اقرار، بیع و غیره خواه تصمیم گیرنده رضایت به اقدام خود داشته باشد خواه رضایت نداشته باشد مانند شخصی که از روی اکراه اقدام به اقرار یا اقدام به بیع می کند، آمده است و در زبان لاتین تحت عنوان Volonte و همچنین Intention یاد شده است. همچنین عبارت است از اراده که به طرف منظوری متمایل می شود، این یک اراده هدایت شده است.
ب) مفهوم فقهی قصد :
شریعت اسلام همیشه اعمال را مقارن با قصد می داند و برای هر انسانی، سهمی از نیّت او قرار می دهد. این معنای گفتار رسول اکرم(ص) است:«انّما الااعمال باالنیات» ، همانا اعمال به نیات است. محل نیت قلب است و معنای آن قصد، پس کس که در قلب خویش نیت می کند که فعلی را که شریعت حرام نموده است، انجام دهد و بعد همان را مرتکب گردد، آن فعل را قصد کرده است. شریعت هنگام اثبات مسئولیت برای مجرم، به جهت عمل بر طبق قاعده تقارن اعمال با نیات، تنها به جرم نمی نگرد، بلکه ابتدا به جرم و بعد به قصد مجرم توجه می کند و بر این اساس مسئولیت مجرم را مترتب می سازد. النهایه وقتی قصد مرتکب، صورت خارجی به خود گرفت و از مرحله قوه به فعل درآمد، منشأ آثار کیفری خواهد بود والّا اگر برای آن مجازاتی جداگانه در نظر گرفته نشده باشد، قاصد مزبور مسئولیتی نخواهد داشت.
به همین جهت است که در تبصره یک ماده 41 قانون مجازات اسلامی تأکید شده که:«مجدد قصد ارتکاب جرم و عملیات و اقداماتی که فقط مقدمة جرم بوده و ارتباط مستقیم با وقوع جرم نداشته باشد شروع به جرم نبوده و از این حیث قابل مجازات نیست.[11]
قصد و اراده دارای مبادی و مقدماتی است که می توان آن را به ترتیب زیر مورد بررسی قرار داد:
هاجس، خاطر، حدیث نفس، هم و عزم.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 642 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
با عرض سلام خدمت دانشجویان گرامی. فایل پاورپوینت روانشناسی بازی استاد کریم زاده که در جلسه آخر مباحث مهم کتاب رو برای دانشجویان فرمودند با قیمت استثنایی 3000 تومان ویژه دانشجویان به فروش می رسد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 64 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 69 |
پژوهش حاضر به مقایسه فراوانی ازدواج خویشاوندی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی و دبیرستان شهرتهران میپردازد. جامعه آماری شامل والدین کلیه دانشآموزان دارای نارسایی بینایی مقاطع ابتدایی و دبیرستانی مدارس استثنایی شهر تهران در سال تحصیلی 87-1386 است با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده گروه نمونه شامل والدین 59دانش آموز دارای نارسایی بینایی انتخاب گردید. ابزار پژوهشی نیز، پرسشنامة محقق ساختی است که یکی از والدین پرسشنامه مورد نظر را تکمیل نموده است.
نتایج پژوهش حاصل حاکی از آن است که ازدواجهای خویشاوندی (همخون) در مقایسه با ازدواجهای عادی در والدین دانشآموزان دارای نارسایی بینایی از فراوانی بیشتری برخوردار است و در زمینه نوع نسبت و در مقایسه فراوانی خویشاوندی پسر عموی - دختر عمو (5/15%) بالاترین فراوانی و پسردایی – دخترعمه(6/5) کمترین فراوانی را داشتند. ازدواج خویشاوندی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی در مقایسه با مقطع دبیرستان کاهش داشته است که نشانگر تأثیر اقدامات پیشگیرانه مسوؤلان ذیربط است.
شرایط خلقت در تمامی جهان و برای تمامی کودکان یکسان است. همه ی افراد بشر به یک نحو پا به این دنیای خاکی میگذراند و نطفه آنان نیز به یک طریق بسته میشود. ولی حتی دو کودک را در این جهان پهناور نمیتوان یافت که از نظر خصوصیات جسمانی و روانی کاملاً یکسان باشند. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که در میان مخلوقات خداوند عده ای با دیگران از نظر جسمی و روحی تفاوتهایی دارند، علاوه بر برخی تفاوتهای ظاهری چون قد، رنگ مو، رنگ چشم، عده ای دیگر از ابنای بشر تفاوتهای دیگری نیز با همنوعان خود دارند، مثلاً عده ای از نظر دید با دیگری متفاوت اند و یا از نظر شنوایی چون دیگران نیستند و گروهی از نظر هوش و استعداد فراگیری قدرت دیگران را ندارند و یا بالعکس از دیگران برترند. به طوری کلی این کودکان را کودکان استثنایی مینامند (پاکزاد، 1376).
درصد چشمگیری از کودکان بر اثر عوامل گوناگونی (چون: عوامل ارثی، عوامل دوره بارداری، اشکالات هنگام تولد و یا بروز بیماریها و حوادث در سالهای طفولیت) دچار نقیصههایی از نظر ذهنی و جسمی (نابینایی و ناشنوایی و...) میگردند.
نقص بینایی بیش از هر معلولیت دیگر ناتوانی به بار میآورد. دلیل ترس ما از نابینایی آن است که نابینایی نمایان تر از سایر معلولیتهاست. دلیل دیگر نقش مهمی است که چشمها در ایجاد روابط اجتماعی ایفا میکند. فرد نابینا در ایجاد ارتباط با دنیای اطراف خود دچار مشکل میشود. در شناخت بسیاری از مفاهیم و مطالب مانند رنگها و... دچار مشکل میگردد و میان خود و دیگران فاصله ای را احساس میکند که دلیل آن نقص بینایی است (محقق، 1387).
یکی از عوامل ایجاد معلولیت بینایی عوامل ارثی است که از طریق مکانیسمهای وراثتی از نسلهای قبل به فرد منتقل میگردد.
در واقع وجود ژنها است که باعث تفاوتهای گوناگون و ویژگیهای غیر اکتسابی افراد میگردد. اگر ژن بیماری زایی که در روی یک کروموزوم هست در روی کروموزومهای جفت آن نیز یافت شود کیفیتی حاصل میگردد که به آن هموزیگوت میگویند.
عامل همخونی در ایجاد ناهنجاریها تاثیر فراوان دارد زیرا بیماریهای متعدد که از نسلهای قبل ظاهر نشده اند، احتمال بیشتری دارند که در اثر پیوند دو همخون ظاهر و بارز شوند. هرقدر نسبت همخونی بیشتر و نزدیکتر باشد خطر احتمال بروز خصوصیات منفی و بیمارگونه بیشتر است (افروز، 1381).
زیرا ازدواج خویشاوندی باعث افزایش درصد هموزیگوت شدن و خالص شدن یک ژن معیوب شده، لذا میزان شیوع ناهنجاری ارثی و مادرزادی در فرزندان اینگونه زوجین بیشتر از زوجین غیر خویشاوند خواهد بود (نقل از غیاثی، 1375).
خویشاوندی عبارت است از مجموعه ای از پیوندهایی که به دلیل قرابت نسبی، سببی یا رضاعی بین عده ای از افراد وجود دارد. لذا خویشاوندی دارای انواع نسبی، سببی و رضاعی است (نقل از غیاثی، 1375).
اصولاً خویشاوندی از نظر علم ژنتیک به افرادی گفته میشود که دارای اجداد مشترک و بالطبع ژنهای مشترک باشند، والدین و فرزندان یا خواهران و برادران را در اصطلاح خویشاوندان درجه اول مینامند.
نسبت خویشاوندی این افراد برابر است (50 درصد ژن مشترک). عموها، عمهها، خالهها، داییها را با توجه به برادرزادهها، خواهرزادهها و امثال آنها خویشاوندان درجه دوم گویند. درجه خویشاوندی آنها میباشد. پسرعمو، دختر عمه و پسرخاله و دخترخاله و امصال آنها را خویشاوندان درجه سوم مینامند، درجه خویشاوندی این قبیل اشخاصل نسبت به یکدیگر برابر میباشد. (نقل از پلاسی زاده، 1376).
عوامل و مشکلات وراثتی باعث ایجاد اختلالات فراوان در رشد جسمی و ذهنی کودکان میگردد.ازدواج با همخون یا ازدواج فامیلی احتمال بروز معلولیتهای گوناگون را بیشتر میکند. بدین ترتیب که هرگاه والدین با هم فامیل باشند (یعنی ناقل خصوصیات یک خانواده باشند) در صورتی که نسلهای گذشته این خانواده ضایعه ای بروز نموده باشد احتمال بارز شدن ناهنجاری به مقدار زیادی افزایش مییابد . (منبع قبلی)
مسئله ای که پژوهشگر در پژوهش حاضر قصد بررسی آن را دارد این است که آیا در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی شهر تهران ، ازدواج خویشاوندی بیش از سایر علل رایج نابینایی وجود دارد و همچنین آیا فراوانی ازدواجهای خویشاوندی در والدین دانش آموزان مقطع دبستان و دبیرستان تغییری داشته است یا خیر .
مهمترین عامل معلولیت زایی، ازدواج فامیلی است که علت آن عامل همخونی است که در میان اقلیتها و روستاییان و خانوادههایی که ازدواج با نزدیکان همخون متداول است (مانند دختر عمو، پسر عمو – دختر خاله، پسر خاله و...) نابهنجاریهای ارثی بیش از دیگران میباشد، هرقدر نسبت خونی بیشتر و نزدیکتر باشد احتمال بروز خصوصیات منفی و بیمارگون بیشتر است (افروز، 1381). وفراوانی ازدواجهای خویشاوندی در حال حاضر باعث میگردد که سالیانه کودکان معصوم زیادی قربانی انواع معلولیتها شوند. لذا انجام پژوهشهایی در زمینه تاثیر ازدواجهای فامیلی بر بروز نارسایی بینایی موثر خواهد بود . با توجه به عدم آگاهی بعضی والدین از عواقب و خطرات این ازدواجها ، اهمیت این گونه پژوهشها در افزایش اطلاعات جامعه انکار ناپذیر است ، زیرا پیشگیری مقدم بر درمان محسوب میگردد و میتواند گام موثری باشد در سالم سازی نسل آینده . با انجام مشاورههای ژنتیک میتوان پیشگیری موثری از بروز این گونه اختلالات داشت و تعداد اختلالات بینایی ناشی از زادواجهای فامیلی را کاهش داد. (محقق، 1387).
ازدواجهای همخون از لحاظ ژنتیکی بسیار مهم است. چرا که نزدیک بودن زن و شوهر موجب افزای آللهای مشترک میشود و در نتیجه ایجاد هموزیگوت میکند. بیماریهای ارثی همخونها افزایش مییابد، لذا در برخی از جامعهها قوانینی برای ازدواج وضع کرده اند که مانع از پیوستگیهای نزدیک میشود. ازدواجهای خانوادگی و همخونی علاوه بر افزایش آزارهای ارثی و بیماریهای ژنتیک در نفوس موجب اغطاط مزاجی، کوتاهی عمر، گاهی موجب عقیمی، کاهش قدرت حیات و سقط جنین میگردد (به علت وجود ژنهای مرگبار) (مولوی، 1335).
از زمان داروین به خوبی میدانستند که همخونیهای طولانی موجب کاهش نیرومندی و قدرت جسم و جان میشود و از طول عمر میکاهد. به علاوه زحمات سوتروتاباخ[1] نشان میدهد که تعداد کودکانی که مبتلا به بدشکلی و نابهنجاری هستند بیشتر از ازدواجهای نزدیک و همخون حاصل میشود. فرزندان پدر و مادری که نسبت خیلی نزدیکی دارند (ازدواج با عمه، خاله، دایی، خواهر و غیره) به شکلهایی فراوان تری را از سایر ازدواجها نشان میدهد. به هر حال باید دانست که ازدواجهای نزدیک نتایج شوم و پشیمان کننده ای در بر دارد مگر این که خانواده کاملاً سالم و عاری از هر نوع بیماری باشد (مولوی، 1335).
با توجه به تعداد دانش آموزان استثنایی که هر ساله نیز بر تعداد آنها افزوده میشود و با توجه به ازدواجهای همخونی که در کشور صورت میگیرد ، هدف پزوهش حاضر یافتن ارتباط دو عامل خویشاوندی والدین و نارساییهای بینایی است تا رهنمودی باشد برای کلیه جوانانی که در آستانه ازدواج قرار دارند.
1) آیا میزان ازدواجهای خویشاوندی و عادی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی تفاوت معنیداری دارد؟
2) آیا فراوانی ازدواجهای خویشاوندی در والدین دانش آموزان دارای نارسایی بینایی مقطع ابتدایی شهر تهران تفاوت معنیداری دارد؟
ازدواج فامیلی (خویشاوندی)[2]: ازدواج بین دو نفر که با یکدیگر خویشاوند بوده و دارای ژنهای مشابه با ساختمان یکسان هستند. ژنهای مشابه را از اجداد و گذشتگان مشترک دریافت کرده اند (نقل از خانعلی زاده، 1378).
ازدواج فامیلی درجه یک[3]: منظور از ازدواج پسر عمو – دختر عمو، پسر خاله - دختر خاله، پسر دایی – دختر عمه و پسر عمه – دختر دایی است (نقل از خانعلی زاده، 1378).
صفت: صفت، حالت ساختمان و یا عملی است از بدن، یا عضوی از بدن که وسیله تمایز دو فرد مختلف یک گونه میشود (هیئت مولفان، 1369).
صفات بارز: یعنی یکی از دو صفتی که در والدین وجود دارد، که یکی ظاهر شده است و خصوصیات صفات مربوطه آن در اندام موجود زنده (ارگانیسم) پدیدار میشود. به عنوان مثال چشم مشکی در فردی که چشمان وی مشکی است، ولی در عین حال دارای ژن چشم آبی نیز میباشد، ژن بارز به شمار میرود.
ژن مکنون یا نهفته: به ژنی اطلاق میشود که در سلول موجود زنده وجود دارد، لیکن خصوصیت آن در حضور یک ژن بارز مخفی مانده است. در مثال بالا، ژن چشم آبی در مقابل ژن چشم مشکی وجود دارد، لیکن نهفته مانده است (هیئت مولفان، 1369).
خالص یا هموزیگوت: موجودی را از حیث صفتی خالص میگویند که، یاختههای جنسی به وجود آورنده صفت مزبور از یک نوع باشند، مسلم است که چنین موجودی خود یاختههای جنسی مشابهی از نظر ایجاد همین صفت به وجود خواهد آورد.
ناخالص یا هتروزیگوت: ناخالص به موجودی گفته میشود که یاختههای جنسی به وجود آورنده وی یکسان نباشد. بدون تردید، یک فرد ناخالص یاختههای مشابهی ندارد (50 درصد از یک نوع و 50 درصد از نوع دیگری خواهند بود).
ژنوتیپ و فنوتیپ: ژنوتیپ نمایانگر مجموعه عوامل ارثی یا ژنهایی است که در یک فرد وجود دارد. فنوتیپ تنها به صورت ظاهری و قیافه یک موجود گفته میشود.
ژنهای آلل یا ژنهای همردیف: هر صفت ارثی توسط دو ژن ظاهر میشود. یکی از این زنها متعلق به پدر و دیگری از آن مادر است. این قبیل ژنها در روی یک جفت کروموزوم همتا نقاط مشابهی را اشغال کردهاند و در اصطلاح به نام ژنهای همردیف یا ژنهای آلل نامیده میشوند .
نابینایی: انجمن نابینایی آمریکا برای افرادی که اصلاً بینایی قابل استفاده ندارند اصطلاح نابینا و نابینایی را پیشنهاد میکند (AFB، 1997).
کم بینایی: کم بینا به فردی اطلاق میشود که تیزی دیداری وی در چشم برتر و پس از ترمیم (استفاده از وسایل کمکی) یا کمتر است (نامنی، 1381)
بینایی یکی از منابع مهمی است که برای کسب دانش از آن استفاده میکنیم. همچنین بینایی ما را از خطر مصون میدارد و ما را از حوادث و وقایع اطرافمان مطلع میکند.
نابینایی مرزی نمیشناسد و بدون در نظر گرفتن سن، جنس، ملیت، مذهب، نژاد و طبقه ی اجتماعی و اقتصادی، ممکن است افراد را مبتلا سازد.
همانطور که ذکر شد معلولیت بینایی میتواند در هر سنی به وجود آید. چنانچه معلولیت شدید بینایی از بدو تولد وجود داشته باشد (معلولیت بینایی مادرزادی) نامیده میشود.
افرادی را که پس از تولد (به خصوص پس از دو سالگی) نابینا میشوند، نابینایی اکتسابی مینامند. معمولاً افراد بینا اطلاعات مختصری درباره نابینایان دارند. برخی افراد تصور میکنند که بین افراد بینا و نابینا از نظر حسی – حرکتی، رفتاری و شناختی تفاوتهای بسیاری وجود دارد و حتی گاهی خود نابینایان نیز چنین میپندارند که در دنیای تاریک و سیاهی به سر میبرند. اما حقیقت این است که تفاوت میان این دو گروه فقط در حد دیدن و ندیدن است و ویژگیها و خصوصیاتی چون خلق و خو، استعداد، علایق، تمایلات و نظایر آن تفاوتهای فردی است که در بین کلیه افراد یکسان است.
نابینایی را میتوان یک «ویژگی» یا «خصیصه» هم در نظر گرفت. زمانی که نابینایی را به عنوان یک ویژگی یا یک خصیصه ی بهنجار، مانند صدها ویژگی دیگری که هر یک از ما باید با آنها زندگی کنیم پذیرفته شود، آنگاه میتوانیم نیازهای واقعی نابینایان را درک کنیم و آنها را از نیازهای غیرواقعی یا ساختگی که بعضاً ساخته و پرداخته ذهن ماست، تمیز دهیم. بدین گونه میتوانیم ادعا کنیم چنان چه به نابینایان هم فرصت داده شود، میتوانند پا به پای بینایان بیاموزند و تحول یابند (نامنی، 1381).
از نظر تربیتی افراد نابینا به کسانی اطلاق میشود که میزان بینایی آنها پس از بکارگیری وسایل کمک بینایی مثل عینک با ذره بین به حدی کم و محدود باشد که برای آموزش آنها نتوان از برنامهها روشها و مواد آموزشی دانش آموزان عادی استفاده کرد که در این صورت مجبورند خواندن را به وسیله بریل یا با استفاده از روشهای سمعی فرا بگیرند (هالاهان و کافمن، 1371).
علاوه بر این طبقه بندی پزشکی از نابینایی طبقه دیگری نیز وجود دارد که به آن نیمه بینا، میگویند. نیمه بینا به کسی اطلاق میشود که میزان باقیمانده بینایی وی پس از بهره گیری از وسایل و امکانات کمک بینایی متناسب با بینائیش و در نتیجه حداکثر ترمیم بینایی در چشم سالم تر از بیشتر از کمتر باشد (هالاهان و کافمن، 1371).
چنین فردی قادر است به وسیله عینکهای مخصوص و ذره بینهای مخصوص از خط عادی و کتابهای معمولی و یا از طریق درشت نویسی و کتابهای درست خط (ویژه نیمه بینایان) به تحصیل بپردازد. دید به آن معنا است که شخص در فاصله 20 پایی چیزی میبیند که فرد با دید معمولی آن را در 200 پایی تشخیص میدهد (با این حساب تیزبینی نرمال است) (نامنی، 1363).
با توجه به تعاریف بالا، چگونگی شناخت تشخیص میزان بینایی را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
1. نابینایی مطلق و یا فردی که فقط نور را تشخیص میدهد و حرکت دست را از فاصله 3 پایی (حدوداً 60 سانتی متر) تشخیص نمیدهد، یعنی میزان بینایی حدود است.
2. افراد نابینایی که از فاصله 3 پایی قادر به شمردن انگشتان نیستند، لیکن حرکت دست را به خوبی تشخیص میدهند، یعنی میزان بینایی حدود است.
3. افرادی که به خوبی قادرند رفت و آمد خود را به تنهایی انجام دهند، لیکن خطاهای درست روزنامه را تشخیص نمیدهند، میزان بینایی حدود است.
4. افرادی که قادرند حروف درشت روزنامه را بخوانند، میزان بینایی آنها حدود است.
5. افرادی که در مرز بینایی و نابینایی قرار دارند و قادر به انجام کارهایی که بینایی رکن اساسی آن را تشکیل میدهد نیستند، میزان دیدشان حدود است.
با توجه به مطالب بالا و با در نظر گرفتن میزان بینایی چنانچه فردی بتواند با استفاده از ذره بین و یا خطوط درشت و نظایر آن به مطالعه و آموزش بپردازد، وی را نیمه بینا مینامند. در صورتی که این امر فقط به وسیله حس شنوایی و لامسه امکان پذیر باشد، نابینا نامیده میشود (نامنی، 1363).
اختلالات بینایی بر حسب شدت حس بینایی، میدان دید و کارایی بینایی تعریف میشوند. برای سنجش توانایی بصری چشم جهت دیدن اشیای دور از صفحه اسنلن[4] استفاده میگردد.
این صفحه با حرف E بزرگ شروع شده تا به کوچک ترین اندازه خود میرسد. که یک چشم طبیعی میتواند حرف E بزرگ را در فاصله 200 فوت به خوبی میبیند. زمانیکه دید یک فرد در زمره ی افراد نابینا به شما میآید یعنی میدان دید در دامنه میباشد. این معلولیت به طور قابل توجهی بر عملکردهای فردی، اجتماعی و به خصوص آموزش کودک تاثیر میگذارد (عبدی پور، 1380).
نوع دیگری از طبقه بندی بینایی وجود دارد که چنانچه میدان دید فرد (یعنی حدودی از فضای مجاوری که میتوان آنها را در یک زمان دید) به شدت محدود شود، آن فرد را میتوان در حکم افراد بینا محسوب نمود. حتی اگر میزان بینایی او بهتر از باشد. این محدودیت بینایی اغلب تحت عنوان «بینایی کانونی» نامیده میشود.
درجه تاثیر بینایی به این معناست که یک فرد تا چه حد خوب میتواند از بینایی خود استفاده نماید یعنی چگونگی اطلاعات بینایی در مغز پردازش شده و مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر قرار گیرد. (منبع قبلی).
کودکانی نیز وجود دارند که بینایی آنها کم یا جزئی باشد و یا آثاری از بینایی در آنها وجود دارد. این کودکان نیمه بینا هستند و شدت بینایی آنها از تجاوز نمیکند.
بینایی کم و بینایی جزئی به یک معنا نیستند. بینایی کم بر حسب کاهش روشنی یا وضوح تعریف میشود. حال آن که بینایی جزئی بر حسب فاصله از صفحه اسنلن تعریف میگردد.
کودکان کاملاً نابینا خواندن را از طریق لمس و حس لامسه میتوانند انجام دهند در حالیکه کودکان نیمه بینا از حروف و علایم چاپی درشت خط نیز میتوانند استفاده نمایند.
شیوع معلولیت نابینایی نسبت به معلولیتهای دیگر کمتر رایج است و تقریباً از هر 1000 کودک دبستانی یک نفر دچار آن است (عبدی پور، 1380).
طبقه |
چشم مشکل دار |
چشم سالم |
درصد اختلال |
|
نوع D |
6.24 تا 63 |
6.18 تا 6.9 |
20 درصد |
|
نوع اول |
6.60 تا صفر |
6.36 تا 6.18 |
40 درصد |
|
نوع دوم |
3.60 تا صفر |
4.60 تا 6.60 یا میدان دید 20 تا 11 |
70 درصد |
|
نوع سوم |
----- |
3.60 تا 1.60 یا میدان دید 100 |
100 درصد |
|
نوع چهارم |
میدان دید 100 |
میدان دید 100 |
----- |
|
فرد دارای یک چشم |
----- |
6.60 |
30 درصد |
جدول 2-2: طبقه بندی اختلالات بینایی(عبدی پور، 1380).
به فردی دانش آموز نابینا اطلاق میشود که فاقد بینایی بوده و یا میزان باقیمانده بینایی او علیرغم استفاده از وسایل کمک بینایی به حد کم و محدود ایجاب نماید آموزش وی از طریق روشهای آموزشی ویژه نابینایان و خط بریل صورت پذیرد. حداکثر حدّت بینایی اصلاح شده چنین دانش آموزی را کمتر بوده و یا زاویه دید او در بزرگترین قطر 20 درجه بیشتر نیست.
به فردی دانش آموز نیمه بینا اطلاق میشود که میزان باقی مانده ی بینایی با استفاده از وسایل کمک بینایی به حدی کم و محدود است که قادر به استفاده از خطوط کتابهای عادی نبوده و برخورداری وی از آموزش و پرورش مستلزم استفاده از وسایل کمک بینایی مخصوص یا کتابهای درشت خط میباشد. حداکثر حدّت بینایی اصلاح شده چنین دانش آموزانی بیشتر از کمتر است (کورن، 1381).
بینایی را به چند صورت میتوان تعریف کرد. فرد نابینا قانونی به کسی گفته میشود که تیزبینی او در چشم بهتر و حتی با وسایلی که مورد استفاده قرار میگیرد مانند عینک، ذره بین یا کمتر باشد (فضل، بی تا).
در تعریف نابینا قانونی[5] از همان واژگانی استفاده میشود که متخصصان چشم برای توصیف تیزی دیداری[6] و میدان دید[7] به کار میبرند. تیزی دیداری، میزان جزئیاتی را که یک فرد میتواند ببیند در مقایسه با آن چه شخصی با دید بهنجار میبیند توصیف میکند. میزان دید به وسعت دامنه ی بینایی فرد (بدون حرکت دادن سر و چشمها) دلالت دارد و مانند زاویه با مقیاس درجه اندازه گیری میشود (نامنی و همکاران، 1381).
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 8033 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 71 |
بخشی از متن:
رفع خطر شامل از بین بردن خطرات ناشی از تخریب ساختمان در طول طرح مرمتی بنا می باشد.
الف: شمع کوبی
ب: جلوگیری ازفرو ریختن نما
استفاده از شمع بندی مایل برای جلوگیری از فرو ریختن نما ، در این نوع شمع بندی بار دیوار تئسط شمع ها یا حائل های مایل به زمین منتقل می شود .
تعیین مکان دقیق شمعها از نظر توانایی تحمل حداکثر بار کف و دیوار مهم است. خط مرکز شمع حایل باید با خط مرکز دیوار یا تکیه گاه کف تلاقی کند.
فهرست مطالب :
فهرست:
فصل اول:
رفع خطر
برنامه استحفاظی
فصل دوم:
بیوگرافی
مطالعات تاریخی
فصل سوم:
مطالعات پلانهای وضع موجود
مطالعات سازه بنا
مطالعات تاسیسات بنا
مطالعات پی
مطالعات پله
الگوهای اتاقها
دسترسی ها
شناخت تزئینات
فصل چهارم:
آسیبهای رطوبتی (صعودی و نزولی )
آسیبهای عناصر الحاقی و حذفی
آسیبهای تاسیساتی و مکانیکی
آسیبهای ترک
فصل پنجم:
مبانی طرح مرمتی
از بین بردن عوامل مخل
تقویت، بهسازی و تعویض
مرمت تزئینات
فصل ششم:
طرح مرمتی بنا (درمان)
فصل هفتم:
طرح احیاء
این فایل با فرمت پاورپوینت در 72 اسلاید قابل ویرایش تهیه شده است.
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 287 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 145 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
مقدمه .......................................... 1
فصل اول: کلیات
1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه ................. 6
1-1-1- تعریف اشتباه و تفاوت آن با واژه های مشابه. 6
1-1-1-1- تعریف اشتباه............................ 6
1-1-1-1-1- تعریف اشتباه در لغت................... 6
1-1-1-1-2- تعریف اشتباه در اصطلاح حقوقدانان....... 6
1-1-1-2- تفاوت اشتباه با مفاهیم مشابه............ 7
1-1-1-2-1- تفاوت اشتباه با خطا................... 7 1-1-1-2-2- تفاوت اشتباه با جهل.............................. 7
1-1-1-2-3- تفاوت اشتباه با سهو................... 8
1-1-2- تقسیم بندی اشتباه......................... 8
1-1-2-1- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار متعلق آن.... 8
1-1-2-1-1- اشتباه موضوعی ........................ 8
1-1-2-1-2- اشتباه حکمی(حقوقی).................... 9
1-1-2-2- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار کیفیت تحقق آن در ذهن 10
1-1-2-2-1- شبهه مصداقی.......................... 10 1-1-2-2-2- شبهه مفهومی ......................................... 11
1-1-2-3- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار میزان تأثیر آن در عمل حقوقی 11
1-1-2-3-1- اشتباه مانع.......................... 11
1-1-2-3-2- اشتباه معیوب کننده رضا............... 13
1-1-2-3-2- اشتباه بی اثر........................ 13
1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراده....... 14
1-2-1- تحلیل عناصر اراده........................ 14
1-2-1-1- مرحله تصور یا ادراک.................... 14
1-2-1-2- تدبر................................... 15
1-2-1-3- میل نفس................................ 15
1-2-1-4- قصد 15
1-2-1-5- قصد و رضا.............................. 16
1-2-1-6- کدامیک از مراحل اراده تحت اصابت اشتباه قرار می گیرد؟ 18
1-2-2- بررسی اراده باطنی و ظاهری................ 19
1-2-2-1- اراده باطنی و ظاهری در فقه امامیه...... 19
1-2-2-1-1- دلایل طرفداران اراده باطنی............ 20
1-2-2-2 اراده باطنی و ظاهری در قانون مدنی....... 21
1-2-2-2-1- بررسی اشتباه در اراده ظاهری.......... 22
1-2-2-2-1-1- اشتباه در بیان اراده............... 23
1-2-2-2-1-2- اشتباه در انتقال اراده ............ 23
1-3- مبنای اشتباه در موضوع مورد معامله.......... 24
1-3-1- اشتباه ناشی از توهم خود شخص.............. 24
1-3-2- اشتباه ناشی از تدلیس غیر................. 24
1-3-2-1- مفهوم اشتباه ناشی از تدلیس در موضوع قرارداد 24
1-3-2-2- ارکان اشتباه ناشی از تدلیس در موضوع.... 25
1-3-2-2-1- انجام عملیات (عنصر مادی)............. 25
1-3-2-2-2- قصد فریب (عنصر معنوی)................ 27
1-4- تعریف موضوع مورد معامله اقسام و شرایط آن... 27
1-4-1- تعریف موضوع مورد معامله.................. 27
1-4-1-1- موضوع مورد معامله در فقه............... 28
1-4-1-2- موضوع مورد معامله در حقوق ایران........ 30
1-4-1-3- نظریات مختلف در رابطه با موضوع مورد معامله 31
1-4-1-3-1- نظریۀ قصد مشترک متعاملین............. 31
1-4-1-3-2- نظریۀ عرفی بودن...................... 32
1-4-1-3-3- نظریۀ مختلط.......................... 32
1-4-1-3-4- نظریۀ هویت موضوع..................... 32
1-4-2- اقسام و شرایط موضوع مورد معامله.......... 34
1-4-2-1- اقسام موضوع مورد معامله................ 34
1-4-2-1-1- تقسیم مورد معامله از حیث ماهیت....... 34
1-4-2-1-1-1- مورد معامله ممکن است عین باشد...... 34
1-4-2-1-1-2- عمل مورد معامله.................... 35
1-4-2-1-1-3- تحقق تعهد یا سقوط تعهد............. 35
1-4-2-1-2- تقسیم مورد معامله از جهت وضعیت منطقی (کلی و جزئی بودن) 35
1-4-2-1-3- تقسیم مورد معامله از حیث خصوصیات نوعی و شخصی(مثلی یا قیمی بودن)........................................... 35
1-4-2-2- شرایط موضوع مورد معامله................ 36
1-5- تاریخچه اشتباه در معاملات................... 38
1-5-1- اشتباه در معاملات در حقوق رم ............. 38
1-5-1-1- دیدگاه مشائیون......................... 39
1-5-1-2- دیدگاه رواقیون......................... 40
1-5-2- اشتباه در معاملات در حقوق فرانسه.......... 40
1-5-3- اشتباه در معاملات در فقه امامیه........... 42
1-5-4- اشتباه در معاملات در قانون مدنی ایران..... 43
فصل دوم: قلمرو اشتباه در موضوع قرارداد
2-1- اشتباه در موضوع............................ 46
2-1-1- نظریۀ نوعی............................... 47
نقد نظریۀ....................................... 48
2-1-2- نظریۀ شخصی............................... 48
نقد نظریۀ....................................... 51
2-1-2- بررسی نظریه شخصی محض..................... 51
2-1-2-1- تعارض نظریۀ شخصی با اصل ثبوت در قراردادها. 51
2-1-2-2- تعارض نظریۀ شخصی با شرایط اساسی صحت قرارداد 52
2-1-2-3- تعارض نظریۀ شخصی با اصل تنجیز در قراردادها 53
2-1-3- نظریۀ مختلط.............................. 54
نقد نظریۀ....................................... 55
2-1-3-1- حقوق اسلام.............................. 55
2-1-3-1-1- اشتباه در اوصاف جوهری موضوع.......... 55
2-1-3-1-1-1- فقه امامیه......................... 55
2-1-3-1-1-2- فقه اهل سنت........................ 57
2-1-3-1-2- اشتباه در هویت موضوع................. 57
2-1-3-2- حقوق ایران............................. 58
2-1-3-3- حقوق فرانسه............................ 59
2-2- اشتباه در وصف موضوع........................ 61
2-2-1- اشتباه در وصف کیفی موضوع................. 61
2-2-1-1- اشتباه در وصف مذکور موضوع.............. 61
2-2-1-2- اشتباه در وصف ضمنی موضوع(غیر مذکور).... 63
2-2-1-2-1- اشتباه در وصف ضمنی عرفی.............. 64
2-2-1-2-1-1- اشتباه در وصف ضمنی سلامت موضوع...... 64
2-2-1-2-1-2- اشتباه در وصف ضمنی تساوی ارزش دو موضوع 66
2-2-1-2-2- اشتباه در وصف ضمنی طرفینی............ 66
2-2-2- اشتباه در وصف کمّی موضوع.................. 67
2-3- شرایط تأثیر اشتباه در موضوع قرارداد........ 69
2-3-1- اشتباه در علت عمده عقد یا اشتباه اساسی... 69
2-3-2- اشتباه در قلمرو تراضی باشد............... 72
2-4- نظریۀ اشتباه مشترک......................... 75
2-4-1- دلایل پیروان نظریۀ اشتباه مشترک........... 75
2-4-1-1- نظریۀ اشتباه مشترک پشتوانه اصل ثبوت در قراردادهاست 75
2-4-1-2- نظریۀ اشتباه مشترک با عدالت همراه است.. 76
2-4-2- دلایل مخالفان نظریۀ اشتباه مشترک.......... 76
2-4-2-1- نظریۀ اشتباه مشترک با منطق سازگارنیست.. 76
2-4-2-2- نظریۀ اشتباه مشترک با عدالت همراه نیست. 76
2-4-2-3- نظریۀ اشتباه فردی تعارضی با اصل ثبوت در قراردادها ندارد. 76
فصل سوم: اشتباه های موجب خیار فسخ
3-1- اشتباه های موجب خیار فسخ................... 79
3-1-1- مبنای اشتباههای موجب خیار فسخ............ 80
3-1-2- توجیه خیار فسخ بر مبنای نظریۀ اشتباه..... 80
3-2- اشتباه در اوصاف عرفی(فرعی)................. 83
فصل چهارم: اثرحقوقی اشتباه در موضوع قرارداد
4-1- اثر حقوقی اشتباه در موضوع.................. 88
4-1-1- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری موضوع در حقوق اسلام و ایران 88
4-1-1-1- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری در کل قرارداد 88
4-1-1-1-1- نظر عدم نفوذ......................... 88
4-1-1-1-1-1- طرح نظر عدم نفوذ................... 88
4-1-1-1-1-2- بررسی نظر عدم نفوذ................. 91
4-1-1-1-2- نظر بطلان............................. 94
4-1-1-1-2-1- حقوق اسلام.......................... 94
4-1-1-1-2-1-1- فقه امامیه....................... 94
4-1-1-1-2-2- دوم حقوق ایران..................... 95
4-1-1-2- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری در بعض قرارداد 97
4-1-1-2-1- مقدار موضوع قرارداد کمتر از میزان مقرر است. 97
4-1-1-2-1-1- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش مساوی هستند. 97
4-1-1-2-1-1-1- دلیل عرفی(بر بطلان بعض)........... 98
4-1-1-2-1-1-2- دلیل اداره عقود از جانب شارع (بر بطلان بعض) 99
4-1-1-2-1-2- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش متفاوت هستند. 100
4-1-1-2-2- مقدار موضوع قرارداد بیش تر از میزان مقرر است. 101
4-1-1-2-2-1- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش مساوی هستند. 101
4-1-1-2-2-2- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش متفاوت هستند. 102
4-2- اثر حقوقی اشتباه در هویت موضوع............. 102
4-2-1- حقوق اسلام................................ 102
4-2-2- حقوق ایران............................... 103
4-2-3- حقوق فرانسه ............................. 104
4-3- نتیجه...................................... 105
منابع و مآخذ
فارسی .......................................... 107
عربی .......................................... 109
چکیده
این رساله تحت عنوان بررسی اشتباه در موضوع قرارداد است . ابتدا تعریف اشتباه از لحاظ لغوی و حقوقی و تفاوت آن با واژه های مشابه مثل خطا و سهو و جهل و تعریف موضوع قرارداد و اینکه در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول، شروط و خیارات در کتب فقهی در بررسی قواعد فقهی مانند العقود تابعه للقصود ، المؤمنون عند شروطهم، اصاله اللزوم استنباط و در حد گنجایش این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است .
کلید واژه : اشتباه ،موضوع مورد معامله
مقدمه
درصحنه اجتماع ، اشتباه همواره یک عذر محسوب نمی شود . و اشخاص نمی توانند بدین بهانه ، خود را از مسئولیت ها و آثار اجتماعی آن رها سازند ،گاه شدت اثر اشتباه آن چنان بالاست که خردمندان جامعه از مکافات به اشتباه افتاده، چشم پوشی نمی کنند، هرچند گاه آنچنان ضعیف است که جای ملامت نیز نمی گذراند.
اشتباه در علم حقوق، باحفظ مفهوم عرفی خود چهره های گوناگون دارد . در روابط قرارداری ، گاه یک طرف یا هر دو طرف به علت تصور نابجایی که از حقیقت در ذهن خود پروارنده ، دچار اشتباه می شوند ، یکی خود را به اشتباه متعهد می داند ، دیگری به اشتباه کالای فروشی را به قصد هبه می پذیرد و سومی بدین پندار که با هنرمندی زبردست روبروست ، اثر عادی وی را بجای یک شاهکار هنری خریداری می کند .
