| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 71 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 180 |
مقدمه
از دیرباز بحث بهره وری متوجه جنبه های فناوری و اقتصادی مبتنی بر ورودی بوده است این دیدگاه در محیط اجتماعی فناوری و اقتصادی که به سرعت در حال تغییر است بیش از پیش مورد سؤال ؟؟ قرار گرفته است.
نگرانی روزافزون جامعه مدنی در خصوص کیفیت زندگی حفاظت از محیط زیست محرومیت و بیکاری بهداشت ؟؟ عدالت اجتماعی بقیه ؟؟ مفهوم اصلی بهره وری است بنابراین فراتر از ابعاد اقتصادی بهره وری رفته و توجه خود را به تأثیرات اجتماعی و عوامل تعیین کننده آن معطوف سازیم.
جهت دستیابی به بهره وری و رقابت بلندمدت لازم است سرمایه اجتماعی و انسانی تحت کنترل قرار گیرد عدم تعادل و نابرابری به ؟؟ در اقتصاد بازار تبدیل شده است این استباط عمومی که وظیفه شرکت ها سودرسانی به سرمایه گذاری است احساس نارضایتی مردم را برانگیخته است.
توجه بیش از پیش به توسعه پایدار حاکمیت شرکتی مسئولیت ها و اخلاق اجتماعی استانداردها ؟؟ اجتماعی و غیره نمایانگر ؟؟ در الگوی رشد بهره وری می باشد به معنای دیگر عدالت اجتماعی تنها یک مسئله اجتماعی نیست بلکه به طور بالقوه پیامدهای جدی را برای حرکت بهره وری که ارتقاء کیفیت زندگی برای تمامی افراد می باشد دیدگاهی جامع از بهره وری لازم است که فراتر از عوامل اقتصادی را در نظر بگیرد.
توجه به تأثیرات اجتماعی پیشرفت ها و عوامل تعیین کننده آن که بهره وری تأثیر گذاشته به شکل مبرم مورد نیاز است و این خود نیازمند تعریف ساز وکار جدید برای بهره وری است که به جای صرف به استفاده از منابع دربرگیرنده نوع و میزان تولید و قابلیت آن با استفاده از منابع جهت ایجاد سازمان ها و جوامعی سازنده و سالم باشد.
پس جهانی کردن مسائل فوق نتایج فوق العاده ناهنجاری که ناشی از ؟؟ اقتصاد می باشد مردم را به تعدیل تأثیر نظام سرمایه داری حساس نموده، این در حالی است که نیروی کار بازار نقش مهمی در ارتقاء بهره وری ایفا می کند و می تواند منجر به نتایج ناعادلانه و غیر قابل قبول شود.
دلیل و اهمیت بهره وری از بعد اجتماعی آن است که بهره وری حق انتخاب ؟؟ افراد را افزایش می دهد رشد بهره وری با عرضه کالای مصرفی بیشتر خدمات عمومی بهتر انتقال ؟؟ به قشر فقیر ساعت های کلمه ی کمتر و ترکیب این چهار گزینه درآمد خاصل افراد را افزایش می دهد.
تشخیص عوامل تعیین کننده اجتماعی بهره وری یعنی آموزش بهداشت و همکاری کار و تجارب گامی مهم و رو به جلو در تحلیل عوامل کل رشد بهره وری است.
هدف از بهبود بهره وری تنها درآمد بالا نیست بلکه رفاه اقتصادی است مرکز مطالعات استاندارد یک شاخص رفاه اقتصادی برای سطوح مصرف موجودی ثروت کیفیت و امنیت ایجاد نموده است و تأثیرات نسبت روی رفاه اقتصادی اجتماعی ؟؟ با این تعاریف شرط لازم برای رشد بهره وری و اقتصادی حکومت سیاسی خوب است در طی چند دهه گذشته فساد و عدم توجه و ثبات در آفریقا منجر به عملکرد بسیار بد اقتصادی در این کشور شد در حالی که تعدادی از کشور آسیایی با داشتن دولت های باکفایت و با صداقت به رشد سریع اقتصادی و بهره وری زیاد دست یافتند.
ضعف دولت ها باعث مهاجرت نیروی متخص به سایر کشورهایی که قابلیت استفاده از نیروی متخصص را داشته می شود و باعث افزایش بهره وری آن کشورها می گردد پس عوامل تعیین کننده اجتماعی تأثیر مهم بر رشد بهره وری و متعاقباً رفاه اجتماعی کشور دارد باید برای ارتقاء بهره وری و توسعه اجتماعی کوشش کرد.
چشم انداز تاریخی
بهره وری چیست؟
بهره وری عبارتست از به دست آوردن حداکثر سود کردن از نیروی کار توان استعداد و مهارت نیروی انسانی زمین ماشین پول تجهیزات زمان و مکان و… به منظور ارتقاء رفاه اجتماعی به گونه ای که با افزایش آن به عنوان یک ضرورت در جهت ارتقاء سطح زندگی انسان ها و ساختن اجتماعی بهتر همواره مدنظر می باشد.
شاید به طور رسمی وجه نخستین بار لغت بهره وری در مقاله ای توسط فردی به نام کوئیزنی(Quesny) در سال1766 میلادی ظاهر شد. در سال1950 سازمان همکاری اقتصادی ارویا(GEEC) تعریف کامل از بهره وری به شرح زیر ارائه داد.
بهره وری خارج قسمت بازده یکی از عوامل تولید است به این دلیل ترکیب بهره وری و سرمایه و بهره وری سرمایه گذاری مواد خام بسته به این که بازده در ارتباط با سرمایه گذاری و یا مواد خام و غیره باشد مورد بررسی قرار می گیرد.
تا پیش از دهه1960 بهره وری نیروی کار در آمریکا اساس منظم داشت به عبارت دیگر تا جنگ جهانی دوم یعنی تا سال1965 با نرخ متوسط2/3 درصد رو به رشد بوده و پس از آن سیر نزولی یافت.
آدام اسمیت در کتاب خود به نام پژوهشی در ماهیت ریشه های ثروت ملل موضوع تقسیم کار را به عنوان افزایش کارایی مطرح کرد که متعاقباً همین بحث به عنوان تقسیم کار و سودجویی از نیروی متخصص منوط به متخصص شدن و تراکم سرمایه است این باعث امکان رشد اقتصادی آمریکا و توانایی روزافزون آن جامعه و تمایل به پس انداز و سرمایه گذاری در مقیاس گسترده شد.
بهره وری در آمریکا عمداً در سال1970 شکل گرفت و اولین کمیسیون بهره وری در این سال تأسیس گردید در سال1955 مرکز بهره وری ژاپن (JPC) به عنوان هسته مرکزی حرکت بهره وری در بخش خصوصی در ژاپن با شعار دیدگاه ؟؟ بهره وری شامل احترام به مردم به منظورترویج و پیشبرد رفاه انسانی و اجتماعی بود تأسیس گردید که سه اصل به عنوان ضابطه مورد نظر گرفته شد:
الف: بهبود بهره وری در نهایت موجب افزایش امکان اشتغال و کنترل سطح بیکاری و تحلیل آن به پایین ترین حد ممکن و انتقال کارکنان به بخش هایی که مورد نیاز می باشند.
ب: مدیریت و کارگران روش های عملی بهبود بهره وری را مطالعه کنند.
ج: نتایج حاصل از بهره وری منتشر و توزیع گردد.
بعد از آن سعی شد یک سازمان مشابه در اروپا با عنوان (EPA) آژانس بهره وری اروپا تأسیس شد در سال1959 تا1960 کل ابتکارJPC کنفرانس بین المللی به منظور تأسیس سازمان بهره وری آسیا(APO) به توافق رسیدند که شامل8 کشور از جمله کره، چین، فیلیپین، تایلند، هند، پاکستان، نپال و ژاپن بود تأسیس گردید ایران تا قبل از انقلاب عضو این سازمان بود که بعد از آن عضویت قطع گردید تا سال1370 که به صورت رسمی سازمان بهره وری ایران تأسیس گردید و اکنونAPO دارای16 عضو از جمله بنگلادش، جمهوری چین، هنگ کنگ، هند، اندونزی، ایران، ژاپن، جمهوری کره، مالزی، نپال، پاکستان، فیلیپین، سنگاپور، سریلانکا و تایلند می باشد که کشورها دارای سازمان ملی بهره وری می باشند. سازمان بهره وری ایران در سال1377 به سازمان اداری و امور استخراجی ملحق شد که پیشتر به دنبال ترویج و اشاعه فرهنگ بهره وری در سطوح مختلف جامعه می باشد.
بهره وری چیست؟
بهره وری مفهوم ساده ای دارد رابطه بین ستاره Qutput یک سازمان و نهادinput مورد نیاز را می توانیم عنوان کنیم که ستاره را بر نهاده تقسیم کنیم و بهره وری را تعیین کنیم و همچنین می توانیم با بهبود این نسبت به تعداد بهره وری بیافزائیم به این معنا که با سطح معینی نهاده ستاده بیشتری را به دست آوریم عامل پیچیده در بهره وری کیفیت است که بهره گیری اثربخش تر از منابع را در حالی که محصولات به صورت معیوب یا ناقص ارائه گردند می توان بهره وری دانست و آیا رابطه ای بین بهره وری کیفیت وجود دارد به عنوان مثال بهره وری در یک کشور مثل ژاپن برای یک کارخانه با تولید روزانه 6600 تن مصرف برق 90 کیلووات است در حالی که در ایران115 کیلووات زمین کارخانه ژاپنی2/0 کیلومتر مربع در حالی که ایران4 کیلومتر مربع و یا ساعت کار در کارخانه ژاپنی در هفته49 تا60 ساعت در کره جنوبی 54 تا70 در آمریکا36 تا40 در حالی که در ایران6تا9 ساعت در هفته می باشد و این به علت پایین بودن بهره وری و نبودن فرهنگ و نگرش بهره وری در ایران است که باید سعی در افزایش و تهیه بازخورد دقیق و ارزیابی عملکرد مدیریت در این راستا باشیم.
بهره وری در سازمان
بهبود بهره وری در سازمان نتیجه استفاده بهینه و مؤثر و کارآمد از منابع تقلیل ضایعات کاهش قیمت تمام شده، بهبود کیفیت، رضایت مشتریان و افزایش انگیزه و علاقه کارکنان و نهایتاً هدف از بهبود بهره وری عبارتست از استفاده بهینه از منابع مادی نیروی انسانی تسهیلات و غیره به ورش علمی با کاهش هزینه ها تولید و گسترش بازار افزایش اشتغال و کوشش برای افزایش دستمزد واقعی و بهبود معیار زندگی به آن گونه که به سود کارگر مدیریت و عموم مصرف کنندگان باشد.
مفهوم فنی بهره وری چیست؟
تعریف بهره وری زمانی که یک جواب دقیق مورد نیاز است کار آسانی نیست به اصطلاح بهره وری یک مفهوم گسترده ای است که شامل دو دیدگاه اصلی است نسبت میان ورودی و خروجی به عنوان یک نگرش ذکر شده است خروجی نتیجه یک عملکرد یا نتیجه یک سود خالص را بیان می کند ورودی به منابع مصرف شده در تولید و یا توزیع خروجی مربوط می باشد بعضی مواقع مفاهیم مربوط به تولید وسیله بسیار مفیدی جهت سنجش بهره وری می باشد این اندازه گیری یک توانایی را برای به کار گیری راندمان منابع موجود در تولید کردن خروجی خواسته شده می باشد در نتیجه تغییراتی را در بهره وری منعکس می کند با این وجود مشکلاتی ممکن است مطرح شد که آیا ورودی و خروجی فقط کمی مورد بررسی واقع شود و دیدگاه کیفی نادیده گرفته شود در بعضی از موارد ممکن است باعث تضاد در مدیریت به علت کاهش قدرت کاری در تلاش کردن برای افزایش بهره وری کار شود برای غلبه کردن بر این مشکل مفهوم اجتماعی را مورد بررسی قرار می دهیم مفهوم اجتماعی بهره وری چیست.
بهره وری نباید فقط به عنوان یک مفهوم فنی محدود شود چون دارای مفهوم اجتماعی نیز است بهره وری یک نگرش ذهنی است و دائماً سعی در بهتر کردن چیزهایی که از قبل وجود داشته اند می کند آن بر اساس عقیده ای که یک شخص می تواند کارهای ؟؟ را بهتر از دیروز و کارهای فردا را بهتر از امروز انجام دهند و پایه گذاری شده است از حالا به بعد می توان بهره وری را یک هدف مشترک برای همه اشخاص دانست که باعث دست یافتن به کیفیت بهتر زندگی برای همه شود.
مفهوم اقتصادی بهره وری چیست؟
بهره وری به توانایی برای ایجاد کردن ارزش بیشتر برای مصرف کنندگان مربوط میباشد برای وجود داشتن بسیاری از سازمان های تجاری هدف و پایه اقتصادی خلق ارزش ها می باشد سود اقتصادی برای تمام موارد اعم از کارمندان مدیران دولت و بانکداران در واژه های ارزش افزوده اندازه گیری شده است که ممکن است از افزایش در ارزش افزوده و از گسترش در سرمایه و کار به دست آمده است در هر صورت بهره وری از انعکاس مدل رشد منابع پربازده و برتری خروجی در رشد از زمانی که ایجاد شده ارزش بیشتری را برای مشتریان در نظر گرفته است در نتیجه یک رشد ادامه دادنی طولانی مدت در اقتصاد نمی تواند فقط به استراتژی گسترش و توسعه بستگی داشته باشد.
مفهوم مدیریت بهره وری چیست؟
از دیدگاه مدیریت بهره وری دارای راندمان می باشد همانگونه که ذکر شد راندمان و تأثیر هر دو رابطه مربوط به اطمینان حاصل کردن در مدیریت می باشد در نتایج و خدمات انجام شده به روش درست در تمام زمان ها خواستار باشیم این مفهوم بهره وری یک معنی کارآمد در کنترل کردن و بهتر کردن بهره وری در سطوح سازمان دهی شده و یا مقیاس کوچک تر فراهم می کند.
بهره وری چیست/ مفهوم تکمیل کننده
بهره وری به عنوان یک هدف توسط مفهوم اجتماعی بهره وری توضیح داده شده است و به عنوان یک روش به مفاهیم فنی و اقتصادی و مدیریت مربوط می شود. انتخاب بهتر برای یک استراتژی دراز مدت از تلاش برای بهبود بهره وری ناشی از رشد اقتصادی را در بر گرفته که شامل گسترش کار و سرمایه و بهبود کیفیت ورودی می باشد دیدگاه بهبود کیفیت سرمایه نیروی انسانی و بخش گسترده تری مربوط خواهد شد.
قوانین بهره وری
بعد از دانستن این که بهره وری در مورد چه چیزهایی است موضوع دیگر آگاهی داشتن از قوانین اصلی می باشد این قوانین شامل سه عضو بوده که در زیر توضیح داده شدهاند.
1- قانون افزایش اشتغال
در طولانی مدت بهبود بهره وری اشتغال را افزایش خواهد داد با این وجود در طول تغییر و یا قبل از آن نتایج بهتری از بهره وری به دست می آید دولت و مردم باید در تولید مناسب اقدامات جابجایی نیروی کار به مناطق که احتیاج می باشد و مانع بیکاری می گردد همکاری داشته باشند.
2- قانون مدیریت نیروی کار
در پیشرفت قاطع اندازه گیری شده برای افزایش بهره وری و کار مدیریت از شرایط موجود برای اقدامات خاص که باید در زمینه های مطالعه بحث و گفتگو و ژرف نگری مانند بخش ها یا اندازه گیری ها با یکدیگر همکاری کند.
3- قانون توزیع منصفانه
نتیجه پیشرفت بهره وری باید به مدت در میان مدیران نیروی کار مصرف کنندگان توزیع شود.
ارتقاء بهره وری از طریق توسعه افراد
توسعه تعلیم و آموزش سه روز مجزا اما مرتبط به هم هستند.
توسعه به معنای گسترش هر چه بیشتر آشکارسازی تمام چیزها که به صورت بالقوه وجود دارد.
تعلیم به معنای ترتیبی برای پرورش عادت ها، حالت ها و قابلیت های هوش و نیز یکی آموزش فراگیری دستور العمل ها ؟؟ برای یک هنر حرفه شغل و یا تمرین مخصوص و لازم برای حرفه ای شدن از طریق این دستورالعمل ها و تمرین های علمی رابطه این تعاریف با نیروی انسانی و توسعه منابع انسانی به نحو گسترده با آموزش و توسعه به کار برده می شود نیروی انسانی با ارزش ترین منبعی هست که هر سازمان دارد و بنابراین نباید به آنها به عنوان عامل هزینه بلکه به عنوان عامل سرمایه گذاری نگاه کنیم و یا به عبارت دیگر بهره وری بهترین استفاده از تمام منابع برای به دست آوردن حداکثر ارزش افزوده مربوط به آنها است تمرکز روی خروجی (تولید) در تمام سطوح در تمام سازمانها و واحدهای کسب و کار و تمام تیم ها و همه افراد است بنابراین توسعه منابع انسانی باید در تمام این سطوح عمل کند، این تعریفHRD(Human Resurese Development) می باشد.
به عنوان مثال یک شرکت متوسط زمانی که با بحران اقتصادی مواجه می شود جهت افزایش بهره وری قسمتی از هزینه آموزش و کار اکنون را قطع می کند و یک چهارم نیروهای کار را بیکار می کند و پس از اینکه جامعه رو به ترقی رفت چون این شرکت چهره برجسته ای از نظر نیروی انسانی ندارد مدیران درک خواهند کرد که نیروی کار، نه فقط برای بهبود سطح بهره وری بلکه به خاطر به دست آوردن یک موقعیت اقامتی واقعی در بلندمدت توسعه بخشید پس نیروها به آموزش اعزام می کنند این تزریق عظیم پول و دقت و آموزش و کارآموزی مورد نظر و منطبق با دید شرکت در ارتباط باHRD بوده و بهره وری را کم کم افزایش می دهد و کار سریع تر پربازده تر و انعطاف پذیر تر صورت می گیرد بنابراین توسعه نیروی کار بهبود بنیادین در بهره وری داشته و در تمام سطوح را به دنبال دارد و می توان گفت بهره وری سرمایه گذاری افراد است و کمک بزرگی به رشد آن می کند مشروط بر اینکه با دقت برنامه ریزی شود و نیاز به کسب و کار مربوط باشد پس مهم است تا با دیدگاه روش و واقع گرا از بهبود پایدار بهره وری و رشد مرتبط با کسب و کار در هر سازمان به وسیله ارزش نهادن به کارکنان داشته باشیم.
بهره وری و مدیریت
چشم انداز
در مورد کسب و کار مدیران ارشد باید دیدگاهی روشن و بدون تزلزل همراه با قاطعیت و رهبری و خلاقیت و مهارت برای حرکت یک سازمان به جلو در جهت واقعیت بخشیدن به دیدگاه مورد نظر داشته باشد. یک سازمان باید دارای چشم انداز رسالت و یک راهبرد و هدف برای شرکت باشد که از آنها سیاست ها برنامه هایی برای هر زمینه از فعالیت را می توان نتیجه گرفت.
مکتب مدیریت علمی در سال1900 میلادی با کار فرد در یک ونیلوتیلور در مطالعه زمان و حرکت آغاز شد و به عنوان یک مهندس بهره وری پایین مشاغل تولیدی را مورد انتقاد قرار داد او معتقد بود که مطالعه علمی نحوه انجام دادن کار می توان روش عقلانی تر و هدفمند تر و مؤثرتر برای انجام دادن کار باشد مدیریت افراد به وسیله پاداش های اقتصادی برآمیخته می شود و اگر فرصت های بیشتری بر آنها پیشنهاد شود به آن سمت دوری می کردند بنابراین تیلور به سادگی بیان کرد: 1- برای هر کار فیزیکی باید آن کار به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد. 2- با آموزش چگونگی انجام کارها به کارگران بهره وری را افزایش دهیم. 3- کارگران باید مشتقات آموزش باشند و بیشتر آنان را برای انجام کارها به کار می رسیم که آموزش دیده اند.
تیلور دردسرهای زیادی را آفرید اتحادیه کارگران آمریکا و کارفرمایان نسبت به نظریههای او شک داشتند در سراسر خاک آمریکا را پیاده طی کرد تا راه حل را کشف کند تا بتواند با صرف کمترین هزینه و انرژی تولید را افزایش دهد او درباره انضباط در سیستم گفت که باید یک مرد بزرگ و یک در کوچک را با ؟؟ های متفاوت تجهیز کرد و بهره وری را افزایش داد.
مدیریت تأکید بر استفاده از علم در مدیریت و افزایش توان بازدهی را دارد.
بهره وری در مدیریت نیروی انسانی
جنبه انسانی مدیریت مهم ترین عامل در کنار کیفیت و کمیت تولید و ارائه خدمات میباشد در سال1800 میلادی یک کارخانه دار انگلیسی به نام رابرت لون برای اولین بار نیازهای نیروی انسانی در زمان و مکان مورد بررسی قرار داد از بهبود و شرایط کار سخن گفت هدف از مدیریت منابع انسانی عبارتست از افزایش کارایی نیروی انسانی و راندمان که این عبارت است از تخصص و تعهد نیروی انسانی نسبت به اهداف یک سازمان و حداکثر استفاده از تخصص و تعهد نیروی انسانی نسبت به اهداف یک سازمان و مدیریت آن سازمان می باشد.
راهبرد منابع انسانی چگونگی جذب نگاه داشتن ارزشیابی پاداش و توسعه افراد به بهترین وجه می تواند هدف های مورد نظر شرکت را برآورده سازند متمرکز کردن آنچه برای سازمان خوب است و آنچه نباید اتفاق بیافتد و نحوه رفتار مدیران و نمایش قدرت آنها بیان می کند از آنجا که منابع انسانی به خودی خود فرهنگ اولیه سازمان را تولید نمی کند ولی فرهنگ باید به گونه ای باشد که راهبرد و منابع انسانی را تقویت کند اجزای کلیدی نیروی انسانی عبارتند از انتخاب ارزشیابی پاداش توسعه که اینها مشکل دهنده چرخه منابع انسانی هستند که در صورت وجه در ساختار و فرهنگ مناسب میتوان به عملکرد و کارآمد دست یافت، داشتن یک دانش جامع از یک کادر کسب و فعالیت محیطی که با توجه به آن بتوان بقا پیدا کرد ضروری است پس بهره وری بیشتر و بهره ورترین کارخانجات باید دارای موارد زیر مدیریت نیروی انسانی باشند.
1- کیفیت بالای مدیران صنعت شناس و کاردان
2- کیفیت بالای معیار استخدام
3- یک نیروی کار با کیفیت بالا و دیدگاه مثبت نسبت به کار
4- انعطاف پذیری نیروی کار
تضمین انعطاف پرداخت برحسب مهارت که غالباً برحسب تعداد وظایفی که عمل کننده می تواند انجام دهد سنجیده می شود نه از طریق شغل یا محصول تولیدی
5- کارگران مجرب
6- مسئولیت فردی که هر فرد مسئول عملکرد در کیفیت خوب است و شکست به معنای مورد سؤال واقع شدن نه فقط فرد بلکه افراد بالا دست او نیز هستند.
7- سطوح محکم مدیریت
8- ارتباطات مؤثر مدیران و کارکنان که از هر تغییری به خوبی سطح و در ارتباط با آنها باشند.
9- شایستگی و کاربردی فنی: آموزش فنی خوب پایه تقاضا برای فراخوان افراد خبره به همراه مطالعه مناسب شرکت از بازار تکنولوژی و کاربرد یادگیری های افراد ارتباط بسیار مهم است و باید بیشترین آموزش مربوط به شغل باشد.
هدایت یکی از وظایف عمومی مدیران پرسنلی است زمانی که یک سازمان ریخته شود و تقسیم کار شد نوبت به هدایت نیروی انسانی جهت انجام صحیح امور است.
اگر آموزش همراه با پیگیری به وسیله مربیان و در نظر گرفتن پاداش برای کارکنان در قبال مطالب آموخته شده و مؤثر خواهد بود پاداش می تواند به صورت اضافه حقوق و دستمزد یا ترفیع و یا روش های دیگر مورد پذیرش سازمان و پرسنل در نظر گرفته شود و باعث ایجاد انگیزه شود مهمترین اقدام مشارکت پرسنل و برنامه ریزی های دقیق و ارزشیابی صحیح کارکرد و دوره آموزش مرتبط با شغل پرسنل می باشد. [7]
سلامت و بهره وری مراجعه به صفحه یک
بهره وری در مدیریت تولید
تولید در لغت به معنای ایجاد کردن، ساختن، آفرینش، صناعت، به وجود آوردن است. لکن از نظر اقتصادی به معنای ایجاد کردن تغییرات در منابع خام و اولیه موجود و تبدیل به صورت محصول اعم از کالا و خدمات به منظور رفع احتیاجات و ارضاء نیازها اعمال می شوند که این عملیات باعث ایجاد ارزش افزوده در کالا و خدمات می شود.
اقتصاد دانان عوامل تولید را به چهار دسته1- منابع طبیعی (زمین) سرمایه نیروی کار و مدیریت تقسیم می کند که در قالبm5 مطرح می شود در نیروی کارMAV 2- ماشین آلات Mashinery 3- مواد Material 4- روش ها و شیوه های فناوریMethod 5- مدیریتManegemant که مدیر میزان تقاضا و نیازمندی ها را پیش بینی و عملیات تولید را طراحی و راه مناسب جهت رسیدن به هدف مطلوب را برنامه ریزی می کند به این ترتیب ضروریست مدیران با تصمیم گیری خود عوامل مختلف تولید را جهت نیل به هدف های مطلوب با بهترین بازده و کیفیت هماهنگ کنند با این تعاریف مدیریت علمی و ؟؟ است برای افزایش تولید و بهره وری در فعالیت دسته جمعی و کوشش جهت منظم و منطقی برای ابداع و اعمال خط مشی و روشی که رهبری اثربخش به منظور تبدیل کالاها و خدمات با حداقل ضایعات اتلاف هزینه، کارایی و بازده بیشتر پس در واقع مدیریت دانش افزایش بهره وری است و وظیفه مدیران افزایش بهره وری با استفاده مؤثر از منابع انسانی و مادی است که این کار به منظور افزایش اشتغال بهبود معیار تولید کاهش هزینه ها گسترش بازار صورت می گیرد.
در یک شرکت به بخش های زیر که زیرمجموعه مدیر می باشد احتیاج داریم:
مدیر کل
و مدیر کل بر تمام بخش ها نظارت دارد و این شرکت بستگی به مناسبت هر بخش به بخش های کوچکتر تقسیم شده مهمترین بخش، بخش تولیدی می باشد که شامل:
مدیر تولید
بخش تولید جهت انجام کارهای خود احتیاج به ارتباط با بخش های دیگر از جمله فروش جهت گرفتن سفارشات و تقاضای بازار و تصمیم گیری زمانی که محصول باید تحویل گردد از وظایف بخش تولید می باشد بخش طراحی مشخصات محصول جهت تولید را به خط تولید ارائه می دهد چون بدون نقشه نمی توان تولید کرد از مهمترین وظایف بخش تولید می توان 1- ساخت محصول به تعداد لازم 2- آماده کردن محصول در دو رتور 3- ایجاد اطمینان از کیفیت محصول 4- کاهش هزینه ها که باعث افزایش بهره وری می شود 5- تنظیم برنامه تولید 6- تعیین ظرفیت تولید به وسیله زمان سنج
زمان سنجی
برای افزایش بهره وری در خط تولید احتیاج به زمان سنجی است به این معنی که انتظار چه تعداد کار در یک هفته از کارگر داریم برنامه تولید در چه زمان پاسخ خواهد داد، چون اگر تخمین صحیح نداشته باشیم یعنی اگر بیشتر باشد از برنامه عقب خواهیم ماند و اگر کمتر باشد نیروی انسانی و ماشین آلات بیکار باعث تحمیل هزینه اضافی می شود و در مدیریت علمی مجموعه و منظومه ای است از دانش ها و مهارت های لازم برای افزایش تولید و افزایش بهره وری در مناسبت دسته جمعی و اعمال خط مشی و نظام در روش و رهبری اثربخش به منظور ترکیب و تبدیل منابع به کالاها و خدمات با حداقل ضایعات اتلاف انرژی هزینه و افزایش کارآیی وظیفه مدیران هدفمند کردن کارهای دسته جمعی از طریق ارزش های مشترک و ساختار وسیع سازمان و هدایت افراد برای شناخت تحولات محیطی، در واقع مدیریت دانش افزایش بهره وری است از وظایف مدیران 1- تهیه برنامه 2- تدوین به اجرا درآوردن 3- ثبت آنچه در عمل انجام می شود 4- مقایسه آنچه در عمل انجام می شود و تولید و تشخیص اختلاف 5- گزارش دادن اختلاف به سمت برنامه ریزی تولید(feed Beck) 6 اصلاح اختلاف برنامه تولید که مراحل فوق به صورت بسته می باشد. [11]
این فعالیت باعث بهبود کیفیت خط تولید همراه با کارآیی بیشتر و بهره وری به همراه بازده و اثربخشی تولید می شود و بازده و اثر بخشی را می توان به صورت زیر تعریف کرد بازده نسبت واقعی به دست آمده معیار تعیین شده است و یا در واقع مقدار کاری که باید انجام شود و اثر بخشی عبارتست از درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده و فراهم آوردن رضایت انسان و پرسنل از آموزش های داده شده مرتبط با عملکرد صحیح می باشد[6] به عقیده پروفسور ساماکی استاد دانشگاه سوکامای ژاپن (رشته مدیریت) بدون توجه به بهبود کیفیت و کاهش ضایعات بهره وری را نمی تواند افزایش دهد و رقابت پذیری؟؟، با توجه به مسئله ارتقاء کیفیت امکان پذیر است.
پس با حداکثر استفاده از منابع فیزیکی نیروی انسانی و سایر عوامل به روش علمی میتوان بهبود بهره وری با کاهش هزینه ها و گسترش بازار و افزایش اشتغال و بالارفتن سطح زندگی همه آحاد ملت منجر شود این کار با نوآوری تکنولوژی امکان پذیر خواهد بودو.
کارآیی+ اثربخشی= بهره وری
و یا
اجرای کارهای درست+ اجرای دست کارها= بهره وری
در محاسبه و اندازه گیری بهره وری به طور اخص هدف آن است که بدانیم هر انسان یا هر ماشین- هر واحد انرژی و یا هر واحد از درصد به کار رفته تا چه اندازه مواد و مؤثر است و یا به بیان دیگر چه تعداد تولید کنیم بازدهی دارد. [12]
مدیریت بهره وری را می توان به صورت صندلی سه پایه تعریف کرد، به شکل زیر؛
شکل
سنجش بهره وری
مدیران و کارکنان و کارشناسان در رشته های مختلف همواره کوشیده اند که با سنجش بهره وری میزان موفقیت سیستم را در دستیابی به اهداف خود اندازه گیری کند.
به عبارت دیگر سنجش بهره وری میزان موفقیت را در تأمین انتظارات با استانداردها مشخص می کند. چنانچه استانداردها و شاخص ها سنجش و سستم سنجش سه پذیرش باشد می توان بهره وری را سنجید چون در سطح ملی بهره وری با خروجی های مهم اقتصادی ارتباط دارد رشد بهره وری عامل مهم در کنترل تورم است و روی اقتصاد تأثیر می گذارد رشد بهره وری باعث کاهش هزینه تولید در مقایسه با کالای مشابه و افزایش بهره وری به معنی تولید کالاها و خدمات مشابه با ورودی کمتر می باشد چنانچه رشد بهره وری یک سنعت یا سازمان ارتقاء دیگر بیشتر باشد آن صنعت موفق تر خواهد بود چرا که افزایش بهره وری موجب کاهش هزینه ها، کاهش قیمت ها، ورودی ها و نهایت رقابتی شدن محصولات آن صنعت یا سازمان می شود افزایش بهره وری باعث افزایش کیفیت زندگی استفاده بهتر از راندمان و اوقات فراغت افراد و افزایش رضایت کارکنان را در پی دارد.
بهبود بهره وری
برای بهبود بهره وری توجه به عوامل ورودی ؟؟ خروجی است استفاده از منابع کمتر افزایش کارآیی سود سیستم کیفیت و هزینه مطلوب برای مشتریان باید همراه یکدیگر مورد توجه قرار گیرد معمولاً مهمترین عوامل که در تولید محصول ارزیابی می شود شامل کارکرد عملکرد- کیفیت، دوام، قابلیت، اطمینان- زیبایی، اندازه، وزن، هزینه و هزینه های دوره، عمر کالا (نگهداری و تعمیرات اقلام مصرفی و مانند آن) است. کاهش هزینه ها و تنوع بخش به محصولات بر بهره وری مؤثر است بیان چگونگی تأثیرات استراتژی کاهش هزینه و تنوع محصول به بهره وری پیچیده نیازمند است که با بهبود بهره وری قابل دستیابی می باشد هدف بیشتر سیستم ها ترکیب متنوع و مطلوب کالا و خدمات و هزینه کمتر و دستیابی به بازارهای وسیع تر در مقایسه با رضایت ضمن اینکه از اهمیت بهبودهای کوچک نباید غفلت کرد. روش های بهبود بهره وری عبارتست از:
1- بهبود طراحی محصول برای افزایش خروجی از طریق بهبود کالا قابلیت اطمینان یا ظاهر زیبا.
2- بهبود بهره وری با روش های تولید که می تواند منجر به کیفیت یا قابلیت اطمینان بیشتر محصولات و کاهش هزینه ها و ضایعات شود.
3- افزایش سرمایه گذاری برای بهبود فرآیندهای تولید و تحویل.
4- افزایش عملکرد نیروی انسانی برای کاهش هزینه تولید و تحویل.
5- افزایش سطح مشارکت نیروی انسانی برای کمک به بهبود کیفیت و عملکرد نیروی انسانی.
6- تحقیق و توسعه مؤثر برای افزایش خروجی یا تأمین ورودی های مناسب فرآیندها و خدمات تهیه و استفاده بهتر از منابع.
7- هدف گذاری یعنی تعیین اهداف که باید توسط سیستم کسب شود.
8- برنامه ریزی یعنی مشخص کردن مراحل و وظایف که برای دستیابی به اهداف باید انجام شود.
9- بررسی و پیگیری یعنی سنجش پیشرفت به سوی اهداف و منابع مصرف شده در طی فرآیند.
10- کنترل یعنی مقایسه عملکرد بررسی شده با عملکرد برنامه ریزی شده و انجام اقدامهای اصلاحی در صورت نیاز.
11- رهبری و انگیزش در کل فرآیند به شکل مناسب.
12- بهره گیری از سرمایه گذاری ها که تأمین کنندگان ورودی ها و رقبا و سازمان ها مشابه در داخل یا خارج انجام می دهند.
نتیجه
بهره وری رابطه بین ورودی ها و خروجی ها می باشد و خروجی برحسب درآمد ها فروش و ورودی ها برحسب هزینه های کالای فروخته شده تعریف می شود. بهره وری افراد که به تنهایی یا گروهی کار می کند تحت تأثیر اثربخشی و مهارت های مدیران است و افزایش بهره وری مهمترین مسأله است که مدیران کارآمد تمایل به ان دارند و بهره وری عبارتست از یک نگرش فکری که برای رسیدن به بهبود تلاش می کند و به آن دست می یابد و سیستم ها و مجموعه ای از فعالیت ها که به آن نگرش عمل می کند.
بهره وری سبز در صنعت نساجی
مقدمه
تلاش بشر برای تأمین زندگی تهیه در نیمه دوم قرن بیستم به شدت محیط زیست را دگرگون کرده است کاهش منابع طبیعی تجدیدناپذیر مانند جنگل ها و سوخت های فسیلی استفاده ناصحیح از منابع و ازدیاد سریع جمعیت تخلیه آلاینده ها و آلودگی منابع طبیعی تکاپو برای نجات سه گستره اصلی محیط زیست یعنی هوا، آب و خاک از دو دهه قبل به طور جدی شروع شد و انسان را بر آن داشت تا به فکر راه حلی جهت پیشگیری از این پیامد ناگوار بیافتد و نسبت به طراحی و محاسبه جهت تولید محصولات جدید اقدام کرد بهره وری سبز مظهر کمال و حاصل طراحی سبز بود که طراحی هایی برای حفاظت محیط زیست را ارائه کرد با طراحی سبز می توان وارد صنایع قدیمی شد و اقدام به اصلاح نمود قبلاً برای تولیدات از مرحله تولید تا انهدام برنامه ریزی می شد در حالی که در طراحی سبز و بهره وری باید به فکر تولید تا بازیافت قطعات و محصولات باشیم یعنی جهت جلوگیری از آلودگی محیط زیست تولیدات را به چرخه مصرف برگردانیم به جای جلوگیری از آلاینده ها پساب یا دودکش ها در واقع انتظار آثار منفی زیست محیطی را باید از اول و بهره وری سبز در نظر گرفت برای آن از پیش فکر کرد که این طور باعث قابل بازیافت کردن مواد، جنس مواد و قابل تازه شدن و بالاخره استفاده مجدد از آن می شد، اینها اهداف بهره وری سبز بوده که با بهره وری کامل آن مورد توجه قرار می گیرد.
طراحی برای بهره وری سبز دارای ابعاد اقتصادی جاذب نیز می باشد زیرا دفع مواد مضر که سخت مورد توجه مقررات جدید است در آغاز مطرح شده و طرح را مورد توجه قرار می دهند و راه حل جهت بازیافت و تجهیز یک کارخانه جهت بازیافت قطعات و مواد انجام می دهند، اینکار باعث مصرف انرژی کم برای کار معلوم بازیافت قطعات و تولید حداقل آلاینده های محیط زیست در برابر انجام کار و جلوگیری از آلودگی محیط زیست و کاهش منابع انرژی مخصوصاً سوخت های فسیلی می شود.
ادامه در صفحه2
صفحه3 تاریخچه بهره وری سبز
تخلیه بی رویه فاضلاب و پساب صنعتی در آب های محیطی و استفاده از مواد شیمیایی در صنایع کشاورزی کیفیت آب رو به زوال گذاشت و گسترش نقد نیز باعث شده است که بسیاری از نواحی پررونق تر اقتصادی کوچ کنند و میلیون ها تن راهی شهرها شوند این مهاجرت خود سهم به سزایی در تخریب منابع طبیعی داشت اگر هر کشوری بدون توجه به مسائل محیط زیست خود تنها به دنبال توسعه باشند نه برای خود بلکه برای جهان عواقب فاجعه آمیزی به وجود خواهد آورد. بزرگترین هدف تلاش برای افزایش بهبود افزایش بهره وری با حفاظت از محیط زیست می باشد.
تعریف اصطلاحات بهره وری سبز
1- توسعه پایدار: عبارتست از توسعه ای که نیازهای نسل امروز را بدون اینکه توانایی نسل آینده را به مخاطره اندازد تأمین کند.
2- تولید سبز: یکی از راه های دسترسی به توسعه پایدار می باشد.
3- بهره وری سبز: عبارتست از مهفوم عینی ادغام و اتحاد و عناصر مختلف خواستگاههای اجتماعی اقتصادی و ؟؟ جهت هماهنگی حفاظت از محیط زیست و توسعه اقتصادی در نهایت کلیدی برای رسیدن به توسعه پایدار (بیانیه، نیل در خصوص بهره وری سبز1996،APO)
4- جنبه های زیست محیطی: استفاده و رفع مواد روز به روز در ارتباط نزدیکتر و فرآیندی در چارچوب تجارب جهانی.
5- مدیریت صحیح زیست محیطی: تولید سبزتر- تصفیه آلاینده های خروجی- سیستم مدیریت زیست محیطی.
6- تولید سبزتر: کاهش منابع استفاده مجدد بایافت- حفظ و نگهداری آب و انرژی طراحی محصول سبز.
7- تصفیه آلاینده های خروجی: عبارتست از عملیاتی که طی آن با استفاده از پروسههای مختلف جداسازی ترکیبی آلاینده های ناشی از فرآیندهای مختلف تولید انهدام و سم زدایی می گردند به این ترتیب آلاینده های مذکرو به مواد بدون ضرر ؟؟ کمتر تبدیل میشود که شامل کنترل جریان فاضلاب و کنترل و تصفیه و رفع مواد زائد است خطرناک.
8- سیستم مدیریت زیست محیطی: یک سیستم مدیریت زیست محیطی عبارت است از: شکل ساختار مدیریت فراگیر یک اثر؟؟ مدت و یا دراز مدت محصولات خدمات و یا پروسه های مشخص شده با یک سیستم مدیریت در متدلوژی سازمانی با استفاده از منابع مسئولیت ها و ارزشیابی مداوم اعمال روش ها و فرآیندهای خود می باشد.
9-ISO14000 سیستم مدیریت زیست محیطی: این سیستم به سازمان امکان می دهد از طریق اعمال مدیریت مناسب پیامد زیست محیطی فعالیت های خود را بشناسد و پیوسته جنبه زیست محیطی کارشناسان با بهبود بخشد.
9- تولید ؟؟
به منظور ایجاد و تغییرات مورد نیاز در نگهداری و صنعت موجود در جهت ساختن جامعه نسبی به توسعه پایدار است و تأکید بر استفاده ارزش هایی در تولید است که آلودگی کمتر را به محیط زیست تحمیل می نماید.
مدیریت و رابطه آن با بهره وری
مکتب مدیریت علمی در سال 1900 میلاد با کار فردریک دنیسلر تلور در مطالعه زمان و حرکت آغاز شد او به عنوان مهندس نهضت بهره وری پایین شاغل تولیدی توجهش را جلب کرد. او معتقد بود که مطالعه علمی نحوه انجام دادن کار میتواند روش عقلانی تر و هدف مندتر و مؤثرتر برای انجام دادن آن کار باشد. طبق عین نظریه منطقی – عقلایی مدیریت افراد به وسیله پداشهای اقتصادی بر آمیخته می شود و اگر فرصتهای بیشتری به آنها پیشنهاد شود به آن سمت روی می آورند بنابراین این نظریه تیلور به سادگی بیان می دهد که جهت تعیین روش انجام دادن هر کار فیزیکی باید آنرا به صورت علمی مورد توجه قرار داد 2- با آموزش چگونگی انجام کارها به کارگران بهره وری را بالا برد.
3- کارگران باید مشقات این آموزش ما باشند و بیشتر آنان را برای انجام کارها به کار ببندند. تیلور دردسرهای بسیاری آفرید اتحادیه کارگران آمریکا و کارفرمایان نسبت به نظریه های وی شک وتردید داشتند دولت فدرال آمریکا معتقد بود که اعمال وی بیشتر باید بررسی شود.
او سراسر خاک آمریکا را پیاده طی کرد تا بلکه راهی کشف کند که بتواند فاصله را با صرف کمترین هزینه و ؟؟ طی کند.
مثل سورف تیلور: تجهیز کردن یک مرد بزرگ، یک مرد کوچک باببلهایی به اندازه های متفاوت می باشد که حکایت از انطباق دستگاه با فرد دارد او موفق شد بهره وری را 400 برابر افزایش دهد تقریباً در همه درصد بهره وری را افزایش داد [3].
مدیریت تأکید بر این دارد که با استفاده از علم مدیریت توان بازدهی را به حداکثر برسانیم.
مدیریت منابع انسانی
در واقع جنبه انسانی مدیریت و مهمترین عامل در منار کیفیت تولید و ارائه خدمات می باشد.
در سال 1800 میلادی یکی از کارخانه داران انگلیسی به نام رابرت اون برای اولین بار نیازهای نیروی انسانی دارای زمان مورد بررسی و تأکید قرار داد و از بهبود شرایط کار سخن گفت.
هدف از مدیریت منابع انسانی عبارتست از افزایش کارآیی نیروی انسانی در راندمان و عبارتست از احساس مسئولیت نمودن در مقابل اهداف سازمانی و حداکثر استفاده از تخصص و متعهد نیروی انسانی پرسنل نسبت به اهداف سازمان و مدیریت می باشد.
هدایت یکی از وظایف عمومی مدیران پرسنلی است زمانی که یک سازمان ریخته شده و تقسیم کار به پایان می رسد و همه مشغول کار شدند نوبت به هدایت نیروی انسانی جهت انجام صحیح امور کاری است.
تجربه نشان داده است که اگر آموزش همراه با پیکری به وسیله مربیان آموزش و در نظر گرفتن پاداشی برای شرکت کنندگان در قبال مطالب آموخته شده باشد مؤثرتر خواهد بود. پاداش می تواند به صورت اضافه حقوق و دستمزد ترفیع و یا هر طریق ممکن که برای سازمان مدیریت و کارکنان مورد پذیرش باشد در نظر گرفته شود. انگیزه مهمترین اقدام که باعث ایجاد انگیزه می شود. مشارکت دادن بیشتر کارکنان و برنامه ریزی اجرای دقیق و حتی نحوه ارزشیابی دوره آموزش است و مرتبط بودن دوره آموزش با محتوای شغلی آنان به طریقی که بتواند مشکلات کاری آنان را حل نماید [7].
کارکنان سرمایه های با ارزش سازمان می باشند دستیابی به هدفهای سازمان بسته به مدیریت این منابع با ارزش است و نیروی کار تأثیر زیادی در بهره وری دارد که با حفظ آرامش خاطر و انگیزه قوی برای اشتغال به کار نداشتن واهمه از آینده باعث افزایش بهره وری میشود[4].
سلامت و بهره وری
سلامت عبارتست از آسایش جسم و روح و مبتلا نشدن به بیماریهای خاص جسمی و روحی روانی. در مدیریت منابع انسانی سلامت کارکنان مهم است سلامت کارکنان روز به روز اهمیت خود را در بهره وری بیشتر نشان می دهد و سالانه مبالغ زیادی بابت زیان تولید کم به علت بیماری کارکنان متوجه سازمان می شود.
ولی از بیماریهای جزئی مثل سر درد و سرماخوردگی میتوان اجتناب کرد. بیشترین زیان متوجه بیماریهای شغلی است که جسم و روح کارکنان را آزار می دهد به علت آلودگی هوا، غذا، سر و صدا و تشعشعات و مواد شیمیایی و ... که در محیط کار یافت می شود.
در آمریکا سالانه 60 میلیارد دلار برای بیماریهای ناشی از استفاده از مواد مخدر و 100 میلیارد دلار برای فشار عصبی ناشی از کار و حدود 15 تا 20 میلیون دلار برای بیماریهای روانی کارکنان صرف می شود. برای بهبود کیفیت در سازمان و جلوگیری از رفتار ناهنجار پرسنل میزان سطوح بالای سازمان به ویژه میزان پرسنلی باید عوامل استرس آفرین را بشناسد و کاهش دهند و یا در دفع آن سعی کنند [8].
مدیریت تولید و بهره وری
تولید در لغت به معنای ایجاد کردن، ساختن آفرینش درست کردن صناعت و به وجود آوردن است. لکن از نظر اقتصادی به معنای ایجاد کردن تغییرات در منابع خام و اولیه موجود و تبدیل آنها به صورت محصولات اعم از کالا و خدمات به منظور رفع احتیاجات و یا هر نوع دخل و تصرف و تغییر شکل است که بشر در محیط پیرامون خود برای ارضاء نیازهایش اعمال می کند.
این تغییرات و عملیات در موارد اولیه و محیط اطراف باعث ارزش افزوده در کالا و خدمات می شود.
اقتصاددانان عوامل تولید را به چهار دسته 1- منابع طبیعی (زمین) 2- سرمایه 3- نیروی کار 4- مدیریت تقسیم می کند که در قالب (M) مطرح می شود.
1- نیروی کار MAN
2- ماشین آلات Machinevy
3- مواد Maferial
4- روشها و شیوه های کار و فن آوری Method
5- مدیریت Manegement
نیروی کار به افراد که عملیات تولیدی را طبق برنامه مدیران سازمان طرح ریزی شده انجام می دهند.
مدیریت عبارتند از طرح ریزی و سازماندهی و نظارت به کنترل محل تولید است. وظیفه اساسی مدیریت هماهنگ کردن سایر عوامل تولید کار – زمین و سرمایه است. مدیر میزان تقاضا و نیازمندانمصرف کننده را پیش بینی و عملیات تولیدی را طرح و مناسبت دیگران را برای رسیدن به هدف مطلوب تشکل ، هماهنگ و کنترل می کند به این ترتیب ضروری است مدیران با تصمیم گیری خود عوامل مختلف تولید را به منظور نیل به هدفها مطلوب با بهترین بازدهی و کیفیت و ترکیب، هماهنگ کند.
مدیریت عبارتست از طرح نیروی و سازماندهی و رهبری و کنترل عمل تولید است حال آنکه نیروی کار تولید را طبق برنامه مدیران سازمان دهی و تحت نظارت و رهبری آنها انجام می دهند.
مهمترین وظایف کارکنان نظام تولیدی
1- تعیین چگونگی تولید مواد
2- تعیین میزان مواد اولیه مورد نیاز و مشخصات آنها
3- تنظیم برنامه ماشین آلات
4- تعیین ظرفیت و نحوه کار واحد مختلف
5- اجرای عملیات تولید
6- تنظیم برنامه تعمیرات و نگهداری ماشین
در مدیریت علمی مجموعه و منظومه ای است از دانشها در مهارتهای لازم برای افزایش تولید و بهره وری در فعالیت دسته جمعی و کوشش منظم و منطقی برای ابداع استقرار و اعمال خط مشی و نظامها و روشها در رهبری اثربخش به منظور ترکیب و تبدیل منابع به کالاها و خدمات با حداقل ضایعات اتلاف، هزینه در مصرف منابع با حداقل کارآیی و بازده. وظیفه مدیران قدرت بخشیدن به کارها دسته جمعی از طریق هدفهای مشترک ارزشهای مشترک ساخت وسیع سازمانی و آموزش و پرورش و هدایت افراد برای شناخت تحولات محیطی و پاسخگویی مناسب و به موقع به آنهاست. در واقع مدیریت دانش افزایشی بهره وری است و وظیفه مدیران افزایش بهره وری یا استفاده مؤثر از منابع انسانی و مادی است.
بهره وری عبارتست از به حداقل رساندن استفاده از منابع مادی و انسانی به طریق علمی و به منظور کاهش هزینه تولید گسترش بازارها و افزایش اشتغال، بهبود معیارهای گونهای که سود کارکنان مدیران وعدم مصرف کنندگان باشد.
اختلاف بهره وری و تولید
تولید به عملیات و مناسبتهای اجرایی و فیزیکی تولید کالا و عرضه خدمات مربوط می شود. بهره وری به قدرت و کفایت استفاده از منابع طبیعی برای تولید بیشتر ارتباط دارد به بیان دیگر استفاده همراه با کارآیی از منابع طبیعی برای تولید کالا و خدمات بهره وری هم در فعالیتهای انفرادی و مشخص و هم در فعالیت گروهی سازمان مطرح است هر فرد عامل سعی می کند و می خواهد بهترین کار را به نحو احسن انجام دهد بهترین نتیجه را به دست آورد. در اغلب درصد واژه های بهره وری با کارآیی (بازده) و اثربخشی (سودمندی) نابجا و اشتباه به کار گرفته میشود.
بازده نسبت بازدهی واقعی به دست آمده به بازده معیار و تعیین شده است یا در واقع مقدار کاری که انجام شده نسبت به آنچه باید انجام شود.
؟؟
در واقع اثربخشی عبارتست از درجه و میزان میل به اهداف تعیین شده و فراهم آوردن رضایت انسان از آموزشهای انجام شده و کارآیی مرتبط با بهره وری صحیح از منابع میباشد [6].
به عقیده پروفسور ساساکی استاد دانشگاه سوکوهای ژاپن در رشته مدیریت سیستمهای بدون توجه به بهبود و کیفیت وکاهش ضایعات بهره وری نمیتواند افزایش یابد و رقابت پذیری در بازار را با توجه به مسئله ارتقای کیفیت میتوان بالا برد.
حداکثر استفاده از منابع فیزیکی نیروی انسانی و سایر عوامل و روشهای علمی به طوری که بهبود بهره وری یا کاهش هزینه و گسترش بازار افزایش اشتغال و بالارفتن سطح زندگی همه آحاد ملت منجر میشود [9].
مدیریت بهره وری فراگیر فلسفه ای از مدیریت رسمی در فرآیندی است که چهار مرحله و سکیل را دنبال می کند تا آن که بهره وری کل افزایش یابد. هزینه کل واحد محصول یا خدمات یا بالاترین کیفیت تولید کاهش می یابد و یکی از مهمترین ابزارهای دستیابی به افزایش بهره وری نوآوری تکنولوژی است.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
فن آوری نساجی ایتالیایی
دستگاههای ایتالیایی ریسندگی
مارزولی اس . پی . ای چندین دستگاه ریسندگی رینگ آمریکای دارد ولی این شرکت بیشتر با کشورهای ایران ،سوریه ، ترکیه و چین ارتباط دارد ، همچنین ، مارزولی با کشور چین برای تولید ماشینهای ریسندگی رینگ یک سرمایه گذاری مشترک انجام داده است و در نتیجه در هزینه تولید ؛ کاهش چشمگیری صورت گرفته است . قیمت دوک 230 دلار در ایتالیا می باشد و قیمت آن در چین 42 دلار است
البته شرکت مارزولی ،انواع زیادی از ماشین آلات ریسندگی پنبه ای را تولید می کند واخبار اصلی این شرکت وارد محدودة فشرده می شود سیستم مارزولی به دستگاههای فعلی متصل می شود و از چندین نقطه اضافی تشکیل شده است .البته رشته ای که در روی نوار حصیری منفذ دار قرار دارد از روی غلطک جلویی اضافی عبور دادهمی شود و سپس به وسیله ماشین کشش ، کشیده می شود . در این منطقه ، با عمل کشش از طریق تسمه منفذدار کشیدگی ، در الیاف ایجاد شده و درنتیجه ساختار نخ محکم تر می شود مزایای این سیستمها کاهش 15 الی 20 درصدی در پرزهای پارچه و 10 درصد افزایش ، کشیدگی پارچه می باشد مارزولی برای پردازش پنبه ، سیستم الفیل را اختراع کرده است بویژه برای الیاف نازکتر ( 24 الی 80 Ne ) این شرکت برخی مشکلات مربوط به نخهای ضخیم تر والیاف کوتاه تر را نیز نشان داد سطح ضایعات زیاد برروی بازدهی تولید تأثیر می گذارد .
این سیستم یک روشی برای بهبود کیفیت نخ می باشد و در برابر حرارت و رطوبت نیز حساسیت دارد .
نخ های محکم نیز بسیار مشکل ساز هستند .
دستگاه ریسندگی پیشرفته
در یک بازدید که از جیمی فیلاتی اس ، پی، ای که توسط ساویو مکین تلی اس ، پی ، ای هماهنگ شد از آخرین پیشرفتهای ساویو بازدید شد .
جیمی فیلاتی یک دستگاه ریسندگی مدرن می باشد که دارا ی 1000 دوک برای نخ های پنبه ای و 3 دستگاه برای نخ های گش سانی می باشد تمام دستگاه ها مجهز به دستگاه نخ پیچی savio orini می باشد . این شرکت برای نخ تابی ، پرز سوزی ، مرسرزیزه کردن و رنگرزی دستگاه هایی را اختراع کرده است .جیمی فیلاتی دارای دستگاه ریسندگی می باشد . مسئله اصلی مربوط به این شرکت ، رقابت با نخ های وارداتی می باشد .البته قیمت بین نخ داخلی و نخ وارداتی از هند نیز بسیار متنوع می باشد و در دستگاه جیمی فیلاتی در حدود 16000 نخ در هر روز ریسیده می شودولی در حدود 20000 پوند نخ از هند ، روسیه، مصر وارد می شود . شرکت ساویو در آمریکا برای فروش ماشین های نخ پیچی با موفقیت عمل کرده است ، صنعت نساجی ایتالیایی ، امروزه کاهش چشمگیری داشته است و 90 درصد از ماشین آلات ساویو ، صادر شده است که بیشتر در کشورهای چین و ترکیه به فروش رسیده اند.3 توسعه و پیشرفت در این زمینه صورت گرفته است .انواع مختلفی از ماشین برش به همراه دستگاه نخ پیچی تولید شده است . سیستم مکانیکی نمی تواند تنها نخ های کتانی رابرش دهد ، بلکه نخ های کشی را نیز برش می دهد . برش دادن نخ های کشی در فضای ریسندگی در دستگاه ریسندگی صورت می گیرد . در این دستگاه نخ به دور دستگاه نخ پیچی می پیجد. البته بسته نخ از طریق لوله ریسندگی به دستگاه نخ پیچی منتقل می شود در نتیجه باید این محل جدید ف رد یابی شود استفاده از این دستگاه ها باعث بهبود عملکرد شناسایی وضعیت ریستدگی و تولید نخ های محکم تر می شود
شرکت ساویو ، یک دستگاه ریسندگی چرخان را اختراع کرده است که دارای یک جعبه ریسندگی از جنس اسپیند لفابریک .ُسوسن ، آلمان می باشد . در نتیجه سرعت تولید افزایش می یابد . سوسین suessen باعث بهبود قطعات دستگاه برای تولید نخ هایی با کیفیت بهتر می شود
پردازش الیاف مصنوعی بلند
سانت آندری نووارا اس ، پیف ای همراه با کاگنتکس اس، پی، ای و سیدل که بخشی از گروه فنلاندی هستند جرء تولید کنندگان دستگاههای مربوط به پردازش الیاف مصنوعی بلند می باشند به ویژه پردازش الیاف پشمی نازک . امروزه به بازارهای اصلی این الیاف کشورهای چین، ترکیه ، ایتالیه، مکزیک وایران هستند این گروه مدعی هستند که جزء بزرگترین تولید کننده ماشین آلات پردازش الیاف مصنوعی بلند می باشند . سانت آندری ، دستگاه های ریسندگی الیاف بلند را تولید نمی کند در نتیجه ف این گروه ، عملیات های اصلی را انجام می دهند. شانه جدید p 800 تحت شرایط شانه زنی جدید عمل می کند خصوصیات اصلی آن ، تغذیه پیوسته ف طراحی ساده و سرعت عملیاتی بالا می باشد . این شانه ، حداقل حرکت را انجام می دهد . نتنها سرعت این شانه بالا می باشد ، بلکه پیشرفت آن در زمان راه اندازه آن بسیار زیاد است . دستگاه کشش HC22AREpin دارای 20 نوک کششی است که دارای دستگاه یکنواخت کنندگی خودکار برقی می باشد سیستم حلقه زنی در آن بسیار قوی می باشد و چندان تغذیه و سرعت آن در دستگاه اندازه گیری می شود و این ماشین مجهز به سیستم مدار بسته شناساگر پارچه می باشد . خصوصیات دیگر این دستگاه ، فاصله 30 میلی متری بین منطقه ورودی ، خروجی سیستم کشش و کاهش فاصله بین ردیف های کشش می باشد . سانت آندری ادعا دارد که 80 درصد بازارهای جهانی مربوط به دستگاهها ی مالشی می باشد دستگاه های مالش دهنده عمودی RFE جدید ترین نوع آن است کاربرد دستگاه مالش دهنده دو تایی باعث ازایش سرعت مالش ئو در نتیجه کاهش نوسان می باشد . همچنین منطقه مالش ثانویه باعث تقویت مراکز کور در حین برگشت نوارهای مالشی می شود.
مراکز ریسندگی فشرده
اخیراکاگنتکس تقریبا 45در صد از باراز جهان را برای دستگاه های ریسندگی الیاف مصنوعی بلند اختصاص داده است . مسئله مهم مربوط به توسعه سیستم ریسندگی فشرده برای ریسندگی الیاف فاستونی می باشد .سیستم پشم com4R نتیجه توسعه سیستم com4 می باشد و برای الیاف نخی است .تغییرات اصلی برای بهبود الیاف بلند تر نیز صورت گرفته است .با استفاده از غلطک های گلوله ای این منطقه ریسندگی فشرده می شود .فواید اصلی ، نخ فشرده ، افزایش خاصیت پشمی بودن استحکام ، کشش و مقاومت در برابر سایش می باشد .با این وجود فواید مذکور بیشتر مربوط به تاثیر این فواید در پردازش نهایی می باشد.ادعا اصلی این است که بیشتر نخ های دو لا شده با نخ پشمی com4 می تواناستفاده کرد این سیستم با این دستگاه برای ریسندگی فشرده شده استفاده می شود و دارای یک دستگاه کششی می باشد . بهتر است برای پردازش کشمیر از این دستگاه استفاده کرد ولی برای پردازش پشم این کار صورت نمی گیرد .
اتوماسیون دستگاه ریسندگی
UTIT واگنر اتومازیونی اس ، پیف ای همانند یک شرکت عمل می کند. این شرکت یا به صورت مستقیم با مشتریان ویا همراه بازار دستگاه ها کار می کند . این شرکت چندین نوع مواد برای انواع مختلف پارچه ، طراحی کرده است .
این سیستم ها عبارتند از:
پردازش عدل پارچه
سیستم های انتقال قوطی های برش و فیتیله ها
سیستم های پردازش مواد برای ریسندگی و نخ پیچی
سیستم پردازش فیلامنت
سیستم پردازش غلطکی پارچه
UTIT دارای چندین نوع سیستم میباشد که در آمریکا در حال کار است . از سیستهای
پردازش نخ برای بیش از 23 دستگاه استفاده سده است . البته قطر وزن و طول نخ باید
به صورت اتوماتیک تنظیم شود . پردازش نخ های مختلف برای ریسندگی مختلف
امکان پذیر است .البته تحقیقاتی به منظور ردیابی وضعیت ریسندگی در حال انجام
است.
اتوماسیون نساجی گالیشیرانی دارای دو منطقه مهم است – دستگاه پرس عدل و
اتوماسیون این شرکت ف طراحی ، تحقیق و نصب تمامی دستگاه ها را توضیح میدهد .حراج اصلی در کشورهای ترکیه ف چین ف هند ، آ مریکای جنوبی می باشد . مناطق اصلی پردازش مواد عیارتند از :
1- دستگاههای رباتی برای نخ اولیه ف نخی که به طول کامل کشیده شده ، ذخیره دائمی و ..
2- اتوماسیون پردازش الیاف کوتاه از طریق جعبه کردن و به صورت مسطح در اوردن الیاف
3- پردازش بسته ها در محفظه های رنگ
4- اتوماسیون انبارهاو بخشهای مربوط به آن
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1231 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
چکیده
پیش بینی دینامیک خشک ریسی لیف های پلیمر که بر اساس مدل دو بعدی قرار دارد مطرح می شوند معادله اصلی مورد استفاده برای توضیح مایع ریسندگی با هم شامل تأثیرات ویسکوز و هم ویسکوالاستیک می باشد که بر اساس ترکیب موازی و برابر یک معادله Giesekus غیر خطی و یک جزء نیوتونی ساده قرار دارد تأثیرات ترکیب و دما در ویسکوزیته ، دمای تبدیل شیشه ای و مدول های Zero-shear و در اینها، در زمان استراحت مربوط به مدل اصلی به حساب آمده است به حساب آوردن جزء ویسکوز ، پیش بینی های تمایز را بین انسداد درونی پروفیل سرعت لیف و انجماد سازی لیف ممکن
می سازد انسداد درونی سرعت لیف ناشی از افزایش سریع ویسکوزیته و در نتیجه میزان افت تغییر شکل می باشد و انجماد لیف در نتیجه عمل دمای تبدیل شیشه است .
پیش بینی های پروفیل های محوری و شعاعی دما، ترکیب، تنش و جهت وجود مورفولوژی پوسته هسته را بازتاب می دهد بعلاوه پارامتر آزاد منفرد در مدل که نشاندهنده نسبت ویسکوزیته نیوتونی جزء به ویسکوزیته کل می باشد نمودارهای نیروی لیف را تحت تأثیر قرار می دهد و مخصوصا ً نمودار محوری سرعت را بنابراین می تواند بعنوان پارامتر تنظیم برای داده های خط ریسندگی مورد استفاده قرار گیرد .
لغات کلیدی : خشک ریسی ، لیف های پلیمر ، ویسکوزیته ، انجماد، دمای تبدیل شیشه
1- مقدمه :
خشک ریسی برای تولید الیاف ساخت دست انسان از پلیمرهای مانند استات سلولز ، تری استات سلولز ، پلیمر ها و کوپلی مرهای کلرید وینیل و آکریلونیتریل به کار می رود علی رغم اهمیت تجاری این تکنولوژی پروسه ای ، مطالعات مربوط به مدلسازی توجه نسبتاً کمی را در سال های اخیر به خود جلب کرده است مطالعات اولیه ]4-1[ روی مدلسازی یک بعدی مراحل اولیه ، مدلسازی چندین سانتی متر نخستین را در امتداد خط ریسندگی تأکید نموده بعدها برازینسکی وهمراهان یک مطالعه مدلسازی دو بعدی را هم مورد پروسه های انتقال حرارت و هم توده انجام دادند که در آن دانسیته ثابت فیلامنت مورد بررسی قرار گرفت در این اواخر سانومدلی را ارائه نمود که فقط برای پروسه انتقال توده می باشد اما شامل تأثیرات دانسیته متغیر فیلامنت می باشد در همه این تلاش ها یک ویسکوز خالص و معادله اصلی نیوتونی برای مدلسازی رفتار رئولوژیکی محلول ریسندگی به کار گرفته شد در این مطالعه، کولینگ از یک معادله اصلی Giesekus برای مدلسازی محلول استفاده نمود هر چند پیش بینی های این مدل خط ریسندگی، برای نمودار بدون ابعاد سرعت ویژگی های عمومی رفتار ثابت پروسه را نشان نداد جالب اینکه پیش بینی های آنها جهت تنظیم یک مجموعه داده های نمودار آزمایشی سرعت نشان داده شد گو و مک هاک یک مدل یک بعدی را ارائه نمودند که بر اساس فرم تعدیل معادله Giesekvs قرار داشت و در آن یک فاکتور غیر خطی اضافه گردید تا قابلیت ارتجاعی محدود زنجیره را لحاظ نماید هدف این مقاله ارائه یک آنالیز دو بعدی از پروسه خشک ریسی است که هم سهم ویسکوز و هم سهم ویسکو الستیک را در معادله اساسی نشان دهد و این همراه با تأثیراتی است که در نتیجه دانسیته غیر ثابت می باشد در نظر داشتن این تأثیرات به همراه تغییرات محوری و شعاعی در زمینه های غلظت و دما منجر به پیش بینی دقیق تر رفتار سخت شدن ، تشکیل پوسته ، و جهت زنجیره می گردد .
2- بسط مدل
شکل 1 متغیرهای پروسه و بعضی از شرایط مرزی را نشان می دهد در بسط زیر پائین نوشت (1) و (2) به ترتیب به پلیمر و حلال اشاره دارد همانگونه که مشاهده شد یک جریان تقارن محوری پلیمر رنگ شده از یک رشته ساز ds با یک میزان جریان توده w و دمای TS خارج می گردد و بطور پیوسته با سرعت برداشت کشیده می شود کسر حجم محلول در پلیمر رنگ شده ریسیده می باشد پلیمر رنگ شده بیرون داده شده با قطری بزرگتر از سوراخ رشته ساز و در نقطه ماکزیمم تورم قالب متورم می گردد قطر فیلامنت و سرعت محوری آن است از آنجا که تورم قالب بسیار نزدیک به سطح جت پیش
می آید فرض می شود که کسر حجم حلال و دمای فیلامنت در آن نقطه هنوز در عرض مقطع عرضی فیلامنت به ترتیب با مقادیر و To یکنواخت است هوا از انتهای تحتانی کابین با سرعت Va و دمای پمپاژ می شود و از انتهای فوقانی به همراه حلال بخار شده خارج می گردد پروسه تبخیر در کابین بوسیله سیال توده مشخص می گردد که مربوط به میانگین سرعت توده در سطح لیف می باشد .
1-2 سنیماتیک جریان
آزمایش معمولی در مدل ریسندگی عبارت از فرض یک میدان جریان کششی غیر محوری در فیلامنتی است که به صورت موضعی همگن، متقارن محوری و غیر تراکمی می باشدهر چند در مورد خشک ریسی ، تبخیر حلال ضرورتاً یک دانسیته غیر ثابت را اعمال می نماید یک مشتق عمومی که برای دانسیته مربوط به متغیر تنسور[1] گرادیان سرعت مطرح
می گردد در جای دیگر ارائه شده است در مختصات سیلندری مورد استفاده برای توضیح میدان جریان ، عبارت زیر برای تنسور گرادیان سرعت مطرح می شود .
که در اینجا به ترتیب اجزاء سرعت محوری (Z) و شعاعی (r) می باشند جمله اضافی که به عنوان سرعت تبخیر مطرح می شود بوسیله معادله 9 در زیرارائه می گردد محاسبات برای شرایط نوعی نشان می دهد که هم و هم در مقایسه با کم و قابل چشم پوشی می باشند و از این رو در معادلات مومنتم بالانس ، فرض غیر قابل تراکم را مطرح می نمائیم هر چند همانگونه که در بخش های بعد توضیح داده خواهد شد جملات اضافی مربوط به سرعت تبخیر در معادلات بالانس توده ( معادله انتشار ) که در موقعیت مرزی بالانس انرژی مهم می باشند مطرح می گردد هم چنین فرض تقارن محوری یک تنسور قطری تنش اضافی را در فرم رابطه (2) اعمال می نماید
که در اینجا اجزاء rr و برابر می باشند .
شکل1- ارائه نموداری پروسه خشک ریسی که متغیرهای پروسه و شرایط مرزی را نشان می دهد .
2-2 معادلات انتقال ماکروسکوپی
1-2-2 معادله پیوستگی
بالانس کل ماده ، شعاع فیلامنت را تعیین می کند .
که در اینجا W1 میزان جریان توده پلیمر و و انسیته پلیمر خالص است over bar مورد استفاده در (و متغیرهای دیگر برای نشان دادن ) مقدار میانگین مقطع عرضی فیلامنت کمیت را نشان می دهد (R به شعاع فیلامنت مربوط می گردد مگر آنکه چیز دیگری مشخص شده باشد.)
با دنبال کردن آزمایش معمولی و فرضیات معمولی یک بالانس حالت ثابت توده در سطح لیف بدست می آید که از طریق انتگرال معادله پیوستگی در مقطع عرضی ( با فرض چرخشی ) به عبارت زیر منجر می گردد .
که در اینجا میانگین کسر حجم حلال ، دانسیته حلال خالص ، ky ضریب انتقال توده گاز جانبی ، وزن مولکولی حلال ، و به ترتیب کسرهای مول حلال گازجانبی سطح مشترک است و درحالت گاز حجیم می باشند و کسر توده پلیمر کنار گاز سطح مشترک است معادله 4 را می توان بعنوان یک فرم انتگرال برای حالت مرزی انتقال توده به کار برد .
2-2-2 معادله مومنتم میانگین مقطع عرضی
با چشم پوشی از نیروی اینرسی ناشی از تبخیر حلال ، معادله مومنتم میانگین مقطع عرضی این چنین می شود :
که در اینجا میانگین دانسیته فیلامنت مقطع عرضی می باشد و عبارت از ناحیه مقطع عرضی خط ریسنده و تنش کشش هوا در سطح فیلامنت ، g ثابت جاذبه ای و (s) تنش سطح فیلامنت می باشد جمله های RHS معادله 5 نیروی رئولوژیکی به ترتیب در فیلامنت ، کش هوا ، جاذبه و تنش سطح نشان می دهد اصطلاح LHS نیروی اینرسی می باشد که همانگونه که بعدا ً نشان داده خواهد شد برای شرایط نوع عمل قابل چشم پوشی است بنابراین برای تنظیم بیشتر، چشم پوشی از نیروی تبخیر را مطرح می کند .
3-2-2 معادله دو بعدی انتقال توده
به منظور رسیدن به تأثیر پوسته، یک معادله دو بعدی انتقال توده در ارتباط با تغییرات محوری و شعاعی ( جهت r ) مورد نیاز است بنابراین اختلاف بین دانسیته های پلیمر و حلال مورد تأکید می باشد که فرد نیازمند به حساب آوردن دانسیته متغیر محلول پلیمر در نتیجه تبخیر حلال می باشد در این کار یک قاعده مخلوط خطی شکل زیر برای دانسیته محلول پلیمر مورد استفاده است .
وقتی که
با شروع از معادلات انتقال از نقطه به توده برای پلیمر (1) و حلال (2) معادله انتقال توده را به صورت زیر می توان به دست آورد .
که را " سرعت تبخیر " می نامند و اینگونه بدست می آید .
که در اینجا ضریب انتشار می باشد این جمله برای سرعت شعاعی میانگین توده سهمی منفی دارد.
یعنی
تعریف اختلاف دانسیته بین پلیمر و حلال خالص می باشد وقتی که:
سرعت تبخیر به صورت زیر خلاصه می شود.
3-2-2 معادله دو بعدی انتقال انرژی
معادله خلاصه شده دو بعدی انتقال انرژی عبارت است از
وقتی که ظرفیت حرارت مایع خط ریسنده و k هدایت گرمایی می باشد جانشینی عبارت با سرعت شعاعی از معادله 10 به معادله زیر منجر می گردد .
که دوجمله آخر حرارت ویسکوز در نتیجه تبخیر حلال می باشند در حالیکه جملات اضافی مربوط به سرعت تبخیر کوچک می باشند ولی آنها نقش مهمی را در وضعیت مرزی ( معادله 33) ایفا می کند و بنابراین در اینجا گنجانیده شده اند .
3-2 مدل اصلی / میکروساختاری
همانگونه بوسیله شریبر و همکارانش و هایاهارا و تاکوتا تأکید شده است که یک شبکه درگیر که بصورت ارتجاعی قابل تغییر شکل می باشد و درغلظت بحرانی محلول با وزن مولکولی در هنگام تهیه ریسندگی پلیمر شده شکل می گیرد می توانیم فرض کنیم که یک شبکه درگیر در جریان خشک ریسی تشکیل می شود شکل 2 یک کروکی از مدل را نشان می دهد هماهنگ با معادله تعدیل شده Giesekus که آنرا برای مدلسازی محلول به کار خواهیم برد بخش های شبکه بین نقاط درگیر بعنوان عناصر دانه فنری بصورت ایدآلی مطرح می شوند که از روابط آماری به دست می آیند با تبخیر حلال ما انتظار تعدادی نقاط درگیر و شبکه را داریم تا بهبود تصادفی زنجیره افزایش یابد و بنابراین از نظر نماشی ویسکوزیته محلول افزایش می یابد این متناوبا ً منجر به انسداد درونی ( یعنی انجماد ) سیستم در تعدادی نقاط در ادامه خط ریسندگی می گردد تجربه اولیه ، با مدل ریسندگی ذوب نقش بحرانی تأثیرات ویسکوز را در پروسه انسداد درونی نشان می دهد
شکل2- یک نمایش از شبکه درگیر محلول پلیمر غلیظ شده در ریسندگی خشک با ساده سازی آن را از طریق کاربرد دامبل های الاستیک
در مورد دومی ، سیستم کریستالیزه بعنوان یک ترکیب موازی برابر دامبل های ارتجاعی غیر خطی ( معادله تعدیل شده Giesekus ) مدلسازی می گردد تا تأثیرات ویسکوالاستیک را در حالت بی شکلی نشان دهد و میله های محکم را برای حالت کریستالیزه ، تا به تأثیرات جهت و ویسکوز نائل شود زمان های استراحت در هر دو شکل در نظر گرفته می شود برای اینکه توابعی از کسر تبدیل باشند که معادله سنیتیک برای میزان کریستالیزه شدن مربوط می گردند. افزایش های سریع در جزء ویسکوز حالت میله های سخت که از افزایش زمان استراحت مربوطه ناشی می گردد سیستم را محکم می نماید، و سرانجام باعث
می گردد که مسدود گردد .
به صورت قیاسی، برای یک سیستم کاملاً بی شکلی انتظار می رود که یک مدل ویسکوالاستیک و یک ویسکوز موازی ترکیب شده می تواند برای رسیدن به انسداد درونی ( محکم شدن ) مورد استفاده قرار بگیرد که از طریق وابستگی های زمان های استراحت در مورد تبخیر حلال می باشد به منظور تعدیل جزء ویسکوالستیک مدل موازی برای گزارش آثار غلظت در مورد زمان استراحت ، رهیافت زیر اعمال می گردد .
فرض می کنیم که دانسیته قطعات در شبکه درگیر n و R بردار سر به سر هر یک از قطعه ها باشد چنانچه تمام قطعه ها دارای تعداد مساوی پیوندهای آماری(N) طولl باشند، معقولانه است که فرض کنیم که تمام طول خط تراز همه زنجیره ها در شبکه درگیر ثابت خواهد بود .
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 49 |
1- معرفی
گستره عظیمیاز ماشین آلات برای انجام رنگرزی منسوجات استفاده میگردند و نتیجه آن انجام عمل در مراحل مختلف تولید به طور مداوم و نیمه مداوم در دسته بندیهای متفاوت است. بعلاوه، ماهیت و جنس الیاف در انتخاب ماشین بکار رفته تأثیر گذار است. به عنوان مثال وجود فشار بالا برای رنگرزی پولی استر در دمای بالای 100 درجه یک نیاز اساسی است البته فرایند رنگرزی میتواند با آزاد نمودن الیاف و عمل SLubbing ( تارهای موازی الیاف تاب نخورده)، ماکوا پارچه و یا مراحل تولید پوشاک انجام گردد.
به علاوه الیاف مصنوعی لایه لایه جمع میگردد، بطوریکه لایه ها به پولیمیذوب شده قبل از عمل خارج کردن اضافه میگردد. این لایه ها برای استفاده در این مرحله باید در دمای بالا استفاده گردند. ( حدود 150 درجه برای پول افین، 230 درجه برای پولی متر) در بعضی مواقع به طور خاص، الیاف اگر پلیک که به صورت مرطوب بعد از عمل حرارت دادن باقی مانده اند رابرای انجام رنگرزی با گذاراندن مستقیم الیاف به ظرف رنگرزی بدون آنکه خشک شوند، بهرحال آنها بصورت متورم هستند ودر مرحله پذیرش نفوذ مولکولهای رنگ میباشد. رنگرزی در این مرحله از تولید به عنوان مرحله رنگرزی تولید میباشد. مزیت رنگرزی الیاف مصنوعی در این روشی ثابت ماندن خواص محصولات است برای اینککه رنگرزی لایه ها در شبکه پولی مری متوقف میگردد و مولوکورها نمیتوانند در آب حل گردند. البته اشکال این است که فرایند عمل رنگرزی در حجم کم و زیاد در یک سطح ثابت به آسانی انجام میگردد و ممکن است در صورت تغییر تقاضا با کاهش مواجه گردد.
مراحل انجام در تولید پیوسته الیافی که رنگرزی میگردند در شکل 1-9 نشان داده شده است. تصمیم گیری در مرحله تولید و انجام رنگرزی بستگی به عوامل متعددی دارد، بویژه اگر در این موارد هزینه کمیو با توجه به ملاحضات ومد دارد.
در سالهای اخیر این امر به سویی سومق داده شده است که مراحل نهایی رنگرزی مورد توجه است و این اگر جهت قادر ساختن تولید کنندگان به اجتناب از بیش از اندازه تولید نمودن رنگهای بی نشان و پاسخگویی سریع به سفارشات تکراری برای رنگهای معروف میباشد. رنگرزی پارچه به طور خاص به این منظور افزایش یافته است. پیش آمدن رنگ رزی برای الیاف کنف، کاموا و یا اقله ام پشمیو یا بافته شده استفاده میگردند.
پیشرفت به طور مداوم در ماشین آلات رنگرزی در حال گسترش است و به طور نمونه در صنعت رنگ پاسخگویی بازار و فشارهای زیست محیطی است.
ملاحضات زیست محیطی باعث تغییر در طراحی و ساخت ماشین آلات گردیده است، بویژه مصرف کمر آب و بالارفتن فرایند کنترل بوسیله تولید مداوم و نهایتاً تولیدمؤثر در اتاق رنگ.
کاربرد خیلی پائین کیلور در تولیدات باعث به حداقل رسیدن مصرف آب گردیده است که البته مشکلات اضافی را برای رنگرزی ایجاد نموده است زیرا در حجم کم آب حل شدن رنگ و افزودنیها بالا میرود.
کاربرد رنگ جدید و گسترش آن بسیار ضروری است، اگر چه رنگ و افزودنیها در محیط آب در یکدیگر حل نمیگردند ولی میتوان این کار را بصورت درجه بندی میتوان انجام داد.
برای روشن شدن این موضوع مثال است که کاربر دنبال کردن مولکولهای رنگ الیاف را در درجه خیلی پائین کیلو ی تولیدات را لازم میدارد.
الیاف در ابتدا در یک حلال الکترولیت قرار میگیرد ( سدیم کلرید یا سدیم سولفات) و سپس رنگ به آن افزوده میگردد. یکبار در مرحله خارج کردن به روش معمول است که به طور کامل ماده قلیا بصورت کم کم به داخل ماشین رنگرزی برای ثابت کردن ریخته میگردد.
2- اصول اولیه
هدف اساسی فرایند رنگرزی انتقال مولکولهای رنگ از کیلور رنگ، الیاف در یک حالت موثر و یکنواخت است.
میزان جذب رنگ با الیاف با حرکت کیلور رنگ مرتبط با آن به طور قابل توجه ای افزایش مییابد.
ماشین آلات رنگرزی برای انجام این انتقال در یکی از 3 روش زیر طراحی میگردیدهاند.
الف: الیافی که از طرف کیلور رنگ انتقال مییابند.
ب: الیافی که در ظرف نگهداری میگردند و کیلور از آنها پمپ میگردد.
پ: الیافها و کیلور با یکدیگر به جا میگردند.
زمانی که مایع از هر سطح جامد حرکت میکند، اغلب یک لایه از مایع همجوای به سطح میرسد( شکل 2-9)
این لایه، لایه هیدرو دینامیک برای رنگرزی مناسب است زیرا مولکولهای رنگ باید برای رسیدن به سطح الیاف از بین این لایه نفوذ کند. لایه هیدرو دینامیک به عنوان فاصله ای از سطح الیاف تعریف شده است که سرعت مایع در آن 99% در حالت مشابه یک لایه پراکندگی نیز تعریف شده است، این لایه نازک که در قسمتهای رنگ الیاف به سطح 99% کیلور می باشد درک این نکته که فرایند نفوذ رنگ کند است بسیار حائز اهمیت است و درجه آن متأثر از دما اندازه مولکول رنگ ( مولکولهای کوچک سریعتر از مولکولهای بزرگ نفوذ می کند) و غلظت می باشد.
غلظت gradiant درجه تغییر غلظت رنگ با فاصله از سطح الیاف است. در اندازه بزرگتر اختلاف در غلظت بین حلال رنگ در سطح الیاف و حجم حلال است، اندازه بزرگتر درجه انتقال رنگ است.
در رسیدن به سطح الیاف، مولکولهای رنگ جذب خوانده شد و سپس به داخل الیاف نفوذ می کنند.
3 مرحله متمایز در فرایند رنگ کاری شخص شده است،
الف: انتقال رنگ از حلال به سطح الیاف
ب: جذب رنگ در سطح الیاف
ج: نفوذ رنگ از سطح به الیاف
هر یک از این مراحل می تواند درجه کنترل می باشد ولی در عمل مرحله دوم مقایسه لحظه ای با مراحل اول و سوم است.
تأثیر مرحله سوم بستگی به خواص الیاف و رنگ استفاده شده دارد و بر روی مواد شیمیایی ظرف رنگ تا حدی تأثیر دارد مانند حرکت دادن، کند کننده هاو یا الکترولیتها.
در مراحل اولیه طراحی ماشین آلات رنگرزی میزان تأثیر گذاری به دلیل به حداقل رساندن ضخامت لایه نفوذ مورد توجه قرار می گیرد چرا که یک جریان موثر از کیلور احاطه کننده الیاف مورد نیاز است.
البته پیوسته بودن چگالی جریان سیال در تمام سطح الیاف حائز اهمیت است، چرا که اگر سطح رنگ رزی بدست آید درجه رسیدن مولکولهای رنگ شخص خواهد شد.
ماشین آلات رنگرزی باید طوری ساخته شوند که در برابر مواد شیمیایی و شرایط فیزیکی مقاومت داشته باشند و نه تنها به منظور رنگرزی طراحی نگردند. البته این موارد قبل از تلاقی مواد مانند فرایندهای کم کردن اندازه، شتشو دادن و سفید کردن صورت می گیرد. برای مثال قطعات مس یا آهن فرض در معرض کیلور های سفید کننده پیروکسید هیدروژن قرار می گیرندباعث ترکیب کاتالیزوری پیروکسید می گردند و رها کردن آنها سبب هجوم به الیاف گردیده و با عث افت کیفیت آن می گردد.
3- رنگ ریزی در الیاف اولیه
از مزایای مهم الیاف خام(رویهم قرارگرفته) به سهولت چرخش رنگ کیلور از الیافها است و واقعیت این است که هم تراز نبودن هر رنگ رزی باعث مختل شدن یکنواخت عملیات چرخش می گردد.
روش سنتی معمول بکار رفته بیشتر برای پشم، کتان و یا الیاف مصنوعی و بویژه در زمان مصرف اسید رنگرزی که خواص کمتری دارد، اعمال می گردد. با وجود این تا مرحله پشم، روند به همان صورت سالهای اخیر می باشد.
ماشین آلات قبلی برای رنگرزی دسته بندی شده ای هستند که در ظرف هر شکل ماشین آلات هرمی شکل می باشند و در الیافی که به سختی جمع بندی می گردند و کیلور رنگ از بین آنها در فشارهای بسیار پائین پمپ می گردد.
در ماشین آلات با ظرف هری شکل الیافی نگهداری می گردند که در یک ظرف داخلی باقی سوراخ دار و پوشیده که از بالا یک سرپوش سوراخ دار دارد. (شکل2-9)
کیلور به سمت بالا از الیاف انباشته شده با تأثیر گرفتن از فشار از سمت دیواره ههای هرمی در داخل ظرف حرکت می نماید. جریان آن به سمت بالای صحنه ریس به پائین تا انتهای دستگاه و سپس به سمت چپ می باشد.
کیلور رنگ با بخار لوله ها در قسمت پائین خروجی ظرف دستگاه گرم می گردد.
ماشین رنگرزی هرمی شکل مشابه نیز حاوی الیاف انباشته شده بین یک انتهای سوراخ دار و سطح بالا است. در قسمت به جلو ؟؟ در ظرف محتوی الیاف و قسمت جزو بندی شده آن، کیلور رنگ از قسمت بالا به انتها چرخش می گردد در هر نوع ماشین جریان کیلور می تواند به طور مستقیم معکوس می گردد.
ترتیب گرم کردن کیلور رنگ باید طوری می باشد که بصورت یکسان دما را درکل ماشین توزیع نهاید، البته رسیدن به آن شکل خواهد بود. فشار بخار بالا در حد متوسط گرمای معمول است که از لوله های مارپیچی در انتهای ماشین می گذرد. لوله های مارپیچی امکان سطح بزرگی را می دهد و بنابراین گرمای موثر تغییر می کند، بنابراین اگر امکان آلودگی کیلور رنگ با فلزات سنگین از بویلر یا شبکه لوله گرفته می شود.
البته بهم پیوستن یک دریچه در خط بخاری لازم است. از لوله های مارپیچ همچنین برای خنک کردن کیلور رنگ با تنظیم مناسب دریچه های سوپاپ از بخار داخل شده از سوی بویلر به سمت آب سرد استفاده می شود.
با وجود این یک تغییر ناگهانی گرما به سرما می تواند فشار مکانیکی را به لوله ها و اتصالات وارد نماید و منجر به ترک گردد. از این رو در بعضی ماشین آلات قسمتهای خنک کننده گرم کننده مجزا هستند.
کیلور های رنگ با دمیدن بخار مستقیم به کیلور رنگ از لوله های ماپیچ سوراخ شده به درون مجزا گرم می شوند و به این ترتیب کیلور های رنگ به طور خیلی سریع شروع به گرم شدن می نمایند.
بهرحال امکان آلودگی در کیلور رنگ با یون فلزات سنگینی و افزودنیها در بخار تراکم کیلور رنگ و همچنین تغییر افزودنیها کیلور وجود دارد.
نوع دیگری از ماشین آلات بصورت جریان شعاعی است و الیاف در یک ظرف به قطر 150 سانتی متر نگهداری می گردد که دارای قسمتهای روزنه دار و یک ستون مرکزی روزنه دار می باشد و در آن الیاف بصورت تراکم شده در ظرف سطح بالا می باشند بطوریکه کیلور نمی تواند عبور نماید. کیلور از مرکز به خازج از ظرف حاوی الیافها جریان پیدا می نماید. زیرا چگالی بیشتری از نوع ماشینی که بزرگتر است از آنهایی که دارای شکل هرمی هستند و یا از نوع ظرف هرمی هستند.
با این وجود، بویژه در مورد پشم، الیاف آسیب دیده بزرگتر می گردند و از آنجائیکه درجه کیلور بیشتری مورد نیاز است، باعص می گردد الیافها تراکم گردند و به طور فیزیکی با سمت سطح مختل شده حرکت نمایند.
این شکل منجر به تسط WRonz سیستم می گردد که در جریان کیلور به طور مداوم کنترل می گردد و در یک درجه ای مناسب برای رسیدن به سطح رنگ رزی و به حداقل رساندن آسیب الیاف نگهداری می گردد.
نخ تابیده شده بصورت کلاف و یا دسته بندی شده رنگ می گردد، کلاف رنگرزی شده اغلب بصورت نخهایی نگهداری می شود که بصورت انباشته در طبیعت وجود دارند چرا کخه رنگرزی کلاف برای کاموای سبکتر استفاده می گردد. به عنوان نمونه، کلاف رنگرزی برای کاموای بافتنی - دستی ( پشم، نایلون، اکریل و غیره....) نخهای فرشی
( پشم، پنبه، نایلون، اکریل با غلظت بالا) و اکریل بالا برای ماشین بافندگی، رنگرزی انباشته شده برای بافت نخ تابیده( پشم، سلولز، اکریلی و پولی استر) ریسمان دوخت
( پولی متر یا هسته پولی استر، کتان) و نخهای اکریلی منظم برای ماشین بافتنی بکار می رود.
با وجود این موارد که نمونه های کمی هستند و شرایط اکنون به معنای آن نیست که اندازه به همان سبک است، به عنوان نمونه نخهای اکریلی با حجم بالا می تواند بصورت دسته بندی کاملاً رنگ گردند.
4- رنگرزی کلاف
این یک روش بسیار قدیمی شناخته شده در رنگرزی نخ تابیده شده است، علیرغم مزایای رنگرزی بسته های نخ و پیشرفت آن در ساخت ماشین آلات جدید، هنوز یک روش اصلی وجود دارد. این ماشین آلات رنگرزی کلافها مرتبط با ساخت ماده هستند و به راحتی کنترل می گردند و قابل اطمینان هستند. همچنین ملاحظه گردید که رنگرزی کلاف تولید بهتری حاصل می شود و مراقبت از آن (دستی یا غیر دستی) در انواع نخهای تابیده در مرحله رنگرزی به خوبی انجام می گیرد.
با اتوماسیون صحیح و دقیق کنترل شرایط رنگرزی در درجه بالای تولید دوباره امکان پذیر است.
قابلیت تولید این ماشین آلات خوب می باشد، اگر چه در تمام آنها در مواردی از نخ تابیده شده ای که می تواند در یک ظرف، رنگرزی گردد، کمتر از حد امکان با ماشین آلات رنگرزی دیگر شده است.
اغلب ماشین های رنگرزی سنتی کلافی از نوع هر سانگ( شکل 4-9) است که در آن کلافها بصورت معلق از ورقهای استیل ضد زنگ افقی متصل در کیلور رنگ می باشند.
کیلور رنگ با هر یک از لوله های بخار باز یا بسته در انتهای سطح روزنه دار قرار گرفته در ماشین گرم می گردد. معمولاً کیلور از سمت پائین به بالا در ماشین آلات جریان پیدا می کند و می تواند در صورت لزوم بازگشت نماید.
جریان به سمت بالا کیلور رنگ منجر به بالا رفتن کلافها از محل اتصال خواهد شد که باعث جلوگیری از مقاومت نخ تابیده شده می گردد و از نفوذ آن با سطح تماس جلوگیری می نماید.
با وجود این، کلافها تمایل به رویهم آمدن در سطح بالای ماشین را دارند که می تواند مانع از یکنواخت شدن جریان کیلور از بین الیافها گردد. یک دریچه جامد بصورت گیره مانند از سطح بالای ماشین در طی رنگرزی برای جلوگیری از به جریان یافتن کلافها تابیده شده است.
برای جلوگیری از حرکت کلافها، 2 اتصال ماشین برای کلافها در نظر گرفته شده و در هر یک از آنها در قسمت بالایی و انتهایی وجود دارد.
وجود این در چنین ماشین آلاتی برای ایجاد فضای اتصالات در فاصله بین کلافها ضروری است که مانع از توقف آنها می گردد. همچنین قابلیت انقباض ایجاد نمودن برای نخ ریسمان که با حجم بالا و قابلیت چروکی تا 25% را در زمان رنگرزی دارا است. اتصالات تا حد ویژه تنظیم می گردد، البته به طور معمول طول کلافها تولید شده در حلقه انتخاب شده متناسب ب اماشین است. معمولاً وزن کلافها به حدود 500گرم است و گرمای نواری شکل برای جلوگیری از درهم پیچیدن هر کدام از آنها به در ماشینی بسته می شود پیشرفتهای اخیر منجر به رنگرزی مدل بزرگ (جالیو) کلافها گردیده است که در بافت نخهای فرش کاربرد می دارد و صد 100کیلوگرم نخ تابیده در آنها می باشد. این چنین کلافهای بزرگی اغلب بصورت پیچیده شده در پارچه کسباف تولیدی از پولی متر برای جلوگیری از پیچیدن به دور کیلور در زمان رنگرزی وجود دارد.
مشکلات اصلی در کار با ماشین هر سانگ بالارفتن سطح اتصالات و مشکل رسیدن به یک قالب جریان کیلور رنگ از طی الیاف کلافها می باشد. در ماشین آلات مدرن اتصالات معمولاً V شکل هستند وجود روزنه ها باعث کاهش نشانه گذاری اتصالات می گردد.
تنظیم کلافها به طور دستی در محل اتصالات معمول است بنابراین شکل در قسمت محل قرار گیری کلاف در طی فرایند اتصال موجود می آید. چرخیدن اتصال ماشین آلات باعث بوجود آمدن حالت چرخیدن کلافها به هر اتصالات در طی عمل رنگرزی می گردد ولی این روش اکنون به ندرت انجام می گیرد.
نظریه دیگر برای به حداقل رساندن شکل نشان گذاری اتصال و بالارفتن توان ماشین است که کیلور رنگ به قسمت بالای کلافها و سپس به قسمت پائین و از بین آنها چرخش می کند.
یک تناسب تنظیم شده از کیلور رنگ مستقیماً از بالای اتصالات وجود دارد که باعث گردیده کلافها به سمت اتصالات بالا رود.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3003 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 74 |
چکیده:
ما در این نوشتار، گزارشی از روند ساخت امکانات مورد نظر برای بهبود کیفیت کلی دستگاه چله پیچی کارگاه بافندگی ارائه دادیم. در فصل اول مقدمه ای از تاریخچه نساجی نوشته شده و در فصل بعدی با عنوان ساخت مراحل طراحی و ساخت هر یک از موارد پیش بینی شده را نوشتیم. سعی شده تا مطالب به طور واضح و قابل فهم ارائه شود ولی بهترین حالت بررسی روند ساخت با مشاهده دستگاه است. موارد ساخت مکانیزم هماهنگ کننده شیب تامبورها و چگونگی پیشرفت آن به طور کامل توضیح داده شده است در فصل دوم اطلاعات لازم در مورد تغییر شیب و وسایل استفاده شده در ماشین توضیح داده شده است در آخر ضمائمی از چله پیچی و روند کار ارائه شده تا در کیفیت بهره برداری از ماشین چله پیچی تاثیر داشته باشد .
در نگاه کلی هدف از انجام این پروزه برای ما بدین شرح بوده است. امید که به آنها دست یافته باشیم:
1- بالابردن سطح کیفی وسایل آموزشی موجود در دانشگاه
2- امکان استفاده و بهره برداری دیگر دانشجویان از نتایج پروژه
3- سمت و سو دادن و ایجاد انگیزه در بقیه دانشجویان برای انجام پروژه های ساخت
4- ماندگاری پروژه
5- تغییر نگاه دانشجویان از ارجحیت دادن به مباحث صرفاً تئوری به کاربردی بودن فعالیتهای علمی
|
|||
فهرست مطالب
عنوان صفحه
|
چکیده فصل اول : مقدمه |
- 1 |
|
|
1-1 مقدمه |
2 |
|
|
1-2 قدمت نساجی در یزد |
4 |
|
|
1-3 چله پیچی |
5 |
|
|
1-4 ماشین چله پیچی امید |
6 |
|
|
فصل دوم : ساخت |
8 |
|
|
2-1 طراحی و ساخت قطعه مرکزی |
9 |
|
|
2-2 فرزکاری قطعه مرکزی |
10 |
|
|
2-3 تنظیم شیب به صورت دستی |
12 |
|
|
2-4 اهرم های شیب تامبور |
14 |
|
|
2-5 درآوردن شیار میلگرد |
15 |
|
|
2-6 بستهای نگه دارنده میلگرد |
16 |
|
|
2-7 حرکت قطعه مرکزی |
17 |
|
|
2-8 ساخت قطعه های راهنما |
18 |
|
|
2-9 برش پروفیلهای تامبور |
20 |
|
|
2-10 مرحله مونتاژ دستگاه |
21 |
|
|
نتایج پروژه |
23 |
|
|
فصل سوم: اشنایی با ماشین های چله پیچی موجود و معایب آن |
24 |
|
|
3-1 چله پیچی بخشی |
25 |
|
|
3-2 چله پیچی مستقیم |
29 |
|
|
3-3 عیوب چله پیچی |
31 |
|
|
3-3-1 تاب حلقه نخ در چله |
32 |
|
|
3-3-2 تفاله نخ در چله |
33 |
|
|
3-3-3 تو رفتگی در چله |
34 |
|
|
3-3-4 جفتی در چله |
35 |
|
|
3-3-5 چله شل پیچیده شده |
36 |
|
|
3-3-6 چله نامشخص |
37 |
|
|
3-3-7 رنگ بندی اشتباه در چله |
38 |
|
|
3-3-8 سرنخ کم یا زیاد در چله |
38 |
|
|
3-3-9 شل بودن یک طرف چله |
39 |
|
|
3-3-10 گره بد در چله |
42 |
|
|
3-3-11 نخ اشتباه در چله |
42 |
|
|
3-3-12 نخ پاره در چله |
43 |
|
|
3-3-13 نخ زیر و رو در چله |
44 |
|
|
3-3-14 نخ سفت در چله |
45 |
|
|
3-3-15 نخ شل در چله |
47 |
|
|
3-3-16 نخ گوریده در چله |
49 |
|
|
3-3-17 نقصان در قیطان تقسیم |
50 |
|
|
3-3-18 نقصان در قیطان چپ و راست |
50 |
|
|
3-4 عوامل محدود کننده نخ پارگی |
51 |
|
|
3-5 دستگاه های چله پیچی موجود در بازار |
52 |
|
|
3-5-1 ماشین BENNIMGER |
52 |
|
|
3-5-2 دستگاه چله پیچی مستقیم HACOBA |
56 |
|
|
3-5-3 ماشین چله پیچی بخشی TEXTIMA |
65 |
|
|
منابع و مآخذ |
69 |
|
|
فهرست اشکال |
||
عنوان صفحه
|
شکل 2-1 طراحی و ساخت قطعه مرکزی |
10 |
|
شکل 2-2 فرزکاری قطعه مرکزی |
11 |
|
شکل 2-3 الف تنظیم شیب به صورت دستی |
12 |
|
شکل 2-3 ب و ج تنظیم شیب به صورت دستی |
13 |
|
شکل 2-4 اهرم های شیب تامبور |
14 |
|
شکل 2-5 درآوردن شیار میلگرد |
15 |
|
شکل 2-6 الف و ب بست های نگه دارنده میلگرد |
16 |
|
شکل 2-7 حرکت قطعه مرکزی |
18 |
|
شکل 2-8 قطعه راهنما |
19 |
|
شکل 2-9 برش پروفیل های تامبور |
20 |
|
شکل 2-10 مونتاژ دستگاه |
22 |
|
شکل 3-1 نمایی از چند دستگاه چله کشی بخشی |
29 |
|
شکل 3-2 نمایی از دو دستگاه چله کشی مستقیم |
31 |
|
شکل 3-3 نمای کلی ماشین Benninger |
56 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فصل اول
1ـ 1. مقدمه :
نساجی درایران ازجمله صنایعی است که به صراحت نمی توان تاریخ قطعی پیدایش آنرا مشخص کرد.چه آنکه بشر از ابتدای زندگانی برروی کره زمین بعد از هوا وغذا،نیازبه پوششی برای مقابله با سرما وگرما را درخود احساس کرده وبه همین جهت نیزشاید منطقی ترین تصوراین باشد که قبل ازهرچیزبه فکرتهیه لباس افتاده وبا بهره گیری ازحداقل امکانات موجود وبه احتمال قوی با استفاده ازپوست حیواناتی که شکارمی کرده برای خود تن پوش تهیه نموده وطی گذشت زمان وبا تحولاتی که خواه ناخواه درزندگی اش پیش آمده به شیوههای تهیه پارچه پی برده واز به هم انداختن الیاف گیاهی یا حیوانی کوشیده تا به تن پوش خود حالتی اطمینان بخش تر و شیک تر بدهد.
نگاهی گذرا به تاریخچه نساجی ایران نیزموید این ادعاست چه آنکه وسایل بدست آمده ازغار کمربند (درحوالی شهر بهشهر)که متعلق به حدود 6000 سال قبل ازمیلاد مسیح است نشان دهنده آن است که مردم آن زمان از فن ریسندگی وتبدیل پشم به نخ اطلاع داشته اند.
با این وجود نخستین نشانه ای که از وجود پارچه وبافت آن درایران موجود می باشد متعلق به 4000 سال قبل ازمیلاد مسیح است که طی حفریات انجام شده در شوش بدست آمده است افسون براین یک میل مفرغی که توسط دکتراریک اشمیت طی حفاریهای تپه حصاردامغان کشف شده ومخصوص تابیدن نخ هایی نازک بوده می تواند دلیلی برپیشرفت صنعت بافندگی در3000سال قبل ازمیلاد مسیح باشد.کمااینکه اسناد دیگری نیزدردست است که نشان می دهد در2700تا 2500سال قبل ازمیلاد بافت پارچه های ظریف بطورکامل درایران متداول بوده ودر همین دوره بافت پارچه هایی باالیاف طلا ونقره نیزرواج داشته ازکتاب استر درتورات نیزچنین استفاده می شود که طی سالیان 550 تا330 پیش ازمیلاد بافت پرده های الوان ایران مرسوم ولباسهای سربازان وسپاهیان دارای طرحها ونقشه های مفصلی بوده است.
ازکتان،پارچه های ارغوانی و انواع پارچه نیز به کرات اسم برده شده است.ولی ازمنسوجات متعلق به سالهای یاد شده وحتی بعدازآن چیزی درایران بدست نیامده وفقط بعضی تکه های پارچه ابریشمی متعلق به سالهای 330-224 پیش ازمیلاد درسوریه کشف شده و نیزدر حفریات باستان شناسی منطقه لرکان(درمنتهی الیه شرق ایران) قطعاتی ازقلاب دوزی پیدا شده که احتمالا تعلق به همین دوره دارد.
مقادیری نیز پارچه های ابریشمی ازچین بدست آمده که دارای مشخصات پارچه های ایرانی است وبعید نیست درایران تولید و به چین صادر شده باشد.
درفاصله سالهای 241 تا 272 میلادی وپس از تصرف انطاکیه توسط ایرانیان گروهی از بافندگان به خوزستان آمدند وکارشناسان بعضی ازپارچه های ابریشمی کلیساهای اروپا وپارچه های ابریشمی بدست آمده درشیخ عباده واخمیم مصر در یادگارنساجی ایران درهمین دوره می دانند.
در صدر اسلام به دلیل قطع حمایت دربار ساسانی ازتولیدکنندگان،تغییر شیوه مصرف واز آنجا که بسیاری ازمسائل تحت الشعاع ظهوراسلام قرار گرفت بسیاری از کارگاههای صنعتی تعطیل شد ولی بعد ازمدت کوتاه کارگاههای نساجی مجددا در گوشه وکنار کشور شروع به کار کردند.
