| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 9 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 4 |
خانواده و پیشگیری از آسیب های اجتماعی
امروزه آسیب های اجتماعی به عنوان یک تهدید جدی سلامت کودکان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشینی، پیدایش جامعه توده وار یا گسترده، برخورد و تضاد میان هنجارها، از هم پاشیدگی روابط متقابل بین افراد، تأثیر گروه همسال و... توجه به آسیب های اجتماعی را امری اجتناب ناپذیر ساخته است. اگرچه آسیب های اجتماعی می تواند بسیار گسترده باشد لیکن می توان مسائلی از قبیل اعتیاد، فرار از خانه، خشونت، انزوای اجتماعی، ناهنجاری های رفتاری، سرقت و کودک آزاری را از جمله نتایج آسیب های اجتماعی عصر حاضر تلقی کرد.
در این بخش به اجمال، عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی و نقش خانواده در پیشگیری از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.
عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی
مطالعات انجام شده در ارتباط با آسیب های اجتماعی، عوامل زیر را منشاء بسیاری از انحرافات اجتماعی قلمداد نموده اند. در این بخش هر یک از عوامل به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.
1 - نابرابری های اقتصادی و اجتماعی: اختلافات طبقاتی هر جامعه، افراد را در موقعیت هایی قرار می دهند که نمی توانند نقش های اجتماعی مناسب خود را بیابند و موجب اختلاف در هنجارهای اجتماعی می شود. در نتیجه، ستیزه هنجارهای اجتماعی، تفاوت معیارها را به وجود می آورد و عدم تعهد به معیارها و تردید در اصالت آنها، عدم پایبندی به قوانین را ایجاد می کند که این به نوبه خود تضادهای اجتماعی را افزایش می دهد. درون این تضاد، کشش به سمت انحرافات اجتماعی وجود دارد.
2 - رفاه اقتصادی خانواده: در خانواده هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف تر می گردد. ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش به سوی انحرافات اجتماعی است. امروزه والدین و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با یکدیگر تماس و ارتباط کمتری دارند و از طرف دیگر افرادی که درآمد بیشتر از حد دارند، موقعیت و زمینه مساعدتری برای تفریحات متنوع در داخل و یا خارج از کشور را دارند و
بدیهی است که این قبیل امکانات برای مصرف و فروش مواد مخدر زمینه بسیار مساعدی است
.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
حقوق اقلیت ها در ایران
امروز نخستین روز ژانویه و آغاز سال جدید میلادی است. اقلیت های دینی که بخشی از جامعه آماری کشور ما را تشکیل می دهند در کنار سایر هموطنان ایرانی خود زندگی خوب و مسالمت آمیزی را می گذرانند.
قانون اساسی ما نیز تمهیدات ویژه ای را جهت رعایت حقوق اقلیت ها در نظر گرفته است. علماء و مراجع و مسئولین کشورمان نیز گام های اساسی را در سال های اخیر در راستای زندگی هر چه بهتر هموطنان ما از سایر مذاهب و ادیان برداشته اند که یکی از نمونه های بارز آن فتوای حکومتی مقام معظم رهبری پیرامون برابری دیه اقلیت های دینی با مسلمانان می باشد که در نوع خود اقدامی شایان توجه است. مسأله رعایت حقوق اقلیت ها و تبعیض قائل نشدن نسبت به آنها، از جمله اموری است که به خصوص امروزه سخت مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار نگاهی گذرا به حقوق اقلیت ها در ایران شده است.
اقلیت شامل چه کسانی می شود
معمولاً شاخصه های متفاوتی برای تشخیص و تعیین اقلیت ها وجود دارد. سه ویژگی اساسی آنان این است که: از لحاظ تعداد کم باشند، حاکمیت را در دست نداشته باشند، تفاوت نژادی، ملی، فرهنگی، زبانی و یا تفاوت مذهبی داشته باشند. البته عبارت اقلیت شامل افرادی می شود که اتباع یک کشور باشند. هر چند که کمیته حقوق بشر در تفسیر نسبتاً جدید خود در سال ۱۹۹۴ در رابطه با ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اعلام داشته که حق داشتن فرهنگ، زبان و مذهب فقط مربوط به اقلیت های شناخته شده و تثبیت شده نیست. بلکه افراد متعلق به گروه های جدید مثل گروه هایی که کارگران مهاجر را تشکیل می دهند نیز شامل می شود. به هر حال این کمیته، شهروند بودن کشور محل اقامت را به عنوان پیش شرط برخورداری از حقوق اقلیت به حساب نیاورده است.
اسناد بین المللی
قبل از تشکیل سازمان ملل و در زمان جامعه ملل، پس از جنگ جهانی اول یک نظام بین المللی حمایت از اقلیت ها به وجود آمده بود. بدین صورت که در معاهداتی که بین دولت ها بسته می شد تعیین ،می گردید. دولت هایی که در آنها اقلیت هایی وجود دارد نسبت به آنها تبعیض روا ندارند و حق استفاده از زبان و مذهب خود را به آنها بدهند. جامعه ملل به عنوان ضامن اجرای این تعهدات محسوب می شد و یک کمیته سه نفره از سوی جامعه ملل برای بررسی ادعاهای مربوط به نقض حقوق اقلیت ها تشکیل داده بود.
پس از تشکیل سازمان ملل قضیه طور دیگری شد و حقوق اقلیت ها به صورت ویژه ای مورد توجه قرار گرفت. البته برخی از اسناد بین المللی نیز به طور مشخص و ویژه به حقوق اقلیت ها اختصاص دارد که از آن جمله می توان اسناد زیر را برشمرد: کنوانسیون محو هر گونه تبعیض نژادی مصوب سال ۱۹۶۵ مجمع عمومی، کنوانسیون منع و مجازات ژنو ساید(۱۹۴۸) کنوانسیون ضد تبعیض در تعلیم و تربیت(یونسکو ۱۹۶۰) مقاوله نامه شماره ۱۱۱ در مورد تبعیض در استخدام و اشتغال (مصوب سازمان بین المللی کار ۱۹۵۸ ) اعلامیه محو هر نوع نابردباری و تبعیض براساس مذهب (مصوب سال ۱۹۸۱ مجمع عمومی) و اعلامیه مربوط به حقوق افراد متعلق به اقلیت های ملی، نژادی، مذهبی و زبانی مصوب سال ۱۹۹۲ مجمع عمومی.
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی علاوه بر مقررات کلی مربوط به رعایت حقوق همه افراد بدون تبعیض از لحاظ نژاد، زبان و مذهب و مخصوصاً مواد ۱۸ ، ۱۹ ، ۲۴ ، ۲۵ و ،۲۶ در ماده ۲۷ مشخصاً از اقلیت های نژادی، مذهبی و زبانی نام برده و حق برخورداری آنان را از فرهنگ و دین خاص خود به رسمیت شناخته است.
نکته دیگر این که حقوق اقلیت ها در مجامع بین المللی از دو جهت مورد توجه قرار می گیرد.
یکی از جهت عدم تبعیض در اعمال حقوق و آزادی های اساسی نسبت به آنها و دیگر از جهت حفظ هویت قومی و فرهنگی و مذهبی آنها. دو ماده در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی وجود دارد که اولی ناظر بر حکم کلی رفع تبعیض و دومی وجهه دیگر حقوق اقلیت ها را بیان می کند.
ماده ۲۶: «کلیه اشخاص در مقابل قانون متساوی هستند و بدون هیچ گونه تبعیض، استحقاق حمایت بالسویه قانون را دارند، از این لحاظ قانون باید هر گونه تبعیض را منع و برای کلیه اشخاص حمایت مؤثر و متساوی علیه هر نوع تبعیض خصوصاً از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و عقاید دیگر، اصل و منشأ اصلی یا اجتماعی، مکنت، نسب یا هر وضعیت دیگر تضمین نماید.»
ماده ۲۷: «در کشورهایی که اقلیت های نژادی، مذهبی، یا زبانی، وجود دارند، اشخاص متعلق به اقلیت های مزبور را نمی توان از این حق محروم نمود که مجتمعاً با سایر افراد گروه خاص خودشان از فرهنگ خاص خود متمتع شوند و به دین خود متدین بوده و بر طبق آن عمل کنند یا به زبان خود تکلم نمایند.»
اعلامیه مربوط به حقوق افراد وابسته به اقلیت ها مصوب سال ۱۹۹۲ مجمع عمومی سازمان ملل به نحو مشخص تر و روشن تری توجه به حفظ هویت اقلیت ها را مشروحاً بیان کرده که البته هنوز در سطح اعلامیه است و عنوان معاهده به خود نگرفته است ماده ۱ این اعلامیه می گوید: «دولتها باید از موجودیت و هویت اقلیت های ملی، نژادی، فرهنگی، مذهبی و زبانی واقع در قلمرو خود حمایت نموده و شرایط و وضعیت مربوط به ارتقاء و رشد هویت آنها را تشویق نمایند...»
البته یک نهاد خاص در سازمان ملل به نام کمیسیون فرعی وجود دارد که جلوگیری از تبعیض و حمایت از اقلیت ها را از سال ۱۹۴۷ به عهده گرفته است و با تشکیل اجلاس سالانه در ژنو و داشتن برخی گروه های کاری در زمینه حمایت از اقلیت ها تلاش می کند.
شاید این سؤال مطرح شود که تأکید نهادهای بین المللی بر رعایت حقوق اقلیت ها، آیا در ایران نیز گریبان گیر ما می شود یا نه؟ و آیا ما به اجرای مفاد آنها متعهد هستیم یا خیر؟ در این زمینه باید گفت که عضویت ایران در منشور ملل متحد، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون بین المللی منع و مجازات ژنو، کنوانسیون رفع تبعیض نژادی، کنوانسیون رفع تبعیض در امر تعلیمات و... موجب تعهدآور شدن الزامات این کنوانسیون ها برای کشور ما نیز می شود.
حقوق اقلیت ها در قانون اساسی ایران
قانون اساسی ایران به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران، یکی از مترقی ترین قوانین اساسی فعلی دنیا می باشد. شهید بهشتی(ره) که بخش عمده بار تصویب قانون اساسی را به عهده داشت به خوبی توانست اندیشه های مترقی اسلام از جمله رعایت حقوق اقلیت ها را در قانون اساسی لحاظ کند. هر چند که قانون اساسی کشور ما تمایز آشکاری را بین اقلیت های غیر دینی(نژادی، قومی و زبانی) با اقلیت های دینی قائل نشده است اما بسیاری از صاحب نظران حقوقی از جمله دکتر مهرپور قائل به این تفکیک هستند. قانون اساسی ما بر عدم تبعیض بر اساس نژاد، زبان و قومیت در دو اصل ۱۹ و ۲۰ تأکید دارد.
اصل نوزده قانون اساسی به صراحت اعلام می دارد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.»
اصل بیستم می گوید: همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
اصول اولیه قانون اساسی نیز که بر مبنای تعالیم دینی تقنین شده اند. برتساوی عموم افراد ملت صرف نظر از هر گونه تعلق به اقوام و نژادها و زبانها و عدم تبعیض بر اساس این معیارها تأکید دارند. بند ۸ اصل سوم بر مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، یا بند ۹ همان اصل بر رفع تبعیض ناروا و ایجاد امکان عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی و یا بند ۱۴ همان اصل بر تأمین حقوق همه جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون تأکید دارند.قانون اساسی همچنین در اصل ۱۵ تأکید دارد که« استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.»
اقلیت های دینی و دو نکته
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 27 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 44 |
حق و عدالت
حق، عبارت از سلطه و اختیاری است که فرد در برابر دیگر یا اشیا دارد. به بیان دیگر، حق، امری اعتباری است که به سبب آن، فرد شایستگی بهرهبرداری از چیزی را مییابد و دیگران به رعایت آن موظف هستند؛ مثل حق پدر و مادر در برابر فرزندان یا حق زوجین در برابر یکدیگر.
استاد مطهری حق را سزاواری فرد به یک شیء میداند و آن را نیز بر دو نوع تکوینی و تشریعی تقسیم میکند:
حق یعنی ثابت و سزاوار، و ما دو نوع ثبوت و سزاواری داریم: یک ثبوت و سزاواری تکوینی که عبارت است از رابطهای واقعی بین شخص و شیء، و عقل آن را در مییابد، و یک ثبوت و سزاواری تشریعی که بر وقق آن وضع و جعل میشود.
در واقع مقصود از حق، امتیاز بالقوهای است که برای فرد در نظر گرفته میشود و وی که بر اساس آن، صلاحیت استفاده از امور خاصی را مییابد. به بیان دیگر، حق نشاندهندة اولویتی است که فرد بر دیگران دارد. با این بیان، حق نوعی نصیب و امتیاز برای صاحب حق است که به سبب آن، یک سلسله بهرهمندیها را مییابد یا برخی ممنوعیتها از او برداشته میشود.
در بحث از مسألة حق، استاد مطهری این پرسش را مطرح میکند که «آیا حق و مالکیت از عوارض انسان به ماهو انسان است یا از عوارض انسان به ماهو مدنی».
به بیان دیگر، آیا این مفاهیم از اعتباریات بعد از اجتماع است یا قبل از اجتماع؛ یعنی حق پس از تشکیل جامعه و برقراری روابط اجتماعی تحقق یابد یا قبل از آن. استاد معتقد است که حق در مرتبة پیش از اجتماع است؛ از همین جا است که او گاه آزادی را حق نمیداند؛ چرا که آزادی در مرتبة پیش از اجتماع تحقق مییابد. وی آزادی را فوق حق میداند و اگر هم گاه از حق آزادی سخن به میان آید، مقصود آن است که دیگران نباید آزادی فرد را سلب کنند. به گمان استاد، این که در فقه اسلامی به حق آزادی اشاره نشده، به این جهت بوده که فوق حق دانسته شده است.
علت اینکه در فقه اسلام در میان حقوق، نامی از حق آزادی نیست، این نیست که در اسلام به حق آزادی معتقد نیستند؛ بلکه آزادی را فوق حق میدانند؛ پس اعتراض نشود که چرا آزادی جزء حقوق اولیة طبیعی در اسلام نام برده نشد.
حق، هم به اموری که خارج از وجود انسان است تعلق میگیرد، و هم هر چیزی که برای امر دیگری پدید آمده، منشأ حق است؛ برای مثال موجودات طبیعی که برای انسان آفریده شدهاند یا مغز که برای فکر کردن یا زبان که برای بیان آفریده شدهاند، همه منشأ حق هستند.
هم حق و هم مالکیت از اموری است که به اشیأ خارج از وجود انسان تعلق میگیرد. همانطور که نمیشود انسان مالک نفس خود باشد نمیتواند بر نفس خود حق باشد؛ بنابراین انواع آزادیها هیچ کدام حقی و بهرهای نیست که آدمی بخواهد از چیزی بردارد؛ بلکه بهرهای است که از خودش میبرد. معنای حق آزادی یعنی کسی حق ندارد که آزادی مرا از من سلب کند ...؛ ولی در مورد حق میتوان گفت: لزومی ندارد که بر چیزی یا بر کسی باشد. هر چیزی که برای چیزی به وجود آمده باشد منشأ حق است ...؛ پس در مورد حق، شرط نیست که به خارج از وجود انسان تعلق داشته باشد. بلی، همانطوری که در متن آمده، حق بر نفس معنا ندارد؛ ولی حق بر انجام یک عمل خاص میتواند باشد.
رابطة حق و تکلیف
در مقابل حق، تکلیف قرار دارد که آن نیز مانند حق، مبنای خارجی و واقعی دارد و این مبنا را مصلحت مینامند.
تکلیف از لحاظ ماهیت مغایر است با مصلحت واقعی؛ ولی حق مجعول از لحاظ ماهیت، متحد است با مصلحت واقعی؛ یعنی چون در طبیعت این، حق موجود است، در تشریع نیز موجود است.5
حق و تکلیف ملازم یکدیگرند. هر جا حقی باشد، تکلیفی همراه آن است؛ برای مثال، اگر زن حقی بر گردن شوهر خود دارد، شوهر نیز مکلف است تا آن حق را ادا کند. یا اگر شخص «الف» از شخص «ب» مقداری پول طلب دارد یعنی شخص «الف» محق است، شخص «ب» به پرداخت بدهی خود تکلیف دارد. استاد مطهری هم با توجه به سخنان امام علی7 حق و تکلیف را دو روی یک سکه میداند:
فَالحَقُّ أَوسَعُ الأَشیَأِ فِیالتَّوَاصُفِ وَ أَضیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ لاَ یَجرِی لِأَحَدٍ اًِلاَّ جَرَی عَلَیهِ وَ لاَ یَجرِی عَلَیهِ اًِلاَّ جَرَی لَهُ.6
از نظر استاد، حق، محدود است. اینکه انسان دارای حقوق است، به معنای نامحدود بودن آن نیست:
در حقیقت باید گفت انسان حقی دارد و حق حدی دارد.
اینکه انسان، حق سخن گفتن دارد، بدین معنا نیست که بهدیگران دشنام دهد یا غیبت کند یا تهمت بزند یا سخن لغو بگوید. انسان حق فکر کردن دارد؛ اما این حق محدود است؛ یعنی نباید در اندیشة نابودی دیگران باشد.
استاد مطهری حق را بر سه قسم میداند:
1. حقوق انسان بر طبیعت و ثروتهای آن (حقوق اقتصادی)؛
2. حقوقی که در مورد اختلافات وحی محکمات دارد. (حقوق قضایی)؛
3. حقوقی که از نظر حکومت و سیاست دارد (حقوق سیاسی).
طبق این بیان، حق، طرفینی است. هیچ کس بر دیگری حق ندارد، مگر آنکه دیگری هم بر او حقی دارد. ذی حق بودن، دو طرفی است. همان گونه که پدر و مادر بر فرزند حق دارند، فرزند هم بر پدر و مادر حق دارد. در واقع حق و تکلیف دو روی یک سکهاند. هیچگاه نمیشود فردی بر دیگری حقی داشته باشد؛ اما آن دیگری بر او حقی نداشته باشد. هر یک از آنها، هم حق دارند و هم تکلیف:
وَ لَو کَانَ لِأَحَدٍ أَن یَجرِیَ لَهُ وَ لاَ یَجرِیَ عَلَیهِ لَکَانَ ذَلِکَ خَالِصاً لِلَّهِ سُبحَانَهُ.
اگر در عالم هستی کسی پیدا شود که بر دیگری حق داشته، اما دیگری بر او حقی نداشته باشد، آن موجود فقط خداوند است. جهت این امر هم آن است که مبنای حق دربارة خداوند با دیگران فرق دارد. حق افراد به معنای انتفاع بردن است؛ اما حق خداوند معنایش این است که دیگران در مقابل خداوند تکلیف دارند. هیچکس در جهان از خداوندطلبی ندارد که خداوند موظف بر ادای آن باشد؛ ولی افراد میتوانند از یکدیگر طلبکار باشند.9
برخی از فیلسوفان حقوق معتقدند که همواره میان حق و تکلیف ملازمه نیست؛ یعنی اینگونه نیست که در همة موارد که حقی هست، تکلیفی هم باشد. آستین(Austin) از تکالیفی نام میبرد که حقی در برابر آنها وجود ندارد و آنها را تکلیف مطلق مینامد. مانند تکلیف انسان در برابر خدا، تکلیف به پرهیز از خودکشی و آزار حیوانات. نمیتوان گفت که حیوان حق دارد مورد آزار قرار نگیرد.10
کُلن هم به تکالیفی اشاره دارد که در برابر آنها یا حقی نیست یا صاحبان حق او مشخص نیستند؛ برای مثال، صاحبان مطبوعات و ناشران به رعایت عفت قلم و خودداری از انتشار آثار مستهحین مکلف هستند. در اینجا این تکلیف، حقی را برای شخص دیگر ایجاد نمیکند. برخی گفتهاند که صاحب حق در اینجا دولت است؛ یعنی دولت در نتیجه عمل کسی که نشر خلاف عفت میپردازد حقی مییابد. کُلن این ایراد را نپذیرفته و گفته که فقط دولت در اینجا مکلف است که با قانون جلو این کارها را بگیرد. در اینجا میتوان بر مبنای حق اجتماع، پاسخ کُلن را داد.
برخی از محققان فلسفة حقوق11 برای اینکه حقهایی را نشان میدهند که تکلیفی در مقابل آنها نیست، آزادی بیان را مثال زدهاند به این معنا که «الف» میتواند یا محق است که محتوای ذهن خود را آشکار سازد؛ اما در اینجا شخص «ب» مکلف نیست همان چیز را برای «الف» فراهم کند. همانگونه که اگر «الف» محق است تا طلب خود از «ب» بخواهد، در مقابل «ب» مکلف است تا طلب الف را بپردازد؛ البته در اینجا میتوان گفت: شخص «ب» مکلف است که سد راه آزادی بیان «الف» نشود. فرق دو مثال پیشین در این است که در مثال اول ادعا همان طلب است که مربوط به دو طرف و مشترک میان آنهاست؛ اما در اینجا آزادی بیان مربوط به یک طرف است در عین حال عدم ایجاد مانع برای طرف مقابل است. در واقع اینکه ادعا در اینجا مشترک نیست، برخی از فیلسوفان حقوق را با مشکل پیشین مواجه ساخته است.
حقوق طبیعی
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
حاکمان و خانواده در قرآن
خانواده، کوچک ترین واحد اجتماعی است، لکن چون جامعه بشری از اعضای خانواده ها تشکیل می شود، تاثیر عمیق خانواده بر جامعه غیرقابل انکار است.
از این منظر نگاه قرآن کریم به خانواده به دو بخش قابل تقسیم است:
الف) خانواده به عنوان واحد مستقل اجتماعی.
ب) خانواده به عنوان واحد موثر در زیرساخت واحدهای بزرگ تر اجتماعی.
در این نوشته به نقش دوم خانواده و تاثیر و تاثر افراد آن بر واحدهای بزرگ تری که مدیریت آنها را به عهده دارند، پرداخته شده است. در عین حال به بخش اول نیز اشاره شده است.
●بخش اول: ویژگی های خانواده رهبران و حاکمان
در کنار ویژگی های عمومی خانواده ها، هر صنف و گروه اجتماعی ویژگی های خاص خود را دارد. از نگاه قرآن کریم، خانواده حاکمان، مدیران و گروه های بالاست (اجتماعی، معنوی و ...) ویژگی های خاص و گاه برتری نسبت به دیگران دارند. برخی از این خصوصیات چنین است.
۱- آگاهی بیشتر
در سوره احزاب آیه ۳۴ بعد از آنکه خداوند دستوراتی به خانواده پیامبر به عنوان پیامبر و رهبر جامعه اسلامی می دهد، می فرماید:«و اذکرن مایتلی فی بیوتکن من آیات الله و الحکمه ؛ و آنچه از آیات خدا و حکمت در خانه های شما تلاوت می شود را به یاد آورید.»
۲- موقعیت برتر
علاوه بر آگاهی بیشتر، انتساب به حاکمان، رهبران موقعیتی برتر، برای زنان پدید می آورد. به این آیه توجه کنیم:
«یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول...(احزاب /۳۲) ؛ ای زنان پیامبر! (شما) همچون یکی از زنان (معمولی) نیستید؛ اگر خود نگهداری (و پارسایی) کنید، پس به نرمی (و ناز) سخن مگویید...
خداوند متعال در آیات سوره احزاب، هفت دستور ویژه به همسران پیامبر داده است؛ مانند: عفت، شایسته سخن گفتن، در خانه ماندن، نماز، زکات، اطاعت خدا و اطاعت رسول (ص) لکن این احکام برای همه است و حکمت تکیه آیات بر زنان رسول (ص) به عنوان تاکید است، درست مثل اینکه به شخص دانشمند بگوییم تو که دانشمندی، دروغ نگو(۱). در تفسیر نمونه درباره این آیات آمده است.
«اگرچه مخاطب در این سخنان همسران پیامبرند، ولی محتوای آیات و نتیجه آن همگان را شامل می شود. مخصوصاً کسانی که در مقام رهبری خلق و پیشوایی و تاسی مردم قرار گرفته اند. آنها همیشه بر سر دو راهی قرار دارند؛ یا استفاده از موقعیت های ظاهری خویش برای رسیدن به زندگی مرفه مادی و یا تن دادن به محرومیت ها برای نیل به رضای خدا و هدایت خلق.» (۲)
۳- الگو بودن
همان گونه که حاکمان و رهبران و به طور کلی افراد دارای موقعیت برتر همواره مورد توجه افراد پایین دست بوده و الگوی آنان قرار می گیرند، خانواده آنان نیز همین کارکرد را دارند و خواسته و ناخواسته رفتارشان مورد تقلید و آرزوی دیگر خانواده ها قرار می گیرد. از این رو گروه هایی که همواره در طبقات فوقانی هرم های اجتماعی، علمی، سیاسی و معنوی قرار دارند، اگر صالح باشند، موجب صلاح طبقات پایین تر خواهند شد و در صورت فساد آنان، به سبب نظام الگوگیری از پایین به بالا، فساد تدریجی طبقات پایین نیز آغاز خواهد شد. همین کارکرد است که زورمداران جهان را همواره به فاسد کردن زمامداران و قشرهای موثر جوامع واداشته است.
در تفسیر نمونه ذیل آیه ۳۰ سوره احزاب به این واقعیت که خانواده مدیران و رهبران الگوی عملی و نماد راه طی شده و موفقیت آمیز برای دیگران هستند، توجه شده است.
«همیشه مقامات حساس و افتخارآمیز، وظایف سنگینی نیز همراه دارد. چگونه زنان پیامبر می توانند ام المومنین باشند ولی فکر و قلبشان در گرو زرق و برق دنیا باشد؟ ... نه تنها پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مقتضای آیات پیشین «اسوه» مردم است، که خانواده او نیز باید اسوه خانواده ها و زنانش مقتدای زنان با ایمان تا دامنه قیامت گردند.»(۳)
آری در حقیقت ملاک اصلی در این آیات شخصیت و موقعیت اجتماعی است، لذا علاوه بر همسران پیامبر، تمام افراد صاحب موقعیت اجتماعی را هم شامل می شود و شاید بتواند گفت این افراد در کنار بعد شخصی، دارای بعد اجتماعی هستند و از این لحاظ در روند رویکردها، رفتارها و گزینش های عمومی در جامعه اثر گذارند و به همین دلیل باید به آثار اجتماعی کردارشان توجه شود.
۴- طمع دیگران
آگاهی بیشتر، موقعیت برتر و الگو بودن، عوامل مهمی برای جلب طمع فرصت طلبان و موقعیت جویان است و در طول تاریخ، خانواده حاکمان، رهبران و زعمای سیاسی و مذهبی از این جهت در معرض آسیب بوده اند. به عبارت دیگر این امتیاز بزرگ همواره بزرگ ترین آسیب رسان به رهبران و اهداف آنان بوده است. از این رو خانواده حاکمان باید این خطر را احساس کنند و به عنوان عنصر خط دهنده در رفتارهای خود آن را فراموش نکنند. چنین خطر مهمی است که موجب می شود خداوند از پیامبر بخواهد به همسرانش بگوید:
«ای زنان پیامبر! شما مانند هیچ یک از زنان نیستید، اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید و در خانه هایتان بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین (میان مردم) ظاهر نشوید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید...»(۴)
باید توجه کرد که خداوند در آغاز این آیات می فرماید: «شما اگر تقوا پیشه کنید، مانند زنان دیگر نیستند»، آنگاه تکالیفی که بین همه زنان مشترک است رامی آورد. دلیل چنین کاری چه می تواند باشد؟ به نظر علامه طباطبایی خداوند تکلیف آنها را مورد تأکید قرار می دهد و گویا می فرماید: شما مثل دیگران نیستید، پس واجب است در این گونه تکالیف بیشتر از دیگران، مواظبت کنید. مضاعف شدن پاداش خیر و شر هم گویای همین است، این چون مضاعف شدن پاداش جدای از موکد بودن تکلیف نیست.(۵)
۵- مسئولیت فزون تر
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 35 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
حاشیه نشینی :
جامعه شناسان در تعریف افرادی که در حریم شهرها سکونت دارند چنین می گویند : معمولا حاشیه نشینان را کسانی تشکیل می دهند که در شهرها زندگی می کنند اما به عنوان یک شهروند از امکانات و خدمات شهری بهره نمی برند. این افراد با وجودی که در دل یا حاشیه شهرها جای دارند اما فرهنگ روستایی را هم چنان حفظ کرده اند ولی در عین حال خود را شهری می دانند
همچنین در انسان شناسی نیز حاشیه نشین به فرد یا گروهی گفته می شود که فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین نماید از دست داده است یا در عالم برخ قرار می گیرد
یک جامعه شناس در خصوص حاشیه نشینی افراد مهاجر می گوید : " انسان حاشیه نشین شخصیتی است که از برخورد یا پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت یا متخاصم به وجود می آید. چنین موجود دو رگه ای در آن واحد نسبت به دو فرهنگ احساس دلبستگی دارد اما از طرف دیگر خود را کاملا به هیچ کدام متعلق نمی داند..
توسعه حاشیه نشینی در ایران به سالهای 1330 برمی گردد اما شدت آن در دهه های 40 و 50 رقم خورده است. براساس مطالعات انجام شده حاشیه نشینی در حاشیه شهرها ابتدا از تهران شروع شده است. پیدایش اولین اجتماعات آلونک نشین در تهران به سال 1311 برمی گردد اما رشد و گسترش اجتماعات آلونک نشین به بعد از کودتای 28 مرداد به خصوص از سال 1335 به این طرف برمی گردد. اولین اجتماعات حاشیه نشین در جنوب شهر تهران تمرکز یافتند . تهران تا شهریور سال 1359 نزدیک به ده هزار و 450 خانوار و چهار هزار و 500 آلونک را در خود جای داده است. پدیده حاشیه نشینی در ایران نیز همانند اکثر کشورهای در حال توسعه تا حدود زیادی ریشه در مهاجرت و عوامل دافعه و جاذبه روستایی- شهری دارد. فقدان و کمبود امکانات رفاهی و خدماتی در مناطق روستایی و شهرهای کوچک فرآیند مهاجرت را تشدید کرد و حاشیه نشینی پدیدار گشت و به این ترتیب یکی از بارزترین نمودهای مهاجرت در ایران مانند بسیاری از کشورهای درحال توسعه شکل گرفت .
