| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 36 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 41 |
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
عرفان در افق اندیشه استاد شهید مرتضی مطهری(ره)
چکیده
در این مقاله بر آن شدهایم تا «عرفان» را از دیدگاه استاد شهید مطهری بررسی کرده، به تبیین نگرشها وگرایشهای عرفانی او بپردازیم؛ چه اینکه استاد، عرفان را از نوع شناخت شهودی و مبتنی بر سیر و سلوک عملی دانسته تا انسانِ عارفِ سالک، از مرحله «فهمیدن» به منزل «رسیدن و دیدن» تکامل یافته، به مقام توحید درمراتب گوناگون نائل شود که عرفان را با توحید ناب و انسان کامل نسبتی تام و تمام خواهد بود و در این جهت برخیازاصول عرفانی از وحدت شخصی وجود، سلوک و شهود، ریاضت و عشق و محبّت بررسی شده و استاد، مقوله«وحدت وجود» را در مقام تصوّر و تصدیق از نوع سهل و ممتنع دانسته، معتقد است: بسیار اندکند کسانی که بهحقیقت معنا و ماهیت آن میپردازند.
به اعتقاد استاد، عرفان با تصوّف فرق دارد و اوّلی را مقولهای فرهنگی و دومی را اجتماعی میداند و بهشدّت برنظریه اصالت، استقلال و غنای عرفان اسلامی و زایش و رشد و بالندگی عرفان اسلامی از دامن فرهنگ و آموزههای قرآنی ـ روایی تأکید دارد و نظریه بیگانه بودن عرفان با آموزههای اسلامی یا التقاطی و تلفیقی بودن عرفان اسلامی با عرفانهای هندویی، مسیحی و... را نقد کرده، نمیپذیرد؛ اگر چه تأثیر و تأثّر فرهنگهای اخلاقی ـ عرفانی را با عرفان اسلامی قبول دارد.
و نیز در این مقاله بر آن شدیم تا به تجلیّات و نماد و نمونهای از گرایشهای عرفانی استاد شهید مطهری و تحوّلتکاملی اندیشه، انگیزه و عمل وی از حکمت به عرفان بهویژه در اواخر عمر گرانبهایش اشاراتی داشته باشیم.
واژگان کلیدی: عرفان، وحدت وجود، ریاضت، عشق و محبّت، اخلاق، حکمت و فلسفه و....
مقدّمه
تفسیری که از شاکله و شخصیت استاد شهید مطهری در اذهان خاص و عام وجود دارد، این است که او راشخصیت فلسفی و حکمی میدانند و همین بُعد وجودی استاد، ظهور بیشتری دارد و اکثر نوشتهها و گفتههای آن متفکّر بزرگ نیز از خردورزی و عقلگرایی او در تبیین اندیشه و بینش و حتّی گرایشهای دینی حکایت میکند که حکمت اندیشی و فلسفهورزی او بر هیچ اهل معرفتی پوشیده نیست؛ امّا به این معنا نیست که در عرصهها و ساحتهای دیگر از مطالعات، اظهارنظر و تضلّع ویژه بهرهمند نبوده است؛ بلکه شخصیت جامعالاطراف شهید مطهری جواز ابراز اندیشه و اظهار رأی صائب و ثاقب وی را در ابعاد گوناگون تفکّر دینی نیز منطقی و معقول مینماید؛ بهویژه اینکه گرایشهای علمی و عملی استاد شهید به مقوله عرفان پژوهی در اواخر عمر شریفش، موارد معیار سنجش، و ارزیابی، استخراج و تبیین دیدگاههای عرفانی او را نیز مطلوب، بلکه ضرور میکند؛ افزون بر اینکه از صاحب نظری و کارشناسی ژرفاندیش، با گستره علمی و مطالعاتی فراوان، نیازشناسی، زمانشناسی و درک و درد دینیکه استاد داشت، انگیزش بیشتری را فراروی ما مینهد تا نگرشها و گرایشهای عرفانی ـ سلوکی وی را بیش از پیش مورد کاوش معرفتی قرار دهیم و این ساحت معرفتی شهید مطهری نیز به اصحاب معرفت و ارباب فضیلت و دانشپژوهان و حقیقت جویان معرّفی شود؛ چه اینکه در آثار و اثمار گونهگون گفتاری و نوشتاری یا بیانی و بَنانی آن متفکّر اسلامشناس، مواضع گوناگونی یافت میشود که زمینهها و بسترهای کافی را در حصول و تبیین این وجه شخصیتی وی در اختیار ما مینهد. بدیهی است ذهن و زبان و قلم استاد به تفکیک قلمرو و گستره هر کدام از فلسفه و عرفان و حکمت عقلی وشهودی بهطور کامل آشنا بود و التزام عملی استاد در رهاوردهای علمیاش در امتیاز مقولههای حکمی ـ عرفانی کاملاً مشهود است؛ امّا چه توان کرد که اشتراکات فراوان در حوزههای نظری هر کدام از معرفت فلسفی و عرفانی و اینکه زبان عرفان «فلسفه» و «فلسفی» است (مطهری، 1362: ص 190)، زمینههای لازم را در نوع نگرشها وگرایشهای استاد بهصورت جامع فراهم ساخت؛ به ویژه آنکه راه برهان و عرفان و معرفت استدلالی و ذوقی را مانعةالاجتماع ندانسته، هر دو را دارای ارزش معرفتی قلمداد میکرد و حتّی معتقد بود که ترجیح یکی بر دیگری، از نظر علمی و معرفتی بیهوده است:
... به نظر ما، سخن از ترجیح آن راه بر این راه بیهوده است. هر یک از این دو راه، مکمّل دیگری است و به هر حال، عارف، منکر ارزش راه استدلال نیست (مطهری, 1360: ص 146 ـ 154).
به همین میزان، دو هدف ما را بر آن داشت تا به تبیین اجمالی نگرشها و گرایشهای عرفانی استاد شهید اهتمام ورزیم: 1. اندیشهها و نگرشهای عرفانی استاد از لابهلای آثارش استخراج و به آگاهان جامعه بهویژه نسل جوان وروشنفکر معرّفی شود و تبیینهای عرفانی و اصول و معیارهای اندیشة آن شهید فرزانه و پاسخگوییهایی که بهبرخی سؤالات و شبهات در حوزه عرفان، ادبیات عرفانی و شخصیتهای عرفانی ـ ادبی داده, مغفول و مهجور نماند و این ساحت پربرکت معرفتی استاد نیز در جامعه علمی حضور و ظهور داشته باشد.
2. روح و روحیه عرفانی و گرایشهای سلوکی و درد سیر و سلوکی استاد شهید در لابهلای معارف فلسفی وعقلانیاش پوشیده نماند و فقط تفسیر تکبعدی و تکساحتی از شخصیت علمی و عملی استاد نداشته باشیم. افزون بر این، گرایشهای عرفانی ـ سلوکی در عرفان عملی که استاد شهید در اواخر عمر شریفش یافته و تحوّلی در شخصیت وی شمرده شده است نیز مطرح میشود تا مورد توجّه جدّی قرار گیرد. از سوی دیگر، اعتقاد خاصّ استاد به عرفان اصیل اسلامی که آنرا دارای اصالت، استقلال و غنایی ویژه میدانست، تبیین، تحکیم و از آن دفاع شود و بهویژه در برابر اندیشههایی که عرفان را غیراصیل، غیرمستقل و حتّی بیگانه و وارداتی میدانند و برخی نیز با کمی تسامح، آن را تلفیقی و التقاطی قلمداد میکنند، لازم مینُماید که نگرشها، بینشها، اعتقادات و حتّی نظریه استاد در اصالت، استقلال و جامعیت عرفان اسلامی بهطور کامل تبیین و آشکار شود.
استاد شهید، «اصالةالفطرهای» است (ر.ک: رودگر، 1380: ص 27) و «فطرت را امالمعارف میداند (مطهری، 1375: ص 250) و در تعبیری روشن و شفّاف و مستدل و مبرهن میفرماید:
از نظر ما، راز تکامل را در «فطرت» انسان باید جستوجو کرد.
عرفانی که شهید مطهری از آن سخن میگوید و در بطن و متن آموزههای قرآنی و حدیثی و سنّت و سیره علمی وعملی معصومانعلیهم السلام ریشه دارد و هماره فطرت انسان به چالش کشیده میشود، تا «لیستادوهم میثاق فطرته» تحقّق یابد، شناخت آن نوع از عرفان رنگ و بوی دیگری دارد که به انسان درد خدا و درد خلق و گرایش به درون و برون را توأمان عنایت میکند؛ بدینسبب، از خودآگاهی عرفانی بهصورت راز سیر و سلوک یا عرفان عملی و نیل به مقامتوحید و کمال سخن به میان میآورد (مطهری، 1378: ج 2، ص 324 ـ 324)؛ پس معرفت به خود، محاسبه خود و مراقبت از خویشتن، سرمایههای اصلی عرفان اسلامی هستند.
چیستی عرفان و اقسام آن از دیدگاه استاد شهید مطهری
عرفان، شناخت حق و اسما و صفات الاهی از طریق تهذیب نفس و تزکیه و طهارت درونی است که در اثر سیر وسلوک حاصل میشود و تفسیر ویژهای از عالم و آدم یا جهان هستی ارائه میکند؛ در پرتو آن، عالم را جلوه حق و مظهراسمای حُسنای الاهی میبیند و «توحید»، واپسین مقصد سیر و سلوک عارف است؛ توحیدی که وجود حقیقی رامنحصر در خدا دانسته، ماسوای الاهی را تجلّیات آن وجود و «نمود» میداند، نه «بود»؛ یعنی اگر در حکمت وفلسفه از «بود و نبود» و در اخلاق از «باید و نباید» بحث میشود، در عرفان از «بود و نمود» بحث میشود و در تفسیر عرفانی هستی، وجهه الاهی و معنوی، وجه اصیل وحقیقی قلمداد میشود؛ پس در عرفان از دو مقوله «خدا» «و انسان کامل» یعنی توحید و موحِّد سخن به میان میآید که «شهود توحید» یا «توحید شهودی» و راهرسیدن به مقام منیع توحید ناب و عرفانی در منازل و مقامات تعریفپذیر و تحقّق بردار است که سالک باید لزوماً درسیر و سلوک به آن دست یازد. به تعبیر استاد شهید مطهری، «توحید عارف یعنی طیّ طریق کردن و رسیدن به مرحلهجز خدا هیچ ندیدن» (همو، 1362: ص 188). عرفان از منظر استاد، به دو بخش عرفان علمی و عرفان عملی تقسیمپذیر است که از دو جنبه میتوان درباره آنها بحث کرد: 1. جنبه فرهنگی ـ عرفان؛ 2.جنبه اجتماعی ـ تصوّف که دو بخش علمی و عملی وابسته به جنبه علمی و فرهنگی عرفان قلمداد شده است؛ اگرچه عرفان علمی اشتراکها و افتراقهایی با اخلاق داشته و عرفان عملی به «سیر و سلوک» در عرفان نامگذاری شده است که سالک برای نیلبه قلّه منیع انسانیت یعنی «توحید»، باید مراحل و منازلی را بپیماید و در فهم و طریقت چنین مراحل و مقاماتی و اینکه چه باید بکند و چه حالاتی برای او حاصل میشود، واردات قلبیاش چه و چگونه است و چه وظایف و مراقبتهایی را باید اعمال کند و سالک بهطور کامل باید از راه و رسم منزلها آگاه باشد، به انسان کامل یا خضر راه، پیر طریق، مراد، طایر قدس، و... نیازمند است؛ یعنی در رسیدن به توحید و مقام توحّد سالک، سیر و سلوک و پیر راه، لازم است تا از خطر گمراهی برهد و به سر منزل مقصود برسد و تلائم و تعامل، تلازم و ترابط ویژهای بین عرفان علمی و عرفان عملی برقرار است که در سیر و سلوک عرفانی متجلّی میشود و استاد شهید، روی این مقولهها بسیار تأکید دارد (همان: ص 187). در اینجا لازم است بر اساس اندیشهها و نگرشهای استاد، اشتراکها و افتراقهایی را که بین عرفان و فلسفه و عرفان و اخلاق وجود دارد، مطرح سازیم.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
عربستان پیش از اسلام
براى بررسى دقیق تاریخى، فرهنگى، اجتماعى و سیاسى عربستان پیش از اسلام لازم است زندگى بدویان و بادهنشینان را در چند مورد مطالعه نمود:
1- منابع: به اشعار عرب قبل از اسلام و تفسیرى که از آنها باقى مانده و ضربالمثلهاى آنان استناد مىشود.
2- تاریخ: زندگى یکجانشینان و صحراگردان که اغلب به غارت و بعضا به تجارت مىپرداختند مطرح مىشود.
3- روابط سیاسى: به ساختار قبایل عرب پیش از اسلام که کمتر به آن توجه شده، مىپردازد.
4- دورنماى اخلاقى: به جهت ویژگى خاص صحرا، برخى خصوصیات از جمله وفادارى، جوانمردى و... مورد ستایش اعراب قرار داشت.
5- مذهب: آیینهایى در میان عرب وجود داشت که هر یک در معبد ویژهاى انجام مىشد، اگر چه این آیینها در زندگى بدویان اهمیت مذهبى اندکى داشتند.
آگاهى ما از عرب بادهنشین در عربستان پیش از اسلام عمدة از دو منبع ناشى مىشود: 1- مقدار معینى از اشعار پیش از اسلام باقى مانده است.
2- تفسیرهایى از این اشعار و ضربالمثلهاى عربى قدیم، توسط پژوهشگران مسلمان از قرن دوم اسلامى به بعد گردآورى شده که مشتمل بر مواردى از سنن متداول [عرب] درباب رویدادهاى ادوار پیش از اسلام است. این موارد نیز توسط پژوهشگران دیگر در آثار ویژهاى جمعآورى شده است. اشعار پیش از اسلام، از نظر سند از سوى پژوهشگران معاصر، بویژه دى. اس. مارگلیوث و طه حسین رد شده است. اما تئورىهاى اینان از سوى اکثریت پژوهشگرانى که وفادارانه به انتشار کل اشعار پیش از اسلام اقدام کردهاند - در عین پذیرش برخى از مجعولات - مورد قبول واقع نشده است; (مقایسه کنید با:اى. جى. آربرى: قصاید هفتگانه، لندن، 1957، ص 228-254). به همین شکل، گزارشهاى تاریخى که زمانى از سوى پژوهشگران غربى بىارزش تلقى مىشد، امروزه از مبانى واقعى برخوردارند و شرایط زندگى جاهلیت را منعکس مىسازند; هرچند که براى یک تاریخ مناسب، کافى نمىباشند. در موارد معین، این موارد سنتى با گزارشهاى قرآنى یا استنتاج از اینها تایید مىشود و هر دوى اینها با کتیبهها و سنگ نوشتههاى زیادى که توسط باستانشناسان در عربستان یافتشده است تکمیل و تایید مىگردد.
صحراگردان از سپیده دم تاریخ، از صحارى عربستان، بر اراضى واقع در محدوده تمدنهاى یکجانشین فشار وارد مىکردند. در برخى از دورهها، فشارها شدیدتر و نفوذ به اراضى مسکونى عمیقتر مىشده است و گفته شده که صحراگردان، همانند موج در مىرسیدهاند. عبرانىها، آرامىها، اعراب و نبطىها از زمانهاى پیش از میلاد به سوریه و عراق وارد شدهاند، و درحالىکه شش قرن پیش از هجرت، فشارهاى بیشترى از ناحیه اعراب و پالمیرىها وجود داشته است.
صحرانوردان که در آغاز براى تاخت و تاز مىآمدند، به تدریج در آنجا مستقر مىشدند (مانند تنوخ در عراق، در حدود سال 225م) . روابطى نزدیک میان بدویان ساکن و آنهایى که هنوز در صحرا بودند، امر تجارت را تسهیل مىکرد. تنها صحراگردان مىتوانستند کاروانهاى تجارى را براى عبور از صحرا هدایت کنند و فقط صحراگردان تنومند مىتوانستند عبور بىخطر چنین کاروانهایى را تضمین کنند. لذا در تاریخ امپراتورى بیزانس و ساسانى، صحراگردان در دو نقش یورشگر و تاجر ظاهر مىشدند.
دو امپراتورى به طرق گوناگون مىکوشیدند تا یورشهاى خصمانه و غارتگرانه صحرانوردان را از خود دفع کنند. مؤثرترین راه این بود که فرمانروایان نیمه بدوى را در مرزهاى امپراتورى به خدمت گیرند تا گروههاى یورشگرى را که از قلب صحارى مىآمدند از محدوده خود برانند. این نقش در عراق، توسط ملوک لخمى حیره از حدود سال 300م تا پایان عمر این سلسله، در سال 602م، ایفا مىشد. در مرز بیزانس نیز، همین نقش را غسانیان ایفا مىکردند، اما اینان بعدها داراى اهمیتشدند (در سال 529م بود که یوستینین به شاهان غسانى عناوین شخصى اعطا کرد) و ظاهرا تنها یک اردوگاه براى پایتخت داشتند و در مقایسه با حیره فاقد شهر بودند. این سیستم دفاعى، اندکى قبل از حملات مسلمین تغییر یافت. یک ایرانى مقیم حیره، رهبر اعراب را، که ریاستبر لخمىها را به عهده داشت، کنترل مىکرد، درحالىکه بیزانس به غسانىها کمک مىکرد تا هجوم ایران را قطع کنند و اوضاع را به حال اول برگردانند.
با اینکه روشن است که صحرانوردان عربستان به طور گستردهاى درگیر تجارت بودهاند، اما جزئیات آن هنوز به طور دقیق بررسى نشده است. صحرانوردان نه تنها با امپراتورىهاى ایران و بیزانس، بلکه با پادشاهى حمیرى در عربستان جنوبى (تا زمان سرنگونى آنها توسط جشیان در سال 525م) نیز در ارتباط بودهاند. درخشش تمدن عربستان جنوبى در گرو تجارت بود و با زوال تجارتش (شاید به جهت از دست دادن کنترل بر دریاى سرخ)، آن تمدن نیز رو به انحطاط گذاشت. در سنن متداول عرب، شکسته شدن سد مارب عامل فروپاشى تمدن عربستان جنوبى دانسته شده است، اما از کشفیات باستانشناسى که بیان کننده تخریب سیستم آبیارى است پیدا است که این موارد، علائم و نشانههاى زوال عربستان جنوبى هستند، نه علت آن. در سنن متداول عرب، حرکتبسیارى از قبایل صحراگرد به سمتشمال (با ترک زندگى یکجانشینى) بیشتر در پیوند با شکسته شدن سد مارب معرفى شده است.
در همین زمان، تجارت زمینى به وسیله کاروان شتر، میان یمن، سوریه و عراق شروع به رشد کرد و تا سال 600م، این امر عمدة در کنترل قریش مکه بود. قریش، شهر مکه را به عنوان مرکز کار در اختیار داشت و تا اندازهاى از بدویت فاصله گرفته بود، اما تجارتشان، اتحاد و روابط با بسیارى از قبایل صحراگرد را اقتضا مىکرد.
همراهى حفاظت کاروانها مشارکت در معیشت و بازارهاى مکاره بدویان را با اهمیت مىساخت; آنجا که کاروانها، مالالتجارهها را مىآوردند و این امکان را براى صحرانوردان به وجود مىآوردند که بسیارى از کالاهایى را که در صحرا تولید نمىشد به دست آورند. در مجموع، اقتصاد بدوى در عربستان پیش از اسلام، به دور از خود کفایى و خود بسندى بود.
واحدهاى سیاسى و اجتماعى در میان بدویان عربستان، گروههایى بودند که تا حدودى تنوع یافته بودند. نویسندگان غربى معمولا از اینها به عنوان «قبایل، یا در مورد بخشهاى فرعى و گروههاى کوچکتر [به عنوان] «شبه قبایل» و «طوایف» یاد مىکنند. اما این اصطلاحات به طور دقیق با اصطلاحات عربى منطبق نیست. در زبان عربى براى چنین واحدهاى سیاسى و اجتماعى لغتهایى وجود دارد، اما در حقیقت عمومىترین لفظ مورد استفاده براى اشاره به یک قبیله یا طایفه، باید «بنوفلان» باشد.
در مورد ساختار قبایل پیش از اسلام در شعاع پیشرفتهاى اخیر در انسانشناسى اجتماعى هنوز به طور کافى مطالعه نشده است. در سنن متداول عرب چنین گفته مىشود که [این قبایل] در ابتدا از طریق خویشاوندى ذکور ایجاد شدهاند هر چند که استثنائات مسلمى نیز بر این امر وجود دارد. شخصى که از طریق خون به یک گروه منتسب نمىشد (غیر صحیح یا غیر صمیم) مىتوانست از بخشى از امتیازات عضویت - نظیر حمایت کامل - برخوردار شود. او مىبایستبه عنوان یک همپیمان (حلیف)، یک همسایه حمایتیافته (جار) یا یک زیردست (مولى) عمل نماید. ظاهرا دستجات براى همپیمانى (حلف) برابر بودند، اما وقتى که یک فرد به تنهایى در میان یک قبیله یا طایفه به عنوان همپیمان زندگى مىکرد، تمایل مىیافت که به جایگاه وابستگى یا فرمانبردارى فروافتد. از سوى دیگر، حمایت همسایگى (جوار) از سوى کسى که آن را اعطا مىکرد - حتى در نوع موقت آن - تا حدى دلیل بر اشرافیت و برترى بود، و این جوار مىتوانستشکلى موقتیا دائمى داشته باشد. حالت مولایى براى یک برده از طریق رها شدن [از بردگى] حاصل مىشد. مردان عرب که در خرد سالى از راه اسارت در جنگها به بردگى گرفته مىشدند - و حتى بردگان حبشى نیز - مىبایست وابسته به یک قبیله مىشدند. فردى که به خاطر رفتار پرگزندش با قبیله، یا به قتل رساندن یک خویشاوند، از قبیلهاش اخراج مىشد ممکن بود تنها و سرگردان (صعلوک) بماند و یا خود را به عنوان جار و غیره به قبیلهاى دیگر وابسته نماید.
دلایلى قوى در دست است که دیدگاه سنتى که بیان مىکند اعضاى یک قبیله یا طایفه از راه نسبت پدرى پیوند مستحکم یافتهاند، گزارش کاملى از موضوع نیست، ولو اینکه برخى از قبایل [بر این اساس] تاسیس شده باشند; اولا: نشانههاى زیادى از وابستگى به دودمان مادرى در میان قبایل عرب در روزگار محمد[ص] موجود است. همچنین، مورادى هست که مىتوان براساس آن حدس زد که وابستگى به دودمان پدرى بعدها جایگزین آن شده است. با اینکه مسلم نیست که وابستگى به دودمان مادرى چه اندازه وسیع بوده و در عمل جریان داشته است، اما سند کافى در دست است تا اعتبار یافتههاى نسبشناسان را که در آثار پژوهشگران مسلمان متاخر وابستگى خاص به دودمان پدرى را نشان مىدهند، در تردید افکند. احتمال دارد که در برخى موارد، وابستگى به دودمان مادر غالب بوده است. چون محققان بعدى نتوانستهاند شجره نامه وابستگى به دودمان پدرى را براى عضوى از قبیله پیدا کنند، حدس زدهاند که این عضو مىبایستحلیف بوده باشد. شاید این روایت که رییس طایفه زهره در مکه - اخنس بن شریک - حلیف بوده استبه همین صورت تبیین شده باشد. ثانیا: استدلال شده که برخى از نامهاى قبایل اساسا نامهاى گروههایى با ریشههاى سیاسى یا محلى بوده است و دلالتبر نسب مشترک ندارد (مقایسه شود با نالینو: مجموعه مقالات، جلد سوم، ص 27-29). ممکن است این امر در برخى موارد رخ داده باشد و سپس نسبشناسان متاخر، اسامى گروه را به نیاکان قبیلهاى تغییر داده باشند، اما خطرناک است اگر همه نسبشناسان را از این طریق بررسى کنیم. آنچه که با اطمینان مىتوان بیان کرد این است که اساسا ساختار قبایل صحرا متغییر بوده است. برخى از این قبایل رونق مىیافتند و چنان زیاد مىشدند که نمىتوانستند عملا و به طور مؤثر به عنوان یک واحد بمانند و به دو شبه قبیله یا بیشتر تقسیم مىشدند. این احتمال بیانگر این واقعیت است که اعراب روزگار محمد[ص] نامهایى براى گروههاى مشخص داشتند که مشتمل بر قبایل متعدد بود (مقایسه شود با نالینو: همان، ص 76). از سوى دیگر درجایى که قبیلهاى رونق نمىیافت از شمار آن کاسته مىشد و از آن پس مىبایست میان وابسته شدن به برخى از قبایل قدرتمندتر یا اتحاد با قبایل ضعیفتر و یا نابود شدن، یکى را انتخاب کند، بر این اساس، برخى از قبایل ضعیفتر اطراف مکه به صورت گسترده وابسته به قریش شدند. برخى دیگر نیز خود را متحد کرده و به احابیش - در معناى احتمالى جمعیتبىشمار مرکب - شهرت یافته بودند (نظر لامنس که احابیش را بردگان حبشى مىداند با گزارشهاى ابن هشام ص 245 و ابن سعد، ج اول، ص 81 تعارض دارد; مقایسه شود با مونتگرى وات: محمد در مدینه، ص 81 و محمد حمیدالله در مطالعات شرقى در آثار جرج لوىدلاویدا، ج اول، ص 434-447).
امور مربوط به یک قبیله معمولا در یک انجمن (مجلس) که همه اعضاى قبیله در آن حضور داشتند رتق و فتق مىشد. امکان اظهار نظر براى همه وجود داشت، اما سخنان فردى که اقتدارش به رسمیتشناخته شده بود از اعتبار بیشترى برخوردار بود. رهبر یا رییس قبیله - سید - با بیعت افراد انجمن با او منصوب مىشد. او معمولا از خانواده شرافتمندى بود، اما هیچ قانونى در باب ارشدیت (نخستزادگى) وجود نداشت. در شرایط سخت صحرا، این یک اصل بود که رهبر مىبایستشخصا به طور مؤثر قادر به رهبرى باشد و افراد پایین مرتبه نمىتوانستند به این عمل مبادرت ورزند. سید وظایف معینى داشت: به خصوص اینکه روابط قبیله یا طایفه [خود را] با قبیله یا طایفه دیگر محترم بدارد. او مىتوانستبراى مجاورت با قبیله دیگر پیمان ببندد و نیز مسؤول پرداخت فدیه اسیران و خونبهاى [مقتولان] بود. او معمولا ادعاى پذیرایى از بیگانگان را داشت و از او انتظار مىرفت تا به فقراى قبیله خود انفاق نماید. در عوض این وظایف، او از حق ویژهاى براى دریافتیک چهارم غنایم به دست آمده در جنگها برخوددار بود. مشاجرههاى میان اعضاى یک گروه معمولا به سیدشان ارجاع داده مىشد. مشاجرههاى میان اعضاى گروه که با سید مشترک نبود معمولا منجر به جنگ مىشد، اما در برخى مواقع به یک داور (حکم) ارجاع داده مىشد. در قسمتهاى مختلف عربستان یک یا دو مرد یافت مىشدند که از نظر دانایى و بىطرفى برجسته بودند و به طور مدام از آنها درخواستحکمیت (داورى) مىشد. هر قبیله، صرف نظر از تسلیم داوطلبانه به تصمیم یک داور (حکم) و جدا از عضویت در پیمان اتحاد قبایل، یک واحد سیاسى مستقل به شمار مىآمد. گاهى سید یک قبیله قدرتمند از راه قدرت شخصى و نیز از طریق دلاورى نظامى خود بر تعدادى از قبایل دیگر تسلط مىیافت و در نتیجه، آنها با او متحد مىشدند و دستوراتش را اجرا مىکردند. اما با از میان رفتن شخصیت قدرتمند، این اتحاد از هم مىپاشید و انزجار چهره مىنمود.
زندگى یک بیابانگرد در یک شرایط بسیار سخت طبیعى شروع مىشد. در اغلب مواقع، وسایل معاش کمتر از حد کفاف مردم بود. لذا گرایشى پایدار جهت ربودن وسایل معاش - بویژه شتر - از افراد ضعیف وجود داشت. این امر موجب سازماندهى صحراگردان در یک قبیله یا طایفه با درجه عالى از همبستگى گروهى مىشد. گروههاى بزرگتر، قوىتر بودند، اما در موارد معین که نیاز به یافتن چراگاه براى شتران باعث پراکنده شدن [گروه] مىشد، مشکل زیادى براى یک گروه که مىخواستبه عنوان یک واحد مؤثر عمل کند، ایجاد مىگردید. لذا همانگونه که در بالا اشاره شد، قبایل موفق و بزرگ، به تجزیه شدن تمایل مىیافتند.
براى بدویان، حمله و یورش جهت تصرف شتران تقریبا حکم تفریح و سرگرمى را داشت، اما خونریزى [در این جهت] منع شده بود. وقتى که خصومت عمق بیشترى مىیافت، چهره تهاجمها نیز تغییر مىکرد: مردان بالغ به قتل مىرسیدند; زنان و کودکان اسیر مىشدند و براى فدیه نگهدارى شده و یا به عنوان برده به فروش مىرسیدند. قانون مقابله به مثل (قصاص) که عموم آن را پذیرفته بودند، براى جلوگیرى از کشتار گستاخانه و غیر مسؤولانه به کار مىرفت; زیرا این موضوع مایه تفاخر قبیله براى حمایتیا انتقام از اعضا و وابستگانش بود.
در روزگاران گذشته، یک جان به انتقام جان دیگر گرفته مىشد، اما در روزگار محمد[ص] گرایشى براى پیمان خونبها (دیه) به جاى جانستانى وجود داشت وپیامبر هم در ترویج آن مىکوشید و معمولا براى [دیه] یک مرد بالغ، یکصد شتر تعیین مىکردند. بعضى اوقات که انتقام گرفتن را ناجوانمردانه مىپنداشتند، مىکوشیدند تا [با ازدواج]، شیر را جایگزین خون نمایند.
بدویانى که نیازمند موفقیت در زندگى سخت صحرا بودند خصوصیاتى را تحسین مىکردند: وفادارى به گروه خویشاوندى و آمادگى براى یارى رساندن به خویشاوند علیه بیگانه - در هر فرصت - جایگاه والایى داشت. این بود که پایمردى و جوانمردى به هم مىپیوست و شجاعت در نبرد، صبورى در مصیبت، پافشارى در انتقام، حمایت از ضعفا و مبارزه با اقویا را معنا مىبخشید (آر. آ. نیکلسون، تاریخ ادبیات عرب، کمبریج، 1930م، ص79).
شاعران نقش عمدهاى در زندگى اعراب پیش از اسلام ایفا مىکردند. معمولا قصاید آنها یا مشتمل بر مفاخر و مباهات بود که فردى، قبیلهاش را به خاطر جوانمردى و پاکدامنى مىستود، و یا [حاوى] سخریه و بدگویى (هجاء) بود که فردى به وسیله آن، دشمنش را نکوهش مىکرد. گاهى فضیلت انسانى یا فقدان آن به حد زیادى به ارث برده مىشد. رفتار قهرمانى یک فرد نشان از خصوصیات قهرمانانه خانواده، طایفه و قبیلهاش بود.
یک شاعر، توانایى زیادى در القاء شایستگى به قبیلهاش و یا تضعیف روحیه دشمن داشت. شاعران در عربستان پیش از اسلام احتمالا از قدرتى بیش از جراید روزگار معاصر برخوردار بودهاند. اعراب، درباره آنها چیزهاى فوق طبیعى و جادویى احساس مىکردند.
هرچند نسب را زیاد برمىشمردند، اما (همانطور که گفته شد) روشن نیست که تا چه اندازه منسوب به دودمان پدرى و تا چه حد منسوب به دودمان مادرى بودهاند. بخارى چهار نوع ازدواج [مرسوم] در پیش از اسلام را شرح داده است (ترجمه توسط مونتگمرى وات در کتاب محمد در مدینه، ص 378). با اینکه بخارى ضوابطى را براى تعیین اصل و نسب شرح مىدهد، اما به نظر مىرسد که این امر مربوط به ابتداى نظام وابستگى به دودمان مادرى باشد. علاوه بر این، منابع اشاره مىکنند که گزارش بخارى جامع و مانع نیست. مسلما زیستن زن با خویشاوندان ذکورش امرى متعارف بود و شوهر وى تنها او را برا زمانهاى کوتاهى که به عنوان مثال دو قبیله به طور اتفاقى در کنار یکدیگر اردو مىزدند دیدار مىکرد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 120 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 107 |
عنوان :
ظهور حضرت مهدى(عج)
از دیدگاه جامعه اسلامى
بر پژوهشگران، صاحب نظران و ارباب دانش پوشیده نیست که مسأله مهدویّت و اندیشه ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان، یکى از مسایل بسیار حیاتى اسلام، و از اعتقادات قطعى عموم مسلمانان است، که شیعه و سنّى در طى قرون و اعصار متمادى همه بر این عقیده اتّفاق نظر داشته و آن را جزء عقاید قطعى خود مى دانند.
گرچه وجود این عقیده در اسلام به خصوص در میان شیعیان، از مسایل بسیار حایز اهمیّت، و از اعتقادات بنیادى محسوب مى شود، و از این رهگذر در میان همه مذاهب اسلامى، شیعیان بیش از همه با این عقیده شناخته شده اند، لذا برخى از افراد نا آگاه و بى اطّلاع، یا لجوج و معاند پیوسته کوشیده و مى کوشند تا این عقیده را در مذهب شیعه محصور کنند، ولى هرگز عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) در اسلام اختصاص به شیعه ندارد. بلکه عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) مورد اتّفاق و اجماع همه مسلمین بوده، و کلیّه فِرَق اسلامى در این عقیده باهم اتّفاق نظر دارند، و حتّى فرقه ساخته شده «وهّابیت» نیز آن را جزء عقاید قطعى و مسلّم خود مى دانند و به طور جدّى از آن دفاع مى نمایند، و معتقدند که: اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) بر هر مسلمانى واجب است، و جز افراد نادان و بى اطّلاع و بدعت گزار، منکر آن نخواهند بود.( )
به طور خلاصه، آنچه از مجموع منابع معتبر حدیثى و تاریخى شیعه و سنّى استفاده مى شود این است که: مسأله مهدویّت و عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)یکى از ضروریات دین مقدّس اسلام است که منکر آن از آیین اسلام بیرون است. از این رو، کلیّه مسلمانان از شیعه و سنّى ـ و به طور کلّى عموم اُمّت اسلامى ـ عقیده دارند، که بر اساس روایات وارده، ناچار باید در آخر الزمان (و تاریک ترین دوران تاریخ بشر) مردى از خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به نام حضرت مهدى(علیه السلام) ظهور کرده، بر همه کشورها مسلّط شود، و دین را تأیید بخشد، و سراسر روى زمین را پر از عدل و داد کند، و او از دودمان پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و از نسل حضرت فاطمه(علیها السلام) است.
از نظر مسلمانان، مسأله «مهدویّت» و عقیده به ظهور مهدى موعود(علیه السلام)یک اعتقاد عمیق دینى و مذهبى، و یکى از مهمترین و حسّاس ترین فرازهاى عقیدتى اسلامى است.
این عقیده در اسلام و به خصوص در میان شیعیان، از اعتقادات بنیادى و تردید ناپذیرى است که هیچ گونه شک و تردید در آن وجود ندارد.
عموم مسلمانان و به ویژه شیعیان عقیده دارند که اعتقاد به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)از ضروریات مذهب است، و اخبار و روایات مربوط به آن حضرت، از طریق شیعه و سنّى به حد «تواتر» رسیده است.(
عموم مسلمانان عقیده دارند که ظهور مبارک مهدى موعود(علیه السلام)که در روایات متواتر اسلامى با اوصاف: «قُرشى، هاشمى، فاطمى، علوى، حسنى، و حسینى» معرّفى گردیده، و نویدهاى ظهور مبارک آن حضرت سالها پیش از ولادت با سعادتش از زبان مبارک پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و خاندان پاکش(علیهم السلام) براى اُمّت اسلامى بازگو شده، یک امر قطعى و مسلّم است.
عموم مسلمانان عقیده دارند که ظهور مبارک حضرت مهدى(علیه السلام) در آخر الزمان، وعده قطعى خداوند است، و نویدهاى ظهور آن موعود جهانى در قرآن کریم و روایات اسلامى به صورتى گسترده در نهایت وضوح و روشنى بیان شده است.
عموم مسلمانان عقیده دارند که طبق وعده هاى قرآن کریم و روایات اسلامى، در آینده تاریخ و در آخر الزمان، مردى از اهل بیت به نام حضرت مهدى(علیه السلام) ظهور خواهد کرد که دین را تأیید، و عدل و داد را آشکار خواهد نمود، و دشمنان دین و انسانیّت چه بخواهند و چه نخواهند، سرانجام او ظاهر مى شود، و بر همه کشورها و ممالک اسلامى مسلّط مى گردد.
در زمان او اسلام جهانگیر مى شود، سراسر روى زمین پر از عدل و داد مى شود، پرچم توحید و یکتاپرستى در همه جهان به اهتزاز در مى آید، دینى جز دین مبین اسلام باقى نمى ماند، نظام جهانى بر اساس ایمان به خدا و احکام اسلام استوار مى گردد، بر تمام جهان دین واحد، قانون واحد، نظام واحد، و رهبر واحد حکومت مى کند، و در همه جا صلح و صفا ایجاد مى شود، و حقّ و عدالت پیروز، و ظلم و ستم یکسره از بین مى رود.
عموم مسلمانان عقیده دارند که با جهانى شدن ظلم و ستم، فساد و تبهکارى و وجود حکومت هاى ظالمانه با معیارهاى غیر عادلانه در سطح جهان، از نقطه نظر رحمت الهى، ظهور مهدى موعود(علیه السلام) یک ضرورت اجتناب ناپذیر است که طبق وعده هاى صریح اسلامى آنچنان که در قرآن کریم واخبار اهل بیت(علیهم السلام) آمده است، سرانجام باید ظاهر شود; کاخهاى ستمگران را برسرشان فرو ریزد، پرچم حقّ و عدالت را بر فراز گیتى به اهتزاز درآورد، ریشه ظلم و بیداد را از بیخ و بن برکند، و بر ویرانه هاى کاخ جبّاران و ستمکاران، جهانى آباد و آزاد بنیان نهد، و انسانها را از زیر یوغ استعباد، استثمار و استعمار رهایى بخشد.
آرى خواننده گرامى! عموم مسلمانان و به ویژه شیعیان، عقیده دارند که ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) یک امر محتوم و مسلّم است که بدون تردید واقع خواهد شد، و کفر کافران، لجاجت منکران و سرسختى معاندان، در تحقّق اراده و مشیّت الهى، و ظهور منجى آسمانى، کمترین اثرى نخواهد داشت، و از این رو همه منتظر و چشم به راهند، و همه انتظار روزى را مى کشند که نداى نوید ظهور «منجى موعود» در سرتاسر جهان طنین انداز شده، همه ساکنان روى زمین، طنین آن نداى آسمانى را با گوش خود بشنوند، و از جان و دل اجابت کنند، و سر از پا نشناخته شتابان به سویش روان گردند.
اینک براى این که مهدى موعود اسلام را بشناسیم، و بدانیم که اسلام در زمینه ظهور آن یکتا بازمانده حجج الهى چه نویدهایى را به مسلمانان و مردم جهان داده است، فشرده مطالبى را که در دریاى ژرف و ناپیدا کرانه متون اصیل اسلامى آمده است در اینجا مى آوریم.
آنچه در مقام معرّفى مهدى موعود(علیه السلام)، در منابع معتبر شیعه و سنّى آمده، بدین قرار است:
«او، حجّت خدا، خاتم اوصیا، رهایى بخش اُمّت، مهدى، منتظر، قائم آل محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)، صاحب الأمر، صاحب الزمان، عدالت گستر، بقیّة اللّه، صاحب شمشیر، ظاهر کننده دین، خلف صالح، باعث، وارث، صاحب، خالص، صاحب الدار ( صاحب خانه ) مأمول، مؤمَّل، ( امید آینده ) نایب، برهان، باسط (گسترنده)، ثائر (انقلابى)، منتقم، سیّد، جابر (ترمیم کننده دین)، خازن (خزینه دار علوم الهى)، امیر امیران، قاتل تبهکاران، آقاى دو جهان، و امام منتظر براى تأسیس حکومت عدل الهى است».( )
پدرش گنج دانش ایزدى، امام حسن عسکرى(علیه السلام)، و مادر بزرگوارش نرجس خاتون بانوى کنیزان جهان از بیتى رفیع و خاندانى جلیل است که از امام حسن عسکرى(علیه السلام)فرزندى جز آن آخرین حجّت خدا از این بانوى بزرگوار نمانده است.( )
در سال 255 هجرى قمرى، در سپیده دم پانزدهم ماه شعبان در شهر «سامرّا» پایتخت عبّاسیان چشم به جهان گشود.( ) نامش، نام پیامبر ـ محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) ـ و کنیه اش کنیه پیامبر ـ ابوالقاسم ـ است.
«ولادت با سعادتش از دشمنان پنهان ماند، و نام و نشانش از بدخواهان در نهان; زیرا حکومت خون آشام وقت و دستگاه ستمگر خلافت، سخت در پى او و مشتاق یافتن و نابود ساختنش بود، و تمام نیروى خود را در اطراف خانه امام حسن عسکرى(علیه السلام)متمرکز کرده و دهها جاسوس به کار گرفته بود، و بر هر جاسوسى، جاسوسى دیگر گمارده بود تا از ولادت ولىّ خدا حضرت بقیّة اللّه(علیه السلام)آگاه شده، نور خدا را خاموش کند، ولى مشیّت خداوند بر آن تعلّق گرفته بود که حجّت خود را از گزند دشمنان حفظ کند».( )
با شهادت پدر بزرگوارش امام حسن عسکرى(علیه السلام) در شب هشتم ربیع الاول سال 260 هجرى قمرى، بار دشوار و توان فرساى امامت بر دوش او نهاده شد، و به فرمان حکمت آمیز پروردگار، از مردم «غیبت» اختیار فرمود.( )
دوران غیبت آن حضرت دو بخش متمایز دارد:
1 ـ غیبت صغرى یا کوتاه مدّت ـ سال 255 تا 329 هجرى ـ که در این دوره شیعیان مى توانستند توسط سفیران چهارگانه اش با آن حضرت تماس بگیرند و با وى ارتباط برقرار کنند.
این چهار تن نایب خاص، که شیعیان مى توانستند در دوران غیبت صغرى توسط آنها با حضرت مهدى(علیه السلام) تماس بگیرند و مشکلات خود را به ناحیه مقدّسه برسانند و پاسخ هاى لازم را دریافت نمایند، عبارتند از: جناب عثمان بن سعید عمروى، محمّد بن عثمان بن سعید، حسین بن روح نوبختى و على بن محمّد سمرى، که با رحلت او باب «نیابت خاص» بسته شد.
2 ـ غیبت کبرى یا بلند مدّت که تا امروز ادامه یافته است. در این دوره سفیر و نایب خاصّى براى آن حضرت نیست، و راه تماس رسمى و آشکار براى مردم وجود ندارد. و بر آنهاست که از نوّاب عام امام(علیه السلام)ـ یعنى از فقهاى پارسا وخویشتن دار ـ پیروى کنند.( )
غیبت صغرى از همان لحظه ولادت حضرت ولى عصر(علیه السلام) آغاز مى شود( ) و تا روز وفات چهارمین سفیر حضرتش ادامه مى یابد( )ولى دوران سفارت، از رحلت حضرت امام حسن عسکرى(علیه السلام) آغاز شده و تا وفات على بن محمّد سمرى، امتداد مى یابد.( )
بنابراین، طول غیبت صغرى 74 سال تمام، و مدّت سفارت سفیران چهارگانه 69 سال و شش ماه و پانزده روز است.
به هر حال، نهان زیستى آن حضرت بدین معناست که دور از چشم مردمان ولى زیر همین آسمان کبود بسر مى برد. اگر برخوردى هم برایش پیشامد کند، اغلب ناشناخته مى ماند و دیدارهایش با شیعیان تنها به اذن خداست.
هم اکنون ـ سال 1414هجرى قمرى ـ نزدیک به 1159 سال از عمر شریفش مى گذرد و بنا به اراده و مشیّت حکیمانه الهى، هنوز شاداب، جوان و نیرومند است.( ) و این حالت کهنسالى و نافرسودگى او، بهترین محک براى رسوایى و سیه رویى دروغگویان و دروغ پردازان «مهدى نما» و مدّعیان مهدویّت است.
مهدى قائم(علیه السلام) وارث نهایى فضایل و کمالات انبیاء و اولیاء خداست. در خرد و دانش از همه پیشتر است، و در طاعت و عبادت و بندگى از همه پیشروتر، و در کرم و بخشش از همه پیشگام تر، و در شجاعت و شهامت و رشادت از همه پیشتازتر است.( )
از کنار خانه کعبه ـ مکّه مکرّمه ـ قیام شکوهمند خود را آغاز مى کند، نخبه ترین پارسایان دلیر، و برگزیده ترین جنگاوران پرهیزکار آن زمان که 313 نفرند ـ هم شمار یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در جنگ بدر ـ به دورش حلقه مى زنند، و چون دژى محکم و استوار او را در میان مى گیرند.
خبر ظهور او به سرتاسر جهان مى رسد، و چون ده هزار نفر از مردمان دیندار و یکدل و نیرومند ـ هم شمار یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در فتح عظیم مکّه ـ به یاریش بشتابند و فرمانش را گردن نهند از مکّه بیرون مى آید( ) و با نبردى آزادى بخش و سخت خونین، ملّت هاى اسیر و به دام افتاده را رهایى مى بخشد.
سپاه پیروزمند آن یگانه منجى عالم که در هیچ برخوردى شکست نمى خورد( ) سراسر گیتى را تسخیر مى کند، تمامى دولت هاى ستمگر و باطل را از روى صفحه زمین، بر مى اندازد، و حکومت واحد جهانى را بر اساس موازین عدالت اسلامى تشکیل مى دهد( )، فرمانروایى زمین به بندگان صالح، شایسته و نیک کردار خدا مى رسد، و ستمدیدگان و مستضعفان، وارث ثروتها، نعمت ها و قدرت ها در پهنه گیتى مى شوند چنان که خداوند متعال مى فرماید:
(وَنُرید أنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضعِفُوا فِی الأَرْضِ، وَنَجْعَلَهُمْ أئِمّةً وَنَجْعَلَهُمُ الوارِثِینَ).( )
«وما اراده کرده ایم که بر کسانى که در روى زمین به ضعف کشیده شده اند، منّت نهاده، آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم».
در سایه چنین حکومتى، ظلم، جور، جفا، تعدّى و تجاوز، و جنایت و خیانت ریشه کن مى گردد.( ) و برادرى و برابرى و عدالت و محبّت، همه جا را فرا مى گیرد.( ) تعالیم سعادت بخش اسلام به بهترین شکل به اجرا در مى آید، و آئین جاوید رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بر همه سرزمینها سایه گستر مى شود.( )
در تمام معابدى که غیر خدا پرستش مى شد تنها خدا را مى پرستند، و همگان به کیش توحید مى گرایند( )، و آنها که به هیچ رو در برابر منطق و برهان سرفرود نمى آورند و هنوز به وسوسه نفس و ابلیس، به بتها و طاغوتها دلبستگى تامّ وتمام دارند و به حکومت «اللّه» به هیچوجه گردن نمى نهند، نابود مى گردند.( ) و جانیان، زورگویان، آشوبگران و گردنکشان همگى از بین مى روند.
انتقام خون شهیدان راه حق ـ بویژه سرور آزادگان حضرت حسین بن على(علیه السلام) ـ از جلاّدان وخونخواران گرفته مى شود.( )
زمین، برکات بى شمار خود را نثار مقدم مبارک حضرتش مى نماید، و گنجهاى پربهایش را براى او آشکار و پدیدار مى سازد. همه جا سبز، خرّم، شاداب و شکوفا مى گردد، آسمان نیز نعمت هاى بى مانندش را بر زمین فرو مى بارد. فراوانى نعمت و برکت، به گونه اى زندگى را براى مردم شیرین و دلپذیر مى سازد که مردگان آرزوى برگشت به دنیا و زندگى دوباره را مى کنند.( )
حضرت مهدى(علیه السلام) دست عنایت خود را بر سر مردم مى گذارد، و با پرتوى از ولایت، به آنان رشد عقلانى و کمال اخلاقى مى بخشد.( ) و زمین به نور پروردگار جهان، پر فروغ و درخشان مى گردد.
هرکجا ویرانه اى باشد، به فرمان حضرتش آباد مى شود. أمن وأمان بر همه جا سایه افکن شده، و ترس، هراس و نگرانى از میان مى رود تا حدّى که زنى تنها، با زیب و زیور، مسافتى طولانى را مى پیماید بدون آن که هراسى از راهزنان یا درندگان به دل راه دهد.( )
اموال عمومى وثروت هاى همگانى را میان مردم یکسان بخش و پخش مى نماید،( ) و مردم آنچنان دست گشاده و سخاوتمند و مهربان خواهند شد که انسان حاجتمند، بدون آن که لازم باشد تمنّایى کند یا تقاضایى بر زبان آورد یا دست نیاز به سوى این و آن دراز کند، از جیب برادر ایمانى خود به اندازه نیاز بر مى دارد، و پس از فراغ و گشایش، آن را باز مى گرداند.( )
تعلیم و تربیت در زمان آن حضرت گسترش مى یابد; حضرتش چندین برابر علوم و معارفى را که فرستادگان الهى براى بشر آورده اند، آشکار مى سازد.( )
سطح دانش مردم آنچنان بالا مى رود که زنان، در خانه یاراى آن را دارند که بر پایه کتاب خدا و سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) قضاوت کنند.( )
خلاصه مطلب آن که، روزگار زرّین تاریخ بشر، که مصلحان و اندیشمندان جهان به نام هاى گوناگون چون: «مدینه فاضله»، «شهر آفتاب»، و سرزمین «الدورادو» از آن یاد کرده اند( ) همین دوران است که نوید تحقّق حتمى و قطعى آن در یک آیه از آیات قرآن مجید به اجمال آمده است آنجا که خداى عزّوجلّ مى فرماید:
(وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنوُا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلهِمْ، وَلَُیمَکِنِنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذی ارْتَضى لَهُمْ وَلَیُبَدّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدونَنِی لایُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ).( )
«خداوند به کسانى از شما، که ایمان آورده و عمل نیک و شایسته انجام داده اند، وعده داده است که حتماً آنها را خلیفه روى زمین خواهد گرداند، همان گونه که مردم پیشین را خلافت روى زمین بخشید. و دین و آیینى را که برایشان پسندیده در سراسر جهان گسترده و پابرجا خواهد ساخت، و ترس و هراسشان را به آرامش وامنیّت مبدّل خواهد نمود، آنچنان که همگان تنها مرا پرستش نمایند، و چیزى را شریک من قرار ندهند و بعد از آن هرکس که کافر شود از پلیدان و بدکاران خواهد بود».
در این آیه قرآن، چهار نوید اساسى به مؤمنان صالح داده شده است:
1 ـ حکومت واحد جهانى بارهبرى آخرین حجّت خدا حضرت مهدى(علیه السلام) به وسیله مردمان صالح و با ایمان اداره خواهد شد.
2 ـ نظام کامل و عالى اسلامى در سراسر گیتى، برقرار خواهد شد و قوانین نجات بخش و سعادت آفرین اسلام دقیقاً به مرحله اجرا در خواهد آمد.
3 ـ بیم و هراس توده مردم به آسایش و امنیّت مبدّل خواهد گشت.
4 ـ همگان، خداى یکتاى بى همتا را خواهند پرستید، و هرگونه شرک، کفر و بت پرستى ریشه کن خواهد گردید.
چکیده و عصاره این چهار برنامه، همان جمله معروف و مشهورى است که شیعه و سنّى در کتاب هاى معتبر خود نقل کرده اند، و بیش از هر عبارت دیگرى در مورد خروج قائم آل محمّد(علیه السلام) بر زبان مبارک پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و دودمان پاکش(علیهم السلام)جارى گشته که فرموده اند:
«یَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً کَما مُلئِت ظُلماً وجَوْراً».( )
«سراسر روى زمین را پر از عدل و داد مى کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است».
زمان ظهور منجى عالم تعیین نشده است.( ) سبب این «نامعیّنى»، وابستگى مستقیم زمان ظهور به پندار و گفتار و کردار آزادانه مردم است.
این بود فشرده آن چیزى که جامعه اسلامى و به خصوص شیعیان دوازده امامى درباره مهدى موعود(علیه السلام) و ظهور او، بدان عقیده دارند، و چشم به راه هستند، و از همه منادیان آزادى و مدّعیان بشر دوستى که به دروغ، هر روز در گوشه اى از جهان نداى آزادى سر مى دهند ولى خود در فرصت هاى مناسب آزادى را از ریشه و بن بر مى کنند، بیزارند، و تنها در انتظارِ ظهور آن یگانه منجى آسمانى و مصلح الهى بسر مى برند.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 42 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 55 |
شهید مطهرى و دیدگاههاى تربیتى
قرآن مظهر رحمت و جلوه ربوبیت خداوند و کتاب شناخت و تربیت انسان است و به دلیل برخوردارى از چنین هویتى، مطالعه دقیق کتاب تشریع و نظام تکوین را به قصد دریافت تصور روشن و واقع بینانه از آنها به بشر توصیه مىنماید، تا از این طریق، راه تعالى و تکامل خود را هموار و زمینه تشکیل و تأمین زندگى آرمانى خویش را در دو جهان، فراهم سازند.
ناکامى و گمراهى انسان از نگاه قرآن در صحنه زندگى، به اشتباه در برنامهریزى، قانونگذارى و نظام رفتار خلاصه نمىشود، بلکه تفسیر و تلقى غیرواقع بینانه از هستى را نیز در بر مىگیرد و به همین دلیل در این کتاب مقدس، آموزش حکمت و حقایق هستى در کنار تلاوت آیات الهى، تزکیه و تعلیم وحى، به عنوان عامل مؤثر در جهت رهایى انسان از ضلالت مطرح است. (یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین) (جمعه/ 2)
بدین ترتیب، قرآن رسالت تعلیم و تربیت انسان را به عهده دارد و هر مفسر، پژوهنده و مربى که بدان روى آورد به گونهاى راهى به شناساندن نظام تربیتى قرآن مىجوید و به فرا خور فهم و توانش به تبیین دیدگاه هاى تربیتى این کتاب آسمانى دست مىیابد.
شهید مطهرى، از معدود دانشمندانى است که به دلیل شخصیت علمى، فلسفى و حضور جدى در حوزه مکتبهاى تربیتى و فلسفى معاصر خود و برخوردارى کامل از تمامىویژگىها و شرایط لازم براى یک مفسر، توانسته است گامهاى بلندى در راستاى تبیین و ارائه مکتب تربیتى قرآن بردارد، هر چند که تازه هاى استاد در این رابطه، هنوز در آثار مختلف ایشان پراکندهاند و ارائه نظاممند آنها همچنان یک نیاز شمرده مىشود!
از ویژگى هاى یافتههاى تربیتى شهید مطهرى از قرآن که بهره گیرى از آن براى نهادهاى پرورشى قابل توصیه مىباشد، توجه همزمان به فلسفه آموزش و پرورش و روش تربیتى قرآن است که در این نوشته به صورت فشرده، به مطالعه گرفته مىشود.
فلسفه تربیت در قرآن
گرچه توجه به فلسفه تربیت، پیشینهاى تاریخى به قدمت خود تربیت دارد و هر مربى و نظام تربیتى به گونه اى دیدگاههاى زیربنایى و فلسفى این حوزه معرفتى را نیز به بحث گرفته است، ولى جداسازى فلسفه تربیت از روش تربیتى همچنان فلسفه سایر علوم، گذشته چندان درازى ندارد. تعریفهایى که براى (فلسفه تربیت) ارائه شدهاند، به صورت روشن و تا حدودى همصدا پیوند بایدهاى نظام اخلاقى را با مباحث کلى و فلسفى تردید ناپذیر مىدانند، از آن جمله گفتهاند:
عناصرى که تشکیل دهنده یک نظام تربیتى هستند و به صورت نظامدار و منطقى با هم ارتباط دارند، در حقیقت برآمده و متأثر از پرسشها و بحثهاى کلىاند که ماهیت فلسفى و وجود شناختى دارند و از چیستى انسان (موضوع تربیت) و ارزشهاى انسانى (محتواى قابل انتقال به تربیت شونده) که دو عنصر اساسى در نظام تربیتى مىباشند، سخن مىگویند. [1]
جان دیوئى مىنویسد:
(اگر بخواهیم تعلیم و تربیت را به عنوان جریان تشکیل گرایشهاى اساسى، عقلانى و عاطفى نسبت به طبیعت و همنوعان تلقى کنیم، در این صورت ممکن است فلسفه را به صورت تئورى کلى یا اساس فطرى تعلیم و تربیت تعریف کنیم.) [2]
هاروى سیگل مىنویسد:
(مقصود فلسفى بودن فرد در ارتباط با آموزش و پرورش یعنى به دست آوردن یک احساس معنى، هدف و تعهد شخصى رضایت بخش براى هدایت فعالیت هاى او به عنوان یک مربى.) [3]
در تعبیرهایى از این دست، این مطلب به چشم مىخورد که موفقیت یک نظام تربیتى در گرو این است که تکیه بر یک دید کلى قانع کننده در مورد هستى، انسان و چیستى مفاهیم نظام تربیتى داشته باشد. دانشى که این نیاز را برآورده مىسازد فلسفه آموزش و پرورش نام دارد.
شهید مطهرى در مطالعات تفسیرى تربیتى خویش، به این مهم به طور جدى توجه داشته و در کنار تلاش گستردهاش جهت تبیین روشن تمامىعنوانهاى کلیدى تربیت که محور عمده فلسفه آموزش و پرورش را تشکیل مىدهند. [4] در پرتو آیات قرآن، به مطالعه انسان، جهان و آفریدگار هستى مىپردازد.
تربیت پذیرى انسان
از نگاه استاد، قرآن، انسان را موجودى مىشناسد، مرکب از بدن و روح که هویت الهى دارد [5] (و نفخت فیه من روحى) (حجر/ 29) و این روح، زاییده عنصر مادى وجود او است، (ثم أنشأناه خلقاً آخر) ولى نباید در دامن مادر طبیعت محبوس بماند، بلکه باید راه تکامل را بپیماید و گرنه در (اسفل سافلین) که چهره آن جهانىاش جهنم است: (فامّه هاویه) (قارعه/ 9) باقى مىماند. [6]
انسان در بعد الهى خود، از آغاز آفرینش، برخوردار از فطرت متعالى و انسانى مىباشد. حقیقت فطرت عبارت است از ویژگىهاى انسانى و گرایشهاى فطرى [7] مانند دین خواهى، حقیقت جویى، زیبایى دوستى، گرایش به پرسش و علاقهمندى به اخلاق که بالقوه موقع تولد در انسان وجود دارند و باید به فعلیت رسیده، راه رشد را طى کنند. [8] قرآن در این باره مىفرماید:
(فأقم وجهک للدین حنیفاً فطرت الله التى فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق اللّه ذلک الدین القیّم) (روم/30)
پس روى خود را متوجه آیین ناب کن! این فطرتى است که خداوند، انسان را برآن آفریده، دگرگونى در آفرینش الهى نیست این است آیین استوار.
قرآن جهان را در خدمت تربیت انسان دانسته است و در پرتو مطالعه کتاب هستى، باور به غیب و شناخت عقلانى و علمىآفریدگار هستى که آمیزه اى از رشد حقیقت جویى و تقرب به خداوند است، رشد و تربیت انسان را تحقق پذیر مىداند:
(دستگاه عقل و فکر انسان از راه حس، قوام و مایه و قوت مىگیرد. راه عبور به معقولات از میان محسوسات مىگذرد، و به همین دلیل، قرآن دعوت به تدبر در همین محسوسات کرده است، زیرا از همین محسوسات باید به معقولات پى برد، ولى نباید در عالم محسوس متوقف شد، (إنّ فى خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولى الالباب) (آل عمران/190)، یعنى در خلقت آسمان و زمین، در مشاهده همین پیکر عالم و پوسته و قشر عالم، نشانه ها و دلایلى بر روح عالم و لب و مغز عالم است.) [9]
اساس، عالم غیب است. این شهادت، ظهورى است از غیب و آیه، نشانه و علامتى است براى غیب. آیه را در جایى مىگویند که یک چیز ماهیتش اشاره به جاى دیگر باشد، پس عالم اصلاً وجودش وجود علامتى است و یک مطلبى را دارد به ما مىفهماندأ اگر انسان خودش را آن چنان که هست بشناسد، به عالم ملکوت آشنا شده و عالم ملکوت را شناخته است: [10]
(إنّ فى السموات و الأرض لآیات للمؤمنین. و فى خلقکم و ما یبثّ من دابّة آیات لقوم یوقنون) (جاثیه/43)
(بدین دلیل که در طبیعتِ آیات و نشانههاى الهى، اقتضاى رشد و تعالى نهفته است، نگاه تعالى طلبانه به جهان مىتواند رشد و تکامل انسان را در پى آورد. قرآن در رابطه بإ؛ ههه نقشه سازنده نشانههاى توحید مىگوید:
(واتل علیهم نبأ الذى آتیناه آیاتنا فانسلخ منهاأ و لو شئنا لرفعناه بها و لکنّه أخلد الى الأرض و اتبع هواه) (اعراف/176-175)
بخوان بر آنها حکایت آن کسى را که آیاتمان را در اختیار او قرار دادیم، ولى او خود را از دایره آن آیات بیرون کشید اگر مىخواستیم او را به وسیله آن آیات بالا مىبردیم، اما او خود را به زمین و طبیعت چسباند.) [11]
(انسان اگر در دنیا، با جان عالم آشنا نشد و چشم دلش باز نگردید، در آخرت نابینا محشور مىشود: (و من أعرض عن ذکرى و نحشره یوم القیامة أعمى). مىگوید: چرا مرا کور محشور نمودى (ربّ لم حشرتنى أعمى و قد کنت بصیراً. قال کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها) (طه/126-125) تو آن چشم بینا را در دنیا پیدا نکردى و آیات ما را که جلو چشمت بود نمىدیدى، بدیهى است که اینجا هم کورى، هر که در دنیا چشم باطن داشته باشد، اینجا هم چشم دارد.) [12]
بعثت، و پرورش انسان
شهید مطهرى فلسفه بعثت را نیز در حوزه تربیت انسان جست وجو مىکند و در پى این است که ارتباط غیب را با انسان از طریق وحى بر مبناى نیاز او به رشد و تکامل تحلیل نماید و این مطلب را به عنوان یک واقعیت قرآنى و قابل مطالعه در سخنان خداوند مطرح مىکند:
(رب، در قرآن گرچه برگرفته شده از (ربب) به معناى خداوندگارى است و نه (ربو) و (ربى) به معناى پرورش، ولى هیچ یک از تربیت و صاحب اختیارى به تنهایى نمىتواند رساننده معنى رب باشد، در معناى رب هم خداوندگارى نهفته است و هم مربى. خداوند، هم کمال رسان است و هم صاحب اختیار عالم طبیعت. و ماده، هم مخلوق خداوند است و هم مربوب او، هیچ کدام از عوالم ماده کامل آفریده نشده وخداوند همه را در این جهان به کمال نهایى مىرساند و رب العالمین است. اصولاً این جهان، جهان پرورش است، انسانها اعم از خوب و بد همگى در حال پرورش یافتن هستند. [13] (کلاّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء) (اسراء/20 و 18)
ارسال پیامبران، مظهر اسم (رب) است، از این رو قرآن مىفرماید: (إنّا کنّا مرسلین رحمة من ربّک) (دخان/ 56) یعنى این پروردگار تو و پرورش دهنده آسمانها و زمین به حکم اینکه (رب) و پرورش دهنده است، پیغمبران را براى تکمیل و تربیت استعدادهاى بشر فرستاده است. [14] خداوند مىخواهد بشر را تربیت کند، مکتب تربیتى و مکتب تکمیلى فرستاده و به پیامبر مىگوید: بگیر وحى را و این وسیله تربیت و تکمیل. [15] را (اقرأ باسم ربّک الذى خلقأ اقرأ و ربّک الأکرم) (علق/2)
با توجه به اینکه دین ریشه در فطرت انسان ها دارد و گرایش هایى را که با آفرینش آنها پدید مىآیند، توضیح مىدهد. (فأقم وجهک للدین حنیفاً فطرة اللّه التى فطر الناس علیها)، و به عبارت دیگر دین رنگى است که دست حق در متن تکوین و در متن خلقت، انسان را به آن رنگ، متلوّن کرده است. [16] (صبغة اللّه و من أحسن من اللّه صبغة) (بقره/138)، بنابر این بعثت انبیاء پاسخى است به تقاضایى که در درون انسان وجود دارد، و پیامبر(ص) (مذکّر) است و در پى بیدارى نیروهاى فطرى بشر و مشتعل ساختن شعور مرموز عشق پنهان وجود او مىباشد. [17]
ولى به دلیل تغییرپذیرى چراغ فطرت، سازندگى دین بستگى به روشن بودن چراغ فطرت دارد، اگر انسانیت فطرى انسان سرجایش نباشد، تعلیمات انبیاء تأثیرى ازخود بر جا نمىگذارد، به همین دلیل قرآن مىفرماید: (ذلک الکتاب لاریب فیه هدى للمتقین) (بقره/1)، انسانها داراى دو گونه هدایت هستند: هدایت فطرى و هدایت به اصطلاح اکتسابى، و قرآن مىخواهد بگوید که تا کسى چراغ هدایت فطرىاش روشن نباشد، هدایت اکتسابى براى او فایده ندارد، یعنى تعلیمات انبیا براى اشخاص مسخ شده و انسانیت را از دست داده مفید نیست.
در سوره (ماعون) تکذیب دین (أرأیت الذى یکذّب بالدین)به کسى نسبت داده شده که از انسانیت خارج شده و یتیم را به شدت از خود مىراند (فذلک الّذى یدعّ الیتیم)؛ یعنى این امر، شرط انسانیت است و فطرت انسانیت حکم مىکند که انسان نسبت به یتیم عاطفه داشته باشد. (ولایحضّ على طعام المسکین) این کسى است که براى اطعام مساکین و تغذیه مردم گرسنه ترغیبى ندارد؛ یعنى اول انسانیتش را از دست داده، آدمىکه انسانیت را از دست بدهد، قهراً اسلامیت را هم پیش از این از دست داده، یعنى دیگر یک انسان طبیعى نیست یک انسان مسخ شده است، [18] این گونه افراد با کفر ورزیدن و مخالفت با دعوت پیامبر(ص) نامه قلبشان لاک و مهر مىشود و دلهاشان تأثیرپذیرى را از دست مىدهد. [19] (ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم) (بقره/7).
معنى شناسى تربیت
جاودانگى و همه زمانى بودن درکها و گرایشهاى فطرى، اساس انسانیت و تحقق دهنده معناى آن است. [20] که:
(اصل لغت تربیت، اگر به کار برده مىشود چه آگاهانه و چه غیرآگاهانه بر همین اساس است، چون تربیت یعنى رشد دادن و پرورش دادن و این مبنى بر قبول کردن یک سلسله استعدادها و یک سلسله ویژگىها در انسان است.) [21] (اگر استعدادى در یک شیئ نیست بدیهى است که آن چیزى که نیست و وجود ندارد، نمىشود آن را پرورش داد.) [22]
(ولى با پذیرش فطرت، انسانیت، تربیت و تکامل انسانیت، معنى پیدا مىکند.) [23]
استاد بر اساس چنین تحلیلى، تبیین ارزشها و تکامل را در فلسفههاى مادى، اعم از اگزیستانسیالیسم و کمونیسم به نقد مىکشد و مىگوید:
(اگزیستانسیالیست ها که واقعیت قابل تحصیل را سود مادى مىدانند و دنبال نمودن غیر آن را نامعقول مىشمارند و در عین حال ارزشها را اشیاء آفریدنى دانستهاند و نه واقعیتهاى کشف کردنى، مقصود شان یقیناً ایجاد واقعیت هاى معنوى نیست، زیرا آنها منکر واقعیت داشتن معنویاتاند، بنابراین مقصود از (آفریدن ارزشها) اعتبار ارزش است در عدالت [ مثلاً ] که نقطه مقابل ظلم مىباشد تا آن را به عنوان هدف بشناسد و این شبیه پرستش موجود دست ساز خود است که بت پرستها انجام مىدادند، در صورتى که هدف باید چیزى باشد که در مرحله بالاتر قرار دارد و انسان تلاش مىکند که به آن برسد.) [24]
مارکسیستها اخلاق را بازتاب ابزار کار مىشمارند و چون ابزار کار در حال تکامل است، پس اخلاق نیز در مسیر تکامل قرار دارد و این نامگذارى بیش نیست وحکایت از تکامل چیزى ندارد، بلکه بر اساس این دیدگاه، با از بین رفتن ابزارى، اخلاقى نسخ مىشود و به جاى آن چیز دیگرى مىآید و این با سقوط اخلاق نیز سازگار است. [25]
واقعیت ملکات اخلاقى
استاد، فطریات را استعدادهایى مىداند که در انسان بدوى وحشى، هنوز خواب هستند، [26] و اگر وارد حوزه تصور گردند، بدون نیازى به دلیل و استدلال به صورت فطرى مورد تصدیق قرار مىگیرند. [27] همین استعدادها وقتى تربیت مىیابند [28] تبدیل به خوىها وخصلتهاى اکتسابى مىشوند.
واقعیت خوى، عادت و ملکات که محصول تربیت است در کلام استاد با نوعى از تردید همراه است. ایشان پس از اشاره به سخن ارسطو که ملکات را کیفیات نفسانى نه چندان قابل تعریف مىداند، و سخن افلاطون و سقراط که تنها علم و آموزش را درامر اصلاح کافى مىداند، مىفرماید:
(در اینجا، نظریه دیگرى هم مىشود ابرازکرد که به نوعى جمع بین نظریه ارسطو و افلاطون است، و آن این است که ملکات، ازدیاد علم است؛ علم مراتبى دارد، یعنى این چیزى که ما در شعور آگاهمان به آن علم مىگوییم، یک درجهاى از علم است، انسان وقتى زیاد ممارست مىکند بر یک چیز، ملکه مىشود، آن علم است که رسوخ بیشتر پیدا کرده است. علامه طباطبایى بر این مطلب تأکید دارد.) [29]
بر اساس این سخن استاد، تربیت در حقیقت تلاشى است در جهت افزایش ممارست که افزایش آگاهى را در پى دارد، مرتبه بالاى چنین آگاهى، خوى، عادت و ملکه نامیده مىشود.
اهداف و مبانى تربیت
شناسایى و شناساندن هدف تربیت، از سرفصلهاى عمده فلسفه آموزش و پرورش [30] و از عوامل هدایت کننده اقدامات تربیتى به حساب مىآید.
شهید مطهرى، ضمن طرح اهداف حقیقى و خیالى زندگى به این نتیجه مىرسد که آخرین هدف و آرمان اصلى در اسلام جز خدا چیزى دیگرى نیست [31]، سایر هدفها زاییده این هدف [32] و هر کدام منزلى از منازل است نه سر منزل، لذا عبادت هم، چنین است، قرآن مىفرماید: [33]
(اقم الصلوة لذکرى) (طه/14)
نماز را براى یاد و ذکر من به پا دار.
استاد تمام هدفگیرىهاى صحنه زندگى را، بازتاب خداجویى مىشناسد. جهت توضیح هر چه بیشتر مطلب، پاسخ ایشان را به این پرسش که چرا انسان تنوع طلب است مىخوانیم:
(تحلیل صحیح این مطلب این است که انسان اگر به آن چیزى که مطلوب حقیقى و واقعى او است برسد آرام مىگیرد. سرگردانى انسان، ناشى از این است که آن حقیقت را به صورت مبهم مىخواهد و براى او تلاش مىکند. به یک چیز مىرسد خیال مىکند این، همان است، ولى یک مدتى که از نزدیک او را بو مىکند، فطرتش او را رد مىکند، مىرود سراغ چیز دیگر این است که قرآن مىفرماید: (الذین آمنوا و تطمئنّ قلوبهم بذکر اللّه ألابذکر اللّه تطمئنّ القلوب) (رعد/28)، یعنى تنها با یاد خدا دلها آرام مىگیرد.) [34]
ایشان یاد خدا را هدفى مىشناسد که با آبیارى آن، تعقل و احساسات نیز رو به رشد مىگذارند [35] و با کسب درجات قرب پروردگار، علم، قدرت، حیات، اراده، مشیت و نفوذ نیز تکامل پیدا مىکنند. [36]
ییاد خدا همان گونه که هدف اساسى تربیت قرآنى شمرده شده است، اساسى ترین پایه و مبناى نظام تربیتى دین نیز به حساب مىآید، زیرا در تعریف مبانى تربیت آمده است:
(منظور از مبانى آموزش و پرورش، پایههاى اساسى است که آموزش و پرورش بر آنها استوار مىشود.) [37]
آموزش و پرورش داراى چهار پایه یا عامل اساسى است که هم از آنها اثر مىپذیرد و هم در آنها اثر مىگذارد، این چهار پایه عبارتند از: مبانى روان شناسى، مبانى اجتماعى، مبانى فلسفى و مبانى اجتماعى. [38]
بر اساس دو تعبیر بالا، مبناها و فعالیتهاى تربیتى، داراى رابطه زیربنایى و روبنایى و تأثیر و تأثّر متقابل مىباشند.
درمبانى تربیتى مورد قبول استاد که عبارتند از: حس کرامت، حس حقیقت جویى، وجدان جمعى و خداخواهى، دو ویژگى یاد شده به صورت روشن قابل مطالعه هستند و نقش زیربنایى آنها در شکل گیرى نظام و اقدام تربیتى و نیز تأثیر و تأثّر متقابل بین آنها و فعالیتهاى پرورشى، تردید ناپذیر است. این مبانى در نگاه اول، متفاوت و با ماهیتهایى روان شناختى، فلسفى وجامعه شناختى به نظر مىآیند، ولى با دقتى، مطالعه کننده باور مىکند که تمام آنها ماهیت روان شناختى دارند و در نهایت به یک اصل پایهاى برمىگردند که خداگرایى باشد.
انسان و حس کرامت
استاد، حس کرامت را پایه، محور و توجیه کننده ارزشهاى اخلاقى مىشناسد [39] و براین باور است که (شرافت) و (کرامت) ذاتى انسان است و ناآگاهانه آن کرامت را احساس مىکند و بعد در میان کارها و ملکات احساس مىکند که این کار با آن شرافت متناسب هست یا نه، وقتى احساس تناسب و هماهنگى مىکند آن را خیر و فضیلت مىشمرد، و وقتى آن را بر خلاف آن کرامت مىیابد آن را رذیلت مىداند. [40]
قرآن با صراحت مىگوید: (و لقد کرّمنا بنى آدم)
(مقصود این است که ما در خلقت و آفرینش، او را مکرّم قرار دادیم؛ یعنى این کرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرینش او قراردادیم.) [41]
(اسلام وقتى که مىخواهد انسان را به اخلاق نیک فرا خواند، او را به یک نوع درون نگرى دعوت مىکند تا حقیقت وجودى خود را کشف کند، آن گاه احساس کند که پستى با جوهر وجود او سازگار نیست و براساس چنین درکى کارهاى بایسته و انجام دادنى را از کارهاى نبایسته بازشناسد و این است معنى (و نفس و ماسوّاها. فألهمها فجورها و تقواها) (شمس/7 8) [42]
در زمینه ناسازگارى بعد ملکوتى انسان که احساس کرامت را در متن خود دارد با رذیلتها، و سازگارى آن با فضیلتها مىنویسد:
(به آن خود توجه کردن، یعنى حقیقت انسانیت خویش را دریافتن و شهود کردن. وقتى انسان به او توجه مىکند، آن را به عنوان محض حقیقت در مىیابد، چون جوهر او جوهر حقیقت است و با باطل و ضد حقیقتها و پوچها و عدمها ناسازگار است، او با راستى سازگار است، چون راستى حقیقت است و دروغ، چون پوچى و بى حقیقتى است، با او ناسازگار است او از سنخ قدرت و ملکوت است، پس با عجز و ضعف و زبونى ناسازگار است؛ از سنخ علم است، با جهل ناسازگار است؛ از سنخ نور است باظلمت ناسازگار است؛ از سنخ حرّیت و آزادگى است پس با ضد آزادى ها و ذلت و با بردگى اعم از اینکه بخواهد برده انسان دیگرى باشد یا برده شهواتش که با خود اوست، ناسازگار است، از سنخ قداست یعنى تجرد و ماوراى خاکى بودن است، با آلودگىهاى خاکى و طبیعى که انسان بخواهد اسیر طبیعت باشد، ناسازگار است.) [43]
وى بر اساس دادههاى قرآن بر این مطلب نیز تأکید دارد که انسانها حتى مؤمنان به جاى توجه به خود و دستیابى به تکامل، در معرض خطر خودباختگى قرار دارند:
(قل إنّ الخاسرین الذین خسروا أنفسهم) (زمر/15)
بگو زیان کاران حقیقى کسانى هستند که خود را زیان کردهاند.
منشأاین خودباختگى، خود فراموشى است که از فراموش گرفتن خدا سرچشمه مىگیرد، قرآن مىفرماید:
(ولاتکونوا کالذین نسوا اللّه فأنساهم أنفسهم) (حشر/19)
نباشید چون آنها که خدا را فراموش کردند، پس آن گاه خداوند آنها را به فراموش کردن از خودشان واداشت.
اگر انسان خیال کند که خودِ واقعىاش را دریافته است بدون اینکه خدا را دریافته باشد اشتباه کرده، این از اصول معارف قرآن است [44]، همیشه خود را گم کردن، عکس العمل قهرى خدا را گم کردن است. [45]
حسّ حقیقت جویى
حس حقیقتجویى یکى دیگر ازخواستههاى فطرى و پایههاى بناى تکامل و رشد شخصیت انسان است.
استاد مطهرى، این حس را منشأ پیدایش علم و فلسفه مىشناسد [46] و (گویا) انتقال از علت به معلول را نیز از جلوههاى حس حقیقتجویى مىداند که بر اساس آن انسان در جستوجوى خدا برآمده و از علتها به علة العلل رسیده است. [47] انسان با مطالعه طبیعت که مورد سفارش قرآن است به اداره هستى و طبیعت از سوى نیروهاى مافوق طبیعت ایمان پیدا مىکند. [48] و از راه خواندن کتاب خلقت به شناخت خداوند نایل مىگردد. [49] البته در صورتى که خرد انسان از امور حسى، وهمى، خیالى و تعصّبها رهایى یافته و به صفاى لازم رسیده باشد. [50]
(إنّ فى خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولى الألباب)
در خلقت آسمان و زمین، در مشاهده همین پیکر عالم و پوسته و قشر عالم، نشانهها و دلایلى بر روح عالم و لُبّ هستى است، ولى براى کسانى که خود داراى اندیشه باشند.
(الذین یذکرون اللّه قیاماً و قعوداً و على جنوبهم و یتفکّرون فى خلق السموات و الأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار) (آل عمران/191 و190)
آن کسانى که خدا را در دل خود یاد مىکنند، در اندیشه خود با خداى عالم و مرکز و روح عالم ارتباط پیدا مىکند، در همه حال در یاد او هستند، در حالى که ایستادهاند و در حالى که نشستهاند، در حال آسایش و درحال سختى، در همه حال، در نظام عالم فکر مىکنند؛ مىرسند به آنجا که به حرکت غایى و تسخیر موجودات پى مىبرند و مىفهمند که عبث نیست، خودشان عبث آفریده نشدهاند، قیامت و رسیدن نتیجه اعمالى در کار هست. [51]
قرآن مسائلى را به عنوان موضوع تفکر پیشنهاد مىکند که نتیجه مطالعه آنها علوم طبیعى، ریاضى، زیستى، تاریخى و غیر آن است:
(إنّ فى خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التى تجرى فى البحر بما ینفع الناس و ماأنزل اللّه من السماء من ماء فأحیا به الأرض بعد موتها و بثّ فیها من کلّ دابّة و تصریف الریاح و السحاب المسخّر بین السماء و الأرض لآیات لقوم یعقلون) (بقره/164)
در آفرینش آسمان ها و زمین، در گردش شب و روز، در حرکت کشتى بر روى آب، آمدن باران، حیوانات روى زمین، بادها و ابرها، در همه اینها نشانههاى قدرت و حکمت پروردگار است و شناخت نظام آنها انسان را به توحید نزدیک مىکند. [52]
خلاصه سخن اینکه از نردبان حس حقیقت جویى و موضوعات قابل مطالعه در رابطه با آن، مىتوان به غیب و توحید رسید؛ پس بایستى با چنین هدف گیرى به استفاده از آن پرداخت.
وجدان عمومى
استاد مطهرى وجدان عمومىرا نیز یکى از مبانى اخلاقى و تربیتى اسلام مىداند [53] که نه تنها در قالب انسان دوستى که در قالب دوستى اشیاء ظهور پیدا مىکند.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
( زن از دیدگاه شهید مرتضی مطهری )
ازنظر مطهری زندگی اجتماعی آدمی برخلاف زندگی اجتماعی حیوانات همواره دستخوش تغییر وتحول است. طبیعت انسان را بالغ و آزاد و خود سرپرست قرار داده است . انسان راه خود را به کمک عقل وعلم وبا قوانین وضعی می پیماید و به همین دلیل است که در مسیر تکامل خود به فساد و انحراف کشیده میشود . به عقیده مطهری این دو استعداد یعنی استعداد انحراف و استعداد تکامل از یکدیگر تفکیک اپذیر نیستند . دو استعداد بالا انسان را به افراط وتفریط می کشانند . او معتقد است که انسان کوشش میکند با نیروی علم و ابتکار، هم خود را با مظاهر ترقی و پیشرفت زمان هماهنگ کند، و هم جلوی انحرافات زمان را بگیرد . امااین روند همواره در مسیر درست خود حرکت نمیکند و انسان دچار بیماری جمود و جهل میگردد . به عقیده مطهری بیماری اول سکون و توقف ،و بیماری دوم سقوط و انحراف را برای زندگی آدمی به ارمغان می آورد .
مطهری میگوید:
جامد از هر چه نو است متنفر است و جز با کهنه خو نمیگیرد ، و جاهل هرپدیده نو ظهوری را به نام مقتضیات زمان ، به نام تجدد وترقی موجه میشمارد . جامد هر تازهای را فساد و انحراف میخواند و جاهل همه را یک جا به حساب تمدن و توسعه علم و دانش میگذارد .
قطعه بالا در شناسایی دیدگاه اجتهادی مطهری دارای اهمیت است ؛ دیدگاهی که خود او از آن به دیدگاه "اعتدالی " یاد میکند . به این ترتیب نگرش مطهری به مسایل زنان ، نه دیدگاه تجددگرایی محض است ونه نگرش سنتی . چنین طرز تلقیای سبب میشود که مطهری مساله زن رادر عصر کنونی نه رهایی زن در معنای لیبرالی ، بلکه درخانواده بداند .ازاین رو مطهری نقطه عطف بحث خود از جنبش زنان را در کشورهای اسلامی ،حقوق طبیعی خانواده معرفی میکند . به این ترتیب مبنای تمامی تعالیم جنسی و جنسیتی مطهری از قبیل حجاب ، میراث، خواستگاری ،ازدواج و... بر اساس این حقوق تفسیر میشود . اما درک این حقوق خود در گروی فهم مفهوم" طبیعت" ویا" فطرت " است . به این ترتیب شناخت مساله زن ، روش مطالعات زنان ، طبیعت و حقوق طبیعی مهمترین بنیانهای شناخت تعالیم جنسی و جنسیتی مطهری هستند .
مساله زن از نظر مطهری
مطهری در مقدمهای که به کتاب نظام حقوق زن در اسلام در سال 1353 نگاشت، جهتگیری خود را در باره مسایل زنان به خوبی نشان داده است . این مقدمه توضیح مناسبی از دیدگاه اجتهادی مطهری میباشد که ضمن آن پس از تاکید بر توجه به اقتضائات جهان معاصر ، انحراف جنبشهای فمنیستی معاصر را از نظر او آشکارا نشان میدهد . مطهری در این مقدمه اساسی ترین مساله زن را در جامعه معاصر نظام حقوق خانواده میداند . به عقیده مطهری پیدایش شعار آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد ،به عنوان مساله اصلی فمنیسم در دنیای غرب به حوادث سده هفدهم میلادی و بعداز آن بر میگردد . در تفسیر مطهری ، از سده هفده به بعد ، پابه پای نهضتهای علمی وفلسفی ، نهضتی در زمینه مسایل اجتماعی و به نام حقوق بشر پا گرفت . نویسندگان سدههای هفده وهجده عقاید خود در باره حقوق فطری و طبیعی و سلب ناپذیربشر را در میان مردم منتشر کردند . مطهری اصل اساسی مورد توجه این نویسندگان را وجود یک سلسله از حقوق و آزادیهای طبیعی برای انسان میداند . این نهضتهای فکری و اجتماعی ابتدا در انگلستان ،سپس در امریکا وفرانسه ثمرههای خود را آشکار کرد وسپس به تمام نقاط دنیا گسترش یافت. مطهری تحول بعدی را در سده نوزدهم میجوید ؛ زمانی که اندیشههای جدید در زمینه حقوق انسانها در مسایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدیدار شد . این تحولات در نهایت به سوسیالیزم منتهی گشت . مطهری بیان میکند که تا اوایل سده بیستم تمامی تلاشها در زمینه حقوق انسانها مربوط به حقوق ملتها در برابر دولتها یا حقوق طبقه کارگر در برابر طبقه سرمایهدار بود . مطهری بیان میکند که در سده بیستم، برای نخستین بار مساله حقوق زن در برابر حقوق مرد مطرح شد وتساوی زن ومرد اعلام گشت . در جمع بندی مطهری از تحولات سه سده اخیر ، این نکته برجسته است که محور اصلی همه نهضتهای اجتماعی غرب دو مساله آزادی و تساوی است ، واز این روست که او معتقد است که در نهضت حقوق زن در غرب به عنوان ادامه نهضتهای اجتماعی اروپا ،جز از آزادی و تساوی سخنی به میان نیامد . این مساله به نظر مطهری با توجه به وضعیت مرارت بار تاریخ حقوق زن در اروپا تشدید میشود . به این ترتیب پیشگامان نهضت اجتماعی اروپا ، آزادی زن وتساوی حقوق زن ومرد را مکمل و متمم حقوق بشر دانستند . در حالی که به عقیده مطهری آن چه که به فراموشی سپرده شد مساله اساسی نظام حقوق خانواده بود . در تحلیل انتقادی مطهری از نهضت رهایی زن در اروپا ، دلیل غفلت از حقوق خانواده آن است که درجریان این نهضت،داروی تمام بدبختیها و بیچارگیهای زن غربی را از شعار تساوی و آزادی طلب کردند . از این رو تساوی و آزادی زن به عنوان انسان ، براین حقیقت پرده افکند که زن به جهت زنانگی خود ازیک سری مشخصات مخصوص به خود برخوردار است که با ویژگیهای مرد تفاوت میکند . به نظر مطهری، این راز انحراف مساله زن در غرب ، ودلیل انحراف جنبشهای فمنیستی است . به عقیده او توجه به این تفاوتها که بر خاسته از طبیعت متفاوت هر یک از دو جنس مذکر ومونث است، تصحیح کننده مساله زن در جهان اسلام وغرب میباشد بخش نخست تفسیر مطهری از نهضت فمنیسم ،آن جا که توجه به مساله آزادی وخواست تساوی با مرد را موجب غفلت از حقیقت تفاوت میداند ، حاوی نقد فمنیسم لیبرال ، فمنیسم سوسیال و فمنیسم مارکسیستی است، در حالی که بخش اخیرسخنان او ، آنجا که به تحلیل انحراف نهضتهای فمنیستی غربی به دلیل غفلت از بعد انسانی زن وبزرگ نمایی بعد زنانگی زن می پردازد ، حاوی دیدگاه انتقادی مطهری به فمنیسم رادیکال میباشد. مطهری در جای دیگر می گوید زن در جهان گذشته به دلیل غفلت از انسانیتش مورد اجحاف قرار گرفت . ابن سخن نقد عمومی مطهری به دیدگاه سنتی است که واکنش در برابر آن، پیدایش فمنیسمهای لیبرال،سوسیال ومارکسیستی میباشد. در حالی که به عقیده او، زن در عصر حاضر به دلیل چشم پوشی از ویژگیهای زنانهاش، تحت ستم است .این قطعه ، در واقع نقد عمومی مطهری به فمنیسم رادیکال است که ویژگی زنانگی را عامل تعیین کننده جنبش زنان میداند .
اصل اجتهاد و روش مطالعات زنان
مطهری این عقیده را که هر تغییری که در وضعیت اجتماعی و از جمله در وضعیت زنان پیدا شود ، خصوصا اگراز مغرب زمین سرچشمه گرفته باشد ، باید به حساب پیشرفت و تکامل گذاشته شود ، نمیپذیرد و آن را از گمراه کنندهترین افکاری میداند که دامنگیر مردم امروز شده است . او این گمان را رد می کند که چون وسایل و ابزارهای زندگی روز به روز تغییر می کند و کاملتر می گردد و با پیشرفت علم و صنعت ، تمام تغییراتی که در زندگی انسان پیدا می شود ، نوعی پیشرفت است که باید از آن استقبال کرد. به عقیده مطهری زمان همان گونه که پیشروی و تکامل دارد ، به انحراف و فساد نیز کشیده میشود . وضعیت زنان در غرب زمان حاضر، میتواند نمونه خوبی از ادعای بالا، برای مطهری باشد و همان طور که او معتقد است یک مصلح یا جنبش اصلاحی میتواند با قیام بر ضد وضعیت زنان ، آن را اصلاح کند ، یک مرتجع یا حرمت ارتجاعی نیز میتواند با مخالفت با زمان حاضر ،وضعیت زن معاصر را به تباهی و فساد بکشاند . او که از گروه اول به نام جاهلان و از گروه اخیر به نام جامدان نام میبرد، میگوید جاهل و جامد هر دو فرض میگیرند که وضعی که زنان در گذشته داشتند جزو شعایر ومسایل دینی و بر خاسته از آن است و تنها تفاوتی که با هم دارند آن است که جامد نتیجه میگیرد که این شعایر را باید نگهداری کرد و جاهل به این نتیجه میرسد که دین ملازم با کهنه پرستی و علاقه به سکون است . به عقیده مطهری کنش و واکنش دو گروه بالا وضعیت زن را مشکل تر میکند چرا که جمود جامدان موجب میدان دادن به تاخت وتاز جاهلان میشود و جهالت جاهلان ، جامدان را د رعقایدشان متصلب تر میکند .
در واقع این جا مساله زمان و جهت گیری ارزش گذارانه نسبت به آن است که مساله" زن جدید" را پیش میکشد . نظر مطهری نسبت به تغییر، نگاه پیشرفت تک خطی نیست ، از این رو اومیگوید تجددگرایان افراطی ، گویا زمان را "معصوم" گمان میکنند وتغییرات سه سده اخیر در وضعیت زن را به دلیل جدید بودن آن مطلوب میپندارند . برای آنها به عقیده مطهری خوب و بد مفهومی جز نو و کهنه ندارد . این سخن به معنی هواداری از سنت گرایی نیست چرا که کهنه گرایی نیز خود در حقیقت از عقیده به نظریه تکامل خطی بر میخیزد و به معنی عصمت گذشته است . پس در این صورت در برابر مساله زن دردنیای معاصر چه باید کرد ؟ پاسخ مطهری بسیار آشکار است زیرا اسلام با قوانین ثابت و متغیری که دارد با توسعه تمدن و فرهنگ سازگار است و میتواند با وضعیت متغیر زن معاصر انطباق یابد . به اعتقاد مطهری اسلا م از چند روش میتواند به این مهم دست یابد .نخست این که اسلام شاخصهایی برای سیر بشر نصب کرده است . این شاخصها به عقیده او از سویی مسیر و مقصد وضعیت مطلوب زن را ارایه میکند و ازسوی دیگر انحرافها و تباهی های وضعیت موجود را نشان میدهد . او از این سخن نتیجه می گیرد که در اسلام یک وسیله یا یک شکل ظاهری و مادی نمیتوان یافت که جنبه " تقدس " داشته باشد تا مسلمانان موظف به رعایت همیشگی آن باشند. دومین ویژگی قوانین اسلام مربوط به دسته بندی آنها به دو دسته ثابت و متغیر است . این احکام بر حسب دو گونه نیازآدمی وضع شده است . به عقیده مطهری اسلام در باره نیازهای دگرگونی پذیرانسان حالت متغیری اتخاذ کرده است . اسلام اوضاع معاصر زنان را به اصول ثابتی مربوط کرده است ودر نتیجه این ارتباط، آن اصول ثابت در هر وضعی از اوضاع کنونی قانون فرعی خاصی را به وجود می آورد. سومین خصوصیت که به اسلام امکان انطباق تعالیمش با دنیای معاصر را میدهد، رعایت درجه مصالح موجود در دستورهای آن است . به عقیده او اسلام به کارشناسان اسلامی اجازه داده است که با سنجش اهمیت مصلحتها ی گوناگونی که در خلاف جهت یکدیگرپیرامون زندگی زنان پدید میآ یند و با توجه به راهنماییهای خود اسلام درباره این سلسله مراتب مصالح ، آن مصلحت را که مهم تر است انتخاب میکنند . و در نهایت آخرین ویژگی احکام اسلام ،مربوط به قوانینی است که " حق وتو" دارند. این قوانین در وضعیتهای ضرری و حرجی زنان ، احکام ثابت زنان را تعلیق میکنند .
مطهری علاوه بر ویژگیهای مربوط به احکام به دو امرتاثیرگذار اساسی دیگردر مطالعات زنان اشاره میکند . نخست اختیارات حاکم اسلا می در مسایل و معضلات زن معاصر است و سپس اصل اجتهاد . مطهری در جای دیگر اجتهاد را به اجتهاد ممنوع و اجتهاد مشروع تقسیم میکند . با دقت در سخنان مطهری آشکار میگردد که اجتهاد ممنوع در نزد او ، همان قوانین و مقرراتی است که بر اساس احکام اسلام به یکی ازشیوههای فوق الذکر ، وضع نشده باشد . از این رو آموزههای فمنیستی غربی نمیتواند موجه باشد . اما اجتهاد مشروع ، در نزد او، کاربرد تدبر وتعقل در فهم ادله شرعی و با اتکای به یک دسته شایستگیهای علمی بدست میآید . بنابر این ، تعالیم جنسی و جنسیتی اسلام در نزد مطهری ضمن رکون به اقتضائات دنیای معاصر ، میباید به قوانین اسلام به صورت یکی از صورتهای ممکن منقاد باشد .
طبیعت ، فطرت وحقوق طبیعی
مطهری میان سه اصطلاح طبیعت، غریزه وفطرت تفاوت میگذارد . به عقیده مطهری طبیعت معمولا برای اشیای بیجان به کار میرود اما کاربرد آن برای جانداران نیز مجاز است . از نظر او مفهوم طبیعت برای بیان یک خاصیت از خاصیتهای ذاتی یک چیز بیجان یا یک جاندار به کار میرود. به نظر مطهری ،براساس تفکر فلسفی هر یک از موجودات هستی خواصی مربوط به خود دارند که دیگر موجودات از آن بیبهره اند از این رومیباید نیرویی در آنها نهفته باشد که خاستگاه خاصیت مزبور باشند . او، همانند دیگر فیلسوفان اسلامی، این نیرو را که سر منشا خواص یک چیز یا یک موجود است طبیعت یا طبع آن مینامد . اما به عقیده مطهری اصطلاح غریزه ،بیشتر در باره حیوانات به کار میرود . در حالی که کاربرد این مفهوم در انسانها کمتر ، ودر مورد جماد ونبات بدون کاربرد است . سرشت غریزه هر چند هنوز ناشناخته است اما بیانگر یک ویژگی درونی در حیوانات است که راهنمای زندگی آنها میباشد . به عقیده او این حالت د رحیوانات حالتی نیمه آگاهانه است و اکتسابی نیست . و سرانجام مفهوم فطرت مخصوص انسان است . فطرت از نظر مطهری امری تکوینی میباشد . از این رو اکتسابی نیست اما از غریزه آگاهانهتر است ؛ به همین دلیل آدمی به فطریات خود آگاهی دارد. فطرت آدمی همچنین به مسایل مادی محدود نمیگردد بلکه به مسایل انسانی ارتباط مییابد. به رغم اصطلاح شناسی بالا مطهری در مسایل زنان از مفهوم طبیعت در کاربرد عام آن استفاده میکند که شامل اصطلاح فطرت وطبیعت هر دومیشود .
اینک پرسش اصلی آن است که از نظرمطهری طبیعت زن چیست ؟ وبا طبیعت مرد چه تفاوتی دارد ؟ ابتدا باید اذعان کرد که براساس مقدمات بالا، مطهری به تفاوت طبیعت مرد و زن اعتراف دارد .
و همین تفاوت در طبع است که نقشها و وظایف خاصی را برای هر یک از آنها ایجاب میکند . او در جاهای مختلف از آثار خود طبیعت زن را "جلوهنمایی" و " نازیدن" ، و "اسیر محبت مرد بودن" میداند . در حالی که طبیعت مرد بیشتر " نیازمندی " ،" طلب" ، " بنده شهوت " و " خریدار وصال زن بودن " است .
طبیعت، مرد را مظهر طلب وعشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن ومعشوق بودن ... این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد نیاز وطلب و در غریزه زن ناز و جلوه قرار داده است . ضعف جسمانی زن را در مقابل نیرومندی جسمانی مرد ، با این وسیله جبران کرده است .
مطهری می پذیرد که اسلا م برای انسان نوعی شخصیت ذاتی وقابل احترام قایل است ومعتقد است که متناسب با کرامت انسان در متن آفرینش یک سلسله حقوق و آزادیها به اواعطا گشته است. اواذعان دارد که این حقوق نیز مورد پذیرش اسلام میباشد . این دو اصل مطهری را به این نتیجه میرساند که یگانه مرجع صلاحیتدار برای شناسایی حقوق واقعی انسانها کتاب آفرینش است و وضعیت حقوقی زن و مرد در مقابل یکدیگر ، با مراجعه به آن مشخص میشود .ظریهای که ایده طبیعت را به حقوق زنان ربط میدهد این است
از نظر ما حقوق طبیعی و فطری از آنجا پیدا شد ه که دستگاه خلقت با روشن بینی و توجه به هدف ، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها در وجود آنها نهفته است سوق میدهد .
هر استعداد طبیعی مبنای یک "حق طبیعی " است و یک "سند طبیعی" برای آن به شمار میآید .
به عقیده مطهری دستگاه خلقت هر نوعی از انواع موجودات را بر پایه اصل عدل ، در مداری مخصوص به خود او قرار داده است و سعادت او در آن قرار که در مدار طبیعی خودش حرکت کند . مطهری معتقد است دستگاه آفرینش در این کار خود هدف دارد وآنها را از روی بیخبری انجام نمی دهد . از این رو حقوق خانواده مانند دیگر حقوق طبیعی باید در طبیعت جست وجو شود .
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
انقلاب اسلامی و جهانی سازی اسلام
مقدمه:
انقلاب اسلامی ایران تنها برای بهبود وضع معاش مردم شکل نگرفت، بلکه فراتر از این، یک ماهیت ارزشی و دینی دارد و از اینرو، اساسی ترین وصف انقلاب ایران، اسلامی بودن آن است، در این نوشتار، به راه های جهانی سازی انقلاب اسلامی ایران برای رسیدن به یک تمدن اسلامی اشاره خواهیم داشت.
انقلاب دینی نمودار تفکر معنوی دستاوردهای انقلاب در زمینه های گوناگونی قابل پژوهش و بررسی است. اما با توجه به ماهیت دینی انقلاب اسلامی، آثار تربیتی و فکری آن بیش از همه اهمیت پیدا می کند. اگر انقلاب اسلامی فقط موجب ارتقای وضع معاش مردم شده و نوع حکومت را از دیکتاتوری به نوعی دیگر که قابل تحمل تر باشد تغییر می داد، چندان نمی شد روی کامیابی آن اصرار ورزید؛ زیرا از انقلابی که وصف لازم آن اسلامی است انتظاراتی فراتر از این می رود.
