| دسته بندی | صنایع معدنی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 65 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 7 |
طرح توجیهی عملیات اکتشاف سنگ های تزئینی
| دسته بندی | صنایع معدنی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 127 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 11 |
طرح توجیهی معدن سنگ آهک
| دسته بندی | صنایع معدنی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 85 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
طرح توجیهی معدن سنگ مرمریت
| دسته بندی | صنایع معدنی |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 135 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
طرح توجیهی معدن کائولن
| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 683 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 340 |
بررسیPMS و تأثیر گیاه مرمکی بر آن
فهرست
|
عنوان |
صفحه |
|
- فصل اول: سیکل قاعدگی |
4 |
|
روند فعالیت سیکل قاعدگی |
4 |
|
مقدار خونریزی قاعدگی |
7 |
|
اساس بیولوژیک سیکل قاعدگی |
8 |
|
هماهنگ سازی سیکل قاعدگی |
10 |
|
بخشهای مختلف تخمدان |
11 |
|
ساختمان استروئیدها |
12 |
|
بیوشیمی بیوسنتز استروئیدها |
15 |
|
اثرات استروژن و پروژسترون برروی اندومتر |
19 |
|
زمان بندی تغئیرات اندومتر |
22 |
|
بیماری های خوش خیم دستگاه تناسلی خانم ها |
23 |
|
خونریزی غیرطبیعی |
23 |
|
قاعدگی طبیعی (نوجوانان) |
32 |
|
عدم تخمک گذاری |
40 |
|
خونریزی حاد |
42 |
|
قاعدگی طبیعی (سنین باروری) |
46 |
|
|
|
|
- فصل دوم: PMS چیست؟ |
59 |
|
علائم PMS |
59 |
|
شناخت انواع PMS |
62 |
|
تشخیص PMS |
68 |
|
PMS در مقایسه با انقباضات عادت ماهانه |
69 |
|
PMS در مقایسه با اندومتریوز |
71 |
|
PMS در مقایسه با یائسگی |
73 |
|
تمهیدات پزشکی |
75 |
|
جدول مربوط به اختلالات سایکولوژیک |
82 |
|
جدول مربوط به اختلالات فیزیکی |
83 |
|
دلایل بروز PMS |
84 |
|
رژیم غذایی فقیر از ویتامین و منیرال |
85 |
|
استفاده از رژیک غذایی نامناسب و غلط |
87 |
|
عدم تعادل هورمونی |
87 |
|
هیپوتیروئیدیسم |
91 |
|
فیزیولوژی غده تیروئید |
91 |
|
فعالیت زیاد غده فوق کلیه |
108 |
|
استرس |
109 |
|
سیستم آلدوسترون |
110 |
|
کافئین |
111 |
|
عدم فعالیت |
111 |
|
اختلالات در خواب و بیداری |
113 |
|
عوامل خطرزای PMS |
113 |
|
|
|
|
- فصل سوم: درمان PMS |
115 |
|
تدابیر درمانی |
118 |
|
درمانهای طبیعی |
118 |
|
اصلاح رژیم غذائی |
118 |
|
جداول ویتامین – منیرال |
138 |
|
شیوه های کاهش فشار |
144 |
|
ورزش ویژه PMS |
147 |
|
حرکت یوگا |
155 |
|
درمان سایکولوژیک |
165 |
|
ژرف اندیشی |
165 |
|
درمانهای دارویی |
171 |
|
داروهای روان گردان |
172 |
|
داروهای مسکن |
174 |
|
داروهای مدر |
175 |
|
بروموکریپتین |
175 |
|
داروهای تیروئید |
177 |
|
آگونیست های هورمون آزادکنندة گونادوتروپین |
178 |
|
پروژستین – استرادیول |
179 |
|
دانازول |
179 |
|
نحوة تجویز پروژسترون |
180 |
|
چگونگی رواج پروژسترون درمانی |
183 |
|
اختلاف بین پروژسترون طبیعی و صناعی |
184 |
|
چگونگی تجویز پروژسترون |
187 |
|
چگونه پروژسترون را بدست بیاوریم |
189 |
|
عوارض جنبی معالجه با پروژسترون |
190 |
|
درمان جراحی |
195 |
|
طب مکمل |
197 |
|
رژیم غذایی |
197 |
|
ریزمغذی ها |
201 |
|
فعالیت فیزیکی |
202 |
|
گیاهان دارویی |
203 |
|
|
|
|
- فصل چهارم: آشنایی با مردمکی |
204 |
|
|
|
|
-فصل پنجم: بررسی آمار |
207 |
|
جدول پراکندگی سن |
210 |
|
جدول درصد ابتلا به درجات مختلف PMS |
210 |
|
نمودار پراکندگی عارضه PMS در بین مبتلایان به خونریزی های شدید |
212 |
|
نمودار پراکندگی سن در بین مبتلایان به PMS |
212 |
|
نمودار پراکندگی درجات PMS |
213 |
|
نمودار مقایسه تأثیر گیاه مرمکی بر PMS |
214 |
|
نمودار مقایسه تأثیر گیاه مرمکی بر شدت خونریزی |
215 |
|
پرسشنامه شماره 1 |
216 |
|
پرسشنامه شماره 2 |
219 |
|
|
|
|
جمع بندی مطالب |
220 |
|
|
|
|
مؤخره به قلم دکتر شیخ روشندل |
221 |
|
|
|
|
فهرست منابع |
223 |
|
|
|
|
واژه نامه |
224 |
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 154 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
ایران کد ضرورت اجتناب ناپذیر اقتصاد مدرن ایران
نقطه رسانه ای :ایجاد یک زیر ساخت عمده الکترونیک از جمله نیازهای توسعه تجارت و رشد اقتصاد ملی است . در این میان نظام ملی شماره گذاری کالا و خدمات کشور بستر مناسبی برای رشد اقتصاد ملی است و باعث گردش سریع موجودی کالا میشود. از این رو هیات وزیران در آییننامهای که در ۱۸آذر ماه ۸۵به تصویب رساند، تمام اشخاص حقیقی و حقوقی تولیدکنندگان و واردکننده کالا در کشور را ملزم به عضویت در پورتال اطلاع رسانی این نظام و دریافت کد ملی موسوم به "ایران کد" کرد.
همچنین از ابتدای سال ۸۸تمام دستگاههای دولتی موظفند، خریدهای بزرگ و متوسط خود را از کسانی که کالاهای آنها دارای ایران کد است، انجام دهند. براین اساس تمام علمیات ثبت سفارشات، اعطای تسهیلات و مشوقهای صادراتی و صدور و تایید و تمدید کارت بازرگانی، بدون داشتن ایران کد، میسر نخواهد بود. معاون برنامهریزی و بررسیهای اقتصادی وزارت بازرگانی در این باره می گوید : با ایجاد "ایران کد" بسیاری از بازارهای جدید که قبلا به خاطر نداشتن شناسنامه بر روی کالاهای ایرانی بسته بود، باز و صادرات کشور با جهش مواجه میشود. "مسعود موحدی" در این باره می افزاید : ایران کد سیستمی پایه برای اطلاعات و زیرساخت مطمئنی برای تجارت الکترونیک است .
این زیرساخت یک بستر اطلاعاتی است که کالاها و خدمات بر روی آن قابل عرضه و ارایه باشند و هر کسی بتواند به کالای مورد نیاز خود دسترسی پیدا کند .در عین حال ایران کد میتواند به کاهش هزینههای توزیع و در نهایت کاهش قیمت برای مصرف کننده ایجاد سلامت اقتصادی، کاهش قاچاق کالا و تنظیم بازار حذف واسطهها و تبادل سریع اطلاعات کمک کند. نیاز به فرهنگ سازی از آنجا که ایران کد بزرگترین زیرساخت تجاری، تولید و صنعت کشور است مقدمات اطلاع رسانی و فرهنگ سازی زیادی برای آن لازم است. در آیین نامه هیئت دولت نیز فرصتی برای این مسئله تا زمان الزامی شدن قانونی در نظر گرفته شده است.براساس مصوبه دولت، وزارت بازرگانی موظف است به مدت شش ماه با برپایی همایشها، آگهیهای تبلیغاتی و روش های تخصصی، اطلاع رسانی لازم در خصوص ایران کد را انجام دهد چرا که با ورود ایران کد به جامعه تولیدی و اقتصادی کشور، لازم است تا تولیدکنندگان صنعتگران و به ویژه اصناف با الزامات، قوانین و چگونگی کارکرد این نظام ملی آشنا شوند. قرار است در این اقدامات به پرسشهایی چون چگونگی نظام ملی طبقهبندی و خدمات شناسه کالا، دلایل نیاز به برقراری نظام ملی طبقهبندی، مزایای این نظام و ویژگیهای اختصاصی برای برقراری ایران کد جهت تولیدکنندگان و صاحبان صنایع بیان شود . کد ملی برای تمام کالاها است .
احمد غلامزاده، مدیرعامل مرکز ملى شماره گذارى کالا و خدمات ایران، ایران کد را زبان مشترک همه کالا و خدمات در ایران می داند .
وی با اشاره به اینکه در این طرح تمام محصولات تولید کنندگان، توزیع کنندگان و صادر کنندگان کالا و خدمات داراى یک کد ۱۶ رقمى مى شود که زبان مشترک کالا و خدمات ایران است می افزاید : با پیاده سازى نظام ملى طبقه بندى و خدمات شناسه کالا و خدمات، تولید کنندگان، توزیع کنندگان و صادر کنندگان کالا و خدمات با عضویت در این سیستم، علاوه بر دریافت کد عضویت به عنوان عرضه کننده معتبر و کد ملى و شناسنامه براى هر یک از محصولات تولیدى خود، یک صفحه اختصاصى وب دریافت مى کنند که به منزله غرفه این شرکت یا مؤسسه در نمایشگاه مجازى خواهد بود و این شرکت مى تواند در این صفحه اختصاصى اطلاعات کامل خود و شناسنامه و کاتالوگ محصولاتش را نمایش دهد.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 54 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
رویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی
The Hermeneutic Approaches to Islamic Art
چکیده:
رویکردهای هرمنوتیکی به هنر اسلامی را میتوان بر دو گونه دانست: در یکی کوشش بر این است که «هنر اسلامی» هنری شمرده شود که با استفاده از نمودگارها و تمثیلها و استعارهها و رمزها درصدد بیان اندیشهای معنوی یا دینی است که از حقیقت اسلام برمیآید؛ و در دیگری کوشش بر این است که «هنر» اساساً به گونهای تأویل شود که یا مغایر با «شرع»، احکام اسلام، نباشد یا راهی شمرده شود به سوی شناخت خداوند و ستایش آفرینش او، و بنابراین، «هنر» وسیلهای باشد برای تهذیب اخلاقی یا معرفت به نفس. از این دو کوشش، کوشش نخست جدیدتر و البته مسبوق به کوشش دوم است. با این همه، در کوشش نخست گاهی فراموش میشود که متفکران قرنهای نخست هجری بدون قائل شدن به طبیعتی هرمنوتیکی برای هنر نمیتوانستند در برابر مخالفت شریعتگرایان با «هنر» بهطور عام، یا گاهی بهطور خاص، مشروعیتی برای «هنر» کسب کنند. در این مقاله میکوشم که از هر رویکرد دیدگاه دوتن از برجستگان آن را بیازمایم.
واژگان کلیدی: هنر، هنر اسلامی، هرمنوتیک، تأویل، هنر و دین، هنر و تأویل، بورکهارت، نصر، عطار، غزالی
درآمد
دین و هنر در مرحلهای از تاریخ خود چندان با یکدیگر متحدند که تمایز آنها از یکدیگر به آسانی ممکن نیست. اما، با سر بر آوردن ادیان توحیدی و ترک ادیان شرک، پیوند دوبارۀ دین و هنر به مسألهای دشوار تبدیل میشود. بخش بزرگی از کوششهای متفکران جهان اسلام معطوف به کسب مشروعیت دوباره برای هنر میشود. این کوششها بدون رویکردی هرمنوتیکی به «هنر» با توفیق قرین نمیشود. اما موفقیت متفکران مسلمان در به وجود آوردن مشروعیت برای هنر، از رهگذر تلاشهای هرمنوتیکی یا «تأویلی»، تنها به رواج و توسعۀ هنر در جامعۀ اسلامی نمیانجامد. در این میان، خود هنر نیز طبیعتی هرمنوتیکی مییابد. سرشاری هنر اسلامی از بیانهای نمودگارانه، تمثیلی، استعاری و رمزی همه حاکی از این است که هنر اسلامی نمیتواند، یا نمیتوانسته، بدون استفاده از این صنایع بیانی وجود یابد یا به حیات خود ادامه دهد. بنابراین، هنر اسلامی به دو معنا طبیعتی هرمنوتیکی دارد: (۱) نمیتواند بدون کسب مشروعیت از جهانبینی مسلط بر زمانه و زمینۀ خود حیاتی خودمختار داشته باشد، بنابراین میباید خود را «تأویل» کند؛ (۲) امکانهای تأویلی بسیاری را در خود نهفته دارد که هم میتواند بازتابی از تسلیم به جهانبینی مسلط زمانه و زمینۀ خود و هم، به صورتی متناقضنما، شورشی برضدّ آن باشد. این مقاله میکوشد، با توجه به این دومعنا، گامی مقدماتی را در تبیین طبیعت هرمنوتیکی هنر اسلامی و رویکردهای هرمنوتیکی به آن بردارد.
نخست، میپرسیم چرا میباید «هنر» از «دین» طلب مشروعیت کند؟ مگر هنر و دین عناصر مشترکی ندارند؟ پاسخ این پرسش در این گفتۀ مارتین به روشنی بیان میشود: «به نظر میآید که دین و هنر واجد عناصر مشترکی باشند. هردو به فهم و بیان جهان واقعیت میپردازند. نظریهپردازان هردو حوزه میتوانند مدعی شوند که بصیرتها یا شهودهای هنری و دینی فهمی مستقیم و غیرمفهومی از جهان واقعی به دست میدهند و متکی به الهام و نبوغ یا دیگر استعدادهای موهوبیاند. هردو از صورتها و موضوعات و فعالیتهایی بحث میکنند که بیانگر شهودهایی خاص از واقعیتاند و این شهودها بهطور غالب، اما نه همواره، غیراستدلالیاند» (Martin 1987, p. 39).
اسلام، در مقام دینی وحیانی، دارای خداشناسی خاصی است. در این خداشناسی نخست میباید با توجه به اصل توحید از هر واقعیت دیگری سلب اصالت کرد و تمامی توجه خود را به یک اصل معطوف ساخت، اصلی که در مقام سرچشمه و سرآغاز در ورای هر موجود محسوس قرار میگیرد. همین امر اسلام را بر آن میدارد که سختگیرانه عادتهای ذهن انسان بدوی را در توجه به جهان محسوس نفی و انکار کند و به او بیاموزد که آنها را فقط «آیات» یا نشانههای واقعیتی بزرگتر و پایدارتر ببیند تا بتواند به درکی از کل عالم و روابط حاکم بر آن دست یابد. در تجربۀ تاریخی اسلام، اهل شریعت و اهل هنر و شهود و اندیشه برداشت یکسانی از این خداشناسی قرآنی ندارند. اهل شریعت، اهل ظاهر، میکوشند که هرگونه توجه قلبی انسان به امور مادی و محسوس را نفی و از این طریق او را به پرستش خدای یگانه وادارند. خدای اهل شریعت در نزد پاکدینترین آنان به مفهومی یکسره انتزاعی تبدیل میشود. اما ارباب معرفت، اهل باطن، میکوشند از راه مشاهدۀ ربوبیت به حقیقت دست یابند و خدا را نه به صورت مفهومی صرفاً انتزاعی و غایب و برکنار از جهان بلکه به صورت موجودی حاضر در جهان و آشکار در آن ببینند. آیات خداوند آشکارکنندۀ او نیز هستند و انسان به فهم خداوند نمیرسد مگر از رهگذر فهم آیات او. از همین رو، دیدگاههای باطنی در اسلام مشروعیت «زیبایی» جسمانی و مادی را بهمنزلۀ راهی به سوی خدا تأویل میکنند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 48 |
تحول بیان سینمایی
سینما در آغاز 1895 یک هنر نبود – دو سه دهه طول کشید تا شکلها، سبک ها و روش های بیانی آن توسط فیلمسازان مختلفی در اروپا و آمریکا تدریجاً تجربه، کشف و ابتکار شود و هنر هفتم بوجود بیاید و سینما را مقارن با آخرین سالهای دهه 1920 و تقریباً همزمان با تبدیل سینمای صامت به ناطق در زمره هنرها جا دهد. در واقع به تدریج منتقدان و هنرمندان سایر رشته ها نگاهشان به سینما به عنوان یک هنر بدیع که می تواند با ادبیات، تئاتر، موسیقی و نقاشی برابری کند معطوف شد. گرچه فیلم های صامت و سیاه و سفید هم قادر به پوشش حوزه وسیعی از بیان سینمایی هستند ولی پیدایش صدا، یک همه بعد پیدایش رنگ، و در 1950 پرده عریض این تحول را پرشتاب تر و پیچیده تر کردند و وسعت و عمق بیشتری به هنر سینما دادند و امکانات بیانی بیشتری فرا پیش گذاشتند.
ویژگی های بنیادی سینما به لحاظ یک وسیله بیان
1- حرکت: وجود یا در واقع توهم وجود حرکت یکی از این ویژگیهاست. از آنجایی که (به جز مواردی که عمداً سرعت حرکت تصاویر کند یا تند می شوند که هر یک به قصد منظور خاصی است) سرعت حرکت اشیاء و بازیگران هر قاب فیلم با واقعیت بیرونی که ما می شناسیم دقیقاً برابری می کند و رویداد داخل قاب واقعی به نظر میرسد. این ویژگی همینطور باعث می شود که تصویر فیلم همیشه در زمان حال به نظر برسد، انواع حرکت.
2- شرایط روانی و فضایی دیدن فیلم: شرایطی که چه در منزل یا در سالن سینما همه چیز برای چیرگی عاطفی و روانی فیلم بر بیننده مهیا می شود. چون بیننده با انتخاب دیدن یک فیلم خودش را از محیط حقیقی بیرون جدا می کند و به دست فیلم و رویدادهای آن می سپارد. حال اگر این اتفاق در سالن تاریک باشد و یا پارازیت ها به حداقل برسند این وابستگی بیشتر و بیشتر می شود.
واقعگرایی توهم زندگی – حرکت سوژه ها در کادر و عمق و کاربرد صدا حضور در همه جا و همواره در زبان حال
3- صراحت: صراحت یک نما ناشی از نیرویی است که در حفظ توجه کامل تماشاگر دارد یعنی توجه به تکه ای از واقعیت که بر پرده نشان داده می شود. در خارج از فضای فیلم توجه انسان در پدیده ها، صداها، حرکت ها و امور جاری پراکنده و ناپیوسته است. اما در هنگام تماشای فیلم تماشاگر ناگزیر به آن بخش از واقعیت که برایش انتخاب شده توجه می کند. مثل حرکت در میدان انقلاب. حالا تصویر کنیم که یک دوربین جای چشم ما باشد. حرکت های این دوربین و نزدیک شدن یا دور شدن هایش به موضوعات چیزی وجود نداشت. در ضمن قاب محدود کننده سینما با چشم بازیگوش، متفاوت است و واقعیت را محصور می کند اما در زندگی عادی عبور یک مشخص از گوشه چشم یا نئون یک مغازه جهت نگاه ما را عوض می کند ولی سینما صراحتاً با قاببندی اش تکه مورد نظر خود از واقعیت را در اختیار بیننده می گذارد. این از حرکت. ولی سینما بوسیله تدوین این امکان را بوجود میآورد که تعداد زیادی تصویر که در زمانها و مکانهای گوناگون گرفته شده را در زمانی کوتاه و بدون نیاز به جابجایی به صورت پیاپی ببینیم در مقایسه زبان گفتاری با زبان سینمایی باید گفت زبان سینما هم واجد صراحت است ولی در مقابل ابهام بیشتری دارد یعنی چی؟
در سینما چیزهای معین و خاصی نشان داده می شوند ولی در گفتار واژه ها به تنهایی قابلیت عام بودن دارند یعنی در واژه می گنجد که «پسر خوب» این عبارت مشخص خاصی را به ذهن نمی آورد ولی وقتی تصویر یکی از دانشجویان را ببینیم متوجه می شویم که این آقا در بیان سینمایی صراحت بیشتر می دارد و فقط خود این آقاست. اما خوب بودن چی؟ تصویر این آقا در مقابل چیزی از خوب بودن او را نمی تواند نشان دهد و این می تواند باعث ابهام می شود. برای همین تماشاگر هنگام دیدن فیلم عموماً به دنبال پیدا کردن معنا یا نسبت دادن تعبیر خاصی به تصویر است. در واقع تصویر نشان می دهد و ادبیات وصف می کند. به همین دلیل هم فیلمساز مثلاً روی این نما از Naration استفاده می کند.
2- واقعگرایی
واقعگرایی بیشتر مربوط به کار ماشینی وسایل نمایش و هنر و ضبط کننده است. یعنی دوربین (اعم از مگاتیو، ویدئو یا دیجیتال) بخشهایی از فضا و حرکت را با فواصل ثابت و معین ثبت می کند و دستگاه نمایش (آپارات، تلویزیون یا ...) سازو کاری فراهم می کنند که با همین شکل و همین ترتیب این بخش های واقعیت ترکیب شوند و حرکت را بازسازی کنند و این متحرک بودن و تغییر کردن لحظه به لحظه تصویر به شدت توهم مثل صدا باشد (مثل تصاویر یک آبشار با صدای آن) این حس واقعگرایی شدید نیز می شود. ضمناً پسر سپکتیو اشیاء ثابت یا متحرک هم این واقعگرایی را دو چندان می کنند و با اینکه تصاویر فیلم تقریباً همیشه دوبعدی دیده می شوند ولی حرکت اشیاء در عمق و کوچکتر شدنشان (و برعکس) احساسی از عمق و برجستگی به بیننده می دهد که با تجربه زندگی عادی او همخوان است.
حرکت (رجوع به موضوع قبلی) حرکت به عنوان یکی از اصلی ترین خصوصیات ویژه سینما آنقدر بدیهی و طبیعی است که عموماً فراموش می شود و تماشاگران این ویژگی را یک ویژگی ذاتی سینما می دانند در واقع اگر عامل حرکت از این حذف شود آن را به عکاسی و یا هنرهای گرافیک تبدیل می کند.
چند جور حرکت داریم؟ حرکت دوربین، حرکت موضوع و حرکت تدوین
حرکت تدوین یعنی در چشم به هم زدنی از نقطه ای به نقطه دید دیگری جابجا شدن حتی اگر این نقطه دیدها خودشان فاقد حرکت باشند. در یک فیلم معمولاً نماهای به کل ثابت بسیار بسیار کمتر از نماهای متحرک هستند ولی حتی با همین نماهای fix هم در تدوین میتوان احساسی از حرکت را به دست داد که ما سعی می کنیم شکلی از آن را تجربه کنیم. یعنی تغییر موضوع تصویر به علاوه ضربآهنگ برش نماهایی با طول های احیاناً متفاوت حس و جلوه ای از حرکت را القا می کنند.
به تناسب داستان یا هدف فیلم معمولاً رنگ ها، فضاها، اشیا و انسانها، نورها و صداها دائماً که حال تغییر و یا به عبارتی در حرکت هستند. این ویژگی ها را در هنرهای نمایشی هم اغلب می توان سراغ گرفت اما نمایش (تئاتر) صرفنظر از تفاوت هایی مثل مختصات سالن و زنده بودن بازیگران دو فرق مهم با سینما دارد.
1- حرکت دوربین
2- مفهوم Close up (تدوین) اگرچه سعی می کنند ولی نمی شود مرتباً به مفهوم نمای بسته یا Close up و در واقع تدوین رسید.
در فارسی واژه تدوین عموماً هم در مقابل واژه انگلیسی اوتینیگ به کار می رود و هم در مقابل واژه فرانسوی مونتاژ.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 58 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 104 |
کوبیسم نخستین
دوشیزگان آوینیون، 7-1906
دو جمله کوتاه ولی در خور توجه نقطه شروع این بررسی از کوبیسم خواهد بود. جمله نخست این جمله آغازین از کتاب کوبیسم اثر گلایزومتزینگر است که در زمستان 1911 نوشته شد: «برای ارزیابی تقریباً یک سال بعد به وسیله گیوم آپولینر نوشته شد، در کتاب «نقاشان کوبیست» وی می بینیم : «تابلوهای آخر و آبرنگهای سزان به کوبیسم اختصاص دارند اما کوربه پدر نقاشان جدید است.» رابطه ای که به این نحو میان رئالیسم و کوبیسم برقرار می گردد شاید تعجب انگیز باشد، اما این دو نقل قول نشان می دهند که هنرمندان و همچنین منتقدان در آن زمان رشته تکاملی را می دیدند که کوربه را به سزان پیوند می داد و به کوبسیم میرسید. برای پی بردن به منظور آنان میباید نقاشی فرانسوی 1850 به بعد را با معیارهای 1910 بررسی کنیم.
از کوربه شروع می کنیم. میبینیم که آن به اصطلاح رئالیسم در نقاشی کوربه چیزی نیست مگر برخورد واقعگرایانه او، اهمیت ندادنش به آرمانهای مجرد زیبائی،فرم یاموضوع و تأکیدش بر واقعیت مجسم و ملموس مسائل و پدیدهها. با اینحال، این زیبائی شناختی خردگرایانه و این جهانی با کوربه از میان رفت زیرا بعدها هر چند امپره سیونیست ها روح طبیعتگرایی را زنده نگه داشتند با این همه نوانسهای پر تلالو رنگی که در طبیعت میدیدند چنان در بندشان کشید که از جنبههای مجسم تر واقعیت چشم پوشیدند. دوران سنت رنسانس، با امپرهسیونیسم به پایان آمد: به توهم گرایی دیگر عنایتی نشد، و هیچ موضوع ممکنی جز نور برای نقاشی باقی نماند. اما بسیاری از هنرمندان نمیتوانستند بپذیرند که تصویر انسان در بافتی از رنگ محو گردد، و واکنش پست امپرهسیونیست دوباره لزوم وجود ساختمان صوری محکم و نیز محتوای انسانی در نقاشی را مورد تأکید قرار داد. باید دانست که پست امپرهسیونیستها از آثار متقدمان آموخته بودند که رنگ عنصر دوگانه ای است که به طور موثری به ایجاد توهم واقعیت کمک میکند. اما به طور مستقل نیز میتواند عمل کند. لذا از سال 1880 به بعد هنرمندانی نظیر سورا، گوگن، وان گوگ و اعضای گروه «نبی» ها از اینکه چشم را تنها وسیله ادراک به شمار آورند سربزا زدند. آن را تابع تخیل قرار دادند، از نقش توصیفیاش کاستند، و جستجو در امکانات ساختمانی و نیز در امکانات تمثیلی و بیانی بالقوه آن را آغاز کردند. از این رو به حق میتوان گفت که بعد از سال 1890 نقاشان عموماً به بیان فکر بیشتر علاقهمند شده بودند تا به نمایش دنیای پیرامون خود. واپسین شعلههای شکوهمند این مکتب رنگ گرای زمانی زبانه کشید که، اندکی پس از سال 1900، فووها به میدان آمدند. تنها سزان، که در انزواکار میکرد، از این تحولات به هم پیوسته برکنار مانده بود.
نزدیک به چهل سال (1907-1870) نقاشان فرانسوی آنچنان مجذوب ملاحظات طبیعتی ذهنی شدند که واقعیت مجسم و قابل لمس مورد علاقه کوربه از نظر آنان دور ماند. واکنشی بر ضد این افراط در رنگ و فرهنگ غیرمادی آن که به تبع میآمد، می باید به ظهور می پیوست، به خصوص از آن هنگام که این امید در دلها بیدار شد که سده جدید، هنر اساسی جدیدی اقامه خواهد کرد. و سرانجام این امر، بر پایه «انگیزه واقعگرایانه» ای که الهام بخش آفرینش کوبیسم بود،تحقق یافت.
اما کوبیسم از اینکه صرفاً طغیانی علیه رنگ برای رسیدن به هدفهای تکاملی خود باشد بسی فراتررفت، زیرا پیکاسو و براک آنچه را که گلایزومترینگر «بدترین قواعد بصری» مینامیدند و کوربه برای این کار آن بود که بگویند کوربه قاعده طبیعت گرایی رنسانس را پذیرفته و به توهم بصری سه بعدی دیدن ابدیت بخشیده است. در واقع هنرمندانی که در پی کوربه آمدند نقش پرسپکتیو خطی را شدیداً تضعیف نموده و با سطح دو بعدی تابلو به عنوان یک واقعیت دو بعدی رفتار کرده بودند. اما تدابیر تصویری – تأثیرات متقابل رنگی، پرسپکتویهای متغیر، و کوتاه نمودار شدنهای ناگهانی- که آنها به کار برده بودند تا بدون قربانی کردن حس حجم در فضا به این همواری برسند در بهترین حالت خود چارههائی موقتی بودند. مدتی نگذشت که هنرمندان پی بردند دست شستن از پرسپکتیو خطی تک نقطهای به از هم گسیختگی تصویری و جابجائی ستون نگاهدارنده بنای توهم میانجامد.