1ـ2. قدمت نساجی دریزد:
یزد استانی است تاریخی که بنیاد آن را به قبل ازظهوراسلام نسبت می دهند.وجود نامهای چون یزد(ایساتیس)،زارچ،اشکذر،مهریزومیبد موید قدمت و تاریخی بودن این استان است.کشاورزی دراین استان به علت کمی آب وخشکی هوا علی رغم کوشش فراوان ازرونق کافی برخوردار نیست وچنین است که اهالی این دیار ازقدیم الایام حرفه نساجی (شربافی)را پیشه کرده اند وامروزه درصد زیادی ازجمعیت این استان به این حرفه اشتغال دارند.
ازتولید انواع فراورده های دست باف و اشیاء مختلف دستی به مقتضای وضع خاص جغرافیایی منطقه یزد واستمداد وبرخورداراست اکنون با پیشرفت صنعت وماشینی شدن آن اغلب صنایع معمول نمی باشد.
هم اینک نیزاستان یزد یکی ازقطبهای مهم صنعتی کشور هم ازنظر نساجی و هم ازنظر دیگرصنایع محسوب می شود.
1ـ3. چله پیچی (warping):
منظور از چله پیچی عبارت است از پیچیدن تعداد معینی سر نخ با طول مشخص بصورت موازی بر روی نورد (اسنو) بافندگی.
اگر سیستم بافت پارچه تاری و پودی باشد بعضی یا تمام نخهای تار باید به یک شکل و در سطح موازی با هم قرار گیرند بنابر این نخها از روی بسته های خود باز شده و بر روی اسنو پیچیده می شوند لازم به ذکر است که نخها باید موازی وبا کشش یکسان روی اسنو پیچیده شوند.
قبل از اینکه نخ بر روی اسنو بافندگی پیچیده شود باید تعداد سر نخها مشخص شود که این کار از طریق فرمولهای مربوط به هر نوع چله کشی معلوم می گردد.
ابتدا می بایست مساله محل بسته ها و همچنین جایی که نخ از روی بسته ها باز می شود را در نظر گرفت. همچنین باید به خاطر سپرد که تعداد سر نخها در هر اسنو شامل صدها و حتی هزاران سر نخ می باشد، پس می بایست برای تغذیه هر سر نخ بر روی اسنو یک بوبین روی قفسه جای داد.
1ـ4. ماشین چله کشی امید:
این چله کشی نسبت به اقسام دیگر چله کشی های خارجی ساختمان سادهای دارد و ساخت اصفهان می باشد .
این چله کشی دارای قفسه 99 دوکی می باشد . این ماشین دارای قسمت پیچشی به نام تامبور با قطر خارجی 97 سانتی متر می باشد که در قسمت چپ آن صحفه های شیبدار نصب گردیده است و در واقع این ماشین مجهز به سیستم شیب متحرک می باشد . این ماشین مجهز به سیستم برگردان چله با شفت رزوه دار و دارای متراژ مکانیکی است .
فصل دوم
ساخت
2-1 طراحی و ساخت قطعه مرکزی :
به دلیل اهمیت تنظیم شیب در چله پیچی و خصوصا تنظیم هماهنگ کلیه شیب ها در ابتدای پروژه پس از بررسی و مطالعه و بازدید از دستگاههای مختلف تصمیم گرقتیم که طرحی ابتکاری را روی این دستگاه پیاده کنیم به همین منظور قطعه ای را از جنس چدن به علت استحکام زیاد را طراحی و ریخته گری کردیم که مشخصات ابعادی آن به صورت ذیل است .
قطر آن 22 سانتی متر و قطر نافی 10 سانتی متر و ارتفاع نافی از روی سطح قطعه 5 سانتی متر بود دراین مرحله باید سوراخی به قطر 2/50 میلیمتر در وسط نافی ایجاد می کردیم به همین منظور با استفاده از تراشکاری هم قطعه را ظریفتر و سبکتر کردیم و هم اینکه سوراخ مورد نظر را در آن به وجود آوردیم که شکل تمام شده آن بعد از تراشکاری در ذیل آمده است .
2-2 فرزکاری قطعه مرکزی :
در این مرحله برای اینکه شیب های ثابت را شیب متحرک تبدیل کنیم می بایست به تعداد شیب های روی دستگاه چله پیچی بر روی قطعه مرکزی به همان تعداد یعنی 12 عدد شیار روی قطعه ایجاد می کردیم به همین منظور پس از بررسی روش های متعدد و مشاوره و راهنمایی از کسانی که در این زمینه تخصص داشتند بهترین روش را روش فرزکاری به ما پیشنهاد دادند چون شیار هایی که ما بر روی محیط این دایره باید ایجاد می کردیم کاملا باید دقیق و یک اندازه و تقسیم شده روی محیط دایره باشد و دستگاه فرزکاری با صفحه تقسیمی که بر روی آن نصب بود قطعه مورد نظر را به 12 قسمت تقسیم و شیار ها را به ابعاد 10*30 به صورت مستطیل در روی محیط قطعه مرکزی ایجاد کردیم که شکل آن در ذیل آمده است
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 59 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 78 |
شرکت نقش ایران یا مولف موکت سابق در سال 1350 با هدف تولید انواع فرش ماشین، موکت نمدی و موکت تافتینگ بصورت شرکت با مسئولیت محدود تأسیس و در سال 1352 به بهره بردرای رسیده است و در تاریخ 20/11/1356 به شرکت سهامی خاص تغییر و در تاریخ 11/12/1356 تبدیل به شرکت سهامی عام شد و در سال 1370 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شد.
مطابق آمارهای موجود این شرکت تا قبل از 1370 از تولید کنندگان عمده موکت و فرش ماشینی در ایران بوده و درخواست 64 الی 67 بعنوان بزرگترین تولید کننده صنعت متعلق به این واحد بوده است. از سال 1370 به بعد به علت شروع به تولید واحدهای جدید که از تکنولوژیهای مدرن روز استفاده می کردند، همه ساله از بازار فروش این شرکت کاسته گردید به نحوی که عملاً در آستانه وقف قرار گرفت. از جمله علتهای عدم بازسازی این واحد قدیمی می توان به توان مالی اندک آن از یک طرف و سیاستهای وقت بخش صنعت اشاره نمود. چه از یک طرف این واحد در تمامی سنوات قبل از آزادسازی مکلف به عرضه فراوان کالا به نرخ مصوب گردیده بود و سهمیه ارزی متعلقه صرفاً میبایستی حرف خرید مواد اولیه می گردید. ضمن اینکه رعایت دقیق ضوابط قیمت گذاری و توزیع، عملاً مانع از ایجاد نقدینگی در این شرکت گردیده و در همین حال شرایط جهت واحدهای جدید الاحداث و بعضاً قدیمی کاملاً متفاوت بود.
در این بخش راجع به وضعیت حقوقی شرکت توضیح داده شود. (انتهای طرح)
در این بخش راجع به مشخصات کارخانه توضیح داده شود. (صفحه 2 طرح)
این گروه شامل 5 واحد تولید میباشد که هر کدام به تنهائی قادر به تولید یک محصول مستقل می باشند. واحدهای مذکور به شرح ذیل میباشند:
1- واحد ریسندگی الیاف PP ( پلی پروپیلن، در این واحد گرانول pp (pp Granules) به عنوان مواد اولیه مصرف می شود. معمولاً گرانول PP از بازار داخل و از ضایع پتروشیمی تهیه می شود و سپس توسط دستگاههای اکسترودر رسیده می شود و تبدیل به الیاف پلی پروپلین با طول های مختلف می گردد. این الیاف (Staple Fibers) به تنهائی قابلیت فروش در بازار را دارد و نیز قابلیت ریسندگی و تبدیل به نخ جهت مصارف فرش نیز دارد.
2- واحد ریسندگی نخ: دراین واحد الیاف پلی پروپیلن و یا اکریلیک و یا پنیه و پلی استر به عنوان مواد اولیه مصرف می شود. این واحد شامل دو بخش نازک و سیمی برای تولید نخهای ظریف و بخش کلفت ریسی برای تولید نخهای ضخیم می باشد. نخهای تولید قابلیت فروش بصورت مستقل را دارند و نیز می توانند به عنوان مواد اولیه تولید فرش بکار روند.سالن تلید مذکور بمساحت 6300 متر مربع و دارای 7500 متر مربع انبار می باشد. حداکثر تولید نخ این واحد در سال 1365 روزانه 6 تن بوده است. در حال حاضر حدود 125 نفر در این بخش فعالیت می کنند.
از مشکلات این بخش می توانبه پائین بودن کیفیت نخ های تولیدی بعلاوه غیر اقتصادی بودن تولید بعلت فرسودگی و غیرقابل بازسازی بودن ماشین های رینگ اشاره کرد. لذا شرکت در نظر دارد پس از اجرای طرح فعلی بازیافت نسبت به بازسازی این بخش نیز اقدام نماید. پس از بازسازی این واحد می توان نخ های 5/10 دولا و 4 دولا مرکب از PP و اکریلیک و پلی استر را براحتی تولید نمود..
3- واحد قالیبافی: این واحد در سال 1355 راه اندازی شده به تولید انواع فرش های ماشینی مشغول بوده است. فرش های با عرض حداکثر 3 متر در سایزهای مختلف و با تراکم 350 و 40 و 500 شانه از تولیدات این شرکت بوده است. حداکثر تولید این واحد در سال 71 بوده و مقدار آن 774 هزار مترمربع بوده است.
از مشکلات این بخش می توان به فرسودگی و قدیمی بودن ماشین آلات بافندگی فرش و همچنین کمبود قطعات یدکی به علت کمبود نقدینگی اشاره کرد. لذا طرح نوسازی این واحد نیز در دستور کار شرکت قرار دارد.
پرسنل موجود در این واحد 163 مستقر می باشند. سالن تولید این واحد بمساحت 9440 مترمربع می باشد و دارای 7500 متر مربع انبار می باشد. (در حال حاضر بخش مذکور غیر فعال می باشد)
4- واحد تولید موکت کبریتی: این واحد از سال 1354 در زمره تولید کنندگان عمده این محصول قرار گرفت و در سال 1360 حدود 2 میلیون متر مربع تولید و بفروش رساند. در ابتدا ماشین آلات موجود این واحد بصورت دست دوم خریداری شده اند و سال ساخت آنها به 1970 باز می گردد. عرض خط موجود 2 متر است. سالن تولید مذکور 3200 متر مربع بوده و دارای 7500 متر مربع انبار است. واحد فوق در حال حاضر 52 نفر پرسنل دارد. این واحد علاوه بر موکت نمدی با طرح کبریتی ( راه راه ) قادر است موکت های نمدی با طرحهای دیگر نیز تولید نماید اما با توجه به فرسودگی خط تولید امکان رقابت و تولید مرغوب وجود نداشته لذا برنامه بازسازی این واحد نیز در جریان کار شرکت قرار گرفته است.
5- واحد تولید موکت تافتینگ: این سالن دارای 4 دستگاه موکت بافی می باشد که دو دستگاه آن بصورت اسکرول و یک دستگاه بصورت کات پایل و دستگاه دیگر بصورت لوپ قادر به بافت می باشد. کشور سازنده آن انگلستان و کارخانه سازنده آنها SINGER می باشد. ظرفیت تولید هر دستگاه در هر ساعت یک رول معادل 250 متر مربع می باشد. مساحت سالن مذکور 36/3559 مترمربع و پرسنل فعلی آن 4 نفر می باشند.
می توان وضعیت تولیدی شرکت ها را در جدول ذیل خلاصه کرد.
«ارقام به هزار»
|
ردیف |
نام محصول |
واحد |
ظرفیت دستی |
میزان تولید طی سالهای مختلف |
توضیحات |
||||
|
1375 |
1376 |
1377 |
1378 |
1379 |
|||||
|
1 2 3 4 5 |
فرش ماشینی موکت تافتینگ موکت کبریتی ریسندگی الیاف سازی |
kg kg |
800 8000 1200 1650 600 |
6/234 3/60 494 7/456 2/413 |
3/263 9/38 254 6/275 5/256 |
5/195 4/19 275 2/177 5/191 |
2/85 4/47 6/168 6/93 - |
8/37 5/16 8/258 3/63 61/241 |
|
6- واحد تأسیسات و خدمات فنی: این بخش شامل قسمتهای مختلفی جهت سرویس دهی به تولید و پرسنل می باشد.
- تولید بخار جهت تهیه بخار مصرفی ماشین آلات و بخار تهویه ها و گرمایش سالنها
- تولید هوای فشرده جهت تولید هوای فشرده ماشین آلات
- گاز طبیعی: ایستگاه تقلیل فشار گاز و توزیع آن جهت مصرف در بخش های مختلف کارخانه
- آبرسانی: شامل چاه و سیستمهای انتقال آب به بخش های کارخانه
- کارگاه ماشین کاری : جهت ساخت قطعات مورد نیاز ماشین آلات
- برق رسانی: شامل پست برق و تجهیزات مربوط به توزیع برق
2-3) بررسی ماشین آلات فعلی شرکت.
در این بخش به ذکر ماشین آلات تولیدی هر بخش می پردازیم:
«جدول مشخصات ماشین آلات تولیدی واحد الیاف سازی»
|
ردیف |
نام ماشین |
شرکت سازنده |
کشور |
سال ساخت |
تعداد |
|
|
ریسندگی الیاف بریده |
COVEMA |
ایتالیا |
1976 |
یکسری |
«جدول مشخصات ماشین آلات تولیدی واحد نازک ریسی- ریسندگی»
جدول صفحه 2 طرح
«جدول مشخصات ماشین آلات تولیدی و احد کلفت زنی – ریسندگی»
جدول صفه 2 طرح
جدول مشخصات ماشین آلات تولیدی واحد فرش بافی»
جدول صفه 2 و 1 بخش دوم طرح
«جدول مشخصات ماشین آلات تولیدی واحد موکت نمدی کبریتی و طرح داد»
جدول صفه 2 بخش 3 طرح
« جدول مشخصات ماشین آلات تولیدی واحد موکت تافتینگ»
|
ردیف |
شرح ماشین |
شرکت سازنده |
کشور سازنده |
سال ساخت |
تعداد |
عرض کاری |
توضیحات |
|
1 2 3 |
دستگاه بافت موکت دستگاه تراش دستگاه لاتکس زنی |
Singer // // |
انگلیس // // |
1972 // // |
4 1 1 |
5 5 5 |
|
مساحت ساختمانهای تولیدی و ابنارهای واحدها بشرح ذیل می باشند.
|
ردیف |
شرح ساختمان |
مساحت)) |
ردیف |
شرح ساختمان |
مساحت)) |
|
1 2 3 4 5 6 |
سالن تولید قالیبافی سالن ریسندگی سالن موکت نمدی سالن موکت تافتینگ سالن دوردوزی انبار مواد اولیه |
36/9439 36/6303 36/3167 36/3559 56/1442 16/12092 |
7 8 |
انبار ضایعات، بخش فنی ملزومات و پخش انبار محصولات |
16/12092 4/6354 |
|
جمع سالهای تولیدی و انبار |
72/54450 |
||||
سایر بخش های فنی و تأسیساتی شامل کارگاه اتوماتیک، برق، نجاری، جوشکاری، اتاق پمپ و منبع هوائی بمساحت 1100 مترمربع می باشد.
تأسیسات شرکت شامل سیستم تولید هوای فشرده ، تولید بخار ، گازرسانی ، آبرسانی و تصفیه آب (آب نرم) سیستم برق رسانی و برق اضطراری می باشد. در اینجا به ذکر مشخصات این سیستم های می پردازیم .
کل ظرفیت تولید بخار کارخانه 29 تن در ساعت می باشد که توسط 4 دستگاه دیگ بخار قابل ارائه است.
«جدول مشخصات دیگ های بخار کارخانه»
|
ردیف |
شرح |
دیگ شماره1 |
دیگ شماره2 |
دیگ شماره3 |
دیگ شماره 4 |
واحد |
|
1 2 3 4
5 6 7 8
|
ظرفیت کشور سازنده شرکت سازنده
ظرفیت برچسب پوند حداکثر فشار کاری نوع سوخت مصرفی درجه حرارت بخار سال ساخت |
10 ایران ماشین سازی اراک 22500 150 گازوئیل-گاز 180 1363 |
8 ایران ماشین سازی اراک 18000 150 گازوئیل-گاز 180 1368 |
8 ایران ماشین سازی اراک 18000 150 گازوئیل-گاز 180 1367 |
3 انگلیس VYNCKE
700 150 گازوئیل-گاز 180 1975 |
تن
1bs/hr PSI
|
ظرفیت مصرف بخار کل کارخانه حداکثر 8 تن در روز می باشد که در مقایسه با ظرفیت کل 29 تن در روز 21 تن در روز ظرفیت خالی برای بخار موجود است.
انشعاب آب ورودی به کارخانه بصورت 2 انشعاب 2 اینچ می باشد که یکی از درب غربی و یکی از درب شرقی وارد کارخانه می شوند. مخازن نگهداری و ذخیره آب یکی ظرفیت 400 ( مخزن زمینی )و یکی به ظرفیت 100 ( منبع هوائی با ارتفاع 356 متر) است.
آب ورودی به کارخانه در یک مخزن بتونی پرپوشیده به ظرفیت 400 ذخیره و جمع می گردد. سپس توسط پمپ به یک مخزن100 در ارتفاع 5/3 اتمسفر قرار دارد.
در حال حاضر مصرف آب معمولی کارخانجات متغیر می باشد ولی هیچگونه شکلی از نظر تأمین آب در آینده وجود ندارد.
سیستم تولید هوای فشرده کل کارخانه شامل 3 دستگاه کمپرسور اطلس کوپکو می باشد (یکی مدل GA404 و دو تا مدل GA808). ظرفیت تولید هوای فشرده میباشد که در فشار حداکثر 8 بار قابل تولید است.
در حال حاضر مقدار هوای مورد استفاده در کارخانه 300 می باشد.
واحد تقلیل فشار گاز و ایستگاه ورودی گاز به کارخانه در بخش ورودی کارخانه قرار دارد و ظرفیت استفاده از این خط لوله گاز 15 پاوند در ساعت معادل می باشد.
در حال حاضر میزان استفاده از گاز می باشد.
برق اضطراری کارخانه از طریق دو دستگاه ژنراتور (دیزل) با ظرفیت KW250 ساخت کارخانه آمریکائی SELINGTON تأمین می گردد.
در حال حاضر دو دستگاه سیستم سختی گیر آب به ظرفیت هر یک 2000 لیتر در ساعت موجود می باشد. تنها مصرف آب نرم کارخانه در دیگ های بخار می باشد.
در حال حاضر اشتراک برق کارخانه KW2500 می باشد. در مجموع 4 پست برق برای 4 سالن تولیدی دایر شده است که ظرفیت ترانسفورماتور جهت تغذیه برق به هر سالن به شرح ذیل می باشد:
ترانسفورماتور برق سالن قالیبافی 630 KVA یک دستگاه
ترانسفورماتور برق سالن ریسندگی 1000 KVA دو دستگاه
ترانسفورماتور برق سالن موکت نمدی 1000 KVA یک دستگاه
ترانسفورماتور برق سالن موکت تافتینگ 1000 KVA یک دستگاه
در حال حاضر متوسط مصرف برق کارخانه حدود KW1000 در ساعت می باشد.
در انتهای این بخش به ذکر مشخصات و تعدد خودروهای صنعتی و سواری کارخانه می پردازیم.
«جدول مشخصات خودروهای صنعتی و سواری کارخانه»
|
ردیف |
نوع وسیله |
تعداد |
توضیحات |
|
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 |
لیفتراک هایستر لیفتراک سهند لیفتراک سهند لیفتراک سهند لیفتراک تویوتا تراکتور لیفتراک برقی موتور سیکلت پیکان آمبولانس مزدا آتش نشانی لندور آتش نشانی سیمرغ |
1 1 4 1 3 1 1 3 1 1 1 1
|
10 تنی- گازوئیلی 5/1 تنی- گازوئیل 3 تنی گازوئیلی – یک دستگاه غیرفعال 5 تنی گازوئیلی 5/1 تنی بنزینی – دو دستگاه غیرفعال ساخت رومانی- غیرفعال 1 تن – غیر فعال
بنز- 10 تنی |
در حال حاضر 428 نفر تحت پوشش بیمه شرکت می باشندکه از این تعداد 207 نفر در کارخانه حضور ندارند و تحت بیمه بیکاری بوده و 221 نفر در کارخانه مشغول به کار می باشند.
«جدول تعداد پرسنل موجود شرکت»
|
ردیف |
نام بخش |
تحت بیمه بیکاری |
شاغل |
ردیف |
نام بخش |
تحت بیمه بیکاری |
شاغل |
|
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 |
قالیبافی ریسندگی موکت بافی موکت نمدی صنعتی امور انبارها بازرسی انبارها امور مالی کارگزینی کارت ساعت انتظامات آتش نشانی دبیرخانه خدمات رستوران ترانسپورت |
90 14 3 7 17 12 2 4 1 1 9 5 1 6 8 - |
- 106 - 51 4 5 - 2 3 1 12 3 1 4 3 2 |
17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 |
اورژانس تلفنخانه امور حقوقی امور فروش تدارکات دفتر مدیریت تعاونی برق تأسیسات جوشکاری تراشکاری کانال سازی لیفتراک نجاری اتوماتیک مدیریت ساختمانی |
4 1 - - 1 - 2 4 2 - 3 1 5 1 3 - - |
1 1 1 1 - 1 - 4 5 1 2 1 2 - - 1 1 |
|
|
جمع کل |
207 |
219 |
علاوه بر پرسنل شاغل فوق 2 نفر مهندس مشاور نیز در مجموعه حضور دارند.
چارت پرسنلی فعل کارخانجات نیز به شرح صفحه بعد می باشد:
در این فصل ابتدا مختصری راجع به مشخصات الیاف پلی استر توضیح می دهیم. سپس به معرفی تعرفه گمرکی کالا، مصرف ایجاد طرح، شرح تولید، ماشین آلات تولیدی و در آخر پیش بینی زمانبندی اجرای پروژه می پردازیم.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 325 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
چکیده
نخ پلی استر با رنگ خمی ایندیگو رنگرزی شد و اثرات آن عملاً مورد آزمایش و بررسی قرار گرفت. رنگ های خمی که عموماً برای الیاف سلولزی استفاده می گردد ، می تواند برای رنگ کردن مواد پلی استریز استفاده شود، به ویژه از متمرکز می شویم بر روی خواص تثبیت رنگ از نظر؟؟؟ شتشو. در این کار تحقیقاتی ، شرایط مناسب رنگرزی مواد مطالعه قرار گرفت. علاوه بر این قابلیت شستشوی رنگ ایندیگو مقایسه شده با رنگ های دیسپرس که برای تعیین خواص ثبات رنگ استفاده شده بودند ، آنالیز HPLC نشان داد که وقتی زمان رنگرزی افزایش داده شد، تغییرات ساختاری ایندیگو روی کاهش قدرت رنگ مواد رنگ شده تأثیر گذار بود. از روی مقایسه سیستم ایندیگوی دیسپرس و سیستم لوکو ، متوجه شدیم که سیستم ایندیگو دیسپرس تأثیر اندکی در جذب رنگ دارد.
1- مقدمه
رنگ های متداول مورد استفاده برای الیاف صنعتی مانند پلی استر و پلی آمید ، به صورت رنگ های دیسپرس و اسیدی برای رنگ کردن الیاف فوق استفاده گردید. کاربرد نامبرده و در واقع تمامی انواع رنگ ها برای الیاف مربوط می شود به واکنش رفت و برگشتی بین جسم و مولکول رنگ. در این مقاله توجه شده است به رنگرزی الیاف با رنگ خمی ایندیگو برای نخ های پلی استر.
با آنکه الیاف یا نخ های پلی استر با استفاده از رنگ های دیسپرس رنگ می شوند و مطالعاتی نیز در زمینه خواص جذب کامل رنگ توسط الیاف انجام شده است، توجه چندانی به کاربرد رنگ های خمی برای رنگ کردن الیاف پلی استر صورت نگرفته است. از لحاظ خواص ثبات ، به ویژه در برابر شستشو ، ثبات در حد قابل قبولی با استفاده از رنگ های دیسپرس وجود ندارد که این امر به علت احیاء و انتقال رنگ می باشد. در این مطالعه رنگرزی (1) رنگ خمی ممکن است ثبات لازم را فراهم کند و روش جایگزین مناسبی باشد برای رنگ های دیسپرس.
به طور کلی ، رنگرزی توسط رنگ های خمی ثبات در برابر شستشو را افزایش می دهد. خاصیت نامحلول بودن رنگ های خمی می تواند ثبات در برابر شستشو را بهتر بنماید. در این مقاله به بررسی یکی از مهمترین رنگ های خمی برای رنگ کردن پلی استر و خواص رنگ کردن آن پرداخته ایم.
بنابراین ، این مقاله خواص رنگرزی پارچه با رنگ ایندیگو را مورد توجه قرار داده است علاوه بر این ، آنالیز H P L C مشتقات ایندیگو که از نمونه های رنگ شده توسط ایندیگو استحصال شده است مورد بررسی قرار گرفته است تا تغییرات طیف جذبی آن تعیین شود. مطالعات نشان داد که رنگرزی کامل و مطلوبی توسط ایندیگو انجام شده و رنگ ایندیگو درون الیاف خوب نفوذ کرده است و این امر توسط عکس های گرفته شده از برش عرضی الیاف پلی استر تأیید شد. در این مقاله ، شرایط رنگ کردن ایندیگو حرارت و زمان و ثبات در برابر شستشو مربوط به الیاف پلی استر و نتایج حاصله مورد بررسی قرار گرفته است.
2- کارهای آزمایشی
1-2- مواد مصرف شده
از الیاف پلی استر با مشخصات مختلف برای این آزمایش استفاده شد. رنگ ایندیگو به کار رفته در این آزمایش از شرکت شیمیایی آلدریچ خریداری شد و دی اکسید تیواوره برای احیاء کردن نیز از شرکت فوق خریداری شد. برای زودون رنگینه های سطحی یک نمونه تجاری از سر طح فعال غیر یونی استفاده گردید و سایر مواد شیمیایی استفاده شده همگی معرف های با خلوص آزمایشگاهی بودند.
2-2- عملیات رنگرزی
پارچه پلی استر در ظروف استیل سربسته آزمایشگاهی با ظرفیت 120 سانتی متر مکعب و ماشین رنگرزی آزمایشگاهی رنگ شد. نمونه ها در یک حمام رنگ 40 درجه سانتی گراد و نسبت 20 به 1 قرار داده شدند. بعد از 10 دقیقه حرارت تا 70 درجه افزایش داده شد و در این حرارت تهیه ماده اولیه ایندیگو برای مدت 30 دقیقه ادامه یافت و بعد نمونه پلی استر اضافه شد و حرارت تا حد 130-90 درجه سانتی گراد بالا برده شد. در پایان رنگرزی ، نمونه های رنگ شده بیرون آورده شدند و پس از شستشو با آب شیر در هوا اکسید گردیدند.
3-2- احیاء رنگ
در پایان عمل اکسید کردن ، نمونه ها احیاء و پاک شدند و رنگ سطح الیاف رنگ شده برطرف و پاک شدند. نمونه های رنگ شده با استفاده از محلول زیر شسته شدند:
Na2S2OH یک گرم در لیتر ؛- Na2CO3 2 گرم در لیتر و یک سرفکتانت غیریونی 2 گرم در لیتر برای مدت 20 دقیقه و در دمای 60 درجه شتشو داده شدند.
4-2- تهیه بخش اسید لوکویابی رنگ
تهیه ماده بی رنگ ایندیگو در 40 درجه شروع شد و 2 گرم کربنات سدیم در لیتر و 5 گرم در لیتر دی اکسید تیواوره مورد استفاده قرار گرفت. حرارت به 70 درجه رسانده شد و برای مدت 30 دقیقه ادامه داده شد. پس از کامل شدن ، محلول حمام تغییر رنگ داد و رنگ زرد لیوئی ایجاد گردید. در این موقع دیسپرس کننده غیریونی به محلول اضافه و به طور دائم محلول به هم زده می شد و اسید فورمیک برای تنظیم PH اضافه شد و شکل ایندیگوی بی رنگ اسیدی به وجود آمد که به صورت دیسپرس در آمده بود.
5-2- اندازه گیری رنگ
مشخصات کالری متری مواد رنگ شده ایندیگو با استفاده از دستگاه اسیپکتر و فتومتر متصل به یک کامیپیوتر تعیین گردید. اندازه گیری با یک قطعه نوری که از اسپیکولار آن جدا شده بود و ماوراء بنفش آن اضافه شده و، با استفاده از ایلومینانت 65D و 010 استاندارد. هر پارچه یکبار دولا شده بود به طوریکه ضخامت 2 تائی داشته باشد و به طور متوسط 5 بار در هر نوبت قرائت می شد.
6-2- آنالیز H P L C
از دستگاه H P L C برای آنالیز تغییرات ایندیگو در درون نمونه رنگ شده استفاده گردید. برای بررسی مشتقات ایندیگو با استفاده از دی متیل فرمانید برای استحصال اقدام گردید تا بدین وسیله مشتقات ایندیگو از نمونه های رنگ شده در 90 درجه و 30 دقیقه استحصال گردید. اکلیپس H P ؛ C-B D X 18 (mm150×6/4 ، 5/3 m) مورد استفاده قرار گرفت و از محلول آب و متانول به نسبت 90 به 10 به عنوان یک فاز متحرک استفاده گردید. میزان جریان 5/0 میلی لیتر در دقیقه بود.
7-2- تهیه رنگ دیسپرس با استفاده از سیستم ماشینی رنگ
رنگ دیسپرس همان استحکام رنگ ایندیگو را دارا می باشد با سیستم رنگ ماشینی برای مقایسه خواص ثبات در برابر شستشوی هر دو نمونه رنگ استفاده گردید. رنگرزی با رنگ های دیسپرس با استفاده از رنگ های زیر صورت گرفت:
رنگ دیسپرس CI 54 ، دیسپرس قرمز CI 167 و دیسپرس آبی CI79.
8-2- ثبات رنگ
ثبات رنگ در برابر شستشو با استفاده از روش ایزو 105 انجام شد. نوار پارچه چند شاخه SDC یک ماده ای بود که مورد استفاده قرار گرفت و نمونه ها 5 نوبت پی در پی شسته شدند.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1729 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 48 |
فصل اول : تکنولوژی اندازه گیری زیردست پارچه
وضعیت کنونی و ظرفیتهای بالقوۀ آینده
چکیده :
توسعۀ روزافزون منسوجات و صنایع بافندگی به کاربرد موفقیت آمیز روشهای معتبر عینی برای تعیین مشخصات ، پیش بینی و کنترل کیفیت عملکرد پارچه ها وابسته است . در دهۀ گذشته نمونه های متعددی از طرح و توسعۀ پارچه همراه با تولید و کنترل کیفیت فرآیند منسوجات و تهیۀ پارچه بصورت تکنولوژی اندازه گیری عینی کیفیت پارچه شاهد بوده ایم . خصوصیات کیفی و میزان کارایی و عملکرد پارچه ها به تنش مکانیکی پائین و خواص ابعاد و سطح آنها وابسته است . خطاهای آزمایشی مربوط به اندازه گیری این خواص خیلی کمتر از خطاهای ظاهری مربوط به کیفیت پارچه می باشد ، به ویژه اندازه گیریهایی که توسط افراد انجام می شود.
ما می توانیم مفهوم اندازه گیری عینی پارچه را جهت تعیین کیفیت پارچه ، قابلیت تهیه لباس و دوام آن به صورت یک امر ضروری و پارامترهای قابل اندازه گیری توسط دستگاههای آزمایشی تعریف کنیم . بنابراین تکنولوژی اندازه گیری عینی پارچه نشانۀ بارزی از کیفیت پارچه و قابلیت استفاده آن برای لباس و دوام آن می باشد و این نشان می دهد که دو پارچه هیچ وقت کاملاً شبیه هم نیستند و از لحاظ خصوصیات با یکدیگر فرق دارند . تکنولوژی اندازه گیری خصوصیات عینی پارچه عامل مهمی برای روشهای علمی و مهندسی تعیین خصوصیات پارچه و طرح و فرآیند کنترل آن می باشد . مهمترین نتیجۀ استفاده از تکنولوژی اندازه گیری خصوصیات عینی پارچه ، ایجاد و توسعه رابطه بین بخشهای مختلف صنایع نساجی و پوشاک و گروههای تحقیق و توسعه با سایر بخشهای صنایع می باشد. برای مثال تولیدکنندگان پارچه ، فروشندگان ، بازرگانان و سازندگان ماشین آلات که به نحوی در ارتباط با پارچه و منسوجات هستند .
مقدمه :
صنایع نساجی و پوشاک همواره به صورت سنتی ارزیابی ظاهری از کیفیت پارچه انجام می داده اند که صرفاً برپایۀ قضاوت فردی بوده است. نشان داده شده است که با وجود اینکه قضاوتهای هر کشور دربارۀ خصوصیات زیردست پارچه یک ایده و طرز تفکر مشترکی می باشد ، امکان اینکه قضاوت فردی بتواند کیفیت یک پارچۀ ویژه را ارزیابی کند وجود ندارد و چنین قضاوتی اشتباهات زیادی را در بر خواهد داشت . با این حال چنین وضعیتی ( قضاوت فردی ) در بیشتر فعالیتها و معاملات صنعتی و تجاری زیاد به چشم می خورد و شرایطی پیش می آید که افراد مجبور هستند در مورد کیفیت پارچه به قضاوت سطحی و ظاهری متکی باشند .
نظریه و طرز تفکر پیچیدۀ قضاوت در مورد زیردست پارچه می تواند به صورت واکنش بین خصوصیات کیفی سادۀ پارچه مانند نرمی و صافی ، براقیت ، استحکام ، پُری و پیچیدگی ( تجعد ) آنالیز گردد .
یک لیست از واژه های توصیفی برای کیفیت پارچه از زبان ژاپنی ترجمه شده است که عبارات اولیه ای در مورد بیان ویژگی های پارچه می باشد در جدول 1 آمده است و همچنین خصوصیات دوقطبی پارچه که به کمیتۀ اجرائی اندازه گیری عینی پارچه پشمی در استرالیا مربوط است در جدول 2 ارائه شده است .
جدول 1 – واژه های توصیف کنندۀ پارچه ( ترجمه شده از عبارات اولیۀ ژاپنی )
محکم بودن
براقیت
پُری
مجعد شدن
سختی
جدول 2- خصوصیات دوقطبی پارچه ( کمیته اندازه گیری یا سنجش عینی پارچۀ پشمی استرالیائی )
قابل کش آمدن – غیرقابل کش آمدن
انعطاف پذیر – شُل و غیرقابل انعطاف
محکم – نرم و تغییر پذیر
ضخیم – نازک
صاف – زبر
گرم – سرد
کیفیت و مشخصات کاری و عملکرد پارچه به خصوصیات تنش مکانیکی پائین و خواص سطحی و غیر ابعادی آن مربوط است که در جدول 3 همراه با نیروی کششی ، پارگی ، خمش ، فشردگی ، اصطکاک سطحی و حالت کش آمدگی بیان شده است .
جدول 3 – خصوصیات تنش مکانیکی پائین ، سطحی و ابعادی پارچه
کشش
برش
خمش
فشردگی جانبی
فشردگی در سطح/ پیچش
اصطکاک سطحی/ زبری
انبساط رطوبتی
رهایی از آبرفتگی
ویژگی های خاص
- دقت اندازه گیری خیلی بیشتر از ارزیابی ظاهری کیفیت پارچه می باشد .
- روش های موجود اندازه گیری تثبیت شده
- به راحتی قابل ذخیره سازی در کامپیوتر است
- ارتباط با بخش صنایع نسبتاً ساده تر است
- می تواند پایه و اساسی باشد برای
- نوآوری در محصول
- تضمین کیفیت
- کنترل کیفیت
در ساخت پارچه و منسوجات
اصول و روشهای اندازه گیری خواص مکانیکی پارچه بصورت منطقی قابل انجام است . اطلاعات در این زمینه می تواند به مانند زبان کیفیت باشد که به راحتی توسط صنایع نساجی و پوشاک قابل درک باشد و نیز می تواند به ایجاد استانداردهای کیفی عینی بر اساس اصول مهندسی و علمی مدرن کمک نماید .
مفهوم اندازه گیری عینی پارچه
در اینجا برای اندازه گیری عینی پارچه ، یکسری از پارامترهای قابل اندازه گیری سودمند را بیان می کنیم که توسط آن کیفیت پارچه ، قابلیت دوزندگی ( دوخت و دوز ) و رفتار ( عملکرد ) پارچه مشخص می شود . در این روش ، تکنولوژی اندازه گیری عینی پارچه ، شاخصهایی همانند اثر انگشت از کیفیت پارچه ، قابلیت دوزندگی و رفتار ( عملکرد ) پارچه مشخص می کند که این امر نشان می دهد که بطور کلی هر دو نمونه پارچه حداقل در تعدادی از خصوصیات قابل اندازه گیری عینی با هم تفاوت دارند .
تکنولوژی اندازه گیری عینی پارچه ، راهکاری برای اصول علمی و مهندسی مورد استفاده در موارد زیر پیش بینی می کند :
1- بهینه سازی خواص پارچه برای طراحی و تولید پارچه های جدید با کیفیت دلخواه و مناسب برای مصرف خاص .
2- توسعه در روشهای نوین تکمیل ، مواد تکمیلی و ماشین آلات تکمیل برای مواد نساجی .
3- کنترل بر عملیات تکمیل و باز تکمیل پارچه به منظور دسترسی به خواص مکانیکی ، سطحی و ابعادی موردنظر .
4- ویژگی های پارچه و عملیات کنترل تولید پارچه .
5- روند کلی پیشرفت پارچه از مادۀ خام تا پوشاک دوخته شده .
مهمترین نتیجۀ تکنولوژی اندازه گیری عینی پارچه ، ارتقاء و پیشرفت ارتباط تکنولوژیکی بین عوامل مختلف صنایع نساجی و پوشاک ، کارمندان بخش توسعه و تحقیق و بطور کل تمامی دست اندر کاران صنایع وابسته به تولید الیاف ، منسوجات و پوشاک ( نظیر تولید کنندگان الیاف ، خرده فروشان و تجار ) می شود . ( صنایعی که به نوعی با الیاف ، منسوجات و پوشاک سروکار دارند ) .
مکانیک پوشاک
پیشرفتهای قابل توجهی در مطالعۀ مکانیک پوشاک صورت گرفته است ، مثلاً در روابط بین خواص مکانیکی – فیزیکی پارچه و عملیات برش ، دوزندگی و اتو کشی که در تولید پوشاک به کار می رود ، پیشرفت چشمگیری حاصل شده است . برای مثال در شکل 1 تصویری از الگوی سرشانه و قسمت بالای آستین کُت مردانه نشان داده شده است . کوک هایی با انحنای دوگانه و بزرگ ( سه بُعدی ) در این قسمت از کُت باید مورد استفاده قرار گیرد که شامل درجۀ بالایی از تغذیۀ اضافی ( over feed ) پارچه در جهت اُریب ( تقریباً 45 درجه نسبت به تار و پود ) است . ( منظور از تغذیۀ اضافی ، مقدری از پارچه است که در هنگام دوخت و دوز به داخل می رود ) . مقدار رایج تغذیۀ اضافی پارچه برای این کار توسط کوک های توضیح داده شده در شکل 1 ، در جدول 4 برای کُت های مردانۀ دوخته شده در ژاپن و در جدول 5 برای کُت های دوخته شده در استرالیا آورده شده است .
جدول 4 – مقادیر رایج تغذیۀ اضافی ( over feed ) برای کُت مردانۀ دوخته شده در ژاپن
محل ( موقعیت ) زاویۀ اُریب تغذیۀ اضافی ( over feed ) ( % )
شانه : جلو/ پشت (1و2) جلو 75 / 5/8
پشت70
بالای آستین/ شانه :
جلو (2و3) 20 /57 5/16
عقب (2و9) 0 /52 11
آستین/ شانه (3و4) 4 /20 4
زاویۀ اُریب ، زاویۀ خطی است که نقاط معرفی شده در شکل را در جهت تار منسوج به هم وصل می کند .
جدول 5 – مقادیر رایج تغذیۀ اضافی ( over feed ) برای کُت مردانۀ دوخته شده در استرالیا
محل ( موقعیت ) زاویۀ اُریب Overfeed ازدیاد طول اندازه گیری شده
( % ) بر روی کُت دوخته شده ( % )
Overfeed Underfeed
شانه : جلو/ پشت (1و2) جلو 65 / 1/6 8/2 5/3-
پشت73
بالای آستین/ شانه :
جلو (2و3) 27 /46 5/6 2/5 4/1-
عقب (2و9) 5 /54 8/11 5/9 7/2-
آستین/ شانه (3و4) 5 /21 1/1 1/1 0
زاویۀ اُریب ، زاویۀ خطی است که نقاط معرفی شده در شکل را در جهت تار منسوج به هم وصل می کند .
شکل 1 : دیاگرام شماتیک از الگوی کُت مردانه که کوک های شمارش شده در جداول 1 و 2 را نشان می دهد .
از مقادیر بدست آمده می توان نتیجه گرفت که مقدار overfeed بیشتر از 15 درصد در دوزندگی معمول نیست . علاوه بر این ، این مطلب ثابت شده است که تغییرات شکل ناشی از برش در محل برش خورده بر روی کوک های با انحنای دوگانه ای که زاویۀ آنها بیش از 10 درجه و یا گاهی بیشتر از 15 درجه است ، اثر می گذارد .
بطور کلی امروزه این امر پذیرفته شده است که خواص کششی ، برشی ، خمشی و ازدیاد طول پارچه به طور قطع نقطه نظری برای خواص پارچه آرایی یا دوزندگی پارچه است . مقدار بهینه ای از ترکیب این خصوصیات مکانیکی پارچه باعث شده است تا پارچه های پشمی به صورت رضایتبخش و دلخواه مورد دوخت قرار گرفته و تبدیل به پوشاکی با کیفیت بسیار خوب ، بدون کوچکترین چروک و جمع شدگی ، پلیسه ( کیس ) و یا هرگونه ظاهر ناخوشایند دیگری در محل کوک خورده شود . این مطالعه بر روی مکانیک پوشاک روز به روز در حال توسعه است تا جایی که درجۀ اتوماسیون را در تولید پوشاک بالا برده است . اگرچه این روند به طور قطع در طی دهه ها رشد پیدا می کند . به منظور کنترل موفقیت آمیز خواص سطحی و مکانیکی پارچه ، بایستی در طی فرآیند تولید پارچه ، برخی اندازه گیری ها و یا دستگاههای حس کننده با سیستم های اتوماسیون در ارتباط باشد .
آزمایشات مکانیکی پارچه
رایج ترین روش برای اندازه گیری خصوصیات مکانیکی پارچه ، استفاده از نتایج یک سیکل کامل ( نمودار هیسترسیس ) تغییر شکل – بازگشت برای پارچه است که نتایج بدست آمده از خصوصیات نهایی کششی و فشاری در شکل 2 و خصوصیات برشی پارچه در شکل 3 نشان داده شده است . در تمامی این موارد ، سیکل تغییر شکل – بازگشت به حالت اولیه توسط مقدار مشخصی از تلفات انرژی یا پدیدۀ هیسترسیس اتفاق می افتد که در گراف ها نشان داده شده است .
شکل 2 – یک نمونۀ بارز از منحنی تغییر شکل – بازگشت به حالت اولیه برای کشیدگی پارچه یا جمع شدگی اولیه که ناحیۀ هاشور خورده ، مقدار تلفات انرژی در طی یک سیکل کامل تغییر شکل – بازگشت به حالت اولیه را نشان می دهد .
از دیدگاه تکنولوژی ، همان گونه که اندازه گیری رفتار تغییر شکل – بازگشت به حالت اولیه برای دستگاه KESF به کار برده می شود ، اندازه گیری عینی پارچه نیز توسط دستگاههای FAST صورت می گیرد ، که اندازه گیری مقادیر یک نقطۀ واحد بر روی منحنی تغییر شکل اساس دستگاههای FAST را تشکیل می دهد .
منحنی های هیسترسیس برش در شکل 3 نشان داده شده است . همانطور که در شکل می توان دید ، عملیات تکمیل پارچه بر روی خواص مکانیکی پشم تأثیر قابل توجهی می گذارد .
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 383 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
چکیده
در این مقاله تاثیر پارامترهای جنس نخ روی دینامیک و پایداری شرایط کاری در سیستم تابیدن و پیچش ماشین ریسندگی رینگ در طی پیچش بسته نخ به حالت پودی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.یک برنامه کامپیوتری پدیده دینامیکی را در طی فرآیند ریسندگی شبیه سازی کرده است که مبنای این تجزیه و تحلیل می باشد.تغییرات کشش و شکل بالون که به نوع نخ بستگی دارد از طریق چگالی خطی الیاف تعیین می شود.همچنین مدول سختی اولیه نخ و ضریب اصطکاک آن مورد آزمایش و بررسی قرار گرفته است.
لغات مهم :
ماشین ریسندگی رینگ ، سیستم تابیدن- پیچش، پدیده دینامیکی ، شبیه سازی نخ ،چگالی الیاف نخ،مدول سختی اولیه ، ضریب اصطکاک.
مقدمه
با وجود توسعه روشهای جدید ریسندگی تولید سنتی نخ با استفاده از ماشین ریسندگی رینگ هنوز انجام می شود.یکی از دلایل این است که ماشین ریسندگی رینگ نخ را در یک محدوده وسیعتر از چگالی خطی در مقایسه با روشهای دیگر ریسندگی تولید می کند.با توجه به مزایای نخ ریسیده شده کلاسیک ،توسعه شرایط کاری و افزایش سطح کارایی هدف ثابت و همیشگی تولید کنندگان نخ می باشد و این با بهینه سازی شرایط کاری در سیستم های تابیدن و پیچش آمیخته می شود.افزایش سرعت دوک یکی از روشهای ممکن روی افزایش کارایی ماشین رینگ می باشد.با این وجود،افزایش کشش نخ در نهایت منجر به پارگی در یک سطح استاندارد می شود که از نتایج این پدیده می باشدو باید از آن جلوگیری کرد و مزیت خاصی ندارد.تعداد نخ پارگی های نخ با کاهش کشش نخ در طی فرایند ریسندگی کاهش می یابد.آگاهی کامل از شرایط کاری تاثیر پارامترهای نخ ودستیابی به اطلاعات مر بوط به تاثیر انها و عوامل موثر روی دینامیک سیستم تاب و پیچش بسیار مشکل است. در این صورت با داشتن این سطح علمی و روشها موثرترین روش برای جمع آوری اطلاعات مربوط به دینامیک سیستم استفاده از مدلهای ریاضی می باشد. یک برنامه کامپوتری شبیه سازی در بخش "تکنولوژی و ساختار نخها" طراحی شد و تاثیر عوامل ویژه روی دینامیک سیستم به عواملی که در یک روش رایج و جداگانه عمل می کنند مورد مشاهده و بررسی قرار گرفت.هدف اصلی این کار که بررسی تاثیر ویژگیهای نخ روی شدت پدیده دینامیکی سیستم تاب و پیچش در ماشین ریسندگی رینگ است که با ارزیابی وابستگی بین پارامتر های تشکیل دهنده نخ و دینامیک سیستم ارتباط دارد.ار طرفی یک تجزیه و تحلیل کامل انجام شد و در طی آن تاثیر جداگانه ویژگیهای ظاهری نخ روی روش پدیده دینامیکی سیستم آشکار شد . آخرین مرحله بررسی به تاثیر رایج عوامل ذکر شده روی دینامیک سیستم مربوط می شود و به نتایج ذکر شده در این مقاله منتهی می شود.هدف از این مقاله ،تحقیق و جمع آوری اطلاعات مربوط به تاثیر نخ روی سیستم تاب و پیچش ریسندگی رینگ می باشد.
ریسندگی رینگ با ویژگیهای زیر مشخص میشود:
چگالی مواد-مدول سختی الاستیسیته-ضریب اصطکاک نخ
-برنامه ازمایشی و شرایط آزمایشات شبیه سازی:
تحقیقات انجام شده در این مقاله شامل تجزیه و تحلیل تاثیر الیاف نخ و ویژگیهای ظاهری آن روی دینامیک سیستم، در طی فرآیند ریسندگی است و شرایط فنی آن از طریق عملکرد زیر بررسی می شود:
عملکرد درست و کامل یک سیستم تابیدن و پیچش که در آن فقط تنشهای پایه ظاهر می شود یعنی تنشهایی که ناشی از هندسه خط ریسندگی است. عملکرد سیستم تابیدن و پیچش به طور ناقص کار می کند که درآن بهم خوردگی نخ دارای یک مشخصه جبری و تصادفی است.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 61 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
1-1-تغییر شکلهای پیچیده پارچه و معرفی پدیده برش
پارچه های نساجی در هنگام استفاده و کاربردهای عملی ، تحت یکسری تغییرشکلهای پیچیده قرار می گیرند که این تغییر شکلها افت پارچه ( Drape) ، زیر دست پارچه (Handle ) ، چروک شدن (Winkle ) یا تا خوردگی (Crease) و دیگر اثراتی که مرتبط با زیبایی پارچه است می باشد واضح است که مصرف کنندگان پارچه ها ، بازرگانان و یا تولید کنندگان منسوجات ، این سری از کیفیتهای پارچه را بصورت ذهنی و با تجربه عملی ارزیابی می کنند اما اگر یک کارشناس نساجی بخواهد خصوصیات فیزیکی – مکانیکی و کیفیتی پارچه را مورد مطالعه قرار دهد می بایست این تغییر شکلهای پیچیده را بطور عملی بررسی نماید در واقع مطالعه مکانیک ساختمانی پارچه ، تمامی این موارد را در بر می گیرد ]1[
یکی از خصوصیات بارز و مهم منسوجات ، خصوصیات خمش پذیری و انعطاف آنها در مقایسه با دیگر مواد در جهان پیرامون می باشد این خصوصیت ویژه پارچه ، ناشی از مواد تشکیل دهنده آن ، یعنی الیاف می باشد بطوریکه وقتی پارچه خم می شود ، الیاف می توانند در کنار هم حرکتی نسبی داشته باشند این حرکت نسبی می تواند بین تک تک الیاف مجاور و یا بین دسته های الیاف مجاور (نخ ) رخ دهد در واقع پارچه – پارچه ای که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته است تاری پودی است – می تواند تحت یک انحناء خم شود ؛ ولی اگر تحت دو انحناء یا بیشتر خم شود پدیده برش (Shear) ، رخ می دهد پس بطور کلی می توان این پدیده را بدین صورت توضیح داد برش ، تغییر زاویه بین نخهای متقاطع است و همچنین به عنوان نتیجه خمش و تابیده شدن نخهای بین نقاط تقاطع نیز تعریف می شود ]4[
برای مطالعه مکانیک تغییر شکلهای پیچیده لازم است ابتدا مطالعات آزمایشگاهی و تئوریهای تغییر شکل مورد توجه قرار گیرند سپس این تغییر شکلها را به شکلهای ساده تر تبدیل نمود و در نهایت مبانی علمی رفتار پارچه تحت تغییر شکلهای ساده بکار گرفته شود ]1[
مکانیسم برش پارچه ، بر خصوصیات دیگر تغییر شکلهای پارچه مثل افتایش ، خم پذیری و انعطاف و کیفیت زیر دست پارچه تأثیر گذار است این نوع تغییر شکل بر خصوصیات فیزیکی – مکانیکی عملیاتی مثل کشش و خمش که در جهتهای تار ، پود یا دیگر جهات فرعی پارچه کاملا ً غیر یکسان هستند نیز تأثیر گذار است کلا ً مصارفی که در حین استفاده از پارچه ، تنش در دو محور یا چند محور دخیل هستند یا مصارفی که تنش در حین استفاده بیشتر از حالت عادی تنش وارده به پوشاک است خصوصیت برشی تأثیر گذار است و بنابراین قابل ملاحظه است که این رفتار مهم مورد مطالعه قرار گیرد زیرا خواص برش ، نقش بسیار مهمی در خصوصیات فیزیکی مکانیکی پارچه بر عهده دارد .]2[
1-2- تعریف برش پارچه (Shearing)
در هنگام استفاده از پارچه زمانیکه پارچه ، تحت تغییر شکلهای پیچیده قرار می گیرد رفتار برشی که یکی از تغییرشکلهای مهم فیزیکی – مکانیکی در پارچه است می تواند روشن کننده خصوصیت اجرایی و عملی پارچه باشد تغییر شکل برشی یکی از خصوصیات بارز پارچه نساجی می باشد که دیگر مواد به شکل ورقه نازک مثل کاغذ یا پلاستیک ، چنین قابلیتی ندارند این ویژگی پارچه را قادر می سازد تا تغییر شکلهای پیچیده را متحمل شود و توانایی پوشش بدن انسان را داشته باشند همچنین خصوصیت برشی روی خم پذیری ، انعطاف پذیری و زیر دست پارچه تأثیر گذار است و نه تنها برای پارچه های تاری پودی که برای انواع کامپوزیت های پارچه های ترکیبی – نساجی نیز از مسائل حائز اهمیت می باشد ]5[
1-2-1- طبیعت برش
اگر چه در نظر اول ، برش مفهومی بسیار ساده دارد اما در مطالعه جزئیات ، پیچیدگیهایی بوجود می آید تحقیقات انجام شده توسط Trelor & Spivak در دانشگاه منچستر و Grosberg & Park در دانشگاه لیدز این موضوع را به شکل مطلوبی توجیه کرده است برای طرح مسأله برش بهتر است در ابتدا کرنش برشی (Shear strain) که توسط Love(1927) و Jeager(1962) مطالعه شده است مورد بحث قرار گیرد .
کرنش برشی خالص عبارت است از تغییر شکل یک جسم بوسیله ازدیاد طول یکنواخت در یک جهت و انقباض در جهت عمود به آن که از این رو مساحت جسم ثابت باقی می ماند این نوع تغییر شکل در شکل 1 آمده است
اگر کرنش در یک جهت باعث ازدیاد طول به اندازه گردد طول خط موازی با جهت ازدیاد طول ، به مقدار می رسد و از آنجا که مساحت ثابت است خط L در زاویه عمود به آن کاهش طول داده و طولش به مقدار می رسد در جائیه کرنش کم باشد مورد اخیر مساوی با است که مقدار عددی کرنش برای ازدیاد طول و همچنین کاهش طول مساوی خواهد بود با توجه به شکل ، دیده می شود که چهار گوش abcd با حالت اریب در جهت کرنش اصلی ، تغییر شکل داده است ، ولی مساحت آن تغییر نکرده است بنابراین اضلاع آن نسبت به حالت قبل دارای زاویه خواهد بود ؛ و زوایا در گوشه ها به اندازه 2 از مقدار به مقدار تغییر نموده است با توجه به قضیه فیثاغورث می توان بیان نمود که اضلاع چهارضلعی abcd به اندازه :
طولشان اضافه شده است که با بسط آن می توان نشان داد مقدار آن ، می باشد حال اگر چهارگوش abcd را بچرخانیم به شکلی که یکی از اضلاع موازی جهت اصلی قرار گیرد کرنش برشی ساده آن در شکل (1.b) نشان داده شده است جابجایی واقعی یا برش گوشه های چهار ضلعی در جهتهای cg,bf,ae وdh می باشد که موازی یکدیگرند .
با این تفاسیر اگر یک چهار وجهی در نظر گرفته شود که گوشه های آن به یکدیگر عمود و موازی با جهت برش ساده باشند بعد از اعمال برش ، شکل آن مطابق با شکل (c10) خواهد بود که این تغییر شکل در واقع ایده اولیه برش است که اضلاع آن در جهت عمودی با زاویه هم جهت با برش ، زاویه دار می گردند مقدار کرنش برشیtg است که می توان نشان داد مساوی با tg2 می باشد و برای کرنشهای کوچک، خواهد بود .
بعد از ارائه یک نمایه از کرنش برشی ، نوبت به تنش برشی می رسد تنش برشی عبارت است از نیروی وارده بصورت تانژانتی به صفحه ( یا در طول یک خط اگر با صفحه های دو بعدی مواجه باشیم ) البته این پدیده بصورت متوازن انجام می شود یعنی نیرویی در جهت مخالف و در یک صفحه موازی با آن وجود دارد تا نیروی گشتاور ثانویه حاصل از آن از چرخش جلوگیری نماید .
بعد از این توضیح ، واکنش ناشی از اعمال تنش برشی به یک نمونه پارچه مورد بررسی قرار می گیرد در حالت کلی تغییر شکلهای پیچیده ای ناشی از بردارهای تنش ایجاد می گردد که مهمترین مسأله تغییر شکل در جهت تنش برش است که به آن کرنش برشی (tg ) گفته می شود و ارتباط بین این دو فاکتور منحنی تنش – کرنش می باشد این تنش سبب می شود نمونه بصورت آزادی برش پیدا نماید و بعد دیگر آن به شکل دلخواه تنظیم شود همانند آزمایش استحکام که سبب می شود انقباض بصورت آزادانه در جهت دیگر رخ دهد.
در شکل (a.1) تعادل برش خالص که ترکیب تنش کششی مثبت و منفی در جهتهای عمود به یکدیگر می باشد نشان داده شده است اما برای حالتهای دیگر تغییر شکل برشی ، دارای توزیع کرنش کششی دقیقا ً یکسان و همگون نیست بلکه سبب ازدیاد طول در bd و فشردگی در طول ac می شود اما نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که همراه با این کرنش ، تنش نیز وجود دارد و این موضوع موجب یک مشکل حقیقی می شود : پارچه های نساجی ، ورقه های نازکی هستند و تنش فشردگی نمی تواند ایجاد شود بلکه به راحتی تورم یا بادکردگی (buckling) بوجود می آید ]1[
بسیاری از محققین و متخصصین نساجی ، در پی مطالعات پیرامون پدیده برش بر این باورند که باد کردگی در حین عمل برش ، تقریبا ً بزگترین مشکل برای طراحی یک دستگاه آزمایشگر ایده آل می باشد .
بطور کلی می توان اظهار نمود که اندازه گیری برش و کمانش ( بادکردگی ) موادی که به شکل ورقه ای می باشند و سختی کششی و سختی خمشی آنها بسیار پائین است به راحتی کشیده یا به راحتی خم می شوند نیازمند دستگاههای با دقت بالا می باشد ]5[
برای جلوگیری از بادکردگی یا تورم زودرس و همچنین برای آنکه بتوان برش بزرگ و قابل توجهی ایجاد نمود در جهت موازی با محور ad ، نیروی کششی اعمال می شود که در شکل (a.2) نشان داده شده است .
وجود نیروی P پرواضح تر به نظر می رسد و از اجزاء تنش کششی T می باشد همچنین موازی با محور ac و مساوی یا بیشتر از تنش فشردگی t می باشد این نیرو از هر گونه تمایل به تورم در جهت ac جلوگیری می نماید .
کرنش فشردگی ممکن است در طول محور ac ثابت باشد و این موضوع به واسطه نسبت پواسون است که ناشی از کرنش bd می باشد و به خودی خود یا کشش اضافی در همان جهت افزایش می یابد اگر چه Treloar به سال 1965 نشان داده شده است که تنشهای فشاری داخلی را در همه جهات پارچه نمی توان حذف نمود .
حال اگر خط AB با طول واحد به گونه ای در نظر گرفته شود که زاویه نرمال را با جهت وارد شدن تنش کششی T داشته باشد از آنجائیکه تنش کششی می تواند در جهت خط هم جهت با وضعیت نرمال نیرو وارد نماید نیروی وارد به AB بواسطه تنش کششی به مقدار خواهد بود و اجزاء عمود به خط AB می توانند به مقدار باشند بهمین شکل تنش t می تواند در طول قطر بواسطه برش تأثیر داشته باشد که اگر کشش بصورت مثبت در نظر گرفته شود :
AB تنش خالصی کشش عمود به = t (1)
=
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5960 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 148 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده................................. 1
فصل اول : نانو تکنولوژی و تاریخچه تولید الیاف نانو
1-1)مقدمه............................. 3
2-1)نانو مواد و طبقه بندی آنها ....... 4
1-2-1)نانو فیلمهای نازک.......... 5
2-2-1)نانو پوششها................ 6
3-2-1)نانو خوشه ها............... 7
4-2-1)نانو سیمها ونانو لوله ها... 8
5-2-1)روزنه های نانو............. 9
6-2-1)نانو ذرات.................. 9
3-1)الیاف نانو........................ 10
4-1)تاریخچه تولید الیاف نانو.......... 11
فصل دوم : روشهای تولید الیاف نانو
1)تهیه الیاف نانو به روش کا تا لیزور شناور 18
اثر سولفور...................... 21
اثر دمای تبخیر ماده خام......... 23
اثر هیدروژن..................... 25
2)ریسندگی الکترو اسپینینگ............. 27
1-2)تئوری و فرایند ریسندگی الکترو اسپینینگ 27
2-2)ریسندگی الکترو اسپینینگ...... 29
1-2-2)ریسندگی الکترو اسپری... 29
2-2-2)ریسندگی الکترو مذاب.... 30
3-2-2)ریسندگی الکترو محلول... 32
3-2)شروع جریان سیال پلیمری وتشکیل مخروط تیلور 35
4-2)ناپایداری خمشی............... 36
5-2)ریسندگی الیاف نانو پلیمری.... 38
6-2)ساختار ومورفولوژی الیاف نانو پلیمری 38
7-2)پارامترهای فرایند و مورفولوژی لیف 39
1-7-2)ولتاژ اعمال شده......... 39
2-7-2)فاصله جمع کننده-نازل.... 40
3-7-2)شدت جریان پلیمر.......... 41
4-7-2)محیط ریسندگی............. 41
8-2)پارامترهای محلول............. 42
1-8-2)غلظت محلول.............. 42
2-8-2)رسانایی محلول........... 43
3-8-2)فراریت حلال.............. 43
4-8-2)اثر ویسکوزیته........... 44
9-2)خواص الیاف نانو.............. 45
1-9-2)خواص حرارتی............. 45
2-9-2)خواص مکانیکی............ 46
10-2)مزایای ریسندگی الکترو....... 46
11-2)معایب ریسندگی الکترو........ 48
12-2)بررسی اهداف ایده ال در ریسندگی الکترو 49
13-2)ریسندگی الیاف دو جزئی پهلو به پهلو 51
14-2)خصوصیات الیاف الکترو ریسیده شده 53
15-2)ریسندگی الکتریکی الیاف نانو از محلولهای پلیمری...................................... 54
16-2)ریسندگی الکترو الیاف پر شده با نانو تیوبهای کربن.................................. 58
17-2)تعیین خصوصیات مکانیکی و ساختاری الیاف کربن الکترو ریسیده شده................................ 68
فصل سوم : کاربردهای مختلف الیاف نانو و نانوتکنولوژی در صنعت نساجی
مقدمه................................. 84
1-3)الیاف نانو گرافیت و کربن.......... 85
2-3)نمونه بافت و تزریق دارو........... 85
3-3)الیاف نانو با خاصیت کا تا لیزوری.. 87
4-3)فیلتراسیون........................ 88
5-3)کاربرد های کامپوزیتی.............. 90
6-3)کاربرد های پزشکی.................. 91
1-6-3)پیوندهای شیمیایی............ 91
2-6-3)نمونه بافت.................. 92
3-6-3)پوشش زخم.................... 93
4-6-3)تزریق دارو.................. 94
5-6-3)دندانپزشکی.................. 94
7-3)مواد آرایشی....................... 95
8-3)لباس محافظتی...................... 96
9-3)کاربرد الکتریکی و نوری............ 97
10-3)کشاورزی.......................... 97
11-3)کاربردهای نانو تکنولوژی در نساجی. 98
1-11-3)دفع آب(ابگریزی)........... 98
2-11-3)محافظت در برابر اشعه uv.... 100
3 -11-3)ضد باکتری.................... 101
4-11-3)آنتی استاتیک............... 103
5-11-3)ضد چروک.................... 104
12-3)کنترل کیفیت در تولید کامپوزیتهای الیاف نانو الکترو اسپان................................. 105
توزیع یکنواختی الیاف نانو......... 106
سنجش الیاف بصورت اتوماتیک......... 108
آزمایش مقاومت در برابر عوامل محیطی 109
دستگاه آزمایش خمیدگی DL............... 110
13-3)الیاف نانو کامپوزیت الکترو اسپان برای تشخیص بیو لوژیکی اوره........................... 111
14-3)تاثیر افرودن الیاف کربن بر روی خواص مکانیکی و کریستالی شدن پلی پروپیلن................................ 116
ضمیمه ................................ 125
نتیجه ................................ 129
منابع و مآخذ.......................... 131
چکیده :
به منظور تولید الیاف نانو دو روش کلی وجود دارد، روش اول، تولید الیاف با استفاده از کاتالیزور می باشد که در این روش الیاف در بستر مخصوص یا محلول اختصاص داده شده منعقد می شوند، استفاده از کاتالیزور شناور برای تولید مناسب تر از کاتالیزور دانه دار شده
می باشد زیرا میزان کاتالیزور موجود در بستر محلول همواره تحت کنترل می باشد. روش دیگر تولید الکتروریسی می باشد که می توان نانو الیاف منفرد و ممتد را به میزان تولید بالا تهیه نمود. در این روش نانو الیاف پلیمری می توانند مستقیماً از محلول پلیمری به نانو الیاف پلیمری تبدیل شوند.
الکتروریسی ریسیدن نانو الیاف پلیمری تا قطر چند ده نانو متر، روشی است که تکیه بر نیروهای الکترواستاتیکی دارد. در این فرآیند، بین قطره ای از محلول پلیمری یا مذاب که در نوک نازل آویزان است و یک صفحه فلزی جمع کننده پتانسیل الکتریکی اعمال می شود. با بالا رفتن میدان الکتریکی قطره پلیمری شروع به کشیده شدن می کند تا اینکه این نیرو بر نیروی تنش سطحی قطره غلبه کرده و یک جت شارژ شده بسیار نازک از محلول پلیمری از سطح قطره خارج شده و به سمت فلز جمع کننده سرعت می گیرد. پس از طی مسیر کوتاهی دافعه متقابل شارژهای حمل شده در سطح جت، آنرا خم کرده و جت، مسیر خود را بصورت مارپیچ و حلقه ای ادامه خواهد داد. بدین ترتیب جت در فاصله کم نازل تا جمع کننده
می تواند مسیر بسیار زیادی را طی کرده، تا نیروهای الکتریکی آنرا هزاران بار کشیده و ظریف نمایند.
استفاده از این تکنولوژی های جدید ما را در انجام کارهایی که زمانی غیر ممکن
می نموده رهنمون می سازد، در سال های اخیر از این شیوه برای ساخت الیاف نانو در محدوده وسیعی از پلیمرها و در کاربردهای مختلف نظیر ساخت فیلترها، تقویت در کامپوزیت ها، کامپوزیت های شفاف، نانو الیاف کربن، نانو الیاف هادی، نانو الیاف توخالی، نانو الیاف سرامیکی، سنسورهای بسیار حساس، قالب برای رشد بافت زنده بدن، پر کردن بافت های آسیب دیده، بافت های ضد باکتری، حمل دارو، پوشش زخم، ماسک های آرایشی و ... به کار رفته است.
فصل اول
نانو تکنولوژی و تاریخچه تولید الیاف نانو
1-1 )مقدمه:
مفهوم نانوتکنولوژی جدید نمی باشد و از بیش از 40 سال پیش آغاز گردیده است، بر اساس تعریفNNI نانو تکنولوژی عبارت است از بکار بردن ساختارهایی با حداقل یک بعد در اندازه نانومتر برای ساخت مواد، وسایل و سیستم هایی با خواص بدیع و قابل توجه که مربوط به اندازه نانو آنها می باشد. نانو تکنولوژی نه تنها ساختارهای کوچک تولید می کند بلکه تکنولوژی ساخت پیشرفته ای می باشد که می تواند کنترل کم هزینه ای برای ساختار ماده ایجاد نماید. نانوتکنولوژی در بهترین صورت به این گونه توصیف می شود که فعالیت هایی هستند در حد اتمها و مولکول ها که کاربردهایی در دنیای واقعی دارند. قطعات نانو که به طور معمول در محصولات تجاری استفاده می شوند، در حدود یک تا صد نانومتر هستند. [1]
نانو تکنولوژی به صورت روزافزونی توجه دنیا را به خود جلب نموده چرا که به عنوان ارائه کننده پتانسیل بالایی از محدوده های وسیع، مصارف شناخته شده است. خواص جدید و
بی نظیر مواد نانو نه تنها دانشمندان و محققین بلکه تجارت را به خود جلب کرده که به دلیل پتانسیل بالای اقتصادی آن می باشد.[1]
همچنین نانو تکنولوژی پتانسیل تجاری واقعی برای صنعت نساجی دارد این امر به طور عمده به خاطر این واقعیت است که روش های مرسوم که برای دادن خواص مختلف به پارچه استفاده می گردند معمولا اثر دائمی ندارند و کارایی خود را بعد از شستشو و یا بر اثر پوشیدن از دست می دهند. نانو تکنولوژی می تواند دوام بالایی برای پارچه ها ایجاد کند چرا که قطعات نانو سطح بزرگی از نسبت مساحت به حجم و نیز انرژی سطحی بالایی دارند، بنابراین بستگی بیشتری با پارچه داشته و منجر به افزایش ماندگاری کاربردی آن می گردد. به علاوه پوششی از ذرات نانو روی پارچه بر خاصیت عبور هواو زیر دست آن اثری نمی گذارد بنابراین مزیت استفاده از نانو تکنولوژی در صنعت نساجی در حال افزایش است.خواصی که با استفاده از نانوتکنولوژی به پارچه داده می شود عبارتند از آب گریزی، ضد خاک،
ضد چروک، ضد باکتری، آنتی استاتیک، مقاومت در برابر اشعه یو وی، کند کردن توسعه آتش، بهبود در رنگ پذیری و غیره که در فصل های بعدی به آنها اشاره خواهد شد.[1]
2-1 )نانومواد:
مواد نانو ساختار در دهه گذشته به علت داشتن رفتار و ویژگیهای برجسته مورد توجه وسیع جامعه علمی و صنعتی جهان قرار گرفته است. ماده نانوساختاری به هر ماده ای اطلاق
می شود که حداقل یکی از ابعاد آن در مقایس نانومتر(زیر 100 نانومتر) باشد این تعریف صریحا انواع بسیار زیادیاز ساختارها اعم از ساختهدست بشر یا طبیعت را شامل می شود.[1]
طبقه بندی نانو مواد: (Classification of Nanomaterials) 1- نانو فیلم های لایه نازک (Nano Layer Thin Films)
2- نانو پوششهاNano Coatings) (
3- نانو خوشه ها (Nano Clusters)
4- نانو سیم ها و نانو لوله ها(Nano Tubes & Nano Wires)
5- روزنه های نانو (Nano Pores)
6- نانو ذرات (Nano Particles ) در این بخش به معرفی هر گروه از این طبقات می پردازیم:
1-2-1) نانو فیلم های لایه نازک : (Nano Layer Thin Films)
در دنیای کنونی اصلاحات سطحی به یک فرآیند مهم و اساسی تبدیل شده است. در سه دهه گذشته سطوح و لایه های روی آن ها و پوشش دهی سطوح، افزایش کارایی و محافظت سطوح را به دنبال دارد. در این مورد روشهایی شامل ایجاد لایه های نازک یا پوشش ها بر روی سطوح موجود می باشند که به این ترتیب یک سطح جدید ساخته می شود. رسوب یک لایه نازک (نانو لایه) برای پوشش دهی در اکثر صنایع جایگاه مهمی یافته است. در واقع نانولایه ها فیلم های بسیار نازک و نانو پوششها سطح جدیدی از فناوری لایه های نازک
می باشند. نانو لایه ها باعث افزایش ارزش افزوده زیادی برای صنعت پوشش ها می شوند. نانو لایه ها دارای یک ساختار نانوذره ای می باشند که این ساختار یا از توزیع نانو ذرات در لایه ایجاد می شود و یا به وسیله یک فرآیند کنترل شده یک نانوساختار در حین رسوب ایجاد می شود. با افزایش لایه ها می توان طبقاتی از لایه های دارای ضخامت یک مولکول ایجاد کرد و ماده روکش شده هم خود می تواند به عنوان زیر لایه ای برای لایه دیگری از یک ترکیب متفاوت باشد. تابه حال چندین راه کار متفاوت برای خلق فیلم های فلزی و سرامیکی ایجاد شده است ولی معمولا شرایطی دارند که در آن مولکول های عالی تخریب می شوند. یکی از روش های ایجاد این لایه های نازک، لیتوگرافی می باشد که جدیداً به نانولیتوگرافی مشهور شده است چون توانایی ایجاد لایه های نانومتری را پیدا کرده است. قابل ذکر است که نانولایه ها در الکترونیک کاربرد زیادی را پیدا کرده اند. یکی از بزرگترین زمینه های کاربردی در فیلم های نازک استفاده از این نانولایه ها در اجزا و قطعات الکترونیکی، نوری و الکترواپتیکی است. همانند زیر لایه ها، خازن ها،قطعات حافظه،آشکار سازی های مادون قرمز و راهنماهای موجی. [1]
2-2-1) نانو پوششها: Nano Coatings) (
پوششها دارای کاربردهای مختلف و متنوعی می باشند. پوشش ها برای محافظت، افزایش یا تزیین محصولاتی چون شیشه ها، فلزات، پلاستیک ها، کاغذ، کفشها، عینک های آفتابی، لوازم ورزشی، مبلمان، وسایل آشپزی، آلات پزشکی، الکترونیک و اتومبیل ها به کار می روند با این وجود هم پوشش ها و هم سطوحی که در مورد پوشش ها به کار می روند در معرض آسیب هایی از محیط اطراف مثل باران، برف، نمک ها ، رسوب های اسیدی، اشعه ماوراء بنفش نور آفتاب و رطوبت می باشند. ضمنا پوشش ها قابلیت خش برداشتن، تکه تکه شدن و یا آسیب دیدگی در زمان استفاده ، ساخت و حمل ونقل را دارند. با یافتن راههایی می توان از آسیب دیدن روکش ها جلوگیری کرد. همانطور که گفته شده فناوری نانو قادر به جلوگیری از خش برداشتن، تکه تکه شدن و خرده شدن روکش ها می باشد. از موارد استفاده نانو روکش ها
می توان به روکش های ضد انعکاس در مصارف خودرو سازی و سازه ای، روکش های محافظ (ضد خش، غیرقابل رنگ آمیزی و قابل شستشو آسان) و روکش های زینتی اشاره کرد. فناوری های روکش دهی پیشرفته همانند مواد مبتنی بر نانو ذرات سرامیکی می تواند منجر به مقاومت حرارتی بهبود یافته ومصارفی با مقاومت حرارتی بالاتر شود.[1]
از کاربرد این روکش ها در صنایع خودرو سازی و حمل و نقل می توان به نانوروکش های سرامیکی که موجب پایداری حرارتی و مقاومت به فرسایش در قطعات موتور می شوند، اشاره کرد.[1]
3-2-1 ) نانو خوشه ها: (Nano Clusters)
در اوایل دهه 80 میلادی دانشمندان فیزیک کشف کردند که اتم های گازی، فلزی به شکل حباب های پایدار وبا تعداد اتم های مشخصی مجتمع می شوند. در دهه 90 آنها اثر مشابهی را در کار بر روی سطوحی مشاهده کرده اند که اتم های گازی می توانند به شکل خوشه هایی با اندازه های ویژه روی سطح بچسبند. یک گروه با رهبری Qi- kue xueاز دانشگاه علوم چین سعی کردند که این فرآیند را با دقت بیشتر و با استفاده از اتم های سطحی سیلیکون به عنوان یک الگو کنترل کنند. آنها اتم های فلزی بر روی سطح بسیار منظم کریستال Si را بصورت بخار در آورده و با استفاده از میکروسکوپ SEM مشاهده کردند که خوشه یکنواخت در 5/1 تا 4 میلیمتر از سطح کریستال تشکیل شده است. همچنین مشاهده کردند که هر خوشه در نصف واحد شبکه کریستال Si تشکیل می شود و نیمی دیگر از کریستال را خالی می گذارد. با توجه به محاسبات انجام شده به این نتیجه رسیدند که اتم ها سطح را برای پیدا کردن مکانی که به کمترین مقدار انرژی برسند، جستجو می کنند. اگر خوشه ها دارای خاصیت آهن ربایی شوند می توانند برای وسایل، ذخیره اطلاعات که بسیار فشرده هستند و کاتالیست ها برای واکنش های شیمیایی استفاده شوند.[1]
4-2-1 )نانو سیم ها و نانو لوله ها:(Nano Tubes & Nano Wires) نانو ساختارهای فعلی همانند نانو سیم ها، نانو لوله ها و یا نانو میله ها از موادی همانند نیمه هادی ها، فلزات و یا کربن از طریق روش های مختلفی تولید می گردند. یکی از مشکلات بر سر راه تولید نانو لوله های کربنی خطی این است که می توانند در فرآیند تولید به صورت شکل های متعددی در آید. (منفرد، چند لایه، پر شده و یا اصلاح سطحی شده) . لفظ نانو لوله در حالت عادی در مورد نانو لوله های کربنی به کار می رود که مورد توجه فراوانی از سوی محققان در دهه 90 قرار گرفته است. این دسته از نانومواد خواص جالب توجهی را به همراه خود دارند. یک خصوصیت مشهور آنها استحکام کششی برجسته آنهاست که نزدیک به 100 گیگاپاسکال یعنی بیش از 100 برابر استحکام فولاد است. نانو لوله های کربنی دارای خواص الکتریکی جالبی نیز می باشند. آنها بسته به Chirality می توانند رسانا، نانو لوله های فلزی و یا نیمه رسانا باشند و به دلیل توانمندی آنها در نانو الکترونیک جامعه پژوهشی توجه فوق العادی به آنها مبذول داشته است. نانو لوله های کربنی تک دیواره در مصارف الکترونیکی با بیشترین توجه روبرو شده اند. نانو لوله های کربنی خواص برجسته حرارتی را نیز در جهت لوله ها و نه عمود بر آن نشان داده اند. [1]
از کاربرد نانو لوله های کربنی می توان به بیوسنسورها برای تشخیص قند خون استفاده کرد همچنین نانو لوله های کربنی به عنوان پر کننده ای برای نانو کامپوزیت ها استفاده می گردند.
ویژگیهای جدیدی بخصوص از لحاظ استحکام در کامپوزیت شاهد باشیم. امروزه نانو لوله های کربنی با روش تولیدی CVD از مقدار زیادی تا مقادیر چند گرمی به دست می آید.[1]
5-2-1 )روزنه های نانو : (Nano Pores)
مواد با روزنه هایی در محدودة نانو کاربردهای صنعتی جالبی را نشان می دهد. به علت ویژگیهای برجسته آنها با توجه به عایق حرارتی بودن، تحلیل مواد و کاربرد آنها به عنوان پر کننده هایی برای کاتالیزور در علم شیمی مورد توجه زیادی می باشند.این گروه از مواد پتانسیل بالایی در کاتالیست ها، عایق های حرارتی، موادالکترودی، فیلترهای محیطی و غشاها، به عنوان محل های تحویل داروی کنترل شده دارا می باشد.[1]
6-2-1) نانو ذرات: (Nano Particles)
آخرین دسته از نانو مواد ، نانو ذرات می باشد. نانو ذرات از مدتها قبل مورد استفاده بوده اند. شاید اولین موارد استفاده از آنها در لعاب ظروف سفالی چینی ها باشد. در سالهای اخیر پیشرفت های بسیار بزرگی در زمینه امکان ساخت نانو ذرات از مواد گوناگون و امکان کنترل شدید بر روی اندازه، ترکیب و یکنواختی آنها صورت گرفته است. نانو ذرات از دهها و یا صد ها اتم یا مولکول با اندازه ها و مورفولوژی های مختلف (آمورف، کریستالی، کروی شکل، سوزنی شکل و غیره) ساخته شده است. اغلب نانو ذرات که به طور تجاری مورد استفاده قرار می گیرند به شکل پودر خشک و یا به صورت دیسپرس های مایع می باشد. البته نانو ذرات ترکیب شده (آمیخته شده) در یک محلول آلی یا آبی که به شکل سوسپانسیون یا خمیری شکل است نیز مورد توجه می باشد. برای رسیدن به یک توزیع پایدار و همگن از نانوذرات باید مواد وعامل های شیمیایی همانند سطح فعال ها و دیسپرس کننده ها را به آن بیفزاییم.[1]
3-1 )الیاف نانو :
تولید فیلامت های مصنوعی با استفاده از نیروهای الکترواستاتیک بیشتر از یک صد سال شناخته شده است. فرآیند ریسندگی الیاف با کمک نیروهای الکترواستاتیک به عنوان ریسندگی الکترو شناخته می شود. اخیرا نشان داده شده است که فرآیند ریسندگی الکترو قادر به تولید الیاف در محدوده کمتر از میکرون می باشد. ریسندگی الکترو توجه زیادی را در دهه اخیر نه تنها به دلیل قابلیت ریسندگی انواع گوناگون الیاف پلیمری به دست آورده است بلکه به دلیل پایداری در تولید الیاف در محدوده کمتر از میکرون نظرها را نیز به خود جلب کرده است. در علم لیف الیاف با قطرهای کمتر از 100 نانو معمولا به عنوان الیاف نانو طبقه بندی می شوند. این الیاف با روزنه های کوچکتر و سطح تماس بیشتر از الیاف معمولی کاربردهای زیادی را در نانو کاتالیزور، پیوند بافت، پوشاک محافظتی ، فیلتراسیون و الکترونیک نوری دارند.[2]
فرآیند ریسندگی الکترو از میدان الکتریکی با ولتاژ بالا برای تولید جریان های باردار الکتریکی از محلول پلیمر یا مذاب استفاده می کند که در قسمت خشک کن به وسیله تبخیر حلال الیاف نانو تولید می شوند. الیاف که دارای بار زیادی هستند توسط میدان باردار شده و به سوی جمع کننده که می تواند یک سطح تخت و یا دیسکی در حال چرخش باشد تا الیاف را جمع کند حرکت می کنند در روش های ریسندگی معمولی الیاف در برابر مجموعه ای از نیروهای کششی، جاذبه ای، آیرودینامیکی، رئولوژیکی و اینرسی قرار می گیرند. در ریسندگی الکترو ریسندگی الیاف اساساً از طریق نیروهای کششی صورت گرفته و در جهت محور جریان پلیمر به وسیله بارهای القا شده در میدان الکتریکی به دست می آید. [2]
4-1) تاریخچه تولید الیاف نانو :
فکر استفاده از الکتریسیته ساکن برای حرکت سیال به 500 سال پیش برمی گردد [5]. عبارت ریسندگی الکترو از ریسندگی الکترواستاتیک گرفته شده است که ایده اصلی آن به بیش از 60 سال پیش باز می گردد . این فرآیند اولین بار به وسیله زلنی در 1914 مطالعه شد.[2]
سرآغاز ریسندگی الکترو به عنوان یک روش ریسندگی لیف را می توان به اوایل دهه 1930 نسبت داد. در سال 1934 فرمالز اولین اختراع خود را در ارتباط با فرآیند و وسایل تولید فیلامنت های مصنوعی با استفاده از بارهای الکتریکی به ثبت رسانید.[2]
شکل 1-1: دستگاه اختراعی فرمالز
فرآیند ریسندگی فرمالز شامل یک وسیله جمع کننده متحرک نخ می باشد تا نخ را تحت کشش مانند شرایط دیسک ریسندگی در ریسندگی معمولی جمع نمایند. فرآیند فرمالز
می توانست نخ های موازی را روی وسیله دریافت کننده به طور پیوسته باز کند. فرمالز در اولین ثبت اختراع خود ریسندگی الیاف استات سلولز را با استفاده از استون به عنوان حلال گزارش نمود. این روش برای خشک کردن کامل الیاف بعد از ریسندگی به دلیل فاصله اندک میان نواحی جمع آوری و ریسندگی با مشکل روبرو بود که منجر به ساختاری با شبکه تجمعی کمتر شد. در ثبت اختراع بعدی فرمالز روش اولیه خودش را برای غلبه بر مشکل فوق اصلاح نمود. در فرآیند اصلاح شده فاصله بین قسمت تغذیه و وسیله جمع کننده لیف را تغییر داد تازمان خشک شدن طولانی تری را برای الیاف الکترو اسپان فراهم نماید. در نتیجه در سال 1940 فرمالز روش دیگری را برای تولید شبکه کامپوزیتی لیف از مواد اولیه پلیمری ارائه کرد.[2]
در سال 1952 ونگات و نئوبائر توانستند جریان هایی با قطرهای یکنواخت با استفاده از ولتاژ بالا با قطری در حدود یک دهم میلیمتر تولید نمایند.در سال 1966 سیمونز دستگاهی جهت تولید منسوجات بی بافت فوق ظریف با وزن خیلی کم با نمونه های مختلف پلیمری با استفاده از ریسندگی الکترو اختراع کرد. در این دستگاه الکترود مثبت در داخل محلول پلیمری قرار داشت و الکترود منفی به کمربندی که منسوج بی بافت روی آن جمع آوری می شد وصل شده بود. او دریافت که الیاف حاصل از محلول های با ویسکوزیته پایین تمایل به کوتاه و نازک شدن دارند در صورتی که الیاف حاصل از محلول هایی با ویسکوزیته بالا نسبتا ممتد می باشند.[4]
در دهه 1960 مطالعات اساسی روی فرآیند تشکیل جت به وسیله تیلور آغاز گردید، در سال 1969 تیلور شکل قطره تولید شده در نوک سرنگ را مطالعه کرد.او نشان داد که به وجود آمدن این قطره در نوک سرنگ هنگامی که یک میدان الکتریکی به کار گرفته می شود، میسر شده که قطره مخروطی شکل بوده و جتها از نوک مخروط به بیرون جریان می یابند. این شکل مخروطی جریان بعدها به وسیله محققین دیگر «مخروط تیلور» نامیده شد . با بررسی مفصل در مورد مایعات مختلف تیلور مشخص کرد که زاویه ای 3/49 درجه ای برای ایجاد تعادل بین تنش سطحی پلیمر با نیروهای الکترواستاتیک مورد نیاز است.[2]
در سال های بعدی توجهات به مطالعه مورفولوژی ساختاری الیاف نانو معطوف گردید. محققین به ویژگی ساختاری الیاف و شناخت ارتباط بین الگوهای ساختاری و پارامترهای فرآیند توجه زیادی نشان دادند. پراش اشعه ایکس با زاویه گسترده (WAXD)، میکروسکوپ الکترونی (SEM)، میکروسکوپ الکترونی (TEM) و کالری متری پویشی دیفراکسیونی (DSC) به وسیله محققین برای تعیین ویژگی الیاف نانو الکترواسپان به کار رفت. در سال 1971 با مگارتن ریسندگی الکترو، میکرو لیف های اکریلیک را گزارش نمود که قطر آنها بین 100 تا 500 نانو بود. او محدوده های قابل ریسندگی محلول دی متیل فرمامید پلی اکریلونیتریل (PAN/DMF) را تعیین و وابستگی قطر لیف را به ویسکوزیته مشاهده نمود. لاروندو و ماندلی الیاف پلی اتیلن و پلی پروپیلن را از مذاب تولید نمودند که معلوم شد به طور نسبی از نظر قطر بزرگتر از الیاف محلول ریسیده شده می باشد. آنها نشان دادند که قطر با افزایش دمای ذوب کمتر می شود. [2]
در سال 1987 هایاتی تاثیر میدان الکتریکی، شرایط آزمایش و فاکتورهای موثر بر ثبات لیف را مورد مطالعه قرار داد. آنها نتیجه گرفتند که رسانایی مایع تنش عمده ای را در اختلال الکترواستاتیکی سطوح مایع ایفا می کندو نتایج نشان داد که سیال های دارای رسانایی زیاد با افزایش ولتاژ اعمال شده باعث ایجاد جریان های شدیدا ناپایدار می گردد که در جهت های مختلف جابجا می شوند.[2]
بعد از وقفه ای10 ساله جهشی عمده در زمینه تحقیق بر روی ریسندگی الکترو به واسطه پیشرفت علم در زمینه کاربردهای بالقوه الیاف نانو در حوزه های مختلف مانند مواد با بازدهی بالا ، فیلتراسیون، حفاظتی، مواد کاتالیزوی و مواد جذب کننده به وجود آمد. داشی و رنکر ویژگی های الیاف نانو پلی اتیلن اکساید (PEO) را به وسیله تغییر دادن غلظت محلول و پتانسیل الکتریکی اعمال شده مطالعه کردند. قطرهای جریان به عنوان تابعی از فاصله رئوس مخروط اندازه گیری شد و آنها مشاهده کردند که قطر جریان با افزایش فاصله کمتر می گردد. آنها دریافتند که محلول PEO با ویسکوزیته کمتر از cp 80 بیش از اندازه رقیق بوده تا بتواند جتی پایدار را تشکیل دهد و محلول با ویسکوزیته بیشتر از [1]cp 4000 بیش از اندازه غلیظ بوده تا بتواند الیاف را تشکیل دهد.[2]
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 28 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
اساس روشهای تولید الیاف مصنوعی، ذوب رسیی، خشک سبی و تدریسی، با استفاده از نیروهای مکانیسی می باشد. روش electrospining با به کاربردن نیروی الکتریسیته، روش کاملاً متفاوت در تولید الیاف مصنوعی می باشد. با اعمال ولتاژ زمانی که نیروی الکتریکی به کشش سطحی و نیروی دیسکوالاستیک غلبه کند، جریان jet که دارای بار الکتریکی می باشد، از محلول پلیمر خارج می شود. این جریان (jet) توسط نیروی الکتریکی شتاب می گیرد و الیاف به فرم خرج بیبافت بر روی نهر متصل به زمین، جمع می شوند. اول پاراگراف در روش ele، الیاف با قطر نانومتر تولید می شود که به واسطه قطر کوچک، سطح مخصوص الیاف بیشتر خواهد (رنج سطح مخصوص از در الیاف بار قطر nm500 تا 1000 در الیاف با قطر nm50 می باشد). بررسیهای انجام شده برروی نفوذپذیری خرج بی بافت، قابلیت کاربرد آنها را به عنوان فیلترها و غشا نشان می دهد. در این روش اندازه خلل زوج الیاف نیز قابل کنترل می باشد. واقعاً می توان روش ele را microprocess نامید. اگر به نظریه تولید الیاف به روش ele حدوداً به 60 سال بیش بر می گردد ولی همچنان محدودیتهایی از نظر اطلاعات علمی راجع به اساس تئوری در این روش همچنان باقی مانده است.
در پروژه ابتدا سعی شده باروری بر مقالات اصول ele بیان گردد و سپس در ادامه به شرح آزمایشات پرداخته می شود.
قبل از اینکه روش electrosping برای تولید الیاف مصنوعی مطرح شود، افراد زیادی پدیده ele را بررسی نموده اند. Lord Raley بیش از 100 سال قبل نشان داد، هنگامیکه نیروی الکترواستاتیکی برکنش سطحی غلبه کند یک جریان از مایع ایجاد میشود.
در سال 1952 Vonnegut و Neubaver جریانهای یکنواختی از نظرات دارای باد با قطر حدود mm1/0 با اعمال ولتاژ 5 تا ele10 بوجود آورند. پس دو دانشمند دیگر توانستند نیروی با استفاده از الکترواستاتیک امدلیون روغن در آب را با نظری در مورد 5/0 تا 6/1 تولید شود.
در سال 1960 Taglor فروپاشی قطرات آب، در میدان الکتریکی را بررسی نمود. نوشته های Taylor ثابت می کند که نصف زاویه نوک مخروط تشکیل شده در ele نزدیک به 3/49 می باشد.
اما ele محلول ماکرومولکولها را می توان در سال 1934 بررسی نمود، هنگامیکه برای تولید الیاف مصنوعی به دلیل نیروی الکترواستاتیکی توسط Formhals اختراع شد. الیاف مورد نظر، از محلول استات سلولز تولید می شده است.
ولتاژ مورد نیاز در ارتباط با خواص محلول مورد نظر، از قبیل وزن مولکولی و ویسکوزیته می باشد. دو دانشمند اگر با اصلاح این دستگاه الیاف را با پایداری بیشتری تولید کردند در این روش از یک تسمه پیوسته برای جمع آوری استفاده شده است.
توسط Bornat و Later دستگاه ele دیگری ثبت شد که یک لایه قابل برداشت بر روی یک میله درمان چرخش تولید می شده است. که محصول لوله شکل بدست آمده از این روش ele با منحلول پلی اورتان می تواند به عنوان رگ مصنوعی مورد استفاده قرار گیرد. در سال 1971 ele الیاف اکربلیک با قطر کمتر از 1 از محلول دی متیل فرمامید، توسط Baumgarten تولید کرد.
ارتباط بین قطر الیاف، طول جریان (jet) و ویسکوزیته و آهنگ شارش (flow rate) محلول را بدست آورد. در سال 1981 دو دانشمند موفق به تولید الیاف پلی اتیلن و pp از محلول مذاب بدون ا ستفاده از نیروی مکانیکی شدند. Doshi از محلول PEO در آب الیافی با قطر 05/0 تا 5 تولید کرد. اولین شرایط پروسه و مورفولوژی الیاف را بررسی نمود. Srinivasan توسط ele الیاف رسیده شده از مایع کریستال پلی آرامید، پلی فنیلن ترفتالامید و پلیمر رسانای، پلی آنیلین در اسیدسولفوریک را تولید کرد.
و او پراش الکترون الیاف رسیده شده پلی آرامید و بعد از ثبت الیاف در دمای 400 را مشاهده نمود در سالهای اخیر تحقیقات زیادی برای درک پروسه ele و خصوصیات nanofihez توسط coworkers و renker انجام شده است.
کاربرد nanofilez در فیلترها و لباسهای محافظتی می باشد و همچنین به عنوان سلولهای ساختاری در اعضای مصنوعی بینان برای آنزیمها و کاتالیزورها و تقویت کاسپوزیتها به کار می رود.
مقدار انرژی تلف شده توسط سیال در حال حرکت. به خاطر مقاومت در مقابل نیروی برشی اعمال شده، ویسکوزیته نامیده می شود. مقاومت سیال به دلیل نیروی چسبندگی لایه های مختلف سیال می باشد که با اعمال نیروی برشی باعث جدا شدن لایه های مختلف با سرعتهای متفاوت می گردد. مقدار کار انجام شده مقیاس با تنش برشی اعمال شده (z) و سرعت تغییر شکل برشی نماد می باشد. ایستادگی در مقابل لیلان محلول را نیز ویسکوزیته می نامند. در این حالت جدا شدن لایه های مختلف سیال وجود ندارد، ولی ویسکوزیته مناسب با خصوصیات ذاتی مولکول پلیمر، وزن مولکولی، اندازه مولکولی و شاخه های جانبی و غیر پلیمر، می باشد.
در این پروژه با ثابت فرض کردن خصوصیات ذاتی پلیمر، ویسکوزیته را مقاومت سیال در مقابل نیروی برشی تعریف می کنیم.
نیروی برشی
سرعت برشی
ویسکوزیته نتوتنی یا دینامیکی
اگر چگلی سیال را فرض کنیم ویسکوزیته سینماتیکی برابر خواهد بود:
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 927 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 220 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه................................... 1
1-1- اهداف.............................. 4
1-2- فرضیه ها........................... 5
1-3- پنداشت ها (گمان ها)................ 6
1-4- محدودیت ها......................... 6
1-5- تعاریف............................. 7
فصل دوم................................. 10
مرور مقاله.............................. 10
2-1- حفظ انرژی.......................... 11
2-2- تئورسی انتقال حرارت................ 12
2-3- طراحی و عملکرد پنجره............... 14
2-4- ویژگی های بافت، لیف (رشته) وپارچه.. 17
2- 5- نشت پذیری هوا و تخلخل............. 19
2-5-1- رابطه بین نشت پذیری هوا و تخلخل.. 21
2-5-2- تخلخل و هندسه پارچه.............. 22
2-5-3- فاکتورهای پارچه و لیف مرتبط با نشت پذیری هوا 27
2-5-4- لایههای چندگانه پارچه............. 29
|
2-6- رطوبت.............................. 30
2-7- پردهها و دیگر وسایل عایقبندی پنجره. 32
2-8- ابزار سازی......................... 63
فصل سوم : رویکرد......................... 67
3-1- پارچهها............................ 68
3-2- ویژگیهای پارچه..................... 69
3-3- شکل هندسی پردهها................... 75
3-3-1- تعیین سطح اسپیسر................. 81
3-3-2- تعیین حجم........................ 90
3-3-3- مساحت سطح پارچه.................. 91
3-4- انتقال حرارت....................... 92
3-5- طرح تجربی (آزمایشی)................ 94
3-6- تحلیل آماری ....................... 97
فصل چهارم............................... 99
نتایج و بحث ............................ 99
4-1- مقدمه.............................. 100
4-2- ضریب گسیل لایههای تکی .............. 101
4-2-1- تضادها براساس نوع بافت........... 109
4-2-2- تفاوتها براساس گشادی بافت........ 110
4-2-3- تفاوتهای براساس رنگ پارچه ....... 111
|
4-3- آزمایشهای دو لایه................... 112
4-3-1- نوع پارچه........................ 116
4-3-2- فشردگی پرده...................... 117
4-3-3- فشردگی آستری..................... 117
4-3-4- فاصله سه بعدی.................... 118
4-3-5- ترکیب فشردگی پرده و فشردگی آستری. 119
4-3-6- ترکیب فشردگی پرده، فشردگی آستری و فاصله گذاری 121
4-3-7- رطوبت نسبی....................... 123
4-3-8- خلاصه نتایج چند لایه............... 124
4-4- ویژگیهای فیزیکی.................... 124
4-4-1- مدلهای تک لایه.................... 125
4-4-2- مدلهای چند لایه................... 129
4-4-3- ویژگیهای منحصر بفرد.............. 131
4-5- خلاصه............................... 132
فصل پنجم ............................... 137
خلاصه، بحثها و توصیهها................... 137
5-1- خلاصه و نتایج....................... 138
5-2- توصیهها............................ 141
|
عنوان صفحه
2-1. جدول : ویژگی های فیزیکی پارچه..... 34
2-4. جدول : مقدار با عدد a DF = فشردگی پرده به درصد و b LF = فشردگی آستر............................. 41
2-10. جدول. دو عامل تحلیل واریانس برای پارچهها در لایههای مجزا.................................... 42
2-13. جدول ضریب گسیل، با نوع بافت و رطوبت نسبی 42
2-23. جدول مقادیر ضریب گسیل با فشردگی پرده و فشردگی آستری................................... 44
2-24. جدول مقادیر ضریب گسیل با فشردگی پرده، فشردگی آستری و فاصله گذاری................................. 45
2-25. جدول ضریب گسیل توسط پارچه و فشردگی پرده 46
2-26. جدول ضریب گسیل توسط پارچه و فشردگی آستر 46
2-27. جدول ضریب گسیل با پارچه و فاصله گذاری 47
2-28 .جدول ضریب گسیل با پارچه و رطوبت نسبی 47
2-40. جدول مقادیر ضریب گسیل ـ فاز 2 (لایههای دوگانه) 53
3-5 . جدول مساحت سطح پارچه............. 91
3-6. جدول مساحت سطح پارچه در وضعیت (مختلف) 91
4-7. جدول مقادیر ضریب گسیل پارچهها (تک لایهها، صاف) 105
4-14. جدول ضریب گسیلها توسط گشادی بافت..... 108
4-15. جدول ضریب گسیلها توسط گشادی بافت و رطوبت نسبی 108
|
4-16. جدول ضریب گسیلها توسط رنگ............. 108
4-17. جدول ضریب گسیلها توسط گشادی بافت و رطوبت نسبی 110
4-18. جدول ضریب گسیلها توسط رنگ............ 111
4-19. جدول تفاوتهای پارچههای تک لایه براساس رنگ 112
4-20. جدول میانگینهای تأثیرات عامل اصلی برای مدلهای چند لایه 114
4-21. جدول تحلیلهای واریانس برای پارچههای لایهدار شده 115
4-31. جدول تحلیلهای رگرسیون برای پارچههای تک لایه مدل 1 125
4-32. جدول تحلیلهای رگرسیون برای پارچههای تک لایه، مدل 2 127
4-33. جدول تحلیلهای رگرسیون برای پارچههای تک لایه ـ مدل 3 127
4-34. جدول تحلیل رگرسیون برای پارچههای تک لایه ـ مدل 4 128
4-35. جدول تحلیلهای رگرسیون برای پارچههای تک لایه ـ مدل 5 129
4-36. جدول تحلیلهای رگرسیون برای پردههای چند لایه ـ مدل 1 130
4-37. جدول تحلیلهای رگرسیون برای پردههای چند لایه ـ مدل 2 131
4-38. جدول تحلیلهای رگرسیون پردههای چند لایه ـ مدل 3 131
5-39.جدول مقدار ضریب گسیل ـ فاز یک (تک لایه). 137
|
2-2 نمودار : تراوش پذیری هوا از لایه های متوالی پارچه G 36
2-5 نمودار:ساختار منحنی دارای فشردگی 50 درصدی 37
2-6 نمودار:تعیین فشردگی 50 درصدی .......... 37
2-11 نمودار:هندسه فاصله دارای فشردگی 50 درصد 38
2-12 نمودار:بخش A12 از فاصله اندازفشردگی 50 درصد 39
2-13 نمودار:هندسه فاصله انداز دارای فشردگی 100درصد 40
2-31 نمودار.ضریب گسیل حرارت پارچههای تکی در سطوح متفاوت رطوبت 42
2-32 نمودار.ضریب گسیل انواع بافت با سطوح رطوبت نسبی 42
2-33 شکل .ضریب گسیل پارچههای پرده لایه شده با پارچه آستری 43
2-34 نمودار.تفاوتها در ضریب گسیل بین پارچهها با فشردگی پرده 47
2-35 نمودار.تأثیر فشردگی آستری روی ضریب گسیل 48
2-36 نمودار.تأثیر فشردگی استری روی ضریب گسیل پارچههای مختلف پردهای...................................... 49
2-37 نمودار. ضریب گسیل پردهها با فاصلهگذاری 50
2-38 نمودار.تأثیر فاصله گذاری بین پارچههای روی ضریب گسیل 51
2-39 نمودار. تفاوتها در ضریب گسیل بین پارچهها با رطوبت نسبی 52
3-1 نمودار . فاکتورهای پارچه............... 68
3-3 شکل فاکتورهای شکل....................... 76
|
3-7 شکل. فشردگی صد در صد.................... 78
3-8 شکل ایجاد کمان دارای فشردگی 100 درصد.... 78
3-9 شکل اسپیسر آستری........................ 79
3-10 شکل. اسپیسرهای اولیه و ثانویه.......... 80
3-14 شکل. بخش A1 از اسپیسر دارای فشردگی 100 درصد 84
3-15 شکل. بخش A2 از اسپیسر دارای فشردگی 100 درصد 84
3-16 شکل. اسپیسر مورد استفاده برای فشردگی آستری 50 درصد 85
3-17 شکل. اسپیسرمورد استفاده برای فشردگی پرده 50 درصد با آستری صاف وفاصله گذاری صفر....................... 85
3-18 شکل. اسپیسر مورد استفاده برای فشردگی پرده 50 درصد با آستری صاف و فاصله گذاری 4/1 اینچ............ 85
3-19 شکل. اسپیسر مورد استفاده برای فشردگی پرده 50 درصد با آستری صاف و فاصله گذاری2/1 اینچ............. 85
3-20 شکل. اسپیسر مورد استفاده برای فشردگی آستری 100 درصد 85
3-21 شکل. اسپیسر مورد استفاده برای فشردگی پرده 100 درصد با آستری صاف و فاصله گذاری صفر................. 86
3-22 شکل. اسپیسر مورد استفاده برای فشردگی پرده 100 درصد با آستری صاف و فاصله گذاری 4/1 اینچ............ 86
|
3-23 شکل. اسپیسر مورد استفاده برای فشردگی پرده 100 درصد با آستری صاف و فاصله گذاری2/1 اینچ............. 86
3-24 شکل. اسپیسر برای سطوح یکسان فشردگی پرده و فشردگی آستری 86
3-25 شکل. کمانهای اسپیسر مورد استفاده برای سطوح یکسان فشردگی پرده و فشردگی آستری............. 87
3-26 شکل. کمانهای اسپیسر فشردگی 100 درصد.... 88
3-27 شکل. پنجره آزمایشی..................... 93
3-28 شکل. طرح تحقیق ـ فاز یک................ 95
3-29شکل. طرح تحقیق ـ فاز دو................. 96
4-30 شکل ضریب گسیل حرارتی پارچههای تک لایه... 105
کاهش ذخایر انرژی و نگرانی مشتری به خاطر هزینههای انرژی به افزایش نیاز برای تحقیق در حوزه حفظ انرژی منجر شده است. حفظ انرژی در ساختمانها، حفظ انرژی گرمایی همراه با استفاده کم از انرژی را شامل میشود و تا حدودی با حداقل کردن جریان گرمایی بین محیطهای بیرون و داخل بدست میآید. مطالعات کمی در مورد نقش وسایل نساجی خانگی در حفظ انرژی خانه وجود داشته است. اگرچه پنجرههای دارای عایق بندی خوب پیدا شدهاند که انتقال گرما بین محیط بیرون و داخل را کاهش میدهند، اما نقش پردههای ضخیم در عایقبندی پنجره به طور مفصل بررسی نشدهاند، مخصوصاً مواردی که به تعدیل رطوبت نسبی داخل مربوط میشوند.