راههای جهانی سازی اسلام :
انقلاب اسلامی ایران، پدیده ای بی همتا بود که از پیش، تحلیلی برای آن وجود نداشت و حتی مبانی و مقدمات شناخت آن از اندیشه های جدید، غایب بود. البته کسانی مثل «آرنولدتوین بی»(1) به جایگاه معنویت در حیات و تمدن بشری نیم نگاهی انداخته و تهی شدن از معنویت را موجب زوال آن می دانستند و معتقد بودند تمدن آینده از جایی غیراز غرب باید سربرآورد. اما این مختصر، برای انقلابی عظیم با آثار سرشار و جاری بسیارش، به هیچ وجه کافی نبود.
این انقلاب، با بازگشت به حقایق فراموش شده فطری، دین را در منظر اندیشه بشری پررنگ و برجسته کرد و در دو سطح ملی و جهانی چاره ای باقی نگذاشت، مگر این که رویکردی نوین به دین، معنویت، انسان و جهان پدید آید.
انقلاب اسلامی در حقیقت نوعی اندیشه بر مبنای جهان بینی معنوی و متفاوت با علم و تکنولوژی رایج بر پایه جهان بینی مادی را از مغرب تاریخ حقیقت و مشرق جغرافیای گیتی به طلوع کشاند و انسان، جهان، جامعه و تاریخ را با روی و نمای الهی موضوع دانش و اندیشه قرارداد.
نتیجه این رویکرد، تأمین مبانی تازه ای برای دانش و فضاها و شیوه های دست نخورده ای برای اندیشه بوده است.
این انقلاب، تنها تحولی در جامعه و نظام سیاسی و اقتصادی آن نیست، بلکه دگرگونی در کیفیت حیات فردی و اجتماعی، اصلی ترین شاخص انقلاب اسلامی است که با گشودن راه هدایت و ایجاد معرفت متعالی و راستین، صورت واقعی خود را می یابد و می بالد.
انقلاب اسلامی، نمودار اندیشه ای معنوی است که می تواند رنجوری و ناتوانی علم و تکنولوژی را در ساختن تمدن طلایی برای انسان ها برطرف کند. اندیشه معنوی و پاکی که از طریق انقلاب اسلامی در قلب تاریخ رسوخ کرد، منظری سبز و روشن به روی حیات بشری گشود که در چشم انداز آن، ظهور منجی جهانی، بسیار نزدیک به چشم می آید.
بنابراین، پرسش از چیستی و چرایی دستاوردهای انقلاب اسلامی در قلمرو اندیشه، دو پیامد ارجمند به دنبال دارد؛ 1- پاسخ به چیستی آن، گستره اثرگذاری انقلاب اسلامی در راستای اهداف اصیل و اولیه آن را تبیین می کند. 2- پاسخ به چرایی، راه شکوفایی و توسعه ثمربرداری در این عرصه را فراخ می سازد.
زلزله ای در اندیشه های جهانی انقلاب اسلامی، کاستی و ناراستی بسیاری از نظریات را در حوزه علوم اجتماعی و علوم سیاسی آشکار کرد که در ادامه، به مواردی از آنها، فهرست وار اشاره می شود.
1- نظریه های مارکسیستی درباره انقلاب، با انقلاب اسلامی ایران زیر سؤال رفت؛ زیرا تاریخچه محتومی که در این نظریات برای انقلاب ها نوشته شده بود، در انقلاب اسلامی رخ نداد. مارکسیسم، سیر جوامع را از کشاورزی به سرمایه داری و پس از انقلاب، رسیدن به جامعه کمونیستی می دانست. انقلاب اسلامی ایران برخلاف این سیر، از بافت سنتی به انقلاب غیرکمونیستی رسید.(2) همچنین، اعتقاد به این که دین افیون ملت هاست، با خروش دینی مردم انقلابی ایران، تهی و تباه شد.
حتی نظریه پردازان مارکسیسم ساختارگرا نظیر «تدااسکاچ پل» در کتاب دولت
تحصیل دار و اسلام شیعی که می کوشیدند نظریه مارکسیستی انقلاب را بازسازی و اصلاح کنند، در برابر انقلاب ایران به ضعف تحلیل های خود اعتراف کردند.
«تدا اسکاچ پل»، از متفکران مارکسیسم ساختارگرا معتقد بود، یک انقلاب سیاسی، با تغییر حکومت، بدون تغییر در ساختارهای اجتماعی صورت می گیرد و در این انقلاب، منازعات طبقاتی نقشی ندارد. اما یک انقلاب اجتماعی عبارت است از انتقال سریع و اساسی دولت و ساختارهای طبقاتی یک جامعه که اغتشاشات طبقاتی از پایین جامعه همراهی و در بخشی حمل می شود. چنین انقلابی در شرایط ویژه اجتماعی ساختاری و بین المللی صورت می پذیرد. مثلاً فشار سیاسی بین المللی یا شکست دولت در یک جنگ نظامی. (3) اما انقلاب ایران نشان داد که بدون مبنا بودن موضوع طبقات و کشمکش و تضاد میان آنها، بلکه باقدرت فکر و فرهنگ اسلام شیعی و بدون شرایط خاص بین المللی، به پیروزی رسید؛ انقلاب سیاسی اجتماعی که هم روابط قدرت را دگرگون کرد و هم در ساختار اجتماعی و نهادهای آن تحولی ژرف پدید آورد و حتی بر معادلات و روابط بین المللی نیز آثار قابل توجهی برجای نهاد.
2- نظریه پردازانی که انقلاب ها را براساس سیستم اقتصاد جهانی تحلیل می کردند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عناصری چون: فرهنگ، ایدئولوژی، رهبری و دین را بیشتر مورد توجه قرار دادند. (4)
3- تئوری ولایت فقیه، با انقلاب اسلامی وارد اندیشه های سیاسی شد و پژوهش های گسترده ای را دراین وادی رقم زد، تا جایی که امروز، مطالعه نظریه های دولت، بدون شناخت نظریه ولایت فقیه ناقص می ماند.
4- تأثیر بسزای انقلاب اسلامی بر نظریه های جامعه شناسی دین، اهمیت فراوانی دارد. بیش از این دین را در فرایند افسون زدایی از جامعه و تحقق عقلانیت و بلوغ عقلی در سیر تکامل خطی جامعه، روبه کاهش می دیدند(5). ولی انقلاب اسلامی، تکاپویی کامیاب بر خلاف همه این اندیشه های خام بود.
5- رواج اندیشه های اسلام خواهی در بین مسلمین، تقویت و تعمیق بیداری اسلامی، پدید آمدن جنبش های اسلامی در کشورهای عربی و خاورمیانه (6) و رشد اسلام گرایی در غرب و شرق دور، همه و همه، از کارکردها و رهاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه اندیشه و تحولاتی است که در تفکرات مردمان و فراتر از جغرافیای سیاسی این انقلاب رخ داده است.
هزار ساغر آب حیات پس از انقلاب اسلامی، با کانونی شدن اسلام در داخل کشور، به طور طبیعی و منطقی، توجه و تفکر اندیشمندان به اسلام افزایش یافت و بحث های علمی دراین باره، امروز ما را به جایی رسانده است که از جنبش نرم افزاری و نظریه پردازی براساس مبانی دینی در حوزه علوم انسانی سخن می گوییم و هسته های نوپژوه و پویا به منظور تولید دانش، به تکاپو افتاده اند و این اساسی ترین مرحله تمدن سازی و تحول تاریخ است که انقلاب اسلامی آن را پدید آورده و می رود تا بر تمامی اندیشه کفرآمیز و دانش های برآمده از آن خط بطلان بکشد.
انقلاب اسلامی، واقعه ای بود که علوم انسانی را در دو بعد اثباتی و آرمانی به جهش رساند و روح تازه ای در آنها دمید. پس از انقلاب اسلامی می توان از حکومت اسلامی و سازوکارها و نهادها و روابط قدرت در آن سخن گفت و حکومت آرمانی اسلام را نیز به عنوان آرزویی دست یافتنی ترسیم کرد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
دروغ در دیندارى
دروغ در فضایل اخلاقى
در کمالات روحى سه جور دروغ تصور مىشود:
یکى آن است که دروغ گو مىداند که فاقد فضیلت است و به دروغ، ادعاى داشتنفضیلت دارد; مىداند که عاطفه ندارد، ولى ادعاى عاطفه مىکند.
دیگر آن که حقیقت فضیلت را به درستى ندانسته و در تشخیص مصداق، اشتباهمىکند و دعوى داشتن فضیلت دارد. حسود است و به شخصیتى حسد مىورزد، ولىحسادت خود را تنفر از ریا کارى و عوام فریبى مىپندارد.
سوم آن که حقیقت فضیلت را به خوبى مىداند و خودش هم فاقد آن است، ولىزیادى خود خواهى و شدت خود پسندى موجب مىشود که خود را داراى آنفضیلتبداند. او اگر وجدان خود را حاکم قرار دهد، پى مىبرد که داراى آن فضیلتنمىباشد، ولى چیزى که در میان افراد خود پسند یافت نمىشود وجدان مىباشد وبس; خود خواهى راه حقیقت و سعادت را بر این دسته بسته است.
معمولا خود پسندى، بیشتر در کسانى یافت مىشود که تا حدى در موقعیتى کهدارند موفقیتى به دست آورده باشند، هر چند آن موفقیت، کوچک باشد و خودشانهم در پیدایش آن، چندان سهیم نباشند، بلکه آن را اوضاع و احوال خانوادگى یا محلىایجاد کرده باشد.
دروغ در ایمان
عربهایى به حضور رسول خداصلى الله علیه وآله شرفیاب مىشدند و ادعاى ایمان مىکردند.آنها یا حقیقت ایمان را نمىدانستند و یا اگر مىدانستند، خود پسندى، آنها را دچاراشتباه کرده بود و چنین مىپنداشتند که ایمان دارند. خداى در قرآن ادعاى آنان راتکذیب مىکند و از طریق پیامبرش مخاطبشان قرار داده و مىگوید: هنوز ایمان دردلهاى شما داخل نشده است:
قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا، و لما یدخل الایمان فىقلوبکم.
سپس قرآن معناى ایمان را بیان مىکند:
«انما المؤمنون الذین آمنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم وانفسهم فى سبیل الله اولئک هم الصادقون; .
مردم با ایمان کسانى هستند که به خداى و پیامبرش ایمان آوردند و به دیگران گمان بدنبردند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند; آنها راست گو مىباشند و بس.
یعنى اگر این گونه مردم، ادعاى ایمان کنند، راست مىگویند، چون حقیقت ایمانرا واجدند و از این سعادت برخوردار و گرنه عرب بیابانى را که کارش دزدى ویغماگرى بوده، با ایمان چهکار. از این که قرآن معناى ایمان را بیان کرده، ممکن استاستفاده بشود که دروغ عربها در ایمان، بر اثر ندانستن ماهیت ایمان بوده است.
دروغ با خدا
کسى که نماز مىخواند، در سوره حمد، خداى بزرگ را مخاطب قرار داده ومىگوید: فقط تو را عبادت مىکنم. اگر این سخن را به راستى بگوید، خوشا به حالشکه به عالىترین مقام رسیده است، ولى بدبختانه بسیارى از ما مسلمانها چنیننیستیم، خدا را عبادت نمىکنیم، بلکه دنیا را عبادت مىکنیم، آن وقتبه خداى بزرگمىگوییم: تو را عبادت مىکنیم. گاهى نیز در عبادتهاى ناچیزمان براى خدا شریکقائل مىشویم، ولى به حضرتش عرض مىکنیم: فقط تو را عبادت مىکنیم نه کس دگررا. بسیارى از مسلمانان در حال نماز متوجه خدا نیستند، دل در جاى دیگر دارند، ولىبا زبان به خدا مىگویند: فقط تو را عبادت مىکنیم.
براى رسیدن به منظورى به هزاران در مىزنیم، حتى براى نوکرى بیگانگان آمادهمىشویم، به زشتترین عملها تن در مىدهیم، از شرافت، مردانگى، عفت، بلکه ازناموس خود، براى رسیدن به پشیزى یا به مقامى صرف نظر مىکنیم،آن وقت در حالنماز به خداى مىگوییم: فقط از تو کمک مىخواهیم.
دروغ در بیم و امید
یکى از صفات مسلمانى آن است که مسلمان همیشه به رحمت الهى امیدوار باشدو در عین حال از غضب حضرتش بیمناک.
امیدوارى کار دل است و اثرش از رفتار و کردار ظاهر مىگردد; کسى که اثرى ازامید در گفتار و رفتارش نیست، نبایستى به دروغ ادعاى امید کند. بیمناک بودن نیز ازصفات دل است که از رنگ چهره و خصوصیات احوال، آشکار مىگردد. کسى که ازغضب خداى بزرگ بترسد، چگونه جرات مىکند که به محرمات الهى و کارهاى ناروانزدیک شود؟ امیر المؤمنینعلیه السلام پیوسته مىفرمود:
«از دروغ بپرهیزید! هر کسى امیدوار باشد در پى امید، روان است و هر کسى کههراسان باشد از آن چه مىترسد گریزان خواهد بود.»
در شیعه بودن
یک پنجم مسلمانان جهان را شیعه على مىگویند. شیعیان در کشورهاى مختلفاسلامى، پراکنده هستند و محکوم قدرتهاى کشورها هستند. شیعیان ایران چند صدسال بود که از خود حکومتى نداشتند و در زیر سلطه اهل سنتبودند. همه چیز از آنسنیان بود و شیعیان فاقد همه چیز بودند و بدین حال روزگارانى را در محدودیتمىگذراندند، ولى در حدود چهار صد سال است (از زمان شاه اسماعیل صفوى کهحکومت ایران در دستشیعه قرار گرفت) آنها توانستند مراسم دینى خود را بهآزادى انجام دهند.
از آن موقع کشور ایران، به نام کشور شیعه خوانده شد و ملت ایران را ملتشیعهنامیدند. در میان عربهاى سنى مذهب، هر وقتبگویند عجمى، یعنى شیعى; حالآیا واقعا چنین است و ما ایرانىها حقیقتا شیعه هستیم و در این ادعا راست گوبه شمار مىآییم یا نه؟
بهتر آن است که پاسخ این پرسش را نداده و ببینیم گذشتگان ما هنگامى که درحضور اولیاى خدا این ادعا را مىکردند، با چه وضعى رو به رو مىشدند و چهمىشنیدند; اینک چند نمونه:
معرفى رسول خداصلى الله علیه وآله از شیعه
مردى خدمت رسول خداصلى الله علیه وآله عرض کرد: فلان کس به ناموس همسایهاشنگاه مىکند و اگر موقعیتى براى او دست دهد، از عمل ناروا هم هراسىندارد.
پیغمبر اسلام در خشم شد وامر به احضار او کرد. شخصى که در حضور مقدسشحاضر بود، عرض کرد: او از شیعیان شماست و به دوستى حضرتت و برادرت علىافتخار دارد و از دشمنان شما متنفر و بیزار است. پیغمبر اسلام فرمود:
مگو که او از شیعیان ماست، زیرا دروغ است. شیعه ما کسى است که بهدنبال ما بیاید و از ما پیروى کند و این که در مورد این مرد گفته شد، کار مانیست.
معرفى امام مجتبىعلیه السلام
مردى خدمت نور دیده رسول خداصلى الله علیه وآله شرفیاب شد و عرض کرد: من از شیعیانشما هستم.
امام دوم، حضرت مجتبىعلیه السلام به وى فرمود: اگر مطیع اوامر و نواهى ما هستى،راست گفتى و اگر غیر از این باشى، بر گناهان خویش افزودهاى. هیچ وقت مقامىعالیى را که دارا نیستى، ادعا مکن و مگوى از شیعیان شمایم، ولى بگوى از دوستانشمایم و دشمن دشمنهاى شما هستم.
معرفى امام حسینعلیه السلام
دیگرى به حضور سید الشهداعلیه السلام عرض کرد: یابن رسول الله! من از شیعیانشمایم.
امام سوم فرمود: از خداى بترس و ادعایى مکن که خداى به تو بگوید: دروغمىگویى. شیعیان ما کسانى هستند که دلهاى آنها از هر آلودگى و زنگ و دغل پاکیزهمىباشد، ولى بگوى: من از دوستان شما هستم. (3) .
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
دروس آمادگی
ضرورت تشکیلات اسلامی
ضرورت تشکیلات
مقدمه انسان، موجودی است سرشار از استعدادها ونیروهای خلاق، درعین حال، وجودی انسان مجموعه ای است از تمایلات انسانی و حیوانی هر دو.
روشن است که آن استعدادها و این تمایلات (چه انسانی و چه حیوانی) باید درجهت صحیح قرار گیرند تا انسان موجودی با رورو مثبت باشد، و اگر وسیله ای برای پرورش استعدادها و جهت دادن به تمایلات مختلف انسان وجود نداشته باشد، چه بسا این موجود که خدا او را بهترین مخلوقات میداند در مسیری قرار گیرد که نه تنها منطبق با مسیر صحیح انسانیت نیست، بلکه با آن درتضاد هم هست.
فلسفه ارسال رسل از سوی خدای تعالی همین است. پیامبران کارشان این است که انسان را در مسیر حق قرار می دهند و با شکوفا کردن استعدادهای او جهت دادن به تمایلاتش به او کمک می کنند تا همه نیروها و توانش را بر اساسی صحیح و متعادل و متناسب با آفرینش و قوانین الهی بکار گیرد و موجودی باشد قائو به قسط.[1]
در ادامه راه پیامبران کسانیکه می خواهند انسانها همواره از حداقل توان و استعداد خود حداکثر بهره برداریها را به عمل آورند و نگذارند ذره ای از این نیروها هدر بروند باید بدنبال ابزاری باشند که قدرت شکل دادن به نیروها را داشته باشد و بتواند ازکنار هم قرار دادن قطره ها دریایی پدید آورد زیرا کنده ها اجتماعی بسازد.این بس نیست که به استعدادهای آدمی شکوفائی و به تمایلات انسانها جهت داده شود. باید استعدادهای شکوفا شده و تمایلات جهت داده شده را شکل داد و از مجموعه متشکل این استعدادها ونیروها که همچون قطره های پراکنده هستند و از هر کدام جدا جدا کاری ساخته نیست دریایی بوجود آورد که دشتهای تشنه را سیرب می کند و سیلی پدیدار کرد که خروشان میرود و همه موانع را از سر راه انسان و تکامل جامعه بشری بر می دارد.
نقش هر مسلمان آگاه و متعهدی در هر زمان و هر مکانی اینست که در ادامه راه پیامبران رسالت آنها را به عهده بگیرد و برای هدایت انسانهای دیگر و تبدیل نیروهای پراکنده آنها به نیرویی قوی و پر توان لحظه ای باز نایستد. بدین ترتیب، هر مسلمان متعهدی باید جذب تشکیلاتی شود که قدرت جهت دادن و سازماندهی نیروهای انسانی را دارد و می تواند به این رسالت بزرگ عمل کند. و اگر چنین تشکیلاتی وجود نداشته باشد براینگونه افراد است که در مورد بوجود آوردن آن باشند و اگر وجود دارد ضعیف است باید با تلاش و کوشش خود آن را تقویت و نارسائیهایش را برطرف سازند. به هر حال، رسالت انسانی و الهی هر مسلمانی ایجاب میکند که همواره با پویایی در پی تحقق این هدف باشد و روشن است که وقتی چیزی به عنوان رسالت شناخته شد ذره ای درنگ نسبت به آن جایز نیست.
بدین ترتیب،کارهای اساسی یک تشکیلات برای پی گیری به هدف عالی پیامبران در رساندن انسان به تکامل معنوی عبارتند از :
1- بالفعل کردن نیروهای بالقوه
2- جهت دادن به تمایلات انسانها
3- شتاب دادن به نیروهای راکد و کم و کار
4- جلوگیری ازانحراف و هدر رفتن نیروها
5- شناسائی نیروها و استعدادها
6- تبدیل نیروهای پراکنده و ایستا به نیروئی مجتمع و پویا و پرتحرک
برای اینکه روشن شود چنین بینشی بهیچوجه بریده از قانون طبیعت و آفرینش و حتی تشریع الهی نیست، لازم است ضرورت نظم و تشکیلات را در دو بخش از دو دیدگاه بررسی کنیم :
1- از دیدگاه قانون طبیعت و آفرینش
2- از دیدگاه قرآن و سنت
الف) تشکیل از دیدگاه قانون طبیعت و آفرینش
دریک نگرش ابتدایی، آنچه را که در درون و برون از کران تا کران گیتی مشاهده می کنیم، آنچه را که در سلولها و اتمها و در کهکشانها و ... می بینیم نظم است و بس.
همه جا حرکت است و دوام حرکتها وابسته به نظم و حساب و شکلی است که آن حرکتها دارند.
به عنوان مثال باید اگر یک دانه اتم را در نظر بگیریم حرکت الکترونها بدور هسته اتم دارای مداری مشخص و منظم است که کوچکترین تخلفی از این مدار بوجود آید، سقوط الکترون هسته را به دنبال داشته و انفجار اتم حتمی است.
در نظام کهکشان ها این بحث کاملاً مصداق دارد و در رابطه با سلولها این قضیه صادق است. اگرسلولی کار خود را انجام ندهد، اگرگلبولی به وظیفه خود عمل نکند، اگر عضوی در مداری که برایش تعیین شده حرکت نکند و نظم حاکم را رعایت ننماید باعث به هم خوردن تعادل موجود گشته و انهدام را به دنبال خواهد داشت.
به خوبی روشن است که نظم داشتن یعنی تبعیت از یک شکل خاص.
الکتروین شکلی دارد که بر مبنای همان شکل حرکت می کند، گلبولهای خود شکلی دارند که بر مبنای همان شکل و نظم حرکت می کند.
همه شکل و نظم موجود در جهان را به عنوان یک واقعیت قبول دارند. تشکل عبارتست از : ارتباط منظم دو پدیده یا بیشتر با یکدیگر و طبیعی است که محصول این ارتباط علاوه بر اینکه خواص اجزاء تشکیل دهنده خود را داراست، ازخاصیت دیگری که نتیجه همان ارتباط منظم می باشد نیز برخوردار است.
چند خط در ارتباط با هم متشکل می شوند و شکلی چون مربع را بوجود میآورند. مربع اینکه خواص خط را دارد خواص نقطه و خواص چهارضعلی و ... را هم دارد.
نهادیکه محصول این تشکل می باشد، تشکیلات نامیده می شود و می بینیم که جهان پدیده در کل، یک تشکل دقیق را بنمایش می گذارد.
تشکل در جهان خلفت
در طبیعت و در سراسر عامل خلفت نظم و همگونی و یک جهتی را به خوبی می یابیم به گونه ای که جهان به صورت یک مجموعه مرتبط و متشکل و تسلیم امر مولاوخا نقش و در مسیر هدفی که الله معین کرده و در حرکت جریان دیده می شود.
ذالک تقدیر العزیز العلیم
اینکه در تمام جهان خلفت نظم و تشکل و ارتباط و حرکت جهت دار برقرار است، نشانه آنست که انسان نیز جزئی از این عالم می باشد باید در حرکت خود از نظم و تشکل برخوردار باشد. زیرا اگر حرکتش منظم و حساب شده و با نگرشی عمیق به ابعاد کار و مواقع و امکانات نباشد سخت با خطر شکست روبروست و هر انسان عاقلی می داند که حرکت منظم و حساب شده و جهت دار و هماهنگ سریعتر از هر حرکت دیگری به نتیجه و موافقیت می رسد.
ب) تشکل از دیدگاه قرآن و سنت
تشکل یا تحزب، یعنی فعالیت وحرکت هماهنگ نیروهای هم سو و هم جهت وهم هدف در چهار هدف یک تشکیلات و سازماندهی مشخص ضرورت چنین چیزی برای مردمی که می خواهند آرمانهایشان را در جامعه ای که در آن زندگی می کنند تحقق بخشند از بدیهیات اولیه است و نیازی به استدلال ندارد. اما بی نیازی از استدلال سبب بی نیازی از تذکر نمی شود. به همین جهت لازم است به چند نکته در این رابطه اشاره شود :
1- انسان موجودی است که در ابتدایی ترین واحدهایش برای انجام ابتدایی ترین کارها به نظم و سازماندهی روی آور می شود. یک خانواده که کوچکترین واحد بشری است برای بهتر اداره شدن به تقسیم کار بین افراد و وظیفه شناسی هر یک از آنان نیازمند است و افراد خانواده هم بطور طبیعی از چنین نظمی استقبال می کنند. شاید طبیعی بودن این مسئله برای انسانها به این جهت باشد که فطرت بشر چیزی جدا از جهان آفرینش نیست و از آنجا که در طبیعت و جهان خلفت چیزی جز نظم مشاهده نمی شود.
نیازی انسان به نظم و سازماندهی آنقدر عمیق است که حتی درکارهای شخصی هم این نیاز بهچشم می خورد تا آنجا که بخش عمده ای از سخنان ائمه اطهار علیهم السلام به همین مسئله اختصاص یافته و در حالت رسیده از آن بزرگان به این نکته توجه خاصی می شده است.
2- از محدوده کارهای شخصی و واحدهای کوچکی از قبیل خانوادهکه بگذریم و به محیطها و واحدهای بزرگتر و بازتر بیابیم با ضرورت گروهی کردن کارها و برخورداری از نظم و سازماندهی و اجتناب از کارهای فردی بنحو چشم گیرتری برخورد می کنیم، تا آنجا که اصولاً در کارهای بزرگ بدون تقسیم کار و اداره براساس برنامه تنظیم شده و مشخصی به هیچوجه امکان پذیر نیست. چگونگی اداره کارگاهها، کارخانه ها، ادارات، بانکها و هر کار دیگراجتماعی به روشنی نشان میدهند که انجام این امور به هیچوجه منهای سازماندهی امکان پذیر نیست برای اداره یک کارگاه اگر ده برابر افراد مورد نیاز آن کارگاه در آنجا جمع شوند امکان ندارد بتواند بدون سازماندهی و اینکه مشخص شود هرکسی چه کاری را باید انجام دهد حتی از عهده یک صدم کاری که آن افراد کم کارگاه با سازماندهی و نظم حاکم بر آنجا انجام میدهند برآیند.
3- در امور سیاسی هم مانند همه امور مربوط به شئون زندگی انسان مطلب به همین شکل است.اگر بهترین سیاسیتمداران جهان جدا از همدیگر بیشترین تلاشها را بکنندنمیتوانندجامعه رابه سوی هدفی که در نظر دارند ببرند هر چند تعدادشان بسیار زیاد باشد. ولی اگرهمین افراد در کنار هم قرار بگیرند و براساس سازماندهی مشخصی حرکت کنند بی تردید بیشترین موفقیت را به دست خواهند آورد. فلسفه تشکیل احزاب و ایجاد تشکیلات سیاسی در جهان هم در اصل همین بوده است. بگذریم از این که بیشتر احزاب و گروهها و سازمانهای سیاسی جهان عملاً کارآیی های تشکیلاتی خود را در خدمت اهداف ناسالم قرار داده و از آن به نفع انسانیت و در جهت تکامل معنوی جوامع بشری بهره برداری نکردند. سخن ما این است که علیرغم بهره برداریهای ناروائی که تاکنون از قدرت و کارآئی تشکیلات در جهان شده است، ما باید از این وسیله پرتوان و کارساز به نفع اهداف اسلامی و انسانی خود بهره برداری کنیم تا هم جامعه بشری را به سوی تکامل معنوی سوق دهیم و هم ثابت کنیم که نباید از نیروهای متشکل انسانها علیه آنها بهره گرفت، بلکه می توان و باید این قدرت زائیده از تشکل مردم را در خدمت رشد و تعالی خود آنها و به ثمر رسیدن آرمانهای انسانی به کار گرفت.
4- در قرآن کریم، این کتاب الهی که بزرگترین هدفش هدایت بشر و رشد تعالی او است، هم تکیه خاصی نسبت به تشکل و تحزب به عمل آمده است. خدای تعالی کمتر مسئله ای را در قرآن این چنین با تأکید مورد توجه قرار داده است. تأکیدهایی از نوع تأکیدی که در قرآن کریم نسبت به ضرورت تجزب و تشکل آمده است همواره نشانه اهمیت فوق العاده مسئله مورد تأکید می باشد. در تأکید بر ضرورت تشکل و تحزب در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که در اینجا به نمونه هایی از آنها اکتفا می کنیم:
آیه 46 سوره سبا : قل انما اعظم بواحده ان تقوموا الله مثنی و فرادی... ای پیامبر به مردم بگو شما را به یک چیز توصیه میکنم و آن اینست که برای خدا به صورت دسته جمعی وفردی قیام کنید....
در این آیه سه نکته مهم باید درارتباط باتحزب توجه شود:
نکته اول اینست که خدای تعالی به پیامبر امر می کند مطلب مورد نظر در این آیه را به عنوان تنها توصیه اش به مردم گوشزد نماید. توضیح این مطلب دراینجا ضروت دارد که مقصود از تنها توصیه این نیست که پیامیر توصیه دیگری به مردم ندارد و رسالت آن حضرت فقط به همین توصیه خلاصه میشود، بلکه مقصود اینست که این یکی از توصیه های مهم است که در یکی از مراحل به عنوان تنها توصیه از آن یاد شده است. بنابراین یکی از نکانی که باید از این آیه به یاد داشته باشیم اینست که آنچه در این آیه آمده است از مسائل مهمی است که قرآن برای آن حساب خاصی قائل است.
نکته دوم اینست که : قیام باید برای خدا باشد (ان تقوموالله) و نه برای کسی یا چیزی دیگرو همین طور نه برای خدا و کسی یا چیز دیگری با هم، این خود نکته مهمی است که در همین نوشتار مستقلاً به آن خواهیم پرداخت.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
ناگفته پیداست که تواضع و فروتنى نقطه مقابل تکبر و فخرفروشى است و جدا سازى بحثهاى کامل این دو از یکدیگر مشکل یا غیر ممکن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامى و هم در کلمات بزرگان اخلاق این دو به یکدیگر آمیخته شده است، نکوهش از یکى ملازم تمجید و ستایش از دیگرى است و ستایش از یکى همراه با نکوهش از دیگرى مىباشد، درست مثل اینکه بحثهاى مربوط به ستایش و تمجید از علم جداى از نکوهش از جهل نیست و نکوهش از جهل همراه ستایش علم است.
با این حال مفهوم این سخن آن نیست که ما بحثهاى مربوط به تواضع را نادیده گرفته و به آنچه در بحث زشتى تکبر و استکبار گفتیم بسنده کنیم. بخصوص اینکه نسبتبین تکبر و تواضع به اصطلاح نسبت میان ضدین است نه وجود و عدم. هم تکبر یک صفت وجودى است و هم تواضع و هر دو در مقابل یکدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم که سخن از یکى الزاما همراه با نفى دیگرى باشد.
در روایات اسلامى نیز به این معنى اشاره شده است از جمله از على(ع) مىخوانیم: «ضادوا الکبر بالتواضع; به وسیله تواضع با تکبر که ضد آن است مقابله کنید».
با این اشاره به قرآن باز مىگردیم و آیات مربوط به مساله تواضع را گلچین کرده، مورد بررسى قرار مىدهیم(هر چند آیاتى که به کنایه یا به ملازمه به آن اشاره مىکند بیش از اینها است).
1- یایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتى الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة على المؤمنین اعزة على الکافرین... (سورهمائده،آیه54)
2- و عباد الرحمن الذین یمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما (سورهفرقان،آیه63)
3- واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین (سورهشعراء،آیه215)
ترجمه
1- اى کسانى که ایمان آوردهاید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد(به خدا زیانى نمىرساند;) خداوند به زودى جمعیتى را مىآورد که آنها را دوست دارد و آنان(نیز) او را دوست دارند; در برابر مؤمنان متواضع، در برابر کافران سرسخت و نیرومندند.
2- بندگان(خاص خداوند) رحمان، کسانى هستند که با آرامش و بى تکبر بر زمین راه مىروند; و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مىگویند(و با بى اعتنایى و بزرگوارى مىگذرند).
3- (اى پیامبر) بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پیروى مىکنند بگستر(و نسبتبه آنها تواضع و مهربانى کن).
تفسیر و جمعبندى
در نخستین آیه مورد بحثسخن از گروهى از مؤمنان به میان آمده که مشمول فضل و عنایات الهى هستند هم خدا را دوست مىدارند و هم محبوب پروردگارند.
یکى از اوصاف بارز آنها این است که در برابر مؤمنان متواضعند: (اذلة على المؤمنین) و در برابر کافران نیرومند و قوى هستند (اعزة على الکافرین).
«اذلة» جمع «ذلول» و «ذلیل» از ماده «ذل» (بر وزن حر) در اصل به معنى نرمى و ملایمت و تسلیم است در حالى که «اعزة» جمع «عزیز» از ماده «عزة» به معنى شدت است، حیوانات رام را «ذلول» مىگویند چون ملایم و تسلیمند و «تذلیل» در آیه ذللت قطوفها تذلیلا اشاره به سهولت چیدن میوههاى بهشتى است.
گاه ذلت در مواردى به کار مىرود که معنى منفى دارد و آن در جایى است که از سوى غیر به انسان تحمیل مىشود وگرنه در ماده این لغت مفهوم منفى ذاتا وجود ندارد(دقت کنید).
به هر حال آیه فوق دلیل روشنى بر اهمیت تواضع و عظمت مقام متواضعین است، تواضعى که از درون جان انسان برخیزد و براى احترام به مؤمنى از مؤمنان و بندهاى از بندگان خدا باشد.
در دومین آیه باز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقى گروهى از بندگان خاص خداست که در طى آیات سوره فرقان از آیه63 تا آیه 74 دوازده فضیلتبزرگ براى آنها ذکر شده است و جالب اینکه نخستین آنها همان صفت تواضع است، این نشان مىدهد همان گونه که «تکبر» خطرناکترین رذائل است، تواضع مهمترین یا از مهمترین فضائل مىباشد، مىفرماید:
«بندگان خاص خداوند رحمان کسانى هستند که با آرامش و بى تکبر بر زمین راه مىروند» (و عباد الرحمن الذین یمشون على الارض هونا)
«هون» مصدر است و به معنى نرمى و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنى اسم فاعل در اینجا به خاطر تاکید است، یعنى آنها چنان آرام و متواضعند که گویى عین تواضع شدهاند و به همین دلیل در ادامه آیه مىفرماید: «و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما; و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مىگویند(و با بى اعتنایى و بزرگوارى مىگذرند)».
و در آیه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاک خداست مىفرماید: «والذین یبیتون لربهم سجدا و قیما; آنها کسانى هستند که شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قیام مىکنند(و به بندگى و عبادت مىپردازند)».
«راغب» در کتاب «مفردات» مىگوید: «هون» دو معنى دارد یکى از آنها خضوع و نرمشى است که از درون جان انسان بجوشد که این شایسته ستایش است(سپس به آیه مورد بحث اشاره مىکند) و در حدیث نبوى آمده است المؤمن هین لین. دوم خضوع و تذللى است که از سوى دیگرى بر انسان تحمیل شود و او را خوار کند.
ناگفته پیداست که منظور از الذین یمشون على الارض هونا این نیست که فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلکه منظور نفى هرگونه کبر و خودخواهى است که در تمام اعمال انسان و حتى در کیفیت راه رفتن که سادهترین کار است آشکار مىشود، زیرا ملکات اخلاقى همیشه خود را در لا به لاى گفتار و حرکات انسان نشان مىدهند تا آنجا که در بسیارى از مواقع از چگونگى راه رفتن انسان مىتوان به بسیارى از صفات اخلاقى او راه برد.
آرى عباد الرحمن (بندگان خاص خدا) نخستین نشانشان همان تواضع است، تواضعى که در تمام ذرات وجودشان نفوذ کرده و حتى در راه رفتن آنها آشکار است و اگر مىبینیم خداوند در آیه37 سوره اسراء به پیامبرش دستور مىدهد «و لاتمش فى الارض مرحا; روى زمین با تکبر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نیستبلکه هدف، تواضع در همه کار است که نشانه بندگى و عبودیتخداست.
در سومین آیه روى سخن رابه پیامبر(ص) کرده،مىفرماید:«بال و پر خود را براى مؤمنانى که از تو پیروى مىکنند پایین بیاور و(تواضع و محبت کن); واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین»
«خفض» بر وزن «خشم» در اصل به معنى پایین آوردن است و «جناح» به معنى بال مىباشد. بنابراین «و اخفض جناح» کنایه از تواضع آمیخته با محبت است، همانگونه که پرندگان هرگاه مىخواهند به جوجههاى خود اظهار محبت کنند بال و پر خود مىگسترانند و آنها را زیر بال و پر مىگیرند تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگى حفظ شوند، پیامبر اسلام(ص) نیز مامور بود بدین گونه مؤمنان را زیر بال و پر خود بگیرد!
این تعبیر بسیار ظریف و پر معنى نکات مختلفى را در عبارت کوتاهى جمع کرده است.
جایى که پیامبر مامور به تواضع آمیخته با محبت در برابر مؤمنان باشد تکلیف افراد امت روشن است چرا که پیغمبر سرمشق و الگو و «اسوه» براى همه امت است.
شبیه همین تعبیر در آیه 88 سوره حجر نیز آمده است آنجا که مىفرماید: واخفض جناحک للمؤمنین که باز مخاطب در آن شخص پیامبر است و مامور مىشود براى مؤمنان «خفض جناح» و تواضع آمیخته با محبت داشته باشد.
شبیه این تعبیر با اندک تفاوتى در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره «اسراء» آمده، آنجا که مىفرماید: «واخفض لهما جناح الذل من الرحمة; بالهاى خود را در برابر آن دو(پدر و مادر) از محبت و لطف فرود آر(و تواضعى آمیخته با احترام و محبت در برابر آنان داشته باش)».
از مجموع آنچه در آیات فوق آمده به خوبى استفاده مىشود که قرآن مجید نه تنها تکبر و استکبار را مورد مذمت قرار داده، بلکه نقطه مقابل آن یعنى تواضع و فروتنى را با تعبیرات گوناگون مورد تمجید قرار داده است.
در منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانى در مورد تواضع به چشم مىخورد که بعضى در باره اهمیت تواضع است و بعضى در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن مىباشد.
در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبى در روایات آمده:
1- در حدیثى از رسول خدا(ص) مىخوانیم: روزى فرمود: «مالى لاارى علیکم حلاوة العبادة؟! قالوا و ما حلاوة العبادة؟ قال التواضع!; چه مىشود که شیرینى عبادت ر در شما نمىبینم؟ عرض کردند: شیرینى عبادت چیست؟ فرمود: تواشع است!»
ناگفته پیداستحقیقت عبادت نهایتخضوع در برابر پروردگار است. کسى که شیرینى خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است.
2- در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة; بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است».
3- از امام حسن عسکرى(ع) نقل شده است که فرمود: «التواضع نعمة لایحسد علیها; تواضع نعمتى است که سبب حسادت دیگران نمىشود».
معمولا هر نعمتى نصیب انسان مىشود مزاحمتهاى حسودان افزوده مىگردد و گاه این حسادت چنان فضاى زندگى را تنگ مىکند که زندگى بر صاحب نعمت مشکل مىشود، ولى تواضع از این قاعده کلى مستثنى است، نعمتى است که حسادت حسودان را برنمىانگیزد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
موزون بودن اگر مجموعه ای را در نظر بگیریم که در آن، از حیث کمیت، مقدار لازم هر جزء و از لحاظ کیفیت، ارتباط اجزاء با یکدیگر رعایت شود، مثلاً یک اجتماع اگر بخواهد باقی بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را محقق نماید باید متعادل باشد، یعنی هر چیزی در آن باید به قدر لازم وجود داشته باشد.
یک اجتماع متعادل به کارهای فراوانی از قبیل امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قضایی، تربیتی و ... احتیاج دارد . این کارها باید میان افراد تقسیم شود و برای هرکدام از آن کارها به اندازه ای که لازم و ضروری است، افرادی گماشته شود.
معنی دیگر عدل تساوی و نفی هر گونه تبعیض است
گاهی می گویند: فلانی عادل است . منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمی شود.
بنابراین، عدل یعنی مساوات . اگر مقصود از این معنی، این باشد که عدالت ایجاب می کند که هیچگونه استحقاقی رعایت نگردد و با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود، این عدالت، عین ظلم است.
اما اگر مقصود این باشد که عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینة استحقاقها است البته این معنی درست است.
عدل، چنین مساواتی را ایجاب می کند، و چنین مساواتی از لوازم عدل است. به این معنی که هرکس هر اندازه که لیاقت و استحقاقی که دارد، امتیاز می گیرد.
معنای دیگر عدل، رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر صاحب حق، حق او را.
و ظلم عبارت از پامال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران می باشد . معنی حقیقی عدالت بشری، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند.
این عدالت متکّی به دو چیز است:
الف ـ حقوق و اولویت ها یعنی افراد بشر، نسبت به یکدیگر و در مقایسه با یکدیگر نوعی حقوق و اولویت پیدا می کنند . مثلاً کسی که با کار خود، محصولی تولید می کند، طبعاً نوعی اولویت نسبت به آن محصول پیدا می کند و منشاء این اولویت، کار و فعالیت اوست.
ب ـ امر دیگر، خصوصیت ذاتی بشر است که طوری آفریده شده است که در کارهای خود الزاماً نوعی اندیشه هایی را که به « اعتباری» معروف هستند، استخدام می کند و با استفاده از آن اندیشه ها به مقاصد طبیعی خود نائل می آید . آن اندیشه ها، یک سلسله اندیشه های «انشائی» یا امری است که با « باید» ها مشخص می شود. از آن جمله، این است که برای اینکه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند باید حقوق و اولویت ها، رعایت شود.
رعایت استحقاقها در افاضه وجود
معنی این سخن این است که موجودات در نظام هستی از نظر قابلیت ها و امکان فیض گیری از مبدأ هستی، با یکدیگر متفاوتند. هر موجودی در هر مرتبه ای که هست، از نظر قابلیت فیض گرفتن استحقاقی خاص به خود دارد . ذات مقدس حق که کمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است، به هر موجودی، آنچه را که برای آن موجود ممکن است، از وجود و کمال، اعطا می کند و هیچگاه از دادن فیض و کمال به مخلوقات خودداری نمی کند.
عدل الهی در نظام تکوین، یعنی هر موجودی، هر درجه از وجود و کمال که استحقاق و امکان آن را دارد، دریافت کند و ظلم یعنی، منع فیض و خودداری از جود و بخشش به وجودی که استحقاق آن را دارد .
میانه روی و اجتناب از افراد و تفریط به عبارت دیگر، هر چیزی را به جای خود نهادن.
منظور از عادل بودن خداوند سبحان، این است که استحقاق شایستگی هیچ موجودی را معطّل نمی گذارد و به هرکس، هرچه استحقاق دارد می دهد.
عدل در موارد زیر کاربرد دارد:
الف ـ عدل در آفرینش: به این معنی که خداوند سبحان، هر موجودی را چنان که باید و شاید، آفریده و آنچه شایسته اش بوده است، به او داده است .
به هر که هر چه سزا دید حکمتش، آن داد
ب ـ عدل در قانون گذاری: یعنی قوانین الهی، نسبت به تمام طبقات، بر اساس حکمت و مصلحت، به طوری که از حدود قدرت بشر خارج نباشد، وضع شده و آنچه که برای زندگی و سعادت و رشد جسمانی و روحانی افراد و اجتماعات بشری، لازم بوده رعایت شده است.
ج ـ عدل در پاداش و کیفر: به این معنی که خداوند سبحان، در مقام مجازات، به هیچ وجه به کسی ستم روا نمی دارد، بلکه اعمال هرکس را با ترازوی عدالت، سنجیده، مجازاتی در خور آن مقرر می دارد.
مقدمه: عدل الهى یکى از مباحث مهم در اسلام است. در این مقاله عدل در خلقت و عدل در قانونگذارى (تشریع) و رابطه عدل با حسن و قبح عقلى مورد بحث قرار گرفته است.
یکى از مسائلى که درعلم کلام مورد بحث واقع شد مساله عدل الهى بود، که آیا خداوند عادلاستیا نه؟این مساله خیلى اهمیت پیدا کرد و شاخهها و متفرعات زیاد پیداکرد، دامنهاش قهرا به مساله اصل عدالت اجتماعى که مورد بحث ماست نیز کشیده شد.این مساله از مساله حادث بودن و قدیم بودن کلامالله هم با آنکه آن مساله فتنهها بپا کرد و خونها برایش ریخته شد بیشتر اهمیت پیدا کرد به طورى که به واسطه نفىو اثبات در این مساله - یعنى مساله عدل - متکلمین دو نحله شدند: عدلیه و غیر عدلیه.عدلیه یعنى طرفداراناصل عدل الهى، و غیر عدلیه یعنى منکرین اصل عدل الهى.
متکلمین شیعه عمومااز عدلیه هستند، و به همین جهت از همان زمان قدیم معمول شد کهشیعه بگوید اصول دین اسلام پنج تاست: توحید، عدل، نبوت، امامت،معاد، یعنى از نظر اسلامشناسىشیعى اصول اسلام پنج تاست.
در مساله عدل الهى در دو قسمت بحثشد: یکى اینکهآیا خلقت و تکوین عالم از آسمان و زمین، از جماد و نبات و حیوان، از دنیا و آخرت، بر موازین عدالت و موافق عدالت است ودر خلقت و آفرینش به هیچ موجودى ظلم نمىشود و این عالم به عدل برپاست؟آیا «بالعدل قامت السموات و الارض» (1) ؟یااینکه خداوند چون اراده و مشیتش مطلق است و هیچ چیز نمىتواند اراده او رامحدود کند، فعال ما یشاء است، یفعل ما یشاء (2) و یحکم مایرید (3) ، خلقتش تابع هیچ میزان و هیچ قاعده و قانونى نمىتواند باشد،هر چه او بکند عدل است نه اینکه هر چه مقتضاى عدل است او مىکند.
لهذا در جواب این سؤال که آیا خداوند در قیامتبر وفق موازینى که موازین عدل است رفتار مىکند و طبق حساب و قاعدهاى یکى را به بهشت مىبرد و دیگرى را به جهنم،یا اینطور نیست؟آنها گفتند اینطور نیست، هیچ قانون و ناموسى نمىتواند حاکم بر فعل حق باشد، هر قانون و ناموسىتابع فعل او و امر اوست، عدل و ظلم هم تابع فعل اوست.اگر او مطیع را به جهنم ببرد و عاصى را به بهشت، باز هم چون اوکرده عدل است.اراده او و فعل او تابع میزانى و خاضع در برابر قانونى نیست، همه قوانین و موازین تابع اراده او هستند.
این یک قسمت درباره اصل عدل که راجع به اساس خلقتموجودات و نظام عالم بود که آیا موافق با میزان عدل استیا نه؟ قسمت دیگرى مربوط به نظام تشریع است، مربوطبه دستورهاى دینى است، مربوط به این است که دستورهاى الهى که به وسیله پیغمبراکرم(ص)رسیده و به نام شریعت و قانون اسلامى خوانده مىشود چطور؟ آیا نظام تشریع تابع میزان عدل استیا نه؟آیا عادلانهوضع شده و هر حکمى تابع یک حقیقت و یک مصلحت و مفسده واقعى است، یا اینطور نیست؟ وقتى که به قوانین شریعت اسلام نگاه مىکنیم مىبینیمیک سلسله چیزها تحلیل و تجویز و بلکه واجب شده و یک عده امور دیگر بر عکس تحریم شده و ممنوع شناخته
عدل تکوینى
در این قسم از عدالت، سخن در پیرامون وظایف و تکالیف الهى بر بندگان و پاداش روز جزا نیست، بلکه محور بحث در این قسم نظام آفرینش و اینکه این نظام بر اساس عدل و داد استوار است مىباشد.
معنى عدل در آفرینش این است که در جهان آفرینش تعادل حکومت مىکند و سراپاى جهان موزون و متعادل بوده و در ترکیب اجزا آن، تناسب و تعادل کاملا رعایتشده است.
اثبات این نوع عدالت بر عهده بررسى نظم جهان است و بشر با بررسیهاى علمى تا آنجا که دستیافته غیر از نظم و حساب و تناسب و اینکه هر چیزى بجاى خویش نیکو است چیزى نیافته است.
و اینکه در روایت آمده:«بالعدل قامت السموات و الارض» (1) زمین و آسمانها بر عدل استوار است مطلب بسیار متینى مىباشد زیرا اگر فاصله کرات و وضع و حرکتهاى آنها با حساب معین و متعادلى انجام نمىگرفت هر آن محکوم به نیستى و زوال بودند.
عدل چیست؟
اولین مسالهاى که باید روشن شود این است که عدل چیست؟ ظلم چیست؟ تا مفهوم اصلى و دقیق عدل روشن نشود هر کوششى بیهوده است و از اشتباهات مصون نخواهیم ماند مجموعا چهار معنى و یا چهار مورد استعمال براى این کلمه هست:
الف- موزون بودن: اگر مجموعهاى را در نظر بگیریم که در آن اجزا و ابعاد مختلف بکار رفته است و هدف خاصى از آن منظور استباید شرایط معین در آن از حیث مقدار لازم هر جزء از لحاظ کیفیت ارتباط اجزا با یکدیگر رعایتشود و تنها در این صورت است که آن مجموعه مىتواند باقى بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ایفا نماید مثلا یک اجتماع اگر بخواهد باقى و برقرار بماند باید متعادل باشد یعنى هر چیزى در آن به قدر لازم (نه به قدر مساوى) وجود داشته باشد شک اجتماع متعادل به کارهاى فروان اقتصادى سیاسى فرهنگى قضائى تربیتى احتیاج دارد و این کارها باید میان افراد تقسیم شود وبراى هر کدام از آن کارها به آن اندازه که لازم و ضرورى است افراد گماشته شوند. ازجهت تعادل اجتماعى آنچه ضرورى است این است که میزان احتیاجات در نظر گرفته شود و متناسب با آن احتیاجات بودجه و نیرو مصرف گردد اینجاست که پاى «مصلحت» به میان مىآید یعنى مصلحت کل مصلحتى که در آن بقاء و دوام کل و هدفهایى که از کل منظور است در نظر گرفته مىشود از این نظر «جزء» فقط وسیله استحسابى مستقل و براى خود ندارد.
همچنین است تعادل فیزیکى یعنى مثلا یک ماشین که براى منظورى ساخته مىشود و انواع نیازمندیها براى ساختمان این ماشین هست اگر بخواهد یک مصنوع متعادل باشد باید از مادهاى به قدرى که لازم و ضرورى است و احتیاج ایجاب مىکند در آن به کار بردهباشد.
تعادل شیمیایى نیز چنین است هر مرکب شیمیایى فرمول خاصى دارد نسبتخاصى میان عناصر ترکیب کننده آن هست تنها با رعایت آن فرمول و آن نسبتها که متفاوت است تعادل برقرار مىشود و آن مرکب بوجود مىآید.
جهان موزون و متعادل است اگر موزون و متعادل نبود برپا نبود نظم و حساب و جریان معین و مشخصى نبود در قرآن کریم آمده است:
و السماء رفعها و وضع المیزان (1)
همانطور که مفسران گفتهاند مقصود این است که در ساختمان جهان رعایت تعادل شدهاست در هر چیز از هر مادهاى به قدر لازم استفاده شده است فاصلهها اندازهگیرى شدهاست در حدیث نبوى آمده است:
بالعدل قامت السموات و الارض (2)
«همانا آسمان و زمین به موجب عدل برپاست.»
نقطه مقابل عدل به این معنى بى تناسبى است نه ظلم لهذا عدل به این معنى از موضوع بحث ما خارج است.
بسیارى از کسانى که خواستهاند به اشکالات مربوط به عدل الهى از نقش تبعیضها، تفاوتها و بدیها جواب بدهند، به جاى آنکه مساله را از نظر عدل و ظلم طرح کنند از نظر تناسب و عدم تناسب طرح کردهاند و به این جهت قناعت کردهاند که همه این تبعیضهاو تفاوتها و بدیها از نظر نظام کلى عالم لازم و ضرورى است.
شک نیست که ازنظر نظام عالم و از نظر تناسب ضرورى در مجموعه ساختمان جهان وجود آنچه هست ضرورى است ولى این مطلب جواب شبهه ظلم را نمىدهد.
بحث عدل به معنى تناسب در مقابل بىتناسبى از نظر کل و مجموع نظام عالم است ولى بحث عدل در مقابل ظلم از نظر هر فرد و هر جز مجزا از اجزا دیگر است در عدل به معنى تناسب در مقابل بى تناسبى از نظر کل و مجموع نظام عالم است در دل به مفهوم اول مصلحت کل مطرح است و در عدل به مفهوم دوم مساله حق فرد مطرح است لهذا اشکال کننده برمىگردد و مىگوید من منکر اصل تناسب در کل جهان نیستم ولى مىگویم رعایت این تناسب خواه ناخواه مستلزم برخى تبعیضها مىگردد آن تبعیضها از نظر کل روا است و از نظر جزء نارواست.
عدل به معنى تناسب توازن، از شؤون حکیم بودن و علیم بودن خداوند است.خداوند علیم و حکیم به مقتضاى علم شامل و حکمت عام خود مىداند که براى ساختمان خود چیزى از هر چیزى چه اندازه لازم و ضرورى است و همان اندازه در آن قرار مىدهد.
ب- معنى دوم عدل تساوى و نفى هر گونه تبعیض است گاهى که مىگویند فلانى عادل است منظور این است که هیچگونه تفاوتى میان افراد قائل نمىشود بنابراین عدل یعنى مساوات.
این تعریف نیازمند به توضیح است اگر مقصود این باشد که عدالت ایجاب مىکند که هیچگونه استحقاقى رعایت نگردد و با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود این عدالت عین ظلم است اگر اعطاء بالسویه عدل باشد منع بالسویه هم عدل خواهد بود جمله عامیانه معروف:«ظلم بالسویه عدل است» از چنین نظرى پیدا شده است.
و اما اگر مقصود این باشد که عدالتیعنى رعایت تساوى در زمینه استحقاقهاى متساوى البته معنى درستى است عدل ایجاب مىکند اینچنین مساواتى را و اینچنین مساوات از لوازم عدل است ولى در این صورت بازگشت این معنى به معنى سومى است که ذکر خواهد شد.
ج- رعایتحقوق افراد و عطا کردن به هر ذى حق او را و ظلم عبارت است از پامال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران معنى حقیقى عدالت اجتماعى بشرى یعنى عدالتى که در قانون بشرى باید رعایتشود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند همین معنى است این عدالت متکى بر دو چیز است:
یکى حقوق و اولویتها، یعنى افراد بشر نسبتبه یکدیگر و درمقایسه با یکدیگر نوعى حقوق و اولویت پیدامىکنند مثلا کسى که با کار خود محصولى تولید مىکند طبعا نوعى اولویت نسبتبه آن محصول پیدا مىکند و منشا این اولویت کار و فعالیت اوست همچنین کودکى که از مادر متولد مىشود نسبتبه شیر مادر حق و اولویت پیدا مىکند و منشا این اولویت دستگاه هدفدار خلقت است که آن شیر را براى کودک بوجود آورده است.
یکى دیگر خصوصیت ذاتى بشر است که طورى آفریده شده است که در کارهاى خود الزاما نوعى اندیشهها که آنها را اندیشه اعتبارى مىنامیم استخدام مىکند و با استفاده از آن اندیشههاى اعتبارى به عنوان «آلت فعل» به مقاصد طبیعى خود نائل مىآید آن اندیشهها یک سلسله اندیشههاى «انشائى» است که با «باید» ها مشخص مىشود از آن جمله این است که براى اینکه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند «باید» حقوق و اولویتها رعایتشود و این است مفهوم عدالتبشرى که وجدان هر فرد آن را تایید مىکند ونقطه مقابلش را که ظلم نامیده مىشود محکوم میشود
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 85 |
آیین مسلمانی
مهمترین وظیفه و تکالیف هر فرد مسلمان عبارتند از:
1- نماز:
قرآن مکرراً تکلیف نماز را در مورد سفارش قرار میدهد، و از مناره مساجد روزانه پنج بار صدای اذان به گوش میرسد. قرآن از پیروانش می خواهد که در طول روز چند وقت نماز بخواند. در طلوع آفتاب، ظهر، و شب از اول فجر تا طلوع آفتاب نماز صبح، در ظهر پس از عبور آفتاب از نصف النهار هر محل، نماز عصر پس از ادای نماز ظهر، نماز مغرب پس از عبور سرخی خورشید از بالای سر، و نماز عشا پس از ادای نماز مغرب (سوره هود آیه 116 سوره بنی اسرائیل آیات 81-80، سوره طه آیه 130، سوره روم آیات 17- 16، سوره ق آیات 39-38) نماز همواره در جهت مسجد مقدس مکه، که قبله گاه مسلمین است و خانه توحید کعبه، که توسط حضرت ابراهیم ساخته شد، خوانده می شود. خواندن نماز در مساجد به صورت جماعت فضیلت بیشتری دارد. اولین مسجد توسط رسول گرامی اسلام در شهر مدینه ساخته شده و مهمترین مرکز عبادی، سیاسی مسلمانان بشمار آمد. از آن پس با گسترش دین اسلام، در هر جائی از مناطق مسلمان نشین، شهری و روستائی ساختن مسجد معمول گردید، و در حال حاضر نیز مساجد از اماکن مذهبی و مقدس مسلمانان بشمار میآید.
2- روزه گرفتن در طول روزهای ماه رمضان:
«ای مؤمنین، تکلیف روزه بر شما نوشته شد و واجب گردید، همانگونه که بر کسانی که قبل از شما بودند واجب گردیده بود. در ماه رمضان. . . . پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید روزه بگیرد. . . . بخورید و بیاشامید تا لحظهای که پدیدار شود رشته سپیدی در سیاهی شب . . . از آن زمان تا فرا رسیدن شب روزه بدارید» سوره بقره آیات 187-181)
البته روزهای دیگری هم هستند، که جنبه تکلیف و اجبار ندارند و هر فرد مسلمان جهت بردن اجر و ثواب روزه داری می کنند. همانگونه که خود حضرت محمد (ص) غالباً در روزهای دیگری از ماه هم روزه می گرفت. حدیثی از پیامبر نقل شده است: «در هر کار خوبی که کسی انجام دهد بین ده تا هفتصد برابر پاداش مقرر گردیده است، اما ثواب روزه داشتن بی از این حرفهاست»
3- سفر به مکه (حج):
در میان مردم حجم را اعلام نمای، بگذار که آنها پای پیاده و یا سوار بر هر شتری لاغر، از جانب هر دره ژرف به حج یایند» سوره حج آیه 28) از تکالیف خدا بر مردم یکی هم حج بیتا . . . الحرام است، برای هر کسی که بتواند این کار را به نحوی انجم دهد. سوره آل عمران آیه 97) بنابراین بر هر مسلمان مستطیع که از نظر مالی و جسمی توانائی دارد واجب است، در طول زندگی خود یکبار به خانه خدا و مکه مشرف شود، تا خانه کعبه را طواف نموده و مناسک دیگر حج، مانند، بستن احرام، سعی و صفا و مروه، صحرای منا و عرفات، رجم شیطان، قربانی، تقصیر و . . . بجا آورند.
]حدا حجم و زیارت خانه محترم خود را، که آن را قبله مردم قرار داد، برای شما واج گردانیده است. خدا حجم را علامت تواضع مردم و عظمت خدا و اعتراف ملت به این عظمت قرار داد. خدای عزیز مسجد الحرام را پرچم اسلام و پناهگاه پناهندگان قرار داد ، و احترام آنرا واجب و زیارتش را فرض قرار داد ، و دستور داد به سوی آ کوچ کنید. «زمانی 1375 ص 26»
4- صدقات:
این تکلیفی است، که به روشنی در مورد مسلمانان با ایمان و معتقد وضع گردیده است. (سوره بقره آیه 40، سوره تغابن آیه 16، سوره بینة آیه 4) قبول اسلام بطور مسلم شامل پرداخت، این مالیات اسلامی است. (سوره توبه آیات 11-5)
«هنگامی که در جنگ غنیمتی بدست آوردید، بدانید که یک پنجم آن برای خدا و رسول و نزدیکان، یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان می باشد.» (سوره انفال آیه 41) بنابراین صدقات، همان مالیات برای حمایت و تقویت از دولت میباشد، که به مصرف هزینههای مؤسسات مذهبی، و نگهداری از فقراء و بینوایان و غیره می رسد. و علاوه بر آن هزینه سایر فعالیتهای دولتی نیز تأمین میشود.
اماکن مقدس مسلمانان:
بیتالحرام کعبه معظمه در شهر مکه ، قبله گاه مسلمین، مقدسترین و مبارکترین مکان مورد احترام و تقدیس مسلمانان جهان میباشد. هر ساله میلیونها مسلمان از اطراف و اکناف جهان از کشورهای مختلف در صفوفی فشرده به زیارت خانه خدا میشنابند. و اجتماع میلیونی آنها عظمت و شکوه اسلام و مسلمین را، متجلی میسازد.
مدینه النبی اولین شهر مسلمانان جهان، که اولین حکومت اسلامی در آن تأسیس شد، دومین شهر مقدس و محترم مسلمانان جهان، که اولین حکومت اسلامی در آن تأسیس شد، دومین شهر مقدس و محترم مسلمانان جهان است. مدفن رسول گرامی اسلام با گنبد خضرای آن، و قبرستان بقیع و آرامگاه امامان شیعه و دیگر صحابه و مهاجرین و انصار رسول گرامی اسلام، در آن واقع شده است، که مورد زیارت میلیونی مسلمانان، در موسم حج تمتع و عمره، می باشد. بیت المقدس قبله گاه نخستین مسلمین می باشد و مورد احترام مسلمانان، مسیحیان و یهودیان، جهان است. شهرهای مقدس نجف، کربلا، کاظمین، سامرا در عراق و مشهد مقدس و شهر قم در ایران، که سالیانه میلیونها مسلمان و شیعه ، برای عرض ارادت به خاندان نبوت و عصمت و طهارت، برای زیارت امامان معصوم خویش، به این شهرها سفر میکنند.
د- تصوف و عرفان (میستی سزم- Mrsticism)
مذهب عرفان «میستی سزم»که در فرهنگ اسلامی به عنوان تصوف نیز خوانده می شود، بر خلاف نظر اغلب متکلمان، که آن را وابسته به ادیان بزرگ و غیره مستقل دانستهاند، مکتب و نحلهای است، مستقل که دارای اساس ویژه و جهان بینی خاصی است، که با گونه و اساس ادیان بزرگ یک خدائی فرق و تباین دارد، و از نظر طرز بینش دینی و توجیه الهیات، به عنوان یک فلسفه ذوقی و نه مذهبی یک مرحله بازتر و آزادتر می باشد.
مذهب عرفان، که اساس بینش و شناخت را ذوقی و از راه تزکیه و اشراق قلبی می داند، در هر محیط دینی تقریباً سعی می کند، به رنگ و صیغهای محیطی جلوه نماید. از این جهت تصوف اسلامی، در محیط تسنن به رنگ تسنن و در محیط تشیع، به شیوه تشیع ظاهر شده است. هم چنین در محیط مسیحی به صورت رهبانیت و در محیط هندی به شکل «جینیزم» یعنی مذهب ریاضت، و در محیط یونانی قدیم به صورت «گنوستی» عرض اندام کرده است. روی این اصل مکتب عرفان در محیطهای مخلتف فرهنگی و جوامع متفاوت فلسفی و دینی دارای گونهها و شیوههای متفاوت و گوناگون شده در بعضی خصوصیات ظاهری با هم جدائی یافتهاند «یوسف فضائی – 1356 ص 43»
طریقههای عرفان، اگر چه بر مبنای یک خدائی و توحید نهاده شدهاند، اما عرفا در عرفان خدا را مانند موحدان ادیان بزرگ، دارای شخصیتی معین و صفاتی مشخص، که صفات ثبوتی و سلبی داشته باشد نمیشناسند، بلکه او را وجود مطلق و حقیقت کلی در جهان می دانند، که با موجودات و مخلوقات جهان از نظر، مفهوم و جود مساوی است. یعنی به عقیده عارفان مکتب عرفان، وجود همه موجودات و مخلوقات، از وجود کلی و حقیقی خدا نشأت گرفته و جدا شدهاند. از این نظر، موجودات با خدا از نظر وجود- نه ماهیت- وحدت و پیوستگی ناگسستنی دارند، و به قول عارفان هند، خدا و یا آن حقیقت کلی مکتب عرفان بنام برهمن روح جهان است، چنانکه آتمن روح و حقیقت در بدن انسان است. نظر و عقیده عرفا دربارهی توجیه مفهوم خدای عرفان بسیار جالب و لطیف است. او را بالاتر ا آن خصوصیات و صفات شبه جسمانی میدانند، که موحدان ادیان مرحلهی قبلی در ادیان بزرگ برای او قائلند به عقیده پیروان مکتب عرفان چه در ادیان هندی و چه در مسیحیت و اسلام همه اشیاء به اندازه استحقاق خود، بهرهای از وجود مطلق و باصطلاح از فیض مسدام خدای مکتب عرفان دارا هستند. در طریقهی عرفان، عقیده بر این است که، انسان دارای جوهر و روحی است از روح کلی خداند، که به علت مقید شدن به جسم و خصوصیات جسمانی در بدن،
از اصل و منشأ خود، که خدا باشد، دور افتاده و تنزل کرده است و گرفتار علائق مادی گشته است. از این رو، در مکتب تصوف و عرفان در اسلام، و مکاتب دیگر عرفان جهان، هر سالک طریقهای عرفان باید بکوشد به وسیلهی طی منازل و مقامات عرفانی، که آمیخته به آداب و مناسک ریاضت و تزکیه و تخلیه نفس است، روح خود را از علائق مادی و تمایلات حیوانی خلاص و رها نماید، تا بتواند دوباره به اصل و منشأ خود، یعنی خدا و حقیقت مطلق برسد. «پیشین»
در عرفان هندی در دین هندوی قدیم، خدا را به عنوان روح کلی جهان، و بنام برهمن و روح جزئی انسان را بنام «آتمن» خواندهاند هدف اصلی عارف هندی در مذهب قدیم هندو اینست که، از راه ریاضت و ترک دنیا آتمن را به برهمن متصل گردانند.. یعنی روح انسانی را به روح جهانی برسانند. در دین بودائی ، که در قرن ششم پیش از میلاد به وسیله بودا تشریع شده است، عارفان آن حقیقت کلی و روح جهانی (خدا) را بنام نیروانا خواندهاند. نیروانا همان است که ، عارفان مناطق قدیم شرقی ایران اسلامی، مانند با یزید و ابوسعید ابی الخیر، آن را به عنوان مقام و متربهی «فنا» نامیدهاند. (جان، ناس، 1344، ص 102)
بعضی از دین شناسان گفتهاند: عقیدهی اینکه روح انسان از منشاء اصلی جدا شده و تنزل کرده، و باید از راه تزکیه و تجلیهی نفس دوباره به مبدأ اصلی متصل شود، از عقیدهی «گنوستی سزم» مکتب فلسفی نو افلاطونی مدرسهی عرفان، اسکندریه یوننی در عرفان اسلامی نفوذ و سرایت کرده است. پیشوای فلسفهی عرفانی نوافلاطونی در اسکندریه «فلوطین» بوده است. (یوسف فضائی، 1356 ص 46)
«آئین قربانی»
قربانی در اصطلاح کلی در علوم ادیان، گرفتن زندگی موجود زنده است اعم از انسان، حیوان یا نبات، از راه کشتن، سوزاندن، دفن کردن یا خوردن، به منظور تقرب به خدایان و جلب نظر آنان لفظ قربانی در عربی که مأخوذ از ریشه قرب به معنی نزدیکی است، میرساند که در همه قربانیها نزدیکی جستن به خدایان یا قوای طبیعی مورد نظر بوده است.
قصد از قربانی یا تقرب به خدایان، گاه این بوده است که از راه قربانی و تقدیس شی قربانی شده، از نیروی خدایی بهرور شود. و انسان در نتیجه خوردن آن این قدرت خدائی را به جسم انتقال دهد. و گاه این بوده است که ضعف بشری را برطرف سازد و بسیاری از اقوام چیزی را که بدین منظور قربانی میکردند، دست نمی زدند و آنرا به دور می انداختند. در حال حاضر نیز قربانی به قصد و نیت باطنی افراد در اهداف مختلف به منظورهای مختلف صورت میگیرد.
اقسام قربانی:
قربانی را می توان بر حسب موضوع قربانی و کیفیت و مقاصد آن به اقسام گوناگون قربانی خونی و غیرخونی تقسیم کرد.
1- قربانی خونی شامل حیوانات از قبیل بر، قوچ، گاو ، گوسفند و شتر و انواع پرندگان می باشد در نزد ادیان ابتدائی و قدیمی و باستان بزرگترین رقم قربانی را قربانی انسانی در برداشت . ولی مطابق روایات تورات و اسلام حضرت ابراهیم (ع) در اقدام اساسی خود، اعلام حرمت و قباحت قربان کردن انسان بود، که در آن زمان میان اقوام مختلف برای خدایان رواج داشته است. ابراهیم (ع) برای منسوخ کردن آن رسم ناروا، مطابق روایات تورات و اسلام به قوم خود گفت که خدا فرمان میدهد یگانه پسرش را برای خدا قربان کند و مدت سه روز آن موضوع را تکرار نمود. پس از آنکه احساسات پیروان خود را برای آن عمل برانگیخت روز سوم پسر خود (مطبق روایات تورات اسحاق و در روایات اسلام اسماعیل) را در جای معینی آماده قربان کردن نمود. در آن وقت گوسفندی از پشت سنگها نمایان گشت و از سوی خدا ندا رسید که خدا قربانی کردن انسان را دوست ندارد. و این دستور یعنی نارضائی خدا از قربان کردن انسان باعث شد که رفته رفته آن رسم متروک و منسوخ گردد، و بجای آن قربانی کردن حیوان معمول شود.
2- قربانی غیر خونی شامل آب، شیر، عسل، روغنهای نباتی و حیوانی، شراب و آبجو بوده است.
3- هدیه و قربانی گیاهان شامل سبزیجات، میوهها، دانهها و گلها بود.
اشکال قربانی:
قربانی، گاه از راه ریختن خون یا شراب یا ب یا نثار میوه و سبزی و گل است یا از راه سوزاندن آن ، یا از راه دفن آن.
سوزاندن قربانی در میان یهودیان قدیم و یونانیان و کنعانیان و هندوان معمول بود. شاید هدف از قربانی آن بوده است که بوی سوختگی و دود آن به مشام خدایان که مقر آنان آسمان پنداشته میشده برسد. دفن قربانی برای جلب نظر و تقرب به خدایان زیرزمینی بوده است که چنین رسمی در میان اکثر، مردم جهان باستان رواج داشته است که اندیشه دوزخ واقع در زیرزمین از این باور پیدائی یافته است.
آئین قربانی در ایران:
عقاید دینی ایرانیان در هزارة پنجم قبل از میلاد، وجه مشابهت بسیاری با مردمان دیگر نقاط جهان داشت که پیش از تاریخی میزیستند. اطلاعات امروزی ما در بارةباورهای دینی مردمان یاد شده از یافتههایی حاصل می شود که از گورهای آنان به دست آمده است و آنان بر این اعتقاد بودند که آدمی پس از مرگ همچنان به زنگی به شکل و هیئتی دیگر ادامه می دهد. به همین سبب گور مردگان خویش را هم چون مصریان و بابلیان از خوردنیها و نوشیدنیها و پوشیدنیها و وسایل جنگی آکنده میساختند.
آنان مردگان خود را در بلندیدها به خاک میسپردند و برای جلب نظر و عطوفت خدایان، قربانیهای بسیار قدیم می داشتند و برای این منظور قربانگاههای با شکوهی بر پا داشته بودند که به آنها زیگورات گفته میشود که یکی از بزرگترین زیگوراتهای دوره پیش از آریایی در ایران در خوزستان (چغازنبیل) از زیر خاک بیرون آورده شده است که متعلق به قوم عیلام بوده است. (اعظم زاده رضا، 1384)
آئین قربانی در جامعه ما اکنون بر اساس دین اسلام و تحت تأثیر آن صورت میگیرد. در جامعه کنونی قربانی از شکل ریختن خون از نوع قربانی خونی شامل حیوانات از قبیل بز، گوسفند، گاو، شتر، قوچ و انواع پرندگان می باشد. در حال حاضر بزرگترین آئین قربانی در موسم حجم روز عید قربان صورت میگیرد و به تبع آن حجاج و دیگر افراد جامعه ما در این روز مراسم قربانی از نوع خونی، حیوانات بخصوص گوسفند و غیره را ذبح میکنند. و میان خود و دیگران تقسیم و پخش می کنند. علاوه بر آن ر مناسبتهای مختلف ، عروسیها ، ورود عروس به خانه داماد، بازگشت مسافر به خانه، خرید وسیله نقلیه یا ساختمان، بازدهی زیادی محصول کشاورزی، داشتن نذر، در اماکن مقدس ، یا ایام مذهبی ، و غیره ما شاهد انجام قربانی از سوی مردم در جامعه هستیم.
نتیجهگیری از این فصل:
تقدس در جوامع دینی و غیر دینی وجود دارد. با بررسی تاریخ اقوام پیشین و اکتشافات باستان شناسی مشخص شده که انسان از دیرباز گرایش به پرستش داشته و مخلوق بودن خود را درک کرده است. انسانها بدوی چون آگاهی از رمز و راز خلقت نداشتند، نیروی خلقت را در طبیعت جستجو می کردند، و حس می کردند آن نیروئی که مسلط بر آنهاست. در طبیعت نهفته است. همه مناظر طبیعت را دارای روح می دانستند و برخی از آنها را دارای آن نیرو می دانستند و به آن احترام قائل بودند و مقدس میدانستند. همین عامل باعث شده بود که برخی فضاها و حیوانات و اشیاء از نظر آنان مقدس به شمار آیند. در ادیان جدید نیز تقدس وجود دارد و آن مخصوص خداوند یکتاست. به طور کلی مقدس آن چیزی است که بر انسان تسلط ارد و از او برتر است. و می تواند برای انسان مفید یا مضر باشد و انسان با احترام و مقدس داشتن او و تقدیم هدایات و قربانی کردن و نذر و نذور سعی در جلب او دارد.
در تمام ادیان و مذاهب جهان جایگاههایی برای عبادت وجود دارد که آن جایگاهها برای مومنین مقدس بوده ، و حرمت آن واجب و هر گونه بی حرمتی مستوجب کیفر می باشد. پیروان ادیان و مذاهبی جهان، پیامبران و پیشوایان دین خود و محلهایش که آنها حضور داشتهاند و محل دفن آنها را مکانهایی پاک و مقدس می شمارند، و ه رساله تعداد زیادی از مومنین برای زیارت و تبرک جستن به آن مکانها می روند.
در دین اسلام نیز همانند سایر ادیان مکانهایی برای عبادت وجود دارد که عبارتند مساجد کعبه که قبله مسلمانان میباشد. این مکانها از نظر تمام مسلمانان مقدس شمرده میشوند و حرمت آن به هر مسلمانی واجب شمرده میشود. حتی ورود غیرمسلمانان را به این مکانها حرام داشته و از ورد آنها جلوگیری می نمایند. در مذهب تشیع علاوه بر این مکانها، مزار پیامبر و امامان و امامزادهگان و بزرگان دین مقدس شمرده می شود. این اماکن مقدس از ارزش والائی نزد مردم شیعه مذهب برخوردارند. هر گونه بیحرمتی به آن اماکن باعث کیفر و آزرده خاطر شدن آنان میشود. شیعات در نقاط مختلف جهان به زیارت این اماکن مقدس میروند و نذرها و قربانیها در آن مکانها تقدیم میدارند و از آنها در زندگی برای رفع مشکلات و رسیدن به خواستهها کمک می طلبند. به اعتقاد شیعیان به خاطر تقربی که ائمه و بزرگان دین نسبت به خداوند دارند. میتوانند واسطه بین آنها و خداوند واقع شوند و حاجتشان را برآوره کنند. به همین خاطر شیعیان گرایش بیشتری نسبت به این اماکن از خود نشان می دهند و هدایا و تحفههایی به مقابر امامان و امامزادگان تقدیم میدارند تا توجه آنان را به خود جلب کنند. زیارت قبور ائمه و توسل کردن و شفاعت جستن و استمداد از آنها در دین اسلام جایز شمرده شده حتی سفارش نیز شده است و اکثر علمای اسلام آنرا جایز میدانند. شرط این عمل این است که موجب شرک نشود و خود مقابر مرود پرستش واقع نشوند.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
به یک معنا، پرسش از فلسفه و هدف حیات به هیچ وجه تازگی ندارد و از دورانهای قدیم در هر جامعه ای افراد فراوانی با اشکال گوناگون از موضوع مذبور پیجویی کرده اند و با عقاید و اعمالی که از آن دوران به یادگار مانده است، پاسخ قانع کننده ای درباره آن موضوع فراهم آورده اند.
به طور کلی می توان گفت در گذرگاه تاریخ، هر فرد هوشیاری که در پهنه تلاقی خطوط ماده و حیات برای کمترین لحظات توانسته است «من» خود را از غوطه ور شدن در شادی و اندوه و کششهای ضروری حیات بالاتر بکشد و حیات را برای خود بر نهد، فوراً سوال از هدف و فلسفه زندگی برای او مطرح شده است.
بنا به ملاحظات فوق سوال از فلسفه و هدف حیات از نظر تاریخی مساوی با تاریخ هوشیاری آدمیان است.
پاسخهایی که در دورانهای قدیم، به سوال از هدف زندگی گفته می شد، متین و با شکوه بازگو می گشت، زیرا جهان هستی برای آنها عظمت و شکوه و جلالی داشت که آنان را واداربه احتیاط در بحث می نمود. در صورتی که در دورانهای اخیر به علت باز شدن برخی از رموز طبیعت و پیشرفتهای چشمگیر، به غلط چنین گمان رفته است که هستی دارای آن ابهت و عظمت نیست و لذا سوال مزبور با اینکه جدی است، سبکتر و بی اهمیت تر مطرح می گردد و متقابلاً پاسخهایی نیز که به آن داده می شود، عامیانه تر است.
نکته دوم که موجب افزایش و شیوع سوال مزبور شده است، دگرگون شدن چهره حیات به وسیله غوطه ور شدن در عربده های ناخود آگاه ماشین است که از اواخر قرن 18 به این طرف رو به گسترش گذاشته است. در نتیجه متفکر نماهایی که یا بیماری روانی شکنجه شان می داد و یا برای ارضای حس شهرت پرستی زمینه مناسبی برای خود می دیدند، به جای اینکه در جهت برداشتن سنگی که روی منبع حیات آدمیان افتاده است بکوشند، فریاد برآوردند که منبع آب ندارد و یا آب منبع تمام شده است، و پوچی حیات را نتیجه گرفتند.
هدف عبارت است از آن حقیقت منظور که آگاهی و اشتیاق به دست آوردن آن، محرک انسان به سوی انجام دادن حرکات معینی است که آن حقیقت را قابل وصول میسازد. به طور کلی هر هدفی چهار جنبه داد:
1- جنبه درون ذاتی که مربوط به یکی از جهات ملایم با طبیعت انسانی است و مورد آگاهی و اشتیاق او قرار می گیرد.
2- جنبه برون ذاتی که وجود واقعی هدف است و وصول به آن، مطلوب آدمی است. کار و حرکات یک انسان هدف گیر در میان دو جنبه فوق صورت می گیرد، یعنی هر کار هدفدار از آگاهی و اشتیاق به هدف آغاز می شود و پس از انجام کارهای مربوط، در وصول به هدف واقعی که در برون از ذات انسانی وجود دارد، پایان می پذیرد.
3- هدف در همه موارد حقیقتی است خارج از موقعیت فعلی انسانی که شی مفروضی را برای خویشتن هدف قرار داده است.
4- دو جنبه جبری و اختیاری وصول به هدف:
الف- هدف منظور در خارج از موقعیت فعلی انسانی از یک جهت در مجرای قوانین طبیعی یا اعمال دیگر انسانها قرار گرفته که خارج از اختیار آدمی است.
ب- به دست آوردن همان هدف در موقع معین.
پس هر هدفی جنبه جبری دارد و جنبه اختیاری. باید در نظر داشت که قرار گرفتن یک شی به عنوان هدف برای انسان، از جنبه اختیاری انسان است نه از جنبه جبری او.
برای توضیح معنای زندگی عینکهای مختلفی لازم اند تا بتوان به کمک آن ها این پدیده بدیهیتر از همه چیز و تاریکتر از همه پدیده ها را دید. ممکن است گفته شود که این پدیده بدیهی را برای چه مورد کاوش قرار داده اید؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که چون بحث ما هدف زندگی است، شناخت هدف زندگی به بررسی اجمالی خود زندگی نیازمند است. بدون این بررسی، زندگی ارزش ادامه دادن را ندارد، چنانکه سقراط گفته است: «زندگی بررسی نشده ارزش زیستن ندارد».
برای موضوع سوال ما یعنی فلسفه و هدف زندگی، همان جنبه بدیهی حیات کفایت می کند که عبارت است از اینکه انسان پدیده ای را دارا می باشد که بوسیله آن حرکت می کند، احساس دارد، لذت می برد، درد می کشد، عضوی از اجتماع می شود و...
کیفیت سوال از هدف و انگیزه آن با چگونگی تفسیر زندگی رابطه مستقیم دارد.
تحقیق و تصفیه هر سوال مانند پاک کردن گرد و غبار از روی جواب آن سوال است.
سوالی که برای یک فرد یا جامعه مطرح می شود به منزله علامت «ایست» است که در موقع گم شدن راه به سوی مقاصد، در مقابل دیدگان آدمی نمودار می گردد: سطحی بودن و عمیق بودن یک سوال رابطه مستقیم با موقعیت مخصوص سوال کننده دارد.
برای یافتن پاسخ یک پرسش، تحقیق و تصفیه منطقی لازم است تا نقطه واقعی «ایست» که سوال کننده را متوقف ساخته است، آشکار گردد.
برای پرسش از هدف زندگی، انگیزه های مختلفی وجود دارد که اساسی ترین آنها را می توان در 4 نوع مهم مورد بررسی قرار داد:
نوع یکم: زمینه منفی حیات
نوع دوم: زمینه مثبت حیات
نوع سوم: زمینه های عارضی و ثانوی حیات
نوع چهارم: زمینه بیطرف و احساس لزوم نظارهکلی برحیات وجستجوی هدف آن
تمام انواع چهارگانه در یک پدیده مشترک می باشند و آن این است که در هر حال جستجو درباره ماهیت حیات و درک هدف آن نیازمند بیرون آمدن از جویبار حیات و نظاره به آن است.
بطور کلی، سوال از فلسفه و هدف زندگی برای دو گروه مطرح نخواهد شد:
گروه اول: آنان که قدرت تجرید حیات از خویشتن را ندارند و نمی توانند آن پدیده را برای خود مطرح کنند و جواب آن را بجویند.
گروه دوم: اشخاص رشد یافته ای که حیات را به عنوان جزئی از مجموع هستی که در یک آهنگ کلی شرکت کرده است تلقی می کنند و هر چیزی، ولو پست ترین پدیده از حیات، برای آنها جزئی از همان آهنگ است که هدف نامیده می شود، لذا دائماً یک نشاط روانی سراسر وجود آنان را فرا می گیرد.
زمینه یا انگیزه منفی پرسش مایوسانه از هدف زندگی، همانا توقف و رکود حیات از فعالیت و سازندگی است چون اساسی ترین عنصر حیات همان فعالیت است و به همین جهت است که هرچه سیستم ماشینی بر زندگانی انسانها بیشتر حاکمیت داشته باشد، بجز گردانندگان شئون زندگی ماشینی، همه افراد به طور رقت بارتری با این سوال مطرح می شوند که «هدف این زندگی چیست؟»
انگیزه منفی در همه افراد به طور یکنواخت تاثیر نمی گذارد. وضعیت گروههای انسانی در مقابل انگیزه منفی کاملاً مختلف می باشد. مثلاً:
1- گروهی هستند که توقف و رکود حیات خویش را از سازندگی و حرکت، پدیده مشخص می دانند که برای آنان بوجود آمده است و می پندارند به یک ضعف حیاتی دچار شده اند ولی دیگران هدف و طعم حیات را کاملاً می چشند. اینان از نظر اندیشه ودرک کاملاً در مرحله پایین قرار گرفته اند.
2- اشخاصی هستند که به وجود آمدن انگیزه رکود حیات را به طور کلی در تسلط ماشین و درهم و برهم شدن قوانین واجرای آنها می دانند و بر این مبنا به جای اینکه حیات و هدف آن را به طور صحیح مطرح کنند و موانع حرکت و سازندگی حیات را توضیح بدهند، فلسفه ای به نام «فلسفه پوچی» می سازند. اینان دیدگاه بسیار محدودی دارند که از متن حیات طبیعی و متلاشی شدن آن در موقع از دست دادن حرکت و سازندگی تجاوز نمی کند. اکثریت قریب به اتفاق نفوس انسانی، با مراتب مختلف، همین ضعف و ناتوانی را دارا هستند.
3- گروه دیگر در صدد بیان واقعی از دست دادن تحرک حیات و چاره جویی آن بر می آیند. اینان دیر یا زود راهی را که در پیش گرفته اند، به پایان خواهند رساند و بالاخره موفقیت نصیبشان خواهد شد، زیرا کوشش آنان درست موافق جریان قوانین هستی است.
اگر جریان حیات انسانی همواره با موفقیت روبرو شود و نقاط گذرگاه او همگی مثبت بوده باشد، دیری نمی گذرد که خود طبیعت حیات به چنین انسانی فرمان ایست می دهد و می گوید این «خود» که در همه شرایط و مقتضیات خود را کامیاب و کامکار می بیند «خود» حقیقی نیست بلکه «خود» مجازی و تصنعی است که به عنوان «خود» حقیقی تظاهر می کند. او کسی است که درد و بدبختی های هم نوعانش را درک می کند با این احوال باز حیات خود را در تحرک مثبت در می یابد.
این گونه اشخاص نمی توانند حیات را آن چنانکه هست برای خود مطرح کنند و به جستجوی هدف آن بپردازند.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 89 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 72 |
|
عبادت به معنای اظهار ذلّت، عالیترین نوع تذلّل و کرنش در برابر خداوند است. در اهمیّت آن، همین بس که آفرینش هستی و بعثت پیامبران (عالم تکوین و تشریح) برای عبادت است. خداوند میفرماید: |
مسأله 1322 ـ کسى که شغلش مسافرت است، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند، چنانچه از اول قصد ماندن ده روز را داشته، در سفر اولى که بعد از ده روز مى رود، باید نماز را شکسته بخواند ولکن در غیر چار وادار(مُکارى) احوط وجوبى جمع است. و اگر از اول قصد ماندن ده روز را نداشته، باید در سفر اول تمام بخواند. و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بخواند
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 52 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
بخش اول : مرحلهبندى تبلیغ وبهرهبردارى از فرصتها و موقعیتها..............................................3
فصل اول: زمانبندى مراحل مختلف دعوت....................................................................................4
1.دعوت مخفى و انفرادى. ............................................................................................................4
2. مرحله انذار عشیره با نزول آیه أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِینَ. .................................................................5
3. مرحله دعوت آشکار و همگانى....................................................................................................5
فصل دوم: شروع دعوت از خانواده و نزدیکان.................................................................................6
فصل سوم: گسترش دعوت بر اساس شرایط......................................................................................7
فصل چهارم: بر پا نمودن پایگاههاى تبلیغى.....................................................................................9
فصل پنجم: هجرت.......................................................................................................................10
فصل ششم: اخذ بیعت از یاران.......................................................................................................11
بخش دوم : مدارا و نرمش در برخورد و معاشرت.........................................................................13
فصل اول:پاسخ آرام به شبههها و تهمتها.....................................................................................14
فصل دوم: مرونت و آسانگیرى در مسایل شخصى.......................................................................15
فصل سوم:ارتباط صمیمى با همگان.............................................................................................17
فصل چهارم: تحمل ایذاى مشرکان و حتى مسلمانان....................................................................19
بخش سوم: ابراز محبت و جلب اعتماد.................................................................................21
فصل اول: اعطاى بخشش و هدیه به افراد و قبایل...................................................................22
فصل دوم: خوشبینى به مؤمنان.............................................................................................22
فصل سوم: عفو و گذشت زاید الوصف..................................................................................23
فصل چهارم: مشورت با مؤمنان.............................................................................................25
فصل پنجم: ترویج فرهنگ اخوت.........................................................................................27
فصل ششم: مواسات و کمک به هر نحو ممکن.......................................................................28
بخش چهارم: هماهنگى با مخاطبان در معیشت...................................................................29
فصل اول: ساده زیستى......................................................................................................30
فصل دوم: پرهیز از تکلّف و تشریفات..................................................................................30
بخش پنجم: ادب و احترام وافر دربرابر مردم...................................................................32
فصل اول: احترام به کودکان............................................................................................33
فصل اول: احترام به همه اقشار و طبقات............................................................................34
پی نوشت ها....................................................................................................................35
منابع وماخذ.....................................................................................................................41
مهمترین شیوه در این محور، تعیین زمان دقیق فعالیتهاى تبلیغى بر اساس محاسبه شرایط و امکانات موجود است. پیامبر(ص) با الهام از آیات الهى، تبلیغ بى وقفه دین را باترتیب زمانى منطقى آغاز نمود و استمرار بخشید. در مورد مراحل اصلى دعوت پیامبر، میان سیرهنویسان اندکى اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهى مثل طبرى و ابن هشام همان دومرحله مشهور دعوت نهانى و آشکار مکه را مطرح مىکنند و گروهى نظیر یعقوبى به سهمرحله معتقدند؛ یعنى مرحله انذار خویشاوندان را پیش از دعوت علنى، مرحلهاى جدا دانستهاند(1)، که با توجه به نزول دو آیه جداگانه در باب دعوت عشیره و دعوت همگانى و اقدام مجزاى رسولخدا(ص) براى هر یک، نظریه دوم صحیحتر به نظر مىرسد. بنابراین مراحل اصلى دعوت پیامبر بهویژه در مکه عبارتند از:
فراخواندن یکایک افراد مستعد و اسلام آوردن عدهاى از اصحاب، پس از نزول آیه <قم فانذر» که بنا به روایتى که در طبقات ابن سعد ذکرشده، این دعوت سه سال طول کشیده است.(2) از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:پس از نزول وحى، رسولخدا(ص) سیزده سال در مکه بماند که سه سال آن با دعوت محتاطانه و پنهانى گذشت و او آشکارا تبلیغ نمىکرد تا آن که خداوند فرمان علنى دعوت را فرمود پس پیامبر دعوت خود آشکارا ادامه داد.(3)نیز به روایت طبرى، حضرت رسول از ابتداى نبوت تا سه سال به طور نهانى دعوت مىکرده است، تا آن که مأمور به اظهار دعوت شد و آیه <فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ المُشْرِکِینَ»(4) و آیه <وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِینَ»(5) فرود آمدند.(6) درباره فلسفه این شیوه تبلیغى، نویسنده فروغ ابدیت مىنویسد:
افراد پخته و عاقل و دانا، همواره در راه نیل به مقاصد خود از همین طریق وارد مىشدند و رهبر عالى قدر اسلام از همین اصل مسلم استفاده نمود و سه سال تمام، بدون شتابزدگى در تبلیغ آیین خود مىکوشید و هر کس را که از نظر فکر و استعداد، شایسته و آماده مىدید، کیش خود را به او عرضه مىداشت... در ظرف این سه سال ابداً دست به دعوت عمومى نزد و فقط با افراد، تماسهاى خصوصى برقرار مىکرد.(7)از جمله نتایج اتخاذ این شیوه این بود که <سران قریش، در این سه سال، کوچکترین جسارتى به پیامبر نمىکردند و همواره ادب و احترام او را نگاه مىداشتند و او نیز ظرف این مدت از بتان و خدایان آنها آشکارا انتقاد نمىکرد.»(8)
در این مرحله که میان مرحله دعوت مخفى آشکار واقع گردید و مدت آن کوتاهتر از دو مرحله دیگر بود، پیامبر(ص) سعى در تشکیل نخستین صف ایمانى و خط دفاعى در مقابل دشمنىهاى روزافزون مشرکان لجوج داشت. در این مرحله، پیامبر با یارى جستن از تعلقات قبیلهاى خویشانش، سعى در جلب حمایت آنان نمود. هرچند اتخاذ این شیوه در باره خویشاوندان پیامبر توفیق کامل نیافت و تنها دو عضو از آنان به او گرویدند (خدیجه و على)، اما این از اهمیت این شیوه نمىکاهد، بهویژه این که در دعوت پیامبران دیگر نیز به کار رفته و موفقیت آمیز بوده است. بههرحال تلاشى براى تشکیل هسته مرکزى دعوت با حضور گروهى است که علاوه بر قرابت ایمانى، تعلق نسبى و خونى نیز با صاحب دعوت دارند.
با نزول آیه <فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ المُشْرِکِینَ * إِنّا کَفَیْناکَ المُسْتَهْزِئِینَ»(9)، فرمان دعوت آشکار و تبلیغ علنى به پیامبر رسید و پیامبر و نو مسلمانان مرحله جدىترى از دعوت را آغاز کردند که قهراً مستلزم درگیرىها و موضعگیرىهاى خصمانه از سوى جامعه بتپرست مکه بود، اما آوازه اسلام و قدرت مسلمانان به حدى رسیده بود که بتوانند على رغم تهدیدها و شکنجهها، نداى توحید را حداقل به گوش تمام اعضاى جامعه خود برسانند. <علامه جعفر مرتضى» در این باره مىنویسد:پس از آن که پیامبر(ص)، بستگان نزدیک خود را انذار کرد و پس از انتشار قضیه نبوت در مکه که قریش، جدى بودن آن را درک کرد و حملههاى خود را علیه آن شروع کرد، خداوند به پیامبر فرمان داد تا دعوت خویش را علنى سازد و حتى از قریش بخواهد که تسلیم پروردگارشان شوند و اسلام را بپذیرند... پس آیه فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ نازل گردید.(10)وى ادامه مىدهد:پس از گذشت سه سال نخست بعثت، مرحله جدید و مهم و دشوارترى که مرحله علنىشدن دعوت به خداى تعالى است فرا رسید. این مرحله ابتدا از یک محیط نسبتاً کوچک آغاز شد.(11)در خصوص چگونگى آغاز دعوت علنى و همگانى، روایات متفاوتى نقل شده است که مکان و کیفیت آن را با اختلاف بیان مىکند و ما به نقل دو روایت بسنده مىکنیم؛ در تفسیر الدر المنثور آمده است:پیامبر بر بالاى کوه صفا ایستاد و قریش را ندا داد. چون اجتماع نمودند چنین فرمود: اگر به شما خبر دهم که گروهى در پایین کوه بر ضد شما جمع شدهاند آیا مرا تصدیق مىکنید؟ گفتند: آرى، تو پیش ما متهم نیستى و ماهرگز از تو دروغى نشنیدهایم. فرمود: پس شما را به عذاب دردناک هشدار مىدهم... ابولهب برخاست و بانگ بر او زد و گفت: همین امروز بمیرى! آیا براى این امر مردم را گرد آوردهاى؟! مردم از اطراف او پراکنده شدند و خداى تعالى این آیه را نازل فرمود: <تَبَّتْ یَدا أبِى لَهَبٍ وَ تَبَّ.»(12)مطابق روایت فوق، حضرت دعوت علنى را با یک زمینهسازى و اخذ اقرار قبلى بر قبول انذار و سپس با یک انذار صریح شروع کرده که درس آموز مبلّغان است. مؤلف نورالثقلین نیز مىنویسد:آن حضرت بر بالاى سنگى ایستاد و فرمود: اى گروه قریش! اى خلق عرب! شما را به لااله الا الله و رسالت خویش دعوت مىکنم و به شما فرمان مىدهم که بتها و شریکها را رهاسازید و دعوت مرا اجابت نمایید تا مالک تمام عرب شوید و عجم به دین شما درآید و در بهشت از سلاطین گردید. مردم او را مورد استهزا قرار دادند و گفتند: پسر عبدالله دچار جن شده اما به خاطر موقعیت ابوطالب اقدامى علیه او نکردند.(13)بر پایه این روایت، آغاز دعوت همگانى پیامبر بر محور بشارت دادن به نعمتهاى دنیوى واخروى استوار بوده است.
در میان همه مردم، بستگان هر مبلّغ پیش از دیگران با پیام دعوت آشنا مىشوند. قرابت قومى نیز باعث نزدیکى افکار مىشود. پس امکان اقناع آنان بیش از دیگران وجود دارد. بهعلاوه آن که، قرآن مسؤولیت هدایت، ارشاد و کمک به خانواده را لازمتر از هدایت و یارى دیگران مىشمرد؛ <قُواْ أنْفُسَکُمْ وَ أهْلِیکُمْ نارَاً.»(14)از این روست که نخستین مؤمن به رسالت پیامبر(ص) همسر او خدیجه است و دومین، پسر عم و دست پرورده دامان نبى، على بن ابىطالب، که مسلماً این قرابت و خویشى، هرگز از ارزش و عمق ایمان آن دو نمىکاهد. این شیوه ضمن آن که چتر حمایتى نسبتاً کارسازى را براى پیامبر فراهم مىکند، پاسخگوى برخى از شبههها و انتقادهاى محتمل نیز است.پس از افراد خانواده و بستگان نزدیک، نوبت به بستگان و خویشان دورتر مىرسد که پیامبر در مرحله انذار عشیره به دعوت آنها پرداخت و براى اقناع آنان، تلاشى وسیع صورت داد. عباس زریاب در این باره مىنویسد:
بنابر آنچه از مجموع روایات مختلف برمىآید، حضرت، بزرگان قریش را دعوت کرد و از رسالت خود با ایشان سخن گفت و گویا گرچه هیچکدام این دعوت را نپذیرفتند، اما سخنى درشت نیز به او نگفتند، جز ابولهب عمّ پیغمبر که خطاب به بنىهاشم گفت: اىپسران عبدالمطلب ! این زشت است، پیش از آن که دیگران جلو او را بگیرند، شما جلوش را بگیرید. زیرا اگر در آن وقت که دیگران بخواهند او را بگیرند، شما او را تسلیمکنید، تن به خوارى دادهاید، و اگر بخواهید از او پشتیبانى کنید کشته مىشوید. ابوطالب گفت: به خدا تا زنده هستیم از او پشتیبانى خواهیم کرد.(15)
این جنبه از بطن دو شیوه گذشته استنباط و استخراج مىشود، بدین ترتیب که انتقال از یکمرحله و ورود به مرحله دیگر، همواره در تبلیغ حکیمانه نبوى بر پایه دلایلى بوده است که مىتوان ازجمله، به تغییر شرایط، شدت و ضعف دشمنى و عناد مشرکان و یا وضعیت خانوادگى و پشتوانه حقوقى رسولخدا اشاره کرد. مبلّغ حکیم وظیفه دارد ضمن حفظ روحیه پشتکار و تلاش بىوقفه و پىگیرى اهداف مقطعى نگاه اصلى را متوجه هدف نهایى گرداند و این مهم مستلزم اتخاذ شیوههاى انعطافپذیر و قابل تغییر در مسیر دعوت است.پیامبر بزرگ اسلام، بر این اساس در هر مقطع با در پیش گرفتن شیوههاى جدید، موجبات گسترش دعوت را فراهم مىآورد؛ آنگاه که به هیچ روى امکان تبلیغ دین نبود، تنها با رفتار موحدانه خود و عبادت حنیفانه و عدم احترام بتها و التزام به فضایل اخلاقى به تبلیغ عملى مىپرداخت و آن زمان که ابلاغ دین به تک تک افراد میسر شد، به این کار آغاز کرد، اما اظهار دین میسر نبود. در مقطع بعد، توانست برخى از مظاهر مسلمانى از جمله طواف و نماز به شیوه مخصوص را در کنار کعبه به نمایش بگذارد. در کتاب سیره رسول الله آمده است:پس از اسلام آوردن عمر بن الخطاب، مسلمانان جرأت یافتند و تکبیرگویان از خانه <ارقم بن ابى الارقم» بیرون آمدند و به طواف کعبه رفتند.(16)آنگاه که به حمایت حقوقى ابوطالب و حمایت مالى خدیجه پشتگرم بود به نیکى از آن بهره برد و چون آنها را از دست داد نوعى هجرت را براى حفظ انجمن نومسلمانان مقرر کرد وبه شِعب پناه آورد که چنان که تاریخ مىگوید، استقامت مسلمانان در محاصره اقتصادى شعب ابىطالب تا حدودى مشرکان را تحت تأثیر قرار داد. زمانى نیز که خطر همه جانبه، مسلمین را تهدید مىکرد و ناچار شد راه گریزى به بیرون از قلمرو مشرکان بیابد، عدهاى از آنان را به حبشه فرستاد. این اقدام موفق، شناخت کامل پیامبر را از اوضاع پیرامون خود نشانمىدهد.نمونه دیگر را در تغییر سیاست تبلیغى پیامبر پس از انذار عشیره مىبینیم؛آن حضرت که در ابتدا مأمور بود به خویشان نزدیک وعشیره اقربین خود یعنى خاندانهاى قریش هشدار و انذار دهد، چون سرسختى ایشان را دربرابر اسلام و پافشارى ایشان را بر کفر و ضلال دید و مرگ ابوطالب، بزرگترین حامى خود را ازدست داد، به فکر تبلیغ طوایف و قبایل دیگر عرب افتاد و از نزدیکترین قبیله نیرومند و ثروتمند عرب یعنى ثقیف آغاز کرد.(17)پس از نومیدى از ایمان مردم مکه و طایف، در شیوه تبلیغى خود تجدید نظر نمود و درصدد بسط دعوت در سرتاسر عربستان و خروج از بن بست محدوده قبایل قریش برآمد. اما این کار نیز به خاطر هم پیمانىهاى متعدد آنها با قریش و بى یاور بودن رسولخدا(ص)، اقدامى خطرناک به شمار مىرفت. از این رو پیامبر تصمیم گرفت در موسم حج به قبایل مختلف مراجعه کند تا در پناه بنىهاشم و بقیه تازه مسلمانان، تبلیغ مؤثرترى انجام دهد.