گوگن کوشیده بود تا از طریق نوعی برخورد آگاهانه ابتدایی به نتیجه برسد. در نظر او ناتورالیسم (طبیعت گرایی) در هنر، «اشتباه مکروه»ی بود. وی باور داشت که «هیچ رستگاری ئی به جز بازگشت عاقلانه و آشکار به سرآغاز (هنر) ممکن نیست.» اما در همان احوال سزان بی سروصدا تلاش کرده بود تا راه حل جامعتری بیابد. او میخواست به فکر و به چشم، به جنبه پایای واقعیت و به نمود گذرنده، به حجم و سطح، به اثرات نور و به ساخت فضا، ارزشی یکسان بدهد: و این همه را بدون تن دادن به توهم بصری میخواست و نقاشی سزان به این ترتیب از نظر گلایزومترینگر نشان دهنده آن چیزی بود که اینان «واقع گرایی ژرف » مینامیدند، و همچون پلی به نظر میرسید که میان کوربه و کوبیسم کشیده شده بود، چرا که اینان سزان را نیز به جنبه ملموس و مجسم اشیاء علاقه مند میدیدند. البته سزان به واسطه آنکه در میان امپره سیونیست ها رشد کرده بود، راه حل تصویری خود را اساساً از طریق رنگ دنبال میکرد یعنی در ساختن فرمها و حجمها و ارائه فضا تنها از رنگ مدد میگرفت و از بیان خطی اجتناب میورزیدند. اما به خاطر آن که شناخت خود را از عمق و گردی، و تمایل خود را به حفظ همواری سطح تابلو به عنوان یک واقعیت، با یکدیگر تلفیق کند،به تغییرات پرسپکتیو در داخل تابلو متوسل شد. خلاصه آن که نظم قابل دیدن طبعیت به وسیله روشهای ابداعی هنر تغییر کرد.
| دسته بندی | بازاریابی و امور مالی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 2794 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 19 |
فهرست مطالب:
تعاریف و مفاهیم
عوامل مؤثر بر فعالیت بازارساز
طبقه بندی
روشها
الزامات
نمونه ها
اهداف
منابع و مآخذ
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | ppt |
| حجم فایل | 1140 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 105 |
تغذیه قبل از لقاح نقش عمده ای در موفقیت بارداری دارد. این نقش در زنان با استفاده مناسب از مکمل فولات، جهت پیشگیری از بروز نقص لوله عصبی (Neural Tube Defects) و در مردان توسط تغذیه مناسب یا استفاده از مکمل های آنتی اکسیدانی محافظت کننده، به منظور تامین اسپرم سالم شروع می شود.آنچه فرد به عنوان غذا انتخاب می کند می تواند اثر بزرگی بر سلامت فرزند وی داشته باشد. استفاده طولانی مدت از رژیم های غذایی باهدف کاهش وزن منجر به قطع قاعدگی و عواقب آشکار آن در کاهش قدرت باروری می شود.
سر فصل مطالب
تعریف واژه ها
نقش رژیم غذایی در پیشگیری از بیماری ها
اصول تنظیم رژیم غذایی
بررسی ارزیابی تغذیه نوزاد و مادر باردار
طبقه بندی رژیم عادی بیمارستانی و درمانی
جدول غذایی و لیست جاشنین ها
ارتباط غذا و دارو
تغذیه در عفونت و اسهال
تغذیه نوزادان نارس
تغذیه زنان باردار و شیرده( جراحی، چاقی، پرفشاری خون، دیابت،کم خونی، بیماری قلبی عروقی، بیماری کلیوی، فشارخون حاملگی، بیماری متابولیک، ضعف و ...
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 284 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
تاریخچه نقاشی
نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده یک چسب ) بر روی یک سطح (نگهدارنده) مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است.
یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است.
این مقاله بیشتر درباره نقاشی روی سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.
قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است. ک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار زئیات کار موجود است. ین مقاله بیشتر درباره نقاشی وری سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد. تاریخ نقاشی قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند. اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند. امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود. درباره رنگ رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند. ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است . از جمله : قلم موی نقاشی کاردک پالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند) اسفنج گیره سه پایه قوطی اسپری رنگ اسپری رنگی دارای هوای فشرده به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه ( که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود) تربانتین یا هر رقیق کننده بی بوی دیگر (که معمولاً به همراه روغن استفاه می شود) ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود. تکنیکهای نقاشی تکنیکهای نقاشی عبارتند از : رنگ زنی غلیظ آبرنگ لعاب دادن نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند) نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد. سایش و نقاشی نقطه ای فوماتو سامی – ای کلاژ نقاشی بر روی تخته نقاشی یا اسپری « گرافیتی ) (نقاشی) با مواد جدید نقاشی یا کامپیوتر حلال های رنگ حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند. برخی از آنها عبارتند از : رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب رنگ اکریلیک سایه روشن رنگ انگشتی مرکب پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ) رنگ مومی آبرنگ سبک های معروف نقاشی سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند. سبک های معروف عبارتند از: رئالیسم (واقع گرایی) امپرسیونیسم (برداشت گرایی) پوینتولیسم هنر ابتدایی کوبیسم (حجم گری) مدرنیسم (نوگرایی) آبستره (انتزاعی) پست مدرنیسم (فرا نوین) آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی) ساختار گرایی کتاره سخت گرافیتی نقاشی اصیل ایرانی اصطلاحات معمول نقاشی این اصطلاحات عبارتند از : تمثیل بادگن پوینیلیسم (گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید) فانتزی نقاشی فیگور (پیکر) تصویر سازی صنعتی منظره طبیعت گرا چهره علمی تخیلی طبیعت بی جان سورئالیسم (فرا واقع گرایی) جنگ .
درباره رنگ
رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 336 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
هنر زیستی
بایوآرات ( هنر زیستی عمل هنری است که ابزار آن ماده زنده است و ( کارهنری ) محصولات آزمایشگاهی است که در آزمایشگاهها توسط هنرمندان و طراحان کارگاه هنری انجام می شود . ابزار آن تکنولوژی زیستی شامل مهندسی ژنتیک و موجودات آزمایشگاهی است .
بایوآرات توسط بیشترین هنرمندان بررسی و مطالعه می شود برای اینکه سختگیرانه برای نمونه های زنده محدود شود . اگر چه برخی مذاکرات و مباحث نظیر این وجود دارد که این ضوابط و مراحل غیر منطقی است که ماده می تواند برای اینکه زنده و یا زندگی شود را بررسی کنند . زیرا هنوز مفهوم تدوین شده ای از بایوآرت وجود ندارد و یا وسیله یا نوعی از بایوآرت به طور کاملاً واضح و روشن وجود ندارد. مواد استفاده شده توسط بایوآرتیست ها سلول ها DNA مولکول ها و بافت های زنده هستند دستکاری فرمهای زندگی و ابزار زندگی علمی است که درباره اخلاقیات، اجتماع و هنرشناسی کند و کاو می کند. بایوآرت نخستین وسیله بیست و یکمین قرن برای هنرمندان درآوردن هر نوع صمیمیتی بین هنر و علم است.
هنر تلفیق ژنی و تئاتر باز ترکیبی:
بایوآرت روی تحقیق هنری و تکنولوژی زیستی متمرکز شده و پیامدهای اخلاقی پیچیده ای را به دنبال دارند از قبیل آنهایی که با حق انحصاری ژنها و فروش آنها مربوط می شوند در همان زمان مهندسی ژنتیک دائماً تصورات ما را دگرگون می کند و با فرمی از زندگی که خود زندگی است ارتباط برقرار می کند علاوه بر این رشته تحصیلی زیست شناسی به طور روز افزون از علم زندگی به علم اطلاعات تغییر پیدا می کند برای مثال «زیست نشانه ای» علمی میان رشته ای است که مطالعات ارتباط و دلالت بر سیستم های زندگی است . هنرمندان معاصر به این تغییرات، به کار کردن با هنر تلفیق ژنی، مشابه سازی، ارتباط داخلی و گونه های داخلی، تکنولوژی مربوط به تولید مجدد (تناسلی)، بازنویسی برنامه ای جدید از گونه های تولید شده، مهندسی بافت پرورش، و پیوند تکنیک هایی که مرزهای اثر هنری و زندگی را به هم پیوند می دهد، واکنش نشان دادند.
BIOART INTROUDUCTION the department of cell biology invites submissions of scientific and/orartistic value.the bioart ,generated by academic members and staff in the department,can be anything from images captured on a confocal microscope to a watercolor painting on canvas.the bioart will be printed and framed for display in the hallways of the department. THERE ARE NO BOUNDARIES we encourage people to approach his with creativity and experimentation.feel free to use any tools at your disposal to generate work that expresses your vision. bioart BioArt is an art practice in which the medium is living matter and the “works of art” are produced in laboratories and/or artists’ and designers’ studios. The tool is biotechnology, which includes such technologies as genetic engineering and cloning. BioArt is considered by most artists to be strictly limited to “living forms,” although there is some debate as to the absoluteness of this criteria and the stages at which matter can be considered to be alive or living. Because there is no codified meaning of BioArt, the medium and/or genre of BioArt is still being defined. The materials used by Bioartists are cells, DNA molecules and living tissue. Tampering with living forms and practicing in the life sciences brings about ethical, social and aesthetic inquiry. BioArt is an early 21st Century practice for artists in bringing even closer the “arts and sciences.”
Transgenic art and recombinant theatre bioart centers on the artistic investigation of biotechnology and raises complex ethical issues, such as, those relating to the patenting and sale of genes. At the same time genetic enginiering is continually transforming our notions of and relationships to life forms including own. Moreover, the discipline of biological studies is increasingly changing from a life science that studies communication, reproductive technologies, genotype and phenotype reprogramming, tissue culture engineering. And hybridization techniques that reconfigure the borders of artwork and life. One such artwork is Alba the GPF (green fluorescent protein)Bunny(2000),a genetically engineered rabbit that glows green when illuminated with the correct light. For artist Eduardo Kac, transgenic art…is a new art form based on the use of genetic engineering techniques'(1998).Kac concentrates on exploring the' fluidity of subject positions in the post-digital age' , by means of a combination of' robotic and networking',' telepresence',' biotelematics', and' transgenics
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
نمایش : سادیسم روز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مکان آموزشگاه کامپیوتری می باشدکه بامیزمنشی،دوصندلی برای مراجعه کنندگان ،وسایل جانبی کامپیوتروتزیینات مربوطه آراسته شده است.
(کیوان صاحب شرکت ــ جوان وخوش مشرب ــ درحال پرزنت کردن دوستش ،سام ــ جوانی مطابق مدروزــ میباشد.
موسیقی درحال پخش شدن وآندومشغول کارخود،که باقطع شدن موسیقی،کیوان صفحه آخربرگه را نشان داده و...)
کیوان ـــ تنها عیبش هم اینه که وقت و انرژی آدمُ به هدر می ده
سام ـــ چه با حال
کیوان ـــ پولدار شدن بدون زحمت
سام ـــ حالا پولش چی ؟
کیوان ـــ مگه نداری !
سام ـــ آخه پولش خیلی زیاده
کیوان ـــ به اون پول گنده هه فکر کن ، خونه ، ویلا ، ماشین ... به اونها فکر کن
سام ـــ ولی الان یه پاپاسی هم تو جیبم نیست
کیوان ـــ برو قرض کن ، وام بگیر ... حسنش اینه که دو ماهه پولتو پس می گیری
سام ـــ این کارا ممنوع نیست
کیوان ـــ وقتی فروشنده راضی ، تو خریدار هم راضی ، پس تمومه دیگه
سام ـــ راست می گی ها
کیوان ـــ ها ، این رو هم یادت باشه تا خودت توی این کار نیومدی به کسی چیزی نگی ، چون ممکنه اولاً دودلت کند ثانیاً چیزی بپرسه که نتونی جواب بدی
سام ـــ مختلطه دیگه
کیوان ـــ نکنه که واسه مختلطیش داری می یای
سام ـــ آخه جنس مخالف ، انگیزه رو بیشتر می کنه
کیوان ـــ اتفاقاً زیر یک دست من دخترِ
سام ـــ پس منو بنداز زیر دست اون
کیوان ـــ تو اومدنوبیا
سام ـــ زیر دست اون می ندازی بیام
کیوان ـــ نترس سرت کلاه نمی ره
سام ـــ صبر کن ، یه سوالی ، کلاهبرداری نباشه
کیوان ـــ داشـِت کیوان جایی نمی خوابه که زیرشٌ آب بگیره
سام ـــ مواظب زیر ما هم باش
کیوان ـــ دارمت ... اصلاً تا حالا دیدی من سرت کلاه بزارم
سام ـــ کم نه
کیوان ـــ دستت درد نکنه
سام ـــ سرت درد نکنه
کیوان ـــ از این حرفها نداشتیم ها
سام ـــ قبول کن کمی خورده شیشه داری ، ولی کیوان یادت نره من و تو رفیقیم، با هم بودیم ، با هم پوشیدیم ، با هم خوردیم ، با هم چرخیدیم ، خودت هم منو خوب می شناسی ، این ظاهرمه ، ته جیبم شپش داره تکچرخ می زنه
کیوان ـــ پس بیا که می خوام پولدارت کنم
سام ـــ باشه اما یه سوالی تا حالاخودت پورسانتشو گرفتی
کیوان ـــ پورسانت سه نوبتم رو گرفتم اگه تو بیای چهارمیش رو هم می گیرم
سام ـــ حالا پول روکی بیارم
کیوان ـــ هر چی زودتر بهتر ، به نفعتِ ، زودتر آموزش می بینی ، زودتر به پولت می رسی ، من هم هواتو دارم ، ساپورت بالا دستی ، اصلاً همین امشب بیا
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 69 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 46 |
نگارگری ایران عصر سلجوقی
فهرست :
تعریفی اجمالی از مینیاتور( نگارگری
تاریخچه نقاشی در ایران
نگارگری قبل از اسلام
نگارگری ایرانی
نگارگری مکتب سلجوقی
تعریفی اجمالی از مینیاتور( نگارگری)
واژه ی مینیاتور که مخفف شده ی کلمه ی فرانسوی مینی موم ناتورال و به معنی طبیعت کوچک و ظریف است و در نیمه ی اوال قرن اخیر و حدودا از دوره ی قاجاریه وارد زبان فارسی شده , اصولا به هر نوع پدیده هنری ظریف (به هر شیوه یی که ساخته شده باشد) اطلاق می شود و در ایران برای شناسایی نوعی نقشهایی که دارای سابقه و قدمتی بسیار طولانی است به کار می رود.
این هنر که به اعتقاد اکثر محققان در ایران تولد یافته , بعد به چین راه برده و از دوره ی مغولها به صورتی تقریبا تکمیل تربه ایران برگشته و هنرمندان ایرانی تلاش بی شائبه یی را صرف تکمیل و توسعه ی آن کرده اند از جمله هنرهائی است که قابلیت به تصویر در آوردن تمامی طبیعت را در قالبی کوچک دارد. اما نباید چنین پنداشت چون مقیاس تصاویر در مینیاتور سازی بسیار کوچک است , بنابراین تنها بخش کوچکی از طبیعت را میتوان در این تابلوها تصویر نمود , یا چون الهام بخش مینیاتوریست طبیعت است , وی ناچار میباشد فقط مناظری از طبیعت را ترسیم کند. بلکه کوشش در ایجاد و القای هر چه بیشتر زیبایی و تفهیم آن صفت ویژه یی ست که مینیاتور سازی را از سایر انواع نگارگری ایران جدا می کند و مینیاتوریست هنرمندی است که آنچه را خود می اندیشد یا می پندارد که بیننده علاقمند به دیدن آن است تجسم می بخشد و به هیچوجه تابع مقررات و قوانین حاکم بر فضای نقاشی نیست.
مینیاتورهای امروز ایران , همان نقاشی کلاسیک اروپا (سبک امیرسیونیسم و به دنبال آن شیوه های مدرن نقاشی اروپائی) است و هرچند گروهی نوشته اند که به هنگام ظهور اسلام , ایرانیان در هنر نقاشی دارای سنتی کهن بوده اند. اما هیچ سند معتبری که این ادعا را ثابت کند در دست نیست و اصولا این گونه اظهارنظر کردن بیشتر منطبق بر واقعیت است که مکاتب مینیاتورهای ایرانی , از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اولیه ی بعد از ظهور اسلام , هنر ایران با ابتکاراتی در خطوط عربی تداوم یافته و بهترین نسخه های قرآن کریم را هنرمندان مبتکر ایرانی نوشته اند و به تزئین و تذهیب مصحف شریف پرداخته و طلاکاری حواشی و سرلوحه ی قرآن و طرحهای اسلیمی و ختایی و گردش های ترکیب بندی آنها را به شیوه ی مخصوصی که امروزه آنرا استیلیزه می نامیم ابداع کردند و در ادامه ی این ابداع و ابتکار , نقاشی براساس متن کتب و نوشته ها نیز رواج یافت که مینیاتورهای مکتب بغداد سر آغاز آن است. مکتب بغداد , از آن جهت که نوعی نقاشی بدوی است تا حدودی نشان از فقدان مهارت و قدرت هنری سازندگانش دارد و بیشتر در بردارنده ی قصه ها و روایات مذهبی است. هنرمندان مکتب بغداد , اکثر ایرانی بوده اند و معمولا نیز به سفارش و دستور روسای قبایل عرب کتب خطی را با ذوق خود تزئین میکردند و روش کار آنها به اکثر نقاط دور و نزدیک ایران راه یافته بود و تا دوران سلجوقیان که نقاشی ایران ترقی محسوسی کرد ادامه یافت.
بعد از حمله ی چنگیز به ایران و از رونق افتادن بغداد کهمرکز تجمع هنرمندان بود و از آنجا که نخستین فرمانروایان مغول در شمال غربی ایران و در تبریز و مراغه مستقر شدند, خواه ناخواه هنرمندان در آن منطقه گرد آمدند و به دلیل علاقه و تمایل مغولان به هنر چینی , جذب ذوق آزمایی در این زمینه شدند. ناگفته نباید گذاشت که نقاشی به شیه ی چینیها , با هجوم مغولان به ایران نیامد , بلکه نقاشی ایران سالها قبل از تهاجم چنگیر با اسلوب و روش های هنر چین در شراسر خاورمیانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامه ی فردوسی نیز به این مطلب اشاره شده و احتمال میرود که ترکان سلجوقی مروج این شیوه در ایران بوده باشند. منتهی ایرانیان شیوه ی نقاشی چینی را با دید خاص هنری خود تلفیق کردند و کاشی هایی که امروزه نمونه هایی از آن در دست است نشان می دهد که سالها پیش از حمله ی مغول به ایران , همان سبک و شیوه و رنگ آمیزی و طراحی که بعدها به صورت نقاشی کتب مورد استفاده قرار گرفت , در ایران اعمال شده و اگر دست حوادث کتاب خانه های بزرگ ایران را معدوم نکرده بود امروز به راحتی می توانستیم نسخی را که متعلق به دوران پیش از مغول بوده و همان وی÷گی مینیاتورهای مکتب هرات یا مراغه و مکاتب دیگر بعد از مغول را داشته ببینیم.
در ابتدای حمله مغولان به ایران , هنر نقاشی به واسطه ی قتل عام هنرمندان رونق خود را از دست داد. ولی بعد از چند سال سران مغول به فکر ترویج هنر افتادند و برای عملی ساختن این منظور عده یی نقاشی چینی را از راه مغولستان به ایران آوردند و کوشیدند تا نقاشی چینی را در ایران رایج سازند و هنرمندان ایرانی , اگرچه تحت تاثیر این مساله قرار گرفتند , اما برخلاف نقاشان چینی هرگز طبیعت را به عنوان نهایتی از احساسات و عواطف و به گونه یی مجرد و انتزاعی مورد توجه قرار ندادند و بیشتر به اسنان و تفکراتی در حالات انسانی پرداختند و به همین جهت است که کمتر مینیاتور ایرانی را بی صورت و هیات انسانی میتوان یافت. هرگز پیوندهای خود را با شعر , فرهنگ و شیوه های تفکر بومی نبریده و افسانه ها , اساطیر , قهرمانان ملی , سنن وشیوه های زندگی ایرانی همواره نمودی آشکار در آثار آنان داشته و این وابستگی به زندگی و اعتقادات ملی تا جایی قوی است که به مینیاتور ایرانی , علیرغم پیوندها و نقاط مشترک فراوانش با سایر مکاتب آسیایی (ازجمله شیوه های نقاشی هندی , چینی و ژاپنی) وجه ی خاصی می دهد و باعث تمایزش از هنر سایر ملتها و ممالک می شود و این وضعیت تا دوران ایلخانیان و تیموریان ادامه داشت و به قدری مورد توجه بود که یکی از شاهزادگان تیموری به نام بایسنغر میرزا که خطاطط هنرمند بود , سرپرستی امور هنری را در شهرت هرات به عهده گرفت.
در آن زمان , شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است که فقط در یک آموزشکده ی نقاشی , شصت استاد به تعلیم هنر جویان و انحام سفارشات محوله اشتغال داشتند. معروفترین استادکاران مکتب هرات کمال الدین بهزاد است که کتاب مصور و معروفی به نام ظفر نامهی تیموری دارد و به جرات می توان آثار وی را از لحاظ حالت چهره ها , حرکت قلم , انتخاب موضوع و نمایش دادن وقایع سرآمد تمام مینیاتورهایی دانست که قبل یا بعد از او در ایران ساخته شده است.
رویهمرفته آثار مینیاتور ایران در مکتب هرات , به علت سابقه ی ممتد و آزادی عمل قابل توجهی که بعد از مکتب بغداد برای هنرمندان به وجود آمد , تا حدی پیشرفت نمود که آثار دوره هنر نقاشی و مینیاتور سازی ایران , بعد از دوره ی هرات , با همان شرایط تکمیل یافته ی خود به عصر صفویان منتقل شد و بعد از آنکه تبریز به عنوان پایتخت انتخاب گردید , استاد کمال الدین بهزاد به آنجا دعوت و عهده دار سمت ریاست کتابخانه ی سلطنتی شد و همراه با استاد کاران بزرگ این دوره نظیر , آقا میرک , سلطان محمد , حسین یاکوب وعده یی دیگر کوشید تا این هنر را تعالی و تکامل بخشد.
سبک و مکتب نقاشی دوره صفویه را در یک تقسیم بندی کلی می توان در دو بخش کاملا جدا از هم مورد بررسی قرار دارد.
اول مکتب تبریز که تا وقتی پایتخت به قزوین منتقل شد به همان شیوه یی که ذکر آن گذشت تداوم داشت. مینیاتورهای این دوره , همه در یک نوع و از لحاظ ظرافت کاری و حرکت قلم و طرح و رنگ دنباله ی مکتب هرات است و فقط مختصری با آن تفاوت دارد.
دوم مکتب اصفهان که بعد از انتقال پایتخت به اصفهان شکل گرفت و طی آن سبک و شیوه ی کار دچار دگرگونی هایی کاملا چشمگیر شد که نمونه ی بارز و مشخص آن نقوش تزئینی مساجد اصفهان , کاخ چهل ستون و عمارت عالی قاپو است
معروفترین نقاش این دوره , رضا عباسی است که در زمان شاه عباس دوم صفوی در اصفها میزیست. شاه عباس چون نقش بود وهم اینک نیز نمونه هایی از آثار هنری او در موزه ی گلستان موجود است توجه خاصی به گسترش هنر نقاشی داشت و به دلیل و تشویقی که از هنرمندان به عمل می آورد مینیاتورسازی در دوره ی او از جهت توسعه و قدرت , مهارت و سرعت کار نقاشان ترقی فوق العاده یی کرد و هنرمندان توانستند در حدی وسیعتر از مکتبهای هرات , تبریز و قزوین , باهنر چینی و تاثیر پذیری از آن فاصله بگیرند و اصالت ایرانی به آثارشان بدهند و با ساده کردن نقوش و سرعت عمل بیشتر , نقاشی را از روی صفحه ی کاغذ به صورتی دیواری در آورند. اما ذکر این نکته نیز ضروری است که آثار این دوره به هیچ وجه قابل مقایسه با مکتب هرات نیست و از نظر ظرافت ضعیفتر از مکتب هرات است و فقط در آن نقوش تزئینی و گردش های اسلیمی و ختایی و انواع ساقه ها و گلبرگهای بسیار متنوع شده و اشکال آن که قبلا از چند نوع گل و برگ و اسلیمی ریز تجاوز نمیکرد, به بیش از پنجاه نوع اسلیمی و گل ابتکاری بالغ گردیده است.
تاریخچه ی نقاشی ایران:
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 104 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
طی سال های قرون وسطی ، تنها موسیقی غیر اروپایی که در تماس با موسیقی مسیحیت قرار گرفت، موسیقی اسلامی بود.
تا صدها سال پس از وفات حضرت محمد (ص) در 632 میلادی ، پیروان عرب او تمامی سواحل مدیترانه ای - از تنگه ی بسفر تا جبل الطارق- (اسپانیا) را مورد هجوم قرار داده و موسیقی مستعربی ( عربی- اسلامی) را از خود بر جای گذاشتند.
مسلمانان هیچ گاه از هنرهای رزمی غفلت نمی کردند؛ اما اعراب، ایرانیان و ترک ها به رشد و پرورش ادبیات و موسیقی نیز ادامه دادند. زمانی که مسیحیان در قرن یازده، اسپانیا را باز پس گرفتند، با مردمی روبرو شدند که اگر از لحاظ فرهنگی برتر از آنان نبودند، با آن ها کوس برابری می زدند. این جنگ قرن ها طول کشید و با فتح گرانادا توسط حاکم مسیحی ، پایان یافت.
در این جا به رابطه ی این دو نوع موسیقی می پردازیم که ریشه های آن ها با موسیقی تمام خاورمیانه مشترک بود. تا زمانی که مسیحیان به تدریج لحن های مربوط به مراسم مذهبی خود را ترویج کردند، ایرانیان ، اعراب و کرد های دوران پیش از اسلام ، صاحب سازهایی از فرهنگ مدیترانه ای غربی بودند که اغلب ، اساس نام هایشان یکی بوده است؛ برای مثال : کناره ( کیتارا یا بربط) همان کیتور عربی و نی که سازی مردمی بوده و همچنان نزد مردم مسلمان به نام ارغول شناخته می شود.
موسیقی غیر مذهبی اصولا نقشی در فرهنگ اسلامی نداشت. هرچند قرآن به هیچ وجه کلامی علیه موسیقی نمی گوید اما پیروان پاکدین، اصلاح طلب و متعصب پیامبر پس از مرگ ایشان، چنین اظهار کردند که حضرت محمد(ص) موسیقی و بخصوص موسیقی سازی را لذتی ممنوع می دانستند. پس به تحریف و تکفیر لوت (برگرفته از بربط ایرانی) ، چنگ (جنک) و فلوت (نای ایرانی یا قشابه ی عربی) پرداختند. آنان
سازهای کوبه ای مانند
تبیره ( طبل) و طبل دستی (دف) که در عربی به آن تف می گویند را در جشن ها و مناسبات اجتماعی مرسوم، مجاز می دانستند. البته دعوت به نماز ، تلاوت آهنگین قرآن - که شاید همتای مزمور خوانی یهودیان باشد- خواندن اشعاری در بزرگداشت تولد پیامبر (مولودی)، نمازها، حمدها و تواشیح مقولات دیگری بودند؛ آن ها برای مسلمین موسیقی محسوب نمی شدند و از لحاظ سبک تفاوت چشمگیری داشتند.
تواشیح هجایی، وزن دار و بدون زینت است. مولودی سرشار از تحریر های سلیس و روان است؛ ولی در آن ها هیچ جمله ی موسیقایی یا ملودی اجباری ثابتی در ارتباط با یک متن بخصوص وجود ندارد. به همین شکل، موذن نیز به شیوه ی خود مسلمانان را به نماز می خواند و اغلب اوقات مقام یا دستگاه دلخواه و شناخته شده اش را انتخاب می کند.
در دوران خلفای بنی امیه (661 تا750) -که مغرب و مراکش تحت لوای ایشان فتح شد- خلفا عاشق موسیقی بودند. ایشان نوازندگانی را که غالبا دخترانی از خراسان بودند، به خدمت می گرفتند. این دختران آوازخوان و نوازنده ی دو تار خراسانی بودند. دوتار سازی گردن بلند و دارای دو سیم بود و با انگشت یا زخمه نواخته می شد. این دختران هنرمند، مهارت و نبوغ خود را در زینت پردازی آوازی و سازی به نمایش می گذاشتند ولی به مرور زمان نوازندگان مرد جای آنان را گرفتند.
خلفای عباسی - که در سال 768 میلادی بغداد را پایتخت خود قرار دادند- موسیقی را نیک می دانستند. در این امر هیچ کس به پای هارون الرشید نمی رسید. هم پای موسیقی درباری، فرم کنسرت نیز - که بعد ها نوبه خوانده شد و خاستگاهش آسیای میانه بود – نیز پدید آمد. چینی ها از مدتی پیش با فرم کنسرت آشنایی داشتند. این فرم از آغاز حکومت عباسیان شروع به رشد کرد و هنوز هم مهم ترین فرم موسیقی اسلامی به شمار می
رود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 79 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 68 |
فهرست
عنوان
صفحه
پیشگفتار
نگاهی به خطوط ششگانه (اقلام ستّه )
اختراع نوشتن
تاریخچه پیدایش خط و الفبا
سلطانعلی مشهدی .
یاقوت مستعصمی
خط شکسته نستعلیق
میرعماد حسنی
تاریخچه خط
تاریخچه خط
خوشنویسی
مکتب سقاخانه و تأثیر آن بر نوآوری در خطاطی
مدرنیستها و اقلام قدی
خط ناخنیگونهای
تاریخچه انجمن
تکامل خوشنویسی در ایران
سیر تکامل خوسنویسی در ایران
مدخلی بر اطلس چهارده قرن هنراسلامی
قاعده ی نسبت
فهرست و خلاصه ی قواعد کلّی خطّ
چگونگی گتراشیدن قلم
تراشیدن قلم
چهار مرحله تراش قلم
کوبیسم cubism
سمبولیسم: Symbolism
منابع
پیشگفتار
انجمن خوشنویسان ایران از سال 1329 با همت استادان بزرگواری چون زنده یاد سید حسین میرخانی و دیگر استادان والامقام نظیر شادروانان علی اکبر کاوه ، ابراهیم بوذری و سید حسن میرخانی ، با اهتمام زنده یاد دکتر مهدی بیانی محقق و استاد دانشگاه و تنی چند از عالی همتان فرهنگ خواه ، با همکاری وزارت فرهنگ و هنر وقت تاسیس و راه اندازی شد و نام کلاسهای آزاد خوشنویسی زینت بخش این خانه عشق و دلدادگی گردید. این نهاد اصیل و مردمی بنیاد نامه رسمی خود را با نام انجمن خوشنویسان ایران در تاریخ 19 شهریور ماه 1346 اخذ و فعالیتهای درخشان و تاثیر گذار خود را پی گرفت. انجمن خوشنویسان ایران به تدریج و در آغاز دهه سوم حیات پربار خود دوره رونق و گسترش را تجربه کرد و در مواجهه با رویکرد وسیع و پرشور اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان اقدام به تاسیس فراگیر شعب در سراسر کشور نمود که این روند همچنان ادامه دارد.