در فرهنگ شهر و شهرنشینی ، حاشیه نشینی تا حدود زیادی مترادف با مفاهیمی چون زاغه نشینی و آلونک نشینی به کار برده شده است. از لحاظ فرهنگی ، انزوا طلبی، احساس غریبه بودن و بیگانگی ؛ از لحاظ روانی، پریشانی و تقدیرگرایی؛ از لحاظ اقتصادی، فقر، اشتغال در بخش غیر رسمی ، بی ثباتی شغلی؛ از لحاظ بهداشتی، فقدان یا نارسایی سیستم خدمات بهداشتی- درمانی ، آب شرب و از لحاظ اجتماعی هویت قومی ، پایبندی به سنت ها و ارزش ها ، خانواده گسترده و فقدان تخصص، بی سوادی و کم سوادی ، درآمد پایین و به خصوص فرهنگ مستقل حاشیه نشینی از ویژگی های اجتماعات حاشیه نشینان است که در مناطق مختلف دیده می شود
تاثیر حاشیه نشینی در وقوع جرم
مقدمه
احساس ناامنی در محله ، تنها به دلیل جرایم خشونت آمیز نیست بلکه نابهنجاریها و رفتارهای اخلالگرانه چون اعتیاد ، ولگردی ، تکدی گری و سرقت گذشته از اینکه عامل اصلی ترس و احساس ناامنی عمومی اند به نوبه خود قطعا زمینه رواج گسترده جرایم را نیز فراهم مینمایند. همانطوریکه اگر پنجره ای از ساختمان بشکند و همچنان تعمیر نشده رها گردد به زودی کل ساختمان منهدم خواهد شد . برای پیشگیری از انهدام اجتماع نیز باید به محض شکسته شدن اولین هنجار فورا با هنجار شکن برخورد کرد . موضوع حاشیه نشینی یکی از معضلات شهری است که از حیث بستر قرار گرفتن برای ارتکاب جرایم مورد توجه کارشناسان خقوقی و قضایی و جرم شناسان بوده . اینکه جرایم در مناطق حاشیه ای بسیار بیشتر از سایر مناطق اتفاق می افتد مورد پذیرش همه است و آمارهای اخذ شده از پرونده های مطروحه در دادگستری نیز حکایت از این واقعیت دارد .
در این مقاله هدف نشان دادن تاثیر حاشیه نشینی بر وقوع جرم می باشد و همچنین می خواهیم اعلام کنیم که درصد بالایی از پرونده های قضایی از همین مناطق حاشیه نشین تشکیل شده است و مبارزه با شکل گیری حاشیه ای جدید و ساماندهی مناطق حاشیه ای موجود بسیار ضروری و حایز اهمیت است و مبارزه و ساماندهی با این هنجار شکنی میسر نمی شود مگر با همکاری کلیه دستگاههای مسئول و اگر چنین استراتژی واحد و مشترک از ناحیه مسئولان صورت پذیرد شاهد کاهش چشم گیر جرایم نیز خواهیم بود . بدوا در این مقاله تصویر و چهره ای از حاشیه نشینی و علل شکل گیری آن را ترسیم می کنیم سپس جرایمی که در این مناطق معمولا اتفاق می افتد و نقش دستگاههای عمومی و دولتی در شکل گیری حاشیه و وقوع جرایم و نیز توصیه هایی جهت پیشگیری از وقوع جرم در این مناطق را بیان خواهیم کرد . امید آنکه مورد قبول واقع شود .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
چکیده
جمعیت ایران طی چند دهه گذشته، رشد شتابانی داشته است، به طوری که در طول کمتر از دو دهه به طور باور نکردنی جمعیت ایران بیش از دو برابر شد. انفجار جمعیت در ایران همراه با مسائلی همچون افزایش سریع شهرها، افزایش فقر، مشکل مسکن و مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها بوده است.
یکی از پیامدهای اصلی رشد جمعیت، مهاجرت روستاییان به شهرها و سکونت در حاشیه شهرها در نهایت حاشیه نشینی و زاغه نشینی است و راه اصلی مقابله با رشد بی رویه جمعیت اجرای برنامه های تنظیم خانواده می باشد.
هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه بین حاشیه نشین و تنظیم خانواده است و از آنجا که بعد از سرشماری سال 1365 و مشاهده رشد 9/3 درصد جمعیت توسط مسئولین، برنامه های تنظیم خانواده به اجرا درآمد ولی این مساله در روستاها و مناطق حاشیه نشین کــه تفکر سنتی در مورد باروری داشتند (هنوز هــم در بعضــی مـناطق مشاهده می شود) به سختی قابل پذیرش بود. بنابراین هنوز شاهد باروری بالا در میان حاشیه نشینان هستیم که دلایل اصلی این پدیده را می توان در موارد زیر حستجو کرد:
ترجیح جنسی: معمولاً فرزند پسر برای خانواده بیشتر قابل قبول است که این مساله می تواند بر تعداد فرزندان خانواده ها بیفزاید.
احترام اجتماعی: معمولاً در مناطق حاشیه نشین مردان از احترام بیشتری برخوردارند ولی زمانی که زنی حامله باشد به خاطر فرزندی که می خواهد به دنیا بیاورد به او احترام می گذارند، بنابراین زنان از این مساله به خاطر احترامی که برایشان در پی دارد استقبالمی کنند.
تأمین اجتماعی در دوران سالخوردگی نیز یکی دیگر از عوامل اصلی افزایش رشد جمعیت و عدم اجرای برنامه های تنظیم خانواده در بین خانواده های حاشیه نشین به خاطر مسائل اقتصادی می باشد.
مرگ و میر فرزندان و پایین بودن سطح بهداشت باروری نیز از دیگر دلایل عدم استفاده از روش های تنظیم خانواده در بین حاشیه نشینان می باشد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 143 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
چهار کلید معجزه آسا برای ارتباط با دیگران
مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیدهاید که خیلی راحت با همه ارتباط برقرار میکنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعیشان بسیار موفقاند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشتر در عرصههای مختلف باز میکند.
مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیدهاید که خیلی راحت با همه ارتباط برقرار میکنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعیشان بسیار موفقاند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشتر در عرصههای مختلف باز میکند.
تصوّر کنید توی ایستگاه اتوبوس نشستهاید، کسی که کنارتان نشسته، خیلی زود سر صحبت را باز میکند، مثلاً با این سؤال: »خیلی مونده اتوبوس از راه برسه؟« و یا »چند دقیقه است شما منتظر اتوبوس هستید؟«. تا این اندازه، شاید خیلی طبیعی باشد، امّا اگر شخص با جمله دیگری مثل این: »وای ... امروز هوا خیلی گرمه!«، ادامه بدهد، دو ذهنیت متفاوت برایتان پیش میآید: اینکه او از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است یا به دنبال مقدمهای برای یک ارتباط اجتماعی است.
اگر شما، بین دوستانتان کسی را دارید که وی نیز دوستان زیادی دارد، هر جا که بروید، پیشبینی دیدن چهرهای آشنا، کاملاً طبیعی است. فراموش نکنیم که ما در عصری زندگی میکنیم که ارتباطات، تأثیر زیادی دارد و داشتن نفوذ در میان مردم، به ما کمک زیادی میکند.
حال، جای این سؤال است که: چه چیزهایی میتواند در ارتباطات ما مؤثر باشند؟
به راستی در اوّلین برخورد، چه چیزهایی موجب جذب افراد مورد مخاطب و چه چیزهایی موجب دفع آنان میشود؟ در این نوشتار، سعی میشود، تا آنچه را که در جذب مخاطب، مؤثّر است، برشماریم و به شما توصیه کنیم که حتماً آنها را رعایت کنید.
۱) به ظاهرتان توجّه کنید!
...
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 22 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 11 |
چکیده کتاب جامعه شناسی دین؛ اثر ملکم همیلتون، ترجمه محسن ثلاثی.
فصل اول:
جامعه شناسی دین چیست؟
به گفته ماکس وبر، جوامع پیشین در « باغ جادوئی» زندگی میکردند حال آنکه جوامع نوین شاهد نوعی افسون زدایی همه جانبه در جهان بودهاند. با توجه به این قضیه، جوامع گذشته چگونه میتوانستند در یک جهان افسون زده زندگی و امرار معاش کنند؟ از این رو، وظیفة اصلی جامعه شناسی دین تبیین وجود باورداشتها و عملکردهای مذهبی در جامعه بشری بود. یکی از نظریههای جامعهشناسان سدة بیستم دربارة دین این است که دین به هیچ روی پذیرای تحلیل جامعهشناختی نیست. بنابراین نظر، دین نهاد خاصی است که از نوعی سرچشمه بنیادی و خصلت روحی غیرطبیعی مایه میگیرد و جز با تعابیر مذهبی و روحی نمیتوان آن را به صورت دیگری بازشناخت. این نظریه از دیدگاه جامعه شناختی دین فاقد انسجام منطقی است چه آن که متن دین براساس هر زمان و مطابق با رهیافتهای اجتماعی مختلف آن، کامل و اصلاح شده است. از مهمترین نکاتی که در این بحث (جامعهشناسی دین) برمیآید این است که جامعهشناسی دین باید در رویکردهای ما نسبت به دین تأثیری بگذارد حال، چه از موضع خوشایند دینی کارمان را آغاز کنیم ویا از موضع ناخوشایند. خلاصه آن که جامعه شناسی دین با این قضیه سروکار دارد که باورداشتهای مذهبی چیستند و تحت چه شرایطی پدید میآیند.
دین چیست؟
از دین بعلت تعاریف و برداشتهای گوناگونی که ارائه شده، از ناحیه جامعهشناسان مثل ماکس وبرتعریف خاصی نشده و به اعتقاد " اس اف نادلِ " انسان شناس، چون مرز بین دین و بی دینی را نمیتوان تعیین کرد بنابراین برای آن تعریف خاصی نمیتوان ارائه داد. در ارزیابی تعاریفی که از دین به عمل آمده باید دانست که تعاریف دین، عاری از نفوذ تمایلات بوده و مقاصد نظری در کار نبوده است و در نتیجه بحثهایی که در سده 19 بین انسانشناسان و جامعهشناسان درگرفته، تعریف دین به «اعتقاد به هستی های روحانی» ختم شده است. دورکیم میگوید دین نظام یکپارچهای از باورداشتها و عملکردهای مرتبط به چیزهای مقدس است و … . این ادعای دورکیم که دین با امر مقدس سروکار دارد کم کم با چالش انسان شناسان، از جمله « گودی» روبرو شد . وی با توجه به ذات مقدس و فرا طبیعی دین که هدایتگر است و نسلهای دینداری هم در آن بودند که به مقدسات بها نمیدادند، به مخالفت با این معنی پرداخت. گودی میگوید مقوله بندی فعالیتهای مذهبی انسان برمبنای ادراک جهانی امری مقدس از سوی بشریت و درست تر از تقسیمبندی جهان به دو قلمرو طبیعی و فراطبیعی نیست که خود دورکیم نیز آن را رد کرده بود (کتاب گودی 1961 ص 155). به نظر " کار رابرستون " فرهنگ مذهبی به یک رشته از باورداشتها و نمادهایی اطلاق میشود که دربرگیرندة تمایزی میان امر تجربی و امر فرا تجربی با واقعیت متعالی میباشند. دراینجا امور تجربی اهمیتی کمتر از امور غیر تجربی دارند (رابرتسون 1970 ص 47) . " هورتون " نیز دین را چنین تعریف می کند: دین را میتوان بعنوان بسط میدان روابط اجتماعی انسانها به فراسوی محدوده های جامعه صرفاً بشری درنظر گرفت (هورتون 1960 ص 21). دین اساساً باید همانی باشد که هورتون آن را تعریف کرد. ایمان، نظامهای اعتقادی و عملکردهایش، فلسفههای زندگی و آیینهای رمزآمیزی را دربر میگیرد که مستلزم کنش متقابل با غیر انسانها برمبنای الگوی انسانی نیستند.
فصل دوم : عقل و دین
تبیین دین را به دو نظریه روانشناختی و جامعه شناختی تقسیم میکنیم. ضمن آنکه نظریه روانشناختی را نیز میتوان به دو نوع نظریه عقل گرایانه و عاطفه گرایانه بخش بندی نمود. نظریههای روانشناختی میگویند که دین امری فردی است و از سرچشمههای درون فرد برمیخیزد، حال آنکه نظریه جامعهشناختی میگوید دین به گروه و جامعه ارتباط دارد و دینداری فردی از سرچشمههای اجتماعی مایه میگیرد. برترین دانشمندان عقل گرا عبارت بودند از اگوست کنت، هربرت اسپنسر، ادوارد تایلر، چیمز فریزر. رهیافت عقل گرایانه زودتر از رهیافت فلسفهگرایانه صورت بندی شده و در تطابق با روند فکری سدة نوزدهم خصلتی بسیار تکاملی به خود گرفت. نظریههای روانشناختی عقلگرایانه، دین را محصول گرایش بشری به جستجوی شناخت جهان و ناشی از خرد انسانی و استعداد قیاس مصمم و نتیجهگیری از مشاهده و تجربه میدانند.
کتاب " کنت" با عنوان«درسهایی درباره فلسفه اثباتی» قانون سه مرحلهایاش را مطرح میکند. به نظر او جریان تحول عقلی بشریت را در سه مرحلة متفاوت خداشناسی، بعد طبیعی و اثباتی میتوان تشخیص داد. در نخستین مرحله که همان مرحلة خداشناختی است اندیشهها و تصورات اساساً ماهیتی مذهبی پیدا میکنند و مرحلة مابعد طبیعی، مرحلة گذرای میان خداشناسی و اثباتی است. کنت مرحله خداشناسی را به سه خُرد مرحله تقسیم میکند:
1ـ طلسم باوری: کنت در این مرحله براین باور است که همة چیزها حتی چیزهای بیجان هم زنده به روح و جانی مانند روح وجان انسانهایند؛
2ـ چند خداپرستی: در این مرحله چیزهای مادی دیگری زنده به روح یا جانی که در دل آنها خانه کرده باشد در نظر گرفته نمیشوند خود ماده به عنوان چیزی بی اثر پنداشته میشود که معرض ارادة خارجی یک عامل فراطبیعی است؛
3ـ تک خداپرستی: این مرحله با شکل گیری دینهای بزرگ جهان و پدیداری سازمانهای مذهبی مشخصی چون کلیسا معین میگردد.
کنت تصور نمیکرد که با ورود علم، دین بکلی ناپدید شود. او یک کلیسای اثباتگرائی را بنیان گذاشت. در اندیشه او، دین نه تنها کوششی برای تبیین و شناخت واقعیت است بلکه اصل وحدت بخش جامعه بشری نیز بشمار میآید . اگر دین سنتی میبایست بر اثر رشد علم از میان برود صورت مذهبی تازهای میبایست جای آن را بگیرد که بر اصول درست علمی استوار باشد. بنابراین، چون علمی که با فهم اصول وحدت و انسجام اجتماعی سروکار دارد جامعهشناسی است پس دین نوین نیز باید نوعی جامعهشناسی کاربردی باشد و جامعهشناسی هم باید بلند پایه ترین کاهن این آئین نوپدید دنیوی باشد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 363 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
مقدمه
اینترنت عرصة مهمی را برای تحقیقات اجتماعی و آزمودن نظریههای مربوط به اشاعة تکنولوژی و اثرات رسانهها فراهم ساختهاست. بخشی از این جاذبه به واسطة قابلیت ادغام شیوههای ارتباطی و صورت محتوای ارتباط است. جاذبههای دیگر مربوط به اثرات و کارکردهای اجتماعی این رسانه و محیطهای مختلف آن برای افراد و اجتماعات محل زیست آنها و بهویژه برای جوانان بهعنوان پیشگامان نوآوری و مصرف این رسانة جدید میباشند.
طولانی شدن دورة جوانی و نوجوانی، رواج شیوههای جدید رفتار اجتماعی برایپر کردن فضای زندگی، فردیشدن و کمرنگشدن شکافهای متداول اجتماعی، اهمیت یافتن سبک زندگی و «سیاست زندگی» برای جوانان، از هم پاشیدگی شبکههای سنتی همسایگی و نوسازی شهری از جملة زمینههای اصلی هستند که شرایط جدیدی را پیش روی جوانان قرار دادهاند. آنچه در کنار این روندها و متاثر از رشد رسانههای جدید قابل ذکر است اهمیت بیش از پیش حفظ و تنوع در اوقات فراغت برای جوانان است. اولین نسل آشنا با کامپیوتر و تکنولوژیهای ارتباطی را باید نسل فعلی دانست. بسیاری از آنان میتوانند با طیفی از نرم افزارهای کامپیوتری کار کنند و بهراحتی آن را بفهمند. این تحولات تکنولوژیک علاوه بر تأثیر بر ذوق، سلیقه و نیاز ارتباطی آنها، گذراندن اوقات فراغت آنها را نیز تحت تأثیر قرار دادهاست. دو فرآیند «رسانهایشدن»( mediatisation) و «خانگی شدن»(domestification) توصیفکنندة گذران بخش عمدهای از فراغت جوانان در جوامع مدرن است. جوانان فراغت خود را بیش ازپیش در خلوت سپری میکنند و برای سرگرم شدن به طور فزایندهای به رسانههای جدید متکی هستند.
ارتباطات باواسطة کامپیوتر (CMC)، «فرهنگ فراغت» و «اجتماع فراغت» را نیز تحتالشعاع قراردادهاست. شبکههای کامپیوتری جهان فرهنگهای جدیدی را در ده سال گذشته پدید آوردهاند که تأثیرات شگرفی را در تعاملات و روابط اجتماعی برجای گذارده است. (رین گولد، 1994: 4)
چترومها (chat rooms) یا میدانهای چندکاربردی (multi-user-dungeons) بهعنوان یکی از پرطرفدارترین «میدانهای»
اینترنتی شرایط جدیدی را پیرامون کاربران خود قرار داده و مرزهای تازهای را در شکلگیری خردهفرهنگها، ارزشها و هویت جوانان پدید آوردهاند.
گمنامی، سرعت ارتباطات و سیال بودن آن پیامدهای گستردهای را در روابط جنسیتی و الگوهای ارتباطی و دوستیابی جوانان بر جای میگذارد. تداخل طبقه با جنسیت و جغرافیا میتواند فضای آزادکنندهای را برای دستهای از جوانان پدید آورده و مرزبندیهای رایج جنسیتی و اجتماعی را در فرهنگ جوانان کمرنگ سازد. ارتباطات اینترنتی در محیطهای چت، ضمن آنکه تقویتکنندة روابط غیر وابسته به زمان و مکان گردیده است، به محملی برای جستجو و ارضای کنجکاویهای جوانان نیز تبدیل شدهاست. علاوه بر این، فضای مجازی و دیجیتال اینترنت صورتهای جدید مشارکتهای اظهاری و عاطفی را جایگزین صورتهای متداول مشارکت سیاسی و اجتماعی در عرصههای «حقیقی» جامعه ساختهاست (نگاه کنید به سیورلا، 2000). در وجه منفی، استدلال بر این است که سرگرمیهای مجازی اینترنتی عموماًًٍَْْ به تقلیل سرمایة اجتماعی، انزوا و بریدگی از مشارکتهای محسوس و عینی (کرات و همکاران، 1998 ؛ نای واربرینگ، 2000)، تغییر روابط از اجتماعات و گروههای آشنا به اجتماعات شبکهای (مافلوسی، 1996 ؛ ولمن، 2001)، سوگیری جوانان به سوی آموزش موزاییکی (راشکوف، 1996) و نیز قطعهقطعهشدن افراطی (hypersegmentation) سلیقهها و خردهفرهنگها و در نتیجه تودهوارسازی (massification) (شیلز، 1963 ؛ نیومن، 1991) میانجامد.
در ادامه، چهارچوبهای مفهومی و نظری رایجی را که از منظر جامعهشناسی و یا روانشناسی اجتماعی به بررسی تأثیرات ICTs و بهویژه اینترنت بر جوانان و فراغت آنها پرداختهاند، به اختصار مرور کرده و آثار تواناساز و یا محدودکنندة محیطهای مجازی در چت رومها را مورد بحث قرارخواهیم داد.
زمینة تحقیق
نگاه جامعهشناختی به پدیدة اینترنت در پی بررسی تأثیرات اجتماعی آن بر روابط اجتماعی و تجزیه و تحلیل عوامل نهادی، سیاسی و اقتصادی است که رفتار کاربران را تحت تأثیر قرارمیدهد. این نگاه، چنانکه در مقدمة بحث بدان اشاره شد، به طیفی از اثرات اجتماعی تکنولوژیهای جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی بر روابط و تعلقات اجتماعی، شکلدهی یک معنای عمومی جدید برای ارتباط، صورتهای جدید مشارکتهای اجتماعی و بازاندیشی و تغییر در هویتهای خودساخته تأکید دارد.
در وجه فراغت و سرگرمی نیز محوریت یافتن ارتباط و سرگرمی، از متن خارج شدن (decontextualisation) مکانها و تجارب اوقات فراغت (نگاه کنید به رابرتز، 1998)، رواج شکلهای سرگرمی غیروابسته به زمان و مکان، چندوظیفهای شدن رسانههای جدید و لذت بردن جوانان از توانایی انجام همزمان چند وظیفه و امکانپذیر ساختن انواع جدیدی از مشارکتهای عاطفی و زیبایی شناختی و فرهنگی از جمله مشخصههای اصلی رسانههای جدید و بهویژه اینترنت میباشد. رویکردهای غالب در بررسی تأثیرات اجتماعی و روانی ICTs بر جامعه را در دو دستة کلی تکنولوژیکی و اجتماعی میتوان قرارداد. رویکردهای تکنولوژیک نقش رسانههای جدید را در روابط و تبعات اجتماعی آن تعیینکننده میدانند و در بررسی نهایی تکنولوژی را شکلدهندة روابط اجتماعی و شکلهای تحول آن تلقی مینماید. نظریههای چندی از این منظر به رسانههای جدید توجه کردهاند. برای نمونه میتوان مدل حضور اجتماعی (social presence model) که فردی بودن ارتباطات کامپیوتری را زمینهساز اثرات اجتماعی کمتر آنها میداند، نظریة غنای رسانهای (media richness theory) که توانایی تأثیرگذاری بر روابط اجتماعی رسانهها را تابع ظرفیت آنها در انتقال پیامها و نشانههای اجتماعی میبینند و غنای رسانهها را عامل تعیین کنندة انتخاب آن از جانب کنشگران میدانند، و نظریة شیوة پردازش اطلاعات اجتماعی (social information processing model) اشاره کرد که به دنبال تبیین اثرات محدود کنندة ارتباطات کامپیوتری است و این محدودیت را مخل کیفیت ارتباطات اجتماعی میداند. در مجموع رویکردهای فوق به ابعاد اجتماعی رسانههای جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی به صورت حاشیهای و با اهمیت کمتر نگریسته و در تحلیل نهایی قائل به قابلیت تقلیل اطلاعات کامپیوتری به بایتهای اطلاعاتی هستند (برای مرور جامع رویکردهای تکنولوژیک نگاه کنید به اسپیرز، 2000).
رویکردهای جایگزین در مطالعة اثرات رسانهها در مقابل به عوامل اجتماعی توجه بیشتری نشان میدهند. نظریههایی همچون استفاده و التذاذ (uses and gratifications) ، مبادله (exchange) ، سازهگرایی اجتماعی (social constructionism) و نظریههای تعاملی (interactionism models) ، از جمله رویکردهای غالب در این دسته بهشمار میآیند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 11 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 9 |
مبارزهای که مرز نمیشناسد
جنگ روانی بهعنوان سلاح جدیدی در دنیای امروز مطرح شده که ضمن تقویت روحیه ملت و سربازان خودی به شکست روحیه دشمن میپردازد و امتیازات بیشماری را از آنان کسب میکند.
این روزها به نسبت گذشته بیشتر با اصطلاح «جنگ روانی» سر و کار داریم. اینکه اساساً جنگ روانی چیست و چه کسانی و با چه اهدافی بهدنبال آن هستند و حتی تاریخچه این مسأله به چه زمانی باز میگردد؟! اینها سؤالاتی است که در این نوشتار سعی شده ضمن اشاره به تحولات روز، تا حدودی پاسخ آنها داده شود.
تاریخچه جنگ روانی:
آنچه مسلم است این که عملیات روانی سابقهای به قدمت تاریخ انسانیت دارد. از این منظر کمتر برههای از تاریخ حیات سیاسی و نظامی بشر را میتوان یافت که فارغ از این عنصر باشد. محققان زیادی در پی یافتن قدیمیترین نمونههای استفاده از جنگ روانی بودهاند. در این میان پل لاین بارگر، سابقه استفاده از جنگ روانی را به جنگ کیدئون با مادها نسبت میدهد. در این جنگ کیدئون برخلاف رسوم نظامی زمان خود که هر دسته صد نفره یک مشعل داشتند، به هریک از سپاهیان مشعلی داد و این توهم را در ذهن دشمن ایجاد کرد که تعداد افرادش، صد برابر میزان واقعی است،در نتیجه توانست بدون هیچ درگیری به پیروزی دست یابد. از این زمان به بعد این اعتقاد بهوجود آمد که جنگ حداقل در دو زمینه رخ میدهد؛ میدان نبرد و اذهان عمومی در تاریخ اسلام، روشن کردن آتش توسط سپاهیان اسلام در شب فتح مکه و ایجاد رعب در بین مکیان از این طریق، نقش مهمی در شکستن مقاومت آنها داشت و حیلهی قرآن بر سر نیزه کردن عمروعاص و شکست دادن سپاه در حال پیروزی امام علی(ع) با این وسیله نمونههای برجستهای از جنگهای روانی است که به اقتضای فرصت و نبوغ طراحان آن به منصه ظهور رسیدهاند.
از نمونههای گسترده جنگ روانی در قرن بیستم میتوان به جنگ جهانی دوم اشاره کرد. هنگامی که در سال 1939، محققان آلمانی بهمنظور توجیه شکست کشورشان در جنگ جهانی اول اعلام کردند که از جمله مهمترین علل شکست، غفلت آلمان از سلاح تبلیغات و استفاده مؤثر رقیبان از آن سلاح بوده است، در واقع خبر از حضور گستردهی ابزار تأثیرگذاری روانی در صحنه سیاست و نظامیگری میدادند. وقوع تحولاتی همچون تشکیل وزارت تبلیغات در آلمان و سازمانهای جنگ روانی و تبلیغات جنگی در دیگر کشورها، تصدیق عملی این ادعا بود.
پس از آلمانها، بهطور عمده این مسأله مورد عنایت آمریکاییهایی قرار گرفت که به نوعی خود را ابرقدرت جدید جهانی میدانستند تا جایی که آنها در کنار استراتژی نظامی، سیاسی و اقتصادی اصطلاح «سایکو استراتژی» یا راهبرد روانی را طرح و باین داشتند که عنصر روانی از مسأله زمان جنگ فراتر است و در هنگام صلح نیز باید به آن پرداخته شود.
مؤلفههای جنگ روانی جدید:
آنچه امروزه بهعنوان جنگ روانی جدید مطرح است، در واقع محصول یک سری تحولات صنعتی و تکنولوژیک از جمله گسترش ارتباطات اجتماعی است که ابتدا در اروپا رخ داد. توسعه و گسترش ارتباطات، بهنوبه خود باعث شد تا انسانهایی که تا پیش از این، فقط در محدوده قومی،قبیلهای و محلی فکر میکردند، این بار ملی و جهانی فکر کنند و به مسایل دنیایی فراتر از مناطق محدود خود علاقهمند شوند. همچنین پس از انقلاب صنعتی و گسترش جمعیت شهرنشین،زمامداران امور کم کم با مقوله افکار عمومی مواجه شدند که از قدرت فراوانی برخوردار بود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 247 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
جامعه شناسی شهری
برای اینکه تعریف روشنتری از مهیت و دامنه جامعه شناسی شهری به دست دهیم میتوانیم بگوییم، تجزیه و تحلیل شهر به عنوان یک واقعیت اجتماعی موضوع جامعه شناسی شهری است. بنابراین جامعه شناسی شهری ، کلیه مسائل اجتماعی جامعه شهر نشین را دربر خواهد گرفت. یکی از واقعتهای اساسی ، رابطه از تحت جامعه با سایر واقعیتهای اجتماعی است، مانند رابطه تراکم جمعیت و سازمانها و شیوه تفکر و زندگی اجتماعی.
نگاه اجمالی
بدون اینکه بخواهیم کلیه جنبههای جامعه شناسی شهری را مورد بحث و بررسی قرار دهیم، منظور این است که اهمیت و ماهیت ملاحظات جامعه شناسی بر مسائل شهری روشن شود و برخی اطلاعات مربوط به اجتماع شهرها که اختصاصا معنای خاصی در بر دارد و نیز روشهای بررسی مسائل شهری را مورد مطالعه قرار گیرد. در عمل ، امروز شهرسازان ، معماران و مهندسان تاسیسات شهری بیش از پیش به میزان قابل توجهی از ره آورد جامعه شناسی شهری استفاده میکنند و مفهوم شهر سازی و شهرنشینی را منحصر به جنبه معماری آن نمیدانند.
بنابراین لازم است زبان مشترکی نیز آنها را به یکدیگر پیوند دهد تا به درستی نظرات یکدیگر را درک کنند و در بهبود زندگی اجتماع شهرنشینی از آن استفاده کنند. اما برای اینکه به درستی بدانیم جامعه شناسی شهری چیست و مشتمل بر چه مباحثی است بهتر است قبلا به عنوان یاد آوری جامعه شناسی را بطور کلی تعریف بکنیم. پس جامعه شناسی ، مطالعه علمی واقعیتهای اجتماعی است که از سه جنبه ریخت شناسی ساختاری و فرهنگی و روانی مورد بحث و مطالعه قرار گیرد.
اختصاصات شهر
اگر از جنبه مادی و خارجی را مورد نظر قرار دهیم، شهر بدوا انبوهی از افراد انسانی و فضایی را که در آن سکونت گزیدهاند شامل میشود. در اینجا نظم جاری مربوط به مسائل زیر در خور توجه است. جمعیت شهری (از نظر تعداد ، تراکم ، ترکیب و ساختمان و تحول) ، طرز پراکندگی و قرار گرفتن جمعیت در فضای شهر اصول تمایز بین قسمتهای مختلف فضای شهر و تاثیرات آن بر زندگی اجتماعی افراد و گروههایی که در آن زندگی میکنند. از جهت دیگر ، شهر عبارتست از یک سازمان اجتماعی پیچیده است. یعنی ، شهر تنها از تجمع افراد تشکیل نمیشود بلکه مشتمل بر گروههای مختلفی ، مانند خانواده ، طبقات اجتماعی ، کارگاهها و کارخانهها ، گروههای نژادی ، انجمنهای مختلف و غیره است.
میتوان سخن از یک نوع «روحیه شهری» یا «فرهنگ شهرنشینی» به میان آورد که با خوصیات اجتماعات غیر مشابه فرق دارد. به عبارت دیگر ، سبک زندگی و شیوه فکر کردن و بروز احساسات و عواطف که بر حسب جوامع و منطق مختلفی که شهر جزئی از آن است متفاوت و بر حسب تارخ و خوصیات شهرها متغیر است، ویژگیهایی به زندگی شهرنشینی بخشیده است که خاص اجتماع مورد نظر یعنی شهر است. مثلا استقلال افراد در مقابل سنن و آداب ، در شهرها افزایش مییابد و پذیرش افکار جدید ، مدپرستی ، خلاقیت ، نوآوری و تسامح فزونی میگیرد. نکته دیگر اینکه ، شهر را نباید واحد مستقل و مجزا از جامعه دانست، یعنی نمیتوان آن را از واحدهای دیگر وابسته به آن جداگانه مورد مطالعه قرار داد. زیرا:
اولا شهر با منطقهای که در آن واقع شده است ارتباط کامل دارد. یعنی از یکسو خوصیات منطقه در شهر تاثیر میگذارد و از وی دیگر شهر به تدریج کم و بیش خوصیات شهری خود را به منطقهای که خود جز آن است انتقال میدهد و در حقیقت منطقه و شهر عکس العملهای متقابلی در برابر یکدیگر دارند.
دوم آنکه ، شهر با یک کشور و کل اجتماعی که جزئی از آن است پیوند و وابستگی دارد، زیرا ساخت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور در شهر منعکس میشود. سوم آنکه ، شهر با نوع تمدن نظام اجتماعی که ملت و کشور را فرا گرفته است ارتباط کامل دارد.