برپایى محل یا مراکزى براى تبلیغ، موجب تمرکز بخشیدن به کار دعوت مىشود و از فعالیتهاى پراکنده و بى نتیجه جلوگیرى مىکند. در دعوت رسولخدا(ص)، پایگاههاى پرجاذبهاى براى سازماندهى و هدایت مردم در نظر گرفته شده است. در ابتداى دعوت پنهانى، مشهور است که خانه <ارقم بن ابى الارقم» نخستین پایگاه دعوت پیامبر اسلام بوده و مسلمانان نخستین، آیین اسلام و آموزشهاى قرآنى را در آنجا فرا گرفتهاند؛پس از آن که ارقم اسلام آورد و به قول خودش، هفتمین نفرى بود که ایمان آورده بود، خانه خود را در اختیار حضرت رسول و یارانش قرار داد و عده زیادى در این خانه اسلام آوردند و حتى اسلام اشخاص در آن، نوعى تاریخ گذارى هم شد... این خانه در دامنه کوه صفا قرار داشت و به همین جهت، دارالاسلام خوانده شد.(18)پس از آن که دعوت پیامبر علنى گردید، مسلمانان تا آنجا که مىتوانستند از پایگاه تبلیغى عمومى مسجدالحرام براى فعالیتهاى ارشادى بهره جستند، مسلماً طواف و نماز و عبادات دیگر مسلمانان در مسجدالحرام با شیوه خاص اسلامى، مىتوانست بیش از هر مکان دیگر به تأثیرگذارى دعوت یارى رساند.در بدو ورود پیامبر به مدینه، مسجد قبا برپا گردید و مرکز دعوت نبوى قرار داده شد، تا آن که مسجد مدینه به عنوان مهمترین مقر دعوت، به دست با کفایت پیامبر و یاران ساخته شد و منشأ بزرگترین تحولات دینى، سیاسى، اجتماعى و علمى و حتى نظامى در جهان گردید. نکته اساسى در کیفیت و دامنه بهرهبردارى پیامبر از این پایگاه تبلیغى است؛ مرکز نشر احکامالهى، قضاوت و داورى، جایگاه وعظ و ارشاد و تعلیم و تحقیق، پایگاه آمادگى رزمى و توجیه سیاسى، محل تصمیمگیرى و شورا، مصلاى جماعت و محل عبادت و اعتکاف درهمه اوقات و سرانجام پناه هر بى پناه. اینها ازجمله کارکردهاى مسجد در زمان رسولخدا(ص) بود.
از جمله اقدامات حضرت رسول(ص) که مصداق بارز ابتکار عمل و انعطافپذیرى در اتخاذ شیوه و استفاده از فرصتهاست، موضوع هجرت مىباشد. پیامبر، با ابتکار هجرت، به همه مبلّغان آموزش داد که چگونه از شرایط فشار و اختناق، راهى به چشماندازهاى دعوت آزادانه بگشایند، نه آن که با ماندن در محیط فشار، راضى به رکود دعوت شوند.زمانى که همه عرصهها بر پیغمبر تنگ شد و خود را بدون پشتوانه احساس کرد و دندانهاى اشراف قریش را تیزتر دید، با روشن بینى و مطالعه دقیق شرایط مکه و مناطق مجاور، چگونگى اجراى این شیوه را با احتیاط سنجید و در نهایت گروه نخست مهاجران را به حبشه فرستاد و پس از وفات خدیجه و ابوطالب، خود، سفرى هجرتوار به طایف کرد و از آن نتیجهاى نگرفت و حتى با دشوارى (با جوار یکى از مشرکان) به مکه بازگشت.حضرت مىخواست یاران او مدتى از آزار و استهزا و تعقیب قریش در امان باشند، تا شاید زمانى فرا برسد که عده مسلمانان بیشتر و براى اسلام و تبلیغ آن محیط امن ترى بهوجود آید.(19)بر این اساس دو علت براى مهاجرت وجود داشته؛ یکى در امان بودن از خطر و دوم، امکان تبلیغ بیشتر. امّا برخى علت اصلى هجرت را عمدتاً دریافتن پایگاه جدیدى براى دعوت خلاصه کردهاند:
هجرت پیامبر به مدینه، پس از زمینهسازى و آمادگى کامل و دقیق و در شرایطى بسیار حساس و تعیین کننده صورت گرفت، موقعیتى که هجرت را یکى از مراحل خط سیر دعوت الهى اسلام قرار داد. چه، عکس العمل ها و اقدامات قریش در مکه، عملاً به رکود نسبى دعوت اسلامى انجامیده بود، هرچند افرادى، پیوسته وارد اسلام مىشدند.(20)سید قطب بر این عامل بسیار تأکید دارد که ادامه مىدهد:
بدین ترتیب، رسولخدا پایگاهى دیگر غیر از مکه را نیاز داشت که حامى این اعتقاد و عاملى براى خروج از دوران بحران تبلیغ باشد و آزادى پیروان را تأمین نماید و این به نظر من، مهمترین و نخستین عامل هجرت پیامبر بود. اینان، براى حفظ جانشان به هجرت نرفتند، بلکه براى ایجاد پایگاه و انتقال دعوت روانه شدند، چون همگى داراى قبیله و پشتوانه اجتماعى و حقوقى نیز بودند.(21)به هر حال، علت این هجرت هر چه بوده باشد، کارکرد تبلیغى آن غیر قابل اغماض و تأثیر آن در روند دعوت اجتناب ناپذیر است. رسول اکرم(ص) با این اقدام، گامهاى اولیه را براى گسترش دعوت به تمام مناطق با استوارى برداشت؛ مسلمانان مهاجر، پس از چند ماهى ترویج آیین مسلمانى، با شنیدن خبر دروغین سجده قریش و اسلام آوردن آنها بازگشتند، اما بنا به روایت واقدى؛پس از بازگشت، قریش برایشان بیشتر سخت گرفتند و خویشان ایشان، بر ایشان ظلم و ستم روا داشتند و مسلمانان آزار و سختى دیدند. پس حضرت رسول اجازه فرمود که براى بار دوم به حبشه مهاجرت کنند و این خروج دوم، پررنجتربود.(22)از همه مهمتر، هجرت آن حضرت به مدینه است. در هجرت به مدینه که در سال سیزدهم بعثت صورت گرفت، اولین نکته، انتخاب یثرب پس از بررسى و مطالعه دقیق است که بایستى در آن تمام ملاحظات اجتماعى و سیاسى در نظر گرفته شود. دیگر این که سبب اصلى هجرت، عدم امنیت براى ادامه دعوت، به ویژه به خطر افتادن جان پیامبر و مرکزیت دعوت با توطئه مردان قبایل مختلف مکه بوده است.
چنان که قبلاً یادآور شدیم، پیامبر اسلام در موسم حج به نزد قبایل مختلف مىرفت و از آنها مىخواست به دعوت حق گرویده، از پرستش بتها دست بردارند. در سال یازدهم بعثت، در همان موسم، شش یا هفت نفر از مدینه از قبیل خزرج در عقبه اولى واقع در منا با پیامبر ملاقات کردند و پس از شنیدن دعوت الهى، با توجه به سابقه ذهنى نسبت به ظهور پیامبر جدید که از زبان یهود مدینه شنیده بودند، آن را پذیرفتند. این عده در مدینه، آیین جدید را ترویج کردند، به طورى که خانهاى در مدینه نماند که از پیغمبر سخن به میان نیاید.
در سال بعد، دوازده تن از مدینه که افراد سال قبل نیز در میان آنان بودند در همان عقبه اولى به زیارت پیامبر نایل شدند. اینان نیز که چند نفرشان از قبیله اوس بودند، بیعت کردند. این همان بیعت یا پیمان اول عقبه است.(23) اقدام مهم تبلیغى رسولخدا در این موقعیت، اعزام مصعب بن عمیر براى نمایندگى خود و آموزش دین و قرآن است که بهرهبردارى مناسب از موقعیت را حکایت مىکند.مصعب، پس از تبلیغ مستمر و موفق خود، در موسم حج سال بعد، به همراه 75 نفر مسلمان مدنى به مکه آمد. آنان خواستار ملاقات با پیامبر و بیعت شدند. رسولخدا، وعده اواخر شب در جنب عقبه اولى را معین فرمود. در آنجا پس از گفتوگوهایى صمیمانه از آنان پیمان وفادارى و حمایت و تلاش در راه دعوت اسلام گرفت و به پیمان دوم عقبه و پیمان جنگ و پیکار (بیعةالحرب) شهرت یافت.(24)با اندک مطالعه و دقت در تاریخ اسلام روشن مىشود که این اقدامات و پیمانهاى متعاقب آن، تأثیر شگرفى در گسترش حساب شده دعوت و بهویژه فراهم شدن زمینه براى هجرت تاریخساز حضرت بر جاى نهاد.از سوى دیگر، با توجه به شرایط خاص اجتماعى عربستان واهمیت حلف و پیمان در میان عرب جاهلى به عنوان تنها عامل ثبات ومسالمت و ضامن همزیستى میان قبایل و تیرههاى مختلف، حساسیت و اهمیت این بیعتها آشکارتر مىگردد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
عاشورا و عصر امروز
دیگر بار، محرم فرا رسید و دلهای احرار و آزادگان جهان به سوی حسین بن علی (علیه السلام) متمایل گشت و چشمانشان به واقعه عاشورا دوخته شد؛ واقعهای که 1362 سال از وقوع آن میگذرد؛ اما هنوز، هر سال در سالگشت وقوع آن، نه تنها مسلمانان و شیعیان، بلکه تمامی آزادگان را به سوی خویش جلب میکند. اما به راستی چرا پس از 13 قرن، همچنان محرم با یاد حسین بن علی (علیه السلام) گره خورده و هنوز عاشورا از صفحه تاریخ کنار نرفته است؟ چرا هر ساله در سالروز قیام حسینی، مسلمانان گرد هم میآیند و در عزای حسین بن علی (علیه السلام) و یارانش مغموم میشوند؟ و چرا این واقعه تاریخی همچون صدها و هزاران رویداد تاریخی دیگر، به دست فراموشی سپرده نشده است؟ اینها همه سؤالهایی است که در سر آغاز تأمل در قیام عاشورا به ذهن خطور میکند. ما در این مجال در جستجوی یافتن حقیقت جاودانگی قیام عاشوراییم و اینکه آیا پس از گذشت 13 قرن و پای نهادن در عصر کنونی، باز هم بشریت نیازمند عاشوراست تا یاد آن را حفظ کند و یا اینکه واقعه عاشورا، واقعهای محدود به برههای خاص از دوران زندگی انسانهاست و بازنگری عاشورا و تجدید یاد و خاطره آن، صرفا امری عاطفی و غیر معقول است؟
در ابتدا به بررسی این موضوع میپردازیم که هر چند این واقعه عظیم پس از سالیان متمادی، همچنان باقی است؛ اما آیا میتوان فرض نمود که در قرون آینده، و پس از سپری شدن مدت زمانی دیگر، به دست فراموشی سپرده شود و یا اینکه فرض فراموشی این قیام، فرضی است باطل؟
آنچه در اولین نظر و مطالعه در واقعه عاشورا به چشم میخورد و جلب توجه مینماید، انگیزه ماورای مادی این جنبش عظیم است. حسین بن علی (علیه السلام) از سر آغاز قیام خویش و حرکت از مدینه، و حتی قبل از آن، نه تنها به عدم پیروزی مادی خویش آگاه بود؛ بلکه از شهادت خود و اسارت خاندانش اطلاع داشت و بارها، از طریق اخبار غیبی توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) از شهادت خویش با خبر گشته بود؛ و این نکتهای بود که افراد مختلف نیز در مواقف متعدد، با او در میان میگذاشتند؛ اما او همچنان بر هدف خویش که انجام وظیفه خطیر الهی و احیای دین و سنت نبوی بود، اصرار میورزید. آیا انگیزه جاه و مقام برای قیامی که از نقطه آغاز، سرانجام آن یعنی کشته شدن در راه حق مشخص است، قابل تصور است؟
از سوی دیگر این انگیزه و نیت خدایی قیام حسین (علیه السلام) و اصحابش در لحظه به لحظه این واقعه به چشم میخورد؛ از سبقت گرفتن اصحاب برای شهادت از یکدیگر گرفته تا جان باختن طفل 6 ماهه حسین (علیه السلام) در راه حق و تا آخرین لحظات حیات، امام حسین (علیه السلام) که نه تنها تمام هستی خود را در راه حق، جانانه واگذار نموده است، بلکه هنوز هم خویشتن را تسلیم حق میداند و زیر لب زمزمه میکند: "الهی رضا بقضائک، تسلیما لامرک، لا معبود سواک".
حال اگر این انگیزه عمیق الهی را که در آن ذرهای غیر خدا راه ندارد، در کنار این آیه شریفه قرآن "کل من علیها فان و یبقی وجه ربک" قرار دهیم که در آن خداوند جاودانگی هر آنچه را که به او پیوند زده شود و یا به عبارت دیگر، در تمام ابعاد، الهی شود را تضمین میکند، به روشنی مشخص میگردد که حتی فرض کم رنگ شدن حماسه حسینی هم وجود ندارد، چرا که لحظه به لحظه آن با حی لا یموت، پیوند خورده است؛ هم او که همه غیر از او فنا پذیرند.
انگیزه الهی عاشورا که در آن ذرهای غیر خدا راه ندارد، سبب شده است که اهداف عاشورا و قیام ابا عبدالله، اهدافی مطابق فطرت و سرشت تغییر ناپذیر انسانی گردد. و مگر ممکن است که روزگاری از ایام زندگی بشر، انگیزه ظلم ستیزی و آزادی از قید و بند ظلم از صفحه جان آدمی خارج شود و یا عشق به مبدأ خلقت در میان آدمیان فراموش گردد. پس همین پیوستگی عاشورا و فطرت انسانی، خود سبب تضمین عاشورا، نه تنها پس از 13 قرن، بلکه تا آخر زندگی بشر است.
دامنه وسیع اثرات اجتماعی و فردی این قیام الهی که نه تنها پیروان سید الشهدا را تحت تاثیر قرار داده، بلکه سبب بیداری و تأثیر پذیری احرار و آزادگان جهان نیز گردیده است؛ ریشههای این فرهنگ و پیام جاودانه را در دل تاریخ مستحکم نموده است و تا زمانی که این اثرات عمیق و وسیع، در گستره تاریخ باقی و پابرجاست، نام و یاد حماسه سازان کربلا نیز پایدار خواهد بود.
از آنچه تا کنون مورد بررسی اجمالی قرار گرفت، به وضوح مشخص میشود که فراموشی این واقعه عظیم، هرگز متصور نیست. حال باید ببینیم که آیا امروزه نیز ما نیازمند بازنگری و مرور این قیام خونین هستیم و یا در خم و پیچهای دنیای صنعتی مدرن، عاشورا پاسخگوی نیاز بشر قرن 20 نمیباشد؛ و اگر این نیاز هنوز پا بر جاست، تأثیر نگرش صحیح به عاشورا در عصری متفاوت با آن چیست؟
اسلام از همان آغاز تبلیغ، اصلیترین برنامه خویش را رهایی آدمی از قید طاغوت و بندگی و اطاعت غیر خدا، معرفی نمود و بر آن پافشاری نمود. به همین خاطر مستکبران و مشرکان که منافع خویش را در خطر میدیدند، و تعارض آشکار اسلام با اهداف و مطامع خویش را دریافته بودند، هماره بر آن تاختند. اما رهبری الهی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امدادهای الهی مانع به ثمر نشستن کوششهای آنان میشد. از طرف دیگر، مسلمین نیز آنان را دشمن آشکار دین خویش میدانستند و در راه مبارزه با آنان، هرگز کوتاه نمیآمدند. اما پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، روش خویش را تغییر دادند و شروع به استحاله و تغییر تدریجی این دین الهی از درون و وارونه جلوه دادن تعالیم آن و افزودن خرافه به آن نمودند؛ تا جایی که پس از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، رفته رفته تمام ارکان قدرت را به دست گرفتند و آنچه در عصر نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، از انجام آن عاجز بودند، امروز در زیر پوشش ظاهری اسلام و به نام دین، انجام میدادند و هرچه زمان گذشت، بخشهای بیشتری از دین خدا را زیر و رو کردند؛ تا آنجا که در حدود 50 سال پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، کسی مانند یزید، به نام امیرالمومنین و نه خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بلکه به عنوان خلیفة الله، زمام همه چیز اسلام و مسلمانان را بر عهده گرفت و مردم باید فرامین او را هرچه که باشد، به عنوان دین اطاعت کنند. و یا اگر بهتر بگوییم، یزید در مسند الوهیت نشسته و فرمان او برای به منجنیق بستن کعبه و آتش زدن آن اطاعت میشود و عاملان آن، هیچ احساس گناه ندارند. در چنین شرایطی بود که امام حسین (علیه السلام) با آگاهی تمام، پای در میدان نهاد و هدف خویش را اسلام حقیقی و پیراستن خرافهها و گزافههای اضافه شده به آن و بازگرداندن آن به مجرای صحیح اولیه و آسیب زدایی عنوان نمود. با ذکر این مقدمه، این نکته واضح و آشکار میگردد که قیام حسینی تنها در یک پیکار و ستیز میان اقلیت حق و اکثریت باطل، خلاصه نمیشود؛ بلکه خود چشمه جوشان معرفتی و شناختی است و دارای یک پیام جاودانه الهی و انسانی و به وجود آورنده یک معیار ابدی است که در تمامی اعصار عمل نمودن به آن، سبب کوتاه شدن دست مستکبران و ظالمان از دامان اسلام و انسانیت انسان میگردد. و لذا بارها و بارها شنیدهایم که اسلام بقای خویش را مرهون مجاهدتهای سید الشهداست و این همان مفهوم حدیث نبوی است که "حسین منی و انا من حسین" امروز دشمنان هجوم همه جانبه خویش را به اسلام ادامه میدهند و تنها راه مبارزه با اسلام را تغییر اصول و مبانی اسلامی میدانند و از سوی دیگر هوا و هوس آدمی، همواره انسان را در بند خود اسیر مینماید. پس امروز نیز ما به ماهیت پیام و قیام سید الشهدا نیازمندیم تا اسلام اصیل و به دور از پیرایه را که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به عالمیان عرضه نمود را درک نماییم و آنرا حفظ کنیم و باورهای خویش را از هر گونه جهالت و ضلالت به دور نگه داریم و درون انسانی خویش را از بند برهیم تا بدین وسیله مقدمات برپایی نظام جهانی مبتنی بر عدالت و بر پایه تعالیم جهانشمول اسلام را فراهم آوریم و راه را برای حکومت جهانی مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هموار کنیم. در حقیقت، قیام حسینی در عصر حاضر و در فضای غبار آلود تبلیغاتی موجود، هر چه بیشتر مرز حق و باطل را تبیین مینماید و دوباره فطرت مدفون شده بشر را که در زندگی مادی غوطهور است بیدار میکند. پس نه تنها نیاز بشر در عصر حاضر به قیام عاشورا از بین نرفته است، بلکه فزونی یافته است.
از سوی دیگر، به طور کلی امام معصوم را تجسم دین الهی میدانند. آنچه که او انجام میدهد، اگر مینشیند و یا قیام میکند، میگوید یا سکوت مینماید، میجنگد یا صلح میکند و خلاصه هر عمل و یا ترک کاری توسط او، چون آیهای از قرآن و سخنی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است. پس اگر اسلام محدود به زمان و عصر نبوی نیست و برنامهای جاودانه تا آخر حیات و روزگار بشری در این جهان دارد، متن اسلام که همان آیات قرآن، سیره و کلام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و گفتار و عملکرد امام معصوم است نیز تا آخرین مرحله زندگی بشر و تا فرارسیدن قیامت، همواره قابل تأمل و نتیجهگیری و استخراج برنامه زندگی است. پس باید همواره نیاز زمان و احتیاجات زندگی بشر در هر عصری را شناخت و با مراجعه به متن دین، آنرا برطرف نمود و لذاست که باید در فهم گفتار و رفتار امام کوشید. چرا که بر طبق حدیث شریف ثقلین، امام همسان قرآن است. اگر هر آیه از قرآن، بطون فراوان و عمق بسیار دارد که انسان به میزان تأمل و تعمق در آن (البته از راه صحیح آن) از آن بهره میگیرد، عملکرد امام نیز همسان قرآن، به گونه ایست که آدمی قادر است با تأمل و دقت بیشتر، معانی تازهای را از آن دریابد. واقعه عاشورا هم از این مورد مستثنی نیست و فرهنگ عاشورا، امروز هم پایه و اساس فرهنگ تشیع است؛ و امروز نیز بازنگری در آن میتواند پیام آور معرفتهای تازه باشد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 22 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
قرآن از نگاه دانشمندان و سیاست مداران غیر مسلمان
1ـ ولتر فیلسوف و نویسندۀ فرانسوی می گوید :
من یقین دارم که اگر قران و انجیل را بیک فرد غیر متدین ارائه دهند او حتما اولی را برخواهد گزید زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می دهد که به اندازه کافی بر مبانی عقلی منطبق است . سالانه پیام اسلام س 2}
2ـ ژ ان ژاک روسو نویسنده فرانسوی (1876-1804):
بعضی از مردم بعد از آنکه مقدار کمی عربی یاد گرفتند قرآن را خوانده و درست درک نمی کنند واگر می شنیدند محمد با آن لغت فصیح وآهنگ رسای عرب آنرا می خواند هر آینه سجده می افتادند وندا می کردند ای محمد عظیم دست مارا بگیر وبه محلّ شرف افتخار برسان .ما را بخاطر یاری تو حاضریم جان خویش را فدا سازیم. {اسلام وافکار اندیشه ص31}
3ـ واشنگن ایرونیک آمریکائی :
قرآن کتابی است که از حدود اقیانوس اطلس تا نهر کاشمر مردم را در زیر سایۀ همایون فر خود سعادتمند نگهداشته است {حقیقت اسلام در نظر دیگران ص 60 }
قرآن حاوی بالاترین مبادی ، با ارج وسودمندترین آنها است {کتاب آسمانی کدام است ص185}
4ـ تولستوی فیلسوف بزرگ روسی {1910-1828}
قرآن مشتمل بر تعلیمات و حقایق روشن و آشکار و سهل است و عموم افراد بشر از هر طبقه می تواند از آن بهره مند گردد {پیشرفت سریع اسلام ص 52}
هر کس که بخواهد ماهله وسادگی دین اسلام را بفهمد باید که قرآن مجید را بدقت مطالعه کند زیرا در آنجا احکامی مبنی بر حقایق روشن و آشکار صادر و تعلیماتی سهل و ساده بعموم داده شده در این قرآن آیات کریمه نزول نموده که دلالت بر مقام عالی دین اسلام و پاکی روح مقدس آورندۀ این کتاب دارد که بر مقام عالی دین اسلام وپاکی روح مقدس آورندۀ این کتاب دارد که از آن جمله است واعتصمو بحبل الله جمیعاً ولا تفرقو واذکر ونعمت الله . (نسل نو س3 ش3)
5 - بودلی نویسنده سوئیسی :
نزد ما کتابی است بنام قرآن که در اصالت و سلامت تنها و فرید است.{محمد عند العلماء الغرب ص168}
6 ـ ولز دانشمند انگلیسی {1866-1946}:
اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست قرآن است زیرا که این کتاب آسمانی اثری که در دنیا گذارد نظیر آنرا هیچ کتابی بخود ندیده است . قران کتاب عملی ودینی و اجتماعی وتهذیبی واخلاقی وتاریخی است . مقررات و قوانین و احکام آن با اصول قوانین مقررات دنیای امروز تطبیق می کند و برای همیشه قابل پیروی و عمل است هر کس بخواهد دینی اختیار کند که سر آن با تمدن بشر پیشرفت داشته باشد باید که دین اسلام را اختیار نماید و اگر خواهد که معنی این دین را بیابد به قران مراجعه کند. { مکتب اسلام ص14 ش1}
7 ـ راکستون اسکاتلندی :
سالیان درازی در جستجوی حقیقت بودم تا اینکه حقیقت را در اسلام یافتم .سپس قرآن مقدس را دیدم و شروع به خواندن آن کردم او بود که به تمام سوالات مرا جواب گفت . قرآن ابّهت و ترس در انسان الهام می کند و درعین حال ثابت می کند که هر چه می فرماید راست است . {اسلام شناسی غرب ص60}
8 ـ بانو مایل انجلو ایتالیائی :
آشنایی من با تعایم حیاتبخش ومعارف درخشان اسلام وقرآن ،بینش جدید وعمیقی در من ایجاد کرد وطرز فکرم را دربارۀ جهان آفرینش و فلسفه وجود بکلی دگرگون ساخت واحساس کردم که تعلیمات اسلام برخلاف تعالیم مسیحیت انسان را موجودی شریف وبا شخصیت می شناسد نه موجودی کثیف وذاتا آلوده مسلمانان به حکم کتاب آسمانی قرآن پیامبر علی مقام خود را انسانی مانند انسانهای مسلمانان به حکم کتاب آسمانی قرآن پیامبر علی مقام خود را انسانی مانند انسانهای دیگر می دانند که خداوند او را برای تبلیغ و رسالت و راهنمایی انسانها برگزیده است در این کتاب دستور و نحوۀ بهره گیری از لذایذ این دنیا و حیات آن ، بطرزی جالب و خردمندانه بیان شده است. {مکتب اسلام سال 14 ش4}
9 – بانو سقان رانی تنس هلندی :
محتوای این کتاب آسمانی کاملا با خرد وفطرت بشری مطابقت دارد واز مطالب زننده وخلاف عقل بکلی پاک است.
قرآن دربارۀ زنان داوری عادلانه ای دارد و برخلاف برخی از مرامها وادیان که جنس زن را تا به سر حد بردگی تنزل داده و ارزشی برای او قائل نیستند،وی را از مزایا وحقوق انسانی برخوردار ساخته ومقام شامخی برای او منظور داشته است. {مکتب اسلام س14 ش 2}
10 ـ رود ویل نویسندۀ انگلیسی :
اروپا باید فراموش نکند که مدیون قرآن محمدی است زیرا قرآن بود که آفتاب علم ودانش را در اروپا طلوع داد. {بسوی قرآن و اسلام ص48}
11 ـ گوته شاعر نویسندۀ بزرگ آلمانی : {1749-1832}:
سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر ما را از پی بردن به حقیقت قرآن مقدس وعظمت آورندۀ آن دور نگه داشته اند اما هر قدر که ما قدم در جادۀ علم و دانش که قرآن مجموعۀ آن است بهت و حیرت عجیبی در ما ایجاد کرده است و عنقریب است که این کتاب توصیف ناپذیر علم را بخود جلب نموده و تأثیر عمیقی در علم و دانش جهان نموده و در نتیجه جهان مدار گردد. {پاسخ ما به مشکلات جوانان ج2 ص168}
12 ـ مرمادوک محقق انگیلسی :
آیات و کلمات قرآن در قلب و زبان ما جای گرفته وبا گوشت و خون و استخوان ما و آنچه در وجود ماست در آمیخته است. {کتاب آسمانی کدام است ص184}
13 ـ گونارا ریکسون سوئدی :
قرآن مقدس دلائل اثبات وجود خداوند را به ما میدهد وآنچه آرزوی معنوی بشر است همین است یک خصوصیت بزرگ دیگر اسلام جنبۀ جهانی بودن آن است .قرآن خدا را پروردگار اعراب نمی خواند بلکه پروردگار جهانیان می داند سایر کتب مذهبی از خداوند به عنوان پروردگار اسرائیل وغیره یاد کرده اند قرآن از ما دعوت می کند که به تمام پیامبران ایمان داشته باشیم خواه آنها که در قرآن اسم از آن برده شده و خواه آنها که اسمی برده نشده {اسلام شناسی غرب ص 30}
14ـ امورا ژاپنی :
اما قرآن مقدسیکه دستورات الهی است بدون آشفتگی وحی پاک الهی باقی مانده است. {اسلام شناسی غرب ص83}
15ـ البرت انیشتین فیزیکدان معروف :
قرآن کتاب جبر ،هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعه ای از قوانین است که بشر را به راه راست ، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعریف وتعیین آن عاجزند هدایت می کند.{راه تکامل ج6ـ ص53}
16- دکتر گوینیه فرانسوی :
من آیات قرآن را که به علوم پزشکی وبهداشتی و طبیعی ارتباط داشت دنبال کردم واز کودکی آنها را فرا گرفتم وکاملاً بدان آگاه بودم وبنابراین دریافتم که این آیات از هر جهت با معارف وعلوم جهانی منطبق است ... هر کس که دست اندر کار هنر یا علمی باشد وآیات قرآن را با هنر وعلمی که آموخته است مطالعه ومقایسه کند . به همان صورت که من مقایسه کردم بدون تردید به اسلام خواهد گروید البته اگر صاحب عقلی سلیم و بی غرض باشد {اسلام در زندان اتهام ص22}
17ـ ناپلئون پادشاه اسبق ومقتدر فرانسوی می گوید :
قران به تنهائی عهده دار سعادت بشر است {فرهنگ برلیان ص106}
امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همۀ دانشمندان و تحصیل کرد گان همه کشورها را با یکدیگر متحد کنم ونظام یکنواختی فقط براساس و اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و می تواند مردم را به سعادت رهبری کند .من هم امیدوار م در طول زمان نزدیکی جشن اتحاد و نظامی را بر اساس قرآن برقرار کنم. {تابش اسلام در اروپا ص134}
کجاست آنروزیکه ما مجمع و هیئتی بزرگ از سیاستمداران و علماء حقوق دنیا تشکیل دهیم . قران کلام الهی ومتین ترین قوانین محمدی همان نسخۀ پر افتخار بشری را پیش گذاریم و از روی آن قوانین و سعادت حقیقی بشر را تنظیم تنسیق نمائیم {حقیقت اسلام در نظر دیگران ص 28}
18ـ رنبورت دانشمند اروپایی:
واجب است اعتراف کنیم که علوم طبیعی ،فلکی ، فلسفه ریاضیات که از اروپا اوج گرفت ، عموما ًاز قرآن اقتباس شده است ، پس اروپا شهری برای اسلام است. {قرآن و دیگران ص22}
19- مهاتما گاندی رهبر بزرگ هندوستان :
از راه آموختن دانش قران ، هر کسی به اسرار وحی وحکمتهای دین، بدون داشتن خصوصیات مصنوعی، نایل می شود . در قرآن چیزی دیده نمی شود که إعمال زور وجبر جهت برگرداندن مذهب اشخاص ، تجویز کرده باشد.{قرآن دیگرآن ص35}
20ـ ویل دورانت مورّخ مشهور :
در قرآن، قانون واخلاق یکی است ، رفتار دینی در قرآن ،شامل رفتار دنیوی نیز هست ، و همه امور از جانب خدا وبه طریق وحی آمده است . قرآن شامل مقرات ّدر خصوص ادب ،تن
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 11 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
آمادگی غرب برای پذیرش تدریجی اسلام
خلأ عطش معنوی و نابسامانی های گسترده جوامع غربی از یک سو و جامعیت اندیشه اسلامی از سوی دیگر اکنون شرایطی را در غرب فراهم نموده است که می توان ادعا کرد: فضای اجتماعی غرب آماده پذیرش اسلام است, اگر دعوت گرانی باشند که با زبان عرهر حاضر که علم و منطق است با انسان غربی ارتباط برقرار کنند
تمدن غرب در غیاب اندیشه ای منطقی و معنوی والهی همچون اسلام به شرایط سخت و بغرنجی مبتلا شده است و مسلماً پیروزی انقلاب اسلامی فضای جدیدی را در غرب ایجاد کرده و افق تازه ای فراروی غربیان گشوده گردیده است و می توان گفت: اکنون میلیون ها نفر در غرب در انتظار نجات بخش و مسیح هستند و اگر اسلام به درستی معرفی شود می تواند برای آنها نجات بخش باشد, چرا که تعالیم اسلام راهی برای رهایی از سرنوشت محتوم تمدن غرب یعنی نابودی است
خانم لیلا, تازه مسلمان آلمانی, در این باره می گوید:
با فساد وحشتناکی که در جوامع ما وجود دارد اگر مردم از حقایق اسلام وچهره واقعی اسلام آگاه می شدند بی شک همگی مسلمان می شدند, چون ما شاهد نتایج ارزش های غربی بوده ایم؛ خرهورهاً آلمانی ها که در پنجاه سال اخیر بعد از آمدن آمریکایی ها و تبلیغ معیارهای ضد انقلابی و ارزش های مادی به این فلاکت و هلاکت اخلاقی رسیده اند
در تایید ادعاهای طرح شده می توان به گزارش تحلیلی خبرگزاری ایتالیا پیرامون رویکرد وسیع زنان اروپایی به اسلام اشاره نمود که در بخشی از آن آمده بود:
اسلام به عامل هویت بخشی به زنان اروپایی که شخرهیت خود را گم کرده اند تبدیل شده است
علل نیاز شدید غرب به اسلام از نگاه غربی ها
با مروری اجمالی بر سخنان شخرهیت های علمی, فرهنگی و سیاسی غرب درباره نیاز عمیق جهان غرب به بهره مندی از تعالیم اسلامی و تشریح توان مندی های منحرهر به فرد و رهگشای دین اسلام, به بررسی عمیق تر مقوله علل و عوامل رویکرد جهانی به اسلام و اسلام خواهی شهروندان جوامع غربی می پردازیم.
الف- نیاز به یافتن راه: امروزه بسیاری از نخبگان جوامع غربی همچون پرفسورلاماند > اسلام شناس فرانسوی براین باورند که: جهان غرب برای یافتن راه گم کرده خود به اسلام نیاز دارد
چنان که در یک فاچت> معاون وزیر امور خارجه انگلستان نیز با اعتراف به اینکه بخش اعظم هنر و علم و فلسفه موجود در جهان مدیون اسلام است اظهار می دارد:
ما هم زمان با جست وجوی غرب برای یافتن نوعی جایگزین برای مادی گری لجام گسیخته, نیازمند فراگیری بسیاری از اسلام هستیم
از سویی لوئی کاردو> استاد رشته تمدن اسلامی در دانشگاه پاریس هم در تحلیل علل نیاز شدید غرب به اسلام براین اعتقاد است که:
خلأ فقدان روح در دنیای مادی غرب سبب شده که جهان مدرن در پی ایجاد توازن بین مادیت و معنویت باشد و اسلام می تواند این نیاز را برآورده سازد
ب- نیاز به مسائل معنوی: دکتر نیمارلیا> استاد دانشگاه سارایوو در این خرهوره
می گوید:
مسائلی که ما از اسلام باید در اروپا مطرح کنیم مسائل معنوی و فلسفی و روانی است, زیرا اروپایی ها به این مسائل نیاز دارند و تبلیغ ما در این زمینه می تواند موثر باشد
در نگاه متفکران برهیر, سر منشا بحران فراگیر و غیرقابل انکار تمدن غرب چیزی جز ادبار غرب به وحی و معنویت در عررهه های مختلف زندگی نیست و این بیماری را جز با بازشت به اندیشه معنوی و منطقی اسلام قابل درمان نمی باشد.
یکی از دانشجویان بوسنیائی با تایید ادعای فوق می گوید:
بسیاری از تحلیل گران جهانی و حتی برخی از متفکران بزرگ غربی اعتقاد دارندکه تمدن غربی در بحران بزرگ معنویت به سر می برد و این بحران هم چنان در حال گسترش است به طوری که دامنه آن اکنون تمامی ارکان و نهادها و حتی زندگی اجتماعی انسان غربی را فراگرفته است
اسلام در غرب از زنان محجبه آغاز میشود
این روزها اهالی بیمثال ایران اسلامی، سالروز شکوهمندترین انقلاب معاصر را جشن میگیرند. 25سال پیش، در 22 بهمن 57، انقلاب اسلامی، در دامان پرمهر زنان و مردان سلحشور ایران متولد شد.در طول این سالها زن و مرد ایرانی، دوشادوش هم، بر عهدی که با شهیدان برای حفظ این هدیه خدایی بسته بودند، استوار ماندند، ناملایمات و نامهربانیهای زمانه را به جان خریدند و از هیچ کوششی فروگذار نکردند.
و امروز این ملت نجیب و صبور، به شکرانه 25 سالگی این جوان رعنا، یک دهه به میقات میروند و در جشن انقلاب، نام و یاد خدا و شهیدان را در فضایی به گستره ایران اسلامی عطر افشانی میکنند.افکار عمومی جهان نیز رفته رفته، انقلاب اسلامی ایران را باور میکنند و در برابر بهمینه این سرو بلند، سر تعظیم فرو میآورند. این روزها امید بخش ترین خبری که خبرگزاریهای بین المللی مخابره کردند، موج اسلام خواهی بانوان اروپایی و هراس سیاست مداران غربی از گسترش آن بود. درست در زمانی که رسانههای گروهی و کارشناسان خبره جنگ روانی در غرب، با همکاری عوامل داخلی، تلاش میکردند که به مردم ایران و جهان، ناتمامی رؤیای انقلاب اسلامی را القاء کنند و ختم آن را جشن بگیرند، به ناگاه دریای مواج بانوان محجبه در اروپا به خروش آمد و همه معادلات آنان را در هم ریخت. بانوان محجبه، تجسم نمادین ارزشهای اسلام و انقلاب در قلب اروپا بودند که عبور آرمانها و پیامهای انقلاب را از مرزهای جغرافیایی نوید میدادند. وقار، صلابت و نجابتی که در زنان محجبه اروپایی به چشم میخورد، از نوع همان حضور سبزی است که زنان مسلمان ایران، در عرصههای انقلاب اسلامی به نمایش گذاشتند. این رویداد بزرگ سیاسی و فرهنگی، نکات و پیامهای درخور تأملی به همراه داشت؛
1- الگوی زن انقلاب اسلامی، بـــه رغم فعالیتهای خصمانه و نگاههای تحقیر آمیز جوامع توسعه یافته و جریان روشن اندیش داخلی، میرود تا به سرمشقی برای زنان اروپایی تبدیل شود. عمق و گستره این رویکرد، ظاهراً، به اندازهای است که بنیانهای سیاسی غرب را با خطر جدی روبه رو کرده است. این حقیقت را میتوان از سردر گمی و تدابیر عجولانه سیاست مداران خبره دولتهای غربی، در ممنوعیت حجاب حدس زد. این تدابیر، به قدری ناشیانه اتخاذ شدهاند که به علت مخالفت آشکارش با شعارهای اساسی لیبرال دمکراسی، حتی با مخالفت صاحب نظران غربی رو به رو شده است.
2- گرایش روبه رشد زنان به حجاب و هویت اسلامی، در کشورهایی رخ داده است که مهد سکولاریسم و خاستگاه فمینیسم محسوب میشوند. مدینه فاضلهایی را که فمینیستهای وطنی در این سوی مرزها، تنها در ذهنشان مجسم میکنند، آنان با همه وجود درک کردهاند. با این حال، رویگردانی زنان اروپایی از این مدینه فاضله، نشان میدهد که در پس ظاهر دل فریب رفاه و آزادی زنان حقایق تلخی نهفته است که آنان را به ستوه آورده است. از درد و رنجهای جانکاه زنان در جوامع صنعتی غرب، که در زیر خرواری از جلوههای کاذب گم شده است، جامعه شناسان بسیاری سخن گفتهاند. از نگاه اینان، تنهایی، غربت و نومیدی، بزرگ ترین فاجعه قرن است که زنان را در غرب به سراشیبی افسردگی و خود کشی کشانده است:
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 81 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 218 |
درس اول ولایت و حکومت الهی.
1- انواع مالکیت:
الف) حقیقی: فقط از آن خداست.
ب) قراردادی: مانند مالیکت انسان به اموالش.
ج) مالیکت اصلی از آن خداوند متعال است و از سوی او به افراد بخشیده شده است.
2- آیه: و لله ملک السموات و الارض و الله علی کل شیء قدیر.
* و مالیکت و فرمانروایی آسماء نها و زمین از آن خداست و خدا بر همه چیز توانا می باشد.
نتیجه آیه: این آیه بیانگر مالیکت حقیقی است.
ولایت مطلق الهی:
3- ولی در لغت به معنای سرپرست، اولی به تصرف، دوست و یاور آمده است و در آیات ذیل مقصود همان سرپرست و اولی به تصرف می باشد.
4- ولی مطلق از دیدگاه قرآن فقط خداوند است و ولایت دیگران در صورتی که از سوی او باشد مجاز است.
- آیه: مالهم من دونه ولی و لایشرک فی حکمه احداً.
* برای ایشان غیر از او ولی و سرپرستی نیست و کسی را در حکم خود شریک قرار نمی دهد.
نتیجه آیه: 1) این آیه بیانگر ولایت مطلق الهی است.
2) قرآن طبق این آیه مخصوصاً با تعبیر دون الله، که به معنای غیر خداست ولایت و سرپرستی دیگران را نفی کرده - و آنرا در انحصار خدا قرار می دهد.
3) طبق این آیه قرآن تنها برای افرادی حق ولایت قائل می شود که از طرف خداوند معین شده باشند.
حاکمیت الهی:
6- در قرآن حکم به معنای فرمان، امر و دستور است.
7- قرآن حکم را فقط و فقط از آن خدا می داند.
8- آیه: ان الحکم الا الله امر الا تعبدوا الا ایاه ذلک الدین القیم.
* حکم جز برای خدا نیست فرمان داده که جز او را نپرستید این آئین محکم و استوار است.
نتایج آیه: 1) در این آیه حکم به چه معناست؟ فرمان. ، امر، دستور.
2) حکم از آن چه کسی است؟ فقط خداوند.
3) عبادت همراه حکم آمده است، یعنی پذیرفتن هر حکمی جز حکم خدا بندگی و پرستش غیر خداست و شرک در عبادت محسوب می شود.
4) عبارت امر ًالا تعبدوا الایاه. بیانگر چه توحیدی است: توحید افعالی.
- توجه 1) توحید عملی = توحید عبادی = توحید در پرستش یعنی:
الف) یگانه پرستی. ب) در عمل خود را برای خدا خالص ساختن.
ج) روی گرداندن از هر مقصد غیر خدایی.
10- توجه2) نقطه مقابل توحید عملی، شرک عملی یا همان شرک در عبادت محسوب می گردد.
11- در زمان حضرت رسول (ص) بین یک منافق و یهودی اختلافی رخ داد و یهودی برای رفع اختلاف پیامبر را معرفی کرده. ولی منافق فرد کاهنی ( کعب بن اشرف یهودی) را معرفی کرد تابرای داوری به وی مراجعه کنند که آیه نازل شد:
v آیا نمی بینی کسانی را که بگمان و دعوی خود به قرآن و آنچه پیش از تو نازل شده ایمان آورده اند. نه آنها می خواهند قضاوت و دادخواهی را نزد طاغوت ببرند در حالیکه فرمان داده شده که با طاغوت کافر شوند و شیطان می خواهد آنان را گمراه کند آنهم گمراهی دور.
- آیه: ولقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبد و الله و اجتنبوا الطاغوت.
همانا در میان هر قوم پیامبری برانگیختم ( تا مردم را پیام میدهد) که فقط خدا را پرستش کنید و از طاغوت دوری گزینند.
نتایج آیه: 1) در قرآن بین ایمان بخدا و پذیرش حاکمیت حق و فرستادگان او از یک طرف و نفی بندگی و نفی اطلاعات از طاغوت از سوی دیگر رابطه ای مستقیم بر قرار شده است.
2) این آیه بیانگر نقش سیاسی - اجتماعی توحید است.
3) مبین/ بیانگر نفی عبودیت غیر خداست.
4) بعثت انبیاء برای دعوت مردم به پرستش خدا حتما همراه نفی طاغوت می باشند.
|
نظام توحید - نظام شرک:
13- انواع نظام
دلایل لزوم تشکیل حکومت اسلامی:
14- دلایل لزوم تشکیل حکومت اسلامی عبارتند از:
1) برقراری توحید و نفی شرک. 2) لزوم اجرای احکام اسلامی. 3) تأمین استقلال جامعه اسلامی.
15- برقراری توحید و نفی شرک: حاکمیت غیر خدا در جامعه چه در مرحله وضع احکام و چه در مرحله اجرای احکام و چه در مرحله داوری و قضا حاکمیت شرک و طاغوت است.
16- بنابر گفتاری از امام خمینی چرا هر نظام سیاسی غیر اسلامی نظامی شرک آمیز است؟ زیرا حاکمش طاغوت است.
لزوم اجرای احکام اسلام:
17-لازمه پیاده شدن اسلام در هر جامعه برقراری حکومت اسلامی است. بعبارت دیگر بدون برقراری حکومت اسلامی احکام اسلام از پشتوانه و ضمانت اجرای لازم برخوردار نخواهد بود.
18- تحقق کامل احکام اجتماعی وابسته به وجود یک حکومت الهی و داشتن امکانات اجرایی است.
چند نمونه از احکام اجتماعی:
19- چند نمونه از احکام اجتماعی که برای اجرای آن نیازمند حکومت هستیم.
الف) احکام جزائی و حقوقی که برای جلوگیری از گناه و اشاعه فحشاء منکرات وضع شده است.
ب) دستور فراهم آمدن نیرو و امکانات نظامی از این جهت که دشمنان حتی از فکر تعدی به اسلام و سرزمینهای اسلامی نیز باز بمانند.
ج) احکام اقتصادی مانند زکات و خمس و … که برای اداره یک جامعه و برآوردن نیازهای آن وضع شده است.
20- توجه: اجرای احکام فوق الذکر نیازمند حکومت است. بعبارت دیگر اسلام با بیان دستور فوق به لوازم آن یعنی تشکیل حکومت اسلامی نیز دستور داده است.
21- تعالیم اسلام محدود به دستورات فردی و عبادی نیست بلکه کلیه نیازهای اجتماعی واقتصادی و حقوقی انسانها را در بر می گیرد.
22- تأمین عدالت اجتماعی از اساسی ترین اهداف اسلام است و از ابزار تحقق این هدف تشکیل حکومت اسلامی است و بدون آن احکام اسلام از پشتوانه و ضمانت اجرای لازم برخوردار نخواهد بود.
3) تأمین استقلال جامعه اسلامی:
23- از مهمترین مقاصد اسلام است؛ ایجاد استقلال در تمامی زمینه ها.
24- آیه: ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلاً.
* خداوند هرگز برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نکرده اند.
نتایج آیه: الف) استقلال ب) نفی سبیل.
25- مفهوم قاعده نفی سبیل:
هر معامله و رابطه ای که موجب شود غیر مسلمان بر مسلمان یا مسلمین تسلط پیدا کند باطل و حرام است.
26- امام خمینی در کتاب تحریر الوسیله می فرمایند:
اگر در روابط تجاری و غیر تجاری ترس تسلط سیاسی و غیر سیاسی اجانب بر اسلام وسرزمینهای مسلمین باشد که موجب استعمار آنها و استعمار کشورهایشان شود هر چند این استعمار معنوی باشد برتمامی مسلمانان واجب است از آن دوری کنند و این روابط حرام است.
27- از اساسی ترین و ابتدائی ترین اهداف اسلام است؛ تأسیس حکومت اسلامی.
28- بدون آن کیان اسلام در معرفی خطر نابودی قرار داشته و امکان اجرای کامل احکام اسلام وجود ندارد: تأسیس حکومت اسلامی.
29- زمام دین و نگهدارنده تمام و اجبات و مستحبات است: ولایت.
30- وسیله سلطه دشمنان اسلام بر جوامع اسلامی است. تبلیغ اسلام منهای حکومت که خود بدعتی آشکار است.
- بدعت یعنی: این امر جزء دین نبوده و با تبلیغات بعنوان مطلب دینی وارد حوزه اسلام شده است.
31- کتاب تفسیر تبیان ازشیخ طوسی است.
32- کتاب تحریر الوسیله ولایت فقیه از امام خمینی است.
درس دوم: خصوصیات حاکم اسلامی اعمال ولایت
1- کسی حق حاکمیت دارد که از سوی خدا بعنوان حاکم منصوب شده باشد یا اینکه او از نظر شرع تأثیر شده باشد.
2- شخص حاکم باید دارای حق ولایت بر مردم باشد تا بتواند آنها را به کاری وادارد یا از عملی باز دارد و افراد در صورت تخلف گناهکار محسوب شوند.
3- مشروعیت حکومت اسلامی به ولایت الهی است و شخص حاکم از سوی خدا صاحب این ولایت شده است.
انبیاء حاکمان الهی:
4- اولین حاکمان خدا بر روی زمین هستند: انبیاء الهی
5- رهبری دینی با رهبری سیاسی یکی است. بلکه در زمان حضرت رسول اکرم (ص) رهبری دینی پایه و اساس رهبری سیاسی بشمار می رفت. /
6- بنابر روایات و احادیث از علماء و فقها اینگونه یاد شده است:
حافظان دین - امینان پیامبر . جانشینان رسول، وارثان انبیاء حصون اسلام.
( حصون یعنی حصار محکم و حفاظت کننده )
7- طبق حدیث از حضرت رسول علمای دین تا چه زمانی امین پیامبران و نگهبان رسالت آنها هستند. مادامی که وارد دنیا نشده اند. ( مالم یدخلوا فی الدنیا)
8- بنابر حدیث پیامبر اکرم (ص) مفهوم داخل شدن فقها در دنیا چیست؟
پیروی از فرمانروایان ستمگر ( اتباع السطان).
9- طبق حدیثی از حضرت امام صادق (ع) :
الف) کسی که امر حق یا باطل را برای داوری نزد پادشاهان و قاضیان ستمگر ببرد داوری به نزد طاغوت برده و آنچه آنها برای او حکم کنند و آنرا بگیرد حرام است هر چند حق با او باشد.
10- ب) برای حل مشکل فوق الذکر حضرت امام صادق (ع) می فرمایند:
از بین خود روایان حدیث و آگاهان به حلال و حرام و آشنایان به احکام ما را بعنوان قاضی بپذیرند و پس زمانیکه به حکم ما داوری کنند اگر از اشیان نپذیرند حکم خدا را کوچک شمرد و ما را رد کرده اند و کسیکه مارا رد کند در واقع خدا را ردکرده و این در حد شرک به خداست.
11- بنابر عقیده شیعه حاکمان در اسلام پس از پیامبر (ص) ائمه می باشند و در زمان غیبت امام عصر (عج) این مسئولیت مهم که اجریا احکام الهی و تحقق اسلام است به نیابت از امام عصر (عج) بر عهده فقها می باشد.
12- امام زمان (عج) در پاسخ به اسحاق بن یعقوب می فرمایند:
… و در مورد اجتماعی و رویدادهای زمان ( حوادث واقعه ) به دوات احادث مراجعه کنید.
13- روات حدیث شامل چه گروهی می شود:
کسانی که به احادیث آگاهی داشته و درست و نادرست مجمل و مفصل و … آنرا باز شناسند نه کسی که فقط راوی حدیث باشد و حتی مفهوم آنرا نداند و یا حتی معنی و مفهوم آنرا بداند و ولی از تقوی و ایمان بهره ای نداشته باشد.
15- در زمان غیبت، حجت امام زمان (عج) بر مردم هستند: روات احادیث ( فقها )
- فقها باید حکومت اسلامی تشکیل دهند بنابر مقدمات ذیل:
الف) فقها امانتدار پیامبرانند. ب) آن امانت، احکام الهی است.
ج) امانتداری احکام به اجرای آنهاست. د) اجرای بسیاری از احکام نیازمند حکومت اسلامی اشت.
خصوصیات رهبر اسلامی:
16- خصوصیات اصلی حاکم اسلامی عبارتست از :
علم - عدالت - کفایت و تدبیر - شجاعت.
17- از خصوصیات یاد شده کدامیک اولویت دارند: علم و عدالت.
1) علم:
18- فقیه کسی است که احکام اسلام را از منابع اصلی آن ( قرآن و سنت) استخراج نماید.
19- کسی که در علوم دینی تحصیل و تحقیق کرده باشد فقیه نامیده می شود.
20- کلمه فقیه با کدامیک از خصوصیات حاکم اسلامی در ارتباط است؟ علم.
2) عدالت
21- فقها عدالت را چنین معنا کرده اند: گناه کبیره نکند و بر صغیره اصرار نداشته باشند.
22- حضرت علی (ع) خصوصیات حاکم اسلامی را اینگونه معرفی می کنند:
الف) حاکم نباید بخیل باشد زیرا از مصرف صحیح اموال خودداری می کند.
ب) حاکم نباید نادان باشد زیرا مردم را گمراه می کند.
ج) حاکم نباید ستمگر باشد زیرا به مردم ظلم می کند.
د) حاکم نباید ترسو باشد زیرا گروهی را بر گروهی دیگر برتری می دهد.
هـ ) حاکم نباید رشوه گر باشد زیرا حق مردم را از بین می برد.
3) کفایت و تدبیر:
23- سردمداران کفر و شرک با چهره های مختلف و از راههای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی - نظامی نفوذ می کنند . بویژه در دو قرن اخیر از راه فرهنگی استفاده کرده اند.
24- امام خمینی : ما به این زودیها از دست تربیت شدگان شرق و غرب نجات نخواهیم یافت.
25- بنابر حدیثی از حضرت علی (ع) :
سزاوارترین افراد برای حکومت کسی است که برآن توانایی بیشتر ( اقوا ) داشته باشد و به احکام الهی عالمتر ( اعلم) باشد.
4) شجاعت:
26- قدرت ایستادگی و مقاومت در برابر تهدیدها بیانگر شجاعت است.
27- حضرت علی (ع) می فرمایند: اگر تمامی عرب با من وارد جنگ شوند من به تنهائی در برابر همه آنها می ایستم و به آنها پشت نمی کنم.
نتیجه حدیث: رهبر جامعه اسلامی باید شجاع باشد تا بتواند بدون هیچ ترس و واهمه ای در برابر دشمنان بایستد.
ولایت حاکم اسلامی:
28- مشروعیت حکومت اسلامی به ولایت است.
29- تمام ارکان حکومت اسلامی مشروعیت خود را از ولی امر دریافت می کنند.
30- حکومت اسلامی حکومت احکام خداست و وضع کننده احکام و مقررات دینی فقط خداوند است.
احکام و مقررات جامعه اسلامی:
31- مهمترین و اساسی ترین نیاز جامعه است: قانون.
32- مقررات اسلامی بر دو نوع است: اولیه و ثانویه.
33- احکام اولیه ( ثابت شرعی ):
بساری از احکام و مقررات اسلامی در کتاب و سنت آمده است و شارع مقدس ( پیامبر اکرم ) حکم آنرا بصورت کلی یا جزئی بیان فرموده و وظیفه فقیه ( حاکم اسلامی ) این است که با استفاده از منابع احکام و روش استنباط آنها به استخراج احکام الهی پرداخته و حکم فروعات و فرضهای جدید را بیان کند. به این احکام، احکام اولیه یا ثابت شرعی گویند.
34- احکام اولیه مانند: نماز- روزه - امر به معروف و نهی از منکر - مجاز بودن خرید و فروش اسلحه.
35- آزادی در نرخ گزاری اجناس - مالیات بستن پیامبر بر گاو و گوسفند وشتر .
36- احکام ثانویه یا احکام حکومتی :
حاکم اسلامی برای غلبه بر مشکلاتی که بر مبنای احکام اولیه قابل حل نیستند با توجه به شرایط و مصالح جامعه اسلامی از حق ولایت خود استفاده کرده و قوانینی برای حل این مشکلات وضع می کند که ثانویه یا حکومتی نامیده می شوند.
37- احکام ثانویه مانند: مالیات بستن حضرت علی (ع) بر اسبها دستور پیامبر برای استفاده محدود از چراگاه های اطراف مدینه و محدودیت استفاده از آب در شهر مدینه، نرخ گذاری اجناس ( تثبیت قیمتها) محدود کردن تجارت حکم تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی در آغاز قرن 14 برای مبارزه با استعمار انگلستان.
38- توجه : از آنجا که مجتهد جامع الشرایط ممکن است ولی فقیه نباشد پس وضع احکام ثانویه از اختیارات ولی فقیه است.
39- نکات بدست آمده از فرمان امام خمینی به مجلس شواری اسلامی:
1- احکام ثانویه جزئی و مقطعی است.
2- احکام ثانویه در مواقع ضرورت وضع می شود و با از بین رفتن ضرورت خود به خود لغو می شود.
3) موارد احکام ثانویه بر اساسی فرمان حضرت امام عبارتند از :
الف) اختلال: آزادی تجارت خارجی - آزادی ورود و خروج ارز.
ب) فساد: خرید و فروش اسلحه.
ج) حرج ( سختی ): مساله زمین و مسکن.
مسئولیتهای اجرائی:
40- رئیسه قوه مجریه ( رئیس جمهور ) پس از انتخاب بوسیله مردم چگونه حق حکومت پیدا می کند. با تنفیذ مقام رهبری.
دستگاه قضایی:
- رئیس دستگاه قضایی کشور مستقیماً توسط چه کسی منصوب می شود: مقام رهبری.
درس سوم - مردم در حکومت اسلامی:
- حکومت اسلامی بر اساس ولایت الهی تشکیل می شود. بار آن بر دوش مردمی مسلمان و معتقد بخدا است و حکومت اسلامی حکومت الله است بر مردم.
مقصد رسالت انبیاء:
آیه: لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط.
بی تردید پیامبران را با نشانه های آشکار فرستادیم و با آنها کتاب و میزان ( سنجش حق و باطل ) فرد فرستادیم تا مردم به عدالت رفتار کرده و به آن خوی بگیرند.
نتایج آیه: الف) مقصد پیامبران ایجاد قسط و عدالت معرفی شده است.
ب)پیامبران برای برقراری عدالت از نیروی مردم استفاده کرده اند.
- حضرت نوح و هود نتوانستند یک جامعه الهی تشکیل دهند بعلت عدم پذیرش مردم.
- پیامبر اکرم پس از بیعت عقبه با انصار و هجرت به مدینه توانستند با کمک مردم مدینه ( انصار ) و هجرت کنندگان مکه ( مهاجرین ) پایه های حکومت اسلامی را در مدینه بنا کنند.
- بیعت عقبه: بیعتی که پیامبر اکرم در مکه با مسلمانان مدینه منعقد کرده ( قبل از هجرت).
علی (ع) : اگر حضور حاضران نبود و حجت به سبب وجود یاران تمام نمی شد افسار بیشتر خلافت را پشت آن می انداختم.
نتیجه حدیث: بنابراین حدیث از دلایل لزوم پذیرش حکومت، حضور و نقش مردم است.
- تاریخ گواه این مطلب است که هرگاه پیامبران در تبلیغ دعوت خویش توفیق نمی یافتند ( یعنی مردم به آنها نمی گرویدند ) به اهداف دیگر خود دست نمی یافتند.
پس: علت عمده عدم موفقیت انبیاء ایمان نیاوردن مردم است.
امام خمینی انقلاب ایران و حکومت را پس از عنایات الهی از آن مردم دانسته و خود را خدمتگزار مردم معرفی می نمایند و استمرار حکومت را در گرو بیداری وآگاهی مردم و در صحنه بودن آنان دانسته اند.
مسئولیت مردم:
علی (ع): در قانون خدا و احکام اسلام بر مسلمانها فرض ( واجب ) است که هیچ کاری انجام ندهند و برای انجام هیچ کاری پیش قدم نشوند مگر اینکه پیش از آن برای خود رهبری برگزیده باشند که پاکدامن و پرهیزکار و خدا ترس باشد.
نتیجه حدیث: هیچ توطئه ای نمی تواند حکومت برخاسته از مردمی و آگاه و تحت فرمان رهبری الهی را ساقط کند.
- پیامبر اکرم: کلکم راع و کلکم مسئول عن و رعتیه.
همه شما ( نسبت به دین و جامعه) نگهبانید و همه شما نسبت به آنچه که نگهبانید مسئولیت دارید.
نتیجه حدیث: این حدیث نبوی بیانگر مسئولیت مردم است.
- مسئول ترین افراد است : امام و حاکم اسلامی که در رأس مخروط جامعه اسلامی قرار دارد.
- در حکومت اسلامی هیچگونه امتیازی برای اداره کنندگان جامعه وجود ندارد و همه در برابر احکام خدا مساوی هستند.
حقوق متقابل رهبر و مردم:
- علی (ع) بزرگترین حقی که خدا واجب کرده است، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است.
- علی (ع) مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپذیرند و حاکمان جز به پایداری مردم نیکو نگردند.
نتیجه دو حدیث: هر دو بیانگر حقوق متقابل رهبر و مردم هستند.
- علی (ع) و لایکن لک الی الناس سفیر الا لسانک و لاحاجب الا و جهک.
* نباید بین تو و مردم پیام رسانی جز زبانت باشد و هیچ پرده و فاصله ای ( بین تو و مردم نباشد) بجز صورت تو.
نتیجه حدیث : بین حاکم اسلامی و مردم نباید هیچ فاصه ای باشد.
- علی (ع) در نامه ای به محمد بن ابی بکر حاکم مصر می فرمایند:
با مردم مهربان و فروتن باش و با گشاده رویی با آنان برخورد کن بین آنها در نگاه کردن تفاوت مگذار تا اینکه بزرگان و ثرتمندان در اثر ظلم و ستم تو نسبت به آنان گستاخ نشوند و ناتوانان از عدل تو نسبت به خودشان نومید نگردند.
- حضرت امیر (ع) در خطبه ای حقوق متقابل حاکم اسلامی و مردم را اینگونه بر می شمارند:
حقوق مردم بر رهبر عبارتند از :
ارشاد و راهنمائی - تقسیم عادلانه بیت المال - آموزش و تربیت و …
و حقوق رهبر بر مردم عبارتند از :
وفاداری به بیعت - نصیحت و راهنمائی رهبر در هر زمان - مطیع فرامین و …
رسیدگی به مشکلات مردم:
- علی (ع): من از رسول خدا بارها شنیدم که فرمود: هرگز امتی پاک و آراسته نگردد که در آن امت حق ضعیف از قوی بدون لکنت و گرفتگی زبان گرفته نشود.
- رهبر جامعه اسلامی باید زندگی خود را در سطح پائین ترین افراد جامعه قرار دهد.
تا هم درد دردمندان را دریابد و هم آنان با دیدن وی شاد و امیدوار گردند.
درس چهارم - آشنایی با اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
1- امام خمینی در شامگاه شنبه سیزدهم خرداد 1368 هـ . ش چشم از دنیا فروبست.
راز عقب ماندگی مسلمانان
2- ریشه همه گرفتاریها: حکومتهای فاسد و دست نشانده.
3- اولین قدم در راه اصلاح جامعه، اصلاح حکومت است.
4- رسول الله پایه سیاست را در دیانت گذاشته است.
5- زندگی سیدالشهداء و زندگی حضرت صاحب، زندگی انبیاء عالم و … همه شان این معنا بوده است که در مقابل جور، حکومت عدل را می خواستند درست کنند.
6- مرحوم مدرس: اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم؟
عزت و آزادگی و نفی خود باختگی
7- وقتی دشمنان بخواهند ملیتب را برای ابد مطیع خود سازند:
الف - روح اعتماد به نفس را از آن ملت می گیرند.
ب - خود باختگی و بیگانه پسندی را میان افراد آن ملت رواج می دهند.
8- امام خمینی مظهر عزت نفس مسلمانان جهان بود.
مبارزه با استکبار
9- مسلمانان از جهل و فقر و عقب ماندگی نجات پیدا نخواهند کرد مگر ـ آنکه برای قطع دستهای پلید دشمنان بپاخیزند و همت کنند.
10- دشمن شناسی و دشمن ستیزی درسی است که امام خمینی به همه مسلمانان و به ملت ایران داده است.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 25 |
اسلام و دموکراسی از نگاه برنارد لوئیس
مقاله "اسلام و لیبرال دموکراسی" برنارد لوئیس، اگر چه سالها پیش نوشته شده است، اما حاوی نکاتی قابل تأمل در رابطه با این مسأله مورد مناقشه است. ممکن است بسیاری با نقطه نظرات وی موافقت چندانی نداشته باشند، اما باید اعتراف نمود که برنارد لوئیس بر نقاط حساسی در فرهنگ سیاسی مسلمانان انگشت نهاده است (همچون آزدی و عدالت، شهر و شهروندی و غیره).
اسلام و لیبرال- دموکراسی ، مروری تاریخی
برنارد لوئیس،
مجله دموکراسی، شماره 7. 2 (1996)
در یک گفتگوی مختصر درباره مسائلی مهم، به راحتی می شود بوسیله کاربرد و یا تفسیر غلط کلمات کسی گمراه شد. بنابراین ابتدا باید بگویم که منظورم از "اسلام" و "دموکراسی لیبرال" چیست.
این روزها دموکراسی کلمه ای است که بسیار مورد استفاده و یا سوء استفاده قرار می گیرد. این کلمه معانی بسیاری دارد و در مکانهای عجیبی ظهور کرده است- اسپانیای جنرال فرانکو، یونان کلونلها، پاکستان جنرالها، اروپای شرقی کمیسرها- معمولاً همراه با پیشوندی کیفی از قبیل "هدایت شده"، "بنیادی"، "سازمانی"، "مردمی" و ازآن قبیل که معنای کلمه را رقیق، گمراه و حتی وارونه می سازد.
تعریفی دیگر از دموکراسی توسط کسانی پشتیبانی می شود که مدعی اند اسلام خود تنها دموکراسی واقعی است. این ادعا کاملاً مطابق با واقع است اگر کسی معنای دموکراسی را مطابق فرض طرفداران این تعریف بپذیرید. بدلیل آن که این تعریف مطابق با تعریفی که من از دموکراسی در این مبحث مبنا قرار داده ام نیست، آن را به جهت بی ارتباط بودن با هدف حاضر کنار می گذارم.
نوع دموکراسی که من از آن سخن می گویم هیچ یک از اینها نیست. عجالتاً منظورم از دموکراسی لیبرال روش معمول انتخاب یا برکناری دولتها است که در انگلیس تکامل یافت و سپس میان ملتهای انگلیسی زبان و دیگران گسترش یافت.
در سال 1945، فاتحان جنگ جهانی دوم، دموکراسی پارلمانی را بر سه قدرت مهم محور تحمیل کردند. این دموکراسی در تمام آنها- شاید در یکی از آنها کج دار و مریز- دوام یافت. هنوز در هیچ کدام از آنها این دموکراسی به بحران واقعاً عمده ای برنخورده است. در میان متحدان، بریتانیا و فرانسه مدل دموکراسی مختص خویش را، با موفقیت متفاوت در زمان عقب نشینی از امپراطوری پس از جنگ به مستعمره های پیشین خویش انتقال دادند.
شاید بهترین روش تجربی برای تشخیص وجود آن نوع دموکراسی ای که منظور من است تقریر هانتینگتون باشد که زمانی می توانید کشوری را دموکراتیک بنامید که در آن، دولت در دو دوره متوالی به صورت صلح آمیز از طریق انتخابات آزاد تغییر کرده باشد. با انحصار به دو انتخابات، هانتینتون رژیم هایی که مطابق نظر آگاهان از روش "یک فرد، یک رأی، یک بار" پیروی می کنند را از رده خارج می کند. بنابراین من دموکراسی را به این معنا می دانم که حاکمان کشوری از طریق انتخابات تغییر کنند؛ در مقابل کشوری که انتخابات به وسیله حاکمان تغییر کند.
آمریکایی ها مایلند دموکراسی و پادشاهی را دو کلمه متقابل بدانند. اما در اروپا اتفاقاً دموکراسی در پادشاهی های مشروطه بهتر از جمهوری ها است. بسیار سودمند است که فهرستی از آن دسته کشورهای اروپایی تهیه شود که در آنها دموکرسی پیوسته و بی وقفه در دوره ای دراز مدت رشد یافته است و از هر منظری می توان گفت که در آینده قابل پیش بینی نیز ادامه خواهد یافت. فهرست این کشورها کوتاه است و تمام آنها به جز یکی پادشاهی است. سوئد، تنها استثنا مانند ایالات متحده است از این جهت که موردی ویژه به دلایل شرایطی ویژه است. در جمهوری فرانسه که از طریق انقلاب بیش از دو قرن پیش شکل گرفت حرکت دموکراسی با وقفه ها، عقبگردها و انحرافاتی همراه بوده است. این رکورد در اکثر جمهوری های دیگر اروپا و به همان علت در باقی دنیا به صورت غیر قابل مقایسه ای بدتر است.
در تمام اینها، ممکن است درسهایی برای خاورمیانه باشد که هنوز در آن اصول حکومت موروثی به شدت قدرتمند است. عربستان سعودی به عنوان خالص ترین عرب و مسلمان کشورهای خاورمیانه نام و هویت خویش را از سلسله بنیانگزار و حاکم خویش دارد. امپراطوری عثمانی به عنوان موخرترین و طولانی ترین امپراطوری اسلامی نیز چنین بود. حتی رهبران انقلابی تندروی مانند حافظ اسد در سوریه و صدام حسین در عراق تلاش می کنند جانشینی فرزندان خویش را بیمه نمایند. در یک فرهنگ سیاسی ای که رشته مشروعیت سلسله ای قدرت بسیار دارد، احتمالاً دموکراسی در آنجا که با آن فرهنگ همراه است سهل الوصول تر باشد تا آنجا که مقابل آن است.
در رابطه با واژه دیگرمان"اسلام" چطور؟ این واژه نیز دارای معانی فراوانی است. اسلام در یک معنا حاکی از یک دین (نظامی از اندیشه، عبادات، عقاید، ارزشها و ایده ها) است که به خانواده ادیان یکتاپرستی و اهل الکتاب تعلق دارد که شامل یهودیت و مسیحیت نیز می شود. به معنای دیگر، اسلام یعنی تمام تمدنی که تحت حمایت آن دین رشد یافته است: چیزی شبیه آنچه از واژه مشترک پیشین "مسیحیت" (Christianity) مستفاد می شود.
در غرب هرگاه ما از هنر مسیحی صحبت می کنیم منظورمان هنر متعهد و دینی است. اما هرگاه از هنر اسلامی سخن می گوییم منظور هر هنری است که توسط مسلمانان یا حتی غیر مسلمانان در داخل تمدن مسلمانان تولید شده است. به واقع هنوز می توان از نجوم اسلامی و شیمی اسلامی و ریاضیات اسلامی سخن گفت، به معنی نجوم، شیمی و ریاضیاتی که تحت حمایت تمدن اسلامی رشد یافت. هیچ معادلی برای نجوم یا شیمی و یا ریاضیات مسیحی وجود ندارد. هرکدام از این واژه ها، اسلام به معنای یک مذهب و اسلام به معنای یک تمدن خود موضوع تفاسیر بیشمار است. اگر از اسلام به عنوان یک پدیده تاریخی سخن بگوییم، از جامعه ای سخن به میان می آوریم که اکنون بیش از یک ملیارد جمعیت دارد که اکثر آنان در طول منحنی وسیعی به وسعت ده هزار مایل از مراکش تا میندانائو گسترده اند و صاحب چهارده قرن تاریخ است و شاخص تعریف بیش از پنجاه و سه کشور است که در حال حاضر عضو سازمان کنفرانس اسلامی(OIP) می باشند. به دلایل روشن، بسیار دشوار است (گر چه غیر ممکن نیست) که حکمی عام و قابل قبول درباره واقعیتی به این عمر، حجم و پیچیدگی صادر نمود.
حتی اگر خود را به اسلام به عنوان دین محدود کنیم باید شاخص های مهمی را لحاظ نماییم. ابتدا آن چیزی است که مسلمانان خود آن را اسلام اصلی و ناب قرآن و حدیث (گفتار و کردار پیامبر) می خوانند، پیش از آلوده شدن به انحرافات نسل های بعدی. دوم اسلام فقهاست که حاصل ساختار پیشرفته عقلانی فقه و کلام اسلام کلاسیک است. در دوران اخیر، اسلامی نو وجود دارد که متعلق به اصولگرایانی است که افکار آنها با قرآن و حدیث و عقاید کلاسیک این مذهب سنخیتی ندارد.
مشخصاً این آخرین قرائت از اسلام با دموکراسی لیبرال ناسازگار است، چه بسا که اصولگرایان خود اولین کسانی خواهند بود که بگویند آنها لیبرال دموکراسی را به عنوان شکلی فاسد و فساد انگیز از حکومت خوار می شمارند. این عده در بهترین حالت حاضرند آن را چون جاده ای برای قدرت ببینند، اما جاده ای یک طرفه.
تاریخ و سنت
حال درباره آن دوی دیگر – اسلام تاریخی و اسلام به عنوان نظامی از اعتقادات، اعمال و سنتهای فرهنگی - چه طور؟ نگاه ابتدایی به سابقه تاریخی چندان خوشحال کننده نیست. غالباً در مناطق مسلمان دموکراسی های کارآمدی را سراغ نداریم. در واقع از میان پنجاه و سه کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی تنها ترکیه می تواند از آزمون هانتینگتون بگذرد، و آن هم از بسیاری جهات دموکراسی مشکل داری است. در میان دیگر اعضاء، می توان حرکت های دموکراتیکی را یافت، و در بعضی موارد حتی پیشرفت های دموکراتیک امیدوارکننده ای وجود دارد، اما واقعاً نمی توان گفت دموکراسی آنها حتی به حد و اندازه دموکراسی جمهوری ترکیه در حال حاضر است.
در طول تاریخ، غالباً معمول ترین شکل حکومت در جهان اسلام تک سالاری (Autocracy)– که نباید با ستمگری اشتباه شود - بوده است. سنت سیاسی غالب از نوع فرمان و فرمانبری بوده است، و نه تنها دوران جدید آن را ضعیف نکرد بلکه عملاً شاهد شدت گرفتن آن بوده است. با کاهش محدودیت های سنتی بر سر راه تک سالاری و با استفاده از ابزارها، روشها و تکنولوژی های جدید وارسی و کنترل، و کسب ثروت برای حاکمان، آنها خود را کمتر از قبل وابسته به نظر مثبت مردم می دانند. این مسأله مشخصاً درباره حاکمانی صدق می کند که از درآمدهای نفتی ثروت اندوزی میکنند. با وجود عدم نیاز به مالیات، هیچ فشاری برای ارائه کار نیست.
حقیقت فرهنگی و تاریخی قابل توجه دیگر غیبت مفهوم شهروندی (Citizenship) است. هیچ کلمه ای در عربی، فارسی و ترکی برای شهروند “citizen” وجود ندارد. کلمه مشابه مورد استفاده در این زبانها به معنای هم میهن یا هم ولایتی است. این کلمات هیچ یک ملایمات کلمه انگلیسی سیتیزن"citizen" که از کلمه لاتین سیویس "civis" گرفته شده است و حامل معنای پولیتس یونانی - به معنای کسی که در امور شهر مشارکت می کند- است را ندارد. این کلمه در عربی و دیگر زبانها غایب است به این دلیل که مفهوم شهروند به عنوان مشارکت کننده، و شهروندی به عنوان مشارکت کردن در آنها وجود ندارد.
اما در عین حال عناصری را در قوانین وسنت اسلامی می توان یافت که می تواند به توسعه شکلی از دموکراسی کمک نماید. اسلام دارای ادبیات سیاسی غنی ای است. از نخستین ایام، متخصصین شریعت، فلاسفه، فقها و دیگران درباره طبیعت قدرت سیاسی، راههایی که باید قدرت سیاسی بدست آید و استفاده شود و یا احتمالاً سلب شود، و وظایف و مسوولیتها به اضافه حقوق و مضایای دارندگان آن به دقت اندیشیده اند.
سنت اسلامی به شدت مخالف حکومت خودکامانه است. خلافت به عنوان نهاد مرکزی حاکمیت در جهان اسلام سنتی مطابق تعریف فقهای سنی دارای جنبه های قراردادی و اجماعی است که خلیفه را از مستبد ممتاز می سازد. اعمال قدرت سیاسی بر اساس یک قرارداد فهمیده و ارائه می شود که مستلزم وجود وظایف دوگانه میان حاکم و مردم می باشد. شهروندان موظف به اطاعت و فرمانبری از حاکم اند، اما حاکم نیز دارای وظایفی مشابه آنچه در اکثر فرهنگها موجود است در مقابل شهروندان می باشد.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 134 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 137 |
زندگینامه:
نام:همنام پیامبر(محمد)
پدرومادر:امام حسن عسکری ونرجس
شهرت:مهدی موعود،امام عصر،صاحب الزمان،بقیه الله،قائم،...
کفالت پدر:به طورمخفی بسربرد.
دوران زندگی:درچهاربخش
1-دروران کودکی درپنج سال تحت سرپرستی پدردرپشت پرده خفاء،تا ازگذنددشمنان کحفوظ بماندوهناگامی که درسال 260پدرش شهیدشد،مقام امامت به اومحول گردید.
2-غیبت صغری:از سال260هـ.ق شروع شدودرسال 329که حدود7سال میشودپایان یافت(اقوال دیگزی نیز گفته شده است).
3-غیبت کبری:ازسال 329شروع شد،وتاوقتی که خدابخواهدظهورکند،ادامه یافت.
4-دوران درخشان ظهورآن حضرت وحکومت خهانی او.
انتظارچیست؟
یکی از وظایف منتظران راستین ظهور مصلح بزرگ جهانی، این است که هرگونه ابهام و تردید را از دل ناامیدان و منکران بزدایند و شور و نشاط و امید را جایگزین آن گردانند.
وعده های ظهور امام زمان (عج ) در شعر و کلام اندیشمندان :
وعده های تحقق دولت عدل الهی، انتظار و ثواب منتظران و بعضی از وظایف آنها در دوران پرآشوب و آکنده از ظلم و ستم روزگار غیبت امام زمان علیه السلام در شعر و کلام بعضی اندیشمندان به وضوح دیده می شود که به نوعی امید را در قلوب ایجاد می نمایند. در این مطلب به بعضی از آن موارد اشاره ای گذرا می شود:
1. خواجه نصیرطوسی، در کتاب کشف المراد آورده است:" غیبت او، مربوط به خود ما است."
یعنی عدم آمادگی ما نسبت به ظهور امام، باعث به تعویق افتادن ظهور حضرت می شود. پس باید هر چه بیشتر و سریعتر خود را آماده انقلاب امام زمان (عج) بنماییم.
2. اسدی طوسی، در گرشاسب نامه سروده است:
|
از این پس نباشد پیمبر اگر |
|
به آخر زمان، مهدی آید به در |
|
بگوید خط و نامه کردگار |
|
کند دین پیغمبری، آشکار |
|
بدارد جهان بر یکی دین پاک |
|
برآرد ز دجال و خیلش هلاک |
|
رسد ز آسمان هر پیمبر فراز |
|
شوند از پس"مهدی" اندر نماز |
3. خواجه حافظ شیرازی، دیوان:
|
کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل |
|
بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید |
4. امام خمینی(ره)، در کتاب کوثر:
کسی که عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد، حضرت مهدی است، آن هم نه عدالت در زمین برای رفاه مردم، بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت.
5. آیة الله طالقانی، در کتاب آینده بشریت از نظر مکتب ما:
آن دینی که پیشوایان حق دستور می دهند که چون اسم صریح" قائم به حق" و موسس دولت حقه اسلام برده می شود همه برپا بایستید و آمادگی خود را برای اجرای تمام اوامر و دستورات، بدین وسیله اعلام نمایید، و خود را همیشه نیرومند و مقتدر برای اقامه حق در برابر بدخواهان نشان دهید، هیچ وقت نخواهد مُرد.
6. علامه طباطبائی، در تفسیرالمیزان:
حق این است که آیه شریفه(نور/54) جز با اجتماعی که به وسیله ظهور مهدی علیه السلام به زودی منعقد می شود قابل انطباق با هیچ مجتمعی نیست.
7. علامه جعفری، در ترجمه و تفسیر نهج البلاغه:
در آن روزهای الهی(ظهور)، چهره نورانی آن انسان کامل(حضرت مهدی علیه السلام)، چهره حقیقی قرآن را روشن خواهد ساخت. آرا و نظریات پیش ساخته که بر مبنای آلودگی های مغزی و تمایلات درونی شکل گرفته اند، توانائی رویارویی با آن قیافه نورانی قرآن را از دست خواهند داد...
8. محمد تقی شریعتی، سقراط خراسان:
عمر طولانی تر از حد طبیعی، نظایر فراوان دارد که در کتب مربوطه نقل شده و به نص قرآن، حضرت نوح نهصد وپنجاه سال در میان قومش درنگ کرد. بنابراین برمبنای هیچ قاعده و به استناد هیچ قانونی، چه عملی، چه عقلی و فلسفی، منکرین حق تخطئه و رد و انکار اعتقاد به ولی عصر(عج) را ندارند.
او در این عالم، مثل قلب در وجود آدمی است و از جزیی و کلی امور این جهان درست همچون قلب نسبت به بدن آگاه است.
همه روزه اعمال خیر و شر افراد به نظر مبارکش می رسد، از کارهای زشت شیعیان دلگیر و متاثر می گردد، و اعمال شایسته آنها، او را شادمان می سازد و درباره انجام دهنده اش دعای خیر می کند. اگر فقط یک روز از عمر دنیا بیش نماند، حتما ظهور می فرماید و جهان را پر از عدل و داد می کند پس از آنکه از جور و فساد لبریز شده باشد.
وظیفه شیعه این است که همواره منتظر ظهور باشد و از خدا بخواهد و دعا و ندبه کند. از بزرگترین عبادات همین انتظار است که شب های قدر، بلکه هر شب جمعه، حتی همه شب، این انتظار را داشته و به این امید و نیت به رختخواب رود، و ضمنا خود را آماده یاری آن بزرگوار نماید.
بزرگترین آرزوی شیعه این است که فرج آل محمد(ص) را دریابد و از اصحاب امام زمان علیه السلام باشد، اگر در این آرزو و در انتظار مرد، به شهادت رسیده و اگر به آن رسید، به سعادت ابدی نائل گشته است.
9. استاد شهید مرتضی مطهری، در کتاب قیام و انقلاب مهدی(عج):
مهدی موعود(عج) تحقق بخش ایده آل همه انبیا و اولیا و مردان مبارز راه حق است.
10. دکتر شریعتی، در کتاب انتظار مذهب اعتراض:
" انتظار" ، هم یک اصل فکری اجتماعی و هم یک اصل فطری انسانی است، به این معنا که اساسا انسان موجودی است منتظر و هر که انسان تر، منتظرتر.
"انتظار" به بشر، آینده گرایی و بینش بزرگ می دهد. اما بشر امروز در نظام پلید مصرفی، انتظار را از دست داده و فقط منتظر اتوبوس ایستاده است.
" منتظر" ، انسان معتمدی است که هر لحظه در انتظار انفجار قطعی نام های ضدانسانی است و همواره خود را برای شرکت در چنین انقلاب جهانی؛ که با شمشیر علی و زره پیغمبر و به دست فرزند پیغمبر و علی(علیه السلام) برپا می شود، آماده می کند.
11. شهید سید محمد باقر صدر، انقلاب مهدی(عج) و پندارها:
" مهدی" اسلام، انسان معینی است که در کنار ما با تمام وجودش زندگی می کند، و برای ما در همه این دردها، غصه ها و آتش تاخت و تازهای ستمگران... می سوزد. و خود او هم در انتظار آن لحظه ای است که بتواند دستش را به سوی ستمدیده محروم دراز کند و ریشه ستمگران را از بن بکند.
12. محمدرضا حکیمی، در کتاب خورشید مغرب:
"انتظار"، در درون تاریکی و سردی ها، به دمیدن سپیده دمان چشم داشتن، و به امید طلوع خورشید زیستن!
در جهان آکنده از ستم و بیداد، دست و پا زدن و از شادمانی طلوع طلیعه جهان آکنده از داد و دادگری سرشار بودن!
در برابر کوه مشکلات زمانه قرار گرفتن، و چون کوه مقاوم بودن!
شمشیرها و شهادت ها را پذیرا شدن و خط ها و شهامت ها را پاس داشتن!
این است" انتظار"، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پایداران، شیعیان، مهدی طلبان تاریخ.
انتظار، در ماهیت خود، انسان منتظر را متوجه خدای جهان می کند. منتظران، چشم به راه" مهدی"(عج) هستند. مهدی علیه السلام(همان) بنده خدا، که به قدرت خدا زنده است.
توجه به خدا و طلب فرج از درگاه خدا، از مهم ترین اصول این اعتقاد است.
منتظران باید همیشه روی دل به سوی خدا کنند و از پیشگاه لایزال، طلب گشایش و فرج نمایند.
انسان منتظر حکومت علی وار مهدی علیهماالسلام، علاوه بر تدین و تقوی، باید پارسا باشد و خود را چنان که آن پیشوا دوست دارد، بسازد و بدارد، و به او و یاران او شباهت به هم رسانده تا به لطف خدا درشمار آنان به حساب آید.
انسان منتظر باید دارای اخلاق اسلامی باشد، و جامعه منتظر باید مظهر اخلاق اسلامی باشد. شیعه باید با رفتار انسانی، همواره مایه زینت و افتخار ائمه طاهرین علیهم السلام باشد نه مایه ننگ آنان. و این رعایت، در دوران غیبت امام، واجب تر است.
دوران انتظار، دوران تکلیف است. و آن تکلیف، نگهبانی دین خداست در سطح فرد و در سطح اجتماع.
در عصر انتظار، ممکن است شبهه هایی در ذهن برخی به وجود بیاید، یا شیاطین پنهان و یا شیاطین آشکار، به سست کردن پایه های اعتقادی افراد برخیزند. باید در برابر این شبهه ها مقاومت کرد و آنها را از ذهن ها زدود.
نگهبانان میراث قرآنی و فرهنگ تربیتی اسلامی باید در برابر همه این تهاجمات پایداری کنند.
امید که همگی ما، خود را در برابر این مسئولیت خطیر، مسئول بدانیم و لحظه ای از وظیفه خویش در راه دفاع از دین خدا غافل نشویم.
اسماعیلیان گروه دیگری از شیعیان بودند که در مصر، بخش هایی از سوریه و ایران، ابتدا در برابر خلفای عباسی و سپس در برابر ترکان سلجوقی به قدرتی بلامنازع تبدیل شدند. اسماعیلیه ایران اگرچه نتوانستند قلمروی یکپارچه فراهم آورند ولی هسته هایی از دژهای مستحکم در سراسر ایران آن روزگار ایجاد کردند که می توانست خطری بالقوه برای حکومت های سنی مذهب متعصب باشد. دژهای اسماعیلیان در کوههای البرز، در زاگرس و درارتفاعات افغانستان کنونی از قدرتی انکارناپذیر برخورداربودند.
در آن زمان بیشتر جمعیت ایران سنی مذهب بودند" در "کتاب النقص" "نصیرالدین ابوالرشید قزوینی"، که از آثار جدلی شیعه در 560 ق است، کوششی در جهت به دست دادن جغرافیای نحله ای ایران به عمل آمده. مولف اظهار می کند که خراسان و ماوراء النهر و بخشی از عراق( عجم = مرکز ایران و محدود به اصفهان تهران و همدان و مشتمل بر شهرهای اراک(سلطان آباد)،همدان، گلپایگان، اصفهان، ملایر و کرمانشاهان) در کلام حنفی و معتزلی بودند، آذربایجان تا مرزهای آناتولی و همدان، اصفهان، ساوه و قزوین مذهب شافعی داشتند... نواحی لرستان، خوزستان، کرج(ابودلف در نزدیکی اراک)، گلپایگان، بروجرد و نهاوند پر از مشبهه یا مجسمه(اهل تجسم) بود و مازندران، قم، کاشان و آوه پیرو مذهب شیعه بودند."
اگرچه اسماعیلیان در اعتقادات و باورها با شیعیان امامیه اختلاف داشتند ولی به خاطر برخی تشابهات در زمره گروه های شیعه قلمداد می شدند، آنان نیز چون شیعیان امامیه معتقد بودند که امام از سوی امام پیشین انتخاب می شود. " اسماعیلیان، اسماعیل پسر امام جعفرصادق (ع) و پسر اسماعیل را امامان منصوص می دانستند. اما تا سال های دراز عقیده داشتند که امامان، غایب وغیر فعال می باشند." ایشان امامان پس از امام جعفر صادق را گمراه می دانستند.
گروه های شیعی در سده های نخستین اسلامی برای در امان ماندن از سخت گیری های خلفای عباسی، در حواشی قلمرو اسلامی به قدرت دست یافتند و حکومت های محلی ای چون ادریسیان(در افریقا) را تاسیس کردند. تلاش های اقلیت شیعه در نهایت در سال 297 ثمر داد و اسماعیلیان از این تاریخ تا 567 سلسله قدرتمندی را در مصر تشکیل دادند که اسماعیلیان سایر مناطق قلمرو اسلامی را به نوعی تحت حمایت خود داشت." اسماعیلیان سراسر ایران، فاطمیان مصر را به عنوان امامان علوی راستین و اخلاف اسماعیل به رسمیت شناختند و در میان کلیه مسلمانان تنها آنان را به عنوان پاسداران میراث روحانی پیامبر شایسته اطاعت و فرمانبرداری دانستند. امام سرانجام با قدرت ظهور کرده بود." ولی این وحدت چندات دوام نیاورد و دو دستگی در سال 487 پس از درگذشت المستنصر خلیفه فاطمی رخ نمود. " المستنصر خلیفه فاطمی مصر در سال 487 دیده بر جهان فرو بست پسر کهتر المستنصر ... با نام المستعلی به خلافت رسید. اما معروف بود که المستنصر پسر مهتر خود نزار را امام آینده تعیین کرده است. نزار به پشتیبانی گروهی از سپاهیان ... سر به شورش برداشت و تنها دو سال بعد نایره شورش وی فرو نشانده شد...در داخل مصر و یمن بیشترینه اسماعیلیان ... المستعلی را امام راستین شناختند اما در سوریه در میان اسماعیلیان تفرقه شدیدی بروز کرد... اما اسماعیلیان ایران نه در آن هنگام، مداخله فعالی در مصر کردند و نه هیچیک از اخلاف مستعلی را به عنوان مدعی قدرت در مصر به رسمیت شناختند." این اختلاف حتی با مرگ نزار خاتمه نیافت چرا که شایع بود که اسماعیلیان ایران پسر خردسال نزار را در الموت نزد خود نگاه می دارند، اگر چه این شایعه توسط هیچ یک از اسناد به دست آمده تایید نشده است ولی همین احتمال در آن زمان منشا برخی رویدادها شد که مورد بررسی ما است.
روند رو به رشد قدرت اسماعیلیان در ایران با "حسن صباح" آغاز شد و ادامه یافت. به لطف نوشته های "عطاملک محمد جوینی" در کتاب "تاریخ جهانگشای جوینی" که به فتوحات مغولان در ایران می پردازد، ما هم اینک به برخی اطلاعات موثق درباره اسماعیلیان و حسن صباح و اعقاب او دسترسی داریم. هولاکوخان مغول در سال 652 به تخریب و برچیدن تمام قلاع اسماعیلیه مبادرت ورزید. جوینی که در رکاب وی در این فتوحات شرکت جسته بود، بیان می کند که در ابتدا تصمیم برآن بود که کلیه کتب کتابخانه دژ الموت را در آتش بسوزانند ولی وی از خان مغول درخواست کرد که برخی از کتب را در دسترس وی قرار دهند. از اینجا است که اطلاعاتی از اسماعیلیه از خطر نابودی می رهد. جوینی دراین باره چنین گفته است: " آنچ مصاحف ( جمع صحف- کتاب ها) و نفایس کتاب بود بر منوال "یخرج الحی من المیت" از آن میان استخراج می رفت، مجلدی کتاب یافت مشتمل بر احوال وقایع "حسن صباح" که ایشان آن را "سرگذشت سیدنا" خوانند. آنچ مقصود بود و مناسب لیاقت این تاریخ نقل افتاد."
چنین است که ما از آغاز کار حسن صباح اطلاعاتی به دستی می آوریم. دراین کتاب از قول حسن صباح نقل می شود: " من مذهب آباء خویش، مذهب شیعه اثناعشری داشتم، در ری شخصی بود "امیره ضراب" نام بر مذهب باطنیان مصر و هر وقت ما را با یکدیگر مناظره می بود و او مذهب مرا کسر می کرد و من مسلم نمی داشتم، اما در دل من آن سخن جای گیر بود، در اثنای آن بیماری مخوف صعب روی نمود، با خویش اندیشه کردم که آن مذهب حق است و از غایت تعصب تصدیق آن نکردم."
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 21 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
معماری در کلیساها
کلیسای سان فرانسیکو یک بازسازی ساختار گوتیک که مانند سانت آندن به گونه ای بود که سر در برخوردار از طاق پیروزی روحی را در خود داشت. و متأسفانه این بنا ناتمام باقی مانده است.
سانت آندن یک ساختمان بسیار دینامیک می باشد. سر در پیروزی آن از کنتراست های شدیدی برخوردار است. پیش آمدگی و نود نظم نیمستون ها وجود دارد که عناصر معماری را نشان می دهد اما ضرروتاً غیر عملیاتی می باشند، بسیار کم عمق می باشد. این است و بتاین با ارگ زیاد تو رفته که باعث فراهم شدن رواق بزرگ جلو در اصلی می شود. اندازه این درک در نمای مستقیم در دو روزنه مربع شکل در بالا می باشد که اطراف آن را شکل داده است. نور و سایه تأثیر بسیار زیادی روی سطوح ساختمان دارد و این بخاطر کم عمق بودن mouldings و عمق هشتی آن میباشد. در قسمت داخلی را آلبرتی با و راهروها سنتی را قرار داده بود.
در عوض پیشرفت آهسته و ماهرانه ای از ارگ های بلند متفاوت و دروازه های مربع شکل کوتاه و تکرار نقش و نگار طاق پیروزی سر در وجود دارد.
سانت آندن، مانتآا، سردر، عکس رز
فرود اینگه هلند
دو تا از بهترین ساختمان های مشهور آلبرتی در فلورنس بالا زو و روسلی و در ماریا نووالا می باشند. آلبرتی برای کاخ ترتیب های کلاسیک ستون ها را در سردر روسه سطح بکار برده است که مربوط به سال 51-1446 میباشند. در سانتا ماریا نوولا او مأموریت داشت تا اکوراسیون سرور را تمام کند. او حراج را در سال 1456 کامل کرده کار تا سال 1470 تمام نشد
سردر سانتاماریا نووالا، سال 70-1456 را نشان می دهد.
قسمت پایین ساختمان از طاقچه های سبک گوتیک و کوراسپون مدرن چند رنگی را داشته است یک پنجره ocalar بزرگ در قسمت پایان رواق وجود داشته است که مورد توجه قرار داده شده است
آلبرتن به سادگی هر چیز که قبلاً در جای خود قرار داشت و سنت فلورئیتین را برای رنگارنگی که به خوبی در صومعه سان گیووانی برقرار گردیده بود و محترم ترین ساختمان در شهر بود و احترام می گذاشت اکوراسیون عمداً از مرمر چند رنگ بود که بصورت سف اما دارای ترتیب بود که با محفظه های منظم و نقش و نگار دایره ای ساخته می شد که به شکل پنجره مرور و گرد تکرار می شد. و قرار بود دستگاه استاندارد در نسانس برای حل کردن مسئله ارتفاع های سقفی متفاوت پدید آید و فضای بین سطوح افقی و عمودی را در خود قرار دهد.
گسترش رنسانس در ایتالیا
در قرن پانزدهم محکمه های بعضی دولت های ایتالیایی دیگر مرکزی برای گسترش فلسفه، هنر و معماری رنسانس تبدیل شده بودند.
در مانتوآ محکمه گنزاگا Gonzaga وجود داشت که آلبرتی در کلیسای بزرگ دارای سالن دراز سانت آندن وسان سباستینو را طراحی کرد.
اربینو مرکز مهمی با کاخ دوکی جدید بود که در آنجا ساخته شده بود. فرارا تحت است Este در اواخر قرن پازدهم گسترش یافت به طوری که چندین کاخ جدید مانند پلازو دی دیامانتی و پارازو و اسکی فاینو برای بورسودست ( Borso dEst) ساخته شده در میلان تحت ویسکانتی سرتو سادی پاویا کامل شد و سپس تحت اسفورزا کاستلو اسفورز اسکو ساخته شد.
در وینس، سان زاکاریا اولین سردر رنسانیسی خود را با دستان انتونیو کامبلو و مورو گوداسی که در دهه ی 1480 شروع شد به دست آورد. گیووانتی ماریا ناسکانتو، معمار مجسمه سازی ورنی معماری رنسانی را در با لوگیا کورمارو در باغ آلبیس کورنارو انجام داد.
در جنوب ایتالیا استادان رنساسی توسط آلفا نزووی از آروگون بعد از پیروزیش بر پادشاه نابلز به نابلز خوانده شد. قابل توجه ترین مثال ها از معماری رنسانس در آن شهر کاپلا کاراک سیولو می باشد که بر امانته و پالازو اورسینی دی گراوینا نسبت داده می شود که توسط حبرئیل رانهلو بین سالهای 1513 و 1549 ساخته شده است.
اوج رنسانس
در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم معمارانی مانند برامانته، آنتونیو، دوسانگالو، یانگر و دیگران مهارت سبک تجدید بنا شده و توانایی برای به کار بردن آن در ساختمانهایی مانند کلیسا و شهر پالازو را نشان دادند که کاملاً با ساختارهای دوران عقیق متفاوت بود. این سبک دکوراسیون بیشتری داشت و تزئینات مجسمه سازی، گندها بسیار شاخص بودند. دوره معماری به عنوان اوج رنسانس معروف می باشد که با دوران رئونالدو، متیل آنجلو و رانائل تطابق دارد.
برامانند
رونا تو برامانته ( 1514- 1444) در اوربینو متولد شد و از نقاشی به معماری روی آورد. اولین حیات مهم خود را تحت لودوویکو اسفورزا، لوکیلان به دست آورد که برای او تعدادی از ساختمانها را در خلال 20 سال ساخت. بعد از سقوط میلان به دست فرانسه در سال 1499 برامانند به روم مسافرت کرد در آنجا او بیشترین موفقیت خود را تحت حیات پاپ به دست آورد.
ظریفترین اثر معماری برامانتد در میلان اضافه کردن صلیب و هرایان بر کلیسای صومعه ی سانتا ماریا دل گزاری می باشد این بنای آجری به گونه ای است که تعداد زیادی از آن به سنت شمال ایتالیا مربوط به تعمیرگاه های دارای گنبدهای مربعی شکل می باشد. ساختمان جدید تقریباً به طور داخلی طرح ریزی شده است به جزء در قسمت اصلی که کلیسای کوچک تا حد بیشتری از بازویی های کلیسا گسترش دارد. گنبد نیمه کردی با قطر تقریباً بیست متر به طور پنهان در داخل یک ساقه گنبد هفت ضلعی بالا می آید که در سطح بالاتر با روزنه های کلاسیک طاق مانند همراه می باشد. کل قسمت خارجی جزئیات تزئین کاری شده با تزئینات سفال محلی را دارا می باشد.