سر گذشت پیدایش خط در دوران قبل از اسلام بحث دیگری دارد ، ولیکن در دوره اسلامی و مقارن قرنهای اول و دوم هجری برپایه خطی موسوم به نبطی و حجازی ، خط کوفی شکل گرفت ودر دوره های بعد به ترتیب و تدریج خطوط سته ، ثلث ، نسخ ، ریحان ، رقاع ، محقق ، و توقیع ، و سپس ، خط تعلیق به دست هنرمندان ایرانی ابداع شد ، تا نوبت به قرن هشتم و ظهور خط نستعلیق رسید ، این قلم از تلفیق خط نسخ و تعلیق و نوعی خط تحریر که در بین مردم ایران رایج بود و به وجود آمد و اندکی بعد ، در قرن دهم خط شکسته نستعلیق پدیدار شد. خطوط رایج در ایران اسلامی عبارتند از ثلث ، نسخ ، نستعلیق و شکسته نستعلیق ، این خطوط از مواریث گرانقدر ملت با فرهنگ ایران به شمار آمده و در موزه های بزرگ دنیا چون جواهرات بی نظیر نگهداری می شوند که موجب افتخار و نشانه ظرافت طبع ملت کمال طلب و هنردوست و هنر آفرین ایران است.
هنر خوشنویسی و نستعلیق ویژگی هنر ناب را در ساختار هندسی خود دارد و با نمود بارز خود در منزلت و جایگاهی قرار گرفته است که نهضت امپرسیونیزم و آبستره می خواهد به آن برسد و ساختار هندسی و ریاضی هنر خوشنویسی و وجود تناسبهای ایزدی و طلایی در این هنر ویزگی ها و امتیازات خاصی به این هنر بخشیده است ، میدان و محتوای هنر خوشنویسی که مبتنی بر دستاوردهای ملی و دینی است از طرفی در ذهن و قلب مردم جاری است و مردم با آن آشنایی بصری وسیع دارند و این نگرش قداست خاصی برای این هنر ایجاد کرده است.
نگاهی به خطوط ششگانه (اقلام ستّه )
اقلام ستّه (شش قلم) شامل ثلث، نسخ، محقق، توقیع، رقاع و ریحان است. این اقلام توسط یاقوت مستعصمى از بین اقلام مختلف انتخاب شد. وى در زیبا کردن این خطوط ابتکاراتى بخرج داد و در واقع این خطوط توسط وى ظهور کرد. این اقلام به خطوط اصول نیز مشهورند.
کوفی
ریحان
توقیع
رقاع
ثلث
نسخ
محقق
کوفى
نخستین نوع خوشنویسى که قرآن به آن نوشته شد کوفى بود. بعد از ظهور اسلام در ایران، این خط نیز رواج یافت.
با تأسیس شهرهاى کوفه و بصره در دومین دههٔ شکوفایى اسلام، دانشمندان گرانقدرى بوجود آمدند که توجه زیادى به زبان و خط عربى داشتند و کوفه نقش تعیینکنندهاى در خط مکّى - مدینهاى داشت؛ و خط جدیدى پدید آمد که بنام خط کوفى مشهور شد.
خط کوفى در نیمه دوم قرن اول هجرى به اوج خود رسید و سه قرن دوام یافت.
بطورکلى خط کوفى در دو نوع ظاهر شده است. یکى تحریری، کتابتی، ساده و تزئینى و موشّح و دیگرى کوفى بنّایى ومعقّلی.
خط کوفى تزئینی، از قرن دوم هجرى عامل بسیار مهمى در هنر اسلامى براى سورههاى قرآن مجید، نوشتههاى روى سکهها و لوحههاى یادبود بشمار مىآمد. اما مهمترین جلوۀ خط کوفى تزئینى را باید در قرن چهارم هجرى در کتیبههاى سلجوقى که در اواخر حکومت خلفاى عباسى فعالیت داشتند، جستوجو کرد. از قرن چهارم به بعد خط کوفى به تنهایى شکل تزئینى یافت و این تحول تا اواخر قرن پنجم هجرى ادامه یافت. از این زمان به بعد خط کوفى عملکرد اصلى خود را از دست داد و صرفاً تزئینى گشت.
خط بنایى یا معقلى خطى است بدون دور و متکى بر سطح. خط بنایى تشکیل شده از خطوط مستقیم عمود برهم که زوایایى را بوجود مىآورد.
اصل و منشأ خط کوفى از خط سریانى است. خط کوفى ایرانى نیز براساس نتایج برخى پژوهندگان معاصر در آثار بازمانده کشف شده است. این خط کوفى شیوهٔ خاصى داشته با حروف منفصل که با خاطى مویین به یکدیگر پیوسته و در آن شباهتى با خط اوستایى و پهلوى یافت شده است که آن را کوفى شیوهٔ ایرانى نامیدهاند.
خط کوفى در ایران تا مدت پنج قرن معمول بوده است که بیشتر در کتابت قرآن و تزئین ابنیه و کتب، ظروف و ... بکار مىرفته است.
ثلث
خط ثلث با ساختارى ایستا و موقر، بیشتر در تزئین کتابها و کتیبهها بکار مىرفته است. انواع گوناگون ثلث تزئینى توسط ابنبواب و یاقوت ابداع شده که براى کتابت قرآن و دیگر کتب مذهبى بکار مىرفته است. ابنبواب زیبایى و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد.
خط ثلث در ایران براى نوشتن عنوان سورههاى قرآن کریم، پشت جلدنویسی، سرلوحهها، و بخصوص در کتیبهها و کاشىکارىها بکار رفته است و هنوز نیز رایج مىباشد.
ریحان
خط ریجان از خط نسخ مشتق شده است؛ اما از خط ثلث نیز بهره گرفته است ولى از آن ظریفتر است. خط ریحانى بسیار نزدیک به خط محقق است. این خط از ابداعات على ابن - عبیدالله ریحانى است و به همین دلیل نام ریحانى گرفته است. برخى نیز آن را به ابنبواب نسبت مىٔهند، زیرا براى این خط و زیباسازى آن تلاشهاى شایانى کرده است.
برخى نیز خط ریحان را مشتق از خط محقق مىدانند که سالها پس از آن پدید آمده است. این خط همهٔ محاسن و ویژگىهاى خط محقق را دارد. ولى ظریفتر از آن نوشته مىشود و به ظرافت و لطافت ممتاز است
اختراع نوشتن
Hieroglyphs یا حروف تصویری در مصر باستان
با اختراع نوشتن بود که بشر به کمک آن توانست تاریخ به یادگار بگذارد و دانسته های خود را محفوظ نگاه دارد و پیشرفت کند.
اما نیاکان ما چگونه فن نوشتن را فرا گرفتند؟ حدود شش هزار سال قبل مردمی که سریعتر از همه، جاده تمدن را در می نوردیدند، ظاهرا سومری ها و مصری ها بودند که به ترتیب در بین النهرین (وادی بین دجله و فرات) و دره نیل به سر می بردند، این مردمان در کار ابداع فن نوشتن بودند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 76 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 76 |
فصل اول
پیشگفتار
معرفت بصری و کلامی
ترکیب بندی
دریافت حسی و ارتباط بصری
عناصر اولیه در ارتباط تصویری
تاریخچه
پیش گفتار:
آشنائی با محیط کار, شرایط مطلوب و فراهم کردن امکانات مناسب با نوع کار, انتخاب وسائل و دستگاههای مورد نیاز و چگونگی کاربرد, عملکرد و استفاده ی صحیح از آنها مسلما"در سرعت, سهولت و کیفیت کار نقش مهمی را ایفا می کند. شناخت این موضوع که کدام وسیله برای چه نوع کار مناسب است, مسلما"در هزینه ها نیز تأثیر مستقیم دارد.
معرفت بصری وکلامی:
تجسم یا تصور کردن عبارت از توانائی ما در شکل بخشیدن به تصاویر ذهنی است.معمولا"وقتی میخواهیم به نقطه ای در شهر برویم ابتدا خیابانهائی را که باید از آنها بگذریم در نظر می آوریم , وعلایم و نشانه های بصری خالص آن مسیر را در ذهن خود مرور می کنیم , بعضی از آنها به صورت ذهنی از مقابلمان می گذرد, و مجددا"به نقطه ای دیگر بر می گردیم, این قبیل فعل و انفعالات ذهنی معمولا"قبل از حرکتمان به سوی مکان مورد نظر به وقوع می پیوندد.موضوع عجیب آن است که ما اغلب مکانی را که هرگز به آن پا نگذاشته ایم و یا ندیده ایم نیز در ذهن خود مجسم می کنیم این نوع تجسمات یا بهتر بگوئیم , تصاویر اولیه ی ئهنی همراه با دیدن, هر دو پدیده هائی هستند که با عمل خلاقیت تصویرسازی پیوندی نزدیک دارند.ماجرای «یافتم یافتم«ارشمیدس, مثال خوبی برای این موضوع است .این جریان جابه جا ساختن تصاویر و شکلها در ذهن دقیقا"همان چیزی است که اغلب ما را در یافتن پاسخ به یک مسئله یاری میکند.آرتور کوستلر , که قبلا"به کتاب عمل خلاقیت وی اشاره شد در همان جا می نویسد:
«با رشد تدریجی قوای سمبل ساز و انتزاعی کننده ی ذهن فکر کردن به وسیله ی مفاهیم کلی پدید می آید که منشاء آن تفکر به وسیله ی تصویر بوده است, به همین گونه نیز خط آوائی طی جریانی مشابه از بطن خط هیر و گلیف که در واقع نگارش با تصویر بوده است نشاءت گرفت.»
مشاهده ی این تکامل و پیشرفت برای مبحث ارتباطات دارای اهمیت شایانی است. تکامل زبان از تصاویر آغاز شد, و به صورت تصویر نگاری درآمد که در آن شکلهای ساده با معانی روشن وواضح به کار میرفت, سپس به واحدهای آوائی تبدیل شد و سرانجام شکل الفبا به خود گرفت.گرگوری مؤلف کتاب چشم هوشمند, الفبا را به همین مناسبت«ریاضیات معنا»خوانده است.هر گامی که در این راه بر داشته می شد مسلما" تکاملی بیشتر در ارتباط مؤثر تر میان آدمیان بود.شواهد بسیاری موجود است که نشان میدهد در این جریان امروز, بازگشتی به گذشته مشاهده می شود, یعنی بازگشت به استفاده از تصویر برای برقرار کردن ارتباط:و این عقبگرد به دلیل آن است که افراد بشر می خواهن به شکلی مؤثر تر و مستقیم تر با یکدیگرارتباط یابند.
یاد گرفتن سواد برای زبان مهم ترین مسئله است. شاید از پاسخ به این سؤال که با سواد بودن از نظر زبان دارای چه اهمیت و معنائی است و نیز مقایسه ی زبان تصویری با کلام , بتوان نتایج سودمندی گرفت و این پاسخ مارا در استفاده از اخبار و اطلاعات به صورت تصویری یاری رساند.زبان در جریان اموزش و یادگیری بشر , مقامی منحصر بفرد داشته است و هنوز هم دارد. کاربردهای زبان بسیار است, زبان وسیله ی ضبط وانتقال اخبار است, وسیله ای است برای تبادل افکار و عقاید و نیز ابزذر ساختن مفاهیم کلی و ذهنی بشر است. در یونانی به زبان«لوگوس» یا «لوگیک» می خوانند که همه ی این الفاظ از همان کلمه ی یونانی لوگوس به معنای زبان اخذ شده است.به این ترتیب می بینیم که زبان وسیله ای برای اشکال عالی تر تفکر تلقی می شود, عالی تر از تفکر به وسیله ی تصویر یا تفکر از طریقحس لامسه.اما این فرض محل گفت وگو دارد, و بهتر است درباره ی آن تحقیق بیشتری بشود.
ابتدا باید در نظر داشت دانستن یک زبان و با سواد بودن دو چیز متفاوت است.البته زبان را می توان تا حد استفاده ی علمی از آن برای فهمیدن وتکلم ساده آموخت, ولی از این حد تا توانائی خواندن و نوشتن به یک زبان فاصله ی زیادی است.البته فقط زبان محاوره ای است که به صورت طبیعی تکامل می یابد.
با مطالعه ی آثار نو آم چو مسکی , می توان دریافت که زبان , ساخت بسیار عمیقی در ذهن ما دارد و اگر از لحاظ زیست شناسی به آن توجه کنیم این ساخت در ما فطری است.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 177 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
مقدمه
کرمان استانی واقع در مناطق مرکزی و خشک ایران هر چند سلسله کوههای نسبتاً بلند در سمت شمال غربی خود دارد ولی هیچ رودخانه پر آبی در آن جاری نیست همین کمبود آب و مناطق لم یزرع کوهستانی و شن زارهای این سامان، سبب شده تا بیشتر اهالی این منطقه به جای کشت و زرع، به هنر و صنعت قالیبافی روی آورند
این ناحیه از ایران از دیر باز یکی از مراکز مهم فرشبافی کشور ما به شمار می رفته و تاریخ فرشبافی کرمان به قرنها پیش و قبل از دوران صفویه می رسد. قطعه ای از یک تخته فرش بافته شده در این شهر که در موزه حضرت امام رضا علیه السلام در مشهد نگهداری می شود بر سابقه ای لااقل در حد پانصد سال بافندگی در زمینه فرش های گره دار کرمان شهادت می دهد
در روند تاریخی قالیبافی کرمان می توان نقاط اوج و حضیض متعددی را سراغ گرفت بطوریکه هنر قالیبافی کرمان نقطه اوج خود را در زمان صفویه و مرحله حضیض خود را در اوایل دوره قاجاریه، یعنی زمانی که آقا محمد خان قاجار به لحاظ مساعدت اهالی کرمان با لطفعلی خان، دست به کشتار هولناک اهالی آن زد، سپری کرده است. بنابراین، به احتمال قریب به یقین هنر فرشبافی در کرمان، از زمان صفویه و با حمایت آنان در این منطقه نضج گرفته است. چه اسکندر خان منشی، مؤلف عالم آرای صفوی و منشی شاه عباس، در این کتاب به قالی کرمان اشاره دارد و شاردن نیز که در سالهای 1666 و 1672 میلادی به ایران مسافرت کرده، این موضوع را تأیید کرده است
اما با تمامی اینها از منابع و آثار تاریخی چنین بر می آید که عمده آثار این دوره کرمان منسوجات بوده است نه قالی. بطوریکه تا اواسط دوره قاجار، کرمان یکی مهم ترین و بزرگترین مراکز تولید انواع منسوجات به خصوص پارچه های ابریشمی بوده است که از مهمترین آنها شالهای پشمی و پارچه های ساده کرباس و پته های زیبا را می توان نام برد
شروع انقلاب صنعتی و ورود انواع پارچه های نساجی و ماشینی، که منجر به کاهش تولید انواع منسوجات دستی گردید، عامل اصلی گرایش به هنر قالیبافی کرمان است. در واقع دوران بعد از انقلاب صنعتی اروپا، یکی از پر رونق ترین ادوار قالیبافی کرمان است. آقای یساولی معتقد است: حرفه قالیبافی در کرمان بطور جدی از قرن نوزدهم میلادی به همت تجار تبریزی شکل گرفت. آنان چون میزان تولیدات این منطقه را در جهت صدور به کشورهای اروپایی از طریق تبریز و ترکیه کافی نمی دانستند با ایجاد کارگاههای متعدد، آغازگر دوره ای درخشان از هنر قالیبافی این منطقه بودند. در اواخر دوره قاجاریه شرکت های خارجی و برخی از افراد محلی نقش حمایت کنندگی تجار تبریزی را عهده دار می شوند. این شرکت ها خود مستقلاً شروع به تولید فرش و به دنبال آن ترسیم نقشه های قالی نمودند.
در همان زمان در حدود 150 طراح در فرش کرمان کار می کردند که برخی برای شرکت های مذکور و برخی بطور مستقل به کار نقشه کشی فرش مشغول بودند. بعدها به علت وقوع جنگ جهانی اول، بحرانهای اقتصادی سال 1929 میلادی و کسادی ناگهانی در بازارهای خارجی موجب توقف سفارشات خارجی شد و این امر رفته رفته کار قالیبافی کرمان را کند کرد. علیرغم رفع بحران در کشورهای اروپائی و امریکا، شرکتهای خارجی دیگر به اهداف گذشته شان تمایلی نشان ندادند. گر چه فرشبافی در کرمان دیگر آن رونق گذشته را نیافت، لیکن مردم قانع کرمان به حفظ دست آوردهای گذشته همت گماشتند و ویژگیهای خاص این حرفه را حفظ کردند. با تمامی این افت و خیزها امروزه نام کرمان با قالی آن مترادف است. فرشهایی که در این منطقه بافته شده زینت بخش موزه های معتبر جهان است. هنوز تمیزی و لطافت اجناس با نام قالی کرمان در ذهن اشخاص تداعی می کند
ساختار
اغلب قالی های کرمان از نوع خاص سه پود می باشد. به عبارتی بین رجهای بافت، 3 پود دیده می شود که اولی و سومی ضخیم و دومی نازک است. البته قالیهای دو پود اول ضخیم و پود دوم نازک نیز به طور پراکنده دیده می شوند
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 110 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 63 |
فرش چیست؟
بشر از زمانی که خود را شناخت و ضرورت وجود ملزومات زندگی روزمره را احساس نمود، به فکر داشتن منسوجی بود تا او را در برابر سرما و سختی زمین محافظت نماید. پشم و موی حیواناتی نظیر گوسفند و بز، اولین یافته های بشر برای برآوردن این نیاز بود و متعاقباً پوست این حیوانات اولین زیرانداز یا به عبارت دیگر فرش منسوج بود. به دنبال تحول و پیشرفت در زندگی، بشر آموخت که می تواند با در هم نمودن و فشردن الیاف پشم، زیراندازی ضخیم تر و گرم تر به نام نمد تهیه نماید. متعاقباً با فراگیری فنون ریسندگی و تابندگی، نخهای پشمی را تولید نمود و برای اولین بار با ادغام رشته نخهای افقی و عمودی نخ های پشم، گلیم را ابداع کرد و این سرآغازی بود برای ابداع فرش گره دار یا پرزدار که هنر و فنی پیشرفته تر بود. تاکنون تاریخ دقیق این ابداعات برای ما مشخص نشده است، اما در میان فرشهای گره دار قدیم ی ترین یافته، متعلق به حدود پنج قرن قبل از میلاد مسیح می باشد. این فرش که به دلیل محل یافتن آن در اعماق یخهای دره های پا زیریک با نام فرش پازیریک شهرت جهانی یافته، توسط سرگئی رودنکو، باستان شناس معروف روس کشف گردید.
تمامی نقش و نگاره های موجود بر روی این فرش مشابهت فراوانی با نگاره ها و حجاریهای کاخ تخت جمشید در ایران دارد. این شباهت به اندازه ای است که کاشف آن در اولین دقایق اکتشاف در سال 1947 میلادی اظهار نمود: "تخت جمشید را به یاد می آورد". به غیر از فرش پازیریک که تقریباً سالم ترین فرش است که از گذشته های بسیار دور به زمان ما رسیده، پاره فرشهایی نیز چه در ایران و چه در خارج از آن کشف گردیده که مشهورترین آنها قطعات کشف شده در اکتشافات شهر قومس در نزدیکی دامغان و همچنین قطعات کشف شده در شهر سوختة سیستان می باشند.
درباره تاریخچه "گستردنی" در ایران، بر اساس نوشته رودنکو (Rudenko) دانشمند شوروی و کاشف قالیهای "پازیریک"، سده ها پیش از میلاد قالیهای زیبایی در بابل، آشور، پارس، و ماد بافته می شد. کهنترین نمونه نقش قالی را دانشمندان آشورشناس در نقشهای برجستهٔ "کاخ نینوا" (پایتخت آشور ، سرزمین قدیمی در بخش میانی رود دجله) یافته اند که گل و حاشیه آن تقلیدی از گلدوزی های بابل به نظر می رسد . تاریخ این نقش ها را سده هفتم پیش از میلاد می دانند . بهترین نمونه این نقش متعلق به خورس آباد در موزه لوور نگهداری می شود. در وسط این تصویر طرح گل و گیاه چهار برگهای تکرار شده است. و در حاشیهٔ آن تصویرهایی از نیلوفر آبی است. همانند آنچه که امروزه در برخی از قالیچه های کردی نقش می شود. در همین زمینه، دو مجسمه سفالین اسب در دست است که یکی در سال ۱۳۲۸ در شوش بوسیله دکتر "گیرشمن" (Roman Girsman) کشف شده است که تاریخ آن به قرن هشتم پیش از میلاد میرسد و محل کشف دیگری در ماکو است که تاریخ آن متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد است. در هر دو اسب، قطعهٔ فرشی به جای زین است که به عقیدهٔ گیرشمن، نگارههای آن کهنترین نمونهٔ نقش فرش ایران، نقش نمدزین مجسمهٔ شوش در یک سو تصویر دو گراز در حال تاخت در نیزار را نشان می دهد و در سوی دیگر، دو گراز در دو طرف نگارههای مربع شکل را (که به نوشته گیرشمن ، این مربع در گذشته برای نمودن آب کشیده می شده است) ، افزون بر گرازها در هر دو سو نیز یک مرغ ماهیخوار در حال پرواز دیده می شود. نقش نمدزین اسب ماکور، حیوانی است مانند سگ شکاری با آهو و پرندگان و گل و بتونه .
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 35 |
مقدمه
هنرهای سنتی، مجموعه هنرهای،اصیل ،بومی و مردمی هر کشور است که ریشه های عمیق و استوار در اعتقادات و باورداشت ها ، آداب ، عادات، رسوم ، سنن و در مجموع فرهنگ معنوی جامعه دارد.
هنرهای سنتی ایران گروهی از هنرهای پر پیشینه کشورمان نظیر صنایع دستی ، خط و خوشنویسی ، معماری سنتی ، موسیقی سنتی ، نمایش های سنتی (منجمله تعزیه) ، لباسهای سنتی ، و ... را شامل می شود که هریک برای خود جایگاه خاص و ویژه ای داشته و دارد و در طول تاریخ با تحولات و فراز و فرودهای متعددی روبه رو بوده و در حال حاضر هم تبلور عینی فرهنگ و هنر اصیل و پر مایه ایران اسلامی است.
بدون شک صنایع دستی شاخص ترین هنر سنتی ایران است ولی هر یک از دیگر هنرهای سنتی نیز به سهم خود دارای ارزش و اعتبار خاص و ویژه ای بوده که اطلاع و آگاهی از دقایق و ظرایف آن برای همگان و به ویژه پویندگان راه هنر و فرهنگ کشورمان ضروری است.
بر اساس آخرین تعریفی که از هنرهای سنتی ، توسط فرهنگستان هنر به عمل آمده است : (هنرهای سنتی ) ، هنرها و صنایع بدیعی است که جوهر آن برگرفته از مبدإ و حیاتی بوده و دارای صورتی متناسب با آن گوهر است و تاسیس آن به نحوی به اولیاء دین و یا تجلیات باطنی هنرمندان مربوط می شود و طی قرون متمادی از طریق هنر مندان و هنروران با حفظ آداب معنوی ، سینه به سینه به عنوان میراثی گرانقدر به ما رسیده است هنرهایی که افزون بر اصول ثابت ، دارای فروغ متغیری است که سبب تطبیق آن با شرایط هر دوره شده است.
آشنایی با صنایع دستی
صنایع دستی چیست؟
در کلیه ی کشورهای جهان ، بدون استثناء صنایع، به چهار دسته صنایع سنگین ، سبک ، کوچک ، و دستی تقسیم می شود که هر یک دارای خصوصیاتی منحصر به خود است و برای شناخت بیشتر صنایع دستی و اهمیت آن می بایست بدواًتعاریف ، ویژگیها و دامنه ی عمل رشته های مختلف این صنعت خاص مورد بررسی قرار گیرد.
١- صنایع سنگین: صنایع سنگین که زمینه ساز توسعه اقتصادی هر کشور است و از آن به عنوان « صنایع مادر» یا «صنایع کلیدی » نیز یاد می شود نیازمند سرمایه گذاری بسیار زیاد ، ماشین آلات وتجهیزات عمده و نیروی انسانی برخوردار از تخصص های فنی بالا است نظیر صنایع نفت، پترو شیمی ، مس ، آلومینیوم ، ذوب آهن و...
٢- صنایع سبک : صنایع سبک که در مقایسه با صنایع سنگین نیازمند تجهیزات کمتر و به همان نسبت سرمایه ی کمتر و نیروی انسانی با تخصص های نسبتا پایین تر است ، در واقع حد فاصل صنایع سنگین و صنایع کوچک محسوب می شود و لازمه ی استقرار آن بهره گیری از ماشین آلات خودکار و نیمه خودکار بوده و بیشتر صنایع نساجی ، چرم ، پوست ، مواد غذایی ، وسایل الکتریکی خانگی و ... را تحت پوشش قرار می دهد.
٣- صنایع کوچک : صنایع کوچک به طور عمده حالت کارگاهی دارد و علاوه بر شهر ها قابل استقرار در روستاهاست در مقایسه با صنایع سبک به نیروی انسانی کمتر و تجهیزات و وسایل محدود تری نیاز دارد و محتاج سرمایه گذاری زیاد نیست. در این رشته از صنعت ، بخشی از کار تولید توسط ماشین قسمتی دیگر توسط نیروی بدنی کارگران انجام می شود و صنایعی نظیر بلوک زنی ، تراشکاری ، پیچ و مهره سازی ، پلاستیک سازی ، عینک سازی ، کفش ماشینی و... را در بر می گیرد.
٤- صنایع دستی : صنایع دستی که می تواند هم حالت کارگاهی و هم حالت خانگی داشت باشد همانند صنایع کوچک قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد وبدون نیاز به تکنولوژی پیشرفته بیشتر متکی به متخصص های بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه ی مورد مصرف آن از داخل کشور قابل تهیه و تامین است.
افزون بر این ، صنایع دستی دارای ویژگیهای هنری و مصرفی به طور توامان بوده و علاوه بر داشتن جنبه های مصرفی قوی ، برخوردار از بینش ، ذوق ، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع می توان آن را یک« هنر –صنعت » نامید. چرا که هم ویژه گیهای یک صنعت را داراست و هم ضمن برخورداری از خصوصیات هنری ، هنر محض محصوب نمی شود و به پشتوانه ی کار آیی های مصرفیش و از آنجا که قابلیت تولید و تکرار دارد بیشتر جزو گروه هنرهای کاربردی قرار می گیرد.
الف: تعاریف صنایع دستی :
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
مقدمه
هنرهای سنتی، مجموعه هنرهای،اصیل ،بومی و مردمی هر کشور است که ریشه های عمیق و استوار در اعتقادات و باورداشت ها ، آداب ، عادات، رسوم ، سنن و در مجموع فرهنگ معنوی جامعه دارد.
هنرهای سنتی ایران گروهی از هنرهای پر پیشینه کشورمان نظیر صنایع دستی ، خط و خوشنویسی ، معماری سنتی ، موسیقی سنتی ، نمایش های سنتی (منجمله تعزیه) ، لباسهای سنتی ، و ... را شامل می شود که هریک برای خود جایگاه خاص و ویژه ای داشته و دارد و در طول تاریخ با تحولات و فراز و فرودهای متعددی روبه رو بوده و در حال حاضر هم تبلور عینی فرهنگ و هنر اصیل و پر مایه ایران اسلامی است.
بدون شک صنایع دستی شاخص ترین هنر سنتی ایران است ولی هر یک از دیگر هنرهای سنتی نیز به سهم خود دارای ارزش و اعتبار خاص و ویژه ای بوده که اطلاع و آگاهی از دقایق و ظرایف آن برای همگان و به ویژه پویندگان راه هنر و فرهنگ کشورمان ضروری است.
بر اساس آخرین تعریفی که از هنرهای سنتی ، توسط فرهنگستان هنر به عمل آمده است : (هنرهای سنتی ) ، هنرها و صنایع بدیعی است که جوهر آن برگرفته از مبدإ و حیاتی بوده و دارای صورتی متناسب با آن گوهر است و تاسیس آن به نحوی به اولیاء دین و یا تجلیات باطنی هنرمندان مربوط می شود و طی قرون متمادی از طریق هنر مندان و هنروران با حفظ آداب معنوی ، سینه به سینه به عنوان میراثی گرانقدر به ما رسیده است هنرهایی که افزون بر اصول ثابت ، دارای فروغ متغیری است که سبب تطبیق آن با شرایط هر دوره شده است.
آشنایی با صنایع دستی
صنایع دستی چیست؟
در کلیه ی کشورهای جهان ، بدون استثناء صنایع، به چهار دسته صنایع سنگین ، سبک ، کوچک ، و دستی تقسیم می شود که هر یک دارای خصوصیاتی منحصر به خود است و برای شناخت بیشتر صنایع دستی و اهمیت آن می بایست بدواًتعاریف ، ویژگیها و دامنه ی عمل رشته های مختلف این صنعت خاص مورد بررسی قرار گیرد.
١- صنایع سنگین: صنایع سنگین که زمینه ساز توسعه اقتصادی هر کشور است و از آن به عنوان « صنایع مادر» یا «صنایع کلیدی » نیز یاد می شود نیازمند سرمایه گذاری بسیار زیاد ، ماشین آلات وتجهیزات عمده و نیروی انسانی برخوردار از تخصص های فنی بالا است نظیر صنایع نفت، پترو شیمی ، مس ، آلومینیوم ، ذوب آهن و...
٢- صنایع سبک : صنایع سبک که در مقایسه با صنایع سنگین نیازمند تجهیزات کمتر و به همان نسبت سرمایه ی کمتر و نیروی انسانی با تخصص های نسبتا پایین تر است ، در واقع حد فاصل صنایع سنگین و صنایع کوچک محسوب می شود و لازمه ی استقرار آن بهره گیری از ماشین آلات خودکار و نیمه خودکار بوده و بیشتر صنایع نساجی ، چرم ، پوست ، مواد غذایی ، وسایل الکتریکی خانگی و ... را تحت پوشش قرار می دهد.
٣- صنایع کوچک : صنایع کوچک به طور عمده حالت کارگاهی دارد و علاوه بر شهر ها قابل استقرار در روستاهاست در مقایسه با صنایع سبک به نیروی انسانی کمتر و تجهیزات و وسایل محدود تری نیاز دارد و محتاج سرمایه گذاری زیاد نیست. در این رشته از صنعت ، بخشی از کار تولید توسط ماشین قسمتی دیگر توسط نیروی بدنی کارگران انجام می شود و صنایعی نظیر بلوک زنی ، تراشکاری ، پیچ و مهره سازی ، پلاستیک سازی ، عینک سازی ، کفش ماشینی و... را در بر می گیرد.