جامعه شناسی شهری و مسائل اجتماعی شهر
سکونت در "شهر" آثاری بر زندگی فردی و جمعی انسانها میگذارد که از حدود دو قرن پیش تاکنون، موضوع تأمل اندیشمندان اجتماعی بوده است...
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
جامعه شناسی اعتیاد در ایران
اعتیاد به مواد مخدر، مشکل اجتماعی است که اکثر جوامع به آن مبتلا هستند. اطلاعات و آمار جدیدی که درباره موضوع مواد مخدر و اعتیاد در جامعه ما منتشر می شود، حاکی از مسأله بودن این پدیده اجتماعی است. دبیر جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران در گزارشی اعلام کرده است سالانه ۵ درصد به جمع معتادان کشور افزوده می شود، در حالی که سازمان بهزیستی کشور تنها توان مداوای ۲ درصد معتادان را دارد. بر اساس گزارش سمینار پیشگیری از اعتیاد در تابستان ۱۳۸۰و ۷۰ درصد معتادان ایران متأهل هستند و علاوه بر این روزانه ۶۰۰ نفر در رابطه با مواد مخدر در کشور دستگیر می شوند و ماهانه ۱۰۰نفر به دلیل سوء مصرف مواد مخدر می میرند. بنا به گزارش روابط عمومی سازمان بهزیستی هر روز ۵۰۰ نفر از جوانان کشور معتاد می شوند و بررسی به عمل آمده نشان داده که جمعیت معتادان در ایران هر ۱۰ سال ۲ برابر می شود و خسارت های ناشی از اعتیاد سالانه بیش از ۱۵ هزار میلیارد ریال می رسد(بهادران، ۱۳۸۰ :۷). رئیس مرکز مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی گفته است که در سال ۱۳۸۱ بیش از ۱۳۰ تن مواد مخدر در کشور کشف شده است و نسبت به سال گذشته ۳/۱۶ درصد میزان کشفیات رشد داشته است. جانشین مرکز مبارزه با مواد مخدر کشور اعلام کرده است که به طور متوسط روزانه دو تن انواع مواد مخدر در کشور مصرف می شود. وی می گوید: آمارهای به دست آمده نشان می دهد، هم اکنون ۳ درصد نوجوانان کشور به مواد مخدر اعتیاد دارند.
تعریف اعتیاد به مواد مخدر
سازمان بهداشت جهانی اعتیاد را به طور متناوب یا مزمن حالتی می داند مضر جهت فرد و اجتماع که به وسیله مصرف مستمر ماده تخدیرکننده چه طبیعی، چه مصنوعی ایجاد می گردد و خواص آن عبارتند از:
۱- میل و احتیاج به مصرف ماده مخدر و تهیه آن به هر صورت و عنوان، ۲-گرایش جهت اضافه نمودن آن هر روز بیشتر، ۳- انقیاد روانی و گاهی جسمی در نتیجه استعمال مواد مخدر. اعتیاد به مواد مخدر، حالت وابستگی یا عادت مرضی در به کار بردن مواد سمی تحریک کننده یا آرام بخش دستگاه عصبی که به صورتی مطبوع حس درونی و وضع عاطفی را تغییر می دهد. این وضع با اعتیاد تدریجی و حالت نیاز دردناکی که بر اثر نبودن مواد سمی بروز می کند، مشخص می شود(نیر، ۱۳۷۲: ۳۲)
دراین نوشتار به دنبال پاسخی برای این سؤالات هستیم؛ علل و عوامل مؤثر در اعتیاد به مواد مخدر در بین افراد کدام است؟ کدام یک از نظریه های جامعه شناسی انحرافات، بیشتر می تواند معضل اعتیاد را تبیین کند؟ و در نهایت راه حل های پیشگیری از
اعتیاد کدام است؟
جامعه شناس در پی کشف علل و عوامل اجتماعی موثر بر جرم و عمدتاً شرایط اکتسابی در محیط است. اعتیاد دلایل متعددی دارد. شرایط اعتیاد در هر منطقه با منطقه دیگر متفاوت است. و به شرایط مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روانی و شخصیت جامعه و فرد مربوط می شود.(نیر، ۱۳۷۲: ۳۶).
از دیدگاه جامعه شناختی، آنچه مهمتر از عوامل فردی در گرایش به اعتیاد به مواد مخدر می باشد، عوامل اجتماعی- فرهنگی است. جامعه شناسان علل ارتکاب جرم را در وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی دانسته، معتقدند که هیچکس بالفطره مجرم و بزهکار نیست. از این جهت فرد را مقصر نمی دانند و می گویند اوضاع اقتصادی و شرایط نامساعد اجتماعی عامل ارتکاب جرم است.
تحقیقات نشان می دهد که اغلب افرادی که در خانواده های معتاد متولد می شوند و پرورش می یابند، تکرار مصرف اعضای خانواده برایشان عادی شده و ترس از تجربه مصرف از آنها دور می شود. نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی و شکاف عمیق طبقاتی در جامعه، بیکاری، از بین رفتن و جابه جایی ارزشهای جامعه، رشد بی قواره صنعت؛ اگر در جامعه ای رشد صنعت به سرعت افزایش یابد و درآمد ناشی از این ثروت عادلانه توزیع نگردد و از طرف دیگر در آن جامعه برای تفریح، شادی و گذران اوقات فراغت و بیکاری جوانان از طرف دولت برنامه ریزیهای اجتماعی نشده باشد و رشد صنعت و شهرنشینی، شکاف طبقاتی را زیاد کند، همه این عوامل، باعث گرایش به انحرافات از جمله اعتیاد خواهد شد. (فرجاد، ۱۳۷۱: ۱۵۵).
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 7 |
جامعه پذیری
یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روشهای علمی، به افراد است. رفتار نامنظم و خلاف قاعده، معمولا از انگیزههای ناگهانی یا محرک آنی ناشی میشود. چنین رفتاری، نتایج و خشنودیهای آتی را در مقابل لذات و رضایتمندیهای آنی و گذرا، نادیده میگیرد. برعکس، رفتار مبتنی بر نظم و انظباط، به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به یک هدف آتی، خشنودیهای آنی و گذرا را به تعویق انداخته، آنها را تعدیل و تحدید میکند.
▪ نگاه اجمالی
یکی از کارکردهای عمومی آموزش و پرورش ، اجتماعی کردن افراد جامعه است. در هر جامعهای ، صرفنظر از کوچکی یا بزرگی ، سادگی یا پیچیدگی ، نوعی آموزش و پرورش یافت میشود که ساختار و محتوای آن از جامعهای به جامعهای دیگر ، متفاوت است.
▪ آموزش قواعد و نظم با جامعه پذیری
یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روشهای علمی ، به افراد است. رفتار نامنظم و خلاف قاعده ، معمولا از انگیزههای ناگهانی یا محرک آنی ناشی میشود. چنین رفتاری ، نتایج و خشنودیهای آتی را در مقابل لذات و رضایتمندیهای آنی و گذرا ، نادیده میگیرد. برعکس ، رفتار مبتنی بر نظم و انظباط ، به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به یک هدف آتی ، خشنودیهای آنی و گذرا را به تعویق انداخته ، آنها را تعدیل و تحدید میکند.
خلاصه انظباطی که طی فراگرد اجتماعی شدن در رفتار ایجاد می شود، ممکن است چنان نافذ و عمیق باشد که حتی اعمال فیزیولوژیکی را تغییر دهد. برخی افراد ، بنا به عادت ، زود از خواب بیدار میشوند یا برخی افراد غالبا ، طوری بار میآیند که از لحاظ جسمی آمادگی ارتکاب اعمال منع شده اجتماعی را ندارند.
▪ آموزش مهارتها توسط جامعه پذیری
هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری ، آموختن مهارتها است (Skills). فقط با اکتساب و یادگیری مهارتهاست که افراد میتوانند ، در جامعه ، منشأ اثر واقع شوند. در جامعههای سنتی ، امور زندگی ، از طریق تقلید و تکرار آموخته میشد. در جوامع امروز ، یادگیری مهارتهای انتزاعی خواندن و نوشتن و مهارتهای دشوار دیگر ، از راه آموزش و پرورش رسمی ، مهمترین وظیفه اجتماعی کردن است.
▪ ایجاد امید و آرزو در افراد
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 23 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
تهاجم فرهنگی: واقعیت یا ضرورت؟
دوستان گرامی، اجازه دهید سخنانم را با یکی از پارگرافهای مشهور نوشته شده به زبان فارسی آغاز کنم. این یک پدیدهی نادر است که ما در زبان فارسی پاراگراف مشهوری داشته باشیم. ابیات منظوم و برخی جملات قصار و قطعات کوتاه سعدی و خواجه عبدالله انصاری برای ما امور آشنا و روزمرهاند اما کمتر میتوان نوشتهای منثور و بخصوص معاصر را یافت که، لااقل در بین اهل نظر، شناخته شده باشد. مثل: «من اینها را برای سایهام که روی دیوار افتاده است مینویسم» به قلم صادق هدایت. باری، یکی از این معدود پارگرافها اینگونه آغاز میشود: «غربزدگی میگویم همچون وبازدگی، و اگر بمذاق خوش آیند نیست بگوئیم همچون گرمازدگی یا سرمازدگی. اما نه، دست کم چیزی ست در حدود سن زدگی. دیدهاید که گندم را چگونه میپوساند؟»
این نخستین جملاتی ست که جلال آل احمد کتاب غربزدگیاش را با آن شروع کرده است. و بنظر من بیان همین کلمات است که امروز ما را دور از وطن خویش در اینجا زیر یک سقف گردآورده، تا به ضرب و دنگ تحقیق و «پی پِر» و کنفرانس و سمینار بکوشیم دریابیم که چه بلائی به سر ما آمده است.
شاید آنچه گفتم بنظر شما اغراق آمیز بیاید؛ اما آنانی که در دو دههی ١٣٤٠ و ١٣٥٠ جوانی خود را در جریانات روشنفکری ایران گذرانده باشند خوب میفهمند که من چه میگویم. اصلا بگذارید در چند جمله آن جریان را خلاصه کنم و برای این کار کمی از خود و همنسلانم بگویم: در سرآغاز دههی ٤٠ ایرانی (که مصادف بود با سرآغاز دههی ٦٠ میلادی و در مغرب زمین همراه بود با جریان هیپیها، سنت شکنیها، خیزشهای دانشجوئی و رادیکالیسم فرهنگی) من، همراه با یارانی همچون داریوش آشوری، بهرام بیضائی، محمدعلی سپانلو، نادر ابراهیمی، اکبر رادی، احمدرضا احمدی و چند تن دیگر، نخستین ایام بیست سالگیمان را آغاز میکردیم و سقفی که ما را بدور هم جمع میکرد دانشگاه تهران بود. هشت/نه سالی از کودتای ٢٨ مرداد میگذشت. یعنی، ما اغلب کودک بودیم وقتی که آن جریان رخ داد. پس، کینهی سقوط مصدق و بازگشت شاه در دل ما چندان جائی نداشت. و اگر مشکلی هم با شاه داشتیم مشکلی مربوط به خود او بود.
آن روزها در آمریکا، که از پس ٢٨ مرداد ٣٢ در کشور ما حرف اول را میزد، چهرهی جدیدی به تخت ریاست جمهوری نشسته بود که برنامههایش با برنامههای ژنرال آیزنهاور و معاونش نیکسون متفاوت بود. او از مسائلی همچون حقوق بشر و دموکراسی دم میزد ـ حرفهائی که در آن روزگار بیشتر به شوخی شبیه بود. یادم است یک روز داریوش آشوری بطعنه پیشنهاد کرد که نامهای به پرزیدنت جدید، آقای جان اف کندی، بنویسیم و بگوئیم حالا که حضرتعالی در حال تأمین حقوق بشر هستید یک فکری هم برای اضافه حقوق بشر بفرمائید. منظورم این است که بگویم کسی باور نداشت که آدمی در آن سوی دنیا به تخت بنشیند و منشاء تغییراتی عمیق در سوی دیگر دنیا شود. اما چنین شده بود. مثل این بود که منتظر بودهاند تا ما دبیرستان را تمام کنیم و پا به دانشگاه بگذاریم تا سکوت وحشت زده و هشت/نه سالهی بعد از ٢٨ مرداد شکسته شود. دانشگاهی که ما در آن پا گذاشته بودیم یکپارچه آتش بود. همین زنده یاد پروانه اسکندری (قبل از آنکه همسر داریوش فروهر شود) را که بچاقوی وزارت اطلاعات اسلامی تکه تکه شد من اولین بار در همان سالها جلوی دانشکده هنرهای زیبا دیدم که روی پلهها ایستاده بود و علیه دیکتاتوری سخن میگفت. دیکتاتوری هم بنظر میرسید که رفته رفته دارد وا میدهد. نشانهاش اینکه مطبوعات هم آغاز به سخن گفتن کرده بودند. خبر رسید که موسسهی کیهان در پی انتشار دو نشریهی جدید است یکی بنام «کتاب هفته» و دیگری بنام «کتاب ماه». قرار بود اولی را احمد شاملو سردبیری کند و دومی را جلال آل احمد. یکی تودهای از حزب توده برگشته اما وفادار به سوسیالیسم و دیگری نیروی سومی از نیروی سوم برگشته اما وفادار به سوسیالیسم. انتشار کتاب ماه به آل احمد فرصت داد که کتابی را که به تازگی تمام کرده بود و «غربزدگی» نام داشت بصورت جزوه جزوه و ماه به ماه در همین کتاب ماه منتشر کند. قسمت اولش هم همینگونه منتشر شد اما در شمارهی دوم جلویش را گرفتند و کتاب ماه شمارهی سومی هم نداشت. آل احمد ظاهراً کتاب ماه دوم را بیجزوهی غربزدگی منتشر کرد و آرام کنار کشید. اما در این کنار کشیدن داستان دیگری هم در کار بود.
در پی انتشار همین شمارهی دوم بود که، در یک عصر بهاری، من و بهرام بیضائی به دفتر کتاب ماه و بدیدار آل احمد رفتیم. آن روزها بهرام با او بیشتر محشور بود تا من. و او خواسته بود بهرام را ببیند و بهرام هم مرا با خود برده بود. آنجا بود که معلوم شد که آل احمد، در همان ابتدای شروع کار در کتاب ماه، همهی جزوهها را چاپ کرده بود و فقط قرار بود در هر شماره یک جزوه را به کتاب ماه الصاق کنند. و حالا که الصاق جزوهها ممنوع شده بود، آل احمد شتابزده جزوهها را بصورت کتاب سنجاق کرده و بدون برش لب کتابها آنها را از صحافی خارج کرده بود و تصمیم گرفته بود که آنها را، که از تعدادشان خبر ندارم اما نباید بیش از ١٠٠٠ جلد بوده باشد، از طریق «برو بچهها» پخش کند. آنروز عصر از دفتر کتاب ماه که بیرون آمدیم زیر بغل من و بهرام چند جلد کتاب بود پیچیده در کاغذهای کاهی. و ما پخش کنندهی کتاب ممنوعهای شده بودیم که فقط از محتویات فصل اول یا جزوهی اولش با خبر بودیم.
کتاب مثل نقل و نبات بین رفقا پخش شد و بحث «غربزدگی» برای ما شد همان چیزی که امروزیها به آن «گفتمان» میگویند. (و همینجا، بعنوان نکتهی معترضه بگویم که دیدهام این روزها بسیارانی خیال میکند که «گفتمان» واژهی شیک تری است برای گفتگو و گپ و مصاحبه؛ و اغلب در رادیو و تلویزیونها میشنوم که به هم میگویند بیائید با هم گفتمانی داشته باشیم. اما آنروز هم، مثل واقعیت امروز، گفتمان غربزدگی امری بود بسا وسیعتر از گفتگو ـ چیزی همچون موضوع عام گفتگوی روشنفکران و نجبگان.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 8 |
جایگاه تعقل در زندگی
در آموزه های دینی ما بیش از هر چیزی به مسئله تفکر و تعقل سفارش شده است : امام رضا (ع) می فرماید : عبادت روزه داشتن و نماز خواندن نیست ، همانا عبادت اندیشه کردن در امر خداست و در روایات دیگر یک ساعت فکر کردن با هفتاد سال عبادت برابر دانسته شده است .
با تمام این توصیه ها خیلی از مردم در مورد آنچه انجام می دهند فکر نمی کنند و به جایگاه تفکر و اندیشه در زندگی عادی و معنوی خود پی نبرده اند .
شاید یکی از دلایل عمده نبود فکر و اندیشه در امور زندگی ، سطحی نگری و خواسته های نفسانی می باشد .
از آنجا که انسان موجودی عجول است و زودتر می خواهد به مطلوب برسد همین شتابزدگی موجب می شود تا اینکه خوبی و بدی ، زشتی و زیبایی ، حق و باطل ، صلاح و فساد را از یکدیگر تشخیص ندهد .
به همین جهت خیلی از گرفتاریها و ناهنجاری های فردی ، خانوادگی و اجتماعی را باید نشات گرفته از کار بدون تفکر و اندیشه دانست بی توجهی به نیروی تعقل و تفکر و استفاده از آن در امور زندگی مادی و معنوی به از بین رفتن و تضعیف آن منجر می شود و انسان را در حد تخیل و توهم نگاه می دارد .
بی تردید به کارگیری اندیشه و استفاده از فکر موجب می شود تا عقل کارآمدی خود را بازیابد و در عرصه های گوناگون ، میدان برای او باز شود . چنانکه بیکاری موجب می شود تا قوه عقل و فکر تحلیل رود و از روند رو به رشد بازایستد به همین خاطر امام صادق ( ع ) به یکی از یارانش که به علت بی نیازی ، کسب و تجارت خود را رها کرده بود و اوقات خودش را به بیکاری می گذراند فرمود : « تجارت و کار را از سر بگیر که بیکاری از عقل انسان می کاهد » از طرف دیگر اسلام اشتغال و گرفتاری های زیاد کاری را هم مذموم شمرده است به دلیل اینکه کار زیاد انسان را از فکر کردن درباره آنچه که انجام می دهد باز می دارد و او را به وادی تخیلات ، تشویش و آشفتگی ذهنی می افکند .
در اسلام آرزو نه تنها مورد نکوهش نیست بلکه لازمه زندگی یک انسان پویاست و آنچه که مورد نکوهش در اسلام است آروزهای بی پایان و دو از دسترس و امیدهای واهی است ، حضرت علی (ع) در این رابطه می فرماید : بدانید آرزوی دراز فکر را از فعالیت باز می دارد و یاد خدا را به فراموشی می سپارد .
بی توجهی به واقعیات و دل بستن به آرزوهای دور ، قوه تفکر را تضعیف و از رشد آن می کاهد و در نتیجه اوهام و تخیلات جای آن را می گیرد .
تفکر از دیدگاه قرآن
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 13 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
نگاهی از بام تیره و هوس آلود سده بیست به روزگاران گذشته ،جهان را پهنه دگرگونیهای بیشمار نشان می دهد . دگرگونیهایی که گاه نابودی و نامرادی ، و زمانی امید و کامروایی به ارمغان آورده اند ،و پرونده زندگی انسان را از لحظه های زشت و زیبا آکنده اند . بررسی مجموعه فراز و نشیبهای تاریخ ،بشر را بدین حقیقت رهنمون می کند که : پدیده های خوب و بد جوامع انسانی چیزی جز بازتاب روشن فرهنگها نیست به عبارت دیگر فرهنگ ، خاستگاه همه پیشرفتها ،نوآوریها و منشأ همه عقب ماندگی به شمار می آید .
فرهنگ
هر چه وسیع و جامع بودن مفهوم فرهنگ ،شناخت و شناساندن همه جانبه آن را دشوار ساخته است اما از دیرباز هر یک از اندیشمندان ،به فراخور آگاهیهای خویش ، در این حقیقت نگریسته و تعاریفی از آن را ارائه داده اند . اما مع الوصف هر یک از این تعاریف پیرایه هایی از کاستی را نیز به همراه داشته و به تنهایی نمی تواند تعریف کاملی از فرهنگ به شمار آید .
به عنوان مثال ( تایلر ) – دانشور آمریکایی – می گوید :
(( در روزگار ما این کلمه ( فرهنگ ) بر همه ابزارهایی که در اختیار ماست دلالت دارد . و همچنین بر همه رسمها و باورها ،دانشها ،هنرها ، نهادها ،و سازمانها ی جامعه . انسان از گذرگاه فرهنگ جامعه خود و به برکت آن ،موجود اجتماعی می شود . و با مردم پیرامون خود از صدها جهت ، همرنگی و همنوایی می یابد ، و از مردم جوامع دیگر متمایز می شود . ))
(( نیم کوف )) جامعه شناس برجسته غرب در این باره می نویسد :
(( فرهنگ عصاره زندگی اجتماعی است . و در تمام افکار ،امیال ،الفاظ و تکاپوهای ما منعکس می شود و حتی در اطوار و حرکات خفیف چهره ما راه دارد .))
بر این اساس ،(( فرهنگ مجموعه پیچیده أی است – متضمن معلومات ،معتقدات ،هنرها ،اخلاق قوانین ،آداب و رسوم و تمامی تمابلات ،قابلیتها و عادات مکتسبه – که آدمی در حالت عضویت در یک جامعه حاصل می نماید . ))
در یک نگاه کلی می توان همه فرهنگهای موجود را به دو مادی و الهی تقسیم کرد و مورد بازنگری قرار داد :
فرهنگ مادی
این فرهنگ بر پوچ انگاری ارزشهای الهی و انسانی بنا نهاده شده است . جنبه انسانی به فراموشی سپرده شده و تنها به عنوان ((موجودی مادی )) مورد ارزیابی قرار می گیرد . چنین فرهنگی افراد پیرو خویش را پیرامون رفاه فزونتر ، آزادی و بهره وری بیشتر از غرایز و سودپرستی به جنبش در می آورد
در فرهنگ مادی ،هدف وسیله را توجیه می کند .بنابراین ، پیروان چنین فرهنگی برای رسیدن به اهداف مادی و بهرمندی هر چه بیشتر از مزایای زندگی به هر وسیله أی دست میازند و از هر شیوه ممکن سود می جویند . بدین ترتیب در سایه چنین فرهنگی ، بنیادهای اخلاقی جامعه فرو می ریزد ، ارزشهاس انسانی کم رنگ می شود ، آمار بزهکاریها فزونی میابد و بشر در گرداب بی پناهی و تنهایی گرفتار آمده اضطراب و تشویش بر سراسر زندگی وی حاکم می شود .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 40 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
تعاریف مارکسیسم و پست مدرن
مارکسیسم:
فلسفه مارکسیسم، فلسفه معروفی در جهان امروز میباشد که تقریباًپرنفوذترین و بحث انگیزترین فلسفههاست و پاسخ همه سوالها را به مردم میدهد وکاملترین توضیح را درباره دنیا و تاریخ و زندگی به طور کلی فراهم میکند و به هرچیز و هر کس مقصودی اختصاص میدهد.
مارکسیسم در اساس نظریهای در جامعه شناسی است، نظریهای استدرباره تکامل اجتماعی نوع بشر.
تعیین کننده یا موجب حقیقت و کذب و حق و ناحق و زیبایی و زشتی،منافع طبقاتی است. مارکسیسمها، سعی در کم اهمیت کردن فلسفه در حد یک علوم اجتماعیمیکنند.
مارکسیسم، از جهتی بسیار واضح، دارای کتابهای مقدس و پیامبرانو فرقههای مختلف و شقاقها و تکفیرها و تعقیبها و محاکم تفتیش عقاید و شهدا و – ازهمه مهمتر از حیث اخلاقی – میلیونها مرتد بوده است که به قتل رسیدهاند.
مارکسیسم حتی از لحاظ رواج و گسترش هم به ادیان شباهت داشتهاست. فقط صد سال پیش، مارکس روشنفکر پناهنده نسبتاً گمنامی بود که از راه صدقاتیکه از دوستان میگرفت در لندن زندگی میکرد. ولی کمتر از هفتاد سال پس از مرگش، یکسوم مردم دنیا زیر سلطه رژیمهایی زندگی میکردند که نامشان از اسم او گرفته شده بودو به خودشان میگفتند "مارکسیست". چنین پدیدهای براستی شگفت انگیز است و تنها موردمشابهی که به خاطر میرسد، گسترش مسیحیت و اسلام است.
نحوه برداشت مارکس از دیالکتیک هگل ماتریالیستی است. همانگونهکه در جلد اول کاپیتال مینویسد، وی "سیستم هگل، که بر سر خود ایستاده بود را، برسر پا استوار میکند.
" این موضع ماتریالیستی را مارکس از فوئرباخ تاسی میکند، وفوئرباخ نیز نگرش خود را پس از جدائی از جمع هگلیهای جوان، با اتخاذ موضعاحساسگرائی sensationalism برگزیده بود ماتریالیسم دیالکتیک، یعنی فلسفه مارکسیسم،تمام اصول پایهای سیستم هگلی را حفظ میکند، و تنها ایده مطلق Absolute Idea هگلرا با ماده جایگزین میکند.
ماتریالیسم در واقع، وحدت مونیستی را برای روشنفکرانی ممکن کرد،که دیگر نمیتوانستند به یک وحدت معنوی معتقد باشند. جهان تضادها دوباره به سبکهراکلید به وحدت رسید، اما نه چون هراکلید با ماده معینی نظیر آتش، بلکه با مادهایمطلق و انتزاعی، نظیر فضای اشغال شده بوسیله ماده، یا آنچه پری plenum پارامینیدوسدر یونان باستان میخواندند، و اینگونه ماده فلسفی، وحدت و مونیسم با دینامیک جدید،یعنی مابریالیسم دیالکتیک را، در رویاروئی با کشفیات جدید اجزا ماده طرح کرد.
در اصطلاح کنونی، فلسفه مارکس ابزارگرایانه instrumentalist است، یعنی وی فلسفه خود را ابزاری برای تغییر جهان میپندارد. این اندیشه ابزارروشنفکریای بود در دست طبقه کارگر (پرولتاریا) و روشنفکرانی که آوانگاردیسم اینطبقه را برای تغییر اجتماعی پذیرفته بودند. به عبارت دیگر، مذهب گونه ادعا میشد،که این فلسفه را تنها معتقدان واقعی مارکسیست میتوانستند به درستی بفهمند، چرا کهجدا از جایگاه طبقاتی فرد، درک واقعی این مکتب نمیتوانست کامل باشد. بطور خلاصهابزاری بود برای آنهائی که به آن ایمان داشتند. این دیدگاه در برخورد به همهعرصههای زندگی در مارکسیسم تکرار میشود.
اساس مارکسیسم پنج اصل پایین است:
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 11 |
روابط قوا در جمهورى اسلامى ایران
روابط قوا در جمهورى اسلامى ایران برخلاف تمامى کشورهاى دنیا به گونه اى خاص تنظیم شده است. هر چند که به ظاهر به صورت تفکیک نسبى قوا تلقى مى شود، لیکن این روابط از ویژگى هاى خاصى برخوردار است که به خوبى آن را از سایر رژیم ها متمایز مى سازد.(4)
مفهوم تفکیک قوا در مقابل «وحدت قوا»(5) به کار مى رود. این تفکیک موجب پدیدارى سازمان هاى حاکم عدیده تخصصى مى گردد که هر کدام به انجام وظیفه خاص خود مشغول اند و هیچ یک از قوا حق انجام وظیفه قواى دیگر را ندارد. سنخیت قواى حاکم، هم چنین اقتضا مى کند که هر یک از قوا، بدون برترى و دخالت یکى در قلمرو اختیارات دیگرى، کار خود را انجام دهد و هیچ یک از قوا حق سؤال، استیضاح، عزل و انحلال یکدیگر را نداشته باشد. این چنین استقلالى را اصطلاحاً «تفکیک مطلق قوا»(6) مى گویند.
نظریه تفکیک مطلق قوا، در جریان تحولات تاریخى دست خوش تغییراتى شده است که دیگر نمى توان استقلال در مفهوم آن را چندان مشاهده کرد. خطر بالقوه و بالفعلى که از ناحیه قوه مجریه و زمام دارى آن ناشى مى شود، هم قواى دیگر را تحت الشعاع «ریاست گرایى»(7) اجرایى قرار مى دهد و هم این که آزادى و امنیت فردى را تهدید مى کند.(8) دلیل این مطلب این است که در اکثر کشورهاى دنیا در بحث ارتباط متقابل قوا، قوه مجریه مشمول بیش ترین نظارت ها از سوى دو قوه دیگر قرار مى گیرد.
قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، در تدوین قواى سه گانه، علاوه بر ضرورت همکارى قوا، براى تأمین اهداف کلى نظام از اندیشه مذکور به دور نبوده و مراتبى از ارتباط متقابل، توأم بانظارت و مسئولیت بین قواى حاکم را پیش بینى کرده است. در اصل 57 قانون اساسى ضمن برشمرن قواى سه گانه، مقرر مى دارد که این قوا مستقل از یکدیگرند. آن گاه در اصل 58 و 59 اِعمال قوه مقننه را منحصر به مصوبات مجلس شوراى اسلامى و در مسائل مهم از طریق همه پرسى و مراجعه مستقیم به آراى عمومى بیان داشته است. هم چنین در اصل 60 قانون اساسى، اِعمال قوه مجریه به استثناى برخى از آن که مستقیماً به عهده رهبرى قرار دارد، صرفاً از طریق رئیس جمهور و وزرا اجرا مى شود و در نهایت این که اِعمال قوه قضاییه (اصل 61) را نیز فقط به عهده دادگاه هاى دادگسترى قرار داده که باید براساس موازین اسلامى تشکیل و به حل و فصل دعاوى و ... بپردازد، اما نویسندگان قانون اساسى در سال 1358 در همان اصل 57 قانون اساسى، ضمن بیان استقلال قوا آورده بودند که : «... روابط بین قواى سه گانه توسط رئیس جمهور برقرار مى گردد.» و نیزدر اصل 113 قانون اساسى آمده بوده: «... مسئولیت اجراى قانون اساسى و تنظیم روابط قواى سه گانه و ریاست قوه مجریه جز در امورى که برعهده رهبرى است، به عهده رئیس جمهور است».
بنابراین، طبق این اصول، رئیس جمهور هماهنگ کننده قواى سه گانه کشور بود، لیکن پس از بازنگرى قانون اساسى در سال 1368 و با سپرى کردن یک دهه تجربه عملى در کارهاى اجرایى، قضایى و تقنینى وضعف هایى که در قانون اساسى وجود داشت، شوراى بازنگرى قانون اساسى به فرمان امام خمینى(ره) در تاریخ 1368/2/4 تشکیل گردید و در آن در خصوص روابط قوا نیز نکاتى مورد توجه و تصویب قرار گرفت.
در قانون اساسى 68 بعد از بازنگرى، ضمن این که مسئولیت تنظیم روابط بین قواى سه گانه را از رئیس جمهور گرفته و به شخص رهبر واگذار کرده است، در اصل 57 آمده است:
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
موضوع: اعتیاد
تاریخچه اعتیاد
درقدیمی ترین سند باقی مانده از ایران باستان یعنی شاهنامه فردوسی ، می خوانیم که الکساندر مقدونی فاتح ایران ، دچار بیماری سختی شد و پزشکی هندی به دربار او اعزام شد و توانست با فراهم آوردن تریاک از گیاهان کوهی الکساندر را معالجه کند.