پنج درصد از مصرف کلی انرژی ملی ما، از طریق پنجرههای ساختمانی به هدر میرود. اخیراً تکنیکهای حفظ انرژی خانه، در کاهش اتلاف انرژی از طریق پنجرهها دارای کارایی کمتری نسبت به تکنیکهای حفظ انرژی از طریق دیوارها، سقفها و کفها بودهاند.
اگرچه اتلاف کلی انرژی از یک خانه کاهش مییابد زمانی که به خوبی عایقبندی شود ولی با این حال درصد واقعی اتلاف انرژی از طریق پنجرهها افزایش مییابد. انواع خاصی از طرحهای پنجره در کاهش اتلاف انرژی مؤثر هستند. با این وجود، این کاهش هنوز با کاهش اتلاف انرژی از طریق دیوارهای دارای عایق مناسب برابر نیست.
اگر به خوبی ساماندهی شود، پردههای پنجره میتوانند به کاهش اتلاف انرژی از طریق پنجرهها کمک کنند. همچنین آنها مزیت انعطافپذیری را نیز دارد که به سادگی میتوان آنها را باز کرد تا از انرژی خورشیدی استفاده حداکثر را برده یا اینکه بسته شوند تا اتلاف انرژی را کاهش دهند.
پردهها میتوانند بر حفظ انرژی به وسیله کاهش اتلاف حرارتی زمستان و بدست آوردن حرارت تابستان تأثیر گذارند. بررسیها نشان دادهاند که توانایی وسایل سایبان پنجره برای مسدود کردن جریان هوا، تنها ویژگی مهم در تأثیر بر مقدار کلی عایق بندی میباشد. با این وجود اگر پردهها با مدل درزبندی کاربردی و کارایی طراحی شوند.
تا اتلاف حرارت همرفتی را کنترل کنند، اهمیت بافت دیگر، ویژگیهای ساختاری و تاروپود به میان میآید. در حالی که چنین مطالعه مجزا بر ویژگیهای عایق بندی مختلف پردهها و دیگر وسایل سایبان متمرکز شدهاند، اهمیت نسبی هر یک از این فاکتورها مشخص نشدهاند.
رطوبتهای نسبی داخل به طور فصلی فرق میکنند. براساس نوع سیستم گرمایی مورد استفاده، رطوبتهای نسبی بسیار پایین در زمستان متحمل میشوند. با این وجود، پیشرفتها در تکنولوژی ساخت و ساز که از تأکید اخیر بر راندمان گرمایی نشات گرفته، به مقادیر کم نشت و هواکشی در ساختمانها منجر شده است. علاوه بر تأثیر نامطلوب کیفیت هوای داخل وضعیت دیگری که از ترکیب نشت کم و دماهای پایین داخل نشات میگیرد افزایشی در رطوبت نسبی داخل اغلب تا نقطه تقطیر در ساختمان میباشد. پیچیدگی بیشتر مسئله، رطوبت نسبی داخل را از طریق استفاده از دستگاههای مرطوب کن مکانیکی افزایش میدهد و به عنوان محافظتی در مقابل سرمای زمستان توصیه میشود.
خواه به خاطر نشت کم، دمای پایین داخل یا استفاده از دستگاههای مرطوبکن فنی، تغییرات رطوبت نسبی بر ویژگیهای عایق بندی پارچههای پرده تأثیر خواهد گذاشت.
رابطه بین خصوصیات جذب رطوبت از یک بافت و ویژگیهای عایقی آن در سطوح مختلف رطوبت نسبی توضیح داده نشده است. در حالی که انتظار میرود که پردههای دارای بافتهای هیدرولیک واکنش بیشتری به تغییر در رطوبت نسبی نسبت به بافتهایی نشان خواهند داد از بافتهای هیدروفوبیک تشکیل شدهاند، اما تأثیر این واکنش روی ویژگیهای عایق پرده در این مقاله گزارش نشده است.
تعیین انرژی بهینه که خصوصیات پردهها را حفظ میکند ضروری است تا پردهها را توسعه دهند تا زمانی که در ترکیب با پنجرههای خوب عایقبندی شده استفاده میشوند، اتلاف انرژی پنجره را به اندازه اتلاف انرژی از طریق دیوارها کاهش خواهد داد، در حالی که مزایای مطلوب پردهها و پنجرهها شامل انعطافپذیری، قابل مشاهده بودن و حرارت خورشیدی را موقع نیاز و وجود حس زیباشناسی را افزایش میدهد.
این پروژه بر روابط میان انتقال حرارت، رطوبت نسبی و چند بافت و پارچه و ویژگیهای ساختاری پردهها متمرکز است. متغیرهای مستقل نوع بافت (هیدروفیلیک یا هیدروفوبیک)، رنگ، ساختار پارچه (باز بودن بافت) فشردگی بافت پارچه رویی، و پارچه آستری و فاصله بین روی پارچه پرده و آستر را شامل میشوند. متغیر وابسته مقدار انتقال گرمایی از پرده به اضافه پنجره میباشد. مقادیر انتقال از مدلهای پرده که ترکیبات سطوح مختلف هر یک از متغیرها را دارا میباشد، به دو روش رطوبت نسبی مختلف اندازهگیری میشود.
اهداف کلی این تحقیق عبارت بودند از:
1. تعیین نقش رطوبت و هیدروفیلیسیتی بافت در جریان گرمایی از طریق دستگاههای پارچه آستری و پرده منسوج.
2. مطالعه تأثیر هندسه دستگاه پرده (صاف و برعکس بودن پارچههای پرده و آستری کاملاً پلیسهدار و تمایز سه بعدی بین پارچههای پرده و آستری) روی جریان حرارتی.
که نتیجه این کار بررسی تأثیر هندسه پارچه (بافت باز) و ویژگیهای مختلف فیزیکی روی جریان حرارتی بود.
3. تعیین تأثیر سیستم پرده و پنجره روی جریان حرارتی.
فرضیههای زیر در این تحقیق بررسی شدند:
1. تفاوت اساسی بین ده نمونه پارچه موجود از نظر مقادیر انتقال تا زمانی که با وضعیت صاف و یک لایه شده آزمایش میشود.
2. تفاوت اساسی بین مقادیر انتقال پارچههای هیدروفیلیک و مقادیر انتقال پارچههای هیدروفوبیک وجود خواهد داشت.
3. تفاوت اساسی بین مقادیر انتقال پارچههای رنگی روشن و پارچههای رنگی تاریک وجود خواهد داشت.
4. تفاوت اساسی بین مقادیر انتقال پارچههای دارای بافت باز و پارچههای دارای بافت متراکم وجود خواهد داشت.
5. تفاوت اساسی بین مقادیر انتقال پردههای آزمایش شده با رطوبت نسبی پایین و موارد آزمایش شده با رطوبت نسبی بالا وجود خواهد داشت.
6. تفاوت اساسی بین مقادیر انتقال چهار پارچه رنگی روشن موجود تا زمانی که با وضعیت لایه قرار داده شده با پارچه آستری آزمایش شود.
7. تفاوت اساسی بین مقادیر انتقال پردهها موجود که سطوح متفاوتی از فشردگی پرده را نشان میدهد.
8. تفاوت اساس بین مقادیر انتقال پردهها موجود که سطوح متفاوتی از فشردگی آستر را نشان میدهد.
9. تفاوت اساسی بین مقادیر انتقال پردهها موجود که سطوح مختلفی از فاصله سه بعدی بین پارچه آستری و پارچه پرده را نشان میدهند.
در انجام این تحقیق، گمانهای زیر ایجاد شدهاند:
1. پارچههای انتخاب شده برای مطالعه، نمایانگر حداکثر ویژگیهای موجود در جذب رطوبت، رنگ و گشادی پارچه منسوج هستند.
2. تست پنجره، طرح پرده مصنوعی و دما و رطوبتهای نسبی مورد استفاده برای تست،که نمادی از مواد دریافت شده در محلهای مسکونی هستند.
3. تمام تکنیکهای مورد استفاده معتبر و قابل تولید مجدد هستند.
محدودیتهای زیر برای این مطالعه بکار میروند:
1. پارچههای منتخب برای مطالعه فقط 100 درصد محتوای یک بافت مجزا را نشان میدهند. از هیچ بافت یک دستی استفاده نمیشود.
2. مدلهای پرده فقط در دو سطح رطوبت نسبی داخلی، یک سطح دمای داخلی و یک متغیر دمای بیرونی ـ داخلی ارزیابی میشوند.
3. اشکال سه بعدی برای فاصله بین سه سطح پارچههای آستری و پرده و فقط یک سطح بین آستری و شیشه پنجره محدود میشوند.
4. فقط دو سطح از فشردگی پرده در برگرفته میشوند و فقط دو سطح از فشردگی آستر با هر سطح از فشردگی پرده ارزیابی میشوند.
5. فقط یک نوع از پارچه آستری به شکل لایه دوگانه مطالعه شد.
6. در زمان آزمایش پردهها کاملاً به پنجره در قسمت بالا، پایین و دو طرف درزبندی میشوند. یافتههای این مطالعه مستقیماً برای سیستمهای پنجره ـ پرده قابل کاربرد نیستند که با یک درزبند پرده به دیوار محکم ساخته نشدهاند.
7. فقط دو تکرار از هر آزمایش وجود داشت.
به منظور به دست آوردن اندازههای شمارشی هر متغیر مستقل، از چندین تعریف متفاوت در این تحقیق از کلی و معمولی مورد استفاده قرار می گیرند . این اصطلاحات خاص عبارتند از: هیدروفیلیسیتی، رنگ، گشادی پارچه، وزن پارچه، ضخامت پارچه، رطوبت نسبی، شرایط جوی استاندارد، اتاق دارای شرایط آزمایشگاهی، نشت گرمایی، انتقال گرمایی و فشردگی.
ماهیت هیدروفیلیک یا هیدروفوبیک یک بافت معمولاً به ظرفیت بافت برای جذب آب اشاره میکند. برای این مطالعه، هیدروفیلیسیتی تعریف مشابهی مثل بدست آوردن رطوبت دارد که توسط ASTM اینگونه تعریف میشود: «مقدار آب داخل یک پارچه که تحت شرایط مشخص تعیین شده و به عنوان درصدی از کل نمونه بدون آب بیان میشود.»
رنگ به روشنی یا تیرگی اشاره میکند که به وسیله میانگین برداشت از مقدار L در تفاوتسنج رنگها نترلب (مدل 2D25D) مشخص شده که یک برداشت L از 100 کاملاً سفید و یک برداشت L از صفر کاملاً سیاه میباشد.
بازی (گشادی) پارچه معمولاً قضاوتی ذهنی است که به قابلیت پارچه مربوط میشود که اجازه دهد روشنی از میان سوراخ پارچه یا نفوذپذیری هوا عبور کند. با این وجود، در محتوای این تحقیق، گشادی (بازی) پارچه تعریف مشابهی مثل نفوذپذیری هوا دارد که توسط ASTM اینگونه تعریف میشود: نسبت جریان هوا از میان یک پارچه تحت یک فشار متغیر بین دو سطح پارچه.
وزن پارچه جرم در هر واحد سطح است که اینگونه نوشته میشود:
ضخامت پارچه فاصله بین سطوح پایینی و بالایی پارچه که تحت فشار خاصی اندازهگیری میشود.
رطوبت نسبی نسبت فشار واقعی بخار آب موجود به ماکزیمم فشار ممکن (توازن اشباع) بخار آب در فضا در دمای مشابه که با درصد بیان میشود.
شرایط جوی استاندارد که از رطوبت نسبی 2%±65 و دمای °F2±70 (°C1±21) تشکیل میشود.
اتاق دارای شرایط آزمایشگاهی اتاقی است که تجهیز میشود تا شرایط جوی استاندارد را با تحمل استاندارد حفظ کند.
انتقال گرمایی اندازهگیری مستقیم جریان گرمایی از یک پارچه است که اینگونه نوشته میشود: Btx/hr/ft2/°F. انتقال گرمایی اغلب به «مقدار x» اشاره میشود.
نشت گرمایی یک پارچه اندازه مقاومت آن به جریان گرمایی است که به عنوان مقدار R بیان میشود. مقدار R عکس مقدار x است.
فشردگی عرض پارچه مورد استفاده میباشد تا عرض پنجره را پر کند که به عنوان درصد بیان میشود.برای 100% فشردگی دو برابر عرض پارچه مورد نیاز برای پر کردن فاصلهای میباشد که توسط پرده بسته پوشیده میشود در حالی که 50% فشردگی یک و نیم برابر عرض پارچه مورد نیاز برای پر کردن فاصلهای میباشد که توسط پرده بسته پوشیده میشود. در فشردگی صفر درصد، عرض پارچهای که پنجره را میپوشاند، برابر عرض پنجره میباشد بنابراین پارچه صاف است.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2851 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 180 |
1-1- مقدمه
الیاف سلولز از مهمترین الیاف مورد استفاده در صنعت نساجی می باشند که همگی از گیاهان بدست می آیند. الیاف سلولز طبیعی را می توان به گروههای زیر تقسیم بندی نمود.
الف) الیاف دانه ای: این الیاف از تخم یا دانه گیاه به دست می آیند مانند الیاف پنبه
ب) الیاف ساقه ای: این الیاف از ساقه گیاه به دست می آیند مانند الیاف کنف، کتان و چتایی.
ج) الیاف برگی: الیافی که از برگ گیاه به دست می آیند مانند الیاف سیسال و مانیلا
د) الیاف میوه ای: الیافی که از میوه گیاه به دست می آیند مانند الیاف نارگیل
الیاف پنبه:
پنبه لیفی طبیعی از نوع سلولزی، دانه ای، تک سلولی و کوتاه می باشد. دانسیته آن 52/1 است که از اینرو جزء الیاف سنگین به شمار می آید الیاف پنبه طولی ما بین
56- 10 میلیمتر و قطری در حدود 22- 11 میکرومتر دارد و رنگ آن سفید تا
قهوه ای مایل به زرد متغییر است. نمای طولی میکروسکوپی آن به صورت لوله ای تابیده و پیچ خورده است و نمای عرضی آن لوبیایی شکل می باشد. [20]
2-1- ساختمان شیمیایی سلولز
با تجزیه و تحلیل نتایج آزمایشات مختلف و شناسائی عناصر سازنده سلولز می توان آن را در دسته کربوهیدراتها قرار داد.
هیدرولیز با اسید سولفوریک 72 درصد منجر به تولید 7/90 درصد گلوکز می گردد. اگر محصول حاصل از هیدرولیز را به کمک الکل اتیلیک و اسید کلریدریک به عنوان کاتالیزور، متانولیزه نمائیم محصول حاصل 5/80% از مشتقات متیل گلوکز خواهد بود. محصول بدست آمده را با واکنش مکرر و استفاده از کاتالیزورهای دیگر می توان تا 5/95 درصد افزایش داد. نتیجه حاصل 5/95 درصد را می توان دلیل محکمی دانست که سلولز پلیمری است که از واحد های سازنده گلوکز تشکیل شده است. [16]
3-1- گلوکز
گلوکز یا پنتاهیدرواکسیدآلدئید مونوساکاریدی است که ملکول آن دارای 6 اتم کربن می باشد.
شکل 1-1- ساختمان خطی ملکولی گلوکز یا پنتاهیدراکسید آلدئید
گلوکز به دلیل دارا بودن چهار اتم کربن نا متقارن (کربن 2 و 3 و 4 و 5) در زنجیر ملکولی دارای 16 ایزومر می باشد که از این 16 ایزومر، 8 ایزومر تصویر آیینه ای 8 ایزومر دیگرند.
چون ایزومرها تصویر آیینه ای دارند ترتیب قرار گیری گروههای هیدروکسیل هیدروژن سمت چپ و راست ملکول گلوکز باعث تقسیم بندی ایزومرها به راست گرد (D) و چپ گرد (L) می شود که گلوکز سازنده سلولز از نوع راست گرد (D) می باشد. [2]
همانگونه که در شکل 1-1 نشان داده شده است پنتاهیدراکسید آلدئید دارای گروه آلدئیدی در کربن شماره 1 می باشد ولیکن کلیه آزمایشات مشخص کننده آلائیدها بر روی گلوکز به جواب منفی می انجامد که دلیل آن را می توان به واکنش گروه آلدئیدی کربن 1 با گروه هیدروکسیل 5 و تبدیل مولکول از حالت خطی به حالت حلقوی پایدار نسبت داد. [2]
شکل 2-1- تبدیل فرم خطی گلوکز به فرم حلقوی
فرم حلقوی D گلوکز حالت فضایی کشیده شده ای دارد و اتم کربن شماره 1 حلقه غیر متقارن می باشد و در نتیجه گروه های هیدروژن هیدروکسیل متصل به آن
می تواند دو حالت فضایی و را اختیار کند.
- D گلوکز مونومر سازندة نشاسته می باشد ولی - D گلوکز واحد سازنده سلولز است. این دو ایزومر از نظر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی با یکدیگر اختلاف زیادی دارند.
4-1- پلیمریزاسیون - D گلوکز
- D گلوکز با دارا بودن پنج گروه هیدروکسیل سازندة زنجیره پلیمری سلولز است. در صورت اتصال دو ملکول - D گلوکز به یکدیگر هر ملکول، یک هیدروکسیل از دست می دهد و بین آنها پیوندی اتری برقرار می شود و یک ملکول آب آزاد
می شود.
با انجام آزمایشات مختلف مشخص گردیده که در زنجیره پلیمری سلولز پیوندی ملکولی - D گلوکز از طریق کربن شماره 1 و 4می باشد و در این صورت هر ملکول، دو گروه هیدروکسیل از دست می دهد و سه هیدروکسیل دیگر برایش باقی می ماند. پیوند حاصله را که پیوندی اتری می باشد پیوند 1 و 4 - گلوکز گلوکزیدیک می نامند.
شکل 3-1- پلیمریزاسیون گلوکز و ایجاد پیوند 1 و4 - گلوکزیدیک
همانطور که در شکل 3-1 نشان داده شده است مونومرهای - D گلوکز متصل شده در زنجیر سلولز نسبت به یکدیگر وضعیت ترانس دارند، یعنی در زاویه ْ 180 نسبت به یکدیگر قرار گرفته اند. به همین دلیل گروه CH2OH یک در میان بالا و پایین قرار می گیرد، از این جهت کوچکترین واحد تکرار شونده در سلولز را سلوبیوز می دانند. [2]
شکل 4-1- عوامل جانبی زنجیر سلولز
همانطور که در شکل 4-1 مشخص شده است، انتهای زنجیر سلولز ملکول گلوکز شماره n قرار گرفته است، این ملکول از طریق اتم شماره 4 به اتم کربن شماره 1 ملکول گلوکز قبلی (1- n) از زنجیر سلولز متصل گردیده است.
این انتها را، سمت قابل احیاء زنجیر سلولز می نامند چون ملکول گلوکز شماره n در اثر اکسیداسیون تجزیه و به ملکول کوچکتر تبدیل می شود. ملکول گلوکز (1-n) نیز دارای همین خصوصیت است و قابل تجزیه می باشد و از این سمت خطر تجزیه کامل زنجیر سلولز وجود دارد.
بر عکس مولکول گلوکز شماره 1 از طریق کربن شماره 1 به زنجیر متصل است و قادر به واکنش نمی باشد همینطور مولکول گلوکز شماره2 تا شمارة n توسط کربن شماره 1 متصل هستند و از این سمت خطر تجزیه کامل زنجیر سلولز وجود ندارد، به همین دلیل این سمت را، سمت غیر احیائی زنجیر می دانند. [4 و 2]
گروه های جانبی سلولز گروه های هیدروکسیل می باشند. یکی از عوامل هیدروکسیل نوع اول و دوتای دیگر نوع دوم هستند. کربن شمارة 6 دارای نوع اول و کربن 2 و 3 دارای عامل الکلی نوع دوم هستند. [4]
عامل الکلی نوع اول فعالیت و واکنش پذیری بیشتری نسبت به عامل الکلی نوع دوم دارد.
5-1- پیوندهای بین زنجیرهای سلولز
پیوندهای موجود در بین زنجیرهای سلولز طبیعی پیوندهای هیدروژنی می باشد که بین عاملهای هیدروکسیل یک زنجیر با زنجیر دیگر ایجاد می شود. همچنین احتمال وجود پیوندهای واندروالس نیز در بین زنجیرهای سلولز داده شده است. [4 و 2]
به غیر از این پیوندها می توان توسط مواد شیمیایی پیوندهای دیگری را جهت تغییر خصوصیات سلولزی یا الیاف سلولزی ایجاد کرد. این پیوندهای ایجاد شده از نوع کوالانسی و بسیار محکم می باشد و خصوصیات الیاف سلولزی یا سلولز را بطور دائم تغییر می دهند.
پیوند دادن بین زنجیرها را با ترکیبات زیر می توان انجام داد. [20 و 2 و 1]
الف) پیوند دادن بوسیله فرم آلدئید
2Cell-OH + CH2O " Cell-O-CH2-O-Cell
ب) پیوند دادن بوسیله دی متیلول اوره
|
|
2Cell-OH+HOCH2NHCNHCH2OH"Cell-O-CH2HNCNHCH2-O-Cell
ج) پیوند گوگردی:
این پیوند در اثر یکسری واکنشهای پیچیده و در طی چند مرحله روی سلولز انجام
می شود.
2Cell-SH " Cell-S-S-Cell
6-1- تخریب کننده های سلولز
سلولز با دارا بودن ساختمان شیمیایی که در صفحات قبل در مورد آن بحث شد در مقابل بسیاری از ترکیبات شیمیایی و عوامل فیزیکی قابلیت تخریب و تجزیه دارد. بعضی از این عوامل تخریب کننده عبارتند از:
1-6-1- تخریب با اسیدها
تخریب سلولز در محلول های اسیدی بستگی به PH عملیات و حرارت و زمان دارد. علت تخریب شکسته شدن پیوندهای 1 و4 - گلوکوزیدیک است که با کاهش درجه پلیمریزاسیون (DP) و افزایش سیالیت محلول همراه است. محصول حاصل از عمل تخریب سلولز با اسید را هیدروسلولز می نامند. [4 و 2]
2-6-1- تخریب با مواد اکسید کننده
مواد اکسید کننده بر روی سلولز اثر کرده و اکسی سلولز را بوجود می آورند. با در نظر گرفتن زنجیر پلیمری سلولز که از واحد های - D گلوکز تشکیل یافته و هر واحد گلوکز دارای سه گروه عامل هیدروکسیل که یکی از آن نوع اول و دوتای آن از نوع دوم هستند و با در نظر گرفتن اینکه عوامل هیدروکسیل بسیار واکنش پذیر و قابل اکسید شدن هستند انتظار می رود عوامل الکلی نوع اول به آلائید و سپس به اسید و الکلهای نوع دوم به کتون تبدیل شوند. همچنین احتمال واکنش از سمت احیائی زنجیر و تولید اسید گلوکونیک نیز می باشد. [20 و 2 و 4]
3-6-1- تخریب با قلیا
بر خلاف اینکه سلولز در محلولهای رقیق اسیدی تجزیه می شود در محلولهای قایائی رقیق پایدار است. محلولهای غلیظ و داغ قلیا باعث تجزیه سلولز می شود. تجزیه از سمت احیائی زنجیر آغاز می شود و با تبدیل واحدهای گلوکز به فرکتوز و سپس به اسید ایزوساکارنیک به پیش می رود. [2]
4-6-1- تخریب با آنزیم
آنزیم ها از نظر شیمیائی پروتئین می باشند و به منظور تسریع در انجام عملیات بیولوژیکی استفاده می شوند. آنزیم ها انواع مختلفی دارند که هر یک توانائی شکستن نوعی پیوند را دارد. آنزیمی که سلولز را مورد تخریب قرار می دهد سلولاز نام دارد و با کاهش درجه پلیمرازسیون سلولز از طریق شکستن پیوند 1 ، 4 - گلوکزیدیک باعث تجزیه سلولاز به اولی گومر، مونومر و حتی آب و دی اکسید کربن می گردد. آنزیم های سلولاز بر مشتقات سلولز و سلولزی که پیوند بین زنجیری داده شده، بی اثر می باشد. [20 و 2]
5-6-1- تخریب بوسیله نور خورشید
به دلیل وجود اشعه ماوراء بنفش در نور خورشید و طول موج های کوتاهتر از نور موئی که دارای انرژی زیادی هستند، سلولز تجزیه و تخریب می گردد.
6-6-1- تخریب بوسیله حرارت
حرارت نیز اگر از مقدار معینی تجاوز کند باعث اکسیداسیون سلولز می گردد.
7-1- پنبه
اگر چه الیاف ساقه ای در نوع خود دارای ارزشی در صنعت نساجی است. ولی اهمیت آنها هرگز به پنبه نمی رسد. از خصوصیات مهم این الیاف، استحکام زیاد در پارچه، داشتن قدرت وقابلیت انعطاف در مقابل هر گونه عملیات ریسندگی و بافندگی و تمایل به جذب رنگهای متفاوت است. همین خصوصیات باعث شده است که با وجود افزایش الیاف مصنوعی، پنبه اهمیت خودش را حفظ کند و مقدار محصول و مصرف آن همواره افزایش یابد. [4]
8-1- خصوصات گیاهی
پنبه گیاهی است علفی که ارتفاع آن به 6/0 تا 2 سانتی متر می رسد. برگهایش دارای بریدگی است و گلهای سفید، زرد و یا صورتی دارد میوه پنبه کپسولی است به اندازه یک گرد و به نام غوزه پنبه (batt) که تخمها که در واقع همان تخم پنبه
(Seed Cotton) هستند درون آن قرار دارند. الیاف پنبه به صورت توده ای متراکم در سطح تخمکها رشد می کنند. گلهایی که در روی گیاه می رویند، معمولاً هر کدام بیش از 15 تخمک دارند که درون غوزه گیاه قرار دارند. غوزه پس از رشد کامل گیاه باز می شود و تخمکها و الیاف در داخل غوزه به صورت توده کرکدار در معرض هوا قرار می گیرند. هر یک از تخمکهای گیاه در حدود 20000 تا رلیف در سطح خود دارد و بنابراین هر یک از غوزه ها تقریباً حاوی 300000 تا رلیف هستند. وقتی که غوزه گیاه باز می شود رطوبت داخل الیاف تبخیر می شود و الیاف حالت استوانه بودن خود را از دست می دهد و این عمل باعث می شود که دیوارهای سلولی آن جمع شوند و حالت فرو ریختگی بیابند. در چنین حالتی، تار پنبه یک پیچش مختصر، یا نیم تاب به خود می گیرد که آن را اصطلاحاً پیچیدگی (Convolution) می نامند. [4]
9-1- اثر شرایط محیط در رشد پنبه
خصوصیات الیاف پنبه نظیر قطر آن به نوع پنبه بستگی دارد؛ ولی باید در نظر داشت که سایر شرایط از قبیل مناسب بودن زمین و همچنین شرایط جوی نظیر رطوبت زیاد و نور و آفتاب نیز در مرغوبیت آن اثر می گذارد. در یک گیاه معمولی رشد الیاف در داخل غوزه مدت یک ماه و نیم طول می کشد. ولی همه آنها در یک موقع به رشد کامل خود نمی رسند، و ممکن است بین 8 تا 9 هفته طول بکشد. از زمانی که گیاه دارای گل می شود تا زمانی که آخرین غوزه ها شروع به باز شدن می کنند. ممکن است در حدود چهار ماه طول بکشد. به هر طریقی که رشد پنبه در داخل غوزه انجام گیرد. مقداری از الیاف رشد کامل نمی کنند و مقدار الیاف رشد نکرده به به الیاف رشد کرده در داخل غوزه نشان دهنده کیفیت و بازدهی رشد نکرده به الیاف رشد کرده در داخل غوزه نشان دهنده کیفیت و بازدهی محصول است. در الیاف معمولی ممکن است در حدود یک چهارم الیاف رشد نکرده وجود داشته باشد و گاهی اوقات الیاف رشد کرده در داخل غوزه ممکن است به نود درصد برسد. [4]
10-1- ایجاد نپ (nep)
الیاف رشد نکرده ممکن است به طرق مختلفی ایجاد مشکلات کند که اهم آن بدین قرار است:
1- معمولاً بعد از خاتمه عملیات رنگرزی، الیاف رشد نکرده نسبت به الیاف رشد کرده کم رنگتر هستند و این در اثر ضخیم نبودن دیواره ها و یا عدم تکامل ساختمان لیف (پنبه نارس) است.
2- مقاومت این گونه الیاف فوق العاده کمتر از الیاف رشد کرده است و به سهولت پاره می شوند.
3- برای عملیات ریسندگی قابل استفاده نیستند و به عنوان ضایعات، دور ریخته
می شوند.
4- دارای قابلیت انعطاف هستند و به سهولت به دور الیاف دیگر می پیچند و ایجاد نپ می کنند. اگر چنین الیافی در پارچه رنگ شده وجود داشته باشند، به علت کمرنگ بودن آن، کالای رنگ شده یکنواخت به نظر نمی آید. [4]
11-1- ساختمان لیف پنبه
مولکولهای سلولز پنبه که تحت عملیات مکانیکی و شیمیایی قبلی قرار نگرفته باشد از پلیمرهای خطی که حاوی حداقل 5000 واحد انیدروگلوکز Anhydroglucose (وزن مولکول حداقل 800000) می باشند تشکیل می گردد. معمولاً در حالت جامد بشکل صفحات مسطح می باشند و در حضور آب این صفحات بطور منظم بهم چسبیده می باشند، ولی در بعضی مواقع بعضی از آنها از این حالت مسطح (form Flat) تبعیت نمی کنند و خمشهای مولکولی (Chain folding) در بعضی از الیاف سلولزی مشاهده می گردد. مولکولهای سلولز پنبه در حالت کاملاً گسترده و بموازات محور فیبریلها قرار دارند.
مطالعات بوسیله جذب نور ماوراء قرمز (Infra red) نشان می دهد که اغلب گروههای هیدروکسیل با یکدیگر پیوند هیدروژنی بر قرار می سازند ولی بطور دقیق چگونگی حالت تشکیل این پیوندهای هیدروژنی هنوز معلوم نشده است. شکل 5-1 امکان تشکیل دو نوع پیوند هیدروژنی بین مولکولی منظم را نشان می دهد.
شکل (5-1) دو نمای متفاوت از پیوندهای هیدروژنی بین مولکولی
در هر دو حالت فوق صفحات مسطح وقتی می توانند تشکیل گردند که بین گروههای هیدروکسیل و اتمهای اکسیژن در زنجیرهای مجاور پیوند هیدروژنی بیشتری برقرار گردد. پیوند بین صفحات مولکولها احتمالاً بوسیله نیروهای واندروالس حاصل
می شود.
شکل 6-1 نشان می دهد که چگونه سطوح آبدوست (Hydrophilic) واحدهای انیدروگلولز (Anhydroglucose) به نقاط استوانی (Equaterial) خود محدود شده است و سطوح مسطح بالا و پایین خاصیت غیر آبدوستی Hydrophobic دارند.
شکل (6-1) یک واحد سلوبیوز موقعیت اتمهای حلقوی را در دو سطح موازی با گروه های آبدوست و سطوح غیرآبدوست جانبییااستوانه ای قرار دارند نشان می دهد.
اخیراً با روش سانترفیوژ تعداد 10000 واحد گلوکز که وزن مولکولی 1580000 را نشان می دهد برای سلولز پنبه ارائه شده است.
باید اضافه کرد که از پیوند مولکولهای الفا – دی – گلوکز(glucose – d - ) زنجیر خطی مستقیم که قابلیت تشکیل لیف سلولزی را داشته باشند بدست نمی آید بلکه مواد سلولزی دیگری مانند نشاسته حاصل می شود. شکل 7-1 شمای یک لیف پنبه را نشان می دهد.
شکل(7-1) شمای ساختمان لیف پنبه قبل از اولین خشک شدن لیف
دیوار اولیه (Primaey Well) از پوسته ای بضخامت 1/0 با فیبریلهای متقاطع و تحت زاویه خطی نسبت به محور لیف تشکیل شده است. موقعیکه لیف متورم
می گردد توده سلولز یعنی دیواره ثانوی، که شامل S3, S2, S1 می باشد و فیبرهای آنها زاویه 25- 20 درجه نسبت به محور لیف قرار دارند، به دیواره اولیه و مغز لیف، لومن (Lumen) فشار وارد می سازند.
دیواره ثانویه از لایه های متعددی تشکیل شده است S3, S2, S1 ... S این لایه ها را می توان با روشهای تورمی از یکدیگر جدا کرد. دیواره ثانویه متراکمتر از دیواره اولیه بوده و دسته های فیبریلهای آن در طول لیف، جهت آرایش، زاویه فیبریلهای خود را نسبت به محور لیف عوض می کنند و این تغییر جهت در آن محل موجب تاب دار شدن (Convolutions) لیف پنبه می گردد. و تعداد این تابهای طبیعی لیف و آرایش فیبریلی آن بطور کلی بستگی به نوع لیف پنبه و قابلیت تطویل آن دارد.
ضخامت فیبریلهای موجود در سلولز در حدود nm 20 می باشد. و بعضی از این فیبریلها خودشان نیز به فیبریلهای نازکتر و بضخامت nm 5 تقسیم می شوند و از تجمع این فیبریلها یک دسته فیبریل بضخامت nm 200 حاصل می شود که می توان آنها را بوسیله میکروسکوپ نوری مشاهده کرد. این تجمع با نیروی خیلی ضعیفی بهم متصل شده اند که به راحتی از هم گسسته می گردند.
بوسیله مطالعه با اشعه ایکس معلوم شده است که 60/ 58 درصد از گروههای هیدروکسیل پنبه دارای پیوندهای هیدروژنی منظم (ordered) و 40% بقیه غیر منظم (disordered) می باشند. شکل 8-1 نمای مناطق بلوری و بی شکل در لیف پنبه را نشان می دهد [7].
شکل (8-1) نمایش دیاگرامی مناطق بلوری و بی شکل
12-1- شکل سطح مقطع و شکل طولی لیف پنبه
شکل 9-1 سطح مقطع تصویر طولی لیف پنبه را در زیر میکروسکوپ نوری نشان
می دهد.
بطوریکه ملاحظه می شود مقطع تصویر طولی لیف تابهای آن (Convolution) مشاهده می شوند و سطح مقطع لیف حالت لوبیائی شکل دارد و مغز لیف یا لومن (Lumen) بصورت خط دیده می شود.
طول متوسط الیاف طبیعی پنبه حدود 14- 36 میلیمتر و قطر آن 15- 20 میکرون
می باشد مقاومت لیف حدود 3 – 6 گرم بر دنیر و تطویل آن تا حد پارگی
5- 7 درصد است.
شکل (9-1) تصویر مقطع عرضی و طولی الیاف پنبه
پنبه در شرایط استاندارد (22 درجه سانتیگراد و 76 درصد رطوبت نسبی) مقدار
8 درصد رطوبت بخود جذب می کند. [7]
13-1- مشخصات قسمتهای مختلف ساختمان تار پنبه ( مقطع عرضی )
1 -13-1- لایه (Cuticle)
این لایه خارجی ترین قشر لیف پنبه است سلولهای این قسمت به یکدیگر بسیار نزدیک هستند و به مقدار زیادی از اثرات زیان بخش عوامل خارجی و نفوذ آب به داخل لیف جلوگیری می کنند. یکی دیگر از خواص مهم این لایه ، جلوگیری از عمل اکسیداسیون در مجاورت اکسیژن هوا و اشعه ماوراء بنفش موجود در تابش شدید آفتاب است .ساختمان این لایه به درستی معلوم نیست ، اما تا آنجا که تحقیق شده است مواد شمعی (Wax) و پکتین در آن وجود دارد این واکس درواقع مخلوطی از چند واکس و چربی و انواع رزینهاست . اگرچه لایة کوتیکل در حین رشد لیف تشکیل می شود و لایه اولیه لیف رامانند قالبی در بر میگیرد ولی جزئی از آن به شمار نمی رود در حین مراحل رشد طولی لیف ، این لایه مانند قشری از چربی به نظر
می رسد و هنگامی که لایه دوم شروع به رشدو تشکیل شدن می کند، این قشر سخت می شود و حالت لعاب پیدا میکند. [4]
2-13-1- لایه اولیه (Primary wall)
در اولین مراحل رشد لایه لیف پنبه ، لایه اولیه شامل هسته و پروتوپلاسم است و این دو ماده هستند که اجزای اساسی و شالوده زندگی هر سلول زنده ای را تشکیل
می دهند اگر لایه اولیه راتقریباً «تماماً» از سلولز تشکیل شده است در یک حلال سلولز (هیدروکسید کوپرآمونیوم) حل کنیم، فقط لایة کوتیکل باقی می ماند ضخامت لایه اولیه فقط 1/0 تا 2/0 میکرون است ، درحالی که ضخامت متوسط لیف در حدود 20 میکرون است مواد سلولزی که در این لایه است از اولین مراحل رشد لیف تشکیل
می شوند و مطالعات میکروسکوپی در مراحل مختلف رشد لیف نشان می دهد که این لایه حاوی لیفچه هایی است که در سطح خارجی لایة موازی با محور لیف ودر قسمتهای داخلی ، در جهت عرضی با محور لیف قرار گرفته اند. در فاصله این دو ناحیه فیبریلهای میانی ، تقریباً با زاویه 70 درجه نسبت به محور لیف قرار گرفته اند بدیهی است اگر این تمایل درجهت چپ باشد پیچش لیف در جهت چپ( s) است و اگر در جهت راست باشد شکل (Z) خواهد داشت.
این نحوه قرار گرفتن لیفچه ها سبب می شود که قدرت لیف در جهت طولی کمتر از جهت عرضی باشد و به همین دلیل است که قدرت و استحکام زیاد لیف در جهت پیرامون آن از تورم بعدی لیف به مقدار قابل توجهی می کاهد و قدرت لیف در جهت طولی ممکن است در اثر الیاف نارس باشد که استحکام کشش آنها کمتر از الیاف رسیده است . اگرچه لایه اولیه را کلاَ سلولز تشکیل می دهد ولی ناخالصیهای این لایه مواد پکتین و چربیها هستند. [4]
3-13-1- لایه دوم (Secondary wall)
این لایه که تقریباً90% وزن کل لیف را تشکیل میدهد در مرحله دوم رشد لیف به وجود می آید این دیواره از رسوب طبقات متوالی لایه های سلولز در داخل لیف تشکیل می شود بدون اینکه قطر لیف افزایش یابد. اگر در این مرحله از رشد مقطع عرضی، لیف را بررسی کنیم متوجه حلقه های مزبور که نمایشگر رشد روزانه و تکامل این لایه است می شویم مرحله تشکیل ابعاد و شکل حلقه ها بستگی زیادی به درجه حرارت و نور در مراحل رشد دارد .
چنانچه گیاه در شرایط ثابت قرارا گیرد یا اینکه یکی از عوامل موثر وجود نداشته باشد امکان دارد که این لایه در لیف تشکیل نشود یا حداقل ناقص باشد وجود این لایه در استحکام کشش لیف اهمیت زیادی دارد .
مطالعاتی که درمورد لایةدوم انجام گرفته است نشان می دهد که شبکه فیبریلها از لیفچه های بلند وبسیار نازک تشکیل شده است که احتمالاً در یک لیف متورم و یا خرد شده دیده می شود اما ابعاد این لیفچه ها بر حسب نوع نمونه لیف بسیار متغیر است ولی معدل قطر آنها بین 4 . 1- 1 . 0 میکرون تغییر می کند .[4]
4-13-1- کانال لومن (Lumen)
کانال لومن لوله ای است که در داخل لیف و در سرتاسر طول آن ، از ریشه لیف تانوک آن ، ادامه دارد. قطر فضای لومن در طول لیف متغیر است هنگامی که لیف در حال رشد کردن است و هنوز غوزه پنبه باز نشده است سطح مقطع لومن تقریباً یک سوم سطح مقطع لیف را تشکیل می دهد هنگامی که غوزه می رسد و لیف خشک
می شود این قسمت به کمتر از پنج صدم می رسد و به شکل شکاف باریکی دیده
می شود هنگامی که لیف در حال رشد است فضای لومن حاوی پروتوپلاسم است که سبب ایجاد رشد ونمو سلولها ست ولی پس از خشک شدن لیف مقداری پروتوپلاسم خشک از لیف باقی می ماند در داخل لومن مقداری مواد پروتئین ، مواد معدنی و مقداری پکمنتهای رنگی وجود دارد که سبب رنگ کرم پنبه اهلی می شود. [4]
14-1-مواد تشکیل دهنده الیاف سلولزی ( پنبه )
صرفنظر از سلولز که تقریباً 94-88% از وزن الیاف پنبه را تشکیل می دهد مواد دیگری نظیر پکتین ، واکس ،پروتئین و مواد کانی در این لیف وجود دارد که در جدول زیر مقادیر تقریبی آنها را برای دو نمونه پنبه آورده شده است :
جدول 1-1 – مواد شیمیایی تشکیل دهنده پنبه
|
مواد تشکیل دهنده |
(درصد وزن خشک) در یک نمونه پنبه ناشناخته |
(درصد وزن خشک )در یک نمونه پنبه امپایر |
|
سلولز |
93/94 |
30/95 |
|
پروتئین |
2/1 |
00/1 |
|
خاکستر |
(16/1)67/0 |
(86/0)50/0 |
|
واکس |
75/0 |
75/0 |
|
اسید پکتیک |
78/0 |
99/0 |
|
اسید مالئیک |
48/0 |
19/0 |
|
اسید سیتریک |
06/0 |
04/0 |
|
سایر اسیدهای آلی |
32/0 |
32/0 |
|
قندها |
15/0 |
10/0 |
|
سایر مواد |
83/0 |
81/0 |
|
جمع |
00/100 |
00/100 |
در مورد ماده تشکیل دهنده سلولز قبلاً مطالبی ذکر شده است اینک سایر مواد را مورد بحث قرار می دهیم .
1-14-1- واکس
واکس یا موم موادی است که به وسیله تقطیر سلولز با حلالهای آلی نظیر تتراکلرور کربن و یا بنزن به دست می آید وبعد از سلولز مهمترین ماده ای است که در لیف سلولزی موجود است مقدار واکس در انواع مختلف پنبه متفاوت و حدود 4/0 تا 8/0 درصد است .
تصور می شود که قسمت اعظم واکس در لایه اولیه لیف نهفته است .
واکس صرفنظر از نرمشی که به سطح لیف می دهد و سبب تسهیل عملیات ریسندگی می شود از اصطکاک بین الیاف می کاهد و نتیجتاً از قدرت کشش بین الیاف نیز کاسته می شود. آزمایشاتی که در این مورد به عمل آمده است نشان می دهد قدرت نخی که از الیاف موم گرفته(به وسیله حلالهای آلی ) تهیه می شود حدود 5/2% بیشتر از نخ مشابهی است که از الیاف موم نگرفته تهیه شده است.
از دیگر خواص واکس جلوگیری از نفوذ آب به لیف است کما اینکه لیف پنبه خام مدت چند روز در سطح آب شناور می ماند ولی پنبه ای که در محلول رقیق سودکستیک جوشانیده شده یا سوکسله شده توسط حلالهای آلی پس از چند دقیقه خیس و غوطه ور می شود مطالعاتی که روی ترکیب شیمیایی واکس صورت گرفته است نشان می دهد که الکلها و اسیدهای بزرگ و ترکیبات آلی دیگری در واکس وجود دارند .
2-14-1- پکتین ومواد وابسته به آن
مقدار پکتین در پنبه رسیده متغیر و حدود 6/0 تا 0/1 درصد است و مقادیر آن بستگی به شرایط و نحوه استخراج دارد در یک آزمایش توسط اگزالات آمونیوم وپکتات کلسیم رسوبی برابر 7/0 درصد به دست آمده ودر آزمایشات با روشهای دیگری تا 2/1 درصد تعیین می شوند و بیشتر مقدار پکتین در لایه اولیه لیف قرار گرفته است با مطالعاتی که توسط میرومارک انجام شده است اسید پکتیک را پلیمر خطی یا ساختمان حلقه های پیرانوز که در ناحیه کربن شماره 4.1 به هم متصل هستند معرفی کرده اند.
حدس زده می شود که پکتین مانند ماده سیمانی زنجیرهای سلولز را به یکدیگر متصل می کند ولی هنوز دلیل قاطعی برای این فرضیه چه از طریق آزمایش و چه از نظر تئوری آورده نشده است.
تمام مقدار پکتین موجود در لیف با جوشانیدن لیف در محلول یک درصد سود به مدت یک ساعت خارج می کنند در صورتی که از طریق حلالیت در آب به خودی خود خارج می شود پکتین که بدین طریق از لیف خارج می شود در محیط اسیدی
ته نشین می شود و قهوه ای رنگ و موم و مواد پروتئینی همراه آن است باید گفت که با خارج کردن پکتین از لیف حلالیت لیف در محلول کوپرآمونیوم و قدرت کشش آن تغییر قابل ملاحظهای نمی کند .[4]
3-14-1- خاکستر و مواد متشکله آن
در یک نمونه پنبه 2/1 درصد خاکستر وجود داشت که از آنالیز کردن آن مقادیر زیر برای محتویات آن نتیجه شده است :
|
5% |
Sio2 |
34% |
K2O |
|
4% |
So3 |
11% |
CaO |
|
5% |
P2O5 |
6% |
Mgo |
|
4% |
C1 |
7% |
Na2O |
|
20% |
Co2 |
2% |
Fe2O3 |
|
مقدار بسیار کم |
Zn,B,Mn,Cu |
2% |
Al2O3 |
تغییرات زیادی در مقدار خاکستر و درصد مواد موجود در آن ، در نمونه های مختلف پنبه مشاهده می شود و دلیل آن نحوه کشت و برداشت پنبه و چگونگی آزمایش است.
خاکستر پنبه به شدت قلیایی است به طوری که یک گرم آن 13 تا 16 سانتیمتر مکعب اسید کلریدریک نرمال را خنثی می کند در اثر شستشوی الیاف حدود 85% خاکستر آن بخصوص نمکهای سدیم و پتاسیم آن جدا می شود ولی عناصری نظیر کلسیم، آهن و آلومینیوم باقی می ماند. باید گفت که شستشوی الیاف پنبه باعث جدا شدن مواد تشکیل دهنده خاکستر، بخصوص نمکهای سدیم و پتاسیم آن می شود و مقاومت الکتریکی پنبه را افزایش می دهد به طوری که می تواند برای عایق بندی سیمهای الکتریکی و کابلها به جای ابریشم به کار رود. [4]
4-14-1- اسیدهای آلی
خاصیت شدید قلیایی خاکستر پنبه، دلیل بر وجود نمکهای اسیدهای آلی در پنبه است. در پنبه حدود 8/0% اسیدهای آلی دیده می شود که به استثنای اسیدپکتیک باید اسیدمالئیک و اسیدسیتریک را نام برد و هر دوی این اسیدها به صورت کریستان، با رسوب از پنبه خام جدا می شوند. مقدار این اسیدها در اثر بارندگی، یا در اثر مجاورت لیف با هوا کاهش می یابد و علت آن را می توان در تجزیه این اسیدها در اثر رشد میکرو ارگانیسم (ذرات میکروسکوپی آلی) ها روی لیف پنبه دانست. [4]
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1303 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 75 |
چکیده :
روشهای سینتیکی- اسپکترفوتومتری از جمله روشهای تجربه دستگاهی به منظور بررسی تغییرات میزان گونههای موجود در نمونه میباشند که ضمن دارا بودن صحت، دقت و سرعت عمل بالا دارای هزینه روش بسیار پایین است. این خصوصیات کاربرد این تکنیک را در حد وسیعی برای بررسی رفتار ترکیبات رنگی و چگونگی تخریب وحذف آنها از پسابهای صنعتی میسر میسازد. نظر به اهمیت ایجاد آلودگی توسط رنگهای آلی در پسابهای صنعتی ارائه روشهای مناسب و جدید با حداقل هزینه و کارآیی بالا به منظور حذف این گونه ترکیبات مورد نظر پژوهشگران بوده و هست.
در این پروژه علاوه بر ارائه فاکتورهای مؤثر در تخریب رنگ متیلنبلو میتوان به اندازهگیری یون کروم که یک ماده سرطانزاست، پرداخت. یک روش حساس و ساده برای تعیین مقادیر بسیار کم کروم به روش سینتیکی- اسپکتروفوتومتری براساس اثر بازدارندگی کروم در واکنش اکسیدشدن متیلنبلو توسط پتاسیم نیترات در محیط اسیدی (H2SO4 4 مولار) معرفی شده است. این واکنش به روش اسپکتروفوتومتری و با اندازهگیری کاهش جذب متیلنبلو در طول موج 664 نانومتر به روش زمان ثابت استفاده شده است.
|
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
فصل اول : اسپکتروفوتومتری
1-1- اساس اسپکتروفوتومتری جذبی................. 14
1-2- جذب تابش.................................. 15
1-3- تکنیکها و ابزار برای اندازهگیری جذب تابش ماوراء بنفش و مرئی 15
1-4- جنبههای کمی اندازهگیریهای جذبی............ 16
1-5- قانون بیر- لامبرت (Beer - Lamberts Law)......... 17
1-6- اجزاء دستگاهها برای اندازهگیری جذبی....... 21
فصل دوم : کاربرد روشهای سینتیکی در اندازهگیری
2-1- مقدمه..................................... 23
2-2- طبقهبندی روشهای سینتیکی................... 25
2-3- روشهای علمی مطالعه سینتیک واکنشهای شیمیایی 27
2-4- غلظت و سرعت واکنشهای شیمیایی ............. 28
2-5- تاثیر قدرت یونی........................... 28
2-6- تاثیر دما................................. 29
2-7- باز دارندهها.............................. 30
2-8- روشهای سینتیک............................. 30
2-8-1- روشهای دیفرانسیلی....................... 31
2-8-1-1- روش سرعت اولیه........................ 31
2-8-1-2- روش زمان ثابت ........................ 33
2-8-1-3- روش زمان متغیر........................ 34
2-8-2- روشهای انتگرالی......................... 35
2-8-2-1- روش تانژانت .......................... 36
2-8-2-2- روش زمان ثابت......................... 36
2-8-2-3- روش زمان متغیر........................ 37
2-9- صحت دقت و حساسیت روشهای سینتیکی........... 38
فصل سوم: کروم
مقدمه ......................................... 2
3-1- تعریف چرم................................. 4
3-2- لزوم پوست پیرایی ......................... 4
3-3- پوست پیرایی با نمکهای کروم (دباغی کرومی) . 5
3-4- تاریخچه پوست پیرایی با نمکهای کروم (III) .. 5
3-5- معادله واکنش با گاز گوگرد دی اکسید........ 6
3-6- شیمی نمکهای کروم (III) .................... 6
3-7- شیمی پوست پیرایی با نمکهای کروم (III)...... 7
3-8- عامل های بازدارنده (کند کننده)............ 8
3-9- مفهوم قدرت بازی........................... 8
3-10- نقش عاملهای کندکننده در پوست پیرایی با نمکهای کروم (III) 9
3-11- عاملهای مؤثر بر پوست پیرایی کرومی........ 10
3-12- رنگآمیزی چرم............................. 10
3-13- نظریه تثبیت رنگینهها..................... 11
3-14- صنعت چرم سازی و آلودگی محیط زیست......... 11
3-15- منبعها و منشأهای پساب کارخانههای چرم سازی 12
فصل چهارم : بخش تجربی
4-1- مواد شیمیایی مورد استفاده................. 40
4-2- تهیه محلولهای مورد استفاده................ 40
4-3- دستگاه های مورد استفاده................... 41
4-4- طیف جذبی.................................. 42
4-5- نحوه انجام کار .......................... 43
4-6- بررسی پارامترها و بهینه کردن شرایط واکنش . 44
4-7- بررسی اثر غلظت سولفوریک اسید ............. 45
4-8- بررسی اثر غلظت متیلن بلو ................. 48
4-9- بررسی اثر غلظت آسکوربیک اسید ............. 51
4-10- شرایط بهینه ............................. 54
4-11- روش پیشنهادی برای اندازه گیری کروم ...... 54
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
5-1- مقدمه..................................... 55
5-2 – بهینه نمودن شرایط........................ 56
منابع ومآخذ.................................... 57
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (3-1). طبقه بندی عمومی روشهای سینتیکی..... 26
جدول (4-1). مواد شیمیایی مورد استفاده.......... 40
جدول (4-2). تغییرات بر حسب غلظت های متفاوت H2SO4 46
جدول (4-3). تغییرات بر حسب غلظت های متفاوت MB 48
جدول (4-4). تغییرات برحسب غلظت های متفاوت AA 52
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار (4-1) تشخیص طولموج ماکسیمم رنگ متیلنبلو. 42
نمودار (4-2) اثر تخریب رنگ متیلن بلو بدون حضور کروم (III) 44
نمودار (4-3). تغییرات بر حسب غلظت های متفاوت H2SO4 46
نمودار (4-4). تغییرات بر بر حسب غلظت های متفاوت MB 48
نمودار (4-5). تغییرات در برحسب غلظت های متفاوت AA 52
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل (2-1) اجزاء دستگاهها برای اندازهگیری جذب تابش 21
شکل (3-1) سرعت واکنش نسبت به زمان.............. 23
شکل (3-2) روش سرعت اولیه....................... 32
شکل (3-3) روش زمان ثابت........................ 34
شکل (3-4) روش زمان متغیر....................... 35
شکل (3-5) روش تانژانت.......................... 36
فصل اول
اسپکتروفوتومتری
1-1- اساس اسپکتروفوتومتری جذبی:
این روش بر اساس عبور پرتوی از اشعه الکترو مغناطیس از درون نمونه و سنجش میزان جذب آن قرار دارد. هنگامی که اشعه الکترومغناطیس از داخل یک محلول میگذرد مقداری از آن بطور انتخابی جذب نمونه میشود. به طوری که شدت نور خارج شده کمتر از شدت نوری است که به محلول تابیده شده است. این پدیده در مورد جذب تابش های مرئی به وضوح دیده میشود.
مثلا اگر نوری سفید از میان محلول سولفات مس عبور داده شود، محلول آبی رنگ به نظر میرسد زیرا یونهای مس محلول جزء قرمز پرتو تابیده شده را جذب کرده و مکمل آن که آبی است از خود عبور میدهد.
اندازهگیری جذب تابشهای مرئی – ماوراء بنفش راه مناسبی را برای تجزیه تعداد بیشماری از گونههای آلی و معدنی فراهم میآورد. تابش در این نواحی دارای انرژی کافی برای انتقالات الکترونی الکترونهای والانس است. اگر نمونه در حالت گازی از اتم ها و یا ملکولهای ساده تشکیل شده باشد، طیف جذبی آن معمولاً مرکب از یکسری خطوط تیز و کاملاً مشخص است که مربوط به تعداد محدود انتقالات الکترونیکی مجاز میباشد.
طبیعت ناپیوسته فرآیند جذب، درجه بالایی از گزینش پذیری را به تجزیههایی میدهد که بر پایه چنین اندازهگیریهایی قرار گرفته باشند، در مقابل، طیفهای جذبی یونها و ملکولها در محلول معمولاً شامل نوارهای پهن میباشند که بخشی از آنها از همپوشانی انتقالات ارتعاشی و گاهی اوقات چرخشی بر روی انتقالات الکترونیکی ارتعاشی و گاهی اوقات چرخشی بر روی انتقالات الکترونیکی ناشی میشود. در نتیجه هر جذب الکترونیکی را یکسری خطوط پهن نزدیک به هم که به نظر پیوسته میرسند، همراهی میکنند. بعلاوه پهن شدن خطوط در نتیجه نیروهای بین ملکولی رخ میدهد. این نوع طیفها گزینش پذیری کمتری دارند.
1-2- جذب تابش:
وقتی که تابش از درون یک لایه شفاف جامد، مایع یا گاز عبور کند برخی از فرکانسها ممکن است توسط فرآیندی بنام جذب، بطور انتخابی حذف شوند. در اینجا انرژی بیشتر یا حالات تحریک شده ارتقاء مییابند.
اتمها یا مولکولهای تحریک شده دارای عمر نسبتا کوتاهی میباشند و تمایل دارند تا بعد از حدود 10 ثانیه به حالتهای عادی خود برگشت کنند. معمولا انرژی آزاد شده در این فرآیند در دستگاه بصورت گرما ظاهر میشود. مع ذالک در بعضی موارد گونههای تحرکی شده ممکن است یک تغییر شیمیایی را متحمل شوند که انرژی را جذب میکند (یک واکنش فتوشیمیایی) و در موارد دیگر تابش در شکل فلوئورسانس یا فسفرسانس (معمولاً با طول موجهای بلند تر) دوباره نشر میشوند.
اتمها مولکولها و یا یونها تعداد محدودی ترازهای انرژی کوانتیده گسسته دارند برای اینکه جذب تابش انجام گیرد انرژی فوتون تحریک کننده باید با تفاوت انرژی بین حالت عادی و یکی از حالتهای تحریک شده گونه جذب کننده یکی باشد.
از آنجایی که این تفاوت انرژی برای هر گونه منحصر به فرد است مطالعه فرکانسهای تابش جذب شده وسیلهای را برای مشخص کردن مواد سازنده نمونهای از ماده فراهم میآورد. برای این منظور یک منحنی از کاهش در توان نور تابنده (جذب) بصورت تابعی از طول موج یا فرکانس بطور تجربی ترسیم میشود. منحنیهای نمونهای از این نوع، طیفهای جذبی نامیده میشوند.
1-3- تکنیکها و ابزار برای اندازهگیری جذب تابش ماوراء بنفش و مرئی:
اندازهگیری جذب تابشهای ماوراء بنفش و مرئی راه مناسبی را برای تجزیه تعداد بیشماری از گونههای آلی و معدنی فراهم میآورد. تابش در این نواحی دارای انرژی کافی برای انتقالهای الکترونیکی الکترونهای والانس در لایه بیرونی است اگر نمونه در حالت گازی از اتمها و یا مولکولهای ساده تشکیل شده باشد طیف جذبی آن معمولاً مرکب از یک سری خطوط تیز و کاملاً مشخص است که مربوط به تعداد محدود انتقالات الکترونیکی مجاز میباشد. طبیعت ناپیوسته فرآیند جذب، درجه بالایی از گزینش پذیری را به تجزیههایی میدهد که بر پایه چنین اندازهگیریهایی قرار گرفته باشند. در مقابل طیفهای یونها و مولکولها در محلول معمولاً حاوی نوارهای پهن میباشند که بخشی از آنها از قرار گرفتن تغییرات انرژیهای ارتعاشی و گاهی چرخشی بر روی انتقالات الکترونی ناشی میشود. در نتیجه هر جذب الکترونی را یک سری خطوط آنقدر بهم نزدیک که به نظر پیوسته میرسند همراهی میکند. بعلاوه، پهن شدن خطوط در نتیجه نیروهای بین مولکولی رخ میدهد که این نیروها بین مولکولها یا یونهای بصورت نزدیک بستهبندی شده در یک محیط مادی فشرده، عمل میکنند. این نوع طیفها گزینش پذیری کمتری دارند. از طرف دیگر نوارهای پهن برای اندازهگیریهای کمی دقیق، مناسبترند.
1-4- جنبههای کمی اندازهگیریهای جذبی:
جذب تابش الکترومغناطیسی توسط گونه M میتواند به صورت یک فرایند برگشت ناپذیر دو مرحلهای تلقی شود که اولین مرحله این فرآیند را میتوان بصورت زیر نمایش داد.
در اینجا M* نشان دهنده ذره اتمی یا مولکولی در حالت تحریک شده است که از جذب فوتون ناشی میشود. طول عمر حالت تحریک شده کوتاه است (8-10 تا 9-10 ثانیه) و باوجود این حالت توسط یکی از چندین فرآیند آسایشی خاتمه داده میشود. متداولترین نوع آسایش شامل تبدیل تحریک به گرماست؛ یعنی،
گرما
آسایش میتواند از تجزیه M* جهت تشکیل گونههای جدید نیز ناشی شود. چنین فرآیندی را واکنش فوتوشیمیایی مینامند. ممکن است که آسایش منتج به نشر دوباره تابش بصورت فلوئورسانس یا فسفرسانس شود. مهم است به این نکته توجه شود که طول عمر M* بقدری کوتاه است که غلظت آن در هر لحظه تحت شرایط عادی، قابل صرفنظر کردن خواهد بود. بعلاوه، مقداری انرژی حرارتی تولید شده معمولاً قابل اندازهگیری نیست. بنابراین، اندازهگیریهای جذبی این حسن را دارند که حد اقل آشفتگی را در دستگاه تحت مطالعه ایجاد میکنند.
1-5- قانون بیر- لامبرت (Beer - Lamberts Law):
به سادگی میتوان دریافت که میزان جذب نور توسط یک گونه جاذب بستگی به تعداد یونها و یا ملکولهای جسم جاذب در مسیر عبور نور دارد و در نتیجه با افزایش غلظت ذرات جاذب، شدت جذب نیز افزایش مییابد. از طرفی هر چه قدر طول مسیر عبور نور از درون نمونه افزایش یابد، جذب نور با شدت بیشتری انجام خواهد گرفت. سومین عاملی که میزان جذب نور به آن بستگی دارد احتمال جذب فوتون توسط ذرات جاذب فوتونهاست به طوری که اجسام مختلف احتمالهای متفاوتی برای جذب پرتوی فوتونها از خود نشان میدهند.
حقایق بالا اساس قانون حاکم بر جذب است که تحت عنوان قانون بیرلامبرت (Beer- Lamberts Law) یا به طور مختصر قانون بیر معروف است. این قانون بیان میکند که میزان جذب نور توسط یک نمونه جاذب تابعی نمایی از غلظت نمونه و طول مسیر عبور نور از درون نمونه است. این مطلب را میتوان به طریق زیر بیان کرد:
پرتوی از تابشهای الکترومغناطیس را در نظر بگیرید که با شدت از درون محلولی حای N ذره جاذب عبور میکند. میزان جذب پرتو با تعداد ذرات جاذب موجود در مسیر عبور نور متناسب خواهد بود. اگر محلول را به قسمتهای کوچک و مساوی تقسیم کنیم در این صورت تغییر در شدت نور ( ) بستگی به تعداد ذرات جاذب موجود در این قسمت خواهد داشت .
در اینجا شدت پرتوی که به قسمتهای بعدی وارد میشود بخاطر جذب در قسمتهای قبلی مرتباً کاهش مییابد. بنابراین شدت جذب در هر قسمت به تعداد ذرات جاذب موجود در آن قسمت بستگی داشته و متناسب با شدت پرتوی خواهد بود که وارد آن قسمت میشود.
(1-1)
(1-2)
در این روابط K ضریب تناسب بوده و علامت منفی نشاندهنده کاهش شدت نور است. اگر تقسیمات ایجاد شده در محلول بسیار کوچک فرض شوند در این صورت معادله (1- 2) را میتوان به فرم دیفرانسیل و به صورت زیر نوشت.
(1-3)
با جابجایی معادله (1-3 ) و انتگرالگیری بین دو حد I و I0 (شدت اولیه و نهایی پرتو نور) و بین صفر و N برای تعداد ذرات جاذب موجود در مسیر عبور نور، این معادله بصورت زیر در میآید.
(1-4)
(1-5)
در این جا N به دو عامل غلظت جسم جاذب (C) و ضخامت محلول جاذب (B) بستگی دارد.
(1-6)
با جایگزینی معادله (1-6) در معادله (1-5) و تبدیل پایه لگاریتم به پایه اعشاری قانون بیر به صورت زیر بیان میشود.
(1-7)
که در آن a ضریب تناسب، b مسیر عبور نور از درون محلول و c غلظت محلول نسبت به گونه جاذب است. در این جا a که به نام جذب (Absorptivity) معروف است مشخصه گونه جاذب بوده و بعلاوه به طول موج پرتو تابیده شده بستگی دارد. بعبارت دیگر، قانون بیر تنها در مورد تابشهای تک رنگ (Monochromatic) صادق است. عبارت عموما بنام شدت جذب (Absorptivity) خوانده شده و علامت A را به آن اختصاص میدهند. در نتیجه معادله (1-7) خواهد شد:
(1-8) A=abc
در صورتی که غلظت بر حسب مول بر لیتر بیان شده باشد ضریب جذب به صورت نشان داده شده و بنام ضریب جذب مولی خوانده میشود. ارتباط خطی بین شدت جذب و طول مسیر در غلظت ثابت از مواد جذبکننده، یک قاعده کلی است که هیچ استثنایی در مورد آن مشاهده نشده است. از طرف دیگر وقتی که b ثابت باشد غالباً با انحرافهای دارای چنان طبیعت بنیادی میباشند که محدودیتهای حقیقی برای این قانون ایجاد میکنند. بعضی دیگر از انحرافات حاصل روشی است که با اندازهگیری جذب انجام میگیرد. یا در نتیجه تغییرات شیمیایی است که با تغییرات غلظت همراهند. دو مورد آخر گاهی به ترتیب به نامهای انحرافهای دستگاهی و انحرافهای شیمیایی شناخته میشوند. قانون بیر در شرح رفتار جذبی محلولهای رقیق موفقیت دارد. به این معنی که یک قانون حد است. در غلظتهای بالا (معمولاً بزرگتر از M01/0 متوسط فاصله بین گونههای جذب کننده به حدی کاهش مییابد که هر گونه بر روی توزیع بار گونههای همسایه خود اثر میگذارد. این تاثیر متقابل به غلظت بستگی دارد. وقوع این پدیده باعث انحرافهایی از رابطه خطی بین شدت جذب و غلظت میشود.
انحرافات از قانون بیر به خاطر وابستگی به ضریب شکست محلول(n) نیز به وجود میآید. بنابراین اگر تغییرات غلظت باعث تغییرات مهمی در ضریب شکست محلول شود، انحرافهایی از قانون بیر مشاهده خواهد شد. یک راه برای تصحیح این اثر جانشین کردن کمیت بجای در معادله میباشد. به طور کلی این تصحیح در مورد غلظتهای کمتر ازM 01/0حائز اهمیت نیست.
انحرافات شیمیایی از قانون بیر از اثر تجمع، تفکیک و یا واکنش گونههای جذبکننده با حلال، ناشی میشود. یک مثال کلاسیک از انحرافات شیمیایی در مورد محلولهای بافری نشده پتاسیم دیکرومات مشاهده میشود.
در بیشتر طول موجها، ضرایب جذب مولی یون دیکرومات و دو گونه یونی دیگر کاملاً متفاوتند. بنابراین، جذب هر محلول به نسبت غلظت شکلهای مونومر و دیمر بستگی دارد. مع ذالک این نسبت با رقیق کردن محلول به طور محسوسی تغییر میکند و سبب انحرافات بسیار مشهودی از خطی بودن ارتباط بین جذب و غلظت کل کروم میشود. با این حال جذب مربوط به یون دیکرومات مستقیما متناسب با غلظت مولی آن باقی میماند. این مسئله در مورد یون کرومات نیز صادق است. این حقیقت به آسانی میتواند توسط اندازهگیریها در محلول اسیدی قوی و یا بازی قوی، در حالی که یکی از این دو گونه اکثریت قاطعی دارد، اثبات شود. چون این انحرافات نتیجه جابجایی در تعادلهای شیمیایی هستند، لذا انحرافهای این سیستم از قانون بیر آشکارتر از مقدار واقعی خواهند بود.
در حقیقت این انحرافها را میتوان به آسانی از روی ثابتهای تعادل واکنشها و ضرایب جذب مولی یونهای دیکرومات و کرومات پیش بینی کرد. انحراف دستگاهی از قانون بیر، زمانی مشاهده میشود که تابش بکارگرفته شده تکرنگ نباشد. این مشاهده یکی دیگر از نمودهای خصلت حدی بودن این رابطه است استفاده از یک پرتو واقعاً تکرنگ برای اندازهگیریهای جذبی به ندرت عملی است، در نتیجه استفاده از تابش ممکن است منجر به انحرافهایی از قانون بیر میشود.
1-6- اجزاء دستگاهها برای اندازهگیری جذبی:
دستگاههایی که عبور یا جذب محلولها را اندازه میگیرند از پنج جز سازنده اصلی تشکیل شدهاند الف) یک منبع انرژی تابشی ثابت که شدت آن میتواند تغییر کند ب) یک وسیله که اجازه بکارگیری ناحیه محدودی از طول موجها را میدهد ج) ظروف شفاف برای نمونه و حلال د) یک آشکارساز تابش یا مبدل که انرژی تابشی را به یک علامت قابل سنجش که معمولا الکتریکی است تبدیلمیکند ه) یک شناساگر علامت. در شکل (1-1 ) ترتیب معمولی این اجزاء را نشان میدهد.
شکل (1-1) اجزاء دستگاهها برای اندازهگیری جذب تابش
شناساگر علامت در بیشتر دستگاههای اندازهگیریهای جذبی به یک درجهبندی خطی مجهز است که گسترده از 10 تا 100 واحد را میپوشاند. خواندههای مستقیم درصد عبور میتواند به این نحو بدست آید که ابتدا شناساگر طوری تنظیم میشود تا هنگام جلوگیری از رسیدن تابش به آشکار ساز توسط یک بستاور عدد صفر را نشان دهد. سپس در حالتی که پرتو از داخل حلال عبور میکند و بر روی آشکارساز میافتد شناساگر روی 100 تنظیم می شود این تنظیم به کمک تغییر دادن شدت منبع نور و یا حساسیت آشکار ساز انجام میگیرد. وقتی که ظرف محتوی نمونه در مسیر پرتو قرار داده شود مشروط بر اینکه آشکار ساز به طور خطی به تغییرات توان پرتو عکسالعمل نشان دهد شناساگر مستقیماً درصد عبور را بدست میدهد واضح است که یک مقیاس لگاریتمی میتوان روی شناساگر درج نمود تا اجازه خواندن مستقیم جذب را نیز بدهد.
طبیعت و پیچیدگی اجزاء مختلف دستگاههای جذبی بسته به ناحیه طول موج مورد نظر و چگونگی استفاده از دادهها به مقدار زیادی فرق میکنند. مع ذالک صرفنظر از درجه ظرافت وظیفه هر جزء ثابت میماند.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
طبقهبندی ماشینهای بافندگی
ماشینهای بافندگی رابراساس سیستم پودگذاری میتوان به صورت زیرتقسیمبندی کرد :
الف ) ماشینهای دارای سیستم پودگذاری مکانیکی :
1. بوسیله راپیرهای سخت
2. بوسیله راپیرهای انعطافپذیر
3. بوسیله قطعات پرتابشونده ( Projectiles )
ب ) ماشینهای دارای سیستم پودگذاری غیرمکانیکی :
1. بوسیله جتهای هوای فشرده
2. بوسیله جتهای آب فشرده
علاوه براین ماشینهای بافندگی یک دهنهای ( هرباریک پودگذاری انجام میگیرد )
ماشینهای بافندگی چنددهنهای ( هربارچندین پودگذاری انجام میگیرد )
ماشینهای بافندگی راپیر
ماشینهای بافندگی راپیر ، انعطافپذیرترین ماشینهای موجوددربازارهستند. ازآنها میتوان درتهیه انواع بسیارمتنوع پارچه استفاده کرد . سرعت ماشین حدود 600 تا 700 پود دردقیقه است مرهون استفاده ازیک تکنیک ساختاری کاملاً پیشرفته است که مشخصه آن استفاده ازتنظیمات دندهای باحداقل لرزش چارچوبهای شانه ، دفتین و ورد میباشد .
سیستم پودگذاری راپیر
پودکه تحت کنترل دقیق وثابت است پس ازپودگذاری متصل به پارچه باقی میماند (دربعضی ازموارد پوددرکنارهگیر پارچه ( Temple ) گرفته میشود ) . درلحظه مناسب ، دنده انتخاب پودبه صورتی عمل میکند که سرپودبوسیله راپیرحامل ( Bearing Rapier) که بر روی یک تسمه انعطافپذیریایک میله قرارگرفته میشود وهمزمان بوسیله قیچیهایی که دردولبه قرارگرفتهاند بریده میشود . پودپس ازگرفتهشدن بوسیله راپیربه مرکزدهانه تارانتقال مییابد ودرآنجا راپیرحامل با راپیرکشنده به هم میرسند . راپیرکشنده سرنخ پودراگرفته وآن رابه طرف مقابل میبرد ودرآنجا آن رارها میکند وبه این ترتیب عملیات پودگذاری تکمیل میگردد .
تبادل پودبین دوراپیردروسط دهنه تاربه دوروش میتواند انجام گیرد :
اصول کاریک ماشین بافندگی راپیر
سیستم منفی تبادل بین دوراپیر
در این سیستم راپیرحامل ، پودرامحکم بین یک نخگیر که بوسیله یک فنرفشرده شده است وقسمت ثابت زیرین نگه میدارد . دروسط دهنه وقتی راپیرها به هم میرسند ، سرشیبدار راپیردریافتکننده واردکانال کشویی راپیرحامل میشود ودرجریان حرکت راپیرها به عقب ، نخ پودراگرفته وآن راازجای خوددرزیرنخگیر راپیر حامل بیرون میکشد. اینکارباعث گیرکردن نخ تادرزیرنخگیر راپیرکشنده میشود ، هرچه فنر نخگیر محکمترباشد ، گیره راپیرکشنده بامقاومت بیشتری برای بیرون کشیدن نخ مواجه میشود . تنظیم این نیرواصولاً بستگی به نوع ونمره نخ دارد . همچنین گیرش پوددرآغازپودگذاری نیربهمین صورت بایک سیستم منفی انجام میگیرد یعنی بدون کمک واحدهای کنترلکننده نخگیرراپیردرحالیکه گیرش پودبستگی به تنظیم لحظه برش نخ بوسیله قیچیهای دولبه پارچه دارد ؛ برعکس ، آزادشدن نخ درطرف مقابل بوسیله راپیرکشنده بایک سیستم مثبت انجام میگیرد . این کاربابازشدن نخگیر بوسیله دندانهای که به قسمت عقب نخگیر ( b ) فشارمیآورد وبه این ترتیب برمقاومت فنرهای قابل تنظیم m غلبه میکند ، صورت میگیرد . درمورد راپیرحامل نیزنخگیر درانتهای مسیرحرکت خودبازمیشود ولی دراینجا هدف تمیزشدن نخگیر بوسیله مکنده است .
تبادل منفی بین دوراپیر
سیستم تبادل مثبت بین دوراپیر
وقتی که راپیرها دروسط دهنه تاربه هم میرسند ، دواهرم کوچک کنترلشونده اززیر دهنه بالا آمده وپس ازعبوازنخهای پهنه پایینی نخگیرهای راپیرها راحرکت میدهند . بادامکهای کنترلکننده که بادقت زمانبندی شدهاند ، حرکت اهرمها راتنظیم میکنند .
تبادل مثبت بین دوراپیر
ترتیب کاربه صورت زیراست :
درنتیجه فشاراهرم 3 که برنیروی فنرهای بستهکننده غلبه میکند ، نخگیر راپیر دریافتکننده 5 بازمیشود وبه این ترتیب میتواند نخ رائه شده توسط راپیرحامل رابگیرد . پانچ 3 که بوسیله بادامک 1 به حرکت در میآید . نخگیر راپیردریافتکننده راآزادمیکند که به این ترتیب میتواند انتهای پودرابگیرد .دراین لحظه اهرم 4 که بوسیله بادامک 2 کنترل میشود باعث بازشدن راپیرحامل 6 ودرنتیجه رهاشدن پودمیشود . اکنون راپیرها مجدداً حرکت برگشت خودراآغازمیکنند . بنابراین لازم است که درهنگام تبادل بین راپیرها ، جابجایی راپیرها باسرعت بسیارپایینی انجام گیرد .البته هنگامی که تبادل بین راپیرها بطورمثبت کنترل میگرددگیرش اولیه و رهاکردن نهایی نخ درخارج دهانه تارنیزباسیستم مثبت انجام میگیرد .
مزیت سیستم مثبت این است که دامنه کاربرد نخ بانمرههای گوناگون وسیعتراست ولی ازطرف دیگرازنظرسرعتکار ، عملکرد پایینتری دارد وساختان آن پیچیدهتر است.
حامل راپیر ( Rapier Support )
تولیدکنندگان ماشینهای راپیرمجبورندبین حاملهای میلهای ( سخت ) وحاملهای تسمهای (نرم) یکی را انتخاب کنند . مزیت حاملهای میلهای این است که حامل وراپیربدون هیچ تماسی بانخهای تار درطول دهانه حرکت میکنند که بخصوص وقتی نخهای ظریففرآوری میشوند حائزاهمیت است .
میلهها حاملهای سختی هستند که درانتهای آنها دندانههایی وجوددارد که بایک چرخدنده کنـتـرلکننـده درگیـــر میشوند . این میلهها باید به قدرکافی سخت ومحم باشند که ثبات ودقت راپیرهارادرشرایط کاری سخت ( حرکت متناوب ) ودرحالی که هیچ تکیهگاه وقسمت هدایتکنندهای درداخل دهانه بازوجودندارد ، تضمین کنند .
مزیت حاملهای میلهای درمقایسه باحاملهای تسمهای این است که درآنها هیچ تماس وتداخلی بانخاهای تاردرجریان پودگذاری وجودندارد . بااینحال حاملهای میلهای به علت سختبوند نیازبه فضای بیشتری دارند ، زیرادردوطرف ماشین بافندگی باید محفظههایی برای میلهها که انعطافناپذیرند وجودداشته باشد ، همچنین به علت افزایش سرعتکار وارتفاع ، مشکلاتی ازلحاظ پایداری ماشین بروز میکند . حاملهای تسمهای ، حاملهای انعطافپذیری هستندکه ازمواد کامپوزیت ساخته میشوند ودروسط آنهایکسری سوراخهای مستطیل شکل وجود داردکه آنها رامانند زنجیردر یک چرخدنده محرک گیرمیکند .
ازآنجاکه تسمههای انعطافپذیرهستند ، ازماشین بیرون نمیزنند بلکه بصورت 180 درجه خم شده ووارد یک محفظه زیرین میشوند وبه این ترتیب فضای مورد نیازماشین راافزایش نمیدهند . سیستم تسمه انعطافپذیرراه حلی است که اکثرسازندگان ماشینهای بافندگی وبخصوص سازندگان ایتالیایی آن راترجیح میدهند. درحال حاضردورویکرد وجوددارد . بعضی ازماشینسازان برروی دفتین شانه ، پایههای مخصوصی تعبیه میکنند که تسمهها برروی آنها میلغزند ؛ این امرازحرکت نامنظم تسمهها جلوگیری کرده وبدین ترتیب حرکت دقیق وثابت راپیرها رادرهرسرعت وارتفاعی تضمین میکند . شکل این پایهها به هرگونهای طراحی شدهاند که مزاحمت آنها برای نخهای تاربه حداقل برسد ولی این موضوع رانمیتوان درتمام شرایط تضمین کرد . همچنین راهنماهای ( Guide Pins ) کوچکی باشکل مخصوص انتخاب شدهاند ؛ این راهنماها علاوه برهدایت تسمهها ، آنها رابه همراه راپیرها بالانگه داشته تاازکشیده شدن آنها برروی نخهای لایه پایینی دهانه تاردرهنگام پودگذاری جلوگیری گردد . بعضی ازسازندگان ماشینآلات به راهحلهای فنی دیگرعلاقه نشان دادهاند . آنها ازتسمههای پهنتر استفاده میکنند که دربرابررانشهای جانبی مقاومت مناسبی ازخودنشان میدهند وبدین ترتیب ثبات ودقت جابجایی راپیرها راتضمین میکنند وبنابراین دیگرنیازی به وجودراهنماهای تسمه درهنه نیست که درنتیجه آن ، اصطلاک باچله به حداقل میرسد . علاوه براین قسمت داخلی تسمهها دارای شیاری است که سختی آنها راافزایش میدهد بطوریکه راهنمای جانبی تسمه درخارج دهانه تاردربرابرگشتاورخمشی بوجودآمده درمرحله شتابگیری ، مقابله میکند . بااینحال تسمهها وراپیرها برروی نخهای لایه پایینی تارکشیده میشوند ودرشرایط خاص اشکالاتی بوجود میآورند .
چرخدندههای محرک تسمهها یامیله راپیرها
برای تبدیل یک حرکت چرخشی یکنواخت به یک حرکت رفت وبرگشت ، ازنمام انواع دندهها استفاده میشود . ازاین میان سیستم حرکت بادامکی بیش ازهمه مورد استفاده قرارمیگیرد . زیرادراین سیستم امکان مطالعه درمقطع عرضی بادامک برای بدست آوردن یک حرکت شتابداردرراپیرها که نخ رابه ظریفترین وجه ممکن کنترل کند وجوددارد . این موضوع به خصوص درلحظات حساس گرفتن نخ درآغازچرخه ، درهنگام تبادل نخ بین راپیرهادروسط دهنه تارودرهنگام آزادشدن پوددرلحظه خروج آن ازدهنه تاردرطرف دیگر، حائزاهمیت است . درتمام این موارد بافنده سعی میکند که باپایینترین سرعت کارکند .
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1159 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
بررسی روش انرژی و کاربرد آن در خواص کششی پارچه
1- مقدمه :
میکرومکانیکهای پارچه را بر اساس روش واحد کوچک مرسوم بررسی خواهیم کرد. بصورتیکه یک پارچه را به عنوان یک شبکهای از واحدهای کوچک مشخص و تکرار شونده در نظر گرفته شده و به شکل موجهای تجعد در ساختار پارچه های تاری و پودی و حلقه های سه بعدی در ساختار پارچه های حلقوی قرار گرفته اند.
پارچه ها یک نوع مواد پیچیدهای هستند که حتی بطور تقریبی از حالتهای ایده آل ونرمال فرض شده در آنالیز ساختاری مهندسی و مکانیک نیز پیروی نمی کنند . همچنین مطالعات هندسه پارچه ، نقش اساسی در توسعه فرآیند کنترل کیفیت طراحی، و تقویت پایداری ابعادی و خصوصیات پارچه در طول مدت تولید و کاربرد را ایفا می کند .
در مورد پارچه های تاری پودی ، روشهای آنالیز نیرو بطور گستردهای برای مطالعه و تفسیر خواص مکانیکی پارچه مثل کشش ، خمش و برش مورد استفاده قرار گرفته است .اگر چه در مورد پارچه های حلقوی بدلیل طبعیت سه بعدی حلقه های متقاطع ، آنالیز روش نیرو بسیار پیچیده است . در هر دو روشهای آنالیز هندسی و نیرو برای پارچه های تاری /پودی و حلقوی ،؛ تعدادی از فرضیات اولیه در ارتباط با طبیعت تماسهای نخ و شکل سطح مقطع نخ در هر واحد کوچک از پارچه لازم می باشد .
این فرضیات معمولاً خطاهای زیادی در مورد هر نوع آنالیز مکانیکی پارچه یا خواص رئولوژی آن را به همراه دارد .
در این بحث ، نشان داده می شود که روشهای آنالیز مینیمم کردن انرژی بر بسیاری از مشکلات قبلی روشهای آنالیز گذشته، برتری خواهد داشت تکنیکهای مینیمم انرژی به طورکلی قوی هستند وقتی که برای مطالعه ساختارها و مشخصات تغییر فرم الاستیک پارچه ( بعد از استراحت ) بکار می روند . همچنین اجازه می دهد که مقایسه های مستقیم در حالتهایی که پارامترهای نرمال شده بی بعد بین ساختمانهای مختلف پارچه تاری و پودی و حلقوی ، را بوجود آورد . آنالیز انرژی بر اساس اصل اساسی که ساختارهای الاستیک همیشه ، شکلی از مینیمم انرژی ازدیاد طول بدون توجه به تغییر فرم ایجاد شده، در نظرگرفته می شود .نتیجه مینیمم انرژی کرنشی کل نخ در پارچه (شامل خمش ، پیچش ، فشار جانبی و ازدیاد طول -طولی نخ ) بعنوان یک مسئله کنترل بهینه عمل نمود . و شامل قیود ( محدودیتها ) مشخص ه در پارچه میباشد.
2- روشهای آنالیز انرژی
کاملاً مشخص است که شرایط نیرو و تعادل گشتاوری در ساختارهای استاتیکی از نظر ریاضی با شرایط مینیمم انرژی معادل است (37-35) بدلیل اینکه انرژی یک کمیت عددی است بنابراین قسمتهای خاصی از انرژی کل می تواند بصورت عددی اضافه گردد اما نیروها و تنشها باید بصورت برداری جمع شوند .
تریلور و ریدینگ[38] نشان دادند ، آنالیز مکانیک نخ می تواند به سادگی و قوی بوسیله روش انرژی انجام گیرد . هرل و نیوتن [39] نیز نشان دادند که آنالیز انرژی به کار رفته در پارچه های بی بافت ، نتیجه کلی ساده تر از روش نیرو مرتبط با آن را به دست خواهد آورد . همچنین تایبی و بیکر[40] ، از اصول انرژی برای پیدا کردن تاب مورد نیاز نخ چند لا برای تولید کردن نخهای بدون تاب زندگی استفاده کردند . و بالاخره تئوری کاستیگیلیانو[41] بطور گسترده در مسائل مهندسی برای پیدا کردن حل، ساختارهای نامعین بکار رفته است .این تئوری توسط گروسبرگ[13] در پارچه های تاری و پودی استفاده شده است .
این روشهای انرژی بصورت ساده و کلی نمی تواند برای پارچه ها بکار روند بدلیل اینکه همیشه یکسری فرضیات اولیه در مورد هندسه مسئله وجود دارد . تریلور و ریدینگ ، هندسه مارپیچ ثابت را برای نخها فرض نمودند، در نتیجه روش آنها هیچ اطلاعاتی درباره نیروهای عرضی عمل شده در داخل نخ را بدست نمی آورد . هرل و نیوتن فرضیاتی درباره هندسه توده الیاف بی بافت در نظر گرفتند ، که باز هم اطلاعاتی در رابطه با نیروهای داخلی در سیستم بدست نیامد. در تئوری کاستیگیلیانو، فرضیة هندسه ثابت بکار رفت که فقط قانون تنش – کرنش خطی می تواند استنباط گردد[41].بنابراین گروسبرگ[13] فقط مدول ازدیاد طول اولیه برای پارچه تاری و پودی را بیان نموده است .
روش های انرژی بطور گسترده در مسائل مکانیک پیچیده استفاده شده بطوریکه بجای حالت هندسی ، روابط جبری بدست آمده از اصول انرژی جایگزین شده است . اگر مسئله بخوبی و بطور صحیح فرمول سازی شده باشد حداقل اطلاعات بیشتری با استفاده از روش انرژی نسبت به روشهای نیرو می تواند بدست آید . سادگی بیشتر روش انرژی بطور طبیعی آنرا به یک روش جذاب تبدیل نموده و همچنین تعداد فرضیات و تقریبهای غیر ضروری را نیز اغلب حذف نموده است . بطور مثال با استفاده از تئوری کنترل بهینه ، فرضیات قبلی ساخته شده در مورد طبیعت منطقه تقاطع نخ در پارچه حلقوی ساده ، لازم نمی باشد .
دلایل مناسب دیگری ،برای استفاده از روشهای انرژی در مسائل مکانیکی پارچه نیز وجود دارد . اغلب این روش بر اساس روشهای مستقیم در محاسبة متغیرها و تکنیک عددی مشخص را پیشنهاد میدهد .
3- فرمول سازی ریاضی معادلات انرژی
1-3- مسئله اصلی
برای ساختار تغییر شکل یافته این فرضیه ، مینیمم انرژی نشاندهندة این است که نیروهای داخلی و خارجی و کوپلها در تعادل مکانیکی هستند .در آنالیز نیرو ، لازم است که یک واحد کوچک ساختاری به قسمتهایی تقسیم بندی شود بطوریکه در انتهای آنها ، نیروها و کوپلها عمل می کنند . طور هر قسمت باید متفاوت باشد بخاطر اینکه نقطه عمل کننده . نیروهای داخلی ثابت نیست .بنابراین در ساختار حلقوی ساده ، باید فرضیاتی ، در مورد نیروهای نقطهای و کوپلهای عمل شده در ساختار و همچنین درباره طبیعت مناطق تماسی بین نخها ، ساخته شود . علاوه بر این ،یک فرمول متفاوت از مسئله برای هر ساختار پارچه و برای هر نوع تغییر شکل با استفاده از آنالیز نیرو، لازم می باشد .
حتی برای سادگی بیشتر ، فشار نخ و فشردگی پارچه (Jamming) در آنالیز نهایی بحساب نمی آیند .
آنالیز انرژی کلی مکانیک پارچه پیشنهاد شده ، از ساختار پارچه مستقل می باشد تعدادی از فرضیات محدود کننده آنالیزهای قبلی نیز حذف شده است همچنین فشرده شدن پارچه در نظر گرفته می شود .
این تئوری ارائه شده ، در حالت کلی و با بیان اهمیت فیزیکی حالتهای معرفی شده از تئوری کنترل بهینه در ساختارهای اساسی مکانیک پارچه شرح داده شده است .
نقطه شروع روش انرژی ، آنالیز ساختار الاستیک شامل مشخص کردن وفرمول سازی هر قسمت از انرژی در ساختار است این انرژی نیاز به تعریف دقیق دارد و می تواند بصورت پارامترهای ذیل ارائه گردد .
1)انرژی پتانسیل کل
2) انرژی مکمل
3) انرژی کرنشی
این تقسیم بندی به طبیعت نیروها و کوپلهای مرزی بکار رفته ، بستگی دارد .در روش ارائه شده ، انرژی کرنشی کل ( شامل مجموع خمش ، پیچش – فشار جانبی و انرژیهای کرنشی ازدیاد طول طولی می باشد ) فرمول سازی شده است و این انرژی کرنشی کل ، مینیمم سازی شده است .
شرایط لازم تعادل نیرو و گشتاور با شرایط مناسب انرژی مینیمم ، پایدار خواهد شد بشرط آنکه مسئله به طور صحیح فرمول سازی شده باشد .
2-3-فرضیات
با توجه به اینکه انرژی یک کمیت عددی است بنابراین انرژی کل E هر واحد کوچک ، بصورت مجموع انرژی حالتهای هر موج یا حلقه تکرار شونده ، بیان می گردد .
(1-9)
به ترتیب حالتهای انرژی در واحد طول نخ برای خمش ، پیچش ، فشار جانبی و کشش طولی هستند و Li هم طول i امین حلقه در تکرار و n هم تعداد حلقه های تشکیل شده در واحد کوچک پارچه می باشد .
فرضیات ذیل برای آنالیز کلی در نظر گرفته می شود .
1)الف : نخها در خمش ، دارای الاستیک خطی هستند در نتیجه انرژی خمشی در واحد طول نخ بصورت تعریف می گردد بطوریکه B سختی خمش نخ و K انحنای کلی نخ می باشد .
ب : نخ دارای سختی یکسان ، در تمام جهات خمشی است .
2) انرژی پیچشی نخ در واحد طول بصورت تعریف می گردد بطوریکه G سختی پیچشی نخ و تاب در واحد طول نخ است .
برای سادگی ، انرژی فشار جانبی نخ در واحد طول در ابتدا بصورت EC=Cg(r) فرض می شود که C سختی فشاری و r فاصله از یک نقطه روی نخ مرجع با محل دیگر است اگرچه هنوز تعریف نشده است اما نقطه در محل تماس نخ می باشد . تابع اصلی تماس نخ g بصورت نیمه تجربی مشخص می شود . بعداً در آنالیز انرژی فشاری Ec ، بصورت کاملتر تعریف خواهد شد .
در ابتدا، انرژی ذخیره شده حاصل از ازدیاد طول کششی نخ در پارچه چشم پوشی میگردد. این فرضیه به استراحت دادن برای یک ساختار پارچه تاری و پودی نیاز خواهد داشت اگرچه برای پارچه های حلقوی با تغییر شکل کم و متوسط بوسیله تغییرات در انحنای نخ و فشار نسبت به ازدیاد طول کششی ، مشخص می گردد . بنابراین در ابتدا بغیر از تغییر شکلهای زیاد پارچه،طول نخ ثابت فرض می شود و بنابراین Et نیز ناچیز خواهد بود .
3-3- آنالیز ریاضی
انرژی کرنشی
منحنی نشان داده شده بوسیله محور نخ در سه جهت خم شده با Z=Z(S) ارائه میگردد بطوریکه مختصات سه بعدی هر نقطه روی محور نخ هستند و S پارامتر متغیر طول کمان است انحنای محور نخ با بردار اندازه K نشان داده میشود .(نسبت به S بدست آمده است )
(2-9)
انرژی خمشی نخ ( در واحد طول ) در هر نقطه بصورت ذیل خواهد بود.
برای شفافیت در ابتدا یک شکل حلقه بافت حلقوی ساده در واحد کوچک پارچه در نظر گرفته می شود بطوریکه در معادله (1-9)n=1 است و یک بافت حلقوی تاری یکطرفه 1×1 ریب است .
با توجه به فرضیات ارائه شده و با تقسیم بر B معادله (1-9) بصورت ذیل تبدیل خواهد شد .
(3-9)
L مدول یا منحنی الخط طول ترکیبی در محل تقاطع نخ تکی و است این حالت مدول طول نخ در ساختار پارچه ، نشاندهنده حالت کلی باقیمانده روی همة ساختارهای پارچه معرفی شده است . شکل Z=Z(S) قابل محاسبه است بطوریکه تابع انرژی U را با توجه به دو قید ( محدودیت ) ذیل مینیمم کند .
(4-9)
تعریف پارامتر طول کمان است و
(5-9)
که یک نقطه روی همسایگی نخ با که در حال حاضر تعریف نشده است این محدودیت در معادله (4-9) به این معنی است که به .بستگی دارد و به منظور پیدا کردن سه متغیر که مستقل هستند معادلات زیرتعریف شده اند .
(6-9)
اگر جهتهای 3.2.1 مطابق شکل 9-9 باشند بنابراین طبق معادله 6-9، سیستم مختصات کروی تنظیم شده است بطوریکه Z4 زاویهای است که المان طول نخ ( dz) با محور 1 می سازد و Z5 زاویهای است که تصویر dz روی صفحه 3-2 با محور 2 میسازد.
متغیرهای m2,m1 نرخهای تغییرات در طول محور نخ را نشان می دهند پارامتر m1 چرخش در صفحهای که شامل جزء dz و محور 1 است را تعریف می کند . و بنابراین یک بردار نرمال در این صفحه است بطور مشابه m2 چرخش در صفحه 3-2 و بنابراین یک بردار در جهت 1 می باشد و m2 دو جزء دارد (هر دو در صفحه 1-dz) بطوریکه نرمال روی موازی با dz است جزء آخر نشان دهنده تاب نخ به خاطر خمش در سه جهت می باشد. اگر علاوه بر خمش ، نخ ممکن است در هر نقطه از محور خودش تابیده یا تاب آن باز شود بنابراین زاویه تاب Z6تعریف می شود و نرخ تاب هم m3 است نرخ تاب m3 به تاب هندسی اضافه میگردد .
سه وجهی تشکیل شده بوسیله می چرخد و همزمان در طول محور نخ حرکت می کند. این سه وجهی مساوی با تانژانت ، نرمال و دونرمال در منحنی نیست . و همچنین ،« انحناء» همانطور که تعریف شده توسط عمل شده در همان جهت برابر با نرمال ، نیست این اندازة معادل و هم ارز است و میتواند به صورت ذیل محاسبه گردد (همچنین از نظر جبری ثابت شده است ).
(7-9)
(8-9)
بنابراین معادله (3-9) بصورت ذیل تغییر می کند .
(9-9)
حل با تئوری کنترل بهینه
بردار اندازه m به عنوان بردار کنترل مستقل در نظر گرفته می شود [43].
که مقدار آن باید درهر نقطه از طول حلقه بدست آید برای اینکهU مینیمم شود با قرار دادن قیود در معادله 6-9 بطوریکه برای مینیمم
در هر مکانی در طول حلقه خواهد بود این مسئله میتواند با معادل و با استفاده از تئوری کنترل بهینه ، برگردان شود [49-44-42].
اگر بصورت معمول حرکت کنیم [43]،ضرایب لاگرانژ معرفی می شوند . و برای هر جزء معادلات (6-9) و همیلتن H(که واحد های انرژی BL را دارد ) بصورت زیر تعریف شده است .
(11-9)
(12-9)
بطوریکه E در معادله (1-9) تعریف شده است .
مینیمم کردن تابع انرژی جدید Ua بدون قید ( محدودیت ) از نظر ریاضی معادل مینیمم کردن U با قیود در معادله 6-9 است بطوریکه :
(13-9)
یک مجموعه از شرایط ضروری برای مینیمم کردن معادله (13-9) بوسیله معادلات متعارف ( معیار ) همیلتن ارائه می گردد.
(14-9)
(15-9)
معادله های (14-9) بیان مجدد معادلات ( 6-9) هستند و اثر قیود بین متغیرها هستند .معادله های (15-9) بعنوان معادلات کمکی شناخته شده واز معادله (12-9) محاسبه می شوند .
(16-9)
بطوریکه مشتق گیری با توجه به r و با توجه به طول قوس S مشخص می گردد.
تنظیم شرایط لازم برای مینیمم مشابه معادله (10-9) است
(17-9)
این شرایط روابط ذیل را بدست می آورد .
(18-9)
برای نشان دادن اینکه این معادلات مینیمم را نسبت به ماکزیمم نشان می دهد با مشتق گیری ازمعادله (17-9) و نشان دادن اینکه [48]
(19-9)
برای همه نقاط روی منحنی Z برقرار است بدلیل اینکه H ، S را بطور واضح شامل نمی شود ثابت میشود که مقدار ثابت H= در طول حلقه است [49]).
از نتیجه گیری معادله های (16-9)، کاربرد ساخته شده است .
این قطعاً در حالت درست است .اگر روی همسایگی نخ با شکل مختلف قرار داشته باشد بنابراین مستقل هستند اگر از Z بوسیله انتقال ، چرخش یا انعکاس ( ترکیب اینها ) نتیجه گیری شود و بردار فاصله از نقطه Sروی منحنی Z با در هر دلخواه تلاقی کند بنابراین درباره مستقل از Z(S) و خواهد شد .
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 22 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
مقدمه
وینچ:
این ماشین جهت رنگرزی برخی از پارچه هایی که به آسانی تغییر شکل می دهند مانند پشمی و تریکو استفاده می شود. همچنین جهت رنگرزی پارچه هایی که در مقابل چروک حساس بوده و نبایستی در خلال فرآیند رنگرزی تحت کشیدگی قرار گیرند از ماشین رنگرزی وینچ استفاده می شود. عملیات رنگرزی در این این دستگاه به فرم طنابی صورت می گیرد به این ترتیب که پارچه تغذیه شده به دستگاه دو سر آن بهم دوخته شده و بشکل طناب درازای در آمده و پی در پی از میان محلول رنگ عبور و از روی درام شیار دار یا و پنچ می گذرد. هنگامی که پارچه وینچ را ترک
می کند در درون محلول در پشت دستگاه برای مدت زمان کوتاه به صورت تا خورده انباشته می شود تا از قسمت زیر به سمت جلو در اثر حرکت غلتک وینچ کشده شود. این انباشتگی برای پارچه های پشمی و پنبه ای اهمیتی ندارد ولی در مورد
فراورده های ترموپلاستیک مانند دی استات وتری استات باعث چروک می گردد. چنین مشکلی را با بکار بردن غلتک وینچ بیضی شکل بجای یک غلتک وینچ دایره ای و بلندتر کردن ارتفاع محل استقرار غلتک وینچ و کم عمق نمودن مخزن رنگرزی بهبود می بخشد. غلتک وینچ بیضی شکل این مکان را فراهم می کند که در ضمن اینکه پارچه بدون محلول رنگرزی می اُفتد به صورت کاملاً یکنواخت و لایه لایه در ته دستگاه قرار گیرد. کمپانی (Leemetals ltd) برای مقابله با هر دو نوع وینچ را تولید کرده که می توان بدون تغییر دادن محیط فوق الذکر آن را از حالت دایروی به به فرم بیضوی تبدیل نمود که نهایتاً سرعت پارچه تغییر نمی کند.
معمولاً چندین طاقه، شش یا هفت، پارچه ضمن دوخته شدن کنار به کنار بر روی این وینچ قرار گرفته و بطور هم زمان رنگ می شود.
اینجا چین و شکن بر روی اینگونه پارچه ها بویژه اگر از الیاف ترموپلاستیک تولید شده باشند. مثلاً استات سلولز و نایلون امری محتمل می باشد این نقیصه را همانگونه که قبلاً اشاره شده در کنار استفاده از غلطک وینچ بیضی شکل می توان با بست کردن قبلی پارچه قبل از رنگرزی توسط بخار و به صورت صاف شده رفع کرد. در صورت انجام چنین کاری ایجاد چین و شکن در حین عملیات رنگرزی پس از بیرون آورده شدن پارچه رنگ شده از وینچ برطرف می گردد. اصول اساسی همه ماشینهای وینچ حرکت تعدادی طنابهای وسیع پارچه با طول های یکسان از درون محلول رنگ و بدنبال ان حرکت بر روی او غلطک مستقر در بالای حمام رنگرزی می باشد در جلوی ماشین وینچ و در حدود 35 سانتی متر بالاتر از سطح محلول درون دستگاه غلتکی با قطر 15 سانتی متر بنام jockey قرار دارد. و در قسمت عقب ماشین وینچ
(Winch reel) قرار گرفته که وظیفه به حرکت در آوردن طنابهای پارچه را به عهده دارد. در ماشینهای وینچ قدیمی در ساخت بعضی از قسمت های ماشین از چوب استفاده می شده اما امروزه جهت ساخت این ماشین از فولاد ضد رنگ که از طریق جوشکاری به هم متصل شده اند استفاده می شود. گوشه ها و جوشهای درونی ناصاف و هر گونه نا همواری که ممکن است به پارچه صدمه بزند می بایست پرداخت و صاف گردند. از جمله فولادهای ضد زنگ با کیفیت عالی که در ساخت این دستگاه می تواند مورد استفاده قرار گیرد، نوع AISI Type 316 یا معادل آن می باشد.
شکل و ابعاد مجاری و قرقره های ماشین وینچ از اهمیت زیادی برخوردار بوده و به نوع پارچه ای که تحت عملیات رنگرزی قرار می گیرد بستگی دارد.
ساختمان اغلب ماشینهای وینچ دارای ابعادی چون:
- 5/2 متر از جلو تا پشت دستگاه.
- طول جلوی دستگاه از 50 سانتی متر برای یک طناب پارچه تا حدود 5/4 متر برای حدوداً 40 طناب پارچه (از پارچه های سبک) می باشد.
جهت انجام عملیات در ماشین وینچ بر روی کالاهای پشمی و پنبه ای سفت، دستگاه بر اساس شکل 2-1-5 طراحی می گردد. این عمق قادر است طول زیادی از پارچه را در خود جای دهد و شیبی که در قسمت عقب دستگاه در نظر گرفته شده است پارچه ها را بطور مرتب روی هم نگهداشته و به سمت جلو هدایت می کند در این سیستم عمق محلول رنگی حدود یک متر می باشد در حالیکه سطح حمام کاهش یافته است از این رو انجام عملیات رنگرزی کالای پنبه ای با رنگرزی خمی در چنین دستگاهی با صرفه خواهد بود.
جهت پارچه هایی که جنس فلامنت ویسکوز و استات طرح ماشین وینچ جهت جلوگیری از وقوع هر گونه چین خوردگی در کالا توسعه و تکامل یافته است. میزان کشش وارده بر روی کالا در جریان حرکت آن از درون حمام اینگونه از دستگاه های وینچ حداقل است . در سیستم فوق که تصویری از آن در شکل 3-1-5 نشان داده شده است عمق مایع تا حدود 75 سانتی متر کاهش یافته و ته ماشین صاف و مسطح است.