٤- صنایع دستی : صنایع دستی که می تواند هم حالت کارگاهی و هم حالت خانگی داشت باشد همانند صنایع کوچک قابلیت استقرار در شهر و روستا را دارد وبدون نیاز به تکنولوژی پیشرفته بیشتر متکی به متخصص های بومی و سنتی است و قسمت اعظم مواد اولیه ی مورد مصرف آن از داخل کشور قابل تهیه و تامین است.
افزون بر این ، صنایع دستی دارای ویژگیهای هنری و مصرفی به طور توامان بوده و علاوه بر داشتن جنبه های مصرفی قوی ، برخوردار از بینش ، ذوق ، اندیشه و فرهنگ تولید کننده نیز هست و در مجموع می توان آن را یک« هنر –صنعت » نامید. چرا که هم ویژه گیهای یک صنعت را داراست و هم ضمن برخورداری از خصوصیات هنری ، هنر محض محصوب نمی شود و به پشتوانه ی کار آیی های مصرفیش و از آنجا که قابلیت تولید و تکرار دارد بیشتر جزو گروه هنرهای کاربردی قرار می گیرد.
الف: تعاریف صنایع دستی :
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 150 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
متن این مقاله مبتنی بر یادداشت هایی است که نویسنده برای دو گفتاردر بارهء «شعر فارسی در دوران مشروطیت» تهیه کرده بود:
گفتار نخست طی یک برنامهء اینترنتی در « تالار فرهنگ و گفتگو» عرضه شده بود و گفتار دوم، سخنانی بود که در تاریخ 14 اکتبر 2006، به مناسبت «جشن بزرگرداشت صدمین سال مشروطیت ایران» در حومهء پاریس ایراد شد. این جشن که همراه با سخنرانی های متعددی در باره مشروطیت بود طی سه هفتهء متوالی از سوی «انجمن ایرانیان مقیم وال دو مارن » برگزار می شد.
شعر فارسی در دوران مشروطیت
پیش از آن که افکار تجدد خواهانه و آزادی طلب بر علیه استبداد قاجاری و جامعهء قرون وسطایی ایران در شعر فارسی تبلور یابد، زمینه های فکری اندیشه های جدید که متأثر از انقلاب صنعتی و تحولات جامعهء اروپا و به خصوص انقلاب کبیر فرانسه بود ، ابتدا به وسیلهء نویسندگان و متفکران و روشنفکرانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان ، جلال الدین میرزا قاجار، میرزا یوسف مستشار الدوله ، میرزا جعفر قراچه داغی، طالبوف تبریزی، زین العابدین مراغه ای، میرزا آقاخان کرمانی ، میر زا آقا تبریزی و دیگران ـ که افکار خود را در رسالات و مقالات متعدد و به شکل های گوناگون عرضه می کردند ـ به وجود آمد.
در این میان کسانی همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده ، میرزا آقاخان کرمانی و زین العابدین مراغه ای (در سیاحتنامهء ابراهیم بیک ) خود به نقد ِ ادبیات گذشته پرداختند و برای نخستین بار بر ضرورت رئالیسم ِ اجتماعی در ادبیات و دید و نگاه انتقادی از اوضاع نابسامان جامعه و به طور خلاصه به نقش روشنگر و آگاهی دهندهء شعر به عنوان یک رسانهء بسیار مهم فرهنگی و هنری تأکید ورزیدند.
خودِ میرزا فتحعلی آخوند زاده با نوشتن نمایشنامه ها و میرزا آقاخان کرمانی با سرودن شعرهای اجتماعی و سیاسیاز «ژانر» های ادبی مثل نمایشنامه و انواع شعر که از نظر مضمون در ایران سابقه ای نداشت ، نمونه هایی به دست دادند.
این نویسندگان و روشنفکران که درواقع پیام آوران و بشارت دهندگان دنیای جدید و منادیان افول استبداد و خود رأیی دنیای کهن بودند ، با طرح چشم اندازهای جدید ِ اندیشگی و بر بنیادِ آرمانشهر متکی بر قانون و آزادی و حاکمیت ملی ، درواقع ، آبشخور فکری و فرهنگی و زیباشناسی و سرچشمهء ایدآل های شعر مشروطه را در ایران فراهم کردند.
بر این زمینه بود که شعر مشروطه و کمابیش شاعران این دوره بر سه عنصر قانون و آزادی و حاکمیت ملی تأکید می ورزیدند و ستایشگر آن بودند.
زبان شعر مشروطیت
زبان شعر دوران مشروطیت تکیه بر زبان و طرز و شیوهء ِ مکتبی دارد که در اواخر دوران زندیه و اوائل دوران قاجار در برابر مکتب یا «سبک هندی» در شعر فارسی پدیدار شد و به «مکتب بازگشت» مشهور است.
مقصود از «مکتب بازگشت » ، همانا بازگشتن به زبان وسبک و روش شاعران سدهء چهارم و پنجم و ششم هجری بود.
برای توضیح این مطلب، یک اشارهء کوتاه وکلیّ به چهارسبک مشهور شعر فارسی یعنی «سبک ها»ی: خراسانی ، عراقی ، هندی و سرانجام «سبک بازگشت» ضروری ست.
می دانیم که شعر فارسی در خراسان بزرگ و ماوراء النهر یا میان دورود( یعنی ترکمنستان و تاجیکستان و ازبکستان فعلی) در دربار طاهریان و سامانیان و نیز در دربار یعقوب لیث صفاری در سیستان آغاز به رشد کرد و ریشه دوانید.
یعنی از آغاز نخستین جنبش های استقلال طلبانهء سلسله های ایرانی بر ضد حاکمیت خلفای عرب.
این سخن سیستانی ِ بزرگ یعنی یعقوب لیث صفاری مشهور است ، هنگامی که به شاعران ِ ایرانی ِ عربی سُرای خود گفت :
«به زبانی که من اندر نیابم چرا باید گفتن ؟»
(نقل از چهارمقالهء نظامی عروضی).
نظامی عروضی در چهارمقاله می گوید : پس از این جمله بود که شاعران به سرودن قصاید فارسی پرداختند.
و این سنت با پیدایی شاعران بزرگی همچون شهید بلخی و رودکی سمرقندی تداوم یافت تا به دوران پادشاه ترک زاده و ترک نژاد غزنوی یعنی به سلطان محمود رسید و دربار اورا به بزرگترین قصیده سرایان ِ کلّ ِ تاریخ ایران تبدیل کرد و به این «شاه غازی » ترک که به قول بیهقی« از بهر عباسیان را انگشت به در کرده بود و قرمطی می جُست» و می کشت و بدین گونه خود را شمشیرزن و «دین گستر» خلفای عربِ عباسی می نامید ، افتخار هم عصری با بزرگمرد طوس ، یعنی حکیم ابوالقاسم فردوسی را عنایت کرد. تا آنجا که استاد طوس، شاهنامه ــ یعنی این سند هویت ایرانی و این نجات بخش ِ فرهنگ ایران و زبان فارسی را به او تقدیم داشت. اگرچه «شاه غازی» شایستهء چنین موهبتی نبود.
به هر حال مجموعهء ویژگی های زبانی یعنی وجود ِ واژگان ِ کهن و شرقی زبان فارسی (دری) و نیز ساختمان نحوی زبان و وجود ِ نکاتِ گرامری کهنی که در شعر شاعران قرن سوم هجری یعنی در شعر شاعران ِ برخاسته از خراسان ِ بزرگ و سیستان منعکس است ، سبکی را در شعر فارسی ایجاد کرده که به سبک خراسانی(1) مشهور شده است.
این مکتب شعری ، همراه با جابه جایی های سیاسی و فرهنگی و با برآمدن و تسلط سلسه های گوناگون ترک و انتقال قدرت به نواحی مرکزی و شمالی، و رواج زبان فارسی در این مناطق ، سرمنشاء سبک جدیدی شد به نام «سبک عراقی». (2)
اساس سبک عراقی همان سبک خراسانی ست با این تفاوت که در آن واژه های عربی فراوان تر شده و نیز به دلیل جا به جایی مراکز قدرت و گسترش علوم در حوزه های آموزش علمی و فرهنگی شهرهای مختلف ایران ، واژه های علمی و حِکمی و فلسفی و دینی و نجومی و پزشکی در آثار شاعران وارد شده ورنگ و زنگ یا جلوهء خود را به شعر شاعران سبک عراقی بخشیده است.
برای معرفی نمونه های برجستهء شاعران این سبک می باید از از انوری و سعدی و حافظ و مولوی نام برد و نیز نام خاقانی شروانی و قطران تبریزی و نظامی گنجوی را بر آنان افزود.
البته خاقانی و نظامی را شاعران سبک ترکستانی هم نامیده اند که بیانگر شعبه ای است از سبک عراقی که ریشه و پیوند عمیق خود را ـ خاصه در شعر خاقانی ـ با سبک خراسانی حفظ کرده است.
اما از دوران صفویه به بعد یعنی از اوائل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم سبک تازه ای در شعر فارسی پیدا شد به نام سبک هندی.
این سبک هندی نتیجهء اتفاقات و دگرگونی های سیاسی و ایدئولوژیک مذهبی بود که در روزگار صفویان در ایران به وقوع پیوست و پرداختن به آن در اینجا میسر نیست. تنها می شود به شعر گریزی دربار نورسیدگان متکی به شمشیر قزلباش اشاره کرد که بیش و پیش از هرچیز، دغدغهء رواج وگسترش خونین مذهب تشیع را داشتند و جز به جاعلان حدیث و متشرعان شیعی و مرثیه خوانان و روضه سرایان اعتنایی نمی کردند. وهمین سیاسیت دینی ـ فرهنگی و ایدئولوژیک که با خشونت و بربریت تامّ بر مردم سراسر ایران اعمال می شد بسیاری از اهل فرهنگ و هنر و شعر را از ایران به سوی هند گریزاند!
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 150 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
متن این مقاله مبتنی بر یادداشت هایی است که نویسنده برای دو گفتاردر بارهء «شعر فارسی در دوران مشروطیت» تهیه کرده بود:
گفتار نخست طی یک برنامهء اینترنتی در « تالار فرهنگ و گفتگو» عرضه شده بود و گفتار دوم، سخنانی بود که در تاریخ 14 اکتبر 2006، به مناسبت «جشن بزرگرداشت صدمین سال مشروطیت ایران» در حومهء پاریس ایراد شد. این جشن که همراه با سخنرانی های متعددی در باره مشروطیت بود طی سه هفتهء متوالی از سوی «انجمن ایرانیان مقیم وال دو مارن » برگزار می شد.
شعر فارسی در دوران مشروطیت
پیش از آن که افکار تجدد خواهانه و آزادی طلب بر علیه استبداد قاجاری و جامعهء قرون وسطایی ایران در شعر فارسی تبلور یابد، زمینه های فکری اندیشه های جدید که متأثر از انقلاب صنعتی و تحولات جامعهء اروپا و به خصوص انقلاب کبیر فرانسه بود ، ابتدا به وسیلهء نویسندگان و متفکران و روشنفکرانی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان ، جلال الدین میرزا قاجار، میرزا یوسف مستشار الدوله ، میرزا جعفر قراچه داغی، طالبوف تبریزی، زین العابدین مراغه ای، میرزا آقاخان کرمانی ، میر زا آقا تبریزی و دیگران ـ که افکار خود را در رسالات و مقالات متعدد و به شکل های گوناگون عرضه می کردند ـ به وجود آمد.
در این میان کسانی همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده ، میرزا آقاخان کرمانی و زین العابدین مراغه ای (در سیاحتنامهء ابراهیم بیک ) خود به نقد ِ ادبیات گذشته پرداختند و برای نخستین بار بر ضرورت رئالیسم ِ اجتماعی در ادبیات و دید و نگاه انتقادی از اوضاع نابسامان جامعه و به طور خلاصه به نقش روشنگر و آگاهی دهندهء شعر به عنوان یک رسانهء بسیار مهم فرهنگی و هنری تأکید ورزیدند.
خودِ میرزا فتحعلی آخوند زاده با نوشتن نمایشنامه ها و میرزا آقاخان کرمانی با سرودن شعرهای اجتماعی و سیاسیاز «ژانر» های ادبی مثل نمایشنامه و انواع شعر که از نظر مضمون در ایران سابقه ای نداشت ، نمونه هایی به دست دادند.
این نویسندگان و روشنفکران که درواقع پیام آوران و بشارت دهندگان دنیای جدید و منادیان افول استبداد و خود رأیی دنیای کهن بودند ، با طرح چشم اندازهای جدید ِ اندیشگی و بر بنیادِ آرمانشهر متکی بر قانون و آزادی و حاکمیت ملی ، درواقع ، آبشخور فکری و فرهنگی و زیباشناسی و سرچشمهء ایدآل های شعر مشروطه را در ایران فراهم کردند.
بر این زمینه بود که شعر مشروطه و کمابیش شاعران این دوره بر سه عنصر قانون و آزادی و حاکمیت ملی تأکید می ورزیدند و ستایشگر آن بودند.
زبان شعر مشروطیت
زبان شعر دوران مشروطیت تکیه بر زبان و طرز و شیوهء ِ مکتبی دارد که در اواخر دوران زندیه و اوائل دوران قاجار در برابر مکتب یا «سبک هندی» در شعر فارسی پدیدار شد و به «مکتب بازگشت» مشهور است.
مقصود از «مکتب بازگشت » ، همانا بازگشتن به زبان وسبک و روش شاعران سدهء چهارم و پنجم و ششم هجری بود.
برای توضیح این مطلب، یک اشارهء کوتاه وکلیّ به چهارسبک مشهور شعر فارسی یعنی «سبک ها»ی: خراسانی ، عراقی ، هندی و سرانجام «سبک بازگشت» ضروری ست.
می دانیم که شعر فارسی در خراسان بزرگ و ماوراء النهر یا میان دورود( یعنی ترکمنستان و تاجیکستان و ازبکستان فعلی) در دربار طاهریان و سامانیان و نیز در دربار یعقوب لیث صفاری در سیستان آغاز به رشد کرد و ریشه دوانید.
یعنی از آغاز نخستین جنبش های استقلال طلبانهء سلسله های ایرانی بر ضد حاکمیت خلفای عرب.
این سخن سیستانی ِ بزرگ یعنی یعقوب لیث صفاری مشهور است ، هنگامی که به شاعران ِ ایرانی ِ عربی سُرای خود گفت :
«به زبانی که من اندر نیابم چرا باید گفتن ؟»
(نقل از چهارمقالهء نظامی عروضی).
نظامی عروضی در چهارمقاله می گوید : پس از این جمله بود که شاعران به سرودن قصاید فارسی پرداختند.
و این سنت با پیدایی شاعران بزرگی همچون شهید بلخی و رودکی سمرقندی تداوم یافت تا به دوران پادشاه ترک زاده و ترک نژاد غزنوی یعنی به سلطان محمود رسید و دربار اورا به بزرگترین قصیده سرایان ِ کلّ ِ تاریخ ایران تبدیل کرد و به این «شاه غازی » ترک که به قول بیهقی« از بهر عباسیان را انگشت به در کرده بود و قرمطی می جُست» و می کشت و بدین گونه خود را شمشیرزن و «دین گستر» خلفای عربِ عباسی می نامید ، افتخار هم عصری با بزرگمرد طوس ، یعنی حکیم ابوالقاسم فردوسی را عنایت کرد. تا آنجا که استاد طوس، شاهنامه ــ یعنی این سند هویت ایرانی و این نجات بخش ِ فرهنگ ایران و زبان فارسی را به او تقدیم داشت. اگرچه «شاه غازی» شایستهء چنین موهبتی نبود.
به هر حال مجموعهء ویژگی های زبانی یعنی وجود ِ واژگان ِ کهن و شرقی زبان فارسی (دری) و نیز ساختمان نحوی زبان و وجود ِ نکاتِ گرامری کهنی که در شعر شاعران قرن سوم هجری یعنی در شعر شاعران ِ برخاسته از خراسان ِ بزرگ و سیستان منعکس است ، سبکی را در شعر فارسی ایجاد کرده که به سبک خراسانی(1) مشهور شده است.
این مکتب شعری ، همراه با جابه جایی های سیاسی و فرهنگی و با برآمدن و تسلط سلسه های گوناگون ترک و انتقال قدرت به نواحی مرکزی و شمالی، و رواج زبان فارسی در این مناطق ، سرمنشاء سبک جدیدی شد به نام «سبک عراقی». (2)
اساس سبک عراقی همان سبک خراسانی ست با این تفاوت که در آن واژه های عربی فراوان تر شده و نیز به دلیل جا به جایی مراکز قدرت و گسترش علوم در حوزه های آموزش علمی و فرهنگی شهرهای مختلف ایران ، واژه های علمی و حِکمی و فلسفی و دینی و نجومی و پزشکی در آثار شاعران وارد شده ورنگ و زنگ یا جلوهء خود را به شعر شاعران سبک عراقی بخشیده است.
برای معرفی نمونه های برجستهء شاعران این سبک می باید از از انوری و سعدی و حافظ و مولوی نام برد و نیز نام خاقانی شروانی و قطران تبریزی و نظامی گنجوی را بر آنان افزود.
البته خاقانی و نظامی را شاعران سبک ترکستانی هم نامیده اند که بیانگر شعبه ای است از سبک عراقی که ریشه و پیوند عمیق خود را ـ خاصه در شعر خاقانی ـ با سبک خراسانی حفظ کرده است.
اما از دوران صفویه به بعد یعنی از اوائل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم سبک تازه ای در شعر فارسی پیدا شد به نام سبک هندی.
این سبک هندی نتیجهء اتفاقات و دگرگونی های سیاسی و ایدئولوژیک مذهبی بود که در روزگار صفویان در ایران به وقوع پیوست و پرداختن به آن در اینجا میسر نیست. تنها می شود به شعر گریزی دربار نورسیدگان متکی به شمشیر قزلباش اشاره کرد که بیش و پیش از هرچیز، دغدغهء رواج وگسترش خونین مذهب تشیع را داشتند و جز به جاعلان حدیث و متشرعان شیعی و مرثیه خوانان و روضه سرایان اعتنایی نمی کردند. وهمین سیاسیت دینی ـ فرهنگی و ایدئولوژیک که با خشونت و بربریت تامّ بر مردم سراسر ایران اعمال می شد بسیاری از اهل فرهنگ و هنر و شعر را از ایران به سوی هند گریزاند!
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 204 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
فهرست مطالب
مقدمه
نقش تزئین
سفالینه با تزئین تقلید زرین فام
ساخت و تزئین
سفالینه زرین فام دوره متاخر قرن دهم الی چهاردهم
روش ساختن سفالینه
نتیجه گیری
مقدمه:
زمانی که بشر به استفاده از ظروف سفالین پرداخت، دست ساخته هایش بسیار ابتدائی و عاری از هر گونه تزئین یا پوشش لعاب بود، ولی بتدریج که ذوق و سلیقه و حسن زیبائی شناسی قوت گرفت ظروف سفالین به نقوش گوناگون و سپس به پوشش لعاب آرایش داده شد.
کاوشهای باستانشناسی در محوطه های باستانی ایران موید آن است که تسلسل و تکامل ساخت ظروف بی لعاب در قرون متمادی حفظ گردیده و هنرمندان سفالگر با پیشرفت هنر سفلگری همزمان و در کنار ظروف سفالین لعابدار در ظروف بی لعابدار در ظروف بی لعاب نیز مبتکر بوده و این شیوه و سنت را تا به امروز حفظکرده اند. وفور ظروف بی لعاب به نسبت انواع دیگر سفالینه بعلت کاربرد این نوع سفالینه در زندگی توده مردم بوده است.
تاریخ گذاری ظروف بی لعاب اوایل اسلام بعلت ادامه سنت سفالگری ساسانی ، بسیار مشکل است و بدین سبب متخصصان این نوع سفالینه را عرب ساسانی نامیده اند.
پس از سقوط امپراتوری ساسانیان ( سال 622 میلادی ) و گرایش ایرانیان بدین مبین اسلام قسمتهائی از این سرزمین تا مدتها تحت تاثیر شیوه های هنری گذشته قرار داشته است که از آنجمله ناحیه دریای خزر می باشد. در این منطقه روش و سنت هنر ساسانی بویژه در زمینه فلز کاری و سفالگری ادامه یافته و ظروف سفالین بشیوه متقدم ساخته می شده است. حفریات باستانشناسی در ناحیه دریای خزر که محوطه های باستانی بیشماری را در بر میگیرد . کشف ظروف سفالین اواخر ساسانی و اوایل اسلامی و قابل مقایسه بودن آنها این نظریه را اثبات می نماید.
پژوهشهای باستانشناسی سالهای اخیر در مراکز تمدنهای اسلامی ایران چون : نیشابور ، ری، جرجان، سیراف، استخر، تخت سلیمان، سلطانیه، فسا، غبیرا و شوش که در ادوار اسلامی از آبادانی و ثروت برخوردار بوده اند شناخت باستانشناسان را در تکامل سفالینه بی لعاب تا حدی آسانتر کرده است. سفالینه بی لعاب اسلامی بسیار متنوع و از جهات مختلف مانند خمیر، شکل و تزئین قابل بررسی است.
خمیر:
گل خمیر که در ساخت ظروف سفالین بی لعاب بکار برده شده برنگهای نخودی، قرمز و خاکستری است، که بصورت نرم و سخت ساخته شده است.
شکل:
سفالگران اسلامی در ساخت ظروف بی لعاب از شکلهای گوناگون استفاده نموده و ساخت بعضی از ظروف مانند کوزه در ادوار مختلف بیک شکل ادامه داشته است، بطوریکه شناخت و تاریخ گذاری این نوع ظروف تا حدودی مشکل شده است.
مهمترین گروه سفالینه بی لعاب را خمره، کوزه و آبخوری تشکیل می دهد که عموما با خمیر قرمز یا نخودی ساخته می شده و در اغلب کاوشهای باستانشناسی محوطه های اسلامی، به وفور یافت شده است.
اشکال ظروف شامل: خمره، کوزه، آبخوری، کاسه، پیاله، بشقاب، گلدان، قمقمه و دیگر انواع ظروف سفالین مورد نیاز روز مره زندگی بوده که هر یک با ویژگیهای مشخص از نظر بدنه، دسته، پایه و لبه ساخته می شدند.
نقش تزئین:
زیبائی خاصی که نقوش متفاوت و تزئینات گوناگون به سفالینه بی لعاب می بخشد مهارت و استادی سفالگران ادوار مختلف اسلامی را کاملا روشن می سازد. نقوش تزئینی سفالینه بی لعاب از نظر تکنیک به چند دسته تقسیم می شود:
الف – نقش کنده
تکنیک نقش کنده در سفالگری ایران سابقه طولانی داشته و از ابتدای سفالگری از نقش کنده برای تزئین سفالینه استفاده می شده است. تداوم این تکنیک که تا امروز نیز استمرار یافته در اغلب مراکز سفالگری با شیوه های تقریبا یکسان حفظ شده است.
نقش کنده روی سفالینه بی لعاب متنوع و شامل. نقوش هندسی، موجی، زیگزاکی، نقطه چین، خطوط موازی و عمودی و نقوش گیاهی بوده که اغلب روی بدنه و گردن ظروف را آرایش داده است. بنابر این نقش کنده از متداولترین تزئینات کارگاههای سفالگری بوده که از اوایل دوره اسلامی تا قرن سیزدهم بدون وقفه ادامه داشته است.
|
|
|
|
ب – نقش افزوده
نوع دیگر آرایش سفالینه بی لعاب نقش افزوده است. با این ترتیب که پس از ساخت سفالینه تزئین را که بصورت نقشی جداگانه ساخته شده به بدنه ظرف متصل می ساختند نقوش اغلب بصورت طرحهای هندسی، گیاهی و در بعضی موارد طرحهائی از انسان و حیوان بوده که بصورت قطعات خمیر کوچک به ظورف سفالین الصاق می شده است از این نوع تزئین معمولا جهت آرایش قسمت فوقانی بدنه استفاده می شده است. نقش افزوده با توجه به ذوق و سلیقه هنرمندان سفالگر در اغلب مراکز سفالگری متداول بوده بخصوص در قرون 3 الی 7 هجری این روش بسیار متداول و رایج بوده است.
ج- نقش قالب زده
زیباترین تزئین سفالینه بی لعاب نقش قالب زده است. نقوش و طرحهای قالب زده که از قالبی با نقشی منفی بدست می آید زیبائی خاصی را دارا می باشد. همانطور که در تکنیک سفالگری بحث خواهد شد، قالب منفی اصلی از جنس سفالینه سخت یا سنگ ساخته شده و نقوش مورد نظر هنرمند بروی آن کنده یا حک می شود، سپس ظروف سفالین آماده شده داخل آن قرار گرفته و نقش قالب بر روی آن بطور معکوس نقش میبندد.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 113 |
پیشگفتار:
مطلبی که به دنبال می آید، رساله نظری نگارنده است. این تحقیق به بررسی نگاه، جایگاه دیدن و فرآیند بینایی در هنر عکاسی می پردازد.
از گذشته تا کنون برای نگارنده این سوال مطرح بود که عکاس به عنوان هنرمند چگونه جهان رودرروی خود را گزینش میکند. این دغدغه از ابتدای تحصیل ذهن مرا به خود مشغول کرد. در سال آخر تحصیل هنگامی که جهت انتخاب پروژه پایاننامه به استاد راهنمایم رجوع کردم، موضوع خود را به ایشان گفته و ایشان عنوان نگاه و معنا در عکاسی را برای من انتخاب کردند و از من خواستند تا به مطالعه این موضوع بپردازم. پس از یافتن چند منبع و پیگیری در مورد چند عکاس و چند نظریه پرداز در حوزه هنر و عکاسی موضوع پیشنهادی را پذیرفتم و شروع به فعالیت کردم.
رسالة مذکور دارای بحث بنیادی و نظری است. عکاسان هنگام ثبت عکسهای خود به جهان بیرون از دوربین و یا به تعبیری به جهان رودرروی دوربین از طریق اندیشة درونی و عنصر بینایی یعنی چشمها دست می یابند. هنر عکاسی هنر عینی است و در مرحله رؤیت، عکاس تصویر خود را ثبت می کند – در این فرآیند چشمها عمل نمی کند بلکه جهان، جهان عکاس که همان گذشته، حال و تجربیات و نحوة اندیشیدن اوست که در سطح عکسها مؤثر است. مبنای این تحقیق نظری بر دو مسئله دستگاه بینایی و لحظة رویت و گزینش کادر و ثبت تصویر استوار است.
تحقیق شامل یک چکیده، پیشگفتار و مقدمه ای در باب عکاسی و پنج فصل تحت عنوان دستگاه بینایی و دیدن در عکاسی – خواستگاه عکاس، گزینش کادر و زیبایی شناسی عکس می باشد. در پایان یک فهرست منابع و مآخذ و یک گزارش عملی درج شده است. نگارنده خود معتقد است که این دو مقالة نظری پیچیده، اما در عین حال مهماند. نظریه ژاک لکان درباره فرآیند بینایی و نظریة رولان بارت در زمینة عکاسی همچنان برای من سنگین، اما قابل احترام است. بدیهی است می بایستی حوزة مطالعات دانشجویان عکاسی و همچنین خودم گسترش یابد تا این گونه موارد را بیشتر درک کنیم.
اندیشه انتقادی در باب عکاسی در سدهی بیستم، بحثهایی در قبال قبول عکاسی به عنوان یک شکل هنری درابتدای این قرن، آثاری در بارة تأثیر عکاسی بر رسانههای هنری قدیمیتر، تحول تاریخ این رسانه و آثار آخر نویسندگان و در راستای ارائهی نظریهی در باره این رسانه را در بر میگیرد.
بسیاری از آثار متأخر در زمینة عکاسی معطوف به جریانهای گوناگون اندیشهی پسیمدرن در راستای شالودهشکنیمدرنیسم در هنر است.
در نظر نویسندگان و هنرمندانی که این آثار اخیر را عرضه کردهاند، پسی مدرنیسم را بحرانی در فرآیند بازنمایی غربتعریف کرد و عکاسی نقش بسیار مهمی را در آن ایفا کرده است.
بسیاری از نظریهپردازان مطرح حوزهی عکاسی را به خاطر سرشت بینا رشتهاییاش مورد توجه قرار میدهند. شاید تنها خصلت غالب این رسانه انعطافپذیریاش باشد. این نکته با کاربردهای گوناگون این رسانه در عرصة فرهنگروشن میشود. کاربردهایی که تنها بخش اندکی از آنها وجهی هنری دارند.
نخستین تاریخ جامع عکاسی بو مونت نیوهال بود. به عنوان کاتالوگ نمایشگاهی در «موزه هنر مدرن» با نام «عکاسی: 1937-1839» نوشته بود، که نقش بسیار مهمی در مورد پذیرش قرارگرفتن عکاسی به عنوان یک شکل هنری مشروع ایفاکرد.
در اوایل سده بیستم، شکافی میان دو گونه عکاسی در آمریکا پدید آمد؛ گونهیی که از خصلت اجتماعی این رسانه بهرهمیگرفت و گونهئی که با برداشت نابگرایانهی عکاسی «هنری» همخوان بود.
این شکاف موجود میان عکاسی هنری و عکاسی مستند رویارویی دو اسطورهی عامیانه یکی نمادگرا و دیگریواقعگراست.
در کار نابگرایان، از آن جا که هنر بیان حقیقت درونی به شمار میرود عکاسی یک نهان بین است. اما در عکاسیمستند عکاس یک شاهد و عکس گزارشی از حقیقت تجربی است.
در اروپا عکاسان اجتماعی، کارشان را بر پایهی واقع گرایی طبقاتی استوار کرده بودند. والتر بنیامین از نخستیننظریهپردازانی بود که در بستری سیاسی در باره عکاسی دست به قلم برد. او تأثیر تکنولوژی بر شاخههای مختلف هنر را مورد توجه قرار داده است. با تکثیر مکانیکی که به واسطة عکاسی امکانپذیر شد اقتدار اثر هنری، یا به تعبیر بنیامین«هاله»ی بیهمتای آن از بین میرود. حال انبوه نسخههای بدل جای نسخهی اصل را میگیرد. یکی از عمیقترین عواقب تکثیر مکانیکی برای هنر که بنیامین در مقابله خود به آن پرداخته رسیدن به این تصور میباشد که هنر دیگر مبتنیبر آئین نبوده، بلکه بر پایهی سیاست استوار شده است. اساس این تصور را کاهش فاصلهی موجود میان بیننده و اثرهنری تشکیل میداد. با افزایش دسترسپذیری اثر هنری، ارزش آئینی آن کاهش مییابد.