در روم برامانتد را خلق کرد که به عنوان “جواهر معماری کامل” توصیف می شود که تم پیتو در صومعه سان پریو در مانتوریو می باشد. معبد دایره ای شکل کوچک مکانی می باشد که در آنا ست پیتر شهید شد و بنابراین مقدس ترین مکان در روم می باشد. ساختمان سبکی را در خود دارد که به باقی مانده های معبد وستا مقدست ترین مکان روم باستان شباهت دارد. آن هرماه با کنتراست فضایی با صومعه ای می باشد که در اطراف آن قرار دارد. مانند شکل بالا از قسمت نزدیک صومعه به نظر می رسد که دارای ارگ و ستونهایی باشد شکلی که از آن در نمای متکی به خد نمود پیدا کرده است.
برامانته کار خود را در واکیتان ادامه داد در آنجا او کورتیلی با شکوه ست. داماسو و کورتیلی مربوط به بلوار را طراحی کرد . در سال 1506 طرح برامانته برای بازسازی پاپپ جولیس روم مربوط به کلیسای بزرگ ست پیترز انتخاب شد و سنگ بنای آن گذاشته شد. بعد از فوت برامانته تغییرات زیادی را آنجلو به عنوان معمار اصلی آنرا به چیزی نزدیکتر به پیشنهاد اصلی برامانته تبدیل ساخت
سانگالو
آنتونیو داسانگالو یانگر ( 1546-1485) یکی از خانواده مهندسین نظامی بود. معویش گیلیانو یکی از افرادی بود که نقشه را برای ساخت مجدد کلیسای ست پیتر ارائه کرد و به طور خلاصه با رافائل معاون اجرایی بود.
آنتوینودا سانگالو نیز طرحی را برای کلیسای ست پیتر ارائه کرد و معمار اصلی بعد از فوت را نائل و موفقیت خود را با مشیل آنجلو به دست آورد.
شهرتش به ارتباط او با کلیسای ست پیتر مربوط نمی شود بلکه به ساختمان کاخ فارنیز بزرگترین کاخ در آن دوره مربوط می شود که در سال 1530 شروع شد. نمود بزرگی آن تا حدودی به اندازه ی خالص آن ( 5 متر طول در 5/28 متر ارتفاع) و به مشرف بودن مکانی رفیع و بلند پایه ی آن مربوط می شود. همین طور او ساختمانی از زیبایی خاص میباشد. که برای این طور خانه ی بزرگ و لوکسی در آن زمان غیر معمول بوده است که به طور کلی از آجر کچ و سیمانی بیش از سنگ ساخته شده باشد. بر خلاف دیوارهای نرم صورتی رنگ سنگهای بنفش در گوشه ها دروازه ی بزرگ ساده و تکرارهای یکسان پنجره ها دارای جزئیات ظریف تأثیر گذاری قوی، یک استاندارد جدیدی از کاخ سازی را ارائه می دهند. قسمت بالایی سه طبقه یک اندازه توسط میشل آنجلو اضافه شده است. همین طور تا حدودی درست است که این ساختمان بزرگ آجر می باشد شکوه جزئیات معماری آن فقط از سنگ معدن نیست بلکه از سالن بزرگ آن می باشد.
رافائل
رافائل (1520-1483)، اوربینو، تحت پرو گینو در پروکیا قبل از اینکه فلورانس حرکت کننده آموزش دید و آن زمانی بود که معمار اصلی ست پیتر همراه با آنتاتینو سانجالو کار می کرد. همین طور او تعدادی از ساختمانها را طراحی می کرد که اکثر آنها توسط دیگران کامل شدند تنها تأثیر گذار ترین اثر او بالازو پاندول فینی در فلورانس بود که دارای دو طبقه با پنجره های درست برجسته شده از نوع پرستشگاه بود که هر مجموعه با نیم ستونهای منظم، قرنیس، سنتوریهای دارای ارگ تفاوتی و سنتوریهای مثلثی نمود پیدا کرده بودند.
روش گرایی
روش گرایی تا حد گسترده ای با تمایلات متفاوت در کار میشل آنجلو، کیلیورومانو، پروزی و اندر، آلادیو مشخصه گزاری شده است که باعث سبک باروک شد که در آن همان مفهوم و واژه معماری برای فصاحت و بلاغت مورد استفاده قرار می گرفت.
پروزی
بالدارسار پروزی، (1536-1481) معماری بود که در سینا متولد شد اما در روم مشغول کار بود کار او اوج رنسانس و روش گرایی را به یکدیگر پیوند داد. ویلای فارن سیانای او مربوط به سال 1509، بالازو ماسیوآله کولونه را نشان می دهد. یک مکعب تاریخی بسیار نامنظم با دو طبقه ی مساوی می باشد. طاقنماها تا حد زیادی با ترتیب هایی از نیم ستونها نمود یافتند. این ساختمان به خاطر دیوارهای دارای نقاشی آبرنگ خود فوق العاده و غیر معمول می باشد مشهورترین کار پروزی پالازو ماسیئو آله کولونه در روم می باشد. مشخصه های غیر معمول این ساختمان انجمن های سردری آن می باشد که با ظرافت در اطراف منحنی خیابان قرار دارند. آن در طبقه ی همکف رواق مرکزی تاریکی دارد که به طور موازی با خیابان می باشد. اما به صورت یک مکان نیمه بسته می باشد تا اینکه یک ایوان درونی باز باشد. در بالای این بنا سه طبقه ی یکسان بالا رفته است. دو طبقه ی بالایی با پنجره های افقی کوچک با چارچوبهای سطح نازک می باشند که قرنین با هشتی گود تمایز و کنتراست ایجاد می کنند که از زمان ساخت آن به عنوان پناهگاهی برای فقیران شهر مطرح بوده است.
گیلیورومانو
گیلیورومانو (1546- 1499)، یکی از شاگردان رانائل بود که او را در کارهای متعدد برای واکتیان کمک می کرد. همین طور رومانو یک طراح دارای انگیزه بالا بود که برای فدریکسوی دوم گانزاگا در مانتوآ روی پالازوته ( 1534- 1524) پروژه ای که مهارت های او به عنوان یک معمار مجسمه ساز و نقاش را تلفیق می کرد. کار می کرد. در این کار با ترکیب کردن سرداب های باغ و نقاشی های آبرنگی او از اثرات سه بعدی استفاده می کند. ترکیب شگفتی ساز شکل و بافت معماری و استفاده مکرر از مشخصاتی را دارد که تا حدودی نامتناسب یا بدون تراز می باشند. تأثیر کلی و هم آور و اختلال آور است. ایلان راکوم رومانو را به عنوان “ یکی از اولین ارتقا دهندگان روش گرایی” مطرح می سازد.
مشیل آنجلو
مشیل آنجلو بائو ناروتی ( 1564- 1475)، یکی از افراد بزرگ خلاق می باشد که دستاوردهایش در اوج رنسانس شاخص می باشد. او در هر کدام از حیطه های نقاشی، مجسمه سازی و معماری بسیار مهارت داشته است. و دستاوردهایش تغییرات زیادی را در هر دوره ایجاد کرده است. شهرت معماری او به طور خاص به دو ساختمان: قسمت های داخلی کتابخانه ی لورناتین و سرسرای آن در صومعه سان در فلورانس و کلیسای بزرگ ست پیر در روم می باشد.
کلیسای ست پیر“ بزرگترین خلق اثر دورهی رنسانس” بوده است و تعداد زیادی از معماران مهارتهای خود را در آن به کار برده اند. اما در نهایت مقدار بیشتری از طرح میشل آنجلو سنت به هر معما قبل یا بعد از او مطرح بوده است.
کلیسای ست پیر طرحی که سنگ بنای آن در سال 1506 گذاشته شد مربوط به برامانته می باشد. تغییرات متعددی در طحر توسط تعدادی از معماران رخ داد که بعد از او آمدند اما مشیل آنجلو وقتی که در سال 1546 پروژه را به دست گرفت طرح صلیب یونانی برامانته را تغییر داد و ستونها دیوارها و گنبد را دوباره طراحی کرد قسمت هایی را که ظرفیت برای بار کم ساخته شده بودند با نسبت های بزرگتری ساخت و راهروهای دایره ای را از کلیسای کوچک و بازویی های یکسان کلیسا را برداشت. هلن گاردنر می گوید: میشل آنجلو با چند اثر کوتاه از قلم پیچیدگی دانه برفی آن را به واحدی بزرگ و هماهنگ تبدیل ساخت
گنبد میشل آنجلو شاهکار طراحی بود که دو پوسته ی بنایی، یکی در دیگری را مورد استفاده قرار می داد که یک گلدستهی بزرگی مانند فلورانس روپ شت بندها قرار داشت. در ارتباط با قسمت خارجی ساختمان او ترتیب بزرگی را طراحی کرده بود که هر طاقنمای خارجی را مشخص می کرد. قسمت کلی با یک پیشآمدگی گسترده هماهنگ می شد که به طور یکپارچه مانند یک روبان و نوار موج دار در اطراف کل ساختمان می چرخید.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 22 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
پیشگفتار
آثار معماری که تا کنون توسط باستانشناسان ایرانی و خارجی در نقاط مختلف شناسایی شده موید عظمت و شکوه معماری ایران در ادوار مختلف است. در فرهنگ معماری یک جامعه دو مسئله عمده همواره مورد نظر بوده: یکی بافت شهری و دیگری ساختمانهای عمومی و شخصی، که هر دو شدیداً دارای جنبههای قومی- اجتماعی هستند. از آنجا که هنر معماری همواره مهمترین و ارزندهترین مظهر قدرت حکومتها بوده، میتوان گفت یادگاری معماری این سرزمین اسنادی گرانبها و پر ارزش است که نشان دهنده قرنها تکامل و ذوق و اندیشه هنری مردم این سرزمین از دورترین ازمنه تاریخ میباشد. معماری ایران در سیر تکامل خود از تجارب گذشتگان بهرهمند شده و از تداومی بینظیر برخوردار است. به دنبال این تکامل و پیوستگی که از ویژگیهای معماری سنتی ما ایرانیان است، معماران چیرهدست ایرانی بخوبی توانستهاند آثار بسیار ارزشمندی که وابستگی کامل به زندگی دارد به وجود بیاورند.
بدون شک یکی از راههای شناسایی اینر هنر ارزنده ایران، مطالعه و تحقیق درگذشته این هنر است. بیتردید تاریخ معماری ایران بدون در نظر گرفتن پیشینه معماری ایران قبل از اسلام و اوایل اسلام، تنها نشان دهنده از هم گسیختگی و بیتوجهی به هنر معماری این سرزمین است. به همین دلیل، با نگرشی کوتاه و اجمالی به معماری قبل از دوره سلجوقیان به موضوع اصلی میپردازیم. در این نگرش کوتاه، قصد وارد شدن در تحقیقات عمیق را نداریم. زیرا در سرزمین ما آثار معماری فراوانی از دوران باستان و اوایل اسلام به جای مانده که پرداختن به هر یک از این آثار- که مایه افتخار هنر معماری ما ایرانیان است- نیاز به مطالعه و تحقیق فراوان دارد.
در این بررسی، ویژگیهای معماری، عناصر معماری و تکنیکی، تاثیر معماری قبل از اسلام، بویژه دوره ساسانی، نقشه و سبک و شیوه ساختمانی آثار، نقش تزیینات و عناصر تزیینی (کاشیکاری، آجرکاری، خطوط، کتیبهها، گچبری، و فرسکوسازی)، مواد ساختمانی، و دیگر جزئیات هنر معماری به تفصیل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
بررسی هنر معماری این دوره، از معماری مساجد آغاز میشود، زیرا مسجد که اولین پایگاه و مرکز تجمع مسلمانان بوده، در نظر مسلمان خانه خدا و محل عبادت است و، به همین دلیل، در تمامی ادوار مختلف اسلامی و در تمام سرزمینهای اسلامی بنای آن اهمیت فراوان دارد. و سپس معماری منارهها، مدارس، کاروانسراها، برجهای مقبرهای یا آرامگاهها، و مختصری از شهرسازی مورد بررسی قرار میگیرد. در بررسی هر یک از انواع این معماری ضمن ذکر علل به وجود آمدن و کاربرد آنها، با ارائه شواهدی از آثار به جای مانده از این دوره، سعی شده تا شناخت کاملی از هنر معماری دوره سلجوقی به هنر دوستان و علاقهمندان به هنر معماری عرضه شود. آثار معماری مورد مطالعه اکثراً در داخل ایران قرار دارند؛ با توجه به محدوده ایران در زمان سلجوقیان- که شامل ناحیه وسیعتری بود- چند نمونه از شاهکارهای هنر معماری این دوره اکنون در خارج از مرزهای سیاسی ایران واقع شدهاند. امید است این کتاب بتواند دورهای از تاریخ هنر معماری اسلامی میهن عزیزمان را به دوستاران هنر معماری ایران بشناساند.
بناهای دوره سلجوقی
بناهای تاریخی زمان سلجوقیان که تاکنون به جای مانده اغلب جنبه مذهبی دارند و از آثار موجود این دوره چنین استنباط میشود که سلجوقیان ساختن مساجد، مدارس و مقبرهها را بر دیگر بناها ترجیح دادهاند. زیرا از بنای خاکها، خانهها، و دیگر آثار معماری این دوره اطلاع زیادی در دست نیست. تنها در سالهای اخیر در اثر کاوشهای علمی که در بعضی از نواحی ایران به عمل آمده چند نمونه از این نوع معماری سلجوقی کشف شده است که از بقایای مختصر آن میتوان تصویری از این نوع معماری در ذهن ایجاد کرد. با نگرشی کوتاه به آثار معماری این دوره ایران، میتوان به این نتیجه رسید که کوشش سلجوقیان بیشتر در به وجود آوردن بنای ساختمانهای از نوع مسجد متمرکز گردیده است و برای رسیدن به این هدف با استفاده از عناصر معماری ساسانی (گنبد، ایوان، حیاط) و اسلوب ساختمانهای طاقدار و دیگر روشهای مختلف توانستهاند خاصیت و کیفیت دقیقی به معماری این دوره ایران ببخشند و در نتیجه معماری شکل مشخص ایرانی به خود گرفته، طرح حیاط چهار ایوانی با رواقهای اطراف آن اساس معماری سلجوقیان را در بناهای مذهبی و غیرمذهبی تشکیل داده است.
الف) بناهای مذهبی
1- مساجد
در نیمه دوم قرن پنجم هجری، هنر معماری ایران به درجه کمال و شکوفایی خود رسید و صفات خاص این دوره با قدرت سیاسی و شور مذهبی آن در معماری و بنای مساجد که درانگیزترین آثار معماری اسلامی به شمار میرود تجلی یافت، و معماران زمان سلجوقی با استفاده از فرمهای زمان ساسانی و مهارت در به کار بردن آنها به عوامل و عناصری که بتوان با آن مساجد بزرگ را بنا کرد دست یافتند، و سبک معماری چهار ایوانی در بناهای مذهبی، بخصوص در مساجد این زمان متداول شد و بیشتر ابنیه ایران بر محور معماری چهارایوانی ساخته شدند. این سبک معماری نه تنها در ایران بلکه در بیشتر سرزمینهای اسلامی تحت سلطه سلجوقیان رواج یافت و، در نتیجه، مساجد بزرگی با این طرز معماری در کشورهای اسلامی ساخته شد. با یک نظر اجمالی به مساجد مهم ایران که بعد از دوره سلجوقیان احداث شده است، بخوبی میتوان دید که طرح مزبور تا چه اندازه سرمشق و نمونه عمومی مساجد در ادوار بعدی گردیده است، به طوری که هم اکنون نیز پیروی از شیوه مزبور ادامه دارد. با در نظر گرفتن اینکه ادامه این شیوه معماری، بعد از دوره سلجوقیان بیانگر همان ویژگی معماری ایران است که از تداوم بینظیری برخوردار میباشد. میتوان گفت معماری ایران در سیر تحولی خود در هر دوره، از تجارب گذشتگان سود جسته و با تکامل آن توانسته است آثار با ارزشی خلق کند که امروزه مایه مباهات ما ایرانیان است. نقشه و طرح کلی مساجد، در شکل کامل خود، در این دوره دارای خصوصیات ذیل است:
«در ابتدای محور طولی بنا، سر در ایوان قرار دارد که در جلو آن صحن باز واقع است. طاقنماهای دور صحن به چهار ایوان ختم میشوند که دو ایوان در محور طولی و دو ایوان در محور عرضی قرار دارند و شبستانها در پشت طاقنماها واقعند؛ ایوان اصلی در محور طولی مسجد و روبروی ایوان ورودی، که سوی دیگر صحن است قرار دارد، و به شبستان مربع شکلی باز میشود که گنبد دارد و در دیوار جنوبی آن، در انتهای محور طولی مسجد، محراب واقع است.» مهمترین مساجد دوره سلجوقی که همه این عوامل را دارند عبارتند از: مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع زواره، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع برسیان، مسجد جامع گلپایگان، و مسجد جامع قزوین.
مسجد جامع اصفهان
مسجد جامع اصفهان، نمونه کاملترین مسجد چهار ایوانی دوره سلجوقی و یکی از زیباترین بناهایی است که مجموعه کاملی از تزیینات دوران اسلامی ایران را داراست. «این مسجد در عهد سلجوقی و به دستور ملکشاه سلجوقی در محل مسجد قدیمی ساخته شد که در دورههای بعد بارها تغییراتی در ان دادهاند و مسجد توسعه یافته، ملحقاتی چند نیز به آن افزوده شده است. از مسجد قدیمی اثری به جا نمانده است اما به گفته مورخین و سیاحانی چون ابن حوقل، مقدسی، مافروخی، و ناصر خسرو که آن را دیده و در کتابهایشان ذکر کردهاند مسجد دارای فرمی ساده و شامل صحن بزرگ و رواقهای متعدد بوده است». با بررسیها و خاکبرداریهایی که در سالهای اخیر در بعضی از قسمتهای این مسجد جامع کنونی که در حقیقت مجموعهای از شیوههای معماری و آثار هنری دورههای بعد از اسلام تاریخ ایران است شامل قسمتهایی میباشد که بررسی و مطالعه آن گویای تحولات معماری دورههای اسلامی ایران در مدت هزار سال اخیر است. لذا سعی میشود اجمالاً به بررسی بعضی از قسمتهای این مجموعه نفیس پرداخته شود.
کلیاتی درباره معماری دوره سلجوقیان
در این فصل، کوشش شده تا ویژگیهای عمده معماری و عناصر تشکیل دهنده آن در دوره سلجوقی مورد بحث و تجزیه و تحلیل نهایی قرار گیرد. بدین منظور با همکاری آقای پرفسور یلمازانگه، استاد دانشگاه هنر و معماری قونیه ترکیه، این بررسی را در تقسیمات زیر انجام میدهیم.
1- معماری ویژگیهای بناهای چهار ایوانی.
2- تزیینات، شامل: کاربرد آجر، کاشیکاری، گچبری، و مقرنسکاری.
3- خصوصیات معماری مقبرهها و آرامگاهها.
در آخر این بحث، عوامل و عناصر به وجود آورنده بنای مقبرهها و تزیینات آنها جداگانه مورد بحث و گفتگو قرار میگیرد. علت جدایی این فصل از دیگر فصول، وجود سبکها و طرحهای مختلفی است که در ساخت بنای این مقبرهها به کار برده شده است، در نتیجه هر کدام ویژگی خاصی را عرضه میدارند. به علاوه پراکندگی این مقبرهها در مناطق مختلف کشورمان و وجود چند نمونه از آنها در خارج از مرزهای کنونی ایران موجب این بررسی جداگانه شد، زیرا نوآوری در معماری هر کدام از این مقبرهها نشاندهنده تحول عظیم معماری این دوره از تاریخ هنر معماری اسلامی ایران نیز میباشد.
الف- معماری و ویژگیهای بناهای چهار ایوانی
ترکان سلجوقی قومی بیابانگرد بودند که میراث فرهنگی ناچیزی داشتند، اما زمانی که در ایران جایگزین شدند، سرکردههای سرسخت و خشن آن قوم به حمایت از ادب و هنر ایران برخاستند و هنرمندان و صاحبان حرف را در مقر حکومت خود یعنی در مرو، هرات، اصفهان، و نیشابور گردآوردند. سلجوقیان اگر چه ترک بودند اما بزودی تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی قرار گرفتند. کارهای سیاسی، اداری، و فرهنگی بکلی در دست ایرانیان بودن و در میان ایشان وزیر بزرگ، نظامالملک طوسی، در تاریخ ایران نامی بسیار بزرگ و مقامی ارجمند دارد. او یکی از معروفترین وزرا و سیاستمداران شرق به شمار میرود و برای عدالت و حسن تدبیری که در اداره امور مملکت به کار میبرد و نیز علاقه زیادی که به صنایع، مخصوصاً ساختن بناهای مهم داشت، شهرت به سزایی دارد. در این عصر اقدامات زیادی جهت توسعه و تکامل زندگی شهری و رونق تجارت و صنعت صورت گرفت و بناهای بزرگی که تعدادی از آنها تا کنون باقی مانده است، ایجاد شد. شهرهای بزرگ با باروهای بلند آجری برپا و انتقال مرکز زندگی از شهرهای کوچک قدیمی به شهرهای بزرگ باعث تاسیس شهرستانهای بزرگی شد. در اثر توسعه تجارت و صنعت، و رفت و آمد کاروانیان در داخل و خارج ایران، کاروانها دارای سازمان و تشکیلات منظمی شدند و در بین راهها برای استراحت و اترقا این کاروانها، رباطها و کاروانسراها ایجاد شد. بر اثر این تحولات شهرها گسترش یافت و در نتیجه آثار هنری و تزیینات در امر شهرسازی و معماری راه پیدا کرد و موقعیت خاصی کسب کرد. بنای مساجد، مدارس، و مقبرهها در شهرها رواج یافت و بازارهای بزرگی به وجود آمد.
شهر مرو که زمانی پایتخت سلطان سنجر بود، در زمان سلجوقیان موقعیت خوبی داشت. این شهر در این زمان در اوج شهرت و شکوفایی بود. در آن زمان شهر مرو دارای دو خیابان - از شمال به جنوب و از شرق به غرب- بود که بازار شهر در تقاطع این خیابانها قرار داشت. بنا به منابع و اطلاعات قدیمی که وضع شهر را شرح میدهند، سقف این بازار- واقع در مرکز شهر- با قبه پوشیده شده بود. صاحبان حرف و هنر هر کدام از سازمان و تشکیلات قابل ملاحظهای برخوردار بودند. دکانهای زرگرها، ریختهگرها، فلزکاران، و سفالگران به صورت گروهی، در محلهایی مخصوص قرار داشتند. کاخهای سلجوقی و مساجد و مدارس در قسمتهای مرکزی شهر قرار گرفته بود و مقبره سلطان سنجر در کنار مسجد ساخته شده بود که به قول یاقوت در معجمالبلدان، گنبد آبی رنگ این مقبره از مسافت دو روز راه به خوبی دیده میشد. از افتخارات این شهر سلجوقی وجود کتابخانه بسیار غنی آن بوده است. در موقع استیلای مغول، جمعیت این شهر در حدود هفتصد هزار نفر و حتی به روایاتی در حدود یک میلیون و سیصد هزار نفر بوده است. از دیگر شهرهای این دوره، میتوان شهر جرجان را ذکر کرد. خرابههای این شهر که در چهار کیلومتری شرق شهر جدید گنبد قابوس در جنوبشرقی دریای مازندران واقع شده، در دوره اسلامی اهمیت خاصی داشته است. با کاوشهایی که در سال 1350 توسط مرکز باستانشناسی ایران در ویرانههای این شهر اسلامی شروع شد آثار و شواهد زیادی از شهرسازی و معماری عهد سلجوقیان کشف شده است. وجود خیابانهای آجرفرش با پیادهروهای دو طرف آن و همچنین کانال انشعابی در وسط خیابان و تنبوشههای اطراف آن که آب مورد نیاز را به خانهها میرسانده، همگی دلیل بر اهمیت شهرسازی در این دوره است. طرحهای به کار برده شده در تزیین این خیابانها بسیار زیبا و جالب توجه است، زیرا نظیر این طرحها را در تزیینات دیواری این دوره از معماری ایران میبینیم. طرح این آجرچینیها به فرمهای جناغی، افقی، عمودی، و شکسته است و برای استحکام بیشتر خیابان آجرها را عمودی چیدهاند. در دو طرف این خیابانها آثار ساختمانی متعددی مانند ستونها، دیوار خانهها، دکانها، چاههای متعدد، کانال، و حوضهایی که همگی با آجر ساخته شده، از زیر خاک بیرون کشیده شدهاند. کاوش در این شهر هنوز تمام نشده، بنابراین نمیتوان اطلاعات کاملی را ارائه داد. امید است این مطالب مختصر راهگشای کسانی باشد که در زمینه شهرسازی این دوره از تاریخ کشورمان تحقیق میکنند. چنانکه ذکر شد، سلجوقیان حامی و مشوق هنرمندان و صنعتگران بودند. این حمایت شامل معماران نیز میشد. و در رشته معماری از ایجاد سبکها و بناهای موثری حمایت کردند به طوری که این حمایت به فرمهای پیشین معماری اسلامی در ایران، خاصیت و کیفیت دقیقی بخشید. دونالد ن. ویلبر نویسنده کتاب معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان معتقد است که «این حمایت موجب شد تا اشکال معماری قدیم به صورتی معین متبلور شود. اگر این پشتیبانی در کار نبود امکان داشت که معماری ایرانی مدتی دراز همچنان به صورتی کم ارزش و بیاهمیت باقی بماند. در حالی که هنر معماری در این دوره درخشان و شکوفا به درجه کمال رسید و بسیاری از دانشمندان و باستانشناسان اسلامی بر این عقیدهاند که معماری اسلامی ایران در این زمان به نهایت درجه ترقی خود رسیده است. مسئله جالب توجه در هنر معماری سلجوقی، سهم ذئوق و اندیشه معماران ایرانی در ایجاد چنین دوره درخشان و تثبیت شدهای در هنر است. متاسفانه برخی از نویسندگان تاریخ هنر ایران به غلط تصور کردهاند که این بدایع هنری را سلجوقیان از موطن اصلی خود به ایران آوردند. این اشتباهی بزرگ است، زیرا الپتکین و سبکتکین یا ملکشاه و سلطان سنجز، همگی در ایران اقامت داشتند و موطن اصلیشان، یعنی ترکستان، هنر تازهای نداشت که به ایران بیاورند. آنان وارد سرزمینی شدند که یادگارهای پرعظمتی چون تخت جمشید و تیسفون را به جهان معماری عرضه کرده بود».
اوژینوگالدی ایتالیایی که مدتی در مسجد جامع اصفهان به کار کاوش و تحقیق پرداخته است میگوید: «معماران دوران سلجوقی برای برپاکردن ساختمانهای خود از اصول دوران ساسانی اقتباس کردهاند». و اضافه میکند: «پیش از دوران سلجوقی در زمان حکومت پادشاهان دیلمی سبک معماری بخصوصی در ایران به وجود آمده بود که راه را برای معماران دوره سلجوقی هموار میکرد».
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
تحلیل مسائل پیرامون مرمت
دوره جدید مرمت در عمارت چهل ستون قزوین از سال 1334 آغاز شد؛یعنی از زمانی که این عمارت را،به گمان حفظ ارزش های آن ،برای کاربری موزه هنرهای زیبا در نظر گرفتند.گذشته از تعمیرات سال 1347 ،این بنا از سال حدود52 تا73(بیش از 20 سال)هر ساله دارای برنامه مرمتی بوده است. به دلیل اهمیت معماری این بنا و نقاشی های نفیس ودوره صفوی و دوره های بعد،کار مرمت به تدریج و با حساسیت ویژه ای به انجام رسید. استمرار هوشمندانه کار پژوهش و مرمت را باید از نکات مثبت و قابل تقدیر در این بنا ی تاریخی ،در طول این سالها دانست.
با توجه به گزارشهای موجود می توان چنین استنباط نمود که مرمت بنا، از دهه 50 به بعد ، از یک برنامه منطقی و پیش بینی شده ای (البته با توجه به اعتبارات در نظر گرفته شده) تبعیت کرده است. بطوریکه از استحکام بخشی بنا، که خطر سازترین و حیاتی ترین بخش محسوب می شد ، شروع شد و با رسیدن به جزئیات کالبدی بنا ، کار طراحی و ساماندهی محوطه در این دوره به پایان رسید . والبته در ضمن تمامی این سالها، آشکار سازی و تثبیت نقاشی ها با صبر و حوصله در حال انجام بود. مرمت کاخ روندی از داخل به بیرون داشته است . ابتدا حفظ ماهیت وجودی کالبد اثر مهم تلقی شده و با اطمینان از زنده ماندن بنا ، به بخش ها و مسایل بیرونی پرداخته شد .
گر چه از ابتدا عمارت را برای کاربری موزه در نظر گرفتند، ولی آنچنانکه روند انجام مرمت در این بنا را پی میگیریم ، تعمیر ساختمان به سمت سازگار شدن با این کاربری نیست. سیاست مرمت به سمت حفاظت پیش رفته و ارزش گراست و بصورت ریشه ای هدفی آرمانی را دنبال می کند . اما پیش از این بنا اسم موزه را برخود دارد و در حین مرمت یا پیش از آن همچنان با کاربری موزه ادامه حیات می دهد . این دو گانگی برخورد سیاست گذاران و تاثیر گذاران ذی نفوذ یا ذی نفع در این بنا و متخصصین مرمت ، چندان به نفع بنای تاریخی تمام نشده است . چرا که هنوز سر درگمی در برخورد با این بنا به چشم می خورد . مثلا امسال سالن طبقه بالایی را از اشیاء تخلیه کرده و طبقه همکف را به این کار اختصاص داده اند .
با نظر به بنا و تقشه آن در می یابیم که عمارت مذبور که کوشکی بوده در میان باغ، از طرحی آزاد و برون گرا برخوردار است که از هر طرف به اطراف راه دارد.در واقع تالار میانی هم کف نوعی فضای نیمه بسته و نیمه باز طرح اندازی شده که آب آزدانه به داخل جریان داشته است. در نظر گرفتن کاربری موزه (محل حضور اشیا)که ماهیتا محلی است با پیش بینی ایمنی فراوان، با ویژگی این بنا منافات دارد. به قول آقای مهندس مجابی، در گزارش سال 1360، بنا خود موزهای از نقاشی و در واقع هنر دوره صفوی و پس از آن است و خود بنا به خاطر قرارگیری آن در رده بناهای اولیه صفوی از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار است. حال آوردن اشیاء موزه ای و نمایش دادن آنها در این فضا ارزش هر دو را کم می کند.
در اثر زلزله سال 1369 منطقه شمال کشور، بدون اینکه تغییری در سازه و اساس عمارت چهل ستون وارد آید،با شکستن ویترین ها،بسیاری از اشیا موزه ای نیز از بین رفت که نشان دهنده انتخاب نادرست است.
شهر قزوین با توجه به موقعیت جغرافیایی و طبیعی و بعدها اهمیت اقتصادی،همواره در مسیر درگیریها و جنگ ها ی تاریخی بوده است و رفته رفته پایه و اساس شهری که اهمیت اقتصادی و نظامی توامان را داشته،در پیش از اسلام ریخته شد،که البته در طول تاریخ دستخوش تغییرات فراوان گشته و دگرگونی های بسیاری را شاهد بود.
قزوین در سال 25 ه.ق به تصرف مسلمین در آمد و به عنوان سنگر و پایگاه مرزی مهمی بر سر چند راهی ،مورد استفاده بود به طوری که از آن به باب الجنه(درب بهشت)و بلده المومنین در کتب و احادیث یاد می کردند. شهر برای نخستین بار در زمان الهادی خلیفه عباسی به سال 170 ه.ق در کنار شهر شاپوری گسترش یافت که بعدها این دو به هم متصل شدند.
شهر در زمان حکومت سلجوقی (سده پنجم وششم)به علت پیشرفت اسماعیلیه و استقرار ایشان در دژ الموت واقع در منطقه کوهستانی شمال قزوین ،مورد توجه بسیار قرار گرفت ونقش دفاعی آن اهمیت بیشتری یافت. به طوری که برای دومین بار ، توسعه تاریخی این شهر به طور گسترده ای در گستره و زیر ساخت های آن به انجام رسید،مقصوره جامع کبیر و کتیبه زیبا و پر محتوای آن ،خود گویای این تحول است. در زمان حمله مغول به سر تاسر ایران شهر قزوین دچار آتش سوزی و تخریب گردید؛ اما بعدها اهمیت خود را باز یافت و در دوره آق قویونلها و قرقویونلوها(سده دهم)بارها بین حکام مختلف دست به دست شد. تا اینکه با حضور دولت صفوی و به تبع آن یکپارچه شدن مملکت تحت سیطره حکومت مرکزی در آمد.
اما اوج شکوفایی و گسترش شهر قزوین را باید زمانی دانست که به عنوان دومین پایتخت سلسه صفوی برای مدت 51 سال (955 تا 1006 ه . ق ) در آمد و پس از آن نیز در زمان حکومت این سلسله مورد توجه بود قزوین در زمان سلطنت شاه طهماسب ، بنا به دلایل سیاسی و نظامی و حل مشکل نزدیک بودن پایتخت اول ( تبریز ) به مرز عثمانی ، برای پایتختی برگزیده شد . و ساز و کارهای ادارة حکومت مملکتی در آن به اجرا درآمد . « اهمیت جغرافیایی قزوین و واقع شدن آن در محل تقاطع راه های خراسان و آذربایجان و ایران مرکزی و شمالی و ارتباط با جلگه های حاصلخیز ابهر و ساوج بلاغ و شهریار و ری ، امکان مهمی را برای انتخاب این شهر به عنوان پایتخت برای شاه طهماسب فراهم آورد». ( اشراقی ص 323)
گسترش شهر برای پایتختی ، به سمت خارج از شهر در جهت شمال صورت گرفت که امکان گسترش در آنجا بیشتر فراهم بود. نه در بستر شهر قدیم . «محور اصلی توسعه کالبدی شهر در عصر صفوی ناحیه مسجد جامع واقع در شارستان ساسانی به سمت شمال شهر و باغات موسوم به جعفر آباد واقع در محله سعادت آباد و زنگی آباد است ، باغ - شهر سلطنتی به شکل مربع مستطیل تقریبا در امتداد شمال و جنوب کشیده بود و از طریق ضلع جنوبی با شهر سلجوقی ( شهر قدیم ) و از جانب غربی با بازار ارتباط داشت ، جبهه شرقی آن به امتداد یکی از شعبه های فرعی مسیل رودخانه اترک محدود می شد .کوشک ها و کاخ های سلطنتی و بناهای اشراف و فئودال ها در این محدوده بر پا شده بود و مجموعا شهر سلطنتی را تشکیل می داد که از طریق میدان دولتی یا میدان شاه به شهر مردمی در اطراف مسجد جامع متصل می شد . و از جهت غرب از طریق دروازه ها و راهروهای زیرزمینی و گذرها به مجموعه بازار ملحق می گردید . بدین ترتیب ساختار شهر ،بر اساس مثلث شهر سلطنتی ـ شهر مردمی و بازار ، برپا شد .
در قطب شمالی توسعه با میدان مستطیل شکلی که طول آن حدود 3 برابر عرض آن است،طراحی گردید،نقش اصلی این میدان از نظر طراحی شهری ، سازمان دادن عناصر توسعه جدید شهری است که در اطراف یک فضای مرکزی قرار می گرفتند . هم چنین وظیفه پیو ند شهر قدیم و جدید را بر عهده داشت و لذا از نظر اجتماعی مرکز فعا لیتهای مدنی و پا سخ گوی نیازهای سیاسی و حکو متی است».(مجابی482) این میدان که بدان میدان اسب یا میدان شاه می گفتند ،خود بر گرفته از میدانی بود که در زمان اوزن حسن در تبریز ساخته شده بود و بعدها نیز سرمشقی برای طراحی جدید توسعه شهری در دوران صفوی شد که مهم ترین آن ، میدان نقش جهان اصفهان است ،به هرحال این نوع میدانها در این زمان و مکان تجلی بنا های حکومتی و وابسته به حکومت شدند. از جانب غرب،شهر سلطنتی را دروازه های ورودی، میادین و سپس راسته بازارها به بدنه قدیمی شهر متصل می کرد . ناحیه شمال و شمال شرقی در اختیار مراکزسیاسی و حکومتی بود که کوشک ها و باغ های خود را در این نا حیه احداث کرده بو دند . میدان جنوبی از سر درب عالی قا پو تا مسجد جامع ،محور اصلی تو سعه شهر صفوی را تشکیل می داد . این محور در مقا بل مسجد جامع چرخشی به جا نب جنوب غربی ،از مقابل مسجد به امامزاده حسین منتهی می شد که نقطه مقابل شهر سلطتی و به عنوان قطب فرهنگی و مذهبی شهر عمل می کرد .به قرینه شکل گیری کا لبدی ،از نظر مضمون اجتماعی و سیاسی نیز این دو فضای شهری در مقابل هم قرارمی گرفتند.انتهای محور، دروازهء امامزاده حسین بود و به اصفهان متصل می شد». (مجابی ص483)
به دلیل قرار گیری ارگ سلطنتی در جبهه شرقی بازار و ضرورت عبور راههای کاروان که از غرب و جنوب غربی وارد شهر می شدند و برای رسیدن به کا خ های سلطنتی و انجام تشریفات ورود ، ازبازار عبور می کردند،راسته های شرقی و غربی بازار که از میدان های بزرگ و متوالی می گذشت ،شکل می گرفتند .در حالی که راسته های شمال-جنوبی وظیفه اتصال شهر قدیم به شهر جدید را بر عهده داشتند .
راه های ورودی به سمت مرکز سلطنتی شهر از سوی غرب به علت رفت و آمد هیات های سیاسی ممالک خارجی اهمیت بیشتری داشت و دروازه شمالی بیشتر واجد اقتصادی بود و دروازه جنوبی که به راه اصفهان میرفت از هر جهت مورد نظر بود.
سه فضای کلان شهری عبارت بودند از:
1ـمیدان شاهی مقابل سردر عالی قاپو
2ـمجموعه بازار
3ـ مجموع بقاع و گورستان های امامزاده حسین و شهر قدیمی که به این فضاها دارای نقش های متفاوت سیاسی ـ مذهبی ـ گردشگری ـ فرهنگی و اجتماعی ـ سمبو لیک و نشا نه ای مهم بودند. (مجابی ص 484 ) و اما فضای مجموعه مسجد جامع ،به ویژه امامزاده حسین با مزارات متعددش ،روح مقدس شهر را درخود داشت که حتی ،دشمنان و مها جمین و فا تحین ناچاربه احترام و اکرام آن بودند تا بتوا نند به مردم شهر تقرب جویند و پایه های حکومت خود را مستقر کنند.(مجابی ص485)
قزوین در زمان صفوی دروازه های متعددی داشت که عبارتند از:دروازه پنبه ریسه ،دروازه مغلاوک ،دروازه شهزاده حسین ، دروازه ابهر ، دروازه پنجه علی ، دروازه کند باز .بیرون از این محدوده ،در طرفین شرق و غرب شهر، دو رودخانه دیزج و انزج جریان داشت که بخشی از آبهای شرقی که از کوه بارجین در شمال می آمد ،آب مصرفی آسیاب های شمالی را تأمین می کردو در بخش غربی نهری از کنار بازار جریان داشت که در مسیر قدیمی آن ، خیابان سعدی کنونی احداث شده است .
حد جنوبی شهر ، میمون قلعه و قبرستان عتیق قرار گرفته که قبلا با رویی نیز داشته است دروازه کوشک حد نهایی شمال شهر بوده است . بدین ترتیب محدوده قزوین در دروه صفوی که با فت اصلی شهر را در بر می گرفت، از سمت جنوب از میمون قلعه به قبرستان عتیق کشیده شده ، مسیر بازار را به سوی شمال طی می کر د و از آنجا در مسیر خندق شما لی تا حکم آباد ادامه مییافت و سپس از مسیر رود خانه شرقی می گذشت و در امتداد این مسیر دروازه های پنبه ریسه و دروازه ری قرار داشت . بافت دوران اسلامی ،خصوصا دوران سلجوقی و مغول ، نظیر مسجد جامع عتیق ومدرسه حیدریه و مقبره حمدالله مستوفی در بخش جنوبی و شرقـــی ایــن محدوده قرار دارد.
تا زمان شاه طهماسب اول،رودخانه بازار،خندق غربی شهر بوده و نزدیک این محل دروازه ای موسوم به پنجه علی قرار داشت. (اشراقی ص323)
همانطور که پیش از این گفته شد،توسعه قزوین برای پایتختی،جدای از شهر قدیم و در بخش شمالی آن در باغ های جعفر آباد و زنگی آباد در محله سعادت آباد،به طور وسیعی به انجام رسید. و باقی ساختارها به هم متصل شدند. ساخت و سازهای حکومتی در قالب باغ شهر سلطنتی به همراه دولتخانه و کاخ ها و کوشک ها وباغ های مفرح بنا گردید.
شهنشه شهری اندر جنب قزوین فکنده طرح با صد زیب و تزئین
(عبدی بیگ،دوحه الازهارص26)
گرچه از این باغ آثار چندانی به جز سر در عالی قاپو و یکی از عمارت های کلاه فرنگی- که در دوره قاجار مرمت اساسی شد- باقی نمانده ولی در متون و سفرنامه ها ،اشارات روشنی درباره آنها رفته است
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 28 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
پی سازی یا شالوده ریزی :
یکی از مهمترین مسائلی که در هنگام احداث پل و سد، مهندسان همواره با آن روبرو بوده اند پی کنی یا شالوده ریزی پایه های پل است به خصوص هنگامی که رودخانه مورد نظر، پر آب عمیق و یا عریض بوده اند. به همین جهت شرایط پی ریزی پلها کاملا” متفاوت بوده و برای این منظور از راههای مختلف سود می جسته اند:
الف ـ گاه در طول رودخانه محلهایی وجود دارد که بستر عریض و جریان آب در آن غالبا” آرام است و عبور از آن در غیر مواقع سیلابی به وسیله اسب، شتر و قاطر امکان پذیر می باشد. این محلها اصطلاحا” به گدار معروف هستند به هنگام ساختن شهراههائی که به رودخانه منتهی می شد حتی الامکان سعی می شد که از محل این گدارها برای احداث پل استفاده شود. در صورتی که در هنگام تابستان بستر آن خشک می شد، بیشتر مشکلات حل گردیده و پی کنی به صورت معمول انجام می گرفت اما اگر در این فصل نیز رودخانه دارای آب جاری بود، در مواقع کم آبی با حفر کانال انحرافی مسیر رودخانه را منحرف کرده سپس در محل تعیین شده بر روی مسیر طبیعی پایه پل را بنا نهاده، آن گاه مسیر رودخانه را منحرف کرده سپس در محل تعیین شده بر روی مسیر طبیعی خود را می پیمود و هم از نظر سهولت این کار ترجیح داده می شد. در صورتی که در غرب برای ساختن پل برعکس ایران کانالی انحرافی ساخته و بر روی آن پل را احداث کرده سپس رودخانه را از مسیر طبیعی به کانال جدید التاسیس هدایت می کردند.
(( قدیمی ترین پلی که بدین طریق ساخته شد پل شهر بابل بر روی رودخانه فرات بود که توسط نیتوگریس دومین ملکه آشور احداث گردی همان طور که در بخش تاریخچه اشاره شد وی دستور داد تا دریاچه ای حفر و آب فرات را بر آن راهنمائی کرده پس از خشک شدن بستر اصلی پایه های پل بزرگ آن را بنا نهاده و با پر شده دریاچه و {احداث پل } آب فرات را به مسیر برگرداندند))
در رابطه با پی سازی پل بند شادروان ئر شوشتر نیز از طریق فوق استفاده شده است دهخدا در لغت نامه خود توضیحی شنیدنی دارد:
(( قیصر مهندسین و معماران،از روم و فرنگ بارز و اموال بسیار طلبیده اولا” از زیر کوهی که بقعه سید محمد گیاهخوار در آن است و آب رودخانه از زیر آن کوه به طرف مغرب شهر جاری بود رخنه کردند که آب را به طرف جنوب ببرند. از زیر آن کوه تا بند قیصر که دوازده فرسخ مسافت است بر بدنه و آب بدان طرف سر دادند و نوره و گچ را به شیر گوسفند خمیر کردند و سنگهای بزرگ با علم جراثقال به کار بردند و هر دو سنگ را با طوق آهن به هم بستند و از دهنه مافاریان تا زیر پل را به یک تراز فرش کردند. و با سرب آب کرده رخنه های سنگ را مسدود کردند و به عرض رودخانه شادروانی ساخته پل عظیمی برای سهولت عبور و مرور با کمال استحکام ساختند و آن رخنه هائی که از زیر بقعه سید محمد گیاه خوار کرده بودند از همان نوره و سرب آب کرده مسدود کردند تا شادروان و بند میزان تمام شد آن گاه آبرا به مجرای مطلوب جاری کردند....))
در کتاب فارس نامه ابن بلخی در مورد رحداث پل بند امیر چنین آمده است:
(( قبل از ساختن بند،آب را از دو جناح رودخانه منحرف نموده سپس بستر رودخانه را در محل بند امیر، با قطعات بزرگ سنگ و ملاط ساروج سنگفرش کرده آن گاه بند را روی این رادیه سنگی بنا نهادند))
علاوه بر روش فوق مساله پی سازی با بکار رفتن ابداعات و ابتکارات شگفت انگیزی نیز همراه بوده که به نمونه ای از آن اشاره می شود :
(( گویند که هنگام ساختن پلی در دربند قفقاز ( باب الابواب پیش و ماخاچ قلعه امروز) چون زورشان به آب روان رودخانه نمی رسید و نمی توانستند انرژی آن را مهار کنند،پایه پل را به این ترتیب ساخته اند، پ/ستهای چهار پایان درشت ماند گاو و شتر و دراز گوش را پر از باد کرده اند و روی پوستهای باد شده بت تیر و تخته، چوب بست ساخته و پوستهای پر از باد را زیر آن بسته اند چوب بست را به آب انداخته اند و ان را در جای پایه پل برده، از کنار رودخانه مهار کرده اند تا اب روان آن را جابجا نکند و روی چوب بست شناور پایه پل را ساخته اند. با سنگین شدن، چوب بست کم کم در آب فرو رفته است و از کنار رودخانه هم رسنهای مهار کننده را شل کرده اند تا پوستهای باد شده در کف رودخانه می نشسته است. پایه پل را تا اندازه ای که نیاز داشته اند از سطح آب بالا آورده اند سپس آب بازان را به آب فرستاده اند که پوستها را سوراخ کنند تا بادشان بیرون رود و چوب بست در کف رودخانه جا بیفتد. این روش قدیمی یک جور پی سازی با هوای فشرده است )).
طریقه دیگر شالوده ریزی بدین صورت بود که تعدادی چاه به تناوب در بستر رودخانه در محل مورد نظر حفر، و گوم گذاری می نمودند و سپس داخل چاهها را با شفته آهک و ساروج پر می کردند طرز حفر چاهها بدین نحو که گومی را در بستر رودخانه قرار می دادند و شن و گل و لای را از داخل آن خارج می کردند گوم به تدریج در اثر وزن خود نشست می کرد و دو مرتبه گوم دیگری بر روی آن می گذاردند و تا عمق مورد نظر عمل گوم گذاری را ادامه می دادند این چاهها در حکم پی هائی می شدند که پل بر روی آن ساخته می شد. گویند که پی های سی و سه پل و پل مارنان اصفهان را به ترتیب فوق ساخته اند.
گاه این گومها چوبی بودند بدین صورت که ابتدا یک سر تیرهای چوبی را تیز می کردند. این تیرها که اصطلاحا” شمع نامیده می شد در کف رودخانه با تخته کوبی آنها را به هم متصل می کردند و سپس درزهای موجود را با گل و لای و در برخی موارد با قیر می گرفتند و آب داخل آن را تخلیه کرده و پایه ها را با استفاده از قلوه سنگ با نمای سنگ تراش ساخته بالا می آوردند.
گاهی در مقابل گدارها ارتفاعات بلند و موانع دیگری قرار داشت که مشکلی جهت عبور سپاه و یا کاروان های تجارتی یا سوق الجیشی پیش بینی می شد که از نظر وقت و هزینه و کیفیت کار مقرون به صرفه باشد.
ب ـ در پاره ای از موارد انتخاب جایی که جنس بستر رودخانه سنگی و یا صخره ای، و دهانه آن نیز تنگ بود احداث پل چه از نظر وقت مقرون به صرفه بود و علاوه بر آن کیفیت عملکرد آن نیز بسیار خوب و موفقیت آمیز به نظر می رسید. وجود آثار پایه های دهها پل، پس از گذشت قرنها و تحمل سوانح طبیعی، گواه بر حقیقت این مدعاست.
ج ـ بهره گیری از پایه پلهای قدیمی که به صورت نیمه مخروبه در آمده بودند نیز به میزان قابل توجهی در احداث پلها صورت می گرفت.این بازسازیها را که اغلب در قرون اولیه اسلامی انجام می شد، امروزه می توان در پلهای مناطق غربی ایران مشاهده کرد. حسن استفاده از این پایه ها صرفه جویی در وقت و هزینه عظیم آن بوده است.
بستر سازی :
در دومین مرحله پس از پی سازی، مسئله مهم دیگر یعنی استحکام بخشی بستر رودخانه در اطراف پی ها و پایه های پل مطرح می شد. مهندسین و معمارانی که با دید وسیعتری به چگونگی استحکام بیشتر پل می نگریستند به این امر مهم دقت زیادتری مبذول می داشتند، بدین طریق که در زیر بعضی از پلها، کف رودخانه را، موافق جریان آب. شیب بسیار ملایمی داده و با سنگ، بستر رودخانه را سنگ فرش می کردند. این دو مساله از دو جهت قابل اهمیت بود.
1- جریان آب به سهولت انجام می گرفت و به علت وجود شیب ملایم، گل و لای و ماسه ها با سرعت مطلوب از زیر پل عبور کرده و از ته نشین شدن این رسوبات در پایه های پل جلوگیری می شد.
2- از شستن بستر رودخانه در زیر طاق چشمه های پل، و در نتیجه ضربه پذیری پایه ها پیش گیری به عمل می آمد. جالب ترین نمونه بستر سازی را می توان در پل شادروان دید. در این مورد آمده است:
(( 0000 از دهنه مافاریان تا زیر پل را به یک تراز فرش کردند و با سرب آب کرده رخنه های سنگها را مسدود کردند0000))
در پل چم نمشت، پل دزفول و بعضی دیگر از پلهای ساسانی و برخی از پلهای دوران اسلامی نمونه هائی از بستر سازی دیده می شود.
مهندسین و معماران پل الله وردیخان با سنگ فرش کردن پای پل سعی کرده اند که عملیات تخریبی آب را در زیر دست پل حتی المقدور از پی ها دور سازند.
پایه ها :
با بررسی ویرانه های به جای مانده از قدیمی ترین دوران پل سازی یعنی دوره هخامنشی، در می یابیم که پل سازی پیشینیان با آن که در عهد خود یکی از شاهکارها بوده ولی به علت عمیق بودن وسط برخی از رودخانه ها و عدم وجود اسباب و ابزار پی کنی و در نتیجه عدم رعایت نکات فنی و عمق نامناسب پی های قسمت میان پل،پایه ها نیز به تدریج در اثر شسته شدن ویران شده اند. متاسفانه بر اثر مرور زمان و تاثیر عوامل طبیعی مانند باد، آب، گرما و سرما وعدم مقاومت مصالح مصرفی در پایه ها، از پلهای این دوره آپار کمی به جای مانده و تنها بر گذرگاه بعضی از رودخانه ها و در مسیر شاهراه هائی معدود، آثاری از پیکرهای ویران پایه های مربع شکل این پل از سنگ تراش استفاده شده است.
در دوره ساسانی پایه ها شکل تکامل یافتهتری به خود گرفت و از وسعت بیشتری برخوردار شد. البته باید خاطر نشان ساخت،یکی از مسائل اصلی که از فرم هندسی طاقها به خصوص قوسهای بیضی سکل ناشی شده و در رفتار مکانیکی آهنا تاثیر دارد، نیروی رانشی طاقهاست که می بایستی به کمک تکیه گاه و دیوارهای قطور و ضخیم خنثی شود. خنثی کردن این رانش،که ضامن حفظ تعادل قوسها و عامل مهم جلوگیری از خراب شدن آن نیز به شمار می آمد، با احداث پایه های ضخیم و مصالح محکم و مقاوم امکان پذیر بود. به طوری که نیروی مایل قوسها در ضخامت آن قرار می گرفت و بر اساس همین قاعده است که پایه های پلها در عهد ساسانی دارای مقطع مستطیل شکل و دارای ابعاد بزرگتری می باشند. در وهله اول این توهم پیش می آید که این ابعاد بیش از آن چه ضرورت داشته باشد بزرگبنا شده ولیکن اگر فشار و ضربات آب رودخانه را در هنگام طغیان و سیلابی شدن آن در نظر بگیریم و به نیروی رانشی طاقهایی که به قول برخی از مورخین پاره ای از آنها به اندازه ایست که اسب سوار یا شتر سواری با در دست داشتن علم و یا نیزه ای به آسانی از میان آن می گذشته، نیز توجه داشته باشیم به اهمیت این طراحی بیشتر پی می بریم.
در مواقعی که تکیه گاه و پایه از سنگ طبیعی تشکیل شده و یا طاقها بر روی صخره ای طبیعی قرار گیرند که در مقابل فشار وارده مقاومت کفی داشته باشند مسئله جذب رانشها به خودی خود حل می شود. مانند پل سامان در چهار محال بختیاری و پل انبوه در منطقه رودبار قزوین. در رابطه با خنثی سازی رانش متاثر از وجود طاق ها اشاراتی شد لیکن عوامل مهم دیگری نیز وجود دارند که به نوبه خود آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد این عوامل عبارتند از :
1- موج شکن یا آب بر :
در اکثر پایه های پلها چه در خلاف جریان آب و چه موافق آن پیش آمدگی مثلثی شکل یا نیم دایره ساخته می شد که اصطلاحا” به آن موج شکن و یا آب بر می گویند. مزایای وجود این آب برها به این شرح است:
الف ـ در مواقع و فصولی که آب رودخانه هاطغیان کرده و با فشار و هیبت سر سام آور خود پایه های مزبور را مورد حمله قرار می دهند، این موج شکن ها علاوه بر نقش استحکاماتی که بر عهده آنهاست فشار ضربات آب را به حداقل رسانده و آن را با روحیه ملایمتر جهت موافق خود روانه می سازند. ناگفته نماند که آب برهای مثلثی و نوک تیز در پلهایی به کار می رود که بر روی رودخانه هایی با جریان تند ویا مسیلهایی طغیانی ساخته می شد و اب برهای نیم دایره در پلهای رودخانه با جریان مآیم و آرام مشاهده می گردد. این نوع آب برها علاوه بر هدایت مناسب آب از لحاظ مکانیکی و مهندسی نیز در دوام پل تاثیر زیادی دارد.لازم به ذکر است که آب برهای نیم دایره بیشتر در دوران اسلامی در پلها به کار می رفت. البته در مواردی نیز ان آب برها با مقطعی چند ضلعی نیز دیده شده اند.
ج ـ خاصیت دیگر آب برها جلوگیری از رسوب ماسه هایی است که همواره جریان سیلابی رودخانه با خود می آورد بدین ترتیب که نوک تیز آب بر،آب را به دو قسمت تقسیم می کند و در نتیجه جریان آب به خاطر برخورد، با مانع، فشار آب را به دو طرف احاله داده و از آن جا که سطح برخورد ماسه با پایه ها بسیار کم است، ماسه همراه با جریان دو طرف آب برها از زیر پل عبور می کند.
طاق دهانه ها:
تحقیق و تتبع در تاریخچه و تکامل قوس دهانه پلها با طرحهای گوناگون و فرمهای مختلفش مستلزم طلب فرصت زیادی است که در این مختصر، مجال بررسی و غور تفضیلی آن نیست فقط اشاره ای کوتاه به قدمت، شکل و فرم طرز اجرای آن کافی به نظر می رسد و جهت مزید اطلاعات به منابع مهم دیگر احاله می گردد.
هر چند از دوره هخامنشی و اشکانی پل سلمی باقی نمانده ویا به علت بازسازی و باز پیرائی پلهای این دوران، در عهد ساسانی و یا به علت گستردگی وجود پلهای دوره ساسانی، از چگونگی و فرم طاقهای پلهای این دوران جز در موارد استثنا اطلاع دقیقی در دست نیست ولی بدون تردید قوسهائی که در این دوران بکار رفته در دوره ساسانی به حد تکامل خود رسیده است.
با بررسی دهانه در پلهای بجای مانده از دوران ساسانی توفیق معماران آن عصر در احداث طاقهای هلالی مرتفع به خصوص پو.شش دهانه های بزرگ آن هم با مصالح سخت عملا” روشن می شود. هرچند از دوران قبل از اسلامی طاق جناغی را در پل بند درودزن می توان دید که متحمل است از آثار دوران اسلامی باشد معذالک اکثر پلهای این دوران طاقهائی به فرم بیز یا هلوچین بوده اند.لیکن در دوران اولیه اسلامی به تدریج طاقهای تیزه دار یا جناغی به صور مختلفش برای ساخت طاقها برگزیده شد و تا قرن دهم به همان فرم اصیلش اجرا شد لیکن در دوره صفوی فرم طاق دهانه های پل به خیز کمتری تمایل پیدا کرد و پنج اوهفت معمولی یا متوسط که به نام شاه عباس به طاق شاه عباسی مشهور است رواج یافت و در دوره قاجاریه نیز فرمهای مزبور ادامه پیدا کرد.
در اواخر دوره قاجاریه و قرن اخیر که جاده سازی به معنای وسیعتر شروع شد، خواه نا خواه پای مهندسین و شرکتهای ساختمانی خارجی در کشور باز شد و تحصیل کردگان معماری در خارج از کشور نیز در امر پل سازی تاثیر گذاشت و معماری مدرن جای معماری سنتی را گرفت. طاق زنی تابع محاسبات فنی دقیق قرار گرفته و پلها با طاقهای نیم دایره، تخت و یا طاق معلق احداث شدند.
بدون تردید نه تنها آب و هوا و اقلیم، عرض رود، کم آبی و پر آبی رود بلکهمیزان مهارت معماران در پی سازی، اندازه دهانه ها و قطر پایه ها و همه و همه در شکل فرم طاقها تاثیر می گذاشت. بدین ترتیب که همگام احداث بر روی رودخانه های پر آب، سعی بر این بود که برای احتراز از تعدد پایه های احداثی از چشمه های کمتر ولی با دهانه های وسیعتر و خیز بیشتر استفاده شود. در پلهای تمیجان، نیاکوو لاهیجان، طاق چشمه های بزرگتر بالا تر آمده و در نتیجه تیزه قوسها نمایان تر شده و این امر دلیلی بر رعایت فن آوری و محاسبات دقیقی بوده که فشار وارده بر سطح جانبی چشمه ها را تقسیم نماید. در این صورت اغلب، سطح پل به علت وجود تیزه طاق که در سطح بالاتر از ساحل دارای شیب است. این نوع پلها در نواحی پر آب مانند مازندران و گیلان بیشتر دیده می شوندویکی دیگر از اهداف کاربری این گونه طاقها. عبور قایقهای حامل کالاها و مواد غذایی از شهری به شهر و روستاهای مجاور بوده است. به این گونه پلها به علت زیاد بودن افرازشان مرغانه پرد نیز گفته می شد. مانند پل خشتی لنگرود.
هنگامی که دو ساحل در محاذی هم قرار داشته و یا به اصطلاح هم سطح باشند مسئلا تقارن در چشمه ها به عنوان یکی از مسائل مهم مورد توجه قرار می گرفت اما در جایی که دو ساحل رودخانه در یک سطح نبوده و یک ساحل نسبت به ساحل دیگر پست تر باشد به تبع آن،چشمه های نزدیک ساحل مرتفع تر،بزرگتر و اندازه افرازشان زیادتر است سایر چشمه ها به ترتیب کوچکتر می شوند تا محاذی ساحل پست قرار گیرند. در پاره ای مواقع به علت استقرار پایه بر صخره های طبیعی رودخانه که در یک سطح نیستند پایه ها و چشمه ها با ابعاد نا مساوی و غیر مشابه ساخته می شوند به همین جهت در طول پل،انحنا کاکلات مشهور است. در این صورت قرینه سازی نیز به خود خود منتفی می شود.
فرم طاقها در دهانه پلها :
به رغم این که در معمعاری ایران از انواع طاقها و قوسهای مختلف استفاده می شد لیکن در پلها فقط تعداد کمی از انواع طاقها کاربری داشت که به اختصار به شرح آن می پردازیم :
1- طاق هلوچین یابیز :
هرچنداکثر طاقهای پلهلی قبل از اسلام را طاق هلوچین تشکیل می داد لیکن در دوران اسلامی نیز در پاره ای موارد مورد استفاده قرار می گرفته است.
طاق هلوچین به صورت بیضی است که به صورت تند،کند و کفته اجرا می گردد.
الف ـ هلوچین تند :
این فرم به علت داشتن خیز کافی از استحام قابل توجهی برخوردار بود، در دهانه های بزرگ به کار می رفت.بهترین فرم هلوچین نتد را می توان در طاق چشمه بزرگ پل ساسانی رودخانه زاب کوچک در ناحیه سردشت مشاهده کرد.
ب ـ هلوچین کند :
طاق هلوچین کنددر دهانه های بزرگ قدرت ایستانی کافی ندارد لذا در دهانه های کوچک به کار می رود. فرم این نوع طاق بیضی نزدیک به دایره است ولی در نظر به صورت دایره جلوه می نماید. مانند طاق دهانه بزرگ پل بیستون.
ج ـ هلوچین کفته :
شامل انواع بیضی های خوابیده است که به علت نداشتن استحکام کافی در دهانه های بسیار کوچک به کار می رود. در پل ضیا آباد از طلق هلوچین کفته شده است.
2- طاقهای تیزه دار :
3- همان گونه که از نامش پیداست دارای راس تیز است و از تقطع دو قوس منحنی ایجاد می شود و دارای انواع مختلف می باشد :
الف ـ طاق پنج او هفت :
این طلق که دارای قاعده ای دقیق و حساب شده است که درآن اصول ریاضی به حد کمال رعایت شده و چنان شهرتی پیدا کرده که اکثر قوسهای تیزه دار ایرانی را جناغی می گویند. این نوع طاقها به سه دسته تند و کند وکفته تقسیم می شود.
ب ـ طاق پنج او هفت تند :
این نوع قوس به خوبی باربر است و در دهانه های بیشتر از چهار گز (04/1 متر = گز ) و کمتر از 16 گز استفاده می شود. مانند پل تمیجان رودسر و پل تجن گوگه لاهیجان.
ج ـ طاق پنج هفت او کند :
با توجه به خیز فوق العاده کم آن، در دهانه های وسیع قابلیت باربری ندارد و در بعضی نقاط که معماران از مهارت کافی برخوردار بوده و از مصالح خوب نیز بهره برده اند از پنج هفت او کند در دهانه های 3 الی 4 گز نیز استفاده کرده اند.مانند دهانه میانی پل لوشان.
د ـ پنج هفت او کفته :
معمولا” قدرت بار بری زیاد ندارد و در دهانه های تا 5/1 متر به کار می رود و در هر حال اجرای آن نیاز به مهارت کافی و مصالح خوب دارد. مانند دهانه های کوچک پل کوچه تویسرکان و دهانه پل لوشان و پل سامیان.
1- طاق چمانه :
از جمله مقاوم ترین طاقهای باربر است که در دهانه های وسیع به کار می رود. در فرم چمانه نسبت افراز به دهانه زیاد می باشد. به همین علت از باربری و استحکام خوب برخوردار است. این نوع طاق را در پل خشتی لنگرود می توان مشاهدهکرد.
2- طاق چهار بخش :
این طاق که از تقاطع دو طاق گهواره ای به وجود می آید، در زمینه چهار گوش به کار می رود این نوع طاق به جای این که بر روی چهار دیوار باربر یا چهار سطح تکیه کند که بر روی چهار نقطه استوار می شود. طاق چهار بخش در احداث پلها کار برد زیادی نداشته فقط در دو پل استثنائی مانند سی و سه پل و پل خواجو اصفهان به کار رفته است.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 9 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
مقدمه
بسیاری از سازههای بتن مسلح قدیمی موجود به پایان زمان سرویس دهی خود رسیدهاند و یا حتی بیشتر از آن عمر کردهاند و تعداد زیادی از سازههای بتنی جدید نیز در معرض شرایط محیطی نامناسب قرار دارند که سبب خرابی پیش از موعد آنها در عرض 20 سال میگردد. خرابی سازه های مبتنی به علل یک سری فرآیندها مانند: فرآیند الکتروشیمیایی (خوردگی فولاد آرماتور)، فرآیند فیزیکی (یخ زدن و ذوب شدن)، فرآیند شیمیایی (حمله عوامل شیمیایی، حمله سولفاتها و واکنش سنگدانههای قلیایی بتن) و آسیبهای مکانیکی صورت میپذیرد. ( اشکال 1 الی 3)
تمامی این فرآیندها منجر به ظهور فیزیکی آثاری چون انقباض و انبساط بتن شده که نتیجه آن به صورت ترکها و پکیدن (قلوه کن شدن) بتن بروز مینماید.
تا به حال استراتژی مقابله با مشکلات ذکر شده تعمیر و بازسازی بوده و کمتر روش جایگزینی کامل سازه بتنی مطرح بوده است.
به هر حال نه تنها کارهای تعمیراتی بتن دارای قدمت زیادی نمیباشد بلکه هیچ آئیننامهای نیز برای این نوع کارها و ارائه طراحی مناسب وجود ندارد.
انتظار میرود اکثر سازههای بتنی که تعمیر شدهاند نخواهند توانست همان سرویس دهی و عمر مناسب که در طراحی اولیه مد نظر بوده ارائه نمایند بلکه در بعضی حالات روند خرابی به علت اشکالات موجود در طرح تعمیراتی و مشخصهها و نقایص کنترل کیفیت شتاب بیشتری یافتهاند. (Emmons and Vaysburd 1996)
این خرابیهای زودهنگام در سیستمهای تعمیر شده بتنی اغلب به علت عدم فهم صحیح از علل مشکل میباشد در حالی که راه حل مشکل بر پایه علائم موجود در خرابی میباشد.
همانطور که توسط Emmons و Vaysburd در سال 1996 مطرح گردید یک درک درست از اندرکنش بین سیستم تعمیر شده بتنی با قسمت موجود زیر آن برای اطمینان از عملکرد بعدی سازه تعمیر شده الزامی است.
این مقاله به معرفی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد دالهای تخت بتنی که به روش لکهگیری تعمیر و اصلاح شدهاند میپردازد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
- حالات هوازدگی در زمان سرویسدهی
- سازگاری رفتار ساختمان و الزامات موجود.
اهمیت عامل عدم تناسب بین مواد بکار رفته در تعمیر و سازه بتن مسلح موجود از طریق یک مطالعه تحلیلی نشان داده شده که عملکرد وصله تعمیری بتن را آشکار میسازد. در ادامه نتیجهگیری شده که روشهای تحلیلی ابزاری بسیار موثر در انتخاب مناسب مواد برای تعمیر و تکنیک تعمیر بتن میباشند.
- الزامات عملکرد وصله بتنی:
الزامات عملی برای وصلههای بتنی به عنوان یک سیستم تعمیری در دال تخت بتنی موجود در وهله اول دوام و سرویسدهی میباشند.
به اکثر الزامات سرویسدهی برای وصله بتنی معمولاً در الزامات مربوط به دوام اشاره شده است به استثناء الزامات سازهای مانند: ارتعاش، خیز (تغییر مکان) و ... .
الزامات مربوط به دوام وصلهها دارای دو قسمت هستند:
اول: کاهش نرخ مکانیسم خرابی
دوم: سازگار بودن با سیستم موجود، بطوری که اندرکنش این دو قسمت منجر به آغاز مشکل دیگری برای دوام سیستم نگردد.
توجه به این نکته ضروری است که خواص مکانیکی، فیزیکی، شیمیایی و الکتروشیمیایی وصله بتنی مشابه سازه موجود بتن مسلح باشد. هر چند رسیدن به چنین شرایطی آسان نیست ولی طراحی یک سیستم تعمیراتی موثر میتواند با تهیه یک لیست از الزامات به ترتیب اولویت و آگاه بودن از چگونگی تاثیر آنها بر رفتار سازه تعمیر شده، تکمیل گردد.
- عوامل موثر بر عملکرد وصله بتنی:
کمبود اطلاعات جامع و راهحلهای مناسب برای تعمیر بتن به عنوان عاملی برای خرابیهای زودرس در برخی تکنیکهای ارائه شده موجود و مواد، شناخته شده است.
بنابراین سوالات اساسی که در این رابطه مطرح است مثل عملکرد بلند مدت سیستمهای تعمیر شده در یک محیط، با استفاده از مشخصهها و استانداردهای امروز قابل پاسخگویی نیستند.
مشکلات مربوط از عدم توانایی تعیین موارد زیرناشی میشوند:
1- خواص محیط به اضافه بارهای اعمالی.
2- خواص بتن مسلح لایه زیری.
3- خواص مواد تعمیری.
اندرکنش وصله بتنی با محیط اطراف سازهای که تعمیر گردیده اهمیت دارد چرا که برای تخمین عملکرد آن لازم میباشد.
شرایط هوازدگی مثل محیط اطراف سازه در مقیاس وسیع بطور گستردهای به عوامل زیر بستگی دارد:
1- موقعیت جغرافیایی یک سازه (دما، رطوبت نسبی، مقدار بارش باران و برف و ...)
2- توپوگرافی منطقه (جهت بادهای غالب و ...)
3- آمار انسانهای نزدیک به سازه (تمرکز آلودگی جدی و ...)
هم چنین عواملی مثل بارهای اعمالی بر سازه نیز موثر میباشند.
این عوامل به راحتی قابل ارزیابی نیستند چون بطور پیوسته با زمان و موقعیت تغییر مییابند. هر چند تشخیص پارامترهای محیطی جهت یک طرح پایدار و با دوام کافی میباشد.
عملکرد سیستم تعمیر شده بتنی تقریباً بوسیله سازگاری عناصر موجود در آن سیستم کنترل میگردد.
سازگاری مواد در یک قطعه تعمیر شده بتن تحمل تمامی تنشهای ناشی از تغییرات حجمی، اثرات شیمیایی و الکتروشیمیایی بدون هیچگونه عیب و نقص و خرابی را در یک محیط مشخص در طول عمر آن تضمین مینماید.
سازگاری مواد اصلی و موثر لزوماً با یک تناسب بین خواص مجزا میسر نمیگردد.
در عوض خواص مواد تعمیری میبایست برای لایه زیرین مناسب بوده و با محیط و عمر طراحی قطعه تعمیری تناسب داشته باشد.
مطالعات قبلی بیانگر مطالب زیر هستند:
1- مدول الاستیسته مواد تعمیری وصلهها در مقایسه با بتن لایه زیرین بر روی توزیع تنش در ناحیه محصور کننده وصله موثر میباشد. و توصیه گردیده نسبت مدول الاستیسته مواد تعمیری به لایه زیرین بین 0.75-1.25 باشد.
2- ضریب پواسون مربوط به یک ماده تعمیری وصله یک اثر مرتبه دوم میباشد.
3- مقاومت کششی مواد تعمیری به جهت افزایش عملکرد خستگی حائز اهمیت میباشد.
4- اهمیت خاصیت عدم تناسب بستگی به هندسه وصله بتنی دارد.
عملکرد وصله تعمیری بتنی به وسیله روش ساخت نیز تحت تاثیر قرار میگیرد همانند:
آماده سازی سطح، روش ریختن بتن و شرایط نگهداری. (1993) cle land در ارتباط با اثر وضعیت سطح و اثر آن بر مقاومت چسبندگی تحقیقاتی انجام داده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان از آن دارد که هر دو روش شنپاشی و شستشو با آب تحت فشار موثر بوده و اثر نوع بافت رویه بتن بر روی مقاومت چسبندگی وصله زیاد حائز اهمیت نمیباشد.
(1993) Hutchinson در مورد مکانیسم عملکرد چسبیدن مواد تعمیری وصله و بتن رویه تحقیقاتی به انجام رسانده، نتایج تحقیقات وی نشان میدهد که در صورت شستشو با آب تحت فشار، بیشترین مقاومت چسبندگی را خواهیم داشت، چرا که در این حالت زبریهای درشت در سطح بوجود آمده که عاری از گرد و غبار بوده و هم چنین سطح دارای رطوبت مناسب میباشد.
اهمیت عدم چسبندگی موضعی در فصل مشترک بین مواد تعمیری وصله و لایه زیرین بتن طی یک تحقیق تحلیلی توسط chidiac (1997) بررسی گردیده است.
نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر این مطلب است که چسبندگی ضعیف وصله همان مقدار بحرانی است که عدم تناسب خواص دارای اهمیت است.
نحوه ریختن (اجراء) و شرایط نگهداری مواد تعمیری عوامل مهمی هستند که برای کنترل خواص فیزیکی و مکانیکی موثر میباشند. تحقیقات Dhir نشان میدهد که نحوه اجراء و شرایط نگهداری بر روی سازه حفرهدار در هسته بتن تاثیر میگذارند. نتایج آزمایشگاهی chidiac بیانگر این هستند که سطح ارتعاش و نوع شکل دارای اثر مستقیم بر روی کیفیت پوشش بتن دارند. این عوامل منجر به عدم تناسب بیشتر در خواص وصله تعمیری بتن میگردند.
(1993) cairns تغییرات به وجود آمده در رفتار سازهای اعضای بتن مسلح را در اثر هوازدگی در مواد تسلیح کننده آن به هنگام تعمیر از روشهای آزمایشگاهی و تحلیلی بررسی نمود. این مطالعه نشان میدهد که یک مدل قابل توسعه به تحقیقات روی طول آرماتور میباشد که میتواند بدون هیچ زیانی در ظرفیت سازهای عضو نشان داده شود و همینطور مدلهای تحلیلی مشابه میتواند برای تخمین ظرفیت باقی مانده دالهای بتن مسلح آسیب دیده به علت خوردگی، ضربه و ... مورد استفاده قرار گیرد. (1992 Eyre)
- تحلیل وصلههای بتنی در یک دال تخت بتنی:
برای نشان دادن اهمیت عواملی همچون شرایط هوازدگی، سازگاری سیستم و خواص خمشی از سه حالت مطالعاتی استفاده شده است و در آنها عملکرد سیستم تعمیرشده ارزیابی میگردد.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 62 |
معماری سلجوقی موقر و نیرومند و دارای ساختاری بغرنج بود. ولی اینهمه نه ناگهانی بودند و نه تصادفی، بلکه تجلی متعالی یک رستاخیز ایرانی بود که در اوایل سده دهم با سامانیان آغاز شد. این رستاخیز در زمان سلجوقیان به اوج خود سید، چون هرچند ایجاد آثار هنری پس از سده دوازدهم نیز ادامه یافت، الخطاطی مشهود در نیروی خلاق پدیدار گردید. این مساله اغلب وقتی صادق است که نیروی جنبش یک عصر بزرگ به نهایت می رسد و گرایش به ایجاد بناهای تاریخی و کارهای پهلوانی جای خود را به داستانسرایی و یادآوری گذشتگان می دهد.
ایران علاوه بر منابع دایمی خود مقدار زیادی از ثروت اقتصادی و معنوی قلمرو و عباسیان برخوردار بود که در اواسط سده هشتم در تحت تسلط ایرانیان در بغداد ایجاد شد. انگیزه های خلاق جامعه های متفاوت و غالباً رقیب، پیوسته حیات فرهنگی و تفکر اسلامی را گسترده و تقویت می کرد و محتوی غنی تر و سرمشقهای تازهتر زیباشناختی و معنوی فراهم می ساخت. مهمترین آنها تناسب سازی و حفظ فرهنگ یونانی بود. علم و حکمت یونانی، از طریق ترجمه های سازمان یافته با سرمایه مامون عباسی (813-833) در ایران شناخته شد. و در آنجا هم درست مانند پیدایش رستاخیز در اروپا، تاثیری قاطع داشت. آثار جالینوس، افلاطون و ارسطو به وسیله همه رهبران فکری ایران با پیگیری مطالعه شد. به علاوه، خلفای عباسی علاقه عمیقی به معارفدر جدی ترین شکل آن داشتند. (اطلبوالعلم ولو بالعین) سفارش پیامبر اسلام بود و بعد از عبادت، کسب معرفت مقدسترین کار تلقی می شد، که حتی برایمان بی دلیل ترجیح داشت.
منصور عباسی (754-75) در تشویق علوم شرکت جست و حمایتش از شعرا و فضلا پیدایش گروههایی برای مباحثات جدی را معمول ساخت. چنین تاسیساتی با علاقه مورد پذیرش قرار گرفت و راه موثری برای ایجاد و ترویج فرهنگ تازه شد. در سراسر اعصار اولیه اسلامی، با اینکه نبوغ ایرانی برای اداره امپراطوری اسلامی اهمیت اساسی داشت، شخصیت ملی خود ایران سترون و افسرده مانده بود. ولی در اثنای سده دهم ایران، شاعران، حکما، ریاضی دانان، منجمان، طبیعی دانان، مورخان، جغرافیدانان و لغت نویسان برجسته ای پرورد، که اغلب درخشان و بسیاری شان دارای اعتباری بیهمتا بودند و و همه با اصالت، شجاعت و ظرفیت فرهنگی فراوان، عصر ساسانی علی رغم کشمکشهای سخت و طاقت فرسا در ایران، دوران ادب و تمدن بود. بیشک در مقام مقایسه، همان عصر در اروپا دوران تاریکی به شمار می رفت.
بی شک مهمترین عنصر در آغازگری رستاخیز ملی ایران شاهنامه فردوسی بود که در سال 1010 به اتمام رسید. این کتاب که از بزرگترین حماسه های جهان است، بلافاصله به طور دائم در دلهای مردم راه یافت. از آغاز پیدایش اسلام که ایران آن را با علاقه پذیرفت، هیچ اثر هنری مستقلی را پیش از فردوسی نمی توان ذکر کرد. با اینکه عربی جایگزین فارسی شده بود، فردوسی منظومه خود را به شعر فارسی نوشت و به پاکسازی زبان از واژه های خارجی پرداخت و به آن شخصیتی تازه و نیرومند بخشید. او در تمام پنجاه هزار بیت شعرش بیش از نهصد و هشتاد و چهار عبارت عربی به کار نبرده و بقیه فارسی سره است. او نه تنها بهره گیری از زبانی نوسازی شده و با شکوه را احیاء کرد، بلکه کتابش اعتماد و میهن پرستی تازهای پدید آورد. شاهنامه افتخارات گذشته ایران را بیان، سنت های آن را احیاء جشن های ملی را تجدید، احساسات ملی را تریوج و در عین حال آینده اش را پیشگوئی می کرد.
در این لحظه حساس از تاریخ ایران رسوم ملی نیروی جنبش چشمگیری یافت. فردوسی از طریق دستاورد خویش ذخایر ایران را به حرکت در آورد.م او مقام بزرگترین شاعر ایران را داراست و نه تنها در غنای فرهنگی ملتش سهیم است.
مییل فطریشان به ریاضیات و علوم طبیعی را هم تشویق کرده. به این ترتیب روح استقلال معنوی و خلاقیت در سراسر ایران نفوذ می کرد و دستاوردهای این عصر میتوانست کشور را برای از سر گذراندن مصایبی که در راه بود رهبری کند.
فرمانروایان که در میانشان فضلا و شعرای واقعی هم بود، در حمایت از شعرا، هنرمندان و فضلا با هم رقابت می کردند. حامی علم و ادب بودن وظیفه ای شاهانه تلقی می شد و نشانه با ارزش برای احراز مقام و قبول عامه بود.
کتابخانه های عصر گویای داستان فرهنگی با مشارکت وسیع است، که در آن معرفت محترم شمرده می شد. صاحب بن عباد وزیر آل بویه کتابخانه بزرگی داشت با بیش از 000/200 مجله کتاب. هر مسجد یک مجموعه کتاب داشت و قاضیان گردآوری و حفظ آنها را تشویق می کردند. قاضی نیشابور خانه ای را همراه با کتابخانه برای استفاده خاص علمایی که از آن شهر دیدار می کردند، اختصاص داد و حتی هزینه زندگی آنها را هم تأمین می کرد. یکی از معروفترین کتابخانه ها را عضدالدوله گرد آورد. و در بنای خاصی در شیراز جای داد. تالار طاق ضربی بزرگی به اطاق های متعدد باز می شد که در آنها کتاب ها را در صندوق های مخصوصی نگهداری میکردند. فهرست منظمی برای آنها تنظیم شده بود. البته بقیه جهان اسلام هم در علاقه ایران به کسب معرفت سهیم بود، مثلاً ابن ندیم بغدادی از همه کتابهای شناخته شده در آن عصر اعم از اسلامی و غیر اسلامی، فهرست مفصلی تالیف کرد. این کتابخانهها مورد استفاده وسیع و عاقلانه ای قرار می گرفت، درهای اغلبشان به روی همه استفاده کنندگان باز بود و تسهیلات- از جمله اعتباراتی برای قلم و کاغذ- تأمین می شد.
از این اوضاع و احوال یک عده، فضلا، علماء، طراحان و هنرمندان پدید آمدند که در بسیاری زمینه ها به کامیابی های مهمی دست یافتند. در هر دو عصر آل بویه و سلجوقی برخی از بهترین منسوجاتی بافته شد که تا کنون به دست آمده است. طرحهایی قوی و سنگین، با اصالت و برازندگی و تجسم نمایان و در عین حال فنون بافندگی بی همتا.
متخصصانی که سفالگری این عصر و بیشتر کارهای نیشابور و سمرقند را دیده اند آنها را ظریف ترین آثاری می دانند که تا کنون شناخته شده است. نیمه دوم سده نهم شاهد ظهور عده ای از دایره المعارف ها و تاریخهای عمومی، لغت نویسان و نحویانی بود که به طور جدی برای تکمیل زبان به عنوان وسیله موثلر صراحت و ارتباط کار میکردند و بر رونق عصر جدید طلوع معرفت می افزودند.
هر یک از شاغل علمی موجب پیدایش متفکران بزرگی شده که بسیاری شان در رشته های مختلف سرآمد بودند. رازی (ح 850-923) پزشک نامدار، چیزی فراتر از بزرگترین پزشک بالینی اسلام بود و در عین حال شیمیدان و فیزیک دانی بود که تاثیرش در سراسر جهان اسلام منتشر شد و در عصر رستاخیز در اروپا نمایان گشت. لایق ترین همکاران او ایرانی بودند. یکی از آنان به نام دینوری در عین حال لغت نامه نویس، مورخ، گیاهشناس و منجم بود.
در سده دهم، طبری (838-923) مولف تاریخ موسیقی ده جلدی[1] که حاوی اطلاعات تاریخی و حتی باستان شناسی با ارزشی است، یک زیج، صورالکواکب و برخی ابزارهای نجومی ابتکاری را به وجود آورد. حکما و مورخان کم آوازهتری هم بودند که البته آثارشان در سطح والایی قرار داشت. ریاضیات و نجوم سخت تشویق میشد و در یک دایره المعارف ایرانی مربوط به سال (976) به نام مفاتیح العلوم به خوبی تلخیص شده بود و علمایی در رشته های مختلف شرحهای مشترکی تحت عنوان رساله های اخوان الصفا منتشر می کرد. در نیمه اول سده یازدهم فعالیت فکری به نقطه اوج خود رسید. در میان فضلای این عصر دو تن از بزرگترین دانشمندان جهان بودند که به این عصر یک برجستگی جهانی بخشیدند این دو عبارت بودند از ابن سینا (980-1037) و بیرونی (مستوفی 1048).
شاید از این دو ابن سینا بزرگتر باشد- دارای آثار بیشتر، فراگیرتر، درخشانتر، جامعتر شخصیتی سازمان دهنده و خستگی ناپذیر بود. او ریاضیدان، منجم و شاعری مادرزاد بود که در زمینه فیزیک کارهای درخشانی کرد. و از نخستین شخصیتهای برجسته جهان در زمینه پزشکی و رشته وابسته آن داروشناسی بود. او در مقام یک مرجع استناد پزشکی در سراسر اروپا سخت مورد احترام قرار گرفت و کتابهای پزشکیاش تا سده هفدهم در اکسفورد و مون پلید متنهای پایه بود.
در نیمه دوم سده یازدهم عمرخیام شاعر محبوب می زیست که در عین حال فیلسوفی اصیل و ریاضیدانی بزرگ بود. او یازده نوع مختلف از معادلات در جد سوم را تشخیص داد. در سال 1074 تقویم تازه ای تنظیم کرد. با اینهمه هنوز به عنوان یک جبران برجسته شناخته می شود. یک شخصیت کاملاً متفاوت دیگر که بر همان عصر تاثیر گذاشت، (غزالی 1038-1111) بود که دارای قدرتی معنوی، احساساتی عمیق و ایثار محض بود. او در شاعری، حکمت و فقه شهرت داشت ولی بنا به عرف زمان اطلاعات مفیدی در برخی از علوم بدست آورد. و رسالاتی در باب اختر شماری و اصول اساسی نجوم نوشت. سلجوقیان که طایفه ای ترک و ایرانی بودند، به این تمدن بسیار پیشرفته وارد شدند و رهبرانشان با فرهنگ ایرانی، که به دست سامانیان و غزنویان در آسیای میانه ایجاد شده بود، تا حدی آشنایی داشتند. آنان می باید تا حدی تحت تاثیر شکوه و عظمت غزنوی قرار گرفته باشند، ولی روش زندگی سخت گیرانهشان و تثایر سازنده دشتهای زادگاهشان در آسیای میانه آنان را به شیوهای نیرومندتر و کم بضاعت تر معتقد ساخته بود.
سلجوقیان به رهبری طغرل بیک (1031-63) در جنگ های متعدد سالهای (1037-51) ایران را گشودند. بقایای دولت آل بویه را بر انداختند. و سلسله سلطنتی مهمی تاسیس کردند که در تاریخ کمتر نظیری داشت.
آلپ ارسلان، ملکشاه، سلطان سنجر همه مردانی صمیمی و جدی بودند. که برای حکومتی توام با عزت زاده شده بودند.
قدرت و نجابت معماری سلجوقی بی شک به بهترین صورتی در مسجد جامع اصفهان تجلی کرده، که یکی از بزرگترین مسجدهای جهان است. اصفهان از اوایل اسلام به خاطر در مرکز قرار داشتن و زیبائی های طبیعی اش مستعد بزرگ شدن بود و ناگزیر مسجد جامعش می باید بزرگ می شد. مسجد جامع اصفهان، به عنوان یک بنای با شکوه در شهری که در اعصار کاملاً مختلف و در دوران فرمانروایان متعدد به پایتختی برگزیده شد، کاملاً سلجوقی نبود، ولی آن بخشهایی که از عصر سلجوقی است، حتی امروز هم شکوه عمده آن است. در بیت ساختمان کاملاً متمایز آن بیش از 800 سال از معماری ایران هویداست وتاریخ آن از سده یازدهم تا هجدهم را در بر می گیرد. در عمر طولانی آن بارها جنگ پیش آمده و بارها آسیب دیده و بازسازی شده و چیزی نمانده که ویران شود. با اینهمه، مسجد بر جای است و همه تریباسی کنند. آن که همگی هنوز کاملاً خوانده نشده، اطلاعات خوبی درباره شکلهای عالی آن به دست می دهد.
یک حیاط چهار ایوان (60*70متر) به وسیله رواقها و دهلیزهای روباز دو طبقه کاشیکاری یا آجر نخودی احاطه شده است. یک ایوان دراز که به ویژه کاشیکاری آراستهای دارد، به یک شبستان گنبددار باز می شود که بنا بر کتیبهاش به زمان نظامالملک در آغاز پادشاهی ملکشاه (سال 1072 و تقریباً به یقین پیش از سال 1075) ساخته شده است. (شکل 105-108، 110)
ولی برخی از بناهای قدیمی تر را هنوز می توان دید و احتمال دارد که قسمت زیرین این مسجد از اواخر سده دهم باشد. این اطاق، فضادار و عالی با عظیمتی خیره کننده- گنبد عظیمی را نگهداشته، به قطر 17 متر که بر روی گوشواره های سه بره قرار دارد. (شکل آنها گسترش سبک بقعه دوازده امام یزد مربوط به عصر آل بویه است). گوشواره ها به نوبه خود بر روی پایه های قطور استوانه ای قرار گرفته که بالایشان گچبری های متکائی سبک عباسی و مسلماً مربوط به زمانی پیش از ساختمان خود گنبد بوده است. (شکل 118) مسجد را رواقها و شبستانهای پوشیده از اقسام طاقهای آجری گنبد مانند احاطه کرده که برخی دارای دنده و شبکه پشت بند مستقل به شیوه گوتیک است. (این حاکی از امکان یک رابطه همکاری است) شکل 119
اغلب این طاقها روی ستونهایی است که تاریخ شان از پیش از سلجوقی تا عصر متفاوت است. همه ایوانها در عصر سلجوقی بازسازی یا تجدید آرایش شده است. نشان می دهد که نقشه اصلی بنای مجسد در عصر سلجوقی قبلاً آماده بوده است.
ایوان شمال غربی که از بیرون یک بنای راه راه است. از داخل باستونهای بزرگی (احتمالاً از سده هجدهم، چون تجدید تزئینات دارای تاریخ 1744 است). پرشده سایر اجزای مهم مجموعه مسجد جامع شامل یک شبستان طاق ضربی (ح 48*25متر) است که در سال 1447 ساخته شده و بیشتر بدون تزئینات است. اطاقی با محرابی عالی از اوایل سده 14 مربوط به الجاتیو و مدرسه ای که در سال 1366 ساخته شده و دارای یک طاق عرضی و ایوان ورودی جالب است.
ولی اینهمه تنها بخش هایی از یک بنای بزرگ و تودرتوست که توصیف شان در این مختصر نمی گنجد. از لحاظ زیبائی، مهمترین واحد مسجد جامع گنبد کوچک ولی عالی شمالی معروف به گنبد خرکاست. از سال 1088 که درست در نقطه مقابل محراب قرار دارد. این شاید کامل ترین گنبد ساخته شده است. وقار و قدرت به یاد ماندنی گنبد مربوط به ابعادش نیست (با 20 متر بلندی و 10 متر قطر)، بلکه ناشی از طرح آن است. همه جنبه ها با دقت زیاد بررسی شده و در حد کمال یک غزل در یک کل کاملاً جوش خورده است. از لحاظ مکانیکی با ضرورت های ریاضی یک گنبد کمال مطلوب برابری می کند.
و در نقاط حساس به حد دقتی رسیده است که همتای آن است. در هر گوشه چهار طالقچه هلالی باریک با ستون ه های نبشی دنباله گوشواره ها را به سمت پائین تشکیل می دهد. از سطح کف، این ستون چه ها چشم را با سرعت متوجه گوشوارههای سه پره می کند. خود گوشواره را قوس بزرگتری احاطه کرده که همراه با قوسهای مشابه طول دیواره های جانبی یک حلقه هشت گوش از قابهای کم عمق را نگهداشته و با پایه گنبد یکی شده است. همه شکل های قوسی از جمله گنبد دارای یک بدنه است و عنصر کلیدی یا نقشی را تشکیل می دهد که از گوشه ها آغاز می شود. با جامعیتی متوالی یک عنصر را در میان دیگری فرا می گیرد تا آنکه کثرت آنها به تحلیل می رود و به گنبد می رسد- نتیجه نامنتظر حرکت مختلط به سوی بالا. بدین سان گنبد نقطه اعتلای یک جریان نیروی عمود روست. یک چنین توالی طبیعی و منطقی از شکلهای یکسان که با دقت تصریح شده به این فضا چنان یکپارچگی و وحدت کاملی میبخشد که آن را به اندازه هر چیزی در معماری ایرانی موثر می سازد.
رنگ مفرغی آرام آجر تنها با حاشیه های تزئینی دودی و سفید جلوه گر می شود و بر حالت موقر آن می افزاید. ولی احساس تمامیت محص از کمال خود شکل ناشی میشود. این گنبد تک جداره قریب 900 سال بدون یک ترک خوردگی در کشوری زلزله خیز دوام آورده و شاهدی است بر «ریاضیات دقیق و مکانیک بی عیب» معمار عصر سلجوقی. آن هم مانند گنبد قابوس «به خاطر ابدیت ساخته شده است».
سایر مسجدهای مهم سلجوقی به سبک مسجد جامع اسلامی ساخته شده و خوشبختانه تعدادی از آنها در وضعیتی نسبتاً خوب باقی است. مسجد جامع اردستان (ج 1180)، زواره (1153) و گلپایگان (1120-35) همه تقریباً به همان سبک است. ولی در مقایسه با حالت قایم خوشه ناپذیری که در گنبد شمالی اصفهان دیده می شود، در منطقه انتقال فشار آنها حالتی افقی نمایان دارد. آرایش آنها حالت افسرده ای دارد- مانند مسجد اردستان- و منحصر به بندکشی و حاشیه های گچ بری یا نقش های سفالی است که به بنا کیفیتی مجرد ولی کاملاً جدی می بخشد. کارکردهای ساختاری به طور مؤکدی آشکار و هر مسجد دارای عظمت و شخصیتی مستقل است.
مسجد جامع بزرگ قزوین به خاطر داشتن فضای آرام شبستان که در زیر گنبد بزرگی (به قطر 15 متر) قرار گرفته، حالت گیرائی دارد. گوشواره متقاطع در خالی بودن خود تقریباً دارای حالت ابتدایی است، بی آنکه هیچ شکل فرعی برای پر کردن آن در نظر گرفته شود و این سالها اسباب اشتغال خاطر معماران را فراهم می ساخت. آزاره ساده بلند تاکیدی است بر سادگی محض آن. ولی این ناشی از ضعف یا اشتباه طراح نیست، چون در اصل تقریباً سراسر دیوار قبله را محراب بزرگی پوشانده بود (شکل 140).
تنها از روی محرابهای دل انگیز این عصر در حیدریه و بقعه علویان می توانیم زیبائی آن را حدس بزنیم. ولی یقین داریم که کیفیتی عالی داشته، زیرا سایر اجزایی که باقی مانده از جمله دو ردیف کتیبه که سراسر دور گنبد را پوشانده، دارای زیبائی فوقالعاده است. ردیف بالایی یک کتیبه کوفی با شکوه و پائینی خط نسخ ظریفی است. هر دو سفید دارای زمینه آبی با نقشهای مو و پیچک با دلچسبی بی پیرایهای که شاید در اسلام بی نظیر باشد. دیوار به وسیله بندکشی با روح و گرههای بزرگ تزئینی که نمایشی از حلقه های پیچ در پیچ است، از حالت لختی آزاد شده. با محرابی عظیم و بغرنج که در این چارچوب ساختمانی جا داده شده است. کل بنا تاثیری شاهانه داشته و سادگی محض شکل های اصلی درگیرایی آن نقش اساسی داشته است.
یک مدرسه زیبای کوچک به نام حیدریه (از اوایل سده 12) هم در قزوین وجود دارد (شکل 141-145) که امروز به یک مسجد بزرگتر از سده 19 ملحق شده است. شاید زیباترین خط کوفی تمام ایران را در کتیبه آرایشی آن می توان دید. ولی محراب گچ بری آن هم با شکوه است. گوشواره های گرد آن، که از قوس های بلند نوک تیز تشکیل شده، در قابهای زینتی هلالی بالای دیواره بازتاب یافته است. ردیف های آجر چینی تو در تو، شباهت آجر چین ها و آرایش های دقیق گچ بری جزئیات ثابت ولی غیر مهاجمی فراهم می سازد. در آرامگاهی در همدان به نام علویان مربوط به نیمه دوم سده 12 داخل بنا سراسر پوشیده از گچ بری های فوق العاده غنی است. و تا حدی به سبک حیدریه کار بزرگی است مستلزم قدرت فراوان. کشف هماهنگی های پنهان و مفهوم زینتی آن دارای لذت بی پایانی است.
این آثار بزرگ عصر سلجوقی در ایران مرکزی، در شمال خاوری یعنی خراسان و کناره جیحون هم رقیبانی داشت. از آن جمله است: رباط ملک که از گویاترین دیوانههای عصر اسلامی به شمار می رود وتنها یکی از دیواره های کاروانسرا باقی است (شکل 148).
همین قطعه کافی است تا به تنهایی نشان دهد که در اینجا ساختمانی تنومند و بازدارنده از آجر ساده ساخته شده بود که ا سادگی خود حکم یک دژ مرزی را داشت. یک ردیف پایه های تقریباً استوانه ای (که بلندیشان 5 برابر قطرشان است) در بالا به طاق نماهایی متصل است که شکل شان به طور آشکاری از گوشواره اقتباس شده به دیواره ساده برجستگی میبخشند. یک ردیف نقش آرایشی نشان دهنده ترنیزهای ساده است. این بنا که در اواسط عصر اسلامی در خور توجه بوده سلیقه معماری سلجوقی را در انتخاب شکل های ساده و نیرومند نشان می دهد.
در یک ناحیه کاملاً بیابانی، بر جاده نیشابور به مرو، در سال 1155 سلطان سنجر یک کاروانسرا و کاخ ساخت که به رباط شرف معروف است. این بنا از بیرون قلعه معتبری با دیواره های ساده بلند و با روی محکم است.
سر در زیبایی به صورت دو طاقنمای تو در تو دارد که طاقنمای بیرونی دارای نواری از آجرهای برجسته و طاقنمای درونی دارای یک کتیبه کوفی گچبری است. در داخل، دو صمن بزرگ چهار ایوان، که هر دو به صورت مسجد تجهیز شده و هر یک دارای محراب گچ بری ظریفی است. داخل بنا با طرحهای جسورانه و بدیعی از آجرهای کله و خوابیده تزئین شده به طوری که از برجهای پیشین مانند برج علمدار دامغان و مناره ساوه متمایز می شود.
سلطان سنر در آرامگاهی در مرو به خاک سپرده شد که شایسته شخصیتی والا و به فرجام بود. این آرامگاه که پس از مرگ او در سال 1157 توسط یکی از خدمتگزاران وفادارش ساخته شد، اطاقی موقر و سنگین به شکل مکعب است به مساحت 725 متر مربع و گنبد کاشی آبی رنگی دارد که اینک بخشی از آن فرو ریخته به بلندی 27 متر. شبکه دنده های تو در تو که در داخل دیده می شود، ظاهراً بار گنبد را متحمل میکند، ولی در واقع احتمالاً بیشتر جنبه تزئینی و زینتی دارد تا ساختاری.
انتقال قطعی از قطعه شبستان به گنبد به صورت زیبائی انجام گرفته و آن به وسیله حجره های کنجی است که گوشواره ها را پنهان کرده اند. در حالی که آنها در بناهای اولیه سلجوقی به صورت ناشیانه ای بیرون زده بودند.
ساقه گرد گنبد، که بیشتر اوقات به صورت هشت گوش لختی بود، به همان ترتیب طاقنمادار شده و شبستانهای آراسته به پایه های آجری با نقش های تزئینی از شدت حجم می کاهد، بی آنکه به سادگی کل بنا صدمه بزند.
مدخل اصلی در سمت مشرق است و مشرف به طلوع خورشید و مدخل غربی را با شبکه ای مسدود کرده اند. دو سمت دیگر ساده است و بدین ترتیب نقشه مناسب تری را برای آرامگاه عرضه کرده تا نقشه چهاردری سبک آتشکده که در برخی آرامگاههای پیشین به کار رفته بود.
شبکه چینی آجری در گوشه ها موجب ورود نور به دالان اطراف پایه گنبد شده، که پیشرفتی است نسبت به مقبره امیر اسماعیل و پیشگامی است نسبت به مقبره الجاتیو در سلطانیه. دیوارهای ساده با نوعی ساروج خاص دوره سلجوقی اندود شده که در بندکشی آجرها به چشم می خورد. این مقبره آخرین و یکی از زیباترین نمونههای معماری سلجوقی است.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 148 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 76 |
آجر از قدیمیترین مصالح ساختمانی است که قدمت آن بنا به عقیده برخی باستانشناسان به ده هزار سال پیش میرسد ولی این امر هنوز به اثبات نرسیده است. در ایران بقایا کورههای سفالپزی و آجرپزی در شوش و سیلک کاشان که تاریخ آنها به هزاره چهارم پیش از میلاد میرسد پیدا شده است و نیز نشانههایی از تولید و مصرف آجر در هندوستان به دست آمده که حاکی از سابقه شش هزار ساله آنست. ساختمان برج بابل که از اجر بنا شده مربوط به 5000 سال قبل بوده و امروزه بقایای آن موجود است. از آجرهای ویرانههای یکی از شهرهای بابل در برخی ساختمانهای شهرهای بغداد و تیسفون استفاده شده که مربوط به 600 سال قبل از میلاد میباشد.