نقطه جنجال برانگیز پدیدۀ اشتباه در تمامی نظامهای حقوقی در راستای ترجیح یکی از دو اصل است که آیا باید همگان را مطیع حاکمیت اراده دانست یا نظم وثبوت در معاملات را محفوظ
دانست .
با توجه به اهمیت نقش اراده در قراردادها، بررسی و تجزیه و تحلیل اراده و مطالعۀ عوامل مؤثر براراده شخص در هنگام انجام اعمال حقوقی، نیز مورد توجه واقع شد. اکنون بررسی عیوب اراده و چگونگی و میزان تأثیرآن در قراردادها از مباحث بسیار مهم حقوق تعهدات است و اشتباه به عنوان عیوب اراده در قوانین مدنی کشورهای مختلف مورد اشاره واقع شده است . اهمیت بحث وقتی روشن می شود که به خاطر آوریم در دنیای داد وستد هر کسی سعی دارد بیشتر بستاند و کمتر بدهد و در این کشاکش معمولاً دو عوض برابر نمی ماند ویکی از طرفین معمولاً بهرۀ بیشتری می برد ، همین مسأله باعث سود تجاری می شود ودادوستد را رونق می بخشد . پس تقریبا در هرمعامله یکی از طرفین می تواند ادعا کند که مرتکب اشتباه شده است . به این ترتیب بررسی این پدیده روانی و تعیین اشتباهای مؤثر در عقد بویژه در دنیای امروز که مبادلات تجاری و دادوستدهای بین المللی توسعۀ روز افزونی پیدا کرده ، اهمیت فوق العاده ای دارد . به مقتضای اصل حاکمیت اراده باید هر عاملی که با این اصل در تعارض باشد نادیده انگاشته شود و یگانه حاکم، ارادۀحقیقی اشخاص باشد.
علی رغم طرز فکر مزبور در حقوق امروز، سعی بر این است که اصل حاکمیت اراده در چهارچوبی منطقی شکل گیرد . از جمله مرزهای معقول اصل حاکمیت اراده ،اصل نظم ، و ثبوت در قراردادهاست در صورتی که آزادی ارادۀ افراد بخواهد با مصلحت ثبوت در قراردادها، تعارض و برخورد داشته باشد ، به ناچار بایستی تا حدی اصل نخست را فدای اصل دوم ساخت . نظامهای حقوقی به منظور حل تعارض دواصل مذکور ، تمهیداهایی اندیشیده اند مواد قانون مدنی ایران در زمینۀ اثر حقوقی اشتباه، مبهم ، معارض وپراکنده است . رویۀ قضایی، در این باره راه حلی ندارد . بسیاری از حقوقدانان با این ادعا که در فقه امامیه ، از اشتباه در موضوع ، سخن به میان نیامده سعی بر آن داشته اند تعارض مواد را بر اساس دکترین و رویۀ قضایی کنونی فرانسه حل کنند هرچند که عنوان اشتباه در موضوع قرارداد در متون فقهی به چشم نمی خورد ، اما در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول ، شروط ضمن عقد و در بحث از برخی قواعد فقهی می توان احکام راجع به آن را مطالعه و استنباط کرد . پس نبود واژه هایی خاص ، نباید سد راه تحقیق شود ، اشتباه پدیده ای نیست که ویژه ی عصری خاص یا فرهنگی خاص باشد . بدون تردید فقیهان دوراندیش ما از این پدیده سخن به میان آورده اند ،منتهی برای حل مشکلات باید در جستجوی مفاهیم بودتا واژه ها ، برای حل مسأله مزبور ،در طول نگارش این پژوهش سعی شده تا سرحد امکان مطالبی که راجع به اختلاف نظر دربارۀ اشتباه و تأثیر آن در قراردادها و مباحثی که در آن مطرح است بررسی شود تا نتیجه ای که از حل مسأله ارائه می شود منصفانه باشد .
طرح تحقیق
الف ) موضوع تحقیق ب) هدف تحقیق ج) روش تحقیق
الف ـ موضوع تحقیق:
موضوع این رساله اشتباه در موضوع عقد می باشد که با اکثریت آراء شورای پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران واحد شمال دانشکده آزاد اسلامی به تصویب رسید .
ب ـ هدف تحقیق:
نویسندگان حقوق در تفسیر اشتباه وتأثیر آن در قراردادها اتفاق نظر ندارند وتعابیر آنان مختلف و گاه متضاد است . وجود همین اختلاف نظرها دربارۀ اشتباه وتأثیر آن در قراردادها وروشن نبودن مفهوم اشتباهات مؤثر ، مثل مفهوم موضوع معامله در قانون گویا نبوده ونیاز به بررسی و دقت دارد وبه همین خاطر باید روشن ساخت که آیا منظور اشتباه در هویت موضوع عقد است یا در جنس موضوع یا آنکه اوصاف جوهری موضوع را نیز در بر می گیرد و یا اینکه آیا اشتباه مؤثر عقد را باطل می سازد یا غیر نافذ ؟ در قانون مدنی ایران تمییز اشتباه های مؤثر در صحت عقود ، اشتباه های موجب خیار فسخ بسیار دشواراست .
در صورتیکه اشتباه قصد و رضا را از بین نبرد و درزمرۀ خیارات نباشد در عقد تأثیری ندارد و یا بحث اشتباه در قانون از جمله اشتباهاتی است که باید آنرا در عقد بی تأثیر دانست .
اما اگر اشتباه در قانون به اشتباه های مؤثر در عقد منتهی شود، نه به واسطه اشتباه در قانون ،بلکه به این دلیل که اشتباهی که روی داده به حکم قانون در عقد مؤثر است، بر صحت عقد تأثیر
می گذارد و چنین مسائل و پرسش هایی اساس این نوشتار را تشکیل می دهد . اساسی و بنیادی بودن این گونه مباحث درسیر اندیشۀ فقهی ـ اجتماعی بیانگر این است که عقود و معاملات از جمله احکامی است که نقش بسزایی در چگونگی روابط انسانها با یکدیگر ایفا می کند تا ازتضییع حقوق جلوگیری شود .
ج ـ روش تحقیق:
دراین تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده و از منابع موجود در کتابخانه های مجلس شورای اسلامی ، ملی ،مدرسه عالی شهید مطهری و کتابخانه دانشکده بهره لازم را برده ام .
فصل اول
کلیات
1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه
1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراداه
1-2-1- تحلیل عناصر اراده
1-2-2- بررسی اراده ظاهری و باطنی
1-3- مبنای اشتباه در موضوع مورد معامله
1-4- تعریف موضوع مورد معامله ، اقسام و شرایط آن
1-5- تاریخچه اشتباه در معاملات
1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه
1-1-1- تعریف اشتباه و تفاوت آن با واژه های مشابه :
1-1-1-1- تعریف اشتباه :
1-1-1-1-1- تعریف اشتباه در لغت :
در اصطلاح لغوی ، اشتباه از «شبه» به معنای مانند شدن یا چیزی را به جای چیز دیگر گرفتن[1] و یا کاری را به غلط انجام دادن است.
1-1-1-1-2- تعریف اشتباه در اصطلاح علم حقوق دانان :
در اصطلاح حقوق دانان اشتباه عبارت است از تصور خلاف واقع از امری به طوری که آنچه را واقعی می پندارد غیر واقعی است و آنچه غیر واقعی است، حقیقت می پندارد.[2]
1- یکی از حقوقدانان فرانسوی در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : اشتباه ، نمایش نادرست حقیقت است .[3]
2- یکی از فقهاءی امامیه در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : اشتباه عبارتست از مطابق نبودن اراده ظاهری با اراده باطنی.[4]
3- یکی از فقهاءی اهل سنت در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : در اشتباه، انگیزه و دافعی که موجب قبول تعهد طرف به اشتباه افتاده شده با آنچه که در خارج است ، متفاوت است.[5]
1-1-1-2- تفاوت اشتباه با مفاهیم مشابه :
1-1-1-2-1- تفاوت اشتباه با خطا :
خطا در لغت به معنای نادرست،[6] گناه غیر عمد[7] واشتباه[8] آمده است.
خطا در صورتی که مقابل عمد باشد ، عبارتست از وصف عملی که فاعل آن دارای قوه تمییز بوده و به علت غفلت یا نسیان یا جهل و بی مبالاتی و عدم احتیاط عملی را بر خلاف موازین اخلاق (خطای اخلاقی) یا قانون، مرتکب می شود.
فاعل عمل خطائی بر عکس فاعل عمل عمدی قصد نتیجه ندارد.[9]
پس بنابر آنچه گفته شد خطا دارایی معنایی اعم از اشتباه است. و خطا محصول اشتباه است و یکی از علتهای خطا، اشتباه می باشد.
1-1-1-2-2- تفاوت اشتباه با جهل :
جهل در لغت به معنای نادانی و نادان بودن است. [10]
جهل در مقابل علم است و به دوقسم جهل مرکب و جهل بسیط تقسیم می شود .
جهل بسیط عبارتست از عدم آگاهی و نداشتن هیچ گونه صورت ذهنی از امری و جهل مرکب آن است که انسان یک تصور ذهنی از امری دارد و آن تصور خلاف واقع باشد با این تفصیل به سادگی می توان تشخیص داد که مراد از اشتباه همان جهل مرکب است ، زیرا ، جهل مرکب و اشتباه هر دو آگاهی و علم به امری بر خلاف حقیقت است[11]. بنابراین هر اشتباهی مبتنی بر جهل است ولی هر جهلی ضرورتاً در بردارنده اشتباه نیست.
1-1-1-2-3- تفاوت اشتباه با سهو :
سهو در لغت به معنای فراموش کردن ، خطا کردن و خبط کردن آمده است.[12]
سهو اشتباهی است ناشی از غفلت[13] یا فراموشی[14]، به طوری که با کوچکترین یادآوری شخص آگاه می گردد . بنابراین هر سهوی اشتباه است ولی هر اشتباهی سهونیست زیرا اشتباه تصور خلاف واقع از چیزی است ، خواه به کوچکترین چیز آگاه گردد خواه نه.[15] یعنی از لحاظ منطقی رابطه عموم و خصوص مطلق میان این دو مفهوم حاکم است.
1-1-2- تقسیم بندی اشتباه :
1-1-2-1- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار متعلق آن :
1-1-2-1-1- اشتباه موضوعی :
این نوع اشتباه در مورد واقعیتهای خارجی است و به عبارتی از این نوع اشتباه فرد در خصوص متعلق حکم قانون، دچار تصور خلاف واقع می گردد و در حالی که از اصل حکم قانونی مطلع
است ، در این موضوع که آیا مورد پیش آمده همان متعلق حکم است یا نه، دچار جهل یا تردید
می باشد.[16] مانند این که شخص در یک مهمانی مایعی را که نمی داند شراب و مسکر است می نوشد. در حالی که واقعاً آن مایع شراب بوده و شخص هم ازاینکه شارع اسلام شرب خمر را حرام کرده اطلاع دارد.
در فقه اسلام ازاشتباه موضوعی تحت عنوان شبهه موضوعی بحث می کنند مثال حقوقی مطلب آن است که شخص گلدانی را به تصور اینکه عتیقه است ؛ می خرد و حال آن که گلدان مزبور ساختۀ زمان حاضر است، اشتباه موضوعی در واقع اشتباه در موضوعات است.(در مقابل اشتباه در احکام قانون)
1-1-2-1-2- اشتباه حکمی(حقوقی) :
مراد از این نوع اشتباه که در فقه به شبهه حکمیه مشهور است. و معنایی نزدیک به جهل به حکم دارد، عبارتست از اشتباهی که در یافتن حکم قانون بر انسان عارض می شود. در این نوع از اشتباه دو حالت متصور است ، به این صورت که یا انسان در تشخیص حد و مرز و شرایط قانون و مفاد قواعد حقوقی دچار تردید می شود و تفسیر نادرستی از آن ارائه داده و آن را درست می پندارد یا اصلاً از وجود قانون در موردی بی خبر است ، کما اینکه تصور وجود قانونی را بنماید که اصلاً وجود ندارد.[17]
موارد شبهه حکمی محدود به اوامر قانونگذار نبوده بلکه در نواهی او نیز مورد عمل دارد .
در خصوص کیفیت تأثیر هر یک از این دو نوع اشتباه در اعمال حقوقی ، بعضی بر این عقیده هستند که چون هیچ کس جاهل به قانون فرض نمی شود بنابراین اشتباه حقوقی (بر خلاف اشتباه موضوع) در عقود تأثیری ندارد ؛ زیرا پذیرفتن این ادعا که شخص در وجود و مفهوم یک قاعده حقوقی و قانونی در اشتباه بوده است با اعتبار و ضرورت اجرای همگانی بودن قانون منافات دارد.
اما حقیقت آن است که در فرض آگاه بودن تمام جامعه از قانون ، اشتباه حقوقی خلاف واقع
است . چرا که اگر اجرای قوانین به طور ضروری منوط به آگاهی اشخاص از مفاد آن شود هیچ قاعده ای بدرستی اجرا نمی گرد و جز معدودی ، مشمول تکالیف قانونی قرار نمی گیرد، لذا برای حفظ اعتبار قانون و مصونیت بخشیدن به اجرای آن لزوماً باید پذیرفت، که جهل به قانون رفع مسئولیت نمی کند ، بنابراین نباید بین اشتباه حکمی و اشتباه موضوعی از نظر معلول نمودن اراده فرقی وجود داشته باشد ، زیرا وقتی که مبنای تأثیر، تصور نادرست (اشتباه) باشد، چه تفاوتی می کند که این تصور ناشی از جهل به موضوع باشد یا جهل به قانون ؟ لذا عقیده عمومی بر این است که اشتباه حقوقی مؤثر در عقد بوده و اراده را فاسد می کند. با این حال نباید چنین پنداشت که اشتباه حکمی خود مستقلاً یکی از اشتباهات مؤثر در عقد است ، بلکه از نظر اصولی باید دامنه اشتباه را منحصر به همان موارد مصرحه در قانون یعنی اشتباه در خود موضوع معامله و اشتباه در شخص طرف قرارداد داشت و اشتباه حکمی نیز صرفاً در صورتی که منتهی به یکی از این دو گروه گردد مؤثر در اعتبار عقد خواهد بود .[18]
1-1-2-2- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار کیفیت تحقق آن در ذهن :
برا ین مبنا یکی دیگر از تقسیمات شبهه عبارتست از شبهه مصداقی و شبهه مفهومی .
1-1-2-2-1- شبهه مصداقی :
مراد از شبهه مصداقی آن است که در تطبیق یک ماهیت (فقهی ، حقوقی ) برمصادیق و موارد مختلف تردید پیش آید ، مثل اینکه مفهوم « غنا » را بدانیم اما در تطبیق آن بر آنچه درحال اجرا است تردید کنیم ویا اینکه آیا اصطلاح خواسته مالی شامل دعوای ورشکستگی هم می شود یانه ( با اینکه مفهوم خواسته مالی به طور دقیق حتی بر عوام روشن است) این یک شبهه مصداقی است [19].
سؤال مطرح این است که وجه تفاوت و تمایز شبهه مصداقی با شبهه موضوعی در چیست ؟ در پاسخ مختصری میتوان گفت که دربحث شبهه مصداقی ، در مرحله تطبیق واقع یعنی موجود خارجی با یک مفهوم ، اشتباه رخ می دهد ، چنانکه فرد ، مایعی را که خمر نیست تطبیق بر مفهوم خمر تطبیق می دهد و احیاناً در مرحله بعد حکم خمر را در مورد آن جاری می کند . اما درشبهه موضوعی، شبهه در خصوص آن موضوع ، عوارض و صفات آن رخ می دهد و بحث تطبیق آن بریک مفهوم در مرحله بعد قرار دارد (ویا ممکن است اصلاً چنین مرحله ای مطرح نباشد) به عنوان نمونه در مثال فوق ، در مرحله قبل از تطبیق مایع خارجی با مفهوم خمر ، فرد باید آن مایع خارجی و خصوصیات آن را بشناسد و به عنوان نمونه بحث مسکر بودن یا نبودن آن را جویا شود حال چنانچه در این بررسی ها اشتباهی رخ دهد چنانکه مایع مزبور را که مسکرنیست، اشتباهاً مسکر بپندارد شبهه، شبهه موضوعی است و چنین شبهه ای ممکن است منتهی به شبه مصداقی گردد ، یعنی با توجه به شناخت نادرستی که فرد از واقع خارجی دارد در مرحله تطبیق آن بر یک مفهوم هم دچار اشتباه شده و نتیجه این که شبهه مصداقی رخ می دهد. بنابراین شبهه موضوعی ممکن است بعضاً منتهی به شبهه مصداقی گردد.
آنچه قابل تذکر است این که به جهت نزدیکی این دو نوع شبهه به هم و در هر دو مورد ، واقع خارجی رکن و محور تلقی می گردد و بعضاً از روی مسامحه آن را به جای هم به کار می برند.
1-1-2-2-2- شبهه مفهومی :
احتمال دارد که مفهوم یک اصطلاح فقهی و حقوقی روشن نباشد ، به طوری که ذهن در تصور مفهوم آن دچار شک و تردید شود ، مثالی که در فقه مشهور است شک و تردید در مفهوم غنا است ، غنا به چه چیزی گفته می شود . در باب قراردادها هم می توان به عنوان مثال« احوال شخصیه» را در نظر گرفت که آیا شامل جهیزیه هم می شود یا خیر؟ برخی از حقوقدانان هم اشتباه را در یک معیار کلی از دو نوع خارج ندانسته اند: اشتباه در قانون واشتباه در واقع.
1-1-2-3- تقسیم اشتباه به اعتبار میزان تأثیر آن در عمل حقوقی:
از آنجا که مبنای عمل حقوقی[20] را اراده تشکیل می دهد ، لذا تأثیر اشتباه بر عمل حقوقی هم از همین زاویه یعنی از راه تأثیر بر اراده خواهد بود. تأثیرگذاری اشتباه بر اراده همواره یکسان نیست، بلکه گاهی تأثیر آن به حدی است که تراضی را به طور کلی از بین برده و اراده را معیوب می سازد و گاهی منجر به معلول شدن اراده می گردد . به گونه ای که با اقدامات ترمیمی بعدی قابل تصحیح است ، گاهی هم کیفیت تأثیر اشتباه براراده، به قدری ضعیف وسطحی است که عرفاً به آن توجهی نمی شود. لذا از این دیدگاه سه نوع اشتباه قابل تصور است.
1-1-2-3-1- اشتباه مانع :
عبارتست از اشتباهی که تأثیرش بر اراده به حدی است که قصد را به طور کلی از بین برده لذا با فقدان قصد ، عقدی هم منعقد نمی گردد ؛ به تعبیر دیگر این نوع اشتباه مانع انعقاد عقد می گردد. و لذا عمل حقوقی انجام شده باطل خواهد بود و از این روست که این نوع اشتباه را اشتباه مانع یا مبطل عقد نام نهاده اند.[21]
اشتباه مانع در واقع ماهیت و اصل وجود عقد را تحت تأثیر قرار می دهد، برای مثال شخصی به دیگری مبلغی به عنوان قرض بدهد و او آنرا به عنوان هبه قبول کند و در اینجا چون توافق اراده وجود ندارد، لذا تراضی وجود نداشته و به طور طبیعی چون مبنای وجود عقد ، تراضی است ، عقدی هم بوجود نخواهد آمد ؛ چنین اشتباهی مربوط به اصل وجود تراضی است و ارتباطی به صحت آن پس از فرض وجود واقعی آن ندارد و بر این اساس است که پاره ای اساتید به شمار آوردن «اشتباه» را در زمره عیوب اراده در حقوق ایران را مبتلا به اشکال می دانند.
برخی هم گفته اند اشتباه مانع در مواردی رخ می دهد که بین دو طرف عقد ، سوء تفاهم رخ داده و هرکدام مقصود دیگری را که انگیزه اصلی او در تصمیم گرفتن است را به اشتباه
می فهمد ، بنابراین چون در اینجا اصلاًً توافقی وجود ندارد جمع زیادی از نویسندگان این نوع اشتباه را در زمره عیوب رضا نیاورده اند ، در حقوق ایران چون چنین اشتباهی به عنوان عیب رضا پیش بینی نشده است ، لذا می توان نتیجه تأثیر آن را بربطلان مطلق عقد دانست .
حقوق دانان عموماً از سه قسم زیر تحت عنوان اشتباه مانع نام می برند:
در این موارد چون توافق دو اراده برعنصر اساسی ( رکنی از ارکان عقد ) وجود ندارد بنابراین عقد باطل یا منعدم است . البته به شمار آوردن اشتباه در سبب تعهد در ردیف اشتباهات مانع مورد انتقاد هم قرارگرفته است .
مطابق این نظر اجماعی و اتفاقی ، در ا نعقاد عقد و به عبارت بهتر در پیدایش تراضی لازم است که قبول مشتری به طور دقیق مطابقت با ایجاب موجب داشته باشد . عموم حقوق دانان بر این مسأله اتفاق نظردارند و اهمیت قضیه به حدی است که موضوع وارد قوانین مدنی کشور ها نیز شده است . در ماده 194 ق.م ایران آمده است . الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعامیلن بوسیلۀ آن انشاء معامله می نمایند باید موافق باشد به نحوی که احد طرفین همان عقدی را قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء را داشته است و الا معامله باطل خواهد بود [22]
1-1-2-3-2- اشتباه معیوب کننده رضا :
مراد از این نوع اشتباه ، اشتباهی است که اگرچه رضا را به طور کلی از بین نمی برد ولی آنرا معیوب می سازد . ساختمان عمل حقوقی که برچنین رضایی بنا نهاده شده باشد نیز معیوب بوده ، منتها این عیب قابل رفع و جبران است . در این فرض دو طرف معامله بر سر ارکان اساسی معامله که قبلاً بیان شد یعنی نوع عقد ، هویت موضوع معامله و جهت تعهد به توافق رسیده اند ولی رضای آنها ناشی از پندار نادرستی است که از حقیقت داشته اند .
از جمله اشتباهات معیوب کننده رضا میتوان اشتباه را در اوصاف ذاتی موضوع معامله و اشتباه شخص طرف عقد (درجائی که علت عمده عقد است) را نام برد.
1-1-2-3-3- اشتباه بی اثر :
اشتباهی را گویند که تأثیر در رضا ندارد و لذا عقد از همان ابتدای انعقاد از صحت و استحکام کافی برخوردارد است ؛ از قبیل اشتباه درداعی ، اشتباه در محاسبه ، اشتباهات قلمی ، اشتباه در اوصاف فرعی و عرفی مورد معامله (وقتی که وارد قلمرو قرارداد نشده باشند) ، اشتباه در شخص طرف عقد (وقتی که علت عمده عقد نیست) ، اشتباه ناشی از جهل به قانون ، اشتباهی که موجب کمال می شود ، اشتباه در ارزش مورد معامله ، (درصورتی که متضمن غبن نباشد) و... اینگونه اشتباهات باید تصحیح شود و نمی توان به استناد آنها مدعی بطلان یا عدم نفوذ عقد شد.
1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراده
1-2-1- تحلیل عناصر اراده :
اشتباه نمایش نادرست واقعیت در ذهن انسان و در شمار پدیده های ذهنی روانی
به شمار می آید ، پس در بررسی چگونگی تأثیر اشتباه بر اراده لازم است از آن مراحل مختلف ذهنی که به اراده منتهی می شوند مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد .
باید دید اشتباه در کدامیک از این مراحل اراده تأثیر می گذارد ؟ پس لازم است روشن شود که آیا اشتباه مؤثر در عقد ، اشتباهی است که در قصد واقعی و نیت درونی فرد روی می دهد یا چنانچه در بیان اراده و اعلام آن و انتقال اراده به دیگری نیز اشتباهی روی دهد بر عقد و صحت آن اثر می کند ؟ چنانچه یکی از متعاملین ، از گفته دیگری تغییری در ذهن داشته باشد که با منظور گوینده مخالف با شد و آن شخص براین مبنا در رابطه قراردادی وارد شود ، چه تأثیری درعقد خواهد داشت و سرنوشت عقد چگونه است؟
از نظر روانشناسان و حقوقدانان مراحل تکوین اراده در کارهایی چون اعمال حقوقی چهار مرحله می دانند.
1-2-1-1- مرحله تصور یا ادراک :
در این مرحله همۀ عناصر عقد مورد نظرو نتایج آن در ذهن نقش می بندد و به ویژه موضوع تعهدهایی که از آن بوجود می آید مورد توجه قرار می گیرد . برای مثال درمورد عقد بیع ، مبیع و ثمن در ذهن تصور می شود و همین تصور محرک اراده برای انعقاد عقد می شود. بنابراین مرحله «تصور» نخستین مرحله زیربنای انجام فعل ارادی است . در این مرحله هرگاه اشتباهی درتصور ارکان اصلی عقد رخ دهد آن را باطل یا دست کم غیر نافذ می کند ، بطور مثال اگر فروشنده دو واحد مسکونی داشته باشد یکی در تهران ودیگری در اصفهان ، او قصد فروش خانه خود در تهران را داشته باشد و به انشای بیع اقدام کند و خریدار منزل اصفهان را در ذهن خود مجسم می کند و آن را بپذیرد ، چنین عقدی به واسطه تصور غلطی که وجود دارد هرگز ایجاد نمی شود .
وقایع گوناگونی در خارج روی می دهد و همانها باعث می شود که شخص بتواند چیزی را بخواهد یا نخواهد ، وقایع و شرایطی که ذهن را متوجه امکان انجام عمل و آثار آن می سازد داعی نامیده می شوند[23] و همین وقایع است که مبنای تصور می شود.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 240 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
تقدیم به :
دو موجود مقدس،
آنانکه ناتوان شدند تا من به توانائی برسم، موهای شان سپید شد تا من در اجتماع روسپید شوم و عاشقانه سوختند تا روشنگر راهم باشند و گرمابخش وجودم.
پدر و مادرم
و نیز تقدیم به همسر عزیزم که در این مسیر همراهم بود و دخترانم که دلسوزانه مشوق من بودند.
سپاس و قدردانی:
به روایت آیه ی شریفه «من لم یشکر المخلوق، لم یشکرالخالق»
لازم و ضروری است که مراتب دین و امتنان خود را نسبت به این عزیزان اعلام نمایم؛
استاد ارجمند سرکار خانم دکتر مهشید ایزدی که عالمانه در جایگاه استاد راهنما مرا از هدایت و راهنمائی هایشان جهت تدوین و گردآوری این رساله بهره مند ساختند.
استاد گرانقدر سرکار خانم دکتر فهیمه انصاریان که در دو عرصۀ علم و اخلاق از الطاف ایشان بهره مند گشتم و مشاورۀ ایشان روشنگر راهم بود جهت تهیه این رساله.
و جناب آقای دکتر حمیدرضا رضازاده که با دقت بینی و در عین حال حسن نظر در سمت استاد داور این پایان نامه بودند.
بسمه تعالی
تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب اکرم لطفی زاده دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه تعلیم وتربیت با شماره دانشجوئی 860006612 اعلام می نمایم که کلیه مطالب مندرج درپایان نامه با عنوان : بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام حاصل کار پژوهشی خود بوده وچنانچه دستاوردهای پژوهشی دیگران را مورد استفاده قرارداده باشم، طبق ضوابط و رویههای جاری،آنرا ارجاع داده و در فهرست منابع و مآخذ ذکر نموده ام .علاوه برآن تاکید می نماید که این پایان نامه قبلاً برای احراز هیچ مدرک هم سطح، پایین تر یا بالاتر ارائه نشده وچنانچه درهر زمان خلاف آن ثابت شود، بدینوسیله متعهد میشوم، درصورت ابطال مدرک تحصیلی ام توسط دانشگاه، بدون کوچکترین اعتراض آنرا بپذیرم.
تاریخ وامضاء
بسمه تعالی
در تاریخ:15/5/88
دانشجوی کارشناسی ارشد خانم اکرم لطفی زاده ازپایان نامه خود دفاع نموده و با نمره 5/19 به حروف نوزده و نیم و با درجه عالی مورد تصویب قرار گرفت.
امضا استاد راهنما
بسمه تعالی
دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکزی
دانشکده: روانشناسی و علوم اجتماعی
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است )
|
نام واحد دانشگاهی : تهران مرکزی کد واحد : 101 |
کد شناسایی پایان نامه : 10160619871014 |
|
|
عنوان پایان نامه : بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام |
||
|
نام ونام خانوادگی دانشجو : اکرم لطفی زاده شماره دانشجوئی : 860006612 رشته تحصیلی : فلسفه تعلیم و تربیت |
تاریخ شروع پایان نامه : 8/10/87 تاریخ اتمام پایان نامه : 15/5/88
|
|
|
استاد / استادان راهنما : دکتر مهشید ایزدی استاد / استادان مشاور : دکتر فهیمه انصاری |
||
|
آدرس: پیروزی، خیابان مقداد، فلکه دوم، کوچه امیرعزیزی، پلاک 8، واحد 6. تلفن :33055532 |
||
|
چکیده پایان نامه ( شامل خلاصه ، اهداف ، روشهای اجرا و نتایج به دست آمده ): مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد . روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است . سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از :1- جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم جایگاه دختران به صورت عام و خاص و اخص تعریف شده است. 2- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوتهایی احساس می گردد؟ آزادی در تصمیم گیری ، اعطای حقوق دختران ، مقام و مرتبت درصحنه سیاسی و حکومت ، تمایز تربیت دختران با پسران ،آزادی شکوفایی استعدادهای دختران نتایجی است که از این سوال بدست می آید . 3- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجوددارد ؟ پرورش عاطفی ،فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ،دینی و اخلاقی دختران راه کارهای موثر می باشد . 4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد؟ تفاوت ازنظر جسمی و عقلی و روانی و فزونی جنبه ی عاطفی زن برمردو همچنین عدم تشابه حقوق دختران با پسران دلایل این تمایز می باشد . 5- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند ؟ معاشرت درست و پسندیده ، حس مسئولیت پذیری ایمان به خدا و احترام به والدین وتلاش و کوشش برای تحصیل علم رامی توان از توقعات والدین برشمرد . 6- ارزش شخصیت و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟ اعتقاد به حقایق و تعالیم الهی و معرفت به حق و عادت دادن دختران به پایبندی فضائل و مقاومت در مقابل خواسته های نا مشروع از جمله مواردی است که موجب کمال و رشد دختران می شود . |
||
نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضا:
مناسب نیست
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
فصل اول:کلیات پژوهش
مقدمه.................................................................................................... 2
بیان مسئله.............................................................................................. 4
ضرورت و اهمیت تحقیق............................................................................ 6
اهداف تحقیق........................................................................................... 6
سوالات تحقیق......................................................................................... 7
تعریف واژه ها و اصطلاحات....................................................................... 7
تعریف جایگاه.......................................................................................... 7
مفهوم تربیت........................................................................................... 7
تعریف دین اسلام...................................................................................... 8
تعریف قانون........................................................................................... 9
مفهوم فقهی............................................................................................. 9
مفهوم حقوقی........................................................................................... 9
تعریف دختران........................................................................................ 9
فصل دوم: پیشینه پژوهش
مقدمه................................................................................................... 11
منزلت دختران در اسلام............................................................................. 13
سیمای دختران در قرآن ............................................................................ 13
فضیلت دختران در آینه ی روایات................................................................. 17
وجود دختر برکت می آورد......................................................................... 17
دختر نشانه ی سعادت خانواده...................................................................... 17
ثواب تربیت دختر.................................................................................... 17
ثواب سرپرستی دختران............................................................................. 18
ثواب شاد کردن دختر................................................................................ 18
پاداش تربیت دختر................................................................................... 18
دختران حسنات اند................................................................................... 18
خداوند به دختران مهربان تر است................................................................ 19
1- برای زدودن جهل ذاتی.......................................................................... 19
2- برای تداوم حیات................................................................................. 19
3- برای رعایت بینش اسلام........................................................................ 19
4- برای ادای حقوق................................................................................. 19
5- برای حیات اجتماعی............................................................................ 19
6- برای زندگی خانوادگی.......................................................................... 19
7- برای تربیت نسل................................................................................. 19
8- برای حیات سیاسی............................................................................... 20
دختران بهترین فرزندان ............................................................................ 20
دختر سپر آتش جهنم................................................................................. 21
بهترین دختران....................................................................................... 21
تقدم دختران در هدیه دادن........................................................................... 21
مقام دختر در نگاه امام خمینی (ره)................................................................ 21
ارزش دختر از دیدگاه اسلام........................................................................ 22
اسلام و فرزند دختر.................................................................................. 22
طرز تفکر اسلام درباره ی دختران................................................................ 23
عدم نقص.............................................................................................. 23
عدم ضعف............................................................................................ 23
عدم مذمت............................................................................................. 24
وجود خیر واحسان................................................................................... 24
عنایات اسلام درباره ی دختران.................................................................... 24
نجات او از قهر پدران............................................................................... 24
احترام به دختر........................................................................................ 24
توجه به تربیت دختر................................................................................. 25
اعطای امنیت اقتصادی.............................................................................. 25
استقلال دختران....................................................................................... 25
تشویق به حمایت از دختران........................................................................ 26
اهمیت دختران........................................................................................ 26
توصیه های اسلامی درباره دختران............................................................... 26
کفه عنایت............................................................................................. 27
درتربیت دختران..................................................................................... 27
دو جنسی بودن تربیت............................................................................... 27
دلایل دو جنسی بودن تربیت........................................................................ 27
اسلام و دو گونگی تربیت........................................................................... 29
دختر و حق تربیت................................................................................... 30
ضرورت و اهمیت تربیت دختران................................................................ 31
1- از لحاظ ادای حق ................................................................................ 31
2- از لحاظ خود فرد................................................................................. 31
3- از لحاظ عضویت جامعه........................................................................ 32
4- از جهت پرورش نسل .......................................................................... 32
5- در جنبه اصلاح جامعه.......................................................................... 32
6- از لحاظ فرهنگی................................................................................. 33
زیان عدم توجه به تربیت دختران.................................................................. 33
اصولی در تربیت دختران........................................................................... 34
در جنبه پذیرش....................................................................................... 34
در جنبه پرورش...................................................................................... 35
رعایت شوون......................................................................................... 35
توجه به اخلاق و عاطفه............................................................................. 36
اعطای اطلاعات لازم................................................................................ 36
در جنبه شرعی....................................................................................... 37
در سازندگی و هدایت................................................................................ 37
مساله روابط و ارتباطات دختران.................................................................. 37
حد و مرز آن.......................................................................................... 38
ضرورت آگاهی برای دختران..................................................................... 39
به گفته«لومبروزو»................................................................................. 40
ضوابطی برای روابط .............................................................................. 40
1- مراقبت در محیط اجتماعی..................................................................... 41
2- مراقبت در آمد و شد و خلوتها.................................................................. 41
3- در معاشرتها...................................................................................... 41
معاشرتها در سنین بلوغ............................................................................. 42
عوارض بی قیدی در روابط و مراقبت........................................................... 43
تربیت و سازندگی دختران.......................................................................... 44
غرض ما در سازندگی .............................................................................. 44
1- در آموزش وظایف خاص زن.................................................................. 45
2- وظیفه در برابر جنس او........................................................................ 46
3- در رشد و عزت نفس او......................................................................... 47
4- در آموزش موضعگیری ها..................................................................... 47
5- در مطالعات و سرگرمی ها..................................................................... 48
تربیت و بازسازی دختران.......................................................................... 48
امکان باز سازی ..................................................................................... 49
شناخت علل........................................................................................... 49
طریق درمان و اصلاح دختران.................................................................... 50
1- آگاهی ............................................................................................. 50
2- ایمان و عقیده..................................................................................... 50
3- استفاده از پند و اندرز............................................................................ 50
4- استفاده از ملاحظات............................................................................. 51
5- قهر و ملامت..................................................................................... 51
6-تهدید و اخطار..................................................................................... 52
7- تنبیه................................................................................................ 52
8- طرق دیگر........................................................................................ 52
تداوم بازسازی ....................................................................................... 53
هشدارها............................................................................................... 53
اهمیت روابط در تربیت دختران................................................................... 54
رابطه با پدر........................................................................................... 55
تربیت و مصالح فرزندان........................................................................... 55
کار پدر در تربیت.................................................................................... 56
حرمت گذاری پدر.................................................................................... 56
رعایت عدالت......................................................................................... 57
جنبه الگوئی پدر...................................................................................... 57
در رابطه با همسر................................................................................... 58
در ابراز عاطفه....................................................................................... 59
در اجرای انضباط.................................................................................... 59
پدران مستعفی........................................................................................ 60
لغزش های پدر....................................................................................... 60
نکته ها................................................................................................. 61
رابطه مادر با دختر.................................................................................. 62
نقش و نفوذ مادر...................................................................................... 62
نقش اخلاقی او........................................................................................ 63
نقش معنوی مادر..................................................................................... 63
رفتار و اخلاق مادر.................................................................................. 64
روابطش با همسر.................................................................................... 64
مادر و موضع گیری ها............................................................................. 65
در آموزش ها......................................................................................... 66
در محبت و نوازش.................................................................................. 66
مادر و اسرار دختر.................................................................................. 67
چند نکته............................................................................................... 67
فصل سوم: روش پژوهش
روش شناسی تحقیق.................................................................................. 70
مقدمه................................................................................................... 70
جامعه و نمونه پژوهش.............................................................................. 70
روش اجرای پژوهش................................................................................ 71
ابزار اندازه گیری و نحوه اجرای آن.............................................................. 71
طرح پژوهش......................................................................................... 72
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
مقدمه................................................................................................... 74
الف) تحلیل توصیفی ................................................................................ 74
ب) تحلیل استنباطی.................................................................................. 82
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
مسأله، روش و یافته ها به صورت خلاصه...................................................... 88
پیشنهادات محقق...................................................................................... 90
الف) برای پژوهش گران آتی...................................................................... 90
ب) برای دست اندرکاران امر تربیت............................................................. 90
محدودیت ها در تحقیق.............................................................................. 92
الف) محدودیت های در اختیار پژوهش گر...................................................... 92
ب) محدودیت های خارج از اختیار پژوهش گر................................................. 92
چکیده
مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد . روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است . سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از :1- جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم جایگاه دختران به صورت عام و خاص و اخص تعریف شده است. 2- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوتهایی احساس
می گردد؟ آزادی در تصمیم گیری ، اعطای حقوق دختران ، مقام و مرتبت درصحنه سیاسی و حکومت ، تمایز تربیت دختران با پسران ،آزادی شکوفایی استعدادهای دختران نتایجی است که از این سوال بدست می آید . 3- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجوددارد ؟ پرورش عاطفی ،فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ،دینی و اخلاقی دختران راه کارهای موثر می باشد . 4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد؟ تفاوت ازنظر جسمی و عقلی و روانی و فزونی جنبه ی عاطفی زن برمردو همچنین عدم تشابه حقوق دختران با پسران دلایل این تمایز می باشد . 5- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند ؟ معاشرت درست و پسندیده ، حس مسئولیت پذیری ایمان به خدا و احترام به والدین وتلاش و کوشش برای تحصیل علم رامی توان از توقعات والدین برشمرد .