1-1 رنگینه ها در رنگرزی
خواص مختلف شیمیایی و فیزیکی الیاف، رنگرزی هر طیفی را با یک و یا چند خانواده از رنگینه ها امکان پذیر می سازد. بعضی از خانواده های رنگینه ای به علت عدم میل جذبی (تمایل) نسبت به لیف خاصی اصلاً جذب نگردیده و یا فقط لیف را به مقدار بسیار کم، رنگ می کند به عبارت دیگر فقط اثر لکه گذاری روی لیف دارد. رنگینه هایی که برای رنگرزی مورد استفاده قرار می گیرند با توجه به خواص و یا کاربرد آنها به گروه های مختلف تقسسیم بندی می گردند. شرکت های تولید کننده به هر گروه و یا خانواده رنگینه ای نام خاصی داده اند. مثلاً رنگینه های دیپرس شرکت هوخست سامارون (Samaron) و رنگینه های دیپرس شرکت بایر رزولین (Resolin) نام گرفته است. سپس هر رنگینه از یک خانواده با رنگ خود مثل زرد، قرمز ، آبی و غیره نامیده می شود. (مثلاً رنگینه رنگینه قرمز سامارون). علاوه بر نام هر رنگینه، معمولاً بعد از آن حروف و اعدادی وجود دارد که مشخصات رنگینه را با رنگ معین باز تر کرده و می توان به طور خلاصه معانی زیر را از حروف که بعد از نام رنگینه می آید برداشت.
اعداد و حروفی که بلافاصله بعد از نام رنگرینه می آید معمولاً ته رنگ رنگینه را مشخص می سازد. به عنوان مثال:
|
رنگ زرد سبزتر از 5G |
-Yellow 10 G |
|
رنگ زرد سبزتر از G |
-Yellow 5 G |
|
رنگ زرد متمایل به سبز |
-Yellow G |
|
رنگ زرد متمایل به سبب |
-Yellow R |
|
رنگ زرد متمایل به قرمز و گرفته |
-Yellow RT |
|
قرمزتر از رنگ قبلی و مقاوم در مقابل نور |
-Yellow 3 RL |
حروف بعد از نام رنگینه ها بیشتر از کلمات زیر گرفته شده است:
|
آبی |
B=Blau (Blue) |
|
زرد ویا سبز |
G=Gell – Grün ( Yellow – Gteen) |
|
قرمز |
R = Rot (Red) |
|
مقاوم در برابر نور |
L=Fast To Light |
|
حلالیت آسان |
LL=Leicht löslich (Readily Soluble) |
|
گرفته و تیره |
T=Trüb = Dull |
حروف دیگری ممکن است کاربرد رنگینه را با روش مخصوص در رنگرزی و یا چاپ و یا کاربر آنها را فقط در رنگرزی و یا چاپ مشخص سازد.
|
چاپ |
P=Printing |
|
رمق کشی |
E= Exhaustion |
بعد از حروف ممکن است فرم فیزیکی رنگینه ذکر گردد. مثل:
|
پودر |
Pulver = Powder |
|
مایع |
Flüssig = Liquid (F1 – Liq.) |
|
خمیر |
Paste |
از آنجایی که بیشتر رنگینه ها مقداری مواد کمکی به همراه خود دارد و آنچه به عنوان رنگینه از طرف شرکت های تولید کننده به بازار عرضه می شود صد درصد رنگینه خالص نمی باشد، لذا درجه خلوص هر رنگینه ممکن است با درصدهائی که در آخر می آید مشخص گردد به این ترتیب که هر شرکت تولید کننده درصد معینی از رنگینه خالص را صد درصد فرض نموده و سپس مقدار رنگینه خالص را نسبت به آن بیان می کند. مثلاً در رنگینه:
Sirius Light Yellow FGR – LL 200%
200 درصد نشان می دهد که این رنگینه نسبت به رنگینة استاندارد دو برابر رنگینه خالص دارد.
2-1 تقسیم بندی رنگینه ها در شاخص رنگ (Colour Index)
منظور از تقسیم بندی پنج جلد کتابی است که توسط
The Society of Dyers and Golorists (SDC)
American Association of Textile Chemists and Golorists (AATCC) و
تهدید گردیده است. در جلد اول، رنگینه های خانواده های اسیدی، آزوئیک و بازی (بازیک)، در جلد دوم رنگینه های خانواده های مستقیم، دیپرس، سفید کننده های نوری، غذایی، اینگرین (Ingrain) و رنگینه های مناسب برای رنگرزی چرم در جلد شوم رنگینه های خانواده های دندانه ای، طبیعی، رنگدانه (پیگمنت)، رآکتیو، احیاء کننده ها، رنگینه های محلول در حلال، گوگردی، خمی و خمی محلول به ترتیب در آمده است. رنگینه های هر خانواده به ترتیب زرد، نارنجی، قرمز، بنفش، آبی، سبز، قهوه ای و بالاخره مشکی بوده و رنگینه های (غیر مخلوط) موجود هر خانوار رنگینه ای شماره ای داده شده است. به عنوان مثال:
(نام ژنریک شاخص رنگی و یا کالرایندکس)
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 52 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 72 |
توسعه تکنولوژی هوشمند برای منسوجات و پوشاک
1- مقدمه
از قرن نوزدهم ، تغییرات تحول گونه با سرعتی غیر قابل انتظار در بسیاری از حوزه های علم و تکنولوژی صورت گرفته است که اثرات عمیقی بر زندگی بشر گذاشته است. اختراع چیپ های الکترونیکی، رایانهها، اینترنت، کشف و تکمیل نقشه ژنوم انسانی و بسیاری موارد دیگر کل جهان را تغییر داده است قرن گذشته پیشرفت های فوق العاده ای نیز دز صنعت منسوجات و پوشاک بوجود آورده که دارای تاریخ چندهزار ساله است. شالوده های اساسی درک علوم طراحی شده است تا راهنمای کاربرد بهینه و پردازش تکنولوژی الیاف طبیعی و تولید الیاف سنتزی باشد. ما چیزیهای زیادی از طبیعت آموختهایم. رایون ویسکوز، نایلون، پلی استر و سایر الیاف سنتزی در ابتدا براساس تقلید از همتاهای طبیعی آنها ابداع گردید. این تکنولوژی به گونه ای پیشرفت کرده است که الیاف سنتزی و محصولات آنها در بسیاری از جنبه ها از آنها فراتر رفته است.
روش های بیولوژیکی برای سنتز کردن پلیمرها یا منسوجات بیانگر یک روش دوستانه محیط زیستی و انعطاف پذیر برای بکارگیری منابع طبیعی است. طراحی و پردازش به کمک رایانه ها ، اتوماسیون با کنترل راه دور متمرکز یا پراکنده و سیستم های مدیریت تأمین زنجیره ای متمرکز اینترنت محور بیش از پیش مشتری ها را به ابتدای زنجیره نزدیک میکند.
با نگاه به جلو درمییابیم که در آینده این وضعیت بیشتر هم خواهد شد. در نتیجه توسعه های بعد ما باید انتظار چه ظرفیت های جدیدی را داشته باشیم؟ این ظرفیت ها حداقل باید شامل مقیاس نانو، پیچیدیگ، شناخت و کل گرایی باشد. توانایی جدید مقیاس ترا سه درجه اهمیت را علاوه بر هدف کلی حاضر و ت وانایی های محاسباتی قابل دسترسی کلی به ما می دهد. در یک زمان کوتاه ما به میلیون ها سیستم و بیلیون ها اطلاعات موجود در اینترنت متصل خواهیم شد. تکنولوژی هایی که امکان بیش از یک تریلیون عمل در ثانیه را می دهند در دستور کار پژوهش است. تکنولوژی در مقیاس نانو سه درجه اهمیت پایین تر از اندازه بیشتر ابزار انسان ساخته امروزی را به ما می دهد. این تکنولوژی به ما امکان می دهد تا اتم ها و مولکول ها را به گونه ای کم هزینه و با بیشترین روشهای ممکن از نظر قوانین فیزیکی چینش کنیم. این تکنولوژی به ما اجازه می دهد تا ابررایانه هایی بسازیم که روی سر یک الیاف و دسته ای از نانوروبوت های پزشکی کوچکتر از یک سلول انسان قرار بگیرد تا سرطانها، عفونت ها ، شریانهای مسدود شده و حتی سن پیری را درمان کند. تولید مولکولی دقیقا مشخص می کند که چه چیزی باید ساخته شود و هیچ ماده آلوده کنندهای تولید نمیگردد.
ما در این دوره هیجان انگیز زندگی می کنیم و تأثیرات بزرگ تکنولوژی بر صنعت نساجی و پوشاک سنتی که دارای یک چنین تاریخ طولانی است حس می کنیم. به لحاظ سنتی بسیاری از حوزه های علم و مهندسی تفکیک و متمایز شده اند. اخیراً حرکت قابل توجه و همگرایی بین این حوزه های تلاشگری صورت گرفته و نتایج آن خیره کننده بوده است. تکنولوژی اسمارت برای مواد اولیه و ساختارها یکی از این نتایج است.
ساختارها و مواد هوشمند چه هستند؟ در طبیعت مثال های زیادی از ساختارهای هوشمند وجود دارد. یک موجود زنده تک سلولی ساده میتواند مبانی موضوع را روشن کند. همانگونه که در شکل 1-1 نشان داده شده شرایط متنوع زیست محیطی یا محرک ها روی لایه بیرونی عمل می کنند. این شرایط با محرک ها ممکن است به شکل نیرو، درجه حرارت، تشعشع ، واکنش های شیمیایی و میدانهای مغناطیسی و الکتریکی باشد.
حسگرهای موجود در لایه بیرونی این اثرات شناسایی می کند و اطلاعات حاصله برای تفسیر و پردازش سیگنال به نقطه ای متصل می شود. که در آن سلول نسبت به این شرایط زیست محیطی یا محرک ها به روشهای متعددی مانند حرکت، تغییر ترکیب شیمیایی و کنش های باز تولیدی، واکنش نشان می دهد. طبیعت بیلیون ها سال و یک آزمایشگاه وسیع در اختیار داشته تا زندگی را توسعه دهد، در حالیکه نوع انسانی تازه شروع به خلق ساختارها و مواد هوشمند کرده است.
ساختارها و مواد هوشمند را میتوان به صورت مواد و ساختارهایی تعریف کرد که محرکها یا شرایط محیطی، مانند آنچه از منابع مکانیکی، گرمایی، شیمیایی، الکتریکی، مغناطیسی یا سایر منابع حاصل میشود، را حس کرده و نسبت به آن واکنش نشان میدهد. بر طبق حالت واکنش میتوان آنها را به مواد هوشمند منفعل ، هوشمند فعال و بسیار هوشمند تقسیم کرد. مواد هوشمند منفعل فقط میتوانند شرایط محیطی یا محرک ها را حس کنند؛ مواد خیلی هوشمند خودشان می توانند حس کرده، واکنش نشان دهند و سازگار شوند. حتی سطح بالاتری از هوش را میتوان از ساختارها و مواد هوشمند کسب کرد که قادرند پاسخ داده یا برای اجرای یک عمل در یک حالت دستی یا از پیش برنامه ریزی شده فعال شوند.
در اینگونه مواد سه جزء ممکن است وجود داشته باشد: حس گرها، محرک ها و واحدهای کنترل. حسگرها یک سیستم عصبی را برای شناسایی سیگنال ها تأمین می کنند. بنابراین در یک ماده هوشمند منفعل، وجود حسگرها ضروری است. محرک ها به طور مستقیم از یک واحد کنترل روی سیگنال های شناسایی شده کار می کنند. آنها نیز به همراه حسگرها عناصر ضروری برای مواد هوشمند فعال میباشند. حتی در سطوح بالاتر، همانند مواد هوشمند یا خیلی هوشمند، نوع دیگری از واحد ضروری است، که همانند مغز از طریق شناخت، استدلال و فعال سازی ظرفیت ها عمل می کند. اینگونه ساختارها و مواد منسوج در نتیجه ترکیب موفق تکنولوژی پوشاک و منسوجات سنتی با علم مواد، مکانیک های ساختاری، حسگرها و تکنولوژی محرک ها، تکنولوژی پردازش پیشرفته، ارتباطات، هوش مصنوعی، بیولوژی و غیره، درحال تبدبل شدن به یک امر ممکن است.
2- توسعه تکنولوژی هوشمند برای منسوجات و پوشاک
ما همیشه تحریک شده ایم که به منظور خلق مواد پوشاک خود که دارای سطوح بالاتری از کارکرد هوشمندی باشند از طبیعت تقلید کنیم. توسعه میکروفیبرها (ریزالیاف ها) مثال خوبی است که ابتدا از مطالعه و تقلید ابریشم آغاز میگردد، سپس با ایجاد محصولات دقیق تر و از بسیاری جهات بهتر ادامه مییابد.
اما تا به حال بیشتر منسوجات و پوشاک بیجان بوده اند. این موضوع جالب است که پوشاکی مانند پوست خود داشته باشیم که یک لایه از ماده هوشمند است. پوست دارای حسگرهایی است که فشار، درد، دما و ... را شناسایی می کد. این پوست به همراه مغز ما میتواند به صورت هوشمند با محرکهایی محیطی برخورد کند. پوست مقدار زیادی تعریق انجام می دهد تا بدن را هنگامی که داغ است خنک کند و هنگامیکه سرد است گردش خون را تحریک مینماید. پوست هنگامی که در معرض نور خورشید قرار گیرد (مدت زیاد) ، رنگ خود را تغییر می دهد تا از بدن ما محافظت کند. پوست نفوذپذیر است و اجازه می دهد رطوبت به داخل نفوذ کند و در عین حال از ورود مواد ناخواسته جلوگیری مینماید. پوست میتواند پوست اندازی کرده و خود را بازسازی نماید. پس مطالعه در مورد ساخت یک ماده هوشمند مانند پوست یک مقوله بسیار چالش دار است.
در دهه قبل، پژوهش و بررسی درباره ساختارها و مواد هوشمند به ایجاد گستره وسیعی از محصولات هوشمند جدید در هوا فضا، حمل و نقل، ارتباطات راه دور، خانه ها، ساختمانها و فوق ساختارها منجر شد. اگر چه این تکنولوژی بطور کلی جدید است اما بعضی عرصه ها به مرحلهای رسیده اند که کاربرد صنعتی برای منسوجات و پوشاک هم امکانپذیر است و هم ماندنی.
بسیاری از کاربردهای مهیج نمایش جهانی داشته است. پارچه ها و الیاف تولید کننده و نگهدارنده گرما که از برنامه فضایی توسعه یافت. اکنون در لباس اسکی، کفش، کلاههای محافظ ورزشی و ابزارهای عایق کاری مورد استفاده قرار گرفته است. از منسوجات و اجزای مرکب به همراه حسگرهای فیبر نوری برای نظارت بر سلامت پل ها و ساختمانها مورد استفاده قرار میگیرد. اولین نسل مادربوردهای پوشیدنی تولید شده است که دارای حسگرهایی درون لباس بوده و قادر به شناسایی زخم و اطلاعات سلامت فرد میباشد و این اطلاعات را از راه دور به بیمارستان منتقل می کند. از پلیمرهای حافظه شکل برای منسوجات به شکل الیاف، فیلم و فوم استفاده شده است که نتیجه آن گستره ای از لباس ها و پارچه های دارای عملکرد بالا به ویژه لباسهای مربوط به دریا می باشد. حسگرهای الیاف که توانایی اندازه گیری دما، کشش و فشار، گاز، گونه های بیولوژیکی و بو را دارند، الیاف هوشمندی هستند که میتوان از آنها مستقیماً در منسوجات استفاده کرد. محرکهای پلیمر محور رسانا به سطوح خیلی بالایی از چگالی انرژی دست یافته اند. پوشاکی که خود دارای احساس و مغز باشد، مانند کفش ها و بارانی هایی که دارای سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) و تکنولوژی تلفن همراه هستند میتوانند موقعیت فرد را به او داده و جهت را برایش مشخص کنند. ارگانها و بافتهای بیولوژیکی ، مانند گوش و بینی را میتوان از کالبدهای منسوج که از الیاف زیست تجزیه پذیر ساخته شده، پرورش داد. منسوجات ترکیب شده با نانو مواد می تواند از ظرفیت جذب خیلی زیاد انرژی و دیگر تابع ها مانند آزمایش نمونه، مقاومت جذب، تابش نور و غیره بهره ببرد.
چالش هایی که پیش روی ما قرار دارد، مانند پژوهش و توسعه تکنولوژی هوشمند و سازگاری آن با صنایع وابسته بکار تیمی چند وجهی، که مرز انضباطهای سنتی در آن نامشخص می شود با چنان سرعت زیادی رخ می دهد که قبلا دیده نشده است. بعضی از عرصه های پژوهش را میتوان به صورت زیر گروه بندی کرد.
برای حسگر ها / محرک ها
- مواد حساس به نور - غشاء / پوشش هوشمند
- الیاف نوری - پلیمرهای حساس به مواد شیمیایی
- پلیمرهای رسانا - مواد حساس به اعمال مکانیکی
- مواد حساس به گرما - میکروکپسول ها
- مواد نانو و میکرو
برای انتقال، پردازش و کنترل سیگنال
- شبکه عصبی و سیستم های کنترلی
- نظریه شناخت و سیستم های آن
برای فرایندها و محصولات مجتمع
- مواد الکترونیک و فوتونیک قابل پوشیدن
- ساختارهای حساس و انطباقی
- بیومیمتیک ها (تقلید کننده های زیستی)
- پردازشگری زیستی
- مهندسی بافت
- رهاسازی دارو / مواد شیمیایی
فعالیتهای مربوط به پژوهش و توسعه با گستره ای جهانی هم در مؤسسات پژوهشی آکادمیک و هم در شرکتها صورت گرفته است. تیم های پژوهشی در آمریکای شمالی، کشورهای اروپایی و آسیایی بطور فعال کار انجام داده اند که نتایج قابل توجهی به شکل محصولات تجاری یا انتشارات پژوهشی به دست آمده است.
3-رئوس مطالب
هدف این مجموعه ویرایش شده، که یک بازبینی و بررسی آخرین توسعه های تکنولوژی هوشمند مربوط به منسوجات و پوشاک است. مخاطبین این ؟؟ دانشگاهیان، پژوهشگران ، طراحان، مهندسان عرصه توسعه محصولات منسوج و پوشاک و فارغ التحصیلان و دانشجویان کالج ها و دانشگاهها میباشند.
همچنین این مجموعه میتواند آخرین بینش های مربوط به توسعه تکنولوژیک را به مدیران شرکتهای منسوجات و پوشاک بدهد.
این مطالب با مشارکت هیئتی از کارشناسان بین المللی در این زمینه تهیه شده و بسیاری از جنبههای توسعه و پژوهش را پوشش میدهد. تحقیق متشکل از 17 فصل می باشد که میتوان آن را به چهار بخش تقسیم کرد. بخش اول (فصل 1) اطلاعات زمینهای مربوط به تکنولوژی هوشمند برای منسوجات و پوشاک و خلاصه ای از مرور بر تولیدات و ساختار پروژه را به دست می دهد. بخش دوم شامل موضوعات مربوط به الیاف یا مواد است که از فصل 2 تا 3 میباشد. فصل 2 به موضوعات مربوط به مواد پلیمری فعال شونده به وسیله برق و کاربردهای الاستومرها و ژل پلیمر غیریونی برای ماهیچه های مصنوعی میپردازد. فصل 3 و مربوط به پارچه ها و الیاف حساس به گرما است.
در بخش سوم تمرکز بر فرایندهای مجتمع سازی و ساختارهای مجتمع است و خود شامل فصلهای دیگر است. فصل 4 مروری بر تولید و جریان های کلیدی ترکیبات هوشمند فیبر نوری است. فصل 5 بیان کننده غشاءهای فیبرتوخالی برای جداسازی گاز است. فصل 6 قلاب دوزی را به عنوان یک روش مجتمع سازی اجزاء تشکیل دهنده فیبر در ساختارهای منسوج توصیف می کند.
بخش چهارم روی کاربردهای زیست شناختی تمرکز دارد. فصل 7 فرآیندهای زیست شناختی مختلف برای پوشاک و منسوجات هوشمند را توضیح می دهد. ما فقط بخش کوچکی از تکنولوژی ظهور را از طریق پنجره این تحقیق دیده ایم . امکانپذیری های ارائه شده بوسیله این تکنولوژی هوشمند بسیار زیاد گسترده است. حتی در حالیکه کتاب در حال آماده شدن بود، بسیاری از پیشرفت های جدید از سراسر جهان جمع آوری گردیده است. ما امیدواریم که این تحقیق بتواند به پژوهشگران و طراحان پوشاک و منسوجات الیاف هوشمند در آینده جهت واقعیت بخشیدن به رؤیاهایشان ، کمک کننده باشد.
1- مقدمه
تلاش های زیادی برای کاربردی کردن مواد پلیمری که مواد «هوشمند» نامیده میشوند صورت گرفته است ( شکل 1-2) . ماهیچه مصنوعی یا محرک هوشمند یکی از اهداف اینگونه تلاش ها است. از لحاظ تاریخی مواد محرک اساساً در تکریبات غیر آلی مورد بررسی قرار گرفته است. بطور خاص، ماشه های بکار رفته برای تحریک، معمولاً در یک حوزه کاربردی الکتریکی مورد بررسی قرار گرفته اند که علت آن سهولت کنترل میباشد. مواد پلیمری بررسی شده از این منظور خیلی محدود بوده و برای ایجاد کشش خیلی کوچکتر از مواد غیرآلی می باشد.
از سوی دیگر، مواد پلیمری مانند ژل های پلیمر معلوم شده که کشش های بسیارزیادی را ماشه های مختلف مانند تبدیل حلال، پرش PH ، پرش دما و غیره ایجاد می کند، اگر چه که واکنش و دوام نسبتاً ضعیف تر هستند و از آنها در محرک های عملی استفاده نشده است.
در زمینه مهندسی مکانیک، توسعه فرایند براده برداری میکرو با نیازمندی های تکنولوژی های ساخت میکرو و مونتاژ ابزار میکرو مواجه است و انتظارات زیادی از ظهور مواد هوشمند می رود که بتواند فرایند ساخت و تولید میکرو را تا حد زیادی ساده کند.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 68 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 38 |
توسعه تکنولوژی فرآوری TSC در نساجی
1-مقدمه
توسعه سریع ترکیبات ساختاری نساجی (TSC ها) بازار و فرصت های پژوهشی جدیدی را برای صنعت نساجی و دانشمندان این رشته ایجاد کرده است. ترکیبات نساجی سه بعدی، بر طبق، یکپارچگی ساختاری شان دارای یک شبکه دسته تارها در یک حالت یکنواخت می باشد، که نتیجه آن افزایش قدرت درون بافتی و بین بافتی، انعطاف پذیری بیشتر تشکیل شکل ساختاری پیچیده و امکان بیشتر تولید قطعات بزرگ با هزینه کمتر در مقایسه با ترکیبات سنتی است. سختی و استحکامل بیشتر همراه با وزن کمتر باعث افزایش کاربرد آنها در صنایع هوا فضا، خودروسازی و مهندسی شهری شده است. پیش بینی شده است که بهبود تکنولوژی های فرآوری و ترکیب آنها با تکنولوژیهای ساختار هوشمند منجر به رشد صنعتی عمده در قرن بعد با استفاده از به چالش افتادن وضعیت فلز است دیگر مواد متداول مهندسی گردیده است.
یک موفقیت در توسعه تکنولوژی فرآوری TSC به درک بهتر رابطه خواص- ساختار پردازش دارد. یک گام مهم در این جهت نظارت بر توزیع تنش/ کرنش داخلی در زمان واقعی در طول فرآوری اجرای منسوج و جامد شدن متعاقب آن تا ساختارهای نهایی است. مسئله مهم دیگر در کاربرد TSC ها حساس کردن آنها به شرایط داخلی سلامت و محیطی خارجی آنها است. تجمیع شبکه های حسگری در داخل ساختارهای تولید- تقویت اولین گام برای هوشمند ساختن مواد محسوب می شود. علاوه بر این، پیچیدگی ساختار TSC مثل اثر پوست- هسته ترکیبات تابیده سه بعدی کاراکتریزه کردن مواد را امری دشوار ساخته است.
در گذشته اندازه گیری توزیع تنش/ کرنش داخلی یک چنین ماده ای پیچیده با استفاده از روش های متداول مانند معیار کرنش و حسگرهای فرابنفش تقریباً غیرممکن شده است. به علاوه، نیاز به بعضی انواع شبکه حسگری در این ساختارها لحاظ شده است تا وسیلهای باشد برای (1) نظارت بر توزیع تنس داخلی TSC های insith در طول فرایند تولید، (2) اجازه دادن جهت نظارت سلامت و ارزیابی آسیب TSC ها در طول خدمات و (3) قادر به ساختن یک سیستم کنترلی برای نظارت فعال و واکنش نشان دادن به تغییرات محیط کاری.
تکنولوژی های فیبر نوری که ارائه دهنده کارکردهای انتقال سیگنال و حسگری با هم است. در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است، به ویژه در ساختارهای بتن هوشمند شامل بزرگراه ها، پل ها، سدها و ساختمان ها. تعدادی از پژوهشگران از تکنولوژی حسگرهای فیبر نوری (FOS) برای نظارت بر فرآیند تولید و ارزیابی سلامت ساختار ترکیبات الیافی تقویت شده استفاده کرده اند. از آنجایی که فیبرهای نوری دارای اندازه کوچک و سبک وزن، ساختار با تارهای منسوج و آماده مشمول یا حتی بافته شدن درون TSC ها هستند، مطمئن ترین وسیله برای تشکیل شبکه حسگری ذکر شده در بالا می باشند.
این فصل مروری بر انواع مختلف حسگرهای فیبرنوری، مسائل عمده ترکیبات منسوج هوشمند تجمیع شده با حسگرهای الیاف براگ (Bragg) که زوج دما و کرنش است، ابزار اندازه گیری کرنش چند محوری، مسائل مربوط به اعتماد پذیری و مؤثر بودن اندازه گیری و همچنین سیستم های مختلف اندازه گیری برای ترکیبات منسوج هوشمند تجمیع شده با حسگرهای نوری فیبر.
2- فیبرهای نوری و حسگرهای نوری فیبر
به طور طبیعی، یک فیبرنوری شامل یک هسته است که اطراف آن یک روکش کاری صورت گرفته که شاخص شکست آن کمی کمتر از شاخص مربوط به هسته می باشد. این فیبر نوری در طول فرایند ترسیم با یک لایه محافظ پلیمری، پوشیده شده است. درون هسته فیبر، اشعه های نور تابیده شده روی هسته- روکش با زوایای بزرگتر از زاویه بحرانی به صورت کلاً داخلی منعکس شده و از داخل هسته و بدون شکست هدایت می شوند. شیشه سیلیکا متداول ترین ماده برای الیاف نوری است، جایی که روکش کاری به طور طبیعی با سیلیکای خالص گداخته صورت می گیرد و هسته از سیلیکای داپ تشکیل شده که حاوی چند مول ژرمانیم می باشد. سایز ناخالصی ها مانند فسفر را نیز می توان مورد استفاده قرار داد. جذب خیلی کم در یک فیبر ژرمانوسیلیکات همراه با یک حداقل ضریب افتدر و یک حداقل مطلق در صورت می گیرد. بنابراین نور در دو پنجره ده ها کیلومتر از طریق فیبر انتقال می یابد، بدون اینکه افت زیادی در یک شرایط هدایت صحیح به وجود می آید. به همین علت است که امروزه فیبر نوری جایگزین سیم کواکسیال مسی به عنوان وسیله انتقال برتر امواج الکترومغناطیس نشده و انقلابی در ارتباطات جهانی ایجاد کرده است.
موازی با توسعه سریع عهد ارتباطات فیبر نوری، حسگرهای نوری فیبر نیز توجه زیادی به خود جلب کرده و رشد زیادی را در سال های اخیر تجربه کرده است. این حس گرها سبک، کوچک و انعطاف پذیر هستند. بنابراین آنها بر یکپارچگی ساختار مواد مرکب تأثیر نمی گذارند و می توان آنها را با پارچه های تقویت شده تجمیع کرد تا ستون فقرات ساختار را تشکیل دهند. آنها مبتنی بر یک تکنولوژی واحد متداول هستند که ابزارها را قادر می سازد تا برای نابسامانی های فیزیکی بیشمار حس گری از یک ماهیت آبی، الکتریکی، مغناطیسی و گرمایی توسعه یابند. تعدادی از حسگرها را می توان در امتداد یک فیبرنوری با استفاده از تکنیک های تقسیم طول موج، فرکانس، زمان و پلاریزاسیون تسهیم کرد تا سیستم های حس گری توزیع شده یک، دو یا سه بعدی ایجاد شود. آنها از داخل ساختار یک مسیر هدایت کننده ایجاد نمی کنند و گرمای اضافی تولید نمی کنند که بتواند به صورت بالقوه به ساختار آسیب بزند. آنها به جداسازی الکتریکی از ماده ساختاری ندارند و تداخل الکترومغناطیسی ایجاد نمی کنند، این می تواند یک مزیت خیلی مهم در بعضی کاربردها باشد.
FOS ها را برای بکارگیری در ساختارهای هوشمند می توان بر طبق اینکه آیا حسگری توزیع شده، موضعی (نقطه) یا تسهیم شده (چند نقطه) است تقسیم بندی کرد. اگر حسگری در امتداد طول فیبر توزیع شده باشد، توزیع اندازه گیری شده به عنوان یک تابع موقعیت می تواند از سیگنال خروجی تعیین گردد. بنابراین یک فیبر واحد می تواند به طور مؤثر تغییرات در کل جسمی که در آن قرار دارد را کنترل کند. یک حسگر موضعی تغییرات اندازه گیری شده را فقط در مجاورت حسگر شناسایی می کند. بعضی حسگرهای موضعی می توانند خودشان تسهیم شوند، که در آن حسگرهای موضعی چند گانه در فواصل معین در امتداد طول فیبر قرار می گیرند. هر حس گر را می توان به وسیله تشخیص طول موج، زمان یا فرکانس جداسازی کرد و در نتیجه امکان پروفایل کردن زمان واقعی پارامترها در کل ساختار فراهم می شود.
پیش از اختراع گراتینگ های براگ فیبر(FBC ها)، FOS ها را بر طبق طرح حسگری ؟؟ در دو گروه بزرگ طبقه بندی کرد، اینتزیومتریک و اینترفرومتریک. حسرگرهای اینتنزیومتریک فقط مبتنی بر میزان نور شناسایی شده که از فیبر عبور می کند است. در ساده ترین شکل آن یک توقف انتقال ناشی از شکستن یک فیبر درون سیستم، آسیب ممکن را نشان می دهد. حسگرهای اینترفرومتریک برای گستره ای از کاربردهای با حساسیت بالا مانند حس گرهای میدان مغناطیسی و آبی تولید شده است و معمولاً مبتنی بر الیاف تک حالتی هستند. برای مثال، اینترفرومتریک ماچ- زند، همانگونه که در شکل 1-10 نشان داده شده، یکی از متداول ترین پیکربندی ها است. با این نوع ابزار، تنش را می توان مستقیماً به وسیله قرار دادن بازوی فیبر حس گری در ساختار کنترل کرد و این امر هنگامی صورت می پذیرد که بازوی مرجع به طول یکسان از محیط جدا شده باشد. گرچه یک چنین پیکربندی نسبت به تنش خیلی حساس است اما کل طول فیبر در یک بازو به کشش پاسخ می دهد و بنابراین موضع گیری ناحیه حسگری مشکل است. یک حس گر می تواند تداخلی دیگ، که برای حسگری موضعی مناسب تر است، مبتنی بر تداخل بین نور منعکس شده از دو سطح نزدیک می باشد که تشکیل یک اینترفرومتر نوع فابری پیروت (FP) با طول معیار کوتاه می دهد (شکل2-10).
کشش یا تنش به کار رفته در درون شاخص ساختار را می توان با اندازه گیری طیف بازتابی یا سیگنال نور بازتابی از انحناءFP تعیین کرد که تابعی از فاصله بین دو سطح بازتابی است. عیب اینگونه ابزارها این است که انجام اندازه گیری های مطلق سخت است و تشکیل یک ردیف حس گر تسهیم شده در امتداد طول یک فیبر به علت اتلاف زیاد ساختار ناپیوسته یک کاوFP مشکل می باشد. بررسی و تحلیل مفصل به وسیله Measures, Udd ارائه شده است.
3- تحلیل مبانی حسگرهای گراستیک براگ فیبر لحاظ شده
1-3- مبانی FBGS
چون FBG دارای مزیت های زیادی بر دو گروه دیگر است و اطمینان زیادی را میدهد، ما در این بخش بر روی FBG متمرکز خواهیم شد. FBG به وسیله مدولاسیون شاخص شکست هسته در یک فیبر نوری تک حالتی تولید می شود که به طور کامل در فصول 8و9 توضیح داده شده است. فرض کنید تغییر در دوره مدولاسیون شاخص مستقل از وضعیت پلاریزاسیون نور بازرسی شده باشد و فقط به کشش محوری فیبر بستگی داشته باشد، اختلاف طول موج براگ در معادله (15-9) نتیجه می دهد:
(1-10)
که در آن کشش محوری کل فیبر نوری است. به طور کلی دارای مقادیر مختلف در جهت های پلاریزاسیون هستند. زیرنویس I=1,2,3 دلالت بر مقادیر در جهت پلاریزه تعریف شده دارد. یک سیستم کوئوردینانس کارتزین محلی به کار رفته است: با 1،2،3 که به ترتیب بیانگر سه جهت اصلی هستند. معادله (1-10) را می توان به این صورت بازنویس کرد.
(2-10)
برای کشش زیرنویس (j=1,2,3,4,5,6,…) به کار رفته است. سه عدد اول بیانگر کششهای نرمال در به ترتیب مهارت اول (محورهای فیبر)، دوم و سوم می باشند. کشش یک فیبر نوری می تواند با مشارکت یا انبساط گرمایی یا تنش باشد. بنابراین علامت برای کشش فیبرنوری القا شده فقط به وسیله تنش به کار رفته است. شاخص شکستn هم با درجه حرارتT و هم کشش مرتبط است، بنابراین:
(3-10)
برطبق نظریه کشش نوری (4-10)
که در آن Pij برابر است با ماتریس ضریب کشش- نور برای یک واسط ایزوتروبیک همگن داریم:
Pij=……………. (5-10)
که در آن P44=(P11-P12)/2
برای یک واسط ایزوتروپیک همگن می توان فرض کرد که شاخص شکستn دارای یک رابطه خطی6 درجه حرارتT است: (6-10)
که در آن ثابت نوری- گرمایی است.
به علت اینکه نورها امواج متقاطع هستند، فقط انحرافات متقاطع (جهات2و3) از شاخص شکست می تواند باعث تغییر طول موج براگ شود- با جایگزین کردن معادله های (4-10) و (5-10)و (6-10) در معادله (3-10) تغییرات طول موج پیک برای نور پلاریزه خطی در جهات دوم و سوم به صورت زیر درمی آید:
و (7-10)
(8-10)
در بسیاری از موارد تغییر طول موج برای حسگر براگ برای هر حالت ایگن پلاریزاسیون فیبرنوری به هر سه جزء کشش اصلی درون فیبر نوری بستگی دارد. سرکیس و هاسلاچ مدل بوتر و هاکرا توسعه دادند و نشان داده اند که نتایج آنها به نتایج مشاهده شده در آزمایش های بارگیری متقاطع باری حسگر فیبر نوری اینتر فرومتریک نزدیک است.
مورد کلی در بخش 2-4-10 مورد بحث قرار خواهد گرفت. در اینجا ما فقط در مورد مسئله تقارن محوری بحث خواهیم کرد که در آن . اگر فیبر نوری یک ماده ایزوتروپیک گرمایی با ضریب توسعه ثابت باشد، در این صورت (j=1,2,3) معادله های (7-10) و (8-10) را می توان به همان شکل نوشت:
(9-10)
که در آن (10-10)
و (11-10)
f به صورت فاکتور حساسیت و به عنوان ثابت نوری- گرمایی اصلاح شده تعریف شده است.
2-3- عامل حساسیت
زمانی که تغییر دما به قدری کوچک باشد که از اثر آن بتوان صرف نظر کرد FBG را میتوان به عنوان یک حسگر کشش در نظر گرفت. بگذارید را به عنوان نسبت مؤثر پایسون (EPR) فیبر نوری تعریف کنیم. از معادله (11-10) واضح است که عامل حساسیتf یک ثابت نیست بلکه تابعی ازV* می باشد.
شکل 3-10 یک منحنی نوعی از عامل حساسیت را به صورت تابعی از نسبت مؤثر پایسون نشان می دهد که با استفاده از پارامترهای مواد فیبرنوری ارائه شده در جدول (1-10) محاسبه شده است. موارد زیر را در نظر بگیرید.
1- 17/0=V* و 798/0=f به معنی آن است که EPR برابر است با نسبت پایسون ماده فیبر و شرایط فرض بوتر و هاکر را برآورده می سازد. مقدار فاکتور حساسیت 798/0=f به وسیله بسیاری از تولید کنندگان FBGS توصیه شده است.
2- 1- =V* و 344/0=f به معنی آن است که کشش ها در سه جهت اصلی فیبر برابر هستند. که با مورد تنش یکنواخت ایستا یا حالت توسعه گرمایی مطابقت دارد.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 28 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 43 |
پردازش زیستی برای پوشاک و منسوجات هوشمند
1- مقدمه
استفاده از آنزیم ها در فرآوری مواد غذایی، صنایع چرم و کاغذ، به عنوان پودرهای شوینده، و در فرایند و سایزینگ تولید نخ کاملاً تثبیت شده است. اما بیوکاتالیز نیز وارد چرخه پردازش منسوجات شده است. آنزیم ها، یعنی بیوکاتالیزهای دارای فعالیت ویژه و گزینشی، امروزه به وسیله فرایندهای بیوتکنولوژیکی (زیست فناوری) به مقادیر زیاد و کیفیت ثابت تولید شده اند و بنابراین در فرایندهای با مقیاس بزرگ کاربرد دارند.
از دیدگاه کاربردهای جدید که حاصل طراحی آنزیم های مربوط به فرایندهای ویژه است، یک تقاضا برای اشتراک مساعی بین بیوشیمدان ها و شیمیدان های نساجی وجود دارد.
علاوه بر الیاف پروتئینی طبیعی مانند پشم و ابریشم و الیاف سلولزی طبیعی مانند پنبه، کتاب و شاه دانه، الیاف مصنوعی دارای اهداف فرایندهای بیوکاتالیزی نیز هستند. در اندودکاری پنبه ای به جای فرایندهای شیمیایی به طور گسترده از فرایندهای آنزیم- کاتالیز استفاده شده است. علاوه بر بیواستوئینگ و اندودکاری زیستی که کاملاً شناخته شده اند، ویژگی هایی مانند Modifiad harde, used look به وسیله اندودکاری آنزیمی شناسایی شده است. به علاوه، پتانسیل برای جایگزینی پشم شویی قلیایی در معالجه با پنبه، با استفاده از آنزیم هایی مانند پکتیناس وجود دارد. کاتالازها برای نابود کردن پروکسید باقیمانده در حمام های سفید شویی، آسان کردن استفاده مجدد از لیکور ممکن افزوده می شوند که منجر به یک فرایند دوستانه محیط زیست و مؤثر از نظر هزینه میگردد. در اندود کردن پشم در آنزیم ها (بیشتر پروتزها) برای دستیابی به خاصیت ضدچروک استفاده می شود. خواص منسوجات پشم مانند کار با دست، سفیدی و براقیت به وسیله واکنش آنزیم های کاتالیزی بهبود یافته است. در مراحل اولیه حلاجی پشم مانند کربونیزاسیون و پشم شویی خام دورنمای کاربرد آنزیم ارزیابی شده است. علاوه بر این فرایندهای زیستی توصیف شده منجر به کاهش دانه سازی و بهبود رنگ پذیری می شود. صمغ زدایی ابریشم در گذشته به کمک صابون قلیایی یا اسیدیصورت می گرفت که اکنون پروتز می شود، برای بهبود کیفیت و ثبات الیاف کتان یک رطوبت دهی آنزیمی ویژه جایگزین رطوبت دهی میکرو بیال یا شبنمی شده است. به علاوه، رنگ پذیری ابریشم به وسیله تنزل آنزیم کاتالیزی مواد پکتیک بهبود یافته است بدون اینکه آسیبی به اجزاء سلولزی وارد شود. شاه دانه از نظر آنزیمی با توجه به تبلورپذیری، دسترس پذیری و «ساختار منفذدار» اصلاح شده است. از طریق فیبریلاسیون کنترل شده و آنزیم کاتالیزی الیاف لیوسل، اثر معروف به «پوست هلویی» ایجاد شده است. گستره وسیعی از کاربردها و دورنماهای زیادی جهت استفاده از آنزیم ها در پردازش منسوج وجود دارد که به تأثیر مثبت بر محیط زیست منتهی می گردد. در این فصل توسعه های جدید در زمینه پردازش آنزیمی منسوجات را بررسی نموده و درباره مزیت ها و محدودیت های این فرایندهای اندودکاری (تکمیلی) بحث می کند.
استفاده از آنزیم ها در فراوری مواد غذایی، صنایع چرم و پوشاک، به عنوان افزودنی در پودرهای شوینده و دسایزینگ تولید نخ تثبیت شده است. در حال حاضر، فرایندهای آنزیمی گسترش یافته اند، که هدف آنها اصلاح ظاهر و عملکرد منسوجات پشم و پنبه است.
آنزیم ها بیوکاتالیزهایی با فعالیت ویژه و انتخابی هستند و واکنش های متمایز را شتاب بخشیده و بعد از واکنش بدون تغییر باقی می مانند. از دیدگاه اکولوژیکی و اقتصادی، پارامترهای واکنش مناسب فرایندهای آنزیم کاتالیزی و احتمال وجود آنزیم های دارای چرخه مجدد به ویژه جالب است. امروزه، آنزیم ها به وسیله فرایندهای بیوتکنولوژیکی به مقدار زیاد و با کیفیت ثابت تولید می شوند، بنابراین امکان استفاده از آنزیم ها در فرایندهای بزرگ وجود دارد. پیشرفت در زمینه مهندسی ژنتیک به تولید کنندگان آنزیم توانایی طراحی یک آنزیم برای یک فرایند خاص را می دهد مثل بهینه با توجه به پایداری دما یا PH . طراحی یک آنزیم برای یک هدف خاص نیاز به درک عمل کاتالیتیک آنزیم بر روی یک ماده خاص دارد. یعنی در مورد ماده فیبر طبیعی، طراح یک فرایند آنزیمی باید دانش خاصی در مورد مورفولوژی پشم یا پنبه، تأثیر یک آنزیم خاص بر اجزاء فیبر و در نتیجه بر خواص کلی ماده فیبر داشته باشد. علاوه بر این، برای ارزیابی فرایند آنزیم، نتایج عملیات آنزیمی باید با نتایج پردازش شیمیایی معمولی مقایسه گردد. اولین فرایند آنزیمی در اندودکاری منسوج فرآیند دسایزینگ با استفاده از آمیداز بود. بسیاری از عرصه های اندودکاری منسوج از آن پس گشوده شده است. امروزه، چشم انداز در زمینه توسعه اندودهای فشاری و بادوام جدید برای پنبه وجود دارد مانند اتصال عرضی در زمینه حذف رنگ پخش شده و در زمینه ترکیب کردن الیاف مصنوعی. به علت ماهیت پروتئینی آنزیم ها، ایمنی استفاده از آنزیم ها اغلب مورد سئوالاست چون استنشاق مکرر ماده پروتئینی می تواند باعث واکنش های آلرژیک در بعضی افراد شود. توجه به این نکته مهم است که هیچ شواهدی که نشان دهد آلرژیهای آنزیمی از طریق تماس پوستی منتقل شده اند وجود ندارد. با آنزیم های توان با اطمینان کار کرد و همچنین با تجهیزات محافظ شخصی مناسب، در طرح تولید از ذرات آنزیم و فرمولاسیون های پودری باید اجتناب کرد. در حالی که فرمولاسیون های دانه ای (با قابلیت غباری پایین) و مایع (با فعالیت مکانیکی در رگ های بسته) را می توان توصیه کرد. پتانسیل بارز برای آنزیم قابل توجه است. یک مطالعه به ازای بیانر آن است که از سال 1992 مبلغ 350 میلیون دلا باید به 588 میلیون دلار در سال 2000 رسیده باشد و بیشترین دغدغه درباره کاربردهای جدید آن در صنایع کاغذسازی، شیمیایی و داروسازی و در بازیابی زباله ها باشد.
2- رفتار پشم با آنزیم ها
1-2 ریخت شناسی پشم
پشم به عنوان یک فیبر طبیعی پیچیده عمدتاً از پروتئین (%97) و لیپیدها (%1) تشکیل شده و ماده ای ایده آل برای چند گروه از آنزیم ها است (مانند پروتئازها و لیپازها) فیبر پشم شامل و بخش عمده از لحاظ ریخت شناسی است: بشره (کوتیکل) و قشر (کورتکس). بشره متشکل از سلول های روی هم افتاده اطراف بخش داخلی فیبر، یعنی قشر می باشد. دومی از سلول های دوکی شکل قند ساخته شده که به وسیله غناء سلول از یکدیگر جدا شده اند. بشره به دو لایه اصلی تقسیم می شود: اگزو (با لایه) و اندوکتیکل و یک غشاء دورترین نقطه که اپیکوتیکل نامیده می شود باعث واکنش آلوردن الیاف پشم با آب کلردار می گردد. یک جزء مهم کوتیکل 18- متیل لیکوسانوئیک اسید است. در یک مدل از اپیکوتیکل که به وسیله نگری و همکارانش ترسیم شده، این اسید پرچرب در کنار یک ماتریس پروتئین قرار دارد تا یک لایه را بسازد. بر طبق قول نگری و همکاران، این لایه که به لایهF معروف است. را می توان با قرار دادن پشم در محلول های کلردار یا قلیایی الکلی زدود، بنابراین رطوبت پذیری آن افزایش می یابد. ویژگی مهم دیگر اتصال عرضی اگزوکوتیکل است، مثلاً لایه حاوی 35% سیتین است. علاوه بر پیوندهای نرمال ؟؟، کوتیکل با پیوندهای ایزو دی پپتید، لیزین 4-(r-glutamy) اتصال عرضی دارد.
کاراکتر هیدروفوبیک لایه، به طور خاص به وسیله مقادیر زیاد اتصالات دی سولفید ایجاد شده و ماده لیپید منشأ سدهای دیفوژن است مثلاً برای مولکول های رنگ، بنابراین ترکیب و ریخت شناسی سطح پشم ابتدائاً در فرایندهای پیش رفتاری فیبر اصلاح شده است.
2-2واکنش های ناهمگن- عمل کاتالیک آنزیم ها روی پشم و پنبه
استفاده از پشم یا پنبه به عنوان اجزاء مورد عمل برای واکنش های آنزیم کاتالیزی، دنباله رویی از یک نوع خاص سینتیک آنزیم بوده است. در سیستم ناهمگن آنزیم انحلال پذیر و آنزیم جزء مورد عمل جامد، دیوفوژن، نسبت به سیستم ناهمگنی که در آن هم آنزیم و هم جزء مورد عمل قابل حل هستند، نقش قاطع تری دارد. در واکنش ناهمگن، سینتیک نه تنها به غلظت اجزاء شرکت کننده در واکنش بلکه به ماده و مقدارPH لیکور نیز وابسته است؛ دیفوژن آنزیم، به عنوان یک پارامتر اضافی در فاز جامد جزء مورد عمل و دیفوژن محصولات واکنش خارج از فاز جامد به داخل لیکور نیز باید مورد توجه باشند.
محصولات واکنش ماند پپنیدها در مورد پشم و الیگوساکاریدها در مورد پنبه، زمانی که پخش خارج از فیبر باشد به عنوان یک جزء مورد عمل در لیکور عمل می کند. بنابراین بخشی از آنزیم ها در مجاورت ماده انحلال پذیر در حمام واکنش است.
نفوذ آنزیم از لیکور به داخل فیبر (پشم) مشابه نفوذ یک رنگینه است، مراحل زیر باید مورد توجه قرار گیرند:
1- نفوذ آنزیم در حمام
2- جذب سطحی آنزیم در سطح فیبر
3- نفوذ از سطح به داخل بخش درونی فیبر
4- واکنش آنزیم کاتالیز شده
ساختار پیچیده الیاف طبیعی، به ویژه اصلاح فیبرآنزیمی را پیچیده کرده است. آنزیمهایی مانند مانند پروتئاز و لیپاز تنزل اجزاء مختلف یک فیبر پشم را تسریع می کند، بنابراین کنترل واکنش را مشکل می سازد. یکبار که پروتئاز به داخل لایه درونی فیبر نفوذ کند بخش های اندوکتیکل و پروتئین غشاء سلول را هیدرولیز می کند، بنابراین اگر کنترل نشود منجر به آسیب جدی به فیبر پشم می شود. بنابراین حداقل برای بعضی کاربردها، محدودکردن فعالیت آنزیمی به سطح فیبر مطلوب است مثلاً با ثابت کردن آنزیم و نتایج واکنش پشم با آنزیم های پروتئولیتیک به علت نداشتن دانش کامل درباره (الف) تاریخ پرازش جزء مورد عمل و (ب) میزان تأثیرگذاری شرایط خاص پردازش بر رفتارهای آنزیمی حاصله، غیر قابل پیش بینی است. برای روشن کردن این موضوع، اثرات گونههای یونی جذب شده روی آنزیم، سینتیک واکنش و جذب مورد مطالعه قرار گرفت.
برای پنبه، محدود کردن آنزیم به سطح فیبر به راحتی امکانپذیر است، چون سلولز که یک ماده کاملاً بلورین است و دارای فقط مقدار کمی آمورفوس می باشد، نفوذ آنزیم ها به داخل فیبر پنبه را تقریباً غیرممکن می سازد. بنابراین با تنظیم دوز آنزیم و انتخاب نوع آنزیم، عمل تسریع کنندگی آنزیم به سطح پنبه و نواحی آمورفوس (بی شکل) محدود می شود و کل فیبر را دست نخورده باقی می گذارد.
3-2- ضدچروکی
یکی از خواص ذاتی پشم تمایل آن به نمدی شدن و چروک خوردگی است. نظریه های مختلفی درباره منشاء نمدی شدن پشم وجود دارد. کاراکتر هیدروفوبیک و ساختار ناهموار سطح پشم عوامل اصلی هسته که باعث اثر اصطحکاکی افترقی (DFE) می شود که نتیجه آن در تمام فیبرها به سمت ریشه آنها حرکت می کند در زمانی که عمل مکانیکی در حالت خیس صورت گرفته است.
بنابراین هدف فرایندهای ضدچروک در اصلاح سطح فیبر چه با روش های اکسایش و چه کاهشی، و یا با استفاده از رزین پلیمر روی سطح، می باشد. متداولترین و تجاری ترین فرایند (فرایند کلری/هرکوست) شامل یک مرحله کلری شدن است که پس از آن مرحله کلرزدایی و کاربرد پلیمر است. کلریناسیون باعث اکسید شدن پسماندهای ؟؟ به پسماندهای سیمتیک اسید در سطح فیبر می شود و به پلیمر کاتیونیک اجازه می دهد که بخش شده و به سطح پشم بچسبد. کلریناسیون تولید محصولات جانبی (Aox) می کند در سیال خروجی ظهر می شود و نهایتاً ممکن است ایجاد سمیت در کل زنجیره غذایی و برداشته شدن به وسیله ارگانیسم های آبی کند. بنابریان تقاضای زیادی برای گزینههای دوستانه محیط زیست وجود دارد.
با درنظر گرفتن مسائل مربوط به فرایند ضدنمدی متداول ذکر شده در بالا، واضح است که بیشتر فرایندهای آنزیمی دغدغه شان توسعه روش هایی برای جلوگیری از چروک است. شرایط لازم برای یک فرایند آنزیمی به وسیله هافلی مورد بحث قرار گرفت. اثر ضدنمدی باید بدون استفاده از یک رزین مصنوعی به دست آید، فقط باید از «شیمی نرم» استفاده گردد و کل فرایند باید نسبت به محیط زیست دوستانه باشد و هیچ ماده زیان آوری تولید نکند، قضیه ای که هنوز در تمام فرایندهایی که از آنزیم به عنوان عامل اصلی فیبر استفاده می کنند اجرا نشده است. در بعضی از فرایندهای اندودکاری آنزیمهای اولیه، پشم با کلریناسیون گازی (فرایند کلرزیم) یا به وسیله H2O2 (فرایند پرزیم) پیش از آنکه یا پایین رشد نهفته داشته باشد، واکنش می داد و گیاه تولید پروتئاز و بی سولفیت می کرد. این فرایندها باعث حذف کامل سلول های کوتیکل می شدند به علت قیمت های بالای آنزیم های به کار رفته در اتلاف وزن غیرقابل تحمل فیبرها، این فرایندهای آنزیمی ترکیب شده اولیه هرگز به یک مقیاس صنعتی نرسیدند.
بخش عمده فرایندهای آنزیمی منتشر شده در چند سال گذشته نیز شامل فرایندهای ترکیبی بودند. در سال 1983 یک فرایند برای افزایش مقاومت پشم در مقابل چروک خوردگی تشریح شد که کاملاً فیبرها را پوسته زدایی کرد. این واکنش از پتاسیم پرمنگنات (KMnO6) به عنوان یک عامل پیش اکسید و یک واکنش پروتئویک استفاده کرد و مقاومت پیلینگ خاصی برای الیاف پشم به وجود آورد.
نه تنها فرآیندهای فعلی نیز شامل استفاده از عوامل کلرزدایی است. اینو یک فرایند سه مرحله ای را توضیح داد: مرحله اول شامل به کار گیری مخلوطی از پاپائین، مونواتانولامین هیدروسولفیک و اوره، مرحله دوم یک واکنش با دی کلروایزوسیانریک اسید و مرحله آخر باز هم یک واکنش آنزیمی است که باعث کاهش سطح چروک خوردگی پارچه های واکنش داده به این ترتیب می گردد. کانل و همکاران یک پروتئاز از قبل افزده شده به کلریناسیون مرطوب یا افزایش اکسایش را با سدیم هیپوکلریت و پتاسیم پرمنگنات ترکیب کرده و با بکارگیری پلیمر اضافی در پی به دست آوردن یک چروک خوردگی پارچه با سطح کاهش یافته بودند.
نه تنها فرایندهای پیش افزوده شیمیایی بلکه فیزیکی نیز با آنزیم های افزوده شده به پشم ترکیب شده اند. در یک فرایند ثبت شده به وسیله ناکانیشی و ایواساکی یک پلاسمای دارای درجه حرارت کم و پیش از افزوده شدن به عنوان ضدچروک پلیمری برای الیاف مورد استفاده قرار گرفتند. از این آنزیم برای جذب الیاف بیرون آمده از سطح پارچه استفاده شد. بنابراین دستیابی به یک نرمی بیشتر نیز حاصل گردید. سیامپی و همکاران یک واکنش پروتئاز را با یک واکنش گرمایی در بخار اشباع شده ترکیب کردند و فورنلی و سورن استفاده از پرتوافکنی با فرکانس باال (HF) بر ماده آنزیم دار را تشریح کردند.
در سال1991، Schodler superwash 2000 پشم به وسیله شیندلر گزارش شد. این واکنش یک فرایند سه مرحله ای شامل پیش افزایش جعبه سیاه، یک افزودن آنزیم و به کارگیری یک رزین پلی آمیدAox-Low است. در فرایند گزارش شده به وسیله اولباج (که فرایند شولر نیز گفته می شود) یک «پیش افزایش شیمیایی حداقل خاص» به عنان لازمه فرایند آنزیمی توضیح داده شد. در این فرایند یک سوپر واش استاندارد به دست آمد بدون اینکه از یک زین استفاده شود. فوزنلی استفاده از یک رزین به عنون (still imperative) برای دستیابی به یک اثر کارآمد ضدنمدی در آنزیم را گزارش کرد (Blo-LANA) زیرا به وسیله «براده برداری آنزیمی» از «اپیکوتیکل ناهموار» فیبر پشم فقط یک درجه خاص اما ناکافی از ضد نمد مالی به دست آمده بود. این کار به وسیله ریوا و همکارانش که نقش یک آنزیم در اهش چروکی پشم گزارش شده بود، مورد تائید قرار گرفت. گفته می شود که پروتئاز به کار رفته (streptomyces fradiate) در کاهش چروک پشم مؤثر بود اما در مورد سطوح ضدچروک مطلوب برای پشم که به شدت با ماشین شسته شده است نتایج چروک خوردگی از طریق افزودن سدیم سولفیت بهبود نیافته بود. استفاده از پروتئازها یا بعد از افزودن اکسایش با استفاده از هیدروژپروکسید یا افزودن پلاسمایی بود. مقاومت در برابر نمدی شدن به وسیله آنزیم بعد از افزودن به گونه ای قابل توجه اصلاح شده بود. چروک خوردگی پشم بعد از اضافه کردن پروتئاز کاهش یافت اما با توجه به بازده افزودن یک پروتئاز به تنهایی، اظهار شده بود که مثلاً افزودن Basalan DC هنوز برتر بود. از این دیدگاه این سؤال پیش آمده بود که چقدر باید شستشو شود تا درجه فیلتینگ پشم آنزیم دار در یک ماشین خانگی قابل مقایس با پشم کلرین دار باشد.
ویژگی مشترک فرایندهایی که تاکنون گزارش شده استفاده از آنزیم های پروتئلیتیک است. در بخش زیر، یک بررسی در مورد فرایندهای مفروض که در آنها از سایر گروههای آنزیم استفاده شده است صورت گرفته است.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 22 |
ماشینهای بافندگی رابراساس سیستم پودگذاری میتوان به صورت زیرتقسیمبندی کرد :
الف ) ماشینهای دارای سیستم پودگذاری مکانیکی :
1. بوسیله راپیرهای سخت
2. بوسیله راپیرهای انعطافپذیر
3. بوسیله قطعات پرتابشونده ( Projectiles )
ب ) ماشینهای دارای سیستم پودگذاری غیرمکانیکی :
1. بوسیله جتهای هوای فشرده
2. بوسیله جتهای آب فشرده
علاوه براین ماشینهای بافندگی یک دهنهای ( هرباریک پودگذاری انجام میگیرد )
ماشینهای بافندگی چنددهنهای ( هربارچندین پودگذاری انجام میگیرد )
ماشینهای بافندگی راپیر
ماشینهای بافندگی راپیر ، انعطافپذیرترین ماشینهای موجوددربازارهستند. ازآنها میتوان درتهیه انواع بسیارمتنوع پارچه استفاده کرد . سرعت ماشین حدود 600 تا 700 پود دردقیقه است مرهون استفاده ازیک تکنیک ساختاری کاملاً پیشرفته است که مشخصه آن استفاده ازتنظیمات دندهای باحداقل لرزش چارچوبهای شانه ، دفتین و ورد میباشد .
سیستم پودگذاری راپیر
پودکه تحت کنترل دقیق وثابت است پس ازپودگذاری متصل به پارچه باقی میماند ( دربعضی ازموارد پوددرکنارهگیر پارچه ( Temple ) گرفته میشود ) . درلحظه مناسب ، دنده انتخاب پودبه صورتی عمل میکند که سرپودبوسیله راپیرحامل ( Bearing Rapier) که بر روی یک تسمه انعطافپذیریایک میله قرارگرفته میشود وهمزمان بوسیله قیچیهایی که دردولبه قرارگرفتهاند بریده میشود . پودپس ازگرفتهشدن بوسیله راپیربه مرکزدهانه تارانتقال مییابد ودرآنجا راپیرحامل با راپیرکشنده به هم میرسند . راپیرکشنده سرنخ پودراگرفته وآن رابه طرف مقابل میبرد ودرآنجا آن رارها میکند وبه این ترتیب عملیات پودگذاری تکمیل میگردد .
تبادل پودبین دوراپیردروسط دهنه تاربه دوروش میتواند انجام گیرد :
اصول کاریک ماشین بافندگی راپیر
سیستم منفی تبادل بین دوراپیر
در این سیستم راپیرحامل ، پودرامحکم بین یک نخگیر که بوسیله یک فنرفشرده شده است وقسمت ثابت زیرین نگه میدارد . دروسط دهنه وقتی راپیرها به هم میرسند ، سرشیبدار راپیردریافتکننده واردکانال کشویی راپیرحامل میشود ودرجریان حرکت راپیرها به عقب ، نخ پودراگرفته وآن راازجای خوددرزیرنخگیر راپیر حامل بیرون میکشد. اینکارباعث گیرکردن نخ تادرزیرنخگیر راپیرکشنده میشود ، هرچه فنر نخگیر محکمترباشد ، گیره راپیرکشنده بامقاومت بیشتری برای بیرون کشیدن نخ مواجه میشود . تنظیم این نیرواصولاً بستگی به نوع ونمره نخ دارد . همچنین گیرش پوددرآغازپودگذاری نیربهمین صورت بایک سیستم منفی انجام میگیرد یعنی بدون کمک واحدهای کنترلکننده نخگیرراپیردرحالیکه گیرش پودبستگی به تنظیم لحظه برش نخ بوسیله قیچیهای دولبه پارچه دارد ؛ برعکس ، آزادشدن نخ درطرف مقابل بوسیله راپیرکشنده بایک سیستم مثبت انجام میگیرد . این کاربابازشدن نخگیر بوسیله دندانهای که به قسمت عقب نخگیر ( b ) فشارمیآورد وبه این ترتیب برمقاومت فنرهای قابل تنظیم m غلبه میکند ، صورت میگیرد . درمورد راپیرحامل نیزنخگیر درانتهای مسیرحرکت خودبازمیشود ولی دراینجا هدف تمیزشدن نخگیر بوسیله مکنده است .
تبادل منفی بین دوراپیر
سیستم تبادل مثبت بین دوراپیر
وقتی که راپیرها دروسط دهنه تاربه هم میرسند ، دواهرم کوچک کنترلشونده اززیر دهنه بالا آمده وپس ازعبوازنخهای پهنه پایینی نخگیرهای راپیرها راحرکت میدهند . بادامکهای کنترلکننده که بادقت زمانبندی شدهاند ، حرکت اهرمها راتنظیم میکنند .
تبادل مثبت بین دوراپیر
ترتیب کاربه صورت زیراست :
درنتیجه فشاراهرم 3 که برنیروی فنرهای بستهکننده غلبه میکند ، نخگیر راپیر دریافتکننده 5 بازمیشود وبه این ترتیب میتواند نخ رائه شده توسط راپیرحامل رابگیرد . پانچ 3 که بوسیله بادامک 1 به حرکت در میآید . نخگیر راپیردریافتکننده راآزادمیکند که به این ترتیب میتواند انتهای پودرابگیرد .دراین لحظه اهرم 4 که بوسیله بادامک 2 کنترل میشود باعث بازشدن راپیرحامل 6 ودرنتیجه رهاشدن پودمیشود . اکنون راپیرها مجدداً حرکت برگشت خودراآغازمیکنند . بنابراین لازم است که درهنگام تبادل بین راپیرها ، جابجایی راپیرها باسرعت بسیارپایینی انجام گیرد .البته هنگامی که تبادل بین راپیرها بطورمثبت کنترل میگرددگیرش اولیه و رهاکردن نهایی نخ درخارج دهانه تارنیزباسیستم مثبت انجام میگیرد .
مزیت سیستم مثبت این است که دامنه کاربرد نخ بانمرههای گوناگون وسیعتراست ولی ازطرف دیگرازنظرسرعتکار ، عملکرد پایینتری دارد وساختان آن پیچیدهتر است.
حامل راپیر ( Rapier Support )
تولیدکنندگان ماشینهای راپیرمجبورندبین حاملهای میلهای ( سخت ) وحاملهای تسمهای (نرم) یکی را انتخاب کنند . مزیت حاملهای میلهای این است که حامل وراپیربدون هیچ تماسی بانخهای تار درطول دهانه حرکت میکنند که بخصوص وقتی نخهای ظریففرآوری میشوند حائزاهمیت است .
میلهها حاملهای سختی هستند که درانتهای آنها دندانههایی وجوددارد که بایک چرخدنده کنـتـرلکننـده درگیـــر میشوند . این میلهها باید به قدرکافی سخت ومحم باشند که ثبات ودقت راپیرهارادرشرایط کاری سخت ( حرکت متناوب ) ودرحالی که هیچ تکیهگاه وقسمت هدایتکنندهای درداخل دهانه بازوجودندارد ، تضمین کنند .
مزیت حاملهای میلهای درمقایسه باحاملهای تسمهای این است که درآنها هیچ تماس وتداخلی بانخاهای تاردرجریان پودگذاری وجودندارد . بااینحال حاملهای میلهای به علت سختبوند نیازبه فضای بیشتری دارند ، زیرادردوطرف ماشین بافندگی باید محفظههایی برای میلهها که انعطافناپذیرند وجودداشته باشد ، همچنین به علت افزایش سرعتکار وارتفاع ، مشکلاتی ازلحاظ پایداری ماشین بروز میکند . حاملهای تسمهای ، حاملهای انعطافپذیری هستندکه ازمواد کامپوزیت ساخته میشوند ودروسط آنهایکسری سوراخهای مستطیل شکل وجود داردکه آنها رامانند زنجیردر یک چرخدنده محرک گیرمیکند .
ازآنجاکه تسمههای انعطافپذیرهستند ، ازماشین بیرون نمیزنند بلکه بصورت 180 درجه خم شده ووارد یک محفظه زیرین میشوند وبه این ترتیب فضای مورد نیازماشین راافزایش نمیدهند . سیستم تسمه انعطافپذیرراه حلی است که اکثرسازندگان ماشینهای بافندگی وبخصوص سازندگان ایتالیایی آن راترجیح میدهند. درحال حاضردورویکرد وجوددارد . بعضی ازماشینسازان برروی دفتین شانه ، پایههای مخصوصی تعبیه میکنند که تسمهها برروی آنها میلغزند ؛ این امرازحرکت نامنظم تسمهها جلوگیری کرده وبدین ترتیب حرکت دقیق وثابت راپیرها رادرهرسرعت وارتفاعی تضمین میکند . شکل این پایهها به هرگونهای طراحی شدهاند که مزاحمت آنها برای نخهای تاربه حداقل برسد ولی این موضوع رانمیتوان درتمام شرایط تضمین کرد . همچنین راهنماهای ( Guide Pins ) کوچکی باشکل مخصوص انتخاب شدهاند ؛ این راهنماها علاوه برهدایت تسمهها ، آنها رابه همراه راپیرها بالانگه داشته تاازکشیده شدن آنها برروی نخهای لایه پایینی دهانه تاردرهنگام پودگذاری جلوگیری گردد . بعضی ازسازندگان ماشینآلات به راهحلهای فنی دیگرعلاقه نشان دادهاند . آنها ازتسمههای پهنتر استفاده میکنند که دربرابررانشهای جانبی مقاومت مناسبی ازخودنشان میدهند وبدین ترتیب ثبات ودقت جابجایی راپیرها راتضمین میکنند وبنابراین دیگرنیازی به وجودراهنماهای تسمه درهنه نیست که درنتیجه آن ، اصطلاک باچله به حداقل میرسد . علاوه براین قسمت داخلی تسمهها دارای شیاری است که سختی آنها راافزایش میدهد بطوریکه راهنمای جانبی تسمه درخارج دهانه تاردربرابرگشتاورخمشی بوجودآمده درمرحله شتابگیری ، مقابله میکند . بااینحال تسمهها وراپیرها برروی نخهای لایه پایینی تارکشیده میشوند ودرشرایط خاص اشکالاتی بوجود میآورند .
چرخدندههای محرک تسمهها یامیله راپیرها
برای تبدیل یک حرکت چرخشی یکنواخت به یک حرکت رفت وبرگشت ، ازنمام انواع دندهها استفاده میشود . ازاین میان سیستم حرکت بادامکی بیش ازهمه مورد استفاده قرارمیگیرد . زیرادراین سیستم امکان مطالعه درمقطع عرضی بادامک برای بدست آوردن یک حرکت شتابداردرراپیرها که نخ رابه ظریفترین وجه ممکن کنترل کند وجوددارد . این موضوع به خصوص درلحظات حساس گرفتن نخ درآغازچرخه ، درهنگام تبادل نخ بین راپیرهادروسط دهنه تارودرهنگام آزادشدن پوددرلحظه خروج آن ازدهنه تاردرطرف دیگر، حائزاهمیت است . درتمام این موارد بافنده سعی میکند که باپایینترین سرعت کارکند .
راپیرتسمهای ( نرم )
دراینجانمونه هایی ازسیستمهای رانش برای راپیرهای انعطافپذیررارائه میدهیم . یکی ازسازندگان درماشینهای خودازسیستم بادامک دیسکی باپروفیل بادامکی مکمل استفادهمیکند : محورچرخان (1)حامل یک جفت بادامک دیسکی همراه باپروفیل مکمل (2) ( وظیفه یک جفت بادامک دیگرحرکت دان شانه است ) بطورثابت که ازطریق دنبالگر بادامک غلتکی (3) یک حرکت رفت وبرگشت رابه یک اهرم بابازوی قابل تنظیم ( که درشکل مشاهده نمیشود ) انتقال میدهد . این اهرم به میله رابطی (4) متصل است که حرکت رفت وبرگشت رابه بلوکی (5) که به صورت خارج ازمرکزبرروی محور(6) قرارگرفته است انتقال میدهد . این محوربوسیله سیستمی ازدندههای جانبی وچرخدندههای سیارهای این حرکت رابه حرکت دورانی متناوب دریک چرخدنده تاجی ویک چرخدنده کوچک (7) که به یک چرخدندانهدار (8) متصل است ، تبدیل میکند . تسمه انعطافپذیرراپیرکه بوسیله این چرخدندانهدار به حرکت درمیآید برروی یک سطح صاف حرکت میکندوحرکت دورانی متناوب رابه حرکت دورانی مستقیم تبدیل میکند . بدیهی است که یک سیستم دندهای مشابه نیزکنترل راپیردیگرراانجام میدهد . سیستم دیگری که مورد استفاده قرارمیگیرد سیستم پروانهای ( Propeller ) نام دارد که ازیک دنده میللنگی ( Crank Gear ) همراه بایک سیستم پیچی / پیچومهرهای بادرجه متغیرتشکیل شده است این سیستم به گونهای طراحی شده است که شتاب ولرزش راپیرهارابه حداقل رسانده وبدینوسیله تنش نخ پودراکاهش میدهد .
یکی ازسازندگان دیگرمدلی ارائه داده است که درآن نخگیرهای کنترل شونده بطورمثبت وجوددارند وتسمههای انعطافپذیرراپیرها بوسیله دودیسک بطورمثبت وجوددارند وتسمههای انعطافپذیر راپیرها بوسیله دودیسک مکمل بحرکت درمیآیند . دودیسک مکمل کروی شکل (1) که برروی محوررانش (2) ثابت شدهاند یک اهرم (3) راهمراه بادوغلتک به حرکت درمیآورند . این اهرم کاریک میللنگ باخروج ازمرکزقابل تنظیم رانیزانجام میدهد که ازطریق یک میله ، یک قسمت دندانهدار نوسانکننده (5) رابه حرکت درمیآورد . قسمت دندانهدار نوسانکننده نیزبه نوبه خودیک چرخدنده کوچک راکه به دیسک رانش تسمه جفت شده است به حرکت درمیآورد . این سیستم رانش امکان انتخاب نموداربهینهای ازحرکتها رابرای تحویل نخ بوسیله راپیرهای کنترل شونده به صورت مثبت فراهم میآورد .
سیستم پروانهای
سیستم حرکت تسمه راپیر
سرانجام یک تولید کننده ایتالیایی دیگربرای حرکت تسمههای راپیرتسمهای ازسک سیستم اصلی با سه محورمتقارب استفاده میکند که ازاصول کارزیر تبعیت میکند : محوراصلی (1) که دارای حرکت چرخشی یکنواخت است یک کلاهک کروی مورب(2) داردکه باعث ایجادیک حرکت نوسانی درقسمت چنگالی شکل (3) وبه تبع آن دریک محور(4) که برروی آن واقع است میشود . برروی این محور (5) یک قسمت دندانهدار نیزوجوددارد که بایک دندانه زنجیری (6) درگیراست وحرکت نوسانی رابه یک حرکت چرخشی متناوب دریک چرخدندانهدار (7) که واقع برهمین محوراست انتقال میدهد . تسمه راپیر انعطافپذیرکه برروی چرخدندانهدار سواراست این حرکت رابه یک حرکت مستقیم متناوب تبدیل میکندزیرامجبوراست برروی یک سطح مستقیم حرکت کند .
دستگاه انتخاب رنگ پود
دستگاه انتخاب رنگ پود اززبانههایی ( Bolts ) تشکیل شده است که نخ پودازچشمههای آن عبورمیکند . این زبانهها که بوسیله میلههایی به جلو رانده میشوند وظیفه دارند که درزمان مناسب رنگ پودانتخاب شده راارائه دهند . امروزه جدیدترین دستگاههای انتخاب پوددرسه نوع برای چهار، هشت ودوازده رنگ دردسترس میباشند . برای اینکه امکان ارائه بیش از12 رنگ پود دریک طرح وجودداشته باشد باید ماشینهای بافندگی راپیرکارایی بالایی داشته باشند . دراین صورت این ماشینها بویژه برای تهیه مثلاً پارچههای کراواتی که کاملاً ازخلاقیت طراحان پیروی میکنند ، مناسبند .
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2652 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 136 |
فهرست
عنوان صفحه
پیشگفتار ..................................................................................................
مقدمه .......................................................................................................
پیدایش بافندگی در ایران ..........................................................................
فصل اول .................................................................................................
1-2-عدل پنبه...........................................................................................
2-1 مخلوط پنبه ....................................................................................
3-1 ماشین حلاجی یا ماشین بالش .........................................................
4-1 دستگاه تغذیه .................................................................................
5-1 مخروطیهای دستگاه تنظیم خوراک ..................................................
6-1 زننده ها .........................................................................................
7-1 میله های اجاقی .................................................................................
فصل دوم .................................................................................................
1-2 دستگاه یونی فلاک ریتر .....................................................................
2-2 مخلوط کننده مینی میکس شرکت ریتر ............................................
3-2 تمیزکننده ERM شرکت ریتر ..........................................................
4-2 مفهوم اساسی تغذیه شوت فید .........................................................
5-2 سیستم تک شوتی ...........................................................................
6-2 ترازو WTC .................................................................................
7-2 زننده IM ......................................................................................
8-2 کاردینگ ...........................................................................................
فصل سوم ................................................................................................
1-1 چند لاکنی 1 ..................................................................................
فهرست
عنوان صفحه
2-3 چندلاکنی 2 .....................................................................................
فصل چهارم .............................................................................................
1-2 ریسندگی چرخانه ای ......................................................................
2-4 نمای کلی از یک واحد چرخانه ای ................................................
3-4 برتری ماشین های چرخانه ای ........................................................
فصل پنجم ...............................................................................................
1-3 سالن مقدمات بافندگی ....................................................................
2-5 آهار ...............................................................................................
3-5 اهمیت عملیات آهار ......................................................................
4-5 انواع الیاف در آهار .......................................................................
5-5 مواد افزودنی برای آهار .................................................................
6-5 لوازم و وسایل مربوط به آهار و کنترلها .........................................
فصل ششم ..............................................................................................
1-6 بافندگی ........................................................................................
2-6 انواع ماشینهای بافندگی .................................................................
3-6 ماشینهای بافندگی راپیری ...............................................................
4-6 ماشینهای بافندگی ارجت ...............................................................
5-6 ماشینهای بافندگی واترجت ............................................................
6-6 مکانیزم تشکیل دهنه کار ...............................................................
7-6 انواع دهنه .....................................................................................
8-6 نوع تشکیل دهنه ............................................................................
9-6 چگونگی تشکیل دهنه ....................................................................
فهرست
عنوان صفحه
10-6 انواع دهنه در لحظه دفتین زدن ........................................................
11-6 لحظه تشکیل دهنه .........................................................................
فصل هفتم .................................................................................................
1-7 تاریخچه شرکت دیبا نخ ............................................................
2-7 وضعیت تولید ریسندگی دیبا نخ ................................................
3-7 اجرای پروژه بافندگی دیبا نخ ....................................................
4-7 وضعیت ضایعات تولید دیبا نخ ..................................................
5-7 وضعیت مواد اولیه ارسالی به سالن .................................................
منابع و ماخذ .............................................................................................
موضوع کارآموزی
کارخانه دیبا نخ
پیشگفتار
در قدیمیترین نوشته هایی که دربارة صنعت منسوجات پنبه ای به شکل ابتدایی باقی مانده است ، شواهدی می توان یافت دال بر اینکه ، قبل از شروع عمل ریسندگی ، راههای مختلفی برای استخراج مواد اضافی یا آشغال از پنبه خام مورد استفاده بوده است.
وجود قطعات نسبتاً کوچک آشغال ، حتی در زمانی که عمل ریسندگی به وسیلة ادوات دستی انجام می شد ، برای تهیة نخهای نازک بسیار نا مطلوب بود . روی این اصل ، برای پاک کردن هر چه بیشتر پنبه از نا خالصی ، از « کمان » حلاجی از راههای مختلف استفاده می کردند . بنابراین تعجب آور نیست که ، از همان اوایل ماشینی شدن صنعت نساجی ، مخترعین با مسئله استخراج آشغال از پنبه دست به گریبان بودند . طبیعیترین راه حل این مسئله این بود که توده های فشرده الیاف را به وسیله زدن یا « حلاجی کردن » از هم باز کنند . این عمل در آن واحد دو مزیت داشت ، و آن این بود که باز کردن پنبه ( که برای ریسندگی ضروری است ) و زدودن آشغال در یک مرحله انجام گرفت .
پیش از اینکه ماشین پرس روغنی در صنعت نساجی مورد استفاده قرار گیرد ، عدلهای پنبه ابداً فشردگی عدلهای پرس شدة امروز را نداشتند ، و مراحل باز کردن پنبه احتیاج به عملیات مکانیکی زیادی نداشت ؛ بدین سبب پدید آوردن و تکمیل ماشینهای حلاجی ( ماشینهای باز کننده و تمیز کردن پنبه ) به اندازة ماشینهای سایر رشته های دیگر صنعت نساجی مورد توجه قرار نگرفت .
در آخرین سالهای قرن هجدهم صنعت نساجی از شکل یک صنعت خانگی به صورت « سیستم کارخانه ای » درآمد و این تحول سبب شد که در متخصصین فنی کارخانه ها تحرکی ایجاد شود تا هوش و استعداد اختراعی خود را به کار بیندازد ؛ در نتیجه ماشینهایی پدیدار شد که ماشینهای حلاجی کنونی بر اساس ساختمان آنها طرح شده است .
مقدمه
هر کارخانه نساجی اعم از کارهای ریسندگی ، بافندگی ، تکمیل در خود باید قسمتهایی دیگر برای کنترل و سالنهای مختلفی داشته باشد و در حالت کلی ابتدا پنبه ورودی به انبار پنبه سپس به سالن حلاجی بعد سالن ریسندگی و سپس به سالن مقدمات و از آنجا به بافندگی و از بافندگی به متراژ و از متراژ به سالن تکمیل رجوع داشته می شود و از آنجا عدلهای پارچه با طرحهای مختلف که عموما طرحها نیز بنا به درخواست خریدار می باشد طرح می خورند .یک قسمت به نام آزمایشگاه کنترل کیفیت باید در هر کارخانه وجود داشته باشد که مانند اتولولر در دستگاه ها کار می کند در این قسمت ما بر روی تمامی مواد اولیه و محصولات تولیدی کنترل کامل را باید داشته باشیم و با پیدا کردن ایراد کار توسط قسمت مربوط رفع عیب می گردد . برخی از ایرادها مکانیکی وعده ای نیز برقی و عده ای مربوط به خود پنبه است به هر صورت وظیفه خیلی مهمی بر عهده این قسمت می باشد که اگر این قسمت کار خود را خوب انجام ندهد راندمان کاری کارخانه خیلی افت می کند .
پیدایش بافندگی در ایران
صنعت پارچه بافی و زمان پارچه بافته شده در ایران دقیقاً معلوم نیست ولی شواهدی در دست است که پارچه بافی و پارچه بافته شده در حدود چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح رواج داشته است.
از حفریات شوش آثار بدست آمده گواه بر این است که در آن زمان نساجی به صورت کارگاهی وجود داشته است بنابراین پارچه بافی ازصورت تک دستگاهی به صورت کارگاهی بوده است . هرودت مورخ یونانی مینویسد پارچههای
زر بافت ایران در بین جهانیان مشهور و معروف بوده و رومیان برای خریدن آن مبلغ گزافی خرج میکردند. همچنین از قبر شارلمانی پادشاه معروف فرانسه یک قطعه پارچه زر بافت بدست آمده که متعلق به دوران سلطنت ساسانیان است و از جمله شاهکارهای هنری ایران به شمار میرود.
از انواع پارچههای آن دوره زری لبه بافی، زری اطلس، زری پشت کلاف، زری برجسته گلدار و ختائی را می توان نام برد. ضمنا مهمترین بافنده پارچههای زری در ایران مردی به نام خواجه غیاث بوده و نمونههای پارچهای که به وسیله این شخص هنرمند بافته شده است، در موزه آرمیتاژ لنینگراد نگهداری میشود.
در زمان قدیم صنعت ابریشم بافی تا مدتها در انحصار چینیها بود و بر حسب عادت ملل قدیم، صنایع ارزنده و زیبایی از ابریشم به وجود آوردند، به طوریکه در بازار جهانی برای خود جایی باز کردند، تا آنجائی که خود چینیها با وجود دارا بودن مقام اول به وجود آورنده ابریشم در ردیف خواستار و خریداران پارچههای ابریشمی ایران در آمده بودند.
بعد از پارچههای ابریشمی پارچههای مخمل ایران شهرت جهانی داشت و در شهرهای شوشتر، یزد، اصفهان، کاشان و ری پارچههای بافته می شد.
در موزههای تروپولیتن نیویورک نمونههای عالی و بی نظیری از مخملهای ایران وجود دارد که به عقیده باز دید کنندگان این موزه مجموعهای از منسوجات قدیم و مخملهای ایران به شمار می رود.
از آغاز پیدایش انسان ، همواره چگونگی پوشش و نجات او از سرما مطرح بوده است. مصریها نزدیک به 5500سال پیش هنرریسندگی و بافندگی پنبه راآموختند و چینیها با پرورش کرم ابریشم در حدود 3600سال پیش مشکلات پوشش خود را حل کردند. در سده هفدهم دانشمند انگلیسی به نام رابرت هوک "Robert- Hooke" پیشنهاد کرد که میتوان الیاف را با توجه به شیوهای که کرم ابریشم عمل میکند تولید نمود. پس از آن ، یک بافنده انگلیسی به نام لویزشواب Lois- Schwabe توانست الیاف بسیار ظریف شیشه را با عبور شیشه مذاب از منافذ بسیار ریز تهیه نماید. پس از چندی ، سایر دانشمندان موفق به استخراج سلولز چوب و در نتیجه تولید الیاف شدند در سدههای هجده و نوزدهم، همراه با انقلاب صنعتی ، ریسندگی و بافندگی مبدل به تکنولوژِی تهیه پارچه از الیاف گوناگون طبیعی و مصنوعی شد.
فصل اول
سیستم حلاجی پنبه
1-1 عدل پنبه
معمولاً پنبه به شکل عدلهای مخصوص تحویل کارخانجات نساجی می گردد ، و در نقاطی که این کارخانه ها نزدیک مزرعه پنبه اند ، اغلب از عدلهای فشرده نشده یا به اصطلاح مسطح استفاده می شود . پنبه را در کارخانه پنبه پاک کنی پس از استخراج تخم پنبه عدلبندی می کنند ؛ اندازة هر عدل در حدود 48 * 27 * 54 اینچ ( یا تقریباً 120 * 70 * 140 سانتیمتر ) ، وزن آن در حدود 500 پوند ( یا 230 کیلوگرم ) ، و وزن مخصوص آن تقریباً بین 10 الی 15 پوند در فوت مکعب ( 160 تا 240 کیلوگرم در متر مکعب ) است ، در امریکا ، برای حمل عدلها به نقاط دور دست ، ابعاد عدلهای مسطح معمولی را در ایستگاههای باربری به وسیلة پرسهای قوی تا تقریباً 24 * 28 * 156 اینچ ( 60 * 70 * 140 سانتیمتر ) تقلیل می دهند ؛ وزن مخصوص عدل در این موقع در حدود 25 پوند در فوت مکعب ( یا 400 کیلوگرم در متر مکعب ) می شود . برای صادر کردن پنبه به خارج ، آن را بوسیلة پرسهای قوی در عدلهایی با وزن مخصوص 35 الی 40 پوند در فوت معکب ( 560 تا 640 کیلوگرم در متر مکعب ) بسته بندی می کنند که ابعاد آنها تقریباً با عدلهای استاندارد یکی است و فقط ضخامتشان تقلیل بیشتری می یابد و تقریباً به 15 اینچ ( 38 سانتیمتر ) می رسد .
اغلب اظهار نظر شده است که الیاف ظریف پنبه وقتی تحت چنین فشار زیادی قرار بگیرد صدمه خواهد دید ؛ در صورتی که این طور نیست . البته اگر چنین فشار عظیمی به لایة نازکی از الیاف وارد می شد آنها را خرد می کرد و صدمه می زد . ولی ، هنگامی که تودة پنبه زیاد باشد ، یک حالت ارتجاعی بین انبوه الیاف به وجود می آید ، و مشاهدات میکروسکوپی نشان می دهند که در بسته بندی با فشار زیاد به الیاف صدمه ای وارد نمی شود .
مقدار نا خالصی پنبه معمولاً به شرایط آب و هوایی زمان باز بودن غوزة پنبه ، و طریق کشت و پنبه چینی بستگی دارد . وجود شن و خاک در پنبه یا ناشی از وزیدن باد به زمین خشک و غبار آلود شدن هوا در موقع باز بودن غوزه است و یا به علت پاشیدن خاک به غوزه های بازی که در قسمت پایین بوته قرار دارند . در حالت اخیر غالباً روی غوزه هایی که با زمین تماس دارند لکه های کثیفی باقی می ماند . پنبة خاک آلود را معمولا از ظاهر تیرة آن می توان تشخیص داد . استفاده از روش پنبه چینی ماشینی که اخیراً معمول شده است باعث می شود که مقدار زیادتری آشغال به صورت برگ و ساقة خشک همراه پنبه وارد ماشین پنبه پاک کنی شود . در موقع پاک کردن پنبه این مواد گیاهی خشک به آسانی خرد شده به ذرات ریز تبدیل می شود ؛ این نوع آشغال را به اشکال می توان در مراحل بعدی خارج کرد و در نتیجه ممکن است باعث پایین آمدن مرغوبیت و ارزش محصول نهایی شود .
وقتی که پنبه ارسالی وارد کارخانه می شود ، اول آن را وزن و سپس برچسب آن را بازرسی می کنند . یک عدل ممکن است دارای چنیدن برچسب باشد : مثلاً ممکن است یک برچسب را موقع پرس کردن ، یکی دیگر را در انبار قبل از فروش و سومی را موقع حمل کردن از انبار به عدل بزنند . بعلاوه روی پوشش عدل را نیز با شابلونهای مخصوصی می نویسند تا اگر احیاناً تمام برچسب ها کنده شد و نوع پنبه ، جنس و وزن عدل نا معلوم بود ، حداقل مبدأ عدل مورد نظر مشخص باشد .
2 ـ 1 مخلوط پنبه
در موقع طرح ریزی سالن مخلوط کنی و انتخاب نوع ماشینهای آن نکات زیر را در نظر داشت :
معمولاً این طور تصور می شود که چون پنبة هر عدلی از یک مزرعه است بنابراین مشخصات آن باید کاملاً یکسان باشد . این نظریه ممکن است صحیح باشد ، ولی غالباً اختلاف زیادی در مشخصات خاک یک مزرعه پنبه وجود دارد و محصول پنبه یک قسمت مزرعه ممکن است کاملا با محصول قسمت دیگر مزرعه فرق داشته باشد . شاید بتوان ادعا کرد که شرایط آب و هوا و طرز کشت برای تمام مزرعه الزاما یکسان است ، ولی به هیچ وجه نمی توان مطمئن بود که شرایط خاک هم یکسان باشد .
البته قسمت اعظم تفاوتهایی که در جنس پنبه دیده می شود ناشی از آن است که ، ضمن عدلبندی پنبه هایی که از نقاط مختلف گرد آمده اند با هم مخلوط می شوند ؛ و هر چند این تفاوتها ظاهراً بدان سبب است که جنس پنبه یک گروه یا مارک ( تحت یک درجه بندی ) از این عدل تا عدل دیگر فرق می کند ، ولی حتی در یک عدل هم تفاوتهایی که ناشی از روشهای مختلف کشت و شرایط رشد است مشاهده می شود . پنبه ای که معروف به داشتن الیافی با طول و مشخصات یکسان است ممکن است از این عدل تا عدل دیگر که از یک گروه یا مارک باشند فرق کند ؛ و حتی اغلب در یک عدل هم اختلافات فاحشی مشاهده می شود . یا ، به طوری که اغلب پیش می آید ، پنبه هایی را باید مصرف کرد که از نقاط مختلفند ولی درجه بندی طول الیاف و مشخصات آنها یکی است . به طور کلی برای به دست آوردن نخی که حتی المقدور یکنواخت باشد مخلوط کردن چندین عدل نه تنها مطلوب بلکه ضروری نیز هست .
ماشینهای عدل شکن و عدل باز کن
چون پنبه را برای مدت زمان زیادی ( معمولاً چندین ماه ) به صورت عدل که تحت فشار 2 الی 2 تن بر اینچ مربع ( تقریباً 240 الی 315 کیلو گرم بر سانتیمتر مربع ) بسته بندی شده نگهداری می کنند ، پنبه یک حالت سخت و تخت شده ( نظیر نمد ) دارد ، و برای آنکه آن را دوباره به وضع قبل از عدلبندی برگردانند عملیات مخصوصی لازم است .
اولین قدم برای رسیدن به این وضع باز کردن نوار ها و پوشش عدل است ، که در نتیجه عدل بلافاصله منبسط می شود ولی لایه هایی که در موقع بسته بندی به نوبت پرس شده اند همچنان سخت و فشرده باقی می مانند و پاره کردن آنها بسیار مشکل است . هر اندازه عدل پنبه را پس از باز کردن نوار های آن بتوان مدت بیشتری به حال خود گذارد ، به همان میزان نیز ماشینهای باز کننده سریعتر می توانند کار باز کردن آن را تمام کنند ؛ و ادعا می شود که با استفاده از این روش می توان محصول ماشین عدل شکن را افزایش داد .
3 ـ 1 ماشین حلاجی یا ماشین بالش
پس از اینکه عملیات باز کنی و تمیز کنی زیادی روی پنبه صورت گرفت ، پنبه وارد ماشین حلاجی یا بالش می شود که آخرین مرحلة عمل آوری و پیچیدن در سالن حلاجی است .
در گذشته معمول این بود که ، ماشین حلاجی را با یک باز کنندة خارپشتی به کار برند ، و از این ترکیب متکایی به دست می آمد موسوم به « متکای ماشینهای باز کننده » . این متکاها را سپس روی حصیر ماشین حلاجی نهایی قرار می دادند ، یا در بعضی موارد از ماشینهای حلاجی میانه و نهایی استفاده می شد . به کار بردن ماشین حلاجی نهایی به تنهایی و یا همراه با ماشین حلاجی میانه در مراحل حلاجی یک کارخانه ، به طول الیاف پنبة تحت عمل بستگی داشت و از این عملیات تکراری دو هدف مورد نظر بود : یکی تمیز کاری بیشتر پنبه ، و دیگری یکنواختی بیشتر و بهتر متکای حاصل . تمیز کاری و یکنواخت کردن لایة متکا دو هدف اصلی عمل ماشینهای حلاجی به شمار می رود ، ولی در ضمن مزایای دیگری از قبیل خرد شدن پنبه به پنجکهای کوچکتر و مخلوط شدن بیشتر آنها نیز وجود دارد . با به کار بردن ماشینهای حلاجی میانه و نهایی ، ریسنده می توانست ، اولاً با استفاده ار یک نوع زنندة خاص و زدن بیشتر پنبه و ثانیاً با مخلوط کردن چند متکا در ماشینهای نهایی ، به این هدفها برسد .
هر چند کار اضافی حمل این متکاها از یک ماشین به ماشین دیگر مستلزم صرف نیروی کار بیشتر بود ، ولی رسیدن به یکنواختی در محصول در همان مراحل اولیه یکی از هدفهای مورد نظر محسوب می شد و با مخلوط کردن چهار متکا در یک ماشین حلاجی و یا 16 متکا در دو ماشین حلاجی ، از طریق « قانون میانگینها » در جهت عملی ساختن این هدف گام بر می داشتند . گرچه اکنون بیش از 40 سال از آغاز تهیة متکا به روش « یک مرحله ای » که بعداً شرح خواهیم داد می گذرد ، ولی بسیاری از ریسندگان هنوز از ماشین حلاجی نهایی استفاده می کنند و مدعی هستند که با این طریق متکا های بهتر و یکنواخت تری به دست می آورند .
عمل ماشین حلاجی بستگی به نحوة تغذیة ماشین ندارد ، چه تغذیه به وسیله ماشین تغذیه اتوماتیک ( با پنبة پاره پاره ) و چه به وسیله متکا های ساخته شده صورت گیرد . حصیر ، تغذیه ماشین پنبه را به دستگاه تغذیه ، که به طوری که دیدیم ممکن است دستگاه دو غلطکی یا غلطک پیانویی باشد ، می رساند و بدین ترتیب آن را به زننده می دهد تا زده شود . زننده نیز ممکن است از نوع تیغه ای ، خار پشتی ، یا کیرشنر باشد . قطر آن معمولاً 16 اینچ یا 18 اینچ است و با سرعت 750 تا 1100 دور در دقیقه روی یک سری میله های اجاقی کار می کند . و باز کردن و تمیز کردن پنبه را بطور خیلی مؤثری انجام می دهد .
پنبه با جریان هوا از محفظة زننده به سمت قفسهای تراکم حرکت می کند و ممکن است از روی یک سری میله ها اجاقی بگذرد . ولی این ترتیب تدریجاً عوض شده است واکنون بیشتر از یک ورقة صیقلی استفاده می کنند . جریان هوایی که پنبه را به سوی قفسها می برد توسط یک مکنده ایجاد می شود که به وسیلة لوله های مناسبی به دوانتهای قفسها مربوط است . پنبه به صورت یک لایة یکنواخت روی سطح قفسها جمع آوری می شود ، و عمل زننده مقدار قابل ملاحظه ای غبار و آشغال ریز را از پنبه جدا می کند که از سطح مشبک قفسها عبور می کند و از دهانة خروجی مکنده خارج می شود . اکثر مارکهای مختلف این ماشین از نظر اصول کار و مشخصات کلی مشابه است و تنها در جزئیات مکانیکی اختلاف دارد .
همان طور که قبلاً ذکر شد ، یکنواختی ( لایة ) متکایی از خواص ضروری محصول نهایی به شمار می رود ، و هر چند در این مورد نمی توان به حد کمال رسید ، در هیچ یک از مراحل تولید نباید گذاشت که این عامل از یک حد معینی پایینتر رود .
چه در مورد حلاجی یک مرحله ای که در آن یک ماشین حلاجی به کار می رود ، و چه در سیستمهای قدیمتر ، که از ماشین حلاجی نهایی استفاده می کنند ، هدفهای اصلی این عملیات یکسان است و عبارتند از : ( الف ) تهیه متکای یکنواخت ، ( ب ) باز کردن بیشتر پنبه تا کوچکترین تکة ( پنجک ) ممکن ، و ( ج ) استخراج هرچه بیشتر مابقی آشغالی که هنوز در پنبه باقی مانده است .
در اکثر کارخانه ها معمول چنین است که هر متکای تهیه شده را وزن کنند و متکاهایی را که خارج از حدود تعیین شده و مورد قبول کارخانه است از نو عمل آورند . این حدود بر حسب سطح مرغوبیت محصول ، که مورد نظر مدیران کارخانه است ، تعیین می شود و از یک کارخانه به کارخانه دیگر فرق می کند ، ولی برای یک متکای 40 پوندی تغییری برابر با 4 +و - تا 6 + و ـ انس رقم نسبتاً خوبی برای تولرانس وزن یا حدود تقریب وزن به شمار می رود . با این روش کنترل ، هر چند مقصود ما از نقطه نظر یکسان نگاهداشتن وزن متکاها به طور تقریب و سریع تأمین می شود ، ولی به هیچ وجه نا یکنواختیها یی را که در داخل هر متکا وجود دارد و ممکن است بسیار زیاد نیز باشد نشان نمی دهد ، و این نا یکنواختی را میتوان با وزن کردن متکا یارد به یارد ( یا متر به متر ) بررسی کرد . پیدایش و به کار بردن ماشینهای آزمایش نا یکنواختی متکا چه از نوع مکانیکی و چه الکترونیکی ، روشن ساخته است که تا چه حد نا یکنواختی « داخل » متکا ممکن است زیاد باشد و در عین حال در موقع وزن کردن ، در اثر « تعدیل » یافتن قسمتهای سبک و سنگین در 40 یارد طول لایة متکا ، این نا یکنواختی آشکار نشود .
مدت هاست که این عمل میان ریسنده های مجرب و با بصیرت معمول شده است که متکایی را از ماشین حلاجی به طور اتفاقی انتخاب کنند ، آن را باز کرده به دقت به قطعاتی به طول یک یارد یا متر تقسیم و هر یک را جداگانه وزن کنند ، و سپس وزن های این قطعات را با هم مقایسه کرده به میزان نا یکنواختی درون متکا پی ببرند .
4-1 دستگاه تغذیه
کنترل یکنواختی در ماشین حلاجی با طرز تغذیه شروع می شود و ، اگر پنبه ای که به ماشین حلاجی تغذیه می شود به اندازة کافی باز شده باشد و ماشین تغذیه یا ناودان تغذیه کننده به طور یکنواخت آن را تحویل دهد ، دستگاه تغذیه ماشین می تواند لایة پنبة یکنواختی به زننده ارائه دهد تا آن را بزند . سازندگان ماشینهای نساجی سیستمهای مختلفی برای قسمت تغذیه ماشین به کار می برند ، ولی تمام سیستمهای مورد استفاده را میتوان به دو دسته تقسیم کرد : ( الف ) دستگاه غلطک پیانویی ( یا غلطک وپدال ) ، ( ب ) دستگاه سه غلطکی .
غلطکهای به کار رفته قطرشان 2 یا 2 اینچ است و شیار دارند ، و یا دارای شیار و عاج هستند تاگیر خوبی بر پنبه داشته باشند . سیستمی که در شکل 56 نشان داده شده نوعی دستگاه تغذیه است این طور استدلال شده که در دستگاه تغذیه غلطک پیانویی امکان صدمه دیدن الیاف بلند خیلی بیشتر است ، زیرا نوک اهرمهای پیانو و غلطک تغذیه به مسیر زننده خیلی نزدیکند . ولی وقتی که پنبه به وسیلة یک جفت غلطک تغذیه به زننده تحویل داده می شود ، فاصلة بین نقطة گیر غلطک ها و محل « ضربة » زننده به قدری است که صدمه به الیاف را به حداقل می رساند .
این نکته که پنبه را در مقابل عمل زننده باید محکم نگاهداشت به آسانی قابل درک است ، زیرا در غیر این صورت زننده پاره های بزرگی از پنبه را از نقطة گیر دستگاه تغذیه بیرون می کشد و در نتیجه میزان باز کردن پنبه و استخراج آشغال کمتر می شود . در دستگاه سه غلطکی معمولا به وسیله فنر به غلطک بالایی ( از جفت غلطک جلویی ) فشار کافی وارد می کنند تا از این عمل « قاپیدن » حتی المقدور جلوگیری شود . در حالی که در دستگاه تغذیة غلطک پیانویی این فشار را با گذاشتن وزنة کافی روی اهرمهای پیانو تأمین می کنند .
اهرمهای پیانویی ، که تعداد شان تقریباً 16 عدد است ، پهلوی همدر تمام عرض ماشین قرار دارند ، و برای جلوگیری از اصطکاک آنها را روی یک تیغه ( تکیه گاه ) سوار کرده اند . به انتهای بازوی دراز اهرمهای پیانو ، دستگاه تنظیم خوراک ماشین حلاجی متصل است ، و در موقع کار ماشین وزن این دستگاه است که فشار بین غلطک و اهرمهای پیانو را ایجاد می کند . معمولاً یک میلة سرتاسری در تمام عرض اهرمها قرار دارد تا در موقعی که بین غلطک تغذیه و اهرمهای پیانو پنبه وجود ندارد اهرمها را نگهدارد و از تماس پدالها با غلطک تغذیه جلوگیری کند . در دستگاه تغذیة غلطک پیانویی نا یکنواختی در عرض لایة پنبه در نقطة گیر جبران می شود ؛ بدین ترتیب که یک محل ضخیم در لایة پنبه سبب می شود که اهرم همان محل ، بدون تأثیر بر نقاط دیگر ، به پایین فشار داده شود ، در حالیکه در سیستم تغذیه سه غلطکی یک محل ضخیم در لایة پنبه سبب می شود که فشار روی قسمتهای مجاور آن کاهش یابد و در نتیجه احتمال دارد که زننده پنبه را از این نقاط که فشار کاهش یافته است بقاپد .
در جایی که از دستگاه تغذیه ، برای آشکار ساختن نا یکنواختیهای لایة پنبه و به کار انداختن دستگاه تنظیم خوراک ماشین حلاجی ، از اهرمهای پیانو و غلطک مربوطة آن ( در عقب جفت جلویی ) استفاده می کنند ؛ و چون این نا یکنواختیها قبل از غلطکهای تغذیه آشکار می شود ، ادعا شده است که فاصلة زمانی بین نقطة آشکار سازی و نقطة تغذیه به قدری است که دستگاه تنظیم خوراک ماشین می تواند سرعت غلطکهای تغذیه را میزان کند وبه این وسیله با افزایش یا کاهش مقدار پنبه ای که به جلو رانده می شود نا یکنواختی را که در نقطة قبلی آشکار شده است جبران کند .
یک سیستم تغذیة غلطک ـ پیانویی دارای این مزیت است که هم نقطة گیر آن به زننده نزدیکتر است و هم اهرمهای پیانویی جداگانه ای برای آشکار سازی نا یکنواختیها دارد . از این شکل میتوان مشاهده کرد که زننده پنبه را ، از روی لبة اهرمهای پیانو می زند ، ولی این اهرمها به دستگاه تنظیم خوراک ماشین متصل نیست و برای خود وزنه ای جداگانه دارد که فشار در نقطة گیر را تأمین می کند . این طرز ترکیب اهرمها تغییر سرعت غلطک تغذیه را ، تقریباً در همان لحظه ای که محل ضخیم یا نازک دارد و از زیر غلطک تغذیه عبور می کند ، امکانپذیر می سازد . زیرا نا یکنواختی لایة پنبه ، به طریقی که تا اندازه ای مشابه دستگاه تغذیة سه غلطکی است ، قبلا به وسیله پدالهای تنظیم کننده آشکار شده است . به علاوه با این ترکیب خاص ، لازم نیست که وسیلة آشکار سازی یا پدالهای تنظیم خوراک ماشین خودش پنبه را در مقابل عمل زننده محکم بگیرد و بنابراین می توان آن را حساستر تنظیم کرد .
5-1 مخروطیهای دستگاه تنظیم خوراک
سیستمهای مختلف تغذیه در بالا تشریح شد و به آنجا رسید که چگونه از آنها برای تنظیم کردن خوراک ماشین حلاجی استفاده می شود . اکنون تئوری مربوط به استفاده مخروطیها برای تغییر دادن سرعت تغذیه به منظور مقابله با
نا یکنواختیها ی لایة پنبه را شرح می دهیم .
اهرمهای پیانو یا پدالها ـ که تعدادشون در حدود 16 عدد است و مجاور هم در سرتاسر ماشین حلاجی قرار دارند ـ به ترتیب خاص با چنگال تسمة مخروطیها اتصال دارند و حرکات متناسبی به چنگال مزبور منتقل می کنند که در نتیجة آن ، سرعت غلطک تغذیه افزایش یا کاهش می یابد و محلهای ضخیم یا نازک در لایة تغذیه شده را جبران می کند . اگر لایة پنبه ای که تغذیه می شود کاملا یکنواخت باشد تمام اهرمهای پیانو نسبت به غلطک تغذیه ای که همراه آن در کارند در یک سطح قرار می گیرند ، ولی اگر محل ضخیمی پیش بیاید ، اهرم یا اهرم هایی که قسمت ضخیم روی آنها حرکت می کند به پایین فشار داده می شود . پیش آمدن یک قسمت نازک در لایة تغذیه اثر معکوس خواهد داشت و سبب می شود که نوک اهرم بالا بیاید . چون هدف این است که در زمانهای مساوی مقادیر مساوی پنبه تحویل زننده داده شود ، واضح است که اگر قسمتهای ضخیم و نازک به طور مساوی در سرتاسر لایه پخش شده باشند این مقصود عملی می گردد . در چنین صورتی ، نوک نیمی از اهرمها پایین خواهند گرفت ونیم دیگر بالا خواهند آمد ، و به این ترتیب همدیگر را خنثی خواهند کرد . ولی این وضع تغذیه فقط
لحظه ای طول می کشد ؛ چون در سیستمهای تغذیه به طور متوسط در هر لحظه یا قسمتهای ضخیم زیر غلطک بیشترند و یا قسمتهای نازک ، و فزونی یکی بر دیگری گاهی اندک و گاهی بسیار است .