همچنین اکثر مؤلفین اشاعه تریاک را به عنوان داروی مخدر از زمان شکست ساسانیان به بعد می دانند و در اکثر نوشته ها به این موضوع اشاره شده است ، اما حتی بعد از ظهرو اسلام تا قرون بعد هم هرگز ایرانیان دچار مشکلات ناشی از مصرف تریاک و حشیش نشدند. قدیمی ترین افرادی که به مسأله اعتیاد و مصرف تریاک به غیر از مقاصد پزشکی اشاره دارد ، نوشته های مورخینی است که از زمان غرنویان به بعد مسأله مصرف و استفاده تریاک وحشیش را سخت کرده اند.مصرف تریاک در دوران قاجاریه به خصوص در زمان ناصر الدین شاه افزایش پیدا کرد و از اواسط حکومت وی کشت خشخاش شروع شد ، بعد از انقلاب مشروطیت و شروع کار مجلس شورای ملی ، قوانینی درباره معالجه معتادان وصف شد که هر کدام از آن ها قبل از اینکه ناشی از اراده جامعه برای مبارزه با اعتیاد باشد ، نشانه گسترش مواد مخدر در میان ایرانیان است.
نورو بیولوژی اعتیاد
هر کسی که با یک مصرف کننده مواد ، مخصوصا کسی که کوکائین مصرف می کند ، کار کرده باشد ، گواهی می دهد که رفتارهای تکراری خودتخریبی و اعمال غیر قانونی نتیجه این اعتیاد است. چنین رفتارهایی منشا زیست شناسی دارند ، حیوانات آزمایشگاهی که در معرض مواد نیرومند قرار گرفته اند ، رفتارهای شبیه به رفتار های انسان از خود نشان می دهند . حیواناتی مانند خرگوش و موش ، هنگامی که درشرایط دسترسی نامحدود به کوکائین قرار می گرفتند هر کاری را برای به دست آوردن دوز اضافی دیگر انجام می دادند . موشی که یاد گرفته است با فشار دادن اهرم یک دوز یا یک واحد کوکائین به عنوان پاداش دریافت کند حاضر است این کار را صدها هزار بار فقط برای یک دوز بیشتر انجام دهد ، صدها هزار بار یک موش یا خرگوش ممکن است به منظور به دست آوردن کوکائین تا حد مرگ از غذا خوردن امتناع کند چنین رفتارهایی درحیوانات شدیدا به رفتار انسان هایی که برای به دست آوردن مواد به رفتارهای خود تخریبی دست می زنند شباهت دارند اما دلیل چنین شباهت هایی چیست ؟
این شباهت به دلیل این است که مغز تمامی پستانداران به طور قابل ملاحظه ای به هم شباهت دارند. تنها مغز انسان در بعضی از قسمت ها از جمله کنترل 1) تکلم ، 2) ارتباطات و 3) تفکر انتزاعی را در بر دارد ،رشد یافته تر می باشد، اما سایر قسمت های مغز انسان که مسئول اعمال ، کنش های حیاتی و اصلی می باشند ، به طور برجسته ای با مغز سایر پستانداران شباهت دارد و در همین قسمت مغز است که مواد مخدر بیشترین تاثیر را بر جای می گذارند.این بخش از مغز در محلی قرار دارد که اصطلاحا به آن مغز میانی گفته می شود.مغز میانی شامل ساختار اصلی سیستم پاداش مغز می گردد.
فیزیولوژی اعتیاد
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 29 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
تاریخچه جامعهشناسى روستائى
جامعهشناسى روستائى در آمریکا نزدیک یک قرن است که بهعنوان رشته جداگانهاى از جامعهشناسى شناخته شده است. نخستین انجمن جامعهشناس روستائى در سال ۱۹۳۷ تشکیل شد و بهدنبال آن مجله جامعهشناسى روستائى انتشار یافت که در آن نتایج بررسىهاى انجام شده در زمینه مسائل روستائى منتشر مىشد. مىتوان گفت که پیدایش جامعهشناسى روستائى در آمریکا ناشى از مشکلات بود که در زندگى مردمان روستائى وجود داشت، به همین جهت بیشتر جنبه کاربردى پیدا کرد.
در اروپا جامعهشناسى روستائى پس از جنگ جهانى دوم روى کار آمد. اما این امر به معنى آن نیست که جامعهشناسى روستائى از آمریکا به اروپا صادر شده باشد. در اروپا از گذشتههاى دور بررسىهاى روستائى در کنار دانشهائى چون: جغرافیا، تاریخ، مردمشناسى، اقتصاد کشاورزى در بسیارى از سرزمینها جریان داشته است.
بررسىهاى روستائى، در اروپا بر پایه یک سنت پژوهشى پرسابقهاى استوار مىباشد و میان سالهاى ۱۸۹۰ و ۱۹۲۵ تحقیقات روستائى چندى انجام گرفته است. اما پژوهشهاى گستردهتر جامعهشناسى چه در زمینههاى روستائى و چه شهرى به زمانهاى اخیر مربوط مىشود.
در اروپا نیز مانند آمریکا جامعهشناسى روستائى هنگامى بهوجود مىآید و توسعه مىیابد که بدان نیاز پیدا مىشود. بازسازىهاى بعد از جنگ، صنعتى شدن جامعه، رشد جمعیت، مهاجرت روستائیان به شهر، نیاز به تأمین اجتماعى، دگرگونىهاى سیاسى و اقتصادى سبب شدند که دولتها به فکر آن بیفتند که تغییرات اجتماعى ـ فرهنگى را تحت نظم و کنترل درآوردند، در نتیجه علوم اجتماعى و به همراه آن جامعهشناسى روى کار آمد و گسترش یافت (۱).
هر چند در آمریکا ابتدا به زمینههاى کاربردى جامعهشناسى اهمیت داده مىشد، ولى بعدها جامعهشناسان به بررسى جنبههاى نظرى جامعهشناسى روستائى نیز روى مىآورند و در زمانى کوتاه جامعهشناسى روستائى رواج پیدا مىکند و در برنامههاى درسى بسیارى از دانشکدهها جاى مىگیرد.
امروز جامعهشناسى روستائى مانند دیگر رشتههاى علمى در پهنه وسیعترى از جهان شناخته شده است و در بسیارى از دانشگاههاى دنیا اعم از کشورهاى صنعتى یا در حال توسعه تدریس مىشود و تحقیقات وسیع و دامنهدارى در زمینه مسائل روستائى انجام مىگیرد.
در ایران بررسىهاى روستائى از حدود ۴۰ سال پیش در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى دانشگاه تهران آغاز شده است.
با اجراء قوانین ارضى، مهاجرت روستائیان به شهر و برقرارى روابط گسترده بین شهر و ده و بهدنبال آن تغییرات اجتماعى در روستاها و پیدا شدن مسایل و مشکلات متعددى در حیات اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعههاى روستائى، تحقیقات روستائى متداول شده است.
جامعهشناسى روستائى از لحاظ توسعه نظرى همواره با دشوارىهاى زیادى مواجه بوده است.
گذشته از محدویت دامنه تحقیقات و کمبود مفاهیم علمى در زمینه جامعهشناسى روستائى، اغلب سازمانها و مؤسسات دولتى بر تحقیقات روستائى نظارت داشتهاند. از اینرو محققان روستائى در امر تحقیق کاربردى یا نظرى همواره با دشوارىهائى مواجه بودهاند و نتایج بررسىها نه تنها از لحاظ کاربردى سودمند نبوده است، بلکه از جهت زمینه نظرى هم جامعهشناسى روستائى رشد چندانى پیدا نکرده است.
بررسىهاى جامعهشناسى روستائى زمینه توسعه و پیشرفت روستاها را فراهم مىآورد. کسانى که با مسائل روستائى سر و کار دارند، کارشناسان روستائى، مهندسان کشاورزى، کارکنان خدمات روستائى، مأموران دولتى، مشاوران خانواده روستائى، مروّجان و معلمان کشاورزى، برنامهریزان توسعه روستائى همه مىتوانند از دستآوردهاى جامعهشناسان روستائى بهرهمند شوند.
به همین جهت پرورش جامعهشناسان روستائى و انجام تحقیقات مستمر در زمینههاى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى روستاها امرى ضرورى به نظر مىرسد.
کلیات جامعهشناسى روستائى
- موضوع جامعهشناسى روستائى:
جامعهشناسى روستائى شاخهاى از جامعهشناسى است که از قواعد، اصول و روشهاى جامعهشناسى پیروى مىکند. از ویژگىهاى آن این است که موضوع آن محدود مىشود به پدیدههاى اجتماعى و نوع فرهنگى که به دنیاى روستائى تعلق دارد. در داخل این چارچوب جامعهشناسى روستائى به بررسى انواع نظامهاى اجتماعى مانند: خانواده، جمعیتها، گروهبندىها، ارزشهاى اجتماعى، هنجارهاى اجتماعى، گرایشها، کارکردها، تحولات و بالأخره کلیه امور و مسائل جامعه روستائى مىپردازد که شناخت آن مىتواند از یکسو براى توسعه، رفاه اجتماعى و بهبود زندگى روستانشینان سودمند باشد و از سوى دیگر زمینه گسترش جامعهشناسى روستائى را بهعنوان یک رشته علمى فراهم آورد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 28 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 3 |
قضایای بنیادین پست مدرنیسم موضوعی است که حتی بین خود پست مدرنیست¬ها محل بحث و مشاجره فراوان بوده است. پیش از توضیح قضایای بنیادین پست مدرنیسم، به خلاصه¬ای که منتقد انسان شناس ملفورد اسپیرو از اصول بنیادین آن ارائه داده است توجه کنید:
«نقد پست مدرنیستی از علم دربرگیرنده دو استدلال به هم مرتبط ـ یعنی معرفت شناختی و ایدئولوژیکی ـ است، که هر دو مبتنی بر سوبژکتیویته هستند. نخست طبق استدلال معرفت شناختی انسان شناسی بخاطر سوبژکتیو بودن ابژه انسانی، نمی تواند یک علم باشد؛ و در هر صورت سوبژکتیو بودن ابژه انسانی از امکان کشف حقیقت عینی توسط علمی جلوگیری می کند. دوم، طبق استدلال ایدئولوژیکی از آنجا که عینیت توهمی بیش نیست، علم گروه های سرکوب شده، زنان، قومیت ها و مردم جهان سوم را نابود می کند» (اسپیرو 1996)
مدرنیته: مدرنیته با رنسانس آغاز شد. مدرنیته متضمن «عقلانی-سازی و تفکیک اقتصادی و اجرائی پیشروی جهان اجتماعی» است (ساروپ 1993). این عبارت در اصل در بافت شکل¬گیری و گسترش دولت کاپیتالیستی پدیدار شد. و از آن زمان انسان شناس¬ها سعی در مطالعه دوره مدرنیته داشته اند، اما اکنون دیگر از آن فراتر رفته اند. کنش بنیادین مدرنیته بررسی پایه و اساس دانش گذشته است. پسامدرنیسم: معنای تحت اللفظی عبارت پسا مدرنیسم «پس از مدرنیسم» است. و «به انحلال واقعی صورتهای اجتماعی اشاره دارد که با مدرنیته مرتبط دانسته می شوند» (ساروپ 1993) نوگرایی : از این عبارت اغلب برای اشاره به آن مرحله از توسعه اجتماعی استفاده می¬شود که بر صنعتی¬ شدن مبتنی است. نوگرایی وحدتی از تغییرات اجتماعی اقتصادی مختلف است که بواسطه اکتشاف¬ها و نوآوری های علمی و تکنولوژیکی ایجاد شده اند (ساروپ 1993) مدرنیسم: مدرنیسم آزمایشی برای یافتن حقایق درونی یک موقعیت است، که خودآگاهی و بازتابندگی را می توان از جمله ویژگی های آن دانست. این مبحث ارتباط بسیار نزدیکی به مقوله پسا مدرنیسم دارد. (ساروپ 1993) پسامدرنیسم: کلمه مدرنیته از واژه لاتین مودو (modo) که به معنای «همین حالا» است مشتق شده است. بنابراین معنای تحت اللفظی پسامدرنیسم «پس از حالا» است. «اگر مدرنیسم را فرهنگ مدرنیته بدانیم، پسامدرنیسم هم فرهنگ پسامدرنیته است» (ساروپ 1993). از نظر بودریار (1984) ما اکنون باید انقلاب دوم را بپذیریم، انقلاب «قرن بیستم، انقلاب پسامدرنیسم؛ که فرایند گسترده تخریب معنی است، همانطور که پیشترها ظاهر تخریب شد. هر آنکه با معنی زندگی می کند بوسیله معنی خواهد مرد». ریان بیشاپ در مقاله ای در دائره المعارف انسان شناسی فرهنگی (1996) پسامدرنیسم را به مثابه جنبشی التقاطی تعریف می کند که از زیبایی شناسی، معماری و فلسفه نشأت گرفته است. پسامدرنیسم از شکاکیت و بدبینی نظام¬مند نسبت به دیدگاه های نظری حمایت می کند. که در انسان شناسی این شکاکیت به تغییر کانون توجه از مشاهده جامعه ای خاص به مشاهده ناظر انسان شناس منجر شده است. پسامدرنیسم بر تنش های منتج از تفاوت و شباهت ناشی از فرایندهای جهانی سازی تمرکز دارد: جریان سریع مردم، تعامل های متراکم و مکرر بین فرهنگی که بطور روزافزون افزایش می یابد، و نقاط اشتراک اجتناب ناپذیر دانش محلی و جهانی. «پسامدرن ها نسبت به تعاریف اتوریته¬وار و روایت های منفرد از هرگونه سیر حوادث مشکوک هستند» (بیشاپ. 1996). انتقاد پسامدرن ها از قوم¬نگاری بر این باور مبتنی بود که هیچ عینیت صدقی وجود ندارد، و بکارگیری صحیح روش علمی غیرممکن است. از نظر روسه¬نو پسامدرنیست¬ها را می توان به دو گروه گسترده شک گرایان و ایجابی¬ها تقسیم کرد. پسامدرن¬های شک¬گرا: آنها به شدت از سوژه مدرن انتقاد کرده و آن را «قرارداد زبانشناختی» محسوب می¬کنند (روسه¬نو 1992). همچنین هرگونه ادراک از زمان را رد می¬کنند زیرا معتقدند ادراک مدرن از زمان از آن جهت که افراد را کنترل کرده و می سنجد، سرکوبگرانه است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 2 |
پسامدرنیتهو پایان کلان روایت ها
|
کلان روایت به هرگونه داستان جامع و فراگیر،متون کلاسیک یا روایتی کهن از وقایع تاریخی اطلاق می شود که در این داستان ها یاروایت های جامع و کلان یک حقیقت جهانی و استعلایی نهفته است که بر پایه آن اینروایات بنا شده اند. کلان روایت به هرگونه داستان جامع و فراگیر، متون کلاسیک یاروایتی کهن از وقایع تاریخی اطلاق می شود که در این داستان ها یا روایت های جامع وکلان یک حقیقت جهانی و استعلایی نهفته است که بر پایه آن این روایات بنا شده اند. اغلب کلان روایت ها دیدگاهی خوشبینانه به طبیعت بشر دارند اما مکتب های فکریگوناگون تعبیرات متفاوتی از آن ارائه می دهند. ژان فرانسوا لیوتار از فیلسوفانبرجسته پسامدرن در کتاب مشهور خود به نام «وضعیت پسامدرن؛ گزارشی درباره دانش» بیشاز دیگران به نقد و بررسی این مفهوم می پردازد و تعبیرات گسترده یی از آن ارائه میدهد. لیوتار در کتاب خود مفهوم «کلان روایت» را این گونه توصیف میکند؛ نظریه یی که سعی دارد روایتی کلی و فراگیر از تجارب، وقایع گوناگون تاریخی وپدیده های فرهنگی و اجتماعی ارائه دهد تا طبق آن حقیقتی فراگیر یا ارزش هایی جهانیبنیان نهد. از دید او روایت، داستانی است که کاربرد آن مشروعیت بخشیدن به قدرت،صلاحیت، اعتبار، اختیار و رسوم اجتماعی است. در واقع این روایت های کلان با بهکارگیری نوعی الگو یا دانش جهانی ادعای معنی بخشیدن به پدیده ها و وقایع گوناگون درتاریخ را دارند. کلان روایت در زبان انگلیسی با عنوان های metanarration, master narration, grandnarrative نیز مطرح می شود و در metanarrative پیشوند «Meta» درحالت کلی به معنای «فرا» است که در اینجا به مفهوم «درباره» است و «narration» همان «داستان» است. پس «Metanarrative» داستانی درباره یک داستان است چراکه دربرگیرنده وتوصیف کننده داستان های کوچک دیگری درون الگوهایی کلی است و به نوعی دارای فرمی ازحقیقت جهانی یا استعلایی است. این واژه، حوزه های فکری بسیاری را شامل می شود. برای روشن ترشدن مطلب به چند نمونه از انواع کلان روایت ها اشاره می شود. مسیحیت معتقد است بهدلیل هبوط انسان (رانده شدن او از بهشت و ورود او به زمین)، بشر ذاتاً گناهکار استاما امکان رستگار شدن و زندگی جاودان در بهشت را دارد. بنا بر دیدگاه یادشده اینمساله یک کلان روایت محسوب می شود زیرا شکلی جهانی و کلی به یک روایت بخشیده و همهانواع بشر را شامل می شود.از انواع دیگر کلان روایت ها می توان به باور مارکسیست- لنینیست ها اشاره کرد که معتقدند از طریق انقلاب است که جامعه از زیر سلطه رها میشود و زمانی می رسد که سیستم سرمایه داری موجود (کاپیتالیسم) برچیده خواهد شد وطبقه کارگر غالب می شود. از انواع دیگر آن در حوزه روانشناسی می توان به نظر فرویداشاره کرد که تاریخ بشر، روایت سرکوب نیازهای جنسی اوست. باور فمینیست ها به اینمساله که سیستم مردسالاری در طول تاریخ همواره زنان را مورد ستم و انقیاد قرار دادهاست، خود نیز یک کلان روایت محسوب می شود. تمامی نمونه های یادشده از این جهت کلانروایت نامیده می شوند که درباره کلیت و جامعیت یک روایت سخن به میان می آورند ومتعاقباً از دانش یا تجربه یی که این روایت بر پایه آن بنا شده است. |
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 4 |
پسامدرنیته، جامعه فرا صنعتی و طراحی محصول
این مقاله، نگاهی اجمالی است به شرایط پسا مدرن و جامعه پسا صنعتی. همچنین نظریات برخی متفکرین در رابطه با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی جامعه معاصر.
دهه 1960 به بعد را غالبا با واژه پسا مدرن نام گذاری می کنند. دوره ای با نظریات و مباحث متناقض و متفاوت. به طور مثال، ژان فرانسوا لیوتار، پسا مدرن را بخش تفکیک ناپذیری از دنیای مدرن می خواند (قره باغی،الف47:1378) و یورگن هابرماس معتقد است: معمولا با به کار گیری پیشوند post (پسا) تداوم جریانی را تحکیم می کنیم و نه گسستش را. (جنسن،35:1381)
افرادی نیز چون، فردریک جیمسون و چارلز نیومن مخاطب را با یک سلسله حدس و گمان رها می کنند تا خود از میان تعاریف، معنایی بیابد. (قره باغی،ب66:1378)
با این همه از دهه 1960 جریانات اجتماعی بسیاری رخ داد و راه برای ورود به دنیایی که آن را با واژگانی چون التقاط گرایی، دهکده جهانی، جامعه فراصنعتی، عصر اطلاعات، جامعه مصرفی، جامعه رسانه ای و امثال این ها نام گذاری کردند باز شد. از نظر تفکرات اجتماعی و فلسفی، پسا مدرن از دهه 1960 آغاز شد، (جنسن،59:1381)
فاصله زمانی دهه 1960 تا 1980 را late modern خوانده اند.(جنکز،38:1375)
دانیل بل، جامعه معاصر را جامعه پساصنعتی یا فرا صنعتی می نامد و معتقد است که ما درست در وسط تغییر تاریخی وسیعی قرار داریم و استفاده از پیشوند پسا، بیانگر احساس زندگی در دوران حد فاصل دو جامعه قبلی و بعدی است.(Bell، 1973:37) به نقل از (اسمارت،51:1383)
بل از چند جهت میان جامعه صنعتی و پسا صنعتی تمایز می گذارد، از جمله اینکه: جوامع صنعتی تولید کننده کالا هستند، جوامع پسا صنعتی بر پایه خدمات استوارند. جوامع صنعتی از فناوری ماشینی بهره می گیرند، جوامع پسا صنعتی از فناوری هوشمند. در جوامع صنعتی اصل محوری رشد اقتصادی است و در جوامع پسا صنعتی اصل محوری تدوین معرفت نظری است. منابع استراتژیک در جامعه صنعتی سرمایه ملی و انرژی آفرینی است، و در جامعه پسا صنعتی اطلاعات (نظام های انتقال داده ها و رایانه) و معرفت است.
بل معتقد است که " اگر نبرد میان سرمایه دار و کارگر، در محل کارخانه، نشان جامعه صنعتی است، تعارض میان حرفه ای و عامی، هم در سازمان و هم در اجتماع نشان تضاد در جامعه پسا صنعتی است." (همان:54-53)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 24 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
مقدمه :
نقاط شهری امروز به عنوان فضاهایی به حساب می آیند که با سطوح بالای آلودگی هوا و خاک مواجه هستند. تراکم جمعیت در آنهاد زیاد است، از موازین بهداشتی ضعیف درد رنجند و مسائل مربوط به دفع ضایعات آنها نیز رو به افزایش است. در حالیکه سیمای شهرهای امروزه اینگونه است لیکن در صورتیکه بطوری موثر اداره گردند پایداری خود را حفظ خواهند کرد و آن بستگی به نقش حیاتی مقامات و کارگزاران محلی در آن نقاط دارد. منظور اینکه در صورت دخالت بهتر و موثرتر دولت ها در امور و عرضه های مختلف شهری بر مسائل محیطی و اجتماعی بالقوه دورن شهرها می توان فائق آمد. در عین حال در شرایطی که میزان شهر نشینی در جهان رو به توسعه به رشد شهری آنقدر افزایش نیافته است.
برنامه ریزی شهرهای بزرگ و کوچک
در عصر حاضر برنامه ریزی به عنوان ستون فقرات هر سازمانی مطرح است. در حقیقت پیشرفت و توسعه هر جامعه ای در عصر حاضر در گرو برنامه ریزی دقیق و منسجم در آن جامعه می باشد. در جامعه شهری امروز هیچ گونه پیشرفت و توسعه ای بر اساس خواسته های فردی و امیال شخصی صورت نمی گیرد، یعنی اینکه اصول برنامه ریزی می بایست فارغ از تعصبات فردی رعایت گردد. اهمیت برنامه ریزی تا جایی مطرح است که بسیاری از جوامع، سازمانهای خاصی را نیز تحت این عنوان مطرح کرده اند. به طور کلی، حرکت متعادل جامعه شهری، توسعه شهر و پیشرفتهای عمومی آن در گرو ابعاد مختلف برنامه ریزی شهری است.
برنامه ریزی شهری، ضامن رشد و توسعه سیستماتیک و منظم مناطق شهری است و این امر سبب می گردد تا اهداف توسعه اقتصادی و اجتماعی به خوبی تحقق یابد. جریان برنامه ریزی شهری عموماً توسط دولتها و سازمانهای تابعه آن هدایت می گردد. طی برنامه ریزی شهری، مسائل مربوط به ساختمان سازی، تاسیس راهها، پارکها، مراکز آموزشی و سایر تسهیلات مورد توجه قرار می گیرد. در پی برنامه ریزی شهری تضمین بیشتری برای سلامت بهداشت محیط نیز به وجود می آید. همچنین از راه این مکانیزم نیازهای مربوط به زمین در حال حاضر و نیازهای گوناگون محله ها و مناطق مختلف یک شهر مطرح و به آنها پرداخته می شود. برنامه ریزی شهری همچنین آینده شهرها را مورد توجه قرار می دهد، یعنی شهرهایی که عموماً پناهگاه روستاییان و مهاجران دنبال کار و تامین معیشت هستند.
به دنبال رشد جمعیت و افزایش اشکال مختلف مهاجرت، تراکم جمعیت در نقاط شهری رو به افزایش است. همین طور تسهیلات زیر بنایی نظیر منابع آب، راهها و مسکن تحت فشار و بهره برداری بیش از حد قرار می گیرد. تنها در صورت برنامه ریزی دقیق به هنگام و متناسب می توان نیازهای اساسی شهر نشینان را پاسخ گفت. لازم به یادآوری است که کم و کیف شهرها در عصر حاضر به شکل بی سابقه ای در حال تغییر است؛ یعنی، هم نیازهای شهری زیاد شده اند و هم تعداد شهرها رو به افزایش هستند، که این وضعیت نیاز به برنامه ریزی مستمر شهری دارد.
اهداف برنامه ریزی شهری
مهمترین اهداف برنامه ریزی شهری به شرح قابل طبقه بندی و تبیین می باشد.
1- ایجاد و نظم سیستماتیک بخشهای مختلف شهر، مشتمل بر نقاط مسکونی و غیر مسکونی، نقاط تجاری، صنعتی و نظایر آنها. این گونه برنامه ریزی کمک می کند تا کارکردهای مختلف اقتصادی و اجتماعی نقاط شهری به بهترین شکل صورت پذیرد. در پی چنین برنامه ریزی، برخوردها کاهش یافته و همچنین در بسیاری از هزینه ها صرفه جویی لازم به عمل می آید. باید اشاره کرد که بسیاری از جوامع شهری در کشورهای رو به توسعه فاقد چنین برنامه ریزی و دفهای توسعه شهری می باشند. به همین سبب، پیچیدگیها و تنشهای گوناگون اجتماعی و اقتصادی به طور فزاینده ای در جریان است.
2- برنامه ریزی مربوط به حمل و نقل درون شهری به شکلی که نقاط مختلف شهر به به بهترین شکلی به یکدیگر مربوط گرداند. یکی از مشکلات عمده نقاط شهری در جوامع کمتر توسعه یافته، ضعف مربوط به برنامه ریزی وسایل حمل و نقل در درون این گونه شهرها می باشد که آلودگی محیط زیست، سنگین حمل و نقل و ... را به دنبال آورده است.
3- گسترش و توسعه نقاط مختلف شهری به شکلی که محیط زیست در آن حفظ گشته یا سالم بماند. پارکها و فضای سبز در حد معقولی در نقاط مختلف شهر ساخته و احداث گردد. تسهیلات مربوط به پاکینگها و نظایر آن رعایت شده و نظام احداث شاهراهها و خیابانهای اصلی به گونه ای باشد که رفت و آمد به شکلی روان و ساده و بدون مشکل انجام گیرد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 35 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
چکیده : درجهان امروز، پژوهش و میزان اعتبارات اختصاص یافته به آن در هر کشوری، یکی از شاخص های توسعه یافتگی آن کشور بشمار می رود. در دهه های اخیر درکشورما هرچند که گامهای مؤثری دراین زمینه برداشته شده است اما هنوز با استاندارهای جهانی فاصله زیادی وجود دارد.
دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از دیر باز نقش آموزش و پژوهش را توامأ به عهده داشته اند بگونه ای که بزرگترین تحقیقات وتتبعات علمی درسطح جهانی ونیز در ایران از سوی مراکز آموزش عالی و بوسیلۀ دانشگاهیان صورت گرفته است . با این وجود در انجام تحقیقات بطور اعم و تحقیقات اجتماعی بطوراخص مشکلات و موانعی جدی وجود دارد که بدون رفع آنها ، بهینه سازی و کارآیی پژوهش های علمی در فرایند توسعه ، ناممکن می نماید . در این مقاله سعی بر این است که ضمن مروری گذرا بر تاریخچۀ پژوهش های اجتماعی درایران ، عمده ترین نارسایی های آنرا از جنبه های مختلف روش شناختی ، سازماندهی ، اعتبارات و نیروی انسانی مورد ارزیابی قرارداده و پیشنهادات کاربردی دراین زمینه ها ارائه نماید .
واژگان کلیدی : پژوهش دردانشگاهها ، اعتبارات پژوهشی ، موانع ومشکلات در امر پژوهش ، تحقیقات اجتماعی ، نقش پژوهش در فرایند توسعه ، امکانات پژوهشی
مقدمه :
درآستانۀ قرن بیست ویکم کشورهای مختلف جهان بطورفزاینده ای به سمت پیشرفت و توسعه گام برمی دارند و دراین راه هرروز بررقابت درکسب شاخص های توسعه یافتگی گوی سبقت را ازیکدیگرمی ربایند. این درحالی است که کشورما دربسیاری ازمعیارهای تعیین کننده درامرتوسعه دروضعیت نامطلوبی قرارگرفته است . یکی از شاخص های توسعه یافتگی رامیزان توجه به تحقیق وسرمایه گذاری درآن می دانند . هرچند به نظرمی رسد که تحقیقات درزمینه های صنعت وتکنولوژی و علوم پایه است که بطور مستقیم نتایج خود را در توسعه اقتصادی و صنعتی نشان می دهد ، اما تجربه نشان داده است که حتی اگر بودجه وامکانات کافی درجهت تحقیق وتوسعۀ علوم پایه وفنی درنظرگرفته شود ، بدون تمهیدات ساختاری درعرصه های اجتماعی وانسانی و اتخاذ راهکارهای مناسب سیاسی ، حقوقی و اخلاقی ، این امکانات نمی توانند بازدهی وبهره وری مورد انتظار رادرتوسعۀ پایدارو همه جانبه درپی داشته باشند . بسیاری ازکارشناسان وصاحبنظران معتقدند که تحقیقات درعلوم اجتماعی است که می تواند مشکلات اجتماعی راشناسایی نموده وراه حل های مناسب برای زدودن آنها رابه کارگزاران ، مسئولین ورهبران سیاسی واجتماعی نشان دهد . در این راستا دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی از دیر باز نقش آموزش و پژوهش را توامأ در سراسر گیتی به عهده داشته اند . درقرون اخیر نیز بزرگترین تحقیقات وتتبعات علمی نیز از مراکز آموزش عالی بیرون آمده است . از آن هنگام که " جامعه شناسی " بوسیلۀ اگوست کنت فرانسوی پا به عرصۀ علوم گذاشت و داعیۀ بررسی مسائل و معضلات اجتماعی را از طریق علمی سر داد تا کنون ، این رشته از علوم انسانی نقش زیادی در به عهده گرفتن تحقیقات اجتماعی داشته است .
در واقع تفکر جامعه شناسی به دنبال تفکر اجتماعی و فلسفۀ تاریخ تحت شرایط و ضرورتهای خاصی پدید آمد. هرچند تفکرات اجتماعی و تحقیق در مورد مسائل جامعه درشرق بوجود آمد اما شرایط خاص اجتماعی غرب پس از رنسانس ، انقلاب صنعتی و تحولات اجتماعی و سیاسی و توسعۀ مؤسسات علمی و مراکز آموزشی و پژوهشی در اروپا بود که باعث بوجود آمدن رشتۀ جامعه شناسی و بدنبال آن انجام تحقیقات اجتماعی به روش علمی شد . در قرون نوزدهم و بیستم تحقیقات اجتماعی در کشورهای غربی نقش بسزایی در شناخت مسائل اجتماعی ناشی از مدرنیسم و نظام صنعتی داشته اند . در این کشورها ، دانشگاهها که همواره هم تولید کنندۀ پژوهشگران اجتماعی وهم مرکزی برای پژوهش های اجتماعی بوسیلۀ اساتید با تجربه و متخصص در رشته های علوم اجتماعی هستند ، همواره بزرگترین آثار تحقیقی علمی را به ثمر رسانده و راهنمای مجریان و تصمیم گیرندگان اجرایی بوده اند . درکشورهای توسعه نیافته ازجمله ایران که از حدود نیم قرن پیش ، گام درمسیر توسعه یافتگی و استقرار نهادهای متناسب با زندگی مدرن و نظام صنعتی گذاشته است نیز طبعأ مراکز آموزش عالی و دانشگاهها نقش تعیین کننده ای درانجام تحقیقات اجتماعی دارا می باشند . در این مقاله سعی خواهدشد تا ضمن بررسی وضعیت تحقیقات اجتماعی در دانشگاههای کشور در دهه های گذشته ، وضعیت را درحال حاضر مطالعه نموده و پیشرفتها و کاستی ها ی آنرا از جنبه های مختلف از نظر بگذرانیم .