6- ارزش شخصیت و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟ اعتقاد به حقایق و تعالیم الهی و معرفت به حق و عادت دادن دختران به پایبندی فضائل و مقاومت در مقابل خواسته های نا مشروع از جمله مواردی است که موجب کمال و رشد دختران می شود .
|
فصل اول کلیات پژوه |
مقدمه
در برهه ای از زمان به سر می بریم که از سوی دین ستیزان و کسانی که دین و دینداری را بزرگترین مانع در برابر امیال شیطانی و منافع مادی خویش می دانند، با طرح پروژه ی تقدس زدایی مانند: جدایی دین از سیاست، مشروعیت بخشیدن به پلورالیزم دینی، با شبه آفرینی و سکولار نمودن مفاهیم ارزشی و حیاتی، همچون ایجاد تردید و خدشه وارد نمودن به مسأله بسیار مهم و مقدس ولایت فقیه که متضمن استمرار خط انبیاء و سعادت جوامع انسانی است، قصاص که به صراحت قرآن، مایه ی حیات و امنیت فردی و اجتماعی انسان ها است، به عنوان حکم خشونت آمیز مطرح نمودن، و یا شهادت سالار شهیدان را نتیجه ی خشونت جداد بر شمردن و همه ی اینها بیانگر وجود یک توطئه ی خزنده ی فرهنگی برای خارج کردن پایانه های احکام نظری و عملی اسلام از صحنه ی زندگی جامعه ی بشری است.
در چنین شرایطی بر اهل قلم و اندیشمندان متعهد و متدین که مرزبانان معارف الهی اند، فرض است که در برابر مجسمه ی شبه افکنان که دانسته یا ندانسته ارکان دین خدا را هدف قرار داده اند، قلم هدایت اندیشه ها از نیام برکشیده و برای رفع غبار به شهادت از چهره ی گوهر دین و اذهان و افکار مردم به ویژه نسل جوان از هیچ کوششی دریغ نکنند.
البته این امر زمانی تحقق می یابد که شبه زدایی های منطقی و صحیح در قالب متد ها و روش های نوین جوان پسند تهیه و عرضه گردد(قائمی، علی.1371).
به رغم گذشت قرن ها از عصر جاهلیت و بی خبری مردم در بعضی جوامع باستانی، جای تعجب و تأسف است که بگوییم در عصر اتم و در اوج تکنولوژی و مدرنیسم و با وجود
پیشرفت های شگرف در فرهنگ ها و تمدن ها هنوز شاهد برخی بینش ها و تفکرات خرافی نسبت به نوزادان دختر هستیم.
اگر نگوییم که دختران مورد بی توجهی و گاه بی مهری برخی پدران قرار می گیرند اما یک نکته مسلم است و آن این که کم نیستند پدران و مادرانی که فرزند پسر را ترجیح می دهند و دختر را مورد کم مهری و کم توجهی قرار می دهند.
دختر و پسر هر دو انسانند و فضیلت و برتری هر انسان به مراتب انسانیت او بستگی دارد. هر کس در کسب کمالات انسانی به نقطه ی مطلوبی رسیده باشد در حقیقت چنین کسی می تواند انسان برتر جانشین خدا در زمین باشد.طرز تفکر دیگری که اکنون برخی روشنفکران و دگر اندیشان غربزده، هویت باختگان و یا مغرضان در پی اشاعه ی آن هستند، این است که اسلام را مخالف آزادی فعالیت زنان و دختران معرفی نمایند و بگویند: حقوق زنان و دختران در اسلام مورد غفلت قرار گرفته و ارزش آنان کمتر از مردان انگاشته شده است. هر چند هر انسان منصفی با اندکی آشنایی با معارف اسلام، بی پایگی این ادعاهای موهوم را در می یابد، روزی که دست توانا و هنرمند خالق هستی بر خاک نقش آفرینی کرد و آدم ابولبشر به عالم ناسوتی آورد و او را خلیفه ی خود خواند همسرش را نیز آفرید تا مایه ی آرامش و سکون وی باشد و در قلب هایشان مودت و رحمت را جایگزین ساخت و بدین سان اولین خانواده در تاریخ بشریت بر پایه ی مهر و الفت بنا گردید. از آن روز تا عصر حاضر که میلیاردها زن و مرد از نژادها و مذاهب و جوامع مختلف، به سبک ها و شیوه های گوناگون در این عالم زندگی می کنند و پیشرفت های عظیم بشر در صنعت و فن آوری و علوم و ارتباطات، بسیاری از موازنات طبیعت بر هم زده است، روابط زن و مرد دوران های مختلفی را پشت سر گذاشته است. مطالعه ی سیر تاریخی تحولات و تغییرات در جایگاه هر یک از زن و مرد نسبت به دیگری و رقابت در کسب برتری هر جنس بر جنس مخالف مسلما حاوی نکاتی جالب و درس آموز برای نسل امروز خواهد بود تا بدانند آنچه که امروز زن و مرد به اصطلاح متمدن بدان دست یافته اند پس از طی چه مراحلی صورت پذیرفته است و هر یک ار آنها تا چه اندازه ای به جایگاه واقعی و در خور شأن خود نزدیک و یا از آن دور شده اند.
بررسی نظر دین مبین اسلام بر منزلت اجتماعی دختران در دورانهای بیش از اسلام بهتر می توان دریافت که آنچه اسلام به عنوان کامل ترین آیین آسمانی و دستور زندگانی برای بشر سرگردان به ارمغان آورده است، تنها راهی است که می تواند انسان را به منزلگاه نهایی رهنمون کند. منزلگاهی که آزادی، عشق،ایمان، اخلاق، و تمام ارزش ها را یکجا در خود دارد.
ندای ملکوتی و آسمانی « اِنی جاعلٌ فیِ الاَرضِ خَلِیفَته » و بسیاری از آیات دیگر که سخن از شأن والای انسان در نظام آفرینش را مطرح کرده است، بدون شک متوجه جنس زن یا مرد به طور خاص نیست، بلکه در طی مراتب والای کمال انسان، آنچه موجب موفقیت و قرب بیشتر به آستان مقدس ربوبی و حیات طیبه مطلوب می باشد پروا پیشگی و عمل صالح است و هر کس به انجام وظیفه ی الهی و انسانی خویش پایبند تر باشد به مقصد نزدیک تر است. خداوند در قرآن کریم
می فرماید:
« مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکِرَ أو اُنثی و هُوَ مُؤمِنُ فَلَنُحیِیَنَهُ حَیاةً طَیبَةً »
یعنی : هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آورد، ما او را در زندگانی خوش و با سعادت می گردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که انجام داده، به او عطا می کنیم.
1-1 بیان مسئله :
در تربیت دختران نکات و لطایفی است که هر ولی و مربی مسئولی باید بدان توجه کند به ویژه در تربیت اسلامی آنان که اصل تفاوت بر تربیت بر مبنای جنسیت است، و روزی باید راهی طریقی شود که در آن دو گونه تربیت را با دو گروه از ویژگی های زیستی، فطری و عاطفی عرضه کند نظامی برای تربیت پسران و نظامی دیگر برای دختران ما در این بحث توجه جدید و بیشتری به تربیت دختران و ساختن آینده ی آنان عرضه خواهیم داشت (قائمی، علی.1362).
گمان بر این است که اگر بخواهیم جامعه سر و سامان داشته و به سوی رشد و حرکت باشد چاره ای نیست جز این که به تربیت دختران بپردازیم و حتی امر تربیت آنان را بر پسران مقدم داریم.
این نسل است که باید افراد شریف، متعهد، مؤمن، آگاه و خدمتگزار به جامعه بسازند و تحویل دهد رهبران جامعه، متفکران، مخترعان، افراد پاک و مسئول، مردان و زنان شایسته و عفیف دامن زنها برخاسته اند و این امر قابل تحقق نبوده و نیست، جز در تربیت اولیه شان و اعطای آن چیزی که می خواهیم از آنان بازگیریم.
برای پدران و مادران آگاه، طبقه حکمران مسؤول و پرورشکاران متعهد راهی جهت سازندگی و هدایت جامعه نیست جز راه تربیت و به پیروی این نسل و به کار انداختن قدرت فکری آنها در طریق خیر و صلاح و ایجاد رشد و مهارت و آگاهی عملی در این طبقه و در این امر باید سریعاً اقدام و تأکید کرد.
این نکته ی هشدار دهنده و دردآوری است همه ساله گروهی از کودکان به علت آشنا نبودن مادران به فنون تربیتی و قوانین طبیعت و ساختمان جسم و روان و خلقت او تلف می شوند، در حالی که در حالت حیوانات چنین وضعیتی نیست و یا رقم آمار تلفات آن کمتر است. این امر بدان خاطر است که حیوان در سایه ی هدایت الهی اش به پیش می رود و بشر باید بر اساس تعالیم الهی نسل خود را بسازد و به عمل آورد و طبیعی است که مسامحه و غفلتها و جهل ها زمینه ساز چنین شرایطی است. صدمه این امر بیشتر از آن جهت است که برخی از والدین و مربیان از دو جنسی بودن تربیت و فنون مربوط به تربیت دختران آگاهی ندارند.
اگر در جامعه ای فساد است ، انحطاط است ، لغزش و انحراف است، سیر رو به زوال ملکات و فضایل است ، بخشی از آن بدان خاطراست که دختران دیروز همسران خوب، مادران مؤمن و آگاه وسنگردارانی وفادار تربیت نشده اند.
و اگر بخواهیم در جامعه ای رشد و حرکت باشد، شرافت و نجابت حکومت کند، باید به دنبال مادران و دختران رویم و از آنها بخواهیم که چنین اهدافی را در خود پدید آورند و تثبیت نمایند. به گفته « فوریر » « تغییر در یک دوره تاریخی همیشه به وسیله ی پیشرفت و ترقی زنان تعیین می شود» مادران نا آگاه فرزندانی زنده به دنیا می آورند، با فطرتی خدا آشنا و گرایش به خیر و حسن، ولی به علت جهل و غفلت عامل مرگ روانی آنها می شوند و یا فطرتشان را در زیر توده هایی از خاکستر های گوناگون قرار می دهند.
این امر بدان خاطر است که به تربیت صحیح و اسلامیشان توجهی نشده است و راه نجات بازهم در بازگشت از وضع موجود به وضع مطلوب است. بنابراین مسئله در پژوهش حاضر، بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام است.
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق:
اگر دختران در جامعه اصلاح شوند می توان امید داشت که نقش فوق العاده در بنیاد های یک جامعه ی متحرک داشته باشند و هدیه ای به بشریت عرضه کنند.تربیت درست زمینه ساز وقار و آرامش زن است و این در شرایط سیاسی جامعه فوق العاده مؤثراست. به گفته آقای ایرانشهر:(اگر ازمن بپرسند که راهی برای تاسیس صلح بین المللی هست یا نه، می گویم هست و آن راه، تربیت زنان عالم است، به شرطی که همه زنان عالم به یک نحو صحیح تربیت شوند).
1-3 اهداف تحقیق :
بیان جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام از مهمترین اهدافی است که در تحقیق دنبال
می شود و این جایگاه ویژه را می توان با استفاده از روایات کلام ائمه استنباط نمود.
در این تحقیق هدف جلب توجه والدین و مربیان به امر تربیت دختران و جایگاه آنان
می باشد که همانا این دختران هستند که سازندگان واقعی جامعه و نسل آینده می باشند و سعادت یا انحطاط جامعه ای به نحوه تربیت و رشد امروزشان وابسته است. اهداف این پژوهش عبارتند از:
1- بررسی جایگاه دختران در دین اسلام.
2- راه گشائی برای بررسی جنبه های مختلف تربیتی در دین اسلام.
3- ارائه راه کارهای مناسب برای تربیت بهینه ی دختران بر اساس دیدگاه اسلامی.
1-4 سؤالات تحقیق :
1-جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است؟
2- ارزش شخصیت و تمام و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟
3- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند و حدود روابطشان یا آنها چگونه باشد؟
4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد ؟
5- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوت هایی احساس می گردد ؟
6- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجود دارد ؟
1-5 تعریف واژه ها و اصطلاحات :
1-5-1 تعریف جایگاه:
- جایگاه از نظر لغوی به معنای محل توقف، محل، مقام، موقعیت می باشد.
- جایگاه به مقام و محلی گفته می شود که بسیاری از مسائل بیرونی در تعیین آن نقش دارند و گاهاً جایگاه بسیاری افراد در مراتب اجتماعی بی تناسب با توانایی های آنان است.
- در مورد مفهوم جایگاه این مفهوم دارای خصلت عینی و ساختاری است که گویای مقام و موقعیت و جایگاه هر یک از عناصر و عوامل متعلق به حوزه های مختلف می باشد.
1-5-2 مفهوم تربیت :
- تربیت از نظر لغوی به معنای پروردن، پروراندن، آداب و اخلاق را به کسی آموختن، تهذیب کردن، توجیه نمودن سیاست و رهبری کردن و تغذیه دادن است .
- تربیت عبارت است از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب.
- تربیت به معنای ایجاد تغییرات مطلوب در انسان و به عبارت دیگر و بهتر تحولات ثمر بخش در محیط زندگی انسان به منظور ساختن و شکوفایی استعدادهای آدمی و یا تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب و انتقال طرز تفکر و احساس و عمل یک جامعه آیندگان.
از دیدگاه دکتر باقری به رغم دامنه ی محدودی که کلمه ی تربیت از(رب و) داشت، ماده ی (رب ب) و استعمال و مشتقات آن در ارتباط با انسان، فراخنای وسیعی از آیات قرآن را در بر گرفته است.
رب ب (که در صورت مضاعف،رب) می شود و عنصر معنایی دارد، مالکیت و تدبیر پس رب به معنای مالک مدبر است، یعنی هم صاحب است و تصرف در مایملک از آن او و هم تنظیم و تدبیر مایملک در اختیار او است.
در المفردات، رب در معنای مصدری معادل تربیت گرفته شده است، یعنی گرداندن و پروراندن پی در پی چیزی تا حد نهایت است.
1-5-3 تعریف دین اسلام :
-دین در لغت به معنای مختلف از جمله عادت، روش، قهر و غلبه و ریاست و فرمانبرداری آمده است.
- دین به معنای وسیع آن عبارت است از شناختن خدا و دانستن وظایف آدمی در برابر او و انجام آنها و دانستن تکالیف شخص نسبت به وجود خود و همنوعان خود است.
- دین به معنای حکم و داوری کردن، فرمانبرداری، کیش و شریعت می باشد.
فقط تعریف دین اسلام است که جامع تمام ادیان الهی است و به عبارت دیگر کامل ترین مرتبه از دین الهی به شمار می رود و آن عبارت است از مجموعه ی معارف، احکام و دستورالعمل هایی که منشأ الهی دارد و برای هدایت انسان و وصول به سعادت دنیایی و آخرتی به دست بشر می رسد.
منظور از اسلام، موارد مطرح شده در ثقل اکبر(قرآن کریم) و ثقل اصغر( روایات مستند بدست آمده از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین (ع) می باشد).
1-5-4 تعریف قانون:
- قانون در کتب لغت به معنای رسم، قاعده، روش،آیین می باشد.
- قانون امری است کلی که بر همه جزئیاتش منطبق می گردد و احکام جزئیات از آن شناخته می شود.
- قاعده ای است که مقامات صلاحیت دار آن را وضع و ابلاغ می کنند.
آنچه از اصول تعیین شده و جاری در جامعه که به صورت قراردادی و یا غیر قراردادی علاوه بر تعیین و تبیین نیازمندی ها به شرح توانمندی های جامعه پرداخته وموجب ایجاد تعادل و توازن ما بین نیازمندیها و توانمندیهای موجود در جامعه می گردد.
1-5-5 مفهوم فقهی:
- فقه به معنای دانستن یا فهمیدن است در معجم المقاییس اللغه می خوانیم فقه دلالت
می کند بر ادراک چیزی و علم نسبت به آن.
- در مجمع البحرین آمده است که معنای فقه فراتر از مطلق دانستن است و منظور از فقه علم و دانستنی است که همراه با دقت نظر و استنباط باشد.
- فقه به معنای علم و آگاهی دقیق نسبت به علوم دین و احکام دینی می باشد.
1-5-6 مفهوم حقوقی:
- حقوق جمع حق یعنی راستی ها، بهره ها، مواجب، اموال
- امتیاز و قدرتی که یک فرد در مقابل دیگران در زندگی اجتماعی دارد و از آن می تواند استفاده کند مثل حق آزادی، حق مالکیت، حق رأی.
- حقوق مجموعه قواعد الزامی حاکم بر روابط افراد جامعه می باشد.
1-5-7 تعریف دختران:
- دختر(دت)، فرزند مادینه انسان، بنت، ابنه.
- دختر مقابل پسر که فرزند نرینه ی آدمی است.
|
فصل دوم پیشینه پژوهش |
2-1 مقدمه:
اسلام بیش از همه مکاتب و فلسفه ها درباره زن نظر داده و از او حمایت کرده است. این مسئله صرفا ادعا نیست. نگاهی ولو اجمالی در منابع اسلام و در مباحث مربوط به زنان دعوی ما را ثابت می کند. این خطاست که بعضی ها گفته اند اسلام دین مردان است.اسلام دین انسان هاست و در آن زن و مرد مطرح نیست.
در بعضی از خانواده ها شوق داشتن پسر بیشتر از دختر است و بدین نظر دختران را به دیده تحقیر می نگرند. اما این امر بر اساس یک سابقه ی تاریخی و از جهاتی دارای ریشه های اقتصادی و اجتماعی است. بازمانده ای از افکار جاهلیت راجع به پسر و دختر است نه نظر اسلام در مورد زن.
اسلام از همان آغاز با این افکار پوچ و بی اساس مبارزه کرده و دختران را همانند پسران را مورد حمایت قرار داده است. اسلام زن را موجودی ناقص نمی داند که مثلا یک دنده از مرد کمتر داشته باشد بلکه موجودی تام الخلته اش می شناسد.
اسلام دختر را چون گلی در خانه مایه رحمت، زیبایی و احسان خداوند می داند مایه رحمت الهی است و در بزرگی و زندگی عامل پناه شوهر است و سبب سکون او تجسم و لبخند او رمزی از رمزهای الهی و مهر خداوندی است و حاکی از صدق و صفای اوست که آرامش بخش است.
اسلام به والدین دستور داد به فرزندان خود احترام کنید و عنایت خود را بیش تر به دختر معطوف می دارد.
پیامبر بزرگوار اسلام ختم المرسلین حضرت محمد(ص) می فرماید: (آنکس که صاحب ارزش و احترام و فردی محترم است به زن احترام می کند و تنها فرد پست و لئیم است که به زن اهانت روا می دارد.)
اسلام به تعلیم و تربیت دختران همت گماشت و تربیت او را به عنوان حقی ذکر کرد. اسلام زنان را مستقل کرد و از حالت تملک بودن رهایی شان داد و برای زنان حق مالکیت قائل شد. به زن حق رای داد و آزادش گذاشت که خود بتواند سرنوشت خود را تعیین کند. فردی که به خواستگاریش آمد مورد ارزیابی قرار دهد اگر خواست پاسخ مثبت به او بدهد و اگر نخواست پاسخ منفی و کسی حق ندارد او را به ازدواج مجبور کند.
از نظر اسلام وظیفه والدین نسبت به کودکان دختر، دشوارتر از پسران است چون انحراف از قانون فطرت و آیین صحیح، خانواده و بقای نسل شریف را در معرض خطر قرار می دهند. از این رو تعلیم و تربیت دختران باید دقیق تر انجام گیرد تا نهال وجودشان از راه فطرت منحرف نشود، بویژه هنگامی که تمایلات جنسی آنان شکفته می شود به حکم لطافت طبع ممکن است در معرض ناپاکی و بی عفتی قرار گیرند.
از آنجایی که دختران و پسران هر دو انسان محسوب می شوند و متعلق به یک نوع از موجودات هستند قاعدتا شیوه های تعلیم و تربیت(اعم از تربیت مذهبی یا غیر مذهبی) مشترکند.) البته ملاحظاتی ممکن است به ظهور برسد که بعضی از این شیوه ها را اختصاصی هم بکند. این عوامل می تواند جنسی، تاریخی و اجتماعی باشد. مثلا فرض کنید در جنبه جنسی با توجه به ساختار تقریبا متفاوت روانی و انگیزشی و هیجانی دختران نسبت به پسران، ایجاب می کند که بعضی از شیوه های تربیتی هم اختصاصی شود. مثلا اعتماد به نفس که یکی از ابعاد تربیتی است نیاز آن در دختران دارای قوت بیشتری است. چون اگر یک موجودی از احساسات قوی تری برخوردار باشد، دارای حساسیت بیشتری بوده و در نتیجه نیازش برای استواری و اعتماد به نفس هم بیشتر خواهد بود. در این صورت ما می توانیم بگوئیم که در تربیت دختران یکی از اموری که در اولویت خاص قرار می گیرد، رشد مضاعف اعتماد به نفس است. البته این امر بدان معنا نیست که پسرها به اعتماد به نفس نیاز ندارند. با توجه به اینکه سن بلوغ در دختران زودتر رخ می دهد به این ترتیب لازم است که ما زمینه های بیشتر قوی تر و زودتر در آنان فراهم کنیم. دختران در سنین نوجوانی به دلیل قوی تر بودن عواطف در آنان نیاز به ثبات شخصیت بیشتری برای محافظت از خود دارند.
اگر والدین در جریان تربیتی خود نسبت به فرزندان به صورت یکسویه عمل کنند و نظرهای خود را با روش های اجباری یا امتناع به دختر یا پسرشان اعمال کنند، این نوع تربیت یک نوع تربیت متزلزلی خواهد بود و الگو پذیری فرزندان دوام چندانی نخواهد آورد. چرا که وقتی جوانان با مشکلات جدید دیگری در تربیت مواجه می شوند، الگوی خانوادگی خود را کنار می گذارند و چه بسا شما می بینید که در مسئله حجاب، اگر حجاب مادر برای دختر یک الگوی فقط شکلی و تقلیدی باشد، بعد از اینکه او با توجه به شرایط سنی، ارتباطات اجتماعی اش گسترده تر می شود و اشکال دیگر حجاب را ملاحظه می کند که افراد در آن شکل ها راحت تر هستند و ارتباطشان قوی تر است آن را انتخاب می کنند و این الگوی تقلیدی دوام چندان
نمی یابد.
پس به این ترتیب در مجموع می توان گفت انتظار می رود که پاره ای از شیوه ها و اصول تربیتی خاص دختران در جامعه نیاز به تدوین و بحث و طرح در جامعه دارد که به دقت و مطالعه محققان در روابط اجتماعی- خانوادگی و بازشناسی و خنثی کردن روابط ناعادلانه بستگی دارد. ولی لزوما نبایستی منجر به ستمی معکوس نسبت به جنس مذکر گردد.
2-2 منزلت دختران دراسلام
2-2-1 سیمای دختران در قرآن
قرآن کریم، معجزه ی جاودانی حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی ( ص) ضمن اشاره به این اوضاع رقت بار ، بارها عمل پلید و زشت دختر کشی را مورد مذمت قرار داده و از آن جنایات هولناک پرده بر می بردارد.مثلا در سوره تکویر پس از بیان نشانه های روز قیامت
می فرماید:
« وَ اِذُ المَوؤُدَةُ سُئِلَت بِأیَ ذَنبٍ قُتِلَت »
یعنی : در روز قیامت از زنده به گور شدن دختران سؤال خواهد شد که :به چه گناهی کشته
شده اند؟(تکویر/8)
این مطلب روشن است که مقصود آیه از دختر ، دختر مسلمان نیست. چون این عمل وقیح زمانی معمول بود که مردم از مکتب اسلام آگاهی نداشتند. بلکه آنچه از نظر قرآن کریم محکوم است بی عاطفه بودن و سنگ دلی پدران است. زیرا در برخورداری از نعم الهی همچون امنیت و آرامش و حق زندگی فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نیست، هرچند اسلام سعادت دنیوی و اخروی انسان را تضمین نموده است و اسلام آوردن هر مرد و زن ، او را بر مردان و زنان کافر برتری می بخشد. در آیه ی دیگری ، به نگرش اعراب جاهلی به دختران اشاره کرده،
می فرماید:
« و إذَا بُشَرَ أحَدُ هُم یا الاُ نثی ظَلَ وَجهُهُ مُسوَداً وَ هُوَ کَظِیمٌ »
یعنی: هنگامی که به یکی از مشرکین مژده ی تولد دختری داده می شد، از شدت ناراحتی و غضب، رخسارش سیاه می گردید و او ( در حالی که سخت دلتنگ می شد) خشم خود را فرو
می برد.(نحل/58)
آثار این باورها و رسوم جاهلی حتی پس از اسلام نیز در بعضی از تازه مسلمانان به چشم
می خورد . در روایتی وارد شده که مردی در حضور پیامبر اکرم بود، وقتی خبر تولد فرزندش را به او دادند، رسول خدا (ص) دید که چهره ی او دگرگون شد.فرمود:چه اتفاقی افتاده که تو را چنین متغیر کرده؟
عرض کرد: خیر است. پیامبر فرمود: بگو چه شده است ؟ عرض کرد: به من خبر داده اند که زنم دختر بدنیا آورده است، پیامبر فرمود: او بر روی زمین و زیر آسمان زندگی می کند و خداوند روزی را می دهد. او یک ریحانه است، او را ببوس و به او محبت کن. پس آن حضرت رو به اصحاب کرد و فرمود:
« هرکس یک دختر داشته باشد، آن دختر برای او حجابی از آتش جهنم است و و هرکس دو دختر داشته باشد، بهشتی است و هرکس سه دختر داشته باشد، جهاد و هر چیز ناگوار از او برداشته می شود و هرکس چهار دختر داشته باشد، پس ای بندگان خدا ! او را یاری کنید و به او قرض دهید و به او رحم کنید.»(شیخ حر عاملی،محمد.1374)
در آیات دیگری، خداوند ضمن بر خورداشتن مردم از کشتن فرزندان، وعده ی روزی دادن آنان را بیان می دارد. و اعراب جاهل را که از ترس فقر و تنگ دستی ، فرزندان خود را با دست خود به قتل می رساندند، مورد ملامت قرار می دهد:
« وَلا تَقتُلُو أو لا دَکُم خَشیةَ اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُکُم وَ إیاهُم »
هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانید که ما رازق شما و آنها هستیم.(اسراء/30)
منزلت دختران در سیره و سخن پیامبر اکرم (ص)
در روزگاری که سایه ی جهل بی سوادی جهان را در ظلمت خود فرو برده بود، قتل و غارت و تجاوز در جامعه ی عرب تبدیل به یک ارزش و افتخار شده بود، خشونت و سنگ دلی جایی برای مهر و عطوفت در دلها باقی نگذاشته بود و انسانیت در پرتگاهی از آتش قرار گرفته بود، در این حال خداوند متعال پیامبر را مبعوث کرد « رَحمَةٌ لِلعالمین » بود.
او آمد تا انسانیت را از هلاکت و سقوط نجات دهد.
او آمد با گل هایی معطر از محبت و رأفت در دست.
او آمد تا تمام حقوق تضییع شده را به صاحبانشان باز گرداند و به ندای مظلومیت زنان و دختران پاسخ او با افکار پلید کسانی که دختر داشتن را ننگ و عار می شمردن ، مبارزه کردو چنین اندیشه ای را محکوم نمود.پیامبر اکرم (ص) این رسالت را به دو شکل انجام داد:
الف_تبلیغ کلامی : رسول اکرم (ص) مردم را از تبعیض قائل شدن بین دختران و پسران نهی کرد و آنان را به مراعات عدالت بین فرزندان دعوت نمود. بدین سان، آن حضرت با کلام خویش جایگاه و مقام دختر را در جامعه متذکر گردید بی مهری کردن به دختران را مورد نکوهش قرار داد.
ب_سیره ی عملی :پیامبر اسلام (ص)، علاوه بر دعوت زبانی ،در سیره و عمل نیز مردم را به محبت و مودت نسبت به دختران دعوت نمود. در جامعه ای که مردم داشتن دختر را ننگ می دانستند پیامبر (ص) خم می شد و دست دخترش فاطمه ی زهرا (س) را می بوسید و
می فرمود « فِداع أبُوع» یعنی پدرش فدای او باد.(دهقان،احمد.1380)
تعظیم و تکریم پیامبر(ص) نسبت به حضرت فاطمه (س) تأثیر شگرفی بر اذهان اعراب گذاشت.آنها می دیدن که وقتی پیامبر (ص) قصد سفر می کرد، حضرت زهرا (س) آخرین کسی بود که پیامبر از او خداحافظی می کرد و در بازگشت از سفر هم پیش از هرکسی دیگر به دیدار وی می شتافت و می فرمود:
« بوی بهشت را از دخترم فاطمه استشمام می کنم » و با این روش یگانه دختر خویش را مورد مهر و محبت قرار می داد.
اگرچه یکی از انگیزه های مهم پیامبر اکرم (ص) از این تکریم بی نظیر حضرت زهرا (س) شناساندن عظمت و منزلت رفیع اهل بیت و عطرت طاهرین(ع) در میان مردم و یادآور این نکته بود که سلسله ی امامت و ولایت حقه ی اسلامی از طریق ذریه ی آن حضرت امتداد خواهد یافت، اما به یقین انگیزه ی دیگر آن حضرت این بود که به تمامی بشریت در تمامی تاریخ ثابت کند که زنان و دختران از نظر اسلام از کرامت و شرافت ویژه ای برخوردارند.
کار دیگری که آن حضرت در باب دفاع از حقوق زنان انجام داد، این بود که با زنان بیوه و
بی سرپرست ازدواج کرد تا در جامعه ی بشری به دیده ی حقارت به آنها نگریسته نشود.
البته برخی از همسران آن حضرت نیز از دختران سرشناس قبایل بودند و این وصلت ها با انگیزه ی جذب قبایل مختلف به اسلام انجام می شد.(کلینی،محمد.1366)
پیامبر گرامی اسلام در چهارده قرن پیش و تنها به فاصله ی کمی از روزگار جاهلیت ، کامل ترین و متعالی ترین نمونه ی جامعه ی مدنی را در تمام جهان بنا نهاد. جامعه ای که در آن ، زن جایگاه واقعی خویش را بدست آورد و از زیر بار نگاه های حقارت آمیز خارج گردید.
دین اسلام دختران و زنان را مانند مردان به عنوان خلیفه ا... در زمین و دارای جایگاه بلند انسانیت معرفی کرده است. انسانی که ایفاگر نقش یک مادر در برابر فرزندان و یک همسر در برابر شوهر و یک زن در اجتماع خویش می باشد و در مقابل فرزندان به او با دیده احترام می نگرند و شوهر او را دوست دارد و جامعه او را یک انسان و دارای تمام حقوق اجتماعی و قانونی می داند.
سردمداران و منادیان دروغین حقوق بشر که امروزه فریاد آنان در دفاع از زنان گوش فلک را کر کرده است و اسلام را متهم به تبعیض بین مرد و زن می نمایند، طی همایش های مختلف می خواهند به این نتیجه برسند که آیا زن انسان است یا خیر؟
از آنجا که قرآن کریم از جاهلیت قبل از اسلام به عنوان «جاهلیت اولی » یاد می کند پس بسیار مناسب است دوران کنونی را یک جاهلیت جدید بنامیم. زیرا اگر در جاهلیت اولی وجود دختر را مایه ی ننگ می دانستند، امروزه نیز زنان و دختران در کشور های به اصطلاح مترقی و متمدن صرفا به عنوان وسیله اشباع غریزه ی جنسی و همچنین وسیله ی تبلیغ کالاهای اقتصادی و بهره کشی در کارهایی قرار می گیرند که انسان از بیان آن شرم دارد.(شیخ الاسلام،سید جعفر.1375)
به عبارت دیگر اگر جاهلیت اولی وجود ظاهری زن را دفن می کرد ، جاهلیت جدید نیز شخصیت انسانی و گوهر عفت و حیای زن را مدفون هوس های خود ساخته می کند.
2-3 فضیلت دختران در آینه ی روایات:
2-3-1 وجود دختر برکت می آورد :
پیامبر اکرم (ص) فرمود: « خانه ای که در آن دخترانی وجود داشته باشند، هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان نازل می شود و رفت و آمد ملائکه از آن خانه قطع نمی شود وبرای پدر دختران در هر روز و شب عبادت یک سال را می نویسند.» (سبزواری،محمد.1374)
2-3-2 دختر نشانه ی سعادت خانواده :
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :
« از نشانه های سعادت و خوشبختی زن آن است که اولین فرزندش دختر باشد.»
(مجلسی،محمد باقر.1364)
2-3-3 ثواب تربیت دختر:
از معصومین روایت شده است که: « دختر داشتن مایه ی محنت است و پسر نعمت. خداوند بهشت را در قبال محنت می دهد نه نعمت.
کسی که دختر داشته باشد و او را از خود نراند امانتش نکند و پسران را بر او ترجیح ندهد، خداوند متعال او را وارد بهشت می کند.(نوری،محدث.1376)
پیامبر اکرم (ص) فرمود: چون شب معراج از سدرۀ المنتهی گذاشتم از جانب پروردگار خطاب آمد:
« ای محمد! به دختر داران بگو از این نو نهالان غمگین و دلتنگ نباشند. من چنان که آفریده ام، روزی می دهم». (نوری،محدث)
2-3-4 ثواب سرپرستی دختران
پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی عهده دار مخارج و سرپرستی سه دختر و یا سه خواهر باشد و صبر کند تا ازدواج کنند یا بمیرند من و او در بهشت مانند دو انگشت سبابه و وسطی با هم خواهیم بود.(مجلسی،محمد باقر.1364)
2-3-5 ثواب شاد کردن دختر
پیامبر اکرم (ص) فرمود: « کسی که از بازار هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده ی خود ببرد مانند کسی است که صدقات را برای افراد بی بضاعت میبرد، پس باید هنگام تقسیم هدیه ، دختران را مقدم بدارد. چون هرکس دخترش را شاد کند مانند آن است که برده ای از فرزندان اسماعیل (ع) را خریده و در راه خدا آزاد کرده است. (شیخ حر عاملی، محمد.1374)
2-3-6 پاداش تربیت دختر :
امام صادق (ع) فرمود: کسی که مرگ دخترانش را آرزو کند ، از اجر و پاداش تربیت آنها محروم خواهد شد و در حالی که در نزد خداوند، عاصی و گناهکار است، از این دنیا خواهد رفت.» (مجلسی،محمد باقر.1364)
2-3-7 دختران حسنات اند
امام صادق (ع) فرمود: پسران نعمت خداوند هستند ولی دختران حسنات الهی می باشند.
خداوند از نعمت سؤال می کند و به حسنات پاداش می دهد.(شیخ حر عاملی،محمد.1364)
2-3-8 خداوند به دختران مهربان تر است
نبی اکرم فرمود: به درستی که خدای متعال بر زنان و دختران مهربان تر از مردان است.
2-3-9 دختران بهترین فرزندان
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: بهترین فرزندان شما دختران هستند.(نوری،محدث.1376)
2-3-10 دختر سپر آتش جهنم
نبی اکرم (ص) فرمود: کسی که سه دختر داشته باشد و در برابر دشواری های آنها صبور باشد ، این صبر خود حجابی در برابر آتش دوزخ برای این افراد است.(شیخ حر عاملی،محمد.1374)
امام صادق (ع) فرمود: « رسول خدا (ص) اشرف مخلوقات عالم پدر چند دختر بود.»
2-3-11 بهترین دختران
پیامبر اکرم (ص) فرمود: بهترین دختران آنانند که دارای گرمی و جاذبه و لطافت معنوی هستند، آماده ی خدمت و مونسند، مایه ی برکت و رحمتند، پاکیزگی را دوست دارند و صبر می کنند و تحمل پلیدی را ندارند.(کلینی،محمد.1366)
2-3-12 تقدم دختران در هدیه دادن
پیامبر اکرم (ص) فرمود: هدایا را در میان فرزندان به عدالت تقسیم کنید. اگر من می خواستم فضیلتی را در نظر بگیرم، دختران را مقدم می داشتم.
پیامبر اکرم (ص) فرمود: « کسی که یک دختر را سرپرستی کند خداوند آنرا برایش حجابی از آتش در روز قیامت قرار می دهد و به خاطر دو دختر بهشتی اش می کند و جهاد و صدقه را از او برمی دارد.
پیامبر اکرم (ص) فرمود: هرکس یک دختر داشته باشد برای او از هزار حج مستحبی و هزار جنگ و جهاد مستحبی و انفاق هزار شتر و یا گاو و هزار میهمانی دادن در راه خدا بهتر است. (مجلسی،محمد باقر.1364)
2-4 ضرورت و اهمیت تربیت دختران :
برای تربیت دختران و تحصیل علم و دانش شان ضرورتهایی است که برای نمونه به چند مورد آنها اشاره می شود:
2-4-1 برای زدودن جهل ذاتی :می دانیم کودک به همراه ولادت دارای دو دسته از آگاهی های فطری و غریزی است. در آنچه مربوط به زندگی و مصداقهای حیات می شود او کاملا خالی و جاهل است، و ناگزیر باید آگاه و عالم گردد و این تربیت می خواهد.
2-4-2 برای تداوم حیات : در این جهان وسیع و پهناور چشم بسته نمی توان به پیش رفت، چشم و گوشی باز لازم است و اطلاعی وسیع، همه آنچه را که لازم حیات فردی است نمی توان از طریق والدین و مربیان کسب کرد، باید کلید علم و اطلاع را در اختیار فرزند قرار داد که خود به کسب آگاهیهای لازم پردازد.(قائمی،علی.1371)
2-4-3 برای رعایت بینش اسلام :از نظر اسلامی جنس افراد نمی تواند زمینه ساز محرومیت، رشد، طبقه و ...
باشد و چیزی را برای فردی اثبات یا رد نماید. اگر بنای آن باشد که تربیت را عاملی برای این امر بدانیم که زنان و مردان خود را در سایه ی آن تحت نظم و قاعده ی منظمی در می آورند، این امر برای دختران هم ضروری می شود. زیرا اسلام می خواهد زنان و دختران جامعه هم داری روحیه ی وظیفه شناسی و نظم و اعتماد به نفس باشند.
2-4-4 برای ادای حقوق :روایات بسیاری در اسلام داریم که تربیت را برای فرزندان حق و برای والدین دهیژ به حساب آورده اند و ابعاد تربیت را برای فرزندان ذکر کرده اند که شامل تعیین نام نیکو، آموزش قرآن، خواندن و نوشتن، تأمین امنیت و ... است. در بینش اسلامی مسائل تربیتی و انسانی مربوط به فرزندان فوق لعاده اهمیت دارد و آن کس که خواستار فرزندی صالح است باید تربیت او را امری ضروری بداند. (قائمی، علی.13)
2-4-5 برای حیات اجتماعی: زندگی اجتماعی نیاز دارد به آگاهی و فنونی که اساس آن دارادی جنبه ی اکتسابی است. بخشی مهم از عدم تجانسها، برخوردها و تصادف ها در زندگی بدان خاطر است که از اداره و رسم آن را نیاموخته اند و یا برای حیات اجتماعی آن چنان گه لازم است پرورش نیافته اند. برای اینکه آنها به حقوق و تکالیف اجتماعی خود آگاه شوند، در انجام آن مجاهدت نمایند، در برخوردها و تصادفها مظلوم واقع نشوند، ضروری است تربیت یابند.