به هر حال ، مادامی که ضخامت متوسط لایة پنبه تغییر نکرده است مهم نیست که محلهای ضخیم یا نازک چقدر هر یک از اهرمها را جا به جا کند ، و در این مورد سرعت غلطک تغذیه تغییر نخواهد کرد . اگر محلهای ضخیم از محلهای نازک بیشتر باشد ، کاملا روشن است که پنبه بیش از حد به جلو تغذیه می شود ، در حالی که اگر عکس این عمل اتفاق افتد ، پنبه ای که به جلو تغذیه می شود کافی نیست . بنابراین اگر مقدار متوسط تغذیه زیاد از حد باشد باید سرعت غلطکهای تغذیه را تقلیل داد ، و اگر ضخامت متوسط خیلی کم باشد سرعت را افزود ، تا یکنواختی حاصل شود . تغییر صحیح سرعت غلطک تغذیه ، طبق ضخامت لایة پنبه و یا مقدار پنبه ای که تغذیه می شود ، عامل بسیار مهمی به شمار می رود ، و بجاست چگونگی انجام یافتن آن را مورد بررسی قرار دهیم .
افزایش یکنواخت ضخامت لایة پنبه ای که از بین غلطک تغذیه و اهرمها عبور می کند باید تسمة مخروطیها را نیز به طور یکنواخت در طول دو مخروطی حرکت دهد . در مثالهای فوق ، کلفتی تسمه ای که دو مخروطی را به هم متصل می کند منظور گردیده است ، زیرا خط مرکزی تسمه قطر مؤثر مخروطیها را تعیین می کند و در موقع ساختن مخروطیها باید آن را در نظر گرفت .
وسیلة تغییر مکان تسمة مخروطیها به اهرمهای پیانو متصل است و حرکت خود را از طریق دستگاه تنظیم خوراک ماشین حلاجی از آنها می گیرد . ظاهر این وسیله بر حسب مارک ماشین تغییر می کند ، ولی اساس کار آن همیشه یکی است .
6-1 زننده ها
قبل از اینکه پنبه به ماشین حلاجی برسد ، معمولا تحت عملیات باز کردن و تمیز کاری بسیار زیادی قرار گرفته است ، با این حال هنوز مقداری آشغال در پنبه باقی مانده است که میزان آن به راندمان تمیز کاری و تعداد ماشینهای باز کننده و تمیز کننده در خط حلاجی بستگی دارد . هدف در ماشین حلاجی ، باز کردن بیشتر پنبه به قطعات یا پنجکهای کوچکتر و استخراج هرچه بیشتر آشغال باقی مانده در پنبه است ، و سپس تهیه متکا برای ماشین کارد . عامل اصلی برای رسیدن به این هدف زننده است ، و همیشه نظرات مختلفی در مورد نوع زننده ای که در این نقطه از مرحلة حلاجی باید استفاده کرد وجود داشته است . اگر طرز عمل انواع مختلف زننده های موجود را بررسی کنیم ، این نظرات متفاوت را میتوان حل کرد .
باز کردن بیشتر پنبه ، که در بالا به آن اشاره شد ، توسط زننده صورت می گیرد . دستگاه تغذیه ماشین ، که یا عبارت از دو غلطک ویا غلطک و اهرمهای پیانو است ، لایة پنبه را به دم زننده می دهد و زننده قطعات کوچکی از آن را با خود می کشد . میزان تمیز کاری بستگی به این دارد که زننده ، در موقع زدن باریکة پنبه ای که به آن ارائه شده است ، چه مقدار ذرات آشغال را بتواند از لای میله های اجاقی ، که قسمتی از زننده را احاطه می کنند و در ضمن الیاف را در داخل محفظه زننده نگاه می دارند ، به بیرون براند اغلب از سه نوع زننده استفاده می شود که معمولاً قطرشان 16 اینچ یا 18 اینچ است و معروفند به :
( الف ) – زنندة خارپشتی ،
( ب ) ـ زنندة تیغه ای ( که دارای دو یا سه تیغه است ) ،
( ج ) ـ زنندة کیرشنر یا زنندة کاردینگ .
در گذشته هر یک از این زننده ها را برای عمل کردن یک نوع پنبة خاص با درجة معینی به کار برده اند . به طور کلی ، زنندة خارپشتی را به عنوان زننده ای که عمل باز کردن را خیلی خوب انجام می دهد به شمار می آورند ، در حالی که همه موافقند که زنندة تیغه ای یک تمیز کنندة فوق العاده خوب است . زنندة کیرشنر تقریباً یک عمل شانه زنی روی پنبه انجام می دهد .
1-6-1 زننده خارپشتی
مناسبترین زننده برای عمل کردن پنبه های تمیز تر و طول الیاف بلند تر ، زنندة خارپشتی است که در مقایسه بازکننده های دیگر در هر دور تعداد ضربة کمتری به هر اینچ لایة پنبة تغذیه شده وارد می کند ، تیغه های این زننده با زوایای مختلف و به طرز خاصی کار گذاشته شده است تا در یک دور کامل زننده سرتاسر عرض لایة پنبة تغذیه شده زده شود . بنابراین ، یک تیغة مفروض ، در هر دور زننده یک بار لایة پنبه را در همان محل قبلی می زند .
برای مثال ، اگر یک زننده دارای 18 دیسک و هر دیسک دارای 12 تیغه یا پره باشد ، از هر دیسک یک پره ، یعنی کلاً 18 پره با هم بر باریکة پنبه وارد می آید . این عمل در هر دور کامل زننده 12 بار انجام می شود و در کار کردن مؤثر و روان این نوع زننده سهم بسزایی دارد . روی این اصل این زننده خیلی مورد پسند ریسندگان پنبه های الیاف بلند شده است .
2-6-1 زننده های تیغه ای
در گذشته ، در مورد نسبت راندمان تمیز کاری دو نوع زنندة تیغه ای اختلاف نظر های زیادی وجود داشت . بعضی ریسنده ها عقیده داشتند که زنندة دو تیغه ای بر زنندة سه تیغه ای ترجیح دارد ؛ ولی اکنون عموماً پذیرفته اند که عمل زنندة نوع سه تیغه ای مؤثر تر است . به علاوه این زننده انعطاف بیشتری دارد ، زیرا برای تغییر دادن تعداد ضربه در هر اینچ امکانات بیشتری در اختیار ما
می گذارد .
یک خاصیت بارز زنندة تیغه ای این است که هر تیغه ، سرتاسر باریکة پنبه ای را که از دستگاه تغذیه سر بیرون آورده است در یک زمان می زند ، به ترتیبی که ممکن نیست هیچ قسمت از آن باریکة ضربه نخورده بگذرد . بعلاوه ، مخصوصا قابل توجه است که زنندة تیغه ای در استخراج قطعات پوست تخم پنبه که مقداری الیاف به آنها چسبیده است و به این سبب خوب تحت عمل زننده های دیگر قرار نمی گیرد ، بسیار مؤثر است . بازرسی ضایعات استخراج شدة زنندة تیغه ای این خاصیت ویژه آن را نشان می دهد .
3-6-1 زنندة کیرشنر
هر چند زنندة کیرشنر سالهاست که به بازار آمده است ولی نسبتاً فقط در این اواخر این نوع زننده بیشتر مورد استفادة عموم قرار گرفته است . چون در مراحل اولیة عملیات حلاجی ، استخراج آشغال بهبود یافته و اکنون خیلی بهتر انجام می شود ، استخراج نا خالصی در مرحلة ماشین حلاجی از تهیه متکای یکنواخت و خوش ساخت اهمیت کمتری دارد . زنندة کیرشنر تشکیل شده است از سه بازویی که روی یک آسه سوارند و تخته های درازی به این بازو ها محکم شده است . روی هر یک از این تخته ها تعداد زیادی « سوزن » یا خار فولادی تیز قرار دارند که سر تا سر عرض لایة پنبه را به حد کافی « شانه » می کنند .
4-6-1 محافظت و نگهداری زننده ها
باید به خاطر داشت که سوزنهای زنندة کیرشنر خیلی زودتر و ساده تر صدمه می بیند تا پره ها و تیغه های زننده های دیگری که تا کنون تشریح شده اند ، و لازم است که این زننده مرتباً بازرسی شود و سوزنهای صدمه دیده را باید راست و صاف کرد و یا در آورد ؛ در غیر این صورت ممکن است به پنبة زیر عمل صدمه وارد شود ، بخصوص با ایجاد نپ و پارگی در الیاف . تخته های سوزندار جدید را میتوان زود جا انداخت و همیشه باید تعدادی از آنها در انبار موجود باشد .
وقتی که یره های زنندة نوع خارپشتی و یا تیغه های زنندة تیغه ای ساییده و لبگرد می شوند تأثیر بدی روی راندمان تمیز کاری آنها می گذارد ، و معمولا این زننده ها را سرته می کنند تا لبة تیز و تازه ای پنبه را بزند . برای آنکه این کار عملی باشد طول محور زننده را در دو سر آن مساوی می سازند .
7-1 میله های اجاقی
مانند انواع دیگر زننده ها که در ماشینهای پنبه پاک کنی گوناگونی به کار می روند ، در ماشین حلاجی هم یک سلسله میله های اجاقی قسمتی از محیط زننده را ( از هر نوع که باشد ) احاطه کرده اند تا بدین ترتیب نا خالصیهایی که زننده از پنبه جدا می کند بتوانند به آسانی از لای این میله ها عبور کنند . معمولا این
میله ها در قابهای منحنی قرار دارند و مقطعشان به شکل مثلث است ، و در بعضی موارد قابل تنظیم هستند به طوری که می توان زاویة میله ها را تغییر داد و لبة کمتر یا بیشتری را در مسیر پنبة گذران قرار داد . در موقع زدن پنبه به وسیله زننده ، چون آشغال وزن مخصوصش از الیاف پنبه بیشتر است ، مقدار حرکت آن بیشتر خواهد بود و در نتیجه تمایل دارد که به طور مماس از مسیر حرکت زننده خارج شود ، و این سبب می شود که به وسیلة لبة میله های اجاقی به داخل جعبة آشغال که در زیر زننده قرار دارد هدایت شود .
در بعضی مواقع معمول است که یک جریان هوای ملایم و تحت کنترل را از لای میله های اجاقی به داخل زننده عبور دهند تا از رد شدن زیاد الیاف خوب از بین میله ها جلوگیری و به حرکت پنبه به طرف قفسها کمک کند . ولی این جریان هوا از بین میله ها را باید به دقت کنترل کرد ، وگرنه اگر سرعت آن زیاد باشد ذرات سبکتر آشغال به داخل محفظة زننده بر می گردند و دوباره پنبة تمیز شده را آلوده می کنند . برای اجتناب از این پیشامد ، بعضی از سازندگان ماشینهای حلاجی هوا را در نقطه ای بعد از میله های اجاقی وارد مسیر حرکت پنبه به سوی قفسهای تراکم یا استوانه های آبکشی می کنند .
1-7-1 تنظیم فاصله ها
روش معمول این است که فاصلة قسمتهای اصلی در اطراف زننده را نسبت به زننده تنظیم می کنند ؛ به عبارت دیگر ، زننده را می توان به عنوان ستاد یا مبدأ ثابت فرض کرد . دستگاه تغذیه و میله های اجاقی نسبت به زننده تنظیم می شوند ؛ تیغة پاک کننده ، که برای منحرف کردن جریان هوا و هدایت پنبه به طرف استوانه های آبکشی به کار می رود ، نیز نسبت به زننده تنظیم می شود . فاصلة بین تیغه پاک کننده و زننده اهمیت زیادی دارد ، زیرا اگر این فاصله زیاد باشد ممکن است پنبه عوض این که تخلیه شود چندین بار در محفظة زننده بگردد و در نتیجه مقداری نپ و گلوله پنبه تولید کند و الیاف نیز صدمه ببینند .
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 73 |
تأثیر و تدابیر خطی در طراحی لباس
بررسی و تجزیه و تحلیل بدن
مهمترین نکته در ایجاد ظاهری دلخواه اینست که برایند چه معایبی دارید و چگونه میخواهید به نظر بیایید. (با نگاه کردن عکس بدون رتوش خود یکی نیم رخ و دیگری تمام رخ) جواب این سؤآل را خواهید داد و قتی بدانید چه عیوبی دارید از بین بردن آنها راههای بیشماری دارد.
بررسی بدن :
اول باید بدانید چه نوع هیکلی دارید، کوتاه یا بلند،چاق یا لاغر، متوسط در وزن و قد؟ آیا شانه های افتاده،شکم صاف یا برآمده، سر به حالت عمودی برروی گردن؟ و آیا کمر نرمال ؟ آیا چاقی شما متناسب با قد شماست؟ با اندازه گرفتن نقاط مختلف بدن نقص ها معلوم میگردد.
بررسی صورت
موهای سر را از روی صورت به پشت سر عقب زده در آینه نگاه کنید. بهترین نوع صورت بیضی شکل است. حالا ببینید صورت شما بیضی، گرد، مثلثی ، مستطیل یا مربع است با انتخاب مدل یقه صحیح در لباس میتوان شکل صورت را مطابق دلخواه عوض کرد.
بررسی رنگ ها :
ببینید چه رنگی بهتر به پوست و رنگ چشم و موی شما می آید. با گذاشتن رنگهای مختلف پارچه روی شانه در نور طبیعی می توانید ببینید چه رنگی پوست شما را شفاف تر و رنگ چشم را درخشنده تر می کند.
از ابتدایی ترین فرم شروع می کنیم (لباس عصر)
1- خانمی قد کوتاه جوان صورت گرد – گردن کوتاه – پوست تیره و سبزرنگ
2- خانمی قد کوتاه جوان صورت دراز مستطیلی شکل – گردن بلند پوست سبزه پریده – بالاتنة کوتاه (لباس عصر)
3- خانمی قد کوتاه جوان بالاتنه درشت و پهن پاهای بارکی و پوست گندمی پریده صورت بیضی باریک – گردن کوتاه
4- خانمی جوان پوست سبز مایل به زرد صورت چهارگوش گردن کوتاه پایین تنه درشت باسن
5- پوست جوان سفید پرده – صورت مثلثی قاعده بالا – گردن بلند – قدبلند – بسیار لاغر و استخوانی لباس عصر
6- جوان پوست سبز پریده صورت مستطیل گردن کوتاه دستهای بلند بسیار لاغر و استخوانی قد کوتاه
7- خانم جوان پوست سبز تیره مایل به زرد صورت مثلثی قاعده پایین گردن کوتاه سینه های بسیار درشت چاق و تپل قد بلند (لباس عصر)
8- خانم مسن پوست سفید پریده صورت گرد گردن کوتاه باسن برجسته رو به عقب بسیار لاغر و استخوانی قد کوتاه
9- خانم مسن پوست گندمی مایل به زرد صورت مثلثی قاعده پایین گردن کوتاه سینه های بسیار درشت قد کوتاه باسن درشت
10- خانم مسن پوست سفید گلگون صورت مستطیل گردن کوتاه باسن و شکم بسیار بزرگ پشت
خطوط روی بدن
بدن خط و برش لباس روی مستطیل خیلی مؤثر است در نظر گرفتن نوع آنها قبل از انتخاب مدل لباس خیلی مهم است. همانطور که می دانیم خط گردن، کمر، آستین، پای دامن، هیکل رامشخص می کنند پس سهم مهمی در خوب یا بد نشان داده هیکل دارند.
بررسی خطوط
باید دانست که خطوط روی انسان اثر روانی و عملی دارد با وجودیکه فقط دو نوع خط راست و وجود دارد ولی از آنها بی نهایت خط بوجود می آید.
خطوط مستقیم
خطوط مستقیم عبارتند از عمودی، مایل ، افقی، که هر کدام اثر مختلف روی بیننده دارد. خطوط عمودی دال بر دوستی و استواری است و حال آنکه خطوط افقی دلالت بر آرامش و ملایمت می کند. اثر خطوط مایل بین دو اثر دو خط دیگر است.
خطوط منحنی
از خط گرد تا خط راست هستند و اثر کلامً متفاوتی با خطوط راست دارند و به تجربه ثابت شده که زیباتر هستند و زیباترین خط منحنی خطی است که مسیر مایل دارد.
خطوط اصلی
وقتی چندین خط در مدل باشد چشم مهمترین آنها را دنبال می کند. بخاطر این عکس العمل دید است که می شود با طرح مناسب برای لباس چشم را متوجه نقاط خوب بدن نمود. مثلاً با توجه کردن چشم به صورت ما هیکل زیاد به نظر نمی آید.
مدل :
مشکل است قبول کنیم که چشم همیشه حقیقت را نمی بیند و خطا می کند. بالنتیجه از خطاهای چشم خود استفاده کرد. باید بخاطر داشت که خطوطی که نگاه را در یک مسیر عمودی حرکت می دهند بلندتر و خطوطی که نگاه را در مسیر افقی حرکت می دهند قد را کوتاهتر می کنند.
خطوط و طرح پارچه کافی برای یک نتیجه رضایتبخش روی لباس نیست رنگها هم اثر مهمی روی طرح لباس دارندهزاران رنگ مختلف وجود دارد ولی تمام آنها از سه رنگ اصلی به نام قرمز، زرد و آبی بوجود می آیند بنام رنگهای اصلی یا اولیه معروفند. وقتی دو رنگ اولیه به یک اندازه با هم مخلوط شوند رنگهای ثانویه دسته دوم بنام نارنجی ، سبز و بنفش بدست می آیند. از این نوع مخلوط کردن رنگها میتوان صدها رنگ مختلف بدست آورد.
دامنه رنگها :
رنگها میتوانند حس گرما یا سرما بدهند. قد را بلندتر یا کوتاهتر ، رنگ صورت را درخشنده تر یا بی رنگ کنند. رنگ قرمز و نارنجی از رنگهای گرم و آبی، بنفش از رنگهای سرد هستند. رنگهای تیره و سیاه که نور را در خود جذب می کنند اثر گرمی بیشتری دارند در صورتیکه سفید و رنگهای روشن که نور را منعکس می کنند اثر سردی می دهند. بنابراین با دانستن این نکات میتوان برای فصول مختلف رنگهای مناسب انتخاب کرد. اثر رنگها روی اندام همانطور که می دانید مختلف است. تمام رنگهایی که در آن قرمز و زرد می باشند رنگهای (ادوانس) یا پیشرفته خوانده شده بنابراین شیئی را جلوتر نشان داده اندام را بزرگتر می کند. از طرف دیگر رنگهایی که شامل آبی باشد شیئی را دورتر نشان می دهند. در نتیجه کوچکتر می کنند. ولی تیرگی و روشنی نوع رنگ هم بستگی دارد. مثلاً دلیل نیست هر نوع قرمز اندام را بزرگ کند. مثلاً قرمز تیره و خاکستری مخلوط داشته باشند ممکن است اصلاً روی اندام اثر بزرگی نداشته باشد. یک راه ساده امتحان ایسنت که پای خود را در یک کفش سفید و سیاه و یا ورنی مشکی و جیر امتحان کنید و اثر بزرگی و کوچکی را متجه شوید.
اثر رنگها در پوست صورت
رنگ پوست، موها و چشم آنقدر متفاوتند که به آسانی نمی توان یک قانون دقیق و انتخاب رنگ که برای هر کس مناسب باشد داد. شاید بهترین راه همانطور که قبلا هم گفته شد این باشد که رنگها در مقابل صورت در نور طبیعی قرار داده و نتیجه مطلوب گرفت و دید که چه رنگی مناسب با پوست صورت،رنگ مو و چشم می باشند. در انتخاب رنگ پارچه اول رنگ پوست در نظر گرفته میشود. رنگ پوست از تعدادی زرد و قرمز تشکیل شده است. با علم به ایکه رنگها با هم هماهنگی هم با تکرار تأکید می شوند بنابراین از بکاربردن رنگهایی نامناسب مثلاً سبز اگر پوست گلگون و سرخ می باشد و یا بنفش اگر پوست زرد و پریده است اجتناب کنید. همچنین اگر پوست زرد و پریده دارید نباید رنگ زرد را انتخاب کنید. رنگ قرمز اگر پوست شما قرمزی دارد یعنی خیلی صورتی است. کسانی که ته چهره روشن دارند رنگهای تیره که ترکیب با خاکستری دارد برایشان مناسب است و کسانی که چهره زرد دارند برایشات مناسب نیست. رنگ سفید و مشکی هم روی پوست صورت اثر مخصوصی دارند. مشکی چون نور را جذب می کنند رنگ را از صورت می گیرد. در نتیجه پریده نشان می دهد برای همین است که معمولا یک یقه با روشن روی لباس تیره دوخته میشود که تا اندازه ای این اثر را خنثی می کند.
با وجودیکه رنگ تیره روی اشخاص سفید پوست اثر دراماتیک دارد ولی روی رنگ پریده اثر جذب ندارد. همچنین تعداد زیادی رنگ روشن هم همان اثر را خواهند داشت. رنگ سبز و سبز – آبی رنگ صورتی گونه را تأکید می کند. اگر ته رنگ صورت تیره باشد آبی – سبز مناسب است و رنگهایی که خاکستری دارند بهتر از رنگهای درخشان چه روشن و چه تیره هستند. همچنین برای تأکید رنگ مو باید در نظر داشت که رنگهای روشن موهای سیاه و خرمایی راتیره و رنگهای تیره زردی موهای بلوند را تأکید می کنند. گاهی شخصی می خواهد زیبایی چشمها بیشتر تأکید شود با پوشیدن یک رنگ هماهنگ نتیجه مطلوب را میگیرد.
اثر رنگها در اندام :
هر چند که رنگ پارچه مطابق با چهره انتخاب میشود ولی اثر آن روی اندام نباید فراموش شود می دانیم که چطور رنگهای تیره و مخلوط با خاکستری اندام را کوچکتر نشان می دهد در صورتی که رنگهای روشن و درخشان و رنگهای پیشرفته اندام را بزرگتر می کند. رنگ مشکی اگر چه اندام را کوچکتر نشان می دهد ولی خطوط خارجی اندام را محدود می کند. بنابراین اگر شما می خواهید نقائص یک قسمت از بدن را بپوشانید مثلاً باسن خیلی بزرگ رنگ مشکی از رنگهای تیره که مخلوط خاکستری داشته باشد استفاده کنید. اگر که اندام بلند و مناسب دارید از هر رنگ می توانید استفاده کنید و چندین رنگ در یک لباس بپوشید. شخصی که بلند و چاق است باید در انتخاب رنگها دقت بیشتری کند. اثر رنگهایی که اندام را چاق تر نشان می دهد خودداری کند. در عوض رنگهای تیره که خاکستری دارند و خطوط خارجی اندام را محدود نمی کنند، استفاده کند. افراد با قد کوتاه و هیکل مناسب باید لباسی که از یک رنگ تشکیل می شود بپوشند. مدلهایی که از دو رنگ یا بیشتر است مناسب نیست. مثل بلور سفید و دامن مشکی.
شخصی چاق و کوتاه هم باید یک رنگ لباس بپوشد و از رنگهای تیره استفاده کنند و از رنگهای روشن اجتناب شود.
اثر طرح پارچه
همانطور که خطوط اثر مهمی در خوب نشان دادن هیکل دارند. طرح پارچه هم سهم مهمی در لباس دارد. البته طرح کردن برای پارچه های ساده خیلی آسانتر است ولی از آنجائیکه بعضی از پارچه های طرح دار راه راه یا بته دار زیبایی بیشتری به اندام و صورت میدهند بهتر است بیشتر دربارة آنها بدانیم.
تدابیر پارچه های راه راه :
پارچه های راه راه بخاطر اینکه طرحهای متنوع از قبیل راه پهن و باریک و برگهای مختلف می باشند برای اندامهای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد معمولاً پارچه های راه راه که راه عمودی داشته باشند اندام را بلندتر و باریکتر می کنند. ولی این قانون استثناء هم دارد. چون بعضی از راههای عمودی ممکن است اندام را پهن تر نشان دهد. و همچنین راه راههای افقی اندام را پهن تر و کوتاهتر نشان میدهد. ولی راه راههای افقی باریک در مقایسه با راه راههای افقی پهن اندام را باریکتر نشان میدهند در واقع این حالات بستگی به عکس العمل چشم نسبت به عرض راه راه و فاصله آنها دارد.
تدابیر پارچه های بته دار :
پارچه های نقش دار مثل پارچه های راه راه میتوانند زیبایی خاصی به طرح لباس بدهند. ولی باید دانست که این پارچه اندام را بزرگتر از پارچه های ساده در همان رنگ نشان میدهند. معمولاً پارچه های با طرح و نقش متوسط و رنگهای نزدیک به هم نتیجه مطلوب تر می دهند. رنگهای روشن و تند و نقش های بزرگ روی پارچه اندام را بزرگتر نشان میدهند. در صورتیکه رنگهای تیره و شفاف اندام را کوچکتر می کنند. نقش و بته های روی پارچه که حالت افقی دارند چاق تر و آنها که حالت عمودی دارند لاغرتر می کنند. حاشیه پای دامن توجه را به پاها جلب می کند.حاشیه ها معمولاً اندام را پهن تر می کنند. تنها حاشیه عمودی که در وسط لباس قرار می گیرد اگر باریک باشد اندام را باریکتر نشان میدهد.
اثر نوع پارچه :
نوع پارچه هم مثل خطوط مدل اثرات مختلف روی اندام دارند. شخص ممکن است غالباً مدلی با برشهای مناسب با اندام خود انتخاب کند ولی اثر این طرح را با انتخاب غلط پارچه خراب نماید. چون پارچه اگر آهاردار یا فرم، زیاد یا کم می گیرند نور یا منعکس کننده ، روشن یا تیره باشند اثر مختلف روی مدل لباس و اندام دارند.
انعکاس نور
پارچه های براق که مقدار زیادی از نور را منعکس می کنند اندام را بزرگتر نشان میدهند. در صورتیکه پارچه های مات اندام را کوچکتر نشان میدهند. اثر این انعکاس درست مثل اینست که شیئی در روشنایی باشد نزدیکت و بهتر به چشم می آید یا شیئی که در نور خیلی کم باشد دورتر و کوچکتر بنابراین شخصی با اندام چاق پارچه های با راه باریک که او را لاغرتر نشان دهد ولی از نوع ساتن براق باشد او را چاقتر خواهد کرد. بعضی از پارچه ها مثل مخمل هم نور را جذب می کنند هم منعکس. همچنین پارچه هایی که پرز زیاد وظاهر خشن نداشته باشند زیادر در بزرگی اندام اثر ندارند ولی پارچه های خیلی ضخیم یا پرز زیاد برجسته اندام را بزرگتر و پارچه های صاف و نرم تر اگر براق نباشند اندام را لاغتر نشان میدهند.
پارچه های آهاردار و بی آهار :
پارچه های آهار دار خطوط خارجی اندام را نشان نمی دهند چون روی بدن افت ندارند. بنابراین هر چند که ممکن است بعضی از نقائصی را بپوشانند ولی اندام را بزرگتر می کنند. پارچه های بی آهار و افت دار مثل کرب اگر راسته دوخته شود به بدن تماس دارد و لاغر نشان میدهد و دراپه اگر دوخته شود زیبایی خاصی دارد.
پارچه های بدن نما :
این نوع پارچه از قبیل حریر و نایلون و غیره معمولا به فرم افتاده و دراپه دوخته می شوند و خطوط اندام را کاملاً نشان می دهند بنابراین عاقلانه نیست اشخاصی که نمی خواهند قسمتی از اندامشان جلب نظر کند یا اشخاصی که خیلی لاغیر یا خیلی چاق هستند آن را بپوشند.
چه لباسی برای چه اندامی مناسب است:
اندام بلند و مناسب
اگر اندام بلند و مناسب دارید در انتخاب مدل و رنگ آزاد بوده فقط باید سعی کنید مدلی انتخاب نکنید که قد شما را بلندتر نشان دهد. خطوط مایل و منحنی مناسب ترین خطوط اند. رنگهای روشن و تند اگر بصورتتان می آید انتخاب کنید. از پارچه های زیاد کلفت و پرزدار که ممکن است هیکل مناسب شما را تحت تأثیر قرار دهد اجتناب کنید.
بلند، خیلی باریک
اگر قد بلند و اندام خیلی لاغر و باریک دارید لباسهایی بپوشید که شما را چاقتر نشان دهد. مثلاً از دامنهای کلوش و پیلی دار و امثال یقه های بزرگ و آستین گشاد استفاده کنید. طرحی انتخاب کنید که اندام شما را افقی تقسیم کرده کوتاهتر نشان دهد. کتهای تا روی باسن ، بلوزهای چین دار و زیل دار خیلی مناسبتر . از نظر رنگ همانطور که می دانید رنگهای روشن و همچنین اسفتاده از مدلهایی که روی باسن چند رنگ می باشند قدر را کوتاهتر نشان می دهند. از پارچه های خیلی ضخیم و پرزدار و خیلی نازک اجتناب شود.
بلند و چاق :
انتخاب مدل برای این افراد تقریباً مشکل است. چون اگر از خطوط عمودی برای لاغر نشان دادن استفاده کنند قد را بلندتر می کند و اگر از خطوط افقی استفاده شود چاقتر نشان داده خواهند شد.
بنابراین بهترین خطوط برای این اندامها مایل می باشد.یعنی این خطوط رل هر دو خط را تقریباً بازی می کند. رلهای ساده مناسب می باشند. پارچه های لطیف که کمی افت داشته باشند مناسب بوده و رنگهای مخلوط با خاکستری یا رنگهای با غلظت متوسط بهتر از رنگهای خیلی روشن یاخیلی تیره می باشند. از پارچه های بته دار بزرگ و براق و آهاردار خودداری شود.
کوتاه و مناسب :
معمولاً افراد کوتاه قد می خواهند بلندتر جلوه کنند بنابراین از خیاط عمودی، برشهای پرنس و ترکهای باریک و از این قبیل باید اسفتاده کنند. وقتی از دو پیش یا کت و دامن استفاده میشود این افراد باید دقت کنند که کت کوتاه باشد یا حتی تا جلو کمر بیاید در اینصورت قد دامن بیشتر نشان داده شده قدبلندتر بنظر می آید. لباس بهتر است از یک رنگ باشند مثلاً بلوز و دامن از یک رنگ اگر از کمربند استفاده میشود بهتر است رنگ خود لباس یا از همان پارچه باشد و سعی شود از خط کمر بالاتر بسته شود. از پارچه های بدون پرز و بته دار کوچک استفاده شود.
کوتاه و چاق
در اینجا هر خطوط عمودی باز بهترین برشها هستند نه فقط خطوط کاملاً عمودی در تمام لباس بلکه خطوط مایل باهماهنگی خطوط عمودی بسیار مناسب می باشند. مدلهای پرسی ، ترکهای باریک و بهتر است از کت و دامن کمتر استفاده شود چون قد را کوتاه تر می کند. لباس و مانتور یا پالتو مناسبتر است. رنگهایی که کمی خاکستری مخلوط دارند خطوط خارجی اندام را کمتر نشان میدهند. پارچه های بدون پرز که طرح مشخص نداشته باشد بهتر است رنگهای زنده و روشن مناسب نیستند همچنین از پارچه های براق و آهاردار باید اجتناب شود.
| دسته بندی | خدماتی و آموزشی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 17 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
آموزشگاه طراحی لباس
گلشن صبا
مقدمه :
تا آنجا که تاریخ نشان میدهد، همیشه انسان لباس می پوشیده است ولی البته در طول تاریخ با گذشت زمان و با تفاوت مکانها لباس فوق العاده متنوع و متفاوت بوده است. در گذشته بیشتر لباس به عنوان حفظ سرما و گرما و نیز زینت و تجمل مورد استفاده قرار میگرفته است و جنبه ایمنی و حفاظت آن در درجه بعد بوده، اما در زندگانی صنعتی امروز، نقش ایمنی لباس و جنبه حفاظت آن در بسیاری از رشته ها در درجه اول اهمیت قرار دارد. فضا نوردان، مأموران آتش نشانی، کارگران معادن، غواصان وبسیاری دیگر، از لباسهای مخصوص برای حفظ خود در برابر انواع خطرها استفاده می کنند. وسایل تولید لباس در عصر ما به قدری متنوع شده و توسعه یافته است که با گذشته اصلاً قابل مقایسه نیست.
امروزه با توجه به تنوع و اهمیت بیشتر لباس نسبت به گذشته روشهای دوخت هم توسعه یافته است و در کنار کار دوخت نیز متدهای الگوکشی جهت متناسب و خوش ترکیب شدن بر روی بدن افراد برنامه ریزی و طراحی شده است. در این بخش سعی شده تا انواع الگوهای تدریس شده در آموزشگاه به نحو صحیح ارائه شود. این الگوها شامل : انواع دامن، بالاتنه، آستین، انواع یقه، شلوار و طرز دوخت آن و ... که با متد گرلاوین میباشد.
فصل اول :
آشنایی کلی با مکان کارآموزی
محل کارآموزی :
آموزشگاه گلشن صبا به سرپرستی خانم رضیه نشان در سال 1382 تأسیس گردید. در این آموزشگاه تدریس الگو به روشهای گلاوین، متریک و مولر می باشد و همچنین به آموزش دوخت انواع لباسها از قبیل : انواع یقه ها، آستین ها، شلوار ، کت و ... می پردازد که در هر دوره تعدادی کارآموز در مقاطع نازک دوزی، ضخیم دوزی، لباس عروس، لباس شب می پذیرد و در پایان از این کارآموزان امتحان عملی و تئوری گرفته می شود و مدرک دیپلم از سازمان فنی و حرفه ای به این کارآموزان داده می شود. ساعاتی که کارآموزان در این آموزشگاه هستند بستگی به دوره ای که می گذرانند است مثلاً : نازک دوزی 460 ساعت و لباس عروس و شب 270 ساعت می باشد.
آموزشگاه گلناز نیز به سرپرستی خانم فاطمه عباسی در سال 1376 تأسیس گردید. در این آموزشگاه متدهای متریک و گرلاوین و نیز آموزش دوخت انواع لباس شب، عروس،کت و دامن و ... تدریس می شود. فضای کارآموزی حدوداً 90 متر است. 6 الی 7 عدد چرخ خیاطی برای کارآموزان وجود دارد امکانات نسبتاً مناسبی دارد اما به علت قرارگرفتن در زیرزمین از نور و روشنایی چندان مناسب برای فضای کار و دوخت نیست.
فصل دوم
ارزیابی بخش های مربتط با رشته علمی کارآموز
مقایسه واحد کارآموزی با دانشگاه :
در محیط آموزشی دانشگاه با توجه به فشرده بودن زمان در طول ترم برای فراگیری دوره های مختلف دوخت و الگو تقریباً کلی و پایه ای تدریس می شود. لذا در جهت جبران این قضیه آموزشگاه می تواند مکملی برای آموزش های داده شده در دانشگاه باشد. دانشگاه در مقایسه با آموزشگاه از امکانات نسبتاً برتری برخوردار است. همچون طرح های صنعتی که هر کدام کارهای مختلفی راانجام می دهند. وسایل الگوکشی، میز الگو، میز برش و محیطی کاملاً مجزا از بخشهای آموزشی دیگر که به دانشجو این امکان را می دهد تا با آرامش و حوصلهی بیشتر به فراگیری دروس بپردازد. روش کار اساتید در دانشگاهها به صورت آکادمیک و هدفمند می باشد و در راستای گرایش تحصیلی ترم، قدم برداشته می شود. در حالیکه این موضوع در آموزشگاه کمتر به چشم می خورد. این مطلب قابل ذکر است که شدت علاقه و فعالیت کارآموز نیز برای فراگیری سریعتر و پیشرفت وی در طول دوره های آموزش خیاطی بسیار حائز اهمیت است. البته اگر امکانات بخشهای آموزشی کمی بیشتر شود به عنوان مثال به چرخهای بیشتر و بهتری مجهز شوند و یا میزهای برش برای دوخت، با میز الگو جدا از هم قرار گیرند فضایی که برای محل کار استفاده می شود شرایط نوردهی مناسبی داشته باشد و یا تعداد کارآموزان از حد نصاب مناسبی برخوردار باشد. همه این موارد نیز در روند یادگیری کارآموز مؤثر خواهد بود.
فصل سوم :
آزمون آموخته ها و نتایج
انواع دامن
اندازه های لازم جهت کشیدن کادر دامن :
|
قد جلو تا زمین |
36-103 |
بخش اول |
|
قد پلهو تا زمین |
36-104 |
|
|
قد پشت تا زمین |
36-102 |
|
|
دور باسن کوچک |
94 |
بلندی باسن کوچک نصف |
|
دور باسن بزرگ |
100 |
بلندی باسن بزرگ است |
|
بلندی باسن |
18 |
|
|
دور کمر |
64 |
|
باید توجه داشت که خانم هایی که دارای شکم بزرگ هستند برای اندازه گیری باسن بزرگ متر را در قسمت جلو از روی ناف عبور داده و در پشت روی برجستگی باسن اندازه میگیریم. در ضمن برای پیدا کردن قد دامن از زمین تا زیر زانو را اندازه گرفته یادداشت میکنیم و از سه قد اصلی کم کرده تا قد دامن ما به دست آید.
در اینجا 36 سانت می باشد.
برای اندازه گیری دور باسن کوچک محل استخوان لگن خاصره را اندازه میگیریم (قسمت بالای برجستگی باسن)
طرز کشیدن کادر الگوی دامن :
ابتدا دور باسن بزرگ را پیدا کرده سپس +1 می کنیم (برای افراد چاق دور باسن + cm2 و برای افراد لاغر cm+ 1 میباشد). سپس بلندی جلو و بلندی پهلو و بلندی پشت را منهای اختلاف از زمین تا زیر زانو که در هر هیکل متفاوت است ولی برای هر سه اندازه ثابت می باشد نمود،باقیمانده حاصل بدست آمده قد اصلی دامن می باشد.
برای طرز کشیدن الگو از سمت چپ کاغذ بلندی پشت را کشیده (الف) (ب) از (ب) دور باسن را که در اینجا +1 کرده به سمت راست رفته نقطه (ذ) بلندی قسمت جلو را برای پیدا کردن خط وسط جلو بالا رفته (د) برای پیدا کردن خط پهلو در قسمت پایین دامن خط (ب) (ذ) را نصف کرده چون قسمت جلوی دامن بزرگتر از پشت میباشد یعنی :
|
نصف دور باسن |
51 = 1+50=2 : 100 |
|
دور باسن |
5/25=2 : 51 |
|
در جلو |
5/27=2+5/25 |
|
در پشت |
5/23=2-5/25 |
از نقطه (ذ) اندازه جلو را به سمت چپ رفته (س) بلندی پهلو را بالا رفته (ش) از (ش) به (الف) و (د) وصل می کنیم که این خط ، خط کمر می باشد.
اینک بلندی باسن کوچک را از خط وسط پشت در قسمت کمر پائین آمده خطی مستقیم به وسیله گونیا یا خط کش به خط وسط جلو وصل می کنیم می شود (پ ) (ت) به همین ترتیب بلندی باسن بزرگ را از قسمت چپ روی خط وسط پشت از خط کمر پائین آمده باز هم به وسیله گونیا یا خط کش به خط وسط جلو وصل می کنیم می شود (ج) (چ) خط باسن کوچک و خط باسن بزرگ به دست می آید.
تا اینجا کادر دامن تکمیل است
طرز کشیدن پنس های دامن :
پشت دامن روی کمر د قسمت پشت الگو 2 سانتی متر روی خط کمر داخل شده (ل) به باسن بزرگ وصل می کنیم محل زیپ مشخص می گردد و روی کمر در قسمت پهلو از خط مشترک پهلو جلو و پشت هم 2 سانتی متر به سمت چپ رفته (ک) از (ک) به وسیله خط هلالی به باسن بزرگ وصل می کنیم انحنای خط پهلوی پشت مشخص می گردد. فاصله باقیمانده خط کمر را روی الگوی پشت سه قسمت می کنیم. آن را از محل زیپ از خط وسط پشت 3+ سانتی متر داخل شده انتهای پنس پشت به دست می آید (ق) قطر پنس روی خط کمر 3 سانتیمتر می باشد از (ز) 3 سانتیمتر به سمت چپ رفته (ژ) نقاط به دست آمده را به هم وصل می کنیم پنس پشت به دست می آید.
جلوی دامن :
روی خط کمر در قسمت پهلو از خط صاف مشترک پهلوی جلو و پشت 2 سانتیمتر به سمت راست داخل شده (گ) به باسن بزرگ وصل می کنیم باقیمانده خط کمر را در قسمت جلو تا خط صاف جلو سه قسمت نموده آن را از خط صاف جلو داخل شده علامت میگذاریم (هـ ) همین را 1+ سانتیمتر کرده از خط صاف جلو داخل خط باسن بزرگ داخل شده علامت میگذاریم (خ) قطر پنس بزرگ جلو 3 سانتیمتر می باشد از نقطه (هـ ) 3 سانتیمتر به سمت چپ رفته (ی) نقاط مشخص شده را به هم وصل می کنیم پنس بزرگ جلو به دست می آید. برای پیدا کردن محل پنس کوچک از سمت چپ پنس بزرگ جلو تا انحنای خط پهلوی جلو از نصف کرده علامت می گذاریم (ص) از نقطه به دست آمده تا خط صاف جلو را اندازه گرفته همان اندازه را روی خط باسن کوچک از خط صاف جلو داخل شده علامت می گذاریم یک عمود به دست می آید. دو طرف این عمود روی خط کمر از نقطه (ص) 1 سانتیمتر علامت گذاشته به شکل پنس تا باسن کوچک ختم می کنیم.
توضیح : بلندی پنس های بزرگ را به دلخواه به نسبت باسن بزرگ می توان کوتاه کرد.
کنترل کمر :
بعد از آماده شدن الگوی اولیه دامن کمر را کنترل می کنیم. به این ترتیب که فاصله بین پنس ها را روی الگوی جلو و پشت با هم جمع کرده باید مساوی با دور کمر باشد. در صورتی که اضافه داشت در قسمت پهلو نصف از جلو و نصف از پشت داخل شده بعد از کنترل باسن کوچک که آن هم به همان شکل کنترل کمر است که فاصله بین پنس ها را روی باسن کوچک حساب می کنیم. در صورتی که اضافه داشت در طرف خط پهلو نصف از جلو و نصف از پشت علامت گذاشته نقاط کنترل شده را به شکل هلالی به باسن بزرگ ختم می کنیم.
انواع الگوی دامن
دامن تنگ (شماره یک ) :
از الگوی کنترل شده دامن رولت می کنیم و پنس بلند جلو را بین (9 تا 12) سانتی متر و پنس بلند پشت را بین (10 تا 15) سانتیمتر اندازه می زنیم و به وسیله گونیا اشل اصلاح میکنیم. از خط پهلو در لب دامن 2 سانتیمتر به طرف جلو و پشت دامن اندازه میزنیم
از نقاط به دست آمده به محل تقاطع خط باسن بزرگ و خط پهلو وصل می کنیم. لب دامن تنگتر می شود البته بستگی به طرح مورد نظر دارد.
دامن چهار اوزمان (شماره 2 ) :
دامنه ساده کنترل شده درست می کنیم از خط صاف جلو تا زیر پنس بزرگ جلو را اندازه گرفته همان اندازه را از پای دامن داخل شده نقطه به دست آمده را به پنس جلو وصل میکنیم. از خط صاف پشت هم روی باسن بزرگ تا زیر پنس پشت را حساب کرده همان مقدار از پای دامن در قسمت پشت داخل شده به هم وصل می کنیم. این دو خط بدست آمده را بعد از بستن پنس های کمر بریده داخل آن به اندازه ای که باز شد در پای دامن اوزمان میدهیم.
توضیح : مقدار اوزمان دامن به داخل است در صورتی که بخواهیم قسمت فون پای دامن کمتر باشد به دلخواه از 3 تا 5 سانت در پای دامن اوزمان میدهیم. مطابق شکل (17).
دامن هشت اوزمان (شماره 3 ) :
دامن ساده کنترل شده درست می کنیم مانند دامن فون شماره 2 از خط صاف مشترک پهلوی جلو و پشت تا زیر پنس کوچک جلو روی خط باسن کوچک را اندازه گرفته به همان مقدار از خط پهلو در پای دامن داخل شده این دو نقطه را به هم وصل میکنیم. از خط صاف مشترک پهلوی جلو و پشت به طرف چپ روی الگوی پشت تا پنس بسته شده پشت را نصف می کنیم از نصف علامت گذاشته تا خط صاف پهلو را اندازه گرفته به همان اندازه از خط کمر و پای دامن داخل شده یک عمود و موازی با خط صاف پهلو به دست میآید. دو طرف این عمود روی دامن خط کمر دو سانتی متر علامت گذاشته به شکل پنس کوچک 2 سانتیمتری روی خط کمر پشت به باسن کوچک وصل می کنیم این دو خط به دست آمده در جلو و پشت را تا باسن کوچک نقطه انتهای باسن کوچک چیده پنس ها را روی خط کمر بسته هر چقدر باز شد در پای دامن اوزمان می دهیم به علت بسته شدن این پنس ها روی خط کمر پشت خط کمر 2 سانتیمتر تنگ م شود. می توانیم از 2 سانتیمتر محل زیپ صرفنظر کنیم و زیپ را روی خط صاف پشت بدوزیم. در صورتی که در قسمت پشت را گودی کمر پوشنده گود باشد 2 سانتیمتر کمبود را از محل کنترل کمر در قسمت پهلو جبران می کنیم، پنس زیپ را دست نمی زنیم.
دامن ده اوزمان (شماره 4 ) :
از دامن شماره 3 رولت کرده خط صاف پهلو را تا زیر پنس جلو چیده و در پای دامن به دلخواه تا 5 سانت اوزمان می دهیم.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 32 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
پوشاک بین النهرین
دورة پیش نوشتاری و اوایل سلسله گذاری (3400-2000 ق. م)
دراکثر تمدنهای پیش آریایی در خاور نزدیک( پیش عبید، عبید، اور)، لباس به عنوان یک پوشش حقیقی به وجود آمده بود، چنانکه نمونه های آن در سومر واکد مشاهده شده است. پوشیدن لباس پیش ازهزارة سوم بسیار فراگیر بود و بدون شک از خلیج فارس تا منطقة مدیترانه مرسوم بوده است. درطول دورة پیش نوشتاری درتاریخ بین النهرین که
از3400 ق .م اغاز شده و تا 2900 ق . م ادامه یافته است، وضعیت اقتصادی جامعه- که تا آن زمان کاملاً برکشاورزی متکی بود- سبب شد تا بسیاری از اقشار عادی مردم به کار کشاورزی اشتغال یابند. خصوصاً در مناطق جنوبی تر بین النهرین که زمینهای حاصلخیز تر بود و طبیعتاً کشاورزی رونق بیشتری داشت، کار عمدة مردم کشاورزی بود. شغل کشاورزی وسایر کارهای روزانه بدون پوشش و با ظاهری برهنه انجام می شد.
در طول دوره های اولیة سلسله گذاری(2900-2334ق.م) استفاده از پارچه تا اندازه ای، عمومی تر شد وزنان و مردان دارای پوششی تقریباً مشابه بودند. این پوشش شامل پارچه ای بود که دور تن می پیچید و قسمت کوتاه آن درناحیة چپ بدن، پشت لگن قرار میگرفت، جایی که دنباله های دو طرف پارچه به یکدیگر گره می خورد یا کمربندی روی آن بسته میشد. دور تا دور دامن را ردیفی از شرابه های بلند، متشکل از حلقه های پود، فرا می گرفت. در دوره های بعدی نوع مجلل تری از این تن پوش با ردیفهایی از حلقه ها یا پرزها، که همه جای لباس را پر می کرد. رواج یافت.
در دوره های اولیة تمدن سومری در هزارة چهارم قبل از میلاد- مردم از پوست گوسفند و بز برای پوشش خود استفاده میکردند، به نحوی که لایة پشم دار آن به طرف داخل قرار می گرفت. حتی زمانی که استفاده از پارچه را برای دوخت لباس آموختند باز به سراغ بزها و گوسفندان رفتند تا مواد خام پارچه های خود را از آنها تهیه کنند.
دستیابی سومریان به شیوة جدیدی از تهیة پوست، این امکان رابرای آنها فراهم آورد که به شکل دیگری از پوشش – که بیشتر شبیه یک لباس بود- دست پیدا کنند. به این لباس، اصطلاحاً لباس بلند (gown) می گویند
انواع پوست، که از حدود 2885ق. م تا آن زمان به شکل دامن و بالاپوش استفاده می شدند، به لباسهای بلند تغییر شکل دادند. یکی از عمده ترین تغییرات،پیدایش آستین در لباس است؛ اگر چه شاید قیقاً آستین واقعی نبوده و احتمالاً قسمت ندوخته ای از پوست بوده که روی بازو می افتاده در حاشیة پایین دامن این لباس که قدمتش به هزارة سوم قبل از میلاد می رسد، ظاهراً شرابه های از جنس تسمه های چرمی آویزان بوده است.
با سیر اجمالی در نحوة تکامل شکل و شیوة تهیة این تن پوش می بینیم که نخست این لباس قط به منظور پوشاندن پایین تنه انسان و از پوستهای خواب دار یا بدون خواب طراحی و تدارک شده بود. بعدها همین پوشش از پارچة پشمی برش خورده تهیه می شد که با تعداد اندکی درز به هم دوخته می شد. این، همان «شکل ابتدایی» لباس سومری اس که پیش از سومریان نیز به کار می رفت و در هزاره های دوم و سوم قبل از میلاد به این شکل لباس «کنکس» (کناکه- Kaunakes) می گفته اند. البته این واژه به نوعی از پارچه یا موی حیوان(بزو گوسفند) نیز اطلاق شده است.
در قدیمی ترین آثار سومریان «کنکس» به ظاهر، دامنی بود به اندازة طول بدن شده بود؛ و پیکرکهای آهکی کشف شده، مردانی را می توان مشاهده نمود که همین دامن را به دور کمر بسته و با عبور یک گوشة آن، از دوران کمربند،آن را بر بدن محکم نگه داشته اند. بدون شک، گرهی که در پشت به نظر پرحجم می آید منگولة این کمربند بوده، و ظاهراً بقایای دم جانوری است که به شیوة گذشتگان، پوست و موی آن برای پوشش به کار می رفت.
یکی از قدیمی ترین قطعات پوشش سومریان شال بلند پشمی است که از طرح لباس کلاسیک هند گرفته شده است. این احتمال وجود دارد که در ابتدای هزارة سوم مردمی که از قشر فرو دستان بوده اند شال ریشه داری، که جنس زبری داشت و باریکتر از شکل اصلی هندی آن بود، به دور باسن خود می پیچیدند، خواه از پهنای آن برای لندای دامن استفاده می کردند و یا چند بار از وسط تا می زدند و بعد استفاده می کردند. در این حالت، این شال ریشه دار ظاهری شبیه به شنتی(Shenti) مصریان پیدا می کرد، یا شاید شبیه به فاروس (farus) که امروزه کارگران عراقی آن را بر تن می بندند در هر حال،با دقت در آثار گوناگون می توان چنین نتیجه گرفت که این شال معمولاً از جنس پوست، پشم یا پرچة لطیف بوده است. همین شال را کاه ممکن بود محکم به دور بدن بپیچند و انتهای آن را روی شانة چپ بیندازند. به نظر می رسد زنان و مردان تقریباً از همین نوع پوشش بر تن می کردند. گاهی این شال را به شکل نوعی دامن می بستند و گاه دنبالة آن را طوری می انداختند که شانة راست آزاد می ماند.
با این شیوة استفاده از پارچه و پیچیدن آن به دور بدن، شال سومریان نقش تن پوشی مستقل پیدا کرد. گاهی اوقات به عنوان یک دست لباس کامل پوشیده میشد، مانند لباسی که پیشتر توضیح داده شد و عبارت بود از لباسی بلند یا دنباله ای روی شانة چپ.
شکل لباس زنان مشابه مردان بود با این تفاوت که در لباس آنها از پارچه های عریض تری استفاده می شد تا به بلندی لباس افزوده گردد. به این ترتیب که بخش کوتاهی از پارچه را روی شانة چپ به سمت جلوی سینه و دنبالة آن را به پشت رها می کردند، از زیر بغل راست عبور می دادند و از جلو دوباره روی شانة چپ می انداختند. این شیوة پیچیدن پارچه باعث می شد تا دست چپ تا مچ پوشیده شود. اما،برای ثابت نگاه داشتن دو لایة پارچه و ممانعت از افتادن یا لغزیدن آنها به روی هم، گمان می رود که از فیبولا (fibula) یا چیزی شبیه به سنجاق امروزی استفاده میکردند. یا آنها را با کوک مخفی محکم می ساختند. بلندی این لباس، تا قوزک پا بود.
بدین ترتیب، به نظر می رسد به احتمال قوی استفاده از این شال با استفادة سومریان از «لباسهای بلند» که بر پیکرة زنان دیده شده، همزمان بوده است. نمونه هایی که در این تصاویر دیده می شود اولین نمونه های این لباس اند که تصاویری از آنها در میان سومریان واکدیها ارائه شده است و به این دلیل داشتن یقة گرد و آستینهای کوتاه که فقط تا بالای بازو را می پوشانند به راحتی قابل تشخیص اند. سراسر این لباس از درزهای افقی تشکیل شده که در میان آنها نوارهایی از مو، یا پشم حیوانات دوخته می شد. به طوری که با تمام شدن یک نوار نوار پایین تر شروع می شد و لباس رابه شکل مطبق در می آورد
لباسی که برای زنان معمول بود به نحوی طراحی شده بود که هر دو شانة آنها را می پوشاند، و البته این طرح تازگی نداشت، اما در این زمان بیشتر مورد استفاده قرار گرفت. طرح مورد نظر به این صورت بود: پارچة مستطیل شکلی را در نظر بگیرید که وسط ضلع بلند آن روی سینه قرار گرفته و کناره های آن را زیر بغل به پشت می رفت و در پشت به صورت ضربدری از روی یکدیگر عبور کرده و چنان از روی شانه ها به جلو آورده می شد که بازوها را می پوشاند.
در دوره های بعدی- اما نه چندان دور- این نوع لباس بلند به کار می رفت، با این تفاوت که شیوة برگشت شال به جلو وافتادن آن از روی شانه طوری طراحی شده بود که بدون آستین به نظر می آمد وبازوها را نمی پوشاند.علاوه بر آن، جنس مورد استفاده به جای پوستهای خواب دار، پارچه لطیف بود.
از نیمة هزارة دوم قبل از میلاد به بعد، به نظر میرسد هنوز تفکیکی بین لباس زنان و مردان صورت نگرفته باشد، مگر دربارة جزئیات و ظرافتهایی که در لباس به کار گرفته میشد. نزد مردم شوش، شال بهعنوان یک پوشش بیرونی مورد توجه خاص بود و سعی می شد تا آن را زیباتر جلوه دهند، از ای رو احتمالاً این گونه پرداختن به جزئیات و ظرافتهای لباس نتیجه نگرش این منطقه به خوش پوشی بوده است.
در برخی آثار به جای مانده نقش پارچة بعضی از لباسها شامل طرحهای شبکه ای و دایره ای کوچک بود که در مرکز هر یک از آنها یک فرورفتگی وجود داشت. احتمالا این فرورفتگیها به سبب اشتفاده از پولک و مهره هایی از جنس طلا، لاجورد(lapis iazuli) عقیق (agate) یا عقیق ترتیب،هنرمندان خلاق بین النهرینی می توانستند ارزش و شکوه پارچة به کار رفته درلباس پیکرة مورد نظرشان را به بینندگان اثر، منتقل کنند، هر چند، بیشتر اینگونه پارچه ها مورد استفادة فرادستان بوده است که از قدرت مالی بیشتری برخوردار بودند.
شکل پوشاک بابلیان که تا آن زمان ویژگی پوشاک سومریان را داشت و به اسم لباس سومری شناخته می شد، از آن پس خود را ز این وابستگی رهانید و برای اولین بار برای کسب هویتی مستقل گام برداشت. اما تغییراتی که منجر به شکل گیری هویت جداگانه ای برای لباس بابلیان شد، تغییراتی نبودند که بتوان آنها را به سادگی نتیجة دخالت اقوام مهاجم کوه نشین، شامل هیتی ها، کاسی ها و هوری ها، دانست. اساس لباس اولیة آنها بیشتر بر مبنای «هنر پیچیدن پارچه» به دور بدن بود تا بر مبنای برش و دوخت؛ همانطور که در میان سومریان نیز این چنین بود.
در مجسمه ها و نقوش برجسته، لباس آنها را به شکل لباسی تنگ و چسبان (sheath) نشان داده اند که گویی به بدن کاملاً چسبیده است. این شکل ظاهری لباس حاصل تمهید هنرمندانی بوده که قصد داشته اند تا حد امکان از ایجاد چین و شکن هنگام تصویر کردن پارچه پرهیز کنند تا به جلوة برودری دوزیهای ظریف و زینتی لباس افزوده شود.
درمیان افراد طبقات گوناگون اجتماع استفاده از «ردای بلند سومری» همچنان تا دورة سارگون تداوم یافت. این ردا، که روی آن معمولاً کمربندی بسته می شد و تا بالای ساعد را می پوشاند، در میان درباریان سارگون نوعی شیوة پوششی تلقی می شد.
در این دوره،زنان اقشار عادی یا فرودستان نیز همین پوشش را برتن می کردند. نمونه ای از پوشش زنان را در نقش برجسته می توان مشاهده کرد.
اگرچه، تدریجاً بین مردان، این لباس بلند سومری، جای خود را به «تونیک» داد- تونیکهایی تمام قد( تقریباً تا روی ساق پا) یا نیمه بلند( تا حدود ران) و عمدتاً با آستینهای بلند (تا مچ) این پوشش احتمالاً ابداع اقوام کوه نشینی بود که در دورة تسلط کاسیان بر بابل از مرزهای ایران وارد بین النهرین شده بودند و اقلیم بومی آنان ضرورت چنین پوششی را ایجاب می کرد.
مردم کوه نشینی که وارد بین النهرین شده بودند با خود لباسهایی سنگین و پرتزیین که به آن کندیش گفته می شود، گاهی حاشیة پایینی این تونیک با ردیفی از منگوله تزیین می شد این تن پوش امروزه درشرق، به شکل یک پیراهن پوشیده می شود. به عنوان مثال، در مناطق جنوبی ایران و کشورهای عربی صورتی از آن را، معروف به «دشداشه» می توان مشاهده نمود که بلندی لباس تا قوزک پا می رسد.
تونیک مردان سه شکاف بود، یکی به روی سینه که بالای آن با دو بندینک یا منگولة پشمی بسته می شد و دو تای دیگر برای حلقه آستین. البته، آنچه در اینجا به عنوان حلقه آستین مطرح است، تفاوت دارد. در آن زمان ایجاد تنوع در شک هر یک از قطعات لباس که ضرورت طراحی در آن پیش می آمد، مانند حلقه آستین، گردی یقه و سایر برشها- که امروزه پیوسته به تعداد و تنوع آنها افزوده می شود- به طور جدی صورت نمی گرفت. گرچه، کلاً به نظر می رسد که در این منطقه پارسیان و کاسیان بیشتر از سایرین دست به ایجاد تنوع می زدند و خصوصاً در دوخت و طراحی لباس تلاش بیشتری میکردند.
طبق نظر فراسنوابوشه (Francois Boucher) به روی تونیک مردان بابلی و آشوری یک ردای شرابه دار یک تکه پیچیده می شد. این ردا حالتی از همان « شال سومریان» است که اغلب حجیم بود و پس از عبور از زیر بازوی راست روی شانة چپ، به سمت پشت انداخته می شد لباس مردان بابلی نوین یا آشوری، که نمونة باشکوهی از آن را به روی پیکرة آشوربانیپال دوم (Ashurbanipal II) و شلمانصر سوم (Shlmaneser III) می توان مشاهده کرد عبارت بوده است از دو یا چند یا احتمالاً سه قطعه: تونیک زیرین، ردای شرابه دار و یک شال بزرگ، که این یک یا دو مورد اخیر به افراد صاحب مقام اختصاص داشته است. به عقیدة بوشه فقط زنان گاهی کمربندی طنابی روی لباس بلند خود می بستند و در مورد لباس مردان توضیح خاصی دربارة نحوه و ترتیب پوشش آنها داده نشده است.
بعلاوه، ردای شرابه دار و شنل رویی در پیکره های آشوربانیپال دوم و شلمناصر سوم، از یکدیگر تفکیک نشده است. اما این احتمال را میتوان در نظر گرفته که این شنل نازک و ریز بافت که روی شانة چپ می افتاد و دازای آن از جلو و پشت تا روی زمین بود، به قشرفرادستان یا فقط به حکمرانان تعلق داشت و استفاده از آن برای عموم ممنوع بود. دربارة اینکه چگونه این شنل بلند- که در ذهن، شنل یکطرفة سزار و رومیها را تداعی میکند- به روی شانة چپ نگه داشته می شده، نظریة خاصی اراه نشده است. شاید بتوان حدس زد که،قلاب یا بندی محکم می شده است. این شنل روی ردای شرابه دار پوشیده می شد. دست چپ ازآرنج خم شده و سراسر آن تا مچ،در پس شنل پنهان می شد. سپس کمربند به دور کمر و از زیر آرنج عبور می کرد و بسته می شد. در تصویری که نمای پشت آشوربانیپال دوم را نشان میدهد، خطی که گویای چگونگی قرار گرفتن این شنل در پشت پیکره باشد حذف شده است.
نکته دیگری که اختلاف برانگیز به نظر می آید و تذکر آن ضروری است مسألة استفاده از کمربند رویی در این شیوة پوشش است. این کمربند که در بسیاری موارد اصلاً به آن اشاره نشده است و در برخی دیگر از منابع کتوب ممکن است آن را قطعه ای جدا از سایر قطعات لباس معرفی کرده باشند، در بعضی نمونه های باقی مانده، ادامه ای از پارچه ردای شرابه دار است که به سبب ظرافت بافت پارچه آن را تابیده و یکبار به دور کمر پیچیده اند و در جلو آورده باقلاب یا سگکی بسته شده است؛ به گونه ای که حاشیه ای عمودی در طرف راست سینه ایجاد میکرد.
احتمالاً در شکل دیگر این کمربند، تسمة چرمی پهنی بود که در حقیقت یک طناب بافتة باریک یا قیطان ظریف، این کمربند را به انتهای ردای شرابه دار در جلو و سمت راست کمر متصل می کرد.
از تزییناتی که از 2100 ق . م به روی لباسهای بابلی و آشوری نوین به کار می رفته باید شرابه های صاف و مگوله ای را عنوان کرد. کمی پس از این تاریخ، برودری دوزی باب شد که استفاده از آن به عنوان تزیین لباس تا پایان دورة پارسیان ادامه یافته است.
تصاویر کارگران و پیشه وران مربوط به دورة «آشوری نوین» (Neo- Assqrian) آنها را در لباسهایی با تزیینات مختصر نشان می دهد. معمولترین لباس مورد استفاده قشر فرودستان از جمله قشر کارگر، تونیکهای بلند یا نیمه بلند بود که با کمربند یا شال کمر به بدن محکم بسته می شد و پیشتر با جزئیات بیشتری به آن پرداخته شد. «تونیک ساده با کمربند» حتی در دوره های بعدی آشوری نیز پوشیده می شده اس. برای مثل کارگرانی که تحت فرمان سنا خریب ( Sennacherib) بودند از همین شیوة پوشش استفاده می کردند این لباس راحتی خدمتکاران و ماهیگیران نیز می پوشیدند. همچنین، در نقوش برجستة سناخریب مردی که داماد است و مرد دیگری که تیمارگر است با تونیکهای کوتاهی ترسیم شده اند که روی آنها کمربند بسته شده و یک شال کمر شرابه دار نیز از زیر آن عبور کرده، دنبالة آن، میان دو زانو آویخته شده است.
براساس بررسیهایی که تاکنون صورت گرفته، در این دورة حکومتی، قایقرانان و شکارچیان، تونیک سادة کوتاهی برتن می کردند که گاهی اوقات بدون کمربند پوشیده می شد البته تصاویر نقوش برجسته ای نیز از نوازندگان و کاتبان باقی مانده که چون معمولاً در محافل حکمرانان و فرادستان حضور داشته اند، پوشش آنها در بخش فرادستان توضیح داده می شود.
بنابرآنچه گفته شد، روشن می گردد که «لباس ابتدایی» سومریان موجب پیدایش و تکامل لباس معمولی بابلیان و آشوریان شد و هریک از این فرهنگها با افزودن یا کاستن برخی عناصر اصلی یا فرعی لباس، موجب تنوع شیوه های پوشش و شکلهای گوناگون لباس شدند، لذا،در طی دورة طولانی تمدن بین النهرین، می توان تأثیر سلیقه ها، شرایط و اوضاع اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی و غیره را ملاحظه کرد. در هر حال، آنان توانستند توانایی های خود را برای آیندگان جاودان سازند. این توانایی ها در سایر جنبه های پوششی یا وضع ظاهری نمود پیدا می کند که در بخشهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 613 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 93 |
فهرست مطالب
1-1) مقدمه ...........................
1-2) اهداف پروژه ......................
1-3) اهمیت پروژه.......................
1-4) کارهای انجام شده قبل..............
1-4-1) هیدرولیز آنزیمی سلولز و عوامل مؤثر در شدت هیدرولیز...............................
1-4-2) اثر آنزیم سلولاز بر رنگ پذیری الیاف سلولزی
1-4-3) تأثیر رنگ به کار رفته روی پارچه در شدت هیدرولیز آنزیمی.................................
1-2) مواد مورد استفاده.................
2-2) وسایل مورد استفاده ...............
2-3) روش انجام آزمایشات................
2-3-1) رنگرزری پارچه های پنبه ای قبل از هیدرولیز آنزیمی.......................................
2-3-2) هیدرولیز آنزیمی پارچه های پنبه ای قبل از رنگرزی.......................................
فصل چهارم: نمونه ها...................
فصل پنجم: مقالات لاتین..................
همگام با رشد فزایندة استفاده از فرآیندهای بیوتکنولوژی در صنعت، استفاده از آنزیمها در صنایع نساجی نیز گسترش چشمگیری داشته است. به عنوان مهمترین نمونه از این موارد میتوان هیدرولیز کتنرل شده آنزیمی کالاهای سلولزی توسط سلولازها را نام برد.
این عملیات اولین بار در ژاپن تحت عنوان بیوپولیشینگ (1) برای تکمیل پارچه های تاری ـ پودی بکار گرفته شد. این تکمیل خاص پارچه های پنبه ای نبوده و میتواند برای پارچه های بافته شده از کتان، رامی و دیگر الیاف سلولزی و مخلوط آنها با الیاف مصنوعی و پروتئینی نیز بکار برده شود.
هیدرولیز آنزیمی منسوجات سلولزی، توسط ایزوآنزیم های سلولاز انجام میشود. سلولاز به سیستمی از آنزیم ها اطلاق میشود که باهم به صورت زنجیره ای عمل کرده و قادر به شکستن پلیمرهای سلولزی بسیار آرایش یافته هستند. اجزاء سلولاز عبارت از:
الف) اکسو ـ بتا ـ 1و4 ـ گلوکانیز[1] (E.C.3.2.1.91)
ب) اندو ـ بتا ـ 1و4 ـ گلوکانیز[2] (E.C.3.2.1.4)
ج) بتا ـ گلوکزایداز[3] (E.C.3.2.1.21)
میباشد (3و2) به طور خلاصه مکانیزم هیدرولیز پلیمرهای سلولزی توسط این آنزیمها را میتوان به این صورت در نظر گرفت که:
× اکسو گلوکانیزها (اکسوسلولازها) واحدهای سلوبیوز را از انتهای غیراحیایی زنجیرههای سلولزی جدا میکنند.
× اندوگلوکانیزها (اندوسلولازها) پیوندهای بتا ـ 1و4 ـ گلوکزایدها را به صورت تصادفی هیدرولیز میکنند و سبب کاهش درجه پلیمریزاسیون زنجیره های سلولزی میشود.
× بتاگلوکزایدها یا سلوبیازها واحدهای سلوبیوز را به گلوکز تجزیة میکنند.
× اگرچه یک همکاری گروهی بین این ترکیبات مشاهده شده است ولی جزئیات نحوة فعالیت آنها کاملاً مشخص نمیباشد. (3و2)
سلولاز قابل استفاده در صنعت نساجی از حدود 12 منبع مختلف تهیه میشود. دستهبندی آنزیم های سلولاز معمولاً باتوجه به محدودهpH آنان صورت میگیرد که منظور آن است که در این pH بالاترین فعالیت را دارند و براین اساس آنزیم های سلولاز به سه دسته اسیدی، بازی و خنثی تقسیم می شوند.
آنزیمهای خنثی در pH حدود 7-6 بالاترین فعالیت را داشته و آنزیمهای اسیدی در pH محدوده 5/5-5/4 فعال تر می باشند در حالیکه آنزیم های قلیایی در محیط های قلیایی فعالند. رایج ترین آنزیم های مورد استفاده جهت پارچه های پنبه ای آنزیمهای اسیدی و خنثی می باشند. آنزیم های قلیایی در مواد شوینده خانگی بکار می روند که به خارج شدن لکه ها و بهبود سطح پارچه بعد از چند بار شستشو کمک میکنند.
آنزیم سلولاز در سالهای اخیر در تکمیل منسوجات پنبه ای در جهت کاهش پرزها در پارچههای حلقوی و در شستشوی پارچههای کتانی به طور وسیع استفاده شده اند. این آنزیم ها در تکمیل های نساجی و در ماشین هایی که در آنها فعالیت مکانیکی وجد دارد مانند جت ها، وینچ ها و ماشین های شستشویی بکار می روند. آن نکته که افزایش فعالیت مکانیکی، شدت هیدرولیز توسط آنزیم را در طول فرآیند هیدرولیز افزایش میدهد مورد تاکید قرار گرفته است.
آنزیمها پروتئینهای ویژه ای هستند که به عنوان کاتالیزورهای بیولوژیکی عمل مینمایند یعنی بدون ایجاد تغییری در نقطه تعادل , واکنشهای بیوشیمیایی را کاتالیز میکنند . (27)
کوهن کلمه آنزیم ] از دو کلمه یونانی En ( داخل ) و Zyme ( مخمر ) تشکیل شده است یعنی در مخمر [ را ابداع نموده و اولین بار در سال 1835 توسط شخصی بنام برزلیوس ( J.berzelius ) نام آنزیم بکار برده شد و توضیح داد که تبدیل نشاسته به مالتوز توسط یک آنزیم کاتالیز می شود ( در زبان آلمانی به جای آنزیم از کلمه دیاستاز نیز استفاده می شد . ) همچنین آقای پاستور تشخیص داد که عمل تخمیر توسط آنزیمها انجام می گیرد , این دانشمند در سال 1360 پیش بینی کرد که آنزیمها بطور پیچیده ای به داخل سلولهای مخمر متصل شده اند . در سال 1926 توسط شخصی به نام سومنر ( Sumner ) آنزیم اوره آز از دندانه های باقلا مانند ( Jack bean ) جدا و تقریباً تخلیص گردید , و بعدها کشف پپسین و ترپسین از لوزالمعده و معده بعمل آمده و با استفاده از این آنزیمها کاملاً متوجه شدند که آنزیمها از پروتئین تشکیل شده اند . امروزه تقریباً 2000 نوع آنزیم مختلف شناسایی شده و تعداد زیادی از آنها تخلیص گردیده و در حدود 200 نوع آن بصورت کریستاله تهیه شده است . (25)
وزن ملکولی آنزیمها بین تا بیشتر از دالتون است . ساختمان این ترکیبات از نوع ساختمان پروتئین می باشد . و تنها اختلاف آنزیمها با پروتئینها نحوه عمل بیولوژیکی آنها می باشد , بدین معنی که به علت داشتن ساختمان سه بعدی و دارا بودن عوامل فعال اسیدهای آمینه که در قسمتهائی از مولکول مجتمع شده اند دارای خواص ویژه آنزیمی می باشند . این عوامل فعال که بعضی از ریشه های اسیدهای آمینه می باشند بصورتی در کنار هم قرار گرفته اند که قادرند جمعاً در یک واکنش بیوشیمیایی شرکت کنند. بنابراین ساختمان سه بعدی آنزیمها را می توان یکی از شرایط لازم برای فعالیت آنزیم دانست . (27)
در واکنشهای آنزیمی ترکیبی که تحت تأثیر آنزیم قرار می گیرد سوبسترا (substrate) و ترکیبی که در جریان واکنش تولید می شود محصول Product)) نامیده می شود که بطور کلی می توان پروسه واکنش آنزیمی را با علامات اختصاری زیر نمایش داد :
E+ P S
در واکنش فوق S مخفف سوبسترا , E مخفف آنزیم و P مخفف محصول می باشد . البته لازم به ذکر است که در بعضی از واکنش ها بیش از یک محصول تولید می شود .
در یک واکنش آنزیمی در حین تبدیل سوبسترا به محصول مراحل متعددی وجود دارد که بطور کلی می توان آن را در سه مرحله زیرخلاصه کرد .
مرحله اول : آنزیم و سوبسترا با هم پیوند شیمیایی برقرار نموده و کمپکس آنزیم ـ سوبسترا را بوجود می آورند .
مرحله دوم : توسط عوامل شیمیایی مشخصی در قسمت خاصی ( محل فعال یا جایگاه فعال ) از ملکول آنزیم , سرعت تبدیل سوبسترا به محصول افزایش یافته که منجر به تشکیل کمپلکس آنزیم ـ محصول می گردد .
مرحله سوم : محصول از آنزیم جدا شده و آنزیم بدون آنکه فرم ساختمانی خود را از دست داده باشد به حالت اول باز می گردد .
همچنان بطور شماتیک نشان داده شده است , آنزیمها در جریان واکنش هیچ گاه مصرف نشده و در پایان واکنش بدون تغییر آزاد می گردند . همچنین مقدار بسیار کم و جزئی آنزیم برای تبدیل مقدار زیادی از سوبسترا به محصول کافی است , به عنوان مثال 0.0001µ mole از یک آنزیم می تواند هزاران مولکول از سوبسترا را در عرض چند ثانیه به محصول تبدیل بنماید .
آنزیمها فقط در افزایش سرعت واکنش تبدیل سوبسترا به محصول مؤثر بوده و در عوامل دیگر از قبیل نوع محصول دخالتی ندارند , یعنی در حقیقت آنزیم ها موجب کاهش انرژی فعال کننده واکنش می شوند . (27)
آنزیمها ساختمان پروتئینی دارند . ساختمان بعضی از آنزیمها فقط از پروتئین تشکیل یافته که فعالیت این نوع آنزیمها تنها به ساختمان پروتئینی آن بستگی دارد و آنزیم ساده نامیده می شوند ( به عنوان مثال بعضی از پروتئازها از قبیل تریپسین ) . اما اغلب آنزیمها برای انجام فعالیت کاتالیزوری علاوه بر ساختمان پروتئینی خود به ترکیبات فعال کننده غیر پروتئینی نیاز دارند که این نوع آنزیمها را آنزیمهای مرکب ( هالو آنزیم ) می نامند .
قسمت پروتئینی آنزیم را آپوآنزیم ( Apoenzyme ) , ترکیب فعال کننده غیر پروتئینی را کوفاکتور , و کمپلکس کوفاکتور و قسمت پروتئینی را هالوآنزیم Holoenzyme) ) می نامند . آپوآنزیم غیر فعال است و فعال شدن آن مستلزم وجود کوفاکتور می باشد . (27)
هالوآنزیم = کوفاکتور + آپوآنزیم
(فعال) (غیرفعال)
واحد سازنده آنزیمها آمینو اسیدهای متفاوتی هستند که به فرم عمومی ذیل می توان آنها را نشان داد : .
این ملکولهای ساده در عدم حضور آب متراکم شده تولید زنجیرهای پلی پیتایدی بلندتر می کنند .
در حین افزایش طول زنجیر پلیمری و فعل و انفعالات عملاً باعث می شوند تا ملکول پیچیده حاضر شکل سه بعدی مخصوص به خود بگیرد . وقتی این آرایش یافتگی حاصل شود جرم پلیمری درهم رفته تبدیل به یک پروتئین می شود و بعضی از این پروتئینها به عنوان آنزیم عمل می کنند . (27)
یک آنزیم دارای یک شکل سه بعدی مشخص است . این شکل و سایر فاکتورها از قبیل محل قرار گرفتن مکان فعال آنزیم ویژگی ملکولی را کنترل می کنند . همانطوریکه در شکل 2 نشان داده شده است ,یک آنزیم جذب سطح کالای داده شده بصورت قفل و کلید می شود . با قرار گرفتن در روی سطح کالا به سریع شدن واکنش بین کالا و محیط و تولید محصولات واکنش کمک می کند . از آنجائیکه آنزیمها به عنوان کاتالیست عمل می کنند خودشان تحت تأثیر واکنشی که کالا با آن مواجه می شود قرار نمی گیرد و تغییر نمی یابند . بعد از وقوع واکنش آنزیم رها می شود تا در قسمت دیگری از سطح کالا جذب شود . این فرآیند ادامه پیدا می کند تا آنزیم تا توسط یک جز شیمیایی مسموم شود و یا در اثر دما و یا H Pنامناسب و
یا هر شرایط منفی دیگری در محیط پروسه فعالیت خود را از دست بدهد . (27)
آنزیم جذب سطح کالا شده و منجر به آزاد شدن محصولات واکنش و آنزیم میشود .
بعضی از آنزیمها را با نام قدیمی آنها ذکر می کنند به عنوان مثال پپسین و ترپپسین , اما روش کلی برای نام گذاری آنزیم این است که ابتدا کلمه سوبسترا و به دنبال آن کلمه آز ( asc ) را ذکر می نمایند به عنوان مثال : آنزیمهایی که لیپیدها را هیدرولیز می نمایند لیپاز , آزیمهایی که پروتئینها را هیدرولیز می نمایند پروتنئاز , آنزیمهایی که اوره را کاتالیز نموده اوره آز و آنزیمی که کاتالیز آرژنین را بر عهده دارد آرژیناز می نامند .( 4 )
از سال 1961 کمیته بین المللی آنزیمها ( EC=Enzymc Commision ) آنزیمها را بر حسب نوع واکنشی که کاتالیز می کنند به شش طبقه اصلی تقسیم نموده و هر طبقه خود به چند گروه و هر گروه به چند دسته تقسیم شده اند , بطوریکه هر آنزیم با علامت EC و چهار عدد شناسایی می شود , که عدد اول معرف طبقه , و عدد دوم گروه , عدد سوم دسته و عدد چهارم شماره ردیف هر آنزیم در دسته خود می باشد . به عنوان مثال EC 2.7.1.40 طبقه, گروه, دسته و ردیف آنزیم پیروات کیناز را مشخص می نماید.(27)
1 ـ اکسید و ردوکتازها ( Oxidoreductases ) : که موجب اکسیداسیون یک جسم و احیاء جسم دیگر می شوند .
XH+Y YH+X
مهمترین آنزیمها این طبقه عبارتند از : اکسیدازها , هیدروکیلازها , دهیدروژنازها و سیتوکروم ها .
به عنوان مثال لاکتات د هیدروژناز ( LD ) که کاتالیز تبدیل اسیدلاکتیت به اسید پیروئیک و بالعکس را بر عهده دارد .
H NAD NADH, H+
2 ـ ترانسفرازها ( Transfrases ) : که عمل انتقال یک عامل شیمیایی از یک جسم به جسم دیگر را کاتالیز می نماید و بر اساس نوع ریشه انتقال یافته این طبقه را گروه بندی می نمایند .
X+A-Y →A-X-Y
مثال : فسفوفروکتوکیناز آنزیمی است که انتقال یک ریشه فسفات را از یک مولکول ATP بر روی فروکتوز ـ 6 ـ فسفات کاتالیز می نماید .
|
فروکتوز – او 6 – دی فسفات + ADP فروکتوز – 6 – فسفات +ATP
3 ـ هیدرولازها ( Hydrolases ) : موجب هیدرولیز پیوندهای مختلف میشوند . به عنوان مثال : پروتئازها موجب هیدرولیز پیوندهای پپتیدی , لیپازها موجب هیدرولیز پیونداستری و آمیلازها موجب هیدرولیز پیوندهای گلیکوزیدیک می شوند .
4 ـ لیازها ( Lyases ) : با جدا کردن پیوندهایی مانند C – C , C - S , C - N و
C-O موجب پیدایش پیوند دوگانه می گردند . گروه بندی این طبقه بر اساس انواع پیوند دوگانه می باشد .
مثال :
|
OH
HOOC - CH = CH – COOH HOOC - CH – COOH
5 ـ آیزومرازها ( Isomerases ) : این آنزیمها کاتالیز تبدیل سوبسترا به ایزومر اپتیک خود را بر عهده دارند . مثال :
گلیسرآلدئید – 3 – فسفات دی هیدروکسی استون فسفات
6 ـ لیگازها ( Ligases ) : به این آنزیمها سنتتازها (sunthetases ) نیز گفته می شود . کاتالیز پیوند دو جسم را به عمل می آورند که البته برای انجام این عمل احتیاج به انرژی داشته که آن را از ATP و یا شکستن پیوندهای پر انرژی تأمین می نمایند ,
به عنوان مثال :
مقدار غلظت آنزیمها در درون سلولهای بافتهای مختلف و یا سرم بسیار کم و ناچیز است , به همین دلیل تعیین غلظت آن با استفاده از روشهای بکار برده شده برای تعیین سایر پروتئینها ( به عنوان مثال روش بیوره ) امکان پذیر نبوده و سایر روشهای شیمیایی نیز طولانی و پر خرج می باشد . ( با استفاده از رادیو ایمنواسی و دستگاه گاما کانتر می توان غلظت بعضی از آنزیمها را در سرم اندازه گیری نمود ) لذا برای سنجش میزان یک آنزیم در یک محلول بیولوژیکی از فعالیت آن استفاده می شود . کمیته بین المللی آنزیمها ( EC ) برای تعیین فعالیتهای آنزیم واحدی را به شرح زیر تعریف نموده است که آن را واحد بین المللی ( IU ) می نامند : ( 4 )
یک واحد بین المللی عبارتست از مقدار آنزیمی که بتواند در مدت زمان یک دقیقه و در شرایط اپتیمم یک میکرو مول سوبسترا را کاتالیز بنماید (IU = molein ) .
شرایط اپتیمم عبارتست از PH و درجه حرارت معین و موجود بودن سیستم تامپونی و کوفاکتورهایی که سبب می شوند آنزیم حداکثر فعالیت را از خود نشان دهد .
واحد حجم محلول برای سنجش فعالیت آنزیم یک میلی لیتر و در برخی مواد یک لیتر می باشد , لذا موقع نوشتن واحد فعالیت , واحد حجم محلولی که آنزیم در آن قرار دارد را نیز ذکر می کنند :
Iui= µ mole min I
1 واحد = یک میکرو مول در دقیقه ( µ mole min )
1 میلی واحد ( mu ) = یک میلی میکرون مول در دقیقه (m µ mole / min )
1 میکرو واحد ( µu ) = یک میکرو میکرو مول در دقیقه (mole/ min µ µ )
در برخی موارد فعالیت آنزیم را با روش های ویژه ای ( بر اساس نام محقق یا ابداع کننده روش ) اندازه گیری می نمایند , در این حالت برای تبدیل واحد بین المللی از ضرایبی استفاده می شود . به عنوان مثال هر واحد بودانسکی 35/5 برابر واحد بین المللی در لیتر و هر واحد آرمبنسترانگ 2/7 برابر واحد بین المللی درلیترمی باشند . ( 4 )
غلظت سوبسترا و آنزیم بطور مستقیم در سرعت واکنش آنزیمی دخالت دارند .
در این شکل مقدار سوبسترای تبدیل یافته بر حسب زمان در چهار واکنش مختلف آنزیمی نشان داده شده است . این واکنشها همگی به مقادیر مازاد سوبسترا انجام گرفته است .
نمودار 1 و 2 و 3 و 4 مربوط به چهار واکنش آنزیمی است که در هر یک غلظت آنزیم به ترتیب افزایش یافته است . همانطور که ملاحظه می شود مقدار سوبسترای تغییر یافته در هر زمان برای غلظت های بیشتر آنزیم زیادتر است . اثر غلظت سوبسترا نیز به همین ترتیب است , بدین معنی که در غلظت های ثابت آنزیم , سرعت آنزیمی نسبت مستقیم با غلطت سوبسترا دارد. هرچه مقدار سوبسترا برای مقدارآنزیم معینی بیشتر گردد سرعت واکنش آنزیمی زیادتر می شود . خلاصه اثر غلظت سوبسترا و آنزیم در شمای زیر نشان داده شده است .
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3631 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
فهرست مطالب
عنوان مطلب صفحه
مقدمه ...................................... 1
رفتار عمومی برشی پارچه های تاری پودی .. 4
تغییر شکلهای پیچیده پارچه و معرفی پدیده برش 5
تعریف برش پارچه (Shearing)............... 7
طبیعت برش .................................. 7
مسأله عملی برش ............................. 16
1-1- منحنی برش پارچه 20
1-3-1- منحنی رفت و برگشتی برش ( دو طرفه ) 21
1-3-2- منحنی برش یکطرفه ............. 25
1-2- خصوصیات برش پارچه ......................................... 28
1-4-1- رفتار برش پارچه ............... 28
1-4-2 رابطه بین تغییر شکل برشی و خمشی پارچه 36
فصل دوم : روشهای آزمایشی برش پارچه های تاری پودی 38
2-1- مقدمه.................................. 39
2-2- روش آزمایشی Cusick ................. 44
2-3- روش آزمایشی KES (سیتم ارزیابی کاواباتا) 49
2-3-1- مقدمه........................... 49
2-3-2- تاریخچه پیدایش دستگاه KES .... 50
2-3-3- معرفی و شناخت آزمایش برش توسط دستگاه KES 52
2-4- روش آنالیز تصویری .................. 59
فصل سوم : استفاده از روش آنالیز المان محدود
در بررسی تغییر فرم برشی پارچه تاری پودی .. 66
3-1- مقدمه ای بر تجزیه و تحلیل تغییر شکل های پیچیده پارچه ............................................. 67
3-1-1- ساختمان پارچه و فرض پیوستگی آن. 68
3-1-2- سیمای تغییر شکل پارچه......... 70
3-1-3- اندازه گیری کرنش............... 72
3-1-4- اندازه گیری تنش............... 74
3-1-5- روابط تنش – کرنش.............. 75
3-1-6- حالتهای خاص.................... 76
3-1-7- بررسی اعتبار روابط ............ 78
3-2-2- اصول آنالیز المان محدود ( با استفاده از نتایج آزمایش KES)............................... 81
3-2-3- محاسبات تئوریک آنالیز برش ... 83
3-2-3-1- تغییر شکل برش پارچه ....... 83
3-2-3-2- توزیع کرنش برشی .......... 84
3-2-3-3- توزیع تنش برشی ............ 86
3-2-3-4- عناصر ثابت در معادله....... 88
3-2-3-5- مدول برشی.................. 89
3-2-3-6- روش محاسبة مدول برشی (C33) با استفاده از مدول کششی (C22 ).................................................. 91
فصل چهارم : خصوصیات برشی پارچه های تاری پودی در جهات مختلف پارچه 92
4-1- مقدمه.................................. 93
4-2- مدلسازی برای خصوصیات برشی غیرهمگون (آنیزوتروپیک ) 95
4-3- نمودارهای قطبی مدل برشی ........... 97
4-3-1- صور عمومی.................... 97
4-3-2- اثردانسیتة بافت بر روی برش پارچه ..... 100
4-4- ارتباط بین سختی برشی و هیسترسیس در جهات مختلف پارچه .................................................. 102
منابع و مراجع .................................... 105
فهرست اشکال
عنوان شکل صفحه
شکل 1- نمایه عمومی برش ............... 8
شکل 2- برش ساده سازی شده با اعمال نیروی کششی و نمایه شماتیک
نیروهای موثر در پدیده برش پارچه تاری پودی 12
شکل 3- مدل شبکه ای ................... 16
شکل 4- دستگاه آزمایش گر برشی استفاده شده توسط Treloar ( 1956) ، نیروهای موثر در آزمایش برش ......... 19
شکل 5- منحنی عمومی برش پارچه ( بعد از Cusick 1961 ) 22
شکل 6- منحنی تنش – کرنش پارچه های تاری پودی در حین تغییر شکل برشی...................................... 27
شکل 7- منحنی های برش بدست آمده توسط Treloar (1965) ، برای پارچه های پنبه ای با نمونه مربعی شکل . 29
شکل 8- منحنی های برش به دست آمده توسط Treloar (1965) برای پارچه های پنبه ای با نمونه به شکل متوازی الاضلاع 30
شکل 9- منحنی های برشی بدست آمده توسط Treloar (1965) . برای پارچه ویسکوزریون با نمونه متوازی الاضلاع 31
شکل 10- منحنی های برش به دست آمده توسط Cusick (1961) . مقایسه ای بین پارچه های فاستونی ، ریونی و پنبه ای 32
شکل 11- منحنی های برش به دست آمده توسط Cusick (1961) . برای پارچه سرژه ای ....................... 32
شکل 12- مدل ارائه شده برای تشریح رفتار برشی پارچه 33
شکل 13- منحنی حاصل از مدل ارائه شده برای تشریح رفتار برش پارچه ................................ 33
شکل 14- مقایسه مدل ها با مقادیر مختلف 36
شکل 15- نمای کلی برش پارچه............ 39
شکل 16- تغییر فرم زاویه ای و طولی .... 40
شکل 17- اصول آزمایش های برش .......... 41
شکل 18- نواحی تغییر شکل یافته پارچه تحت اثر نیروی کششی در جهت اریب پارچه.................................................. 43
شکل 19- دیاگرام نسبت بین نیروی کششی P و ازدیاد طول در نمونه بریده شده در جهت اریب (45 درجه ) 44
شکل 20- مکانیزم ابتدایی دستگاه برش پیشنهادی Morner & Olofssom (1957) 47
شکل 21- فرم ابتدائی برش پارچه......... 47
شکل 22- مکانیزم ابتدایی دستگاه برش یشنهادی Cusick (1961) 47
شکل 23- نمونه برش یافته با نمایش زوایا و نیروهای برشی 47
شکل 24- نمایش کشش در پدپده برش تحت تاثیر کوپل های برشی و وزن فک پایینی 48
شکل 25- شماتیک دستگاه آزمایشگر KES ... 54
شکل 26- دیاگرام و اصول ارز یابی برشی KES 55
شکل 27- شیوه عملکرد دستگاه آزمایشگر برشی KES 56
شکل 28- روش آزمایش مرسوم برای تعیین مدول برشی مواد سخت 57
شکل 29- نیروهای اعمالی روی نمونه پارچه در دستگاه آزمایشگر برشی KES ............................................. 58
شکل 30- نحوه چیدمان ابزار آزمایش برای آنالیز تصویری 60
شکل 31- تصاویر دیجیتالی ثبت شده از نمونه کشیده شده 61
شکل 32- تغییرات gray-scale در تصویر دیجیتالی نمونه کشیده شده ...................................... 63
شکل 33- یک سلول بافت پارچه تاری پودی در نمایی بزرگ شده 64
شکل 34- برآیند های نیروی تنش و کوپل های نیروی تنش 74
شکل 35- مدل المان محدود برای جسم پیوسته دو بعدی 81
شکل 36- نمونه پارچه تغییر فرم داده شده ، و ارز یابی شده توسط آنالیز المان محدود ............................................ 83
شکل 37- تغییر تنش برشی در طول جهت کوتاه تر نمونه 87
شکل 38- تغییر تنش برشی در طول جهت بزرگتر نمونه 87
شکل 39- نمودار های عمومی قطبی برای سختی برشی پارچه ( G ) ...................................... 98
شکل 40- نمودارهای عمومی قطبی برای هیسترسیس برشی پارچه ( 2HG و 2HG5 ) 99
شکل 41- نمودارهای قطبی پارامتر های برش تحت تاثیر دانسیته بافت ................................. 101
شکل 42- ارتباط بین سختی و هیسترسیس برشی در جهت های مختلف پارچه های تاری پودی ............................................. 103
مقدمه
پارچه های نساجی در هنگام استفاده های معمول و کاربرد های عملی ، مثل پوشش لباس ، مصارف خانگی و مصارف صنعتی ، تحت یک سری از تغییر شکل های پیچیده قرار می گیرد . این تغییر شکل ها شامل : افت پارچه ، چروک یا تا خوردگی ، کیفیت زیر دست ، خمش پذیری و دیگر اثراتی است که مرتبط با اصول زیبایی پارچه
می باشند .
پدیده برش، یکی از همین تغییر شکل های پیچیده است که در سطح پارچه اتفاق
می افتد . به نظر می رسد که به این خصوصیت فیزیکی – مکانیکی پارچه به دلیل آنکه در ظاهر دیده نمی شود ، در قیاس با دیگر فرم های تغییر شکل پارچه ، کمتر توجه شده است . در حالی که باید اذعان نمود که قابلیت منحصر به فرد پارچه برای پوشش سطوح سه بعدی ، در گرو همین پدیده می باشد .
توانایی پارچه برای پذیرش تغییر شکل برشی ، یکی از ملزوماتی است که پارچه
می تواند به عنوان پوشاک ، بر بدن انسان انطباق داشته باشد ، بدون آنکه ایجاد احساس ناراحتی کند پارچه به عنوان جسمی جدایی ناپذیر از نیاز های بشری مورد استفاده های گوناگون قرار می گیرد ، بدون آنکه اغلب مصرف کنندگان – و یا حتی برخی کارشناسان علم نساجی – اطلاع داشته باشند که کاربرد های ویژه پارچه در قیاس با دیگر مواد جهان پیرامون ، به پدیده برش مربوط است . رفتار برشی پارچه
– با توجه به منابع موجود – نسبت به دیگر خصوصیات و رفتار های پارچه کمتر مورد ارزیابی قرار گرفته است و البته تا کنون هیچ استاندارد اجرائی برای آن تعیین نگردیده است .
منظور از انتخاب این موضوع برای سمینار کارشناسی ارشد اینجانب ، آشنایی شنونده یا خواننده با مفاهیم اساسی برش ، این پدیده مهم فیزیکی مکانیکی پارچه و دخیل در کاربرد های معمول و روزمره پارچه می باشد .
برای نیل به این هدف ، در فصل اول مفهوم برش پارچه تاری پودی ، رفتار و منحنی مربوطه از نگاهی ساده در چند بخش مختلف به تفصیل تشریح می شود و در ادامه ارتباط برش با تغییر شکل خمشی پارچه ، روشن می گردد .
در فصل دوم ، به روش های آزمایشی مهمی که تا کنون برای ارزیابی خصوصیات برشی پارچه های تاری پودی در منابع ذکر شده اند ، پرداخته می شود ؛ که از این دست می توان به دستگاه آزمایش گر برشی Kawabata اشاره نمود که هم اکنون به عنوان روش پیشرو برای تعیین مقادیر مختلف برش ، استفاده می گردد . همچنین در این فصل شیوه آنالیز تصویری برش پارچه که در سال 2005 ، به شیوه عکس برداری از پروسه برش مقادیر آن را ارزیابی می نماید ، نشان داده می شود .
در فصل سوم تغییر شکل برشی پارچه به وسیله روش تجزیه و تحلیل المان محدود (Finite Element Analysis ) بررسی می شود و مقادیر مختلف برش از جمله تنش برشی ، کرنش برشی و روابط آنها به وسیله محاسبات تئوریک آنالیزی بیان
می گردد .
در فصل چهارم مدل ریاضی ارائه شده برای خصوصیات برشی ذکر می گردد ؛ تا از طریق آن و نمودار های قطبی حاصله ، خصوصیات برشی پارچه تاری پودی در
جهت های مختلف تبیین گردد .
فصل اول
رفتار عمومی برشی پارچه های تاری – پودی
1-1- تغییر شکلهای پیچیده پارچه و معرفی پدیده برش
پارچه های نساجی در هنگام استفاده و کاربردهای عملی ، تحت یکسری تغییرشکلهای پیچیده قرار می گیرند که این تغییر شکلها شامل افت پارچه ( Drape) ، زیر دست پارچه (Handle ) ، چروک شدن (Wrinkle ) یا تا خوردگی (Crease) و دیگر اثراتی که مرتبط با زیبایی پارچه است، می باشد. واضح است که مصرف کنندگان پارچه ها ، بازرگانان و یا تولید کنندگان منسوجات ، این سری از کیفیتهای پارچه را بصورت ذهنی و با تجربه عملی ارزیابی می کنند، اما اگر یک کارشناس نساجی بخواهد خصوصیات فیزیکی – مکانیکی و کیفیتی پارچه را مورد مطالعه قرار دهد
می بایست این تغییر شکلهای پیچیده را بطور عملی بررسی نماید در واقع مطالعه مکانیک ساختمانی پارچه ، تمامی این موارد را در بر می گیرد. ]1[
یکی از خصوصیات بارز و مهم منسوجات ، خصوصیات خمش پذیری و انعطاف آنها در مقایسه با دیگر مواد در جهان پیرامون می باشد این خصوصیت ویژه پارچه ، ناشی از مواد تشکیل دهنده آن ، یعنی الیاف می باشد بطوریکه وقتی پارچه خم می شود ، الیاف می توانند در کنار هم حرکتی نسبی داشته باشند این حرکت نسبی می تواند بین تک تک الیاف مجاور و یا بین دسته های الیاف مجاور (نخ ) رخ دهد در واقع پارچه
– پارچه ای که در این تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته است تاری پودی است –
می تواند تحت یک انحناء خم شود ؛ ولی اگر تحت دو انحناء یا بیشتر خم شود پدیده برش (Shear) ، رخ می دهد پس بطور کلی می توان این پدیده را بدین صورت توضیح داد : برش ، تغییر زاویه بین نخهای متقاطع است و همچنین به عنوان نتیجه خمش و تابیده شدن نخهای بین نقاط تقاطع نیز تعریف می شود. ]4[
برای مطالعه مکانیک تغییر شکلهای پیچیده لازم است ابتدا مطالعات آزمایشگاهی و تئوریهای تغییر شکل مورد توجه قرار گیرند سپس این تغییر شکلها را به شکلهای ساده تر تبدیل نمود و در نهایت مبانی علمی رفتار پارچه تحت تغییر شکلهای ساده بکار گرفته شود. ]1[
مکانیسم برش پارچه ، بر خصوصیات دیگر تغییر شکلهای پارچه مثل افتایش ، خم پذیری و انعطاف و کیفیت زیر دست پارچه تأثیر گذار است. این نوع تغییر شکل بر خصوصیات فیزیکی – مکانیکی عملیاتی مثل کشش و خمش که در جهتهای تار ، پود یا دیگر جهات فرعی پارچه کاملا ً غیر یکسان هستند نیز تأثیر گذار است. کلا ً مصارفی که در حین استفاده از پارچه ، تنش در دو محور یا چند محور دخیل هستند یا مصارفی که تنش در حین استفاده بیشتر از حالت عادی تنش وارده به پوشاک است خصوصیت برشی تأثیر گذار است و بنابراین قابل ملاحظه است که این رفتار مهم مورد مطالعه قرار گیرد زیرا خواص برش ، نقش بسیار مهمی در خصوصیات فیزیکی مکانیکی پارچه بر عهده دارد .]2[
1-2- تعریف برش پارچه (Shearing)
در هنگام استفاده از پارچه زمانیکه پارچه، تحت تغییر شکلهای پیچیده قرار
می گیرد رفتار برشی که یکی از تغییرشکلهای مهم فیزیکی – مکانیکی در پارچه است می تواند روشن کننده خصوصیت اجرایی و عملی پارچه باشد تغییر شکل برشی یکی از خصوصیات بارز پارچه نساجی می باشد که دیگر مواد به شکل ورقه نازک مثل کاغذ یا پلاستیک ، چنین قابلیتی ندارند این ویژگی پارچه را قادر می سازد تا تغییر شکلهای پیچیده را متحمل شود و توانایی پوشش بدن انسان را داشته باشد . همچنین خصوصیت برشی روی خم پذیری ، انعطاف پذیری و زیر دست پارچه تأثیر گذار است و نه تنها برای پارچه های تاری پودی که برای انواع کامپوزیت های
- پارچه های ترکیبی – نساجی نیز از مسائل حائز اهمیت می باشد. ]5[
1-2-1- طبیعت برش
اگر چه در نظر اول ، برش مفهومی بسیار ساده دارد اما در مطالعه جزئیات ، پیچیدگیهایی بوجود می آید. تحقیقات انجام شده توسط Trelor & Spivak در دانشگاه منچستر و Grosberg & Park در دانشگاه لیدز این موضوع را به شکل مطلوبی توجیه کرده است . برای طرح مسأله برش بهتر است در ابتدا کرنش برشی (Shear strain) که توسط Love(1927) و Jeager(1962) مطالعه شده است مورد بحث قرار گیرد .
کرنش برشی خالص عبارت است از تغییر شکل یک جسم بوسیله ازدیاد طول یکنواخت در یک جهت و انقباض در جهت عمود به آن که از این رو مساحت جسم ثابت باقی می ماند. این نوع تغییر شکل در شکل 1 آمده است .
شکل 1- (a) برش خالص . (b) برش ساده . (c) نمایه عمومی برش. [1]
اگر کرنش در یک جهت باعث ازدیاد طول به اندازه گردد طول خط موازی با جهت ازدیاد طول ، به مقدار می رسد و از آنجا که مساحت ثابت است خط در زاویه عمود به آن کاهش طول داده و طولش به مقدار می رسد در جایی که کرنش کم باشد مورد اخیر مساوی با است که مقدار عددی کرنش برای ازدیاد طول و همچنین کاهش طول مساوی خواهد بود. با توجه به شکل ، دیده
می شود که چهار گوش abcd با حالت اریب در جهت کرنش اصلی ، تغییر شکل داده است ، ولی مساحت آن تغییر نکرده است بنابراین اضلاع آن نسبت به حالت قبل دارای زاویه خواهد بود ؛ و زوایا در گوشه ها به اندازه 2 از مقدار به مقدار تغییر نموده است با توجه به قضیه فیثاغورث می توان بیان نمود که اضلاع چهارضلعی abcd به اندازه :
طولشان اضافه شده است که با بسط آن می توان نشان داد مقدار آن ، می باشد حال اگر چهارگوش abcd را بچرخانیم به شکلی که یکی از اضلاع موازی جهت اصلی قرار گیرد کرنش برشی ساده آن در شکل (b .1 ) نشان داده شده است جابجایی واقعی یا برش گوشه های چهار ضلعی در جهتهای cg,bf,ae وdh می باشد که موازی یکدیگرند .
با این تفاسیر اگر یک چهار وجهی در نظر گرفته شود که گوشه های آن به یکدیگر عمود و موازی با جهت برش ساده باشند بعد از اعمال برش ، شکل آن مطابق با شکل (c10) خواهد بود که این تغییر شکل در واقع ایده اولیه برش است که اضلاع آن در جهت عمودی با زاویه هم جهت با برش ، زاویه دار می گردند مقدار کرنش برشیtg است که می توان نشان داد مساوی با tg2 می باشد و برای کرنشهای کوچک، خواهد بود .
بعد از ارائه یک نمایه از کرنش برشی ، نوبت به تنش برشی می رسد؛ تنش برشی عبارت است از نیروی وارده بصورت تانژانتی به صفحه ( یا در طول یک خط اگر با صفحه های دو بعدی مواجه باشیم ) البته این پدیده بصورت متوازن انجام می شود یعنی نیرویی در جهت مخالف و در یک صفحه موازی با آن وجود دارد تا نیروی گشتاور ثانویه حاصل از آن، از چرخش جلوگیری نماید .