اهمیت و ضرورت تحقیقات اجتماعی در فرایند توسعه
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 183 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 110 |
چکیده
این تحقیق با هدف بررسی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور از سه بعد دینی ، خانوادگی و ملی شکل گرفته است. فرضیات اصلی این تحقیق عبارتند از : جنس، پایگاه اقتصادی – اجتماعی ، میزان رضایت از خود ، درونی شدن ارزشها ، هماهنگی ارزشهای گروهی ، تایید دیگران که بر هویت اجتماعی دانش آموزان موثر می باشند .
این تحقیق به شیوه پیمایشی انجام شده و از تکنیک پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است . جامعه آماری تمام دانش آموزان پایه اول و دوم و سوم متوسطه نیشابور (15336 نفر) می باشند . حجم نمونه 375 نفر شد که 190 نفر دانش آموز پسر و 185 نفر دانش آموز دختر را در بر می گیرد . شیوه نمونه گیری قشر بندی است که نمونه ها از رشته های عمومی ، انسانی ، تجربی ، ریاضی ، فنی و حرفه ای و کار و دانش به تفکیک جنس و پایه تحصیلی به صورت تصادفی انتخاب شده است . تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از t-test و ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل چند متغیری (رگرسیون چندگانه) و تحلیل مسیر صورت گرفته است .
نتایج تحقیق نشان داد که بین متغیرهای مستقل (میزان رضایت از خود ، درونی شدن ارزشها، هماهنگی ارزشهای گروهی و تایید دیگران ) با متغیر وابسته هویت اجتماعی و سه بعد آن (ملی ، دینی، خانوادگی) رابطه معنا دار مثبت وجود داشت . یعنی با افزایش متغیرهای مستقل متغیر وابسته هم افزایش می یابد . و بین متغیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی با هویت اجتماعی رابطه معناداری وجود نداشت . ولی با بعد ملی رابطه معنا دار و معکوس و با بعد خانوادگی رابطه معنادار و مثبت وجود داشت . یعنی هر چه پایگاه اقتصادی – اجتماعی والدین بالاتر باشد ، هویت ملی آنان ضعیف تر و هویت خانوادگی آنها ، قوی تر می شود . بین متغیر جنس با هویت اجتماعی رابطه معنادار وجود نداشت ولی با بعد دینی رابطه معنا دار وجود داشت . بدین معنا که : دختران هویت دینی قوی تری نسبت به پسران داشتند .
کلید واژه ها : جنس ، پایگاه اقتصادی – اجتماعی ، درونی شدن ارزشها ، هماهنگی ارزشهای گروهی ، تایید دیگران ، رضایت از خود ، هویت اجتماعی ، هویت دینی ، هویت خانوادگی ، هویت ملی
فصل اول:
طرح تحقیق
1ـ1 مقدمه
آنچه موجب شد تا پژوهش فعلی با این عنوان در خصوص دانش آموزان متوسطه انجام شود، به دلیل اشتغال به تدریس (نگارنده) در مقطع متوسطه شهرستان نیشابور است که مدام شاهد نگرانی های همکاران فرهنگی و همچنین مراجعات مکرر اولیا و اظهار نگرانی از وضعیت تحصیلی و اخلاقی فرزندانشان ، بودم و با توجه با اینکه همگی دبیران و اولیا به اتفاق معتقد بودند که نسل فعلی با نسلهای قبلی بسیار متفاوت می باشد و یک شکاف نسلی عمیق احساس می کردند و از طرفی مشاهده برخی از رفتارها و حرکات و گرایشات در کلاس های درس ، مرا بر آن داشت تا در زمینه هویت اجتماعی آنان و مسائل تأثیر گذار بر آن به صورت جدی به مطالعه بپردازم و بدین صورت زمینه تحقیق حاضر فراهم شد.
در این فصل مسأله تحقیق مطرح و اهمیت و ضرورت آن بیان می شود و سپس اهداف تحقیق، محدوده زمانی و مکانی و پیشینه تحقیق عنوان می شود، و در نهایت به موانع و تنگناهای تحقیق پرداخته می شود.
1ـ2 عنوان تحقیق:
بررسی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور در سال تحصیلی
86 ـ 85
1ـ3 بیان مسأله
در طی مطالعات مقدماتی و مصاحبه های اکتشافی با مسئولین آموزش و پرورش، اولیا ، مربیان، دبیران و دانش آموزان، نتایج بدست آمده نشان داد که ، برخی از دانش آموزان ارتباط چندانی با خانواده هایشان نداشتند ، نسبت به انجام فرایض دینی توجه جدی از خودشان نشان نمی دادند و برخی به آئین مسیحیت گرایش داشتند ، به آداب و رسوم ملی اهمیت نمی دادند و حتی زندگی در کشورهای دیگر را ترجیح می دادند که اینها خود نشان از ضعف هویت خانوادگی، دینی و ملی آنان بود . انجام برخی از حرکات و نوع آرایشها در هر دو جنس مسئله هویت جنسی آنان را هم خدشه دار نموده است. عدم رضایت از خود، خانواده، کشور، دین و ... باعث سست شدن هویت اجتماعی برخی از دانش آموزان شده است که نتایج این ضعف هویتی عبارتند از: بی انگیزگی نسبت به مسائل آموزشی، گستردگی ناهنجاری های اخلاقی، بی نظمی و بی انضباطی، نگرانی ، نا امیدی و.... حال برای محقق این سئوالات و یافتن جوابی برای اینها مطرح است :
1ـ چه عواملی بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان مؤثر است؟
2ـ آیا میزان رضایت از خود بر هویت اجتماعی دانش آموزان تأثیر دارد؟
3ـ آیا پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی والدین بر هویت اجتماعی دانش آموزان مؤثر است؟
4ـ آیا جنس دانش آموزان با هویت اجتماعی آنان رابطه دارد؟
5ـ آیا میزان درونی شدن ارزشها در دانش آموزان با هویت اجتماعی آنان مرتبط است؟
6ـ آیا هماهنگی ارزش های گروهی بر هویت اجتماعی دانش آموزان تأثیر می گذارد؟
7ـ آیا مورد تأیید دیگران بودن با هویت اجتماعی دانش آموزان ارتباطی دارد؟
1ـ4 اهمیت و ضرورت تحقیق
از آن جا که بحران هویت از سالهای نوجوانی آغاز می شود و بخش عظیمی از دانش آموزان دبیرستانی، در این سنین قرار گرفته اند و با توجه به نگرانی هایی که در زمینه علایق و گرایشات و رفتار های دانش آموزان مشاهده می شود و از آن جا که بخش مهمی از وجود دانش آموزان را هویت آنان تشکیل می دهد و زندگی فردی و اجتماعی آنها نیز متأثر از این مسئله است ، آنان در جستجوی هویت می باشند و موقعیت مبهم دانش آموزان دبیرستانی،در فرهنگ و جامعه معاصر، این نتیجه را برای آنها در بر دارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد، تا آنها تصمیم بگیرند که چه الگو های رفتاری، ارزشی و نگرشی بهتر می تواند نیاز های آنها را تأمین نماید. در برخورد با دانش آموزان در کلاس های درسی یا مشاوره های فردی با دانش آموزان ، دریافتم که گرایش به آئین مسیحیت و زندگی در کشورهای دیگر را صرفاً به خاطر احساس آزادی بیشتر برای رفع نیاز هایشان ابراز می کنند. همچنین مصرف مشروبات الکلی، قلیان و سیگار، ارتباطات جنسی و ... را صرفاً در راستای رفع نیاز هایشان ارزیابی می کردند و این مسئله هویت دینی، ملی و خانوادگی آنان را خدشه دار نموده است و بخش عظیمی از جمعیت انسانی که باید در جهت آبادانی و حفظ آرمانها و ارزشهای کشور، آموزشهای لازم را ببینند و در آینده به خدمت گرفته شوند، به نحو احسن و شایسته مورد استفاده قرار نمی گیرند.
در جهان امروز ((وضعیت و جایگاه هر کشوری با توجه به ساختار ، روند ، ماهیت و عملکرد دو عامل زیر مشخص می شود : 1- ماهیت ساختاری و عملکرد ارکان و عناصر اصلی و تشکیل دهنده ی نظام اجتماعی آن کشور 2- شرایط و موقیت منطقه و جهان در ارتباط با آن کشور . در ارتباط با عامل اول باید گفت که عناصر و ارکان اصلی جامعه ی ما به خاطر ناهمگونی ساختاری آنها ، زمینه های نامطلوبی را برای تحول ، توسعه و تکامل اجتماعی فراهم کرده است . این واقعیت زمینه ی مناسب را برای شکل گیری روابط اجتماعی عادلانه ، تقسیم کار اجتماعی عادلانه ، توزیع امکانات و امتیازات اجتماعی بر پایه ضوابط و قوانین مدون و انسانی فراهم ننموده است )) ( سیف اللهی ، 1381 : 167) بنابراین زمینه برای ظهور و بروز بحران های گوناگون در جامعه فراهم می باشد .
لذا ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان به شدت احساس می شود که در این تحقیق به آن پرداخته می شود.
5ـ1 اهداف تحقیق
اهداف تحقیق حاضر عبارتند از:
ـ شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور
ـ بررسی میزان همبستگی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی از ابعاد : ملی ، دینی و خانوادگی
- یافتن و ارائه راه حل برای بهبود هویت اجتماعی دانش آموزان متوسطه شهر نیشابور
6ـ1 محدوده زمانی و مکانی تحقیق
تحقیق حاضر در محدوده مکانی شهر نیشابور انجام شده است و از نظر زمانی ، سال تحصیلی 86 ـ 85 را مد نظر دارد .
7ـ1 مروری بر مطالعات پیشین
در این قسمت مروری داریم بر تحقیقاتی که در زمینه هویت اجتماعی در داخل و خارج ایران صورت گرفته اند.
1ـ7ـ1 تحقیقات انجام شده داخلی
ـ عبدالرسول کریمی در سال 1375 در تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه بین عزت نفس و هویت یابی در نوجوانان 18ـ15 ساله در شهر تهران» با استفاده از روش پیمایشی، از بین کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر تهران که در سال تحصیلی 75ـ74 به تحصیل اشتغال داشتند، از طریق نمونه گیری خوشه ای 200 نفر از دانش آموزان دختر و پسر از نواحی 18،7،4،2 را به طور تصادفی انتخاب نمود.
ابزار تحقیق دو فرم پرسشنامه هویت شخصی و پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت بود که به آزمودنی ها داده شد تا با توجه به شرایط خود، آزمون ها را تکمیل نمایند. نتایج نشان داد که میان توزیع آزمودنی های دختر و پسر از نظر اهمیت هویت جنسی با توجه به عزت نفس شان تفاوت وجوددارد.
میان توزیع آزمودنی های دختر و پسر از نظر توجه و عمل به ارزش های اخلاقی تفاوت وجود نداشت. دانش آموزان دختر و پسر با عزت نفس بالا و پایین از نظر هویت مذهبی تفاوت نداشتند و بین توزیع آزمودنی های دختر و پسر از نظر ایجاد ارتباط با همسالان و طرز دید نسبت به خود و عزت نفس آنها تفاوت وجود داشت .
ـ پور جبلی در تحقیقی تحت عنوان « بررسی عوامل موثر بر شکل گیری هویت اجتماعی و فرهنگی نوجوانان ارومیه» در سال 1379 با استفاده از روش پیمایش و با انتخاب یک نمونه 383 نفری از نوجوانان شهر ارومیه که در گروه سنی 18ـ 12 ساله قرار داشتند، با رویکرد تئوری پیتر بورک به بررسی 4 عامل خانواده، مدرسه، گروه دوستان و رسانه های تصویری به بررسی هویت اجتماعی و فرهنگی نوجونان پرداخت. وی در تحقیق خود به این نتیجه رسید که بین عوامل خانواده، مدرسه، دوستان و رسانه های تصویری با شکل گیری هویت اجتماعی و فرهنگی نوجوانان رابطه مثبت و معنا دار وجود دارد.
ـ فاطمه رئیسی در سال 1376 در تحقیقی با عنوان «بررسی تأثیر مشاوره گروهی بر کاهش بحران هویت نوجوانان دختر مقطع متوسطه شهر اصفهان» با استفاده از روش نیمه آزمایشی و استفاده از طرح گروه کنترل نا برابر به این موضوع می پردازد. وی با روش خوشه ای چند مرحله ای از بین نواحی آموزش و پرورش اصفهان، نواحی 3و4 را انتخاب و سپس از بین مدارس این دو ناحیه، دو مدرسه را به صورت تصادفی انتخاب می کند. نمونه آماری این تحقیق را 40 نفر از دانش آموزان دختر تشکیل می دهند و سپس از اعضای داوطلب جهت شرکت در مشاوره گروهی ثبت نام به عمل می آورد و سپس دانش آموزان به صورت تصادفی به دو گروه گواه و آزمایش تقسیم می شوند . ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش تست های هویت شخصی است . نتایج تحقیق نشان می دهد که مشاوره گروهی در کاهش بحران هویت نوجوانان دختر شهر اصفهان مؤثر بوده است.
ـ محمد باقر آخوندی در سال 1377 در مطالعه ای با عنوان «بررسی هویت ملی و مذهبی جوانان مشهدی و تأثیر روابط اجتماعی بر آن» با استفاده از روش تحقیق پیمایش و تکنیک جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق و پرسشنامه از بین جوانان 24ـ 18 ساله ساکن مشهد، این تحقیق را انجام داده است . وی با انتخاب یک نمونه 464 نفری از سطح مناطق ده گانه شهر، به نتایج زیر دست یافت:
الف) 52 درصد کل پاسخ گویان بیش از 60 درصد با تیپ ایده ال هویت ملی هماهنگی دارند. همچنین پایبندی نظری به مذهب و ملیت بیش از پایبندی عملی به آن هاست.
ب) پس از انجام تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر داده ها، روشن شد که حرکت جوانان و اعضای خانواده هایشان در مراسم ملی مذهبی، گفتگو پیرامون مذهب و تأیید مستمر آن در خانواده، اهمیت دادن به نظرات خانواده و دوستان، مشورت با خانواده و تماشای برنامه های ایرانی تلویزیونی، بر هویت ملی مذهبی تأثیر مستقیم دارد . همچنین وضعیت اقتصادی جوانان، تماشای فیلم و سریال های خارجی تلویزیون و تماشای فیلم های سینمایی از طریق ویدئو و ... بر هویت ملی و مذهبی تأثیر معکوس داشتند .
- مریم سروش در سال 1380 در تحقیقی با عنوان «بررسی عواملی فرهنگی، اجتماعی مؤثر بر هویت مذهبی جوانان شهر شیراز» با استفاده از روش پیمایش و انتخاب یک نمونه 400 نفری از جوانان 35ـ 19 ساله شهر شیراز به نتایح زیر دست یافت:
میزان مذهبی بودن والدین و دوستان، میزان دنیا گرایی و جنسیت مهمترین متغیر هایی بوده اند که بصورت مستقیم بر هویت مذهبی تأثیر داشته اند. بقیه متغیر ها از جمله میزان رضایت مندی سیاسی، میزان جهانی شدن و وضعیت تأهل بصورت غیر مستقیم مؤثر بوده اند.
نتایج تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر نشان می دهد که اثرات مستقیم بر هویت مذهبی در مجموع تعیین کننده تر از اثرات غیر مستقیم است و جوانان بیشترین تأثیر را از گروههای دوستی و والدین خود دریافت می کنند. میزان دنیا گرایی به صورت منفی بر متغیر وابسته تأثیر داشته است. یعنی هر چه میزان دنیا گرایی فرد بیشتر باشد، هویت مذهبی او ضعیف تر است. از طرف دیگر عامل جنسی نیز در این امر دخیل بوده یعنی زنان مذهبی تر از مردان بوده اند اما این متغیر اثر زیادی نداشته است.
تحقیقات داخلی دیگری در زمینه هویت اجتماعی انجام گردیده است که از ذکر بعضی به دلیل مشابه بودن نتایج منصرف شدیم و برخی را هم به دلیل مرتبط نبودن با تحقیق حاضر نیاوردیم و در این جا به برخی از عناوین آنها اشاره می کنیم :
1ـ آلمال، 1375، عوامل موثر بر شکل گیری هویت فرهنگی دانش آموزان سال سوم دبیرستان منطقه 5 شهر تهران
2ـ سکینه طالبی، 1378، تحول هویت ملی دانش آموزان دختر دوره تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهر تهران.
3ـ طاهره کیذقان، 1380، بررسی عوامل مؤثر بر هویت اجتماعی زنان شهر شیراز.
4ـ جواد اسماعیلی، 1376، مقایسه بحران هویت در دانش آموزان تیز هوش و عادی پایه سوم راهنمایی و اول دبیرستان منطقه 12 تهران.
5ـ محمد رضا ارشد خرگردی، 1381، عوامل موثر بر بحران هویت در بین دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز.
6ـ عبد اللهی، 1375، بررسی هویت جمعی موجود در بین جمعیت شهری، روستایی و ایلی ایران.
7ـ محمدی روزبهانی، 1377، بررسی روابط نظام ارزشی و رشد اخلاقی با هویت یابی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز.
8ـ راستگو مقدم، 1376، بررسی تحول هویت شغلی از نوجوانی تا جوانی و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی.
9ـ فیض درگاه، 1374، بررسی هویت دختران نوجوان با تأکید بر هویت شغلی در اواخر نوجوانی.
10ـ دارابی، 1376، هویت یابی دانش آموزان فاقد و دارای پدر در بین دانش آموزان دبیرستانی تهران.
2ـ7ـ1 تحقیقات انجام شده خارجی
مطالعه فیلیپ میلمان [1]در سال 1979 روی پسران، قبل از رفتن به دانشگاه در سن 18ـ 12 و مردان جوان در سن 24ـ 21 ساله نشان داد که اغلب نوجوانان 15ـ 12 ساله یا هویت شان شکل گرفته و گسترش یافته و یا خاتمه یافته بود. در این سن بسیاری از نوجوانان تمایلی نداشتند که فکر کنند چه کسی هستند؟ یا ایده ای نداشته و یا می دانستند که هر ایده ای که دارند احتمالاً تغییر می کند. دیگر نوجوانان ممکن است چیزی را که دوست دارند بگویند. مثلاً من می خواهم مانند پدرم یک پزشک بشوم. به هر حال روشن است که آنها هر گز رفتاری از خودشان نداشته اند، بلکه هویتی را که دارند توسط والدین یا مردم برای آنها حدس زده شده است و دچار حالتهای پیش ساخته که شامل یک تعهد بودن است، شده اند. پیشرفت به طرف هویت از 18 سالگی شروع می شود. این قانونی شدن در افراد یک بحران آزمایشی جاری یا فعالیت جستجوی هویت است و احتمالاًٌ داخل شدن در حالتهای قانونی یک نشانه خوب برای فرد است. اگر فرد بتواند پاسخ به سوالات بر انگیخته را پیدا کند، به حالتهای وصول هویت حرکت می کند. در مطالعه میلمان تنها 20% افراد 18 ساله و 40 درصد دانشجویان و فقط بیش از نیمی از افراد 24 ساله به حالت های وصول هویت رسیده اند.
[1]- Milman fillip
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 46 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 13 |
اهمیت تفکر
اگر بتوانیم تفکر را ارتقا داده ، تأکید روی حفظ کردن را حذف کنیم و ارتباط رابه طور اساسی و واقعی افزایش دهیم توان تعلیم و تربیت چگونه خواهد بود ؟
تفکری که به حل مشکلهای اجتماعی منتهی می شود از تفکری که به حل مشکلهای فنی منتهی می شود بسیار دشوارتر است . ولی متأسفانه کمتر آموزش داده شده است . دانش آموزانی که مسؤولیت اجتماعی را در مدرسه آموخته اند یاد می گیرند چگونه در یک موقعیت واقعی برای حل مشکلها به راههای کمک به یکدیگر بیندیشند . ما باید در نظام آموزش که به اندازه کافی در نظر آنها مهم باشد تعداد بیشتری از دانش آموزان را از نظر عاطفی با یکدیگر مرتبط سازیم بنابراین تلاش خواهند کرد تا فکر کردن و حل مشکلها را یاد بگیرند و بدین ترتیب در اجتماع فرد مسئولی بار بیایند . هیچ کس نمی تواند مسئولیت اجتماعی ، فکر کردن ، یا حل مشکل را در حالی که شکست خورده است یاد بگیرد . مدارس باید برای تمام دانش آموزان خود شانس مناسبی برای موفقیت فراهم آورند
اعتبار کاذب نظام آموزش و پرورش ، یعنی پاسخهای واقعی و عینی ارزش ندارند مگر اینکه به سطح تفکر و عقاید ارتقاء پیدا کنند . ما باید به بچه ها یاد بدهیم که از سؤال کردن نترسند . در نظامی که معلومات را ثبت می کنند خرده گرفتن به معلمی که تدریس خود را بر اساس اصول حتمی
استوار ساخته کار دشواری است . آموزش و پرورش که حول معلومات عینی و پاسخ آنها مرکزیت یافته معمولا" درگیری فکری بین شاگردان و معلمان را خاتمه
می دهد . روشن است که در این مبارزه معلمان موضع قویتری دارند . چون پاسخ پرسشهایی را که پرسیده اند می دانند . و شاگرد نمی تواند به نحو مؤثری با معلم درگیر شود .
مرحله بعدی پیشگیری از شکست :
حذف نمره :
اگر به دانش آموزان یاد می دهیم که فکر کنند آیا باید به آنها نمره بدهیم ، اگر بتوانیم مطمئن شویم که هر دانش آموز نهایت سعی خود را به کار می برد تا تفکر و حل مشکلات را بیاموزد دیگر نمره ها ارزش ندارند
آنها که بر سر نمره بحث می کنند متذکر چیزی می شوند که به ندرت اتفاق می افتد مبنی بر اینکه دانش آموزان بدون وجود نمره انگیزه کمی برای یادگیری دارند .
ارتباط ، تفکر و مشارکت فعال در نظام آموزش و پرورش خیلی بیشتر از نمره ها باعث ایجاد انگیزه می شود . وقتی مدرسه مطالب مرتبط اندکی را ارائه کرده و چیز کمی بیش از حفظ کردن را می طلبد نمره برای آن عده موجب انگیزه می شود که نمره های (( الف )) و (( ب )) می گیرند برای آنها که (( ب )) یا بهتر از آن نمی گیرند نمره علامتی برای رها کردن و دست از کار کشیدن است . آنها که (( ج )) یا کمتر می گیرند خود را شکست خورده دانسته دیگر به کار کردن ادامه نمی دهند . و جزئی از گروه بزرگی می شوند که خیلی کم یا د می گیرند
دانش آموزی که اعتقاد پیدا کرده یک شکست خورده است ، معمولا" کار در مدرسه را رد می کند از آنجا که شکست هرگز مولد و ایجاد انگیزه نخواهد بود . وقتی ما آنرا از میان برداریم دیگر امکان صدمه دیدن شاگردی که به خاطر روش نمره دهی شکست خورده ، وجود ندارد . هر چند ممکن است او به محض حذف برچسب شکست فورا" شروع به یادگیری نکند . ولی لااقل راه تغییر روحیه را برای او باز و هموار گذاشتیم تا در آینده بتواند کار کردن و یاد گرفتن را شروع کند
کودکی که یکبار برچسب شکست را دریافت کرده و با چشم یک شکست خورده به خود نگریسته به ندرت در مدرسه موفق خواهد شد . اگر به جای اینکه سریعا" به یک بچه برچسب شکست بزنیم صبورانه با وی کار کنیم . او می تواند شروع به یادگیری کند و در عوض یک یا دو سال به موفقیت نایل شود . اگر ما دست از شکست برداریم و از این قید رها شویم همه چیز به دست می آوریم در حالی که هیچ چیز از دست نداده ایم
مشکلات و اختلالات ریاضی :
تعداد زیادی از دانش آموزان مقاطع ابتدایی در یادگیری درس ریاضی دچار مشکل هستند و یا اینکه به اندازه دانش آموزان همسال خود کوشش می کنند ولی پیشرفت مورد انتظار را ندارند
معمولا" آموزگاران برای پیشرفت بیشتر آنان اینگونه فعالیت ها را انجام می دهند :
1- پند و اندرز به دانش آموزان برای فعالیت درسی بیشتر
2- متوجه کردن آنها به اهمیت درس ریاضی
3- آگاه کردن آنها از اینکه خوشبختی آنها در آینده در گرو پیشرفت تحصیلی است
4- سرزنش و مؤاخذه
5- مقایسه دانش آموز با دیگران به منظور تحریک او
6- انتساب وی به مواردی مانند : تنبلی ، بی استعدادی ، بی مسئولیتی و ...
راهبردهای حل مسائل :
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 21 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
یکى از بحرانى ترین دوره هاى زندگى هر فرد، دوره بلوغ است. بلوغ مرحله اى از رشد است که براى همه نوجوانان، اعم از پسر و دختر، خواه ناخواه حاصل مى شود.تعابیر مختلف دین پژوهان و روان شناسان از این دوره، حاکى از اهمیت و حسّاسیتى است که آن ها براى پدیده بلوغ قائل اند. در این جا نظرات بعضى روان شناسان را درباره این پدیده مى آوریم: (سمیلرز نوجوانى را دوران عدم انطباق، و سکولیانکورز آن را تب عقل، وس گوتهز آن را گره کور بین کودکى و پیرى، سشیلدرز آن را موجى خروشان در اقیانوس زندگى،س استانلى هالز آن را تولد دوباره، سهاروکسز آن را دوره کشف هویت، سویلونز آن را دوره جهل و غفلت و بالاخره سکروز نوجوان را دیوانه قابل معالجه خوانده اند.)1
(ژان ژاک روسو، بلوغ را ولادت دوم مى خواند.)2 (گویى نوجوان در آستانه ورود به دوره بلوغ با جهانى نو آشنا مى شود و دیگر باره متولد مى گردد و افق هاى جدیدى در برابر دیدگانش گشوده مى شود. تحول و تغییر و عدم ثبات در رفتار در این دوره به حدى است که بعضى آن را زندگى تشنج آمیز و دوران منفى نامیده اند.)3 (اوریس دولوم، بلوغ را یک نقطه عطف در زندگى مى شناسد نه یک مرحله تکاملى.)4
بلوغ در زبان فارسى به معناى رسیدن و به حد رشد رسیدن است.5
انواع بلوغ
هرچند از واژه بلوغ غالباً بلوغ جنسى تداعى مى شود، ولى با توجه به موارد استعمال، مى توان به انواع بلوغ اشاره کرد که مهم ترین آن ها عبارت اند از:
1. بلوغ شرعى:
بلوغ شرعى همان سن تکلیف دینى است که براى دختران پایان 9سال قمرى و براى پسران پایان 15 سال قمرى است.
2. بلوغ جسمى:
فیزیولوژیست ها معتقدند: ارگانیزم بدنى انسان تا 5سال اول زندگى به سرعت رشد مى کند و پس از آن تا آغاز دوره نوجوانى و بلوغ، رشد آن به کندى مى گراید و سپس در دوره نوجوانى، سرعت دوباره خود را باز مى یابد و در سن خاصى به حد کمال خود مى رسد.
3. بلوغ جنسى:
بلوغ جنسى به معناى رسیدن به سن تولید مثل است که با ازدیاد هورمون ها آغاز مى شود. در این شرایط، غدد جنسى از خواب بیدار مى شود و تمایل جنسى را به وجود مى آورد.
4. بلوغ اجتماعى:
بلوغ عرفى یا اجتماعى، بلوغى است که در آن دختر و پسر مسئول رفتار خود مى شوند و به آن سن قانونى نیز مى گویند. قانون گذاران براى افراد، سنین گوناگونى را در اجراى انواع مقررات و بهره مندى آنان از حقوق مدنى در نظر گرفته اند; مثلاً براساس قوانین موجود در ایران براى شرکت در انتخابات ریاست جمهورى و مجلس شوراى اسلامى، ورود اشخاص به سن شانزده سالگى الزامى است و براى استخدام دولتى و یا اخذ گواهى نامه، هجده سال تمام منظور شده است.
5. بلوغ روانى:
بلوغ روانى، بلوغ ناشى از رشد روان است که داراى جنبه هاى مختلفى از قبیل: پختگى، هوش و درک مفاهیم اخلاقى مى باشد.
6. بلوغ شخصیتى:
بلوغ شخصیتى در شرایطى حاصل مى شود که شخص بتواند مستقلاً تصمیم بگیرد و عمل نماید و بتواند اراده اش را اعمال کند و متکى به خود باشد.
7. بلوغ عقلى:
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 184 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
بیان مسئله:
کنترل میزان رشد جمعیت یکی از مهمترین شاخصهای توسعه بحساب می آید. جمعیت دنیا در سال 1950 دو و نیم میلیارد نفر بوده و اکنون از مرز 6 ملیارد نفر گذشته است و پیش بینی می شود در سال 2025 میلادی به 5/8 میلیارد نفر برسد طی همین سالها در ایران روند رشد جمعیت از متوسط دنیا بالاتر بود و جمعیت 10 میلیونی 100 سال قبل اکنون به نزدیک به 7 برابر رسیده است[i].
کشور جمهوری اسلامی ایران که در دوران سالهای اولیه انقلاب دارای رشد جمعیت بالا و در حدود7/2 (که تا 4/3 نیز ذکر شده است)[ii] و در سالهای اخیر این میزان رشد تا حدود 7/1 (و مواردی تا 2/1 نیز ذکر شده) کاهش یافت این کاهش رشد جمعیت ناشی از اجرای طرحها و برنامه های کنترل جمعیت در سالهای اخیر بوده است.
هرم سنی جمعیت ایران در سالهای اول بعد از انقلاب شکلی مخروطی با قاعده پهن به خود گرفت که این شکل نشانگر رشد جمعیت بالا است و در سالهای بعد این رشد بسرعت کنترل و باعث تغییر در شکل نمودار فوق گردید بطوری که اکنون یک ناحیه فرو رفته در قاعده مخروط را می توان بوضوح مشاهده کرد مشابه این تغییر را می توان در نمودار رشد جمعیت کشور های اروپایی و بخصوص در کشور آلمان پس از جنگ جهانی اول مشاهده نمود که البته این تغییر شکل نمودار در اروپا در بین گروه جوانان و افراد میانسال (بویژه مردان ) و بدلیل کشته شدن سربازان در جنگ بوده است در حالی که تغییر شکل مزبور در کشور ما ناشی از کنترل رشد جمعیت و تنظیم خانواده می باشد.