2-4-6 برای زندگی خانوادگی : به گفته ی « اسمایلز » زنی که خوب تربیت شده و تعلیمات عالیه را دیده است دارای وسعت فکر و هوش و فراستی خواهد شد که در خانه داری و انجام امور خانواده فوق العاده به او کمک خواهد کرد و قوه ی دو بینی و مآل اندیشی را در وی ایجاد می نماید که بتواند حوادث و وقایع غیر مترقبه را پیش بینی کند.
2-4-7 برای تربیت نسل : دختران امروز مادران فردای ما هستند اگر اینان درست تربیت شوند مردان و زنان آینده ساخته خواهند شد و هم اگر دختران امروز از نظر اخلاق و عفت پرورش یابند، فرزندان آینده ی جامعه نیز از این بابت مصونیت خواهند داشت.
به گفته ی « امام خمینی » « زن مربی جامعه است و از دامن اوست که انسانها پیدا می شوند » و اگر او پرورش نیافته باشد چگونه می توان به رشد و پرورش نسل اطمینان داشت. این که بخواهیم مردانی برجسته، عاقل، شریف، پاک و با ایمان تربیت کنیم ،نیاز داریم به دخترانی که از اصول این تربیت سر درآورند.
2-4-8 برای حیات سیاسی : از آنجا که کیفیت اخلاقی ملل مربوط طرز تربیت خانوادگی افراد است، تربیت دختران را باید از قضایای ملی دانست دادن حق رأی و انتخاب مشکل هیچ جامعه ای را حل نمی کند، اصل بر این است که آنها درست تربیت شوند و آنگاه رأی بدهند. (قائمی، علی.1371)
2-5 مقام دختر در نگاه امام خمینی (ره)
امام خمینی (ره) احیاء گر اسلام ناب حضرت محمد (ص) در عصر حاضر بود. همچنان که پیامبر اکرم (ص) عصر جاهلیت، برای احقاق حقوق انسان، پرچم عدالت بر افراشت و با آوردن دین مبین اسلام دریچه ای روشن به جهانی برتر از آنچه چشمان کوته بین بشر آن روز قادر به دیدنش بود فرا روی او گشاده ام راحل نیز در زمانی که تیرگی ظلم و هوس و مادیات ، قدرت دیدن حقایق را از بشر سلب کرده است، آمد تا پرده و نقاب از چهره ی منور دین الهی بردارد. او مقام و منزلت از دسته رفته ی زن را به او برگرداند و فضیلت ها و ارزش های فراموش شده را احیاء نمود. در شرایطی که جامعه و حاکمان فاسد به تقلید از فرهنگ مبتذل غرب سعی داشتند زن را مانند کالایی مصرفی در خدمت شهوات و تمایلات افسار گسیخته و ابزاری برای کسب درآمد در تجارت و اقتصاد و عامل تهییج و گمراهی جوانان از طریق هنر آلوده درآوردند و نهایتا زن و مرد را به منجلاب سقوط و تباهی بکشانند، امام با انقلاب مقدس اسلامی آمد و روح مسئولیت، ایمان ، تقوا و تعهد را در جان ها و جوامع دمید.(احمد دهقان)
2-6 ارزش دختر از دیدگاه اسلام
اسلام بیش از همه ی مکاتب و فلسفه ها درباره ی زن نظر داده و او را حمایت کرده است. این مسئله صرف ادعا نیست نگاهی ولو اجمالی در منابع اسلامی و مباحث مربوط به زنان دعوی مارا ثابت می کند ذکر این نکته ضروری است که اسلام در عنایتی که نسبت به دختران و اصولا طبقه ی نسوان روا داشته است نخواسته که بی حساب گروهی را بالا برده و یا بی حساب گروهی دیگر را پایین بیاورد.این عنایت بخاطر اهمیت وجود آنها و نقشی است که آنان در پرورش و هدایت نسل ایفا می کنند.
این خطا است که برخی گفته اند اسلام دین مردان است. اولا اسلام دین انسانهاست و در آن زن و مرد مطرح نیست. و ثانیا اگر از نظر توجه و عنایت نسبت به طبقه ای بخواهیم آنرا ببینیم باید اذعان کنیم که کفه ی ترازوی عنایت در جنبه زنان سنگین تر است.(خمینی،روح ا....1369)
2-7 اسلام و فرزند دختر
می دانیم هنوز در برخی خانواده ها شوق و علاقه به داشتن پسر به مراتب بیشتر از داشتن دختر است و بدین نظر دختران را به دیده تحقیر می نگرند. این امر بر اساس یک مسابقه ی تاریخی و از جهاتی دارای ریشه های اقتصادی و اجتماعی است. بازمانده ای است از افکار جاهلیت راجع به پسر و دختر .
اسلام از همان آغاز با این فکر مبارزه کرد و دختران را نه تنها همانند پسران بلکه بیشتر از آنها مورد مرحمت قرار داد و این مرحمت فزونتر برای فرونشاندن تب پسر خواهی بسیار مؤثر افتاد.
2-8 طرز تفکر اسلام درباره ی دختران
اسلام درباره ی دختران و به طبع طبقه ی زنان عقیده ی مترقی و زنده ای دارد و بر خلاف بعضی فکر ها و فلسفه ها درباره ی آنها نقص و مذمتی قائل نیست.(قائمی،علی.1362)
2-8-1 عدم نقص:
اسلام زن را موجودی ناقص نمی داند که مثلا یک دنده از مرد کمتر داشته باشد. موجودی تان الخلقه اش می شناسد. آنچنان نمی اندیشد که روح او ناقص و فنا پذیر است. بلکه او را نیز ماننند مرد دارای روح جاودانه و خالد می شناسد. زن را فاقد قوای دماقی و عقلی نمی داند که که بر اثر آن به عنوان فردی وابسته در سرپرستی مرد قرار گیرد.
بلکه او را صاحب عقل و رأی دانسته و تبعیت او را از مرد بخاطر دادن امکانی به او
می شناسد که در سایه آن به انجام وظایف سنگین تری بپردازد.
2-8-2 عدم ضعف:
اسلام درباره زن قائل به ضعف و ناتوانی نیست که او هم برای اداره ی نسل و خود از قدرتی برخوردار است و در صورت فقدان شوهر به هر صورتی هست می تواند فرزند را اداره کند و او را به مرحله ی رشد و کمال مقدر برساند. او را عقب مانده و کوته فکر نمی داند که اجازه دهد دیگران به جای او تصمیم گیرند.
اگر در امر ازدواج اجازه ی پدر را شرط دانسته بدان خاطر است که پدر به تناسب سن وحیات اجتماعی _سیاسی اش از تجربه و آگاهی بیشتر برخورد دار است و تازه همین اجتزه در چارچوب منافع و مصالح دختر است و پدر از این اختیار و اجازه نمی تواند سوء استفاده کند.
2-8-3 عدم مذمت:
اسلام درباره ی زن مذمتی ندارد. و اگر در بعضی از آثار مذمتی به چشم می خورد درباره ی زنان معتوم الحالی است که پای از مرز خود بیرون گذاشته و شؤون خود و اسلام ، پاکدامنی و انجام وظیفه را رعایت نکرده اند. قرآن به همان گونه که درباره همسر لوط از روی نوشتی سخن گفته از زنان پاکدامنی چون مریم مادر عیس و آسیه همسر فرعون هم سخن به نیکی گفته است.
2-8-4 وجود خیر و احسان:
اسلام وجود دختر را مایه ی خیر و نشانه ی از احسان خدا می شناسد. تعبیرات اسلامی نشان می دهند که دختر چون گلی است در خانه و مایه زیبایی و خیر و احسان است. او آیت خدا و رحمت اوست. مایه رحمت الهی است و در مراحل بعدی رشد و زندگی عامل پناه برای شوهر است و سبب سکون اواست. تبسم و لبخند او رمزی از رمز های الهی و مهر داوند است و حاکی از صدق و صفای اوست که آرامش بخش است.(مکنون،ثریا.1374)
2-9 عنایات اسلام درباره ی دختران
2-9-1 نجات او از قهر پدران :
اسلام دختران را از قهر و خشم پدران و نارضایی مادران انجام داد. جلوی زنده بگور شدن آنها را گرفت. به پدر و مادر تفهیم کرد که او را به عنوان پاره ای از پیکر خود و بخشی از وجود خود بپذیرند. انتظار و چشوداشت اقتصادی از فرزند و فقدان مؤونه برای اداره دختر که عضوی مولد نبود سبب آن نشود که او را طرد کنند. اصولا فرزند را به عنوان امانت خدا قبول کنند چه دختر و چه پسر.
(قائمی،علی.1362)
2-9-2 احترام به دختر:
اسلام دستور داد به فرزندان خود احترام کنید و عنایت خود را به دختر بیشتر معطوف دارید رعایت حال و عاطفه اش را بنمائید، با مهرورزی و حمایت از او دلگرمش کنید مبادا او را برنجانید و مبادا او را در فشار و رنج قرار دهید.
پیامبر اکرم (ص) فرمود : (ما اکرم النساء الاکریم و ما اها نهن الا الئیم.) آنکس که صاحب ارزش و احترام و فردی محترم است به زن احترام می کند و تنها فرد پست و لئیم است که به زن اهانت روا می دارد.
2-9-3 توجه به تربیت دختر :
اسلام بیش از هر مکتب و مسلکی به تعلیم تربیت دختران همت گماشت و تربیت او را به عنوان حقی ذکر کرد، حقی که برای والدین از دیدی بدهی است و این حق در زمانی مطرح شد که زن در طول تاریخ از تربیت محروم بوده و از این بابت برای او ارزش قائل نبوده اند و تاریخ اسلام نشان می دهد که در سایه ی این اعطای حق زنانی پدید آمده اند که در مراتب فضل و کمال به درجاتی رسیده اند و صاحب تخصص و حتی مجتهد شده اند.(اکبری،محمود.1379)
2-9-4 اعطای امنیت اقتصادی :
در آن روزگار که زن را چون برده ای به کار می گرفتند و حتی ریسمان بر او و بر ابزار شخم می بستند تا زمین را شیار کند اسلام به زن امنیت اقتصادی داد. او را از تهیه هزینه زندگی و تأمین نفقه خود معاف داشت. و حتی می توان از دیدی گفت که مرد را خدمتگذار زن قرار داد و از او خواست کار و تلاش کند و خود را مخاطره بیاندازد تا زندگی خود و همسر و فرزندانش را تأمین کند و زن با آرامش و فراق بال به اداره ی خانه و تربیت نسل بپردازد.(مطهری،مرتضی.1359)
2-9-5 استقلال دختران:
اسلام زنان را مستقل کرد و از حالت تملک بودن رهایی شان داد و حتی برای آنها حق مالکیت قائل شده به زن حق رأی و بیعت داد و آزادش گذاشت تا خود بتواند سرنوشت خود را تعیین کند. فردی را که به خواستگاریش آمده مورد ارزیابی قرار دهد و اگر خواست پاسخ مثبت به او دهد و اگر نخواست پاسخ منفی و کسی حقی نداشته باشد او را به ازدواج مجبور کند. اسلام در این استقلال تمام انواع حقوق را برای آن قائل شده، از حقوق اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و طبعا با این استقلال او را از وسیله اطفاء شهوت بودن رهایی بخشد.
2-9-6 تشویق به حمایت از دختران:
اسلام با همه احوال به حمایت از آنها مردان را تشویق کرد. با اعلام تأمین اجر اخروی و با بالا بردن منزلت اجتماعی دختر ، پدر ومادر را واداشت که او را بپذیرند و ازاو حمایت کنند.
پیامبر اسلام (ص) فرمود: دختران پاکدامن و عفیف چه خوب فرزندانی هستند. هرکس یک دختر داشته باشد خداوند او رابه عنوان حائلی بین او و دوزخ قرار می دهد که آتش قیامت نسوزد. و هرکس دو دختر را سرپرستی کند او را وارد بهشت گرداند و هر کس سه دختر یا سه خواهر را سرپرستی کند خداوند جهاد و صدقه را از او برداشته است.(اکبری،محمود.1379)
2-9-7 اهمیت دختران:
اینکه خداوند دختران را تا این اندازه مورد لطف و عنایت قرار داد بدان خاطر نبوده که بخواهد تبعیض بین دختر و پیر معمول دارد. بلکه بدان خاطر است که نقش دختران در عهده داری و انجام وظایف بعدی مهم است. دختران در آینده عهده دار تربیت نسلی شجاع ، راستگو، مؤمن و با هدفند. سبب سکون و آرامش زندگی هستند و پایه و رکن خانواده ی فردا.
اگر آنها ساخته و پرورده شوند اجتماع آینده پرورش یافته است. اگر اینان مورد احترام باشند نسل بعدی لایق احترام است وو اگر اینان طرد و عقده ای شوند همین بلا و عقوبت برای نسل بعدی خواهد بود. اسلام بر اساس دو گونگی ساخت و آفرینش آنها و دو گونگی وظیفه شان برای پسران و دختران اهمیتی دو گونه قائل شده است. دختر را از همه مزایا و امکانات بر خوردار می سازد تا او بتواند بعدی را از آن برخورد سازد.(اکبری،محمود.1379)
2-10 توصیه های اسلامی درباره دختران:
اسلام به والدین توصیه می کند که دختر خود را بپذیرند و او را مورد عنایت و محبت قرار دهند. دل آنان را نشکنند و اشک آنان را جاری نسازند.
اگر احیا نا افسرده بودند و نگران ، دل شان را بدست آورند. اگر دچار ناراحتی هستند از آنها دل جوئی نمایند.بعضی از پدران در اثر شوق خواهندگی به پسر تقاضای مرگ دختر را کرده اند. امام صادق (ع) در این باره به پدری فرمود: آگاه باش اگر تمنای مرگ دختر کنی و او بمیرد نه تنها در این زمینه پاداش و اجری نمی گیری بلکه در روز قیامت خدا را در حالی که گناهکاری ملاقات خواهی کرد.
اسلام توصیه می کند که دل دختر را بدست آورید و این سخن پیامبر است که فرمود: کسی اگر وارد بازار شود و هدیه ای برای اهل خانه بخرد بمانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است و ضروری است که ابتدا آن هدیه را به دختر بدهد.(صانعی،مهدی.1375)
2-10-1 کفه عنایت
کفه عنایت اسلام بطرف دختران سنگینی می کند و همانگونه که پیامبر فرمود: ان الله تبارک وتعالی علی النساء ارأف منه علی الذکور. خداوند با زنان بیش از مردان مهربان است. این نکته قابل به ذکر است که اگر در مواردی سختگیری ها و یا سهل انگاری هایی درباره زنان روا داشته می شود از اسلام نیست بلکه از مسلمانان بی توجه به مسائل و دستورات اسلامی است وگرنه اسلام مترقی تر از آن است که زن را به دیده تحقیر بنگرد.(قائمی،علی.1362)
2-10-2 در تربیت دختران
تربیت دختران به عنوان یک حق و رعایت آن اهمیت بسیاری دارد.
تربیت از نظر اسلام دو جنسی است و برای زن و مرد تفاوت هایی دارد زیرا از نظر علمی بهترین نوع تربیت آن تربیتی است که شرایط فطری و طبیعی موضوع تربیت در آن ملحوظ باشد.
برخی از مردم به علت گرفتاری و پای بندی به تعصب های کورکورانه امر تربیت دختران را نادیده گرفته و برای آن اهمیتی قائل نبودند.
پرورش دختران به مراتب از پرورش پسران مهمتر است زیرا با توجه به وظایف بعدی دختران می توانیم بگوییم که دوشیزه ی خردسال امروز مادر فردای اجتماع است و پرورش نسل آینده در اختیار و عهده اوست. اگر او درست تربیت نشود امیدی به خیر و صلاح جامعه نخواهد بود.
2-11 دو جنسی بودن تربیت:
اینکه بین دختر و پسر از جهات گوناگون تفاوت و اختلافی وجود دارد یا نه پاسخ مثبت بود و مسئله جدید این است که آیا این تفاوت و اختلاف در این دو گروه موجب اختلاف در نظام و روش تربیت هم خواهد شد یا نه؟
در بیان پاسخ به سؤال می گوییم اکثر مربیان و صاحبنظران وجود تفاوت بین دختر و پسر را حتی در جنبه های روانی و عاطفی و استعدادها و زمینه های ذهنی قبول دارند و می گویند که از این دید آنها دو دنیای متفاوت را در عالم پدیده ها و آفریده ها که کاملا از هم جدا هستند تشکیل
می دهند ولی اساسا مسأله ایجاب نمی کند که درباره امر تربیت آنها تفاوت هایی را قائل گردیم.(نوابی نژاد،شکوه.1378)
2-11-1 دلایل دو جنسی بودن تربیت :
ما می گوییم تربیت باید دو جنسی باشد، نوعی از آن زنان را شامل گردد و نوعی دیگر مردان را. ضمن اینکه در کلیات تربیت و در آنچه که مربوط به انسانیت انسان می شود این دو شریکند. اما آن دلایل عبارتند از :
1- تفاوت در جسم: در زن ومرد تفاوتهایی از نظر اعضای بدن دیده می شود که هر کدام از آنها نشان دهنده ی نوع کار و وظیفه ای است که برای آن ساخته شود.
در تربیت آنجا که مربوط به زن است جنبه زنانه قضیه و آنجا که مربوط به مرد است باید جنبه مردانه ی قضیه مورد نظر یاشد همینکه او دختر است و پسر نیست در آینده ای دور یا نزدیک لااقل بر اساس ساختمان بدن به دنیایی از تفوتها برخورد خواهد کرد که باید بتواند در برابر آنها موضعی صحیح اتخاذ کند.
دنیای بلوغ پسر و دختر یکسان نیست، مسأله رشدشان در آن مرحله جداً مسئله است تمنیات و خواسته هایی که در اثر رشد برای این دو نسل پدید می آید جداً متفاوت است. و طبعاً این دو وظیفه تربیت است که به هر کدام مسئله مربوط به خود را بیالموزد. و جه بسیار مسائلی هستند که آگاهی از آنها برای یک دختر ضروری است در حالی که برای پسر نه تنها ضروری نیست بلکه حتی قابل فهم هم نیست.
2- تفاوت در روان : در دنیای زن و مرد تفاوت های زیادی از نظر روانی به چشم می خورد.چه بسیارندخصلت هایی که در زن وجود داربد و در مرد یا نیست و یا بدان درجه شدت نیست. نوع استعداد هایی که در یکی وجود دارد در دیگری با درجات شدت و ضغف است. از آن بابت که آفرینش درباره هر کدام نظری خاص داشته است.
3- وجود تفاوت در وظایف: بر اثر نهضت های آزادی طلبانه زنان در غرب فرصت تشابه در انجام وظایف برای آنها پدید آمد و عملاً دیدیم زنان کارهای مردانه می کنند. در کارخانه ها، صنایع سنگین، در امور نظامی و سیاسی و حتی قضایی وارد شده و سر گرم تلاش شده ند.
بررسی نشان داده است که خلط وظیفه برای مرد و زن شکست و نا کامی پدید می آورد و بدین نظر در عین پذیرفتن اصل تربیت برای این دو قبول حقوق مساوی برای مرد و زن، نمی توانیم برای شأن تربییت مشابه و همانند را بپذیریم. نوع وظایفی که اینان در آینده بر عهده خواهند گرفت تعیین کننده نوع تربیتی است که درباره آنها باید ملحوظ گردد.( طباطبایی، محمد حسین.1360)
2-12 اسلام و دو گونگی تربیت
مراجعه به آثار اسلامی و منابع فقهی نشان می دهد که اسلام این دوگانگی را پذیرا است. تربیتی را برای پسران و دختران قائل است که با طبیعت فطری و اجتماعی آنان معارض نباشد این نکته ضروری است که این دو گونگی در تربیت دلیل بر امتیاز یکی بر دیگر ی نیست . ما میگوییم با در نظر گرفتن شرایط و امکانات و مقتضیات فطری و طبیعی آنها و بر اساس نظام اسلامی و وظایفی که در این نظام بر عهده هر کدام است به هرکس آنچه را که لایق اوست عطا گردد.
فلسفه دو گونگی تربیت بر اساس دو جنس مربوط می شود به مقصد و آمال تربیت و انجام وظایفی که از هر یک از این دو جنس در آینده بر عهده خواهند گرفت.
اینکه بگوییم زن و مرد در حقوق باید شبیه هم باشنند و همانند هم تربیت شوند سخنی دور از اعتدال است و از نظر ما آنان که مسأله تساوی را با تشابه مخلوط می کنند و اصرار دارند که این دو نسل بمانند هم و عین هم تربیت گردند حقوق هر دو را نادیده گرفته و به نابودی تلاش هر دو اقدام کرده اند.(حجتی،محمد باقر.1360)
2-12-1 دختر و حق تربیت:
دختر قبل از آنکه دختر باشد انسانی است که در سایه تربیت و عمل، عبادت و تقوا می تواند خلیفه خدا گردد و بدرجه ای برسد که خداوند او را عزیز خود حساب آورد و بر بسیاری از
انسان های دیگر برتری بخشد.
اگر تربیت حقی برای انسانیت به حساب آید ادای آن برای دختر ضروری تر است. از آن بابت که اگر زن تربیت شود در حقیقت مردم در دامان او تربیت خواهد شد و برعکس اگر او تربیت نیابد پسر تربیتی نخواهد یافت.
از سوی دیگر او انسان است و باید در امور مربوط به حیات اجتماعی شرکت داشته باشد. نقش مشارکت او به مراتب مهم تر از نقش مشارکت مرد است.
روایات اسلام در توصیه به تربیت دختران بسیار است. پیامبر (ص) فرمود :آنکس که دختری دارد باید او را تربیت کند.
دختر به مانند امانتی در نزد والدین است که باید رشد کند و پرورش یابد، استعداد او باید در جهت خیر و صلاح به کار افتد، عدم اعتنای به او و به سرنوشت او علاوه بر اینکه عقوبت الهی را در پی دارد و لطمه ای به وضع و موقعیت دختر است، موجب صدمه ای برای اجتماع هم خواهد بود. این خطا است که نیمی از وجود جامعه و پیکر اجتماع را نادیده بگیریم و مردم را از داشتن مادرانی با تقوا و فضیلت محروم سازیم. و در همه حال فراموش نکنیم شأن دختر در آفرینش در درجه ای است که درباره ی دوشیزه ای چون مریم خداوند خود تربیت او را عهده دار می شود. (اکبری، محمود .1379 )
2-13 ضرورت واهمیت تربیت دختران
برای اینکه از مغزهای خام امروزی کودکان ثمره ای برای فردای جامعه داشته باشیم برای اینکه جامعه بشری در طریق انسانیت و خیر گام بردارد ضروری است امروز دختران را دریابید، به آنها در امروز چیزی بدهید تا فردا بتوانند به اضعاف مضاعف از آنان چیزی بستانید یک دختر امروز مادر چند کودک فردا است ؟ همسر و همدوش کیست؟ آیا عضویتی در جامعه انسانی فردا را خواهد داشت یا نه؟ چگونه و چه صورت؟ از او برای فردایش چه توقعی دارید؟ می خواهید او چه نقشی را برای شما ایفا کند؟
چه تغییر و تحولی را در جامعه پایه بگذارد؟ آیا حاضرید سرنوشت خود و نسل خود و خانه و زندگی خویش را بدست هر کس بسپارید؟ یا برای آن ضوابطی را قائلید؟
کار تربیت این است که آن ضوابط و ویژگی مورد نظر از طریق تربیت باید به او منتقل شود و تربیت از این دید برای دختران مهم است.
ضرورت تربیت دختران از دیدگاه های دیگر نیز باید مورد بررسی قرار گیرد که اهم آنها از قرار زیر است:
2-13-1 از لحاظ ادای حق:
تربیت برای همه کودکان و از جمله دختران است و در ازای آن برای والدین بدهی و مسئولیت است. این مسئولیت به عنوان تکلیفی از جانب پروردگار و هم از لحاظ عرف و اجتماع بر دوش ماست.
ما در سایه این تکلیف است که وظیفه داریم دختر را بوجهی شایسته بپرورانیم و او را در مسیر هدایت و مصلحت قرار دهیم. این تکلیف بین پدر ومادر مشترک است و اجتماع هم از معلم و مدیر و افراد دیگر با جهت دهی و نظارت های خویش باید وسایل و امکانات را در انجام آن فراهم کنند.
2-13-2 از لحاظ خود فرد:
دختر انسانی است چون دیگر انسانها ، دارای زمینه ها و امکانات گوناگونی جهت رشد و تکامل است این استعداد ها باید شکوفا گردند، رشد و پرورش یابند و به مرحله ثمر دهی برسند.
سهل انگاری در تربیت دختر نه تنها سبب نادیده گرفتن ظرافتکاری هایی است که خداوند درآفرینش او به کار برده است، بلکه سبب پدید آمدن حالات سخت و شدید تری خواهد شد که زندگی را برای خود ودیگران دشوار خواهد ساخت.
2-13-3 از لحاظ عضویت جامعه:
دختر امروز عضوی از جامعه فردا است و باید برای پذیرش این عضویت آماده گردد.
نگه داشتن دختر در تاریکی بی توجهی و سهل انگاری و همگامی و درک و فهم و مسئولیت اجتماعی برای او نباشد. به طور همیشگی ضعیف و مستضعف بماند، لایق تحقیر و استخفاف باشد و در این امر نه عادلانه است و نه وجود زن درخور این استضعاف است.
توصیه این است که حتی در عین نادیده گرفتن مکتب . مذهب دختر تربیت یابد، وارد نور و روشنایی هدایت مربیان قرار گیرد، تا عضویت لایق و اندیشیده ای برای اجتماع داشته باشد.
2-13-4 از جهت پرورش نسل:
از بین دو جنس زن ومرد این زن است که خداوند امر آفرینندگی مجدد و حفظ و پرورش امانت خود را فرزند است به او عطا کرده است.
باید دختر را رشد و پرورش داد تا بتواند نسل خود را رشد و پرورش دهد.
اسلام برای تربیت فرزتدان مادران آگاه ، مؤمن و پرهیز کار می خواهد، وجود پرورش یافته ی آن را رکن اساسی و نیرومند سعادت جامعه ی بشری می داند و قائل است که اثرات تربیتی او برای همیشه و تا پایان عمر در اذهان خواهد ماند . بدین نظر برای تربیت او اهمیت قائل است و توصیه می کند که زمینه را برای صلاحیت و لیاقت او فراهم کنیم.
2-13-5 در جنبه اصلاح جامعه:
تربیت دختران و اصلاح وضع آنها نقش فوق العاده ای در اصلاح جامعه خواهد داشت شکست دنیای امروز در عرصه حیات اجتماعی و کثرت مفاسد و تبهکاری ها، درگیری ها و نابسامانیها تا حدود زیادی مربوط می شود به کمبود مادرانی فهمیده و آگاه که به مسائل وظیفه خود روشن و نسبت به انجام آن متعهد باشند
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 110 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 61 |
فصل اول:موقعیت جغرافیایی و تقسیمات شهری
فصل اول:موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان
استان اصفهان با مساحتی حدود 105.937 کیلو متر مربع بین 30 درجه و43 دقیقه تا34 درجه و27 دقیقه عرض شمالی خط استوا و49 درجه و36 دقیقه تا55 درجه و31 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. این استان که در مرکز ایران واقع شده،از شمال به استانهای مرکزی،قم و سمنان؛از جنوب به استانهای فارس و کهکیلویه و بویراحمد؛از شرق به استانهای خراسان و یزد؛و ازغرب به استانهای لرستان و چهار محال و بختیاری محدود است.
بر اساس آخرین تقسیمات کشوری،این استان دارای17 شهرستان،60 شهر،37 بخش و116 دهستان،و مرکز آن شهر اصفهان است.
شهرستانهای استان اصفهان عبارت انداز: اصفهان، لرستان، برخوار و میمه، خمینی شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نائین، نجف آباد و نطنز که در رابطه با آنها توضیح مختصری داده خواهد شد.
موقع طبیعی و جغرافیایی
اصفهان منطقه نسبتاً کوهستانی وسیعی به مساحت 197،403 کیلو متر مربع است(به انضمام چهارمحال و بختیاری) که در مرکز فلات ایران واقع شده. از شمال محدود است به نواحی کاشان و گلپایگان، از جنوب به آباده و بهبهان، از مشرق به شهرستان یزد، از مغرب به نواحی بختیاری و حدود خوزستان. طول آن از زردکوه در خاک بختیاری که منبع زاینده رود است تا دریاچه گاو خونی[1] تقریباً سیصد کیلومتر و عرض آن را از کوههای قهرود که حد شمالی آن است تا قریه امین آباد که حد جنوبی آن و در خاک فارس واقع است240 کیلومتر ذکر کرده اند.[2] وسعت استان اصفهان و شهرستانهای تابعه آن به تفکیک به شرح زیر است:[3]
استان اصفهان به استثنای چهارمحال وبختیاری 170،396 کیلو متر مربع
شهرضا 9،256 «
شهر اصفهان 24،212 «
اردستان 14،240 «
فریدن 7،140 «
نائین 46،720 «
نجف آباد 3،604 «
شهر اصفهان امروز در جلگه سبز و خرمی در کنار زاینده رود واقع شده و طول آن از مشرق به مغرب 18 کیلومتر و عرض آن از شمال به جنوب12 کیلومتر است(ما فروخی اصفهانی در قرن پنجم هجری طول و عرض این شهر را چهارده فرسنگ در شش فرسنگ با هشت دروازه ذکر کرده و گفته است که هشتصد پاره دیه و مزرعه دارد.)[4]
طول و عرض جغرافیایی ـ قدما اصفهان را به حسب طول و عرض از اقلیم سوم گرفته اند. طول آن را از جزایر خالدات(عوم) و عرض آن را از خط استوا(لب) ذکر کرده اند. طول و عرض جغرافیایی آن بر حسب اندازه گیری بین المللی امروز از این قرار است: طول شرقی آن از نصف النهار گرینویچ51 درجه و39 دقیقه و40 ثانیه و عرض شمالی آن از خط استوا32 درجه و38 دقیقه و30 ثانیه است.
ارتفاع اصفهان از سطح دریا بین 1،475 تا 1،584 متر ضبط شده است.
حداکثر ارتفاع استان اصفهان در شهرکرد2،066 متر و حداقل آن در یزد 1،233 متر است.
جلگه اصفهان در حدود 300 متر از تهران بلندتر است و اختلاف ساعت آن با تهران 20 ثانیه است.
پستی وبلندی ـ اصفهان در مرکز فلات ایران واقع شده و منطقه ای است نسبتاً کوهستانی که از سمت مغرب در طول دره وسیعی که بستر زاینده رود است به وسیله کوههای مرتفع محصور شده. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1475 متر و کوههای آن از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده.
ارتفاع کوههای اطراف اصفهان در حدود 3000 متر است و مهمترین رشته آن در جنوب غربی واقع شده که جنس سنگهای آن آهکی است و نقاط صعب العبور دارد. سرچشمه رودخانه های کارون و زاینده رود در این قسمت است.
سلسله کوههای منطقه اصفهان از زردکوه بختیاری که آن نیز از شعبات کوههای لرستان است منشعب می شوند. کوه منگشت به ارتفاع 1500 تا 3000 متر مانند دیواری ییلاق بختیاری را از قشلاق جدا می کند و شعبه آن سبزکوه بین پشتکوه و چهارمحال قرار دارد. ارتفاع کوههای فریدن از دو تا سه هزار متر است که به موازات یکدیگر مانند پنجه ای از جنوب به شمال امتداد یافته و به کوههای خونسار می پیوندند. کوههای کرون در مغرب اصفهان از مغرب به مشرق ممتد هستند و فواصل آنها به طور متوسط از 24 تا 30 کیلومتر است. بدنه کوههای این قسمت عاری از آب و اشجار است و فقط در چند نقطه آب و درختی مشاهده می شود. دالان کوه حد غربی ناحیه کرون را تشکیل می دهد. از شاه کوه لنجان که امتداد آن شمالی و جنوبی است دو رشته کوه از مغرب به مشرق منشعب می شود که جاده اصفهان به شهرضا را قطع می کند. یکی کوههای کلاه قاضی است و دیگری کوههای مهیار که گردنه و تنگ چالشتر و ارچینی در آن واقع است.
ارتفاعات نزدیک شهر ـ دنباله ارتفاعات شاه کوه لنجان در جنوب اصفهان به دو رشته کوه کم ارتفاع صفه و بابا سعید متصل می شود که جهت آنها از جنوب به مشرق است. ارتفاع کوه صفه در جنوب شهر اصفهان به 2400 متر می رسد. این رشته کوه با تضاریس زیادی که دارد و به علت نزدیکی آن به شهر، بر زیبایی موقع طبیعی اصفهان افزوده است. در 25 کیلومتری شمال غربی اصفهان کوههای سید محمد واقع شده که از کنار جاده شوسه اصفهان شروع می شود و به کوههای کرون و قمیشلو و علوی اتصال می یابد. این کوه دو سه چشمه کم آب دارد و یکی از آنها به نام چشمه منظر در بین اهالی شهرت دارد و از گردشگاههای شهر به شمار می رود.
ارتفاعات شمال اصفهان به منزله تپه های خاکی محسوب می شوند که به گردنه مادر شاه در سه راه اصفهان به تهران متصل شده، به کوه چاله سیاه در 35 کیلومتری شمال غربی اصفهان ختم می شود.
اندکی دورتر شمال جلگه اصفهان را کوههای نطنز و قمرود کاشان محدود می کند و کوه معروف کرکس به ارتفاع 3350 متر به خط مستقیم در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان واقع شده که اغلب از برف پوشیده است و به واسطه ارتفاعی که دارد از دور به خوبی نمایان است.
تنگ و گردنه ـ گردنه های معروف اطراف شهر عبارت است از: گردنه گاومیش، گردنه رخ و تنگ بیدکان که در سر راه اصفهان به بختیاری واقع شده اند. تنگ بیدکان به طول 12 کیلومتر در کوه بیدکان واقع شده و در مدخل آن آب بسیار گوارایی جریان دارد و راه شوسه اصفهان به شهرکرد از این تنگ می گذرد. گردنه رخ در شمال غربی کوه رخ واقع شده و راه شوسه جدید الاحداث اصفهان به شهرضا و شیراز از آن می گذرد.
تنگ لاشتر(عامه مردم این تنگ را لارشتر می نامند) به طول شش کیلومتر بین کوه کلاه قاضی و کوه لاشتر که راه شوسه اصفهان به شهرضا و شیراز از آن می گذرد از گردنه های خیلی نزدیک به شهر است.
گردنه گاو پیسه، تقریباً در یک فرسخی جنوب باغ وحش و گردنه آب نیل بین اصفهان و قریه پیر بکران از گردنه های سهل العبور اصفهان در جنوب غربی این شهر و در بلوک لنجانات واقع شده است.
دیگر از گردنه های معروف گردنه مورچه خورت در شمال اصفهان و تنگ اشترگان، دیزی از دهات لنجان علیا و دهکده اشترگان است.
گردنه هایی که از شهر فاصله بیشتری می گیرد، بیشتر در ناحیه کوهستانی چهارمحال و بختیاری و فریدن واقع شده اند و مشهورترین آنها عبارتند از: از گردنه خراجی که از قهمرخ به شلمزار می رود و گردنه مردارکش بین شلمزار و پشتکوه و گردنه تل بین پشتکوه و ایذه(مال امیر سابق) و گردنه ساطعی و گردنه بازفت بین خاک اصفهان و گرمسیر.
گردنه های امامزاده و گاو جفت و بارز و آب ملخ در کوههای فریدن واقع شده و محل عبور طایفه موگویی و چهارلنگ به پشتکوه است. گردنه های دیگر عبارتند از: گردنه دزدان در کوههای آخوره علیا، گردنه سرخ و آب گرم سرراه کرون به چادگان فریدن. گردنه آب پونه و گردنه فوده در سرراه شهرضابه لنجان.
دشت ها
ـ دشت برخوار
دشت مسطح برخوار در جهت شمال شرقی به رشته کوههای مرکزی در جنوب غربی اردستان ختم می شود و دارای آب و هوایی نیمه بیابانی، گرم و خشک در تابستان و سرد و خشک در زمستان، است.
ـ دشت آبرفتی کاشان
این دشت، دشتی نسبتاً هموار است که طرف جنوب به ارتفاعات کرکس و از طرف شمال به نوار ریگ بلند(در محلی به نام بندریگ) ختم می شود.
ـ دشت مبارکه
دشت مبارکه در شهرستان مبارکه به وسیله رشته کوه های متعدد احاطه شده است که از معروف ترین آن ها می توان به کوه های خولنجان، طالخونچه، کوه زرد، کوه قلعه بزی اشاره نمود.
آبشارها
جاذبه های طبیعی؛
1- آبشار شالورا:
این آبشار در 65 کیلومتری غرب اصفهان و در نزدیکی روستای جومیهن قرار دارد.
2- آبشار کرد علیا:
این آبشار که در 90 کیلومتری غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانکوه قرار دارد، از آب شدن برف های دالانکوه بوجود آمده است و در بهار منظره بسیار زیبایی ایجاد می کند.
3- چشمه آب معدنی ورتون:
در 43 کیلومتری جاده اصفهان به یزد جاده ای فرعی وجود دارد که پس از طی 18 کیلومتر به ناحیه ورتون می رسد. بعد از ورتون در فاصله 12 کیلومتری، چشمه های معدنی ورتون قرار گرفته اند. در این منطقه حمام هایی به سبک دوره صفویه است که اکثراً مخروبه اند و برخی از آنها که سالم است مورد استفاده مردم قرار می گیرد آب گرم ورتون از دسته آبهای مکروه بی کربناته و سولفاته گرم است. خواص درمانی استحمام در این آب عبارتست از: تسکین دهندگی دردهای عصبی و رماتیسمی. این آب در صورت نوشیدن باعث ازدیاد ترشح معده می گردد به سبب وجود سولفات سدیم در ترکیب آن، این آب خاصیت ملین دارد و سرانجام وجود آهن در ترکیب.
رشته کوه ها
استان اصفهان
ـ رشته کوههای قمیشلو در بخش مرکزی و دنباله بیدگان در غرب، رشته کوههای زردکوه، کوه کالخونی و سفیدکوه در مرکز، کوه قاضی در شمال شهرستان شهرضا.
ـ کوه بهوروز، چالقفا، پشم کن و کوه باغک در سمیرم.