سرآغاز اندیشهی پسیمدرن در هنر را میتوان در ساختارگرایی و پساساختارگرایی به ویژه در نوشتههای رولان بارت یافت. نوشتههای بارت اهمیت خاصی در زمینهی عکاسی و تکوین یک «نظریهی عکاسی» دارند. بارت در مقالهی «پیامعکاسانه» (1961) «نوع» خاصی از عکاسی یعنی عکاسی مطبوعات را مورد بررسی قرار میدهد. جریانهای تازه دنیای هنردر اواخر دههی هفتاد عکاسی را در محور نقدهای خود بر مقولهی «بازنمایی» قرار دادند. این روی کرد متخصصان هنرمفهومی به عکاسی در اواخر دههی شصت و در دههی هفتاد، اساساً از اشتیاقی مدرنیستی به خلق هنری نشأتمیگرفت که برداشتهای سنتی از ماهیت هنر را متزلزل میسازد.
«دامنهی تأثیرگذاری هنر مفهومی حوزههای سنتیتر عکاسی را نیز فرا گرفت. اگرچه عکاسی به عنوان یک شکل هنریمدرنیستی پذیرفته شده بود، مقتضیات این هدف، یعنی خلوص و خودآئینی عکاسی به عنوان یک رسانه، دیگر از جملهمسائل مطرح در دنیای هنر به شمار نمیرفتند. جالب آن که توجه فزاینده به این رسانه به نوبهی خود ارزش اقتصادیآن در دنیای هنر را افزایش داده است. محوریتیابی عکاسی به این معنا است که عکاسی دیگر چون گذشته در دنیای هنر غریبه نیست. در دههی هشتاد دنیای هنر به طرز فزایندهیی به عکاسی به عنوان راهی برای برقراری تماس تازهیی باامور اجتماعی و درنتیجه به عنوان وسیله برای جانبخشی دوباره به کالبد هنر توجه نشان داد. عکاسی در اکثر آثار ایندوره محملی برای نقد محسوب میشود؛ آثار اولیه سیندی شرمن معطوف به راهیابی به نوع نگاه عکسهای فیلمهایهالیوودی به منظور افشای ایدئولوژی عامل در آنها بود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 543 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
مقدمه
چون ما دوستداران زیبایی هستیم دلی با سادگی و ذهن را بی آنکه مردانگی از دست برود تربیت می کنیم ما پیروان مکتب یونانیم فرهنگ یونان بدان سان به دست ما رسیده از کمال مطلوب آموزش و پرورش و زندگی انسان دوستانه ای که فرهنگ مزبور پی افکنده بود سخن گفته است.
در تفکر یونانیان آنچه آدمی را از همه چیز متمایز می گرداند عقل است و عقل آدمی که استدلال کردن را آموخته باشد برترین پدیده یا کارکردی است که طبیعت آفریده است. یونانیان می گفتند نظام طبیعت و عقل زیبا ساده است و زیبایی اشیاء با شناخت ما از آن ها یکی است. بدین ترتیب زندگی زیبا و دستیابی به روح زیبا در پی پذیرفتن آن جمله معروف یونانی خودت را بشناس می آید.
در یونان انسان ادعا می کند که قدرت ویژه اش که قدرت عقل است او را در مرتبه ای بس فراتر از جانواران قرار می دهد. لیکن ذهن یونانی به طرزی خشک یا رنگ پریده عقل گرای نیست به بیان درست تر هنر یونان با فرهنگ یونان ترکیب فشرده از اضداد و گونه ای هماهنگی میان عاطفة عمیق و نظام منطقی تشکیل می دهد. روشنی و تقارن این هنر سرد نیست بلکه خیره کننده است شکل هایش می تواند دقیق و مطابق اصول ریاضی و در همان حال سرشار از زندگی باشند.
یونان در نقطه مقابل مصر با سطوح کشیده افقی دشت رسوبی میان جلگه های صحرایی و تابش ظاهراً بی تغییر آفتاب کشوری است با جغرافیا و آب هوای متغیر.
خلیج های واقع در خط ساحلی عمیقاً تو رفته و بریده بریدة آن یونان را به سرزمینی نیمه خشک و نیمه دریایی تبدیل مب کند آب بخشانهای کوهستان های این کشور را به چندین واحد کوچک تقسیم می کند. آب و هوای یونان بسیار تند زمستان های سرد و تابستان های خشک و گرم تبدیل می کند. تقریباً همیشه نسیم خنک از دریا می وزد. هوای فوق العاده صاف و جو تقریباً بلورین آن را غالباً لکه های پراکنده ابراز یکدستی در می آورد. یونانیان با علاقه ای که به طبیعت داشتند کوهستان ها، جنگلها، رودها، آسمان و دریا را سکونتگاه خدایان دانسته اند. زئوس پادشاه این قلمرو خدایان را در حال فرمانروایی از فراز بلندترین قله یعنی اولمپ مجسم کرده اند. پرستش طبیعت به پرستش شخصیتها تکامل می یابد. خدایان شکل هایی انسانی به خود گرفته اند که عظمت و نجابت شان را ضعف اخلاقی انسان مبرا نیست به بیان درست تو بر خلاف خدایان مصر و بین النهرین یگانه تفاوت واقعی این خدایان با انسان ها این بود که ایشان فنا ناپذیر بودند. یونانیان خدایان خویش را به صورت انسان ها و انسان های خویش را به صورت خدایان درمی آورند. آفریدن فرد کامل کمال مطلوب یونانیان می باشد. یونانیان یا هلنی ها حاصل در هم آمیزی مردمان اژه ای و مهاجمان هندواروپایی می باشند.
نخستین مهاجمان در حدود 2000 سال پیش از میلاد وارد این منطقه شدند و پس از 1600 پیش از میلاد تمدن میسینی را در شبه جزیده یونان پی افکندند در سده هشتم پیش از میلاد کشورهای جداگانه ای یونان نخستین مسابقات دوستانه و تشریفات میان خود را برگزار کرده بودند اولمپیاد 776 پیش از میلاد یونانیان تاریخ پرست نیز همان واقعه را آغاز تاریخ خویش قرار داده اند.
آتن به طرق گوناگون مظهر و نماد فرهنگ یونانی شده است. بسیاری از ظریف ترین آفریده های تمدن یونان به دست آتنی ها یا کسانی ساخته شده است که پیوند تنگاتنگ با آتن و سنتهای آن داشتند. آتن در دوران کوتاه شکفتگی اش به دنبال جنگهای ایران و یونان یک مرکز فعال بازرگانی با جمعیتی در حدود صد هزار نفر بوده تراژدی های اشیل و سوفوکلس که در حضور تماشاگران مشتاق آتنی اجرا می شدند فرد را به صورت موجودی موظف در برابر خدایان و ظهور و سقوط تبت او را به عنوان بازتابی از ستیز میان سرنوشت کورو و نیروی نو یافته عقل مجسم می کردند عناصر ثابت در فرهنگ یونانی عبارت بودند از انسان، طبیعت، عقل و یونانیان خوبی را به معنی هماهنگی میان این سه تلقی می کردند. آنها بر شالوده این اعتقاد اولیه که برای جهانیان تازگی داشت.دستاوردهای عظیم خویش را در عرصه های هنر، شعر، ریاضیات، فلسفه، منطق، تاریخ، و علم را بنا نهادند و این میراثی است که تمدن غرب به نو به خود بر آن بنیاد نهاده شد. یونانیان با کشف انسان مسئاله ثبات و را کشف کردند و آن را فرا روی خویش یافتند انسانها می میرند ولی بشریت می ماند و یونانیان با آنکه در جهت کمال مطلوب بی زمان سیر می کردند. تغییرات را که موجب رشد و تکامل می شوند پذیرفتند. تغییر و تکامل جزو ذاتی فرهنگ یونان بودند همچنان که محافظه کاری جزو ذاتی فرهنگ مصر بود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 123 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 114 |
فهرست مطالب
مقدمه................................... 1
فصل اول:اگر چیزی از موسیقی کلاسیک نمی دانید، از این جا شروع کنید.................................... 3
فصل دوم: عناصر و اجزای موسیقی.......... 15
فصل سوم: صدای سازها.................... 28
فصل چهارم: ارکستر چیست؟................. 38
فصل پنجم: پیوند سازها.................. 57
فصل ششم: موسیقی دانان.................. 63
فصل هفتم: فرم ها و اصطلاحات............. 76
فصل هشتم: باروک........................ 85
منابع.................................. 97
مقدمه
حتماً برای شما پیش آمده که افسوس خورده باشید چرا از فلان موضوع سر در نمی آورید. یادگیری بعضی از موضوع ها سال ها به درازا می انجامد، اما آشنایی با موضوع ها و سردرآوردن از مطالب آن ها کاری است شدنی و آسان. اگر در مورد موسیقی کلاسیک هم چنین احساسی داشته اید، می توانید به منابی مثل این پاان نامه مراجعه کنید.
شاید هم تصور می کنید که با موسیقی کلاسیک آشنایی کافی دارید؛ بسیار خوب می توانید دانسته های خود را با مطالب این پایان نامه مقایسه کنید.
در هر حال، اگرموسیقی کلاسیک را دوست دارید اگر عاشق موسیقی کلاسیک هستید اما به علت آشنایی اندک تان از آن سر در نمی آورید، این پایان نامه برای شماست. اگر از موسیقی کلاسیک اصلاً خوش تان نمی آید باز هم این پایان نامه برای شماست. مطالب ثقیل و کسالت باری را که احتمالاً در بعضی از کتاب ها خوانده اید فراموش کنید. در پایان نامه حاضر اطلاعات مفید و عملی رابه زبان ساده کسب خواهید کرد. بگذارید عده ای از بالای برج عاج سخنرانی کنند، ما توی بالکن یا کنار دستگاه پخش موسیقی می نشینیم و گوش جان میسپاریم به آثاری که سال های سال لذت و رضایت عمیقی به ما می بخشند. ما می خواهیم شما در این لذت با ما سهیم شوید و بعضی از رموز موسیقی را به بیان خیلی ساده دریابید . همچنین شمه ای از ماجراها و نکته های جالب تاریخ موسیقی را برای شما تعریف می کنیم. خلاصه پایان نامه من به شما کمک می کند تا
از همه مهم تر، این پایان نامه به شما کمک می ند که موسیقی کلاسیک را بفهمید و از آن لذت ببرید و اگر هم جایی صحبت موسیقی کلاسیک پیش آمد گلیم خود را از آب بیرون بکشید.
فصل اول
اگر چیزی از موسیقی کلاسیک نمی دانید، از این جا شروع کنید.
دراین فصل
* موسیقی کلاسیک چیست؟
* آشنایی با موسیقی کلاسیک موجب افزایش لذت می شود.
* عناصر موسیقی کلاسیک
* تفاوت موسیقی کلاسیک با سایر انواع موسیقی
* سازمان و تشکیلات موسیقی کلاسیک
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 545 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
مقدمهای بر یک مقدمه
فکر میکنم آنچه مناسب مقدمه است، این است که ببینیمسؤال «گرافیک چیست؟» برای ما چه اهمیتی دارد؟ و دانستن چیستی گرافیک چه ضرورتیدارد؟ ظاهراً ما با این هنر به راحتی تعامل و ارتباط داریم، لذا در ابتدا نیاز بهاین پرسش چندان احساس نمیشود.
اینکه باید بدانیم گرافیک چیست معقول ومنطقی به نظر میرسد ولی دو نکته باعث تشکیک در این "باید" میشود: اول اینکهاساسا گرافیک یک پدیدهی نامکشوف و تازه نیست که چیزی دربارهاش ندانیم و حالابخواهیم از صفر شروع کنیم و با آن سر و کار پیدا کنیم. ما به کارش گرفتهایم و بهعنوان هنرمند و گرافیست با آن خو کردهایم؛ پس چهگونه از چیزی سؤال میکنیم که باآن خو داریم؟
دوم آنکه بعضی خرده میگیرند که چه ضرورتی دارد وقت خود را دراین بحث انتزاعی تلف کنیم و بهتر است سعی خود را بر مهارت در تکنیک و گسترش توانکاربری معطوف کنیم. به عبارتی این گروه قائلاند که ما نیازی به این بحث نداریم، هماز آن جهت که شناخت اجمالی -چندان که رفع نیاز کند- داریم و هم به این دلیل که «کسبمهارت» و «پرورش خلاقیت» مهمتر است و باید همّمان برای ایندو مصروفشود.
اما بنده معتقدم که خیر؛ گرافیک را آنگونه که باید نشناختهایم؛ درواقع شناخت اجمالی، ما را از شناخت تفصیلی و کامل، بینیاز نکرده است. همچنینمهارت و شناخت و تسلط بر تکنیکهای گرافیک، به معنی تسلط و اشراف بر گرافیک نیست. ارجحیت دومی بر اولی از آنروست که گرافیک به مقصودی بهوجود آمده است؛ یعنی بهعنوان یک قالب هنری نیامده که یک قالب هنری باشد. گرافیک بر نیاز دیگری، نازلتر ازاحساس زیبادوستی پا گرفته؛ گرافیک وجود ندارد همچنان که نقاشی وجود دارد، همچنانکه معماری وجود دارد و همچنان که سینما وجود دارد. البته همهی اینها هم مقصودیدارند اما هرکدام به خودی خود، یک هنر مستقل و اصیلاند ولی گرافیک چنین نیست. وجودگرافیک تابع وجود نیازهای اقتصادی و سیاسی و... است و بدون نیازهای جاری اجتماع –فارغ از اساسی و کاذب بودن نیازها- اصالت ندارد (در حال حاضر مهم نیست که این یکحُسن است یا یک عارضه. و بحثش را به بعد وامیگذاریم). مسأله آن است که این هنر،همچون راه گشودهایست که واردش شدهایم اما از جهت و انتهایش خبر نداریم و حتانمیدانیم گامبرداشتن در آن چهقدر برایمان ضروری و حیاتی است. فقط میدانیم کهوضع، هر چه کنیم تابع کسانی همه در آن وارد شدهاند و ما هم باید وارد شویم! در اینهستیم که پیشتر این راه را گشودهاند و در آن بسیار جلوتر از ما هستند.
فهمچیستی گرافیک این امکان را به ما میدهد که به اراده و خواست خود و بر اساس نیازهاو اقتضائات فرهنگی خود، مقصود جدیدی برایش تعریف کنیم و به یُمن آن، از حصار تقلیدو تکرار، رها شویم و گرافیک را آنگونه که اصیل و منحصربهفرد باشد صاحب شویم؛اکنون ما گرافیک را مصرفکنندهای بیش نیستیم. این مصرفزدهگی نه در گرافیک که درهمه چیز -از جمله علم- به این صورت است که پایمان را جای پای غرب میگذاریم و بههیچ چیز دیگری فکر نمیکنیم. با این شیوه، هزارسال هم که بگذرد ما در علم و هنرپیشرو و مبتکر نخواهیم بود. در یک کلام، تولید –مانند تولید علم- تنها با استقلالاز غرب محقق خواهد شد نه با تبعیت بیمحابا از راه او و این غیر از انکار ومقابلهی با غرب است. میشود گفت این فهم، میزان اختیار و حق انتخاب ما را ارتقامیدهد؛ مضاف آنکه این انتخاب از جهت منطق، در شرایطی درست و عادلانه صورتمیپذیرد.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 266 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 115 |
فهرست عنوان صفحه
گرافیک چیست؟
دربارۀ گرافیک ۱۰ـ۶
تاریخ گرافیک ۱۵ـ۱۱
نقش گرافیک در فرهنگ،سخنرانی ابراهیم حقیقی ۱۹ـ۶۱
واقعیتهای پنهان در هنر گرافیک ۲۳ـ۲۰
حسی برای فردای گرافیک ایران ۲۷ـ۲۴
ویدئو گرافیک یا تیوی گرافیک ۳۰ـ۲۸
دربارۀ گرافیک و پیوند آن با هنرهای زیبا ۳۸ـ۳۱
هنر سینما
مقدمه ۳۹
فرم فیلم ۴۱ ـ۴۰
افق بیست سالۀ سینما ی ایران ۴ ۴ـ۴۲
نخستین تیتراژ سینمای ایران ۶۴ـ۴۵
جایگاه عنوان بندی فیلم در گرافیک معاصر ایران ۶۵ـ۴۷
تدوین: کشف دنیای پتهان ۸۶ـ ۵۷
تأ ثیر طراحی صحنه ۸ ۷ـ۹۶
ارتباط سینما و پوستر
گفتگو با منوچهر عبداله زاده ۸۵ـ ۹ ۷
گرافیک و چاپ پوستر در سینمای ایران ۹۷ـ۶۸
گرافیک وسردرهای سینما ۹۹ـ۹۸
گفتگو با پیلبان ۱۱۴ ـ۱۰۰
برخی از اشکال انیمیشنی ۶۱۱ ـ ۱۱۵
نتیجه گیری ۷ ۱۱
منابع ۱۱۸
مقدمه:
گرافیک چیست؟
درباره گرافیک:
گرافیک از سری هنرهای تجسمی است که صد البته برای کسانی که آن را با نقاشی اشتباه میگیرند (چون شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که وقتی به کسی میگویید رشته ام گرافیک است می گوید پس چهره مرا نقاشی کن!!) باید بگویـم گـرافیک در اصل ایده و ترکیب بندی است که اکثر اوقات بین نوشته و تـصویر اتفاق می افتد و نقاشی بیشـتر تقلید طبیعت است که ایده های گرافیست ها می تواند بوسیله دسـت مثال یک نقاش اجرا شود که خیلی از هنرمندان شـاید برای اجرای بهتر و شـاید به خاطر کسری وقت طراحی نهایی رابه شخص دیگری می سپارند که از نوع اول می توان به بیلبوردهای توی خیابان اشاره کرد و گروه دوم به آقای ممیز یکی از گرافیستهای برتر ایران اشاره کرد و گاهی هم آن ایده توسط کامپیوتر و برنامه های پیشرفته اجرا می گردد که مطمئناً کار با دست از ارزش بالاتری بر خوردار است.
گرافیک در معنای لغت بمعنی ترسیمی و نگارشی است.و در دو مفهوم قدیم (سنتی) و جدید(نوین) متمایز میگردد که در مرز بین این دو پدیده چاپ قرار دارد . همانطور که گفتم گرافیک به دو دسته قدیم و جدید و بین این دو چاپ، تقسیم میشود. البته منظور از چاپ هم، چاپهای دستی بوسیله قالب چوبی، لوح فلزی(گراور) و نیز چاپ سنگی (لیتوگرافی دستی ) است و هم چاپ نیمه ماشینی مثل سیلک اسکیرین، لیتوگرافی جدید و هم چاپ ماشینی نظیر چاپ حروفی (لترپرس) وافست و غیره.
عنوان قدیم گرافیک یا گرافیک سنتی شامل خطاطی، نقاشی دو بعدی ،ریال، کنده کاری می باشد که بیشترین نمود آن در آرایش کتابهاست که محصول همکاری نقاش ،خوشنویس، تذهیب کار و جلدساز است.
و اما گرافیک نوین علاوه بر کتاب آرایی در عرصه تبلیغات تجاری ،اعلانات دیواری (پوستر) و مطبوعاتی و نشان ها (مارک) وغیره می باشد و حتی در سینما و تلویزیون هم کاربرد دارد. مثل عنوان بندی (تیتراژ) فیلم و تصاویر متحرک طراحی شده (انیمیشن) .
هنر گرافیک نوین با معماری و مسائل ارتباط محیطی نیز تداخل دارد، پس این هنر علاوه بر خط ورنگ ‚به عناصر بصری دیگری چون حجم و نور وحتی حرکت برای انتقال مفاهیم کمک میگیرد.واژه گرافیک به معنای ترسیم و نگارش است. بر این مبنا هنر گرافیک هنری است که ترسیم کردن و نگاشتن ارکان اصلی آن را تشکیل میدهد. از این نظر در رده بندی هنرها هنر گرافیک را شاخه ای از هنرهای تجسمی (cipelast) به شمار می آوریم. در قرن های گذشته پیش ازآن که چاپ و چاپگری بوجود آید هنر گرافیک از یک سو با نقاشی و از سوی دیگر با خوشنویسی مرزهای مشترکی داشت و به طور عمده در هنر کتاب آرایی متجلی میگردید اما با پیدایش و رواج چاپ هنر گرافیک بی آنکه پیوندهای خود را با نقش و خط از دست دهد مفهوم تازه ای کسب کرد بدین معنا که بُعد جدیدی به آن افزوده شد که همان چاپ و تکثیر از آن بود پس فنهای گراور سازی و چاپ در تولید اثر گرافیکی آنقدر اهمیت داشت که میتوان هنر گرافیک را هنر چا پی نیز نامید. در مرزگرافیک سنتی و نوین پدیده چاپ قرار دارد که در اینجا منظور از آن هم چاپ های دستی به وسیله قالب های چوبی؛صفحات فلزی (revareg) و نیز چاپ سنگی (grafitoli) دستی و هم چاپ نیمه ماشینی(silk eskrin)؛ لایتو گرافی جدیدو هم چاپ ماشینی نظیر چاپ حروفی (peress letter) و … میباشد.هنر گرافیک شامل نمودهای مختلف؛تصویر سازی (illustration) و خوشنویسی (calligraphy) میباشد. بنابراین خوشنویسی؛ طراحی و نقاشی دوبعدی و کنده کاری از جمله شکلهای هنری است که در زیر بنای گرافیک سنتی طبقه بندی می شود و بدین ترتیب بارزترین نمونه فعالیت گرافیک سنتی نگارش و آرایش کتابهای ادبی که محصول همکاری خوشنویسان؛طراحان؛نقاشان و تذهیب کاران و جلد سازان بوده است.
فعالیت گرافیک نوین علاوه بر حوزه تصویر سازی کتاب به عرصه تبلیغات تجاری ،اعلانات دیواری (پوسترهای مطبوعاتی) ،علائم و نشانه ها ، سینما و تلویزیون ،عنوان بندی (تیتراژ) فیلم ها و برنامه های تلویزیونی ، تصویر متحرک طراحی شده(animation)،هم چنین با معماری و مسائل ارتباط محیطی (زیبا سازی شهرها) نیز تداخل پیدا کرده است.
این عرصه جدید ایجاب کرده که هنر گرافیک علاوه بر عناصر بصری خط و رنگ به حجم و نور روی آورده و از حرکت به عنوان عامل مؤثری برای انتقال مفاهیم بصری سود جوید . علاوه بر اینها در تبلیغات نیز هنر گرافیک یکی از پایه های اساسی به شمار می آید. در رشته های مختلف تبلیغات مانند تبلیغات فرهنگی، سیاسی ،اجتماعی و تجاری از هنر گرافیک به عنوان زبان تصویری استفاده می کنند .
نقاشی بیان احساسات نقاش از طریق قلمو و رنگ است و در نتیجه امکان دارد که پیام روشن و واضحی برای همه افراد نداشته باشد یعنی یک نقاش عواطفش را بیان می کند و کاری به این ندارد که مخاطبش منظورش را درک می کند یا خیر. به همین دلیل در یک نمایشگاه نقاشی از یک تابلوی مشخص ،افراد مختلف برداشت های متفاوتی دارند اما یک گرافیست موظف است پیام خود را به گونه ای بیان کند که حتما مخاطبش منظورش را دریافت کند.
هنر گرافیک چون تکثیر می شود و با فنونی چون چاپ همدست شده و متعلق به همه می شود مثل نقاشی شخصی و تک نیست و هیچگاه به عنوان تابلو در یک قاب تنها نمی ماند.
riano morbiatoAd نقاش ایتالیایی می گوید: گرافیک کار مشکلی است چون با یک نقطه و یا یک خط باید به اندازه یک کتاب سخن گفت و البته همه ی راز زیبایی گرافیک نیز در همین نکته نهفته است.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 435 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 65 |
معنی هنر:
در ابتدا با بیان معنی هنر و بررسی آن از نظر علمی و معنایی این مجموعه را آغاز می کنم:
«هنر به ضم اول و فتح دوم، اوستا hunara. عظمت،استعداد، قابلیت هنری باستان Sunara] انسان فاضل[ سانسکریت Sundara زیبا، قشنگ. پهلوی hunar- ارمنی hnar- افغانی و بلوچی henar- کردی huner (فن و معرفت) صنعت، معرفت امری توام با ظرافت و ریزه کاری. هنرهای زیبا- صنایع مستظرفه»[1]
«هنر ART در معنای عام و انتزاعی، به هر گونه فعالیتی اشاره دارد که هم خود انگیخته و هم مهار شده باشد. بنابراین، (هنر) از فرایندهای طبیعت متمایز است (برخی هنرمندان اروپایی سدة بیستم با گزینش شیء یافته به عنوان اثر هنری، این مرز را از میان برداشتهاند). در این معنای کمتر مصطلح، تمامی ابداعات و ساختههای مبتنی بر قوه خلاقه بشری در زمرة (هنر) به شمار میآیند.
ولی اصطلاح هنر، در معنای مشخص، به فعالیتهای چون نقاشی، پیکره سازی، طراحی گرافیک، معماری، موسیقی، شعر،رقص، تئاتر و سینما اطلاق می شود. در گذشته، سعی بر این بود که هنرها را به دو دسته هنر زیبا و (هنر سودمند)[2]
تقسیم کنند: هنر زیبا در خدمت هیچ مقصودی آجل نیست، و فراوردة آن ارزشی در خور دارد (مثلا: نقاشی)، هنر سودمند واجدهدفی فراتر از خود فراورده است (مثلا: سفالینة منقوش). امروزه، این نوع تقسیم بندی منسوخ نشده است».[3] در اینجا می توانم سخنی از تولستوی بیاورم که به عقیده من بسیار درست است که : «به رغم خروارها کتابی که درباره هنر نوشته شده، تاکنون هیچ تعریف دقیقی از هنر در دست نیست. سببش این است که در شالودة مفهوم هنر، مفهوم زیبایی را قراردادهاند»[4]
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 463 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 9 |
قالی سنندج
اگر فقط یک بار مشقت بافت قالی را از نزدیک دیده باشید به راحتی پا روی فرش دستباف نمی گذارید.
قالیباف ها سخت می بافند تا فرش هایی با رنگ و طرح خاص ایرانی را خلق کنند.فرش هایی که در آنسوی مرزها مشتری بیشتری دارد تا داخل.شاید آنها قدر فرش دستباف ایران را بیشتر از خود ایرانی ها می دانند،چه آنکه حاضرند میلیون ها دلار بابت سفارش و خرید فرش دستباف ایرانی پرداخت کنند.
یکی از استان های تاثیر گذار در هنر-صنعت فرش دستباف ایران،استان کردستان است.فرش های کردستان را در اصطلاح فرش های "نمیر" می نامند.یعنی مرگ ندارد.
قالی کردی از نظر کیفیت بافت به سه گروه تقسیم می شود:
فرش های سنندج: این قالیچه ها که از جذابیت و گیرایی خاص برخور دارند، بافتی ظریف دارند و اصالت و سادگی در طرح و رنگ آنها مشهود است. قالیچه سنندج از لحاظ سبک کاملاً متفاوت است و با محصولات دیگر نقاط ایران هیچ شباهتی ندارد. قدمت، کیفیت و ظرافت قالی سنندج به حدود سه قرن پیش یعنی زمان تبدیل شدن سنندج به مرکز استان کردستان باز می گردد.
فرش بیجار: ویژگی شاخص فرش بیجار، ساختار متراکم این قالی هاست. بافت آنها به گونه ایست که نمی توان آن ها را تا کرد. در مراحل اولیه تجارت فرش، این گونه فرش ها را "لول" می نامیدند. این کلمه بیانگر استحکام بیش از حد فرش های بیجار است. برای تولید این فرش که مانند تخته محکم است، یک پود بسیار ضخیم را علاوه بر یکی دو پود نازک، وارد بافت فرش می کنند. این عمل به صورت متناوب در تار و پود فرش تکرار می شود. با کوبیده شدن گره های فرش توسط شانه آهنی، بافت فرش بسیار محکم تر می شود.
نقش فرش های این منطقه بیشتر شامل طرح های منظم است و به نسبت نوع روستایی آن، دارای خطوط ملایم تر و نقش مایه های طبیعی تری است. در این طرح ها، نقوش کلاسیک ایرانی بزرگ شده و در کنار نقش هایی که تحت تاثیر مدل های روستایی و قبیله ای است، دیده می شوند.
فرش های ایلیاتی و روستایی: قالی های بافت روستا به دلیل استفاده از پودهای ضخیم و پشمی، دارای بافت سنگین و پرزهای بلند و گوشتی هستند. از این رو، آنها را در اصطلاح محلی "خرسک" می نامند. طرح این قالی ها بیشتر هندسی است. طراحی این فرش ها به صورت "ذهنی بافت" اجرا می شود؛ به این معنی که هر بافنده در بافت نقشه ای خاص مهارت می یابد و طرحی کلی آن را در ذهن خود حفظ می کند و هر بار بر طبق سلیقه خود آن را می بافد.
رنگ زمینه بیشتر این قالی ها تیره است و طرح ها با تضاد رنگی مشخص بر آن قرار می گیرد.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 434 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
فرش ایران دارای تاریخی بسیار طولانی است، در ایران از دیرباز بافتن انواع فرش متداول بوده و انگیزه ای اجدادی داشته است. به نوشته مورخان، جهانگردان، جنگجویان و آثار مکشوفه از گذشتگان گویای آن است که فرشبافی به صورت هنری دستی ، مردمی ، روستایی و عشایری در ایران سابقه بس دراز دارد.