بعد از این توضیح ، واکنش ناشی از اعمال تنش برشی به یک نمونه پارچه مورد بررسی قرار می گیرد؛ در حالت کلی تغییر شکلهای پیچیده ای ناشی از بردارهای تنش ایجاد می گردد که مهمترین مسأله تغییر شکل در جهت تنش برشی است که به آن کرنش برشی (tg ) گفته می شود و ارتباط بین این دو فاکتور منحنی تنش – کرنش می باشد این تنش سبب می شود نمونه بصورت آزادی برش پیدا نماید و بعد دیگر آن به شکل دلخواه تنظیم شود همانند آزمایش استحکام که سبب می شود انقباض بصورت آزادانه در جهت دیگر رخ دهد.
در شکل (a.1) تعادل برش خالص که ترکیب تنش کششی مثبت و منفی در جهتهای
عمود به یکدیگر می باشد نشان داده شده است اما برای حالتهای دیگر تغییر شکل برشی ، دارای توزیع کرنش کششی دقیقا ً یکسان و همگون نیست بلکه سبب ازدیاد طول در bd و فشردگی در طول ac می شود اما نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که همراه با این کرنش ، تنش نیز وجود دارد و این موضوع موجب یک مشکل حقیقی می شود : پارچه های نساجی ، ورقه های نازکی هستند و تنش فشردگی
نمی تواند ایجاد شود بلکه به راحتی تورم یا بادکردگی (buckling) بوجود
می آید. ]1[
بسیاری از محققین و متخصصین نساجی ، در پی مطالعات پیرامون پدیده برش بر این باورند که باد کردگی در حین عمل برش ، تقریبا ً بزگترین مشکل برای طراحی یک دستگاه آزمایشگر ایده آل می باشد .
بطور کلی می توان اظهار نمود که اندازه گیری برش و کمانش ( بادکردگی ) موادی که به شکل ورقه ای می باشند و سختی کششی و سختی خمشی آنها بسیار پائین است
- به راحتی کشیده یا به راحتی خم می شوند - نیازمند دستگاههای با دقت بالا
می باشد. ]5[
برای جلوگیری از بادکردگی یا تورم زودرس و همچنین برای آنکه بتوان برش بزرگ و قابل توجهی ایجاد نمود، در جهت موازی با محور ad ، نیروی کششی اعمال می شود
که در شکل (a.2) نشان داده شده است .
وجود نیروی P پرواضح به نظر می رسد و از اجزاء تنش کششی T می باشد همچنین موازی با محور ac و مساوی یا بیشتر از تنش فشردگی t می باشد. این نیرو از هر گونه تمایل به تورم در جهت ac جلوگیری می نماید .
کرنش فشردگی ممکن است در طول محور ac ثابت باشد و این موضوع به واسطه نسبت پواسون است که ناشی از کرنش bd می باشد و به خودی خود یا کشش اضافی در همان جهت افزایش می یابد. اگر چه Treloar به سال 1965 نشان داده شده است که تنشهای فشاری داخلی را در همه جهات پارچه نمی توان حذف نمود .
شکل 2- (a ) نمایه برش ساده سازی شده با اعمال نیروی کششی . (b ) نمایه شماتیک
نیروهای موثر در پدیده برش پارچه تاری پودی .[1]
حال اگر خط AB با طول واحد به گونه ای در نظر گرفته شود که زاویه نرمال را با جهت وارد شدن تنش کششی T داشته باشد از آنجائیکه تنش کششی می تواند در جهت خط هم جهت با وضعیت نرمال نیرو وارد نماید نیروی وارد به AB بواسطه تنش کششی به مقدار خواهد بود و اجزاء عمود به خط AB می توانند به مقدار باشند. به همین شکل تنش t می تواند در طول قطر بواسطه برش تأثیر داشته باشد که اگر کشش بصورت مثبت در نظر گرفته شود :
AB تنش خالص کششی عمود به = t
(1)
اگر رابطه را بر اساس t خلاصه کنیم خواهیم داشت :
(2)
که :
مقدار ماکزیمم و مینیمم t می تواند در جهتهای مختلف بوسیه که با معنی می دهد تعیین گردد در واقع مقادیر ذیل تنشهای اصلی هستند که به محورهای اصلی وارد می شوند :
در جهت (3)
در جهت (4)
اگر T مثبت باشد اولین عبارت مثبت است در حالیکه دومی می بایست منفی باشد از اینرو با تنش فشردگی ارتباط دارد. با بسط این موضوع برای تنش فشردگی داریم :
(5)
= T >> t
پس می توان گفت با افزایش نسبتا ً کافی تنش کششی T نسبت به تنش برشی ، تنش فشردگی به مقداری کاهش خواهد یافت تا تورم صورت نپذیرد .
در عمل یک کشش ثابت بکار گرفته می شود، در حالیکه تنش برشی به تدریج اضافه می گردد تنش فشردگی با نرخ کمی افزایش می یابد اما در نهایت باعث تورم
می شود در حقیقت آغاز تورم ( باد کردگی ) پارچه ، یک مسأله پایدار الاستیکی است که به بزرگی فشردگی ، دیگر تنشها ، و ابعاد دیگری که این عمل روی آنها انجام
می شود و سختی خمشی پارچه مربوط است .
از توضیحات فوق این موضوع بر می آید که اگر چه وضعیت کرنش کاملا ً مشخص نمی باشد اما شباهت نزدیکی میان آزمایش برشی و آزمایش استحکام در زاویه 45 نسبت به جهت برش وجود دارد. برای پارچه های بافته شده این بدان معناست که آزمایش برش در ارتباط با آزمایش استحکام در جهت مایل است ( یا بالعکس ، آزمایش استحکام با آزمایش برش در جهت مایل ارتباط دارد ) یکی از موارد جذاب آزمایش برش این است که در هر گوشه مرکزی ، کرنش بصورت مثبت و منفی نمود دارد که این موضوع در آزمایش استحکام امکان پذیر نمی باشد. در مبحث برش پارچه توجه اصلی به نوعی مواد خاص محکم که نسبت پوآسون کوچکی دارند و تحت کشش محوری ، مساحتشان افزایش می یابد و بنابراین احتیاج به تنش کمکی اضافی برای رسیدن به برش ساده در مساحت ثابت دارند ، سوق داده شد اما اگر یک مدل از میله های متصل به یکدیگر همانند شکل (3) در نظر گرفته شود قابل ملاحظه است که این مدل تحت تأثیر نیروی کشش محوری به حالت برش برسد که علیرغم طول ثابت در اضلاع ، مساحتش کاهش یافته و نسبت پوآسون بالایی دارد. در این وضعیت برابری دقیقی میان آزمایش برش و استحکام کشش محوری وجود دارد. در واقع مدل اخیر -که واقعا ً دارای توزیع کرنش است - را می توان مدل شبیه سازی شده پارچه ای بافته شده دانست تا با ساده سازی نتایج ، فهم موضوع نیز راحت تر باشد. همچنین این مدل عدم همگونی که در پارچه های نساجی ملاحظه می شود را نظیر : مدول کرنش کششی در طول نخ و کرنش برشی در جهت اریب و کمترین مدول برای کرنش کششی در جهت اریب و کرنش برشی در جهت نخها نشان می دهد .
تاکنون در توضیحات اخیر بطور ضمنی فرض شده است که در تمام نمونه های پارچه مورد نظر ، تنش و کرنش یکنواخت می باشد. بالطبع اگر اصول روش اخیر بکار گرفته شود ممکن است تأثیر کرنشهای مختلف جدا گردد یا اگر لازم باشد بخشی به تعداد ثابت و بخشی به تعدادی که در طی آزمایش متغیر است تقسیم گردد از این رو تأثیر تنش کششی کمکی مورد نیاز می تواند کرنش ثابتی ایجاد کند و برش می تواند به عنوان یک اثر جداگانه و مستقل از تنش و کرنش کششی در نظر گرفته شود. ]1[
شکل 3- مدل شبکه ای . (a) بدون کرنش . (b ) کرنش عمودی وقتی که تحت نیروی کششی ،
فشار یا نیروهای برشی قرار می گیرد .[1]
1-2-2- مسأله عملی برش
در بررسی عملی پدیده برش ، مسأله ای که مشکل ساز است بکاربردن نیرو در یک حالت آزمایشی است زیرا این نیرو نمی تواند سبب توزیع تنش یکنواخت در نمونه شود. همچنانکه Treloar در سال 1965خاطر نشان ساخت : در عمل ، اعمال نیرو به یک ورقه که سبب یک تنش ایده آل برشی شود غیر ممکن است .
در اغلب موارد بهترین کار استفاده از روش ساده ای است که Treloar در سال 1965 ابداع کرد که شماتیک این روش در شکل 4 نشان داده شده است همانطور که از شکل بر می آید نمونه پارچه توسط بخشهای AB و DE گرفته شده است و تحت تأثیر نیروی عمودی W در نقطه C و نیروی افقی F وارد به بخش DE می باشد که در نتیجه این نیروها زاویه برشی پدید می آید. حاصل نیروهای F و W به فک پائینی در نقطه C اثر می کند البته می بایست نیروهای مساوی و در جهت مقابل آن نیرو در پارچه وجود داشته باشد. این نیرو از داخل پارچه و در همان راستا و به مقدار مساوی اما در خلاف جهت وجود دارد و از طریق پارچه به فک AB منتقل می شود که در شکل (b.4( برای یک نمونه چهارگوش مربعی نشان داده شده است. همانطور که از شکل (b.4) برمی آید یک وضعیت عدم تقارن وجود دارد که دال بر عدم توزیع یکنواخت تنش می باشد و نیروی حاصل میان هر فک و نمونه بصورت نایکنواختی در طول فک توزیع می گردد و این شکل توزیع ، محاسبه اثر آن را به دلیل خصوصیت الاستیک نمونهکهشامل خصوصیتغیرخطیو آنیزوتروپیک است مشکل خواهد ساخت.
در شکل (c.4) سه دیاگرام نشان داده شده اند که مسأله عدم تقارن و بالطبع نایکنواختی توزیع تنش را نشان می دهند که در آنها کرنش برشی و همچنین نسبت F
به W تغییر می کند .
Treloar همچنین مشخص کرد که این وضعیت به هنگامیکه نمونه دارای نسبت عرض به طول بالایی باشد ساده تر خواهد بود این موضوع در شکل (d. 4) نشان داده شده است. وی با مشکلی که پیش از این نیز مطرح شد یعنی چروک یا تورم در آزمایش برش بصورت عملی و تئوری برخورد نمود و نشان داد تأثیر آن به شرطی که از نمونه پهن استفاده شود کمتر خواهد بود؛ بطوریکه عنوان کرد که نسبت عرض به طول نمونه باید 10 به یک باشد .
همچنین Treloar مسأله ای دیگر را مورد بحث قرار داد که در رابطه با توزیع تنش و مشکل ناشی از آن می باشد زیرا سبب منحرف شدن فک پائینی می گردد .
در ادامه این بحث ، چگونگی محاسبه پارامترهای برشی شامل زاویه برش ، کرنش برش tg ذکر می گردند اگر چه باید توجه داشت به دلایل ذیل نیروی برشی
نمی تواند تنها F در نظر گرفته شود .
فرض کنید به عرض نمونه پارچه ، تعدادی نخهای آزاد مطابق شکل (e. 4) وجود داشته باشد و به آن نیروی عمودی Wtg وارد شود این نیرو سبب می شود تماس نخها در جهت زاویه بصورت عمودی باشد البته نخهای آزاد با این تعریف مقاومت برشی ندارند با این وضعیت باید پذیرفت مقدار Wtg از نیروی F کاسته شود تا
نیروی مؤثر بر برش یعنی S حاصل آید:
S= F - Wtg (6)
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 438 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 74 |
تاریخچه :
شرکت یزدباف« سهامی عام » در سال 1335 با سرمایه اولیه یکصد میلیون ریال برای ایجاد کارخانجات ریسندگی بافندگی و چاپ و تکمیل انواع پارچه های نخی تأسیس گردید .
در اولین مرحله با 400 دستگاه بافندگی در سال 1339 شروع به بهره برداری گردید و پس از آن واحد رنگرزی و چاپ و تکمیل پارچه نصب و راه اندازی شد .
هم زمان برای تأمین نخ مورد نیاز نسبت به ایجاد واحد ریسندگی اقدام نمود و به تدریج طی چند مرحله توسعه یافت .در سال 1354 تعداددستگاه های بافندگی به 1309 دستگاه با تولید روزانه 150000 متر پارچه خام و تعداد دوکهای ریسندگی به 54000 دوک و تولید روزانه 15000 کیلو انواع نخ با نمره 20 تا 30 رسید .
از سال 1359 با رهنمودهای سومین شهید محراب حضرت آیت الله صدوقی ایجاد کارخانجات جدید در دستور کار قرار گرفت . پس از مطالعات اولیه از سال 1360 عملیات ساختمانی طرح توسعه برای ایجاد 65000 متر مربع سالن های سرپوشیده بتن آرمه آغاز و هم زمان مطالعه و بررسی برای انتخاب ماشین آلات تولیدی طرح شروع گردید .
گزارش مختصری از کارخانه:
|
|
کارخانجات قدیم |
کارخانجات جدید |
|
سال تأسیس |
1335 |
1360 |
|
سال بهره برداری |
1338 |
1370 |
|
مساحت کارخانه |
120000متر مربع |
80000 متر مربع |
|
ساختمان |
55000متر مربع |
65000 متر مربع |
|
بخش های کارخانه |
ریسندگی بافندگی تکمیل |
ریسندگی بافندگی تکمیل |
|
تعداد کارکنان |
1500 |
500 |
|
تعداد شیفت کاری |
3 |
3 |
|
ظرفیت تولید روزانه ریسندگی |
15000 کیلوگرم |
17000کیلوگرم |
|
ظرفیت تولید روزانه بافندگی |
150000متر مربع |
200000متر مربع |
|
ظرفیت تولید روزانه تکمیل |
15000متر مربع |
|
|
نوع محصول |
چیت – پوپلین – چلوار |
متقال باعرض100تا315سانتیمتر |
|
سهم صادرات |
15 درصد |
55 درصد |
عملیات ساختمان سازی سالن های اصلی و جنبی طرح و خرید و نصب و راه اندازی ماشین آلات خط ریسندگی با ظرفیت روزانه 17 تن نخ و نیز ماشین آلات مقدمات بافندگی و بافندگی ، 360 دستگاه تولید، نماید به تدریج و تا اواخر سال 1370 پایان یافت و بهره برداری از آن شروع شد .
سهم عمدهای از محصولات کارخانه جدید برای صادرات در نظر گرفته شده است . با وجود رقابت شدید در بازارهای جهانی برای پارچه های متقال خام وطی سال های 72تا 7 4 به ترتیب 895000 و 8200000و 14000000 متر مربع به ارزش 9850000 و 12 میلیون مارک متقال خام و پارچه تکمیل شده به کشورهای آلمان ، ایتالیا ترکیه و یونان و کره جنوبی صادر گردید .
ایجاد و راه اندازی واحد رنگرزی و چاپ و تکمیل طرح و توسعه امکان رسیدن به هدف صدور بیش از 50%از تولیدات و با ارزش افزودهای به مراتب بیش از متقال خام را فراهم مینماید .
تقسیم بندی الیاف مورد استفاده در صنعت نساجی
الیاف مورد استفاده در نساجی به دو گروه تقسیم بندی می شوند:
الیاف طبیعی و الیاف مصنوعی
الیاف طبیعی به الیافی اطلاق می شود که به صورت طبیعی وجود دارد و تنها بایستی یکسری عملیات جهت تبدیل آنها به محصولات بالا دستی و کاربردی انجام گیرد.
الیاف طبیعی نیز به سه گروه الیاف پروتئینی و الیاف سلولزی و الیاف معدنی قابل تفکیک هستند .
الیاف سلولزی یا الیاف گیاهی بر مبنای سلولز می باشند که بیشتر از گیاهان و موادی که سرشار از سلولز می باشند تهیه می شوند . این الیاف نیز به چهار گروه عمده تقسیم می شوند.
طبقه دیگری از الیاف طبیعی الیاف پروتئینی یا حیوانی می باشند . این الیاف نیز به دو گروه عمده تقسیم می شوند:
1- الیاف رویشی مانند پشم
2- الیاف ترشحی مانند ابریشم.
دسته سوم الیف طبیعی الیاف معدنی می باشند که از این گروه می توان پنبه نسوز و یا اسبست که به پنبه کوهی معروف است را نام برد .
همان طور که گفته شد به جز الیاف طبیعی دسته دیگری به نام الیاف مصنوعی وجود دارد که به دودسته الیاف بازیافتی و الیاف سنتتیک تقسیم بندی می شود .
الیاف بازیافتی به الیافی گفته می شود که مواد اولیه آنها در طبیعت وجود دارد ولی به شکل لیف نیست که به سه دسته تقسیم بندی می شود :
1. الیاف بازیافتی سلولزی
2.الیاف بازیافتی پروتئینی
3. الیاف بازیافتی معدنی
الیاف سنتیک نیز به پلی آمیدها ، پلی استرها ، پلی اکریل ها ، پلی واینیل ها ، پلی اولفین ها و پلی اورتان تقسیم می شود.
تئوری رنگرزی
الیاف طبیعی مثل الیاف سلولزی و پروتئینی دارای سطوح داخلی خیلی بزرگ هستند که دارای شیار می باشند. وقتی الیاف نمناک می شوند آب به سرعت به داخل این شیارها نفوذ می کند و مقدار زیادی از این شیارها پر از آب می شود و به همین ترتیب رنگ های محلول نیز می تواند در شکاف ها نفوذ نماید .
اغلب الیاف مصنوعی در مقایسه با الیاف طبیعی سطوح داخلی کمتری دارند.
با این حال محلول های رنگ هایی که برای رنگرزی این الیاف به کار می روند توانایی نفوذ بین مولکولهای الیاف را دارند در صورتی که آب همیشه توانایی انجام چنین کاری را ندارد.
رنگ ها مواد فعال کننده سطح هستند و به این علت وقتی در آب حل می شوند بیشتر تمایل دارند در سطح محلول جمع شوند تا به پخش در درون محلول . معمولاًغلظت زیاد متناسب با رنگرزی عمیق نمی باشد و عوامل دیگری دررنگرزی دخالت دارد.
این عوامل نیروهای شیمیایی است که بین مولکولهای رنگ و مولکولهای الیاف و همچنین ما بین مولکولهای رنگ عمل می کند و به این ترتیب واکنش پیوستن مولکول رنگ به الیاف از نوع جذب سطحی است .
چهار نیروی موثردر جذب و نفوذ مولکول رنگ به الیاف عبارتست از:
در زیر به بررسی هریک می پردازیم :
الف) پیوندهای هیدروژنی:
اتم هیدروژن با قبول زوج الکترون های منفرد اتم دهنده این پیوند را تولید می نماید، مثال ساده در این زمینه مولکول آب می باشد که دارای نقاط ذوب و جوش خیلی بالا نسبت به آنکه انتظار می رود دارد زیرا آن توسط پیوند هیدروژنی به هم متصل میشود.
پیوندهای هیدروژنی ضعیف بوده و اغلب به پیوندهای درجه دوم معروف هستند. بیشتر الیاف در رنگ ها دارای گروه هایی هستند که می توانند این پیوندها را تشکیل دهند. این گروه ها را می توان به دو گروه الکترون دهنده و الکترون گیرنده تقسیم کرد. دلایل مهمی وجود دارد که پیوندهای هیدروژنی در رنگرزی بعضی از الیاف دست ساز انسان مانند استات سلولز و احتمالاً الیاف سلولزی دیگری و پروتئینی شرکت می کنند.
مثلاً درمورد الیاف سلولزی می توان به صورت زیر پیوندهای مذکور را نشان داد .
ب) پیوندهای واندروالسی :
در مقایسه با دیگر نیروهای بین اتمی ضعیف تر هستند . نیروهای واندروالسی در مورد رنگ که دارای خواص مخصوص می باشند بیشتر موثر هستند و این موقعی است که هم رنگ و هم الیاف دارای مولکولهای مسطح و طویل باشند(مانند سلولز و رنگ های خمی و مستقیم و یا سلولز استات و رنگ های دیسپرس ) و یا هم در مولکول و هم مولکول لیف گروه های هیدروکربن آلیفاتیک یا گروه آروماتیک موجود باشد ( مانند برخی از رنگ هایی که برای رنگرزی پشم و یا بسیاری از رنگ هایی ک برای رنگرزی پلی استر به کار می رود.)
در این حالت ها حضور آب در حمام رنگرزی فرآیند جذب رنگ توسط الیاف را به وجود می آورند. زیرا گروه های هیدروکربن از آب دور می شوند و به هم می پیوندند .این اثر به عنوان پیوند هیدروفوبیک معروف است که به معنای پیوندهای آبگریز میباشد.
ج) پیوندهای یونی :
سومین نوع جاذبه بین رنگ و لیف مربوط به بارهای الکتریکی مختلف بین آنهاست. در آب الیاف به صورت بار منفی ظاهر می شوندو از آنجایی که رنگ قابل حل در آب آنیونی می باشند لذا دارای یون های منفی بوده و بدین جهت نفوذ این گونه رنگ ها در الیاف به سختی انجام می گیرد.
در این موارد لازم است قبل از این که یون رنگ به مواضع غیر پلار نزدیک و موثر واقع شود با رروی الیاف کمتر شده یا به کلی عوض شود (البته این در مورد کاربرد رنگ های کاتیونی برای الیاف آکریلیک صادق نیست )
افزودن نمک ها به حمام رنگرزی اثر مورد نظر را با الیاف سلولزی حاصل می نماید و این عمل را اسیدها با الیاف پروتئین و نایلون انجام می دهند.
نمونه هایی از این واکنش ها رنگرزی پشم است. رنگ هایی که برای رنگرزی پشم به کار می رود اغلب به صورت نمکهای سدیم ( یا نمک سایر فلزات) سولفونیک اسید بوده و محیط رنگرزی اسیدی ( معمولاً سولفوریک اسید رقیق ) می باشد این واکنش ها را می توان به صورت ذیل نشان داد :
در این جا W جزء اصلی مولکول پشم ،HX اسید معدنی و NAD رنگ در فرم نمک سدیم اسید مربوط که معمولاٌ سولفونیک اسید می باشد. در حالت عادی و در آب گروه های آمینو و کربوکسیل الیاف یونیزه می شوند.( مرحله 1)
وقتی که الیاف در حمام رنگرزی اسیدی قرار گیرند اسید به سرعت جذب می شود. یون هیدروژن ، یون های کربوکسیلات الیاف را خنثی می کند.(مرحله 2)
در نتیجه الیاف به صورت بار مثبت ظاهر شده و یون های منفی به طرف آن جذب میگردند . مرحله اول آنیون های اسید (x) وارد شده و با گروه مثبت آمینو جمع میشوند ونهایتاً آنیون های رنگ ( D)که به دلیل بزرگ بودن نسبت به آنیون های اسیدی به کندی حرکت می کنند وارد شده و به ترتیبی که در مرحله 3نشان داده شده است وصل می گردند. چانچه قبلاً اشاره شد اتصال آنها توسط نیروهای غیر پلار تقویت میگردد.
د)پیوندهای کووالانسی :
اینها پیوندهای معمولی شیمیایی بین رنگ و مولکول الیاف می باشند. مولکولهای مذکور به وسیله واکنش بین رنگ راکتیو و مثلاً گروه هیدروکسیل پنبه به وجود می آیند . این پیوندها در مقایسه با نیروهای قبلی قویتر بوده و در هم شکستن آنها خیلی مشکل است . واکنش بالا را می توان به صورت زیر نشان داد :
همچنین در زیر به بررسی رنگ های مناسب برای هر نوع لیف می پردازیم که براحتی نمایش به صورت جدول نمایش می دهیم:
مناسبترین الیاف :++
در درجه دوم اهمیت :+
|
الیاف نوع رنگ |
پشم |
پنبه |
مشتقات سلولز |
پلیاستر |
پلی آمید |
پلی اکریلونیتریل |
|
بازیک |
++ |
++ |
++ |
++ |
++ |
++ |
|
مستقیم |
|
++ |
++ |
|
|
|
|
گوگردی |
|
++ |
++ |
|
|
|
|
آزوئیک |
|
++ |
++ |
++ |
|
|
|
اسیدی |
|
|
|
|
++ |
|
|
خمی |
|
++ |
++ |
|
|
|
|
دندانهای |
++ |
++ |
|
|
|
|
|
دیسپرس |
|
|
++ |
++ |
++ |
++ |
|
راکتیو |
+ |
++ |
|
|
|
|
|
پیگمنت |
|
+ |
|
+ |
+ |
+ |
سرعت در رنگرزی که اغلب زمان نیمه رنگرزی T1/2 به آن اطلاق می شود زمانیست که تعادل در حمام رنگرزی به 50% نهایی رسیده باشد. در این عمل برای خیلی از الیاف هر دو نوع رنگرزی یعنی سریع و آرام دارای اشکالاتی هستند زیرا در اولی رنگرزی به صورت یکنواخت انجام نگرفته و دومی نیز به علت مصرف سوخت زیاد و مسائل اقتصادی و همچنین به علت ضایعات زیاد مقرون به صرفه نیست.
تغییر دما دررنگرزی تأثیراتی به وجود می آورد مثلاً افزایش آن
1) سرعت رنگرزی را بیشتر می کند
2) مقدار رنگ جذب شده به لیف را کم می کند
3) باعث انتقال رنگ از قسمت های با عمق زیاد به نواحی کمرنگ می گردد
مواد اصلی که درحمام های مختلف به کار می روند عبارتند از :
1- اسیدها برای رنگرزی الیاف پروتئینی و نایلون بارنگهای اسیدی
2- قلیاها برای رنگرزی الیاف سلولزی با رنگ های آزوئیک خمی یا گوگردی
3- نمک ها برای رنگرزی اشکال مختلف سلولز با رنگ های اسیدی
4- معرف های فعال کننده سطوح با رنگ های خمی یا دیسپرس و بعضی از رنگهای اسیدی
5- بسترها برای رنگرزی بعضی از الیاف جدید مصنوعی
6- حلال های آلی اغلب برای رنگرزی پشم و بعضی از الیاف مصنوعی
7- معرف های احیاء کننده که در رنگرزی با رنگهای خمی و گوگردی به کار می رود.
شکل و اندازه مولکول رنگ که در خواص رنگرزی دارای تأثیر است مهم می باشد این اثرات را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
الف) نفوذ: مسطح بودن مولکول رنگ خواص رنگرزی را تغییر می دهد هر گروه شیمیایی که در رنگ مستقیم یا دیسپرس استخلاف شود و مسطح بودن آن را به هم زده وچرخشی را در مولکول به وجود آورد به ترتیب مقدار رنگی را که سلولز یا سلولز استات خواهد گرفت کم میکند.
ب) درجه رنگرزی : این اثر بستگی به حجم نازکی یعنی کمترین برش مولکول دارد این یک اثر مکانیکی بوده که هرچه قطر مولکول کمتر باشد بیشتر می تواند به شیارهای الیاف که کمی بزرگتر و عریض تر است نفود نماید.
ج) مقاومت : در سری رنگ های اسیدی که هرکدام دارای تعداد مساوی ( مثلاً 2 تا ) گروه سولفونیک اسید در مولکولشان هستند مقاومت در مقابل شستشو با افزایش وزن مولکولی یعنی ابعاد مولکولی زیاد می گردد.
به طور کلی رنگرزی را می توان به دو صورت انجام داد :
الف) رنگرزی در حمام رنگرزی
ب) رنگرزی توسط چاپ
این روش در زمان های قدیم نیز متداول بوده اند . در این زمان ها رنگرزی در خمهای سفالی انجام می گیرد و امروزه حمام های ضد زنگ با اجزای مختلف مثل بهمزن های قوی به کار برده میشوند و بدین وسیله می توانند منسوجات زیادی در ابعاد مختلفی را در مدت کوتاهی رنگرزی نمایند.
روش چاپ از دوران قدیم در رنگرزی منسوجات معمول بوده است و این عمل به کمک سه شیوه اصلی مکانیکی انجام میگیرد.
چاپ قالبی
در این روش قاب چوبی مناسب حک می شود و سپس نمونه مخصوص توسط یکی از رنگها طراحی میشود، قالب توسط مواد رنگی از قبیل رنگ یا پیگمنت به همراه غلیظ کننده ها مثل چسب یا محلول نشاسته آماده شده و برروی پارچه ها چاپ میشود. قالب های حکاکی شده برای هر قسمت از طرح به وسیله رنگهای لازم به کار رفته و در نتیجه طرح کامل می گردد.
چاپ غلتکی
در اینجا غلتکهای مسی گراور شده برای خمیر چاپ مورد استفاده قرار می گیرد، بدین ترتیب که به تعداد رنگهای موجود در طرح غلتک به کار برده می شود. پس از چاپ پارچه از یک خشک کننده گذشته و توسط بخار عمل فیکس کردن انجام گرفته و بعد از شستشو با صابون نهایتاً خشک می شود.
چاپ توری
در این روش غربالهایی به وسیله پارچه ابریشمی در روی اسکلت چوبی درست شده و طرح ها به غربال انتقال داده می شود. این عمل را معمولاًتوسط متدهای فتوگرافیک با به کاربردن بی کرومات و ژلاتین انجام می دهند.
قسمتی از طرح که ژلاتین قابل حل را شامل می شود توسط شستشو با آب از بین رفته و ژلاتین غیر قابل حل که توسط فرآیند عکاسی به این صورت درآمده برروی ابریشم مانده که توسط خمیر رنگ مربوطه تولید طرح می نماید. حال موقعی که این توری بر روی منسوجات گذاشته می شود و خمیر رنگ به روی آن سریعاً فشار داده می شود . رنگ فقط برروی آن قسمت ابریشمی که باز است نفوذ کرده و توری دوم برای رنگ دوم که قبلاً تهیه شده به کار برده می شود این عمل برای رنگهای بعدی انجام میگیرد.
امروزه هزاران نوع رنگ برای استفاده از رنگرزها و سایر مصرف کننده ها به بازار عرضه شده است و برای این تنوع و تعداد رنگ دلایل مختلفی وجود دارد . رنگ های مختلف از نظر ساختمان شیمیایی می توانند الیاف گوناگونی از پشم گرفته تا پنبه ، استات سلولز، پلی استر ، پلی آمید ، پلی اکریلونیتریل و غیره را رنگ نماید. رنگرزی پلاستیک ها و انواع دیگر پلیمرها رنگهای متنوعی را طلب می کند.
بعد از عملیات رنگرزی کالای رنگ شده در معرض تعدادی عوامل قرار می گیرند . مهمترین این عوامل که در صنایع رنگرزی نساجی مقاومت در برابر آنها سنجیده می شود عبارتند از: نور و شستشو .
مقاومت رنگها در مقابل این عوامل را خواص ثباتی مختلف از نظر کمی توسط آزمایشات استاندارد تعیین می گردد.
در سال 1934 کمیته آزمایشات ثبات انجمن رنگرزها و شیمیدان ها رنگ SDC برای اولین بار روش های تعیین ثبات در مقابل نور و عرق و شستشو را چاپ نمود و تا سال 1984 این کار گسترش یافت . روش های آزمایشی تعیین مقاومت برای حدود سی عامل در مورد چهار گروه از الیاف مشخص گردید. این متدها از نظر بین المللی استاندارد بوده و مورد قبول اکثر صاحبنظران در این گونه صنایع می باشد.
The Society of Dyer and Colorists , brad ford , England (S.D.C)
The American Association of Textile Chemits and Colourists (A.A.T.C.C)
Europaisch - Continental Echtheits – Convention (E.C.E)
این انجمنهای علمی به وجود آورندة سیستم بین المللی است که تحت عنوان ISO مورد استفاده قرار میگیرد.
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 40 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 18 |
چکیده مطالب:
با توجه به گسترش جوامع بشری و نیاز به تولید جنس با کیفیت تر و رشد مصرف الیاف ویسکوز در صنعت نساجی و پوشاک و مزیتهای نسبی نسبت به دیگر الیاف و ثابت ماندن میزان تجارت پنبه در جهان الیاف ویسکوز مورد توجه صاحبان صنایع قرار گرفته است.
در این پژوهش سعی شده تا با ارائه نمونه های عملی و مستدل بر نتایج دستگاه اسپکتروفتومتری این موضوع بررسی مزیت و شرایط رنگرزی کالای ویسکوز و مقایسه آن با کالای پنبه با رنگرزی راکتیو و مستقیم و بررسی جذب رطوبت بازیافتی مورد توجه قرار گرفته است.
هدف از انجام این پروژه درس شرایط جذب رنگ و خواص رنگرزی پنبه ویسکوز و مقایسه آن ها در شرایط یکسان با یکدیگر می باشد. همچنین مقایسه جذب رطوبت بازیافتی این دو کالا قبل و بعد از رنگرزی می باشد ابتدا باید گراف استاندارد رنگرزی پنبه توسط رنگهای اکتیو مستقیم تهیه کرده سپس در شرایط یکسان رنگرزی را انجام دهیم و بعد از انجام آزمایشهای اسپکترو فتومتر نتایج را مورد بررسی قرار می دهیم.
ابتدا باید دو کالای کاملاً مشابه پنبه و ویکسوز تهیه شود که با توجه به شرایط موجود تهیه دو کالای کاملاً مشابه 100% ویسکوز و 100% پنبه مقدور نبود. به همین جهت با تهیه کردن 2 کالای (نخ) مشابه مقایسه این دو میسر گردید.
2-1- مواد مورد آزمایش:
برای انجام آزمایشات مربوطه به 2 دوک نخ 100% پنبه و 100% ویسکوز که هیچ گونه عملیات تکمیلی بر روی آنها انجام نشده باشد نیاز است.
2-2- رنگ مصرفی:
برای انجام این آزمایش از دو رنگ با مشخصات زیر استفاده کردیم.
رنگ اکتیو Rifazol Blue R.S.P
رنگ مستقیم Best Direct Supra Blue Buls
2-3- وسایل آزمایشگاهی:
1- دستگاه کلاف پیچ
2- دستگاه تاب سنج
3- دستگاه استحکام سنج
4- دستگاه نمونه رنگ کنی
5- دستگاه اسپکتروفتومتر
2-3- نحوه انجام آزمایش:
الف) آزمایشات فیزیکی:
این آزمایشات به دو دسته تقسیم می شود دسته اول آزمایش بر روی نخ های مورد مصرف و آزمایش دوم آزمایش جذب رطوبت بازیافتی قبل و بعد از رنگرزی.
ب) آزمایشات شیمیایی:
که این آزمایشات به 4 دسته تقسیم می شود:
دسته اول تأثیر دما بر روی جذب رنگ اکتیو روی کالاهای 100% پنبه و 100% ویسکوز
دسته دوم تأثیر زمان بر روی جذب رنگ راکتیو روی کالاهای 100% پنبه و 100% ویسکوز
دسته سوم تأثیر دما بر روی جذب رنگ مستقیم روی کالاهای 100% پنبه و 100% ویسکوز
دسته چهارم تأثیر زمان بر روی جذب رنگ مستقیم روی کالاهای 100% پنبه و 100% ویسکوز
2-5- تعیین نمره نخ:
ابتدا بوسیله دستگاه کلاف پیچ مقدار 200 متر از هر دوک نخ را پیچیده و توسط ترازوی دیجیتال آن را وزن کرده و ظرافت نخ را براساس فرمول زیر بر حسب Den مشخص می کنیم.
= ویسکوز
= پنبه
2-6- تعیین تاب در متر
بوسیله دستگاه تاب سنج نخ را بر روی دو فک دستگاه نصب می کنیم. سپس برخلاف جهت تاب نخ شروع به چرخاندن می کنیم تا اینکه کاملا الیاف از هم باز شود تا هیچ تابی در آن دیده نشود پس تعداد دورهای تاب خورده از روی دستگاه می خوانیم عدد خوانده شده معرف تاب در متر می باشد.
1 متر × 400 = ویسکوز
1 متر × 450 = پنبه
2-7- تعیین استحکام تا حد پارگی:
توسط دستگاه استحکام سنج این آزمایش را انجام می دهیم این دستگاه شامل شده است از دو فک که یکی ثابت و دیگری متحرک است که به طول ثابت نخ بین آنها قرار می گیرد و با استفاده از نرم افزار مخصوص ازدیاد طول تا حد پارگی و استحکام نخ را به ما نشان می دهد این کار را 10 مرتبه تکرار می کنیم و از نتایج میانگین می گیریم.
نتایج بدست آمده طبق جدول زیر می باشد.
|
استحکام |
ازدیاد طول تا حد پارگی |
|
|
7/0 |
04/0 |
پنبه |
|
5/1 |
3/13 |
ویسکوز |
2-8- تهیه نمونه گردباف:
بعد از انجام آزمایشات بر روی نخ هدف تهیه دو منسوج کاملاً یکسان از لحاظ بافت می باشد لذا از دستگاه گردباف knitting که مخصوص جوراب بافی می باشد 2 نمونه پارچه پنبه و ویسکوز تهیه می کنیم.
2-9- آزمایش جذب رطوبت:
برای انجام این آزمایش 4 نمونه پارچه احتیاج داریم که 2 نمونه آن رنگ شده و 2 نمونه رنگ شده در شرایط زیر احتیاج است. ابتدا 3 گرم از هر نمونه را وزن کرده و در شرایط رنگرزی ایده آل برای 2 نمونه رنگ راکتیو و مستقیم اجرا می کنیم ابتدا نمونه ها را به مدت 30 دقیقه در دمای 70 درجه سانتیگراد قرار می دهیم سپس آنها را وزن کرده و وزن هر کدام را جداگانه بدست می آوریم سپس به مدت 30 دقیقه آن را در دمای محیط قرار می دهیم و آن را وزن می کنیم.
2-10- تأثیر دما بر روی جذب رنگ راکتیور روی کالای 100% پنبه و 100% ویسکوز
طبق گراف استاندارد رنگرزی برای رنگرزی پنبه با رنگ راکتیو رنگ با غلظت 01/ مورد احتیاج است و به ازای این غلظت رنگ 5 گرم بر لیتر کربنات و 20 گرم بر لیتر نمک مورد احتیاج است.
برای سهولت کار ابتدا 1 محلول رنگ 03/0 تهیه می کنیم مقدار 75/0گرم رنگ را در cc250 آب مقطر به حجم می رسانیم به این ترتیب ما رنگ 3 گرم بر لیتر داریم دستگاه نمونه رنگ کنی ما دارای حجم cc90 می باشد سپس برای اینکه رنگی با غلظت 1 گرم بر لیتر داشته باشیم طبق فرمول زیر عمل میکنیم.
|
L |
وزن کالا× |
gr/Lip10× |
|
R |
||
|
موجودgr/Lit |
||
مقدار cc10 از محلول رنگ فوق را در حمام رنگرزی می ریزیم.
برای تهیه محلول کربنات 5/7 گرم کربنات را به حجمcc 1000 می رسانیم حال که gr/Lit 5 کربنات احتیاج داریم طبق فرمول زیر کربنات احتیاج داریم طبق فرمول زیر مقدار مورد نیاز از این محلول را بدست می آوریم.
L |
وزن کالا× |
مورد نیازgr/Lip10× |
||
|
R |
||||
|
موجودgr/Lit |
||||
طبق یک تناسب ساده مقدار نمکی که باید در هر سلول رنگرزی ریخته شود را به دست می آوریم.
سپس محلول رنگرزی را درون 6 سلول ریخته و 6 نمونه از هرکدام از کالاهای ویسکوز و پنبه به وزن 3 گرم تهیه کرده و در دماهای زیر مورد آزمایش قرار می دهیم.
40،50،55 – 60-65-70 درجه سانتی گراد
سپس رنگرزی را جهت آزمایش اسپکتروفتومتر نگهداری می کنیم.
2-11- تأثیر زمان بر روی جذب راکتیو روی کالاهای 100% پنبه و 100% ویسکوز
طبق آزمایش قبل حمام های رنگرزی را تهیه کرده و در زمان های زیر مورد آزمایش قرار می دهیم.
و پساب های آن را جهت آزمایش اسپکتروفتومتر نگهداری می کنیم.
2-12) تأثیر دما بر روی جذب رنگ مستقیم بر روی کالاهای 100% پنبه و 100% ویسکوز
برای انجام این آزمایش ابتدا باید یک محلول 3% بسازیم برای این کار ابتدا 75/0 گرم پودر رنگ مستقیم را با cc250 آب مقطر به حجم می رسانیم سپس طبق فرمول زیر داریم:
سپس طبق گراف استاندارد برای هر رنگ 01/ مستقیم احتیاج به 5/7 گرم بر لیتر نمک است. 10 گرم نمک را به حجم 1 لیتر می رسانیم و داریم:
L |
وزن کالا× |
گرم بر لیتر مورد نیاز |
||
|
R |
||||
|
لیتر / گرم موجود |
||||
از محلول نمک نیاز است.
باقیمانده حجم را آب مقطر اضافه می کنیم. سپس طبق گراف رنگرزی 6 نمونه پنبه و 6 نمونه ویسکوز را 2 به 2 در دماهای زیر مورد آزمایش قرار می دهیم.
50-60-70-80-90-95 درجه سانتی گراد
2-13- تأثیر زمان بر روی جذب رنگ مستقیم بر روی کالاهای 100% پنبه و 100% ویسکوز
طبق آزمایش 2-12 حمام های رنگرزی را تهیه کرده و در دماهای زیر مورد آزمایش قرار می دهیم.
10-20-30-40-45-50 دقیقه انجام می دهیم و پساب ها را جهت آزمایش اسپکتروفتومتر نگهداری می کنیم.
2-14- آزمایش اسپکتروفتومتر
نحوه ار با دستگاه اسپکتروفتومتر:
ابتدا رنگ مصرفی را داخل دستگاه گذاشته و مشخصات رنگ را درآورده سپس برای صفر کردن دستگاه باید محلول بدون رنگ را بعنوان شاهد درون دستگاه قرار دهیم سپس دستگاه را صفر و به ترتیب نمونه ها را استفاده می کنیم.
مراحل کار به صورت زیر می باشد:
1- تهیه 6 تا 7 نمونه رنگ خالص رقیق شده از غلظت 01/ گرم بر لیتر تا 07/ گرم بر لیتر به منظور رسم منحنی کالیبراسیون و اعداد جذب باید کوچکتر از 1 باشد ) که در دستگاه فوق این منحنی رسم شده است.
2- 2- رسم منحنی کالیبراسیون توسط کامپیوتر و بدست آوردن معادله خط و منحنی و k و b
3- رقیق کردن سوپاپ رنگرزی 5 مرتبه یا 10 مرتبه تا عدد جذب زیر 1 برود
4- بااستفاده از فرمول منحنی کالیبراسیون رنگ اعداد جذب را داخل فرمول قرار داده و غلظت رنگینه در سوپاپ بدست می آید.
5- سپس با استفاده از فرمول E درصد رمق کشی را بدست می آوریم.
با توجه به مواد یاد شده به پیشنهاد استاد محترم از فرمول های زیر استفاده کردیم.
|
= درصد رمق کشی |
(جذب پساب شستشو + جذب پساب رنگرزی)- جذب محلول اولیه رنگرزی |
100× |
جذب محلول اولیه رنگرزی |
|
= درصد رمق کشی |
( غلظت پساب شستشو + غلظت پساب رنگرزی )- غلظت محلول اولیه رنگرزی |
100× |
|
غلظت محلول اولیه رنگرزی |
| دسته بندی | نساجی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 568 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
|
عنوان |
صفحه |
1- معرفی................................ 1
1-1- پیش زمینه....................... 1
2-1- جستجوی پردازش تصفیه / بازیافت 2
3-1- شیوه یکپارچه.................... 4
2- مواد و روشها......................... 5
2-1- غشای بیوراکتور................. 5
2-2- نانوفیلتراسیون (NF).............. 5
2-3- اولترافیلتراسیون پساب های شستشو 6
2-4- آنالیزها........................ 6
3- نتایج و بحث.......................... 7
3-1- توصیف مورد...................... 7
2-3- تصفیهی انتهای لوله.............. 12
3-3- اشاره به منابع تصفیهی پساب های شستشو 15
4- نتیجه گیری........................... 16
Refrences................................................................................................................... 18
« تصفیه و باز یافت پساب نساجی مطالعه و توسعه مفهوم بازیافت»
برای راهبردهای یک کارخانه تکمیل نساجی و بازیافت و دوباره سازی مواد شیمیایی با ارزش این امر توسعه یافته است. یک مطالعه کامل از مصرف منابع کارخانه و نمایه نشر انجام شده است. بر این اساس انتهای لوله و تنظیمات بازیافت در آزمایش ادغام شده اند. هنگامی که برای تصفیه جریان پساب مخلوط، مخلوطی از یک غشای بیوراکتور و نانوفیلتراسیون تمام ابزاری است. که برای بازیافت نیاز داریم. بهر حال این شیوه با کمک تلاش تکنولوژیکال توجیهی و نیز حقیقت بالایی همراه است بصورت یک جایگزین و پردازش مستقیم انجام تصفیه فقط بر روی فاضلاب شستشو بوسیله ابزار اوالترا فیلتراسیون آزمایش شده است. بر اساس نتایج بدست آمده از آزمایشات اولترا فیلتراسیون یک پردازش بازیافت انجام یافته برنامه ریزی شده است. بوسیله اجرای این عمل می توان مصرف آب را در قسمت شستشو 5/87% کاهش داد. بعلاوه اجرای COD می تواند تا 80% کاهش یابد، و مواد شوینده هم تا حدی بازیافت شده و می توان تا 20% برای شستشو مناسب باشد.
1- معرفی:
1-1- پیش زمینه
1-2- صنعت پردازش نساجی (TPI) به طور مشخص بوسیله مصرف زیاد آب مخصوص و مواد شیمایی معرفی می شود. (TPI) آب را بعنوان ماده اصلی برای جدا کردن آلودگی ها و انجام رنگرزی و عملیات تکمیل مصرف می کنند. برای هر تن پارچه تولید شده 20- 350 متر مکعب آب مصرف می شود. که نسبتاً دامنه ی وسیعی تنوع فرآیند و تسلسل فرآیند مصرف شده را نشان می دهد در بین صنایع بزرگ مصرف کننده( آب) (TPI) یک نامزد عمده برای توسعه راهکارهای بازیافت آب فشرده و بازیافت مواد شیمیایی باارزش است. در برخورد با مشکلاتی که در فاضلابهای نساجی وجود دارد. بعضی مطالعات به بازیافت بخارهای آلوده با نزدیک شدن به منبع آنها است (نزدیک شدن انجام یافته) و نیز انجام بازیافت بر روی فاضلاب های نهانی( انتهای لوله)
هدف این مقاله این است که امکان متفاوتی برای بازیافت این مورد ویژه تحقیق کند. به این دلیل یک مطالعه کامل از کسانی که مصرف کننده مواد و منابع و نمایه نشر انجام شده است. بر اساس یافته هایی در انتخاب تصفیه های گوناگون تحقیق شده است که یک راه حل بهینه پیدا شود.
2-1 – جستجوی پردازش تصفیه/ بازیافت:
تصفیهی انتهای لوله ای اولین شیوه آزمایش شده برای تمیز کردن تمام جریان فاضلاب و رسیدن به استانداردهای بازیافت است. بهر حال بهسازی تصفیهی پساب خصوصاً فراهم کردن الزامات مشکل برای آبی که بوسیله فرآیند (TPI) بوجود آمده است نیاز به از بین برنده محتویات آلی و غیرآلی به اندازه انگلزدایی کامل می کند. بنابراین، عمل آوری انتهای لوله ای شامل ترکیب پردازش چند مرحله ای است که کاملاً با تکنیک های زیست شناختی و شیمی فیزیک ترکیب شده است. هنگامی که تصفیه بیولوژیک اساساً بر پایه پردازش گل ولای فعال شده است، چندین پولیش زدن شیمی فیزیک مقصد قرار میگیرند. پردازش اکسایش به طور مکرر، روش شیمیایی را نشان می دهد. مخصوصاً در جایی که رنگرزی مورد توجه قرار می گیرد. این خیلی مؤثر است که به مسیری برویم که آسایش ساختمان رنگها و برداشتن رنگ که مزاحم اصلی در بازیافت در صنایع نساجی است مفید باشد. ماده های اکسایش دهنده تحقیق شده کلراین و مشتقات آن، اغلب آب اکسیژنه، در حضور نمکهای آهنII به نام معرف فنتوتر شناخته شده به کار برده می شود، اوزون، اغلب تابش uv با اوزون با آب اکسیژنه ترکیب به کار می رود. در مرحله عملی اوزوناسیون بیشتر تکنیک های در خواست شده انجام می شود. کاربرد تمام مقیاس ها روی پساب های نساجی به کار برده می شوند. به عنوان مثال در
Proto، اکتویسویو Finomonavsco ایتالیا روشهای تصفیه فیزیکی شامل جذب، یا از کربن فعال یا از مواد جذب کننده کم هزینه استفاده می شود( برای مثال تورب، خاکستر غبار ریزی) تجمع انعقاد، تجمع الکتریکی و عمل آوری غشا استفاده می شود. اخیراً علاقه به سمت پردازشهایی در غشا پیش می رود و در بازیافت پساب نساجی کاربرد دارد و تشکر از نوآوری های تکنیکی را افزایش می دهد که آنها را قابل اعتماد و عملی در مقابل سیستمی دیگر ارائه می دهد. در این مطالعه یک غشای بیوراکتور MBR به منظور تصفیه کامل پساب تحقیق شده است. MBR یک ترکیب از تجمع فرآیند گل و لای فعال و اولترا یا میکرو فیلتراسیون برای جدا سازی گل ولای و تصفیه آب است. دو اثر تصفیه زیست شناختی و بعدی تصفیه غشا این را یک وسیله نیرومند و کار آمد برای پالایش صنعت پساب می سازد. اثر بخشی مفهوم تصفیه بر اساس MBR برای پساب نساجی بوسیله Rozzi نشان داده شده است. به هر حال مطالعات ذکر شده در بالا همچنین مشخص می کند که تصفیه با MBR ممکن نیست برای رسیدن به استاندارد بازیافت کافی باشد. بنابراین تصفیهی میله ای اضافه که شامل، اکسیداسیون است و نانو فیلتراسیون برای بهینه سازی تصفیهی پساب بوسیله MBR تحقیق شده است.
3-1- شیوه یکپارچه :
بسیاری از کارخانه های نساجی گرایش دارند که تداخل نداشته باشد. علاوه بر این فنآوری نسبتاً انعطاف پذیر است و می تواند با پردازشهای جدید تولید که بطور مکرر در صنایع نساجی اتفاق می افتد هماهنگ شود به عبارتی دیگر، بر اساس تلاشهای لازم و چشمگیر برای تصفیه کردن پسابهای مخلوط، بعضی از نویسندگان فرآیند انتهای لوله را خیلی گران قیمت یا دارای کارایی محدود معرفی می کنند. بنابراین در دومین تلاش، فقط تمیز کردن و بازیافت از یک جریان جزئی از پساب، فاضلابها از فرآیند شستشو، آزمایش شده است. آب شستشو حاوی مقادیر قابل توجهی از مواد چرب که از قسمت بافندگی ناشی می شود است اولتراسیون (UF) به عنوان یک وسیله تصفیه مناسب انتخاب شده، بطوریکه فرآیندهای جداسازی غشاء برای پالایش پساب چرب بطور فرآینده ای درخواست می شود مطالعه در چندین زمینه نشان می دهد که با پسابهای قلیایی که تخلیه می شوند می توانند تمیز کردن را ادامه دهند. اگر اضافه ها جدا شوند، تا موقعی که مادهی معلق در آبها و روغن امولیسفایوی، صابونها نگاه داشته شده باشد ماده تمیز سازی قلیایی به سوی فرآیند بازیافت می رود. امکان بازیافت انباشته های اضافی نفوذ کرده بوسیله تصفیه غشایی worener در پساب پشم با روغن، چربی و صابون باز می کند
2- مواد ها و روش ها
2-1- غشای بیوراکتور:
MBR که در این مطالعه استفاده شده است مخلوطی از راکتور گل و لای فعال که در تماس است با بخش خارجی لوله مستقیم UF است. راکتور هوازی یک حجم کاری 20 لیتری دارد. راکتور توسط یک پخش کننده غشاء در بیوراکتور و اکسیژن حل شده در حدود 2 تا 3 میلی گرم در لیتر در تمام مراحل آزمایش نگه داشته شده است. راکتور بوسیله یک چرخه پیشرونده با یک مدلPVDF مزدوج شده است. غشای لوله ای یک منطقهی فیلتری به اندازه 0.28 متر مکعب، یک جدا کننده 15kD و یک قطر لوله که به اندازه 12.7 میلی متر است دارا می باشد. بخش فیلتراسیون بر روی جریان مستقیم با سرعت 2m/s و فشار انتقال غشای 0.4 –0.6bar عمل می کند.
2-2- نانوفیلتراسیون (NF) :
از پسابهای NF=MBR از یک مدول مسیر مارپیچ که بوسیله Desal ( مدول نوع ckz 540f) که از استات سلولز با یک مساحت سطحی 2.5 متر مکعب استفاده می کند. در مقیاسی آزمایشگاهی بر روی فشار 6bar و جریان مستقیم 0.5m3/h عمل انجام می شود.
2-3- اولترا فیلتراسیون پسابهای شستشو:
40/000 پلی اکریونیتریل (PAN) MWCO در غشای لوله ای در این مطالعه استفاده شد.مدول اندازه های زیر را داشت. طول 1.33mm ، قطر داخلی 14.1mm و مساحت بیرونی 1m3. فشار 1.4bar سرعت جریان مستقیم 2m/s بود. سیستم در یک مدل چرخه که در آن هم نفوذ می کند آنرا به سوی تغذیه 200 لیتری می رساند. به منظور مطالعه فیلتراسیون رفتار آن در افزایش عوامل تمرکز حجمی (CF) از 1 تا 20 نفوذ می کند که تا اینکه حجم مربوط به تغذیه احیا شود به نتیجه برسد. هر بخش به اندازه 1 ساعت انجام شده است. تا به شرایطه ثابت برسد. آزمایش هنگامی که محلول تغذیه در 1.20 حجم درونی متمرکز شد متوقف شد.
2-4- آنالیزها:
COD، تمام نیتروژن (TW) و سطهای فسفات استفاده از آزمایش کروف را آزمایش می کند رنگ متوسط تعیین ضریب جذب طیفی (SAC) از O.45 میکرومتر فیلتر شده اندازه گرفته شد در نمونه های با 3 طول موج متفاوت ( 620,525,436 نانومتر) از یک طیف منبع lombda,vv استفاده میشود. همانطور که در (Eniso) اجاره داده شده است. آزمایشهای صعودی طبق روش Zahn-wells انجام داده شدند. ماده اصلی محتوی هر چیز چربی دوست با 38409/17DIN ( تعیین هرچیز چربی دوست در دمای جوش بیشتر از 35 اندازه گرفته شده است.
3-نتایج و بحث :
3-1- توصیف مورد:
مورد پژوهشی دریک کارخانه تکمیل پلی استر انجام شده است خط تولید تریکوها برای ضعف خود برای محصولات مانند صفحه های کناری و روکش های صندلی را بپوشاند. در سال 2002 یک کارخانه نساجی مصرف کننده ماده اولیه ویژه و نمایه نشر از یک کارخانه تکمیل تریکو بافی که لیف مصنوعی تولید می کند مقایسه شده است .
( جدول 1)
|
میزان |
کارخانه مورد مطالعه |
عملکرد ورودی |
|
225-32 |
7/23 |
آب |
|
50-15 |
14 |
رنگ |
|
280-50 |
195 |
مواد شیمیایی اساسی |
|
6-105 |
1.71 |
انرژی الکتریکی |
|
11-2 |
5.1 |
سوخت |
|
255-35 |
23.1 |
پساب |
|
276-48 |
116 |
بارگذاری COD |
داده ها بر اساس گزارش13 کارخانهی تکمیل بر روی الیاف مصنوعی است.
7.7 میلیون متر پارچه تکمیل شده از 3.933 تن مواد اولیه بدست می آید.جدول (1) نمایش یک دید کلی از مصرف پساب مربوط و نشر سطحی را نشان می دهد. ورودیها و خروجیهای خاص اصلی با مقدار پارچه تکمیل شده اندازه گیری شده اند.
کاربردهای رنگهای نساجی، مواد شیمیایی قلیایی و ماده های کمکی به اندازه مصرف انرژی خاص در مدت نمونه برداری برای کارخانه های بافندگی پلی استر مهم است. تقاضا برای آب خاص آزمایش شده در کارخانه نساجی پایین است، اجرای تجهیزات عملیات تکمیل پیشرفته با یک نسبت پایین مصرف آب نشان داده می شوند. در حقیقت عامل انتشار COD بطور متوسط بالا است. جدول (1) کارخانه هم اکنون یک اجازه برای برداشت روزانه 600 متر مکعب پساب و 1600kg COD به تصفیه پساب عمومی را دارد. تا موقعی که برداشت متوسط روزانه 254 مترمکعب است و به حد برداشت CODها بعضی اوقات آستانه قید شده را فراتر می روند. یک نگاه دقیق تر وضع ذیل را آشکار می کند. در آغاز خط تولید، نخهای سفید و رنگی بریده می شوند به منظور کاهش اصطحکاک در بین نخها در فرآیند بافندگی، مواد اولیه مورد روغن کاری قرار می گیرند. این ماده ها اساساً شامل روغن سفید می باشند. این مواد در طی فرآیند شستشو برداشته می شوند و به عنوان تقریباً ¼ تمام COD ها حساب می شوند. روغن معدنی برای روان کنندگی اضافی عنصرهای مکانیکی و سوزنهای ماشین بافندگی به کار برده می شود و به مرور زمان، بیشتر این روغن روی پارچه و بعداً به پساب انتقال داده می شود که آن تقریباً 10% از نشر COD را تشکیل می دهد.
| دسته بندی | روانپزشکی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 652 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 120 |
روانشناسی بالینی
شرح وظایف ومسئولیت های اصلی شغل روانشناسی بالینی
اهمیت وضرورت شغل روانشناسی بالینی
ودوره های آموزش ویژه برای احرازشغل روانشناسی بالینی
وسایل وابزار لازم برای انجام شغل روانشناسی بالینی
رغبت های موردنیاز برای انجام شغل روانشناسی بالینی
محل های اشتغال واستخدام روانشناسی بالینی
و.............................
| دسته بندی | شیلات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 114 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
دُلفین ها
- چکیده:
مطالب این مقاله مجموعه ای از اطلاعات درزمینه ی خانواده ی دلفین ها می باشدو دربرگیرنده ی کلیاتی پیرامون رده بندی؛ فیزیولوژی؛ بیولوژی؛ رفتارهای آنهاومعرفی بعضی گونه های این خانواده وبخصوص گونه هایی که درخلیج فارس یافت می شوندوافسانه هاواسطوره های مربوط به آنهااست.
- مقدمه:
دراولین نگاه یک دلفین بسیار شبیه یک ماهی می باشد.اما دلفین هاهمانندماپستاندار هستند؛خون گرم(HOMOEOTHERMIK) بوده وبه بچه های خودشیرمی دهند.
فیلسوف بزرگ یونانی ارسطو2400 سال قبل وال هارا جزءپستانداران معرفی کرد.ارسطوحتی دریافته بود که وال ها به بچه های خودشیر می دهندوازهواتنفس می کنند.
شباهت زیادی بین جمجمه ی کشف شده ازprosqualodon dovidi که 25میلیون سال پیش زندگی می کرد وجمجمه ی یک دلفین امروزی وجوددارد.سوراخ بینی dovidi دربالای سرش می باشد.
گروه معینی از cetaceasهاکه نامشان ازلغت یونانی ketasبه معنی هیولای دریایی گرفته شده شامل دلفین هاویورپویزهامی باشند. دلفین هابا17جنس و36 گونه بزرگترین خانواده ی وال هابوده که درهمه ی اقیانوس ها به جزآبهای سرد اقیانوس منجمد شمالی وجنوبی زندگی می کنند.
دلفینهایک جفت اندام پیشین پارویی داشته امافاقداندام های عقبی اند.دلفین ها شنا گران پر قدرتی هستند؛بابدن دوکی ودم لنگری قوی که با حرکات بالاوپایین آن حرکت می کنند.
این حرکات نیرویی را تولید کرده که به یک باره شتاب زیادی می یابندوسرعت آنها گاهی بهkm\h40می رسد. درمیان وال ها ؛ دلفین هاباله ی پشتی مشخصی دارندودراین میان دلفین های رودخانه ای باله ی پوششی کوژدارند. تفاوت جالب شاید ازفاصله ی دور دلفین هاوکوسه هاتقریبا مشابه هم باشنداماشکل دم دلفین هاوبه طورکلی نهنگ ها مسطح بوده وحرکت دم روبه بالاوپایین است درحالی که دم کوسه ماهی هاعمودی ومانندسایرماهی هاحرکت باله ی دمی آنهابه صورت جانبی است.
درجمجمه ی دلفین هامنقارکاملامشخص می باشدوهمه ی دلفین ها به استثنایrissos منقار دارند.استخوان بینی پیش فکی وفکی تاحدودی نامتقارن هستندودرهرفک تعدادزیادی دندان کوچک ونوک تیزوجوددارد که تعدادآنهادرهر نیمه فک 40تا50عددمی باشدودرفک بالامعمولاَتعداددندان هابیشتراست ودربعضی گونه هاتعداددندان هابه 260عددنیزمی رسد.فاقدمینااست وبهآنهاجوردندان یاهمودونت می گویند.
تعداددندان هاوتیزی آنهادلفین هارا برای تغذیه ازماهی هاسازگارساخته ودندان های دلفین هابرای جویدن طراحی نشده اندوآنهابا ضربه ی زبان خود ماهی رادرسته قورت می دهند.
دلفین هاگروهی زندگی می کنند وگله های بزرگی ازآنها برای شکار ماهی دورازساحل وگاهی نزدیک ساحل می شوند .مراسم شکارشان بسیاردیدنی است.
دلفین ها درمسیر امواج به دور گله های ساردین حلقه زده ویکی ازآنها ماهی هارابه طرف بقیه می فرستد وسپس جای خودرابادیگری عوض می کند.ماهی هابه هواپریده ودرست به دهان دلفین ها می افتند مراسم شکار در پایان مُد خاتمه می یابد.پوست بدن دلفین ها معمولا صاف وبرهنه است .
اپیدرمشان چند لایه بوده ودرزیردرم لایه ی هیپودرم قراردارد لایه ی چربی در همین قسمت است ضخامت این لایه گاهی تا50سانتی مترهم می رسد این لایه به حفظ گرماوشناوری آنها کمک می کند.
سوراخ بینی دلفین هاووال هادر بالای سرشان قرارگرفته که وال های دندان دار فقط یک سوراخ بینی دارند اما وال های فیلتر کننده دو سوراخ بینی دارند.
(شکل1)
هواازبینی وارد ریه های آن ها می شود وبه قفسه ی سینه ی ارتجاعی آنهاامکان تنفس های عمیق را می دهد. سوراخ بینی دلفینها به صورت هلالی بوده و تا زمانی که در حال نفسگیری است باز و زمانی که به داخل آب شیرجه میروند به وسیله نیروی ماهیچهای بسته میشود در واقع نفس خود را حبس کرده و حدود 2 ساعت نیز میتوانند زیر آب بمانند و هنگامی که دوباره برای نفسگیری به سطح میآیند به علت برخورد هوای گرم درون ششها و هوای سرد خارج فوارههایی ایجاد میشود که از فاصله دور نیز دیده میشود.
1- دلفینها هم مـی رقصند!
قبل از جفتگیری دلفینها؛مرحلهای برای ابراز عشق در بین آنها وجود دارد. آنها ساعتها همدیگر را دنبال کرده و به نوازش هم میپردازند به صورتی که شکمهایشان در تماس با هم میباشد در واقع میتوان گفت که دلفینها حیوانات بیبند و باری هستند آنها با هم جفت نمیشوند و در عوض هر دلفین در دفعات زیاد با یکی بعد از دیگری جفتگیری میکنند.
جفتگیری معمولاً در تابستان و یا پاییز صورت میگیرد و دوره آبستنی تقریباً حدود 10 ماه میباشد.
بیضهها به صورت کشیده و در محوطه شکمی قرار دارند. آلت تناسلی نر در جیب پوستی مخصوصی قرار دارد که در هنگام تحریک خارج میشود.
تولهها از دم متولد میشوند و بلافاصله بعد از قطع بند ناف نوزاد باید برای اولین نفس کشیدن به سطح آب بیاید. تولههای متولد شده نمیدانند چه کاری باید انجام دهند،اما مادران به تولههای خود کمک کرده و آنها را به طرف سطح هل میدهند.
تولهها که بعد از تولد 95cm طول دارند و میتوانند شنا کنند به همراه مادر خود به هر جایی میروند و از شیر پرچرب مادر خود که 10 برابر شیر یک گاو ارزش کالریک دارد مینوشند و در عرض 1 هفته دو برابر میشوند.دلفین مادر گاهی تا 1 سال و 6 ماه به توله خود شیر میدهد. تولهها زمانی که مادر شنا میکند شیر میخورند البته در این هنگام مادر آهسته حرکت میکند؛پستانهای مادر 1 جفت بوده و در ناحیه شکمی در نزدیکی مهبل در داخل جیب پوستی (pauch) قرار دارد. تنها در زمان شیردهی نوک پستانها خارج میشود و مادر برای اینکه زمان شیردهی کوتاهتر شود به مخزن مخصوص ذخیره شیر خود فشار وارد میکند ، تا توله سریعتر برای تنفس به سطح آب باز گردد.
دلفینها ی دیگر زمانی که تولهای به گلّه اضافه میشود به دقت از آن محافظت میکنند و زمانی که مادر توله به جستجوی غذا میرود دور بچه دیوار دفاعی تشکیل میدهند تا از گزند حمله کوسهها در امان باشند حتی این حس فراتر رفته و سعی در نجات تولهها از تورهای ماهیگیری نیز می کنند.
سوراخ گوش دلفینها به فاصله کمی در پشت چشمانشان قرار گرفته و این قسمت در پایین محل اتصال آرواره به جمجمه میباشد. گوش میانی دارای سه استخوانچه چکشی، سندانی و رکابی است. (در دوزیستان خزندگان، پرندگان 1 عدد به نام کلوملا) دلفینها فرکانسهایی حدود 5 تا 150 کیلوهرتز را تولید کرده و فرکانسهای تا 80 کیلوهرتر را میشنوند و در واقع قدرت شنوایی آنها 4 برابر انسان است آنها با ایجاد اصوات و دریافت انعکاس آنها دقیقاً همه چیز را بررسی میکنند به این عمل Echo- location میگویند.
صدای آنها همانند وزوز کردن و گاهی غژغژ کردن در میباشد این صداها در حفره بینی در زیر سوراخ بینی و بخشی هم توسط جنجره تولید میشود و در حنجره ماهیچههای ظریفی برای کنترل امواج عبوری از آن وجود دارد
Echo- locate حس فوقالعاده قوی میباشد به طوری که دلفینها به راحتی با چشم بسته فرق میان دو توپ را کمی اندازه آنها با هم فرق داشته باشد تشخیص میدهند و با استفاده از این حس قوی مکان دقیق ماهیها را تعیین میکنند دلفینها برای دریافت صدا از آرواره تحتانی خود استفاده میکنند و اعتقاد دانشمندان بر این است که آرواره تحتانی دلفینها و نهنگهای دنداندار توخالی و شامل پوسته استخوانی بسیار نازک است در اطراف حفره ای پر از روغن قرار دارد که برای انتقال صوت مناسب است. بخش عقبی آرواره پایینی به گوش میانی خیلی نزدیک است.
| دسته بندی | دام و طیور |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 11 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
مقدمه:
دردنیا گونه های متعددی از کبک وجود دارد که معروفترین آنها عبارتند از: کبک چوکر (Alectoris Chukar) ،
کبک صخره ای (Alectoris graeca) و کبک پاقرمز اروپایی (Alectoris rufa) . البته همه کبک ها پاقرمر هستند.
گونه های موجود در کشور ما بیشتر از نوع چوکر (Chukar) میباشند.
از دیرباز در بسیار ی از کشور ها پرورش و نگهداری پرندگانی از قبیل قرقاول، بوقلمون و کبک، علاوه بر پرورش مرغ جهت تامین گوشت مصرفی انسان به ویژه جهت سلیقه های خاص متداول بوده است.
در پاره ای از کشور ها نیز پرورش متراکم تعدادی از پرندگان وحشی نظیر کبک متداول شده است. صنعت تولید و تکثیر و پرورش کبک در ایران حدود سه سال است که توسط تعداد انگشت شماری از دوستداران شکار و طبیعت آغاز شده و دوستان پرورش دهنده موفق به تولید و تکثیر کبک ایرانی نیز گسته اند، و تجارب خوبی در این زمینه کسب کرده اند. در حال حاضر مزارعی در استانهای فارس، کرمان، سمنان، گلستان و اصفهان به این فعالیت مشغول میباشند.
خصوصیات ظاهری:
کبک پرنده ای است زیبا و خوش خوان که در طبیعت، در دامنه کوهها و شیب های کوهستانی، صخره ها و تپه ماهور ها زندگی میکند.
به هنگام احساس خطر، از کوهها به سرعت بالا می دود و معمولا این کار را به پرواز ترجیح میدهد. گوشت این پرنده بسیار خوشمزه و به لحاظ ارزش غذایی نسبت به دیگر طیور از موقعیت ممتازی برخوردار است.
این پرنده معمولا دارای پوششی با پرهای خاکستری است و گلولی نخودی رنگ با نوار حاشیه های پهن سیاه بوده و از زیر شکم و پهلو ها خالهای کشیده زیبایی به چشم می خورد. پاها و منقارش سرخ رنگ است و نر و ماده لحاظ شکل ظاهری تفاوت چندتنی با یکدیگر ندارند.
کبک نر به طور عمومی بزرگتر از ماده میشود، در حالی که سر ماده بیضی شکل میباشد، هم کبک ماده و هم نر در پشت پاها بر آمدگی شبیه میخ دارند که در نرها برآمدگی بزرگتر میباشد.
وزن پرنده نر حدود 540 گرم و وزن ماده حدود 500 گرم میشود.
در طبیعت حدود 15-12 عدد تخم میگذارد اما با پیش بینی های خاص این تعداد در بستر به حدود 40 عدد میرسد و این امر از اهمیتی ویطه در پرورش این پرنده و تولید آن برخوردار است.
قد پرنده حدود 35 سانتیمتر است و در اواخر زمستان جفت گیری میکند. در این هنگام گله از هم متلاشی شده و هر نر وماده با هم بصورت جفت زندگی میکنند و تا پایان ایام جوجه کشی باهم میمانند و حتی گاهی پرنده نر روی تخم ها میخوابد.
گوشت کبک:
گوشت این پرنده از گوشتهای بسیار سودمند و لذیذ است اگرچه دسترسی به آن حد اقل در حال حاضر درکشور ما برای همه مهیا نیست. ویژگیهای گوشت این پرنده به شرح زیر است :
در هر صد گرم گوشت کبک 24.5 گرم آلبومین، 1.4 گرم چربی و حدود 1 تا 1.5 گرم مواد معدنی وجود دارد.
وجود مقدار زیادی از مواد معدنی در گوشت کبک نشان دهنده ارزش حیاتی آن است. مقدار پتاسیم این گوشت زیاد است و کلسیم، فسفر، منیزیم، آهن و گوگرد موجود در آن نیز بدن را تامین میکند.
کانی های موجود در گوشت کبک به خوبی جذب بدن میشود و به همین جهت در این زمینه مواد مورد نیاز بدن را در دسترس سلول قرار میدهد.
گوشت کبک برای همه افراد اعم از کودک و سالمند، غذایی سالم و سلامت بخش است. گوشت کبک کمتر تولید اسید اوریک میکند، فعالیت کلیه را افزون میسازد و به دفع سموم بدن یاری فراوان میرساند. باتوجه به این ویژگی ها برای همه افراد و در مورد همه بیماریها، غذایی خوب و موثر است.
تکثیر و پرورش:
تکثیر کبک بطور کلی آسان میباشد. در صورتی که پرنده های سالمی در اختیار داشته باشیم و مدیریت معقولی اعمال شود.
اولین نکته گرفتن پرنده هایی است که جهت همین امر در مزارع تکثیر و پرورش تولید شده اند. مطلوب ترین زمان برای علامت گذاری جهت تربیت در طول 72 ساعت نخست خارج شدن از تخم است. اولین مراحل جوجه کشی تربیت الگوهایی هستند برای رام کردن یا پرواز کردن . رام کردن در مورد پرنده های گوشتی نیز صادق میباشد.
تشخیص جنسیت:
در نظر اول کبک نر وماده در رنگ، نشانه و ظاهر عمومی یکسان به نظر میرسند. اما تفاوتهای آشکار اندکی نیز وجود دارند :
پاها اندکی متفاوت هستند. کبک نر پای قویتر و پولکهای منظم تری نسبت به ماده دارد. هر دوی آنها برآمدگی سیخ مانندی در پشت پا دارند ولی این برآمدگی در جنس نر بزرگتر از ماده است. نر ها به طور عمومی بزرگتر از ماده ها هستند. سر نرها گرد و ماده ها بیضی شکل میباشد. گردن کبک نر معمولا باریکتر و سخت تر از کبک ماده است.
اگر با راههای فوق موفق به تعیین جنسیت پرنده نشده اید میتوانید به تفاوت آنها از نظر منافذ جنسی متوسل شوید.
| دسته بندی | دام و طیور |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 38 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
پرورش شتر مرغ
مطابق جدول زمانی ارائه شده با خرید 2 قطعه شتر مرغ نر و 5 قطعه شتر مرغ ماده و خرید 10 قطعه شتر مرغ یک ساله و خرید 125 تخم شتر مرغ فعالیت پرورشی شروع شده و در سال اول تعداد شتر مرغ های مولد را افزایش می دهیم تا بتوانیم ظرفیت مزرعه را به 200 قطعه برسانیم ، که در نهایت در پایان سال پنجم مزرعه به ظرفیت کامل می رسد .
پرورش شتر مرغ دارای مراحلی به قرار زیر است :
1- خرید شتر مرغ های مولد و یکساله و تخم تشر مرغ
2- ایجاد تأسیسات و ساختانهای جهت نگهداری شتر مرغ
3- ایجاد مزرعه شتر مرغ جهت تغذیه شتر مرغ ها
1- شتر مرغ های خریداری شده برای شروع کار :
|
ردیف |
نوع شتر مرغ ها |
تعداد |
|
1 |
شتر مرغ بالغ نر |
2 |
|
2 |
شتر مرغ بالغ ماده |
5 |
|
3 |
شتر مرغ یکساله |
10 |
|
4 |
تخم شتر مرغ |
125 |
سال شروع (1384 )
با توجه به 5 ماده مولد خریداری شده که هر کدام 60 عدد تخم می گذارند و 125 عدد تخم شتر مرغ خریداری شده و همچنین در نظر گرفتن 60 الی 70 درصد قدرت باروری ، متوسط 85 درصد و 20 درصد تلفات جوجه ، 324 جوجه خواهیم داشت که از این تعداد 160 عدد جوجه ماده و 160 عدد جوجه نر می باشند .
پایان سال 1384
در پایان سال 1384 تعداد شتر مرغ ها بر اساس جدول زیر می باشد .
|
ردیف |
نوع شتر مرغ ها |
تعداد |
|
1 |
شتر مرغ بالغ نر |
2 |
|
2 |
شتر مرغ بالغ ماده |
5 |
|
3 |
شتر مرغ یکساله |
290 |
|
4 |
جوجه یکروزه |
300 |
فروش از سال 1384
با توجه به تولید و جهت بدست آوردن قسمتی از سرمایه گذاری مطابق جدول فروش زیر را خواهیم داشت .
|
ردیف |
نوع |
کل |
جهت فروش |
باقی مانده |
|
1 |
جوجه یکروزه |
300 |
200 قطعه |
100 قطعه |
|
2 |
شتر مرغ یک ساله |
290 |
250 قطعه |
40 قطعه |
سال اول 1385
تعداد بالغین ما با توجه به خریداری 7 قطعه شتر مرغ بالغ در سال قبل و خریداری 1 قطعه شتر مرغ نر و 4 قطعه شتر مرغ ماده ، تعداد شتر مرغ های بالغ در این سال به 12 قطعه خواهد رسسید (3 قطعه نر و 9 قطعه ماده ) که با این شرایط تا پایان سال 1385 انتظار تولید زیر را خواهیم داشت .
پایان سال 1385
تعداد شتر مرغ ها بر اساس جداول زیر می باشد .
|
ردیف |
نوع شتر مرغ ها |
تعداد |
|
1 |
شتر مرغ بالغ نر |
3 |
|
2 |
شتر مرغ بالغ ماده |
9 |
|
3 |
شتر مرغ یکساله |
100 |
|
4 |
جوجه یک روزه |
540 |
فروش از سال 1385
با توجه به تولید و جهت به دست آوردن قسمتی از سرمایه گذاری مطابق جدول فروش زیر را خواهیم داشت .
|
ردیف |
نوع |
کل |
جهت فروش |
باقی مانده |
|
1 |
جوجه یکروزه |
540 |
400 قطعه |
140 قطعه |
|
2 |
شتر مرغ یک ساله |
100 |
50 قطعه |
50 قطعه |
سال دوم 1386
تعداد بالغین ما با توجه به خریداری 10 قطعه شتر مرغ یکساله ( مطابق جدول -3 ) در سال 1384 که در سال 1386 به سن بلوغ رسیده اند و خریداری 2 قطعه شتر مرغ بالغ و 6 قطعه شتر مرغ ماده ، تعداد کل شتر مرغ های بالغ 10 نر و 20 ماده می باشد که تا پایان سال 1386 انتظار تولید بر اساس زیر را خواهیم داشت .
پایان سال 1386
تعداد شتر مرغ ها بر اساس جداول زیر می باشد .
|
ردیف |
نوع شتر مرغ ها |
تعداد |
|
1 |
شتر مرغ بالغ نر |
10 |
|
2 |
شتر مرغ بالغ ماده |
20 |
|
3 |
شتر مرغ یکساله |
140 |
|
4 |
جوجه یک روزه |
600 |
فروش از سال 1386
با توجه به تولید و جهت به دست آوردن قسمتی از سرمایه گذاری مطابق جدول فروش زیر را خواهیم داشت .
|
ردیف |
نوع |
کل |
جهت فروش |
باقی مانده |
|
1 |
جوجه یکروزه |
600 |
400 قطعه |
200 قطعه |
|
2 |
شتر مرغ یک ساله |
140 |
100 قطعه |
40 قطعه |
سال سوم 1387
تعداد بالغین ما با توجه پرورش و نگهداری40 قطعه شتر مرغ یکساله از سال 1385 که در سال 1387 به سن بلوغ رسیده اند، تعداد کل شتر مرغ های بالغ 25 عدد نر و
45 عدد ماده می باشد و تا پایان سال 1387 انتظار تولید زیر را خواهیم داشت .
پایان سال 1387
تعداد شتر مرغ ها بر اساس جداول زیر می باشد .
|
ردیف |
نوع شتر مرغ ها |
تعداد |
|
1 |
شتر مرغ بالغ نر |
25 |
|
2 |
شتر مرغ بالغ ماده |
45 |
|
3 |
شتر مرغ یکساله |
200 |
|
4 |
جوجه یک روزه |
4800 |
فروش از سال 1387
با توجه به تولید و جهت به دست آوردن قسمتی از سرمایه گذاری مطابق جدول فروش زیر را خواهیم داشت .
|
ردیف |
نوع |
کل |
جهت فروش |
باقی مانده |
|
1 |
جوجه یکروزه |
4800 |
2800 قطعه |
2000 قطعه |
|
2 |
شتر مرغ یک ساله |
200 |
120 قطعه |
100 قطعه |
سال چهارم 1388
در اواسل سال 1388 تعداد بالغین ما با توجه به پرورش و نگهداری 50 قطعه شتر مرغ یکساله از سال 1386 به سن بلوغ رسیده اند ، تعداد کل شتر مرغ های بالغ 40 عدد نر و 80 عدد ماده می باشد .
پایان سال 1388
تعداد شتر مرغ ها بر اساس جداول زیر می باشد .
|
ردیف |
نوع شتر مرغ ها |
تعداد |
|
1 |
شتر مرغ بالغ نر |
40 |
|
2 |
شتر مرغ بالغ ماده |
80 |
|
3 |
شتر مرغ یکساله |
100 |
|
4 |
جوجه یک روزه |
2000 |
فروش از سال 1388
با توجه به تولید و جهت به دست آوردن قسمتی از سرمایه گذاری مطابق جدول فروش زیر را خواهیم داشت .
|
ردیف |
نوع |
کل |
جهت فروش |
باقی مانده |
|
1 |
جوجه یکروزه |
2000 |
800 قطعه |
1200 قطعه |
|
2 |
شتر مرغ یک ساله |
100 |
80 قطعه |
20 قطعه |
سال پنجم 1389
در اوایل سال 1389 تعداد بالغین ما با توجه به پرورش و نگهداری 200 قطعه شتر مرغ یکساله از سال 1387 که در سال 1389 به سن بلوغ رسیده اند ، تعداد کل شتر مرغ های بالغ 65 عدد نر و 135 عدد ماده می باشد که در این سال ظرفیت پروژه به 200 عدد شتر مرغ بالغ رسیده است .
پایان سال 1389
تعداد شتر مرغ ها بر اساس جداول زیر می باشد .
|
ردیف |
نوع شتر مرغ ها |
تعداد |
|
1 |
شتر مرغ بالغ نر |
65 |
|
2 |
شتر مرغ بالغ ماده |
135 |
|
3 |
شتر مرغ یکساله |
1200 |
|
4 |
جوجه یک روزه |
8100 |
در سال های بعد تولیدات و عرضه آن به کشور ایران و صادرات محصول مطابق با جدول -1 خواهد بود .
|
الف – تخم شتر مرغ |
2000 عدد |
|
ب- جوجه یک روزه |
1000 عدد |
|
ج- شتر مرغ سه ماهه |
800 عدد |
|
د- شتر مرغ یکساله آماده فروش |
500 عدد |
|
ه - شتر مرغ یکساله کشتاری |
700 عدد |
جدول -1
گسترش زمانی گله مولد تا رسیدن به ظرفیت کامل مزرعه با توجه به حیوانات خریداری شده مطابق جدول زیر می باشد .
|
نوع حیوان |
سال صفر |
سال اول |
سال دوم |
سال سوم |
سال چهارم |
سال پنجم |
|
شتر مرغ نر بالغ |
2 |
3 |
10 |
25 |
40 |
65 |
|
شتر مرغ ماده بالغ |
5 |
9 |
20 |
45 |
80 |
135 |
|
جمع |
7 |
12 |
30 |
70 |
120 |
200 |
ساختار گله تولیدی با احتساب تلفات در زمان ظرفیت کامل مزروع
|
شرح |
تعداد |
|
مجموع تخمهای جمع آوری شده از 135 ماده مولد با احتساب 60 عدد برای هر یک |
8100 = 135×60 |
|
مجموع تخم های بارور با احتساب 80 درصد باروری و فروش 2000 عدد از آنها |
6400=8/0×8100 4400=2000-6400 |
|
تعداد جوجه های یکروزه با احتساب 80 درصد قدرت زنده ماندن و فروش 1000 قطعه از آنها |
3520=80/0×4400 2520=1000-3520 |
|
تعداد شتر مرغ های سه ماهه با احتساب 85 درصد قدرت زنده ماندن و فروش 800 قطعه آنها |
2142=85/0×25200 1342=800-2142 |
|
تعداد شتر مرغ های یکساله با احتساب 90 درصد زنده ماندن و فروش یا کشتار |
1207=9/0×1342 |
| دسته بندی | شیلات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 43 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
پرورش ماهی
رشد ماهیها :
رشد ماهیان و عواملی که روند رشد تحت تأثیر آنهاست برای پرورش دهنده ماهی ، در درجه اول اهمیت قرار دارند ، زیرا حداکثر رشد ماهی در حداقل مدت زمان با حداقل مقدار غذا ، هدف اصلی اوست.
ماهی جانوری خونسرد است و جهت حفظ درجه حرارت بدن خود ، مجبور به صرف انرژی نیست ، بدین لحاظ ، یک ماهی نسبت به یک جانور خونگرم ، از لحاظ تبدیل مواد غذایی به پروتئین بدن ، از کارآیی و استعداد بیشتری برخوردار است.
تغذیه ماهیان انرژی مورد نیاز ماهی از غذا تأمین میشود ، بهر حال این انرژی در اصل از خورشید تولید می شود . انرژی خورشید به وسیله گیاهانی که برای ساختن کربوئیدرات ها، انرژی مصرف می نمایند، به غذا تبدیل می گردد. جانوران این گیاهان را خورده و انرژی ذخیره شده را جهت انجام فعالیت های خود مورد استفاده قرار می دهند ، بنابراین گیاهان بعنوان تولیدکنندگان اولیه مواد غذایی شناخته شده اند ، که این مواد به صور دیگر تبدیل می گردد و سپس در اختیار ماهیان قرار می گیرد. در زیر بطور فشرده نیازهای غذایی ماهیان مورد اشاره قرار می گیرد.
ترکیبات معدنی ماهـیان از مـواد مـعدنی بیشماری استفاده می نمایند که عناصر ذیل ضرورت بیشتری برای آنان دارد که عبارتند از : کلسیم ، فسفر ، سدیم ، مولیبدن ، کلر، منیزیم، آهن، سلینیوم، ید، منگنز، مس، کبالت و روی که عوامل یاد شده از طریق محصولات جنبی کشتارگاهها همچون پودر ماهی در اختیار ماهیان قرار می گیرد.
ترکیبات آلی که خود شامل مواد زیر هستند: پروتئین ها پروتئین ها ترکیبات آلی پیچیده ای هستند که از واحدهای اسید آمینه ساخته شده اند و از طریق اسیدهای دیواره روده به داخل خون جذب و یا جهت تولید انرژی می سوزند. منابع گیاهی و غالباً حیوانی در تأمین پروتئین مصرفی ، در جیره غذایی مصرفی ، تغذیه مصنوعی پرورش دهندگان گنجانده می شود. چربیها این مواد از واحدهای اصلی به نام اسیدهای چرب تشکیل می شوند . اطلاعات در مورد جزئیات نیاز ماهی به چربی در دست نیست، لذا در غذاهای ویژه مصنوعی اهمیتشان در درجه دوم قرار دارد. ئیدرات های کربن این مواد شامل گروه وسیعی از مواد شامل قندها، نشاسته ها و سلولز هستند، ساده ترین ئیدرات های کربن، قندها و پیچیده ترین آنها پلی ساکاریدها است . این مواد غالباً در تغذیه مصنوعی ماهیانی به کار می رود که از طریق آنزیم آمیلاز، قادر به بهره وری از محصولات گیاهی هستند. ویتامینها : برای سلامت ماهی ضروری و شامل دو دسته اند:
1)محلول در آب که شامل موارد زیر هستند:
الف) تیامین که در غلات و حبوبات و سبزیجات و خمیرترش (Yeast) و بافت حیوانی یافت می شود و کمبود آن باعث کمی رشد و تشنج ها است.
ب) پیریدوکسین، که در خمیر ترش، غلات وحبوبات موجود است و کمبود آن کم خونی ماهی را به دنبال دارد.
ج) اسید اسکوربیک که در سبزیجات و بافت حیوانی موجود و کمبود آن باعث خونریزی بافتها می شود.
2)محلـول در چربی که خود شامـل ویتامین های A-D- KوE میباشد:
الف) ویتامین A در روغن ماهی موجود و از طریق گنجاندن پودر ماهی در جیره غذایی تأمین می شود. ب) ویتامینD از طریـق تأثیر نور ماوراء بنفـش در پوست ماهی ساخته می شود و کمبود آن اختلال در فرآیند استخوان سازی را باعث می شود.
ج) ویتامین E و K در بافت گیاهی و سبزیجات موجود و کمبود آنان باعث کم خونی و اختلال در انعقاد خون می گردد.
عوامل زیر نیز در رشد ماهیان آب شیرین از اهمیت برخوردارند :
چه در آب شیرین و چه شور ماهی بدلیل خونسرد بودن ، میزان فعالیت بدنش با افزایش حرارت بسرعت زیاد می شود، لذا هرچه درجه حرارت بیشتر، انرژی بیشتری مورد نیاز ماهی است . بطور معمول در نقاط گرمسیر نسبت به نقاط سردسیر رشد ماهیان آب شیرین بیشتر است.
جریان آب:
ماهیان آب شیرین در صورتیکه در آبی با جریانی سریع نگهداری شوند، نسبت به موقعیکه در یک استخر بسر می برند، مجبور هستند که برای شنا کردن و موضعگیری در مقابل جریان آب ، انرژی بیشتری مصرف نمایند.
اندازه بدن :
میزان سوخت و ساز یک ماهی کوچک بالاتر از میزان مزبور در یک ماهی بزرگ است . بنابراین در عرصه تکثیر و پرورش آبزیان، عملاً معلوم شده که ماهی کوچک ، برحسب واحد وزن بدن به غذای بیشتر نیاز دارد.
سایر عوامل:
افزایش مستمر و ممتد فعالیت بدنی یا سوخت و ساز ، نیاز به انـــرژی یک ماهی را ترقی میدهد. اینگونه افزایش عمدتاً نتیجه عواملی هستند که به عوامل فشار مشهورند که شامل ازدحام ، سطوح پائین اکسیژن ، آلودگی ، میزان های آمونیاک ، همگی عوامل فشار موجود در عرصه تکثیر و پرورش محسوب میگردند که میزان نیاز به انرژی را افزایش داده و قادرند بطور نامطلوبی بر میزان رشد تأثیر بگذارند.
استحصال تخم و بچه ماهی:
در صنعت تکثیر و پرورش آبزیان ، واژه تخم یا بچه ماهی به مراحل جوانی حیوان مورد استفاده جهت ماهیدار نمودن استخرهای پرورش ماهی اطلاق میگردد. تهیه و تأمین بچه ماهی در زمینه پرورش ماهیان تحت تأثیر وجود اختلافی مهم بین رفتار تخم ریزی گونه های مختلف ماهیان قرار دارد. به عبارت دیگر برخی از انواع ماهیان آب شیرین از روی میل در استخرهای پرورش ماهی تخمریزی میکنند و تأمین تخم به راحتی صورت میگیرد و برخی در کارگاه تخم ریزی میکنند.
بهترین نوع ماهی شناخته شده که به سهولت در استخر تخمریزی مینمایند ، ماهی تیلاپیا است. نوع دیگری از سیستم تکثیر ماهیانی که در آب شیرین استخرها به حد بلوغ و تخمریزی و بهرهبرداری میرسد ماهی قزلآلا است. البته وجه تمایز آن با ماهیان دیگر آب شیرین ، در استفاده از استخرهای بتونی بوده که ویژه اینگونه ماهیان است. در صورت عدم استفاده از این گونه استخرها لازم است در شرایط حوضچه تخمریزی ماهیان قزلآلای مولد از استخر برداشته و با استفاده از دست ، از طریق وارد آوردن فشار بر روی بدن ماهی تخم کشی صورت و سپس تخمهای بارور شده را به خارج از حوضچه ( استخرهای غیربتونی ) هدایت کرد.
آب:
منـشاء آب شـیرین جـهت پرورش ماهیان، بارندگی است که با توجه به موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی محل تغییر میکند. چشمهها و چاهها در اثر نفوذ آب باران در زمین بوجود آمدهاند که جهت پرورش و تکثیر ماهیان مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. گاهی نیز از هرز آبهای جمع شده در زمینهای شیبدار با منشاء باران در تکثیر و پرورش استفاده میگردد. مردابها، دریاچهها و رودخانهها منابع ذخیره هرز آبها هستند.
برای یک استخر پرورش ماهی ، نیازمند یک مقدار آب اولیه جهت آبگیری متناسب با حجم مورد نیاز استخر هستیم. مقدار آب مورد نیاز برای پرورش ماهی در آبهای شیرین از مجموع عوامل زیر تعیین میگردد:
الف) حجم استخر در شروع دوره پرورش ماهی
ب ) تلفات نفوذی در طول دوره پرورش ماهی
ج ) تلفات تبخیری در طول دوره پرورش ماهی
در صورتیکه کل آب شیرین مورد استفاده جهت پر کردن استخر در مواقعی از سال برای تأمین آب استخر کافی نباشد، ساختن یک مخزن ذخیره آب، پرورش دهندگان را قادر خواهد ساخت تا در مواقع پر آبی ، آب را جهت زمان خشکسالی و کم آبی ذخیره و استفاده نمایند. اگر استخر به شکل مربع مستطیل باشد با در هم ضرب کردن دو ضلع و ارتفاع کل آب مورد نیاز برآورد میشود. ارتـفاع × عــرض × طــول کــه تـعــیین ارتــفاع از طــریــق تـخـمین میانگین عمق آب صورت میگیرد که بصورت ارتفاعات مختلف سطح استخرقابل استحصال است.
کارگاههای پرورش ماهی:
میزان مرگ و میر جمعیت ماهیان موجود در استخر است. ورود آب به استخر از طریق یک ورودی تحت کنترل انجام میگیرد که هدف از آن تأمین جریان مرتب و قابل تنظیم آب ممانعت از فرار ماهیان و جلوگیری از ورود گونههای نامطلوب به داخل استخر میباشد. ایـن آب از طـریق یـک خروجی قابل کنترل به نام مانک (Monk) از استخر خارج میگردد و به تولید کننده امکان میدهد که هرگونه لایه آب موجود در کف استخر را که احتمالاً کیفیت آن پایین آمده و بایستی با آب تازه تعویض گردد را تخلیه سازد.
دستورالعملهای عمومی در رویه پرورش ماهیان آبهای شیرین:
در این خصوص پرورش دهندگان ماهی میتوانند از محیطهای آبی و تسهیلاتی استفاده کنند که برای پرورش کپور و دیگر گونههای ماهی آبهای شیرین مناسبترند ، تا برای ماهیان قزلآلا، و فنون این کار در حال حاضر کاملا مرسوم و رایج است. ایجاد استخرهای ماهی در اصل رویهای از آبزدایی و کنترل منظم مناطق باتلاقی با استفاده از سدهای ساده که به تدریج استخرهایی مناسب تولید ماهی در کنار آن ایجادشد، ریشه گرفته است. از لحاظ فنی کلیه گونههای ماهی آب شیرین را میتوان پرورش داد و این بسته به انتخاب بازار است. در ذیل برخی از مسایلی که در رویههای پرورش و تکثیر ماهیان آب شیرین باید بدانها توجه داشت مد نظر قرار میگیرد:
ضد عفونی استخر :
استخرها که در اندازههای متفاوتی هستند ( از 100 متر مربع برای تخمریزی گرفته تا بیش از 10 هکتار برای پرورش ماهیان استخرهای نمونه یا در زمین حفر میشوند و یا بوسیله پشتههای خاکی ساخته میشوند که در هر حال باید قابل زهکشی باشند و این کار معمولاً بوسیله سیستم ( مانک ) صورت میگیرد . بهترین و ارزانترین روش ضد عفونی استخرها خنگ گذاشتن و به آیش در آوردن آن است.
تخمریزی:
بطور معمول ماهیان آب شیرین در دمای حدود 22 درجه سانتیگراد تخم ریزی میکند و استخرهای تخمریزی در آغاز ماه مه ، هنگامی که حرارت آب به سرعت زیاد میشود ، آماده میگردند . در استخرها بذر علف افشانده میشود یا گیاهان دیگر امکان رویش مییابند ، بطوری که رستنیهای مناسب موجود باشد ، تا تخمها به آنها بچسبند. استخرها در اکثر اوقات سال ، خـالی هستند امـا درست قـبل از تخمریزی از آب پر میشوند و فرصت گرم شدن مییابند. آنها تنها وقتی مورد استفاده قرار میگیرند که درجه حرارت آبشان بالای 18 درجه سانتیگراد باقی بماند . ماهیهای تولید مثل کننده آب شیرین در دستههایی شامل 2 نر و یک ماده انتخاب میشوند. نرها به سادگی شناسایی میشوند. به این ترتیب که وقتی که حفره شکمی آنها به آرامی فشار داده شود، اسپرم از منفذ آن خارج میشود. مادهها در این زمان به واسطه حفره شکمی متورم و منفذهای برجسته قابل تشخیصاند ماهی کپور معمولاً در 4 سالگی بالغ میشود ، گر چه نرهای آن میتوانند زودتر بالغ شوند. دستههای ماهیان بلافاصله بعد از آبگیری استخر ، وارد آن میشوند و تخمریزی بعد از حدود 36 ساعت صورت میگیرد. مادهها روی گیاهان مرکز استخر تخم میریزند و هر ماهی حدود 000ر100 تخم به ازاء هر کیلوگرم از وزن بدن تولید میکند. ماهیهای تولید مثل کننده را پس از تخمریزی بلافاصله از استخر بیرون میآورند تا تخمها را نخورند.
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
شاخه نرمتنان (Phylum Mollusca)
اعضای شاخه نرمتنان بدن نرم و بدون تقسیمی دارند. معمولاً سر آنها در قسمت جلو است و یک پای شکمی و تودة احشایی پشتی نیز در بدن آنها وجود دارد. بدنشان کم و بیش از یک روپوش (Mantle) نازک احاطه شده است اغلب در یک صدف آهکی خارجی محفوظ اند. این شاخه از پنج رده تشکیل میگردد که از لحاظ ظاهر، طرز زندگی و رشد با یکدیگر اختلاف دارند.
1- رده دو عصبیها مانند کیتونها
2- رده ناوپایان مانند دنتالیوم
3- رده شکمپایان مانند حلزونهای صدفدار و بیصدف.
4- رده تبرپایان مانند صدفهای خوراکی دو کفهای
5- رده سرپایان مانند نوتیلیها
6- اسکوئیدها ، هشتپایان و غیره
فسیل شناسی نرم تنان:
یکی از مهمترین بخش های بیمهرگان خصوصاً از نظر مطالعه فسیل شناسی نرم تنان است. نرم تنان در دریا، آبهای شیرین، دریاچهها و بالاخره خشکی زندگی میکند.
نام نرمتنان اصولاً برای انواع به کار برده شده که قسمت سخت ندارند و لذا به دو دسته تقسیم شدند: دستهای دارای قسمت سخت و دستةدیگر بدون قسمت سخت می باشند.
اساسی تقسیم بندی جدید به وسیلة دانشمندی فرانسوی پایه گذار شد و او بر اساس شباهت قسمتهای نرم و قسمتهای سخت، نرم تنان را به سه رده تقسیم بندی کرده که عبارتند از: گاستروپودار، سفالوپودا و دو کفهایها .
صور مشخصة نرم تنان عبارت است از:
1- عدم بند بند بودن بدن
2- تقارن ارگانیسم بدن نسبت به یک صفحه
3- مرکزیت عضو حساس در سر (به استثناء پلسی پودا)
4- پوشیده شدن بدن به وسیله پوست
5- خواص اختصاصی دستگاه گوارش و سیستم عصبی
6- صور مشخص در حالات لاروی
پوست دارای سلولهایی است که غشاء را ترشح میکند. غشاء در کلیة نرم تنان از کربنات کلسیم ساخته شده و تمام یا قسمتی از آن به صورت کلیست یا آراگونیت است. معمولاً غشاء خارجی گاهی کاملاً داخلی است.
ردة گاستروپودا: بدن معمولاً در یک غشاء مارپیچ غیرمتقارن قرار دارد. سر مشخص و دارای یک یا دو زوج Tentacle و یک زوج چشم است. پا عریض و مسطح است ولی در انواع شناگر به شکل بال مانندی در میآید.
ردة شکم پایان
ردة شکم پایان بزرگترین و متنوعترین گروه از نرم تنان است و دربرگیرندة بعضی از ابتداییترین نرم تنان (بعضی از شکم پایان دریازی) و بعضی از تکامل یافتهترین آن ها (بعضی شکم پیان خشکی زی) است. صدف این جانوران یک تکه و معمولاً مخروطی شکل است که تودة احشایی را احاطه کره است. سر و پای عضلانی معمولاً تقارن دو طرفی دارد ولی این تقارن به علت پنج خوردن تودة احشایی، در تودة احشایی به چشم نمی خورد.
شکم پایان از طریق جلد (جبه) و یا حفرة جبه که نقش شش را بازی می کند، تنفس میکند. جداش و یا تک جنس و هر مافرودیت هستند و در عدهای چرخة زندگی مستقیم است.
در شکمپیان (به یوننی Gaster = شکم + Podos= پا) سر که در قسمت جلو بدن است، پای شکمی، که طویل است تقارن دو جانبی دارد. تودة احشایی معمولاً درون یک صدف پشتی جای میگرد و هر دو بطور مارپیچی پیچیده و غیر متقارن میباشد. سر تودة کم و بیش استوانهای شکلی است که بدون آنکه از بقیة بدن مشخص باشد بطرف جلو ادامه دارد. بر روی سر زواید حسی موجود است که شاخک نامیده میشود و بر حسب نوع حیوان متفاوت میباشد. دهان در انتهای قدامی بدن واقع است و در داخل دهان زبانةکوچکی وجود دارد بنام سوهانک. در این عضو دندانهایی وجود دارد که تعدادش در انواع مختلف متفاوت است و در بعضی نمونهها بالغ بر چندین هزار است.
چین خوردگی پوست بدن یا روپوش حفرة وسیعی را تشکیل می دهد که آنرا حفرة روپوشی مینامند.
دستگاه دم زدن، مجرای مواد دفعی و مجرای دستگاه تناسلی، در حفرة روپوشی قرار دارد.
در شکمپایان اجدادی شاید در همة قسمتها تقارن دو جانی وجود داشته است.
ولی در گونههای زنده قرینة دو طرفی کامل از بین رفته است زیرا بدن جانور در حول محوری که از رأس صدف عبور مینماید 180 درجه یا کمتر دوران حاصل نموده است و در اثر این دوران حفرة روپوشی در نزدیک سر جانور قرار گرفته است.
شکمپایان معمولاً دارای یک جفت چشم هستند که بر روی سر و احیاناً در انتهای قدامی بدن روی شاخکها قرار گرفته است.
ساختمان چشم در این جانوران فوقالعاده ساده میباشد و اغلب از حفرة کوچکی تشکیل مییابد که روی آن جسم شفافی که عمل عدسی را انجام میدهد، وجود دارد. در داخل حفرة مزبور چند سلول که دارای ذرات رنگین است یافته میشود؛ از هر سلول حفرة چشمی رشته عصبی نازکی جدا میگردد که اجتماع آنها عصب چشمی را تشکیل میدهد. در تروکوس کناره حفرة مزبور یکدیگر نزدیک میشود و در نتیجه چشم شکل حفره بستهای را به خود میگیرد که در داخل آن جسم شفافی که عمل عدسی را انجام میدهد یافته میشود و در توریو و مورکس کنارههای چشمی بهم متصل میگردد.
حس بویایی بوسیله دو زایده کوچک که بر روی سر قرار دارد صورت میگیرد و بالاخره مابین سایر اعضاء حسی که در جانوران مزبور یافته میشود میتوان از عضو تعادلی یا استاتوسیست نام برد. این عضو بوسیلة رشته عصب نازکی به عقدة مغزی جانور مربوط میشود.
دستگاه وازنشی شکمپایان کلیهها میباشد. در بدن عدهای از آنها دو کلیه یافته میشود ولی فقط یکی از آنها با حفرة دور قلبی مربوط میگردد مثلاً در هالیوتیس کلیة چپ و در فیسورلا کلیةراست با حفرة دور قلبی مربوط میگردد پاتلا دارای دو کلیه غیرمساوی میباشد که هیچیک از کلیهها با حفره دور قلبی ارتباط ندارد.
در نزدیک بیشتر شکمپایان یکی از کلیهها از بین رفته است. در این دسته از جانوران علاوه بر کلیه اندامهای دیگری یافته میشود که در عمل ترشح مواد زاید شرکت دارد مانند غدهای که بر حسب نوع جانور مجاور دهلیز و یا حفره دورقلبی قرار دارد بنام غده دور قلبی و سلولهایی که در بین سلولهای بافت هم بند جانور یافته میشود.
دستگاه عصبی این جانوران از عقدههای عصبی مغزی، پایی، احشایی و غیره تشکیل یافته است که بوسیلة رشتههای یکدیگر مربوط میگردد.
در نزد اغلب شکمپایان قسمتی از قلب لوله گوارش را احاطه میکند، گاهی قلب طوری اطراف لوله گوارش را احاطه کرده است که بنظر میرسد لوله گوارش قلب را سوراخ کرده و از آن عبور نموده است.
عمل دم زدن در شکمپایان متفاوت است و بیشتر بوسیله آبشش تنفس مینمایند ولی در ششداران عروق زیادی از جدار حفرة روپوشی عبور میکند و این قسمت از بدن را به ریه تبدیل می نماید.