ـ رشته کوههای اردستان از انشعابات کوه کرکس در کاشان.
ـ کوه سراش، محمدیه و زردکوه از مهمترین ارتفاعات شهرستان نائین.
ـ کوه دنیار، الجوق، دنباله زردکوه و قمیشلودر سمیرم.
ـ بلندترین قله کوههای سلسله جبال مرکزی ایران که از شهرستان گلپایگان می گذرد در این ناحیه قله حاجی تارا به ارتفاع 3560 متر می باشد.
رودها:
مهمترین رودخانه های این استان عبارتند از:
1- زاینده رود که از ارتفاعات زردکوه بختیاری در شهرکرد سرچشه میگیرد، جهت جریان آن از غرب به شرق است آب این رودخانه بخصوص پس از حفر تونل کوهرنگ در کوه کارکنان با طول 160 کیلومتر و با انشعابات کوچک خود کلیه قراء و مزارع اطراف را مشروب مینماید و سیلاب آن به باتلاق گاوخونی منتهی میگردد .
سرچشمه زاینده رود نزدیک سرچشمه اصلی رود کارون است و حد فاصل این دو رود از زیرکوه در حدود سه کیلومتر میباشد.
2- رودخانه مرغاب از کوههای داران سرچشمه گرفته نجف آباد را مشروب و در نزدیکی آبادی جوزدان به زاینده رود منتهی میشود.
3- رودخانه های گندمان، شمس آباد، حنا در سمیرم واقع و به رودخانه خرسان ملحق میگردند.
4- رودخانه قبله از کوههای جنوبی خوانسار سرچشمه گرفته وارد قسمت مرکزی شهرستان گلپایگان گشته و پس از مشروب کردن این ناحیه و گذشتن از گلپایگان با نام رودخانه لعل یار به جریان خود ادامه میدهد.
5- رودخانه کرون از ارتفاعات نبله و داران و شعبه دیگر آن نیز از کوه صالح و مکه سرچشمه گرفته پس از آبیاری دهستانهای اطراف خود در شمال جوزدان به زاینده رود میریزد.
آب و هوا ـ شهر اصفهان در جلگه واقع شده. اراضی آن رسی است و در نقاط مختلف آن به تفاوت از 75 سانتیمتر تا یک مترو نیم به قشری محکم از رس می رسد که سخت و غیر قابل نفوذ است. پی منازل و ساختمانهای معمولی بر روی همین قشر رس بنا می شود. دیوارهای گلی قدیمی که حصار باغات داخل و خارج شهر را تشکیل می دهد بر روی همین قشر رس ترکیب شده و بعضی از آنها حتی چند صد سال دوام کرده است. خشت خامی که از این خاک رس ساخته می شود به اندازه آجر پخته استحکام دارد و در بیشتر بناهای قدیم چندین صد سال دوام کرده است. دوام نوع مخصوصی از این خشت خام در آثار کهن آتشگاه حتی به دو هزار سال می رسد. رشته کوههای محلی اصفهان در اطراف شهر از مغرب و جنوب به سوی مشرق کشیده شده و با ارتفاع یکنواخت و تضاریس قلل آنها، هماهنگ آثار تماشایی داخل شهر منظره ای طبیعی و تماشایی به وجود آورده است. منظره زیبای کوههای اطراف اصفهان از فراز عمارت عالی قاپو در میدان نقش جهان و از قله کوه آتشگاه به خوبی نمودار می شود. چون به غیر از نواحی نجف آباد و دهستانهای برخوار و کوهپایه بقیه بخشهای اصفهان در کنار رودخانه پر برکت زاینده رود واقع شده، آب و هوای آن معتدل و فصول چهار گانه آن منظم است. شمال اصفهان تا نود کیلومتر باز است و بادهای خنک شمالی از این طریق می ورزد، اما جنوب آن از سه کیلومتری بسته می شود.(جغرافیادانانقدیم عرب گفته اند که اصح مساکن و بلاد شهری است که شمال آن گشاده و جنوبش گرفته باشد) وبه طوری که ذکر شد اصفهان دارای چنین موقعیتی است و چون جنوب و غرب آن کوهستانی و شمال و شرق آن جلگه است دارای اختلاف هوا و بارندگی است، چنانچه در فریدن و چهارمحال که در مغرب واقع شده و کوهستانی است بارندگی زیاد و در مدت زمستان کلیه اراضی آن نواحی مستور از برف است و قسمت عمده زراعت آنان دیم است و به واسطه سردی هوا محصول صیفی به ندرت به عمل می آید. بالعکس در شمال و مشرق که عموماً جلگه و شوره زار است بارندگی کمتر و بی دوام می باشد و کشاورزان زراعت تابستانی خود را با آب قنات و چاه مشروب می کنند. هوای این قسمت خیلی خشک و در تابستان بسیار گرم است. اراضی شرقی به واسطه مجاورت با باتلاق گاوخونی و ریگزار و کویر هنگام روز به واسطه تابش آفتاب بی اندازه گرم و در شب خیلی سرد است.
به طور کلی در هر موقع از سال در این شهر وزش باد جریان دارد، ولی عموماً بادها از سمت جنوب غربی می وزند و به همین سبب است که ابر باران نیز از همین سمت نمایان می شود. بادهای موسمی اصفهان که از مغرب به مشرق می وزد در دو موقع از سال شروع می شود. یکی از نیمه اول اسفند تا نیمه اول اردیبهشت که بادهای سرد می وزد و دیگری از اوایل شهریور تا اواسط مهر که بادهای خزانی نسبتاً گرم می وزد. در بعضی سالها شدت فشار و سرعت باد زیادتر از حد معمول می شود ولی کمتر شنیده شده که بادهای شدید در اصفهان خساراتی ببار آورده و زندگی مردم را فلج کرده باشد.
تقسیمات آب و هوایی
استان اصفهان در مرکز فلات ایران است و به علت گستردگی زیاد، شامل بخشهای متعدد کوهستانی و جلگه ای است. این نواحی عبارتند از:
1- ناحیه کوهستانی اردستان؛ که شهرستان اردستان را به وسیله دو رشته کوه: یکی در غرب از حوزه زاینده رود و دیگری در شرق از کویر لوت جدا می سازد. این ناحیه کوهستانی به وسیله یک رشته از کوه های کم ارتفاع به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود. قسمت شمالی شهرستان های نائین، اردستان، کاشان و قسمت جنوبی شهرستان یزد را که در دامنه شیرکوه واقع شده است، در بر می گیرد.
2- ناحیه کوهستانی شمال شرقی و شرق؛ که شهر نطنز نیز در دامنه بلندترین قله آن یعنی کوه کرکس کوه قرار گرفته است.
ناحیه کوهستانی غرب که شهرستانهای فریدن و فریدون شهر را در بر می گیرد.
3- قسمت جلگه ای؛ که از آبرفت های زاینده رود به وجود آمده و با شیب ملایمی به باتلاق گاوخونی در جنوب شرقی اصفهان منتهی می گردد.
آب و هوای استان اصفهان به طور کلی معتدل خشک است، اما با توجه به تأثیر بادها و دوری و نزدیکی به منطقه کوهستانی غرب و دشت کویر در شرق و جنوب شرقی، می توان آب و هوای آن را به 3 بخش متمایز تقسیم کرد.
4- آب و هوای بیابانی؛ که شمال شهرستان نائین، حوزه بیابانک و انارک تا شمال اردستان را در بر می گیرد. مشخصه ویژه آن تغییر شدید و سریع درجه حرارت، کمی بارش باران و وزش بادهای تند در طول سال است.
5- آب و هوای نیمه بیابانی؛ که شهرستان اصفهان را در بر می گیرد و خشکی هوا و کمی بارندگی از مشخصات این نوع آب و هواست. رودخانه زاینده رود به طرز چشمگیری بر روی آب و هوای این ناحیه تأثیر مثبت دارد و آن را تعدیل می کند.
6- آب و هوای نیمه مرطوب سرد؛ که قلمرو غرب و جنوب غربی اصفهان را در بر می گیرد. به نسبت افزایش ارتفاع، میزان بارندگی افزایش می یابد و از درجه گرمای هوا کاسته می شود.
شهر چهار فصل ـ از لحاظ نظم و تربیت فصول چهارگانه سال،هیچ یک از شهرهای ایران با اصفهان برابری نمی کند. روز اول فروردین و اول تیر و اول مهر و اول دی، شروع چهار فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان را اعلام می دارند و تغییرات استثنایی به ندرت دیده شده است.
در اواسط میزان(ماه مهر) هوا اندکی میل به سردی می کند. شب هفدهم مهر را رعا یا از قدیم جلبند می نامند و احتمال می رود که از آن شب به بعد بعضی از حاصلها را که به درخت باشد یا نرسیده باشد سرما آسیب برساند. اواخر میزان تا اواسط عقرب(آبان) شروع خزان و فصل برگریزان اصفهان است و در آن وقت دیگر میوه ای به درخت یا مزرعه نمی گذارند و همه را چیده و انبار می کنند. از اوایل آبان معمولاً بارندگی شروع می شود و در اول قوس (ماه آذر) تمام برگ درختان ریخته و درختها به مانند چوب خشک می شوند. در اواخر آذر هوا کاملاً سرد شده و احتمال باریدن برف می رود، از اول جدی(دی) تا دهم دلو(بهمن) اوج سرما و باریدن برف و یخبندان است و آن را چهله بزرگ می نامند و از دهم دلو تا اول حوت(اسفند) سردی هوا بی اعتبار است مگر در سالهای استثنایی که سردی زیاد باشد و آن را چهله کوچک می نامند. از اوایل اسفند هوا رو به گرمی می رود و در اول اول ثور(اردیبهشت)، هوا گرم و معتدل است و در اول جوزا، (خرداد) گرمی هوا زیاد می شود ولی طاقت فرسا نیست و این ماه شروع میوه های اصفهان است تا اوایل سرصان(تیر) که هوا به اوج گرمی خود می رسد.
هوای اصفهان اکثراً صاف و آفتابی است و پیوسته باد معتدل(نسیم) در آن وزان است. معمولاً هوا چنان صاف و شفاف است که ستاره زهره ؟؟
درجه حرارت
بر اساس گزارش ایستگاه سینوپتیک شهر اصفهان در سال 1373، حداکثر درجه حرارت6/40 درجه سانتیگراد، حداقل درجه حرارت 6/10- درجه سانتیگراد و متوسط درجه حرارت سالانه 7/16 درجه سانتیگراد ثبت شده است. طبق همین گزارش، تعداد روزهای یخبندان استان 76روز و متوسط میزان بارندگی سالانه آن 9/116میلی متر است.
بادهایی که در استان اصفهان می وزند، عموماً بادهای غربی و جنوب غربی اند. وزش بادهای جنوب غربی زمان خاصی ندارد و این بادها در اغلب ایام سال وی وزند؛ اما بادهای غربی معمولاً در دو موقع از سال، یکی از نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت، و دیگری از اوایل شهریور تا اواسط مهر، می وزند.
روی هم رفته بادهای شدید فقط در نواحی بیابانی استان می وزند و ساز بادهای استان معمولاً به صورت نسیم و بادهای خفیف محلی اند.
شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز، و فصول چهارگانه آن بسیار نامنظم است؛ چنانکه آغاز و پایان هر فصل به خوبی مشهود است.(کتاب استان اصفهان- حسن زنده دل)
؟؟؟؟
حداکثر درجه حرارت اصفهان در تابستان در اول مغرب و در سایه بعدازظهر به 30درجه سانتیگراد می رسد و حداقل آن در بعضی سالها ده درجه زیر صفر است. گرمای تابستان طاقت فرسا نیست و به علت وفور آب و اشجار فراوان بدون احساس ناراحتی قابل تحمل است. اغلب شبهای تابستان هوا خنک است و خوابیدن در هوای آزاد بدون پوشش کافی امکانپذیر نیست. زمستانهای خیل یسردهم به ندرت اتفاق می افتد و معمولاً هو معتدل است. استثنائاً در زمستانهایی که تمام فلات ایران در معرض جریان هوای بسیار سرد قرار می گیرد، اصفهان هم از سردی هوا مستثنی نبوده و به شدت سرد می شود، معذلک سرمای آن غیر قابل تحمل نیست.
مؤلف کتاب(الاصفهان) نوشته است که در مدت سی سال فقط یک شب درجه حرارت به 20درجه زیر صفر رسیده است و دو شب قبل و بعد آن 16درجه بوده. وی نوشته است که این سرما درختهای مو و انار را خشکانید و می گوید آن را که به هوا می پاشیدیم موقع فروریختن روی یخهای زمین صدای آتشبازی می کرد. آب رودخانه و نهرها چون از عمق یخ می بست روی یکدیگر منجمد شده و بالا آمده مملو می شد و از اطراف جریان پیدا می کرد و به عمارتها و دیوارهای آن صدمه می زد. حیوانات را خیلی تلف کرد.
میزان بارندگی
در اصفهان بارندگی منحصر به زمستان است و در پاییز و بهار به ندرت بارندگی می شود و اگر در موقع بهار ابرهایی در آسمان ظاهز شود با بادهایی که در این فصل می وزد پراکنده شده مانع بارندگی می شود.
میزان بارندگی سالیانه در اصفهان زیاد نیست و متوسط ارتفاع باران که از آبان تا اواخر اردیبهشت در این شهر می بارد بین 100 تا 150 میلیمتر بیشتر نیست.
بعضی سالها از 30 تا 40 میلیمتر هم تجاوز نمی کند و بر روی هم خشکسالی بیش از سالهای مرطوبی است. اتفاق افتاده است که چند سال استثنایی چهل روز متوالی آسمان این شهر ابری بوده و برفهای سنگین باریده است. اما میزان بارندگی در ارتفاعات مغرب اصفهان که سرچشمه زاینده رود است خیلی بیشتر است. زرد کوه و کوهرنگ و ساز کوههای بختیاری معمولاً از برف پوشیده می شود و این کوهها اصلی آب و سرچشمه رودخانه اصفهان است.
چنانکه ذکر شد در اصفهان معمولاً تغییرات شدید آب و هوا و انقلابات جوی کمتر دیده شده است و اگر استثنائاً در سالی انقلاب جوی رخ دهد، نیز بسیار محسوس و قابل توجه است، چنانچه از اواخر آبان تا آخر نیمه اول آذر ماه سال 1333 برای مدت بیست روز متوالی بارانهایی بارید که مسلماً در تاریخ پانصد سال اخیر این شهر نظیر نداشته است و به خانه های مسکونی و ابنیه شهر و بناهای باستانی که برای مقاومت در مقابل چنان بارانهای بیسابقه آماده نبودند، خسارات فراوان رسانید و رعب و وحشتی عجیب مردم را فرا گرفت. بارنهای مزبور در مدت 20روز به میزان 5/167 میلیمتر رسید و مردم فقیر و ساکنین قسمت های قدیمی شهر که خانه های گلی آنها را آب باران فرا می گرفت و خراب می شد به شبستانهای مساجد بزرگ و تاریخی پناه بردند و به دنبال ریزش این بارانها زاینده رود در روزهای شانزدهم و هفدهم آذر 1333 طغیان بیسابقه ای کرد و شهر اصفهان مورد تهدید واقع شد.
زاینده رود ـ مهمترین رودخانه ای که در مرکز ایران جای است زاینده رود می باشد که از ارتفاعات زردکوه بختیاری و از رشته ای به نام کوهرنگ سرچشمه گرفته و از مغرب به مشرق تا باتلاق گاوخونی جریان دارد.
طول این رودخانه را با پیچ و خمهای آن 400 تا 480 کیلومتر نوشته اند، ولی این فاصله به خط مستقیم 270 کیلومتر است، عرض بستر رودخانه تا 200 متر کم و زیاد می شود. قلل چهل چشمه و کوهرنگ در خاک بختیاری سرچشمه این رودخانه است و بیشتر ایام سال مستور برف است. بستر این رودخانه از سرچشمه تا مصب از خود زایش آب می کند و به همین جهت زاینده رود نام دارد. قسمت اولیه مجرای زاینده رود پیچ و خمهای زیاد دارد ولی هرقدر پایینتر می آید پیخ و خم آن کمتر می شود تا می رسد به کوه قلعه بزی که در انحنایی به مسافت 12 کیلومتر و بر خلاف مجرای اصلی از مشرق به مغرب جریان پیدا می کند و از پل فلاورجان تا شهر اصفهان از مغرب به مشرق24کیلومتر مسافت را به شکل مارپیج طی می کند و در وسط این مسافت کوه آتشگاه واقع است که از قله آن پیچهای رودخانه دیده می شود که به شکل مار پیچد و شاید به همین سبب بوده است که این کوه را ماربین و به این مناسبت دهات اطراف این کوه را ماربین نامیده اند و هم اکنون نیز ماربین نام دارد و از لحاظ وفور میوه و سرسبزی و صفا مهمترین بلوک اصفهان است.
باتلاق گاوخونی
جلگه ای است ناهموار که قریب سی کیلومتر طول و عرض آن است و وسعت آن با افزایش و نقصان آب رودخانه تغییر می کند.
این باتلاق از طرف جنوب و مشرق محدود می شود به تپه هایی از ماسه و شن که بلندی آنها متجاوز از 200متر است. بالای آن تپه ها ابتدا جرقویه علیا و بعد دشت وسیعی است به طول چندین فرسخ از ماسه و شن به سمت ابرقو تمام جرقویه علیا از چشمه های زاینده رود مشروب می شود.
تقسیم آب زاینده رود
تقسیم آب زاینده رود طبق طومار معروف شیخ بهایی
مختص- یعنی همه آب زاینده رود از پانزدهم اردیبهشت تا آخر آن و از 15آذر تا آخر برج، مخصوص بلوک رودشتین است(رودشت علیا و سفلا آخرین قسمتهای آبخور زاینده رود است).
مشترک- یعنی آب زاینده رود از آخر اردیبهشت تا شش ماه به طور مشترک در اختیار بلوک پایین رودخانه است.
آزاد- یعنی از آخر آذرماه تا پانزدهم اردیبهشت آب زاینده رود آزاد است و همه آبادیها می توانند از آن استفاده نمایند.
طبق طومار شیخ بهایی آب رودخانه به 33 سهم تقسیم می شود که به وسیله نهرهایی که از رودخانه منشعب می شود و آنهار امادی می نامند آب را به قراء ودهات می رسانند. سهام مزبور به قرار زیر است:
1- بلوک لنجان شش سهم
2- بلوک النجان چهار سهم
3- بلوک ماربین چهار سهم
4- بلوک چی شش سهم
5- بلوک کرارج سه سهم
6- بلوک رودشتین شش سهم
7- بلوک برآآن چهار سهم
مادیها
کلمه مادی در اصفهان اصطلاح محلی است و به معنی نهر آب است.
چندین مادی از زاینده رود منشعب می شوند و مزارع و باغات و خانه های اصفهان را مشروب می سازند. مادیهای مشهور عبارتنداز:
1- مادی نیاصرم- بیشتر نزدیک رودخانه است.
2- مادی فرشادی- که محل انشعاب آن بالاتر از نیاصرم و در کنار قریه ناجوان(ناژوان) ماربین است آب آن مادی نیاصرم است.
3- مادی شاه- یا جوی شاه، که خاصه عمارات و باغهای شاهی بوده است.
4- مادی فدین- چون بعضی از سلاطین شاخه ای از این نهر را فدای نفس خود کرده و اکثر آن را وقف شهر نموده بودند به مادی فدا مشهور بوده است، ولی امروز آن را مادی فدین می گویند.
5- مادی تیران- که در منتها الیه حد غربی
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 61 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 61 |
مقدمه:
بی شک معطوف شدن نگاههای والدین و جامعه ی آموزش کشور به برآورده ساختن نیازهای علمی دانش آموزان سبب شده است تا نیازهای روحی آن دسته از افراد در بین مشکلات گوناگون کم رنگ شود اگر خصوصیاتی نظیر گذشت، همدلی، شوخ طبعی، کمک به دیگران درک ضعف خود و دیگران ، عدالت خواهی، رازداری، کنترل خشم و احساسی بودن را از جمله ویژگیهای هوش هیجانی یا هوش اجتماعی بدانیم ضرورت دارد که سازمان آموزش و پرورش کشور دانش آموزان مستعد و مدیران آینده کشور را تربیت کند. بررسی های انجام شده در تعیین هوش هیجانی نشان داده است که هوش هیجانی در دانش آموزان خودنمایی می کند. و به همین علت است که در طول سالیان دراز مدارس جهت توجه به این نیازهای درونی اقداماتی مانند المپیادهای ورزشی، طرح پژوهش های دانش آموزی، ابداعات و خلاقیت در زمینه های علوم انسانی در برنامه های مدارس گنجانده شده است. تحقیقاتی در زمینه توضیح رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی در دنیا و در ایران به عمل آمده است و اغلب معنادار بودن رابطه را نشان داده است. هوش هیجانی خود به تنهایی تولیدکننده ی موفقیت نیست اما واقعیت این است که اسنادهای مثبت در درازمدت می تواند عامل پیش بینی کننده ی خوبی برای موفقیت باشد (سیارویی و همکاران، 1384)
بیان مسئله پژوهش
مسئله اصلی در این پژوهش تأثیر هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان است. تأثیر هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی در واقع سازه هایی هستند مستقل اما با یکدیگر ارتباط بسیار دارند. وجود هوش هیجانی و احساس در انسان واقعیتی انکار ناپذیر است و در انسان نیم کره ی راست مغز مربوط به هوش هیجانی است هوش هیجانی که مواردی از قبیل علاقه به شادی، ترس از تحقیر و غیره. هوش هیجانی توانایی آگاه بودن از خود، درک و فهم خود و دیگران توانایی مواجه شدن با هیجانات شدید و مدیریت خود و .... است. جان انیل، 1996 هوش هیجانی را چنین تعریف می کند: هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است توانایی اداره ی مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانش هاست عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف در خود ایجاد انگیزه و امید می کند هم حس یعنی آگاهی از احساسات افراد پیرامون شماست. نظریه پردازان می گویند که هوش هیجانی در واقع به ما می گوید که چه کار می توانیم انجام دهیم هوش هیجانی یعنی داشتن مهارت تا بدانیم چه کسی هستیم و چه افکار، احساسات، عواطف و رفتاری داریم یعنی شناخت عواطف خود و دیگران تا بتوانیم بر اساس آن رفتاری مبتنی بر اخلاق و شایستگی داشته باشیم.
اهمیت پژوهش
در واقع انجام این پژوهش در راستای تربیت نیروی انسانی برای آینده کشور و رشد سرمایه های اجتماعی دارای ضرورت بنیادی است و همچنین شناخت هوش هیجانی و ابعاد هوش هیجانی است و پی بردن به ارتباط هوش هیجانی و پیشرفت دانش آموزان است و در صورت و جود این رابطه آن را به صورت علمی، عینی و آماری نشان دهیم.
اهداف پژوهش
در این پژوهش اولویت با بررسی تأثیر هوش هیجانی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان هدف تعیین شده است. هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است و شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد و توانایی کنترل حالتهای اضطراب و کنترل واکنش هاست.
(گلبرگ و همکاران، 2005) نشان دادند که آموزش همدلی در دانش آموزان، هوش هیجانی و عملکرد اجتماعی آنها را افزایش می دهد.
(شرما، 2004) اظهار داشت دانش آموزات که یادگیری پایین دارند. در تطابق هوش هیجانی و تحمل فشارهای روانی دچار مشکل می شوند.
فرضیه های پژوهش
بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان ارتباط معنادار وجود دارد.
1- هوش منطقی:
1-1 مفهوم کلی هوش:
هوش یکی از مباحث اصلی و مهم در روان شناسی است. در تعریف آن (لغوی و اصطلاحی)، گفته شده است «هوش یا هش در لغت به معنای فهم، شعور، درک، آگاهی، بیداری، بجابودن حواس، متمایز کردن، زیرکی، زرنگی، عقل و خرد استعمال شده است. و اما بررسی مفهوم اصطلاحی هوش نشان می دهد که علی رغم تعاریف گوناگون و متنوع از آن، مراد چیزی جز تعبیر ادبی و تاریخی "جوهر دانایی" و یا "توانایی یادگیری" نیست. هرگاه فرد در حوزه های خاص از توانایی یادگیری فوق العاده باشد، اصطلاحاً می گوییم وی فردی مستعد است و در آن زمینه از استعداد خاص برخوردار است» (کاظمی حقیقی، 1376: 1). ارائه ی تعریفی جامع که بتواند تمامی ابعاد "هوش" را در نظر بگیرد مشکل است زیرا اصولاً هوش صفتی فرضی و مفهومی انتزاعی است که از روی عملکرد افراد قابل تشخیص است. واژه ی هوش زیاد به کار می رود، ما پیوسته هم نوعان خود، به خصوص کودکان را تیزهوش، یا کم هوش یا بی هوش می نامیم یا در فکر خود یکی از صفات را به آنان نسبت می دهیم. با این وجود اگر از ما بپرسند که هوش چیست؟ در پاسخ به زحمت می افتیم علت این است که اولاً مسلم نیست که هوش به وجه مطلق و خالص و به صورت استعداد مستقل وجود داشته باشد، ثانیاً به فرض وجود داشتن، بتواند مستقیماً و به روش عینی و علمی مورد مطالعه قرار گیرد (پیازه، 1367). آلفرد بینه و سیمون که اولین آزمون هوش به نام آن هاست معتقد بودند «هوش یک قوه ی ذهنی بنیادی است که تغییر یا فقدان آن بیش ترین اهمیت را در زندگی علمی آدمی دارد. این قوه ذهنی، همان قضاوت است که گاه از آن تحت عنوان عقل سلیم، عقل عملی، ابتکار و توانایی تطبیق باشرایط یاد می شود: درست قضاوت کردن، درست درک کردن و درست استدلال کردن و اینهاست فعالیتهای بنیادین هوش» (بینه و سیمون، 1905، به نقل از هلیگارد، 1380: 47 و 48). در سال 1916، ترمن شاخص مناسبی برای هوش ارائه داد که نخستین بار توسط روان شناس آلمانی؛ ویلیام اشترن (1838- 1817) پیشنهاد شده بود. این شاخص هوش بهر نامیده می شود که در زبان انگلیسی به (IQ) شهرت دارد و هوش بهر را به صورت نسبت سن ذهنی به سن زمانی بیان می کند (همان منبع).
1-2 عامل وراثت و محیط- تأثیرگذار بر هوش:
«هم وراثت و هم محیط (فرصت های یادگیری) عوامل تعیین کننده ی مهمی در توانایی (به فعلیت رساندن) هوش هستند. وراثت، دامنه یا حداقل و حداکثر هوش یک فرد را مشخص می کند، در حالی که محیط تعیین می کند فرد در کجای این دامنه باشد. برای مثال، وراثت مشخص می کند که هوش بهر یک فرد بین 80 تا 110 باشد، ولی این که فرد اکنون چه میزان بهره هوشی [هوش بهر] از این دامنه را دارد، محیط تعیین می کند. به عبارت دیگر، اگر این فرد در محیطی غنی و سرشار از محرک و تحریک بزرگ شده باشد، دارای بهره ی هوشی [هوش بهر] 110 خواهد بود (از آن بیش تر نخواهد بود) و اگر در محیطی بسیار فقیر (از لحاظ محرک ها و عواطف و غیره) هم بزرگ شده باشد دارای بهره ی هوشی (هوش بهر) 80 خواهد بود (کم تر از آن نخواهد بود). نکته ی حائز اهمیت آن است که اکثر ما متأسفانه به خاطر شرایط محیطی، از آن حداقل دامنه ی بهره ی هوشی [هوش بهر] که وراثت مشخص کرده، استفاده می کنیم» (بیابانگرد، 1384: 114 و 113). «یک کودک، به هنگام تولد، مقداری از توانائی های لازم برای رشد ذهنی را داراست. اما اگر محیط مناسب نباشد این توانایی به فعل در نمی آید. امکان دارد که توانایی بالقوه ی رشد ذهنی یک کودک در سطح پائینی باشد، در آن صورت هیچ محیطی نمی تواند ضریب هوشی بالایی را برای او فراهم آورد؛ بنابراین، توارث محدودیتی را بر این رشد ایجاد می کند. از طرف دیگر، اگر کودکی مغز بسیار مستعدی را به ارث ببرد، به طوری که امکان کسب ضریب هوشی [هوش بهر] بسیار بالا برای او میسر باشد، اما در محیط متغیر [فقر ارتباطی و ادراکی و ...] قرار گیرد درست همان حالت را خواهد داشت که مغز کاملی را به ارث نبرد» (گنجی، 1371: 125).
1-3- هوش منطقی (هوش بهر)
«هرمن ابینگهاوس[1] روان شناس آلمانی، اولین بار هجاهای بی معنی را اختراع کرد. این وسیله اجازه داده است تا حافظه ی آزمودنی، از طریق شمردن تعداد هجاهایی که مدتی بعد از حفظ کردن آن ها را به خاطر می آورد، اندازه گیری شود. نفر دوم، آلفرد بینه[2] روان شناس فرانسوی است (1905) که توانست تعدادی سؤال و مسایل آسان تهیه کند و آن ها را در اختیار کودکان قرار دهد و با مقایسه نتایج با یکدیگر، هوش [هوش بهر] آن ها را اندازه بگیرد. مسائل مطرح شده در واقع بسیار ساده بود و با تجربه های روزمره ی کودکان ارتباط داشت و به جرأت می توان گفت کارهایی که بعدها در این زمینه انجام گرفته، چیزی جز کاربرد فکر اولیه نبوده است. انواع سؤالاتی که برای اندازه گیری هوش به کار می رود به این صورت می تواند باشد که مثلاً از کودک بپرسند؛ کبریت به چه درد می خورد؟ در چه ساعتی از روز خورشید در سمت مغرب است؟ مفهوم این ضرب المثل چیست؟ "انسانی که به دو زبان صحبت می کند به اندازه ی دو نفر ارزش دارد". بینه چنین فرصتی را فراهم آورد و آن را آزمون هوشی نامیده است. او با اجرای تست خود توانسته است میانگین نتایج کودکان 3 ساله، 4 ساله، 5 ساله و ... را پیدا کند. مثلاً زمانی که یک کودک 6 ساله امتیاز کودکان 5 ساله را کسب می کرد، بینه میدانست که او از نظر رشد ذهنی عقب ماندگی دارد و سن عقلی او 5 سال است. یا اگر نمره او با میانگین نمرات کودکان 7 ساله یا 8 ساله مطابقت می کرد، مفهومش این بود که رشد ذهنی کودک نسبت به سن او پیش رسی دارد و دارای سن عقلی 7 یا 8 سال است. مرحله ی بعدی در اندازه گیری هوش این است که ضریب هوش[3] تعریف شود. این کار توسط ویلهم اشترن[4] روان شناس آلمانی انجام گرفت. اگر سن عقلی را به N.A و سن تقویمی را به C.A نشان دهیم، ضریب هوشی [هوش بهر] یک کودک به ترتیب زیر بدست خواهد آمد:
به این ترتیب، اگر کودک 8 ساله دارای سن عقلی 6 سال باشد ضریب هوشی (هوش بهر) او 75 خواهد بود، اما اگر سن عقلی او 10 سال باشد ضریب هوشی او 125 خواهد بود. بنابراین، ضریب هوشی [هوش بهر] 100 نشانه ی رشد متوسط، 95 نشانه ی کندی مختصر، و 90 نشانه ی کندی بیشتر و ... خواهد بود.
2- هوش هیجانی
2-1- تعریف هیجان:
دانیل گلمن می گوید «واژه ای که تحت عنوان هیجان به آن اشاره می کنم، اصطلاحی است که روان شناسان و فلاسفه بیش از یک قرن در باره ی معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداخته اند. در فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد، معنای لغوی هیجان چنین ذکر شده است: «هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه، هر حالت ذهنی قدرتمند ی تهییج شده». من لغت هیجان را برای اشاره به یک احساس، افکار، حالت های روانی و بیولوژیکی مختص آن و دامنه ای از تمایلات شخص برای عمل کردن بر اساس آن به کار می برم. تعداد هیجان های شناخته شده با در نظر گرفتن ترکیبات، گوناگونی ها، تحولات و اختلالات جزیی میان آن ها به صدها نوع می رسد. در واقع، هیجان های ظریف بی شماری وجود دارند که برای بیان آن ها واژه ای نداریم. در میان پژوهشگران، بحث بر سر این که آیا اصولاً می توان بعضی از هیجان ها را اصلی تلقی کرد- هیجان هایی که به مثابه ی رنگ های اصلی؛ آبی، زرد، قرمز باشند که سایر ترکیبات از آن ها سرچسمه بگیرند- و این که این هیجان ها کدامند، بحثی دنباله دار است. تعدادی از نظریه پردازان، چندین هیجان مشابه را در مجموعه ای واحد جای می دهند، اما جملگی آنان بر این مطلب اتفاق نظر ندارند. عنوان برخی از این خانواده های اصلی و برخی از اعضای آن ها از این قرار است:
خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ، آزردگی، پرخاش، خصومت، اذیت، تندمزاجی، دشمنی و شاید در بدترین حالت تنفر و خشونت آسیب شناختی.
اندوه: غصه، تأثر، دلتنگی، عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی، دل شکستگی، ناامیدی و در سطح آسیب شناختی، افسردگی شدید.
ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، توهم، ملاحظه کاری، تردید، زودرنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی (شوک)، وحشت، و از نظر آسیب شناسی روانی هراس (فوبی) و وحشت زدگی.
شادمانی: شادی، لذت، آسودگی، خرسندی، سعادت، شوق، تفریح، احساس غرور، لذت جسمانی، به هیجان آمدن، وجد خشنودی، رضایت، شنگولی، بوالهوسی، از خود بی خود شدن، و در نهایت شیدایی (مانی).
عشق: پذیرش، رفاقت، ا عتماد، مهربانی، هم ریشگی، صمیمیت، پرستش، شیفتگی، مبهوت شدن.
شگفتی: جاخوردن، حیرت، بهت، تعجب.
نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، اکراه، بیزاری، بی رغبتی.
شرم: احساس گناه، دست پاچگی، حسرت، احساس پشیمانی، احساس پستی، افسوس، دل شکستگی و توبه.
فهرست مذکور، یقیناً نمی تواند کلیه سؤال های مربوط به نحوه ی طبقه بندی هیجان را پاسخ دهد. برای مثال، حسادت را، که گونه ا ی از خشم آمیخته با اندوه و ترس است، چگونه می توان طبقه بندی کرد؟ جایگاه محاسنی هم چون امید و ایمان، شهامت و بخشندگی، یقین و متانت یا معایب ناپسندی هم چون شک، خودپسندی، تنبلی و بی حالی – یا ملال کدام است؟ پاسخ روشنی موجود نیست، مجادله ی علمی بر سر نحوه ی طبقه بندی هیجان ها هم چنان ادامه دارد. این استدلال که چند هیجان محوری وجود دارد تا حدودی وامدار کشفیات پل اکمن[5] استاد دانتشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو است. وی معتقد است افراد متعلق به فرهنگ های مختلف در سراسر دنیا، از جمله افرادی که به فرهنگ های نانویسا[6] تعلق دارند و به احتمال زیاد از سینما یا تلویزیون تأثیر نپذیرفته ا ند، می توانند حالت های چهره حاکی از چهار هیجان (ترس، خشم، اندوه و لذت) را تشخیص دهند- و همین امر جهان شمول بودن این هیجان ها را نشان می دهد. اکمن تصاویری از چهره ی افراد را که با دقت تکنیکی زیاد، نشانگر حالت های روحی آنان بود، به افرادی نشان داد که به فرهنگ های بسیار دورافتاده ای هم چون قبیله ی فور[7] در گینه ی نو تعلق داشتند- قبیله ای منزوی که در ارتفاعات دوردست در وضعیت عصر حجر زندگی می کنند- و دریافت ساکنان تمام دنیا همان چند هیجان پایه را تشخیص می دهند. شاید بتوان گفت اولین بار، داروین به موضوع جهان شمول بودن حالت های بیانگر چهره در ابراز هیجان ها توجه کرد و وی این امر را گواهی بر این امر می دانست که نیروهای تکامل، این نشانه ها را در سیستم عصبی مرکزی انسان ثبت کرده اند. من در جست و جو برای یافتن هیجان های پایه ای از اکمن و دیگران پیروی می کنم که هیجان را به صورت چند خانواده یا بعد مطرح می کنند، و خانواده های اصلی - خشم، اندوه، ترس، لذت، عشق، شرم و امثال آن – را مواردی در نظر می گیرم که برای اشاره به جزئیات بی شمار زندگی هیجانی بشر لازمند. هر کدام از این خانواده ها، دارای یک هسته ی هیجانی پایه اند که نقشی محوری دارند و دیگر وابستگان آن ها با گونه گونی های بی شمار خود، از آن مرکز نشأت می گیرند. حالت های روحی در حلقه های بیرونی جای دارند و به زبان فنی، خموش ترند و نسبت به یک هیجان خاص، دوام بسیار بیشتری دارند (برای مثال اگر چه بسیار نادر است فرد یک روز تمام در اوج خشم قرار داشته باشد، اما داشتن حالت روحی گرفته و تحریک پذیر در تمام مدت روز، چندان نادر نیست، که در این میان، وهله های کوتاه مدتی از خشم هم به آسانی پیش می آیند). در مرتبه ی بعد از حالت روحی، باید از خلق و خو صحبت کنیم که آمادگی ابراز یک هیجان یا حالت روحی مشخص است که افراد را مالیخولیایی، ترسو یا شادمان می سازد و ورای این حالت های هیجانی باید از اختلالات هیجانی آشکار مانند افسردگی بالینی یا اضطراب مداوم نام برد که بر اثر آن فرد احساس می کند به صورتی مستمر، در یک حالت روحی مسموم کننده گرفتار شده است» (گلمن، 1383: 387 و 388 و 389).
2-2- ظهور و پیدایش هوش هیجانی:
«هوش عاطفی (هیجانی) آخرین تحول و ابداع مهم، در درک رابطه بین تفکر و عاطفه است. برخلاف عقاید قبلی، بهترین و منحصر به فردترین کمکی که این سازه کرده، این است که عواطف و افکار را با هم سازگار می داند و هوشمندانه آن ها را با هم ترکیب می نماید. همان گونه که بلایس پاسکال در جمله ای مشهور می گوید: "قلب، استدلال خاص خودش را دارد که چرا استدلال ها را نمی پذیرد". در سازه ی هوش عاطفی، ادعا می شود که تفکر و عاطفه، آن گونه که قبلاً فرض می شد، جدای از هم نیستند. امروزه هوش عاطفی دارای دو حوزه و طیف گسترده است. یکی از طیف ها، روان شناسی است که هوش عاطفی را به عنوان یک ویژگی یا خصیصه ی شخصیتی به حساب آورده و طیف دیگر، پژوهش های تجربی هستند که به صورت دقیق و جامع و آن را مورد مطالعه قرار داده و روش های ارزیابی معتبری برای سنجش آن ارائه نموده اند» (سیاروچی و همکاران، 1384: 10 و 11)
دانیل گلمن نیز معتقد است که هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی است و هم بیرونی. درونی شامل میزان خودآگاهی، خودانگاره، استقلال، خودشکوفایی و جرأت مندی می باشد. عناصر بیرونی شامل روابط بین فردی، هم دلی و مسئولیت اجتماعی است. گلمن، هوش هیجانی را نوع دیگری از هوش می داند که این نوع هوش به ما نمی گوید که در دوران تحصیل چه نمره ایی بگیریم، بلکه بیش تر به این نکته می پردازد که ما چگونه می توانیم شرایط را سنجیده و به نمرات خوب دست یابیم.