پروفسور «رودنکو» کاشف «فرش پازیریک» معتقد است که قالی مذکور کار مردم ماد یا پارس و پارت (خراسان بزرگ) است. توجه به نقش های مشابه و هم زمان این فرش در ستون های تخت جمشید نیز این نظریه را تایید می نماید. آثار دیگری از جمله نقاشیهای برخی هنرمندان قرون وسطی حاوی نقش قالیهایی است که گفته اند بافت ایران بوده است . برخی مورخان در مورد حمله رومیان به ایران و غارت دستگرد قالی را از جمله غنایمی که در این غارت به دست آورده شده، قید نموده اند و نیز منابع یونانی از قالیهای زربفت ایران یاد کرده اند. «فرش بهارستان» با آن همه هنرمندی که به تأیید روایات مختلف، دربافت آن به کار رفته بوده اگر چه گاه در تعریف از آن راه اغراق پیموده شده اما خود نشانگر پیشرفت صنعت فرشبافی و صنایع جنبی از جمله طراحی و رنگرزی در ایران قدیم می باشد. فرش به عنوان نمودی از فکر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجویی او در طول تاریخ خود با نشیب و فرازهایی روبرو بوده که گاه با فراغت فکری هنرمندان و محیط مناسبی که برای رشد و شکوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده به حد اعلای خود رسیده و گاه صدماتی که بر اثر مصائب طبیعی و غیر طبیعی بر پیکر جامعه وارد شده، آن را به دوره نهفتگی و خمود سوق داده است.
عصر مغول یعنی قرن هفتم هجری را می توان دروان بس غم انگیز برای انواع هنر ایرانی دانست و پس از آن قرون دهم و یازدهم هجری را که عصر صفویان است زمان شکوفایی طبع هنری مردم ایران باید به شمار آورد. آغاز دوران صفوی متفارن با رشد بسیاری از هنرهای دستی و توسعه آن در کلیه شئون جامعه بوده است. بسیاری از هنرمندان ایرانی در این دوره ظهور کرده اند که با اغتنام فرصت از آرامش و محیط مساعدی که به وجود آمده عمر گرانبهای خود را بر سر ارتقاء سطح کیفی هنر و صنایع دستی نهاده اند وبا ابداع طرح ها و نقشه های زیبا و هنرمندانه جایگاه این صنایع به ویژه فرش را به حد اعلاء خود رسانیده اند و نام ایران را در سراسر جهان با آثار خود پرآوازه ساخته اند. با توجه به اهمیت عصر صفویه در اعتلاء هنر ایران و توجهی که در این زمان به صنعت قالیبافی مبذول شده، جا دارد به این عصر و وضعیت هنرمندان و قالیباقی آن مشروح تر بپردازیم.
فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب که به"شاه طهماسبی" معروف است و خود مکتبی خاص دارد که به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می کرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات کلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد که تا اواخر قرن 9 هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شکارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس که به مکتب " شاه عباسی" معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مکتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچک ترنج/ ب – طرح شکارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 692 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
موضوع تحقیق:
فرش اطراف تهران (ورامین)
نگاهی به تاریخچه فرش و قالیبافی در ورامین
جام جم آنلاین: در منطقه ورامین قالیبافی همچون بسیاری از مناطق دیگر همواره در کنار کشاورزی مد نظر بوده ولی به دلیل اینکه در این منطقه شغل اصلی مردم کشاورزی است قالیبافی به عنوان ممر درآمدی درکنار سایر شغل ها دنبال شده است.
به گزارش خبرنگار ایرنا، شهرستان ورامین به علت قرارگیری بر سر راه مهاجران و کوچ نشینان، اقوام مختلف جمعیت را در خود جای داده است.
اقوام مختلف کرد، لر، ترک و عرب در ورامین ساکنند، مهاجران کرد و لر در شمال ورامین ، عربها در جنوب و ترکها در شرق و غرب آن سکونت دارند و تقریبا اغلب این اقوام به کار بافندگی مشغولند.
فرشهای ورامین را می توان به دو گروه تقسیم کرد، یکی فرشهای ایلاتی که خود ورامینی ها آن را "زمین بافت " می نامند و دیگری فرشهای سفارشی که اغلب به سفارش مردم تهران بافته می شد که در اینگونه فرشها همه نوع نقشه شهری یافت می شود.
اقوام ساکن در ورامین هر کدام روشهای بافت مخصوص خود را دارند و هر کدام از این اقوام توشه ای از سرزمین اجدادی خود به ورامین آورده اند.
تارو پود قالیهای ورامین از پنبه و پرز آن از پشم مرغوب بوده؛ ا بعاد قالیهای ورامین بیشتر در اندازه مخصوص 2 متر در 3 متر است و بافته های روستایی ورامین از گلیم های بزرگ در طرح های "چشم گیر " و رنگهای تیره تا مفرشها و خورجین هایی که اغلب ریشه پشمی تیره دارند و طرح های که حاکی از منابع گوناگون چادرنشینی هستند را در بر می گیرد.
نقشهای بکار رفته در قالی ورامینی هندسی است که در بافته های شهرهای حاشیه کویر بکار برده می شود و طرح قالی در ورامین یک اصل در همه فرشهای ورامینی قریب به اتفاق آنها مشترک بوده و آن "نقش مکرر" است .
در بیشتر فرشهای ورامین نقش تکرار یک نگاره است که یا همه متن را پوشانده و یا در وسط در اندازه های بزرگتر تکرار شده، بندرت به تک ترنج توجه شده و اغلب از نگاره هایی چون میناخانی یا انواع ستاره های هندسی استفاده شده است .
در طرح میناخانی گل کوچک چند پری که در اطراف آن چهار عدد گل سفید که یادآورگل نرگس است قرار دارد و نقش های مختلف روی این قالیها توسط یک حرکت زیبا و هم نوای شاخه های نازک به همدیگر متصل شده اند.
این نقشها روی زمینه آبی رنگ قالی که معمولا عاری از لچک و ترنج می باشند ،خود را برجسته می نمایند که این نقش ها به نوعی حالت یک شبکه گل آذین را تشکیل می دهند.
از جمله طرح های مورد استفاده دیگر، طرح های افشان، شاه عباسی، گلدار یا نرنجی و ظل السلطانی و قلم سرمه ای می باشند، نقشه قلم سرمه ای که گاه به آن گلدانی و یا نخلی نیز
می گویند رابطه معقولی با نام آن ندارد و اهالی خود نیز دلیل روشنی بر این نامگذاری ندارند.
در این طرح گلدانها در صفوف منظم قرار داشته و ما بین آنها را برگهای نخل به رنگ قرمز زینت می دهد، نقشه شاه عباسی که خود اهالی آن را به نام شاه عباسی بندی یا شتری می نامند در زمینه ای شامل گل و بوته و پرندگان جلوه گر می شود.
در ترکیب رنگ قالی ورامینی از رنگ های سرمه ای و آبی استفاده زیادی شده است قرمز و نارنجی و سبز و قهوه ای و بادمجانی هم مقدار متعادلی کار شده ،حال آنکه به رنگ زرد توجه کمتری گردیده و بجز لرها ، بقیه اقوام از زرد ، حداقل استفاده را کرده اند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 358 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 46 |
فهرست:
مقدمه
فرش ایران
فرش ایران در دوران پهلوی
تاریخ فرش پهلوی
قاجار
زندیه
افشار
صفویان
تیموریان
ایلخانیان
سلجوقیان
قرون اولیه هجری پس از نفوذ اسلام وحکومت خلفای عرب
ساسانیان
اشکانیان
فرشبافی در دوره هخامنشیان
دوره مفرغ
مقدمه
فرش ایران بر آمده از هنر اصیل و قدمت آداب ها و رسوم های زیبای ایرانی می باشد. فرش هایی ایرانی با نقوش و تزئینات خیالی باغ گونه خود به جان و روح انسان ، توان زندگی را هدیه می کند.
با توجه به مطالعات انجام شده توسط محققین و کارشناسان هنری، اولین فرش یافت شده به نام پازیریک به ایران و بافنده ایرانی اختصاص دارد. پس این هنر در مملکت و سرزمین ما دارای اعتبار و اصالت خاصی می باشد.
فرش ایران در دوران های مختلف و زمان های گذشته دارای تاریخ و اتفاق هایی می باشد که اطلاع داشتن از آنها باعث می گردد تا به اصل هنر، قدمت هنر و به خدای عشق هنر برسیم.
در این مجموعه به بررسی هنری و اقتصادی فرش ایران در دوره پهلوی می پردازیم تا بیشتر بدانیم و قدردان این هنر و دستان توانمند راهی آن باشیم.
فرش ایران
قالی بافی هنری است که تقریباً از اوایل تمدن بشری در میان چادرنشینان به سبب نیازی که بدان داشتند، به وجود آمد. بی شک اولین زیراندازی که انسان نخستین در کف غارها و چادرها و مساکن خود برای مقابله با سرما و رطوبت و گرد و خاک به کار می برد، پوست شکار بوده است که به دلیل نداشتن روش دباغی صحیح، دوام کافی نداشت و خیلی زود از بین می رفت. لذا جستجو برای یافتن و بافتن زیرانداز و کفپوش مناسب ادامه یافت تا با آشنائی به بافندگی ( با آموختن از عنکبوت و یا پرندگان ) و با استفاده از نوعی نی، حصیربافی آغاز شد..
بی دوامی حصیر، نیاز به کفپوش دیگری را الزامی ساخت تا اینکه کم کم ریسیدن پشم و بافتن آن آغاز شد و زیراندارها از حصیر به گلیم و بعدها به قالی تبدیل شد.
آسیا به عنوان مهد تمدنهای بزرگ شناخته شده است، آسیائی ها دوهزار سال قبل از اروپائیان برنز را شناختند، همة پژوهشگران بر این نکته اعتراف دارند که قالی و قالی بافی هم از آسیا شروع شده است. انان بر این عقیده اند که ترکستان، ایران و قفقاز مهد اولیة این هنر بوده است.
از عباراتی که در انجیل و ادبیات کلاسیک آمده است به این نتیجه می رسیم که هنر شرقی قالی بافی مدتها قبل از میلاد مسیح شناخته شده بود و وجود داشته است.
هومر، حماسه سرای معروف قرن هفتم پیش از میلاد یونانع صحبت از " کاناپه ای که با یک قالی ارغوانی مفروش شده بود " می کند.
گزنفون، مورخع فیلسوف و سردار آتنی که در سال 401 پیش از میلاد به جنگ با ایران باسمان پرداخته، گزارش کرده " ایرانی ها عادت دارند که بر روی قالی های نرم استراحت کنند."
امروزه منطقة وسیعی شامل کشورهای آسیای صغیر، ترکیه، قفقاز، ایران، ترکستان، پاکستان، افغانستان، هند، تبت، چین، مصر، اسپانیا و حتی کشورهای شبه جزیره بالکان ( رومانی) را می یابیم که هنر و صنعت قالی بافی در آنها وجود دارد. طبق شواهد موجود، ایرانیان نخستین قومی بودند که به قالی بافی پرداختند و در این زمینه سرامد جهان شدند، معروفترین قالی های مشرق زمین به ویژه ایران، در طول تاریخ زبانزد خاص و عام بوده است. ممتازترین قالی هایی که زینت بخش موزه های دنیا هستند اکثراٌ در ایران و توسط هنرمندان ایرانی بافته شده اند.
با این حال، باستان شناسان و مورخان اروپائی تمایلی برای اعتراف به این موضوع ندارند زیرا که قالی بافی در غرب ویا در سرزمین های مستعمرة غربیان بوجود نیامده است و ذاتی کاملاٌ شرقی و بعضاٌ ایرانی دارد.
ما نیز در این جستار سعی داریم تا با ارائه آخرین نظریات و دستاوردهای علمی براساس مستندات و شواهد،تصویر روشنی از تاریخ فرشبافی ایران، بلکه جهان را ارائه نمائیم.
فرش ایران در دوران پهلوی
در این دوران طرحی برای حمایت از صنعت فرش و فروش بافان نوشته می شود. که قبل از بیان طرق حمایت صنعت فرش ذکر مطالب زیر ضروری است :
1. صنعت فرش با توجه به جمع کثیر کارگران شاغل در این صنعت و خانوادۀ آنها و همچنین ارزی که از این راه عاید مملکت می شود بسیار حیاتی است.
2. به طور کلی در کشورهایی که سرمایه گذاری کم است توجه به صنایع دستی و خانگی در برنامه هایاقتصادی و عمرانی و تولیدی از اهم مسائل است زیرا برنامه های عمرانی متأسفانه متوجه شهرها و بهبود وضع سکنۀ آن هستند و موجبات رکود کار و ایجاد بیکاری را دهات و شهرستان ها فراهم می کنند و صنایع دستی و خانگی را از بین می برد.
3. مادام که برنامه های عمرانی چنین اهدافی را تعقیب می کنند بایستی صنعت فرش مورد حمایت شدید دولت قرار گیرد.
4. در برنامه های آتی عمرانی بایستی بهبود وضع قراء و روستاها و عمران شهر و ده مورد کمال توجه قرار گیرد به قسمی که ایجاد کارهای فراوانی که در این مناطق می کند و به تدریج کارگران زاید درصنعت فرش را به کارگاههای صنعتی و تولیدی می کشاند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 533 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
صنایع دستی و انواع آن
طبقه بندی
تعریف
از مجموعه تعاریف صنایع دستی، به نظر می رسد تعریف زیر که توسط گروهی از کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران ارائه گردیده، دقیق تر و جامع تر باشد؛ چرا که با وضعیت فعلی این صنعت و هنر ارزنده انطباق بیشتری دارد: صنایع دستی به مجموعه ای از هنرها و صنایع اطلاق می شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه ی بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزار دستی محصولاتی ساخته می شود که در هر واحد آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل، وجه تمایز اصلی این گونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه ای می باشد.
ویژگی ها
با توجه به تعریف فوق و سایر تعاریفی که برای صنایع دستی ارائه شد، می توان ویژگی های زیر را برای محصولات دست ساخته قایل شد:
1- انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید، توسط دست و ابزار و وسایل دستی، برای تولید هر یک از فراورده های دستی مراحل متعددی طی می شود ولی انجام کلیه ی این مراحل به وسیله ی دست و ابزار و وسایل دستی الزامی نبوده و چنانچه تنها قسمتی از مراحل اساسی تولید به این طریق انجام شود، محصول تولید شده با توجه به مواردی که در تعریف ذکر شد، صنایع دستی محسوب می گردد.
2- حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید و شکل بخشیدن به محصولات ساخته شده و امکان ایجاد تنوع و پیاده کردن طرح های مختلف در مرحله ی ساخت این گونه فراورده ها.
3- تأمین قسمت عمده ی مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی.
4- داشتن بار فرهنگی (استفاده از طرح های اصیل، بومی و سنتی).
5- عدم همانندی و تشابه فراورده های تولیدی با یکدیگر.
6- عدم نیاز به سرمایه گذاری زیاد در مقایسه با سایر رشته های صنعت.
7- دارا بودن ارزش افزوده ی زیاد در مقایسه با صنایع دیگر.
8- قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و حتی در جوامع عشایری).
9- قابلیت انتقال تجربیات، رموز و فنون تولیدی، سینه به سینه و یا مطابق روش استاد و شاگردی
طبقه بندی
در زمینه ی طبقه بندی صنایع دستی نیز باید گفت که این طبقه بندی به صورت های مختلف از جمله براساس مواد اولیه ی مصرفی یا شیوه و روش ساخت آن می تواند صورت پذیرد. در اینجا طبقه بندی انجام شده توسط کارشناسان سازمان صنایع دستی ایران که به طور عمده بر مبنای روش و تکنیک ساخت این گونه محصولات به عمل آمده است، ذکر می گردد:
1- بافته های داری: محصولاتی که به کمک دارهای افقی یا عمودی مستقر در زمین در زمان بافت، تولید می شود، بافته های داری محسوب می گردند مثل قالی ، گلیم، زیلو و نظایر آن.
2- دستبافی: (نساجی سنتی): فراورده هایی که به کمک دستگاه های ساده و سنتی بافندگی (دستگاه ویژه ی بافت جاجیم، دستگاه دووَردی، دستگاه چهاروردی و ژاکار دستی) تولید می گردد، دستبافی محسوب می شود، نظیر جاجیم، زری، ترمه، شال و ...
از جمله خصوصیات این رشته از صنایع دستی، این است که اولاً کلیه مراحل سه گانه بافندگی، ایجاد دهنه کار، پودگذاری و دفتین زدن (آلتی است فلزی، دارای دسته ای شبیه شانه که نساجان هنگام بافتن پارچه آن را در دست گیرند و لای تارها زنند تا آنچه بافته شده به هم پیوسته و محکم گردد.) با حرکات دست و پا انجام می شود، در ثانی، امکان استفاده از پودهای رنگی به میزان نامحدود و همچنین تنوع طرح بافت با دراختیار داشتن کنترل حرکات وَردها میسر می گردد که این امر نشانگر حضور مؤثر و خلاق انسان در تولید است.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 606 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
شهر سینما
برای به دست آمدن موفقیت در هر زمینه ای عوامل مختلفی دست به دست یکدیگر می دهند تا این امر رخ بدهد.این مساله در مورد سینما نیز صدق می کند . متاسفانه در کشور ما عوامل مختلفی دست به دست هم داده اند تا سینمای ما پس از گذشت این همه سال از ساخت اولین فیلم ایرانی (سال ۱۳۰۸) هنوز به موفقیت چندانی در زمینه های مختلف از جمله فروش ، راضی کردن مخاطب و یا حتی مطرح شدن در سطح جهان دست نیافته باشد .در این شماره به بررسی محدود تعداد محدودی از این عوامل پرداخته ایم .
عامل شماره ۱ ، تهیه و ساخت فیلم های بی محتوا :بعضی از کلمات در هر منطقه ای از این کره ی خاکی به گونه های متفاوت تفسیر می شوند . کلمه ی فیلم سازی نیز از این قائده مستثنا نیست . از آمریکا و هالیوود گرفته تا هند و بالیوود . سینمای آمریکا دنیا را در حالی به تسخیر در می آورد که هندی های شاد از اینکه می توانند تصویرشان را در جایی به غیر از آینه ببینند خوشحال اند و بی وقفه در حالی که دوربین به دست دارند از همدیگر فیلم می گیرند .و در این میان مردم بدبخت کشوری به نام "سوازیلند" احتمالا با شنیدن کلمه ی فیلم فکر می کنند بهشان توهین شده . اما قضیه در کشور ما فرق می کند . در اینجا فیلم و فیلم سازی تفاسیر گوناگونی دارند. ما فیلم ساز خوب کم داریم و البته هوای خیلی هایشان را هم نداریم . جالب است بدانید که نام هشت فیلم ایرانی در کتاب "۱۰۰۱فیلم دیدنی قبل از مردن" ذکر شده است که واقعا جای خوشحالی دارد.بیش از ۶۰ منتقد معروف ، کارشناس و مدیران جشنواره های معتبر جهانی و … این ۱۰۰۱ فیلم را برگزیده اند و فیلم سازانی چون عباس کیارستمی ، جعفر پناهی ، داریوش مهرجویی و محسن مخملباف کسانی هستند که نامشان به نمایندگی از ایران در این کتاب درج شده است . و البته خالی است جای هنرمندانی چون مجید مجیدی و ابراهیم حاتمی کیا . اما از این تعداد اندک که بگذریم با خیل عظیمی از افراد به "اصطلاح فیلم ساز" رو به رو هستیم . روشن فکر و سیاستمدار و فارغ التحصیل فیلم سازی ! اینجا همه فیلم سازی را بلدند . خیلی خوب هم بلدند . هر سال با تعداد بسیاری از این فیلم های دور ریختنی رو به رو هستیم که به شدت سطح کیفی سینمای ما را زیر سوال می برند . با سابقه تر ها هم دست کمی از جوان تر ها ندارند و اگر به فیلم های اکران شده در تابستان نگاهی بیندازید با شاهکارهایی چون پارک وی و رئیس رو به رو می شوید که هر خوش ذوقی را سرحال می آورند . کسان دیگری چون پوران درخشنده و سیروس الوند هم که ماشاالله خستگی ناپذیرند و در حالی که لحظه ای دست از تلاش برنمی دارند به طور مداوم در حال انجام وظیفه هستند .با وجود چنین کارگردان ها و چنین فیلم های بی محتوایی چگونه می توان انتظار موفقیت داشت؟
عامل شماره ۲،کمبود امکانات :چند هفته پیش برای تماشای گزیده ای از آثار یکی از برترین کارگردانان جهان (اینگمار برگمن ) به موزه هنرهای معاصر رفتم . وقتی که رسیدم متوجه شدم که یک هفته زودتر آمده ام و تصمیم گرفتم به خانه برگردم.اما تصمیم گرفتم به سینما بلوار که در همان حوالی بود و کلاهی برای باران را نمایش می داد بروم و این فیلم را که مورد قبول تعدادی از دوستانم واقع شده بود ببینم. بلیطی به ارزش ۵۰۰۰ ریال (!) تهیه کردم و وارد شدم . لوستر بزرگی از سقف آویزان شده بود که آدم را یاد امامزاده ها می انداخت . بعد از حدود ۲۰ دقیقه تاخیر وارد صحن اصلی شدم . با یک مخروبه ی جن زده رو به رو بودم . "قسمتی از سقفش ریخته بود . تعداد زیادی ازصندلی هایش مثل صندلی اتوبوس های شرکت واحد پاره پوره شده بود . به کف زمینش هم که پوست تخمه ها جلوه ی خاصی بخشیده بودند . لوسترهای دیواری قدیمی هم روی دیوار قهوه ای رنگش به ترسناک تر شدن فضا کمک می کردند . فکر کنم بوی نم هم می آمد . صدایی هم که پخش می شد از کیفیت مناسبی برخوردار نبود و حست ختام همه ی این ها متوقف شدن پخش فیلم بود که چند دقیقه ای طول کشید .مگر تهران پایتخت چند تا سینما دارد که چندتایش باید به این شکل و تا این حد از استاندارد دور باشند ؟ در سینماهای شهرستان ها هم که علاوه بر داشتن مشکلات کمّی و کیفی ، فیلم وقتی اکران می شود که سی دی هایش به صورت رسمی عرضه شد . و با این وجود دیگر چه رغبتی برای تماشای فیلم باقی می ماند ؟
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 119 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 158 |
نسل نخست رمانتیکهای آلمان
شلینگ
آثار کانت رامعمولا سرچشمه زیباشناسی در آلمان می دانند ، با وجود این می توان گفت که رمانتیکهای آلمان هرگز موضع اصلی کانت رانپذیرفتند ، زیرا مشرب محتاط وذوق محافظ کار اوباب طبع آنها نبود . وقتی که فرید ریش ویلهم یوزف شلینگ ( 1775-1854) در 1796 طرح فلسفه جدید خویش را تهیه می کرد تمایزی را که کانت میان معرفت شناسی epistemology واخلاق وزیبا شناسی قائل شده بودکاملا نادیده گرفت ، واین داعیه سترگ رامطرح کرد که مثال idea زیبایی ، به معنای والای افاطونی آن ،« وحدت بخش همه مثالهای دیگر است »(18) کانت امر خوب ، امر حقیقی ، وامر زیبا را به دقت از همه متمایز می کند ، و شلینگ زیبایی را بر تارک والاترین ارزشها می نشاند ولی زیبایی نزد او درواقع همان حقیقت وخوبی در لباس مبدل است . (19)
بطور کلی شلینگ مشرب نو افلاطونی رااحیاء می کند ، هنر درنظر او عبارت از به چشم دل دیدن [1] یا کشف وشهود عقلی[2] است این تعبیر برگرفته ازجورد انوبرونو [3] است .(20) فیلسوف وشاعر ، هردو، تاکنه کائنات نفوذ می کنند وبه امر مطلق می پردازند بدین ترتیب ، هنرموانع موجود میان دنیای عینی ومثالی رافرومی ریزد نظر شلینگ درباره نسبت دقیق فلسفه با هنر متغیر است گاهی فلسفه وهنروحقیقت وزیبایی راکاملا یکسان می انگارد : گاهی نسبت میان آنها را مانند نسبت میان سنخ ازلی [4] وتصویر[5] می داند . (21)
شلینگ به سخنرانیهای خود با ابراز این امیدخاتمه بخشیده که میان هنرها وحدتی به وجود آید ودرام یونانی ، که اپرای عصر جدید صرفا تقلید ی خام از آن است ، مجدداً احیا گردد (22) کولریج مدت زمانی پیرو شلینگ بود وخود را شارح آرای او می شمرد .
نووالیس
نووالیس (فرد ریش فن هارد نبرگ ( 1772-1801) درنظریه شعر خود آشکارا به شلینگ متکی است ودر نقدعملی نیز تقریبا هرگز از حد ابراز عقایدی که به صورت کلمات قصار بیان شده فراتر نمی رود (23) حداکثر نقدی که نووالیس مجاز می داند « نقد مولد » . [6]
یعنی« توانایی تولید همان اثری است که موردنقد قرار گرفته» است ولی بدین ترتیب ،متقد را شاعر کرده ونقد را از میان برداشته است درواقع هنوز برای نقد نورامیدی باقی است پس نقد تدبیری است برای یافتن مقام اثر هنری ،کشف خوانندگان مناسب برای آن ، تعریف موقعیت آن دردنیای شعر نووالیس معتقد است که هر کتابی موجب هزاران حس وفعالیت می شود که برخی از آنهامعین وتعریف شده اند وبرخی آزادند ، وبررسی آرمانی آن حاوی گزیده یا چکیده کاملی از تمامی چیزهایی است که می توان درباره آن نوشت یا گفت: (24)
واکنر ودروتیک
ویلهلم هالینریش واکنرودر ( 1773-1798) ودوستش لودویگ تیک ( 1773-1853) را معمولا به نووالیس منتسب می دانند ، لکن درواقع نظرهای زیبا شناختی وزمینه فکری آنها بسیار متفاوت اند ، نووالیس از لحاظ فکری ، از همستر هویس وشیلر و شلینگ نسب می برد ، و واکنرو در ازهمان وهردر تیک بهگزین [7]است وتقریبا سال به سال نظریات زیبا شناختی معاصران خویش را ،ازواکنرودرگرفته تادلبستگی طولانی به نظرهای دوستش زولگر، منعکس میکند(25) پیداست که واکنرودر هنر راعمدتا درخدمت دین ، درمقام دین ، درحکم وحی می داند هرهنرمند خوبی مبهم است ، در انتظار نشسته وبرای مدد بلا واسطه الهی » دعا می کنند.(26) واکنرودر پیش از آنکه بتواند دیدگاه جدید خویش را با تفصیل بیشتری مطرح کند درگذشت. امروزه فقط نظرش درباره وحدت دین وهنر ،اعتماد ساده لوحانه اش به الهام واحساس راستین ، نظرش درباره جدایی هنراز زندگی ،ونیز انزوای هنرمند در محیطی ناسازگار به یاد مانده است .
لودویک تیک را معمولا شخص اول مکتب رمانتیسم آلمان به شمار می آورند . ولی در مقام منتقد با برادران شلگل هم ارز نیست . ذهن او انسجام ونظم لازم را برای تکوین نظریه ادبی نداشت . ذوق ادبی دقیقی داشت ، ولی بندرت توانست آن را در بحثهای عمده به کار گیردتا منتقد عملی خود به حساب آید تبعات ادبی او در آن زمان ومکان ارزشمند بودند ولی امروزه بکلی قدیمی ومنسوخ شده اند.(27) تیک منتقد بهگزینی است که آثارش بازتابی ازتاثیرات زمان ودوستان اوست . اوچندین مرحله نسبتا مشخص را پشت سرگذ اشت دوره ای مقدماتی که مطالعات اودر آثار هردروزیباشناسان انگلیس منعکس می کند ، دوره ای (عمدتا از 1797 تا 1799 طی آن دین هنر، دوستش واکنر و در را اقتباس می کند ؛ پس از آن دوره ای (عمدتاً از 1800-1803) که حاکی از تاثیر برادران مشکل است.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 578 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه ای بر علائم ترسیمی
تاریخچه از علائم ترسیمی
آشنایی با ارتباط تصویری (گرافیک)
طراحی دست آزاد
نشانه تصویری
استفاده از رنگ
حرکت
ارتباط شکل و زمینه
ترکیب بندی
از هزار و یک رمز طراحی نشانه
بررسی نشانه فارابی بر اساس جدول و فرمول تجربی مقاله
1- اداره پارک ملی . NNR
2- بازیهای المپیک توکیو 1964
3- بازیهای المپیک مکزیک 1968
4- بازیهای المپیک مونیخ 1972
5- خطوط تصویری
6- علائم استاندارد تفریحی سوئد
7- بازیهای ورزشی
8- بازیهای زمستانی المپیک ساپورو 1972
9- اداره جهانگردی نوا اسکوتیا
مقدمه ای بر علائم ترسیمی
علائم ترسیمی دارای اقسام گوناگون بسیاری است. تعدادی ساده، داستانی و مصورند. اغلب آنها که بسادگی اشیا و تصورات را تجسم می کنند تصویری با شمایلی می باشند (شکل 1) . ولی تصویری بودن علائم ترسیمی الزامی نیست. برخی از آنها را که بسیار مفید و موثر نیز می باشند میتوان تصوری نامید این علائم در حالیکه تا اندازه ای تجریدی هستند رابطه عینی معینی را با شیئی یا فعلی که نشانگر آنها می باشند در بر ندارند.
برای مثال دو خط افقی موجدار نشانگر آب است.
شکل 1: علائم ترسیمی می توانند ساده و داستانی باشند.
طرح از: گرادارنتز
بالاخره علائم "تجریدی " یا "اختیاری" هستند هیچ رابطۀ عینی را با اشیا و تصوراتی که نشانگر آنها باشند ندارند. بیشتر حروف، اعداد، علائم نشانه گذاری و علائم ریاضی ما مانند علامت های جمع و تفریق به این دسته تعلق دارند.
علائم ترسیمی میتوانند در بسیاری از موارد برای ما قابل استفاده باشند. داده های کمی رامیتوان بوسیله تکرار آنها بیان کرد.
بطور مثال دسته ای از این علائم را میشود برای نشان داده فواصل تاریخ (زمان) و تقسیمات پیچیدۀ آماری و نیز تقسیم بندی اطلاعات جغرافیایی بکاربرد (شکل 2و3و4).
هم چنین علائم ترسیمی را می توان برای نشان دادن فرآیندها Process مورد استفاده قرار داد.
علائم ترسیمی میتوانند برای نشان دادن فرآیندها و جریانات مورد استفاده قرار گیرند. (شکل 2)
طراحی و ترسیم از: رودلف مدلی و هنری آدمزگرانت
فنون جریان دیاگرامی را در روندهای پیچیده اقتصادی میتوان بسادگی بکار گرفت. (شکل 3)
ترسیم از: رودلف مدلی. طرحی از: استفن کرافت.
فنون جدید برای نمایش ترسیمی اطلاعات و اعداد توسط اتو نیورات در اویل سال 1920 در وین ابداع گردید.