کشور ایران دارای جمعیت جوانی می باشد و برابر آمار (در زمان مطالعه) حدود 35% جمعیت کشور را افراد زیر 18 سال تشکیل می دهند این آمار اهمیت تحقیق در مسائل جوانان و از جمله مسئله ازدواج را روشن تر می نماید[iii].
براساس مطالعات انجام شده در سال 1365 از سوی سازمان ثبت احوال نشان می دهد که 99 در صد از زنان کشور ما موفق به ازدواج می شوند و تنها یک درصد آنان تا پایان عمر خود موفق به ازدواج نمی شوند[iv].
شاخص دیگر میانگین طول مدت ازدواج است که این رقم در جامعه ما بسیار بالا است.
الگوی ازدواج در ایران بر اساس باور مردم به این گونه است که شوهر باید از زن بزرگتر باشد و میزان تفاوت سن حداقل 5 سال را لازم و این اختلاف سن را ضامن بقای خانواده ها می دانند.
همچنین طبق تحقیق انجام شده از سوی سازمان ثبت احوال میزان تفاوت سنی زن و مرد در کشور طی سالهای دهه 60 بین 8/4 تا 1/5 بوده است[v] اخیرا مجلس شورای اسلامی نیز در یک طرح پیشنهادی سن قانونی ازدواج برای مردان 18 و برای زنان را 15 سال اعلام نمود.
آمار های موجود اختلاف سن زن و مرد را در جوامع مختلف و از جمله در جوامع غربی نیز در همین حدود نشان می دهد تا به آنجا که فرمول زیر را که از دوران ارسطو باقی مانده است برای تعیین سن مناسب ازدواج زن و مرد صادق دانسته اند.
بر اساس این طرز تفکر و طبق فرمول فوق مشخص است که با افزایش سن ازدواج میزان اختلاف سن زن و مرد نیز افزایش می یابد به گونه ای که سن مناسب زن برای مرد 14 ساله معادل 14 سال و برای مرد 20 ساله معادل 17 سال و برای مرد 40 ساله معادل 27 سال و برای مرد 60 ساله معادل 37 سال خواهد بود.
نتیجه چنین تفکری در صورتی که میزان رشد جمعیت همواره مثبت باشد آن است که همیشه تعداد زنان در معرض ازدواج به مردان در معرض ازدواج بیشتر بوده است این موضوع تا کنون مشکل حادی را برای ازدواج زنان بوجود نیاورده لیکن این مشکل همیشه بطور مزمن خود را بروز داده است اگر چه تعدد زوجات باعث شده است تا ازدواج تعداد کمی از این بانوان نیز ممکن گردد.
بر اساس آمار منتشره از سوی سازمان ثبت احوال 82/2 درصد مردان کشور ما در سال 1370 دارای 2 همسر بوده اند که تعداد بیش از 345 هزار نفر از زنان را شامل می شود[i] اگر فرض کنیم که فرهنگ چند همسری در جامعه همچنان حاکم باشد باز هم نمی توان انتظار داشت که کلیه دختران فرصت ازدواج را پیدا نماید ضمن آنکه عوارض چند همسری را نیز باید پذیرا باشند.
به ازای هر مرد در سن ازدواج حداقل یک زن در سن ازدواج و با اختلاف سنی ذکر شده وجود دارد لیکن با توجه به الگوی سنی ازدواج و فرهنگ اختلاف سن زن و مرد حاکم بر کشور ما انتظار می رود با توجه به تغییراتی که در میزان رشد جمعیت در کشور ما اتفاق افتاده است و منحنی هرم سنی در بخش قاعده آن دچار فرورفتگی شده است در سالهای آینده تعداد پسر های آماده ازدواج از تعداد دختر ها بیشتر شده و چه بسا تعداد قابل توجهی از آنان تا پایان عمر مجرد باقی بمانند اگر چه ممکن است تعدادی از مردان به فکر خروج ازکشور برای ازدواج افتند البته امکان واردات دختر از کشور های دیگر را نیز می توان در نظر گرفت! در هر حال این مشکل را با قانون چند همسری هم نمی توان رفع نمود!!
[i]- دکتر حبیب الله زنجانی - گامی نو در پژوهشهای جمعیتی - فصلنامه جمعیت سازمان ثبت احوال کشور- شماره2 – پاییز 1372
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
بررسی ازدواجهای اجباری و تاثیر آن در رشد آسیبهای اجتماعی
کم نیستند کسانی که در سراسر دنیا روزهای جوانی خود را به پای همسری گذاشتهاند که هیچ علاقهای به او ندارند و فقط اجبار، پیوندی مصنوعی میان آنها ایجاد کرده است؛ البته هیچکسی به تداوم این قبیل ازدواجها امیدی ندارد،
میگوید از امروز دیگر خیالش راحت است و آسوده سرش را روی بالش میگذارد. او بدون هیچ پشیمانی لب به اعتراف باز میکند و از روزهایی میگوید که در انتظار مرگ او بوده است. میگوید وقتی پدرش به زور او را به عقدش درآورد، از همان نگاه اول از او بیزار بود اما مادرش میگفت پس از ازدواج همه چیز درست میشود، ولی هیچ چیز درست نشد، حتی وقتی فرزند ناخواستهاش به دنیا آمد.
او میگوید در 5 سال زندگی مشترکش آب خوش از گلویش پایین نرفته و بداخلاقیهای شوهرش هم مزید بر علت شده است تا بیشتر از او بیزار شود، اما حالا دیگر شوهری در کار نیست. زن وقتی تعریف میکند که چطور چاقو را تا ته در قلب شوهرش فرو برده است چشمهایش برقی میزند و خوشحال از اینکه دیگر کابوس زندگی با او تمام شده است، هر چند حالا باید در انتظار طنابدار باشد، ولی انگار او مرگ را به زندگی ترجیح میدهد.
کم نیستند کسانی که در سراسر دنیا روزهای جوانی خود را به پای همسری گذاشتهاند که هیچ علاقهای به او ندارند و فقط اجبار، پیوندی مصنوعی میان آنها ایجاد کرده است؛ البته هیچکسی به تداوم این قبیل ازدواجها امیدی ندارد، هر چند بسیاری از افراد از روی اجبار و اینکه پناهگاهی برای بازگشتن ندارند، تن به زندگی با کسی میدهند که دیگران برایش انتخاب کردهاند.
این در حالی است که ازدواج در همه ادیان به مثابه امری مهم و وسیلهای برای ایجاد فامیل از راه مشروع شناخته میشود، به طوری که هیچ اجباری در آن پذیرفتنی نیست. در واقع ازدواج با توافق صریح و ضمنی دو طرف به وجود میآید، پس یکی از ارکان اساسی عقد ازدواج رضایت طرفین است تا با تمایل کامل به ازدواج تن داده و با شناخت کامل همسر خود را انتخاب کنند و تشکیل خانواده دهند.
خداوند انسان را آزاد آفریده و به او حق داده تا با شخصی که مطابق خواست اوست ازدواج کند، اما افراد نادانی هستند که خود را فراتر از خواست دیگران میدانند و فرزندانشان را در بند خواهشهای خود قرار میدهند؛ زیرا به گمان آنها هر کسی که به خواست خود ازدواج کند کاری ناپسند انجام داده و معتقدند ما چون خودمان به زور ازدواج کردهایم پس فرزندانمان هم باید اینگونه زندگی کنند.
اما ازدواجهای اجباری گاهی چنان است که دختران را از کودکی به نام کسی نامزد میکنند که از او هیچ شناختی ندارد و وقتی پا به سن ازدواج میگذارد سایه مردی کهنسال را بر سر خود میبیند که با داشتن چند زن و همسر دیگر، شور جوانی را در وجودش میکشد و لبخند در گلویش به بغضی نهفته و درد آور بدل میشود.
هم اکنون در بسیاری از مناطق افغانستان، پاکستان و هند بیشتر خانوادهها از همان دوران کودکی به فرزندان خود میفهمانند که آنها حق انتخاب همسر را در آینده ندارند و خانوادههای پسر میگویند ما زنی میخواهیم که در خانه همانند یک نوکر کار کند بخصوص اینکه دختر باید از قوم و قبیله خود ما باشد، زیرا او به آداب و رسوم آشناست. آنها باور دارند چنین زنی اگر روزی در زیرشکنجه و کار زیاد یا در حین زایمان بمیرد کسی گریبان آنها را نمیگیرد و قوم و خویشی، جلوی خانواده عروس را میگیرد. بیتردید چنین ازدواجهایی از مهمترین عوامل انحطاط خانوادگی است که در دراز مدت یا کوتاه مدت بنیان زندگی را از هم پاشیده و نهایت آن بدبختی اعضای آن است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 19 |
بحرانی به نام شلحجابی
بیش از ربع قرن از پیروزی انقلاب و استقرار نظام اسلامی میگذرد؛ انقلابی که به تعبیر بزرگان، بیش از آنکه سیاسی باشد، فرهنگی بود. در این مدت، تمامی رسانههای ارتباط جمعی مروج اسلام و مبلغ ارزشهای اسلامی بوده و هستند. افزون بر آن نیز چندین نهاد، سازمان و ارگان رسمی و غیررسمی، متولی آموزش، تربیت و ترویج سنن و آداب مذهبی بوده و هستند.
سازمان عریض و طویل تبلیغات اسلامی، با بودجهای هنگفت و تشکیلاتی بسیار گسترده و سراسری، دستاندرکار نگاهبانی و پرورش فرهنگ اسلامی در سراسر کشور و حتی خارج از کشور است. بخش وسیع و سازمانی تبلیغات حوزه علمیه قم با تشکیلات، امکانات، بودجه، پرسنل، ابزار و رسانههای سمعی و بصری، مسؤولیت حفظ و حراست ارزشهای دینی و گسترش آموزههای فرهنگ مذهبی را بر عهده دارد. هیأتهای بیشمار دینی در تکیهها و حسینیهها و مساجد، پاسدار سنن و آداب شرعی و برگزارکننده مراسم مذهبی در مناسبتهای تاریخی و مذهبی بوده و هستند.
هزاران واعظ، روحانی و عالم دینی در طول سال و ماه و در شهر و روستا بر روی منابر به ارشاد خلایق مشغولند و نظام آموزشی کشور، در تمامی مقاطع تحصیلی توسط کارشناسان و متولیان مذهب، سامان یافته و همه کتابهای درسی به وسیله خبرگان تعلیم و تربیت اسلامی تدوین شده و میشود و قوانین و مقررات اجتماعی حافظ ارزشهای دینی، نه تنها حوزههای عمومی که حتی حریم خصوصی افراد حتی اقلیتهای غیراسلامی را نیز شامل شده است.
پنج کانال رسمی تلویزیونی و دهها کانال رسمی سراسری و منطقهای رادیویی به موازات شماری فراوان همایشهای موسمی و سنواتی و سمینارهای پر خرج و اردوهای پرورشی و... مروج مسائل عقیدتی و ناهی منکرات دینی و پاسدار حرمتهای فردی و اجتماعی بوده و هستند.
با وجود همه اینها، اسلام را در خطر یافته و تلویحا اعلام میداریم، همه کارهای صورت گرفته مذکور در بالا و تمامی انرژیهای بیکران صرف شده و نیروی بیشمار انسانی و بودجههای کلان به کار گرفته شده، بیحاصل بوده است. از وضع فرهنگی جوانان مینالیم و از «بدحجابی»، «شلحجابی» و «کمحجابی» شکوه سر میدهیم و هر از چند گاهی با بسیجی مقطعی و اعتراضات خیابانی و بگیر و ببند عاری از ملاحظاتی روانشناختی و احیانا مجازاتهای جسمی، روحی و مالی، در پی اصلاح دختران و پسران و حتی بزرگسالانی هستیم که به زعم ما پایبند ارزشهای دینی و فرهنگ ملی اسلامی نیستند.
پس از مدتی با انذارها، اشارات و تذکرات فرهیختگان و برخی بزرگان دین و سیاست متوجه میشویم که «این ره که میرویم، به ... است».
چند صباحی میگذرد و دوباره پیشخطبهای در نماز جمعه، نطق پیش از دستوری در مجلس و سرمقالهای در روزنامهای، از وضع بد و غیرقابلتحمل اخلاق جوانان مینالد و در پی آن با اعلام راهپیمایی و مراسم ارشاد خیابانی، مواجه میشویم و دنیا را متوجه عواقب شبیخون فرهنگی «غرب» کرده و راههای نجات نسل جوان را از منجلابی که در آن غوطهور است، به عالمیان نشان داده و آن را چاشنی وعده جامعهای پاک و نمونه و الگویی ارزشمدار برای جهانیان میسازیم.
مدتی میگذرد و دوباره «روز از نو و روزی از نو»؛ «بدحجابی» بدتر، «شلحجابی» شلتر، رنگها و مدلهای لباسهای زننده، زنندهتر و مفاسد اجتماعی گستردهتر شده و برخوردها وسیعتر میشود.
و سر انجام در کنار همه این تدابیر، با برگزاری وسیع و تبلیغات رسانهای دعاهای دستهجمعی، تعجیل در ظهور منجی موعود و مهدی منتظر(عج)، کار صلاح، اصلاح و فلاح را به مصلح و عدلگستر نهایی وا میگذاریم
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
بحران طلاق
اشاره:
در سال 1365 در برابر هر 340 هزار و 342 ازدواج،35 هزار و 211 طلاق در کشور ثبت شده است. این آمار در سال 1375 به 479هزار و 263 ازدواج در برابر 37 هزار و 817 طلاق و در سال 1381 به 650هزار و 960 ازدواج در برابر 67هزار و 256 طلاق میرسد. اگر چه آمارهای مربوط به طلاق به دلایل مختلف از جمله ثبت نشدن در دفاتر، جاری کردن صیغه شرعی طلاق بدون درج محضری آن و...با کم شماری مواجه میشوند و چندان قابل استناد نیستند، ولی بررسی همین آمار و محاسبه شاخصهایی چون نسبت طلاق به ازدواج و یا نسبت طلاق به کل جمعیت نشان دهنده آن است که این آمار طی سالهای مختلف با نوساناتی روبهرو بوده است. بررسی رقم مطلق طلاق طی سالهای 1365 تا 1381 نشان دهنده افزایش آمار طلاق طی سالهای مورد بررسی است اما محاسبه شاخصهای آماری نشان میدهد در سال 1365 شاخص طلاق با افزایش روبهروست سپس طی سالهای 1370 تا 1377 بهتدریج کاهش مییابد و از سال 1379 تا 1381 این آمار مجدداً افزایش مییابد. این امر، گویای آن است که اگرچه به گفته جمعیتشناسان افزایش طلاق با افزایش ازدواج رابطهای مستقیم دارد، ولی به صورت غیرمستقیم نوسانات شاخصهای طلاق تحت تأثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی و همچنین مسایل حقوقی است، چنانکه وضع قوانین و مقررات میتواند با تسهیل روند طلاق آن را به میزان طبیعی خود نزدیک کرده و فضایی ایجاد کند که بسیاری از زوجهایی که در عمل، دگی اشویی آنان به بنبست رسیده است و به دلیل مسایل حقوقی قادر به جدایی نیستند، این مرحله را پشت سربگذارند و یا با ایجاد موانع حقوقی و قانونی آمار طلاق را کاهش دهد.
کدام شاخص؟
دکتر محمد میرزایی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران معتقد است: در محاسبه تحولاتی که در ارتباط با شاخصهایی مثل طلاق و ازدواج اتفاق میافتد، مبنا میتواند رقم "مطلق" باشد؛ یعنی تعداد طلاقی که ممکن است با توجه به رشد جمعیت افزایش یابد، اما مبنای محاسبه فقط تعداد طلاقهای واقع شده است. این جمعیتشناس ادامه میدهد: اما برای محاسبه دقیقتر، "میزان" طلاق را محاسبه میکنند که براساس آن تعداد طلاق را بر کل جمعیت تقسیم کنند. میزان طلاق برای مقایسه نسبت به تعداد طلاق شاخص دقیقتری است چون ممکن است تعداد طلاق افزایش یابد ولی با توجه به مخرج کسر که کل جمعیت است، میزان طلاق کاهش یابد. دکتر میرزایی شاخص مهم دیگری را که برای بررسی طلاق محاسبه میشود ،"نسبت" طلاق به ازدواج میداند و میافزاید: این شاخص نشان میدهد که طلاق در مقایسه با ازدواج چه تغییراتی کرده است. براساس این شاخص تعداد طلاق را محاسبه و تقسیم بر ازدواج میکنند و آنگاه آن را در 100 ضرب میکنند و به عنوان مثال میگویند که در مقابل هر 100 ازدواج 10 طلاق اتفاق افتاده است. وی به مقایسه طلاق بین کشورها اشاره میکند و میگوید: شاخص نسبت طلاق به ازدواج در این مقایسه خیلی بهکار گرفته میشود. در این زمینه کشورهایی هستند که میزان طلاق در آنها خیلی بالاست و نسبت طلاق به ازدواج در آنها 50 درصد است.
دکتر میرزایی میزان طلاق در ایران را در عرف بینالمللی خیلی بالا نمیداند و میگوید: با اینکه میزان طلاق در ایران روندی رو به افزایش داشته است - بهخصوص تعداد طلاق - اما تعداد طلاق با توجه به رشد جمعیت زیاد شده ولی شتاب تعداد طلاق به اندازه تعداد نبوده است. هنگامی که ما شتاب تعداد طلاق را میگیریم شاهد نوساناتی طی سالهای مختلف هستیم که این مقدار گاهی کم و گاهی زیاد شده است. از سوی دیگر دکتر شهلا کاظمیپور جامعهشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نیز با اشاره به نرخ رشد طلاق و ازدواج میگوید: در حال حاضر طلاق 2برابر و ازدواج 5/1 برابر شده است. بنابراین مشاهده میکنیم که رشد طلاق بیشتر از رشد ازدواج است. اگر بخواهیم ازدواج را به صورت شاخص درآوریم میزان دقیق ازدواجهای واقع شده در یک سال را به جمعیت در معرض ازدواج یعنی جمعیت ازدواج نکرده واقع در سن ازدواج تقسیم میکنیم. برای تعیین شاخص طلاق نیز تعداد طلاقهای واقع شده در یک سال را به تعداد افراد ازدواج کرده، تقسیم میکنیم.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 182 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 6 |
آینده خانواده در غرب
مک دانولد در مقاله خود به نقد تئوری همگرایی ساختار خانواده می پردازد. ویلیام گود، ارائه دهنده این تئوری در کتابش به نام انقلاب جهانی و الگوهای خانواده، پیش بینی کرده بود که همگرایی اجتناب ناپذیری در سیستم خانواده وجود دارد و تمام اشکال خانواده به شکل خانواده زن وشوهری غرب در خواهند آمد.
مک دانولد در مقاله خود به نقد تئوری همگرایی ساختار خانواده می پردازد. ویلیام گود، ارائه دهنده این تئوری در کتابش به نام انقلاب جهانی و الگوهای خانواده، پیش بینی کرده بود که همگرایی اجتناب ناپذیری در سیستم خانواده وجود دارد و تمام اشکال خانواده به شکل خانواده زن وشوهری غرب در خواهند آمد.
از نظر گود یک هماهنگی تئوریکی بین سیستم خانواده زن و شوهری و جهان مدرن وجود داشت. او از این نظر دنباله رو پارسونز بود و زمان این تغییر را نیز ده تا بیست سال آینده می دانست، (زمانی که اکنون دیگر سپری شده است). طبق این نظر فرایند مدرن شدن جوامع اصلی بدیهی در نظر گرفته می شود و برای تبیین رشد خانواده هسته ای نیز از همین اصل استفاده می شود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 2 |
- آیا تناسب و تلازمی بین پست مدرنیته و چپگرایی وجود دارد؟
چپگرایی مقوله یی است پردامنه و شاخه شاخه. اگر مقصود مارکسیسم باشد فکر می کنم خیر، مگر با تصنع و تحریف. مارکسیسم خودش جریان های متعددی دارد، شاید در مقاطعی متفکران مارکسیستی با برخی اعتراض های به اصطلاح پست مدرن مثلاً علیه طرد مهاجران، حاشیه نشین ها یا تبعیض ها همراه شوند اما مارکسیسم اصولی دارد که پست مدرنی چون لیوتار آن را فراروایت تلقی می کند و فکر نمی کنم درست باشد. ژست های پست مدرنی که از فرهنگ دفاع می کنند یا از کالاهای متنوع فرهنگی یا تولیدی های چند جانبه درست برخلاف این تز موضع می گیرند که شیوه مبادله اقتصادی و تولید نقش زیربنایی دارد. لیوتار در دهه 70 پیشگویی می کند که جنگ های آینده جنگ برای کسب اطلاعات است نه برای تصرف زمین و الان که در بغل گوش مان، در غزه، عراق، افغانستان و بالکان شاهد نسل کشی و جنگ و دندان نمایی سرمایه داری رها شده از بنده بوده و هستیم باید همان قدر به ایده های لیوتار ناباور باشیم که او به روایت های کلان ناباور بود. فکر می کنم وقایع زنده بیشتر به نفع مارکس گواهی می دهند تا نغمات دلنشین و جهان وطنی پست مدرن. نمی توان هر فکری که از ما می طلبد تا به قول هگل امر خاص را در نسبت با امر کلی ببینیم افسانه نامید. امر کلی وجود دارد، در قالب دولت، زبان، سنت، دین، و شاید عقل و روح. اصلاً فرهنگ خودش امر کلی است و در جامعه سرمایه داری که با اختلاف روزافزون فقیر و غنی و به قول خود لیوتار با تبدیل مکان به زمان دارد جهانی می شود آنچه قربانی می شود فرد است و آنچه قربانی می کند
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 11 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 9 |
اهمیت خانواده و جایگاه حساس آن در جامعه
اهمیت خانواده و جایگاه حساس آن در جامعه، امروز از مباحث اساسی است. علیرغم رویکرد جریان مدرنیته و نیز فمینیسم مبنی برحقیر و کوچک انگاشتن جایگاه خانواده، امروز جهان غرب به اشتباه تاریخی خود در کوچک انگاشتن منزلت خانواده و تضعیف بنیان های آن پی برده و در پی جبران آن است.
اما چنین رویکردی همانند بسیاری از پدیده های دیگر که ره آورد غرب است ، بر وضعیت خانواده در جامعه ما نیز تأثیر نامطلوب نهاده است. این حرف به معنای آن نیست که تزلزل بنیان خانواده در جامعه کنونی ما تنها تحت تأثیر این عامل (ره آورد غربی) صورت گرفته است و نیز به معنای آن نیست که جایگاه و منزلت خانواده در جامعه امروز ما همسان جوامع غربی است.
تردیدی نیست که اصولاً جامعه اسلامی، شرقی ، ایرانی ما نمی تواند در مورد خانواده همانند مغرب زمین شود. تزلزلی که از آن یاد می کنیم، تزلزلی است در قیاس با موقعیتی که از خانواده در منظر دین ما مطرح است و نیز موقعیتی که خانواده در همین جامعه در گذشته ای نه چندان دور داشته است. خانواده ایرانی هنوز در قیاس با خانواده در جوامع غربی بسیار جایگاه بالاتر و موقعیت پایدار تری دارد.
اما در جامعه ای که با جهت گیری آرمانی و ارزشی انقلاب بزرگ شده و نظامی سیاسی را بر آن اساس بنیان نهاده، نمی توان به این حد از مطلوبیت و صحت در هیچ پدیده ای از جمله خانواده بسنده کرد.
آنچه از منظر اسلام برای خانواده و جایگاه آن تعریف شده است، در تئوری بسیار جامع و گسترده است و در عمل بسیار زیبا و جذاب ، خانواده اسلامی درعرصه عمل و واقعیت عینی نیز وجود دارد، با همه شاخص ها و ویژگی هایی که خانواده در اوج تعالی و زیبایی و کمال می تواند داشته باشد.
خانواده در کلام اسلام «اهل بیت» (اهل خانه) نامیده می شود. یعنی در نگاه اسلام خانواده ایده آل در یک «خانه» شکل می گیرد و این «خانه» است که با ویژگی های خاص خود می تواند ظرف شکل گیری و رشد چنین خانواده ای باشد.
خانه و خانواده در اسلام از چه ویژگی هایی برخوردار است؟ این سوالی است که امروز در جامعه اسلامی ما باید پاسخی صحیح و جامع به آن داده شود.
خانه و خانواده اسلامی می تواند در عین داشتن تشابهاتی با خانه و خانواده سنتی، تفاوت های مهمی هم با آن داشته باشد. با خانه و خانواده غربی هم متفاوت است. برای یافتن ویژگی های این خانه و خانواده بیشترین اتکا و استناد به همان خانه و خانواده ای است که خود اسلام به عنوان «اهل بیت» از آن یاد کرده است و آن را الگوی مطلوب و ایده آل دانسته است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 8 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 4 |
انواع هنجارهاى جامعه
رسوم اجتماعى
رسوم اجتماعى عبارت از مجموعه کنشهاى یکسانى است که براثر تکرار فراوان در طول زمان تثبیت شده و برطبق الگوئى که معمولاً از طرف گروه بهخصوصى پذیرفته شده انجام مىگیرد. در اصل مفید فایده است. مانند: رسم مهماننوازی، یا خواستگارى زن بهوسیله مرد و... .
رسوم اخلاقى
هرگاه آداب و رسوم نه تنها بهطور کلى و رسمى در گروهى اجراء شود بلکه در عین حال مبنى بر ارزشها و احساساتى باشد، بهطورى که عدم تمکین بدان موجب اجراء مجازات شدیدى از جانب گروه گردد، آنگاه این رسوم به نام ”رسوم اخلاقی“ خوانده مىشود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 24 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
رنسانس
رنسانس عموماً به جنبش فکری- عقلانی اطلاق می شود که درسده ی چهاردهم از شهرهای شمالی ایتالیاسرچشمه گرفت ، ودرسده ی شانزدهم به اوج خود رسید. تا قرنی پیش، رنسانس را تولد دوباره ی هنر وادبیات تحت تأثیر سرمشق های کلاسیک باستان ، ویا « کشف جهان وانسان » تعریف کرده بودند ، ولی تاریخ نویسان سده ی بیستم ، نظریه هایی تازه در مفهوم وحدود زمانی این جنبش پیش نهادند.
درواقع رنسانس ، تنها یک نهضت تاریخی نیست ، بلکه دورانی است که آغاز وپایان آن در نقاط مختلف متفاوت است ، وسیران درهرگوشه ، همراه با تحولاتی نمود یافته است که تا اندازه ای بایکدیگر مرتبط بوده اند ، اما ناگهان همه ی ایت تحولات ، تحت تاثیر فنون ، ابداعات وکشفیات جدید ، سرعتی دو چندان می گیرند وزندگی بشر را تحت تغییرات بنیادی قرار می دهند.
ازجمله ی این فنون ، می توان به « اختراع صنعت چاپ » ، « پیشرفت امکانات دریانوردی » و« کشفیات تازه ی جغرافیایی » اشاره کرد.
انسان عصر رنسانس- برخلاف انسان قرون وسطی- ازمفهوم تاریخ ، درکی روشن تر وواقعی تر دارد ، وبراساس فعالیتهای بشری ، « گذشته » را بررسی می کند. اودر بررسی خود به این نتیجه می رسد که عصر باستان ، روزگار اوج تمدن وفرهنگی بود که با فروپاشی امپراطوری روم ، به دست مهاجمان وحشی پایان یافت ؛ ودرپی آن ، دوران هزار ساله ی رکود فرهنگی ( قرون وسطی ) براروپا سایه گسترد. به دنبال آن با تجدید حیات هنرها وعلومی که در عصر باستان رواج داشت ، دوران تاریکی وکوته اندیشی به سرآمد ورنسانس آغاز شد.
توجه به عصر باستان ، نخست در سده ی چهاردهم توسط پتر اراک شاعر ومتفکر ایتالیایی ، مطرح شد. او با علاقه ی بسیار ، آثار « سیسرون » را مطالعه می کرد. چیزی که او را شیفته ی این آثار کرده بود ، موسقی نهفته در اشعار او بود ، تا انجا که هر چیز دیگری که می خواند ویا می شنید ، به نظرش خشن وبد آهنگ جلوه می کرد.
« پترارک » ، در نبرد با مدرسیانی که زبان زیبای لاتین را قرباین استدالالهای خشک وبی روحشان کرده اند ، عاقلانه ترین راه را بر می گزیند ، او زبانی را برای آثار خود انتخاب می کند که زیبایی گذشته را در ادبیات مسیحی قرون وسطی باز می گرداند.
امروزه « پترارک » را بیشتر با اشعارش به زبان ایتالیایی می شناسد ، اما حجم آثار وی به زبان لاتین بسیار بیش از اشعار ایتالیایی است.
« پترارک » ، تجدید حیات آثار فلسفی وادبی عصر باستان ، وپالایش زبان های لاتینی را درنظر داشت ، ولی درطی دو قرن پس ازاو ، اندیشه ی تجدید حیات به تمامی عرصه های فکری وفرهنگی ، ازجمله در هنرهای بصری نیز بسط یافت. مطالعه در کاوشهایباستان شناسی وبه عبارتی « باستان گرانی » تقریباً همه ی هنرمندان سده ی پانزدهم را تحت تاثیر خودقرار داده بود ، تا آنجا که ویژگیهایی رادر هنر ایتالیا پدید آورد که با خصلتهای هنر معاصر خوددرشمال اروپا- به ویژه « فلاندر » - متفاوت است.
گاهی گفته می شود که « هنرایتالیایی » به «رنسانس » و « هنر فالاندر وهلند» به « قرون وسطی» مربوط است. تفاوت هنر ایتالیا وفلاندر ، حاصل تفاوتی است که میان دو روش علیم وتجربی در سنت هنر اروپا ، به وجود آمد. « راجر فرای » منتقد و نقاش انگلیسی دراین مورد اینطور می نویسد :
......؛ هنرمند ملزم بود که تصاویر خود را چنان رسم کند که نه فقط از طریق نظم خو بر بیننده اثر گذارد ، بلکه با صورت ظاهری دنیایی واقعی هم یسکان نماید. نمایش عناصر مختلف پرده ، می بایست همانند صحنه ی مرئی پیوسته ونا گسسته باشد. این پیوستگی سطوح از دو راه حاصل می شد . یا از طریق تقلید دقیق صحنه ی واقعی ، و یا با رسم تصویر ، بارعایت آن گروه از قوانیت نور که بر عمل رؤیت حاکم است. راه اول یعنی طریقه ی تجربی ، در شمال اروپا توسط نقاشان فلاندری اختیار می شد ؛ حال آنکه راه دوم که عملی بود ، در ایتالیا بخصوص در میان نقاشان فلورانسی معمول بود ......
آموزش هنر نیز دراین عصر راوج یافت ونخستین مؤسسات هنری ، برای تعلیم وتربیت اصولی ومنظم هنرمندان حرفه ای ، تأسیس شدند ، که بدین ترتیب شالوده ی آکادمی ها ریخته شد.
رنسانس پیشرفته
در 1417 پاپ مارتین پنجم انتخاب شد وسه پاپ رقیب معزول شدند ، در نتیجه تفرقه نزرگی که سرزمین های ایتالیایی پاپ هارا فقیر کرده ومقام پایی رابی اعتبار کرده بود پایان یافت. سی سال بعد پاپ نیکلاس پنجم سکونتگاه خودرا به نشانه بهبود وضع مالی پاپ ها وشروع ساختمان گسترده به واتیکان منتقل کرد.