و استفاده از آن ها برای راهنمایی کردن رفتار، تا چه حد اهمیت دارد» (برادبری/ گریوز، 1384: 31). رابطه ی انکار ناپذیری بین هیجانات و عمل انسان از یک سو و بین هیجاناتی که از نظر پدیدار شناختی مثبت، منفی و خنثی اند مانند؛ علاقه، شادی، ترس، خشم، انزجار و تعجب و فیزیولوژی بدن برقرار است «تمام هیجان ها، در اصل تکانه هایی برای عمل کردن هستند، برنامه هایی فوری برای حفظ زندگی که تکامل در وجود ما به تدریج به ودیعه گذارده است. ریشه ی اصلی لغت (emotion) (هوش هیجانی) فعل لاتین (motere) به معنای حرکت کردن است که اضافه شدن پیش وند (e) به آن، معنای ضمنی «دور شدن» را به آن می بخشد و نشان می دهد که در هر هیجان، گرایشی به عمل کردن نهفته است. منجر شدن این هیجان ها به عمل، بیش از همه هنگام مشاهده ی حیوانات یا کودکان آشکار می شود» (گلمن، 1383: 29).
2-3- تأثیر هوش هیجانی در زهدگی و موفقیت ها:
درک و کنترل و مدیریت هیجان ها در حل مشکلات زندگی اثرات شگرفی دارد. همان گونه که بی توجهی و یا سرکوب هیجانات، اثرات مخربی مانند استرس، اضطراب و تنش های روحی به دنبال دارد «در سال های اخیر نتایج پژوهش ها نشان داده است که بین هوش هیجانی و آمادگی برای مبتلا شدن به انواع بیماری ها هم بستگی بالایی وجود دارد. استرس، اضطراب و افسردگی دستگاه دفاعی بدن را تضعیف و متوقف می کند و باعث آسیب پذیری در مقابل همه ی بیماری ها از سرماخوردگی معمولی تا سرطان می شوند. مهارت های هوش هیجانی بازگشت به سلامت را نیز سرعت می بخشند. کسانی که بیمارند ولی در طول مداوا روی مهارت های هوش هیجانی خود کار می کنند و آن ها را رشد می دهند از بسیاری از بیماری ها از جمله کشنده ترین بیماری ها(بیماری های قلبی و سرطان) زودتر رها می شوند» (برادبری/ گریوز، 1384: 31). به بیانی، مفهوم زندگی سالم و با نشاط رابطه ی نزدیکی با رضایت خاطر و آسودگی روحی دارد «هوش هیجانی تأثیر بسیار زیادی بر شادی و رضایت مردم دارد. کسانی که هوش هیجانی خود را به کار می گیرند، با محیط اطراف خود سازگاری بیشتری دارند، اعتماد بالایی نشان می دهند و از توانایی خود آگاهند. رابطه ی مستقیم بین هوش هیجانی و زندگی خوب و سالم نشان می دهد که توجه به هیجان ها، آگاه بودن و آگاه ماندن از آن ها و شور و شوق لازم را برای انجام هر کاری که فرد در پیش رو دارد و تلاش در جهت دست یابی به اهداف گوناگون را فراهم می آورد» (گلمن، 1383: 30 و 31).
بدین ترتیب احساس می شود جریان زندگی و زیستی انسان چیزی جز نمود و جریان پدیدارهای هیجانی و هوش هیجانی نیست و این واقعیت درحیات روانی و ذهن انسان نیز ساری و جاری است «در واقعیت امر ما دو ذهن داریم، یکی که فکر می کند و یکی که احساس می کند. این دو راه اساساً متفاوت شناخت، در کنشی متقابل حیات روانی را می سازند. ذهن خردگرا، همان نظام درک و فهم است که نوعاً به آن آگاهیم.
این دو ذهن هیجانی و خردگرا در اکثر موارد بسیار هماهنگ عمل می کنند و برای راهنمایی ما در دنیا راه های بسیار متنوع کسب آگاهی را در هم می آمیزند. در بسیاری مواقع یا شاید در اکثر مواقع، این دو ذهن هماهنگی فوق العاده ای با هم دارند، احساس، لازمه ی فکر و فکر، لازمه ی احساس است. اما زمانی که هیجانها به غلیان در می آیند، این تعادل به هم می خورد. در این موارد، ذهن هیجانی در مکان برتر قرار می گیرد و بر ذهن خردگرا مسلط می شود» (گلمن، 1383: 32 و 33). این تفاصیل به خوبی نشانگر این موضوع است که در ظاهر، مسیر زندگی افراد را عقل و منطق مشخص می کند حال آن که در واقع عمیق ترین هیجانات و به بیانی هوش هیجانی است که رهبری را بر عهده می گیرند و نوع بشر، زندگی انسانی و انسانیت خود و ادامه ی حیات و تعاملات انسانی خود را مدیون این هیجانات است. اساساً کشف آگاهی های انسان که تمامیت وجودی فرد در گرو آن است، از تعامل این دو ذهن به دست می آید، به این صورت که هیجان ها اطلاعات لازم را در اختیار ذهن خردگرا قرار می دهند ودر مقابل، ذهن خردگرا، آن هیجان ها را پالایش می کند. و اگر قدرت هیجان ها سلب شود، تفکر نیز مختل می شود و بر این مبنا نوجوانان و جوانانی که در معرض عدم موفقیت های تحصیلی و شکست در آن و یا انواع بزه های اجتماعی قرارمی گیرند بیش از نقص توانایی فکری، از آسیب دیدگی ذهن هیجانی شان دچار مشکل می شوند و هوش منطقی، در مواقع بروز بحران یا فرصت هایی که در زندگی جهت صعود و نیل به اهداف در اختیار انسان می گذارد، فاقد توان و آمادگی است.
«هوش هیجانی آن قدر برای موفقیت ضروری است که 60 درصد عملکرد در همه ی انواع شغل ها را شامل می شود. هوش هیجانی به تنهایی بزرگ ترین عامل برای پیش بینی عملکرد فرد در محیط کار و قوی ترین نیرو برای رهبری و موفقیت است» (برادربری/ گریوز، 1384: 33).
3- پیشرفت تحصیلی
3-1- تعریف مفهویم پیشرفت تحصیلی:
«پیشرفت ، در بر گیرنده ی استعداد و توانایی و کار دانش آموز و چند بعد است. به گونه ای بسیار ظریف به رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و عاطفی مربوط است و منعکس کننده موجودیت دانش آموزان است. این عنصر به یک مورد خاص ارتباط ندارد بلکه در طی زمان و در طی زندگی دانش آموزان در مدارس عمومی و در سال های دانشگاه و زندگی کاری خود را نشان می دهد» (استنبرگر، 1993، به نقل از اسماعیلی، 1376).
"وبستر" موفقیت را کیفیت و کمیت کار یک دانش آموز تعریف می کند. میزان دانش و مهارت هر فرد در موضوع خاص در زمان معین است که با نمرات کسب شده در آزمون های واقع شده طبق اهداف و ضوابط آموزش و پرورش هر کشور تعیین می شود. پیشرفت تحصیلی یک مفهوم عام است و بر یک پروسه اطلاق می گردد که در ابتدای بازه ی آن "یادگیری مواد درسی" و در انتها "ارزشیابی" از مواد آموخته شده قرار دارد «بازده های یادگیری دانش آموزان بسیار متنوع هستند، این بازده ها رفتارها و توانایی های زیادی از این قبیل را شامل می شوند: حفظ مطالب، درک و فهم مفاهیم، کسب مهارت ها و توانایی ها، کاربرد اصول و فنون، فراگیری توانایی های آفریننده، و کسب علایق و نگرش ها از سوی دانش آموز و دانشجو» (سیف، 1371: 10 و 11). در پیشرفت تحصیلی این فرض وجود دارد که تمام دانش آموزانی که در یک دوره ی تحصیلی ثبت نام می نمایند.
در تعریف افت تحصیل گفته می شود «کاهش عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است. توجه به این تعریف نشان می دهد که مقایسه و سنجش سطح عملکرد تحصیل قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص افت تحصیلی است (افروز، 1375: 101) معتقد است زمانی می توان از افت تحصیلی صحبت کرد که فاصله ی قابل توجهی بین توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعالیت های درسی و پیشرفت تحصیلی مشهود باشد. مفهوم افت تحصیلی صرفاً در مردودی و شرکت در امتحانات مجدد (تجدیدی) خلاصه نمی شود و می توان شامل هر دانش آموزی و دانشجویی شود که آموخته های آموزشگاهی او کم تر از توان بالقوه ی او و حد انتظار از اوست. بر اساس این تعریف، دانش آموزان تیز هش [هوش بهر بالا] نیز ممکن است دچار افت تحصیلی و کم آموزی باشند» (بیابانگرد، 1384: 10 و 11). با توضیحات فوق معلوم می شود، اولاً "پیشرفت تحصیلی" ، یک مفهوم مستقلی از هوش است و زمانی می توان از پیشرفت تحصیلی و طی موفقیت آمیز پایه های تحصیلی سخن گفت که فاصله بین توان بالقوه (هوش) و توان بالفعل فرد در فعالیتهای درسی رخ ندهد، ثانیاً در پیشرفت باید " حد انتظاری" بیان و تعریف شود که پیشرفت و توقف در تحصیل با آن حد سنجیده و اندازه گیری شود. در آموزش و پرورش کشور، حد انتظار در پیشرفت تحصیلی، کسب نمره مورد نظر در ارزشیابی یا امتحان نهایی است.
3-2- کم آموزی و پیشرفت تحصیلی
کم آموزی، نقطه مقابل پیشرفت تحصیلی محسوب نمی شود اما به لحاظ گستره آن در بین دانش آموزان از عمومیت برخوردار است و دقیقاً رفع آن می تواند زمینه ساز پیشرفت تحصیلی باشد. کم آموزی عارضه ای است که حتی دانش آموزان دارای استعدادهای درخشان [هوش بهر بالا] هم از آن رنج می برند. در تعریف آن آمده است «افرادی که استعدادهای بالقوه خود را نشناخته اند و به عبارت دیگر توانایی انجام بسیاری از کارها را دارند و لیکن بنابر دلایل عملکرد ضعیفی نشان می دهند (مجله استعدادهای درخشان، شماره).
«پورکی از اولین افرادی بود که در مورد کم آموزی فعالیت نمود اعتقاد وی بر آن است که پنج علت عمده در عدم موفقیت این افراد مؤثر هستند؛ فقدان اعتماد به نفس، مشکل تعاملات اجتماعی، فقدان پشتکار، عدم کفایت در ابراز خود، فقدان فلسفه قوی (پورکی، 1969)» (مجله استعدادهای درخشان).
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 513 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
بخشی از متن:
بسیاری از مردم به علت عدم آگاهی از علائم هشدار دهنده و اصول مراقبت های اضطـــراری عدم مهارت، عدم آگاهی از تریاژ ، مهارت نامناسب در کاربرد ترالی اورژانس ، عــــــــــد م امکانات و تجهیزات و عدم تشخیص صحیح فوریت ها ، فوت می نمایند.
در بررسی مهارت کارکنان بیمارستانی مشخص شده که 42% گروه پرستاری مهارت ناکافی در تریاژ دارند.
تریاژ Triage در لغت به معنی دسته بندی (To sort) بوده و از ریشه فرانسوی Trier میباشد.
این کلمه اولین بار توسط پزشک جراح ارتش ناپلئون بنام
Baron Dominiquejean بکار برده شد.
و…
فهرست مطالب:
مقدمه
مفهوم تریاژ
تعاریف تریاژ
انواع تریاژ بیمارستانی
تریاژ در بیمارستان
تریاژ در بیمارستان در شرایط معمولی
مشخصات تریاژ استاندارد
فضای تریاژ
دسته بندی مشکلات
معیارهای افتراقی
تهدید کننده زندگی
بررسی درد
خونریزی
سطح هوشیاری
درجه حرارات
نحوه تریاژ
ارزیابی بیمار
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6133 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 61 |
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی مقایسه بین سلامت روان زنان و مردان کارمند ایران خودرو میپردازد در این پژوهش از نمونه 80 نفری از زن و مرد کارمند ایران خودرو انتخاب شده است و برای سنجش سلامت روان کارمندان از پرسشنامه GHQ-28 استفاده شده دادههای استخراج شده در این پژوهش از روش آمار استنباطی بررسی گردید و از طریق آزمون مان ویتنی یو محاسبه گردید.
نتایج این آزمون حاصل از آن است که بین سلامت روان زنان و مردان کارمند شرکت ایران خودرو تفاوت معنادار وجود دارد.
همچنین میتوان گفت که در هر یک از خرده آزمونها نتایج به صورت زیر است که بین علایم جسمانی در زنان و مردان تفاوت معنی دار وجود دارد. و در علایم اضطرابی در زنان و مردان تفاوت معنادار مشاهده نمیشود همچنین در علایم کارکرد اجتماعی و علایم افسردگی هم دربین زنان و مردان تفاوت معنادار وجود ندارد.
لذا میتوان نتیجه گرفت که سلامت روانی زنان نسبت به مردان بیشتر در معرض خطر است و درکل میتوان اظهار داشت که نتایج بدست آمده از این پژوهش و پژوهشهای قبلی احتمال قابلیت تعمیم این نتایج به جامعه بزرگتر زیاد است و احتمالاً میتواند مورد استفاده پژوهشگران قرار بگیرد.
فصل اول :
طرح تحقیق
مقدمه:
بدون شک سلامت افراد جامعه از اهمیت به سزایی بر خورداراست . جوامع انسانی بدون حفظ سلامت نمیتوانند بقاء واستمرار خود را حفظ کنند. و همان گونه که سلامت روان را به عنوان یکی از حیطههای علوم پزشکی دارای اهمیت است .حفظ سلامت جسمانی افراد بدان وابسته است.بهداشت و سلامت روانی فرد مورد توجه خاص متخصصین و دست اندکاران قرار گرفته است.(شهیدی ، حمیدیه، 1381 )
تلاش شتاب زده برای صنعتی شدن و گسترش سریع شهر نشینی و زندگی ماشینی که لازمه آن قبول شیوههای نوین برای زندگی است . اثر معکوس بر سلامت گذاشته و مسائل تازهای ر ابه وجود آورده است. اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی نا به سامان جهان بار مشکلات اجتماعی و محیطی و روانی واکنشهای بیمار گونه بسیاری در افراد و جوامع و به وجود آورده است که خود سبب وخیم تر شدن اوضاع و نامساعدتر شدن شرایط محیط زیست شده است.
گذشته نشان داده است که بسیاری از بیماریهای شایع غیر واگیر و بیماریهای روانی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه زاییده عواملی هستند که خود انسان آنها را خلق و گرفتار آن شده است. بنابراین چنین عواملی قابل پیشگیری و درمان هستند پیشگیری از بیماریها و برنامه های بهداشتی باید از روز تولد شروع شود تا از پیدایش ناتوانیهای جسمی و روانی که سد را ه انسان برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است جلوگیری کند.(میلانی فر، 1376)
علم سلامت روان فرآیند همیشگی است که از بدو تولد تا هنگام مرگ ادامه مییابد این علم با چهار هدف شکوفایی توان بالقوه ، درمان اختلاهای روانی و حفظ تداوم بهداشت روانی در اشخاص سالم شرایطی را به وجود میآورد (گنجی، 1383 )
بخش عظیمی اززندگی هر انسانی صرف کار و فعالیت که بسیار مهم است .فعالیت کاری از نظر سلامت روانی شخص فعالیت مهم به حساب میآید کار وسیلهای است که برای فرد استقلال میآورد و رشد و عزت نفس او را مساعد میکند.(گنجی، 1383)
سلامت روانی از جمله مفاهیمی است که امروزه در بحث های روان شناسی از اهمیت ویژهای بر خوردار است و دایره شمول موضوعات آن هر روز فراگیرتر میشود. سلامت روانی درسه حوزه کاربردی در روان شناسی یعنی پیشگیری، تشخیص، درمان اختلالات روانی مطرح است از بین مفاهیم موجود در سلامت روانی دو موضوع فشار روانی و مقابله اهمیت ویژهای دارد(میلانی فر، 1376)
معیار اصلی قضاوت درباره سلامت روانی تشخیص این است که او بتواند با محیط خود مبادلات هماه+نگ داشته باشد . انسان سالم این توانایی را دارد که به طور دایم به دنبال رفع نیازهای خود برود و در محیط به جستجو بپردازد و برای نیل به این هدف دو عنصر حیاتی نیازدارد:(شخص، محیط) اگر خود شخص را کنار بگذاریم هر چه در اطراف باقی میماند محیط محسوب خواهد شد جای تردید نیست که هر دو عامل میتواند سلامت روانی کارکنان اثر مثبت یا منفی داشته باشد.(گنجی ، 1383)
درجهانی که هم اکنون به سوی صنعتی شدن هر چه بیشتر گام بر میدارد سالم زیستن در دنیاری علم و تکنولوژی از اهمیت ویژهای بر خوردار است امروزه شعار انسان سالم در محیط کار سالم سر لوحه بسیاری از صنایع قرار گرفته است(www.uswer.ir )
سلامت روانی را حالت سازگاری نسبتاً خوب احساس بهزیستی و شکوفایی توان و استعدادهای شخص تعریف کردهاند این اصطلاح عموماً برای کسی به کار میرود که در سطح بالایی از سازگاری و انطباق رفتاری و عاطفی عمل کند نه کسی که صرفاً بیمار نیست از سویی علم سلامت روان شاخهای از علم بهداشت است که با پیشگیری از اختلال های روانی و حفظ شیوههای بهینه زندگی سر و کار دارد(شهیدی، حمیدیه، 1381)
بیان مسئله:
از آن جایی که مدیران و کارمندان مراکز صنعتی و اداری در عصر با آشفتگی ها وتنشهای روانی مختلف درمحیط کار روبه رو هستند و این آشفتگی ها باعث بروز مشکلات در محیط کار میشود این متغیر یعنی سلامت روان در میان زنا ن و مردان متفاوت است لذا دراین تحقیق سعی بر این است که مشخص گردد آیا سلامت روان کارمندان زن و مرد در شرکت ایران خودرو متفاوت است یا خیر؟
یعنی اینکه جنسیت نقشی در تفاوت سلامت روانی کارکنان دارد اگر این تفاوت وجود دارد به چه صورت خود را نشان میدهد.
هدف پژوهش:
در پژوهش حاضر سعی شده که بررسی شود که سلامت روان زنان و مردان کارمند ایران خودرو متفاوت است.
ضرورت پژوهش:
با توجه به اینکه تعداد زیادی از افراد جامعه را کارگران و کارمندانی صنعتی تشکیل میدهند لذا توجه به مقوله سلامت روان امری است مهم. چون بسیاری از افراد غیر متخصص به کارگران و کارمندانی که دچار آشفتگی روحی میشوند بر چسب بیمار روانی بودن میزنند و آگاهی و تخصص لازم ر ادر تعریف این بر چسب ندارند.
با توجه به این مقوله که هدف اصلی مقوله سلامت روان درمان مسائل روانی و حفظ سلامت روانی به منظور ایجاد یک محیط فردی و اجتماعی سالم و مناسب است . لذا در این پژوهش سعی شده با مطالعه مقوله سلامت روان در زنان و مردان و اینکه سلامت روان در زنان و مردان چگونه تظاهر پیدا میکند مشخص میشود که آیا متغیر جنسیت و در عوامل مرتبط با آن همچون فرهنگ جامعه در سلامت روانی در کارکنان ایران خودرو باعث ایجاد تفاوت در سلامت روانی آنها شده یانه.
سوال پژوهش :
آیا سلامت روان در کارمندان(زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد؟
فرضیه اصلی پژوهش: بین سلامت روان کارمندان (زن ومرد) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.
فرضیه فرعی پژوهش
بین علائم افسردگی کارمندان (زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.
بین علائم جسمانی کارمندان (زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.
بین علائم اضطرابی کارمندان(زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.
بین علائم کارکرد اجتماعی کارمندان(زن و مرد ) در ایران خودرو تفاوت وجود دارد.
متغی مستقل:زن و مرد
متغیر وابسته: سلامت روانی
تعریف مفهومی:
سازمان جهانی بهداشت سلامت روانی را چنین تعریف میکند:سلامت روانی در درون مفهوم کلی سلامت جای میگیرد و سلامت یعنی توانایی کامل برای ایفاء نقش های اجتماعی و روانی و جسمانی (گنجی، 1383)
تعریف عملیاتی:
نمرهای که کارکنان از پاسخگویی به پرسشنامه GHQ-28 کسب کردهاند.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
تاریخچه سلامت روان:
درحقیقت روان پزشکی را میتوان قدیمیترین حرفه و تازه ترین علم بشمار آورد. قدیمیترین چون بیماریهای روانی از قدیم وجود داشته و بقراط در 377تا 460 سال قبل از میلاد عقیده داشت که بیماران روانی را باید مانند بیماران جسمی درمان کرد.
تازه ترین علم برای اینکه از 1930 بعد از تشکیل اولین کنگره بین الملی سلامت روانی بود که روان پزشکی به صورت جزیی ازعلوم پزشکی شد و سازمانهای روان پزشکی و مراکز درمان در کشور یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند.
از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط میشود که تا اواخر قرن هجدهم و همزمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه سلامت روانی اطلاعات کافی در دسترس نیست.
اولین روان پزشک به نام جان وییر که در سال 1515 در آلمان به دنیا آمد علاقمند مطالعه درباره رفتار انسانی و بیماریهای روانی شد. درسال 1563 کتابی نوشت که امروزه اهمیت زیادی درباره تاریخچه روان پزشکی دارد. اولین پزشک در کشور انگلستان ویلیام بتی در سال 1753 بود. به طور خلاصه در اوایل قرن 19 اصطلاح روان پزشکی درکشورهای اروپایی به جای دیوانگی بنا نهاده شد.
درسال 1895 انیستوی روان پزشکی در بیمارستان نیویورک تحقیقات درباره مسائل روان پزشکی را شروع کرد. و درسال 1902 آدولف مایرروان پزشک سوئیسی جزء پزشکان این انیستو شد.
در سال 1908 کمیته وابسته به سلامت روانی که پس از یکسال تبدیل به انجمن شد. درسال 1930 اولین کنگره بین المللی سلامت روان با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شد و مسائل روانی کشورها از قبیل تأسیس بیمارستان ها، مراکز درمانی و ... را مورد مطالعه قرار گرفت.
در سومین کنگره بین المللی سلامت روان در سال 1948 که در لندن تشکیل شد اساس فدراسیون جهانی سلامت روانی بنیان گذاری شد و درهمان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو در آمد.(میلانی فر، 1376)
تاریخچه سلامت روانی در ایران:
اگر چه از تاریخچه سلامت روانی در ایران اطلاعات کافی در دسترس نیست . در سال 1267 شمسی دارالشفایی دریزد به فرمان خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوانی در باغی بزرگ بنا شد این بیمارستان دارای بخشهایی برای بیماران روانی بود. تا سال 1293 به علت جنگ داخلی و هجوم قبایل بیگانه پیشرفت سلامت روانی انجام نگرفت.
درسال 1297 نگهداری و سرپرستی بیماران روانی و جلوگیری از حوادث ناگوار به شهربانی واگذار شد ودرسال 1300 درزمان صدارت سید ضیاءالدین طباطبایی مدیریت و اداره دارالمجانین از شهربانی به شهرداری منتقل شد. درسال 1310 اولین متخصص اعصاب و روان در بیمارستان مشغول به کار گردید.
درسال 1319 ساختمان جدید دانشکده پزشکی توسط پرفسور ابرلین تأسیس و با ایجاد کرسی بیماریهای روانی و تدریس بیماریهای روانی در دانشکده پزشکی تهران، تدریس روان پزشکی در دانشسرای عالی اجرا گذاشته شد. درسال 1325 بیمارستان روزبه جهت بیماران روانی اختصاص یافت در سال 1336 برنامه سلامت روانی از رادیو آغازشد. در سال 1338 اداره بهداشت روانی در وزارت بهداری تشکیل شد و در سال 1343 اولین مرکز بهداشت و سلامت روانی در تهران تأسیس شد در اردیبهشت سال 1357 پس از انحلال سازمان توان بخشی فعالیت بهداشتی و درمانی این سازمان به سازمانهای بهداری منطقه تهران و فعالیت اموزشی آن به انیستوی روان پزشکی تهران واگذار شد.
بنا بر گزارش وزارت بهداشت در سال (1376) درمان و آموزش پزشکی در حال حاضر 200 مرکز روان پزشکی در ایران فعالیت دارد. تعداد پزشکان ایران حدود 24000 نفرمیباشد ازبین آنها فقط 385 نفر روان پزشک هستند و با توجه به کل جمعیت ایران برای هر یک میلیون نفر 5 تا 6 روان پزشک داریم به همین علت 85 درصد بیمارا ن روانی به پزشکان غیر روانی پزشک مراجعه میکنندحدود بیست بیمارستان عمومی دارای بخش روان پزشکی هستند تعداد تخت های بیمارستانی در کشور 89000 میباشد که تعداد 5850 از آنها به بیماران روانی اختصاص دارد0 (میلانی فر ، 1376)
تعریف سلامت روانی:
سازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی را چنین تعریف میکند: سلامت روانی دردرون مفهوم کلی سلامت جای میگیرد و سلامت روانی یعنی توانایی کامل برای ایفا نقشهای اجتماعی، روانی، جسمانی (گنجی ، 1383)
تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا: انجمن بهداشت روانی کانادا دریک دید جامع سلامت روانی را در سه قسمت(نگرش های مربوط به خود، نگرشهای مربوط به دیگران ، نگرش مربوط به زندگی )تعریف میکند.
و از نظر این انجمن سلامت روانی یعنی توانایی سازگاری با دیدگاههای خود، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی (www.elib.hbi.ir )
در واقع سلامت روانی فرایندی است که از طریق ان و با استفاده از راه کارهای مناسب به حفظ و نگهداری آنچه با ارزش است میپردازیم (شهیدی وحیدیه، 1381)
سلامت روانی توصیف کننده یک توازن در خور بین افراد گروه اجتماعی و محیط بزرگتر پیرامون آنها این سه مولفه ترکیب میشود برای بالابردن هماهنگی روانی و اجتماعی ، حس بهتر بودن، خودشکوفایی و تسلط محیطی (www.centary.health.com )
تعریف گینزبرگ درمورد سلامت روانی عبارت است از تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط به خصوص در سه فضا مهم زندگی عشق ، کار ، تفریح این شخص و همکارانش برای توضیح بیشتر میگویند استعداد ادامه کار.داشتن خانواده. ایجاد محیط خانوادگی خرسند .فرد را از مسائلی که با قانون درگیری دارد. لذت بردن از زندگی و استفاده صحیح از فرصتهای ملاک تعادل و سلامت روان است (میلانی، 1376)
درسال 1948 کمیسیون مقدماتی سومین کنگره جهانی بهداشت روانی برای سلامت روانی یک تعریف دو قسمتی ارائه داده است:
1.سلامت روانی حالتی است که از نظر جسمی،روانی، عاطفی در حدی که با سلامت روانی دیگران انطباق داشته باشد برای فرد مطلوبترین رشد را ممکن میسازد.
2.جامعه خوب جامعهای است که برای اعضاء خود چنین رشدی فراهم میآورد و در عین حال رشد خود را تضمین میکند و نسبت به سایر جوامع بردباری نشان میدهد(گنجی، 1384) درفرهنگ جامع روان شناسی و روان پزشکی در تعریف سلامت عمومی و یا سلامت روانی آمده است علم و کار حفظ سلامت و کفایت روانی مطلوب سازی رفتارهای شخصی و اجتماعی به منظور استفاده مثبت از تواناییها و استعدادهای فکری و پیشگیری و درمان اختلالات روانی (پور افکاری، 1376) سلامت روان عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران تغیر و اصلاح فردی و اجتماعی و حل تضادها وتمایلات شخصی به طور منطقی ، عادلانه و مناسب را گویند (میلانی فر، 1374)
سلامت روانی به نحوه تفکر و عمل شخص بستگی دارد به طور کلی کسی که از سلامت روانی برخوردار است نسبت به زندگی نگرش مثبت دارد و آماده بر خورد با مشکلات زندگی است و در مورد خود و دیگران احساس خوبی دارد و محیط کار روابطشان مسولیت پذیر میباشند زیرا وقتی ازسلامت روانی بر خوردار باشیم انتظار بهترین چیزها را در زندگی داریم. (www.tici.inof/default.com )
مفهوم سلامت روانی:
سلامت روانی مفهومی است در کنار ابعاد جسمی و روانی به گونه ای که در مفهوم عام سلامت سازمان جهانی بهداشت مورد توجه قرار گرفته است . جنبه اجتماعی سلامت روانی را با محور قراردادن مورد بررسی قرار میدهد نخستین نقد پژوهشی به مفهوم سلامت روانی در بررسی (بلوک و برسلو) در ایالت کالیفرنیای آمریکا مشاهده شد آنها اول بار در سال 1972 به تعریف و ساختن شاخص سلامت اجتماعی پرداختند و آن را مترادف با (درجه عملکرد اعضاء جامعه) میدانستندآنان تلاش کردند تا با طرح پرسشها گوناگون در ابعاد جسمی و روانی و اجتماعی سلامت فرد به میزان فعالیت و عملکرد فرد در جامعه برسند به این ترتیب اولین گامهای عملی در این زمینه بر اساس نگرشهای پژوهشی مدارانه و مبتنی بر مطالعات میدانی آغاز میشوداین مفهوم را چند سال بعد (دونالد) و همکارانش در سال 1978 مطرح کردند و استدلال آن این بود که سلامت امری فراتر از گزارش علایم بیماری،قابلیت کارکردی فرد است . که رفاه و آسایش فردی امری متمایز از سلامت جسمی و روانی است بر اساس برداشت آنان سلامت اجتماعی در حقیقت هم بخشی ازارکان وضع جسمی محسوب میشود و هم میتواند تابعی از آن باشد البته باید اشاره کنیم در همان دوره واژه دیگری نیز گاه به صورت مترادف با واژه سلامت کم وبیش با همان محتوا به کار میرفت و آن اصطلاحی بود که اول بار در مطالعات مربوط به بیمه در آمریکا استفاده قرارگرفت و برای آن شاخص سازگاری گردید واقعیت آن است که سنجش محتوای سلامت روانی و اجتماعی از ابتدا از طریق تمرکز به (فرد) و در رابطه با تعاملات میان فردی و مشارکت اجتماعی مورد سنجش قرار گرفت و در اندازهگیری آن ارکان عینی و ذهنی هر دو تعریف منظور شده بود.
(همشهری-چهارشنبه 24 فروردین 1379- شماره 2091 )
فرق بین سلامت روان بهداشت روانی:
دراین جا لازم است به تفاوت میان سلامت روانی و بهداشت روان که دربسیاری موارد مترادف در نظر گرفته شدهاند اشاره کنیم اگر چه این دو مفهوم بسیار نزدیکی با هم دارند ولی باید توجه داشت که یکجا نیستند در حالی که در بهداشت روانی مرکز ثقل فعالیتهای روی پیشگیری است ولی سلامت روان درنتیجه فعالیتهای انسان در زمینه پیشگیری، درمان و در کل فعالیتهایی است که میشوند. (www.tici.inof/default.com )
تعریف سلامت روانی بر اساس مکاتب مختلف روان شناسی:
مکتب زیست گرایی: در مطالعه رفتار انسان بیشترین اهمیت ر ابر بافتها و اعضای بدن قایل میشود این مکتب که پایه اصلی روان پزشکی را تشکیل میدهد. بیشتر بر بیماریهای روانی توجه دارد نه سلامت روانی زیرا بیماری روانی را جزء سایر بیماری ها به حساب میآورد و درباره فر د دید تعادل حیاتی دارد رابطه برقرار کند.
مکتب روان کاوی:
معتقد است سلامت روانی یعنی کنش متقابل موزون بین سه عنصر مختلف شخصیت ، نهاد ، من ، من برتر بدین صورت که من باید بتواند بین تعارض های نهاد و من برتر .
مکتب رفتار گرایی:
در تعریف سلامت روانی بر سر سازگاری فرد با محیط تأکید دارد این مکتب معتقد است که رفتار ناسالم نیز مثل سایر رفتارها در اثر تقویت آموخته میشود بنابر این سلامت روانی رفتاری است آموخته شده.
مکتب انسان گرایی:
معتقد است که سلامت روانی یعنی ارضاء نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشکوفایی هر عاملی که فرد را در سطح ارضای نیازهای سطوح پایین نگهدارد و از خود شکوفایی او جلوگیری کند اختلال رفتاری به وجود خواهد آورد.
مکتب بوم شناسی :یعنی مطالعه محیطهای زندگی موجودات با یکدیگر و با محیط این دیدگاه معتقد است که عوامل موجود در محیط فیزیکی مثل سر وصدا و آلودگی هوا. زیادی جمعیت کوچکی محل سکونت به خطر افتادن میتواند بهداشت روانی را به خطر میاندازد.(گنجی ، 1383)
در این پژوهش به تعریف مکتب رفتارگرایی بیشتر توجه میشود چون یک تعریف جامع است و سازگاری فرد با محیط بیشتر مد نظر است.
نظریات موجود درباره سلامت روان:
دراین مورد نظریه پردازان مختلف بسته به دیدگاه خود نظرات متفاوتی ارائه کردهاند که به چند مورد اشاره میکنیم:
زیگموند فروید- انسان متعارف را کسی میداند که مراحل رشد روانی را با موفقیت طی کرده و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد و از نظر او کمتر انسانی متعارف به حساب میآید و هر فردی به نحوی غیر متعارف (شفیع آبادی، ناصری، 1378)
فرلو- فردی را دارای سلامت روانی میداند که چهار مرحله ازسلسله مراتب نیازهای یعنی نیازهای فیزیولوژی و ایمنی، محبت ، تعلق و نیاز به احترام را طی کرده و به تحقیق خود دست یابد (شولتس، 1367، تر جمه خوشدل، 1369)
اریک فروم-با تأکید بر اینکه شخیصت انسان بیشتر محصول فرهنگ جامعه است سلامت روان را بسته به اینکه میداند که جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد را بر آورده میکند نه اینکه فقط تا چه اندازه خودش را با جامعه سازگار نماید از نظر سلامت روان بیش از آنکه یک مدل فردی باشد سلسلهای اجتماعی است عامل اصلی این است که جامعه تا چه اندازه نیازهای انسان را ارضاءمیکند (شولتس، 1367، تر جمه خوشدل)
راجرز- نیز مانند فرلو انسان سالم را انسان تحقق یافته با کنش کامل میداند و این چنین انسان را دارای پنج ویژگی آمادگی- کسب تجربه- زندگی هستی دار- اعتماد به ارگانیسم خود و احساس آزادی و خلاقیت میشناسد( شولتس، 1367، تر جمه گیتی خوشدل)
از دیدگاه یونگ- انسان سالم را انسان فردیت یافتهای است که دارای خصوصیات نظیر پذیرش خود، پذیرش و شکیبایی. پذیرش ناشناخته و مرموز خودشناسی و بیان خود است ( شولتس، 1367، تر جمه گیتی خوشدل)
ویکتور فرانکل- در تعریف سلامت روان به اراده معطوف به معنا اهمیت میدهد و انسان سالم را انسانی میداند که دارای اراده معطوف به معناست و از سه جوهر معنویت .آزادی. مسئولیت بر خوردار است.
پراز-انسان سالم را انسانی میشناسد که در زمان حال زندگی کند و با اینکه میتواند برای آینده برنامه ریزی کند دچاره اضطراب ناشی از اینکه فرد چه خواهد شد میشود (شولتس، 1367، تر جمه خوشدل)
تعریف سلامت روان در این پژوهش تعریف سازمان جهانی است که عبارت است از سلامت روانی دردرون مفهوم کلی سلامت جای میگیرد و سلامت یعنی توانایی کامل برای ایفا نقش های اجتماعی روانی، جسمانی (گنجی ، 1383)
قلمرو موضوع و زمینه های سلامت روان:
بر اساس آنچه که از تعریف مختلف سلامت روان میتوان نتیجه گرفت در ارزیابی این موضوع مواردی که علاوه بر ابعاد جسمی روانی باید به عنوان محتوای موضوعی و در مقیاس فردی مورد توجه قرار گیرند عبارتند از مجموع وقایع و امور موثر بر فرد، عواطف و احساسات و اندیشهها ، اقدامات و فعالیتها و بالاخره مجموعه موفقیتهای فردی که طیف گسترده ای از ابعاد اجتماعی و سلامت روانی را شامل میشود حال اگر خواسته باشیم در یک نگاه کمی تقریباً تمامی حوزههای اصلی موضوعی مرتبط با سلامت روانی در یک محدوده مشخص جمع کنیم به حداقل 10 حوزه زیر اشاره میکنیم:
1.علایم و مظاهر بیماری
2.موقعیت و شرایط بدن
3.فعالیتهای مرتبط با نقش اجتماعی
4.عملکرد کلی در جامعه
5. قدرت های شناختی
6.خواب و استراحت به قدر ضروری
7.انرژی و سرزندگی
8.وضع و موقعیت عاطفی
9.احساسات فردی از سلامت
(همشهری – چهارشنبه 24 فروردین – 1379- شماره 2091)
| دسته بندی | شهرسازی |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 10057 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 78 |
پاورپوینت طرح راهبردی – ساختاری توسعه شهر تهران
بخشی از متن:
توضیحات:
فایل پاورپوینت طرح ساختاری-راهبردی شهر تهران(مبانی و روش های برنامه ریزی شهری)،در حجم 78 اسلاید
بخشی از متن:
بیش از 5 دهه است که الگوى سنتى طرح هاى جامع با رویکردمبتنى بر خردگرایى و مدیریت متمرکز دولتى و متکى به پیش بینی وقایع، به واسطه ناکارآمدى و تعارض با واقعیت هاى جامعه آماج انتقادات واقع شده است. با ناکامی های حاصل از الگوی سنتی و تبلور نظریه ها و تفکرات جدید در حوزه برنامه ریزی شهری،دیدگاه های جدیدی با عنوان ”دیدگاه ساختاری و دیدگاه راهبردى“ مطرح شد که هر کدام چه در عرصه روش شناسی و چه در عرصه مدیریت و اجرا تفاوت های عمده ای با دیدگاه قبلی داشتند (کمیته پژوهش توسعه شهرى، 1387 ).