واژه آجر ( معرب آگور فارسی ) بابلی است و نام خشتهایی بوده که بر روی آنها منشورها (فرمانها)، قوانین (دادها) و نظایر آنرا مینوشتهاند. گمان میرود نخستین بار از پخته شدن خاک دیوارهها و کف اجاقها به پختن آجر پیبرده باشند. کورههای آجر پزی ابتدائی نیز بی گمان از مکان هایی تشکیل می شده است که در آن لایه های هیزم و خشت متناوباً روی هم چیده می شده است( شکل 2-1) در ایران باستان ساختمان های بزرگ و زیبایی بنا شده اند که پاره ای از آنها هنوز پا برجا هستند، نظیر طاق کسری در غرب ایران قدیم، عراق فعلی بعدها نیز ساختمان هایی مانند آرامگاه شاه اسماعیل سامانی، گنبد کاووس و مسجد جامع اصفهان را با آجر ساختند. پل ها و سدهای قدیمی را نیز با آجر بنا می کرده اند که از آنها می توان پل های دختر، سد کبار در قم و غیره را نام برد.
فن استفاده از آجر از آسیای غربی به سوی غرب به مصر و سپس به روم و به سمت شرق هندوستان و چین رفته است. در سده چهارم میلادی اروپاییان شروع به استفاده از آجر کردند ولی پس از مدتی از رونق افتاده و رواج مجدد آن از سده 12 میلادی بوده که ابتدا از ایتالیا شروع شده و بعد فرانسه و سپس آلمان و آخر سر کشورهای دیگر از آن در بناهای خود بهره برده اند.
در ایران هر جا سنگ کم بوده و خاک خوب هم در دسترس بوده است آجرپزی و مصرف آجر معمول شده است. اندازه آجر زمان ایلامی (مربوط به چغازنبیل) حدود 10*38*38 سانتیمتر بود. پختن و مصرف آجر در زمان ساسانیان گسترش یافته و در ساختمان های بزرگ مانند آتشکده ها به کار رفته است، اندازه آجر این دوره حدود 44*44*7 تا 8 سانتی متر بود. بعدها اندازه آجر به 20*20*3 تا 4 سانتی متر کاهش یافت و مدت زمان مدیدی این آجرها تهیه و در دیوارها و سقف ها مصرف می شدند ولی برای فرش کف آجرهای بزرگ تری به نام ختائی به ابعاد حدود 5*25*25 سانتی متر و باز هم بزرگ تر به نام نظامی به اندازه های حدود 5*40*40 سانتی متر تولید می شد، آجر بزرگ را به فارسی تاوه می گویند.
پیش از جنگ جهانی اول روس ها در ساختن قزاق خانه ها آجرهایی به ابعاد حدود 5×10×20 سانتی متر مصرف می کردند و از این رو آنرا آجر قزاقی نام گذاری کردند که به روش سنتی تهیه می شد. پس از جنگ جهانی دوم روش تولید آجر در ایران دگرگون گردید و روش های صنعتی کم کم جانشین روش هاس سنتی شدند و کارخانه های زیادی احداث شدند که امروزه قادر به تولید انواع آجرها توپر،سوراخ دار،بلوک های دیواری و سقفی توخالی و اشکال هندسی مختلف هستند وگر چه امروزه کیفیت آجر به علت پیشرفت تکنولوژی پخت و تولید در صد ساله اخیر بهبود یافته ولی در اساس کار تغییر چندانی رخ نداده است. شناخت کامل تر مواد اولیه و ویژگی آنها ،کوره های بهتر و با بازدهی بیشتر،و کنترل پخت و ماشین آلات بهتر کمک شایان توجهی به توسعه و پیشرفت صنعت تولید آجرنموده است.
آجر نوعی سنگ مصنوعی است که از پختن خشت خام و دگرگونی آن بر اثر گرما به دست می آید. خشت خام را از خاک نمناک یا گل تهیه می کنند که مخلوطی از خاک و کمی آب است. خاک آجر مخلوطی است از خاک رس،ماسه، فلد سپات ها، سنگ آهک، سولفات ها،سولفورها،فسفات ها،کانی های آهن،منگنز، میزیم، سدیم،پتاسیم، مواد آلی گیاهی و غیره.
ماده اصلی تشکیل دهنده خاک آجر،خاک رس است که فرمول شیمیایی آن هیدروسیلیکات آلومینیوم بوده و از پوسیدن و تجزیه فلد سپات ها یا فلد سپارها و
میکاها تحت تأثیر اسید کربنیک موجود در آب باران به وجود آمده است، فرمول شیمیایی این فلدسپاتها و میکاها به شرح زیر است:
|
فلد سپات پتاسیمی |
|
(اورتوکلاس) |
|
فلد سپات سدیمی |
|
(پلاژیوکلاس) |
|
فلد سپات کلسیمی |
|
(آنورتایت) |
|
میکای پتاسیمی |
|
|
|
میکای سدیمی |
|
|
سیلیکات آلومینیوم سنگهای آذری تحت تأثیر عوامل شیمیایی به صورت خاک رس پولکی و کوارتز آنها به واسطه تغییرات فیزیکی به شکل لای و ماسه در آمدهاند.
خاک رس به دو صورت آبرفته یا سطحی، و معدنی یا عمقی وجود دارد. علاوه بر آن انواع سنگ رسی نیز از دگرگون شدن خاک رس تحت فشار به وجود میآید که به نام شیست و شیل نامیده میشوند. این سه شکل اصلی خاک رس از نظر شیمیایی مشابه یکدیگرند، ولی به لحاظ فیزیکی ویژگیهای متفاوتی دارند. خاک رسهای آبرفتی بسته به جنس بستر و طول مسیری که جابهجا شدهاند دارای جنسهای گوناگون بوده و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آنها متفاوت است و به صورتهای خاک آجر، خاک سرامیک، خاک نسوز، و غیره تهنشین شدهاند.
خاک رس معدنی خالصتر و از لحاظ فیزیکی و شیمیایی همگنتر است. از مهمترین ویژگیهای آن پایداری در برابر دماهای زیاد است.
خاک رس خالص، بیرنگ است ولی خاک نباتی یا FeO آنرا کبود، Fe2O3 آنرا سرخ، هیدروکسید آهن آن را زرد، گرد زغال سنگ بسته به نوع زغال آنرا از قهوهای تا سیاه میکند. خاک رسها موادی با ترکیب شیمیایی پیچیده هستند ولی مبنای آنها ترکیبی از سیلیس و آلومین با مقادیر متغیری از اکسیدهای فلزی و سایر مواد میباشند. آنها را میتوان برحسب ترکیب شیمیایی به دو گروه خاک رسهای آهکی و غیرآهکی تقسیمبندی نمود. خاک رس های آهکی دارای حدود 15 درصد کربنات کلسیم بوده و پس از پختن به رنگ بهی در میآیند. خاک رس های غیرآهکی مرکب از سیلیکات آلومینیوم و فلد سپات و اکسید آهن هستند. مقدار اکسید آهن متفاوت بوده و از 2 تا 10 درصد تغییر میکند. این دسته از خاک رسها پس از پختن به رنگهای نخودی، قرمز، یا عنابی روشن در میآیند که بیشتر مربوط به مقدار اکسید آهن است.
معمولترین کانیهای خاک رس عبارتند از مونت مورینولیت، ایلیت و کائولینیت. بنتونیت دارای مقدار زیادی مونت مورینولیت و کمی بیدلیت است و از این رو چسبندگی، شکلپذیری و آماسیدن آن زیاد است. ضخامت پولکهای مونت مورینولیت (Al2O3, 4SiO2, H2O +n H2O ) یک هزارم میکرون و طول آنها 100 تا 200 هزارم میکرون میباشد، دارای دو لایه Si در دو طرف یک لایه Al است و از این رو خاصیت جذب آب آن بیش از کائولینیت بوده و دو برابر آن یون میسازد. بنتونیت پتاسیمی 2 تا 3 برابر و بنتونیت سدیمی 6 تا 7 برابر وزنش آب میمکد.
بنتونیت در صنایع سرامیک سازی، ریختهگری، پالایش نفت، آببندی سدها، صاف کردن و بیرنگ مواد غذایی و دارویی و آشامیدنی، کاغذ سازی، صابون سازی، تصفیه آب، رنگسازی، ساختن آجرنسوز، گل حفاری، امولسیونها، حشرهکشها و کرمهای آرایشی و مرکب داخل قلمهای خودکار و نظایر آن مصرف میشود.
ایلیت نام خاصی برای کانیهای رس نیست ولی اصطلاحی عمومی برای کانیهای خاک رس میکائی است که معمولاً در مورد هر نوع کانی رسی که آماس کردنی نباشد به کار میرود. ایلیت در ساخت محصولات رسی پخته ساختمانی نظیر کاشی و آجر به کار میرود، برخی ایلیتها که خاصیت خمیری دارند برای چسباندن ماسه ریختهگری به کار گرفته میشوند.
کائولینیت با فرمول شیمیایی Al2O3, 2SiO2 , 2H2O است که ضخامت پولکهای آن 20 هزارم میکرون و طول آنها 100 تا 250 هزارم میکرون بوده و به اندازه وزنش آب میمکد. دمای ذوب آن 1750 درجه سیلسیوس است. در گرمای 800 درجه چسبناکی خود را از دست داده و به Al2O3 , 2SiO2 تبدیل میشود که میتوان برای جداسازی Al2O3 آن، آن را در اسید کلریدریک حل کرد.
کائولین Al2o3, 2SiO2 nH2O که به خاک. چینی معروف است، چون آن را از تپهای به اسم Kao –ling به معنای «تپه بلند» در شرق فولیانگ Fou – liang استخارج کرده و در چینیسازی مصرف میکرده اند به این نام شهرت یافته است (صادرات خاک چینی به اروپا نیز در اوایل از این منطقه بوده است). کائولین مشتمل است بر کانیهای کائوولینیت، نکریت، دیکیت، آنوکست، با یک بلوردو لایهای که در آن صفحات سیلیس و هیدرواکسید آلومینیوم به طور متناوب قرار گرفتهاند. خاک رس آب میمکد و پس از گل شدن آماس میکند و فضاهای خالی آن پر میشود، از این رو تا موقعی که به صورت تر باقی بماند میتوان آنرا برای آببندی مصرف کرد. خاک رس خشک چسبندگی ندارد ولی پس از مکیدن آب، چسبنده میشود، اما پس از آنکه کاملاً سیراب شد چسبندگی خود را از دست میدهد، بنابراین برای پاک کردن گل رس از اشیاء یا باید آنرا خشک کرد و تکان داد یا به اندازهای خیس کرد که کاملاً سیراب شده و از آنها جدا شود.
چسبندگی گل رس به خاطر کشش مولکولی است و کشش مولکولی بین پولکهای خاک رس و لعابی از آب که به ضخامت 6 تا 8 هزارم میکرون دور تا دور پولکها را اندود کرده است حدود 200 N/mm2 میباشد. این لعاب سطح پولکها را لیز میکند، به قسمی که کوچکترین نیرو سبب لغزش آنها روی یکدیگر میشود و شکلپذیری گل رس به خاطر این مطلب است.
خاک نسوز را به انگلیسی Fire clay یا Chamotte نامیدهاند و نام دیگر آن گل آتشخوار است. خاکی است که در دمای 1580 درجه سلسیوس ذوب نمیشود. کمترین دمای ذوب مخلوطهای سلیس و رس 1580 درجه سلسیوس است که از 94 درصد گرد سیلیس SiO2 و 6 درصد گرد آلومین Al2O3 تشکیل شده و در صورت تغییر نسبت این دو ماده دمای ذوب افزایش مییابد. به این جهت دمای 1580 درجه از مرز بین خاکهای نسوز و غیر نسوز قرار دادهاند.
خاک رسهایی که هیدروسیلیکات آلومینیوم آنها زیاد باشد نسوز هستند.
یکی دیگر از موادی که در خاک آجر یافت میشود ماسه است. کوارتز سنگهای آذری پس از پوسیدن تبدیل به ماسه و لای میگردد، بنابراین در همه خاکها و کموبیش ماسه و لاس یافت میشود. کوارتز خالص یا در کوهی بیرنگ و شفاف است. توپاز کوارتز قهوهای است که قیر دارد، منگنز، کوارتز را به رنگ زرد لیموئی یا بنفش در میآورد، سیلیکات آبدار نیکل آنرا به رنگ سبز در میآورد عقیق کوارتز بیشکل و غیر بلوری است که به رنگهای سرخ، سیاه و سبز پیدا میشود. سنگ آتش زنه چخماق یا Opal هیدروکسید سیلیسیوم است. سنگ فلزات، اکسید آلومینیوم خالص Al2O3 است که وجود کروم در آن رنگش را سرخ کرده است.
ماسه، استخوانبندی خشت است، اگر مقدار آن در خاک آجر زیاد باشد مقدار خاک رس کم شده و در نتیجه جری که از این خاک پخته شود ترد و پوک و کم مقاومت میشود. اگر ماسه سیلیسی یا سیلیکاتی درشت در خشت باشد، حجم آن هنگام افزایش دما زیاد میشود، از طرفی خشت به هنگام پختن جمع شده و چون این دو پدیده در خلاف جهت و مغایر یکدیگرند در اطراف دانه سنگ در آجر ترکهای موئی پیدا میشود، از این رو خاک آجر را باید آسیاب کرده و سنگهای درشت آنرا با سرند کردن خارج کرد.
فلداسپات در خاک آجر به صورت عامل گداز آور عمل میکند و گرمای خمیری شدن آجر را تا 1100 الی 1150 درجه سیلسیوس پایین میآورد، از این رو پختن سرامیک یا خاک فلداسپات دار، ارزانتر تمام میشود.
اگر مقدار سنگ آهک در خاک آجر کم، و به شکل گرد باشد آجر را سفید رنگ میکند و به آن صدمهای نمیزند، ولی اگر مقدار آن زیاد باشد دمای خمیری شدن خاک را پایین میآورد و آجر در گرمای کوره، خمیری و جوش میشود، بنابراین مقدار آن در خاک خشت به 30% محدود شده است. اگر سنگ آهک به صورت دانه درشت در خاک آجر موجود باشد پس از پختن خشت سنگ نیز پخته شده و به صورت CaO در میآید که این CaO پس از مکیدن آب ملات یا آبهای نشتکننده میشکفد و آجر را میترکاند. از این رو در خاک آجر نباید سنگ آهکی درشت وجود داشته باشد.
سولفاتها به صورت سولفاتهای کلسیم، منیزیم، پتاسیم، سدیم، به شکل دانه درشت و گرد، کم و بیش در خاک آجر یافت میشوند. سولفاتها در موقع آسیاب کردن خاک به شکل گرد در میآیند و پس از مصرف شدن، آب ملات یا آبهای نشتکننده دیگر را مکیده و به صورت سفیدک یا شوره در نمای ساختمانها رو میزنند.
قسمتی از سولفاتها در گرمای زیاد کوره به SO3 و اکسید فلزی تجزیه شده و SO3 آنها به همراه گازها و بخارهای کوره از آن خارج میشود، ولی آنچه باقی میماند پس از مصرف آجر، آب میمکد و به صورت H2SO4 در میآید که به آجر آسیب میرساند.
سولفاتهای محلول به همراه آبهای نشتکننده در ملات آجر کاری نفوذ کرده و با تری کلسیم آلومینات موجود در سیمانهای پرتلند معمولی ترکیب شده و کلسیم سولفوآلومینات یا اترینجیت ایجاد میشود که با انبساط همراه است و سبب خرد شدن ملات آجر کاری میشود. گاهی اوقات ورقه ورقه شدن سطح آجرها با پیشرفت حمله سولفات همراه است که معمولاً یک اثر ثانویه به دلیل انتقال بار اضافی بر روی ردیف خارجی آجر کاری است که به نوبت بر روی سطوح خارجی آجرها یعنی جائی که بندها بیشترین انبساط را پیدا کردهاند متمرکز میشود. ورقه ورقه شدن سطح آجرهای پوک و نیم پخته به دلیل تبلور سولفاتها در پشت رویه میباشد.
سولفور آهن FeS2 در کوره تجزیه و به SO3 و اکسید آهن تبدیل میگردد. اگر SO3 با اکسیدهای فلزی همانند MgO، CaO، K2O، Na2O ترکیب شود سولفات به وجود میآید که نقش آن در آجر ذکر شد. اکسید آهن در آجر، کارگداز آور را انجام میدهد، اگر Fe2O3 در خاک آجر به 5 درصد وزن آن برسد، دمای ذوب را کاهش میدهد و رنگ آجر نیز سرخ میشود و به این سبب در آجر نسوز مقدار آن محدود شده است. این نوع خاک برای ساختن لوله سفالی یا تنبوشه که نم نمیکشد و آب از آن نفوذ نمیکند مناسب است. در گرمای کم کوره، اکسید آهن به صورت FeO است که رنگ آن کبود چرک است و از این رو آجرهایی که در گرمای کم پخته شده باشند و به اصطلاح نیم پخته باشند به این رنگ در میآیند. وجود املاح آهن سبب کم شدن نفوذپذیری آجر و دوام آن میشود.
منیزیم نیز در رنگ آجر تأثیر میگذارد.
مواد گیاهی موجود در خاک آجر در کوره میسوزند و جای آنها خالی میماند و آجر پوک میشود.
قلیائیها به عنوان گدازآور عمل میکنند و همچنین سبب شورهزدگی آجر میشوند. طبق استاندارد ملی ایران به شماره 1162 ترکیب خاک مناسب برای آجرپزی باید به شرح ذیل باشد:
1- کاهش وزن در دمای سرخ شدن 1000 درجه سیلسیوس، نباید از 16 درصد تجاوز نماید.
2- مقدار انیدرید کربنیک CO2 موجود در خاک رس نباید از 5/8 درصد تجاوز کند.
3- درصد انیدرید سولفوریک SO3 نباید از 5/0 درصد تجاوز کند.
|
سیلیس (SiO2) از 40 تا 60درصد |
آلومین (Al2O3 ) از 9 تا 21 درصد |
|
اکسید آهن (Fe2O3 ) از 3 تا 12 درصد |
اکسید کلسیم (CaO) حداکثر 17 درصد |
|
اکسید منیزیم (MgO) حداکثر 4 درصد
ویژگیهای فیزیکی 1- دانهبندی: باقی مانده روی الک 149 میکرون یا نمره 100، نباید از 5/7 درصد تجاوز نماید. 2- حد حالت خمیری (P.L) خاک از 17 تا 30 درصد باشد. مراحل ساخت آجرمراحل ساخت آجر عبارتند از: الف) استخراج و کندن مواد خامخاکهای رسی بیشتر در عمق کم واقع شدهاند، ولی برخی از خاکهای نسوز را باید از عمق بیشتری استخراج کرد. عمل کندن خاک با وسائل دستی یا ماشینی صورت میگیرد و سپس به وسیله کامیون و در کارخانههای بزرگ توسط ریل و واگون به کارخانه حمل میشود. خاک سطحی که نباتی است کنار زده میشود و ریشه گیاهان و سنگهای درشت را نیز از خاک جدا میکنند، سپس چنانچه کلوخههای درشتی در خاک موجود باشد آنها را میشکنند و خاک حاصله، توسط تسمه نقاله به سمت بالا هدایت شده و به انبار میرود. در محل انبار است که خاک های رسی را که از نقاط مختلف معدن آورده شدهاند خوب به هم میآمیزند تا تغییرات ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی خاک به حداقل تقلیل یابد. در برخی موارد میتوان بخشی از مواد اولیه را از فرآوردههای جنبی عادی دیگر مانند معدن شن و ماسه و بوکسیت و یا تفاله صنایعی مانند ذوب آهن به دست آورد. برای تولید هر هزار قالب آجر که وزن آنها به 2250 تا 3000 کیلوگرم میرسد به استخراج و حمل 4 تا 5 تن مصالح خام نیاز است و از اینجا میتوان به عظمت و اهمیت کار استخراج و حمل مواد خام در کارخانههای بزرگ که تولید آنها به میلیونها قالب میرسد پی برد. ب) آماده سازی مواد خام ( یا ساختن گل) در روش دستی در خاک آجر آبخوره میسازند و در آن آب میریزند و میگذارند کم کم آب بخورد خاک رفته و دانههای خاک کاملاً خیس شده و خاک به صورت خمیر درآید. در کارخانههای جدید ابتدا سنگها را از خاک جدا کرده و بعد کلوخههای خاک را در سنگ شکن اولیه خرد کرده و اندازه آنها را به حداکثر 50 میلی متر میرسانند، سپس آنرا توسط تسمه نقالهای به آسیاب هدایت کرده و در آنجا خاک به صورت گرد در آمده و خوب به هم آمیخته میشود. خاک آسیاب شده از میان یرند لرزان عبور داده میشود و فقط قسمتی که به صورت گرد در آمده از آن عبور میکند و دانههای درشت دوباره به آسیاب برگردانده میشود تا عمل خرد شدن آنها کاملاً انجام شود. خاک گرد شده به وسیله تسمه نقاله به انبار حمل میشود. به خاک گرد شده آب میافزایند و آنرا با وسائل ماشینی به هم میزنند تا به حال خمیر درآید و گل شود. این عمل معمولاً در آسیاب گلسازی انجام میشود. مقدار آب بسته به روشی است که برای قالبگیری به کار گرفته میشود. ج) قالبگیری یا خشتزنیدر روش سنتی، قالب چوبی خشتزنی را روی زمین صاف گذارده در آن گل میریزند و با انگشتان دست به آن فشار میدهند تا قالب کاملاً پر شود و گل به شکل قالب در آید. روی خشت را با کف دست صاف میکنند و پس از خشتمالی قالب را برداشته آنرا تمیز و آبمالی میکنند و برای خشتزنی بعدی آنرا پهلوی خشت اولی قرار میدهند. آبمالی کردن داخل قالب از چسبیدن گل به آن جلوگیری میکند. در برخی نقاط مرسوم است که به جای آب مالی کردن، داخل قالب را ماسه میپاشند، یا با لجن کارخانههای سنگبری آنرا آغشته میکنند. قالبها در روش سنتی میتوانند فلزی باشند یا میتوان داخل آنها را با فلز آستر کرد تا دوام آنها افزایش یابد. قالبهای چندتائی نیز در بعضی جاها معمول است که سبب افزایش نسبی تعداد خشت های تولید شده میگردد. خشتزنی، روی میز نیز میتواند انجام شود و برای صاف کردن روی آن نیز میتوان به جای دست از سیم یا کاردکهای چوبی استفاده کرد. در برخی کشورها نظیر هندوستان قالبهایی برای خشتزنی ابداع شده که شبیه دستگاه های بلوکزنی است و خشت با یاری پای کارگر زده میشود. در پارهای کشورهای صنعتی علیرغم گرانی دستمزد، هنوز هم برای ساختن آجرنما و اشکال به خصوص و یا منظورهای خاص، روش دستی معمول بوده و برخی از محصولات آنها از کیفیت خوب برخوردار است و طرفداران زیادی دارد، ولی این روش به هیچ وجه اقتصادی نیست. در ایران خشت آجر قزاقی را با دست تهیه میکنند و روی آنرا خاکستر میپاشند و پس از اینکه خشت کمی سفت شد سطوح آنرا کوبیده و صاف میکنند. قزاقیهایی که اخیراً با ماشین تولید میشوند دارای کیفیتی به خوبی قزاقیهای دستی نیستند. روش قالبگیری خاکدر کارخانههای آجرپزی سه روش عمده برای قالبگیری خاک وجود دارد که عبارتند از: (1) روش گل سفت یا برش با سیم، (2) روش گل نرم و (3) روش پرس کردن خاک نیمه خشک. روش گل سفتدر روش گل سفت فقط به اندازهای آب اضافه میشود که خاک به حالت خمیری درآید. میزان آب بسته به نوع خاک از 15 تا 25 درصد وزنی تغییر میکند. خمیر خاک از میان ماشین مکندهای عبور میکند و هوازدائی میشود، حبابها و فضاها از هوا خالی میشوند، در ضمن به واسطه این عمل کارپذیری خمیر و مقاومت آن نیز افزایش مییابد. سپس این خمیر به وسیله یک مارپیچ چرخنده به جلو رانده و از میان یک قالب عبور داده میشود و شکل آنرا به خود میگیرد و منشوری ممتد از گل با شکل و اندازه معین و خاص ایجاد میشود و همزمان با آن نقش دلخواه به سطح آن داده میشود ( مثلاً به آن ماسه زده میشود)، این سه عمل مجموعاً در یک آسیاب گلسازی یا الکسترو انجام میگیرد. منشور گلی از مقابل یک دستگاه برش اتوماتیک عبور داده میشود و توسط سیم به طولهای معینی بریده میشود. قطعات بریده شده توسط یک نوار نقاله به محوطه بازرسی حمل شده و در آنجا قطعات مورد قبول به قسمت خشککن منتقل گردیده و قطعات مردود دوباره به آسیاب گلسازی برگرانده میشوند و باز وارد خط تولید میگردند. امروزه مقدار معتتابهی از آجر و بلوکهای سفالی با این روش تهیه میشوند. روش گل نرماین روش فقط برای ساختن آجر به کار گرفته میشود و برای خاکهایی اعمال میشود که مقدار آب محتوای آنها به حدی زیاد است که برای روش گل سفت مناسب نیستند. میزان آب برای خمیر کردن در این روش 20 تا 30 درصد وزنی میرسد و خمیر حاصله در قالبهایی ریخته شده و فشرده میشود. این روش بیشتر در ایالات متحد آمریکا و برخی نواحی کشورهای اروپایی و بریتانیا مرسوم است. عیب خشتهایی که با گل تهیه میشوند اینست که پس از بخار شدن آب آنها فضای خالی در آجر باقی میماند که سبب کم شدن مقاومت آن میگردد، به علاوه مقداری هزینه، صرف بخار کردن آب در قسمت خشک کن میشود. روش پرس کردن خاک نیمه خشکدر این روش که اخیراً ابداع شده خاک آجر را در آسیاب کاملاً نرم میکنند و مقدار کمی آب که حداکثر آن 10 درصد است به آن میزنند تا نمناک شود و با این خاک نمناک درون قالبهای فولادی با فشار زیاد خشت میزنند. |
|
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 36 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 63 |
به هر حال یکی از پیامدهای صنعتی شدن ایجاد مناطق مسکونی وسیع و نسبتاً یکنواخت است که ساکنان آنها کم و بیش از یک گروه سنی هستند. در دوران گذشته یک طرح مسکن در هر مرحله بر چند صد خانواده اثر می گذاشت اما در حال حاضر خطاهای برنامه ریزی و اجرایی بر هزاران اخنواده در یک گروه اثر می گذارد که این گروه غالباً به بزرگی شهرستانی کوچک است. مردم مشمول پیامدهای تولید انبوه مسکن براساس برنامه ریزی دقیق فیزیکی شده اند. متداول ترین انتقادات مربوط به مسکن مدرن را میتوان تحت دو عنوان خلاصه کرد:
1- مناطق مسکونی ممکن است به اندازه ای بزرگ و یک شکل باشند که ساکنین در تنظیم مناسبات شخصی دچار اشکال شده و قادر به بسط “احساس تعلق” در این مرحله نباشند.
ساختمان یک شکل، گروه های همگون مردم را مجتمع می کند، زیرا همه چیز در یک زمان به انجام می رسد و گروههای سنی و درآمدی مشخص همزمان با هم متحول میشوند. منطقه مسکونی ممکن است هم از نظر زیبایی و هم از نظر انسانی فاقد تنوع و چندگونگی باشد.
یک هنرمند سوئدی گفته است: زندگی در این مستغلات مسکونی جدید مانند زیستن در یک جدول و داشتن احساسی شبیه یک کسر اعشاری است.
2- واحدهای مسکونی مدرن و محیطهای شهری ممکن است بیش از حد برنامه ریزی شده و طبق آخرین جزئیات از پیش تنظیم شده، ساخته شده باشند. قبل از اینکه ساکنان به مناطق جدید اورد شوند کارکرد مشخصی برای هر اتاق در نظر گرفته شده است که ترکیبات و اولویت های فردی را دشوار یا غیر ممکن می سازد و فقدان انعطاف پذیری مانع بروز فردیت می شود.
عوامل موثر در بررسی وضعیت مسکن
در بررسی وضعیت مسکن باید موارد زیر را مد نظر قرار داد:
1- استفاده کندگان که شامل فرد، خانوار، خانواده گسترده یا گروهی که در واحدهای مسکونی زندگی می کنند می شود. اینها مصرف کنندگان نهایی فرآیند مسکن هستند که زندگی شان از شرایط مسکونی که در آن زیست می کنند، تأثیر می پذیرد.
2- منابعی که در وضع مسکن مورد بررسی دخیل است. ساخت فیزیکی خود منزل منابع مالی و سازمانی،مکانی و تسهیلاتی از قبیل زیربنا، تسهیلات عمومی، برنامه های مربوطه فعالیتهای عمومی کارکنان اجتماعی و غیره را شامل میشوند.
3- فعالیت ها: اجزای اساسی هستند که “کنش متقابل بین استفاده کننده واحد مسکونی” از طریق آنها انجام می گیرد. مسکن به این دلیل فراهم می شود که فعالیتهای معینی را میسر می سازد برخی از این فعالیتها به کارکرد مسکن به منزله سرپناه مربوط می شود مانند خوابیدن، قسمتی از کارکرد مسکن به عنوان محل و مکان مطرح است مانند رفتن به محل کار و بخشی به رشد اجتماعی و روانی فرد مربوط می شوند مانند رفتن به مدرسه ، ملاقات با دیگران و ...
4- پیامدها: فعالیتهایی که به وسیله استفاده کنندگان در محیط سکونتشان انجام می گیرد، هم برای استفاده کنندگان و هم برای وضع مسکن پیامدهایی به دنبال دارد: این تأثیرات میتواند مثبت باشد مانند دستاوردهای فردی یا اصلاح محیط فیزیکی، همینطور هم میتواند منفی باشد، مانند کاهش سلامتی یا فساد محیط، همچنین فعالیتها و پیامدها به میزان زیادی به خصوصیات،آرزوها و نیازهای استفاده کننده بستگی دارد. بنابراین در بررسی شاخصهای اجتماعی استفاده کننده به عنوان مبنا در نظر گرفته می شود.
بررسی ابعاد کیفی نیاز مسکن
1) بررسی کیفی فضای ساخته شده با توجه به جنبه های مؤثر در رشد سلامت و بهداشت و آسایش جسمانی
2) بررسی کیفی محیط مصنوع جنبه های مؤثر در رشد معنوی و روحی و روابط عمومی.
هفت شاخص کیفیت مسکن مناسب در محلات شهری
مفهوم مسکن علاوه بر مکان فیزیکی، کل محیط مسکونی را نیز در بر می گیرد که شامل تمامی خدمات و تسهیلات ضروری مورد نیاز برای بهزیستن خانواده و طرح های اشتغال، آموزش و بهداشت افراد است. در واقع تعریف و مفهوم عام مسکن یک واحد مسکونی نیست بلکه کل محیط مسکونی را شامل میشود. به عبارت دیگر مسکن چیزی بیش از یک سرپناه صرفاً فیزیکی است و تمامی خدمات و تسهیلات عمومی لازم برای بهزیستن انسان را شامل می شود و باید حق تصرف نسبتاً طولانی و مطمئن برای استفاده کننده آن فراهم باشد.
دریافت رابطه توسعه پایدار و شهرسازی و اجزای متشکله آن منجمله مسکن و مقولات متعدد مربوط به آن، موضوعی اساسی است. در واقع شناسایی ویژگیهای شهر پایدار یا محیط پایدار در اقلیم و فرهنگ خاص،موضوعی است که عدم پرداختن به آن، امکان توفیق در برنامه ریزی برای جزئیات آنرا تقلیل می دهد. پرداختن به شاخصه های مسکن به عنوان کلیدی ترین ابزار برنامه ریزی وتشکیل دهنده، شالوده اصلی آن را میتوان از حساسترین مراحل برنامه ریزی دانست. عرصه مسکن به منظور تأمین رشد اجتماعی علاوه بر خود واحد مسکونی، محیط پیرامون آن را نیز در بر می گیرد.
نیاز به مسکن دو بعد کمی و کیفی دارد؛ در بعد کمی نیاز به مسکن، شناخت پدیده ها و اموری را شامل میشود که به فقدان سرپناه و میزان دسترسی به آن مربوط میشود که در واقع درجه پاسخگویی به نیاز، بدون در نظر گرفتن کیفیت آن مورد نظر است. در بعد کیفی مسائل و پدیده هایی مطرح میشوند که به بی مسکنی، بدمسکنی و تنگ مسکنی ارتباط دارند و آنچه مطرح است، نوع و شکل نیاز است.
شاخص های کیفیت مسکن
به طور کلی عواملی در مسکن وجود دارد که کیفیت را تعریف می کنند. اینگونه وامل در مقیاس محله به شرح زیر هستند:
1- فرم مطلوب مسکن
2- استحکام مسکن
3- امنیت مسکن
4- ایمنی، راحتی و میزان دسترسی و نیز فاصله مناسب ساکنان به تسهیلات و خدمات کالبدی محله
5- دسترسی به طبیعت و فضاهای سبز باز
6- تأمین تجهیزات و تأسیسات (زیرساختها) مورد نیاز مسکن
7- همجواری مسکن با کاربری های سازگار
این عوامل هفتگانه از مهمترین معیارها و شاخصها در تعریف و تبیین کیفیت مناسب مسکن هستند که توجه به آنها در ساخت و ساز، انجام تمامی فعالیتهای زندگی ساکنان را به سهولت کارایی مطلوب امکان پذیر ساخته و کمکی در جهت یافتن جهات زندگی پایدار شهری و ساخت و شکل مناسب برای شهر و مناطق شهری محسوب می شوند.
فرم مطلوب مسکن
مسکن یکی از نیازهای اصلی انسان است، از اینرو به منظور تأمین آن و رسیدن به فرم مطلوب بایستی 5 عامل اساسی را مدنظر قرار داد که عبارتند از: زمین، منابع مالی، نیروی انسانی و فن آوری، مصالح ساختمانی و مدیریت و نظارت.
زمین و چگونگی (وسعت و شکل قطعات) آن تعیین کننده فرم مسکن است، همچنین نیروی انسانی، تعیین کننده کیفیت ساخت و ساز بوده و منابع مالی بر کیفیت و چگونگی ساخت و ساز و چگونگی استفاده از مصالح و نوع آن مؤثر است. به منظور حرکت صحیح عوامل در سه رأس مثلث و برقراری ارتباط مابین آنها، مدیریت و کنترل صحیح و قوانین مدون مورد نیاز است، هماهنگی تمامی این عوامل موجب رسیدن به فرم مطلوب مسکن و بالابردن سطح ارتقای کیفی میشود.
استحکام مسکن
رعایت مسائل فنی و اصول و قضاوت مهندسی در طراحی و اجرای سازه ها بایستی همواره مدنظر مهندسان و معماران باشد، به همین جهت لزوم بررسی ژئوتکنیکی، بررسی مصالح ساختمانی مقاوم، شناسایی گسل های موجود، شیوه های مقاوم سازی و لزوم تجدیدنظر در آئین نامه ها و مقررات،کاملا محسوس است. علاوه بر مسائل فوق، با آشنایی مهندسان به تکنیکهای مقاوم سازی مدرن و به روز کردن اطلاعات مهندسان، میتوان الگوهای مقاوم، ارزان و مناسب طراحی کرد.
امنیت مسکن
امنیت، در واقع حفاظت از مسکن و وسایل آن در مقابل عوامل مستقیم و غیرمستقیم است که موجب ضرر رساندن به مسکن و در واقع عدم امنیت آن می شود. عوامل مستقیم که امنیت را به خطر می اندازند شامل دزدی، آتش سوزی و ... هستند. عوامل غیر مستقیم نیز ، آلوده کردن آب، هوا و زمین است. البته در این مقوله میتوان از عوامل طبیعی همچون سیل، زلزله، توفان، حرکت ماسه های روان نیز نام برد که تمامی این عوامل مخل امنیت مسکن و ساکنان آن است و در واقع بر کیفیت مسکن تأثیر سوء می گذارد، پس معیار مصونیت در مقابل سوانح طبیعی از دیگر عوامل مطرح است. مقوله دیگری که در امنیت بایستی مدنظر قرار گیرد امنیت نحوه تصرف مسکن است. امنیت نحوه تصرف سبب می شود که خانوار ساکن در واحد مسکونی، از نظر دور نمای سکونت خود احساس ایمنی کند و این امر آسایش روانی بیشتری برای آنها ایجاد میکند.
ایمنی، راحتی و میزان دسترسی
در نظر گرفتن تسهیلات و خدمات مناسب، موجب افزایش سطح ارتقای بهداشت مسکن و در نتیجه سلامتی ساکنان آن می شود، از جمله عوامل مؤثر در این مقوله را می توان درصد برخورداری واحدهای مسکونی از یک ، دو و سه اتاق خواب، میزان برخورداری از خدمات اساسی همچون شبکه برق سراسری،گاز لوله کشی،تسهیلات آشپزخانه ، تلفن، کولر، سیستم فاضلاب و ... دانست.
دسترسی به طبیعت و فضاهای سبز باز
می توان گفت فضای سبز از مهمترین ابزارهای دستیابی به توسعه پایدار است؛ باید توجه داشتکه افزایش جمعیت نیاز به تأمین فضای سبز عمومی را افزایش می دهد. با همه اهمیتی که فضای سبز مفید در محلات شهری دارد باید این واقعیت را پذیرفت که اهمیت حیاتی فضای سبز را نباید در رویارویی با دیگر کاربریهای حیاتی شهری قرار داد. به طور کلی باید رابطه و تناسبی معقول بین فضاهای ساخته شده و فضاهای طبیعی در محلات شهری وجود داشته باشد. فضاهای سبز در زندگی شلوغ، پیچیده و ناآرام شهرها، گویی تنها عنصر آرامش بخش و پالاینده هستند. استفاده از درخت وفضای سبز باید به عنوان جزء لاینفک طراحی فضای محلات شهری مورد توجه طراحان قرار گیرد.
هر گیاه سبز هر چند کوچک، نقش خود را در تلطیف هوا، گرفتن و غبار آن، ایجاد آرامش بصری – روانی ، رفع آلودگی صوتی،تولید اکسیژن مورد نیاز شهروندان، سایه ایفا می کند. فضاهای سبز در محلات، منظر محله را بهبود می بخشند، باعث زیبایی محیط میشوند، نقش پالایشی دارند، باعث افزایش رطوبت و کاهش دمای هوا میشوند، سهم مهمی در برآورده کردن نیاز تفریحی و تفرجی ساکنان محله دارند و ...
به طور کلی استفاده از درخت به خصوص برای بالا بردن کیفیت فضاهای کالبدی، مکمل سکونت یا به عبارتی موقعیت نسبی مسکن، میبایست مورد توجه قرار گیرد.
زیرساختهای مورد نیاز مسکن
تأسیسات و زیرساختهای شهری، طیف وسیعی از عناصر شهری را که اکثراً احداث شده، ثابت و ساختمانی اند، در بر می گیرد. در نگاهی کلی میتوان زیرساختهای شهری را شامل تمامی عناصری دانست که تأمین نیازهای مختلف ساکنان محلات شهری را در زمینه های مختلف سکونت، فعالیت، استراحت ، فراغت و به طور کلی بالابردن کیفیت زندگی شهری بر عهده دارند. به عبارتی مجموعه عناصر فیزیکی موجود و لازمی که کارکردهای مختلف شهری را میسر می سازند و باعث ترکیب و تشکیل فضاهای شهری میشوند، زیرساخت شهری نامیده می شوند.
تأسیسات زیربنایی در محلات شهری در رأس مسائل کیفی زندگی است. تأسیسات و زیرساختهای شهری از معیارهای اصلی بررسی و تعریف شهر سالم است. مقوله تأسیسات زیربنایی شهری مستقیماً با کیفیت سکونت شهری ارتباط می یابد و مفاهیم متفاوتی همچون سرپناه، خانه و مسکن را پیش می آورد؛ در مقایسه اینها با هم ، فرق سرپناه با خانه مشخص می شود. سرپناه صرفاً انسان را از عوامل طبیعی محافظت می کند، ولی فاقد مشخصات لازم برای تأمین آسایش و پاسخگویی به نیازهای مختلف است. خانه هم از نظر طراحی و هم از نظر فیزیکی میتواند کامل باشد و نیازهای انسان و خانوار را در داخل ضای خود تأمین کند. اما برای اینکه خانه به مسکن یا محیط مسکونی تبدیل شود، باید شرایطی دیگر هم داشته باشد. حلقه اتصال خانه به مسکن یا محیط مسکونی تبدیل شود، باید شرایطی دیگر هم داشته باشد. حلقه اتصال خانه به مسکن، تأسیسات زیربنایی و تجهیزات شهری است؛ یعنی چنانچه شبکه فاضلاب برای محیط مسکونی تأسیس نشود، یا دسترسی خانه به محل کار یا به محل سایر فعالیتهای اجتماعی به نحو درست و مطلوب تأمین نشود، باید گفت هنوز معیارهای مسکن و محیط مسکونی تحقق نیافته است. بدین ترتیب تأسیسات زیربنایی تبدیل کننده خانه به مسکن است.
بدین ترتیب ملاحظه میشود که تأسیسات شهری بخش تعیین کننده ای از کالبد محلات شهری را تشکیل می دهند که زمینه و بستر مناسبی را برای کارکردهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محلات فراهم ساخته، موجب آسایش و راحتی ساکنان محلات شهر میشوند.
همجواری با کاربری های سازگار
به طور کلی کاربری هایی که در حوزه نفوذ یکدیگر قرار می گیرند باید از نظر سنخیت و همخوانی فعالیتها با یکدیگر منطبق بوده، موجب مزاحمت و مانع انجام فعالیتهای دیگر نشوند.
عمده ترین تلاش شهرسازی، باید جداسازی کاربری های ناسازگار با کاربری مسکونی در محلات شهری باشد. کاربری هایی که دود، بو، صدا و شلوغی تولید می کنند، باید از کاربری های دیگر، به ویژه کاربری مسکونی، فرهنگی و اجتماعی جدا شوند. این جدایی مطلق نیست، بلکه در برخی مواقع میتوان با تمهیداتی، اثرات سوء کاربری های مزاحم را محدود کرد.
در جدایی فضایی کاربری ها، فاکتورهای هزینه، سود وخوبسندگی نسبی آنها مورد نظر قرار میگیرد.
جدایی فضایی عملکردها فقط به فعالیتهای شخصی نظیر کشتارگاه ، چرم سازی و فلزکاری اختصاص ندارد، بلکه در مورد کاربریهای کوچک مزاحم نیز صدق می کند (مانند یک مغازه چوب بری یا در و پنجره سازی و حتی یک دکه فروش نفت در یک محله مسکونی که امکان دارد مورد اعتراض ساکنان آن محل قرار گیرد)
گونه شناسی مسکن
خانه های تک واحدی مستقل
خانه های مستقل مکمل یک زندگی خصوصی می باشند که در آنها حریم خانواده محفوظ می ماند و همچنین آزادی واستقلال خانواده خدشه دار نمی شود. در این خانه ها به دلیل اینکه تمام جهات بنا نیاز می باشد امکان جهت گیری خانه بی شمار است. و علاوه بر آن دسته بندی اتاقهای روز در یک بخش و اتاقهای شب در بخش دیگر و یا عرصه بندی فضاهای کودکان و بزرگسالان به نحوی که از لحاظ دید و صدا برای یکدیگر مزاحمت ایجاد نکنند، در طراحی این ساختمانها امکانپذیر است.
از لحاظ عمومی مزایای ذکر شده در بالا برای این خانه های رویایی از نظرات آن بیشتر است که واضح ترین آن عدم استفاده بهینه از امکانات زمین می باشد. وقتی که ساختمان در زمینی با عرض زیاد بنا شده است، منجر به اتلاف زمین نشده و همچنین هزینه زیاد ساخت تأسیسات زیربنایی به شهر تحمیل می شود.
خانه های حیاط مرکزی
ریشه و اصل خانه های حیاط مرکزی به زمانهای بسیار گذشته و به اولین خانه های شهری باز میگردد. خانه های دارای حیاط مرکزی به عنوان یک جانشین مناسب برای خانه های مستقل مجدداً در اواخر دهه 20 قرن 19 در آلمان کشف شدند. این نوع خانه ها در اروپای غربی کپی محض از خانه های رم با حیاطهای کوچکشان نیست بلکه برداشتی از اساسیترین نکات آن می باشند که منجر به ساخت خانه های “حیاط مرکزی L شکل با حیاطی نسبتاً بزرگ شد تا اینکه آفتاب زمستانی بتواند به داخل نفوذ کند”.
این خانه ها حتی از خانه های مستقل پیشی می گیرند اول در تأمین آرامش و حریم واقعی برای ساکنان خود و دوم در استفاده بهینه از زمین. طبیعت این خانه ها به عنوان خانه هایی با چرخش درونی به گونه ای است که خانه های مجاور نمیتوانند به حیاط دیگر اشراف داشته باشند و این موضوع آزادی واقعی ساکنان را تأمین می کند.
یک مشکل کوچک خانه های حیاط مرکزی عدم امکان تهویه طبیعی هوا و کوران است که میتواند توسط سیستم تهویه مکانیکی حل شود.
خانه های شهری
بر خلاف خانه های حیاط مرکزی که درون گرا هستند خانه های شهری به بیرون و به طرف خیابان باز میشوند. همانند خانه تک واحدی مستقل، خانه شهری نیز تکمیل کننده واحد اصلی اجتماع یعنی خانواده می باشد و اگر چه طرفین به همسایه ها چسبیده است مرز آنها را دیوارهایی تشکیل می دهد که حریم مالکیتشان میباشد. این خانه ها در سطح زمین قرار دارند و در دسترسی از آنها به حیاط و حیاط خلوت ساده است به دلیل نحوه آرایش خانههای ردیفی شهری، که از طرفین به یکدیگر متصل هستند انرژی لازم برای گرم کردن آنها تقریباً 55% خانه های یک طبقه ویلایی است. حتی وقتی با واحدهای مستقل تک واحدی مستقل مقایسه شوند 30% انرژی کمتری لازم دارند.
آپارتمانهای بلند
توسعه ساختمان سازی که نتیجه توسعه جمعیت شهری است، باعث تهدید فضای سبز حاشیه و داخل شهرها شد و در نتیجه یکی از راه حلهای مناسب برای جلوگیری از این تهدید احداث ساختمانهای بلند بود. احداث این نوع بناها به این معنا نیست که کل یک منطقه را به آپارتمان های بلند اختصاص میدهیم، بلکه درصد کمتری از فضا را به ساختمان و درصد بیشتری را به فضای سبز و فضاهای خدماتی اختصاص داده شود.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
در این مقاله با مراجعه به چند منبع خارجی سعی شده است بصورت خلاصه نگاهی به سیاستهای کشورهای اروپائی در زمینه مسکن بشود، تا از یافتههای آنان در حد ممکن استفاده گردد.
یک نگاه کوتاه به این سیاستها چنین معلوم می دارد که ازسال 1960 به بعد در کشورهای اروپائی چهار نوع سیاست به شرح زیر در زمینه مسکن بکار گرفته شده است.
1- اگر حکومت دست راستی باشد، اعتقادی به مداخله مستقیم در امر ساخت و ساز مسکن ندارد. اما ساخت بناهای اجتماعی را تشویق میکند و وام با بهره کم را در اختیار سازندگان و خریداران این واحدها قرار میدهد ومالکیت زمین را نیز آزاد میگذارد.
2- اگر حکومت دست چپی باشد بر مداخله دولت بصورت مستقیم در امرساخت وساز مسکن تأکید دارد. همچنین بناهای استیجاری را توسعه می دهد. بخش خصوصی را نیز تشویق به ساخت این نوع بناها مینماید.
3- اگر حکومت از نظرگاه سیاسی اعتقاد به ماینهروی دارد، هم در زمینه بناهای اسیتجاری مشارکت دارد هم بر فعالیتهای بخش خصوصی نظارت دقیق میکند وهمچنین خصوصیسازی مسکن از نیز تعقیب میکند.
4- نوع چهارم سیاستها در زمان تاچر مورد استفاده قرار گرفت. دولت محافظهکار انگلیس در سال 1980 بمنظور برانگیختن اقتصاد راکد انگلیس سرمایهگذاری در زمینه بناهای مسکونی و صنعتی قدیمی که رها شده بودند را مورد توجه قرار داد. قبل از این تاریخ بسیاری از صنایع و واحدهای مسکونی واقع در مراکز قدیمی شهری، رها شده وساکنان و صاحبان آنها به حومه شهرها نقل مکان کرده بودند وبتدریج اینگونه بناها رو به تخریب گذاشته بود و غیرقابل استفاده شده بودند. بنابراین اگر بخش دولتی و بخش خصوصی هماهنگ می شدند وسرمایههای خود را در این زمینه بکار میبرند میتوانستند بجای ساختمانهای قدیمی، فروشگاهها، واحدهای مسکونی وتإسیسات شهری را بسازند. در سال 1980 حکومت محافظه کار تاچر چنین سیاستی را تشویق کرد و باین ترتیب بناهای قدیمی اینگونه مراکزشهری مورد بازسازی قرار گرفت، در چهار شهر بات، یورک، چستر چه چستر که شهرهای تاریخی انگلیس بودند طرحهای خاصی اجرا شد و به این ترتیب در زمینه صنایع ومصالح ساختمانی نیز تاثیر مثبت بجای گذاشت و بافتهای تاریخی درشهرهای قدیمی انگلیس سر وسامان گرفت و فضاهای قدیمی آنهابازسازی شد.
این چهار نوع تجربه در اروپا توانسته کم و بیش نیازهای مسکن را از سال 1960 به بعد در اروپا فراهم سازد. مقایسه اینگونه سیاستها با سیاسیتهای برنامههای دوم و سوم جمهوری اسلامی ایران، نکات معینی را آشکار میسازد.
در اروپا علیرغم سختی های جنگ جهانیدوم دربسیاری از کشورهای اروپائی سیاستهای اقتصادی، اجتماعی در نیمه اول قرن بیستم شکل گرفته است. و دموکراسی لیبرال در کشورهای اروپائی کم و بیش توانسته در زمینه تامین و کاربرد، فرمولبندی سیاستهای مشخصی براساس بازار اجتماعی با در نظر گرفتن رفاه مردم به اجرا گذاشته شده است و پارهای از سیاستها نیز آنرا استحکام بخشیده است. ساختمان واحدهای مسکونی با مقیاسهای بزرگ که غالباَ همراه با یک واعانه دولت بوده تا دهه 1960 شروع به پاسخ به نیازها و کبودهای مسکونی نمود یعنی از این تاریخ به بعد تقریباَ به کمبودها پاسخ داده شد. و در بسیاری از کشورهای اروپائی بصورت هماهنگ، تأمین واحدهای مسکونی- اجتماعی بخشی ازکمبودهای مسکن را حل کردهاند.
| دسته بندی | باستان شناسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 27 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
تاریخ فرهنگ و تمدن سلوکی و اشکانی
خشایارشا برای جبران شکستی که در دشت ماراتن به لشگریان پدرش وارد شده بود، در سال 480 ق.م با سپاهگرانی که هرودت مورخ یونانی تعداد آنها را به گزاف 2641000 نفر و سایر مورخین 100000 نفر و برخی هم 35000 نفر نوشته اند، عازم یونان شد، و با سپاه ده هزار نفری اسپارت به فرماندهی لئونداس به جنگ پرداخت که ظاهراً فاتح شد و مردم اسپارت شهر را تخلیه کردند و خشایارشا هم آنجا را به آتش کشید و در دنباله اقدام توسعه طلبانهاش معبد پارتنون را که متعلق به آتنا دختر زئوس خدای خدایان بود آتش زد.
در بابل نیز چنین کرده بود و مجسمه مردوک خدای ملی بابلیان را که مورد ستایش و احترام مردم بابل و بعضی از مردم کشورهای دیگر امپراطوری بودند از معبد بزرگ بعل خارج کرده بود. همه این خودخواهیها به آشفتگی هر چه بیشتر اوضاع کمک میکرد و در نتیجه آتش طغیان و شورشها را تندتر می ساخت و بر شدت نارضایتیها میافزود، چنان که آتش کینه مردم آتن بر علیه ایران افروخته شد و پیوسته مترصد بودند که در فرصتی مناسب از پارسیان انتقام گیرند. اگر چه در زمان خشایارشا به علت عدم وحدت در شهرهای یونانی این کار عملی نبود، ولی سرانجام در زمان داریوش سوم اهالی مقدونیه پرچمدار این نهضت و اندیشه در سرزمین یونان شدند.
مقدونیه سرزمینی ثروتمند بود و اساس اقتصاد آن بر پایه کشاورزی خوب مقدونیه نهاده شده بود و همین امکانات طبیعی سبب شده بود ملت واحدی از کشاورز و گلهدار و شبان تحت اداره یک نفر پادشاه در آنجا تشکیل شود. در صورتیکه موقعیت جغرافیایی یونان بگونهایست که مانع شده است از اینکه مقر یک ملت واحد باشد بلکه آن را مجموعه ای از دول کوچک ساخته بود که برای امر معاش خود ناچار متوجه دریا بودند. وانگهی مرد مقدونی حق نداشت اگر آدمی نکشته با دیگر مردان روی یک میز بنشیند مگر بدست خود لااقلگزاری کشته باشد. از طرفی اختلافات و کشمکشهایی پیوسته بین این دول وجود داشت. چنانکه فیلیپ پدر اسکندر در دوره جوانی مدت سه سال، بطور گروگان در تب، که آن زمان دولت نظامی مهم یونان بود بسر برد و بعد از این اسارت بود که موفق شد سپاهی بنام فلانژ تشکیل دهد در حالیکه آتن و تب با به قدرت رسیدن فیلیپ سخت مخالف بودند اما در جنگهایی که فیلیپ با قبایل مختلف کرد با دولتهای تب و آتن که با هم متحد شده بودند وارد جنگ شد. فیلپت فاتح شد و بعد تسخیر آتن و تب متوجه اسپارت گردید و آنجا را نیز به تصرف خود درآورد و بعد از این فتوحات بود که فیلیپ، خود را سردار کل یونان معرفی کرد و آنگاه برای انتقام گرفتن از ایران از مردم یونان و مقدونی درخواست کمک و یاری نمود که ظاهراً جزو مردم اسپارت پذیرفته شده؛ چون نظام اجتماعی و حکومتی با آنکه تحت اختیار روسایی بود که مالک زمینهای وسیعی بودند و از نظر کشت و زرع درآمد سرشاری داشتند که میتوانستند شاه را در جنگ یاری دهند. قدرت دینی و قضایی و نظامی هم در دست شاه بود و فیلیپ توانسته بود یا تشکیلات مجهز و با نیروی نظامی خود موجبات وحدت سرزمین هلاد (یونان قدیم) را فراهم نماید و با اجتماع ملت یونان در گرد تاج و تخت خود تحت عنوان منتقم یونانیان از پارسیان، توجه و حمایت اهالی آتن و تب را نیز کاملاً جلب کند. ب طوری که سپاهی مرکب از سربازان سنگین اسلحه با نظم و ترتیب خاص آمادگی خود را برای حمله اعلام داشته بودند، که پیش از اقدام به این امر برای مرگ او توطئهای بعمل آمد و فیلیپ را به قتل رساندند.
به نظر می رسد که این سوء قصد توسط عاملین ایرانی یا طرفداران حکومت پارسی انجام گرفته باشد. زیرا قتل فیلیپ هیچگونه تغییری در اندیشه ضد ایرانی مقدونیها نداد و جانشین فیلیپ مقدونی پسر 22 سالهاش اسکندر پرچمدار نجات یونانیان از یوغ ایرانیان شد و راه پدر را دنبال کرد و با حمایت و کمکی که از اهالی آتن و تب گرفته بود با سپاه منظم مقدونی که در ستاد آن مورخان، جغرافیدانان، دانشمند و حتی گیاهشناسان هم بودند عازم ستیز با شرق شد. او از شاگردان تحصیل کرده مکتب ارسطو بود و از دانشهای زمان بهره کافی گرفته بود، دارای زیرکی و هوش سرشاری بود او را شکارچی قابل و مرد کاملی نوشته اند که در این لشگرکشیها برای تهییج سربازان یونانی تصمیم گرفت از همان راهی که خشایارشا به یونان آمده بود راهی پارس شود یعنی از تنگهداردانل (هلس پونت)، خود اسکندر اولین کسی بود که از کشتی پا به خشکی نهاد. او از اشتیاق اعمال قهرمانهاش بر خود میلرزید و در اولین قدم بر طبق نقشهاش شهر تروا را در آسیای صغیر تصرف کرد و آنرا به آتش کشید و در این شهر پس از اولین پیروزی اساسی اقدام به حمله را جنگ انتقامی و مذهبی بر ضد آسیا اعلام کرد؛ و آن را یک سفر جنگی تلافیجویانه تلقی کرد و برای شادی ارواح قهرمانان یونانی دستور قربانی داد و سپاهیان اسکندر هم که تنها آرزویشان عبور از سواحل مدیترانه بود به شوق آمده بودند.
اما باید گفت که اسکندر پا را راهی گذاشته بود، که فقط جنبه انتقام مذهبی نداشت، زیرا بعداً خواهیم دید که برای مطامع جهانگشایی اسکندر نمیتوان حدی قائل شد. حتی هدف اسکندر تنها بدست آوردن متصرفات ایرانی مانند سوریه، مصر و بابل نبود، بلکه اشغال خود کشور هخامنشی بود؛ او میخواست دنیایی را به زیر سلطه خود درآورد، بخت هم او را یاری کرد چون بدون هیچگونه برخوردی پس از آسیای صغیر وارد مصر شد و راه مواصلاتی خویش را با یونان تعیین کرد و با تسخیر سواحل دریا سپاهیانش را از گزند هر نوع حمله دریایی از طرف داریوش سوم محفوظ نگهداشت. مضافاً به اینکه داریوش هم که از باده غرور و قدرت سرمست بود به جای مقابله با لشگریان اسکندر، با همه تجهیزات نظامی و امکانات وسیعی که داشت فقط فرمان صادر میکرد که اسکندر را این چنین و آن چنان کنید، اسکندر را به زنجیر کشیده به پایتخت شوش بفرستید. غافل از اینکه وقتی اسکندر وارد مصر شد چون مصریان دل خوشی از حکومت ایرانیان نداشتند اسکندر به راحتی آن کشور را منصرف شده بود از طرفی سپاهیان یکدست یونانی اسکندر که برای هدفی تعیین شده میجنگیدند، با لشگریان مخلوط داریوش که ترکیب از مزدوران یونانی و ایرانی بودند فرق داشتند و هنگامیکه در گرانیک اولین برخورد بین دو سپاه پیش آمد با همه غیرت و مردانگی که سربازان ایرانی از خود نشان دادند معالوصف کاری از پیش نرفت. آرین مینویسد که ممنون سرکرده قوای مهم مزدور یونانی در سپاه ایران به سرداران ایران پیشنهاد نمود که باید عقب نشست و شهر و دهات مسیر حمله اسکندر را آتش زد ولی سرداران ایرانی این پیشنهاد ممنون را نپذیرفتند و سرانجام هم شکست خوردند و فرار را بر قرار ترجیح دادند و اسکندر با موفقیت وارد سارد شد. مرحله دوم جنگ اسکندر جنگ ایسوس بود که در نزدیکی شهری به همین نام روی داد. مورخین، سپاهیان ایران را در این جنگ بالغ بر 600 هزار تن ذکر کرده اند و سپاه اسکندر را سیهزار تن و داریوش خود بر طبق رسم تغییر ناپذیر شاهی در قلب لشگریان قرار داشت و هنگامی که نائره جنگ به طرف او زورآور گردید رو به فرار نهاد و حتی برای سبک کردن ارابة خود سپرش را نیز به دور انداخت.
از این شکست داریوش توسط اسکندر و سردارش، پارمنیو یک تابلوی خاتم کاری که در پومپه کشف شده و در موزه ملی ناپل است تهیه کرده که حکایت دارد که: شاه هخامنشی از حمله نیزه اسکندر سخت وحشت کرده و ارابه چی اسبها را برای فرار از مهلکه با شلاق میزند و یک نفر پارسی از آب پیاده شده اسبش را به داریوش میدهد که فرار کند و او چنین کرده است. تلفات قشون ایران را در این جنگ بالغ بر صدهزار تن نوشتهاند. از جمله غنایمی که از این نبود نصیب سپاه اسکندر شد، سراپرده داریوش، مادر و زن و دو دخترش و بیش از معادل یک میلیون لیره غنایم جنگی دیگر و بدین ترتیب قسمت ایران غربی به تدریج به دست فاتح جوان مقدونی افتاد.
داریوش برای نجات خانوادهاش پیام صلحی برای اسکندر فرستاد که در برابر تزویج اسکندر با دخترش و دادن غنایم جنگی دیگر از ادامه جنگ صرف نظر کند، اما اسکندر نپذیرفت و به داریوش پیام داد که باید او را سلطان خود بشناسد، همچنانکه او را در مصر فرعون شناخته بودند و در معبد آمن مصر ، هاتف معبد؛ تسلط بر جهان را برای او پیشبینی کرده بود و او را به عنوان پسر خدا اعلام داشته بود، بدیهی است که پس از فتح الیوس و شکست کامل سپاهیان ایران و هزیمت داریوش، اسکندر حاضر به مصالحه نبوده و به راه خود ادامه داد و فاتحانه عازم بینالنهرین گردید و از دجله و فرات هم گذشت. سومین پیشنهاد مصالحه داریوش که این مکان مرز دو امپراطوری ایران و یونان باشد و داریوش تسلط اسکندر را بر شهرهای مفتوحه میپذیرد، نیز مورد قبول واقع نشد و داریوش ناچار به ادامه جنگ با اسکندر شد و جنگی سخت در دامنه جبال آشور در اردبیل در محلی بنام گوگمل یا (مرتع شتران) درگرفت که به شکست سپاهیان ایران منجر شد و داریوش بسوی هگمتانه فرار کرد. پس از این پیروزی اسکندر وقتی وارد بابل شد. مردم از او استقبال کردند و اسکندر هم مناسب دید که خود را شاه ایران بداند و برای دلجویی و توجه اهالی بابل دستور باز پیرایی و بازسازی معبد بعل را که خشایارشا خراب کرده بود، صادر کرد و در تعقیب داریوش روانه شوش، پایتخت ایران گردید. پایتختی که بر روی خرابههای ایلام ساخته شده بود و بصورت مرکز جهانی تجلی کرده بود و سفرا و فرستادگانی از کشورهای مختلف که در آن زمان شناخته شده بودند به آنجا گسیل می شدند، بسیاری از مردمان سیاسی رانده شده از زونان هم در پناه این تختگاه بسر میبردند. شوش بصورت یک بنگاه علمی از نویسندگان و شعرا، و پزشکان و هنرمندان یونانی درآمده بود که داریوش آن را بسیار دوست میداشت و فتح آن یکی از آرزوها و مقاصد مهم اسکندر در جنگ با ایران بود که با تصرف شوش نه تنها این آرزوی اسکندر برآورده شد بلکه غنایم زیادی به چنگ سربازان مقدونی افتاد.
خانواده داریوش که در سپاه اسکندر اسیر بودند به شوش رسیدند و در آنجا مستقر شدند، اسکندر پس از مدتی اقامت در شوش و به رسمیت شناختن خود به جانشینی داریوش سوم، عازم تخت جمشید شد و با گنجینههای زیاد آنجا روبرو گردید، و بساط عیش و عشرت را رد تخت جمشید گستراند، و در اینجا به عهده قول و وعدههای خود وفا کرد و سرانجام به جبران آتش زدن معبد پارتنون صفه تخت جمشید را به آتش کشید. عملی که برای مورخین متعصب غربی باورکردنی نیست، اما کاوشهای باستانشناسی و عملیات حفاری تخت جمشید این مطلب را تأیید میکند و هنوز بقایای پرده های سوخته و سایر اشیاء بدست آمده دال بر آتش کشیدن آنجا توسط اسکندر است. اسکندر پس از چهار ماه اقامت و خوشگذارانی در تخت جمشید و به آتش کشیدن آنجا و چند بار هم بازدید از آرامگاه کورش در پاسارگاد چون اطلاع یافت که بسوس نایبالسلطنه، داریوش را دستگیر و اسیر و محبوس کرده است به تعقیب او پرداخت، اتفاقاً در اطراف دامغان به اردوی فراریان رسید و در همین جا بود که با جسد کشته شده داریوش که با ضربت خنجر یکی از شهربانانش به قتل رسیده بود، روبرو شد.
اسکندر وقتی با این حادثه روبرو شد دستور داد که جسد را به شوش منتقل کنند و به خانواده او بسپارند و به یکی از سرداران ایرانی بنام اسپی تامن[1] دستور داد که بسوس قاتل داریوش را که به بلخ فرار کرده دستگیر کند، که پس از دستگیری بسوس او را در همدان به دار کشید و در ادامه راهش به سوی شرق رهسپار شد و ایران شرقی را هم اشغال کرد. با وجودی که ایجاد آرامش و صلح در سرحدات شمالی مدتی طول کشید؟، اما اسکندر با جنگ و ستیز تا سیحون پیش راند و پس از ازدواج با رخسانه یا روشنک دختر اکسیارتس[2] امیرسغد در سال 327 ق.م از طریق هندوکش عازم هند گردید. که در این لشگرکشی قشون اسکندر را یکصد هزار نفر نوشتهاند که از معبر خیبر و پلی که روی سند ساخته بودند گذشته و به شهر تاکسلا در پنجاب وارد شد.
نوشتهاند پادشاه و اهالی آنجا با آغوش باز اسکندر را پذیرفتند و او از آنجا به طرف رود هی واس پس از (جلم امروزی) رهسپار شد که پادشاه آنجا به نام پروس با سیهزار سپاهی و فیلهای جنگی زیاد مهیای روبرو شدن با قشون اسکندر بود، مقدونیها وقتی با این پیلها مواجه شدند جنگ را بینتیجه تلقی کردند. اما اسکندر بیدی ن بود که از این بادها بلرزد و با وجودیکه لشگریان از نظر تعداد فزونی داشتند در این درگیری تلفات زیادی به مقدونیها وارد شد اما سرانجام جنگ به نفع فاتح یونانی تمام شد و پروس اسیر گردید. پس از آن پیروزی اسکندر تا رود هیفاز[3] (رود بیس امروزی) پیشرفت اما قشون خسته اسکندر در کنار این رود وقتی از مطامع و هدف جهانگشایی بیحد اسکندر مطلع شدند و ترس از اینکه اگر دورتر بروند با پادشاهی قویتر از پروس و با پیلهای بیشتر روبرو خواهند شد، به اسکندر گفتند فتوحاتی که شده کافی است و هر زحمتی حدی دارد و مخصوصاً یکی از سردارانش بنام کی نس[4] به اسکندر گفت اگر در مقام جهانگشایی بیشتری هستی باید بانی که از لشگریان ما تعداد کمی باقی مانده و بهتر است بر گردی و قشون جدید و تازه نفسی تهیه کنی. اسکندر وقتی تمرد و نافرمانی را در قشون یونانی و مقدونی احساس کرد علیرغم تمایلاتش تصمیم به مراجعت گرفت 325 ق.م.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 104 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
“ردیف های موازی از دو سری ساختمان معرف اصطلاحی است که ما به عنوان خیابان شناخته ایم. خیابان مملو از ساختمان هاست. خیابان خانه ها را از هم جدا می کند و آنچه که ما را قادر می کند تا از یک خانه به خانة دیگر برویم. یا در طول خیابان از میان خیابان.
جرج پرک. ترجمه شده توسط استتوروک
انواع فضاها و سایر مقالات، (1974)
صفحه 450 و 1997
عنوان صفحه: در بعضی از ساختمان ها فضا با استفاده از دیوارهای موازی سازماندهی میشود.
یکی از آسانترین ، قدیمی ترین و هنوز قابل استفاده ترین استراتژی های معماری استفاده از دیوارهای موازی و مستقیم است. این استراتژی منطبق بر معماری های قبل از تاریخ است و تا کنون ادامه یافته است. معمارها تمام امکانات آن را درست در اول قرن بیستم جستجو کردند. به نظر نمیآید که پتانسیل این استراتژی خسته کننده و غیر قابل استفاده شده باشد.
جذابیت واقعی این ترتیب و استراتژی کاملاً ساده و غیر پیچیده در سادگی ساختاری آن است و این روش ساده ترین راه برای پوشاندن سقف بین دو دیوار موازی است.
اگر چه این روش ساده و بی تکلف است اما استفاده از دیوارهای موازی هم ظرافت های مربوط به خود را دارد. هنگامی که ما به معماری های قدیمی نگاه می کنیم از وجود آنهمه خلاقیت و ظرافیت و باریک بینی متعجب می شویم. آنچه را که باعث شگفت ما شده است می تواند هنوز مانند الگویی در دسترس و قابل استفاده ای برای طراحی و جستجوی ما باشد.
در فصل «هندسه های وجود» و در بخش ویژه «شش جهت – بعلاوة – مرکز چنین گفته شده است که معماری زمینی (خاکی) از چند جهت به زمین، آسمان، چهار جهت افقی و عقیدة مرکز مربوط می شود.
استراتژی دیوارهای موازی به ویژه مربوط است به چهار جهت افقی. و علت وجود این قدرت، تسلط آن بر این جهت هاست. در روش هایی که می تواند باعث احساس امنیت، جهت و کانون شود. محافظت داخل از باران و نور خورشید توسط سقف فراهم می شود. البته با استفاده از دیوارهای کناری، که میتوان جهت راهرو را به دو سمت “عقب” و “جلو” و یا با افزودن یک دیوار پشتی غیرساختاری به یک – جهت جلو محدود کرد و در نتیجه ساختمانی را بنا کرد که تقریباً مانند یک غار است.
علم جهت و حرکت به وسیلة فضای محدود بین دیوارها مشخص می شود. خط و جهت در هر سوی می تواند قرار بگیرد به صورت مستقیم بین دیوارها، و یا میتوان آن را در ارتفاع داخل ساختمان به اوج رساند و با استفاده از دیوار پشتی خاتمه داد.
تمام مشخصه های استراتژی دیوار موازی را می توان در همة ساختمان های باستان ملاحظه کرد.
در قرن نوزدهم میلادی “هنریش اشلیمان” باستانشانس شهری را کشف کرد که گمان میرفت شهر قدیمی “تروی” باشد که برخواسته های داستانهای مشهور “هنر است. تعدادی از بناها بر طبق دیوار موازی “سمت راست بالای صفحه ” ساخته شده بودند. سر در ساختمان نیز از دیوارهای موازی بنا شده بود.
اگر چه که خانه های شهر باستانی “تروی” براساس اجاق هایشان متمرکز شده بود، آنها در خانه هایشان قدرت تمرکز دیوارهای موازی را نشان نداده بودند. که منجر به ترکیب خط و مسیر جهت، همگرایی خط های منظره و چارچوب تشکیل شده به وسیلة دیوارها و سقف بالا و زمین زیر می شد.
وینسنت اسکولی (Vincent scully) در کتابش “زمین، مقبره و خداها به این نتیجه می رسد که یونان باستان علم جهت و تمرکز را برای ایجاد خانه هایشان با استفاده از دیوارهای موازی استفاده کرده اند تا ساختمان هایشان را به محل های مقدس نوک کوهها مربوط کنند. ارتفاع ساختمانهایی که سقفشان یکپارچه سنگی است (شکل زیر) نشان دهندة کشف استراتژی دیوارهای موازی در دوران باستان است. بعضی از نمونه های اولیه بدون شکل مشخص هستند (شکل سمت چپ) قرار گرفتن متعادل یک تکه سنگ عظیم بر روی تکه سنگ های ایستاده خود شاهدی بر این ادعاست. مثال های بعد (تصویرهای پایین) حتی تجربه اسکلت های ساختمانهای راست گوشه را با دیوارهای موازی شرح داده است. به نظر می رسد که پیشرفت و تکامل انسان در غارهای بدون شکل آغاز شد که زاییدة فرم ساختاری (هندسة ساختن) و نتیجه بخش تأثیرهای معماری است.
نقشة هر کدام از این خانه های تروژانی بیانگر الهام یک جفت دیوار متوازی در ذهن معمار بناهاست. روشن است که نوع قراردادن پشت و ورودی دیوارها در انتهای دیوارهای کناری قرار گرفته است. بزرگترین خانه ها به نظر نرمال ترین خانه ها است. با تنها یک خانه که محل اجاق است. خانه های کوچک دیگر دارای دو اتاق هستند با دیوارهای متقاطع – اتاق های پشتی احتمالاً اتاق های خواب بوده اند. توجه کنید که معمارهای این خانه ها به امکان استفاده از یک دیار برای ایجاد دو خانه توجه نکرده است. به جز در یک مورد، در مکانی که شکاف به اندازه کافی بزرگ است تا از آن فضا به عنوان راهرو با یک ورودی استفاده شود یک مکان بدون استفاده یا فضای “مرده” بین خانه ها وجود دارد.
استراتژی دیوارهای مساوی (موازی) زیر ساخت ساختارهای فضایی بناهای مقبره های یونان باستان بود و همچنین بنای کلیساها و قصرهای سلطنتی.
دیوارهای موازی همچنین زیربنای معماری مقبره های یونان شد. که از آن محورها به وسیله دیوارهای موازی دارای یک منظرة متقاطع هستند. (شکل بالا) کلیسای به سبک رومی را نشان می دهد که در آن منظرة دیوارها محور را بر روی یک محراب تا آخر جایگاه مقدس متمرکز کرده است. (در سمت چپ پایین صفحه) یک کلیسا مربوط به قرون وسطی که جایگاه محراب را همانگونه مشخص کرده است. اما با یک طاق نمای مصنوعی و ساختاری از یک سقف که دارای پایه و محافظ و تکیه گاه است. از طریق سفسطة استراتژی دیوار موازی، وجود ستون های درونی و بیرونی (ساختن ردیف ستون های اطراف تراس، قسمت وسیع سالن کلیسا و قسمت های پهلویی کلیسا ) و سپس الحاق کردن پنجره برای نورپردازی کردن و تکیه گاه ها برای مقاوم سازی ، درمی یابیم که کلیساهای بزرگ قرون وسطی دستمایه های مشرکان و بت پرستان قرون وسطی است و خانه های اهالی قرون وسطی و ما قبل تاریخ و مقبره های یونان باستان و دنیای روم نمونه های بارز دیگری از وجود استراتژی دیوار موازی است.
در قرن بیستم میلادی، معمارها استفاده از روش دیوارهای موازی را سرلوحة کار خود برای ساختن ساختمانهای فضایی قرار دادند. اساس کارهای معماری همان دیوارهای موازی بود. عده ای دربارة داده های ارتودوکسی دیوارهای موازی نیز دچار چالش شده اند.
سه مثال بعدی همه مربوط به کلیساهاست. ابتدا معمارها این استراتژی را اساس کار و نیز آن را به عنوان شیوة سنتی ساخت در نظر گرفتند. در دو گونة دیگر اختلافات کشف شدند در دو مورد دلایل فضایی شاعرانه.
هنگامی که مایکل اسکات یک کلیسای جدید را در نکانیور ایرلند در سال 1960 طرح ریزی کرد او استراتژی دیوارهای موازی را به اساسی ترین شکل آن تبدیل کرد: دو دیوار که با یک سقف عریض و پایه دار پوشانده می شد. با محراب و صلیب در مرکز. یک دیوار در داخل ورودی و صندلی ها که در مرکز محور کلیسا قرار می گرفتند.
دیوارهای موازی یک عبادتگاه خصوصی دانش آموزان در اتانیمی از دیدگاه یک شخص به طبیعت که انتقال ماندائی ها به کلیسای مقدس را نشان می دهد.
ارجاع به یک کلیسای کامل شده فنلاندی مقبره اگون – معماری فنلاندی امروز 1968
در عبادتگاه دانش آموزان دانشگاه اتانیمی نزدیک هیلسینکی در فنلاند (راست)، دو دیوار موازی برای کانال زدن از یک فضای مادی به یک منظرة روحانی استفاده شده است. این مکان را دو معمار به نام های kaija و Hiekki طرح ریزی کردند و آن را در دامنة یک تپه بین درخت های غن و صنوبر در سال 7-1956 بنا کردند. مکان مخصوص کلیسا در میان جنگل به وسیله دو دیوار تکیه دار مشخص شده است. داخل شدن در کلیسا بااستفاده از دیوارهای متقاطع کنترل شده است. نقشه پنج ناحیه را در طول مسیر مشخص کرده است اولین ناحیه منظرة بیرونی کلیسا است. دومین ناحیه حیاط کلیسا است در داخل حیاط یک راهرو به داخل عبادتگاه دانشگاه می رود. که چهارمین ناحیه است: ناحیه سوم اتاق انجمن و فضای انبار عبادتگاه است. در داخل حیاط برج زنگ کلیسا قرار گرفته است که مانند یک نشانه است. پنجمین ناحیه که در داخل آن کسی نمیتواند وارد شود. و از طریق دیوار شیشه ای انتهای عبادت گاه می توان طبیعت را نظاره کرد. صلیب مرکزی در بیرون ساختمان و در میان درخت ها نصب شده است. نمازخانة کوچک خانة برجسته کلیسا باعث شده است که طبیعت را از نقطه نظر یک شخص در عبادتگاه و طبیعتی را که دیگری از نیمکت خودش و جایگاه صلیب نظاره می کند جدا شود.
عده ای از معمارهای اهل اسکاندیناوی در اواخر 1950 به نظر می آید که روش دیوار موازی را به کار برده باشند. نمونة بندی یک آرامگاه از عبادت گاه است در کمی (kemi) (صفحه مقابل قسمت بالا: همچنین در فنلاند) که (Osmo sipari) آن را طرح ریزی کرده است و در سال 1960 آن را بنا کرد. اگر دقت کنید دیوارهای موازی به صورت مثلث و در قسمت های مساوی هستند و صلیب مخصوص مراسم و تابوت به اندازة 90 درجه چرخیده اند. همچنین ورودی که مربوط به صلیب است بیشتر مانند یک دیوار است تا یک قسمت باز از نقشة دیوار موازی – دو دیوار مجزای دیگر در نقشه دیده می شود. سومین دیوار که به سمت بیرون عبادت گاه متمایل است و یکی در زاویههای راست به دیوارهای موازی که در را به زمین آرامگاه متصل کرده است و همچنین به درب اصلی عبادت گاه.
استراتژی دیوارهای موازی در طراحی خانه ها هم مورد استفاده بوده است. در تصویر سمت راست همانگونه که نشان داده شده است این استراتژی منجر به تکرار خانههای متوالی براساس خانه تراس دار شده است. در آن مکان هر سکونتی که بین دو دیوار مشترک قرار گرفته مشخص شده است. این دیوارهای مشترک اگر چه از نظر پنهان می مانند ولی اساسی ترین جزء ساختار فضایی خانه های ردیفی محسوب می شوند.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 15 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
سیلیکات 3 کلسیم ـ سازنده و ترکیب فعال سیمان پرتلند است که در کلنکر به کل دانه هائی بنام آلبت Alite وجود دارد (C3S ناخالصیهائی همراه دارد که بحال معلقاند). خواص آلیت با C3S خالص اندکی متفاوت است.
C3S موجب زیاد شدن مقاومت سیمان میشود و حرارت آبگیری آن بالنسبه زیاد است.
در زیر میکروسکوپ دانه های آن به شکل چندضلعی است که طول متوسط هر ضلع آن m 50 میباشد.
C3S در درجه حرارت بالاتر از °1900 سانتیگراد تجزیه و تبدیل به C3S و سیلیس میگردد.
همچنین در حین سرد کردن کلنکر هرگاه درجه حرارتی مدتی در حوالی °1100 بماند آلیت تجزیه شده و به C2S و آهک تبدیل میگردد. آهک تولید شده در این عمل را آهک ثانوی می نامند (در مقابل آهکی که از تجزیه کربنات کلسیم حاصل شده و به نام آهک اولی معروف است).
سیلیکات 2 کلسیم ـ ترکیبی است که موجب سخت شدن سیمان با مرور زمان میشود. این ترکیب هم ناخالصیهائی همراه دارد که خواص آن را اندکی متغیر می سازد و به نام Belite معروف است.
C2S را حداقل به چهار شکل، در درجات مختلف حرارت تشخیص دادهاند:
°2130ـ°1470 C2S (a) °675 C2S (b)
°1470ـ°675 C2S (a) °820 C2S (g)
وقتی که شکل b به g تبدیل میشود حجم آن تا 10% زیاد و در نتیجه باعث خردشدن دانه ها و تشکیل گرد میگردد. این پدیده را پراکندگی و شگفتگی نامند که مخصوصاً در کلنکرهائی که C2S (b) زیاد دارد مشاهده میشود.
C2S (g) عملاً خاصیت هیدرولیک ندارد.
دانه های b که تعداد آنها در کلنکر بیشتر است باشکال مختلف و اغلب کروی شکل است که قطر متوسط آنها m 30 و سطح دانه های آن مخطط و یا صاف است (مخططها از تبدیل شکل a به b حاصل شده اند).
تبدیل شکل b به g را ممکن است با افزون Mn2O3 و B2O5 و As2O5 و P2O5 جلوگیری نمود. (زیرلا که g خاصیت هیدرولیک ندارد).
درحین سرد شدن نیز هرگاه C2S (b) بصورت دانه های درشت باشد در °500 به g تبدیل می شود، و حال انکه هرگاه دانه های آن ریز (به قطر کوچکتر از m5) باد تا درجه حرارت معمولی به شکل b باقی بماند. زیرا در اینحالت امکان تشکیل دانه اولیه g در محیطی که دانه ها ریز است کمتر میشود.
آلومینات 3 کلسیم C3A : ترکیبی است که موجب گیرش سریع سیمان میشود و حرارت آبگیری آن بیش از سایر سازنده های سیمان است. دانه ها آن متبلور و شکل آنها برحسب کیفیت دانه ها درشت و مستطیل است.
بطور کلی اگر سد کردن کلنکر سریع باشد، دانه ها ریز، و هرگاه سرد کردن آهسته باشد، دانه ها درشت و مستطیل است.
آلومنیوفریت 4 کلسیم C4AF : این ترکیب عملا در مقاومت سیمان مؤثر نیست و در مایع صاف کلنکر وجود دارد.
تبصره ـ مجموعه C3A + C4AF را اکثر بنام سیلت Celite می نامند.
همچنین مجموعه Al2O3+Fe2O3 را اکثر بصورت R2O3 معرفی میکنند.
رل سازنده های مختلف: برای آن که مقاومتهای سیمان زیاد باشد باید نسبت در آن افزایش یابد. و برعکس اگر بخواهیم که حرارت متصاعد سیمان در موقع آب زدن کم باشد (در مرود استعمال مقادیر عظیم سیمان مثل سدسازی و پلسازی و غیره) باید مقدار C2S نسبت به C3S زیاد باشد.
برای این منظور لازم است ضریب سیلیسی سیمان را زیاد و ضریب هیدرولیک و آلومینوفریت آن را کم نمود.
هرگاه بخواهیم که مقاومت سیمان را در مقابل آبهای سولفات دار زیاد نمائیم باید (در مورد سیمانهای دریائی) مقدار C3A را در سیمان افزایش دهیم.
از آنجا که کیفیت سیمان در تولید یک بتن خوب بسیار مؤثر می باشد، لازمست که در ساخت سیمان کنترلهای دقیقی بعمل آید. در کارخانههای سیمان برای تولید سیمانی مطابق استانداردهای بین المللی آزمایشهای متعددی روی سیمان انجام میگیرد.
همچنین خریداران و آزمایشگاههای خصوصی علاقه دارند با انجام آزمایشهای لازم، سیمانی مناسب با کارهایا ختصاصی خود را انتخاب نمایند. آزمایشهای تعیین خواص شیمیائی ترکیبات سیمان در این کتاب آورده نشده است. علاقمندان می توانند به استانداردهای ASTM و BS 4550 مراجعه کنند. در اینجا آزمایشهای ریزی، زمان گیرش، سلامت و مقاومت سیمان براساس استانداردهای ASTM و BS توضیح داده می شوند.
هیدراتاسیون سیمان از سطح دانه های آن آغاز میشود. کل سطح جانبی دانه ها، نماینده مواد ترکیب شونده با آب می باشد، سرعت واکنش شیمیائی آب و سیمان، به ریزی سیمان مربوط بوده و لذا برای هیدراتاسیون سریع و افزایش مقاومت سریع، سیمانی با ریزی بالا مورد نیاز است. در مقابل باید هزینة آسیاب دانه ها تا ریزی بالا و اثراتی را که سیمانهای ریز بر روی کارآیی بتن تازه، خواص دراز مدت و میزان گچ موردنیاز می گذارد، درنظر داشت.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
کلیات
سال ها قبل، انسان به این کشف مهم و ارزنده نائل آمد و دریافت که وقتی مواد سیلیسی بسیار ریز با آهک مخلوط می شود، سیمان های دارای خواص هیدرولیکی تولید مینماید. یک نوع از این مواد، خاکستر آتشفشانی تحکیم یافته یا توف بود که در حوالی پوزولی ایتالیا پیدا شد. پس از آن، واژه پوزولان به هر نوع ماده ای با خاصیت مشابه فوق صرف نظر از منشأ زمین شناسی آن، اطلاق گردید.
ASTM-C618 پوزولان را به این صورت تعریف می کند: «ماده سیلیسی یا سیلیسی آلومیناتی که به خودی خود ارزش چسبندگی ندارد، اما به شکل ذرات بسیار ریز و در مجاورت رطوبت با درجات حرارت معمولی با هیدروکسید کلسیم واکنش شیمیایی داشته و ترکیباتی را به وجود می آورد که خاصیت سیمانی و چسبندگی دارد.» بنابراین، پوزولان یک ماده طبیعی یا مصنوعی است که حاوی سیلیس فعال است. لازم است که ماده پوزولانی به شکل پودر شده باشد، زیرا فقط در این صورت سیلیس می تواند در حضور آب با آهک (که بر اثر هیدراتاسیون سیمان پرتلند ایجاد می گردد) سیلیکات های کلسیم پایدار را که دارای خواص چسبندگی اند، تشکیل دهند. ضمناً در بررسی کلی پوزولون ها باید متذکر شد که سیلیس آنها باید بی شکل (آمورف) باشد، زیرا قابلیت ایجاد واکنش سیلیس متبلور بسیار کم است.
سیمان پرتلند پوزولانی به مخلوط های توأم آسیاب شده یا مخلوط شده سیمان پرتلند و مواد پوزولانی اطلاق می گردد. غالباً مواد پوزولانی از سیمان پرتلندی که جایگزین آن می شوند ارزانترند.
ولی امتیاز عمده آنها در هیدراتاسیون کند و بنابراین، روند توسعه حرارت کم نهفته است. در ساختمان های انبوه بتنی این امر اهمیت زیادی دارد و دقیقاً در این نوع ساختمان هاست که غالباً سیمان پرتلند پوزولانی با جایگزینی بخشی از سیمان پرتلند با مواد پوزولانی مصرف می شود. همچنین سیمان های پرتلند پوزولانی در برابر حمله سولفات ها و بعضی دیگر از عوامل مخرب مقاومت خوبی از خود نشان می دهند. این امر به دلیل واکنش پوزولانی است که مقدار کمتری آهک به جا می گذارد تا به خارج راه یابد و نیز نفوذپذیری بتن را کاهش می دهد. لیکن مقاومت در برابر یخ زدن و آب شدن تا سنین بعدی که واکنش عمده پوزولانی تخلخل خمیر سیمان را کاهش داده است، نمی تواند ایجاد شود. باید به خاطر داشت که آثار خوب و بد مواد پوزولانی بسیار متغیرند و بدین جهت توصیه می شود که هر ماده پوزولانی آزمایش نشده ای در ترکیب با سیمان و سنگدانه هایی که در ساختمان واقعی مصرف خواهند شد، مورد آزمایش قرار گیرد. به علت کنش آهسته پوزولان ها باید عمل آوردن پیوسته مرطوب و دمای عمل آوردن مناسب برای مدتی بیشتر از آنچه به طور معمول لازم است، فراهم شود.
طبقه بندی و مشخصات استاندارد برای پوزولان ها
پوزولان ها را از لحاظ منشأ وجودی به پوزولان های طبیعی و مصنوعی تقسیم می کنند. پوزولان های طبیعی شامل خاک های دیاتمه، چرت های اپالینی و شیل ها، توف ها و خاکستر آتشفشانی است. منابع اصلی پوزولان های مصنوعی عبارتند از کوره های استخراج فلزات تولیده کننده آهن خام، فولاد، مس، نیکل، سرب، سیلیس و آلیاژهای فروسیلیس، و نیروگاه هایی که از زغال سنگ به عنوان سوخت استفاده می کنند. امروزه این مواد مصنوعی که با قیمت کم عمدتاً قابل دسترس اند، به عنوان جایگزین بخشی از سیمان پرتلند مصرفی در بتن مورد استفاده وسیعی قرار گرفته است. به علاوه، بدیهی است که بیشتر این مصنوعات قادرند مقاومت نهایی و دوام بتن با سیمان پرتلند را بهبود بخشند.
یکی از اولین طبقه بندی ها برای پوزولان های طبیعی توسط میلنز پیشنهاد گردید. در این سیستم طبقه بندی، پوزولان های طبیعی بر اساس شش نوع فعالیت دسته بندی شدند. جدیدترین طبقه بندی که توسط ماسازا پیشنهاد گردید، پوزولان های طبیعی را به سه دسته تقسیم می نماید. گروه اول، شامل سنگ های پیروکلاستیک که مواد با منشأ آتشفشانی اند. توف های پوزولانی و تراس از این دسته محسوب می شوند. گروه دوم، مواد تغییر یافته با درصد سیلیس زیاد است که طی یک روند شامل ته نشین ساختن مواد با منشأهای متفاوت، شکل داده شده اند. گروه سوم، موادی با منشأ کلاستیک، شامل رسها و خاک های دیاتمه است.
ASTM-C618 طبقه بندی زیر را برای پوزولان ها ارائه می دهد:
- پوزولان ردهN: پوزولان های طبیعی خام یا کلسینه شده شامل خاک های دیاتمه، چرت های اپالین و شیل ها، توف ها و خاکسترهای آتشفشانی یا پومیسیت ها، بعضی شیل ها و رس های کلسینه شده.
- پوزولان ردهF: خاکستر بادی با منشأ زغال سنگ قیری.
- پوزولان ردهC: خاکستر بادی، خاکستر لیگنیت با منشأ زغال سنگ قیری.
- پوزولان ردهS: هر نوع مواد دیگر شامل پومیسیت های عمل شده، بعضی دیاتمه ها، رس ها و شیل های کلسینه شده و آسیاب شده.
مشخصات استاندارد و روش های آزمایش برای انواع مختلف پوزولان ها توسط آیین نامه های مختلف بیان شده است. تمام کدهای استاندارد مشخصات فیزیکی و شیمیایی پوزولان ها را جهت تشخصی مناسب یا نامناسب بودن آنها مورد بحث قرار می دهند. براساس مطالعات و تحقیقات انجام گرفته در زمینه مواد افزودنی مصنوعی این نتیجه حاصل شده است که ترکیبات کانی شناسی و مختصات ذرات مواد، تعیین کننده خاصیت پوزولانی و سیمانی بودن یک پوزولان اند. اخیراً نامبرده برخی از کدهای استاندارد در خصوص خاکستر بادی(PFA) گرد سیلیس، سرباره کوره آهنگدازی و پوزولان های طبیعی را نیز مورد بررسی قرار داده است.
برخی از کدهای استاندارد از جملهASTM-C618,BS3892 ضوابط خاصی را برای خواص شیمیایی و فیزیکی خاکستر بادی(PFA) جهت مصرف در بتن ارائه داده اند. اما برای گرد سیلیس (دود سیلیس) که یک ماده پوزولانی نسبتاً جدید است، تنها در آیین نامه کاناداییCSA2 محدودیت هایی برای مقدارSO2، مقدارSO3 افت سرخ شدن، میزان ذرات باقی مانده روی الک45 میکرون، اندیس فعالیت پوزولانی مقدار آب لازم جهت مصرف در بتن بیان شده است.
بیشتر استانداردها از جملهASTM-C618 برای پوزولان های طبیعی یک حداقل70 درصد را برای مجموعسه اکسید اصلی شاملFe2O3,SiO2 مقرر داشته است. همچنین یک حداکثر برابر با 10 درصد برای افت سرخ شدن و3 درصد برای درصد رطوبت دو محدودیت مفید برای خواص شیمیایی هستند که توسط استانداردها بیان شده اند. از دیدگاه خواص فیزیکی نیز برای استفاده از پوزولان های طبیعی در بتن، بیشتر کدهای استاندارد محدودیت هایی در مورد میزان ذرات مانده روی الک45 میکرون، اندیس فعالیت پوزولانی و مقدار آب را توصیه کرده اند.
خواص بتن با مواد پوزولانی
بسیاری از خواص بتن، بر اثر استفاده از مواد پوزولانی بهبود می یابد. بعضی آثار ناشی از خواص فیزیکی ذرات شامل ریزبودن و شکل ذرات، و بقیه ناشی از فعل و انفعال شیمیایی با سیمان است.
رفتار بتن تازه و درجه هیدراتاسیون سیمان پرتلند را می توان از خواص فیزیکی دانست که به اندازه ذرات پوزولان وابسته اند. مقاومت و نفوذپذیری بتن سخت شده، مقاومت در مقابل بروز ترک های حرارتی، واکنش قلیایی دانه ها و خرابی سولفاتی از خواص بسیار مهمی هستند که از فعل و انفعال شیمیایی پوزولان با سیمان ناشی می شوند. در این بخش بعضی از آثار مواد پوزولانی بر روی خواص بتن به طور خیلی کلی بیان میگردد و در بخش های بعدی به تفضیل آثار مهم چند ماده پوزولانی که در انجام دادن تحقیقات مورد استفاده قرار گرفته اند، جداگانه تشریح خواهند شد.
الف) تأثیر پوزولان ها بر روی خواص بتن تازه عموماً به صورت یک اثر پایدار کننده ظاهر می شود. این بدان معناست که افزودن ذرات خیلی ریز به مخلوط بتن باعث کاهش اساسی در ابعاد لوله های مویینه در بتن، تمایل مخلوط به جدایی را کاهش داده و مشخصات پرداخت پذیری بتن را بهبود می بخشد. کارآیی یکی دیگر از خواص بسیار مهم بتن تازه است و اساساً به میزان چسبندگی مخلوط بستگی دارد. بر طبق گزارشهای داده شده، افزودن پوزولان ها به مخلوط بتن با سیمان معمولی اساساً چسبندگی مخلوط را افزایش می دهد، به جز بعضی از انواع خاکستر بادی(PFA) با درصد کربن کم که کارآیی بتن را افزایش می دهد. اضافه نمودن دوده سیلیس به بتن سبب افزایش چسبندگی و پایداری مخلوط می گردد. به علاوه آب انداختن و جدایی مخلوط به مقدار زیادی کاهش می یابد. افزایش چسبندگی مخلوط بدین معناست که جهت رسیدن به کارآیی معمول در بتن های با دوده سیلیس اسلامپ بالاتری لازم است. با افزودن مقادیر خیلی کم دوده سیلیس به بتن معمولی، به آب بیشتر با استفاده از مواد مضاف کاهش دهنده آب به منظور تثبیت کارآیی نیازی نیست ولی با افزودن مقادیر بیشتر، معمولاً آب بیشتری جهت تأمین اسلامپ معین مورد نیاز است.
گزارش های منتشر شده در خصوص اثر پروزولان های طبیعی بر روی کارآیی ملات ها و بتن ها بسیار اندک است. بررسی های مختلف نشان داده است که مخلوط های با سیمان پرتلند و پوزولان های طبیعی نسبت به بتن های با سیمان پرتلند معمولی هت حصول کارآیی ثابت، آب بیشتری را طلب می کند و مقدار آب لازم با افزایش میزان پوزولان جایگزین شده به جای سیمان به دلیل ریزی بیشتر دانه ها و سطح مخصوص زیادتر بیشتر خواهد شد. زمان گیرش اولیه و نهایی بتن های با سیمان پرتلند و پوزولانی به مقدار پوزولان جایگزین شده به جای سیمان و ریزی و درجه فعال بودن پوزولان بستگی دارد.
ب) حرارت هیدراتاسیون مخلوط های حاوی سیمان پرتلند عموماً بیشتر از مخلوط های دارای سیمان پرتلند به اضافه پوزولان است. اولین گزارش ها از کاهش حرارت هیدراتاسیون توسط دیویس ارائه گردید و پس از آن محققان بسیار این یافته را مورد تأیید قرار دادند. کاهش حرارت هیدراتاسیون به کند شدن هیدراتاسیون تری کلسیم آلومیناتC3A و تتراکلسیم آلومینوفریتC4AF مربوط است.
ج) اثر پوزولان ها بر روی مقاومت بتن طی مقالات بسیار زیادی مورد بررسی قررا گرفته است. هم سرعت افزایش مقاومت و هم میزان مقاومت نهایی توسط هیدراتاسیون سیمان و مواد پوزولانی کنترل می گردد، زیرا میزان مقاومت تابعی از روند پر شدن منافذ توسط محصولات ایجاد شده بر اثر هیدراتاسیون است. بنابراین به دلیل کندی واکنشهای بیشتر پوزولان ها، مقاومت بتن با مواد پوزولانی در سنین کم معمولاً از مقاومت بتن معمولی کمتر است.
مطالعات انجام شده در مورد تأثیر پوزولان های طبیعی بر روی مقاومت ملات ها و بتنها نشان می دهد که مقاومت بتن های حاوی مقدار پوزولان زیاد، در سنین کم یک کاهش جزیی دارد، اما مقاومت نهایی این بتن ها ممکن است از بتن معمولی بیشتر باشد.
ماسازا تأثیر بعضی از پوزولان های طبیعی ایتالیا بر روی مقاومت فشاری ملات ها را بررسی کرده است و ی دریافته است که افزودن بیش از20 درصد از بعضی پوزولان ها، مقاومت ملات را کاهش خواهد داد. علاوه بر این، مقاومت ملات های حاوی سیمان پرتلند و مواد پوزولانی تا28 روز، از مقاومت ملات های معمولی کمتر و این نتیجه برای تمامی درصدهای پوزولان جایگزین سیمان صادق بوده است. در فاصله 28-90 روز فعالیت پوزولانی بسیار مهم است زیرا مقاومت سیمان با20 درصد پوزولان بیشتر از بتن کنترل در سن90 روزه است.
د) مدول الاستیسیته و خزش بتن اساساً بستگی به مقاومت بتن و سختی دانه ها دارد. در بتن های حاوی سیمان پرتلند و پوزولان طبیعی با مقاومت اولیه پایین، به طور کلی مدول الاستیسیته به مقدار خیلی جزیی کمتر و خزش به مقدار خیلی جزیی بیشتر از بتن بدون پوزولان است. اطلاعات زیادی در مورد خواص مربوط به مدول الاستیسیته و خزش بتن با دوده سیلیس وجود ندارد، اما با توجه به توانایی دوده سیلیس در افزایش مقاومت اولیه بتن واضح است که مدول الاستیسیته را افزایش داده و خزش را کم میکند. با آزمایش های انجام شده بر روی بتن با25 درصد دوده سیلیس جایگزین شده به جای بخشی از سیمان پرتلند این نظریه تأیید شده است.