هنرمندان و معماران رنسانس درروم ، که درمیان خرابه هایی که درپی چند قرن نبرد وانتقام گیری پاپ ها برای انتخاب پاپ به منطقه ای اندکی از یک روستا درآمده بود ، تجمع کردند. توجه جدید به روم باستان به مطالعه دقیق بسیاری ازبناهای باقی مانده منجر شد ، اما متأسفانه جستجوی سنگ برای احداث ساختمان های جدید موجب انهدام آنها شد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 43 |
اندیشه های اجتماعی روسو:[1]
یافتن فردی در تاریخ اندیشه ها مانند روسو که با بیان نیمی از حقیقت این اندازه اثر عمیق روی بشریت داشته باشد مشکل خواهد بود.
این افراد در نخستین فراز داستان تربیتی « امیل» او بیان شده است همه چیزهایی بصورت که از دست آفریننده آن خارج شده خوب اند اما هر چیز در دست انسان فاسد می شود او خاکی را برای تغذیه تولیدات خاک دیگر مجبور می سازد و درختی را وا می دارد که میوه درخت را وادار که میوه درخت دیگر را حمل کند. او در درهم می آمیزد و مخشوش می سازد، عناصر آب و هوا وفصول را: او سگ های خود اسبهای خود را پرده های خود معلول می سازد او از چیزهایی به شکل و عجیب لذت می برد او از چیزهایی در حال طبیعی آن حتی از نوع خود خشنود نیست. این اندیشه مانند یک در ملودی تکرار در همه نوشته ی روسو جریان دارد. ابتدا با شدت در مکالمه او درباره آن آثار اخلاقی هنر و علوم مطرح شد؛ که پاسخی بود سوالها که آکادمی ویژون درباره ( اثر متمدن روی اخلاق» در سال 1749 مطرح کرده بود. در داستان « ایوزیا» سال 1361 تضاد میان عشق و آداب و رسوم زمان را نشان داد؛ در قرار داد اجتماعی سال 1762 نظریه انقلابی دولت را بر اساس حقوق طبیعی انسان تدوین کرد. اولین فراز مشهور در کتاب امیل سال 1762 درباره پاکی طبیعت و تباهی تمدن فقط یک تنوع تربیتی نظریه کلی است که ریشه عمیقی در تجربیات خود رسو دارد.
در اینجا ابتدا زندگی شخصی او مطرح است. نبوغ وی کمتر نتیجه کار و انضباط بود تا محصول طبیعت او موضوعات را به صورتی شهودی و بدون تعصب درک می کرد و زبان او شخصی و اصیل بود. او در مراتع و کوه ها احساس آرامش و آشنایی می کرد. یکی از عمیق ترین مایه های آسایش او موسیقی بود. مذهب او علی رغم همه توجیحات از یک نظریه عرفانی همه خدایی شدیداً عاطفی سر چشمه می گرفت. او در « آلوزیا» می گویند که موجودی ازلی را نیم توان با چشمهایش دید یا ( صدای) او را شنید تنها می توان وجود او را احساس کرد او نه از طریق چشمهایش و نه از طریق گوشهایش ، بلکه تنها از طریق قلبها با ما ارتباط پیدا می کند برای مردمی که به سبک ظریف جامعه فرانسوی قرن 18 عادت کرده بودند صدای روسو باید مانند صدای حرکت آبهای یخ بسته بوده است.
اگر این جنبه عیش منش روسو او را از تمدن جدا و بیگانه می ساخت ضعفها او در این زمینه موثرند او یک شخصیت عصبی داشت به گونه ای که تبیین شخصیت او را به حسب واژه روش بی نهایت دشوار می سازد یقیناً او یکی از مردان حاشیه ای اندیشه های در آمده است که در او حساسیت بیش از حد نسبت به ضعفهای اخلاقی جامعه با نرمی اخلاقی شخصیت بصورتی عجیب متحد شده بود. تعلیم و تربیت او اجازه رشد طبیعی عواطف را به او نداده بود. مادر او در هنگام تولدش مرد؛ پدرش قادر نبود استعدادهای پسر خود را به صورت هماهنگ پرورش دهد؛ اقوام و خویشان نیز دز یک وضع تصادفی نسبت به تربیت او اقدام می کردند و بعدها به عنوان یک شاگرد قلم زن کار می کرد با او با خشونت رفتار شد و در سن 16 سالگی از خانه فرار کرد. بعد از آن یک دوره عجیب تجربیات مسافرت ماجرا فعالیت ها ناموزون عشقی و مذهبی آغاز شد. او هیچگاه به رشد جنسی نائل نشد زیرا او زن مورد را بجای مادر که در البته از دست داده بود تصور می نمود در یک لذت جویی جسمانی ابتدایی قرار می گرفت. وقتی به پاریس آمد در نقش پیچیده جوان مستعدی را احساس می کرد ظاهر شد و نتوانست با عادات و معیارهای آن شهر روبروی شود او خود را صخره احساس می کرد و همانطور که پیوسته در چنین مواردی رخ می دهند مورد استمزا قرار می گیرد احساس برتری با احساس کمتری در او ترکیب شده بود سرسختی از یک سو و انتقاد از سوی دیگر بیمار گونه از خود از سوی دیگر نتیجه این وضع بودند.
تجربیاتی این چنین غیر عادی نیستند. بیشتر آنهایی که از این تجربیات رنج می برند ترد دوستان خود افرادی افسرده وسواسهایی ناسازگار به نظر می رسد آنچه روسو را مهم ساخت اول ترکیب ناسازگاریهایش با استعداد غیر عادی او و دوم این حقیقت است که انتقاد او از جامعه نظر صاحبان استعداد را در میان بهترین معاصرانش جلب کرد و آنها را وادار می ساخت که از وضع غیر طبیعی موقعیت خودآگاه شوند.
روسو در سال 1778 در گذشت، شانزده سال پس از مرگ وی بعضی 1794 پیکر او به تصمیم مجلس انقلابی فرانسه پانتئون – آرامگاه مردان بزرگ آن کشور- انتقال یافت و در کنار مخالف نامدارش واتر به خاک سپرده شود.
اندیشه های تربیتی روسو
[1] - زندگی نامه روسو کتاب امیل
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 154 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
آموزش خانواده
امروزه ما شاهد تحولات حیرت آور جوامع انسانی در ابعاد مختلف هستیم که باعث شده فرزندان ما خارج از تصمیم و اراده ما تربیت بشوند. ابزارهای ارتباطی امروزه به گونه ای هستند که در بطن زندگی ما قرار گرفته اند و ناخواسته تربیت را به سویی سوق می دهند که ممکن است چیزی غیر از فرهنگ خودی باشد.
● اهمیت آموزش خانواده
امروزه ما شاهد تحولات حیرت آور جوامع انسانی در ابعاد مختلف هستیم که باعث شده فرزندان ما خارج از تصمیم و اراده ما تربیت بشوند. ابزارهای ارتباطی امروزه به گونه ای هستند که در بطن زندگی ما قرار گرفته اند و ناخواسته تربیت را به سویی سوق می دهند که ممکن است چیزی غیر از فرهنگ خودی باشد. به عنوان مثال فرزندان ما هر روز تلویزیون تماشا می کنند.و برنامه های مختلفی را می بینند و بدون دخالت ما از آنها متاثر می شوند. و به رویا می روند.
همچنین گسترش ابزارهای موسیقی و ویدئویی امروزه فرزندان مارا در شرایط پیچیده تربیتی قرار می دهد. خصوصا گسترش روز افزون اینترنت چالش های فرهنگ خودی و بیگانه را به میان کشیده است. علاوه بر آنها گسترش و پیچید گی روز افزون ارتباطات جمعی و وجود پدید اعتیاد با اشکال مختلف آن فرزندان ما را بشدت مورد تهدید قرار می دهد. باید به این موارد کنجکاوی و ماجراجویی ذاتی کودکان و نوجوان را هم افزود. برای همین ما باید احساس مسئولیت زیادی را مد نظر قرار دهیم. و اگر ما آگاهانه و فعالانه حرکت نکنیم شاهد بحرانهای روحی و روانی زیادی در فرزندانمان خواهیم شد. و حتّی امکان بحرانهای شدید تری مثل بحران هویت ملی و غیره.
گویا مکانیسم تکاملی جوامع انسانی در ابعاد ذهنی و اجتماعی و اخلاقی و سیاسی و تکنولوژی و غیره، به سوی تضعیف نقش اولیاء به پیش می رود واین می تواند برای ما هشدار دهنده باشد. و از طرفی دیگر بنظر میرسد که فاصله بین اولیاء و فرزندان از لحاظ اطلاعات روز در حال تشدید است برای همین آموزش اولیاء را برای شناخت نیات فرزندان و برای حفظ موقعیت و مقبولیت خود نزد آنها ضروری می سازد. در پی وجود چنین واقعیت ها و مسائل بسیار دیگری است که ما باید آموزش خانواده را جدی بگیریم .آن را از لحاظ کمی و کیفی گسترش بدهیم و اقدامات و برنامه های موثری را مد نظر قرار دهیم . تا بتوانیم اولیای آگاه و کارآمد در تربیت فرزندان جامعه اسلامی داشته باشیم.
● خانواده را به دو دسته کلی تقسیم می کنند.
الف) خانواده متعادل
▪ خانواده متعادل دارای ویژگیهای زیر است:
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 29 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
اعتیاد جوانان
درجهان کنونی، دنیا با مشکل اعتیاد مواجه است همانطور که جرایم مواد مخدر بین المللی ترین و سازمان یافته ترین جرایم را تشکیل می دهد، اعتیاد هم بزرگترین و بین المللی ترین مسئله ای است که در سطح جهان وجود دارد. متاسفانه امروزه بیشترین قربانیان اعتیاد، طبقه ی جوان جوامع هستند.
در ایران اولین عاملی که در گسترش و رواج مواد مخدر بیشترین سهم را داشته است. پذیرش مواد مخدر به عنوان یک داروی موثر ومسکن دردها از سوی مردم وبه علت عدم آگاهی و بی اطلاعی از اثرات مخرب مواد بوده است.
بررسی اعتیاد در زمان حاضر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.از یک طرف جمعیت جامعه ی ایران جوان است و از طرف دیگر جوانان اصلی ترین قربانیان مواد مخدرهستند چرا که جوانان به خاطر خصوصیات جوانی، آسیب پذیری بیشتری دارند چون پویا و جستجو گرند.
تاریخچه :
انسان ها ازسال های نخستین موادمخدررامیشناخته اند واستفاده های مختلفی ازآن داشته اند ومانند امروزمصرف آن ممنوع نبوده ومردم ازآن استفادهای دارویی زیادی می کرده اند وپزشکان نیزآنها را تجویز می کردند این مواد درهمان دوران هم وجود داشته پس اعتیاد به این مواد وافراد معتاد نیز وجود داشته است واین بلای خانمان سوزازسالهای پیش گریبان گیر خا نواده ها بوده است .
اعتیادوجامعه:
اعتیادعبارت است ازمسمومیّت مزمن که برای فردوجامعه مضراست .بنابراین ابتدا باید به علّت وچگونگی گرایش به اعتیاد توجه کردوآن رابه عنوان یک مشکل اجتماعی که از شرایط نامساعد اقتصادی واجتماعی ناشی می شود مورد توجه قراردارد.بسیاری از مسایل ومشکلات مهم اجتماعی درارتباط با اعتیادبه وجودمی آیند که تنها به مواد مخدر و یا اشخاص مصرف کننده مربوط نمی گردد بلکه مشکل آن بیشتر متوجه خود اجتماع است .به هرحال وابستگی واعتیادموضوع پیچیده ای است که با عوامل گوناگون اجتماعی ،روانشناسی ،علوم پزشکی
می آمیزد ونادیده نگاشتن هریک ازعوامل به منزله طفره رفتن ازتوجه لازم به یک مشکل مهم است. مشکل اعتیادبه عنوان یک پدیده مهلک که نتایجش میتواند اثرات بسیار سویی در
زمینه های سیاسی ،اقتصادی وفرهنگی جامعه داشته باشد در هرجامعه ای مطرح است ومعمولا" گروهی که دربرابراین پدیده خطرناک بیش ازسایرگروهها آسیب پذیراست همانا (گروه جوان) یک جامعه میباشندبه طورکلی وقتی صحبت از گروه جوانان می شود مقصود افرادی بین پانزده تا بیست سال است که گروهی وسیعی از جمعیّت جهان یعنی حدود % 5/8 ازجمعیت کشورهای پیشرفته و %9/10 ازجمعیت کشورهای درحال توسعه راتشکیل میدهند .
آنچه مسلم است دلایل اعتیاد بسیار پیچیده است و از فرهنگی به فرهنگ دیگروکشوری به کشور دیگرتفاوت میکند .
آنچه که تقریبا همگانی است در بین جوانان بیشترجامعه هادیده میشود مصرف مواد مخدربه منظور برطرف کردن اضطراب وافسردگی نهفته است .در صورتی که جوانان به علت نا آگاهی به جای استفاده ازمکانیسم های دفاعی موجود درازبین بردن ناراحتی هایشان به دنبال یک راه حل فوری ومعجزه آسا میگردند که اضطراب یا افسردگی خود را برطرف کنند که معمولا در این گونه موارد به وسیله دوستان هم سن وسالشان مواد مخدر به آنها معرفی میگردد به عقیده ی یکی از متخصصان عادت به مصرف مواد مخدرمانندسایر عادت ها ،عادت نمی شود مگر با انجام وتامین نیازهای فرد البته باید ذکرکردکه فقط یک شخصیت فکری مضطرب و یا افسرده نیست که دچار اعتیاد میگردد بلکه گروه های دیگر جوانان نیز ممکن است دچار این دام شوند .جوانان به علت اینکه مانند بزرگسالان آمادگی پذیرش ومقابله بامشکلات زندگی را ندارند وبرخی ازمشکلات عادی برای آنان به صورت شدید وجدّی جلوه وتظاهر میکند بنابراین دربرابرمشکلات وخطرات احتمالی آسیب پذیرندبه ویژه دوران بلوغ که جوانان دچار مشکلات وبحران هایی میگردند .وظیفه ی بزرگترها ایجاب می کند که
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 24 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
اعتیاد و تاثیر داروها بر روی زنان باردار
زمانی که یک زن باردار می شود برای او خیلی مهم است که زندگی سالمی داشته باشد، به مقدار کافی غذای مغذی بخورد، مقدار کافی استراحت کند و مرتباً ورزش کند. همچنین ضروری است که از هر چیزی که برای او یا بچه اش مضر است اجتناب کند. مخصوصاً اینکه الکل، سیگار و مواد مخدر را ترک کند. برای یک زن باردار، سوءمصرف مواد از دو لحاظ خطرناک است اول اینکه ممکن است داروها مانع از توانایی او برای حاملگی شود. دوم اینکه بعضی داروها می توانند مستقیماً رشد قبل از تولد را مختل کنند. جهان واقعاً از این مشکل در خطر است که نسل های جدید کم رشد کنند.
در واقع همه داروهای غیرمجاز مثل هروئین و کوکائین برای زن باردار خطراتی در بردارد همچنین مواد قانونی مثل الکل و تنباکو و حتی داروهای پزشکی نیز می توانند مضر باشند. زن باردار برای سلامتی خود و نوزادش باید تا حد امکان از همه آنها اجتناب کند. بعضی داروها در هر زمان از دوران بارداری که مصرف شوند مضر هستند اما بعضی در مراحل خاصی آسیب زننده اند. بیشتر اندام ها و سیستم های بدن نوزاد، تا 10 هفته اول حاملگی یا کمی بعد از آن شکل گرفته است. در طول این مرحله، بعضی داروها مخصوصاً الکل می تواند باعث شکل گیری ناقص بعضی قسمت ها مثل رشد فوتوس قلب، دست یا پا و ویژگی های چهره شود.
مرحله رشد قبل از تولد: بعد از تقریباً هفته دهم، فوتوس باید به سرعت در وزن و اندازه رشد کند. در این مرحله داروهای خاصی ممکن است به اندام هایی که هنوز در حال رشدند مثل چشم ها و همچنین سیستم اعصاب آسیب بزند. ادامه مصرف دارو، خطر سقط جنین و حاملگی زودرس را افزایش می دهد. ولی بیشترین خطر داروها در این مرحله، امکان مداخله آنها در رشد طبیعی است. تاخیر در رشد نوزاد باعث می شود که خیلی زود یا خیلی کوچک یا هر دوی اینها متولد شد. نوزادان با وزن پایین نیاز به مراقبت ویژه دارند و زمینه بیشتری برای بیماری های شدید یا حتی مرگ دارند.
مرحله تولد: چندین دارو می توانند به طور خاص در پایان حاملگی مضر باشند. این داروها احتمالاً حاملگی را مشکل تر و خطرناک می کنند یا مشکلات سلامتی برای نوزاد تازه متولد شده به وجود می آورند. تعداد زیادی دارو به طور بالقوه در طول حاملگی موثرند که فواید آنها از خطراتش مهم ترند. یک زن باید قبل از مصرف هر دارویی با دکتر یا مامای خود مشورت کند. در زیر تعدادی از داروهای پزشکی نام برده شده که باید با احتیاط زیاد مصرف شود یا از استفاده همزمان اجتناب شود:
▪ایزوترتینوین و تگیسون برای درمان آکنه مزمن استفاده می شود که ممکن است باعث شکل گیری ناقص طولانی مدت در طول مرحله رشد اندام شود.
▪ضدتشنج ها مثل فنیتوین و کاربامازپین برای جلوگیری از حمله مغزی صرعی استفاده می شود. این داروها با آسیب های قلب و صورت و بیماری روحی مرتبطند.
▪داروهای ضدمیگرن مثل ارگوتامین و متوسرجیه که مانع از حملات میگرنی می شوند ولی خطر حاملگی زودرس را افزایش می دهند.
▪آسپرین، ایبوپروفین و دیگر داروهای ضدالتهابی مانع لخته شدن خون می شوند و خطر خونریزی غیرقابل کنترل را برای مادر و نوزاد افزایش می دهند. در پایان حاملگی این داروها مانع از تولید هورمون هایی می شوند که زایمان را تحریک می کنند به طوری که زایمان تا حد خطرناکی ممکن است به تاخیر بیفتد.
▪داروهای ضدانعقادی برای کاهش لخته شدن خون در درمان بیماری قلبی و حمله مغزی استفاده می شود. مصرف دارو در اوایل حاملگی با شکل گیری ناقص صورت و تاخیر رشد ذهنی نوزاد ارتباط دارد. ادامه مصرف آن خطر خونریزی غیرقابل کنترل را افزایش می دهد.
خطرات مصرف دخانیاتدر دوران بارداری عبارتنداز:
- افزایش احتمال وجود مشکل درزمان زایمان
- افزایش احتمال سقط جنین و یا بهدنیا آوردن نوزاد کم وزن
- دخانیات و توتون دارای انواعسمومی میباشند که بیماریهای قلبی ودستگاه گردش خون را به وجودمیآورند و دو علت اصلی مرگو میر در میان افراد سیگاری میباشد;سموم فوق از راه جفت به خون جنینمیرسند.
- سموم سیگار وارد خون مادر میشودو جنین به جای دریافت اکسیژن موردنیاز از این گونه سموم استفاده مینمایدو در نتیجه رشد جنین را با مشکلروبرو خواهد ساخت.
- این گونه نوزادان ضعیفتر و کموزنتر خواهند بود. بطور معمولنوزادانی که از مادران سیگاری به دنیامیآیند تقریبا 200 گرم از سایرنوزادان سبکتر هستند.
- ریتین حساس و ظریف نوزادان وکودک در صورت استنشاق هوایآلوده به دود سیگار بیشتر آسیبمیبیند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 18 |
اعتیاد چیست؟
اعتیاد را به عادت کردن خود گرفتن، خوگر شدن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند. به عبارت دیگر، ابتلای اسارات آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کار برد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند، به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد؛ در حالی که نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تامین دچار می شود(فدائی و سجادیه، 1365: 19).
معتاد کیست؟
معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد، یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته مس شود. (برژره، 1368:5) از نظر آسیب شناسی هر دارویی که پس از مصرف چنان تغییراتی را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و کسی که چنین موادی را مصرف می کند معتاد شناخته می شود.
تاریخچه اعتیاد در ایران
در مورد چگونگی ورود تریاک به ایران نظریات گوناگون و متفاوتی وجود دارد گروهی از تاریخ دانان ورود تریاک به ایران را یادگار یورش اعراب دانسته اند عده ای دیگر از مورخان نیز لشگریان مغول را عامل گسترش این چنین موادی در ایران پنداشته اند . آنچه بدیهی است ایرانیان خیلی بیشتر از حمله چنگیز با افیون و موارد استعمالش آشنایی داشته اند چنانچه دو پزشک ایرانی یعنی ابو علی سینا و رازی از نخستین دانشمندانی هستند که به مصرف مواد افیونی در طب گسترش بخشیدند .
با آنکه برخب از پادشاهان صفوی چون شاه طهماسب و شاه عباس به شدت با گسترش تریاک مبارزه کردند ولی از آنجایی که این دوران همزمان با رشد استعمارگران غربی بود سعی شد که از اعتیاد علیه جوامع در حال رشد بهره برداری شود به گونه ای که کشت خشخاش در روستاهای ایران متداول گشت و خرید و فروش آن معمول شد.
کشت خشخاش تا سال 1334ادامه داشت و از آن سال به بعد ممنوع اعلام شد و اداره نظارت بر مواد مخدر به وجود آمد که ظاهرا برنامه های زیر را دنبال میکرد:
1- جلوگیری از کشت خشخاش
2- مبارزه با قاچاقچیان مواد افیونی و مخدر به همت مقامات قانونی
3- مبارزه با اعتیاد و مداوای معتادان به افیون و مواد مخدر .
پدیده اعتیاد به مواد مخدر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 نیز به خاطر فراهم آمدن بعضی از شرایط مساعد از جمله جنگ بین ایران و عراق تحریم اقتصادی ، افزایش ، بیکاری ، گرانی و تورم و سایر مشکلات اجتماعی نیز به اوج خود رسید و آمار معتادان به طرز سرسام آوری رو به فزونی نهاد . 2سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی در سال 1359 لایحه قانونی تشدید مجازات و اقدامات تامینی و درمانی برای مداوا و اشتغال به کار معتادان در 25 ماده به تصویب رسید .
عوامل زمینه ساز مستعد کننده اعتیاد
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 27 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 32 |
اعتیاد
مقدمه
اعتیاد یکی از معضلات اساسی جامعة ماست و مهار و تهدید آن نیازمند توجه به وجوه گوناگون آن است. غیر از اینکه در سطح کلان از این معضل، جامعه زیانهای انسانی و مادی بسیار می بیند، به طوری که بخشی از نیروی فعال و یا در معرض خطر فعالیت با مصرف مواد مخدر، اسیر آن میشوند و برخی برای مقابله با آن (جلوگیری از توزیع و شیوع مواد و مبارزه با قاچاقچیان و بازپروری معتادان) زمان و هزینه بسیاری صرف میکنند و در نتیجه بخشی از سرمایة ملی این گونه هدر میرود، در سطح خرد نیز، هم فرد معتاد و هم اعضای خانوادة وی با مشکلات بسیاری مواجه میشوند، علاوه بر این که اعتیاد، معتادان را به انحراف و ناهنجاریهای دیگر نیز سوق میدهد.
قطعاً برای کاهش اعتیاد در جامعه راههای بسیاری وجود دارد: برخورد با باندهای بزرگ قاچاق، برخورد با قاچاقچیان و توزیع کنندگان خرد، برخورد با معتادان، افزایش آگاهی مردم و ایمنسازی افراد و خانوادهها از این جملهاند. در این میان، با توجه به این که تظاهر اجتماعی اعتیاد، وجود فرد معتاد است، نحوة برخورد با آن اهمیت ویژهای مییابد.
نحوة برخورد با معتادان را میتوان در چهر گروه جای داد:
الف) آنان را بازپروری کرد.
ب) آنان را زندانی کرد.
ج) آنان را اعدام کرد.
د) آنان را آزاد گذاشت و به حال خود رها کرد.
این چهار طریق خود متکی بر سه پیشفرض است: اول آنکه معتاد، فردی بیمار و اعتیاد نوعی بیماری قابل درمان است. از اینرو، باید معتادان را مورد بازپروری قرار داد. دوم آنکه معتاد مجرم است و اعتیاد نوعی جرم. از این جهت باید با معتادان برخوردهای تنبیهی شکل گیرد. این برخوردها به اشکال گوناگون خواهد بود، از جمله زندانی کردن و اعدام. منتها اعدام نوعی مجازات است که جامعه، بیشتر از شخص معتاد از آن تأثیر میپذیرد و سوم آنکه معتادان بیچارگانی هستند که دیگر اصلاحناپذیرند و باید آنان را آزاد گذاشت و به حال خود رها کرد تا زمان مرگشان فرا رسد.
در رویکرد اول نظر بر این که جامعه، خود نیز مسوول اعتیاد است و باید از طریق بازپروری معتادان هزینة این مسؤولیت را بپذیرد. ولی در رویکرد دوم نظر بر این است که فرد معتاد مقصر است و خود او باید هزینة اعتیادش را بپردازد.
در پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان (1382) پرسشی با این چهار شیوه برخورد طراحی شد که در این گزارش یافتههای آن ارائه میشود.
تعریف اختلالات مربوط به اعتیاد یا مبتنی بر کمیت، فراوانی و یا شدت رفتارهای مواد جویانه از طرف بیمار میباشد و یا اینکه اصطلاح ”مصرف غیر قانونی مواد“ مبنای تعریف اختلالات مربوط به اعتیاد قرار میگیرد.
امروزه در محافل دانشگاهی به جای اعتیاد از وابستگی به مواد (substance dependence) نام برده میشود، هر چند که در میان مردم این بیماری ”اعتیاد“ و خود بیمار به عنوان معتاد شناخته شده است.
بیمار وابسته به مواد علیرغم تجربه مشکلات متعدد ناشی از مصرف مواد قادر بر قطع مصرف آن نیست. مصرف مواد یک الگوی رفتاری ناسازگارانه و بیمار گونه است که بروز علائم رفتاری، روانی، شناختی و جسمی به اختلالهای بالینی در فرد مصرف کننده منجر میشود. این اختلالها عبارتند از:
1-ایجاد تحمل: بیمار در دفعات بعدی مصرف مواد برای رسیدن به سطح قبلی روانی و جسمانی ناشی از اثر مواد باید مقادیر بیشتری از آن را مصرف کند.
2-بروز علائم ترک: عدم مصرف مواد علائم جسمانی و روانی ترک مانند بیقراری، اضطراب، بیخوابی، درد عضلات، اسهال و استفراغ ظاهر میشود.
3-تمایل بعدی: هوس، در بیشتر بیماران پس از قطع مصرف مواد وجود دارد ولی بیمار قادر به کنترل هوس و ترک مصرف این کار نمیباشد
بیمار برای تهیه مواد، هزینه، وقت و سرمایههای دیگران و خانواده را مصرف میکند.4-
5-درپی استمرار مصرف مواد با تغییرات روانی و رفتاری در بیمار، مشارکت وی در فعالیتهای خانوادگی، اجتماعی، تفریحی و شغلی کاسته میشود.
6-علیرغم آگاهی بیمار از عوارض جسمانی و روانی مصرف مواد، بیمار قادر به عدم استفاده از آن نمیباشد. در تعریف علمی برای اینکه فردی را بیمار وابسته به مواد بدانیم لازم است حداقل 12 ماه الگوی مستمر مصرف مواد را داشته باشد.
موضوعات مطرحشده در بالا نکات آموزشی برای بیماران، خانواده آنان و همه افراد جامعه بهویژه جوانان است. همه باید این نکات را بدانند، و بدانند که حتی یکبار مصرف هم ممکن است فرد را بهسوی این همه مشکل بکشاند.
سوء مصرف مواد (substance abuse)
در مقابل بیماران ”وابسته“ کسانی هستند که اقدام به مصرف میکنند ولی با مشخصاتی که در بالا برای بیماران وابسته به مواد ذکر شد مطابقت ندارند. در این گروه شدت مصرف به حدی نمیباشد که وابسته تلقی شوند. این گروه از بیماران بارها و به طور متناوب مواد مصرف میکنند. الگوی مصرف این دسته بر خلاف گروه بالا مقاومت ناپذیر نبوده و جنبه اجباری ندارد. اما بهرحال نتایج مصرف و مخرب مواد را در پی دارد. از این موارد میتوان غیبت از مدرسه، محل کار، درگیری با همکاران و دوستان، عدم انجام تعهدات اجتماعی و خانوادگی، بی توجهی به فرزندان و خانواده و... را نام برد. الگوی مصرف به هر گونهای که باشد میتواند با مخاطرات فیزیکی مانند مصرف مواد هنگام رانندگی و خطرهای فراوان به دنبال آن همراه گردد. بهخاطر داشته باشیم یکبار مصرف ممکن است موجب سوءمصرف یا مصرف تفریحی شود و مصرف تفریحی موجب مصرف دائم و اعتیاد شده و خطر بعدی اعتیاد مصرف تزریقی و ایدز است.
علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 34 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
اعتیاد چیست؟ معتاد کیست؛
به نظر دکتر کلمن بشر برای زندگی در طبیعت آفریده شده و پیشرفت های او در راه زندگی ماشینی بسیار فراتر از توان طبیعی وی بوده و لذا در رویا رویی با مشکلات قرن بیستم در مقایسه با زندگی در طبیعت بایستی سازش بیشتری با محیط زیست از خود نشان دهد که خود موجب کنش و فشار بیشتری بر او است. از این رو برای تسکین خود به دنبال مواد مخدر و داروهای آرام بخش می رود علاوه بر این نویسنده در بیان علل و عوامل اعتیاد به تشریح نقش ارتباطات سریع بین المللی در جا به جایط فرهنگ مصرف مواد مخدر پرداخته و نیز صنایع تولیدی و تبلیغاتی مواد و داروهای مخدر منافع اقتصادی دولتهاییکه بخش مهمی از درآمد خود را از مالیات بر مواد مخدر تأمین می کنند و وسوسه های مالی برخی از مقامات دولتی و ارتباط آنها با صنایع مزبور را در اشاعه اعتیاد سهیم می داند نویسنده قانون گذاریهای غیر منطقی و مقطعی را که با ایجاد محدودیت برای مواد مخدر کم ضرر که موجب جایگزینی آن با مواد زیان بار تر می گردد و با همسان نمودن مواد مخدر کم ضرری چون کانابیس با مواد اعتیاد آور مضری چون هروئین سبب تضعیف حرمت قانون می گردد مورد انتقاد قرار می دهد.
دستورالعمل های کنترل و پایش همه گیری دخانیات:
مترجمان:دکتر محمدخواجه دلویی ودکترمرضیه مولوی نجومی.(سازمان جهانی بهداشت ژئو)
سخن ناشر: گفته شده است اگر دخانیات در آزمایشگاهها اختراع می شد و تمام اطلاعات امروزی در دست بود هیچ دولتی اجازه فروش آن را نمی داد ولی متأسفانه خطرات بهداشتی و سلامت ان مدتها بعد از مصرف وسیع آن مشخص می شود بر اساس نتایج حاصل از مطالعات مصرف دخانیات عامل 2/6 از کل مرگ ها و بیماریها در جهان است و این میزان تا سال 2020به بیش از سه برابر یعنی 9% خواهد رسید .