از اواخر دهه 1370 شمسى در کشوراندیشمندان مختلفی از دیدگاه ساختارى راهبردی جهت ارتقاء کیفیت طرح های توسعه شهری و شناسایی تعاملات داخلی نظام های اجتماعی، اقتصادی و محیطی با برنامه ریزی شهری، طرح موضوعو حمایت کردند. این طرح موضوع منجر به حرکت به سوى تهیه طرح هاى توسعه شهرى با رویکرد ساختارى-راهبردى به ویژه براىکلانشهر هاى تهران، شیراز، اصفهان و هم اکنون مشهدگردیده است.
فهرست مطالب:
مقدمه
سیر تحولات در جهان
سر آغاز طرح های توسعه
منابع مالی شهرداری ها
طرح ساختاری از کجا شروع شد
تعاریف
تفکر اجرای طرح
سلسله مراتب سازمانی طرح
روند تهیه طرح
چرخه تکاملی طرح
سطوح نظام برنامه ریزی ایران
سلسله مراتب نظام برنامه ریزی ایران
طرح های ساختاری
طرح های راهبردی
ساختار طرح های راهبردی
مقایسه راهبردی و ساختاری
مقایسه الگوی جامع سابق با الگوی راهبردی
ضوابط
رویکرد و محتوا
سطوح طرح
برخی از چشم انداز های طرح جامع
آسیب شناسی طرح
راه حل های پیشنهادی
اقدامات پس از تهیه طرح جامع
نقشه ها
این فایل با فرمت پاورپوینت در 78 اسلاید تهیه شده است.
| دسته بندی | محیط زیست |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 42 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
فصل اول
طرح تحقیق
چکیده
هدف اصلی این تحقیق دستیابی و شناخت و طبقه بندی انواع آلودگیهای حاصل از فعالیتهای انسانی، صنایع، تاسیسات و خدمات شهری می باشد. نتایج حاصل از بررسیها و مطالعات انجام شده نشان دهنده وضعیت شرایط زیست محیطی در سطح شهرستان ری می باشد.
اگر چه در یک دهه اخیر اقدامات گسترده و چشمگیری به وضعیت ایده آل و مطلوب غیرممکن نمی باشد، ولی راه بسیار طولانی و دشواری در پیش است و فقط در سایه تحقیقات و مطالعات جامع و بهره گرفتن از توان مدیران لایق و انجام سرمایه گذاریهای کلان در ابعاد ملی است که می توان بر این گونه مشکلات غلبه کرد و از همه مهمتر استفاده بهینه از تجربیات کشورهای دیگر در زمینه های زیست محیطی یکی از راههای بسیار خوب و موثر می باشد. بطور مثال در زمینه کاهش آلودگیها، بالا بردن سطح آگاهی اقشار مختلف جامعه و رسیدگی و بسامان نمودن فعالیتهای اقتصادی، صنایع و مهار انواع آلوده کننده ها از اقدامات مفید و موثر می باشد.
در حال حاضر سطح وسیعی از اراضی شهرستان ری توسط واحدهای صنعتی، بنگاههای حمل و نقل و انبارها اشغال گردیده که باعث تحمیل ترافیک سنگین به شبکه معابر شهری گشته و باعث بروز مشکلات و آلودگیها از قبیل آلودگی هوا و آلودگی صوتی و پایین آوردن ایمنی در تردد سواره و پیاده در این شهرستان را باعث شده است.
از جهتی دیگر وجود گسلهای متعدد در این منطقه، بالا بودن سطح زیرزمینی، جهت وزش باد از غرب به شرق و از جنوب به شمال و مهاجرت نیروی انسانی به این منطقه و افزایش جمعیت و انتقال صنایع آلاینده از کلان شهر تهران به سوی این منطقه از جمله مسائلی هستند که لازم است مورد ارزیابی قرار گرفته و تاثیرات نامطلوب زیست محیطی آنها را مورد توجه قرار داد.
لذا با ذکر این مطالب نگارنده سعی بر آن دارد که ضمن توجه به منابع آلاینه و انواع آلودگی های زیست محیطی در سطح شهرستان ری در جهت رفع این آلودگی ها و خطرات ناشی از آنها راهکارها و پیشنهاداتی را ارائه نماید.
پیشگفتار
بشر علیرغم دستیابی به کرات دیگر و پیشرفت و تکنولوژی، متاسفانه هنوز نتوانسته است محیطی را که خود در آن زندگی می کند را به خوبی مدیریت نماید و این مسئله منجر به بحران محیط زیست می شود که خود ناشی از مشکلاتی است که در ارتباط با هم هستند از جمله افزایش سریع جمعیت، مصرف بیش از حد منابع و تخریب آنها و آلودگی محیط زیست همانند افزایش فزاینده آلودگی هوا، آبهای سطحی و زیرزمینی، سر و صدا، فاضلاب، ترافیک، مسکن و حاشیه نشینی، کمبود آب، نازیبایی و کمبود فضای سبز و تفرجگاه ها و نمونه ای از این مشکلات که خود آنها سبب بروز اثرات زیست محیطی دیگر می گردد و مدتها است که از مرز استاندارد گذشته و به مرحله بحرانی رسیده است. با این روند و با توجه به پایداری آلودگیها در محیط و غیر قابل تجزیه بودن بعضی از پس مانده ها، تنها سیاره مسکون کهکشان رو به نابودی و نیستی قدم گذاشته است. در این راستا به شناخت و بررسی مراکز و منابع آلوده کننده محیط زیست و نوع آلودگی ایجاد شده توسط آنها باید در جهت کاهش یا رفع آلودگیها کوشید.
با آغاز زندگی بشر مسئله آلودگی محیط زیست نیز مطرح شد و با شناخت آتش و بهره برداری از آب و خاک به تدریج محیط را آلوده کرد البته با توجه به جمعیت کم و زندگی ساده آن دوران، طبیعت توان از بین بردن آلودگی را داشت.
آلودگی محیط زیست با شروع انقلاب صنعتی سیر صعودی خود را پیمود و در اواسط قرن حاضر با افزایش فعالیتهای صنعتی متعاقباً رفع آلاینده های خطرناک به محیط، به صورت یک معضل جدی درآمد و این آلاینده ها در کوتاه مدت و یا دراز مدت اثر سوء بر سلامتی انسان داشته است و ما می دانیم بعد از ایمان به خداوند مهمترین نعمت سلامتی است در مکاتب الهی و در دین اسلام ارزش جان آدمی در حدی است که اگر کسی به عمد قصد جان فرد دیگری را کند و او را به قتل برساند قتل او واجب گردیده است.
شهرستان ری از مسائل و مشکلات زیست محیطی مختلفی از جلمه آلودگی هوا وجود کانالهای فاضلاب بدون روکش در اطراف شهر یا در سطح شهر و استفاده از آب آلوده این فاضلابها جهت آبیاری مزارع کشاورزی، وجود مناظر زشت در سطح شهر، کم عرض بودن خیابانها و ایجاد ترافیک شدید، کمبود فضای سبز و مکانهای تفریحی و فرهنگی و آموزشی و کمبود امکانات خدمات درمانی بهداشتی و غیره در رنج می باشد.
در واقع شهرری همچون پیکری پیر و فرتوت و مریض در قسمت جنوبی شهر تهران مورد بی مهری واقع شده است شاید تنها عاملی که باعث شده که گوشه چشمی توجه به آن داشته باشند وجود اماکن مذهبی مانند حرم مطهر حضرت عبدالعظیم (س) می باشد.
ولی این شهر کهنسال که سالیان دراز است که مورد هجوم و حمله اقوام مختلف قرار گرفته و رازها، گنج ها و سخنهای بسیار در خود پنهان دارد به توجه بیشتر نیاز دارد تا بتواند مجدداً موقعیت و قداست قبل خود را بازیابد.
تمرکز فعالیتهای تجاری- بازرگانی، صنعتی و اداری در نیم قرن اخیر نه تنها موجب افزایش قابل ملاحظه محدوده شهر تهران گردیده بلکه آثار و عوارض کالبدی، ترافیکی و زیست محیطی قابل توجهی در مناطق همجوار آن نیز داشته است.
در اینجا لازم است از کسانی که مرا در این امر یاری نمودند تقدیر و تشکر نمایم. همچنین از تمام سازمانها و ادارات و ارگانهایی که با اینجانب همکاری لازم را نمودند، تقدیر و تشکر می نمایم از جمله شهرداری منطقه 20، سازمان آمار ایران، فرمانداری شهرستان ری، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان آب شهرری، کتابخانه های دانشکده محیط زیست و دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری، دانشگاه تربیت مدرس، شهید بهشتی و اداره هواشناسی تهران، شهرداریهای شهرستان ری و ...
رساله حاضر به عنوان گامی در راستای شناسایی و معرفی هر چه بیشتر مشکلات زیست محیطی در شهرستان ری بوده و مقدمه ای برای تحقیق هر چه بیشتر در این زمینه محسوب می شود.
مقدمه
در حالیکه شهرها روزبروز توسعه می یابند. مشکلات نیز بیشتر رخ می نمایند و بصورت مسائلی بسیار جدی در زندگی روزمره ما ظاهر می گردند. مشکلات بسیار اقتصادی و اجتماعی و مشکلات بسیار محیط زیستی که ناشی از تمرکز جمعیت در این شهرهای بزرگ است. چون آلودگی های هوا، صوت، آب و فاضلاب هایی که مواد سمی و آزاردهنده در خود دارند که رودخانه ها و آبهای سطحی و نیز آبهای زیرزمینی را آلوده می نماید و حیات گونه های گیاهی و جانوری را نیز با خطر جدی مواجه می سازدف هوای آلوده ای که جان میلیونها انسان را در معرض خطر قرار می دهد، و بر رشد و باروری گیاهان و جانوران نیز بسیار موثر است. مواد زائد و فضولاتی که در صورت نادیده انگاشتن برنامه های مدیریتی مناسب براحتی در طبیعت حل نشده و تجزیه نمی گردند و آلوده کننده و سمی اند و حرص و خواست بی پایان انسانهای شهرنشین در توسعه بی رویه شهرها و اشغال زمینهایی که یا مستعد شهرسازی و توسعه نیستند، یا قابلیت آنها در چرخه اکوسیستم و تبدیل آنها به مجموعه شهری زیانهای اقتصادی و زیستی درازمدتی به نسل های آتی وارد می سازد تنها گوشه ای از مشکلات امروز شهرهاست.
صنایع مزاحم در اطراف شهرهای بزرگ چون تهران به مشکلات مسکن، حمل و نقل، تراکم بیش از حد ساختمانها و کمبود فضای سبز انواع آلودگی های زیست محیطی و افزایش فزاینده جمعیت در شهرها به دلیل کسب درآمد بیشتر بخصوص در کشورهای در حال توسعه لزوم برنامه ریزی و توجه به مسائل محیط زیست و مطالعه و سنجش بحرانهای زیست محیطی در توسعه شهری را حتمی و ضروری نموده و امروزه در اکثر کشورها نیز این توجه به نظر می رسد و خوشبختانه هر روز که می گذرد صحبت از محیط زیست در برنامه ریزهای کلان و طرحهای توسعه از جایگاه مناسب تری برخوردار می گردند که جای خوشبختی است. در شهرهایی که امروزه تسهیلات فراوان را برای انسانها به همراه دارد چنانچه گفته شد مشکلات فراوانی نیز به دلیل دخل و تصرف بی حد و حصر ما ایجاد شده که با کمی دقت به آمار و ارقام امراضی که ناشی از آلودگی شهرهاست انسان را به تفکر وامی دارد و لزوم توجه عمیق تر به محیط زیست را در برنامه ریزیهای شهری و منطقه ای ایجاب می نماید.(دهقانیان و کوچکی 1374 ص 18) برنامه های توسعه در حال حاضر یکی از اولویتهای عمده در هر کشور به ویژه در جوامع در حال توسعه است. این امر هر چند نقش اساسی در رشد و زیربنای سیاسی- اقتصادی کشورها به عهده دارد. در عین حال اثرات بارزی در محیط زیست پیرامون خود باقی می گذارد. ادامه کلیه فعالیتهای صنعتی مستلزم بهره گیری از منابع طبیعی نظیر آب و خاک است که نتیجه آن تاثیر مستقیم و غیرمسقتیم بر تمام عوامل زیست محیطی خواهد گذاشت. تبدیل منابع طبیعی به محصولات تکمیل شده و یا واسطه ای، تولید پس مانده هایش را به همراه دارد که اغلب به صورت مواد زائد زیان آور محیط زیست را می آلایند.
رشد و گسترش نواحی شهرری در چند دهه اخیر یکی از پیامدهای توسعه صنایع اعم از کوچک و بزرگ در کشور ما بشمار می آید. همچنین عدم وجود برنامه از پیش طراحی شده در خصوص نحوه رشد و گسترش صنایع و مشاغل و دگرگونی و نابسامانی را در قالب شهرها به ویژه تهران پدید آورده است. که این امر خود باعث آثار و عوارض کالبدی، ترافیکی و زیست محیطی قابل توجهی در تهران و نواحی اطراف آن شده است.
استقرار بی رویه کارگاههایی که در چند دهه اخیر بدون توجه به برنامه ای جامع، در حاشیه تهران بصورت پراکنده و غالباً با نماهایی بدمنظر ساخته شده اند. به لحاظ گسترش غیرقابل اجتناب تهران در محاصره بافتهای مسکونی قرار گرفته و به تدریج مزاحمتهای آنان برای محیط اطراف به انحاء مختلف نظیر آلودگی هوا، صدا، فاضلابهای صنعتی و شیمیایی و مشکلات ترافیکی و غیره ظاهر شده است.
با رشد و توسعه تهران از ابندای قرن حاضر و نیاز این شهر بزرگ به انواع کارگاهها، صنایع و انبارهای مختلف حومه تهران و از جمله جنوب آن به واسطه وجود اراضی وسیع و ارزان زیر پوشش انواع کاربریهای صنعتی و کارگاهی رفت. اما در اثر رشد و گسترش سریع تهران طولی نگذشت که بسیاری از واحدهای صنعتی فوق در داخل محدوده شهری قرار گرفته و با بافتهای مسکونی نیز مربوط گردیدند و امروزه شاهد همجواری و ادغام نامناسب انواع کاربریهای مزاحم با نواحی مسکونی می باشیم.
در حال حاضر سطح بسیاری وسیعی از اراضی شهرری توسط کاربریهای مزاحم اشغال گردیده که انواع آلودگیهای زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای سطحی، آلودگی هوا، صدا را در این شهر تاریخی به وجود آورده اند از طرف دیگر وجود کاربریهای فوق باعث تحمیل ترافیک سنگین به شبکه معابر شهرری گشته و مشکلات عدیده ای از جمله ایجاد آلودگی هوا و صدا و پایین آوردن ایمنی در تردد سواره و پیاده را به وجود آورده است، که با خارج شدن کاربریهای مزاحم، بسیاری از مسائل و مشکلات شهرری حل خواهد شد.
طرح رساله حاضر روش کاربردی بررسی مسائل زیست محیطی حاکم بر شهرستان ری می باشد که شامل 6 فصل به شرح زیر می باشد:
فصل اول: تحت عنوان کلیات طرح تحقیق؛ شامل مقدمه، طرح موضوع، اهداف تحقیق ادبیات تحقیق، فرضیه، متدلوژی و مشکلات و موانع موجود در این زمینه می باشد.
فصل دوم: به بیان مفاهیم و تعاریف و مبانی نظری تحقیق پرداخته است.
فصل سوم: به بیان ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی منطقه پرداخته است.
فصل چهارم: به بیان خصوصیات انسانی و ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی می پردازد.
فصل پنجم: به بیان مشکلات و معضلات شهرستان ری پرداخته است.
فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهادات مورد نظر در خصوص معضلات می باشد و ارزیابی و همچنین به رد یا قبول فرضیه های مورد نظر پرداخته و ضمن نتیجه گیری از آن راهکارهای مناسب در جهت بهره برداری بهینه از فضاهای موجود می پردازد.
1-1- بیان مسئله:
محیط زیست مجموعه ای است عظیم و متراکم از اجزاء و عوامل فعال گوناگون که ابر اثر یک روند و تکامل تدریجی موجودات زنده و اجزای سازنده به وجود آمده است بنابراین اجزای گوناگون محیط زیست که طبیعت و کلیه موجودات زنده را در بر می گیرد با یکدیگر همبستگی دایمی و دقیقی دارند.
حال چنان چه بهره برداری از هر یک از اجزای این پدیده حیاتی و پیچیده بودن آگاهی و برنامه ریزی کافی و بدون توجه به تاثیرات جنبی درازمدت آن صورت پذیرد مشکلات و مخاطرات در محیط زیست و چرخه های حساس اکولوژیک به وجود خواهد آمد.
رشد تکنولوژی و صنایع و آثار ویرانگر ضایعات خطرناک ناشی از فعالیت های صنعتی و آلودگی ناشی از آنها سلامت محیط زیست آب، هوا و گونه های گیاهی و جانوری را تحت الشعاع قرار داده است و باعث بروز مشکلات زیست محیطی می شود.
از آنجا که شهرستان ری در جنوب شهر تهران قرار دارد و همچنین وجود شیب طبیعی زمین از شمال به جنوب و جریان پیدا کردن اکثر فاضلابهای تهران به طرف شهر ری، همین طور وجود کارخانه و کارگاههای صنعتی در داخل و حاشیه شهر، افزایش جمعیتف کمبود امکانات رفاهی باعث ایجاد مسائل و مشکلات زیست محیطی در شهرری شده است از جمله آلودگی ناشی از فاضلابها و آلودگی هوا و صوت و عوارض ناشی از آن.
2-1- اهمیت و ضرورت تحقیق
«اوست خدایی که زمین را برای شما رام و هموار کرد پس شما بر پستی و بلندی آن راه روید و از رونق و از رزق و روزی خدا بهره ور شوید»
(سوره ملک. آیه 15)
و طبق اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که می گوید:
«در جمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشد وظیفه عمومی تلقی می گردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است.»
محیط زیست بعنوان یکی از حوزه های علم، مانند هر حوزه ی دیگری در علم، تعریفها و مفاهیم خاص خود را دارد. محیط زیست عبارتست از محیطی که فرآیند حیات را فراگرفته و با هم برکنش دارد.
محیط زیست از طبیعت، جوامع انسانی شهری و روستایی و نیز فضاهایی که با فکر و دست بشر ساخته شده اند تشکیل یافته است و در مفهوم کلی «محیط زیست» سه نوع محیط قابل تشخیص است که عبارتست از: محیط طبیعی، محیط اجتماعی، محیط انسان ساخت. البته این تفکیک صرفاً در قلمرو نظری میسر می باشد بخشی از محیط زیست ارتباط تام با برنامه ریزی شهری دارد. با توجه به اینکه روابط انسانی تا حدودی تاثیر پذیر از شرایط بیرونی است و در این راستا افزایش بی رویه جمعیت شهری و عوارض جانبی مختلف آن در حال حاضر یکی از دشواریها و مشکلاتی است که در سطح ملی و منطقه ای اذعان عمومی و مسئولین کشور را به خود مشغول داشته در این میان رشد بی رویه شهر تهران و افزایش جمعیت آن بیش از همه موجب این مشکلات و معضلات و تغییر در نظام شهری ایران شده است.
امروزه با توجه به اهمیت روزافزون محیط زیست و منابع آن در زندگی انسانها و معضلات و مشکلاتی که در این زمینه بویژه در محیط های شهری بواسطه عواملی چون افزایش بار جمعیتی، مصرف گرایی افراطی، عدم رعایت ضوابط و ملاک عملهای زیست محیطی از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی، عدم آگاهی کامل شهروندان نسبت به محیط زیست و ضرورت حفاظت از آن، پدیدار گشته است، موضوعات مرتبط با محیط زیست، نحوه برخورد با معضلات آن و چگونگی حفظ و احیاء منابع زیست محیطی را در کانون توجه قرار داده. بنحوی که در موضوعات مرتبط با توسعه پایدار مطالعات و برنامه ریزیهای زیست محیطی از اهمیت درخور توجهی برخوردار گشته است و اصولاً برنامه های مرتبط با توسعه پایدار بدون این بخش فاقد جامعیت لازم خواهد بود.
از سوی دیگر مسلم می نماید که انجام هر گونه عمل در راستای حفاظت از منابع زیست محیطی و مرتفع سازی معضلات و مشکلات محیط زیست، چه از جنبه ساختاری و راهبردی و چه در حوزه موضوعات اجرایی، در درجه نخست مستلزم وجود آگاهی و اشراف کامل نسبت به منابع زیست محیطی، موضوعات مرتبط با محیط زیست، مشکلات و معضلات زیست محیطی و عوامل مرتبط و موجد آنها بوده، که این همه صرفاً از طریق مطالعات مستمر و پایش متواتر در این زمینه ها بدست آمده و لازمه قابل استفاده بودن آنها نیز در گرو بروز نگهداشتن مطالعات صورت گرفته خواهد بود.
شهرستان ری با قدمتی چند هزار ساله با 2295 کیلومتر مربع وسعت و یک میلیون نفر جمعیت در منتهی الیه جنوب شرقی کلان شهر تهران قرار دارد. این شهرستان همراه با مدرنیزه شدن شهر تهران در طول دوران معاصر بتدریج بصورت شهری در حاشیه پایتخت درآمده و به همین دلیل، علیرغم قدمت تاریخی این شهرستان عملاً نسبت به کلانشهر تهران موقعیت حاشیه نسبت به متن را یافته است، از اینرو در عین حال که این شهرستان محل استقرار صنایع، پایانه ها، کارخانجات و کارگاه های کوچک و بزرگ گردیده، با توجه به وضعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در وسط راههای مواصلاتی جنوب و شرق کشور، محل تردد خودروهای سنگین و سبک حامل انسان و کالا نیز می باشد.
همراه با این دو وضعیت وجود اراضی کشاورزی فراوان در محدوده شهرستان ری، از دیرباز اهمیت بخش کشاورزی را در این شهرستان مورد توجه قرار می دهد. از دیگر سو و در کنار ویژگیهای یاد شده، انبوهی جمعیت شهرستان در سالهای اخیر، به همراه سرریز شدن بسیاری از مشکلات زیست محیطی کلان شهر تهران به شهرستان ری نظیر آبهای سطحی، مسائل اجتماعی و فرهنگی، استقرار برخی از امکانات و تاسیسات شهری مرتبط با پایتخت همچون: محل دفن زباله در کهریزک، بهشت زهرا، فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) و استقرار تصیفه خانه فاضلاب تهران در این شهرستان موجب گردید که بطور روزمره بر مسائل و معضلات زیست محیطی آن افزوده گردد بنحوی که امروزه شهرستان ری به تنهایی بیش از مجموع معضلات زیست محیطی چندین شهرستان را با خود یدک می کشد.
با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی شهرستان ری و مشکلاتی که به دلیل تعامل با کلان شهر تهران به این حوزه منتقل می گردد، تهدیدهای حادث بر شهرستان مورد نظر را بایستی در گروه های تهدیدهای قابل مشاهده بر محیط زیست انسانی، بهداشت شهروندان، افزایش بارگذاری جمعیتی ناشی از زاد و ولد، مهاجرت و احداث شهرکهای جدید شمارش نمود. وجود معضلات بر جای مانده از شهرکهای احداثی در سنوات گذشته در داخل مجموعه شهر و حواشی آن و عدم رفع آنها، تبعات ناشی از بهره برداری مستقیم تصفیه فاضلاب شهر تهران در شهرستان ری و گستردگی جغرافیایی شهرستان ری که شامل کل شهر، کهریزک و حسن آباد می گردد از دیگر مسائلی است که در رابطه با معضلات زیست محیطی این شهرستان بایستی به آنها اشاره شود.
وفور موضوعات اشاره شده و گستردگی آنها باعث گردیده که علیرغم، هممه اقداماتی که در جهت ساماندهی معضلات این شهرستان در حوزه های مختلف در سنوات اخیر صورت پذیرفته، کماکان تا دستیابی به تصویری مطلوب و قابل قبول، حداقل در زمینه زیست محیطی فاصله بلندی وجود داشته باشد.
و بر طرف سازی این فاصله را بطور قطع بایستی در برنامه ریزیها و تلاشهای اجرائی دست اندرکاران این موضوع از یک سو و نیز حمایتها و هدایت های ارشاد گرایانه مقامات ذیربط مافوق از سوی دیگر جستجو نمود.
ضمن آنکه به واسطه ارتباط مستقیم معضلات زیست محیطی با حیات فردی و اجتماعی گروههای شهروندان، ارتقاء سطح فرهنگی شهروندان از طریق آموزشهای عمومی و همچنین مشارکت آنها در قالب تشکلهای صنفی، صنعتی، اجتماعی و تشکیل NGOها می تواند ضمن کاستن از مشکلات و معضلات موجودف در بلند مدت موجب ساماندهی موضوعات مرتبط با محیط زیست و برطرف سازی معضلات حاد زیست محیطی گردد.
3-1- پیشینه تحقیق
مروری بر تحقیقات انجام شده
توسعه فیزیکی و گسترش بی رویه شهرها موضوعی است که در سالهای اخیر نظر دانش پژوهان علاقمند به مسائل شهری را به خود جلب کرده است. چرا که در گذشته روند رشد شهرها به گونه ای بوده است که این رشد، مسائل و مشکلات خاص امروز را برای شهرنشینان به ارمغان نمی آورد. در حالی که بعد از تحولات جدید شهرنشینی، رشد بی رویه شهرها مشکلاتی را به وجود آورده است از جمله اراضی حاصل خیز اطراف شهرها با شکل گیری بدون ضابطه و بی برنامه شهرها، افزایش قیمت زمین و آلودگی زیست محیطی و تخریب اکوسیستم های طبیعی و ... به هر حال کمتر شهری است که با این مسئله درگیر نباشد اما در مورد چاره اندیشی لازم برای مسائل فوق به طور خاص و ویژه مطالعات اندکی صورت گرفته است از جمله این مطالعات عبارتند از:
1-3-1- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
برای اولی بار ارزیابی اثرات زیست محیطی در سال 1969 میلادی طی یک نهضت زیست محیطی به صورت مصوبه قانونی در کشور آمریکا مطرح شد و جنبه عمل به خود گرفت و پس از آن بنا به اهمیت موضوع در سایر کشورها گسترش بین المللی پیدا کرد، به نحوی که امروزه کمتر کشوری یافت می شود که نسبت به ارزیابی اثرات زیست محیطی غریبه باشد.
در سال 1972 کشور ژاپن، هنگ کنگ و سنگاپور، در سال 1973 کشور کانادا، در سال 1974 استرالیا، در سال 1975 آلمان، در سال 1985 اتحادیه اروپا، در سال 1993 کشورهای سریلانکا، پاکستان، هندوستان، بنگلادش، فنلاند و اتریش، در سال 1994 ایران نسبت به ارزیابی اثرات زیست محیطی در چهارچوب مصوبه قانونی انجام نمود.
اثرات زیست محیطی طبق تعریف شامل آن دسته از عواملی هستند که در قالب آلودگی با تخریب بر انسان (بهداشت عمومی)، حیوان، گیاه، آب، خاک و ارتباط فی مابین آنها و همچنین بر ساختمانها، آثار فرهنگی، باستانی، تاریخی، کیفیت دید، کیفیت صدا و ارتعاش، منابع اقتصادی و اجتماعی تاثیر می گذارد.
اثرات زیس محیطی در انواع و اشکال مختلف مثبت، منفی، مستقیم، غیرمستقیم، کوتاه مدت، بلند مدت، اولیه، ثانویه، نقطه ای، تجمعی، میرا و زایش نمود پیدا می کنند.(اطلس ملی ایران، ج 16 صص 71 و 70)
بارکر[1] و لونی[2] (1990) طی بررسی انجام داده در بریتانیا مشاهده کردند که درآمد حاصل از وضع مالیات در آلودگی سوخت می تواند موجب کاهش مورد ملاحظه ای در نرخ فعلی مالیات بر ارزش افزوده گردد و این نوع توزیع مجدد مالیات را می توان در مورد کارخانجات و موسساتی که از عواقب مالیات های آلودگی دچار زیان شده اند بکار بست به عنوان مثال دولت می تواند با استفاده از این درآمدها به کارخانه ها جهت نصب و استفاده از تکنولوژیهای کمتر آلاینده کمک مالی نماید یا به طریق دیگر موجبات پایین آوردن نرخ مالیات بر درآمد را فراهم آورد و این حرکت باعث بهبود کلی وضعیت کارخانه ها در بریتانیا شد. بدین طریق توزیع مجدد درآمدهای مالیاتی- مالیات بر آلودگی از لحاظ مالیاتی خنثی شده، یعنی هیچ گونه تاثیر خالصی بر درآمدهای حاصل از مالیات نمی گذارد بلکه موجب تخریب مصرف کنندگان به سمت مصرف کالاهایی که از آلایندگی کمتری برخوردارند، می شوند.
- اوونز، انرژی و ماندگای زیست محیطی (1991)
اوونز در این تحقیق عنوان می نماید که اگر الگوهای ایجاد توسعه شهری از لحاظ زیست محیطی، ماندگار باشد پیشبرد مصرف بهینه انرژی را داشته باشد و طرح ریزی کاربرد زمین در درازمدت در دستیابی به این هدف نقش مهمی دارد و همچنین اگر قرار است که توسعه شهری ماندگار حاصل شود باید سیاستها در سطوح مختلف هماهنگ شوند و تمام ابزارهای سیاستگذاری در جهت واحد به کار گرفته شوند. (اوونز 1991، 14ص)
- مارک هنیلز و استیفن پاتر، نحوه ی دفن زباله و آلودگیهای آن (1992)
مارک هنیلز و استیفن پاتر در این تحقیق نگرانی عمومی نسبت به محیط زیست و آلودگی آن که ناشی از دفن زباله می باشد مورد توجه قرار می دهند و عنوان می کنند که زباله های قابل بازیافت که ممکن است اثرات ناگوار زیست محیطی داشته باشند باید بازیافت شوند و برای جمع آوری زباله پیشنهاداتی مانند قراردادن زباله ها به صورت تفکیک شده در داخل کیسه های سربسته با علامت مخصوص و استفاده از سطل های زیاد زباله را به صورت علمی و در جایگاهی دور از شهر بدون آسیبی به خاک و زمینهای کشاورزی پیشنهاد می کنند.(هنیلز 1992، ص 13)
2-3-1- تحقیقات انجام شده در داخل کشور
پیرامون این موضوعی در ایران مطالعاتی انجام شده است برای مثال:
1-کتاب طرح تکریم ارباب رجوع، فرمانداری شهرستان ری
2-پایان نامه های دانشگاهی متعددی که در زیر به آنها اشاره می گردد
باقری، اسفندیار، توانمندیهای کشاورزی و دامپروری شهرستان ری (باقری 1382)
باقری در تحقیق خود به معرفی اقلیم استان تهران و شهرستان ری و همچنین به مسائل و مشکلات اراضی کشاورزی و دام و طیور و آبزیان در شهرستان ری پرداخته و به توانمندیهای کشاورزی و زراعی شهرستان پرداخته، همچنین در خصوص منابع تامین کننده آب و قنوات و همچنین فاضلابهای شهری و همچنین راههای مبارزه با آن را پیشنهاد می نماید.
مهیاری، مرضیه، بررسی کارکردهای شهری و تعیین حوزه نفوذ (مهیاری 1384)
مهیاری در رساله خود به بررسی نقشها و کارکردهای شهری و روابط آن با نقاط شهری دیگر می پردازد و همچنین تعیین نقش شهرها و روابط شهرها و روستاها از موضوعاتی است که مورد توجه محققین علوم جغرافیایی قرار داده و در این میان جغرافیدانان به دلیل ماهیت فضایی و مکانی علم جغرافیا از اهمیت زیادی برخوردارند. در این تحقیق خانم مهیاری به معرفی حوزه های شهری و کارکرد هر کدام پرداخته و راهکارها و پیشنهاداتی در خصوص رفع مشکلات زیست محیطی در خصوص صنایع مزاحم و آلوده کننده و ... ارائه نموده اند.
سیری، مجید، بررسی مسائل و مشکلات زیست محیطی ناشی از رشد و توسعه سریع جغرافیایی اسلامشهر(سیری، 1381)
مجید سیری در پایان نامه خود به بررسی ویژگیهای جغرافیایی اسلامشهر که شامل مطالعات طبیعی و اجتماعی و اقتصادی و کالبدی است پرداخته و به بررسی مسائل و مشکلات زیست محیطی اسلامشهر اشاره نموده و این مشکلات را در دو حوزه عوامل زیست محیطی بیرونی و درونی مورد ارزیابی قرار داده و به اعم مشکلات از قبیل فعالیتهای صنعتی و خدماتی حاشیه ای و معضلات نشات گرفته از عوامل بیرونی و کلان شهر تهران می پردازد. همچنین به بررسی مشکلات زیست محیطی ناشی از حاشیه نشینی و طرح خانه سازی بی برنامه و روند صنعتی شدن منطقه و رشد سریع جمعیت، توسعه شهرنشینی، تعرض به اراضی پیرامونی و تخریب منابع طبیعی، تغییر الگوی زندگی اقتصادی و اجتماعی و تبدیل جامعه مصرفی و نهایتاً معضلات و آلودگی های زیست محیطی را مورد ارزیابی قرار داده و جهت جلوگیری از مناطق حاشیه نشینی و انتقال کارخانه ها و کارگاه های صنعتی به خارج از شهر را پیشنهاد می کند.
شوهانی، محمد، اثرات توسعه فیزیکی شهر ایلام بر منابع زیست محیطی آن:
شوهانی در پایان نامه خود که بررسی ویژگی های زیست محیطی ناشی از توسعه شهر ایلام می پردازد آلودگی های مختلف ناشی از این توسعه را آلودگی های هوا، آلودگی خاک، آلودگی آب، آلودگی های بصری، ترافیک مشکل فضای سبز می داند و جهت رفع آن آلودگی جمع آوری صحیح زباله و ایجاد سیستم فاضلاب شهری، کنترل اتومبیل های نیاز به تعمیر، جلوگیری از مناطق حاشیه نشینی و انتقال کارخانه ها و کارگاه های صنعتی به خارج از شهر را پیشنهاد می کند.
امامی، فضل ا... توسعه فیزیگی شهر خرم آباد و مشکلات زیست محیطی آن (امامی، 1376)
فضل ا... امامی در پایان نامه خود که به بررسی توسعه فیزیکی و مشکلات زیست محیطی شهر خرم آباد می پردازد توسعه ناموزون یک شهر را باعث از بین رفتن زمینهای کشاورزی حاشیه شهر، ایجاد مناطق حاشیه نشین، ایجاد انواع آلودگی هوا، آب، خاک و ... می داند و جهت رفع این مشکلات کنترل رشد فیزیکی شهر را با بها دادن به روستائیان و در اختیار قرار دادن امکانات مختلف به آنان، جمع آوری فاضلاب های شهر، رفع و جمع آوری زباله های شهری و ایجاد فضای سبز را پیشنهاد می نماید.
رهنماً محمدرحیم، نقش دام داری ها در مشکلات زیست محیطی شهر تربت حیدریه
رهنما در تحقیق خود به مشکلات زیست محیطی شهر تربت حیدریه که ناشی از وجود دامداری ها اطراف آن است می پردازد و در جهت این امر یک شعاع (98 کیلومتری) را در اطراف شهر مشخص می نماید و ضمن مشخص کردن روستاهای آن و تعداد آن و تعداد دامداری ها و گاوداری ها و اثرات هر کدام بر محیط زیست شهر تربت حیدریه به انتقال آن در خارج از محدوده شهر اشاره می کند و واحدهای دامداری که در حال صنعتی شدن می باشد باید از توسعه آنها جلوگیری کرد و همچنین واحدهای دیگر را نیز به بیرون محدوده باید انتقال داده شود و فضولات و کود حیوانی آنها نیز به بیرون از محدوده انتقال داده شود. (محمدرحیم رهنما- 1379)
معصومی زاده، رضوان- آلودگیهای زیست محیطی شهر اصفهان
معصومی زاغده در تحقیق به مسائل و مشکلات زیست محیطی شهر اصفهان می پردازد و در این تحقیق به آلودگیهای زیست محیطی مانند آلوده شدن آب زاینده رود، تمرکز واحدهای صنعتی در شهر و اطراف آن و فاضلابهای ناشی از آن و آلودگی خاک، آلودگی آب می پردازد و تجهیزات مخصوص کنترل دفع آلودگی و گسترش فضای سبز و انتقال مزاحم و فاضلابهای شهری و صنعتی و همچنین مکان مناسب برای دفع زباله ها پیشنهاد می کند.
رهنمایی، محمدتقی، توسعه محیط زیست (رهنمایی، 1371)
دکتر رهنمایی در این تحقیق ابتدا به بررسی انقلاب صنعتی و نقش صنعت در آلودگیها محیط زیست و توسعه واحدهای صنعتی بدون توجه به ضایعات زیست محیطی آن می پردازد و پیدایش ما در شهرها و کلان شهرها را سبب تولید زباله و فاضلاب و ایجاد گازهای سمی مسائل و مشکلات محیطی و فضایی می داد.
وی در این تحقیق به آلودگی هوا، از بین رفع مراتع و جنگلها و گونه های جانوری و همچنین ایجاد مناطق حاشیه نشین و زاغه نشین می پردازد و رشد جمعیت و فعالیتهای اقتصادی و صنعتی در کنار آبها و همجواری صنایع با شهرها را در آلودگیهای زیست محیطی موثر می داند و تهیه یک طرح جامعه محیط زیست برای کشور بعنوان یک حرکت منطقی برای انتظام فضایی کشور و جلوگیری از بحرانهای فضایی در آینده را الزامی می داند.
- ری باستان، حسین کریمان
در این کتاب تاریخ پرفراز و نشیب ری بیان شده و صنعت قدیم ری و تاثیر آن در زندگی مردم توصیف شده است.
- مطالعات محیط زیست (جلد چهارم) مهندس مشاور مهرآزان- شهرداری منطقه 20 به مطالعات زیست محیطی در ارتباط با صنایع در سطح شهر ری پرداخته و انواع آلودگیهای ایجاد شده توسط واحدهای صنعتی را مشخص نموده است.
- مطالعات اقتصادی، اجتماعی، کاربری زمین و ضوابط و مقررات الگوی توسعه- شهرداری منطقه 20.
به مطالعاتی در زمینه عوامل اقتصادی، اجتماعی و تاثیرات آن، در سطح منطقه پرداخته و نیز مطالعاتی در زمینه کاربری اراضی و پراکندگی کاربریها و همچنین کاربری اراضی و تفکیک نواحی ده گانه منطقه 20 صورت گرفته است.
| دسته بندی | محیط زیست |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 42 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
فصل اول
طرح تحقیق
چکیده
هدف اصلی این تحقیق دستیابی و شناخت و طبقه بندی انواع آلودگیهای حاصل از فعالیتهای انسانی، صنایع، تاسیسات و خدمات شهری می باشد. نتایج حاصل از بررسیها و مطالعات انجام شده نشان دهنده وضعیت شرایط زیست محیطی در سطح شهرستان ری می باشد.