هـ) یکی از مهمترین خواص پوزولان ها وقتی به عنوان جایگزین بخشی از سیمان پرتلند استفاده می شوند، عبارت از توانایی قابل ملاحظه آنها در کاهش منافذ بزرگ و نفوذ پذیر بتن است. بررسی های مختلف نشان داده است که پوزولان ها مؤثرترین کاهش دهنده نفوذپذیری در مخلوط های کم مایه اند. از یک بررسی بر روی مقاومت و نفوذپذیری (به روش آب) سیمان پرتلند به اضافه مواد پوزولانی، این نتیجه حاصل شده که در مراحل مختلف روند عمل آوردن بتن، حجم منافذ بزرگ با قطر بیشتر از1000 آنگستروم (و نه کل تخلخل خمیر هیدراته شده) به طور معکوس با مقاومت و نفوذپذیری بتن ارتباط دارد. نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که افزودن پوزولانهایی چون PFA و سرباره کوره ذوب آهن دانه ای به سیمان پرتلند باعث ایجاد منافذ خیلی ریز با تبدیل منافذ بزرگ به منافذ ریز می گردد.
| دسته بندی | زمین شناسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 22 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
پیشگفتار:
بوکسیت سنگ معدن اقتصادی آلومینیوم نام خود را از «Baux Les» در جنوب فرانسه جایی که برای اولین بار پیدا شد گرفته است. ترکیب بوکسیت تقریبا به صورت دی هیدارت ((Al2 O3 . 2H2 O) است ما در آن کانی به این صورت وجود ندارد در نتیجه از مخلوط منوهیدرات به صورت دیاسپور (Al2 O3 . H2O) و بوهمیت(Al2 O3 . H2O) وتری هیدرات به صورت گپسیت (Al2O3 , 3 H2 O) تشکیل شده است. بنابراین بوکسیت از مخلوط تری هیدرات و منوهیدرات آلومینیوم به همراه مقادیری ناخالصی مانند اکسید فریک، تیتانیا (به صورت رتیل یا ایلمینیت) و سایر کانی های مخصوص به مناطق معین تشکیل شده است. ناخالصی تعیین کننده سیلیکا است که در طوا فرآیند ترکیب 3SiO2 . Al2 O3 . Na 2 O تشکیل می دهد که آلومینا را به همراه خود وارپسمانه کرده و یک منبع اصلی اتلات آلومینیوم به حساب می آید.
ترکیب بوکسیت ثابت نیست و سسته به محل استخراج و اجزای صخرة اصلی که از آن تشیکل شده است تغییر می کند.
کلا محتوای آلومینا از 65 – 45 درصد، سیلیکا 12 –1 درصد، آهن 25 –2 (به صورت Fe2 O3) و آب متصل 36-14 درصد تغییر می کند. رنج اکسید تیتانیم در جهان تا 3 درصد است اما بوکسیت هند 12 درصد تیتانیم دارد، در اثر شرایط آب و هوایی، بوکسیت به صورت سطح رسوب کرده به ضخامت تا 100 فوت ایجاد می شود.
عموما سنگ معدن به فواصل دور از معدن در عملیات کارگاهی برای خشک کردن مقدماتی برای حذف رطوبت آزاد به کار می رود.
پروسة باید:
بوکسیت توسط پروسة انحلال – تبلور مجدد به آلومینا تصفیه می شود. این پروسته از چهار مرحلة اصلی انحلال، خالص سازی، رسوب دهی و تکلیس تشیکل شده است. (شکل زیر). پروسة باید به دلیل آلومینیوم کانیهایی دارد که در محلول سود غلیظ حل می شود در حالی که بیشتر کانیها نمی توانند، موفق باشد. سنگ معدن بوکسیت به گسترة ابعادی مناسبی (معمولاً leey ازید 30 میلی تر) قبل از عملیات با سود، خرد میشود. زمانی که باطله جدا شد، تبلور مجددتری هیدروکسید آلومینیوم خال3 (OH) Al تولید می کند که به Al2 O3 تکلیس می شود. (کلیسنه می شود.)
واحد عملیات:
انحلال: بوکسیت از آلومینیوم حاوی کانیهایی است که مهمترین آنها گیپسیت، 3(OH)Al و بوهمیت، (Alo (OH یم باشد. نسبت این کانیها در بوکسیت دمای پروسته را تعیین می کند که برای گیپسیت حدود 1500 C و برای بوهمیت C 2500 می باشد. هر دوی این واکنش ها تحت فشار بالایی انجام می شود. (تا 240 کیلو پاسکال) گیپسیت در بوکسیت، «دارلینگ رنج» (استرالیای غربی) کانی اصلی آلومینیوم است ومطابق واکنش زیر حل می شود: →Na+ + Al (OH)4- ‑ Al(OH)3 + NaoH
محلول به دست آمده از فرایند انحلال توسط آلومینیوم اشباع شده است و به آن دوغاب باردار می گویند. بعد از انحلال دما و فشار در سری محفظه های تششعی، تا حدود C 0 100 و فشار اتمسفر کاهش می یایند. (شکل زیر)
خالص سازی : جامدات پسماند باید از دوغاب بارقبل از رسوب دهی جدا شوند. پسماندهای باطله توسط سیفون های ماسه ای بین بخش ماسه های درشت (بزرگتر از حدود 150 میلکرومتر) و ماسة ریز (زیر 150 میکرومتر) منشعب می شود که اغلب به عنوان (گل سرخ) یا پسماند باید شناخته شوند. این ماسه ها شسته می شوند تا اینکه قبل از نشست حداکثر ممکن از سود بازیابی شود.
پسماندریز از دوغاب باردار توسط اضافه کردن پلیمر ماکرومولکومی محلول در آب (فلوکالنت) جدا می شوند تا باطله انباشته شود. این پلیمر با جذب روی چند ذره باعث می شود که ذرات معلق به شکل ساختارهای بزرگتر دربیایند که منجر به ته نشین شد سریع می شوند. جامدات فلوکاله شده در تانک بزرگی موسوم تیکنر ته نشین می شوند تا رسوب چگال تشکیل شود.
سر ریز تیکنر از میان فیلتر عبور داده می شود تا هر جامدی از آن جدا شود و دوغاب باردار تا 800C قبل از مرحله رسوب دهی، سر می شود. جدایش جامدها و دوغاب باید سریعا هدایت بشود در غیر این صورت تری هیدارت آلومینیوم در طی فرایند خالص سازی رسوب می دهد. این مساله تحت عنوان رسوب دهی خود به خودی شناخته شده است و باعث اتلاف محصول می شود. فرایند خالص سازی مناسب در تولید آلومینا ضروری است . فلوکولاسیون (جمع کنندگی) ضعیف باعث می شود ذرات ریز اضافی در سرریز بتوانند فیلترها را مسدود کنند و نرخ تولید را کاهش بدهند. علاوه بر این، هر جامدی که از میان فیلتر عبور می کند باعث آلودگی محصول می شود. فلوکولاسیون غیر موثر بعث اتلاف بیشتر سود (NaoH) که همراه پسماند وارد می شود، می گردد.
رسوب دهی: رسوب دهی یک فرایند بسیار آهسته است که درچند مرحله انجام م شود و این فرایند عکس واکنش انحلال است.
Al (OH)4- → NaoH + Al (OH)3 + Na+
در ابتدا کریستالهای گیپسیت دانه ریز به دو غاب باردار سرد شده در رسوب دهندههای اولیه اضافه میش وند. آگلومرایسون کریستالهای ریز با تشکیل ذرات بزرگتر انجام می شوند. ذرات جدید جوانه زده شده به داخل ساختار آگلومره شده می پیوندند. در مراحل بعدی، رسوب دهی بیشتر، حفرات بین نشین بین آگلومره ها را پرا می کند. بنابراین به ذرات رشد یافته استحکام می بخشد.
در پایان رسوبدهی درمای دوغاب حدود 600c است. دیگر دوغاب از آلومینیوم اشباع نیست و به آن دوغاب مصرفی شده می گویند. تری هیدرات آلومینیوم (معروف به هیدرات) توسط هیدرویسکلونها برای رسیدن به اندازة مطلوب، طبقه بندی می شود. ذرات درشت، فیلتر و تکلیس می شود، در حالی که ذرات ریز برای رسوب دهی به عنوان کریستالهای دانه ای برشگ داده میشوند.
تکلیس: تبدیل هیدارت به آلومینای بدون آب توسط تکلیس ان در ستر سیال یا تکلیس کننده نوارع در دمای حدود 10000C انجام میشود. حرارت برخلاف حرکت جامدات جریان می یابد. (جریان متقابل Counter Current) محصول تکلیس معمولاً کمتر از % 1 رطوبت دارد. واکنش به صورت زیر می باشد.
Al2 O3 + 3 H2 2Al (OH)3
فرایند جانبی : واحدهای عملیاتی اصلی فرایند باید را تعیین می کنند اما عملیات دیگری هم وجود دارند که برای تولید آلومینا مهم هستند از قبیل شستشوی پسماند، نشست گل، حذف اکسالات و سودسازی، که مختصرا در زیر توضیح داده میشود.
شستشوی پسماند: رسوب چگال (ته ریز از تیکنر) در یک واجد اجرا، شستشو میشود تا سود ان جدا شود ای فرایند از یک سری تیکنر هایی (قطار شستشو کننده) تشکیل شده است به نحوی که جریان آب در خلاف جریان جامدات است (جریان متقابل) فرایند جریان متقابل این اطمینان را به ما می دهد که آب تازه برای وا جذب پسماند با سودکم استفاده میشود. (برای رسیدن به استخراج بهتر) و در ادمه چند واحد فلوکولاسیون (جمع کردن) وجود ندارد که استحکام سود را کاهش می دهند. (پایداری سود را در محلول کم می کنند.)
نشست گل: ماسة درشت و پسماند ریز جمع شده به داخل منطقة نشست پمپاژ میشوند. جایی که در آن غلظت به حدود % 50 وزنی جادات در ابر تیکنرهای می رسد. ابر تیکنرها در رفتار مشابه ای با تیکنرهای معمولی عمل می کنند، با این تفاوت که شن کش ها و ابعاد طوری طراحی شده اند که جادات ته ریز بیشتری تولید میشود . پسماند ابر تیکنرها به داخل میدانهای خشک کننده پمپ می شوند که توسط خاک رس غیر قابل نفوذ آستر شده تا از ترواش سود به داخل گل جلوگیری کند. جامدات به عمق یک متر روی هم انباشته میشود و اجازه داده می شوند که رطوبت طبیعی خشک شوند. باقیمانده توسط کانالهای فاضلاب به حوضهای می روند. این فرایند بازیابی مقدار زیادی سود میشود. پسماند و ماسه به طور کلی آبگیری میشوند.
خذف اسکالات: دوغاب فرایند باید استرالیای غربی از Lit / g 30 کوبل آلی کل (TOC) تشکیل شده است . این مواد آلی به طور پیوسته دوغاب بازیابی می شوند و در نهایت به اکسالات سدیم یا کربنات سدیم تبدیل می شوند تمام تصفیه کنندگان استرالیای غربی اکسالات سدیم را توسط یکی از دو روش زیر حذف می کنند.
1- اجازه می دهند که اکسالات با هیدرات رسوب بدهد و با آب داغ شستشو میدهند که اکسالات را در خود حل کند. رسوب دهی توأان باعث آلودگی محصول میشود. اگر اکسالات حل نشود، در ساختار باقی می ماند.
2- تبلور جداگانه در دمای پایین تر از تقریبا bl0C بعد از رسوب دهی هیدارت دوغاب مصرف شده توسط اکسالات دانه دارد می شود، محصول داخل تیکنر جمع میشود و حذف می گردد حذف جداگا نه به تیکنر دیگری نیز دارد و این بسیار گرانتر از روش رسوب دهی تومان است، اما خلوص محصول را تضمین می کند .
سودسازی: کربنات می تواند توسط دوغاب باید در اثر جذب دی اکسید کربن داخل اتمسفر و توسط شکسته شدن ترکیبات آلی حال شده تشکیل میشود این مطلب نامطلوب است زیرا استحکام سود را در اثر تشکیل کربنات که روی واندمان استخراج آلومینیوم از بوکسیت تأثیر می گذارد، کاهش می دهد. دوغاب بنابراین تحت علیات با آهک دوباره سودسازی میشود. کربنات کلسیم کم محلول رسوب می دهد و هیدروکسید تشکیل میشود مطابق زیر
Ca (oH)2→ Ca Co3 + 2 (oH-) + CO32-
ترکیب دوغاب باید: ترکیب دوغاب در مراحل مختلف فرایند باید متغیر است. بعد از فرایند انحلال دوغاب به صورت فوق اشباع از آلومینیوم در می آید و در حالی که بعد از رسوب دهی (دوغاب مصرف مصرف شده) به حد اشباع می رسد. به طور مشابه اندازة ToC قبل و بعد از حذف اکسالات تغییر می کند. اجزای دیگر محلول می توانند تغییر کنند و در حالی که برخی از آنها در دوغابهای باید کم هستند (برای کلسیم کمتر از Lit/ mg 20‑) اما باز هم تاثیر به سزایی دارند. به عنوان یک مرجع، دوغاب مصرفی استرالیای غربی ترکیب تقریبی زیرا را دارا باشد که در آن
TA: POH
TC: کل سود
TC / A: آلومینیوم (A) در محلول، که توسط TC مشتق شده است.
|
< 20 mg L-1 |
Calcium |
24 e g L-1 |
TA |
|
30g L-1 |
Calrbonate |
210 g L-1 |
TC |
|
20 g L-1 |
Chloride |
0.3 |
A / TC |
|
30g L-1 |
Sulphate |
30 g L-1 |
Toc |
|
|
|
2 g L-1 |
Oxalate |
جامدات پسماند باید:
بوکسیت ها از منابع مختلف در منیوالوژی و خواص فیزیکی با هم متفاوت هستند و بعد از فرایند انحلال پسماند به صورت جامدات باطله که نه تنها به شکل کانیهای نامحلول بلکه به صورت مواد تازه رسوب داده شده تغیر می کند. واکنش های بین اجزای محلول به رسوب ترکیبا شبه آپاتیت به دلیل وجود کلسیم و فسفات و همچنین رسوب ترکیبات شبه زئولیت به دلیل وجود سییکاتها در دوغاب منتهی میشود.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 53 |
فصل اول : تخریب بخش اول
– عملیات مقدماتی تخریب ماده 1- قبل از اینکه عملیات تخریب شروع شود ، باید بازدید دقیقی از کلیه قسمتهای ساختمان دردست تخریب بعملآمده و در صورت وجود قسمتهای خطرناک و قابل ریزش، اقدامات احتیاطی از قبیل نصب شمع، سپر، حائل و ستونهای موقتی جهت مهار آن قسمتها بعمل آید. ماده 2- قبل از شروع کار، جریان برق، گاز، آب و سایر خدمات مشابه با اطلاع و نظارت سازمانهای مربوطه بطور مطمئن قطع و در صورت نیاز به برقراری موقت آنها، این عمل باید با موافقت و نظارت سازمانهای ذیربط و رعایت کلیه احتیاطات و مقررات ایمنی مربوطه انجام گردد. ماده 3- منطقه خطر در اطراف ساختمان دردست تخریب باید کاملاً محصور و علامات خطر و هشداردهنده نصب گردد و از افراد غیر مسئول به منطقه محصورشده جلوگیری بعمل آید. ماده 4- در هنگام شب، مرز منطقه محصور شده باید با نصب چراغهای قرمز و یا علائم مشخصه دیگر از قبیل تابلوهای شبرنگ و غیره مشخص گردد. ماده 5- کلیه راههای ورودی و خروجی ساختمان دردست تخریب بجز راهی که برای عبور و مرور کارگران و افراد مسئول در نظر گرفته شده، باید مسدود گردد. ماده 6- کلیه شیشههای موجود در دربها و پنجرهها باید قبل از شروع عملیات تخریب درآورده شده و محل مناسبی انبار گردد. ماده 7- عملیات تخریب باید از بالاترین قسمت یا طبقه شروع و به پائینترین قسمت یا طبقه ختم گردد، مگر در موارد خاصی که تخریب بطور یکجا و استفاده از مواد منفجره در فونداسیون و از راه دوربا رعایت کلیه احتیاطات و مقررات ایمنی مربوطه و کسب مجوزهای لازم انجام و یا از طریق کشیدن با کابل و واژگون کردن و یا از طریق ضربه زدن با وزنههای در حال نوسان انجام شود. ماده 8- در مواردی که عمل تخریب از طریق کشش و واژگون کردن انجام میشود، باید از کابلهای فلزی محکم استفاده شده و کلیه کارگران و افراد مسئول در فاصله مناسب و مطمئن و کاملاً دور از منطقه خطر نگهداشته شوند. ماده 9- در مواردی که از وزنههای در حال نوسان برای تخریب استفاده میشود باید در اطراف محل اصابت وزنه میدان عملی به عرض 5/1 برابر ارتفاع ساختمان در نظر گرفته شود. ماده 10- وزنههای در حال نوسان مذکور در ماده فوق باید بترتیبی کنترل گردند که بجز ساختمان دردست تخریب بهجای دیگر اصابت ننمایند. ماده 11- از تخریب قسمتهائی از ساختمان که باعث تخریب و ریزش ناگهانی قسمتهای دیگر ساختمان گردد باید جلوگیری بعمل آید. ماده 12- در پایان کار روزانه، قسمتهای دردست تخریب نباید در شرایط ناپایداری که در برابر فشار باد یا ارتعاشات آسیبپذیر باشند، رها گردند. ماده 13- مصالح و مواد حاصل از تخریب هر قسمت یا طبقه باید بموقع به محل مناسبی منتقل گردد و از انباشته شدن آن بترتیبی که مانع از انجام کار شده و یا استحکام طبقات پائینتر را بخطر اندازد، جلوگیری بعمل آید. ماده 14- میخهای موجود در تیرها و تختههای حاصل از تخریب باید بلافاصله بداخل چوب فرو کوبیده و یا کشیده شود. ماده 15- در صورت لزوم، جهت جلوگیری از پخش گرد و غبار ناشی از تخریب باید در فواصل زمانی مناسب قسمتهای دردست تخریب بوسیله آبفشان مرطوب گردد. ماده 16- کلیه پرتگاهها و دهانههای موجود در کف طبقات و سایر قسمتها باستثناء دهانههائیکه برای حمل و انتقال مواد و مصالح حاصل از تخریب و یا لوازم کار مودر استفاده قرار میگیرند، باید بوسیله نرده یا حفاظهای مناسب محصور یا پوشانده شوند. ماده 17- در محوطه تخریب باید گذرگاههای مطمئنی برای عبور و مرور کارگران در نظر گرفتهشود. این گذرگاهها باید روشن و فاقد هرگونه مانع باشد. ماده 18- باستثناء پلکانها، راهروها و نربانها و درهائیکه برای استفاده کارگران بکار میرود باید کلیه راههای ارتباطی دیگر ساختمان در تمام مدت تخریب مسدود گردد. ماده 19- اگر ساختمان دردست تخریب بیش از دو طبقه و یا بلندتر از هشت متر از کف پیادهرو بوده و فاصله ساختمان از پیادهرو یا معبر کمتر از پنج متر باشد باید راهرو سرپوشیده موقتی برای تمام طول ساختمان با عرض متناسب در پیادهرو از چوب یا مصالح مقاوم مشابه ساخته شود و روشنائی لازم طبیعی و یا مصنوعی بطور دائم برای این راهرو تأمین گردد. ماده 20- سقف راهروهای سرپوشیده باید حداقل در حدود 700 کیلوگرم بر مترمربع فشار را تحمل نماید و در صورتیکه از این سقفها برای گذراندن برخی مصالح نیز استفاده شود باید حداقل 1500 کیلوگرم بر مترمربع فشار را تحمل نماید. ماده 21- بمنظور جلوگیری از خطرات ناشی از سقوط مصالح ساختمانی، اطراف خارجی سقف راهروهای سرپوشیده باید دارای حفاظ کاملی از چوب یا توری فلزی مقاوم با ارتفاع حداقل یکمتر باشد. این حفاظ ممکن است حداکثر نسبت به سقف زاویه 45 درجه بطرف داخل داشته باشد. ماده 22- در صورتیکه راهروهای سرپوشیده دارای درهائی برای بارگیری مصالح و غیره باشد این دربها باید همواره بسته باشد مگر در مواقع بارگیری و حمل که باید مراقبت کافی بعمل آید. ماده 23- سقف راهروهای سرپوشیده که از الوار ساخته میشود باید حداقل پنج سانتیمتر ضخامت داشته باشد اجزاء متشکله راهرو باید بهم و به کف مهار شده باشد. ماده 24- اگر ساختمان در دست تخریب از معبر یا پیادهرو بیش از پنج متر فاصله داشته باشد میتوان بجای ایجاد راهروی سرپوشیده از حصار یا نرده استفاده کرد. ماده 25- در محلهای ورود و خروج کارگران به ساختمان مورد تخریب باید راهروهای سرپوشیده با حداقل 3 متر طول و عرض نیم متر بیش از عرض درب ورودی ساخته شود تا از سقوط مصالح بر روی آن جلوگیری بعمل آید. ماده 26- مصالح ساختمانی نباید بوسیله سقوط آزاد بخارج پرتاب شود مگرآنکه پرتاب از داخل کانالهای چوبی یا فلزی انجام گیرد. ماده 27- کانالهای چوبی یا فلزی که برای هدایت مصالح بخارج بکار میرود چنانچه بیش از 45 درجه شیب داشته باشد بایستی از چهار طرف کاملاً مسدود باشد، باستثنای دهانههائی که برای ورود و خروج مصالح تعبیه گردیده است. ماده 28- دهانه خارجی کانالهای چوبی یا فلزی باید مجهز به دریچه محکمی بوده و در هنگام کار بوسیله یک نفر کارگر مراقبت شود و در سایر مواقع درب آن مسدود باشد و همچنین در ابتدای کانالهای مزبور نیز باید تدابیر و احتیاطات لازم برای جلوگیری از سقوط اتفاقی کارگران بداخل دهانه ورودی بکار برده شود. ماده 29- محل نگهداری ابزار و وسائل ساختمانی و ساختمانهای موقت کارگران باید در جائی قرار داشته باشد که در معرض خطر ریزش و یا سقوط مصالح و مواد حاصل از تخریب نباشد. ماده 30- کلیه کارگران و افرادی که در عملیات تخریب دخالت دارند، باید مجهز به کلاه ایمنی مناسب باشند و همچنین در صورت لزوم و بنا به موقعیت و اقتضای کار باید دستکش، کفش، عینک و ماسک حفاظتی مناسب مطابق با ضوابط آئیننامه وسائل حفاظت انفرادی در اختیار آنها گذارده شده و نظارت و کنترل لازم در مورد استفاده از آنها بعمل آید. بخش سوم – تخریب و برچیدن دیوارها ماده 31- دیوار یا قسمتی از دیوار که ارتفاع آن بیش از 22 برابر ضخامت آن است، نباید بدون مهارهای جانبی آزاد بماند. ماده 32- برای خراب کردن و برچیدن دیوارهای نازک و مرتفع و فاقد استحکام کافی بطریق دستی باید از داربست استفاده شود. ماده 33- در مواردی که دیوار از طریق واردآوردن نیرو و فشار تخریب میگردد، باید کلیه کارگران و افراد از منطقه ریزش دور نگهداشته شوند. ماده 34- قبل از خراب کردن هر یک از دیوارهای داخلی یا خارجی باید سوراخها و دهانههائی که تا فاصله سه متر از محل تخریب در کف طبقه قرار دارد بوسیله مصالح مقاوم بابعاد کافی پوشانده شود مگر آنکه در طبقات پائین مطلقاً کارگری کار نکند و یا راههای ورود باین طبقات قبلاً مسدود باشد. ماده 35- دیوارهائی که برای نگهداری خاک زمین یا ساختمانهای مجاور ساخته شدهاند، نباید تخریب گردند مگرآنکه قبلاً آن خاک برداشته شده و یا ساختمان مربوطه بوسیله شمع و سپر محافظت شده باشد. بخش چهارم – تخریب و برچیدن طاقها ماده 36- در طاقهای ضربی چه هنگامیکه سوراخ در آن ایجاد میشود و چه هنگام تخریب آن باید آجرها و مصالح بین دو تیرآهن تا تکیهگاههای طاق بطور کامل برداشته شود. ماده 37- هنگام تخریب طاق پس از برداشتن قسمتی از طاق ، باید روی تیرآهنها یا تیرچهها بطور عرضی الوارهائی حداقل به ضخامت 5 سانتیمتر و به عرض 25 سانتیمتر به تعداد کافی گذارده شود تا کارگران بتوانند در روی آنها مستقر شده و بکار خود ادامه دهند. ماده 38- هنگام تخریب طاق، باید طبقه زیر آن بطوری مسدود شود که هیچیک از کارگران نتوانند در آن رفت و آمد کنند. بخش پنجم – تخریب و برچیدن اسلکت فلزی ساختمان ماده 39- در صورت استفاده از جرثقیل برای پائین آوردن تیرآهنها وقطعات فولادی، مقررات آئیننامه حفاظتی وسائل حمل و نقل و جابجا کردن مواد و اشیاء در کارگاهها باید رعایت گردد. ماده 40- پس از تخریب و برداشتن طاق اگر نصب جرثقیل ساختمانی روی تیرآهن ضروری باشد باید قبلاً بوسیله الوار تمام اطراف محل نصب جرثقیل بجز قسمتی که برای حمل وسائل و مواد لازم باشد، پوشانده شده و بطرز محکم و مطمئن استقرار یابد . ماده 41- هنگام استفاده از جرثقیلها و وسائل مشابه باید یک سلسله علامات مشخص بکار رود و تمام افرادیکه با این گونه وسائل کار میکنند قبلاً آموزش لازم را برای آشنائی و بکار بردن علامات مذکور دیده باشند. ماده 42- هنگام پائینآوردن تیرآهنهای بریده شده بوسیله جرثقیل، برای حفظ تعادل و جلوگیری از لنگر بار باید از طناب هدایتکننده نیز استفاده شود. ماده 43- از سوار شدن روی بار و آویزان شدن کارگران به کابل دستگاههای بالابر باید جلوگیری بعمل آید. ماده 44- هنگام استفاده از جرثقیل برای حمل کپسولهای اکسیژن و استیلن باید از محفظههائی استفاده شود که این کپسولها بطور مطمئن در آن مستقر شده باشد. ماده 45- قبل از بریدن تیرآهن باید احتیاطهای لازم بمنظور جلوگیری از نوسانات آزاد تیرآهن بعد از برش بعمل آید تا صدمهای باشخاص و یا وسائل یا استخوانبندی ساختمان مورد تخریب وارد نیاید. ماده 46- پائین آوردن تیرآهنهای بریده شده باید بطور آهسته انجام شود و انداختن آنها از بالا مطلقاً ممنوع است. ماده 47- هنگامیکه تخریب ساختمان فلزی بدون استفاده از جرثقیل انجام میگیرد، باید قبل از برداشتن تیرآهنها و ستونهای هر طبقه بلافاصله زیر آن با الوار پوشانیده شود. بخش ششم – تخریب دودکشهای بلند، برجها و سازههای مشابه ماده 48- دودکشهای بلند، برجها و سازههای مشابه نباید از طریق انفجار یا واژگونی تخریب شوند، مگرآنکه قبلاً محدوده حفاظتشده و مطمئنی با وسعت کافی در اطراف آن در نظر گرفته شده باشد. در صورتیکه قرار باشد سازههای فوقالذکر بطریق دستی تخریب گردد، باید از داربست استفاده شود. ماده 49- بتناسب تخریب سازههای مذکور از بالا به پائین سکوی داربست نیز باید بتدریج پائین آورده شود، بترتیبی که همواره محل استقرار کارگران مربوطه پائینتر از نقطه بالائی سازه بوده و این اختلاف ارتفاع کمتر از 50 سانتیمتر و بیشتر از 150 سانتیمتر نباشد. ماده 50- از ایستادن و استقرار کارگران در بالای سازههای مذکور باید جلوگیری بعمل آید. ماده 51- مصالح حاصله از تخریب سازههای مورد بحث باید از داخل به پائین ریخته شده و برای جلوگیری از تجمع مصالح باید قبلاً دریچهای در پائینترین قسمت سازه جهت تخلیه آن ایجاد شود. ماده 52- تخلیه مصالح حاصله از تخریب مذکور در ماده فوق، فقط باید پس از توقف کار تخریب انجام شود. ماده 53- در صورت استفاده از بالابر، تکیهگاه آن باید مستقل از داربست باشد.
فصل دوم : گودبرداری و حفاری بخش اول
عملیات مقدماتی گودبرداری و حفاری ماده 54- قبل از اینکه عملیات گودبرداری و حفاری شروع شود، اقدامات زیر باید انجام شود: الف – زمین مورد نظر از لحاظ استحکام دقیقاً مورد بررسی قرار گیرد. ب – موقعیت تأسیسات زیرزمینی از قبیل کانالهای فاضلاب، لولهکشی آب ، گاز، کابلهای برق، تلفن و غیره که ممکن است در حین انجام عملیات گودبرداری موجب بروز خطر و حادثه گردند و یا خود دچار خسارت شوند، باید مورد شناسائی قرار گرفته و در صورت لزوم نسبت به تغییر مسیر دائم یا موقت و یا قطع جریان آنها اقدام گردد. ج – در صورتیکه تغییر مسیر یا قطع جریان تأسیسات مندرج در بند ب امکان پذیر نباشد باید بطرق مقتضی از قبیل نگهداشتن بطور معلق و یا محصور کردن و غیره، نسبت به حفاظت آنها اقدام شود. د – موانعی از قبیل درخت، تختهسنگ و غیره از زمین مورد نظر خارج گردند. ه – در صورتیکه عملیات گودبرداری و حفاری احتمال خطری برای پایداری دیوارها و ساختمانهای مجاور دربرداشته باشد، باید از طریق نصب شمع، سپر و مهارهای مناسب ایمنی و پایداری آنها تأمین گردد. بخش دو – اصول کلی گودبرداری و حفاری ماده 55- اگر در مجاورت محل گودبرداری و حفاری کارگرانی مشغول بکار دیگری باشند، باید اقدامات احتیاطی برای ایمنی آنان بعمل آید. ماده 56- دیوارههای هر گودبرداری که عمق آن بیش از یک متر بوده و احتمال خطر ریزش وجود داشته باشد، باید بوسیله نصب شمع، سپر و مهارهای محکم و مناسب حفاظت گردد، مگر آنکه دیوارهها دارای شیب مناسب (کمتر از زاویه پایدار شیب خاکریزی) باشد. ماده 57- در مواردی که عملیات گودبرداری و حفاری در مجاورت خطوط راه آهن ، بزرگراهها و یا مراکز و تأسیساتی که تولید ارتعاش مینماید، انجام شود باید تدابیر احتیاطی از قبیل نصب شمع، سپر و مهارهای مناسب برای جلوگیری از خطر ریزش اتخاذ گردد. ماده 58- مصالح حاصل از گودبرداری و حفاری نباید بفاصله کمتر از نیم متر از لبه گود ریخته شود. همچنین این مصالح نباید در پیادهروها و معابر عمومی بنحوی انباشته شود که مانع عبور و مرور گردد. ماده 59- دیوارههای محل گودبرداری و حفاری در موارد ذیل باید دقیقاً مورد بررسی و بازدید قرار گرفته و در نقاطی که خطر ریزش یا لغزش بوجود آمده است، وسائل ایمنی نصب یا تقویت گردد. الف – بعد از یک وقفه 24 ساعته یابیشتر در کار. ب – بعد از هرگونه عملیات انفجاری. ج – بعد از ریزشهای ناگهانی. د – بعد از صدمات اساسی به مهارها. ه - بعد از یخبندانهای شدید. و – بعد از بارانهای شدید. ماده 60 – در محلهائی که احتمال سقوط اشیاء به محل گودبرداری و حفاری وجود دارد، باید موانع حفاظتی برای جلوگیری از واردشدن آسیب به کارگران پیش بینی گردد. همچنین برای پیشگیری از سقوط کارگران و افراد عابر بداخل محل گودبرداری و حفاری نیز باید اقدامات احتیاطی از قبیل محصورکردن محوطه گودبرداری، نصب نردهها موانع، علائم هشداردهنده و یا ایجاد گذرگاههای موقت، مطمئن و ایمن انجام شود. ماده 61- شبها در کلیه معابر و پیادهروهای اطراف محوطه گودبرداری و حفاری باید روشنائی کافی تأمین شود و همچنین علائم هشداردهنده شبانه از قبیل چراغهای احتیاط ، تابلوهای شبرنگ و غیره در اطراف منطقه محصور شده نصب گردد. ماده 62- قبل از قراردادن ماشین آلات و وسائل مکانیکی از قبیل جرثقیل، بیل مکانیکی، کامیون و غیره و یا انباشتن خاکهای حاصل از گودبرداری و حفاری و مصالح ساختمانی در نزدیکی لبههای گود، باید شمع، سپر و مهارهای لازم جهت افزایش مقاومت در مقابل بارهای اضافی در دیواره گود نصب گردد. ماده 63- درصورتیکه از وسائل بالابر برای حمل خاک و مواد حاصل از گودبرداری و حفاری استفاده شود، باید پایههای این وسیله بطور محکم و مطمئن نصب گردیده و خاک و مواد مذکور نیز باید با محفظه ایمن و مطمئن بالاآورده شود. ماده 64- هرگاه دیواری جهت حفاظت یکی از دیوارههای گودبرداری مورد استفاده قرار گیرد باید بوسیله مهارهای لازم پایداری آن تأمین شود. ماده 65- در صورتیکه از موتورهای احتراق داخلی در داخل گود استفاده شود، باید با اتخاذ تدابیر فنی، گازهای حاصله از کار موتور بطور مؤثر از منطقه کار کارگران تخلیه و خارج گردد. ماده 66- چنایچه وضعیت گود یا شیار بنحوی است که روشنائی کافی با نور طبیعی تأمین نمیشود باید جهت جلوگیری از حوادث ناشی از فقدان روشنائی از منابع نور مصنوعی استفاده شود. ماده 67- درصورتیکه احتمال نشت و تجمع گازهای سمی و خطرناک در داخل گود وجود داشتهباشد باید با اتخاذ تدابیر فنی و نصب وسائل تهویه، هوای منطقه تنفسی کارگران بطور مؤثر تهویه گردد. ماده 68- در مواردیکه حفاری در زیر پیادهروهای ضروری باشد، باید جهت پیشگیری از خطر ریزش اقدامات احتیاطی از قبیل نصب مهارهای مناسب با استقامت کافی انجام و با نصب موانع، نردهها و علائم هشداردهنده ، منطقه خطر بطور کلی محصور و از عبور و مرور افراد جلوگیری بعمل آید. ماده 69- در گودها و شیارهائی که عمق آنها از یک متر بیشتر باشد، نباید کارگر را به تنهائی بکار گمارد. ماده 70- در حفاری با بیل و کلنگ باید کارگران بفاصله کافی از یکدیگر بکار گمارده شوند. ماده 71- در شیارهای عمیق و طولانی که عمق آنها بیش از یک متر باشد، باید بازاء حداکثر هر سی متر طول، یک نردبان کارگذارده شود. لبه بالائی نردبان باید تا نود سانتیمتر بالاتر از لبه شیار ادامه داشته باشد. بخش سوم – راههای ورود و خروج به محل گودبرداری و حفاری ماده 72- برای رفت و آمد کارگران به محل گودبرداری باید راههای ورودی و خروجی مناسب و ایمن در نظر گرفته شود. در محل گودهائی که عمق آن بیش از 6 متر باشد، باید برای هر شش متر یک سکو یا پاگرد برای نردبانها، پلهها و راههای شیبدار پیشبینی گردد این سکوها یا پاگردها و همچنین راههای شیبدار و پلیکانها باید بوسیله نرده های مناسب محافظت شود. ماده 73- عرض معابر و راههای شیب دار ویژه وسائل نقلیه نباید کمتر از چهار متر باشد و در طرفین آن باید موانع محکم و مناسبی نصب گردد. در صورتیکه این حفاظ از چوب ساخته شود. قطر آن نباید از بیست سانتیمتر کمتر باشد. ماده 74- در محل گودبرداری باید یک نفر نگهبان مسئول نظارت برورود و خروج کامیونها و ماشینآلات سنگین باشد و نیز برای آگاهی کارگران و سایر افراد، علائم هشداردهنده و معبر ورود و خروج کامیونها و ماشینآلات مذکور نصب گردد. ماده 75- راههای شیبدار و معابری که در زمین های سخت ( بدون استفاده از تخته های چوبی ) ساخته میشود، باید بدون پستی و بلندی و ناهمواری باشد.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 17 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 35 |
در این مقاله، تلاش برای بررسی قابلیت کاربرد QFD بعنوان ابزار استراتژیکی تصمیمگیری بعد از مرحله ساخت و ساز پروژه مسکونی برای تعیین بهترین استراتژی بازاریابی، ایجاد قیاس بین عملکردهای رقبای گوناگون و انتقال تجربه حاصل از پروژه کنون به پروژههای بعدی صورت گرفته است. بدین منظور/ تیم QFD برای جمعآوری و تأیید توقعات شرح پروژه نمونه تشکیل شده است که پروژه ساختمانی بلند واقع در آنکارا، ترکیه بوده است.
یافتههای مورد پژوهش نشان دادند که QFD بطور موفق آمیز در پروژههای مسکن بعنوان ابزار استراتژیکی جهت آسان کردن تصمیمات بازاریابی بکار رفته است. به عنوان نتیجه بررسی وسیع مقوله و مشاهدات مورد پژوهش، مقاله به محدودیتها و نقاط ضعف در روش تحقیق QFD اشاره میکند. واژه عوامل موفقیت مهمی برای بهبود عملکرد روش تحقیق QFD در پروژههای راه و ساختمان توصیه شده است.
Case study: QFD application in a hovsing project : کاربرد QFD در پروژه مسکن مورد پژوهش شیوه کار QFD صوت گرفته توسط شرکت ساختمانی متوسط، بزرگ دست اندرکار در بخش مسکن را پوشش میدهد. شرکت که نام آن بعلت دلایل محرمانه محفوظ میماند، سازنده با تجربهای است که مجتمعهای مسکونی بیشماری را در منطقه Ankava (آنکارا) ساخته است. در زمان بکارگیری QFD در این شرکت، مرحله ساختمانی مجتمع مسکونی بزرگی تمام شده است. و شرکت سعی داشت استراتژی بازاریابی مؤثری را برای فروش واحدها تدوین نماید. کل مجتمع مسکونی بلند 23000 مترمربع بود که 1/388 متر مربع برای تسهیلات سالن اجتماعات و واحدهای مسکون استفاده شده است. بقیه محدوده برای اهداف تفریحی در نظر گرفته شده است اهداف بکارگیری QFD بدین قرار مشخص گردیده است:
1- تعیین استراتژی بازاریابی با شناسایی توقعات گروههای مشتری مورد نظر و مقایسه نقاط قوت و ضعف مجتمع مسکونی با آن موارد در پروژههای مسکن دیگر موجود در بازار
2- بکارگیری یافتههای مربوط به QFD کنونی بری تسهیل تصمیمگیری در پروژههای بعدی
3- تدوین رویکرد سیستماتیکی که تصمیمگیرنده را در تمام مراحل زنجیره با ارزش ساختمانی شامل تحلیل سهولت و طراحی راهنمایی میکند، شرکت از روش QFDمطلع نبوده و آنرا در هیچ یک از پروژههای مسکن قبلی خود بکار نبرده است.
QFD مراحل زیادی برای دنبال کردن دارد که همگی برای تشکیل خانه با ماتریسهای کیفیت HOQ در ارتباط هستند. ماتریس HOQ همانطور که از نام آن پیداست ظاهری شبیه خانه دارد. الحاق ماتریسهای فرعی بکار رفته برای افزایش رضایت مشتری با ایجاد پروژه ها، محصولات تقاضا شده توسط مشتریان است بخشهای تشکیل دهنده ماتریس HOQ بدین قرارند.
Fig 1
بخش I ، شرایط و نیازهای مشتری
بخش II ، مقیاسهای فنی
بخش، ماتریس برنامهریزی
بخش IV، ماتریس رابطه
بخش V ، ماتریس همبستگی
بخش VI، وزنها، معیارها و اهداف
به منظور جمعآوری اطلاعات ضروری برای ساخت ماتریس HOQ، چندین مصاحبه با مجریان تراز اول شرکت صورت گرفته است که اعضای تیم تحقیق نیز هستند. در بقیه این قسمت، رویکرد گام به گام هدایت شده در کار QFD فوقالذکر توضیح داده خواهد شد و خروجی در مرحله بطور خلاصه بحث خواهد شد.
تعیین گروه هدف:
گروه مشتری مورد هدف، افراد دارای درآمد متوسط و بالا را پوشش میدهد که در جستجوی تمایز در واحدهای مسکن از طریق زیبایی شناسی، محل مطلوب و قابلیت دسترسی به تسهیلات سالن اجتماعات هستند.
ایجاد ماتریس HOQ
برای شناسایی نیازها و انتظارات گروههای مشتری هدف از نتایج حاصله از ارزیابیهای مشتری، مصاحبههای رو در رو با خریداران بالقوه و شاکیان از پروژههای قبلی و ثبت این اطلاعات استفاده شده است. در این مسیر از جدول VOC و نمودار وابستگی و نمودار درختی استفاده شده است. تیم تحقیقاتی 25 تا از مهمترین معیارها را به عنوان نیاز و انتظارات مشتری در نظر گرفته.
با لحاظ کردن این خواسته و انتشارات مشتری در (Wbats) قسمت اول خانه کیفیت پر میشود. این خواستهها و انتظارات توسط مشتری با دادن امتیاز از 10-1 الویتبندی شدهاند. اولویتبندی با در نظر گرفتن نظر مشتری از پروژههای قبلی صورت گرفته است. سپس تیم تحقیق دیگر پروژههای دارای ویژگیهای قابل انطباق را شناسایی کردند. با استفاده از نظر مشتریان و خود افراد پروژههای مفروض را با پروژة مذکور مقایسه کرده برای این منظور از درجهبندی 1- بدترین وضع تا 5 بهترین وضع را به شرکت مذکور و شرکتهای رقیب امتیاز دادند یعنی Bench Marking را در مورد خواستهها و نیازهای مشتریان با شرکتهای رقیب انجام دادند.
مقیاسهای فنی مربوط به هر نیاز مشتری در مرحلة بعدی شناسایی شده است.
مقیاسهای فنی روی راهحلهای انتخاب شده توسط شرکت جهت تأمین نیازها و خواستههای مشتریان انعکاس مییابد. مقیاس های فنی که بعنوان نتیجه جلسات جامعشناسایی شدهاند. در جدول 2 لیست شده است.
روابط بین نیازهای مشتری با مقیاسهای فنی باید بطور عینی توسط تیم تحقیقاتی شناسایی شود. این مرحله برای ارتباط مشخصات فنی و خواستههای مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار است که توسط افراد شرکت این امر صورت گرفته شده است. برای ارتباط خیلی قوی (9) ارتباط قوی (3)، ارتباط ضعیف (1) را قرار میدهیم.
عملکرد شرکت در تلاقی با همه نیاز مشتری با عملکرد رقیبهای اصلی مقایسه شده است.
اهداف با در نظر گرفتن بهترین راهحل برای برآورده ساختن توقعات مشتری در مقایسه با رقیبهای اصلی تنظیم شدهاند.
نسبتهای بهبود برای هر نیاز مشتری: در نظر گرفتن بهترین وضع بین شرکت و شرکتهای رقیب به عنوان هدف آن نیاز یا خواسته تعیین میشود. با تقسیم هدف به وضع کنونی سازمان نسبت بهبود بدست میآید.
وزن توقعات مشتری: با ضرب کردن نسبت بهبود در اهمیت آن خواسته و ضرب تصحیح وزن آن خواسته بدست میآید.
با تقسیم وزن هر خواسته به جمع کل وزنهای خواستهها و ضرب آن در 100 وزن بلس آن خواسته یا نیاز تعیین میشود.
ارتباط بین مقیاسهای فنی با یکدیگر: این ارتباطات بوسیله برای ارتباط مثبت و برای ارتباط منفی و اگر ارتباط با هم نداشته باشند خالی قرار گرفته است.
وزنهای مقیاسهای فنی:
با ضرب کردن وزن نسبی هر نیاز در نمرة رابطه در همان ردیف و جمع کردن آنها وزن مطلق هر مقیاس فنی بدست میآید. که با تقسیم هر وزن مطلق به جمع کل وزنهای مطلق و ضرب در 100 وزن نسبی هر مقیاس فنی بدست می آید.
تعیین اهداف برای مقیاسهای فنی: عملکردهای شرکتهای رقیب، با توجه به هر مقیاس فنی ارزیابی شده است و بهترین عملکرد به عنوان طرح مورد هدف تعیین شده است.
Fig 2
یافتههای مورد پژوهش:
5 تا از مهمترین مقیاسهای فنی که به موفقیت پروژه کمک میکند عبارتند از: 1- محل مجتمع مسکونی (1)، طرح کلی معماری کارکردی واحدهای آپارتمان (6) ، کل اندازه هر واحد آپارتمان (2) تقسیم امنیت حرفهای/ سیستم امنیتی (7) و بالاخره، محدودة حفاظت شده برای اهداف تفریحی و چشمانداز خوب (14) بودند. این تلاشها باید در طول بازاریابی نشان داده شوند.
3 تا از مهمترین تقاضایهای مشتری تحت عنوان، تمایز اجتماعی (1)، واحدهای آپارتمانی بزرگتر (2) و امنیت از تهدیدهای بیرونی (7) بودند.
تقریباً یکسال و نیم بعد از اجرای QFD، مصاحبه بعدی با همان افراد حرفهای شرکت انجام شده است. آنها اشاره میکنند که شرکت از خروجیهای بکارگیری QFD در پروژه ممکن جدید استفاده کرده که گروه مشتری مورد هدف خیلی مشابهای داشته است و نیز این استراتژی خیلی موفق بوده است.
D- محدودیتها در QFD:
محدودیتهای جهانی: یکی از مهمترین چالشهای تکنیک QFD کیفیت مبتنی به آن است، کیفیت/ موضوع اولیه روش QFD برای افزایش سطح رضایت مشتری در پروژه است. تکنیک فاقد درک اصطلاحات بودجه، جدول زمانبندی، محدودیتهای فناوری پروژه یا دیگر محدودیتهای خاص شرکت است.
محدودیتهای خاص کاربردی: یکی از مشکلات اصلی روبرو شده در کاربردهای QFD تعریف ضعیف مشتریان است.
اجزاء روش تحقیقی برای یکپارچهسازی کار پژوهش در مرحله طراحی: QFD
در این مقاله QFD را برای طراحی چاقو بکار میبریم. برای سالها طراحی ابزار دستی، مرکز، مرکز توجه بخش از کاربران، تولیدکنندگان، محققین بوده است. در این مقالهها ما نشان میدهیم که چطور متد طرح خاص، بکارگیری تابع کیفیت (QFD) میتواند جهت برای یکپارچهسازی کار پژوهش در طرح ابزار دستی و بطور کلی پیشگیری از ریسک کاری در طرح تجهیزات کاری باشد.
مشکل یکپارچهسازی کار پژوهش در طرح:
بر طبق ایده در نظر گرفته شده توسط جامعه علمی طرح را بعنوان تغییر شکل مفهوم در محصول با هدف تلاقی با نیازهای کاربر در نظر میگیریم. ضمن اینکه احترام به محیط، قانون، سودمندی را تضمین میکنیم. اگر نیازهای کار پژوهشی و توقعات کاربرشناسایی شده باشند و الویتبندی شده باشند بدین معنی نیست که موضوع طراحی شده تمام نیازهای کار شناسایی شده باشند و الویتبندی شده باشند بدین معنی نیست که موضوع طراحی شده تمام نیازهای کار پژوهش و توقعات کاربر را برآورده سازد.
مرحله بعدی فرایند طراحی در واقع توسط متخصصین و مهندسین مدیریت و کنترل میشوند. مسائل غیر قابل اجتنابی در طول این مراحل ایجاد میشود که با مشکلات یا حتی عدم حضور ارتباطات بین متخصصین مهندسی و موارد ارائه دهنده رشتههای مختلف مثل کار پژوهش، ترکیب میشوند میتوانند اثر معکوس و یا غیرقابل پیشبینی روی تلاقی با این نیازها، بویژه موارد مربوط به جلوگیری از خطر شغلی، ایجاد نمایند. این نیازها در واقع محدودیتهای طراحی میباشند و در نتیجه تنها در پایان فرایند طراحی از طریق اتخاذ مقیاسهای دیگر منطبق اشاره میشوند، که در نتیجه به نیازهای عملیاتی متناقض برمیگردد. برای مثال قطر دسته ابزار برقی به محدودیتهای فنی شامل جریان برق تا تعیین معیار کار پژوهش بستگی دارد.
Fig2 و Fig 1
(whats)
مرحله آغازین فرایند طراحی شامل شناسایی و تدوین توقعات گوناگون با توجه به محصول طراحی شده است. تحقیق موجب لیست 8 نیازی شده است. یا بعد از آن تمام این نیازها الویتبندی میشوند. با توجه به این توقعات به ارزیابی محصولات رقبا پرداخته و اهدافی را برای این توقعات در نظر میگیریم. مثلاً برای نیاز «ایجاد درد نکردن» چاقوی کنونی نمرة3 و محصول رقبا نمرة 5 و در نتیجه 5 را برای چاقوی آینده در نظر میگیریم و (Hows) و ایجاد همبستگی بین whts/ Hows
لیست (Hows) شامل لیست مشخصههای فنی است که به نیازهای شناسایی شده امکان عمل میدهد. مشخصههای مهندسی و یا کار پژوهش باید قابل اندازهگیری باشند.
بعد رابطه بین نیازها و مشخصه های محصول تعیین میشوند. بر اساس تصمیمگیری جمعی، تیم، ارزش رابطه قوی، متوسط، ضعیف یا هیچ را برای هد جفت خاص what/ How را قرار میدهند. بدین لحاظ، مقیاس مناسب (1 و 3 و 9) بکار میرود.
بعد اولیتبندی می شوند. هدف را برای هر مشخصة فنی در نظر میگیریم.
جستجوی کششهای متقابل بین Hows
آنها که رابطة مستقیم با هم دارند را با علامت + و آنها که رابطة معکوس دارند- و آنها که رابطه ندارند بدون علامت در نظر میگیریم.
ارزیابی مفاهیم: در مورد پژوهش؛ تیم کاری 500 مفهوم از چاقوهای مختلف را ایجاد کردند در سمت پایین خانه کیفیت، با لمسه استفاده از سمبلها و نمادها، تیم کاری ارزیابی میکند چطور این مفاهیم با مشخصههای محصول کار می کنند و بعد انتخاب موردی امکانپذیر است که در بهترین حالت با توقعات کاربر تلاقی مییابد. مفهوم انتخاب شده توسط تیم، مشخصة طرح تیغة قابل حرکت در ارتباط با دو دسته موردی است.
بالاخره، ما باید اشاره کنیم که کار تحقیقاتی اخیر برای یکپارچهسازی QFD در توان منطقی ابزارهای روش تحقیق در ایجاد فرایند طراحی ممکن تلاش میند. با وجود این ترسیم ماتریسهای QFD مشکلات معینی را ایجاد میکند. مورد اصلی شامل ایجاد ماتریسهای بیشمار است که نیز معمول میشود. لذا، ایجاد اولویتها برای اجرای بکار گرفته شده مهم است.
دومین مشکل در ارتباط با درستکاری ماتریسها در الحاق با نیاز برای حفظ به روز بودن آنها است.
سیستم کامپیوتر- انسان برای طراحی جمعی (HcscD)
HcecD (Human- computer system collaborative designl
این تحقیق، سیستم انسان- کامپیوتر را برای طراحی جمعی (HCscD) را ارائه میدهد. این سیستم کاربران را با محیط مجازی انعطافپذیر برای توسعه و طراحی محصول مهیا میسازد. طرح جمعی مؤثر به اشتراک گذاشتن اطلاعات و منابع بین افراد سازمانهای گوناگون نیاز دارد. بنابراین نه تنها به گروه افراد بلکه به رابطه کامپیوتر- انسان بصورت یکپارچه نیاز دارد.
HcscD در صورت استفاده از سیستم اطلاعات بازاریابی (MIS) ، سیستم مدیریت منابع انسانی (HRM) سیستم ارتباطی و سیستم مدلسازی جامد توسعه محصول یکپارچه Hcscd محقق خواهد شد. در این صورت یک رابطه انعطاف پذیر و کاملاً یکپارچه بر اساس جنبههای انسانی توسعه مییابد.
سیستم مدلسازی جامد توسعه محصول با استفاده از نرمافزار طراحی بوسیله کامپیوتر CAD، نرمافزار مدیریت مدرک الکترونیکی EDM (electronic document) و نرمافزار مدیریت مدرک الکترونیکی EDM(electronic document mansemed) و نرمافزارهای اطلاعاتی، فرایند طراحی را یکپارچه میسازد. فرایند توسعه محصول چندین موضوع شامل ایدهپردازی، توسعه مفهوم، استراتژی بازاریابی، تحلیل تجارت. توسعه محصول و جنبههای تجاری را قسمت پوشش قرار میدهد.
مهندسی همزمان CE(concurrent engineering) با هدف افزایش توان رقابتی سازمان بوسیله کوتاه کردن زمان توسعه محصول، کاهش هزینه، بهبود کیفیت و مشارکت در اطلاعات و منابع قرار دارد. برای آسان شدن طراحی جمعی بوسیله CE کامپیوترها شبکه شده بر اساس جنبه انسانی باید ساخته شود که تیم را قادر به دنبال کردن تجربه خود در کار با یکدیگر و دیگر شرکت کنندگان در محلهای مختلف بدون هیچ مشکلی میباشند. بنابراین، رابطه یکپارچه شده انسان- کامپیوتر برای طراحی جمعی کار اصلی است گزارش شده است که ارتباط مؤثر و منظم با مشتریان، عرضهکنندگان توزیعکنندگان، زیر ساختار اطلاعاتی قوی، کاربرد مؤثر فناوری مدرن، عناصر کلیدی برای موفقیت هستند. از این رو سازمانهایی که در طراحی و توسعه محصولات جدید کار میکنند باید روشهای انعطاف پذیر کاری را برای بر خود با تقاضا و نیازهای زیاد و مختلفی که در بازار کار جهان وجود دارد. اتخاذ نمایند. در ارتباط از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICI) سازمان محصولات جدیدی را در مشارکت جمعی مستقیمی از تحلیل بازاریابی تا توسعه محصول در شبکههای سازمان طراحی خواهد کرد.
شبکه باید قادر به موارد ذیل باشد:
1- جمعآوری و تحلیل اطلاعات بازاریابی، سازماندهی، و بکارگیری تیمهای مشارکتی
2- حمایت از هر دو کنش متقابل همزمانی و غیرهمزمانی توزیع شده در میان شرکتکنندگان تیم خصوص ایده طراحی در محل توزیع شده.
سیستم توصیه شده، کامپیوتر، انسان برای طراحی جمعی
روش مبتنی بر انسان که در تصویر شمارة یک نشان داده شده است.
Fig 1
برای طراحی جمعی از طریق کل چرخه عمر محصول توسعه یافته است. HcscD قابلیتهایی برای تحلیل بازاریابی. تصمیمگیری، برنامهریزی برای فعالیتهای طراحی و رسانه ارتباطی برای شرکتکنندگان تیم توزیع شده و ابزارهایی کارآمد برای طراحی جمعی دارد. HcscD از طریق یکپارچهسازی مجموعه تکنیکها شامل تحلیل کار، مدل آبشاری و بکارگیری تابع کیفیت QFD توسعه یافته است.
تصویر fig 2
HcscD برای طراحی جمعی متضمن استفاده از سیستم MIS سیستم HRM رسانه ارتباطی، و سیستم مدلسازی یکپارچه توسعه محصول است. علاوه بر آن HcscD با استفاده از سه قطعه برنامه شامل قطعه برنامه CAD، قطعه برنامه EDM و قطعه برنامه پایگاه اطلاعاتی متشکل از دادههای است یکی و دینامیکی به یکپارچهسازی مدل توسعه محصول می پردازد. پایگاههای اطلاعاتی به 5 دسته جدا به قرار ذیل دستهبندی میشوند.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 63 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 97 |
پیشگفتار
مطالب این مجموعه با عنوان بررسی تزئینات ونقوش مسجد جامع یزد جمع گرد آوری شده و سعی برآن بوده تا جایی که متون تاریخی باقیمانده و منابع و سوابق تاریخی مسجد جامع یزد اجازه داده است به ذکر توضیحاتی راجع به مصالح و کتیبه ها و تاریخ بنای آن و تغییرات ایجاد شده بر آن در طول سالیان، بپردازیم.
اگر چه نقوش شکل گرفته بر آن به طور عموم در تمام بناهای اسلامی ایران به چشم می خورد ولی خالی از لطف نبود که به بررسی تزئینات این مجموعه بپردازیم زیرا مجموعه بنای مسجد جامع یزد در شهری است که دارای بافت سنتی دست نخورده ای نسبت به بناهای شهرهای دیگر است، با این حال بناهای باستانی و اسلامی ایران همگی دارای لطف خاص خودشان هستند که معماران تلاشگر و هنرمند با اطلاعات و دانش معماری بالابه تأ سیس بناها همت گمارده اند.
حال چه به صورت تحقیق دانشگاهی یا هنر عنوان دیگری قطعاً علاقه و توجه شخصی و میل به دانستن در مورد عظیم تاریخی داشته باشم و به این مسیر رنگارنگ قدم گذاشته و هنر گوشه دیگری از این سرزمین را ورق بزنیم، وارد فضای زیبا و ملکوتی شویم از داخل مقرنها عبور کنیم و ایوانها را پشت سر گذارده و راه پر پیچ و خم نقوش اسلیمی و ختایی را گرفته از داخل بوته ها گذشته م مناره ها را دور بزنیم تا شاید تفحه ای از روح و ذوق هنری معمار و نقشبند این بنا از روح خسته ما گذر کند و جانی تازه به ما ببخشد.
دیدن و مشاهده کردن این گونه هنر های تاریخی که از سالیان باقی مانده شاید تلنگری باشد برای تمامی از تلاش افتادگان راه هنر و بروز خلاقیت و پشتکار.
مقدمه
هنر جو هره ای است که از ذرات هر ایرانی به فضل الهی به ودیعه نماده شده است. به همین علت جلوه های هنر در تمام مظاهر و مقوله های زندگی ایرانی مانند: معماری، نقاشی ، خط وکتابت ، پارچه بافی، قالی وگلیم بافی، فلزکاری، سفالگری و ...... در طول تاریخ بروز و ظهور داشته و دنیایی از زیباییها، ذوق، خلاقیت و ابتکار را پدید آورده است.
یکی از مظاهر انعکاس هنر ایرانی در معماری این سرزمین است هنرمند معمار ایرانی، از ابتدای کار و ازهنگام بکارگیری آجر که ازمصالح اولیه احداث بنا به شمار می رفته زیبا ترین نقشها و طرحها را هنگام احداث دیوارها و پوششی گنبد ها وگوشواره ها، مقرنس ها و طاقنما ها خلق کرده است و در روند تکاملی آن با گره چینی، گل اندازی، گره سازی وآجر کاری خفته و رفته، شاهکار های بی نظیری را به وجود آورده است.
هنگام استفاده از گچ با خلق گچبریهایی با نقوش هندسی، گیاهی، دنیایی از خلاقیت را که در دنیا بی نظیر می باشد آفریده و در استفاده از چوب برای پنجره ها و درها با بهره گیری از فتونی نظیر منبت، مشبک، معرق، کنده کاری، خاتم سازی ونقاشی روی چوب، اعجاز باور نکردنی را پدید آورده است.
برای تزیین بنا از کاشیهایی یک رنگ، هفت رنگ، معرق، طلایی و .... شیشه و آیینه در شکلها و رنگها و ابعاد گوناگون، مدد جسته و دنیایی از زیبایی و خلاقیت و هنر را عرضه کرده و همه اینها به همراه حجاریهای زیبا، بنا هایی را در جای جای ایران بر پا و استوار کرده است.
بدون تردید تحقق این همه زیبابیها و خلاقیت جز به مدد عشق به معبود امکان پذیر نبود، چراکه بیشترین جلوه آنها را در مسجد، محراب و زیارتگاه می توان دید.
بناهای مذهبی، همواره مورد احترام و توجه ملل و اقوام مختلف درطول تاریخ بوده است، و به لحاظ همین اهمیت، پیوسته کاملترین تجربه های هنری هنرمندان برجسته هر دوره تاریخی در خدمت معماری و تزیین نقوش به کار رفته در احداث چنین اماکنی بوده است. این علاقه و توجه و بذل سرمایه های مادی و معنوی، نه از باب منافع اقتصادیو اغراض مادی، بلکه بر مبنای کشش و علاقه ای قلبی بر اساس گرایش فطری مردم به مکاتب الهی بروز کرده است. چه بسا مردمی که با مشکلات و تنگناهای اقتصادی قرین بوده، اما در سرمایه گذاری برای مظاهر معنوی، از جمله بناهای وابسته به مقدسات مذهبی، از هیچگونه ایثاری فروگذار نکرده اند.
بناهای رفیع و با شکوهی که در طول تاریخ برای معابد، مساجد وکلیساها،سر برافراشته اند، با یک پشتوانه قلبی و عشق حقیقی همراه بوده است.
در تاریخ اسلام، مسجد در رأس توجه مردم، به ویژه هنرمندان معتقد به مبانی دینی قرار داشته است. در دوره هایی که اثری ازپیشرفتهای علمی و صنعتی در هیچ کجای عالم دیده نمی شود، بر جسته ترین آثار معماری جهان، از میان مساجد بزرگ در جای مانده است، اگر چه به علل گوناگون، بویژه هجوم ارتشهای متجاوز بیگانه به کشورهای اسلامی بسیاری از ابنیه مهم و مساجد تاریخی دچار تخریب و ویرانی شده و آثار مهم مکتوب و میراث فرهنگی مسلمین که دستخوش غارت و آتش سوزی در کتابخانه های مهم جهان اسلام شده است، ما را ا زگنجینه های مهمی محروم کرده است، با این حال آنچه بر جای مانده، خود دریچه ای است برای شناخت عظمت معماری به کار رفته در بنای مساجد بزرگ تاریخی، بویژه آن که در معماری و کاشیکاری بناها، مظاهر معنوی و مفاهیم والای مذهبی چه در انتخاب رنگ و چه در انتخاب شکل و فرم بسیار ماهرانه تلفیق شده اند، و فضایی به وجود آورده است که انسان شیفته معنویت را بسوی خود می خواند.
« مسجد » در معماری ایران.
در هنر و معماری ایرانی و به ویژه معماری مساجد با دو پدیده شکل و محتوایا عینیت و ذهنیت - و در یک کلام قالب و روح مواجهیم.
هنر معماری دارای سه جنبه است یکی جایگاه اثر در شهر یا معماری شهری ، طراحی خود بنا یا حجم اثر، و در نهایت هنر های وابسته به معماری که شامل مواردی چون نور ورنگ و نقش است، می گردد که این اخیر با آنکه نقشی محوری در آنچه که معماری ایرانی نا مید ه می شود دارد، اما در دوره های پسین ، این شیوه یا مهجور گشته یا نقشی حاشیه یی یافته است. حال آنکه چنین ظرفیتی را دارد که فضا سازی کند و بدون اینکه ترکیب احجام نامتجانس ضرورت یابد، فضاهای دلخواه را ایجاد نماید.
انسان- و به تبع او اثر هنری- موجودیت نمی یابد، مگر آنکه قالب و روحی داشته باشد. قالب و روح دو وجه متفک یا همراه و ترکیبی نیستند، بلکه وجوهی محشور و عجیبند که هیچ کدام بدون دیگری موجودیت و معنا نمی یابد. نه هر قالبی محمل هر روحی است و نه روحی تاب نشستن بر هر قالبی را دارد. این دو تنها با یکدیگر موجودیت می یابد و رشد می کنند و مرتبت وجود می یابند.
درهنر معماری، اثر و روح حاکم بر جابجایی آن از یکدیگر منفک نیستندو نمی توانند که باشند. نمی توان فضایی را تخیل نمود، بدون آنکه صورت و شمایلی برایش قائل گشت و به همین عنوان نمی توان صورت و شمایلی تصور نمود و مصالح آن را در نظر نداشت- روح فراخ در همنشین با قالب تنگ همچون انیسش خرد و تحقیر می گردد یا قالب شکسته بر می دارد. قالب فراخ نیز ذلیل روح خرد شده، ویرانه می شود. این دو تنها بار شد متناسب و همپای یکدیگر، کارا و زیبنده می گردند. درفضا سازی ایرانی علاوه بر ترکیب یا انتزاع حجمی، از نقوش و رنگ و نور پردازی هم، به منظور القای انتزاع یا ترکیب فضایی استفاده شایان و قابل توجهی می شود به این معنا که در یک معنا که در یک فضای راسته، شکست نور یا تفرق نقوش، قطعه ای را مجرء یا گسسته می نمایاند و بالعکس بدین لحاظ شناخت نقوش و در رأس آن گره بنایی، در فضا سازی ایرانی نقشی مؤثر و ناگزیر دارد.
موضوع قالب و روح در بیان هنری و فضا سازی معماری، نه ماجرای راکب و مرکب که بحث وجود و موجودیت است. تذهیب کاران در طراحی، اشکالی را می آفرینند که « مداخل» نام دارد و آن صورت اشکالی است که « روالت» به هنگام نقشپردازی خود بخود « بوم آلت» را نیز مد نظر دارد. و هیچ یک از آلتهای « رو» و « بوم» بدون دیگری موجودیت نمی یابند. اما هر مداخلی مناسب هر زمینه ای نیست. به این معنا که تیزی و پخی یا راستگی و تقوس نقش مداخل را، نه اراده نتشبند که منظور نظر او، یعنی مکانت و فضا سازی نقش است که تعیین می کند. هرچند که رنگ و نور نیز در این نقوش تأثیر ناگزیر و بسزا دارند، مداخل نهایتاً در پیچیده ترین و رفیع ترین مرتبت خود به گره بنایی مبدل می شود. گره درمسیر تحول خود از مداخل تا گره و از گره تا « گره در گره » و حتی « شاه گره » تا آنجا پیش می رود که به شطرنج معماران معروف می گرد. اما در این عرصه همچنان انعطاف و قالب خود را به صور وطرق مختلف حفظ می نماید و به گره کند وتند و شل و در مواضعی دستگردان مبدل می شود که به انضمام رنگ، قوالبی هم شأن و محشور با روح حاکم بر فضا سازی است.
معرفت حاکم بر هر اثر معماری یا شهری، نقشی بنیادین درتحول شخصیت و ادراک حیثیت آن اثر در طول زمان و همچنین در احساس مخاطبان ایفا می نماید. نقوش در فضا سازی نقشی تعیین کننده دارند. فضا سازی مناسب، با مجموعه تمهیدات مندرج در آن رمز ماندگاری و موجب جاودانگی این آثار در طول حیات بشری گردیده است.
کاربرد نقوش درحیثیت خارجی و فضا سازی درونی هر اثر معماری، مؤثر و بلکه تعیین کننده است. گره بنایی درمیان نقوش ایرانی جایگاهی رفیع و بی مانند دارد، تا آنجا شاید نقش دیگری همچون گره درفضا سازی معماری ایرانی عمومیت نیافته و دخیل نگشته است.
عملکرد های مساجد مختلف
همانگونه که دین اسلام، تنها دین عبادت و پرستش و توجه به آداب و مراسم عبادی نیست و حوزه نفوذ احکام و قوانین آن شامل همه ابعاد و عرصه زندگی فردی و جمعی است، مسجد نیز، تنها فضایی ویژه برای عبادت نمی باشد.
بلکه علاوه بر جلسه های وعظ و ارشاد مسلمین، حلقه ها و مجالس درس و بحث نیز در آن تشکیل می شد و می شود. حتی پس از اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری که فضای مدرسه به صورتی جدا و متمایز از مسجد پدید آمد، همواره در برخی ازمسجد ها تدریس علوم مذهبی تا قرن و دهه های اخیر ادامه داشته است. علاوه بر این اغلب مسجدها سنگر مبارزه اجتماعی مردم علیه حکام جبار، و کانون تجمع مردم در هنگام خوف و اضطرار بوده است.
مسجدها را از نظر دامنه تنوع و حوزه کارکرد های آنها می توان به چهار گروه طبقه بندی کرد: - گروه نخست، شامل مسجدهای جامع و مسجدهای بزرگی می شود که توسط سلاطین، وزاء و حکام ساخته می شدند. اداره عموم این مسجدها توسط بانی یا مأموران دولتی صورت می گرفت و آنان در اغلب موارد به هر کسی اجازه پیشنمازی یا تدریس برگزیده می شدند. دربرخی از مسجدها ی جامع ، چند پیشنماز همزمان به اقامه نماز می پرداختند و پیروان هر مذهب و مسلک با اقتدا به پیشوای خود، نماز برگزار می کردند.
- گروه دوم، شامل مسجد های متوسطی می شود که توسط بزرگان محلی، علما و یا مشارکت عمومی مردم ساخته می شد. در بسیاری از این مساجد ها برای پیشنماز و دیگر افراد مسجد، شرط خاصی وجود نداشت واز محدودیتهایی که در مساجد نوع اول ایجاد می شد، خبری نبود. هرچند باید توجه داشت که بعضی اوقات، پیرامون هر مذهب برای خود مسجد جداگانه ای می ساختند که پیشنماز و مدرسان آن از پیروان شاخه های همان مذهب بودند.
- گروه سوم ، شامل مسجد- مدرسه ها می شود. با وجود آنکه تعداد این مسجد - مدرسه ها بسیار اندک و انگشت شمار است، اما اهمیت آنها از جهت اینکه دو عملکرد عبادی و آموزشی، همزمان و به موازات یکدیگر ، هر کدام بخشی از فضای کالبدی را به خود اختصاص داده اند، قابل توجه است. مسجد ومدرسه بسیار جالب آقا بزرگ در کاشان ، و مسجد و مدرسه سید در اصفهان از بارزترین نمونه های این گروه از مسجدها هستند.
گروه چهارم، شامل مسجدهای بسیار کوچکی می شود که عمده ترین و شاید تنها عملکرد آنها، جنبه عبادی آنها بوده است و تنها در آنها نماز بجا آورده می شد. مثلاً درنایین برخی از مسجدهای کوچک هستند که مساحتی درحدود ده متر مربع دارند. این مسجدها توسط افراد خیر خواه در محله ها یا در امتداد بدنه بازار و مراکز اقتصادی ساخته می شدند.
خصوصیات فضاهای کالبدی مسجد:
مسجدهای اولیه بسیار ساده ساخته می شدند و فضای کالبدی آنها متشکل از شبستانی بدون در بود که در جلوی آن حیاط یا فضای باز نیمه محصوری وجود داشت. بتدریج و با گذشت زمان و روی کار آمدن حکومتها ی سلطنتی ، بر عظمت و شکوه معماری مسجدها افزوده شد. درایران عناصری از معماری بومی درفضای کالبدی مسجدها مورد استفاده قرار گرفت. ایوان، یکی از این عناصر بود. نخست، یک ایوان در شبستان اصلی و سپس دو ایوان روبه روی یکدیگر که اغلب یکی به ورودی اختصاص داشت، به ساختمان مسجد اضافه شد. تعداد این ایوان ها در مرحله ای از تکامل طرح مسجد، به چهار عدد رسید. عنصر دیگر، عبارت ازچهار طاقی هایی بود که در پیش از اسلام به عنوان بخشی ازفضای آتشکده ها و آتشگاهها موردبهره برداری واقع می شد و پس از اسلام بعضی از آنها به عنوان مسجد مورد استفاده قرار گرفت.
مسجد جامع
اسلام در آغاز عنصر پراهمیت و مشخصی را به شهر افزود. این عنصر یعنی مسجد جامع به صورت مهمترین رکن مذهبی شهر در آمد. مسجد جامع از نظر فضای معمولا در ارتباط قوی با سایر عناصر مرکز شهر قرار داشته است. درصدر اسلام مساجد ترکیب ساده ای داشتند. بنای مساجد اولیه بسیار ساده و بی پیرایه بود. مسجد پیغمبر (ص) در مدینه به همان شیوه ای که خانه ها ساخته می شد، یعنی از خشت و گل درست شده بود. در زمان خلیفه عثمان ستونهای مسجد را سنگی نمودند و سقف آنرا با چوب ساج پوشاندند. در این دوره همچنین استفاده از گچ برای سفید کردن خانه ها درمدینه مرسوم شد که این امر از سوی برخی از اولین مسلمانان ماند ابوذر غفاری نشانة دنیا پرستی قلمداد گردید. در دورة خلفای بنی امیه و بنی عباس مساجد به مجموعه های مفصل و با شکوهی مبدل شدند. در دوره های بعد تاریخ اسلام ساختن مساجد جامع باشکوه ادامه یافت و مسجد جامع از ارکان اصلی ساختار شهر در سرزمینهای اسلامی گردید. موضوع ایجاد مساجد به صورت ساده به صراحت در قرآن مجید نیامده، اما از آبادانی مساجد سخن رفته است. مفسران بیشتر تحرک و آمد و شد و حضور جماعت انبوه نمازگزار و در مجموع رونق معنوی مساجد را نشانة آبادانی شمرده اند.
علاوه بر اهمیت مساجد جامع به مثابه یک مرکز پر اهمیت تصمیم گیری اجتماعی – سیاسی در تاریخ شهرهای ایران باید از ارزشهای فضایی آن نام برد. هر چند در آثار پیشگامان برجستة مطالعات و تحقیقات معماری ایران ماند پوپ و گدار برخی جنبه های سبک معماری و فن ساختمانی مساجد ایرانی مورد بحث قرار گرفته، اما متأسفانه کار با قدرتی که آغاز شده ادامه نیافته و نوشته های بعدی بیشتر به تکرار کار متقدمان پرداخته است.
مسجد جامع یزد، در بافت تاریخی شهر[1] و در بخش شمالی محله دار الشفاء، در انتهای خیابان موسوم به مسجد جامع، از فرعیات خیابان امام خمینی (ره) فعلی واقع شده است.
این مسجد، در واقع دوبار بنا و تجدید بنا شده است. اولین بار در زمان حکومت گرشاسب بن علی بن فرامرز بن علاء الدوله کالنجار (527-504 ق) از کاکوئیان یزد و به همت خود او صورت گرفته[2] که در حال حاضر اثر چندانی از آن باقی نمانده است. این بنا به «مسجد جامع عتقیق (قدیم)» شهرت دارد. مسجد جامع عتیق طبق تصریح تاریخ یزد دارای «کتابخانه و جماعتخانه[3] و غرفههای[4] نیکو» بوده است[5]. «جماعتخانه» دیگری در همان قرن توسط دختران فرامرزبن علی، به مجموعه مسجد جامع تحقیق افزوده شد[6] و دو «غرفه» نیز توسط امیرشمس الدین و امیر بلغدر به این مجموعه اضافه گردید[7].
اما مسجد جامع نو در سال 727 ق. و توسط سیدرکن الدین محمدبن قوام الدین محمدبن نظام (متوفی 732) بنا گردید که مسجد کنونی را تشکیل می دهد. او «صفه[8] و گنبد و مقصوره[9] و غرفه ها» را با استفاده از سنگ آجر و گچ بنا نهاد ولی عمرش کفایت نکرد و شرف الدین علی آن را تمام کرده، مناره مسجد را نیز ساخت[10].
در سال 777 ق. طبق نوشته تاریخ یزد، «درگاهی و جماعتخانهای» به مسجد اضافه شد. این امر به دستور شاه یحیی بن مظفر و توسط مولانا ضیاءالدین محمدمعمار صورت گرفت. درگاه مذکور با استفاده از «خشت پخته» ساخته شده است[11].
سال 809 ق. الحاقات دیگری به مسجد صورت گرفت و آن کاشی صفحه و زیر گنبد و محراب مرمرین و پایاب[12] مسجد است که به همت خواجه جلال الدین محمد خوارزمی شروع و شاه نظام کرمانی آن را به اتمام رسانید[13].
ده سال بعد، شاه نظام پیش صفه[14] مسجد را با «کاشی تراشیده»[15]، زینت داد و کتیبهای از صوره مبارکه انافتحنا بر آن الاحق کرد و چند خانه ویرانه اطراف مجسد را خریداری و به جماعتخانه مبدل نموده، درگاهی در جنب آن ساخت، همچنین کاروانسرای ریسمان فروشان را که روبهروی در بزرگ مسجد بود، داخل صحن مسجد نمود و حوض و چاه آبی نیز در مسجد احداث کرد[16].
الحاقات بعدی از آن بیبی فاطمه خاتون، همسیر امیر چخماق است که مسجد میر چخماق هم ساخته اوست. او در 836 ق. سطح مسجد را از سنگ مرمر فرش کرده، دو ستون چپ و راست گنبد را مزین به کاشی معرق[17] نمود. او منبر مسجد را نیز با آجر منقش تجدید کرد[18].
در دوره حکومت شاه طهماسب، آقا جمال الدین محمد، دو منار بر درگاه اصلی مسجد بنا کرد و قبه ای[19] نیز بالای قبه گنبد مقصوره ساخت[20].
در اواسط قرن سیزدهم و در دوره حکومت شاهزاده محمد ولی میرزا بر یزد، به همت او شبستانی[21] زمستانی، در طرف غرب مسجد احداث شد و اطراف صحن رواق[22]هایی بنا نهاد که همه از آجر و گچ است و صحن را نیز مورد تعمیر و مرمت قرار داد[23].
پس از این دوره تا احیاء مسجد توسط مرحوم وزیری، به نظر می رسد مسجد تقریباً به حال خود رها شده و توجه و رسیدگی لازم برای آن صورت نگرفته است.
مسجد جامع یزد، علاوه بر قدمت و فراز و نشیب هایی که در طول تاریخ خود داشته، از جنبه معماری نیز در خور توجه و بررسی بسیار است. از وجوه شاخص معماری این بنا، سردر و مناره های رفیع آن است که نمونه آن را در سرتاسر استان یزد، بلکه در بسیاری از نقاط ایران نمی توان یافت[24].
مناره های مسجد که به گفته پوپ از بلندترین مناره های ایران است،[25] با ارتفاع خیره کننده ای بر روی سردر ورودی قرار گرفته، این مناره ها شامل ساقهای[26] بلند است که علاوه بر قسمت زیر گلدسته[27] بیش از یک سوم آن در بالای گلدسته امتداد یافته است. در پایین ساقه نقش «بسم الله» به صورت درشت بر زمینه کاشی معرق و در بالای آن عبارات «یا علی» و «یا محمد» به خط بنایی[28] در زمینه ای از آجرو کاشی به چشم می خورد. دو کتیبه شامل آیه «وان یکاد…»[29] به خط کوفی[30] و آیه اول سوره مبارکه اسراء به صورت درشت تر با خط ثلث[31] در زیر گلدسته نمایان است. در قسمت زیر نعلبکی[32] مناره، مقرنس[33] کار شده و در بالای نعلبکی نرده ای گرداگرد لبه آن میگردد. از مجموع هاین دو، گلدسته ساده ای پدید آمده است. ساقه بالای گلدسته زیر مزین به انواع کاشی کاری معرق و آجر و کاشی است که تا زیر تاج[34] مناره ادامه یافته است. تاج به صورت زیبایی مزین به خیاره[35] شده و در بالای آن توغی[36] قرار دارد.
سردر مسجد در ضلع شرقی واقع شده و بسیار رفیع است. به طور کلی در ایران قدیم (قبل از قرن نهم هجری) به درهای محل ورود به صحن بناهای مذهبی اهمیت زیادی می دادند[37]. سردر تقریباً به طور کامل مزین به کاشی است. تزئینات نمای بیرونی آن شامل نقول[38] و قاب بندی[39]های جرزهای[40] طرفین است. جز این، کتیبه ای در پیشانی[41] سیردر، بخشی از سوره مبارکه «فتح» و کتیبه ای دیگر که دور تا دور قوس پیش طاق[42] را فرا گرفته[43] سوره مبارکه جمعه را به طور کامل در بر دارد.
در کنه[44] پیش طاق مقرنس های زیبایی به چشم می خورد که با کاشی معرق تزیین شده است. در نیم دایره بالایی، اسماء خداوند در ترنج[45]هایی کار شده و در وسط مقرنس شمسهای[46]، اسماء الله، محمد، علی، فاطمه، حسن، حسین شهید کربلا را نشان می دهد. در پیشانی درگاه کتیبه ای به خط ثلث عبارتی عربی را در بر دارد که در سال 819 توسط شاه نظام کرمانی تهیه شده و اشاره به ایجاد بنا در عصر حکومت «شاهرخ بها در خان» دارد و در قسمت پایین هم طاقنمایی[47] به چشم می خورد که درگاه ورودی در آن قرار گرفته است.
پایا دو پولو که گویی مسحور تزئینات کاشی و گچبری مسجد شده، کتیبه های کاشی بنا را دارای ظرافتی کم نظیر معرفی می کند[48].
در دو لنگه مسجد[49]، چوبی و آلت سازی[50] شده است و از آثار قرن هشتم هجری[51] می باشد. در بالا و طرفین در زنجیری آویخته است که می تواند کاربردهایی داشته باشد. رعایت اصل افتادگی و تواضع در هنگام ورود به مسجد، دخیل بستن یا حتی تمسک مجرمین برای رفع مجازات[52].
دهلیز[53] مسجد، چهار گوش و دارای دیوارهای گچی و سقفی گنبدی با تزئینات آجر و کاشی است[54]، که در سال 777 توسط شمس الدین محمد برپا شده است[55]. بر دیوارهای دهلیز چند لوحه سنگی نصب است که شامل وقف نامه و فرمان حکام وقت می باشد. با کمی دقت در می یابیم، مسجد جامع درهر شهر و آبادی و مخصوصاً دهلیز آن- که اولین فضای سرپوشیده پس از ورود به مسجد است، در قدیم بهترین فضا و وسیله برای اطلاع رسانی به مردم شهر بوده، چرا که مردم هر روز یا حداقل هفتهای یک بار، گذرشان به این مکان می افتاده است.
اولین لوحه که به خط نسخ کنده شده و برطرف راست نصب است[56]، شامل وقف نامهای است به این مضمون:
«وقف موبد نمود این سلطان محمود حاجی افضل، تمامی مجاری بیست و چهار جره[57] میاه قنات ابر نوآباد و چهارده جره و نیم میاه قنوات مریاباد حومه یزد بر بقعه معینه متصله به مسجد جامع کبیر یزد که مقبره او، و اولاد اوست که مال الاجاره آن را بعد از وضع مالوجهات و وجوهات دیوانی همه ساله مبلغ سه هزار دینار صرف روشنایی آن نمایند و هر سه روز مبلغ دیوست دینار به شخصی که عالم به قراءات قرآن باشد دهند که یک ختم کلام الله به جهت واقف در مقبره او قراءت نماید و هر ساله مبلغ دو هزار و چهارصد دینار در شب برات و رغایب و شب قتل و شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان حلوا صرف فقرا نمایند. و تتمه مال الاجاره در روز عید غدیر به طلبه علوم دینی از قرار نفری یکصد دینار تسلیم نمایند ولله تعالی صبور و مباشرین موقوفات دخل و تصرف نکنند. خلاف کننده به لعنت خالق و الخلایق گرفتار باد. تحریراً می شهر محرم 1121 در قطعه سنگ الحاقی زیر با خط درشت تر «تولیت آن را اولاً به نفس خود مفوض نمود و بعد از خود به ولد حلبی خود و بعد به اولاد او و به اولاد هر یک که ارشد و اتقی باشند الی انقراض العالم».
لوحه سنگی دیگری مربوط به عصر صفوی و وزارت میرزامحمدمحسن بر یزد که در سال 1115 نفر شده بر طرف راست دهلیز نصب است[58] . مضمون این لوح رفع مزاحمت و تعدی فرماندهان و سپاهیان به مردم دارالعباده یزد، می باشد.
لوحه دیگر مربوط به سال 1047 ق. و شامل دلج.یی و استمالت شاه صفوی از مردم یزد به مناسبت تعرض طبقات مختلف و دریافت وجوه اضافه از این مردم این دیار است[59].
لوحه سنگی دیگری که بر طرف چپ دهلیز نصب است[60]، مربوط به سال 1046 ق. است که در آن شاه صفی صفوی، کلیه مالیات های ماخوذه از مردم را تخفیف داده است.
یک لوحه دیگر نیز برطرف چپ نصب شده[61] که شامل حاشیه و متن است و به سال 875 ق. مربوط می شود. در این لوحه، سلطان حسن بهادر، رسوم بدعتی که در یزد مرسوم بوده را برداشته است.
لوحه بعد که آن هم دارای حاشیه و متن می باشد مربوط به سال 1022 ق. است[62]. که درآن هم حکومت وقت، وجوهات و مالیات دریافتی از مردم را تخفیف داده است. از جمله این مالیات ها «وجوه تفنگچی» است.
یک قطعه دیگر لوح سنگی که در حاشیه ای از کاشی معرق قرار گرفته[63] و با قطعهای شیشه پوشانده شده، صلوات دوازده امام را در بردارد. اسامی دوازده امام در متن وسط داخل دایره هایی به هم پیوسته و نامشخص تهیه کننده آن و سال 777 ق. در حاشیه پایین به چشم می خورد.
در طرف چپ دهلیز، شبستان نه چندان بزرگ قرار دارد[64] که در سال 777 به دستور شاه یحیی پادشاه آل مظفر ساخته شده[65] و دارای محرابی است با تزئینات مقرنس و هشت قطعه کاشی در داخل آن. در بالای محراب جهت تامین روشنایی از شبکه آجری استفاده شده و دیوارهای شبستان مزین به ازاده[66] است. پوشش این شبستان به کمک طاق و تویزه[67]صورت گرفته و نمای داخلی به طور کلی با گچ سفید شده است.
قبل از ورود به میانسرای[68] مسجد به یکی از شبستان های تابستانی[69] بر می خوریم که شامل یک ردیف چشمه طاق[70] در ظع شرقی است. این شبستان از داخل با گچ سفید شده و از راه کوتاهی حدود 20 سانتی متر از سنگ، پایین دیوارها و ستون ها را زینت داده است. نمونه آن را در دو ضلع غربی و شمالی نیز شاهد هستیم[71]. بیرونی رواق های مسجد آجری و ساده است، تنها در رخبام[72] مزین به هره[73] می باشد[74].
ویژگی مشترکی که در تمام طاق های مسجد به چشم می خورد، جناغی[75] بودن آن است که یادآور معماری ایرانی است.
در پشت رواق های غربی مجسد، شبستانی وسیع با 48 ستون قرار دارد که توسط شاهزاده محمدولی میرزا در سال 1240 ق. ساخته شده[76] و به شبستان «شاهزاده» شهرت دارد.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
مقدمه
ساختمان سازی مانند بسیاری از صنایع متداول در جهان دارای قوانین و مقررات خاص خود می باشد که عدم رعایت این قوانین و مقررات باعث تقلیل استحکام و خسارات جبران ناپذیر در حین انجام کار و پس از انجام کار خواهد شد. هدف ساختمان سازی انسان محوری است.
لذا یادگیری و کار آموزی آن برای دانشجویان این رشته زیر نظر مهندسین و متخصصان این فن طبق آیین نامه هایی که حاصل سالها تلاش و تجربه و مطالعه دانشمندان و مهندسین این رشته می باشد، بسیار مهم می نماید. در خصوص ارائه گزارش جامع و مطلوب از کارآموزی و مفید واقع شدن آن، کار در کارگاه ساختمان را بصورت خلاصه از ابتدا مورد بررسی قرار می دهم.
«شما اصلاً به تئوریهایی که در کلاسهای دانشگاه فراگرفته اید کاری نداشته باشید.»
در بدو ورود به کارگاه ساختمانی این جمله به گوش می رسد و تقریباً همه دانشجویانی که برای اولین بار به کارگاه ساختمانی قدم می گذارند با جملاتی که این مضمون را دارند آشنا هستند. بسیار جای تاسف و نگرانی است که ما در دو مرحله از زندگی یعنی فراگیری و بکارگیری، شکافی عمیق تصور کرده که هیچ پلی ارتباط بین آن دو را میسر نمی سازد.
چه بسا اگر مهندسین و مسئولین کارگاهها در اجرا به مطالب فرا گرفته در تئوریات نظری داشتند و از آنها کمک می گرفتند و وسواسهای آن زمان خود را حفظ میکردند کارها بسیار عالی تر انجام می گرفت و ساختمانهایی بسیار مطمئن تر بنا می شد بطوریکه دغدغه خاطر چندانی در زلزله های عادی وجود نداشت. حال آنکه نگاهها بیشتر متوجه صرفه اقتصادی بوده تا موارد دیگر. بطوریکه حتی در کارهای دولتی نیز این پارامتر از اهمیت فاحشی نسبت به دیگر پارامترها از قبیل ایمنی، آسایش، توسعه آینده، زیبایی و… برخوردار می باشد.
مورد دیگری که نظر من را به خود جلب کرد و باعث تاسف من شد تاثیرپذیری برخی از مهندسان و صاحبنظران کارگاه از بناها و استاد کارهای جزء بود. بطوریکه این آقایان حتی به خود زحمت فکر کردن به عواقب آن کار را نمی دادند، حال تجزیه و تحلیل آن پیشکش.
عکس العمل نادرست کارگاهیان در مورد نظرات دانشجویان فیزیکی از نقصهای کارگاه می باشد، هرچند خود آنان نیز بعداً آن نظریات را کاملاً تصدیق می کنند اما در عمل به کار نمی برند.
فاز 1: (مرحله اول) A- مطالعات B- ارائه طرح فیزیکی مقدماتی
فاز 2: تهیه نقشه های اجرایی و گزارشات محاسبات فنی
فاز 3: اجرا طرحها و نقشه ها
الف- مطالعات: قبل از احداث هر ساختمانی بسته به نوع کاربری (خاص مثل فرودگاهها، بنادر، ترمینالها، راه آهن و… یا عام مثل مسکونی، آموزشی، اداری، تجاری، بهداشتی درمانی و…) باید مطالعاتی در مورد آن انجام دهیم. مثلاً محل قرار گرفتن زمین، مقاومت زمین (آزمایش خاک محل)، برای احداث سازه چگونگی تابش آفتاب در محل احداث سازه، بررسی شرایط جوی (باد، باران، رطوبت، گرما، سرما، برف و…) استفاده از بهترین مصالح با در نظر گرفتن موقعیت های مطالعه شده.
ب- ارائه طرح فیزیکی مقدماتی: که بر طبق آن کاربری سازه را مشخص می کنید، مثلاً دانشگاه می سازیم که در آن به کلاس و آزمایشگاه برویم، ساختمان تجاری بنا میکنیم که محل خرید و فروش کالاهای مختلف می باشد و…
بعد از طی مراحل فوق باید برای اجرای سازه نقشه هایی تهیه کنیم که این نقشه ها عبارتند از: نقشه های دیتایل، پلان طبقات، اگر سازه بتنی باشد: چگونگی قرار گرفتن میلگردها، نوع میلگردی که در ساختمان باید استفاده شود، چگونگی اجرای راه پله ها، شیب بندی سقف پارکینگ، زیر زمین و… حتی در نقشه های جدید برای شهرداری باید طرح نما و چک لیست زلزله نیز ارائه شود و در سازه های فولادی نیز همین مسائل باید مد نظر باشد.
به علاوه اینکه در نقشه های جدید سازه های فولادی، نوع تیر آهن و نبشی ها، پلیتها (PLATES) نیز نمایش داده می شود و نیز باید تمام محاسبات فنی آن، از نظر مقاومت سازه، مقاومت بنا در مقابل زلزله و… در دفترچه های محاسباتی ثبت شود.
پس از طی مراحل فوق الذکر سازه را طبق نقشه های اجرایی، اجرا می کنیم. متاسفانه بدلیل آشنا نبودن عوامل اجرایی با جزئیات نقشه ها و نکات ایمنی که در محاسبات لحاظ شده است به ندرت اجرا صد در صد مطابق نقشه ها است.
حرفه هایی که برای ساخت یک سازه در ارتباط با یکدیگر هستند:
نقشه بردار، شهرسازی، شهرداری، نقشه کشی، معماری، عمران، محاسب، محیط زیست ژئوتکنیک (زمین شناسی)، تاسیسات (مکانیک، الکترونیک، لوله کش، کانال کش و…)
منظور از ساختن ساختمانهای فلزی، ساختمانهایی است که ستونها و تیرهای اصلی آن از پروفیل های مختلف فلزی و بار سقفها، دیوارها و جدا کننده ها (پارتیشن ها) بوسیله تیرها اصلی به ستون منتقل شده و بوسیله ستونها به زمین منتقل می گردد. در ایران معمولاً ستونها از تیرآهنهای Iدوبل و یا بال پهن تکی می باشد و همچنین برای اتصالات از نبشی- تسمه و… و برای زیر ستونها از صفحه فولادی استفاده می شود و معمولاً دو قطعه را بوسیله جوش به همدیگر متصل می نمایند. سقف این نوع ساختمانها ممکن است تیرآهن و طاق خبری باشد و یا از انواع سقفهای دیگر مثل تیرچه بلوک باشد.
برای پارتیشن ها می توان مانن ساختمانهای بتنی از انواع آجر و یا قطعات گچی و یا چوب و یا سفالهای تیغه ای استفاده نمود. در هر حال جدا کننده ها می باید از مصالح سبک انتخاب شوند.
در برخی از کشورها برخلاف مملکت ما برای اتصال قطعات از جوش استفاده نمیکنند بلکه بیشتر از پرچ و یا پیچ و مهره استفاده می نمایند و برای ستونها نیز بجای تیر آهن از نبشی یا ناودانی استفاده می کنند.
1- اجرای این نوع ساختمانها خیلی سریع پیشرفت می نمایند، در صورتیکه برای ساختن ساختمانهای بتنی یا آجری زمان بیشتری لازم است.
2- ستونها و قطعات باربر ساختمانهای فلزی فضای کمتری را اشغال می نمایند و این خود باعث بوجود آمدن سطح مفید زیادتر در ساختمانهای فلزی می گردد، در صورتیکه برای ساختمانهای بتنی مرتفع ناچار به ساخت ستونها و دیوارهای قطور میباشیم.
3- ساخت قطعات ساختمانهای فلزی در خارج از محوطه کارگاه ممکن بوده و این خود از لحاظ دقت کار و کیفیت بهتر قطعات و همچنین از لحاظ اقتصادی به صرفه می باشد.
4- ساختن ساختمانهای فلزی کمتر تابع آب و هوا و شرایط جوی است، در صورتیکه در مورد ساختمانهای بتنی شرایط فرق می کند.
5- امکان تقویت ساختمان بعد از اتمام کار و بالاخره نزدیک بودن فرضیات با عمل در ساختمانهای فلزی از مزایای آن می باشد، زیرا بعضی از فرضیات که در ساختمانهای بتنی می کنیم به سختی با عمل همراه می شود، از جمله همگن بودن بتن و فولاد و مساوی بودن تنش و کرنش این دو ماده که عملاً این دو ماده همگن نیستند. ولی در ساختمانهای فلزی چون از یک ماده استفاده می کنیم، فرضیات به عمل نزدیکتر است.
همه مواردفوق از مزایای ساختمانهای فلزی است ولی در عوض این نوع ساختمانها در مقابل آتش سوزی بسیار ضعیف بوده و با کوچکترین حریقی که در کنار ستونها ایجاد شود فوری فولاد گداخته شده و در مقابل بار وارده واکنش نشان داده و به سرعت ممانهای موجود در قطعات افزایش یافته و ساختمان خراب می شود.
به همین علت است که در بعضی کشورها سازندگان ساختمانهای فلزی مجبور هستندکه برای ساختمانها پله های بتنی قرار دهند تا در موقع آتش سوزی ساکنان ساختمان بتوانند خود را نجات دهند.
ساختمانهای فلزی در مقابل عوامل جوی و خورندگی بسیار ضعیف بوده و به همین علت دارای عمر کوتاهتری می باشند و بالاخره به علت نازکی دیوارها ساختمان فلزی در مقابل حرارت و صوت عایق نیست.
منظور از ساختمانهای بتنی ساختمانهایی هستند که کلیه اجزا اصلی آن (ستونهای اصلی، پی ها و تیرها) از بتن و میلگرد ساخته شده باشد. سقف اینگونه ساختمانها با انواع مختلف دالهای بتنی پیش ساخته، دالهای بتنی ریخته شده در محل تیرچه بلوک و یا دالهای مرکب (کامپوزیت) ساخته می شوند.
ساختمانهای بتنی به علل زیر مورد توجه مهندسین و شهرسازان قرار گرفته و روز به روز شاهد توسعه آن هستیم:
1- ماده اصلی بتن که شن و ماسه می باشد تقریباً در تمام طول نقاط کره زمین به حد وفور یافت می شود. بنابراین روی این اصل امکان ساختن سازه های بتنی را میسر می سازد.
2- ساختمانهای بتنی در مقابل عوامل جوی از ساختمانهای فلزی مقاومتر بوده و در نتیجه نسبت به ساختمانهای فلزی دارای عمر مفید طولانی تری می باشند.
3- در برابر آتش سوزی مقاوم هستند.
4- به علت شکل پذیری بتن که می تواند به هر شکلی که قالب آن تهیه می شود، ساخته شود. ساختن ستون و پل به اشکال مختلف را میسر می سازد، به همین علت مهندسین معمار به این نوع ساختمانها توجه بیشتری می نمایند.
معایب این نوع سازه ها علاوه بر مواردی که در محاسن سازه های فلزی گفته شد اینست که در این سازهها بعلت وزن سنگین کل سازه، نیروی زلزله روی آن تاثیر بیشتری می گذارد. اصولاً هرچه وزن سازه بیشتر باشد، تاثیر نیروهای وارده روی آن بیشتر است.
قبل از شروع هر نوع عملیات ساختمانی باید زمین محل ساختمان بازدید شده و وضعیت و فاصله آن نسبت به خیابانها و جاده های اطراف مورد بازرسی قرار گیرد و همچنین پستی و بلندی زمین با توجه به نقشه ساختمان مورد بازدید قرار گرفته، در صورتیکه ساختمان بزرگ باشد پستی و بلندی و سایر عوارض زمین می باید بوسیله مهندسین نقشه بردار تعیین گردد و همچنین باید چاههای فاضلاب و چاه آبهای قدیمی و مسیر قنات های قدیمی که ممکن است در هر زمینی موجود باشد تعیین شده و محل آن نسبت به پی سازی مشخص گردد و در صورت لزوم می باید این چاهها با بتن و یا شفته پر شود و محل احداث ساختمان نسبت به زمین تعیین شده و نسبت به ریشه کنی گیاهان در آن محل اقدام گردد و خاکهای اضافی به بیرون حمل گردد و بالاخره باید شکل هندسی زمین و زوایای آن کاملاً معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.
پس از بازدید از محل و پاکیزه کردن محل اولین قدم در ساخت ساختمان پیاده کردن نقشه می باشد. منظور از پیاده کردن نقشه یعنی انتقال نقشه ساختمان از روی کاغذ بر روی زمین با مقیاس 1:1 بطوریکه محل دقیق پی ها، ستونها و دیوارها و عرض پی ها روی زمین به خوبی مشخص باشد و همزمان با ریشه کنی و بازدید از محل باید قسمتهای مختلف نقشه ساختمان به خصوص نقشه پی کنی به خوبی مورد بررسی قرار گیرد و بعداًاقوام به پیاده کردن نقشه گردد.
جهت پیاده کردن ساختمانهای مهم معمولاً از دوربینهای نقشه برداری (تئودولیت) استفاده می گردد و برای پیاده کردن نقشه ساختمانهای معمولی و کوچک از مته و ریسمان استفاده می گردد.
با توجه به اینکه هر نقطه از ساختمان نسبت به سطح زمین دارای ارتفاع معینی میباشد که باید در طول مدت اجرا در همه زمان قابل کنترل باشد. برای جلوگیری از اشتباه قطعه بتنی با ابعاد دلخواه در نقطه ای دورتر از محل ساختمان می سازند بطوریکه در موقع گود برداری و یا پی کنی به آن آسیب نرسد و در طول مدت ساختمان تمام ارتفاعات را با آن می سنجند. به این قطعه بتنی اصطلاحاً رپر می گویند.
پس از پیاده کردن نقشه و کنترل آن در صورت لزوم اقدام به گودبرداری می نمایند. گودبرداری برای آن قسمت از ساختمان انجام می شود که در طبقات پایین تر از کف طبیعی ساختمان ساخته می شود، مانند موتورخانه ها، انباری ها، پارکینگ ها و غیره در گودبرداری چنانچه محل گودبرداری بزرگ نباشد از وسایل معمولی مانند بیل و کلنگ و فرقون استفاده می گردد. برای اینکار تا عمق معینی که عمل پرتاب خاک با بیل امکان پذیر باشد، خاک را به بیرون پرتاب می کنند و عمل گودبرداری را انجام میدهند. و بعد از آن پله ای ایجاد نموده و خاک حاصله را روی پله ریخته و از روی پله دوباره به خارج پرتاب می کنند.