علائم تصویری که ممکن است جایگزین علائم قدیمی شود
الف) عبور عابر پیاده (استاندارد استرالیا 1974 – 1975 )
ب) توالت فرنگی ویژه بانوان طرح از رودلف مدلی
د)توالت غیر فرنگی (بدون سیفون استاندارد سوئدی 6131 )
علاوه بر علائمی که میتوانند شما را در بیان منظورتان کمک کنند علائم دیگری هستند که با شما گفتگو می کنند. زمانی که شما این سطور را می خوانید، لحظه ای بیاندیشید چه اتفاقی رخ می دهد، حروف الفبای ما که به شکل کلمۀ پرمعنایی در می آید با شما گفتگو می کنند.
حروف الفبا (واعداد) علیرغم اینکه بشکل حقیقی خود وجود دارند آنقدر با زندگی روزمره ما در آمیخته اند که بندرت دربارۀ آنها بعنوان علائم ترسیمی می اندیشیم.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 419 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
مقدمه
نقاشی مدرسه آتن (The school of Athens) اثر رافائل . این نقاشی در کاخ واتیکان ٬ محل اقامت پاپ قرار دارد. شیوه نقاشی فرسک (Fresco) نامیده می شود که بدلیل شیوه خاص اجرای آن به بخشی از دیوار تبدیل شده و برای مدتها باقی می ماند. این نقاشی جزو مجموعه ای است که به آنها اتاقهای رافائل گفته می شود. در این نقاشی با مجموعهای از فلاسفه دوران رنسانس و پیش از آن روبرو هستیم که در یکجا گرد هم آمدند. این نقاشی در واقع کوششی است برای آشنی دادن دو طرز فکر افلاطونی و ارسطوئی.
فصل اول : توضیح شیوه فرسک
فرسک :
( : (Frescoنوعی نقاشی دیواری که با استفاده از رنگدانه های معدنی خاکی بر روی اندود خیس آهک یا گچ انجام می شود .رنگدانه ها در آن معلق می مانند و هم زمان با آن خشک می شوند معمولا این نوع نقاشی بر روی دیواری با اندود گچ و ماسه کار می شود که با لایه ای از گچ پوشیده شده و ترکیب بندی کلی اثر با زغال و گچ قرمز بر روی آن ترسیم می شود کار فقط بر روی اندودی که به قدر کافی خیس باشد انجام می گیرد و هر نوع ترسیماتی که بعدا بر روی کار انجام شود مصداق فرسک خشک خواهد بود.
فرسکو(Fresco):نقاشی با آبرنگ روی گچ مرطوب دیوار یا سقف .فرسکو نقاشی دیواری روی گچ خشک است.اما فزسکو واقعی که در قرن 13 در ایتالیا مورد استفاده قرار می گرفت و در قرن 16 تکامل یافت یکی از پایدارترین نوع تزئینات دیواری است.دیوار ابتدا با گچ زبر پوشیده میشود سپس یک لایه روکش روی آن قرار می گیرد(مرسوم به آریکو) سپس روی این لایه تصاویر کشیده شده و تمام موضوع نقاشی بر روی دیوار انتقال می یابد و سپس فضایی که برای یک روز کار کافی است از آخرین لایی اندود که آنرا اینتوناکو می نامند پوشیده می شود تصاویر دوباره روی این لایه ایجاد شده و با قسمت هایی که هنوز پوشیده نشده مجاورت هم قرار میگرفت و سپس بر روی اندود مرطوب با رنگمایه ای که با آب یا آهک مخلوط بود رنگ میشد.چون گچ هنوز رطوبت دارد یک بازتاب شیمیایی روی میدهد و رنگها با دیوار یکی شده و بنابراین پوسته یا زدوده نمیشود.استفاده از تصاویر کامل تمام قد به این معناست که چند دستیار هم زمان بر روی بخشهای مختلف دیوار می توانند کار کنند و کار از بالای دیوار به طرف پایین انجام می گیرد تا لکه های رنگ بر روی قسمتهای نقاشی شده پاشیده نشود تمام قسمتهای نقاشی نشده را بریده و جدا می کنند تا مجددا لایه دیگری بر روی قسمتهای نقاشی شده پاشیده نشود در پایان روز بعد مجددا لایه دیگری بر روی آن کشیده شود و بدینگونه سطح کار همیشه مرطوب باشد در مطالعه دقیق بر روی یک فرسکو الحاق قطعات آشکار می گردد و از روی تعداد آنها میتوان بطور تقریبی مدت کار بر روی نقاشی را تخمین زد فرسکو خشک ممکن است بری افزودن تاکیدی بکار رود .اما در قرن 16 تنها از فرسکوی تاکیدی استفاده میشد و از بهترین نمونه های این تکنیک تزئینات رافائل در واتیکان است .شرایط آب و هوا در خارج از مرکز ایتالیا همیشه مناسب نبود و این که ونیزی ها نقاشی رنگ و روغن را ترجیح می دادند به خاطر همین موضوع بوده است.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6472 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 66 |
مقدمه
می توان ایران و روح ایران را در سه چیز کلی بشناسیم
1) در هنر قالی بافی
2) در صنعت کاشی
3) در شعر رباعی
اما این را هم می دانیم که همیشه و در همة ادوار مختلف ایرانیان ذوق و سلیقه قابل ستایشی را داشته اند که تنها این سه گزینه بلکه بسیاری از هنرهای دیگر معرف این سخن است.
البته آن چیزی که همه ما ایرانیان به آن بالیده و آن را شناسنامة این سرزمین نازنین می دانیم چیزی جز قالی و فرش های ما نمی تواند باشد.
قالی، میراث گرانقدری است که از دیرباز به جا مانده و در شناسنامه ملت ما، مهر تأیید خورده است. از این رو حفظ و بالندگی به این میراث نه یک «تفنن» بلکه یک «وظیفه» است.
ما مردم ایران زمین باید در جهت رشد و ارتقاء این میراث گرانقدر همیشه کوشا باشیم.
یکی از بزرگترین آثار فعالیت بشری، هنر و هنرمند بودن است. هنر و هنرمندان ایران زمین یکی از بزرگترین و شایسته ترین سرمایه ها و افتخارات این کشور بوده اند. زیرا نه فقط ثروت بلکه حیثیت برای آن به وجود آورده و دوستان بسیاری و خواهان زیادی در همه ادوار برای ایرانیان به وجود آورده اند و امروزه همة کشورهای جهان که از تمدن خوبی برخوردارند از مجموعه آثار این مردم هنرمند و کارهای هنری ایران در مجموعه آثار هنری خود استفاده می برند.
قالی بر کف سنگها و مرمرهای تالار کاخها.
قالی بر کف کاهگل کلبه ها و کومه ها
همه جا به شکل باغی نمایان است که گل ها و درختان و ... خود را می آراید و همة دلها و چشم ها را به دنیایی دگر کشانده و به سمت تفرج گاه سوق می دهد.
منظرة این تفرج گاه ها که برروی قالی نشسته و نمایان است تا حدی برای مردم این مرز و بوم آشناست. زیرا فرهنگ و تمدن ما ایرانیان با اینگونه طرحها و نقش ها عجین شده است.
هر گلی و هر طرحی از این تفرج گاه، انعکاسی از گل های آن باغی است که در آبادی های سرسبز روئیده اتند.
انعکاس این طرحها تا ژرفای جان آدمی خطور می کند.
از قلب و جان و روح آدمی می گذرد و در بطن و سرشت او می نشیند و جای دل انگیزی باز می کند.
قالی ایران Ù هرگاه از آن سخنی به میان می اید آن طبع لطیف بافنده را بیان می کند، زیرا ساخته و دست پروردة زحمتکش ترین و رنجکش ترین مردم ایران زمین اند. که از دل و جان و سرپنجه های بخشنده بافنده برگرفته و نشإت می گیرد.
در واقع همین دل و جان لطیف و دستهای بخشنده است که چهرة افتخار ملت ما ایرانیاین را بر صفحة روزگار حک کرده است. زیرا مشخص ترین چیزی است که معرف فرهنگ و تمدن کهن ایران زمین است. قالی هنری است زنده و گویا، که بیانگر دل و صفای روحانی بافنده را نشان می دهد.
هنری است در حد آدمی که همیشه یکپارچگی و همبستگی خود را حفظ کرده است.
هنری است که از جزء به کل سوق داده می شود.
و گره ها از کنار هم نشستن به یک کلیت زیبا و اصیل می رسند.
هنری است که در خلوت با آدمی صحبت می کند و با آنها زندگی می کند. بعضی از این مردم بر این باورند که قالی از افسانه های گذشتگان تأثیر گرفته است.
قالی را می توان گفت که باغی است البته باغی از رنگها و نگاره ها که بر کف زمین گسترده است.
نه تنها قالی را باید دوست داشت بلکه باید بدان خو گرفت و چشم و دل و جان را باید به گرمای آن سپرد.
نام دیگر قالی را می توان به دست آفریده های پرنقش و نگار ایرانی نام نهاد.
همة این دست آفریده های پرنقش و نگار ایرانی با تلاش و کوشش زنان و مردانی است که با شوریدگی نگاره ها و گرمی رنگ دل های پاک ممزوج شده است.
همة این دست بافته های خلق شده بیانگر مطلبی ارزشمند و والا می باشد و راه و رسم کهن و دیرینه را بیان می دارد. می تواند به نوعی احساسات بافنده را در شرایط مختلف بیان دارد. می تواند بسیاری از سمبل ها و نشانه ها را برای ما روشن سازد.
از طرفی دیگر می تواند بیانگر سنت و تمدن هر قومی باشد. وقتی به درون مایه این دست بافته ها می پردازیم مشاهده می کنیم که بیانگر تاریخ هنر و فرهنگ ایرانی میباشد.
این قالی ها مانند آئینه ای جلوه گری می کنند و تمام زوایای زندگی هر قوم را بازگو می کنند.
پس می توان گفت که هنر اصیل قالیبافی ایران با فرهنگ کهنسال این مرز و بوم پیوند ناگسستنی دارد.
هنر قالیبافی را یکی از مردمی ترین هنرهای روی زمین به شمار آورد. که نه تنها یک هنر است بلکه سرمایه عظیم کشورمان نیز محسوب می شود.
در دروه های اولیه مانند عیلام و ماد و سلوکی و اشکانی Ù در فرش و قالیبافی نمونه اسناد و مدارک و سوابقی در دست نیست.
مثلا ما راجع به قالیبافی در زمان سلوکیان (129-312 قبل از میلاد) و راجع به قالیبافی در زمان پارتها (170 قبل از میلاد تا 226 بعد از میلاد) Ù سوابق و مدارکی در دست نداریم. البته با آگاهی داشتن از اینکه فرش در طول زمان و بر اثر آب و هوا و دما و گذشت زمان و گرد و خاک فرسوده می شود و از بین می رود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1013 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
ونسان وان گوگ از سن بیست و هشت سالگی شروع کرد و در سه سال آخر عمرش که به شدت از تنهایی و عارضه ناشی از بیماری روانی رنج می برد، استعدادش شکوفان شد و بیشترین نقاشیها و طراحیها ی مشهورش را بوجود آورد.
او در سی ام مارس 1853 در گروت زوندرت در برابانت یکی از ایلات هلند بدنیا آمد و پدرش یک کشیش پروتستان بود. وان گوگ در ابتدا در یکی از گالری های هنری شهر هوگو که یکی از شعب شرکت عمویش بود به فروشندگی تابلو مشغول شد. در 1873 شرکت او را به شعبه ای در لندن فرستاد. وان گوگ در آنجا بلافاصله عاشق دختر مهمانخانه چی شد. در سال 1875 او به پاریس فرستاده شد و سرپرستی شعبه آنجا را به عهده گرفت. اما یک سال بعد به علت بدخلقی و عصبانیت با مشتریان توسط شکرت از کار برکنار گردید.
وان گوگ بعد از دو ماه بیکاری به انگلستان برگشت و در مدرسه ای ابتدائی در رامس گیت به آموزش زابن فرانسه پرداخت. او بزودی به این نتیجه رسید که کشیش بشود زیرا می گفت این شغل قدرت روحی اورا می افزاید. بنابراین درباره آینده اش به چاره اندیشی پرداخت. وان گوگ از معلمی دست کشید و در «دوردرخت» در کتابفروشی به کار مشغول شد ولی پس ا زچند ماه به آمستردام رفت و در امتحان ورودی دانشگاه شکرت نمود تا به تحصیل در رشته الهیات بپردازد. وان گوگ که تضاد بین تعالیم انجیل و رفتار کلیسا را با چشم می دید صلاح دید که به جای رفتن به دانشگاه شغل کشیشی را انتخاب نماید بهمین جهت در 1878 پیشقدم شد تا بعنوان کشیش به یکی از معادن بلژیک در منطقه بوریناژ برود تا بدینوسیله خود را وقف مردم نماید.
او زندگیش را وقف کارگران معدن کرد و در دوران بدبختی و اعتصاباتشان کمکهای زیادی به آنها نمود، ولی همین امر باعث شد که کلیسا وی را طرد نماید، ولی او به زندگی خود در این ناحیه در نهایت فقر و ناامیدی شدیدی ادامه داد و در همین زمان بود که برای اولین بار به کار طراحی پرداخت.
تئو یعنی برادر وان گوگ (تاریخ تولد 8-1864) که در این موقع برای شرکت گوبیل کار می کرد با فرستادن مقادیر ناچیزی پول در ماه او را تشویق به این کار نمود. وان گوگ در بروکسل به فراگیری طراحی و نقاشی مشغول شد و تصمیم گرفت که بالاخره نقاش بشود.، آثار او هم از نظر رنگ و هم از نظر خط زمخت و خشن هستند و بیانگر افسردگی و غم او می باشند.
در سال 1885 هنگامی که پدرش مرد بیشتر تحت تاثیر سبک روبنس و آثار چاپچی های ژاپنی نقاشی می کرد که هر دو اینها باعث شدند تا او را از ارزش احساسی رنگهای درختان آگاه سازند. در فوریه سال 1886 به پاریس رفت تا با برادرش تئو زندگی کند و در آنجا بود که توانست با نقاشان امپره سیونیستی مانند کامیل پیسارو (1831- 1901) ، ژرژ سورا (91-1859) و پل گوگن (1848-1903) ، آشنا شود.
وان گوگ علیرغم کوششهای تئو نتوانست در طول عمرش تابلوهایش بجز یکی را به فروش برساند. در سال 1885 بود که اولین کار قابل توجهش یعنی سیب زمینی خورها را نقاشی کرد، ولی مشاهده رنگهای درخشان امپره سیونیستها به این نوع رنگ آمیزی او خاتمه بخشید. در فوریه سال 1888 او به جنوب فرانسه به شهر آرل به خاطر رنگ و نور عزیمت نمود و در آنجا بود که دوران پر بار فعالیتش در نقاشی شروع گردید. او می خواست در آرل انجمن نقاشان را تاسیس
نماید و در این اواخر بود که برادرش تئو برای او خانه کوچکی اجاره نمود و کمی بعد گوگن، نقاش فرانسوی که بعدها تمدن غربی را مطرود دانسته و به جزایر ناهیتی رفت به تقاضای تئو پیش وان گوگ گوگن و وان گوگ در اینجا با هم نتوانستند سازش کنند و پس از آخرین دعوا وان گوگ در حالت ناراحتی می خواست دوستش را بکشد ولی بالاخره نرمه گوش خودش را برید . گوگن تئو را از این امر مطلع نمود و سپس عاقلانه آنجا را ترک کرد. وان گوگ در سال 1889 در بیمارستان سنت پل در سنت رمی بستری شد. و در آنجا علیرغم زبانی که برای سلامتیش داشت به نقاشی پرداخت. در 1890 دوباره تئو را در پاریس ملاقات نمود ولی بالاخره مجبور شد تحت مداوای پزشکی بنام دکتر گاشه که یکی از دوستان امپره سیونیستها بود قرار بگیرد. دو ماه بعد او خود را هدف گلوله قرار داد و دربیست و نهم جولای 1890 زندگی را بدرود گفت.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4033 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 76 |
آشنایی با هنر نگار گری
در تعریف واژه « نگارگری » که برخی از صاحب نظران از آن با نام « مینیاتور » یاد کرده اند نظرات متفاوت و گاهی کم و بیش شبیه به هم نیز ارائه شده است . از جمله در « فرهنگ معین » ذکر شده است : « مینیاتور ، تصویری کوچک است که در آن ریزه کاری به کار رفته باشد. نوعی نقاشی خاص در مشرق زمین که در آن قواعد علم مناظر ومرایا و کالبدشناسی رعایت نمی شود و در آن رنگ جنبه تزیینی دارد و ضمناجزئیات با ریزه کاریهای خاص نشان داده می شود. »
« در فرهنگ عمید » آمده است که : « مینیاتور ، نقاشی همراه با ریزه کاری و استفاده از لاجورد ، طلا و آب روی کاغذ یا فلز است که بیشتر در مشرق زمین معمول است. »
گروه دیگری از صاحبنظران هم مینیاتور را کلمه ای فرانسوی می دانند کمه از ترکیب دو واژه « مینی موم »( به معنی کوچک و خرد ) و « ناترال » ( به معنی طبیعت ) مشتق شده که نهایتاً به معنای « طبیعت کوچک » است.
« ویل دورانت » ( نویسنده کتاب تاریخ تمدن ) در تعریف مینیاتور می گوید :« کلمه ی مینیاتور مشتق از واژه ایبری » مینیوم « به معنای سرنج است که رومی ها از اسپانیا وارد کردند. رنگ آن ارغوانی روشن و در تذهیب کتاب بس مطلوب است. »
« اکبر تجویدی » در کتاب خود اصطلاح مینایتور را برگرفته از « مینیوم » ( به معنای رنگ قرمز خاصی که از شنگرف و مینیوم است ) می داند که در آغاز کتابها را نز د ملل مغرب با چنین رنگی می آراستند.
گروهی از محققان ، واژه فارسی نگارگری را به جای « مینیاتور» پیشنهاد داده و برکاربرد آن به جای مینیاتور ( که در غرب هم به تصویر کوچک تزیینی توام با برخی ریزه کاریها اطلاق می شود. ) اصرار می ورزند.
با عنایت به آنچه گفته شد باید ذکر شود که : « نگار گری تصویر عالم خیال است به معنی فلسفی آن و رنگهای غیر واقعی ». یعنی غیر از آنچه که در عالم جسمانی محسوس است و احتراز از نشان دادن دورنماهای سه بعدی همان اشاره به تصویر عالمی است غیر از عالم سه بعدی مادی که ظاهر بینان ممکن است تصور کنند موضوع نقاشی نگارگری است.
نگارگران ایرانی با این اعتقاد و بینش و با تغییرات در عناصر و فضای مادی کوشیدند راهی برای القای جهانی غیر مادی و معنوی باز کنند. نگارگری ایران تجسم و خلق هر چه بیشتر زیبایی هاست که در خیال روشن هنرمند نقش می بندد و این چنین است که هنرمند سعی می کرده تصویری خلق کند که توجه بیننده را جلب کند و به طبیعت اعتنایی نداشته است. نگارگر بعد را می دید و می شناخت ، ولی از ان دوری می کرد چرا که دوری اجسام و کوچک شدن آن را خطای چشم سر می دانست. پس به چشم دل روی می آورد.
او به طور ارادی از به کاربردن علم مناظر و مزایا دوری می جست. نگارگری ایرانی به آثار نور چندان توجهی ندارد، چرا که آنان را شکوه نور الهی مجذوب ساخته و تمامی صفحات را نورالهی برای آنان یکسان روشن کرده است.
منظره سازی در نقاشی نگارگری ایرانی اغلب خیالی و افسانه آمیز است. تخته سنگها بیشتر مرجانی شکل ، رنگارنگ و تیره فامند. ریگهای بیابان طلای گداخته است. جویبارهای رشته مانندی از میان آن می گذرد که در کنارش سبزه و شاخه های لرزان به طرز معجره آسایی روییده است.
تصاویری که در حوزه فرهنگ اسلامی – به خصوص در سده های پانزدهم وشانزدهم ( نهم و دهم ه . ق.) به دست نگارگران ایرانی آفریده شده ، به سبب خصوصیات معنایی، صوری و فنی شان از سایر آثار تصویری مربوط به فرهنگ های دیگر کاملاً متمایزند.
نگارگری ایرانی تفاوتی اساسی و ذاتی با نقاشی طبیعت گرایانه اروپایی دارد ونیز در اصول فلسفی و معیارها و قواعد زیبایی شناختی با هنر تصویری خاور دور و هند متفاوت است. همچنین به غلط بر آن نام « مینیاتور» نهاده اند، چرا که جزء در مورد کوچکی اندازه و برخی ظرافتهای فنی ، وجه تشابه دیگری بامینیاتورهای اروپای قرون وسطی ندارد.
اگر چه شروع نقاشی درایران را می توان مربوط به هزاره های پیش ارز میلاد دانست که در « میر ملاس»( در لرستان ) کشف شده و نگاره هایی از رزم ، شکار ، انسان و حیوان را به تصویر کشیده است ، اما آغاز نگارگری به مفهوم دقیق آن را باید به دوره ساسانی مربوط دانست که توسط « مانی » نقاش و نگارگر چیره دست آن زمان موجودیت می یابد .
مانی که مدعی نبوت می شود ، هنر نقاشی و نگارگری را برای تبلیغ و ترویج آیین خود به کار می گیرد. به دستور او تالارهایی به نام « نگارستان » ساخته می شود. بر دیوار این تالارها داستان خلقت آدمی و سرنوشت وی بر پایه اعتقادات آیین او نقاشی می شود با سیر در نقاشی های نگارستان فلسفه ی وی را در می یابند.
با ظهوردین مبین اسلام ، نگارگری ایرانی تا مدتی دچار توقف شد ، اما دیری نپایید که هنر نگارگری ایرانی ( البته با تغییراتی ) اساس و مبنای نگارگری اسلامی شد.
با روی کار آمدن عباسیان و حمایت ایرانیان، بغداد به عنوان مرکز اصلی نگارگری و تصویرگری کتب درآمد و مکتب بغداد یا عباسی این امکان را یافت که نخستین نمونه های تصویرگری در کتب پس از اسلام را که بیشتر جنبه علمی و فنی داشت ،به وجود آورد.
از مکتب بغداد ( مکتب عباسی ) که بین سالهای ١٣١ تا ٦٥٦ ه . ق رواج داشت ، آثاربسیاری بر جای مانده که از جمله می توان به کتب گوناگونی تصویر شده در این دوره به ویژه « التریاق » « رسائل اخوان الصفا » ، « عجایب المخلوقات قزوینی » و « نسخه قابوس نامه » ، « دیسقوریدوس » ( مختص دارو شناسی ) ، « فی معرفت الخیال الهندسیه » ، « کلیله و دمنه » و « مقامات حریری » اشاره کرد .
از خصوصیات نگاره های این دوره آن است که نقوش و شکل جانوران و اشخاص قدری درشت تر ترسیم شده است. در مجالس ، رنگ زمینه یا اصلاً نیست و یا بسیار اجمالی است. رنگهایی که در نگاره ها به کاررفته است، محدود اما تناسب آنها با یکدیگر بسیار دقیق ولطیف صورت گرفته است ،چهره افراد به نژاد« سامی » ( عربی ) تعلق دارد ، اما نفود شایان توجه هنرمندان بیزانسی را نیز در این تصاویر می توان مشاهده کرد. صاحبنظران « عبدالله بن فضل» را مشهورترین نقاش شیوه عباسی می دانند و نسخه خطی کتاب « خواص عقاقیر » گیاهان از آثار اوست. مصور ساختن کتاب در مکتب سلجوقی به شیوه ای خاص و با خصوصیاتی بیشتر ایرانی و کنار گذاشتن خصلتهایی که در شیو ه عباسی رواج داشت ( مثل خصوصیات نژادی و لباسهایی به سبک مسیحی ) ادامه یافت.
از جمله کتب مصور شده در این دوره می توان « صورالکواکب » ،« اندرزنامه » ،« مفید الخاص » (تـألیف زکریای رازی درباره خواص گیاهان و دفع بیمارریهای گوناگون ) ، « خواص الاشجار »، «طب جالینوس »، «سمک عیار »،«کلیله و دمنه »، « الاغانی » و « شاهنامه کاما» را نام برد.
در مکتب سلجوقی ، نقوش و تزئینات در متن رنگ آمیزی شده پدیدارگشته اند. معمولاً زمینه را با رنگ سرخ می پوشاندند . در صورتی که تصاویر در مکتب بغداد بدون رنگ آمیزی زمینه نقش می شده است. در نسخ خطی دوران سلجوقی ، نقاشی روی صفحه کتاب مستقیماً انجام می گرفته و از چین و چروک ها ی لباس به شیوه مسیحی رایج در مکتب عباسی اثری نیست. لباسها را با گل و گیاه و نقوشی به سبک اسلیمی تزیین می کردند. از نگارگران شاخص این دوره می توان از « ابوتراب» و « فخرالدین حسین بدیع نقاش » نام برد.
در دوره ایلخانان شاهد تأثیر پذیری نگارگری ایران ، از نگارگران چینی هستیم که همراه با فرهنگ و هنر چین (که به تصرف مغول ها در آمده بود) به سرزمین ما راه یافت . مکتب مغول ( =مکتب تبریز اول ) تلفیقی از نگارگری چین و ایران است. در جایی بیشتر خصوصیات نگارگری چینی و در جای دیگر خاصه های نگارگری ایرانی به چشم می خورد. ، اما آنچه مسلم است نفوذ طبیعت گرایی چینی در این آثار زیاد بوده و بسیاری از عناصر آن از هنرِ خاور دور ، خصوصاً چین به عاریت گرفته شده است.
از جمله آثار هنری به جای مانده از این دوران که در تبریز موجودیت و مرکزیت یافت، چند کتاب مصور« منافع الحیوان » ، « جامع التواریخ »، « کلیله و دمنه » و « شاهنامه » است که در موزه ها و مجموعه ها نگهداری می شود.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4085 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
فهرست
مقدمه
ابزارها
مدت زمان ایجاد نوش
سازمان کار در تخت جمشید
معیار حجاران برای تناسب در تخت جمشید
مقایسه مهتدان، اسبها و ارابه ها
مقایسه قطعات مرکزی نشاندهنده ی شاه در مواقع بار دادن
قص بالدار در هخامنشی
بال ها
فهرست منابع
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه:
تخت جمشید را می توان تقریباً همانند ارگ ها ویا دژهای حکومتی و سکونت گاهی ایران در دوران اسلامی داشت، زیبا پادشاهان یا حاکمان ایالت ها یا شهرهای بزرگ در ایران بر اساس شیوه ای کهن، فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی خود را غالباً درون محوطه ای محصرر و دارای استحکامات دفاعی می ساختند که در برابر تهدیدهای خارجی و داخلی حتی المکان در امان باشند. این گونه مجموعه ها که آن ها را دژ، کهندژ، قلعه یا ارگ می نامیده اند، افزودن بر فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی، عرصه ها و فضاهای متنوعی برای برخی از انواع فعالیت های خدماتی و نظامی داشتند. چنین الگویی در طرحی شهری از دوران پیش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسیاری از نواحی و مناطق سرزمین گسترده ایران وجود داشته است وتخت جمشید و آنچنان که داریوش در کتیبه ای به آن به عنوان یک دژ اشاره کرده است، باید نمونه ای از دین گونه ارگ های سکونت گاهی- حکومتی، تشریفاتی دانست درباره چگونگی ساختن بناهای روی صفحه هنوز اطلاعات روشنی به دست نیامده ، البته کتیبه ای از داریوش درباره شیوه ساختن کاخی در شوش وجود دارد که گویای چگونگی انجام فعالیت های بزرگ ساختمانی در آن دوران است و می توان حدس زد که در ساختن تخت جمشید از همان شیوه استفاده شده است.
مساحت کل تخت جمشید 14000 متر مربع بوده و در دامنه کوه رحمت شرف به جلگه مردودشت واقع شده و با تراشیدن قسمتی از کوه به وجود آمده است. پلکان ورودی بنای تخت جمشید از تخته سنگ های عظیم تراشیده شده است. این پلکان به یک لیوان منتهی می شود که گاوه های بالدار با سر آدمی از آن پاسداری می کنند. در این ایوان، کتیبه ای از خشایار شاه دیده می شود. در این کتیبه نوشته شده که این « درگاه همه ملت هاست»
نازک کاری و حکاکی سراسر بناهای تخت جمشید با دقت و وسواس در خور یک بنای شاهانه و مقدس انجام گرفته است. گرچه مجسمه های تخت جمشید تا حدود زیادی از سر مشق های آشوری در برخی جنبه ها از نقش برجسته های اقوام دیگر اقتباس شده اند ولی در آنها، رفتار و حالت متفاوت خوشایند وعبرت آموزی به چشم می خورد. همه تصاویرها با وقار و بر کنار از زندگی هستند و در آن ها،احساس آگاهی از حضور آسمانی دیده می شود.
ابزارها
سنگ تراشی زمان هخامنشی به تفصیل به وسیله آن یریت تیلیا و کارل نایلندر مورد بررسی قرار گرفته است. در اینجا من فقط کار بر روی نقوش برجسته را مورد بحث قرار می دهم. روش های حکاکی را می توان به بهترین وجه بر روی بخش های ناتمام نقوش برجسته مشاهده کرد، و تقریباً هر مرحله از کار می تواند در جایی در تخت جمشید مورد شناسایی قرار گیرد. در بعضی از موارد می توانیم از روی علائم به جا گذاشته شده روی سنگ تعیین کنیم چه ابزاری و به چه ترتیبی در آن به کار رفته است. ابزارهای آهنی، چه کلنگ و و چکش ( با دسته افقی ) یا قلم سر تیز و اسنکه ( که با پتک چوبی به آن ضربه می زنند) مورد استفاده قرار می گرفت.