مورفولوژی شکم پایان:
قسمتهای نرم بدن شکم پایان: بدن نرم جانور در داخل صدف محافظت می گردد. مقعی که حیوان در حال حرکت میباشد، سر و پا بطرف خارج صدف گسترش مییابد. اما بخش نرم و یسرال در داخل صدف باقی میماند. سر شامل شاخکهای عصبی و چشمها میباشد و در بخش زیرین سر، دهان جانور قرار گرفته است که در داخل آن اندامی به نام رادولا وجود دارد که از تعدادی دندانهای شاخی کوچک تشکیل یافته است. این عضو وسیلهای برای فرو بردن مواد غذائی میباشد. پا یک عضو کشیده با ته پهنی میباشد، حیوان با انقباض آن در موقع امواج مداوم، در روی کف دریا قادر به حرکت می باشد. شکم پایان خشکی، برای اینکه بتوانند بر روی سطح خشک حرکت کنند. ماده لزجی را بر روی آن ترشح میکنند.
«برآمدگی و یسرال» در سطح پشتی بدن قرار گرفته است. این بخش شامل دستگاه گوارشی و اعضاء دیگر میگردد. بخش بیشتر بدن در داخل صدف بحالت پیچ خورده قرار دارد. این قسمت بوسیله جبه که بطرف جلوی سر برای تشکیل فضائی کشیده میشود پوشیده می گرد، بدین معنی که حفره جبه بر عکس موقعیت عادی نرم تنان دیگر، در سمت جلو قرار دارد. بخشهای دیگر بدن شامل مخرج می شود نیز در سمت جلو قرار دارد، به این دلیل که مانتو و ویسرا در طی تکامل لاروی، در حدود 180 درجه نسبت به سر و پا پیچ خوردگی دارند.
در اشکال دریائی آنها معمولاً حفره مانتو، شامل برانشیهای پر مانندی میباشد. جانور بوسیله مژههائی که در داخل حفره مانتو قرار دارند اکسیژن آب را گرفته و آنرا به بدن خود میرسانند. در بعضی از اشکال، حاشیة جلوئی مانتو ممکن است یک لوله گستردهای را بوجود آورد که به آن سیفون داخل کنده میگویند که آب را مستقیماً به تیغه های ششی میرساند. اشکال خشکی آنها فاقد تیغههای ششی میباشند و حفرة مانتو در عمل به شش یا ریه تبدیل می گردد.
شکم پایان خشکی
هلیکس Helix صدف آن نازک، شکل آن گرد و دارای سطح صاف است. صدف ممکن است دارای ناف باشد. دهانه صدف تقریباً بیضی شکل است.
این جنس از ائوسن تا حال یافت میشود.
هلیکسی از شکم پایان مخصوص خشکی است و از زندگی کردن در آب بینیاز میباشد زیرا حفرة مانتوی آن به منزله یک شش عمل میکند. اشکال مختلفی از آنها در خشکیها سراسر جهان یافت شده است، این حیوان، مخصوصاً در مناطقی که دارای آب و هوای مرطوب و خاکهای آهکدار هستند، فراوان یافت میشود.
تاریخ زمینشناسی شکم پایان
سنگواره اولین گروه از شکم پایان در سنگهای کامبرین یافت شده است. تیره های زیادی از آنها در طی دورانهای پالتوزوئیک ظاهر شدهاند، عدهای از آنها ناپدید شدند و بوسیله شکم پایانتر سیری که تعدادشان بسیار زیاد و متنوع میباشد جایگزین گردیدهاند. امروزه تعداد شکم پایان از ردههای دیگر نرم تنان بیشتر می باشد.
شکم پایان یافت شده در پالئوزوئیک محدود به صدفهای شب کلاهی شکل و یا با پیچخوردگی حلزونی شکل میباشند، صدفهای پیچ خورده در یک سطح در بین آنها نمایان هستند. در بیشتر صدفها، دهانه کامل است اما در اشکال زیادی از آنها یک شکاف خارج کننده وجود دارد.
در اروپا سنگواره شکم پایان در بین آهکهای و نلوک و آهکهای رسیفی دوره کربونیفر از دورههای دیگر پالئوزوئیک فراوانتراند.
در بیشتر گاستروپودهای مزوزوئیک دهانه صدف کامل میباشد، شکلهائی که دارای مجرای سیفون مانند هستند در اواسط مزوزوئیک ظاهر شده اند و در طی دوره کرتاسله به مقدار زیاد افزایش یافتهاند.
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 33 |
مورچهها
(مورچههای سیاه آتشین)
تاریخچه:
مورچههای سیاه آتشین وارده، به طور اتفاقی از آمریکای جنوبی به صورت تغییرپذیر وراد آلباما شدهاند. اوّلین گزارش در سال 1918 داده شد. توزیع آن تاکنون منحصر به قسمتهایی از میسیسیپی و آلیاما شده است.
مورچه های قرمز آتشین وارده از حدود سال 1930 وارد شدهاند و بیشتر از 260 میلیون جریب زمین در نه منطقه جنوب شرقی آمریکا آلوده شدهاند که شامل بیشتر قسمتهای فلوریدا، جورحیا، جنوب کارولینا، تینیس، آلباما، میسیسیپی، آرکانزاس، و تگزاس و اوکلاهوما میباشد.
اینگونه خیلی فراوان شده است. و وقتی زیاد شدهاند خیلی از مورچههای بومی را بیرون کردهاند. توانایی انتشار در غرب و باقی ماندن در آریزونای جنوبی و در طول سواحل اقیانوس آرام تا واشنگتن وجود دارد.
مورچهها سرتاسر جهان روی میدهند. مورچههای دروگر در غرب رود میسیسیپی و جنوب وجود دارد. که گونههای مشترک شامل مورچه دروگر غربی
Polyygomyrmex occidentalis، مورچههای قرمز دروگر p barduts ، مورچههای دروگر کالیفرنیا p. californicus و مورچه دروگر فلوریدایی p. badius می باشد.
مورچه برندة برگ تگزاس در نیمه شرقی تگزاس غرب مرکزی لویسیانا رخ میدهد.
در شمال شرقی آمریکا مورچههای مزارع و مورچة پیاده رو و مورچههای قرمز، و Alleg heney mound و گونههای مشترکی در مناطق چمنزار هستند. خیلی از گونههای مورچهها در چمنزارها در منطقة آمریکا بومی شدهاند.
بیولوژی:
کلنی مورچههای آتشین قرمز وارده شامل نوزادان و چندین نوع از بالغین هستند
1- نرهای بالدار که قابل شناسایی از مادهها هستند با سر کوچکتر
2- مادههای قرمز متمایل به قهوهای بالدار
3- کارگرها
مورچههای کارگر ماده های عقیم بدون بال هستند. آنها با دفاع کردن ملکه از مزاحمها و باغذا دادن ملکه، تنها غذایی که کارگران ابتدا خوردهاند و با رهاندن ملکه از خطر، از ملکه محافظت میکنند. آنها همیچنین به جستجوی غذا میپردازند و از نوزادان مراقبت میکنند. نوزادان در تخم کرمی رنگ ساخته میشوند و سپس لارو و پوپ ایجاد میشود.
شکل بالدار مورچه یا دارای قدرت تولید مثل در تپههای خاکی زندگی میکنند تا زمانی که برای جفتگیری به پرواز درمیآیند. جفتگیری اغلب در بعدازظهرها و بعد از یک دورة بارندگی رخ میدهد. پروازهای جفتگیری بیشتر در بهار و پاییز رخ میدهد. نرها بعد از جفتگیری میمیرند. در حالیکه ملکه بارور شده به زمین میآید تا یک مکان جهت آشیانه پیدا کند. بالهای ملکه میافتد و او شروع به حفر یک حفره می کند که کلنی جدید را شروع کند. بعضی اوقات چندین ملکه با هم در یک آشیانه میتوانند پیدا شوند.
یک ملکه جدید باردار شده حدود دو جین تخم میگذارد هنگامی که آنها باز میشود 7 تا 10 روز بعد لارو ایجاد میشود که به وسیله ملکه غذا میخورند. بعد از آن که ملکه توسط کاگرها تغذیه میشود میتواند تا حدود 800تخم در روز بگذارد. لاروها در عرض 6 تا 10 روز تکامل مییابند و بعداً پوپ تبدیل میشود. بالغ ها 15ـ 9 روز ظاهر میشوند.
متوسط هر کلنی شامل 000/100 تا 000/500 کارگر و چندین صد شکل بالدار و ملکه هستند ملکه میتواند 7 سال یا بیشتر زندگی کند در حالیکه کارگرها عموماً حدود 5 هفته زندگی میکنند. هرچند که آنها میتوانند بیشتر زنده بماند.
دو نوع مورچههای آتشین وراده وجود دارد. شکل تک ملکهای و شکل چندین ملکهای.
کارگرها در کلنیهای تک ملکهای داخل زمین زندگی میکنند کارگران در کلنیهای چندین ملکهای آزادانه از یک تپه به تپة دیگر حرکت می کند که نتیجهاش یک افزایش برجستهای در تعدد تپهها در هر جریپ زمین بوده است.
مناطقی که به وسیلة کلنیهای تک ملکهای آلوده شدهاند حدود 40 تا 150 تپه در هر جریب زمین میباشد (تقریباً کمتر از 7 میلیون مورچه در جریب) و در کلنیهای که چندین ملکه وجود دارد بیشتر از 200 تپه در هر جریپ زمین و 40 میلیون مورچه در هر جریب رخ میدهد.
مورچههای آتشین وارده تقریباً در هر نوع خاکی تپه میسازند اما آنها ترجیح میدهند در مناطق آفتابی نظیر مراتع پارکها ـ چمنزارها ـ مرغزارها و مناطق کشاورزی لانهسازی کنند.
بلندی تپه ها به 18 اینچ میرسد که بستگی به نوع خاک دارد. اغلب تپهها در الوارهای فاسد شده و اطراف کندههای درخت و درختان کلنیسازی میکنند کلنیها میتوانند زیرساختمانها ایجاد شوند. ساکن کلنیها به طور مکرر از یک مکان به مکان دیگر کوچ میکنند. ملکه فقط به نصف دو جین کارگر جهت شروع کلنی احتیاج دارد. آنها میتوانند تپههای جدید را توسعه دهند به چندین صد تپه که بیشتر هنگام شب رخ میدهد.
سیل باعث میشود که آنها کلنیهایشان را ترک کنند و شناور باشند تا زمانی که آنها به زمین دسترسی یابند که بتوانند تپة جدید را درست کنند.
آنها همچنین میتوانند به مکانهایی داخل خانه مهاجرت کنند. مورچههای آتشین میتوانند مفید باشند آنها ابتدائاً روی حشرات و بندپایان آفت غذا میخورند ما میتوانیم، به این وسیله نیازمان را به حشرهکشها در زمینة کشاورزی کاهش دهیم. در مناطق شهری مورچههای آتشین روی لارومسگها، ساسها و تخم سوسک حمام و کنهها و دیگر آفتها تغذیه میکند.
محل زندگی:
تاریخچه زندگی و عادتها:
سیکل زندگی: در طول پرواز نکاحی مورچهها، هنگامی که نرها و مادههای بالدار جفت میشوند و جفتگیری میکنند، بعداً اسپرم به مادهها منتقل میشوند و نرها به سرعت میمیرند. مادهها به زمین میآیند و یک جای مناسب برای لانهگزینی انتخاب میکنند بالهایشان از دست داده و شروع به تخمگذاری میکنند. اولین نسل لاروها به وسیلة ملکه غذادهی و مراقبت میشوند. و کارگرهای عقیم مورچهها پیشرفت میکنند. بعداً تنها نقش آن تخمگذاری است.
مورچههای کارگر از ملکه و نوزادان (تخمها، لارو، پوپ) مراقبت میکنند. لانه را به وجود میآورند و از آن نگهداری میکنند. از کلنی دفاع میکنند و برای غذا به جستجو میپردازند.
شکل کلنی مورچههای آتشین وارده: شکل بالدار که دارای قدرت تولید مثل هستند در تپهها زندگی میکنند تا زمانی که آنها به پرواز جفتگیری مباردت ورزند اغلب در بعد از ظهر زود و بعد از بارندگی اتفاق میافتد. نرها بعد از جفتگیری میمیرند در حالیکه ملکههای باردار شده پایین میآیند که یک مکان مناسب جهت کلنی جدید پیدا کنند. بعضی اوقات چندین ملکه یک حفرهای حفر می کنند که یک کلنی جدید را شروع کنند.
یک ملکه جدید باردار شده حدود دوجین تخم به صورت خوشهای قرار میدهد. در حالیکه تخمها 7 تا 10 روز بعد باز میشوند لارو به وسیلة ملکه غذادهی میشوند بعد از آن ملکه توسط مورچههای کارگر غذادهی میشوند. او میتواند تا 800 تخم در متوسط هرروز بگذارد. لاروها 6 تا 10 روز بعد رشد میکنند و بعداً پوپ ایجاد میشود. و مورچة بالغ در 9 الی 15 روز ظاهر میشود. هر کلنی متوسط شامل 000/100 تا 000/500 کارگر، چندین صد فرم بالدار ملکه میباشد.
مورچههای ملکه میتوانند 7 سال یا بیشتر زندگی میکند درحالکیه مورچههای کارگر حدود 5 هفته زندگی میکنند هرچند که آنها میتوانند به مدت طولانیتری زنده بمانند.
دشمنان طبیعی مورچههای آتشین قرمز وارده:
میکروارگانیسمها: بعضی از عوامل پاتوژن میتوانند به مورچهها حمله کنند و چندتایی از آنها جهت کنترل مورچههای آتشین به کار برده شود که شامل میکوراسپوریدین Thelohania Salenopsae باکتری سودوموناس، چندین قارچ پارازیته که شامل Beuvaviabassia که به طور رایج جهت کنترل ارزیابی میشوند.
کومهای (نمالودهای پارازیته ) Steinerema.spp حشرات را جستجو میکنند و وارد بدن حشرات میشوند و در بدن آنها پیشروی میکنند.
انواع و گونهها در تأثیراتشان متفاوت هستند.
گونههایی که تا این تاریخ آزمایش میشوند باعث شدهاند که موقتاً از تپههای درمان شده دور شوند اما چند کلنی واقعاً حذف میشوند. هرچند که دشمنان طبیعی اختصاصاً جهت تپههای مورچههای آتشین به کار میرود. اما عموماً این برنامة درمان جهت منطقة وحشی مناسب نیست.
بندپایان شکارچی و پارازیت ها: بعضی از گونههای مورچة بومی با مورچههای قرمز آتشین وارده برای خاک و منابع غذایی رقابت میکنند. آنها مخصوصاً شکارچی مؤثر جهت ملکههای مورچههای آتشین تازه باردار شده هستند.
شکارچی (Pyemotes TriTici) Strow. itchmite مورچههای آتشین ضعیف شده جهت غذا استفاده میکنند که آنها اگر به صورت مستقیم به کاربرده شوند مؤثر نیستند ولی دارای قدرت خطر برای استفاده کننده هستند.
یک امیداواری بزرگی برای موفقیت کابرد عوامل کنترل بیولوژی نظیر مگسهای فورید پارازیته (Diptera) که به طور رایج در آمریکا برای آزاد کردن آنها ارزیابی شدهاند. اگر به صورت موفقیتآمیزی وارد شوند و ثابت شوند از آنها انتظار میرود در ایجاد یک منطقه بازدارنده بزرگتر از یک منطقه بزرگ اما آنها نمیتوانند مورچههای آتشین را از ریشه برکنند.
شناسایی مورچهها و طبقهبندی
مورچهها حشرات اجتماعی هستند که آشیانهها و کلنیها را میتوان در خارج خانه یا داخل خانه پیدا کرد. بعضی گونهها مکانهایی را برای آشیانه ترجیح میدهند. آشیانه شامل یک یا بیشتر ملکه میباشد که تخم میگذارد و تخمها به وسیلة مورچههای کارگر حمل میشود. مورچههای کارگر عقیم هستند و یا مادههایی هستند که قدرت تولید مثل ندارند که از ملکهها مواظبت میکند و برای نوزادان (تخم، لارو، پوپ) به جستجوی غذا میپردازند.
بسیاری گونهها تولید مورچه بالدار میکنند که دارای قدرت تولید مثل در یک زمانی از طول سال هستند. اینها نر و مادههای مورچهها هستند که آشیانه را برای جفتگیری ترک میکنند که کلنیهای جدید را درست کنند. هنگامی که مورچههای بالدار در خانه زیاد هستند به این معنی است که کلنیهایشان در جایی در داخل خانه قرار گرفته است. (تشخیص مورچهها بالدار از موریانهها در مشخصات پایین آمده است.)
|
موریانههای بالدار در جفت بال که هر دو در سایز و شکل هماندازهاند آنتن شبیه مو قسمت بین سینه و شکم باریک نیست |
مورچه های بالدار دو جفت بال، بالهای عقبی کوتاهتر آنتن زانوی قسمت بین سینه و شکم باریک |
مورچهها که متعلق به حشرات هستند از راستة همیپترا و خانواده فورمیسیده، بیشتر گونهها در تگزاس رخ میدهد. اکثر گونهها به عنوان آفت محسوب نمیشوند. هرچند که دیگر حشرات از مورچهها تقلید میکنند و به طور سطحی شبیه آنها هستند، علامت اختصاصی فورمیسیدهها شامل یک بخش عمیق بین سینه و شکم میباشد. که به نام Pedical ofmetasoma نامیده میشود. این بخش یک یا دو قسمت دارد. بعلاوه آنتنها عموماً زانویی شکل هستند. مورچهها در اکثراً نقاط، حشرات اجتماعی واقعی هستند و کلنیها شامل یک ملکه مورچههای نر و مادة قابل بارور که بالدار هستند و مادههای عقیم کارگر که بدون بال هستند. این گونهها در خاکهای مختلف یک منطقه رخ میدهند.
فورمیسیدها دارای 7 تا زیرخانواده هستند و بعضی از آنها که عموماً از علفزارها گزارش شدهاند از دو زیرخانواده هستند.
1) زیرخانواده میر میسینهها: (آنتن 10 بندی با 2 قسمت چماقی در انتها)
Tetra morium- Caespitum L. The pyramid ants.
Texas leafcutting ant.
2- زیرخانواده فورمیسینه: که شامل
Cornfiedant à lasius alienus
Red and à PormiCapallideful
مورچههای آتشین در این گروه هستند.
مورچههای آتشین مهمترین مورچهها هستند و عمدهترین مورچههای آفت در علفزارهای جنوب شرقی آمریکا هستند. مورچههای بومی آتشین شامل
solenopsis geninata و مورچههای آتشین جنوبی Solenopss xyloni و دو گونه مورچههای وارده به نامهای مورچههای سیاه آتشین وارده Solenopsis richtera و مورچههای قرمز آتشین وارده به نام Solenopsis –invicta Buren هستند.
توصیف از مراحل مورچههای آتشین قرمز وارده Soenopsis invicta بالغ:
کلنی های مورچه شامل نر و ماده بالدار که داری قدرت تولید مثل هستند که کوچکتر از مورچههای کارگر عقیم ماده هستند. اندازه بدن این مورچهها در گونه های مختلف، متفاوت است. مادههای دارای قدرت تولید مثل، مورچههای برنده برگ در تگزاس میتواند حدود mm20 باشد و مورچههای دروگر اندازة آن 9-5 میلیمتر است و رنگشان قرمز متمایل به قهوهای است. یا اندازه مورچههای آتشین قرمز وارده از 4- 5/1 میلیمتر است و رنگشان قرمز متمایل به قهوهای است به طور متوسط، مورچههای کارگر از کلنیهای چندین ژنی کوچکتر از مورچههای کارگر از کلنیهای تکژنی هستند.
تخم: تخم مورچهها سفید تا زرد کمرنگ هستند و شکل آنها در گونههای مختلف متفاوت است. تخم مورچههای دروگر کمتر از 25 میلیمتر و بیضی شکل است.
لارو: لارو مورچهها سفید متمایل به کرمی هستند، بدون پا و به شکل کرم هستند. همراه با یک کپسول کوچک قابل دیدن که قطعات دهانی را در بردارد. مورچههای دروگر شبیه به کدوی خمیده یا کدوی قلیانی هستند.
پوپ: پوپ مورچهها شبیه بالغ در سایز و هم شکل هستند. همراه با ضمائم که به صوت واضح، مانند رشتههایی روی بدن آنهاست. ابتدا آنها سفید متمایل به کرمی هستند ولی وقتی که بالغ در آن پیشرفت کند تیره میشوند پوپ بعضی گونهها مانند مورچههای آتشین برهنه هستند درحالیکه در گونههایی دیگر نظیر مورچههای دروگر در کپیسولهایی شبیه پیله رخ میدهد.
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4051 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
مقدمه:
و آنچه را که در آسمانها و زمین است و همه از اوست. به تسخیر شما درآوردهاند، به درستی که در این امر نشانههایی برای مردم اندیشمند است. (قرآن کریم)
از آیات شریفهی فوق در مییابیم که هر چیز که در این جهان است بدون حکمت نیست و همگی به دلایلی خلقت یافتهاند و خلقت موجودات صرفاً به دلیل ادامهی چرخهی حیات و بقای الکوسیستم نبوده بلکه اهدافی در آنها وجود دارد که خداوند همهی آنها را خلق کرده تا افراد اندیشمند آنها را دریابند و در جهت بهبودی اوضاع جهان استفاده کنند.
با جهان مدرنیتهی امروز و با پیشرفتهای فراوانی که جهان را متحول کرده است، وسعت دانش و اطلاعات انسانها افزوده گشته و جهان را به تفکری شگرف و بهتر واداشته و این امکان را به تمامی مردم جهان بخشیده است اما کسی که در آیات خدا تامل کند بیشتر موفق میشود.
دانشمندان بزرگ مبنای کار خود را بر این اساس قرار داده و باعث پیشرفت نسبی علم در جهان شدهاند ما نیز همانند آنان میکوشیم تا به سهم خود از اسرار این جهان پردهبرداریم و هر روز به علم و دانش تشنهتر شویم. تا همانند هم وطنان خود پرچم پر افتخار کشور را بر فراز جهان برافراشته و خدمت خود را به مردم عزیز میهنمان ثابت نماییم.
فهرست
مقدمه ................................
آناتومی چشم ..........................
اجزای چشم ............................
پلکها ................................
ملتحمه ...............................
صلبیه ................................
قرنیه ................................
عنبیه ................................
مردمک ................................
جسم مژگانی ...........................
بخش یووهآ ............................
عدسی .................................
زلالیه ................................
زجاجیه ...............................
مشیمیه ...............................
شبکیه ................................
چشمان گربه ...........................
حس بینایی گربه .......................
گربهها چگونه در تاریکی میبینند؟ ......
تفاوت چشم گربهها .....................
تطابق چشمان گربه .....................
نتیجهگیری ............................
ضمیمه ................................
منابع ................................
آنوتومی چشم:
آناتومی چشم را ابتدا با بررسی کاسه چشم (orbit) آغاز میکنیم.
کاسههای چشم بصورت دو حفرهاند که حاوی کرههای چشم، عضلات، عروق و اعصاب مربوط به دستگاه اشکی، همراه با مقدار متغیری بافت چربی نرم میباشند. حفره کاسه چشم شبیه هرمی چهارضلعی است که راس آن در عقب واقع شده است. دیوارههای داخلی راست و چپ کاسه چشم موازیند و توسط بینی از هم جدا شدهاند. در هر کاسه چشم (اربیت) دیوارههای داخلی و خارجی زاویهای 45 درجه تشکیل میدهند در نتیجه زاویه بین دو دیواره خارجی قائمه میشود. شکل اربیت را به گلابیای تشبیه میکنند که عصب بینایی (oftie nerve) دم آن را میسازد. قطر محیط قدامی قدری کوچکتر از ناحیه بلافاصله پشت لبه است، بنابراین حاشیه محافظ محکمی را میسازد.
اجزای چشم شامل:
- پلکها: پلکها پرده نازکی مرکب از پوست، عضله، بافت فیبروزی و غشاء مخاطی هستند که چشم را در برابر محرک خارجی محافظت میکنند. بعلاوه مقدار نور ورودی به چشم را تنظیم کرده و اشک را بروی کره چشم پخش میکنند. اگر پلکها کاملاً بسته باشند حدود 1% نور محیط وارد چشم میشود. وقتی پلکها باز هستند فضای بیضی شکلی را ایجاد میکنند که شکاف پلکی نام دارد طول آن حدود mm 30 و بیشترین ارتفاع آن در وسط حدود mm 12 است .
همچنین لبههای پلک حدود mm 2 عرض دارند..
- ملتحمه conjunctiva: غشاء مخاطی نازک و شفافی است که سطح داخلی پلکها و بخش قدامی صلبیه را میپوشاند. ملتحمه اولین جایی است که با محیط خارج یا میکروبها در تماس است و بنابراین احتیاج به محافظت دارد.
- صلبیه (اسکلرا) scleva: پوشش لیفی محافظ خارجی چشم است که متراکم و سفید میباشد. از نظر بافت شناسی شباهت قابل ملاحظهای با قرینه دارد. علت شفاف بودن قرینه و غیر شفافی صلبیه، کم آب بودن نسبی قرینه است.
- قرنیه (cornea): یک بافت بدون رگ شفاف است که اندازه و ساختمان آن قابل مقایسه با کریستال یک ساعت مچی کوچک است. دارای دو سطح است که سطح قدامی آن محدب و سطح خلفی مقعر میباشد.
قرینه 6/1 قدامی سطح چشم را به خود اختصاص داده است.
- عنبیه (iris): دیافراگمی است که در جلوی عدسی و جسم مژگانی قرار گرفته و اتاق قدامی را از اتاق خلفی جدا میکند. عنبیه مقدار نور وارد شده به چشم را کنترل میکند. عنبیه روی عدسی قرار دارد و بدون حمایت آن دچار لرزش میشود.
مردمک Pupil: سوراخی است که در وسط عنبیه و کمی متمایل بطرف بینی قرار دارد و مقدار نور وارد شده به چشم را کنترل میکند. اندازه مردمک اساساً بستگی به تعادل انقباض و انبساط دارد. انقباض مردمک به علت فعالیت پاراسمپاتیک عصب جمجمهای سوم و انبساط مردمک بعلت فعالیت سمپاتیک است.
- جسم مژگانی: حلقهای بافتی به عرض 6 میلیمتر است که از برآمدگیهای صلبیه تا ناحیهایی در شبکیه امتداد دارد و دارای مقطع مثلثی است. جسم مژگانی دارای عضلات طولی، حلقوی و شعاعی میباشد که کششها و رها شدنهای عدسی را به عهده دارد.
- بخش یووه آ: که شامل عنبیه - جسم مژگانی و مشیمیه است. یووه آ لایه عروقی میانی چشم است و توسط قرنیه و صلبیه محافظت میشود. نقش آن تأمین خون شبکیه است.
- عدسی (Lens): ساختمان شفاف و محدب الطرفینی است که درست در پشت عنبیه و مردمک و در جلوی فرورفتگی کم عمق وجه زجاجیهای قرار دارد. عدسی توسط لیگامانهای محافظت کننده بنام زنولا در جای خود ثابت شده است. عدسی بدون عروقی، بی رنگ و کاملاً شفاف است دارای قطر حدود 9 میلیمتر و ضخامت 4 میلیمتر است. کپسول عدسی پرده نیمه تراوایی (کمی نفوذپذیرتر از دیواره مویرگ) است که آب و الکترولیتها در آن میتوانند نفوذ کنند. دارای 65% آب، 35% پروتئین و عناصر کمیاب مانند دیگر بافتهای بدن است پتاسیم موجود در عدسی از اغلب بافتها بیشتر است. اسید اسکوربیک و گلوتاتیون به هر دو شکل اکسید شده و احیا شده در آن وجود دارند.
زلالیه (aqueous): مایع شفافی است که شامل 98% آب و 4/1% کلرورسدیم و مقداری گلوکز و آمینواسید و ویتامین c میباشد. زلالیه مسئول ثابت نگه داشتن فشار داخلی چشم و ابعاد آن است.
زجاجیه: مایع ژلهای شفافی است که از شبکیه نامنظم از رشتههای نازک و یکسان کلاژنی واقع در محلول بسیار رقیقی از نمکها، پروتئین و اسیدهیالورونیک ساخته شده و جزء اصلی آن را آب تشکیل میدهد. در قسمتی از ناحیه قدامی آن فرورفتگی برای قرار گرفتن عدسی وجود دارد.
- مشیمیه choroid: پردهای عروقی است که به اپی تلیوم رنگ دانهدار شبکیه و نیمه خارجی آن خون میرساند. در بین شبکیه و صلبیه قرار دارد. تجمع رگهای خونی مشیمیه، تغذیه بخش خارجی شبکیه زیر آنرا تأمین میکند.
شبکیه Retina:
رتین یک لایه نازک و ظریف، نیمه تراوا و چند لایهای از بافت عصبی است که سطح داخلی 3/2 خلفی کره چشم را میپوشاند. گیرندههای نوری موجود در شبکیه محیطی بطور عمده از نوع استوانهای است و سلولهای مخروطی در این ناحیه ضخیمتر از سلولهای مخروطی شبکیه مرکزی است. سلولهای میلهای مسئول دید سیاه و سفید و در شب هستند و سلولهای استوانهای مسئول دید رنگی در روز هستند.
چشمان گربه:
چشمان بادامی گربه شیفتگان بسیاری دارد بطوریکه مصریان باستان در 5 هزار سال قبل نخستین بار گربهها را به خانههای خود راه دادند. اما در چشمان گربه علاوه بر زیبایی چیزهای دیگری نیز نهفته است.
در اینجا به چند حقیقت باور نکردنی درباره حس بینایی گربه اشاره میکنیم:
- چشمان گربه حقیقتاً در تاریکی نمیدرخشند بلکه غشایی که چشمان آنها را پوشانده است نورهای وارده را منعکس مینماید. بطوریکه بنظر میرسد چشمان گربه میرخشند. این غشاء انعکاس دهنده همراه با مردمکهای بسیار بزرگ چشمان گربه، و نیز حساسیت چشمان گربه به اشعه ماوراء بنفش سبب میشوند تا گربهها بتوانند در تاریکی بخوبی ببینند. اما باید دانست برخلاف تصور عامه یک گربه نمیتواند در تاریکی کامل
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 81 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 38 |
حسابداری بین الملل
(بررسی رویکردهای مختلف حسابداری ىر حال حاضر)
گزارش عملکرد مالی
صورت سود و زیان
در ادبیات حسابداری بین المللی، کشورهای جهان از لحاظ حسابداری به دو هسته و یا طبقه اصلی تقسیم می شوند :
1- کشورهای آنگلوساکسون نظیر آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا
2- کشورهای اروپایی مانند فرانسه، آلمان، بلژیک، ایتالیا (غیرا از انگلستان بقیه کشورهای اروپایی)
در کشورهای آنگلوساکسون، اقتصاد آزاد، نیروی بازار (بازار سرمایه) عامل تعیین کننده در حسابداری است، در مقابل در کشورهای اروپایی، فرآیندهای قانونی بر حسابداری حاکم هستند. از آنجا که کشورهایی که عمدتاً هدایت هیأت استانداردهای بین المللی حسابداری را به عهده دارند، چهار کشور آمریکا، انگلستان، کانادا و استرالیا می باشند می توان گفت حسابداری پیشرفت خود را مرهون کشورهای آنگلوساکسون بوده است. هدف اصلی حسابداری اندازه گیری سود است. زیرا سود همان بازدهی سرمایه (سرمایه گذاری) است. در زمان قبل از انقلاب صنعتی یعنی زمانی که تئوری سنتی مالک- مدیر حاکم بود. هدف از (اندازه گیری) تعیین سود تنها محاسبه سود بود، به عبارتی تنها مدل سنتی معاملاتی حاکم بوده و خصوصت کیفی قابل اتکاء بودن رایج بود. اما بعد از انقلابی صنعتی، هنگامی که تئوری تفکیک مالکیت از مدیریت مطرح گردید. به ویژه در شرایط تورمی بعد از آن رفته رفته خصوصیت کیفی مربوط بودن بیشتر مورد توجه قرار گرفت و رویکرد نوینی با عنوان رویکرد نگهداشت سرمایه مطرح شد. که ضعف اصلی آن، غیرقابل اتکاء بودن ارزشهای جاری می بود. لذا موازنه ای بین این دو خصوصیت کیفی به عنوان یک راهکار در نظر گرفته شد. و روشهای فعلی حسابداری، ترکیبی از رویکردهای معاملاتی و نگهداشت سرمایه به شمار
می روند.
رویکرد معاملاتی :
در این رویکرد، عامل اصلی شناخت درآمدها و هزینه ها، انجام معاملات و سایر رویدادهای مالی مشابه است. به عبارتی زمانی شناسای عناصر سود در صورتهای مالی باید به روشنی تعریف شود. در این رویکرد، تغییرات ارزش داراییها و بدهیها، تنها در صورتی که منتج از معاملات و سایر رویدادهای مشابه باشد مورد شناخت قرار می گیرد و در مواردی که ارزشها و داراییها در پایان دوره مالی به دلیل تغییر ارزش، تعدیل شوند. این تعدیل انحراف از رویکرد معاملاتی مطلق محسوب شده و به سمت مفهوم حفظ (نگهداشت) سرمایه می رود.
رویکرد نگهداشت سرمایه :
این رویکرد، که رویکردی نوین در حسابداری به شمار می رود. سود را ماوالتفاوت حقوق صاحبان سرمایه (خالص داراییها) در پایان دوره نسبت به اول دوره می داند. با فرض اینکه موارد مرتبط با آورده و ستانده صاحبان سرمایه حذف گردد. ارائه صورت سود و زیان جامع یکی از مصادیق این مفهوم می باشد.
شکل صورت سود و زیان
در استانداردهای حسابداری، معمولاً سرفصل های اصلی که باید افشاء شود، مشخص می گردد و یک شکل خاص برای صورتهای مالی اجباری نمی شود. شکل زیر به عنوان یک نمونه برای راهنمایی ارائه می شود، (سرفصل های اصلی که باید افشاء شود تا علامت ستاره مشخص گردیده است) :
|
نام شرکت صورت سود و زیان برای دوره مالی منتهی به .... |
|||
|
|
ریال |
|
ریال |
|
* فروش خالص / درآمد ارائه خدمات |
|
|
××× |
|
- ب.ت.ک. فروش رفته / ب.ت. خدمات ارائه شده |
|
|
(×××) |
|
سود ناخالص (ناویژه) |
|
|
××× |
|
- هزینه های عملیاتی : |
|
|
|
|
هزینه های فروش، اداری و عمومی |
(×××) |
|
|
|
± خالص سایر درآمدها و هزینه های عملیاتی |
××× |
|
(×××) |
|
* سود عملیاتی |
|
|
××× |
|
* - هزینه های مالی |
××× |
|
|
|
* ± خالص سایر درآمدها و هزینه های غیرعملیاتی |
××× |
|
××× |
|
سود ناشی از فعالیت های عادی قبل از مالیات |
|
|
××× |
|
*- مالیات |
|
|
(×××) |
|
*سود خالص فعالیت های عادی / سود قبل از اقلام غیرمترقبه |
|
|
××× |
|
*± اقلام غیرمترقبه |
(×××) |
|
|
|
± اثر مالیاتی اقلام غیرمترقبه |
××× |
|
|
|
|
|
|
(×××) |
|
*سود خالص |
|
|
××× |
تعاریف
درآمد عملیاتی :
عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سهام، به جز موارد مرتبط با آورده صاحبان سرمایه که از فعالیت های اصلی و مستمر واحد تجاری ناشی شده است. مانند درآمد فروش کالا و ارائه خدمات و یا استفاده دیگران از داراییهای واحد تجاری مانند سود سهام، درآمد حق امنیاز و سود تضمین شده در صورتیکه جزو فعالیت های اصلی و مستمر باشد. این درآمدها بر طبق استاندارد شماره (3) به ارزش منصفانه ما به ازای دریافتی یا دریافتنی اندازه گیری می شود.
هزینه های عملیاتی :
در استانداردهای حسابداری، تعریف خاصی از هزینه های عملیاتی وجود ندارد ولی به قرینه درآمدهای عملیاتی می توان گفت : هزینه های عملیاتی، هزینه های مرتبط با درآمدهای عملیاتی و ناشی از فعالیت های اصلی و مستمر است. که نمونه های آن هـ اداری و تشکیلاتی. هزینه توزیع و فروش ، هزینه مطالبات مشکوک الوصول، هزینه استهلاک و ... می باشد.
نمونه هایی از سایر درآمدها و هزینه های عملیاتی به شرح زیر می باشد:
فروش ضایعات، سود فروش مواد اولیه، هزینه های جذب نشده در تولید، ضایعات غیرعادی تولید، زیان کاهش ارزش موجودیها، خالص کسری و اضافی انبار
سود (زیان) عملیاتی :
شاخصی است که توانایی شرکت را نظر سودآوری به نمایش می گذارد و تا حد زیادی کارایی شرکت را نشان می دهد و یکی از پایه های مهم پیش بینی عملکرد آتی است و ما والتفاوت درآمدها و هزینه های عملیاتی می باشد.
درآمدها و هزینه های غیرعملیاتی :
که نتیحه فعالیت های عادی (فعالیت های عادی فعالیت هایی هستند که معمول، تکرار شونده یا منظم واحد تجاری (فعالیت های تجاری) هستند و همچنین فعالیت های مرتبط که به تبعیت و در جهت پیشبرد فعالیت های فوق یا در نتیجه آنها توسط واحد تجاری انجام می شود) است اما در زمره فعالیت های عملیاتی قرار نمی گیرد. یعنی جزو فعالیت های اصلی و مستمر شرکت نیستند.
چند نمونه :
درآمد مالی، سود سهام، هزینه تأمین مالی، سود و زیان فروش داراییهای ثابت مشهود و سرمایه گذاریها.
نکته :
اینگونه درآمدها و هزینه ها بر طبق استاندارد شماره 1، از طریق تهاتر درآمدها و هزینه های مربوط (به طور خالص) گزارش می شوند.
رویدادهای غیرمترقبه
اقلام با اهمیت و بسیار معمول می باشند که منشأ آن رویدادهای خارج از فعالیت های عادی شرکت می باشد. و انتظار می رود به طور مکرر یا منظم واقع شود. مانند بلایای طبیعی و مصادره داراییها. البته این تعریف را باید با در نظر گرفتن محیط فعالیت واحد تجاری، بکار گرفت. مثلاً وقوع طوفان شن برای شرکتی در سیستان و بلوچستان استنثنایی است ولی برای فارس غیرمترقبه است. همین طور وقوع عملیات خرابکارانه منجر به زیان در عراق در مقایسه با ایران.
اقلام خاص فعالیت های عادی
ماهیت بعضی از اقلام فعالیت های عادی ایجاب می کند که این اقلام در صورت سود و زیان جایگاه خاصی داشته باشند. از جمله آنها به : 1- اقلام استثنایی ، 2- نتایج عملیات متوقف شده می توان اشاره نمود.
اقلام استثنایی
بر طبق استاندارد شماره 6 ، گزارش عملکرد مالی، اقلام استثنایی، اقلامی با اهمیت است که منشأ آن رویدادها با معاملاتی می باشد که در چارچوب فعالیت های عادی شرکت واقع می گردد و به منظور ارائه تصویری مطلوب، افشای جداگانه آنها، منفرداً یا در صورت تشابه نوع، در مجموع به لحاظ استثنایی بودن ماهیت یا وقوع ضرورت می یابد. (به عبارتی عادی ولی غیرمستمر می باشند.)
این اقلام باید در سرفصل مربوطه مثلاً اگر هزینه عملیاتی استثنایی وجود دارد در بخش هزینه های عملیاتی و در صورت غیرعملیاتی بودن در قسمت غیرعملیاتی، به طور مجزا افشا شود.
چند نمونه
سود یا زیان ناشی از حل و فصل دعاوی به نفع یا بر چند شرکت، زیان انتقال صنایع مزاحم به خارج از محدوده شهرها طبق مقررات هـزینههای تجدید سازمان، هزینه های اخراج دسته جمعی کارکنان، زیان ناشی از بلایای طبیعی در مناطقی که وقوع آن متناوب است.
عملیات متوقف شده :
فروش یا خاتمه عملیات یک بخش در صورتی در دوره جاری، عملیات متوقف شده محسوب می شود که تمام شرایط زیر وجود داشته باشد :
1- فروش یا خاتمه عملیات اثر مهمی بر ماهیت و زمینه اصلی عملیات واحد تجاری داشته باشد. مثلاً منجر به خروج از بازاری خاص (تجاری یا جغرافیایی) یا کاهش عمده در میزان فروش در بازارهای در حال تداوم آن باشد.
2- داراییها، بدهیها، نتایج عملیات متوقف شده، برای مقاصد گزارشگری، به روشنی قابل تفکیک باشد.
3- عملیات توقف حداکثر تا سه ماه پس از تاریخ ترازنامه یا تاریخ تصویب صورتهای مالی، هرکدام مقدم تر است، تکمیل گردد.
در این صورت بر طبق استاندارد شماره 6، گزارش عملکرد مالی، صورت سود و زیان به نحو زیر تهیه می گردد:
دو بخش فروش و سود (زیان) عملیاتی به دو قسمت : 1- عملیات در حالت تداوم، 2- عملیات متوقف شده تقسیم شده و اگر ذخیره ای هم در نظر گرفته باشیم در صورت سود و زیان وارد می شود، بقیه موارد مانند سابق است.
|
نام شرکت صورت سود و زیان برای سال های مالی منتهی به .... |
||||||
|
|
ریال |
|
ریال |
ریال |
|
ریال |
|
فروش: |
|
|
|
|
|
|
|
عملیات در حال تداوم |
××× |
|
|
××× |
|
|
|
عملیات متوقف شده |
××× |
|
|
××× |
|
|
|
جمع |
|
|
××× |
|
|
××× |
|
-بهای تمام شده فروش |
|
|
(×××) |
|
|
(×××) |
|
سود ناویژه |
|
|
××× |
|
|
××× |
|
- هزینه های عملیاتی |
(×××) |
|
|
(×××) |
|
|
|
± خالص سایر درآمدها و هزینه عملیاتی |
××× |
|
|
××× |
|
|
|
سود (زیان) عملیاتی : |
|
|
|
|
|
|
|
عملیات در حالت تداوم |
××× |
|
|
××× |
|
|
|
عملیات متوقف شده |
××× |
|
|
××× |
|
|
|
|
|
|
××× |
|
|
××× |
|
- هزینه های تأمین مالی |
|
|
(×××) |
|
|
(×××) |
|
زیان (توقف عملیات) |
(×××) |
|
|
- |
|
|
|
+ برگشت ذخیره پیش بینی شده (در صورت وجود) |
××× |
|
|
- |
|
|
|
|
|
|
(×××) |
|
|
|
|
خالص سایردرآمدها و هزینه های عملیاتی |
|
|
××× |
|
|
××× |
|
سود فعالیت های عادی قبل از مالیات |
|
|
××× |
|
|
××× |
|
- مالیات |
|
|
(×××) |
|
|
(×××) |
|
سود خالص |
|
|
××× |
|
|
××× |
نکته : نحوه محاسبه و شناسایی ذخیره برای تعهدات ناشی از توقف عملیاتی
به طور خلاصه به شرح ذیل محاسبه میشود:
از ماوالتفاوت نتایج (سود و زیان) عملیات مورد انتظار بخش متوقف شده در دوره های بعد و سود و زیان مورد انتظار ناشی از کنار گذاری داراییها در دوره بعد، که اگر منفی شد به همان میزان ذخیره در نظر گرفته می شود.
گردش حساب سود و زیان انباشته
این قسمت معمولاً در ادامه صورت سود و زیان ارائه شده و حلقه ارتباطی بین صورت سود و زیان و ترازنامه می باشد فرمت کلی آن به شرح زیر می باشد:
|
گزارش حساب سود (زیان) انباشته |
|||
|
|
ریال |
|
ریال |
|
سود (زیان)، خالص |
|
|
××× |
|
مانده سود (زیان) انباشته در ابتدای دوره |
××× |
|
|
|
± تعدیلات سنواتی |
××× |
|
|
|
سود و زیان انباشته در ابتدای دوره – تعدیل شده |
|
|
××× |
|
سود قابل تخصیص |
|
|
××× |
|
تخصیص سود : |
|
|
|
|
اندوخته قانونی |
(×××) |
|
|
|
سایر اندوخته ها |
(×××) |
|
|
|
سود سهام تقسیمی / تصویب شده |
(×××) |
|
|
|
|
|
|
(×××) |
|
سود (زیان) انباشته در پایان دوره |
|
|
××× |
تعدیلات سنواتی
تعدیلات سنواتی، تعدیلات با اهمیت است که به سنوات قبل مربوط می شود و ناشی از موارد زیر است :
1- تغییر در رویه های حسابداری
2- اصلاح اشتباهات
1- تغییر در رویه های حسابداری
به دلیل تغییر شرایط یا دستیابی به اطلاعات جدید، ممکن است رویه های حسابداری تغییر کند که می تواند به صورت اختیاری باشد و یا قوانین آمره یا استانداردهای حسابداری، که نمونه هایی از آن عبارتند از :
1- تغییر در روش ارزیابی موجودی مواد و کالا (مثلاً از fifo به میانگین موزون)
2- تغییر در روش حسابداری پیمان های بلند مدت
3- تغییر در شخصیت گزارشگری
درصورت تغییر در رویه های حسابداری
1- ارقام مربوط به دوره جاری بر مبنای رویه جدید منعکس گردد.
2- اثرات انباشته ناشی از تغییر رویه (ماوالتفاوت سود انباشته ابتدای دوره تغییر با استفاده از رویه قبلی و سود انباشته ابتدای دوره تغییر با فرض آنکه رویه حسابداری جدید در دوره های گذشته مورد استفاده بوده) به عنوان تعدیلات سنواتی منظور شود.
3- ارقام مقایسه ای صورت های مالی دوره های قبل با فرض به کارگیری روش جدید در دوره های قبل ارائه مجدد گردد.
نکته : اگر تشخیص بین تغییر در رویه حسابداری و تغییر در برآورد حسابداری مشکل بود، تغییر مورد نظر باید به عنوان تغییر در برآورد حسابداری تلقی و به گونه ای مناسب افشاء شود.
چند مثال :
1- مدیریت شرکت دماوند در سال 2×13 تصمیم گرفت روش ارزیابی موجودی کالا را از روش میانگین موزون به روش fifo تغییر دهد، اطلاعات زیر در دست می باشد.
|
|
29/12/2× |
|
29/12/1× |
|
موجودی کالا طبق روش میانگین موزون |
000/520 |
|
000/400 |
|
موجودی کالا طبق روش fifo |
000/570 |
|
000/440 |
با فرض اینکه نرخ مالیات بردرآمد 25 درصد باشد، مطلوبست ارائه تعدیلات سنواتی و انجام ثبت لازم در دفتر روزنامه
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 66 |
تشخیص سهم متعارفی تغییرات اجباری حسابداری : موردی از مندرهای ناشی از مقدار نقصان سرقفلی انتقالی
چکیده :
این مقاله پیرامون چگونگی استفاده از متود عطف بماسبق ، بحث هایی را عنوان نموده است اینکه آیا این متود بکارگرفته می شود یا خیر و به موضوع تغییر اجباری حسابداری نیز پرداخته است و تأثیر آن را روی شیوه های اندازه گیری و تشخیص مورد بحث و بررسی قرار داده است موضوع دیگر یاد شده این است که آیا گزارش انگیزه ها و محدودیت ها توام با بزرگی ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی هستند که به وسیلة شرکت های کانادایی اجرا کنندة بخش 3062 روی سرقفلی خریداری شده گزارش شدند .
نتایج مان نشان می دهد شرکت ها برای ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقالی هم زیادتر ارزیابی می کنند و هم کمتر . ما همچنین نشان می دهیم که هیئت های بازرسی مستقل و مجزا از لحاظ مالی ، برای فرصت طلبی مدیریت ممنوعیت هایی قائل میشوند.
کلید واژه ها :
حسابداری برای سرقفلی ، کاهش یا نقصان در سرقفلی ، هئیت بازرسی ، حاکمیت شرکت ، تغییرات اجباری حسابداری
در این مقاله بررسی شده است که آیا گزارش انگیزه ها و محدودیت ها روی موقعیت های پذیرش شرکت ها تأثیر می گذارد و اگر تأثیری دارد این تأثیر چگونه است .
وقتی شرکت ها باید از متود عطف بماسبق استفاده کنند تا تغییر اجباری حسابداری را بحساب آورند ، موقعیت چگونه است .مهمتر آنکه به بررسی گزارش انگیزه ها و محدودیت های توام با بزرگی ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی می پردازیم که به وسیلة شرکت های کانادایی گزارش شده است .
این شرکت ها از استانداردهای اصلاح شدة سرقفلی خریداری شده پیروی کردند .
از سال 2002، گرچه استانداردی به طور مشترک تهیه شد و اجرا گردید SFAS 142 در ایالت متحده ، بخش 3062سازمان کانادایی کتابچة حسابداران صاحب امتیاز در کانادا ) اما شرکت های کانادایی و امریکایی باید (a) کاهش ارزش سرقفلی را متوقف کنند و (b) تست نقصان دو مرحله ای روی سرقفلی هر سال را در تاریخ معینی در یک روز انجام دهند همچنین در استاندارد ، تأکید شده شرکت ها باید ضررهای ناشی از نقصان تشخیص داده نشدة موجود را بصورت اثر انباشتی تغییر در اصل حسابداری تشخیص دهند.
محتوای کتب کانادایی فرصت بی نظیری را فراهم می کنند تا بررسی کنند آیا چنین موقعیت حسابداری مهم است یا خیر .
برعکس SFAS142 ، که متود اثر انباشتی را ملزم می سازد ، بخش 3062 تأکید می کند که متود عطف بماسبق برای بحساب آوردن تغییر در سیاست حسابداری به کار رود ( یعنی پذیرش ، حذف حساب ها باعث باز نگه داشتن عایدی های محفوظ می شود به جای آنکه درآمد خالص مطرح گردد)
آگاهی از موقعیت های گزارش مدیران در محتوای تشخیص سهم متعارفی مهم است چون استفاده از متود عطف به ماسبق در سال های آینده افزایش خواهد یافت :
درماه مه 2005 ؛SFAS 154 , FASB را صادر کرد . تغییرات حسابداری اصلاحات خطا که استفاده از متود عطف بماسبق برای به حساب آوردن تغییرات در اصول حسابداری ، برای سال های مالی آغازین در 15 دسامبر 2005 یا پس از آن الزامی است .
ما روی پذیرش SFAS142 / بخش 3062 تأکید می کنیم و برای این انتخاب چندین دلیل وجود دارد اولاً پیرامون این موضوع ، بحث و جدال هایی برپاست چون آن جایگاه قابل توجهی را برای تغبیر مدیریت ، قضاوت و تمایل ( انحراف ) هم در زمان پیدا شدن و هم در دوره های آینده به جا می گذارد و به برآوردهای غیر قابل بررسی ارزش شرکت و سرقفلی موجودش نیاز دارد .
همچنین SFAS142 ./ بخش 3062 یک محیط مناسب برای تست زمینة فرصت طلبی مدیریتی است با توجه به تشخیص اثر انباشتی تغییرات حسابداری اجباری مطابق با متود عطف بماسبق .
ثانیاً گرچه تشخیص سهم متعارفی ؛ به مدیران فرصت می دهد تا عایدهای عملیاتی آینده را با به حداکثر رساندن ضرر اولیه حفظ کنند ، اما آنها باید اثر منفی ضررهای ناشی از کاهش را روی کیفیت ترازنامهاشان و روی انتظارات جریان نقدی آینده شرکت کنندگان بازار در نظر بگیرند . بنابراین آشکار نیست کدام یک از انگیزه ها مستولی می شوند .
ثالثاً تصمیمات بر اساس پذیرش استانداردهای جدید اتخاذ می شود واحتمالاً بیشتر از یک دورةحسابداری را تحت تأثیر قرار می دهند . با ارائه مجموعةثابتی از نقصان های موجود روی یک افق محدود و معین ، پذیرش حذف حساب ها می تواند به صورت شیوه های چاره اندیشی احتمالی ( بازدارنده ها) برای مدیریت عایدی های بالقوه آینده مشاهده شود . چون آگاهی (ارزیابی بالا ) از ضررناشی از نقصان انتقالی ، جایگاهی را برای ضررهای ناشی از نقصان یاکاهش سالانة متعاقب مهمتر به جای می گذارد ، نهایتاً پذیرش بخش 3062 / SFAS142 ، آستانة کاهش را پایین آورده و تشخیص ضررهای کاهش بزرگ را امکان پذیر می سازد .
در مقاله ای ، (2006)Weber , Beatty نشان می دهند که موقعیت های پذیرش SFAS142 به صورت قراردادی و با انگیزه های بازاری در خصوص تبادل بین زمان و تشخیص دادن ویژة صورتحساب در آمد در ایالات متحده توأم می باشند.
این مقاله حداقل از لحاظ 2 جنبة اصلی با مقالة weber , Beaty فرق می کند .
اولاً مطالعه ما به بررسی موقعیت های پذیرشی پرداخته که در این موقعیت ها شرکت ها به جای متود اثر انباشتی ، باید از متود عطف بماسبق استفاده کنند .
شاهد تحربی و روایتی بیان می کند که هر دو متود اجرا ، به طور متفاوت دریافت می شوند حتی اگر هیچکدام اثری روی عایدهای بالای خط نداشته باشند مطابق با نظریة (2003)Karleff ، متود عطف بماسبق ، میتواند از عهدة خنثی کردن اثر به خوبی برآید و به رویدادهای منفی نیز توجه می کند چون آنها در گذشته مدفون می شوند در صورتحساب درآمخد ظاهر نمی شوند . واین برعکس متود اثر انباشتی است بنابراین ، بررسی صورتحساب درآمد برای گزارش رویدادهای منفی مفید بوده و مزیت هایی به همراه دارد . با توجه به این ایده (1992)Hoskin , Gujarthi , (1995) Lilien , Haw , Balsam نشان می دهند که وقتی موقعیت بین اثرانباشتی و متود عطف بماسبق را بر می گزینند تا تغییرات حسابداری ، را به حساب آورند ، مدیران تمایل دارند تا متود اثر انباشتی راانتخاب کنند واین موقعی است که اثر تغییر ، افزاینده درآمد است . برعکس ، آنها وقتی متود عطف بماسبق را ترجیح می دهند که اثر انباشتی تغییر ، کاهندة درآمد باشد . تشخیص سهم متعارفی نیز برای شرکت ها فرصتی را فراهم آورده تا وقتی اثر تغییر را در سیاست حسابداری در عایدهای سه ماهه اشان فاش می کنند، کمتر به آینده ارتباط داشته باشد . نزدیک به 50% شرکت های نمونه امان تست نقصان ناشی از سرقفلی انتقالی را در گزارش های عادی های سه ماهه اشان حتی ذکر هم نکردند .
ثانیاً ، ما به چهارچوب گزارشی جامع تری متکی هستیم تا بزرگی ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقال گزارش شده را شرح دهیم .توانایی مدیران برای فرصت طلبی کردن حداقل تا حدی به کارآیی اطلاع رسانی هیئت بازرسی بستگی دار SFAS142/ بخش 3062 برای سال های مالی آغازین در 1 ژانویه 2002 و یا پس از آن بکار رفت . این دوره با فشارهای زیاد از جانب هیئت های بازرسی برای مهار کردن بهتر میدریت عایدی ها، و کلاهبرداری در صورتحساب مالی و اصلاح استانداردهای حاکمیت شرکتی به طور سراسری مطابق با آن هدف توأم می باشد علاوه بر این ، ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی ، بزرگ بودند.
بنابراین انتظار می رفت که تست نقصان ناشی از سرقفلی انتقالی در معرض رسیدگی دقیق و جامع هئیت های بازرسی قرار بگیرند .
از شرکت های دارای تناسب بالاتر مدیران و رؤسای آگاه به زمینه های مالی و مستقل انتظار می رود که در گزارش هئیت های بازرسی ، ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی غیر عادی پایین تری را ثبت کند.
در اینجا به شرکت های کانادایی می پردازیم که باید ازمتودهای عطف بماسبق استفاده کننده متودهایی که منجر به استفاده از مجموعه انگیزه های گزارش دهنده می شوند، این انگیزه ها تاحدی متفاوت از ایده های weber , Beaty (2006) هستند .آن همچنین فرصتی را برای خدمات ارزنده به این صنف را فراهم می کند .اولاً انتظار داریم ، انحراف هدف نسبت مالی تؤام با ضررهای بزرگتر ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی باشد . تحت متود عطف بماسبق ، ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی ، سرمایه ها و سهم متعارفی را به طور برابر کاهش می یابند بدون آنکه درامد خالص تحت تأثیر قرار بگیرد ، و این باعث افزایش و یا بالا بردن ارزش RoA , RoE می شود .
ابتکار ، انگیزه ای را برای شرکت های دارای حدی پایین تر از میانگین RoA , RoE خلق می کند تا نقصان اولیه را به حداکثر برساند و به این ترتیب ارزش این نسبت ها به سمت هنجار صنعت آورده می شود. این انگیزه فقط برای شرکت هایی مطرح است که از متود عطف بماسبق استفاده می کنند چون ضرر انتقالی ، به طور برابر ، سرمایه ها ، سهم متعارفی و درآمد خالص تحت متود اثر انباشتی را کاهش می دهد به این ترتیب RoA , RoE نیز کاهش می یابند. ما همچنین انتظار داریم که ارزش اختیارات سهام قابل تبدیل به پول و نیاز به تأمین مالی با ضررهای پایین تر ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی همراه باشد . نهایتاً برای بررسی اینکه آیا استفاده از متود عطف بماسبق در واقع رفتار گزارش دهندة متفاوت را تحریک می کند، ما گزارش عملیات شرکت های لیست شدة متقاطع در ایالات متحده را باگزارش عملیات شرکت های لیست شده در بورس سهام تورنتو ( TsX) مقایسه می کنیم شرکت های موجود در لیست متقاطع (عرضی ) که ضرر ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی را تحت Gaap کانادایی گزارش میدهند . مسئول ضرر انتقالی درآمد خالص هستند و این تعهد مطابق با Gaap US است و طبق آن رقمی از عایدهای ارزیابی شده در نوشته ای برای صورتحساب های مای افشاء می شود
اینکار به طور بالقوه ، بعضی از مزیت های بررسی صورت حساب درآمد را برای تشخیص ضرر انتقلای ، حذف می سازد و انگیزه ای برای شرکت های لیست شدة عرضی جهت ثبت ضررهای کمتر ناشی از نقصان سرقفلی وانتقالی خلق می کند تا اختلاف بین درآمد خالص گزارش شده تحت Gaap ایالت متحده و کانادا به حداقل برسد .
این فرضیه می تواند فقط در مجموعة قوانین کانادایی تست شودچون شرکت های ایالات متحده لیست شده در TSX نباید اصلاحی در زمینة اختلافات اصلی بین Gapp کانادا و ایالات متحده را فراهم کنند.
نتایج تجربی ، ارتباط بین ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقال گزارش شده و انگیزه های گزارش دهندة مدیران و محدودیت های آنها را نشان می دهند به نظر میرسد این نتایج را ثبت می کنند تا انحراف از میانگین صنعت RoA , RoE به حداقل برسد مثل وقتی که آنها تغییری را رد CEO تجربه می کنند نتایج در شرکت هایی ثابت هستند که ضررهای پایین تری از نقصان انتقالی از ثبت کردند تا از انحراف بیشتر از اهرم میانگین صنعت جلوگیری شود ، وقتی سودهای تشخیص داده نشده قابل اندازه ای روی اختیارات سهام اجرایی قابل عرضه وجود داشته باشند و وقتی آنها در ایالت متحده در لیست عرضی باشند، همین موقعیت مطرح است . یافته هایمان نیز نشان می دهند که شرکت هایی با تناسب بالاتر علم مالی و رؤسای مستقل در گزارش هئیت بازرسان ، ضررهای پایین تر غیر طبیعی از کاهش سرقفلی انتقالی ثبت می کنند که با چنین روسایی ثابت است، و به طور مؤثری فرصت طلبی مدیریتی را باتوجه به ضررهای نقصان سرقفلی انتقالی محدود می کند. آنالیز بیشتر نشان می دهد که موقعیت های گزارش دهندة سرقفلی شرکت ها تحت تأثیر انگیزه ها قرار می گیرند تا ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقالی را تنها وقتی به حداکثر برسانند که ضرر انتقالی انتظار رود با این حال ، انگیزها برای به حداقل رساندن ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقالی تحت تأثیراینکه آیا سرقفلی کل شرکت کاهش یافته یا خیر قرارنمی گیرند.
بقیة مقاله به صورت زیر سازماندهی شده است : بخش بعدی اطلاعات زمینه را فراهم می کند و مروری بر تحقیق قبلی دارد،بخش بعد از آن ، فرضیه های تحقیق را فراهم کرده است ، مدل ها و متغیرها در بخش چهارم معرفی شدند .
نتایج نیز در ادامة این مباحث ارائه شدند و بخش آخر نتیجه گیری از مطالب است
زمینه
حسابداری برای تغییرات حسابداری
تغییرات حسابداری میتوانند بااستفاده از یا اثر انباشتی ، متود عطف بماسبق و یا متود فرانگری گزارش شوند نظریة APB شمارة20 در سال 1971 صادر شد تغییرات حسابداری حاکی از آن است که اثر تغییر ارادی در اصل حسابداری بااستفاده از متود اثر انباشتی گزارش می شود (AICPA 1971)
روند حسابداری برای تغییرات حسابداری اجباری درهر اعلامیة جدیداً صادر شدهای طراحی شد همراه با متود اثر انباشتی که در طول دهة90 ، به طور چشمگیری عمومی شد مادامیکه FASB قادر بود متودی انتخاب کند که هزینه های اجرای استانداردهای جدید را به حداقل برساند، اغلب به خاطر بالارفتن هزینه های ایجاد شده توسط کاربران مورد انتقاد قرار می گرفت کاربارنی که با گزارش های مایل مطابقت نیافته سروکار داشتند.
SFAS154 – تغییرات حسابداری و اصلاحات خطا –APB شماره 20 درماه 2005 جایگزین شد. 154 SFAS به صورت بخشی از پروژه تقارب (همگرایی) کوتاه مدت FASB توسط هیئت استانداردهای حسابداری بین المللی (IASB) صادر شده الزاماً بیان میکند که اثر تغییرات ارادی و اجباری حسابداری با استفاده از متود عطف بماسبق گزارش شد. انتظار می رود که 154 SFAS گزارش مالی را با بالا بردن ثبات اطلاعات مالی بین دوره ها تقویت میکند، بنابراین هزینه ای مطرح شده برای کاربرانی کاهش می یابد که دیگر با تغییرات به شیوه ای که شرکت ها، تغییرات حسابداری را اجرا می کنند، سروکار ندارند (2005FASB). با این حال اگر یک استاندارد جدید به طور گسترده ای به فرضیات صلاحدیدی متکی باشد، متود عطف به ماسبق ممکن است، فرصت طلبی مدیریتی را تشویق کند چون تنظیم انباشتی، متسقیماً از طریق بازکردن عایدی ای محفوظ جریان می یابد، بنابراین موقعیت های گزارش دهنده مدیران تحت پوشش قرار می گیرد. یک چنین استانداردی، بخش 3062/142 SFAS در رابطه سرقفلی خریداری شده است.
حسابداری برای سرقفلی
بخش 3062/142 SFAS بیان می کند که شرکت ها (a) باید کاهش سرقفلی را حذف کنند و (b) یک تست دو مرحله ای نقصان روی سرقفلی هر سال در یک تاریخ انجام دهند. شرکت ها باید ابتدا ارزش متعارف هر واحد گزارشی را با ارزش دفتری اش مقایسه کنند. اگر ارزش دفتری مازاد وجود داشته باشد، ارزش متعارف سرقفلی یا کم کردن ارزش متعارف سرمایه های خالص به استثنای سرقفلی از ارزش متعارف واحد گزارشی، محاسبه میشود. ارزش متعارف سرقفلی تهیه شده واحد گزارشی نیز با ارزش دفتری اش مقایسه می شود و مازاد آن به صورت یک حساب حذف شده ثبت می شود. بخش 3062/142 SFAS برای سال های مالی بکار می رود که در 1 ژانویه 2002 و یا پس از آن شروع می شوند. یک تست نقصان انتقالی باید قبل از پایان سه ماهه دوم سال پذیرش اجرا شود تا تغییر در سیاست حسابداری بکار رود. متود اثر انباشتی باید برای به حساب آوردن تعییری در ایالات متحده بکار رود در حالیکه در کانادا، استفاده از متود عطف بماسبق معرفی شده است. ضررهای نقصان سالانه برای درآمد حاصل از عملیات در هر دو کشور منظور می شوند.
روند نقصان، موقعیت یا گزینه تشخیص حذف حساب را با مجبور کردن شرکت ها برای تست نقصان سرقفلی هر سال حذف می کند، در حالی که آنها با صلاحدید قابل توجهی در رابطه با زمان بندی و اندازه گیری ضررهای نقصان هنوز برجای می مانند. اولین منبع صلاحدید مدیریت، اختصاص دادن تراز باز سرقفلی به واحدهای گزارش دهنده متفاوت است. دومین منبع صلاحدید مدیریتی، سنجش ارزش متعارف واحد گزارش دهنده و سرمایه ها و بدهکاری های قابل شناسایی اش است. صلاحدید شرکت در رابطه با ضررهای انتقالی، به دو شیوه انجام میشوند: یا آنها، ضرر ناشی از نقصان انتقالی را زیاد ارزیابی می کنند و حذف حسابی بزرگتر از نقصان اقتصادی لازم ثبت می کنند، یا اینکه آنها کم ارزیابی کرده و یا نقصان لازم را تشخیص نمی دهند . مدیران ممکن است انگیزه هایی برای به حداکثر رساندن ضرر انتقالی داشته باشند چون آن روی صورتحساب درآمد تشخیص داده نمی شود، متناوباً، آنها ممکن است بخواهند تا تشخیص نقصان را تا دوره های بعدی به تاخیر بیاندازند چون اثر منفی ضرر انتقالی میتواند روی کیفیت ترازنامه و روی انتظارات جریان نقدی بعدی شرکت کنندگان بازاری چشمگیر باشد. آنها (مدیران) همچنین می خواهند تا تشخیص نقصان را در صورتی به تأخیر بیاندازند که معتقد باشند ارزش های متعارف افزایش می یابند.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 106 |
اهمیت سیستم حقوق و دستمزد در حسابداری
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول :
تعریف دستمزد ........................
دوایر کنترل حقوق و دستمزد ............
بررسی های دستمز د ....................
اطلاعات لازم برای محاسبه حقوق و دستمزد .
حداقل دستمزد .........................
ساعات کار عادی .......................
ساعات کار اضافه کاری .................
نوبت کاری و فوق العاده نوبت کاری .....
شب کاری ..............................
حقوق و مزایای مستمر نقدی .............
حقوق و مزایای مستمر غیر نقدی .........
بازنشستگی ...........................
قانون کار وا مور اجتماعی .............
ثبتهای حسابداری مربوط به حقوق ودستمزد
پرداخت بر اساس زمانهای مبتنی بر زمان .
حسابرسی حقوق ودستمزد .................
طرحهای تشویقی دستمزد .................
طرحهای اضافه پرداختی تشویقی مدیران ..
نمونه های عمده طرحهای تشویقی مدیران ..
فرمولهای محاسبه پرداختهای تشویقی ....
حق بیمه اجتماعی .....................
انواع بیمه ..........................
ثبت های حسابداری مربوط به حقوق ودستمزد
تسهیم هزینه حقوق ودستمزد .............
فصل دوم :
مالیات چیست ؟.........................
مالیاتهای تکلیفی .....................
سایر معافیتهای مالیاتی درآمد حقوق ....
نحوه محاسبات مالیات حقوق ............
مجازاتهای قانونی متخلفان ............
مقدمه
از سال 1937 میلادی که نظریه عمومی سیستم های لودویت فون برتالنفی دانشمند برجسته اتریشی مطرح گردید و اژه سیستم درصدر همه مفاهیم جاری و تکیه کلام های متداول قرار دارد .
این مفهوم در همه زمینه های علوم رواج یافته و رفته رفته در اصطلاحات فنی و حرفه ای در رسانه های همگانی غیر نفوذ کرده است . از اواخر دهه 1960 میلادی تغییرات و تحولات عمده ای در دانش حسابداری پدید آمده که مهمترین آنها نگرش به حسابداری به عنوان یک سیستم اطلاعاتی است .
در پی این تحولات یکی از رشته های تخصصی ایجاد شده در حسابداری ، طرح واجرای سیستم های حسابداری می باشد . سیستم مجموعه ای از اجزای بهم پیوسته است که در جهت نیل به یک یا چند هدف به هم وابسته اند به طوریکه یک یا چند داده وارد ن شود یک یا چند ستاده از آن خارج شود .
سیستم از اجزای کوچکتری تشکیل شده است که به آن خرده سیستم می گویند . انواع سیستم در حسابداری عبارتند از : سیستم حسابداری دستی : به یک سیستم حسابداری که رویدادهای مالی به کمک قلم ، کاغذ وتوسط نیروی انسانی پردازش می گردد .
سیستم حسابداری مکانیکی : در این سیستم برای پردازش داده ها ( رویدادهای مالی)از وسایل مکانیکی مانند ماشین های اداری صندوق دار و از این قبیل استفاده می شود .
سیستم حسابداری کامپیوتری : در این سیستم پردازش داده ها ( رویدادهای مالی ) به کمک کامپیوتر در اندازه های مختلف بر اساس برنامه ای که مبتنی بر اصول متداول حسابداری است با سرعت و دقت صورت می گیرد . سیستم حقوق و دستمزد یکی از سیستمهای مهم موجود در داخل سیستم کلی موسسات است که نقش با اهمیتی در ایجاد رابطه مناسب بین کارکنان ، کارفرما و ادارات دولتی ایفا می کند .
اهمیت سیستم حقوق و دستمزد :
هزینه حقوق ودستمزد نشان دهنده سهم نیروی کاری در تولید ، محصولات و ارائه خدمات بوده و یکی از مهمترین هزینه های عملیاتی اغلب موسسات است وظایف حسابداران در مورد هزینه حقوق و د ستمزد از ساده ترین و درعین حال با اهمیت ترین آنها است . محاسبه و پرداخت درست و مناسب حقوق و دستمزد یکی از عوامل موثر در ایجاد رابطه مطلوب بین کارکنان ( کارگران ) و کارفرما می باشد .
کارگر کسی است که به هر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اهم از فرد ،حقوق ، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می کند و کارفرما کسی است حقیقی یا حقوقی که کارگر به درخواست و به حساب او در مقابل دریافت حق السعی کار می کند .
(ماده 2 قانون کار مصوب 29/8/69 مجمع تشخیص مصلحت نظام )
مدارک سیستم حقوق و دستمزد که به درستی تهیه و آسانی قابل فهم باشند نیز یکی دیگر از عوامل با اهمیت در برقراری رابطه مناسب بین مدیریت موسسات ، کارکنان و مقامات قانونی از قبیل اداره کار ، بیمه ،مالیات و ... است .
تعریف سیستم حقوق و دستمزد :
در موسسات مختلف پرداخت حقوق و دستمزد به هریک از کارکنان می تواند بر اسسا ساعات کار و به صورت دستمزد روزانه یا هفتگی یا ماهانه باشد هنگام پرداخت حقوق ودستمزد اطلاعات مربوط به دریافت هریک از کارکنان میبایست همراه با ریز محاسبات و مبتنی بر مدارک کارکرد وی پردازش و ارائه شود . بنابراین می توان سیستم حقوق و دستمزد را به صورت زیر تعریف نمود .
سیستم حقوق ودستمزد مجموعه از اجزا به هم پیوسته در داخل یک موسسه است که داده های مربوط به سهم نیروی کار در تولید محصولات و یا ارائه خدمات را به صورت اطلاعات حقوق ودستمزد تبدیل می کند . داده های مربوط به سهم نیروی کار عبارتند از : نام کارمند ، شمارةتأمین ا جتماعی ، ساعات کارکرد ، نرخ و دستمزد ، اضافه کار ، کسورات بیمه مالیات و غیره و...
در حسابداری بهای تمام شدة هزینة دستمزد و سهم نیروی کار به طور مستقیم و غیر مستقیم در تولید محصول مصرف شده است . یکی از عوامل بهای تمام شده محصول می باشد .
تعریف دستمزد :
دستمزد تولیدی عبارت است از وجوهی که برای کار انجام شده تولیدی در یک مدت معین پرداخت و یا تعهد می گردد . بنابراین کمیت وکیفیت نیروی کار و هزینه های مربوط به آن از موضوعاتی است که همواره باید کنترل و بررسی شود تا با پرداخت حقوق و دستمزد مناسب کیفیت نیروی کار حفظ شود . کنترل حقوق ودستمزد به لحاظ ارتباط و تأثیری است که این هزینه ها با تولید و بهای تمام شده هر واحد محصول دارند .
کاهش و تثبیت بهای تمام شده از یک طرف با تشویق و ترغیب کارگران به تولید بیشتر و از طرف دیگر با سرپرستی کنترل مداوم آنان امکان پذیر است . همچنین با کنترل هزینه های دستمزد و اطلاع از جزئیات آن امکان افزایش تولید و کاهش زمان استاندارد انجام کار فراهم می گردد .
در این قسمت به لحاظ ساده تر شدن موضوع به توضیح برخی از اصلاحات می پردازیم:
دستمزد مستقیم :
عبارت است از هزینةکار انجام شده ای که مستقیماً به جهت ساخت محصول پرداخت و یا تعهد شود به عبارت دیگر دستمزد کارگرانی را که مستقیماً به ساخت محصول اشتغال دارند .
دستمزد غیر مستقیم :
عبارت است از هزینة نیروی کار انجام شده ای که مستقیماً به جهت ساخت محصول صرف نشده باشد به عبارت دیگر دستمزد کارگران ، سرپرستارن و کسانی که به تغییر و نگهداری ماشین آلات اشتغال دارند و مستقیماً تأثیری در تولید ندارند دستمزد غیر مستقیم می گویند .
زمان استاندارد برای انجام کار :
عبارت است از میزان کار مورد انتظار از هر کارگر در زمان معین ، زمان استاندارد از طریق زمان سنجی حرکات لازم برای تولید و با در نظر گرفتن اوقات استراحت ؛ توقف و تأخیرات احتمالی بدست می آید .
دوایر کنترل کنندة حقوق ودستمزد :
واحدهای تولیدی به منظور کنترل حقوق ودستمزد از دوایری نظیر
1) کارگزینی
2) برنامه ریزی تولید
3) زمان سنجی
4) ثبت اوقات کار
5) دایرة حقوق و دستمزد و دایرة حسابداری بهای تمام شده استفاده می کنند . این دوایر اطلاعات لازم را جمع آوری ، ثبت ، نگهداری و به مدیریت واحدهای دیگر گزارش می نماید .
6) اکنون توضیح مختصری در مورد وظایف هریک از دوایر کنترل کنندة حقوق ودستمزد می پردازیم :
الف) دایرة کارگزینی
افرادی که برای استخدام وارد مؤسسه ای می شوند ابتدا باید در بخش کارگزینی مؤسسه اقدام به انعقاد قرار داد کار نموده و با توافق هایی که در ارتباط با نحوه و شرایط روزکار و زمان و مدت قرار داد و سایر مواردی که طبق قانون کار مشخص شده به عنوان یکی از پرسنل موسسه شروع به کار می نماید . سپس واحد کارگزینی وظیفه دارد تا با ثبت قرارداد کار با نیروی کار رسماً او را به استخدام موسسه درآورد .
همان طور که گفته شد وظیفه این دایره تهیه و تدوین و یا اصلاح دستورالعمل ها، آئین نامةاستخدامی و فرمول های پرسنلی می باشد به گونه ای که با قانون ومقررات بیمه و تأمین اجتماعی مطابق باشد . از وظایف دیگر این دایره امور مربوط به استخدام آموزش ، ترفیعات ، مرخصی ها ، نقل وانتقالات ، اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و تعیین شرح و ظایف و برقراری ارتباط با سازمانها و اتحادیه های کارگری می باشد .
ب) دایرة زمان سنجی :
وظیفة این دایره بررسی و محاسبه استاندارد برای ساخت یک واحد محصول است . زمان استاندارد انجام کار را با توجه به امکانات و شرایط فیزیکی تعیین می کند ، بدین ترتیب که ابتدا زمان هر حرکت را با بررسی حرکات لازم برای تولید اندازه می گیرند و سپس با جمع مدت حرکات زمان استاندارد برای ساخت یک واحد محصول ، در دوایری نظیر برنامه ریزی تولید ، حسابداری حقوق و دستمزد و حسابداری بهای تمام شده به دلایل کاربرد دارد .
ج) دایرة برنامه ریزی تولید :
این دایره قبل از شروع عملیات با استفاده از زمان استاندارد محصول ، برنامه تولید را برای هر سفارش دایره و یا مرحلة تولید می کند تا ازاین طریق ، امکان مقایسه و کنترل هزینه های واقعی دستمزد با بودجة دستمزد ، همچنین مقایسه ساعات کار واقعی با ساعات استاندارد و تولید واقعی با تولید پیش بینی فراهم گردد ضمناً با بررسی برنامه ریزی تولیدی انحراف کارایی کارگران که ممکن است به دلایل مختلف از جمله تأخیر ناشی از کمبود اولیه خراب ماشین آلات با تجدید نظر در دستورالعمل های اجرایی باشد بررسی می گردد .
د) دایره ثبت اوقات کار
وظیفه این دایره گرد آوری اطلاعات مربوط به اوقات کار انجام شده در مورد هریک از سفارشات ، مراحل تولید و یا محصولات می باشد اطلاعات مربوط به اوقات کار صرف شده با استفاده از دو کارت ( کارت ساعت و کارت اوقات کار) مشخص ، ثبت و نگهداری می شود .
الف ) کارت ساعت ( کارت حضور و غیاب ):
این کارت حضور هریک از کارکنان در کارخانه در ساعت شروع و خاتمه کار آنان در هر روز یا هر نوبت کاری همچنین ساعات کاری را نشان می دهد . در موسسات مختلف برای حضور و غیاب کارکنان از کارتهای متنوعی استفاده می شود .
ثبت زمان ورود و خروج کارکنان بر روی این کارت ها ، برخی به وسیةماشین ، ساعت کارت زن وکامپیوتر و برخی دیگر با دست انجام می شود .
ب) کارت اوقات کار :
این کارت نشاندة اوقاتی است که برای ساخت و تکمیل هر سفارش صرف کرده است.
به عبارت دیگر این کارت حاوی اطلاعاتی در مورد نوع کار انجام شده می باشد .تکمیل کارت های ثبت اوقات کار به عوامل متعدد و نوع عملیات بستگی دارد . در موسساتی که تولید ، به صورت صفارش انجام می شود کارت اوقات کار، در محاسبه و پرداخت نهایی دستمزد کارکنان ، یا کارکنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است ولی در موسساتی که تولید به صورت سفارش انجام نمی شود کارت اوقات کار نیازی نیست اگر هر کارگر روی سفارشات متعددی کار کند باید زمان شروع و پایان کار برروی هر سفارش به سرپرست اطلاع دهد که دراین صورت کارت ها به وسیلةسرپرست تکمیل می گردد . کارت های ثبت اوقات کار ابزار محاسبه و پرداخت پاداش کارگران بر اساس طرح های تشویقی است .
دایرةحسابداری حقوق و دستمزد
وظیفه این دایره تنظیم لیست حقوق ودستمزد و تعیین مبلغ ناخالص و خالص حقوق و دستمزد است همچنین این دایره بر مبنای اطلاعاتی که از دوایر دیگر دریافت داشته است ، وظیفه طبقه بندی لیست و دستمزد را بر حسب نوع کار ،دوایر و مراحل تولید بر عهده دارد .مشارکت حقوق و دستمزد هریک از کارکنان در این دایره نگهداری می شود که مدارک حقوق و دستمزد شامل :
حقوق پایه ، اضافه کاری ، حق نوبت کاری ، پاداش ، مرخصی استحقاقی ، هزینة اوقات تلف شده ، طرح های تشویقی ، حقوق و دستمزد ، حق بیمه و هزینه های رفاهی کارگران می باشد .
دایرةحسابداری پس از آنکه اطلاعات و توافق های مربوط به کار نموده و ورود و خروج افراد موسسه ثبت و مدت زمان کار او که مشخص شده در اختیار دایرةحسابداری قرار می دهد که معمولاًپس از یک ماه کار می باشد ، اقدام محاسبه مدت کارکرد فرد با توجه به قرارداد کار و محاسبه ساعات اضافه کاری و شرایط قانون کار ، حقوق و دستمزد متعلقه پرسنل مذکور را دکورات قانونی ایشان را تعیین و بعد از آن دریافتی را به کارگر پرداخت ودر دفاتر ثبت می نماید .
بررسی های دستمزد
پس از آنکه هر گونه تصمیمی بتواند در زمینة سیاست حقوق و دستمزد اتخاذ گردد انجام یک بررسی در مورد حقوق دستمزد به منظور ذیل به استانداردهای پرداخت رد دیگر سازمانها ضرورت دارد .
بررسی حقوق و دستمزد به منظور وصول یک تعادل و همبستگی پرداخت برون سازمانی صورت می گیرد یعنی تعادل بین سطح حقوق و دستمزد یک سازمان و آنچه در سازمان های قابل مقایسه وجود دارد برای این منظور حقوق ها و دستمزدایی را که به افراد موجود در یک طبقه شغلی مثل مسئول و نگهداری ونصب پرداخت می شود می توان از محل آمارهای منتشره توسطدولت به دست آورد با این وجود این آمار ها ممکن است مناسب و قابل اطمینان نباشد زیرا :
الف) امکان اشتغال بیش از اندازه که در آن حقوق ها ودستمزدهای پرداختی برای جلب افراد می تواد بیش از میانگین ملی باشد .
ب) بیکاری که در آن حقوق ها و دستمزدهای پرداختی کمتر از میانگین ملی است .
نتایج حاصله از بررسی های حقوق و دستمزد باید با دقت و احتیاط تفسیر شود زیرا نرخ های پرداخت متأثر از عواملی چون کمک های جنبی پرداخت های تشویقی و امنیت شغلی هستند به هر حال بررسی ها شاخص هایی را به دست می دهد که سازمان بدان وسیله بتواند اشکال های حقوقی و دستمزد کنونی مشاغل خود را مقایسه کند و در صورت لزوم با انجام تعدیل های لازم در جهت مسیر سیاست حقوق و دستمزد قرار گیرد .
برای بیشتر مردم حقوق یا دستمزدشان موضوع حساسی است و لذا در قبال تغییر دلخواه آن مقاومت نشان می دهد ونسبت به هر گونه اقدامی که منجر به ارزش گذاری بر شغلشان می شود بد گمان هستند . بنابراین از پیش توجیه کردن افراد در زمینه آنچه در نظر است درباره تغییر نظام انجام گیرد شایسته است برخی از افراد منجمله نمایندگی که مورد قبول کارکنان است و نسبت به شغل تحت بررسی آگاهی دارند مشارکت داشته باشند . نظام در قلمرو حقوق و دستمزد طی چندین سا ل به منظور ایجاد وحفظ ساختارهای پرداختی است که سازمان برای حصول اهدافش بتواند به کمک آن به جذب ،نگهداری ، پرورش وانگیزش کارکنان مورد نیازش با کیفیات مورد نظرش بپردازد .
« اطلاعات لازم برای محاسبه حقوق و دستمزد »
برای محاسبه هزینه حقوق و دستمزد باید اطلاعات و عوامل لیست حقوق و دستمزد شناخت و علاوه بر آن از قوانین و مقررات مربوط ( قانونکار ، بیمه های اجتماعی و مالیات و ...) اطلاعات کافی داشت برخی اطلاعات مربوط به دستمزد شامل مدت کارکرد حقوق پایه ، اضافه کاری ، حق نوبت کار ، مرخصی استحقاقی ، پاداش ، کارآموزی ، اوقات تلف شده ، طرح های تشویقی ، بیمه های اجتماعی ، سهم کارفرما، بیمه عمر و حوادث ناشی از کار و هزینه های رفاهی کارگران می باشد که شرح مختصری در مورد بعضی از آنها داده می شود .
حقوق پایه :
حقوقی است که با رعایت قانون کار ( برای کارگران رسمی ) و یابوسیلة عقد قراردادی که مقادیر قانون کار نباشد ( برای کارگران قراردادی ) ، برای انجام یک ساعت کار ویا تولید یک واحد محصول تعیین وبه صورت ساعتی ، روزانة ، هفتگی و معمولاً ماهانه پرداخت می شود، در صورتی که مزد کارگر بر اساس تعداد تولید و بدون توجه به ساعات کارکد ( پارچه کاری ) محاسبه و پرداخت شود ، اصلاحاً آن را کارمزد می گویند .
نکته : دستمزد روزانه کارگر نباید از حداقل دستمزد تعیین شده در قانون کمتر باشد .
حداقل دستمزد :
حداقل دستمزد به دستمزدی گفته می شود که هیچ کارگری نباید از این حداقل کمتر دریافت کند که این حداقل برای مناطق مختلف کشور و در صنایع مختلف متغییر میباشد .
حداقل دستمزد به دستمزدی گفته می شود که هیچ کارگری نباید از این حداقل کمتر دریافت کند که این حداقل برای مناطق مختلف کشور و در صنایع مختلف متغیر میباشد .
مادة 34- کلیةدریافت های قانونی که کارگر اعتبار قرار داد کار اعم از مزد و حقوق ، کمک عائله مندی ، هزینة مسکن ، خواربار ، ایاب و ذهاب ، مزایای غیر نقدی ، پاداش افزایش تولید ، سود سالانه و نظایر آنها دریافت می نماید را حق السعی مینامند .
مادة 35- مزد عبارت است از وجوه نقدی و غیر نقدی و یا مجموع آنها که در قبال انجام کار به کارگر پرداخت می شود .
تبصرة 1- چنانچه مزد با ساعت انجام کار مرتبط باشد مزد ساعتی و درصورتی که بر اساس میزان انجام کار و یا محصول تولید شده کارمزد و چنانچه براساس محصول تولید شده یا میزان کار در زمان معین باشد کارمزد ساعتی نامیده می شود .
تبصرة 2- ضوابط و مزایای مربوط به مزد ساعتی و کارمزد ساعتی ، و کارمزد مشاغل شمول موضوع این ماده که با پیشنهاد شورای عالی کار به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی خواهد رسد تعیین می گردد . حداکثر ساعت کار موضوع مادة فوق نباید از حداکثر ساعت قانونی تجاوز نماید .
مادة 36- مزد ثابت عبارت است از مجموعه مزد شغل و مزایای پرداختنی یا طبع شغل
تبصرة 1- در کارگاه هایی که دارای طرح طبقه بندی و ارزیابی مشاغل نیستند منظور از مزایای ثابت پرداختی به تبع شغل به مزایایی است که بر حسب ماهیت شغل یا محیط کار .
تبصرة 2- در کارگاههایی که طرح طبقه بندی مشاغل به مراحل اجرا درآمده است مزد گروه و پایه بامزد مبنا را تشکیل می دهد .
تبصرة 3- مزایای رفاهی و انگیزه ای از قبیل کمک هزینة مسکن خواربار و کمک عائله مندی ، پاداش افزایش تولید و سود سالانه جز و مزد ثابت و مزد مبنا محسوب نمی شود .
مادة 37- مزد باید در فواصل زمانی مرتب روز و در غیر تعطیل و ضمن ساعت به وجه نقدی رایج کشور با توافق طرفین به وسیلة چک ، به عهدة بانک و با رعایت شرایط ذیل پرداخت می شود .
الف ) چنانچه بر اساس قرار داد با عرض کارگاه مبلغ مزد به صورت روزانه یا ساعتی تعیین شده باشد پرداخت آن باید پس از محاسبه در پایان روز یا هفته 15 روز یک بار به نسبت ساعات کار و یا روزهای کارگر صورت گیرد .
ب )در صورتی که بر اساس قرارداد یا عرف کارگاه پرداخت مزد به صورت ماهانه باشد این پرداخت در آخر ماه صورت گیرد . در این صورت مزد مذکور ،حقوق نامیده می شود.
تبصره: در ماههای 31 روز ، مزایا وحقوق بر اساس 31 روز محاسبه و به کارگر پرداخت می شود .
مادة 38- برای انجام کار مساوی در شرایط مساوی و در یک کارگاه انجام می گیرد باید به زن و مرد مزد مساوی پرداخت شود .
تبعیض و تعیین میزان سود براساس سن ، جنس ، نژاد و قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع می باشد .
مادة 39- مزد و مزایای کارگرانی که بصورت نیمه وقت یاکمتر از ساعات قانونی تعیین شده به کار اشتغال دارند به نسبتی کار ساعات کار انجام یافت محاسبه و پرداخت می شود .
مادة 40- در مواردی که با توافق طرفین قسمتی از مزد به صورت غیر نقدی پرداختی پرداخت شود باید ارزش تعیین شده برای این گونه پرداخت ها منصفانه ومعقول باشد.
مادة41- شورای عالی کار همه ساله موظف است میزان حداقل مزد کارگران را برای مناطق مختلف کشور یا صنایع مختلف با توجه به معیارهای ذیل تعیین نماید .
1- حداقل مزد کارگران با توجه به درصدی که از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود .
2- حداقل مزد بدون اینکه مشخصات جسمی و شغلی کارگران و ویژگی های کار محول شده را مورد توجه قرار دهد باید به اندازة باشد تازندگی یک خانواده که تعداد متوسط آنها توسط مراجع رسمی ذی صلاح اعلام می شود را تأمین نماید .
تبصره – کارفرمایان موظفند که در ازای کار در ساعت تعیین شده قانونی به هیچ کارگری کمتر از حداقل مزد تعیین شده جدید ننمایند ودر صورت تخلف ..ما به التفاوت مزد پرداخت شده و حداقل مزد جدید می باشد .
مادة 42- حداقل مزد موضوع مادة 41 این قانون منحصراً باید به صورت نقدی پرداخت شود پرداخت های غیر نقدی به هر صورت که در قراردادها پیش بینی می شود به عنوان پرداختی تلقی می شود که اضافه بر حداقل مزد است .
مادة 43 – کارگران کارمزد ، برای روزهای جمعه و تعطیلات رسمی و مرخصی استحقاقی دریافت مزد را دارند و مأخذ محاسبةمیانگین کارمزد آنها در آن روزها ، کارکرد آخرین کارکرد ماه کار آنهاست . مبلغ پرداختی در هر حال نباید کمتر از مزد قانونی باشد .
ساعات کار عادی :
ساعات کار عادی مدت زمانی است که کارگر نیرو و یا وقت خود را به منظور انجام کار در اختیار کارفرما قرار می دهد .
به غیر از مواردی که در این قانون مستثنی شده است ساعات کار عادی کارگران در شبانه روز نباید از 8 ساعت تجاوز کند وبه موجب تبصرة 1 ماده 51 قانون کار ، کارفرما با توافق کارگران نماینده یا نمایندگان قانونی آنها میتوانند ساعت کار را در بعضی از روزهای هفته کمتر از میزان مقرر و در دیگر روزهای اضافه براین میزان تعیین کند به شرط آنکه مجموع ساعات کار هر هفته از 44ساعت تجاوز نکند .
ماده 52- در کارهای سخت و زیان آور و زیر زمینی ساعات کار نباید از 6 ساعت در روز و 36 ساعت در هفته تجاوز نماید .
ساعات کار اضافی کاری :
به کاری که علاوه بر ساعات معمولی روزنامه و هفتگی انجام می شود اضافه کاری گفته می شود .
مطابق مادة 59 قانون کار و تبصرة آن برای ارجاء کار اضافی در شرایط عادی به کارگر با شرایط ذیل مجاز خواهد بود .
الف ) موافقت کارگر
ب) پرداخت 40% اضافه بر مزد هر ساعت کار مادی
ج) عدم تجاوز مدت کار اضافی ، ارجاعی به کارگران از 4 ساعت در روز در روز مگر در موارد استثنایی و با توافق طرفین
د ) روز جمعه روز تعطیل هفتگی کارگران با استفاده از فرد می باشد . کارگرانی که به هر عنوان روز جمعه کار کنند در مقابل عدم استفاده از تعطیل روز جمعه 40% اضافه بر مزد دریافت خواهند کرد مطابق قانون کار از ساعت 6 بامداد تا ساعت 22 کار روز و از ساعت 22 تا 6 با مداد کار شب محسوب می شود .
اگر قسمتی از کار در روز و قسمتی از کار در شب انجام شود ، کار مختلط محسوب می گردد که مطابق قانون ، به آن قسمت از کار که در شب انجام می شود 35% مزد ، ساعت کار عادی تعلق می گیرد مشروط به اینکه کارگر نوبت کار نبا شد به موجب مادة 61 قانون کار ارجاع کار اضافه به کارگرانی که شبانه یا کارهای خطرناک و سخت و زیان آور انجام می دهند ممنوع است . به قسمتی از دستمزد ساعات اضافه کاری که علاوه بر نرخ ساعات کار عادی به کارگران پرداخت می شوند فوق العادة اضافه کاری می گویند .
مبلغ فوق العادة اضافه کاری با توجه به دلایل انجام آن یکی از حسابها بدهکار می گردد .
الف ) به حساب کالای در جریان ساخت
ب ) حساب سربار ساخت
ج) به حساب سربار اداری و تشکیلاتی و یاحساب سربار توزیع و فروش
چنانچه اضافه کاری به علت اضافه تولید انجام شود فوق العاده آن به حساب سربار کارخانه بدهکار می گردد تا از طریق این حساب به تمام محصولات تولید شده اعم از اینکه در ساعات عادی و یا ساعات اضافه کاری ساخته شده باشند به طور یکنواخت سرشکن گردد .
برای ثبت هزینة دستمزد و فوق العادة اضافه کاری به ازای جمع دستمزد ساعات کار عادی و دستمزد عادی ساعات اضافه کاری حساب کنترل کالای در جریان ساخت و به ازای جمع دستمزد و فوق العادة اضافه کاری حساب کنترل حقوق ودستمزد شبانه کار می شود .
حساب کنترل کالای در جریان ساخت
حساب کنترل سربار ساخت
حسابت کنترل حقوق و دستمزد
ثبت دستمزد عادی ودستمزد اضافه کاری
نوبت کاری و فوق العاده نوبت کاری
در بسیاری از واحدهای تولیدی به دلایل مختلف ، کارگران به صورت نوبتی کار می کنند .
مادة 55- نوبت کاری عبارت است از کاری که در طول ماه گردش داشته باشد به نحوی که نوبت های آن در صبح یا عصر یا شب واقع شود .
علت استفاده از این روش انگیزة اقتصادی می باشد به این معنی که کارفرمایان برای اینکه از دستگاههای خود و سرمایه های خودی به طور دائم استفاده کنند کارگران را به چند دسته تقسیم می کنند و هر دسته را در یک نوبت کاری یا شیفت کار میگمارند که این امر باعث می شود که به نحوی از راکد ماندن سرمایه کاسته شود .به کارگری که در طول ماه به طور نوبتی کار کند اگر نوبت کار او در صبح وعصر واقع شود .
10% و اگر نوبت کار او در صبح و و عصر و شب قرار گیرد 15% ودر صورتی که نوبت کار در صبح و شب و یاعصر و شب باشد 5/22% علاوه بر دستمزد عادی به عنوان فوق العاده نوبت کاری پرداخت خواهد شد .
ساعات نوبت کاری ممکن است از 8 ساعت در شبانه روز و 44 ساعت در هفته تجاوز نماید لیکن جمع ساعات کاری در 4 هفتة متوالی نباید از 176 ساعت تجاوز نماید . برای ثبت هزینة دستمزد و فوق العاده نوبت کاری ، به ازای دستمزد عادی نوبت کاری حساب کنترل کالای در جریان ساخت و به ازای فوق العاده نوبت کاری حساب کنترل سربار ساخت بدهکار می گردند درمقابل به ازای جمع دستمزد و فوق العاده نوبت کاری حساب کنترل حقوق و دستمزد بستانکار می شود.
حساب کنترل کالای در جریان ساخت
حساب کنترل سربار ساخت
حساب کنترل حقوق ودستمزد
ثبت دستمزد و فوق العاده نوبت کاری
شب کاری
طبق مادة 52 قانون کار ، کارهایی که زمان انجام آن از ساعت 6 بامداد تا 22 باشد را کار روز گویند و کارهایی که از زمان 22 تا 6 صبح باشد را کار شب می گویند و کارهایی که بخشی از آن 6 ساعت در روز و بخشی در شب وارد شود را کار شب میگویند .
اگر کارگر نوبت کارگر نباشد و ساعت کار او بین 22 تا 6 صبح باشد کار محسوب می شود و به ساعات کار او 35% فوق العاده شب کاری علاوه بر ساعات کار عادی به وی تعلق می گیرد .
نکته : طبق قانون کار ارجاع کار اضافی به کارگرانی که شب کار و یا شیفت شب ویاکارهای سخت و زیان آور را انجام می دهند ممنوع است.
حقوق و مزایای مستمر نقدی :
مجموعه پرداخت های ماهانه و یا سالیانه که معمولاً در لیست حقوق و مزایا ثبت یا پرداخت می گردد شامل اقلام زیر می شود .
1- حقوق ثابت
2- مزایای مستمر شغلی
3- حق مقام
4- حق اولاد
5- حق مسکن
6- حق ایاب و ذهاب
7- امرار معاش
8- فوق العاده بدی آب و هوا ، محرومیت از تسهیلات ، محل خدمت ، اشتغال خارج از مرکز ، سختی شرایط محیط کار ، نوبت کاری کشیک ، حق جذب ، مزایای ارزی اشتغال مأموران خارج از کشور ، مرزی
9- فوق العادة کسر صندوق
10- فوق العادة تضمین صاحبان جمعان و سایر مزایا که طبق مقررات استخدامی کارفرما تحت عناوینی غیر از موارد فوق همراه با حقوق و مزایای نقدی ماهانه به طور مستمر به اشخاص حقوق بگیر پرداخت و یا تخصیص داده می شود .
مزایای مستمر غیر نقدی :
الف )استفاده از مسکن ، واگذاری از طرف کارفرما ، ( با اثاثه یا بدون اثاثه ) به استناد یا تبصرة ذیل مادة83 قانون مالیات های مستیم مبنای تقویم درآمدههای غیر نقدی مسکن با اثاثیه مبلغ 25% حقوق مزایای مستمر نقدی ( به استناد مزایای نقدی معاف کار موضوع ماده 91 مالیات ها ) در ماه پس از وضع وجوهی که از این بابت از حقوق کارمندان کسر می گردد .
ب ) استفاده از اتومبیل اختصاصی واگذاری از طرف کارفرما با راننده یا بدون راننده که اتومبیل اختصاصی با راننده 10% و بدون راننده 15% حقوق و مزایای مستمر نقدی ( به استثنای مزایای نقدی معاف موضوع مادة 91 مالیاتها ) در ماه پس از وضع وجوهی که از این بابت از حقوق کارمند کسر می شود .
ج) سایر مزایای نقدی مستمر ( معادل تمام شده برای پرداخت کنندة حقوق ) از قبیل خواربار ؛ بن و ...
مزایای نقدی غیر مستمر به استناد قانون مالیات ها و قانون کار عبارتند از :
اضافه کاری ،فوق العاده ماموریت ، هزینه سفر ، پاداش انجام کار ، عیدی و پاداش آخر سال وجوه پرداختی بابت لباس کار و یا در اختیار گذاردن آنها ، پرداخت هایی بابت هزینة معالجه و درمان کارکنان ، باز خرید ، مرخصی ، پاداش بهره وری ، و سایر مزایای غیر مستمرکه طبق مقررات استخدامی یا قانون کار از طرف کارفرما به کارکنان پرداخت و یا تخصیص داده می شود
حق اولاد :
حق اولاد معادل 3 برابر مزد روزانة کارگر ساده در مناطق مختلف برای هر فرزند در ماه پرداخت می شود . حق اولاد حداکثر تا 3 فرزند بیمه شده پرداخت می شود به شرط اینکه بیمه شده حداقل سابقة720 روز کار را داشته باشد .
سن فرزندان کارگر هم باید کمتر از 18 سال باشد و یا به تحصیل اشتغال داشته باشند و یا بر اثر بیماری و نقص عضو طبق گواهی کمیسیونهای پزشکی موضوع مادة 91 قانون کار و تأمین اجتماعی قادر به انجام کار نباشند .
حق خواربار و مسکن
مبلغی است که هر سال توسط هئیت دولت تعیین شده و برای افراد متأهل و مجرد متفاوت است . قابل ذکر است که حقوق خواربار و مسکن مشمول بیمه و مالیات می شود .
ایاب و ذهاب :
کارفرما در صورت دوری کارگر و عدم تهیه وسایل نقلیه عمومی بایستی برای رفت و آمد کارکنان وسیله نقلیه مناسب در نظر بگیرد و یاهزینة رفت و برگشت آنها را پرداخت نماید .
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 35 |
دیدگاه های مختلف حسابداری
هیات اصول حسابداری در امریکا((APBحسابداری را به عنوان "فعالیت خدماتی" توصیف می کند که حسابداران آن را تشخیص داده و پذیرفته اند.کدام دیدگاه باید در فرآیند حسابداری مورد استفاده قرار گیرد؟
دراینجا تئوری های مختلفی را مورد بحث و بررسی قرار میدهیم که بعنوان پاسخ پیشنهاد شده اند.
تئوری مالکیت:
لیتل تون گفت :سرمایه ماهیت سیستم ثبت دو طرفه است .بدون آن دلیلی برای بدهکار بودن وستانکار بودن
وجود ندارد ودفترداری ثبت دوطرفه صرفا مجموعه ای از قوانین می باشد .این دیدگاه از تاریخ قرن 18 شروع شد واین زمانی بود که تعداد کمی از نویسندگان کتاب درسی سعی کردند تا منطق حسابداری را برمبنای هدف شرکت ماهیت سرمایه ومعنای حساب ها از دیدگاه مالک را ارئه کنند.این موضوع واقعا احیای تمرکز پاسیولی در مورد موضوع مالکیت بود این فرد مالک مورد توجه قرارمی گیردتمام مفاهیم روش هاوقوانین حسابداری باتوجه به علاقه مالک در ذهن شکل می گیرند ثبت ها از دیدگاه مالک ثبت می شوند واین حتی برای شرکت هم درست می باشد وبه عنوان وسیله ای در نظر گرفته می شود که از طریق آنسهامداران ومالکان به دنبال دست یابی به هدف خودشان می باشند که این افزایش ثروت می باشد.
حساب های ترازنامه ای:
معادله حسابداری زیر وجود تئوری مالکیت رانشان می دهد A-L=P
P مالکیت ارزش خالص مالک را در تجارت نشان می دهد.
ترازنامه سرمایه مجموع تمام عناصردر زمان خاص می باشدکه ثروت برخی از افراد ومجموعه اشخاص را تشکیل می دهد .هدف کلی کشمکش تجاری افزایش ثروت یعنی افزایش سرمایه می باشد.دارایی ها متعلق به مالک هستند بدهی ها تعهدات مالک می باشند در این راستا ما می توانیم درک کنیم که هدف حسابداری تعیین ارزش خالص مالک در تجارت می باشد وبه این علت برخی حسابداران معتقدند که ارزش جاری بیشتر از هزینه تاریخی به آن توجه می شود .تئوری اقتصادی یک شرکت نظر مالکیت را با تاکید بر نقش مالک کارآفرین را مورد توجه قرار می دهد مفهوم سود به عنوان بازده کارآفرینی در نظر گرفته شده است .اقتصاددانان با استفاده از ارزش جاری حسابداری آشنا هستند اگرچه تئوری مالکیت می تواند هزینه تاریخی را شامل شود به نظر میرسد ارزش جاری بیشتر منطقی باشد .
درآمد:
به علت تصمیمات و فعاتیت های مالک یا نماینده او درآمدها به دست می آیند و هزینه ها متحمل می شوند.
حساب های درآمد و هزینه به درستی حساب های فرعی pمی باشند که موقتا هدف تعیین درآمد مالک را مجزا می کند .درآمد افزایش در سرمایه و هزینه کاهش در سرمایه می باشند .واتلر توضیح می دهد:
تئوری ثبت دوطرفه بر مبنای ایده ای است که حساب های درآمدوهزینه همان ویژگی های درآمدبه عنوان ارزش خالص می باشند یعنی حساب ها می خواهند ارزش خالص را افزایش دهند که توسط پستانکاران افزایش یافته حساب ها می خواهند ارزش خالصی را کاهش دهند که درتربیت معکوس به آن پرداخته شده است.