برای گودبرداریهای بزرگتر استفاده از بیل و کلنگ صرفه اقتصادی و زمانی ندارد و بهتر است از وسایل مکانیکی مانند لودر و بیل مکانیکی استفاده شود. در این روش برای خارج کردن خاک از محل گودبرداری و حمل آن به خارج کارگاه معمولاً از سطح شیبدار استفاده می کنند، بدین طریق که در ضمن گودبرداری سطح شیبداری در کنارگودبرداری عبور کامیون ایجاد می گردد که بعد از اتمام کار این قسمت توسط کارگر برداشته می شود.
ظاهراً حداکثر عمق مورد نیاز برای گودبرداری تا روی پی می باشد که می باید محل پی های متمرکز و نواری را با دست خاگبرداری نمود. ولی بهتر است که گودبرداری را تا سطح زیر پی ها ادامه بدهیم، زیرا در اینصورت اولاً برای قالب بندی پیها آزادی عمل بیشتری داریم، در نتیجه پی ها تمیزتر و درست تر خواهد بود و در نتیجه می توانیم خاک حاصل از چاه کنی و همچنین نخاله های ساختمان را در فضای ایجاد شده بین پی ها بریزیم که این مطلب از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه میباشد، زیرا معمولاً در موقع گودبرداری کار با ماشین صورت می گیرد ولی برای خارج کردن نخاله ها و خاک حاصل از چاه فاضلاب از محیط کارگاره می باید از وسائل دستی استفاده کنیم که این امر مستلزم هزینه بیشتری نسبت به کار با ماشین است.
از آنجا که خاکهای موجود بدلیل ارزش ماسه ای که دارند تحت زوایای مختلفی بطور عادی ریزش می کنند، این زاویه باید در کارها در نظر گرفته شود. برای جلوگیری از ریزش دیواره های محل گودبرداری به داخل گود، معمولاً دیواره اطراف باید دارای شیب ملایم که با خط عمود زاویه ای به اندازه «» می سازد باشد که اندازه این زاویه بستگی به نوع خاک محل گودبرداری دارد. هر قدر خاک محل سستتر و ریزشی تر باشد، اندازه زاویه بزرگتر خواهد شد.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 17 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
تعریف:
ساختمان بتون فولادی ساختمانی است از بتن و فولاد که در مناطق کشش آن فولاد قرار داده شده باشد و در نتیجه «کشش را فولاد و فشار را بتون تحمل کند. قسمتهای عمده این اسکلتهای بتن آرمه عبارت است از دال (تاوه ـ سقف ـ کف) پوتر (تیر) قوس و قاپ ستون ـ شالوده ـ دیوارهای حایل و ضامن بتون آرمهای.
مزایای ساختمانهای بتنی:
1- در ساختمانهای بتون آرمه شکل پذیری بهتر انجام میشود.
2- مقاومت سازههای بتنی با گذشت زمان افزایش پیدا میکند.
3- ساختمانهای بتون آرمه اگر صحیح اجرا شوند به مراتب مقرون به صرفهترند.
4- پیوند به راحتی صورت میگیرد.
5- در مقابل رطوبت و حرارت مقاومت بهتری نشان میدهد.
6- مقاومت در مقابل آتشسوزی در سازههای بتنی خیلی بیشتر است و از اهمیت فراوان برخوردار میباشد.
7- ساختمانهای بتنی در مقابل نشست و زمین لرزه مقاومت بیشتری دارند.
8- از لحاظ بهداشتی بهترین نوع ساختمان است.
9- ساختمانهای بتنی از یک سو زیبائی ساختمانهای سنگی را دارد و از سوی دیگر امتیاز و مقاوم ساختمانهای آهنی برخوردار است.
معایب ساختمانهای بتنی:
احتیاج به نیروی متخصص در قالببندی و بتن سازی دارد همان طور که تاکنون بر اهمیت ساختن بتن تاکید شده در صورتی که نسبتهای اختلاط حفظ نشوند و از بتن مراقبتهای لازم به عمل نیاید فاجعه آفرین است. اگر عمل قالببندی بطور فنی و اصولی انجام نشود ممکن است در نتیجه فشار بتن تازه قالب در برود چون بتن پس از مدت کوتاهی خودش را میگیرد سبب ایجاد دشواریهائی اجرائی و خسارت مالی گردد.
2- انتقال گرما و سرما توسط ساختمانهای بتونی به داخل ساختمان به راحتی انجام میگیرد که این یک ضعف میباشد.
3- مدت اجراء: اجراء ساختمان بتنی هر کدام برای کسب مقاومت مناسب جهت تحمل بار احتیاج به مدت زمانی حدود 14 تا 28 روز دارد مثلاً یک ستون بتنی قبل از روی آن بارگذاری شود باید مقاومت کافی بدست آورد تا قادر باشد براحتی نیروهای وارده را به فنداسیون منتقل نماید.
4- نیاز به ماشین آلات بتون ساز و حمل بتون و وسایل دیگر مانند (ویبره …) دارد.
5- اگر عضوی از ساختمان بتونی خراب شود امکان تعویض و ترمیم مشکل است.
6- عدم تقویت و امکان گسترش ساختمان پس از ساخته شدن.
7- شرایط آب و هوائی مانند سردی و گرمی هوا در اجرای آن تأثیر میگذارد.
8- انتقال ارتعاش: این نقیضه بستگی به یکپارچگی بتون دارد متاسفانه به زحمت میتوان آن را بر طرف کرد.
9- ضعف در برابر انفجار: 10 وزن ساختمانهای بتونی در جابه مراتب بیشتر از وزن ساختمانهای فولادی میباشد.
لازم به یادآوری است با بیش ساخته کردن ساختمانهای بتونی میتوان از بیشتر معایب ساختمانهای بتونی کاست.
اجرای ساختمانهای بتونی
اجرای ساختمانهای بتونی از پس سازی شروع شد و به سقف سازی ختم میگردد که مراحل اجرائی آن به صورت خلاصه به این صورت است، که ابتدا پی کنی انجام میگیرد آن گاه پس سازی و سپس اجرا بر ستونها انجام میشود. اگر ساختمانی به صورت تیر و دال یکسره باشد این مرحله همه یکجا اجرا میشود ـ اگر به صورت تیر و تیرچه باشد ابتدا تیر اجرا میشود سپس تیرچه ریزی انجام میگیرد در قمست بعد چارتهای اجرائی هر مرحله آمده است.
(1) مراحل اجرائی پی
1- مطالعه نقشه پی کنی 2- تسطیح زمین 3- پاشیدن گچ 4- اجرای کود برداری و کنترل ابعاد پی طبق نقشه 5- آماده نمودن امکانات بتن ریزی و قالب بندی و آرماتورگذاری 6- اجرای بتون مسگر 7- قالببندی 8- کنترل ابعاد پس و بررسی استحکام قالبها 9- بتون ریزی … 10- برداشت قالب پس از زمان معین.
(2) مراحل اجرای ستون
1- بررسی و مطالعه ستون از روی نقشه و پس از بررسی محل اجرای آن 2- آماده نمودن امکانات بتن ریزی ـ قالببندی ـ آرماتورگذاری 3- نصب قالب و شاقولی نمودن آن و مهار کردن کامل آن 4- آماتور گذاری و کنترل آن بر طبق نقشه اجرایی شامل کنترل طولی پوشش یا (آنکوراژ) قالبها ـ خاموتها 5- بتن ریزی 6-برداشت قالب پر از زمان معین.
(3) مراحل اجرای تیر
1- بررسی و مطالعه تیر از روی نقشه و بررسی محل اجرای آن 2- آماده نمودن امکانات بتنریزی ـ قالببندی ـ آرماتور گذاری 3- روغن زدن تخته قالبها 4- نصب قالب تیر و مهار آن توسط حائلهای محکم 5- آرماتور گذاری و خرک گذاری و کنتزرل آن طبق نقشه اجرائی 6- کنترل ابعاد نهایی و علامت گذاری ارتفاع تیر 7- بتن ریزی و مراقبت 8- برداشت قالب پس از زمان معین.
قبل از بتنریزی باید کلیه وسایل مخلوط کردن و حمل بتن تمیز شود. قالبها و محلهایی که بتن در آنها ریخته میشود باید از مواد زاید پاک شود. قالبها باید کاملاً مرطوب یا روغن مالی شده باشد.
محل جایگذاری آرماتور، لوله، میله مهار، و سایر قطعاتی که در داخل بتن قرار میگیرد همچنین سوراخها و فضاهای خالی که لازم است در داخل بتن تعبیه شود باید قبلاً به رویت و تصویب مهندس ناظر برسد. موادی که برای سوراخها و فضاهای خالی در بتن قرار داده میشود باید با موادی آغشته شود که خارج کردن آنها را آسان میکند. سطوحی که با بتن در تماس است و قابلیت جذب آب دارد باید کاملاً مرطوب شود.
چنانچه در محلی که باید بتن ریخته شود آب وجود داشته باشد باید قبلاً آب آن را خارج کرد. این کار ممکن است با کمک پمپ یا هوای فشرده یا بصورت دیگری که دستگاه نظارت مجاز بشناسد. انجام گیرد قبل از بتن ریزی روی بتن قبلی، شیره خشک شده، مواد زاید و دانههای لق باید از سطح بتن پاک شود.
بتن باید با بتنوتیزه ساخته شود زمان اختلاط نباید از 5/1 دقیقه کمتر باشد اختلاط با دست فقط با اجازه دستگاه نظارت در موارد استثنایی و کم اهمیت مجازات و در این صورت لازم است نکات زیر رعایت شود.
بزرگترین دانههای سنگی
الف) یک پنجم کوچکترین لبه داخلی قالب
ب) یک سوم ضخامت دال
ج)سه چهارم حداقل فاصله آزاد بین میله گردها
تبصره: به کاربردن سنگدانههای درشتتر از 32 میلیمتر در مساحت قطعات بتون آرمه توصیه نمیگردد.
ولی در هر صورت اندازه سنگدانهها نباید از 62 ملیمتر تجاوز کند سنگدانه نباید از خود واکنش قلیائی نشان دهد.
الفـ ده درصد برمقدار سیمان مندرج در نقشهها اضافه شود.
بـ مواد تشکیل دهنده بتن قبل از اضافه نمودن آب، روی سطح صاف و تمیز سه بار بخوبی با هم مخلوط شود.
پـ ضمن اضافه نمودن آب لازم مخلوط حداقل سه بار بخوبی زیر و رو میشود.
تـ بتن به دست آمده باید ظرف نیم ساعت مصرف شود.
در صورتی که بتن ساخته شده با ماشین به محل مصرف حمل میشود باید حمل در اسرع وقت صورت گرفته و روشی به کار رود که از آغشته شدن آن به مواد زاید یا جدا شدن اجرای بتن از یکدیگر. جلوگیری به عمل آید در هر حال زمان حمل نباید از سی دقیقه تجاوز کند. بتن باید قبل از شروع به سفت شدن، در محل مورد مصرف ریخته شده و از به هم خوردن و جابهجا شدن بعدی آن جلوگیری شود.
در مورد بتن آرمه، تراکن باید با نهایت دقت صورت گیرد تا حفرهها هوا کاملاً از بین برود بطوری که ارتفاع ریختن بتن نباید حداکثر از 2 متر بیشتر باشد استفاده از پمپ برای انتقال بتن فقط در صورت موافقت دستگاه نظارت مجاز است. انتقال بتن حاوی مصالح سنگی بزرگتر از 75 میلیمتر با استفاده از پمپم مجاز نیست. برای تراکم بتن آرمه باید از ویپراتور استفاده نمود. ویپراتور باید به فواصل 50 سانتیمتر داخل بتن شده و از تماس آن با آرماتور و قالببندی جلوگیری به عمل آید. داخل و خارج کردن ویپراتور باید در حین ویپره کردن بارامی صورت گیرد. ویپراتور باید بین 5 تا 15 ثانیه در بتن باقی بماند و قبل از شاهر شدن دو غاب سیمان از بتن خارج گردد. در بتن ریزی عمودی نظیر ستونها، تقویت قالببندی برای تحمل اضافه فشار ویپراتور ضروری میباشد.
در صورتی که با اجازه دستگاه نظارت، بکار بردن ویپراتور ضروری نباشد برای ؟؟ تراکم لازم باید از تخماق دستی و کوبیدن با دست استفاده شود) ویپراتورهای استوانهای باید تا حد امکان در وضع قائم نگاه داشته شده و در امتداد محور جابهجا شود. استفاده از میزهای لرزان فقط برای بتنهای دارای ضخامت حداکثر 20 سانتیمتر مجاز است لرزاندن بیش از اندازه بتن خصوصاً در مواردی که بتن روان باشد مجاز نیست.
بتن ریزی باید تا کامل شدن قطعه مورد نظر و تا رسیدن محل مجاز توقف بتن ریزی، بطور مداوم ادامه یابد. از متوقف نمودن بتن ریزی باید تا حد امکان پرهیز شود. عمل قطع بتن ریزی باید در نقاط حداقل لنگر خمش و نیز حداقل برشی صورت گیرد. بتن کلیه پر دهانه یک دال و تیرهای مربوط به آن در یک نوبت ریخته شود. سطح مقطع بتن در محل قطع بتن ریزی باید تا حد امکان عمود بر سطح بتنریزی باشد. در موقع شورع مجدد سطح اتصال باید با برس سیمی تمیز شده و سپس خیس گردد و با دوغاب سیمان آغشته شود. ضخامت لایههای مختلف.
بتن در هنگام بتنریزی
ضخامت لایههای مختلف بتن برای بتن مسطح نباید از 35 سانتیمتر و برای بتن با حجمهای زیاد نباید از 45 سانتیمتر بیشتر شود. قطعات و پستهای غیر فلزی که برای تثبیت آرماتورها موارد استفاده قرار گرفته است باید هنگامی برداشته شود که دیگر بوجود آنها نیازی نیست. کلیه کارهای بتنی دارای ایراد باید تخریب و تجدید یا بنحوی که مورد قبول دستگاه نظارت باشد. ترمیم شود تخلخل زیاد در سطح بتن ریخته شده را غیر قابل قبول میکند ولی تخلخل جزئی سطح بتن باید با ملات ماسه پر و صاف شود. در کلیه موارد ذکر شده تشخیص دستگاه نظارت ملاک عمل خواهد.
شرایط بتنریزی:
بتنریزی در هوای سرد تهیه و ریختن بتن نباید در حرارت کمتر از 2 درجه سانتیگراد صورت گیرد. در هوای سرد (نزدیک به یخبندان) برای تسریح در سفت شدن بتن باید از سیمانهای زود بند استفاده شود و یا کلرورکلیسیم به نسبت حداکثر 2 درصد به سسیمان پرتلند معمولی اضافه شود. مصالح یخ زده به هیچ وجه نباید مصرف شود بتنی که به علت یخ زدگی ضایع شده باشد باید تخریب شده و به جای آن مخلوط تازه ریخته شود. در صورتی که بتنریزی در هوای غیر مساعد اجباری باشد (از صفر تا منهای پنج سانتیگراد) باید پیشبینیهای احتیاطی به شرح زیر به عمل آید.
الف: گرم کردن دانههای سنگی و گرم کردن آب تا 60 درجه سانتیگراد قبل از ساخت ( هنگام ساخت نباید این حرارت از 38 درجه بیشتر باشد)
ب: مصرف 250 تا 400 کیلوگرم سیمان در مترمکعب بتن
پ: پرهیز از حمل به مدت طولانی
ت: حفاظت سطوح برهنه بتن بلافاصله پس از ختم بتنریزی برای اینکه اطمینان حاصل شود که درجه حرارت بتن تا سخت شدن بتن بالاتر از 2 درجه باقی خواهد ماند برای اختلاط بتن میتوان از کلرورکلسیم یا مواد مشابه دیگر استفاده کرد
مصرف گلرورکلسیم نباید بیش از 2 درصد وزن سیمان باشد.
بطور کلی بتنریزی در حرارتهای پائین به توازنهای 5 درجه سانتیگراد باید در شرایط خاص دیگری صورت گیرد.
بتنریزی در هوای گرم ـ در صورتی که درجه حرارت در سایه از 43 درجه سانتیگراد تجاوز کند. بتنریزی نباید انجام گیرد هنگامی که درجه حرارت از 32 درجه بیشتر باشد: باید اقدامت احتیاطی زیر صورت گیرد.
الف: متوقف کردن بتنریزی در گرمترین ساعات روز
ب: حفاظت دانههای سنگی انبار شده از تابش آفتاب
پ: پوشاندن بتن در حین حمل از تابش آفتاب
ت: آبپاش و مرطوب کردن سطوح خارجی قالبها و قبل و قبل از و بعد از بتنریزی
ث: انجام عملیات بتنریزی در کوتاهترین مدت پس از اختلاط.
کلیه کارهای بتنی باید به مدت حداقل 7 روز پس از ریختن و گرفتن بوسیله حصیر، گوئی، پارچههای ضخیم، ماسه، و نظایر آن، در مقابل باد و تابش آفتاب محافظت شده و با آبپاش همواره مرطوب نگاه داشته شود.
الف: هدف از قالب بندی
1- برای بدست آوردن اشکال مختلف سازه قالب به همان شکل لازم است چون بتون در ابتدا خمیری شکل است پس از ریختن در قالب شکل داخلی قالب را شکل میکند از این رو قالب به عنوان یک عامل مهم کارهای بتنی شناخته شده است.
2- برای بدست آوردن بتون متراکم و مقاوم با سطحی صاف و بینقص باید قالببندی آنرا با کمال دقت و طبق اصول و قواعد فنی و نقشههای تفصیلی ساخت.
عدم دقت در ساختن و نصب قالب گذشته از اینکه از مقاومت بتون خواهد کاست باعث زشتی کار میشود.
3- نگهداری خمیر بتن تا سخت شدن آن لذا وضعیت ساختمان موجود بدون مصالح قالببندی استفاده مکرر از قالب و آشنا بودن با روشهای صحیح اجرایی همه عواملی هستند که در طرح ساختن و بستن قالب تأثیری دارد. در اجرای یک سازه بتن اشکال و ابعاد نهائی و هم چنین کیفیت سطح قالب و نوع و جنس مصالح باید در مرحله اولیه قالببندی مورد توجه قرار گیرد.
الف: قالب چوبی: به علت شکلپذیری بهتر قالب چوبی معمولترین نوع قالببندی است. نوع چوب قالب بتن آرمه از نوع چوب صمندار (کاج و صنوبر) و یا جنگلی مشابه میباشد. مصرف چوب سفید فقط در قالب معمولی (قالب شالوده و یا قالب بتنهای بدون آرماتورییها) مجاز است.
ب: قالبهای فیبری مخصوص اکثراً به علت داشتن ماده ضد آب در مدار خمیر آبندی شدهاند بیشتر در قالببندی ستون گرد و سایر مواردی که شکلهای خاصی دارند استفاده میشوند.
برتری این نوع قالب صرفه جوئی و سرعت در بستن قالب است.
ج: قالب بتنی که معمولترین آن بلوک دیوار است که به جای قالب استفاده میشود و بین آن با ملات ماسه و سیمان پر میشوند.
د: قالبهای فلزی
در اغلب موارد و برحسب نوع کارگاهی برای ساختمان قطعات بتونی از قالبهای فلزی استفاده میشود قالبهای فلزی در مجموع گرانتر از قالبهای چوبی میباشد و هنگامی مقرون به صرفه هستند که چندین ساختمان مشابه و سری را بخواهد متوالیاً بتون ریزی کرده از یک قالب به دفعات متعدد استفاده نمود و بدین بطریقهای آنرا مستهلک نمایند.
الف: قالبهائی که برای همیشه در ساختمان باقی میمانند. این نوع قالب مخصوص سقفها میباشد مثلاً برای ساختن آن قالبهای مقعری از ورقههای نازک آهن تهیه مینمایند که پس از بتونریزی در جای خود (در محل قالببندی) باقی میمانند و در حکم آهنهای سقف محسوب شده پی از اتمام کار زیر آنها را (قسمتی که در معرض دید قرار دارد) رو کاری مینمایند.
البته با این روش مقدار آهن بیشتری مصرف میشود ولی در مخارج قالببندی سقف صرف جوئی میگردد.
ب: قالب فلزی متحرک که هر بار پس از بتون ریزی و محکم شدن بتون بار میشود و در جای دیگر مورد استفاده قرار میگیرد این قالبها از ورقههای نازک فلزی تشکیل شدهاند بطوری که لپههای آنها برگشتهاند و بوسیله پیچ و مهره بایست بهم متصل میگردد.
ابعاد قطعات این قالبها حدود 32×23 یا 50×50 سانتیمتر است و پس از اتصال به یکدیگر باید آنها را بوسیله نبشیهای دیگر نگهدارند.
قالبهای لغزان
1- قالبهای لغزانی که روی سطوح افقی حرکت میکردند.
2- قالبهای لغزانی که روی سطوح شیبدار حرکت میکردند.
3- قالبهای لغزانی که روی سطوح قائم حرکت میکردند.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 37 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 91 |
فهرست مطالب
عناوین صفحه
مقدمه ...............................
فصل اول :
مطالعات اقلیمی و جغرافیائی منطقه: ...
1-1- خلاصه روند دویست ساله توسعه و گسترش شهر تهران:
1-1-1- تاریخچه هسته تاریخی شهر تهران و مراحل توسعه فیزیکی شهر تهران
2-1-1- ساختار جمعیتی شهر تهران ......
2-1- موقعیت جغرافیائی ...............
3-1- موقعیت طبیعی ...................
4-1- بهینه بندی خطر زمینلرزه در تهران
5-1- ویژگیهای اقلیمی:................
1-5-1- دما ..........................
2-5-1- میزان بارش ...................
3-5-1- رطوبت نسبی ...................
4-5-1- روزهای یخبندان ...............
5-5-1- روزهای بارانی ................
6-5-1- باد ..........................
7-5-1- تأثیر جهات وزش باد در ساختمان
8-5-1- تأثیر جهات تابش خورشید در استقرار ساختمان
9-5-1- ارتفاع بناها .................
10-5-1- بررسی و نتیجهگیری از آمارهای موجود جغرافیائی و اقلیمی منطقه
6-1- احکام و ضوابط طراحی معماری .....
فهرست منابع و ماخذ فصل اول ..........
فصل دوم:
تعریف و تبیین موضوع پروژه و نتیجهگیری برای انتخاب موضوع: ......................................
1-2- تعریف و تبیین موضوع ............
2-2- تعریف کودک .....................
1-2-2- تعریف کودکان خیابانی .........
3-2- تاریخچه کودکان خیابانی .........
4-2- وضعیت کودکان خیابانی در جهان ...
1-4-2- وضعیت کودکان خیابانی در ایران
5-2- «کودک در خیابان» و «کودک خیابان»
6-2- عوامل موثر بر خیابانی شدن کودکان
7-2- بزهکاری و بزهدیدگی کودکان خیابانی
8-2- وضعیت بهداشتی کودکان خیابانی ...
9-2- وضعیت روانی- اجتماعی کودکان خیابانی
1-9-2- مدرسه (اجتماع) ...............
2-9-2- وضعیت روانی ..................
3-9-2- مشکلات رفتاری .................
10-2- اقدامات ملی انجام شده در مورد این کودکان
1-10-2- سازمان بهزیستی ..............
2-10-2- شهرداری .....................
3-10-2- سازمان بینالمللی ............
11-2- آمار کودکان خیابانی ...........
12-2- نتایج بدست آمده از تحقیق دکتر رسول روشن در رابطه با وضعیت زیستی، روانی و اجتماعی کودکان خیابانی ایران
13-2- مقالات برخی از جرائد در مورد وضعیت نابسامان کودکان خیابانی ..............................
14-2- نتیجهگیری برای انتخاب موضوع فوق
فهرست منابع و ماخذ فصل دوم ..........
فصل سوم:
مباحث عمومی مرتبط با پروژه:..........
فصل 2
ویژگیهای جغرافیائی و اقلیمی منطقه :
موقعیت جغرافیایی- موقعیت طبیعی- زمین لرزه- ویژگیهای اقلیمی- احکام و ضوابط طراحی
ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی منطقه
محل مورد نظر برای طراحی، در منطقه دو، شهرداری تهران واقع میباشد. مطالعه ویژگیهای اقلیمی پروژه حاضر، بر اساس آمار 15 ساله (1344-1359 هـ .ش) ثبت شده در ایستگاه کلیماتیک مستقر در نمایشگاه بینالمللی تهران انجام مییابد. ایستگاه نمایشگاه بینالمللی در ارتفاع 1541 متری با عرض جغرافیایی 57 35 شمالی و طول جغرافیایی 25 51 قرار گرفته است.
در ابتدا توضیحاتی کلی در مورد موقعیت جغرافیایی شهر تهران آورده شده و سپس به تفصیل ویژگیهای اقلیمی منطقه مورد نظر بررسی شده است.
هدف از این مطالعات دستیابی به اطلاعاتی است که از طریق آن، میتوان معماری بناهای مورد نظر را تا حد امکان با شرایط و مقتضیات اقلیمی انطباق داد و شرایط زندگی و یا بهرهگیری از فضاهای مجموعه را با وضعیت آب و هوایی محیط تنظیم نمود.
1-2- خلاصه روند دویست ساله توسعه و گسترش شهر تهران
شهر تهران از حدود دویست سال پیش که پایتخت اعلام شد تا به امروز تحولات بسیاری را از سر گذرانیده است و طی ادوار مختلف توسعه، به کلان شهر کنونی تبدیل شده است. شهر تهران عمدتاً در سه مقطع گسترش یافته است؛ اول در زمان صفویه و قاجاریه، دوم در زمان پهلوی اول و سوم در زمان پهلوی دوم. حرکت طبیعی گسترش شهر تهران طی دوران صفویه و قاجاریه و به حکومت رسیدن رضاشاه، دچار تحولات جدیدی شد. وسعت شهر تهران طی دوران کوتاه حکومت وی به سرعت افزایش یافت و از حدود 24 کیلومتر مربع در سال 1301 هـ . ش به حدود 45 کیلومتر مربع در سال 1320 هـ .ش رسید. یعنی مساحت شهر در ظرف کمتر از 20 سال، تقریباً دو برابر شد. هسته مرکزی شهر نیز با توجه به جاذبه شمال شهر و شمیرانات به طرف آن کشیده میشود، به طوریکه امروزه مرکز تهران از بازار به خیابان انقلاب تغییر مکان داده است، یعنی 4 کیلومتر حرکت کرده است. در نقشههای گسترش شهر تهران در دورههای مختلف، این تغییرات به وضوح دیده میشود. جمعیت شهر تهران در طی سالهای 1166 هـ . ش تا 1365 هـ . ش از بیست هزار نفر به 6 میلیون نفر رسید. یعنی 300 برابر و وسعت شهر از 2/7 کیلومتر مربع به 620 کیلومتر مربع رسید یعنی وسعت شهر 76 برابر شد. (1)
2-2- موقعیت جغرافیایی
شهر تهران در دامنه جنوبی کوههای البرز و حاشیه شمالی کویر مرکزی ایران، در دشتی نسبتاً هموار واقع شده که شیبش از شمال به جنوب است و به وسیله دو رود اصلی کرج در باختر و جاجرود در خاور همراه با رودهای فصلی جعفرآباد یا دربند، دارآباد، درکه و کن که همگی از شمال به جنوب جریان دارند، مشروب میگردد. شهر تهران از نظر جغرافیایی در عرض شمالی 35 و 35 تا 50 و 35 و طول خاوری 4 و 51 تا 33 و 51 قرار دارد و ارتفاعش در جنوب (پالایشگاه تهران) 1160 متر و در نواحی مرکزی (پارک شهر) 1210 متر و در شمال (سعدآباد) 1700 متر است. دشت تهران به طور کلی دارای آب و هوایی گرم و خشک است و فقط نواحی شمالیاش که در دامنههای کوهستان البرز واقع است، اندکی متعادل و مرطوب میباشد.
هوای شهر تهران در تابستان گرم و خشک و در زمستان معتدل و سرد است. حداکثر دمای ثبت شده حدود 44 درجه و حداقل 8/14- درجه و متوسط سالانه آن حدود 7/16 درجه سانتیگراد است. متوسط بارندگی حدود 320 میلیمتر و دامنه تغییرات آن از 200 تا 400 میلیمتر، از سالی به سال دیگر نوسان دارد. از نظر زمین لرزه، تهران جزء مناطق پرزیان (8 تا 10 درجه مرکالی) محسوب میگردد. (2)
3-2- موقعیت طبیعی
شهر تهران در بخشی واقع شده، که از نظر طبیعی بزرگترین تغییرات را در کنار خود دارد. دریای مازندران در فاصله جغرافیایی 120 کیلومتری محدوده تهران قرار دارد. رطوبت و بارندگی زیاد در سواحل آن، نواحی سرسبز شمالی را ایجاد نموده و هوای معتدل را به طرف جنوب هدایت میکند. سلسله جبال البرز، تهران را از سواحل دریای مازندران جدا نموده و مناظر کوهستانی شمال شهر را به وجود میآورد. منطقه تهران در دامنه بلندترین ارتفاعات البرز قرار گرفته، که از شمال به جنوب دارای شیبتندی میباشد. برودت هوای کوهستان و اختلاف درجه آن با دشتهای گرم منطقه جنوب تهران، وزش باد خنکی را از جانب شمال به جنوب باعث میشود. در جنوب شهر تهران ناحیه بیابانی قرار گرفته و هوای آن گرم و خشک است. در قسمت غربی دشت قزوین قرار گرفته که یکی از مناطق حاصلخیز جنوب کوههای البرز را تشکیل میدهد. (3)
4-2- پهنهبندی خر زمین لرزه در تهران
مطالعات زمینشناسی نشان میدهد که اصولاً شهر تهران در منطقه زلزله خیز قرار دارد و با توجه به این نکته، لازم است که در ساخت و سازهای تهران به این نکته توجه کامل شود. اما در همین رابطه بخشهایی از گستره تهران در مناطقی از پهنه زمین لرزه قرار دارند که لازم است از ساخت و ساز در این نقاط اجتناب شود. این مناطق عموماً در شمال تهران متمرکز شده و مجموعهای از این نقاط نیز در جنوب شهر تهران به سمت غرب تمرکز یافتهاند. لذا در تمامی طراحیها، مسئله زلزله خیزی باید مد نظر قرار گیرد. در ایران فعالیتهای مختلفی جهت شناسایی این پدیده مخرب صورت گرفته، که در نهایت منجر به تدوین آئیننامه طرح و محاسبه ساختمانها در برابر زلزله (نشریه شماره 82 مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن) شده است. با توجه به این آئیننامه، سازه باید حتیالامکان با پلانی ساده و متقارن طراحی گردد. همچنین باید دارای سیستم فلزی یا بتنی باشد و قدرت انتقال نیروهای زلزله را داشته باشد. (3)
5-2- ویژگیهای اقلیمی
؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیتوان نشان داد، تهران به 5 حوزه اقلیمی تقسیم شده است لذا با در نظر گرفتن این مطلب تنها آمار مربوط به حوزه مورد نظر بررسی شده است.
1-5-2- دما
بر اساس امار تحلیل شده 15 ساله ایستگاه نمایشگاه بینالمللی تهران، سردترین ماه سال، دی با حداقل 4/3- درجه و گرمترین ماه تیر با حداکثر 4/33 درجه است. برای گرمایش با توجه به حرارت پایین میتوان از وسایل مکانیکی خصوصاً نوع غیر مرطوب آن در ساختمانها استفاده کرد. به طور کلی آب و هوای حوزه شمالی تهران در تابستان نسبتاً مناسب و در زمستان سرد است. مطلق درجه حرارت ثبت شده در طی 15 سال در حوزه شمالی حداقل 5/13- درجه و حداکثر مطلق 39 درجه است. میانگین مطلق درجه حرارت در فصول مختلف سال در این حوزه از 5/7- تا 7/35 تغییر میکند. (4)
2-5-2- میزان بارش
بر اساس آمار بارندگی دوره 15 ساله (1344 تا 1359) در حوزه شمالی شهر تهران، میزان بارندگی در این منطقه از 300 تا 500 میلیمتر در فصول مختلف سال متغیر بوده است و حداکثر میزان بارندگی در ماه اسفند به میزان 82 میلیمتر است. در ماههای آذر، دی و بهمن، بارندگی در این حوزه متداول است. ماههای خرداد، تیر، مرداد و شهریور با بارندگی محدود از کم بارانترین ایام در این حوزه میباشد. با توجه به نمودار میانگین دمای روزانه و بارش ماهانه، فصل خشک حوزه شمالی، از ماه تیر شروع شده و تا شهریور ادامه مییابد. حداکثر مطلق ثبت شده بارندگی طی یک ماه در این حوزه 185 میلیمتر است و میانگین مجموع بارندگی سالیانه در طی این 15 ساله 409 میلیمتر گزارش شده است. (4)
3-5-2- رطوبت نسبی
متوسط حداکثر میزان رطوبت نسبی در حوزه شمالی مربوط به ماههای آذر و دی است که میزان رطوبت به 76 تا 79 درصد میرسد و حداقل آن مربوط به ماههای تیر، مرداد، شهریور میباشد که این میزان بین 40 تا 43 درصد است. از رابطه بین میزان رطوبت و دما استنباط میگردد که ماههای سرد این حوزه دارای رطوبت کافی و در فصول گرم از میزان رطوبت کاسته شده و در حدود نامناسبی قرار دارد. (5)
4-5-2- روزهای یخبندان
آمار میانگین دوره 15 ساله حوزه شمالی نشان میدهد که در این حوزه در طول سال به طور متوسط 73 روز یخبندان طی ماههای آبان الی اسفند به وقوع میپیوندد که حداکثر آن در ماه دی و حداقل آن در ماه آبان گزارش شده است. (5)
5-5-2- روزهای بارانی
تعداد روزهای بارانی که در آن بیش از 1 میلیمتر در حوزه شمال تهران باران باریده است، بر اساس آمار 15 ساله مورد مطالعه، به صورت میانگین 57 روز میباشد. حداکثر باران که در طی یک ماه باریده، در طی این دوره آماری 185 میلیمتر و طی یک روز 5/24 میلیمتر گزارش شده است. در طی آمار ثبت شده 15 ساله در ماه شهریور در این حوزه بارش نبوده و بیشترین بارش متداول در ماه اسفند با میانگین 9 روز میباشد. (5)
6-5-2- باد
جمعبندی امار جدول حداکثر وزش باد 15 ساله نشانگر آن است که :
ماههای آذر، دی، بهمن ماههای آرامی هستند.
بیشترین میزان وزش باد در ماه فروردین است.
سرعت تمامی بادهای منطقهای تهران از 16 کیلومتر در ساعت کمتر بوده و این آمار، حاکی از بودن باد مطلوب، در طول فصول گرم سال است.
به جز فصل تابستان نیمی از بادها از سمت غرب و 10 درصد از جنوب شرقی میوزند.
در فصل تابستان 35 درصد بادها از سمت جنوبشرقی و 17 درصد از سمت جنوب منطقه میوزند.
بادهای نسبتاً شدید (از 10 کیلومتر به بالا) از سمت غرب به سوی منطقه میوزند که سرعت این گونه بادها در فصول بهار، پائیز و زمستان تا 14 کیلومتر در ساعت به ثبت رسیده است.
در فصل تابستان، علاوه بر بادهای وزنده از سمت غرب، بادهای جنوبشرقی نیز از سرعت و دفعات کافی بهرهمند میباشد. بادهای جنوب شرقی از جریانهای هوای نواحی مرکزی ایران بوده و به عنوان باد غالب در فصل تابستان گرد و غبار و شن به همراه میآورند. بادهای موسمی و محلی تهران به دلیل وجود ارتفاعات و درجه حرارت توده سنگی شمال و دشت جنوب، در روز از جنوب به شمال و در شب از شمال به جنوب میوزد. (6)
7-5-2- تاثیر جهات وزش باد در ساختمان
دومین عامل مهم در تعیین جهت مناسب ساختمان، وزش باد میباشد. با توجه به مطالعه آمار مربوطه، در فصول بهار، پائیز و زمستان بادهای نسبتاً شدید از سمت غرب میوزد و در فصل تابستان علاوه بر سمت غرب، بادهای جنوبشرقی که از جریانات هوای نواحی مرکزی ایران بوده، به عنوان باد غالب تابستان، گرد و غبار و شن به همراه میآورند. بنابراین میتوان باد غرب را به عنوان باد غالب و مزاحم در نظر گرفت و تمهیدات لازم را جهت تعدیل آن اتخاذ کرد. با توجه به این نکته که زاویه 25 درجه، زاویه حد پذیرش باد و یا رد باد میباشد و با توجه به جهت باد مزاحم که از سمت جنوب غربی میوزد، مناسبترین جهت استقرار بنا در رابطه با وزش باد، محور 45 درجه جنوبشرقی است و با توجه به زاویه حد پذیرش و یا رد باد. جهات 20 درجه از جنوب به شرق تا 20 درجه از شرق به جنوب جهات قابل قبول در رابطه با رد باد مزاحم میباشد. ضمناً بهتر است که از امتدادهای طولانی و ایجاد کانال در جهات شرقی- غربی اجتناب کرد و با توجه به جهتهای اصلی استقرار واحدهای ساختمانی در حوزهای که توضیح داده شد، به کمک ایجاد شکستگیهای در راستای شرقی- غربی، باعث جلوگیری از کانالیزه شدن باد غالب غربی شده و برای استفاده از بادهای محلی که باد مطبوع میباشد و از سمت شمال به جنوب و بالعکس میوزد، بهتر است. کانالهای تهویهای بین ساختمانها در جهت شمالی- جنوبی در نظر گرفته شود. (6)
8-5-2- تاثیر جهات تابش خورشید در استقرار ساختمان
اگر به نمودار وضعیت تابش خورشید در عرض جغرافیایی مربوط به تهران توجه شود (نمودار موقعیت و زوایای تابش آفتاب در طول سال) مشاهده خواهد شد، زاویه تابش آفتاب در اول دی ماه به حداقل (30 درجه) و در اول تیرماه به حداکثر (78 درجه) میرسد. بدین ترتیب در اول دی ماه که کوتاهترین و معمولاً یکی از سردترین روزهای سال است، یک دیوار جنوبی به ارتفاع یک متر، سایهای به طول 73/1 متر، در پشت خود ایجاد مینماید. همین دیوار در اول تیرماه سایهای به طول 21 سانتیمتر، در پشت خود ایجاد مینماید.
بر این اساس، لازم است به این زاویه توجه شده، فاصله دو ساختمان از یکدیگر به نحوی باشد که تابش خورشید به داخل هر دو ساختمان نفوذ نماید. بدین خاطر ساختمانها میباید به نسبت 1 به 73/1 ارتفاع ساختمان جنوبی و با توجه به کسر اختلاف تراز از یکدیگر فاصله داشته باشند. رعایت این نسبت فاصله موجب میگردد تا در طول زمستان، ساختمانها و یا بخشهای مجزای یک بنا آفتابگیری کاملی داشته باشند.
با توجه به نمودار مذکور مشخص میشود که در گرمترین مواقع سال مدت زمانی که خورشید در آسمان تهران حضور دارد، از ساعت 5 صبح الی 19 و در سردترین مواقع سال از ساعت 30/7 الی 45/16 میباشد. به همین منظور، نمودار مسیر حرکت خورشید در منطقه میتواند در تعیین موقعیت و جهات اصلی و فرعی ساختمانها، طراحی پنجرهها، سایبانها و محاسبات حرارتی و … مورد استفاده قرار گیرد. برای تعیین جهت استقرار بنا و مقابله با گرمای حاصله از خورشید در مواقع گرم و در اختیار گرفتن این انرژی در مواقع سرد، باید حالتی را انتخاب کرد که بنا در تابستان کمترین حرارت را از آفتاب و محیط اطراف کسب کند و در زمستان علاوه بر اینکه کمترین حرارت را از دست بدهد، بیشترین حرارت را از آفتاب و محیط اطراف کسب نماید. از وسایلی از قبیل پیرانومتر (Pyranometer) میتوان دریافت که برای کسب گرمای حاصله از خورشید در مواقع سرد و گرم باید بنا در محدوده جنوب تا 45 درجه به سمت شرق قرار بگیرد. با توجه به این مطلب که تهران از نظر آب و هوایی دارای زمستان سرد و تابستان تقریباً گرم است باید سعی بر این داشت که انرژی خورشیدی تابنده شده بر سطوح قائم بنا در زمستان به بیشترین سطوح بنا تاثیر بگذارد و در تابستان کمترین سطوح ساختمان در معرض این پرتوها باشد.
در نمودار انرژی خورشیدی تابیده شده بر سطوح قائم حداکثر انرژی که توسط دیوارهها (در 36 درجه عرض جغرافیایی برای زمانی که بنا 5/22 درجه به طرف شرق انحراف داشته باشد) از خورشید تابیده شده کسب میشود مشاهده میگردد. در این وضعیت جبهه جنوبی مجموعه در زمستان تقریباً از ساعت 5/7 صبح شروع به کسب انرژی از پرتوهای خورشید میکند و در ساعت 30/10 به حداکثر میزان ذخیره میرسد و تا ساعت 4 بعداز ظهر این ذخیره را به تدریج از دست میدهد که در همین زمان جبهه غربی به حداکثر میزان ذخیره انرژی خورشید میرسد.
از دیگر جهات شایان تاثیر تابش آفتاب، مقابله با تابش آفتاب در فضاهای باز و مرتبط با هوای آزاد است.
در مراکز تجاری و اداری، عمدتاً فعالیتهای آمد و شد در معابر بین ساعت 8 صبح الی 5 بعداز ظهر صورت میگیرد و لازم است در فصول تابستان و زمستان آسایش عبوری تامین شود. در استقرار تراکمی چنین کاربریهایی میتوان با تو رفتگی طبقات همکف به نسبت طبقات فوقانی فضای عبوری سرپوشیدهای را تامین نمود. این فضا در تابستان عابرین را از تابش آفتاب محفوظ خواهد داشت و در مواقع بارانی از خیس شدن عابرین جلوگیری خواهد کرد.
9-5-2- ارتفاع بناها
نورگیری کامل و بهرهوری از انرژی خورشیدی محدودیتهایی را در حداکثر ارتفاع بناهای شهر با توجه به قطعات تفکیکی خواهد داشت. به طوری که اگر قطعات تفکیکی اراضی داخل شهری طولی حدود 20 متر داشته باشند، حداکثر ارتفاع بنا با توجه به شیب 5 تا 6 درصد و پوشش 60 درصد زمین در همکف، حدوداً 6 متر یا دو طبقه است. برای رسیدن به ارتفاعهای چندین طبقه طول قطعات تفکیکی باید بسیار بیش از 20 متر باشد.(6)
| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 103 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 165 |
مهندسی Piping سه شاخه کلی را شامل می شود:
1) Material of Piping
2) Supporting & Stress Analyse
3) Design
در این جا به بررسی مدارک مورد نیاز برای شروع یک پروژه در یک واحد فرآیندی می پردازیم هر پروژه شامل سه بخش و یا سه مرحله می باشد که شرکتهای مجری انجام پروژه براساس نوع فعالیت تقسیم بندی می شوند. سه بخش کلی پروژه عبارتند از:
1) Engineering 2) Procurment 3) Construction
مرحله اول: بخش مهندسی یا همان بخش طراحی انجام پروژه می باشد.
مرحله دوم: تهیه ابزار آلات لازم برای انجام پروژه می باشد.
مرحله سوم: ساخت و ساز پروژه می باشد.
شرکتهای مختلف بنا به نوع فعالیت به شرکتهای EPC یا EP و یا PC تقسیم بندی می شوند عمده شرکتهای معتبر در این صنعت از نوع شرکتهای EPC هستند.
در این مرحله به معرفی نقشه ها و مدارک مورد نیاز برای انجام یک پروژه میپردازیم.
به منظور انجام فعالیتهای مربوط به یک پروژه لازم است که یک تیم پروژه تحت نظر یک مدیر پروژه مشغول شوند. مدیر پروژه مسئول و کنترل کننده تمامی فعالیتها بوده و پاسخگوی مسائل مربوط می باشد. افراد مشغول در انجام پروژه مسائلی از قبیل طراحی مهندسی، زمان بندی و قیمت تمام شده را در موارد مختلف به مدیر پروژه ارائه می کنند که البته معمولاً این موضوع شامل مسائل فنی پروژه نمی شود.
دپارتمان مهندسی مکانیک مهندسین را برای انجام یک پروژه خاص در زمینه های زیر بکار می گیرد. این زمینه ها عبارتند از: طراحی سیستمها و تجهیزات، ساخت و گرمایش و تهویه مطبوع و نیز طراحی تیم های Piping.
مهندسین Piping موظفند پروژه را طوری هدایت کنند که اهداف نهایی پروژه تامین شود برخی از این مسئولیت ها شامل موارد زیر است:
- انجام مراحل طراحی مهندسی کارخانه فرآیندی و ارائه طرح سیستم Piping
- تحلیل تنش لولهها
- طراحی تکیه گاهها
- پیشگیری از واماندگی و خروج سیال از سیستم
- به پایان رساندن موارد مشخص شده در قرارداد پروژه
- ارتباط با بخشهای دیگر پروژه به منظور هماهنگی میان تمام گروههای مربوطه
و تطابق لازمه با مشخصات استاندارد، مشخصات فنی، برنامه زمانبندی تعیین شده و در نهایت بودجه در نظر گرفته شده است.
برای کنترل تمامی فازهای طراحی، آنالیز، تدارکات، ساعت و نصب لوله ها و تکیه گاهها و سایر قسمتهایی که در شکل گرفتن تیم Piping لازم است سندهای فنی موجگود است که ابزار و روشهای لازم را فراهم می کنند.
مهندسین Piping با مطالعه دقیق نیازها تشخیص می دهد که چه مدارکی لازم است و در چه زمانی باید مورد استفاده و یا برای تایید به دیگر اعضای پروژه تحویل داده شود.
مدرک های مورد نیاز در مهندسی Piping شامل موارد زیر است:
نقشه شماتیکی است که تعریف کلی از فرآیند سیستم را توسط نمایش تجهیزات و خطوط اصلی فرآیند همراه با مشخصات پروسی این خطوط ارائه می دهد این مشخصات عموماً شامل درجه حرارت و فشار کاری (عملیاتی)، دبی جریان، دانسیته و ویسکوزیته، میزان و یا درصد عناصر مهم در خطوط مختلف می باشد. این مهم توسط مهندسی شیمی- فرآیند آماده شده و هدف پروژه و نحوه فعالیت کارخانه را از لحاظ جریان فرآیند معین می کند این دیاگرام در مرحله Basic Design ایجاد می شود.
سندی که براساس P.F.D پایه گذاری می شود وی با جزئیات کاربردی
Piping and Instrument Diagram می باشد.
این دیاگرام مشخصات فرآیندی تجهیزات، اجزاء و اقلام مورد نیاز در سیستم لوله کشی نیازهای ابزار دقیق و محل قرارگیری آنها، نحوه اتصالات لوله ها را بین تجهیزات مختلف، سیستم عایق بندی، سایز لوله ها، کلاسهای مختلف کاری براساس نوع سرویس و فشار کاری (Rating)، خطوط شیبدار و مقدار شیب، جهت جریان و… را براساس شماره خطها نشان می دهد. نکته قابل توجه در توضیحات بالا این است که آندسته از اقلام لوله کشی که در طراحی Piping Layout (چیدمان لولهکشی) مورد نیاز واقع می شوند در نقشه P&ID دیده نمی شوند. از جمله زانویی ها که دقیقاً بستگی به طریقه چیدمان لوله کشی دارند.
نکته دیگر در این مبحث این است که مجموعه سرویس که تعیین کننده جنس لوله و فشار کاری که اصطلاحاً Rating می گویند را با کلاس کاری نمایش می دهند. نکته بعدی که در (P&ID) به آن اشاره می شود.
که برای ارجاع به Line List پروژه Piping بکار می رود این شماره تا وقتی که پارامترهای طراحی تغییر نکند ثابت باقی خواهد ماند لذا وقتی یک شماره خط تغییر می کند.
باید انتظار داشت که برخی از پارامترها از قبیل سرویس خطوط (سیالی که در داخل لوله جریان دارد)، ماده بکار رفته، دما، فشار و یا هر ترکیب دیگری از این خصوصیات تغییر کرده باشد.
به طور خلاصه شماره خطوط شامل اطلاعات زیر است:
- قطر اسمی
- سرویس داخل لوله
- اعدادی که شماره خط را مشخص می کند
- کلاس کاری
بعنوان مثال CWS-1005-150CS-16 یک شماره خط است که به ترتیب از سمت راست مشخص کننده لوله با قطر اسمی 16 اینچ و کلاس کاری 150CS به معنای 150 پوند rating و جنس کربن استیل CS و شماره خط 1005، در یک سیستم تغذیه آب سرد Cooling Water Supply.
اعداد نشانگر شماره خط در P&ID به منظور مشخص شدن در لیست خط
(Line List) در نظر گرفته می شوند. لیست خط شامل تمام خطوط پروژه می شود که با توجه به سیستم مربوطه و سپس با توجه به اعداد نشانگر طبقه بندی می شوند. این لیست تمام پارامترهای طراحی خط مربوطه شامل قطر لوله، ضخامت دیواره، نوع سیال، دمای طراحی و دمای کاری جنس ضخامت عایق و استاندارد بکار رفته را در بر می گیرد. علاوه بر Line List اکثر پروژه ها لیستی از شیرهای مورد استفاده در سیستم Piping نیز دارند شماره شیر که برای هر شیر بطور منحصر به فرد تعیین می شود، سیستم مربوطه، کلاس و احتمالاً نوع شیر را مشخص می کند؛ نمونه Line List در ادامه آورده شده است.
این مدرک تجهیزات را که باید در محدوده واحد فرآیند یا واحدهای جانبی قرار گیرند همراه با شماره بندی توضیحات فرآیندی لیست می کند. نمونه لیست تجهیزات در ادامه آمده است.
مدرکی است که براساس استانداردهای مختلف طراحی خارج می شود. چکیده استانداردهای طراحی است. این مدرک محدودیت های کاری را در طراحی و خرید و ساخت و ساز و… براساس مسائل اقتصادی منطقه، مسائل فنی و هماهنگی گروههای مختلف کاری ایجاد می شود. این مدرک در حقیقت بایدها و نبایدهای موجود در استاندارد را پوشش می دهد.
مزیت های این مدرک شامل موارد زیر است:
1- جلوگیری از اتلاف دقت در پروژه در مراجعه به تک تک استانداردها.
2- سلیقه ای کار نشدن پروژه و یک دست و تیپ بودن کار.
3- جلوگیری از اشتباهات فنی در مسائل حائز اهمیت.
4- مسائل و محدودیت اقتصادی منطقه در موجود و یا نبودن امکانات ساخت و یا خرید از جمله مهمترین Specها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- Piping Material Specification (P.M.S)
- Insulation Specification
- Painting Specification
- Supporting Specification
Plot Plan یکی از مدارک مهم وکلیدی میباشد که طی فاز مهندسی ایجاد میگردد و از آن برای جانمایی تجهیزات و قسمتهای مختلف مانند واحدهای پروسس، لوله کشی و… و همچنین ثبت روال فعالیتهای عمده مهندسی و ساخت استفاده می گردد.
Plot Plan واحد فرآیند عبارت است از یک نقشه آرایش یافته که مشخص کننده محدوده کار یک کارخانه، جاده، ساختمانهای صنعتی و غیرصنعتی، تجهیزات و محل قرارگیری آنها سازه های مورد نیاز واحد، مانند Piperack (سازه ای است که لوله به صورت دسته بر روی آن قرار می گیرد) و… که این موارد برای یک فرآیند مشخص طراحی می گردد.
Plot Plan نهایی تمام اجزاء را با شماره های مخصوص مشخص می کند و با مقیاس اشکال تجهیزات و امکانات نگهداری را در نمادهای عمودی و افقی دو بعدی نشان می دهد، عموماً آرایش ها و نقشه های سه بعدی برای تجسم بهتر به کار برده می شود.
زمینههای مختلف استفاده از Plot Plan در قسمت های مختلف پروژه در بخش زیر توضیح داده شده است.
- طراحی لوله: Plot Plan به منظور جانمایی تجهیزات و تیم های لوله کشی فرآیند و بررسی عدم برخورد لوله ها به هم و همچنین برآورد اجناس و مقادیر لوله مورد استفاده قرار می گیرد.
- سازه: Plot Plan به منظور ایجاد نقشه های نواحی مختلف از لحاظ ارتفاعی و محلهای تخلیه و زیرزمینی، طراحی فونداسیون و سازه ها و لوله ها، محیطهای محصور و محیطهای مسقف و برآورد تمامی اجناس عمده بکار می رود.
- مهندسی برق: Plot Plan به منظور ایجاد نقشه های تفکیکی محیط تعیین مکان سویچرها و پستهای فرعی و مراکز کنترل موتور، تعیین مسیر کابلها و تخمین اجناس عمده به کار می رود.
- مهندس ابزار دقیق: Plot Plan جهت تعیین مکانهای ابزار دقیق اتاقهای کنترل، مسیر کابلها، کنترل خانه اصلی و برآورد اجناس عمده مورد استفاده قرار می گیرد.
- مهندسی سیستم ها: Plot Plan جهت تسهیل طراحی هیدرولیکی، سایز کردن لوله و نیازهای قطع جریان امکانات مورد استفاده قرار می گیرد.
- زمان بندی و کنترل پروژه: Plot Plan جهت زمان بندی فعالیتهای مهندسی در دوره های تعیین شده مورد استفاده قرار می گیرد.
- ساخت: Plot Plan جهت زمان بندی مراحل ساخت تمام تجهیزات کارخانه مطالعات مربوط به طنابها و کابلهای مورد استفاده در جابجایی های تجهیزات و باربرداریهای عظیم بررسی قابلیت های ساخت و فضاهای لازم جهت هدایت در طول دوره ساخت مورد استفاده قرار می گیرد.
- برآورد هزینه: Plot Plan جهت برآورد کلی کارخانه یا پالایشگاه بکار برده میشود.
- استفاده کارفرما: Plot Plan جهت بررسی های امنیتی، اپراتوری، نگهداری و نیز به منظور ایجاد یک نقشه همزمان با ساخت از چیدمان کارخانه و مسائل کنترل پیمانکاران مورد استفاده قرار می گیرد.
نمونه یک Plot Plan در ذیل آمده است.
براساس P&ID و Plot Plan و Specها نقشه های طراحی Piping تهیه می شوند این نقشه ها مسیر و شکل دقیق سیستم Piping را نشان می دهد و اصلی ترین document مورد استفاده توسط مهندسین Piping است. این نقشه ها معمولاً شامل نماهای elevation و Plan می شوند (نمای Plan نما از بالا و نمای elevation نمای از جانب است).
یک نمای Plan از یک سیستم Piping به طور نمونه در شکل A آورده شده است. این نما لوله ها و مخازن اصلی و همچنین چگونگی عبور لوله از ساختمان را نشان میدهد وی از طرف دیگر نمای پلان تفاوت ارتفاع را به خوبی نشان نمی دهد لذا برای مشخص شدن مسیر Piping هر دو نمای Plan و elevation لازم است. (شکل B نمای elevation را نشان می دهد) برای مثال ارتفاع نازل A به آسانی قابل تشخیص نیست همان طوری که در این شکلها دیده می شود. Piping به صورت یک خط توپر نشان داده می شود.
زمانی که مسیر Piping مشخص شد باید با اندازه گیری نسبت به نقاط مبنا روی نقشه تعیین گردد. معمولاً Piping نسبت به دیوار یا ستون ساختمان که محل آنها ثابت است، اندازه گیری می شود.
مبنای دیگر در سیستم Piping موقعیت شمال (Plant North Arrow) است موقعیت شمال در نقشه های Piping نمایش داده شده و بعنوان یک جهت ثابت مبنا برای طراحی Piping به کار می رود، البته جهت شمال نشان داده شده در نقشه لزوماً شمال واقعی نیست بلکه به صورت قراردادی اینطور فرض می شود موقعیت شمال معمولاً موازی با یک سری خطوط ستونهای ساختمان انتخاب می شود و مرسوم است که مسیر Piping حتی المکان موازی یا عمود بر موقعیت شمال باشد، تا بتوان بیشترین استفاده را از سازه های ساختمان به عنوان تکیه گاه (Support) کرد.
برای جلوگیری از تداخل کارها و ایجاد فضای لازم برای نصب تمام دستگاهها از نقشه های مرکب استفاده می شود. به این ترتیب هر گروه قادر خواهد بود بطور مستقل از گروههای دیگر کار خود را انجام دهد.
نقشه های مرکب ترکیبی از نقشه های سازه ای، وسایل سیستم و Piping در هر حوزه که شامل سیستم Piping سیستمهای HVAC و تجهیزات دیگر می شود. این نقشه ها به عنوان ابزار طراحی امکان استفاده موثر از فضای موجود را فراهم می کند.
از طرفی ممکن است از نقشه مرکب استفاده نشود. در عوض مدل اشل شده یا ماکت بکار رود مدل Scale در واقع نسخه کوچک شده پروژه واقعی است که شامل سازه ها، تجهیزات و Piping می شود. این طرز نمایش در طراحی، ساخت و نصب Piping و Supportها کمک می کند.
هزینه ساخت یک Scale ممکن است تا حدود 1/0 درصد از هزینه نهایی باشد. نمونه یک نقشه مرکب در ادامه آمده است.
در مراحل اولیه از نقشه های Piping بعنوان منبع استفاده می شود. در بعضی مواقع لازم است که از نقشه های ایزومتریک استفاده شود. نقشه های ایزومتریک در واقع همان طور که از نامشان پیداست نمایش سه بعدی از سیستم Piping است که در نقشههای Piping دو بعدی نشان داده می شود. ایزومتریک Piping زمانی استفاده میشود که نمایش مفهومی و طرح کلی مهمتر از ابعاد دقیق اشل باشد این نقشه ها در نصب و راه اندازی Piping و مدلهای تحلیل تنش استفاده می شود.
ایزومتریک خطوط لوله را به طور کامل بین تجهیزات نشان می دهد و برای اسمبلی و ساخت لوله به کار می رود. در شکل کامل شده ایزومتریک ممکن است اطلاعات مناسبی در مورد ساخت لوله و احداث تیم Piping وجود داشته باشد. به همین دلیل وقتی توسط گروههای طراحی تحلیل ساخت و احداث استفاده می شود نمایش بهتری از سیستم Piping نسبت به نقشه های elevation فراهم می کند.
اساس بارهای طراحی، اندازه لوله، شکل تیم و موقعیت اولیه تکیه گاهها بایستی روی ایزومتریک مشخص شود. تا توسط تحلیل کننده تنش لوله ها استفاده شود. نمونه ایزومتریک Piping در ادامه آمده است.
ایزومتریک ساپورت با استفاده از نقشه های Piping و ایزومتریک Piping به عنوان مرجع ساخته می شود. این نقشه های ایزومتریک در واقع مدلهایی بر کار تحلیل تنش هستند. و بایستی تمام اطلاعات لازم برای این کار را فراهم کنند. موارد زیر در این نقشه پوشش داده می شود.
1- سیستم مختصات سراسری global بایستی با جهات مثبت خطی و زاویهای برای محورهای مرجع z,y,x نمایش داده شود.
2- سیستم Piping باید نسبت به یک ساختمان مبنا مشخص شود.
3- نقاط گره ای لوله باید در جاهایی مانند نقاطی که تنش یا خیز بالایی از آن انتظار می رود انتخاب شوند تشخیص نقاطی که تنش یا خیز بالا دارند با مطالعه بارگذاری روی طول لوله و شرایط مرزی لوله ها ممکن است.
4- موقعیت، کارکرد و راستای عکس العمل تکیه گاهها باید مشخص شوند.
5- ابعاد بین نقاط گره ای باید با تجزیه به مولفه هایی موازی با سه محور اصلی تعیین شوند.
6- پارامترهای دیگر طراحی Piping (مانند اندازه لوله، وزن، دما، فشار، مواد، وزن شیرها، سختی تکیه گاهها و عوامل زلزله و…) را می توان نشان داد.
هنگامی که سیستم در حال سرویس و کارات طبعتاً بنا به حساسیت سیستم باید مراقبت های ویژه ای صورت گیرد تا طی بررسی های دوره ای خطر وقوع خرابی و واماندگی در سیستم آشکار شود.
در برخی سیستم ها، بازرسی در حال سرویس (ISE) تا موقعی که از سیستم سیال نچکد انجام نمی شود. در حالیکه در Piping نیروگاهها این بازرسی ها ضروری است.
این نقشه ها به منظور کمک به گروه بازری در امتحان کردن اجزاء و قسمتهایی نظیر جوشها که نیاز به بازرسی دارند تهیه می شوند. این مدرک آخرین مدرک در اتمام پروژه است.
شکل ارائه شده در ارتباط با این قسمت نقشه کامپیوتری ISE تولید شده برای یک حالت نمونه را نشان می دهد جاهایی که در این مسیر لوله احتیاج به بازرسی دارند (مثل شیرها و ابزار و پایه ها و…) در این نقشه مشخص شده است.
در این مرحله به بررسی شاخه Material of Piping می پردازیم.
اقلام مورد نیاز در انجام یک پروژه در مدارک نهایی آن مثل P&ID اشاره شده است و کاملاً باید براساس مدارک تهیه شود. قطعات و تامین کننده آنها به شکل زیر است.
1- Requisition: بسته مزیدی که به سازنده سفارش داده می شود. که قبل از مرحله بالا است و بعد از بررسی قطعه ساخته شده بنا به ایتمهای مهم نسبت به انتخاب سازنده اقدام می شود.
2-
Techninal/ Commerical Bid
Techninal/ Commerical Propasal
Techninal/ Commerical Offer
3- Purchase Order: سفارش دادن قطعات بنا به دو بررسی انجام شده در مرحله قبلی و انتخاب سازنده مناسب برای انجام پروژه.
اقلام مورد نیاز برای انجام پروژه به دو نوع کمی تقسیم بندی می شوند.
1) Stundrditem: که توسط استاندارد مورد استفاده در پروژه نوع جنس مشخص می شود.
2) Specialitem: که از روی نقشه های پروژه و بنا به تشخیص بخش Material انتخاب می شود. فرد نیز باید قطعه استاندارد باشد.
اقلام مورد نیاز برای انجام پروژه عبارتند از:
Pipe:
1) NPS (Nominal Pipe Size): اندازه اسمی لوله که از 2in شروع می شود. دارای اندازه بزرگتری می شود. نکته قابل توجه در NPS این است که در اندازه های NPS زیر 14in قطر خارجی لوله بزرگتر از NPS می باشد. مثلاً برای NPS، Lin، قطر خارجی (OD) تقریباً برابر 214 می باشد.
2) OD (Outside Diameter): قطر خارجی هم یک پارامتر مهم برای انتخاب لوله است.
3) Thickness: ضخامت که توسط فرمول زیر محاسبه می شود. باید توجه شود که ضخامت مورد استفاده برای انجام پروژه باید بیشتر از ضخامت محاسبه شده باشد.
P: فشار داخلی (internal pressure) :D قطر لوله
:E فاکتور کیفیت، که براساس میزان در زلزله محاسبه می شود که از روی روش ساخت لوله معین می شود. این فاکتور برای لوله بدون درز برابر 1 می باشد.
:S میزان تنش حد تحمل جنس لوله.
:Y عدد ثابتی است که از جدول خاصی از استاندارد که بنا به سیال عبوری و شرایط کارکرد. لوله از جدول خوانده می شود.
M.T (Manufatiuring Telorance): تلرانس سازنده لوله که جزء مشخصات هر لوله ساخته شده توسط شرکت سازنده می باشد.
Allowannces: که یک عدد ثابت است و به دو قسمت تقسیم می شود.
Crossure Allowannces: میزان خوردگی فلز مورد استفاده برای لوله در طی یک مدت مشخص.
Threaded Allowannces: هنگامی لحاظ می شود که لوله دنده می شود و برای جلوگیری از کم شدن مقاومت لوله لحاظ می شود. با قرار دادن مقادیر مطرح شده ضخامت لوله بدست می آید.
Internal Pressure: فشار داخلی لوله که جزء مشخصات فرآیندی طرح است.
External Pressure: فشار خارجی وارد به لوله، مثلاً ممکن است باری از خارج به لوله وارد شود که باید در انتخاب لوله لحاظ شود.
Seam Weld: روش ساخت لوله، از اهمیت بسیاری در انتخاب لوله برخوردار است.
Spiral: که در این روش لوله را به صورت فنری می سازند به هم جوش می دهند.
Long itutudinal: که ورقها را به صورت لوله خم می کنند و دو طرف را به هم جوش می دهند.
SAW-Submerged Are Welded: الکترود ذوب می شود و باعث جوش دو قطعه به هم می شود.
EFW-Electric Fusion Welded: که در این روش قطعه ذوب می شود و باعث جوش می شود.
ERW-Electrie Resistance Welded
FBW-Furnace
7) Joints: روش اتصالات لوله ها به یکی از صورتهای زیر انجام می شود.
Threaded: که دو لوله به وسیله دنده به هم وصل می شوند و به هیچ کاری موسوم است.
:Bult Weld که دو لوله به صورت لب به لب با هم جوش می شوند.
:Socicet Weld که دو لوله به وسیله یک رابطه به نام Foll Copling به هم جوش می شوند.
:Fillet Weld که در اتصال دو لوله عمود بر هم استفاده می شود.
:Flange که برای مواردی خاص استفاده می شود که در ذیل به آن اشاره می شود. سه نوع اتصال اول برای موارد خاصی استفاده می شود که به صورت زیر است.
در سایزهای پایین که تنش حرارتی حاصل از جوش به طرف دیگر لوله می رسد از جوش نوع Socket استفاده می شود. وی برای سایزهای بالا این مشکل را نداریم باید توجه شود. که در Socketweld جوش به عمق لوله نفوف نمی کند. اما در
Butt Weld نفوذ می کند. در Butt Weld دو لوله حتماً باید ضخامت برابری داشته باشند. وی در Socket و Threaded الزامی به هم ضخامت بردن نیست.
از اتصال Threaded در جایی استفاده می کنیم که نتوانیم از جوش استفاده کنیم مثلاً اتصال لوله برنزی به فولاد معمولاً از تا 2 in برای جوش از Socket و از 2in به بالا از Butt استفاده می شود. نکته قابل توجه در این تغییرات این است که معمولاً شرکتهای کره ای اتصال 2in را Socket می کنند وی شرکتهای آمریکایی و ژاپنی از Butt Weld استفاده می کنند.
: Length (8 طول لوله فیزیکی از مواردی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. که معمولاً 6m یا 12m هستند برای آسانتر شدن حمل و نقل لوله های زیر 2in، 6متری و لوله های بالای 2in را 12 متری می سازند.
:Marking (9 هر کدام از مشخصات لوله را خواستیم می توانیم به سازنده سفارش دهیم که بر روی لوله حک شود.
:Color Coding (10 ابتدا و انتهای لوله ها برای کاربردهای مختلف را رنگهای مختلف می زنند که استاندارد مورد استفاده رنگ را مشخص می کند.
:Packing (11 دسته بندی لوله های مختلف مثلاً لوله های زیر 2in در دسته های 24 تایر دسته بندی می کنند.
:Test S (12 قسمتهای مختلفی برای لوله وجود دارد. که به چهار صورت انجام میشود.
:PT-Penetratio Test (a که این تست ترکهای سطحی را نشان می دهد. به صورت زیر انجام می شود. ابتدا سطح لوله را با یک اسپری به نام Cleaner تمیز میکنند. سپس اسپری دوم به نام Penet را به سطح لوله می زنند که به رنگ قرمز یا سبز است و از یک ماده نافذ در خلال و خرج لوله تشکیل می شود. سپس اسپری سوم به نام Developer، استفاده می کنند که بعد از این مرحله می توان ترکهای احتمالی روی لوله را مشاهده کرد.
:MT-Magnetic Partical Test (b از دستگاهی که از خاصیت مغناطیسی استفاده می کند برای تست استفاده می شود. ترکهای سطحی را نشان می دهد.
:UT-Ultrasonic Test (c که این قسمت هم ترکهای سطحی را نشان میدهد و از دستگاهی استفاده می شود که موج را انتشار می دهد و اگر به ترک در سطح لوله برخورد کرد، بر می گردد. امواج را به فرکانس در صحنه مانیتور تبدیل می کند.
RT-Radiography Test: که دقیق ترین تست مورد استفاده است و با عکس برداری دقیق از سطح لوله انجام می شود و ترکهای عمقی را نشان می دهد و روش گرانی است.
PWHT (Post Weld Heat Tratment) (13: عملیات حرارتی قبل از جوشکاری که در 2 جا لازم است.
1) موارد مشخص شده در آدرس زیر که مشخص می کند همه جا ضخامت از یک دی بیشتر شود باید عملیات حرارتی داشته باشد.
B31.3 Requirement asper Table 331.1.1
2) Process Requirement: نیازهای فرآیندی مثل اینکه آیا سیال لکه دارد. اگر لکه داشته باشد حتماً باید از عملیات حرارتی پیش از جوشکاری استفاده کرد. و یا اینکه سیال خطرناک است یا نه. و اگر خطرناک بود باید عملیات حرارتی انجام شود.
عملیات حرارتی در یک سایت با استفاده از المنت حرارتی و پیچیدن تپه به دور لوله انجام می شود.
استانداردهای مورد استفاده در لوله برای بخشهای مختلف در ذیل آمده است.
NPS-OD ASME B31.3
Thickness- Internal Pressure- External Pressur
ASME B 36.10 M
ASME B 3619 M
Seamweld APL 5L
Joint ASME B 16.25
ASME B 1.20.1
قلم دیگری که مورد بررسی قرار می گیرد. Fitting ها هستند fitting ها شامل سه دسته کلی هستند.
1) Line Direction Size
2) Line Size Reduction
3) Branches
fitting: اتصالاتی هستند که برای سه منظور بالا به کار می روند. در سه نوع
Butt Weld و Socket Weld و Threaded به لوله متصل می شوند. استفاده از این سه نوع اتصال در موارد زیر صورت می گیرد.
در استاندارد ASME B16.11 مربوط به fitting از سایز تا سایز برای Socket مجازات، در حالی که معمولاً تا را Socket می کنند. اگر سیال بسیار خطرناک باشد حتی اتصالات زیر 2in را هم Butt Weld می کنند و این به خاطر این است که اتصال Socket را نمی توان رادیوگرافی کرد. ولی در Butt Weld می توان از تست رادیوگرافی استفاده کرد. اگر نتوانیم از دو اتصال بالا استفاده کنیم. باید از Threaded استفاده کنیم. رنج استفاده از Butt Weld Fitting به صورت زیر در استاندارد آمده است.
حال به سراغ دسته اول از fitting ها می رویم که برای تغیر مسیر استفاده میشوند.
1) Miter bend: تکه لوله هایی هستند که با زوایایی مختلف به هم جوش می شوند در Miter bend عوامل زیر موثرند.
(A Number of pieces: تعداد تکه های لوله برای ساخت مایتربند.
(B Degree: زاویه انحراف.
(C Radius: شعاع مایتربند که معمولاً به صورت ضریبی از قطر لوله بیان می شود.
(D Allowable working pressure: فشاری که مایتربند تحت آن کار می کند.
شرایط استفاده از Miter bend، فشار پایین، سایز بالا و سیال ساده می باشد. چون اگر برایمثال فشار بالا باشد یا سیال خورنده باشد باعث تمرکز تنش در محل جوش میشود. مزیت استفاده از Miter bend ارزان بودن آن است.
استاندارد مورد استفاده در Miter bend، ASME B31.3 می باشد.
2) ELBOW: زانویی، وسیله ای است که برای تغییر مسیر استفاده می شود. که محدودیت در اندازه شعاع به میزان 1 یا 1/5 برابر قطر دارد. برای تغییر زاویه به استفاده می شود.
یکی از نکاتی که باید در بحث زانویی که باید اشاره شود. این است که معمولاً کمتر از زانویی 180° استفاده می شود. از دو زانویی 180° استفاده می شود. علت این کار بحث خرید اقلام است مثلاً اگر برای انجام پروژه به 3 زانویی 180° نیاز داشته باشیم (زانویی 180° بسیار کم استفاده می شود) باید 5 عدد از این نوع زانویی سفارش دهیم و این به خاطر ملزومات پروژه است که ممکن است اشکالاتی در موقع نصب ایجاد شود. مجبور شویم از یک قلم دیگر استفاده کنیم برای جلوگیری از هزینه اضافی از زانویی 90° که بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، استفاده می کنیم.
نکته مجدد مزیت استفاده از زانویی می باشد که می توان آن را در فضا به هر جهت دلخواه چرخانده از این مزیت در متصل کردن خط لوله به تجهیزات استفاده می شود.
استانداردهای زانویی عبارتند از:
BS 3799, ASME B16.28, ASME B16.11, ASME B16.9, MSS SP-75, MSS SP-43.
3) Bend: که از خم کردن لوله بدست می آید، و برای تغییر مسیر خط لوله استفاده می شود. شعاع و زاویه خم در انتخاب Bend نقش دارند.
(A اگر سیال با ویسکوزیته بالا داشته باشیم نمی توان از Elbow استفاده کرد. چون ممکن است سیال در آن گیر کند، و از Bend استفاده می شود.
(B در حالتی که در صورت استفاده از Elbow افت فشار زیاد شود، از زانویی استفاده می شود.
(C برای خطوطی که می خواهیم آنها را پیک رانی کنیم. پیک رانی عبارت است از وارد کردن تکه ای به خط لوله و حرکت قطعه با فشار آب درون خط برای تمیز کردن خط لوله، اگر از زانویی استفاده شود. احتمال گیر کردن قطعه در خط لوله زیاد است.
1) Reducer که برای کوچکتر یا بزرگتر کردن خط لوله مورد استفاده قرار میگیرد. که ممکن است دو سر آن Male یا دو سر آن Female یا یک سر Male و سر دیگر Female باشد. که در انواع زیر تقسیم بندی می شود.
Concentxi Reducer: اگر ردیوسر، دارای مرکز تقارن باشد در این گروه از ردیوسرها قرار می گیرد.
:Eccentric Reducer اگر ردیوسر از مرکز تتاونش نصف شده باشد و مورد استفاده قرار گیرد. در این گروه قرار می گیرد.
:Conical Reducer اگر ردیوسر به صورت مخروطی باشد که ابتدا و انتهای آن یا دو خط صاف به هم وصل شده باشند از این دسته است.
:Knuckle Reducer اگر ردیوسر به صورت مخروطی باشد که ابتدا و انتهای آن با دو خط منحنی شکل به هم وصل شده باشند و اندازه آن به تدریج کم شود. در این دسته قرار می گیرد.
یکی از پارامترهای مهم در انتخاب ردیوسر طول دریوسر می باشد. باید توجه شود که برای تمامی قطرهای ورودی طول ردیوسر یکی است. مثلاً برابر قطر ورودی 10 داریم:
10 * 8 7 in
10 * 6 7 in
10 * 4 7 in
. .
. .
. .
در انتخاب ردیوسر باید مسیری را انتخاب کنیم که دارای طول کمتر و تعداد کمتری ردیوسر باشد. برای دستیابی به هدف بالا باید بلندترین کامها را در انتخاب ردیوسر برداریم مثلاً برای تبدیل لوله 10in و 2in چند راه وجود دارد. که در زیر آمده است اما مناسب ترین آن آخرین راه است چون طول و تعداد کمتری ردیوسر استفاده می شود.
A) 10 * 8 8* 6 6 * 4 4 * 2
B) 10 * 6 6* 4 4 * 2
C) 10 * 4 4 * 2
نکته دیگری که در ردیوسر باید مورد توجه قرار بگیرد. این است که انتهای ردیوسرها Butt Weld و به صورت نری یا مادگی در لوله قرار نمی گیرند که این خود باعث محدودیت می شود. برای جلوگیری از این مشکل قلم دیگری به نام Swage Nipple ساخته شد.
2) Swag Nipple: که برای تغییر سایز خط لوله به کار می رود. و ابتدا و انتهای آن می تواند، تنوع بالایی داشته باشد و به صورت های زیر است. و به صورت نری و مادگی هم در می آید.
TLE, PSE, BLE, PBE, TBE, PLE, TSE
برای مثال TSE مخفف Threaded Socket End TSE می باشد.
یعنی یک طرف آن Threaded و طرف دیگر آن Socket می باشد.
استاندارد مورد استفاده در Reducer، ASME B16.9 می باشد.
استاندارد مورد استفاده در Swage Nipple، MSS SP-95 و BS 3799 می باشد.
3) مهره ماسوره: که این اتصال نیز برای تغییر اندازه خط لوله به کار می رود. در جاهایی استفاده می شود که در بعضی از موارد لازم است. خط لوله از هم جدا شود. کاربرد بالایی دارد.
Branches: دسته سوم از fitting ها برای شاخه گرفتن از خط لوله استفاده میشود. قبل از اینکه به معرفی اقلامی که برای شاخه گرفتن از خط لوله مورد نیازمند باید به این نکته توجه کرد. که آیا می توان از خط لوله شاخه گرفت یا نه.
برای بررسی این موضوع به روش زیر عمل می کنیم.
ابتدا سعی از لوله ای که می خواهیم از آن شاخه بگیریم را محاسبه می کنیم.
سپس مواردی که بابت تقویت دو قطعه می پردازیم به مساحت تبدیل می کنیم، توجه نشود. در محاسبه مساحتی که از لوله اصلی باید بریده شود. نباید مساحتی را که به عنوان MT (تلرانس ساخت) و کروژر الوانس وجود دارند محاسبه شود. بلکه این موارد به عنوان تقویت کننده مورد استفاده قرار می گیرند. همچنین مساحت جوش شده نیز به عنوان تقویت کننده ای می شود.
اگر مساحت بریده شده را A1 و مساحت های تبدیل شده از MT و کروژر الوانس و مساحت جوش را به ترتیب A4,A3,A2 بنامیم اگر شرط زیر برقرار باشد می توان از هدر یا لوله اصلی شاخه گرفت.
A2 + A3 + A4 > A1
باید توجه داشت که برای مثال اگر فشار کاری 10bar باشد. جایی که میخواهیم شاخه بگیریم دارای فشار، 5bar باشد. چون ضخامت لوله براساس 10bar محاسبه شده است می توان این ضخامت را به عنوان تقویت کننده در نظر گرفت حال به معرفی اقلامی که در branch گرفتن مورد استفاده قرار می گیرند، می پردازیم.
1) Tee: سه راهی وسیله ای است برای شاخه گرفتن از هدردر اکثر مواقع شاخه گرفته شده از سه راهی یا هم اندازه هدر است یا نصف اندازه هدر
اگر شاخه با زاویه ای غیر از نسبت به هدر باشد آنگاه Tee را Latral Tee مینامند.
2) Owlets (outlet): اولت وسیله ای است که برای گرفتن انشعاب بعد از سوراخ کردن هدر به هدر وصل می شود. برای سایزهای مختلف انواع مختلف Butt Weld و Threaded و Socket Weld وجود دارد. معمولاً برای گرفتن انشعاب از لوله های با سایز بالا و گرفتن انشعاب برای سایزهای کوچک استفاده می شود.
نکته قابل توجه در استفاده از اولت ها این است که کف اولت ها دارای انحناء است. و اگر سایز لوله خیلی بالا رود. نمی توان از اولت برای گرفتن braNCHE استفاده کرد. چون جایی که اولت قرار است در آن قرار گیرد. تقریباً صاف است و این در حالی است که کف اولت دارای انحناء می باشد. برای حل این مشکل از
half coupling استفاده می کنند که شکل آن همانند یک کوپلینگ نصف شده است.
3) Socolet: که برای شاخه گرفتن از هدرهای با سایز پایین و شاخه های با سایز پایین می باشد.
موارد استفاده این نوع fitting ها در جدول آمده است.
|
Fitting |
Branche |
Meader |
|
Socolet |
Y<2 |
2 |
|
Socket Weld Tee |
Y<2 |
X<2 |
|
Half Copling |
Y<2 |
x>12 |
|
Welding Owlet |
|
X |
|
Tee |
اگر شاخه سه سایز پایین تر از هدر باشد |
X |
در اینجا به معرفی استانداردهای اقلام معرفی شده در بالا می پردازیم:
Tee ASME B16.19 ASME B16.11 1353799
MSS SP-43 MSS SP-75
Owlets MSS SP-97
Half Coupling ASME B16.11, BS 3799
در این قسمت به معرفی انواع شیرهای مورد استفاده در صنعت Piping می پردازیم در کاتالوگ های سازندگان شیر معمولاً موارد زیر را می توان برای قسمت های مختلف یک شیر در نظر گرفت.
1- دیسک و نشیمنگاه (Seat) که مستقیماً در دبی جریان تأثیر دارد.
2- دسته (Stem) که دیسک را حرکت می دهد و در بعضی از شیرها جریان تحت فشار کار Stem را انجام می دهد.
3- بدنه و درپوش (Bonnet) که محل قرارگیری دسته می باشد.
4- اپراتور (Operator) که دسته را حرکت می دد به اپراتور Handweel هم میگویند.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 21 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 53 |
توضیحاتی درباره نویسنده مقاله:
آدام نویل یکی از نویسندگان معتبر در رابطه با فن آوری بتن در سطح بین المللی است. وی دارای مدارک.MSC.PHD و DSC از دانشگاه لندن و همچنین مدرک DSC از دانشگاه لیدز است. در دوران کار حرفه ای بلند و بر جسته اش، او مهندس هیدرو الکتریک و ایستگاههای نیروی هسته ای بوده، و در دانشکده های زیادی به عنوان ریاست گروه مهندس عمران دانشگاه لیدز، عضو هیئت مؤسس مهندسی و تحقیقات فارغ التحصیلی دانشگاه کالگری ( کانادا) و ریاست دانشگاه داندی در اسکاتلند خدمت کرده است. از سال 1987 دکتر نویل مشاور در امور بتن و سازه بوده و تجربیات قابل توجهی نیز به عنوان یک متخصص در ایالات متحده کپ کرده است. وی نویسنده بیش از 250 مقاله فنی و همچنین نه کتاب درباره بتن، تحلیل سازه و مترهای استاتیک بوده است، معروف ترین کتاب او به نام ویژگی های بتن، به سیزده زبان ترجمه شده و بیش از نیم میلیون نسخه از آن در جهان فروخته شده است. آخرین کتاب او ( 2003 ) به نام نویل و بتن- آزمون انواع رفتارهای بتن است.
سوتیتد:
اکثر مقالات درباره بتن روی یکی از خصوصیات آن توجه دارند، بنابر این تصویر مبهمی از اهمیت پارامترهای گوناگون برای رسیدن به یک سازه بتنی خوب، ارائه می دهند. موضوع این مقاله این است که این هدف با بکارگیری رشته ای عملیات یکپارچه قابل دسترس است و هر کدام از این عملیات ها بطور خلاصه بررسی شده اند. موارد ذکر شده عبارتند از سیمان در عصر حاضر، انتخاب مواد اولیه برای مخطوط کردن بتون، استفاده از بیندرها ( ملات) مانند خاکستر بادی و دوده سیلیسی، بتن خود سفت شد و سازه پایدار مقاله حاضر همچنین نگاه هایی به جنبه های خاص بتن پیش ساخته دارد.
متن:
تمام مقالات بتن تنها یک هدف دارند: دستیابی به یک سازه رضایت بخش، یعنی سازه ای که سالم و پایدار باشد. متأسفانه با وجود انتشار هزاران مقالات پژوهشی در سال، در بسیاری از سازه ها، به خوبی که باید باشد نیست. این مقاله قصد دارد تا به توضیح این وضعیت بپردازد.
مقاله حاضر امیدوار است با نشان دادن کم کاری در زمینه ساخت و ساز با بتن بتواند خوانندگان را در پیشبرد راهکارهای مختلف یا حداقل در نگرش دوباره به قصور در بتن کمک کند.
بنابراین از صمیم قلب از هر گونه کلمات و الفاظ تندی که بکار برده ام، پوزش می طلبم. این مقاله یک جنبه خاص دارد که آن را از دیگر مقالات متمایز می کند و به یک موضوع می پردازد و اهمیت آن را نشان می دهد، این مقاله تمام زوایای ساخت بتن را نشان می دهد.
ماهیت مساله
چرا بتن در بسیاری از سازه ها به خوبی که باید باشد نیست؟ اول اینکه یک سری تحقیقات دانشگاهی نامتجانس در شرایط مفید واقعی و روی نمونه های مصنوعی برای پژوهش در آزمایشگاه انجام می شوند و از طرفی این آزمایش ها توسط افرادی بعمل می آیند که هیچ تجربه ای از شرایط واقعی در زندگی ندارند. در تجربیات آنها، رشته متغیرها بسیار محدود است شرایط آسیب رسان بطور غیر واقعانه ای مبانعه می شوند تا رسیدن نتیجه سرعت داشته باشند، از تغییر شکل در بتن بر اثر انقباض یا دم هم با استفاده از نمونه های کوچک و دیگر محدویت های ساختگی جلوگیری می شود. بیشتر دانشگاهیان علاقه ای به تحقیق و بررسی در یک پروژه واقعی ندارند و ترجیح می دهند در یک آزمایشگاه با تهویه هوای عالی بمانند و چکمه و کلاه ایمنی بپوشند.
دوم اینکه دانشجویان دوره لیسانس مهندسی عمران کمتر چیزی در باره بتن به عنوان یکی از مصالح یاد گرفته اند. بنابر این وقتی پس از فارغ التحصیلی و شروع به کار با مهاسبات طراحی بخصوص محاسبه به حالت کامپیوتری درگیر می شوند. کمیت های ثابتی برای خصوصیات بتن در نظر می گیرند. کمیت هایی چون ضریب ارتجاعی، جمع شدگی بتن در اثر از دست دادن آب، ضریب خزش، انبساط حرارتی و دیگر کمیت ها، آنها به ندرت از خود درباره اینکه آیا یک مخلوط واقعی با کمیت های در نظر گرفته شده با محاسبات طراحی مطابقت دارند یا خیر، سئوال می کنند. در واقع کمتر کسی به اینطور سازگاری ها توجه دارد.
سوم اینکه رویهمرفته، نیروی کار در تولید بتن که شامل پیمانه کردن، مخلوط کردن، حمل و نقل، بتن ریزی، متراکم کردن، پرداخت و پروراندن بتن است، از نیروهای کار در دیگر زمینه ها از قبیل چوبکاری، نجاری، کارهای الکتریکی، لوله کشی یا حتی آجر چینی، تحصیلات و دوره های آموزش کمتری دارند.
منظورم این نیست که همه بتن کارها بی کفایت هستند. هر قدم در تولید بتن می تواند در محصول نهایی تأ ثیر مستقیم بگذارد. بنابر این بسیاری از سازه های بتنی کامل نیستند و به همین خاطر مدت اندکی پس از تکمیل سازه احتیاج به تعمیر و باز سازی پیدا می کنند.
شاید استباه کوچکی در کار باشد. کیفیت کار نه تنها به شایستگی نیروی کار، بلکه به کیفیت و وقت در نظارت نیز بستگی دارد. وقتی جوان بودم، مهندس ناظری سراغ داشتم که اغلب تمام وقت کار می کرد و با چشمان تیز بین که داشت جلوی هرگونه شلختگی و ناهماهنگی در کار را می گرفت. چنین نظارتی گران بود. اما قیمت هایی کارفرما به قدری بود که هزینه ها را پوشش دهد. رقابت شدید در پروژه های طراحی به همراه نسخ قیمت های مصوب، باعث کاهش قیمت ها شد و اولین قدم در صرفه جویی مالی، صرفه جویی در نظارت بود.
پروسه بی عیب ونقص
موضوع تمام گله و شکایت من این است که دستیابی به یک بتن خوب باید یک پروسه بی عیب و نقص باشد. گاهی اوقات ایراد در کار دیده می شود، گاهی هم مخفی است و کسی از آن چیزی نمی داند تا اینکه اتفاقی بیافتد و تحقیقات پس از آن شروع شود.
در زمینه بتن های تقویت شده و پیش تنیده، معلوم کردن اینکه درون هر قطعه چطور است مشکل می باشد بخصوص پس از گذشت زمان، درساده ترین نوع یک بزرگراه یا یک پیاده رو، به ندرت ضخامت بتن کنترل می شود، یا اینکه اخیراً روشهای الکترونیکی نوینی برای این کار در دست است. سیستم های قدیمی مغزه هی مخرب هستند.
باز بینی درجه تراکم و میزان کمبود بافت کندویی یا حفره های ریز هوا رایج نیستند، فقط بخاطر اینکه آسان نبوده و وقت گیر هستند. با اطمینان از اندازه صحیح میلگردها، می توان پی به وضعیت میلگردهای تقویتی برد. اما پس از آن هم الزاماً مطمئن نیستیم که فولاد مناسب استفاده شده است یا خیر. موقعیتی را سراغ داشتم که در آن کد گذاری فولاد بوسیله رنگ ها اشتباه شده بود و در نتیجه از شماره فولاد اشتباه استفاده شده بود.
بتن با تکنیک ضعیف
بتن یکی از آن مصالح عجیب و غریب است که هم تکنیک بالای آن هست و هم تکنیک پائین آن، این مثل یک تضاد است چون بتن از ساده ترین مصالح است و یک فرد خیابانی هم بدون داشتن کمترین دانش فنی می تواند آن را درست کند. بتن مصالحی است که انتظار می رود خصوصیات منحصر بفرد خود را داشته باشد. این یک پیشرفت است که در زمان زندگی من اتفاق افتاده است و چنین پیشرفتی الزاماً نمی تواند نتیجه معکوس داشته باشد مثلاً با تغییر ماشین آلات کمتر از یک قرن پیش این ماشین ها هستند اما به اندازه وزنشان به قیمت طلا می ارزند. همه ساله صدها میلیون ماشین وارد بازار می شوند که بصورت خارق العاده ای توسط ابزار الکترونیکی کنترل شده و با روباتهای کوچک و بزرگ اجرای کار می کنند.
البته ما هنوز در موقعیت مدرنی نیستیم که سیستم فقط شامل یک انسان و یک سگ باشد. چرا سگ؟ چونکه به انسان اجازه دخالت در کار ماشین را ندهد. و چرا یک انسان؟ چون به سگ غذا دهد.
اجازه دهید تا تغییرات در بتن را با دقت شرح دهم. روزهایی را به یاد دارم که بتن با قوطی های 1 فوتی پیمانه می شدند و این قوطی ها با شن یا قلوه سنگ یا سیمان پر می شدند. در واقع یک کیسه 5/42 کیلویی حدود 028/0 متر مکعب سیمان داشت. در یک کار کوچک، پیمانه کردن با یک بیل انجام می شد: کمی سیمان، کمی شن و کمی قلوه سنگ. اصل و مبدإ مخلوطهای 1:2:4 یا 3: 5/1 :1 همین روش است.
این مصالح احتیاج به شن تمیز وگرد، و قلوه سنگ های ریز که از نزدیک ترین رودخانه تهیه می شوند، داشتند. در صورت امکان جدا سازی قلوه سنگ های بزرگ از کوچک بسیار خوب بود. آب نیز برای تولید مخلوطی که تراکم را ساده کند اضافه می شد.
نکته قابل توجه این است که این نسبت 5/0 آب - سیمان نسبت خوب و مناسبی بود و بطور قابل ملاحظه ای بتن خوبی از آب در می آمد. بعضی قطعات مانند دیوارها، کف ها وحتی تیرهای پل ها تا امروز باقی مانده اند.
به نسبت آب - سیمان (w/c ) اشاره کردم. این موضوع در دهه دوم قرن بیستم توسط آبراند در ایلات متحده و فرت در فرانسه گسترش یافت، اما این نسبت یک پارامتر کار بردی نبود. در واقع به نظر من امروز نسبت w/c نمی تواند یک پارامتر ابتدایی به شمار آید. این حرفها شاید من را مورد لعنت و استهزاء همه قرار دهد ولی در قسمتهای بعدی دلایلم را ارائه خواهم داد.
تمام اینها در باره سیمان با تکنیک پایین بود. با اینکه امروزه بتن را بصورت فله پیمانه نمی کنیم اما برای مقاصد زیادی از این طریق بتن رضایت بخش تولید می شود. من این بتن را بتن با تکنیک پایین نام گذاری کرده ام.
بتن با تکنیک بالا
حال از بتن با تکنیک بالا انتظار می رود تا ویژیگیهای مخصوص لازم برای کاربردهای مختلف را داشته باشد. این ویژگی ها عبارتند از: حداقل مقاومت منشاری در بتن با سن کم، ضریب انبساط حرارتی ویژه نرخ پایین تولید حرارت ( مربوط به هیدراسیون سیمان که دمای کنترل شده ایجاد می کند). ضریب ارتجاعی خاص، ویژگیهای خزش خاص یا بزرگی انقباص محدود تحت شرایط آزمایشگاهی. سه ویژگی مهم اخیر مربوط به بتن پیش تنیده هستند. لیست فوق را می توان برای ضریب خاصی چون یخ زدن و ذوب شدن و همچنین برای مقاومت در برابر حمله عوامل خارجی تعمیم داد.
تمام فاکتورهای فوق قابل دسترس هستند چرا که درسالهای میانی قرن بیستم کارهای علمی زیادی صورت گرفت که بیشتر آنها در ایالات متحده انجام شدند و این آزمایش ها زمینه درک بهتری از ویژگی های فیزیکی و شیمیایی سیمان پر تلند وبتنی که از این سیمان در آن استفاده شده است را دارند. در نتیجه، ما قادر بودیم ویژگی هایی برای سیمان پر تلند وضع کنیم. بعداً درباره الزامات لازم برای شن و ماسه صحبت خواهم کرد.
ویژگی های دقیق سیمان
اینجا به یک مشکل پایه ای برخورد می کنیم می دانیم که سیمان پر تلند مورد نیاز ما باید
C3S ،C2S وC3A و مرغوبیت داشته باشد، اما ما می توانیم چنین سیمانی بخریم ! یا بهتر بگویم وقتی سیمان می خریم می دانیم چه چیزی خریده ایم؟ پاسخ منفی است، و این اولین تضاد بین انتظارات از سیمان با تکنیک بالا و واقعیت است.
شاید بعضی از خوانندگان از ادعای بالا تعجب کرده و با خود بگویند که سیمان پر تلند دسته بندی ASTM از 1 تا 4 دارد و همچنیم یک دسته بندی اروپایی دوازده نوع سیمان پرتلند دارد.
البته این درست است اما دسته بندی های استاندارد بیش از این گسترده هستند به عنوان مثال الذامات ترکیبات ASTMC-SO-O4 عبارتند از: Sio2 ،Al2o3 ،Fe2o3 وMgo ، که این ترکیب هم در سیمان درجه 1 و هم در سیمان درجه III رعایت می شود. و همچنین دو سیمان
1- انجمن آزمایش و مصالح امریکا - مترجمه
درجه III می تواند تفاوت های فاحشی با هم داشته باشد. علاوه بر این یک سیمان درجه 1 خاص شاید C3S بیشتر از یک سیمان درجه III داشته باشد. نباید تعجب کرد وقتی که دو بتن از یک سیمان درجه III ساخته شده باشند و در آخر با هم تفاوت زیادی پیدا کنند.( سیمان درجه III اغلب در صنعت بتن پیش ساخته استفاده می شود).
ادعای من می تواند با اشاره به اینکه می توانیم ویژگی های سیمانی که خریداری می کنیم. را سفارش سیمان با ویژگی های جواب داده شود. اول از همه اینکه معلوم کردن نوع سیمان به منزله سرهای وزنی و بزرگراههای عظیم محقق شود. در واقع سیمان مثل سیمان ASTM e183-o2 ، به گفته مؤسسه استاندارد و نمونه برداری سیمان آبی، هرگز به خوبی فروش نرفته است
دوم اینکه وقتی از تولید کننده سیمان درباره لیست تأیید شده ای از خصوصیات سیمان مورد معامله، سئوال می کنیم، این گواهی به هیچ عنوان با سیمانی که به سایت یا پروژه ها آورده می شود، مطابقت ندارد. علاوه بر این اصلاً معلوم نیست که سیمان در چه روزی تولید شده و به کدام سیلو متعلق است. در کل چیزی جز یک نظر کلی در باره ویژگی های سیمان مورد نظر نخواهیم داشت.
تمام موارد ذکر شده در فوق انتقاد از روش های موجود تولید وتأمین سیمان پر تلند نیست، بلکه بازتاب حقیقی است که می گوید سیمان یک مصالح ارزان قیمت است و هرگونه دقت در تولید بهتر آن به گرانی محصول منجر خواهد شد. علاوه براین، سیمان تولید شده در یک کارخانه شدیداً تحت تأیید مواد خام اولیه و حتی سوختی است که در کوره استفاده شده است. سوخت همانقدر مهم است که سولفات درکلینکر سیمان، چون قابلیت حل سولفاتها، سازگاری سیمان با روان کننده ها را تحت تأثیر قرار می دهد.
مشکلات مربوط به سیمان
تاکنون من در مورد محدودیت ویژگی های دقیق سیمان پر تلندی که به شخص تحمیل می شود تا مخلوط بتن خود را تهیه کند، صحبت کرده ام. امروزه، سیمان پر تلند کمتر به عنوانیک ملات استفاده می شود بلکه این سیمان از اجزای لازمه ملات است. دلایل زیادی دارم، از جمله: اول اینکه، با استفاده از ملات های افزودنی که از مصالح سیمانی هستند، ویژگی های مصالح سیمانی ترکیب شده بسیار با هم متفاوت خواهند بود. ما قادریم تا نرخ پیشرفت گرمای هیدراسیون و افزایش دمای بتن را پایین بیاوریم و در نتیجه را در برابر بعضی حملات شمیایی کاهش دهیم.
دوم اینکه، بسیاری از مصالح سیمانی افزودنی یا طبیعی هستند یا در پروسه تولید دیگر مصالح بدست می آیند ( مانند روبارة آهن گدازی، که در تولید آهن حاصل می شود) و یا از محصولات هرز هستند ( مانند زمه خاکستر که در سوختن زغال سنگ در نیرو گاه بدست می آید). بنابراین این مصالح در طبیعت وجود دارند و لازم نیست که حتماً تولید شوند، و مقادیر زیادی از انرژی را اتلاف کنند. این صرفه جویی در انرژی است که درنهایت منجر به سود اقتصادی می شود. از طرفی مصرف نرمه خاکستر مشکلات زیست محیطی بوجود می آورد.
سوم اینکه، شاید اینطور تلقی شود که این مصالح دور ریختنی باید ارزانتر از سیمان تولید شده باشند، اما اغلب اینطور نیست.
نرمه خاکستر
نرمه خاکستر شاید شایع ترین ملاتی باشد که به سیمان پرتلند اضافه می شود. از لفظ اضافه شدن استفاده می کنم چون باید نسبت مشخصی از سیمان پرتلند را در ملات استفاده کنیم، زیرا عمل هیدرو لیک نرمه خاکستر از وانش با هیدرو کسید کلسیم تولید شده در هیدراسیون سیمان پر تلند، نشأت می گیرد.
پیش کسوت استفاده از نرمه خاکستر V.M.Maihotra در کانادا است. او از روشی استفاده می کند که درآن 60 درصد ملات، نرمه خاکستر است. بنابر این روش است که نرمه خاکستر از عناصر اصلی ملات است.
در نیرو گا ههای تولید انرژی با سوخت زغال سنگ، نرمه خاکستر بصورت ذرات منتشر شوند. الکترو ستاتیکی وجود دارد. درصنعت شیشه سازی بصورت عمده بعنوان ترکیبات سیلیسی استفاده می شود و همانطور که در بالا گفته شد با هیدرو کسید کلسیم واکنش می دهد. به عبارت دیگر، نرمه خاکستر یک پوزولان است. اهمیت دیگر نرمه خاکستر، عمل فیزیکی آن در مخلوط بتن است. خرده های نرمه خاکستر عمدتاً کروی بوده و قطری بین 1 تا 100 میکرو متر دارند. آنهایی که قطر خاکستر آتش فشانی که افزودن آن به سیمان پر تلند باعث بهبود خواص بتن و ملات و افزایش مقاومت آنها در برابر تهاجم شیمیایی می شود - مترجم
کمتر 45 میکرو متر دارند، بهتر هستند. خرده های ریزتر کار بسته بندی را راحت تر می کنند. آنها همچنین جمع شدن دانه های سیمان پر تلند دریک جا را کاهش می دهند، بنابراین آب هم در داخل سیمان گیر نمی کند. در نتیجه، نرمه خاکستر به عنوان یک نوع تقلیل دهنده آب عمل می کند.