هر یک از این دو گروه را می توان به ابزارهای سرتیز، لبه دار و نوع دندانه د ار از هر اندازه و وزنی تقسیم کرد. کلنگ سنگین برای سنگتراشی و شکل دادن ابتدایی با توجه به اینکه تکه سنگی که بایستی برداشته شود به چه اندازه است با ضربه عمودی و یا ضربه سریع و لب شکن مورد استفاده قرار می گرفت. مرحله بعدی احتمالاً استفاده از قلم های تخت و پتک چوبی بوده است. برای تهیه یک سطوح صاف معمولاً از چکش لبه دار و بطور عمودی تر و شاید با گذشت زمان، از چکش دانه دار استفاده می شده است.[1]پس از آن بطور پی در پی چکش های ظریف تر همراه با استفاده از قلم های لبه دار به کار می رفته است. در جزئیات از قلم ها واسکنه های لبه دار تخت و باریک استفاده می شده است. آخرین مرحله صاف کردن سطوح بوسیله مواد ساینده از درجات مختلف و آب بوده وسرانجام برای زدون خراش های باقی مانده از عمل سایش با مالیدن سنگ با همان درجه سختی یا سرب یا چرمی که احتمالاً پوست کوسه بوده استفاده می شده پس از آن نقوش برجسته رنگ می شدند.
در این مختصر ابزارها وطرز کاربرد آنها به طور خلاصه بیان شده است؛ لیکن در اینجا باید به نکته ای اشاره کنم. در هر مرحله حجار یا بنا می توانست از انواع مختلف ابزارها سود ببرد. بسته به آموزش واستنباط شخص خود و هم چنین اهمیت کاری که انجام می داد. از قلم یا کلنگ ابزار لبه دار یا دندانه دار استفاده می کرد. علاوه بر این تشخیص علامت بجا گذاشته شده بوسیله یک کلنگ با آنچه که یک قلم بجا می گذارد، و تفاوت بین اثر چکش لبه دار از قلم درز صاف، یا چکش دندانه دار از اسکنه دندانه دار مشکل است.[2]
هیچ گواهی برای کاربرد مغارهای گرد یا مغار، اره، سوهان تخت یا سوهان وجود ندارد[3]. حفره های کوچک برای متصل کردن تزئینات فلزی و مجاری ریختن سرب مذاب بوسیله مته ساخته می شدند، احتمالاً مته های کمانی با استفاده از سر مته کوتاه و ساینده؛ لیکن از تکنیک « مته چرخان» که در صنعت پیکره سازی یونان رواج کامل داشت استفاده ای به عمل نیامده است. از خراطی در معماری سنگ استفاده نشده است، لیکن در کار چوب، فلز کاری و برای صنعت ساخت ظروف سنگی و مهرهای استوانه ای از آن استفاده شده است.[4]
نشانه ای از سایر ابزارهایی که بوسیله حجاران و بنایان مورد استفاده قرار گرفته است باقی نمانده. یکی از این ابزارها همان گونیای بنایان است که مشتمل بر یک لبه صاف، یک گوشه قائمه، یک تراز و یک شاقول است.
[1] -در قلم های دندانه دار (یا چکش) درایران وارزش آن به عنوان یک شاخص زمانبندی به تایلاندر، پرسپولیس صفحه 53 تا 56 مراجعه کنید، که باید نشانه های ابزارهای دندانه دار در داخل یک محل اتصال در گوشه جنوب شرقی تخت رستم نیز به آن اضافه شود( مشاهدات شخصی و ابزارهایی با دندانه های بسیار ریز در محل زینت گل وبوته های مقبره کورش در پاسارگاد) ( دی بی استر و ناخ) « یک نشانه دایره ای شکل در مقبره کورش» ایران جلد نهم ( 1971). صفحه (157) نشانه هایی از ابزار دندانه داری به همین گونه را می توان در زیر مرز گل و بوته در پایین شرقی ترین شیرو گاو در روی پهلوی آپادانا مشاهده کرد این نشانه 25 علامت دندانه دار 9/1 سانتیمتر دارد که به معنی 76% سانتیمتر فاصل هر دندانه است.
[2] -از روی ترتیب علائم بنظرم می آید که از چکش دندانه دار بیش از اسکنه دندانه دار در تخت جمشید استفاده شده است.
[3] -قلم انحنادار: از قلم انحنا دار زیاد استفاده به عمل نیامده است. اگر چه تیلاء روشها، صفحه 82، اظهار داشته است که « فقط وقتی پیکر تراش مجبور بوده روی یک قطعه کوچک مقعر کار کند، در یک شکاف کم عمق و یا بار یک از قلم های انحنادار استفاده کرده است. لیکن به طور معمول، در بیشتر بخش ها از قلم تخت استفاده می کرده اند « و نایلاندر،پاسارگاد صفحه 27 اظهار می دارد که « آنها برای بریدن حاشیه های موجداء بعضی از لباسهای خراجگزاران در پیکره های آپادانا مورد استفاده قرار گرفته اند» ارة: سنگهای به کار رفته در پرسپولیس سخت تر از آن هستند که بتوان با اره آنها را برید سوهان ها: تیلاء روشها صفحه 3-n71 ( نظریه قبلی نایلاندر که در پاسارگاد تکرار نشده است) فارکاس: پیکره در صفحه 71 از به کار بردن سوهان جهت می کنند.
[4] -نظریه داده شده است که در ساختن پایه های ستونهای کاخهای پرسپولیس و پاسارگاد از یک چرخ تراش استفاده به عمل آمده؛ ولی هیچ گواهی برای آن وجود ندارد و مشخص است که شکافهای افقی با استفاده از چرخ تراش ایجاد نشده اند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2967 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
فهرست مطالب
مقدمه 1
فصل اول:مسجد
1-مسجد 2
1-1-نکاتی در باب مساجد 3
2-1- مساجد و عوامل مشترک در آنها و تزئینات وابسته به معماری آن ها 6
فصل دوم: مسجد جامع اصفهان
2-مسجد جامع اصفهان 18
منابع 30
مقدمه
مسجد میعادگاه و محل تجمع و نقطه شروع حرکت های انقلابی و از همه مهم تر مکانی مقدس برای شکر گذاری و سجده گاه مومنین است.
هر جا که سخن از معماری اسلامی در میان بوده است،مسجد به عنوان سمبل و معرف این معماری مطرح شده است.با توجه به این ویژگی ،همچنین به سبب توجه و علاقه ای که عموم طبقات مردم به آن داشته و دارند،سلاطین و حکمرانان هم در دوران حکومت خویش ،با ساخت مساجدی با شیوه های جدید(از نظر فرم ظاهری و گاهی با اضافه کردن فضای بدیع و همراه با نوآوری)سعی در تثبیت موقعیت خویش می نمودند.
درهر صورت معماری اسلامی تحت تاثیر ویژگی های هر دوره تحول یافت.در نتیجه انواع بناهای یک ایوانی ، دو ایوانی ، چها ایوانی و گنبدی به وجود آمد.
در این تحقیق ویژگی های مسجد جامع اصفهان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
مسجد
مسجد بنایی است بر پا شده بر محوری نامرئی که طراحی اصلی مسجد بر مبنای آن است.این محور نامرئی کعبه است. کعبه به لحاظ معنوی در قلب اسلام قرار دارد. محراب همه مساجد در جهت آن است و مسلمانان رو به سوی آن نماز میگذارند. از این رو دنیای اسلام را میتوان چرخ عظیمی فرض کرد که مکه کانون آن و پرههای این چرخ، همه مساجد سرتاسر جهان هستند و شاید به خاطر اهمیت مساجد است که در قلمرو اسلام، همه هنرها در خدمت مسجد بودهاند.
برای شناختن جایگاه مسجد در شهرهای بنا شده در دوره اسلامی بد نیست که به عناصر اصلی یک شهر اسلامی اشاره کنیم: بازار، کاروانسرا،حمام و مسجد.
در شهرهای دوره اسلامی بازار به عنوان ستون فقرات شهر به حساب میآمد که معمولا در کنار و یا در داخل آن کاروانسرایی هم وجود داشت.
با گشت زدن در بازار هر یک از شهرهای بنا شده در دوره اسلامی به حمام بر میخوریم، جایی که برای طهارت و پاکیزگی مسلمانان ضروری بود. در داخل همین بازار و یا در نزدیکی آن مسجدی قرار دارد که سیل مسلمانان و نمازگزاران را از محیط پر قیل و قال بازار، به محل امن و آرام خود فرا میخواند.
با این توصیف، مسجد مرکز ثقل بنای شهرها در دوره اسلامی بود و معماری آن متناسب با شرایط اقلیمی، مصالح در دسترس و تحت تاثیر سنن و خصوصات محلی ساکنان هر منطقه شکل میگرفت.مسجد به عنوان نهاد مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارای وظایف گوناگونی بود و در واقع هنوز هم هست. مسجد جایی بود که در آن به روی همه و در همه وقت باز بود و یکسان به همه مسلمانان تعلق داشت. رهگذران بدون سرپناه و یا امیران با جاه و مقام و یا کاروانیان میتوانستند به مسجد بروند و حتی در آن استراحت کنند.
1-1-نکاتی در باب مساجد
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6297 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
اهمیت شهر تبریز
ضمن برسی مراکز قالیبافی ایران، شهر تبریز از مزیت خاصی بهرمند می شود که مایه مباهات مردم این شهر است ، اما نه از این نظر که عالیترین قالیها در این شهر بافته می شود ، چه در سایر نواحی قالیهای بهتر تهیه می گردد ، بلکه به جهت آشنایی طولانی و افتخارآمیز مردم آن با این حرفه و به خصوص از این رو که احیاء این صنعت در نیمه دوم قرن نوزدهم تا اندازه زیادی مرهون مهارت و تهور و دید وسیع مردان تبریز بوده است.
سوابق تاریخی
آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به دریاچه ارومیه و استان آذربایجان غربی، از جنوب به استانهای آذربایجان غربی و زنجان و از شرق به استان گیلان و اردبیل محدود است. شهرهای مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و میانه می باشد.
آب و هوا آذربایجان شرقی کلاً سرد و خشک بوده کوهستانی بودن منطقه و عرض جغرافیایی بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و کمی ارتفاع و اثرات ملایم کننده دریای مازندران از عوامل اعتدال پاره ای از مناطق استان به شمار می روند. به طور کلی آب و هوای معتدل، کوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، تبریز و نواحی آن را برای کشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فراورده های دامی خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی بویژه هنرهای دستی از جمله فرشبافی سوق داده است.
سرزمین آذربایجان بنابه اسناد تاریخی و یافته های باستان شناسی با قدمتی در حدود (عصر دیرینه سنگی) یکی از مناطق باستانی ایران محسوب می شود. شاید مهم ترین حادثه در تاریخ آذربایجان در قرن یازدهم اتفاق افتاده باشد چه در این زمان ترکان سلجوقی بر ایران غلبه کردند و ایالات آذربایجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمی خود برگزیدند. در اندک زمانی در این دو ناحیه زبان ترکی جایگذین زبان فارسی و عربی شد و تبریز نیز بصورت شهر ترک زبان درآمد که تاکنون نیز بهمین حال باقی مانده است.
در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجری، زمان سلطه مغول، این ایالت رشد فوق العاده ای یافته و تقریباً به صورت مرکز سیاسی و فرهنگی ایران در می آید.
قالی بافی می بایست در آذربایجان ریشه کهن داشته باشد. تأمین مواد اولیه و سهولت دستیابی به ضرورتهای این حرفه نسبت به سایر مناطق ایران بیشتر بوده و تبریز را نه تنها بازار فرش بلکه بازار مناسبی برای سایر تولیدات در قرون میانه ساخته بود.
تبریز از زمان هلاکوخان مغول از مراکز عمده تولید و دادوستد قالی بوده است. پا به پای شهر هرات (در خراسان قدیم و حالیه افغانستان) قالی بافی در آن مراحل تکاملی خود را می پیموده است. بخصوص در زمان صفویان با ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه های ارزنده ای دست یافتند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
قالی مشهور مسجد اردبیل (1539م) که اکنون در موزه ( ویکتوریا و آلبرت) لندن از آن نگهداری می کنند.
قالی دیگری که مربوط به همین مسجد بوده و آن نیز در شهر لندن (مؤسسه دوین MAISAN DUVEEN) است.
یک تخته قالی که به امپراطور چالز کوئینت( Charles Quint) تعلق داشته است
دو تخته قالی بسیار زیبای موزه پولدی (Poldi) میلان که اولی مربوط به سال 1522 م و دارای امضای غیاث الدین جامی و دومی می بایست بدون تردید مربوط به نیمه دوم قرن 16 باشد.
مدت چندین قرن از قالی ایران به عنوان کالای تجاری استفاده می شد ولی میزان این تجارت ناچیز بود تا اینکه در قرن 15، مردم کشورهای مغرب زمین آنرا شناختند و برای آن ارزش قایل شدند و از قرن 17 به بعد هم پس از آنکه قالی ایران به خارج از کشور راه یافته بود صنعتکاران تبریز با دریافت سلیقه مردم اروپا و آمریکا دست به بافتن قالی هایی زدند که بازار آن کشورها را به خود اختصاص دادند.
تبریز که در موارد بسیاری همواره علمدار نهضتهای مختلفی بوده است در اعتلای هنر فرشبافی ایران نقش به سزایی داشته و رونق دوباره و احیای هنر فرشبافی را در اواخر دوره قاجاریه و اوایل سلطنت پهلوی و راهیابی فرش ایران را به بازارهای جهان و گسترش این حرفه در تمام نقاط ایران را تنها مرهون هوش و ذکاوت بازرگانان و قالیبافان صبور این منطقه باید دانست.
تاریخ طراحی فرش تبریز
مردم تبریز رسامان بسیار خوبی هستند و در تعدیل و تطبیق طراحها نیز مهارت دارند. اما قادر نیستند مانند طراحان کرمان آفریننده ی طرحهای نو و اشکال زیبا و مهیج باشند. فقط طرحهایی را که به نظر شان خوب و قابل فروش می آید اقتباس می کنند ، خواه این طرحها متعلق به قرن شانزدهم باشد یا نقوش جدیدی می باشد که از کشورهای اروپایی به ایران راه یافته است.
طراحی قالی آن هم در تبریز به خاطر بروز حوادث تاریخی و تحولات اجتماعی سیاسی دست خوش تغییرات و فراز و نشیب هایی بوده است و گاه این تحولات باعث قدرت گرفتن و اهمیت یافتن نقش شهر تبریز در عرصه هنر طراحی فرش گردیده است که مختصراً به آن اشاره می کنیم.
پایه ریزی مدارس و مکاتب فرهنگی و هنری که حتی در عصر پر آشوب تیمور نیز ادامه یافت شهر تبریز را همراه با شهرهای آباد ماوراءالنهر، قطبی پر جاذبه در دنیای قدیم ساخت.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1032 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
فرشبافی در ترکمنستان سابقه طولانی دارد.این کشور منطقه ای است در شرق دریای خزر شمال ایران و افغانستان و غرب وجنوب مغولستان چین –جاده ابریشم در قدیم از بغداد وباگذر از تهران-عشق آباد-سمرقند و تاشکند این منطقه را به دو نیم می کرد.در قدیم الایام بازرگانان و تجار از این راه سفر می کردند.این راه زمانی معروف شد که مارکوپولو از آن عبور کرد و داستانهایی در مورد این سرزمین و مردم این مسیر نقل کرد.وی همچنین در یادداشتهای خود اشاره ای به فرش ترکمن کرده است.انواع فرش ترکمن ریشه در قبایل آنها دارد .قبایل اصلی ترکمن عبارتند از Teke,Yomut,Arsary,Choudur,saryk,salyr نقشه های فرش در ترکمنستان الهام گرفته از گیاهان و حیوانات و طبیعت بوده و بعنوان سمبل فرهنگ ترکمن محسوب می شود.
در سال 2001 فرش بزرگ پارچه ای به مساحت 300 متر مربع با وزن 5/1 تن بافته شد که در کتابGuiness به ثبت رسیده است
که تصویر آن را در زیر مشاهده می کنید:
امروزه تجارت فرش های سبک ترکمن از کشورهای افغانستان- پاکستان وایران انجام می گبرد.فرش های سبک ترکمنی بسیاری را در بازارهای پاکستان می توان یافت که در ترکمنستان یا جنوب ازبکستان بافته شده و به آنجا منتقل شده اند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5993 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
چکیده:
اقوام هفت گانه بلوچ، کرد، عرب، ترک، فارس، چارایماق و سیستانی به دلیل شرایط خاص سیاسی و طبیعی در طول تاریخ در مناطق مختلف استان های خراسان رضوی و جنوبی سکونت گزیده اند. این اقوام تولیدکننده قالیهایی هستند که بلحاظ دارا بودن ویژگیهای مشترک در بازار جهانی فرش به نام قالی بلوچ خراسان شناخته شده اند. طرح ها و نقوش، نقشمایه، رنگهای کاربردی و همنشینی رنگ ها در این قالیها به هم شباهت بسیاری دارد در این مقاله تلاش گردیده با بهره گیری از طرح تحقیقاتی شناسایی، ریشه یابی و احیای نقوش قالی بلوچ خراسان ضمن معرفی طرح ها و نقوش و نقشمایه های قالی بلوچ خراسان در خصوص رنگبندی و همنشینی رنگها در این قالی بحث و بررسی به عمل می آید.
مقدمه:
قالی ایران درختی است که ریشه درژرفنای کویرداردوبلندای سرشاخه های آن به ارتفاعات البرزمیرسد.میوه شیرین این درخت تنومند قرنهاست که مورد توجه جهانیان قرارگرفته است! آنان نام ایران را با فرشهایش و قالی را توام با نام ایران شناحته و میشناسد! قالیبافی در ایران نقطه تقاطع فرهنگ تاریخ و اقتصاد محسوب میگردد! چراکه در بسیاری از مناطق روستائی، عشایری و شهری علاوه بر آنکه فرشبافی از بعد هنری نیازهای درونی بشر را برطرف می نماید، در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد سرانه ملی و صدور فرهنگ ملی و اسلامی نقش بسزائی داشته و دارد. لذا همگی ما به فرش مدیون هستیم و می بایست در حد توان به معرفی فرشهای ایرانی بپردازیم! یکی از مهمترین ویژگیهای قالی ایرانی تنوع آن است. محققی همچون فورد(p.r.j.ford) براین نکته تاکید می نماید که فرشهای ایرانی آنقدر متنوع هستند که بسیاری از طرحها و نقوش آن ناشناخته است. قالیبافی درایران نزد اقوام مختلف از محبوبیت فوق العاده ای برخوردار است که در این بین خراسان همواره یکی از مهمترین مراکز بافت قالی بوده است. این استان که زمانی از یک طرف به استان سغد و از طرف دیگر به خوارزم ختم میگردیده از دیرباز تاکنون همواره یکی از مهمترین قطب های تولید فرش بوده است .
هجوم ازبکها، افاغنه و مغولها و تاخت و تاز این اقوام و در بسیاری از موارد ویران نمودن شهرهای بزرگی همچون نیشابور و کاشمر نتوانسته است رشد هنرهای سنتی بویژه قالیبافی را در خراسان متوقف نماید و همواره علیرغم وجود بحرانهای مختلف در مقاطع متعدد تاریخی این هنر- صنعت از رشد خوبی برخوردار بوده است. تنوع سبکهای بافت ، طرحها و نقوش و اقوام و قبائلی که دراستان خراسان به شغل قالیبافی اشتغال دارند نیزبسیارزیاداست، در حالیکه در شمالی ترین نقطه استان طرحها ونقوش زیبای ترکمن بافته میشود وهر یک از شهرهای استان طرح ونقش ویژه ای دارند، درسراسرمرزمشترک خراسان باافغانستان وترکمنستان واستان سیستان وبلوچستان دستبافته هایی تولیدمیگرددکه با عنوان فرشهای بلوچی در بازارهای داخلی و خارجی به فروش میرسد. این دستبافته های عشایری و روستائی بسیار سحرآمیزاست و طرحهایش دریچه ای است به سوی شناخت فرهنگ اقوام مختلفی که در این نواحی زندگی می کنند.
طرحها و نقوش فرش دستباف انعکاسی از باورها، اعتقادات، مشاهدات، آرزوها، آرمانها و بطور کلی فرهنگ بافندگان می باشد.
علیرغم جایگاه بسیار مهم قالی بلوچ خراسان درکلان فرشهای ایرانی شرقی متاسفانه اطلاعات دقیق کارشناسی وسامان یافته ای درباره طرحها و نقوش ، نقشمایه ها و موتیفها، رنگبندی آنها ( منجمله تعداد و تنوع رنگها و همنشینی رنگها ) وجود نداشت، لذا طرح شناسایی، ریشه یابی طرحها و نقوش قالی بلوچ خراسان توسط مدیریت پژوهش مرکز ملی فرش ایران اجرا گردید که این مقاله نیز برداشتی از پژوهش فوق می باشد.
1 - شناسایی اقوام مشهور به بلوچ خراسان
مشهورترین اقوام تولیدکننده قالی های بلوچ خراسان به شرح ذیل می باشند:
الف- تیموریها: در دوره تیموری از افغانستان وارد ایران گردیده و اکنون کشورهای افغانستان و ایران سکونتگاه این قبیله می باشد مهمترین تیره های تولیدکننده فرش دستباف اقوام زوری، بروقی، کودنی، یعقوب خانی، کریمدادی، پربزی، سوربزی، دهخانه، صالحی، طاهری، سلجوقی، زوری، خوافی، شیخی می باشند اقوام تیموری ایران در شهرستان های مختلف استان خراسان رضوی بالاخص تربت جام، تایباد، مشهد، فریمان، خواف، تربت حیدریه و… زندگی می کنند.
ب- بلوچ ها: تیره های اصیل بلوچ شامل قبایل جان بیکی ،کوهکن، سالار خانی، علی اکبر خانی، اسد خانی، رسولخانی می باشند. تیره های اصیل بلوچ عمدتاً در شهرستان های خواف، تایباد، تربت حیدریه و سرخس زندگی میکنند.
ج- ترکها: شامل ترکهای مهاجر روسی، ترکهای شاهسون، ترکهای بهلولی، --- و بالاخره ترکمنهای ساریخ می باشند.سکونتگاه اصلی ترک های مهاجر شهرستانهای سرخس، تربت حیدریه و مشهد می باشد.
د- اعراب: تیره های طاهری، چوبداری،خزایی و عارفی از اقوام عرب هستند که از صدراسلام تا کنون در مناطق فردوس، قاین و بیرجند سکونت دارند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 7704 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
زیبایی شناسی در هنر اسلامی
هدف : بررسی زیبایی شناسی در هنر اسلامی از نظر فرم
مقدمه
در طی قرون متمادی ، هنرمندان بیشماری از موضوعات مذهبی الهام گرفته وآثار بسیار ارزندهای در زمینه نقاشی ،حکاکی،طراحی،پیکرتراشی،معماری و غیره بوجود آورده اند.
هنر نقاشی اکثرا در ایجاد شیوه ها نقش فعالی داشته و بصورتی پیشرو در روند تکاملی هنر قرار گرفته است ،کتابهای تاریخ هنر در سرار جهان شاهدی زنده و سندی ارزنده در این باره میباشند.
وجود ادیان مختلف که توام با دیدگاههای گوناگون بوده ، با گذشت زمان دریشبرد هنرهای تجسمی نقشی بسزا نمودهاند، در این راه نه تنها مذهب بلکه قوامین سنتی ،فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نیز دخالت نموده و هر کدام یکی از پایه های اصلی در نظام هنر هایتجسمی به کمال خود نمیرسد.با توجه به این مسائل میتوان هنر یک ملت را که از مبانی فلسفی نیز سرچشمه میگیرد مورد مداقه و تحلیل قرار داد.
نقش مذهب در پیدایش موضوعات مذهبی و انتخاب آن توسط هنرمند از یک سو ودر پیدایش شکل از سوی دیگر مورد تجسس و پژوهش قرار میگیرد.نکته ای که نباید از نظر پنهان بماند.
نقش دوران کهن و عصر بدویت (هنر بدوی ) در دوران مذهبی یعنی از زمانیکه یکتاپرستی آغاز می گردد و اثراتی که تا عصر حاضر از خود باقی می گذارد ، می باشد.
مضامین مذهبی در آثار هنری از دوران صدر مسیحیت
از قرن چهارم میلادی به بعد رو به فزونی گذاشته و هنرمندان غربی علاوه بر بینشی که تا آن زمان داشتند آثار هنری خود را با نگرشی نو در خدمت مضامین مذهبی به بوته آزمایش کشیدند. موضوع انتخاب شده دیگر داستانی ساده و یا بازگو کننده قهرمانی زمینی ، یا نقشی معمول از طبیعت یا طبیعت بیجان و امثال آنها نبوده بلکه حکایات مذهبی که در اعماق روح انسان مسکن گزیده الهام بخش هنرمندان بوده است . برای ایجاد یک چنین احساسی که از فضائی روحانی سرچشمه می گرفت ، هنرمند در هر عصری که بود سعی در بوجود آوردن عناصری داشت که بتواند دنیای غیر مادی را با شیوه ای خاص القا نماید ، زیرا شیوه هائی که تا آن زمان در راه اجرای موضوعات غیرمذهبی بکار گرفته میشد طبعاً جوابگوی فضائی ماکوتی و غیرمرئی نبود.
هنر اسلامی
همانگونه که در آثار هنرمندان غربی مشاهده می شود ، در می یابیم که آنها تا حدودی متوجه این مسائل شده بودند و برای خلق و القای یک چنین دنیائی ، یعنی عالم ربانی از فضائی مادی و الفبای حرکات سه بعدی مدد می گرفتند و از این راه اقدام به ایجاد فضائی معنوی می کردند . اما هنرمندان اسلامی پس از درک این مهم کوشش و مجاهدت بسیار نمودند تا قوانین اجرائی اثر را از نظر زیبائی شناسی در ترکیب فرم و رنگ با مفهوم نظری چنین آثاری منطبق سازند ، بعبارت دیگر هنرمندان اسلامی با تغییرات شگرفی که در امکانات و عناصر فضای مادی بوجود آورند راه را برای پیدایش الفبای غیر مادی یعنی برای القای جهانی معنوی توسط عناصر همگون که بیش از حد تصور هنرمند در زمان خود بنظر می رسند باز نمودند ، واین امکان پذیر نبود مگر توسط فرامین مذهبی که بصورت احادیث و بطور غیر مستقیم خارج از کتاب مسلمانان «قرآن مجید» لیکن برخاسته ازهمان دیدگاه ، حاصل می گردید ، بدین ترتیب با کوشش ونبوغی که هنرمندان اسلامی از خود نشان دادند ، انطباق این دو جهان یعنی جهان موضوع و جهان شکل را برای محتوائی یکدست و گوئی بکمال رسیده میسر نمودند . پس چنین نتیجه می گیریم که موضوعات مذهبی و زیبائی شناسی آثار هنرهای اسلامی در قالب فرم و رنگ حتی المقدور با یکدیگر هماهنگ و همگون گردیده در حالیکه در آثار هنرهای غربی دنیای تصورات ملکوتی توسط عناصری مادی و غیر انتزاعی که با یکدیگر ناهمگون[1] می باشند نشان داده شده اند.
برای روشن تر شدن این مطلب اشاره به نکاتی چند می نمائیم که اصول هنرهای تجسمی اسلامی را از هنر رئالیسم کلاسیک غرب منتزع می سازد:
1- حذف پرسپکتیو
2- ساده کردن فرم و رنگ و پیروی از رمز گرائی .
3- پذیرفتن منطق محدودیت رنگ.
4- استفاده از معانی رنگها.
5- رابطه هنرهای اسلامی با شیوه های هنر غرب از آغاز دوران نوین.
1- حذف پرسپکتیو :
هنرمندان مشرق زمین قبل از آغاز دوران اسلامی به علم مناظر و مرایا آشنائی داشته و در آثار خود از آن بهره می گرفتند .نمونه هائی که در این زمینه بدست ما رسیده جای هیچگونه شک و شبهه باقی نمی گذارد که آنها الفبای حرکت سه بعدی را برای تجسم فضائی مادی می شناختند (تصاویر 1-2-3) .
[1] - heterogene
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1838 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
دلایل افول نگارگری در دوره ی زندیه وقاجاریه
چکیده:
آغاز سبک نگارگری قاجار را باید در دوران افشار و زند پیگیر بود اما به دلیل کوتاه بودن این دوران و تسلط اشوب و بلوا بر اوضاع آثار چندانی بر جای نمانده است. از کتب تصویر شده این دوران می توان به «تاریخ جهانگشای جوینی » اشاره کرد . از استادان دوره افشاریه می توان به محمد علی بیگ ، داوود نقاش ، محمد رضا هندی و هادی نقلش اشاره کرد .
محققان ایرانی پیوستگی شیوه نگارگری اواخر دوره صفوی را به سبک قاجار محرز دانسته اند. نخست ، تاثیر پذیری از شیوه های اروپایی است که از اواخر سده یازدهم هجری قمری آغاز شده بود و توسط فرزندان و نوادگان همان هنرمندان استمرار یافت ، مانند تداوم شیوه نگارگری محمد زمان توسط پسرش محمد علی.
نگارگری سبک قاجار شامل شیوه دیوار نگاره های دوره صفویه و نقاشی کلاسیک اروپا است ، به ترتیبی که در آغاز مایه ایرانی آن بیشتر و در میانه به طور مساوی از نقاشی ایرانی و اروپایی میه می گیرد و در پایان دوره به تدریج به نفوذ سبک اروپایی در نگارگری ایرانی افزوده می شود تا جایی که به کپی برداری از آثاراستادان رنسانس می پردازند . از دوره آقا محمد خان قاجار آثار درخوری به جا نمانده اما در مقابل تعداد فراوانی تابلوی رنگ روغن از دوره سلطنت فتحعلیشاه و محمد شاه به جا مانده است.
بسیاری از این نگاره ها با موضوهایی نظیر رقاصه ها و مجالس بزم و رزم برای قهوه خانه ها و مجموعه های شخصی ساخته می شدند و چهره های شاهزادگان و موضوهای تاریخی برای کاخهای شخصی . نگارگر پرده شاهزاده قجری و خدمه تمام ویژگیهای نقاشیهای اوایل سده سیزدهم هجری را در خود جای داده است بیان ازاد کوها و حالت های برگ درختان در دور دست و فزای تعریف نشده دشت معرف عمق در تصویر است. سایه روشن کاری روی چهره و دست ها نشان از آگاهی هنرمند به هجم پردازی است. با وجود این نگاره مرکب از سطوحی است که از رنگهای درخشان ، نوارهای تزئینی الماس ، مروارید ، زمرد و کمربند یاقوت نشان ، ابزوبند و هاشیه های زینتی تشکی شده است . اگر چه این پرده جذابیت خاص خود را دارا هستند، حالت روبرو نمای اندامها چیزی را فراتر از صورت ظاهر آنها نمایان نمی سازد.