اگر چه در یک دهه اخیر اقدامات گسترده و چشمگیری به وضعیت ایده آل و مطلوب غیرممکن نمی باشد، ولی راه بسیار طولانی و دشواری در پیش است و فقط در سایه تحقیقات و مطالعات جامع و بهره گرفتن از توان مدیران لایق و انجام سرمایه گذاریهای کلان در ابعاد ملی است که می توان بر این گونه مشکلات غلبه کرد و از همه مهمتر استفاده بهینه از تجربیات کشورهای دیگر در زمینه های زیست محیطی یکی از راههای بسیار خوب و موثر می باشد. بطور مثال در زمینه کاهش آلودگیها، بالا بردن سطح آگاهی اقشار مختلف جامعه و رسیدگی و بسامان نمودن فعالیتهای اقتصادی، صنایع و مهار انواع آلوده کننده ها از اقدامات مفید و موثر می باشد.
در حال حاضر سطح وسیعی از اراضی شهرستان ری توسط واحدهای صنعتی، بنگاههای حمل و نقل و انبارها اشغال گردیده که باعث تحمیل ترافیک سنگین به شبکه معابر شهری گشته و باعث بروز مشکلات و آلودگیها از قبیل آلودگی هوا و آلودگی صوتی و پایین آوردن ایمنی در تردد سواره و پیاده در این شهرستان را باعث شده است.
از جهتی دیگر وجود گسلهای متعدد در این منطقه، بالا بودن سطح زیرزمینی، جهت وزش باد از غرب به شرق و از جنوب به شمال و مهاجرت نیروی انسانی به این منطقه و افزایش جمعیت و انتقال صنایع آلاینده از کلان شهر تهران به سوی این منطقه از جمله مسائلی هستند که لازم است مورد ارزیابی قرار گرفته و تاثیرات نامطلوب زیست محیطی آنها را مورد توجه قرار داد.
لذا با ذکر این مطالب نگارنده سعی بر آن دارد که ضمن توجه به منابع آلاینه و انواع آلودگی های زیست محیطی در سطح شهرستان ری در جهت رفع این آلودگی ها و خطرات ناشی از آنها راهکارها و پیشنهاداتی را ارائه نماید.
پیشگفتار
بشر علیرغم دستیابی به کرات دیگر و پیشرفت و تکنولوژی، متاسفانه هنوز نتوانسته است محیطی را که خود در آن زندگی می کند را به خوبی مدیریت نماید و این مسئله منجر به بحران محیط زیست می شود که خود ناشی از مشکلاتی است که در ارتباط با هم هستند از جمله افزایش سریع جمعیت، مصرف بیش از حد منابع و تخریب آنها و آلودگی محیط زیست همانند افزایش فزاینده آلودگی هوا، آبهای سطحی و زیرزمینی، سر و صدا، فاضلاب، ترافیک، مسکن و حاشیه نشینی، کمبود آب، نازیبایی و کمبود فضای سبز و تفرجگاه ها و نمونه ای از این مشکلات که خود آنها سبب بروز اثرات زیست محیطی دیگر می گردد و مدتها است که از مرز استاندارد گذشته و به مرحله بحرانی رسیده است. با این روند و با توجه به پایداری آلودگیها در محیط و غیر قابل تجزیه بودن بعضی از پس مانده ها، تنها سیاره مسکون کهکشان رو به نابودی و نیستی قدم گذاشته است. در این راستا به شناخت و بررسی مراکز و منابع آلوده کننده محیط زیست و نوع آلودگی ایجاد شده توسط آنها باید در جهت کاهش یا رفع آلودگیها کوشید.
با آغاز زندگی بشر مسئله آلودگی محیط زیست نیز مطرح شد و با شناخت آتش و بهره برداری از آب و خاک به تدریج محیط را آلوده کرد البته با توجه به جمعیت کم و زندگی ساده آن دوران، طبیعت توان از بین بردن آلودگی را داشت.
آلودگی محیط زیست با شروع انقلاب صنعتی سیر صعودی خود را پیمود و در اواسط قرن حاضر با افزایش فعالیتهای صنعتی متعاقباً رفع آلاینده های خطرناک به محیط، به صورت یک معضل جدی درآمد و این آلاینده ها در کوتاه مدت و یا دراز مدت اثر سوء بر سلامتی انسان داشته است و ما می دانیم بعد از ایمان به خداوند مهمترین نعمت سلامتی است در مکاتب الهی و در دین اسلام ارزش جان آدمی در حدی است که اگر کسی به عمد قصد جان فرد دیگری را کند و او را به قتل برساند قتل او واجب گردیده است.
شهرستان ری از مسائل و مشکلات زیست محیطی مختلفی از جلمه آلودگی هوا وجود کانالهای فاضلاب بدون روکش در اطراف شهر یا در سطح شهر و استفاده از آب آلوده این فاضلابها جهت آبیاری مزارع کشاورزی، وجود مناظر زشت در سطح شهر، کم عرض بودن خیابانها و ایجاد ترافیک شدید، کمبود فضای سبز و مکانهای تفریحی و فرهنگی و آموزشی و کمبود امکانات خدمات درمانی بهداشتی و غیره در رنج می باشد.
در واقع شهرری همچون پیکری پیر و فرتوت و مریض در قسمت جنوبی شهر تهران مورد بی مهری واقع شده است شاید تنها عاملی که باعث شده که گوشه چشمی توجه به آن داشته باشند وجود اماکن مذهبی مانند حرم مطهر حضرت عبدالعظیم (س) می باشد.
ولی این شهر کهنسال که سالیان دراز است که مورد هجوم و حمله اقوام مختلف قرار گرفته و رازها، گنج ها و سخنهای بسیار در خود پنهان دارد به توجه بیشتر نیاز دارد تا بتواند مجدداً موقعیت و قداست قبل خود را بازیابد.
تمرکز فعالیتهای تجاری- بازرگانی، صنعتی و اداری در نیم قرن اخیر نه تنها موجب افزایش قابل ملاحظه محدوده شهر تهران گردیده بلکه آثار و عوارض کالبدی، ترافیکی و زیست محیطی قابل توجهی در مناطق همجوار آن نیز داشته است.
در اینجا لازم است از کسانی که مرا در این امر یاری نمودند تقدیر و تشکر نمایم. همچنین از تمام سازمانها و ادارات و ارگانهایی که با اینجانب همکاری لازم را نمودند، تقدیر و تشکر می نمایم از جمله شهرداری منطقه 20، سازمان آمار ایران، فرمانداری شهرستان ری، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان آب شهرری، کتابخانه های دانشکده محیط زیست و دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرری، دانشگاه تربیت مدرس، شهید بهشتی و اداره هواشناسی تهران، شهرداریهای شهرستان ری و ...
رساله حاضر به عنوان گامی در راستای شناسایی و معرفی هر چه بیشتر مشکلات زیست محیطی در شهرستان ری بوده و مقدمه ای برای تحقیق هر چه بیشتر در این زمینه محسوب می شود.
مقدمه
در حالیکه شهرها روزبروز توسعه می یابند. مشکلات نیز بیشتر رخ می نمایند و بصورت مسائلی بسیار جدی در زندگی روزمره ما ظاهر می گردند. مشکلات بسیار اقتصادی و اجتماعی و مشکلات بسیار محیط زیستی که ناشی از تمرکز جمعیت در این شهرهای بزرگ است. چون آلودگی های هوا، صوت، آب و فاضلاب هایی که مواد سمی و آزاردهنده در خود دارند که رودخانه ها و آبهای سطحی و نیز آبهای زیرزمینی را آلوده می نماید و حیات گونه های گیاهی و جانوری را نیز با خطر جدی مواجه می سازدف هوای آلوده ای که جان میلیونها انسان را در معرض خطر قرار می دهد، و بر رشد و باروری گیاهان و جانوران نیز بسیار موثر است. مواد زائد و فضولاتی که در صورت نادیده انگاشتن برنامه های مدیریتی مناسب براحتی در طبیعت حل نشده و تجزیه نمی گردند و آلوده کننده و سمی اند و حرص و خواست بی پایان انسانهای شهرنشین در توسعه بی رویه شهرها و اشغال زمینهایی که یا مستعد شهرسازی و توسعه نیستند، یا قابلیت آنها در چرخه اکوسیستم و تبدیل آنها به مجموعه شهری زیانهای اقتصادی و زیستی درازمدتی به نسل های آتی وارد می سازد تنها گوشه ای از مشکلات امروز شهرهاست.
صنایع مزاحم در اطراف شهرهای بزرگ چون تهران به مشکلات مسکن، حمل و نقل، تراکم بیش از حد ساختمانها و کمبود فضای سبز انواع آلودگی های زیست محیطی و افزایش فزاینده جمعیت در شهرها به دلیل کسب درآمد بیشتر بخصوص در کشورهای در حال توسعه لزوم برنامه ریزی و توجه به مسائل محیط زیست و مطالعه و سنجش بحرانهای زیست محیطی در توسعه شهری را حتمی و ضروری نموده و امروزه در اکثر کشورها نیز این توجه به نظر می رسد و خوشبختانه هر روز که می گذرد صحبت از محیط زیست در برنامه ریزهای کلان و طرحهای توسعه از جایگاه مناسب تری برخوردار می گردند که جای خوشبختی است. در شهرهایی که امروزه تسهیلات فراوان را برای انسانها به همراه دارد چنانچه گفته شد مشکلات فراوانی نیز به دلیل دخل و تصرف بی حد و حصر ما ایجاد شده که با کمی دقت به آمار و ارقام امراضی که ناشی از آلودگی شهرهاست انسان را به تفکر وامی دارد و لزوم توجه عمیق تر به محیط زیست را در برنامه ریزیهای شهری و منطقه ای ایجاب می نماید.(دهقانیان و کوچکی 1374 ص 18) برنامه های توسعه در حال حاضر یکی از اولویتهای عمده در هر کشور به ویژه در جوامع در حال توسعه است. این امر هر چند نقش اساسی در رشد و زیربنای سیاسی- اقتصادی کشورها به عهده دارد. در عین حال اثرات بارزی در محیط زیست پیرامون خود باقی می گذارد. ادامه کلیه فعالیتهای صنعتی مستلزم بهره گیری از منابع طبیعی نظیر آب و خاک است که نتیجه آن تاثیر مستقیم و غیرمسقتیم بر تمام عوامل زیست محیطی خواهد گذاشت. تبدیل منابع طبیعی به محصولات تکمیل شده و یا واسطه ای، تولید پس مانده هایش را به همراه دارد که اغلب به صورت مواد زائد زیان آور محیط زیست را می آلایند.
رشد و گسترش نواحی شهرری در چند دهه اخیر یکی از پیامدهای توسعه صنایع اعم از کوچک و بزرگ در کشور ما بشمار می آید. همچنین عدم وجود برنامه از پیش طراحی شده در خصوص نحوه رشد و گسترش صنایع و مشاغل و دگرگونی و نابسامانی را در قالب شهرها به ویژه تهران پدید آورده است. که این امر خود باعث آثار و عوارض کالبدی، ترافیکی و زیست محیطی قابل توجهی در تهران و نواحی اطراف آن شده است.
استقرار بی رویه کارگاههایی که در چند دهه اخیر بدون توجه به برنامه ای جامع، در حاشیه تهران بصورت پراکنده و غالباً با نماهایی بدمنظر ساخته شده اند. به لحاظ گسترش غیرقابل اجتناب تهران در محاصره بافتهای مسکونی قرار گرفته و به تدریج مزاحمتهای آنان برای محیط اطراف به انحاء مختلف نظیر آلودگی هوا، صدا، فاضلابهای صنعتی و شیمیایی و مشکلات ترافیکی و غیره ظاهر شده است.
با رشد و توسعه تهران از ابندای قرن حاضر و نیاز این شهر بزرگ به انواع کارگاهها، صنایع و انبارهای مختلف حومه تهران و از جمله جنوب آن به واسطه وجود اراضی وسیع و ارزان زیر پوشش انواع کاربریهای صنعتی و کارگاهی رفت. اما در اثر رشد و گسترش سریع تهران طولی نگذشت که بسیاری از واحدهای صنعتی فوق در داخل محدوده شهری قرار گرفته و با بافتهای مسکونی نیز مربوط گردیدند و امروزه شاهد همجواری و ادغام نامناسب انواع کاربریهای مزاحم با نواحی مسکونی می باشیم.
در حال حاضر سطح بسیاری وسیعی از اراضی شهرری توسط کاربریهای مزاحم اشغال گردیده که انواع آلودگیهای زیست محیطی از قبیل آلودگی آبهای سطحی، آلودگی هوا، صدا را در این شهر تاریخی به وجود آورده اند از طرف دیگر وجود کاربریهای فوق باعث تحمیل ترافیک سنگین به شبکه معابر شهرری گشته و مشکلات عدیده ای از جمله ایجاد آلودگی هوا و صدا و پایین آوردن ایمنی در تردد سواره و پیاده را به وجود آورده است، که با خارج شدن کاربریهای مزاحم، بسیاری از مسائل و مشکلات شهرری حل خواهد شد.
طرح رساله حاضر روش کاربردی بررسی مسائل زیست محیطی حاکم بر شهرستان ری می باشد که شامل 6 فصل به شرح زیر می باشد:
فصل اول: تحت عنوان کلیات طرح تحقیق؛ شامل مقدمه، طرح موضوع، اهداف تحقیق ادبیات تحقیق، فرضیه، متدلوژی و مشکلات و موانع موجود در این زمینه می باشد.
فصل دوم: به بیان مفاهیم و تعاریف و مبانی نظری تحقیق پرداخته است.
فصل سوم: به بیان ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی منطقه پرداخته است.
فصل چهارم: به بیان خصوصیات انسانی و ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی می پردازد.
فصل پنجم: به بیان مشکلات و معضلات شهرستان ری پرداخته است.
فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهادات مورد نظر در خصوص معضلات می باشد و ارزیابی و همچنین به رد یا قبول فرضیه های مورد نظر پرداخته و ضمن نتیجه گیری از آن راهکارهای مناسب در جهت بهره برداری بهینه از فضاهای موجود می پردازد.
1-1- بیان مسئله:
محیط زیست مجموعه ای است عظیم و متراکم از اجزاء و عوامل فعال گوناگون که ابر اثر یک روند و تکامل تدریجی موجودات زنده و اجزای سازنده به وجود آمده است بنابراین اجزای گوناگون محیط زیست که طبیعت و کلیه موجودات زنده را در بر می گیرد با یکدیگر همبستگی دایمی و دقیقی دارند.
حال چنان چه بهره برداری از هر یک از اجزای این پدیده حیاتی و پیچیده بودن آگاهی و برنامه ریزی کافی و بدون توجه به تاثیرات جنبی درازمدت آن صورت پذیرد مشکلات و مخاطرات در محیط زیست و چرخه های حساس اکولوژیک به وجود خواهد آمد.
رشد تکنولوژی و صنایع و آثار ویرانگر ضایعات خطرناک ناشی از فعالیت های صنعتی و آلودگی ناشی از آنها سلامت محیط زیست آب، هوا و گونه های گیاهی و جانوری را تحت الشعاع قرار داده است و باعث بروز مشکلات زیست محیطی می شود.
از آنجا که شهرستان ری در جنوب شهر تهران قرار دارد و همچنین وجود شیب طبیعی زمین از شمال به جنوب و جریان پیدا کردن اکثر فاضلابهای تهران به طرف شهر ری، همین طور وجود کارخانه و کارگاههای صنعتی در داخل و حاشیه شهر، افزایش جمعیتف کمبود امکانات رفاهی باعث ایجاد مسائل و مشکلات زیست محیطی در شهرری شده است از جمله آلودگی ناشی از فاضلابها و آلودگی هوا و صوت و عوارض ناشی از آن.
2-1- اهمیت و ضرورت تحقیق
«اوست خدایی که زمین را برای شما رام و هموار کرد پس شما بر پستی و بلندی آن راه روید و از رونق و از رزق و روزی خدا بهره ور شوید»
(سوره ملک. آیه 15)
و طبق اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که می گوید:
«در جمهوری اسلامی حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشد وظیفه عمومی تلقی می گردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیرقابل جبران آن ملازمه پیدا کند ممنوع است.»
محیط زیست بعنوان یکی از حوزه های علم، مانند هر حوزه ی دیگری در علم، تعریفها و مفاهیم خاص خود را دارد. محیط زیست عبارتست از محیطی که فرآیند حیات را فراگرفته و با هم برکنش دارد.
محیط زیست از طبیعت، جوامع انسانی شهری و روستایی و نیز فضاهایی که با فکر و دست بشر ساخته شده اند تشکیل یافته است و در مفهوم کلی «محیط زیست» سه نوع محیط قابل تشخیص است که عبارتست از: محیط طبیعی، محیط اجتماعی، محیط انسان ساخت. البته این تفکیک صرفاً در قلمرو نظری میسر می باشد بخشی از محیط زیست ارتباط تام با برنامه ریزی شهری دارد. با توجه به اینکه روابط انسانی تا حدودی تاثیر پذیر از شرایط بیرونی است و در این راستا افزایش بی رویه جمعیت شهری و عوارض جانبی مختلف آن در حال حاضر یکی از دشواریها و مشکلاتی است که در سطح ملی و منطقه ای اذعان عمومی و مسئولین کشور را به خود مشغول داشته در این میان رشد بی رویه شهر تهران و افزایش جمعیت آن بیش از همه موجب این مشکلات و معضلات و تغییر در نظام شهری ایران شده است.
امروزه با توجه به اهمیت روزافزون محیط زیست و منابع آن در زندگی انسانها و معضلات و مشکلاتی که در این زمینه بویژه در محیط های شهری بواسطه عواملی چون افزایش بار جمعیتی، مصرف گرایی افراطی، عدم رعایت ضوابط و ملاک عملهای زیست محیطی از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی، عدم آگاهی کامل شهروندان نسبت به محیط زیست و ضرورت حفاظت از آن، پدیدار گشته است، موضوعات مرتبط با محیط زیست، نحوه برخورد با معضلات آن و چگونگی حفظ و احیاء منابع زیست محیطی را در کانون توجه قرار داده. بنحوی که در موضوعات مرتبط با توسعه پایدار مطالعات و برنامه ریزیهای زیست محیطی از اهمیت درخور توجهی برخوردار گشته است و اصولاً برنامه های مرتبط با توسعه پایدار بدون این بخش فاقد جامعیت لازم خواهد بود.
از سوی دیگر مسلم می نماید که انجام هر گونه عمل در راستای حفاظت از منابع زیست محیطی و مرتفع سازی معضلات و مشکلات محیط زیست، چه از جنبه ساختاری و راهبردی و چه در حوزه موضوعات اجرایی، در درجه نخست مستلزم وجود آگاهی و اشراف کامل نسبت به منابع زیست محیطی، موضوعات مرتبط با محیط زیست، مشکلات و معضلات زیست محیطی و عوامل مرتبط و موجد آنها بوده، که این همه صرفاً از طریق مطالعات مستمر و پایش متواتر در این زمینه ها بدست آمده و لازمه قابل استفاده بودن آنها نیز در گرو بروز نگهداشتن مطالعات صورت گرفته خواهد بود.
شهرستان ری با قدمتی چند هزار ساله با 2295 کیلومتر مربع وسعت و یک میلیون نفر جمعیت در منتهی الیه جنوب شرقی کلان شهر تهران قرار دارد. این شهرستان همراه با مدرنیزه شدن شهر تهران در طول دوران معاصر بتدریج بصورت شهری در حاشیه پایتخت درآمده و به همین دلیل، علیرغم قدمت تاریخی این شهرستان عملاً نسبت به کلانشهر تهران موقعیت حاشیه نسبت به متن را یافته است، از اینرو در عین حال که این شهرستان محل استقرار صنایع، پایانه ها، کارخانجات و کارگاه های کوچک و بزرگ گردیده، با توجه به وضعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در وسط راههای مواصلاتی جنوب و شرق کشور، محل تردد خودروهای سنگین و سبک حامل انسان و کالا نیز می باشد.
همراه با این دو وضعیت وجود اراضی کشاورزی فراوان در محدوده شهرستان ری، از دیرباز اهمیت بخش کشاورزی را در این شهرستان مورد توجه قرار می دهد. از دیگر سو و در کنار ویژگیهای یاد شده، انبوهی جمعیت شهرستان در سالهای اخیر، به همراه سرریز شدن بسیاری از مشکلات زیست محیطی کلان شهر تهران به شهرستان ری نظیر آبهای سطحی، مسائل اجتماعی و فرهنگی، استقرار برخی از امکانات و تاسیسات شهری مرتبط با پایتخت همچون: محل دفن زباله در کهریزک، بهشت زهرا، فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) و استقرار تصیفه خانه فاضلاب تهران در این شهرستان موجب گردید که بطور روزمره بر مسائل و معضلات زیست محیطی آن افزوده گردد بنحوی که امروزه شهرستان ری به تنهایی بیش از مجموع معضلات زیست محیطی چندین شهرستان را با خود یدک می کشد.
با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی شهرستان ری و مشکلاتی که به دلیل تعامل با کلان شهر تهران به این حوزه منتقل می گردد، تهدیدهای حادث بر شهرستان مورد نظر را بایستی در گروه های تهدیدهای قابل مشاهده بر محیط زیست انسانی، بهداشت شهروندان، افزایش بارگذاری جمعیتی ناشی از زاد و ولد، مهاجرت و احداث شهرکهای جدید شمارش نمود. وجود معضلات بر جای مانده از شهرکهای احداثی در سنوات گذشته در داخل مجموعه شهر و حواشی آن و عدم رفع آنها، تبعات ناشی از بهره برداری مستقیم تصفیه فاضلاب شهر تهران در شهرستان ری و گستردگی جغرافیایی شهرستان ری که شامل کل شهر، کهریزک و حسن آباد می گردد از دیگر مسائلی است که در رابطه با معضلات زیست محیطی این شهرستان بایستی به آنها اشاره شود.
وفور موضوعات اشاره شده و گستردگی آنها باعث گردیده که علیرغم، هممه اقداماتی که در جهت ساماندهی معضلات این شهرستان در حوزه های مختلف در سنوات اخیر صورت پذیرفته، کماکان تا دستیابی به تصویری مطلوب و قابل قبول، حداقل در زمینه زیست محیطی فاصله بلندی وجود داشته باشد.
و بر طرف سازی این فاصله را بطور قطع بایستی در برنامه ریزیها و تلاشهای اجرائی دست اندرکاران این موضوع از یک سو و نیز حمایتها و هدایت های ارشاد گرایانه مقامات ذیربط مافوق از سوی دیگر جستجو نمود.
ضمن آنکه به واسطه ارتباط مستقیم معضلات زیست محیطی با حیات فردی و اجتماعی گروههای شهروندان، ارتقاء سطح فرهنگی شهروندان از طریق آموزشهای عمومی و همچنین مشارکت آنها در قالب تشکلهای صنفی، صنعتی، اجتماعی و تشکیل NGOها می تواند ضمن کاستن از مشکلات و معضلات موجودف در بلند مدت موجب ساماندهی موضوعات مرتبط با محیط زیست و برطرف سازی معضلات حاد زیست محیطی گردد.
3-1- پیشینه تحقیق
مروری بر تحقیقات انجام شده
توسعه فیزیکی و گسترش بی رویه شهرها موضوعی است که در سالهای اخیر نظر دانش پژوهان علاقمند به مسائل شهری را به خود جلب کرده است. چرا که در گذشته روند رشد شهرها به گونه ای بوده است که این رشد، مسائل و مشکلات خاص امروز را برای شهرنشینان به ارمغان نمی آورد. در حالی که بعد از تحولات جدید شهرنشینی، رشد بی رویه شهرها مشکلاتی را به وجود آورده است از جمله اراضی حاصل خیز اطراف شهرها با شکل گیری بدون ضابطه و بی برنامه شهرها، افزایش قیمت زمین و آلودگی زیست محیطی و تخریب اکوسیستم های طبیعی و ... به هر حال کمتر شهری است که با این مسئله درگیر نباشد اما در مورد چاره اندیشی لازم برای مسائل فوق به طور خاص و ویژه مطالعات اندکی صورت گرفته است از جمله این مطالعات عبارتند از:
1-3-1- تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
برای اولی بار ارزیابی اثرات زیست محیطی در سال 1969 میلادی طی یک نهضت زیست محیطی به صورت مصوبه قانونی در کشور آمریکا مطرح شد و جنبه عمل به خود گرفت و پس از آن بنا به اهمیت موضوع در سایر کشورها گسترش بین المللی پیدا کرد، به نحوی که امروزه کمتر کشوری یافت می شود که نسبت به ارزیابی اثرات زیست محیطی غریبه باشد.
در سال 1972 کشور ژاپن، هنگ کنگ و سنگاپور، در سال 1973 کشور کانادا، در سال 1974 استرالیا، در سال 1975 آلمان، در سال 1985 اتحادیه اروپا، در سال 1993 کشورهای سریلانکا، پاکستان، هندوستان، بنگلادش، فنلاند و اتریش، در سال 1994 ایران نسبت به ارزیابی اثرات زیست محیطی در چهارچوب مصوبه قانونی انجام نمود.
اثرات زیست محیطی طبق تعریف شامل آن دسته از عواملی هستند که در قالب آلودگی با تخریب بر انسان (بهداشت عمومی)، حیوان، گیاه، آب، خاک و ارتباط فی مابین آنها و همچنین بر ساختمانها، آثار فرهنگی، باستانی، تاریخی، کیفیت دید، کیفیت صدا و ارتعاش، منابع اقتصادی و اجتماعی تاثیر می گذارد.
اثرات زیس محیطی در انواع و اشکال مختلف مثبت، منفی، مستقیم، غیرمستقیم، کوتاه مدت، بلند مدت، اولیه، ثانویه، نقطه ای، تجمعی، میرا و زایش نمود پیدا می کنند.(اطلس ملی ایران، ج 16 صص 71 و 70)
بارکر[1] و لونی[2] (1990) طی بررسی انجام داده در بریتانیا مشاهده کردند که درآمد حاصل از وضع مالیات در آلودگی سوخت می تواند موجب کاهش مورد ملاحظه ای در نرخ فعلی مالیات بر ارزش افزوده گردد و این نوع توزیع مجدد مالیات را می توان در مورد کارخانجات و موسساتی که از عواقب مالیات های آلودگی دچار زیان شده اند بکار بست به عنوان مثال دولت می تواند با استفاده از این درآمدها به کارخانه ها جهت نصب و استفاده از تکنولوژیهای کمتر آلاینده کمک مالی نماید یا به طریق دیگر موجبات پایین آوردن نرخ مالیات بر درآمد را فراهم آورد و این حرکت باعث بهبود کلی وضعیت کارخانه ها در بریتانیا شد. بدین طریق توزیع مجدد درآمدهای مالیاتی- مالیات بر آلودگی از لحاظ مالیاتی خنثی شده، یعنی هیچ گونه تاثیر خالصی بر درآمدهای حاصل از مالیات نمی گذارد بلکه موجب تخریب مصرف کنندگان به سمت مصرف کالاهایی که از آلایندگی کمتری برخوردارند، می شوند.
- اوونز، انرژی و ماندگای زیست محیطی (1991)
اوونز در این تحقیق عنوان می نماید که اگر الگوهای ایجاد توسعه شهری از لحاظ زیست محیطی، ماندگار باشد پیشبرد مصرف بهینه انرژی را داشته باشد و طرح ریزی کاربرد زمین در درازمدت در دستیابی به این هدف نقش مهمی دارد و همچنین اگر قرار است که توسعه شهری ماندگار حاصل شود باید سیاستها در سطوح مختلف هماهنگ شوند و تمام ابزارهای سیاستگذاری در جهت واحد به کار گرفته شوند. (اوونز 1991، 14ص)
- مارک هنیلز و استیفن پاتر، نحوه ی دفن زباله و آلودگیهای آن (1992)
مارک هنیلز و استیفن پاتر در این تحقیق نگرانی عمومی نسبت به محیط زیست و آلودگی آن که ناشی از دفن زباله می باشد مورد توجه قرار می دهند و عنوان می کنند که زباله های قابل بازیافت که ممکن است اثرات ناگوار زیست محیطی داشته باشند باید بازیافت شوند و برای جمع آوری زباله پیشنهاداتی مانند قراردادن زباله ها به صورت تفکیک شده در داخل کیسه های سربسته با علامت مخصوص و استفاده از سطل های زیاد زباله را به صورت علمی و در جایگاهی دور از شهر بدون آسیبی به خاک و زمینهای کشاورزی پیشنهاد می کنند.(هنیلز 1992، ص 13)
2-3-1- تحقیقات انجام شده در داخل کشور
پیرامون این موضوعی در ایران مطالعاتی انجام شده است برای مثال:
1-کتاب طرح تکریم ارباب رجوع، فرمانداری شهرستان ری
2-پایان نامه های دانشگاهی متعددی که در زیر به آنها اشاره می گردد
باقری، اسفندیار، توانمندیهای کشاورزی و دامپروری شهرستان ری (باقری 1382)
باقری در تحقیق خود به معرفی اقلیم استان تهران و شهرستان ری و همچنین به مسائل و مشکلات اراضی کشاورزی و دام و طیور و آبزیان در شهرستان ری پرداخته و به توانمندیهای کشاورزی و زراعی شهرستان پرداخته، همچنین در خصوص منابع تامین کننده آب و قنوات و همچنین فاضلابهای شهری و همچنین راههای مبارزه با آن را پیشنهاد می نماید.
مهیاری، مرضیه، بررسی کارکردهای شهری و تعیین حوزه نفوذ (مهیاری 1384)
مهیاری در رساله خود به بررسی نقشها و کارکردهای شهری و روابط آن با نقاط شهری دیگر می پردازد و همچنین تعیین نقش شهرها و روابط شهرها و روستاها از موضوعاتی است که مورد توجه محققین علوم جغرافیایی قرار داده و در این میان جغرافیدانان به دلیل ماهیت فضایی و مکانی علم جغرافیا از اهمیت زیادی برخوردارند. در این تحقیق خانم مهیاری به معرفی حوزه های شهری و کارکرد هر کدام پرداخته و راهکارها و پیشنهاداتی در خصوص رفع مشکلات زیست محیطی در خصوص صنایع مزاحم و آلوده کننده و ... ارائه نموده اند.
سیری، مجید، بررسی مسائل و مشکلات زیست محیطی ناشی از رشد و توسعه سریع جغرافیایی اسلامشهر(سیری، 1381)
مجید سیری در پایان نامه خود به بررسی ویژگیهای جغرافیایی اسلامشهر که شامل مطالعات طبیعی و اجتماعی و اقتصادی و کالبدی است پرداخته و به بررسی مسائل و مشکلات زیست محیطی اسلامشهر اشاره نموده و این مشکلات را در دو حوزه عوامل زیست محیطی بیرونی و درونی مورد ارزیابی قرار داده و به اعم مشکلات از قبیل فعالیتهای صنعتی و خدماتی حاشیه ای و معضلات نشات گرفته از عوامل بیرونی و کلان شهر تهران می پردازد. همچنین به بررسی مشکلات زیست محیطی ناشی از حاشیه نشینی و طرح خانه سازی بی برنامه و روند صنعتی شدن منطقه و رشد سریع جمعیت، توسعه شهرنشینی، تعرض به اراضی پیرامونی و تخریب منابع طبیعی، تغییر الگوی زندگی اقتصادی و اجتماعی و تبدیل جامعه مصرفی و نهایتاً معضلات و آلودگی های زیست محیطی را مورد ارزیابی قرار داده و جهت جلوگیری از مناطق حاشیه نشینی و انتقال کارخانه ها و کارگاه های صنعتی به خارج از شهر را پیشنهاد می کند.
شوهانی، محمد، اثرات توسعه فیزیکی شهر ایلام بر منابع زیست محیطی آن:
شوهانی در پایان نامه خود که بررسی ویژگی های زیست محیطی ناشی از توسعه شهر ایلام می پردازد آلودگی های مختلف ناشی از این توسعه را آلودگی های هوا، آلودگی خاک، آلودگی آب، آلودگی های بصری، ترافیک مشکل فضای سبز می داند و جهت رفع آن آلودگی جمع آوری صحیح زباله و ایجاد سیستم فاضلاب شهری، کنترل اتومبیل های نیاز به تعمیر، جلوگیری از مناطق حاشیه نشینی و انتقال کارخانه ها و کارگاه های صنعتی به خارج از شهر را پیشنهاد می کند.
امامی، فضل ا... توسعه فیزیگی شهر خرم آباد و مشکلات زیست محیطی آن (امامی، 1376)
فضل ا... امامی در پایان نامه خود که به بررسی توسعه فیزیکی و مشکلات زیست محیطی شهر خرم آباد می پردازد توسعه ناموزون یک شهر را باعث از بین رفتن زمینهای کشاورزی حاشیه شهر، ایجاد مناطق حاشیه نشین، ایجاد انواع آلودگی هوا، آب، خاک و ... می داند و جهت رفع این مشکلات کنترل رشد فیزیکی شهر را با بها دادن به روستائیان و در اختیار قرار دادن امکانات مختلف به آنان، جمع آوری فاضلاب های شهر، رفع و جمع آوری زباله های شهری و ایجاد فضای سبز را پیشنهاد می نماید.
رهنماً محمدرحیم، نقش دام داری ها در مشکلات زیست محیطی شهر تربت حیدریه
رهنما در تحقیق خود به مشکلات زیست محیطی شهر تربت حیدریه که ناشی از وجود دامداری ها اطراف آن است می پردازد و در جهت این امر یک شعاع (98 کیلومتری) را در اطراف شهر مشخص می نماید و ضمن مشخص کردن روستاهای آن و تعداد آن و تعداد دامداری ها و گاوداری ها و اثرات هر کدام بر محیط زیست شهر تربت حیدریه به انتقال آن در خارج از محدوده شهر اشاره می کند و واحدهای دامداری که در حال صنعتی شدن می باشد باید از توسعه آنها جلوگیری کرد و همچنین واحدهای دیگر را نیز به بیرون محدوده باید انتقال داده شود و فضولات و کود حیوانی آنها نیز به بیرون از محدوده انتقال داده شود. (محمدرحیم رهنما- 1379)
معصومی زاده، رضوان- آلودگیهای زیست محیطی شهر اصفهان
معصومی زاغده در تحقیق به مسائل و مشکلات زیست محیطی شهر اصفهان می پردازد و در این تحقیق به آلودگیهای زیست محیطی مانند آلوده شدن آب زاینده رود، تمرکز واحدهای صنعتی در شهر و اطراف آن و فاضلابهای ناشی از آن و آلودگی خاک، آلودگی آب می پردازد و تجهیزات مخصوص کنترل دفع آلودگی و گسترش فضای سبز و انتقال مزاحم و فاضلابهای شهری و صنعتی و همچنین مکان مناسب برای دفع زباله ها پیشنهاد می کند.
رهنمایی، محمدتقی، توسعه محیط زیست (رهنمایی، 1371)
دکتر رهنمایی در این تحقیق ابتدا به بررسی انقلاب صنعتی و نقش صنعت در آلودگیها محیط زیست و توسعه واحدهای صنعتی بدون توجه به ضایعات زیست محیطی آن می پردازد و پیدایش ما در شهرها و کلان شهرها را سبب تولید زباله و فاضلاب و ایجاد گازهای سمی مسائل و مشکلات محیطی و فضایی می داد.
وی در این تحقیق به آلودگی هوا، از بین رفع مراتع و جنگلها و گونه های جانوری و همچنین ایجاد مناطق حاشیه نشین و زاغه نشین می پردازد و رشد جمعیت و فعالیتهای اقتصادی و صنعتی در کنار آبها و همجواری صنایع با شهرها را در آلودگیهای زیست محیطی موثر می داند و تهیه یک طرح جامعه محیط زیست برای کشور بعنوان یک حرکت منطقی برای انتظام فضایی کشور و جلوگیری از بحرانهای فضایی در آینده را الزامی می داند.
- ری باستان، حسین کریمان
در این کتاب تاریخ پرفراز و نشیب ری بیان شده و صنعت قدیم ری و تاثیر آن در زندگی مردم توصیف شده است.
- مطالعات محیط زیست (جلد چهارم) مهندس مشاور مهرآزان- شهرداری منطقه 20 به مطالعات زیست محیطی در ارتباط با صنایع در سطح شهر ری پرداخته و انواع آلودگیهای ایجاد شده توسط واحدهای صنعتی را مشخص نموده است.
- مطالعات اقتصادی، اجتماعی، کاربری زمین و ضوابط و مقررات الگوی توسعه- شهرداری منطقه 20.
به مطالعاتی در زمینه عوامل اقتصادی، اجتماعی و تاثیرات آن، در سطح منطقه پرداخته و نیز مطالعاتی در زمینه کاربری اراضی و پراکندگی کاربریها و همچنین کاربری اراضی و تفکیک نواحی ده گانه منطقه 20 صورت گرفته است.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 11942 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 35 |
بخشی از متن:
تعیین به عنوان شهر در سال 75
در 44 کیلومتری غرب تهران و در ناحیه کلان شهر کرج با 1/4 میلیون نفر جمعیت
مساحت: 667 هکتار (214 هکتار معادل 22% آن پر است)
جمعیت: 43،858 نفر (پیشبینی افق 1405 با نرخ رشد 2/3، برابر با 70،000 نفر)
نرخ رشد جمعیت از 14/2 (1345) به 4/4 (1385) کاهش یافته است.
83/5% جمعیت، بیش از 10 سال سن دارد که 36/9% آن جمعیت فعال و 12% بیکار هستند.
فهرست مطالب:
شناخت کلی شهر و ناحیه
تدقیق محدوده بافت فرسوده
تعیین معیارهای گونه بندی بافت فرسوده
مطالعه اسناد بالادست
طرح های ویژه پیشنهادی مشکین دشت
جدول طرح های ویژه پیشنهادی مشکین دشت
به هنگام کردن اطلاعات اسناد بالادست
تعداد و سطوح قدمت بناها
تعداد و سطوح کیفیت بناها
تعداد و سطوح مصالح ساختمانی
تعداد و سطوح طبقات ساختمانی
تعداد و سطوح دانه بندی قطعات
تعداد و سطوح دانه بندی قطعات مسکونی
تصاویر غیر اینترنتی بافت فرسوده مشکین دشت
تعیین نقش و جایگاه محدوده مطالعاتی در شهر
بررسی چشم انداز محدوده
چشم انداز مورد نظر از نگاه محققین
چشم انداز
استنتاج ویژگیها، مسائل و فرصتهای بافت فرسوده جدول سوات
تدوین چشم انداز مقدماتی، اهداف و راهبردهای کلان
این فایل با فرمت پاورپوینت در 35 اسلاید تهیه شده است.