اینها فواید فنی استفاده از نرمه خاکستر در بتن بودند. نرمه خاکستر همچنین فواید زیست محیطی نیز دارد. اگر از آن دربتن استفاده نشود، پس باید دور ریخته شود و سپس از آن در تولید سیمان پر تلند استفاده خواهد شد که انرژی زیادی را تلف و گاز دی اکسید کربن فراوانی را منتشر خواهد ساخت.
از منظر اقتصادی صحبت های قلبی شاید ما را متوقع کند تا نرمه خاکستر بصورت مجانی عرضه شود. در حقیقت، زمانیکه یک مهندس جوان بودم، اینطور بود. تنها کاری که باید می کردید این بود که یک کامیون می فرستادید تا نیرو گاه مجانی آن را برا یتان پر می کرد. امروزه هر تن خاکستر نرم شاید گرانتر از سیمان پر تلناد تمام شود، البته منظورم خاکستر نرم خوب است.
خوب به این معنی که دانه های آن کاملاً کروی و نسبتاً کوچک باشند، کربن موجود درآن بطور قابل قبولی کم باشد و اینکه ویژگی های آن روز به روز تغییر نکند. برای دستیابی به این فاکتورها نیروگاه باید تمام مواد را از یک منبع تهیه کند و دما را بالا و ثابت نگه داردو برای این منظور نیز، نیروگاه باید خود به یک شبکه انرژی قوی متصل باشد.
انتشار دمای بالا، نتیجه انتشار گازهای NOx است. به همین دلیل، در ده سال اخیر، قوانین سلامتی در هلند و چند کشور دیگر نیرو گاهها را مجبور کرده اند تا انتشار دمای بالا را با افزایش مقدار کربن درنرمه خاکستر و کاهش دانه های گرد، کمتر کنند . آینده چطور خواهد شد نمی دانم!
در این خلال، برای نرمه خاکستر با کیفیت پول خوبی می دهند. بتنی که از این نرمه خاکستر داشته باشد. انقباص کمتری دارد، نفوذ پذیری کمتری دارد، پس مقاومت بهتری دارد، نرخ نفوذ دما در آن کمتر است بهتر پمپاژ می شود و پرداخت نهایی خوبی دارد. پس از دو یا سه ساعت نرمه خاکستر ، رنگ بتن را تیره تر می کند. تأ ثیرات نرمه خاکستر بر انقباض و گسترش مقاومت شدیداً به نوع بتن پیش ساخته/ پیش تنیده بستگی دارد.
جنبه دیگری از استفاده نرمه خاکستر در بتن وجود دارد. در این کار نرمه خاکستر باید خوب و ( نگاه) با آب پرورانده شود. این کار در پرسنه ایجاد نظم و انضباط می کند. به نظر من پروراندن بتن با آب در تمام انواع بتن مهم است و استفاده از نرمه خاکستر بسیار مفید است. پیمانکاری که سر یک کار از نرمه خاکستر استفاده می کند در تمام کارهای بعد شن از نرمه خاکستر استفاده کرده و بتن را خوب با آب می پروراند.
نرمه خاکستر در کشورهای زیادی استفاده می شود. من اهمیت نرمه خاکستر را در مخلوطی که در این مقاله درباره آن صحبت خواهیم کرد، می دانم نرمه خاکستر و گرانول روباره های آهن گدازی برای تولید بتن تحت فشار 28 روزه بالغ بر 110 مگاپاسکال استفاده می شوند.
مخلوط های سه تایی
ملات های شامل سه یا بیش از سه عنصر سیمانی روز به روز رایج تر می شوند. در این مقاله، صحبتم را به استفاده از دوده سیلیسی به همراه نرمه خاکستر و سیمان پر تلند محدود خواهم کرد.
قابل توجه است که دوده سیلیسی هم یک محصول دور ریختنی است. این محصول، ذرات منتشر شده حین تولید سیلیکون و فرو سیلیکون از سنگ کوارتر و زغال سنگ با درجه خلوص بالا در یک کوره الکتریکی است. دوده سیلیسی به آب زیادی احتیاج دارد. در واقع عموماً وجود دوده سیلیسی در مخلوط بتن احتیاج به روان سازها را در پی خواهد داشت. این کارها گران تمام می شوند، اما یک مخلوط سه تایی با یک روان ساز چیزی است که تولید بتن با کار آیی بالا را امکان پذیر می کند. این یک بتن با تکنیک بالا است و این چیزی است که من در آینده می بینیم.
بتن با تکنیک بالا تنها احتیاج به مقاومت زیادی دارد، بلکه برای رسیدن به یک مقاومت خیلی زیاد، نظارت با تکنیک بالا لازم است. این امر در یک کارخانه بتن پیش ساخته خیلی آسان تر از یک پروژه ساخت و ساز است. قطعات پل با مقاومت 110 مگاپاسکال یا حتی 120 مگاپاسکال در فرانسه و ایالات متحده به راحتی ساخته می شوند.
چنین بتنی با مقاومت بالا و نسبت آب - سیمان پایین، باید در اولین ساخت با دقت با آب پرورانده شود، وگرنه در داخل بتن ترک های خطرناکی بر اثر انقباض خود به خود به وجود خواهد آمد. باز هم این کار در یک کارخانه بتن پیش ساخته ممکن می شود.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 33 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 18 |
طراحی بتن :
تعیین مقادیر اجزاء بتن در یک متر مکعب
بتن شن + ماسه+ سیمان+ آب+ افزودنی
مصالح سنگی حجم بتن
خواص سنگها:
1- مقاومت فشاری مناسب
2- مقاومت ضربهای مناسب
3- شکل هندسی مناسب
4- جنس مناسب
مقاومت فشار سنگ نباید از مقاومت فشاری بتن کمتر باشد
مقاومت فشاری سنگ دانهها نباید از مقاومت فشاری بتن خیلی بیشتر باشد.
بررسی علت اینکه چرا نباید مقاومت فشاری سنگ دانهها خیلی بیشتر از بتن باشد.
مقاومت بهتر 600 مقاومت سنگ دانه مقاومت بتن 400
اگر مقاومت سنگ دانهها کمتر باشد تا بخواهد به مقاومت نهایی بتن برسد سنگدانه خرد میشود و از کل مقاومت کاسته میشود
اگر مقاومت سنگ دانه خیلی زیاد باشد تمرکز تنش ایجاد کرده و سنگ دانه مثل سوزن عمل کرده و دروز مصالح پر کننده ، سیمان و ماسه و غیره فرو میرود.
درصد خرد شدگی بتن و سنگ دانه را بررسی میکنند با تحت فشار قرار دادن آن در ظرف استوانهای تا مقاومت فشاری سنگ دانه را بدست آورند.
مقاومت ضربهای را مثل درصد خردشدگی مقاومت فشاری بدست میآوریم با دستگاه دیگری
شکل هندسی: شکل هندسی سنگ دانهها نباید پولکی یا سوزنی باشد.
سنگ دانههایی که در تمام جهان شکسته شده باشند از معادن کوهی بدست میآیند که به آن معادن وادیزی کوهی گویند.
اگر سنگ دانهها گرد گوشه باشند از بستر رودخانه استخراج شدهاند.
جنس سنگ: سنگها آهکی، سیلیسی، کوارتزیت، گرانیتی
از نظر جنس ، سنگهای رودخانه ایی متنوع ترند و سطوح صاف
سنگدانههای متفاوت از نظر جنس دارای مقاومتهای حداقل یا حداکثر متفاوتی دارند ولی سنگدانه های وایزهکوهی از نظر جنس اکثراً مثل هم میباشند.
سنگ دانههای واریزه کوهی به علت شکستگی سطوح بین آنها قفل و بست بهتری میتوان ایجاد کرد پس مادة چسبانندة کمتری نیاز میباشد (سیمان)
سطح سنگدانه های واریزه کوهی زبرتر میباشد تا سنگ دانه های رودخانهایی واریزه کوهی رودخانهایی جنس سنگهای (کوارتزیت) بسیار متناسب است (سیلیسی) خلوص به زیاد قیچی کردن سنگ دانهها (قلوه سنگها) بهتر از خرد کردن یا له کردن آنها تحت فشار است
(نیرو به یک بعد وارد میشود)
(نیرو به بعد وارد میشود و درون سنگ دانهها ترک میخورد)
باید قلوه سنگهای استخراجی توسط دستگاههای خاص قیچی شوند توسط دو فک با ضربة آنی.
بتن = شن+ ماسه+ سیمان+ آب+ افزودنیها
مصالح سنگی
ماسه: باید دانهبندی مناسب داشته باشد و دو ماسه باید SE مناسب داشته باشد.
تعریف دانهبندی: از سایزهای مختلف به میزان متناسب یعنی داخل محدودة ASTM باشد. یعنی وزن رد شده از هر الک تقریباً با هم برابر باشد.
با دارا بودن دانه های مختلف و متناسب در جهت تراکم بتن قائم به داشتهایم.
نبودن این تناسب باعث بوجود آمدن حد و خرج میشود اگر این روزنه های کوچک با سیمان پر شود باعث بالا رفتن هزینه میشود علاوه به این باعث جمع شدگی و خزش میشود.
ماسه مصرفی ما باید SE مناسب داشته باشد یعنی ماسه را در داخل لولهی آزمایش ریخته به همراه مایع استوکس بعد هم می زنیم (تکان میدهیم) البته با دستگاه که باعث حمل شدن ماسه داخل مایع میشود و باعث جدایی ماسه خالص از ذرات ریز معلق (گل) میشود ارتفاع ماسه خالص را به ارتفاع ماسه اولیه قبل از حل شدن را SE ماسه گویند.
SE=%70-%75%100 مناسب
خلوص %100 ماسه هم زیاد مناسب نیست چون چسبندگی زیاد را به ما نمیدهد.
SE مناسب بین 90 تا %95 است. چون این %5 باعث پر کردن خلل و فرج داخل بتن میشود. (شن و ماسه چون خیلی متغیر هستند پس شناخت آنها در ساخت بتن خیلی مؤثر است.)
سیمان:
برای ساخت یک بتن معمولی از سیمان پرتلند تیپ I و II استفاده میشود.
سیمان جامد با جذب آب به سیمان ژله مانند تبدیل میشود که این مرحله را هیدراتاسیون سیمان گویند
گرما + ژل سیمان هیدراتاسیون سیمان
سیمان تیپ II گرمای کمتری نسبت به I دارد .
سیمان تیپ III زودگیر است یعنی گرمای هیدراتاسیون زیاد است سیمان تیپ TV دیرگیر است.
تکنولوژی بتن
مثل دو نکته خیلی مهم در مورد شنها دارا بودن مقاومت فشاری مناسب و نیز دارای شکل هندسی گوشهدار باشد تا گیرش آن بهتر شود.
ماسه دو نکته مهم ماسه دانه بندی مناسب SE (میزان گل و لای)
سیمان سیمان های پوزولانی:
محصول هیدراسیون ژل + گرما میباشد.
گرما+ 56 هیدراسیون
کاربرد و اهمیت سیمان پوزولانی
وقتی بتنریزی ما حجم زیادی دارد.
شناخت گرمای ازاد شده توسط سیمان نقش اساسی دارد.
در سیمانهای پوزولانی روند آزاد کردن گرمای سیمان کند است. وجود حرارت زیاد
در بتنریزی حجم باعث وجود تنشهای حرارتی میشود (فشار درونی)
تنشهای حرارتی باعث ترک خوردن یا رگه خوردن بتن میشود. و باعث پائین آمدن مقاومت فشاری بتن میشود.
در مدت زمان طولانی مقاومت سیمانهای پوزولانی بالاتر است. چون سیمان پوزولانی در مدت زمان بیشتری به مقاومت نهایی میرسد پس برای استفاده در سازههای ساختمانی توصیه نمیشود.
(چون اجرای سریع را داریم)
آب میزان آب بکار رفته در بتن خیلی مهم و اساسی است. اگر ما تمام موارد را اعم از درشت دانه و ریز دانه و افزودنی و نوع سیمان بکار رفته در بتن را رعایت کنیم با استفادة آب نامناسب (دارای ناخالصی) همة موارد رعایت شده بیاهمیت میشود.
اگر ما به اندازة %25 وزن سیمان آب مصرف کنیم تمام دانههای سیمان ما هیدراته میشود. علاوه بر این مقدار آب به مقدار دیگر نیز استفاده میشود تا صرف روانکاری بتن میشود.
هر چه مقدار آب بتن زیاد باشد این آب باید از بتن خارج شود که در هنگام خارج شدن تشکیل لولههای مؤئینه شکل میدهند. که وجود این لولهها باعث اسفنجی شدن بتن میشود.
بتن قالب بندی شده را در آب به مدت 28 روز میگذارند تا %25 آب جذب شده توسط سیمان را از دست ندهیم.
با از دست دادن آب سیمان، سیمان تبدیل به ماسه میشود پس هزینهی اضافی را متقبل شدیم در اصطلاح میگویند سیمان سوخته است افزودنی هایی نیز در بازار موجود است که روی ستونها می پاشند تا مانع از خارج شدن آب از ستون بتنی شود.
بتن = شن + ماسه + سیمان + آب + افزودنیها
باند: سیمان + آب+ ماسه+ هوا + افزودنی +
باند فضای بین دو دانهی سنگین میباشد.
اگر بتن ما مرغوب باشد شکست از ناحیهی سنگدانه صورت میگیرد از ناحیه باند.
اگر ما عملیات ویبره در بتن را مدت زمان زیاد انجام دهیم. سطح بتن (مخلوط) ناهمگن میشود.
بنابراین زمانی که ویبره انجام میشود حباب هوای دفع شده از بتن نباید میزان زمان ویبره طولانی باشد و باید میزان هوا در بتن وجود داشته باشد.
هر چه میزان سنگ در بتن بالاتر باشد مقاومت بیشتر و کارایی کمتر است.
اگر میزان بزرگی دانة سنگی ما درشت تر باشد میزان استفادة ما از سیمان کمتر خواهد شد و اقتصادیتر است.
هر چه فاصلة بین دو سنگ دانه (شن) در متن بیشتر باشد مقاومت بتن کم میشود زیرا فاصلة بین سنگ دانه (باند) زیاد است و باید مقاومت در برابر فشار بیشتر را ندارد.
معدنی
افزودنیها
شیمیایی روان کننده ها و فوق روان کنندهها
اگر در بتن ما میزان آب استفاده شده کم باشد بین سنگدانهها اصطکاکی بوجود میآید و کارایی ما پائین میآید.
مکانیزم افزودنیها بدین گونه است که بین دو دانهی بتن یونهای منفی ایجاد کرده و باعث میشود با حداقل فاصله نسبت به هم قرار گیرند و باعث بالا رفتن کارایی بتن میشود.
افزودنیها را از پساب کارخانجات کاغذسازی بدست میآید که به صورت پودر است.
روان کننده A750 Plastisiter
BV40
فوق روان کننده NN 520 Plastisiter
FF PGE
103 M20
تأثیر منفی افزودنیها میتواند از زیاد استفاده کرده آنها باشد. بدین صورت که بعضی از بتنها دیرگیر هستند و بعضی زودگیر و بعد از مدتی این یونهای منفی از بین میروند.
حال اگر مقدار این بارهای منفی زیاد باشد مقداری از این بارها جذب سنگ دانه نمیشود و بر روی سنگ دانه باقی میماند.
حداکثر استفاده از افزودنیها به صورت مجاد در روانکننده %1 و در فوق روان کننده %3 میتوان استفاده کرد. و این باعث میشود که فوق روان کنندهها ترجیح داده شود.
زیرا مقدار آب کمتری در بتن استفاده میشود.
روان کنندهها را کمتر از فوق روان کننده استفاده کنیم از نظر اقتصادی فرقی ندارد.
اگر افزودنیها بیشتر از حد معمول استفاده شود بتن ما دارای هوا (حباب) خواهد شد که با ویبره کردن هم نیز از بین نمیرود.
| دسته بندی | باستان شناسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 15 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
امروزه بخشی از مطالعات باستانشناسی دارای رویکرد بازسازی بسترهای زمین محیطی (Geoenvirnnuntal) سایت های باستانشناختی در ابعاد محلی یا منطقه ای است. مطالعه سیستمهای استقراری بر مطالعه مدارک باستانشناختی متصل و گسترده در پهندشت استوار است نه بر سایت های منفرد متفضل، این نوع مطالعه اساس پهندشت بستانشناسی را تشکلی می دهد و از ابتدا به یک رویکرد مطالعاتی زمین ـ باستانشناسی منطقه ای (Rigional geoarchaeological approach) نیاز دارد (Rossignol (and Wandsnider 1992, Ebert 1992. بسیاری از مناطق از نظر ژئومورفولوژی در دوره کواترنری پویا بوده اند امروزه فقط بخشهای پراکنده و نسبتاً کوچکی از سطح زمینهای مربوط به آن دوره در کنار سطوح مدرن دیده می شوند (Sttafaord and (Hajic 1662. جاییکه آثار و مدارک فراوانی از بقایای باستانشناختی در سطح زمین پراکنده شده اند قسمت عمده تر آن مدارک باستانشناسی پهندشت مذکور محسوب شده و در این حال لزوماً سیر تحول یک پهندشت و وضعیت و موقعیت قراگریری ابزارها و رابطة آن با فعالیتهای رسوب گذاری منطقه باید مورد مطالعه قرار گیرد (Schiffir (1987, Stafford and Hajic 1992. بنابراین مطالعه مدارک باستانشناختی در گستره یک پهندشت در حال تغییر، احتیاج به مطالعات زمین باستانشناختی در وسعت منطقه ای و استراتژیهای کاوشهای باستانشناختی دارد.
بین آنالیز ژئومورفولوژیکی یک پهندشت و استراتژیهای استقراری و معیشتی جوامع باستانشناختی و تغییرات مداوم ساختار یک پهندشت روابط معناداری وجود دارد. یک نوع از روابط از طریق پهندشت اکولوژی حاصل می شود که عمده تأکید آن بر ناهمگنی فضایی زمانی و محیطی یک پهندشت در اندازه های مختلف دارد. شناخت بهتر ساختار فضایی مدارک باستانشناختی در گستره یک پهندشت فقط در سایه درک مفهومی پهندشت اکولوژی است که یک تلقی ساختاری از پهندشت دارد.
جمع آوری مدارک باستانشناختی از مناطق پهندشتی در ارتباط با بافت های استقراری و معیشتی بدلیل ضرایب متغیر مدفون شدگی و همچنین ضرایب متغیر حفظ شدگی آثار در سطح و زیر سطح زمین و تأثیر تبعیض انسانی (bias) در شناخت و جمع آوری مدارک همیشه اشکالاتی را به همراه داشته است. هر چند که اخیراً پیشرفت تهیه
نقشه های سه بعدی از مدارک مدفون شده تا حدودی این اشکالات را رفع نموده است با این وجود این باستانشناسان که در روی پهندشت ها کار می کنند با موانع دیگری نیز برخورد دارند که عبارتند از حجم رسوب گذاری ها در مناطق مختلف، انتخاب تکنیک نمونه برداری صحیح، و انتخاب تکنیک صحیح کاوش در جاهاییکه آثار در اعماق بیشتری قرار دارند: (Johnson and Logan 1990). امروزه برای باستانشناسان و انسانشناسان شکی وجود ندارد که جستجوی انسان برای غذا و استراتژیهای استقراری آنها در زمین مربوط به بخشی از عملکرد اکولوژیکی یک پهندشت می باشد که در گسترش انرژی و مواد غذایی در بعد زمان و مکان در همه پهندشت قابل درک است (Butzer 1982). بنابراین شناخت ساختار زمین شناختی و بسترهای محیطی یک پهندشت ما را در درک بهتر انتخاب استراتژیهای گوناگون توسط انسانهای گذشته در اکوسیستم های متغیر یاری می کند. به عنوان مثال زندگی گروههای کوچ رو و
جمع آوری کننده غذا و شکارگران بیشتر از کشاورزان در معرض تغییرات کوتاه مدت محیطی بوده است. در عین حال این که گروههای غیرمتحرک نیز باید خود را با پهندشت غیرهمگن همساز می کردند. بنابر تعریف پهندشت ها پدیده های چند بعدی هستند و پهندشت اکولوژی با ساختار، عملکرد و با تجمعهای فضایی اکوسیستم مربوط می شود. منظور از ساختار در اینجا توزیع فضایی انرژی، مواد و انواع است که به اندازه، شکل، تعداد، نوع و ساختمان کلی اکوسیستم ها بستگی دارد. عملکرد، رابطه متقابل
داده های فضایی فوق و تغییر نیز به دگرگونی ساختار و عملکرد داده های فوق در طول زمان برمی گردد (Turner 1989: 173).
پهندشت اکولوژی در مدل سازی ناهمگن محیطی بسیار موفق بوده است و تئوریهای آندر تفسیر رفتارهای حیوانات بزرگ علفخوار هنوز از ثبات کاملی برخوردار است بطوریکه تئوریهای سنتی در تفسیر آن دچار اشکال هستند (Johnson et al. 1992). حیوانات علفخوار با منابع موجود روی پهندشت در ابعاد مختلف فضایی و زمانی ارتباط دارند (Senft et al. 1987:789) در حالیکه در تئوریهای نظیر تئوری (Optimal (foraging شکار و شکارگر رابط متقابل داشته و تأثیرات محیط نادیده گرفته شده است (Stephens and Krebs 1986). متأسفانه بیشترین مدلهای باستانشناسی شکارگران ـ گردآورندگان غذا از تئوریهای سنتی Optimal foraging اقتباس شده که در آن یک پهندشت باستانشناختی بصورت بیش از حد ساده ای که انسانهای گردآورنده غذا با آن سر و کار دارند تصور شده است. در حالیکه پهندشت اکولوژی ابزاری ادراکی منطقی بدست می دهد که حداقل نتیجه آن توصیف ساختار پهندشت ها است که در درک استراتژیهای بکار گرفته توسط انسانهای پیش از تاریخ بسیار مؤثر است: (Staffed and Hajic 1992).
بعنوان مثال (Stafford 1994) در یک مطالعه رابطه بین ساختار پهندشت و استراتژیهای اتسقراری یک جامعه شکارچی گردآورنده را در جنوب غربی ایندیانا با تحلیل محل تولید ابزارهای دو رویه سنگی و مجاورت آن ها را با شبکة بهم پیچیده آبرسانی نظیر چشمه های متعدد طبیعی نشان داده است. در این مطالعه چشمه های متوالی به عنوان کریدوری جهت دسترسی به منابع جدا از هم تلقی شدند. بافت سیستم شبکه ای آب در مقایسه با سیستم گیاهان از جنبه های ثبات دار این پهندشت محسوب شده و بعنوان نشانگر نسبی ساکنان این منطقه بکار گرفته شدند. تغییرات حادث شده در ساختار مکانهای ابزارسازی در کنار چشمه ها، نشان داد که همه آنها از زمان معینی (اوایل و اواسط هولوسن) شروع به استقرار شده اند. مطالعه نمونه های فیزیوگرافیک بسترها نظیر سرزمینهای مرتفع قابل شستشو این امکان را بدست داد که این بسترها از نقطه نظر بهره وری از زمین در مقیاس جغرافیایی مورد سنجش واقع شوند. نتیجه سنجش ها نشان داد که جابجایی شکارگر گردآوری کنندگان غذا در این پهندشت با تغییرات حاصل شده در فرم زمین رابطه دارد.
در آنالیز یک پهندشت اجزای پهندشت cells) یا (ecotopes واحدهای اساسی آنالیز محسوب می شوند و حداقل بخشهای همگن یک سرزمین را نشان می دهند (Zonneveld 1990: 14). این واحدها بصورت عمودی براساس صفات زمین مانند صخره، خاک، فرم زمین، گیاهان، آب و هوا، حیوانات و غیره که در ابعاد گوناگون در زمین پراکنده شده اند تعیین می گردند. به عبارت دیگر اجزاء یک پهندشت
اکوسیستم های جدا از همدیگر هستند که در عمل هر کدام از آنها قطعه ای از زمین را، جاییکه حداقل یکی از صفات زمین در آن بصورت همگن وجود دارد نشان می دهند بعنوان یک واحد آنالیز، هر کدام از آنها مبنای تعیین ساختار پهندشت محسوب
می شوند. اجزاء یک پهندشت همچنین در ارتباط با اندازه و عادت تحرک یک تشکیلات معین می گردند (Stafford and Hajic 1992: 13).
بعنوان مثال در استراتژی استقرار مردمان شکارگر گذشته، اجزای یک پهندشت می تواند براساس آن صفاتی از زمین که بصورت مثبت یا منفی در استراتژی تحرک یا در تاکتیک موقعیت یابی در یک محدوده معینی تأثیر گذاشته اند تعیین و تعریف شود. اجزاء یک پهندشت می توانند همچنین براساس مورد استفاده قرار گرفتن بعنوان منابع غذایی، یا بعنوان یک عامل توپوگرافیک که سیستم های آبیاری را تحت تأثیر قرار می دهد و یا براساس پتانسیل آنها در کاربردهای ویژه تعریف گردند (Warren 1990: 204, (Kvamme 1989: 151-513.
در ادبیات باستانشناسی و در نوشته های پیشروان پهندشت باستانشناسی نظیر (Binford 1982, Chang 1922, Schlanger 1992) مفهوم مکان یک مفهوم سیستماتیک است و بعنوان زیر مجموعه اجزاء یک پهندشت محسوب می گردد. در این تعریف مکان دارای یک اندازه مناسب و دارای صفات حد کوچک در اشتراک با فرمهای خاص زمین و متصل به اجزاء پهندشت دارای منابع زیستی است. فراوانی و توزیع فضایی اجزای پهندشت و وجود مکان ها با درجه احتمال بالا بافت خود پهندشت و درجه استفاده از آن را مشخص می کند. بعنوان مثال اجزاء یا مکانها با درجه احتمال بالا ممکن است بصورت متصل بهم و بصورت خطی (مانند خاکریزهای طبیعی) و یا برعکس آن بصورت منفرد (مانند پناهگاههای سنگی) در یک پهندشت توزیع شده باشند. این پدیده عاملی است که در تناسب فضایی یک استقرار در طولانی مدت مغایرت ایجاد می کند (Dewar and Mc Bride 1992).
همچنین عوامل دیگر مانند ساخت و سازها در یک پهندشت استفاده مجدد از یک مکان را در پهندشت در کوتاه مدت مورد تأثیر قرار می دهد.
بنابراین ساختار فضایی اجزاء پهندشت است که ساختار فضایی مدارک باستانشناسی را در طولانی مدت ایجاد می کند. به عبارت دیگر در یک پهندشت این فرآیندهای
طولانی مدت هستند که تجمع باستانشناختی را تولید می کنند.
مکانهای استفاده شده در یک پهندشت بوسیله نمونه برداری از ابزارهای پراکنده شده در آن پهندشت معین می گردند. اختلاف در تراکم ابزارها نشان می دهد در کدامیک از اجزاء پهندشت تجمع ابزارهای فرهنگی اتفاق افتاده است در این حال منظور نشان دادن فعالیت های انجام شده در یک نقطه یا یک سایت منفرد نیست بلکه منظور این است که ساختار توزیع فضایی ابزارها در واحد یک پهندشت و رابطه همبستگی یا عدم همبستگی آنها را با انواع اجزاء پهندشت نشان داده شوند
(Dunnell and Dancey 1983: 73-4).
ویژگی و گسترش فضایی اجزاء یک پهندشت باعث ایجاد الگوهای مختلف در استفاده از پهندشت می گردند و این در حالی است که گسترش فضایی ابزارهای باستانشناختی به نسبت فرم زمین تغییر می کند . از طرف دیگر اجزاء پهندشت و فرم زمین در همه جای آن یکسان نیست. بعنوان مثال منابع موجود در مناطق بلندتر با مناطق کنار رودخانه کاملاً متمایز هستند (حیواناتی نظیر گوزن و بزکوهی در ارتفاعات و حیوانات آبزی در کنار رودخانه ها) که در هر دو مورد احتمالاً اجزاء پهندشت دارای صفات فرم زمین مشابه بوده ولی نظم و ترتیب گسترش فضایی آنها با همدیگر متفاوت هستند.
ساختار اجزاء پهندشت در مناطق نسبتاً بلند بصورت سطحی (Planar) درحالیکه در حواشی رودخانه ها بصورت خطی (Linear) است. در یک سنجش (Stafford and (Hajic 1992 نتیجه گرفتند که در مناطق نسبتاً بلند در یک پهندشت میانگین تراکم ابزارها در حد نسبتاً پایین و رابطه فضایی بین تجمع ابزارها نیز متغیر و پایین بوده است درحالیکه در حاشیه لبه تراسها و لبه خاکریزهای طبیعی همان پهندشت درجه تراکم ابزارها بسیار بالا و همبستگی بین تجمعات ابزارها نیز بالاتر بوده است. زمانیکه در طول زمان پهندشت دچار تغییرات می گردد مانند (رویش درختان جدید) احتمالات همبسته به اجزاء پهندشت نیز دچار تغییر می گردد که نتیجه آن تغییر گسترش ابزارهای جدیدتر است. درک تغییرات در ساختار فضایی اجزاء پهندشت و تغییرات مداوم آنها در طول زمان شناخت گسترش ابزارهای فرهنگی را در حد منطقه ای امکان پذیر می سازد.
پهندشت فرهنگی که تحولات جوامع انسانی و استقرارهای آنها را در طول زمان در خود جای داده است ارزشهایی از پدیده های طبیعی و فرهنگی را نشان می دهد. پدیده های فرهنگی در یک پهندشت همواره تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارند حفاظت از آثار فرهنی و ارزشهای طبیعی یک پهندشت می توانند در ایجاد تکنیک های جدید بهره وری از اراضی، افزایش ارزشهای طبیعی و حفظ تنوعات زیستی یک پهندشت مؤثر باشند (U.W.H.C. 2002). در یک پهندشت اجزای طبیعی یک پهندشت و پدیده های فرهنگی موجود در آن بصورت یک سیستم کامل در هم بافته شده اند که در آن سیستم تناسب اجزاء و تناسب اندازه فرآیندها وجود دارند. می توان گفت یکنوع یکپارچگی در بین اجزاء طبیعی و فرهنگی یک پهندشت وجود دارد. این یکپارچگی دو نکته مهم را نشان می دهد: 1 ـ یکپارچگی بصورت سیستمی است که در برگیرنده همه اجزاء و فرآیندها است. 2 ـ یکپارچگی سیستم بصورت مستقیم با بستر تحول اجزاء در ارتباط است. بعنوان مثال استفاده مکانیزه از پهندشت باعث افزایش سطح بهره وری ولی باعث کاهش یکپارچگی محیطی و فرهنگی می گردد.
بنابراین اگر حالت مطلوب یک پهندشت در ثبات سیستم یکپارچه آن باشد، تغییر شرایط حادث شده باعث تغییر در شرایط بیولوژیکی و اکولوژیکی می گردد. از آنجائیکه پهندشتی که توسط انسانها مورد استفاده و یا مدیریت شده اند در یک هارمونی موزونی با شرایط طبیعی پیوستگی دارد نیز دچار تغییر می گردد در این حال سنجش میزان تغییرات فقط براساس سیستم های تغییر یافته امکان پذیر نمی باشد بلکه متکی است بر بخشی از پهندشت که تغییر نیافته و همچنین متکی بر سنجش تناسب کلیه اجزاء موجود و تناسب همه فرآیندهای موجود می باشد. در نتیجه ارزیابی یکپارچگی یک پهندشت فقط از طریق فرض شرایط ایده آل برابری آن پهندشت که خود به بافت سیستم بستگی دارد انجام پذیر است (Angermeier and Karr 1994).
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
ساختمانها
کارگزاران معاملات املاک دفاتر مرکزی سبز (محیط زیست) در پایتخت تاسیس میکنند. در مارس 1791 پیر چارلز لانفانت شروع به بررسی سرزمین خود که نهایتآً پایتخت شد. برای مرتب کردن اماکن مهمی مانند یادمانی (ساختمانهای یاد بود) ساختمان کنگره، ساختمان ریاست جمهوری (نام اصلی کاخ سفید) لنانفت سامانه خیابانهایی را مرتب میکرد که خیابانهای سنتی، شبکه شهری را به طور قطری قطع میکردند. طرح او به واشنگتون، چیده مانی منحصر به فرد داد که این ویژگی را به هیچ وجه با گذشت زمان از دست نداده است.
تقاطع های زاویهدار شهر بلوکهای شهری غیر معمولی را ایجاد کردند که این بلوکها مشکلات زیادی را برای معماران به وجود آورده است. یک نمونه از این موارد بلوک سه گوشی است (مثلثی) که در شمال غربی شهر کاپیتول آمریکا قرار دارد. که الان مزین به دفاتر مرکزی موسسة ملی کارگزاران معاملات املاک میباشد. معماران، مهندسان، تولید کنندگان و پیمانکاران در طراح و ساخت این ساختمان سه گوش منحصر به فرد همکاری نزدیکی داشتند. این ساختمان که با ؟؟ منحنی شکل و شیشة آبی رنگ از سایه ساختمانها تمیز داده میشود، برای استفاده بهینه از فضا طراحی شده است. معماران و مهندسان این ساختمان را طراحی کردند تا بهترین استفادة ممکنه را از فضایی به مساحت 636 متر مربع که سابقاً توسط موسسة گاز تصرف شده بود بنمایند.
لوئیس فرماندو، مهندس، ساختمانی، در این پروژه و همچنین رئیس موسسة مهندسان معماری در ویرچینا میگوید که این پروژه منحصر به فرد است زیرا شما مجبور نبودهای که با مقیاس اینچ یا فوت کار کنید. بلکه در مقیاس کسری از اینچ میبایست کار کنید تا ساختمان اندازه باشد.
فرماندو با شرکتی معماری Gundpartnerdhip واقع در کمبریج، ماساچوست و شرکت معماری SMB واقع در واشنگتون دی سی در طراحی و مهندسی این ساختمان مشارکت و همکاری نمود.
این ساختمان سه گوش روی هفده ستون به قطر 24 اینچ که در محیط فضا قرار دارند سوار گردیده است.
دو طبقه پارکینگ زیر این ساختمان وجود ندارد تا 1/9 متر (سی فوت) زیر مرکز فریدی بین خیابان نیوجرسی و شرق ساختمان امتداد یافته است. در نقطهای زیر انتهای جنوبی ساختمان رمپیمان طبقة پارکینگ پائین و طبقات بالای پارکینگ، یک ستون داخلی به قطر 24*24 اینچ قرار دارد که دو ستون فولادی 38*17 اینچ را نگه میدارد. این ستون بار ساختمانی بسیار عظیمی را متحمل میکند و هارا در استفاده از ستونهای داخلی در طبقات فوقانی بینیاز میکند. قسمت مرکزی ساختمان فضایی برای دو مجموعه پلکان، سه آسانسور، اتاقهای استراحت و تجهیزات تعمیر و نگهداری فراهم میکند. در دو طرف راه پلهها که به سمت شرق خارج میشوند دیوارههایی به ضخامت 356 میلی متر و پهنای 2 متر (6فوت) در تمام ارتفاع 130 فوتی ساختمان امتداد مییابند.
اولین و دومین طبقه متفاوت از سایر طبقات طراحی شدهاند دیوارههای خارجی مرکب از پنجرههای شیشهای شفاف آلومینیوم بین ستونها به نحوی واقع شدهاند که حدود نصف مرستون به سمت داخل ساختمان کشیده شده است.
اتصالی بتونی به بخش داخلی ستونها وصل شده است و به سمت داخل امتداد دارد تا سنگهای طبقة دوم را نگه دارد در طبقات فوقانی ستونها کاملاً داخل ساختمان قرار دارند و قالبهای بتونی تا آنجایی امتداد دارند که انحنای شیشهای ساختمان برسند. در این طبقات تیرهای 14 اینچ و ضخیم که بعد از بتون ریزی کشیده شدهاند به ستونها متصل شدهاند تا قالبهای بتونی آن طبقه را نگه دارند. این تیرآهنهای تخت با خمیدگی نما هماهنگی داشته و در دامنهای حدود 4 تا 8 فوت تغییر پهنا میدهند. از آنجا که هیچ ستون داخلی میان بخش مرکزی و دیوار پهن جنوبی وجود ندارد مهندسان مجبور هستند که توضیع بار را در این بخش به دو طریق موازنه کنند.
آنها تیرآهنی پهن و مسطح به ضخامت4 فوت طراحی کردند که از دیوار جنوبی تا بخش مرکزی امتداد دارد. همچنین بتون اضافی در مقاطع بتونی ریختند تا خمش تیرآهن را تعدیل نمایند. بام این ساختمانها دارای مرکز خرید و یک چهار طاقی میباشد. فضایی نیز برای آسانسورها، پلکان و تجهیزات تهویة هوا فراهم شده است.
در قسمت جنوبی ساختمان مرکز خرید چشم اندازی از منطقة کاپیتول به دست میدهد. آب باران آبیاری درختان و گیاهان مرکز خرید در طبقة همگف مورد استفاده قرار گیرد. د شمال ساختمان در سمت باریک، برجی به ارتفاع 163 فوت به عنوان نماد معماری افزوده شده است.
اگر چه این برج بدون تکیه است، اما توسط تعدادی میلگرد که آن را به مقاطع بتونی طبقات متصل میکنند ثابت نگه داشته می شود. در سمت شرقی و غربی برج دیواری شیشهای به ساختمان متصل میباشد و هر کدام از دیوارها توسط خرپایی نگهداری میشود. این دیوارهها یکپاچه و با نمایی شیشهای ظاهر میشوند و این گونه به نظر میرسد نما از ساختمان عبور میکند و امتداد مییابد. شاید قابل توجهترین ویژگی این ساختمان نمای شیشهای و خمیدة آن باشد.
سمت شرقی و غربی ساختمان پوششی از شیشة آبی رنگ ذوزنقه ای شکل دارند. انحنای ناهموار به نمای ساختمان ظاهر خاصی میدهد. اما طراحی نما چالشی بزرگی برای مهندسین بود زیرا قالبهای بتونی در هر طبقه میبایست دقیقاً با انحنای نما هماهنگ میشد. مهندسان میبایستی با تولید کنندة شیشه همکاری نزدیک میداشتند، تا مطمئن میشدند که نمایی ساختمان دقیقاً با قالبهای بتونی 12 طبقة ساختمان هماهنگ هستند.
محدودیت های فضا مهمترین چالش این پروژه بود. ادوارد جان می گوید: فضای کمی در ابعاد عمودی و افقی ساختمان وجود دارد. طبقة اول به عنوان یک لابی و محوطة همایش طراحی شده است. و ارتفاع آن 11 فوت و 6 اینچ میباشد. مهندسان سازه ارتفاع مطلوب سقف را درحد 9 فوت (7/2 متر) نگه داشتند لولهها و سیم کشی برق و معابر و مجاری تحویه را تعبیه نمودهاند. مهندسین مکانیک فضایی بیشتر از 10 اینچ (254 میلیمتر) برای کار در اختیار نداشتند. چالش بزرگ دیگر بر پا کردن سازهها در قسمت شمالی ساختمان بود. این سازهها شامل برج، پوشش شیشهای بود. ساخت همة این عناصر باید کاملاً هماهنگ و هم زمان میشد تا اطمینان یا بیم که همه چیز با هم هماهنگ شدهاند. به عنوان مثال: برج نمیتوانست بعد از امتداد شیشهای بر پا شود چون نمیشد بین دو امتداد شیشهای جاسازی گردد.
بنابراین پیمانکاران باید همزمان این کارها را انجام میدادند. این ساختمان برای دریافت گواهی ساختمان سبز داوطلب شده است. عناصر هماهنگ با محیط زیست در آن شامل سیستم بازیافت آب و هوا و سیستمی که میشد خودکار چراغهای ساختمان را به هنگام تابش خورشید تار میکرد.
این گونه ساختمانها در واشنگتون دی سی برای اولین بار گواهی نامة مزبور را دریافت مینمایند.
نشست تونل BiG DiG
شکاف غیر منتظره در دیواره تونل 93 بین ایالتی به عنوان پروژه بسیار مهمی با عنوان Big Dig توجه عموم را به شکافها و نشتیهایی دیگر در ساختمانهای نیمه تمام متوجه کرده است و باعث سلب اعتماد عمومی در پروژه 6/14 بیلیون دلاری شده است.
این شکاف در 15 سپتامبر رخ داد وقتی که آب زیر زمینی از سوارخی که در دیوار دوغابی باز شده بود و در حدود 70 فوتی (21 متری) زیر سطح خیابان قرار داشت، شروع به جریان نمود.
این سوراخ در جایی ایجاد شد که در آنجا یک ایراد ساختاری در هنگام ساخت ناشی از سیمان، خاک و نخالههای ساختمانی بوجود آمده بود. این مطلب را جورج تامارد مهندس مشاوری که برای بازرسی و بررسی این اتفاق انتخاب و اعزام شده بود، عنوان نمود. این نشتس (سوارخ) باعث جریان باریکی از آب در یک مسیر گردید که بعداً درزبندی و پوشیده شد. مهندسین بررسی کننده تونل بعد از این واقعه (نشتی سپتامبر) هفت مورد مشابه توسط صفحات فولادی دیگری را پیدا نمودند. اگر چه این موارد جزئی تر و کم اهمیتتر از مورد قبل بودند ولی میبایست تعمیر میشدند.
در این اثنا رسانهها صدها نشتی (اکثراً کوچک) در بام همان تونل را گزارش نمودند. و نهایتاً کمیتة حمل و نقل مجلس شروع به بررسی موضوع در دو روز آخر سال پیش نمود. کمیتة اصلاحات دولتی مجلس نمایندگان آمریکا در حال برنامهریزی برای انجام یک تحقیق و تفحص از ماجرا بود. با توجه به تحقیق و تفحص تامارو و بازرسی دیگر به نام جک لملی دقیق شدن تا بین مشکلات دیوار دوغابی و نشتی بام تونلها تمایز پیدا نمایند.
متأسفانه بین نشتی دیوار که یک خطای ساخت و ساز است و خیلی از نشتیهای نرمال و کوچک اشتباه زیادی صورت میگیرد. و در تونلهایی نیز صورت میگیرد که هنوز در دست ساخت هستند. این مطلب را مک دونالد عنوان نمود. او اظهار داشت:
جستجو و پوشاندن نشتی در دیوارها و مفصلها در یک مسیر طبیعی ساخت تونل اجتناب ناپذیر است.
مک دونالد تأیید کرد که تونلها محکم بوده و ایمن ساخته میشود و نشتیهای بام به طور سیستماتیک با تزریق دوغاب سیمان درزگیری و پوشانده میشوند برنامه کنترل نشتیها چندین ماه طول میکشد تا کامل شود. توسعه و اجرای تعمیرات دیوارها به گونهای رضایت بخش پیچیدهتر خواهد بود. چنین تعمیری احتمالاً مستلزم انحراف مسیر آب در خارج تونل به سمت آبهای زیر زمینی میباشد تا هر یک از دیوارهها و قسمتهای مخروب شده جایگزین گردند. تامارو میگوید: چلپ دوباره اعتماد عمومی نسبت به امنیت تونل مهمترین مطلب میباشد. او میگوید: مشکلات زیادی در مهندسی و ساخت در این زمینه در شهر بوستون آمریکا وجود دارد.
جلوگیری از سیل
کالاتراوا روی سه رودخانه والاس، پل می زند
اگر تلاشها برای افزایش حفاظت در برابر سیل توجهات بیش از انتظاری را به خود جلب نموده است، احتمالاً به خاطر اجرای سیل بندهایی روی رودخانة دالاس میباشد. این جلب توجه همچنین به علت بهبود سیستم حمل و نقل این منطقه میباشد. از محل طراحی سه پل بزرگراهی توسط یک موسسة معماری اسپانیایی میگذرد این پلها اولین نمونة بزرگراهی در ایالت متحدة آمریکا بوده اند.
این پروژهها برای حفاظت از فعالیتهای تجاری خرمندان در برابر سیلابهای دورهای رودخانة Trinity است که د مسیر جنوب شرقی و از میان شهر عبور میکند. این پروژه اول در کنگره در سال 1965 تصویب شد اما هرگز اجرا نشد اما بعد از سیلهای مهیب 1989 و 1990 مسئولین شهر از مهندسین ارتش آمریکا درخواست بررسی مجدد طرح را نمودند. امروز پروژه 3/1 میلیارد دلاری این رودخانه نه فقط برای کنترل سیل بلکه ؟؟ توسعه اقتصادی، حمل و نقل و مدیریت زیست محیطی مطرح میباشد. این پروژه بزرگترین کار پروژهای عمومی این شهر تاکنون بوده است. مدیر پروژه این طرح میگوید: این برنامه در 1960 تصویب شد و در آن ساخت سیل بند و هدایت جریان آب رودخانه جای خود را به رویکردی زیست محیطی داده است، و شامل ساخت دو ساختار بزرگ (سیل بند کادیلاک با ارتفاع 7/3 کیلومتر در کرانة غربی رودخانه و سیل بند لامار با ارتفاع 7/4 کیلومتر در کرانة شرقی).
این سیل بندها با ارتفاع متوسط 6/4 و 5/5 متر طراحی شدن تا منطقه را در برابر سیلاب 800 ساله حفاظت کنند. آب سیل به زنجیرهای از کانالهای به ظاهر هدایت خواهند گردید.
اولین پروژه از پروژههای هفت گانه مزبور در دست ساخت میباشد اما سه پروژه بعدی (که ساخت آنها امسال آغاز خواهد شد) از نظر فنی چالش زاترین پروژه خواهد بود. این مطلب را رایس عنوان نموده است.
او اظهار داشت این پروژه از سرزمین قدیمی عبور خواهد کرد که باید به دقت درزگیری شود تا از نشست آب جلوگیری گردد. طول پروژه 6 کیلومتر و به طور متوسط 183 متر پهناور خواهد داشت و جمعاً مساحت 170 کیلومتر مربع را اشغال خواهد نمود. حفاظت از سیل هدف اولیه پروژه بوده است. ولی بازدیدکنندگان از دالاس ابتدا متوجه توسعة حمل و نقل بخصوص سه پل خارق العاده آزاد راه
Wnodal Rodger و بزرگراههای مواصلاتی بین ایالتی 35 و 30 خواهند شد.
| دسته بندی | عمران |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 43 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1- مقدمه.............................
2- هدف و گستره نظر سنجی..............
3- سیستم های بازرسی و مجموعه قوانین..
1-3- موارد عمومی.....................
2-3- استانداردهای بازرسی یا دستنامه ها
3-3- منظور و گستره بازرسی............
4-3- تناوب و دفعات بازرسی............
5-3- شیوه بازرسی.....................
6-3- بازرس...........................
7-3- مدیریت اطلاعات بازرسی............
8-3- امکانات بازرسی..................
4- تکنیک های بازرسی..................
1-4- شرایط حاضر و گرایش ها...........
1-1-4- تکنیک های بازرسی برای اجزای فولادی
2-1-4- تکنیک های بازرسی برای اجزای بتونی
3-1-4-تکنیک های بازرسی برای پایه های پل، نیم پایه ها یا پایه های جناحی و
فونداسیون ها.........................
4-1-4- تکنیک های بازرسی برای تجهیزات فرعی
2-4- مثالهایی از تکنولوژی بازرسی در حال توسعه
1-2-4- کاربردهای GPR برای ارزیابیهای سطح پل (فنلاند)
2-2-4-آزمایش غیرمخرب پلهای بتونی از طریق سیستمScorpion (فرانسه)......................................
3-2-4- سیستم بازرسی خودکار برش RC (ژاپن)
4-2-4- اندازه گیریهای سطح پل با استفاده از رادار محرک (سوئد).................................
5-2-4- اندازه گیری بالقوه (سوئیس)....
3-4- موضوعاتی در آینده...............
5- مثالی از تکنیک های تشخیص در مدیریت پل
1-5- تصویر و نقش کیفی ساختارها (فرانسه)
2-5- معیاری برای مدیریت پلهای راه (ایتالیا)
3-5- تخمین زوائد پلهای راه (ژاپن)....
4-5- تنگناها و موانع موقتی پلهای PC، Pst-Tensioned
5-5- دستورالعمل هایی به منظور ایجاد حالت فنی پل (رومانی).......................................
6- خلاصه و توصیه ها...................
7- فهرست نگاری.......................
8- ضمیمه.............................
در بیستمین جلسه کمیته پیرامون پلهای راه که در فوریه 1992 برگزار شد، یک نظرسنجی در رابطه با، مدیریت پل- پیرامون شافعه ای از شرایط صحت و ایمنی پلهای در حال انجام وظیفه پیشنهاد شد.
سرانجام تصمیم گرفته شد که این نظرسنجی، در جلسه کمیته اجرایی که در 27 ماه مه همان سال در بروکسل برگزار شد، انجام بگیرد.
این نظرنسجی، به منظور روشن نمودن وضعیت و گرایش های فعلی مدیریت پلهای در حال انجام وظیفه از طریق جمع آوری دانش و اطلاعات در رابطه با مدیریت پل در کشورهای مختلف، انجام گرفت. نتایج این نظرسنجی، بعدها می تواند در ارتقای تکنیکهای بازرسی و تشخیص، مورد استفادهق رار بگیرند.
پرسشنامه های نظرسنجیدر میان کشورهای مختلفی توزیع شد و بطور کلی هلند، کشور به این پرسشنامهها، پاسخ دادند (به جدول1-1 نگاه کنید) این نظرسنجی براساس اطلاعات جمع آوری شده تکمیل شد. این گزارش، نتایج نظرسنجی و اطلاعات کسب شده را ارائه می نماید و پیشنهادی در راستا و موضوعات مدیریت پل در آینده، مطرح می نماید.
|
کشور |
نام سازمان (به زبان انگلیسی) |
|
اتریش- A |
وزارت فدرال امور اقتصادی، شناخت بخش پل و تونل، بخش پل وزارت دولت فدرال |
|
دانمارک- DK |
مدیریت راه DN (R.D) |
|
فنلاند- FIN |
وزارت راه ملی فنلاند (Fin NRA) |
|
فرانسه- F |
مدیریت راه |
|
مجارستان- H |
مدیریت راههای عمومی وزارت حمل و نقل، ارتباطات و راههای آبی (M.T.C.E) |
|
ایتالیا- I |
مدیریت راه وزارت امور ملی ایتالیا |
|
ژاپن- J |
شرکت عمومی (JAE) |
|
لهستان- PL |
مدیریت عمومی راههای عمومی (GDDP) |
|
هلند- NL |
بخش ساخت و احداث وزارت کارهای عمومی |
|
نروژ- N |
وزارت راههای عمومی نروژ- مدیریت آزاد راهها |
|
پرتغال- P |
Junta Autoname de Estradas (JAE) |
|
رومانی- R |
موسسه تحقیقات حمل و نقل نجابت (Incertran) |
|
اسلوواکی- SK |
مدیریت آزاد راهها |
|
سوئد- S |
وزارت راه ملی سوئد (SNRA) |
|
سوئیس- CH |
اداره بزرگراه فدرال سوئیس، کانتونز |
|
انگلستان- UK |
بخش حمل و نقل |
|
امریکا (NJ)- USA |
بخش حمل و نقل نیوجرسی |
توجه: پاسخهای در فصل دوم و وسم از سازمانهای فوق، بدست آمده اند.
ساختارهای پل، حلقه های ارتباطی مهمی را در یک سیستم راه، ایجاد می نمایند. پلها، یکی از بخشهای راه هستند که نیاز به بیشترین توجه دارند و 30 درصد از سرمایه گذاریهای کلی در بخش راه را به خود اختصاص می دهند. پلها راههایی کلیدی به منظور تضمین ایمنی ترافیک راه، هستند و پلها نقش مهمی در حفظ و نگهداری محیط زیست دارند. نیمه دوم قرن بیستم، شامل توسعه جهانی چشمگیری در زمینه ترافیک راه بوده است که طی آن رشد قابل ملاحظه ای در تعداد پلهای احداث شده طی دهه 1950 و 1960 صورت گرفته است (جدول 2-1). هرچند این رشد در دهه 1970 به اوج خود رسید. با این حال، بسیاری از کشورها، برای احداث راهها، همچنان نیاز به سرمایه گذاری در پلها دارند.
|
کشور |
تعداد پلها |
طول کلی پلها (km) |
طول پل (B) یا طول پل بتن (S) |
تاریخ اطلاعات |
ملاحظات (راههای ملی N) (راههای اصلی M) |
|
اتریش |
10641 |
320 |
(B)m 0/2 |
1990/1/1 |
M |
|
دانمارک |
2018 |
9/74 |
(B)m 0/2 |
1990/12 |
M |
|
فنلاند |
18380 |
0/375 |
(B)m 0/2 |
1993/1/1 |
N |
|
فرانسه |
256000 |
- |
(B)m 0/2 |
1993 |
N |
|
مجارستان |
10451 |
7/140 |
(B)m 0/2 |
1993/12/31 |
N |
|
ژاپن |
124604 |
6/7008 |
(B)m 0/15 |
1993/4/1 |
N |
|
هلند |
23000 |
445 |
(B)m 0/5 |
1993/10 |
N |
|
نروژ |
18200 |
240 |
(B)m 5/2 |
1992 |
تعداد N طول M |
|
لهستان |
29869 |
0/540 |
(B)m 0/3 |
1992/12 |
N |
|
رومانی |
11163 |
2/316 |
(B)m 0/5 |
1993/12/31 |
N |
|
اسلوواکی |
13831 |
8/160 |
(B)m 0/2 |
- |
- |
|
سوئد |
10230 |
0/242 |
(B)m 0/3 |
1993/1/1 |
M (به جز حدود 400 در سه شهر بزرگ) |
|
سوئد |
3119 |
0/248 |
(B)m 0/3 |
1992/12/31 |
M |
|
انگلستان |
16000 |
- |
(B)m 0/3 |
1993 |
M |
طبق اطلاعات جمع آوری شده، طول اجزا شده در هر کشور متفاوت است. بنابراین به منظور مقایسه شرایط پلهای راه در میان کشورها، حتی الامکان از نقطه نظری برابر، این گستره با اطلاعات دقیق، بعنوان «راه اصلی» تعیین و تعریف شده است (به ضمیمه، جدول 1 نگاه کنید).
(محل شکل 1-1 صفحه 4)
- توزیع تعداد پلها بوسیله اطلاعات
- تعداد نسبی پلها
اتریش فنلاند مجارستان هلند
رومانی دانمارک فرانسه
ژاپن نروژ سوئد
از سوی دیگر، سرمایه گذاری در تعمیر و نگهداری پلهای از قبل ساخته شده، نیز حائز اهمیت می باشند. پلهایی که در دهه 1950 ساخته شده بودند، در حال حاضر بالغ بر سی سال است که در حال حاضر وظیفه بوده اند و این امر نیاز به توجه بیشتری در رابطه با تعمیر ونگهداری پل موثر و امن را به منظور نگهداری و تداوم راههای تردد، می طلبد. به منظور حفظ حراست از منافع عمومی، لازم است که نگهداری موثری از پلهای موجود به منظور افزایش طول عمر آنها، بعمل آید.
از یک نقطه نظر واحد، شرایط موجود، امکان سرمایه گذاری نامحدود را نمیدهند و سرمایه گذاری در سیستم راه به موثرترین و کارآموزین روش، موضوعی مشترک برای کلیه کشورها می باشد. به همین ترتیب، لازم است که درک و شناخت رقیقی از شرایط حاضر و آتی پلها داشته باشیم و تصمیم گیریهای معقول و متقاعد کننده ای در رابطه با توزیع و تقسیم بودجه ها از نقطه نظر حفظ و نگهداری راههای تردد و محیط زیست درمین توجه به شرایط موجود، داشته باشیم.
مقوله مدیریت پل اخیراً در پاسخ به این نیازها، مطرح شده است. کمیته C11 به این مقوله، بعنوان یک استراتژی برای مواجهه با موضوعات گسترده مربوطه، به منظور تضمین ایمنی و توانایی استفاده از پلهای موجود به نحوی که در گزارش OECD تعریف شده بود، به خوبی واقف است.
فعالیت های خاص، موضوعات گسترده ای از این قبیل را در بر می گیرند:
- تکمیل و روز آمد کردن موجودی پلهای در حال استفاده و اطلاعات مربوطه
- تخمین های بودجه و توزیع های آن
- برنامه ریزی بازرسی
- آموزش و پرورش پرسنل بازرسی و تعمیر و نگهداری
- تجهیزات و متدهای بازرسی
- دسترسی به کلیه اطلاعات مربوط به پلها
- تشخیص شرایط صحت و ایمنی
- تعمیر و تقویت
- برنامه تعویض و جایگزینی
- کنترل ترافیک
کمیته C11 موضوع مدیریت پل را برگزید، به این دلیل که از نقطه نظر نیازهای فعلی در جاییکه مدیریت و نگهداری پل به منظور ایمنی راه و حفظ و نگهداری زیست محیطی، ضروری است، بسیار مهم است که یک سازمان بین المللی، تئوری مثبتی را در رابطه با متدهای کارآمد برای مدیریت پل، براساس تجربیات و مفاهیم انفرادی استفاده شده در کشورهای مختلف ارائه نماید.
با این حال، تفاوتهایی در تاریخچه مدیریت پل و در سطوح گسترش و ارتقا که بدلیل تفاوت در شرایط جوی، تاریخ، فرهنگ و شرایط ارتقای راه در کشورهای مختلف، هستند، وجود دارد. بنابراین، تصمیم بر این گرفته شد که تا دوره جلسه 1995 مونترال، این تحقیق، بر روی موضوع مشترک یک، شاخصه ای از شرایط صحت و سلامت پلهای در حال استفاده، متمرکز شده چرا که این موضوع بخش عمده ای از فعالیت های مدیریت پل را در بسیاری از کشورها، تشکیل می دهد. پس از این موضوع، تکنیک بازرسی و تشخیص که به منظور شناسایی شرایط پلهای در حال استفاده، مورد بررسی قرار گرفت.
این گزارش، نتایج این نظرسنجی را که طبق موارد و دسته های زیر، جمع بندی شده اند، ارائه می نماید:
1) سیستم های بازرسی و مجموعه قوانین استفاده شده برای شناسایی پیشینه و سابقه پلها در کشورهای مختلف.
2) سبکها و شرایط فعلی تکنیکهای بازرسی که در حال استفاده هستند یا در کشورهای مختلف، توسعه یافته اند.
3) مثالهایی از تکنیکهای تشخیصی.
به منظور نگهداری و مدیریت موثر پلهای در حال استفاده، چند سری فرآیند باید بطور سیستماتیک بکار گرفته شوند تا شرایط تخریب، شناسایی، پیوستگی و اتصال آن، بررسی و هرگونه معیارهای مخالف، مشخص شوند. بعنوان مثال فرایندهایی از بازرسی گرفته تا تشخیص. بنابراین، ضروری است که استانداردها یا دستورالعمل هایی که این موارد را تصریح می نمایند، استمرار پیدا کنند.
ترکیبات متنوع و گسترده ای از طبقه راه و تعداد، نوع و تاریخ احداث پلهایی که تحت مدیریت هستند، در هر کشوری، وجود دارد. استانداردهای بازرسی، یا دستورالعمل هایی که در هر کشوری، در پاسخ به شرایط انفرادی به منظور کشف آسیب پل، وضع شده اند، میزان پیوستگی را شناسایی و در مورد لزوم تعمیر یا جایگزینی، قضاوت می نمایند. نتایج چنین بازرسیهایی در پایگاههای اطلاعاتی کامپیوتری، در بیشتر کشورها، استمرار پیدا می کنند، چرا که این نتایج، برای بازرسیهای بعدیو کارهای تعمیراتی، ضروری هستند. این استانداردها، دستورالعملها، نتایج جمع آوری شده بازرسیها و متدهای بازرسی، برای هر کشوری، در زمینه اداره و کنترل پلهای مشابه، بسیار مفید هستند.
هر کشور گزارش کننده، استانداردهای بازرسی و دستورالعمل های وضع شده خاص خودش را دارد. یکی از بکارگیریهای اولیه استانداردها و دستورالعمل های موجود وضع شده، در امریکا و در سال 1970، صورت گرفت.
در هر کشوری مبنای بکارگیری بازرسی، در استانداردها و دستورالعمل ها، مشخص شده است، جاییکه مهندسان، می توانند متدهای واقعی قابل استفاده را تعیین نمایند.
مطالب و محتوای استانداردها و دستورالعمل ها در هر کشوری می تواند، متفاوت باشد، برخی از آنها براساس نوع ساختار طبقه بندی می شوند (مانند سازه روزمینی، سازه زیر زمینی و تجهیزات فرعی)، در حالیکه، سایرین براساس نوع بازرسی، گروهبندی می شوند.
در بیشتر کشورهای تحت مطالعه، بازرسی اصلی، به تفصیل شرح داده شده اند این جزئیات شامل هدف، تناوب، سیستم/ متد، موضوع و اقلام، ثبت نتایج بازرسی و ارزیابی نتایج بازرسی می باشد. همچنین در بسیاری از کشورها، برای هر تعمیر و یا تعویض توصیه شده براساس نتایج بازرسی، این توضیحات، ارائه می شوند.
| دسته بندی | کامپیوتر و IT |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
برای درک کامل معماری Cisco centri firewall ، شما نیازمند هستید که معماری TCP/IP را از جایی که بیان شده است بفهمید. این ضمیمه در معماری TCP/IP بحث میکند و یک مدل مرجع پایه تهیه میکند که می تواند به شما کمک کند تا بفهمید Cisco centri firewall چگونه کار میکند. این ضمیمه اصطلاحات فنی TCP/IP را روشن میکند و عقیده اساسی و بنیادی دنباله پروتکل TCP/IP را شرح میدهد.
ما با تهیه کردن یک قالب مشترک از مرجع به عنوان یک پایه برای باقی ماندن در مبحثی که شامل این ضمیمه در TCP/IP و Cisco centri firewall [1] میشود، شروع میکنیم.
یک مدل معماری یک قالب رایجی را برای بحث ارتباط اینترنتی از مرجع فراهم میکند و تنها برای شرح دادن ارتباط پروتکل ها استفاده نشده، اما برای توسعه این روابط چیز خوبی میباشد. مدل معماری توابعی را که با پروتکل های مرتبط درون لایههای انباشته شده قابل کنترل به روی هم انجام میدهند، مختص میکند. هر لایه در پشته یک تابع معینی را در روند پیشرفت ارتباط روی یک شبکه انجام میدهد.
به طور کلی TCP/IP برای استفاده سه تا پنج لایه وظیفه دار توصیف میشود.. شرح TCP/IP، firewall ها را به طور دقیق و مختصرتری بنا کرده است، ما همچنین مدل مرجع مشترک DOD را انتخاب کردیم که به عنوان مدل مرجع اینترنت شاخته شده است.
شکل A-1 مدل مرجع اینترنت را نشان میدهد.
|
|
|
|
|
|
|
|
این مدل مبنای سه لایه تعریف شده برای مدل پروتکلی DOD در کتاب دستی پروتکل DDN میباشد. این سه لایه به شرح زیر می باشند:
× لایه دسترسی شبکه
× لایه انتقال میزبان به میزبان
× لایه کاربردی
غیر از این مدل، مدل داخلی شکه نیز با این مدل ترکیب شده است. لایه داخلی شبکه استفاده های زیادی در شرح TCP/IP دارد. قسمت بعدی نحوه کار پروتکل های شبکه را توضیح میدهد و اصطلاحات فنی پایه ای که ما در بحث TCP/IP از آنها استفاده میکنیم را تعریف میکند.
استاندارد دیگر مدل معماری که گاهی برای شرح یک پشته پروتکل شبکه استفاده میشود، مدل مرجع OSI [3] نام دارد. این مدل شامل یک پشته پروتکل هفت لایه ای میباشد. (به شکل A-2 نگاه کنید).
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اطلاعات اضافی یا توضیحات بیشتر برای این مدل مرجع شامل این راهنما نخواهد شد، چون firewall های خیلی کمی این مدل مرجع را اجرا میکند. برای اطلاعات بیشتر در مورد این مدل مرجع به ساخت دیوار آتش اینترنت از الیزابت دی ـ ذوریخی مراجعه کنید.
در یک مدل معماری یک لایه به عنوان یک پروتکل شاخته نمیشود ـ آن یک تابع ارتباط داده که ممکن است با هر تعداد پروتکل هایی انجام شود، تعریف می شود. زیرا هر لایه یک تابعی را تعریف میکند که میتواند پروتکل های گوناگونی را دربرداشته باشد، هرکدام از اینها (پروتکل) یک کار مناسبی را برای تابع آن لایه فراهم می کند.
هر لایه ای به جفت خودش متصل میشود. یک جفت یک کاربرد از همان پروتکل در لایه معادل روی کامپیوتر راه دور میباشد. ارتباطات جفت هم سطح استاندارد سازی میشوند تا موفقیت اطلاعات واقع شده را تضمین کنند. از لحاظ تئوری هر پروتکلی تنها علاقمند به برقراری ارتباطی با جفت خودش میباشد و آن متوجه لایه های بالایی و پایینی خودش نمیشود..
بهرحال یک وابستگی بین لایه ها وجود دارد. زیرا هر لایه درگیر در فرستادن داده از یک برنامه کاربردی محلی به یک برنامه کاربردی معادل راه دور خودش میباشد. لایهها باید روی اینکه چگونه داده را بین خودشان در یک کامپیوتر تکی عبور بدهند سازگار باشند. لایه های بالایی به لایه های پایینی برای انتقال داده از مقابل لایة پایینی استفاده میکنند.
به عنوان یک نمایش از مدل مرجع، پروتکل ها (که لایه های گوناگون را می سازند) شبیه یک بلوک از ستون ساختمان می باشند که یکی به روی دیگری انباشته شده اند. به دلیل این ساختار ، گروهی از پروتکل های وابسته گاهی اوقات پشته یا پشته پروتکل نامیده میشوند.
داده از یک لایه به لایه دیگر در پایین پشته عبور میکند تا اینکه با پروتکل های لایه دسترسی شبکه، روی شبکه منتقل شود. لایه های چهارم در مدل مرجع مهارت این را دارند که بین راههای مختلفی که داده منتقل می شود، هنگام گذشتن از پایین پشته پروتکل لایه کاربرد به لایه فیزیکی پایین شبکه، تشخیص بدهند.
در نهایت داده برای دریافت تقاضا به لایه پشته عبور داده میشود. لایه های انفرادی نیازی ندارند تا کار توابع لایه های بالایی و پایین خودشان را بدانند، آنها نیاز دارند تا بدانند داده چطور از آنها عبور میکند.
هر لایه در پشته کنترل اطلاعات را (به عنوان آدرس مقصد، کنترلهای مسیریابی و مجموع مقابله ای) برای اطمیمان از درستی انتقال اضافه میکند. این کنترل اطلاعات یک عنوان یا یک یدکی نامیده میشود زیرا در جلو یا پشت داده قرار میگیرد تا منتقل شود.
هر لایه مربوطه اطلاعاتی را که به عنوان داده از لایه بالایی دریافت میکند به منظور عنوان و یا یدکی در اطراف آن اطلاعات قرار میدهد.
این پیغام های بسته بندی شده که به درون لایه زیری عبور داده میشوند همراه با کنترل اطلاعات اضافی می باشند، بعضی از این لایه ها ممکن است که جلو افتاده باشند یا از لایه بالایی مشتق شده باشند.
در این موقع یک پیغام سیتسم (شبکه) را از روی پیوند فیزیکی خارج میکند (به عنوان یک پیغام تلگرافی) و پیغام اصلی در چند فاز پوشش داده می شود، بسته های تودرتو ـ یکی از این بسته ها برای هر لایه پروتکل میباشد که از این طریق داده عبور میکند.
وقتی که یک پروتکل از عنوان ها یا یدک ها در بسته بندی داده از پروتکل دیگر استفاده می کند، روش کپسوله کردن نامیده میشود. این روش در شکل A-3 نشان داده شده است.
موقعی که داده دریافت میشود اتفاق عکس رخ میدهد، خارج از هر سطح لایه عنوان و یا یدکش از قبل داده را به بالای لایه عبور میدهند. هنگامی که اطلاعات از پشت پشته سرریز می شوند، اطلاعات از یک لایه پایین تر که مثل دو عنوان / یدک و داده میماند دریافت میشوند. این مرحله برداشتن عنوان ها و یدک ها از داده غیرکپسوله کردن نام دارد.
این مکانیسم قادر می سازد هر لایه در کامپیوتر منتقل کننده با لایه مشابه خودش در کامپیوتر دریافت کننده ارتباط برقرار کند. هر لایه در کامپیوتر انتقال دهنده با لایه جفت خودش در کامپیوتر دریافت کننده توسط یک جریان که ارتباط جفت به جفت نامیده میشود ارتباط برقرار میکند.
هر لایه مسئولیت های مشخص و قوانین ثابتی در انجام وظایفش دارد وهیچ چیزی درباره دیگر روالهایی که لایه های دیگر دنبال میکنند نمی داند. یک لایه وظایفش را انجام میدهد و پیغام را به لایه بعدی در پشته پروتکل تحویل میدهد. آدرس جزء اصلی یک مکانیسم مشترکی میباشد که اجازه میدهد داده از میان لایه های گوناگون حرکت کند تا اینکه به مقصد خودش برسد.
هرلایه همچنین ساختار داده ای مشخصی از خودش دارد. به طور تصور، یک لایه از ساختارهای داده ای که لایه های بالا وپایین آن استفاده میکنند بی خبر است. در واقع ساختارهای داده ای یک لایه به صورت مستقل با ساختمانهایی که لایه های مجاور به منظور تطابق بیشتر ارسال داده ها استفاده می کنند، طراحی شده است.
همچنان، هر لایه ای ساختار داده ای خودش را داراست و اصطلاحات فنی آن ساختارش را توصیف میکند.
قسمت بعدی مدل مرجع اینترنت را با جزئیات بیشتری شرح میدهد. ما این مدل مرجع را تماماً در این راهنما استفاده می کنیم تا ادامه ساختار و توابع TCP/IP و
Cisco centri firewall را شرح دهیم.
همانطور که گذشت مدل مرجع اینترنت شامل 4 لایه میباشد:
1. لایه دسترسی شبکه
2. لایه اینترنت
3. لایه انتقال میزبان به میزبان
4. لایه کاربردی
در ادامه بخش ها ما توابع هر لایه را با توضیحات بیشتری شرح می دهیم، شروع بالایه دسترسی و ادامه کار با لایه کاربردی.
لایه دسرسی شبکه در مدل مرجع اینترنت پایین ترین لایه میباشد این لایه شامل پروتکلهایی می باشد که کامپیوتر استفاده میکند تا داده را به کامپپوترهای دیگر و وسایل وابسته به شبکه تحویل بدهد. پروتکل ها در این لایه سه تابع مجزا را انجام میدهند.
ü آنها چگونگی استفاده شبکه را در انتقال یک قاب، که بخشی از داده عبور داده شده از مقابل ارتباط فیزیکی است تعریف میکنند.
ü لایه دسترسی داده را مابین کامپیوتر و شبکه فیزیکی معاوضه میکند.
ü لایه دسترسی داده را مابین دو ابزار در همان شبکه می رساند. برای تحویل داده در شبکه های محلی، پروتکل های لایه دسترسی از آدرس های فیزیکی گرهها در شبکه استفاده میکنند. یک آدرس فیزیکی در کارت مبدل شبکه یک کامپیوتر یا وسیله دیگر ذخیره شده است و آن یک مقداری است که توسط صاحب کارخانه روی کارت مبدل رمزگذاری شده است.
برخلاف پروتکل های سطح بالاتر، پروتکل های لایه دسترسی شبکه باید بعنوان جزئیات اساسی شبکه فیزیکی فهمانده شوند از قبیل ساختار بسته های کوچک (packet)، بیشترین اندازه قاب و ترتیب آدرس فیزیکی که مورد استفاده قرار میگیرد. فهمیدن جزئیات و محدودیت های شبکه فیزیکی متضمن این است که پروتکل ها میتوانند داده را به صورت درست و آنطور که بتوان در سراسر شبکه انتقال داد، قالببندی کنند.
در مدل مرجع اینترنت، لایه بالایی لایه دسترسی شبکه، لایه اینترنت نامیده میشود . این لایه مسئول مسیریابی پیغام ها از طریق اینترنت میباشد. دو نمونه از ابزارها وظیفه مسیریابی پیغامها در بین شبکه را دارند. اولین وسیله گذرگاه نامیده میشود که یک کامپیوتر است با دو کارت مبدل شبکه مجزا از هم.
این کامپیوتر بسته های شبکه را از یک شبکه روی یک کارت شبکه می پذیرد و آن بسته ها را به یک شبکه متفاوت از طریق دومین کارت مبدل شبکه مسیریابی میکند. دومین وسیله یک مسیریاب است که یک سخت افزاز اختصاصی برای عبور دادن بستهها از یک شبکه به یک شبکه متفاوت دیگر میباشد.
این دو وسیله گاهی اوقات به جای هم استفاده میشوند اما تفاوت های مشخصی در توانایی مسیریابی بسته ها و نقش آنها در داخل Cisco centri firewall وجود دارد. پروتکل های لایه شکبه یک دادهگرام از کارهای شبکه را تهیه میکنند. دادهگرامها بستههایی از اطلاعات هستند که یک عنوان ، داده و یک یدک را دربردارند. عنوان شامل اطلاعاتی از قبیل آدرس مقصد میباشد که شبکه در مسیر دادهگرام نیاز دارد.
یک عنوان همچنین می تواند شامل اطلاعات دیگری باشد از قبیل آدرس منبع و لیبلهای ایمنی. یدک ها به طور مثال شامل یک مقدار مجموع مقابله ای میشوند که برای این استفاده میشود تا مطمئن شود داده در حال حمل اصلاح نشده است.
هویت ارتباطات که کامپیوترها، سیستم های عامل، برنامه ها و پروسه ها می توانند باشند یا مردم که از خدمات دیاگرام استفاده میکنند باید آدرس مقصد (استفاده اطلاعات کنترلی) و داده که برای هر پیغامی حمل میشود را مشخص کنند. پروتکل های لایه اینترنت پیغام روی یک دیاگرام را بسته بندی کرده و آن را به بیرون می فرستند.
کار یک دادهگرام پشتیبانی هر نشست یا ارتباطی نیست. به یکباره یک پیغام فرستاده یا دریافت میشود. کار یک دادهگرام این است که هیچ حافظه ای را از دست نمی دهد با اینکه یک ارتباط برقرار میکند. اگر فرضاًیک حافظه موردنیاز باشد، پروتکل ها در لایه انتقال میزبان به میزبان از آن پشتیبانی میکنند.
قابلیت انتقال دوباره داده و چک کردن آن از اشبتاه در حداقل خدمات دیاگرام میباشد و یا اصلاً وجود ندارد. اگر دریافت خدمات دادهگرام با یک مشکل انتقالی در حین عملیات انتقال برخورد بکند از مقدار مجموع مقابله ای دادهگرام استفاده میکنند و به سادگی دادهگرام را بدون توجه به دریافت مستقل لایه بالایی نادیده میگیرد.
لایه پروتکلی که درست در بالای لایه اینترنت قرار دارد لایه انتقال میزبان به میزبان میباشد. این لایه مسئول فراهم آوردن جامعیت به داده های پی در پی میباشد و یک سرویس ارتباطی معتبر و بلندی را برای نهادهایی که قصد انجام یک مکالمه دوطرفه طولانی را دارند، فراهم می سازد.
بعلاوه برای ارسال و دریافت توابع، لایه انتقال میزبان به میزبان از فرمانهای باز و بسته برای آغاز و پایان یک اتصال استفاده میکند. این لایه اطلاعات را بصورت یک جریان کاراکترها برای مخابره می پذیرد، و اطلاعات را به گیرنده برمی گرداند.
این سرویس مفهوم یک اتصال (یا مدار مجازی) را بکار میگیرد. یک اتصال حوزه ای از لایه انتقال میزبان به میزبان است که بین زمانی که یک فرمان باز توسط کامپیوتر گیرنده پذیرفته شده و زمانی که فرمان بسته توسط کامپیوتر دیگر استفاده شده قرار دارد.
بالاترین لایه در مدل مرجع اینترنت لایه کاربرد است. این لایه توابعی را برای کاربران و یا برنامه هایشان فراهم می سازد و مخصوص برنامه های کاربردی اجرا شده میباشد. این لایه خدماتی را فراهم میکند که برنامه های کاربردی کاربر برای ارتباط برقرار کردن با شبکه استفاده میکنند و همچنین لایه ای است که برنامه های دسترسی به شبکه را پردازش میکنند. این پردازش ها هم شامل پردازشهایی میشود که مستقیما با کاربران فعل و انفعال دارند و هم شامل پردازشهایی میشود که کاربران از آنها آگاهی ندارند.
این لایه شامل همه پروتکلهای کاربردی میشود که پروتکل های انتقال میزبان به میزبان برای تحویل داده ها استفاده می کنند، همچنین توابع دیگری که داده های کاربر را پردازش می کنند، مثل پنهان کردن و آشکار کردن داده ها و فشرده سازی و غیرفشردهسازی داده ها، می توانند در لایه کاربرد اقامت کنند.
| دسته بندی | معماری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 92 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
|
|
1- زبان نوشتار |
زبان نقشه ها و اطلاعات ساختمانی |
|
تصاویر دو بعدی |
2- زبان ترسیم |
|
|
تصاویر سه بعدی |
- زبان نوشتار: اما زبان نوشتار بخش اساسی و مهم سیستم انتقال اطلاعات در نقشه های را بر عهده دارد. زیرا اتر سیمات اجرایی، بدون یادداشت های فنی، و اندازه نویسی، عنوان مشخصات مصالح و علائم اختصاری واقعا بی معنی می شوند.
- زبان ترسیم: ترسیم وسیلهای اساسی برای انتقال اطلاعات ساختمانی است و گاه یک تصویر اندازه صدها کلمه کارایی دارد.
- تصاویر سه بعدی : تصاویر سه بعدی یا به صورت مرکزی و پرسپکتیو هستند و یا به صورت تصاویر موازی می باشند. این تصاویر مانند عکس ، در یک تصویر، چند وجه جسم یا ساختمان را به نمایش می گذارند.
- تصاویر دو بعدی (ارتوگرافیک) :تصاویر دو بعدی از قبیل ، پلانها و مقاطع یک بدنه های ساختمان را به طور دقیق و در تصاویر جدا از هم معرفی می کنند.
اسکیس:طرح اولیه و سریع را اسکیس گویند.
مراحل طراحی نقشه های ساختمانی
1- انجام مطالعات اولیه، برنامه ریزی فیزیکی و تعیین اهداف پروژه:
اهداف کمی و کیفی هر پروژه بستگی به خواست و نیازهای استفاده کننده و امکانات و محدودیتهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فنی موجود است.
2- بررسی عوامل محیطی و جغرافیایی:
عوامل محیطی نقش تعیین کننده ای در شکل گیری ساختمان دارند. ساختمانهای هر منطقه با توجه به شرایط محیطی وضع زمین و نوع آب و هوای آن طراحی می شوند.
3- شناسایی کامل اجزای عملکردی ساختمان:
برای طراحی مناسب هر قسمت از ساختمان مهندس معمار باید کاملا با فعالیت های که در آن قسمت انجام می گیرد آشنا باشد. مساحت فضاها و نوع لوازم و تجهیزات مورد استفاده را مشخص کند. نورگیری، تهویه و ارتباط متقابل فضاها را بررسی نماید و هر فضا را متناسب با نحوه استفاده ای که دارد طراحی و تسهیلات لازم را پیش بینی نماید.
“ورودی ساختمان” نحوه دسترسی و ورود به بنا بخش مهمی از طرح آن را تشکیل می دهد.
ورودی واحدهای ساختمان مسکونی مانند شکل زیر ضمن دسترسی مناسب به خانه باید بخوبی حریم داخلی خانه را از فضاهای عمومی جدا کند و امکانات مربوط به ورود، تعویض لباس، درآوردن کفش، امکان استقبال و مشایعت مهمان را تأمین کند زیبا و راحت باشد. و فاقد فضاها بلااستفاده باشد و در شرایط اقلیمی نامناسب باید مانع نفوذ سرما، گرما و گرد و خاک شود. ورودی باید دسترسی راحتی به نشیمن، پذیرایی ، پله های طبقات و آشپزخانه داشته باشد.
“اتاق نشیمن” اتاق نشیمن محل زندگی خانواده و مهمترین قسمت خانه است فضای نشیمن اغلب مستقل از فضای پذیرایی طراحی می شود و حالتی خصوصی دارد. فضای نشیمن باید آفتابگیر باشد و ارتباط راحتی با بالکن و حیاط داشته باشد فضای نشیمن باید به نحوی طراحی شود که فعالیت های مختلفی مانند نشیمن، صحبت کردن، تماشای تلویزیون، بازی بچه ها و مطالعه و ... را عملی سازد.
نکته : اندازه فضای نشیمن با توجه به نوع فعالیتها و ابعاد مبلمان و لوازم مورد استفاده مشخص می شود مساحت آن معمولا 15 تا 30 متر مربع است.
“غذاخوری” فضای غذاخوری باید با آشپزخانه، پذیرایی و نشیمن خانوادگی ارتباط نزدیکی داشته باشد مهمان و خانواده را جداگانه طراحی کرد.
“آشپزخانه ” فضای آشپزخانه باید با ورودی اصلی، سرویس، غذاخوری، فضای نشیمن و پذیرایی ارتباط راحتی داشته باشد و در عین حال نسبت به اتاقهای خواب دور نباشد.
تذکر: مثلث کار به نحو مناسبی سینک ظرفشویی، اجاق یخچال را به هم وصل می کند. فضای آشپزخانه نیاز به نور طبیعی، دید و منظره و تهویه مناسب دارد. دسترسی آشپزخانه به تراس و حیاط امکانات مناسبی را در اختیار خانواده قرار می دهد.
نکته : مساحت آشپزخانه معمولاً از 11 تا 17 متر مربع می کند.
نکته: رنگ آشپزخانه معمولا روشن است، و جنس کف و دیوارهای آن باید قابل شستشو و نظافت باشند.
“اتاق های خواب” که هم برای استراحت افراد خانواده و هم به عنوان یک فضای خصوصی برای فعالیت های شخصی افراد مانند، مطالعه کردن،انجام کارهای هنری و خیاطی، بازی بچه ها ، جمع آوری وسایل مخصوص کودکان و ... مورد استفاده قرار می گیرد.
تذکر:بخش خواب باید در قسمت ساکن خانه طراحی شود و به حمام و سرویس دسترسی داشته باشد اتاقهای خواب بهتر است به تراس و حیاط دسترسی داشته و آفتابگیر باشند و از دید و منظره خوبی برخوردار باشند.
“پارکینگ” از جمله فضاهای واحدمسکونی است که می توان جدای از فضای اصلی ساختمان ساخته شود. پارکینگ باید نزدیک به خیابان طراحی شود. و دسترسی از آن به داخل آن آسان باشد.
4- تجزیه و تحلیل زمین (آنالیز سایت) و مکان یابی ساختمان:
در تحلیل زمین پروژه عوامل مختلفی از قبیل، اندازه و شکل زمین، شیب، عوارض موجود، جنس و مقاومت خاک، امکانات دسترسی و همسایه های مجاور، مناظر مناسب برای دیدهای مزاحم و غیره مورد مطالعه واقع شوند. تا تصمیمات لازم جهت قرارگیری ساختمان، راههای دسترسی، جهت گیربنا و نحوه توصیع فضاهای باز و بسته و ... گرفته شود.
5- بررسی مصالح و انتخاب سیستم ساختمانی مناسب:
سیستمهای ساختمانی متفاوتی را در قسمتهای مختلف کشورمان شاهد هستیم که اهم آنها به این شرح می باشد” 1) ساختمانهای چوبی در مناطق معتدل و مرطوب شمال 2) ساختمانهای آجری و خشتی با پوشش طاقی در مناطق کویری 3) ساختمانهای خشتی، آجری و سنگی، با سقف تیر پوش در غرب کشورمان مناطق کوهستانی 4) ساختمانهای چادری در مناطق عشایر نشین 5) ساختمانهای اسکلت فلزی و بتنی با دیوارهای سبک در مناطق شهری.
- طراحی و ترسیم نقشه های مرحله اول (فاز یک )
اصولا نقشه های فاز یک فقط برای نمایش چگونگی ساختمان ، نحوه تنظیم فضاها و تناسب آنها مورد استفاده قرار می گیرد و از طریق این ترسیمات کارایی و کیفیت طرح به طور دقیق ارزیابی می شود.
- نقشه های اجرایی ساختمان (فاز دو)
نقشه های اجرایی پروژه شامل مجموعه نقشه ها و اطلاعات مورد نیاز برنامه ریزیان و مجریان پروژه می باشد این نقشه ها براساس نقشه های فاز یک، که به تصویب کارفرما رسیده است تهیه می شوند.
نکته: نقشه های اجرایی ساختمان معمولا با مقیاس 50/1 ،20/1 ،10/1 ،5/1، 2/1 ،1/1 و به طور دقیق ترسیم می شوند، و شامل اطلاعات هماهنگ شده در مورد شکل و ابعاد ساختمان، نوع جزییات مصالح و لوازم مصرفی می باشند.
نکته 2: نقشه های اجرایی ساختمان معمولا شامل چهار بخش است:
1) نقشه های معماری که زیر نظر مهندس معمار تهیه می شود.
2) نقشه های سازه که توسط مهندسان عمران تهیه می شوند.
3) نقشه های تأسیسات الکتریکی و مکانیکی ساختمان که زیر نظر مهندس برق و مهندس مکانیک تهیه می شوند.
4) مدارک ضمیمه شامل دفترچه مشخصات فنی پروژه، فهرست مقادیر (متره) برآورد پروژه ، و مدارک پیمان ایجاد هماهنگی بین نقشه های سازه، تأسیسات معماری، از وسایل بسیار مهم در روند تهیه نقشه های ساختمانی است.
تذکر 1- نقشه های معماری بانماد "A" مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.
تذکر 2 - نقشه های سازه با نماد "S" مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.
تذکر 3- نقشه های تأسیسات مکانیکی با نماد "M" مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.
تذکر 4 - نقشه های تاسیسات مکانیکی با نماد "E" مشخص و به ترتیب شماره گذاری می شوند.
- تعریف پلان
یک برش افقی فرضی از ساختمان است که از ارتفاع تقریبا 120 سانتی متری کف تقریبا معادل 3/1 ارتفاع طبقه انجام می گیرد تا طرح و جزئیات داخل ساختمان را نشان دهد.
1) علائم و ترسیم دیوارها:
نوع و ضخامت دیوارهای ساختمان بستگی زیادی به نوع سازه بنا، مصالح در دسترس و شرایط محیطی ساختمان دارد.
نکته 1- دیوارها از نظر تحمل نیرو و یا باربرند و یا غیر باربر که غیر از وزن خود نیروی دیگری به آنها وارد نمی شود.
نکته 2- دیوارها از نظر تقسیم فضا دو نوع هستند:دیوارهای داخلی که فضاهای داخل یک ساختمان را هم جدا می کنند و دیوارهای خارجی که فضای داخل ساختمان را از فضای بیرون جدا می کنند.
نکته 3 - دیوارهای خارجی معمولا ضخیمتر از دیوارهای داخلی هستند و ضمن تأمین امنیت خانه حفاظ مناسب در مقابل نفوذ سرما گرما و صداهای مزاحم می باشند. دیوارهای خارجی باید دارای نمای زیبا و دوام کم در مقابل عوامل خارجی باشند.
تذکر : برای ترسیم دیوارها با توجه به مقیاس نقشه از خطوط mm 4/0 تا mm 6/0 استفاده می شود. در پلانها جزئیات امکان استفاده از خط 8/0 نیز وجود دارد.
2) نرده ها ، دست اندازها و دیوارهای کوتاه:
دست اندازها به عنوان محافظ و یا جداکننده فضا در جایی که یک محیط باز مورد نیاز باشند استفاده می شوند، و علاوه بر جنبه کارکردی، طرح آنها در زیبایی نما و معماری ساختمان تأثیر بسزایی دارد.
نکته 1- حداقل ارتفاع نرده های محافظ 90 و فاصله میله های میانی آن حداکثر 15 سانتی متر می باشد.
نکته 2- دست اندازها و دیوارهای کوتاه با خطوط نازک بر حسب مقیاس نقشه (mm 2/0، 3/0 ، 4/0) ترسیم می شوند.
3) درها و پنجره ها
درها و پنجره ها بعد از دیوار و سقف از جمله اجزای اصلی و ضروری تمام ساختمانها می باشند. در طرح و ترسیم نقشه های ساختمانها باید موقعیت، اندازه و شکل مناسب آنها با دقت در نظر گرفته شود. درهای خارجی و پنجره ها مانند دیوار و سقف سدی هستند در مقابل عوامل نامطلوب بیرونی.
ویژگی اساسی درها و پنجره ها
1- مقاومت و دوام در مقابل شرایط محیطی
2- پایداری شکل
3- حفظ حریم خصوصی و تأمین امنیت
4- عایق بندی حرارتی،صوتی و ممانعت از نفوذ سرما و گرما و صداهای مزاحم
5- ممانعت از ورود حشرات و جانوران موزی
6- آتشپاد (ضد آتش) بودن
“درها” (در) بازشوی در دیوار است که کنترل ورود و خروج به ساختمانها و فضاهای داخلی را ممکن می سازد برای دسترسی می توان آن را باز کرد و جهت حفظ حریم و تأمین امنیت می توان آن را بست.
“انواع درها”
1) درهای ماشین رو 2) درهای بیرونی ساختمان 3) درهای داخلی 4) درهای سرویس 5) درهای ویژه (ضد آتش،گاوصندوق)
نکته 1- درهای استاندارد بیرونی و داخلی معمولا cm 90 عرض و cm 205 ارتفاع دارند که گاه تا cm 240 نیز می رسند.
نکته 2- عرض درهای فرعی مانند دسترسی از پارکینگ به آشپزخانه ممکن است cm85 باشد.
تذکر: درها معمولا از فلز، چوب یا شیشه نشکن در انواع مختلف ساخته می شوند.
نکته 3 - درهای داخلی معمولا بدون آستانه هستند و باید به طرف داخل فضا و پشت به دیوار باز شوند و حدود 10 سانتی متر از دیوار پشت در فاصله دارند. در آشپزخانه معمولا به فاصله 60 سانتی متر از گوشه آشپزخانه نصب می شود تا از فضای پشت در برای استقرار کابینت استفاده می شود.
نکته 4- عرض درهای اتاق خواب، کار و غذاخوری حدود 85 تا cm 90 ، برای سرویسها cm 80-70 (دارای آستانه) و برای رختکن cm 70-60 می باشند.
“علاوه ترسیم انواع پنجره” پنجره نوعی باز شو در دیوار و یا بام است که امکان ورود نور را از طریق شیشه های شفاف یا نیمه شفاف فراهم می سازد؛ تهویه فضاهای داخلی را تسهیل می کند و از طریق تأمین دید و منظره کیفیت فضاهای داخلی را بالا می برد. به طور تقریب حداکثر 20% مساحت فضا را سطح شیشه خور پنجره تشکیل می دهد.
تذکر: آستانه پنجره (قسمت پایینی چهارچوب) ممکن است هم باد چهارچوب باشد یا نسبت به آن برجسته ترسیم شود.
نکته 1- عرض پنجره ها معمولا از cm60-cm360 با گام 15 سانتی متر تغییر میکند ارتفاع پنجره ها معمولا از cm105-cm150 تغییر می کند. ارتفاع کف پنجره برای اتاق خواب از 70 تا 90 ، برای آشپزخانه از 90 تا 120 و برای فضاهای سرویس 160 به بالا تغییر می کند.
“تجهیزات و لوازم آشپزخانه”
1- انواع لوازم نگهداری مواد غذایی مانند یخچال، فریزر، کابینت ها و انبارها.
2- لوازم آماده سازی مواد غذایی مانند سینک شستشو ، میز کار، چرخ گوشت و ...
3- لوازم پخت و پز مانند اجاق گاز، فر، کباب پز و سطح کار
4- لوازم اتاق خدمات مانند ماشین لباسشویی،خشک کن ، سینی لباسشویی، میز اتو، قفسه نگهداری وسایل نظافت و لوازم سفره.
“سرویس های بهداشتی” حمام ، توالت و دستشویی جز تسهیلات ضروری مسکن و اکثر ساختمان ها می باشند. با توجه به هزینه زیاد و پیچیدگی این قسمت از ساختمان از نظر ایزولاسیون، لوله کشی ، تهویه و شیب بندی ، ترسیم این قسمت باید با دقت بیشتر صورت گیرد.
تذکر: هر خانه حداقل به یک دستشویی، یک دوش و یک توالت نیاز دارد.
4) کف
کف در مقایسه با دیوار و سقف نزدیکترین و قابل استفاده ترین فضاست و بیشترین تأثیر را در زیبایی و کارایی فضا دارد.
الف - کفسازی با مصالح سخت: از مصالحی مانند سنگ، بتن ، سرامیک ،موزاییک و ... برای کف سازی فضاهای مربوط و یا فضاهایی که با کفش در آنها رفت و آمد می شود استفاده می شود.
ب - کفسازی نرمه : از مصالحی مانند چوب، انواع کفپوش های پلاستیک، موکت، قالی و ... برای فضاهای زندگی مانند اتاق های خواب ، فضاهای نشیمن و پذیرایی و ... استفاده می شود.
5) علامت شمال و جهت قبله
معمولا نقشه را به نحوی تنظیم می کنند که جهت شمال پلان به طرف بالا باشد. جهت شمال را با علایم متعددی می توان نشان داد در هر صورت علامت شمال باید خوانا و زیبا باشد و شکل اندازه آن نیز باید با نقشه هماهنگ باشد. علامت شمال باید در جایی از نقشه قرار گیرد که به راحتی قابل دیدن باشد. نشان دادن دقیق زاویه بین امتداد بدنه های زمین و یا ساختمان با امتداد شمال باید به دقت در پلانها مشخص شود.
- مشخص کردن مسیر و شیب رامپ (شیب راهه)
شیب راهه ، سطح شیب داری است که برای ارتباط دادن فضای غیر هم سطح به کار می رود. ابعاد میزان شیب راهه ها به نحو استفاده آنها بستگی دارد.
- کفسازی و شیب بندی پارکینگ:
کف پارکینگ باید محکم، قابل نظافت و غیرصیقلی باشد و از زیرسازی محکمی برخوردار باشد کف پارکینگ در طبقه همکف معمولا بالاتر از محوطه ساخته می شود.
- پلان سقف کاذب:
سقف اکذب سقف سبکی است که در زیر سقف اصلی ساخته می شود و از آن برای پوشاندن تیربارها و خرپاها، لوله ها و کانال ها و عناصر نازیبایی ساختمان و نیز به منظور تنظیم شکل و تناسب زیبایی فضاها استفاده می شود.
- نیواگذاری (تراز نویسی) :در نقشه های ساختمانی یک سطح اصلی و مشخص را در نزدیکی طبقه اول مانند نقطه پنج مارک،نقطه خاصی از کف حیاط یا جدول خیابان به عنوان سطح مبنا مشخص و تثبیت می شود آنگاه تراز سطوح دیگر را نسبت به آن نیواگذاری می کنند سطوح بالاتر با علامت+ و سطوح پایین تر از سطح مبنا را با علامت - نیواگذاری می کنند. معمولا تراز ارتفاعی سطح مبنا را نسبت به دریاهای آزاد درشت تر از سایر ترازها می نویسند و آنگاه آن را معادل 00.0 ـ+ قرار می دهند.
- مشخص کردن موقعیت ورودی:
فضاهای ورود به محوطه ساختمان را معمولا علاوه بر نوشته با استفاده از پیکان و نماد (ENT) مشخص می کند.
- قسمتی از کاغذ را که باید برای ترسیم مورد استفاده قرار گیرد با ترسیم کادر مشخص می کنیم. وجود حاشیه برای خوانایی، سالم ماندن، آلبوم کردن و بایگانی نقشه ها ضروری است / اندازه متناسب با اندازه نقشه می تواند از یک تا سه سانتی متر تغییر کند. اندازه حاشیه نقشه های فارسی در سمت راست برگه و حاشیه نقشه های استاندارد و انگلیسی ،در سمت چپ برگه حدود یک سانتی متر اضافه می شود تا امکان آلبوم کردن و بایگانی کردن نقشه ها فراهم شود.
نکته 1- برای تیپ بندی درها از نماد D و برای پنجره ها از نماد W استفاده می شود، و پنجره های تیپ با یک شماره خاص تیپ بندی می شوند. در تیپ بندی درها و پنجره ها از نماد W برای چوب، M برای فلز و AL برای آلمینیوم استفاده می شود.
برای تیپ بندی درها و پنجره ای در پلان،دایره یا چند ضلعی به قطر حدود mm12 در جلو پلان آن ترسیم شده با یک خط افقی به دو قسمت تقسیم می شود. در بالای آن علامت اختصاری در و یا پنجره، جنس آن نوشته می شود و در زیر آن شماره تیپ آن را می نویسند.
نکته 2- موقعیت همه داکتها،روزنه ها ، گربه روها را با علایم مناسب در پلان مشخص نمایید.
آشنای با انواع گروه خط
1- اندزه گذاری پلانهای طبقات
1- خط اندازه سرتاسری: اولین خط اندازه از بیرون است که طول کل ساختمان را نشان می دهد.
2- خط اندازه شکستگیها:محل اندازه شکستگیهای بدنه ساختمان را نشان می دهد و گاه شامل ضخامت و محل تلاقی دیوارهای داخلی و خارجی نیز می شود.
3- خط اندازه موقعیتها: نزدیک خط اندازه به ساختمان است که محل استقرار و ابعاد درها، پنجره، محل تجهیزات و ... را نشان می دهد.
4- خط رابط: خط نازک و ممتدی است که هر اندازه را به عنصر ساختمانی آن مرتبط می کند.
5- اندازه ابعاد:این اندازه ابعاد مصالح و جزئیات ساختمانی را مشخص می کند.
- ترسیم پلان طبقات
1- ساختمانهای دو یا چند طبقه : ساختمان با چند طبقه سماوی هر طبقه پلان مستقلی دارد. پلانها به ترتیب در یک یا چند برگه پشت سر هم ترسیم و شماره گذاری می شوند “پلان زیرزمین A1001 ” ، “پلان هم کف A1002” ، “پلان طبقه اول و ... A1003 برای معرفی طبقات مشابه از یک پلان تیپ استفاده می شود.
2- ساختمانهای نیم طبقه : ساختمانهایی که کف طبقات آنها کمتر از یک طبقه با هم اختلاف سطح دارند اصطلاحاً نیم طبقه می گویند پلان دو نیم طبقه متوالی را می توان با هم ترسیم می کنیم. در شکل مقابل پلان زیرزمین جداگانه و پلان هم کف و نیم طبقه اول با هم ترسیم شده اند.
- زیرزمین :
زیرزمین به طبقه ای از ساختمان گفته می شود که زیرطبقات دیگر قرار دارد و تمام یا قسمتی از آن در زیر خاک واقع می شود، و معمولا برای عملکردهای غیراصلی مانند انبار، پارکینگ ، موتورخانه، رختشورخانه، کارگاه و محل بازی مورد استفاده قرار می گیرد.
نکته 1- در طراحی زیرزمین باید جنس خاک و سطح آبهای زیرزمینی، حجم و هزینه عملیات خاکی مورد توجه قرار گیرد. در زمین های سخت و در جاهایی که آبهای زیرزمینی بالاست،ایجاد زیرزمین، رایج نیست.
نکته 2 - دیوارهای زیرزمین علاوه بر ویژگیهای دیوارهای طبقات دیگر باید در مقابل نیروی رانش خاک و احتمال نفوذ رطوبت و ریشه های گیاهان مقاومت نماید. کف زیرزمین نیز که در مجاورت خاک، رطوبت و تبادل حرارتی با زمین قرار دارد باید نسبت به رطوبت عایق بندی شود.
ترسیم نما در نقشه هایی اجرایی:
نکته 1 :در طراحی نما باید موارد زیادی مد نظر قرار گیرند. نما نشانگر سیمای بیرونی ساختمان است و باید زیبا بادوام و با هویت باشد.
نمای ساختمان باید با طرح فضاهای داخلی شیب و عوارض زمین تعداد طبقات ساختمان هماهنگ گردد.