آسیب های مربوط به مصرف دخانیات هم سلامتی و هم درآمد را شامل می شود و بسیاری از کشورها را از منابع مورد نیاز برای توسعه محروم می سازد. مرگ زودرس قابل پیشگیری میلیون ها نفر از افراد آموزش دیده و مهارت یافته در سنین دارای حداکثر بازدهی یک ضایعه همگانی وفراتر از حدود ملی است کشور مانیز بطور جدی با این مشکل مواجه است به نحوی که مصرف سالانه دخانیات حدود 6000 میلیارد ریال و با درنظر گرفتن عوارض ثانوی این میزان 12000 میلیارد ریال در سال برآورد شده است.
همکاریهای بین المللی در مبارزه با مواد مخدر از دیدگاه حقوق بین الملل:
تألیف : احمد باقرزاده میانجی
مشکلات ناشی از اعتیاد به مواد مخدر با قدرت انقلاب صنعتی و اختراع ماشین و نزدیک شدن فواصل فی مابین ملت های جهان توسعه روزافزونی یافت و این توسعه پا به پای رشد صنعتی و مادی فراگیرتر شد و در حال حاضر عملاً میلیونها جوان و نیروی فعال انسانی را مصرف نا به جای مواد مخدر و داروهای روانگردان به زندگی انگلی کشانده و بیماریهای جسمی و روانی مصرف کننده را موجب گشته است.
اعتیاد چیست و معتاد کیست؟
نوشته دکتر ورنان کلمن؛ 78-79 ص 19
«طاعون قرن بیست و یکم: جهان امروز با مشکل اعتیاد دست به گریبان است شعار معتادان در اغلب کشورهای پیشرفته غربی به میلیونها نفر بالغ می گردد اعتیاد خانواده ها را فرو می پاشد و شخصیت و زندگی قربانیان خود را به اشکال بسیار گوناگون نابود و متلاشی می کند.»
«انواع اعتیاد:الکلآمفتامین ها, باربی توریت ها, بنرود یازپام ها, کانابیز
کوکائیندی کونال(هروئین), چسب ها(هروئین, مرفین, تریاک) توتون و....»
«علائم اعتیاد: معتادین به الکل تنها یک هدف در زندگی دارند بدست اوردن الکل و مصرف آن و نتیجتاً علاقه خویش را به دیگر جنبه های زندگی از دست می دهند از جمله زمان کار خویش را کم می کنند از دوستان خود اجتناب می ورزند و نسبت به بستگان بی تفاوتند و سرگرمی سابق خود را از دست می دهند و آنها بسیار دروغ می گویند مخفیانه کاری وعده بسیار می دهند و عمل نمی کنند و بی تفاوت به وضع ظاهر و مخل اجتماع هستند علائم ظاهری اعتیاد شامل لرزش ـ ارتعاش دست ـ سوء هاضمه ـ غش ـ تشنج ـ از دست دادن حافظه و تصادف منجر به جرح و افسردگی و اختلال در خواب».
ص 32«آثار احتمالی مصرف الکل در بلند مدت ممکن است به کبد و مغز ضرر برساند.»
ص40«خطرات اعتیاد به الکل: که طبق آمار منتشر شده از سوی سازمان بهداشت جهانی بین 1تا10درصد جمعیت دنیا متکی به مصرف الکل بوده و در این راه توان خویش را از دست داده اند. احتمال خطر مرگ برای فرد الکلی چهار برابر بیش از افراد غیر الکلی است و امکان ابتلا به امراض شدیدی مثل امراض کبدی و سرطان برای فرد الکلی بیشتر از سایرین است.»
ص77«کوکائین:"مصرف کنندگان کوکائین هیجان زده و بی حوصله بوده و ممکن است دچار تخیلات و اوهام گردند آنها احساس می کنند که بر روی پوست بدنشان چیزی در حال خزیدن است و عوارض احتمالی در بلند مدت لرزش بدن و افسردگی روانی است." »
ص 79 «برگ کوک در قرن نوزدهم به اروپا آورده شد و اگر چه بعضی از پزشکان از آن در شربتهای دارویی استفاده کردند اما به توجه مردم نیامد»
ص 87 «آثار قوی ویرانگر کوکائین, نکته مخاطره آمیز این است که اگرچه باز رهایی از کوکائین کیف سریعتر و بهتری را ایجاد می کند اما خطرناک تر است, یکی از مصرف کنندگان خطر مصرف کوکائین را به مانند پریدن از هواپیما بدون اطمینان از باز شدن چتر نجات توصیف کرده است یکی از عوامل و عوارض متداول آن مور مور شدن پوست بدن است که احساس می کند روی پوست بدن حشراتی حرکت می کند مسئله عمده کوکائین بر ذهن و مغز انسان است که با خطر دیوانگی مواجه است»
ص 96 (هروئین یا دیکلونال)(تریاک یا متادرن)(مرفین یا پتی دین)
«علائم اعتیاد: مصرف کنندگان هروئین معمولاً مردمک چشمهایشان کوچک است کم اشتها بوده ممکن است پرخاشگر باشند مصرف کنندگان هروئین معمولاً به یبوست و عوارض عمومی سرماخوردگی و یا لرزش دائمی در بدن دچار می شوند»
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
|
خلاصه |
Abstract |
|
اعتیاد از مسائل اساسی انسان امروزی است . در DSM- IV منظور از اختلالات مرتبط با مواد |
Addiction is an important problems of modern human . In DSM- IV substance – related disorders means a range of problems associated with the abuse of substances such as alcohol , heroin and other drugs that cause changes in thought , feeling and behavior . Abuse of substances usualy has casued the social ,occupational ,family , and physical problems.By interaction with neurotrans mitters the substances distrube the normal brain activties . The sub stances influence the reward centers of the brain. Considering etiology of addiction, theories and researches emphesize on factors such as social disorganization , peer pressure , family , genetic , emotional and mental problems . Law strategies , educational strategies , and therapeutic strategies have been proposed for control of addiction.
|
اعتیاد یکی از مشکلات اساسی جوامع امروزی است . کشور ما بدلیل شرایط خاص جغرافیائی ، سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی شرایط مستعدی را برای روی آوردن جوانان
به اعتیاد داراست . برهمین اساس یکی از تلاشهای مسئولین نظام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مبارزه جدی با مواد مخدر بوده است . هرچند که در ابتدا مبارزه با این مشکل اساسی به صورت برخورد قانونی بوده است ، اما بدلیل ناکار آمد بودن این روشهای قانونی در سالهای اخیر توجه به سوی درمان و پیشگیری از اعتیاد از طریق شناخت عوامل بوجود آورنده و استفاده از روشهای علمی معطوف شده است. در جدیدتربن تقسیم بندی اختلاف روانی DSM- IV از اختلالات مرتبط با مواد نام برده شده است . منظور از اختلالات مرتبط با مواد1 دامنه ای از مشکلات مرتبط با استفاده و سوء استفاده از داروهای مانند الکل ، کوکائین ، هروئین و دیگر موادی است که افراد برای تغییر در نحوه تفکر ، احساس و رفتار خود، استفاده می کنند. این مشکلات هزینه های فوق العاده انسانی ، مادی و اقتصادی دارند( دوراندو بارلو، 1997)2 در تعریف سوء استفاده از مواد دوراند و بارلو 1997 چنین عنوان کردند الگویی از استفاده از مواد روان گردان که منجر
به آشفتگی یا ضایعة مهمی در نقش های اجتماعی و شغلی و موقعیتهای حساس گردد.
بر اساس مطالعه مؤسسه تحقیق اجتماعی 3( ISR ) در آمریکا استفاده از مواد در دهه 70
و اوایل دهه 80 در آمریکا افزایش چشمگیری داشته است اما از سال 1993 کاهش در استفاده از مواد را نشان می دهد. ( به نقل از سیگل و سنا، 1997)4 همچنین بر اساس گزارش دپارتمان خدمات سلامتی و انسانی آمریکا5 درسال 1995 در بین سالهای 1979تا 1994 استفاده از داروهای غیر قانونی از 7/13% در کل جمعیت به 8/5% در سال 1994 رسیده است ( به نقل از دوراند و بارلو، 1997 ) چنین آماری حکایت از روشهای پیشگیرانه مؤثری در طول این دوره دارد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
درباره اعتصاب
در مرتبه اول باید توضیحی برای وقوع و انتشار اعتصابها پیدا کنیم. هر کس که اعتصابهایی را، چه از تجربیات شخصی خود و چه از گزارشات دیگران، و یا روزنامهها، بخاطر بیاورد فورا متوجه میشود که هر جا که کارخانه بزرگ برپا شده و بر شماره شان افزوده میشود اعتصاب اتفاق میافتد و بسط مییابد. بندرت ممکن است که حتی یک کارخانه بزرگ از میان کارخانههایی که صدها (و در برخی موارد هزارها) کارگر دارند پیدا کرد که در آن اعتصاب اتفاق نیفتاده باشد. زمانی که تعداد کارخانههای بزرگ در روسیه معدود بودند تعداد اعتصابها هم کم بود. ولی از زمانی که کارخانههای بزرگ چه در محلات صنعتی قدیم و چه در شهرها و دهات جدید شروع به زیاد شدن کردند، تعداد اعتصابها هم زیادتر شده است.
به چه دلیلی تولید کارخانههای عمده همیشه منجر به اعتصاب میشود؟ به این دلیل که سرمایهداری ناچار باید به مبارزه کارگران بر علیه کارفرمایان منجر شود و وقتی تولید به صورت عمده است این مبارزه ناچار صورت اعتصاب بخود میگیرد. این را توضیح میدهیم.
سرمایهداری نام آن نظامی است که در آن زمین، کارخانهها، وسائل و غیره... متعلق به تعداد کمی از ملاکین و سرمایهداران است، در حالی که توده مردم یا اصلا از هستی ساقط هستند یا مایملک بسیار کمی دارند و مجورند خود را به صورت کارگر کرایه بدهند.
صاحبان زمینها و کارخانهها کارگران را کرایه میکنند و آنها را به ساختن اجناس مختلف، از چه نوع فرقی نمیکند، وامیدارند؛ اجناسی که بعدا در بازار به فروش میرسانند. به علاوه مزدی که صاحبان کارخانهها به کارگران میدهند آنقدری است که فقط برای ادامه یک زندگی بخور و نمیر برای خودشان و خانوادهشان کفایت میکند در صورتی که آنچه کارگران مازاد بر این مقدار تولید میکنند، به صورت سود، به جیب کارخانهدار سرازیر میشود. بنابراین، تحت نظام سرمایهداری، توده مردم کارگران مزدور دیگران هستند، آنها برای خودشان کار نمیکنند بلکه بخاطر دستمزد، برای کارفرمایان کار میکنند. قرین به عقل است که کارفرمایان همیشه کوشش در کم کردن دستمزد دارند؛ هر چه به کارگران کمتر بدهند سود خودشان بیشتر است. کارگران سعی میکنند که بیشترین دستمزد ممکن را بدست بیاورند تا بتوانند برای خانوادهشان غذای کافی و سالم تهیه کنند، در خانههای خوب زندگی کنند، و مانند بقیه مردم لباس بپوشند نه بسان گدایان. بنابراین دائما دعوائی بین کارگران و کارفرمایان بر سر دستمزد جریان دارد. کارفرما آزاد است و کارگری را که بنظرش مناسبتر بیاید اجیر میکند و بنا بر این دنبال ارزانترین کارگر میرود. کارگر هم در انتخاب کارفرمای خودش آزاد است و بنابراین دنبال گرانترین کس میگردد. یعنی آنکه بیشترین مزد را بپردازد. یک کارگر، چه در شهر کار کند، چه خود را به مالک کرایه دهد و چه به یک دهقان ثروتمند، و یا یک مقاطعه کار و یا یک صاحب کارخانه، او همیشه با یک کارفرما طرف است و با او بر سر دستمزد دعوا دارد. ولی آیا برای یک کارگر تنها امکان دارد به تنهایی مبارزه کند؟ تعداد افراد کارگر رو به ازدیاد است. دهقانان در حال خانه خرابی هستند و از ده به سوی شهر و کارخانهها فرار میکنند. ملاکین و صاحبان کارخانهها در حال بکار انداختن ماشین آلاتی هستند که کارگران را از شغلهایشان محروم میسازد. در شهرها تعداد روزافزونی بیکار و در دهات بیش از پیش گدا پیدا میشود. برای کارگر دیگر دارد غیر ممکن میشود که به تنهایی با کارفرما مبارزه کند. اگر کارگر تقاضای دستمزد مناسبی بکند و یا به کم کردن دستمزدها رضایت ندهد، کارفرما به او خواهد گفت: بیرون! و اضافه خواهد کرد که دم دروازه تعداد زیادی مردم گرسنه وجود دارند که با خوشحالی حاضرند با دستمزد کم کار کنند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 19 |
انسانها در فراز و نشیبهای تاریخ همیشه از دردها و آسیبهای اجتماعی بسیاری رنج برده اند و همواره در جستجوی یافتن علل و انگیزه های آنها بوده اند تا رهها و شیوه هایی را برای رهایی ازآنها بیابند. از مجموعه این آگاهیها و تجربه ها و آموخته ها، توانسته اند زمینه های مطالعاتی و رشته های مختلفی را برای تبیین بی هنجاریها و نابسامانیهای زندگی اجتماعی پی ریزی کنند. حاصل این کار پیدایی دانش آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحراف) است. آسیب شناسی اجتماعی مطالعه بی نظمیها و آسیبهای اجتماعی همراه با علل و انگیزه های پیدایی آنها و نیز شیوه های پیشگیری و درمان این پدیده ها، به انضمام مطالعه شرایط بیمار گونه اجتماعی است؛ زیرا خاستگاه اصلی تبهکاری را باید در کل حیات اجتماعی از قبیل: فقر، تورم، گرانی، بیکاری، فقدان امنیت مالی و حقوقی و دیگر عواملی که باعث محرومیت می شوند. زمینه مساعدی را برای انواع مختلف آسیبهای اجتماعی چون: خودکشی، سرقت، اعتیاد به مواد مخدر، الکلیسم، طلاق، گدایی و… فراهم می آورند. از این رو مفهوم آسیب شناسی گسترده وسیعی پیدا می کند و از ابعد ارزشی و کاربردی فراوانی برخوردار می گردد.
تعریف آسیب شناسی اجتماعی
آسیب شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظیمها در ارگانیسم در پزشکی به فرآیند به علت یابی بیماریها، آسیب شناسی گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه می توان اسیب شناسی اجتماعی را مطالعه و ریشه یابی بی نظمی های اجتماعی تعریف کرد.
در واقع، آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، روسپیگری، طلاق. ولگردی، گدایی و... همراه با علل و شیوه های پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است.
اعتیاد چیست؟ معتاد کیست؟
اعتیاد چیست؟ اعتیاد را به عادت کردن خود گرفتن، خوگر شدن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند. به عبارت دیگر، ابتلای اسارات آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کار برد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند، به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد؛ در حالی که نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تامین دچار می شود(فدائی و سجادیه، 1365: 19).
معتاد کیست؟
معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد، یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته مس شود. (برژره، 1368:5) از نظر آسیب شناسی هر دارویی که پس از مصرف چنان تغییراتی را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و کسی که چنین موادی را مصرف می کند معتاد شناخته می شود.
عوارض جسمی
1.تریاک و مشتقات آن دندانها را کثیف و آسیب پذیر کرده، مخاط دهان را ملتهب می سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقی می گردد.
2.ورود مرفین یا هروئین به بدن، کار دستگاه عصبی را در سطوح مختلف تغییر می دهد و در صورت تداوم، آن را به بدکاری مزمن و دایمی سوق می دهد. (تقوی: 1370: 97).
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 43 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
آرون تی بک
آرون تمکین بک ( -1921) در پرووینس، رد آیلند به دنیا آمد. دوران کودکی او پر از ناملایمات بود و بیماری مهلکی موجب وقفه در تحصیلات اولیه وی شد. با این حال بر این مشکل غلبه کرد و یک سال از همکلاسی های خود جلو افتاد( ویشار، 1993) . او در طول زندگی خود با انواع ترسها دست به گریبان بوده است: ترس از زخم خونین، ترس از خفگی، فوبی تونل، نگرانی درباره سلامتی، و اضطراب سخنرانی در حضور مردم. بک از مشکلات شخصی خود به عنوان مبنایی برای شناختن دیگران و ساختنم نظریه خویش استفاده کرد. بک از دانشگاه براون و دانشکده پزشکی ییل فارغ التحصیل شد. ابتدا به عصب شناسی علاقه داشت ولی بعداً در دوره رزیدنسی به روان پزشکی تغییر رشته داد. بک شخصیت پیشگام در درمان شناختی، یکی از بانفوذ ترین و از لحاظ تجربی، معتبرترین رویکردها به روان درمانی است. درمان شناختی جامع ترین نظریه افسردگی در دنیا نیز هست.
بک سعی کرد نظریه افسردگی فروید را تایید کند ولی پژوهش او باعث شد که با مدل انگیزش فروید و توجیه افسردگی به عنوان خشم هدایت شده به سمت خود وداع کند. بک در نتیجه این تصمیم به مدت چند سال متحمل انزوا و طرد از جانب جامعه روان پزشکی شد. بک از طریق تحقیق خود نظریه شناختی افسردگی را به وجود آورد. او دریفات که شناخت های افراد افسرده با خطاهایی در منطق مشخص می شوند که آن را « تحریفهای شناختی» نامید. از نظر بک، افکار منفی بیانگر عقاید و فرضهای کژکار زیر بنایی هستند. وقتی که رویدادهای موقعیتی این عقاید را راه می اندازند. الگوی افسردگی به جریان می افتد. بک معتقد است که درمانجویان می توانند در تغییر دادن تفکر کژکار نقش فعالی داشته باشند و بدین ترتیب از اختلالهای روان پزشکی رهایی یابند. پژوهش مستمر او در زمینه های آسیب شناسی روانی و استفاده از درمان شناختی جایگاه برجسته ای را در جامعه علمی ایالات متحده برای او به ارمغان آورده است.
بک در سال 1954 به درپارتمان روان پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا پیوست و در حال حاضر در آنجا استاد روان پزشکی است. پژوهش پیشگام بک، اثر بخشی درمان شناختی را برای افسردگی به اثبات رسانده است. او درمان شناختی را با موفقیت در مورد افسردگی، اختلالهای اضطراب فراگیر و وحشتزدگی، الکلیسم و سوء مصرف دارو. اختلالهای خوردن. مشکلات زناشویی و رابطه ای، و اختلالهای شخصیت اجرا کرده است. او برای افسردگی، ریسک خودکشی، خود پنداره، و شخصیت مقیاسهای ارزیابی ساخته است. او بانی انستیتوی بک است که مرکز پژوهشی و آموزشی به سرپرستی یکی از چهار فرزند او به نام دکتر جودیت بک است. او 50 سال است که ازدواج کرده و هشت نوه دارد. آرون بک مفتخر است که روی پرورش دادن مهارتهای درمان شناختی صدها متخصص بالینی کار کرده است. آنها به نوبه خود مراکزی را برای درمان شناختی پایه گذاری کرده اند.
رویکردهای شناختی – رفتاری مانند رفتار درمانی بسیار متنوع هستند ولی در این ویژگیها مشترکند: 1- رابطه مشترک بین درمانجو و درمانگر، 2- این اصل که پریشانی روان شناختی عمدتاً حاصل آشفتگی هایی در فرایندهای شناختی است، 3- تمرکز روی تغییر دادن شناختها برای ایجاد تغییرات مطلوب در عاطفه و رفتار، و 4- درمان کوتاه مدت و آوزشی متمرکز بر مشکلات خاص ( آرنکف و گلاس، 1992؛ دایسون و بلاک 1988؛ ویشار، 1993). همه رویکردهای شناختی – رفتاری بر مدل روانی – آموزشی منظم استوار هستند و همگی بر نقش تکلیف، واگذار کردن مسئولیت به درمانجو برای پذیرش نقش فعال در جلسات درمان و بیرون از آن، و استفاده از انواع راهبردهای شناختی و رفتاری برای به وجود آوردن تغییر تاکید دارند.
درمانی شناختی- رفتاری به مقدار زیاد بر این فرض استوار است که بازسازی اظهارات شخصی فرد به بازسازی برابر در رفتار او منجر خواهد شد. مایکنبام(1977) می نویسد که در چارچوب نظریه یادگیری، درست به همان صورتی که رفتارهای آشکار را می توان مستقیماً مشاهده کرد، شناختهای درمانجویان رفتارهای آشکاری هستند که می توانند شخصاً تغییر یابند. بنابراین، فنون رفتاری نظیر شرطی سازی کنشگر، سرمشق گیری، و تمرین رفتاری را نیز می توان برای فرایندهای ناآشکار و ذهنی تفکر و گفتگوی درونی به کار بست. رویکردهای شناختی – رفتاری که در این فصل مورد بحث قرار می گیرند انواع راهبردهای رفتاری را به عنوان بخشی از مخزن یکپارچه کننده آنها شامل می شوند.
درمان شناختی آرون بک
مقدمه
آرون تی. بک در نتیجه پژوهش خود درباره افسردگی، رویکردی را ابداع کرد که به درمان شناختی (CT) معروف است ( بک ،1963،1967) . مشاهدات او در مورد درمانجویان افسرده معلوم کرد که آنها در تعبیر کردن رویدادهای خاص زندگی سوگیری منفی دارند و همین به تحریف های شناختی آنها کمک می کند( داتیلیو، 2000). درمان شناختی با رفتار درمانی عقلانی – هیجانی شباهت هایی دارد. هر دو رویکردهای فعال، رهنمودی ، کوتاه مدت، متمرکز بر زمان حال، مشترک، و ساخت دار هستند ( بک، راش، شاو، و امری،1979).
درمان شناختی مانند رفتار درمانی عقلانی – هیجانی، درمانی بینش مدار است که بر شناسایی کردن و تغییر دادن افکار منفی و عقاید ناسازگارانه تاکید می کند. بنابراین درمان شناختی مدلی از آموزش روانشناختی است. رویکرد بک بر این منطق نظری استوار است که نحوه ای که افراد تجربیات خود را درک می کنند و سازمان می دهند، چگونگی احساس کردن و رفتار کردن آنها را تعیین می کند. فرضهای نظری درمان شناختی عبارتند از : 1- ارتباط درونی افراد در دسترس درون نگری قرار دارد، 2- عقاید درمان جویان معانی شخصی زیادی دارند، و 3-به جای اینکه درمانگر این معانی را آموزش دهد یا تعبیر کند، خود درمانجو می تواند به آنها پی ببرد( ویشار، 1993).
بک نظریه خود را مستقل از الیس به وجود آورد ولی آنها تبادل نظر کرده اند. بک این امتیاز را برای الیس قایل شد که مفهوم اساسی تمرکز کردن روی عوامل شناختی را به عنوان راهی برای تغییر دادن احساسها و رفتارها معرفی کرد. الیس بک را آدم بسیار روشنفکری در نظر می گیرد که از طریق پژوهش خود خدمات مهمی به روان درمانی کرده است ( ویشار، 1993).
نظریه بنیادی درمان شناختی بر این باور است که برای آگاه شدن از ماهیت یک واقعه هیجانی یا آشفتگی، تمرکز کردن روی محتوای شناختی واکنش فرد به آن رویداد ناراحت کننده یا جریان افکار ضرورت دارد ( درابیز وبک ، 1988). هدف این است که با استفاده از افکار خودکار درمانجویان برای دستیابی به طرحواره های اصلی و بازسازی طرحواره، نحوه ای که آنها فکر می کنند تغییر داده شود. این کار با ترغیب کردن درمانجویان به گردآوری و ارزیابی شواهدی که از عقاید آنها حمایت می کنند صورت می گیرد.
اصول بنیادی درمان شناختی
بک که برای مدت چندین سال از روان کاری استفاده می کرد به « افکار خودکار» درمانجویان خود علاقمند شد. افکار خودکار عقاید خصوصی هستند که محرکهای خصای آنهلا را راه می اندازند و به پاسخهای هیجانی منجر می شوند.بیش ز خشمی که به خود برگردانده شده باشد، یعنی آن گونه که فروید در مورد افسردگی نظریه پردازی کرده بود، در تعبیر یا تفکر آنها سوگیری وجود دارد. بک از درمانجویان خواست به افکار منفی خود که با وجود مغایرت با شواهد عینی ادامه می یابند توجه کنند و از این بررسی، جامع ترین نظریه افسردگی در دنیا را به وجود آورد.
بک معتقد است افرادی که مشکلات هیجانی دارند مرتکب « خطایی در منطق» می شوند که واقعیت عینی را به سمت خود خوار شماری متمایل می کند. درمان شناختی، مشکلات روانی را نشای از فرایندهای پیش پا افتاده ای چون تفکر معیوب، استنباط های غلط بر پایه اطلاعات ناکافی یا نادرست ، و ناتوانی در متمایز کردن خیال از واقعیت می داند. اجازه دهید برخی از خطاهای منظم در استدلال را بررسی کنیم که به فرضهای غلط و سوء برداشتها منجر شده و تحریفهای شناختی نامیده می شوند ( بک و همکاران، 1979، بک و ویشار، 2000؛ داتیلیو و فریمن ، 1992).
بک ( 1976) می نویسد که در گسترده ترین حالت، « درمان شناختی از تمام رویکردهایی تشکیل می شود که پریشانی روانی را از طریق اصلاح کردن برداشتهای معیوب بر طرف می کند» (ص 214). از نظر او، مستقیم ترین راه برای تغییر دادن هیجانها و رفتارهای کژکار، تغییر دادن تفکر نادرست و کژکار است. درمانگر شناختی به درمانجویان می آموزد چگونه این شناختهای تحریف شده و کژکار را از طریق فرایند ارزیابی تشخیص دهند. درمانجویان از طریق تلاش مشترک یاد می گیرند افکار خود را از وقایعی که در عمل روی می دهند متمایز کنند. آنها از تاثیری که شناخت بر احساسها و رفتارهای آنها و حتی بر وقایع محیط دارد آگاه می شوند. به درمانجویان آموزش داده می شود افکار و فرضهای خود، مخصوصاً افکار خودکار منفی خویش را تشخیص دهند.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 11 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 9 |
ارتباط، علل، دلایل و راهکارها
نوشتار حاضر در سه بخش، تحت عناوین زیر سامان یافته است:
الف) مدخل بحث
1) از دلایل انحراف در ارتباطات اجتماعی، فقدان مباحث تئوریک و عدم معرفی الگوهای مناسب و قابل تقلید از سوی نخبگان فکری، فرهنگی، حوزوی و دانشگاهی است. این مقاله در یک نگاه عقلی به تعلیل ارتباطات بین دو جنس مخالف پرداخته و با تقسیم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دلیل» نکاتی را در رابطه با هر یک به بحث گذاشته است. در انتها نیز برای پیشگیری از خطرات فراراه و چاره جویی مشکلات و دردهای موجود، نکاتی مطرح گردیده است.
2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را می توان در یک دسته بندی دقیق و منطقی، به دو قسم هویت نوعی و صنفی تقسیم نمود:
2-1 ) هویت نوعی و صنفی: هویت هر فرد در یک مبنا به سطح هویت شخصی، فکری و روحی قابل تقسیم است و در مبنای دیگر به دو سطح هویت فردی و جمعی تقسیم می شود (1). در این مقاله هویت به دو سطح نوعی و صنفی تقسیم می شود.
منظور از هویت انسانی(نوعی) آن خصوصیاتی است که دختر و پسر را به عنوان انسان در بر می گیرد و از سایر حیوانات و موجودات متمایز می کند. اما در هویت صنفی (جنسی) به دنبال بیان ممیزات دختران از پسران هستیم.
2-2) زن و مرد در هویت انسانی (نوعی) مشترک اند. وجه ممیز انسان از حیوانات و موجودات دیگر نیز عقل است(2). از نتایج اشتراک دختر و پسر در هویت انسانی آن است که عقلانیت، علم، آگاهی، خلاقیت و نوآوری برای زن و مرد ممکن است. و در این حوزه ها می توانند با هم رقابت کنند و ارتباط داشته باشند.
مدعای دیگر این مقاله آن است که هویت جنسی (صنفی) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتیجه جسم این دو صنف با هم متفاوت است و رعایت نکاتی در شیوه پوشش و لباس برای هر دو لازم و ضروری است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نیز با بحث زیبایی آنها و لزوم حفظ زیبایی و عدم سوء استفاده دیگران از آنها و عدم عرضه ارزان زیبایی زنان قابل توجیه است(3).
2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقی، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 52 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 12 |
ارتباطات
عمده تعریفی که از ارتباطات مطرح شده است و عموماً مبنا برای تعاریف دیگر نیز هست، این تعریف دکتر محسنیان راد است: «فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده،مشروط بر آنکه درگیرنده پیام مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده پیام ایجاد شود.» این تعریف دربرگیرنده آن است که هرچه بین پیام یا در واقع معنی درون پیام فرستنده و معنی دریافتی از سوی گیرنده شباهت بیشتری باشد ارتباط کامل تر خواهد بود.
دکتر محسنیان راد در کتاب «ارتباط شناسی» سه شکل برقراری ارتباط و نتیجه آن طبق تناظر دو معنی از سوی فرستنده و گیرنده را معرفی کرده است:
فقدان ارتباط
ارتباط ناقص
ارتباط کامل
(ارتباط با خود) فرا ارتباط
عمده کلیه واژه های ارائه شده از تعاریف ارتباطات عبارتند از:
اقناع، اشتراک فکر، تاثیرپذیری، تاثیرگذاری، تغییر رفتار، جستجو برای پاسخ، درک عملی، داشتن علائم مشابه، درک معنی، همانندی تجربه، انتقال معنی، انتقال اطلاعات، دریافت پیام و...
مفهوم خود
خود در جریان ارتباط شکل می گیرد. نوزادان در بدو تولید هیچ شناختی از خود ندارند و این شناخت در جریان اولین نشانه های ارتباطی با محیط اطراف، پدر و مادر و اطرافیان حاصل می شود انسان در جریان برخورد و تعامل با دیگران با خودش آشنا می شود و در نتیجه اظهارنظر دیگران در مورد خودش، این اظهارنظرها را می پذیرد. مفهوم خود در بدو تولد ابتدا در برخورد با خانواده شکل می گیرد. در برخورد و برقراری ارتباط با گروه همسالان تثبیت شده و در جریان روابط اجتماعی در سطحی وسیع تر تکامل می یابد مفهوم خود، در حقیقت، محصول درونی شدن دیدگاههای افراد خاص و افراد معمولی است.
ارتباط با خود
در این دوران که ما زندگی می کنیم، مردم به ویژه آنهایی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند از احساس وحشتناکی به نام « تهی بودن» رنج می برند. هرچند که رسانه های جمعی در پهنه ای وسیع با انسان در ارتباطند و او را سرگرم می کنند، اما انسان ناکام و درمانده در برابر کویر زندگی خویش قرار می گیرد. این «درون ناخودآگاه» است که در برخورد و ایجاد ارتباط مهمترین وسیله یا فضای ارتباطی است. در عین اینکه خود این دورن ناخود آگاه ارزشمندترین مخاطب فرد است. هندوهاو چینی ها با انجام حرکاتی چون «یوگا» به این ارتباط دست یافته اند. انسان به دو دلیل عمده در ارتباط با خود دچار مشکل می شود؛