بنابراین درآمد افزایش در ثروت مالک طی یک دوره تجاری می باشدواین افزایش ثروت متعلق به اوست.
اگر چنین باشد چه درآمدی ارائه می شود وبعدا تمام ویژگی هایی که برروی تغییردر ثروت مالک طی یک دوره داده شده تاثیر می گذارند باید در درامد مشمول باشند .آیا باید تمام موارد افزایش در ارزش محاسبه شوند حتی اگر هیچ گونه معامله خارجی انجام نشده باشد ؟آیا باید افزایش ارزش ثبت شود اگردیدگاه سرمایه را در نظر بگیریم ؟دیدگاه ارزش خالص بیان می کند که افزایش ارزش باید ثبت شود .
مالات مضاعف در مورد درآمد یکسان زمانی اتفاق می افتد که شرکت ها باید مالیات بر درآمد را بپردازند وهمچنین زمانی است که سهامداران سود سهام را دریافت می کنند واین نتیجه دیدگاه سرمایه می باشددرآمد موسسه متعلق به مالکانی است که باید مالات بر درآمد را بپردازند زمانی که درامد کسب می کنند ودوباره باید مالیات بر درآمد را بپردازند وقتی که این درآمد به شکل سود سهام از تجارت بدست آمده باشد.تئوری مالکیت موسسه تجاری را به عنوان ابزار مالکان در نظرمی گیرد و به بیان دقیق تر این که یک واحد اقتصادی مستقل با هویت خود مجزای از سهامداران می باشد.
اثر عملکرد:
تا حد زیادی عملکرد موجود حسابداری براساس تئوری سرمایه می باشد سود سهام توزیع درآمدها می باشد
بهره بدهی و مالیات بر درآمد به عنوان هزینه در نظر گرفته شده زیرا دیدگاه مالکیت چنین می گوید .برای مالکیت فردی و شرکت تضامنی حقوق پرداخت شده به مالکانی که در موسسه تجاری کارمی کنندبه عنوان هزینه در نظر گرفته نمی شود زیرا مالک وشرکت واحداقتصادی یکسانی هستندویکی نمی تواند به دیگری پرداخت کند آن را به عنوان هزینه کسر کند. روش حقوق صاحبان سهام برای سرمایه گذاری های بلندمدت منافع مالکان شرکت سرمایه گذارراتشخیص میدهند وبنابراین ان راتعیین می کنندتابه عنوان درامددرصد سهم درامد سرمایه پذیر ثبت شود.
در تلفیق صورت های مالی روش شرکت اصلی برمبنای تئوری سرمایه می باشداین شرکت اصلی به عنوان مالک شرکت فرعی می باشد .منافع اقلیت از دیدگاه مالک شرکت فرعی ادعاهای گروهی از افراد بیگانه را ارائه می کند اگرچه منافع اقلیت با تعریف هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در مورد بدهی نسبتی ندارند تحت تئوری شرکت اصلی انتخابی وجود ندارند که آن راعنوان بدهی درترازنامه تلقی می کنیم.روش اتحاد منافع یک مجموعه تجاری را به عنوان "واحدکردن منافع مالکیت دو یا چند شرکت می شناسد و این کار از طریق مبادله اوراق مالکیت سهام انجام می شود "این موضوع قطعا دیدگاه سرمایه می باشد.
اصطلاحاتی که ادعاهای مالکیت رامعین می کنندوبنابراین منعکس کننده تئوری سرمایه هستنددرحسابداری رایج بوده و شامل درامد سهامداران درآمدهای هرسهم وارزش دفتری هر سهم می باشد .در انتخاب شاخص کلی قیمت برای تعدیل سطح قیمت تئوری سرمایه از ما می خواهد تا منافع مالک را مورد توجه قرار دهیم که او به عنوان یک فرد نگران رفع نیازهای اقتصادی خود می باشد واین موضوع ما را به سمت شاخص قیمت مصرف کننده راهنمایی می کند سرمایه مالی نسبت به دیدگاه سرمایه فیزیکی تحت مفهوم سرمایه مناسب می باشد .اولین مورد سرمایه گذاری مالی مالکان را مورد تاکید قرارمی دهد در حالی که مورددوم برروی توانایی شرکت تمرکز دارد تابدون توجه به ادعاهای مالکیت سطح عملیاتی فیزیکی راحفظ کندتحت دیدگاه سرمایه این نکته همچنین منطقی است که کاهش ارزش بدهی را به عنوان سود غیر عملیاتی در نظر بگیرند.
محدودیت ها:
دیدگاه سرمایه حسابداری زمانی گسترش یافت که شرکت های تجاری کوچک بوده و اساسا شرکت های تضامنی و مالکیت فردی بودند.اماباپیدایش این شرکت این تئوری که عنوان مبنایی برای توضیح حسابداری شرکت سهامی کافی نبودند از لحاظ قانونی این شرکت سهامی واحد اقتصادی مستقل است مالکان با حقوق مربوط به خود می باشند در این صورت این شرکت سهامی مالک دارایی هایی می باشد وتعهدات موسسه تجاری را در نظرمی گیردنه سهامداران این شرکت های سهامی نه تنها تعهدات تجاری رادرنظرمی گیرند
بلکه ویژگی بدهی محدود را مورد توجه قرار می دهند ومعنایی ندارد که بگوییم سهامداران مسئول بدهی های شرکت هستند اگر سهامدار یک شرکت سهامی بزرگ بخواهد حقوق فرض شده مالک را از طریق پس گرفتن دارایی ها از شرکت اعمال کند او با قانون رو به رو خواهد شد .برداشت وجوه نقد (سودسهام) در واقع توزیع از طریق روش های قانونی رسمی می باشند.
پاسخ گویی در مقابل مالک عملکرد مهمی برای شرکت سهامی بزرگ می باشد واین به علت فاصله بین مدیریت و سهامداران می باشد برای شرکت کوچک مالکان از وضعیت مالی موسسه تجاری آگاه هستند به طوری که دیدگاه پاسخ گویی یا مباشرت معنادار نمی باشد .در مقابل ارتباط سهامداران با امورشرکت بزرگ حداقل می باشد وآن ها بنابراین وابسته به اطلاعاتی هستند که توسط مدیریت برای ان ها گزارش شده است.
تئوری بنگاه:
تئوری بنگاه در پاسخ به موارد نقص دیدگاه سرمایه مربوط به شرکت سهامی شکل گرفته است . ویلیام پاتون طرفدارآمریکایی این تئوری می باشداین تئوری بااین حقیقت شروع می شودکه این شرکت سهامی یک واحد اقتصادی مجزا با هویت مربوط به خود می باشد .اگر یک فروشنده بستنی ثبت های حسابداری جداگانه ای رابرای تجارت خود درنظر بگیرید این ضرورتا به این معناست که او دیدگاه تئوریکی واحد تجاری مستقل را در نظر بگیریدحتی تحت مفهوم سرمایه جدا بودن تجارت از امور شخصی اثبات شده است .
اگرچه تئوری بنگاه به طور خاصی برای حسابداری شرکت سهامی مناسب باشند طرفداران معتقدند که این تئوری برای شرکت های تضامنی شرکت های مالکیت فردی و حتی برای سازمان های غیر انتفاهی به کار می رود .سوال این است که آیا حساب ها ومعاملات باید از دیدگاه بنگاه به عنوان واحد عملیاتی طبقه بندی شده ومورد تجزیه وتحلیل قرار بگیرندیا این که آیا روش ها واصول حسابداری باید از دیدگاه بهره واحد از جمله مالکیت فردی شکل بگیرد. واحد سازمان حسابدار عمدتا نگران این بنگاه می باشد
برای هر شرکت تجاری پاتون می گوید:این تجارت می باشد که دفتردار تاریخچه مالی و حسابدار سعی می کنند ثبت کنند ومورد تجزیه و تحلیل قرار دهند دفاتر وحساب ها ثبت تجاری هستند صورت های دوره ای عملکردها و شرایط مالی گزارش موسسه تجاری هستند .
درست است که این بنگاه یک فرد نیست و نمی تواند با توافق خودش عمل کند این بنگاه یک موسسه می باشد اما با این وجود پاتون می گوید این بنگاه چیز واقعی می باشد و وجود واقعی وقابل اندازه گیری دارد . برای یک شرکت سهامی وقتی سهام عادی صادر می شود عمر شرکت به عمرسهامداران وابسته نیست.باعث گسترده تر از دیدگاه حسابداری می فهمیم که یک بنگاه به عنوان هربخشی ازمنافع اقتصادی تعریف شده که ماهیت جداگانه ای دارد.
دو دیدگاه واحد اقتصادی مستقل(بنگاه):
هنگامی که موقعیت واحد اقتصادی مستقل را در نظر می گیریم هدف حسابداری چیست؟دو نوع تئوری بنگاه موجود می باشد و هرکدام منجر به نتیجه یکسانی می شوند که مباشرت یا پاسخگویی از اهمیت اولیه آن می باشد نوع سنتی تئوری بنگاه شرکت تجاری را به عنوان واحدعملیاتی در نظر می گیرد که در آن سهام داران وجوه را برای موسسه تجاری تامین می کنندبنابراین این بنگاه بایدحسابداری رابرای سهامداران انجام دهد و وضعیت و نتایج سزمایه گذاری آن ها را گزارش کند این تفسیرجدیدتراین بنگاه را به عنوان واحد تجاری برای خودش در نظر می گیرد و به وجودآن علاقه مند است .از آنجایی که این بنگاه تجاری حسابداری را برای سهامداران انجام می دهد تا این که شرایط قانونی را درک کنندوهمچنین رابطه مطلوب را باآنها حفظ کندو در چنین موردی ممکن است وجوه بیشتری درآینده مورد نیاز باشد .
اگرچه هردونوع این تئوری برروی بنگاه به عنوان یک واحد مستقل نگاه می گنند .این دیدگاه سنتی سهام داران را به عنوان یک عضو پیوسته در تجارت در نظر می گیرد در حالی که دیدگاه جدیدتر ان ها را به عنوان افراد بیگانه تلقی می کند .این محتوای اطلاعاتی صورت های حسابداری برای تصمیم گیری که در سال های اخیر مورد تاکید قرار گرفته اند به سادگی می توانند باهردوی تفاسیر بنگاه سازگاری داشته باشند.
ترازنامه:
ارزش جدیدمالک مفهوم معناداری نیست زیرااین واحداقتصادی موردتوجه می باشد.مالکان و پستانکاران
به عنوان سهامداران وتامین کنندگان وجوه می باشند معادله حسابداری به شرح زیر است:
دارایی ها =حقوق صاحبان سهام
پاتون معتقد است که معادله بالا بیان کاملا منطقی وضعیت شرکت می باشد .حقوق صاحبان سهام حقوق یا ادعاهای مربوط به دارایی های واحد تجاری را ارائه می کند .پستانکاران به طور خاص ادعای قابل تعیینی را دارند وسهام داران در رابطه با دارایی ها در مورد انحلال ادعای بیشتری رادارنداما ازدیدگاه واحد تجاری هردو آن ها تامین کنندگان وجوه می باشدسهامداران هیچ ادعایی رانسبت به هرگونه دارایی خاص وحتی درآمد شرکت دارند آن ها نسبت به کل دارایی ها و سودسهام حق وحقوقی دارندواین زمانی است که توسط هیئت مدیره اعلام شودو این ها حقوقی هستندکه ازطریق توافق قراردادی به دست می آید
واین به علت مالکیت نیست.
ترازنامه دارایی های واحد تجاری را نشان می دهد که پاتون به ارائه صورت مستقیم ارزش برای واحد تجاری وحقوق صاحبان سهام اشاره داد .و او آن را با بیان غیر مستقیم کل ارزش می نامد.دارائی ها متعلق به شرکت هستند وبدهی ها تعهدات شرکت هستند نه مالکان این موضوع مورد بحث قرار گرفته زیرا مبلغ سرمایه گذاری شده توسط سهام داران باید محاسبه شود واین هدف به طور منطقی منجر به استفاده از هزینه تاریخی برای دارایی های غیر پولی منجر می شودزیراکل حقوق سمت راست ترازنامه بایدبا سمت چپ ان برابر باشد.بعد از دستیابی به وجوه ارائه شده توسط سهام داران شرکت این وجوه را در دارایی ها سرمایه گذاری می کند و برای دارایی های غیر پولی این موضوع قسمت اصلی خرید می باشند . اما مسئولیت محاسباتی ضرورتا اثر میزان اصلی سرمایه گذاری را به کار نمی گیرد . سهام داران هم چنین به تغییرات در ارزش سرمایه گذاری علاقه مند هستند . طرفداران ارزش جاری اشاره می کنند که تئوری بنگاه فرض می کند که سرمایه گذاران به حد کافی به موسسه تجاری نزدیک نیستند تا اصلاحات خود را در مورد ارزش انجام دهند بنابراین مسئولیت محاسباتی باید بیان کند که این اصلاحات یعنی تغییرات در
ارزش ها گزارش شده اند هم چنین بحث شده که این واحد مستقل تجاری نیازداردکه ارزش جاری دارایی را به منظور تصمیم گیری درست بشناسد .
تحت مفهوم مالکیت تعیین ارزش خالص مالک در تجارت از نگرانی عمده ای برخوردار است وبنابراین ترازنامه از اهمیت بالایی برخوردار می باشندبرای تئوری بنگاه برروی تعیین درامد تاکید شده ودرنتیجه سودوزیان تا حدزیادی با ترازنامه در ارتباط می باشد .تاکید بر درآمد به دو دلیل می باشد :
1-سهام داران اساسا به درامد علاقه مند هستند زیرا این میزان نتیجه سرمایه گذاری آن را طی دوره نشان
می دهد ودلیل دیگر برای وجود شرکت ایجاد سود می باشدواین ضرورتابرای بقای شرکت می باشددرآمد با انجام کارهای موسسه به وجود می آید .درآمد به عنوان جریان ورودی دارایی ها به علت معاملات انجام شده توسط شرکت باتوجه به تولید آن تعریف شده است. هزینه طبق توئری مالکیت با هزینه نهایی ایجادشده توسط مالک در ارتباط می باشد که ارزش خالص را کاهش می دهد برطبق تئوری بنگاه هزینه تا هزینه دارایی ها دیگر خدماتی در ارتباط می باشدکه شرکت ازآن ها استفاده کرده تاطی این دوره درآمدی راکسب کند. مفهوم مالکیت سمت راست ترازنامه را مورد تایید قرار می دهد یعنی Pدر معادله حسابداری امامفهوم بنگاه به سمت چپ ترازنامه توجه دارد یعنی دارایی ها.علت این است که دارایی هابه عنوان چیزهای واقعی هستند که شرکت با آن ها سروکار دارد درصورتی که حقوق صاحبان سهام بیشتر انتذاعی هستند وباادعاهای مربوط به دارایی ها در ارتباط می باشند ویک روش غیر مستقیم بررسی ارزش دارایی ها می باشند .
دارایی ها وهزینه ها ضرورتا ماهیت یکسانی دارند آن ها خدمات را ارائه می کنند فقط یک سوال وجود دارد که آیا این خدمات به طور تمام وکمال مورد استفاده قرار گرفته یا برای استفاده آتی باقی می مانند. ویژگی اساسی درآمد این است که دارایی بیشتری را ایجاد می کنند پاتون ولیتلتون می گویند تئوری حسابداری باید مفاهیم درآمد وهزینه را طی دوره تغییرات دارائی موسسه تجاری توصیف کند تا این که حقوق صاحبان سهام سهامداران یا مالکان را افزایش یا کاهش دهد . درآمدباعث افزایش دارایی می شود در صورتی که هزینه ها دارایی ها را کاهش می دهند .
درامد متعلق به شرکت است اگر چنین است چرا بعدا به سود انباشته تلقی شده اگرچه متعلق به سهام داران است . پاتون ولیتلتون بحث کرده اند که سهامداران ادعای قراردادی نسبت به کل دارایی ها دارند وبه این علت است که درآمد جایگزین سود انباشته می شود . سهامداران مازاد بر مصرف را به دست می اورند و مابقی وقتی نقدینگی شرکت رابه پستانکاران پرداختیم به دست می آیداین توصیف بانسخه متداول تئوری بنگاه تکوین می شود تفسیر جدیدتر حساب سود انباشته را به عنوان حقوق صاحبان سهام شرکت یا سرمایه گذاری درآن در نظر می گیرد .
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
حسابداری از دیروز تا امروز
شاید زمانی که لوکاپاچولی درسال 1494 میلادی پایه های اصلی حسابداری را در اروپا بنا می کرد حتی گمان نمی کرد که روزی حسابداری تا این حد پیشرفت کند.
اگر بخواهیم حسابداری و تاریخچه آن را بررسی کنیم باید به سالها پیش از لوکاپاچولی برگردیم. خوارزمی، دانشمند معروف ایرانی برای اولین بار درباره مفهوم صفر، شیوه نگارش نشانه ای اعداد و شمارش دهدهی در رساله " جبر و مقابله " توضیحاتی را داد و جالب است که بدانید سیستم دهدهی کنونی در واقع ترجمه این رساله است که بوسیله لئونارد فیبوناچی در ایتالیا انجام گرفت و از آن طریق عالمگیر شد.
می توان گفت که پیشرفت حسابداری در اواخر قرون وسطی مدیون سوداگران است. زیرا به همین دلیل بود که سیستم های حسابداری به تدریج پیشرفت کرد و جایگزین سیستمهای قدیمی تر شد. البته نقش رشد اقتصادی را نمیتوان نادیده گرفت.
لوکاپاچولی در قرن 15 میلادی رساله ای نوشت و فصلی از این رساله را به حسابداری اختصاص داد و برای نخستین بار سیستم حسابداری دو طرفه را توصیف و دفاتر اصلی حسابداری را تشریح کرد. جای تذکر است که محمد بن محمد ابوالوفای بوزجانی در قرن دهم میلادی یعنی پنج قرن قبل از لوکاپاچولی رساله ای به نام " ضروریات علم حساب برای کاتبان و کاسبان " نوشت که راهنمای خوبی در حساب عملی بود. اما متأسفانه پژوهشی درباره این کتاب صورت نگرفت.
در طول دو قرن بعدی تنها یک پیشرفت عمده در حسابداری دوبل اتفاق افتاد و آن تفکیک اموال شخصی حاکم از حسابهای دولتی و تفکیک اموال شخصی تاجر از حسابهای تجارتخانه توسط سیمون استوین ریاضیدان هلندی بود (فرض تفکیک شخصیت). در نتیجه حساب سرمایه در سیستم حسابداری دوبل ایجاد شد.
با توجه به پیشرفتهای انجام شده از نظر اقتصادی و اجتماعی عناصر اصلی سیستم حسابداری دوبل همچنان بدون تغییر باقی مانده است. دلیل بقای این سیستم در این فاصله طولانی، سادگی اصول، انعطاف پذیری و قابلیت آن در ثبت، انتقال و گزارش اطلاعات متنوع در قالب صورتهای قابل اعتماد و مفهوم است.
البته پیشرفتهایی از نظر روشها و شیوهای حسابداری صورت گرفته است و شاخه هایی در حسابداری پدید آمده است. اما تمام آنها مبتنی بر سیستم حسابداری دوبل یا دو طرفه است.
مهمترین این شاخه ها عبارتند از: حسابداری صنعتی، حسابداری مالی، حسابرسی، حسابداری دولتی و حسابداری مدیریت.
در تعریف حسابداری ...
هر واحد تجاری اعم از دولتی یا غیر دولتی، انتفاعی یا غیر انتفاعی در جریان فعالیتهای خود در طول زمان، معاملات و عملیات مالی متعدد و متنوعی نظیر خرید و فروش اموال، کالاها و خدمات، دریافت و پرداخت پول، اخذ و بازپرداخت وام و تسهیلات مالی انجام می دهد. این معاملات و عملیات و وقایعی نظیر کهنگی و فرسودگی اموال که به تدریج و با مرور زمان رخ میدهد بر موسسه اثر مالی می گذارد. حسابداری رشته ای از دانش است که با کاربرد آن، اطلاعات مربوط به معاملات و عملیات مالی و رویدادهای دارای اثر مالی بطور منظم:
جمع آوری، تجزیه و تحلیل، اندازه گیری (فرض واحد اندازه گیری بر حسب پول)،
ثبت (به ترتیب وقوع)، طبقه بندی (در گروههای همگن) و
تلخیص و تجمیع (صورتهای مالی)
میشود و در قالب گزارشهای مفهوم در اختیار اشخاصی قرار می گیرد که می خواهند درباره امور موسسه یا داد و ستدهای خود با آن آگاهانه تصمیم بگیرند. همان طور که در بالا گفتیم حسابداری رشته ای از دانش است؛ اما آیا واقعاْ این طور است؟
درباره حسابداری تعاریف مختلفی وجود دارد که حسابداری را علم، فن، فرآیند و حتی هنر نامیده اند.
در یک نگاه کلی فن و هنر بودن حسابداری کاملاْ کنار گذاشته می شود. اما این مطلب باقی می ماند که آیا حسابداری یک شاخه از علم و دانش است و یا یک فرآیند؟
به نظر من حسابداری بیشتر از اینکه یک علم باشد یک فرآیند است. زیرا در یک سیکل کامل اطلاعات به عنوان ورودی سیستم وارد میشوند و صورتهای مالی به عنوان خروجی، خارج میشوند. پس ناگفته پیداست که حسابداری یک سیستم است که اطلاعات، ورودی آن و صورتهای مالی به عنوان آخرین مرحله از عملیات حسابداری به عنوان خروجی آن در نظر گرفته میشوند.
همین پیروی از یک سیکل منظم دلیلی است برای فرآیند بودن حسابداری. امروزه یک سیستم حسابداری خوب و منطبق با نیازهای موسسه رمز موفقیت یک موسسه است. سیستم حسابداری که بهتر و کارا تر عمل کند، می تواند موسسه را به اهداف خود نزدیکتر کند. زیرا این نوع سیستم مدیریت را آگاه میکند که هر تصمیم را در چه زمان و چگونه باید عملی کرد.
مختصری در باره سه نوع از حسابداری
حسابداری صنعتی
این حسابداری که به تدریج و پس از انقلاب صنعتی روی داد در جهت نیاز به دانستن بهای تمام شده محصولات تولیدی بود. دراین نوع از حسابداری هدف اصلی سیستم دانستن، بهای تمام شده یک واحد از نظر تمامی عوامل هزینه می باشد. همزمان و همراه با تکامل ابزارها و شیوه های تولید، در سده های بعد، روشها و شیوه های هزینه یابی پیشرفته ای ابداع و بکار گرفته شد که هزینه عملیات را به درستی شناسایی نماید.
حسابداری صنعتی امروزه که ثمره این فرآیند شتاب آمیز تکاملی است اصولاْ همان هدف اندازه گیری و گزارش بهای تمام شده محصولات، خدمات و فعالیت ها را دنبال می کند.
حسابداری مالی
این نوع از حسابداری را میتوان حسابداری گزارش نیز نامید. زیرا هدف اصلی در این نوع از حسابدری، تهیه صورتهای مالی اساسی می باشد که مورد نیاز استفاده کننده گان از این صورتهای مالی است.
شاید بتوان گفت که دلیل اصلی پیدایش این نوع از حسابداری، اصل تفکیک شخصیت می باشد. این اصل امکان مشارکت صاحبان سرمایه ای را که به تجارت نمی پراختند ممکن ساخت و به این شکل باعث رشد و توسعه بنگاه های تجاری شد. این نوع از مشارکت باعث پیدایش سهام و بازار بورس شد. البته دلیل اصلی ایجاد بازار بورس را می توان، افزایش شمار شرکتهای سهامی دانست.
یکی دیگر از موضوعات اصلی که در این دوران تأثیر اساسی بر رشته حسابداری گذاشت برقراری مالیات بر درآمد بود. این نوع از مالیات که در اغلب کشورهای صنعتی اروپا وسیله ای برای تأمین عدالت اقتصادی است از اوایل قرن نوزدهم ایجاد و به تدریج جزیی از نظام مالیاتی کشورها شد. تعیین مالیات بر درآمد مستلزم شناخت دقیق سود خالص بود و لازمه این شناخت نگهداری حسابها و دفاتر منظم و تهیه صورتهای مالی که میزان سود را به درستی نشان دهد. به این ترتیب دولت ها به صورت یکی از اصلی ترین استفاده کنندگان از صورتهای مالی موسسات درآمدند.
دیگر استفاده کنندگان از این صورتهای مالی عبارتند از: بانکها، اعتبار دهندگان، بستانکاران بلند مدت و کوتاه مدت، فروشندگان، مشتریان، کارکنان، سرمایه گذاران بالقوه، کارگزاران بازار سرمایه، جامعه و مدیریت موسسه.
حسابداری حرفه ای و حسابرسی
حسابداری دولتی
در دولت ـ شهرها یا جمهوری های کوچک در ایتالیای کنونی، همزمان با رشد و توسعه حسابداری بازرگانی، کوششهایی در جهت تدوین حسابی جامع برای حکومت برخی از جمهوریهای کوچک صورت گرفت. اما تغییر اساسی در حسابداری دولتی به دنبال انقلاب کبیر فرانسه در نیمه دوم قرن هجدهم و تحولات و اصلاحات سیاسی ـ اجتماعی در برخی دیگر از کشورهای اروپایی در نیمه اول قرن نوزدهم رخ داد و اندیشه حاکمیت مردم بر درآمدهای دولتی را مسلط کرد.
اندیشه کنترل عمومی بر هزینه های دولت از اواخر نیمه اول قرن نوزدهم میلادی به بعد پدید آمد و دولتهای برخی از کشورهای اروپایی مکلف شدند که درآمدها و هزینه های سالانه خود را پیش بینی و به تصویب مجلس نمایندگان برسانند و بدین ترتیب، تنظیم و تدوین بودجه دولت متداول گردید. پیدایش و رواج سیستم بودجه، سیستم حسابداری متناسبی را طلب می کرد که این جریان به پیدایش حسابداری دولتی به صورت رشته ای متمایز انجامید
در گذر سالها و به ویژه پس از بحران بزرگ اقتصادی غرب (۱۹۳۳ـ ۱۹۲۹) و جنگ جهانی دوم دولتها در سراسر جهان، نقش بزرگی را در اقتصاد و امور اجتماعی کشورها به عهده گرفتند و اموری چون رفاه اجتماعی، بهداشت، آموزش، اشتغال، ایجاد تأسیسات زیربنایی و عام المنفعه، توسعه شهرها و اجرای برنامه های توسعه اقتصادی و عمران کشور را به وظایف متعارف خود که حفظ نظم و امنیت و تأمین عدالت اقتصادی بود، افزودند .
این تحول همه جانبه به پیدایش انواع و اقسام موسسات و سازمانهای انتفاعی و غیر انتفاعی عمومی اعم از دولتی و غیر دولتی انجامید و بودجه از شکل فهرستی از اقلام درآمد و هزینه های پیش بینی شده به صورت برنامه مالی جامعی در آمد که هدفهای اقتصادی و اجتماعی و انواع برنامه ها و فعالیتهایی را که دولت برای رسیدن به هدفها اجرا خواهد کرد شامل می شد.
حسابداری دولتی نیز در همین راستا تکامل یافت و از شکل ساده نگهداری حساب درآمدها و هزینه ها به سیستم پیچیده کنونی تبدیل شد.
حسابداری مدیریت
دراواخر قرن نوزدهم مدیریت علمی به عنوان رشته علمی خاص توسط فردریک تیلور مطرح گردید. مدیریت علمی بطور بسیار خلاصه، روش برخورد منظم و منطقی با مسائل سازمانها به منظور یافتن مناسبترین راه برای انجام هر کار است و بر کسب اطلاع دقیق و کامل از آنچه می گذرد و نتایجی که بر اثر هر گونه تغییر حاصل می شود تأکید دارد. این نوع از مودیریت نیاز زیادی به اطلاعاتی از قبیل بهای تمام شده محصولات و خدمات، مقدار تولید، هزینه اجزاء مختلف تولید، قیمت فروش محصولات و خدمات و ظرفیت منابع مختلف نظیر ظرفیت تولیدی ماشین آلات و تجزیه و تحلیل این اطلاعات داشت. این جریان، نیاز به اطلاعات و به خصوص اطلاعات مالی را فزونی بخشید.
افزایش استفاده مدیران از اطلاعات مالی موجب شد که روشهای هزینه یابی تولیدات، خدمات و فعالیتها بهبود و توسعه یابد و اطلاعات مفصل تری از جنبه های مختلف مالی فعالیت ها فراهم آید. بدین ترتیب، حسابداری مدیریت به عنوان رشته ای خاص در اوایل دهه ۵۰میلادی قرن حاضر شکل گرفت. وظیفه حسابداری مدیریت در ابتدا این بود که اطلاعاتی را که برای مقاصد حسابداری مالی و حسابداری صنعتی در روال عادی عملیات تهیه می شود با کاربرد روشهای ویژه برای تصمیم گیریهای مدیریت آماده کند. ابداع مدلهای تصمیم گیری مبتنی بر اطلاعات، پیدایش روشهای برنامه ریزی ریاضی عملیات و تکنیکهای تحلیلی ارزیابی و کنترل و پیدایش و توسعه دانش و تکنولوژی اطلاعات و رشد فزاینده آن در دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی موجب شد که حسابداری مدیریت در جهت انطباق با شرایط زمان و نیازهای برنامه ریزی و کنترل عملیات، به سرعت بهبود و توسعه یابد و اموری چون تجزیه و تحلیل تولید و بهای تمام شده، روشهای برنامه ریزی عملیات، تهیه بودجه عملیات، تهیه بودجه های نقدی و سرمایه ای، مدیریت موجودیها و مدلهای قیمت گذاری را شامل شود.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 36 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 46 |
تئوری حسابداری
فصل اول:
1- روش اولین صادره از آخرین وارده و تولید ناخالص ملی :
این سوال پیش در آمدی است بر بحث پیامدهای اقتصادی که در فصل های بعدی آمده است . حسابداری اثباتی ( تئوری اثباتی ) چنین استدلال می کنند که تمام مقرارت حسابداری دارای عواقب اقتصادی می باشند و این عواقب را باید در زمانی که راجع به یک استاندارد یا یکی از مقررات ، تصمیم گیری می کنیم ، مد نظر داشت .
فصل بعدی ، بررسی هیئت استانداردهای حسابداری مالی را نشان می دهد که مسئولیت آنها بیان حقیقت است ، مهم نیست که چه نتایج اقتصادی را در بر دارد. این بیشتر در چارچوب مفهومی و با دقت توضیح داده شده است. هر چند Pilate و منتقدان FASBپرسیده اند که «حقیقت» چیست؟
نظر من این است هر چند برخی مواقع مشکل است که حقیقت حسابداری تعریف شود و مشکل است که در زمانهای مختلف سنجیده شود ، اما آن شناخته ترین موضوع می باشد . برای مثال ، ما همگی ارزیابی کردیم که حسابداری بهای تمام شده ی تاریخی، حقیقت را دربارة بهای جاری دارایی ها نمی گوید. حتی اگر چه ممکن است جوابهای دقیقی ازآنچه که حقیقت واقعی اقتصادی را تشکیل می دهد، نداشته باشیم. حتی اگروجود داشته باشد، من معتقدم که ما همگی تصدیق می کنیم که فهمیدن این موضوع ، توانایی ما را در تشخیص سرمایه گذاریهای خوب و بد بهبود می بخشد .
به طور واضح ،آن سهامداران حاضر قادر می سازد خبرهای بد را از به عنوان کسرسهام اعلام نماید . دردنیای امروز که افراد تنها به نتایج اقتصادی بی واسطه توجه می کند ،این همان حقیقت افشاء تعریف می شود ، به بعضی از افرادازآن آسیب می بینند در حالی که بعضی دیگر از آن منفعت می برند . اما اگر بررسی طولانی تری را اتخاذ نماید ، سهام داران حاضر ، به عنوان سهام دار شناسایی می شوند و جنبه های این گفتگو را تغییر می دهند بنابراین من بر این اعتقادم که این مشکلی را ایجاد نخواهدکرد یک توافق ملی را پایه ریزی می کند و اینکه ما باید حقیقت را بگوییم و نتایج را ادامه دهیم .
2- شرکت Allegheny Beverage
به طور کلی ، این مورد بر منافع عمومی قابل دسترس متکی می باشد اما در ابتدا توسط پرفسور جان شانک توسعه یافت . جزئیات بیشتر دربارة موفقیت شرکت Allegheny Beverage قابل دسترس می باشد که ممکن است از Clearing House قسمتی سهامداران بوستون ، MA 02163 خریداری شود .
این مورد شامل جزئیات شکایت تکمیل شده توسط SEC بر ضد شرکت و مؤسسه تجاری حسابرسان می باشد . آن هم چنین شامل فتوکپی مقاله ای است که در روزنامه Wall street در 21 ماه دسامبر سال 1973 ارائه شد ، می باشد که در آن Allegheny اذعان کرد که عملکرد ارزش فروش سال قبل از فروش آن کاملاً مستهلک کرده است . یک نکتة نوشته شده توسط یکی از دستیاران دانشجوی من ارائه شد که نتیجة واقعی موفقعیت ALLgheny به شرح زیر نشان
می دهد :
تصمیم ABC ، سرمایه ای کردن هزینه بهره برداری مشخص و بررسی هزینه های بازار می باشد. تمام قراردادهای مشروط فروش را برای فروش ماشین آلات نشان میدهد در حالی که درآمدسال 1971 بررسی نشده است . به راستی این تنها یکی از چندین کارهای نادرست مدیریت می باشد که در آن زمان تحت امنیت SEC قرار گرفته است
SEC یک درخواست در مقابل ABC در ماه می سال 1973 تهیه نمود که در آنabc مسئولیت نقض کردن قوانین اوراق بهادار مثل تقلب و متزلزل کردن بخشها را بر عهده گرفت هزینه های که به طور غیر قانونی ایجاد شد باعث شدکه ارزش سهام افزایش یافت و سودهای در سال 1971 از طریق استفاده از کارهای چون حساب سازی ایجاد شود آن هم چنین اظهار کرد که رئیس شرکت به طور غیر قانونی 540000 دلار از صندوق های شرکت به عنوان سوء استفاده شخصی برداشت نموده است و هزینه بعدی این بود که 10 میلیون اوراق قرضه به طور نامشروع توسط Valu Vend در معرض فروش قرار گرفت و اظهار داشت که اوراق قرضه از طریق یک معامله ساختگی و با استفاده از مشارکت های ساختگی فروخته شدند. تقاضا ABC به خاطر جلو گیری از تخلفات بیشتر اقدام به دستیابی به یک دستورالعمل که ABC را مجبور می سازد گزارشات خود را بر اساس آن تهیه نمایند او اظهار داشت که این گزارشات گمراه کننده است و آنرا باید تصحیح نماید . در ژانویه سال 1975 دادگاه دولت مرکزی فقط به این بسنده کرد و بر اساس آن رأی صادر نمود که در آن ABC ، در رابطه با اوراق قرضه منع شده است .
علاوه بر این ، این دادگاه هم چنین دستور داد که رئیس باید 70000 دلار به ABC بپردازد تا سوء استفاده شخصی از صندوقهای شرکت را جبران نماید و25000 دلار جداگانه تهیه شود تا به اشخاصی که سهام آورده اند پرداخت شود و به خاطر رها شدن از فشار شرکت سهام را بازخرید نمایند. ABC حسابرسی را انجام داده و متوجه شد که 540000 دلار که توسط رئیس کلاهبرداری شده است باید در حقیقت باز پرداخت نماید ، ABC یک کمیته رسیدگی مستقلی پایه ریزی کرد تا روشهای حسابداری اش را تعدیل نماید.تاگزارشات مالی که توسط SECتأیید شده بود تهیه نمایند. ABC بدون در نظر گرفتن هزینه های کلاهبرداری دستورات دادگاه تأیید نمود در گزارش سالانه اش در سال 1975 ، ABC اظهار کرد که نماینده مستقل ویژه مبلغ 54000 دلار از رئیس شرکت دریافت نماید ولی هیچ مبلغی بابت خسارت دریافت نشده است. ABC یک کمیته رسیدگی مستقل پایه ریزی کرد و شرکتهای Benjamin Botwinnick به عنوان حسابرسان جدید جایگزین شدند . از این رو صورت های مالی سال 1971 تعدیل نشدند . در ماه اکتبر سال 1973 یک سهامدار و یک کار مند در مقابل حق ABC از تمام ساکنان میشیگان دلیل آنها خرید سهام عمومی که ABC بین آوریل سال 1971 و می 1973 خریداری نمود . اظهارات آنهاهمانند درخواست ABC بودو خساراتهای از بابت خرید سهام ABC باقیمت های بالا وهمچنین مبالغی از بابت کلاهبرداری مطالبه نمودند.
از این رو ، حرکت هایی برای ایجاد یک گروه ملی و گسترش گروه های مختلف تأیید نشد .بنابراین هر گونه نتیجه ای از این درخواست ، هیچ تأثیریبر روی شرکت نداشته است . ABC تنها شرکتی نبود که رسماً محاکمه شد حسابرسان شرکت Benjamin Botwinicle به خاطر اخلاق حرفه ای شرکت را به دادن اطلاعات غلط و گمراه کننده محکوم نمودند. آنها هیچ کار جدیدی که نیاز به تهیه گزارش به SEC در یک دوره 10 ماهه داشته باشد را قبول نکردند . شرکای مسئول ABC بایستی حداقل در 100 ساعت از دوره های آموزشی و سمینارها در رابطه با موضوعات حسابداری عمومی و حسابرسی که در سالهای بعد برگزار می شود شرکت کنند . همه شرکاء بایستی 40 ساعت و یا دوره های آموزشی مربوطه بعدی که در طی 5 سال برگزار شود شرکت نمایند .Poor Benjamin اسمش بد نام شدو از زمانی که کار حسابداری شرکت abc را بر عهده گرفت ، کار حسابداری دیگری انجام نداده بود. سرانجام یک بانک و دو شرکت دیگر به خاطر خلافهای بیشتری که در نتیجة نقش شان دررابطه با معامله اوراق قرضه ساختگی داشتند بر کنا ر شدند . یکی از شرکت ها نیز به طور رسمی باز خواست شد . این کار قابل ملاحظه بود چرا که این اولین بار بود که چنین شرکت هایی و نه منحصراً شرکای آنها بازخواست شدند . به عنوان یک توضیح اضافی ، ABC ضرر خالص 5/12 میلیون دلاری را در سال 1972 نشان داد که 8 میلیون دلار از آن به خاطر هزینة کسر شده ، هزینه های مالی معوق قبلی بود و کاهش ارزش موجودی ها در اثر استهلاک و ذخایر مربوط به قراردادهای بخش Valu Vend را منعکس می کرد . نکته اخلاقی این داستان در اینجا ممکن است بیشتر از سایر موارد وجود داشته باشد .
برای یک گزارش از این مورد یا موارد متشابه می توانیم از شکل ظاهری متفاوتی استفاده کنیم .من معمولاً تعریف حسابداری به عنوان یک سیستم اطلاعاتی که وقایع را گزارش می کند ، شروع می کنم . سپس شروع به توسعه رویدادهایی که گزارش شده اند ، می پردازم . من متذکر شدم که گزارشات ما بر معاملات مبتنی بر حوادث متمرکزشود وما حوادثی مثل تورم و تغییر مدیریت را نادیده می گیریم . سپس من می پرسم که چه موقع یک رویداد شناسایی می شود . حسابداران جدید و حتی بعضی دانشجویان که هیچ چیزی جز رعایت بدهکاری های و بستانکاری نمی دانند و تحت تأثیر زمان دقیق شناسایی درآمد که در کتاب استاندارد نوشته شده است قرار می گیرند. آن مانند یک شوک آرام به آنها است زمانی که یاد می گیرند چگونه درآمد را شناسایی کنند و آن را توسعه دهند . یک مورد مثل Allegheny Beverages یا مورد بعدی یعنی گروه شش پرچم در تکزاس و یا مجموعه ای از موارد دیگری ممکن است، وجود داشته باشد تا مشکلاتی که مدیریت و حسابدارانشان با آن در تصمیم گیری که آیا یک اتفاق ویژه در صورت های مالی شان شناسایی شده است ، روبه رو هستند را روشن نمایند . سوالات ویژه ای که در اینجا پرسیده می شود جامع نمی باشد . اما روشهایی را که ممکن است استفاده نمایندکه یادگیری مفاهیم مشکل را در آغاز این فصل تقویت کند ، جوابهای کوتاه به شرح زیر است :
1- رویکرد استقرایی که با یک تعریف که در GAAP گنجانده شده است ، شروع می شود و به طور منطقی آنچه که باید در این مورد خاص انجام شود را نشان می دهد . یک رویکرد استقرایی ممکن است به وسیلة بررسی آنچه که در رابطه با کار آن صنعت می باشد ، شروع شود و یک قانون کمی از آن استنباط می گردد . استقراءبا مشاهده شروع می شود اما آنها مشاهدات ضروری نیستند که یک شخص به وسیله مشاهدة آنچه دیگران انجام می دهند ، بیان می کند . شخص می تواند مجموعه ای از فرضیات را بسازد و یک قانون کلی از آن استنباط کند . آنها به کار صنعت اعتماد دارند . آنها می تواند به کار دیگر صنایع نگاه کنند . آنها می توانند برای هر کشور قوانین ویژه ای را ایجاد نمایند . آنها ممکن است که از کد مالیاتی برای عقاید خود استفاده کنند . به طور خلاصه ، آنها می توانند هر یک از رویکردها که در این فصل توضیح داده نشده است را رسیدگی نمایند .
2- این مورد دارای مفاهیم اخلاقی است . یک بدگمانی واضع نسبت به مدیریت که سعی
می کند تا درآمدش را بیش از واقع جلوه دهد وجود دارد. از طرف دیگر، درنتیجه مباحثه با حسابرسان، هر چیزی دربارة شرکت های تابعه افشاء شده است . آیا این کافی است که جزئیات را با یک توصیح اضافی درباره اینکه چگونه شخص درآمدش را بیش از واقع بالا ببرد ، آشکار سازیم ؟ آیا یک شخص از افشای عادلانه در اینجا سخن می گوید به حسابرسان یک جابجائی تکنیکی از این کلمه را ارائه داده اند . من دوست دارم این جابجایی را با تعریف متعارف تری مقایسه کنم . آیا کار مدیریت می تواند تنها با توصیف کردن کارهایش برای صاحبان سهام عادلانه باشد .
3- این سوال ، همانند سوال قبلی است . با شروع دربارة انتشار سهام آیا این کافی است که صاحبان سهام را با یک معمای مشکل رو به رو شوند یا بایستی مدیریت آنها را با یکدیگر قرار دهد ؟
4- نظریه پردازانی که درباره کارایی بازار بحث می کنند که به طور میانگین ، سرمایه گذار نباید با چنین معماهای مشکلی در مرحله اول روبرو شوند سرمایه گذاران خبره و ماهر کاملاً قادر هستند که در کنار یکدیگر قرار دهند تا تحت بهترین شرایط ، مدیریت ممکن است برای آنها زمان و انرژی را ذخیره کنند و تعداد زیادی از سرمایه گذاران علی رغم انتقادهای که وجود دارد به تئوری خود ادامه می دهند وحسابرسان احتمالاً حق دارند که دربارة آن نگران باشند .
5- یک راه حل ترکیبی بایستی به راه حل استقرایی با استفاده از اصول و شروط اصلی استانداردهای نزدیک باشد یک راه حل معنایی باید بدنبال بدست آوردن مادة اصلی اقتصادی از معامله باشد . یک راه حل برنامه ای باید به این انتشارات مانند پیامدهای اقتصادی گزارش معامله در یک روش ویژه نگاه شود .
3- شش نشانه(پرچم) در تکزاس :
به طور کلی این مورد بر پایه منابع قابل دسترس عمومی می باشد . اما از اصل این مورد را جان شانک تحت عنوان « شرکت سهامی بزرگ جنوب غربی » از دانشکده هاروارد ارائه نمود ( 542-172-9 )
این مورد بیشتر توسط پرفسور کین فریز و جان شانک توسعه یافت و در گزارش مالی شرکت توسط Mark E Haskins Keneth R Ferris .E. Richard Brownlos ظاهر شد. این مورد در تعدادی مورد همراه با انتشارات موجودتوسط شرکت Allegheny Beverage ارائه شد . آنچه که با ایجادارزش افزوده می گردد . حقیقت این است که شرکت سهامی بزرگ جنوب غربی یک شرکت تابعه از شرکت پنسیلوانیا می باشد .
همان طور که پرفسور شانک در تفسیرش دربارة این مورد متذکر شد که فروش ظاهری اقدامی است که در یک معامله صوری اوراق بهاداری را می فروشد . تکزاس در تاریخ 6/3/69 به راه آهن مرکزی Penn ( مبتنی بر اصل تلفیقی ) اجازه داد که تا گزارش خود را اعلام نمایدو آنرا برای سه ماه دوم سال 1969 ( اگر چه فروش در اصل گزارش موقت شرکت افشاء نشده بود ) رسیدگی کند و بنابراین به تعویق انداختن آگاهی عمومی از خطرات موقعیت مالی راه آهن مرکزی Penn باعث شد که سرانجام چند ماه بعدتر به بزرگترین ورشکستگی را منجر شود.
سوال این است که آیا معامله در واقع یک فروش بودو یا همان طور که نویسندگانی مثل پیت ومارویک استدلال کردند ، یک معامله ساختگی بود . در حالی که SEC سه سال بعد آن را اثبات کرد. در این سطح ، هیچ چیز غیر معمولی دربارة فروش وجود ندارد . این یک حوزة فروش است که در یک نرخ بهره نرمال معقولی برای یک دوره به اوج می رسد . اما توضیح اضافی دو چیز را آشکار می کند که ممکن است دارای سیگنالهای هشداری باشد .
اولاً ، اموال شرکت تضامنی که بر اساس تغییر قیمتها فروخته شده است به عنوان شریک ضامن عام می باشد . بنابراین یک معاملة مربوط که در اینجا پنهان شده است ، وجود دارد .
دوماً شرکت تضامنی در فروش ظاهری اوراق بهاداری به دیگران می فروشد به عبارت دیگر ، یک روش برای تفسیر آنچه ممکن است واقع شود این است که به طور ساده یک شرکت سهامی ساختگی پایه ریزی کرد که قادر باشد سود را شناسایی کند آنچه در توضیح اضافی پنهان شده است ، این حقیقت است که پایه ریزی فروش در طی یک دورة 35 ساله انجام شده است . این ممکن است به وسیله تقسیم سود توسط پرداخت های اصولی ایجاد گردد . فهرست های ارزش کنونی می تواند مورد استفاده قرار گیرد تا نشان دهد که برای پرداخت های سالیانه حدوداً 8 میلیون دلاری مورد نیاز است که اصل و بهره را پرداخت نماید تا سند را تسویه حساب کند یعنی 8/2 میلیون دلار تخفیف 5/6 درصدی برای 35 سال حدود 38 میلیون دلار می باشد. این پول بر اساس اقدامی به وجود می آید که معامله گر اوراق بهاداری شرکت تضامنی را می فروشد . آن توسط شرکت تضامنی شریک ضامن عام پرداخت می شود . در این رویداد ، پولی را که بر اساس معامله اوراق بهادار با دیگران به وجود می آید ، بی نتیجه می ماند و به شریک ضامن عام برمی گردد . من آن را در زمان تدریس کردن این مورد که مالکان اصلی شش نشانه(پرچم) بودند ، آشکار نکردم من احساس می کنم وقت کافی برای فکر کردن دربارة افشاء انتشارات شناسایی درآمد وجود دارد . تنها در پایان ، بعد از اینکه من از کلاس خواستم که رأی گیری کنم، من بقیه داستان را افشاء می کنم . من معتقدم که مهم است که به فقدان جزئیات افشاء مربوط به معامله تاکید کنم لزوماً روش حسابداری صحیح برای این معامله تغییر نمی کندبلکه نیاز به یک افشاء سازی عادلانه وجوددارد .
4-شرکت Elmo ( نوامبر 1973 – شماره 4 )
الف)حسابداری جریمه را زمانی به عنوان یک هزینه دورة کنونی در نظر می گیرد که جریمه در نتیجة یک رویداد غیر معمولی که در یک دوره اتفاق می افتد ، مورد توجه قرار می گیرد . از آنجا که جریمه موضوعی است که دارای ماهیت غیر تکراری است و یک قلم غیر مترقبه را به عنوان یک بخش قبل از اقلام غیر مترقبه نشات داده می شود . بخش تجهیزات کنترل آلودگی هوا از به وجود آمدن جریمه های بیشتر جلوگیری می کند . این احتمالاً مهمترین کار است که مورد توجه و ملاحظه قرار می گیرد .
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 44 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
حسابداری یا به تعبیری زبان تجارت روشهایی است قراردادی که توسط استادان ،
کارشناسان و یا انجمنهای حرفه ای حسابداران تدوین گردیده است و به
تدریج مورد قبول همگان قرارگرفته است و قابل تصحیح و تغییر می باشد. برای حسابداری تعاریف گوناگونی عنوان شده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :
در عصری که جوامع بشری همواره در حال پیشرفت های علمی و صنعتی و اقتصادی می باشند و با توجه به اینکه نقش فعالیتهای مالی در هر پیشرفت و توسعه ای غیر قابل انکار می باشد نیاز به توسعه حسابداری روز به روز افزایش می یابد.
در قرون وسطی مرسوم بوده است که فرمانروایان مالیاتها را جمع آوری می کردند و آنرا در جهت رفع نیازهای مالی مربوط به توسعه املاک به مصرف می رساندند.در آن زمان یکی از وظایف حسابداران تهیه صورتی از اموال افراد برای خزانه داری فرمانروا به منظور اخذ مالیات بود . از دیگر وظایف حسابداران آن زمان می توان به تهیه گزارش سفر افرادی که به کار تجارت بین کشورها اشتغال داشتند اشاره کرد. این گزارش در پایان هر سفر تهیه می گردید و هدف از آن تعیین سود و زیان مربوط به آن سفر بود. در قرن سیزدهم وچهاردهم به دلیل رشد عملیات تجارتی تحولاتی در سیستم نگهداری حسابها به وجود آمد.
لوکا پاچیولی ( LUCA PACIOLI ) یک کشیش ایتالیایی و درواقع یک ریاضیدان بود که توانست با انتشار کتاب ریاضیات لوکا پاچیولی موجب گسترش فن دفترداری دوطرفه در سراسر اروپا گردد.وی در این کتاب که چند فصلش اختصاص به حسابداری داشت توانست مهارت تجزیه و تحلیل گری خود را در جهت توصیف سیستم حسابداری دوطرفه به کار برد.با وجود اینکه دراین کتاب هیچ اشاره ای به دوره مالی ، چگونگی تهیه صورتهای مالی و نگهداری حسابهای مربوط به دارائیهای ثابت وجود ندارد و نیز تمایزی بین اموال شخصی صاحب موسسه وسازمان تجاری وی نگذاشته است ، به دلیل سادگی و داشتن ارزشهای علمی در طی قرون پانزدهم و شانزدهم به اغلب زبانها ترجمه شد و مورد استفاده قرار گرفت .
از زمان به وقوع پیوستن انقلاب صنعتی در انگلستان ، نیاز به حسابداری به شکل چشمگیری افزایش یافت . پس از انقلاب صنعتی امریکا هم از آنجا که سرمایه های شخصی زیادی در شرکتها وارد گردید و موجب توسعه هر چه بیشتر آنها شد و در نتیجه باعث به وجود آمدن غولهای صنعتی قرن بیست و یکم شد سیستمهای حسابداری از اهمیت بیشتری برخوردار گردیدند و حسابداری نیز با پیشرفت وضعیت اقتصادی توسعه و تکامل پیدا نمود.
فرایند حسابداری دارای چهار مرحله به شرح زیر می باشد:
حسابداری خود به رشته های مجزا و تخصصی تقسیم می شود که این رشته ها عبارتند از :
باید دانست که مفاهیم حسابداری مفروضاتی هستند که مبنای صورتهای مالی و سایر اصول حسابداری می باشند و به چهار دسته به شرح زیر طبقه بندی می گردند:
اصول حسابداری به شش دسته کلی تقسیم می شوند :
حسابداری محصول نیاز انسان به حسابگری و استفاده از اطلاعات برای ارزیابی وقایع گذشته و پیش بینی آینده است. بنابراین در هر زمان کارکرد حسابداری باید متناسب با محیط اقتصادی، قانونی، اجتماعی و سیاسی تعریف و مرزهای آن مشخص شود. از این رو حسابداری را می توان به عنوان دانشی تعریف کرد که هدف آن ارائه اطلاعات، اساسا اطلاعات مالی درباره یک واحد اقتصادی و اجزای آن به استفاده کنندگان برون سازمانی و درون سازمانی برای تسهیل تصمیم گیریهای اقتصادی و پاسخگویی است.
متون آموزشی دانشگاهی در حوزه حسابداری مالی عموما مبتنی بر استانداردهای حسابداری آمریکاست. در صورتی که باید موارد مغایرت این متون با استانداردهای حسابداری ملی اصلاح شود تا متون مناسب برای حسابداری مالی در داخل کشور دراختیار دانشجویان قرار گیرد.
حسابداری میانه برمبنای استانداردهای حسابداری ملی نخستین جلد از مجموعه ای است که باتوجه به سرفصلهای موردنیاز دانشگاهها برای دروس حسابداری میانه 1 و 2 تهیه شده تا این مشکل موجود در متون درسی تا حدودی مرتفع شود.
حسابداری یک سیستم است که در آن فرآیند جمعآوری، طبقهبندی ، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهیه گزارشهای مالی و صورتهای حسابداری در شکلها و مدلهای خاص انجام میگیرد. تا افراد ذینفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برونسازمانی مثل بانکها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده کنند. به همین دلیل فردی که تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا که گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاندارد نیست و پردازش کافی نمیشود و بیشتر تراز حسابها میباشد. برای مثال یک حسابدار تجربی نمیتواند براحتی بین دارایی کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و یا نمیداند که چگونه باید معاملات ارزی را در دفاتر ثبت کرد.
حسابداری به عنوان یک نظام پردازش اطلاعات، دادههای خام مالی را دریافت نموده، آنها را به نظم در میآورد.
محصول نهایی نظام حسابداری گزارشها و صورتهای مالی است که مبنای تصمیمگیری اشخاص ذینفع (مدیران ، سرمایهگذاران ، دولت و ...) قرار میگیرد.
یک حسابدار متخصص، در آینده میتواند مدیر مالی یک سازمان یا شرکت گردد یعنی میتواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجودش را در چه راههایی سرمایهگذاری نماید تا استفاده بهینه کند و یا اگر شرکت به منابع مالی جدید نیاز داشت یک مدیر مالی بر اساس دانش آکادمیک خود میتواند بگوید که از چه طریقی باید تامین مالی کرد. و مجموع این فعالیتها خارج از توانایی یک حسابدار تجربی است.
«حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که با فراهمکردن اطلاعات لازم کمک میکند تا سرمایهگذارها، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت نسبت به مسائل اقتصادی بهتر بتوانند، تصمیم بگیرند. برای مثال اگر شخصی بخواهد در یک شرکتی سرمایهگذاری کند، تمایل دارد که وضعیت مالی آن شرکت و یا نتایج عملیات آن شرکت را در طی سالهای قبل بداند. موضوعاتی که به صورت گزارشهای مالی توسط حسابداران تهیه میشود.
«حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیتهای اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ، هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا که اشخاص، شرکتها و دولت برای تصمیمگیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی نیاز به اطلاعاتی قابل اتکا دارند که این اطلاعات را به یاری حسابداری میتوان به دست آورد. از سوی دیگر انجام سرمایهگذاری یکی از مواد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشور است و سرمایهگذاران نیز از بعد عرضه سرمایه، تا حد امکان سعی دارند منابع مالی خودرا به سویی سوق دهند که کمترین ریسک و بیشترین بازده را داشته باشد. یعنی به دنبال برآورد ریسک سرمایهگذاریها خواهند بود. این در حالی است که یکی از مبانی اساسی برای محاسبه ریسک بازار شرکتها ، استفاده از اطلاعات تولید شده توسط سیستم حسابدای است.
رشته حسابداری از جمله رشتههایی است که از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی ، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو میپذیرد.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 35 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
مقیاس یا اندازه گرفتن
تایچی اهنو با گفتن «جایی که در آن استانداردی وجود ندارد هیچ بهبود نمی تواند وجود داشته باشد» وعده می دهد. راه دیگر گفتن این است «جایی هیچ چیزی اندازهگیری نمی شود، چیزی توسعه پیدا نخواهد کرد».
این فصل اندازه گیریهای ابزارها را بررسی می کند و می فهمیم که اندازه گیری به تنهایی هیچ چیزی را توسعه نمی دهد. علم آمادیک وسیله قدرتمندی است که ابعاد نامرئی را به چیزهای مرئی و قابل فهم تبدیل می کند. هیچ راهی وجود ندارد تا در این متون صدها ابزار موجود را کاملاً تعریف کنیم. منابع اضافی در کتاب شناسی می تواند یافت شوند. به وسیله نگاشت جریان ارزش، نمودارهای اسپاگتی و داشبوردهای سمبولیک، تعداد زیادی از تکنیکها و روشهای اندازه گیری بیشتر بحث خواهد شد.
کلمه آمار می تواند باعث افسردگی یک اپراتور ماشین شود. هنوز علم آمار هر روز مورد استفاده قرار می گیرد میانگین دیگر پسر کوچک شما، میزان سوخت گاز وسیله شما، میانگین زمانی آموزش برای یک اپراتور یا میانگین اضافی کاری هفتگی. اینها نمونههایی از علم آمار هستند که هیچ کس بجز ریاضی دانان نمی توانند آنها را بفهمند. و به طور معمول می بینیم که مردم از استفاده از علم آمار در بخش هایی که پیچیدگی آن نسبت به این مثالهای ساده زیاد نیست جلوگیری می کنند اما هنوز نیاز به آنها خیلی مهم و با ارزش می باشد. هیچ کتابی درباره Siasigna نباید زمان کمی را برای بحث کردن درباره اصول و استفاده از آمار در یک برنامه بهبود مستمر صرف کند. علم آمار توصیفات عدد ساده می باشد. اندازه گیری به ما کمک می کنند تا چیزهای نامرئی را مجسم کنیم.
علم آمار راهی است که اعتمادمان را نسبت به یک مشاهده که از جهت دیگر فقط یک ایده است افزایش می دهد. آنها به ما کمک می کنند تا عملکرد یک تیم ورزشی را در مقابل تیم دیگر بسنجیم یا درباره خریدن یک ماشین یا انتخاب جایی برای زندگی، تصمیم بگیریم. دو نوع آمار اصلی وجود دارد: توصیفی و استنباطی.
آمار توصیفی مقادیر اطلاعات زیاد را خلاصه می کند. برای مثال: در یک گروه از 42341 نفر افراد تماشا کننده به مسابقه فوتبال، 31656 نفر مجوز معتبر دارند.
بنابراین 75 درصد از کل افراد در یک مسابقه راننده های با مجوزی بودند. برای رسیدن به این درجه از دقت و لیاقت باید اطلاعات مورد نیاز برای هر شخص جمعآوری شود.
آمار استنباطی از یک سری اطلاعات برای بدست آوردن نظر و ایده استفاده می کند برای مثال: اگر از 250 نفر افرادی که در یک مسابقه مصاحبه شدند و 180 نفر رانندههای با مجوزی بودند ما می توانیم تشخیص دهیم یا استنباط کنیم که 72% از کل شرکت کنندگان راننده های با مجوزی بودند. این آمار استنباطی است که توجه کمتری نسبت به مصاحبه 100% از شرکت کنندگان دارد اما آن مقدار زیادی زمان و کار را صرفه جویی می کند. در این مورد نتایج استنباطی با دقت 96% با نتایج توصیفی مقایسه می شوند. و 4% از راننده های دارای جواز توجیه ناپذیر هستند. وقتی که از روشهای نمونه برداری برای قضاوت کردن استفاده می کنیم یک مقیاسی از دقت بدست می آوریم.
تعداد زیادی از انواع داده ها وجود دارد که برای اثبات و آنالیز کردن داده های آماری شامل داده های غیر واقعی ترتیبی و اختلاف و نسبت استفاده می شود. دادههای غیر واقعی (نامی) در گروههای منطقی طبقه بندی می شوند. برای مثال شما 100 تا از وسایل نقلیه مسافری را که از جلوی منزلتان عبور می کنند را محاسبه کنید ودرصد هر وسیله نقلیه را مشخص کنید (مانند 35 اتوبوس- 25 کامیون و 40 Suvs).
اطلاعات ترتیبی، ارزش اندازه گیری را برای یک نمونه معین می کنند. برای مثال شما ارزش هر وسیله نقلیه را که عبور می کنند ارزیابی کنید (برای مثال کمتر یا بیشتر از 000/10 $ قیمت) اختلاف داده ها باعث مقایسه بین دو نمونه ها می شود برای مثال شما زمان بین ماشینهایی که از جلوی منزلتان عبور می کنند را اندازه بگیرید: نسبت دادهها معین می کند این که چطور زمان یک داده با داده دیگر متفاوت است. برای مثال شما تعداد افرادی که دو ماشین هستند و زمانی که بیش از یک نفر در ماشین وجود دارند را محاسبه کنید.
همچنین بعضی اصطلاحات کلیدی در آمار وجود دارد که برای کمک به فهم ابزارها استفاده می شوند مانند جمعیت- تغییرات- نمونه- کیفی- کمی- میانگین- متوسط- حدود تغییرات (دامنه)- انحراف و تغییرات نمونه.
یک جمعیت مجموعه ای از اعداد می باشد. برای مثال همه ماشینهای قرمز یا همه ماشینهای با شیشه پایین. یک متغیر یک مشخصه فردی در جمعیت است که صرف نظر از بقیه دسته بندی می شود. برای مثال هر ماشین قرمزی که اتومبیل کروکی نیز میباشد.
یک نمونه کوچکترین جزء از یک جمعیت بزرگتر می باشد. برای مثال ممکن است شما به جای تماشای 100 ماشین که از جلوی منزلتان عبور می کنند. یک نمونه 10تایی از آن را بگیرید. داده های کیفی داده هایی می باشد که اندازه گیری آنها مشکل میباشد. برای مثال چه تعداد اتومبیلهایی هستند که شما به تمیزی آن توجه می کنید. کمی یک مشخصه قابل قبول است. برای مثال تمام ماشینهایی که فرمان 15 in یا 38cm دارند.
میانگین، ارزش متوسط یک جمعیت یا یک سری اطلاعات می باشد. برای مثال میانگین (محول) مقادیر 5و4و5و4و6 عدد 8/4 می باشد. مقادیر فوق را با هم جمع کرده و بر تعدادشان تقسیم کنید بنابراین 9=5÷24 می شود. متوسط عدد میانی یک سری از مقادیر می باشد. برای مثال مقادیر را در یک ردیف از کوچکترین تا بزرگترین مرتب کنید 6و5و5و4و4 و عدد مرکزی را بیابید که 5 می باشد.
یافتن عدد مرکزی در اینجا آسان بوده و یک عدد فرد از مقادیر می باشد. اما اگر شما یک اعداد تصادفی از مقادیر داشته باشید ممکن است دو عدد میانی به عنوان متوسط پیدا شود. حدود تغییرات (دانه) اختلاف بین کوچکتر و بزرگترین مقدار میباشد. برای مثال تفریق کمترین عدد از بزرگترین عدد در اعداد فوق 2=(4-6)، (6و5و5و4و4) بنابراین حدود تغییرات در اینجا 2 می باشد. حد و تغییرات ساده ترین محاسبه از تغییرات در اندازه گیری یا سنجش یک فرایند می باشد. بخاطر اینکه تمام 6 سیگما روی کاهش تغییرات ناخواسته پایه گذاری شده است حدود تغییرات خیلی مهم می باشد.
واریانس نمونه مجموع محدود فاصله از میانگین تقسیم بر تمام اعداد نقاط داده منهای یک است. (محاسبه S در فصل 2 و جدول 1-5 نشان داده شده است). اندازه پیچ در محدوده یک سیگما خیلی شبیه به پیدا کردن واریانس نمونه در یک سری از اعداد می باشد. برای مثال جدول (1-5)
|
مقدار مجذور تغییرات میانگین |
تغییرات میانگین |
میانگین |
X داده ورودی |
|
64/0 |
8/0- |
8/4 |
4 |
|
64/0 |
8/0- |
8/4 |
4 |
|
04/0 |
2/0 |
8/4 |
5 |
|
04/0 |
2/0 |
8/4 |
5 |
|
44/1 |
2/1 |
8/4 |
6 |
|
10/0 |
واریانس نمونه |
||
8/2=2(8/4-6)+2(8/4-5)+2(68-5)+2(8/4-4)+2(8/4-4)
1/0=4÷8/2 همچنین و 4=1-(تمام نقاط داده)5
انحراف استاندارد نمونه مجذور ریشه مثبت از واریانس نمونه می باشد. برای مثال واریانس نمونه مقدار 7/0 محاسبه شد مجذور ریشه و از این عدد انحراف استاندارد می باشد (S) بنابراین:
این بخش درباره محاسبه حدود کنترل بحث نخواهد کرد. (انواع مختلفی حدود کنترل وجود دارد). در عوض آن روی روابط بین یک هدف و بیان کنترل به وسیله حدود 6 سیگما که بالای هدف قرار می گیرد متمرکز می شود. وقتی چیزی داخل نمودار کنترل قرار می گیرد حدود سیگما مفید می باشد. مانند حدود کنترل روی یک نمودار قدیمی. حدود کنترل، مقادیر محاسبه شده ای متفاوت از حدود سیگما هستند اما نتایج مقادیر می تواند خیلی نزدیک به حدود 38 شود. مثال رنگ کردن خطوط پیچیده در بزرگراه. حدود کنترل نشان می دهد که اندازه گیریهای بخشی در داخل ارزش انتظاری می باشند. اگر اندازه گیری بخشی ترویج به حرکت تدریجی در جهت پایان انجام دهند. حدود کنترل بال (UCL) یا حدود کنترل پایین (LCL) سپس یک روند دولتی می تواند بدست بیاید.
این طور نیست تا بگوئیم شما باید تمام وقتتان را برای تحدیل فرایند سپری کنید. اما دیدن روشهایی که روی می دهد می تواند از یک سقوط جلوگیری کند. اعم از اینکه رانندگی با یک ماشین یا طی کردن یک فرایند.
روشها به وسیله بخشهایی که بدون انقطاع به طرف پایین حدود کنترل یا حدود سیگما حرکت می کنند مشخص می شود. (اگر اتومبیل شما در معرض پیشامد متوالی به سوی نابودی قرار گیرد شما یا مسافر شما به تقاضای یک راه صحیح روی میآورید). بعضی از تغییرات جزئی در پشت و جلوی نمودار کنترل انتظار می رود و بطور طبیعی نیز بررسی شده است. آن یک حرکت ناگهانی یا پیشامد پیوسته و یکنواخت در جهت محدودیت است که یک زنگ خطر بوده و نیاز به توجه و بهبود دارد.
در خلاصه، یک آمار استنباطی مناسبی وجود دارد. شمار زیادی از افرادی که در مغازه شما کار می کنند احتمالاً از انجام اعمال ریاضی لذت نمی برند. قادر بودن برای به قدرت خود در آوردن اعداد و روشن شدن نتایج برای قابل فهم بودن خلاصه ها، یک مهارت بحرانی در دسترس به 6 سیگما خواهد بود. (اگر شما ریاضیات را در بعضی وقتها یا استفاده از آمار تمرین نکرده باشید نیاز محلی خود را به فروشگاه کتاب چک کنید. کتابها در ریاضیات و آمار میان اولین فرستاده به جعبه های بازیافت میباشد.
با اظهار تفکر، ابزارهای نرم افزاری وجود دارد که می تواند به افزایش سرعت مجموعه فرایند و کاهش بعضی از نیازهای اعضای تیم آموزش کمک کند. اگرچه، بعضی از زمینه های اصلی برای اعضای تیم تا قادر به انتخاب ابزار درست در زمان درست شوند. مورد نیاز می باشد. ولی از جهات دیگر آن جعبه ابزار کاملاً انباشته بدون هیچ آموزش مکانیکی می باشد. آنها باید، زمان و مکان استفاده اساسی هر ابزار و چگونگی کاربرد آن را بدانند. آنها به یک درجه از ریاضیات و آمار برای استفاده از این ابزارهای اساسی را نیاز ندارند. اما نیازمند بعضی از فهم اساسی که نمی توان از آن چشم پوشی کرد، می باشند.
برای اطلاعات بیشتر راجع به کاربرد آمار به سایت www.statasdirectcom رجوع کنید.
با یک مقدمه از آمار شما اکنون آماده هستید تا ببینید که این ریاضیات چطور در کنترل فرایند آماری بکار برده می شوند.
هیستوگرامها یک ارائه یا معرف گرافیکی از تاریخ یک فرایند می باشند. مانند مثال قالبهای سیمان در بحث Sixsigma. هیستوگرام می تواند چگونگی بخشهای تولیدی از یک فرایند را که در پراکندگی نرمال واقع می شوند مشخص کند. مانند هیستوگرام نشان داده شده در جدول (1-5).
تمام پراکندگی ها نرمال نیستند. پراکندگی های غیر نرمال چندین علت دارند. در کاربرد قالب سیمان این می توانست به وسیله داشتن اپراتورها، شیفتها یا ماشینهای بخشهای تولیدی مختلف یا حتی دو وسیله اندازه گیری مختلف، حداکثر نتایج اندازهگیری نشان داده شده مختلف علت محسوب شود. (جدول 2-5).
این به عنوان پراکندگی bi-Modal معرفی می شود. اگر قسمتها، نامنظم در خارج مرتب شوند یا اگر فرایند اجازه دهد بخشها بزرگتر باشد اما نه کوچکتر نسبت به یک استاندارد و هیستوگرام که به نظر می رسد ناقص بود. یا دارای انحراف می باشد در جدول (3-5) می توانست نتیجه بدهد.
چندین نوع و شکل پراکندگی با توضیح که چرا آنها راهی که انجام می دهند را نشان می دهند، وجود دارد. (جدول 3و5 پراکندگی ناقص) نمودار .
نمودارهای کلید ابزارهای آماری برای ثبت تغییرات می باشند. یک نشانه ریاضی برای میانگین و تقریباً هم نام برای یک نمودار دو بخش نشان داده شده به عنوان نمودار می باشد. (به عنوان یک مبحث معنی دار: R برای دامنه یا اختلاف بین کوچکترین و بزرگترین اندازه گیریها تعیین می شود.)
برای مثال اگر پنج تا قالب سیمان وزن شوند و نتایج ها به قرار زیر می باشند: 18و17و18و16و19 و وزن کل برای همه پنج قالب 88(1b) می شود. برای پیدا کردن میانگین، وزن کل یعنی (88 1b) برتعداد قالبها (5) تقسیم نمود. و نتیجه آن میانگین می شود که برابر 17.6 1b است. این میانگین به عنوان یک خط بالای نمودار در جدول (2-5) نشان داده شده است.
آن هدف نمی باشد اما به بیان دقیقتر میانگین در روابط هدف می باشد. دامنه به وسیله تفریق وزن سنگین ترین قالب (19 1b) از سبک ترین قالب (16 1b) بدست میآید که نتیجه آن 3 می شود. در یک نمودار ارزش دامنه نمی تواند کمتر از صفر باشد. طرح ریزی این دو مقدار () اولین قدم در بهبود یک جدول مانند مقدار نشان داده شده در جدول (2-5) می باشد.
ستونهای تحت کنترل به شما اجازه می دهد تا وزنهای بعدی را به طور گرافیکی شرح دهید. ارزش نمودار R و این است که انجام فرایند را در مرزمانی ارائه میدهند و به تشخیص روندها و مشکلات بالقوه قبل از اینکه آنها، ناقص باشند کمک میکنند. برای مثال در جدول (3-5) حتی با دامنه نسبتاً با ثبات میانگین () وزنهای قالب بتونی به کندی روندی نزولی دارد داشتن این می تواند به تیم برای فهمیدن چگونگی علت روند قبل نزول آن کمک نماید.
در دامنه های کوتاه اندازه گیریهای انفرادی ممکن است نموداری باشد. در دامنه تولید طولانی پنج یا اندازه گیریهای زیادی ممکن است در این مثال با هم میانگین شوند.
یکی از کمکهای بعدی در بهبود یک نمودار و با معنا این است که بر مشخصات مشتری و حدود کنترل بالا و پایین در نمودار تاکید نمائیم. جایز است ببینیم رابطه موقعیت آنچه که مشتری می خواهد با آنچه که فرایند تولید می کند. اگر فرایند روند صعودی داشته باشد یک محدوده مشخص یا در طول هدف تعریف می شود. سپس بطور واضح بعضی از اندازه گیریهای کنترل نیازمند تثبیت سریعتر می باشند.
جدول (4-5) نشان می دهد که محدوده های مشخصه مشتری نمودار در جدول (3-5) را تحت پوشش قرار می دهد. این ابزار برای تشخیص و ثبت علتهای معمول (تغییرات نرمال) یا علتهای خاص (تغییرات غیرعادی) که اگر ما حدی نداشته باشند ممکن است موجب بروز مشکلاتی در کیفیت محصول شود.
دوام ماشین آلات قابلیت اعتماد ابزار- تغییرات اپراتور و فاکتورهای دیگر می توانند روندها و تغییرات نامعقول را نشان دهند. بسته های نرم افزاری به آنالیز روندهای موجود که شامل بعضی از پیچیده ترین ابزارهای آماری هستند کمک می کنند. محاسبه محدودیتهای سیگما گام بعدی در اینجا می باشد. نتایج ما در جدول (5-5) نشان داده می شوند.
|
هدف (خط مرکز) |
000/20 |
|
تلرانس بالا |
000/5 |
|
تلرانس پایین |
000/5 |
|
حدود مشخصه بالا (USL) |
000/25 |
|
حدود مشخصه پایین (LSL) |
000/15 |
|
میانگین |
600/17 |
|
حدود سیگما |
140/3 |
|
سه سیگما |
421/3 |
|
بالا |
000/19 |
|
پایین |
000/16 |
|
دامنه |
000/3 |
|
CPK |
160/0 |
|
CP |
462/1 |
برای مثال 25 بلوک سیمان وزن می شوند که نتایج آن مقادیر زیر می با شد.
وزن:18,17,16,18,18,19,21,20,21,22,20,17,18,18,20,20,21,19,19,20,18,22, 19,19,211b
دامنه (حدود تغییرات): 0,1,1,2,0,1,2,1,1,1,2,3,1,0,2,0,1,2,0,1,2,4,3,0,2
جمع کل این مقادیر 481 و بزرگترین دامنه آن 6 است (از 16 تا 22)
برای محاسبه حدود کنترل بالا و پایین اول میانگین حدود تغییرات (دامنه) را پیدا میکنیم.
که در آن:
R: میانگین حدود تغییرات وزن
RS: مجموع دامنه (حدود تغییرات)
RN: شماره دامنه
حال میانگین وزنی را می یابیم.
که در فرمول فوق:
: وزن میانگین
MS: مجموع اندازه گیریها
MN: تعداد اندازه گیریها
فرمول محاسبه حد کنترل پائین (LC) عبارتست از:
E2: ثابتی از پک جدول آماری= 66/2 (برای اداده های انفرادی)
چنانچه داده های وزنی بجای اینکه وزنهای هر کدام از قطعات باشد، میانگین یک گروه فرعی (زیر گروه) باشد باید به یک جدول آماری رجوع کرد تا مقدار مناسب را برای آن بیابیم. این جداول را می توان در کتب آماری یافت.
و حالا،… ادامه محاسبه:
583/15= (375/1*66/2) – 24/19= LCL
(UCL)
فرمول محاسبه حد بالای کنترل عبارت از::
در اینجا محاسبه کننده حدود سیگما یک مقدار حدود سیگنا 14/1 یا یک مقدار سه سیگما 421/3 را نشان می دهد. وقتی که این مقادیر دو نمودار قرار می گیرند و جدول (6-5) را تحت پوشش قرار می دهند.
می توان مشاهده کرد هنگامی که تغییرات نسبتاً کوچکی درون سه سیگما قرار گرفته و بخشهایی هستند که از حدود قابل قبول که توسط مشتری تثبیت می شود خارج می شوند. این نشان می دهد که فرایند از توانایی بیشتری برخوردار نیست و نمی توان از آن استفاده کرد.
برای رضایت مشتری فرایند باید تحت کنترل باشد. در غیر این صورت قطعات معیوب برای تعمیر یا انبار به بیرون فرستاده می شوند. متمرکز شدن فقط بر عملکرد 6 سیگما برای یک سازمان قابل قبول نمی باشند. توانایی محاسبه حدود سیگمای یک فرایند این است که چطور به هدف (حدود قابل قبول) فرایندی که اجرا می شود نزدیک شویم. با یک تمرین کوچک شما می توانید نحوه تجسم و تصویر این محدودهها و ترمیم هیستوگرام را شروع کنید.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 10 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 19 |
بررسی طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و گزارشگری مالی وابسته به بخشها
( departmental financial accounting & reporting)
اصول و رویههای تلفیق دربخش دولتی انگلستان
(دیوید هیلد و جورج جورجیو)
اهم نکات مقاله :
اصلاح حسابداری بخش دولتی در کشورهای صنعتی به یکی از اجزاء قابل تشخیص در مجموعه اصلاحات « بازار-محور» نوظهور در مدیریت بخش عمومی تبدیل شده است.جنبة کلیدی این اصلاحات،تبدیل مبنای حسابداری از مبنای سنتی نقدی به مبنای تعهدی میباشد.مبنای تعهدی در حسابداری بخش خصوصی این کشورها نیز بنا به مجوز اصول پذیرفته شدة حسابداری ازگذشته تا بحال بکار گرفته شده است.
در این مقاله با توجه به طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و بودجهبندی بر مبنای منابع( Resoure Accounting and Budgeting) ،به موضوعاتی دررابطه با تلفیق اشاره میشود که هم با اهمیت وهم مشکل زا میباشند پس از مرور تجربه بخش خصوصی در رابطه با تلفیق ،این مقاله به بررسی دقیق ساختار دولت مرکزی انگلستان میپردازد و در ادامه، دامنه محدود تلفیق که توسط خزانه داری انگلستان پیشنهاد شده است و به عنوان مبنای ایجاد حسابهای منابع وابسته به بخشها (Departmental Resource Accounts) بکار خواهد رفت،مورد انتقاد قرار میگیرد.
در این مقاله همچنین توجه خواننده به ساختار پیچیدة ارائه خدمات عمومی و بسیاری از کارهای انجامی توسط سازمانهای شبه عمومی ( quasi – public organisations ) جلب خواهد شد.لازم به ذکر است که سازمانهای شبه عمومی هم خارج از محدوده پیشنهادی برای بخشها وهم خارج از محدوده حسابهای ملی کل دولت قرار دارند.و در خاتمه بایدگفت که این مقاله،موضوع مربوط به حسابهای کل دولت را مورد بررسی قرار نمیدهد.
1) پیشگفتار
در سالهای اخیر تغییرات با اهمیتی در رابطه با حسابداری دولتی در کشورهای مختلف بوقوع پیوسته است.در انگلستان ،این تغییرات در قالب مجموعهای با عنوان حسابداری وبودجهبندی بر مبنای منابع ( RAB) گنجانده میشوند.مقاله ایکه پیشرو دارید،گستره واشکال مختلف تلفیق با حسابداری وگزارشگری مالی دولت بر مبنای تعهدی را مورد توجه قرارداده است.
در این مقاله در عین حال که به پیشرفتهای کشورهای دیگر به گونه مناسب توجه میشود، اهمیت موضع باعث میشود جهت پربارتر کردن آن ویژگیهای خاص انگلستان مورد بحث و بررسی ویژه قرار گیرد.
در این رابطه ضروریست که برخی واژگان خاص انگلستان تعریف شدند.یکی از این اصطلاحات،حسابداری بر مبنای منابع (Resource Accounting) ( RA) است که به تنظیم الزامات حسابداری و گزارشگری دولت مرکزی با الزامات حسابداری و گزارشگری دولت مرکزی با الزامات حسابداری و گزارشگری شرکتهای مشمول قانون (1985- 1989 ) اشاره دارد، شرکتهای اخیرالذکر از مجموعه اصول ورویه هایی پیروی میکنند که طبق عرف معمول،رویههای پذیرفته شدة حسابداری انگلستان نامیده میشوند.( UK GAAP) .عنصر با اهمیتی که در این رابطه وجود دارد عبارتست از تغییر مبنای نقدی به تعهدی .هرچند در مدارک مربوط به خط مشی خزانهداری به صراحت عنوان شده است که حسب تفاوتهای موجود بین بخش خصوصی و دولت مرکزی که ناشی از شرایط مختلف آنها است.
احتمال دارد تعدیلاتی در رویههای پذیرفته شده حسابداری انگلستان ضرورت پیدا کند ویا اینکه مستلزم افزودن پیوستهایی به آن باشد اما با این وجود، در راهنمای ارائه شده از سوی خزانهداری تغییر از مبنای نقدی به تعهدی گنجانده شده است.این راهنمای ارائه شده از سوی خزانه داری تغییر از مبنای نقدی به تعهدی گنجانده شده است،این راهنما به تصویب هیئت مشورتی گزارشگری مالی ( FRAB ) که توسط خزانهداری منصوب شدهآند نیز رسید است. این هئیت در آؤریل 1996 از سوی خزانه داری ایجاد گردید تا به عنوان عنصری مستقل در فرآیند نظارت بر حسابداری و گزارشگری دولتی عمل نماید،همانطور که گفته شد هیئت مذکورراهنمای منتشر شده توسط خزانه داری – در جولای 1997 – را مورد تأیید قرار داد و پس از این راهنما بطور رسمی انتشار یافت و در آوریل 1998 نیز اصلاحیهای جهت بهنگام کردن این راهنما به آن افزوده گردید.
بودجه بندی بر مبنای منابع( Rsorce Budgeting) ( RB) دارای دو جزء به شرح زیر است:
نخست ،مدیریت و اجرای فرآیند برنامهریزی مخارج عمومی بر مبنای یک منبع، و دوم رآیگیری سالانه پارلمان بر مبنای یک منبع ( به عبارت دیگر،تصویب مخارج) .در این رابطه لازم به ذکر است که خزانهداری به دفعات تأکید کرده است از آنجایی که وظیفه اجرای هر دو جزء بودجه بندی بر مبنای منابع ( RB ) را بر عهده دارد، بنابراین کنترل نهایی براصول حسابداری دولتی را نیز باید در اختیار داشته باشد.
هدف این مقاله عبارتست از ارزیابی طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و گزارشگری مالی وابسته به بخشها( departmental financial accounting & reporting) ودراین ارزیابی توجه اصلی بر مرزبندی انجام شده در این طرح برای تعیین حدود شخصیت گزارشگر تلفیقی معطوف میباشد « بهعبارت ، تعیین حدود شخصیت تهیه کننده « حسابهای تلفیقی منابع وابسته به بخشها» ( Consulidated Departmental Resource Accomnts- ( DRAs) .باید توجه داشت که در اینجا،موضوع تلفیق کردن تمامی حسابهای منابع وابسته به بخشها ( DRAs) با سایر حسابهای موجود درمجموعة « حسابهای کل دولت »Government Accounts- of- whole) مد نظر نیست. با این حال یک پیوند بین این موضوعات وجود دارد. چرا که خزانه دای صراحتاَ ارتباطی بین حسابداری بر مبنای منابع ( RA) و الزمامت اطلاعاتی موضوعات کلان مالی ( macro- fiscal) برقرار ساخته است.لازم به یادآوری است که الزامات اخیرالذک از استاداردهای بینالمللی آماری در خصوص حسابهای ملی وبویژه سیستم ارزیابی حسابهای ملی – 1995 – استخراج شدهآند.( Eurastat 1996 و luder و Jones )
سایر مطالب این مقاله به شرح زیر است:
بخش 2) مرور طرح پیشنهادی دولت انگلستان درخصوص تلفیق
بخش 3) بررسی موضوعات اساسی در رابطه با مربوط بودن تجربة بخش خصوصی در این زمینه و همچنی بافت ویژه بخش عمومی انگلستان .علاوه بر این،تجربة بینالمللی در این زمینه نیز مورد بحث قرار میگیرد.
بخش 4) نتیجهگیری درخصوص پشرفتهای انگلستان در این رابطه که نیاز است در بافتی گسترده تر از اطلاحات مدیریت مالی در دولت مرکزی استقرار یابد.
در اینجا لازم بذکر است که این مقاله به موضوعات با اهمیتی همچون خاستگاه این اصلاحات وارتباط آن با مدیریت نوظهور بخش عمومی (New punblic Management) ( NPM) نمیپردازند.
ولی با اینحال باید یادآور شد که معمار این اصلاحات در انگلستان ( 1996 و 1995وL ikierman) بارها و بارها به تشریح و توصیف حسابداری و بودجه بندی تعهدی به عنوان بازتاب کننده یک گرایش بینالمللی و همچنین جزء کلیدی دستور کار مدیریت نوظهور بخش عمومی پرداخته است.
2) طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای تلفیق دربخش عمومی
طرح حسابداری و بودجهبندی برمبنای منابع (RAB) در نوامبر 1933 توسط وزیر دارایی به آن درجولای 1994 توسط خزانهداری و درقالب یک پیشنویس (Green paper) جهت رایزنی عمومی منتشر شد. دراینجا به منظور تشریح فصل این موضوع با ارائه 3 نموداریکه در ادامه ارائه خواهد شد، توجهتان به موضوعات کلیدی مربوط به محدوده تلفیق هریک از حسابهای منانقع وابسته به بخشها (DRA) جلب خواهد شد.
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 171 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 11 |
انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران با همکاری شرکت گسترش الکترونیک مبین ایران به منظور بهرهگیری از توان و ظرفیت بالقوه دانشگاهها و تشویق دانشجویان به انجام تحقیقات و پروژههای کاربردی مورد نیاز حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، از پایاننامههای دانشجویان دکتری و کارشناسیارشد گرایشهای مختلف رشتههای مهندسی کامپیوتر، مهندسی فناوری اطلاعات، مهندسی صنایع و مدیریت فناوری اطلاعات حمایت بعمل میآورد.
هدف از این طرح، شناسایی و معرفی اساتید و دانشجویان مستعد و علاقهمند در زمینههای مرتبط و استفاده از نظرات وتخصص آنها، توسعه همکاریهای علمی و پژوهشی، هدایت و بهرهبرداری از پایاننامههای تحصیلات تکمیلی در راستای حل مسائل حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور توسعه کسب و کارهای نوین و استفاده از پتانسیلهای موجود در دانشگاهها میباشد.
| دسته بندی | آمار |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 133 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 48 |
توزیع پوآسون و نرمال
توزیع پواسن
متغیرهای تصادفی دو جمله ای و فراهندسی ،موفقیت ها را در یک نمونه گیری تعیین می کند. ممکن است در پدیده هایی با روندی از موفقیت ها رو به رو شویم و آگاهی از تعداد موفقیت ها مورد نظر باشد. به مثالهای زیر توجه کنید.
در یک بازی بستکبال گلهایی را که تیم مورد علاقه به ثمر می رساند، روندی از موفقیت ها به دست می دهد.
تعداد دفعه هایی که قلاب ماهیگیری مورد حمله های ماهیان قرار می گیرد،روندی از موفقیت ها است.
تعداد تصادف ها در جاده ای مورد نظر، روندی از موفقیتها است.
ترسم خطوط اضافی در پارچه بوسیله یک ماشین پارچه بافی، روندی از موفقیت ها را به دست می دهد.
تعداد حبابهای موجود در شیشه های تولیدی یک کارخانه ساخت شیشه، روندی از موفقیت ها است.
مطالعه آماری تعداد موفقیت ها در بخشی از روند مورد نظر، اهمیت دارد. تعداد گلهایی که تیم مورد علاقه ما در نیمه اول به ثمر می رساند،تعداد دفعه هایی که به قلاب ماهیگیری در یک ساعت حمله می شود، تعداد تصادف های در طول تابستان،تعداد خطوط اضافی که در یک متر مربع ترسیم شده است و سرانجام، تعداد حبابهای موجود در 5 متر مربع شیشه تعداد موفقیت ها در بخشی از روند مربوطه است. نمونه گیری در اینجا به معنی گزینش آن بخش مورد نظر و شمارش تعداد موفقیت ها است. در مثال تعداد حبابها، هر قطعه شیشه 5 متر مربعی از تولید کارخانه یک نمونه به شمار می آید. در صورتی که X را تعداد موفقیت ها تعریف کنیم، مجموعه مقادیر X
X={و2و1و 0 …}
پیشامد (X=i) بیانگر قطعاتی است که در هر یک از آنها تعداد i حباب است، P(X=i) درصد این قطعات را تعیین می کند. تعیین P(X=i) با روش نمونه گیری در عمل ناممکن است. از این رو چگونه می توان P(X=i) را تعیین کرد؟ (در قسمت 5 به این پرسش پاسخ خواهیم داد) به هر حال تابع چگالی زیر P(X=I) را ارائه می دهد.
متغیر تصادفی پوآسن
یک متغیر تصادفی X با مجموعه مقادیر} …و2و1و0 X={ و تابع چگالی
(1-3)
را متغیر تصادفی پواسن با پارامتر می نامند و در این صورت نمایش بکار برده می شود. در فرمول (1-3) ، e عدد نپر است و میانگین تعداد موفقیت ها است، . اگر توزیع پواسن بر روندی از موفقیت ها دلالت کند، آنگاه تعداد موفقیت ها در هر بخش از روند از توزیع پواسن پیروی می کند که پارامتر آن،، مساوی میانگین تعداد موفقیت ها در آن بخش است.
توزیع نرمال
متغیر تصادفی نرمال
یک متغیر تصادفی X ،متغیر تصادفی نرمال است، اگر مجموعه مقادیر آن و تابع چگالی آن
مقادیر و ثابت است و به ترتیب امید ریاضی و واریانس X است، و در این صورت نمایش را برای X بکار می بریم.
هر متغیر تصادفی نرمال X با میانگین و واریانس خواص زیر را دارد.
1-
2- اگر به سرعت یک تابع نمایی.
خاصیت اول بیان می کند که پراکندگی در فاصله های یکسان است.
خاصیت دوم بیان می کند با دوری از میانگین درصد مشاهده ها نسبتاً سریع کاهش می یابد.
متغیر تصادفی نرمال، نخستین بار به وسیله کارل کاوس بیان شد. این متغیر تصادفی مدل احتمال خوبی برای بسیاری از پدیده های طبیعی است، به این دلیل، آن را نرمال (طبیعی) نامیده اند. به مثالهای زیر توجه کنید.
عموماً نمره های دانش آموزان یک کلاس، نزدیک به میانگین تجمع بیشتر دارد و هر چه از دو سو از میانگین فاصله گرفته شود، تجمع نمره ها کاهش می یابد (نسبتاً سریع).
میزان قد افراد جامعهی مورد نظر نیز پدیده ای طبیعی است. تجمع، نزدیک به میانگین به گونه ای نسبتاً متقارن، زیاد است. با دوری از میانگین از دو سوی، پراکندگی بسرعت (تقریباً به طور متقارن) کاهش می یابد.
درجه حرارت هوا را در نیمه شب بهمن ماه در منطقه ای در نظر بگیرید. دوباره انتظار می رود که تجمع نزدیک به میانگین زیاد باشد و با دور شدن از میانگین مقدار آن سریع کاهش یابد.
دقت کنید که هر متغیر تصادفی نرمال با آگاهی از دو مقدار کاملاً مشخص می شود. مقدار را انحراف معیار (انحراف استاندارد) گویند.
- متغیر نرمال استاندارد
چنانچه دیده شد هر توزیع نرمال به وسیله دو مقدار مشخص می شود. یعنی اگر جمعیتی آماری از توزیع نرمال پیروی کند با محاسبه تمام یافته های آماری را می توان برای آن جمعیت به دست آورد. اکنون اگر در یک توزیع نرمال، باشد، توزیع نرمال استاندارد بوده و متغیر تصادفی نرمال مربوط به آن، متغیر تصادفی نرمال استاندارد است و آن را با Z نشان می دهیم متغیر تصادفی Z در کاربرد اهمیت ویژه ای دارد و بدین دلیل جدول مربوط به مقادیر عددی تابع توزیع آن در بخش جدولها داده شده است بحث زیر اهمیت Z را روشن تر می کند.
توزیع پوآسون
در مواردی که در توزیع دو جمله ای n بزرگ باشد محاسبة احتمالات کاری پیچیده و مشکل می گردد. از طرفی توزیع دو جمله ای در مواردی صدق می کند که d=p-q کوچک باشد، و یا به عبارت دیگر q و p نزدیک به باشند. در مواردی که شرایط فوق صدق نکنند. (n بزرگ و احتمال ها نزدیک بهم نباشند) از توزیع های دیگری بجای توزیع دو جمله ای استفاده می گردد.
به طور کلی اگر احتمال وقوع پیشامدی (q) کوچک باشد و باشد آن پیشامد را نادر گویند. و منحنی توزیع دو جمله ای از حالت تقارن خارج بوده و مورب می گردد. چون در عمل با چنین وقایع نادری روبرو هستیم، داشتن یک توزیع تقریبی برای چنین مواردی ضروری است. چنین توزیعی بنام توزیع پواسون معروف است.
در توزیع دو جمله ای اگر تعداد دفعات آزمایش (n) بتدریج که p کوچک و کوچکتر می گردد، بزرگ و بزرگتر شود، مقدار (لاندا) ثابت می ماند. به عبارت دیگر توزیع دو جمله ای باینومییال وقتی n به سمت بی نهایت و p به سمت صفر میل کند و np ثابت بماند، به توزیع پویسون تبدیل می گردد. بنابراین احتمال وقوع X پیشامد در n آزمایش به صورت زیر محاسبه می گردد.
پایه لگاریتم طبیعی = 718828/2 e=
در این فرمول بجای np از حرف یونانی استفاده شده است. بنابراین توزیع پویسون یک حد از توزیع باینومییال است. در این مورد نیز ثابت می شود که میانگین و واریانس توزیع پویسون برابر با است.
مقدار به مفهوم زیر است:
یا به طور کلی بوسیله ماشین حساب حاصل می شود.
توزیع پویسون تنها به عنوان تقریب توزیع دو جمله ای بکار نمی رود،بلکه به عنوان یک الگو برای بررسی وقایعی که به طور تصادفی و به طور نادر در زمان و مکان توزیع می شوند نیز مورد استفاده واقع می شود. برای مثال می توان تعداد پنچری طایر در یک هفته، تعداد اصابت گلوله در یک هدف گیری، و تعداد موارد گزارش شده از یک بیماری کمیاب و غیره را نام برد. از توزیع پویسون در بازرسی و کنترل کیفیت کالاها، وقتی تعداد کالاهای معیوب نسبت به تولید کل کم باشد، به منظور محاسبة احتمال ها استفاده می شود. از جمله وقایع دیگری که توزیع پویسون برای آنها صادق است، می توان به مشاهده غلط چاپی در یک کتاب، افراد چپ دست یا معلول ذهنی در جامعه، تعداد خودکشی، یافتن بذر علف هرز در یک محموله و یا پیدا کردن باکتری در آب استخر اشاره نمود. برای توزیع پویسون نیز احتمال تجمعی مقادیر مختلف X بر حسب n و محاسبه گردیده و در جداولی در برخی از کتاب های آمار آورده شده است.
توزیع نرمال
توزیع نرمال مهمترین الگوی آماری است و اکثر تئوری ها، محاسبات و استدلالهای آماری بر مبنای آن نهاده شده اند. اهمیت دیگر توزیع نرمال در این است که توزیع فراوانی پدیده های طبیعی، که با رعایت اصول صحیح آماری مورد تحقیق قرار می گیرند، غالباً به صورت نرمال است. از طرفی چون هر متغیری به هر شکلی که مورد مطالعه قرار گیرد دارای توزیع فراوانی مخصوص بخود می باشد،می توان با استفاده از اصول آمار و ریاضی، آن متغیرها یا توزیع آنها را به نرمال تبدیل نمود و از اصول آماری خاص منحنی نرمال برای تجزیه و تحلیل آنها استفاده نمود. به عنوان مثال چنانچه Xi دارای توزیع پویسون باشد، متغیر دارای توزیع نرمال خواهد بود. همچنین چنانچه حالتهای یک متغیر بر حسب درصد باشد، دارای توزیع نرمال نیست،ولی الگاریتم این اعداد یا سینوس معکوس (Arc sin) آنها دارای توزیع نرمال است. این موضوع مبحث نسبتاً مفصلی تحت عنوان تبدیل داده ها است،که خارج از موضوع این کتاب می باشد.
اگر n (تعداد آزمایش) در یک توزیع دو جمله ای زیاد باشد، محاسبه فراوانی ها و احتمال ها با استفاده از توزیع باینومییال مشکل می گردد. در چنین مواردی با استفاده از اصول ریاضیات نشان داده می شود که با بزرگ و بزرگتر شدن n توزیع دو جمله ای باینومییال بیشتر و بیشتر به صورت توزیع پیوسته ای با معادله زیر در می آید که به آن توزیع نرمال می گویند. بنابراین توزیع نرمال “حد” توزیع دو جمله ای است. توجه داشته باشید که با بزرگ شدن n (تعداد حالات ممکن برای وقوع یک رویداد) متغیر حاصل از حالت ناپیوسته به پیوسته تغییر می کند. به عبارت دیگر توزیع دارای منحنی می گردد.
چنانچه ملاحظه می شود در فرمول فوق p و q (احتمال وقوع یا عدم وقوع پیشامدها) مشاهده نمی گردند،بلکه پارامترهای و که در تخمین آنها به نحوی از احتمال های فوق استفاده می گردد، وجود دارند. چنانچه در این فرمول،فراوانی نسبی (احتمال) متغیر X یعنی قرار داده شود، معادل احتمال نرمال به شرح زیر بدست می آید:
برای آشنایی با رابطةتوزیع نرمال و توزیع دو جمله ای فرض نمائید که 300 گیاه گندم به طور تصادفی از مزرعه ای انتخاب و طول آنها اندازه گیری شده و نمودار ستونی آنها برحسب فراوانی های نسبی ترسیم شده است. چون مساحت هر یک از مستطیل ها برابر است با فراوانی نسبی طبقه ای از مقادیر اندازه گیری شده، مساحت کل مستطیل ها برابر با یک می باشد. از طرفی چنانچه به جای 300 گیاه طول تعداد زیادتری (فرضاً 3000) گیاه و با دقت و تقریب زیادتری اندازه گیری شود، تعداد طبقه ها زیادتر می گردند ولی باز هم مساحت کل مستطیل ها برابر با یک خواهد بود. اگر تعداد گیاهان را همین ترتیب اضافه نمائیم. هیستوگرام فراوانی های نسبی و نمودار چند ضعلی آن تبدیل به یک منحنی می گردد که به آن منحنی نرمال گفته می شود. با اضافه شدن اندازه نمونة تحت مطالعه، میانگین و انحراف معیار آن نیز به سمت مقادیر ثابت و میل می کنند و نمودار چند ضعلی نیز به طرف یک منحنی پیوسته ضعلی) سوق داده می شود. چون مجموع مساحت های مستطیل ها در هیستوگرام فراوانی نسبی یک است، مساحت زیر منحنی بین دو حد و نیز برابر با یک می باشد.
بنابراین سطح زیر منحنی بین دو مقدار معین X برابر با احتمال وقوع X در آن دامنه می باشد.
سطح زیر منحنی
به عنوان مثال چنانچه توزیع طول بوته های گندم دارای میانگین 100 سانتیمتر و انحراف معیار 10 سانتی متر باشد، می توان احتمال انتخاب بوته ای که طول آن بین 90 تا 110 سانتی متر است را از مقدار n قرار داده شود و یا احتمال مزبور در n ضرب گردد، تعداد بوته ای که طول آنها بین 90 تا 110 سانتی متر است بدست می آید.
موارد استفاده توزیع نرمال
در آمار منحنی نرمال به عنوان معیاری برای مقایسه مشخصات مختلف سایر توزیع های فراوانی تجربی با آن مورد استفاده قرار می گیرد. چون توزیع نرمال احتمال پیشامدهایی را نشان می دهد که به طور تصادفی اتفاق می افتند، اگر توزیع مشاهدات حاصل از یک آزمایش با آن مطابقت داشته باشد، می توان پذیرفت که در وقوع آنها نیز قوانین تصادف حاکم بوده اند. این نوعی استنباط علمی است،زیر مفهوم مخالفت آن این است که در وقوع مشاهدات مزبور عوامل دیگری دخالت داشته اند. مثلاً اگر عملکرد واریته ای از گندم را از طریق کاشت آن در تعدادی قطعه زمین (کرت) اندازه گیری کنیم، در همة قطعات مقدار آن یکسان نخواهد بود، زیرا علیرغم دقت زیاد، عوامل مزاحم و ناشناخته ای موجب تفاوت محصول کرت های مختلف خواهند شد. این مشاهدات یک توزیع فراوانی تشکیل خواهند داد. حال اگر تنها عوامل تصادفی در ایجاد این تفاوت ها مؤثر بوده باشند، توزیع فراوانی مقادیر به شکل منحنی نرمال است و یا به آن نزدیک است. دلیل این امر این است که احتمال وقوع عواملی که موجب تفاوت های بزرگ می گردند کمتر از احتمال پیشامد عواملی است که تفاوت های جزئی و ناچیز را بوجود می آورند. از طرفی چنانچه عواملی جز پیشامدهای تصادفی، مثلاً نقص ترازو، حاصلخیزی متفاوت خاک قطعات زمین، اشتباه در ثبت مشاهدات، حمله آفات، مقادیر مختلف آب آبیاری و غیره وجود داشته باشند، تأثیر آنها در جهت معینی بروز خواهد کرد و منحنی دارای کشیدگی خواهد شد. لذا چنانچه توضسح فراوانی مشاهدات با توزیع احتمالات نرمال تطبیق کند، میتوان به نتیجه آزمایش اطمینان بیشتری داشت. در این حالت احتمال وقوع انحرافات مثبت و منفی مساوی است و میانگین مشاهدات مساوی عملکرد واقعی آن واریته خواهد بود.
همچنین اگر نوزیع فراوانی یک پدیده نرمال ( مانند اندازههای رشد و نمو و غیره ) را در یک گروه مطالعه نمائیم، نمودار آن به صورتی متقارن، شبیه منحنی نرمال خواهد بود، زیرا بدیهی است که در یک جامعه مقادیر متوسط این متغیر ( مثلاً طول قد انسان ) دارای حداکثر فراوانی هستند و فراوانی مقادیر دیگر ( افراد خیلی قد بلند و خیلی قد کوتاه ) به تناسب فاصله یا انحراف آنها نسبت به مقادیر متوسط، کاهش مییابد.
نحوة استفاده از توزیع نرمال در تحقیق عملی و چگونگی کاربرد آن در مباحث آمار و نمونهبرداری و اندازهگیری، به عنوان معیاری برای ارزشیابی و تفسیر نتایج تجربی تا حدودی روشن شده و در فصلهای بعدی نیز به تفصیل مورد بحث قرار میگیرد. بنابراین مقایسه و تطبیق نمودارهای تجربی با توزیع نرمال یکی از قدمهای اولیه در تحیق علمی است. این روش در فصل 11 ( توزیع کای اسکور)[1] شرح داده میشود. یکی از سادهترین روشها این است که مساحت قطعات مختلف سطح زیر منحنی تجربی با مقادیر مشابه در منحنی نرمال مقایسه گردد. برای روشن شدن مطلب توضیح بیشتری داده می شود و مثالی نیز ذکر می گردد و سپس در این رابطه به بحث پیرامون سطوح متعارف منحنی نرمال پرداخته می شود.
همانگونه که گفته شد منحنی نرمال استاندارد و جدول مربوط به آن (Z) مورد خاصی از منحنی نرمال است که در آن و می باشد. از طرفی ارقام و داده های آزمایشی زیادی یافت می گردند که دارای توزیع نرمال می باشند. برای این گونه داده ها و توزیع ها نیز می توان در هر مورد و با استفاده از فرمول منحنی نرمال جداولی تهیه نمود و سطح زیر منحنی یا احتمال وقوع پیشامدها را با استفاده از آنها مشخص ساخت. ولی در این صورت با بی نهایت جدول روبرو خواهیم بود. برای حل مسائلی نظیر آنچه در مورد منحنی نرمال استاندارد شرح داده شد، ولی در مورد توزیع تجربی (نرمال غیراستاندارد) بهترین روش این است که ابتدا داده های این توزیع را به توزیع نرمال استاندارد تبدیل نمائیم و سپس با استفاده از جدول Z احتمال وقوع وقایع را محاسبه نمائیم.